نمیدونم. من فکر میکنم ریاضی خلق کردنی نیست.
Printable View
نمیدونم. من فکر میکنم ریاضی خلق کردنی نیست.
دوستان موافقید در مورد مرگ بحث کنیم؟
برای چی باید میشد؟!نقل قول:
---------- Post added at 07:18 AM ---------- Previous post was at 07:16 AM ----------
بد نیست....نقل قول:
دوستان موافقید در مورد مرگ بحث کنیم؟
پس وجود خدا رو هم نباید قبول داشته باشید ...نقل قول:
گرچه زیاد فلسفی نیست ... ولی بحث خوبی میشه ... به شرطی که بحث مربوط به فلسفه باشه ... نه متافیزیک !نقل قول:
چرا ؟ ..........نقل قول:
---------- Post added at 06:33 PM ---------- Previous post was at 06:31 PM ----------
نظر شما در باره ریاضی چیه؟ سعیددز و دنیلو
تعریف خدا ...نقل قول:
قدرتی که خالق خالق همه چیزه ... همه چیز از اوست ... قادر مطلقه ... و دانای مطلق ...
خالق ، قادر ، دانا ... سه چیز که در تمام تعریف های خداوند مشترک و ثابته ...
شما که میگید ریاضی خلق کردنی نیست ، یعنی خدا از خلقش عاجزه !! و میگید خدا در تغییرش هم عاجزه ، یعنی قادر مطلق هم نیست . دیگه کم مونده بگید خدا ریاضی هم بلد نیست و بزنید داغون کنید برید خدا رو :31::21:
البته من نمیگم حرفتون غلطه یا درست... ممکنه نظر شما در مورد ریاضی درست باشه ، خیلی هم نا محتمل نیست ... :46:
به این دلیل گفتم که قاعدتا نباید خدا رو قبول داشته باشید ...
[QUOTE=Mohammad Hosseyn;5894877]
آخه ریاضی چیز نیست که بخواد خلق شه! یعنی چیز به اون معنی نیست...نقل قول:
قدرتی که خالق خالق همه چیزه ... همه چیز از اوست
اگرم خدا بزنه 1+2 رو 4 بکنه یعنی کاری رو بی حساب انجام داده. خدا که بی حساب کار نمیکنه.
این نتیجه گیری معقول نیستنقل قول:
به این دلیل گفتم که قاعدتا نباید خدا رو قبول داشته باشید ...
[QUOTE=mm92;5895627]دوست من ، من اصلا راجع به ریاضی قضاوت نکردم ... از یه استدلال و نتیجه گیری ساده استفاده کردم ...نقل قول:
الف ) شما یه x باور دارید
ب) x با y مغایر است
نتیجه ) شما به y باور ندارید .
من اصلا اینجا کاری ندارم x درسته یا y درسته ... فقط می خوام بگم این دوتا با هم سازگار نیست ...
چرا سازگار نیست رو هم گفتم ...
دوباره تعریف خدا رو میگم ...
قدرتی که خالق همه چیزه ، قادر مطلقه ، دانای مطلقه .
درسته ما میگم خدا کار بیهوده نمی کنه ... ولی دلیل بر این نیست که ما معیاری داشته باشیم که بخوایم بیهودگی کار خدا رو بسنجیم ... در ضمن این جزء تعریف خدا نیست .. یه نتیجه گیریه ...
اصولا وقتی کلمه خدا رو بکار میبریم باید مفهوم بینهایت و نا محدود رو در ذهن داشته باشیم ... وقتی بگیم خدا به ریاضیات محدوده ، در واقع تعریف خدا رو زیر سوال بردیم ...
من بدون اینکه بگم ریاضیات چه خاصیتی داره ... با توجه به تعریفی که از خدا داریم ، میگم این دوتا باور شما کنار هم جا نمیگیره ...
امیدوارم منظورم رسیده باشه کاملا ...
آیا خدا قادر به ظلم و بیرحمی هست؟نقل قول:
قادر مطلقه
بله ... وقتی میگم قادر مطلق دیگه این که آب خوردنه واسش ...نقل قول:
دقت کنید من قادر بودن و عامل بودن رو یکی نمی دونم ... بالاخره اختیار داره خدا که ظالم باشه یا نباشه ... ولی قدرتشو داره ...
=-=--=-=-=
به یه چیزی دقت کنید ... من این حرفا رو میزنم ، عقیده خودم ممکن این باشه که اصلا خدایی وجود نداره ... داریم با یه تعریف مشخص صحبت می کنیم ... منم گفتم اگه اون تعریفو قبول دارید ، نتیجش اینه ...
از ديد'گاه من خدا قادر به همه چیز هست ولی خداوند به طور مستقیم به کسی ظلم یا ستم نیمکنه یا کسیو خوشبخت نمیکنهنقل قول:
خداوند همه چیز رو توو این جهان افریده و به هر چیزی خصوصیاتی داده ( بد و خوب ) تمام اتفاقاتی که تو این جهان میوفته ( معلول ) توسط این افرینش ها ی خداوند انجام میشه ( علت ) و خداوند این امکان رو به انسان داده تا بتونه علت رو کنترل کنه ( اختیار کامل ) و انسان باید از فکر خودش استفاده کنه تا توانایی کنترل علت ها که تاثیر مستقیم بر زندگی او دارند رو داشته باشه ( کسایی که زندگی بهتری دارن ب طور خوداگاه یا ناخوداگاه از وجه مثبت این قوانین استفاده میکنن و کسایی که در بدبختی به سر میبرن با قوانین اشنایی نداشته و یا از وجه منفی ان استفاده میکنن )
هر چیزی توو این جهان وجود داره از قانون خاصی پیروی میکنه این قوانین توو همون روز اول افرینش خلق شدند و همیشه باقی خواهند ماند.
دو وضعیت زیر رو در نظر بگیرید :
1 اگه از ساختمون 30 متری بپری اگه چتر نجات نداشته باشی اسیب خواهی دید ( خداوند به تو اسیب رساند چون قانون گرانش را افرید )
2 اگه از همون ساختمون با چتر نجات بپری و سالم بمونی ( خداوند تو را نجات داد چون به تو قدرت فکر کردن داد تا که باعث شد تو اقدر به استفاده از چتر نجات باشی )
اینجا در هر دو حالت ( خداوند به طور غیر مستقیم تاثیر گذار است ) ولی اگر کمی فکر کنیم متوجه میشیم که تصمیم گیرنده ی اصلی و تاثیر گذار اصلی بر شخص خود شخص هست و خداوند فقط قوانین رو وضع کرده .
خداوند نه کسیو رو خوش بخت میکنه و نه کسیو بد بخت بلکه خوش بختی و بدبختی دست خود انسان هاست . ( خداوند اختیار کامل رو به انسان ها داده )
امیدوارم منظورم رو درست رسونده باشم : موفق باشید
متوجه منظورتون شدم. من فکر میکنم دیدگاه قرآن اینه که هرکس به سمت راه درست برود، خدا او را در راه درست قرار میده. هرکس به سمت راه غلط برود، خدا او را در راه غلط قرار میده. به عبارتی خدا چیزی رو که خودمون میخوایم بهمون میده. (شما هم همین رو میگید دیگه؟)نقل قول:
امیدوارم منظورم رو درست رسونده باشم
ولی این به این بحث مربوط نیست. بحث ما اصلش از جایی نشات گرفت که من ریاضی رو عنوان کردم. اینکه خدا میتونه 1+2 را 4 بکنه یا نه؟ نظر ما دو تا رو میتونید در پستهای پیشین بخونید. نظر شما چیه j0l6؟
که بعد به صفات کشیده شد. مثلا اگر خدا بخشنده است پس باید از بی رحم بودن عاجز باشه! نظر شما چیه محمدحسین؟
آها ... دست گذاشتی رو نقاط حساس :31:نقل قول:
بله ... اگه بگیم خداوند بینهایت بخشندست ، در واقع گفتیم ناتوان در نبخشیدن و کلا بدی و ظلم هست ... اینجاست که باز خدا رو نابود کردیم ... همون بحثی بود که ما با دوستانمون داشتیم چند وقت پیش که فعلا متوقف شد ...
تنها راه برای اینکه خدا رو سر جای خودش نگه داریم اینه که نگیم موجود بینهایت مهربونیه ... بلکه همون سه کلمه ی خالق ف قادر و دانا ، کافیه ... گرچه به این سه جمله هم میشه ایراداتی گرفت ... ولی به هر حال مشکلات کمتر میشه ...
اما میدونید که مذاهب و ادیان پاشون تو یه کفشه که نه ، خدای ما مهربونه ...از ما نصیحت بهشون که با این کار خدا رو نقض میکنید ... خود دانند :31:
بنابراین ایراد شما وارده ....
من چند سوال دارم ممنون میشم پاسخ بدید !
سوال اول اینه که خداوند قادر مطلق هستش , خداوند مثلا سنگی رو خلق میکنه که خودش نتونه اونو از بین ببره ! یعنی جزو ویژگی های این سنگ هستش که خود خدا که اون رو خلق کرده نتونه از بین ببریتش!
حالا بعد از خلقت آیا میتونه از بین ببرتش ؟!
.
سوال دوم اینه که توی قرآن و دیگر کتاب های آسمانی اشاره شده که تمام جهان هستی توسط خدا خلق شده !
پس نظریه بیگ بنگ اینجا چی میگه؟
نقش خدا در انفجار بیگ بنگ و به وجود اومدن جهان چیست !؟
و یه درخواست که فک کنم مربوط به اینجا میشه .
من دنبال کتاب و یا لینک و یا هر چیز دیگه که مکالمات سقراط با شاگردانش توش باشه هستم ( نوشته های افلاطون و گزنفون )
ممنون !
اين كه ميگن چهان 8 تا بعد داره يعني چي؟
سوال اولتون ... جوابی واسش نیست ... این جور تناقض ها باعث شده که بگیم خدا خود متناقضه ... که از دلایل رد وجود خدا هم هست ...نقل قول:
در واقع با بی نهایت خواندن خدا در خلق و قدرت ، یه تناقض ایجاد میشه ... جوابی هم براش نیست ...
نظریه ی بیگ بنگ نمی گه که کی جهان رو خلق کرده ... میگه جهان چطور بوجود اومده ...
همونطور که میدونید موضوع علوم تجربی چگونگی جهان هست ... ولی فلسفه با چرایی ها کار داره ...
منافاتی با وجود خدا و بیگ بنگ نیست ... خدا جهان رو خلق کرد ف به گونه ای که بیگ بنگ هم جزو خلقت اونه ...
حالا اصولا دو نوع دیدگاه هست که یکی میگه خدا جهان رو خلق کرد و رهاش کرد (یعنی در همون موقع بیگ بنگ یا هر چیزی که هست همه چیز رو تنظیم کرد و مثل ساعت کوک شده ولش کرد و باقی ماجرا ...) و یه ایده دیگه هم اینه که خداوند همیشه در جهان تغییر و تحول ایجاد میکنه .... این وسط بیگ بنگ هیچ وقت دلیلی برای رد وجود خدا یا رد اون ایده ی مذاهب نبوده ...
در مورد کتاب ، من اگه چیزی دیدم معرفی میکنم ... ولی کتاب مشهوری که خود افلاطون نوشته 4 تاست که گفتگو های سقراط با شاگردانشه ... یکیش اسمش هست فیدو ( Phaedo) ... نمی دونم این کتاباب ترجمهشون هست یا پیدا میشه ... فقط میدونم همچین کتابهایی هست ... :46:
بهتره سوالت رو اینجا بپرسی .:نقل قول:
چون مبحث کاملا فیزیکیه و کمترین ربطی به فلسفه نداره ...کد:http://forum.p30world.com/forumdisplay.php?f=137
به نظر شخصی من دیدگاه داروینی میتونه منافاتی با دیدگاه خلقت جهان و انسان توسط خدا نداشته باشه.نقل قول:
این دوتا کاملا از هم جدا هستننقل قول:
الان توو اروپا و امریکا مسیحی ها نمیذارن بچه هاشون دیدگاه های داروینی رو قبول کنن و یا کتابهایی مثل هری پاتر که براساس این دیدگاه نوشته شده رو مطالعه کنن
یا حتی نمیذارن توو مدرسه هایی با این دیدگاه درس بخونن!
این دو کاملا در تضاد هستن:46:
به نظر من نه. میتونه جفتش درست باشه. منافاتی هم نداشته باشن. مثل اینه که سوال بشه بچه چطور به وجود میاد. یکی بگه خدا میده. یکی بگه در اثر رابطه جن/ سی.
هر دو میگن ولی کسی درست میگه که بچه رو نتیجه ی هم بستر شدن زنو مرد میدونه و حقیقت اینه!نقل قول:
بهم بگو قبل از تولدت كجا بودي تا بگم بعد از مرگت كجا ميرينقل قول:
به نظ شما بعد از مرگ چه اتفاقی می افته؟
در جهان موازی بودم:46:نقل قول:
میشه یه تعریف از جهان موازی برای من بکنید !
چشم حتمانقل قول:
یه بحث مفصلی داره
قبلش صبر کنید تا دوستمون بگه بعد از مرگ کجا میرم!
چرا باید در باره دایناسور در این کتب سخن گفته میشد؟نقل قول:
دنبال حقیقت در این کتابها نگرد
فرض كن من ضمانت كنم تو پس از مرگ هم يك فرد بماني اما تنها به اين شرط كه اول سه را در بيهوشي به سر ببري قبوله؟نقل قول:
دوستمون بگه بعد از مرگ کجا میرم!
به نظرم بهتر بود در مورد این موجودات که یک زمانی حقیقت داشتن صحبت میشد تا موجوداتی خیالی به نام جن که وجود ندارن!نقل قول:
نه قبول نیستنقل قول:
من فرصت هامو با فرضیات معامله نمیکنم:46:
اگر میتونی علمی برام اثبات کن!
حرفتون كاملا درست اما شما سوالات استعلايي مي پرسي و از من توقع داري تا به زبان معرفت دنيوي به آنها پاسخ بگويم؟نقل قول:
نه قبول نیست
من فرصت هامو با فرضیات معامله نمیکنم
اگر میتونی علمی برام اثبات کن!
فدای تو میخوای من پاسخ بگویم؟!نقل قول:
آري تو پاسخ بگونقل قول:
فدای تو میخوای من پاسخ بگویم؟!
شما سوالتو بگو منم پاسخ میگمنقل قول:
حتی میتونی چیزی که متافیزیکی یا... میتونی رو هم سوال کنی
در يك كلام به من بگو بعد از مرگ چه ميشود؟نقل قول:
شما سوالتو بگو منم پاسخ میگم
جهان موازی چیست !
علم یه همچین حرفی نمیگه.نقل قول:
من که متوجه نشدم چی گفتین شما؟
پدیده هایی که توعلم برررسی میشن عینی هستندوهرکسی میتونه باآزمایش وتجربه اونهارو بررسی کنه. این پدیده هامستقیمابوسیله حواس قابل درکند.اماپدیده های ماوراالطبیعی مثل روح یاجن اینطوری نیستندوفقط بواسطه آثارشون قابل شناسایی هستند.هگل درکتاب"فنومنولوژی روح " به بررسی آثاری میپردازه که نشانه ی وجود روحه. بحث وجودخدا هم همینطوره. حالاممکنه ازنظر یکی جهان منظم باشه ازنظر دیگری نظمی وجودنداشته باشه. همه جای دنیا میگن عدالت خوبه ولی عدالت چطوری بایدایجادبشه هرکسی یجور جواب میده. یکی هم ممکنه بگه اصلاعدالتی تواین دنیاوجودنداره.اثبات عقلانی وجودخدایک تلاش ذهنیه والبته ذهنیت ها باهم فرق دارن.
به نظرمن اینکه خداباشه یانباشه؟حکومت دموکراتیک باشه یاتئوکراتیک ؟خیلی مهم نیست. مهم اینه که رویکردمذهب به زندگی انسان آلوده به اغراض وامیال مصلحت جویانه نشه.دینی که حقیقت رو قربانی مصالح حکومتی نمیکنه.
نقل قول:
فضای بیکران
اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزیست که مشاهدات هم آن را تأیید میکنند. در فضای بی کران حتی غیر محتملترین رویدادها نیز بالاخره در جایی، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن از گزینههای موجود در زندگی ما را تجربه میکنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگرمان را نخواهیم دید.
وسعت عالم
دورترین فاصلهای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی میکند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 1026*4 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله، عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف میکند. بطور مشابه، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی سادهترین و سر راستترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از " جهان چند گانه " بزرگتر است.
جدال فیزیک و متا فیزیک
با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین میکند، نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشههای غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی، کند شدن گذر زمان در سرعتهای بالا، برهمنهی کوانتومی، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.
پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس دادهاند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی میکنند و میتوانند آن را دستکاری نمایند.
انواع جهانهای موازی
دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کردهاند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان میتواند داشته باشد. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر میرسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است.
فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند. دانشمندان حتی میتوانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است. زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو میشوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه میگیرند که جهانهای دیگر میتوانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبههای پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.
دوستان آیا چیزی هست که برهان نظم رو رد کنه ؟!
بله ... بران نظم کلی منتقد داره ...نقل قول:
قبلا یه گذری بهش زده بود در همین تاپیک ... این لینک ویکی پدیا خوب توضیح داده :
مهمترین دلیل رد این برهان بخاطر مفهوم و معنای نظمه ...نظم یه چیز نسبیهکه ما انسان ها اونو ساختیم نه یک مفهوم مطلق ... ممکن در یک دنیایی بی نظم به نسبت این دنیا زندگی کنیم ، ولی اونو منظم بدونیم (عادت انسان).کد:http://fa.wikipedia.org/wiki/برهان_نظم
"هیوم در این باره در کتاب مکالماتی دربارهٔ دین طبیعی از زبان شخصیت فیلو بیان کرد که باید تصدیق نمود که برای ما، از نگاه محدودی که داریم، غیر ممکن است بتوانیم بگوییم آیا این نظام، در مقایسه با نظامهای ممکن و حتی واقعی دیگر، حاوی هر گونه خطای چشمگیری هست و یا خیر؟ "
به نظر من کل اون مطلب رو بخونید ... بعد نظرتون رو اینجا گید ...
من قبلا هم گفتم ، برخلاف اون چیزی که مدافعان این برهان ها میگن ، برهان نظم از ضعیفترین برهان هاست .... مثل همه برهان هایی که برای اثبات خدا اومده ... اون چیزی که من میبینم اینه که تلاش انسان ها برای اثبات خدا کاملا بیهوده بوده و چیزی جز چند برهان ضعیف و پیش پا افتاده که اصلا قابل اثبات نیست ، بلکه هزار جور ایراد هم داره ، وجود نداره ....
یه موضوعی براه پیش اومد در رابطه با اینکه هر اطفاقی بیوفته و هر مورده علمی که اثبات بشه و بخواد دین رو رد کنه یه چیزی فورا" براش پیدا میکنن .نقل قول:
من قبلا هم گفتم ، برخلاف اون چیزی که مدافعان این برهان ها میگن ، برهان نظم از ضعیفترین برهان هاست .... مثل همه برهان هایی که برای اثبات خدا اومده ... اون چیزی که من میبینم اینه که تلاش انسان ها برای اثبات خدا کاملا بیهوده بوده و چیزی جز چند برهان ضعیف و پیش پا افتاده که اصلا قابل اثبات نیست ، بلکه هزار جور ایراد هم داره ، وجود نداره ....
یه داستانی برام پیش اومد بهتره بگم :
چند وقت پیش رفتم پیشه یه اخوند که خیلی ادعا میکرد میخواستم دین رو پیشش رد کنم . بهش گفتم :
ادم و هوا اولین انسانها چند ساله پیش افریده شدن ؟
گفت :
روایات زیاد هست ولی میگن حدوده 5 هزار سال
گفتم :
پس چجوری فسیله انسان کشف کردن از 4 بیلیون سال پیش ؟! ( اینو از خودم همینجوری پروندم ببینم چی میگه )
گفت :
یه ربع ساعت فکر کرد و گفت :
وقتی خدا گفت به شیطان که سجده کنه فرشته ها و شیطان گفتن انسان باعثه فساد در زمین میشه و ...
یعنی اینکه اونا رفتاره انسان رو میدونستن
پس از اینجا میشه فهمید که قبل از ادم و هوا هم انسانهایی وجود داشتن !
خداییش به هیچ رنگی کم نمیارن . خیلی سوالایه دیگه ای ازش پرسیدم و جوابایه کاملا غیر منطقی شنیدم که الان وقتشو ندارم بگم .