نيروي بيكران (آنتوني رابينز) [آرشيو] - P30World Forums

PDA

View Full Version : نيروي بيكران (آنتوني رابينز)


emp-ehsan
07-08-2006, 01:09 PM
تقديم به همه دوستان
همه ما رويا ها و آرزوها يي داريم ... همه ما در اعماق روح خود مي خواهيم باور كنيم كه داراي موهبت خاصي هستيم، مي توانيم تغيير و تفاوتي ايجاد كنيم، مي توانيم به طريق خاصي در ديگران نفوذ كنيم و مي توانيم جهان فعلي را به صورت دنياي بهتري در آوريم.
آرزوي شما چيست ؟ شايد رويايي است كه آن را فراموش كرده ايد و يا درشرف زوال و نابودي است . اگر آرزوي شما عملي مي شد ، وضع امروزي شماچگونه بود؟
اكنون چند لحظه وقت صرف كنيد و در رويا و آرزوي خود فرو برويد و ببينيد خواسته واقعي شما در زندگي چيست ؟
كارهايي كه گاه به گاه انجام مي دهيم، ملاك نيستند، بلكه اعمال دائمي ما هستند كه نقش تعيين كننده دارند. پدر همه اعمال ما كدام است ؟ چه عملي در نهايت ، تعيين كننده شخصيت و راه زندگاني ماست ؟ پاسخ اين پرسش در كلمه تصميم نهفته است . در لحظات تصميمگيري است كه سرنوشت ما رقم زده مي شود . من بيش ازهر چيز ، اعتقاد دارم كه آنچه سرنوشت ما را تعيين مي كند ، شرايط زندگيمان نيست ، بلكه تصميمهاي ماست.
چه كسي باور مي كرد كه ايمان مردي آرام و بي ادعا ( حقوقداني كه به اصل مسالمت معتقدبود )
چنان قدرتي داشته باشد كه امپراطوري وسيعي را واژگون كند ؟ مع ذالك تصميم مهاتماگاندي و اعتقاد او به اينكه بدون توسل به خشونت مي توان به مردم هند كمك كرد تا دوباره زمام كشور خود رابدست گيرند،يك رشته وقايع زنجيره اي غير منتظره را سبب شد .
ببينيد يك تصميم ، كه به موقع و با ايمان كامل به آن عمل مي شود ، چه نيرويي دارد. هنگامي كه خيليها اين كار را رويايي غير ممكن تصور مي كردند ، استقامت و پابندي گاندي به تصميمي كه گرفته بود ، آن رويا را به واقعيتي غيرقابل انكار مبدل كرد.نكته آن است كه خود متعهد كنيم بطوري كه نتوانيم از تصميم خود بر گرديم .
اگر شما همين اندازه شور و شوق، ايمان و عمل در خود سراغ داشتيد كه بتوانيد حركتي توقف نا پذير را به وجود آوريد، دست به چه اقداماتي مي زديد؟
در درون هر يك از ما منابع نيروي عظيمي به وديعه نهاده شده است كه مي تواند ما رابه كليه آرزوهاي خود و حتي به چيزي بيش از آن برساند. يك تصميم ، مي تواند دريچه هاي بسياري را به روي ما باز كند و شادماني يا غم ، سعادت يا بي نوايي، با هم بودن يا انزوا ، عمر طولاني و يا مرگ زود رس را به ارمغان آورد.
از شمامي خواهم كه همين امروز ، تصميمي بگيريد كه بلافاصله موجب دگرگوني يا بهبود كيفيت زندگيتان شود.كاري را كه به تعويق انداخته ايد انجام دهيد...مهارت تازه اي فرا بگيريد ...با دلسوزي و احترام بيشتري نسبت به ديگران رفتار كنيد ... و يا به كسي كه چند سال است با او صحبت نكرده ايد ، تلفن كنيد . فقط بدانيد كه همه تصميمها داراي پي آمد هايي هستند. حتي اگر هيچ تصميمي نگيريد، اين خود نوعي تصميم است
در گذشته، چه تصميمهايي گرفته، يا نگرفته ايد كه بر زندگي امروزي شما تاثير شديدي داشته است ؟
در سال 1955 خانم روزاپاركس تصميم گرفت كه از يك قانون غير عادلانه و مبتني بر تبعيض نژادي سرپيچي كند. وي از اينكه در اتوبوس ، جاي خود را به سفيد پوستي واگذارد امتناع كرد و اين عمل او ، نتايجي به بار آورد كه در آن لحظه به ذهنش خطور نمي كرد . آيا قصد او اين بود كه ساختار اجتماع را دگرگون سازد ؟ قصد او هر چه بود، پا بندي وي به معيارهاي عاليتر زندگي ، او را به انجام اين عمل واداشت .
اگر معيارهايي را كه داريد ، بالا ببريد و تصميم واقعي بگيريد كه براساس آن معيارها زندگي كنيد چه تغييرات شگرفي ايجاد خواهد شد؟
همه ما ، داستان زندگي افرادي را شنيده ايم كه علي رغم محدوديتهاي شرايط، دست به كاري شگرف زده و به صورت نمونه هايي از نيروي بي كران روح انسان در آمده اند.
من و شما نيز مي توانيم زندگاني خود رابه صورت يكي ازاين افسانه ها در آوريم ، به شرط اينكه شهامت داشته باشيم و بدانيم كه قادريم اختيار اتفاقاتي راكه در زندگيمان مي افتد به دستگيريم. و اگر هم نتوانيم هميشه اتفاقاتي راكه در زندگيمان مي افتد كنترل كنيم ، دست كم مي توانيم بر واكنشهاي خود نسبت به آن وقايع ، و بر اعمالي كه در مقابل آنها انجام مي دهيم مسلط باشيم.
اگر در زندگي شما چيزي هست كه از آن ناراضي هستيد، ( مثلاٌ در زمينه روابط، سلامت جسمي ويا شغل) هم اكنون تصميم بگيريد كه بلافاصله تغييري در آن به وجود آوريد.
هر چه بيشتر تصميم بگيريد ،قدرت تصميم گيري شما بيشتر مي شود .همچنان كه عضلات بدن در اثر ورزش نيرومندتر مي شوند ، قدرت تصميم نيز با تمرين افزايش مي يابد.
همين امروز، در مورد دو كار كه به تاخير انداخته ايد تصميم بگيريد: يك تصميم كه گرفتن آن آسان و يك تصميم كه كمي دشوارتر باشد. بلافاصله در جهت عملي كردن هر يك از آنها قدمي برداريد و اين كار را با قدم ديگري كه فردا بر مي داريد ادامه دهيد. با اين عمل ، عضلات تصميمگيري شما نيرومند مي شوند و مي توانيد بزودي تغييراتي بزرگ ، در تمامي جهات زندگي خود به وجود آوريد.
بايد خود را مقيد كنيم كه از اشتباههاي خود پند بگيريم، نه اينكه به خود بپيچيم و خويشتن را ملامت كنيم . اگر از خطاهاي خود درس نگيريم ، ممكن است در آينده نيز آنهارا تكرار كنيم . اگر موقتاٌ كشتي تان به گِل نشست، بخاطر آوريد كه در زندگي انسان شكست معني ندارد، بلكه فقط نتيجه وجود دارد . اين ضرب المثل را در نظر داشته باشيد : قضاوت صحيح ناشي از تجربهاست ،و تجربه غالباٌ نتيجه قضاوت غلط است !
در گذشته خود ، مرتكب چه اشتباهي شده ايدكه بتوانيد از آن براي بهبود زندگي امروزي خود استفاده كنيد؟
موفقيت و شكست، معمولاٌ منشا واحدي ندارند.شكست نتيجه خودداري از انجام عملي ( مثلاٌ زدن يك تلفن ، رفتن يك كيلومتر راه يا اظهار عشق و محبت) است.همان طور كه شكست ، ناشي از يك رشته تصميمات جزئي است، موفقيت نيز ناشي از آغازگري و ابتكار ، پشتكار و بيان واضح عشق و محبت عميق قلبي است.
امروز چه عمل كوچكي مي توانيد انجام دهيد كه حركتي را در جهت موفقيتهاي زندگي به وجود آورد؟تحقيقات پژوهشگران ، پيوسته نشان داده است كه افرادموفق معمولاٌ به سرعت تصميم مي گيرند و وقتي انجام كاري را درست بدانند به آساني از تصميم خود بر نمي گردند. بر عكس ، اشخاص شكست خورده معمولاٌ دير تصميم مي گيرند و تصميم خود را به آساني عوض مي كنند .
هر گاه تصميم شايسته اي گرفتيد ، آنرا رها نكنيد
او تقريباٌ نيمي از عمرش رادر يك ريه آهني و نيم ديگر را در صندلي چرخدار گذرانده است. با وجود اينهمه مشكلات فردي ، او لابد در شرايطي نيست كه بتواند كيفيت زندگي ديگران را بهتر سازد. آيا نظر شما غير از اين است ؟ادرابرتس ، مجسمه لحظات بي همتاي تصميم و اراده انساني است . وي نخستين فرد معلولي است كه بدون داشتن دست و پا ، از دانشگاه كاليفرنيا و بركلي فارغ التحصيل شده و به رياست اداره توانبخشي ايالت كاليفرنيا رسيده است .وي كه مدافع خستگي ناپذير افراد معلول است ، توانسته است قوانيني رابراي حفظ كليه حقوق انساني معلولين به تصويب برساند و براي اجراي آن قوانين نيز ابتكارات بسياري رانشان دهد.
شما هيچ بهانه قابل قبولي نداريد . هم اكنون سه تصميم بگيريد كه وضع سلامت، شغل، روابط زندگيتان را بهتر سازد و آنگاه براساس آن تصميمها عمل كنيد.
چگونه مي توانيد چيزي نامرئي را قابل ديدن كنيد؟ اولين قدم آن است كه رويا و آرزوي خود را با دقت و روشني تعريف كنيد. تنها چيزي كه حد توانائيهاي شما را مشخص مي كند ، همين است كه بتوانيد با دقت ، خواسته خود راتعريف كنيد . اكنون مي خواهيم آرزوها و روياهاي شما را متبلور سازيم و ظرف چند روز آينده برنامه اي بريزيم كه مطمئناٌ شما را به هدف برساند.
همه ما، چه بدانيم و چه ندانيم ، داراي هدفهايي هستيم. اين هدفها، هر چه باشند، بر زندگي ما تاثير اساسي دارند.مع ذالك بعضي از هدفها، نظير اينكه ( من بايد قبضها و صورتحسابهاي خود راپرداخت كنم ) هيچ شور و هيجاني در انسان ايجاد نمي كند. رمز آزاد كردن نيروهاي واقعي آن است كه هدفهاي هيجان آوري براي خود قرار دهيد كه حقيقتاٌ نيروي خلاقه را در شما زنده كند و محرك شور و شوق باشد.
هم اكنون آگاهانه هدفهاي خود را انتخاب كنيد.
هدفهايي را كه به نظرتان ارزش تعقيب كردن دارند در نظر آوريد. آنگاه يك هدف را كه مهيج تر باشد بر گزينيد . چيزي باشد كه بخاطر آن ، صبحها زودتر از خواب بر خيزيد و شبها ديرتر به بستر برويد. براي رسيدن به آن هدفِ، تاريخ معيني را در نظر بگيريد و در چند سطر بنويسيد كه چرا حتماٌ بايد تا آن تاريخ به هدف برسيد.آيا اين هدف، آنقدر بزرگ هست كه برايتان شور آفرين باشد؟ يا باعث شود كه از چهار چوب محدوديتهاي خود فراتر برويد؟ يا ظرفيتهاي نهفته خود را آشكار كنيد؟
اگر تاكنون اتومبيل يا وسيله تازه اي خريده باشيد، متوجه شده ايد كه پس از خريد، مشابه آن در همه جا مشاهده مي كنيد. البته آن اشيا ، قبل از آن هم در اطراف شما وجود داشته اند ، اما متوجه آنها نمي شده ايد .
موضوع ساده است . بخشي از مغزمسئوول است تا كليه اطلاعات را غربال كند و فقط آنچه را كه براي بقا و يا موفقيت ، ضروري است وارد ذهن نمايد. بسياري از چيزها در اطرافتان وجود دارند كه به كار موفقيت وعملي شدن رويا هاي شما مي آيند، اما متوجه وجود آنها نمي شويد . زيرا هدفهاي خود را به روشني تعريف نكرده ايد و به عبارت ديگربه مغز خود نياموخته ايد كه آن چيز ها داراي اهميت هستند .
پس از آنكه هدفها يا امور مهم را به ذهن خود ياد آور شديد، نوعي غربال ذهني به نام(سيستم فعال كننده شبكه ذهني) به كار مي افتد . اين بخش از ذهن مانند آهن ربا عمل مي كند و كليه اطلاعات و فرصتهايي را كه ممكن است موجب موفقيت سريع و رسيدن شما به هدف شود جذب مي نمايد. بكار انداختن اين كليد نيرومند عصبي ، مي تواند ظرف چند روز يا چند هفته ، شكل زندگي شما را واقعاٌ دگرگون كند.
راهنماي هدفگذاري ( برنامه ريزي سيستم فعال كننده Ras )
1 – از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقيقه وقت خود را صرف هدفگذاري كنيد.
( توجه : هدفهاي خود رادر دفترچه اي يادداشت كنيد)
2 – در هنگام انجام اين تمرين مرتباٌ از خود بپرسيد، ( اگر مطمئن بودم كه به هر خواسته اي خواهم رسيد و در هيچ زمينه اي شكست نخواهم خورد، در آن صورت چه چيزي را مي خواستم و چه مي كردم ؟)
3 – خوش باشيد و به عوالم كودكي بر گرديد. در يك فروشگاه بزرگ اسباب بازي ، روي زانوي بابانوئل ( يا عمو نوروز ) نشسته ايد . در آن حالت هيجان و انتظار ، هيچ خواهشي آنقدرها بزرگ نيست . بهاي هيچ چيزي آنقدرها گزاف نيست. همه چيز در دسترس است...
روز اول : هدفهاي مربوط به رشد فردي
احساس رفاه و دارندگي ، پايه اي است براي رسيدن به هر نوع موفقيت ديگر در زندگي
1 – پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات را در نظر بگيريد: دلتان مي خواهد چه مطالبي را بياموزيد؟ چه مهارتهايي را مي خواهيد فرا بگيريد؟ چه خصلتهايي رامي خواهيد در خود به وجود آوريد؟ دوستان شما چه كساني بايد باشند ؟ خود شما چه كسي مي خواهيد باشيد؟
2 – براي رسيدن به هر هدف مهلت معيني قائل شويد ( مثلا شش ماه، يك سال ، پنج سال، ده سال، يا بيست سال).
3 – بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد تا يك سال ديگر به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4 – ظرف دو دقيقه شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد حتما و به طور قطع ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
روز دوم : هدفهاي شغلي واقتصادي
خواه آرزوي شما اين باشد كه در رشته حرفه اي خود سر آمد و پيشتاز باشيد و ميليونها بر ثروت خود بيفزاييد و خواه علاقمند باشيد كه به عنوان دانشجوي رشته تخصصي ، سرمايه اي از علم بيندوزيد، اكنون فرصت داريد كه نسبت به هدفهاي خود اطمينان يابيد.
1 – پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات را درنظر بگيريد. چه مبلغ پول مي خواهيد بيندوزيد؟ از شغل خود ويا شركتي كه در آن كار مي كنيد چه انتظاراتي داريد؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصميمهايي در زمينه مالي بايد بگيريد؟
2 – براي رسيدن به هريك از هدفهاي خود مهلتي قائل شويد( مثلا شش ماه، يك سال، پنج سال، ده سال،يا بيست سال).
3 – بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد ظرف يك سال آينده به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4 – ظرف دو دقيقه شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد حتماٌ ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
روز سوم : هدفهاي تفريحي و ماجراجويانه
اگر از نظر مالي هيچ محدوديتي نداشتيد، دلتان مي خواست چه كنيد و يا چه چيزهايي را داشته باشيد؟ اگر هم اكنون يك غول جادويي در مقابل شما حاضرمي شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزويي مي كرديد؟
1 – پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات رادر نظر بگيريد. دلتان مي خواهد چه چيزهايي را بسازيد يا بخريد؟ دلتان مي خواهد در چه اتفاقاتي حضور داشته باشيد؟ به چه ماجراهايي علاقمند هستيد؟
2 – براي رسيدن به هر يك از هدفهاي خود مهلت معيني قائل شويد( مثلا شش ماه، يك سال، پنج سال، ده سال،يا بيست سال).
3 – بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد ظرف يك سال آينده به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4 – ظرف دو دقيقه، شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد بطور قطع ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
روز چهارم : هدفهاي معنوي و اجتماعي
اكنون فرصت داريد كه اثري از خود باقي بگذاريد. ميراثي به وجود آوريد كه تغييري واقعي در زندگي ديگران پديد آورد.
1 – پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات رادر نظر بگيريد.چه خدمتي از شما ساخته است ؟ در چه اموري و به چه كساني مي توانيد كمك كنيد ؟ چه چيزهايي را مي توانيد ايجاد كنيد؟
2 – براي رسيدن به هر يك از هدفهاي خود مهلت معيني قائل شويد( مثلا شش ماه، يك سال، پنج سال، ده سال،يا بيست سال).
3 – بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد ظرف يك سال آينده به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4 – ظرف دو دقيقه، شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد بطور قطع ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
هرگز هيچ هدفي را رها مكنيد، مگر اينكه ابتدا قدم مثبتي درجهت تحقق آن برداشته باشيد. هم اكنون لحظه اي فكر كنتيد و اولين قدمي را كه بايد در جهت رسيدن به هدف برداريد مشخص سازيد. براي اينكه پيشرفت كنيد ، چه قدمي را بايد امروز برداريد؟حتي يك قدم كوچك ( مثلا زدن يك تلفن ، يك قول، و يا يك برنامه ريزي مقدماتي )شما را به هدف نزديكتر مي كند . آنگاه كارهاي ساده اي را كه بايد از امروز تا ده روز ديگر انجام دهيد، به صورت برنامه ريزي به روي كاغذ بياوريد. اين برنامه ده روزه، يك رشته عادتها رادر ما ايجاد مي كند و نيروي محركه توقف ناپذيري را به وجود مي آورد كه موفقيت دراز مدت شما را تضمين مي كند. از هم اكنون شروع كنيد!
اگر يك سال ديگر ، به همه هدفهاي خود برسيد چه احساسي خواهيد داشت ؟ چه نظري نسبت به خودتان پيدا خواهيد كرد ؟ زندگي را چگونه خواهيد ديد؟ پاسخ با اين سئولات باعث مي شود تا دلايل قاطعي براي رسيدن به هدفپيدا كنيد. اگر بدانيد كه چرا بايد كاري را انجام دهيد، چگونگي انجام آن به آساني معلوم خواهد شد.
از فرصت استفاده كنيد و چهار هدف يك ساله خود رامشخص سازيد. زير هريك از هدفها ، در يك پاراگراف شرح دهيد كه چرا مطلقاٌ خود را مقيد مي دانيد كه ظرف يك سال به آن هدفها نايل شويد.
رمز رسيدن به هدفها، شرطي كردن ذهن است . دست كم روزي دوبار ، هدفهايي را كه نوشته ايد بررسي كنيد. آنها را در جايي قرار دهيد كه هر روزچشمتان به آنها بيفتد : مثلاٌ در دفتريادداشتهاي روزانه ، روي ميز كار ، در كيف پول يا روي آينه دستشويي كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببينيد . به خاطر داشته باشيد كه اگر دائماٌ راجع به چيزي فكركنيد و افكار خود راروي آن متمركز سازيد ، به سوي آن حركت مي كنيد . اين، راهي ساده و بسيار پر اهميت براي برنامه ريزي نظام فعال كننده شبكه ذهني (ras ) است.
اگر تلاشتان براي رسيدن به هدف ، عبث به نظر رسيد، آيا بايد هدف خود را تغيير دهيد؟ پاسخ مطلقاٌ منفي است!
پشتكار، ارزشمندترين عامل شكل دهنده كيفيت زندگي است و حتي از استعداد نيز مهمتر است.به هر حال هيچكس تاكنون صرفاٌ به علت داشتن علاقه به هدفي نرسيده است . انسان بايد خود رامتعهد و پابند كند . آيا ممكن است كه در اثر يك شكست موقتي، بينش و توانائيهاي پيدا كنيم كه در آينده حتي به موفقيتهاي بزرگتري دست يابيم؟ مسلم است !
اكنون به تلاشهاي ظاهراٌ ( بي ثمر) گذشته خود بنگريد و ببينيد از آنها چه آموخته ايد؟چگونه مي توانيد با استفاده از اين بينشها ، چه در زمان حال و چه در آينده موفقيتهاي بزرگي كسب كنيد؟
همه افراد موفق ، آگاهانه يا ناآگاهانه از فرمول مشابهي براي رسيدن به هدفهاي خود استفاده مي كنند . شما هم براي رسيدن به خواسته هاي خود اين چهار دستور ساده را بكار بنديد:
فرمول موفقيت نهايي
1 – ابتدا خواسته خود را مشخص كنيد .( دقيق باشيد! روشني بيان نوعي قدرت است).
2 – دست به عمل بزنيد.( زيرا داشتن آرزو كافي نيست).
3 – ببينيدنحوه عملكرد شما براي رسيدن به هدف، مفيد و موثر است يانه .( براي يك فرضيه بي ارزش ، نيرو خود را بيهوده هدر ندهيد).
4 – فرضيات و شيوه كار خود را آنقدر عوض كنيد تا به هدف برسيد.( قابليت انعطاف، باعث مي شود كه نظرات تازه اي پيدا كنيد و به نتايج تازه تري برسيد.
هنگام تعقيب هدفها ، غالباٌ به نتايجي غير منتظره دست مي يابيم . آيا زنبور عسل عمداٌ مي خواهد گلها را بارور سازد؟ خير، بلكه زنبور در پي جمع آوري شهد، پاهايش به گرده گلها آغشته مي شود و هنگامي كه روي گل ديگر مي نشيند ، ندانسته يك رشته عكس العملهاي زنجيره اي را باعث مي شود و در نتيجه ، دامنه كوهسار، هرروزي به رنگي دلپذير در مي آيد.
به همين ترتيب ، شما نيز هنگامي كه به دنبال هدفهاي ارزشمند خود مي رويد، ممكن است منابع پيش بيني نشده اي هم نصيب ديگران سازيد. حتي تصميم ساده اي ، نظير اينكه به فلان دوست قديمي تلفن كنيد، ممكن است پي آمدهاي مثبتي داشته باشيد كه اصلاٌ فكرش را نمي كرديد.
تلاشهاي فعلي شما چه منابعي براي ديگران دارد؟
مقصود واقعي از داشتن هدف آن است كه ضمن تعقيب هدف، شخصيت شما به عنوان يك فرد انساني نيز ساخته شود . پاداش واقعي شما شخصيتي است كه به عنوان يك انسان ، پيدا مي كنيد.
اكنون دقايقي وقت صرف كنيد و به طور خلاصه بنويسيد كه براي رسيدن به هدفهاي خود بايد چه خصلتها، خصوصيات، مهارتها، توانائيها، طرز فكرها و عقايدي را در خود ايجاد كنيد.
لذت و شادي را فراموش مكنيد . در نظر بسياري از اشخاص ، هدفگذاري به اين معني است كه وقتي به هدف بزرگي رسيدند،آنگاه مي توانند از زندگي خود لذت ببرند. ما مي خواهيم با شادماني به هدف برسيم ، نه اينكه ابتدا به هدف برسيم و آنگاه شادي كنيم . سعي كنيد از هر روز عمر خود به كاملترين صورت ، استفاده نمائيد. شهدي را كه در هر يك از لحظات حيات ، موجود است بچشيد. ارزش زندگاني را با ملاك پيشرفتهاي خود اندازه نگيريد ، بلكه بخاطر داشته باشيد كه جهت حركت شما ، مهمتر از نيل به هدفهاي موقت است.
جهت حركت شما رو به كدام جانب است ؟ آيا از هدفهاي خود دور مي شويد ، يابه آنها نزديك مي گرديد؟ آيا لازم است در شيوه هاي خود تجديد نظر كنيد؟ آيا از زندگي خود بطور كامل لذت مي بريد؟ اگر پاسختان منفي است ، هم اكنون تغييري دريكي از زمينه ها ايجاد كنيد.
شايد بارها اين جمله را از اشخاص شنيده باشيد كه ( آيا سهم من از زندگي همين است؟) فضانوردان آپولو كه تقريباٌ تمام عمر خود را وقف سفر به كره ماه كرده بودند، در آن لحظه افتخار آفرين و تاريخي كه قدم به ماه گذاشتند احساس غرور مي كردند. اما پس از آنكه به زمين برگشتند بعضي هاشان دچار افسردگي شديد شدند. آيا هدفي باقي مانده بود كه انتظارش را بكشند؟ آيا هدفي بزرگتر از سفر به كره ماه ، و كشف فضاي خارج از زمين وجود داشت ؟ بلي ، شايد فقط يك هدف وجود داشته باشد و آن كشف فضاي روح و دل انساني است .
همه ما نياز داريم كه دائماٌ احساس رشد عاطفي و معنوي كنيم . اين غذايي است كه روح ما به آن محتاج است . وقتي به هدفهايي كه براي خود قرار داده ايد نزديك مي شويد، فراموش نكنيد كه بايد بلافاصله هدفي تازه براي خود انتخاب كنيد و براي آينده اي كه حتماٌ خواهد آمد، برنامه داشته باشيد.
هدف نهايي چيست ؟ شايد اين باشد كه كار ارزشمندي انجام دهيم. پيدا كردن راهي براي كمك به ديگران ( آنانكه صميمانه دوستشان مي داريم) باعث مي شود كه در همه عمر ، احساس سعادت كنيم . براي كساني كه بخواهند، وقت، انرژي، سرمايه و نيرو هاي خلاقه خود را در راه خير صرف كنند ، هميشه در اين جهان جايي وجود دارد.
امروز، چه عمل محبت آميزي مي توانيد نسبت به فرد ديگري انجام دهيد؟ هم اكنون تصميم بگيريد ، به عمل بزنيد و ازاحساسي كه پيدا خواهيد كرد، لذت ببريد.
جورج برنز كمدين محبوب ، اهميت انتظار را بخوبي درك كرده است . تمام فلسفه زندگي او دراين كلمات خلاصه مي شود: ( بايد در زندگيتان چيزي وجود داشته باشد كه به خاطرآن از بستر خارج شويد. در حال خواب، نمي توان كاري انجام داد . مهمترين اصل اين است كه در زندگي خود ، نقطه روشن و جهت مشخصي داشته باشيد كه رو به آن سو حركت كنيد.) وي اكنون بيش از نودسال سن دارد و هنوز در فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني بازي مي كند . او سالن پالاديوم لندن را براي اجراي برنامه اي در سال 2000 ميلادي ، از هم اكنون رزرو كرده است كه در آن هنگام ، وي 104 سال سن خواهد داشت ! اين گونه آينده سازيها را چگونه مي بينيد؟
بيشتر مردم تصور مي كنند كه در ظرف يك سال كارهاي زيادي مي توان انجام داد، اما در عين حال ، كارهايي را كه در مدت ده سال مي توانند به پايان رسانند دست كم مي گيرند.
شما ده سال ديگر چه وضعي خواهيد داشت؟
به چيزي فكر كنيد كه امروزه آن را در اختيار داريد، اما زماني در نظرتان هدفي رويايي جلوه مي كرده است. شايد براي رسيدن به آن هدف، موانعي هم درسر راهتان بوده است و باوجود اين اكنون جزئي از زندگي شماست. وقتي به دنبال هدف تازه اي مي رويد و با مانعي مواجه مي شويد ، به ياد آوريد كه از اين موانع ، قبلاٌ هم در زندگيتان بوده است و بر آنها غلبه كرده و موفق شده ايد!
روح انساني ، واقعاٌ تسخير ناپذير است. قدرت اراده و ميل به پيروزي ، موفقيت،‌‌‌‌ سامان دادن به زندگي و تسلط بر آن ، تنها هنگامي در شما بيدار مي شود كه بدانيد چه مي خواهيد و باور داشته باشيد كه هيچ مشكل و مساله و مانعي نمي تواند جلو شما را بگيرد . وجود موانع ، تنهابه اين معني است كه بايد عزم خود را براي رسيدن به هدفهاي ارزشمند، جزمتر كنيد.

emp-ehsan
07-08-2006, 01:12 PM
بخش دوم
چگونه به خواسته هاي واقعي خود برسيم
رنج، لذت ، و نيروي روحيه
براي اينكه به خواسته هاي خود برسيد ، بايد ابتدا ببينيد چه عواملي شما را از تلاش و كوشش در جهت رسيدن به هدف، باز مي دارند. كارهايي هست كه تا آخرين لحظه از انجام آنها خودداري مي كنيم.( مثلاٌ پرداخت ماليات). علتش آن است كه پرداخت ماليات، ممكن است بعداٌ حتي ما را دچار عواقب دردناكتري سازد.
اما همين كه 14 آوريل فرا مي رسد تمام ترديدها و تعللها از ميان مي رود ، زيرا نظر ما درباره آنچه كه مايه رنج يا لذت است عوض مي شود و متوجه مي شويم كه انجام ندادن عمل بمراتب دردناكتر از انجام دادن آن است.
براي ايجاد تغيير در زندگي ، مي توان از همين نكته استفاده كرد. در آينده بجاي اينكه از خود بپرسيد ( چگونه مي توان از انجام اين كار دردناك خودداري كرد؟ )بپرسيد( اگر اكنون اين كار را نكنم ، در آينده به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد؟)
نيروي رنج، مي تواند در خدمت شما باشد، به شرط اينكه از آن به صورت صحيح استفاده كنيد. `
آيا ما نيز صرفاٌ نوعي حيوان هستيم و همچون سگ معروف پاولف، در مقابل تنبيه يا پاداش، عكس العمل نشان مي دهيم؟ البته چنين نيست. يكي از امتيازات بزرگ انسان بودن ، اين است كه مي توانيم خودمان تعيين كنيم كه از چه چيزي رنج يا لذت ببريم. به عنوان مثال، كسي كه دست به اعتصاب غذا مي زند، رنجي جسماني را تحمل مي كند و حتي ممكن است از كار خود لذت ببرد، زيرا اعتقاد دارد كه با جلب توجه جهانيان به هدف ارزشمند خود، نتايج مثبتي به دست مي آورد. همه ما داراي اين حق انتخاب هستيم. رمز موفقيت اين است كه ياد بگيريم تا از نيروهاي رنج و لذت به نفع خود استفاده كنيم.آيا در زندگي شما چيزي وجود دارد كه نسبت به آن رنجي غير ضروري احساس كنيد؟ آيا در مقابل آن ، صرفاٌ واكنش نشان مي دهيد، يا از حق انتخاب خود استفاده مي كنيد؟ آيا مي توانيد مركز توجه خود را تغيير دهيد و واقعه ظاهراٌ دردناكي را به فرصتي لذتبخش براي يادگيري، رشد، يا كمك به ديگران مبدل كنيد.
چيزهايي كه آنها را باعث رنج و يا مايه لذت مي دانيد، سرنوشت شما را شكل مي دهند. براي خلاصي از رنج و كسب لذت، هركسي الگوي رفتاري خاصي را فرا گرفته و از آن استفاده مي كند. بعضي ها به الكل ، مواد مخدر، و پر خوري پناه مي برند و يا با دشنام و اهانت ديگران را مي آزارند. بعضي ديگر از ورزش، يادگيري ، گفتگو، كمك به ديگران و يا ايجاد دگرگونيها كسب لذت مي كنند.
الگوي رفتاري شما براي فرار از رنج و كسب لذت چيست؟
اين الگوها تاكنون چه تاثيري بر نحوه زندگي شما گذاشته است؟ فهرستي از شيوه هاي مورد استفاده خود تهيه كنيد . هنگامي كه مي خواهيد از اوقات خود لذت بيشتري ببريد به تماشاي تلويزيون مي نشينيد؟ سيگاري روشن مي كنيد؟ مي خوابيد؟ آيا راههاي مثبت تري براي فرار از رنج و كسب لذت سراغ داريد؟
در بيشتر مردم، ترس از زيان، قويتر از ميل به جلب منفعت است. اغلب افراد براي حفظ چيزهايي كه دارند، بيشتر حاضر به تلاش هستند تا براي تحقق آرزوها و روياهاي خود .
دو حالت را در نظر بگيريد : حالت اول – در پنج سال گذشته يكصد هزار دلار اندوخته ايد و مي خواهيد آنرا از دستبرد و آفت حفظ كنيد. حالت دوم – طرحي در پيش رو داريد كه اگر آنرا اجرا كنيد ، ظرف پنج سال آينده يكصد هزار دلار بدست مي آوريد. براي كداميك از اين دو هدف ، حاضريد بيشتر تلاش كنيد؟

وقتي در ديگران عظمتي را مشاهده مي كنيم، غالباٌ تصور مي كنيم كه آنها اصولاٌ خوشبخت هستند و استعداد يا موهبت خاصي به آنها عطا شده است . حقيقت، آن است كه اين افراد، از نيروها ومنابع انساني خود بهتر استفاده كرده اند، زيرا اگر تمام جوهر وجودي خود را ظاهر نمي كردند و همه توان خود را به كار نمي گرفتند ، دچار رنجي عظيم مي شدند. به عنوان مثال ، زندگاني ايثارگرانه مادرتراز ناشي از اين است كه وي رنجهاي ديگران را رنجهاي خود مي داند و لذا به كمك هركس كه در گوشه اي از دنيا رنج ببرد مي شتابد. بزرگترين لذت او در اين است كه آلام و دردهاي بشري را تخفيف دهد.
شما بيش ازهمه از چه چيزي رنج يا لذت مي بريد و اين موضوع ، چه نقشي در زندگي امروزيتان داشته است؟
اغلب الگوهاي ( خود اخلالي )ناشي از عواطف مختلط هستند و اين عواطف ، مسلماٌ مانع لذت و موفقيت ما در زندگي مي شوند.
مثلاٌ خيلي از مردم مي گويند كه خواهان وپول بيشتر هستند. اين افراد مسلماٌ داراي هوش و استعداد كافي هستند و مي توانن راهي براي افزودن بر دارائيهاي خود پيدا كنند . آنچه مانع اين افراد ميشود، عواطف مختلط ، يا ( شرطي شدن) هاي مختلط است. اين اشخاص ممكن است قبول داشته باشند كه پول فراوان، به معني آزادي وامنيت بيشتر وقدرت كمك به افراد مورد علاقه است. ليكن در عين حال، فكر مي كنند كه پول (زيادي) موجب اسراف، ابتذال و تجاوز مي شود.
اگر روزي متوجه شديد كه داريد دو قدم رو به جلو بر مي داريد و يك قدم رو به عقب ، يقين بدانيد كه به صورت مختلط ، شرطي شده ايد؛ يعني رسيدن به هدف را هم باعث رنج مي دانيد و هم مايه لذت.
آيا دچار عواطف مختلطي هستيد كه بر زندگيتان اثر گذاشته باشد؟
آيا در زندگي شما چيزي وجود دارد كه بخواهيد آنرا بهتر بسازيد ( مثل وضعيت مالي يا روابط با ديگران) ولي به نظر برسد كه عاملي شما را به عقب مي كشاند و مانع اقدام مي شود؟
پاسخ خود را روي يك صفحه كاغذ بنويسيد و »گاه خطي عمودي در وسط آن صفحه رسم كنيد. در ستون سمت راست، عواطف منفي و در ستون سمت چپ عواطف مثبتي را كه نسبت به آن داريد بنويسيد.
آيا كفه سمت راست ، به سمت چپ مي چربد؟ آيا يك احساس منفي وجود دارد كه به تنهايي هم وزن تمام عواطف مثبت باشد؟ اين تعادل يا عدم تعادل ، چه نقشي در موفقيتهاي قبلي شما داشته است؟
در زير نور درخشان آگاهانه ، غالباٌ عواطف منفي قدرت خود را از دست مي دهند. آگاهي ، اولين قدم است.
گاهي انسان بر سر دو راهيهايي قرار مي گيرد كه هر دو به رنج منتهي مي شود . به عنوان مثال ، بعضيها در زندگي زناشويي خود احساس بدبختي مي كنند . اما اگر از هم جدا شوند، تنها مي شوند و بيشتر احساس بدبختي خواهند كرد.در نتيجه هيچ كاري نمي كنند ...و همچنان احساس بدبختي ميكنند!
بجاي اينكه احساس كنيد در دام افتاده ايد ، سعي كنيد از نيروي رنج به سود خود استفاده كنيد . ببينيد در گذشته و حال، چه كشيده ايد! رنج را با چنان شدتي احساس كنيد كه شما را واداربه عمل سازد و سرانجام ناچار شويدكه فكري براي وضعيت خود بكنيد. ما به اين حالت، ( آستانه احساس) مي گوئيم . به جاي اينكه انفعالي داشته باشيد و صبر كنيد تا اين حالت عاطفي اجتناب ناپذير به سراغتان بيايد،چرا آگاهانه و فعالانه آنرا در خود ايجاد نمي كنيد تا انگيزه اي قوي در شما بوجود آيد وسعي كني از همين امروز زندگي خود را بهتر سازيد؟
استفاده از نيروي اراده هرگز كاري صورت نمي دهد و يا لااقل در دراز مدت شيوه اي غير موثر است . آيا تاكنون ، در زمينه اي – مثلاٌ در زمينه وضع جسماني خود – به آستانه احساس رسيده ايد؟ در چه مرحله اي دچار آن احساس شده ايد ؟ شايد با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژيم غذايي، باخويشتن به مبارزه پرداخته باشيد، اما البته هر نتيجه اي كه گرفته ايد جنبه موقت داشته است ،زيرا محروم كردن خويشتن از غذا ، هميشه دردناك است و مغز شما هرگز اجازه نمي دهد در شرايطي كه راه ديگري وجود داشته باشد ، دائماٌ رنج را تحمل كنيد .
پس چه بايد كرد؟راه حل آن است كه بجاي مبارزه با غرايز طبيعي ، حالت شرطي خود را نسبت به غذا عوض كنيد، تا اينكه ميل به غذا در شما كم شودوخوردن غذا ديگر لذتبخش نباشد، دائماٌ دردسرهايي را كه در اثر پرخوري كشيده ايد به خود يادآوري كنيد. پر خوري را رنج آور، و ورزش را امري لذتبخش تلقي كنيد تا به طور خودكار، در مسير صحيح بيفتيد.
يكي از تعريفهاي موفقيت از نظر من اين است: طوري زندگي كنيد كه دائماٌ احساس لذت فراوان كنيد و كمتر دچار رنج شويد، و با توجه به شرايط زندگيتان، كاري كنيد كه اطرافيانتان نيز طعم خوشي و لذت را بيشتر بچشند تا مزه رنج و سختي . براي انجام اين كار بايد از رشد فكري برخوردار باشيد و شوق كمك و خدمت در سر داشته باشيد.
با توجه به اين تعريف ، تاچه حد موفق هستيد؟ براي اينكه امروز ، از زندگي خود لذت بيشتري ببريد و يا باعث شويد كه نزديكانتان بيش از پيش از زندگاني خود بهره مند شوند، چه مي توانيد بكنيد؟


تعلل و عقب انداختن كارها، يكي از شايع ترين راههاي فرار از رنج است. اما اگر كاري را به تاخير بيندازيد، معمولاٌ نتيجه اش اين است كه بعداٌ به رنج و دردسر بزرگتري دچار مي شويد.
چه كارهايي را قبلاٌبه تعويق انداخته ايد كه امروز بايد به آنها رسيدگي كنيد؟ صورتي از اين كارها را تهيه كنيد و آنگاه به پرسشهاي زير، پاسخ دهيد.
1 – چرا تاكنون اين كار را انجام نداده ام ؟ قبلاٌ چه رنجهايي را به انجام اين كار ، نسبت داده ام ؟
2 – اين الگوي منفي ، تاكنون چه سودي برايم داشته است ؟
3 – اگر اكنون اين رفتار را تغيير ندهم در آينده به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد و چه احساسي خواهم داشت؟
4 – اگر هر يك از اين كارها را اكنون انجام دهم ، چه فوايد و لذتهايي برايم در پي خواهد داشت؟


شايد تاكنون برايتان اتفاق افتاده باشد كه پس از انجام كاري، با خود گفته ايد ( چطور چنين اشتباه احمقانه اي را مرتكب شدم؟!) و يا برعكس ، كاري را انجام داده و سپس فكر كرده ايد ( عجيب است! چگونه به انجام چنين كاري موفق شدم؟)
چه عاملي سبب مي شود كه عملكردمان بد، و يا برعكس عالي باشد؟ اين موضوع، ارتباط چنداني با توانائيمان ندارد، بلكه اين حالت روحي و يا جسمي ما درهر لحظه است كه باعث مي شود افكار، اعمال، احساسات و يا عملكردهايي از ما سر بزند. اگر راز دستيابي به حالات روحي و عاطفي نيرومند را دريابيد، واقعاٌ مي توانيد دست به كارهاي شگفت آوري بزنيد. اگر در حالت صحيح روحي باشيد،بدون اينكه ظاهراٌ كوششي به عمل آوريد، افكار و نظرات تازه اي در ذهنتان جريان مي يابد.
اگر همه روزه در شرايط بالاي روحي و فكري بوديد، چه كارهايي را مي توانستيد انجام دهيد؟

فرهنگ جامعه ، صورتي از چيزهاي مطلوب را به همه ما فروخته است . به ما آموخته اند كه روزي ، پس از آنكه همه وقايع به شكل صحيحي اتفاق افتادند، سرانجام خوشبخت خواهيم شد. هنگامي كه همسر شايسته خود را يافتيم ...هنگامي كه بقدر كافي پول بدست آورديم... هنگامي كه از نظرجسمي در سلامت كامل بوديم... هنگامي كه فرزنداني داشتيم...هنگامي كه بالاخره بازنشسته شديم.
حقيقت آن است كه آنچه بدست مي آوريم، احساس خوشي و رضايت را در ما به وجود نمي آورند،مگر آنكه ياد بگيريم كه حالت ذهني خود را بسرعت عوض كنيم .از اين گذشته ، شما اين چيزها را براي چه مي خواهيد ؟ آيا غير ازاين است كه به اعتقاد شما همسر دلخواه ،فرزند،پول و غيره سبب مي شود كه احساس بهتري پيدا كنيد ؟ اما سرانجام ، پس از آنكه به چيزهايي كه مي خواهيد ،رسيديد، چه كسي احساستان را بهتر مي سازد؟ البته خودتان چنين مي كنيد.
پس چرامنتظريد ؟هم اكنون اين كار را انجام دهيد!

آيا مي دانيد چگونه بايد حال خود را بهتر سازيد ؟ آيا امكان دارد كاري كنيد كه هم اكنون احساس خوشبختي كامل، هيجان و شوروشوق كنيد؟ مسلم است! كافي است كه مركزتوجه خود را تغيير دهيد.
آيا بخاطر مي آوريد كه زماني ، كار بزرگي انجام داده و خود را سرفراز و موفق احساس مي كرده ايد ؟ آن حالت را بطور روشن و زنده و با تمام جزئيات ، در نظر مجسم كنيد ... صداهايي را كه شنيده ايد به خاطر آوريد... ضربان قلب خود را احساس كنيد! مانند همان زمان نفس بكشيد ، همانطور قيافه بگيريد، و بدن خود را مانند آن موقع به حركت در آوريد . آيا، هيچ هيجاني در خود احساس نمي كنيد؟ آيا ممكن است هروقت كه دلتان بخواهد همين احساس رادر خود ايجاد كنيد؟

در زندگي ، براي درك و تجربه هر چيزي راههاي گوناگوني هست . روح ما، مانند گيرنده اي است كه مي تواند برنامه هاي شاد ياغم انگيز مختلفي را پخش كند . در هر لحظه، مي توانيم دچار هر نوع احساسي كه مايليم ، بشويم. كافي است كه كانال صحيح را بگيريم . اين كار چگونه امكان پذير است ؟ براي تغيير فوري روحيه ، دو راه وجود دارد. راه اول آن است كه ذهن خود را به چيزديگري متوجه كنيم.
به يكي از درخشانترين لحظه هاي ز ندگي خود فكر كنيد. با بخاطر آوردن آن چه احساسي پيدا مي كنيد؟ذهن خود را مي توانيد متوجه چه چيز هايي ديگري بكنيد تا احساسي خوشايند و حالي خوب پيدا كنيد؟
براي تغيير فوري حالت روحي ، راه دومي هم هست كه فردا به آن مي پردازيم.

تغيير مركز توجه ، فقط يكي از راههاي تغيير روحيه است . راه سريعتر و مؤثرتري هم هست و آن استفاده از شيوه هاي جسماني و يا به اصطلاح ، فيزيولوژيكي است. بيشتر مردم، هنگامي كه از روحيه خود ناراضي هستند و مي خواهند حال بهتري پيدا كنند ، به الكل، غذا، سيگار، خواب، يا مواد مخدر متوسل مي شوند.بعضي ها هم راههاي مثبت تر نظير رقص، آواز، ورزش و يا عشقبازي را انتخاب مي كنند.
هر يك از حالات روحي، با تغييرات جسماني مشخصي همراه است. افراد افسرده چه قيافه اي دارند؟ شانه هاشان فرو افتاده وسرشان پائين است. بطور كم عمق نفس مي كشند . عضلات چهره شان شل و قيافه شان بي تفاوت است . برعكس در مواقعي كه شاد و سر حال هستيم ، شانه هامان بالا است و حالت طبيعي دارد . سرمان را بالا نگه مي داريم و بطور كامل نفس مي كشيم . مي توانيم آگاهانه اين تغييرات رادر جسم خود به وجود آوريم و بلافاصله حالت روحي دلخواه را در خود ايجاد كنيم.

بعضي ازكارهاي بسيار ساده، ممكن است نتايج بسيار بزرگي داشته باشد. اگر مي خواهيد حالت سرگرم كننده اي در خود ايجاد كنيد كه نتايج دور از انتظاري هم داشته باشد تمرين زير را انجام دهيد:
خود را مقيد كنيد كه در هفت روز آينده روزي پنج بار و هر بار روزي يك دقيقه در مقابل آينه قرار بگيريد و فقط نيش خود را گوش تا گوش به لبخند باز كنيد. اين كار، ممكن است در ابتدا كمي احمقانه به نظر برسد، اما وقتي روزي چند نوبت اين عمل را تكراركنيد، سلسله اعصابتان به طورمداوم تحريك مي شود تا احساسي از شادماني، بي خيالي، شوخي و سادگي را در شما ايجاد كند. مهمترآنكه خود را نسبت به ( حال خوب)داشتن شرطي مي كنيد و عادت شادماني جسمي را در خود بوجود مي آوريد. پس هم اكنون يك دقيقه وقت صرف كنيد و اين كار را محض تفريح انجام دهيد!


سن شخص، چندان به گذشت زمان بستگي ندارد، بلكه بيشتر به طرز فكر و وضع جسمي او مربوط است. خيليها هستند كه سالهاي زيادي را پشت سر گذاشته اند ، اما هنوز شلنگ انداز راه مي روند و افكارشان هم هنوز خشك و غير قابل انعطاف نشده است.
به عنوان مثال، در روزهاي باراني وقتي اشخاص مسن به گودال پر از آبي مي رسند، نه فقط آن را دور مي زنند، بلكه در تمام آن مدت شكوه وشكايت مي كنند و غر مي زنند!
برعكس، كودكان ( وآنان كه هنوز دلشان جوان است ) به ميان آب مي پرند ، آب را به اطراف مي پاشند و خوش مي گذرانند .
(گودال)هاي زندگي را وسيله شادماني قرار دهيد. هنگام راه رفتن ، پاهاتان حالت فنري داشته باشد و لبخندرا فراموش نكنيد . به خوشرويي، شيطنت و سر زندگي اهميت بدهيد. شما انسان زنده اي هستيد!
براي احساس خوب داشتن، به هيچ علت و دليلي نياز نيست!

براي اينكه زندگي پر مايه تري داشته باشيم ، بهترين راه، اين است كه دامنه عواطف و احساسات خود را وسعت دهيم. در هفته اي كه گذشت ، دچار چند نوع عواطف و احساسات گوناگون شده ايد؟ آنها را يادداشت كنيد.
اكنون عواطفي را كه نوشته ايد ، بررسي كنيد. اگر تعداد آنها از 12 كمتر است، چند احساس دلپذير را به آنها بيفزاييد. بعضيها از ميان هزاران احساسي كه مي توانندداشته باشند، فقط چند مورد را تجربه كرده اند!
توجه داشته باشيد كه فقط با تغيير مركز توجه و يا تغيير حالت جسماني، مي توانيد قلمرو عواطف خود را گسترده تر كنيد. يكي از عواطف مثبت ودلپذير را بطور دلخواه انتخاب كنيد. طوري بايستيد ، حركت كنيد، قيافه بگيريد و سخن بگوئيد كه گويي دچار آن احساس هستيد . از تغييري كه بلافاصله در روحيه واحساستان پيدا مي شود لذت ببريد!
شايد برايتان اتفاق افتاده باشد كه زماني از خشم ، ديوانه شده و يا احساس درماندگي و گرفتاري كرده باشيد و اكنون كه به گذشته خود مي نگريد، از اينكه بخاطرچه چيزهايي از جا در رفته ايد خنده تان بگيرد.همه ما اين جمله قديمي را از ديگران شنيده ايم كه ( يك روز، به ياد رفتار امروزت مي افتي و خنده ات مي گيرد ). يكي از استادان من به نام ريچارد بندلر يك بارگفت ( چرا صبر كنيم؟ چرا همين حالا خنده مان نگيرد؟)
اين كار را همين امروز امتحان كنيد . به چيزي بخنديد كه قبلاٌ آنرا تحمل ناپذير و عذاب آور مي دانستيد . آيا احساس نمي كنيد كه اوضاع برايتان قابل تحملتر شده است
همسر شما قرار است تاكنون به منزل برگشته باشد؛ اما دير كرده است . چه فكري مي كنيد؟ نتيجه مي گيريد كه به وقت شناسي اهميت نمي دهد ؟ نگران مي شويد و فكر مي كنيد كه در بين راه، تصادف كرده است ؟ يا تصور مي كنيد كه بين راه توقف كرده است تا برايتان هديه اي بخرد؟
احساسات ما بستگي به اين دارد كه فكرمان رامتوجه چه چيزي بكنيم . و نوع احساسمان به شدت بر عملها و عكس العملهاي ما اثر مي گذارد . بجاي اينكه فوراٌ نتيجه گيري كنيد،
همه اطراف و جوانب را بسنجيد و حالات ممكن را در نظر بگيريد . آنگاه توجهتان رابه حالتي جلب كنيد كه شما و اطرافيانتان را نيرومندتر سازد.
براي درك نيروي تمركز و توجه ، بهترين مثالي كه مي توان ذكر كرد ، مسابقات اتومبيلراني سرعت است . وقتي اتومبيل شما منحرف مي شود و به سوي ديواره مي رود، عكس العمل طبيعي معمولاٌ اين است كه خواستان را به ديواره جمع مي كنيد تا باآن برخورد نكنيد . اما اگر توجهمان را به چيزي جلب كنيم كه از آن وحشت داريم ، بطور قطع همان بلائي از آن مي ترسيم ، به سرمان مي آيد .مسابقه دهندگان حرفه اي مي دانند كه به هر طرف توجه كنند ، اتومبيل بطور نا خواسته به همان طرف منحرف مي شود. به اين جهت اين رانندگان كه دائماٌ جانشان در خطر است سعي مي كنند به محض مواجه شدن با اين خطر،بجاي نگاه كردن به ديواره ، به جاده اصلي توجه كنند .
در زندگي نيز بيشترمردم بجاي چاره انديشي ، به بلاهايي فكر مي كنند كه نمي خواهند به سرشان بيايد. اگر با ترسهاي خود مبارزه كنيد ، ايمان و توكل داشته باشيد و نيروي تمركز خود راتحت انضباط در آوريد، اعمالتان بطور طبيعي شما رابه مسير صحيح هدايت خواهد كرد. اكنون ترس را رها كنيد و به چيزهايي توجه نمائيد كه واقعاٌ طالب آن هستيد ولياقت آنرا داريد.


حركت ، شور مي آفريند. اگر يك روز دلتان نخواست كه به پياده روي يا دوآهسته بپردازيد، چه مانعي دارد كه براي نرمش صبحگاهي و جست وخيز، از منزل خارج شويد ؟ اين حركات ، اثر نيرومندي بر تغيير روحيه دارد، زيرا:
1 – نرمش و جست وخيز ، ورزشي عالي است.
2 – فشاري كه بر بدن وارد مي كند ، كمتراز فشاري است كه در هنگام دويدن بر بدن وارد مي شود.
3 – در هنگام جست وخيز، نمي توانيد از لبخند خودداري كنيد.
4 – رانندگان اتومبيلها نيز با ديدن شما لبخند مي زنند و سرگرم مي شوند.

مؤثرترين راه كنترل نيروي تمركز، استفاده از پرسش است. هر سؤالي كه از خود بكنيد، مغز پاسخي براي آن پيدا مي كند. به عنوان مثال، اگر بپرسيد ( چرا فلاني از من سوء استفاده مي كند؟)بي اختيار ذهنتان متوجه مواردي مي شود كه آن شخص ، سرتان را كلاه گذاشته است، خواه اصلاٌ اين موضوع حقيقت داشته يا نداشته باشد. اما اگر بپرسيد ( چگونه مي توانم اين مشكل را رفع كنم ؟ ( بدون ترديد به پاسخهايي مي رسيد كه نتيجه اش برداشتن قدمهاي مثبت است.

پرسش صحيح ، داراي نيرويي است كه نمونه آن را مي توان در شرح حال يك كودك كتك خورده يافت . اين كودك كه در يك نزاع دبستاني ، از كودك بزرگتر از خود كتك خورده بود ، به منظور انتقام، تفنگي به چنگ آورد و به تعقيب آن كودك قلدر پرداخت .
اما درست در لحظه اي كه ميخواست ماشه را بكشد به خودآمد و از خود پرسيد ( اگر ماشه را بكشم چه اتفاق مي افتد؟) ناگهان تصويري از زندان و بلاهايي كه ممكن است بر سرش بياورند در نظرش مجسم شد . لوله تفنگ رابه طرف درختي گرفت و به آن شليك كرد.
اين پسر بوجكسون بود . يك انحراف توجه، يك تصميم سنجيده و ناشي از مقايسه رنج و لذت ، باعث شد پسري با آينده اي نا معلوم ، به يكي از بزرگترين قهرمانان ورزشي مبدل شود.
امروز، چه پرسشهاي زندگي سازي مي توانيد از خود بكنيد؟


آيا كسي تاكنون به شما گفته است كه ( آينده تان درخشان است؟) از شنيدن اين گفته چه احساسي پيدا كرديد؟ اگر مي گفتيد كه آينده تان تاريك است چطور؟ممكن است به شما بگويند ( نظرات شما به گوش خوش مي آيد) و يا ( طرح ما فرياد مي زند كه بايد اصلاح شود ). ممكن است درباره كسي گفته باشيد( از ديدنش چندشم مي شود.) و يا ( رفتارش واقعاٌ سرد است. )
هر دسته از اين كلمات، تاثيري متفاوت بر روي افراد دارد. كساني كه معمولاٌ از آينده روشن يا تاريك ، سخن مي گويند، از تعبيرات بصري استفاده مي كنند. بعضي ها به علائم شنيداري حساسترند،( به گوش خوش مي آيد. فرياد مي زند) و بعضي هم براي بيان مقصود از كلماتي استفاده مي كنند كه به حس لامسه مربوط است( چندشم مي شود. واقعاٌ سرد است.)
توجه شما معمولاٌ به كداميك از اين سه حس ، بيشتر است؟


بعضيها براي بهبود حالت روحي خود به سيگار، الكل، پرخوري، سوء استفاده از كارتهاي اعتباري و يا راههاي منفي ديگر پناه مي برند . آيا راههاي سالمتري هم براي ايجاد روحيه وجود دارد؟ چند دقيقه در اين باره فكر كنيد.
1 – براي اينكه رنجها را از خود دور كنيد و احساسات لذتبخشي را جايگزين آنها سازيد چه شيوه هاي مثبتي را مي دانيد؟ آنها را روي كاغذ بياوريد.
2 – راههاي تازهاي راكه قبلاٌ از آنها استفاده نكرده اي و به نظرتان مؤثر مي آيند به آنها اضافه كنيد. دست كم 15 شيوه را براي رفع دلتنگي ذكر كنيد و چه بهتر كه تعداد آنها را به 25 و يابيشتر برسانيد . اين تمريني است كه مي توانيد آنرا بارها تكرار كنيد تا سرانجام صدها راه سالم براي تغيير روحيه كشف نمائيد.

هنگامي كه در بزرگراه رنج و دلتنگي ، به مقصد شادي و لذت سفر مي كنيد، به كشف راههاي گوناگون و مثبتي بپردازيد كه مناظر اطراف را دلپذير سازد. بعضي از اين راهها را آزمايش كنيد:
آهنگهاي مورد علاقه خود را زمزمه كنيد ... به مطالعه چيزي بپردازيد كه مطالبش را بتوانيد بكار بنديد... به تماشاي يك فيلم كمدي و يا برنامه شاد تلويزيوني بپردازيد و بخنديد... چند طول استخر را شنا كنيد ... از صرف غذا با افراد خانواده، يا يكي از دوستان لذت ببريد... مدتي در وان آب گرم، استراحت كنيد... به خلق چند نظريه تازه بپردازيد... با فرد تازه اي آشنا شويد... لطيفه هاي بي مزه اي براي دوستان خود تعريف كنيد و بدانيد كه باز هم شما را دوست خواهند داشت... با همسر خود ، گرم و صميمانه گفتگو كنيد .
هم اكنون يكي از راههاي بالا را انتخاب و امتحان كنيد!

emp-ehsan
07-08-2006, 01:13 PM
بخش سوم
نيروي سازنده , نيروي نابود كننده , اعتقادات
چه عاملي سبب مي شود كه در زندگي خود، راهها و هدفهاي معيني را انتخاب كنيم؟ اين عامل، اعتقادات ماست؛ عقيده به اينكه تواناييهاي ما چقدر است و چه كارهايي ممكن ، يا غير ممكن است. در فرهنگ مردم هائيتي ، پزشك جادوگر قبيله داري چنان قدرت مرموزي است كه ميتواند با يك اشاره فردي را هلاك كند. اما در واقع، آنچه موجب مرگ آن فرد مي شود قدرت جادويي پزشك نيست، بلكه اعتقاد افراد به قدرت فوق تصور اوست.
آيا در زندگي خود تاكنون انتظار واقعه ناگواري را كشيده ايد؟ اثر آن انتظار بر زندگيتان چه بوده است؟ چه عقايد مثبتي بر زندگي فعلي شما اثر گذاشته است؟ چه انتظارات مثبت تازه اي مي توانيد در خود يا ديگران ايجاد كنيد؟
مردم جهان به مدت هزاران سال بر اين عقيده بودند كه انسان با توجه به ساختار جسمي خود، قادر نيست مسافت يك مايل را درچهار دقيقه بدود. با وجود اين فردي به نام راجربانيستراين مسافت را در كمتر از چهار دقيقه دويد و اين باور را در هم شكست . وي چگونه به اين كار توفيق يافت؟ آنقدر موفقيت خود را به چشم دل ديدو چنان تصوير زنده اي از موفقيت در ذهن خود تشكيل داد كه سرانجام فرماني بي چون و چرا به سيستم عصبي خود صادر كرد و نتيجه اي جسمي بدست آوردكه با آن تصوير ذهني هماهنگ بود . پس از آن ، كسان ديگر نيز از بانيستر پيروي و باور كردند كه آنان نيز قادر به چنين كاري هستند لذا ظرف يك سال، افراد بسياري موفقيت او را تكرار كردند.
درمقابل شما چه سدي است كه بايد آن را در هم بشكنيد ؟ كدام كار در نظرتان غير ممكن جلوه مي كند كه اگر آن را ممكن مي دانستيد( و انجام مي داديد) زندگي خودتان و اطرافيانتان دگرگون مي شد؟
بسياري از مردم ، گناه نارسائيهاي زندگي خود را به گردن وقايع و اتفاقات مي اندازند . در حالي كه آنچه زندگاني ما را شكل مي دهد، خود آن وقايع نيست، بلكه معنايي است كه به آن رويدادها مي دهيم.
در جنگ ويتنام ، دو نفر تير مي خورند، هر دو اسير مي شوند و بارها تحت شكنجه قرار مي گيرند. يكي شان دست به خودكشي مي زند، وديگري روز به روز ايمانش نسبت به انسانيت و خالق متعال، قويتر مي شود. امروز، شرح زندگي اين مرد كه جرالد كافي نام دارد ، يادآور نيروي عظيم روح انساني است كه مي تواند بر هرگونه درد و رنج و مانع و مشكلي غلبه كند.
آيا در گذشته شما و يا آشنايانتان واقعه اي هست كه مانع احساس شادي و خوشبختي امروزتان باشد؟ آيا مي توانيد اين اتفاقات را به صورت ديگري معنا كنيد؟ آيا اين وقايع شما را پخته تر و نيرومند تر كرده اند ؟ آيا مي توانيد براساس اين تجارب تلخ، ديگران را كه با همين مشكل روبرو هستند، راهنمايي كنيد؟
علت كارهايي كه مردم مي كنند چيست ؟تنها علت رفتارهاي ما ، اعتقاد و باور است .گرچه عجيب است، ولي اگر مردم باور كنند كه براي رفع بيماري بايد جمجمه خود را با مته سوراخ كنند،چنين مي كنند (و نتيجه هم مي گيرند!)خواه اين عقيده پايه و اساس درستي داشته باشد خواه نداشته باشد، و اگر هم معتقد شوند كه خوشبختي آنان در گرو كمك به ديگران است، بر همان اساس عمل مي كنند .
اعتقاد ماست كه باعث مي شود يك عمر احساس بدبختي كنيم و يا برعكس زندگاني خود را با خوشي بگذرانيم. عقيده سبب مي شود كه يك نفر اينشتين شود و يك نفر بتهوون، يا يك نفر به صورت قهرمان در آيد و نفر ديگر نداند كه اصلاٌ چرا به اين دنيا آمده است.
اعمالي كه اطرافيان شما انجام مي دهند ، براساس چه اعتقاداتي است؟ شما با همكارانتان در چه مواردي اشتراك عقيده داريد؟ با فرزندان يا والدينتان در چه مواردي هم عقيده ايد؟در چه زمينه هايي اختلاف عقيده داريد؟
هرگاه اتفاقي برايتان بيفتد، مغزتان بلافاصله دو سؤال را مطرح مي سازد: اول اينكه آيا اين اتفاق به معني رنج است يا به معني لذت؟ دوم اينكه براي دوري ازرنج و كسب لذت چه بايد بكنم؟ پاسخ اين پرسشها بسته به اين است كه درباره موجبات رنج ولذت چه عقايدي داشته باشيد. اين عقايد كلي به منزله راههاي ميانبري است كه باعث مي شودبسياري از امور روزمره را به انجام رسانيم، و در عين حال همين عقايد مي تواند زندگي ما را به كلي محدود سازد. به عنوان مثال، كسي كه بطور اتفاقي در كاري شكست خورده است، ممكن است نتيجه بگيردكه بي لياقت است و متاسفانه همين تعميم دادن هاست كه باعث مي شود نسبت به آينده ، خوشبين يا بدبين باشيم.
به يكي از عقايد محدود كننده اي كه درباره خود يا فرد ديگري داريد فكر كنيد.آيا براي درستي اين عقيده دليل كافي داريد؟ آيا موارد استثنايي هم ممكن است وجود داشته باشد؟ آيا ممكن است اين عقيده كلي شما بيش از حد كلي باشد؟
هيچ چيزي درزندگي به خودي خود داراي معنا نيست . اين شماييد كه به آن معنا مي د هيد.
يكي از شگفتي هاي وجود انسان اين است كه مي تواند براي هر واقعه چنان اهميتي قائل شود كه نيروبخش و يا نابودكننده باشد .
بعضي از مردم، تنها يكي از وقايع تلخ گذشته را در نظر مي گيرندو مي گويند ( به علت اين تجربه، ديگر احساس عشق يا كمال نخواهم كرد.) و بعضي ديگر عين همان واقعه طوري تعبير مي كنند كه نيرو بخش است:( از آنجا كه نسبت به من بي عدالتي شده است، نسبت به نيازهاي ديگران حساسم)يا( از آنجا كه فرزند خود را از دست داده ام . تلاش مي كنم تا امنيت بيشتري را در جهان برقرار كنم.)
همه ما قادريم هر واقعه اي را طوري معني كنيم كه اميدوار كننده و نيروبخش باشد. يكي از تجارب گذشته خود رادر نظر آوريد و با معنا ي تازه اي كه به آن مي دهيد، انقلابي در زندگي خود بوجود آوريد.
اعتقادات، قدرتي نابود كننده دارند. از آنجاكه اعتقادات تاثير عجيبي بر زندگي ما دارند، لازم است كه اين سه مساله را درك كنيم:
1 – اغلب ما، عقايد خودرا آگاهانه انتخاب نمي كنيم.
2 – عقايدما،غالباٌ بر پايه تفسير غلط وقايع گذشته است.
3 – پس از آنكه عقيده اي را پذيرفتيم، آنرا وحي منزل مي پنداريم و فراموش مي كنيم كه آن
عقيده فقط يك نقطه نظر است.
آيا عقايدي داريد كه به درستي آنها يقين داشته باشيد؟آيا نظرات ديگري هم هست كه با عقيده شما مخالف و احتمالاٌ درست باشند؟ اگر شما صاحب اين عقيده بوديد، چه تغييري در زندگيتان ايجاد مي شد؟
اعتقاد، عبارت از احساس اطمينان نسبت به درستي چيزي است.مثلاٌ اگربه هوشمندي خود اعتقاد داشته باشيد، اين اعتقاد، صرفاٌ يك نظريه نيست ، بلكه احساس اطمينان مي كنيد كه فرد باهوشي هستيد. اين احساس اطمينان از كجا آمده است؟
هر فرض يا نظر را بصورت رويه ميزي در نظر بگيريد. اگر ميز، پايه نداشته باشد به چيزي متكي نيست. نظريه هم در صورتي به صورت عقيده در مي آيد كه پايه هايي داشته باشد. اين پايه ها كه موجب اطمينان مي شوند عمدتاٌ ناشي از تجارب مرجع هستند. مثلاٌ اگر معتقد باشيد كه فرد باهوشي هستيد، احتمالاٌ تجارب قبلي شما( نمرات زمان تحصيل و يا اظهارنظر ديگران) باعث ايجاد اين عقيده شده است.
البته ما براي احساس اطمينان ، محدود به تجارب گذشته خويش نيستيم.
ما نيز مانند راجربانيستر مي توانيم از قدرت تصور خود به عنوان تجارب مرجع استفاده كنيم و نسبت به كارهايي كه هنوز انجام نداده ايم، در خويشتن احساس اطمينان به وجود آوريم.
مي توانيم هر نظريه اي را به عقيده مبدل كنيم. به شرط اينكه به قدركافي تجارب مرجع براي تاييد آن نظريه داشته باشيم. كداميك از دو جمله زير، صحيح است؟
1 – مردم ذاتاٌ خوب و درستكارند.
2 – مردم نادرست هستند و فقط به منافع خود فكر مي كنند.
آيا اگر در خاطرات و تجارب گذشته خود كاوش كنيد، تجارب مرجع كافي براي اثبات نادرستي و فساد مردم پيدا نمي كنيد؟ اگر فكر خود را متوجه خاطرات ديگر سازيد، آيا تجارب مرجع كافي براي درستكاري مردم سراغ نداريد؟
كداميك از اين دو عقيده صحيح است؟ هر نوع عقيده اي كه براي خود ايجاد كنيد، از لحاظ خودتان صحيح خواهد بود.
اگر احساس اطميناني كه نسبت به چيزي داريم، محكم و خلل ناپذير باشد، ممكن است ما را ياري دهد كه به هدفهاي بسيار بزرگ، دست يابيم، و ممكن است ما را كور كند و نتوانيم حقايق راببينيم؛
حقايقي كه شايد اثري هميشگي بر زندگي ما داشته باشند.
آيا تاكنون با كسي برخورد كرده ايد كه بخاطر حفظ آن احساس اطمينان ، حاضر نباشد نظر تازه اي را بشنود؟
اگر با چشم فرد ديگري به عقايد خودتان نگاه مي كرديد ، چه مي ديديد؟
اعتقاد، منشا همه رفتارهاي ماست.بعضي از اعتقادات ، فقط بر يكي از جنبه هاي زندگي ما اثر مي گذارند و بعضي ديگر به جنبه هاي گوناگون زندگي نفوذ مي كنند . به عنوان مثال، اعتقاد به نادرستي يك فرد بخصوص ، فقط بر روابط، با همان شخص مؤثر است، اما عقيده به اينكه( همه مردم، نادرستند) ممكن است بر بسياري از روابط ، با ديگران، مؤثر باشد.
عقايد كلي ( جهاني ) نظير اين عقيده، مبتني بر تعميم هايي هستند كه در زمانهاي دور و تحت شرايط فوق العاده پيدا شده اند. ممكن است آنها را به كلي فراموش كرده باشيم، اما امروزه به طور ناخودآگاه ، بر اساس همان تعميم ها تصميم مي گيريم.
عقايد كلي اثري بر زندگي ما دارند كه حدي بر آن متصور نيست، اما لازم نيست كه اين اثر حتماٌمنفي باشد. يكي از عقايد كلي خود را عوض كنيد تا آنرا بر همه جنبه هاي زندگي خود مشاهده كنيد.
بعضي از باورها از بعضي ديگر نيرومندتر ند. احساس اطمينان در واقع داراي سه درجه است: نظر، اعتقاد، يقين. نظرات به آساني قابل تغييرند، زيرا مبناي آنها ادراكات و تصورات موقتي است. اعتقادات بسيار قويتر و محكمترند، زيرا اساس آنها را تجارب فراواني تشكيل مي دهد كه گاه با احساسات و عواطف نيرومندي همراه است. با وجود اين، مي توان با طرح سؤالاتي آنها را تا حدي متزلزل كرد. يقين معمولاٌ با چنان عواطف شديدي همراه است كه نه فقط انسان به درستي آن مطلب اطمينان كامل دارد. بلكه نسبت به آن تعصب مي ورزد و حاضر نيست هيچ گونه بحث منطقي را كه مخالفت عقيده اش باشد بشنود.
يقين مي تواند اثري سازنده و نيروبخش و يا نابود كننده داشته باشد.كداميك از باورهاي شما جنبه نظر دارد؟نسبت به درستي كداميك اطمينان بيشتري داريد؟ كداميك از آنها به سطح يقين نزديك است؟
فايده اعتقاد چيست؟ اعتقاد باعث مي شود كه ملاكي در دست داشته باشيم تا بتوانيم بسرعت راهي براي فراراز رنجها و كسب لذتها پيدا كنيم وقتي به درستي چيزي عقيده پيدا كرديم، ديگر لزومي ندارد و در هر مورد كار را ازابتدا شروع كنيم و درستي يا نادرستي چيزي را محك بزنيم. گاهي در لحظات اوج ترس، رنج و يا فشارهاي عاطفي ، براي تسكين ناراحتيهاي خود به نوعي اعتقاد، متوسل مي شويم. مثلاٌ كسي كه در عشق شكست خورده است ، ممكن است معتقد شود كه در جهان ، عشق وجود ندارد.
بعضي از مردم كه به درستي چيزي ايمان و يقين دارند، در برابر هر عقيده مخالفي مقاومت مي كنند و گاهي رنجهاي فرساينده، درد انزوا، افسردگي و حتي مرگ را تحمل مي كنند، اما دست از باورهاي خود بر نمي دارند.
شما به چه چيزهايي ايمان داريد؟ كداميك از باورهاي شما نيروبخش و سازنده و كداميك تضعيف كننده است؟
از آنجا كه ايمان، در انسان شور و شوق مي آفريند، لذا موجب حركت و فعاليت مي شود . كسي كه به حقوق حيوانات، بسيار اهميت مي دهد. داراي اعتقاد است. اما آن كه در اوقات فراغت خود با شور و شوق بسيار،
به سخنراني و آموزش مردم مي پردازد و با استناد به تحقيقات و تجارب آزمايشگاهي عواقب رژيم گوشتخواري را خاطرنشان مي كند داراي ايمان است.
آيا در زندگي شما مواردي بوده است كه با استفاده از نيروي ايمان، قدرتي تازه براي رسيدن به هدف پيدا كرده و همه موانع را در هم شكسته باشيد؟ مثلاٌ اگر يقين داشته باشيد كه نبايد اضافه وزن پيدا كنيد، شيوه دائمي و سالمي براي زندگي خود اختيار مي كنيد. اگر ايمان داشته باشيد كه ( من در هر شرايطي، راهي براي رفع گرفتاريها پيدا مي كنم) خواهيد ديد كه در سخت ترين حوادث نيز به شكل مناسبي عمل مي كنيد.
اگر نسبت به عقايد سازنده خود ، احساس اطمينان قويتري داشتيد، چه تغييرات ريشه داري درزندگيتان بوجود مي آمد؟ در اين باره بينديشيد.
براي اينكه بتوانيد عقايد صحيح خود را تقويت كنيد تمرين زير را انجام دهيد:

1 – عقيده اي را انتخاب و سعي كنيد آنرا به صورت ايمان در آوريد.
2 – مرجعهاي تازه و قويتري را نسبت به آن عقيده در خود به وجود آوريد.به عنوان مثال اگر تصميم داريد گوشتخواري را ترك كنيد، با افراد گياهخوار صحبت كنيد تا اثرات رژيم گياهخواري را در يابيد.
3 – وقايعي را پيدا يا ايجاد كنيد كه احساسات شديدي را نسبت به آن عقيده در شما ايجاد كند. مثلاٌ اگر مي خواهيد كشيدن سيگار را ترك كنيد ، سري به بيمارستانها بزنيد و از بيماراني كه به علت كشيدن سيگار دچار عوارض شديدي شده اند عيادت كنيد.
4 – براساس اعتقاد خود عمل كنيد و قدمهايي كوچك يا بزرگ بر داريد.
مطالعه زندگي اشخاص چند شخصيتي ، اثرات نيروي عقيده رانشان مي دهد. اين افراد، به علت عقيده محكمي كه دارند و قوياٌ فكر مي كنند كه شخص ديگري هستند، تغييرات جسماني نيز در آنها بوجود مي آيد كه كاملاٌ محسوس و چشمگير است . رنگ چشم آنان عوض مي شود، بعضي علائم جسماني در چهره شان پديدار يا ناپديد مي شود و حتي بطور موقت دچار بيماريهايي از قبيل مرض قند و فشار خون مي شوند . همه اين آثار بستگي به اين دارد كه بيمار در قالب كدام شخصيت فرو رفته باشد.
آيا در زندگي شما نيز دگرگونيهايي بر اثر تغيير عقيده پيدا شده است؟
راز موفقيت چيست؟ ما غالباٌ تصور مي كنيم كه موفقيت بسته به استعداد و نبوغ است. با وجود اين، من عقيده دارم كه نبوغ واقعي اين است كه با تقويت ايمان و اعتقادات سازنده ، نيروهاي عظيم دروني خود را فعال كنيم.
موفقيت بيل گيتز ميلياردر معروف، از زماني كه در دانشگاه هاروارد تحصيل مي كرد پايه گذاري شد . وي تعهد كرد كه نرم افزاري را كه ( كه هنوز نساخته بود) براي كامپيوتري كه هرگز نديده بود بسازد و در مواقع معيني تحويل دهد! به علت اعتماد به نفس زياد( كه پايه درستي هم نداشت) توانست همه منابع و نيروهاي خود را بكار گيرد و با همكاري ديگران، نرم افزار مزبور را باكمال موفقيت طراحي كند و ثروتمند شود.
اگر ما خود را مقيد كنيم كه حتماٌ به هدف برسيم و در عين حال مطلقاٌ ايمان داشته باشيم كه به انجام اين كار توانا هستيم، روشن است كه احتمال موفقيتمان در هر زمينه بيشتر خواهد شد.
شايد گفته اينشتين از همه بهتر باشد كه ( تصور، نيرومندتر از علم است.) بارها ثابت شده است كه مغز ما نمي تواند ميان آنچه كه به روشني به تصور در مي آوريم، و آنچه كه عملاٌ اتفاق مي افتد تفاوتي قائل شود.
اگر اين نكته را بخوبي درك كنيد زندگيتان دگرگون خواهد شد.
به عنوان مثال خيلي از مردم مي ترسند دست به كار تازه اي بزنند، زيرا كه قبلاٌ هرگز آن كار را انجام نداده اند. اما يكي از مهمترين پايه هاي موفقيت پيشگامان جامعه اين است كه علي رغم تجارب نا موفق قبلي ، مرتباٌ در ذهن خود كسب نتايج دلخواه را مجسم مي سازند. بدين ترتيب احساس اطميناني در خود بوجود مي آورند كه سبب مي شودنيرو هاي خود را فعال كند و توانائيهاي واقعي خود را بكار گيرند.
آيا هدفي داريد كه شما را به هيجان آورد، اما لازمه اش اين باشد كه كاري را كه قبلاٌ نكرده ايد، انجام دهيد؟ كي خيال داريد خود را در حاليكه به موفقيت رسيده ايد در نظر مجسم سازيد؟
كساني كه مي گويند ( واقع بين باشيد) معمولاٌ افراد ترسويي هستند. اين افراد،غا لباٌ در گذشته ناكاميهايي داشته اندكه در نظر خودشان شكست به حساب مي آيد و به همين علت مي ترسند كه دوباره شكست بخورند. عقايد محدود كننده اي كه اين افراد براي محافظت از خويشتن ساخته اند، موجب ترديد، نداشتن شهامت و توكل، و بكار نگرفتن همه توانائيها مي شود، و در نتيجه دستاوردهاي آنان نيز محدود است .
رهبران بزرگ ، غالباٌ با معيارهاي ديگران ( واقع بين) نيستند. اما دقيق و هوشمندند. مهاتما گاندي معتقد بود كه مي تواند با شيوه هاي مسالمت آميز و بدون اعمال خشونت در برابر امپراطوري انگلستان ايستادگي كند و هند را به استقلال برساند .كاري كه قبلاٌ هرگز نظيرش انجام نشده بود . او ظاهراٌ واقع بين نبود، اما نشان داد كه فردي دقيق است .آيا عقايد به اصطلاح ( واقع بينانه) اي هست كه از آنها دوري كنيد؟ آيا انتظارات تازه، هيجان آور، غير واقع بينانه، اما كاملاٌ امكان پذيري وجود دارد كه از آنها استقبال كنيد؟
اگر قرار باشد كه اشتباهي بكنيد، بهتر است اشتباهتان اين باشد كه به قابليت هاي خود ، بيش از حد بها دهيد، زيرا ممكن است همين امر موجب موفقيتتان شود يكي از تفاوتهاي افراد خوشبين و افراد بدبين اين است كه افراد بدبين، توانائيها و مهارتهاي خود را با دقت اندازه گيري مي كنند. اما افراد خوشبين، رفتارهاي خود را مؤثرتر از آنچه واقعاٌ هست، مي پندارند.
در نتيجه، افراد بدبين به كوشش بيهوده دست نمي زنند و همين كه دليل منطقي براي ادامه كار ، وجود نداشته باشد، كارها را رها مي كنند. با وجود اين، تصورات مثبت افراد خوشبين روحيه لازم را در آنها بوجود مي آورند و در اثر پشتكار ، سرانجام مهارت لازم را پيدا مي كنند. يعني ظاهراٌ ارزيابيهاي غيرواقع بينانه، موجب كسب مهارت مي شود.
به ياد داشته باشيدكه گذشته، مساوي آينده نيست اگر بخواهيد در جهت هدفي كه زماني به نظرتان غير ممكن مي آمد، قدمي برداريد، آن قدم، كدام است؟
شكل زندگي ما بيش از هر چيز، بسته به اين است كه چگونه با بدبختيهاي خود كنار بيائيم . افراد موفق، معمولاٌ مشكلات را امري گذرا مي بينند، در حاليكه اشخاص شكست خورده، معمولاٌ كوچكترين مشكل را، امري هميشگي مي پندارند. اگر چنين فكر كنيم، اولين قدم را برداشته ايم تا در دامي كه روانشناسان( ناتواني آموخته) مي نامند بيفتيم سه پندار است كه اين ناتواني را ايجاد مي كند:
1 – مشكل، جنبه دائمي دارد ( گذرا نيست)
2 – مشكل، فرا گير است( به يك زمينه معين محدود نيست).
3 – مشكل، ذاتي است و در وجود ما عيبي وجود دارد. ( نمي توان از آن به عنوان فرصتي براي يادگيري استفاده كرد.) در چند روز آينده راههاي چاره اين باورهاي تضعيف كننده را بررسي خواهيم كرد. فعلاٌ براي مقابله با اولين پندار، بخاطر داشته باشيد كه ( اين نيز بگذرد) اگر پشتكار داشته باشيد، هميشه راهي پيدا خواهيد كرد.
ما قادريم مشكلات را درنظر خود بزرگ، يا كوچك جلوه گر سازيم. اما افراد موفق، با استفاده از همين توانايي، از دام( مشكل فراگير) مي گريزند. آنها مثلاٌ به جاي اينكه بگويند ( پرخوري، همه اندامهاي بدن مرا از كار انداخته است) مي گويند( در زمينه عادات غذايي، مشكل كوچكي دارم) . اما كساني كه فكر مي كنند مشكل آنان فراگيراست، گمان مي كنند كه چون در زمينه معيني به موفقيت نرسيده اند، پس اصولاٌ فرد شكست خورده اي هستند. در اثر اين تعميم ، به كلي احساس ناتواني مي كنند.
براي غلبه بر اين عقيده غلط كه يك مشكل بر همه جهات و جوانب زندگي اثر مي گذارد، بايد بلافاصله به حل بخشي از مشكل بپردازيد، حتي اگر آن بخش بسيار ناچيز باشد. هم اكنون اين كار را شروع كنيد.
افراد خوشبين، از شكست هاي خود درس مي گيرند و طرز فكر خود را صلاح مي كنند. افراد بدبين، شكست ها را به خويشتن نسبت مي دهند و تصور مي كنند كه شكست، جزو خصوصيات ذاتي آنهاست . از آنجا كه اين افراد، هويت خود را به مشكلات زندگي پيوند مي دهند لذا گرفتار مي شوند. آيا اين اشخاص ، مي توانند تمام زندگي خود را به سرعت دگرگون كنند؟
هرگز مشكلات را به شخص نسبت ندهيد. مشكلات را وسيله اي براي كسب تجربه در نظر بگيريدو با استفاده از اين تجارب، راه خود را به سوي هدف ، باز كنيد و بخاطر وجود مشكلات، ممنون و شكرگزارباشيد.
براي رسيدن به هر موفقيت فردي،ابتدا بايد تغييري در باورهاي خود ايجاد كرد. با عقايد محدود كننده چه بايد كرد؟ بهترين راه آن است كه با طرح پرسشهايي آنها را سست كنيد و در احساس اطمينان خود تزلزل به وجود آوريد. مغز شما هميشه مي خواهد كه شما را از رنجها بركنار نگه دارد. پس به نتايج منفي كه آن اعتقاد، برايتان به بار آورده است فكر كنيد و از خود بپرسيد:
1 – اكنون كه درباره اين عقيده فكر مي كنم ، چه جنبه هاي مضحك، مسخره و احمقانه اي را مي توانم در آن پيداكنم؟
2 – اين عقيده تا كنون به چه قيمتي برايم تمام شده است؟ چه محدوديتهايي در گذشته برايم ايجاد كرده است؟
3 – اگر در عقيده خود تجديد نظر نكنم و آنرا تغيير ندهم، در آينده چه زيانهايي را متحمل خواهم شد؟
پاسخ به اين نوع سؤالات باعث مي شود كه احساسات عذاب آوري را با عقيده قديم خود پيوند دهيد و زمينه را فراهم كنيد تا عقيده سازنده اي را جايگزين آن عقيده نامطلوب سازيد.
آدمي براي خوشبخت بودن، بايداحساس كند كه دائماٌ در حال رشد است. و براي موفق شدن در دنياي بازرگاني امروز، شركتها بايدبطور مداوم پيشرفت كنند. روشن است كه ما بايد پيشرفت مداوم رااصل زندگي خود قرار دهيم ، نه اينكه به فكر هدفهاي گذرا باشيم.
اين مفهوم را در ژاپن با كلمه كايزن بيان مي كنند كه به معني تمركز و توجه دائم به بهبود كيفيت كالا و خدمات است. من پيشنهاد مي كنم كه ما آمريكائيان نيز به پيشرفت دائم و پايان ناپذير ( كن آي) مقيد باشيم.
اگر ما بطور معمول توجه خود را به بهبود چيزهايي معطوف كنيم كه در حال حاضر هم ممكن است عالي باشند، ببينيد اين روحيه چه تغييراتي در خانواده ها، شركتها، و جوامع به وجود مي آورد.
به نظر شما چگونه مي توان فلسفه ( كن آي ) را بسرعت عملي كرد؟
تنها چيزي كه درزندگي باعث خاطر جمعي واقعي مي شود اين است كه بدانيم هر روزي كه مي گذرد، به نوعي پيشرفت مي كنيم. من نگران اين نيستم كه كيفيت زندگي خود را بتوانم در همين سطحي كه هست نگه دارم، چرا كه هر روز سعي مي كنم تا آنرا بهتر از روز پيش سازم.
يكي از رموز موفقيت افسانه اي پت ريلي ( مربي بسكتبال) اعتقاد به پيشرفت مداوم و تدريجي است. وي در سال 1986 با مشكل بزرگي روبرو شد: تيم او معتقد بود كه نهايت تلاش خود رابه عمل آورده است، اما با اينهمه در سال پيش در زمينه قهرماني موفقيتي بدست نياورده بودند. براي بهبود وضع تيم، وي بازيكنان را مجاب كرد كه اگر هر فرد، در هر يك از پنج مهارت اصلي فقط يك در صد پيشرفت كند، تيم به قهرماني خواهد رسيد، زيرا تيم دوازده نفره، در آن صورت مجموعاٌ 60 درصد بهتر خواهد شد .
رمز موفقيت اين طرح، در سادگي آن بود.هر كسي يقين داشت كه مي تواند حداقل به ميزان يك در صد، مهارت خود را در هر زمينه افزايش دهد
اگر شما بطور مداوم پيشرفتهاي كوچكي بكنيد، سرانجام به چه هدفي مي توانيد برسيد؟
افكار، اعمال و تصميمات روزمره شماتابع چه عقايدي است؟ اين تمرين را انجام دهيد تا به تاثير نيروي عقيده بر خود پي ببريد.
1 – در بالاي يك صفحه كاغذ بنويسيد( عقايد سازنده و نيروبخش) و بر بالاي صفحه ديگر بنويسيد( عقايد ضعيف كننده و محدود كننده)
2 – ظرف ده دقيقه در روي اين دو صفحه عقايد خود را پياده كنيد و هر چه به نظرتان مي رسد بنويسيد.
3 – هنگام تفكر، هم عقايد خاص و هم به عقايد كلي ( جهاني ) توجه داشته باشيد. خصوصاٌ به عقايدي كه با
( اگر) آغاز مي شوند توجه كنيد. مثلاٌ ( اگر دائماٌ از همه امكانات خود استفاده كنم موفق خواهم شد.)
يكي از مؤثرترين راههاي بهبود زندگي آن است كه عقايد مثبت و سازنده خود را بشناسيم، آنها را تقويت كنيم، و از آنها در جهت عملي ساختن روياهاي خود استفاده نمائيم.
1 – فهرستي را كه از عقايد سازنده و محدود كننده ( شماره 87 همين كتاب) تهيه كردهايد، بررسي كنيد. سه فقره از مهمترين عقايد نيروبخش را مشخص سازيد.
2 – دقيقاٌ مشخص كنيد كه چرا و چگونه اين عقايد شما را نيرومند مي سازد؟ به چه طرقي اين عقايد موجب تقويت روحيه و شخصيت و بالابردن كيفيت زندگيتان مي سوند؟ اگر اين عقايد رامحكمتر كنيد چه اثرات بزرگتر و مثبت تري خواهند داشت؟
3 – بعضي از اين عقايد نيروبخش ، و ياهمه آنها را به صورت يقين و ايمان در آوريد. چنان اطمينان خدشه ناپذيري به آنهاپيداكنيد كه رفتارتان را تحت تاثير قرار دهد و شما را در جهت مقصودي كه داريد، هدايت كند. اكنون براساس ايمان خود عمل كنيد!
اكنون هنگام آن است كه از شر عقايدي كه ديگر به دردتان نمي خورد خلاص شويد!
1 – دو فقره از محدود كننده ترين عقايد را مشخص كنيد.
2 – با طرح پرسش هايي ، پايه هاي اين عقايد را متزلزل سازيد:اين عقيده چقدرمسخره و بي معني است؟
آيا كسي كه اين سخن را به من گفته است سر مشق خوبي است؟ اگر اين عقيده راحفظ كنم چه زيانهاي عاطفي متوجه من خواهد شد؟ از نظر جسمي، مالي و رابط با ديگران به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد؟اين عقيده چه ضررهايي براي خانواده، و افرادمورد علاقه من خواهد داشت؟
3 – آثار و عواقب منفي اين عقايد را در نظر مجسم كنيد. يك بار و براي هميشه تصميم بگيريد كه ديگر بهاي سنگين اين عقايد را نپردازيد.
4 – دو عقيده تازه را كه مي خواهيد جايگزين عقايد قبلي كنيد، بنويسيد.
5 – عقايد تازه و نيروبخش را تقويت كنيد. منافع بيشماري را كه از داشتن اين عقايد نصيبتان خواهد شد در نظر مجسم سازيد.

اثر نيروي انتظار در بهبود عملكرد، امروزه به ثبوت رسيده وبه اثر پيگماليون معروف است . براي تحقق اين موضوع، بعضي از دانش آموزان يك كلاس را انتخاب كردند و به معلمان آنها گفتند كه آنها داراي استعداد فوق العاده اي هستند و بايد بيشتر مراقبشان باشند تا استعدادشان شكوفا شود. پس از چندي ، اين دانش آموزان جزو بهترين شاگردان كلاس شدند. اما كسي نمي دانست اين دانش آموزان كه به عنوان نابغه معرفي شده بودند در واقع فرقي با بقيه نداشتند و حتي بعضي از آنها جزو شاگردان ضعيف به شمار مي آمدند. چه عاملي باعث شد كه اين دانش آموزان به صورت افراد متفاوتي در آيند ؟ اعتماد به نفس و اطمينان تازه اي كه به برتري خود پيدا كردند ( و آن نيز در اثر عقايد اشتباه معلمان كم كم در فكر آنان تزريق شده بود)!
آيا به اهميت اعتقاداتي كه درباره خود يا ديگران داريد واقفيد؟
اگر در اثر ايمان قوي مي توانستيد استعدادهاي وسيع خود را بكار گيريد، قادر به انجام چه كارهايي مي شديد؟

emp-ehsan
07-08-2006, 01:14 PM
بخش چهارم
پرسش كليد پاسخ است
در ميان آگاهيهاي انساني، نيروي پرسش به منزل اشعه ليزر است. از اين نيرو براي بر طرف كردن هرگونه مانع و مشكل استفاده كنيد.
نخستين فرق ميان افراد موفق و ناموفق چيست؟ موضوع بسيار ساده است: افراد موفق سؤالات بهتري از خود پرسيده اند ، و در نتيجه پاسخهاي بهتري نيز گرفته اند. هنگامي كه اتومبيل متولد شد ، صدها نفر دست به ساختن آن زدند. اما هنري فورد با ديگران فر ق داشت و از خود پرسيد( چگونه مي توانم اين ماشين را به توليد انبوه برسانم؟) در اروپاي شرقي، ميليونها نفر در زير يوغ آهنين كمونيزم، رنج كشيدند،اما يك نفر به نام لخ والسا شهامت داشت كه از خود بپرسد( چگونه مي توانم معيارهاي زندگي مردان و زنان كارگر را بالاتر ببرم؟)
اگر به توسن خيال خود ميدان دهيد، چه پرسشهايي در ذهنتان مطرح مي شود؟
آيا با اين اظهار نظر موافقيد يا مخالف؟ تفكر چيزي غير از پرسيدن و پاسخ دادن به پرسشها نيست. براي اينكه در مورد همين سؤال ، نظر موافق يا مخالف بدهيد، حتماٌ از خود پرسيده ايد( آيا اين موضوع درست است يا نه؟)و يا ( آيا من با اين گفته موافقت دارم؟)
بيشتر تفكرات ما، خواه در زمينه ارزيابي باشند( فلان چيز چطور است؟) خواه در زمينه تصور(چه چيزي امكان پذير است؟)و يا تصميم گيري ( چه بايد بكنيم؟)متضمن نوعي پرسش و پاسخ است.
پس اگر مي خواهيم كيفيت زندگاني خود را تغيير دهيم، بايد تغييري را در سؤالاتي كه از خود يا ديگران مي پرسيم به وجود آوريم.
كودكان، قهرمانان هميشگي طرح پرسش اند. اگر از سادگي و كنجكاوي كودكاني كه به گرفتن پاسخ اصرار دارند تقليد كنيد چه چيزهايي را به دست مي آوريد؟
كارهايي كه تاكنون در زندگي خود كرده ام، همه ناشي از مطالبي بوده است كه از خود پرسيده ام:علت كارهايي كه مردم مي كنند چيست؟ چرا بعضيها علي رغم نداشتن امكانات، در زندگي خود موفق مي شوند و بعضي ديگر با وجود اختيار داشتن منابع بيشتر، ناموفق مي مانند؟چگونه مي توانيم از افراد موفق سر مشق بگيريم؟چگونه مي توانيم راحتتر و سريعتر از گذشته، تغييراتي را در خود به وجود آوريم ؟ چگونه مي توانيم كيفيت زندگي همه افراد را بهتر سازيم؟
پرسشهاي اساسي كه زندگي كنوني شما را شكل داده است كدام است؟
پرسشهاي خوب ، زندگي خوب را به وجود مي آورد. شركتهاي بازرگاني هنگامي در كار خود موفق مي شوند كه تصميم گيرندگانشان پرسشهاي صحيحي در زمينه خطوط توليد، بازار، يا برنامه ريزيهاي هدفمند مطرح كنند. روابط شخصي افراد، هنگامي شكوفا مي شود كه پرسشهاي صحيحي درباره علت بروز اختلاف ونحوه حمايت از يكديگرمطرح كنند نه اينكه راههايي براي آزردن يكديگر بينديشند. جوامع نيز هنگامي به رفاه مي رسند كه رهبرانشان درباره مهمترين مسائل و نحوه همكاري افراد جامعه براي رسيدن به هدفهاي مشترك، سؤالات صحيحي طرح نمايند .
براي اينكه هر يك از جنبه هاي زندگي خود را بهبود بخشيد، مي توانيد سؤالاتي را مطرح كنيدو پاسخها يا راه حلهايي را بينديشيد كه شما و عزيزانتان را به سطحي بالاتر، از نظر موفقيت و لذت برساند. آيا لازم مي دانيد سؤالاتي را در زمينه كيفيت زندگي، اراده و تعهد، و خدمت به ديگران مطرح كنيد؟
اثرات جنبي و زنجيره اي پرسش ، خارج ازحدتصورماست. اگرناتوانيهاو محدوديتهاي خود را مورد سؤال قرار دهيم. بسياري از ديوارها فرو مي ريزندو موانعي كه بر سر راه موفقيتهاي بازرگاني، روابط شخصي ، و حتي روابط بين كشورها وجود دارد از بين مي روند.پيشرفتهاي بشر، كلاٌ براثرطرح پرسشهاي تازه بوده است .
آيا ميتوانيد پرسشهاي تازه اي از خودبكنيد كه زندگي امروزيتان را بهبود بخشد؟
بحثي نيست كه ظرفيت مغز ماشگفت انگيز است. در واقع اگر بخواهيم كامپيوتري بسازيم كه ظرفيت نگهداري اطلاعات آن به اندازه مغز انسان باشد، چنين كامپيوتري به اندازه دو برابر ساختمان مركز بازرگاني جهاني به فضا احتياج خواهد داشت. با وجود اين، اگر ندانيم چگونه به منابع ذهني خود دسترسي پيدا كنيم و از ذخاير عظيم اطلاعاتي خود بهره مند شويم ، آن همه ظرفيت مغزي، بي فايده خواهد بود. كليد دستيابي به اين بانك اطلاعاتي چيست؟ نيروي بي چون و چراي پرسش. علت اينكه نمي توانيم از تجارب خود استفاده كنيم، غالباٌ ضعف حافظه نيست، بلكه علتش آن است كه سؤالات صحيحي از خود نمي كنيم تا نيروهاي ما رافعال سازد.
كامپيوتر مغز،هميشه آماده خدمتگزاري به شماست،و هر سؤالي را كه به آن بدهيد،
مطمئناً پاسخي برايش خواهد يافت.اگر سؤال شما ياوه باشد(مثلاً چرا من هميشه بدبخت و گرفتارم؟)طبعاً جوابي ياوه هم خواهيد گرفت.از سوي ديگر،اگر سؤال بسيار خوب وثمربخشي بكنيد(مثلاً چگونه مي توانم از اين موقعيت استفاده كنم؟)خود به خود به راه حلهاي مناسب هدايت خواهيد شد.
پاسخهاي تازه،از پرسشهاي تازه برمي خيزند.هم اكنون چه سئوال نيروبخشي به نظرتان مي رسد كه از خود،يا از عزيزانتان بپرسيد؟
دوست من آقاي دابليوميچل از نظر طرح سؤالات درخشان،نمونه است.وي در يك حادثه فجيع،تمام بدنش فلج شد.اما غصه و تاسف رابه خود راه نداد و درعوض از خود پرسيد( چه چيز هاي هنوز برايم باقي مانده است ؟) انديشيد( اكنون چه كارهايي از من ساخته است كه حتي در گذشته نمي توانستم انجام دهم؟به علت وقوع اين حادثه، چه خدمتهايي مي توانم به ديگران بكنم؟)
در بيمارستان ، باپرستاري به نام آني آشنا و بلافاصله به او علاقمند شد . بدن ميچل چنان سوخته بود كه شناخته نمي شد و بعلاوه از كمر به پائين بكلي فلج شده بود،اما چنان جسارتي داشت كه از خود پرسيد( چگونه مي توانم دل او را به دست آورم؟) و چندي نگذشت كه با يكديگر ازدواج كردند . اگر از شكست و يا جواب منفي نمي ترسيديد، هم اكنون چه پرسشهايي از خود مي كرديد؟
بعضيها در مسائل مربوط به عشق و زناشويي، پا پيش نمي گذارند، زيرا از خود سؤالاتي
مي كنند كه آنان را مردد مي سازد. مثلاٌ ( اگر خواستگاري بهتر از من داشت چه ؟ اگر خود را گرفتار كردم و جواب رد شنيدم چه ؟ ) و بدين ترتيب نمي توانند از امكاناتي كه در اختيار دارند استفاده كنند.
در روابط زناشويي مي توان پرسيد( چه بخت بلندي داشتم كه تو وارد زندگي من شدي ؟)
( از كدام خصوصيت تو بيش از همه خوشم مي آيد؟) ( پيوند با تو، چقدر زندگي ، ما را غني تر كرده است؟)
از خود و همسرتان، چه سؤالاتي مي توانيد بكنيد كه باعث شود خود را خوشبخت ترين افراد عالم بدانيد؟

هر قدر كه در زندگي خود به موفقيتهايي رسيده باشيم، بالاخره زماني فرا مي رسد كه در مسير پيشرفت فردي و شغلي خود به موانعي بر مي خوريم. بروز مشكلات ، به خودي خود چندان مهم نيست ، بلكه واكنش شما در هنگام بروز مشكل داراي اهميت است . براي يافتن راه حل ، به نكات زير توجه كنيد:
پرسشهاي مربوط به يافتن راه حل
1 – در اين مشكل، چه جنبه خوب و مثبتي مي توان يافت؟
2 – چه چيزي هنوز كامل نيست؟
3 – براي اينكه وضعيت را به صورت دلخواه در آورم چه بايد بكنم؟
4 - براي اينكه وضعيت را به صورت دلخواه در آورم چه كارهايي را نبايد انجام دهم؟
5 – ضمن انجام كارهايي كه براي بهبود شرايط لازم است، چگونه مي توانم از تلاش خود لذت ببرم؟
چه عاملي سبب شد كه دانلد ترامپ از راه معاملات املاك، ثروت بي حسابي بدست آورد؟ مسلماٌ يكي از رموز موفقيت او، شيوه ارزيابي وي بوده است. او در ارزيابي هر ملكي كه از نظر او مي توانست منافع اقتصادي قابل ملاحظه اي در بر داشته باشد، از خود مي پرسيد( بدترين حالت ممكن كدام است؟و اگر آن بدترين حالت اتفاق بيفتد آيا من قادر به تحمل خسارت آن هستم؟) و وقتي مي ديدكه مي تواند بدترين حالت ممكن را تحمل كند آن معامله را انجام مي داد ، زيرا اگر آن حالت اتفاق نمي افتاد ، طبعاٌ سود سرشاري مي برد. پس از آنكه ترامپ رو به ورشكستگي رفت، ناظران اقتصادي متوجه شدند كه وي دچار غرور شده و خود را شكست ناپذير مي دانسته است و بعلاوه به سؤال ( بدترين حالت ممكن چيست )ديگر توجه نمي كرده است.
بخاطر داشته باشيد كه نه تنها سؤالاتي كه از خود مي پرسيد، بلكه حتي سؤالاتي هم كه مطرح نمي كنيد، در سرنوشتتان مؤثرند.
پرسشهايي كه دائماٌ از خود مي كنيم، موجب رخوت يا نشاط، كج خلقي يا خوشرويي و بدبختي يا خوشبختي ما مي شوند. پرسشهايي از خود بكنيد كه روحيه شما را تقويت كنند و شما رادر جاده بهروزي انسان، به پيش برانند.

اگر تاكنون بارها سعي كرده ايدكه وزن خود را كم كنيد و موفق نشده ايد،ممكن است به اين علت باشد كه سؤالات نادرستي از خود پرسيده ايد. مثلاٌ ( چه بخورم كه كاملاٌ سير شوم؟) يا( شيرينترين و مقوي ترين غذايي كه ميتوانم بخورم چيست؟)
بجاي سؤالات بالا، چه مي شداگر مي پرسيديد ( چه غذايي نيازهاي بدن مرا واقعاٌ تامين مي كند؟) يا ( كدام غذاي سبك و خوشمزه را مي توانم بخورم كه به من انرژي كافي بدهد؟) و هنگامي كه به پرخوري و سورچراني وسوسه مي شديد مي گفتيد( اگر اكنون اين غذا را بخورم، بعداٌ از خوردن چه غذاهايي بايد خودداري كنم تا بازهم به هدف خود برسم؟(اگر اكنون خود را كنترل نكنم بعداٌ به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد؟)
اگر در سؤالات عادتي كه هميشه از خود مي كنيد،تغيير كوچكي بدهيد، تغييري اساسي در زندگيتان به وجود خواهد آمد.
پرسشها بلافاصله باعث انحراف فكر در نتيجه موجب تغيير احساسات ما مي شوند در زندگي هر كسي، لحظات و خاطرات زيبايي وجود دارد كه يادآوري آنها احساسي دلپذير به وجود مي آرود. مثلاٌ اولين روزي كه به تنهايي از منزل خارج شديد، يا تولد اولين فرزندتان، يا صحبت با دوستي كه باعث تقويت اعتماد به نفس در شما شده است. پرسشهايي از اين قبيل كه ( به خاطر چه چيزهايي بايد شكر گذار باشم؟) و يا ( در حال حاضر چه چيزهاي عالي در زندگي خود دارم؟) باعث مي شود كه اين لحظات را بخاطر آوريم و نه فقط احساسي خوب نسبت به زندگي خود پيدا كنيم، بلكه به عزيزان و اطرافيان خود نيز بيشتر خدمت نمائيم.
ميان پرسش و استفاده از عبارات تاكيدي، تفاوت بزرگي است. ممكن است به عنوان تاكيد و تلقين به نفس، يك روز تمام با خود بگوييد( من خوشبختم، من خوشبختم، من خوشبختم). اما اثر اين تلقين در ايجاد ايمان و يقين، غير از اين است كه از خود بپرسيد(اكنون به چه دليل خوشبختم؟ اگر بخواهم احساس رضايت كنم، از چه چيزهاي مي توانم راضي باشم؟) پرسش، تنها تكرار مكررات يك جمله نيست، بلكه باعث تغيير مركز توجه مي شود و دلايلي واقعي و قاطع براي تغيير احساس به وجود مي آورد. بدين ترتيب، بجاي تكرار صرف عبارات تاكيدي، عملاٌ تغييري در احساس به وجود مي آيد. تغييري كه واقعي و پايدار است.
چگونه مي توان بهبودي فوري در زندگي ايجاد كرد؟ راهش كشف و الگو برداري از پرسشهاي عادتي افرادي است كه مورد احترامتان هستند. اگر كسي را يافتيد كه بي نهايت خوشحال و راضي است، يقين داشته باشيد كه دليلش يك چيز است: اين شخص، دائماٌ به چيزهايي توجه مي كند كه موجب رضايت و شادي اند، و دائماٌ چيزهايي از خود مي پرسدكه شادماني او را افزون مي سازند. كساني هم كه به موفقيتهاي بزرگ مالي دست مي يابند، عموماٌ در زمينه سرمايه گذاري سؤالات متفاوتي را مطرح مي كنند.
براي اينكه به سطحي تازه از موفقيت در هريك از جنبه هاي زندگي دست يابيد، در جستجوي كساني باشيد كه قبلاٌ به هدفهاي دلخواه شما رسيده اند. آنگاه سؤالاتي را كه آنان مي كنند، الگو برداري كنيد.
يكي از عوامل اصلي موفقيت، آمادگي براي گرفتن پاسخ است. والت ديسني در زماني كه فيلم ( سرزمين عجايب) را مي ساخت، راه منحصر به فردي رابراي پرسش يافته بود. وي سرتا سر يك ديوار را به معرفي مراحل گوناگون طرح، اختصاص داده و از كليه كاركنان پرسيده بود(چه پيشنهاد اصلاحي به نظرتان مي رسد؟)
بدين ترتيب وي به قدرت خلاقه يك گروه عظيم دسترسي پيدا كردو در پاسخ به آن سؤ‌الات خوب، به نتايج خوبي رسيد.
لازم نيست كه حتماٌ در راس يك سازمان بزرگ باشيد تا بتوانيد از اين شيوه استفاده كنيد. آيا مي توانيد راههاي ديگري براي استفاده از اين روش پيدا كنيد؟ از ميان افرادي كه هر روز با آنها سر و كار داريد، چه كساني مي توانند گنجينه منابع اطلاعاتي خود را در اختيارتان بگذارند( البته اگر بخواهيد و بپرسيد)؟
پاسخهايي كه مي گيريم به سؤالاتي كه مي خواهيم بپرسيم بستگي دارد. نكته آن است كه بايد سؤال خاصي را پيدا كنيد كه روحيه شما را نيرومند سازد. به عنوان مثال اگر آموزش و پيشرفت، در نظرتان داراي اهميت است، سؤالي از اين قبيل( چگونه مي توانم از وضعي كه پيش آمده استفاده و در آينده، بهتر عمل كنم؟)براي بهبود روحيه واز ميان بردن عواطف منفي كاملاٌ مفيد و مؤثر است.
در موقعيتهاي دشوار زندگي، از خود بپرسيد( آيا ده سال ديگر هم اين موضوع اهميت خواهد داشت؟)
هنگام برخوردهاي شخصي و بگو مگو با اشخاص، از خود بپرسيد ( چه عامل ديگري ممكن است باعث ناراحتي اين شخص شده باشد و من چگونه مي توانم به او كمك كنم؟) و اين پرسش باعث مي شود كه اختلافات، به سرعت حل شود و بتوانيد محبت خود را ابراز كنيد.
نوع بشر قدرت چشم پوشي و فراموشي عجيبي دارد. در هر لحظه معين امور بي شماري هست كه مي تواند مورد توجه ما قرار گيرد، اما فقط مي توانيم به چند مورد بطور آگاهانه متمركز شويم.
با طرح يك سؤال، خواه آن را از خودتان بپرسيد يا از ديگ