P30World Forums
http://www.p30world.com/nw_imgs/rtl1.gif دانلود نرم افزار     http://www.p30world.com/nw_imgs/rtl1.gif فروشگاه اینترنتی
برگشت   P30World Forums > علم، فرهنگ، هنر > موضوعات علمی > ادبيات و علوم انساني

تابلو اعلانات

ادبيات و علوم انساني موضوعات مرتبط با ادبیات ، روانشناسی ، حقوق ، فلسفه ، منطق و ....



جواب
 
اختيارات تاپيک نمايش رسم
قديم 08-18-2007, 12:20 AM   #41
Mah$a
داره خودمونی میشه
 
Mah$a's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: tehran_karaj
پست ها: 57
پيش فرض

من به بی سامانی
باد را می مانم
من به سرگردانی
ابر را می مانم
من به آراستگی خندیدم
من ژولیده به آراستگی خندیدم
سنگ طفلی ، اما
خواب نوشین کبوترها را در لانه می آشفت
قصه ی بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان می گفت
باد با من می گفت :
” چه تهیدستی مرد “
ابر باور می کرد
من در ایینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم
آه می بینم ، می بینم
تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم...

حميد مصدق
Mah$a is offline   Reply With Quote
قديم 08-29-2007, 01:39 AM   #42

magmagf
مدیر انجمن موضوعات علمی
 
magmagf's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
پيش فرض

کارد، نان مان را
به دو بخش مساوی تقسیم می کند.
از جایی بر لبه لیوان که تو آب خورده ای
دومین جرعه را سر می کشم.
بیا توی کفشهای من!
زمستان که می آید
پالتوی تو مرا گرم می کند.
ما با یک چشم گریه می کنیم
شب که به تنهایی خویش پناه می بریم
در خواب
رویاهایم با رویاهایت یکی می شوند.


Hans Bender
magmagf is offline   Reply With Quote
تبلیغــــات
Advertisement
 
قديم 08-29-2007, 01:41 AM   #43

magmagf
مدیر انجمن موضوعات علمی
 
magmagf's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: esfahan
پست ها: 9,682
پيش فرض

زيبايي ام را پاياني نيست

وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم

و هراس كودكانه ام را از يا د مي برم

در عطري كه از تو بر سينه دارم

چه بي پروا دوستت دارم

و چه بي نشان تو را گم ميكنم

وقتي كه دروغ ميگويم

به زني كه در چشمهاي من تو را جستجو ميكند

و مردي كه هر روز از نام تو ميپرسد.



فرناندو پسوآ
magmagf is offline   Reply With Quote
قديم 09-01-2007, 04:27 PM   #44
samane joon
داره خودمونی میشه
 
samane joon's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2007
محل سكونت: تهران سراسر شادی و نور
پست ها: 74
پيش فرض

سلام
دا شتم میگفتم...........
حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود
جام اندوه تو مر همره و همرام کرد
.............
این شعر از خودم در تاریخ 31/4/1386 سرودم
گفتم شاید کسی باشه که بخواد نقدش کنه
خوش باشید

Last edited by samane joon; 09-01-2007 at 04:32 PM.
samane joon is offline   Reply With Quote
قديم 09-01-2007, 05:21 PM   #45
Mahdi_Shadi
اگه نباشه جاش خالی می مونه
 
Mahdi_Shadi's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2007
پست ها: 312
پيش فرض

گوش كن؛دورترين مرغ جهان مي‌خواند.
شب سليس است،و يك دست؛و باز.
شمعداني‌ها
و صدادارترين شاخه‌ي فصل،ماه را مي‌شنوند.
پلكان جلو ساختمان،
در فانوس به دست،و در اسراف نسيم،
گوش كن؛
جاده صدا مي‌زند از دور قدم‌هاي تو را.
چشم تو زينت تاريكي نيست.
پلك‌ها را بتكان،كفش به پا كن و بيا.
و بيا تا جاي،كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام تو را،مثل يك قطعه‌ي آواز به خود جذب كند.
پارسايي است در آن‌جا كه تو را خواهد گفت:
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه‌ي عشق تر است.
Mahdi_Shadi is offline   Reply With Quote
قديم 09-01-2007, 06:09 PM   #46
capitan black
آخر فروم باز
 
capitan black's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: GOTHIC LAND
پست ها: 1,333
پيش فرض

من آنجا هستم

در آسمانها، جايی که می نگری

من آنجا هستم

جايی که قدم می زنی

تنهای تنها

جايی که می خوابی، در کنارت

بی حرکت

جايی که عاشق شدی و عاشقت شدم

بی دروغ
من آنجا هستم

کشته شده، غرق به خون

بی جان

زير يک سنگ قبر

تنها تر از همیشه

بدون تو ...

و چه سخت است بدون تو بودن...

Last edited by capitan black; 09-01-2007 at 06:17 PM.
capitan black is offline   Reply With Quote
قديم 09-01-2007, 06:11 PM   #47
capitan black
آخر فروم باز
 
capitan black's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: GOTHIC LAND
پست ها: 1,333
پيش فرض

باد ما را با خود خواهد برد


در شب کوچک من ، افسوس

باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی ؟

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

من به نومیدی خود معتادم

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی ؟


در شب اکنون چیزی می گذرد

ماه سرخست و مشوش

و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها، همچون انبوه عزاداران

لحظهء باریدن را گوئی منتظرند

لحظه ای

و پس از آن، هیچ.

پشت این پنجره شب دارد می لرزد

و زمین دارد

باز می ماند از چرخش

پشت این پنجره یک نامعلوم

نگران من و تست

ای سراپایت سبز

دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من
بگذار

و لبانت را چون حسی گرم از هستی

به نوازش لبهای عاشق من بسپار

باد مارا با خود خواهد برد

باد مارا با خود خواهد برد...

فروغ فرخزاد

Last edited by capitan black; 09-01-2007 at 06:16 PM.
capitan black is offline   Reply With Quote
قديم 09-01-2007, 06:13 PM   #48
capitan black
آخر فروم باز
 
capitan black's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: GOTHIC LAND
پست ها: 1,333
پيش فرض

در زيــر ســــــــايه روشــن مهتـــــاب نيلرنگ

در چـــــارســـوق گنبــــد دوار هفت رنــــــگ



در ســـــايه ســـار دنج درختـــــــان پرغــــرور

در زيــر روشــنايی خورشيـد و عشـــق و نور



هر جا که مـی روم همه جا گفتــگوی توست

دل سرخوش از خيال تو و عطر و بوی توست



هر لحــــظه ای به ياد تـــو و مهــــر تــو قرين

جـــان با تو آشنــــــا و دلــــت با دلــم عجـين



تــــــو ذوق کــــــودکانـه پـــــــــرواز در منــی

تـــــو شـــــــوق عاشقــــــــانه آواز در منــی



بــس روزهــــا حـــــکايت دل با تـــــو گفته ام

بسيـــــــار شب که از غــم عشقت نخفته ام



با تـــــو طراوت و غــزل و ياس و شبنم است

بــــی تــــــو هوای کوچه ما غرق ماتم است



در لحــــــــظه های بی کسی و درد، مأمنی

يـــــــادآور قشنــــــــــگترين لحظــــه منی...

Last edited by capitan black; 09-01-2007 at 06:15 PM.
capitan black is offline   Reply With Quote
قديم 09-01-2007, 06:14 PM   #49
capitan black
آخر فروم باز
 
capitan black's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: GOTHIC LAND
پست ها: 1,333
12

ای رفته از برم به دیاران دوردرست
با هر نگین اشک بچشم تر منی
هرجاکه عشق و صفا و بوسه هست
در خاطر منی

هر شامگه که جامه ی نیلین اسمان
پولک نشان ز نقش هزاران ستاره است
هر شب که مه چو دانه ای الماس بی رقیب
بر گوش شب به جلوه چنان گوشواره است
ان بوسه ها و زمزمه های شبانه را
یاداور منی
در خاطر منی

در موسم بهار
کز مهر بامداد
دوشیزه نسیم
مشاطه وار موی مرا شانه میکند
اندم که شاخ پر گل باغی به دست باد
خم میشود که بوسه زند بر لبان من
و انگاه نرم نرم
گلهای خویش را به سرم دانه میکند
ان لحظه , ای رمیده زمن! در بر منی
در خاطر منی

هر روز نیمه ابری پائیز دلپسند
کز تند بادها
با دست هر درخت
صدها هزار برگ ز هر سو چو پول زرد
رقصنده در هواست
و ان روزها که در کف این ابی بلند
خورشید نیمروز
چون سکه ی طلاست
تنها توئی توئی تو که روشنگر منی
در خاطر منی

هر سال ,چون سپاه زمستان فرا رسد
از راه های دور
در بامداد سرد که بر ناودان کوی
قندیلهای یخ
دارد شکوه و جلوه ی اویزه ی بلور
ان لحظه ها که رقص کند برف در فضا
همچون کبوتری
و انگه برای بوسه نشینند مست و شاد
پروانه های برف , به مژگان دختری
در پیش دیده من و در منظر منی
در خاطر منی

ان صبحها که گرمی جانبخش افتاب
چون نشئه ی شراب , دود در میان پوست
یا ان شبی که رهگذری مست و نغمه خوان
دل میبرد ببانگ خوش اهنگ : دوست, دوست
در باور منی
در خاطر منی

اردیبهشت ماه
یعنی زمان دلبری دختر بهار
کز تکچراغ لاله , چراغانی است باغ
وز غنچه های سرخ
تک تک میان سبزه , فروزان بود چراغ
و انگه که عاشقانه بپیچد بدلبری
بر شاخ نسترن
نیلوفری سپید
اید مرا بیاد که : نیلوفر منی
در خاطر منی

بر گرد, ای پرنده رنجیده, بازگرد
باز آ که خلوت دل من اشیان توست
در راه, در گذر
در خانه , در اتاق
هر سو نشان توست

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
پنداشتی که نور تو خاموش میشود؟
پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مرد؟
و ان عشق پایدار فراموش میشود؟
نه , ای امید من!
دیوانه ی توام
افسونگر منی
هر جا , به هر زمان
در خاطر منی


مهدي سهيلي
capitan black is offline   Reply With Quote
این کاربر از capitan black بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است
تبلیغــــات
Advertisement
 
قديم 09-03-2007, 09:58 AM   #50
Mah$a
داره خودمونی میشه
 
Mah$a's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: tehran_karaj
پست ها: 57
پيش فرض

معنای زنده بودن من با تو بودن است
نزدیک ـ دور
سیر ـ گرسنه
رها ـ اسیر
دلتنگ ـ شاد
آن لحظه ای که بی تو سر آید مرا مباد!
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو در کنار تو
مفهوم زندگی ست .
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو همیشه با تو
برای تو زیستن...

فريدون مشيری


Mah$a is offline   Reply With Quote
جواب

Tags
زيباترين شعرهای عاشقانه


کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان)
 
اختيارات تاپيک
نمايش رسم

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن
شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
شما نمی توانید فایل پیوست کنید
شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید

BB code is روشن
شکلک ها روشن هستند
کد [IMG] اکنون روشن میباشد
HTML کد خاموش مي باشد

پرش



واحد زمان برحسب GMT +4.5. ساعت هم اکنون 08:12 AM.


Powered by: vBulletin Version 3.8.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.
Advertisement System V2.6 By   Branden
کليه حق و حقوق متعلق است به گروه نرم افزاري P30world
استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به کسب اجازه کتبي از مديريت ميباشد
Email : Forum [at] p30world.com    Fax : +98 (131) 3245397

دانلود نرم افزار     خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین     سفارش تبلیغات     تماس با مدیریت وب سایت