تبلیغات :
دستگاه جوجه کشی حرفه ای
تبلت
دستگاه جوجه کشی
[ سفارش آگهی متنی ]



مشاهده نتيجه نظر خواهي: کدامیک از دلایل زیر را عامل اصلی کاهش ازدواج میدانید ؟

راي دهنده
699. شما نمي توانيد در اين راي گيري راي بدهيد
  • مسائل مالی و آینده ی مبهم

    563 80.54%
  • مهریه

    108 15.45%
  • عدم اعتماد به جنس مخالف

    187 26.75%
  • از بین رفتن اعتقادات

    83 11.87%
  • سایر دلایل

    145 20.74%
Multiple Choice Poll.
+ جواب دادن به اين بحث
صفحه 315 از 315 اولاول ... 215265305311312313314315
نمايش نتايج 3,141 به 3,144 از 3144

نام تاپيک: چرا ازدواج میکنم / نمیکنم ؟

  1. #3141
    حـــــرفـه ای Mohammad Hosseyn's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2005
    محل سكونت
    ...
    پست ها
    5,578

    پيش فرض

    زن از اخلاقیات تمدن بیزار است چون او را محدود و متعهد می کند و عاشق "ازادی"های بدویت مدرن است چون خیلی نرم و راحت استراتژی جنسی دوگانه اش را پیگیری می کند ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] )
    اینکه زنان به 80درصد مردان نه بگویند و کوچکترین اهمیتی به انها،جامعه و تمدن و اخلاق سازنده نداده و بروند بدنبال20 درصد "پیروز و برنده" یعنی بدویت
    زن نمی تواند تعهد ان مرد 20 درصدی را بگیرد چون حرمسرای مدرن او شلوغ است به هر حال ! و در این "بازار ازاد جنسی" ان زن حالا که دیگر تعهد مرد دلخواه گیرش نمی اید پس یا بچه حرامزاده او را با پول عمو دولت بزرگ می کند ( رشد Single Mother ها فریاد این مرض در جامعه است) یا سقط اش می کند ( امار این یکی روز به روز بیشتر فاجعه بار می شود)
    یعنی ان 80 درصد باقی تشنه لبان جنسی و عاطفی باید مالیات خود را در جیب چنین دولت فاسد و شیطانی بریزند که زن را به عقد خودش در می اورد به کنار و صاحب فرزند او هم می شود
    نه مرد و نه خانواده که معنایی ندارند چون سیستم طلاق و ازدواج هم کاملا به نفع زنان است (تا به حال Paternity fraud به گوشتان خورده؟!)
    درخواست هرگونه عفت و حجب و حیا از زنان تقریبا غیر ممکن است و االبته غیرت و شرافت از مردان چون در نظام فکری مترقی فضیلت های های لازم و ضروری ایچنین جنسیت زده و بد و اخ اند
    "برابر،رها و مستقل و ازاد "فقط گوش شنونده را نوازش می دهند وگرنه انسانی که به او حق انتخاب می دهید اما پاسخگویی و مسوولیت پذیری نمی داند هیچ دست به تخریب و تخاصم می زند را باید کنترل کرد
    هنوز هم مشخص نیست کجا تبئین وضع موجود رو به توصیه اخلاقی گره می‌زنید.

    استراتژی‌های یاد شده در لینکی که قرار دارید موارد پذیرفته شده ای در فرگشت هستند (یا حداقل یکی از موارد مشهور در این حیطه). اما من توصیه اخلاقی و بار ارزشی که به اونها میدید رو نمیفهمم. در این تمدنی که می فرمائید، فرزندی که آن به اصطلاح آلفا و مادونا قرار است به دنیا بیاورند آیا قرار است خدمتی به بشریت بکند که فرزند یک به اصطلاح بتا یا هور از انجام آن عاجز است؟ مشخص است که خیر. پس این تفکیک و به تبع اون تبعیض بخاطر چی هست؟ به آن یکی بگوئیم حلال زاده به این یکی بگوئیم حرام زاده که چی بشود؟ من به شما می‌گم بخاطر اینکه تفکر مردسالاری که رسوخ شدیدی در تمام جوانب زندگی بشر داشته با همین تبعیض ها زنده هست وگرنه اینکه دم از نفع بشری در این مسئله بزنیم یک فریب بیش نیست.

    استراتژی دوگانه‌ای که ازش صحبت کردید البته مربوط به هر دو جنس هست. ولی شما تاکید دارید نسبت به یک جنس دائم و بولد اون رو بکار ببرید. همان جمله اول فرمودید "زن از اخلاقیات تمدن بیزار است". انگار مرد خیلی عاشق این اخلاقیات هست! خیر. از نظر من تحولات اخلاقی ناشی از تحولات اقتصادی زندگی بشر هست و اینکه بیایم بگیم نیاکان ما انسان های عقل‌مداری بودند و در همین 50 سال اخیر ما عقلمان را از دست داده ایم و ضد فرگشت عمل میکنیم حرف مضحکیست. فرگشت منهی فکر و عقل معنی ندارد و این دو جدا از هم نیستند.

    Usually, the prescriptions for chastity and commitment have come associated with religious or spiritual belief. Religious and moral systems are the cultural solution to an intractable biological problem. Since the reward for cheating is and always will be high there is no scenario in which evolution could naturally eliminate the trait, therefore cultural methods for suppressing free riders must be omnipresent and strict. Anything less and civilization becomes unstable
    متن بالا (از همان لینکی که ارائه دادید) همان نقطه ی مهمی است که تفکر شما میخواهد نظام اخلاقی خاصی را به مسئله فرگشت جوش بدهد اما بسیار ناتوان است. هیچ راه حل عملی و موثری برای تحمیل یک نظام اخلاقی به جامعه جز پذیرش درونی و سیستمی وجود ندارد. جوامعی که دائم سعی می‌کنند این تحمیل رو انجام بدند (نمونه واضحش کشور خودمان) یا شکست میخورند یا بدتر می‌شوند!. در واقع شما باید همین اخلاقیاتی که امروزه پدید اومده رو هم مثل همون نظام های اخلاقی پیشین بپذیرید (اگر فرگشت و تفکر فرگشتی رو قبول دارید) و تغییر برای تلاشش نشون میده شما فقط وابسته به یکی از اون نظام های اخلاقی هستید که امروزه در حال مردن هست و فقط تقلا می‌کنید!

    پ.ن1: اگر نگران پول دولت هستید، اصلا نگران نباشید. دولت ها در نظام سرمایه داری تبهر خاصی در بازاری سازی همه چیز دارند و یارانه ای به کسی پرداخت نمی‌شود مگر اینکه بازگشت اقتصادی در بر داشته باشد. حمایت از سینگل مادر ها مطمئن باشید در کمترین حالت به رشد بازار مسکن (از اونجایی که اصلی‌ترین حمایت از این قشر در مسئله تهیه مسکن هست) کمک میکنه که خود بخش بزرگی از اشتغال رو در برمیگیره.

    پ.ن2: در خصوص مسئله استراتژی‌های رابطه با جنس مخالف من وارد جزئیات نشدم چون فعلا لزومی نداشت. توضیحی که ارائه شده بود ساده شده و در واقع نتیجه مکانیزم بازار مانندِ ازدواج هست. خود این مکانیزم و نحوه عملکردش هم مهم هست. مثلا در اون لینک اینطور وانمود شده که ما دو گونه زن داریم، مادونا و هور! اینها استراتژی‌شان فلان است و نتیجه این می‌شود. اینطور نیست و در واقع اینکه این برچسب به چه کسی زده می‌شود چیزی مربوط به اون فرد نیست و نتیجه عوامل بیرونی و البته نتیجه خود این بازار همسریابی هست.
    Last edited by Mohammad Hosseyn; 13-02-2019 at 18:22.

  2. این کاربر از Mohammad Hosseyn بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است



  3. #3142
    حـــــرفـه ای V E S T A's Avatar
    تاريخ عضويت
    Feb 2007
    پست ها
    6,463

    پيش فرض


    1. شما چرا مسئله را به خودتان می گیرد؟! من از منظر مقایسه دو دستگاه فکری نوشتم و البته باز هم تکرار می کنم: توهین و تحقیر در کجاست؟!
    این خود بخشی از بحث است که ایا برای فردی مترقی غیرت و ناموس و ... اهمیتی دارد یا نه؟!
    مثلا فردی به من نوعی می گوید سک^سیت و زن ستیز اما به نظرم توهین و تحقیری ندارد چون اصلا در نگرش من موجودیتی ندارند
    حالا طرف مقابل هم ادعای ناموجود بودن فضیلت های سنتی را می کند دیگر چرا حس توهین به وجود بیاید؟!
    چیزی که موضوعیت ندارد چطور ارزش و ضد ارزش یا که هنجار و نابهنجار می شود؟!
    ندانستن را با نپذیرفتن یکی نگیرد،مرد چینی نمی داند یک بحث است اما شمای نوعی که می دانید و ادعا کردید اهمیت و معنایش را نمی پذیرید و "اصلا ناموس و عفت کدام است" حالا لازم است دلیل عکس العمل تان را از خودتان بپرسید!

    2.چقدر زود نمایان شد!
    منش ما جنگ های صلیبی داشت اما منش شما هم اگر می توانست من را به گولاگ تبعید می کرد!
    یا "بدون هیچ اگر و ولی و امایی حقوق برابر زن را می پذیرد یا[چون اردوگاه‌های کار و اصلاح در دسترس و قابل اعمال نیست]بحث تمام است!"
    ای وای و وطن وای...

    پ.ن:ان کتابی که معرفی کرده ام را یک نگاهی بیندازید

    باز هم متوجه توضیح واضحات و صریح من نشدین! صحبت سر انتخاب سبک گفتگوست نه مفهوم و معنا داشتن فحش و توهین برای کسی! نمیدونم شاید متوجه منظور میشین و دوست دارین بحث رو به این روش منحرف کنید تا به اصل ماجرا پرداخته نشه..

    میدونید وقتی برای توضیح واضحات و بدیهیات انقدر زمان باید بگذاریم تا شما متوجه شوین .. دیگه بقیه قصه و بحث اصلی بماند که چقدر باید انرژی گرفته بشه تا دونه به دونه جملات ساده به روشی که شما متوجه بشین کنار هم چیده بشن و بعد عملیات تفسیر وتحلیل و پردازش هم توسط گوینده انجام شود و در آخر مفهوم آماده و قابل هضم بدون نیاز به کوچکترین پردازشی تقدیم شود..

    فکر میکنید چرا اکثر افراد از بحث با شما کناره گیری میکنند ؟ یک دلیلش همین مغلطه، سفسطه و انرژی بسیار زیادی است که باید صرف فهماندن یک نکته بسیار ساده شود چون اگر همین نکته ساده رو هم نتونیم منتقل کنیم مورد حمله و فحش و اهانت و افترا و تهمت قرار میگیریم.


    متاسفانه مسائلی مثل کودک همسری رو هم کسانی قانونی میکنند که کوچکترین درک و دانشی از عواقب نظراتشون و تصمیماتی که برای مردم میگیرند ندارند و نهایتا انقدر باید هزینه بابت جان و مال و عمر مردم داده شود تا متوجه اشتباه بشن..


    2.چقدر زود نمایان شد!
    منش ما جنگ های صلیبی داشت اما منش شما هم اگر می توانست من را به گولاگ تبعید می کرد!
    یا "بدون هیچ اگر و ولی و امایی حقوق برابر زن را می پذیرد یا[چون اردوگاه‌های کار و اصلاح در دسترس و قابل اعمال نیست]بحث تمام است!"
    ای وای و وطن وای...
    پ ن : اینکه از ادبیات توهین و فحاشی و حمله به افراد به خاطر عقیده مخالف عقب نشینی کردین جای بسی دلگرمی و خوشحالی دارد و من اگر به جای شما بودم وقتی متوجه اشتباهم در اهانت به دیگران میشدم معذرت خواهی میکردم نه اینکه سبک مقابله و سرکوب عقیده مخالف و لحن توهین امیز رو به دیگران نسبت بدهم و از این طریق از پاسخ دادن به سوال اصلی مخاطبم طفره برم .
    وقتی اساسا شما زن رو مشابه مرد یک انسان ندانید یا اگر و ولی و اما در پذیرش انسان بودن زن داشته باشین، بحث درباره حقوق انسانی زن ضمن اینکه یک پارادوکس است، فقط اتلاف وقت و انرژییست. من هم بخاطر نظر شما مشابه شما نه حمله میکنم به کسی نه توهین نه افترا نه تهمت نه بی ادبی و اعلام جنگ صلیبی : )
    Last edited by V E S T A; 15-02-2019 at 13:36.

  4. #3143
    داره خودمونی میشه barton fink's Avatar
    تاريخ عضويت
    Aug 2016
    پست ها
    44

    پيش فرض

    هنوز هم مشخص نیست کجا تبئین وضع موجود رو به توصیه اخلاقی گره می‌زنید.

    استراتژی‌های یاد شده در لینکی که قرار دارید موارد پذیرفته شده ای در فرگشت هستند (یا حداقل یکی از موارد مشهور در این حیطه). اما من توصیه اخلاقی و بار ارزشی که به اونها میدید رو نمیفهمم. در این تمدنی که می فرمائید، فرزندی که آن به اصطلاح آلفا و مادونا قرار است به دنیا بیاورند آیا قرار است خدمتی به بشریت بکند که فرزند یک به اصطلاح بتا یا هور از انجام آن عاجز است؟ مشخص است که خیر. پس این تفکیک و به تبع اون تبعیض بخاطر چی هست؟ به آن یکی بگوئیم حلال زاده به این یکی بگوئیم حرام زاده که چی بشود؟ من به شما می‌گم بخاطر اینکه تفکر مردسالاری که رسوخ شدیدی در تمام جوانب زندگی بشر داشته با همین تبعیض ها زنده هست وگرنه اینکه دم از نفع بشری در این مسئله بزنیم یک فریب بیش نیست.

    استراتژی دوگانه‌ای که ازش صحبت کردید البته مربوط به هر دو جنس هست. ولی شما تاکید دارید نسبت به یک جنس دائم و بولد اون رو بکار ببرید. همان جمله اول فرمودید "زن از اخلاقیات تمدن بیزار است". انگار مرد خیلی عاشق این اخلاقیات هست! خیر. از نظر من تحولات اخلاقی ناشی از تحولات اقتصادی زندگی بشر هست و اینکه بیایم بگیم نیاکان ما انسان های عقل‌مداری بودند و در همین 50 سال اخیر ما عقلمان را از دست داده ایم و ضد فرگشت عمل میکنیم حرف مضحکیست. فرگشت منهی فکر و عقل معنی ندارد و این دو جدا از هم نیستند.


    متن بالا (از همان لینکی که ارائه دادید) همان نقطه ی مهمی است که تفکر شما میخواهد نظام اخلاقی خاصی را به مسئله فرگشت جوش بدهد اما بسیار ناتوان است. هیچ راه حل عملی و موثری برای تحمیل یک نظام اخلاقی به جامعه جز پذیرش درونی و سیستمی وجود ندارد. جوامعی که دائم سعی می‌کنند این تحمیل رو انجام بدند (نمونه واضحش کشور خودمان) یا شکست میخورند یا بدتر می‌شوند!. در واقع شما باید همین اخلاقیاتی که امروزه پدید اومده رو هم مثل همون نظام های اخلاقی پیشین بپذیرید (اگر فرگشت و تفکر فرگشتی رو قبول دارید) و تغییر برای تلاشش نشون میده شما فقط وابسته به یکی از اون نظام های اخلاقی هستید که امروزه در حال مردن هست و فقط تقلا می‌کنید!

    پ.ن1: اگر نگران پول دولت هستید، اصلا نگران نباشید. دولت ها در نظام سرمایه داری تبهر خاصی در بازاری سازی همه چیز دارند و یارانه ای به کسی پرداخت نمی‌شود مگر اینکه بازگشت اقتصادی در بر داشته باشد. حمایت از سینگل مادر ها مطمئن باشید در کمترین حالت به رشد بازار مسکن (از اونجایی که اصلی‌ترین حمایت از این قشر در مسئله تهیه مسکن هست) کمک میکنه که خود بخش بزرگی از اشتغال رو در برمیگیره.

    پ.ن2: در خصوص مسئله استراتژی‌های رابطه با جنس مخالف من وارد جزئیات نشدم چون فعلا لزومی نداشت. توضیحی که ارائه شده بود ساده شده و در واقع نتیجه مکانیزم بازار مانندِ ازدواج هست. خود این مکانیزم و نحوه عملکردش هم مهم هست. مثلا در اون لینک اینطور وانمود شده که ما دو گونه زن داریم، مادونا و هور! اینها استراتژی‌شان فلان است و نتیجه این می‌شود. اینطور نیست و در واقع اینکه این برچسب به چه کسی زده می‌شود چیزی مربوط به اون فرد نیست و نتیجه عوامل بیرونی و البته نتیجه خود این بازار همسریابی هست.
    1. مبنا زن است چون اخلاقیات و تصمیمات او مهم و محور اوست و اینکه او انتخاب گر جنسی است به کنار هرگونه اجبار و واداری "تجاوز" است!
    حال در جامعه مدرن تعریف تجاوز اصلا مشخص نیست و پیشفرض همه مردان متجاوز اند ( نگاهی کنید به جریان me too)
    برای همین من هم نامش را گذاشته ام بدویت مدرن چون زن تمام ابزار و مزایای تمدن را می خواهد اما از تعهد و محدودیت هایش بیزار است
    شعار فمینیستی می دهند اما دقیقا برعکسش عمل می کنند، وقتی بدنبال جفت جنسی می روند معیار و استاندارد و ضوابط شان در رابطه همه اش از دم برعکس شعارهایشان است
    اگر بازهم بحث اقتصاد را به وسط می کشید ابتدا از خودتان بپرسید به نظرتان مشکل زن مدرن چیست وقتی که تمام قدرت و امکانات بشری که هیچ زنی در طول تاریخ انها را تجربه نکرده را تمام و کمال در اختیار دارد بازهم منش و اخلاقش اینگونه است؟! ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] )

    2.سیستم سنتی ذات گناهکار انسان راپذیرفته ( "واقعیت فرگشتیک"!)برای همین هر فردی در سلسله مراتب قدرت (زبان واقعیت) و البته فضیلت (زبان حقیقت) قرار می گیرد
    یکسری از فضیلت ها در "فرگشت فرهنگی" ( ما انها را به نام حقیقت الهی و نمود فضیلت های سنتی می شناسیم) خود را اثبات کرده اند و سربلند بیرون امده اند و یکسری دیگر( همچون فضیلت های مترقی )نمی توانند در همان مرحله اول خانواده را حفظ و مردمان را تشویق به تولید مثل کنند
    زن الفا خواهی می کند نمی توانیم مرد بتا را به او تحمیل کنیم
    مرد مدونا خواهی می کند نمی تواینیم هرزه را تنها انتخابش کنیم
    اگر تعریفی درست و معقول و ملموس ( نه ادعای پوچ فمینیست) از مرد مطلوب زنان را در دسترس داریم باید مردان را به ان تشویق ، تبدیل و تادیب کنیم که هرچه بیشتر به ان شبیه شوند و برعکسش نیز برای زنان
    فضیلت خواهی اما ضروری و لازم است که معیاری باشد برای مذمت،تقبیح و سرزنش افراد بدکار و بدکاره و برعکس تشویق انسان به سرمایه گذاری اجتماعی یعنی واقعیت انسانی را می پذریم اما حقیقت الهی را روی ان بکار می گیریم
    اصلا مشکل تان با تبعیض چیست؟! مگر بدون تبعیض می توان محرک و مشوق کسی شد؟!عشق و علاقه و احترام بی قید و شرط مزخرفترین ایده ممکن است،شهروند جهانی که تمام بشر را یکجور دوست دارد جزئی از همان "دروغ بزرگ" است و اصلا موجودیتی ندارد
    ما محدود به وقت،انرژی و توجه خود هستیم یعنی باید ابتدا یک خود قدرتمند و فضیلتمند ساخته و تکانش و انگیزش خودخواهانه را ممنوع و محدود کنیم که اجتماعی شویم و خانواده و کار و.. یا در یک کلام هارمونی اجتماعی ایجاد و حفظ می شود
    پس یکبار دیگر هم می گویم که :اگر همکاری و تعاون میخواهیم باید فضیلتمند شویم و رانه های خودخواهانه را کنترل کنیم؛ اینطور بیا و انطور برو،اینطور بشین و انطور بخور و... نه محض فان و سرگرمی است و نه بر خلاف عقیده عده ای "سرکوب "بلکه چیزی است که از دستمان بر می اید به دلیل موجوداتی که هستیم!


    2. دقیقا در همین 50،60 سال اخیر و به طور مشخص از 1960 که تفکر مترقی دیگر "قید و بند های دست و پا گیر" را نداشت انگار واقعا مردمان عقلشان را از دست داده اند
    اخیرا از همفکران خودتان در "جریان پیشرو "نوستالژی 1960 و 50 پیدا کرده اند و خود status quo خواه و "محافظه کار" شده اند
    می خواهند همگی از پست مدرنیسم به مدرنیسم باز گردند
    از سرکوب و سانسور به ازادی بیان
    از identity politics به فردگرایی
    و در یک کلام بازگشت به "ارزش های روشنگری "و محافظت و مقاومت در برابر جریان های "چپ" و "راست" !!
    اصلا مهم نیست یک "ژن خودخواهی" هم پشت این هوشیاری و اگاهی هست که الزامات و دستورات اش مقدم بر علایق و خواسته های "منطقی" ماست
    انتظارات ،اولویت ها و ترجیحات اجتماعی از طرف دیگری ممنوع
    ضابطه و تقدم داشتن ممنوع
    موعظه و یاداوری ممنوع
    حتی جدیدا و اخیرا قانون ( "خبرکش" و "ادم فروش" خوانده می شوید)
    این جهنم تفکر شماست
    برای مثال کودک کشی میکنید به نام حق انتخاب زن برای سقط جنین و جدا تبلیغ و تشویق می شوند اما صدای اعتراض و نقد از احدی حق ندارد بلند شود
    اگر هم بگویید این کارها درست نیست بازهم هیچ معیار و مقابله ای در عمل ندارید چون فرزند فکری خودتان اند
    در و مرض بیداد می کند اما چون می توانیم به هزار و یک شکل خود را فریب دهیم و مشغولیات بیهوده فراوان است صدایی از کسی در نمی اید که اتفاقی نیفتاده ولی خوب می دانید که افتاده
    مهم نیست مردمان قبول کنند یا نه
    مهم نیست چقدر با کمک ego توجیه و بهانه جور شود
    مهم نیست فناوری چقدر ستون و لاپوش این تخریب و تهی شدن از درون شود
    چراکه یکسری از بی اخلاقی ها کار دست بشر می دهد
    هرچقدر هم که کند و تند شود در اصل ماجرا تغییر رخ نمی دهد چون جهت حرکت فقط و فقط چپگرایی بیشتر است و اگر می توانید راه حل پیشنهادی ارائه دهید هم فقط و فقط در همین راستاست
    خایه دار می خواهد که منتقد و خواهان اشاره به فیل داخل اتاق شوید که باید با از همان ابتدا با زندگی کاری و اجتماعی تان خداحافظی کنید
    و حالا می رسیم به جایی که گفتم هزینه سک^سیت،نژادپرست،زنوفوب،هو^ موفوب و ... خوانده شدن انقدر بالا و بالا می رود که شلاق hate speech می خورید و ادم لامصب یاد شوروی سابق می افتد...
    فکر کنم بهترین توصیف از تفکر شما این است که نه تنها از خداوند تهی است بلکه از انسان نیز یعنی ان "بنای بی نظیری" را که برپا می کند برای چیست و کیست دقیقا معلوم نیست!
    چون اندیشه شما در بهترین حالات یک چیزی در حد "حس خوب" و "جلوه خوب بیرونی" است اما نابود گر ومخرب از در درون
    کلا هر کسی دارد ،می تواند،باهوش است،زیباست و... باید از داشتن "مزایا" خجالت کشیده و به "اقلیت" ها کمک کند!
    زیر و رو کردن همه چیز و از در انکار زیر را به زبر اوردن
    تفکرتتان ضعف را جشن می گیرد، تشویق می کند که همه نقش قربانی بگیرند
    هرچه فلک زده تر و بی عرضه و بی دست و پا تر باشید بیشتر به نفع تان است و بیشتر محق می شوید
    چون پیروز بیرون امدن در یک رقابت به استعداد و توانایی و هیچگونه معیار و محوری نیست بلکه به احساسات کسی برنخورد کافی است!


    4.اگر با تفکر ما مسئله شخصی دارد بگذارید خیالتان را راحت کنم "در حال مردن" نیست خیلی وقت است که "مرده" و برای همین این دست و پا زدن جریان های محافظه کاری و مضحکه خاص و عام شدنشان (حتی در همین کشور خودمان) را به وفور مشاهده می کنیم
    تفکر ما هم در شرایط حاضر تبدیل شده به یک چیزی در حد "ورزش کردن خوب است"
    می دانیم ضروری است،طاقت فرساست،دیسیپلین می خواهد و مردم هزار برنامه و ادعایش را دارند اما کمتر کسی انجامش می دهد و میلی به ان دارد
    پس وقتی می گویید "مردم تن به این اخلاقیات نمی دهند" خب خودشان ضرر می کنند و البته تاوانش را همه می دهند (فرد،گروه،جامعه،تمدن)چون این نوع از زندگی پر از فساد،اختلال و مشکلات اجتماعی است



    باز هم متوجه توضیح واضحات و صریح من نشدین! صحبت سر انتخاب سبک گفتگوست نه مفهوم و معنا داشتن فحش و توهین برای کسی! نمیدونم شاید متوجه منظور میشین و دوست دارین بحث رو به این روش منحرف کنید تا به اصل ماجرا پرداخته نشه..

    میدونید وقتی برای توضیح واضحات و بدیهیات انقدر زمان باید بگذاریم تا شما متوجه شوین .. دیگه بقیه قصه و بحث اصلی بماند که چقدر باید انرژی گرفته بشه تا دونه به دونه جملات ساده به روشی که شما متوجه بشین کنار هم چیده بشن و بعد عملیات تفسیر وتحلیل و پردازش هم توسط گوینده انجام شود و در آخر مفهوم آماده و قابل هضم بدون نیاز به کوچکترین پردازشی تقدیم شود..

    فکر میکنید چرا اکثر افراد از بحث با شما کناره گیری میکنند ؟ یک دلیلش همین مغلطه، سفسطه و انرژی بسیار زیادی است که باید صرف فهماندن یک نکته بسیار ساده شود چون اگر همین نکته ساده رو هم نتونیم منتقل کنیم مورد حمله و فحش و اهانت و افترا و تهمت قرار میگیریم.


    متاسفانه مسائلی مثل کودک همسری رو هم کسانی قانونی میکنند که کوچکترین درک و دانشی از عواقب نظراتشون و تصمیماتی که برای مردم میگیرند ندارند و نهایتا انقدر باید هزینه بابت جان و مال و عمر مردم داده شود تا متوجه اشتباه بشن..




    پ ن : اینکه از ادبیات توهین و فحاشی و حمله به افراد به خاطر عقیده مخالف عقب نشینی کردین جای بسی دلگرمی و خوشحالی دارد و من اگر به جای شما بودم وقتی متوجه اشتباهم در اهانت به دیگران میشدم معذرت خواهی میکردم نه اینکه سبک مقابله و سرکوب عقیده مخالف و لحن توهین امیز رو به دیگران نسبت بدهم و از این طریق از پاسخ دادن به سوال اصلی مخاطبم طفره برم .
    وقتی اساسا شما زن رو مشابه مرد یک انسان ندانید یا اگر و ولی و اما در پذیرش انسان بودن زن داشته باشین، بحث درباره حقوق انسانی زن ضمن اینکه یک پارادوکس است، فقط اتلاف وقت و انرژییست. من هم بخاطر نظر شما مشابه شما نه حمله میکنم به کسی نه توهین نه افترا نه تهمت نه بی ادبی و اعلام جنگ صلیبی : )
    هنوز مشخص نکرده اید که "حمله و فحش و اهانت و افترا و تهمت " دقیقا در کجای بحث است و طفره می روید!
    نظام فکری تان خیلی شکننده است و safe space لازم چون به نظر یک عمر در گوشتان خوانده اند " به این چه! به من چه! به ما چه!به انها چه! ..." و وقتی "کافری" همچون من نوعی به اندیشه تان پیدا می شود این جور به جلز و ولز می افتید و دم به دم به شما "بر می خورد"
    چون در اندیشه مخرب و فاسد مترقی نقد و قضاوت کردن دیگری ممنوع است و در مفاد همین بحث داشتن معیار و ضابطه متفاوت برای رابطه زن و مرد نیز
    برای مثال می دانم حالا که گفته ام مردان "زنان باکره،زیبا،جوان،عفیف،با حجب و حیا ،عصمت و... می خواهند" عرش عنفکری به لرزه درامده!
    و البته مهم تر وقتی است که از بی ناموسی و هرزگی و بی غیرتی حرفی می زنیم باگ های سیستم تان خیلی خوب رو می شوند
    پس باز هم میپرسم:
    حالا طرف مقابل هم ادعای ناموجود بودن فضیلت های سنتی را می کند دیگر چرا حس توهین به وجود بیاید؟!
    چیزی که موضوعیت ندارد چطور ارزش و ضد ارزش یا که هنجار و نابهنجار می شود؟!

  5. #3144
    داره خودمونی میشه ژیان's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2018
    پست ها
    104

    پيش فرض

    اصلا از بحث آسیب هایی که یه زن بدکاره میتونه به جامعه بزنه و ... بگذریم چون خیلی ها وابستگی دارن به این موضوعات و جانبداری میکنن.

    من بحث رو یه جوری دیگه مطرح میکنم اگه منطقی جواب بگیرم قانع میشم.
    فکر کنید برادر یا خواهر و فرزند شما به سمت مصرف مواد مخدر بره و شما چه میزان از این موضوع ناراحت میشید و سرزنشش میکنید؟ یا اینکه صرفا چون اختیار و حق انتخاب داره و برده نیست و ... حتی از این موضوع خم به ابرو نمیارید؟
    قطعا جوابی وجود نداشت ...

    کلام آخر: قطعا اگر زنی تا این حد حقیر شده که آلت دست یه مرد بدون تعهد بشه که فقط به چشم توالتی برای دفع خودش بهش نگاه کنه این زن نمیتونه ادعای روشنفکری کنه یا برچسب های مثل فاحشه که در تمام دنیا وجود داره رو از خودش جدا کنه!
    دقیقا مثل مردی که با انتخاب و آزادی خودش به سوی اعتیاد میره و خانواده ای رو به سمت نابودی میکشه. حالا دیگه آزادی تا کجا و برای چه کسی و چه کاری سوالیه که جوابش رو تو تفکرات گندیده بعضی ها نمیشه پیدا کرد.

    مغز این افراد یا روی نقطه A قرار داره یا B و هیچ وقت نمیتونه نقطعه تعادل رو پیدا کنه واسه همین با تکرار چندتا جمله بسیار بسیار کلیشه ای با فرمول خیلی سطحی و مسخره ای سعی میکنن تز روشنفکری بدن.
    از نظر فکری فرقی بین شما و داعش نیست. فقط شما این سمت ماجرا (نقطه A) هستید و داعش اون سمت ماجرا (نقطه B) اما خمیر مایه تفکرتون کاملا یکیه و ضعفتون هم نداشتن بعد سوم ذهنیه.
    خیلی هم راحت میتونست جاتون عوض بشه و هر کدوم از شما اگر درشهری مثل موصل زندگی می کردید میتونستید یه داعشی اصیل باشید چون هویت فکری مستقل خودتون رو ندارید.

    خلاصه کلام آخر اینکه با این طرز فکر نمی تونید سربلند تمومش کنید
    Last edited by ژیان; ديروز at 07:39.

+ جواب دادن به اين بحث

جواب سريع جواب سريع


* چنانچه از قبل در انجمن ثبت نام کرده اید و دارای نام کاربری هستید ، ابتدا وارد سایت شوید ( این فرم مخصوص ارسال پاسخ توسط کاربران میهمان است )
همچنین با داشتن اکانت گوگل ( جی میل ) میتوانید از لینک بالای سایت استفاده کنید و سریعا در سایت وارد شوید

پایتخت ایران چه نام دارد ؟

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

User Tag List

برچسب های این موضوع

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن

  • شما می توانید تاپیک جدید ایجاد کنید
  • شما می توانید پاسخ ارسال کنید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید
  •