![]() |
|
|||||||
| ادبيات و علوم انساني موضوعات مرتبط با ادبیات ، روانشناسی ، حقوق ، فلسفه ، منطق و .... |
![]() |
|
|
اختيارات تاپيک | نمايش رسم |
|
|
#1 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
۲۹خرداد هر سال يادآور شهادت دكتر علي شريعتي ،جامعهشناس و دانشمند مسلماني است كه با انديشه ژرف خود در حوزه مباحث اسلامي ، شيوهاي بديع و نوين در ساحت تفكر اسلامي بوجود آورد.
بسياري از انديشمندان و جامعه شناسان نتايج امروزين تفكرات اسلامي را وامدار وي ميدانند. با نگاهي اجمالي وگذرا به آثار و فعاليتهاي دكترشريعتي در حوزه مطالعات اسلامي ميتوان دريافت كه وي در اشاعه و بسط شيوههاي نوين انديشه اسلامي نقشي انكارناپذير داشت. يكياز مولفههاي برجسته انديشه دكتر شريعتي در نقشآفريني وي به عنوان فردي متفاوت ،برقراري پيوند ميان زندگي مدرن امروزي و اعتقادات زندگي متعارف بود. نا وي دريافته بود كه زندگي در دنياي مدرن براي آناني كه خود را به عنوان مسلمان معرفي ميكنند،با شبهاتي آميخته بوده و پاسخ آن نيز مويد چگونگي ارتباط بين آنان و زندگي مدرن است. دكتر شريعتي در برخي از آثارش مسلمانان را در برخورد با زندگي مدرن به سه گروه مختلف طبقهبندي ميكند:دستهاول آنهايي هستند كه در نتيجه سياستهاي بلند مدت كشورهاي استعماري دچار نوعي خود باختگي و حقارت شده و مذهب،آداب ، رسوم و فرهنگ خود را مانعي بر سر راه پيشرفت قلمداد ميكنند. دسته دوم افراد سنتي بوده كه روند رو به رشد مدرنيته در جامعه را رد و ترجيح ميدهند كه منزوي باقي بمانند، چرا كه حضور روح مدرنيته در بطن زندگي اسلامي را نوعي آفت در زندگي خود ميپندارند. دسته سوم كه شريعتي خود را از آن دسته معرفي ميكند، معترف بر نواقص ، محدوديتها و كاستيهاي زندگي مدرنيته هستند. آنان علاوه بر ايمان به ضرورت زندگي در دنياي مدرن ،معتقدند مسلمانان بايد با سربلندي و عزتي خاص بدون اطاعت كوركورانه از تجربيات غرب زندگي كنند. از اين رو شمار قابل توجهي از آثار دكتر علي شريعتي نيز بر محور همين سخن در گردش است. وي همواره در سخنرانيها و آثار خود بر لزوم حفظ اصالت اسلامي (به عنوان يك تمدن قوي از بعد فطري) در دنياي مدرن (به عنوان يك هنجار انكارناپذير) تاكيد كردهاست. دكتر علي شريعتي كه مطالعات غربي و اسلامي را در حد آكادميك سپري كرده بود ، توانست با حضور در محافل علمي به عنوان چهرهاي نخبه شناخته شود. از ديگر سو آثار دكتر شريعتي را ميتوان از جمله نمونههاي كمنظير در ادبيات فارسي از بعد شيوايي دانست. شماري از آثار وي همچون " كوير " ، " حج " ، " هبوط " ، " حسين وارث آدم " و "فاطمه فاطمه است" در زمره متون ادبي روان و شيوا در حوزه خلاقيت هاي ادبي محسوب ميشوند. آثاري كه به مدد شيوايي كم نظير خود توانست بهترين جايگاه براي ارائه ديدگاهها و انديشههاي وي باشند. بسياري از بزرگان ادب و انديشه معترفند كه شريعتي جرياني را بوجود آورد كه تفكر خوش رنگ و لعاب ديني را با استفاده از كنايات و عبارات رمز آلود به مخاطبان خويش منتقل كرد. وي در آثارش از شاعرانگي و خوانش استعاري ،گاه مخاطب را تا مرز جنون پيش ميبرد و در يك كلام شيوايي آثارش در بسياري از مواقع دليل قاطعي بر مقبول بودن آنها به شمار ميرفت. استفاده دكتر شريعتي از استعارات و كناياتي مخصوص به خود، آثارش را از يك حالت بيروح و گزارشگونه به متني ادبي تبديل كرده كه مخاطب را هر لحظه بر ادامه خواندن مشتاقتر ميكند. هم اكنون پس از گذشت ۲۸سال از شهادت آن معلم شهيد به نظر ميرسد ، " نبودش " در جامعه بسيار بيشتر از حضورش تاثيرگذار است. شريعتي آميزهاي اعجازآميز بود از روحي ناآرام ، عقلي پرسشگر و دلي شيفته و شيداي حقيقت. كوشش براي لمس و دريافت دروني آنچه شريعتي گفته همواره ميتواند ما را در آشنايي با آنچه كه حقيقت نام دارد، راهنمايي كند. دكتر شريعتي از اهالي مزينان از توابع سبزوار در خراسان بود و نسب خانوادگي وي به ملاهادي سبزواري برميگردد. وي بعد از تحصيلات متوسطه به دانشگاه تهران راه يافت و به عنوان دانشجوي نمونه از بورس تحصيلي خارج از كشور برخوردار شد و براي ادامه تحصيل در دانشگاه "سوربن" فرانسه" راهي پاريس شد. او در "جنبش ملي نفت" به رهبري مصدق فعال بود و مدتي نيز در اوايل تاسيس "نهضت آزادي ايران" در كنار مرحوم طالقاني، سحابي، بازرگان قرار گرفت. از جمله فعاليتهاي سياسي او همكاري با مرحوم محمد نخشب در تاسيس "حزب خداپرستان سوسياليست" و پايهگذاري و مشاوره برخي گروهها و تشكلهاي سياسي نظير "انجمن اسلامي دانشجويان" بود. شريعتي در سال ۱۳۲۶شمسي دستگير و زنداني شد، ولي بعد از آزادي براي ادامه تحصيل عازم فرانسه شد و در آنجا مبارزات خود را عليه ظلم با پيوستن به سازمان آزادي بخش الجزاير ادامه داد. او در پاريس نيز به دليل حمايت از انقلاب الجزاير، مدتي در زندان "سيته" بسر برد. سرانجام پس از اخذ درجه دكتري در رشتههاي جامعهشناسي و تاريخ اديان به ايران مراجعت كرد و مبارزه با ظلم ستمشاهي پهلوي را با برگزاري جلسات سخنراني و بحث در حسينيه ارشاد دنبال كرد. امااين شيوه مبارزاتي شريعتي چندان به درازا نكشيد و ماموران رژيم شاه مانع از برگزاري اين جلسات شده و وي بار ديگر به زندان افتاد كه سرانجام با وساطت "بومدين" رييس جمهور وقت الجزاير نزد شاه، آزاد شد. از دكتر شريعتي بيش از ۲۰۰اثر شامل كتاب، مقاله و سخنراني باقي است. "تشيع سرخ"، "تاريخ تمدن"، "اسلام شناسي (تهران و مشهد)، "علي تنهاست"، "حسين وارث آدم"، "تشيععلوي و تشيعصفوي"،"هبوط"،"كوير"،"خ �دسازي انقلابي"، "بازشناسي هويت ايراني و اسلامي"، "بازگشت به خويشتن"، "ما و قبال"، "مذهب عليهمذهب"، "انتظار مكتب اعتراض" و"تاريخ تمدن" از جمله اين آثار گرانقدر و ارزشمند به شمارميروند. كليه آثار شريعتي كه به معلم انقلاب ( (۵۷نيز معروف است در " ۳۶مجموعه آثار" گردآوري شدهاست. شريعتي علاوه بر آثار تاليفي، با توجه به آشنايي با چند زبان زنده دنيا، از جمله عربي و فرانسه در دوران نوجواني به ترجمه آثار متفكرين و انديشمندان جهان پرداخت. اهل ادب ، وي را بنيانگذار يك سبك خاص در نثر فارسي ميدانند ........... اگر تنها ترين تنها ها شوي باز هم خدا هست او جانشين تمام نداشتن هاست Last edited by saye; 06-20-2006 at 01:30 AM. |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#2 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
سال هاي كودكي و نوجواني:
دكتر در كاهك متولد شد.مادرش زني روستايي وپدرش مردی اهل قلم و مذهبي بود.سالهاي كودكي را در كاهك گذراند.افراد خاصي در اين دوران بر او تاثير داشتند از جمله:مادر،پدر،مادر بزرگ مادري و پدري و ملا زهرا(مكتبدار ده كاهك).دكتر در سال 1319-در سن هفت سالگي-در دبستان ابنيمين در مشهد،ثبت نام كرد،اما به دليل اوضاع سياسي و تبعيد رضاخان و اشغال كشور توسط متفقين استاد(پدر دكتر) خانواده را بار ديگر به كاهك ميفرستد.پس از برقراري صلح نسبي در مشهد به ابنيمين برميگردد.در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبيرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دليل مشغوليتهاي استاد كم ميشود.در اين دوران تمام سرگرمي دکترمطالعه وگذراندن اوقات خود در كتابخانه پدر بود.دكتر در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان(كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد.او قصد داشت تحصيلاتش را ادامه دهد.در سال 31، اولين بازداشت او رخ داد و اين اولين رويارويي او و نظام حكومتي بود.اين بازداشت طولاني نبود ولي تاثيرات زيادي در زندگي آينده او گذاشت. در اين زمان فصلي نو در زندگي او آغاز شد، فصلي كه بتدريج از او روشنفكري مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت .............. درد انسان متعالي تنهايي است و عشق ... |
|
|
|
|
|
#3 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
آغاز كار آموزي:با گرفتن ديپلم از دانشسراي مقدماتي،دكتر در ادارهي فرهنگ استخدام شد.ضمن كار، در دبستان ـ كاتبپورـ در كلاس هاي شبانه به تحصيل ادامه داد و ديپلم كامل ادبي گرفت. در همان ايام در كنكور حقوق نيز شركت كرد، دكتر به تحصيل در رشته فيزيك هم ابراز علاقه ميكرد،اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت.دكتر در اين مدت به نوشتن چهار جلدكتاب دوره ابتدايي پرداخت.اين كتابها در سال 35،توسط انتشارات و كتابفروشي باستان مشهد منتشر و چند بار تجديد چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابتدايي آن زمان تدريس شد.در سال 34،با باز شدن دانشگاه علوم وادبياتانساني در مشهد، دكتر و چند نفر از دوستانشانبرای ثبت نام در اين دانشگاه اقدام كردند. ولي به دليل شاغل بودن و كمبود جا تقاضاي آنان رد شد.دكتر و دوستانشان همچنان به شركت در اين كلاسها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آخر با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آخر ترم شركت كنند. در اين دوران دكتر به جز تدريس در دانشگاه طبع شعر نوي خود را ميآزمود. هفتهي يك بار نيز در راديو برنامه ادبي داشت گهگاه مقالاتي نيز در روزنامه خراسان چاپ ميكرد.در اين دوران فعاليتهاي او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولي شكل ايدئولوژيك به خود نگرفته بود.
...... خدايا چگونه زيستن را به من بياموز.چگونه مردن را خود خواهم اموخت |
|
|
|
|
|
#4 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
ازدواج:در تاريخ 24تيرماه سال 47 با پوران شريعت رضوي يكي از همكلاسيهايش ازداوج كرد.
دكتر در اين دوران روزها تدريس ميكرد و شبها را روي پاياننامهاش كار ميكرد.زيرا ميبايست سريعتر آن را به دانشكده تحويل ميداد. موضوع تز او ،ترجمه كتاب(در نقد و ادب) نوشته مندور (نويسنده مصري) بود.به هر حال دكتر سر موقع رسالهاش را تحويل داد و در موعد مقرر از آن دفاع كرد و مورد تاييد اساتيد دانشكده قرار گرفت.بعد از مدتي به او اطلاع داده شد بورس دولتي شامل حال او شده .پس به دليل شناخت نسبي با زبان فرانسه و توصيه اساتيد به فرانسه براي ادامه تحصيل مهاجرت کرد ............ ای خداوند! به علمای ما مسؤولیت و به عوام ما علم و به دینداران ما دین و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفكران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی / و به جوانان ما اصالت / و به اساتید ما عقیده / و به دانشجویان ما نیز عقیده / و به خفتگان ما بیداری / و به بیداران ما اراده و به نشستگان ما قیام / و به خاموشان ما فریاد / و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد / و به شاعران ما شعور/ و به محققان ما هدف/ و به مبلغان ما حقیقت / و به حسودان ما شكاف / و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب / و به فرقههای ما وحدت / و به مردم ما خودآگاهی و به همهی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش! |
|
|
|
| این کاربر از saye بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است |
|
|
#5 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
لیستی از اثار دکتر علی شریعتی :
شيعه، ما و اقبال، بازگشت، ابوذر، خودسازي انقلابي، انسان و اسلام، حج، آشنا، سوره روم، فلسفه تعليم و تربيت، هجرت و تمدن، شيعه، طرح ”اقتصاد قسط توحيدي”، جهانبيني توحيدي، حسين وارث آدم، انديشه و هنر در چين، اسلام شناسي، شناخت اديان، نامهها، گفتگوهاي تنهايي، هنر، ويژگيهاي قرون جديد، ميعاد با ابراهيم، بازشناسي هويت ايراني-اسلامي، علي(ع)، با مخاطبهاي آشنا، مذهب عليه مذهب و هبوط در كوير فاطمه فاطمه است - تشيع علوي و صفوی - آري اينچنين بود برادر |
|
|
|
|
|
#6 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
بسوزم
چه امید بندم در این زندگانی که در ناامیدی سرآمد جوانی سرآمد جوانی و مارا نیامد پیام وفایی ازاین زندگانی بنالم زمحنت همه روزتا شام بگریم زحسرت همه شام تاروز توگویی سپندم براین آتش طور بسوزم ازاین آتش آرزوسوز بود کاندرین جمع ناآشنا پیامی رساند مرا آشنایی ؟ شنیدم سخن ها زمهرو وفا لیک ندیدم نشانی زمهر و وفایی چو کس بازبان دلم آشنا نیست چه بهترکه از شکوه خاموش باشم چو یاری مرانیست همدرد بهتر که ازیاد یاران فراموش باشم ندانم درآن چشم عابد فریبش کمین کرده آن دشمن دل سیه کیست ؟ ندانم که آن گرم و گیرا نگاهش چنین دل شکاف و جگر سوز ازچیست ؟ ندانم در آن زلفکان پریشان دل بیقرار که آرام گیرد ؟ ندانم که از بخت بد آخر کار لبان که از آن لبان کام گیرد ؟ احمق نیستم پر بودم و سیر بودم و سیراب ولذتم تنها اینکه ... آری کارم سخت است و دردم سخت تر و از هرچه شیرینی و شادی و بازی است محروم اما ... این بس که میفهمم ! خوب است .... خوب احمق نیستم . نه مرد بازگشتم ! اما باز نگشتم به بیراهه هم نرفتم که من نه مرد بازگشتم ! استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن دین من است . دینی که پیروانش بسیار کم اند . مردم همه زادگان روزند و پاسداران شب !؟! |
|
|
|
|
|
#7 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
کار بی چرا
عشق تنها کار بی چرای عالم است چه آفرینش بدان پایان می گیرد . معشوق من چنان لطیف است که خود را به (( بودن )) نیالوده است که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد نه معشوق من بود . |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#8 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
غریب بود غریبانه خفت در غربت
معلمی که مرا بال آرزو بخشید چه طعنه ها که ز مردم شنید در غربت مگر مادر میهن نداشت آغوش که آن غریب وطن تن نهفت در غربت |
|
|
|
| این کاربر از saye بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است |
|
|
#9 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
شعر هایم نثرهایم
من درهمه زندگی جز نثر و شعر سرمایه ای و اندوخته ای ندارم وارث نثرهایم مردمند که همیشه دوستشان داشته ام .. و وارث شعرهایم روح این صومعه است که مرا دوست می دارد نثرها را برای مردم گفته ام از مردم است و شعرها را دراین صومعه سروده ام و از روح اسرار آمیز و لطیف صومعه است نثرهایم در سینه مردم خواهد ماند وشعرهایم دردل صومعه هرگزفراموش نخواهد گشت ومن که در زندگی ام جز شعر و نثر نیندوختم این چنین جاودانی خواهم گشت پس چرا از مرگ بترسم ؟ |
|
|
|
|
|
#10 |
|
کاربر فعال انجمن متفرقه
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: mirror
پست ها: 964
|
نیایش
خدایا آتش مقدس شک را آن جنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد وآنگاه از پس توده ی این خاکستر لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند خدایا به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است ! |
|
|
|
![]() |
| کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان) | |
| اختيارات تاپيک | |
| نمايش رسم | |
|
|
دانلود نرم افزار خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین سفارش تبلیغات تماس با مدیریت وب سایت