سریال ضرب آهنگشو و ریتم نسبتا خوبشو از دست داده...:2:
Printable View
سریال ضرب آهنگشو و ریتم نسبتا خوبشو از دست داده...:2:
براي آماده كردن 4 قسمت باقيمانده؛
تصويربرداري «پنجمين خورشيد» در كن ادامه دارد
خبرگزاري فارس: تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «پنجمين خورشيد» به كارگرداني «عليرضا افخمي» در لوكيشن خانه محسن واقع در كن ادامه دارد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تا به حال حدود 18 قسمت از مجموعه تلويزيوني «پنجمين خورشيد» تصويربرداري شده و گروه به طور فشرده مشغول كار هستند تا در روزهاي آتي دچار مشكل در پخش نشوند.
همچنين كار به طور همزمان توسط «افسانه افخمي» و «رضا سوراني» مراحل تدوين خود را سپري ميكند و در قسمت 22 به پايان ميرسد.
به گزارش فارس، تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «پنجمين خورشيد» اول خردادماه آغاز شد و در خلاصه داستان اين سريال آمده است: محسن و همايون دو دوست هستند كه در سال 65 و در وضعيت بد اقتصادي زندگي ميكنند آنها بر اثر حادثهاي عتيقهاي خاص پيدا ميكنند كه قابليت سفر در زمان را دارد و محسن به همراه عتيقه 24 سال در زمان سفر ميكند و در سال 1388 در تهران امروز خود را مييابد. محسن كه با پديدههاي جديد و دور از ذهن مواجهه ميشود دلبسته دختري به نام هما ميشود اما اتفاقات ديگري براي او ميافتد كه مجبور به بازگشت به سال 64 ميشود و ...
اين مجموعه تلويزيوني به تهيهكنندگي «داوود هاشمي» ساخته ميشود و بازيگراني نظير حميد گودرزي، مهدي سلوكي، مهوش صبر كن، مريم كاوياني، انوشيروان ارجمند، شهرام قائدي، كاميار محبي و ... در آن ايفاي نقش ميكنند.
ساير عوامل اين سريال، عبارتند از:
كارگردان: عليرضا افخمي، نويسندگان: عليرضا افخمي و سجاد ابوالحسني، طراح چهرهپردازي: جلالالدين معيريان، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: احمد پولي بابايي، تصويربردار: حسنعلي اسدي، مدير توليد: عزيز عليزاده و دستيار اول كارگردان: اكبر نصيري.
ای بابا مسخره بازیه دیگه اینا خواب دیدن
این یارو عملیه تهه استقامت بود 1 روز آویزونش کرده بودن نگفته بود
اینم داره خراب میشه منظورم این سریاله.
نه حالا خیلی بدم نشد
اتفاقا ضد حال جالبی زدن
خوشم اومد دستی دارن تو ضد حال زدن [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منم فکر میکنم هیچ جوری نشه غلامرضا رو زنده نگه داشت:27:، خب توی اون عملیات شرکت نکنه، میره یه عملیات دیگه ممکنه اونجا شهید بشه؛ تازه بیچاره چقدر حواسش پرت بود که پلاکشو تو حموم جا گذاشت:41:؛ ولی من فکر کنم وضع مالی محسن اینا از غلامرضا اینا بهتر بود:46:؛ مخصوصا اگه دم در خونه غلامرضا رو دقت کرده باشین، تازه اون زمان تو ساخت خونه ها حموم هم میساختن:27: مگر اینکه به شدت فاقد امکانات بودن.
در مورد هما هم میشه فکر کرد که پدر و مادرش آدم حسابی بودن:5: و وضع مالیشون هم حداقل نسبت به اون زمان خوب بوده که یه ماشین (حتی اگه ژیان بوده باشه:31:) داشتن؛ ولی متاسفانه از ویژگی ای به نام حماقت رنج میبردن:13: که توی اون بهبوهه جنگ و موشک باران و در گیری و ناامنی-که دزدها حتی به خوراک و پوشاک مردم رحم نمیکردن- بچه یکی دو ساله رو تنها توی ماشینشون ول کردن به امون خدا و رفتن داروخونه.:13:
باید دید چه توجیهی قراره برای این کار در آینده ارائه بشه(چون فعلا که اصلا با عقل جور در نمیاد):2:
یه عابر پیاده مناسب اون سالها رو نمیتونن درست نشون بدن؛ حالا خوبه نخواستن خیابونای اصلی تهرانو نشون بدن، یعنی نیم دقه نمیتونستن عبور و مرور اون کوچه رو کنترل کنن؟نقل قول:
اصلا من هر وقت یه سریال ایرانی که داستانش مال دهه های 50 و 60 ئه دارم میبینم، هر لحظه منتظر رخ دادن یه سوتی ام.
این قدر هم داستانشو به قول بعضی از بچه ها کشدار کردن که فرعیاتش بیشتر از اصل داستان به چشم میان.
اگه اون موقع که همایون داشت می رفت به آینده و اون پسره رفت جلوشو بگیره، با هم به سال 88 منتقل می شدن دیگه خیلی باحال می شد! اما حیف که زدن لت و پار کردن داستانو! کلا خواب دیدن یکی از ضایه ترین غافلگیری های سینماییه:31:
دیگه ابله تر از این محسن تو کره خاکی نیست !
عجب گندی زد این محسن! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
یکی نیست بگه آخه مگه مجبور بودی حتما خودتو پلیس جا بزنی؟ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ولی از این مادر غزل هیچ خوشم نیومد ... همون ننه خاور بهتر بود! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اگه کتیبه و زنجیر همراه محسن بود خیلی فاز میداد عکس هم که بود میرفت 88 ! [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
معمولا هر سال در ماه مبارك رمضان يك سريال از ديگر سريالهاي نمايشي متمايز ميشود و بيشتر مورد استقبال مخاطب قرار ميگيرد.
معمولا اگر در آن سال تعداد آثار نمايشي زياد و كيفيت آنها قابلقبول باشد اين رقابت سختتر و رفتن روي سكوي اول براي عوامل، افتخارآميزتر است. اما در سالهايي چون امسال كه عملكرد تلويزيون در بخش نمايشي بسيار بيرمق بوده، اگر بگوييم سريال پنجمين خورشيد افخمي از ديگر سريالها از موقعيت بهتري برخوردار است، نكته افتخار آميزي به نفع سريال نگفتيم؛ هر چند كه اين امر از ارزشهاي بالقوه آخرين سريال افخمي چيزي كم نميكند.
عليرضا افخمي كه تا سالها او را به نام ناظر كيفي ميشناختيم، پيش از اين با تب سرد در مقام كارگردان به مخاطبان تلويزيون اين نكته را منتقل كرد كه كارگرداني هوشمند است و براي وقت مخاطب و نوع تدوين اثر احترام قائل است البته نسبت به ديگر كارگردانان امروز سيما.
او نشان داده است كه كليد درك مخاطب از تعليق را در دست دارد و ميتواند آنرا در قفل فيلمنامه بچرخاند.
افخمي با كولهباري از تجربه و درك از مخاطب سيما و شرايط امروز او، به سراغ ساخت سريال پنجمين خورشيد رفته است؛ سريالي كه بيش از ديگر سريالهاي ماه مبارك رمضان و حتي سريالهاي قبل از آن نظر مخاطب تلويزيون را بهخود جلب كرده است.
اما چرا پنجمين خورشيد سريال نسبتا خوبي است و به اين مهم يعني جلب رضايت مخاطب نائل شده است؟
پيش از هر چيز پنجمين خورشيد موفقيتش را مديون عنصري به نام فانتزي يا تخيل است؛ عنصري كه سالهاست در سريالهاي سيما فراموش شده و يا اگر هم استفاده شده است، در آثار موسوم به ماورائي بيشتر به سمت درك غلط از معنويت و ماورا سير كرده تا به سمت تكوين يك ژانر اثرگذار و سرگرمكننده تلويزيوني.
افخمي سعي كرده است از فانتزي تا حدي كه امكانات تكنيكي تلويزيون ما اجازه ميدهد بهعنوان ابزاري براي انتقال مفاهيمي مناسب ايام ماه مبارك رمضان استفاده كند. در بهكارگيري اين ابزار درست مثل فيلمي چون جومانجي (با بنمايهاي تقريبا همانند) سعي شده است كه عنصر تخيل ساز درست در خدمت اهداف فيلمنامه قرار گيرد كه البته به موفقيت همگن هاليوودياش نيست. در جومانجي عنصر تخيل ساز يك جعبه بازي است كه بازيگران را وارد تونل زمان ميكند و خود بهعنوان عنصر، نقش تعيينكنندهاي در تمام ساختار فيلمنامه بازي ميكند.
اما در پنجمين خورشيد افخمي اهميت چنداني به اين عنصر نداده و اصل جابهجايي زمان را پيش روي خود نهاده است ضمن اينكه قسمتهاي ابتدايي سريال كه مربوط بهپيدا شدن گردنبند پنج خورشيد است، چندان خوب و با وسواس طراحي نشده است، گويا فيلمنامه براي رسيدن به دوره معاصر عجله داشته است. بهعنوان مثال كيفيت پيدا شدن عتيقهها هنگام بمباران ميتوانست بهتر طراحي شود چون بمبي كه تخريب نكند و قاچاقچياي كه زيرزمين خانهاش به جاي انبار، موزه داشته باشد و مشخصات جنس را مثل موزه ايران باستان بيل بزند چندان قابلقبول نيست ضمن اينكه رگه ارتباطي داستان با دوران گذشته بسيار سست است و در هر قسمت محسن مجبور است يك سكانس دنبال دزد گردنبند بدود و او را پيدا نكند.
اما گذشته از اينها سريال افخمي دچار مشكلي است كه مربوط بهخودش نيست. اين مشكل به ساختار ژانربندي در سينما و تلويزيون ما برميگردد و آن تقابل واقعيت و فانتزي است. در سينماي غرب بهدليل بهرهمندي از ادبيات قوي تخيلي و پيشينه قوي ژانر تخيلي از ابتداي حيات سينما و از همه آنها مهمتر عدمتقابل تخيلهاي اينچنيني با ساختار مذهب، مخاطبان با آثار تخيلي دچار مشكل نميشوند و ما نيز بهعنوان مخاطبان ايراني اين آثار، از آنها لذت ميبريم و متعارف نبودن آنرا ميپذيريم، درست مثل فيلم جومانجي يا صدها فيلم تخيلي ديگر كه از تلويزيون پخش ميشود و هيچ مشكلي هم پيش نميآيد.
در كشور ما بهدليل فقر عنصر تخيل و فانتزي حتي در ادبيات ما و يا به روز نشدن و تصويرينشدن برخي از آثار موجود، مخاطبان خيلي زود با اثر دچار تقابل ميشوند و به جاي لذتبردن از داستان و غوطهور شدن در فضاي تخيلي آن خود را درگير سؤالهاي بيپاسخ ميكنند. فيلمنامهنويس و كارگردان هم مجبورند حتما به اين سؤالهاي از پيش تعيين شده پاسخ دهند. بهعنوان مثال در سريال پنجمين خورشيد، تلاش محسن براي برگشتن و تغيير شرايط معاصر با مفاهيم قضاوقدر و نگرشهاي واقعگرايانه مخاطب ايراني درگير ميشود.
اين امر در مورد سريالهاي كمدي صدق نميكند چون مخاطب كار كمدي اصلا ارزشي براي مفاهيم و تناقضات قائل نيست و به نفع خنديدن تناقضات را ميپذيرد. بهعنوان مثال در سريال مسافر زمان كه آنهم براساس الگوي تونل زماني بود مخاطب با اثر دچار مشكل نميشد و سريال چه قوي و چه ضعيف با مخاطب خود مشكلي پيدا نميكند. اما وقتي كه مخاطب با يك سريال جدي آنهم مناسبتي كه قرار است ترويجدهنده مفاهيم مذهبي و يا حداقل اخلاقي باشد ممكن است دچار همان سؤالهاي بيپاسخ شود.
اما اگر از اين سؤالها بگذريم سريال افخمي از ساختار خوبي برخوردار است و چنان كه از او انتظار ميرود تعليق خوبي در داستان وجود دارد.
در پنجمين خورشيد داستان مثل ديگر سريالهاي مناسبتي كمفروشي نميكند و چگالي مفاهيم و حوادث در هر قسمت به نحو پذيرفتني تقسيم شده است. اگر نگاهي به سريال عبور از پاييز ديگر سريال ماه رمضان بيندازيم كاملا متوجه تفاوت اين دو ميشويم، در حالي كه در عبور از پاييز اتفاق افتادن يك حادثه در فيلمنامه 2 قسمت طول ميكشد و بازيگران براي اتلاف وقت يا چاي ميخورند يا تلفن ميزنند و يا حرفهاي صدباره چند بار ديگر ميزنند و كاملا اين كم فروشي با اعصاب بيننده بازي ميكند.
در پنجمين خورشيد اين اتفاق نميافتد و طبيعتا چنين سريالي در مقايسه با اثر ديگر، با ساختار ضعيفتر موفق جلوه ميكند.
در حقيقت سريال افخمي را بايد گام نويني در عرصه سريالسازي سيما دانست البته اطلاق گام نوين به معني تائيد همهجانبه سريال نيست چرا كه پنجمين خورشيد با وجود امتيازاتاش چنانكه ذكر شد داراي اشكالاتي نيز هست اما جسارت افخمي در ارائه داستاني تخيلي آنهم در فضايي جدي باعث شده است كه به عنصر تخيل و تخيلسازي در سالهاي آينده در سيما بيشتر بها داده شود و سريالسازي سيما از دايره بستهاش بيرونآيد.
البته سريال مسافران هم با وجود اينكه كمدي است اما تاييدكننده اين نظر در لزوم ارائه ژانرهاي جديد است. بهنظر ميرسد تخيل و فانتزي حتي اگر نتواند در آثار جدي عدهاي را اقناع كند اما بسيار بهتر از سريالهايي است كه با انتقال مفاهيم جنايي و خشونتبار با روان مخاطب درگير ميشوند.
سلام دوستان:31:
من امشب نتونستم ببینم
فردا تکرارش ساعت چنده؟
همکاری با افخمی مثل کلاس درس است
مریم کاویانی همکاری با علیرضا افخمی کارگردان مجموعه "پنجمین خورشید" را مانند کلاس درس میداند. کاویانی که با بازی در "پنجمین خورشید" سومین تجربه همکاری با علیرضا افخمی را پشت سر میگذارد درباره بازی در این مجموعه به خبرنگار مهر گفت: به غیر از مجموعه "پنجمین خورشید" در مجموعههای "او یک فرشته بود"، "زیرزمین" و "شکرانه" هم بازی کردم که ماه رمضان از شبکههای مختلف سیما روی آنتن رفت. مخاطبان با مجموعههای ماه رمضان بیشتر ارتباط برقرار میکنند.
وی در ادامه افزود: وقتی بازیگری در یک مجموعه ماه رمضانی بازی میکند که هر شب مهمان خانه مخاطبان است، این موضوع حس خوبی به بازیگر منتقل میکند. من به دنبال شهرت نیستم، اما ماه رمضان انرژی معنوی خاصی به آدم میدهد. بازی در مجموعههای مناسبتی قسمت و شانس بازیگر است. آن اثر مناسبتی است که بازیگر را صدا میکند و قسمت من بوده که در کارهای مناسبتی بازی کنم.
این بازیگر اشاره کرد: علیرضا افخمی با انتخابم برای بازی در "او یک فرشته بود" من را به جامعه هنری و مخاطبان معرفی کرد. بنابراین هر وقت از من برای بازی در پروژهای دعوت کند، پاسخ منفی نمیدهم. البته باید بگویم من و آقای افخمی سلایق و انتظار یکدیگر را میشناسیم و او نقشی پیشنهاد نمیدهد که برای من خوشایند نباشد و همیشه نقشهایم را در آثار او دوست داشتم.
کاویانی درباره تجربه همکاری با افخمی در مجموعه "پنجمین خورشید" گفت: همه بازیگران به دنبال تجربه جدید هستند، حتی اگر نقش تکرار کارهای قبلی باشد، باز هم میتوان از تجربههای جدید برای خلق نقش استفاده کرد. کار با افخمی برایم مثل کلاس درس میماند. او از جزئیترین مسائل هم نمیگذرد و از بازیگر میخواهد نهایت تلاشش را برای نقش داشته باشد.
وی درباره اینکه چرا همیشه نقش یک دختر مظلوم را بازی میکند و در مجموعه "پنجمین خورشید" هم اینگونه ظاهر شده، گفت: در بیشتر مجموعههای تلویزیونی معمولاً زنان مظلوم و ایثارگر نشان داده میشود و کمتر اثری را میبینیم که نقش زن آن متفاوت باشد و این مسئله ربطی به بازیگر ندارد. مگر آنکه در یک کار طنز دعوت تا بتوانم متفاوت ظاهر شوم. البته برای بازیگران مرد ایفای نقشهای متفاوت بیشتر پیش میآید.
کاویانی درباره شخصیتپردازی مریم گفت: مجموعههای مناسبتی با محدودیت زمان رو به رو هستند و این مسئله باعث میشود که توجه بیشتر روی نقش محوری باشد، اما نقش مریم به اندازه کافی پرداخته شده و برای مخاطبان قابل باور است. از سوی دیگر تعامل خوبی میان من و بازیگران نقش مقابلم هم بود.
فکر کنم نوشت 16:30 ...نقل قول:
جایی که همایون داشت تو ماشین خیال پردازی میکرد خیلی باحال بود!! :دی
احتمالا میره سال 88 به هما میگه ننه باباش کیا هستند و هم هم میگه منو پیش ننه بابام برگردون. شاید هم وقتی به سال 88 میره هما نمیشناسدش و مجبوره دوباره از اول ....
سلام ،غصه نخور مهربوون [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
سلام دوستان [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من امشب نتونستم ببینم
فردا تکرارش ساعت چنده؟
هر چند تا قسمت هم که ندیدی می تونی حدس بزنی [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کلا این سریال برای گروه سنی الف درست شده ...
اینم از اون حرفا بودا ...... [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نقل قول:
نگاهی به پنجمین خورشید/ سریال مناسبتی رمضان 88
واقعا خیلی مناسبتیه .. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ولی انصافا من با موسیقی متنو کلا آهنگش خیلی حال کردم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
فکر کنم این اولین باریه که تو سریال های ایرانی از گیتار الکتریک استفاده کردن؟ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من که یاد نمی یاد ...قبلا....؟
ولی من برعکس شما به خصوص از تیتراژ اولش خیلی بدم میاد، همیشه کانالو عوض میکنم تا تموم بشه! واسه همین همیشه مقدمه داستانو که قبل از تیتراژ پخش میشه از دست میدم!نقل قول:
خود افخمی توی سریال تب سرد به وفور از گیتار الکتریک استفاده کرده بود
اتفاقا تو موسیقی تیتراژ خیلی سریالا گیتار برقی مصرف(!) کردن
اولین سریال دنیای شیرین دریا بود(تیتراژ آخرش!)
شاید تو همون مطب ستاره و خورشیدو دربیاره بره سال 88 واسه فرار از دست پلیس :31:
نه دیگه ما همه دیدیم آخرین بار اون رو توی انباری گذاشت و با خودش نبردنقل قول:
البته بعیدم نیست شایدم .....
همونجوری که همایون یه دفعه ای ماجرای محسنو قبول کرد...اینم هیچ بعید نیست...حیف وقت که آدم بشینه پای اینا..حیف که از اول دیدم،دیگه نمیتونم ولش کنم...نقل قول:
حمیـد گـودرزی : پنجمین خورشید عبرت آموز است
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
:: حمید گودرزی در سریال پنجمین خورشید ::
حمید گودرزی بازیگر توانایی است كه از 30 سالگی به این حرفه رو آورده است. او در كنكور سال 74، در رشته دندانپزشكی قبول شد، پدر، مادر، دوستان و اقوام همه بر این تصور بودند كه او هفت سال دیگر دكتر دندانپزشك خواهد شد، ولی او پایش را در یك كفش كرد، كه میخواهم بازیگر شوم و سرانجام هم به این آرزویش رسید و پلهپله مراحل ترقی را پیمود تا امروز، البته وی با اینكه محبوبیت و شهرت خود را از تلویزیون به دست آورد، اما در سالهای اخیر یكباره به فعالیتهای سینمایی رو آورد، پیشنهاد "علیرضا افخمی" به او برای حضور در "پنجمین خورشید" باعث شد كه حمید این بار "بله" بگوید و بازگشتی دوباره به تلویزیون داشته باشد.:: حمید گودرزی و مریم کاویانی در سریال پنجمین خورشید ::
گرچه در سالهای گذشته او قرار بود در "او یك فرشته بود" و "زیرزمین"، هر دو به كارگردانی علیرضا افخمی حضور داشته باشد، اما این امر میسر نشد و اینك در رمضان سال 88، او با پنجمین خورشید آمده است. جا دارد از دوست خوبمان "شهرام زمانی" كه هماهنگیهای لازم را برای این گفتگو انجام داد، تشكر كنیم.
بازگشت دوباره
حمید گودرزی در سریالهایی چون مسافری از هند، تب سرد و كمكم كن، خاطرات زیادی در ذهن بینندگان تلویزیون خلق كرد، اما به یكباره، تصمیم گرفت فعالیت در سینما را ادامه بدهد و حالا پس از گذشت 6 سال، دوباره ماه رمضان امسال با سریال پربیننده "پنجمین خورشید" به تلویزیون بازگشت. گودرزی میگوید: طی این سالها پیشنهادهای زیاد تلویزیونی داشتم، كه بیشترشان هم مناسبتی و برای ماه رمضان بود، اما بنا به دلایلی این پیشنهادها را رد كردم، تا اینكه قسمت شد، امسال در خدمت مردم با بازی در یك مجموعه "ماورایی" به نام پنجمین خورشید حضور داشته باشم. طی این مدت سریالهای ماه رمضان را دنبال میكردم، به خصوص كارهای "رضا عطاران" كه سریالهای مفرحی بودند و همچنان سریال "میوه ممنوعه" كار حسن فتحی كه خیلی دیدنی بود. گودرزی میگوید: "البته قرار بود پس از "تب سرد" در سریالهای "او یك فرشته بود" و "زیرزمین"، هر دو به كارگردانی علیرضا افخمی بازی كنم كه هر دو بار، این امر میسر نشد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
متن پنجمین خورشید
به علیرضا افخمی اعتماد دارم، او متنهای خوبی را مقابل دوربین میبرد، درست مانند كارهای گذشتهاش، این داستان كسی را نصیحت نمیكند، البته لایههای معنوی و مذهبی دارد كه افخمی با ظرافت خاصی به بیان آن پرداخته است. این داستان پرمحتوا، عبرتآموز و البته تا حدی ماورایی است، اما نه به آن شكل كه در سالهای اخیر در سریالها مرسوم بوده و به دنبال برزخ و روح و ... باشد. اتفاقی است كه در این كره خاكی میافتد و یك انسان به زمانی دیگر منتقل میشود."محسن" نقش محوری را بازی میكند كه یك دوره 24 ساله را نشان میدهد، همانطور كه دیدید در این مجموعه من پسر خانوادهای هستم كه با مادر و خواهرش زندگی میكند و دچار مشكلات مادی است، این داستان مربوط به سال 1364 است. در ادامه میبینیم كه سن من تغییر نمیكند، اما در مورد بقیه بازیگران، 24 سال به سن و سالشان اضافه میشود.
كیش و مات
همزمان با اینكه علاقهمندان به هنر، حمید گودرزی را هر شب پس از افطار از شبكه سه میبینند، فیلم "كیش و مات" او روی اكران است، اگر این فیلم را ندیدهاید، بخوانید كه داستان آن و نقش گودرزی در آن چیست.
گودرزی میگوید: نقش یك پسر بدشانس را بازی میكنم كه اگر دست به طلا هم بزند، خاكستر میشود! او یك روز تصمیم میگیرد خودكشی كند، اما موفق نمیشود و سر از بیمارستان درمیآورد، در آنجا یك خانم دكتر روانشناس (كه آن نقش را الناز شاكردوست بازی میكند) را به او معرفی میكنند، آن جوان بدشانس چند جلسهای به مطب آن خانم دكتر میرود و این ارتباط باعث میشود كه آنان نسبت به هم علاقهمند شوند. خانم دكتر هم با كمك گودرزی در فیلم، از خجالت آنهایی كه میخواهند پولهایش را بالا بكشند، درمیآید. آدم بدهای فیلم، تیرشان به سنگ میخورد و آدم خوبهای فیلم هم در نهایت با یكدیگر ازدواج میكنند. این داستان معمولا در میان تماشاگران جواب میدهد. چرا كه آنان پایان خوش را دوست دارند، ازدواج پسر فقیر با دختر پولدار و برعكس ...
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خاطرهای از رمضان
آن زمانی كه "كمكم كن" پخش میشد با آن داستان جذابش، یكی از دوستانم، خواهرش را در بیمارستان خاتمالانبیا (ص) بستری كرده بود، از من خواست كه با حاضر شدن در بیمارستان به خواهرش روحیه بدهم. میخواستند خواهرش را عمل جراحی كنند، وقتی كه رفتم آنجا، همراهان دیگر بیماران، در بخشهای مختلف بیمارستان میخواستند به عیادت بیمارانشان بروم، خاطرهای كه هیچگاه از ذهنم پاك نمیشود. اینكه به بیمارستانها و آسایشگاهها سر بزنم، كاری است كه دوست دارم انجام و ادامه بدهم، امسال هم اگر فرصتی پیش بیاید این كار را انجام خواهم داد.
:: از دندانپزشكی تا بازیگری
حمید گودرزی از جمله بازیگران نسل جوان كشورمان است كه خیلی زود پلههای ترقی را پیمود و توانست جزئی از نسل ستارههای دهه هشتاد سینمای ایران باشد. حمید گودرزی در سوم آذرماه سال 1356 به دنیا آمد و جالب اینكه با مادرش تنها 14 سال اختلاف سنی دارد. پدر او فرشفروش و مادرش خانهدار است، تنها خواهرش هم كه از حمید كوچكتر است، گرافیك خوانده. گودرزی دیپلم تجربی دارد، اما فارغالتحصیل دانشكده هنر و معماری است. گرچه حمید گودرزی در كنكور سال 74، در رشته دندانپزشكی قبول شد، اما از بس عاشق بازیگری بود، دندانپزشكی را رها كرد. او بزرگ شده میدان آرژانتین در تهران است و خاطرات زیادی دارد فكر میكنید، چه شد او به بازیگری رو آورد؟
او میگوید: "در خیابان الوند تهران، همان جایی كه شبكه دو واقع شده است، اتومبیل "بهروز بقایی" پنچر شد، به كمكش رفتم و اتومبیل او را هل دادم، همان جا از بقایی خواستم كه به من بگوید چگونه بازیگر شوم." او علاوه بر استعداد زیاد در بازیگری، صدای خوبی هم دارد و در اولین كارش "دانی و من" ترانه هم خواند، ضمن اینكه مدتی با گروه "سون" همكاری كرد. او علاوه بر بازیگری در بیزینس هم فعالیت دارد، در تجارت فرش و شكلات فعالیت میكند. بارها گفته اگر بازیگر نمیشد، شاید مربی فوتبال! رهبر اركستر یا دكتر میشد. حمید گودرزی به شدت به فوتبال علاقه دارد و در گفتگوهای مختلف بارها اعلام كرده كه طرفدار تیم استقلال است. گل كوچیكش هم زیاد بد نیست، اما میگوید: بازیام بهتر از فوتبال است. گرچه باید اشاره كرد كه او به ورزشهای بوكس، تنیس و بدنسازی نیز علاقه دارد. نكته خواندنی این است كه حمید گودرزی در سال 74 با كامبیز دیرباز و پرستو گلستانی هم دانشگاهی بوده و هر سه آنها نیز در دنیای هنر موفق شدند.
حمید گودرزی بیستم شهریورماه سال 1383، زمانی كه 27 ساله بود، پای سفره عقد نشست و زندگی مشترك خود را آغاز كرد. او در دوران كودكی پسر شیطانی بود، میگوید: "این خاطره هیچگاه از خاطرم نمیرود، كلاس اول دبستان كه بودم، تمام كتابهایم را به یك دورهگرد دادم و به جای آن، گوجهسبز گرفتم!" یكی دیگر از ویژگیهای او این است كه كم مصاحبه میكند، میگوید: "باید چیزی برای گفتن داشته باشم تا مصاحبه كنم."
:: پنجمین خورشید و 22 قسمت
ابتدا قرار بود این مجموعه در 30 قسمت ساخته شود، اما كارگردان تشخیص داد تا كار را در 22 قسمت بسازد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
همكاری با سلوكی
از قبل با مهدی سلوكی در "تب سرد" همكاری داشتهام، ما دوستان خوبی هستیم و این دوستی باعث شد تا همكاریمان خوب از كار دربیاید، ضمن اینكه از حضور شهرام قائدی هم نباید بگذریم، دوست و همكار خوب من در این مجموعه ... و تمام عواملی كه برای این مجموعه زحمت كشیدند.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كار و زندگی دو مقوله جدا
اینكه در زمان مطرح شدن نامم در سینما ازدواج كردم، كمك زیادی به من كرد، گرچه این تاثیرگذاری به دو طرف و توافقهایی كه با هم دارند و قول و تعهدهای زن و شوهرها بستگی دارد. من در حال حاضر كار و زندگی را از هم جدا كردهام. در اوایل ازدواج از آنجایی كه همسرم با فضای كار هنری من غریبه بود، كمك فكری نمیكرد، اما الان فیلمنامه را میخواند و نظراتش را به من انعكاس میدهد.
:: موسیقی تیتراژ
اینكه من روی تیتراژ بخوانم، موضوعی بود كه ایده آن مطرح شد، اما آقای افخمی نظرشان مثبت نبود. او اعتقاد داشت كه اگر شخصیت اصلی داستان بخواند، بینندگان او را آنطور باید و شاید باور نمیكنند.
:: ورزش
بدنسازی را دوست دارم و فوتبال را دنبال میكنم. از میان ورزشكاران با جواد نكونام، علی انصاریان، نیكبختواحدی و آرش میراسماعیلی (كه البته این آخری از قهرمانهای جودوی ایران است) رفاقت نزدیكی دارم.
مریم کاویانی : نقش مریم را جذاب میبینم
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
"مریم کاویانی" متولد ۱۳۴۹ اهواز و دانش آموخته رشته پرستاری است. این بازیگر پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد پرستاری، در این حرفه مقدس مشغول به کار شد. سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار مقابل دوربین نادر مقدس در فیلم "رویای جوانی" رفت. پس از آن بازی در فیلمهای "تردست"، "اسپاگتی در هشت دقیقه"، "مخمصه" و "هوو" را تجربه کرد. "کاویانی" اگرچه در مجموعههایی چون "روزگار قریب"، "خط شکن"، "روز رفتن"، "شکرانه"، "به دنیا بگویید بایستد" و "زیرزمین" بازی کرد ولی اوج کارش، مجموعه "او یک فرشته بود" بود که سبب شد بینندگان، پی به توانایی و استعدادهایش ببرند. "کاویانی" در مجموعه تلویزیونی "پنجمین خورشید" که این روزها از شبکه سوم سیما در حال پخش است، ایفاگر نقش "مریم"، یکی از شخصیتهای اصلی است. پس از مجموعههای "او یک فرشته بود" و "زیرزمین" وی سومین همکاریاش را با علیرضا افخمی در "پنجمین خورشید" تجربه میکند. به بهانه حضورش در مجموعه "پنجمین خورشید"، با وی به گفت وگو نشستیم.
:: از شکل گیری نقش و دعوت به همکاری تان در این پروژه بگویید.
نقش "مریم" همان شخصیتی است که در فیلم نامه به نگارش درآمده بود. برای رسیدن به این شخصیت عناصری را اضافه نکردم و طبق فیلم نامه و هدایت "علیرضا افخمی" جلو رفتم. اگر نقش خوب درآمده است، تشخیص کارگردان بود که مرا برای بازی در نقش مریم انتخاب کرد.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
:: حضور علیرضا افخمی به عنوان نویسنده و کارگردان این مجموعه، چه تاثیری روی بازی تان گذاشت؟
همیشه حضور کارگردان در یک اثر سایه کار محسوب میشود. زیرا بدون راهنمایی کارگردان بازیگر نمیتواند نقش را به خوبی بازی کند. بعد از مجموعههای "او یک فرشته بود" و "زیرزمین"، "پنجمین خورشید" سومین همکاری ام با این کارگردان به شمار میرود.
:: نقش خود را در این مجموعه چگونه میبینید؟
نقش مریم را جذاب میبینم. اگر به من پیشنهاد میدادند که بین نقش "مریم" و "هما" یکی را انتخاب کنم، به طور قطع نقش "مریم" را انتخاب میکردم. چون به نظر من این نقش، دارای فراز و نشیبهایی است. همین ویژگیهایش را دوست دارم و برایم جذاب است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
:: شبنم قلی خانی بازیگر سریال پنجمین خورشید ::
:: برای نشان دادن دو مقطع سنی شخصیت مریم، چه تدابیری اندیشیدید که تفاوتها را نشان دهید؟
من ایفاگر دو مقطع سنی جوانی و پیری این شخصیت هستم. به همین منظور سعی کردم در مقطع جوانی "مریم"، مطابق دوره سنی خودم رفتار کنم. حتی در نوع بیان دیالوگها این مسئله را رعایت کردم، تا شخصیتی که آن را بازی میکنم، مناسب سنم باشد. برای درآوردن مقطع پیری شخصیت مریم نیز تلاش کردم این شخصیت، از یک کندی در ریتم، حرکات و بیان برخوردار باشد.
:: تا چه اندازه گریم و طراحی لباس، برای رسیدن به این شخصیت به شما کمک کرد؟
اعتقاد دارم اگر در یک اثر تصویری همه چیز خوب و همگام با هم پیش رود، تاثیر مثبت و مضاعفی در روند کار خواهد گذاشت. چهره پردازی، لباس، فضای کار و حتی دیالوگها در نزدیک شدن به این شخصیت تاثیرگذار است. به هر حال همه گروه جمع میشوند تا به بهترین شکل، صحنه ای را به نمایش بگذارند. در واقع طراح صحنه، چهره پرداز، صدابردار و طراح لباس مکمل کار یک بازیگر در ارائه نقشی خوب هستند.
:: آیا تولید هم زمان با پخش سبب شد که شما با دیدن بازخوردها، بازی خود را تغییر دهید؟
خیر، نمیتوانم در بازی خود تغییری دهم. البته سعی میکنم بهتر از قسمتهای ابتدایی که پخش شده است بازی کنم و دقت بیشتری در ارائه نقشم داشته باشم. ولی ریتم به همان شکل ابتدایی ادامه پیدا میکند.
:: از بازیگران نقش مقابلتان که در این کار، سکانسهای مشترک بسیاری با شما داشتند بگویید.
در این مجموعه برای نخستین بار با "حمید گودرزی" هم بازی شده ام. بیشتر عوامل گروه آقای "افخمی" تیمی هستند که درگذشته با هم تجربه ای مشترک داشته اند. ولی در این کار من تجربههای جدیدی از خانم "مهوش صبرکن"، "شهرام قائدی" و "حمید گودرزی" کسب کردم که همکاری خیلی خوب و شیرینی بود.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
::به نظر شما ساخت مجموعه ای چون "پنجمین خورشید"، برای پخش در ایام ماه مبارک رمضان چه قدر میتواند مفید واقع شود؟
بستگی دارد که مردم جامعه تا چه اندازه پندآموز باشند. به طور کلی نمیتوانم بگویم که ساخت این گونه مجموعهها چه قدر میتواند موثر باشد. ممکن است درصد زیادی از مردم از موضوع مجموعه خوششان بیاید و درصدی هم دوست نداشته باشند. ولی به هر صورت میزان تاثیرگذاری مجموعه، به تفکرات مختلف افراد بستگی دارد.
:: از حضور و حاصل کار در این مجموعه راضی هستید؟
همیشه هنگامیکه به تماشای کارهایم مینشینم، با خود میگویم که میتوانستم بهتر بازی کنم. ولی درخصوص کارهای "علیرضا افخمی" چون به دیدگاههای کارگردان به دقت گوش داده ام، همیشه از این همکاری نتیجه خوبی گرفته و از نتیجه کار راضی ام.
:: چه کارهایی آماده نمایش دارید؟
دو فیلم سینمایی "پوسته" مصطفی آل احمد و "ستایش" محمدرضا رحمانی را در نوبت اکران دارم.
:: اگر نکته ناگفته ای باقی مانده است برایمان بیان کنید.
فقط میتوانم بگویم کاش ذهن انسانها میتوانست آن قدر جهش و قدرت داشته باشد، تا آینده را ببیند و بتواند جلوی اشتباهاتش را بگیرد. ولی متاسفانه این تنها یک رویاست. انسان فقط میتواند با منطق خود آن هم خیلی محدود، آینده نگری کند ای کاش انسان میتوانست بیست سال آینده خود را ببیند. من اگر میتوانستم آینده خود را ببینم، طبق همین قصه ای که در مجموعه وجود دارد، پیش میرفتم، سعی میکردم جلوی اتفاقات بد را بگیرم و تا جایی که میتوانم درست زندگی کنم. انسانها با تجربیات و سرنوشت خود جلو می روند و البته عقل و منطق در سرنوشت انسان دخیل است.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
:: تصویر بدون گریم بازیگر نقش حمید در سریال پنجمین خورشید ::
منابع : مجله خانواده سبز و خراسان نیوز
بچه ها حالا با این سریالای واقعا جذاب!!!!جای رضا عطاران رو خالی نمیبینین؟
سلام دوستان
ببخشید من یک حدس زدم
شاید درست نباشه
ولی احتمال داره که پدر هما همین معتاد باشه ......
البته شاید
نه بابا اون معتاده نیست مطمئنن ولی من می گم همون دکترست که مطبش پایین مطب خانوم دکتره بود اسمش چی بود.....آها فک کنم دکتر شوکت بود دیگه:27:نقل قول:
راستی بچه ها می دونین قرار بود جای شبنم قلی خانی الناز شاکر دوست بازی کنه به نظر من که خیلی بهتر می تونست نقش هما رو بازی کنه
حمید گودرزی:اصلا کاملا از استیلش مشخصه:دینقل قول:
بدنسازی را دوست دارم
دقت کردید توی سریال بوم صدابرداری هم توی بعضی از صحنه ها توی تصویره
اینو خوب اومدی! با اون شکمی که داره...:2:نقل قول:
به نظر من بهترین استیل بدن حمید گودرزی تو فیلم قرنطینه بود (بشر کلی سینه و شکم آب کرده بود) و بدترین استیلش تو فیلم بی وفا...:2:
الان معمولیه!:27:
تو سریال هایی که اخیرا تلویزیون میده این قضیه به وفور دیده میشه... ما که عادت کردیم!!!نقل قول:
بله توی یک صحنه بوم برای یک لحظه اومد پایین فکر کنم که اونجایی بود که منوچهر اگه اشتباه نکنم میگه برو بکم مواد بخر این رفیقمون مهمون ماست :14: ولی من دیدم !!!نقل قول:
دقت کردید توی سریال بوم صدابرداری هم توی بعضی از صحنه ها توی تصویره
این مونتاژاشون منو کشته :31:
این هما همون شبنم قلی خانی هستش؟ همون حضرت مریم خودمون؟ نشناختمش اصلا :دی البته من زیاد نگاه نمیکنم.بقیه میبینن واسه من تعریف میکنن واسه همین بود نظریه ی اوردن نوکیا ان 95 و پول رو به سال 84 صادر کردم :دی
راستی کسی اون 2تا سریال دیگه رو نگاه میکنه؟
ما که توی همین یکیشم موندیم:31:نقل قول:
با این سریالاشون که یک از یک قهوه ای تره:13::31:
احتمالاً این صورت برنزه خوشرنگ شبنم قلی خانی عزیز برای هر چه ملموستر در آمدن کاراکترش بوده دیگه ! ( تبارک اله ... ) . فقر امکانات جلوه های ویژه ایران توی این سریال به خوبی مشهوده به این صورت که سفرهای زمانی ما نهایتاً میتونه به سال جاری ختم شه وگرنه امکانات ساخت سالهای آتی رو نداریم ! مثلاً اگه اتفاقی سفر ایشون به 124 سال بعد بود به دلیل کمبود امکانات ریجکت میشد ! رسماً همواره و در تمام مسائل به طور شیکی در حال در جا زدنیم !
من که یه قسمت شبکه 1 رو دیدم..همون تاریخیه..هم بازیگراش بهترین..هم فیلمش...خصوصا که نقش اولشو وحید جلیلوند با اون صدای نازش بازی میکنه....یکی از بهترین مجریای تلویزیونه..نقل قول:
راستی کسی اون 2تا سریال دیگه رو نگاه میکنه؟
در مورد این سریالم محسن فکر کنم مخ خانوم دکتر رو بزنه و درو باز کنه..
می گم بچه ها این محسنه فک نکرده حالا رفت سال 88 دوباره باید خودش رو به هما خانوم بشناسونه دوباره باید اثبات کنه که از آینده اومده و اوه کلی راه داره تا ...
تازه چه معلوم هما خانوم اون موقه دوباره ازش خوشش بیاد و بهش جواب مثبت بده؟؟؟
دوستان سلام
میشه خلاصه قسمت دیروز رو بگین که چی شد ؟! اخه نبودم D:
خیلی ممنون
دیروز هیچینقل قول:
این یارو تربچه اعتراف کرد که توی ماشینی که هما بوده یه کیف زنونه بوده با یه مهر پزشکی که برا مامان هما باشه (دقت کنید که مامانه دکتر زنان زایما بوده بعد این معتاده برا خودش دارو می نوشته مهر می زده می رفته دارو خونه می گرفته:27:)
خلاصه از رو آدرس دکتره رفتن و ماممانه رو پیداکنن
محسن رفت خودش پلیس جا زد که بره عکس مامان و بابای هما رو بگیره که دکتره اونو زندانی کرد و پلیس رو خبر کرد و...
بقیشم امروز باید ببینیم
تلاش میکنیم "پنجمین خورشید" پایانی خوب و مخاطبپسند داشته باشد
تهیهکننده مجموعه تلویزیونی "پنجمین خورشید" از تلاش شبانهروزی کارگردان و عوامل تولید این پروژه برای رقم زدن پایانی خوب و مخاطب پسند برای آن خبر داد. داود هاشمی درباره تولید پروژه "پنجمین خورشید" به کارگردانی علیرضا افخمی به خبرنگار مهر گفت: وقتی افخمی سیناپس این مجموعه را در اختیارم گذاشت، احساس کردم کاری متفاوتی میشود و مورد توجه مخاطبان هم قرار میگیرد. بعد از ارائه طرح به شبکه سه و موافقت مسئولان پیشتولید را آغاز کردیم.
وی در ادامه افزود: من افخمی را از سالهای 71 و 72 میشناسم و همراه او و بهروز افخمی کارهای مشترک زیادی انجام دادیم. علیرضا افخمی مخاطبان تلویزیون را میشناسد و قلم خوبی هم دارد. او در "پنجمین خورشید" دنبال یک قصه تازه رفت و داستان آن با دیگر آثارش که درباره فرشته و شیطان بود، تفاوت داشت.
این تهیهکننده درباره ضعف در پرداخت برخی شخصیتها از جمله هما گفت: گرچه این انتقاد را خیلی از دوستان به من کردند، اما اینطور احساس نمیکنم. هما از کودکی به خاطر شرایط در موقعیتی قرار گرفته که با افراد لات رفت و آمد داشته، اما تصمیم میگیرد راه دیگری در زندگیاش انتخاب کند، به همین دلیل برای بچههای بیسرپرست سرپناهی فراهم میکند.
هاشمی ادامه داد: از سوی دیگر ایفای نقش هما دشوار بود. بعد از بررسی گزینههای مختلف وقتی قلیخانی را برای این نقش انتخاب کردیم باز هم تردید داشتیم آیا این نقش درست از کار در میآید یا نه. اما بعد از جلسهای که با قلیخانی داشتیم و بیشتر درباره جزئیات کار صحبت کردیم، تردیدمان کمتر شد. در مجموع از بازی قلیخانی در این پروژه رضایت داریم.
این تهیهکننده درباره مشکلات تولید همزمان با پخش مجموعه "پنجمین خورشید" گفت: این قصه هر سال در ماه رمضان تکرار میشود. به هر حال گروه تولید خیلی تحت فشار هستند و در حال حاضر گروه روزی 14 تا 17 ساعت کار میکنند تا کار به موقع به آنتن برسد، اما همه گروه از افخمی گرفته تا بقیه دوستان تلاش خود را میکنند تا کار ضعف نداشته باشد.
وی اشاره کرد: ما باید لوکیشنهای مجموعه را تا پایان کار هر روز در اختیار داشته باشیم، حتی اگر در آنجا کاری نداشته باشیم و این مسئله هزینهبر است. در مجموع تلاش میکنیم "پنجمین خورشید" پایانی خوب داشته باشد تا بتوانیم نظر مخاطبان را جلب کنیم. مسلماً اگر زمان بیشتری در اختیار داشتیم کار بهتر میشد.
هاشمی در پایان درباره یکی از دیالوگهای مجموعه که به "اخراجیها" انتقاد کرده بود گفت: این دیالوگ کاملاً بجا استفاده شد، چرا که "اخراجیها" نه تنها ارزشی نیست، بلکه سوء استفاده از بچههای جنگ است. فروش بالای هر فیلم دلیلی بر ارزشی بودن آن نیست. خودم سالها در جنگ بودم و متاسفانه این فیلم بچههای جنگ را مسخره کرده و آن دیالوگ هم تعمدی بود.