PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : مجموعه مقالات و موضوعات روانشناسي






صفحه ها : 1 2 3 4 5 [6]

part gah
28-08-2011, 09:29
شاد بودن معجزه نمی خواهد

فقط

با شادی سر دعوا نداشته باشید!

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


در دنیایی زندگی می‏کنیم که مملو از نامرادی ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسان‏هاست. در حقیقت این خود انسان‏ها هستند که می‏توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.

:: تغییر نگرش

این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. بر اساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر "تغییر" خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک‏ تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمی‏خیزید بسیار سبک‏تر و با روحیه‏تر خواهید بود.

:: یک لبخند بزرگ به زندگی

یک لبخند بزرگ می‏تواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب می‏شود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شاد‏تری برای ادامه روز و انجام سایر فعالیت‏های روزمره ایجاد می‏کنید. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ می‏توانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب می‏کنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را می‏گیرند.

:: مراقب تنبلی فکرتان باشید

این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که می‏خواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را در تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال می‏کنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشسته‏ای شده‏اید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلول‏های مغزی‏تان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازی‏های ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید.

:: نسبت به آنچه دارید شکر گزار باشید

همیشه به آینده و دستیابی به موقعیت‏های برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. اینگونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه می‏خورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آورده‏اید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون می‏توانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیت‏های کاری و درآمدزایی مناسب‏تر فکر کنید.

:: و امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید

حتی اگر در بدترین مخمصه‏ ها نیز گیر کرده‏اید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش می‏آید که امید خود را همواره حفظ می‏کنند.

part gah
28-08-2011, 09:48
معجزه ای به نام "خنده درمانی"

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آیا تاکنون از خود پرسیده اید که چند بار در روز از ته دل می خندید؟
آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب؟!

پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است.


بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود.

از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد. دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد.

خنده درمانی در حقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکار انسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد باید بیش از هر چیز زوایای شخصیتی خود را به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست. طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود.

وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاَ راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هر کدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند. یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است. یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن ازاتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم 10 الی 15 دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند.

part gah
28-08-2011, 10:32
آیا شما روانی هستید؟

در جامعه مدرن امروز درصد قابل توجهی از افراد دچار مشکلات روحی و روانی هستند، اما از وجود این شرایط اطلاع ندارند. در این مقاله سعی می‌کنیم مهم‌ترین مشکلات روانی را بررسی کنیم.
ما اغلب در توصیف حالات روحی خود از کلماتی مانند افسرده یا مضطرب و مانند آن استفاده می‌کنیم. اما واقعاً چه زمانی باید در مورد این حالات نگران بود و به پزشک مراجعه کرد. تحقیقات نشان می‌دهد در جامعه مدرن امروز بسیاری درصد قابل توجهی از افراد جامعه دچار مشکلات روحی و روانی هستند، اما خودشان از وجود این شرایط اطلاع ندارند. در این مقاله سعی می‌کنیم مهم‌ترین مشکلات روحی را که ممکن است یک فرد به آن مبتلا باشد را بررسی کنیم. در صورتی که شما به یکی از این مشکلات دچار هستید باید هرچه سریع‌تر برای درمان آن اقدام کنید چرا که این شرایط روانی معمولاً حالت پیش رونده داشته و بعد از مدتی زندگی شما را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند.

اختلالات دو قطبی

گاهی اوقات از این حالت به نام افسردگی روان‌شیدایی یاد می‌شود. افراد مبتلا به این حالت دچار تغییرات ناگهانی بسیار شدید در حالت روحی خود می‌شود که مهم‌ترین آن شامل افسردگی خفیف یا متوسط و حتی شدید باشد. این حالت می‌تواند حتی به مدت چند هفته یا چند ماه به طور بینجامد و اغلب شخص مبتلا قادر به کنترل آن نیست.

مؤسسه ملی سلامت ذهنی آمریکا تخمین می‌زند که این بیماری ۵٫ ۷ میلیون فرد بالغ یا ۲٫ ۶ درصد از جمعیت بالای ۱۸ سال آمریکا را به شکلی به خود درگیر کرده است.

به دلیل آن که اغلب افراد مبتلا به این بیماری دچار حالات چندگانه روحی هستند، ممکن است در هر دوره خاصی نسبت به سؤالات روانشناسی پاسخ‌های متفاوتی داشته باشند.

مبتلایان به این بیماری نوسان‌های خلقی شدیدی را تجربه می‌کنند. آنها ممکن است دوره‌های شاد و پرانرژی یا برعکس دوره‌هایی از ناراحتی و ناامیدی را تجربه کنند. این حالات معمولاً به صورت نوسانی بروز می‌کند و در بین این دوره‌ها فرد خلق و خوی طبیعی دارد.

اختلال دوقطبی دارای زمینه ارثی است و در برخی از خانواده‌ها بیشتر دیده می‌شود. این بیماری به طور معمول در انتهای نوجوانی یا در ابتدای بزرگسالی ظهور می‌کند.

اختلال دو قطبی در صورت عدم درمان، ممکن است پیامدهایی مانند مختل‌شدن روابط با دیگران، افت کارکرد شغلی و تحصیلی، و حتی خودکشی را به دنبال داشته باشد.

افسردگی

افسردگی یک شرایط روحی است که معمولاً همراه با یک دوره ناراحتی، احساس ناامیدی و علائم فیزیکی مانند بی‌خوابی، بی‌اشتهایی یا پراشتهایی همراه است.

به گفته مؤسسه ملی سلامت ذهنی انگلستان افسردگی می‌تواند با علائمی شامل مشکل در خوابیدن، غذا خوردن، تمرکز، ارتباط برقرار کردن با دیگران و مانند آن همراه باشد. این بیماری ممکن است شما را از عملکرد عادی و طبیعی باز دارد و حتی زندگی شما را به طور کامل مختل کند. تخمین زده می‌شود حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی‌خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی به یک سن یا جامعه خاص بستگی ندارد و ممکن است در هر زمانی و در هر موقعیت اجتماعی و شغلی در انسان ظاهر شود. حتی بعد از درمان این بیماری خطر به طور کامل برطرف نمی‌شود چرا که ممکن است بعد از مدتی این بیماری به انسان بازگردد.

تقریباً ۹٫ ۵ درصد از مردم آمریکا که جمعیتی بالغ بر ۱۹ میلیون نفر را شامل می‌شود در هر دوره یک ساله به بیماری افسردگی مبتلا هستند. بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از زنان و ۵ تا ۱۲ درصد از مردان ممکن است به دلیل ابتلا به این بیماری به درمان‌های کلینیکی نیاز داشته باشند. تخمین زده می‌شود افسردگی هر سال بیش از ۳۰ میلیارد برای دولت آمریکا هزینه در بر داشته باشد.

استرس و ناامیدی

استرس قسمتی از زندگی عادی و طبیعی ما را تشکیل می‌دهد. در مقیاس‌های کوچک استرس می‌تواند مفید باشد و باعث ایجاد انگیزه شده و شما را به سمت کار و تولید بیشتر تحریک کند. اما اگر این حالت شکل مزمن به خود بگیرد ضررهای بسیاری برای شما دارد. استرس مداوم می‌‌تواند بیماری‌های روحی و ذهنی مانند افسردگی، بیماری‌های قلبی، ضربان قلب نامنظم، استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی، عصبانیت، بی‌توجهی، اختلال حواس و پیش گرفتن عادات ناسالم مانند سیگار کشیدن و پرخوری و کم‌خوری را شامل شود. این بیماری در حالت شدید حتی می‌تواند منجر به حمله قلبی و سکته نیز بشود.

ناامیدی نیز نوعی بیماری روانی است که در طی آن فرد انگیزه‌ای برای انجام هیچ کاری ندارد. تقریباً سه چهارم از مبتلایان به این ناهنجاری تا قبل از سن ۲۱ سالگی اولین تجربه جدی خود از این بیماری را دارند.

تخمین زده می‌شود این بیماری در هر سال نزدیک به ۴۲ میلیارد دلار برای دولت آمریکا هزینه در بر دارد. معمولاً متبلایان به این اختلال ۳ تا ۵ برابر بیشتر از افراد سالم ممکن است به پزشک مراجعه کنند.

اختلال وسواس اجباری

اختلال وسواسی یک نوع اختلال اضطرابی ناتوان‌کننده است. در این اختلال مدام افکار مزاحم و ناخواسته‌ای شکل می‌گیرند که فرد نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود. مثلاً ممکن است فرد دائماً از این که همه اجسام آلوده هستند هراس داشته باشد و برای رهایی از این هراس مکرراً دستها و اجسام را بشوید.

وسواس به صورتهای مختلف بروز می‏کند که می‌توان از تکرار و مداومت، تردید، شک در عبادت، ترس، دقت و نظم افراطی، لجاجت و مانند آن را نام برد.

به طور کلی وسواس شامل فکر، احساس، اندیشه یا تصویر ذهنی مزاحم است و اجبار شامل، رفتاری آگاهانه و عودکننده است که به آن O. C. Dیا obsessive compulsive disorderیا اختلال وسواسی اجباری می‌گویند.

این بیماری می‌تواند انواع مختلفی به خود بگیرد که بعضی از آن شامل وسواس درباره بدن که بخشی مهم از اشتغالات ذهنی و فکری بیمار متوجه بدن اوست. او دائماً به پزشک مراجعه می‏کند و یا تصور می‌کند نواقص خاصی در بدن یا چهره او وجود دارد. وسواس در مورد عملکرد گذشته یا آینده که فرد مبتلا دائماً می‏اندیشد که چرا در گذشته کار خاصی کرده است یا مرتبا در این فکر است که در آینده با ید چه رفتار خاصی را از خود نشان دهد.

مصرف مواد مخدر

امروزه اعتیاد به مواد مخدر در دسته بیماری‌های روانی قرار می‌گیرد.

تحقیقات نشان می‌دهد مواد مخدر تأثیرات خاصی روی مغز می‌گذارند و فرد را از لحاظ روانی درگیر می‌کنند. به این ترتیب این داروها علاوه بر اثرات فیزیکی خود روح و روان فرد را هم درگیر می‌کند.

اعتیاد یک بیماری مزمن و عود شونده مغزی است. در طی این بیماری مغز فرد با وجود اثرات مضر این مواد باز هم به طور دائم به دنبال مصرف آن‌هاست است. اعتیاد می‌تواند ساختار و عملکرد مغز را به طور کامل دستخوش تغییر قرار دهد.

ترک عادت به مصرف مواد مخدر معمولاً کار بسیار مشکلی است. هر گونه تغییر در میزان مصرف چنان چالشی برای مغز به وجود می‌آورد که فرد ترجیح می‌دهد با بازگشت به سمت مصرف مواد هر چه سریع‌تر خود را از این کمبود رهایی بخشد.

ØПЗ М!ПцТЗ
03-09-2011, 19:24
تو از بقیه خوشبخت تری ! - روانشناسی و روابط اجتماعی


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

▪ اگر امروز که بیدار شدی بیشتر احساس سلامت کردی تا مریضی ، تو خوشبخت تر از یک میلیون نفری هستی که تا آخر این هفته بیشتر زنده نیستند.
▪ اگر هیچ وقت خطر جنگ را تجرب نکرده ای و تنهایی زندان را حس نکرده ای ، در شمار ۵۰۰ میلیون نفر آدم خوشبخت دنیا هستی .
▪ اگر می توانی در یک جلسه مذهبی شرکت کنی بدون اینکه اذیت و آزار، دستگیری ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشی خوشبخت تر از سه میلیون نفر در جهان هستی.
▪ اگر در جیب یا کیف خود پول داری و می توانی گاهی کمی پول خرج کنی ، جزو ۸ درصد آدمهای پولدار دنیایی.
▪ اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگی می کنند . تو واقعا بی نظیری!
▪ اگر سرت را بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری ، تو خوشبختی ، چون خیلی ها می توانند این کار را بکنند ، ولی اکثرا نمی کنند.
▪ اگر امروز و دیروز دعا کردی ، واقعا خوشبختی ، چون اعتقاد داری که خدا صدای ما را می شنود و به ما جواب می دهد.
▪اگر می توانی این مطلب را بخوانی خوشبخت تر از کسانی هستی که نمی توانند این مطلب را بخوانند .

ØПЗ М!ПцТЗ
03-09-2011, 19:24
5 روش جالب برای اینکه وقتهایی که می‌خواهید گریه کنید، بخندید !

زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره! در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی! غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد. وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما. 5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍! نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …


یک / یه نگاه به اطراف بندازین حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که…. چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم. حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود. من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند. تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند. از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود… دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.


دو / سفر زمان به “یه روزی” ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم”. همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند :) ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید. نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”. تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید :) نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.


سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل! این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد! از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد. نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.


چهار / از گالاگر الگو بگیرید. گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود. من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید. یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید. وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :) عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید :)


پنج / بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!! آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند. وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید. با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.


اگر موارد بالا موثر نبود چه؟ در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها :) ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :) توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون! سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد. این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم. خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم :) دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید… دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.

ØПЗ М!ПцТЗ
04-09-2011, 19:33
باحس بویایی عمرخودراتخمین بزنید


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سلامت نیوز : با افزایش سن حواس انسان‌ها رو به ضعف می‌گذارد و به همین دلیل آن‌ها برای خواندن نیاز به عینک و برای شنیدن بهتر نیاز به سمعک پیدا می‌کنند.
اما نتایج یک تحقیق جالب نشان می‌دهد از دست دادن حس بویایی در سنین پیری یکی از نشانه‌های نزدیک بودن زمان مرگ شماست.
دانشمندان مرکز پزشکی دانشگاه راش در شیکاگو متوجه شدند هرچه قدر یک فرد در تشخیص عطرها و بوهای عادی توانایی بیش‌تری داشته باشد به همان اندازه شانس بیش‌تری برای زنده ماندن در سال‌های آینده خواهد داشت.
این تیم روی هزار داوطلب بین 53 تا 100 سال 12 آزمایش مختلف بویایی انجام دادند.
دکتر روبرت ویلسون در این باره گفت: ما بوهای مختلفی مانند بوی سیگار، لیمو، فلفل سیاه، شکلات و مانند آن‌ها را برای افراد تولید کردیم و توانایی شامه آن‌ها را در تشخیص این بوها سنجیدیم. البته هیچ کدام از شرکت‌کنندگان در این تحقیق به بیماری‌های مغزی یا پارکینسون دچار نبودند.
این تحقیقات به مدت 4 سال ادامه پیدا کرد و در این مدت 27.6 درصد از این افراد جان خود را از دست دادند. در نهایت شگفتی دانشمندان متوجه شدند افرادی که از بین این 12 بوی مختلف فقط قادر به تشخیص 6 بو بودند با احتمال 36 درصد بیش‌تر از دیگران در معرض خطر مرگ قرار داشتند. این در حالی است که افرادی که توانستند از بین این 12 بو 11 مورد را تشخیص دهند کم‌تر از دیگران در این مدت جان خود را از دست داده بودند.
زمانی که دانشمندان فاکتورهای دیگر مانند سن، ناتوانی جسمی، افسردگی و مانند آن‌ها را نیز در نظر گرفتند باز هم همین نتایج پابرجا بودند.
دکتر ویلسون و تیم همراهش با انتشار نتایج تحقیقات خود در نشریه حس‌های شیمیایی در این باره اعلام کردند: این مطالعات نشان می‌دهد افرادی که در تشخیص بوهای مختلف در سنین پیری مشکل دارند بیش‌تر از دیگران ممکن است جان خود را از دست بدهند.
مطالعات قبلی هم نشان داده بود ناتوانی در تشخیص بوها می‌تواند یکی از نشانه‌های معمول بیماری‌های مغزی و تخریب کننده اعصاب باشد. تمام این شرایط به آرامی در بدن رخ می‌دهند و در دراز مدت خطر مرگ یک فرد را افزایش می‌دهند.

ØПЗ М!ПцТЗ
04-09-2011, 19:33
چگونه انرژی مثبت پخش کنیم

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

حضرت محمد(ص) مي فرمايند : "فرزندان خود را به نام هاي نيك خطاب كنيد"آن چه مي گوييم در حقيقت فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم با استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت در سطي وسيع انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي ازدست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
براي مثال:
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي فقير هستم؛ بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم : خوب هستم
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛ بگوييم : من سالم و با نشاط هستم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري ؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
شما هم ميتوانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كرده و براي ديگران بفرستيد...
وقتي بعد از مدتي همديگر را ميبينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آن ها مثل:
چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر ميآيي؟" ، "چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟" ، "چرا گرفته اي ؟"، "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و ... بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم" ، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست
بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء مي كند. البته اگر اصراري نداشته باشيم كه حتماً درباره ي همديگر اظهار نظر كنيم، وگرنه ميشود كه درباره ي موضوعات مشترك، البته در محوريت مثبت با هم صحبت كنيم

ØПЗ М!ПцТЗ
04-09-2011, 19:35
۲۳ راهکار تقویت هوشیاری

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آیا فهرست خرید، نام همسایه، علت رفتن به خیابان و عنوان کتابی را که باید برای فرزندتان تهیه کنید، فراموش کرده اید!ناراحت نشوید زیرا فراموشی بعضی از مطالب اجتناب ناپذیر است. در بیشتر موارد فراموشی هیچ ارتباطی با بیماری آلزایمر و دیگر بیماری ها ندارد بلکه بیشتر به استرس، کار زیاد و تشتت فکری افراد مربوط می شود. آیا شما می خواهید حافظه فعال تری داشته باشید؟ نکاتی درباره فعالیت حافظه در «Readers digest» عنوان شده است که خواندنش خالی از لطف نیست.
1) از حافظه خود بهره ببرید ؛ این قانون طلایی قدرت مغز است. عملکرد مغز مانند ماهیچه هاست و هرچه بیشتر از آن استفاده شود، قوی تر می شود. تماشای برنامه های متعدد تلویزیونی، آشپزی، نظافت و خرید روزانه، هنگامی که به طور مرتب تکرار شود، قدرت مغز را کاهش می دهد.یادگیری مطالب جدید، تغییر برنامه های روزمره، گفت وگو، مسافرت های هیجان انگیز و ماجراجویی و… باعث بهبود عملکرد مغز می شود.
۲ ) مصرف ویتامین B کمپلکس؛ با بالا رفتن سن قدرت جذب ویتامین B از موادغذایی در بدن کاهش می یابد در صورتی که ویتامین B نیز برای داشتن حافظه قوی مهم است. لازم به ذکر است ۲ نوع مکمل دیگر که باید همراه ویتامین B مصرف شود و از بیماری آلزایمر جلوگیری می کند، ویتامین «C و E» است.
۳ ) گنجاندن نان سبوس دار در رژیم غذایی؛ بیش از هر قسمت دیگر بدن، مغز متکی به گلوکز به عنوان سوخت است. این گلوکز از کربوهیدرات به دست می آید. بنابراین با مصرف میوه، سبزی ها، مواد سبوس دار، کربوهیدرات مورد نیاز بدن را تامین کنید.
۴ ) مصرف ماهی؛ ماهی سرشار از اسیدهای چرب امگا۳ است که در حفظ و تقویت حافظه موثر است.
5) حداقل هفته ای یک بار در وعده شام از سبزیجات استفاده کنید؛ سبزیجاتی که میزان کمی چربی اشباع شده دارد و سرشار از فیبر است، به شما در کنترل میزان کلسترول کمک می کند. میزان بالای کلسترول به مرور زمان به رگ ها آسیب می رساند، همچنین روی کارکرد حافظه در درازمدت تاثیر منفی می گذارد و به روند بیماری های پارکینسون و آلزایمر سرعت می بخشد.
۶ ) از مصرف دسر در هنگام شب پرهیز کنید؛ این کار باعث کاهش وزن می شود که برای تقویت حافظه مفید است، چرا که نتیجه محققان سوئدی نشان می دهد که زنان و مردان چاق بیشتر با خطر ابتلا به بیماری آلزایمر مواجه می شوند.
7) لوح فشرده یا نوار آموزشی گوش دهید؛ ۳ روز در هفته در هنگام پیاده روی سریع به سی دی های صوتی گوش دهید تا هم سالم تر باشید و هم حافظه فعال تری داشته باشید.
۸ ) پس از یادگیری و آموزش، خواب کافی داشته باشید؛ اگر برنامه جدید رایانه ای را آموزش می بینید، باید هنگام شب خواب خوبی داشته باشید. نتایج تحقیقات انجام گرفته در دانشگاه هاروارد نشان می دهد، خواب شب توانایی یادآوری مطالبی را که در طول روز یاد گرفته اید، بهبود می بخشد.
۹ ) مصرف مریم گلی و لیمو؛ نتایج چند بررسی و تحقیق نشان داده است، تاثیر ضدالتهابی مریم گلی ساعت ها پس از مصرف آن، مغز را تقویت می کند. علاوه بر آن آنتی اکسیدان موجود در لیمو برای حفظ فعالیت سلول ها مهم است.
۱۰ ) تماشای برنامه های آموزشی تلویزیون؛ تماشای برنامه های آموزنده بیشتر از سریال های خانوادگی مغز و حافظه را فعال و تقویت می کند.
۱۱ ) انگور را جایگزین شیرینی کنید؛ نتایج بررسی ها نشان داده است، افرادی که شیرینی های حاوی میزان بالایی از چربی های اشباع نشده مصرف می کنند، نسبت به دیگران ۲ برابر بیشتر در خطر ابتلا به بیماری آلزایمر قرار دارند. در حالی که آنتی اکسیدان و مواد دیگر موجود در انگور باعث بهبود جریان خون و سلامت کلی بدن می شود. بنابراین انگور جایگزین مناسبی برای شیرینی است.
۱۲) پودر کاری؛ محققان ایتالیایی دریافته اند، این ادویه آنزیمی را که از مغز محافظت می کند و مانع از بیماری آلزایمر می شود، تقویت می کند. از این ادویه در هنگام پخت غذا استفاده کنید تا علاوه بر طعم آن از مزایای تقویت کننده حافظه نیز بهره مند شوید.
۱۳ ) سویا؛ ماده موجود در این محصول علاوه بر حفظ و تقویت حافظه، مانع از ایجاد تغییر در پروتئینی که بیماری آلزایمر را ایجاد می کند، می شود.
۱۴ ) مطالعه روزانه؛ روزی یک ساعت کتابی را مطالعه کنید که از آن اطلاعات کمی دارید. با این کار فعالیت مغز افزایش می یابد و حافظه تقویت می شود.
۱۵ ) سرگرمی های هنری؛ با انجام هر نوع سرگرمی از نقاشی گرفته تا نواختن پیانو، مغز خود را فعال نگه دارید؛ این عمل علاوه بر تقویت حافظه مانع از اختلال مشاعر نیز می شود.
۱۶ ) حفظ شعر؛ حفظ کردن شعر یا شماره تلفن دوستان و یا نشانی بستگان ورزش خوبی برای سلول های مغز است.
17) کار متفاوتی انجام دهید؛ تغییر دادن مسیر خود به هنگام رفتن سر کار، نوشتن و… سلول های مغز را تقویت می کند
۱۸ ) گوش دادن به موسیقی هنگام ورزش؛ نتایج بررسی ها نشان می دهد این امر باعث می شود توان کلی مغز افزایش یابد.
۱۹ ) شرکت در کلاس ها ی آموزشی و ادامه تحصیل؛ در افرادی که تحصیلات بالاتری دارند، علایم بیماری آلزایمر کمتر دیده می شود.
۲۰ )چند کار را با هم انجام ندهید؛ اگر قصد دارید هنگام مکالمه تلفنی به ایمیل خود نیز نگاه بیندازید، به احتمال زیاد از مکالمه ای که انجام داده اید چیزی به یاد نخواهید داشت! انجام دادن چند کار با هم به مغز صدمه می زند.
۲۱ ) تخمه کدو بخورید؛ آهن موجود در این دانه، مغز را تقویت می کند.
۲۲ ) دقت داشته باشید؛ اسامی اشخاص یا مکان ها و اشیا را به خوبی به ذهن بسپارید. در بیشتر موارد علت فراموشی به دلیل فعالیت سیستم خودکار مغز هنگام انجام دادن کاری یا شنیدن حرفی است. اما اگر هنگام حرف زدن با کسی یا انجام کاری دقیق باشید، دچار مشکل فراموشی نمی شوید.
۲۳ ) انجام هر نوع کار و مطالعه در محیط آرام؛ آلودگی صوتی، توانایی مرور کردن مطالب را در مغز کاهش می دهد.

---------- Post added at 08:34 PM ---------- Previous post was at 08:34 PM ----------

روان شناسی لباس

لباس های تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند.
لباس های گشاد: افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.
لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.
لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و ارامش اند
سبز
انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده وتا حدی خود رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران پیشقدم می شوند.
آبی
اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.
مشکی
بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.
قهوه ای
این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.
خاکستری
انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبادل آرامش
می گردند . آنها در مجموع انسانهایی سر سخت وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.
سفید
افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند . در موقعیت های کاری , همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.
رنگهای روشن
انتخاب این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده وعشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند . دیدار با این افراد ,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد,اما بازگیری انرژی مثبت وسازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر ,دلچسب تر وقابل تحمل تر سازد.

---------- Post added at 08:35 PM ---------- Previous post was at 08:34 PM ----------

ناگفته های شادی

شما چه قدر شادید؟ در پاسخ به این سوال، خیلی ها می گویند: «مگر شادی را هم می شود اندازه گرفت؟» پرفسور لورد لایارد، استاد اقتصاد و مؤلف کتاب «شادی و درس هایی از علم جدید» معتقد است: «وقتی از کلمه شادی استفاده می کنیم، مفهومی مانند بالا رفتن بادکنک در آسمان و یا سبکی و نشاط در ذهن مان تداعی می شود ولی امروزه دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که شادی را هم می شود اندازه گرفت و برای اینکه بتوانیم درباره اش دقیق تر حرف بزنیم، باید میزان شادی مان را بسنجیم!» چرا و چگونه اش را در «موضوع ویژه» این هفته بخوانید.

● فیلم خنده دار ببینید

آیا می دانستید تماشای فیلم های کمدی به دلیل کمک به روان شدن جریان خون برای قلب تان مفید است؟! هنگام تماشای فیلم های کمدی به دنبال خنده و اثر آن یعنی عریض شدن شریان ها، جریان خون روان تر می شود و در مقابل، فیلم های پراسترس و پرهیجان باعث تنگ شدن شریان ها می گردند. البته این به هیچ وجه به آن معنا نیست که فیلم های غم انگیز یا پراسترس، تاثیر زیان آور درازمدتی روی قلب و جریان خون داشته باشند. اما آنچه مورد تاکید و تایید است، تماشای فیلم های کمدی و خنده ناشی از آنها، افزایش ضربان قلب، اکسیژن گیری بیشتر مغز و آرامش جسمی و روحی است.

● تقلید خنده از فیلم خنده دار

بررسی فیلم های کمدی از زاویه دیگر نیز، باز به آثار مفید و مطلوب آن بر روح و روان، صحه خواهد گذاشت: انسان ها اصولا موجودات مقلدی هستند و از حالات افراد دیگر تاثیر می پذیرند پس وقتی بازیگرانی لبخند به لب دارند یا حرکات شادی بخشی انجام می دهند و به طور کلی شوخ طبعی و طنز بیشتری در رفتار و گفتار ایشان دیده می شود، به طور ناخودآگاه تاثیر مطلوبی نیز بر تماشاچی خواهند گذاشت.

● چند پیشنهاد ایرانی

در سینمای ما تعداد فیلم های کمدی که توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده باشد، کم نیست. از بین فیلم های کمدی دهه ۸۰ می توان به آثاری مثل مهمان مامان، مارمولک، آتش بس، نان، عشق و موتورهزار، مکس، ازدواج به سبک ایرانی، بی پولی و دایره زنگی اشاره کرد. در این میان می توان به تعدادی از فیلم های کمدی در خور توجه سال های قبل تر اشاره کرد که با کمدی های مبتذل فاصله زیادی داشته و در جذب مخاطب و گیشه موفق بوده اند. مومیایی ۳، مرد عوضی، اجاره نشین ها، روزفرشته، ناصرالدین شاه اکتور سینما، دیگه چه خبر، همسر و کلاه قرمزی و پسرخاله از آن جمله اند.

● چند فیلم خارجی

و در پایان معرفی چند کمدی خارجی نیز خالی از لطف نیست: چندگانه دزدان دریایی کارائیب، تصورش کن، مامامیا، تعطیلات آقای بین، تقریبا مجموعه فیلم های جیم کری(خنگ و خنگ تر؛ مردی روی ماه، مرد بله گو، ماسک، دروغگو دروغگو)، فارست گامپ، ملاقات با والدین، مادر شوهر هیولا و...

● البته در کنار تمام این فیلم ها، انیمیشن های جذاب و سرگرم کننده ای چون کمپانی هیولاها، شنل قرمزی ۲۰۰۰، رییس مزرعه، فصل شکار و گارفیلد و... روحیه بخش و بسیار نشاط آفرین اند. یادمان نرود: «چو شادی بکاهد، بکاهد روان/ خرد گردد اندر میان ناتوان.»

● سنجش شادی

امروزه دانشمندان علوم اجتماعی با سبکی ساده و از طریق پرسش نامه هایی، شادی را می سنجند. آنها با این سوال ساده شروع می کنند: «چگونه احساس شادی می کنید؟» این روش با بحث و اختلاف نظر همراه است چون آنچه که طبق گفته یک فرد باعث شادی او می شود ممکن است طوری باشد که بخواهد خود را با دوستان و سایرین تطابق دهد و حس واقعی او نباشد. اکثر مردم معتقدند که به طور نسبی و در حد متوسط خوشحال اند. پرفسور اد دینر، روان شناس ارشد آمریکایی از دانشگاه ایلی نویز معتقد است: «برای سنجش شادی فرمولی وجود دارد که علم شادی بر آن اساس و با یک ایده ساده که مستقیم به اصل مطلب می رود قابل بررسی است: شاید کمی احمقانه به نظر برسد اما ما از مردم می پرسیم چه قدر شاد هستید: یک از هفت یا یک از ده؟ و نکته جالب اینجاست که همین سوال ساده پاسخ هایی واقعی به همراه دارد که معتبر است. این پاسخ ها ایده آل و بدون نقص نیست اما اعتبار دارد و مردم وقتی پاسخ سوال ما را می دهند تمام انواع مسایل واقعی زندگی شان را در نظر گرفته و جواب آنها تلفیقی از تمام احساسات واقعی و قلبی آنهاست.»

● ثبت و ضبط شادی

نوع دیگری از سنجش شادی وجود دارد که سطوح شادی مردم را در سراسر روز و همه جا ثبت می کند. در این روش، نوعی زمان سنج اکولوژیک ارزیابی کننده وجود دارد که از کامپیوترهای دستی استفاده می کند. فرد موردنظر، این کامپیوتر دستی را تمام روز با خود حمل می کند و وقتی از او سوال می شود، دستگاه سیگنال می زند تا توجه او جلب شود و بعد یک سری پرسشنامه برایش طرح می شود. پرفسور دینر معتقد است این سنجش ها هنوز کامل نیست اما فکر می کنیم در بسیاری روش ها به خوبی سنجش هایی است که اکولوژیست ها مورد استفاده قرار می دهند. این ادعای پرفسور دینر قابل توجه است. اگر بتوان با یک سوال ساده از مردم، شادی آنها را به خوبی روشی که اقتصاد دان ها با آن، میزان رشد فقر را می سنجند، بررسی کرد؛ این موضوع بسیار قابل توجه و بررسی است و اگر این ارزیابی واقعا درست باشد، دولت ها می توانند بر آن اساس قضاوت کنند که چه قدر موجبات شادی مردم شان را فراهم کرده اند. به عنوان مثال یکی از مشاوران نخست وزیر انگلستان اعلام کرده است که طی ۱۰ سال آینده، دولت انگلیس مورد سنجش قرار می گیرد که چه قدر مردم خود را شاد کرده است.

● چرا خوشحال نیستم

طبیعی است موارد بسیاری را در زندگی تجربه می کنیم که باعث ناراحتی طولانی مدت می شود. پرفسور دینر دو واقعه کلیدی را شناسایی کرده که می تواند چنین اثرات طولانی مدتی داشته باشد. بعد از، از دست دادن همسر، چند سال طول می کشد تا احساس خشنودی قبلی به فرد بازگردد. از دست دادن شغل هم فرد را تا چند سال از نظر روحی به عقب می راند. اما به این موضوع مهم هم توجه کنید: اگر بداخلاق متولد شده باشید، همیشه بداخلاق می مانید؟ این موضوع موردی است که بحث و اختلاف نظر فراوانی را در بین روان شناسان مطرح کرده است. طبق نظر پرفسور روان شناس، مارتین سلیگمن از دانشگاه پنسیلوانیا، امکان افزایش میزان بیولوژیک شادی تا حدی وجود دارد به شرط آنکه روی آن کار شود.

طبق نظر او بهترین کاری که می توان برای احساسات مثبت انجام داد این است که از آدم ها بخواهیم فراتر از میزان خلق و خویی که به طور ذاتی دارند حرکت کنند. به این ترتیب اگر چه آدم های ذاتا بداخلاق را نمی توان همیشه خوشحال دید اما اگر روی آنها کار کنند بین ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش خشنودی در آنها دیده خواهد شد.

● رابطه پول و شادی

محققان حوزه شادی، رضایت از زندگی را در افراد برای مدت چند دهه بررسی کرده اند. با وجود افزایش گسترده ثروت و درآمد در ۵۰ سال گذشته، سطح شادی آدم ها همراه با این بهبود وضع مالی، بهتر نشده است و روندی افزایشی در آن دیده نمی شود. پرفسور دانیل کاهنمن از دانشگاه پرینستون معتقد است استاندارد زندگی به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده است اما شادی اصلا بیشتر نشده و حتی در بعضی موارد کمی سیر نزولی هم داشته است. در حال حاضر شواهد بی شماری وجود دارد که نشان می دهد ثروتمندتر بودن ما را شادتر نمی کند. تحقیق مورد نظر این موضوع را هم مطرح می کند که انتظار می رود در کشورهای ثروتمندتر، تمایل به شادی بیشتر باشد اما وقتی افراد خانه، غذا و لباس کافی و ایده آل داشته باشند دیگر پول اضافی نمی تواند باعث شادی بیشتر افراد شود. به نظر می رسد ثروت در سطحی که ذکر شد در حالی بی تاثیر می شود که متوسط درآمد افراد در کشورهای مورد نظر حدود ۱۰ هزار دلار در سال باشد. دانشمندان فکر می کنند دلیل اینکه چرا به رغم پول اضافی و امکانات مادی باز هم این آدم ها احساس شادی نمی کنند را می دانند:

اول اینکه بشر به لذت و خشنودی عادت می کند، معمولا ما آدم ها به دنبال چیزهایی هستیم که به ما لذت ناگهانی بدهند چه این مورد یک تکه شکلات باشد چه خرید اتومبیلی تازه. اما این لذت و خشنودی به سرعت از بین می رود. دوم اینکه ما آدم ها دوست داریم زندگی مان نسبت به سایرین مقایسه و قضاوت شود. به همین دلیل دایم در مقام نظارت و مقایسه زندگی خود با دیگران هستیم و شادی خودمان را در مقابل بدبختی سایرین مقایسه می کنیم. افرادی که ثروتمندترند وقتی خودشان را با افراد بی پول مقایسه می کنند احساس می کنند شادترند چون وضع شان از آنها بهتر است اما وقتی با افراد هم سطح خود و یا بالاتر از خود مقایسه می شوند احساس خوشحالی نکرده و فکر می کنند باز هم باید برای شادتر شدن پولدارتر شوند! و البته باز هم افراد پولدارتر هستند و ماجرا ادامه دارد که نتیجه آن ناپایداری شادی است. اما یک خبر خوب این است که ما می توانیم میزان مقایسه خود با دیگران و اینکه خود را با چه کسانی مقایسه کنیم را انتخاب کرده و اوضاع را تحت کنترل بگیریم و محققان معتقدند آدم ها در مورد مسایلی پرمعنا مثل دوستی و اهداف متعالی زندگی، با سرعت کمتری تطابق پیدا می کنند و شادی ناشی از این جور مسایل پایدارتر است.

● کلیدهای شادمانی

طبق نظر پرفسور دینر، یک کلید طلایی برای شادی وجود ندارد بلکه مجموعه ای از موارد برای شاد بودن ضروری و حیاتی است. اول اینکه خانواده و دوستان در این موضوع بسیار ضروری هستند. هر چه ارتباطات آدم ها گسترده تر و عمیق تر باشد احتمال شادی بالاتر می رود. حتی این مساله هم مطرح شده است که دوستی می تواند میکروب ها را از انسان دور کند. مغز ما آدم ها بسیاری از مکانیسم ها را در بدن کنترل می کند که این مکانیسم ها مسوول ابتلا به بیماری هستند. درست همان طور که استرس باعث شروع بیماری ها می شود، این تفکر وجود دارد که دوستی و شادی اثرات حفاظتی دارد. طبق بررسی ها و تحقیقاتی که در مورد شادی انجام شده است دوستی تاثیر بسیار بزرگ تری روی میزان متوسط شادی دارد و این تاثیر نسبت به تاثیر درآمد و وضعیت مالی فرد، روی شادی بسیار بیشتر است.

پرفسور اوسفالد، اقتصاددان دانشگاه وارویک فرمولی دارد که می گوید با چه قدر پول اضافی می توان دوستان را از دست داد! طبق فرمول او، با ۵۰ هزار پوند درآمد سالانه می توان با دوستان خداحافظی کرد! به نظر می رسد ازدواج هم عامل بسیار مهمی باشد. طبق تحقیقات او، ازدواج حدود ۷ سال به عمر مردان و ۴ سال به عمر زنان اضافه می کند. دومین مورد حیاتی، داشتن زندگی بامعناست؛ یعنی باور به چیزی بزرگ تر از خود که ریشه در مذهب، مسایل معنوی و فلسفه زندگی دارد. سومین مورد، داشتن اهدافی است که ریشه در ارزش های طولانی مدت آدم ها داشته باشد و به خاطر آنها در زندگی تلاش کنیم که البته همین اهداف هم باید برای افراد، لذت بخش باشند.با تمام این توضیحات، همچنان مهم ترین عامل مولد شادی، داشتن ارتباطات اجتماعی است. افرادی که رضایت بیشتری از زندگی خود دارند خانواده ای حامی و دوستانی نزدیک دارند. عامل دیگری که رضایت از زندگی را به همراه دارد شغل و تحصیلات و داشتن نقشی مهم (مثل بزرگ خانواده بودن و یا مشاور اصلی خانواده بودن) است. وقتی فردی از شغل اش لذت می برد و آن را بامعنا و مهم می داند متعاقب آن، رضایت او از زندگی بیشتر می شود. وقتی اوضاع شغلی نامناسب می شود، قدرت فرد کاهش پیدا کرده و رضایت و شادی او هم کمتر می شود. داشتن اهدافی مهم در زندگی فرد را به سمت ارزش ها حرکت می دهد و وقتی در راه اهداف اش پیشرفت می کند خوشحالی او افزایش پیدا می کند. افرادی که از درون ناراحت و ناخشنود هستند باید به خودشان برگردند و طرز فکر و دیدگاهی مثبت به زندگی و دنیا پیدا کنند.

● قدرت شادی

به نظر می رسد شادی قدرتی جادویی و معجزه آسا داشته باشد. علم بر این باور است که شادی باعث افزایش طول عمر، ارتقای سلامت، افزایش قابلیت های روانی و بهبود عملکرد آدم ها می شود که البته هنوز این موارد کاملا اثبات نشده اند. این نتایج براین اساس به دست آمده که دانشمندان، شادی مردم را با هم مقایسه می کنند و سایر عوامل مثل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، مذهب، سلامتی، درآمد، اشتغال و بی کاری را هم در این بررسی در نظر می گیرند. ارزیابی ها پشت سر هم انجام می شوند و گروهی عظیم از مردم در نظر گرفته می شوند تا ارتباطاتی از نظر آماری معنی دار بین شادی و سایر عوامل مشخص شود و این بررسی ها بارها تکرار می شوند. در حال حاضر دانشمندان نمی توانند رابطه علت و معلولی واضحی را اثبات کنند. مثلا با قاطعیت بگویند مردم چون شاد هستند پس سالم اند و یا چون از سلامت برخوردارند شاد هستند. با این وجود روان شناسان این قابلیت را دارند که بعضی ارتباطات بسیار قوی را شناسایی کرده و تشخیص دهند. طبق نظر پرفسور دینر، مدارک و شواهد نشان می دهد افراد شاد نسبت به افراد افسرده از طول عمر بالاتری برخوردارند. حتی پرفسور تاکید می کند در یک مطالعه، این اختلاف بین شادترین گروه و ناشادترین آنها ۹ سال بوده است که این تاثیر بسیار عظیم است. با توجه به اینکه استعمال دخانیات حدود ۳ سال از عمر را کم می کند و اگر فرد کاملا سیگاری باشد تا ۶ سال عمرش کم می شود پس اگر شادی ۹ سال به طول عمر اضافه می کند تاثیری بسیار مهم و قابل توجه است.

● نمره شادی شما چند است

تست زیر تستی است که توسط میشل آرگلی در سال ۲۰۰۱ به سفارش موسسه پرسشنامه خوشبختی آکسفورد تهیه شده است. تعداد تست های روان شناسانه ای که میزان خوشبختی و شادی انسان ها را تخمین می زنند کم نیستند. سوالات برخی از آنها به همین سادگی است که از خود شما می پرسند «آیا خوشبخت اید؟» برخی نیز به کمک سوالات پیچیده تر که شاید ربطی هم به موضوع نداشته باشد میزان شادی شما را اندازه می گیرد. تست زیر از ۲ جنبه بسیار جالب است: جنبه اول آنکه به مدت ۶ سال روی داوطلبان گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و از نظر علمی تایید شده است، جنبه دوم آنکه خوشبختی را به عنوان مساله ای ثابت و بادوام توصیف می کند نه یک احساس زودگذر. اگر می خواهید واقعا بدانید خوشبخت هستید یا خیر، توصیه می کنیم به مدت ۶ ماه هر ماه یک بار این تست را حل کنید.

۱) من بی نهایت خوشبخت هستم.

۲) حس می کنم آینده مملو از امید و آرزو است.

۳) از تمام زندگی ام کاملا راضی ام.

۴) حس می کنم جوانب گوناگون زندگی را تحت کنترل دارم.

۵) گمان می کنم زندگی پر از پاداش است.

۶) از آنچه هستم احساس غرور می کنم.

۷) همیشه پاقدم خوبی دارم.

۸) زندگی را دوست دارم.

۹) جذب افراد مختلف می شوم و به دوستی با آنان علاقه دارم.

۱۰) خیلی راحت و آسان تصمیم می گیرم.

۱۱) حس می کنم توانایی هر کاری را دارم.

۱۲) همیشه با حس خوب از خواب برمی خیزم.

۱۳) حس می کنم انرژی من تمام ناشدنی است.

۱۴) کائنات همیشه بهترین ها را به من هدیه می دهند.

۱۵) حس می کنم در بالاترین نقطه دنیا قرار دارم.

۱۶) از نظر روحی بسیار خوب و هوشیار هستم.

۱۷) همه را دوست دارم.

۱۸) حس می کنم گذشته خوب و خوشبختی داشته ام.

۱۹) همیشه حتی در شرایط سخت حس شادی دارم.

۲۰) همیشه هر آنچه خواسته ام را انجام داده ام.

۲۱) از بودن با دیگران لذت می برم.

۲۲) همیشه در خوشحالی دیگران نقشی داشته ام.

۲۳) زندگی من هدف دار و معنی دار است.

۲۴) انسان متعهدی هستم.

۲۵) گمان می کنم دنیا جای خوبی است.

۲۶) همیشه می خندم.

۲۷) انسان جذاب و دلپذیری هستم.

۲۸) همه چیز برای من جذاب و سرگرم کننده است.

● تفسیر آزمون

بعد از اتمام تست نگاهی به جواب های خود بیندازید. اگر بیشتر گزینه الف و ب را انتخاب کرده اید یعنی خیلی از زندگی خود لذت نمی برید و چندان شاد نیستید. انتخاب گزینه های د و هـ یعنی به اندازه کافی شاد هستید، پس در همین حالت باقی بمانید. اما اگر اکثرا گزینه ج را انتخاب کرده اید یعنی شما قابلیت شاد بودن را دارید، تنها لازم است کمی بیشتر تلاش کنید و نگاه تان به زندگی مثبت تر باشد. فراموش نکنید برخی مسایل در شاد بودن ما تاثیر می گذارند. یکی از آنها روابط اجتماعی ماست. افرادی که روابط اجتماعی خوبی برقرار می کنند معمولا همیشه از حمایت خانواده و دوستان برخوردار می شوند. عامل بعدی کار یا تحصیل است. مهم و کاربردی بودن کار یا رشته تحصیلی شما در میزان رضایت از زندگی تاثیر می گذارد. فاکتور سوم شخصیت خود آدم هاست. داشتن حس اعتماد به نفس، اعتقاد به معنویات، هوش، جذابیت و حتی نوع لذایذی که می پسندیم در میزان شادی ما تاثیر می گذارند. تحقیقات نشان می دهد هیچ یک از ما به اندازه ای که دوست داریم شاد باشیم، شاد نیستیم. بعد از اتمام تست نگاهی بیندازید تا ببینید کجای کار می لنگد. اصلاح همان مساله می تواند شما را شادتر و خوشبخت تر کند.

● طرز نمره دهی

کافی است بین اعداد ۱ تا ۵ برحسب حسی که دارید یکی را انتخاب کنید: عدد ۱ یعنی کاملا منفی و عدد ۵ یعنی کاملا مثبت. عدد ۲ کمی حس منفی پایین تری دارد. عدد ۳ تقریبا میانه و بی طرف است و عدد ۴ کمی مثبت است. سؤال ها را بخوانید!

ØПЗ М!ПцТЗ
04-09-2011, 19:37
روان شـنـاسـی دســت ها

انسان بال ندارد برای پرواز و جای دو بال خدا به او دستانی داده که گاه می تواند در نم نم باران، رقص باد، جنگ با آب در دریای پرتلاطم به پروازشان دربیاورد. انسان بال ندارد و جای آن دستانی دارد برای نوازش دست دیگری، هر چند آن دست ها دست تنهای خودش باشد...

این دست ها عضو عجیبی اند چرا که زبانی دارند که می توانند به شما بگویند طرف مقابلتان به شما چه می گوید یا حتی این جمله که نمی گوید و پنهانش کرده چیست؟

▪ دست های مشت، دست های باز: دست هایی که گویی در آنها فنجان قرار دارد. (مشت های نیمه باز) سمبلی از ظرافت و حساسیت و عقیده ضعیف و شکننده و بخشندگی است. اگر محکم و مثل مشت باشد نشا ن دهنده ماده گرایی، مالکیت و آزمندی است. اگر دست ها در هم باشند نشان دهنده راحتی دست و اگر در هم فشرده باشند نشان دهنده استرس و اضطراب است. فشردن دست ها در هم به معنی جلوگیری و مانع شدن هم هست. وقتی شخصی عصبانی است نشان دهنده جلوگیری از برخورد کردن است. وقتی یک دست مشت شده و دست دیگر آن را به عقب نگه می دارد نشان دهنده این است که شخص مانع خود می شود که به دیگری ضربه بزند. وقتی کسی دروغ می گوید سعی می کند با این حالت دست هایش را کنترل کند.

▪ دست های کنترل گر: وقتی کف دست را به به سمت پایین حرکت می دهیم، یک حرکت آمرانه است که مثلا از کسی می خواهیم انجام کاری را متوقف کند یا از او می خواهیم آرام باشد. وقتی کف دست را روبه رو نگه می داریم به این معنی است که نزدیک تر نیا.

▪ دست های غالب، دست های مهربان: وقتی دستمان را بالا می بریم و محکم نگه می داریم و با دست دیگر فرد را در آغوش می گیریم یعنی اینکه من می گویم وقت رفتن است. (غلبه و تسلط) وقتی دستمان را با سرعت و مستمر تکان می دهیم، نشان دهنده علاقه و مهربانی است. وقتی دستمان را شل و خیلی کوتاه و سرد تکان می دهیم نشان دهنده فرمانبرداری و تسلیم است.

▪ دست های پرخاشگر: با کناره دست مثل چاقو عمل کردن و هوان را بریدن مثل حرکت کاراته، با کناره کف دست و به سمت پایین ضربه زدن یعنی بازداشتن دیگران از کاری. این عمل می تواند نشان دهنده پرخاش در بحث ها باشد.

▪ مشتی برای دعوا یا پیروزی: مشت پرت کردن به طرف یکی می تواند به معنی تعرض به او باشد یا دعوت به دعوا. مشت را به سمت بالا بردن و ضربه زدن به هوا به معنی پیروزمندی است.

▪ دست های پوشاننده: وقتی نخواهیم چیزی را بشنویم گوشمان را می گیریم وقتی نمی خواهیم ببینیم جلوی چشمان را می گیریم و وقتی می خواهیم حرفی بزنیم ولی مانعی وجود دارد جلوی دهانمان را می گیریم. وقتی موقع حرف زدن جلوی دهان را بگیریم به معنی دروغ گفتن می تواند باشد همچنین به معنی این است که از حرفمان مطمئن نیستیم. وقتی با دست روی قلبمان را می گیریم ممکن است نشان دهنده حمله قلبی باشد. گاهی با یک دست، دست دیگرمان را که مشت شده و تحت هیجان است را می پوشانیم.

▪ دست های رو: دست باز و کشیده شده به سمت جلو به این معنی است که می خواهیم چیزی را به کسی بدهیم. یا نشان دهنده این است که چیزی برای مخفی کردن نداشته اید و شما همین هستید که نشان داده اید.

▪ دست های درخواست گر: اگر کف دست بالا باشد و دست را جلو ببریم. به معنی طلب کردن صدقه است. اگر دست را ۴۵ درجه باز کنیم و کف دست به سمت بالا باشد و سپس دستمان را به طرف جلو بکشیم یعنی از شخصی می خواهیم جلوتر بیاید. اگر کف دستمان را به هم بچسبانیم، شبیه دعا کردن مسیحی ها و جلو ببریم یعنی از کسی خواهش می کنیم که به ما صدمه نزد.

▪ دست های بهم ساییده: به این معنی است که فرد از چیزی خوشحال است. اگر ساییدن به آهستگی و همراه با فکر کردن و لبخند باشد، به این معنی است که فرد در فکر حیله ای است و از سود آن خوشحال است. ساییدن صورت و مشخصا چانه به معنی فکر کردن سنجیده و تصمیم گیری است. وقتی قسمتی از بدن جراحت دیده است یا اینکه تحت تنش است.

▪ دست های متفکر: وقتی انگشت ها مثل مناره به هم پرس می شوند ممکن است بعضی از انگشت ها درون هم پیچیده و بعضی از آنها به شکل مناره به هم متصل باشند. به معنی فکر کردن سنجیدن و تصمیم گرفتن است. گوش دادن به صحبت های دیگری و فکر کردن به آنها. اگر انگشت میانی به سر تکیه داده شود یا اینکه به دهان برود یعنی دارم فکر می کنم و آمادگی صحبت کردن را ندارم

▪ دست های پیشتیبان: وقتی دست را تکیه گاه و پشتیبان سر قرار می دهیم و سر را به آن تکیه می دهیم و آرنج ها روی میز است، نشان دهنده این است که شخص خوابش می آید یا وقتی دست خیلی به آرامی سر را نگه داشته است و با انگشت ها چانه را لمس می کنیم و به فرد روبه رو نگاه می کنیم به این معنی است که به صورت من نگاه کن آیا زیبا نیست؟ و حالتی اغواکننده است. همچنین اگر سر به دست تکیه داده باشد یعنی شخص کسل تر است. اگر شخص به موضوع علاقه مند باشد سرش را کمتر تکیه می دهد.

▪ دست های پنهان: دست به معنی ارتباط برقرارکردن است و پنهان کردن آن نشان دهنده عدم علاقه به ارتباط و همکاری است. همچنین نشان دهنده این است که شخص نمی خواهد حرف بزند چون می خواهد گوش دهد. همچنین می تواند نشان دهنده احساس آرامش و اینکه نیازی به حرف زدن نیست باشد.

▪ دست های نوازش گر: لمس کردن می تواند تایید کردن خود باشد یعنی من اینجا هستم من واقعی هستم و من خوبم و این حالتی است به معنی کاهش دادن نگرانی ها از دنیای بیرونی و دنیای درون. در لحظات احساسی مثل نوازش کردن فرزند هم به معنی مهربانی و عشق است. می تواند به معنی تنبیه هم باشد مثل سیلی زدن. یا به معنی اثبات دوستی وقتی شانه های کسی را لمس می کنیم یعنی به او قدرت و اختیار می دهیم و وقتی بازوی او را لمس می کنیم یعنی با او احساس همدردی می کنیم.

▪ دست های پرستش گر: وقتی دست به لباس خود می کشیم یعنی اینکه خودمان را جذاب تر می کنیم علامت می فرستیم که «آیا من زیبا نیستم؟» و همچنین یعنی مرا دوست داشته باش. وقتی با انگشت مثلا ذره ای را از روی لباس فردی پرت می کنیم به معنی عدم تایید اوست.

---------- Post added at 08:37 PM ---------- Previous post was at 08:34 PM ----------

پاکسازی درون



در دهه های اخیر برنامه ریزی های بسیاری در زمینه تغذیه و عادت های غذایی انجام و دستورالعمل های جامعی ارائه شده است ولی متاسفانه عمل به بسیاری از آنها در دراز مدت چندان موفقیت آمیز نمی باشند. علت این امر فقدان پیش زمینه برای تغذیه مناسب است و این پیش زمینه ، داشتن دستگاه گوارش سالم و پاکسازی شده است که اکثر افراد بدون دارا بودن آن برنامه غذایی خود را شروع می کنند.

تغذیه برابر است با حاصل ضرب عامل غذا در عامل گوارش( گوارش× غذا = تغذیه) .ولی اگر در عامل گوارش مشکلی رخ دهد ، بدن هرگز قادر به تغذیه کامل نخواهد بود. پس قبل از دسترسی به تغذیه مناسب تر لازم است دستگاه گوارش پاکسازی شده و منظم کار کند . طبق تحقیقات انجام شده دستگاه گوارش اغلب افراد پاک نیست و به خوبی کار نمی کند. انباشته شدن مواد زائد در دستگاه گوارش موجب سمی شدن آن می شود و در نتیجه دستگاه گوارش به صورت منبع خطرناک مواد سمی در می آید که باعث از دست دادن سلامتی ، جوانی و شادابی و پیدایش بیماری و پیری می شود.

این امر به علت پرکردن بیش از حد دستگاه گوارش از مواد گوناگون غذایی به وجود می آید . معده انسان از کودکی و بر اثر پرخوری های مکرر به مرور تنبل و منبسط شده و بازتاب های سیری و تهوع دیگر به خوبی عمل نمی کنند . غذاهای اضافه در روده تخمیر و تجزیه می شوند و فرد مبتلا به سوء تغذیه می گردد . بنابراین انسان ذاتا پرخور زاده نشده بلکه پرخور بار آمده است. در شرایط طبیعی، غریزه میزان نیاز به مواد غذایی را تعیین می کند ولی متاسفانه آنچه جایگزین غریزه می شود اشتهای کاذب است و بدین ترتیب اغلب افراد دچار آشفتگی های مزمن گوارش می شوند که آغازی پنهان برای بیشتر بیماری های آنها خواهد بود.

نتایج آسیب مزمن روده که بدین ترتیب حاصل می شوند عبارتند از:

تولید مواد سمی بر اثر تجزیه مواد غذایی انباشته شده در بدن و تجمع باکتری های مضر

شیوع بیماری های گوارش از جمله التهاب معده، زخم روده و معده، یبوست، بواسیر،فشار خون بالا و…

تغییر وضعیت ظاهری بدن و زشتی اندامها مانند چاقی، برآمدگی شکم و باسن، گودی کمر، قوز ، افتادگی پستانها و…

تغییر حالت پوست مانند پف کردن پوست صورت و ایجاد غبغب،به وجود آمدن چین و چروک و کهیر ،آگنه ، اگزما و …

مسمومیت عمومی بدن و بروز سردرد ،بی حوصلگی، تحریک پذیری ،تنبلی و…

بنابراین یکی از بهترین شیوه ها برای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها و افزایش سطح سلامت و شادابی تغییر سبک تغذیه و پاکسازی و سم زدایی دستگاه گوارش است.تغذیه طبیعی و گیاهی اولین قدم برای پاکسازی دستگاه گوارش می باشد. با استفاده از غذاهای سالم گیاهی (بدون گوشت و تخم مرغ) سموم کمتری وارد بدن می شود و در نتیجه پاکسازی راحت تر و بهتر انجام می شود . به علاوه دستگاه گوارش به تدریج عکس العمل های طبیعی خود را بازیافته و ترمیم می شود.

سم زدایی و پاکسازی با استفاده از رژیم های مناسب غذایی و شستشوهای خاص دستگاه گوارش به وسیله محلول آب و نمک انجام می شود.محلول آب و نمک مسیر معده و روده ها را در جهت طبیعی طی می کند و در سر راه خود ذرات مانده و زائدات غذاها را که شاید سالها در چین خوردگی های روده باقی مانده اند ، از دیواره مجرای روده کنده و از راه طبیعی دفع می کند ( البته این شستشوها باید زیر نظر متخصص انجام شود.)

همچنین ماساژ دستی شکم که توسط پزشک و متخصص انجام می شود به روند سم زدایی و پاکسازی سرعت می بخشد. یکی از نتایج مثبت ماساژ این است که روده را ورزش می دهد تا کارکرد طبیعی خود را باز یابد و جایگزین مواد مسهل (که بعضا اثرات منفی ایجاد می کنند) می باشد. ماساژهای مناسب دیگر ، نوشیدن مقدار فراوان آب ، استحمام و شستشوی پوست، پیاده روی و ورزش سبک مانند حرکات یوگا نیز مفید می باشند.

با یک برنامه غذایی مناسب علاوه بر حفظ ارزش غذایی و افزایش سبکی و نشاط می توان از بسیاری از بیماری ها پیشگیری و زندگی سالم و بهتری را تجربه کرد.

در آینده نه چندان دور تکیه علم پزشکی صرفأ جستجوی علائم بیماری از طریق آزمایش های آزمایشگاهی و درمان نخواهد بود بلکه بیشتر نقش مشاور را برای افراد به اصطلاح " سالم" ایفا خواهد کرد و با تمرکز فعالیت های بیشتر در زمینۀ پیشگیری به افراد نشان خواهد داد که برای حفظ و بهبود سلامتی خود چه کارهای مثبتی باید انجام دهند . هدف اصلی علم پزشکی جهت دهی به آگاهی بهداشتی مردم در جهت بکارگیری روشهای درست زندگی و تغذیه مناسب است که باعث پرورش طبیعی جسم و روان انسان شده و در نهایت این روند به درمان بیماری منجر خواهد شد .

یکی از روشهای پیشگیری و درمان، پاکسازی درون از طریق سم زدایی دستگاه گوارش توسط رژیم های غذایی خاص می باشد که بیش از یک قرن پیش توسط دکتر فرانتس مایر ابداع شده و از آن زمان افراد بسیاری از این روش طبیعی و کل نگر برای پاکسازی جسم و در نهایت ذهن و روان خود از آن بهره مند می شوند .

دکتر فرانتس مایر پزشک معاصر اتریشی (١٩٦٥ ١٨٧٥) اعتقاد داشت که دستگاه گوارش اغلب افراد پاک نیست و به خوبی کار نمی کند و به همین دلیل آنها بیمار می شوند . انباشته شدن مواد زائد در دستگاه گوارش موجب سمی شدن و در برخی موارد عفونی شدن آن می شود و دستگاه گوارش به صورت منبع خطرناک مواد سمی در می آید . این امر باعث از دست دادن تندرستی ، پیدایش بیماری بسیار ، پیری و کاهش جذابیت می شود . در نتیجه وی اصرار داشت فردی که احساس تندرستی کامل نمی کند ، در اولین قدم لازم است روده های خود را تمیز کند چرا که حتی دستگاه گوارش ظاهرا پاک و سالم ، از گذشته آسیب دیده و از مواد زائد انباشته شده است . او صرف نظر از اینکه سر ، گلو ، ریه ، قلب ، معده و یا شکم بیمارانش دچار ناراحتی است، به پاک کردن دستگاه گوارش بیمارانش می پرداخت و البته با این روش به نتایج قابل توجهی دست یافت . دکتر مایر دریافت که با پاکسازی دستگاه گوارش و برگرداندن آن به سلامت کامل ، بسیاری از ناراحتی های دیگر همچون ناراحتی های ریه ، قلب ، معده و .... تسکین یافته و یا کاملا بهبود پیدا کرده است . سرانجام مایر پس از دهها سال تحقیق بر اساس یک سری معاینات و درمانهای مشابه روی هزاران بیمار توانست ” علم سالم بودن” را برمبنای پاکسازی درون پایه گذاری کند . هدف از این علم ، تشخیص و حفظ بهترین حالت و وضعیت ممکن سلامتی است .

اصل ” سلامت کامل ” که مورد نظر دکتر مایر است تنها از طریق مشارکت فعالانه و تدریجی امکان پذیر خواهد بود، این امر تنها با مصرف مقداری قرص و دارو دست یافتنی نیست و انسان باید به جنگ عادات غلط خود برود، به همین جهت این روش کاملا به خلقیات و منش افراد بستگی دارد . بنابراین افرادی که به دنبال لذت و کام جویی هستند و کنترلی بر رفتار خود ندارند و همین طور کسانی که درک درستی از موضوع ندارند ولی فکر می کنند همه چیز را می دانند ، از انجام این روش عاجز خواهند بود .

حقیقت انکار ناپذیر این است که اکثر مردم به معنای واقعی کلام مدت ها است که دیگر سالم نیستند بلکه در بهترین حالت ، ظاهرا سالم به نظر می رسند و این سلامت به طور مصنوعی تداوم یافته است .

” نشانه های سلامت کامل” که در این روش به تفصیل خواهد آمد مراحل زوال اولیه تندرستی را تشریح می کند تا هر شخص ظاهرا سالم بتواند علائم خطر را به موقع شناسایی کند ، از وقوع بیماری جلوگیری کند و به درمان خود بپردازد . حال این سؤال مطرح می شود که بیماری چه زمانی و چگونه آغاز می شود ؟

بیماری نمایشنامه ای است که ده پرده (قسمت) دارد : پرده اول تا سوم بدون آگاهی و اطلاع فرد روی می دهد ؛ پرده چهارم تا ششم در مطب پزشک آشکار می شود ؛ پرده هفتم تا نهم در بیمارستان و آخرین پرده مرگ است . به طور مثال اگر فردی به یک بیماری مانند زخم معده ، فشار خون و .... مبتلا شود و علائمی چون یبوست ، بی رمقی ، کمردرد ، سردرد و بی خوابی را در خود مشاهده کند ، طبیعتا نتیجه می گیرد صرفا یک عامل خاص و فوری باعث ایجاد بیماری وی شده است . ولی در حقیقت عواملی که به عنوان عامل بیماری معرفی می شوند پرده چهارم تا پنجم نمایش هستند و پرده های قبلی که علت اصلی بیماری بوده اند ، بدون آنکه فرد از آنها مطلع باشد قبلا اجرا شده اند . این آسیبهای وارده می تواند به علت نقص عضو ، استعداد به بیماری ، اختلالات ارثی و یا بر اثر پرکردن بیش از حد دستگاه گوارش به وجود آید که حتی در مورد کودکان شیرخوار نیز صدق می کند .

به طوری که حتی زمانی که نوزاد سیر شده و حین شیر خوردن خوابیده ، وی را بیدار می کنند تا شیر بیشتر بخورد . بعدها نیز غذا را در شرایطی به بچه می دهند که کاملا احساس سیری می کند . حتی زمانی که هنوز غذای قبلی هضم نشده ، وعده بعدی غذا را به زور به وی می خورانند . اگرچه کودک برای دفاع از خود غذا را تف می کند ولی این تلاش اغلب بی فایده می ماند و به مرور بازتاب های تهوع و سیری دیگر عمل نمی کرده و معده کودک تنبل و منبسط شده و غذای زیادی در روده تخمیر و تجزیه می شود و کودک مبتلا به سوء تغذیه می گردد . این توضیح نشان می دهد که انسان ذاتا پرخور زاده نشده بلکه پرخور بار آمده است . در شرایط طبیعی، غریزه میزان نیاز به مواد غذایی را تعیین می کند ولی متاسفانه آنچه جایگزین غریزه می شود خوشمزه بودن غذا است و بدین ترتیب اغلب افراد دچار آشفتگی های مزمن گوارش می شوند که آغازی پنهان برای بیشتر بیماریهای آنها خواهد بود .

نتایج آسیب مزمن روده که بدین ترتیب حاصل می شوند عبارتند از :

۱) تولید مواد سمی بر اثر تجزیه برخی از مواد سمی (مانند ایندیکان ، پیوتریسین ، نورین و کاداورین) که از غذاهایی که پروتئین فراوان دارند (مانند گوشت و تخم مرغ) به وجود می آیند ، از طریق مدفوع دفع نمی شوند و در خون باقی می مانند. در صورتی که مواد سمی، به اندازه کافی در خون افزایش یابد و یا کبد بر اثر تنبلی روده ها و مصرف زیاد نوشابه های الکلی دچار سیروز کبدی شده و نارسا شود ، مواد سمی می توانند از سد بازدارنده کبد عبور کنند و کل بدن را مورد حمله قرار دهند که احتمالا عوارضی چون تحلیل عمومی بدن ، بی میلی نسبت به کار ، بی حوصلگی ، عصبانیت ، سردرد ، آشفتگی خواب ، تنگی نفس ، دردهای قلبی و .... را به همراه خواهد داشت . نتیجه این مسمومیت خود به خودی آسیبی است که به سلولها و اندامهای بدن ، به خصوص سلولهای عصبی ، رگ های خونی و غدد وارد می شود .

۲) تغییر وضعیت ظاهری بدن و زشتی اندامها :

انباشتگی مواد زائد در روده به مرور زمان بر وضعیت ظاهری بدن تاثیر گذاشته و به آن شکلی غیر طبیعی می دهد . دکتر مایر توانست شش نوع وضعیت بدنی غیر طبیعی را شناسایی کند . یکی از جدی ترین آنها وضعیت اردکی است که به ویژه در زنان رایج است . در این حالت بالاتنه از محل مفصل لگن به جلو متمایل می شود و سپس برای جبران تقابل آن باسن به عقب برآمده می شود . در این موارد روده انباشته از غذای نیمه هضم شده با پیچ و تاب های متمایل به جلو باعث ایجاد فشار بر اندامهای کناری خود (تخمدان ، رحم ، دستگاه تناسلی ، مثانه و ....) می شود و درنتیجه بدن برای حفاظت از این اعضای حساس طوری تغییر وضعیت می دهد که فضای لازم برای آنها فراهم آورد .

از جمله مشکلاتی که بر اثر وضعیت اردکی بوجود می آید عبارتند از : یبوست مکرر ، سوزش دل، بواسیر ، روماتیسم ماهیچه ای ، اختلالات قاعدگی ، افتادگی مهبل ، مستعد عفونت مثانه و بی اختیاری ادرار و .....

۳) تغییر حالت پوست :

سم های روده ای که از بدترین سم های شناخته شده اند ، باعث تغییر حالت پوست شده و نشانه های خاصی روی پوست ایجاد می کنند . تاثیر این سموم بر پوست به قدری است که می توان از طریق آنها میزان مسمومیت خود به خودی را به طور دقیق اندازه گیری کرد . در اولین مرحله از مسمومیت ”دوره پف کردن” حالت کشسانی رشته ها و بافت پوست کاهش می یابد به طور مثال گونه ها فرو افتاده و لرزان می شود و در مرحله دوم ” مرحله لختی” به طرف پایین سقوط می کنند و خطوطی مشهور به خطوط خنده در اطراف و کناره های دهان و بینی پدیدار می شود .

وجود رابطه بین مسمومیت ناشی از روده و تغییرات نسوج پوستی مانند چین ها ، افتادگی پستان ، غبغب و .... به اثبات رسیده و سم زدایی و بهبود عملکرد روده می تواند باعث دفع این عوارض شود . البته مشروط براینکه عوارض بیش از حد پیشرفت نکرده باشد . همین روند درباره بسیاری از اختلالات پوستی دیگر مانند آکنه ، کهیر ، اگزما و .....نیز صدق می کند .

---------- Post added at 08:37 PM ---------- Previous post was at 08:37 PM ----------

غذاهای آرامش دهنده


ارتباط مواد غذایی با حالات روحی-روانی و شادابی، یکی از موضوعاتی است که در طی زندگی روزمره برای هر کدام از ما به طور تجربی به اثبات رسیده است.

خیلی از ما روزها و زمان هایی را دچار بی حالی و بی حوصلگی هستیم که علت آن را به درستی نمی دانیم.

غذا و نحوه غذا خوردن به دلیل اثراتی که بر روی جنبه های مختلف حیات، به ویژه حالات روانی ما می توانند داشته باشند، از دیر هنگام مورد توجه بوده اند.

آیا احساس افسردگی و بیهودگی می کنید؟ آیا از اینکه برخی اوقات بسیار تند مزاج و زود رنج می گردید، ناراحتید؟

شاید اکنون، زمان آن فرا رسیده باشد که نگاهی به نوشیدنی ها و غذاهای مصرفی تان بیندازید تا دریابید که آیا آنها اثرات مخربی در حالات روحی-روانی شما دارند و یا خیر؟

بنابر گفته متخصصین تغذیه، غذاهایی که می خورید می توانند موجب بهتر یا بدتر شدن احساس شما در کوتاه مدت یا دراز مدت گردند.

اثرات زود گذر و روز به روز:
ثابت نگه داشتن سطح قند خون و کارکرد مطلوب دستگاه گوارش، دو عامل بسیار مهم مرتبط با غذا می باشند که به شما کمک می کنند تا احساس بهتری داشته باشید و پر انرژی تر باشید. اگر سطح قند خونتان به خوبی کنترل نگردد( مثلا با خوردن مقادیر زیادی شکر و شیرینی ها بالا برود) و دچار نوسانات متعدد در هنگام شبانه روز شود، این احتمال بیشتر خواهد بود که احساس نامطلوبی از خود داشته باشید.

وقتی به خیلی از افراد توصیه می شود که از مواد شیرین استفاده نکنند، می گویند پس از محدود نمودن مواد شیرین، دچار ضعف، بی حالی، حالت افسردگی و گاهی سردرد می گردند. غافل از آن که هر چقدر از این نوع مواد غذایی بیشتر استفاده نمایند، بروز مجدد این حالات برای آنان بیشتر خواهد شد.

عامل دیگر مرتبط با تغذیه که می تواند تاثیرات نامطلوب بر روحیه و رفتار شما بگذارد، نامساعد بودن وضعیت گوارشی ناشی از گرسنگی شدید به علت رژیم لاغری نامناسب ، و یا یبوست به علت دریافت ناکافی فیبر غذایی و آب می باشد که نتیجه آن، ایجاد یک احساس ناخوشایند خواهد بود که فعالیت های روزمره شما را مختل می نماید.

اثرات هفته به هفته و ماه به ماه:
مطالعات تحقیقاتی نشان داده اند که سلامت جسم و نداشتن بیماری ، به بهبود حالات روحی شما کمک خواهد کرد، مثلا برخی مواد مغذی مهم که در برخی غذاهای خاص وجود دارند، می توانند سطح هورمون های ارتقادهنده روحیه ی خوب را افزایش دهند.

برخی مواد مغذی نیز از التهابات پیشگیری می کنند و در نتیجه گردش خون بهتر می شود و خون بهتر به همه اندام های بدن می رسد.

بدون شک، یک رژیم غذایی سالم برای قلب (مصرف فیبر زیاد و چربی اشباع کم) ، نقطه شروع خوبی برای بهبود حالات روحی شما می باشد. برعکس، مصرف یک وعده غذایی پُرچرب و یا با مواد قندی بالا، از لحاظ جسمانی می تواند موجب احساس ضعف و سنگینی در شما گردد. افرادی که چنین وعده های غذایی ای را مصرف می نمایند، مستعد ابتلا به احساس بد و خواب آلودگی پس از غذا هستند.

چه غذاهای در ایجاد احساس نامطبوع در شما موثرند؟
همان طور که برخی غذاها به شما کمک می کنند تا احساس بهتری داشته باشید، برخی دیگر از غذاها هم می توانند باعث ایجاد احساس نامطلوب در شما شوند.

در این قسمت راهکارهایی برای کاهش اثرات مضر سه نوع غذا که می توانند در شما ایجاد احساس نامطلوب کنند، آورده شده است:

1- غذاهای غنی از چربی اشباع را کم مصرف کنید:

امروزه به خوبی معلوم شده است که چربی اشباع در بروز بیماری های قلبی و برخی انواع سرطان ها نقش دارد. هم اکنون شواهدی نیز وجود دارد که چربی اشباع در بروز افسردگی نیز نقش دارد.

ارتباط بین مصرف چربی اشباع و بروز افسردگی، در تحقیقی به نام "بهبود بیماری های عروق قلبی" مشاهده شد که در این تحقیق، 348 نفر در سنین 24 تا 81 سال شرکت کردند. در این تحقیق، کاهش مصرف چربی اشباع برای یک دوره بیش از 6 هفته ای، با کاهش افسردگی در افراد همراه بود.

2- از مصرف الکل خودداری نمایید.

این نوشیدنی در واقعیت دارای خاصیت افسرده کنندگی است. الکل، ماده شیمیایی ای است که پریشان کننده مغز است و تمام سلول های عصبی را تحت تاثیر قرار می دهد.

بسته به مقدار الکل مصرفی، وضعیت افراد به سرعت از احساس آرامش به سمت بروز احساسات ناخوشایند و اختلال در هماهنگی های بدن ، تغییر می کند.

3- با مصرف کافئین زیاد، خود را دچار پریشانی نکنید.

کافئین از دو طریق می تواند پریشانی و کج خلقی را افزایش دهد:

الف) مصرف کافئین به ویژه در اواخر روز، منجر به بروز اختلال در خواب شبانه می گردد و این اختلالات خواب ، زمینه احساس بد خلقی و خستگی را در طی روز ایجاد می نماید و چاره ای نخواهید داشت مگر اینکه مجددا با یک استراحت کافی در شب، این حالت را از خودتان دور کنید.

ب) کافئین همچنین در سوخت و ساز انرژی در بدن تاثیر می گذارد و باعث می شود سوخت و ساز شما افزایش یابد و از این طریق باعث بهبود خستگی خواهد شد، ولی مصرف طولانی مدت آن باعث تشدید حالت افسردگی خواهد شد.

برخی افراد بیشتر از بقیه نسبت به اثرات مضر کافئین حساس هستند. اگر شما از جمله ی افراد حساس به کافئین هستید، مصرف نوشیدنی هایی مثل قهوه، چای و نوشابه های کافئین دار (کولا) را کاهش دهید تا ببینید که آیا کاهش مصرف کافئین، به بهبود وضعیت روحی و سطح انرژی شما به ویژه در اواخر روز کمک می کند یا خیر؟

عملکرد مغز و حافظه

**عملکرد مغز و حافظه با افزایش سن، کُندتر می شود به همین دلیل تقویت قسمت هایی از مغز که باعث بهبود سلامت آن می شوند مثل قدرت حافظه، مهم است.

یک راه برای تقویت حافظه، انتخاب دقیق مواد غذایی مفید در برنامه غذایی روزانه است.

1- غذاهای شور، خیلی شیرین و چرب را مصرف نکنید. این غذاها، به طور موقت، مقدار انرژی بدن را افزایش می دهند، ولی حالت بدن را خیلی تغییر می دهند و شما را بی حال و سست می کنند.

2- مکمل ویتامین های گروه b را مصرف کنید، مثل شربت ب – کمپلکس. این ویتامین ها باعث حفظ سلامت مغز و عملکرد صحیح آن می شوند.

تحقیقات دانشمندان نشان داده است، افرادی که به طور منظم از غذاهای ناسالم و غیرمغذی استفاده می کنند، سرانجام دچار زوال مغز و فقدان قدرت حافظه می شوند.

3- مواد غذایی غنی از ویتامین های گروه b را مصرف کنید مثل گوشت، مرغ، ماهی، تخمه آفتابگردان، غلات و نان سبوس دار، جگر، جوانه گندم و جو.

4- مواد غذایی غنی از آنتی اکسیدان را به مقدار زیاد مصرف کنید. میوه ها و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های فراوانی هستند، مثل توت سفید، شاتوت، تمشک، توت فرنگی، آلو، آواکادو، پرتقال، انگور قرمز، سیب قرمز، آلبالو، گیلاس، اسفناج، کلم، فلفل دلمه ای قرمز، پیاز، سیر، چغندر و ... .

5- مقدار وزن خود را در حد متعادل نگه دارید. مصرف متعادل مواد غذایی و داشتن فعالیت بدنی، علاوه بر حفظ سلامت کلی بدن، باعث حفظ سلامت مغز و حافظه می شوند.

6- با یک پزشک یا روانپزشک درباره کاهش قدرت حافظه ی خود مشورت کنید و از او درباره ی راه های بهبود سلامت مغز خود کمک بخواهید.

part gah
11-09-2011, 16:31
بیان احساسات

هیچ چیزی به اندازۀ ابراز کامل و صادقانۀ احساساتمان شخصیت ما را توصیف نمی کند.احساسات ما اطلاعاتی شخصی و خصوصی درباره ما را به تصویر می کشند. همانطور که دکتر ساندرا اسکوت اظهار داشته اند : تعجبی نیست که گاهی اوقات ما به سختی میتوانیم احساساتمان را بدون محدودیت بیان می کنیم.

اکثر اوقات نگرانی ما از عواقب ابراز احساساتمان است – مردم چه عکس العملی نسبت به آنها نشان می دهند؟- بعضی از مردها به خاطر اعتقادشان مبنی براینکه ابراز احساساتشان مردانگی آنها را کمتر جلوه می دهد زیر فشار بیشتری هستند.

آنها فکر میکنند که دربند تصویر غالب «مرد سنتی» هستند. این تصویر اینگونه القاء میکند که احساساتی مثل ترس ، نگرانی ، غم و امثال آنها «زنانه» هستند و باید به بصورت محدودی نشان داده شوند.

اگر ابراز احساسات احساس ضعف و بی پناهی در ما به جای می گذارد پس چرا انجامش می دهیم؟ دو انگیزۀ عمده برای ابراز احساسات وجود دارد. یکی تاثیر آن بر خود ما و دومی تاثیر آن بر زندگی شخصی ما است.

ابراز احساسات می تواند به صورت یک دریچۀ اطمینان عمل کند – و فشار درونی یک کتری را آزاد می کند. ابراز احساسات سبب تسکین احساساتی که در خود نگه داشته ایم و یا از آن متنفریم می گردد.

احساسات بیان نشده در یک رابطه ممکن است باعث سوء تعبیر آنچه که شما واقعا" احساس می کنید شود. فقدان احساسات آشکار می تواند به صورت بی احساس بودن تلقی شود.

این شرایط مسلما" می تواند سد راه یک ارتباط موفقیت آمیز شود.پس چه باید شود؟ برای افرادی که مشکلات جدی دارند مراحلی در اینجا آورده شده که برای کمک به خودشان می توانند انجام دهند.

شفاف سازی مشکل

مشکل شما در ابراز احساسات ممکن است همیشه شما را تحت تاثیر قرار ندهد. با تامل بیشتر ممکن است بفهمید که این حالت در موقعیت ها و یا شرایط خاص و یا وقتی که با افراد خاصی هستید روی می دهد. . اگر چنین مواردی وجود داشت از آن پس باید بر روی آنها تمرکز کنید. توصیف مشکل، شما را در مرحلۀ بعد نیز کمک می کند.

فهمیدن اینکه چگونه مشکلتان شروع شده

ممکن است شما همیشه اینگونه نبوده اید و مشکلتان با یک رویداد مهم در گذشته شروع شده باشد. تجربه های ناخوشایند شما می تواند منجر به ایجاد اعتقادات نگران کنندۀ شما نسبت به آینده شود. ترس از اینکه اگر ما دوباره به همان طریق عمل کنیم گذشته ممکن است تکرار شود.

این ترس ها هستند که از ابراز احساسات ما جلوگیری می کنند. برای مثال مردی که به خاطر گریه کردن توسط دوستش مسخره شده شاید به خاطر ترس از مورد انتقاد قرار گرفتن مجدد دیگر نتواند در حضور آن دوست گریه کند. این قضیه به خودی خود کاملا" قابل پیش بینی است و پاسخ غیر معقولی نیست. مشکل اینجاست که سیستم دفاعی ما گرایش به تعمیم دادن دارد. بنابراین همین مرد امکان دارد احساس کند که نمی تواند در مقابل هیچ دوست مذکری یا حتی در مقابل هیچ کس دیگری ابراز احساسات کند.اگر بتوانید این عامل اصلی را در گذشتۀ خود بیابید ، اعمال شما معقولانه تر ومشکلات شما راحت تر حل می شوند.

تعیین اهداف

اهداف شما برای تغییر باید واقع بینانه باشند. افراد با یکدیگر متفاوت هستند و بعضی از آنها احساساتی تر از دیگران هستند. یک راه مطلقاً درست یا نادرست وجود ندارد. چیزهایی را هدف قرار دهید که احساس می کنید برای شما راحت است. توجه کنید که همیشه اختیار تام دادن به احساسات درست نیست و لذا می بایست امری که بتوان با آن زندگی کرد را به عنوان هدف انتخاب نمود.

شروع کنید

انتظار نداشته باشید که یک شبه تغییر کنید. تغییر رفتارهای دیرینه وقتگیر است .آرام حرکت کنید و خودتان را بسنجید. در آغاز به خودتان اطمینان دهید که تغییر رفتار ممکن است. برای مثال با سعی در ابراز احساسات در محیط کار شروع نکنید- محیطی را انتخاب کنید که در آن احساس امنیت کنید و با افرادی باشید که به آنها اعتماد دارید.آرام آرام احساسات خود را محک بزنید.

باورهای خود را دربارۀ اینکه در صورت ابراز احساسات ممکن است اتفاقات بدی بیفتد به چالش بکشید- از خودتان بپرسید آیا این مساله درست است و آیا واقعاً میتواند روی دهدو سایر گزینه های احتمالی جایگزین کدامند؟

وقتی احساس آمادگی کردید تغییرات رفتارتان و آنچه که اتفاق می افتد را امتحان کنید آنها را با صداقت تجزیه و تحلیل کنید و به وسیله ی آنها خود را هدایت کنید. به مرور زمان بیشتر و بیشتر در این زمینه حرکت کنید و خود را بسنجید .این باعث کاهش استرس شما می شود و باعث می شود پیشرفت کنید.

محدودیت های خود را بپذیرید

واقع بین باشید و قبول کنید که در بعضی موارد ممکن است شما هرگز نتوانید به طوری که می خواهید ابراز احساسات کنید اما این تغییرات حداقل شما را به اهدافتان نزدیکتر می کند. همچنین به خاطر داشته باشید ناتوانی در ابراز احساسات به معنی بی احساس بودن نیست. راههای دیگری هم برای ابراز احساسات نسبت به اطرافیانتان وجود دارد. برای مثال،آنچه که شما انجام می دهید، آنچه که شما می گویید و زبان بدن همگی راههای خوبی برای فهماندن احساساتتان بدون بیان جزء به جزء احساساتتان هستند.اگر در یک حوزه ضعیف هستید پس به حوزه های دیگر بیشتر تکیه کنید.

part gah
11-09-2011, 17:09
تیپ شناسي شخصیت در فضای آنلاين

محیط های آنلاين نحوۀ عملکرد و رفتارهای افراد و گروه ها را در این قلمرو ها (گستره ها) تعیین کرده و شکل می دهند. اما این فقط نیمی از ماجرا است. رفتار آنلاین همیشه بر اساس نحوۀ تعامل و برهم کنش این ویژگی ها با خصوصیات افراد حضور یافته در این محیط ها مشخص می‌شود. برای طبقه بندی این خصوصیات می توان از انواع سیستم ها استفاده کرد. می توان بر روی ویژگی های خاص کاربر مانند مهارت های کامپیوتری و اهدافش از به کارگیری اینترنت و یا خصوصیات مردم شناختی (سن،موقعیت اجتماعی - اقتصادی، شغل و غیره) متمرکز شد. بعلاوه چندین سیستم جامع نظری ( تـﺌوریک) در روانشناسی وجود دارد که می تواند به ما در جهت بررسی رفتار انواع تیپ های شخصیتی در فضای اینترنتی کمک کنند. سیستم Myers-Briggs یا مدل شخصیتی Guilg ford نمونه اي از آنهاست.

در این کتاب سایبر اسپیس به عنوان یک بسط روان شناسانه (وسعت یافتن قلمرو روان فرد) از دنیای درون-روان فرد تعریف شده است. به عبارت دیگر یک فضای روان شناسانه که می‌تواند پروسه های (فرآیند های) پروژکشن (فرافكني منویات درونی) , دست به عمل زدن و ترانس فرنس ( ترا-گشت) را فعال و تحریک کند .

یک فضای روان شناسانه می تواند تجربه حسی را دچار تغییر کرده و حتی یک وضعیت فکری رویا گونه را ایجاد نماید. وجود یک تـﺌوری که حوزه تخصصی اش درک و فهم دنیای درون-روان و ابعاد گوناگون هشیاری باشد به ویژه برای ادراک این وجه و بعد "شخص" در برهم کنش شخص/محیط مفید خواهد بود.

تـئوری روان-کاوانه با این سوژه به خوبی سازگاری دارد. این تـﺌوری در بر دارنده یک مدل غنی و جامع از تیپ های شخصیتی به دست آمده در طول100 سال تحقیق و تجربه بالینی است. کتاب نانسی مک ویلیامز تحت عنوان "تشخیص روان کاوانه" (انتشارات گیلفورد 1994) یک منبع عالی است که انواع مفاهیم روان‌کاوانه را خلاصه و یکپارچه درخود جای داده است.

تیپ های شخصیتی اصلی

این مفاهیم روان کاوانه درباره تیپ های شخصیتی اصلی هستند. برای هر کدام از این تیپ ها، مک ویلیامز دست به تحقیق و تفحص در زمینه های ویژگی های ظاهری، خلق و خو، سازمان رشد دهنده، دفاع ها، پروسه های تطبیقی، روابط عینی و پدیده های ترانس فرنس/ضد ترانس فرنس زده است.

سبک های شخصیتی تشریح شده به قرار زیر هستند:

- سایکوپتیک (ضد اجتماعی)

- خود شیفت گر (نارسی تیک)

- شیزوﺌید

- پارنوید

- افسرده و مانیک ( تکانشی)

- مازوخیستی (خود آزاری)

- وسواسی و بی اختیار

- هیستریک (Histrionic)

- منفک گرا ( دگر گریز)

یکی از حوزه های پژوهشی بررسی رفتار آنلاين، همین تیپ های شخصیتی هستند و اینکه چگونه بصورت سوبژکتیو تجربه می کنند و به انواع ویژگی های روان شناسانه مختلف در سایبراسپیس واکنش نشان می دهند.

اینکه چگونه تجربه آنلاين را برای دیگران به وجود می آورند و جنبه های آسیب زننده و سودمند فعالیت های آنلاين این افراد چقدر حائز اهمیت است.

تحقیقات بالینی نیز چنین نشان می‌دهند که سبک ها-الگوهای متمایز شناخت محوری در رابطه با تفکر و ادراک وجود دارند و با تیپ های گوناگون مرتبط بوده و ممکن است روشن کنند که چرا افراد مختلف یک نوع فعالیت آنلاين را بر سایر فعالیت ها ترجیح می دهند.

پرسش هاي جالب

برخی از سؤالات جالب در این زمینه به قرار ذیل هستند :

- آیا ناشناس بودن در فضاي آنلاين و آزادی دسترسی باعث تشویق و دلگرمی شخصیت های ضد اجتماعی می شود؟ آیا آنها برخی از هکرهای سایبر اسپیس هستند؟

- آیا افراد خود شیفته از توانایی جلب توجه فراوان به عنوان یک ابزار در جهت پدید آوردن یک جمعیت تحسین کنندۀ استفاده خواهند کرد؟

- آیا شخصیت های منفک گرا گرایش دارند که خود را در زندگی سایبراسپیس (اینترنت) ایزوله کرده و از زندگی واقعی (چهره به چهره و ملموس) دوری کنند؟ آیا آنها گرایش دارند تا انواع هویت های متمایز و چند گانه آنلاين برای خود ایجاد کنند؟

- آیا افراد شیزوﺋید به صمیمیت محدود برخاسته از ناشناس بودن در فضاي آنلاين گرایش داشته و جذب آن می شوند؟ آیا آن ها برای دیگران کمین می کنند؟

- آیا افراد مانیک از ارتباطات غیر سینکرونه (غیر همزمان) به عنوان ابزاری برای ارسال پاسخ های سنجیده (محاسبه شده) برای سایرین استفاده می کنند؟ آیا آنها بطور ذاتی مکالمات موجز، آنی و فی- البداهه در طول چت و IM را ترجیح می دهند؟

- آیا افراد فاقد اختیار معمولاً بسوی کامپیوترها و فضای اینترنتی جذب می شوند تا روابط خود و محیط را به کنترل خویش درآوردند؟

- آیا افراد هیستریک (Histrionic) از فرصت های مهیا شده برای نمایش های تـئاتری در گروه های آنلاين ؛ به ویژه در محیط هایی که ابزارهای نرم افزاری برای خود بياني(Self-Expression) خلاقانه بهره برداری کرده و از آنها لذت می برند؟

شخصیت ضدیتی (پرخاشگر انفعالی)

یک تیپ دیگر که در گروه های بحث آنلاين غالباً حضور دارد "شخصیت ضدیتی" است که از اين نوع افراد به عنوان " پرخاشگر انفعالی" یا آدم هاي "بلی،اما " یاد می شود.

اين نوع افراد هميشه یک گرایش قوی برای مخالفت با دیگران دارند و پیام های آنها در ایمیل و بحث های گروهی غالباً با کلماتی نظیر "ولي" و يا "در هر صورت " همراه است. یک پیام ضدیتی روشنتر می تواند با واژۀ خب (well) که مترادف " بلی،اما " است، شروع شود.

تـئوری سایکو دینامیک چنین نظر می دهد که این افراد گرفتار احساسات راديكالي و خصمانه اي هستند كه فقط می‌تواند به صورت انفعالی وغیر مستقیم از طریق مخالفت ابراز شود و اينگونه ابراز وجود كنند. اين نوع افراد نیاز دارند تا با دیگران مخالفت کنند و از این راه هویت شکنندۀ خود را تثبیت کنند و یا با يك اثبات ظاهري که حق با آنها است و دیگران اشتباه می کنند،حس احترام به خودشان را در خودشان تقویت کنند.

افراد دارای گرایش های ضدیتی سعي مي كنند خودشان را در فضاهای انتلکتوﺋلی – جدلی گروههای آنلاين داخل كنند. اين فضاها هم در كنار مشکل عدم انطباق اين گونه افراد با ديگران مزيد بر علت مي شود و گرایش های ضدیتی آنها را بيشتر تقویت مي کند.

ماهيت یک فرد ضدیتی و برخی دیگر از تیپ های شخصیتی در جوک های مربوط به "شخصیتهای گروه خبری " آشکار می شود که احتمالاً یک ترکیب فکاهی از تمام ویژگی های مشکل آفرین این تیپ های شخصیتی است.

آنچه که دراين مقاله بطور ضمنی بیان شده آن است که افراد، محیط های آنلاين و استراتژی های ارتباطات آنلاين سازگار با تیپ شخصیتی خود را انتخاب می کنند.

اما آیا اين افراد به راحتی هم وارد تعاملات آنلاينی می شوند که احساس می کنند با ماهیت حقیقی و سبک شناختی آنها سازگاری دارد؟

آیا برخی از آنها صرفاً به واسطه نیازهای زیربنایی و حالات عاطفی تعیین کنندۀ کاراکتر خود دست به چنين اعمالي نمی زنند؟

در کتاب روان شناسی سایبراسپیس"The Psychology of Cyberspace" به مقولاتي چون:

- ویژگی های روان شناسانۀ اصلی فضای اینترنتی

- مدیریت هویت در سایبراسپیس

- ترانس فرنس با کامپیوتر خود و فضای اینترنتی

- تأثیر ضد بازدارندگی آنلاين

اشاره شده است.


-----------------------------------------------------------------------------
ترجمه سايه رشيدي

منبع: مركز تحقيقات رسانه‌اي روزنامه همشهري

Lady parisa
29-10-2011, 14:56
عقب انداختن کارها بلایی است که هزینه های زیادی هم دارد. موکول کردن کارها به آینده نه تنها موجب از بین رفتن بازدهی می شود، بلکه پشیمانی و تأسف و کاهش اعتماد به نفس را نیز به دنبال دارد. به تمام این دلایل، روان شناسان علاقه مندند که بدانند چه در ذهن می گذرد که باعث می شود انجام آنچه برای آن برنامه ریزی کرده ایم سخت شود. آیا ما طوری برنامه-ریزی شده ایم که کارها را به تعویق بیاندازیم؟ یک تیم بین المللی روان شناسی به رهبری سین مک کرا (Sean McCrea) از دانشگاه کنستانز (Konstanz) در آلمان علاقه مند بودند تا بدانند آیا رابطه ای بین طرز تفکر ما در مورد کار و تمایل به عقب انداختن آن وجود دارد یا نه. به عبارت دیگر، آیا احتمال دارد که ما برخی از کارها را به لحاظ روان شناختی بافاصله بدانیم و در نتیجه به جای آنکه الان به سراغ آنها برویم بخواهیم آنها را در انتها انجام دهیم؟

در این تحقیق ، به شیوه علمی درباره ی ((تنبلی و اهمالکاری)) یا ((به تعویق انداختن کار)) بحث شده علل و انگیزه های رفتاری آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ، سپس راههای عملی مبارزه با آن ارائه شده است.

واژه ((اهمالکاری)) ، ((تنبلی)) ، ((سهل انگاری)) ((مسامحه کاری)) و ((به تعویق انداختن کار)) معادل کلمه ی انگلیسی Procrastination به کار رفته است. البته هیچ کدام مفهوم کامل را در بر نمی گیرد.

((اهمالکاری)) رفتاری است فراگیر که بین افراد جامعه در سطوح مختلف از افراد عامی گرفته تا دانشمندان فرهیخته ، مصادیق مختلف آن دیده می شود .مطالب این تحقیق در عین استفاده ی کاربردی ، برای عموم افراد جامعه ، دانشجویان روان شناسی عمومی و بالینی، علوم تربیتی ، مشاوره و راهنمایی و علوم اجتماعی مفید و سازنده خواهد بود.

چه تعداد از تحصیل کرده ها به اهمالکاری و تنبلی عادت دارند و کارهای خود را از امروز به فردا می سپارند؟ این سوال جدی است . چه کسی می تواند به آن پاسخ بدهد؟ قطعا هیچ کس ! حدس بر این است که 95% مردم به این بیماری مبتلا هستند.

اگر ضرب المثل های عاميانه فارسی را مرور کنيم به موارد جالب توجهی بر می خوريم، که در آن، «نشانه» هايی از ويژگی های فرهنگ ايرانی نمود پيدا کرده است; "چو فردا شود، فکر فردا کنيم"، "جور مرا بکش"، "نان گدايی را گاو خورد ديگر به کار نرفت"، "اين طفل يکشبه ره صد ساله می رود"، "هر چه پيش آيد خوش آيد"، "جيم شدن" و... همه اين ضرب المثل ها بيان کننده خصوصيتی از فرهنگ ايرانی است و آن چيزی نيست جز " تنبلي"، آيا ايرانی ها تنبل هستند؟آیا ایرانیان تنبل تر از مردمان دیگر نقاط جهان هستند؟ اینپرسشی است که بارها مطرح شده است و بسیاری از پژوهشگران ایرانی معتقدند یکی ازخصوصیات اصلی ایرانیان تنبلی است.نتايج تحقيق تطبيقی نشان می‌دهد که ميزان تنبلی ايرانيان از متوسط جهانی بيشتر است و تنها کشورهای عربی و آفريقايی هستند که بيش از ايرانيان دچار تنبلی هستند.

در بن بيشتر مشکلات ايرانيان و مشخصه‌هايی که کم و بيش، از آنها با عنوان آسيب‌های فرهنگی و يا اجتماعی ياد می‌کنند، خصوصيتی اخلاقي را مشاهده می‌کنيم که به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران، بسياری از ويژگی‌های نامطلوب ما بر روی آن سوار شده است و در فرهنگ و خصلت جمعی ما بسيار ريشه دارد. اين خصوصيت اخلاقی، تنبلی اجتماعي است که بسياری از عادات فرهنگی و صفات اجتماعی ما از آن مايه می‌گيرند و تغذيه می‌کنند.

آنچه روشن است «تنبلی اجتماعی» يکی از مهمترين ويژگی‌های رفتاری ناپسند ايرانيان است. اين مساله بويژه در عدم تمايل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ها، و در کار اداری کارمندان، و در ميزان بالای تماشای تلويزيون در ايران به جای کتابخوانی، و در تمايل زياد به استخدام در دستگاه دولتی و عدم تمايل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرينی، در وجود تعطيلی فراوان سالانه، در پديده‌ای به نام بين التعطيلين، و در موارد فراوان ديگر موجود است.

تنبلی چیست؟
از نظر روانشناسی، اهمالکاری یا تنبلی یعنی به آیندهمحول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. به طور کلی، به تعویق انداختن کار،رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمیتواناز تاخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد. اهمالکاریبه هر شکلی که باشد، رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که بتدریج در وجود انسان به صورتعادت درمی آید. پس با آن مبارزه کنید، زیرا پیامدهای تاخیر در کار، برای خود شخص نیزرنج آور است و احساسی که از این تاخیر در او ایجاد می شود، علاوه بر زیانهای پیش بینیشده و نشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز در بر دارد.

از نظر آماری، این عادت نزد بیشتر مردم رایج است و بسیار نادرندکسانی که دچار این بیماری نباشند. عادت به تعویق انداختن کار در انسان، نظیر بسیاریاز عادتهای دیگر همچون پرخوری و سیگار کشیدن، جنبه فراگیر دارد و مردم با این که اززیان آنها آگاه هستند، با وجود این از کنارش بی توجه می گذرند.

ما عادت داریم برای خطاهای خود ازجمله تاخیر در کارها، به عذر وبهانه و منطقی جلوه دادن آن رو آوریم، در نتیجه با این کار خود، به تجدید و تقویتآنها کمک می کنیم. وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آورید، درحقیقت آن را موجه جلوه می دهید و عواقبش را از یاد می برید.

وجود نشانه های افسردگی ، خستگی ، سردردهای شدید، بی خوابی ، فشارخون و زخم معده در وجود فرد اهمالکار ، گواه بر آن است که او می خواهد خود را از رنج اهمالکاری نجات دهد. اما تنها میل به ترک عادت و سرزنش کردن خود برای رهایی از چنگال آن کافی نیست .
سه وجه مختلف از اهمالکاری

-1 خودشکوفایی: به خصوصیات فرد و هرفهایی که در زندگی به دنبال آن است ارتباط پیدا می کند.

-2 حفظ موقعیت شخصی: به تمام فعالیتهایی اطلاق می شود که فرد برای زندگی خود به کار می برد. همه وظایف شغلی و شخصی او به منظور آنکه از زندگی خود هرچه بیشتر لذت ببرد ، در این تعریف قرار می گیرد.

-3احساس عدم مسوولیت در باره ی دیگران: در کارتان احساس مسوولیت نمی کنید و درزندگی بتدریج دوستانتان را از دست می دهید.اهمالکاری و به تعویق انداختن کارها به طور قابل ملاحظه ای با ماهیت کارهای مختلف ارتباط دارد.

به طور کلی، به تاخیر انداختن کارها از ۳ ناراحتی منشا می گیرد:

الف ) احساس خود کم بینی
به طور نسبی هر کس در مواقعی احساس خود کم بینی می کند. یعنی شخصیتخود را در جایگاهی پایینتر از آنچه هست می بیند و از این نظر دچار ناراحتی می شود یااعتماد به نفس خود را از

دست می دهد و احساس بی ارزشی می کند.این احساس از آن جهت در شخص ایجاد می شود که:

-1هرکسی دوست دارد کارش را هرچه بهتر و کاملتر انجام دهد.

-2اعتماد و محبت دیگران را نسبت به خود جلب کند.

-3با رفتاری مجدانه بر تصورات باطل خود که از ضعف شخصیت سرچشمه می گیرد، غلبه ورزد.

خصوصیات یاد شده در رفتار هر کس به طور نسبی دیده می شود.

گاهی به دلایل مختلف موفق نمی شوید که کارتان را به موقع انجام دهید و در نتیجه احساس شرمندگی می کنید. احیانا به خودتان می گویید :(( من آدم بدی هستم ، چون کارم را به موقع انجام نداده ام )). خوب کسی که در ارزش وجود خود شک می کند طبیعی است که آمادگی انجام کار خوب را ندارد.

از کار کردن نهراسید و تنها به خوب ارائه کردن آن توجه نداشتهباشید، چون همیشه قضاوت درباره کار انجام نشده، پوچ و بی حاصل است. اگر شما بهایده آل می اندیشید، یعنی می خواهید هر کاری را به بهترین شکل انجام دهید ولینمی توانید ، طبعا ناراضی می شوید.

نارضایتی عاملی است که شما را از فعالیت بعدی بازمی دارد و دیگرحاضر نخواهید بود آن کار را ادامه دهید و این وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جویی وسرانجام عادت ظهور خواهد کرد. شما باید بدانید مقصود از کار، انجام آن به نحو احسننیست. هر کار خوب و ظاهرا بی ایراد، خالی از نقص نخواهد بود.

پس سختگیر نباشید و به خود اعتماد داشته باشید. یکی از دلایلبی علاقگی، عدم اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنید.

ب ) پایین بودن سطح تحمل (سرخوردگی)
یکی از علل سرخوردگی یا پایین بودن سطح تحمل ، به ((خود رسیدن)) وافراط است؛ مثلا افراط در خوردن، افراط در خوشی، زیاده روی در مصرف مواد مخدر وغیره. عوامل یاد شده موجب ((سرخوردگی)) نمی شوند، ولی بتدریج زمینه را برای آن مهیامی کنند.

پرتوقعی در حقیقت عامل مستقیم سرخوردگی است. دوست دارید درآزمون ادبیات انگلیسی حتما نمره ۲۰ بگیرید یا لااقل نمره ۱۸ و ۱۹، در غیر این صورتترجیح می دهید به تحصیلتان ادامه ندهید. این همان پرتوقعی است که از آن یاد کردیم وطرز فکری است که شما را به تنبلی سوق می دهد، زیرا ترس دارید که توقع شما در حدانتظارتان نباشد و به این دلیل کوشش و سعی لازم را به کار نمی برید، در نتیجه نسبتبه کار بی علاقه می شوید.

در حقیقت ، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت هرچه بیشتر ، شما را دچار ترس و فرار از کار کرده است..

هرگاه در کاری به نتیجه بالاتر از میزان استعداد و توانایی خودفکر کنید، باید بدانید به جای این که به ادامه آن تشویق شوید، به بیزاری و انزجاراز آن سوق داده خواهید شد؛ چراکه توانایی شما نمی تواند بیش از حد کارآیی تان در آنباشد. بدون واهمه درباره نتیجه کار به فعالیتهای خود بپردازید.

وقتی میزان توقع شما بیش از حد توانای تان است ، کار برای شما کسل کننده خواهد بود.
تنها اشتغال به کار، شما را از اندیشه های مزاحم نجات خواهد دادو بتدریج درمی یابید که به سوی موفقیت گام برمی دارید و در کارتان احساس بهروزیمی کنید. شما در هر کاری که شروع می کنید، باید از پیش خودرا برای مواجهه با برخیمشکلات آماده کنید. این احتمال کاملا طبیعی و منطقی است. نباید با خود بگویید: «بهعلت مشکلاتی که وجود دارد آن کار را دوست ندارم.» پس در مواجهه با مشکلات شکیباباشید. به خود تلقین کنید که می توانید آن را به شکلی دلخواه انجام دهید. خود اینفکر به شما نیرو می دهد که در جهت مقصود پیش بروید.

ج ) خشم
بسیاری از تنبلی ها نتیجه خشم و پرتوقعی است؛ مثلا شاگردی از ترسمردود شدن، انجام تکالیف درسی خود را عقب می اندازد و از آن نظر که نمی تواند آن رابه طور کامل انجام دهد، بهانه تراشی می کند. مثلا تقصیر را به گردن هم اتاقی خودمیاندازد، استادش را مقصر می داند که تکلیف مشکل برای او تعیین کرده است. والدینش رامقصر می داند که او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدین خود احساس دشمنیمی کند.

به جای این که از دست خود عصبانی باشد و خود را مقصر بداند، همهتقصیرها را به گردن دیگران می اندازد!

در بررسی آماری که در این مورد به عمل آمده، معلوم شده علت عمدهتنبلی در افراد، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آنهاست که به خصومت و تنفر آنها ازاشخاص می انجامد.

چاره تنبلی چیست؟
در پاسخ باید بگوییم کار و کوشش. اگر منطقی فکر کنید ، تنبلی را کنار خواهید گذاشت.

رفتار افراد در مورد شخص تنبل و قضاوت جامعه در مورد او از جمله نگرانیها و ناراحتیهایی است که معمولا افراد تنبل با آن مواجه هستند. انجام کار به موقع هم آسانتر است و هم مزایایی در بر دارد. در صورتی که گذشت زمان، هم کار را مشکلتر می سازد و هم مزایای انجام به موقع آن را از بین می برد. رفتار مسامحه کارانه ناشی از اندیشه شماست. تفکر منطقی می تواند در رفتار شما نقش فعالی داشته باشد. مسامحه کاری از عدم تحرک ناشی می شود. یعنی فرد مسامحه کار کسی است که در کارهایش به سعی و کوشش توجه ندارد.پس منطق و استدلال حکم می کند که هر کس رنج حال را به خاطر راحتی آینده تحمل کند.

درتجزیه و تحلیل روش ((روان درمانی منطقی))، خصوصیات رفتاری در شش مرحله ی زیر مورد بررسی قرار می گیرد:

1. بررسی میزان آمادگی برای کار و فعالیت و استفاده از تجارب در درجه اول قرار دارد و با عنوان ((الف)) مشخص می شود.

2. باورهای منطقی و غیرمنطقی درباره ی فعالیتها و تجارب یاد شده با عنوان ((ب))

3. نتایج احساس باورها، مرحله ی ((ج))

4. بازتابهای رفتاری در ارتباط با انگیزش و هیجان ناشی از سهل انگاری، مرحله ((د))

5. مبارزه با باورهای غیر منطقی، مرحله ی ((ه))

6. مرحله ی شناخت رفتاری-هیجانی در تنبلی

با روش منطقی به باورهای غیرواقعی خود فکر کنید و آنها را در کارتان تاثیر دهید. بدین ترتیب شما به رفتاری منطقی و دور از احساس و هیجان دست خواهید یافت و دیری نخواهد گذشت که برایمبارزه با تنبلی در خود احساس آمادگی خواهید کرد.


منبع: انجمن روانشناسی اجتماعی ایران

Lady parisa
12-12-2011, 12:32
روانشناسي - ازدواج و خانواده

گاهی اوقات برای ما موقعیت هایی پیش آمده که با شخصی رو به رو شده ایم و نیاز به برقراری ارتباط با او را حس کرده ایم. شاید در این مدت چند باری چشمانمان به هم دوخته شده و باز بدون اینکه کلمه ای بینمان رد و بدل شود، نگاهمان را از هم گرفته ایم؛ انگار که سکوت طولانی بین ما و طرف مقابلمان به هیچ وجه قصد شکسته شدن ندارد و این موضوعی ناراحتی کننده است.

اگر ما واقعا دنبال راه چاره ای برای فرار از این موقعیت های آزاردهنده هستیم، لازم است مهارت های آغازین برقراری ارتباط را بدانیم. با فرض اینکه تمام مواردی که در قسمت های قبل محبث مهارت های ارتباطی به آنها اشاره شد، مقدمات برقراری ارتباط و موارد پیش صمیمیت بودند. در این شماره نکات مهم برای شروع یک ارتباط موثر در محیط های بیرون از خانه مثل دانشگاه یا محل کار را مرور می کنیم.

آغاز

چک لیست مهم شروع

1 – به طرف مقابل نزدیک شوید و در حریم درست او قرار بگیرد.

2 – زبان بدنتان را چک کنید که متناسب با حرف هایتان باشد؛ مثلا بیهوده وضعیت دفاعی نگیرید یا صمیمت بیش از حد نشان ندهید. دست به سینه بودن و یک پا روی پای دیگر انداختن بیانگر وضعیت دفاعی است. دست ها و پاهای آزاد، نشان دهنده علاقه شما به شنیدن حرف های طرف مقابل است.

3 – Eye contact داشته باشید. اگر نگاه کردن به چشم های طرف مقابل برای شما مشکل است به صورتش نگاه کنید.

4 – لبخند بزنید. لبخند جهانی ترین سیگنال برقراری ارتباط است (البته منظور، لبخند به همراه نگاه مستقیم است)

5 – حرفی که ابتای کار می گویید، خیلی مهم نیست. مهم این است که طرف مقابل تشویق به پاسخگویی شود.

6 – واکنش های احساسی متناسب زمان گوش کردن را فراموش نکنید. (خیلی مات صحبت های طرف مقابل نشوید)

7 – یادتان باشد آدم ها اول ارتباط کلاس الکی می گذارند، این یک قانون است در این شرایط کمی پرجرأتی به کمک می آید.



اتصال

سکوت شکن های معروف

اینکه می گویند سکوت نشانه رضاست، حرف غلطی نیست، اما این دلیل نمی شود که با این طناب که فقط گاهی اوقات جواب می دهد توی چاه بروید. ضمن اینکه نباید فراموش کنید که به هر حال، برای شروع یک رابطه باید قبل از هر چیز، سیگنال های ارتباطی فرستاد و برای این کار، یکی از بهترین و عمومی ترین کارها حرف زدن است.

1 – با پرسیدن یک سوال شروع کنید. این طرف ها یک رستوران خوب سراغ دارید؟

2 – از وقایع روزمره بگویید.

3 – با یک شوخی کوچک شروع کنید: من گم شده ام، می تونید پیدام کنید؟

4 – از وقایع آن موقع بگید: دیدم دارید کتاب راز داوینچی می خوانید.

5 – شباهت هیا بین خودتان را شناسایی کنید و از آنها صحبت کنید.

6 – از موردی در او مثل تناسب رنگ های لباس هایش تعریف کنید.

گفت و گو

حرف های مقدماتی مهم

1 – سوال بپرسید. این سوالات می توانند تشرفاتی یا اطلاعاتی باشند. سوال تشریفاتی مثل اینکه بپرسید، هوا چطوره؟ و سوال اطلاعاتی مثل اینکه بپرسید دیروز چی کار کردی؟

2 – درست و واقعی گوش کنید و از خطاهیا گوش کردن دوری کنید.

3 – خودبازنمایی کنید. یعنی درمورد علاقه مندی ها و اتفاقات جالب زندگی تان که فکر می کنید طرف مقابل دوست دارد آنها را بداند. در ادامه گفت و گو با او حرف بنزید. همه این موارد برای زمانی که در شورع یک گفت و گو ناگهان ذهن آدم خالی می شود؛ مثلا در جلسه خواستگاری، یا وقت ملاقات با رئیس شرکت قابل استفاده هستند. خودبازنمایی در سه سطح انجام می شود: در سطح یک، اطلاعاتی را شامل شغل، آخرین مسافرت، تجربه خنده دار و مواردی از این قبیل با شخص مقابل در میان می گذارید. در سطح دوم و پیشرفته تر از باورها، احساسات و نیازهای گذشته و آینده تان مثل باور درباراه کشور، آرزو، سلیقه، مشکلات قدیمی، بیم ها و امیدها با او صحبت می کنید. در سطح سه احساسات و نیازها و باورهایتان نسبت به طرف مقابل را بیان می کنید. نظرتان را درمورد طرف مقابل می گویید و خواسته تان را هم اعلام می کنید. اگر خواسته تان را خیلی روشن بیاننکنید، طرف مقابل گیج می شود.


ادامه

همگام شدن هدفمند را بدانید

آقای الف صبح زود برای دویدن به پارک می رود، او عادت دارد که با سرعت بدود، پس از مدتی از پشت سر یکی از دوستانش را می بیند که او هم برای دویدن به پارک آمده اما دوست او عادت دارد که با سرعت کم بدود، آقای الف برای اینکه بتواند با دوستش همگام شود و با او چند کلمه ای هم صحبت شود چاره ای ندارد جز اینکه از سرعتش بکاهد و با او همراه شود و این یعنی همگام شدن با مخاطب که گل مطلب NLP است. یک قانون دیگر را هم به یاد بسپارید؛ آدم ها اگر از کسی خوششان بیاید، تلاش می کنند با او به توافق برسند. اگر هدفتان کنار آمدن با دیگران باشد، همگام شدن با برخی جنبه هیا رفتاری او کافی است اما اگر هدف متقاعد کردن باشد، باید آگاهی جدید بدهید، راهنمایی کنید و صبر داشته باشید. همگام شدن در این موارد انجام می شود؛ حالات روحی، زبان بدن، گفت و گوهای موثر، شاخص های صحبت کردن (لحن و بلندی و آرامی صدا)




قوانین آگاهی برای زنان


رئیس را پیدا کنید

مردان خود را مکلف می دانند تا مشکلی را حل کنند، در بسیاری اوقات وقتی یک خانم می گوید: «حالم خوب نیست» فقط توقع همدردی دارد اما مردان در چنین مواقعی به دنبال راهکار می گردند تا مشکل خانم را حل کنند، بنابراین در جواب می گویند: «برو دکتر!»

*مردان از جزئیات احساسی خوششان نمی آید.

*در گروه مردان بگردید و رئیس را پیدا کنید و تأثیر بیشتر را روی رئیس بگذارید.

*با مردان واضح صحبت کنید، غیرمستقیم صحبت نکنید و کنایه نزنید.

*همیشه منتظر نباشید نظر مرد را در مورد چیزهایی که برای عموم آنها اهمیت چندانی ندارد، مانند رنگ لباس و چیزهایی از این قبیل بفهمید، این کار حوصله او را سر می برد.

*زودتر تصمیم بگیرید و از تکه فکر کردن بیش از حد بپرهیزید.

*به مردها نشان بدهید که آنها لزوما مسئول حال شما نیستند.

*مردها خواهر شما نیستند که همدردی به موقع بلد باشند.

*با مردها روی اطلاعات عینی تأکید بیشتری کنید.

*زمانی که برای انجام کاری به کمک مردتان احتیاج دارید، از تلقین پنهان استفاده کنید؛ یعنی به او نشان دهید که می توانید آن کار را خودتان انجام دهید، در این صورت او هم به کمک شما می آید.




قوانین آگاهی برای مردان


قدردانی، چاپلوسی نیست

مردان ارتباط را آغاز می کنند و ارتباط قطع شده را پیوند می دهند (در وسط یک جر و بحث بین زن و مرد خوب است آقا به خانمش بگوید می دونم الان داریم دعوا می کنیم اما فکر نکنی دوستت ندارم، هم من تو را دوست دارم و هم می دانم تو مرا دوست داری)

*از تله خودشیفتگی و اثبات باعرضگی بیرون بیایید.

*با همسرتان همکاری کنید؛ حتی اگر کاری را می توانید تنهایی انجام دهید از همسرتان بخواهید به شما کمک کند و مشورت بدهد.

*لزوما فکر نکنید زن شما می خواهد کنترلتان کند یا در کارهایتان دخالت کند. او فقط می خواهد در فضای حسبی شما باشد. اطلاعاتی به همسرتان بدهید که چندان هم مهم نیستند، هرچه زودتر هم اطلاعات بدهید بهتر است.

*از همسر خود قدردانی کنید و قدردانی از زن را چاپلوسی به حساب نیاورید.

*از مشکلات و احساساتتان با همسر خود صحبت کنید نگذارید که همسرتان حدس بزند مشکل چیست زیرا اکثر زن ها در این گونه موارد اشتباه می کنند.

*زود به سراغ حل مسئله نروید، بیشتر همدلی کنید فرض کنید که زنی معلم است و در مدرسه، از دست دانش آموزان خسته شده؛ وقتی این خانم به همسر خود این موضوع را می گوید، به دنبال حل مسئله نیست فقط کمی همدردی می خواهد. بنابراین وقتی همسرش به او می گوید که چندبار به تو گفتم، سر کار نرو!، این آقا نه تنها با راهکاری که ارائه داده، مشکل همسر خود را حل نکرده بلکه درد درک نشدن از طرف همسر را به مشکلات او افزوده است.

*اگر می توانید کمی شخصی تر هم صحبت کنید.




منبع: مجله همشهری جوان

شاهزاده خانوم
29-10-2012, 22:10
چطور آزار ظاهری سلامت روانی افراد را به خطر می‌اندازد در دنیایی که بر زیبایی ظاهری تکیه دارد، جای تعجب نیست که زنان بسیاری تحت آزارهای مربوط به مسائل ظاهری قرار گیرند.

آزار ظاهری فقط یک اتفاق ساده نیست، می‌تواند به طرق مختلف بر سلامت فکری و روانی قربانی‌ها اثر بگذارد. متخصصین سلامت روان، آزار ظاهری و سلامت روانی را با هم مرتبط می‌دانند.

کارن کونیگ مددکار اجتماعی می گوید که آزار ظاهری تاثیر منفی شدیدی بر سلامت روان آنهایی که از اعتمادبه‌نفس خوبی برخوردار نیستند و حتی آنهایی که اعتمادبه‌نفس خوبی دارند، می‌گذارد.

بااینحال آنهایی که از اعتمادبه‌نفس خوبی برخوردارند، یاد می‌گیرند که نظرات منفی درمورد ظاهر خود را نادیده بگیرند.

برای قربانیان آزار ظاهری، نشانه‌های سلامت روان از افسردگی تا آسیب رساندن به خود در تغییر است. همچنین قربانیان ممکن است اضطراب و فکر خودکشی را نیز تحربه کنند. ممکن است شروع به رژیم گرفتن، ورزش کردن، استفاده از داروهای چربی‌سوز کنند یا حتی دست به عمل‌های جراحی و آرایشی بزنند.

دکتر کونیگ اضافه می‌کند که اینکه قربانیان مسائل و مشکلات روانی تجربه می‌کنند، تقصیر آنها نیست. مشکل فردی آزاررسان است.

او پیشنهاداتی دارد که چطور قربانیان می‌توانند موقعیت را تغییر داده و درنتیجه آن وضعیت فکری و روانی خود را بهبود بخشند.

او می‌گوید، «اولین کاری که باید انجام دهید این است که اجازه شروع نظرات منفی را به دیگران ندهید و بدانید که هرچه که از دهان دیگران بیرون می‌آید به خودشان تعلق دارد، حتی اگر اسم شما به آن چسبیده باشد.

«گاهی اوقات مناسب است که هیچ نگویید و فرد آزار رسان را نادیده بگیرید و گاهی هم خیلی مهم است که جلوی آن بایستید. هر موقعیتی راهکار خاص خود را می‌طلبد و نمی‌توان یک توصیه برای همه موقعیت‌ها ارائه داد.

لازم است که فرد قربانی به دوستان، خانواده، مسئولین مدرسه و سایرین درمورد این اتفاق اطلاع دهد و برای تصمیم‌گیری در نحوه برخورد با آنها مشورت کند. هدف این است که احساس قدرت کنند و این احساس قدرت می‌تواند به شکل‌های مختلف باشد.»

نانسی ایروین، متخصص روان‌درمانی از لوس‌آنجلس می‌گوید که فکر می‌کند آزار ظاهری بیشتر از طرف کسانی انجام می‌شود که از هم انتقاد می‌کنند و نمی‌توان آن را جزء موارد آزار دانست.

او می‌گوید که برخی نسبت به نظراتی که درمورد ظاهرشان گفته می‌شود حساس‌تر هستند، و کسانیکه درمورد ظاهر دیگران نظر می‌دهند، می‌خواهند احساس بهتری نسبت به خودشان پیدا کنند.

او می‌گوید کسانیکه آزار ظاهری را تجربه می‌کنند ممکن است دچار عصبانیت، بی‌خوابی، پایین آمدن نمرات مدرسه و سردی رفتار شوند و احتمال اینکه با افراد ناشایست رفت‌وآمد کنند و به افرادی بی‌قید و بند تبدیل شوند بیشتر است.

یک راه برای غلبه بر نظرات منفی دیگران درمورد ظاهر خود این است که سعی کنید اعتمادبه‌نفستان را با فعالیت‌ها و سرگرمی‌های مختلف بالا ببرید.

دکتر ایروین می‌گوید، «البته، مقابله و روبه‌رو شدن با فرد آزاررسان بهترین راهکار است؛ این قاطعانه به او بگویید که آدم‌های قوی نیازی به تحقیر دیگران ندارند و کسانیکه از دیگران انتقاد بی اساس می‌کنند، دچار انتقاد درونی هستند.»

رامانی دورواسولا، روانشناس بالینی در این مورد اعتقاد دارد که آزار ظاهری را می‌توان یکی از متداول‌ترین انواع آزار دانست زیرا ظاهر انسان‌ها اولین چیزی است که دیده می‌شود.

بااینحال بیشتر افراد نه می‌توانند ظاهرشان را تغییر دهند و نه دیگر جنبه‌های زندگی‌شان را و این می‌تواند منجر به احساس ناامیدی و دلسردی شود. قربانیان ممکن است انزوای اجتماعی را نیز تجربه کنند.

او پیشنهاد می‌کند که قربانیان برحسب موقعیت موجود با منابع انسانی یا دفاتر مشاوره تماس بگیرند و باوجود نظر توهین‌آمیز فرد آزار رسان، با خودشان صادق باشند.

دورواسولا می‌گوید، «همه بی‌فکری‌های کسی که بی‌رحمانه چنین قضاوتی داشته است را در نظر بگیرید، احساس ناامنی و مسئولیت‌پذیری را نیز کنار دیگر بگذارید.»

لادن اوبان کولاچیکو، متخصص روان‌درمانی اضافه می‌کند که قربانیان آزار ظاهری ممکن است به موادمخدر و الکل نیز برای کنار آمدن با موقعیت منفی خود روی بیاورند.

او توصیه می‌کند موقعیت را بازسازی کرده و خود را به جای قربانی، فردی کنترل‌شده ببینید. تمرین سبک‌زندگی سالم و تسلیم نشدن دربرابر بیش از اندازه رژیم گرفتن و ورزش کردن یا پرخوری احساسی و سایر رفتارهای افراطی نیز ضرورت دارد.

شاهزاده خانوم
29-10-2012, 22:18
مدیریت استرس [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] استرس مداوم سلامت شما را به خطر می‌اندازد

واکنش بدن شما به استرس به منظور محافظت از شما ایجاد می‌شود. اما زمانیکه این واکنش مدام فعال باشد، ممکن است خطراتی سلامتیتان را تهدید کند. برای کنترل استرس خود از راهکارهای زیر استفاده کنید.

بدن شما از طریق راه‌هایی که هدف آن محافظت از شما در برابر تهدیدهای درندگان و سایر مهاجمین است، به استرس واکنش می‌دهد. در دنیای امروز چنین تهدیدهای بسیار کم پیش می‌آید اما این به آن معنا نیست که زندگی خالی از استرس است.

برعکس، مطمئناً شما هر روز با خواسته‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شوید مثل حجم زیاد کار، مراقبت از خانواده و حتی شلوغی و ترافیک خیابان‌ها. بدن شما به این مشکلات خُرد و ناچیز به شکل تهدید نگاه می‌کند. درنتیجه، ممکن است احساس کنید که بطور مداوم تحت عذاب هستید. اما شما قدرت مقابله دارید. نباید اجازه بدهید استرس کنترل زندگی شما را به دست گیرد.

درک واکنش طبیعی استرس

اگر ذهن و جسمتان به خاطر استرس زیاد زندگی مدام درگیر باشد، ممکن است سلامتیتان با مشکلات جدی روبه‌رو شود. دلیل آن این است که واکنش "جنگ-یا- گریز"—سیستم هشدار طبیعی بدن—همیشه روشن و هوشیار می‌ماند.

وقتی با تهدیدهای موردنظر مواجه می‌شوید—مثلاً وقتی مشغول پیاده‌روی صبحگاهیتان هستید، یک سگ بزرگ جلوی شما پارس می‌‌کند—هیپوتالاموس شما که بخشی کوچک در پایین مغزتان است، یک سیستم هشدار در بدنتان راه‌اندازی می‌کند. این سیستم از طریق ترکیبی از اعصاب و سیگنال‌های هورمونی، غدد آدرنال شما را که بالای کلیه‌هایتان قرار گرفته است تحریک می‌کند تا هورمون‌هایی مثل آدرنالین و کورتیزول را ترشح کنند.

آدرنالین ضربان قلب، فشارخون و ذخیره انرژی شما را بالا می‌برد. کورتیزول که هورمون اصلی استرس است، قند خون (گلوکز) را بالا برده، مصرف گلوکز توسط مغز را افزایش داده و دسترسی موادی که بافت‌ها را ترمیم می‌کنند را بالا می‌برد.

کورتیزول همچنین عملکردهایی که در موقعیت "جنگ-یا- گریز" غیرضروری یا حیاتی هستند را تحت کنترل درمی‌آورد. واکنش‌های سیستم ایمنی بدن را تغییر داده و دستگاه گوارش، دستگاه تناسلی و فرایندهای رشد را سرکوب می‌کند. این سیستم هشدار پیچیده طبیعی همچنین با قسمت‌هایی از مغزتان که روحیه و خلق‌وخو، انگیزه و ترس شما را کنترل می‌کند، در ارتباط است.

وقتی واکنش طبیعی استرس بیش از حد فعال می‌شود

سیستم واکنش استرس بدن معمولاً خودتنظیم است. سطح هورمون‌ها را بالا برده و بدنتان را قادر می‌سازد تا بعد از رد شدن یک تهدید، به حالت نرمال برگردد. وقتی سطح آدرنالین و کورتیزول پایین می‌آید، ضربان‌قلب و فشارخونتان به سطح اولیه و سایر سیستم‌های بدن نیز به فعالیت‌های عادی خود برمی‌گردند.

اما وقتی محرک‌ها استرس زندگی شما همیشه برقرار باشند و باعث شوند که همیشه احساس استرس داشته و عصبی باشید، این واکنش "جنگ-یا- گریز" همیشه هوشیار خواهد بود. هرچه کنترل کمتری روی اتفاقاتی که محرک استرس هستند و عدم قطعیتی که ایجاد می‌کنند داشته باشید، احتمال اینکه احساس استرس کنید بیشتر خواهد بود. حتی خواسته‌های معمولی روزمره زندگی نیز می‌تواند با واکنش استرس بدن شما مرتبط باشد.

فعالیت طولانی مدت سیستم واکنش استرس بدن—و قرار گرفتن طولانی مدت در معرض کورتیزول و سایر هورمون‌های استرس—می‌تواند تمامی فرایندهای بدن شما را دچار مشکل کند. این شما را در خطر مشکلات متعدد سلامتی مثل موارد زیر قرار می‌دهد:

• بیماری‌های قلبی
• مشکلات خواب
• مشکلات گوارشی
• افسردگی
• چاقی
• اختلالات حافظه
• بدتر شدن مشکلات پوستی مثل اگزما

به همین دلیل خیلی مهم است که با راهکارهایی سالم برای کنار آمدن با محرک‌های استرس در زندگی خود آشنا شوید.

چرا اینطور به محرک‌های استرس واکنش می‌دهید

واکنش شما به یک اتفاق استرس‌زا با دیگران فرق دارد. اینکه شما چطور به محرک‌های استرس واکنش می‌دهید به عوامل زیر بستگی دارد:

• ژنتیک. ژن‌هایی که واکنش استرس شما را کنترل می‌کند، اکثر افراد را در حالت تعادل نگه می‌دارد و فقط گاهی بدن را برای "جنگ-یا- گریز" آماده می‌کند. واکنش‌های بیش از حد و کمتر از حد استرس می‌تواند از تفاوت‌های ناچیز در این ژن‌ها ناشی شود.

• تجارب زندگی. گاهی‌اوقات واکنش‌های خیلی قوی به استرس را می‌تواند به عوامل محیطی نسبت داد. افرادیکه در کودکی در معرض اتفاقات شدیداً استرس‌زا بوده‌اند، معمولاً در بزرگسالی نسبت به استرس آسیب‌پذیرتر هستند.

ممکن است دوستانی داشته باشید که به نظر می‌رسد نسبت به هر مسئله‌ای آسیب‌پذیر هستند و استرس می‌گیرند و خیلی‌ها را هم می‌شناسید که کمتر پیش می‌آید در زندگی استرس بگیرند. اکثر واکنش‌ها به محرک‌های استرس در زندگی بین این دو حد قرار می‌گیرند.

یاد بگیرید به طریقی سالم به محرک‌های استرس واکنش دهید

اتفاقات استرس‌زا واقعیت زندگی هستند و ممکن است نتوانید وضعیت کنونیتان را تغییر دهید. اما می‌توانید برای کنترل تاثیر این اتفاقات بر خودتان راهکارهایی را پیش گیرید. می‌توانید یاد بگیرید تشخیص دهید چه چیزهایی به شما استرس می‌دهند، اینکه چطور با بعضی موقعیت‌های استرس‌آور کنار بیایید و چطور در مواجهه با این موقعیت‌ها هم از نظر جسمی و هم احساسی از خودتان محافظت کنید.

در زیر به برخی راهکارهای مدیریت استرس اشاره می‌کنیم:

• داشتن یک رژیم‌غذایی سالم و ورزش منظم و خواب کافی
• استفاده از روش‌های تمدد اعصاب
• داشتن دوستی‌های سالم
• داشتن حس شوخ‌طبعی
• استفاده از مشاوره‌های تخصصی در صورت لزوم

با کنترل و مدیریت استرس به آرامش ذهن دست خواهید یافت و زندگی سالم‌تر و طولانی‌تر خواهید داشت.

شاهزاده خانوم
31-10-2012, 00:29
12 علت تعجب‌ آور افسردگی [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] افسردگی محرک‌های معروف زیادی دارد: ضربه‌روحی، مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و بیماری نمونه‌هایی از این عوامل هستند. اما اگر افسرده هستید و هیچکدام از اینها درمورد شما صدق نمی‌کند، تعیین یک دلیل خاص برای افسردگیتان کمی دشوار است. درواقع، ممکن است افسردگی شما یک دلیل خاص و مشخص نداشته باشد. در زیر به برخی از علت‌های تعجب‌آور افسردگی اشاره می‌کنیم.

1. هوای تابستان: اختلال عاطفی فصلی بیشتر با افسردگی زمستانی شناخته شده است که افراد زیادی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما برای تعدادی از این افراد، این نوع افسردگی در تابستان اتفاق می‌افتد. افسردگی هوای گرم زماین اتفاق می‌افتد که بدن یک تاخیر برای وفق یافتن با فصل جدید را تجربه می‌کند. این می‌تواند به‌خاطر عدم توازن در شیمی مغز و هورمون ملاتونین باشد.

2. مصرف دخانیات: خیلی وقت است که کشیدن سیگار و سایر دخانیات یکی از عوامل افسردکی معرفی شده است اما داستان این هم مثل داستان اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ است: افرادیکه در معرض افسردگی قرار دارند بیشتر به کشیدن سیگار روی می‌آورند. اما گفته می‌شود که نیکوتین بر فعالیت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز اثر می‌گذارد و موجب بالا بردن سطح دوپامین و سروتونین (که مکانیزم عمل داروهای ضدافسردگی نیز هست) می‌شود. این می‌تواند ذات اعتیادآور دارو و تغییرات خلق‌وخو که با آن همراه است و همچنین اینکه چرا افسردگی با ترک سیگار همراه است را توضیح می‌دهد. خودداری از کشیدن سیگار و ترک آن می‌تواند به متوازن کردن موادشیمیایی مغز شما کمک کند.

3. بیماری تیروئید: وقتی غده تیروئید نتواند هورمون تیروئید کافی تولید کند، به آن کم‌کاری تیروئید گفته می‌شود و افسردگی یکی از علائم آن است. این هورمون چندکاره است اما یکی از مهمترین وظایف آن عمل کردن بعنوان یک انتقال‌دهنده عصبی و تنظیم سطح سروتونین در بدن است. اگر علائم جدیدی از افسردگی را در خود مشاهده می‌کنید—مخصوصاً اگر همراه با حساسیت به سرما، یبوست و خستگی باشد—بد نیست که یک آزمایش تیروئید انجام دهید. کم‌کاری تیروئید با دارو قابل درمان است.

4. عادات بد خواب: جای تعجب نیست که کمبود خواب می‌تواند منجر به آسیب‌پذیری شود اما می‌تواند احتمال بروز افسردگی را نیز افزایش دهد. در یک تحقیق که در سال 2007 انجام گرفت مشخص شد که وقتی به شرکت‌کننده‌های سالم کمبود خواب اعمال شد، بعد از مشاهده تصاویر ناراحت‌کننده، فعالیت مغزی بیشتری داشتند تا آن دسته از شرکت‌کنندگان که خواب کافی داشتند. و این درست شبیه به واکنشی است که افراد افسرده دارند. اگر به اندازه کافی نخوابید، وقت کافی برای شارژ کردن دوباره سلول‌های مغزی نداشته و مغز خوب کار نخواهد کرد و یکی از عوامل مختلفی که می‌تواند موجب افسردگی شود همین است.

5. فعالیت بیش از حد در فیسبوک: وقت زیادی را در چت‌روم‌ها و وبسایت‌های اجتماعی می‌گذرانید؟ تحقیقات زیادی نشان می‌دهند که این می‌تواند با افسردگی مرتبط باشد، مخصوصاً در نوجوانان. معتادان به اینترنت با ارتباطات انسانی واقعی در کشمکش هستند و معمولاً همراهی ندارند و دیدگاهشان به دنیا تا حدی غیرواقعی است. برخی متخصصین حتی آن را "افسردگی فیسبوکی" می‌نامند. در یک تحقیق که در سال 2010 انجام گرفت، محققان دریافتند که حدود 2/1% از افراد بین 16 تا 51 سال زمان بی‌اندازه‌ای را در اینترنت سپری می‌کنند و این افراد بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی متوسط تا شدید هستند. اما محققان این نکته را نیز خاطرنشان کردند که مشخص نیست که استفاده زیاد از اینترنت موجب افسردگی می‌شود یا نه یا اینکه افراد افسرده تمایل بیشتری برای گذراندن وقت خود در اینترنت دارند یا نه.

6. اتمام برنامه تلویزیونی یا فیلم: وقتی چیز مهمی تمام می‌شود، مثل یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا یک بازسازی بزرگ در خانه، می‌تواند در برخی افراد افسردگی را تحریک کند. در سال 2009 برخی طرفداران آواتار احساس افسردگی و حتی میل به خودکشی را گزارش کردند زیرا دنیای ساختگی فیلم واقعی نبوده است. واکنش مشابهی به سری‌های آخر فیلم هری‌پاتر گزارش شده است.

7. محل زندگی: بحث بر سر اینکه زندگی شهری بهتر است یا روستایی بحثی بی‌پایان است اما تحقیقات نشان می‌دهد که افرادیکه در شهر زندگی می‌کنند تا 39% بیشتر در معرض اختلالات روحی هستند تا آنها که در نواحی روستایی زندگی می‌کنند. تحقیقی که در سال 2011 انجام گرفت، برای این مسئله توضیح ارائه می‌دهد: شهرنشینان در بخشی از مغز که استرس را تنظیم و تعدیل می‌کند فعالیت بیشتری دارند. و مقدار بیشتر استرس می‌تواند موجب اختلالات روانی شود. میزان افسردگی در کشورها و شهرهای مختلف نیز متفاوت است. افسردگی برخی کشورها شایع‌تر می‌باشد.

8. داشتن گزینه‌های انتخابی زیاد: داشتن گزینه‌های زیاد برای انتخاب کار را سخت می‌کند. البته این برای آندسته از افراد که در خرید معمولاً اولین چیزی که نظرشان را جلب می‌کند می‌خرند مشکل به شمار نمی‌رود. اما افرادی هستند که در صورت زیاد بودن گزینه‌های انتخاب، وقت بسیار زیادی را صرف بررسی چندباره هر گزینه می‌کنند تا بهترین را انتخاب کرده باشند. تحقیقات نشان می‌دهد که این سبک برخورد موجب ایدآل‌گرایی و افسردگی می‌شود.

9. نخوردن ماهی: مصرف کم اسیدهای چرب امگا3 که در ماهی سالمون و روغن‌های گیاهی یافت می‌شود می‌تواند موجب بالا رفتن احتمال ابتلا به افسردگی شود. در یک تحقیق که در سال 2004 انجام گرفت رابطه‌ای بین مصرف کم ماهی افسردگی در خانم‌ها مشخص شد اما در آقایان این مسئله دیده نشد. این اسیدهای چرب انتقال‌دهنده‌های عصبی مثل سروتونین را تنظیم می‌کنند که می‌تواند علت ماجرا باشد. مکمل‌های روغن ماهی هم می‌تواند کمک کند؛ حداقل یک تحقیق تایید کرده است که این مکمل‌ها به کاهش افسردگی در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک کرده است.

10. روابط خواهربرادری ضعیف: بااینکه داشتن رابطه بد با هرکسی می‌تواند موجب افسردگی شود اما در یک تحقیق امریکای که در سال 2007 انجام شد، مشخص گردید که مردهایی که قبل از سن 20 سالگی با خواهربرادرهای خود کنار نمی‌آمدند، در سالهای بعد و بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته‌اند. بااینکه مشخص نیست چه چیزی در رابطه خواهربرادری اینقدر مهم است، اما محققان حدس می‌زنند که این روابط می‌تواند با توانایی برقراری ارتباط افراد با هم‌سالان خود مرتبط باشد. صرفنظر از دلیل آن اما کشمکش زیاد بین خواهر و برادرها می‌تواند فرد را تا قبل از سن 50 سالکی در معرض ابتلا به افسردگی قرار دهد.

11. قرص‌های ضدبارداری: این مورد هم مانند هر داروی دیگری عوارض‌جانبی دارد. روش‌های جلوگیری خوراکی حاوی نوع سنتزی از پروزسترون هستند که تحقیقات مشخص کرده است می‌تواند موجب افسردگی در خانم‌ها شود. دلیل آن هنوز مشخص نیست و این مشکل برای همه اتفاق نمی‌افتد اما اگر خانم‌ها سابقه افسردگی دارند یا در معرض ابتلا به آن قرار دارند، با استفاده از این دارو احتمال بیشتری برای افسرده شدن آنها وجود دارد. بعضی از خانم‌ها قادر به استفاده از این داروها نیستند و پزشکان تلاش می‌کنند یک روش جلوگیری دیگر برای آنها پیدا کنند.

12. داروها: افسردگی می‌تواند ازجمله عوارض‌جانبی بسیاری از داروها باشد. به عنوان مثال، آکوتان و نوع ژنتیکی آن (ایزوترتینیون) برای از بین بردن جوش‌های پوستی تجویز می‌شود اما افسردگی و فکر خودکشی ازجمله خطراتی است که افراد را با مصرف این دارو تهدید می‌کند. افسردگی یک عارضه‌جانبی ممکن داروهای اضطراب و خواب‌آور مثل والیوم و زاناکس، لوپرسور، که برای درمان فشارخون بالا تجویز می‌شود، می‌باشد؛ داروهای پایین آورنده کلسترول مثل لیپیتور و پریمارین برای سندرم‌های پیش از یائسگی نیز از این جمله هستند. هر زمان که دارو جدیدی برایتان تجویز می‌شود حتماً قسمت عوارض‌جانبی آن را مطالعه کنید و حتماً از پزشکتان سوال کنید که در خطر ابتلا به آن قرار نداشته باشید.

شاهزاده خانوم
31-10-2012, 00:34
خانمها: اعتماد بنفس و موفقیت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] برای خانم‌ها، توانایی همیشه منجر به اعتمادبه‌نفس نمی‌شود. دلیلش این است:

زنان موفق می‌دانند که در هر کار مردانه‌ای، گاهی خود را در شرایطی نامساعد می‌بینند. ممکن است دست‌کم گرفته شویم، مورد استفاده کمتر قرار گیریم یا حتی حقوق کمتر دریافت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد زنان باید در سطوحی به طور غیرعادی بالا کار کنند تا درمقایسه با همکاران مرد خود توانا به نظر برسند.

اما به تجربه من، زنان باهوش و بااستعداد ندرتاً می‌فهمند که یکی از سخت‌ترین موانعی که باید بر آن غلبه کنند تا موفق شوند، در درونشان است. ما درمورد توانایی‌های خودمان نه تنها خشن‌تر قضاوت می‌کنیم، بلکه کاملاً متفاوت از مردان این کار را انجام می دهیم. درک اینکه چرا این کار را می‌کنیم، اولین قدم برای اصلاح اشتباهات است. و برای این منظور باید به موقع اقدام کنیم.

این احتمال وجود دارد که اگر امروز در کارتان موفق هستید، مطمئناً زن باهوش و بااستعدادی بوده‌اید. کارول وِک (Carol Dweck)، روانشناس، در دهه هشتاد میلادی یکسری تحقیقات انجام داده و بررسی کرد که دختران و پسران باهوش کلاس‌ پنجمی چطور بر درس‌های سخت، جدید و گیج‌کننده کنار می‌آیند.

او نتیجه گرفت که وقتی مسئله‌ای خارجی و پیچیده برای یاد گرفتن به دختران باهوش داده می‌شد، آنها خیلی زود دست کشیده و رهایش می‌کنند—و هرچه IQ دختر بالاتر باشد، احتمال کنار گذاشتن آن درس بیشتر می‌شود. درواقع، باهوش‌ترین دختران، بدترین واکنش‌ها را نشان دادند. از طرف دیگر، پسران باهوش به آن درس مشکل بعنوان یک چالش نگاه می‌کردند و آن را انرژی‌دهنده می‌دیدند. احتمال دوبرابر کردن تلاششان به جای دست کشیدن از آن مسئله، در آنها بیشتر بود.

اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ چه چیز دختران باهوش را آسیب‌پذیرتر می‌کند و باعث می‌شود اعتمادبه‌نفس کمتری داشته باشند، درحالیکه باید بیشترین اعتمادبه‌نفس را در بین همسالانشان داشته باشند؟ در سطح کلاس پنجم ابتدایی، دخترها معمولاً در همه درس‌ها، ازجمله ریاضی و علوم، از پسرها بهتر عمل می‌کنند. بنابراین هیچ تفاوتی نه بین توانایی این دخترها و پسرها وجود داشت، نه سابقه موفقیت قبلی‌شان. تنها تفاوت در نحوه برداشت آنها از سختی درس بود—اینکه وقتی یادگیری درسی سخت بود برای آنها چه معنا و مفهومی داشت. دختران باهوش بیشتر و سریعتر توانایی‌های خود را زیر سوال می‌برند، اعتمادبه‌نفسشان را از دست می‌دهند و درنتیجه کارایی کمتری دارند.

محققان دلیل این تفاوت را کشف کرده‌اند: اکثر‌اوقات دختران باهوش عقیده دارند که توانایی‌هایشان ذاتی و غیرقابل‌تغییر است درحالیکه پسران باهوش باور دارند که می‌توانند با تلاش و تمرین، توانایی‌های خود را رشد دهند.

اما چطور دخترها و پسرها چنین دیدگاه‌های متفاوتی پیدا می‌کنند؟ به احتمال زیاد به نوع فیدبک و حمایتی که از سمت والدین و معلم ها در کودکی دریافت می‌کنیم بستگی دارد. دخترهایی که کنترل‌نفس را از سنین کمتر شروع می‌کنند، دستورالعمل‌ها را بهتر دنبال می‌کنند و بخاطر "خوبی" خود مورد تشویق و تحسین قرار می‌گیرند. وقتی در مدرسه درسمان خوب است، به ما می‌گویند که خیلی "باهوش" و "بااستعداد" هستیم و یا "دانش‌آموز بسیار خوبی" هستیم. این نوع تحسین و تمجید به این معنی است که خصوصیاتی مثل باهوش بودن، بااستعداد بودن و خوب بودن، ویژگی‌هایی است که یا دارید و یا ندارید.

از طرف دیگر اینکه از پسرها بخواهید آرام بنشینند و توجه کنند و گوش دهند برای هر پدر و مادر یا معلمی واقعاً سخت است. درنتیجه، به پسرها فیدبک بسیار بیشتری داده می‌شود که تاییدکننده تلاش است (مثلاً "اگر بتوانی به این درس توجه کنی، آن را یاد می‌گیری"، "اگر فقط کمی بیشتر تلاش کنید، درست می‌شود"). نتیجه: وقتی یاد گرفتن یک چیر جدید واقعاً سخت باشد، دخترها آن را بعنوان نشانه‌ اینکه "خوب" یا "باهوش" نیستند می‌بینند و پسرها آن را نشانه توجه و دقت کردن و بیشتر تلاش کردن.

ما این عقاید و باورها را معمولاً بطور ناخودآگاه تا آخر عمر همراه خود می‌بریم. و ازآنجاکه دخترهای باهوش توانایی‌های خود را ذاتی و غیرقابل‌تغییر می‌بینند، به زنانی تبدیل می‌شوند که خیلی به خود سخت می‌گیرند—زنانی که به طور نابالغانه نتیجه می‌گیرند که توانایی لازم برای موفق شدن در یک حیطه خاص را ندارند و خیلی زود ناامید و دلسرد می‌شوند و از تلاش دست می‌کشند.

حتی اگر هر عیب خارجی در پیشرفت یک زن به بالاترین سطح یک شرکت یا سازمان برداشته شود—هر نابرابری فرصت، هر کلیشه مردسالارانه، همه چالش‌هایی که در توازن بین کار و خانواده با آن روبه‌رو می‌شوند –باز هم باید با این واقعیت کنار بیاید که بخاطر باورهای غلط خود درمور توانایی‌هایش، می‌تواند بدترین دشمن خود باشد.

خودتان چند بار از مقابله با چالش‌ها دوری کرده‌اید و فقط به اهدافی چسبیده‌اید که می‌دانید دست یافتن به آنها آسان است؟ آیا چیزهایی هست که خیلی وقت پیش درمورد آن تصمیم گرفته باشید که هیچوقت نتوانستید در آن موفق باشید؟ مهارت‌هایی که باور داشتید هیچوقت به دست نمی‌آورید؟ اگر این لیست برای شما بلندبالا است، احتمالاً یکی از دخترهای باهوش بوده‌اید که البته اگر توانایی‌هایتان ذاتی و غیرقابل‌تغییر باشند، هیچ اشکالی ندارد. فقط اینطور نیست.

توانایی شما هر چه که باشد—چه هوش شما باشد، چه خلاقیتتان، کنترل‌نفستان، جذابیتتتان یا ورزشکار بودنتان—تحقیقات نشان می‌دهند که کاملاً قابل تغییر هستند. وقتی می‌خواهید در هر مهارتی استاد شوید، تجربه، تلاش و پشتکار شماست که حرف اول را می‌زند. پس اگر دختری باهوش بوده‌اید، وقتش رسیده است که باور اشتباه خود درمورد توانایی‌ها را دور بیندازید و با این واقعیت روبه‌رو شوید که همیشه می‌توانید پیشرفت کنید و اعتمادبه‌نفس لازم برای غلبه بر هر چالشی را به دست آورید.

شاهزاده خانوم
31-10-2012, 00:37
فواید لبخند زدن در محل‌ کار [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] اینکه محل‌کارتان را مثل یک میدان جنگ تصور کنید، خیلی آسان است--محلی که فقط افراد خیلی قوی در آن دوام می‌آورند.

اما اگر همه چیز برعکس باشد چه؟ اگر به جای اینکه افراد با رفتارهای سخت و بیرحم، افراد مهربان و موفق‌ترین‌ها درمیان ما باشند، چه؟

شخصیت خندان بودن خرج دارد!

همه ما در زندگی کلمات پنج حرفی زیادی شنیده‌ایم اما مطمئناَ هیچکدام به قدرت لبخند نبوده‌اند.

خیلی‌ها نمی دانند که رونق در کار و تجارتشان ممکن است ناشی از رفتارها و اعمال مثبت آنها باشد.

واقعیت این است که هیچکس دوست ندارد در محیطی خصمانه کار کند. وقتی آدمها از محل‌کارشان لذت ببرند و احساس کنند که بخاطر تلاش‌هایشان به آنها اعتماد شده و از آنها قدردانی می‌شود، در کارشان تلاش بیشتری کرده و بازده بهتری نیز خواهند داشت. مطمئناَ این نتیجه بهتری در بر داشته و روابط با دیگران، از همکاران گرفته تا مشتریان بهتر خواهد بود.

پاول اشپیگل‌من اعتقاد دارد که: «کار و تجارت فقط ایجاد رابطه است».

مغز ما طوری برنامه‌ریزی شده است که به مهربانی و اعتماد واکنش می‌دهد و این مسئله توضیح‌دهنده روابط ما در محل‌کار است. وقتی کسی با ما با مهربانی و احترام برخورد می‌کند، مغز ما اکسی‌توسین و دوپامین بیشتری تولید می‌کند که باعث می‌شود آرامش فکر داشته و با بقیه همکاری بهتری داشته باشیم.

اما وقتی احساس تهدید کنیم یا با ما غیرمحترمانه رفتار شود، خلاف آن اتفاق می‌افتد و هیچ تمایلی برای کار گروهی نخواهیم داشت و بازده کارمان نیز ضعیف خواهد بود.

تاثیرات منفی مثل میکروب هستند، وقتی حرف زشت و زننده‌ای می‌شنوید، برگشتن به روند کاری سابقتان سخت خواهد شد. برای فراموش کردن یک توهین به پنج تحسین نیاز است. همچنین نمی‌توانید تظاهر به مهربانی کنید چون همه ما آدمها خیلی راحت مهربانی تظاهری را از مهربانی واقعی تشخیص می‌دهیم.

لبخند زدن در محیط کار نقش بسیار مهمی در ایجاد ارتباط مؤثر بین کارمندان و مشتریان دارد. کسی که همواره در برابر مشتری لبخند می زند میتواند حس اعتماد و رضایت را در وی القا کند. مطمئناً چهره اخم آلود، منفی گرایی و احساس ناامنی را برای مخاطبین به دنبال خواهد داشت.

۵ راه برای مهربانی کردن

همه آدمها می‌توانند از تاثیرات خوب مهربانی در محل‌کار خود بهره ببرند. در زیر به ۵ راه برای ایجاد محیطی بهتر در محل‌کار اشاره می‌کنیم:

۱. اعتبارتان را تقسیم کنید. اگر برایتان مهم نباشد که پاداش به چه کسی می‌رسد، کارهای قوی‌العاده‌تری می‌توانید انجام دهید. وقتی اعتبار و دستاوردهایتان را تقسیم می‌کنید، همکاران و مشتریانتان هم احساس خواهند کرد که در موفقیتتان شریک هستند.

۲. با هیچکس با تحقیر حرف نزنید. یکی از سریعترین راه‌ها برای تخریب وجهه شغلی این است که با کسی با تحقیر صحبت شود--مخصوصاَ با یک زیردست مثل دستیار یا پیام‌رسان. در محل‌کار هر فرد یک ایده است و هر ایده با پول و سود همراه است. هر بار که با کسی بد و توهین آمیز حرف می‌زنید، یک در سوددهی را به روی خود می‌بندید.

۳. روی مثبت‌ها تمرکز کنید. حتی در بدترین موقعیت‌ها هم پیدا کردن یک نکته مثبت برای فکر کردن و تمرکز بر ‌آن خیلی مهم است. ما دیگران را تشویق می‌کنیم که صادق باشند و ‌احساسشان را به زبان بیاورند. اما ممکن است خیلی اوقات با آنها موافق نباشیم. در این موقعیت‌ها میتوانیم به طریقی که مثبت و تشویق‌آمیز باشد به آنها «نه» بگوییم. مثلاَ اگر یکی از باهوش‌ترین کارمندهایتان همیشه دیر کار خود را تحویل می‌دهد، می‌توانید با تحسین ایده‌ها و کارهایش حرفتان را شروع کنید. بعد مشکل تاخیر در تحویل کارهایش را مطرح کنید و با این روش در کنار اخطار دادن به او، نشانش می‌دهید که کارهایش را قبول دارید و تحسین می‌کنید.

۴. مودب باشید. مارک تواین گفته است که می‌تواند دو ماه با یک تحسین خوب زندگی کند. تحسین کردن دیگران یا تشکر کردن هیچ هزینه‌ای برایتان ندارد. شما می‌توانید با یک اظهارنظر مثبت و تحسین به‌جا، دستاوردهای شرکت را چند‌برابر کنید.

۵. لبخند بزنید.

شاهزاده خانوم
01-11-2012, 23:53
چطور با ناامیدی مقابله کنید [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] زندگی کامل نیست. همیشه طوفان‌ها می‌آیند و می‌روند.

احساس ناامیدی می‌کنید؟ به بالا نگاه کنید! خدا بزرگ است.

خداوند از روزهای سختی که برایمان بوجود می آید برای بیرون کشیدن ما از افسردگی و ناامیدی و قوی کردن ما استفاده می‌کند.

نباید دلسرد شوید. همیشه امید وجود دارد.

سختی‌ها معمولاً باعث می‌شوند احساس تنهایی کنیم.

آدمها هر روز با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. در این زمانی که مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد، به ایمانتان تکیه کنید و بدانید که خداوند بزرگتر از آن سختی‌هایی است که برایتان پیش آمده است.

امید اعتمادی است که همه ما دوست داریم داشته باشیم.

اولین کاری که بعد از احساس ناامیدی انجام می‌دهید چیست؟
به زانو می‌افتید و دعا می‌کنید و حکمت خدا را طلب می‌کنید.
یا به رختخواب می‌افتید و آرزوی مرگ می‌کنید؟

وقتی ناامیدیم، داشتن امید کار سختی است

باید به نقطه‌ای در زندگیتان برسید که دیگر نتوانید ادامه دهید. گناهتان، گذشته‌تان، سختی‌ها و مشکلاتی که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می‌کنید، ظاهرتان یا وضعیت زندگیتان. وقتی هیچوقت به آن نقطه نرسید که تغییرات مثبت در زندگیتان به یک انتخاب تبدیل شود، زندگیتان پوچ و بیهوده خواهد بود.

به یک بطری کوکاکولا نگاه کنید. نیمی از آن را بنوشید و بعد بگذارید زمین. نگاه کنید مایع درون آن چه می‌کند. تلاشی بیهوده دارد و به ناکجا می‌رود، مگراینکه محتوی بطری را بیرون بریزید. اما سر و صدا کرده و داخل محدوده ظرف می‌جوشد. هیچ هدفی جز مصرف شدن ندارد.

اگر به قدم زدن در جاده پهناور ناامیدی ادامه دهید، درست مثل محتوی آن بطری خواهید شد. مثل امید یک دیوانه برای فرار از تیمارستان و نداشتن قدرت لازم برای آن. باید اولین قدم به سمت آزادی را برداریم. باید از محیط ناامیدکننده اطرافتان پا را بیرون گذاشته و بقیه را به خدا بسپارید.

آدمها همیشه دور انتخاب‌ها، افسوس‌های گذشته و سختی‌هایی که برایشان پیش آمده می‌چرخند. روز به روز، محیط به دیوی برای آنها تبدیل می‌شود که ذهنشان را به اسارت می‌کشد. توانایی فرار ندارند. ناامیدند. احساس گم‌گشتگی کرده و تصور می‌کنند هیچکس دوستشان ندارد.

بعد در اوج سختی‌ها و مشکلات به سمت خدا فریاد می‌کشند که آنها را از این ناامیدی نجات دهد. امید اعتمادی در اعماق وجود ماست که قدرت لازم برای وارد عمل شدن و رسیدن به هدفمان را به ما می‌دهد.

ایمان یعنی اعتقاد به چیزی که قادر به دیدن آن نیستید. امید یعنی دوست داشته باشیم چیزی که ایمانمان می‌خواهد به ما نشان دهد را ببینیم. این دو در کنار هم هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد.

من در شرایط سختی در زندگی خود قرار داشتم و دیگر قادر نبودم قدمی به جلو بردارم. قادر به تامین خود و خانواده‌ام نبودم. نه ماشینی داشتم، نه شغلی و نه پولی. از خجالت نمی‌توانستم سرم را بلند کنم. تابحال چنین شرایطی داشته‌اید؟ این یعنی فقر. این یعنی حتی برای کوچکترین نیازهای روزانه‌تان هم سختی بکشید.

و مسئله ناراحت‌کننده این است که خیلی‌ها حتی شرایطی بدتر از من داشتند. در زندگی به نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تصمیم بگیریم جاده‌ای که پیش روی داریم را ادامه دهیم یا ایستاده و صبر کنیم. و مطمئناً وقتی ناامیدانه نیاز به کمک داریم، صبر کردن برای خدا بسیار سخت است.

خداوند راهی دارد که به ما نشان می‌دهد تا چه اندازه مهم هستیم. همه ما برای دلیلی به دنیا آمده‌ایم و سختی‌ها و ناامیدی‌هایی که برایمان پیش می‌آید اهمیتی ندارند.

شما بیهوده و بی‌دلیل برای گذراندن این زندگی کوتاه به دنیا نیامده‌اید.

منتظر ماندن برای خدا به معنی منفعل بودن نیست. به این معنی نیست که بیکار بایستید، به آسمان خیره شوید و منتظر یک میلیون دلاری باشید که خداوند از آن بالا برایتان می‌فرستد.

امید یک عمل است. اکر فقط یک جرقه از آن در روحتان وجود داشته باشد، خیلی زود ایمان صدایتان می‌کند که پایتان را بیرون گذاشته و کاری برای ناامیدی‌تان بکنید. خداوند در هر کدام از ما قوه درک و بصیرت قرار داده است. قدرتی درون ما قرار داده که باعث می‌شود بتوانیم دربرابر سختی‌ها بایستیم.

امیدتان را از دست ندهید. احساس ناامیدی کردن درد بزرگتری است تا قدم بیرون گذاشتن و با کمک ایمان به خدا کاری برای تغییر شرایط انجام دادن. خدا بزرگ است و شما را برای هدفی مهم خلق کرده است. اینطور به آن نگاه کنید، احساس ناامیدی کردن فقط شما را عقب می‌اندازد و در هم می‌شکند. پس بایستید، به بالا نگاه کنید و در دریای ناامیدی غرق نشوید. خدا بزرگ است و بیشتر اوقات او تنها کسی است که می‌توانید در زمان سختی‌ها برای کمک به سراغش بروید.

شاهزاده خانوم
02-11-2012, 15:12
موفقیت پله‌ پله اتفاق می‌افتد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] وقتی به کسانیکه تحسینشان می‌کنیم نگاه می‌کنیم، موفقیتشان را به شانس، سرنوشت یا عواملی که هیچ ارتباطی با سخت‌کوشی ندارد، ربط می‌دهیم. و این بزرگترین بهانه ما برای نرسیدن به موفقیت است. «من موقعیت خانوادگی یا پارتی او را ندارم. به اندازه او پولدار نیستم. هیچ استعدادی ندارم.» و این بهانه‌ها همینطور ادامه می‌یابند. و چون همه مسئولیت موفقیت را به عوامل خارجی نسبت می‌دهیم، خودمان را از زحمت رسیدن به موفقیت در زندگی راحت کرده‌ایم.

اگر به دقت نگاه کنید، پشت هر فرد موفق تلاش سخت قرار دارد. یک میلیونر، یک دلار یک دلار به دست آورده است. شما فقط معامله میلیون دلاری یک نفر را می‌بینید اما مشکلات و تلاش بی‌وقفه ۱۰ سال قبل از آن را نمی‌بینید.

موفقیت یک پله یک پله ایجاد می‌شود. اگر یک پله بالا بروید، موفقیت در پاگرد بعدی منتظر شماست.

امروز یک تماس اضافی برقرار کنید. اگر نتایج بزرگ شما را می‌ترساند، اگر هدف بزرگ خیلی دور از دسترستان به نظر می‌رسد، سرعت و انرژیتان را قدم به قدم بیشتر کنید. امروز یک تماس اضافی بزنید، یک ایمیل اضافه بفرستید و وقتی که اینکار به طور مداوم در طول یک مدت ادامه پیدا کند، ظرفیت تماس‌هایتان را تا ۶۰ درصد در آخر ماه افزایش داده‌اید. قسمت باورنکردنی قضیه اینجاست: وقتی ورودی کارتان تا ۶۰ درصد افزایش یابد، خروجی یا همان نتیجه کار احتمالاً تا ۱۲۰ درصد ارتقاء می‌یابد.

روز یک نفر را بسازید. کار شما مطمئناً با آدم‌ها در ارتباط است. موفق شدن در ارتباط با آدم‌ها کمکتان می‌کند فاصله بین آرزوها و اهدافتان را سریعتر پر کنید. وقتی مردم دوستتان داشته باشند، برای آنها ساده‌تر می‌شود که کارتان را هم دوست داشته باشند. دایره تاثیر شما هر چه بزرگتر باشد، فرصت‌های بیشتری برای خودتان ایجاد خواهید کرد. وقتی یک نفر را خوشحال کنید، و این کار را مداوم طی یک دوره ادامه دهید، در آخر ماه، طرفداران زیادی به دست آورده‌اید.

امروز یک لقمه کمتر غذا بخورید. این یک واقعیت اثبات‌شده است که کسانیکه کمتر می‌خورند، نه تنها بیشتر زندگی می‌کنند بلکه انرژی بیشتری هم خواهند داشت. کم کردن وزن ذهن خیلی‌ها را به خود مشغول کرده است و بعضی آنقدر درگیر پرخوری‌های غیرقابل‌کنترل خود شده‌اند که همه توان خود را برای کم کردن وزنی که بخاطر چیزهایی که نمی‌توانند جلوی خودشان را برای خوردن آن بگیرند، به کار می‌گیرند. و وقتی اینکار به طور مداوم ادامه پیدا کند، آخر ماه نه تنها ظاهر بهتری پیدا کرده و احساس بهتری خواهید داشت، عملکرد کاری‌تان هم بهتر خواهد شد.

امروز مبلغی پس‌انداز کنید. اگر توازن بانکی‌تان موفقیتتان را تعیین می‌کند، این ساده‌ترین راه موفقیت شما خواهد بود. از همین امروز، هر روز مبلغی پس‌انداز کنید؛ هر میزانی که در توانتان باشد. این کار را هر روز انجام دهید و مداوم پیش روید و وقتی این کار متعهدانه در طول یک دوره زمانی انجام شود، یک میلیونر خواهید شد.

از امروز یک قدم بیشتر بردارید. امروز کاری بکنید که قبلاً برای انجام آن تردید داشتید. اگر ماه‌هاست که برای زود بیدار شدن مشکل دارید، امروز صبح ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید. انجام کارهایی که هیچوقت برای انجام آن راحت نبوده‌اید، باعث می‌شود پایتان را فراتر از موانع ذهنی‌تان بگذارید و واقعیت توانایی‌های خود را کشف کنید.

وقتی این کارها را انجام دهید، به سمت جهش کوانتومی در کارتان پیش خواهید رفت اما تا آن موقع قدم به قدم جلو روید.

wichidika
04-11-2012, 07:30
با اعلام ابلاغ برنامه جامع ارتقای سلامت روان
وزارت بهداشت آمار شیوع انواع اختلالات روانی را در کشور اعلام کرد

خبرگزاری فارس: مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت با اعلام شیوع ۲۳ درصدی انواع اختلالات روانی در کشور و بیان جزئیات شیوع انواع این اختلالات از ابلاغ برنامه جامع ارتقای سلامت روان به دانشگاه‌های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی کشور خبر داد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



Tweet ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])





به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان فارس عباسعلی ناصحی پیش از ظهر امروز در نشست خبری هفته سلامت روان که در وزارت بهداشت برگزار شد اظهار داشت: یکی از مشکلاتی که در کل دنیا و از جمله کشور ما وجود دارد عدم آگاهی از مسائل مربوط به روان است و اکثر افرادی که مشکل روانی دارند از این مشکل بی‌اطلاع هستند و برای درمان اقدام نمی‌کنند که در نتیجه این مشکل شدیدتر شده و هزینه‌های زیادی را به خود و جامعه تحمیل می‌کنند.وی با اشاره به آماری که وزارت بهداشت در سال 84 برآورد کرد گفت: طبق این تحقیق بیشترین بار بیماری‌ها در کشور در بین مردان ابتدا مربوط به حوادث ترافیکی و سوانح است و اختلالات روانی مقام دوم را دارد.ناصحی افزود: اختلالات روانی در زنان شایع‌تر است و رتبه اول بیماری‌ها را در این قشر دارد.وی با اشاره به پیمایش دیگری که در سال 90 درباره اختلالات روانی در سراسر کشور انجام شد گفت: این تحقیق بین جمعیت سنی 15 تا 64 سال و بر روی 7886 نفر انجام شد که 86.2 درصد افراد در این تحقیق شرکت کردند.به گفته مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت میانگین شیوع اختلالات روانی بر پایه این تحقیق 23.6 درصد است که در مقایسه با آمار جهانی بالا نیست و از کشورهای توسعه‌ یافته‌ای چون‌آمریکا که بیشترین آمار اختلالات روانی را دارد بسیار کمتر است.وی گفت: البته اگر بخواهیم این آمار را به تفکیک اعلام کنیم شیوع اختلالات روانی در زنان 26.5 و در مردان 20.8 درصد برآورد شده است همچنین 14.6 درصد جمعیت کشور دچار اختلالات خلقی هستند که در این میان 17.3 درصد در میان زنان و 11.9 درصد در بین مردان اختلالات خلقی دیده شده است.ناصحی با تأکید بر اینکه میانگین شیوع افسردگی اساسی در سطح کشور 13.6 درصد استگفت: آمار افسردگی اساسی در زنان 16.5 درصد و در مردان 10.7 درصد و در نهایت می‌توان گفت: ابتلا به اختلالات روانی، اضطراب و افسردگی در خانم‌ها بالاتر است.وی با اشاره به اینکه نقش وزارت بهداشت در تأمین سلامت مردم فقط 25 درصد است خاطرنشان کرد: برای تأمین سلامت نهایی مردم باید ارتباط بین بخشی دستگاه‌ها را تقویت کرد.ناصحی اذعان داشت: عوامل اجتماعی اثر بسیار بارزی بر روی ابتلا به اختلالات روان یا پیشگیری از آندارد به عنوان مثال تحقیقات نشان داده که ابتلا به اختلالات روانی پس از حوادث طبیعی یا غیر طبیعی بیشتر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم و معمولاً بازماندگانی چون زلزله آذربایجان دچار آسیب روانی می‌شوند که نیاز به مداخله دارد.وی در بخش دیگری از سخنان خود به بیماران روانی که مرتکب جرائم می‌شوند اشاره کرد و گفت: اکنون بیماران روانپزشکی که جرم هم مرتکب شده‌اند در بیمارستان‌های روان‌پزشکی بستری می‌شوند و برای بیمارستان و بیماران دیگر مشکل ایجاد می‌کنند. امیدواریم بیمارستان روانپزشکی مخصوص بیماران مجرم داشته باشیم.وی تأکید کرد: باید برنامه جامعی که در آن نقش همه دستگاه‌ها چه در داخل وزارت بهداشت و چه در خارج از آن در زمینه کنترل و پیشگیری مشخص شده داشته باشیم که در این راستا برنامه جامع ارتقای سلامت روان کشور در شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت به تصویب رسیده است و به زودی به دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور ابلاغ می‌شود.وی ارتقا سواد سلامت روان مردم سهم و نقش دستگاه‌ها در این راستا، غربالگری برخی بیماری‌های روانی و مراقبت از آنها را از سرفصل‌های این برنامه عنوان کرد.وی به برنامه‌های هفته جهانی سلامت روان اشاره کرد و گفت: با توجه به شیوع زیاد افسردگی در دنیا سازمان جهانی بهداشت شعار امسال را "افسردگی یک بحران جهانی" انتخاب کرده چرا که 50 درصد افرادی که افسردگی دارند خود از آن بی‌اطلاع‌ هستند و برای درمان مراجعه نمی‌کنند که در نهایت به معلولیت روانی منجر می‌شود.وی اولین روز از هفته سلامت روان (24 مهر) را با شعار «سلامت روان و پزشک خانواده» اعلام کرد و گفت: مهمترین برنامه وزارت بهداشت اجرای برنامه پزشک خانواده است و معتقدیم تیم پزشک خانواده در خط مقدم مراجعات روانپزشکی قرار دارد.ناصحی ادامه داد: روز دوم 25 مهر با نام «سلامت روان و باورهای اجتماعی» است چرا که ما باورهای اجتماعی زیادی راجع به سلامت روان داریم که برخی نادرست است و سبب اختلال در روند درمان برخی بیماری‌های روانی می‌شود.سومین روز یعنی 26 مهر با نام «سلامت روان و جامعه سالم» آغاز می‌شود چراکه معتقدیم نمی‌توانیم جامعه سالم داشته باشیم مگر اینکه افراد جامعه، روان سالمی داشته باشند و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی ناشی از سلامت روان است.ناصحی نام چهارمین روز از هفته سلامت را «سلامت روان و رسانه» اعلام کرد و گفت: رسانه‌ها نقش عمده‌ای در افزایش سلامت روان مردم و آگاهی رسانی دارند و جامعه‌ای در کنترل می‌تواند باشد که رسانه‌های آن نقش خود را در حوزه سلامت به خوبی ایفا کنند.دو روز دیگر از هفته سلامت روان با شعارهای «سلامت روان و سلامت خانواده» و «سلامت روان و محیط‌های آموزشی» نام گرفته است چرا که به اعتقاد ناصحی خانواده بخش کوچکی از جامعه است که می‌تواند سلامت جامعه را تأمین کند.انتهای پیام/

شاهزاده خانوم
04-11-2012, 19:18
انگیزه های خطرناک برای ازدواج [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] قبل از تصمیم به ازدواج، انگیزه‌تان را بررسی کنید

درمورد انگیزه‌های ازدواج، تفکرات توهم‌زایی که با خیالپردازی در ابتدای رابطه‌ها ایجاد می‌شود، یکی از بدترین‌هاست. بعنوان مثال، درمورد نامزدی‌های کوتاه‌مدت، دو دلیل توهم‌زا برای ازدواج کردن، «چون بااینکه تازه با هم آشنا شده‌ایم اما همیشه می‌شناختمت» و «چون از داستان عشق ما فیلم زیبایی می‌توان ساخت» می‌توانند باشند.

دلایل بد دیگری هم برای ازدواج کردن هستند. این دلایل معمولاً سه دسته هستند: اضطراب، بی‌کفایتی و واقعیت‌گرایی خودمحور.

اگر به ازدواج فکر می‌کنید یا به دنبال همسر ایدآل خود هستید، توصیه می‌کنیم که با خودتان صادق باشید و عمق انگیزه‌تان برای ازدواج را بسنجید. آیا انگیزه‌تان از یکی از این دلایل ریشه می‌گیرد؟

می‌خواهم ازدواج کنم…

• چون همه دوستانم ازدواج کرده‌اند.
• چون نمی‌دانم اگر این مورد را رد کنم، باز هم موردی برای ازدواج پیش خواهد آمد یا نه.
• چون می‌خواهم احساس امنیت کنم.
• چون دیگر از روابط دوستی خسته شده‌ام.

این انگیزه‌ها ریشه در ترس دارند. وقتی می‌ترسیم که تنها بمانیم یا از قافله عقب بیفتیم، وقتی قبول کنیم که یک زندگی کامل و جالب بدون همسر کمتر از یک زندگی متاهلی موفق است، یا وقتی باور داشته باشیم که ازدواج به ما احساس امنیت می‌دهد، اضطراب علت اصلی است.

فردی که به این دلایل ازدواج می‌کند، می‌خواهد همسرش برای او نقش یک نوع دیگری از موادمخدر را بازی کند. وقتی کسی به همسر خود بعنوان یک ماده مخدر نگاه کند نه یک موجود، نتیجه رابطه‌ای کوتاه‌مدت خواهد بود.

دسته دوم از انگیزه غیرمنطقی ازدواج کردن بخاطر احساس بی‌کفایتی است که خود را در افکار زیر نشان می‌دهد:

می‌خواهم ازدواج کنم…

• چون دوست‌پسر/دوست‌دخترم دوستم دارد و این باعث می‌شود احساس خاص بودن کنم.
• چون ازدواج به همه نشان می‌دهد که بزرگ شده‌ام.
• چون ازدواج نشان می‌دهد که یک نفر هست که من را بخواهد.
• چون این تمرکز بهتری به زندگیم می‌دهد.
• چون تنها هستم.

اگر انگیزه شما برای ازدواج جزء این دسته است، بد نیست مقالات ما درمورد اعتمادبه‌نفس و خوشبختی در ازدواج را مطالعه کنید.

و آخر دسته سوم از انگیزه‌های نادرست برای ازدواج واقعیت‌گرایی سطحی است که به صورت افکار زیر نمود می‌یابد:

می‌خواهم ازدواج کنم…

• چون چند وقتی می‌شود که با هم دوست هستیم و ازدواج قدم منطقی بعدی برای ماست.
• چون اگر با او ازدواج نکنم نمی‌توانم روابط آزاد و راحت داشته باشم.

انگیزه‌هایی که چزء این سه دسته باشند، برای ازدواج کاملاً نادرست و حطرناک هستند و چنین ازدواج‌هایی معمولاً دوام چندانی نخواهند داشت.

کاربر شماره ی یک
01-12-2012, 20:02
یکی از همسازترین تفاوت های جنسیتی آن است که پسران در مقایسه با دختران از نظر جسمی پرخاشگرتر هستند. این تفاوت به خصوص هنگامی مشخص می شود که کودکان خشمگین می شوند. این تفاوت در تمام فرهنگها وجود داشته و از اوایل رشد کودک آشکار می شود(وایت، 2001). در تبیین تفاوتهای جنسیتی در پرخاشگری جسمی هم عوامل زیستی و هم عوامل محیطی دخیل هستند. در این رابطه، عوامل زیستی به وراثت و هورمون ها اختصاص دارد در حالی که عوامل محیطی، انتظارات فرهنگی، الگوهای بزرگسالان و همسالان و پاداش پرخاشگری جسمی پسران را در بر می گیرد.

اگر پسران در مقایسه با دختران معمولا از نظر جسمی پرخاشگرتر هستند، اما آیا دختران در مقایسه با پسران بیشتر از پرخاشگری کلامی نظیر فریاد زدن استفاده نمی کنند؟

هنگامی که پرخاشگری کلامی نیز برسی می شود تفاوت های جنسیتی حذف شده و حتی گاهی اوقات میزان بروز آن در دختران بیشتر گزارش می شود(اگلی و استیفن، 1986). همچنین دختران احتمالا بیشتر نوع خاصی از پرخاشگری را نشان می دهند که پرخاشگری رابطه ای نامیده می شود و رفتارهایی را دربر می گیرد که در آن به ایجاد تنفر نسبت به دیگران به وسیله شایعه پراکنی های کینه توزانه یا نادیده گرفتن دیگران به علت عصبانیت منجر می شود(آندروود، 2002).

در پایان باید گفت یکی از مهارتهای مهم در اینجا توانایی تنظیم و کنترل هیجانات و رفتار فرد توسط خود اوست. پسرها در مقابل دخترها کمتر خودتنظیمی نشان می دهند. این کنترل کم خویشتن یا خودتنظیمی ضعیف را می توان در قالب مشکلات فردی تفسیر نمود. در یک مطالعه بین خودتنظیمی کم کودکان و پرخاشگری گسترده تر، اذیت دیگران، واکنش شدید به ناکامی، همکاری کم و عدم توانایی برای به تعویق انداختن کامروایی رابطه وجود داشت(بنت، 2003).

منبع: روانشناسی تربیتی-دکتر اسماعیل بیابانگرد- انتشارات ویرایش

wichidika
03-12-2012, 08:28
خوشبختی ثروت می‌آورد

خبرگزاری فارس: تحقیقات جدید در آمریکا نشان می دهد: ثروت خوشبختی به همراه نمی‌آورد بلکه این احساس شادمانی و خوشبختی است که بر ثروت انسان می‌افزاید.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



Tweet ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])




به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از خبرگزاری mena ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])، برخی گمان می‌کنند که پول و ثروت خوشبختی می‌آورد اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد این افراد خوشبخت هستند که ثروت زیادی تری را کسب می‌کنند.
محققان در تحقیقات خود دریافتند: افراد دارای تفکر و احساسات مثبت تر مثل نوجوانان و افراد دارای رضایتمندی بیشتر از زندگی مثل افراد بالغ تمایل دارند که ثروت و اموال زیادتری را در 29 سالگی کسب کنند.
محققان در جریان تحقیقات خود پرونده‌های بیش از 10 هزار آمریکایی را در سنین 16، 18 و 22 و درآمد سالیانه آنها در سن 29 سالگی را بررسی کردند.
این تحقیقات نشان داد: افراد اعم از اینکه باهوش، ساده، قد بلند، قد کوتاه یا دارای اعتماد به نفس باشند؛ خوشبخترین آنها، ثروت و پول بیشتری از دیگر همنوعان اندوهگین خودش، به‌دست می‌آورد.
این تحقیقات همچنین نشان داد: درآمد آینده نوجوانان اندوهگین 30 درصد کمتر از میانگین بود اما درآمد خوشبخترین نوجوانان 10 درصد افزایش یافت.
انتهای پیام/

wichidika
03-12-2012, 08:31
ابتلا به سرطان در بزرگسالی با کتک خوردن در کودکی









[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مطالعات صورت گرفته توسط پژوهشگران آمریکایی نشان می‌دهد، والدینی که فرزندان خود را تنبیه می کنند یا بر سرآنها فریاد می زنند، کودکان خود را با ریسک بالای ابتلا به بیماری های مختلف از جمله سرطان و بیماری های قلبی مواجه می‌سازند.
به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پژوهشگران روانشناسی دانشگاه پلیموت تأثیر تنبیه بدنی و رفتارهای خشن والدین با کودکان و احتمال بروز بیماری های مختلف را مورد مطالعه قرار داده اند.
محققان تأکید می کنند، هرگونه تنبیه بدنی اعم از ضعیف یا شدید در دوران کودکی می تواند خطر ابتلا به بیماری های مختلف در آینده را افزایش دهد.
تحقیقات جدید نشان می دهد، والدین با فریاد زدن بر سر کودکان یا تنبیه کردن آنها، فرزندان خود را در معرض مشکلات جدی سلامتی از جمله احتمال ابتلا به سرطان، بیماری های قلبی و آسم قرار می دهند.
ایجاد استرس، اصلی ترین علت بروز مشکلات سلامتی در کودکان عنوان شده است؛ افزایش سطح استرس باعث تغییرات بیولوژیکی در کودک شده و فرد را مستعد ابتلا به بیماری های مختلف در سال های آتی می کند.
پروفسور «مایکل هایلند» سرپرست تیم تحقیقاتی تأکید می کند: استرس سال های نخست زندگی در اشکال آسیب های جسمی ناشی از تنبیه بدنی باعث تغییرات در دراز مدت و افزایش خطر ابتلای فرد به بیماری های مختلف در آینده می شود.
نتایج این مطالعه در مجله Behavioural Medicine (پزشکی رفتاری) منتشر شده است.
انتهای پیام

wichidika
19-12-2012, 14:45
به بهانه شب یلدا؛


تقویت فرهنگ گفتگو در خانواده ضرورت جامعه



یکی از مهمترین کارکردهای جشن ها و مناسبتها در تمامی جوامع ایجاد فضای صمیمی میان مردم است در این میان برخی از مناسبتها در تقویت ارتباطات درون خانوادگی نقش به سزایی دارند که از جمله آنها جشن شب یلدا(شب چله) به عنوان بلندترین شب سال است.


به گزارش خبرنگار مهر ، به مناسبت شب یلدا طولانی ترین شب سال دکتر سید حسن موسوی چلک در یادداشتی آورده است: در این جشن خانواده ها از مدت ها قبل برای داشتن شبی خاطره انگیز برنامه ریزی می کنند.در برخی از مناطق خوردن سیزده نوع میوه و سایر مواد خوراکی از قبیل هندوانه،انار،آجیل شب چله و .. رسم است.
با توجه به افزایش فشار های مختلف روانی و اجتماعی به دلیل مشکلات وگرفتاری های که مردم دارند امروزه بیش از هر زمانی نیاز به زندگی در کانون گرم خانوادگی احساس می شود و یکی از راه های ایجاد این فضای گرم تقویت فرهنگ گفتگو در میان اعضاء خانواده و بستگان است.در پژوهشی که چند سال قبل با عنوان «فرهنگ گفتگو در میان خانواده های ایرانی» داشتم این زمان به حدود 15 دقیقه رسیده بود که نشان از ضعف این فرهنگ در میان اعضاء خانواده است. تقویت این فرهنگ مستلزم آشنایی با آداب و مهارت گفتگو است.
یکی از اشکالات ما در استفاده از این مهارت این است که در بسیاری از مواقع گفتگو ها به مشاجره ختم می شود.یا در باره موضوعاتی که برای صحبت انتخاب می کنیم دقت لازم را به عمل نمی آوریم لذا ممکن است برای طرفین گفتگو جذابیت نداشته باشد.یا زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب نمی کنیم.
گاهی اوقات هم جایی که نباید حرفی را بزنیم، می زنیم . دلایل و شرایط دیگر نیز موجب می شود تا کمتر راغب به گفتگو با اعضاء خانواده شویم.مقایسه ها،سرزنش، تحقیر ها، صحبت کردن از دیگران و .... نیز ازجمله دلایلی است که می تواند در کاهش زمان گفتگوی موثر تاثیر گذار باشد.
نقش رسانه ها و تکنولوژی های پیشرفته را هم نمی توان در این زمینه انکار کرد.بگونه ای امروزه چیدمان مبلمان و صندلی ها و ... براساس محل قرار گرفتن تلویزیون و ... تعیین می شود.سفره ها جمع شده است و یا به شکل مثلثی شکل شده است چون یک طرف سفره یا میز نهار غذاخوری باید خالی باشد تا تصویر صفحه تلویزیون حتی هنگام غذا خوردن تمام وکمال دیده شود.لذا سفره گرد یا چهار گوش که همه اطراف سفره بنشینند دیگر جایی در زندگی ما ندارد.
همه این موارد موجب شده است تا گفتگو درخانواده کمرنگ و کمرنک تر شود و همین شرایط فاصله عاطفی میان اعضاء خانواده را ایجاد و بیشتر می کند.استفاده مستمر از کامپیوتر و تلفن همراه در داخل منزل هم بر این قضیه دامن می زند.بنابراین در شرایط کنونی این فرهنگ تضعیف شده است که تضعیف آن هم مشکلات متعدد دیگری را بوجود می آورد.حال بیاییم به بهانه شب یلدا فرهنگ گفتگو را در خانواده ها تقویت کنیم تا خانه همچنان کانون مهر و محبت و صمیمیت باشد.یلداتان مبارک

سید حسن موسوی چلک
رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

wichidika
10-01-2013, 14:06
پژوهشگران دریافتند:
انگشتان، اخلاق شما را برملا می‌کنند









[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پژوهش دانشمندان دانشگاه بوفالو حاکی از آن است که پرخاشگری کلامی ممکن است ناشی از عللی زیست شناختی باشد که می‌توان آن را با اندازه‌گیری "نسبت بلندی انگشت حلقۀ شخص (انگشت چهارم از سمت شست) و بلندی انگشت سبابه" موسوم به (2D:4D)، شناسایی کرد.
به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه اصفهان، پرخاشگری کلامی به رفتاری اطلاق می‌شود که شخص اقدام به ناسزاگویی، توهین، لقب‌گذاری کنایه‌ای برای افراد و تهدیدهای نژادی می‌کند.
طی این پژوهش که از نخستین تحقیقات در نوع خود است، محققان نسبت (2D:4D) را به عنوان معیاری برای در نظر گرفتن میزان قرارگیری جنین در برابر تستوسترون و شاخصی برای پرخاشگری کلامی در نظر گرفتند.
پیش از این، تحقیقی جداگانه با عنوان " The Effect of Prenatal --- Hormones on the Development of Verbal Aggression " توسط محققان دانشگاه میشیگان و تنسی انجام گرفت که نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که می‌توان نسبت (2D:4D ) را به عنوان مقیاسی در میزان قرارگیری با آندروژن‌های (تستوسترون نیز نوعی آندروژن است) دوران جنینی در نظر گرفت و علاوه بر این، چندین تحقیق نیز رابطه بین نسبت (2D:4D ) و ویژگی‌های اخلاقی و جسمانی متفاوت را نشان داده است.
پژوهشگران طی این تحقیق جدید، نسبت بلندی انگشت حلقه و سبابه چندین بزرگسال را اندازه‌گیری کردند، سپس از آنها خواستند تا پرسشنامه‌های "HEXACO" را در رابطه با بروز رفتارهای پرخاشگرانه خود تکمیل کنند.
"هگزاکو" آزمون شخصیت است که اختصار صداقت، فروتنی، تهییج پذیری، برونگرایی، سازگاری، وظیفه‌شناسی و گشودگی به تجربه است.
این تیم تحقیقاتی دریافتند مردان و زنانی که نسبت (2D:4D ) کوچکتری داشتند، بر اساس جواب پرسشنامه‌های خودشان، از نظر کلامی پرخاشگرتر بودند.
به گفته دکتر "آلیسون شاو"، یافته‌های این پژوهش از نخستین گام‌هایی برای درک بهتر علل زیست شناختی و روند رفتارهای پرخاشگرانه کلامی است که می‌تواند راهکارهای پیشگیرانه موثرتری را برای مهار اینگونه رفتارها در اختیار محققان قرار دهد.
انتهای پیام

A M ! N
10-01-2013, 14:41
انگشـــت حلقــــــه ی من تقریبن یک سانتی متر از انگشت اشارم بزرگتره که این خیلی نــادر هستــش!!!
یادم میاد یه پژوهشی هم در این زمینه شده بود که نسبت این دو ، مقدار "دوندگی سریعتر" رو مشخص
میکرد.

wichidika
13-01-2013, 18:18
تحقیقات علمی نشان داد
دروغ باعث مشکلات جسمی و روانی می‌شود

خبرگزاری فارس: محققان بر اساس نتایج تحقیقات علمی خود هشدار دادند که دروغگویی باعث بروز مشکلات جسمی و روانی بزرگی در افراد می‌شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



Tweet ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])






به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از خبرگزاری mena ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])، یک گروه از محققان آمریکایی به اطلاعات جدید و قابل توجهی درباره اهمیت پایبندی انسان به صداقت و راستگویی و نقش دروغگویی در آسیب دیدن انسان معاصر و ابتلای وی به مشکلات ذهنی و روانی بزرگ شدند که برای اولین بار منتشر می‌شود.محققان تأکید کردند: پایبندی به صداقت و راستگویی و دروغ نگفتن انسان در وضعیتهایی - که اگر دروغ بگوید نجات می یابد و از بازخواست یا مجازات در امان می‌ماند – نقش موثر و قابل توجهی در بهبود سلامت ذهنی و جسمی وی دارد.محققان افزودند: اما دروغگویی انسان را با مشکلات روانی و جسمی بزرگی درگیر می‌کند و وی را بیشتر در معرض ابتلا به بیماریها قرار می‌دهد.این نتایج در کنفرانس علمی جمعیت روانشناسی آمریکا توزیع و درشماره این ماه ماهنامه جمعیت منتشر شده است.این نتایج تأکید کرد: افرادی که بسیار امانتدار و پایبند به صداقت و راستگویی هستند و به طور کامل از دروغگویی و بهانه تراشی‌های واهی دوری می‌کنند، سلامت ذهنی و جسمی آنها به طرز قابل ملاحظه‌ای درمقایسه با افرادی که از دروغ به عنوان یک ابزار موثر به منظور فرار از وضعیتهای دشوار و به طور کلی در زندگی خود استفاده می‌کنند- بهبود می‌یابد.محققان علت اجرای این تحقیقات خود را توضیح داده و گفتند: یکی از مطالعات علمی جدید اشاره کرده است که شهروند آمریکایی در طول یک هفته دست کم 11 دروغ می‌گوید و این امر ما را برآن داشت تا به دنبال این موضوع باشیم که اگر انسان به راستگویی و صداقت پایبند باشد و دروغ را کنار بگذارد، این امر نقشی در بهبود سلامت وی ایفا می‌کند.محققان گفتند: نتایج تحقیقات درستی این باور را اثبات کرد.انتهای پیام/

wichidika
13-01-2013, 18:19
چرا چشم قهوه‌ای‌ها قابل اعتمادترند؟









[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] 9%86%D8%AF)
پژوهش جدید دانشگاه چارلز در پراگ نشان داده که انسانهایی با چشمان قهوه‌ای از چشم آبی‌ها قابل اعتمادترند.
به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این پژوهش تصویر 40 زن و 40 مرد چشم قهوه‌ای و چشم‌آبی برای قضاوت در مورد میزان قابل اعتماد بودن، جذابیت و تسلط آنها در برابر شرکت‌کنندگان قرار گرفت که نتایج نشان داد از نظر شرکت‌کنندگان افراد چشم‌قهوه‌ای قابل اعتمادترند.
این در حالیست که هنگام نشان دادن تصاویر همان افراد چشم‌قهوه‌ای که رنگ چشمانشان این بار بصورت مصنوعی، آبی شده بود، شرکت‌کنندگان میزان قابل اعتماد بودن آنها را برابر تشخیص دادند.
این پژوهش نشان داده که کلید قابل اعتماد بودن در ویژگی‌های مشترک چهره افراد دارای چشم قهوه‌ای بوده و ارتباطی به رنگ چشم آنها ندارد.
برای مثال مردان دارای چشم قهوه‌ای از چهره‌های گردتر و چانه وسیعتر، دهان عریض‌تر با گوشه‌های رو به بالا، چشمان بزرگتر و ابروهای نزدیک به هم برخوردارند که مردانه‌تر و از این رو قابل اطمینان‌تر محسوب می‌شوند.
در مقابل، مردان دارای چشمان آبی بیشتر از ویژگیهای صوری مانند چشمان کوچکتر و دهانی با گوشه‌های رو به پایین برخوردارند که ظاهری حیله‌گر به آنها می‌دهد.
زنان دارای چشمان قهوه‌ای نیز مورد اعتماد بیشتری نسبت به چشم‌آبی‌های جنس خود بودند اما تفاوت آنها به چشمگیری مردان نبود.
این پژوهش که در مجله PLOS ONE منتشر شده، چنین نتیجه‌گیری کرده که اگرچه چهره‌هایی با چشم قهوه‌ای از قضاوت خوش‌بینانه‌تر مخاطب، در مقایسه با چشم آبی‌ها برخوردارند، بخودی خود این رنگ چشم نیست که باعث برداشت قابل اعتماد بودن آنها شده، بلکه ویژگیهای صوری است که در این افراد بیشتر دیده می‌شود.
انتهای پیام

A M ! N
02-03-2013, 15:55
سلام دوستان.. ازین به بعد برای هر موضوع روانشناسی در زیربخش زیست شناسی، پزشکی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، یک تاپیک جدید باز کنید
باسپاس./