نـــداشـتنتـــــــــــــ
نـــخواستنتـــــــــــ ...
نــــبودنـتــــــــــــــ ـ
همــــــه قــبـــــــول!!
فــقــطـ لحظــه هـایی کــه هسـتی نـــگــــــاهــــــم کــــن...
همیـــــــن!!
Printable View
نـــداشـتنتـــــــــــــ
نـــخواستنتـــــــــــ ...
نــــبودنـتــــــــــــــ ـ
همــــــه قــبـــــــول!!
فــقــطـ لحظــه هـایی کــه هسـتی نـــگــــــاهــــــم کــــن...
همیـــــــن!!
دِلـَـــــمــ ؛
گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد !
گـ ـاهے میــ ـسوزَد !
و حَتے گــ ـاهے ،
گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ
میـــ ـشِکَند !
امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا
دست هایم ازنفس افتاده اند
در جستُ جوی
دستان تو...
بی خبر از آن که
دستانت در دستان دیگری
جاخوش کرده اند ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من به قلبم
افتخار می کنم!
با آن بازی شد،
... زخمی شد،
به آن خیانت شد،
سوخت و شکست
اما....
بطریقی هنوز کار می کند......
دل من همانند اتوبوس های شهر شده !
غصه ها سوار میشوند فشرده به روی هم و من راننده ام که فریاد میزنم :
دیگر سوار نشوید !!! جا نیست:n28:
بی شک آغوش تو
از عجایب دنیاست
واردش که می شوم زمان بی معنا می شود
هیچ بعدی ندارد
بی آنکه نفس بکشم ،روحم تازه می شود
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تـــــــــ♥ـــــــــو
+خاطراتت + چشمانت +دستانت + لبخندت +اشکت....
چند نفر به یک نفر؟؟؟
ﺩﻟــــــﺘﻨﮕﯽ . . . ﺣـــــﺲ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔـﺎﻫﯽ ﺗــــ ♥ـــــﻮ
ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ . . .
ﮔـﺎﻫﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸــــﻪ . . .
ﮔـﺎﻫﯽ
ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻟــﺎﻥ . .
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تـ ـو بـ ـرو…
مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تربروی…
می گویـ ـم : برو “خیـ ـالی نیسـ ـت “
امـ ـا…
کیسـ ـت که ندانـ ـد…
بی تـ ـو…
تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت…
“خیـ ـال توسـ ـت” …
.
مست تو که می شوم
خودم را به باد میسپارم
و غرق می شوم
فرقی نمیکند که تو کجا باشی
چشمانم را که ببندم
***تو اینجایی***
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دلــم میخــواهــد بخــوابم
راحــتـ و آســوده
مثــل مــاهـی حــوضمــانـــــ
كــه چنـد روزی اســتــ
روی آبـــــ خـوابیــده...
کــاش !می دانستــی ;"جهانــم "بــی تــوالــف نــدارد ......جهانم-الف = جهنم
آرزویـــ خیلیـــ ها بودمــــ
از آنـــ دستـــ نیافتنیــــ هایشانــــ….
سادهـــ اسیرتـــ شدمــــ کهـــ قدر ندانستیــــ…!!!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بگـــذر تابستان
حالم با تـــو خوب نمی شـــود
پاییــز حال مرا خوب می شنـــاسد...
از من بریده ای و صدایم نمیکنی....
چون درد در منی و رهایم نمیکنی...
گمگشته ام در میان تماشای چشم تو..
از این جنون تلخ جدایم نمیکنی...
هر شب چو باد میوزم از داغ یاد تو...
آخر چرا ؟ چه شد؟که یادم نمیکنی...
گاهی
هوس میکنم
در آغوشت حل شوم !
باهمه سردیت،
هنوز
برایم گرمترین حس دنیایی ...!!
شعرها
زود فراموش میشوند از ذهن
و تو..
شعر ناتمام ذهن منی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به چشم هایَت بگو
انقدر برای دلم رجز نخوانند
من اهل ِ جنگ نیستم،شاعرم
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت اگر توانستی مرا در آغوش نگیر ...!
چه تقدیربدیست !
من اینجا بی تو می سازم
و تو، آنجا با او می سازی...!!!
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود
انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت
طعــم پیامکی کــه میگـــوید :
" کجایـی نگران شدم "
قرعه کشی تمام شد.....
و تو به اسم دیگری درآمدی....
تقدیر جای خود....
لعنتی حداقل، اسم مراهم در کیسه ات میگذاشتی....
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چقدر سخت است با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن.
کاش میشد با پا پس زد و با دست پیش کشید.
آری اینگونه راحت تر میتوان در آغوش کشید.
دلگیرم از جغرافیــــــا !
از فاصـــــله ای که بین و منــــو تــــو ثبت کرده!
یک روز جغرافیا را به دار خواهم کشید
بیرحم ترین است در زندگی من!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
.
هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد،
آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت،
باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هـمیـشـه بـرایـم ســــوال اسـت :
اگـر قـرار بـود روزی او را نـبـیـنـم ....
چــرا خــــــدا خـواسـت کـه دوســـتــــش داشـتـه بـاشـم ؟
تیک تیک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و...
دقایق برای ساعتها نجوا می کنند....
ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و....
روزها ،ماه ها را و ....
ماه ها..... سالها را
واین چنین می شود که ایام می گذرد
ومن روزهای بی قراری و دلتنگی و تنهاییم را
باهزار روایت بی الفبا از حضور تو ترسیم می کنم و...
می گویم:.
.
.
انگار همین دیروز بود
ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،
چـــــون در آن گـلـه ای نـیـسـتــــ
گـاهـی سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـد
گـاهـی دلـی را بـدسـتـــــ مـی آورد
گـاهـی از دلتـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـد
گـاهـی بـغـض در گـلـو خـفـتـه اسـتـــــــ
گـاهـی حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــ
گـاهـی اوقـاتـــــ سـکوتــــــ سـخـن بـی کـلام اسـتـــــ
و گـاهـی سـکـوت گـریـه بـی صـدای دل یـکــ عـاشـق اسـت
کوتاهترین قصه ی دنیا:
رفتـــــــــــ …!
ســـرفه هايـــم ..
صـــداي خرده شيـــشه ميـــدهـــد .....
فكر كنم دلــــــم شكســـته !
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﮎ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﺩﻭﺍ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ
ﮔﺎﻫﯽ
ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺣﺮﻓﯽ
ﺗﻠﺨﯽ ﻧﮕﺎﻫﯽ
ﺧﻮﺏ ﺗﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ......
خواستم چشمانت را از پشت بگیرم اما دیدم طاقت اسمهایی را که میگویی ندارم........
تــــو را..از رویای شبهایم
از قلبـــــــی که..مهربان می خوانندش
از چشـــمـــهای مشتاقم..از لـــب های سخنگویم
تــــــــو را..از هستــــــــــــی ام
بیـــرون کرده ام
صدایــــــــم کن..تا ..
دور تــر نشدی
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گـفـت :
دعـا کـنـی مـی آیـد . . .
گـفـتـم :
آنـکـه بـا دعـایـی مـی آیـد . . . بـا نـفـریـنـی مـی رود !
حـال روزی . . .
خـواسـتـی بـیـایـی . . .
بـا دعـا نـیـا . . . بـا دل بـیـا !!
گلوی من،ابری ترین تکه ی آسمان است...
اما نمیدانم چرا همیشه،
باران از چشمان تو آغاز می شود...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هر کسی برای خودش خیابانی دارد…
کوچه ای…
کافی شاپی..
و شاید عطری…
که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کـودک مـیـشـوم . . .
بـهـانـه گـیـر تـر از قـبـل . . .
حـسـاس تـر از گـذشـتـه . . .
کـودک تـر از هـمـیـشـه تـو بـزرگ مـیـشـوی . . .
مـرد مـیـشـوی . . .
قـوی و مـحـکـم . . .
آغـوشـت هـم خـواسـتـنـی تـر از هـمـیـشـه . . .
و مـ ـن بـا تـمـام کـودکـیـم . . .
خـودم را گـم مـیـکـنـم . . .
بـیـن یـک دنـیـا مـردانـه ی ِ تـ ـو
کـآش ...
سرِ درِ بـهشـتــ ؛
کسـ ـي باشـَد که بپرســَد :
آدمـي یـا فرشـتـ ـه ؟
و مـَن با صدای ضـعیفــم
که از زجـه رو به بـی صـدایی رَفــته ،
بــگویـَم :
زَن -َـم
و ایـن بـار
همه نگـاهَم کُنند :
نـَه به خاطـِر موی بُلَندَم
نه چشـمان معصـومَم
و نه لرزشِ صدایـَم
.
.
.
بـلکـه به خاطِر روحِ خدا که در من دمـیده شده
و همه ،
تحســین کـُنَند ؛
شـُجاعَـتـ ،
صـداقَتـ
وَفـ ـآ
و نجـآبـَتَم را
در آن کره خاکی
تنهایی میشه بازی کرد
تنهایی میشه خندید
تنهایی میشه...سفر کرد
ولی خیلی سخته تنهایی رو تحمل کرد...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جادوی حضور شیرینت
غیر قابل وصف است
تویی که هر روز تکرار می شوی
امـــا
تکراری نمی شوی...
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست...
مثل آرامش بعد از یک غم...
مثل پیدا شدن یک لبخند...
مثل بوی نم بعد از باران...
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست...من به آن محتاجم