![]() |
|
|||||||
| ادبيات و علوم انساني موضوعات مرتبط با ادبیات ، روانشناسی ، حقوق ، فلسفه ، منطق و .... |
![]() |
|
|
اختيارات تاپيک | نمايش رسم |
|
|
#1 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
من خودم اين شاعرا نمي شناختم
همين ديروز يك شعر ازش خوندم كه خيلي خيلي زيبا بود و بعد دنبال بقيه شعراش رفتم و چون خيلي دوست داشتم گفتم بذار اينجا شماها هم بخونيد قشنگ مي نويسه خيلي قشنگ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ ![]() فريبا شش بلوكي در سال 1348 در تهران متولد شده است و ساكن كرج مي باشد . او از سن 14 سالگي شعر مي گفت اما اولين اثر خود را در سال 1383 به چاپ رسانيد . نخستين مجموعه شعر وي شبانه نام دارد و پس از ان 2 اثر ديگر تحت عنوان غريبانه و عاشقانه را نيز روانه بازار كرده است . او هم قالب كلاسيك را تجربه كرده و هم به سبك نيمايي و سپيد شعر گفته است . وي در مورد شعر مي گويد : شعر يك موهبت الهي و مقدس ترين اتفاق زندگي من است . Last edited by magmagf; 10-25-2006 at 03:13 PM. دليل: hqhtiu ;vnk f,'vhtd ahuv |
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#2 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
دوستت دارم
از بس که آسمان دلم ابريست تمام خاطراتم نمناک شده است نمي دانم چرا؟ دريا را هم که ديدم به ياد تو افتادم روي ماسه هاي ساحل نوشتم اگر طاقت شنيدن داري من شهامت گفتن دارم دوباره به دريا نگاه کردم باز برگشتم اين بار روي ماسه ها نوشتم دوست دارم ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ اينم شعري كه اولين بار خوندم |
|
|
|
|
#3 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
صداي باران
نگاه کن گوش کن پنجره مرا مي خواند باران مرا صدا مي زند باران با انگشتانش به شيشه مي زند باران مرا صدا مي زند و من باران را خوب مي شناسم باران مداديست که بر همه چيز رنگ مي زند باران تيريست که بر دلي از سنگ مي زند باران سازيست که باز آهنگ مي زند باران باز هم مرا صدا مي زند و من ترديد مي کارم ميان ماندن و رفتن |
|
|
|
|
#4 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
پنجره اي رو به خدا
پنجره اي رو به خدا از همه جهان جدا نشسته پاي آن دلم اين دل زار بينوا * شکوفه کن به دست من اي گل خوش نماي من اين همه راه آمدم که بشنوي صداي من * صداي من ، صداي من صداي بغض و گريه است نگاه کن، نگاه تو براي من که بهترين ِهديه است * تنم شراره مي کشد شراره هاي پشت هم شراره هاي آرزو شبيه هم ، شبيه هم * تو با مني ، تو در مني به هر کجا که مي روم نمي شوم ز تو جدا تا نفس هاي آخرم * بيا ببين ، بيا ببين که بي تو من چگونه ام چگونه ام تب شده همنشين من نشسته روي گونه ام * ستاره سهيلمي که مي دمي به هر شبم هر شب من پر از تو و... غرقه ميان يک تبم * دست به زير چانه ام خيره شدم به رو به رو بمان بمان کنار من ميان دشت آرزو * خسته شدم، خسته شدم از اين همه خيال تو ببين که غوطه ور شدم به عشق بي زوال تو * گذشته ها گذشته اند تو فکر فردا را نکن غروب رفتنم شده دگر مرا صدا نکن * مرا ببر ، مرا ببر از همه جهان جدا پنجره اي به من بده روبه خدا، رو به خدا ... |
|
|
|
|
#5 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
علت گريه
دويده ام به سوي تو رسيده ام به کوي تو تمام هستي ام کنون بسته به تار موي تو *** مرا نماز کي بود؟ بدون رنگ و بوي تو بهشت من تو بوده اي چو بنگرم به روي تو *** من که هميشه بوده ام فقط به آرزوي تو چگونه بگذرم کنون؟ به راحتي ز کوي تو *** خون درون هر رگم چو باده در سبوي تو در شب وصل واي من تنم گرفته بوي تو *** مپرس ز گريه هاي من ترسم از آبروي تو |
|
|
|
|
#6 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
زنده به گور
خلوتي مي خواهم قلمي از گل ياس دفتري جنس بلور بنويسم از عشق بسرايم از نور روي خط هاي نسيم دو قدم راه روم بکشم شکل تورا و به دستت انگور يادم افتاد شبي رفته بوديم ته باغ تو به من مي گفتي بنويس چشم شيطان شده کور من نوشتم برکاج که پرم از تو و عشق دوستت خواهم داشت تا سراشيبي گور تو به من خنديدي و به آينده در راه نه چندان هم دور عشق رادار زدند سر هر کوچه صبح باز هم جار زدند دلتان زنده به گور دلتان زنده به گور |
|
|
|
|
#7 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
كيش و مات
روزها را مي شمارم خوب من تا تو برگردي دوباره پيش من عاشقي مستي مطلق مي دهد من كنون مات تو و تو كيش من ... مي رسد روزي كه سر بر دامنم اشك شوق از ديده ات جاري شود با تپش هاي دل بي تابمان لحظه ي مستي و دلداري شود ... چشم مي دوزم به تقويمي كه هست رو به رويم ، روي ديوار اتاق مي گذارم يك نشان از روز قبل خط به خط ، بر روي ديوار اتاق ... فاصله هر روز كمتر مي شود روز موعود من و تو مي رسد لحظه هاي روشن فرداي ما با شتاب و پر هياهو مي رسد ... واي گيسوي رهايم را ببين مست مي رقصد به دستان نسيم ما چه خوشبختيم اي معشوق من كز همه عاشقتران ، عاشقتريم ... ياد باد آن لحظه هاي گفتگو تا كه بغضت بي محابا مي شكست موج لرزان صدايم ، واي ! واي ! آن چه حالي بود كه بر ما گذشت؟ ... من فروزان تر ز هر چه آتشم ديده مي دوزم به فرداهاي خود مي رسد روزي كه بي پروا تو را غرق مستي سازم از لب هاي خود ... وعده ي ديدار ما خواهد رسيد سينه هامان پر تلاطم مي شود كيش و مات هم شديم اي عشق من لحظه هاي خستگي گم مي شود ... Last edited by magmagf; 10-25-2006 at 03:35 AM. |
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#8 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
سوء تفاهم
تو ندانستی چه می خواهم زتو من نگفتم ! که بمان ! یا که برو ! من فقط می خواستم شمعی شوم تا بسوزم جان خود را نزد تو تو ولی از آتشم ترسیدی و رفتی و گفتی : برو ! نه من ،نه تو ... Last edited by magmagf; 10-25-2006 at 03:38 AM. |
|
|
|
|
#9 |
|
Nature & Science
![]() تاريخ عضويت: Sep 2005
محل سكونت: Трансильвания
پست ها: 5,003
|
سلام
دوست عزيز لطفا يه بيوگرافي جامع از شاعر مورد نظر براي معرفي كامل ايشون توي پست اول قرار بديد. موفق باشيد |
|
|
|
|
#10 |
|
مدیر انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
|
درخت
باز از بوی درخت نفسم می گیرد چه کسی یاد تورا از دلم می گیرد؟ * حک شده روی دلم طرح زیبای درخت حک شده روی درخت طرح زیبای دو دل * به گمانم دل من شهرۀ شهر شده * به گمانم دل تو بادلم قهر شده * وای! این بوی درخت بدتر از زهر شده ... |
|
|
![]() |
| کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان) | |
| اختيارات تاپيک | |
| نمايش رسم | |
|
|
دانلود نرم افزار خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین سفارش تبلیغات تماس با مدیریت وب سایت