تبلیغات :
افزایش ممبر کانال
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی، صداگیر ماینر ، یونولیت
خرید فالوور ایرانی
دستگاه جوجه کشی
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]






نمايش نتايج 1 به 4 از 4

نام تاپيک: چرا جوانان ازدواج نمی‌کنند؟!!!!!

  1. #1
    آخر فروم باز mojt90's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2016
    محل سكونت
    کینگ مووی (علاقه به فیلم)
    پست ها
    1,356

    پيش فرض چرا جوانان ازدواج نمی‌کنند؟!!!!!

    چرا جوانان ازدواج نمی‌کنند؟!!!!!



    مهم ترین "بله" زندگیشان را نمی‌گویند چراکه از عاقبت آن می‌ترسند به همین دلیل تصمیم می‌گیرند ازدواج نکنند و تا ابد مجرد بمانند اما نمی‌دانند مجرد ماندن همیشه هم خوب نیست آثار سویی بر روان‌شان دارد.


    خانواده ها بايد بدانند كه اگر کسی در سن ازدواج بوده و عمدا ازدواج نکند دچار عوارضی چون اضطراب، افسردگی و بدبینی مي شود و بهترین و مؤثرترین رویکرد فرزندپروری این است که باید بچه‌ها را عروس و داماد تربیت کنیم.


    یکی از مشکلات کنونی جامعه امروزی کشورمان ازدواج دیرهنگام پسران و دختران ایرانی است بطوریکه حتی سن ازدواج در خانواده‌های مذهبی سر به فلک گذاشته شده است که می‌تواند دلایل مختلفی از جمله مشکلات اقتصادی و همچنین انتظارات خاص جوانان امروزی باشد.


    میانگین آمار افسردگی و احساساتی چون افسردگی، تنهایی، غم و احساس محرومیت و همچنین به تبع آن خودکشی در بین مجردها بسیار بیشتر از متاهل‌هاست و این امر نشان می‌دهد ازدواج با همه مشکلاتی که در خود دارد به نوعی آمار خودکشی را پایین می‌آورد و البته در این بین آمار دختران مجرد آسیب دیده به مراتب بیشتر از پسران مجرد آسیب‌ دیده است.




    علت مجرد ماندن جوانان چیست؟

    فرشته سادات شجاعى روانشناس و درمانگر خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، درباره علت مجرد ماندن و ترس از ازدواج، گفت: ترس های تجرد شامل؛ ترس از اینکه خانواده یا اجتماع مرا طرد کنند، ترس از تنهایی و تنها ماندن تا پایان عمر، ترس از اداره کردن مالی زندگی، ترس از اینکه اطرافیان برچسب‌هایی به من بزنند، ترس از سربار بودن، ترس از این که مزاحم ازدواج خواهر یا برادر‌های بعدی ام باشم، ترس از کم شدن معاشرت‌ها و از دست دادن محبوبیت، است.


    این روانشناس با بیان اینکه افراد متاهل همیشه تصور می‌کنند که مرغ همسایه غاز است. افرادی که روابط زناشویی خوبی ندارند همیشه در حسرت آزادی دوران تجرد هستند، خاطرنشان کرد: آن‌ها از مشکلات و نابسامانی‌های مجردی بودن آگاهی ندارند و فکر می‌کنند اگر مجرد بودند وضعیت بهتری داشتند. شاید هم حق با آن‌ها باشد. اما آنچه که اهمیت دارد این است که در انتخاب خود نه باید تعجیل کنیم و نه تعلل. اگر بدانیم که از زندگی چه می‌خواهیم و برای ازدواج با فکر باز و منطق خوب تصمیم بگیریم هیچوقت از کار خود پشیمان نخواهیم شد.


    همچنین حسن اکبرزاده روانشناس و مشاور در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، در این باره، بیان کرد: تحصیلات دانشگاهی سهل الوصول باعث بالا رفتن انتظارات افراد در ازدواج می‌شود، افزود: به دنبال تحصیلات، احتمال اشتغال و به تبع آن استقلال مالی به ویژه برای دختران بالا رفته و از طرفی افراد از مسئولیت‌های خاص مسیر متأهلی، گریزان هستند.


    این روانشناس افزود: در واقع به صورت کلی دو دلیل اصلی برای بالا رفتن سن ازدواج و به تبع آن تجرد افراد وجود دارد، یکی مشکلات زیاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و دوم انتخاب یک سری از افراد برای دیر ازدواج کردن یا ازدواج نکردن که گزینه دوم به دنبال مورد اول صورت می‌گیرد.


    آسیب‌های مجرد ماندن که شاید ندانید!






    شجاعى روانشناس و مشاور درباره آسیب های مجرد ماندن بر سلامت روان، اظهار کرد: ازدواج ‌نکردن نمی‌تواند به خودی خود نگران‌کننده باشد، اما وقتی یک دختر رخ ‌ندادن آن را در کنار همه محدودیت‌ها، موانع، مشکلات، کمبود‌ها و نگرانی‌هایش می‌گذارد، اوضاع کاملا تغییر می‌کند. واقعیت این است که نگرانی درباره آینده و ترس از تنهایی تبدیل به یکی از موارد اصلی بحث میان دختران ازدواج‌نکرده یا حتی زنان مطلقه و تنها شده است و بسیاری از زنان برای فرار از این نگرانی و ترس، راه‌های مختلف، پرهزینه و حتی خطرناک را در پیش می‌گیرند.


    وی افزود: البته همین موارد برای مردان نیز صادق است. از آنجایی که جامعه ما با عرف و رفتار‌هایی اجتماعی عجین شده و براساس همین رفتار‌ها و عرف‌ها مردان فرصت، امکان و راه‌های بیشتری برای تأمین نیاز‌های خود دارند. عدم ارتقای کاری یکی از پیامد‌های مجرد ماندن مردان است. اتفاقی که به عنوان یکی از ابزار‌های قهرآمیز که نتیجه اش تشویق مردان مجرد به ازدواج است در ایران مورد استفاده قرار گرفته است.


    شجاعی با اشاره به اینکه مجرد ماندن برای هر دو گروه یک بحران روحی، روانی و حتی جسمانی است، ادامه داد: با این حال در جامعه کنونی ما دختران نگرانی بیشتری نسبت به مجرد ماندنشان دارند. به عبارتی بیشتر دختران بخصوص آن‌هایی که تصمیم به زندگی منفک از خانواده خود را می‌گیرند، فارغ از انواع عارضه‌های جسمی و روحی و روانی نوعی نگرانی از آینده و ترس از تنهایی دارند که نمی‌توانند با آن کنار بیایند و ممکن است همین نگرانی و ترس در آن‌ها تبدیل به بیماری‌های دیگری شود، این حس بین آقایان تنها و ازدواج ‌نکرده هم وجود دارد.


    این روانشناس تصریح کرد: مجرد بودن برای هر کدام از ما معنا و مفهوم متفاوتی دارد، برای بعضی از آدمها، مجرد بودن شیوه زندگی شان است. اما برای اکثریت ما، مجرد بودن جنگی مداوم با خوشبینی است. می‌گویند امید از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. ما طوری ساخته نشده ایم که زندگی خود را به تنهایی سپری کنیم. اول از همه به این معناست که وظیفه کل تصمیم گیری هایمان در زندگی بر عهده خودمان است. نمی‌توانیم برای تصمیم گیری با کسی مشورت کنیم، چون هیچکس اینقدر به ما نزدیک نیست که از او کمک بگیریم. ممکن است به دوستانمان اعتماد کنیم، اما حتی نزدیک‌ترین دوستانمان هم قادر نخواهند بود جای همسرمان را برایمان پرکنند.


    وی با اشاره به اینکه یکی از بزرگترین مشکلات مجرد بودن این است که نمی‌توانیم افکارمان را آن زمان که نیاز داریم با کسی مطرح کنیم، افزود: ممکن است بتوانیم اینکار را در جمع دوستان و آشنایان تاحدودی انجام دهیم، اما این کمتر از آن درک و دلسوزی است که همسرمان می‌تواند به ما داشته باشد. همه دوست داریم تا بتوانیم با همسرمان بحث کنیم، با او حرف بزنیم، با او فکر کنیم و برای آینده نقشه بکشیم. اما وقتی مجرد باشیم از همه این‌ها محروم خواهیم ماند. ممکن است قرارملاقات‌ها و روابط عاشقانه تاحدی این خلاء را پر کند، اما همه این‌ها موقتی است و ما هنوز تنها خواهیم ماند.


    شجاعی با بیان اینکه مجرد بودن به معنای خوشبین بودن است، اضافه کرد: یعنی در مواجهه با مشکلات و بدبختی‌های زندگی باز هم مثبت بیندیشیم. خوش بینی از این دانش کلی نشات می‌گیرد که اکثر ما بالاخره با کسی مواجه میشویم، و مرد یا زن ایدآل زندگیمان را پیدا میکنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، نگرانیمان هم بیشتر می‌شود و کم کم می‌ترسیم. اگر قرار است که با همسر ایدآلمان روبه رو شویم، اینکار باید قبل از اینکه خیلی از سنمان بگذرد اتفاق بیفتد. دوست داریم این اتفاق وقتی بیفتد که ما در عنفوان جوانی هستیم؛ و هرچه چین و چروک‌های دور چشممان بیشتر می‌شود، می‌فهمیم که داریم پیر می‌شویم. اما هنوز مجرد مانده ایم.


    این روانشناس با بیان اینکه مجرد بودن یعنی زندگی کردن با حس ناکامی و ناامیدی که افراد کمی می‌توانند جفت خوبی برای ما باشند، گفت: ما پاسخ سؤالاتی مثل اینکه چرا تنها هستیم را نمی‌دانیم. حتی گاهی اوقات از خودمان می‌پرسیم که چرا من؟ چرا من باید تنها بمانم؟ این آن چیزی نبوده که ما برای آینده مان درنظر گرفته بودیم. اما چرا این اتفاق افتاده است؟ کجای کار اشتباه بوده است؟ آن دختر‌ها یا پسر‌های خوب و خوشگل کجا رفته اند؟ شاید چنین کسانی اصلاً وجود نداشته اند و همه این مدت ما خودمان را گول می‌زدیم. اما بعضی از دوستانمان به ذهنمان می‌آیند که روابطی بسیار عالی دارند؛ و به این ترتیب بیشتر خودمان را زیر سؤال می‌بریم. حتی قضاوت و انتخابمان را هم زیر سؤال می‌بریم و با خود می‌گوییم که شاید فرصت‌های خوب را برای داشتن یک رابطه ایدآل از دست داده ایم. شاید خیلی وسواسی عمل کرده ایم؟ شاید همه تقصیر‌ها گردن خودمان بوده است. اما مطمئناً اینطور نیست.


    وی با اشاره به اینکه معمولا بعد از ۳۰ سالگی نشانه‌های اختلال سازگاری در فرد ظاهر می‌شود، گفت: جوان مجرد، به خاطر تمایل غریزی به ازدواج (هم از بعد جسمانی و هم عاطفی) و فشار‌های اطرافیان و جامعه دچار آسیب می‌شود و به مرور علائم افسردگی را نشان می‌دهد. احساس ناامنی، ترس از آینده، ارزیابی بدبینانه نسبت به زندگی آینده و... از عواقب مجرد ماندن و بالا رفتن سن ازدواج است. ازدواج نکردن و گذشتن از سن ازدواج، فرد را منزوی می‌کند. چون احساس می‌کند نگاه اجتماع بسیار آزارنده است و همه روی ازدواج نکردن او متمرکز شده اند.





    همچنین اکبرزاده روانشناس در این باره، بیان کرد: از جمله آسیب های ازدواج نکردن افراد می‌توان به اضطراب تنهایی، اعتماد به نفس پایین، امید به زندگی پایین، افسردگی ناشی از تنها ماندن، افت انگیزش، شاد نبودن، احساس پوچی، از دست دادن زایندگی و شادابی، رکود، رخوت، احساس ناتوانی، فاصله گرفتن از خانواده و جامعه، عدم فرزندآوری اشاره کرد.

    منبع : باشگاه خبرنگاران جوان
    Last edited by mojt90; 16-09-2020 at 15:49.

  2. 2 کاربر از mojt90 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #2
    داره خودمونی میشه
    تاريخ عضويت
    Mar 2018
    پست ها
    84

    پيش فرض

    چرا جوانان ازدواج نمی‌کنند؟!!!!!



    هم ترین "بله" زندگیشان را نمی‌گویند چراکه از عاقبت آن می‌ترسند به همین دلیل تصمیم می‌گیرند ازدواج نکنند و تا ابد مجرد بمانند اما نمی‌دانند مجرد ماندن همیشه هم خوب نیست آثار سویی بر روان‌شان دارد.


    خانواده ها بايد بدانند كه اگر کسی در سن ازدواج بوده و عمدا ازدواج نکند دچار عوارضی چون اضطراب، افسردگی و بدبینی مي شود و بهترین و مؤثرترین رویکرد فرزندپروری این است که باید بچه‌ها را عروس و داماد تربیت کنیم.


    یکی از مشکلات کنونی جامعه امروزی کشورمان ازدواج دیرهنگام پسران و دختران ایرانی است بطوریکه حتی سن ازدواج در خانواده‌های مذهبی سر به فلک گذاشته شده است که می‌تواند دلایل مختلفی از جمله مشکلات اقتصادی و همچنین انتظارات خاص جوانان امروزی باشد.


    میانگین آمار افسردگی و احساساتی چون افسردگی، تنهایی، غم و احساس محرومیت و همچنین به تبع آن خودکشی در بین مجردها بسیار بیشتر از متاهل‌هاست و این امر نشان می‌دهد ازدواج با همه مشکلاتی که در خود دارد به نوعی آمار خودکشی را پایین می‌آورد و البته در این بین آمار دختران مجرد آسیب دیده به مراتب بیشتر از پسران مجرد آسیب‌ دیده است.




    علت مجرد ماندن جوانان چیست؟

    فرشته سادات شجاعى روانشناس و درمانگر خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، درباره علت مجرد ماندن و ترس از ازدواج، گفت: ترس های تجرد شامل؛ ترس از اینکه خانواده یا اجتماع مرا طرد کنند، ترس از تنهایی و تنها ماندن تا پایان عمر، ترس از اداره کردن مالی زندگی، ترس از اینکه اطرافیان برچسب‌هایی به من بزنند، ترس از سربار بودن، ترس از این که مزاحم ازدواج خواهر یا برادر‌های بعدی ام باشم، ترس از کم شدن معاشرت‌ها و از دست دادن محبوبیت، است.


    این روانشناس با بیان اینکه افراد متاهل همیشه تصور می‌کنند که مرغ همسایه غاز است. افرادی که روابط زناشویی خوبی ندارند همیشه در حسرت آزادی دوران تجرد هستند، خاطرنشان کرد: آن‌ها از مشکلات و نابسامانی‌های مجردی بودن آگاهی ندارند و فکر می‌کنند اگر مجرد بودند وضعیت بهتری داشتند. شاید هم حق با آن‌ها باشد. اما آنچه که اهمیت دارد این است که در انتخاب خود نه باید تعجیل کنیم و نه تعلل. اگر بدانیم که از زندگی چه می‌خواهیم و برای ازدواج با فکر باز و منطق خوب تصمیم بگیریم هیچوقت از کار خود پشیمان نخواهیم شد.


    همچنین حسن اکبرزاده روانشناس و مشاور در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، در این باره، بیان کرد: تحصیلات دانشگاهی سهل الوصول باعث بالا رفتن انتظارات افراد در ازدواج می‌شود، افزود: به دنبال تحصیلات، احتمال اشتغال و به تبع آن استقلال مالی به ویژه برای دختران بالا رفته و از طرفی افراد از مسئولیت‌های خاص مسیر متأهلی، گریزان هستند.


    این روانشناس افزود: در واقع به صورت کلی دو دلیل اصلی برای بالا رفتن سن ازدواج و به تبع آن تجرد افراد وجود دارد، یکی مشکلات زیاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و دوم انتخاب یک سری از افراد برای دیر ازدواج کردن یا ازدواج نکردن که گزینه دوم به دنبال مورد اول صورت می‌گیرد.


    آسیب‌های مجرد ماندن که شاید ندانید!






    شجاعى روانشناس و مشاور درباره آسیب های مجرد ماندن بر سلامت روان، اظهار کرد: ازدواج ‌نکردن نمی‌تواند به خودی خود نگران‌کننده باشد، اما وقتی یک دختر رخ ‌ندادن آن را در کنار همه محدودیت‌ها، موانع، مشکلات، کمبود‌ها و نگرانی‌هایش می‌گذارد، اوضاع کاملا تغییر می‌کند. واقعیت این است که نگرانی درباره آینده و ترس از تنهایی تبدیل به یکی از موارد اصلی بحث میان دختران ازدواج‌نکرده یا حتی زنان مطلقه و تنها شده است و بسیاری از زنان برای فرار از این نگرانی و ترس، راه‌های مختلف، پرهزینه و حتی خطرناک را در پیش می‌گیرند.


    وی افزود: البته همین موارد برای مردان نیز صادق است. از آنجایی که جامعه ما با عرف و رفتار‌هایی اجتماعی عجین شده و براساس همین رفتار‌ها و عرف‌ها مردان فرصت، امکان و راه‌های بیشتری برای تأمین نیاز‌های خود دارند. عدم ارتقای کاری یکی از پیامد‌های مجرد ماندن مردان است. اتفاقی که به عنوان یکی از ابزار‌های قهرآمیز که نتیجه اش تشویق مردان مجرد به ازدواج است در ایران مورد استفاده قرار گرفته است.


    شجاعی با اشاره به اینکه مجرد ماندن برای هر دو گروه یک بحران روحی، روانی و حتی جسمانی است، ادامه داد: با این حال در جامعه کنونی ما دختران نگرانی بیشتری نسبت به مجرد ماندنشان دارند. به عبارتی بیشتر دختران بخصوص آن‌هایی که تصمیم به زندگی منفک از خانواده خود را می‌گیرند، فارغ از انواع عارضه‌های جسمی و روحی و روانی نوعی نگرانی از آینده و ترس از تنهایی دارند که نمی‌توانند با آن کنار بیایند و ممکن است همین نگرانی و ترس در آن‌ها تبدیل به بیماری‌های دیگری شود، این حس بین آقایان تنها و ازدواج ‌نکرده هم وجود دارد.


    این روانشناس تصریح کرد: مجرد بودن برای هر کدام از ما معنا و مفهوم متفاوتی دارد، برای بعضی از آدمها، مجرد بودن شیوه زندگی شان است. اما برای اکثریت ما، مجرد بودن جنگی مداوم با خوشبینی است. می‌گویند امید از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. ما طوری ساخته نشده ایم که زندگی خود را به تنهایی سپری کنیم. اول از همه به این معناست که وظیفه کل تصمیم گیری هایمان در زندگی بر عهده خودمان است. نمی‌توانیم برای تصمیم گیری با کسی مشورت کنیم، چون هیچکس اینقدر به ما نزدیک نیست که از او کمک بگیریم. ممکن است به دوستانمان اعتماد کنیم، اما حتی نزدیک‌ترین دوستانمان هم قادر نخواهند بود جای همسرمان را برایمان پرکنند.


    وی با اشاره به اینکه یکی از بزرگترین مشکلات مجرد بودن این است که نمی‌توانیم افکارمان را آن زمان که نیاز داریم با کسی مطرح کنیم، افزود: ممکن است بتوانیم اینکار را در جمع دوستان و آشنایان تاحدودی انجام دهیم، اما این کمتر از آن درک و دلسوزی است که همسرمان می‌تواند به ما داشته باشد. همه دوست داریم تا بتوانیم با همسرمان بحث کنیم، با او حرف بزنیم، با او فکر کنیم و برای آینده نقشه بکشیم. اما وقتی مجرد باشیم از همه این‌ها محروم خواهیم ماند. ممکن است قرارملاقات‌ها و روابط عاشقانه تاحدی این خلاء را پر کند، اما همه این‌ها موقتی است و ما هنوز تنها خواهیم ماند.


    شجاعی با بیان اینکه مجرد بودن به معنای خوشبین بودن است، اضافه کرد: یعنی در مواجهه با مشکلات و بدبختی‌های زندگی باز هم مثبت بیندیشیم. خوش بینی از این دانش کلی نشات می‌گیرد که اکثر ما بالاخره با کسی مواجه میشویم، و مرد یا زن ایدآل زندگیمان را پیدا میکنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، نگرانیمان هم بیشتر می‌شود و کم کم می‌ترسیم. اگر قرار است که با همسر ایدآلمان روبه رو شویم، اینکار باید قبل از اینکه خیلی از سنمان بگذرد اتفاق بیفتد. دوست داریم این اتفاق وقتی بیفتد که ما در عنفوان جوانی هستیم؛ و هرچه چین و چروک‌های دور چشممان بیشتر می‌شود، می‌فهمیم که داریم پیر می‌شویم. اما هنوز مجرد مانده ایم.


    این روانشناس با بیان اینکه مجرد بودن یعنی زندگی کردن با حس ناکامی و ناامیدی که افراد کمی می‌توانند جفت خوبی برای ما باشند، گفت: ما پاسخ سؤالاتی مثل اینکه چرا تنها هستیم را نمی‌دانیم. حتی گاهی اوقات از خودمان می‌پرسیم که چرا من؟ چرا من باید تنها بمانم؟ این آن چیزی نبوده که ما برای آینده مان درنظر گرفته بودیم. اما چرا این اتفاق افتاده است؟ کجای کار اشتباه بوده است؟ آن دختر‌ها یا پسر‌های خوب و خوشگل کجا رفته اند؟ شاید چنین کسانی اصلاً وجود نداشته اند و همه این مدت ما خودمان را گول می‌زدیم. اما بعضی از دوستانمان به ذهنمان می‌آیند که روابطی بسیار عالی دارند؛ و به این ترتیب بیشتر خودمان را زیر سؤال می‌بریم. حتی قضاوت و انتخابمان را هم زیر سؤال می‌بریم و با خود می‌گوییم که شاید فرصت‌های خوب را برای داشتن یک رابطه ایدآل از دست داده ایم. شاید خیلی وسواسی عمل کرده ایم؟ شاید همه تقصیر‌ها گردن خودمان بوده است. اما مطمئناً اینطور نیست.


    وی با اشاره به اینکه معمولا بعد از ۳۰ سالگی نشانه‌های اختلال سازگاری در فرد ظاهر می‌شود، گفت: جوان مجرد، به خاطر تمایل غریزی به ازدواج (هم از بعد جسمانی و هم عاطفی) و فشار‌های اطرافیان و جامعه دچار آسیب می‌شود و به مرور علائم افسردگی را نشان می‌دهد. احساس ناامنی، ترس از آینده، ارزیابی بدبینانه نسبت به زندگی آینده و... از عواقب مجرد ماندن و بالا رفتن سن ازدواج است. ازدواج نکردن و گذشتن از سن ازدواج، فرد را منزوی می‌کند. چون احساس می‌کند نگاه اجتماع بسیار آزارنده است و همه روی ازدواج نکردن او متمرکز شده اند.





    همچنین اکبرزاده روانشناس در این باره، بیان کرد: از جمله آسیب های ازدواج نکردن افراد می‌توان به اضطراب تنهایی، اعتماد به نفس پایین، امید به زندگی پایین، افسردگی ناشی از تنها ماندن، افت انگیزش، شاد نبودن، احساس پوچی، از دست دادن زایندگی و شادابی، رکود، رخوت، احساس ناتوانی، فاصله گرفتن از خانواده و جامعه، عدم فرزندآوری اشاره کرد.

    منبع : باشگاه خبرنگاران جوان
    آقا مجتبی عزیز بسیار مطلب مفیدی بود.

    البته هر چقدر هم این مطالب صحیح باشه باز هم خود من با قیمت های فعلی اجناس و همچنین هزینه های سنگین درمانی و همینطور بحث مهریه و سکه هرگز تن به ازدواج نخواهم داد.

    تازه از اینکه به کمتر دختری می شه اعتماد کرد گذر می کنم که خودش جای بحث داره. همین الان دختر همسایه ما 8 سالشه بعد دوست پسر داره. ما 8 سالمون بود خدا شاهده فقط به فکر بازی تو کوچه و میکرو و آتاری بودیم اصلا بحث روابط جنسی تو اون سنین برای ما مطرح نبود.

    یه بحث دیگه هم اینکه بالاخره دختر مردم با هزار امید و آرزو میاد خونه شوهر پس باید به بهترین شکل ممکن ازش نگهداری و مراقبت شه وقتی از نظر اقتصادی نتونیم درآمدی در حدود 10 تومن در ماه (تهران منظورمه) داشته باشیم قطعا داریم برده داری می کنیم و خودمون هم برده می شیم.

  4. 3 کاربر از Angel4 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #3
    آخر فروم باز radarz's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2014
    محل سكونت
    تهران بزرگ
    پست ها
    1,442

    پيش فرض

    به خاطر یک مشت دلار ....

  6. 3 کاربر از radarz بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #4
    آخر فروم باز shaahani's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2010
    پست ها
    1,744

    پيش فرض

    این مطلب شاید برای خیلی از افراد که درگیر بند های اجتماعی در جامعه حاضر هستند، صادق باشه اما قطعی و صد در صد نیست.
    مثال نقضش خود من، با اینکه به قول این دوست روانشناسمون از سن ازدواجم گذشته و همینطور تصمیم دارم همیشه مجرد بمونم نه تنها افسردگی و احساس ناامنی و ترس از آینده ندارم، بلکه از درون واقعا حس شادی و خوشبختی در زندگی میکنم و واقعا از زندگیم راضی هستم.
    دغدغه هایی که اکثر جوان ها برای ازدواج بیان میکنن، مثل مسائل و نگرانی های مالی، یا اهمیتی که اونها میدن به اینکه همسر آینده اش چه گذشته ای داشته، واقعا برام دغدغه نیستند.

    هرچند که بشدت به فکر کسب و کار و درآمد و زندگی بهتر هستم تا بتونم لذت بیشتری از زندگی ببرم اما قطعا این نقطه ای که همین امروز در اون هستم رو ده سال پیش حتی در خواب و رویا های خودم هم نمیدیم و واقعا اگر ادم دیگه ای کنارم باشه بدون اینکه حتی از نظر مالی حس بشه، میتونه زندگی خوب و مرفه ای داشته باشه.

    امروز به قدری حس رضایت از خود، خوشبختی و لذت از زندگی میکنم که سخت است روزگار دیگری را به یاد داشته باشم که بهتر از امروز باشد، اما احتمال بسیار زیاد، اگر در گذشته خام شده بودم و ازدواج میکردم، دیگر هرگز نمی توانستم زندگی پر ارزشم رو جوری که باید بگذرونم و بسادگی خرابش کرده بودم، برخلاف تصور این دوست روانشناس، انسان زیادی هستند که به تنهایی عشق می ورزند و اتفاقا تعالی زندگیشان دقیقا زمانی اتفاق می افتد که مجرد باشند.

    هرچند فکر اکثر جامعه همینه، اما این قطعیت نداره و دیدگاه کاملی نسبت به ازدواج نیست!
    بودن دونفر با همدیگه یعنی اینکه اونها هر روز و هر شب نه تنها باید کنار هم باشند، بلکه از وجود یکدیگر احساس رضایت کنند، وقتی طرف مقابل حتی قادر به براورده کردن اولیه ترین نیازها که با هدف اون ازدواج صورت میگیره نیست، واقعا اینکه انتظار داشته باشیم انسان ها به خوبی و خوشی ازدواج کنند و از کنار هم بودن، راضی باشند، خیلی مزحک است.

    حالا دیگر چه برسد به اینکه شخصی مثل من، اگر قرار باشد ازدواج کند، به اولین چیزی که فکر میکند، هم صحبت شدن است، یک زوج تمام روز را بایکدیگر مکالمه میکنند، اگر قرار باشد حرف یکدیگر را نفهمند، آنگاه فاجعه رخ می دهد.
    انسانی که خودش را به حدی ارتقا داده که دانش و تفکرات بسیار پیچیده ای دارد و افراد نادری در کل جامعه میتوانند تنها بخشی از صحبت های اون رو بفهمن، قطعا دنبال یک هم صحبت میگردد، باید همسری باشد که بتواند جمله های نا تمام او را کامل کند و سخنان و گفته هایش در حد اون باشد تا همنشینی و هم صحبتی قابل تحمل و یا لذت بخش شود.
    نه تنها تفکرات و گفته ها و صحبت ها باید همتراز باشد، بلکه موقعیت اجتماعی، فرهنگی، مالی و خیلی چیزهای دیگر باید در سطح و حد و حدود هم دیگر باشد تا بتواند یک ازدواج که در آن تعالی و کامیابی است، رخ دهد.

    موضوع این است که فرهنگ احمقانه جامعه میگوید انسان ها باید زود ازدواج کنند و یک انسان باید طبق نظر دیگران و هنجارهای جامعه باشند تا مبدا مورد سرزنش قرار گیرند و منزوی شوند، یا هزاران برچسب ناروا به آنها زده شود، این میشود که تن به ازدواج می دهند و پا در راهی میگذارند که هیچ نقشه بلند مدت، اگاهی و دانشی نسبت به آن ندارند.
    آنگاه نتیجه فرضیه سرایی های امثال این روانشناس چه می شود ؟ جامعه ای سر خورد و شکست خورده که زندگی پر ارزششان با تفکر، نظرات و فرهنگ جامعه به باد فنا داده اند! کسانی که میتوانستند آزادانه بیشترین استفاده را از زندگی خود ببرند و اگر هم روز تصمیم گرفتن ازدواج کنند، قطعا با دید باز و آگاهی کامل این کار را می کردند.

    زندگی کوتاه تر و با ارزش تر از آن است که ادمی نگران این باشد که زمان ازدواج چه موقع است! چه کسی گفته است باید ازدواج کنید ؟ ازدواج میتواند تنها بخشی از زندگی باشد، ابتدا باید زندگی را دریابید و به خودتان فرصت زندگی کردن، موفق شدن و کامیابی دهید، شخصی را انتخاب کنید که شکی نداشته باشید تمام معیار های مورد نظر شما را دارد.
    اگوی من آن زن و مرد پیری است که چند روز پیش در خبر ها آمد با نود و خورده ای سن و سال، و پس از پنجاه سال زندگی مشترک ازدواج کردند !!

    ازدواج تنها یک قرار و مدار است که دو طرف می نویسند و امضا میکنند تا تعهد هایی نسبت به یکدیگر داشته باشند، این موضوع تنها زمانی میتواند پایان خوشی داشته باشد که شناخت کاملی نسبت به طرف مقابل وجود داشته باشد و با دید باز و شناخت صد در صد به پای این قرارداد بنشینند.

    در عجبم از دوستانی که وقتی میخواهند یک خودرو و یا یک منزل ، حتی در مقیاس کوچک تر وسیله ای برای خود بخرند که بی جان است و تنها قرار است چندین سال از زندگی را صرف وقت گذرانی با آن بکنند، دقیق ترین بررسی ها را کرده و تا شناخت کاملی نسبت به آن پیدا نکرده اند، هرگز قرارداد خرید را امضا نمیکنند، آنگاه سخنان یک پیر خرفت را که پایش لب گور است و میگوید ازدواج یک هندوانه سر بسته است، قبول کرده و چشم بسته ازدواج کرده و سند تعهد تمام زندگی خود را امضا میکنند !!!

  8. 4 کاربر از shaahani بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •