تبلیغات :
خرید فالوور ایرانی
آکوستیک ، فوم شانه تخم مرغی، صداگیر ماینر ، یونولیت
پاوربانک ها - شیائومی روموس کانفلون مارک انرجایزر
پیشبینی فوتبال
Buy Website Traffic
Buy Organic Website Traffic
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
دستگاه جوجه کشی

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]



صفحه 5 از 5 اولاول 12345
نمايش نتايج 41 به 41 از 41

نام تاپيک: اشتباه من تو ازدواج ( درس عبرت برای رفقا )

  1. #41
    داره خودمونی میشه
    تاريخ عضويت
    Mar 2018
    پست ها
    48

    پيش فرض

    از کسانی که کامنت گذاشتن تشکر میکنم چه اونایی که همدردی یا تشکر کردن و چه اونایی که با مسلسل اومدن تو. در کل خواننده های متن و بهتره بگم مخاطبای پنهان تاپیک برای من خیلی مهم بودن، دوست داشتم تجربیات خودمو بنویسم و بهشون هشدار بدم فکر نکنین این مدل اتفاقا برای شما نمیافته. ( هر آدمی تو موقعیتش باید باشه )

    اگر قصد تشکیل زندگی دارین اولا آگاهی خودتونو برای ازدواج بالا ببرین و ثانیا هرگز برای ازدواج دنبال دختران کم سن و سال نرید و ملاکتونو از اندام و چهره و شغل و پول و .... بردارین و دربارش بیشتر بدونین (
    اگر چه امید ندارم انجامش ندین و انگاری باید سر همه به سنگ بخوره چون ملت این پتانسیلو دارن! ) . اینا یچیزایی هست که میشه بدست بیاد ولی بلوغ و شعور و خانواده اصیل، اخلاق و ... با هیچ هزینه ای بدست نمیاد .



    حالا هر کسی خواه پند گیرد ، خواه ملال...


    موفق باشین

    آقای مانی، سلام

    من فقط داستان شما رو خوندم و اصلا به کامنت سایر دوستان توجهی نکردم.

    کوتاه بگم چون می دونم هی می گی ای کاش اون 67 با 114 سکه رو گرفته بودم.

    ببین من از روزی که کنکور دادم تا همین چند روز قبل عید خیلی خیلی سخت کار کردم و درس خوندم. دوره فوق لیسانس برای کسب درآمد تحصیلم تا 4 صبح کار می کردم. حالا از مشاوره کنکور بگیر تا پروژه دانشجویی و کار شرکتی و پایان نامه نویسی و ....... . وقتی درسم تموم شد تصمیم به ازدواج گرفتم.

    ملک و زمین دارم. البته سال هاست برای فروش گذاشتم ولی خب مشتری نبوده. جاشون پرته.

    تو این بین 4 مورد ازدواج پیش اومد که برات داستانشون رو می گم و ببین که اشتباه نکردی.

    من از شما چند سالی جوون ترم.

    اولیش دختر یکی از سهامداران و مدیر عاملان یکی از بانک های خصوصی بود که در دانشگاه آشنا شدیم. یه سال از من بزرگتر بود البته چند ماه. همه معیار های زیبایی رو داشت. منم دوست داشت. هنوز چند ماه از آشنایی مون نگذشته بود که دیدم هرز می پره. هر روز با یکی و .... خلاصه بهم زدم وقتی مطمئن شدم که رابطه هم داره خصوصا با دوتاشون. بچه شهرک غرب بود. من بچه گیشا هستم.

    تا چند سال حدودا 7 سال به کس دیگه ای فکر نکردم. ضربه بزرگی بود.

    بعد با دختری آشنا شدم متولد 70، نقاش بود. ظاهری ازش خوشم نمی اومد ولی رفتار خوبی داشت و مهربون بود. یه مدت که گذشت نگو قبلا با کسی نامزد بوده و قصد داشت فقط از من برای حسادت طرف استفاده کنه. رابطه رو سریع قطع کردم. البته می خواست توضیح بده و ... که من واقعا حوصله نداشتم. اگر با من هستی دیگه طرف مقابل باید تموم شده باشه دیگه. حالا نگید بی معرفتم ولی با همه آرایش و ... مثل زنای 50 ساله بود قیافه ش.

    مورد بعدی هم متولد 70 بود، قیافه خوبی نداشت. بچه شهرستان بود از شهرستان خودمونم بود. رفته رفته ازش خوشم اومد. براش همه چی هم خریدم. بعد مهریه ش 14 سکه و 14000 گل رز و سه دنگ از زمین و خونه م بود. که بعدا دید من موافق نیستم فقط 14 سکه رو خواست ولی از اون طرف با پدر و مادر و داداشم دشمن شده بود. منم کنار گذاشتمش. از نظر فرهنگی با اینکه هم شهرستانی بودیم بهم نمی خوردیم. می گفت این مهریه کم به این معنی هست که من بدکاره بودم یا باکره نیستم.

    یه مورد هم متولد 74 بود. چشم زنگی و زیبا بود. ولی بچه. یعنی هر روز قهر و بعد آشتی. یجا دیدم دیگه نمی کشم. تمومش کردم.


    بعد شما حساب کن الان با مدرک ارشد و کار در یک شرکت و کار متفرقه تدریس رو هم رفته 3.5 میلیون در ماه درآمد دارم. سکه رو هم اصلا بگیر 5 تومن ثابت که می دونیم نیست. شما 100 سکه مهر کنی می شه چقدر؟ 500 میلیون یعنی باید 142 ماه کار کنی بدون هیچ خرجی یعنی بیش از 10 سال.


    بعد پسر عموی من درس نخوند رفت اصفهان راهنمای تور شد تو همون دو سه سفر اول با یه دختر آلمانی آشنا شد. مثل ماه. مهریه نداشت. باکره هم بود. متولد 76. چند ماه بعد ایران ازدواج کردن و بعد رفتن آلمان. الان خوشبخت. دو تا بچه داره. بخدا دختره رو ببینی می گی چقدر شبیه کیتی پری هست. بعد چقدر پاک. یعنی هرجا برن با هم. نه خبری از خیانت هست نه هرز پریدن نه لباس اونجوری بپوشه. ساده بی آرایش بی عمل بینی و زیبایی. دیگه حداکثر پوشش لختی که داشت یه لباس تا زیر زانو بود. انقدر هم ساده هست که حد نداره. پسر عموم خوشبخت شد. زندگیش هم که آلمانه.

    حالا نمی گم زن خارجی بگیر. ولی یکی رو بگیر به دلت بشینه. مهریه نخواد. دوستت داشته باشه بی منت. همینی که هستی رو بخواد.

    می دونم سنت بالا رفته مثل خودم ولی یه تصمیم درست بهتر از تصمیم غلط ابدی هست.

    ببین همه دختر ها هم وقتی موقعش بشه مهریه رو اجرا می ذارن شک نکن. هرچقدر تو آروم باشی بالاخره اونا یه بار عصبانیت می کنن و تمام.

  2. 5 کاربر از Angel4 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
  • شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •