ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس
بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم
اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن
Printable View
ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس
بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم
اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن
نوبت چو به دور تو رسد آه مکن ........... می نوش به خوشدلی که دور است نه جور
ببخشید
یک خطه
رشته ای در گردنم افکنده دوست
می برد هر جا که خاطر خواه اوست
تازگی ها
نقش دختری
در خوابهایم تکرار می شود ...
خوابهای بی حوصله
خوابهای دلشوره و اضطراب
خوابهای فرار ...
دختری که عجیب شکل توست
با همان چشمان وسوسه انگیز و صمیمی ...
و باز وسوسه ام می کند
وسوسه غرق شدن ...
نامه ات که رسيد
ديدم هنوز کال است
آن " دوستت دارمی"
که دوست داشتم برايم بنويسی
خیلی شعر قشنگی بود
یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد ......... از کوزه شکستهای دمی آبی سرد
مامور کم از خودی چرا باید بود .............. یا خدمت چون خودی چرا باید کرد....
در هوايت پر گشودن
باور بال و پر من باد
شعله ور از آتش غم
خرمن خاکستر من باد
دشمن به غلط گفت من فلسفیم ......... ایزد داند که آنچه او گفت نیم
لیکن چو در این غم آشیان آمدهام ............ آخر کم از آنکه من بدانم که کیم
مو احوالم خرابه گر تو جويى
جگر بندم کبابه گر تو جويى
ته که رفتى و يار نو گرفتى
قيامت هم حسابه گر تو جويى
سلام دوستان
يه عمــره که تو راهـــم تو جــــاده خيالت
تو چشم به راه من باش دارم مي آم کنارت
تو ابراي آسمـــون چشماي نازت پيداسـت
من عاشق چشاتم تـوي دلم چه حرفاست
من دربدر تو راهــــم تو تـــوي آسمـــوني
خسته نمي شم هرگـز آخه! تو مهربوني
چه سلامی چه علیکی
هنوز نیومده "ی" میدی؟