![]() |
|
|||||||
| نجوم و اخترشناسی مباحث مرتبط به نجوم ، اخترشناسی و علوم مرتبط با آن |
![]() |
|
|
اختيارات تاپيک | نمايش رسم |
|
|
#1 |
|
آخر فروم باز
![]() تاريخ عضويت: Feb 2006
محل سكونت: گیلان
پست ها: 1,034
|
دید کلی
ستاره شناسی چیست؟ آیا آن را میتوان شاخهای از علوم قرار داد یا بیشتر به فلسفه نزدیک است؟ شاید امروزه ستاره شناسی بخشی از علوم هستند که کاربردهای مستقیمی چون علوم پزشکی و یا مهندسی ندارند) باشد، اما بی گمان در گذشته چنین نبوده است. امروزه ستاره شناسی را بخشی از علوم در نظر میگیرند که به مطالعه و درک پدیدههای آسمانی میپردازد. درک پدیدههای آسمانی ، بخشی از تلاش سیری ناپذیر انسان در راه درک و شناخت نظم حاکم بر تمام طبیعت چه نقشی در زندگی بشر دارد، بحثی است که، شاید هرگز نتوان پاسخی عینی و مستقیم برای آن یافت. چرا که شاید پاسخ این سؤال خیلی شخصی باشد، اما آنچه مهم است، پاکی ، عظمت و دست نخوردگی اجرام بزرگ و دور دست عالم است که آن قدر وسوسه انگیزند که هر کسی را به مطاله خود فرا میخوانند و ستاره شناسی حاصل این فراخوان بزرگ است. تعریف و ارتباط با علوم دیگر اگر به دنبال یک تعریف مشخص از ستاره شناسی نوین باشیم، میتوان آن را چنین بیان کرد؛ مطالعه موضع ، ساختار و چگونگی تحول (از آغاز تا پایان) اجرام آسمانی. در این زمینه ، علومی به کمک ستاره شناسی میآیند که هر یک پاسخگوی بخشی از پرسشهای این علم هستند. فیزیک بخش عمدهای از مشکلات ستاره شناسان را برطرف کنند، شیمی ، ریاضیات و مکانیک نیز از جمله علومی هستند که ارزشهای فراوانی برای ستاره شناسی و ستاره شناسان دارند. در سالهای اخیر حتی علمی مانند زیست شناسی به کمک ستاره شناسی آمده است و بحث موجودات برون زمینی ، مسأله پیدایش حیات و نیز امکان زندگی در دیگر کرات آسمانی ، رابطه روز افزون این دو علم را طلب میکند. سایر علوم ، بخصوص علوم کاربردی (مانند شاخههای گوناگون مهندسی) نیز بحث فضاپیماها ، تلسکوپهای زمینی و فضایی غول پیکر را تکمیل میکند و از این طریق در گسترش ستاره شناسی قدم بر میدارد. رابطه ستاره شناسی و سایر علوم را در ادامه این سلسله مباحث و به تدریج متوجه خواهید شد و بی گمان در ادامه مسیر ستاره شناسی حتما متوجه میشوید که در هیچ حالتی قادر به حذف ارتباط یک یا چند رشته از علوم دیگر با ستاره شناسی نخواهید شد. اهداف و سرانجام اکنون میدانید که ستاره شناسی چه هدفی را پیش رو دارد، شناخت اجرام آسمانی. اما سوال اساسی که بسیاری از افراد در ذهن دارند این است که آیا عاقبت ستاره شناسی ، تنها برآوردن نیازهای درونی و حسی افراد را در بر دارد یا آنکه ، فواید دیگری از این علم پر هزینه ، عاید جوامع بشری میشود؟ پاسخ دادن به پرسش فوق کار چندان ساده ای نیست. چرا که نیاز به داشتن اطلاعات جامع از علوم مختلف دارد. اما آنچه را که میتوان بطور حتم و یقین بیان کرد، خدماتی است که ستاره شناسی به فیزیک ارائه کرده است. اگر فیزیک را به دو بخش فیزیک کلاسیک و فیزیک نوین تقسیم بندی کنیم، برای هر بخش یک مفهوم و یک قانون اساسی میتوان نام برد. در بخش فیزیک کلاسیک ، قوانین مکانیک نیوتن و در بخش فیزیک مدرن ، قوانین انیشتین (نسبیت خاص و عام) حاکمیت بی رقیبی دارند. در هر دو مورد (قوانین مکانیک نیوتنی و قوانین نسبیتی) بخشی از اثبات قوانین مذکور به عهده ستاره شناسی بوده است. یعنی قسمتی از قوانین فوق با استفاده از رصدهای نجومی اثبات شده است (اثبات نجومی هر دو قانون را در درسهای آینده ذکر میکنیم.) از دیگر خدمات اخترشناسی میتوان به بحث پیدایش حیات روی زمین اشاره کرد، اینکه آیا بطور کلی حیات سیاره ما زمین منشا آسمانی پاسخگویی آن خواهد پرداخت و کاربردهای دیگر خواهید کرد. ستاره شناس کسیت و چه وظایفی دارد؟ ستاره شناسی را شناختیم، شاید ستاره شناسی تنها علمی باشد که هنوز میتوان دو بخش حرفهای و آماتور در آن فعالیت کرد. افراد آماتور ، کسانی هستند که بر حسب علاقه به این علم زیبا میپردازند و البته تحصیلات عالیه و شغل اصلی آنها در زمینه ستاره شناسی نیست، چنین افرادی در تاریخ نجوم زیاد بوده و هستند. سوزن بان قطار ، پزشک ، رمان نویس ، مدرس علوم دینی ، زمین شناس ، میکروبیولوژیست و ... ، اینها شغل بعضی از افرادی است که به نجوم آماتوری به عنوان یک سرگرمی علمی جدی روی آوردهاند و پیشرفتهای فراوانی هم در این علم داشتهاند. و اما ستاره شناس حرفهای کسی است که تحصیلات دانشگاهی او در زمینه شاخههای مختلف ستاره شناسی است و به ستاره شناسی به عنوان یک شغل نگاه میکند. ارتباط ستاره شناسی حرفهای و آماتوری رابطه ستاره شناسی حرفهای وآماتوری نیز در خور توجه است، در ابتدا برای بسیاری این گمان بوجود میآید که ستاره شناسی آماتوری ، مغلوب ستاره شناسی حرفهای است و هیچ کاری وجود ندارد، در حالی که قضیه چیز دیگری است. یعنی حیطه فعالیت این دو گروه کاملا از هم جداست و به عبارتی ستاره شناسان آماتور و حرفهای بطور ضمنی باهم در مورد نوع عملکردشان به توافق رسیدهاند. بسیاری از دنباله دارها ، سیارکها ، ستارگان انفجاری جدید (نواخترها و ابرنواخترها) توسط ستاره شناسان آماتور کشف شدهاند. در حالی که این نوع اکتشافات در بخش ستاره شناسی حرفهای یا اصلا انجام نمیشود و یا اگر انجام شود کاملا تصادفی است |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#2 |
|
همکار بازنشسته
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
محل سكونت: Canes Venatici
پست ها: 1,505
|
افتخارات بر باد رفت در سال هاى اخير با گسترش يافتن فعاليت هاى نجومى در كشور توجه بيشترى به آثار گذشتگان ما در اين خصوص به چشم مى خورد. اينك صحبت از گذشتگان نه يادآورى صرف افتخارات بر بادرفته كه هموار كردن مسيرى به سوى آينده است و به همين دليل گروه هاى حرفه اى و آماتور فراوانى در تلاشند تا در كنار پيش بردن دانش نجوم - كه بسيارى ايران زمين را زادگاه آن مى دانند- ميراث فراموش شده آن را بار ديگر در اذهان زنده كنند. اهميت اين موضوع آنجايى فزونى مى گيرد كه بدانيم بخش عمده اى از ميراث علمى ما در دوران پيش از اسلام در اثر زخم هايى كه چهره سرزمين ما به خود ديده نابود شده اند و از سوى ديگر بسيارى از كشورهايى كه اين روزها هويتى مستقل يافته و زمانى بخشى از خاك ايران بزرگ را تشكيل مى دادند، براى هويت سازى خود درتلاشند تا ميراث دوران اسلامى ما را نيز به نام خود ثبت كنند. تلاش برخى از كشورها براى ثبت قانون ابن سينا به نام خودشان را كه اين روزها زياد مى شنويم تنها نمونه اى از اين موارد است. به همين دليل فرصت بسيار اندك است و اگر ما به خود نياييم ديگران مجالى براى ما نمى گذارند. يافتن شواهدى منطقى و به دور از احساسات ملى گرايانه كه تنها با هدف نشان دادن واقعيت (چه تلخ و چه شيرين) باشد راهگشاى ما به سوى آينده خواهد بود. نمونه هاى فراوانى در اين خصوص وجود دارد و محققانى هستند كه بى هيچ ادعايى و تنها به نيت غبارروبى از تاريخ پربار ما حاضرند دست به هر كارى زنند كه اين هويت علمى باقى بماند اما اين كار به تنهايى از دست محققان برنمى آيد. اگر اندكى دلسوزى و اندكى همراهى از سوى مسئولانى كه مى توانند يارى رسانند باشد؛ راه طولانى در زمانى كوتاه تر پيموده خواهد شد. هيچ كس انتظار معجزه ندارد فقط اگر افراد به وظيفه كارى خود هم عمل كنند و كارشكنى نكنند كفايت مى كند. در حالى كه در بسيارى از محافل علمى و رسمى كشور سخن از احياى علوم قديم در جهت تقويت بنيان هاى علمى كشور مى رود تا كنون اين اقوال مصاديق اجرايى بسيار كمى پيدا كرده اند و مواريث علمى و فرهنگى يك به يك با خزانى تجديد ناپذير روبه رو مى شوند، اسناد و عكس هاى نجومى نيز سرنوشتى مشابه را طى مى كنند. توجه به آسمان و گردش سيارات و حركات ستارگان در ايران سابقه اى هزاران ساله دارد؛ از هزاره پنجم قبل از ميلاد تا زمان معاصر. ثبت پديده هاى نجومى به اشكال مختلفى همانند دايره مهر در آئين ميترا تا اشكال مختلف رسم شده كواكب و خورشيد در مكان هايى همانند چغازنبيل و سيلك بر روى سفالينه و مهرها ديده مى شود. با افزايش آگاهى از آسمان اين دانش رفته رفته راه خود را در اعتقادات و آئين هاى ايرانى باز مى كند. همانند آنچه در فروردين يشت اوستا مى خوانيم: «به واسطه فر و شكوه فروهرها، خور و ماه و ستارگان در بالا راه خود را مى پيمايند.» در دوره تاريخى با ايجاد حكومت هاى متمركز در ايران دانش نجوم به عنوان يكى از علوم رسمى و حتى مقدس در تدوين تقويم به كار گرفته و به جزيى جدايى ناپذير از مذهب تبديل مى شود چنانچه اين نقش خود را تا به امروز همچنان حفظ كرده است. در روزگار شاپور اول زيج شهرياران به سال ۲۶۴ ميلادى تدوين شده است. پايه هاى اين زيج، زيج كهن ترى است كه در قهندژ تنظيم شده بود و متعلق به اقوام ايرانى خاور ايران بوده كه در نوشته هاى پس از اسلام به نام زيج هزارات يا «سنالهالم» از آن ياد شده است. اين زيج در سده دوم هجرى به عربى بازگردانده شده و پايه كار اخترشناسان اسلامى قرار گرفته است. در دوره اسلامى علم هيئت به عنوان يكى از شاخه هاى اصلى نجوم در دايره علوم اسلامى قرار مى گيرد و دانشمندان بزرگى در دوران اسلامى در اين زمينه مشغول به فعاليت مى شوند. همانند عبدالرحمان صوفى رازى، ابوسعيد سنجرى، ابوريحان بيرونى، ابوعلى سينا، خيام نيشابورى، خواجه نصيرالدين طوسى، خواجه رشيدالدين فضل الله همدانى و... تاسيس رصدخانه ها، تدريس نجوم و هيئت همراه با علوم دقيقه، ساخت انواع اسطرلاب و ابزارهاى نمايش زمان، اصلاح تقويم، بيان پاره اى از بنيادى ترين مفاهيم علوم رياضى، هندسه و غيره تنها شاهدان كوچكى از نمايش عظمت اين علم در دوران اسلامى در ايران است. ![]() |
|
|
|
|
|
#3 |
|
اگه نباشه جاش خالی می مونه
![]() تاريخ عضويت: Feb 2006
محل سكونت: يزد
پست ها: 257
|
سلام
علم نجوم چيست ؟ نجوم مطالعه مواد است و مقدمه ايست درباره فرايند بوجود آمدن آنچه در آنسوي جو زمين است كه اين جهان ، آسمان و گوي آسمان را از اتم هاي كوچك تا گيتي وسيع شامل مي شود . منجمان اجرام آسماني مانند سيارات ، ستاره ها ،ستاره هاي دنباله دار ، كهكشانها، سحابيها و مواد بين كهكشانها را مطالعه مي كنند . براي اينكه چگونگي تشكيل شدن ، چگونگي بوجود آمدن و منسب هر كدام را مشخص مي كنند و اينكه چگونه بر يكديگر تاثير مي گذارند و چه اتفاقي ممكن است براي آنها بيفتد . بخشي از جهان ما ، زمين وانچه در آن اتفاق مي افتد اختر شناسي را شامل مي شود ،در واقع زمين آزمايشگاه ماست و هرچه كه درباره جهان مي دانيم از آنچه از زمين مي توانيم ببينيم و دريابيم ويا تصور كنيم سرچشمه گرفته است. چگونه علم نجوم بوجود آمد؟ قبل از اختراع تلسكوپ ، در نزديكي قرن هفدهم ،نجوم بر مبناي مشاهده با چشم غير مسلح پايه گذاري شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سيارات در آسمان نقشه تهيه مي كردند . متمدن ترين ها براي نقشه برداري آسمان نظام داشتند و ما مي دانيم كه امروزه نجوم از نظريات يونانيان باستان سرچشمه مي گيرد . در سال 150 ميلادي يك منجم و رياضيدان يوناني به نام كلوديوس بطلميوس يك رساله در باره علم نجوم نوشت . او در آن 48 گروه ستارهاي كه صورت فلكي ناميده مي شدند را فهرست كرد ، مانند جبار ، برساووش و....كه بيشتر از اسامي اساطير گرفته شده اند . همانطور كه ما هنگام نگاه كردن به ابرها ، آنها را به اشكالي از اجسام آشنا تصور مي كنيم ،همانگونه بطلميوس در گروهبندي ستارگان اشكال آشنا را مشاهده كرد. همچنين بطلميوس متوجه شد كه به نظر ستارگان در سر تاسر آسمان حركت مي كنند او گفت كه تمام اجرام آسماني به دور زمين كه مركز جهان بي حركت ايستاده حركت مي كنند . اين نظريه علمي براي قرنها پذيرفته شده بود . تئوري بطلميوس راجع به جهان طرح زمين مركز ناميده شد زيرا در آن زمين در مركز عالم قراردارد. چه موقع كشف شد كه زمين بدور خورشيد مي چرخد ؟ قبول اين واقعيت مدت ها طول كشيد . در سال 1543 ميلادي يك منجم لهستاني به نام نيكلاس كوپرنيك De Revolutionibus را منتشر كرد كه مشخص مي كرد سيارات به دور خورشيد گردش مي كنند اما نظريه او با تعليمات كليساي كاتوليك مغايرت داشت و كليسا قدرتمندترين سازمان اجتماعي و سياسي آن زمان بود . عقيده هايي مانند طرح خورشيدمركزي كه در جهان تفكر بديع بودند سزاوار كيفر مرگ بودند . بنابراين اگرهم تعدادي ديگر ازمنجمان طرح كپرنيك را مي پذيرفتند از تصديق كردن آن هراس داشتند . در سال1632 گاليلئو گاليله ، يكي از برجسته ترين منجمان در طول تاريخ ، سرانجام يك كتاب در حمايت از نظريه كپرنيك منتشر كرد . كليساي كاتوليك روم گاليله را براي محاكمه به خاطر بدعت گذارن احضار كرد و اين منجم براي برگشتن از حرفش يا مرگ حق انتخاب داشت . گاليله دست از عقيده خود كشيد اما كليسا از پذيرفته شدن طرح خورشيد در عرف نمي توانست جلوگيري كند(در سال 1992كليساي كاتوليك روم رسما با گاليله و كپرنيك موافقت كرد.) چطور منجمان سريعايك ستاره را از ديگران تشخيص مي دهند؟ منجمان علاوه بر نقشه موقعيت ستارگان در آسمان تععن كردند كه كدام ستاره از ديگر ستارگان پرنورتر است . يك منجم يوناني به نام هيپاركوس جد بطلميوس ابتدا ستارگان را بر اساس روشنايي اشان طبقه بندي كرد . اوششطبقه روشنايي را با قدر شان ليست كرد (قدر يعني درخشش يك ستاره كه بر روي زمين نمايان مي شود . قدر يك ستاره تا حد زيادي در تعيين اينكه چقدر از زمين فاصله دارد موثر است ) هيپاركوس 20 ستاره از قدر اول را طبقه بندي كرد و ستارگان ضعيف يعني آنهايي كه با چشم غير مسلحديده مي شوند را در شش قدر طبقه بندي كرد. گاليلئو گاليله گاليله در پيزاي ايتاليا در 1564 در اواسط دوره رنسانس متولد شد . گاليله فقط اولين كسي كه تلسكوپ را روي ستارگان متمركز كرد نبود ، او همچنين ديدگاه متفاوتي نسبت به جهان ايجاد كرد . گاليله استاد نجوم ، رياضي ، فيزيك ، فلسفه و تبليغات بود . تصور او (و احتمالا واقعيت ) از يك نبوغ ذاتي بود : زيرك شوخ و اما زننده بود . مردم مهم انجمن او را جستجو مي كردند - تا وقتي كه كار منفور و خطرناك حمايت از ديدگاه خورشيد مركزي كپرنيك راجع به منظومه شمسي رادر كارهايش انتشار داد: ما اين حقيقت را پذيرفتيم كه خورشيد در مركز منظومه شمسي است و ما ممكن است گفته باشيم ((هركس ميداند كه خورشيد به دور زمين مي چرخد وفقط تعداد كمي دانشمند ديوانه فكر ميكنند غير از اين است.)) در سال 1543 نيكولاس كوپرنيكوس رساله پيشنهادي اش را كه تمام سيارات به انظام زمين به دور خورشيد مي چرخند منتشر كرد .اين پيشرفت غير منتظره براي عده اي به طور محرمانه خوشايند بود برا قدرتمندترين دولت اروپا در آن زمان -كليساي كاتوليك روم - در وضع موجود مسلما منفعتي وجود داشت . با اين همه عقايد نظام -و توانايي اش - رويه زمين مركزي در جهان باقي ماند. گاليله به طور آشكارا از ديدگاه جهاني كپرنيكوسدر مقابل كليسا حمات كرد . روش رهبر كليسا با ديگر بدعت گذاران ناديده گرفتن آنها يا آسيب رساندن به آنها با برخي شرايط بود . اماكليسا نمي توانست گاليله را ناديده بگيرد . در سال 1634 گاليله به دادگاه كليسا آورده شد و ادعا كرد كه دست از عقايد بدعت گذارانه اش درباره منظومه شمسي برداشته است . روبه رو شدن با شكنجه و مرگ ، گاليه را وادار به تسليم شدن كرد . او هنگاميكه اتاق محاكمه را ترك كرد - زير لب- گفت بي اعتنا به آنچه مجبور به گفتن شده بود ادعا كرد كه زمين هنوز به دور خورشيد مي چرخد. گاليله بقيه عمر خود را در زير شيرواني خانه اي تا سال 1642 گذراند 355 سال بعد در سال1992 كليسا رسما طرح كپرنيك را در مورد متظومه شمسي پذيرفت. |
|
|
|
|
|
#4 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
نجوم
ستاره شناسی ، علمی است که با مشاهده و توضیح وقایعی که در خارج از زمین و جو آن رخ میدهد سر و کار دارد. این علم منشا پیدایش و خواص فیزیکی و شیمیائی اشیائی که قابل مشاهده در آسمان بوده (و خارج زمین قرار دارند) و همینطور فرآیندهای منتجه از آنها را مطالعه میکند. در طی قسمتی از قرن بیستم ، ستاره شناسی به سه شاخه تقسیم شده بود: محاسبات نجومی ، مکانیک آسمانی و فیزیک نجومی. حالات برجسته متداول فیزیک نجومی در نامگذاری گروههای آموزشی دانشگاهی و موسسات درگیر با تحقیقات نجومی متجلی میشود: قدیمیترین آنها بدون هیچ تغییری ، گروهها و موسسات ستاره شناسی میباشند، جدیدترین آنها به نگه داشتن فیزیک نجومی در نامشان تمایل دارند، برخی اوقات کلمه ستاره شناسی را برای تأکید بر طبیعت تحقیقاتشان ، در نامشان قرار نمیدهند. به علاوه ، تحقیقات فیزیک نجومی ، مخصوصا در فیزیک نجومی نظری ، را افرادی که پس زمینه فیزیک و ریاضی دارند میتوانند انجام دهند. ستاره شناسی از معدود علومی است که آماتورها هنوز در آن نقش فعالی دارند، خصوصا در کشف و مشاهده حوادث زودگذر. ستاره شناسی نباید با طالع بینی ، شبه علمی که با پیگرد مسیر اجرام آسمانی ، مبادرت به پیشگویی سرنوشت افراد مینماید اشتباه شود. این دو اگر چه در ریشه مشترکند، اما کاملا متفاوتند؛ ستاره شناسان روش علمی را پذیرفتهاند، در حالیکه طالع بینها اینطور نیستند. تقسیمات ستاره شناسی ستاره شناسی به چند شاخه تقسیم میگردد. اولین تقسیم بندی بین ستاره شناسی نظری و ستاره شناسی شهودی میباشد. مشاهده گرها روشهای مختلفی را برای جمع آوری اطلاعات درباره حوادث بکار میبرند، اطلاعاتی که بعدا توسط نظریه پردازان برای ایجاد تئوریها و مدلهایی ، برای شرح مشاهدات و پیش بینی حوادث جدید بکار میرود. حوزههای مطالعه همچنین به دو طریق دیگر تقسیم بندی میشوند: موضوعی ، که معمولا به منطقه فضا (مثلا ستاره شناسی کهکشانی) یا مسائل اشاره شده (مانند تشکیل ستاره یا کیهان شناسی) بستگی دارد؛ یا به روش مورد استفاده برای گرد آوری اطلاعات (بطور مبنائی ، چه ناحیهای از طیف الکترومغناطیس استفاده میشود). در حالیکه تقسیم بندی اولیه به هر دوی مشاهده گر و نظریه پرداز مربوط میشود، دومی مربوط به مشاهده گرهاست(نه کاملا) ، چون نظریه پردازها سعی میکنند از اطلاعات موجود در تمامی طول موجها استفاده کنند و مشاهده گرها اغلب بیش از یک منطقه از طیف را مشاهده میکنند. |
|
|
|
|
|
#5 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
اختر فیزیک
آیا تا کنون در یک شب پر ستاره به آسمان نگاه کردهاید؟ فکر میکنید ستارگان چگونه در آسمان قرار گرفتهاند؟ آیا میدانید ستارگان و سیارات چه تفاوتی باهم دارند؟ آیا تا بحال واژه اختر فیزیک به گوش شما خورده است؟ اطلاعات اولیه علم ستاره شناسی در عین جذابیت ، علمی روشنگر است، و با اینکه از نخستین علومی است که در آغاز تمدن بشر پدیدار شده، هنوز هم پیشتازی خود را در میان مطالعات طبیعی حفظ کرده است. امروزه این علم با سرعت حیرت آوری در حال گسترش است. امکانات جدید پژوهشی از قبیل دوربینهای نجومی رادیویی و وسایل مختلف اکتشافات فضا انبوهی اطلاعات را فراهم آورده که منجر به کشفیات بسیاری در جهان شده است. ستاره شناسی به دیدگاه تازهای از جهان شکل میدهد و به گونههای شگفت آور پیشروی از دانش نسبی به دانش مطلق ، استدلال ما را درباره محیط طبیعی مشخص می نماید. سیر تحولی و رشد انقلاب بزرگی که در آغاز قرن بیستم در علوم طبیعی بوجود آمد و تهیه نظریههای فیزیک نوین مانند نظریه نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی در دیدگاه علمی جهان گسترش عظیمی پدید آورد، و روش تفکر علمی و راه مطالعه پدیدههای طبیعی را دستخوش تغییر نمود. کشفیات غیر مترقبه بسیاری که بویژه در فیزیک و اخترشناسی صورت گرفتهاند، بسیاری از عقاید پذیرفته شده را دگرگون نموده، از دیدگاه تازهای به معرفی پدیدهها پرداختهاند، و ادراک ما را درباره جهان و قوانین حاکم بر آن بهبود بخشیدهاند. البته این مسئله بدان معنی نیست که علم در آینده کاملا اطلاعات فیزیکی جدید ما رد میشود. این تصور نامعقول است. علوم طبیعی از نظر اعتبارشان بزرگترین موفقیت را کسب نمودهاند. بسیاری از قوانین اساسی ایجاد شده بوسیله آنها ، دارای کاربرد وسیعی میباشد. چنین توفیقی سرمایه طلایی علوم طبیعی است که هدف و مفهوم خود را در مواجهه با هر تحول علمی حفظ میکند. علم در حالی که هیچگاه از پیشرفت باز نمیماند، به نحو ثابتی خود را بر مجموعه دانش متکی میکند. هر چند تحولاتی که در علم پدید میآید سبب ظهور مفاهیم و عقاید جدیدی میشوند، ولی اطلاعات اساسی و بنیادی گذشته در مفاهیم جدید ادغام میشوند و مفهوم خود را در مورد پدیدهها و شرایط مشخص حفظ مینمایند. روشهای مختلف بررسی ستارگان: 1.یک روش این است که به عنوان قدیمیترین دانش مشاهدهای که درباره آسمان پر ستاره بحث میکند، مورد مطالعه قرار گیرد. 2.روش دیگر این است که به عنوان جوانترین علم ، هنگامی که با اختر فیزیک نظری ترکیب میشود، مورد مطالعه قرار گیرد. ستاره شناسی و اختر فیزیک پهنه کیهان ، از سیارات نزدیک تا اختروشهای دور قابل دسترس ، را تحت پوشش قرار میدهد. |
|
|
|
|
|
#6 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
نجوم اسلامی
در خلال سال 180 میلادی تا قرن شانزدهم ، اعراب در زمینه ستاره شناسی برتری یافتند. مرکز فرهنگیشان بغداد (در عراق امروزی) بود، جایی که در قرن هشتم کتاب المجسطی بطلمیوس به زبان عربی ترجمه شد. البتانی (929 ـ 850 میلادی) پرآوازهترین منجم عرب، تا حدود زیادی بر محتوای این کتاب افزود. آنها ابزارهایی نظیر اسطرلاب ، که اختراع یونانیان باستان بود، را تکامل بخشیده ، دقیقتر از یونانیان موقعیت ستارگان را رصد کردند. اسطرلاب الگویی 2 بعدی از آسمان شب است که در قرون وسطی برای تعیین موقعیت خورشید و ستارگان بکار میرفت. یکی از مباحث حائز اهمیت در دانشهای اسلامی ، دانش نجوم اسلامی است چرا که اهم مسایل عبادی به این دانش وابسته است . نخستین علومی که ساکنان بلاد اسلامی به آنها توجه کردند ، علوم عملی و بخصوص طب و کیمیا و نجوم بود، که احکام این علوم را بر دیگر علوم ترجیح میدادند. علم نجوم در ایران علم نجوم در ایران مانند دیگر نقاط جهان سابقه طولانی دارد. در واقع از آنجا که ابزار کار آن آسمانی پاک و دو چشم سالم خداداد است، از اولین علومی است که توسط انسان مورد توجه قرار گرفته است. ستاره شناسان ایرانی عمده ستاره شناسان اسلامی را تشکیل میدهند. پس از دوران خلافت مامون که دارالترجمه مشهور خود را برای ترجمه آثار علمی ملل مختلف بنیان نهاد، پیشرفت نجوم بمانند علوم دیگر سرعت زیادی گرفت. اولین محاسبات دقیق قطر زمین در همین زمان و توسط برادران بنوشاکر انجام گرفت. یکی از دلایل توجه ویژه به نجوم در دوران اسلامی تعیین تقویم و اوقات شرعی است که مستلزم مشاهدات و محاسبات دقیق نجومی است. "هندسه کروی" که توسط ابوالوفای بوزجانی معرفی شد این محاسبات را بطور عمده تسهیل کرد. بطور سنتی در دربار شاهان و امرای ایرانی همیشه شاعران و منجمان سلطنتی وجود داشتند و این امر به رونق پیشه منجمی میافزود. البته از مشورت منجمان برای تعیین زمانهای سعد و نحس استفاده میشد؛ ولی خود این امر مستلزم سالهای متمادی تحصیل و مطالعه بوده است. زیجهای بسیاری در دوران اسلامی نوشته شدهاند که آخرین آنها در قرن 18 میلادی و در هند تهیه شده است. ارتباط احکام شریعت اسلامی با مسائل نجومی بر هر کس که حتی اندکی به مسائل دینی اسلامی توجه کرده باشد، این مطلب پوشیده نیست که میان بعضی از احکام عبادتی شریعت اسلامی با برخی از نمودهای آسمانی ارتباطی واضح و آشکار وجود دارد. اوقات نمازهای پنجگانه روزانه ، از یک شهر به شهر دیگر و از یک روز به روز دیگر ، تفاوت پیدا میکند. و محاسبه آن مستلزم شناختن عرض جغرافیایی مکان و حرکت خورشید در دایرة البروج و شفق و فلق است و از شرایط نماز گزاردن رو به قبله ایستادن است. دانستن جهت قبله خود مبتنی بر حل مسئلهای از مسائل علم نجوم است و به مثلثات کروی مربوط می شود و اینکه نماز کسوف و خسوف واجب است، خود مستلزم آن است که پیش از وقت آمادگی برای شناختن زمان این دو حادثه آسمانی را داشته باشند، که جز از راه شناختن حرکات خورشید و ماه و استفاده از زیجهای صحیح میسر نمیشود. روزه گرفتن و روزه گشودن در ماه رمضان مسلمانان را به محاسبات فلکی بر میانگیزد. ابتدا و انتهای روزه با رویت هلال است، نه از روی گاهشماری عرفی و ... . خلاصه آنکه ، ارتباط بعضی از احکام شریعت اسلامی با مسائل نجومی ، سبب زیاد شدن توجه مسامانان به شناسایی امور آسمانی و ستارگان شد و علمای دینی را بر آن داشت که سودمندی این علم را مورد ستایش قرار دهند. شگفتیهای آسمان از منظر قرآن مناظر زیبا در عالم هستی فراوان است، اما هیچ منظرهای مانند آسمان ، جذاب و دلپذیر نیست. قرآن کریم که نقش بسیار موثری در تربیت غرایز و تمایلات فطری بشر دارد، در میان زیباییهای بسیاری که در عالم آفرینش موجود است، به موضوع "زیبایی آسمانها" تاکید فراوان دارد و در آیات خود از زیبایی کاخ پرشکوه آسمان سخن میگوید: و زیناها للناظرین" ما آسمانها را برای بینندگان زینت دادیم. و زینا السماء الدنیا بمصابیح"؛ ما آسمان نزدیک را به وجود نورافکنهایی آراستیم. و لقد زینا السماء الدنیا ممصابیح"؛ ما آسمان نزدیک را بوسیله چراغهایی تزئین کردیم. انا زینا السما الدنیا بزینه الکواکب"؛ ما آسمان نزدیک را به زیور ستارگان آرایش دادیم. منظور قرآن مجید از این تذکرات این است که توجه مردم را به شگفتیهای این کاخ با عظمت جلب کند و افکار آنان را برای درک اسرار فضا و ستارگانی که در این اقیانوس پهناور شناور میباشند بکار بیندازد. Last edited by roje_aria79; 06-23-2006 at 03:01 PM. |
|
|
|
|
|
#7 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
تاریخچه نجوم
نجوم مطالعه مواد و مقدمهای است درباره فرآیند بوجود آمدن آنچه در آنسوی جو زمین است که این جهان ، آسمان و گوی آسمان را از اتمهای کوچک تا گیتی وسیع شامل میشود. منجمان اجرام آسمانی مانند سیارات ، ستارهها ، ستارههای دنباله دار ، کهکشانها ، سحابیها و مواد بین کهکشانها را مطالعه میکنند. برای اینکه چگونگی تشکیل شدن ، چگونگی بوجود آمدن و منسب هر کدام را مشخص میکنند و اینکه چگونه بر یکدیگر تأثیر میگذارند و چه اتفاقی ممکن است برای آنها بیفتد. بخشی از جهان ما ، زمین و آنچه در آن اتفاق میافتد اختر شناسی را شامل میشود، در واقع زمین آزمایشگاه ماست و هر چه که درباره جهان میدانیم از آنچه از زمین میتوانیم ببینیم و دریابیم و یا تصور کنیم سرچشمه گرفته است. چگونه علم نجوم بوجود آمد؟ قبل از اختراع تلسکوپ ، در نزدیکی قرن هفدهم ، نجوم بر مبنای مشاهده با چشم غیر مسلح پایه گذاری شده بود. در ابتدا مردم از محل ستارهها و سیارات در آسمان نقشه تهیه میکردند. متمدن ترینها برای نقشه برداری آسمان نظام داشتند و میدانیم که امروزه نجوم از نظریات یونانیان باستان سرچشمه میگیرد. در سال 150 میلادی یک منجم و ریاضیدان یونانی به نام کلودیوس بطلمیوس یک رساله درباره علم نجوم نوشت. او در آن 48 گروه ستارهای که صورت فلکی نامیده میشدند را فهرست کرد ، مانند جبار ، برساووش و ... که بیشتر از اسامی اساطیر گرفته شدهاند. همانطور که ما هنگام نگاه کردن به ابرها ، آنها را به اشکالی از اجسام آشنا تصور میکنیم، همانگونه بطلمیوس در گروهبندی ستارگان اشکال آشنا را مشاهده کرد. همچنین بطلمیوس متوجه شد که به نظر ستارگان در سرتاسر آسمان حرکت میکنند، او گفت که تمام اجرام آسمانی به دور زمین که مرکز جهان بیحرکت ایستاده حرکت میکنند. این نظریه علمی برای قرنها پذیرفته شده بود. تئوری بطلمیوس راجع به جهان طرح زمین مرکز نامیده شد، زیرا در آن زمین در مرکز عالم قراردارد. چه موقع کشف شد که زمین بدور خورشید میچرخد؟ قبول این واقعیت مدتها طول کشید. در سال 1543 میلادی یک منجم لهستانی به نام نیکلاس کوپرنیک De Revolutionibus را منتشر کرد که مشخص میکرد سیارات به دور خورشید گردش میکنند، اما نظریه او با تعلیمات کلیسای کاتولیک مغایرت داشت و کلیسا قدرتمندترین سازمان اجتماعی و سیاسی آن زمان بود. عقیدههایی مانند طرح خورشید مرکزی که در جهان تفکر بدیع بودند سزاوار کیفر مرگ بودند. بنابراین اگر هم تعدادی دیگر از منجمان طرح کپرنیک را میپذیرفتند از تصدیق کردن آن هراس داشتند. در سال 1632 گالیلئو گالیله ، یکی از برجستهترین منجمان در طول تاریخ ، سرانجام یک کتاب در حمایت از نظریه کپرنیک منتشر کرد. کلیسای کاتولیک روم گالیله را برای محاکمه بخاطر بدعت گذارن احضار کرد و این منجم برای برگشتن از حرفش یا مرگ حق انتخاب داشت. گالیله دست از عقیده خود کشید اما کلیسا از پذیرفته شدن طرح خورشید در عرف نمیتوانست جلوگیری کند (در سال 1992کلیسای کاتولیک روم رسما با گالیله و کپرنیک موافقت کرد). منجمان چگونه سریعا یک ستاره را از دیگران تشخیص میدهند؟ منجمان علاوه بر نقشه موقعیت ستارگان در آسمان تعیین کردند که کدام ستاره از دیگر ستارگان پر نورتر است. یک منجم یونانی به نام هیپارکوس جد بطلمیوس ابتدا ستارگان را بر اساس روشناییاشان طبقه بندی کرد. او شش طبقه روشنایی را با قدرشان لیست کرد (قدر یعنی درخشش یک ستاره که بر روی زمین نمایان میشود. قدر یک ستاره تا حد زیادی در تعیین اینکه چقدر از زمین فاصله دارد موثر است)، هیپارکوس 20 ستاره از قدر اول را طبقه بندی کرد و ستارگان ضعیف یعنی آنهایی که با چشم غیر مسلح دیده میشوند را در شش قدر طبقه بندی کرد. نقش گالیلئو گالیله گالیله در پیزای ایتالیا در 1564 در اواسط دوره رنسانس متولد شد. گالیله فقط اولین کسی که تلسکوپ را روی ستارگان متمرکز کرد نبود، او همچنین دیدگاه متفاوتی نسبت به جهان ایجاد کرد. گالیله استاد نجوم ، ریاضی ، فیزیک ، فلسفه و تبلیغات بود . تصور او (و احتمالا واقعیت) از یک نبوغ ذاتی بود: زیرک ، شوخ و اما زننده بود. مردم مهم انجمن او را جستجو میکردند، تا وقتی که کار منفور و خطرناک حمایت از دیدگاه خورشید مرکزی کپرنیک راجع به منظومه شمسی را در کارهایش انتشار داد: ما این حقیقت را پذیرفتیم که خورشید در مرکز منظومه شمسی است و ما ممکن است گفته باشیم (هرکس میداند که خورشید به دور زمین می چرخد و فقط تعداد کمی دانشمند دیوانه فکر میکنند غیر از این است). در سال 1543 نیکولاس کوپرنیکوس رساله پیشنهادیاش را که تمام سیارات به انظام زمین به دور خورشید میچرخند منتشر کرد. این پیشرفت غیر منتظره برای عدهای بطور محرمانه خوشایند بود، برای قدرتمندترین دولت اروپا در آن زمان (کلیسای کاتولیک روم) در وضع موجود مسلما منفعتی وجود داشت. با این همه عقاید نظام و تواناییاش رویه زمین مرکزی در جهان باقی ماند. گالیله بطور آشکارا از دیدگاه جهانی کپرنیک در مقابل کلیسا حمات کرد. روش رهبر کلیسا با دیگر بدعت گذاران نادیده گرفتن آنها یا آسیب رساندن به آنها با برخی شرایط بود. اما کلیسا نمیتوانست گالیله را نادیده بگیرد. در سال 1634 گالیله به دادگاه کلیسا آورده شد و ادعا کرد که دست از عقاید بدعت گذارانهاش درباره منظومه شمسی برداشته است. روبرو شدن با شکنجه و مرگ ، گالیه را وادار به تسلیم شدن کرد. او هنگامی که اتاق محاکمه را ترک کرد زیر لب گفت بی اعتنا به آنچه مجبور به گفتن شده بود ادعا کرد که زمین هنوز به دور خورشید میچرخد. گالیله بقیه عمر خود را در زیر شیروانی خانهای تا سال 1642 گذراند 355 سال بعد در سال1992 کلیسا رسما طرح کپرنیک را در مورد منظومه شمسی پذیرفت. |
|
|
|
| تبلیغــــات | |
Advertisement |
|
|
|
#8 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
یونانیان و کروی بودن زمین
تمدن یونان در حدود سال 900 قبل از میلاد ظهور یافت و در طول هزار سال بعد، کمک بزرگی به ستاره شناسی نمود. ابتدا، در قرن ششم قبل از میلاد یونانیان دریافتند که زمین کروی است. آنها برای اولین بار محیط زمین، اندازه ماه و فاصله میان آنها را بدقت اندازه گرفتند. اگرچه آنها به اشتباه معتقد بودند که زمین کره ثابتی است که جهان پیرامون آن می گردد، ولی برخی از اندیشه ها و شیوه های رصدشان تا اواخر قرن هفدهم کاربرد داشت. پیش از آن که یونانیان نظریه کروی بودن زمین را مطرح نمایند، اکثر مردم عوام معتاد بودند که زمینه مسطح است. مثلا هندوها معتقد بودند که زمین مسطح بر شانه 4 فیل قرار دارد که به نوبه خود بر پشت چهار لاک پشت شناور در اقیانوسی بی کران ایستاده اند. مصریان باستان زمین را رب النوع کب می پنداشتند که به پهلو دراز کشیده و الهه نات، تجسم خورشید، بر روی آن خیمده است. جهان زمین مرکز اکثر تمدن ها معتقد بودند که جهان زمین مرکز است، ولی بطلمیوس ستاره شناس یونانی (168 ـ 90) بیشتر از سایرین برای این اندیشه معروف است. وی در کتابش المجسطی، قوانین اندازه گیری حرکات اجرام آسمانی را وضع نمود. به منظور تشریح حرکت رجعی برخی از سیارات، بطلمیوس اظهار کرد که مدار سیارات یک سلسله فلک تدویر پیچیده را دنبال می کند. اندیشه های آریستارخوس معدودی از متفکران یونانی، مخصوصا آریستارخوس (250 ـ 320 قبل از میلاد) اندیشه زمین مرکزی بودن دنیا را به زیر سوال بردند. آریستارخوس به کمک هندسه از روی اندازه سایه زمین، ماه و خورشید در خلال خسوف و کسوف، اندازه نسبی آنها را محاسبه کرد. اعداد و ارقامش کاملا نادرست بودند، ولی از آنجا که دریافت خورشید از زمین بسیار بزرگتر است، اظهار داشت که طبیعتا خورشید باید در مرکز جهان باشد. اکثر یونانیان این ایده را نپذیرفتند و اندیشه های آریستارخوس رد شدند. در عوض، المجسطی بطلمیوس تا 1500 سال بعد بر علم ستاره شناسی سیطره داشت. |
|
|
|
|
|
#9 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
ستاره شناسی باستانی
مردمان اولیه از آسمان به عنوان قطب نما ، ساعت و تقویم استفاده میکردند. طلوع و غروب خورشید به ترتیب نمایانگر شرق و غرب بودند. صورتهای کره ماه ، یک ماه را معین مینمود و ماه به همراه حرکت سالانه خورشید در آسمان تقویم را پدید آورند. با شروع تبادلات تجاری میان فرهنگها ، موقعیت ستارگان برای راهنمایی دریانوردان بکار گرفته شد. ستاره شناسی ما قبل تاریخ آثار مشاهدات آسمان حتی از دوران ما قبل تاریخ ، یعنی قبل از آغاز ثبت رخدادها بر جای مانده است. تصور میشود که سنگهای قائم یافته شده در برخی از نقاط اروپا اولین رصدخانهها باشند و این سنگها برای نشان دادن موقعیت خورشید و ماه در برخی از اوقات سال ، نظیر اعتدالین ، چیده و مرتب شدهاند. احتمالا مراسم مذهبی در این روزها برگزار میشد، هر چند که کاربرد دقیق سنگها به درستی معلوم نیست. ![]() نقوش رسمی:این لوح رسی بابلی به قرن ششم قبل از میلاد تعلق دارد و مشاهدات نجومی قرون پیش از خود را ثبت کرده است. میتوان نمونه برجسته سنگهای قائم ما قبل تاریخ را در استون هنج انگلیس یافت. این سنگها حول دایرهای چیده شدهاند و ظاهرا بین سالهای 2200 و 1600 قبل از میلاد بر پا شدهاند. خیابانی دراز به محلی منتهی میشود که خورشید به هنگام رسیدن به بالاترین نقطه آسمان (انقلاب تابستانی) ، در روز به آنجا میرسد. از دیر باز استون هنج با مراسم بت پرستی آمیخته بوده است و هنوز آئینهای گرامی داشت انقلاب تابستانی در آنجا برگزار میشوند. اغلب ، اختر شناسی اولین علم محسوب میشود. تقریبا همه تمدن های پیشین حرکات اجرام سماوی را مطالعه میکردند و از اندوخته دانششان برای تعیین زمان ، تجارب و نظم دادن به زندگی روزمره بهره میگرفتند. این اولین کوشش برای درک نیروهای طبیعی و مهار آنها به سود بشر بود. انسانهای شکارچی و گیاه چین انسانهای نخستین با شکار و جمع آوری گیاهان امرار معاش میکردند. اگر چه بقایای اندکی از این جوامع باستانی بر جای مانده ، ولی بیتردید آنها بازگشت ادواری فصول و الگوهای نا متغیر ستارگان را مشاهده کردهاند. به عنوان مثال ، استخوانهایی که در آفریقا کشف شده ، نقوشی را نشان میدهند که ظاهرا هلالهای ماه را در قالب تقویم جمع بندی کرده است. انسانها تقریبا در 9 هزار سال قبل از میلاد در جوامع زراعی ساکن شدند. دو فرهنگی که در ابتدا پیدایش یافتند عبارت بودند از مصریان در آفریقا و بابلیان در در غرب آسیا ، برای هر دو تعیین زمان جهت سازماندهی به زندگی مذهبی و اقتصادی ضروری بود و آنها با حرکات ماه و خورشید تقویم ابداع کردند. این تقویمها بر پایه سال شمسی یا سال قمری استوار بودند. سال شمسی مدت زمانی است که زمین به دور خورشید میگردد یعنی 365 روز و یک چهارم روز. ![]() آثار فلزی:تمدنهای باستانی اندیشههای جالبی درباره دنیا داشتند و این الگوی برنزی منظومه شمسی متعلق به قرن نهم قبل از میلاد ، نشانگر آن اندیشههاست. این الگو در غرب آسیا کشف شده است. اعتقادات بابلیان بابلیان تقویمشان را از روی رصد ماه که چرخهاش 29.5 روز طول میکشد، ابداع کردند. تقویمهای بابلی که احتمالا نخستین بار در سال 3 هزار قبل از میلاد پدید آمدند، بر اساس 12 ماه قمری بودند. بعد از هر دوره 29 روزه ، دورهای 30 روزه قرار داشت، در نتیجه سال قمری 354 روز بود. برای مساوی نمودن سال قمری و شمسی، که تغییر فصول را کنترل می کرد هر چند سال یکبار چند ماه دیگر به تقویم اضافه می شد. بابلیان معتقد بودند که خدایان ، خورشید ، ماه ، سیارات و ستارگان را در آسمان قرار دادهاند و به دقت بر آنها نظارت میکنند. آنها دریافتند که سیارات در پهنه معینی از آسمان حرکت میکنند که به برج فلکی معروفند و الگوهای ستارگان این پهنه را به صور فلکی تقسیم نمودند. آنها همچنین مشاهدات خود را از کسوفها ، شهابها ، ستارگان دنباله دار ثبت کردند. مصریان مصریان باستان توجه اندکی به حرکات سیارات داشتند و از ستاره شناسی تنها برای تعیین زمان استفاده میکردند. آنها اولین مردمانی بودند که تقویمی مبتنی بر سال شمسی ابداع نمودند. آن سال با طغیان رود نیل آغاز میشد که رخدادی سالیانه بود و برای جوامع زراعی مجاور کرانهاش اهمیتی حیاتی داشت. این طغیان با طلوع صبحدم ستاره شعرای یمانی ، درخشانترین ستاره آسمان ، مقارن بود. ![]() سنگهای کارناک:سنگهای کارناک در فرانسه متعلق به 2 هزار سال قبل از میلادند. ظاهرا از آنها برای شمردنماههای قمری استفاده میشد. چینیها قدمت اختر شناسی چینی به 4 هزار سال قبل از میلاد باز میگردد و چینیها متقاعد شدند که حرکات خورشید ، ماه و سیارات راهنمای پیشگویی آینده هستند. آنها به دقت آسمان را رصد نمودند و امروزه یاد داشتهای آنها درباره ستارگان دنباله دار و ابرنواخترها برای اخترشناسان کاربرد قابل ملاحظهای دارد. آنها توجه خاصی به کسوف مبذول داشتند و میپنداشتند که بد یمن است. آنها تصور مینمودند که کسوف بر اثر خورده شدن خورشید توسط اژدهها ایجاد میشود و در خلال کسوف به خیابانها میریختند تا با کوبیدن قابلمه و ماهی تابه آن جانور را فراری بدهند. تمدن مایا مایاییها که در خلال سالهای 2 هزار قبل از میلاد و 900 میلادی ساکن آمریکای جنوبی بودند، معتقد بودند که سیارات و ستارگان خدایانند. آنها برای رصد حرکات متغیر اجرام سماوی اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع نمودند. آنها همچنین با محاسباتی وقوع خسوف و کسوف را پیش بینی میکردند. |
|
|
|
|
|
#10 |
|
داره خودمونی میشه
![]() تاريخ عضويت: Jun 2006
محل سكونت: In The Stars
پست ها: 156
|
پیدایش کیهان شناسی
کیهان شناسی مطالعه شکل ، پیدایش ، زندگی و مرگ جهان است. در آغاز قرن بیستم ، کیهان شناسان تصور میکردند که تمام جهان بخشی از کهکشان راه شیری است. در سال 1923، ادوین هابل ، ستاره شناس آمریکایی ، نشان داد که ستارگان سحابی آندرومدا (که بعدآ کهکشان آندرومدا نامیده شد) در خارج کهکشان راه شیری قرار دارند و بدین تریب وجود کهکشانهای دیگر را اثبات کرد. او همچنین دریافت که این کهکشانها از کهکشان ما فاصله میگیرند. در دهه بعد از آن ، فرضیههای گوناگونی درباره منشأ جهان ارائه شد. کیهان از چه چیز ساخته شده است؟ رصدهایی که بوسیله اخترشناسان صورت میگیرد این نکته را مشخص ساخته که به ازای هر یک گرم از مادهای که سیارات و ستارگان و کهکشانها را بوجود آورده ، چند گرم از مادهای وجود دارد که ماهیت آن ناشناخته است، وجود این ماده بر اساس نوع رفتاری که اجرام کیهانی از خود آشکار میسازند حدس زده میشود. براساس قوانین فیزیک اگر آتشگردانی را با سرعت به چرخش در آوریم با سرعت در هوا به پرواز درخواهد آمد. در مورد ستارگانی که در حاشیه کهکشانها به دور مرکز در گردشند نیز دقیقاً همین وضع برقرار است. نخ یا رشتهای که این ستارگان را پایبند نگه میدارد همان نیروی جاذبه است. اما محاسبات نشان میدهد که نیروی جاذبه حاصل از ماده فیزیکی قابل رؤیت موجود در کهکشانها برای نگهداری ستارگانی که با جرم عظیم و سرعت زیاد در حاشیه آنها در حال گردشند کافی نیست. برای نگهداری این ستارگان به صورت دیوان پای در زنجیر ، به طناب یا رشته مستحکمتری نیاز است و از همین جا دانشمندان نتیجه گرفتهاند که در درون هر کهکشان میباید ذخایر عظیمی از نوعی ماده نادیدنی وجود داشته باشد که نیروی جاذبه لازم برای جلوگیری از گریز ستارگان را فراهم میآورد. استدلال مشابهی دلالت میکند بر اینکه از این نوع ماده نادیدنی میباید در فضای ما بین کهکشانها نیز موجود باشد و حرکات کهکشانها را نسبت به یکدیگر تنظیم کند. پیدایش جهان ستاره شناسان قرن بیستم توضیحات متناقضی درباره نحوه پیدایش جهان پیشنهاد نمودهاند. ژرژ لومتر (1966-1894) ، ریاضیدان بلژیکی ، اظهار کرد که دنیا بصورت نقطه داغ متراکم منفجر شوندهای آغاز شد. فرد هویل ستاره شناس انگلیسی (1915) با ارائه نظریه حالت پایا ، این اندیشه را که دنیا سر آغاز داشته رد کرد. کشف تشعشع مایکروویو زمینه کیهان در سال 1965 تاییدی بر نظریه انفجار بزرگ بود. برخی اظهار نمودهاند که خلقت متوالی نظریه تازهای وارد علم مینماید که نظریه بسیار حیرت انگیزی است. من معتقد نیستم که خلقت متوالی نظریه تازهای پدید میآورد. این قطعاً فرضیه جدیدی است، ولی صرفاً جایگزین فرضیهای میشود که در بطن فرضیههای کهن پنهان است. چنین ابزار میکند که تمام ماده جهان در زمانی خاص در گذشتهای دور و در "انفجاری بزرگ" ایجاد شده است. این نظریه انفجار بزرگ از لحاظ علمی از دو نظریه دیگر ناخوشایندتر است. کیهان شناسی نوین از جمله مسائلی که کیهان شناسی نوین به آن توجه دارد، مسئله آغاز است. این پرسش که: «آیا اساسا کیهان آغازی داشته یانه همواره موجود بوده است؟»؛ اگر چه نحوه نگرش علمی به این مسئله از ویژگیهای خاص خود برخوردار است که آن را از دیدگاههای متا فیزیکی و الهیاتی جدا میکند. ولی طبیعت مسئله به شکلی است که از همان ابتدا ، ارائه نظریات و مدلهای کیهان شناختی با طیف وسیعی از برداشتها و واکنشهای متا فیزیکی و الهیاتی همراه بوده است، تا آنجایی که بعضی افراد حتی آراء فلسفی و بویژه الحادی خود را در نحوه انتخاب مدلهای کیهان شناختی دخالت دادهاند. برخی ازخدا باوران معتقد بودند که اگر نظریه انفجار بزرگ درست باشد، به نظر میرسد که برای وجود آفریدگار جهان ، استدلالی قوی را پدید آورد. برخی دیگر معتقدند که این مدل به طرز شگفت انگیزی اعتقاد کتاب مقدس را درباره خلق از عدم تأیید میکند. درسال 1948م هرمان باندی ، توماس گلد و فردریک هویل نظریهای تحت عنوان نظریه حالت پایا را ارائه کردند. طبق این نظریه که حدود دو دهه رقیب نظریه انفجار بزرگ به حساب میآمد، اگر کیهان تا ابد منبسط شود، دیگر لزومی به اعتقاد به لحظه آغازین نیست. در این نظریه بیان میشود که نرخ این انبساط با مقدار چگالی ماده برابر و این برابری از طریق خلق مداوم مادهای جدید فراهم میآید. این خلق مداوم باعث میشود تا مقدار چگالی ماده در عالم ثابت باقی بماند و با دور شدن کهکشانها از هم بین آنها کهکشانهای جدید بوجود آید و بدین سان کیهان همیشه یکنواخت به نظر میرسد. اما در سال 1964م دو نفر به نامهای پنزیاس و ویلسون تابش ریزموجی به نام تابش پس زمینه کیهانی را کشف کردند که مؤید عالم داغ اولیه بود و بدین ترتیب نظریه حالت پایا اعتبار خود را از دست داد. این بی اعتباری در دهه 90 با یافتههای سفینه کوبی در مورد ناهمیانگردی عالم داغ اولیه بیشتر شد. طرفداری متعصبانه فردریک هویل از نظریه مذکور صرفا به دلایل علمی نبود بلکه به اعتقاد او زمان بی نهایت با عقاید الحادیش بیشتر سازگار بود. استیون وینبرگ ، فیزیکدان و برنده جایزه نوبل میگوید: «گیرایی اصلی و جذابیت فلسفی نظریه حالت پایا از آن جهت بود که با تصویر سنتی و دینی جهان بدان گونه که در کتاب مقدس آمده ، کمتر شباهت داشت. بنابر آنچه گفته شد حضور گرایشهای فلسفی در میان متخصصان برجسته کیهان شناسی ، حضوری جدی بوده در مواردی بر نحوه تبیین آغاز کیهان تأثیری جهت دهنده داشته است. در قسمت بعدی این مقاله به بررسی دیدگاههای افرادی چون هاوکینگ و پنروز درباره لحظه آغاز و همچنین مدلهایی چون مدل جهان نوسانی میپردازیم. |
|
|
|
![]() |
| کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان) | |
| اختيارات تاپيک | |
| نمايش رسم | |
|
|
دانلود نرم افزار خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین سفارش تبلیغات تماس با مدیریت وب سایت