تبلیغات :
آموزشگاه برنامه نویسی تحلیل داده ها 021-88446780 021- 88146330 021 88146323
دوره آموزش برنامه نویسی آندروید دوره آموزش برنامه نویسی #C
دوره کارگاه عملی وپیشرفته آموزش ASP.NET دوره کارگاه عملی آموزش PHP
دوره آموزش برنامه نویسی IOS دوره آموزش کامل و حرفه ای طراحی وب سایت HTML5-CSS3-JQuery
دوره آموزش MVC.NET 5.2 همراه با BootStrap AJAX دوره آموزش Sql Server 2012
دوره آموزش Entity Framework دوره آموزش PHP پيشرفته

آموزش تعمیرات لپ تاپ
دانلود رایگان نقشه لپ تاپ برای اولین بار در ایران
اجاره آپارتمان
گیفت کارت آیتونز گیفت کارت گوگل پلی
آگهی استخدام
فیلم های فارسی آموزشی شبکه (Microsoft,Cisco,VMware)


    

صفحه 1 از 4 1234 آخرآخر
نمايش نتايج 1 به 10 از 31

نام تاپيک: شعر در مورد جوانی

  1. #1
    اگه نباشه جاش خالی می مونه mdmehry's Avatar
    تاريخ عضويت
    Mar 2009
    پست ها
    430

    پيش فرض شعر در مورد جوانی

    سلام دوستان.یه شعر زیبا میخوام که در مورد جوانی باشه.کسی سراغ نداره؟


  2. #2
    آخر فروم باز
    تاريخ عضويت
    Aug 2008
    پست ها
    2,300

    پيش فرض

    جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
    نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
    کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
    به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
    به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم
    که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
    بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی
    چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
    چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی
    که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را
    سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل
    خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
    نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده
    به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
    به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان
    خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را
    نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن
    که از آب بقا جویند عمر جاودانی را


    یا

    جرس کاروان
    از زندگانیم گله دارد جوانیم
    شرمنده جوانی از این زندگانیم
    دارم هوای صحبت یاران رفته را
    یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
    پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق
    داده نوید زندگی جاودانیم
    چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر
    وز دور مژده جرس کاروانیم
    گوش زمین به ناله من نیست آشنا
    من طایر شکسته پر آسمانیم
    گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
    چون میکنند با غم بی همزبانیم
    ای لاله بهار جوانی که شد خزان
    از داغ ماتم تو بهار جوانیم
    گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود
    برخاستی که بر سر آتش نشانیم
    شمعم گریست زار به بالین که شهریار
    من نیز چون تو همدم سوز نهانیم


    اینم یک رباعی


    گمان
    افسوس که ایّام جوانی بگذشت
    حالی نشد و جهان فانی بگذشت
    مطلوب همه جهانْ نهان است، هنوز
    دیدی همه عمر در گمانی بگذشت؟

  3. 2 کاربر از M O B I N بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  4. #3
    اگه نباشه جاش خالی می مونه Mehrnaz1368's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2011
    محل سكونت
    matrix
    پست ها
    226

    پيش فرض

    افسوس که نامه جوانی طی شد
    و ان تازه بهار زندگانی دی شد
    ان مرغ طرب که نام او بود شباب
    افسوس ندانم که کی امد و کی شد

  5. 3 کاربر از Mehrnaz1368 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  6. #4
    Banned
    تاريخ عضويت
    Oct 2010
    محل سكونت
    هرجا تو باشی آرزو:سفر دور دنیا با اکتروس وضعیت:خوشحاال
    پست ها
    1,096

    پيش فرض

    دانی كه نو بهار جوانی چنان گذشت؟
    زود آنچنان گذشت، كه تیر از كمان گذشت
    نیمی به راه عشق و جوانی تمام شد
    نیم دگر بغفلت و خواب گران شد
    صد آفرین به همت مرغی شكسته بال
    كز خویشتن شد و، از آشیان گذشت
    افسرده‌ای كه تازه گلی را ز دست داد
    داند چها به بلبل بی خانمان گذشت
    بنگر به شمع عشق، كه در اشك و آه او
    پروانه بال و پر زد و، آتش به جان گذشت
    بشنو درای قافله سالار زندگی
    گوید به خواب بودی واین كاروان گذشت
    ظالم اگر به تیغ ستم، خون خلق ریخت
    از خون بیگناه، مگر می توان گذشت؟
    (مشفق) بهار زندگیت گر صفا نداشت
    شكر خدا كه همره باد خزان گذشت
    Last edited by actros 1843; 05-03-2011 at 21:37.

  7. این کاربر از actros 1843 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  8. #5
    کاربر فعال وایمکس ایرانسل iCe m@n's Avatar
    تاريخ عضويت
    Nov 2009
    محل سكونت
    استان البرز
    پست ها
    4,000

    پيش فرض

    بهار عمر، جوانى است مغتنم دارش ***كه اين بهار ز پى، محنت خزان دارد
    امين ميرهادى
    به پيرى قدرِ شب‏هاى جوانى مى‏شود ظاهر ***سپيدى‏هاى كاغذ مى‏كند روشن سياهى را
    مايل دهلوى
    تازه جوانى ز سرِ ريشخند *** گفت به پيرى كه كمانت به چند؟
    پير بخنديد و بگفت اى جوان *** چرخْ تو را نيز كند چون كمان
    عبدالعظيم خان قريب
    خميده پشت از آن دارند پيران جهانْ ديده *** كه اندر خاك مى‏جويند ايام جوانى را
    مكتبى
    ز روزگار جوانى خبر چه مى‏پرسى*** چو برق آمد و چون ابر نوبهاران رفت
    صائب تبريزى
    دريغ فرّ جوانى، دريغ عمر لطيف *** دريغ صورت نيكو، دريغ حسن جمال
    كجا شد آن همه خوبى؟ كجا شد آن همه عشق *** كجا شد آن همه نيرو؟ كجا شد آن همه حال
    كسايى مروزى
    تبه كردم جوانى تا كنم خوش زندگانى را*** چه سود از زندگانى چون تبه كردم جوانى را
    حبيب يغمايى
    جوانى شمع ره كردم كه يابم زندگانى را *** نجستم زندگانى را و گم كردم جوانى را
    شهريار تبريزى

  9. این کاربر از iCe m@n بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  10. #6
    اگه نباشه جاش خالی می مونه pocke's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2009
    محل سكونت
    زیر سایه ی شما
    پست ها
    445

    پيش فرض

    از دور چو بشنوم صدایت
    وان موج لطیف خنده هایت

    آید به تنم تب جوانی
    بویم همه عطر زندگانی

    باور نشود مرا که دوری
    چون پرتوی ماه در حضوری

    بانگ تو که در فضای سیم است
    بر خاطر آتشم نسیم است

    اما چه کنم به وقت بدرود پیچد به فضای سنه ام دود

    تو خسته و خسته تر منم من
    تو بی کس و در به در منم من

    ای راحت جان درد مندم
    بگذار که لب فرو ببندم.
    در حالت گریه نامه بستم
    در حال جنون قلم شکستم

  11. #7
    Banned
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    بی خانمان
    پست ها
    2,547

    پيش فرض

    جوانــــــــی را به کف داده ام رایگانی

    کنون حسرت برم روز و شب بر جوانی

  12. #8
    Banned
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    بی خانمان
    پست ها
    2,547

    پيش فرض

    در غصه مرا جمله جوانی بگذشت

    ایام به غم چنان که دانی بگذشت

    در مرگ خواص، زندگانی بگذشت

    عمرم همه در مرثیه خوانی بگذشت


  13. #9
    Banned
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    بی خانمان
    پست ها
    2,547

    پيش فرض

    هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ

    وین خانه و فرش باستانی هم هیچ

    از نسیه و نقد زندگانی همه را

    سرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ


  14. #10
    Banned
    تاريخ عضويت
    Jun 2007
    محل سكونت
    بی خانمان
    پست ها
    2,547

    پيش فرض

    تیغ از تو و لبیک نهانی از من

    زخم از تو و تسلیم جوانی از من

    گر دل دهدت که جان ستانی از من

    از تو سر تیغ و جان فشانی از من


صفحه 1 از 4 1234 آخرآخر

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

به اشتراک بگذارید

به اشتراک بگذارید