PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : بزرگترین حماقت



Atghia
19-02-2015, 14:29
سلام دوستان هرکدام از ما اگر هزاری هم راضی و موفق باشیم در زندگی به احتمال زیاد بودند تصمیماتی که ازشون به شدت پشیمان هستیم
مثلا یکی از انتخاب رشته تحصیلی
دیگری از ازدواج
یکی از نرفتن به خارج از کشور
یکی دیکه از رفاقت با دوستش
شراکت با کسی
و....

مواردی از این قبیل که گاهی به کلی مسیر زندگی عوض میشه
و گاهی
راهی برای جبران هست!
پس
بزرگترین حماقت شما در زندگی چی بوده؟

Soroush-S
19-02-2015, 14:47
کم درس خوندن که باعث معدل پایینم در مقطع کارشناسی شد ...

Meisam
19-02-2015, 16:49
سلام
تجربه ی تلخی در حد بزرگترین حماقت زندگی از گذاشتن همه تخم مرغ ها در یک سبد دارم :D
بعد اون سبد رفت هوا و همه ی تخم مرغ ها نابود شد :n09: حتی دیگه باهاش املت هم نمیشد درست کرد :n02:
نکته دردناکش اینجا بود که خیلی راحت باهاش کنار اومدم و ازش گذشتم:n02:

B.Russell
19-02-2015, 17:23
خوشبختانه چند سالی هست که حماقت های بزرگ نداشتم !

اما یکی از حماقت های بزرگ زندگیم که خیلی هم ازش درس گرفتم:

تلاش برای جذب حداکثری و دفع حداقلی در جمع هایی که هیچگونه سنخیت فکری، فرهنگی و ... با من نداشتند.

وقتی تو جمع آدمایی باشی که خیلی باهات متفاوتن و اصرار کنی که جذبشون کنی، مجبوری خیلی جاها شخصیتت رو خُرد کنی، دست و پا بزنی که خودت رو اثبات کنی و هزارتا حماقت دیگه که خودت میتونی سر خودت بیاری.

این کلید واژه هایی که قرمز کردم یعنی اصرار برای اثبات کردن خود به منظور جذب حداکثری، میتونه یک انسان رو به بدترین پرتگاه های ممکن ببره. اینکه یاد بگیریم جاهایی بندازیم و برویم و بیخیال یکسری چیزا و آدما بشیم دستاورد بزرگی هست که جز پس از این حماقت نمیشه بهش رسید.

milad_gta
19-02-2015, 17:39
ا ع ت م ا د = اعتماد

banii
19-02-2015, 18:17
بچه که بودم بچگی نکردم ... یعنی هیچ شر و شوری نداشتم... نه شیطنتی نه شادی ای و نه بازی و ...
به دنبال هنر یا ورزش و ... بطور جدی نرفتم ...
سال 85 زمانیکه تنها 13 سالم بود حس میکردم عاشقم... هیچ عشقی هم وجود نداشت و همه ش توهم بود نه چیز دیگه...
سال 86 که سالی بود که به اول دبیرستان میرفتم دوران انحطاط درسی م شروع شد... بنده اون سال به یک دبیرستان نمونه دولتی میرفتم دوستان اون موقعم رو که میبینم اغلبشون الان بهترین دانشگاههای کشور دارند درس میخونند که امسال هم کارشناسیشونو میگیرند (بنده ترم 4 ، آزاد)... و چندتاشونو آمارشونو دارم که از راه تدریس دروس کنکور درآمد عالی هم دارند... (1 -2 تاشون هم احتمالا مهاجرت کردند...)
تغییر رشته بعد از سال دوم دبیرستان که تجربی بودم و اومدم ریاضی... از بس که بهمون میگفتند دندون پزشکی/پزشکی/داروسازی نمیتونی قبول بشی !!! غافل از اینکه رشته ای مثل فیزیوتراپی یا حتی بینایی سنجی که به مراتب هم راحت تر از اون رشته ها میشه واردش شد جزو بهترین و درآمد زا ترین رشته های تجربی اند ...
الکی و از دستی خودمو دو سال عقب انداختم از دانشگاه !! :n29: دلیل : افسردگی شدید .... در مورد اون دو سال : همه ش کنج خونه !!! کاش سربازی لعنتی رو رفته بودم یا حد اقل دو قرون کار میکردم !!
عاشق شدنم در سال 92...
سال 93 با یک موتوری تصادف کردم...


ما که زندگیمون زیاد بوده از این خطاها... اینا مهمتریناش بود...

Rossin
19-02-2015, 19:40
اشتباه زیاد بود اما حماقت محسوب نمیشدن بنظرم
ولی مواردی که خیلی بنظرم جبران ناپذیر و بد بودن :

1. بی توجهی به حرف خانواده برای انتخاب رشته
2. اعتماد بیش از حد به دوست

پ/ن:امان از جوونی و جاهلی و کم عقلی
:n14:

SNOW PATROL
19-02-2015, 19:55
بزرگترین حماقتم مربوط میشه به سنین 17-تا 20 سالگی اوج دوران موتورسواری بنده ... وقتی یادم میاد روی دو تا چرخ با سرعت گاهن بالای 170-180 تو جاده رانندگی میکردم واقعا مو به تن خودم سیخ میشه نمیدونم چه فکری پیش خودم میکردم هرچی بود خوشبختانه سرم به سنگ خورد و خیلی خوش شانس بودم که اتفاقی در اون سال ها برام رخ نداد

Atghia
19-02-2015, 20:39
بزرگترین حماقتم تکرار حماقت گذشته ام بود!
جمله بنظر شعاری هست فقط کسی میتونه درک کنه که یک اشتباه بزرگ رو دوباره انجام بده :|

Rhodes
19-02-2015, 22:28
حماقت های زیادی نداشتم.ولی همون تک و توکش خودش خیلی بد بود.
- در مورد دانشگاه بود که متاسفانه هم یه سال پشت کنکور موندم و هم بد انتخاب رشته کردم.
- وقتم رو بیهوده خیلی تلف کردم.چرا سه ماه تابستون رو هیچ کار خاصی نمیکردم.تا رسیدم به اینجا که در این سن تخصص خاصی رو ندارم.

sansa
19-02-2015, 22:51
بزرگترین حماقت عمرم انتخاب رشته it بود ..

.:PAR3A:.
19-02-2015, 23:05
یکی از بزرگترین موقعیت های زندگیم رو با Overthinking کنار گذاشتم. الان حس میکنم تمام تهدید هایی که باعث شد این موقعیت رو رد کنم، ارزشش رو داشت و بهتر بود ریسک میکردم.

UIWe
19-02-2015, 23:12
بهترین دوستم رو از خودم دور کردم

امید رض
20-02-2015, 01:12
بزرگترین اشتباه وحماقت من این بود که چرا فنی وحرفه ایه کامپیوتر روخوندم وخودمو زجرالکی دادم
کاردانش هم راحت تربود وهم بی درسی وکلی تعطیلی
اخه مدرسه جایه درس نیست همه چی یاد گرفتیم غیراز درس :n35:نتیجه گرفتم درس بدرد هیچ کس نمیخوره ..بله چرا برایه جمعیته بخوصوصی فایده داره که در سطح فراترازمردمن
توکشورهایه دیگه عالیه براکشوره ما سمه .

dourtarin
20-02-2015, 01:52
بزرگترین حماقتم اینکه از احساساتم خیلی راحت گذشتم:n03:

Mr_100_dolari
20-02-2015, 02:10
اگر بخوام به حالت کلی بگم بزرگترین حماقت این بوده که توی هر دوره از زندگیم نگران یه دوره دیگش بودم و یا در حسرت اشتباهات گذشته تا آخر وقتی دیدم همه چیز بر عکس اون چیزی که انتظار داشتم و دائم نگرانش بودم پیش رفت که شاید لزوما به صلاحمم بوده و به این نتیجه رسیدم که با تمام برنامه ریزی هایی که آدم برای آیندش میکنه و کل زوری که میزنه نه میشه زیاد رو آینده حساب باز کرد و نه میشه زیاد غصه گذشته رفته رو خورد پس سعی کردم یاد بگیرم با هر چیزی که دارم و ندارم از زمان حالم لذت ببرم و خوش باشم کار سختی بود ولی حداقل بعد از اون یکم معنی آرامش داشتن و رها بودن رو درک کردم .

شاید هنوزم در خیلی مواقع درست به این حرفام که بهش اعتقاد دارم عمل نمیکنم ولی یاد گرفتم همیشه سعیم رو براش بکنم تا کمی زندگی معنا پیدا کنه ...

الانم اصلا مثل خیلی های دیگه دوست ندارم به گذشته برگردم تا بخوام بعضی هاش رو جبران کنم چون خیلی از همون حماقت ها شد خاطره خیلی هاشم شد تجربه تا به اینجا برسیم ... :n01:

و به قول یکی از دوستام که میگفت به جای اینکه بیشتر دنبال جبران حماقت های گذشته باشیم دنبال یه امپول میگردیم که بزنیم به خودمون تا بتونیم هزار سال دیگه عمر کنیم و همچنان به حماقت های خودمون ادامـــه بدیم:n08:(همچین دوستایی داریم ما :n02:)

metalhead_forever
20-02-2015, 11:55
بزرگترین حماقت های من:
1- دو ترم اول دانشگاه رو اصلا" درس نخوندم که نتیجه اش معدل افتضاح بود که الان دیگه قابل جبران نیست......
2- اعتصاب غذای شدید و لج کردن با خانواده سر یه مسئله نسبتا" کم اهمیت که باعث مشکلات شدید معده شد...
3- پس زدن هر کسی که قصد دوستی با ما داشت... (البته از همه کسانی که رد کردم ناراحت نیستم:n02:)
و هزاران مورد دیگه...

!SaMiRa!
20-02-2015, 12:24
بزرگترین حماقتم ازخودگذشتگی بیش از حدم برای اطرافیان هست طوری که همه برام مهم هستند الا خودم :n27:
یکی دیگه هم اینکه من " نه " گفتن رو یاد نگرفتم .

stabesh
20-02-2015, 12:33
سلام
بزرگترین اشتباه من استفاده زیاد از کامپیوترو نشستن زیاد بود که باعث شد سردرد بگیرم و کمردرد و گردن درد و هرکاری هم میکنم خوب نمیشه
پیشنهاد میکنم همه ورزش کنند و زیاد پای کامپیوتر نشینن

taghi_ramzi
20-02-2015, 16:12
بيشتر تصميماتي كه تو ده ساله اخير گرفتم بدون توجه به احساسات و از روي عقل بودن و بيشتر حماقتهاي انسان موقعيه كه از احساسش به جاي عقلش استفاده ميكنه
ولي حدود يه سال و نيم پيش كارمو (كه صاحب كارم خيلي ازم راضي بود و روم حساب باز ميكردن) ول كردم و رفتم به شركتي كه به رشته درسيم مربوط بود
با وجودي كه تجربه نسبتاً خوبي بود براي خودش ،‌ ولي حدود شيش ماه آخر رو از روي حماقت موندم اونجا
چون حقوق دريافتي واقعاً مضحكي داشت و آخرش افسردگي نسبتاً شديدي گرفته بودم.
تا اينكه شيش ماه پيش ولش كردم و صاحب كار قبليم اجازه داد برگردم سركار قبليم
الان هم به شدت راضيم ، ولي حداقل 6 ماه از عمرمو بيخودي از روي حماقت هدر دادم.

دو سال و نيم پيش نزديك بود از روي احساسات يه حماقت بزرگ انجام بدم ، با كسي كه هيچ سنخيتي با هم نداشتيم
ولي زود به خودم اومدم و رابطه رو خيلي سريع و بدون ترديد قطع كردم. اون موقع كمي برام ناراحت كننده بود
ولي هر چي بيشتر ميگذره متوجه ميشم چقدر تصميم درستي گرفتم.

Soroush-S
20-02-2015, 18:02
بزرگترین حماقت عمرم انتخاب رشته it بود ..

چرا؟ ! آی تی خوبه که

mf.designing
20-02-2015, 18:22
هر مقطعی حماقت خاص خودش رو داره ! :دی

سخت ترین حماقتم رو سانسور میکنم و نمیگم !
اما بعد اون افت تحصیلی بود که با دستای خودم با آیندم بازی کردم ! در حالی که دانش آموز سمپاد بودم با رتبه 3 درس رو به خاطر دلایلی ول کردم که اتفاقا برا مقابله با همون دلایل باید محکم میگرفتمش ! دوستان اون دورم که من سرامدشون بودم یا خارج هستن یا دارن دانشگاه شریف و امیر کبیر و تهران فوق یا پی اچ دی میخونن ! :n03:
تو دوره دانشگاه هم حماقت داشتم ! نصف ترم ها رو معدل پایین و نصف بقیه رو معدل الف ! و حالا میانگین معدل خوب نیست ! به شخصه الان معدل به دردم میخورد !
تو دورانی که میتونستم گالری نقاشی بزنم کل نقاشی رو بوسیدم گذاشتم کنار ، کل کارهام رو هم کادو دادم به اطرافیان !! :n02: آخ آخ آخ
...

در نهایت میتونم بگم بغیر از یک مورد اکثر حماقتهام ناشی از سستی و تنبلی و لج کردن با خودم بوده ! یاد برره میفتم که واسه اعتراض شیشه خونه های خودشون رو شکوندن ! :n02:

sansa
20-02-2015, 19:12
چرا؟ ! آی تی خوبه که

کسی که واردش میشه میفهمه .

این رشته سر و ته نداره . فقط اسمش برای خواستگاری و اینا خوبه .:n02: فارق التحصیلان نرم افزار بسیار بسیار از نظر شغلی توانمند تر هستند . اما فارق التحصیلان رشته it حتی یک خط کد هم نمیتوانند بزنند .

و یا در حد برنامه های بسیار بسیار ساده میتوانند بسازند . اما در حد بچه های نرم افزار قوی نیستند . بنده خدا ها تقسیری هم ندارن . سرفصل it هر چیز مزخرفی هست جز یکی چیزی بتوان از آن در شغل آیندتون استفاده کنید .

برگردم نرم افزار رو انتخاب میکنم .

اشتباهم این بود که نرم افزار رو باید انتخاب میکردم .

h-blade
20-02-2015, 20:04
بزرگترین حماقت در ایران درس خوندنه

djbehnam73
20-02-2015, 20:30
والا از قدیم و حتی تا الان هم حماقت زیاد داشتم و دارم


یکی از حماقت هایی که من حتی تا الان هم دارم اینه که به همه زیاد اعتماد دارم و اینکه بزرگترین حماقت من همیشه تو رفاقت بوده


تجربه ی شخصیم اینه که همونطوری رفتار کنید که دوستانتون باهاتون میکنن ، کمتر شد ایراد نداره ولی بیشتر نشه بهتره


چون والا ما که از همه زخم خوردیم چه تو دنیای بیرون و چه تو دنیای مجازی


در اخر هم اینو بگم که ادم وقتی یه زخمی میخوره بیشتر خودشو مقصر میدونه تا دیگران رو ، چون بعد ادم به خودش میگه من زیادی بهش بال و پر دادم که اینطوری

باهام رفتار کرد اگه بهش بال نمی دادم اینطوری با من نمیکرد

Soroush-S
20-02-2015, 21:09
کسی که واردش میشه میفهمه .

این رشته سر و ته نداره . فقط اسمش برای خواستگاری و اینا خوبه .:n02: فارق التحصیلان نرم افزار بسیار بسیار از نظر شغلی توانمند تر هستند . اما فارق التحصیلان رشته it حتی یک خط کد هم نمیتوانند بزنند .

و یا در حد برنامه های بسیار بسیار ساده میتوانند بسازند . اما در حد بچه های نرم افزار قوی نیستند . بنده خدا ها تقسیری هم ندارن . سرفصل it هر چیز مزخرفی هست جز یکی چیزی بتوان از آن در شغل آیندتون استفاده کنید .

برگردم نرم افزار رو انتخاب میکنم .

اشتباهم این بود که نرم افزار رو باید انتخاب میکردم .

رشته منم تقریبا IT فقط یه C وسطش اضافی داره:n02: ما هم متوجه نشدیم رشته ما چیه:n01:

mojtabaivi
20-02-2015, 21:31
یکی از بزرگترین حماقت های من اینه که در مقاطعی از زندگیم قدر خودم رو ندوستم و از تواناییهام اونطور که باید استفاده نکردم

taghi_ramzi
20-02-2015, 21:33
درس خوندن در رشته های فنی بدون کار کردن کوچکترین فایده ای نداره
اگه آگهی های جذب نیروی رشته کامپیوتر رو ببینید ، تقریباً هیچکدومشون اشاره ای به مدرک تحصیلی بالایی ندارن و بیشتر تجربه کاری یا مدارکی که بیرون هم میشه گرفت براشون مهمه.
برای بیشتر رشته های فنی دیگه هم همینطوره

دانشجوها میان رشته کامپیوتر ، الکی جزوه مینویسن ، پروژه ها رو میدن بیرون نوشته میشه ، بعدش با ارشد میرن کار گیرشون نمیاد و دیگران رو مسئول میدونن
متاسفانه هیچ کسی هم تلاش نمیکنه این قضیه رو اول برای دانشجوها روشن کنه. به همین دلیل دانشجو وقتی ارشد گرفت و بیکار موند تازه قضیه براش روشن میشه.

Reza Azimy_RW
20-02-2015, 22:38
بزرگترین حماقت = گوش کردن به تجارب پر ارزش بزرگترهای به قول خودشون باتجربه
الان که فکر میکنم میبینم مغز فندقیم حتی تو بچگی هم از خیلیا بهتر میفهمیده ملت فقط گمراهم کردن و بس
ولی در کل خودم مقصر بودم که بعضی جاها اجازه دادم به جام تصمیم گیری کنن . البته زیاد بچه حرف گوش کنی هم نبودم :دی

ملا نصرالدین
20-02-2015, 22:44
این 3 صفحه رو که خوندم
برای من جالب بود که حماقت های من ترکیبی از حماقت های افرادی هست که تا حالا نظراتشون رو خوندم

اولین و بزرگترین حماقتم عشق توی سن پایین بود -الان حتی برای خودم هم خنده داره-عشق اینترنتی-:n13: بعد این عشق مسخره من رو از زندگی انداخت.باعث بی اعتمادی خانواده ام نسبت به من شد

دومین حماقتم اینه: توی جمعی که حداقل هرکدام 60 درصد خودخواهی دارند میزان خودخواهی من کمتر از 10 درصده:n21:
یعنی یه وقت هایی خودم از خودم متنفر میشم
دیگه ببینید چجوریم که مادرم که بجز احترام گذاشتن به دیگران و از خود گذشتگی توی این 25 سال کسی چیز دیگری ازش نشنیده اخر سر به من گفت پس تو چرا جواب کسانی که اذیتت میکنند رو نمیدی:n04::n38:....من تا حالا این جمله رو هیچ وقت از مادرم نشنیده بودم.

من حتی پشت دستم رو واقعا با قاشق داغ کردم.جاش هم هنوز واضح مونده:n14: ولی نمیدونم چرا دست از حماقت نمیکشم

Pourya-pc
21-02-2015, 01:02
بهترین دوستم برای همیشه رفت امریکا و من الان دارم حسرت روزایی رو میخورم که بود و به اندازه کافی با هم نبودیم .

banii
21-02-2015, 01:09
بزرگترین حماقت در ایران درس خوندنه

بزرگترین حماقتم توی زندگیم این بود که توی یک برهه هایی حرفهای چنین افرادی رو گوش دادم و تاثیر پذیرفتم !

علافی اسمش درس خوندن نیست .

هرچی آدم حسابی میبینم دور و برم از علم و سوادشون (درس خوندن) به موقعیت کنونی شون رسیدند (البته بماند که افرادی هم با کار و بازار و... خودشونو میکشند بالا اما پرستیژ و لِوِل اجتماعی افراد که سواد و تحصیلات جایگاه مهمی در اون داره مساله ای جداست...)

درود به همه ی افرادی که جانانه درس میخونند و به یک جایی میرسند .

بابت درس نخوندن در سالهای دبیرستان به خودم لعنت میفرستم...

Amin-Nasim
21-02-2015, 14:29
دوتا حماقت کردم که به کلی نابودم کردن

1. کسی رو دوست داشتم و براش دل سوزوندم که ارزشش رو نداشت
خیلی زیاد بهش وابسته بودم اصلا براش میمردم :n27:

ول کرد و رفت دنبال کارش و الانم خیلی راحت زندگیش رو میگذرونه
من موندم افسرده و خونه نشین اونم سالی که کنکور دارم :n03:

بعد از 16-17 سال یه دوست صمیمی پیدا کردم ، نتیجش شد این


2. خیلی ها بهم بد کردن ، زدن زیر حرفشون ، کلاه سرم گذاشتن ، هر حرفی خواستن بهم زدن و در کل گند زدن به زندگیم اما هیچی بهشون نگفتم

malkemid
21-02-2015, 22:10
انتخاب نکردن رشته پزشکی..بزرگترین حماقت و حسرت من هست :n03:

Mr_100_dolari
24-02-2015, 00:06
بابت درس نخوندن در سالهای دبیرستان به خودم لعنت میفرستم...


ببخشید این و میگم ولی من دقیقا برعکس شما فکر میکنم و اتفاقا بابت کل عمری که تو مدرسه و پشت کنکور و توی دانشگاه به باد دادم حسرت میخورم و کاشکی به جای این همه با زجر درس

خوندن که اخرش ازش فقط مدرکی برامون موند که به درد قاب کردن و زدن روی دیوار هم نمیخوره حداقل دو تا زبان خارجه یاد میگرفتیم تا بهتر بفهمیم دنیا دسته کیه ... و البته این نوع طرز فکر فقط از

جوامعی مثل ما میادش که به دلیل مدرک گرایی که اونم پشتش انواع سیاست ها مثل چاپیدن جیب مردم و الاف کردن جوونهای بی کار و ... هستش ارزش آدما رو با مدرکشون میسنجن و جالبتر از

اون هم اینکه حتی توی همین جامعه به اصطلاح مدرک گرا کسی که دکتری هم داشته باشه ولی ته جیبش یه قرون نداشته باشه آدمم حسابش نمیکنند ... که شخصا از این نمونه ها زیاد دیدم ...


پس امیدورام زیاد در این مورد به خودتون لعنت نفرستین :n06::n16:

MR.CART
24-02-2015, 00:11
خدایا اکثرا حماقتشون به خاطر رشته دانشگاهشون بوده
من فقط به دلیل علاقه و داشتن استعداد میرم به رشته زبان تخصصی(من حقیقتش دروس ریاضی فیزیکم اصلا خوب نیست با اینکه سعی میکنم بخونم ولی همش در حد نمره قبولی)
خدایا انشالله که رشته خوبی باشه و بعدا پشیمون نشم.

pro_translator
26-02-2015, 14:36
نسنجیده سخن گفتن/عمل کردن (در عشق) بزرگترین حماقت زندگی من بود...:n27:

دیر، عاشق آدم اشتباهی شدم که چیزی جز زجر، سرخوردگی و عقب افتادن از زندگی واسه‌ام توش نبود...:n28:

مهارت‌هام رو رسمی نکردم... (دنبال مدرک تافل/آیلتس... انگلیسی نرفتم، دنبال مدرک گوته‌ی آلمانی نرفتم، مدرک فنی معتبر کامپیوتر رو نگرفتم...)...

مهارت‌های فردی مثل شنا، ورزش، رانندگی، آشپزی و رقص (:n02:) رو درست یاد نگرفتم...:n14:

L͠øneWolf
23-03-2015, 00:54
بزرگترین حماقت زندگیم به طور خلاصه این بود که فراموش کردم در یک کشور جهان سوم زندگی میکنم.

معنی این حرف چیه؟ به اندازه درس میخوندم و انتظار عدالت در نظام آموزشی رو داشتم، یعنی چیزی که وجود نداشت.
به دنبال علاقه و استعدادم رفتم و انتظار فراهم بودن بستر شغلی رو داشتم، چیزی که وجود نداشت.
به اندازه کار کردم و انتظار درآمد حوبی رو داشتم در صورتی که در نظام مالی ناقص این امر نشدنی بود.
بر اساس اهداف بلندمدت برنامه ریزی کردم و فراموش کردم قوانین ثابت و اتکاپذیری ووجود نداره.
و ...

Mehrshad-msv
23-03-2015, 03:09
فکر کردم فقط من بلدم حماقت کنم:n02:
پشت پا زدن به همه چیزو همه کس و دور شدن از خودم و سقوط در اعماق تاریکی تنهایی برای 4 سال (که فکر کنم نوعی لج کردن با خودم بود) منی که تا سوم راهنمایی حداقل دوم کلاس بودم و الان خوب راضیم از این حماقت چیزای زیادی درک کردم و تجربه کردم اما از یک طرف هم هر چیزی بهایی داره منم بهاشو سنگین دادم:n01:

اما فرداها روشن است به امید حماقت های پر از تازگی:n02:

A.M.D.D.E.V.I.L
23-03-2015, 03:32
فعلا به نظرم اطمینان داشتن بزرگترین حماقت ممکنه .

Mr_100_dolari
23-03-2015, 04:10
با اینکه می دونستم تو چه کشوری داریم زندگی میکنیم بازم یادم رفت که اینجا باید حواست بیشتر از اینها به خیلی چیز ها و آدم ها جمع باشه

با اینکه همیشه می دونستم ذهن آدمها فراموش کار و نباید تجربه های مهم زندگی رو فراموش کرد ولی باز مهمترین تجربه رو فراموش کردم

با اینکه همیشه به خودم میگم یه اشتباه رو نباید دو بار تکرار کرد بزگترین اشتباه رو باز تکرار کردم که حالا هیچ راهی برام نمونده جز صبر و انتظار طاقت فرسا ...

حالا میفهمم که هیچ حماقتی بالاتر از فراموش کردن تجربه ها نیستش ...

soroosh_cz
23-03-2015, 04:32
اعتماد به نفس نداشتن بزرگترین حماقت زندگی منه! :n29:
هزاران موقعیت به خاطر همین مورد از من دور شده، در چندین زمینه مختلف...

البته چند وقتیه به شدت به فکر علاجشم و مثل عذاب وجدان افتاده به جونم خوشبختانه، شدیدا دارم تلاش میکنم برطرفش کنم و دارم جواب هم میگیرم :n01:

javad34
23-03-2015, 07:08
بزرگترین حماقت من ترک تحصیل اول دبیرستان بود با اینکه هنو زکارنامشو دارم فیزیک ترم یک 20 شدم!!!ولی ترک تحصیل کردم سر بچه بازی .......خیلی پشیمونم.

آدم مهمترین تصمیمهای زندگیش رو در سن نوجوانی میگیره که در کل زندگیش در بزرگسالی تاثیر میزاره .مثل درس خوندن یا ترک تحصیل

ghomeishi
23-03-2015, 11:27
حماقت من از دست دادن موقعیت شغلی خوب به خاطر نوشتن حقوق بخور نمیری در برگه مصاحبه بود
باور کنید من از حقوق تحصیلکرده های این مملکت خبر نداشتم خودم وقتی دانشجو بودم یک و نیم برابر همین حقوق را می گرفتم بدون ذره ای تخصص و استرس و خستگی ذهنی ...:n13:

shi.irani
23-03-2015, 21:42
خداییش حماقتی نداشتم...
چون از کارهام پشیمون نیستم یعنی در اون موقعیت ها بهترین تصمیم ها رو گرفتم
اما اگر برگردم هفده سالگی بهتر از زندگیم استفاده و لذت میبردم

CXX
23-03-2015, 21:48
مباحثه با افرادی که نمیدانستند بحث چیست:|

Gregar
23-03-2015, 22:17
زندگی من که پر از حماقته . از کدومش بگم ؟ مهمترینش این که زندگیم رو به بطالت گذروندم و دارم میگذرونم .

Mehrshad-msv
24-03-2015, 12:00
زندگی من که پر از حماقته . از کدومش بگم ؟ مهمترینش این که زندگیم رو به بطالت گذروندم و دارم میگذرونم .

البته که مهمترینشه چون درکش کردی و تجربش می کنی و در آینده بدردت میخوره. تجربه های متفاوت جرات می خواد حتی مسخره ترین هاش چون هرکسی امکان و جراتش نداره، همه چیز مالی نیست:n01: