گمان کردم که با من هم دل و هم دین و هم رائی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
Printable View
گمان کردم که با من هم دل و هم دین و هم رائی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
از دل نرود هر انکه از دیده برفت
الهی گاهی نگاهی
هرگز نگو هرگز
کاش زندگی دنده عقب داشت...
شازده آبادان
من مست و تو دیووانه ما را که برد خانه
زیبا رویان بی وفایند
:20: :20:
دمش گرم خدایی
پشت یه بنز 1921 به زبان کردی نوشته بود
ارای کو؟؟
یعنی کجا میری؟
اين سالار به عشق ابوالفضل مي تازد !
گشتم نبود ................................ بگرد پيدا ميشه !
من از بيگانگان هرگز ننالم ...
آخرش كه چي ؟
خواهی که شوی از خطرها در امان
صلوات فرست بر امام زمان (عج)
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم
از بس خوردم مرغ با پلو شدم شبیه مارکو پلو