ساحل
جاودانه تر دریا
صدای تیر از جا می جنباندمان
در دوردست بسیار تیر شلیک می شود..
Printable View
ساحل
جاودانه تر دریا
صدای تیر از جا می جنباندمان
در دوردست بسیار تیر شلیک می شود..
در غم ما روزها بيگاه شد ---- روزها با سوزها همراه شد
دلم نوشت امون بده
اگر چه زشت امون بده
گناه نمیشه مهلتی به من بدی
بزرگوار
امون بده...
هرآن دل را كه سوزي نيست دل نيست ------ دل افسرده غير از آب و گل نيست ------ آقا جلال درست نشد
تو معذور داری به انعام خویش
اگر زلتی آمد از کرد من
تو دردی نداری که دردت مباد
از آن رحمتت نیست بر درد من
تازه از راه رسيدي...
ناشناسي تو هنوز
... تو فقط خنده ما را ديدي
...گر که چون ما پي نابودي خود مي گردي
...گر پي سوختني
...عاشق چشم به در دوختني
...با ما بمان...با ما بسوز...
تازه از راه رسيدي...
ناشناسي تو هنوز...
بشنو از ما اين نصيحت...
شعر رفتن ساز کن...
تا پر و بالت نسوخته شاپرک پرواز کن...پرواز کن
سلام
نه عجب اگر به عالم اثري نماند از ما
كه بر آسمان نبيني اثر از شهاب ماند
رهي معيري
سلام دوستان
سلام محمد چطوري
دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود
تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود
رسم عاشق كشي و شيوه شهر آشوبي
جامه اي بود كه بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود مي دانست
وآتش چهره بدين كار برافروخته بود
گرچه مي گفت كه زارت بكشم مي ديدم
كه نهانش نظري با من دلسوخته بود
كفر زلفش ره دين مي زد و آن سنگين دل
در پي اش مشعلي از چهره برافروخته بود
قربانت
سلام افتاب خانوم
درد خود بر رنج من افزون مساز
کاین دل رنجیده ، تنها خسته به
سلام پایان خوبی؟
سلام محمد باهم پست دادیم ولی خراب نشد
هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست
وان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هست
سروها دیدم در باغ و تأمل کردم
قامتی نیست که چون تو به دلارایی هست
سلام .
مشکل حل شد؟