![]() |
|
|||||||
| ادبيات و علوم انساني موضوعات مرتبط با ادبیات ، روانشناسی ، حقوق ، فلسفه ، منطق و .... |
![]() |
|
|
اختيارات تاپيک | نمايش رسم |
|
|
#1 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
نمیدونم اسم این شاعر رو شنیدین یا نه؟
ولی شعراش خیلی قشنگه واسه همین هروز چندتا از شعرهاش رو میزارم براتون در فصل های سفر **************** دو راهی پیوسته تردیدی می گذاردت بر سر دوراهی کجا باید رفت ؟ به کدام سمت یا کدامین سو اما راه دریا می شناسد رود |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#2 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
شعور شب
هر بار که رازی گره در گره در شعور منور شب به ناگاه گشوده شود در تولد بودا گونه ای خواهی آموخت تا روزهای سترون را بر هوش شبهای بلند وصله زنی |
|
|
|
|
|
#3 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
برکه
عکس ماه افتاده در برکه عکس دو کودک نیز ماه مال آنهاست شاید که در خیال |
|
|
|
|
|
#4 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
بالهای پرواز
پرواز پرندگان در آبی آسمان هر کجا چشمانم را کودکانه به دنبال می کشد و روحم را در خواهش گنگ پریدن خوابهای شبانه ام را تفسیر می کند کسی چه می داند شاید دستهایم تقدیر بالهای پرواز است که هنوز چیزی از اوج به خاطر دارد |
|
|
|
|
|
#5 |
|
همکار انجمن موضوعات علمی
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
|
سلام
ضمن تشکر از فعالیت خوبتون، لطف کنید بیوگرافی و آثار چاپ شده شون (مجموعه اشعار و ..) رو هم در تاپیک قرار بدید تا بیشتر باهاشون آشنا بشیم ممنون |
|
|
|
|
|
#6 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
هر کجا
در پایان همه با هم برابرند مو رنگ دیگری نمی شناسد به جز سپیدی گرچه سیاه بود یا سرخ و بور پایان که نه همیشه دری باز می شود حالا به هر کجا Last edited by zanastark; 11-09-2009 at 07:48 PM. دليل: همینطوری |
|
|
|
|
|
#7 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
دوست
من از میان واژه های زلال دوستی رابرگزیده ام آنجا که برف های تنهایی آب می شوند در صدای تابستانی یک دوست |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#8 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
حریر خواب
یک شبی از آن شبهای تنهایی با سری پر از افکار سودایی رفتم به خواب دیدم معبدی نور باران تک درختی در میانش سر به سوی آسمان بسان هیبت البرز شکوه بی مثالی داشت وقاری بی نهایت سبز یقین کردم ازلی درخت دانش است سر کشیده از معبد عشق رنگ حسادت نداشت ذات خساست نداشت مفهوم تکامل بود و تعبیر نجابت از پس حریر خواب دانشی فرزانه دیدم چنبره در درون هر خزه هر حشره حرمتی دیدم در نیش مار کرامتی در میوه ی کاج به دل گفت میوه هایش به سبد دست به دست خواهد رفت و نسیم نفسش شهر به شهر با شوق بی انتها چون زائری برهنه پا کردم بسویش دستی دراز اما اشارتی بود و گذشت نشئه یی بود و پرید |
|
|
|
|
|
#9 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
لحظه ها
زمان را کاسه ای نیست تا که لبریز شود فضیلتی رونده دارد بسان آب و صراحت مکرری بسان سال اما لحظه هایی به وسعت نامریی یک خاطره باز می گرداند آب را به سرچشمه و می برد دل را به کهن سردابه ها تا نوازش دهد خاطرات بودنی قدیم را |
|
|
|
|
|
#10 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jan 2009
محل سكونت: زیر اشکهای پاک مادر
پست ها: 154
|
یقین
چشمانت را پر از بهانه ی زیستن خواهم کرد با شکوفه های تک درخت خانه ام در هر بهار و برایت خواهم گفت که یقین راه درازی است و گاه به کوتاهی یک آه |
|
|
|
![]() |
| کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان) | |
| اختيارات تاپيک | |
| نمايش رسم | |
|
|
دانلود نرم افزار خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین سفارش تبلیغات تماس با مدیریت وب سایت