ای زلف تو بند و دام عاشق
ای روی تو ناز و کام عاشق
در جستن تو بسی جهانها
بگذشته به زیر گام عاشق
بنمای جمال خویش و بفزای
در منزلت و مقام عاشق
وز شربت لطف خویش تر کن
آخر یک روز کام عاشق
Printable View
ای زلف تو بند و دام عاشق
ای روی تو ناز و کام عاشق
در جستن تو بسی جهانها
بگذشته به زیر گام عاشق
بنمای جمال خویش و بفزای
در منزلت و مقام عاشق
وز شربت لطف خویش تر کن
آخر یک روز کام عاشق
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به اب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در ان هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
در صورت و معنی که تو داری چه توان گفت
حسن تو ز تحسین تو بستست زبان را
شب همگي خوش!!
اسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
ازو پرسم که این چونست و آن چون
یکی را داده صد گونه نعمت
یکی را قرص جو آلوده در خون
ناله می لرزد، می رقصد اشک
آه، بگذار که بگریزم من
از تو، ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
نکن خیال که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم
اونوره دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور تنها مگه میذارمت
تنها مگه میذارمت
اونوره دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور تنها مگه میذارمت
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سجودی
چه گریزی ز بر من
که ز کویت نگریزم !
ما نعره به شب زنیم و خاموش
تا درنرود درون هر گوش
تا بو نبرد دماغ هر خام
بر دیگ وفا نهیم سرپوش
بخلی نبود ولی نشاید
این شهره گلاب و خانه موش
شب آمد و جوش خلق بنشست
برخیز کز آن ماست سرجوش
شايد اين جمعه بيايد...شايد
پرده از چهره گشايد...شايد
دست افشان...پاي کوبان مي روم
بر در سلطان خوبان مي روم
مي روم بار دگر مستم کند
بي سر و بي پا و بي دستم کند
مي روم کز خويشتن بيرون شوم
در پي ليلا رخي مجنون شوم