من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو مي دونم هيچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
بهار تو بر مي گردي چيزي نمنونده بخند
Printable View
من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو مي دونم هيچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
بهار تو بر مي گردي چيزي نمنونده بخند
دست بلند عشق ، همين روزهاي گرم
نام مرا به نام تو پيوند ميزند
تا عزم ميكنم كه بگويم عزيزمي
اين اضطراب لعنتی ام گند ميزند
در درون سینه ی من آتش عشق تو سوزان
در کویر پاره تن مثل دریای خروشان
توشدی نور امیدم من به خوشبختی رسیدم
با تمام خسته گی هام من به آرامش رسیدم
ميان اين همه آدم، ميان اين همه اسم
هميشه نام مرا اشتباه مي گويي
به اعتبار چه آيينه اي، عزيز دلم
به هركه مي رسي از اشك و آه مي گويي
یک شب دلم خواهد که مهمانت کنم
از دیده بیگانه پنهانت کنم
نازت گشم
مستت کنم
مست و غزل خوانت کنم
همراز دل
دمساز دل همصحبت جانم کنم
مثل من فلک زده مثل من غریب
در جای جای هفته اسیرند لحظه ها
انگار در نگاه تو تکثیر می شوند
انگار بر تو بخش پذیرند لحظه ها
حالا منم و گریه بر این درد مشترک
از زندگی بدون تو سیرند لحظه ها
آهسته دل سپردم
آهسته بي تو مٌردم
تو رو از ياد نبردم
به من نگو
براي ما
فراموشي حلاجه
بذار بگم
كه عشق تو
واسم يه اعتياده
همزمان فرستادیم ..........
اگر آن ترک شــیرازی به دست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
حافظ
اگر درد من به درمان رسد چه میشه
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه
اگر بار من به منزل رسد چه گردد
سر من اگر به سامان رسد چه میشه
هوای بودن یک عمر با تو را دارم
منی که دلخوش دیدارهای گهگاهم
برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط
اسیر سختترین زخمهای جانکاهم
شعر بالایی را که شجریان خونده را خیلی دوست دارم