تبلیغات :
آموزشگاه برنامه نویسی تحلیل داده ها 021-88446780 021- 88146330 021 88146323
دوره آموزش برنامه نویسی آندروید دوره آموزش برنامه نویسی #C
دوره کارگاه عملی وپیشرفته آموزش ASP.NET دوره کارگاه عملی آموزش PHP
دوره آموزش برنامه نویسی IOS دوره آموزش کامل و حرفه ای طراحی وب سایت HTML5-CSS3-JQuery
دوره آموزش MVC.NET 5.2 همراه با BootStrap AJAX دوره آموزش Sql Server 2012
دوره آموزش Entity Framework دوره آموزش PHP پيشرفته

گیفت کارت آیتونز گیفت کارت گوگل پلی
آگهی استخدام
فیلم های فارسی آموزشی شبکه (Microsoft,Cisco,VMware)
شاگرد زرنگ - بهترین نرم افزار برنامه ریزی کنکور
آموزش تعمیرات لپ تاپ
دانلود رایگان نقشه لپ تاپ برای اولین بار در ایران


    

نمايش نتايج 1 به 9 از 9

نام تاپيک: تيم وينسنت برتون

  1. #1
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض تيم وينسنت برتون

    فضايي گوتيك ولي شاعرانه را درنظر بگيريد ، كمي تخيل ناب فولكلوريك به آن اضافه كنيد ، اين وسط هم كاراكترهايي عجيب ، تنها ، مرموز با طراحي هاي منحصربفرد ... اوه ! سگ وفادار درب و داغون فراموش نشه ! حال اگر شاهد ابزارهايي با تكنولوژي عجيب ، پيچيده و مكانيك خلاقانه باشيم مي توان مطمئن بود كه وارد دنياي تخيلات فردي به نام تيم برتون شده ايد .

    به عقب برگرديم هنگاميكه برتون در منطقه Burbank کاليفرنيا متولد شد ؛ جايي که قطب صنعت فيلم و تلويزيون در هاليوود بوده . برتون کودکي خودش رو عجيب و به شدت تخيلي توصف مي کنه ، انزوا و تنهايي در خانه و اينكه بزرگترين تفريحش دراز کشيدن جلوي تلويزيون و تماشاي فيلم بوده و ...

    برتون بلافاصله بعد از اتمام دبيرستان ، به دانشگاه هنر والنسياي کاليفرنيا (Cal Arts) رفت و براي 3 سال در رشته انيميشن تحصيل كرد . بعد از اون بود كه موفق شد در کمپاني والت ديزني به عنوان دستيار انيماتور فعاليتش رو آغاز كند . اولين فعاليت او در ديزني ، نقاشي روي cell در ارباب حلقه هاي "Ralph Bakshi" بوده . کمي بعد ديزني از پذيرش طراحي هاي او براي پروژه The Fox and the Hound صرفنظر كرد ، خب برتون شخصيت هايي طراحي كرده بود كه در نقطه مقابل خواسته هاي والت ديزني قرار مي گرفت يا به تعبير اونها "look like roadkill" ! كار در ديزني زمينه مناسبي براي ذهن خلاق و البته پردازش خاص برتون از روايت هاي منحصربفردش نبود . در اين دوره بود كه به سرودن شعر و تصويرپردازي اونها مي پرداخت .

    ادامه همكاري برتون با ديزني فقط در شرايطي ميسر بود كه يا او خودش رو با ديدگاه و سياست هاي جينگول ديزني وفق بده يا اينكه ديزني با اين تخيل نامتعارف كنار بيايد ! خوشبختانه هيچكدوم اين حالتها رخ نداد و برتون بعد از ساخت دو اثر كوتاهش يعني «وينسنت_1982» و «فرانكن ويني_1984» از والت ديزني كنار كشيد . شاهزاده خانمهاي ديزني حتي به اندازه آليس هم براي كشف اين دنياي مرموز كنجكاوي نكردند !

    فعاليت انيميشني تيم برتون شايد به اندازه فيلمهايش نباشد ولي بخش قابل توجهي از خصوصيات و فضاسازي هاي برتوني در دنياي انيميشن ها و طراحي هاي كارتوني او زاييده شده اند ... با ما همراه باشيد !



    25 اگوست 1958 تولد Timothy William Burton

    Morteza4SN @ P30world ©

  2. 15 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند



  3. #2
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض Vincent



    تيم برتون در هنگام ساخت انيميشن وينسنت جواني است با 24 سال سن كه براي اولين تجربه به خوبي علايق خود از آثار ديگر را در كنار هم چيده و اثري يگانه آفريده كه چكيده دنياى تيم برتون و نگاهش به جهان خط كشى نشده كودكي است . «وينسنت» درباره بچه هايست كه دنيايشان برخلاف همسن و سال ها ، منحصر به بازيهاي كودكانه نيست و به خاطر خيال پردازى هاى نامعمول شان از جانب بزرگترها درك نمى شوند و تخيلاتشان همواره از جانب اطرافيان سركوب مي شود . در واقع برتون فيلمسازي ست كه خصوصيات و ويژگيهاي خود را در طراحي و شخصيت پردازي كاراكترهايش منعكس مي كند. كاراكترهاي او غالباً نوابغي هستند كه درك نشده و از جامعه طرد شده اند. اين كاراكترها و تضادهاي دروني آنها ، تاثير گرفته از شخصيت خود برتون هستند. برتون از بچگي دنياي خاص خود را داشته است .

    "وينسنت" داستان پسرك 7 ساله اي ست به نام وينسنت ملوي كه عاشق كتابهاي ادگار آلن پو و فيلمهاي "وينسنت پرايس" بازيگر مشهور فيلمهاي ترسناك درجه 2 هاليوود است. اما علاقه وينسنت به پرايس مرزهاي رئال را در مي نوردد و او را وارد دنيايي تاريك و گوتيك مي كند؛ او خود را وينسنت پرايس تصور مي كند كه در حال زجر كشيدن و عذاب است. فيلمبرداري سياه و سفيد فيلم كه يادآور سينماي صامت اكسپرسيونيستي دهه 20 آلمان است، دنياي تيره و تاريك ذهن وينسنت را نشان مي دهد؛ دنيايي كه در آن ، خاله اش را درون موم داغ مي اندازد ، از سگش يك زامبي خونخوار مي سازد و همسر زيبايش را زنده بگور مي بيند! وينسنت بين زندگي رئال و حاشيه شهري خود و زندگي فانتزي ذهنيش معلق است. او بقدري غرق اين دنياي ذهنيست كه مي توانيم ناله روح زجر كشيده اش را بشنويم، او كشان كشان از سويي به سوي ديگر مي رود، سر خود را پايين انداخته و گويي دنيا بر دوش خود مي كشد، اوج اين درد را در چشمهاي او مي بينيم؛ چشمهايي وحشتزده و درد كشيده. باغچه مادر قبر همسر زيبايش است، پله هاي ساده خانه اورست عاطفي اوست و اتاقش تبعيدگاهي مخوف. تنها مادر است كه گهگاه به او گوشزد مي كند كه به دنياي واقعي برگردد. در نهايت وينسنت در حاليكه ابياتي از شعر "كلاغ سياه" ادگار آلن پو را دكلمه مي كند، بر زمين مي افتد.

    اما استوديوي ديزني اين فيلم را فقط دو هفته به همراه يك درام تين ايجري بنام Tex در يكي از سينماهاي لوس آنجلس اكران كرد و سپس آن را به قفسه هاي بايگاني انداخت! اما وينسنت ستايش هاي متعددي از جشنواره هاي مختلف به دنبال داشت. در حقيقت ديزني هيچگاه تكليف خود را با وينسنت روشن نكرد! از يك طرف بخاطر ساخته شدن آن ممنون بود و از طرف ديگر اين فيلم كوچولويي عوضي بود كه سر از دنياي شاد و رنگارنگ ديزني در آورده بود. وينسنت جوجه اردك زشت ديزني بود!

    تاثيرپذيري برتون از آثار معروف مورد علاقه اش و تركيب آنها با ايده هاي خلاقانه خود در بافتي متمايز تبديل به فيلمي يكپارچه با فضايي خاص شده كه بعدها به قالب اصلي برتون در ساخت آثارش تبديل گرديد . سبك تركيبي استاپ موشن و سل انيميشن تاثير گرفته از آثار Ray Harryhausen است كه مورد تحسين برتون بوده است .

    فضاي كلي اثر برگرفته از قصه ها و اشعار دكتر سئوس است. « به نظرم وينسنت بيشتر از "دكتر سئوس" الهام گرفته ... من با عشق ورزي به دكتر سئوس بزرگ شدم. ريتم سنخ و جنس دكتر سئوس ، آشكارا با من حرف مي زد كتابهاي دكتر سئوس معركه بودند : تعداد كلمات درست و بقاعده ، ريتم درست و داستانهاي ويرانگر عظيم . او معركه ، و آشكارا بزرگترين بود . دكتر سئوس احتمالا گروهي از بچه هايي را كه هيچكس هرگز چيزي درباره آنها نمي دانست ، نجات داد » .

    تصوير مهم ديگري كه در دنياي کودکي برتون بسيار تاثيرگذار بود ، "وينسنت پرايس" (Vincent Price) بازيگر است که فيلمهايش به شدت روي تفكر و آينده حرفه اي برتون تاثير گذاشت. فضاي ترسناك فيلم وام گرفته از فيلمهاي وينسنت پرايس است، تيم برتون با تماشاي فيلمهاي پرايس بزرگ شده زمانيكه زندگي روزمره در خانه و مدرسه براي او سخت بود و اغلب با تماشاي فيلمهاي ترسناک کم هزينه از برخورد با واقعيت زندگي روزمره فرار مي کرد.

    ريتم شعر وينسنت كه توسط خود برتون سروده شده برگرفته از شعري از Edgar Allan Poe بنام " كلاغ سياه" ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ) است . وينسنت هم آثار ادگار آلن پو را دوست دارد و درعين حال خود را وينسنت پرايس تصور مي كند .



    به اين جملات از برتون توجه كنيد : « بخاطر مي آورم موقعي كه بچه بودم، اتاقم دو پنجره داشت. اين دو پنجره بسوي چمنزار زيبايي باز مي شد و والدينم به دلايلي اين دو پنجره را مسدود كردند و فقط روزنه كوچكي را باز گذاشتند كه تنها با رفتن روي ميز مي توانستم از طريق آن روزنه بيرون را تماشا كنم. تا امروز نيز هرگز از آنها دليل آن كارشان را نپرسيده ام، بايد ازشان مي پرسيدم. در آن موقع اين مسئله را به داستاني از ادگار آلن پو مربوط مي ساختم كه طي آن انساني در ديوار اتاق زنده بگور مي شود. اينها اشكال و شيوه هاي ارتباطي من با دنياي اطرافم بود ...»
    حال سكانسي كه مادر وينسنت او را در اتاق حبس كرده بياد بياوريد . به نظر مي رسد كاراكترهاي مورد علاقه برتون تنها و درونگرا هستند . كودكي برتون در محيطي بوده است كه اگر چه خود برتون آن را با تنهايي مرتبط نمي سازد اما آشكارا بيشتر در دنياي ذهني خود زندگي مي كرده تا دنياي واقعي .

    در واقع وينسنت فيلمي نيمه اتوبيوگرافيك است كه شخصيت آن در بين فيلمهاي برتون ، شبيه ترين كاراكتر به خود اوست. خود برتون در اين باره مي گويد :
    « خوب هرگز آگاهانه چنين مشابهتي ايجاد نكردم كه مثلاً بخواهم بگويم قصد دارم طوري طراحيش كنم كه شبيه خودم باشد. اما خوب، مطمئناً وينسنت مبتني بر احساساتي ست كه متعلق به من است. به نظرم در همه فيلمهايم، حتي آنها كه به عنوان فيلم تجاري درك شده اند، مقدار خاصي تيم برتون وجود دارد حتي اگر اين حضور فقط يك حس باشد. من در فيلمهايم سرمايه گذاري روحي و حسي كرده ام بنابراين بايد هم در آنها چيزي باشد كه من قوياً با آن شناخته شوم و البته وينسنت بصورت موكداً خاص تري در همان مسيري ست كه احساس من قرار دارد. »

    منبع : انيمك (با تصرف و تلخيص) _ نقل قول ها از كتاب"برتون به روايت برتون" - ترجمه بيژن اشتري- انشارات الست فردا

  4. 8 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  5. #3
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض Vincent/Trivia

    نكاتي كه حين ديدن وينسنت مورد توجه هستند :

    تغيير شكلها بين وينسنت ملوي و وينسنت پرايس را مدام در فيلم خواهيم ديد كه بنوعي جابجايي بين رئال و خيال نيز هست ، اين تغيير با خاموش و روشن شدن زمينه تصوير به خوبي در بافت اثر پياده شده . اضافه كنيد نوري كه ميدان حضور او را در بر مي گيرد و اين نورپردازي هرمي بارها بكار برده شده يكي از مشخصه هاي بارز نورپردازي اثر هست .

    در اين فيلم هيچگاه صورت بزرگترها را نمي بينيم و سر آنها خارج از كادر است ، زيرا كه ما دنيا را از ديد وينسنت مي بينيم. در دنياي بچه اي مثل وينسنت ، بزرگترها آدمهايي هستند كه حرفهاي بچه ها را نمي فهمند . آنها فقط گنده اند ، طوريكه وقتي مستقيم به آنها نگاه مي كني حداكثر شكم آنها را مي بيني!

    گربه شباهت زيادي به گربه روي پوستر فيلم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] با بازي وينسنت پرايس دارد . سگ وينسنت هم بعدا در [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ديده مي شود .

    براي عنوان فيلم كه روي ديوار حك مي شود ؛ از فونت گوتيك استفاده شده در اين عنوان مي توان حال و هواي فيلم را حدس زد ، تصويربرداري سياه و سفيد انيميشن هم تاكيدي بر فضاي كلي اثر هست .

    موسيقي آغازين قطعه اي ست از Tom Hilton كه از قطعه معروف باخ Toccata and Fugue در D minor الهام گرفته شده است.

    لباس وينسنت مالوي بعد از تغيير شكل شبيه لباس وينسنت پرايس در فيلم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] است.

    وينسنت صحنه اي را تجسم مي كند كه خاله اش را در ديگ جوشاني از موم داغ فرو مي برد ، اين صحنه الهام گرفته از فيلم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] با بازي وينسنت پرايس است.

    كتابي كه وينسنت از ادگار آلن پو مي خواند در واقع "The Fall of the House of the Usher" است كه راجر كورمن نيز در سال 1960 فيلم آن را ساخت( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ) و وينسنت پرايس در آن نقش آفريني كرد كه در آن همسر زيباي دانشمند ديوانه به دست خود او زنده بگور مي شود .

    ماري كه دهانش را باز مي كند و سه كله از آن بيرون مي جهند بعدها در [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] و [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] نيز استفاده شده است .

    در دقيقه 4:45 كه مخلوقات ترسناك وينسنت به روي او هجوم مي آورند مي توانيد تصويري اوليه از «جك اسكلينگتون» را هم مشاهده كنيد ، كاراكتري كه برتون حدود 10 سال بعد در كابوس شب كريسمس آنرا به تكامل رساند .


  6. 7 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  7. #4
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض Frankenweenie / فرانکشتاین به روایت تیم



    ویکتور فرانکشتاین پسری که سگش اسپارکی رو به خاطر تصادف با ماشین از دست میده ، بعد از آزمایشی در مدرسه و دیدن تاثیر برق روی بدن یک قورباغه تصمیم میگیره با استفاده از جریان برق ، اسپارکی رو زنده کنه . این بازگشت مجدد سگ له و لورده به زندگی با ترس و التهاب اهالی منطقه همراه میشه و ...

    متن بالا داستان فیلم کوتاه 30 دقیقه ای به نام فرانکن وینی است که برتون در سال 1984 برای دیزنی ساخت . فیلم با اینکه روایتی ساده و کودکانه است از [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] معروف [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (که فیلم [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] هم بر اساس همین کتاب ساخته شده) اما روایت سیاه و سفید تیم از این داستان ، غیرمتعارف ترین چیزی است که دیزنی قبلا تجربه آن را نداشت ؛ از همان تیتراژ ابتدای فیلم که در قبرستان حیوانات میگذره بگیر تا نبش قبر و مراسم احیای اسپارکی و شمایل اسپارکی بعد از آن ... دیزنی معتقد بود این اثر که باعث هرز رفتن منابع استودیو شده برای مخاطبین کم سنش زیادی ترسناکه و خب تیم برتون اخراج شد .

    فرانکن وینی هرگز به نمایش عمومی درنیامد تا اینکه بعد از موفقیت فیلمهای برتون و بعد از ده سال توسط دیزنی به بازار عرضه شد و بعدها به همراه وینست در دی.وی.دی کابوس پیش از کریسمس قرار گرفت .

    حالا بعد از سالها در ژانویه 2009 دیزنی دوباره سراغ برتون آمده و در یک توافق دو طرفه از او خواسته که این روایت رو این بار در قالب یک انیمیشن بلند استاپ موشن بازسازی کند که احتمالا برای نوامبر 2011 به اکران خواهد رسید .

    لغت Frankenweenie ترکیبی است از ابتدای نام فرانکشتاین به اضافه weenie به معنای مطرود و منفور .



  8. 6 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  9. #5
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض The Melancholy Death of Oyster Boy & Other Stories

    « مرگ وحشتناک پسر صدفی و داستانهای دیگر » عنوان کتاب شعری است از تیم برتون به همراه طراحی های منحصر بفرد وی از بچه هایی با تمایز ظاهری و خصوصیات نامتعارف جسمانی که در سال 1997 توسط انتشارات ویلیام مورو به شکل کتابی در قطع پالتویی در آمریکا چاپ و انتشار یافته است .

    کتاب با اینکه قالب شعر و طراحی های کارتونی داره اما مجموعه ای است عجیب از اوج عواطف و احساسات مردی نابغه بدون اعمال محدودیت سنی که به خلق کاراکترهایی مطرود و عجیب الخلقه منجر شده .


    همه کاراکترهای کتاب در کنار هم !

    در ادامه توصیه میکنم این مجموعه شعرها رو از لینکهای زیر دنبال کنید و با تصویرسازی و کاراکترهای خاص برتون آشنا شوید :
    i
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    i
    تیم برتون بعدها در سال 2000 یک سری انیمیشن کوتاه فلش به نام [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] کارگردانی کرد . کاراکتر اصلی این سریال 6 اپیزودی Stainboy هست و در طول هر قسمت با کاراکترهای مجموعه بالا روبرو می شویم . جالبه که آهنگسازی این کار هم بر عهده دنی الفمن بوده . از لینکهای زیر شش اپیزود 5 دقیقه ای انیمیشن رو دنبال کنید :
    i
    1. The Girl Who Stares
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    2. The Toxic Boy
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    3. The Bowling Ball
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    4. The Robot Boy
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    5. The Match Girl
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
    6. Stainboy's Day Off
    [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


    نمایی از انیمیشن

  10. 7 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  11. #6
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض تم هاي تكرار شونده ي تيم برتون

    احتمالا اين احساس به شما هم دست داده ؛ وقتي هنگام ديدن ساخته اي از تيم برتون لحظاتي از ساير آثار او در ذهنتان يادآوري شده ، به اين دليل كه شما درگير سبك خاص برتون شده ايد و البته ساخته هاي برتون از مشخصه هاي آشنايي برخوردارند كه تكرارشان هيچ وقت تكراري نيست هرچند مشابه است !
    با هم برخي از اين المانها رو در انيميشن هاي تيم برتون مرور مي كنيم :


    همه ي سگهاي تيمي كوچولو !

    تيم هميشه به سگ ها بيشتر از گربه ها علاقه دارد . سگ در آثار تيم برتون يكي از همراهان بي غل و غش قهرمان داستان است . اباكرامبي سگ باوفاي وينسنت مالوي تنها دوست اوست و حتي بعد از تبديل وينسنت مالوي به وينسنت پرايس برعكس گربه كه وحشتزده فرار ميكند با اشتياقي جان بركفانه حتي در آزمايش هاي خفن ويني شركت مي كند و به يك زامبي وحشتناك تبديل مي شود . هواي شبهاي مه آلود لندن جان ميدهد براي پيدا كردن قرباني ! (زامبي طبق عقايد سرخپوستي خدايي مار شكل هست كه بعد از حلول روح به بدن مرده به آن جان ميدهد ، آيا اباكرامبي سگي معمولي يا زنده است ؟) وينسنت اباكرامبي را به كمك نيروي برق در آزمايشگاه به زامبي تبديل مي كند ، خنده ي مليح اباكرامبي ...

    اسپاركي در Frankenweenie سگ پسر جواني به نام ويكتور هست كه در تصادف با يك ماشين تلف ميشود ولي ويكتور بكمك جريان برق زنده اش ميكند . در انيميشن Corpse Bride هم ويكتور (اين اسم هم تكرار شده) در دنياي مردگان از اميلي يك سگ هديه مي گيرد ، سگ ويكتور كه خيلي پيش از اين مرده و با وجود بافت اسكلتي فعلي يك سگ كامله . در The Nightmare Before Christmas هم با سگي به اسم Zero روبرو ميشويم كه بهترين دوست جك اسكلينگتون هست و البته اين يكي هم پيشتر مرده و فقط روح يك سگه كه از قبرش بيرون ميپره و دنبال جك ميره ...

    در همه ي اين موارد با سگ مرده اي طرف ميشويم كه بهترين دوست شخصيت اصلي ماجراست . اصولا گربه ها هم در آثار تيم برتون حضور دارند ولي اغلب فراري و مرموزند . تيم در اين مورد ميگه :‌ « مادرم عاشق گربه ها بود . خوشبختانه گربه زيادي در خانه نداشتيم ولي كار به جايي رسيد كه فروشگاهي باز كرد مختص گربه ها . شخصا فكر ميكنم شخصيتي كه پيرامونش را پر از گربه كرده شخصيتي غم انگيز است . چرايش را نمي دانم و بعد فكر ميكنم ذره اي هم خل است . اگر كسي بيشتر از ده گربه در خانه نگه دارد بايد نگران احوالاتش شد ... » . خب با اين توصيف مي توان وضعيت گربه را در انيميشن وينسنت بياد آورد و يك رابطه ي منطقي بين گربه و بزرگترها ايجاد كرد . هر جاي ديگري هم در آثار تيم برتون گربه ديديد همين نقل قول را بياد بياوريد !


    بيشه هاي پر درخت ، ريشه هاي يك درخت !

    از همان شروع دوبعدي انيميشن وينسنت گربه از كنار يك درخت تنومند به حركت ميوفتد و ريشه ي درخت هم از خاك بيرون زده . در كابوس شب كريسمس جك در بيشه اي پر دار و درخت نزديك قبرستان قدم ميزند و به مراسمي متفاوت فكر ميكند . در عروس مرده ويكتور بعد از رسيدن به بيشه اي پر درخت در حاشيه ي شهر يكبار ديگر مراسم روز عروسي را تمرين ميكند ، ريشه هاي درختان برآمده از خاك كه البته يكي هم دست عروس مرده است ... در همه ي اين موارد محيط تاريك و ظلماني موجود را هم اضافه كنيد . « تنها توضيحي كه در اين زمينه مي توانم بدهم اين است كه ما دنبال چيزهايي مي گرديم كه نداريم . همين كه در محيطي [حومه اي] و دور از شهر بزرگ شده ام كه همه چيزش صاف و روشن و تر و تميز است مرا برانگيخته كه دنيايي متضادش را در فيلم هايم توصيف كنم .»


    استاپ موشن و ابزارهاي مكانيكي يك مخترع تنها

    تيم برتون از همان اولين اثرش در ديزني تكليف خود را با خيلي چيزها روشن كرد ، وينسنت و عروس مرده استاپ موشن هستند كابوس شب كريسمس و ناين هم همينطور ، نسخه ي بازسازي فرانكن ويني هم استاپ موشن خواهد بود . حضور برتون در هر پروژه ي انيميشني ديگر با هر مسئوليتي در وهله اول بيانگر سبك استاپ موشن اثر مي باشد . استفاده از سبك استاپ موشن بهمراه بكاربردن ابزارهاي مكانيكي با مكانيزم خاص ، طراحي محيط و كاراكترهاي منحصربفرد در انيميشن هاي برتون بافت هماهنگي را موجب شده اند . احتمالا يكي از مشغله هاي دوره ي كودكي تيم ساخت اسباب بازي هايي برگرفته از ايده ها و كاراكترهاي طراحي خودش بوده . « آدم خيلي تكنيكالي نيستم ولي تكنولوژي عجيب و غريب و سرهم بندي كردن چيزها را دوست دارم كه براي من نمادي است از پيچيدگي هاي وجودي . حركت اين چيزهاي عجيب و غريب آزمايشگاهي مرا به ياد جنبش و حركت پيچ و مهره هاي ذهني پويا مي اندازد . هميشه از اين اسباب بازي ها خوشم آمده » .

    حال اضافه كنيد حضور يك مخترع تنها در بالاترين نقطه ي لوكيشن ؛ وينسنت كوچولو اتاقي در بالاي پله هاي طويل دارد ، در كابوس شب كريسمس دكتر Finkelstein خانه اي برج مانند روي تپه دارد حتي جك هم براي طراحي مراسم به اتاقي در بالاي همين برج ميرود ، در عروس مرده هم در دنياي مردگان Elder Gutknecht كه اميلي و ويكتور براي كمك پيش او مي روند در بالاي برجي با پلكاني مارپيچ و تنها زندگي مي كند . (بد نيست يادي كنيم از فيلم ادوارد دست قيچي كه ادوارد بعد از ساخته شدن توسط مخترعي تنها - با بازي وينسنت پرايس - در خانه اي در بلنداي حاشيه شهر زندگي ميكرد) .


    كاراكترهاي منحصربفرد مدل تيم برتوني !


    خب اين مورد گستردگي و تنوع زيادي داره ، از قهرمانهاي تنها ، غول ها ، كوتوله ها ، ساحره ها تا كاراكترهايي كه نقص يا زايدهاي جسماني عجيب دارند ؛ كه خب مجموعه اي از اين قبيل كاراكترها در مجموعه شعرهاي تيم (مرگ اسفبار پسر صدفي و ...) شاهد بوديد . بعدا كاملتر به بعضي از اين كاراكترها خواهيم پرداخت .
    « هميشه با آدم هايي كه تفاوت داشته اند احساس راحتي كرده ام چون طوري شكل گرفته ام و بزرگ شده ام كه هميشه احساس متفاوت بودن داشته ام . وقتي طوري بزرگ شويد كه هميشه احساس كنيد دركتان نمي كنند ، كششتان نيز به آدم هايي كه در همان موقعيت قرار دارند طبيعي خواهند بود . »


    در پايان همه ي اين تفاسير عاملي كه رابطه اي لذت بخش بين اين عناصر بوجود آورده چيزي نيست جز ارجاعاتي كه تيم برتون به آثار خودش مي دهد و اين ارجاعات متعدد به عنوان يك بسط و قالب كلي تم هاي تكرار شونده ي تيم برتون را از كهنگي نجات مي دهد .


    Morteza4SN @ P30world ©
    نقل قولهاي تيم برتون ترجمه ي هليا قاضي از روزنامه فرهيختگان - شماره 61 - 14 مرداد 88 - صفحه 9

  12. 5 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  13. #7
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض The nightmare before christmas

    اوايل دهه 80 ميلادي وقتي تيم برتون در ديزني بود شعري در سه صفحه با عنوان The Nightmare Before Christmas سرود كه فقط سه كاراكتر Zero ، Jack و Santa رو شامل ميشد . منبع الهام برتون هم انيميشن هاي [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] و [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] و شعر [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] بود .

    بعد از موفقيت "وينسنت" ، ديزني پيشنهاد ساخت انيميشن كوتاهي 30 دقيقه اي از روي اين شعر را قبول كرد ، بعد از جدايي برتون از ديزني ادامه ي كار متوقف شد تا اينكه در سال 1990 ديزني و برتون بر ساخت اين اثر بدون عنواني از والت ديزني به توافق رسيدند ؛ خب ديزني فكر ميكرد Nightmare خيلي مناسب مخاطبينش نيست . برتون به دليل درگير بودن با پروژه ي Batman Returns كارگرداني را به هنري سيلك سپرد . آهنگسازي و شعرها هم توسط دني الفمن تنظيم و سروده شد . نهايتا ساخت انيميشن در سال 1993 به اتمام رسيد و با موفقيت مالي و توجه عمومي همراه شد و اين شد كه بعدها ديزني با افتخار عنوانش رو اضافه كرد !

    در طراحي كاراكترها نكات ظريفي رعايت و بهترين استفاده هم از آنها شده . جك اسكلينگتون مردمك چشم نداره ، در مقابل سالي كه يك عروسك پارچه اي است يه جفت چشم درشت مدل برتوني داره . اوگي بوگي هم بافت پارچه اي داره اما مردمك چشم نداره و كاراكتر لولوخورخوره ي دهكده ي هالووين به شمار ميره تمايل زيادي به قمار و تاس انداختن داره . شهردار كه چهره ي دو وجهي شاد و غمگينش رو در دو سمت سرش مي بينيم و براي هر تصميمي نياز به كمك جك داره . دكتر Finkelstein كه يك كاراكتر ميانه است و حتي سه تا بچه ي شري كه ماسك به صورت دارند و ... همگي فقط در آثار برتون به اين شكل جفت و جور مي شوند .


  14. 4 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  15. #8
    ناظر انجمن انيميشن / کارتون Morteza4SN's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jul 2005
    محل سكونت
    Violet Orient
    پست ها
    2,360

    پيش فرض Corpse Bride _ 2005

    برتون با دومين انيميشن بلند استاپ-موشن خود نشان مى دهد كه تا چه حد در دنياى خيال انگيز انيميشن احساس راحتى مى كند. تخيلات عنان گسيخته او تنها در قالب دنياى اغراق آميز كارتون و انيميش امكان بروز تمام و كمال مى يابند. او دنياى آدم هاى عادى را نمى فهمد - همان طور كه آن ها هم او را درك نمى كنند! - پس در فيلم هاى زنده اش هم آنقدر كاراكترها را گريم مى كند تا از هيبت آدمى خارج شوند و به صورت كاريكاتورهاى اغراق آميز و قابل دركى براى او درآيند! (مثل پنگوئن درفيلم بازگشت بتمن، بيتل جويس، ادوارد دست قيچى و ميمون هاى فيلم سياره ميمون ها) بدترين شخصيت ها در آثار او آدم هاى عادى هستند ، برتون معمولاً كاراكترهايى را كه نمى فهمد و دوست ندارد بسيار يك بعدى و غيرقابل تحمل به تصوير مى كشد (مثل اكثر آدم هاى فيلم سياره ميمون ها) اما دنياى انيميشن جولانگاه مطلق و قلمرو سلطنت اوست!



    او همراه با همكارانش، جذابترين و اغراق آميزترين شخصيت هاى خيالى اش را به دور از محدوديت هاى فيلم زنده، تصوير كرده و ساخته است. اما اوج هنر فضاسازى و خلق كاراكترهاى متنوع برتون، دنياى مردگان «عروس مرده» است. بار ديگر بعد از فيلم «بيتل جويس» برتون به سراغ دنياى پس از مرگ رفته و عجيب است كه هر بار پاى جنازه و اسكلت و مرده وسط مى آيد تخيل برتون شروع به جوشش مى كند و سيل ايده هاى بصرى ديدنى و متنوع از ذهنش فوران مى كند: از رقص و پايكوبى اسكلت ها تا سر بريده اى كه چند تا سوسك حمل و نقلش مى كنند و مرده اى كه جسدش از وسط دو نصف شده و اسكلتى كه از فرط پيرى خميده و كرمى كه در سر عروس مرده لانه كرده و تنها همدم واقعى اوست!



    وقتى مى گوييم كه انيميشن عروسكى ايست - حركتى «عروس مرده اثر تيم برتون» ، شايد تصور كنيد برتون خودش بالاى سر عروسك ها نشسته و تك تك آنها را كادر به كادر حركت داده و فيلم را خلق كرده است! البته عروس مرده حاصل تخيل، حس هنرى و ذهنيت تيم برتون است اما گروه عظيمى از طراحان و انيماتورها او را يارى كرده اند. يكى از اين افراد، «كارلوس گرانجل» Carlos Grangel ، طراح و انيماتور برجسته اسپانيايى است كه در طراحى شخصيت هاى عروس مرده با برتون همكارى كرده.

    تيم برتون اولين بار، گرانجل را زمانى ملاقات كرد كه در انگلستان مشغول ساختن مدل هاى فيلم «مريخ حمله مى كند!» (۱۹۹۶) بود. ابتدا، طراحى هايى كه گرانجل براى عروسك هاى انيميشن «كلاه گيس ساز» اثر «استفن اسشفلر» كشيده بود نظر برتون را جلب كرد. اين اثر در سال ۲۰۰۱ نامزد دريافت جايزه اسكار انيميشن كوتاه شد. تيم برتون مى گويد: «وقتى كه طراحى هاى كارلوس را ديدم اندكى ياد طراحى هاى خودم افتادم. آنها داد مى زدند كه مى شود شخصيت هاى انسانى جذابى ازشان ساخت! بنابراين قبل از اين كه كارلوس را ببينم با او ارتباط برقرار كرده بودم.»

    بعداً در سال ۲۰۰۳ برتون فيلمنامه و يك دسته از طراحى هاى اوليه بى ربط اما زيبايش را به گرانجل داد. از آن جايى كه به گفته خود گرانجل «كابوس قبل از كريسمس تيم برتون» يكى از فيلم هاى مورد علاقه اوست با اشتياق فراوان پيشنهاد برتون را پذيرفت اما بعد از مدتى فهميد كه شيوه كار برتون كاملاً متفاوت با كار در دريم وركس است! گرانجل مى گويد: «در دريم وركس هر طراح براى هر شخصيت، بيست تا بيست و پنج طرح ارائه مى دهد، براى ماداگاسكار صدها شير طراحى شد و البته من هم به اين روش عادت كرده بودم ولى يك روز تيم (برتون) به من گفت كه چرا كيلويى نقاشى مى كشى؟ خودت كدام را بيشتر دوست دارى؟»

    زمانى كه طراحى به پايان رسيد گرانجل به همراه جمعيت بسيارى در كمپانى مك كنيون و ساندرز كه متخصص عروسك سازى هستند شروع به ساختن عروسك ها كرد. شخصيت هاى اصلى در حدود ۱۸ اينچ (۵۰ سانت) هستند. اين دسته از عروسك ها چون مجهز به آرميچر و مفصل و اسكلتى هستند كه امكان تغيير موقعيت را به عروسك گردان ها مى دهد، جذابيت بيشترى دارند. در ضمن، عروسك هاى «عروس مرده» قطعات اضافه اى دارند كه تنظيم حالات آن ها را امكان پذير مى كند ...



    برتون در پاسخ به اين سؤال كه چرا در دوره رونق انيميشن هاى كامپيوترى (مثل باورنكردنى ها، قصه كوسه، ماداگاسكار و ...) رو به انيميشن عروسكى ايست - حركتى آورده و عطاى تكنولوژى جديد را به لقايش بخشيده ، گفت: « به خاطر زيبايى اين عروسك ها! احساس جذاب دست ساز بودن آنها كه پينوكيو و فرانكشتين را به ياد مى آورد. من از تماشاى اثر هنرمند بر صفحه نمايش، لذت مى برم.»

    آدم هاى زنده در عروس مرده به عجيبى اشباح هستند! «ويكتور» داماد اجبارى، پاهاى لاغر و بلند مثل «جك اسكلينگتون» قهرمان انيميشن قبلى برتون يعنى «كابوس قبل از كريسمس»، دارد اما چشم هاى تأثيرگذار و چانه منحصر به فردش شديداً چهره صداسازش يعنى «جانى دپ» معروف را به خاطر مى آورد. ظاهر شخصيت در تركيب با صداى او، مرد جوان مهربان، گيج و در عين حال دوست داشتنى را خلق مى كند. گرانجل مى گويد: «چشم ها و ابروان و دهان بسيار خجالتى، از ويكتور شخصيتى ملموس ساخته. شما به او علاقمند مى شويد چون كه آسيب پذير است.»



    گرانجل درباره كار خودش در عروس مرده مى گويد: «ما ۸۲ شخصيت خلق كرديم كه به علت تغييرات فيلمنامه همگى آنها در فيلم نهايى ديده نمى شوند. تمام آنها از اِشكالى ساده برخوردارند يك چيز كه من پس از سال ها كار آموخته ام اين است كه «سادگى» بهترين نتيجه را مى دهد. شكل يك شخصيت بايد حتى از فاصله بسيار دور هم قابل تشخيص باشد.

    كارلوس گرانجل و رفقاى هنرمندش براى طراحى و ساخت شخصيت هاى فرعى به همان اندازه شخصيت هاى اصلى، وقت و انرژى صرف كرده اند. او مى گويد: «ما مى خواستيم كه هر شخصيت، تمامى اشكال و ويژگى هايى كه چشم را به خود جذب مى كنند داشته باشد. من مى دانم كه در وجود هر يك از تماشاگران يك هنرمند وجود دارد، اگر طراحى ها خوب باشند، مردم به حاصل كار ما پاسخ مثبت خواهند داد!»

    نوشته: چارلز سولومون
    مترجم: روجا نيستانى

  16. 4 کاربر از Morteza4SN بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  17. #9
    ناظر انجمن هنر هفتم M3HRD@D's Avatar
    تاريخ عضويت
    Jan 2007
    محل سكونت
    دالان ســـبز WEb►ByNvAyAn.BlOgFa.CoM
    پست ها
    3,440

    پيش فرض

    این متن‌ها و عکس‌های جذابی‌ است برای همه ما علاقه‌مندان آثار تیم برتون. در سال ۱۹۷۶ تیم برتون کتابی به اسم «ازلیگ غول پیکر» (The Giant Zlig) همراه با نامه ایی برای کمپانی والت دیزنی فرستاد و درخواست چاپ آن را کرد، در خواستی که پذیرفته نشد.
    تیم برتون ۱۸ ساله و دبیرستانی، کپی ایی از کتابش به همراه نامه ایی برای کمپانی دیزنی می‌فرستد به این امید که آن‌ها کتابش را چاپ کنند. هفته‌ها بعد «جینت کراگر» ادیتور دیزنی برای رد درخواست برتون نامه ایی بسیار محترمانه برای او می‌فرستد؛ نامه ایی که کراگر در آن به تعریف و تمجید از خلاقیت و هنر برتون می‌پردازد

    در هر صورت، سه سال بعد تیم برتون با مدرک «کاراکتر انیمیشی» از CalArts برای استخدام به کمپانی والت دیزنی مراجعه می کند و به سرعت درخواستش پذیرفته می‌شود.

    در زیر تصاویری از دو نامه‌ی ارسالی و کتاب مشاهده می‌کنید:

    نامه ارسالی توسط تیم برتون:

    ترجمه متن نامه:

    آقایان عزیز

    من این کتاب را با این امید می‌فرستم که شاید شما تصمیم به چاپش بگیرید. کتاب صفحه آرایی مناسبی ندارد و من خوشحال می‌شوم که تغییرات لازم را بر روی آن انجام دهید. در هر صورت امیدوارم جوابی از شما به من برسد. ممنون.

    با احترام

    تیم برتون



    نامه ارسال توسط دیزنی:

    ترجمه متن نامه:

    تیم عزیز

    این‌ها خلاصه ایی از نظرات در مورد کتاب تو است، ازلیگ غول پیکر:

    داستان: داستان به اندازه‌ی کافی برای مخاطبان کم سن و سال (۴ تا ۶ ساله) مناسب است، و نشان دهنده‌ی تسلط تو به زبان می باشد و این تسلط بیشتر از آنی است که از یک دانش آموزان دبیرستانی این روز‌ها انتظار داشتم.، ولی در گرامر و دیکته جاهایی غلط‌هایی داشتی. اما شاید برای اینکه بازار پسند باشد، بسیار از کارهای سوس (Seuss) الهام گرفته ایی – مطمئن نیستم. اما من قطعا از خواندنش لذت بردم.

    هنر: با در نظر گرفتن اینکه لوازم و مواد مناسب در اختیار نداشتی، بخش هنری کتابت بسیار خوب است. کاراکتر‌ها زیبا و تخیلی هستند و به اندازه کافی تنوع دارند که جذابیت را حفظ کنند. طرح‌هایت هم خوب هستند و نشان دهنده‌ی تنوع نگاهت می‌باشند. در نتیجه من نه تنها از خواندن درباره‌ی ازلیگ غول پیکر لذت بردم، با دیدنش هم خندیدم.

    امیدوارم نظراتم برایت رضایت بخش باشد. ممنون که این فرصت را ایجاد کردی که کتابت را بخوانم. به کار خوبت ادامه بده و موفق باشی

    با ‌‌نهایت احترام

    جینت کراگر

    ادیتور

    کمپانی والت دیزنی



    تصاویری از کتاب:

    (در دوردست‌ها سرزمینی وجود داشت به نام «زیو». سرزمینی که همه‌ی هیولا‌ها در آن زندگی می‌کردند. در این سرزمین موجودات عجیب زیادی با جثه‌های مختلف وجود داشتند که هر کدام قابلیت‌های عجیب زیادی داشتند)

    منبع:
    کد:
    برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

  18. 18 کاربر از M3HRD@D بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

برچسب های این موضوع

به اشتراک بگذارید

به اشتراک بگذارید