تبلیغات :
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی، صداگیر ماینر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
دستگاه جوجه کشی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]






صفحه 1 از 27 1234511 ... آخرآخر
نمايش نتايج 1 به 10 از 268

نام تاپيک: خواندنی هایی در مورد خوانندگان ايران

  1. #1
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض خواندنی هایی در مورد خوانندگان ايران

    امیدوارم لذت ببرید!!!!!!!!


    چرا داریوش از شکایت خود نسبت به زنی که بصورتش اسید پاشیده بود صرفنظرکرد و رضایت داد ؟





    صبح روز چهارشنبه هفته گذشته «داریوش »خواننده بدنبال حادثه ای که طی آن زنی به نام مریم یک شیشه اسد را بر سر و روی او ریخت .ازطرف آقای نوعی تبریزی بازپرس شعبه 7 کاخ دادگستری در بازپرسی حاضرشد و ضمن جواب دادن به سئوالاتی که بازپرس در مورد این پرونده داشت اعلام کرد من هیچگونه شکایتی از این زن ندارم ،امیدوارم این زن از وضعی که برای خودش و من پیش آورده ،درس عبرت بگیرد و خودش با زبان خودش بگوید که من واقعا در مورد بروز چنین حادثه ای هیچ نقشی ندارم و ندانم کاری های او بوده که این وضع را به وجود آورده است .

    داریوش پس از اینکه حدود 15 دقیقه در بازپرسی به سئوالات بازپرس جواب داد .درپایان جلسه باز پرسی به یکی از خبرنگاران سرویس حوادث اطلاعات گفت :

    من بخوبی میدانم که بعضی ها وقتی باخبر شوند من از شکایت خود صرفنظر کرده ام ممکن است اینطور فکر کنند که چون من خودم را در مورد این حادثه مقصر می دانم رضایت داده ام ،که در جواب این عده باید بگویم تنها تقصیر من در این مورد این است که خواننده بوده ام واین خانم صدای مرا دوست داشته و فکر کرده خود من را هم دوست دارد .در صورتیکه من جدا از خواننده بودنم هیچ فرقی با کسی ندارم و همانطور که حرفه یک جوان ممکن است کارمند بودن یا چیز دیگری باشد حرفه من هم خوانندگی است .

    من بیشتر از اینکه برای خودم و سوختگی صورت و تن و بدنم ناراحت باشم برای وضعی که این زن برای خودش بوجود آورده ،ناراحتم و آنها که با روحیه من آشنا هستند به خوبی میدانند که اگر من در این حادثه وضع خیلی بدتری هم پیدا کرده بودم باز هم رضایت می دادم .

    داریوش در جواب این سئوال که کار معالجه ات به کجا گشیده است گفت :

    فعلا باید چند ماه صبرکنم و بنا به اظهار پزشکان معالجم به احتمال 90 درصد ممکن است صورت من هیچگونه احتیاجی به جراحی پلاستیک نداشته باشد و سوختگی های آن بکلی از بین خواهد رفت .درحال حاضر ناراحتی من بیشتر از ناحیه لاله گوش سمت چپ می باشد چون آنجا بیشتر از همه سوخته است وباید حتما جراحی پلاستیک بشود .

    داریوش در مورد برنامه های جدید خود گفت :

    تازگی ها یک برنامه تلویزیونی ضبط کرده ام و به غیر از آن چند آهنگ جدید دارم .

    مجیه اطلاعات هفتگی /شماره۱۸۶۳/مهر۱۳۵۶

  2. 3 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #2
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض

    سوسن توسط جميله به کافه های مجلل تر پايش باز شد

    زنده ياد سوسن زنی با شخصيت بود و هيچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و هميشه يار مستمندان بود. او در تأسيس چند پرورشگاه سهيم بود. او سرپرستی چندين کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با ديدن هر فقيری اختيارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بين آنان تقسيم می نمود. او درد فقيری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشيده بود. سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد ارديبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شيرين. نام پدرش ابراهيم نام مادرش بلقيس بود. بعد از از دست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.

    به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشين دودی آن زمان به آواز خوانی می پرداخت و دخترک بيچاره پول جمع می کرد. مردم به سوسن که دارای چشمان ريز و کم بينش دلسوزی می کردند بيشتر پول می دادند.

    مادر او که در مديحه سرايی و ذکر علی علی و حسين حسين مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان در کاروانسرايی در بازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت بيماری وبا با زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه می گفت در آن کاروانسرا زندگی کرد، در همسايگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی وقتها سوسن را با خود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از وضعيت سوسن مطلع شد و پس از درگيری کار آنان به کلانتری کشيد. آن روز سوسن ۱۲ سال بيشتر نداشت و با توضيح وضعيت و شرح حال خود از آن عمه ناتنی توسط پليس وقت جدا شد و به يک پرورشگاه در خيابان مولوی سپرده شد.

    کم کم پا به عرصه خوانندگی و تقليد ترانه های دلکش و قمر و ملوک ضرابی پرداخت و با نام ويکتور در يک کافه با شبی پانزده تومان مشغول به کار شد و پس از چندی رشيد مردای آهنگساز کوچه بازار با او آشنا شد و او را به کافه ديگری برد و نام هنری سوسن را برای او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت به کمک رشيد مردای و يار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می کرد. پس از سال ها توسط جميله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر پايش باز شد و تا آنجا پيش رفت که توانست در شکوفه نو يکی از کاباره های مهم آن زمان تهران، جايی برای خود باز کند. آقا رضا سهيلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پايش به راديو باز شد و سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنين توسط زنده ياد پوران خواننده وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جميله باعث شد که جميله هم بتواند به دربار رفت و آمد نمايد. در بيشترين مهمانی های تاج الملوک مادر محمدرضا شاه او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در يک مهمانی فرح همسر شاه گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدايايی از مادر شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زيادی داشت ولی در موقع فرار از ايران قاچاقچيان در ترکيه مقداری از آن را ربودند.

    سوسن پس از انقلاب توسط يک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شميران نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از نگهداری سوسن صرفه نظر کند. بدين ترتيب سوسن مجبور شد پس از اقامت مدتی در گيشا و پس از آن به علت گرانی جا نزديک به چهار راه سيروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قديم را اجرا می کرد هم خانه شود و پس از دستگيری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد که ديگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طريق کوه به ترکيه و سپس لندن و بعد به آمريکا مهاجرت کرد و در ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست. روانش شاد ( 1 فاتحه بفرس لطفا تنها کاریه که میتونی انجام بدی و به روحش آرامش ببخشی. ممنون )
    Last edited by Venus; 10-01-2007 at 21:44.

  4. 3 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #3
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض

    ابي دو سال پيش از انقلاب براي کنسرت به آمريکا رفت و دیگر برنگشت

    ابيابي در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاه ها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد. اين اثر ترانه اي بود با نام عطش از ساخته هاي استاد حسين واثقي براي فيلمي با همين عنوان. ابي اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد. ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرف هاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکل گيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.

    دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام چرا، با شعر مسعود هوشمند و آهنگ استاد حسين واثقي که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد. اما سومين آهنگي که ابي اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام شب بود با شعر اردلان سرفراز و آهنگ منصور ايران نژاد که در شوي ميخک نقره اي زنده ياد فريدون فرخزاد به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.

    ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين گروه هاي موسيقي در ايران بود. بله او مدتي با گروه Black cats همکاري کرد و شب هاي بسياري را در کاباره ي کوچيني به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد. اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد و اين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

    ابي کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد و در طول سال هاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سال های بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد. اين آلبوم ها به ترتيب تپش، نازي ناز کن، شب زده و کوه يخ نام داشت.

    او در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران را اجرا کرد. ابي همچنان در آن سال ها بر روي تعداد زيادي از فيلم ها ترانه خواند و سکانس هايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان، بازيگران و صداي ابي ساخته شد.

    از جمله فيلم هايي که ابي براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلم هاي: عطش، هياهو، تپش، کندو، ذبيح، قاصدک، بت شکن، گل هاي کاغذي، شب زخمي، خاکستري، باغ بلور، تهمت، بر فراز آسمان ها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم بوي گندم ايفاي نقش کرد.

    ابي دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب ايران در آمريکا ماندگار شد. ابراهيم حامدي در سال هاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسئول لوس آنجلس رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسئول و نام آشنا ادامه داد. با آرزوي سلامتي و موفقيت روزافزون براي ابي عزيز و خانواده محترمش

  6. 3 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #4
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض

    بتي پس از 28 سال سكوت دوباره فعاليت هاي هنري را از سر مي گيرد

    بتيبتي در شهريور ماه سال 1331 در تهران متولد شد در شش سالگي بخاطر كار پدرش به زنجان رفت و از اول دبستان به مدت 9 سال در شهر زنجان بود. اما بعد از اين مدت بتي دوباره به همراه خانواده اش به تهران برگشتند و در سن 17 سالگي از دبيرستان عطار فارق التحصيل شد و چند ماه بعد در سازمان جغرافيايي ارتش به عنوان نقشه كش استخدام شد و بعد از دوره آموزشي به اصرار يكي از همكارانش به دفتر هنري ضيا آتاباي معرفي شد و همانجا به او پيشنهاد خواندن ترانه عزيزم شد كه اصل اهنگ تركي است و آن را نكار بوك خوانده بود. بدين ترتيب بتي در سن 18 سالگي با دو ترانه عشق افسرده و عزيزم با اشعار سعيد دبيري وارد عالم هنر شد. صحفه اول بتي بطور بي سابقه اي ركورد فروش را شكست بطور كه در دو روز اول 60000 صحفه فروش كرد و تا مدت ها جز صحفه هاي پرفروش روز بود.

    اين همكاري با سعيد دبيري موجب آشنايي بتي با آقاي دبيري شد و خيلي زود اين آشنايي به ازدواج انجاميد و حاصل اين ازدواج فرزندي بنام هايدن است كه اكنون 29 سال دارد كه در ايران زندگي مي كند. بتي بعد از ازدواج با سعيد دبيري و متولد شدن هايدن، خوانندگي به مدت دو سال كنار مي گذارد و بعد از اين مدت دوباره وارد عالم هنر مي شود كه البوم غريبانه از كارهاي آخر او در سال 1356 قبل از جدا شدن از سعيد دبيري است. بتي در سال 1357 هم با توجه به اوضاع آن زمان چندين ترانه را بصورت آزمايشي در استوديو اجرا كرد كه بعلت وقوع انقلاب ديگر فرصت نشد آنها را اجرا كند و بتي تا سال 1357 حدودا 45 ترانه اجرا كرد كه بسياري از آنها در آلبوم غريبانه يا بروي صحفه گرامافون يا در فيلم ها و راديو پخش شد بتي در طي اين دوره با شاعران و آهنگسازان خبره و بنامي همچون جهانبخش پازوكي، حسن شماعي زاده، اردلان سرافراز، وارژان، منوچهر چشم آذر، احمد شاملو، سعيد دبيري و... همكاري داشته است. زندگي او پس از انقلاب دچار دگرگوني هاي زيادي شد و به خاطر سفري كه به همراه پسرش هايدن به اسرائيل داشت و برگشت دوباره او به ايران در سال هاي اقامتش در ايران آزارهاي فرواني از قبيل شكنجه هاي روحي، زندان انفرادي و بازرسي هاي مداوم ديد تا اينكه حدود يكسال پيش ايران را به مقصد كانادا ترك كرد و هم اكنون در تورنتو زندگي مي كند و قصد دارد فعاليت هاي هنري خود را پس از 28 سال سكوت دوباره از سر بگيرد و او عقيده دارد تا شقايق هست زندگي بايد كرد. اميدواريم بتي عزيز با آن صداي زيبا و خاطره انگيزه اش آثار جاودان ديگري را براي ما خلق كند.

  8. 4 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  9. #5
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض

    عارف در ۲۱ سالگی شروع به خوانندگي در تلويزيون ملي ايران کرد

    عارفآشنايي عارف با دنياي خوانندگي و موسيقي از آنجا بود که مادرش آذري بود و در زمان کودکي با گوش دادن به راديو باکو به اين هنر علاقه مند شد. راديو باکو علاوه بر آهنگ هاي آذري و غربي گاهي اوقات اوپراهاي معروف اروپايي را هم پخش مي کردند. در سال هاي ۱۹۶۰ در حاليکه بيشتر آهنگ ها به صورت تصنيف بودند، عارف در آن زمان با ادغام کردن آهنگ هاي غربي با غرلهاي رومنتيک (عاشقي) شيوه اي جديد از خوانندگي به ايران عرضه کرد. اين سبک جديد آهنگ هاي عارف در بين جوانان کاملا مشهور بود، از اينجا بود که مراحل پيشرفت او شروع شد، تنها با سني ۲۱ شروع به خوانندگي در تلويزيون ملي ايران کرد. در اولين حضور عارف در تلويزيون با دختري ايراني- آشوري (نارملا) آشنا شد که با هم قطعه هاي زيادي از موسيقي را اجرا کردند که مي توان هفت آسمون را نام برد.

    عارف بعدها با خوانندگاني همچون پوران، هايده، دلکش، الهه، و رامش و.... قطعاتي از موسيقي را برگزار کرد. از قشنگترين آهنگ هايي که عارف با هايده برگزار کردند مي توان به وقتی تو نیستی آسمون پر از نوره اشاره کرد.

    از معروفترين کارهاي عارف مي توان به دریای نور اشاره کرد که هنوز بين ايرانيان مشهور مي باشد. همچنين يکي از معروف ترين خوانندگان براي فيلم ها مي باشد، از اين فيلم ها مي توان به فيلم سطان قلبها با کارگرداني زنده یاد محمدعلي فردين اشاره کرد. عارف همچين در ۶ فيلم هم بازي کرده است.

    در نيمه سال ۱۹۷۰ بود که از طرف مجله جوانان عارف و گوگوش را به عنوان برترين خوانندگاه پاپ برگزيدند، همچنين در همان سال بود که از طرف مجله زن روز عارف را مرد سال در بين آنهمه سياستمدار، شاعر، خواننده و ... انتخاب کردند.

    عارف جوايز زيادي را دريافت کردي که در سال ۱۹۷۴ به علت خواندن آهنگي در بين بازي هاي آسياي از طرف شاه بزرگترين مدال را دريافت کرد.اين کنسرت عارف در برابر ۱۰۰،۰۰۰ نفر ايراني و ديگر مقامات عالي رتبه اي خارجي برگزار شد. اين کنسرت همانند اولين کنسرت خارجي عارف در شهر نيويورک بود که در جشن دويستمين سال استقلال آمريکا برگزار شده بود.

    عارف در سال ۱۹۷۹ (اوايل انقلاب ايران) همراه با خانواده ايران را ترک کرد، ابتدا او براي ۳ سال در لندن اقامت گزيد و بعد از آن به لوس انجلس رفت که آلان در آنجا زندگي مي کند. عارف داراي ۳ دختر و يک پسر مي باشد که در اروپا و امريکا زندگي مي کنند. او يکي از اعضاي فعال تيم فوتبال ستارگان می باشد.

    در سال هاي اخير عارف يکي از اعضاي فعال در گروه هاي سنتي، کلاسيک، و پاپ مي باشد. عارف در سال ۱۹۹۶ با همکاري همسرش شرکتي به نام Rfaye باز کردند که بيشتر آلبوم هاي عارف و ديگر خوانندگان مشهوري همچون هايده، مازيار آنجا تکثير مي شوند

  10. 3 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  11. #6
    حـــــرفـه ای Asalbanoo's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2006
    محل سكونت
    esfahan
    پست ها
    10,372

    پيش فرض

    ونوس جون
    واقعا دستت درد نكنه
    اين كارت آس بود

  12. این کاربر از Asalbanoo بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  13. #7
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض

    گیتی در اواخر عمرش دچار افسردگی شده بود



    زنده ياد گيتي پاشايی در سال 1327 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. پدر بزرگش جعفر منصوری شاعر و استاد تار و خط بود و نوازندگی تار و سه تار را به مادر گیتی آموخت و بدین ترتیب گیتی از طریق مادرش با موسیقی آشنا شد. وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد فرامرز پایور، مهدی فروغ و محمود کریمی آموخت. پس از دیپلم به آمریکا رفته و در سیتی کالج نیویورک در رشته معماری مشغول به تحصیل شد و در سیاتل آمریکا لیسانس هارمونی و ارکستراسیون گرفت. در اواخر دهه چهل، فعالیت رسمی خود را با خوانندگی در رادیو و تلویزیون آغاز کرد و به خواندن تصنیف های مردمی مشغول شد. ترانه های شب من شب تو، دل بوالهوس، گل مریم و یه دل دارم از جمله ترانه هایی است که او در آن زمان خوانده بود.

    در سال 1354 به عرفان و تصوف روی آورد و سپس بر روی شعرهای شاعران معاصر چون مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی و محمدعلی سپانلو آهنگسازی کرد. در سال 1356 ه.ش. در فیلم سفر سنگ به کارگردانی همسرش مسعود کیمیایی، به عنوان بازیگر حضور یافت اما پس از آن دیگر به بازیگری نپرداخت.

    در سال 1368 ه.ش. به آلمان رفت و در هامبورگ یک دوره موسیقی کلیسایی و ترانه های مذهبی را در نوریک هوخ شوله گذراند. گیتی پاشایی پس از انقلاب به کار آهنگ سازی به طور جدی پرداخت و با سه فیلم تیغ و ابریشم (1365 ه.ش.)، سرب (1367 ه.ش.) و گروهبان (1369 ه.ش.) هر سه به کارگردانی مسعود کیمیایی به عنوان آهنگساز فیلم شناخته شد.

    گیتی در اواخر عمرش دچار افسردگی شده بود (بخاطر خیانت شوهرش نسبت به او و داشتن رابطه پنهانی با خواننده و بازیگر معروف که بعد از مرگ گیتی بلا فاصله با آن خانم ازدواج کرد و...) وقتی به آلمان برای معالجه رفته بود از رابطه پنهانی شوهرش با آن خانم در غیاب خودش در تهران با خبر شد و معالجه اش را رها کرد و سر زده به تهران آمد و وقتی به خانه خودش رفت دید که..... و به این خاطر رابطه او و شوهرش در آن اواخر خیلی تیره شده بود و گیتی معالجه اش را رها کرد و دیگر به آلمان نرفت، بعضی از صاحب نظران نیمه کاره رها کردن معالجه اش را در آلمان علت مرگ زود هنگام وی می دانند؟ وی عاقبت در هفدهم اردیبهشت 1374 هجری شمسی بر اثر بیماری سرطان در تهران زندگی را وداع گفت.

  14. 3 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  15. #8
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    11

    صدای مهستی تا قرن ها در آسمان ایران زمین خواهد پیچید



    و متاسفانه کوردلان ضد هنر تمام برنامه ها را از بین بردند و گل سر سبد رادیو ایران را که برنامه گلهای رنگارنگ و برگ سبز بود با تعصب خود فنا کردند. خانم مهستی که در زندگی نامه اش با خواهرش هایده خدمت کار دربار بود و گاهی اوقات در شب های بخصوص آوازی می خواند از آنجا پایش به رادیو باز شد، آنچنان پشت گرمی از کار سابقشان داشتند که اثر گذار در رفتار و شخصیت و خود بزرگ بینی بر صفحه سیاه و سفید تلویزیون های قدیمی مشخص بود. از سال 1354 که خوانندگان جوان کم کم در پاپ و موسیقی سنتی تحولی از نظر ساز و ضربی بوجود آورده بوند و خوانندگان رو به تصنیف گذاشته بودند، از آن طرف مدیریت گلها رنگارنگ رادیو ایران بعد از 10 سال تغییر کرده بود و امثال خانم مهستی دیگر دستمزد گلها برایش کفاف نمی کرد مجبور شد رو به تصنیف بیاورد که تصنیف هایی مثل دریا و بنفشه که بین مردم گل کردند. از اینجا شروع کار مهستی بود که کار گلها را رها کرده و با تصنیف سازان شروع به کار کرد.

    در اوج شکوفایی سال های 1353 تا 1357 درخشش هنری و زیبایی خانم مهستی بود فقط ما می دانیم خانم مهستی یک بار ازدواج کرده و طلاق گرفته و ثمره این ازدواج یک فرزند بود. هم اکنون خانم مهستی با پیگیری کار خوانندگی هنوز در بین خوانندگان خارج از کشور حرف اول را می زند اما در پایان باید گفت که اگر مهستی با کمک دوستاران موسیقی اصیل ایرانی و آنانی که با یاد گلهای رنگارنگ و برگ سبز کار خود را در خارج در برنامه گلها ادامه می دادند مطمئنا ستاره جوایدانی در خوانندگی موسیقی سنتی ایران می بود ولی متاسفانه در خارج چون پشتیبانی مالی آنچنانی نبود و نیست و هر کس به فکر خودش هست خانم مهستی هم مجبور به خوانندگی در ردیف پاپ شد تا گلیم خود را از آب بیرون بکشد و تذکری به هنردوستان اصیل ایرانی در خارج از کشور دارم بیایید تا امثال خانم مهستی و حمیرا و دیگران که در موسیقی سنتی استادند و عمری در این راه گذرانده اند برنامه گلهای رنگارنگ و برگ سبز را دوباره مهیا کنند.

  16. 3 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  17. #9
    آخر فروم باز lahij_web's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2005
    محل سكونت
    زير خروارها خاك ...
    پست ها
    1,822

    پيش فرض

    عااااااالي بود ونوس جان . يكي از توپ ترين تاپيك هاي انجمن متفرقه بود . مرسي

  18. #10
    آخر فروم باز Venus's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2005
    پست ها
    1,607

    پيش فرض

    به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد

    حمیرانام اصلی ایشان پروانه امیرافشاری می‌‌باشد. ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.

    در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.

    پرویز یاحقی و حمیراوی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند.

    صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.

    شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.



    پرویز یاحقی و حمیرا

  19. 4 کاربر از Venus بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 27 1234511 ... آخرآخر

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •