در مورد سخنان شاملو و جوابیه های دیگران به حرف های او
من قبلا فیلم سخنان شاملو در دانشگاه برکلی رو کامل دیدم.
نامه پاسخ محمدرضا لطفی به شاملو رو خوندم (که خب به نظر من حرفی برای گفتن نداشته)و پاسخ شاملو به لطفی رو هم خونده ام.
از طرفی پاسخ هایی که دیگران در مورد حرف های شاملو در باب موسیقی سنتی ایران نوشته اند رو هم خوانده ام(اون پاسخ هایی که بهشون دست پیدا کردم در جستجوهام)
الان کاری به اینکه اصلا شاملو چی گفته درست یا غلط و خودم چی فکر میکنم و اینها ندارم (اون خودش یه بحث جداگانه است)، ولی وقتی که پاسخ های اون مدافعان و اهالی موسیقی سنتی به حرفهای شاملو رو خوندم و شاهد بودم، تازه حرف های شاملو برام بیشتر تامل برانگیز شد.
بخاطر اینکه تو این نقد هایی که تا الان از سخنان شاملو شده و من خوندم هیچ کدوم "خود سخنان" شاملو رو زیر سوال نبرده اند،گویی که هیچ حرفی در جواب سخنان شاملو ندارند!
بلکه همگی رو آوردند به "حمله شخصی" به خود کاراکتر شاملو.
اصلا جوابیه های اینها بیشتر خالی کردن خود بود تا نقد. چیزی به اسم نقد در حرفهای اینها ندیدم.
------------------
مضمون چند نمونه از جوابیه هایی که خوانده ام:
*- طرف برداشته "زندگی" شاملو رو گشته و نسخه روان شناسی پیچیده: "شاملو خودش گفته در کودکی عاشق شنیدن و دیدن پیانو زدن دختر همسایه شون بوده.
نتیجه: این نقدهای شاملو و حمله به موسیقی سنتی، بخاطر آرزو ها و عقده های موسیقایی شاملو هست که از کودکی در او شکل گرفته!"
اصلا شما یک کلمه نقد در مورد خود سخنان شاملو در این مطلب میبیند؟
و تازه انگار ادبیات و شعر خودش کم چیزیه! که شاملو بخواد عقده موسیقی داشته باشه! شعر موسیقی رو در بطن خودش داره اگر قوی باشه.
*- مورد دیگه: برداشته در جواب سخنان شاملو؛یه دو تا قطعه شعرهای شاملو رو به سطحی ترین شکل به مضحکه گرفته که آره شعرت میلنگه!
خب اصلا گیریم شاملو شعر بلد نبوده و شعرش لنگ میزده!
این کجا حرف های شاملو در مورد موسیقی سنتی رو رد میکنه یا نقد میکنه؟! فرض کن یه آقای x بیسوادی اومده نظرات و نقدهایی در مورد موسیقی سنتی داده. حالا شما بیزحمت بیا حرفهای این آقای بیسواد رو نقد کن، رد کن ببینیم.
*-یا برداشتن یک سری طرفدارهای سنتی فحش رو کشیدند که آره شاملو رو چه به وارد شدن به "حوزه موسیقی" ؟!
در صورتی که به نظر من این از برداشت اشتباهشون از ادبیات و موسیقی ناشی میشه.
ادبیات و شعر اصلا درگیر هست با موسیقی.شعر در بطن خودش موسیقی داره.
نمیگم یک شاعر خود بخود موسیقیدان هم هست! نه، میگم اینکه شاعر به صرف اینکه شاعر هست نمیتونه وارد حوزه موسیقی بشه حرف اشتباهی هست.چون شاعر اصلا درگیر هست با موسیقی.
و چند تا جوابیه دیگه از این قبیل...
اینها جوابیه هایی بوده نسبت به حرف های شاملو که من خونده ام.
و خب هیچ کدوم هیچ منطق و استدلال و نقدی نداشته اند.
شاید دیگران نقد های درست و منطقی نسبت به حرف های شاملو در مورد موسیقی سنتی خوانده اند که اگر سراغ دارند خیلی خوب هست که در این تاپیک قرار داده بشند و استفاده کنیم.
و یا اینکه خودشون اگر نقدی دارند اینجا بنویسند.
------------------
شاملو خیلی رک و شاید تند حرف هاش رو میزنه و خب طبیعی هست که به طرفدارهای اون موضوع بربخوره.
ولی میبینیم که برای همین حرف هاش دلیل هم ارائه میده، نمونه ارائه میده و ...(حالا دلایلش میتونند درست یا غلط باشند).
ضمنا فقط ایراد نمیگیره و غر بزنه(چون غر زدن خیلی راحته)
بلکه میبینم راه حل هم از نظر خودش ارائه میده(حالا چه درست چه غلط).(مثل اونجا که میگه این خرده فواصل رو حذف کنیم و راه رو برای خلاقیت و زایندگی بالا ببریم....)
پس حرفهاش فقط حمله کردن، غر زدن و ایراد گرفتن نیست.
دلایل خودش رو داره و راه حل هایی هم از نظر خودش ارائه میده.
بنابراین با اون حرف هم مخالفم که اگر شاملو "کمی فکر میکرد" این حرف ها رو نمیزد!
پس انتظار میره دیگران با دلیل و منطق حرفهای او رو نقد کنند، و نه اینکه به حمله شخصی و مورد دیگر خارج از حوزه استدلال رو بیارند.