![]() |
|
|||||||
| ادبيات و علوم انساني موضوعات مرتبط با ادبیات ، روانشناسی ، حقوق ، فلسفه ، منطق و .... |
![]() |
|
|
اختيارات تاپيک | نمايش رسم |
|
|
#1 |
|
در آغاز فعالیت
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
پست ها: 7
|
می خواهیم با کمک هم شعرهای زیبا را نقد کنیم
|
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#2 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
سلام به همه دوستای گلم
قرار شد هر هفته راجع به یک شعر تو این تاپیک بحث بشه . به نوبت هر کدام از دوستان هر هفته یک شعر را توی تاپیک قرار می دن و بقیه هر نوع نقد یا نظر یا برداشتی از شعر دارن عنوان می کنند . برای اینکه بار علمی کارمون بالاتر باشه قبل از قرار دادن شعر یک توضیح مختصری راجع به شاعر داده بشه . امیدوارم بحث مفیدی باشه و با کمک همدیگه جهت موفق آمیزی را واسه تاپیک ادامه بدهیم . اولین شعر رو هم قرار شده جناب پایان تا فردا ظهر بذارن . منتظریم |
|
|
|
|
|
#3 |
|
پروفشنال
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: شهر تو...
پست ها: 600
|
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت همه ي دوستان عزيز و تشكر از فرانك خانوم كه اجازه دادند بنده اولين شعر رو براي نقد انتخاب كنم. اولين شعر غزلي است از حضرت امام خميني(ره) با نام "دعوي اخلاص" كه قرار است يك هفته ايي مورد نقد و بررسي قرار بگيره. طبق قوانين اين تاپيك ابتدا بايد مطلب مختصري درباره شاعر و زندگينامه شعري او قرار داده بشه كه مطلب پيش رو تقديم ميشه فقط شرمنده اگر كمي طولاني است: بازنويسي و برگردان-سيدضياءالدين شفيعي:(تلخيص:پايان) زندهياد پروفسور اعليخان افصحزاد محقق و اديب برجسته تاجيكستان كهرياست بخش متن شناسي آكادمي علوم دانشگاه دوشنبه را برعهده داشته در طول دوران حياتخود بيش از هزار مقاله تحقيقي در مجلات مختلف و دهها جلد كتاب از جمله كليات 9جلدي عبدالرحمان جامي را به رشته تحرير درآورده است. اكنون برگردان قسمتهايي از بخش آغازين كتاب اخير ايشان را پيش رو داريد : جناب روحالله خميني(ره) از همان دورههاي جواني خود شعرهاي عرفاني،اجتماعي و گاهگاهي اشعار سياسي ميسرود كه متأسفانه قسمت زيادي از آن اشعار درنتيجه هجومهاي ساواك به منزل ايشان و تاراج كرده شدن كتابخانه و اموال آن جنابنابودشده و امروز ديگر در دسترس نيست. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران آيتالله خميني(ره) بعضاً در قالبهاي غزل ورباعي و شكلهاي ديگر شعر سنتي انگيزههاي دروني خود را به رشته نظم كشيده است وتاكنون مجموعههاي اشعار جناب امام با نامهاي «سبوي عشق»، «باده عشق»، «نقطه عطف» و «محراب راز» انتشار يافته و تقديم مخلصان گفتار مستيبخش شعر روحالله خميني(ره) گرديده است. اخيراً مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) مجموعه اشعار بعد از انقلاب ونمونه سرودههاي قديمي ايشان را تحت عنوان «ديوان امام» به طبع رسانده (تهران1371هـ.ش. 1993 ميلادي) اين ديوان شامل 116 غزل، 117 رباعي، 3 قصيده، 2 مسمط، يكترجيعبند، 31 قطعه و چند شعر پراكنده ديگر ميباشد. در مقدمه اين كتاب اطلاعاتي سودمند درباره محتوا، سبك نگارش و تاريخچه آن درجگرديده و در ضميمه كتاب نيز ويژگيهاي صور خيال و صنعتهاي لفظي شرح داده شده است. همچنين مؤسسه مذكور كتابي به نام، فرهنگ ديوان امام(ره) چاپ كرده است كه اصطلاحاتعرفاني اشعار امام(ره) را شرح ميدهد. «ره عشق» نامه عرفاني امام خميني(ره) ميباشد كه آن را خطاب به خانم طباطبايييكي از بستگان خود مرقوم نموده است و شامل بعضي انديشههاي عرفاني مؤلف است. نامهمذكور را حضرت امام(ره) در 24 شعبان سنه 1404 هـ.ق (5 خراد 1363، 26 مه 1984ميلادي) مرقوم كرده است. آغاز نامه اين گونه است: فاطي، كه زمن نامه عرفاني خواست از مورچهاي تخت سليماني خواست گويينشنوده: «ماعرفناك» از آنك جبرئيل از او نفخه رحماني خواست اينجا «فاطي» اسم مصغر و مهرانگيز فاطمه است كه مخاطب گوينده ميباشد. حضرتآيتالله خميني در نوشته خود «ره عشق» تعبيرات، مفهومها و اصطلاحات عرفاني فراوانيرا استفاده برده است. اين اصطلاحات و تعبيرات هر كدام به مفهوم يا حقيقتي اشارت ميكند كه ناشران «راهعشق» آنها را فهرست كردند. از اين فهرست بلند اصطلاحات و تعابير معلوم ميگردد كهمؤلف در يك نامه مختصر به چه مسئلههاي حساس فلسفه، عرفان، اخلاق، تربيت، تاريختصوف و امثال آن اشاره كرده است. نخستين مجموعه اشعار عرفاني امام خميني(ره) «سبوي عشق» است و شامل هشت غزلعارفانه ميباشد كه فقط دستخط دو غزل تاريخ دارد. غزلهاي «سبوي عشق» الحق عاشقانه، رندانه و مستيبخش بوده و عاشقان را سرمست بادهعرفان كرده و آنها را از هستي به سوي نيستي ميرساند. جز سر كوي تو اي دوست ندارم جايي در سرم نيست به جز خاك درت سودايي بر درميكده و بتكده و مسجد و دير سجده آرم كه تو شايد نظري بنمايي مشكلي حل نشداز مدرسه و صحبت شيخ غمزهاي تا گره از مشكل ما بگشايي اين همه ما و مني صوفيو درويش نمود جلوهاي تا من و ما را ز دلم بزدايي نيستم، نيست كه هستي همهدر نيستي است هيچم و هيچ كه در هيچ نظر فرمايي پي هر كس كه شدم ز اهل دل وحال و طرب نشنيدم طرب از شاهد بزم آرايي عاكف درگه آن پرده نشينم شب وروز تا به يك غمزه او قطره شود دريايي «باده عشق» دومين مجموعه اشعار عارفانه حضرت امام خميني(ره) است كه در سال 1368هـ.ش (1989 ميلادي) از طرف مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) منتشر گرديده است. نامه عرفاني جناب امام خميني(ره) به فاطمه طباطبايي يك دسته شعرهاي حضرتامام(ره) را فراميگيرد. هرچند گوينده اشعار در نامه خود با كمال فروتني و خاكساريابراز ميدارد كه شاعر نيست، اما غزلهاي خوب و رباعيهاي مرغوبي كه اين مجموعه راآراسته سروده است. حضرت امام(ره) به فاطمه طباطبايي مينويسد: «فاطي عزيزم بالاخره بر من نوشتن چندسطر را تحميل كردي و عذر پيري و رنجوري و گرفتاريها را نپذيرفتي از من توقع نوشتارو گفتار، آن هم به نظم و نثر به هم آميخته ميكني و نداني كه من نه نويسندهام ونه شاعر و نه سخنسرا، و تو اي دختر عزيزم غوره نشده حلوا شدهاي بدان كه يك روزيخواهي بر جواني كه به همين سرگرميها يا بالاتر از آن از دستت رفت همچون منعقبمانده از قافله عشاق دوست، اينك چون تو با اصرار خواسته، به خودت از من شعرخواستي بايد به حق بگويم كه نه در جواني كه فصل شعر و شعور است و اكنون سپري شدهاست و نه در فصل پيري كه آن را هم پشت سر گذاشتهام نه در حال ارذلالعمر كه اكنونبا آن دست به گريبانم قدرت شعرگويي نداشتم، اينك گويم: شاعر اگر سعدي شيرازي است بافتههاي من و تو بازي است مجموعه «باده عشق» شامل 23 غزل عاشفاني عارفانه و حاوي 41 رباعي عرفاني و فلسفياست. غزلها در سالهاي 1365-1367 شمسي سروده شده و همه رباعيهاي آن در سال 1363انشاء گرديدهاند. مجموعه «نقطه عطف» مشتمل بر يك ترجيعبند، 20 رباعي و يك نامه عارفانه حضرتامام(ره) به حجتالاسلام سيداحمد خميني است كه در 17 ماه شوال سال 1409هـ.ق نوشتهشده و رباعيها محصول سال 1405 هـ.ق ميباشد. مطالعه اشعار در «باده عشق» و «نقطهعطف» نشان ميدهد كه امام به خلاف اظهاراتشدر سن كهنسالي نيز عاشقانه شعر ميگويد. وي شعر عارفانه را در پيروي و دنبالهگيريشاعران عارف خصوصاً سعدي، مولوي و حافظ ترويج بخشيده، مخلصانه خود را از باده الستو جرعه وحدت شادكام ميگرداند. مجموعه «محرم راز» شامل 25 غزل و 16 رباعي بوده، غزلها در سالهاي 1363 تا 1368سروده شده و رباعيات در ماه اسفند سال 1363 ايجاد گرديدهاند. از جهت موضوع ومحتواي اشعار مجموعه «محرم راز» دوام منطقي شعرهاي مجموعه پيشين بوده، در ابتداي آننامه مؤلف به فرزند خود سيداحمد خميني جاي داده شده است كه در تاريخ 27 ربيعالثانيسنه 1408 هجري قمري مساوي با 28 آذرماه سال 1366 شمسي مرقوم گرديده است. البته مجموعه را خود مؤلف ترتيب نداده است. مرتب گرداندن مجموعه، نامگذاري،برابري نسخههاي اصل يا دستنويسهاي حضرت امام(ره) و آوردن اشعار روبهروي آنها باخط نستعليق زيبا، كار مرتبان و ناشران مجموعه است. نامه امام خميني(ره) به سيداحمد رساله اخلاقي حميدهاي بوده و داراي ارزش بلندتربيتي است. نخستين غزل مجموعه باده عشق تقريباً تمام خصوصيتهاي غزلهاي عرفاني حضرتامام(ره) را انعكاس داده، سبكگفتار، ساختار، محتوا ذخيره لغت و طرز استفاده آنابراز قلبي شاعر را با وجاهت افاده مينمايد. دست آن شيخ ببوسيد كه تكفيرم كرد محتسب را بنوازيد كه زنجيرم كرد معتكفگشتم از اين پس به در پير مغان كه به يك جرعه مي از هر دو جهان سيرم كرد آبكوثر نخورم منت رضوان نبرم پرتو روي تو از دوست جهانگيرم كرد دل درويش به دستآر كه از سرّ الست پرده برداشته آگاه زتقديرم كرد پير ميخانه بنازم كه به سرپنجه خويش فانيام كرده عدم كرده و تسخيرم كرد خم آن درگه پيرم كه ز دلجوييخود غافل از خويش نمود و زبر و زيرم كرد يكي از ويژگيهاي غزلهاي عارفانه حضرت امام(ره) آن است كه در آنها وصف بهار وستايش نگار توأم سروده شده. به عاشق فرارسيدن موسم عيش و نوش و بزم طرب را مژدهميدهد و روح سركش او را به حركت آورده، به تن درمان، به رگها تپش و به دل ذوق وحال ميبخشد. خطاب به مرغ چمن نيروي برانگيزاننده شوق را افزون ميگرداند. مژده اي مرغ چمن فصل بهار آمده باز موسم مي زدن و بوس و كنار آمده باز وقتپژمردگي و غمزدگي آخر شد روز آويختن از دامن يار آمده باز مردگيها وفروريختگيها بشدند زندگيها به دو صد نقش و نگار آمده باز زردي از روي چمنبار فرابست و برفت گلبن از پرتو خورشيد به بار آمده باز ساقي و ميكده و مطربو دستافشاني به هواي همه گيسوي نگار آمده باز اما صوفي خشك از اين حلاوت خبرندارد صوفي از وصل دوست بيخبر است صوفي بيصفا نميخواهم يك چيز را گوشزد كردن ضروري است و آن اين است كه پيدايش و انگيزه عشق به زيباييو چهره زيبا وابسته است. چون كه عشق خود انگيزهاي روحاني بوده و روح خود زيباست. بنابراين عشق با همه چيز زيبا و داراي حسن والا دلبستگي دارد. عاشق به نكهت گل،نغمه بلبل، باران نيسان، نغمه آبشاران، نسيم سحر، موسيقي فارم(6). آواز گوش نواز وامثال اين ذوق ميكند و حلاوت ميگيرد، با دلش حضور مييابد و حتي زشتيها نيز درنظر او خوب مينمايد. شيخ رياكار، جامعه تزوير دربر كرده و خرقه سالوس بر دوش مينهد تا عاشق پاكبازرا از طريق پيش گرفتهاش بيرون اندازد. ولي عاشق با هدايت پير صومعه، پير مغان وپير ميكده، راه خرابات، خراباتآباد، ميخانه، ميكده و شرابخانه را پيش گرفته باساقي درآميخته به جام و سبو و پيمانه انس ميگيرد. او در اين خلوت معتكف گرديده. فارغ از تشويش دنياي پر شر و شور و بيم بدخواهانبه شرابخواري، ميگساري و مستي ميگذراند. آئينه در اشعار حضرت امام(ره) باده، شراب،ساغر، مي، جام، ساقي، رند، مطرب، مغ، دير، شاهد، زنار، بت، صنم، نگار، صنم خانه نهبه معناي اصلي و واقعي آمدهاند. بلكه موافق اصطلاحات اهل عرفان اين الفاظ رمزي ومجازي استفاده شده، درجه طغيان دل و وجد و حال، مقام قرب عاشق و سالك را نشانميدهد. زبان رمز و كنايه نه تنها عاشق را به شرابخواري، بادهگساري عمل لاابالي ، فسق،خودخواهي، خويشتنپرستي و گمراهي تحريك نميكند، بلكه شعر را اسرارانگيز ونامكشوف جلوه داده دل عاشق و نامرادان را تسخير ميگرداند. و حال غزل مورد بحث دعوي اخلاص گــــر تــــو آدمزاده هستى "عَلّم اَلاَسما" چه شد؟
"قابَ قَوْسينت" كجا رفته است؟ "اَوْاَدْنى" چه شد؟ بـــــر فـــــــــراز دار، فـــــــــرياد "اَنَا الحق" مىزنى مــــــدّعىِ حــــــــق طلب، اِنيّت و اِنّـــــا چه شد؟ صــــوفى صـــــافى اگر هستى، بكن اين خرقـه را دم زدن از خــــويشتن با بـــــوق و با كرنا چه شد؟ زهــــــد مفـــــــروش اى قلنـــــدر، آبروى خود مريز زاهـــــد ار هستى تو، پس اقبال بر دنيا چه شد؟ اين عبــــادتــها كه ما كرديم، خوبش كاسبىاست دعــــــــــوى اخلاص با اين خود پرستيها چه شد؟ مــــــرشد از دعوت به سوى خويشتن، بردار دست "لا الهت" را شنيدستم؛ ولــــــــى "الاّ" چه شد؟ مـــــاعر بيمايه، بشكن خـــــامـــــه آلــــــــــــودهات كـــــــــــم دلآزارى نما، پس از خدا پروا چه شد؟ |
|
|
|
|
|
#4 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: tehran
پست ها: 189
|
تفسير نميكنم اما يك بيت شغر از امام "ره" در همين زمينه مينوسم شايد اسم تفسير هم روش گذاشت !!!!!!!
آنان كه دعوي ارشاد ميكند در خرقه شان چيزي جز منم نياب |
|
|
|
|
|
#5 | ||
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
نقل قول:
کلا مضمون قشنگی را به نظر من داره راجع بهش بحث می کنه منم یاد اون غزل حافظ می افتم که نقل قول:
اما خوب مفهوم قشنگی را واسه شعر انتخاب کرده |
||
|
|
|
|
|
#6 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: tehran
پست ها: 189
|
از خصوصيات شعر امام استفاده از مفاهيم اسلامي قرآني است
"علم اسما " علمي است كه خداوند در زمان خلقت انسان در جواب اعتراض فرشتگان به خلقت انسان از فرشتگان مي پرسد كه اگر ميداند بگوييد و فرشتگان از جواب آن عاجزند بهد جداوند به آدم مي گويد فرشتگان را از اين اسامي آگاه كند در بعضي از تفاسير شيعي اين اسامي به اسامي ائمه تعبير شده است دو عبارت بعدي هم اطلاعي ازشون ندارم خوشحال مي شوم payan برامون توضيح بده
Last edited by 68vahid68; 07-02-2007 at 10:33 PM. |
|
|
|
|
|
#7 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: tehran
پست ها: 189
|
فرانك خانوم
قاب قوسين اوادني مربوط به بحث معراج پيغمبر مي باشد زماني كه ايشان به بالاترين مرحله سفر مي رسند جايي كه جبرئيل نيز اجازه حضور ندارد خداوند مي فرمايد "فكان قاب قوسين او ادني" (سوره نجم آيه 9) يعني به فاصله دو كمان يا كمتر با خدا فاصله بود كه نشان از درجه بالاي رسول اكرم(ص) ميباشد منظور امام از بيت اول يادآري مرتبه بلند انساني كه بني آدم ميتواند كسب كنند اما كنون" ره بيگانه زده ست" اگر ديروز نوشتم به دليل اين بود كه بلد نبودم |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#8 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
مرسی ممنون
خیلی لطف کردید توضیحاتتون خیلی کامل بود با این حساب چه واژه های قشنگی به ذهنشون رسیده یعنی خیلی خوب تونستن چنین واژه های عربی سنگینی را توی یک شعر فارسی اونم با لحن فارسی جدید جا بدن |
|
|
|
|
|
#9 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: tehran
پست ها: 189
|
يك بيت شعر پيرامون بيت دوم به نظرم از سعدي باشه اگر هم نبود، ببخشيد
اين مدعياندر طلبش بي خبرانند آن را كه خبر شد خبري باز نيامد |
|
|
|
|
|
#10 |
|
کاربر فعال انجمن موسیقی
![]() تاريخ عضويت: Jul 2006
محل سكونت: Anywhere but here
پست ها: 2,270
|
سلام همگی:
به نظر من زیبایی شعر به خاطر دو مورد است: یکی مضمون شعر و یکی هم استفاده از مفاهیم دینی بصورت تلمیح. مضمون که مشخص است. نرسیدن انسان به جایگاه واقعی خویش بدلیل خودبینی که مانع و حجابیه در برابر حق بینی. اما نکته ظریفی که هست اینه که فرد نباید به قطع تعلقات خود از دنیا هم مغرور شود که در این بیت بخوبی اومده: مــــــرشد از دعوت به سوى خويشتن، بردار دست "لا الهت" را شنيدستم؛ ولــــــــى "الاّ" چه شد؟ یعنی طرف توانسته از غیر حق ببرد و لی به جای پیوستن به او به خود پرداخته!! از تلمیح نیز استفاده جالبی شده است. |
|
|
|
![]() |
| کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان) | |
| اختيارات تاپيک | |
| نمايش رسم | |
|
|
دانلود نرم افزار خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین سفارش تبلیغات تماس با مدیریت وب سایت