تبلیغات :
آموزش تعمیرات لپ تاپ
دانلود رایگان نقشه لپ تاپ برای اولین بار در ایران
اجاره آپارتمان
گیفت کارت آیتونز گیفت کارت گوگل پلی
آگهی استخدام


    

صفحه 1 از 14 1234511 ... آخرآخر
نمايش نتايج 1 به 10 از 136

نام تاپيک: معرفي و نقد کتاب های الکترونیکی این بخـش ...

  1. #1
    حـــــرفـه ای Hadi King's Avatar
    تاريخ عضويت
    Apr 2007
    محل سكونت
    قَـلبِ مـاهِ ! شُماره‌شِناسنامِـه : ¼
    پست ها
    14,047

    1 معرفي و نقد کتاب های الکترونیکی این بخـش ...

    سلام دوستان
    از اونجا که همه وقت خوندن همه ی کتاب ها رو ندارند . تصمیم گرفتیم اعضایی که کتابی رو خوندن بیان و نظرات خودشون رو در مورد کتاب خونده شده اعلام کنند تا نقاط قوت و ضعف کتبی که خوندن رو بیان کنند.
    نظر شخصی شما باید با دلیل باشه ! مثلا اگر واقعا از کتابی خوشتون اومده حداقل چند دلیل مناسب بیارید
    موفق باشید!

  2. 7 کاربر از Hadi King بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند





  3. #2
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    دالان بهشت
    نوشته : نازی صفوی
    نشر:ققنوس
    448 ص
    چاپ هجدم خردادماه 1383
    عکس روی جلد :نیاز
    4400 نسخه



    شرح پشت جلد:

    (( این منم , خوشبخت ترین زن دنیا , که در تاریک و روشن جاده ای که به آسمان وصل میشود,
    در حالی که احساس میکنم خود بهشت را در کنار دارم , همراه نیمه دیگر وجودم به دالان بهشت میروم))

    ارزش وصل ندارد مگر آزرده هجر

    مانده آسوده بخسبد چو بهمنزل برسد

    خلاصه داستان:

    داستان در مورد دختری مهربون و نازک دلی به نام مهناز میباشد که به تازگی با پسری به نام محمد
    عقد کرده محمد و مهناز از بچگی با هم بزرگ شده بودند و به مرور عاشق هم شده بودند
    مهناز به مرور با رفتار و کارهای خود باعث شروع یه اختلاف میشود و محمد در این بین سعی داره
    این فاصله رو از بین ببره و......

    شخصیت ها:
    مهناز – محمد- خانم جون- زری- امیر-ثریا
    مهناز: نازک دل- عجول-زیبا-خام-با احساس-خانم
    محمد:مهربون-صبور- فهیم-غیرتی-عاشق خانواده-

    زاویه دید: اول شخص

    هنر نویسنده:
    نثر روان و آسان کتاب و در عین حال گفتگوهای درون نویسنده با خود که به صورت ادبی و پخته وزیبا
    و تا حدودی ثقیل باعث شده کتاب ارزش خواندن پیدا کند و از رمان های زمان خود پیشی بگیرد
    که بلا رفتن تعداد چاپ این کتاب گواه همین موضوع میباشد.

  4. 5 کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #3
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    بخت سپید زمستان
    نویسنده :مهناز صیدی
    قیمت کتاب:7500 تومان



    نویسنده : مهناز صیدی
    ویراستار : کورش پاک فر
    انتشارات : شادان
    تعداد صفحات : ۵۶۸ ص
    چاپ : سوم زمستان ۸۷


    شرح پشت جلد :
    برخی نامش را " بخت " گذاشته اند و برخی دیگر "اقبال " !
    اما من آن را " پیشانی نوشت " هر انسانی می دانم .
    برخی می گویند : هرکس سر نوشتی دارد
    که از خیلی زودترها زندگیش را رقم زده است ،
    و من به دنبال آن سر نوشت ، یا اقبال و یا بخت گمشده خویش گشته ام
    بختی که گاهی به سرمای زمستان میماند
    و گاهی به سپیدی برف های آن :
    بخت سپید زمستان !

    خلاصه داستان :
    داستان در مورد دختری به نام آیلیین است که از ۱۴ سالگی در انگلستان زندگی کرده و حال مشغول تحصیل
    در دانشگاه است . عشق وطن پرستی که در وجود آیلیین است خیلی ها از نژاد پرستان انگلیسی را با
    خود دشمن کرده است و آنها درصدد آن هستند جوری او را سر راه خود بردارند و این فرصت در یک کوچه
    تاریک به آنها داده می شود و آیلین را به دام می اندازند آیلین به شدت مجروح می شود ولی فرشته
    نجاتش متین از راه می رسد و او را نجات می دهد . متین با دیدن آیلین احساس می کند نیمه گمشده
    خود را پیدا کرده است اما متین خبر از دل او ندارد نمی داند که همه دوستان آیلین او را icewomanمی
    نامند lمی خواهد قلب یخ زده او را با آتش عشق خود آب کند اما در این وسط جمشید را نباید از یاد
    ببرد ...

    نظر یکی از کسایی که کتابو خونده:

    به نظرم واقعا" کتاب قشنگی و شاید یه جوری بهش ظلم شده و اونجوری که باید شناخته نشد
    اسم کتاب همخونی جالبی با متن کتاب داره و خیلی قشنگ فضا سازی شده و شخصیت ها خیلی
    زود برای آدم مشخص می شن . نقطه اوج داستان شاید آخر کتاب باشه ولی همون بخش از کتاب
    به اندازه کل کتاب قشنگه خلاصه که پیشنهاد می کنم بخونیدش

  6. 4 کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #4
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    غزال
    نویسنده: طیبه امیر جهادی



    نویسنده : طیبه امیر جهادی
    ویراستار : تکین حمزه لو
    انتشارات : علی
    تعداد صفحات : ۶۷۹ ص
    چاپ : هشتم ( زمستان ۱۳۸۷ )


    شخصیت های کتاب
    :

    غزال : اینجور که تو کتاب گفته از نظر ظاهری >> قد بلند کمر باریک صورت گرد و سفید
    و ابروهای پهن بهم پیوسته لب و دماغ کوچیک و چشمای درشت و سیاه
    و از نظر شخصیتی دختری شاد شیطون کسی که معنای عشق و دلدادگی رو بلد نیست
    و سوگولی خانواده که همه عاشقشند البته غزال در این کتاب شخصیت پویا دارد

    سپهر زمانی : اینجور که کتاب گفته ازنظر ظاهری >> قد بلند و چهار شانه - صورت گرد و
    چشمان خاکستری که همانند ستاره می درخشید - ابروهای پهن و صورتی سبزه
    از نظر شخصیتی البته در ابتدای کتاب پسری مغرور که همه ازش حساب می برن و زندگی
    در خارج از ایران او را پسری بی قید و بند با بار اورده اما سپهر در این کتاب شخصیت پویا
    داره و اواسط کتاب تغیر می کنه و تبدیل به ژسری عاشق پیشه می شود عشقی که
    حسادت خیلی ها را برمی انگیزد .


    خلاصه داستان
    :

    کتاب داستان زندگی دختری به نام غزال است . دختری که سوگولی خانواده است
    و تمام پسر های فامیل دلبسته او هستند و آرزوی ازدواج با او را دارند در میان رقیب عشقی
    پسر های فامیل سپهر برادر بهترین دوست غزال سها است . کسی در ابتدا غزال را همانند
    بقیه دوست دخترهایش و تنها برای دو روز می خواهد اما رفتار غزال با وی کم کم سپهر را گرفتار
    عشق او می کند اما افسوس که غزال معنی زمزمه های عاشقانه سپهر را نمی داند و
    تنها توصیف او از عشق لیمو شیرنی است که درابتدا شیرین و در آخر تلخ می شود .
    بالاخره روز اتخاب از راه می رسد و غزال باید از بین دو پسر عموی خود یاشار و سیاوش
    و سپهر یکی را انتخاب کند و در اینجاست که زمزمه های عاشقانه سپهر کارساز
    و قرعه شانس به نام او رقم می خورد ...

    نظر کسی که کتابو خونده:

    تا زمانی که من غزالو بخونم هیچ کتابیو به قشنگی همخونه نیمی دیدم اما زمانی که غزالو
    خوندم نظرم کاملا تغییر کرد و هر وقت هرکسی ازم می پرسید بهترین کتابایی که خوندی چیه
    همخونه و غزالو معرفی می کردم البته زمانی که من غزالو خوندم تمام موضوع کتابو می دونستم و
    قبلا دوستم همرو واسم تعریف کرده بود خط به خط ولی خوب شنیدن کی بود مانند دیدن
    داستان غزال به صورتی که خیلی سخت می شه انتهای کتابو تشخیص داد از همون ابتدای داستان
    به خاطر توصیفات و فضا سازی زیبای نویسنده به راحتی با شخصیت های کتاب می توان رابطه
    برقرار کرد کتاب اصلا" سیر یکنواختی نداره و فراز و نشیب زیادی تو کتاب دیده می شه
    و قشنگ می تونیم کتاب به دو نیمه تقسیم کنیم که البته از نظر من قسمت دوم کتاب
    فوق العاده س . خواننده ای که شما باشی از چیزی خبر داری که بقیه شخصیت های کتاب
    از اون بی خبرن و این باخبری همراه با هیجان و اضطراب است
    شاید من به شخصه این کتابو بدون اغراق ده بار خوندم ولی با این حال هنوزم وقیت کتاب غزالو
    باز می کنم برای جدیده واقعا" کتابیه که ارزش خرید و ده ها بار خوندن و داره

  8. 5 کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  9. #5
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    رمان تا ته دنیا
    نویسنده:سوگند دهکرد نژاد



    * نام کتاب: تا تَه دُنیا
    * نام نویسنده: سوگند دهکردنژاد
    * شابک:964-6933-81-5
    * قیمت: 88.۰۰۰ ریال
    * تعداد صفحات:730ص
    * سال چاپ: چاپ دوم اردیبهشت 1387
    * انتشارات: پاسارگاد

    شرح پشت جلد:
    یاد ان روزها که من در انتهای دنیای کوچک تو بودم و تو یادی از من نمیکردی
    ای کاش ان روزها به ابدیت می پیوست
    ابدیتی بی منتها
    اما من هنوز به یاد ان روزها ره می سپارم
    شاید, شاید روزی به سفری تا ته دنیا بروم
    اری تا ته دنیا تا مرز ابدیت

    نام شخصیت های اصلی:
    ساغر-مسعود

    خلاصه داستان
    :داستان در مورد دختری به نام ساغر میباشد که سال دوم رشته حسابداری که به تازگی با همکلاسیش مسعود دوست شده در این بین نیز اتفاقات جالبی میفته که.....

    هنر نویسنده:

    نثر ساده وروان-توصیف کامل در مورد شخصیت ها-فضا سازی زیبا-به روز بودن شخصیتها صحنه سازی دلچسب-احساسات لطیف نویسنده به زیبایی به چشم میرسید.

    یک سطر منتخب از کتاب:

    تا مغز استخوانم به لرزه در امد. خدایا من خیلی دوستش دارم. ولی نباید چیزی بروز بدم .کمکم کن

    زاویه دید:

    اول شخص

    نظر کسی که کتابو خونده:
    من این کتاب را 3 هفته ای خوندم و با تک تک صفحاتش زندگی کردم وبه نظر من قشنگ ترین رمانی بود که خوندم من با شخصیت ساغر انس گرفتم.
    Last edited by tiktak20; 22-09-2009 at 15:45.

  10. 4 کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  11. #6
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    دوستان فقط درباره ی کتابهای موجود در انجمن کامنت یا رویو بذارن نه کتابهای خارج از انجمن

    ممنون

  12. 2 کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  13. #7
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    * نام کتاب: در امتداد حسرت
    * نام نویسنده: طیبه امیر جهادی
    * شابک: 6-039-193-964-978
    * قیمت: 108,000 ریال
    * تعداد صفحات: 680 ص
    * سال چاپ: 1388
    * انتشارات: نشر علی



    شرح پشت جلد: ندارد

    خلاصه داستان: داستان زندگی یاسی دختر جوان و فوق العاده زیبائی که 13 سالگی پدرش او و مادر و خواهرش را رها میکنه و پی زندگی خودش میره. یاسی که به شدت به پدر و عشق و علاقه او وابسته بوده، دچار سرخوردگی میشه و به دوستهای ناباب و روابط بد و کارهای بد رو می آره. بعد از چندین سال پدر خانواده برمیگرده و اظهار ندامت میکنه ولی دیگه دیر شده بوده و یاسی به شدت نفرت و عقده شدیدی از باباش داشته. رضا پسر جوان و پاک و معصومی که در رشته پزشکی درس میخونده سر راه یاسمن قرار میگیره و بارها و بارها یاسمن را نجات میده و یواش یواش هر دو به هم علاقه مند میشوند ولی یاسمن دختر افسار گسیخته ای بوده که تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش محدودیتهایی که رضا براش ایجاد میکرده نمیشه و با اینکه صیغه محرمیت بینشون جاری شده بود، از رضا جدا میشه و ضربه آخر را با نامزدی با یک جوان شر و شور به نام بابک به رضا وارد میکنه.
    بابک نقطه مقابل رضا و تمامی آزادی و ... را به یاسی میده و رضا بعد از ضربه روحی شدیدی که از یاسی میخوره با سرعت با دختر عموش ازدواج میکنه و برای گرفتن تخصص راهی لندن میشوند

    درجه بندی از نظر امتیازی که به کتاب می دهید :
    جذاب

  14. این کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  15. #8
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    * نام کتاب: برزخ اما بهشت
    * نام نویسنده: نازی صفوی
    * شابک:
    978-964-311-435-0
    * قیمت: 37,000 ریال
    * تعداد صفحات: 288 ص
    * سال چاپ: 02 مرداد 1387
    * انتشارات: شادان



    شرح پشت جلد:
    برزخ اما بهشت تصویری از زندگی زنی است با روحی زخم خورده که پس از پایان دادن به زندگی مشترک سراسر رنجبارش به نزد خانواده باز می گردد تا در آن مامن مالوف آلام گذشته اش را به فراموشی بسپارد . غافل از اینکه تنهایی رنج مضاعفی است که بر شمار زخم های روحش می افزاید ... با این همه این بار روزگار جفا کار گویی بر ان است تا آرامش از دست رفته را با حضور عزیزانش به او بازگرداند


    خلاصه داستان:
    این رمان داستان زندگی دختری به نام ماهنوش است که توی یک خانواده بسیار پر جمعیت و خوشبخت زندگی میکند و اسیر عشق (هوس) دوران جوانی میشود و با یک جوان بد به نام فرید ازدواج میکند که عاقبت این ازدواج به شکست و افسردگی و ضربه روحی ماهنوش ختم میشود.
    ماهنوش بعد از طلاق و بازگشت به خانه پدری عشق واقعی را در کنار خود پیدا میکند. ماهنوش و رعنا که هم دختر عمو بودند و هم دختر خاله، بسیاربسیار به هم نزدیک هستند و رعنا که بعد از ازدواج به آمریکا سفر کرده، برای دید و بازدید سه ماهه با دخترش کیمیا به ایران سفر میکنه و در این سفر ...

  16. این کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  17. #9
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    * نام کتاب: امشب
    * نام نویسنده: سیمین شیردل
    * شابک: 978-964-442-595-0
    * قیمت: 67,000 ریال
    * تعداد صفحات: 416
    * سال چاپ:
    * انتشارات: البرز




    خلاصه داستان:
    این داستان، داستانِ زندگی دختر جوانی به نام بیتا است که عاشق همسایه روبرویی خود که سروانِ جوان و همه چیز تمامی به نام پویا میشه. پویا سروان اداره آگاهی است و به این معروف است که هیچ پرونده ای از زیر دستش ناتمام کنار نمیره.

    حاصل این آشنائی ازدواج عاشقانه آنهاست که بعد از یکسال صاحب دوقلو میشوند و در جریان یک انتقام خونین آریا یکی از دوقلوها به دست دشمنان پویا کشته میشود و این آغاز سه سال دوری و نفرت بیتا از پویاست که او را باعث و بانی مرگ فرزندشون می داند .

  18. این کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


  19. #10
    کـاربـر بـاسـابـقـه tiktak20's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2006
    محل سكونت
    21 دسامبر 2012
    پست ها
    1,622

    پيش فرض

    * نام کتاب: روزهای خاکستری
    * نام نویسنده: هانیه حدادی اصل
    * شابک: ۸-۰۶-۷۹۲۸-۹۶۴
    * قیمت: ۲۸.۰۰۰ ریال
    * تعداد صفحات: ۵۵۸
    * نوبت چاپ: چاپ سوم- ۱۳۸۲
    * سال چاپ: ۱۳۸۱
    * انتشارات: شقایق



    شرح پشت جلد:
    از اولش شروع می‌کنم قصه اینجوری شروع شد که توی گهواره بودی و فارغ از همه‌جا. من بودم ولی متوجه نبودم. شاید اگه اون موقع چیزی می‌فهمیدم جلوی خان بابا می‌ایستادم و مقاومت می‌کردم اما نشد. زمان گذشت و گذشت تا ما شدیم به قول قدیمها دو تا آدم عاقل و بالغ. فهمیدم چه کلاهی سرمون رفته... زندگی رو کرده بودیم میدان جنگ. می‌جنگیدیم تا شاید بالاخره یکیمون پیروز بشه اما من و تو شکست خورده بودیم و دشمن پیروز شد. برای فرار از هم دیگه اشخاص دیگه رو انتخاب کردیم و روز به روز به اونا علاقه‌مندتر می‌شدیم اما این وسط باز هم شکست خورده بودیم. سعی کردیم درد سختش رو فراموش کنیم... گذر زمان خیلی چیزها رو یادم داد... یادم داد که می‌شه تو قفس هم آزاد بود. می‌شه این اسارت رو دوست داشت. یادم داد که می‌شه خیلی چیزها رو باور داشت و به زندگی جور دیگه نگاه کرد...

    خلاصه داستان:
    این داستان زندگی سها و سیاوش است که از بدو تولد ناف‌بر هم شده بودند٬ در حالیکه اصرار دیگران به ازدواج آنها تنها باعث نفرتشون نسبت به همدیگه شده بود. این میان چون سها عاشق کامیاب شده بود٬ این نفرت نسبت به سیاوش روز به روز بیشتر هم می‌شد. ولی اصرار مادرهاشون به اجرای وصیت خان‌بابا و تلاش بی‌حاصلشون برای جلوگیری از وقوع این ازدواج باعث شد که بعد از مدتی با هم ازدواج کنند به این شرط که ازدواجشون صوری باشه و مدتی بعد از هم جدا بشوند.
    بعد از ازدواجشون اول سیاوش ذره ذره عاشق سها شد و یواش یواش تغییر رفتار داد. در این میان کامیاب هم با دوست صمیمی سها ازدواج کرد و باعث شد که سها کاملاً از کامیاب قطع امید کند٬ در نتیجه او نیز تغییر موضع داد ....
    خانه پر از هياهو بود دود اسپند همه جا را پر كرده بود به حدي كه چشم چشم را نمي ديد همه فاميل جمع بودند همه شاد بودند و مي خنديدند حياط آب و جارو ....

  20. این کاربر از tiktak20 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است


صفحه 1 از 14 1234511 ... آخرآخر

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

به اشتراک بگذارید

به اشتراک بگذارید