آقا مهدي دستت درد نكنه. ردش ردم با راهنمايي شما راحت بود.نقل قول:
نوشته شده توسط m E H D I
اون دو تا غول بي شاخ و دم هم كشتم. حالا رسيدم به يه جايي كه بايد بالابر ها ميزون كنم.
ميرم ببينم مي تونم ببرمش يا نه؟؟
اگه مشكلي بود ميگم
با تشكر
Printable View
آقا مهدي دستت درد نكنه. ردش ردم با راهنمايي شما راحت بود.نقل قول:
نوشته شده توسط m E H D I
اون دو تا غول بي شاخ و دم هم كشتم. حالا رسيدم به يه جايي كه بايد بالابر ها ميزون كنم.
ميرم ببينم مي تونم ببرمش يا نه؟؟
اگه مشكلي بود ميگم
با تشكر
نقل قول:
نوشته شده توسط milad taghizadeh
دوست عزيز من بازي رو از شركت HRB گرفتم و با راهنماي نصب واقعا عالي و اصلا از اين كارا نمي كنم كه كابل بكشم و از اين حرفا ....
شما هم برو HRB بگير عزيز :)
اينم آموزش نصب پرنس 3 كه تو همين تاپيك ديدم:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از davice manager غیر فعال کن
عجب والپیپر های تیمیسی.دستت درد نکنه حاج امید.
آقا اگه ميشه يكي منو تو اون قسمتي كه بايد بابر ها رو دست كاري كنم راهنمايي كنه ببينم جريان چيه اصلن؟؟
كسي نبود راهنمايي كنه؟
بايد همه بالابرها رو به بالاترين نقطه ببرين بعد راه باز ميشه.نقل قول:
نوشته شده توسط Marmoulak
با سلام
کسی یه نسخه از این بازی سراغ داره که بدون کشیدن کابل دی وی دی- رام اجرا بشه.
اگه هست آدرس فروشگاهش رو هم بده. ممنونم.(در تهران)
عزيز من نمي خواد كه كابل رو بكشي
برو توي device manager و سي دي رامهاتو disable كن
ديگه به كابل كشيدن نيازي نيست
بازي شاهزاده ايراني در کشور ما محبوبيت بسيار زيادي دارد و نخسه جديد اين بازي به نام محاصره دلاوران شهرت آن را از اين هم بيش تر کرده است. اين بازي نکته هاي مخفي زيادي دارد که شايد جالب ترين آنها جايگاه ارتقاي عمر مي باشد که جون شاهزاده را بيشتر ميکند . پيدا کردن تمام اين جايگاه ها واقعا مشکل است . اين بازي 9 جايگاه ارتقاي عمر دارد که گرفتن تمام آنها نه تنها باعث قدرتمند شدن شاهزاده دارد بلکه به شما اين امکان را ميدهد تا بازي را به روش جديدي و متفاوت به اتمام برسانيد . با گرفتن هر 9 ارتقاي عمر در انتهاي بازي بايد با خود داهاکا روبرو شويد و به جاي تسليم شدن با او يک نبرد جانانه کنيد و او را بکشيد . احتمالا اين موضوع براي تمام علاقه مندان اين بازي بسيار جالب توجه است چون ما مجبوريم در طول بازي بارها از دست داهاکا فرار کنيم و کلي حرص بخوريم پس اکنون وقت انتقام است .
۱- درست بعد از نبرد با شادی ( دختر سیاه پوش ) برای دومین بار و شکست دادن او کمی به عقب برگردید و از چند پله بالا بروید در وسط یک صحن کوچک مجسمه ای نسبتا بزرگ دیده میشود در مقابل آن کلیک راست بزنید تا شاهزاده لبه آن را بگیرد سپس مجسمه را به وسط صحن بکشید تا راهی مخفی باز شود و شما را به اولین مکان ارتقای عمر برساند.
۲- برای دست یافتن به دومین ارتقای عمر ابتدا باید قدرت آهسته کردن زمان را به دست آورید به راهتان ادامه دهید تا به داهاکا (موجود سیاه غول پیکر) برسید از دستش فرار کنید تا سرانجام به تونل زمان دیگری برسید که شما را به زمان گذشته میبرد بعد به راه خود ادامه دهید بعد از مدتی یک صحنه نمایش داده میشود که در آن مرد حشره ای به طرف شما تبر پرتاب میکند اگر دقت کنید قبلا اینجا بودید از میله بالا روید تا به پرچم برسید بعد که در باز شد به بیرون بروید بعد دری مقابل خود میبینید که طاقی با دو ستون دارد حال به جای مستقیم از دیوار سمت چپ بالا بروید و به سرعت بپرید تا به بالای طاق برسید مسیرتان را به سمتی که دشمنان دیده میشوند ادامه دهید آن ها را بکشید تا به پلکانی برسید که در سمت چپ آن یک دکمه زمانی است روی آن بروید و با زدن دکمه R زمان را کند کنید و از پله ها بالا بروید رو به روی شما یک دریه است سریع خود را داخل آن بیندازید تا این راه شما را به دومین جایگاه برساند.
۳- زمانی که شمشیر مار را به دست آوردید (از دختر قرمز پوش گرفتید) میتوانید به سراغ سومین جایگاه بروید این همان شمشیری است که از آن به عنوان کلید استفاده میکنید تا در سرسرای اصلی قصر سکوهای بلند به وجود آورید اکنون باید اهرمی را که بهشمشیر به وجود آمده است بچرخانید تا جهت آن درست بر خلاف برآمدگی باشد که قبلا شمشیر را روی آن قرار دادید با این کار سکوی بلند مهو میشوو سکوهایی به طرف قعر پرتگاه نمایان میشود حالا باید به لبهی پرتگاه بروید درست در کنار برامدگی که شمشیر را در روی آن به کار گرفتید از لبه پرتگاه آویزان شوید و سپس بپرید دقت کنید که درست هنگام رسیدن به دیوار روبرو باز هم دکمه پرش را بزنید و با کمک دیوارها به پایین بیاید یک لبه پایین تر بیاید تا به آخرین لبه پرتگاه برسید حالا با راه رفتن روی دیوار خود را به سمت راست تصویر برسانید و درست در انتهای مسیر بپرید به محض رسیدن به دیوار روبرو دوباره بپرید تا به بالای دیوار برسید باز هم از سمت راست روی دیوار راه بروید و به محض رسیدن به آخر تصویر بپرید و با دیوار بازی کنید تا به آخر مسیر برسید و سپس در مسیری که مشخص است به سوی سویمین جایگاه بروید یک نکته دیگر اینکه هنگامی که شمشیری را که دیوار را میشکند به اینجا بیاید و از همان دری که به سمت جایگاه رفتید داخل نشوید سمت راست یک دیوار هست که از آن شن میریزد دیوار را بشکنید تا صلاح مخفی را که چوب هاکی است را به دست آورید.
۴- برای پیدا کردن چهارمین جایگاه هنگامی که مشغول حل معمای آب اول هستید وارد باغی میشوید و از نردبان بالا میروید و پس از جنگ با مرد کلاغی به یک اهرم میرسید با چرخندان اهرم دری که از آن وارد شدید بسته میشود و در دیگری باز میشود که شما را به جایی حیاط مانند میرساند که پر از دشمن است پس از کشتن دشمنان قاعدتا باید از لبه ستونی که در وسط حیاط قرار دارد و نقش سوسسچ را بازی میکند آویزان شوید تا صندوقی نمایان شود اما به جای این کار به گوشه سمت چپ تصویر بروید و به لبه پرتگاه نزدیک شوید دور تمام پرتگاه نرده ای وجود دارد به جز همین قسمت انتهایی از آن جا آویزان شوید و به کمک لبه های پایینی به سکوی پایینی برسید روی دیوار راه بروید تا به یک در برسید از آن عبور کنید در سمت دیگر پرتگاه باز هم به کمک لبه هایی متعدد به سمت پایین بروید و به مسیری که چهارمین جایگاه ارتقای عمر منتهی میشود.
۵- این یکی خیلی ساده است و درست بعد از این که دومین معمای آب را در باغ قلعه حل کردید به دست می آید برای این که بتوانید در قصر را باز کنید باید دو معمای آب حل کنید دومی مربوط به حیات بزرگ است که چند سکوی بسیار بزرگ دارد و شما باید با بالا رفتن از سکوی اول و رساندن خودتان به چند اهرم و چرخوندن آنها علاوه بر این که خودتان را به آخرین اهرم برسانید آب را از لبه سکوهای بلند جاری کنید تا دومین معمای آب حل شود و در اتاق اصلی قصر باز شود درست بعد از این که آخرین اهرم را که در اتاق کوچکی قرار دارد چرخاندید (در اتاق نیمه باز است باید با زدن دکمه ی فاصله از آن رد شوید ) آب به داخل اطاق میریزد به جای برگشتن از مسیری که آمدید از سکوهای همان اتاق استفاده کنید تا خودتان را به بالای اتاق و جایگاه ارتقای عمر پنجم برسانید.
۶- هنگامی که سرگرم جلو رفتن در مسیرهای گیج کننده برج ساعت هستید مسیر شما به پرتگاهی میرسد که یک سوی آن شما هستید و سوی دیگر آن یک آدم مصنوعی خودکار غول پیکر که به سمت شما مواد منفجره پرتاب میکند (البته این مواد منفجره در اصل همان حیوانات انفجاری آتشین هستند که بارها با آن ها جنگیده اید ) در سمت راست تصویردیواری وجود دارد که شکاف برداشته کافیست به کنار شکاف بروید تا غول به سمت شما مواد منفجره پرتاب کند تا آن خراب شود راهی که باز میشود شما را به ششمین جایگاه میبرد البته شکاف سمت چپ را هم به همین روش باید از بین ببرید .
۷- وقتی شمشیر عقرب را به دست آوردید به سرسرای بزرگی میرسید ویک غول بزرگ به جنگ شما می آید پس از مبارزه و شکست او نردبانی به سمت پایین می آید اگر از آن بالا بروید به اتاقی بزرگ شبیه به حیات میرسید که وسط آن خالیست در آنجا باید با چند دشمن بجنگید دو دیوار قابل شکستن در این محوطه وجود دارد یکی از آنها کلیدی زمانی را در خود دارد و دیگری در بسته ای ابتدا باید کلید را فشار دهید و سپس با آهسته کردن زمان از در عبور کنید تا به هفتمین مکان برسید.
۸- پس از اینکه به کتابخانه رسیدید و مسیرتان را ادامه دادید به مکانی میرسید که در آن شاهزاده باید دو کتابخانه را به سمت بیرون بکشد و به بالا رفتن از آن مسیر را ادامه دهد اگر کمی مسیر را بر روی لبه های نازک ادامه دهید به دو اتاقک گرد میرسید که روی یکی از آن ها نینجایی وجود دارد و باید او را از بین ببرید از روی لبه این اتاقک به لبه اتاقک دیگر بپرید و مسیر دایره ای را طی کنید تا به دیواری برسید که دارای سه لبه است که در بالای یکدیگر واقع اند با پرش و استفاده از این لبه ها به سمت دیگر دیوار بروید و خودتان را بالا بکشید تا از طریق یک شکاف به محوطه ای مخفی برسید این محوطه شما را به هشتمین ارتقای عمر میرساند.
۹- برای رسیدن به آخرین جایگاه باید به ابتدای بازی جایی که اول از دریا شروع شد و بعد شما به جایی که شادی (دختر سیاه پوش ) را تعقیب میکردید و بعد شادی از دری عبور کرد و پشت سر او بسته شد و بعد از داخل پرتگاه دشمنان بالا آمدند و شما بعد از کشتن آنها و شما از چند میله وسکو بالا رفتید تا به او برسید نام این منطقه در نقشه Southrn Passage هست سپس اگر کمی جلو بروید به همان اتاق که شادی پشت در از نظر مخفی میشود وقتی شمشیر با قدرت شکستن دیوار را به دست آوردید باید به این اتاق برگردید و با کمک سکو و میله ها به بالای اتاق بروید در بالا ترین جایگاه به جایی میرسید که با میله های کج و معوج مسدود شده است با شمشیرتان این میله های آهنین را بشکنید و جعبه هایی را که پشت این میله ها قرار دارد را به کنار دیوار و کنار سکو بیاورید روی آن بروید و به بالا نگاه کنید تا مسیری مخفی روی سقف بیابید با کمک جعبه ها خودتان را به این مسیر برسانید و به نهمین و آخرین جایگاه برسید اکنون که هر نه ارتقای عمر را گرفتید میتوانید بازی را به شکلی متفاوت و البته دشوارتر به پایان برسانید و با دهاکا بجنگید اما برای این کار به شمشیر ویژه ای احتیاج دارید چون سلاح معمولی به دهاکا آسیب نمیرساند پس به اتاق ساعت شنی بروید و از وسط اتاق شمشیر آب را بردارید بازی را ادامه دهید تا در صحنه پیانی نبردی نفس گیر را با نگهبان شن های زمان دهاکا داشته باشید.
(به نقل از وب سایت ایران نیوک)
باسلام وخسته نباشيدنقل قول:
نوشته شده توسط M E H D I
speed killاين مرحله را انجام ميدهم اما وقتي آخراي جون غول تبري ميشه وقتي باspeed kill ميخوام كارو تموم كنم پرتم ميكنه مگه روش انجامش فرقي ميكنه (با ps2 )
روش انجامش كه فرق نداره. حتما شما زودتر يا ديرتر ميزنين. چون آخرش مثل همون قبلي هاست. من نميدونم مشكل شما كجاشه [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
نوشته شده توسط شهرام 1
speedkill را بار اول براحتي انجام ميدم امابراي مرتبه پاياني نمي تونم (حتما حساسيت زدن كليدها بشترميشود)
دوباره امتحان ميكنم ممنونم
سلام دوستان
من به غول آخر رسيدم اما گير كردم اين ديوارها كه پرت ميكنه رو زمين من چطور بايد از بين ببرم
fujin جان اين جا تاپيك پرنس 3 استنقل قول:
نوشته شده توسط fujin
اين مطالب را مي تواني در تاپيك پرنس 2 مطرح كني
ما اونها رو از بين نمي بري. شما دنبال vizier ميرين و از ستونهايي كه پشت اون هستن بالا ميرين تا Speed kill شروع بشه. بايد فقط مواظب باشين كه سنگها بهتون نخورن.نقل قول:
نوشته شده توسط 7918+khoram
سلام دوستان
بلاخره من پرنس 3 رو هم تمام كردم
البته لازم به ذكر است من مدتي به دليل اينكه پروژه داشتم مجبور شدم دست از بازي كردن بردارم اما نكته اي كه واقعا برام عجيب بود پرنس 3 خيلي خيلي كوتاهتر از شماره قبلي خود بود من فكر كنم يك حرفه اي بازي را مي توانست 2 روزه تمام كند و اصلا باورم نشد كه تمام شد در ضمن اصلا از لحاظ گرافيكي هم با پرنس 2 تفاوتي نداشت
نكته ديگر اينكه دمو هاي با گرافيك بالا هم خيلي كم شده بود و در طول بازي خبري از آنها نبود
درسته دوست عزيز پرنس 3 هم از 2 كوتاهتر بود و هم ساده تر. من اين بازيو 3 روزه تموم كردم. اما تو پرنس 2 واقعا به بدبختي به آخر رسيدم
سلام مهدي جان. ميگم اگه ميشه بيشتر در باره اين سري بازيها توضيح بده. چون من شماره 3 رو تموم كردم. 2 رو هم به صورت ناقص. و 1 رو هم اصلا بازي نكردم. و هيچ كدوم از اين شخصيت ها رو كه شما ميگين نميشناسم. يعني اون زني كه تو دموي اول شماره 3 با پرنس سواره قايقه همونيه كه اول شماره 2 با پرنس رو كشتي ميجنگيد ؟ پس چطور اينقدر آدم شده ؟ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] . بعدش چطور كالينا رو تو شماره 3 كشتن ؟ عجب داشتان پيچيده اي داره اين پرنس (شده فيلم نرگس اصلا معلوم نيست چي به چيه )نقل قول:
نوشته شده توسط m E H D I
ممنون ميشم اگه داستان كامل اين بازيهارو اينجا قرار بدين.
مرسي
نه اون زني كه اول پرنس 2 با پرنس ميجنگه فكر كنم اسمش مينا يا همچين چيزي بود در واقع اون معاون كايلنا بودنقل قول:
نوشته شده توسط Nvidia
عجب! مرسي دوست عزيز. ولي آقا مهدي من هنوز منتظر جريان سري بازيهاي پرنسم ها
سلامنقل قول:
نوشته شده توسط Nvidia
خوب حالا كل داستان رو ميگم:
///////شروع قسمت اول\\\\\\\\\Prince Of Persia: Sands of Time
پادشاه ايران به همراه پسرش _كه ميشه همون شاهزاده خودمون_ توي يه جنگ پيروز ميشن و موفق ميشن كه اون ساعت شني رو از اونها به غنيمت بگيرن. بعد از جنگ، پدر شاهزاده اين ساعت شني بزرگ رو به پادشاه Palace يعني ماهاراجه هديه ميده. شاهزاده توي جنگ به صورت تصادفي يك خنجر پيدا مي كنه( Dagger Of Time) و اون رو به پدرش ميده. وزير پدر شاهزاده، يعني همون Vizier اونجا از پدر شاهزاده ميخواد كه اين خنجر رو به عنوان غنيمت جنگي، به اون بدن. اما پدر شاهزاده ميگه كه من نمي تونم اولين غنيمتي كه پسرم كسب كرده رو به يه نفر ديگه بدم. Vizier از يه راه ديگه وارد ميشه و زماني كه ماهاراجه ساعت شني رو نشون ميده، به يه قدرت فوق العاده اشاره مي كنه و ميگه كه بايد يه نفر اون خنجر سحرآميز رو توي ساعت شني بكنه كه اون قدرت آزاد بشه. شاهزاده از همه جا بي خبر هم اين كار رو انجام ميده و با اين كارش شنهاي زمان رو آزاد مي كنه. با آزاد كردن شنهاي زمان، همه امپراطوري نابود ميشه و همه تبديل ميشن به شياطين(Demon) يا همون غولهاي شني( Sand Monster). فقط سه نفر مي مونن: شاهزاده كه خنجر توي دستش بود، Vizier كه خودش شنها رو آزاد كرد و Farah دختر ماهاراجه كه پشت ستون بود و شنهاي زمان به اون برخورد نكردن. Vizier از شاهزاده ميخواد كه اون خنجر رو به اون بده اما شاهزاده اين كار رو نمي كنه و فرار مي كنه از دست Vizier.
شاهزاده براي نجات جون خودش،مجبور ميشه پدر خودش رو كه تبديل به غول شني شده رو بكشه. توي راهي كه شاهزاده طي مي كنه، عاشق Farah دختر ماهاراجه ميشه اما بهش اعتماد نمي كنه. اين اعتماد نكردن شاهزاده براش گرون تموم ميشه و شاهزاده زماني كه ساعت شني رو پيدا مي كنه، حرف Farah رو قبول نمي كنه و با خنجر جادويي، شنهاي زمان رو برنمي گردونه. Farah هم براي اين كه خودش اين كار رو انجام بده، نقشه اي ترتيب ميده و خنجر شاهزاده رو توي حموم ميدزده. شاهزاده دنبال Farah ميره تا خنجر رو بگيره، اما Farah از يك دره سقوط مي كنه و مي ميره. شاهزاده يك بار ديگه به ساعت شني مي رسه و اين بار ديگه خنجر رو مي كنه توش و شنهاي زمان رو برميگردونه و تمام اتفاقاتي كه افتاده بود، مثل مردن پدرش و Farah و ...، همشون بر ميگردن. شاهزاده به قصر ماهاراجه ميره تا خنجر رو به Farah بده اما Vizier نميذاره. شاهزاده vizier رو مي كشه و خنجر رو به Farah ميده و خودش ميره.
/////// شروع قسمت دوم \\\\\\\Prince Of Persia: Warrior Within
بعد از يه مدت، يك پيشگو به شاهزاده ميگه يك غول قدرتمند كه نگهداشتنش غيرممكن هست( Unstoppable Beast) و نگهبان زمان هست(Dahaka) دنبال تو هست. شاهزاده ماجراي قسمت اول رو براي پيشگو تعريف مي كنه. پيشگو ميگه كه هر كس شنهاي زمان رو آزاد كنه، بايد بميره. شاهزاده ميگه كه براي اولين بار توي عمرش ترسيده و پيشگو هم ميگه كه " و تو خواهي مرد" (Prince: For the first time of my life, I'm afraid=== Old man: And you will die)
شاهزاده ميگه كه من از خود شنها براي برگردوندن خودشون استفاده كردم، پس مي تونم سرنوشت خودم رو هم باهاشون عوض كنم. اما پيشگو ميگه حتي اگه بتوني به جزيره زمان_ جايي كه شنهاي زمان اونجا توسط Empress of Time ايجاد ميشه_ هم بري، باز هم مجبوري با Empress درگير بشي. اما شاهزاده قبول نمي كنه و به سمت Island of time يا همون جزيره زمان ميره. اما پيشگو ميگه كه آينده توي خوب تموم نميشه، توي نمي توني سرنوشتت رو عوض كني؛ هيچكس نمي تونه
(But know this: your journey will not end well, you cannot change your Fate; No man can)
شاهزاده توي راه جزيره زمان، توسط Shahdee مورد حمله قرار مي گيره و از كشتي به بيرون پرت ميشه. موجها شاهزاده رو به جزيره زمان مي برن. شاهزاده بعد از طي يه مسير، به قصر Empress ميرسه. اونجا شاهزاده بدون اين كه بدونه جون Empress رو نجات ميده( جنگ Shahdee با Kaileena كه يادتون هست؟ ) و از دختري كه جونش رو نجات داده بود( همون Empress) در مورد ملكه زمان سوال مي كنه و مي خواد راهي براي ديدن اون پيدا كنه. اما Kaileena ميگه كه Empress از دنياي مردها خوشش نمياد و هيچ مردي رو قبول نمي كنه كه پيشش برن. به شاهزاده هم ميگه كه برگرد. ( اين دعوايي كه شما توي بازي مي بينين به خاطر اين هست كه كايلينا از شادي به علت اين كه نتونسته جلوي شاهزاده رو بگيره عصباني بود و شادي رو زد حتي. شادي هم مي خواست كايلينا رو از دره پرت كنه پايين كه شاهزاده نذاشت. علت اين كه كايلينا نمي خواست شاهزاده به جزيره زمان برسه اين بود كه كايلينا توي آينده خودش ديده بود كه به دست شاهزاده مي ميره. يعني در واقع شاهزاده و كايلينا هر دو مي خواستن سرنوشت خودشون رو عوض كنن. اما راه عوض كردن سرنوشت اونها متفاوت بود؛ شاهزاده بايد نميذاشت كايلينا شنهاي زمان رو دست كنه براي اين كه اگه شنهاي زمان درست ميشد، سرنوشت شاهزاده حتمي ميشد. اما كايلينا براي عوض كردن سرنوشتش مجبور بود شاهزاده رو بكشه.)
شاهزاده به محل ساخته شدن شنها مي رسه و كايلينا رو اونجا مي بينه. از اون مي پرسه كه چطوري مي تونه نذاره شنهاي زمان ساخته نشن. اون هم ميگه كه بايد دو تا برج رو فعال كني تا در باز بشه. شاهزاده دو تا برج رو فعال مي كنه و برميگرده اما مي بينه كه كايلينا همون Empress هست. اونجا شاهزاده مجبور ميشه كه كايلينا رو بكشه اما از شانس بد شاهزاده، وقتي كايلينا كشته ميشه، شنهاي زمان دوباره آزاد ميشن اما شاهزاده نمي فهمه. شاهزاده فكر مي كنه كه با كشتن كايلينا، ديگه هيچ چيزي توي ساعت شني زمان (Hourglass) نيست و سرنوشت اون عوض شده اما با ديدن اينكه داهاكا دوباره دنبالش مي كنه، كاملا نا اميد ميشه.
( I am the architect of my own destruction. So this it; what is written in the timeline cannot be changed)
اما شاهزاده با خوندن نوشته هاي روي ديوار، مي فهمه كه اگه بتونه به ماسك جادويي اشباح( Mask of the wraith) دست پيدا بكنه مي تونه دوباره از زمان بگذره و برگرده و سرنوشت خودش رو عوض كنه. از اينجا به بعد شاهزاده اميد دوباره اي ميگيره( A second chance) و دنبال ماسك جادويي مي گرده. با پيدا كردن ماسك جادويي، شاهزاده تبديل به شبح شني ميشه(Sand Wraith). توي اين حالت شاهزاده مي تونه به صورت نامحدود از شنهاي زمان استفاده كنه اما جونش هر لحظه كم و كمتر ميشه.
(اينجا بايد يه خورده برگرديم عقب تر. يه جاي بازي شما مي بينين كه داهاكا هر دو تاي اينها( شاهزاده و شبح شني) رو يه جا مي بينه و شاهزاده خودش رو نجات ميده تا شبح شني بميره. اين همون اشتباهي بود كه شاهزاده مرتكب شده بود. يعني اون شانس دوم رو از خودش گرفته بود.) حالا اين بار كه شاهزاده به صورت شبح شني به اون صحنه مي رسه، كاري مي كنه كه شاهزاده اصلي بميره و شبح زنده بمونه. بعد از اينكه داهاكا شاهزاده اصلي رو مي كشه، شبح شني، ماسك رو از روي صورتش برميداره و باز هم تبديل ميشه به شاهزاده اصلي. اما اين بار ديگه با كايلينا نمي جنگه. بلكه كايلينا رو هم ميبره به زمان خودش تا سرنوشت اون هم عوض بشه. شاهزاده به كالينا ميگه كه نميخواد اون رو بكشه اما اون ميگه كه اگه حتي اون هم نخواد باز هم زمان اون رو مجبور مي كنه. بعد از يه ذره حرف زدن شاهزاده اون رو راضي مي كنه كه جنگ نكنن اما يهو سر و كله داهاكا پيدا ميشه. شاهزاده باز هم تعجب مي كنه، چون ديگه الان هيچ شني توي ساعت شني نيست و داهاكا الان نبايد اينجا باشه. اما بعد مي بينه كه داهاكا دنبال اون نيست بلكه اومده كه كايلينا رو بكشه به اين خاطر كه اون متعلق به اين زمان نيست. چون شاهزاده كايلينا رو آورده به اين زمان، خودش رو مقصر مي بينه و براي جبرانش به داهاكا ضربه ميزنه و متوجه ميشه كه داهاكا در مقابل شمشير آب آسيب پذير هست. ( اگه يادتون باشه توي بازي هم مي ديديم كه داهاكا نمي تونست از آب رد بشه.) بعد شاهزاده با كمك كايلينا داهاكا رو مي كشه و اون رو توي آب ميندازه. وقتي توي آب ميوفته كل بدن داهاكا نابود ميشه. به اين صورت شاهزاده سرنوشت خودش و كايلينا رو عوض ميكنه.
//////////شروع قسمت سوم\\\\\\\\\\\Prince Of Persia: The Two Thrones
شاهزاده و كايلينا باهم به بابل برميگردن(Babylon) اما توي راه شاهزاده مي بينه كه شهر داره توي آتيش مي سوزه. از چند طرف به كشتي شاهزاده حمله ميشه و كشتي غرق ميشه. كساني كه جديدا شهر رو تصرف كردن و هيچ كدوم از شن نيستن، كايلينا رو كه بيهوش كنار ساحل افتاده رو ميبرن. شاهزاده به دنبال اونها ميره ولي يه ذره دير ميرسه. وقتي هم ميرسه ماموران Vizier اون رو مي گيرن. Vizier كايلينا رو مي كشه و بعد اون خنجر رو توي شكم خودش مي كنه و تبديل به غول ميشه. با كشتن كايلينا، شنهاي زمان دوباره آزاد ميشن و همه ماموران vizier تبديل به غولهاي شني(sand monster) ميشن. اما اين بار ديگه شاهزاده خنجر توي دستش نبود و به همين خاطر شنهاي زمان روي اون هم اثر ميذارن ولي چون شاهزاده سريع خودش رو به خنجر مي رسونه، شنهاي زمان اون رو كاملا به غول تبديل نمي كنن. حالا شاهزاده ديگه همون شاهزاده قبلي نيست. اون دو نوع روح داره. يك روح خوب كه مي خواد جون مردمش رو نجات بده و يك روح پليد كه فقط به فكر منافع خودش هست. هر چي كه بازي ميگذره، شنهاي زمان بيشتر توي بدن شاهزاده نفوذ مي كنن كه اين موضوع رو مي تونين از روي رنگ زردي كه از دست شاهزاده شروع ميشه و توي آخراي بازي تا پشتش ادامه پيدا مي كنه ببينين. شاهزاده توي راهش Farah رو مي بينه و اون رو با اسم صدا مي كنه اما Farah اون رو نميشناسه ( اگه يادتون باشه گفتيم كه همه چيز توي شاهزاده ايراني 1 به حالت اول برگشت و Farah همه چيزهايي رو كه ديده بود رو فراموش كرد) روح پليد شاهزاده هميشه با شاهزاده كل كل مي كنه و حرفهاي اونها وسط بازي باعث ميشه آدم سرگرم بشه. شاهزاده بعضي جاها به حرف روح پليدش گوش مي كنه و اين باعث ميشه كه وسط هاي كار، با Farah بحثشون بشه. Farah و شاهزاده صداي يه زن رو ميشنون كه دارن شكنجه ش ميكنن. Farah ميگه كه بايد به كمك اون بريم اما شاهزاده ميگه كه اين كار وقت ما رو مي گيره. اما بعد از اين كه Farah از اون جدا ميشه و ميره، شاهزاده برميگرده و به كمك مردمش ميره و از اون به بعد ديگه به حرفهاي روح پليدش گوش نميده.
شاهزاده چند بار به كمك مردم ميره و مردم هم يه بار جون شاهزاده رو نجات ميدن. بعد از يه مدت بازي كردن، جنگ باVizier شروع ميشه. بعد از كشتن Vizier، كايلينا مياد و شنهايي كه توي بدن شاهزاده نفوذ كردن رو از بين ميبره. توي خواب و توي يه محيط ماتريكسي، شاهزاده دليل همه بدبختيهاي خودش رو مي فهمه. در واقع دو تا شاهزاده وجود دارن. شاهزاده تاريكي و شاهزاده اصلي. شاهزاده تاريكي تمام اين مشكلات رو براي شاهزاده فراهم كرده بود تا خودش به حكومت برسه. در واقع روح پليدي كه شاهزاده داشت، همون شاهزاه تاريكي بود كه توي روحش نفوذ كرده بود. آخر اين قسمت، ما دو تا تخت پادشاهي رو مي بينيم_ كه اسم قسمت سوم رو به همين علت گذاشتن The two thrones_ اما شاهزاده به اونها اهميتي نميده و به سمت نور ميره( اين هم پيام اخلاقي داستان بود :laughing: ) به هر حال شاهزاده بعد از خواب داستان رو براي Farah اينجوري تعريف مي كنه:
همه مردم فكر مي كنن زمان مثل يك رود هميشه حركت مي كنه اما من صورت زمان رو ديدم.
(Most people think the time is like a river, but I have seen the face of time)
البته جمله كامل تر از اين رو اگه يادتون باشه توي اول قسمت اول(POP: Sands of time) بازي گفت:
"همه فكر مي كنن كه زمان مثل يه رود هميشه توي يك جهت حركت مي كنه. اما من صورت ديگه زمان رو ديدم و من مي تونم بگم كه اين درست نيست. زمان مثل يك اقيانوس توي طوفان هست. ممكنه شما بگين من كي هستم؟ پس بشينين و من براي شما داستاني رو ميگم كه تا حالا شبيه اون رو نشنيدين."
مرسي مهدي جان جان دستت درد نكنه. خيلي عالي بود.
اينطوري كه معلومه داستان پرنس 2 خيلي پيچيدس. وقتي دمو رو نگاه ميكردم واقعا تو اون قسمتي كه پرنس گفت : Prince: For the first time of my life, I'm afraid=== Old man: And you will die دلم ميخواست داهاكا رو جر بدم. اين پيرمرده هم كه ماشالا به جاي اينكه به پرس روحيه بده بگه تو ميتوني. زد تو ذوقشو بهش گفت تو ميميري [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سلام مهدي جان خيلي ممنون
راستي اگه از حق نگزريم يك ويژگي كه پرنس 3 داشت من هم خيلي دوست داشتم اين بود كه شمشير پرنس آبي مي شد و در يك چشم به هم زدن حريف كارش تموم ميكرد
راستي من شنيده بودم مي خواهن شماره جديد اين بازي رو عرضه كنند آيا واقعيت دارد؟
بله مثل اين كه قرار بود بسازن اما فعلا با ساخته شدن Assassin's Creed اين پروژه منتفي شده :sad:نقل قول:
نوشته شده توسط 7918+khoram
بله اگه پرنس ديگه باشه ديگه با وجود Assassin's Creed فكر نكنم ديگه فروشي بره يا محبوب بشه
اخه چي ميشد شخصيت بازي Assassin's Creed پرنس بود خوب با يه داستان ديگه شروع ميشد ديگه
بعدشم قراره يه نسخه از پرنس براي wii منتشر بشه ! که اینم قابل توجه هستش
سلام خسته نباشید من بازی را می خوام اجرا کنم ازم سی دی کی ( کلید سی دی ) را می خواهد کسی می دونه چه هست یا تو کجای سی دی ها است کمک کنید ممنون می شم .
سلام
من کمک می خواستم در باره ی نحوه ی کشتن غول اول بازی
اگه میشه با عکس توضیح بدید ممنون میشم
نقل قول:
نوشته شده توسط arsniyas
کد:8HVCM-TJ7Q7-XCSAD-RSND9-XACGX or BZ7A9-X488N-725MY-E9FND-TLPDZ
با عكس كه نمي تونم چون بازيش رو ندارم الان. اما راهش اين هست كه از كنار ديوار برين و خودتون رو به روبروش برسونين. بعد وقتي تصوير شروع به درخشش كرد، بايد كليد E رو بزنين تا Speedkill شروع بشه. بعد صبر مي كنين تا زماني كه شمشير آبي بشه. درست لحظه اي كه شمشير آبي شد كليك مي كنين(فقط يك بار) و باز هم منتظر مي مونين تا دوباره شمشير آبي بشه و باز هم يك بار كليك مي كنين. همين كار رو ادامه ميدين تا يه چشمش كور بشه. بعد از طرف ديگه هم همين كار رو تكرار مي كنين و اون يكي چشمش رو هم كور كنين. بعدش به پاهاش ضربه مي زنين تا يه پاش رو بلند كنه و بعد به پاي ديگه ش ضربه ميزنين تا بيوفته رو زمين و يه بار ديگه هم بايد Speedkill كنين تا كارتون تموم بشه.نقل قول:
نوشته شده توسط R.Carlos
اگه Speedkill رو بلد نيستين بازي رو يه بار هم از اول شروع كنين و سعي كنين ياد بگيرين.
سلام ببخشيد به علت زياد بودن صفحات اين تاژيك نتونستم همه اش رو بگردم . راهنماي فارسي يا انگليسي كامل اين بازي را داريد ؟ راستي من بدون در آوردن سيم هاي سي دي رام بازي را اجرا كردم ;)
سلام
مي شه يه تو ضيحي در مورد پرنس3 بدين
با سلام من تو مرحله arena جای غول گیر کردم صفحه های قبل هم دیدم هر کار کردم نشد دارم دیونه میشم . وقتی ابی میشه میزنم میزنه به شانه ی غوله یا بعضی مواقع جاخالی میده میخورم زمین . چکار کنم ؟
ببينيد علت اين كه اينجا نمي تونين اين غول رو بكشين اينه كه به آموزشهايي كه تو اول بازي داده شده دقت نكردين. اونجا سرعت Speedkill هم خيلي كم بود و ميشد راحت ياد گرفت.نقل قول:
نوشته شده توسط m_r1986
وقتي Speedkill شروع شد بايد صبر كنين كه شمشير آبي بشه. درست همون لحظه بايد فقط يك بار كليك كنين. اين كليك شما بايد درست تو همون لحظه باشه. اگه يه ذره ديرتر يا زودتر بزنين شما رو مي گيره و پرت مي كنه. وقتي بار اول كليك كردين باز هم صبر مي كنين تا دوباره شمشير آبي بشه. دقت كنين كه بيش از يه بار كليك كنين شما رو پرت مي كنه پايين. فقط اون لحظه اي كه شمشير آبي شد كليك مي كنين.
اگه نتونستين اين كار رو انجام بدين بازي رو يه بار ديگه از اول شروع كنين و اين بار Speedkill رو بهتر ياد بگيرين. بيشتر غولهاي بازي رو بايد با Speedkill بكشين.
سلام دوستان
هيچ كدوم از شما در مورد پرنس 3 اطلاعاتي ندارين
من سي دي شو خريدم ولي هر كار مي كنم نصب نمي شه چه كار كنم
آموزش اجراي بازيهايي كه قفل Starforce دارن:نقل قول:
نوشته شده توسط deer
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سلام ولي سي دي هاش قفل نداره ولي يك سري مي زنم به اين صفحهنقل قول:
نوشته شده توسط M E H D I
من مشكل توي نصبش دارم نه توي اجراي پرنس3
خوب شما يه عكس از اون پيغام كه ميده بده ما بدونيم مشكل از چيه.نقل قول:
نوشته شده توسط deer
حتما اين كارو مي كنم فقط ممكن چند روز طول بكشه اشكالي كه نداره چون من بايد بازي رو نصب كنم همچين كه رسيد آخرش از پيغامش عكس بگيرمنقل قول:
نوشته شده توسط m E H D I
سلام
من یک سی دی پرنس پرشیا گرفتم ونصب کردم و چند مرحله گذشت
که یک دعفه قفلی شد یعنی وقتی خنجر می خواستم بزنم دو دقیقه طول میکشید
بعد سخت افزار پشت سی دی بازی رو نگاه کردم
دیدم که نوشته
XP SP2 ONLY
DIRECTX9.0C
1400MHzP.4
256MBRAM
NVIDIA 64MB
و چیزهای دیگه که من مهمترین هاش رو نوشتم
حالا سیستم من
1800 mhZ PENTIUM
256MB ram
کارت گرافیک 64 ati RADEON 7000
حالا می خوام بدونم که سیستم من پایینه یا که نه
اگه چیزی هست که باید نصب کنم که اینجوری نشه لطفا بگین