تبلیغات :
آموزشگاه برنامه نویسی تحلیل داده ها 021-88446780 021- 88146330 021 88146323
دوره آموزش برنامه نویسی آندروید دوره آموزش برنامه نویسی #C
دوره کارگاه عملی وپیشرفته آموزش ASP.NET دوره کارگاه عملی آموزش PHP
دوره آموزش برنامه نویسی IOS دوره آموزش کامل و حرفه ای طراحی وب سایت HTML5-CSS3-JQuery
دوره آموزش MVC.NET 5.2 همراه با BootStrap AJAX دوره آموزش Sql Server 2012
دوره آموزش Entity Framework دوره آموزش PHP پيشرفته

ساخت apple id
هاست و دامین - ثبت دامین با 100 ها پسوند
اجاره آپارتمان
گیفت کارت آیتونز گیفت کارت گوگل پلی
آگهی استخدام


    

نمايش نتايج 1 به 4 از 4

نام تاپيک: تفاوت ریکلوزر و دیژنگتور

  1. #1
    در آغاز فعالیت saman.g's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2008
    پست ها
    13

    10 تفاوت ریکلوزر و دیژنگتور

    ديژنگتور رو که همه شما مي‌دونيد که نوعي کليد قدرت است که براي نگهداري و قطع عبور جريان مدار در شرايط نرمال يا اتصالي بکار مي‌رود.
    به عبارت ساده تر اين کليد توانايي قطع و وصل انواع بارها را دارد مضاف بر اينکه مي‌تونه جريان اتصال کوتاه را قطع کنه.
    اما ريکلوزر نوعي کليد قدرت است که داراي عملکردي شبيه به ديژنگتور است با اين تفاوت که در حين رخ دادن اتصال کوتاه در شبکه توانايي چندين مرتبه (معمولاً 3 مرتبه) قطع و وصل را دارد.
    بدين معني که در صورت ايجاد خطا در شبکه اين کليد شبکه را به مدت تقريباً يک ثانيه قطع کرده و مجدد وصل مي‌کند اگر همچنان خطا وجود داشت مجدد قطع مي‌کند واين عمل را چندين مرتبه انجام مي دهد و اگر در هر وصل خطا بر طرف شده بود که وصل باقي مي‌ماند در غير اينصورت مجدد قطع مي شود و زمانيکه تعداد قطع و وصل به اندازه تعريف شده رسيد قطع مي ماند.
    اما دليل اين قطع و وصل‌هاي مکرر چيست؟
    معمولاً (در اکثر موارد) خطا در شبکه ها موقتي است و پس از يک قطع و وصل برطرف مي‌شود. مثلاً اگر خطاي بوجود آمده در اثر وجود شخصي در بين دو فاز شبکه باشد پس مدتي اندک اين آدم خشک مي‌شه و مي افته پايين و خطا برطرف مي شه. پس هيچ لزومي ندارد به خاطر چنين مسئله‌اي که خود به خود بر طرف مي‌شود شبکه کلاً قطع شود




  2. #2
    در آغاز فعالیت saman.g's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2008
    پست ها
    13

    10 اصول دریافت پخش سیگنالهای ماهوارهای انواع پستهاي فشار قوي از نظر عملكرد

    - انواع پستهاي فشار قوي از نظر عملكرد
    1- پستهاي از نظر وظيفه اي كه در شبكه بر عهده دارند به موارد زير تقسيم بندي مي شوند
    الف: پستهاي افزاينده ولتاژ
    اين پستها كه به منظور افزايش ولتاژ جهت انتقال انرژي از محل توليد به مصرف بكار مي روند معمولا در نزديكي نيروگاهها ساخته مي شوند.
    ب: پستهاي كاهنده ولتاژ:
    اين پستها معمولا در نزديكي مراكز مصرف به منظور كاهش ولتاژ ساخته مي شوند.
    ج: پستهاي كليدي:
    اين پستهاي معمولا در نقاط حساس شبكه سراسري و به منظور برقراري ارتباط بين استانهاي مختلف كشور ساخته مي شوندو معمولا رينگ انتقال شبكه سراسري را بوجود مي آورند در اين پستها تغيير ولتاژ صورت نمي گيرد و معمولا بخاطر محدود كردن تغييرات ولتاژ از يك راكتور موازي با شبكه استفاده مي شود در بعضي از مواقع از اين راكتورها با نصب تجهيزات اضافي مصرف داخلي آن پست تامين مي شود.
    د: پستهاي تركيبي تا مختلط
    اين پستها هم به عنوان افزاينده يا كاهنده ولتاژ و هم كار پستهاي كليدي را انجام مي دهند و نقش مهمي در پايداري شبكه دارند.
    2- انواع پستهاي از نظر عايق بندي
    الف: پستهاي معمولي
    پستهايي هستند كه هاديهاي فازها در معرض هوا قرار دارند و عايق بين آنها هوا مي باشند و تجهيزات برقرار و هاديها بوسيله مقره هايي كه بر روي پايه ها و استراكچرهاي فولادي قرار دارند نصب مي شوند اين پستها در فضاي آزاد قرار دارند در نتيجه عملكرد آنها تابع شرايط جوي مي باشد.
    ب: پستهاي گازي يا پستهاي كپسولي ) G.I.S)
    در اين پستها بجاي استفاده از عايق هاي چيني و شيشه اي p.v.c از گاز هگزا فلوئور سولفور به عنوان عايق استفاده مي شود اين گاز نقاط برقدار را نسبت به يكديگر و نسبت به زمين ايزوله مي كند در اين نوع پستها كليه تجهيزات درون محفظه قرار دارند و طوري طراحي شده اند كه گاز به بيرون نشت نكند از محاسن اين پستها اشغال فضاي كم مي باشد و چون در فضاي بسته قرار دارند تابع شرايط جوي نمي باشند و از معايب آنها به دليل تكنولوژي بالاي كه دارند تعمير و نگهداري آنها مشكل است.
    *** اجزاء تشكيل دهنده پستها ***
    1- سوئيچگير(سوئيچ يارد):Switchgear
    2- ترانسفورماتر قدرتower Transformer
    3- ترانسفورماتور زمين:Ground Transformer
    4- ترانسفورماتور مصرف داخلي:Staition Service ( T )
    5- جبران كننده ها:Componsators
    6- تاسيسات جانبي:
    *سوئيچگير:
    به مجموعه اي از تجهيزات كه در يك ولتاژ معين رابطه بين دو باس را برقرار مي كند گفته مي شود وشامل قسمتهاي زير است:
    1- باسبار (شينه): Bas bar
    2- كليدهاي قدرت:Circuit Breaker
    3- سكسيونرها: Disconector Switch
    4- ترانس جريان: Current Transformer
    5- ترانس ولتاژ:Voltage Transformer 6- مقره اتكايي: (P.I)
    7- برقگير:Lighting Arester
    8- تله موج: Line Trap
    9- واحد منطبق كننده:L.M.U= Line Matching Unit
    * جبران كننده ها:
    1- خازنها
    2-سلفها(راكتورها)
    *تاسيسات جانبي:
    1- اتاق فرمان.
    2- اتاق رله .
    3- باطريخانه.
    4- ديزل ژنراتور.
    5- تابلو توزيع AC
    6- تابلو توزيع DC
    7- باطري شارژر.
    8- روشنايي اضطراري.
    9- روشنايي محوطه.
    10- تاسيسات زمين كردن و حفاظت در مقابل صاعقه.
    *بي خط:
    به موقعيت ست و تعداد وروديها و خروجيها بستگي دارد و به مجموعه اي از تجهيزات كه تشكيل يك خط ورودي يا خروجي را بدهند بي خط گفته مي شود كه شامل:
    2- برقگير
    3- ترانس جريان
    4- لاين تراپ
    5- سكسيونر ارت
    6- سكسيونر خط
    7- ترانس جريان
    8- سكسيونر
    9- بريكر
    10- سكسيونر
    *بي ترانس:
    به تعداد ترانسهاي قدرت بستگي دارد و به مجموعه تجهيزاتي كه ارتباط باسبار و ترانسفورماتور را برقرار مي نمايد بي ترانس گفته مي شودو شامل:
    1- سكسيونر
    2- بريكر
    3- سكسيونر
    4- ترانس جريان
    5- ترانس ولتاژ
    6- برقگير
    *تله موج يا تله خط يا موج گير:Line Trap, vawe Trap
    از خطوط انتقال نيرو به منظور سيگنالهاي مختلف نظر سيگنال اندازه گيري و كنترل ار راه دور,مكالمات تلفني,تله تايپ,حفاظت جهت ارسال و دريافت فرمان از پست هاي ديگر نيز استفاده مي شود. جهت جلو گيري از تداخل اين سيگنالها كه داراي فركانس بالا مي باشند و جدا كردن آنها از فركانس سيستم قدرت و هم چنين به منظور جلو گيري از انتقال سيگنال به قسمتهاي ديگر و امكان ايجاد عملكرد صحيح از موج گير استفاده مي شود.موج گيربايد طوري باشد كه بتواند حداكثر جريان نامي و جريانهاي اتصال كوتاه را تحمل نمايد, موج گير بطور سري در انتهاي خطوط انتقال نيرو و در ايستگاهها نصب مي شود و بعد از ترانسفورماتورهاي ولتاژ قرار مي گيرد) در انتها و ابتداي خطوط قرار مي گيرد).
    سيگنالهاي p.L.c داراي فركانس بالا بوده و در شبكۀ ايران از 30khz تا500khz تغيير مي كند.موج گيرها معمولا از يك سلف كه داراي هسته مي باشد و يك مجموعه خازن و مقاومت كه مجموعا بطور موازي با هم قرار گرفته اند تشكيل مي شود از سلف(سيم پيچ) جريان خط بطور مستقيم عبور نموده و مجموعه خازن و مقاومت معمولا در داخل سيم پيچ نصب مي گردند.
    در يك موج گير براي تغيير فركانس و پهناي باند مسدود كننده فقط با تعويض خازن و تغيير ظرفيت آن اين عمل صورت مي گيرد. به منظور حفاظت لاين تراپ در مقابل اضافه ولتاژهاي ناگهاني كه ممكن است در دو سر لاين تراپ پديد آيد از برقگير استفاده مي شود.
    *موج گيرها در پستهاي فشار قوي به سه طريق نصب مي شوند:
    1- بصورت آويزي
    2- نصب موج گير بر روي مقره اتكايي
    3- نصب موج گير بر روي ترانسفورماتور ولتاژ.(مزيت اين طرح صرفه جويي در زمين پست است.)
    *تذكر :موج گيرها فقط در دو انتهاي خطوطي كه سيستم P.L.C بين دو پست برقرار باشد نصب مي گردد و معمولا بر روي دو فاز نصب مي شوند.( گاهي بر روي يك فاز ويا هر سه فاز نيز نصب مي گردند.)
    *كليدهاي قدرت (بريكر):
    كليدهاي فشار قوي تنها يك وسيلۀ ارتباطي بين مولدها و ترانسفورماتورها و مصرف كنندها و خطوط انتقال انرژي و يا مجزا كنندۀ آنها از يكديگر نيستند,بلكه حفاظت دسيگاهها و سيستمها الكتريكي را در مقابل جريان زياد بار و جريان اتصال كوتاه به عهده دارند.
    *شرايط و مشخصات بريكرها:
    **در حالت بسته: بايد در مقابل عبور جريان بار و حتي جريان شديد اتصال كوتاه از خود مقاومت قابل ملاحظه اي نشان ندهند و نيز در مقابل اثرات حرارتي و ديناميكي اين جريانها در يك زمان طولاني داراي پايداري و ثبات قابل ملاحظه اي باشند
    **در حالت باز : بريكرها بايد قادر باشند اختلاف سطح الكتريكي موجود بين دو كنتاكت باز را بطور كاملا مطمئن تحمل نمايد.
    - تمام قسمتهاي كليد در شرايطي كه هم پتانسيل فشار را الكتريكي شبكه هستند بايد در موقع قطع و يا در حالت وصل بطور كاملا مطمئن نسبت به زمين و نسبت به قطبها و تيغه هاي ديگر ايزوله و عايق باشند.
    - بريكرها بايد قادر باشند مدار الكتريكي را در زير ولتاژ نامي ببندند( بريكرها معمولا براي ولتاژ ماكزيمم شبكه طراحي مي شوند).
    - بريكرها بايد قادر باشند مدار الكتريكي را در ضمن عبور جريان باز كنند.
    - بريكه ها بايد قابليت سرعت عملكرد بالايي در قطع و وصل مدار الكتريكي را داشته باشند.
    - بريكرها محدوديت جرياني ندارند و براي بزرگترين جريانهاي اتصال كوتاه ساخته مي شوند.
    - يكي از مشخصات مهم بريكرهاي قدرت زمان تاخير در قطع كليد است. اين زمان عبارت است از حدفاصله بين لحظه فرمان قطع توسط رله مربوط و آزاد كردن ضامن قطع كليد تا خاموش شدن كامل جرقه.
    *ويژگيهاي مشترك بريكرها:
    1- داشتن مكانيزم عملكرد قطع و وصل : operating Mechanism
    2- داشتن مكانيزم خاموش كردن جرقه در اتاق جرقه: Arcextinction Inarcing Chamber
    3- داشتن كنتاكتهاي اصلي بريكر(كنتاكتهاي ساده و متحرك): Fixed& Moving Contacts
    4- داشتن سيم پيچ هاي قطع و وصل: Triping coil& Closing Coil
    5- داشتن كنتاكتهاي فرعي: Auxiliary Contact
    6- داشتن مدارات كنترل بريكر: Control Circuits Circuit Breaker
    *انواع بريكر از نظر محل نصب:
    1- نصب در فضاي آزاد:Out Door
    2- نصب در تاسيسات داخلي: In Door
    *بريكرها بر اساس مكانيزم خاموش كردن جرقه بصورت زير تقسيم بندي مي شوند:
    1- بريكر تانك روغن يا روغني: Bulk Oil Circuit Breaker
    2- بريكر كم روغن يا نيمه روغني: Minimum Oil Circuit Breaker
    3- بريكر گازي SF6 : Sulphur- hexafluoride(sf6) C.B
    4- بريكر با محفظهء خلاء: Vacuum Circuit Breaker
    5- بريكر هوايي: Air Circuit Breaker
    6- بريكر هواي فشرده: Air Blast Circuit Breaker
    *بريكرهاي روغني:
    جرقه , روغن دي الكتريك را تجزيه مي نمايد و گازهاي ناشي از اين تجزيه باعث افزايش فشار درون محفظه اي كه قطع كننده درآن نصب مي شود مي گردد. گازها از طريق سوراخ هايي درون محفظه هدايت مي گردند و جرقه درون سوراخ ها كشيده شده و توسط جريان گاز خنك ميگردد. هنگاميكه بريكر يك مدار فعال را قطع مي نمايد, روغن بخاطر گرماي شديد تجزيه شده و گازها و بخارات همچون گازH2 به مقدار 70 درصد C2H2به مقدار 20 درصد و CH2 به مقدار 10 درصدو مقدار كربن از روغن متصاعد مي شود كه از ميان گازهاي مذكور هيدوژن( H2 ) از قدرت دي الكتريك خوبي براي حذف و از بين بردن قوس الكتريكي برخوردار است , پس از قطع جرقه فضاي كنتاكتها توسط روغن دي الكتريك تازه پر مي گردد و قدرت عايقي كافي بين كنتاكتها تامين مي گردد.
    .
    *نقش روغن در بريكرهاي روغني:
    1- براي عايق كردن كنتاكتها از بدنه تانك روغن و نيز از زمين.
    2- براي آماده كردن يك واسطۀ عايقي در ميان كنتاكتها بعد از خاموش شدن جرقه.
    3- براي توليد هيدروژن در مدت بوجود آمدن قوس.
    نكته: در اين نوع كليدها عموما يك كنتاكت متحرك و دو كنتاكت ثابت وجود دارد.
    *نكات ضعف بريكرها روغني:
    1- روغن باعث كربونيزه شدن و ايجاد رسوبات در داخل كليد مي شود.
    2- تركيب هوا و هيدروژن باعث ايجاد انفجار و آتش سوزيهاي خطرناك مي شود.
    3- ترشح و نشت از مخزن امكان آتش سوزي و انفجار را در بر دارد ,اين محدوديت نياز به يك تانك روغن بزرگ دارد كه در ولتاژ و جريانهاي خيلي زياد امكان ساخت تانك روغن متناسب با آن جريان و ولتاژ وجود ندارد.
    4- حجم بسيار زيادي را اشغال مي نمايد بخصوص در ولتاژ هاي بالا.
    5- به سرويس و بازديد مرتب از كنتاكتها و روغن نياز دارد.
    6- براي كليد زني هاي مكرر مناسب نيستند.
    7- در بريكرهاي روغني هر سه فاز مي توانند داخل يك تانك قرار داشته باشند و يا اينكه هر فاز تانك مخصوص به خود را داشته باشند.
    *دلايل خاموش شدن جرقه:
    1- طولاني شدن قوس( ناشي از عملكرد بازوي مكانيكي).
    2- خنك شدن جرقه.
    *با افزايش طول جرقه,سطح تماس جرقه با روغن بيشتر شده در نتيجه انتقال حرارت روغن بيشتر و قوس خنك تر مي شود.
    *دسيكانكت( سكسيونر): Discon nect
    كليدهاي غير قابل قطع و وصل در زير بار و جريانهاي اتصال كوتاه مي باشند,اين نوع كليدها فاقد محفظۀ خاموش كنندۀ جرقه هستند و تيغه ها كاملا قابل رويت مي باشند و هدف از بكار گيري آنها در پست هاي فشار قوي جدا كردن دو قسمت پست از يكديگر مي باشند.
    *سكسيونرها در ولتاژهاي متفاوت ساخته مي شوند و از سه قسمت اساسي ساخته مي شوند:
    1- تيغه هاي حامل جريان
    2- مقره هاي اتكايي
    3- مكانيزم عمل كننده و اهرمهاي مربوطه
    *مكانيزم عمل كنندۀ سكسيونرها:
    1-دستي: كه در اينحالت مكانيزم عمل كننده توسط دست تحريك مي شود.
    2-موتوري: كه مكانيزم عمل كننده توسط يك موتور الكتريكي كه به يك سيستم گيربكس متصل است به اهرمهاي عمل كننده نيرو وارد مي كنند و باعث باز و بسته شدن سكسيونرها مي شود.
    *انواع ديسكانكتها:
    1- دوراني( دوستوني):
    در ولتاژهاي 132kv و بالاتر مورد استفاده قرار مي گيرند و عملكرد آنها بصورت موازي با سطح زمين با زاويۀ 90 درجه صورت مي گيرد.
    2- دوراني( عمودي):
    كه در تمام سطوح ولتاژ مورد استفاده قرار مي گيرند.( سكسيونر تيغه اي)
    3- قيچي شكل( پاندو گراف):
    در جاهايي كه اختلاف ارتفاع دارند معمولابكار مي رود.
    4- دسيكانكتهاي زانوئي( چاقويي):
    5- ديسكانكت زمين: Earthing Switch & Grounding Switch
    اين ديسكانكتها معمولا داراي يك اينترلاك الكتريكي و يا مكانيكي با سكسيونرهاي خط و يا ترانسها,راكتورها, بانكها خازني مي باشند بدين مفهوم كه تا سكسيونر سر خط يا ورودي به ترانس باز نباشد بسته نخواهد شد و تا زماني كه سكسيونر زمين بسته باشد سكسيونر مربوط بسته نخواهد شد.
    *شرايط باز و بسته شدن ديسكانكتها:
    1- تنها در مدار جريانهاي شارژ خازني خطوط يا جريانهاي مغناطيس كنندگي ترانسهاي توزيع كوچك وجود داشته باشد.
    2- با باز و بسته شدن كليد ولتاژ دو سر كليد تغيير نكند.
    3- بعلت اينكه كليدها در زير جريان باز و يا بسته نمي شوند و جريان عبوري از آنها تقريبا صفر است زمان قطع و وصل در سكسيونرها خيلي بيشتر از بريكرها است.
    4- براي اطمينان از عملكرد ديسكانكتها در ارتباط با بريكر مدارات فرماني بنام اينترلاك سيستم در نظر گرفته مي شود كه اين سيستم اينترلاك هم مي تواند الكتريكي باشد و هم مكانيكي.
    **برقگير(L.A) Lighting Arester
    * براي حفاظت تجهيزات در مقابل اضافه ولتاژهايي كه مي توانند توسط دو عامل زير در شبكه قدرت ايجاد شود از برقگير استفاده مي شود:
    1- عوامل بيروني از قبيل صاعقه و رعدوبرق
    2- عوامل داخلي كه بر اثر اختلالات شبكه و مواردي نظير سوئيچينگ,اتصال كوتاه و يا رزونانس ممكن است پيش آيد.
    *خصوصيات تجهيزات حفاظتي در مقابل اضافه ولتاژ بطور كلي عبارتند از:
    1- در مقابل ولتاژ نامي شبكه هيچ عكس العملي نشان ندهند.
    2- در مقابل اضافه ولتاژهاي بوجود آمده بسيار سريع عكس العمل نشان دهند تا به تجهيزات سيستم آسيب نرسد.
    3- قابليت عبور جريان هاي بسيار زياد را داشته باشند.
    4- پس از رفع اضافه ولتاژ و رسيدن ولتاژ به مقدار نامي عبور جريان از برقگير قطع و مدارات كاملا باز گردد.
    *انواع برقگيرها:
    1- برقگير ميله اي
    2- برقگير سوپاپي
    3- برقگير اكسيد روي z no
    *مشخصات برقگير:
    1- ولتاژ نامي : Rated Voltage
    - كه عبارت است از حداكثر مقدار مؤثر ولتاژي كه برقگير در دو سر خود مي تواند
    كند و عملكردي نداشته باشد.
    2- فركانس نامي : Rated Fregaency
    F=50 Hz or 60 Hz - ,فركانس شبكه ايكه برقگير در آن نصب مي شود
    3- ولتاژ جرقه با فركانس صنعتي: Paver Frequency Spark Over Voltage
    - عبارت است از حداقل مقدار ولتاژي كه در فركانس صنعتي و در صورت اعمال به برقگير باعث ايجاد جرقه در دو سر آن مي شود.
    4- ولتاژ جرقه اي ناشي از موج ضربه اي: Impulse Spark Over Voltag
    - مقدار پيك موج ضربه اي 1.2/50 ميكرو ثانيه كه در صورت اعمال به برقگير باعث
    آن مي شود.
    5- حداكثر جريان تخليه:Rated Discharge Current
    - حداكثر جرياني كه از برقگير مي تواند عبور نمايد در هنگام تخليه بدون آنكه به
    برقگير صدمه اي وارد گردد.
    6- ولتاژ باقيمانده:Residerad Voltage
    - مقدار ولتاژي كه در صورت عملكرد برقگير در دو سر آن ظاهر مي شود كه بستگی به جريان برقگير دارد.
    *كنتور برقگير: Arester Conter
    -براي اينكه تعداد دفعاتي را كه برقگير در اثر اضافه ولتاژها عمل كرده واز خود جريان
    عبور داده است از جهت كاربرد آن در طراحي هاي آينده و برداشتهاي آماري داشته
    باشيم از كنتور استفاده مي كنيم. به ازاي هر بار عملكرد برقگير كنتور يك شماره را
    ثبت خواهد كرد كه با توجه به آن تعداد عملكردها در پايان هر ماه , فصل يا سال قابل
    قرائت و ثبت خواهد بود.
    ((( ترانسفورماتورهاي اندازه گيري )))
    در شبكه قدرت ولتاژ و جريان بقدري زياد هستند كه نمي توان از آنها مستقيما براي عملكرد رله ها و دستگاههاي اندازه گيري(آمپر متر و ولتمتر) استفاده كرد به همين دليل از وسايلي به نام ترانسهاي جريان و ولتاژ استفاده مي شود تا كميات الكتريكي را متناسب با ولتاژ و جريان شبكه در سطحي قابل استفاده براي رله ها و دستگاههاي اندازه گيري در اختيار آنها قرار دهند.
    بعبارت ديگر ترانسفورماتورهاي اندازه گيري , ترانسفورماتورهاي كاهنده اي هستند با قدرت خيلي كم كه جريان و ولتاژ را به مقدار قابل سنجش براي دستگاههاي اندازه گيري كاهش مي دهند و وسايل اندازه گيري و حفاظتي(رله ها) از شبكه قدرت ايزوله و مجزا مي گردند.
    *ترانسفورماتور ولتاژ: (P.T)
    ترانسفورماتوري است كه در آن ولتاژ ثانويه متناسب و همفازي با ولتاژ اوليه بوجود مي آيد و
    براي تبديل ولتاژ يك سيستم به ولتاژي مناسب جهت وسايل اندازه گيري و يا حفاظتي بكار مي رود و نيز مدارات اندازه گيري وحفاظتي را از مدار قدرت ايزوله مي سازد.
    اين ترانسفورماتورها نيز نظير ساير ترانسفورماتورها بر اساس القاء الكترومغناطيس عمل نموده و ولتاژ فشار قوي را به ولتاژهاي استاندارد تبديل مي نمايد.
    P.T- ها در ولتاژهاي زياد داراي مخزن روغن بوده كه سيم پيچهاي اوليه وثانويه را درون خود جاي مي دهد و شامل قسمتهاي زير است:
    - سيم پيچ فشار قوي
    - سيم پيچ فشار ضعيف
    - مواد عايقي كه در ولتاژهاي بالا معمولا روغن و در ولتاژهاي پايين از نوع خشك مي باشد
    - هسته
    - جدار عايقي خارجي آن
    *ترانسفورماتورهاي ولتاژ از نظر ساختمان به دو دسته تقسيم مي شوند:
    1- نوع تك بوشينگي:Single Bushing
    2- نوع دو بوشينگي: Double Bushing
    براي اندازه گيري ولتاژ فاز به زمين از P.T هاي تك بوشينگي استفاده مي شود.
    P.T هاي تك بوشينگي از نظر ساخت ارزان قيمت بوده و بصورت ستاره تهيه مي شوند.
    P.T ها كلا بصورت موازي در شبكه قدرت نصب مي شوند.
    P.T ها بايد داراي خصوصيات زير باشند:
    1- افت ولتاژ و افت توان در سيم پيچ هاي اوليه و ثانويه حداقل باشد.
    2- فلوي پراكندگي بسيار كم باشد.
    3- هسته به اشباع نرود.
    نكته مهم: بهترين حات براي P.T اين است كه ثانويه آن باز باشد يعني امپدانس بالايي داشته باشد تا جريان عبوري از آن بسيار محدود گردد.
    *تفاوت P.TوC.T :
    تفاوت آنها در پارامترهاي مدار معادل يعني:
    1- تفاوت در مقاومت سيم پيچها
    2- تفاوت در مشخصه هسته ها
    **نكته**
    عموما P.T ها بصورت تكفاز مورد استفاده قرار مي گيرند.
    *كاربرد P,T ها:
    - در سيستم حفاظت
    - در سيستم اندازه گيري
    كه كاربرد P.T ها بصورت مشروح چنين است:
    - اندازه گيري ولتاژ
    - اندازه گيري توان
    - اندازه گيري ضريب قدرت
    - بهره گيري براي مدار سنكرون چك
    - استفاده در حفاظتهاي O/V---U/V---Directional
    *P.T بايد در جايي نصب گردد كه از بي برق بودن فيدر مطمئن شويم پس محل نصب P.T:
    - در دو سر خطوط انتقال ودر كنار Line Trap.
    - در ورودي و خروجي ترانس قدرت.
    - در زير هر شين بايد P.T وجود داشته باشد.
    * ملاحظات عمومي در P.T*
    1- در ثانويه P.T مي توان از چندين كر استفاده كرد كه هر كر امكان دارد از چندين تپ تشكيل شده باشد. از يك دسته از كرها براي اندازه گيري واز دسته ديگر براي حفاظت استفاده مي شود كه كلاس دقت كرهاي اندازه گيري بايد بالاتر از كرهاي حفاظتي باشد.
    2- در بعضي از موارد امكان دارد كه ثانويه P.T اتصال كوتاه گردد كه باعث مي شود جريان زيادي از ثانويه P.T عبور نمايد كه چون هسته P.T در نزديكي اشباع كار مي كند باعث صدمه ديدن P.T خواهد شد به همين منظور از فيوز (MCB) استفاده مي شود و هر كر يك (MCB) براي خودش بايد داشته باشد.
    - ترمينالهاي ثانويه در P.T با حروف كوچك و در طرف اوليه با حروف بزرگ مشخص مي گردند. تپ ها در ثانويه در قسمت راست و تعداد كرها در ثانويه با رقم در سمت چپ مفهوم مي شوند.
    تعاريف و كميات مهم در P.T :
    * ولتاژ نامي
    * نسبت تبديل و هميشه فاز به زمين مد نظر است
    * بار در ثانويه P.T( بردن)
    * خروجي نامي ترانس
    * درصد خطاي ولتاژ
    * خطاي جابجايي فاز
    * كلاس دقت
    سطح عايقي:
    ضريب ولتاژ نامي:
    مصرف ميزان اضافه ولتاژ مجاز روي p.T است كه اين ضريب به مدت زمان اضافه ولتاژ بستگي داردمثلا:
    p.T ها بطور معمول10 درصد اضافه ولتاژ را تحمل مي نمايد.
    P.T ها بطور معمول 50 درصد اضافه ولتاژ را به مدت 60 Secتحمل مي نمايد.
    p.T ها بطور معمول 100 درصد اضافه ولتاژ را به مدت 30 Sec تحمل مي نمايد.
    ‍‍‍Capacitor Voltage Transformer Or C.V.T
    ترانسفورماتور ولتاژ خازن عبارت است از يك وسيلۀ تقسيم كنندۀ ولتاژ با استفاده از خازن ويك ترانسفورماتور الكترومغناطيسي. دستگاه تقسيم كنندۀ ولتاژ از تعدادي خازن بصورت سري درست شده است با انتقال يك ولتاژ به دو سر مجموعۀ خازن بعلت وجود مقاومت خازن Xc افت ولتاژهايي در دو سر هر يك از خازنها بوجود مي آيد. در صورتي كه خازنها را با ظرفيت يكسان انتخاب كنيم افت ولتاژ دو سر هر يك از خازن ها برابر خواهد بود.
    در ولتاژهاي بالاتر از 63 kv بعلت سهولت در طراحي و از نظر اقتصادي از C.V.T استفاده مي نمايند. قدرت خروجي( بردن Burden ) C.V.T يا P.T ها به طريق استاندارد IEC يكي از مقادير زير است (160,200,350,500 Va) از ترانسفورماتورهاي ولتاژ خازن در سيستم هاي مخابراتي پست موسوم به( P.L.C ) power line Carrier نيز استفاده مي شود.
    ‍‍‍‍‍‍‍ Current TransFormer Or C.T
    C.T ها بصورت سري با شبكه قرار مي گيرند و هدف عدم تاثير ‍C.T بر روي شبكه است و به همين دليل بايد:
    1- امپدانسي مغناطيسي كنندگي C.T بسيار كم باشد.
    2- در حالت بي باري ثانويۀ C.T‍ بايد حتما اتصال كوتاه گردد.
    دلايل اتصال كوتاه شدن ثانويۀ ‍C.T:
    در ترانسهاي جريان يا ‍C.T ها جريان اوليه تويط شبكۀ قدرت مي شود و بار ‍‍C.T( امپدانسي كه در ثانويۀ C.T قرار مي گيرد نظير آمپرمتر و رله) تاثيري بر روي جريان اوليه نداشته و جريان شبكۀ قدرت را تغيير نميدهد زيرا اين امپدانس در مقايسه با امپدانس بار شبكۀ قدرت مقدار ناچيزي است ,در حالتي كه ثانويۀ C.T باز مي باشد فلوئي كه در هستۀ C.T بوجود مي آيد ناشي از جريان اوليه كه همان شبكۀ قدرت است مي باشد و بعلت اينكه جرياني در ثانويۀ ايجاد نمي شود كه اين ولتاژ مي تواند سبب آسيب رساندن به عايقهاي ‍‍C.T‍‍ و در نهايت سبب منهدم شدن ‍‍C.T مي شود, علاوه بر اين القاء ولتاژ زياد در ثانويۀ C.T مي تواند خطرات جاني براي اپراتور پست كه در ارتباط با تابلوهاي فرمان است ايجاد نمايد.
    *نكتۀ قابل توجه در مورد:
    در مورد ‍C.T ها اين است كه هميشه يك سر سيم پيچ ثانويۀ كليۀ ترانسهاي جريان را بايد زمين كرد, علت اين امر اين است كه در شرايط مختلف احتمال القاء ولتاژ بسيار زياد در سيم پيچ ثانويه وجود دارد, از طرف ديگر از بين رفتن عايق بين ثانويه و اوليه مي تواند براي افرادي كه در حال كار كردن با دستگاه مي باشند خطرناك باشد به اين ترتيب زمين كردن ثانويه موجبات حفاظت افراد را فراهم مي نمايد.
    ملاحضات عمومي در مورد C.Tها:
    * از اوليۀC.T جريان شبكه عبور مي كند. * جريان ثانويه در ‍‍C.T تابعي از جريان اوليه است.
    * بار ‍C.Tوسايل اندازه گيري و حفاظتي است.
    * از مهمترين مشخصات C.T lp/ ls است.
    * جريان ثانويۀ‍‍‍C.T ها معمولا يك و پنچ آمپر است.
    * تعداد كرهاي C.T به شش تا هم مي رسد.
    * جنس هستۀ C.T معمولا از سيليكن ,آهن ,يا نيكل –آهن است.
    عايق هاي بكار رفته در C.T‍‍ ها:
    عايق خشك Low Voltage
    مقره چيني , عايق زرين قالب گيري شده Medium Voltage
    روغن و كاغذ آغشته به روغن High Extera High Voltage
    كميات و مشخصات الكتريكي دقتي C.T ها:
    1- نسبت تبديل جريان lp/ls
    2- بردن, امپدانس در ثانوبۀ C.T
    3- درصد اختلاف بين جريان نامي و جريان واقعي
    4- خطاي جريان يا خطاي نسبت تبديل
    5- جابجايي در فاز جريان, اختلاف فاز بين 1p/1s
    6-خطاي مركب
    7- حد دقت جريان اوليه
    8- ضريب حد دقت نامي
    9- كلاس دقت
    10- سطح عايقي
    11- ولتاژ نامي
    12- حد حرارتي جريان كوتاه مدت) 1th)
    13- حد جريان ديناميكي Idyn
    14-ولتاژ شروع اشباع
    *دليل عمدۀ خطا در C.T :
    امپدانس مغناطيس كنندگي و موءلفۀ جريان بي باري 10 است.
    *تفاوت عمدۀ ‍C.T ها و ترانسها قدرت:
    در نقطۀكار آنها مي باشد.
    ترانسهاي قدرت هميشه در زانوي منحني كار مي نمايند در حاليكهC.T بايد دور از زانوي منحني ناحيۀ عملكرد قرار داشته باشد تا خطاي اندازه گيري كم شود مخصوصا در كرهايي از C.T كه براي حفاظت استفاده مي شوند نقطۀ كار ‍‍C.T بايد بسيار پايين باشد تا هنگام بروز فالت ‍C.T به اشباع نرود.
    *نكته: C.T بايد داراي هسته اي با ضريب نفوذپذيري بالا باشد كه در نتيجه مقطع هسته بزرگتر مي شود.
    *مكان نصب ‍C.T :
    1- ملاحظات فني براي اندازه گيري و حفاظت
    2- طرح شينه بندي
    3- سهولت انجام تعميرات
    5- ملاحظات اقتصادي
    هر C.T حداقل چهار كر دارد:
    1- يك كر براي اندازه گيري
    2- يك كر براي حفاظت اصلي
    3- يك كر براي پشتيبان
    4- يك كر براي حفاظت شين
    مي دانيم كه روغن C.T روغن بسته اي بوده كه در طول عمر C.T نياز به تعويض ندارد, پس اگر ‍‍ C.T داراي نشتي روغن گردد مي بايستي در همان مراحل توسط اپراتور ايستگاه و در اسرع وقت به واحد تعميرات اطلاع داد تا نسبت به برطرف كردن آن اقدام گردد. زيرا اگر قسمتهاي عايقي C.Tبدون روغن باقي بماند: C.Tدر مدت كوتاهي منفجر و خسارات زيادي را به تجهيزات جانبي وارد مي كند. پس اپراتورهاي هر شيفت بايد نسبت به روغن C.Tبسيار حساس و هر گونه نشتي را بلافاصله به واحدهاي ذيربط اطلاع دهند.پس موارد زير از وظايف اپراتور هر شيفت مي باشد:
    *در صورت وجود هر گونه نشتي از روغن ‍‍C.T مخصمصا از قسمت زير مقره ها و يا از ترمينال باكس ‍‍C.T مي بايستي موضوع توسط اپراتور شيفت بدون درنگ به سرپرست واحد بهره برداري و واحد تعميرات اطلاع تا در مورد تعمير و يا خروج اضطراري آن اقدام گردد.
    *چنانچه ميزان نشتي روغن در حدي باشد كه نماي ‍C.T خالي از روغن گردد, اپراتور شيفت
    بايستي ضمن اطلاع به مركز كنترل, بلافاصله C.T را از مدار خارج و آن را كاملا ايزوله نمايد. سپس موضوع را به سرپرست واحد بهره برداري ايستگاه و گروه تعميرات اطلاع و گزارش نمايد.
    روشهاي توليد برق DC:
    1- باطري
    2- ژنراتور برق DC
    3- مبدل AC-DC( يكسو ساز): Reactifair
    *مصرف كنندگان برق DC در پست:
    1- لامپها وآلامهاي هشدار دهنده
    2- رله هاي حفاظتي
    3- سيستم و دستگاههاي مخابراتي = ) voc 48-50( ) (voc
    4- بوبين قطع ووصل بريكر و سكسيونرها
    5- روشنايي اضطراري: Emergency light
    6- موتورهاي بريكر و سكسيونر 125(voc)=
    7- زنگ اعلان خطر
    8- موتور تپ چنجر ترانسهاي قدرت.
    *روشهاي تامين برق DC در ايستگاه:
    1-استفاده از باطري.
    2-استفاده از باطري شارژر. Battry Charger
    -در صورتي گه برق AC مورد نياز ايستگاه بهر دليلي قطع گردد, باطريها برق DC مورد نياز ايستگاه را به مدت زمان معيني تامين مي نمايد كه اين مدت زمان بستگي به آمپر ساعت باطريها و مقدار مصرف از باطريهاست.
    موارد مصرف باطريها:
    1- سيستم هاي مخابراتي و روشنايي اضطراري U.P.S
    2- سكوهاي نفتي درون دريا كه از ساحل دورند و نياز به انرژي دائمي دارند.
    3- بيمارستانها و سيستم اعلان خبر.
    4- تغذيۀ DC ايستگاهها و نيروگاههاي برق.
    انواع شارژرها:
    1- استاتيك كه از يكو سازها هستند.
    2- ديناميك- موتور ژنراتور DC-كوپل موتور ژنراتورDC .
    باطري و باطري شارژر:
    در هر يك از ايستگاههاي انتقال حداقل يك دستگاه باطري شارژر و يك سري (110,120,127)12Vdc براي حفاظت تجهيزات و يك دستگاه شارژر48 Vdc و يك سري باطري 48Vdc براي لامپهاي سيگنال و سيستم P.l.C وجود دارد در بعضي از دستگاههاي بزرگ دو دستگاه شارژر همراه با دو سري باطري و يا يك دستگاه باطري شارژر و دو سري باطري وجود دارد.
    بهترين حالت استفاده از دو دستگاه باطري شارژر و دو سري باطري مي باشد زيرا كه حفاظت كلي پست يعني عملكرد رله هاي حفاظتي و چراغهاي آلام و سيستم P.l.C از طريق برق DC يعني باطري تامين مي گردد,لذا اگر بعضي باطري شارژر صدمه ببينند و يا برق AC پست قطع گردد.
    اولا در صورت سالم بودن باطريها , نيز فقط چند ساعت دوام خواهند داشت و وقتي كه ولتاژ آنها به 80% ولتاژ نامي برسد قطع و وصل بريكرها با مشكل مواجه خواهد شد, ثانياچون كه باطريها به صورت سري مي باشند در صورتي كه يكي از باطريها تخليه يا صدمه ببينند مشكلاتي را ايجاد خواهند كرد كه در صورت بروز فالت در شبكه و بر روي تجهيزات و يا خطوط مي تواند عواقب وخيمي در پي داشته باشد پس بايد:
    * در كليۀ ايستگاههاي انتقال و حتي فوق توزيع مهم از دو دستگاه باطري شارژ و دو سري باطري استفاده كرد.
    * حداقل يك دستگاه باطري شارژ و چند عدد باطري در پست و يا در محلي در دسترس وجود داشته باشد تا در هنگام بروز حوادث بتوان در اسرع وقت از آنها استفاده كرد.
    * بايد بطور مرتب و دقيق و بكارگيري دستورالعمل هاي مربوط در نگهداري باطريها نهايت تلاش را بعمل آوريم.
    پس با توجه به نكات ذكر شده در بالا بطور مرتب و مداوم از باطريها بازديد و سرويس بعمل آورد كه اين مهم در سه قسمت صورت مي گيرد:
    1- از لحاظ ظاهري
    *چك كردن Plag Vent( دريچه ها) اگر در پوش آنها بسته نمي شدند و يا معيوب بودن آنها را تعويض نمائيم.
    * چك كردن كانكتورها از لحاظ استحكام اتصالات
    *در صورت وجود شوره بر روي سلها و اتصالات آنها را با بورس سيمي تمييز كنيم( از حلال آلي و يا معدني استفادن نكنيم).
    * اتصالات نهايي باطري به شارژر را از طريق فيوز( كليد) چك كنيم.
    2- چك كردن وضعيت الكتروليت و الكترودها:
    *سطح الكتروليت را چك مي كنيم كه بايد بين دو علامت MinوMax روي باطري و نزديك
    Maxباشد.
    * غلظت الكتروليت را با غلظت سنج اندازه بگيريم كه در حد نرمال باشد.
    Kg/lite 1.24(+/-) 0.01
    * دماي الكتروليت را توسط دماسنج مخصوص اندازه مي گيريم اين دما بايد بين 45 C –15C باشد.
    * رنگ الكترودها را بازديد مي كنيم اگر بيش از حد روشن شده باشند نشان دهندۀ وجود سولفات سرب بر روي الكترودها مي باشد پس بايد طبق دستورالعمل رفتار نمائيم.
    3- چك كردن ولتاژ باطريها:
    * ولتاژ كل سلهارا از زير فيوزها چك نمائيد.
    * ولتاژ هر سل را اندازه بگيريد و دقت كنيد در رنج مجاز خود باشند حدود2.2ولت در هر سل باشد.
    تعريف پيل الكتروشيميايي:
    تبديل انرژي شميايي به الكتريكي كه از دو قسمت اساسي ساخته مي شود:
    1- قسمتهاي اصلي پيل كه از دو فلز مشابه ساخته شده اند.
    2- الكتروليت كه از مايع و جامد ساخته مي شود
    از نظر واكنش دروني پيل ها به دو دسته تقسيم مي شوند:
    1- پيل هاي گالواني : در واكنش خودبخودي كه در درون آن صورت مي گيرد در اثر واكنش شيميايي الكتريسيته توليد مي شود.
    2- پيل هاي الكتروليتي : پيل الكتروشيميايي كه از الكتريسيته منبع خارجي براي انجام واكنش غير خودبخودي در داخل آن استفاده مي شود. كه اين پيل را اصطلاحا باطري مي نامند, همانطوري كه مي دانيم اين منبع خارجي در ايستگاه برق شارژر است. عامل احياگر الكترود دهنده (كاتد) و عامل اكسيدگر الكترود گيرنده( آند) است. الكترودي كه در آن عمل اكسيداسيون صورت مي گيرد آند و الكترودي كه در آن احيا صورت مي گيرد كاتد است. در پيل هاي گالواني پتانسيل كاتد از آند بيشتر است يعني مثبت تر است چون الكترودي كه احيا مي شود الكترونهاي آن بخادج رفته و بار مثبتي روي آن باقي مي گذارد.
    در انداكسيداسيون باعث انتقال الكترون بدون الكترود گرديده و در آن ايجاد بار منفي مي نمايد.
    در پيل هاي الكتروليتي باز هم اكسياسيون در آند صورت مي گيرد ولي چون فرايند بخودي خود انجام نمي گيرد الكترونها بايد از آن قسمت خارج گرديده و كاتد ذخيرهاي از الكترونها براي انجام واكنش احيا داشته باشد پس در باطريهاي الكتروليتي پتانسيل آند از كاتد مثبت تر است.
    *عمليات شارژر در چهار حالت صورت مي گيرد:
    1- حالت شارژر اوليه: Initial
    از اين حالت شارژر باطريها زماني استفاده مي شود كه باطريها براي بار اول تحت شارژ گذاشته مي شوند و كاملا خالي هستند. در اين حالت شارژر مانند يك منبع عمل مي كند. بعد از زمان كافي( مطابق با ظرفيت باطريهاي نصب شده) شارژر را بطور دستي از حالت اوليه خارج مي گردانيم, ياطريها بعد از اينكه يكبار شارژ شدند مجددا دشارژ مي شوند و بعد از اين عمليات مجددا باطريها شارژ مي گردند در اينحالت ولتاژ هر سلول باطري 2.6v- 2.75v قرائت مي گردد.
    2- شارژ سريع: Boost Chang
    در صورتي كه از باطريها كار گرفته شده باشد و مدتي از برق DC باطريها استفاده شده باشد و نياز است كه مجددا باطريها حالت اوليه خود را بدست آورده از اين نوع شارژ استفاده مي شود.
    3- شارژ اتوماتيك: Automatic Charg
    در صورت قطع و وصل برق دستگاه شارژ AC بمدت بيش از ده دقيقه شارژر بصورت اتوماتيك به مدت بيست دقيقه به حالت Boost رفته و سپس بحالت Flating باز مي گردد.
    4- شارژ نگهداري يا شارژ آرام: Flating Charg
    در اين صورت باطريها بصورت آماده بكار نگهداري مي شوند و اينوع شارژ اغلب در ضمن كار عادي باطري بطور خود به خود صورت مي گيرد. مي دانيم كه باطري ايده آل داراي مقاومت دروني صفر و در نتيجه تافات دروني صفر مي باشد در حاليكه باطريها ايده آل نبوده و نياز به شارژ مداوم دارند به علت تلفات انرژي ناشي از مقاومت دروني باطري. ولتاژ نامي مورد نظر در اينحالت براي هر سل باطري 2.23v مي باشد.
    *تعيين غلظت محلول باطري:
    بوسيلۀ يك دستگاه چگالي سنج غلظت محلول را اندازه گيري مي كنند كه غلظت مجاز را كه بين 1.21-1.19 گرم بر سانتيمتر مكعب در بيست درجه سانتي گراد است بدست مي آورند. جهت رسيدن مجاز با ريختن آب مقطر يا محلول پتاس بداخل محلول اينكار صورت مي گيرد.
    *سيستم تغذيۀ ايستگاه اعم از ACوDC.
    1- حالت نرمال :
    1- تامين برق AC مورد نياز ايستگاه از طريق ترانس مصرف داخلي Station Service
    2- باطري شارژر:كه شارژر ضمن توليد برق DC مورد نياز همزمان نسبت به شارژ باطريها نيز اقدام مي نمايد.
    2- حالت اضطراري:
    1- برق AC قطع مي باشد كه در اينصورت در صورت موجود بودن ديزل ژنراتور برق AC تامين مي گردد.
    2- برق AC اعم از S.S و ديزل ژنراتور قطع است كه در اين صورت برق مورد نياز ايستگاه را با باطريها تامين مي نمايند.
    *روش تامين سه فاز AC در ايستگاه:
    1- ترانس مصرف داخلي:S.S
    2-ديزل ژنراتور
    *مصرف كنندگان برق AC در ايستگاه:
    روشنايي محوطه , اتاقهاي فرمان, رله, باطريها و ساير اتاقهاي موجوددر ايستگاه.
    سيستم تهويه ايستگاه, وسايل برودتي و حرارتي, فن هاي خنك كنندۀ ترانسهاي قدرت, پمپ آب, پريزها و كليدها, شارژرهاي 48و125 ولت DC , موتورهاي سه فاز مربوط به تعويض تپ ترانسهاي قدرت , روشنايي پانلهاي اتاق فرمان و رله و مارث لينگها تغذيه تريپ ديوايس بريكرهاي 33Kv Trip Device)) شارژرهاي بي سيم دستي و چراغ هاي روشنايي اضطراري دستي, تغذيۀ بي سيم ثابت گويا و غيره.
    ** شينه بندي يا: Bus bar Arrangment
    باس بار يا شينه عبارت است از يك هادي به شكل لوله اي يا سيمي و يا تسمه اي كه انرژي الكتريكي از نيروگاهها, ترانسفورماتورها و يا خطوط انتقال و از طريق آن به مراكز مصرف منتقل مي شود بعبارت ساده تر شينه يك هادي است كه بوسيلۀ انشعابات متعدد به منابع توليد و مراكز مصرف متصل است.
    شينه بندي : نحوۀ ارتباط الكتريكي فيدرهاي مختلف را به يك باس و به يكديگر و ايجاد ساختار و اتصالات بين تجهيزات را شينه بندي گويند.
    *عوامل مؤثر در شينه بندي:
    • قابليت اطمينان و تداوم سرويس دهي
    • موقعيت پست در شبكه
    • ولتاژ و ظرفيت پست
    • اهميت مصرف كننده
    • وضعيت پست از نظر توسعۀ و تعميردر حالت كار عادي شبكه Switching
    *انواع شينه بندي:
    1- سيستم بدون باسبار Without Busbor
    2- سيستم تك شينه Busbar Single
    3- شينه بندي اصلي و انتقالي Main & Transfer Busbar
    4- شينه بندي دوبل( دو شين اصلي ) Duplicate Busbar
    5- شينه بندي دوبل با ديسكانكت موازي
    Duplicate Busbar with By pass Disconec
    6- شينه بندي يك و نيم بريكري One & halfe Breaker System
    7- شينه بندي دو بريكري Double Breaker System
    8- شينه بندي حلقوي Ring Busbar System
    9- شينه بندي تركيبي Combined System
    10- سيستم هاي شينه بندي با بيش از دو شين
    1- سيستم بدون باسبار: without Busbar
    اين طرح اصولا بندرت و تنها در پست هاي كم اهميت و يا موقتي استفاده مي شود و داراي معايب زير است:
    - براي انجام تعميرات روي هر يك از تجهيزات كل پست بي برق مي شود.
    - با بروز هر اتصال كوتاهي در روي خط و يا هر قسمت از مدارات داخل پست كل پست بدون برق خواهد شد.
    - ضريب اطمينان بسيار كمي دارد.
    - براي تغذيه هاي كوتاه مدت بكار مي رود.
    - امكان مانور روي تغذيه كننده ها وجود ندارد.
    ** تنها مزيت سيستم بدون باسبار حفاظت ساده و ارزان قيمت آن است.
    2- سيستم تك شينه: Single Busbar
    مزايا: هزينۀ كم
    حفاظت و عمليات ساده
    در اين سيستم تمام انشعابات روي يك شين و توسط يك بريكر با يكديگر ارتباط پيدا مي كنند.
    معايب:
    • با اتصال كوتاه روي شين تمام پست بي برق مي شود.
    • در صورت تعميرات روي يك انشعاب آن انشعاب بدون برق مي شود.
    • امكان توسعۀ ايستگاه بدون خاموشي كل ايستگاه وجود ندارد.
    اين نوع شينه بندي مناسب براي مصرف كننده هايي است كه امكان تغذيه از ايستگاه ديگر را داشته باشند.
    مي توان براي برطرف كردن بعضي از معايب طرح فوق از بريكر ( Bus Section = Bus Tie)
    و يا از ديسكانكت استفاده كرد. در صورتي كه براي قطع طولي شين از ديسكانكت استفاده شده باشد براي قطع و وصل آن يك طرف شين بدون برق باشد ولي در صورت استفاده از بريكر مي توان در هر شرايطي بريكر را باز و بسته نمود.
    در صورت استفاده از بريكر باس شكن در صورت اتصالي روي هر فسمت از شين, همان قسمت بدون برق مي شود و تداوم و سرويس دهي بهتري را دنبال خواهد داشت و بريكر باس شكن در حالت كار عادي ايستگاه بسته نگه داشته مي شود.
    3- شينه بندي اصلي و انتقالي: Main & Transfer Busbar
    در صورت اتصال كوتاه روي شين تمام انشعابات بدون برق خواهد شد مگر اينكه از باس شكن استفاده نمائيم.
    در حالت كار عادي سيستم تنها شين اصلي برقرار بوده و از شين فرعي استفاده نمي شود و بريكر كوپلر باز است. و بريكر باس كوپلر در هر زمان تنها مي تواند جانشين يكي از بريكرهاي خطوط و يا ترانس شود
    در اين سيستم از يك شين اصلي و از يك شين فرعي كه ارتباط دو شين توسط يك بريكر موسوم به Bus Coupler امكان پذير است, هر انشعاب از طريق بريكر به شين اصلي و از طريق ديسكانكت به شين فرعي وصل است. بريكر باس كوپلر در صورت اشكال در هر يك از بريكرها مي تواند جايگزين آنها شود. پس هنگام جايگزيني باس كوپلر بجاي هر يك از بريكرهاي خط و يا ترانس, ابتدا بايد ديسكانكتهاي طرفين كوپلر را بست و بعدا بريكر كوپلر بسته شده و در نهايت سكسيونر متصل به شين فرعي بسته و بريكر خط يا ترانس را از مدار خارج مي نمايند.
    در صورتي كه تعداد انشعابات از شين اصلي زياد باشد گاهي شين اصلي و فرعي به دو يا چند بخش نيز تقسيم مي گرددكه ارتباط بخش ها در شين اصلي معمولا از طريق بريكر ودر شين فرعي از طريق ديسكانكت انجام مي شود بايد توجه داشت كه توسعۀ ايستگاه بدون خاموشي كامل آن امكان پذير نيست.ولي در صورت استفاده از باس شكن مي توان يك طرف آن را براي توسعه بدون برق كرد.
    شين بدون خاموشي قابل تعمير نيست ولي بريكرهاي خط و يا ترانس بدون خاموشي خط و يا ترانس قابل تعميرند.
    در صورت استفاده از باس شكن, باس كوپلر براي دو طرف در نظر گرفته مي شود و در صورت استفاده از باس شكن در شين فرعي, مي توانيم دو بريكر را در آن واحد تعمير نمائيم.
    معمولاً اين نوع شينه بندي تا سطح ولتاژ 132 Kv مورد استفاده قرار مي گيرد.
    4- شينه بندي دوبل( دوشين): Duplicate Busbar
    *** نقش بريكر كوپلر در اين شينه بندي با بريكر كوپلر در شينه بندي اصلي و انتقالي متفاوت است.
    مي توان با استفاده كردن از ديسكانكت D.S بدون خاموشي از دو شين اصلي استفاده شود هر انشعاب داراي سه ديسكانكت است كه دو ديسكانكت امكان اتصال از يك شين به شين ديگر به اين صورت است كه ابتدا ديسكانكتهاي مربوط به كوپلر و بريكركوپلر را بسته و پس ديسكانكتهاي شين دوم را بسته و شين اول را باز مي نمايند در صورتي كه تعداد انشعابات زياد باشد مي توان از بريكر Bus section استفاده كرد كه در اينصورت براي هر بخش از شين يك بريكر كوپلر مورد نياز خواهد بود. در اين سيستم مي توان تعدادي از انشعابات را از يك شين و تعدادي ديگر را از شين دوم تغذيه كرده توسعه پست بدون برق كردن پست امكان پذير است.
    *عيب اساسي:
    تعمير بريكر خط و يا ترانس, خاموشي انشعاب مربوطه را بدنبال خواهد داشت تا سطح ولتاژ 132 كيلوولت مورد استفاده قرار مي گيرند.
    5- سيستم شينه بندي با دو شين اصلي و ديسكانكت موازي:
    Duplicate Busbar With by pass Disconect
    اين سيستم در واقع تركيبي از دو سيستم شينه بندي دوبل و اصلي انتقالي است. هر يك از دو شين مي توانند در حالت عادي در مدار باشند و ديگري بعنوان درز و مورد استفاده قرار گيرد. در مواردي كه در بريكر هر انشعاب نقصي وجود داشته باشد مي توان يك مسير موازي به كمك بريكر كوپلر ايجاد كرد و بدون خاموشي انشعاب مربوطه نسبت به رفع اشكال از بريكر معيوب اقدام كرد. بدين ترتيب مزيت هاي دوسيستم در يك سيستم جمع شده است. اما به لحاظ تعداد زياد ديسكانكتها, كنترل و حفاظت كل سيستم پيچيده تر و نيز از نظر اقتصادي گرانتر خواهد بود.
    اين نوع شينه بندي نيز معمولا در پستهاي با ولتاژ 132 Kv كه داراي اهميت زيادي باشند و گاهي در پسي هاي با سطح ولتاژ 230Kv نيز مورد استفاده قرار مي گيرند
    6- سيستم شينه بندي يك و نيم بريكري : One & half Breaker System
    سيستم هاي شينه بندي تاكنون معرفي شده است بهنگام كار عادي پست همگي فقط داراي يك شين بر قرار هستند و شين دوم معمولا بصورت رزرو بوده و باري روي آن قرار ندارد. در چنين سيستم هايي چنانچه اتصال كوتاهي روي شين برقرار رخ دهد تمام بريكرهاي تغذيه كننئه انشعابات توسط سيستم حفاظت باسبار تريپ خواهند خورد و كل پست و يا بخشي از آن براي مدتي بي برق خواهد شد در پست هايي با ولتاژ 230Kv و بالاتر كه معمولا ايستگاهايي در يك منطقه قرار دارند بي برق شدن يك بخش از پست مي تواند منجر به خاموشيهاي گسترده اي هر چند كوتاه مدت گردد بخصوص در نواحي پر مصرف كه داراي كارخانجات و مجتمع هاي صنعتي بزرگ باشد اين مسئله بيشتر اهميت خواهد داشت. لذا براي بالا بردن قابليت اطمينان سيستم و پايداري شيكه از سيستم هاي شينه بندي گرانتر ولي مطمئن تري استفاده مي شود كه سيستم يك ونيم بريكري يكي از آنها ست.
    در اين نوع شينه بندي براي هر دو انشعاب سه بريكر وجود دارد( براي يك انشعاب يك ونيم بريكر هزينه شده است ). امكان مانور روي بريكرها و انشعابات زياد است و هيچ انشعابي با معيوب شدن يك يريكر تغذيه كننده آن از مدار خارج نمي شود چون در هر لحظه دو مسير تغذيه براي هر انشعاب وجود دارد. سيستم داراي دو شين اصلي بوده كه در حالت عادي كاركرد هر دو برقرار بوده و كليۀ بريكرها نيز در مدار مي باشند. به اين ترتيب در صورتي كه روي هر يك از اتصال كوتاهي رخ دهد هيچ يك از انشعابات از مدار خارج نخواهد شد. توسعۀ ايستگاه بدون قطع هيچ يك از انشعابات امكان پذير است.در اين سيستم شينه بندي:
    • تمام كليدها در حالت عادي وصلند.
    • در صورت اتصال كوتاه روي شين بريكرهاي مربوطه به همان شين بدون برق خواهند شد.
    • در صورت اتصالي روي هر انشعاب دو بريكر از مدار خارج خواهند شد.
    • امكان تعمير هر كدام از بريكرها و شين ها بدون قطع انرژي امكان پذير است.
    • توسعه پست براحتي امكان پذير است.
    تا سطح ولتاژهاي 230kv و 400kv مورد استفاده دارند. و نقش عمده در اين نوع شينه بندي بعهدۀ بريكرهاست.
    ** آثار وقوع خطا **
    آثار وقوع خطا به سه دسته تقسيم مي نمايند:
    * بر اثر بروز خطا ممكن است واحدهاي ژنراتور موجود در يك نيروگاه از حالت سنكرون خارج شده و باعث خروج آن از شبكۀ قدرت شود كه اين خود ممكن است باعث ناپايداري شبكه گردد.
    * خسارات شديد به تجهيزاتي كه در آنها فالت ايجاد شده است بخصوص اتصال كوتاه كه اثرات حرارتي و مكانيكي شديدي دارد.
    *خسارت و آسيبي كه ممكن است به تجهيزات سالم در نزديك محل بروز خطا وارد شود.
    **هدف از طراحي يك سيستم حفاظتي:
    * تامين شرايط مناسب جهت تداوم كار بدون وقفه سيستم قدرت كه اين مهم با تشخيص فالتهاي سيستم در حداقل زمان ممكن و جدا كردن كمترين عنصر از سيستم قدرت بطوري كه فالت بوجود آورده برطرف يا محدود گردد. تحقق خواهد يافت.
    * رله گذاري حفاظتي بايد اطلاعات مناسبي از نوع و محل وقوع فالت را ارائه دهد تا ضمن تسريع در كار تعميرات لازم , بتوان با استفاده از اين اطلاعات قابليتهاي سيستم حفاظتي را بهبود بخشيد.
    Fault : وقوع حالتهاي غير عادي در سيستمهاي قدرت فالت ناميده مي شود.
    **آناليز فالتهاي سيستم قدرت:
    انواع فالت Fault
    11- * اتصال كوتاه
    7- * افزايش و كاهش ولتاژ از حد مجاز
    * تغيير فركانس
    * بازگشت توان
    * عدم تعادل بار
    * كاهش امپدانس
    * اضافه جريان
    *فالت هاي غير الكتريكي
    *ديفرنسيل( اختلاف)
    از بين فالتهاي فوق الذكر اتصال كوتاه از همه مهمتر است و اتصال كوتاه عبارت است از فالتي كه موجب انحراف الكتريكي از مسير اصلي آن شود كه انواع اتصال كوتاه عبارتند از:
    1- اتصال كوتاه سه فاز به هم Three Phase Clear Of Earth
    2- اتصال كوتاه سه فاز و اتصال به زمين Three Phase to Earth
    3- اتصال كوتاه دو فاز به يكديگر Phase To Phase
    4- اتصال كوتاه يك فاز با زمين Single Phase To earth
    5- اتصال كوتاه دو فاز با يكديگر و با زمين phase to phase to earth
    6- اتصال كوتاه دو فاز با هم و فاز ديگر با زمين Phase to Phase Pluse
    Single Phase to earth
    *علت وقوع فالت:
    مهمترين دلايل وقوع فالت عبارتند از :
    ضعف مقاومت عايقي, افزايش درجه حرارت بيش از حد مجاز, افزايش سطح ولتاژ و يا بطور كلي شرايط الكتريكي و يا مكانيكي كه سيستم براي تحمل آن طرح شده است.
    نحوۀ كنترل فالتهاي سيستم قدرت:
    جلوگيري از بروز فالت بوسيلۀ طراحي صحيح, انتخاب تجهيزات مناسب, تعمير و نگهداري اجزاء و بهره برداري مناسب بطوريكه احتمال وقوع فالت به حداقل مقدار ممكن برسد بديهي است كه ملاحظات اقتصادي عامل محدود كننده اي در اين روش مي باشد.
    * كاهش اثر فالت بوسيلۀ تجهيزات سيستم حفاظتي :
    با توجه به اينكه جلوگيري از بروز فالت بطور قطعي غير ممكن است لزوم طرح سيستم حفاظتي كه بتواند در صورت بروز فالت, آن را محدود و برطرف نموده و اثرات سوء آن را كاهش دهد لازم است.
    *پارامترهاي تشخيص فالت:
    ****1- جريان, يكي از مهمترين پارامترهاي تشخيص فالت است كه بطرق زير مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد:
    * بر اثر بروز فالت مقدار دامنۀ جريان سيستم از مقدار نرمال بيشتر شده كه اين افزايش مي تواند نشان دهندۀ وقوع فالت باشد. مثل فول شدن يك خط يا يك ترانس.
    * در موقع بروز فالت( برخي فالتهاي) تعادل بين جريانهاي ورودي و خروجي دستگاه تحت حفاظت از حالت عادي خارج مي شود لذا با مقايسۀ دائمي جريانهاي ورودي و خروجي ميتوان حالت عدم تعادل را بعنوان نشانه اي از فالت تلقي كرد. مثل حفاظت ديفرانسيل در ترانس, ژنراتور وباسبار.
    * به هنگام بروز دستۀ ديگري از فالتها جريان از مسير اصلي خود منحرف شده و اين انحراف جريان از مسير اصلي مي تواند مشخصۀ خوبي براي تشخيص فالت باشد. مثل اتصال كوتاه كه يك خط انتقال و يا يك شينه.
    Ir+Is+It=0 در حالت عادي
    كه نشانه اي از بروز فالت است ( غيراز صفر = Ir+Is+It) در حالت غير عادي
    2- ولتاژ: با اندازه گيري دائم دامنه ولتاژ ميتواند كاهش ولتاژ در لحظۀ بروز فالت و يا افزايش غير مجاز آن را تشخيص داد.
    Vr+Vs+Vt=0 در شرايط عادي
    ( غير صفرVr+Vs+Vt=) در شرايط غير عادي
    3- امپدانس:
    مقدار امپدانس ديده شده شبكه از يك نقطه مثلا پست در حالت كار عادي داراي مقدار معيني است كه از رابطۀ z= v/i قابل محاسبه است در هنگام بروز فالت و اتصال كوتاه با كاهش ولتاژ و افزايش جريان امپدانس بشدت كاهش مي يابد و در نتيجه مي توان با مقايسۀ دائمي امپدانس فعلي با امپدانس رفرنس به وقوع فالت پي برد.
    4- فركانس: تغيير ناگهاني بار موجب تغيير فركانس شده و هر تغيير فركانس در شبكه نشان دهندۀ وقوع فالت است.
    5- جهت توان:
    در حالت كار عادي شبكه توان اكتيو در جهت معيني از طرف مولد به طرف مصرف كننده جاري است ولي در زمان بروز فالت بخصوص در شبكه هاي رينگ كه تغذيه از دو سو مي باشد جهت توان بطرف محل اتصالي تغيير مي يابد يا در هنگام كار دو ژنراتور موازي در شرايط غير عادي يكي از ژنراتورها بصورت موتور عمل كرده و باري براي ژنراتور ديگر محسوب مي گردد كه در اين گونه موارد تغيير جهت نشانۀ بروز فالت است.
    6- پارامترهاي غير الكتريكي:
    در يك سيستم تحت حفاظت بروز فالت موجب تغيير پارامترهايي نظير دما, فشار, حجم گاز, سطح روغن, تجزيۀ روغن, تصاعد گاز وغيره مي گردد كه با كنترل هر يك از اين پارامترها مي توان به وقوع فالت پي برد.
    *عناصر يك سيستم حفاظتي عملكرد آنها:
    1- ترانسديوسرها يا مبدلها ) (C.T- P.T- C.V.T
    2- سنسورها( رله ها)
    3- مدار شكن( بريكرها)
    در اين سيستم ترانسديوسرها وضعيت سيستم را حس كرده و آن را به كميتي قابل استفاده و تشخيص براي سنسورها تبديل مي نمايد و سنسورها نيز با دريافت پارامترهاي سيستم از ترانديوسرها شرايط عادي را از غير عادي تميز مي دهند. در شرايط عادي سيستم كنترل فعال است و در شرايط غير عادي سيستم حفاظت فعال داشته و در اين شرايط فرامين حفاظتي بر دستورات كنترل اولويت داشته و با صدور فرمان جهت بريكرها شرايط رفع عيب را فراهم مي آورد و قسمتهاي معيوب را از قسمتهاي سالم جدا مي كند. علاوه بر عناصر ذكر شده اجزاي ديگري مانند فيوزها, مدارات ارتباطي بين و انتهاي سيستم حفاظتي, مدارات تريپ سيستم DC در يك سيستم حفاظتي نقش دارند.
    *مشخصات و خصوصيات سيستم حفاظت:
    1- قابليت اطمينان: Reliability
    اعتماد و اطميناني كه به سيستم حفاظتي مي توان داشت و بصورت زير بيان مي گردد: دفعاتي كه سيستم عمل مي كند
    ( ------------------------ = قابليت اطمينان)
    دفعاتي كه سيستم بايد عمل كند
    **مهمترين عوامل افزايش و كاهش Reliability يك سيستم حفاظت عبارتند از:
    * طراحي
    * استفاده از تجهيزات مناسب و كافي
    * نصب
    * بهره برداري
    2- قابليت انتخاب: Selectivity
    خاصيتي از سيستم حفاظت كه به موجب آن در موقع بروز فالت تنها قسمتهاي معيوب از سيستم جدا شده و قسمتهاي سالم به حالت عادي باقي بمانند. كه خود بر دو نوع مي باشد:
    الف- سلكتيو مطلق: در صورتي كه سيستم حفاظتي تنها نسبت به فالتهاي زون خود حساس باشد آن را سلكتيو مطلق گويند.( مثل رلۀ ديفرنسيل, R.E.F )
    ب- سلكتيو نسبي: در صورتي كه سيستم حفاظتي علاوه بر زون خود نسبت به فالتهاي زونهاي ديگر نيز حساس باشد آن را سلكتيو نسبي گويند.( O/C و ديستانس)
    3- تمايز- فرق گذاري Discrimination
    يك سيستم حفاظتي مناسب بايد بتواند شرايط عادي سيستم را از وضعيت غير عادي آن بخوبي تشخيص دهد يا بعبارت ديگر بتواند حالتهاي بروز فالت را از حداكثر تغييرات مجاز تشخيص دهد مثل جريان هجومي ترانسها قدرت, يا جريان راه اندازي موتورهاي آسنكرون, نوسانات سيستم قدرت كه در تمام حالات فوق سيستم حفاظت نبايد فعال گردد.
    4- پايداري ( Stability): سيستم با تريپهاي غير ضروري مواجه شده و اصطلاحا داراي پايداري باشد.
    5- حساسيت: Sensitivity
    حساسيت يك سيستم حفاظت مربوط به مقادير لازم براي عملكرد آن است مثلا هر چه مقدار مينيمم جريان لازم براي عملكرد رله اي كمتر باشد آن رله اي حساس تر است.
    6- سرعت: Speed
    سرعت يكي از خصوصيات حفاظتي مناسب است و بايد فالت حادث شده را در حداقل زمان ممكن بر طرف يا محدود سازد.
    زمان عملكرد بريكر + زمان عملكرد رله = زمان حذف فالت
    7- مناسب و كافي بودن: Adequateness
    بايد با توجه به پارامترهاي زير حفاظت كافي و مناسب را براي هر قيمت در نظر گرفت و نبايد مسائل اقتصادي باعث حفاظت ناقص گردد:
    * قدرت تجهيزات تحت حفاظت
    * محل تجهيزات تحت حفاظت
    * قيمت و اهميت تجهيزات تحت حفاظت
    مثلا حفاظت ترانسهاي نيروگاه و ايستگاههاي برق خيلي مهمتر و كاملتر از يك ترانس توزيع است.
    ناحيۀ حفاظتي( زون حفاظتي): Zone of protection
    شبكۀ قدرت را به بخش هايي تقسيم كرده و براي هر يك از آنها طرحهاي حفاظتي با توجه به خطايي كه براي آن پيش مي آيد در نظر گرفته مي شود كه به هر يك از اين بخش ها زونهاي حفاظتي گفته مي شود كه اين نواحي حفاظتي بايد همپوشاني( Over Lap ) داشته باشند وهيچ نقطه اي از شبكه نبايد بدون حفاظت باقي بماند.C.T ها طوري قرار مي گيرند كه بريكرها در محل تداخل دو منطقه قرار گيرند.
    **رلۀ حفاظتي:
    به دستگاهي گفته مي شود كه كميت هاي الكتريكي مانند ولتاژ و جريان و يا غير الكتريكي مانند درجه حرارت, سطح روغن و غيره را بعنوان ورودي دريافت داشته و در صورتي كه اين كميات از محدودۀ عادي خود خارج شوند رله فعال شده و عملكرد مناسبي را انجام مي دهد.
    **حفاظت اوليه:
    حفاظتي است كه با وقوعFault در ناحيۀ حفاظتي مربوط در كوتاهترين زمان معين خطا را بر طرف نمايد. كه در صورتي كه حفاظت اوليه دچار مشكل شود آنگاه حفاظت ثانويه Back Up با تاخير زمان مشخصي وارد شده و خطا را بر طرف مي نمايد. معمولا سرعت عملكرد حفاظت اوليه بيشتر از حفاظت Back UP است.
    **دلايل پيش بيني حفاظت Back UP :
    * ممكن است بروز اشكال و يا نقصي در هر يك از عناصر سيستم حفاظت اصلي مانع عملكرد آن گردد.
    *در زمانهاي تست و يا تعميرات كه حفاظت اصلي از مدار خارج مي شود سيستم بدون حفاظت نباشد.
    ** عواملي كه باعث عمل نكردن سيستم حفاظت اصلي مي شوند:
    * نرسيدن ولتاژ يا جريان صحيح به رله ها
    * عمل نكردن رله ها
    * بروز اشكال در مدارات تريپ از رله تا بريكر
    * مدار قطع كننده يا مكانيزم كليد كار نكند
    حفاظت هاي پشتيبان به سه دسته تقسيم مي شوند:
    1- حفاظت پشتيبان محلي( موضعي) : local
    2- حفاظت پشتيبان از راه دور : Remote
    3- حفاظت پشتيبان مدار شكن( حفاظت نقص بريكر): Breaker Failure Protection (B.F.P)
    -حفاظت محلي, مثل حفاظت يك خط با رلۀ ديستانس بعنوان حفاظت اصلي و حفاظت O/C يا E/F بعنوان Back UP و حفاظت از راه دور مثل رله هاي ديستانس بين دو ايستگاه برق.
    B.F.P** :
    اين حفاظت در صورت عدم عملكرد مدار شكن( در حاليكه رله هاي حفاظتي مربوط فرمان قطع را صادر كرده اند) اين مورد را تشخيص داده و پس از تاخير زماني مناسب فرمان قطع را به كليۀ مدار شكن هايي كه مي توانندمدار شكن معيوب را تغذيۀ نمايد ارسال مي دارد.
    **حفاظت واحد( محدود) :
    * مرز تشخيص وجود دارد و محدودۀ عملكرد آن معلوم است.
    * با تغييرات در شبكۀ قدرت محدودۀ آن و عملكرد آن تغيير پيدا نمي كند.
    * قدرت تشخيص مطلق دارد.
    * عموما زمان عملكرد پائيني دارند و نياز به هماهنگي با ساير حفاظت ها را ندارند مثل R.E.Fو ديفرانسيل.
    **حفاظت غير واحد:
    * مرز تشخيص و محدودۀ عملكرد معيني ندارند.
    * با تغيير در شبكۀ قدرت محدودۀ عملكرد آن تغيير پيدا مي نمايد.
    * قدرت تشخيص نسبي است.
    * نياز به هماهنگي با ساير حفاظت ها را دارد, هم بعنوان حفاظت اصلي و هم Back UP استفاده مي شود, مثل ديستانس و O/C .
    ***تعاريف مقدماتي در رله هاي حفاظتي:
    1- كميت مشخصۀ رله: كميتي است كه مقادير آن مشخص كنندۀ شرايط عملكرد يا عدم عملكرد رله است. مثلا كميت رلۀ جريان زياد شدت جريان است.
    2- كميت يا كميتهاي محرك رله: كميتهاي الكتريكي مانند جريان و ولتاژ كه به تنهايي و يا به صورت يك تركيب بايد به رله اعمال شود تا عمليات خود را كه براي آن منظور طراحي شده است انجام شود. مثلا رلۀ جرياني كميت محركۀ آن جريان و رلۀ ديستانس كميت محركۀ آن ولتاژ و جريان است.
    3- منحني مشخصۀ رله‌: منحني كه بر اساس منحني مشخصۀ رله ترسيم مي گردد و مرز بين عملكرد و عدم عملكرد را معلوم مي نمايد.
    4- تنظيم رله: آن مقدار از كميت مشخصه كه سبب مي شود رله عمل كند كه عمدتا بصورت ضريب و يا درصدي از كل جريان مي باشد.
    5- تحريك رله Pick UP : به تغيير وضعيت رله از حالت سكون به حالت عمل را گويند مثلا اگر رله اي روي Tap =2 تنظيم شده باشد در اينصورت Pick UP= 2.1 خواهد شد.
    6- Drop Out = برگشت رله:
    به تغيير وضعيت رله از حالت عمل به حالت سكون را گويند مثلا اگر رله اي روي Tap=2 تنظيم شده باشد در اين صورت Drop out =1.85 مي باشد.
    7- نشان دهندۀ وضعيت رله: Flag
    بواسطۀ آن كه پس از وقوع خطا و رفع آن توسط رله, سيستم به وضعيت قبلي خود بر مي گردد و اين مراحل طي چند ميلي ثانيه صورت مي گردد براي تشخيص اينكه از بين رله هاي موجود كدام يك عملكرد داشته است از نشان دهنده (Flag) استفاده مي شود كه در رله هاي الكترومكانيكي نشان دهنده به صورت يك صفحۀ كوچك قرمز رنگ بوده كه در هنگام عملكرد ظاهر مي شود و در رله هاي ميكروپروسسوري به صورت نشان دهنده هايي LED يا LCD مي باشد.
    رله فوق جرياني : Over Current relays
    اصول رله هاي فوق جرياني:
    در اين رله ها يك ديسك آلومينيومي مي تواند در حوزۀ مغناطيسي يك فاصلۀ هوايي كه عامل بوجودآورده اين حوزه مي تواند جريان و يا ولتاژ يا تركيب دو تا باشد. عامل بوجود آورنده فلو جرياني است كه در سيم پيچ A جاري مي شود
    .
    **واحدهاي تشخيص دهندۀ يك رلۀ يك رلۀ فوق جرياني:
    1- واحد آني : در صورتي كه جريان خيلي شديد روي شبكه حادث شود فرمان تريپ بصورت آني صادر مي شود و اساس كار بدين صورت است كه وقتي جريان خيلي شديد باشد فلوي بوجود آمده در هسته باعث بوجود آمدن نيروي الكترومغناطيسي شده و در نتيجه سبب جذب اهرمي مي گردد و جذب اين اهرم باعث بسته شدن كنتاكت ودر نتيجه فرمان قطع صادر مي شود اين واحد بصورت عنصري از جريان تنظيمي بصورت X In است.
    2- واحد جرياني : در صورتي كه مقدار جريان ورودي به رله از ميزان جريان تنظيمي واحد آني كمتر ولي از مقدار جريان تنظيمي واحد جرياني بيشتر باشد اين واحد پيك آپ كرده و باعث فعال شدن واحد جرياني مي گردد.
    3- واحد زماني: پس از اينكه واحد جرياني پيك آپ كرد واحد زماني فعال مي شود و پس از سپري شدن زمان تنظيمي Time Dealy فرمان تريپ صادر مي شود آنچه در واحد زماني تنظيم مي شود پارامتري است بنام T.M.S( ضريب تنظيم زماني) كه در رله هاي الكترومغناطيسي با تغيير فاصلۀ كنتاكتهاي ثابت و متحرك و رله هاي الكترونيكي با تغيير يك المان مثل يك مقاومت صورت مي گيرد.
    **انواع رله هاي جريان زياد از لحاظ منحني مغناطيسي:
    رلۀ اوركارنت با زمان ثابت:
    رله هايي هستند كه بر اساس زمان ثابت و معيني تنظيم مي شوند و با تغيير جريان چه مثلا دو آمپر و چه جريان فالت در همان زمان عمل مي نمايند. اگر زمان عملكرد رله ها از مصرف كننده بطرف توليد كننده زياد باشد مثلا اگر فالتي در نقطۀ نزديك به منبع قدرت مثلا ترانس يا ژنراتور با زمان نسبتا زيادي عمل مي نمايد كه باعث صدمه ديدن منبع قدرت مي گردد.
    2- راه هاي زمان معكوس:
    زمان عملكرد اين رله ها با جريان عبوري از رله نسبت عكس دارد بعبارت ديگر هر چه جريان خطا بيشتر باشد زمان عملكرد رله كمتر است مثلا اگر اتصال كوتاه در نقطۀ دورتر به ازاي جرياني رخ دهد زمان عملكرد آن زيادي مي باشد. حال اگر محل اتصال به نزديكتر منتقل شود از رلۀ نزديك به محل اتصال جريان زيادي عبور مي كند كه زمان عملكرد آن زمان بسيار كمي است. نتيجه اينكه به ازاي جريانهاي نزديك منبع قدرت عملكرد رله بهتر و سريعتر است.
    * انواع رله هاي فوق جرياني از لحاظ منحني مشخصۀ معكوس:
    1- معكوس
    2- خيلي معكوس
    3- فوق العاده معكوس
    * روشهاي حفاظتي جريان زياد:
    1- سه فاز: 3Phase
    2- سه فاز + ارت فالت: 3Phase + Earth fault
    3- دو فاز + ارت فالت: 2Phase + Earth fault

  3. #3
    در آغاز فعالیت saman.g's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2008
    پست ها
    13

    10 ميدان مغناطيسي يا آهنربايي كره زمين در حال ضعيف شدن است

    ميدان مغناطيسي يا آهنربايي كره زمين در حال ضعيف شدن است. اگر اين كاهش در شدت ميدان با همين اهنگ به پيش رود ظرف 1200 سال آينده قطب نماهاي سراسر دنيا از كار خواهند افتاد تا مدتي به طرف همه جا ولي در واقع هيچ جا منحرف خواهند شد. سپس به آهستگي پس از گذشت دهها يا صدها سال بار ديگر همراستا خواهند شد اما اين بار به سمت جنوب.
    نتيجه اين مي شود كه ميدان مغناطيسي زمين وارونه خواهد شد اين اتفاق پسشتر نيز بارها روي داده است. زمين شناسان در سنگ هاي مغناطيسي چندين ميليون ساله قرايني يافته اند كه اين را تاييد مي كند. روشن است كه اين پديده بيانگر مطلب بسيار مهمي درباره هسته دروني زمين است.اما پرسش اينجاست كه اين مطلب مهم چيست؟ هسته زمين از آهن و نيكل تشكيل شده كه بخش عمده اي از انها به حالت گداخته وجود دارد اين مايع فلزي پيوسته در جنبش است و اين جنبش به نحوي جريانهاي الكتريكي به وجود مي اورند كه ميدان مغناطيسي زمين را ايجاد مي كنند. جزئيات اين فعاليت فلزي گداخته و تغييراتي كه در ميدان مغناطيسي زمين بوجود مي اورد هنوز روشن نشده است برخي از سرنخ هايي كه درباره رويدادهاي درون زمين در اختيار داريم از بررسي ساختار بيروني اين ميدان بسيار گسترده بدست آمده اند اين ميدان زمين را در محاصره خود دارد و تا صدها هزار كيلومتر در فضا ادامه دارد. ميدان مغناطيسي را مي توان به صورت مجموعه اي از خط هاي فرضي تصور كرد كه در فضا از قطب جنوب در جنوبگان تا قطب شمال در كانادا قوس مي زند و سپس در درون هسته زمين ادامه مي يابد تا بار ديگر از قطب جنوب سر در آورد. ميدان مغناطيسي زمين همواره نابسامان است. قطب هاي مغناطيسي زمين 11 درجه با قطب هاي جغرافيايي زمين فاصله دارند در اين ميدان پيچش ها و خميدگي هايي وجود دارد كه در آن نواحي ممكن است جهت عقربه قطب نما حتي تا 20 درجه از شمال حقيقي فاصله داشته باشد. دريانوردان اين نواحي را از قرن يازدهم هجري تا كنون نقشه برداري كرده اندتا مبادا قطب نماهايشان آنان را از مسير واقعي منحرف كند. از روي نوشته هاي آنان در ميابيم كه شدت ميدان مغناطيسي زمين افت و خيز بسيار زيادي دارد.و سالانه در حدود 20 كيلومتر به طرف غرب جابجا مي شود در نظر دانشمندان امروزي اين بدان معناست كه مايع گداخته هسته زمين با سرعتي در حدود نيم ميليمتر در ثانيه در حركت است. يعني در روز تقريبا مسافتي برابر نصف طول زمين فوتبال را مي پيمايد. زمين فيزيكدانان در مقياس گسترده تر با بررسي مغناطيس هايي كه در گدازه هاي منجمد باستاني محبوس شده اند ردپاي ميدان مغناطيسي زمين را 30 تا 50 ميليون سال گذشته دنيبال كرده اند همچنانكه سنگ ها گداخته مي شوند اتم هاي آهن موجود در آنها تمايل مي يابند با راستاي ميدان مغناطيسي ان دوره همراستا شوند. اين مدارك نشان مي دهد كه در گذشته ميدان مغناطيسي زمين در فاصله هاي زماني نامعين از 30 هزار سال گذشته تا 1 ميليون سال وارونه شده است. ميدان از اين رو به آن رو مي شود. يعني در مدت نزديك به 100 هزار سال ضعيف مي شود و سپس در جهت ديگر افزايش مي يابد.
    بسياري از زمين شناسان كه درباره علت وارون شدن ها بررسي مي كنند اكنون معنقدند كه ميدان مغناطيسي ضعيفي كه بر سطح زمين مي سنجيم ( آن قدر ضعيف كه آهنرباي نعلي شكل اسباب بازي هم 100 برابر از آن نيرومند است) تنها مشتي از خروار است. بخش عمده از فعاليت مغناطيسي زمين در هسته آهني و نيكلي آن صورت مي گيرد برابر مقبول ترين توضيحي كه براي اين مساله ارائه شده و به نظريه دينامو معروف است بخشي از ميدان كه در هسته زمين امتداد دارد در مايع باردار و گداخته آن محبوس شده و با چرخش زمين كشيده مي شود. درنتيجه به طور مستقيم از هسته نمي گذرد بلكه بارها دور هسته پيچيده مي شود تا مانند دسته اي از كش هاي محكم تشكيل خطوط شار نيرومندي را بدهد. بنابر اين نظريه جريان همرفتي فلز گداخته كه از اعماق هسته بالا مي آيد حلقه هاي كوچكي از اين ماده مغناطيسي دور هم پيچيده را به سطح مي راند كه از اينجا به فضا امتداد مي يابند و تشكيل ميدان آشنايي را مي دهد كه مي سنجيم. سپس يك بار ديگر به درون هسته شيرجه مي روند و سخت دور هسته پيچيده مي شوند بدين ترتيب ميدان خود را نگه مي دارند. در اين فرضيه درباره اينكه چه چيزي ممكن است باعث وارونه شدن ميدان شود چنين استدلال مي شود كه طبيعت غير قابل پيش بيني جريان همرفتي كه نقش دارد. اگر در يك نقطه چند حلقه بيشتر از نقطه ديگر جمع شود ذره هاي ميدان كه به سطح مي رانند در جهت مخالف حلقه مي زنند. احتمال ديگر آن است كه اين وارونه شدن ها به هيچ وجه كاتوره اي و تصادفي نيست. و اگر اطلاعات كافي داشتيم مي توانستيم آن ها را پيش گويي كنيم و شايد بر همكنش هاي الكترومغناطيسي مايع جوشان درون زمين چندان پيچيده اند كه وارونگي تصادفي به نظر مي رسد اگر چنين باشد شايد روزي دانشمندان بتوانند به ما بگويند كه وارونگي بعدي چه هنگام رخ مي دهد اما اكنون تنها كاري كه مي توانيم بكنيم اين است كه قطب نماهايمان را تماشا كنيم و حدس بزنيم در دل گداخته زمين چه مي گذرد

  4. #4
    در آغاز فعالیت saman.g's Avatar
    تاريخ عضويت
    May 2008
    پست ها
    13

    10 مصاحبه اي با جاستين رتنر

    گوردن مور(Gordon Moore)، در مقاله ي مشهور خود در آوريل 1965، در ژورنال Electronics، نوشت: "مدارهاي مجتمع منجر به شگفتي هائي بزرگ همچون رايانه هاي خانگي - يا حداقل ترمينال هاي متصل به يك رايانه ي مركزي - كنترل هاي خودكار براي اتومبيل ها، و تجهيزات ارتباطي قابل حمل شخصي خواهند شد."
    او با بررسي آينده ي صنعت چنين پيش بيني كرد كه، "قيمت هاي كاهش يافته ي يكي از جذابيت هاي الكترونيك مجتمع مي باشد و اين روند همچنان ادامه پيدا خواهد كرد تا آنجا كه تكنولوژي به سوي توليد توابع مداري بزرگ تر و بزرگ تر بر روي تنها يك لايه ي نيمه هادي حركت خواهد كرد. براي مدارات ساده، قيمت هر قطعه تقريبا نسبت عكس با تعداد قطعات خواهد داشت." اين بيان به قانون مور شهرت يافت. با گذشت 42 سال از آن تاريخ، اين قانون همچنان معتبر است. اما آيا 10 سال بعد از اين نيز همين طور خواهد بود؟ جاستين رتنر (JustinRattner)، مدير تكنولوژي اينتل، در اين مصاحبه به اين سوال پاسخ خواهد داد.
    سوال: قانون مور هم اكنون 42 ساله مي باشد و همچنان معتبر است. اما آيا در حال نزديك شدن به مزهاي پاياني خود نمي باشد؟
    رتنر: زماني كه كسي مي گويد كه قانون مور به مرزهاي خود نزديك مي شود، من نگاهي به گذشته ي تاريخ صنعت مي اندازم. بنده بيش از 30 سال در حال فعاليت در اين صنعت بوده ام. براي مدت زيادي با قانون مور زندگي كرده ام. شما مي دانيد كه ما هيچ گاه نمي توانيم بگوئيم چه اتفاقي تا 10 سال بعد در تكنولوژي خواهد افتاد. و علت اينكه نمي توانيم از بيشتر از 10 سال جلو برويم اين است كه مطمئن هستيم درست پس از پايان آن مدت زماني، 10 سال ديگر را در پيش روي خواهيم داشت. اگر شما به فناوري 45 نانومتري ما نظري بيندازيد، خواهيد ديد... تعداد مشكلاتي را كه ما در مورد قانون مور به عنوان يك قانون هدايتگر با آنها سروكار داشتيم خواهيد ديد.
    چهار يا پنج سال پيش مردم مي گفتند كه قانون مور را به سبب مشكل نشتي به نقطه ي پايان خواهند رساند. گذر به دي الكتريك با گيت High-K و ترانزيستورهاي با گيت فلزي از ترانزيستورهاي با گيت سيليكوني منجر به كاهش چشمگيري در نشتي گشت. اين تنها يك مثال براي اين است كه نشان دهد چگونه ابتكاران فني، چيزي را كه تصور مي شد يك محدوديت اساسي است، تحت تاثير قرار داد. و ابتكارات بسياري از اين دست وجود دارند كه من مي توانم بيان كنم، هرچند هنوز آنها را به مرحله توليد نرسانده ايم.
    بنابراين، آنچه مي خواهم بگويم اين است كه در 10 سال بعد، ترانزيستورهائي كه ما مي خواهيم بسازيم شايد كوچكترين شباهتي به ترانزيستورهاي امروزي نداشته باشند. اين البته به معناي پايان قانون مور نيست.
    سوال: اعلام چيپ 80 هسته اي نسل آينده، مثالي از آن تغييرات در طراحي ترانزيستورها مي باشد؟
    رتنر: دقيقا! شش يا هفت سال قبل، اينتل شروع به صحبت در مورد اينكه ما چگونه و با چه روش هائي با محدوديت هاي توان مقابله مي كرديم، كرد؛ كه اين روش ها افزايش كارائي را بسيار سخت مي كرد چرا كه ميزان توان و انرژي كه توسط اين پروسسورها به صورت گرما تلف مي شود، بيش از آن چيزي است كه ما بتوانيم به روشي قابل قبول از نظر هزينه آنها را خنك كنيم. بنابراي در سال 2001 در مورد اين ديوار انرژي صحبت كرديم، و تصميم گرفتيم تا روش جديدي را در طراحي پروسور دنبال كنيم، كه شامل استفاده از پروسسورهاي با بازده انرژي بالاتر و سپس ... يك پروسسور چند هسته اي مي شد. در نتيجه ما هم اكنون پروسسورهاي دو هسته اي و چهار هسته اي را داريم. و همچنين نوع هشت هسته اي و بيشتر از آن را خواهيم داشت.
    سوال: و 16 و 32 تايي و غيره ؟
    رتنر: در واقع، بنده تصور مي كنم آنچه ما در آينده خواهيم ديد سير تكاملي در تعداد مختلف افزايشي در پروسسورها در خطوط مختلف توليد باشد. فكر مي كنم رايانه هاي قابل حمل و روميزي بطور نسبي تعداد هسته ي پائيني داشته باشند و به سمت 8، 12، و شايد 16 هسته اي حركت كنند. اما در مورد دسته ي بالاتر فكر كنم افزايش چشمگيري را شاهد باشيم، و اين در واقع محرك و انگيزه ي اصلي براي طراحي پروسسور 80 هسته اي مي باشد كه داراي قابليت محاسباتي بسيار بالائي است.
    سوال: آيا فكر مي كنيد آينده اي براي انجام محاسبات بدون سيليكون وجود دارد؟
    رتنر: خوب، اين يك سوال بسيار هيجان انگيز است. مي دانيد كه در حال حاضر تصور اينكه سيليكون به عنوان يك قطعه ي اساسي از ادامه ي راه خود باز خواهد ماند، بسيار سخت است. سيليكون همانند يك ماده ي متنوع و پركاربرد است كه ما همچنان به دنيال كشف راه هاي جديدي براي مهار كردن قابليت هاي آن هستيم. براي مثال ما در حال ساخت دستگاه هاي نوري متنوعي از سيليكون هستيم. در واقع، ما همين ماه پيش خير از يك مادولاتور نوري سيليكوني با سرعت 40 گيگابيت بر ثانيه داديم. بنابراين هم اكنون ما يك سيگنال نوري را گرفته و آن را مادوله مي كنيم، و داده ها را با سرعت 40 گيگابيت بر ثانيه در آن قرار مي دهيم كه تقريبا بالاترين سرعتي است كه در بين تكنولوژي هاي مختلف وجود دارد. سيليكون يك ماده ي بسيار قدرتمند است و فكر مي كنم كه به عنوان يك عنصر اساسي در نيمه هادي ها باقي خواهند ماند. و همچنان كه به سوي طراحي هاي جديد ترانزيستور يا همان چيزي كه ما مي گوئيم معماري ترانزيستور، گام برمي داريم ممكن است موادي را معرفي كنيم كه غير سيليكوني مي باشند.
    بنابراين، بنده در مورد ترانزيستورهاي سطحي صحبت مي كنم. ممكن است ما مواد ديگري را روي سطح ته نشين بكنيم و ترانزيستورهايي از مواد ديگر بسازيم يا ممكن است ابزارهائي بسازيم كه كه متكي به ويژگي هاي كوانتومي متفاوتي نسبت به بار الكترونيكي باشند. هر آنچه ما امروزه انجام مي دهيم همچنان مديون بار الكترونيكي مي باشد، اما در واقع ما در حال جستجوي چيزهائي بر اساس برخي تاثيرات كوانتومي مي باشيم. عموم مردم آن را اسپينترونيك مي نامند (به خاطر "الكترونيك مبتني بر اسپين"، اسپينترونيك مبتني بر اسپين يك الكترون براي انتقال اطلاعات ديجيتال - 0 ها و 1 ها- مي باشد). ممكن است كه اسپينترونيك يك طراحي براي نسل آينده ارائه دهد اگر ما بتوانيم به اين موضوع دست يابيم كه چگونه مي توان اثر اسپين را در مدارات كاربردي و دستگاه ها كنترل كرد.
    سوال: آيا شما اسپينترونيك را به عنوان يك معادل براي محاسبات كوانتومي به كار مي بريد؟
    رتنر: نه، نه، آنها دو چيز متفاوت مي باشند. خوشحالم كه اين سوال را پرسيديد. محاسبات كوانتومي در واقع نوع متفاوتي از محاسبات مي باشد كه امروزه ما مي دانيم بر اساس رفتار آماري يافت شده در فيزيك كوانتوم است. اين نوع محاسبات براي برخي چيزها مفيد و كاربردي خواهد بود اما براي خيلي از چيزهائي كه ما امروزه انجام مي دهيم چندان مفيد نخواهد بود.
    سوال: من فكر مي كنم براي محاسبات سنگين مفيد مي باشد نه براي محاسبات لپ تاپ ها و رايانه هاي روميزي امروزي، درسته؟
    رتنر: بله، درست است. آن روش پتانسيل بالائي براي براي مطالبت عظيم و سنگين موازي ارائه مي دهد كه بسيار پر بازده است. اما تنها برخي مسائل مي توانند توسط اين نوع از محاسبات كه رايانه هاي كوانتومي انجام خواهند داد، حل شوند. آنچه من در مورد آن سخن مي گويم، به بيان ساده استفاده از يكي از ويژگي هاي كوانتومي مي باشد، مثل 1 بودن بار و 0 بودن رنگ. اسپين خصوصا جالب خواهد بود اگر ما بتوانيم اين اثرات اسپيني را در دستگاه هاي جديد با انواع متفاوت كنترل كنيم، و اينتل در حال تحقيق بر روي آن مي باشد. اگر به قانون مور برگرديم، ممكن است ما به نقطه ي پاياني براي الكترونيك مبتني بر بار الكتريكي تا 10 يا 15 يا 20 سال آينده برسيم، هر چقدر هم كه طول بكشد بالاخره اتفاق خواهد افتاد. اما ما الكترونيك مبتني بر بار را با يك سيستم مبتني بر اسپين جايگزين مي نمائيم. اگر شما بگوئيد كه اين پايان قانون مور خواهد بود، بنده نمي دانم. اما تا زماني كه ما بتوانيم در مسير بهبود كارائي و بازده انرژي و چگالي قدم برداريم شايد بتوانيم آن مرحله ي گذر را ايجاد كنيم.
    سوال: حالا تمايل دارم به موضوع انتقال 40 گيگابيتي برگردم، كه با نام فوتونيك سيليكوني شناخته مي شود. ممكن است توضيح دهيد فوتونيك سيليكوني چيست؟
    رتنر: حتما، افزايش سرعت انتقال داده از طريق سيم مسي ديجيتالي همينطور سخت و سخت تر مي گردد. همانطور كه مي دانيد، روي يك بورد مداري سيم وجود دارد؛ آنها ممكن است در فاصله هاي زيادي از هم درون يك مركز داده يا حتي فراتر از آن قرار داشته باشند. همانطور كه هر كسي به خوبي آگاه است، مس ضرورتا از سيستم ارتباطات خارج شده است. هم اكنون فيبرهاي نوري هستند كه كره زمين را به يكديگر مرتبط كرده اند. در واقع، جايي كه من زندگي مي كنيم شركت تلفن فيبرهاي نوري را به درب منزل من آورده است. بنابراين ارتباطات راه دور از طريق آن ميسر مي شود. و همينطور نزديك و نزديك تر مي شود، اما هزينه آن نيز نسبتا بالا است.
    بنابراين دوباره، 4 تا 5 سال پيش ما شروع به بررسي امكان ساخت اين ابزارهاي اپتيكي پر بازده بر روي سيليكون كرديم. و فوتوديتكتور (آشكارساز نور) هاي سيليكون-ژرمانيم با كارائي بالا را ساختيم. ما مادولاتورها را با سرعت اوليه ي 10 گيگابيت بر ثانيه ساختيم و هم اكنون به سرعت 40 دست يافته ايم؛ ما همچنين مالتي پلكسرها دمالتي پلكسرها را ساختيم و سال پيش تكنولوژي به نام ليزر سيليكوني هيبريدي را ايجاد كرديم - ما به واقع يك ليزر نوري الكتريكي را ساختيم. ما اكنون در نقطه اي قرار داريم كه داراي منابع نور، مادولاتورها، مالتي پلكسرها، دمالتي پلكسرها و آشكارسازها مي باشيم. ما هم اكنون توانائي كامل دريافت و ارسال نوري به هم پيوسته را داريم، اما بايد همه اين ابزارها را با هم داخل يك چيپ قرار دهيم و آن چيزي است كه هم اكنون روي آن كار مي كنيم. چيزي كه ما براي يك سال بعد يا بعد از آن برنامه ريزي كرده ايم ارائه ي يك ترانسيور (سيستم ارسال و دريافت) نوري كامل روي سيليكون مي باشد.
    سوال: اين تكنولوژي جديد چه زماني در بازار در دسترس خواهد بود؟
    رتنر: خوب، ممكن است كه تا اواخر اين دهه ما محصولات فوتونيك سيليكوني را در بازار داشته باشيم. اگر 2010 نشد، شايد 2011، اما فكر مي كنم كه نزديك هستيم.
    سوال: مردم مي خواهند بدانند ابزارهاي محاسباتي آينده چه كاهائي انجام خواهند داد و چه زماني طول مي كشد تا انها را داشته باشند. براي هر چه رويائي تر كردن كاربردهاي دهه ي بعدي بر روي چه الگوهائي كار مي كنيد؟
    رتنر: ما به تمامي كابردها نظر داشته ايم، كه نيازمند حجم بالادي از قدرت محاسباتي براي كاربردي شدن و توسعه يافتگي مي باشند. اين با چيزي كه پيش از اين در مورد آن صحبت مي كرديم سازگار است، ساخت ماشين هاي چند هسته اي بسيار بالا مانند پروسسور 80 هسته اي... ما به دامنه ي گسترده اي از موارد نظر داريم مثل رديابي كاربردي حركت، توانائي دوربين هاي ويدئوئي براي مشاهده ي آن چيزي كه شما انجام مي دهيد و تبديل حركات شما به حركت يك انسان در يك رايانه. بنابراين همينطور كه شما دستان خود را حركت مي دهيد، فيگور موجود در رايانه نيز دستان خود را حركت مي دهد، و اگر شما چشمك بزنيد، فيگور رايانه اي نيز با چشمان خود چشمك خواهد زد. ما در نظر داريم تا تمام حالات چهره و تمام حركات بدن را بدست آوريم. احتمالا اين كار مي تواند پايه و اساس براي نسل آينده ي بازي ها بوده يا راهي براي آموزش رقص به ديگران مي باشد. شريك مجازي شما يك رايانه خواهد بود.
    كاربرد جالب توجه ديگر اين است كه جايي كه ما يك ويدئوي زنده از يك مسابقه ي ورزشي مثل فوتبال را تنظيم مي كنيم ، رايانه همه ي بازيكن ها را رديابي و بازي را مشاهده مي كند و بصورت خودكار تصويري مشخص نمايش مي دهد. بنابراين شما مي توانيد بگوئيد كه من فقط مي خواهم شوت به دروازه ها را يا فقط ضربات پنالتي را تماشا كنم يا فقط مي خواهم اين بازيكن خاص را تماشا كنم و به من همه ي تصاويري را كه اين بازيكن توپ را در اختيار دارد نشان ده. رايانه مي تواند تمام اين چيزها را بصورت خودكا انجام دهد. اين كار البته نيازمند حجم انبوهي از محاسبات است: رديابي تمامي بازيكنان، آناليز حركات، و همه ي چيزهائي كه اتفاق مي افتد. بنابراين، تا 5 سال آينده شايد يافتن اين ويژگي در تلويزيون ها چندان غيرعادي نباشد. اينها چندين مورد از كاربردهاي آن در آينده مي باشد كه ما بر روي آنها كار مي كنيم.
    هم اكنون، ما همچنين در حال كار بر روي ابزارهاي كمكي هستيم. ما آزمايشاتي بر روي تعدادي از تكنولوژي ها انجام داده ايم كه شما مي توانيد با خود حمل كرده و يا آنها زير لباستان نگاه داريد. آنها ضربان قلب، تنفس، فعاليت فيزيكي شما و تمام موارد شما را كنترل مي كنند. آنها اطلاعاتي در اختيار شما قار مي دهند كه شيوه ي زندگي شما ا بهبود بخشيده و منجر به سلامتي بهتر خواهد شد يا در مورد يك وضعيت پزشكي به شما هشدار مي دهد تا به يك پزشك مراجعه نمائيد.
    سوال: امروزه، ما برخي روبات هاي هيجان انگيز واقعي مي بينيم كه مجهز به تشخيص تصوير و صحبت مي باشند. برخي از آنها، به خصوص آنهائي كه براي سازمان دفاع طراحي شده اند، مي توانند مانند يك موجود زنده راه بوند. آيا فكر مي كنيد عصر ترميناتور نزديك است يا عصر ماشين هاي هوشمند در حال آمدن است؟
    رتنر: عصر ماشين هاي هوشمند، چيزي است كه شما گفتيد؟ خوب، من فكر مي كنم كه از چند جنبه جواب بايد مثبت باشد. پلتفورم كمكي كه من داشتم در موردش صحبت مي كردم ابعاد متنوعي دارد. همين حالا شما مي توانيد آن را در جيب خود قرار دهيد يا روي كمربندتان ببنديد يا چيزي شبيه به آن. آن تمام اين داده ها را جمع آوري مي نمايد و نتيجه گيري مي نمايد. آن مي تواند بگويد كه شما نشسته ايد يا سر پا هستيد، يا داخل خانه ايد يا خارج از خانه، اينكه در حال بالا رفتن از پله ها يا پائين رفتن هستيد، و سپس بر اساس آن مي تواند تصميمات بسيار ديگري در مورد اينكه شما در حال انجام چه كاري هستيد بگيرد. منظور من اين است كه، وقتي الگوهاي فتاري شما را ياد بگيرد، مي تواند بگويد شما در خانه هستيد يا در سر كار، يا در حال رانندگي ماشين هستيد يا ب روي كاناپه نشسته ايد.
    فكر مي كنم اين مجموعه ي كامل از محاسبات ادراكي مي تواند منشا پيشرفت هاي سريعي باشد. تصور مي كنم كه در طول دهه ي آينده يا بعد از آن دستگاه هائي وجود خواهد داشت، حال روبات باشند يا نه، كه داراي ادراكات محاسباتي بوده و يك فتار مشابه به انسان از خود به نمايش خواهند گذاشت. فكر مي كنم اين امر بطور قطع اتفاق خواهد افتاد.

Thread Information

Users Browsing this Thread

هم اکنون 1 کاربر در حال مشاهده این تاپیک میباشد. (0 کاربر عضو شده و 1 مهمان)

به اشتراک بگذارید

به اشتراک بگذارید