نقل قول:
با تشکر از دوستانی که منو راهنمایی کردن واسه اجرای بازی ،
بالاخره منم بازی رو تموم کردم .
فقط میتونم بگم محشر بود .
مثل شماره اول داستان جذاب و عالی
گرافیک هم مثل همیشه خیلی خوب .
من همیشه افکت های آب رو تو این بازی خیلی دوست داشتم !
وقتی آب روی شیشه میریزه انقدر طبیعی کار شده آدم میتونه حسش کنه !
ولی در مورد داستان من یه سری چیزا رو نفهمیدم .
Sofia Lamb کی بود ؟ ( لیلی مرد بود یا زن ؟! )
اول بازی چرا وقتی که شخصیت اصلی با تفنگ به خودش شلیک کرد بعد از 10 سال نمرد ؟
قضیه النا چی بود ؟ ( همون دختره بود که 10 سال پیش ما ازش مواظبت میکردیم دیگه ؟ )
راستی داستان بازی دیگه کلا تموم ؟
شماره بعدی در کار هست ؟
چون یه جا هست النا میگه رپچر دیگه یه رویا شد .
امیدوارم تموم نشه .
دکتر سوفیا لمب که مادر النور هم هست یک دکتر روان شناس هست که برای درمان به رپچر آورده شده بوده اندرو رایان طی یک نوار ضبط شده میگه که من به شهر رپچر آزادی دادم و خدا و قانون را از این شهر دور کردم ولی متعجب که چرا عده ای از اینکه خورشید را نمی توانند ببیینن دچار افسردگی شدن و احتیاج به درمان دارن پس به این ترتیب دکتر سوفیا لمب را برای درمان این عده به شهر می آورند و خوب بعد از مدتی سوفیا لمب طی یک مدت به رقیب سیاسی جدی برای اندرو رایان تبدیل شد و بعد از نابودی رایان شهر را با این وضعش به دست گرفت اما اون موعتقد بود که باید دین وجود داشته باشه برخلاف اندرو رایان پس به این ترتیب طی اون جلسات درمانی که با اون افراد که افسرده شده بودند برگذار کرده بود با شست و شوی مغزی افراد اونها را از راه به در میکرده و اونها را به دین و آیین ساخت خودش که اسمش The Family بود جذب میکرده........اون جا که 10 سال بعد دوباره زنده شده شما از طریق یک Vita Chamber اگه درست نوشته باشم از طریق یک لتل سیستر که تحت کنترل النور بوده زنده میشوید از همون طریقی که تو بازی میمیرید و دوباره از طریق اونا زنده میشید اینجا هم همونطور........النور هم دختر کوچولوی ما بوده قبلا و حالا هم اثیر چنگال سوفیا لمب شده و سوفیا از اون استفاده میکنه النور اولین لیتل سیستر بود اگه اشتباه نکنم و بر سایر لیتل سیسترها کنترل داره!!