P30World Forums
http://www.p30world.com/nw_imgs/rtl1.gif دانلود نرم افزار     http://www.p30world.com/nw_imgs/rtl1.gif فروشگاه اینترنتی
برگشت   P30World Forums > علم، فرهنگ، هنر > موضوعات علمی > ادبيات و علوم انساني

تابلو اعلانات

ادبيات و علوم انساني موضوعات مرتبط با ادبیات ، روانشناسی ، حقوق ، فلسفه ، منطق و ....



جواب
 
اختيارات تاپيک نمايش رسم
قديم 02-14-2007, 04:02 PM   #1

Dianella
Nature & Science
 
Dianella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2005
محل سكونت: Трансильвания
پست ها: 5,002
پيش فرض شل سیلوراستاین

با تشكر از karin عزيز براي تنظيم فهرست و مطالب اين تاپيك

Post Merged by Dianella

======================
سلام
گفتم این تاپیکو ایجاد کنم برای شعر ها ، کتابها ، زندگی نامه ، نوع نگاه و هر چیز دیگه ای در باره ی شل سیلوراستاین



زندگی نامه
زندگی نامه 2

قطعه گمشده
آشنایی قطعه ی گم شده با دایره ی بزرگ
آثار
صدای عمو شلبی


اشعار

لستر
دوستی
رنگ ها
بچه ی تنبل
چیزهایی که نگفتم
پيشنهاد صلح
چراغ راهنما
خرافات
روي كوه هاي شايلو
چراغ زير شيرواني
توصیف
باهوش
هجده سال به بالا ممنوع!(1)
من دوستت دارم
معماي ترافيك
مثل شیرینی
ورود بزرگسالان ممنوع
دعای قبل از خواب کودک خودخواه
دارکوب
مورچه خوار
پسري كه اسمش سو بود
مرا با عينك آفتابيم به خاك بسپاريد
25 دقيقه به رفتن
بالاخره مي ميري
قاليچه پرنده
اگه چي بشه چي
قوانين من
قورباغه و كانگورو
هيچ فرقي نمي كنه
کلونی دلقک
زبان
الیس
ماجرای مدونا را شنیده اید؟
سلام آقای زندگی
دانشمند خوشحال
دختر عموی شیطان
سگ کریسمس
عاشق شدن
من نبودم
آواز ماندن
اولین اعتراف عاشقانه
عصیان زنانه
ما همدیگر رو دوست داریم
پلنگ خوشبخت
باید می دانستم
كره مريخ
زنبور
سرزمین شاد
از دید ِ دیگری
وقتی به سن تو بودم
بدبين
پاهاي كثيف
صد هزار دلار پول خرد
دستم به خورشيد نمي رسد
ايستادن ، بيرون از پناهگاه تو
حلقه هاي سبز
سنگ سوپ عجيب
محبوب آزار طلب
ترانه رنگين كمان را بخوان
راديو
بابا چي ميشه اگه
همه چيز را به شكل اول در مي آوريم
شب خوش ، سبزه
چند سال بيشتر
چند تا؟ چقدر؟
ماشين مشق و تكاليف
تاب
اتاق نامرتب
بازتاب
چيزي از قلم افتاده
موسيقي
شار
كوهنوردان
شیرجه بی نظیر
نقاش
تام قلقلكي
تولد سگ
مسابقه با سايه
مساله "پای"
قد يك سانتي
كلاه
هيچ فرقي نمي كنه
شستن سايه
مامان و خدا
كاپيتان هوك
فكر تازه
استفاده از گوزن
هيپنوتيزم
مداد ساز كودن
چرا
موي فر
گرمه
وان شلوغ
داركوب
درون و بيرون
هيشكي
ايستادن احمقانه است
فرش جادوئي
علاج سكسكه
باد عجيب
گولو
ناخن جونده
هميشه فلفل بپاشيد
از خیلی خوب به خیلی بد
ببخشيد ريختم اش
نه
آنگوس بيچاره
پاك كن جادوئي
گراز وحشي
اركستر
خواب يخ زده
لولا
سوال از گورخر
معاينه
تور ماه گيري
دخترعموي شيطان
رنگ مان تمام شده پس ...
غاز طلاي
من عصباني هستم
از وقتی که عاشق شدم
پرنده عجيب
ريچارد دست دراز
لاري
سگ كريسمس
پرنده زينتي و من
هديه سال نو از خدا
من نه!
هشداري درباره "گلامپ"
جانور شناس خوشبخت
كبوتر صلح
پلنگ خوشبخت
تازه تازه
وقتي بزرگ شدم
آره يا نه؟
ماری کوه نورد/Mountain Mary
فالگير
اتاق پشت پنجره
لئوناردو داوينچي
قرار ملاقات با يك قاتل محكوم به اعدام
شتر حيوان صبوري است !
ني قليوني
اين پل

اژدهاي گريندلي گران
هشت بادكنك
مار ماهي
شكلها
در مطب دكتر روانشناس
ماجراي معمار سابق
گلوله ی برفی
پسرکوچولو و پیرمرد
انگشت شست
گربه گمشده
اگر/If
عکس توی آب
گرفتاری ماری
پوست دزد
گربه استثنائی
خوردن
ننو
موي خوش حافظه
عروس مار
خورشيد را مي‌دزدم
لباس
بيلي وارونه
پيشنهاد صلح
نقاب آهني
خرسي در «آنجا»
صورت روي شستم
هجده سال به بالا ممنوع!(2)
منكي و دقيقنچي
ابيگل كوچولو و كره الاغ زيبا
چگونه مجبور نباشيم ظرفها را خشك كنيم؟
تقصیر
يك نفر بايد بره...
خسته
چيزي به جاي بگذار
بچه خفاش
كلارنس
وقتی بزرگ شدم...
از سیاره ی دیگر آمده ام ...
قطار
اگر
درخت بلوط و گل سرخ
سنتور
بگذار چیزی باشم
من آزادم ...
گیتار قدیمی
بچه خفاش
از سیاره ای دیگر آمده ام
زندگی آسان نیست
هواپیما
پل لندن
مادر سیلویا
نمی توانی آن را با خودت ببری
ماهی کوچولو
لاکپشت
25 دقیقه راه رفتن

من را با عینک آفتابیم به خاک بسپارید
بدبین
بالاخره می میری
من و تو
غاز طلایی
ما همدیگر را دوست داریم
یک زرافه و نیم
ماجرای معمار سابق
حلیم نخود سبز
بانوی مشعل به دست/The lady with the torch
صد هزار دلار پول خرد
تحقیق
تام تام
جا افتاده
ماشین دراز
جریمه ی کتاب
رژیم غذایی
شیبهای فراوان تنهایی
تابستون میاد
تقصیر
یک نفر باید بره
خانه ای درختی
من می دونم تو خوبی
من نبودم
اگر می خواهی با من ازدواج کنی
آلیس
ضیافت
سنگ سخنگو
هکتور کلکسیونر
خواب عجیب
چاشنی اسمانی
به نبایدها گوش کن
هملت از زبان مردم کوچه و بازار
یه روز نتیجه ی کارهاتو می بینی
این یا آن
امتحان امتحان امتحان
رویای یخ زده
لافکادیو
درخت بخشنده
ترس از تاریکی
چاشنی آسمان
گفتگو با رضي خدادادي (هيرمندي) مترجم آثار "شل سيلوراستاين" ؛مي فهمم چه مي گويي...
ترانه رنگين كمان را بخوان
من استاد تکون نخوردنم/At Standing Still I Have a Skill
نه به خاطر اینکه/It's Not Because
Dianella is offline   Reply With Quote
تبلیغــــات
Advertisement
 
قديم 02-14-2007, 04:05 PM   #2

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض زندگی نامه


شل سیلوراستاین در 25 سپتامبر 1932 در شیکاگو متولد شد.

نام کامل او «شلدن آلن سیلوراستاین» (Sheldon Allan Silverstein) بود.

او در سال 1950 در ارتش آمریکا به خدمت فراخوانده شده و از همان زمان، کار نقاشی کارتونی را برای برخی مجلات آغاز کرد.

سیلوراستاین از کودکی استعداد ذاتی خاصی در نقاشی و نوشتن داشت. خودش بعدها در جایی می نویسد که این دو کار- نقاشی و نوشتن- تنها اموری بودند که وی در آنها موفق بود:

"وقتی بچه بودم، حدود 12 الی 14 سالگی، بیشتر ترجیح دادم که یک بازیکن بیس بال باشم و یا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما بیس بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نمی آمد. در این مورد، کاری از دست من بر نمی آمد. بنابراین شروع به نوشتن و نقاشی کردم و خوشبختانه در این دو زمینه، کسی را نداشتم که از او تقلید کنم، و یا تحت تأثیرش قرار بگیرم. بنابراین کم کم به سبک خودم دست پیدا کردم و قبل از این که با آثار نویسندگان و هنرمندان دیگر آشنا شوم، مشغول کارهای خلاقانه شدم.

در واقع حدود سی سالگی بود که به طور جدی با آثار نویسندگان دیگر آشنا شدم. در آن زمان با وجود این که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چیز دیگر ترجیح می دادم، چون دیگر کار کردن برایم به شکل عادت درآمده بود."

معروف ترین آثار سیلور استاین، آثاری است که او برای کودکان نوشته است، هر چند بیشتر آثار او در گروه سنی خاصی نمی گنجد و به نظر می رسد که همه آدمها در هر سنی می توانند مخاطب او قرار بگیرند.

آثاری از او که در کتابفروشی های کودک به فروش می رسند هم از سوی مخاطبان بزرگسال مورد توجه زیادی قرار می گیرند و این از ویژگیهای خاص اشعار اوست که همه گروههای سنی می توانند با آن هم ذات پنداری کنند.


اشعار او، در عین برخورداری از عنصر طنز، صریح، ساده و تکان دهنده هستند و هر یک، جنبه ای از زندگی را از بعدی جدید، به نمایش می گذارند. بعدی که با نظریات شناخته شده فلسفی، روان شناختی و جامعه شناسی کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جدیدی را به زندگی مطرح می کند.



فلسفه ای که در طی آن، انسان با ابزار طنز و سادگی، به درک صادقانه ای از خود و جهان پیرامونش نائل می شود

سبک نگارش سیلوراستاین، سرشار از شور و انرژی و احساسی است. ویژگی اساسی نگاه او، آزادی و رهایی از هر گونه قید و بندی است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کلیشه های از پیش تعریف شده می کند.

خود او در مقدمه کتاب «چراغی زیر شیروانی» می گوید: "من آزادم، هر کجا که دلم می خواهد می روم و هر کاری که دلم می خواهد انجام می دهم و معتقدم هر کسی باید چنین زندگی کند. نباید به هیچ کس وابسته بود".

بسیاری از کسانی که فکر می کنند سیلوراستاین تنها نویسنده ای برای کودکان است، وقتی می فهمند که بزرگسالان بیشتر از کودکان، از آثار او استقبال می کنند، بسیار متعجب می شوند.

اما بزرگ ترها سیلوراستاین را بخشی از وجود خود می دانند. چرا که حرفهای ناگفته آنها را با زبان طنز بیان می کند. یکی از لقب هایی که در مورد سیلوراستاین داده شده این است: "مردی که کودکی اش را در چمدانی با خود می برد".

وقتی که سیلوراستاین در سال 1960، نخستین کتاب کودکش را به نام «درخت بخشند» به چاپ رساند، خیلی زود به عنوان نویسنده موفق کودکان به شهرت رسید.

هجو، نوعی سادگی و نادانی ماهرانه و بازی استادانه با لغات، از ویژگی های کار اوست. گویی که او با طبیعت انسان های هر سنی آشناست. برخلاف آنچه به نظر می رسد سیلوراستاین از ابتدا تصمیم نداشت نویسنده یا تصویر گر کتابهای کودکان شود.

اولین بار یکی از دوستانش سیلوراستاین را قانع کرد که برای کودکان بنویسد و اولین کتاب او "درخت بخشنده" که بعدها با موفقیت زیادی روبرو شد.

ابتدا توسط یک ویراستار مردود شناخته شد. چرا که به نظر می رسد کتاب میان ادبیات کودک و بزرگسال دست و پا می زند و چون مخاطب مشخصی ندارد، فروش خوبی نخواهد داشت.

البته بعدها هر دو گروه کودک و بزرگسال از این کتاب استقبال کردند و کتاب "رقصهای مختلف" که حاوی مجموعه شعرها و قصه هایی برای کودکان است نیز مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت. نویسنده در این کتاب از ورای طنز، نگاهی به پوچی و هرج و مرج حاکم بر جامعه بزرگسالان دارد و همین موضوع جاذبه اصلی کتاب از دید بزرگترها است.

سیلوراستاین، با نگاه دو گانه و طنزآمیز خود، نویسنده ای است که تحت هیچ قالب معین و بر چسب خاصی نمی گنجد.

روح جسور و آزاد او هیچ گونه محدودیتی را بر نمی تابد و این سرزندگی مورد توجه هر انسانی با هر سن و موقعیتی قرار می گیرد.

سبک او، نو و منحصر به فرد است، چرا که به قول خودش: "خوشبختانه کسی در اطرافم نبود که از او تقلید کنم، پس راه خودم را دنبال کردم...."

سرانجام ،شل سیلوراستاین که علاوه بر ادبیات کودک در کاریکاتور ، نمایشنامه ، شعر و حتی آهنگسازی و خوانندگی دست داشت ، در سال 1999 در خانه شخصی خودش در کالیفرنیا ، بر اثر سکته قلبی در گذشت .



Last edited by karin; 02-17-2007 at 12:05 PM.
karin is offline   Reply With Quote
قديم 02-15-2007, 01:15 PM   #3

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض

شلدون آلن سيلوراستاين‏، شاعر، نويسنده، كاريكاتوريست، آهنگ ساز و خواننده ي آمريكايي در 25 سپتامبر 1930 در شيكاگو به دنيا آمد و در دهم ماه مي سال 1999، بر اثر حمله ي قلبي، در اتاق خوابش درگذشت. او يك دختر و يك پسر داشت: دخترش شوشانا در يازده سالگي از دنيا رفت. شوشانا درزبان عبري يعني گل رز. سيلوراستاين كتاب نوري در اتاقك زير شيرواني را به او تفديم كرده است.
پسرش ماتيو كه در زمان مرگ پدر 12 سال داشت، وارث 20 ميليون دلار دارايي پدرش شد.
شل پس از فراغت از تحصيل در دبيرستان روزولت، وارد دانشگاه ناوي پاير شد و به تحصيل در رشته ي هنر پرداخت. ولي پس از يك سال از آن دانشگاه اخراج شد. بعد به دانشگاه شيكاگو رفت و در رشته ي هنرهاي زيبا تحصيل كرد و پس از آن براي تحصيل در رشته ي زبان انگليسي در دانشگاه روزولت نام نويسي كرد. پس از سه سال به اجبار به سربازي رفت و ديگر به دانشگاه بازنگشت. مي گفت، از اينكه به دانشگاه رفته پشيمان است: «مي توانستم دنيا را ببينم، ولي وقتم را در دانشگاه روزولت تلف كردم.»
شل سيلوراستاين در سپتامبر 1953 در لباس سربازي به ارتش آمريكا ملحق شد. او را نخست به ژاپن و سپس به كره منتقل كردند. در دوران سربازي، به شعر و كاريكاتور روي آورد. سرباز وظيفه شناسي نبود و اغلب با افسران مافوقش درگير مي شد.
مهمترين كتابهاي سيلوراستاين كه به فارسي نيز ترجمه شده، عبارتند از:


لافكاديو(شيري كه جواب گلوله را با گلوله داد)
درخت بخشنده
جايي كه پياده رو تمام مي شود
نوري در اتاقك زير شيرواني
بالا افتادن
يك زرافه و نصفي
در جستجوي قطعه ي گم شده
آشنايي ِ قطعه ي گمشده با دايره ي بزرگ
كتاب الفباي عمو شلبي
راهنماي پيشاهنگي عمو شلبي
باغ وحش عمو شلبي
كي يك كرگدن ارزون مي خواد؟
karin is offline   Reply With Quote
قديم 02-15-2007, 01:37 PM   #4

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض لستر

روزی یک پری که در درخت انجیری خانه داشت
به لٍستر آرزویی جادویی پیشنهاد کرد تا هر چه می خواهد آرزو کند
لستر آرزو کرد علاوه بر این آرزو دو آرزوی دیگر هم داشته باشد
و با زیرکی به جای یک آرزو صاحب سه آرزو شد
بعد با هر یک از این سه
سه آرزوی دیگر در خواست کرد!
و با این حساب افزون بر سه آرزوی قبلی
مالک نه آرزوی دیگر هم شد!
آنگاه با زرنگی تمام ، با هر یک از دوازده آرزو
سه آرزوی تازه طلب کرد
که می شود چهل و شش تا ... یا پنجاه و دو تا ؟
خلاصه با هر آرزوی تازه
آرزوهای بیشتری کرد
تا سر انجام مالک پنج میلیارد و هفت میلیون و هجده هزار و سی و چهار آرزو شد !
آن وقت آرزو هایش را کنار هم روی زمین چید
و آواز خواند و پای کوبید
و بعد نشست و باز آرزو کرد !
بیشتر و بیشتر وبیشتر ... و آرزوها روی هم تلنبار شد
در حالی که مردم لبخند می زدند ، می گریستند
عشق می ورزیدند و حرکت می کردند
لستر میان ثروت هایش
- که چون کوه از دور و برش بالا رفته بود -
نشسته بود و می شمرد و می شمرد و هی پیر تر و پیر تر می شد
تا سر انجام یک شب وقتی به سراغش رفتند
او را دیدند که میان انبوهی از آرزو مرده است
آرزوهایش را که شمردند
معلوم شد حتی یک آرزو کم و کسر ندارد
همگی تر و تازه !
بیایید ، بیایید ، از این آرزو ها چند تایی بر دارید
و به لستر بیاندیشید
که در دنیای سیب و دوستی و زندگی
تمام آرزو هایش را به خاطر آرزوی بیشتر تباه کرد .
karin is offline   Reply With Quote
قديم 02-15-2007, 01:43 PM   #5

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض دوستی

راهی کشف کرده ام
که برای همیشه با هم دوست باشیم
این راه خیلی ساده است :
هر چه من می گویم ، انجام بده
karin is offline   Reply With Quote
قديم 02-15-2007, 01:47 PM   #6
amintnt
آخر فروم باز
 
amintnt's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2006
محل سكونت: در حال حاضر اهواز
پست ها: 1,752
پيش فرض

واقعا ممنون... من زیاد با ایشون آشنایی ندارم.... اما چنتا از شعراشو که خوندم خیلی خوشم اومد... بازم ممنون... ادامه بدین لطفا
amintnt is offline   Reply With Quote
قديم 02-17-2007, 11:48 AM   #7

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض

نقل قول:
نوشته شده توسط amintnt مشاهده تاپيک
واقعا ممنون... من زیاد با ایشون آشنایی ندارم.... اما چنتا از شعراشو که خوندم خیلی خوشم اومد... بازم ممنون... ادامه بدین لطفا
خواهش می کنم
خوشحالم از توجهتون
karin is offline   Reply With Quote
تبلیغــــات
Advertisement
 
قديم 02-17-2007, 11:51 AM   #8

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض رنگ ها

پوست من گندمگون است
سفید و زرد و صورتی است
چشم هایم سبز و آبی و خاکستری است
شب ها نارنجی هم می شود
موهایم بور و بلوطی و خرمایی است
وقتی خیس است به نقره ای هم می زند
اما
در قلبم رنگ هایی است
که هیچ کس تا کنون نساخته است .
karin is offline   Reply With Quote
قديم 02-17-2007, 11:55 AM   #9

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض بچه ی تنبل

وقتی
بچه ی
تنبل ِ
تنبل ِ
تنبل ِ
تنبل ِ
تنبل
آب می خواهد
آن قدر
منتظر می ماند
و می ماند
و می ماند
و می ماند
و می ماند
تا
از آسمان
باران
ببارد !





karin is offline   Reply With Quote
قديم 02-17-2007, 12:00 PM   #10

karin
همکار انجمن موضوعات علمی
 
karin's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: far away from here
پست ها: 2,258
پيش فرض چیزهایی که نگفتم

وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم : عزيزم ، اين كار را نكن .
نگفتم : برگرد
و يك بار ديگر به من فرصت بده .
وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه ،
رويم را برگرداندم.
حالا او رفته
و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم.
نگفتم : عزيزم متاسفم ،
چون من هم مقّصر بودم.
نگفتم : اختلاف ها را كنار بگذاريم ،
چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است.
گفتم : اگر راهت را انتخاب كرده اي ،
من آن را سد نخواهم كرد.
حالا او رفته
و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشك هايش را پاك نكردم
نگفتم : اگر تو نباشي
زندگي ام بي معني خواهد بود.
فكر مي كردم از تمامي آن بازي ها خلاص خواهم شد.
اما حالا ، تنها كاري كه مي كنم
گوش دادن به چيزهايي است كه نگفتم.
نگفتم :باراني ات را درآر...
قهوه درست مي كنم و با هم حرف مي زنيم.
نگفتم :جاده بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.
گفتم : خدانگهدار ، موفق باشي ،
خدا به همراهت .
او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چيزهايي كه نگفتم ، زندگي كنم.
karin is offline   Reply With Quote
جواب

Tags
sheldon allan silverstein, شل سیلور استاین, شعر


کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان)
 
اختيارات تاپيک
نمايش رسم

قوانين ايجاد تاپيک در انجمن
شما نمی توانید تاپیک ایحاد کنید
شما نمی توانید پاسخی ارسال کنید
شما نمی توانید فایل پیوست کنید
شما نمی توانید پاسخ خود را ویرایش کنید

BB code is روشن
شکلک ها روشن هستند
کد [IMG] اکنون روشن میباشد
HTML کد خاموش مي باشد

پرش



واحد زمان برحسب GMT +4.5. ساعت هم اکنون 02:03 PM.


Powered by: vBulletin Version 3.8.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.
Advertisement System V2.6 By   Branden
کليه حق و حقوق متعلق است به گروه نرم افزاري P30world
استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به کسب اجازه کتبي از مديريت ميباشد
Email : Forum [at] p30world.com    Fax : +98 (131) 3245397

دانلود نرم افزار     خرید اینترنتی از فروشگاه آنلاین     سفارش تبلیغات     تماس با مدیریت وب سایت