سلامنقل قول:
همین الان که هر کدام از ما با یک ترجمه خونده این کتاب رو:46:
انتشارات جامی با ترجمه اقای لنکرانی یک ترجمه 315 صفحه ای داره و انتشارات چشمه از اقای قندهاری یک ترجمه 353 صفحه ای .
ترجمه اقای قندهاری که من خوندم که به نظرم خیلی خوب بود
Printable View
سلامنقل قول:
همین الان که هر کدام از ما با یک ترجمه خونده این کتاب رو:46:
انتشارات جامی با ترجمه اقای لنکرانی یک ترجمه 315 صفحه ای داره و انتشارات چشمه از اقای قندهاری یک ترجمه 353 صفحه ای .
ترجمه اقای قندهاری که من خوندم که به نظرم خیلی خوب بود
ها!نقل قول:
آره این قسمت که می گفت نمی تونه رو واقعی بودن این اتفاقات قسم بخوره و ممکنه بخشی از خیال پردازی هاش باشه هم برام خیلی جالب بود
و یا این که با وجود تمام مخالفت هاش با کاتولیک ها ماری رو صبح ها بیدار می کرد که به موقع به مراسمات مذهبی اش برسه
+
مثل این که ترجمه ای که فرانک جان خونده هم کامل تره و هم قشنگ تر
لازم شد اون ترجمه اش رو هم گیر بیارم و بخونم
کلیسای جامع
ریموند کارور
فرزانه طاهری
کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه کارور است . بیشتر به تنهایی و سرگشتگی آدمها و نا پایداری اوضاع پرداخته .... ناپایداری اوضاع اطرافمون ، احساساتمون و خیلی زیاد تنهایی و سرگشتگی.....
عالی بود حتما توصیه می کنم بخونید .... داستان های خوبی داشت و عمیق ......بخ خصوص از داستان "هیچ کس حرفی نزد"، " وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف می زنیم" ،" کلیسای جماع" و " خانه چف" خوشم اومد ..... یعنی همشون خوب بودند نمی تونم انتخاب کنم ... اگه به داستان کوتاه علاقه مندید این کتابو از دست ندهید اگه هم نیستید شاید بتونه علاقه مندتون کنه ..... به خصوص یک داستان داره که دوبار توی کتاب نوشته شده یکی کوتاه تر یکی بلندتر و ... به نظرم اومد چه قدر کوتاه بودن یک داستان کوتاه و نا پیدا بودن اخرش چیز جالب و دوست داشتنی هست
ریموند کارور را پدر موج نو در ادبیات داستانی و استاد مینی مالیسم شمرده اند .
جالبه بدونید اولین باری که داستانش توی یک مجله چاپ می شه مجله رو با خودش می بره توی تخت خوابو این طوری جشن می گیره
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
داستانهای کارور همه دارای خصوصتی خاص هستن. و اون عدم اطمینان از همه چیزه. نوعی ترس درونی از وقایع که شاید باشند و شاید هم نباشند.
نوعی تنهایی در دنیای جدید و بهتر بگم ترس از آن.
این کتابو خوندم ولی یادم نبود بگم:31:
اولین بار که فیلم " کاغذ بی خط" از تقوایی را دیدم حس کردم که ردپای سبک کارور تو فیلمنامه هست و بعدا خوندم که فیلمنامه نوع ایرانیزه شده یکی از داستانهای کارور بوده هست.
من داستانهاشو یادم نیست دقیقا. ولی این حس خاص را یادم هست. بخصوص در داستانی که مرد خونه با چنتا از دوستاش مرد میرن تفریح و جسد یه زن را در رودخانه پیدا میکنن. جمله آخر زن یادمه که فکر کنم حس میکرد که جای ان زن در رودخانه هست.
راستش این کتابو حدود 5 سال پیش خوندم.
اما واقعا زیباست. یه داستان دیگه هم هست که فکر نکنم تو این کتاب باشه. لینکشو میذارم.
ممنون از فرانک که این کتاب هم به یادم اورد.:31:
پاكتها
ريموند كارور
ترجمه: مصطفي مستور
کد:http://www.sokhan.com/articles.asp?shen=22005
وقتی از عشق حرف می زنیم
ریموند کارور
پریسا سلیمان زاده – زیبا گنجی
مجموعه ای از داستان های کوتاه ریموند کارور هست . چند تایی از داستانهاش هم با کتاب کلیسای جماع ترجمه خانم طاهری مشابه است .
من ترجمه های خانم طاهری را بیشتر پسندیدم
داستان های ریموند هم که حرف ندارند و درون مایه اونها تنهایی و خلا و ناکامیست
کجا ممکن است پیدایش کنم
هاروکی موراکامی
بزرگمهر شرف الدین
کتاب شامل 5 تا از داستان های موروکامیست که اقای شرف الدین انتخاب کرده و ترجمه نموده . کتاب قشنگیه و ترجمه اش هم روونه . به جز فاجعه معدن در نیویورک که اصلا باهاش ارتباط برقرار نکردم بقیه داستان های خوبی بودن راستش پایانشو زیاد نمی پسندیدم اما خوب ماجرا و سبک نوشتنش خوب بود . کتاب خوبیه در کل . ادمهای داستانش به دنبال تنهایی و ارامش خیالند .....
کتاب های داستان کوتاه خیلی برای من سریعتر از رمان ها پیش می رند هرچند رمان را بیشتر دوست دارم و خوب جذابیتش بیشتره .... نمی دونم چرا ...
موراکامی از مشهورترین نویسندگان ژاپنی است که به دلیل علاقه اش به شعر و نویسندگی روسی و غربی و کلاً سبک زندگی غربی ، روشن فکران ژاپنی میانه خوبی با او ندارند و معتقدند به اسطوره های ژاپن توجهی ندارد . اون نویسنده موفقیه کتابهاش اصولا هم فروش خوبی می کنند هم جوایز زیادی را می برن و نقدهای خوبی را به همراه دارند .
نویسنده مورد علاقه اش ریموند کارور است
چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد
واقعا کتاب ساد و روانی است که بنده فقط یک نکته بزرگ از اون کتاب برداشت کردم
نکته : همیشه با تغییرات سازگار باش
اگر نیاز هست تا کتاب را اپلود کنم
نقل قول:نقل قول:
یک موضوع خیلی جالب که بعد از خوندن کتاب های شرقی و غربی ادم باهاش مواجه می شه اون اخلاقیات مورد احترام بین شرقی ها است
یک جورایی قبلا که کارور را می خوندم فضای اخلاقی غربی بود مثلا ساده ترین نمونه اش اینکه زن خیلی راحت جلوی شوهرش از شوهر قبلیش و عشق رماتیکش به اون صحبت می کرد و همه شون چند بار ازدواج کرده بودن و کلا رابطه ها ازاد بود .......
اما وقتی وارد داستان یک نویسنده شرقی حتی غرب گرا بشید می بینید جز خصوصیات شوهر خوب مطرح می کنه که حواسش به حساسیت های یک زن هست و با زن دیگه ای بگو بخند نمی کنه:46: حتی بگو بخند
جالبه
کافکا در ساحل
هاروکی موراکامی
گیتا گرکانی
کتاب 2 داستان موازی را دنبال می کند که جایی به هم گره می خورند . کافکا نوجوانی کتاب خوان و بسیار تنها با پدری که هیچ درکی از او ندارد . پدر پیش بینی می کند که کافکا روزی او را خواهد کشت و با مادر و خواهر خود هم خوابه می شود . کافکا برای جلوگیری از این پیش بینی و ..... از خانه فرار می کند . ناکاتا نیز پیرمردی است که در اثر اتفاقاتی هوش طبیعی خود را از دست داده ولی به جای ان قادر است با گربه ها صحبت کند .....
کتاب خاصیه یک ریتم کلاسیک داره فرار از خانه و جستجوی مادر و .... غالب کار کلاسیک هست اما نمادها و درون مایه هاش نو هست ترکیب جالبیه . خیلی کتاب جذاب و پر جادثه ای هست من به شخصه واقعا از خوندنش لذت بردم چیز جدیدی بود
نقل قول:پرنده خارزار
کالین مکالو
ترجمه مهدی غبرایی
این کتاب زندگی مگی کلیری دختر 4 ساله ای را دنبال می کند که با شش برادر و خانواده گله چران خود زندگی می کند.روزی خبر می رسد که عمه ی آنها که در استرالیا صاحب ملک و سرمایه زیادی است در حال مرگ است و قصد دارد که تمام اموال خود را به برادرش به سپارد به همین خاطر آنها روانه ی استرالیا می شوند....در استرالیا مگی که حالا بزرگ شده با کشیشی به نام رالف دوبریکاسار آشنا می شود و رالف با این که یک کشیش است و کشیش ها اجازه دلبستگی به زن ها و ازدواج با آنها را ندارند سخت به مگی دل می بندد و مگی نیز به او شدیدا علا قه مند می شود....داستان به همین منوال تا پیری مگی ادامه می یابد و زندگی بچه هایش را نیز دنبال می کند..... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کتاب فوق العاده قشنگی بود که در 2 جلد و 764 صفحه نوشته شده....من نه که یک ماه تموم بود داشتم این کتاب رو می خوندم خیلی بهش وابسته شدم و وقتی تموم شد کلی ناراحت شدم... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] به نظر من بعضی شخصیت ها مثل فرانک به باید بهتر کار می شد و مرگ بعضی از شخصیت ها باید با تفاصیل بیشتری بیان می شد و به طور کلی من نیمه دوم کتاب که راجع به بزرگی مگی و بچه هاش بود رو بیشتر دوست داشتم اما در هر حال کتاب خیلی خیلی قشنگی بود...... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از داستان این کتاب فیلم و سریال تلویزیونی هم ساخته شده است......
یک نکته ای که این کتاب برای اولین بار من رو متوجه خودش کرد این بود که هر کدوم از شخصیت ها در هنگام مرگ یه فکری داشتند و به یک چیزی فکر می کردند...من تاحالا به این توجه نکرده بودم که آخرین چیزی که آدم بهش توی این دنیا فکر می کنه و آخرین مطلبی که از ذهنش قبل از مرگ می گذره چیه......خیلی جالبه نه؟! آخرین فکر آدم ..... مثلا می گه خداحافظ مامان ....یا نه من نمی خوام بمیرم و غیره...... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ویرایش: کتاب فوق العاده ای بود ......آخه ی ی ی.....کاشکی تموم نمی شد...بهش عادت کرده بودم..... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
رقص گردن بند
گراتزيا دلدا
بهمن فرزانه
كتاب در مورد مرديست كه چندين سال پيش مادرش گردن بند مرواريد گران بهاي خود را پيش مردي گرو گذاشته و مرد مي خواهد با دوز و كلك گردنبند را از دختر ان مرد بگيرد . اما اشتباها با برادر زاده او اشنا شده و عاشقش مي شود و .......
كتاب كوتاه اما زيباييه مثل بقيه اثار دلدا .... خيلي دقيق به روان شناسي افراد پرداخته و از چنين داستان ساده اي خيلي قشنگ به اعماق روان شناسي و بعد كار رسيده ....
جالبه بدونيد دلدا تا سوم دبستان بيشتر تحصيلات رسمي نداشته و تنها زن ايتاليايي برنده جايزه نوبل هست
تو رو خدا بريد كتابشو بخونيد من اين همه هي مي يام كتاباشو معرفي مي كنم فقط 2 تاي ديگش مونده انصافه يكيشم نخونيد اخه!!!!!!!!
البته تا حالا كسي را نديدم ازش كتاب بخونه فقط چند نفر رو تو نت ديدم كه همه هم ازش بدشون مي يومده
به اين نتيجه رسيدم فقط بهمن فرزانه دوست داره اثارشو ترجمه كنه منم دوست دارم بخونم تنها طرفداراش تو ايران :دي
اما واقعا دوسش دارم
نمی دونم کوری رو معرفی کردن یا نه
اما واقعا کتاب قشنگی برنه جایزه نوبل سال1998 اثر ژوزه ساراماگو ترجمه عاطفه اسلامیان
این کتاب در واقع بیان گر اینه که مردم چطور منطق و احساسات و ...از دست دادن و نسبت به همه چیز سطحی نگر شدن
من فکر می کنم داره توضیح می ده که مردم چه طور نسبت به زندگی کور شدن
کاب شازده کوچولو اثر انوان دوسنت اگزو پری
ترجمه ابوالحسن نجفی
شازده کوچولو ساکن سیاره کوچکی به اندازه خانه معمولی و در انجا گل بی همتایی دارد که مایه عواطف و دلخوشی ها و رنج های اوست.
خواننده اندک اندک با سرگذشت این موجود کوچیک و دوست داشتنی اشنا می شه و پی می برد که چرا او روزی تصمیم به ترک وطن می گیرد و پس از عبور از شش سیاره به سیاره هفتم که زمین می رسد.در این جا با روباهی اشنا می شه که مهم ترین راز زندگی رو براش اشکار می کنه.
شازده کوچولو اکنون به صد زبان ترجمه شده و پس از انجیل پر خواننده ترین کتاب سرارسر جهان .
ز مثل زندگی اثر مسعود لعلی
شامل داستان های الهام بخش برای ساختن یک زندگی شاد و موفق
کتاب سر شار از انرژی و با خوندنش خیلی تجربه ها برای زندگی کسب می شه
من دانای کل هستم اثر مصطفی مستور
کتابی تقریبا مثل روی ماه خدا رو ببوس
شامل چند داستان که من خودم احساس می کنم یک جوری می خواست توی عشق های زمینی یک عشق فراترم نشون بده
عشق روی پیاده رو
اثر مصطفی مستور
اینم شامل چند داستان زیباست و تقریبا مثل دو کتاب قبل
اما به نظرم از بین کتابابی مصطفی مستور قشنگ ترینش روی ماه خدا رو ببوس
البته عشق بی شین بی قاف و نقطه هم بدک نیست
اثر همین نویسنده و شامل چند داستان
نشان لیاقت عشق
عشق بدون قید و شرط
شعله عشق
معجزه عشق
شمال داستاه های کوتاه از نویسنده های ناشناس
انتشارات پژوهه
البته معجزه عشق گفت گوی کوتاهی بین انسان با خداست و اثر اوگ ماندینوو برگردان موسی نامی
واقعا کتاب محشری
کیمیا گر و خاطرات یک مغ اثر پائلوکوئیلو
کتاب سراسر اتفاقات جالب که دائم می تونی از کتاب راه و روش درست زندگی کردن رو یاد بگیری
کتاب کیمیاگر انتشارات کاروان
کتاب کیمیاگر توسط دانشگاه شیکاگو تدریس می شه
واقعا خوندن چند بار این کتاب باز هم کم
دنیای قشنگ نونقل قول:
آلدوس هاکسلی
سعید حمدیان
کتاب تصویری از اینده زندگی بشر هست . زمانیکه نوزادان را به صورت یکسان و با کمک علم ژنتیک و روان شناسی پروش می دهند . هر نوزاد تربیت می شود تا سرنوشت معلوم شده خویش را با کمال میل پذیرا باشد . جایی که انسان ها به خاطر این پذیرش خوشبختند و هیچ احساس یا عشق یا غمی وجود ندارد . جایی که حق تنها بودن از انسان ها گرفته می شود .
سوژه اش شبیه کتاب " هرگز رهایم مکن " می باشد و یک جورایی خیلی ادم را یاد 1984 هم می اندازد
کتاب جالب و ترسناکیه خیلی به فکر فرو می بره ادم را .... حاضرین به قید از دست دادن مفهوم واژه هایی مانند خانواده و عشق و تنهایی و .... احساس خوشبختی مطلق بکنید ؟سعی شده بود بگه زندگی می شه کرد اما این زندگی یک زندگی بشری و مطابق با طبیعت او نیست اما به نظر شخصی من عالی هم هست دنیای بدون احساس و خاطره و .....
کتاب جالبیه اما " هرگز رهایم مکن " عشقولانه تر به همین موضوع نگاه کرده
میشه اسم نویسنده و مترجم و انتشارات رو بگید!نقل قول:
هرگز رهایم مکن " عشقولانه تر به همین موضوع نگاه کرده
سلامنقل قول:
هرگز رهایم مکن
کازوئو ایشی گورو
سهیل سمی
ققنوس
توی کتاب 100 کتابی که باید قبل از مرگ خواند این را اولین کتاب ضروری برای مطالعه معرفی کرده ( نظر من این نیست ها :31:)
این هم عشوقولی بود ها.....تقریبا از اواسط کتاب عشقولی می شه.......به نظر من عشق وحشی (جان) به این دختره که اسمش یادم رفته خیلی جالب بود...جان با استفاده از کتاب های عاشقانه شکسپیر یک تصویر خاصی از عشق داشت و می خواست عشقش مثل عشق اون کتاب ها پاک و حقیقی باشه...نقل قول:
آخر کتاب هم خیلی خوشگل تموم می شه.....آخه ی نازی....... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سلامنقل قول:
خوب من كه چيز ديگه اي نگفتم فقط گفتم "هرگز رهايم نكن " عشقولانه تره .......اين يك جورايي عشق را هم در كنار ساير احساسات ادم نگاه مي كرد و قشنگ بود اما محوريت نبود
"هرگز رهايم نكن " در مورد زمانيست كه علم پيشرفت كرده و بچه هاي ژنتيكي ساخته مي شوند تا بعد اعضاي خود را به ادم هاي معمولي هديه كنند و بعد دو فرد ژنتيكي عاشق هم مي شوند .... خيلي رمانتيك تر و عشقولانه تر و لطيف تر هست اما "دنياي قشنگ نو " به نظرم قشنگ تر بيشتر حالات روحي يك انسان و احتياجاتش معنويش را مد نظر قرار داده
زن در ریگ روان
کوبه آبه
مهدی غبرائی
داستان در مورد مردیست که در دهکده ی شنی اسیر می شود .... او همرا با زنی در ته گودالیست که شن دور تا دور آن را پوشانده و باید دائماً شن ها را پاک کنند ..... انها هرگز حق خروج از گودال را ندارند
قشنگ بود موضوع جالبی داشت ... پایانش هم خیلی جالب بود و پخته ...... بی هدفی هدف سازی ناچار شدن ناگهانی انسان توی غیر عادی ترین شرایط و خو گرفتنش به اون و .....
پایانش به خصوص جالب بود
کوبه آبه یک پزشک هست هرچند هیچ گاه طبابت نکرده. اون برای این کتاب برنده چایزه یومیوری شده و در سال 1963 هم از روی این رمان فیلمی ساخته شده که برنده جایزه هیئت داوران جشنواره کن شد .
مترجم دردها
جامپا لیری
امیر مهدی حقیقت
نشر ماهی
داستان های این کتاب رو من دیروز برای چندمین بار خوندم...اکثر داستان هاش جالبه.....مخصوصا موضوع داستان ها نو و جذابه و همچنین شخصیت های کتاب خیلی خوب طراحی شده ....این کتاب رو من با عنواین دیگری هم دیدم مثل مترجم بیماری ها ، اما همین عنوان از همه قشنگتره.....شخصیت های کتاب هم اکثرا هندی هستند و خواننده رو کما بیش با فرهنگ و عادت های مردم هند آشنا می کنه .....
لازم به ذکره که لیری برنده جایزه کتاب اول نیویورکر ، جایزه پن همینگوی ، جایزه کتاب بر گزیده پابلیشرز ویکلی ، جایزه آدیسن مت کاف از آکادمی هنر و نامزدی جایزه لوس آنجلس تایمز است...همچنین این مجموعه داستان که اولین اثر لیری است برنده جایزه پولیتزر ادبی سال 2000 شد.......
عنوان های داستان ها این کتاب :
موضوع موقت / وقتی آقای پیرزاد برای شام می آمد / مترجم درد ها / دربان واقعی / جذاب / خانه ی خانم سن / این خانه ی متبرک / معالجه بی بی هالدار / سومین و آخرین قاره / زنده؛ به سوی بهشت.......
به همه توصیه می شه...... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خوب بعد از مدت ها من اومدم. اول از همه یه درخواست از magmagf عزیز دارم اونم اینه که اگه ممکنه پست شماره 492 خودش رو توی صفحه اول بذاره. چون واقعا پست عالی است و امیدوارم اگه بتونه دائم آپش کنه.
بعدم دیدم زیاد در مورد بادبادک باز کسی حرفی نزده گفتم خودم بنویسم.
کتاب بادبادک باز اثر نویسنده افغانی خالد حسین هست. در مورد کشور افغانستان و حوادث به وجود آمده در این کشور پس از حمله شوروی و در نهایت روی کار آمدن طالبان است.
خداییش جالبه.یعنی یه جوری می نویسه که آدم می بینه این طالبانیا چه جور آدمایی بودند و چه گندی توی کشور زدند. اولاش ممکنه زیاد جذاب نباشه ولی بعدش خیلی هیجان انگیز می شه. مخصوصا وقتی که شخصیت اول داستان تصمیم می گیره به افغانستان برگرده.
اگه می خواید بازم براتون توضیح بدم.
فیلمشو هم ساختند. انگلیسیش می شه : The Kite Runner
راستی خالد حسین یه کتاب دیگم بنام هزار خورشید تابان نوشته که الان 30 صفحشو خوندم جذابتر از بادبادک باز هستش. تموم شد خلاصه شو می نویسم.
خودش که گفته بادبادک باز در مورد مردان افغانی هست و کتاب هزار خورشید تابان ادای دینیست نسبت به بانوان سرزمین افغانستان
آبروی از دست رفته کاترینا بلوم
هاینریش بول
شریف لنکرانی
کاترینا دختری خدمتکار است که زندگی بسیار عادی و یکنواخت دارد .... در اثر حادثه ای ساده پای او به اداره پلیس باز می شود و روزنامه های زرد زندگی او را به نابودی می کشانند
موضوع داستان در مورد اثار مخرب روزنامه نگاران بی تعهد و ترور شخصیتی افراد در مطبوعات است . موضوع جالبی بود کتاب هم مثل همه اثار بول عزیز فوق العاده بود . به نظرم موضوع جالب و جدیدی بود و خیلی خوب نشون داده بود که مثلا چه جمله ای با چه تغییر کوچکی تونسته یک زندگی و یک احساس را نابود کنه . قشنگ بود فقط سبک نوشتن کاملا مثل کتاب "سیمای زنی در میان جمع " بود تو ذوقم خورد عین عین اون نوشته بود
موضوع جالب اینه که بول اول کتاب نوشته :" اشخاص و موضوع این داستان ساختگی است . اکر در شرح بعضی از روش های روزنامه نگاری شباهت هایی با روش های روزنامه "بیلد" مشاهده می شود این شباهت ها نه عمدی است و نه اتفاقی بلکه غیر قابل اجتناب است "
روزنامه بیلد از پر تیراژترین روزنامه های المان بوده
چه جالب من همین دیروز فیلمش رو دیدم و تصمیم گرفتم که حتما کتابش رو هم در اولین فرصت بخونم...راستش چندین بار کتابش دستم اومد اما نمی دونم چرا جذب نشدم که بخونمش هرچند که تعریف زیادی راجع بهش شنیده بودم.... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
این کتاب داستان دوستی دو پسر بچه افغانی امیر و حسن است که پدر امیر یکی از افراد ثروتمند شهر کابل است و حسین بچه خدمت کار خانه ی امیر است....فعالیت مورد علاقه امیر و حسن بادبادک بازی است ....در طول زمان و به واسطه یک سری اتفاق ها سرنوشت امیر و حسن را از هم جدا می کند اما.....
فیلمش که واقعا قشنگ بود حتما کتابش قشنگ تر هم هست.....همچنین لازم به ذکره که این رمان جایزه بهترین کتاب از دید خوانندگان سال را دریافت کرده و یکی از پرفروش ترین کتاب های اخیر است. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
این پوستر فیلمه....
ناخمن
لئونارد مايكلز
مهتاب كلانتري
نشر ني
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مردم ناخمن را ناخمن صدا مي كردند انگار كه چهره اي تاريخي باشد. به ياد نداشت كسي اسم كوچكش را گفته باشد،حتا مادرش. شايد چند تا از بچه هاي مدرسه ي ابتدايي ولي اين خيلي وقت پيش بود. حالا اين استاد رياضيات ،چهل و هشت ساله، نامش ميان رياضي دانها بر سر زبان ها بود.آنها مي گفتند "ناخمن" همين، انگار عنوان استاد او را كوچك مي كرد....
ناخمن محصول پختگي مايكلزه و اوج سبك و نمونه ي تكنيك او ، هر چند تا حالا كسي سعي در چاپ اين داستان هاي پراكنده تو روزنامه ها و مجلات در مجموعه اي منظم نكرده . اين مجموعه ي از پنج داستان كوتاه و دو مقاله ي مايكلز تشكيل شده:
ـ ناخمن
ـ معما که تمامی ندارد
ـ ناخمن در مسابقهی اسبدوانی
ـ ناخمن اهل لسآنجلس
ـ رمزشناسی
و مقالهها : «درآمدی بر زندگی در داستان» و «شخصی و فردی».
به طور كلي اين داستان ها براي هر كسي جالبن ، حتا اگه از اونايي هستين كه از داستاناي بي سر و ته مدرن خوشتون نمي ياد مي تونين با خيال راحت كتابو دست بگيرين!
ژرمینال
امیل زولا
سروش حبیبی
کتاب در باره زندگی کارگران معدن زغال سنگ می باشد . در حقیقت در حدود 140 صفحه ای در ابتدا تنها یک روز از زندگی آنها را توصیف نموده و بقیه شرح قیام و اعتصاب آنهاست . با اینکه از توصیف اصلا خوشم نمی یاد اما واقعا دقیق و جذاب شرایط کار را وصف کرده بود و اصلا نمی شد کتاب را زمین گذاشت . کتاب شدیداً تلخ و ناراحت کننده ای بود . شرایط سخت زندگی طبق کارگر ، رضایتش به این نوع از زندگی ، سرنوشت قیام ها ....... . زولا این کتاب را پس از سفر به معادن و تحت تاثیر وقایع مشاهده شده نوشته .
کتاب خیلی خوبی بود. واقعا لذت بردم
ژرمینال نام ماه اغاز بهار در فرانسوی و نیز روز قیام پاریسیها در سال ۱۷۹۴ است.
جایی دیدم که نوشته بود امیل زولا در کتابش این سوال را مطرح میکند که ایا انقلاب به پیش میرود و یا همانند بهار ِ باز میگردد و خود را تکرار میکند. این اثر به قدری قوی بوده که پس از مرگ مشکوک امیل زولا در ۱۹۰۲ بر اثر دود در مراسم تشییع وی هزاران کارکر فریاد میردند : ژرمینال ژرمینال.
فیلمی هم از این رمان ساخته شده . فیلم سینمایی "ژرمینال" بانام اصلی "germinal" محصول مشترک سه کشور فرانسه، بلژیک و ایتالیا در سال 1993 میلادی به مدت یکصد و شصت دقیقه به زبان فرانسوی و با استفاده از سیستم دالبی اس آر توسط کمپانی amlf تهیه و تولید شده است.
کارگردانی این فیلم بر عهده ی کلود بری بوده و فیلمنامه ی آن را کلود بری آرلت لانگمن به صورت مشترک به رشته ی تحریر در آورده اند.
این فیلم در سال 1994 برنده ی جوایز بهترین تصویر برداری و بهترین طراحی لباس از جشنواره ی بین المللی سزار شد.
این فیلم در این سال همچنین نامزد دریافت جوایزی چون بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین موسیقی متن، بهترین تدوین، بهترین بازیگر نقش دوم مرد، بهترین صدابرداری و بهترین فیلمنامه از جشنواره ی سزار شد.
آذر و امجدیه
ویدا مشایخی
انتشارات خجسته
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
این کتاب وقایع زندگی دختر دبیرستانی همراه با آذر و امجدیه است....آذر اسم دوست راوی کتاب است که نگاه ویژه ای به دنیا و اطرافش دارد و همین طرز تفکر او بر زندگی راوی تاثیر می گذارد و دیگری امجدیه نام استودیومی است که برای تماشای مسابقات به آنجا می روند....ماجرا های کتاب در بازه زمانی یک ساله و احساسات این دختر نوجوان عاشق فوتبال است..... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چندنکته هست که باید توضیح بدم ..اول اینکه بن اصلی کتاب براساس زندگی واقعی خود نویستده بوده اما به طور مثال شخصیت آذر شخصیت تخیلی و فانتزی بوده که در واقعیت وجود نداشته است....
دیگه این که محور اصلی داستان فوتبال نیست بلکه نوجوانی دو دختر است که به فوتبال گره می خورد...درواقع این کتاب علاوه بر توضیحاتی که در مورد اتفاقات فوتبال آن زمان می دهد زندگی مردم در آن دوران را نیز نمایش می دهد....
و یک نکته ی دیگر این که آذر شخصیت محوری داستان نیست بلکه فقط دوست او ست که نقش مهمی را در زندگی آن سال های او ایفا می کند....
این نکات رو گفتم چون در چندید نقد و مطلبی که راجع به این کتاب خوندم این ها رو به غلط توضیح داده بودند.... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اما نظر من در مورد این کتاب...به نظر من موضوع جالب و نویی داشت و نثرش هم خیلی روان و جذاب بود...آخر کتاب هم جالب بود...به طور کلی کتاب قشنگی بود یه چیزی مثل عطر سنبل عطر کاج بود....بهتون توصیه می کنم حتما بخونیدش ... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تاریخ محاصره لیسبون
ژوزه ساراماگو
کیومرث پارسایی
رایموندو در یک دفتر انتشاراتی به عنوان مصحح کار می کند . او در حال تصحیح نمودن کتابی با نام تاریخ محاصره لیسبون است و ناگهان تصمیم می گیرد تاریخ را تغییر دهد و در جایی که مسیحیان پرتغالی برای بیرون راندن مسلمانان مراکشی از صلیبیون کمک می خواهند جواب اری صلیبیون را به نه تغییر می دهد و این تغییر تاریخ ، مبنای تغییر سرنوشت رایموندو می شود ..... قدرت جسارت تغییر تاریخ و در قبال ان شیرینی تغییر سرنوشت خویشتن و ......
اصلا از کتاب خوشم نیومد اصلا . خیلی سرد بود حوصله ام را سر می برد و واقعا برام جذابیتی نداشت . خود موضوع و مفهومی که پشتش بود البته به نظرم جذاب و جدید بود اما روند و سبک نوشتنش واقعا حوصله ام را سر برد
جدا از کتاب خوشت نیومد..؟! من این کتاب رو نخوندم و تازه دارم برای اولین بار از شما تعریفش رو می شنوم ولی با توضیحی که از موضوعش دادی به نظر خیلی جالب می یاد...موضوع بکر و جذابیه....پس سبک نوشتنش خوب نبود نه...! سبک کتاب کوری همچین بد نبود ... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
نقل قول:
بله . به نظر خودم هم موضوع خیلی جذابی را انتخاب کرده بود
ساراماگو یکی از نویسنده های مورد علاقه منه . کتاب کوری ، سالروز مرگ ریکاردو ریش ، همه نام ها ، دخمه را هم خیلی دوست داشتم . انا خوسیفا هم بد نبود .
سبک نوشتن این کتاب مثل بلم سنگی بود تا یک حدی
البته واقعا نمی تونم بگم چیز بدی بود اما اصلا با من سازگار نبود . دو داستان موازی . یک داستان عشقی در حال حاضر و یکی تغییر و تحریف تاریخ محاصره لیسبون
در مورد داستان عاشقانه اش گفته می شه که یک جور خود زندگی نامه است و ساراماگو نقل کرده که «رايموندوسيلوا» (مصحح) در واقع خود اوست، و «ماريا سارا» (مافوق رايموند و سيلوا) همسر او خانم «پيلار دل ريو» است.
خاكستر
گراتزيا دلدا
بهمن فرزانه
اولي دختركيست فقير كه با پسري اسيابان دوست مي شود و هرچند بعد متوجه مي شود كه وي داراي همسر است اما گول حرفهاي او را مي خورد و صاحب فرزندي مي گردد ... اولي اشتباه مي كند و پا به راه خطا مي گذارد اما عقوبت اصلي گناه او را فرزندش تحمل خواهد كرد ..... فرزندي كه در جامع نامشروع خوانده مي شود بين محبت مادري و شرمساري از وجود چنين مادري گرفتار است ......
خوب بود اما به نظرم به اندازه بقيه داستان هاي دلدا قوي نبود اما باز هم ساختار داستان هاي او رو داشت . خطا و تاوان خطا. عذاب وجدان و پايان هاي بديع و غير قابل باور . همينهاست كه من به خاطرش دلدا را دوست دارم
يك نكته جالب توي كتاب شرايطي بود كه مي دونيم داريم دروغ مي شنويم اما خودمون دلمون مي خواد باور كنيم
بهمن فرزانه راجع به دلدا مي گه كه به نظرش اون گابريل گراسيا ماركز نويسندگان زن است. حالا هي من بگم بهتون خيلي خوبه دلدا و هي از اين تعريف ها بكنم اگه يك كتاب خوندين ازش:41:
سلام بچه ها
یه خورده دربارهء ادبیات کلاسیک و بی هیجان ، اما قصه پرداز جین آستین بنویسید
اما ، عقل و احساس، غرور و تعصب و منسفیلد پارک
نقل قول:
یک چیز دیگه را در مورد این کتاب فراموش کردم بگم . این کتاب تنها رمان خانم دلدا است که به فیلم تبدیل شده است . فیلم توسط Febo Mari تهیه شده و هنر پیشه معروف تاتر ایتالیا Eleonora Duse نیز در این فیلم بازی کرده و این بازی اولین بازی و فکر کنم آخرین بازی او در سینما بوده است .
...................
تیمبوکتو
پل استر
شهرزاد لولاچی
مستر بونز سگ یک مرد نویسنده خانه به دوش است . صاحب وی به علت یک مریضی سخت از دنیا می رود . مستر بونز سگیست که حرفهای صاحبش را کاملا متوجه می شود . او فکر می کند که انسانها بعد از مرگ به جایی به نام تیمبوکتو می روند . صاحبش به او گفته: جایی که دنیا تمام می شود تیمبوکتو شروع می شود .
داستان از دیدگاه همین سگ نقل می شود . سختی هایش بعد از مرگ صاحبش ، ارزویش برای مرگ ؛ سعی وی در خودکشی ، ........
خیلی داستان متفاوت و قشنگ و لطیفی بود . موضوع جدید و جالب و متن رووان و جذاب . خیلی خوشم اومد . مقایسه های قشنگی داشت مثلا وقتی ادمها اذیتش می کردن و می زدنش ، صاحبش به خوابش می یومد و می گفت از ادمها بدت نیاد چون سگی این کار رو نمی کنن اونها به خودشون هم رحم نمی کنن و بعد براش مثال می زد که همون بلا را سر انسانها هم می یارن ... یک جوری این کتاب داشت خوی وحشی ادمها را هم تصویر می کرد
ویل صاحب سگ یک نویسنده امریکایی از یک پدر و مادر لهستانی یهودیست و جالبه بدونید در حقیقت پدر و مادر پل استر لهستانی و یهودی بوده اند . قیافه جذاب و خاصی هم داره این پل استر
یک جایی خوندم ویلی و مستر بونز در حقیقت قرار بوده شخصیت های فرعی یکی از داستان های بزرگ استر باشند اما اون این قدر جذب این دو تا شخصیت می شه از ایده قبلی دست می کشه و می گذاره اونها داستان مستقل خودشون رو داشته باشند .
سه گانه نيويورك
پل استر
شهرزاد لولاچي/ خجسته كيهان
كتاب شامل سه داستان است : شهر شيشه اي ، ارواح و اتاق در بسته .
كتاب ها يك جورايي سبك معمايي داره كاراگاهي كه به دنبال حل يك معماست اما تفاوت توي دو تا نكته است اولاً كه معما هرگز حل نمي شود و دوما كه معما هيچ گاه پليسي نيست جنايتي در كار نيست معما فهم لحظه ها و انديشه هاي خاص انسان هايي خاص است ...... افرادي عجيب ، سرگشته و تنها درون شهرهاي بزرگ امروزي ....
فوق العاده بود عالي بود و البته من به شخصه ارواح و اتاق در بسته رو به شهر شيشه اي ترجيح مي دادم و به خصوص اتاق در بسته خيلي خيلي قشنگ بود . من از داستان ها و فيلم هاي ناتمام متنفر بودم دلم نمي خواست اخر داستان را نويسنده نقل نكنه اما اين بار عالي بود ..... ادمهاي داستانهاش ادماهي عجيبي بودن و سوفي خيلي گناه داشت كه عاشق مردي به اين عجيبي شد تو زندگي يكي از سخت ترين چيزها اينه كه عاشق كسي بشي كه اون قدر متفاوته و باز مي شه گفت سوفي خوشبخت بود كه اون قدر هم عاشقش نبود
ظاهرا اين كتاب مهم ترين كتاب پل استر هست و با نوشتن همين كتاب مشهور شده
كتاب به خاطر ماهيت معماييش از اون كتاب هايي هست كه تا تمومش نكنيد زمينش نمي گذاريد ولي در عين حال يك حال و هوايي داره كه واقعا بعدش ادم دلش مي خواد دوباره كتاب را بخونه يك جوري كه 4 يا 5 ماهيي طول بكشه شايد شبي فقط 2 يا 3 صفحه