تبلیغات :
خرید فالوور اینستاگرام
خرید ممبر تلگرام
خرید باتری اصلی
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
پیشبینی فوتبال
دستگاه جوجه کشی

[ + افزودن آگهی متنی جدید ]



+ جواب دادن به اين بحث
صفحه 5 از 19 اولاول 12345678915 ... آخرآخر
نمايش نتايج 41 به 50 از 182

نام تاپيک: یه چیزی بگو دلت خنک بشه !

  1. #41
    کاربر فعال انجمن شعر و داستان نویسی Mr_100_dolari's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2012
    محل سكونت
    ----Balance(3%)Spot----
    پست ها
    1,410

    پيش فرض

    از چی بگم برات ؟

    انتظار داری تو از دل من چی درآد ؟

    نه واقعا چه انتظاری داری ها ؟

    آفرین هیچ انتظاری نداشته باش ...

    فقط کمک کن تا از این مرحله هم رد بشیم ...

    please-help-me

  2. 4 کاربر از Mr_100_dolari بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. #42
    حـــــرفـه ای Atghia's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2011
    محل سكونت
    تهران کثیف
    پست ها
    5,815

    پيش فرض

    بعضی ها هم از بزرگسالی فقط اینو بلد شدن که بزک (آرایش) کنن و تیپ بزنن و خیابون متر کنن!
    مغز در حد نخود فرنگی باقی میمونه سایز لب و گونه زیاد میشه والااا

  4. 13 کاربر از Atghia بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #43
    داره خودمونی میشه shi.irani's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2014
    پست ها
    132

    پيش فرض

    کاش میشد بگم نمیشه زشته...

  6. 2 کاربر از shi.irani بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #44
    ناظر فوتبال خارجی و مسابقه و سرگرمی Reza31001's Avatar
    تاريخ عضويت
    Aug 2010
    محل سكونت
    مشهد
    پست ها
    3,677

    پيش فرض

    ما سینما نمیریم
    یعنی خیلی خیلی کم میریم
    عید رفتیم تهران گفتیم حالا که اومدیم یه سر سینما هم بریم که میگن اینجا سینماهاش خوبه
    رفتیم پارک ملت دوری زدیم و آخرش خواستیم بریم سینما ملت
    چی شد؟ چون شب عید بود (دقیقا شب اول فروردین) سینما با اون عظمتش تعطیل بود
    هیچی دیگه مامانم برگشت گفت "حسنی به مکتب نمی رفت وقتی میرفت ... "
    .
    .
    .

    گذشت و رسیدیم به این روزها دیدم رفقا میگن این فیلم ایران برگر ارزش دیدن داره و بد نیست
    یه بهانه دیگه هم جور شد و گفتیم امشب بریم سینما
    زنگ زدم سینما و آمار سانسهاش رو گرفتم (البته تلفن گویا بود)
    یکم دیر راه افتادیم و کمی هم ترافیک بود دیگه داشت دیر میشد مجبور شدم با عجله رانندگی کنم و خلاصه هر طوری شد چند دقیقه به شروع سانس رسیدیم دم سینما
    حالا سینما خلوته و پرنده پر نمیزنه
    منو میگی
    اولش فکر کردم به دلیل کمبود آدم تعطیل کردن ولی بعدش آمارش در اومد شب وفاته و سینماها تعطیل

    نشستیم تو ماشین که برگردیم مامانم برداشته میگه "حسنی به مکتب نمی رفت وقتی میرفت ..."

    هیچی دیگه دنبال چندتا دوستان ناباب می گردم برم معتاد بشم از دست ایناااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااا


  8. 6 کاربر از Reza31001 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  9. #45
    کـاربـر بـاسـابـقـه befermatooo's Avatar
    تاريخ عضويت
    Dec 2007
    محل سكونت
    گالری تصاویر یک ناشی بـرو بـه لـینـک روبـرو : yon.ir/topic
    پست ها
    4,227

    پيش فرض

    حالم از شبکه گردشگری تورلند بهم میخوره

  10. 4 کاربر از befermatooo بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  11. #46
    آخر فروم باز
    تاريخ عضويت
    Jun 2012
    پست ها
    1,916

    پيش فرض

    دیگی که واسه من نجوشه،سر سگ توش بجوشه.

    :|

  12. 6 کاربر از banii بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  13. #47
    حـــــرفـه ای Atghia's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jun 2011
    محل سكونت
    تهران کثیف
    پست ها
    5,815

    پيش فرض

    داشتم فکر میکردم که آدمی از زندگیش چی میخواد؟
    مهم ترین چیز رو حس رضایت از زندگی دیدم
    که چطور به دست میاد؟
    داشتن امنیت مالی و رضایت احساسی!
    امنیت مالی در گرو داشتن درامد ثابت و مطمئن و یا ارث از پدر است!
    رضایت احساسی از طریق داشتن یک شریک که بتونی روح و جسمتو باهاش به آرامش برسونی
    بیش از این به نظر من در زندگی تکاپو و تقلا و به آب و آتش زدن حیف هست! حروم شدنه عمر هست
    اینا چیه میگم و هدفم چیه؟ هیچی به بی هدفی های امروزم که فکر کردم این نتایج به نظرم رسید خواستم شریک باشیم

  14. 6 کاربر از Atghia بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  15. #48
    پروفشنال Mehrshad-msv's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2006
    محل سكونت
    زمین - کرج
    پست ها
    754

    پيش فرض

    گاهی انقدر خسته ای که غافلی از خوشی های کوچک زندگی
    در خود می لولیم
    اما بجای طراوت زندگی گم می شویم
    در شلوغی افکار نرسیدهامان
    و غافل می شویم از رسیدهامان
    لحظه ای کاش به کودکی با حسرت به دوستان خود نگاه می کند
    و او فقط نگاه می کند و آه میکشد
    شاید دیگر کسی مجبور نباشد صحنه بی رحم بقای زندگی را در این سن تجربه کند
    اما خوشبحال او چون عشق را در کودکی و در دستان خسته ما می آموزد

  16. 3 کاربر از Mehrshad-msv بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  17. #49
    داره خودمونی میشه amirmahmod's Avatar
    تاريخ عضويت
    Oct 2013
    محل سكونت
    TEHRAN
    پست ها
    133

    پيش فرض

    داشتم مروری به گذشته میکردم خاطرات خوبی داشتم ولی چی میشد اگه اون موقع یا حتی الان خانوادم جامعم دوستانم فامیلام مردم بهم سرکوفت نمیزدن!
    بهم نمیگفتن تو نمیتونی نمیگفتن تو دیگه چی میگی نمیگفتن از پسر همسایه یاد بگیر نمیگفتن چرا تنبلی و بیشتر از این زخم ها رو نمیشکافتن.

  18. 2 کاربر از amirmahmod بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  19. #50
    کاربر فعال انجمن ادبیات hamid_diablo's Avatar
    تاريخ عضويت
    Sep 2008
    محل سكونت
    آنجا که عقاب پر بریزد
    پست ها
    5,770

    پيش فرض

    خسته شدم از بس تو این جامعه نا عدالتی دیدم

    از فاصله طبقاتی بگیر تا ژستهای آدمهایی که فقط فکر میکنند روشن فکرن...

    تحمل کردن یه عده که ثروت باد اورده باعث شده فخر فروشی کنند...

  20. 6 کاربر از hamid_diablo بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


+ جواب دادن به اين بحث

جواب سريع جواب سريع


* چنانچه از قبل در انجمن ثبت نام کرده اید و دارای نام کاربری هستید ، ابتدا وارد سایت شوید ( این فرم مخصوص ارسال پاسخ توسط کاربران میهمان است )
همچنین با داشتن اکانت گوگل ( جی میل ) میتوانید از لینک بالای سایت استفاده کنید و سریعا در سایت وارد شوید

تاریخ شمسی امسال (98) را بصورت 4رقمی وارد کنید

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما می توانید تاپیک جدید ایجاد کنید
  • شما می توانید پاسخ ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •