-
همه جور...كوچه بازاري
سر كوچه بالا ميرم پايين مي يام به چپ و راست
خبر رسيده كه يكي چشاش پي نگار ماست
كم مونده ديوونه بشم چي كار كنم عاشقشم
خبرشو دارم زكي دورو ورش مي پلكي
همه جا چشم چشم چشم ميكنم
با دلم دل و دل و دل و دل ميكنم
كمين گرفتم كه بياد تو نخشم ببينمش
خدا به دادش برسه واي اگه بگيرمش
عاشقم عاشق زري كشته و مرده ي پري
فاتحتو خوندي اگه بازم بياي از اين وري
عاشقم عاشق زري كشته و مرده ي پري
فاتحتو خوندي اگه بازم بياي از اين وري
-
يا رب كجاست محرم رازي كه يك زمان
دل شرح دهد كه چه گفت و چه ها شنيد
ما باده زير خرقه نه امروز مي خوريم
صد بار پير ميكده اين ماجرا شنيد
-
دل بريدم از تمام زندگي
در تو گم گشتم به نام زندگي
با تو بودن شد برايم هر نفس
معني ناب كلام زندگي
موج خواهش هاي تو اما كشيد
عاقبت ما را به كام زندگي
به نام زندگاني حرامم شد جواني
به نام زندگاني حرامم شد جواني
نوشدارويم بمال ، تلخي نكن
تا ننوشم زهر جام زندگي
معني هر دل بريدن مرگ بود
تو نبودي التيام زندگي
با تلود رنج ما آغاز شد
رنج افتادن به دام زندگي
با تو بودن شد برايم هر نفس
معني ناب كلام زندگي
موج خواهش هاي تو اما كشيد
عاقبت ما را به كام زندگي
كند شد شمشير جانم كهنه شد
بس كه ماندم در نيام زندگي
...
-
ياران همنشين همه از هم جدا شدند
ماييم و آستانه ي دولت پناه تو
حافظ طمع مبر ز عنايت كه عاقبت
آتش زند به خرمن غم دود آه تو
-
وز هيچ کسی نيز دو گوشم نشنود / کاين آمدن و رفتنم از بهر چه بود
-
دستم بگیر دستم را تو بگیر
التهاب گریه ام را تو بگیر
...
-
رندی ديدم نشسته بر خنگ زمين / نه کفر و نه اسلام و نه دنيا و نه دين
-
ننگرم کس را وگر هم بنگرم
او بهانه باشد و تو منظرم
حرص اندر عشق تو فخرست و جاه
حرص اندر غیر تو ننگ و تباه
...
-
هر چند که رنگ و بوی زيباست مرا / چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه ی خاک / نقاش ازل بهر چه آراست مرا
-
نبيني باغبان چون گل بكارد
چه مايه غم خورد تا گل برآرد
گهي از بهر او خوابش رميده
گهي از خار او دستش خليده