PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : اشعار کودکانه




    

saye
25-06-2006, 02:24
ماه و ستاره
شب اومد و ستاره
رو آسمون نشسته
نه يك ، نه ده ، نه صدتا
هزار هزار تا دسته

ستاره توي شبها
چراغ آسمونه
مثل گل و بنفشه
تو باغ آسمونه

يك كمي اين طرفتر
ماه قشنگ و زيباست
دلش گرفته امشب
براي اينكه تنهاست


شاعر : علي اصغر نصرتي

.........

فهرست اشعار کودکانه

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

saye
25-06-2006, 02:27
مادر بزرگ

مادربزرگ
وقتي اومد
خسته بود

چار قدش و
دور سرش
بسته بود

صداي كفشش كه اومد
دويدم

دور گُلاي دامنش
پريدم

بوسه زدم روي لُپاش
تموم شدن خستگي هاش


شاعر : افسانه شعبان نژاد

saye
25-06-2006, 02:28
كفش

ني ني كوچولو
كفشاي سوت سوتي داره

يه توپ ماهوتي داره
بازي فوتبال مي كنه،
شوت مي زنه

كفشاش براش سوت مي زنه


شاعر : مهري ماهوتي

saye
25-06-2006, 02:28
سيب خوشمزه


هاهاها هوهوهو
باد آمد بادآمد
درباغ سيب ما
شادآمد شادآمد

اين شاخه آن شاخه
لرزيد از دست باد
يك سيب خوش مزه
درجوي آب افتاد

آب آن را شُرشُرشُر
باخود تا صحرا برد
يك گاو خال خالي
آن را بو كرد و خورد


شاعر : محمود پور وهّاب

saye
25-06-2006, 02:29
سبز

من رنگ سبزم
برگ درختم
گاهي لباسم
بر بند رختم

من سبز هستم
رنگ بهارم
هم پيش گلها
هم پيش خارم

من رنگ گوجه
رنگ خيارم
من رنگ برگم
رنگ بهارم.


شاعر : جعفر ابراهيمي(شاهد)

saye
25-06-2006, 02:30
سؤال

دويدم ودويدم
به يك سؤال رسيدم

كيه كه توي دنيا
ماهي مي ده به دريا؟
برف و تگرگ مي سازه
درخت و برگ مي سازه؟

به بلبلا آواز مي ده
به موش دم دراز مي ده

به آدمها خواب مي ده
آفتاب و مهتاب مي ده

جواب تو آسونه
خداي مهربونه
هر بچه اي مي دونه

شاعر : ناصر كشاورز

saye
25-06-2006, 02:31
زنگوله پا

زنگوله پا،كنار جو راه مي ره
زير درختهاي هلو راه مي ره

جست مي زند روي دو پا
مي زنه زير شاخه ها

از رو درخت،چندتا هلو
گير مي كنه به شاخ او

باغ هلو كه ساكته هميشه
پر از صداي حرف و خنده مي شه

زنگوله پا،باغ را بهم مي زنه
شده درختي كه قدم مي زنه

شاعر : افسانه شعبان نژاد

saye
25-06-2006, 02:32
رفتگر

غنچه صبح كه وا ميشه
هي گلها رو بو مي كنه
رفتگر از خواب پا مي شه
زمين رو جارو مي كنه

با چهره خندون و شاد
از برگ خشك و گرد و خاك
از خونه اش بيرون مياد
كوچه هارو مي كنه پاك

گلها سلامش مي كنند
مي كنه جوها رو تميز
و احترامش مي كنند
از آشغال درشت وريز

يك حلزون،تپل،مپل
كاج و چنار و نارون
سر ميخوره از روي گل
درخت تو،درخت من

پشت سرش يه برگ ليز
با دست او آب مي نوشن
تميز مي شه،خيلي تميز
يه پيرهن نو مي پوشن

مي پوشه يك لباس كار
با زحمت رفتگرا
مي خنده مانند انار
تميز مي شه دنياي ما


شاعر : اسدا...شعباني

saye
25-06-2006, 02:33
حلزون


آي حلزون شاخكي!
كجا مي ري يواشكي؟
جلو ميري يواش و ريزه،ريزه
پوست تنت چه نرم و خيس و ليزه
خالهاي دونه دونه،دونه داري
به روي پشت روي خود يه لونه داري
ساكتي و خجالتي و تنها
بمون توي باغچه خونه ما.

شاعر : مهري ماهوتي

saye
25-06-2006, 02:33
چوپان

چوپونه كجاست؟
تو صحراست
مواظب گله هاست

گله بايد چرا كنه
بع وبع و بع صدا كنه
يونجه و شبدر بخوره
علفهاي تر بخوره

چوپون بايد زرنگ باشه
قوي و اهل جنگ باشه

جنگ با كي؟ با گرگ ها
صدآفرين ماشالله.

شاعر : شكوه قاسم نیا

saye
25-06-2006, 02:34
پدربزرگ ، مادربزرگ

پدر بزرگ خوبم
هميشه مهربونه
وقتي كه پيشم باشه
برام كتاب مي خونه

مادر بزرگ نازم
خيلي برام عزيزه
هرچي غذا مي پزه
خوشمزه و لذيذه

وقتي با اونها باشم
غصه و غم ندارم
دنيا برام قشنگه
هيچ چيزي كم ندارم.

شاعر : جواد محقّق

saye
25-06-2006, 02:35
شعله هاي آتش

يك شب مهتابي
دهكده رفته به خواب
باپدر مي گشتيم
لب رودي پر آب

سردمان بود و پدر
آتشي روشن كرد
هركس از هر گوشه
تكه چوبي آورد

شعله هاي آتش
سرخ و نارنجي و زرد
چهره هاي ما را
نورباران مي كرد

ناگهان«احمد» گفت:
بچه ها،آن بالا
شعله ها ساخته اند
شكل طاووسي را

بعد از آن هرشعله
پيش چشمان ما
شكل مخصوصي داشت
زنده بود و زيبا

شعله اي،اسبي بود
شعله اي، يك آهو
شعله اي،شكل عقاب
شعله اي هم يك قو

كم كم آتش خوابيد
زير خاكستر و دود
شاد بر مي گشتيم
چه شب خوبي بود .


شاعر : صفورا نيرّي

saye
25-06-2006, 02:36
زنبور عسل


هنگام سحر
زنبور عسل
گل را از شادي
مي كند بغل

با مهرباني
دانه شبنم
بيدار ميكند
گلها را كم كم

شيره گل،در
كاسه بلور
صبحانه اي خوب
براي زنبور

با بال زرّين
مي پرد هر سو
عسل مي سازد
درون كندو

خانه اش دارد
هزاران اتاق
هرگوشه آن
تميز و براّق

هر صبح روشن
در فصل بهار
مي بيني او را
گرم كار و كار

سلام ميكند:
ويزوويزوويز
صبح تو بخير
زنبور عزيز!

شاعر : صفورا نيرّي

saye
25-06-2006, 02:37
2پر 2پر 4پر

10 تا پرستو با هم
يكباره پر كشيدند
در آسمان آبي
پر پر پر پريدند
با پر زدن رسيدند
به يك درخت گردو
يك يكي نشستند
به روي شاخه او
اتل متل توتوله
ده تا پرستو داريم
دانه به دانه حالا
آنها را مي شماريم
يك كه خسته تر بود
از روي شاخه افتاد
خدا كند نيفتد
به دست مرد صياد
اتل متل توتوله
9 تا پرستو مانده
هر شاخه اي، يكي را
به روي خود نشاندهيكي از آن ميانه
گرسنه بود و پر زد
براي دانه خوردن
به دشت و لانه سرزد
اتل متل توتوله
نه 10 تا و نه 9 تا
8 تا پرستو مانده
روي درخت زيباپرستوي قشنگي
كه تشنه بود و بي تاب
پريد به سوي چشمه
براي خوردن آب
اتل متل توتوله
نه تشنه و نه خسته
7 تا پرستو حالا
روي درخت نشستهپرستويي هم آرام
چيزي نگفت ودر رفت
به جاي دور دوري
پريد و بي خبر رفت
اتل متل توتوله
پرستو آي پرستو
6 تا پرستو مانده
سر درخت گردواتل متل توتوله
شعر و شكوفه و قند
5 تا پرستو مانده
5 تا پرستو رفتند
يکي که بازيگوش بود
کرمي از آن بالا ديد
براي خوردن آن
پر زد و پر پر ، پريديكي نماند و برگشت
دلش به تاپ تاپ افتاد
بايد به جوجه هايش
دوباره دانه مي داد
4 تا پرستو مانده
بقيه پر كشيدند
اتل متل توتوله
پرستوها پريدنداز آن چهار پرستو
يكي،براي بازي
پريده و پر زد و رفت
به دشت سبز و بازي
اتل متل توتوله
از آن همه پرستو
فقط 3 تا نشسته
روي درخت گردويكي از آن 3 تا هم
پريد و رفت به باغي
نشست ودرد دل كرد
با جوجه كلاغي
اتل متل توتوله
دويدم و دويدم
به روي تك درختي
2 تا پرستو ديديماز آن 2 تا،يك يهم
نه جيك زد ونه فرياد
به دنبال بقيه
به فكر رفتن افتاد
اتل متل توتوله
نه 6 تا و نه 8 تا
نشسته 1 پرستو
بدون دوست وتنها
نشسته بود پرستو
بدون يار و تنها
كه ديد دوباره برگشت
پرستويي به آنجا
كنار هم نشستند
2 تا پرستو با هم
سلام و حال و احوال
نه غصه بود نه غم
اتل متل 10 و 9
توتوله 8 و 7 تا
به 6 و 5 رسيدند
پرستوهاي زيبا
ولي كلاغ،كلاغ پر
دوباره پر كشيدند
4 و 3و 2و 1
پرستوها پريدندصدايي آمد انگار!؟
صداي پرپر آمد
2 تا بودند و ديدند
كه يار ديگر آمد
سلام به روي ماهت
كجا بودي؟ بفرما!
3 تا شديم. چه بهتر!
من و تو مي شود«ما»
2 تاي ديگر آمد
2 و 3 مي شود چند؟
3 و 2 مي شود 5
ترانه بود و لبخند
2 پر، 2پر ، 4 پر
3 تا پرستو برگشت
3 تا و 5 تا شد چند؟
6 و 2 مي شود 8
پرستوهاي زيبا
دوباره پركشيدند
كنار هم پريدند
به ابرها رسيدند
2 تا پرستو برگشت
دوباره 10 پرستو
دوباره 10 پرنده
و يك درخت گردو

شاعر : مصطفي رحماندوست

saye
25-06-2006, 02:43
برف كله گنجشكي

برف كله گنجشكي
مثل پنبه مي بارد
روي شاخه ها انگار
باز ، پنبه مي كارد

من نشسته ام تنها
در كنار اين نرده
نرده مثل پيراهن
برف را به تن كرده

از حياط مي آيد
جيك جيك گنجشكان
روي برف مي ريزم
خرده ريزه هاي نان

مي خورند گنجشكان
خرده ريز نانها را
گوش ميكنم من هم
جيك جيك آنها را.


شاعر : جعفر ابراهيمي(شاهد)

saye
04-07-2006, 14:26
مهربانترين

مهربانتر از مادر
مهربانتر از بابا
مهربانتر از آبي
با تمام ماهيها

مهربانتر از گلها
با دو بال پروانه
مهربانتر از ابري
با گياه،با دانه

مهربانتر از خورشيد
با گل و زميني تو
تو خدا،خدا هستي
مهربانتريني تو


شاعر : افسانه شعبان نژاد

saye
04-07-2006, 14:27
مرد دهقان

صبحها د رگوش باغ
باد،هو هو مي كند
برگها را از زمين
خوب جارو ميكند

يك كلاغ پر سياه
مي پرد از روي بام
با صداي قار قار
مي كند بر من سلام

باز هم از اشك ابر
باغ،خندان مي شود
زير بال مادرش
جوجه ،پنهان مي شود

نغمه هاي يك خروس
باز مي آيد به گوش
مرد دهقان،بيل را
مي گذارد روي دوش

باز،او خوشحال و شاد
مي رود تا مزرعه
چون كه دارد در دلش
حرفها با مزرعه


شاعر : سيد احمد ميرزاده

bahal20
04-07-2006, 15:56
سایه جان خیلی شعرهای آموزنده و خوبی بودن
نمی دونم شعرهای بچه گانه مذهبی هم پیدا می شه
دنبالشون هستم

saye
05-07-2006, 17:53
سایه جان خیلی شعرهای آموزنده و خوبی بودن
نمی دونم شعرهای بچه گانه مذهبی هم پیدا می شه
دنبالشون هستم

خواهش میکنم قابلی نداشتن
چند تا شعر براتون پیدا کردم


نماز

سپیده زد، سپیده
وقت صحر رسیده
خاموش شده ستاره
صبح اومده دوباره

***
خروس پر طلایی
با پاهای حنایی

قوقولی قوقو میخونه
تو کوچه و تو خونه
اذان میگن دوباره
از مسجد و مناره
***
بابام پامیشه از خواب
میره لب حوض اب
می شوید او دست و رو
با اب میگیره وضو
تمیز و پاکیزه باز
میاد سر جا نماز
***
من هم کنار بابا
نماز می خوانم حالا

saye
05-07-2006, 17:54
اصول دین

ما مسلمانیم
پیرو قران
مانند گلیم
توی گلستان
***
پنج تا پرنده
توی باغ داریم
بیا انها را
باهم بشماریم
***
این پرنده ها
اصول دینند
همه خوش اواز
همه رنگینند
***
یک پرنده هست
به نام توحید
می شود ان را
در همه جا دید
***
دومی عدل است
سوم نبوت
اما چهارم
باشد امامت
***
پنجم معاد است
روز خوب ما
روز امتحان
در پیش خدا
...

saye
05-07-2006, 17:57
پیغمبر ما محمد (ص)

پیغمبر خوب ما......... نور خدا محمد (ص)
چراغ راه مردم .........رهبر ما محمد (ص)
ما کودکان همیشه.........گوییم یا محمد (ص)
ما پیرو تو هستیم
صل علی محمد
ای پیرو محمد.........ای کودک مسلمان
قلب تو پاک و روشن ......... از نور دین و ایمان
یارو نگهدار تو ......... باشد خدا و قران
بگو تو ،یا محمد
صل علی محمد

saye
28-08-2006, 12:08
اگه بازم پیدا کردم براتون میذارم
............
مشق شب

باز با دست كوچكت، امروز
ميروي تا مداد برداري
مي نويسي تو؛آب ، بابا، نان
باز انگار، مشق شب داري

شعرهاي كتاب را از حفظ
با صداي بلند ميخواني
خوش به حالت كه ياد مي گيري
درس امروز را به آساني

درسهاي كتاب مي گويند:
ژاله گلدان پر گلي دارد
ژاله هر روز توي گلدانش
آب را قطره قطره مي بارد

ميروي در حياط و مي كاري
توي گلدان خود ، گل لاله
كاش گلدان كوچكت مي شد
مثل گلدان پر گل ژاله


شاعر : رودابه حمزه اي

saye
02-10-2006, 01:42
تو حوض خونه ما


تو حوض خونه ما..........ماهيهاي رنگارنگ
بالا و پايين مي رن........با پولکاي قشنگ
کلاغه تا مي بينه.........کنار حوض مي شينه
...........مي خواد ماهي یگيره
ماهيا تا مي بينن........به زير آبها ميرن
.....کلاغ شيطون مي شه زار و پريشون
.....کلاغ شيطون مي شه زار و پريشون

saye
04-10-2006, 21:36
خيال صورتي

يك لباس صورتي
در خيالم بافتم
نقشه خورشيد را
روي آن انداختم

يك كبوتر، آن طرف
با پر و بال سفيد
آشيانه كرده بود
بر درخت سبز بيد

در كنار آن درخت
چشمه بود و رود و سنگ
آن خيال صورتي
شد لباسي رنگ رنگ


شاعر : رودابه حمزه اي

saye
03-11-2006, 01:28
خانه هاي پير

سر به دوش هم نهاده اند
بي صدا،ميان شهر ما
خانه هاي طاق گنبدي
خانه ههاي پير و بي ريا

مثل چند پيرمرد خوب
در كنار هم نشستهاند
پاي چند آسمانخراش
ساكت اند و دلشكسته اند

روي دوششان لميده اند
گربه هاي خسته،مهربان
پُر ز بق بقوي تازه است
چينه هاي كاگلي شان

شهر رفته رفته مي شود
پر ز آسمانخراشها
مي برد ز ياد خود چه زود
كوچه هاي تنگ و ساده را

خانه هاي طاق گنبدي
ذره ذره آب مي شوند
زير چنگهاي آهني
يك به يك خراب مي شوند.


شاعر : مجيد ملا محمدي

saye
03-11-2006, 01:29
بنفشه و شاپرك

بنفشه اي ديدم
كه توي صحرا بود
چه خوب مي خنديد
چقدر زيبا بود!

به سوي او رفتم
بنفشه را چيدم
بنفشه غمگين شد
ومن نفهميدم

به او چنين گفتم:
بنفشه زيبا!
بخند، چون ديگر
تو نيستي تنها

بنفشه خوبم
به من نگاهي كرد
غم دلش را او
به روي لب ،آورد:

چرا جدا كردي
ز خانه ام من را؟
دوباره برگردان
مرا به آن صحرا

مگر نمي داني
كه شاپرك آنجاست
بدون من الآن
چقدر او تنهاست!

ز حال او من را
تو با خبرگردان
مرا به آن صحرا
دوباره برگردان


شاعر : سيد احمد ميرزاده

saye
27-02-2007, 03:42
كوچه ها هم گُل داشت

من سرانجام امروز
روستا را ديدم
تا شب آنجا بودم
شاد مي خنديدم

مي دويدم در دشت
مي دويدم در باغ
بوي گل مي آمد
با نسيم از هر باغ

واقعاً جالب بود:
كوچه ها هم گل داشت!
دامن كوهستان
لاله و سنبل داشت

بر سر كوه، از برف
تاج زيبايي بود
بر لب چشمه آب
گل صحرايي بود

رودهايي چه زلال
آبشان چه آبي رنگ
آبشاري چه بلند
همه جا بود قشنگ

توي شهر اما هست
دودكشهاي سياه
شب به زحمت پيداست
صورت روشن ماه

خانه هايش دلگير
آسمانش پر دود
كاشكي خانه ما
توي آن دهكده بود


شاعر : سيد احمد ميرزاده
...

magmagf
09-03-2007, 09:38
آه اي گربه چرا
جوجه ام را بردي
رفتي و روي درخت
جوجه ام را خوردي؟

جوجه كوچك من
چه بدي داشت به تو؟
باتو ديگر قهرم
برو از خانه،برو!

جوجه كوچك من
جوجه نازي بود
همدم كوچك من
با تو همبازي بود

زود بردي از ياد
دوستي را تو چرا؟
هم شدم من بي دوست
هم تو ماندي تنها.

magmagf
09-03-2007, 09:39
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده ............... تو تخت خواب مخمل آبيش خوابيده
يه روز مامان رفته بازار اونو خريده............. قشنگ تر از عروسکم هيچ کس نديده
.
عروسک من ...... چشماتو باز کن ..... وقتي که شب شد ...... اون وقت لالا کن
بيا بريم توي حياط با من بازي کن................. توپ بازي و شن بازي و طناب بازي کن.

magmagf
09-03-2007, 09:41
يك دستگاه كامپيوتر
بابا براي من خريده
هرگز كسي ،مانند آن را
در هيچ بازاري،نديده

من مي فشارم گوش او را
مي گويد او:آماده هستم
پيچيده ام با آنكه خيلي
در ظاهر اما ساده هستم

او پاسخ هر پرسشم را
فوراً برايم مي نويسد
هم ديكته و هم مشق من را
شبها به جايم مي نويسد

اين كامپيوتر چشم دارد
اين كامپيوتر گوش دارد
او مثل آدم نيست،امّا
مانند آدم، هوش دارد

اين دستگاه كامپيوتر
باآنكه خيلي با سواو است
اما براي اين سؤالم
او پاسخي هرگز نداده است

من ميفشارم گوش او را
مي پرسم از او:نام من چيست؟
مي ماند او خاموش و ساكت
نام مرا اصلاً بلد نيست

magmagf
09-03-2007, 11:38
دوستم در كوچه
توي سرما مانده
من در اينجا هستم
او در آنجا مانده

كوچه اما شبها
سرد و يخبندان است
دوستم تا فردا
آه، يخ خواهد بست!

زير كُرسي،الان
راحت است و گرم است
بالش زير سرم
مثل مخمل، نرم است

كاش مي شد او هم
مثل من، اينجا بود
گرم مي شد اينجا
دور،از سرما بود

دوستم آرام است
آدم بي حرفي است
همه جايش،از برف
اسمش آدم برفي است.

magmagf
09-03-2007, 11:39
ناآشنا با من
يا آشنا هستي؟
حرفي بزن با من
اهل كجا هستي؟

گاهي بلندي،گاه
كوتاه قد هستي
آخر بگو خوبي
يا آنكه بد هستي؟

تو پا به پاي من
هر روز در راهي
آخر ندانستم
از من چه ميخواهي؟

گاهي به دنبالم
گاهي جلو هستي
درزير پاهايم
گاهي ولو هستي

در فكر تقليدي
از كارهاي من
پا مي گذاري تو
در جاي پاي من

magmagf
10-03-2007, 23:40
ما كودكانيم
شيرين زبانيم
تنها و با هم
كتاب ميخوانيم

ما در دبستان
شاديم و خندان
چون گل كه دارد
جا در گلستان

گفتار ما خوب
هر كار ما خوب
با هر كسي هست
رفتار ما خوب

magmagf
10-03-2007, 23:41
يك شكارچي
پشت سنگ بود
در تفنگ او
يك فشنگ بود

او ميان دشت
يك گوزن ديد
ذوق كرد و زود
ماشه را كشيد

با صداي تير
آن گوزن زرد
ناگهان دويد
او فرار كرد!

magmagf
10-03-2007, 23:42
بدنت رنگ طلاست
آه ! اي قوچ قشنگ
كاش مي شد بپري
بر سر صخره و سنگ

من تو را آوردم
روي اين كوه بلند
يك كمي بازي كن
شادمان باش و بخند

از سر كوه بدو
تا به آن سوي چمن
بازي و شادي كن
باز بر روي چمن

دوستت دارم من
چون كه خيلي خوبي
غصه من اين است
كه تو هستي چوبي!

magmagf
13-03-2007, 01:25
وقتي شنيدم آن خبر را
از غصه و غم گريه كردم
مانند يك ابر بهاري
آرام و نم نم گريه كردم

رفتم به سوي قاب عكسش
هي صورتش را ناز كردم
با عكس او يكبار ديگر
من درد دل آغاز كردم

احساس مي كردم كه آن روز
دلهاي كوچك غصه دارند
پروانه ها اندوهگينند
گلهاي ميخك سوگوارند

وقتي شنيدم آن خبر را
پر شد دلم از غصه و غم
آنروز،من مانند يك ابر
از صبح تا شب گريه كردم


شاعر : سيد احمد ميرزاده

magmagf
13-03-2007, 01:25
من سرانجام امروز
روستا را ديدم
تا شب آنجا بودم
شاد مي خنديدم

مي دويدم در دشت
مي دويدم در باغ
بوي گل مي آمد
با نسيم از هر باغ

واقعاً جالب بود:
كوچه ها هم گل داشت!
دامن كوهستان
لاله و سنبل داشت

بر سر كوه، از برف
تاج زيبايي بود
بر لب چشمه آب
گل صحرايي بود

رودهايي چه زلال
آبشان چه آبي رنگ
آبشاري چه بلند
همه جا بود قشنگ

توي شهر اما هست
دودكشهاي سياه
شب به زحمت پيداست
صورت روشن ماه

خانه هايش دلگير
آسمانش پر دود
كاشكي خانه ما
توي آن دهكده بود


شاعر : سيد احمد ميرزاده

magmagf
13-03-2007, 01:26
وقتي كه آمد فصل پائيز
من در حياط خانه بودم
در لا به لا ي بوته گل
دنبال يك پروانه بودم

يكدفعه باد تندي آمد
مانند ديوي زوزه سر داد
يك سيلي محكم به گل زد
گل ناگهان تا خورد و افتاد

از ديدن افتادن گل
غمگين شد آن پروانه شاد
با حالتي اندوهگين گفت:
آخر چه بي رحمي تو اي باد!

گلبرگها را از تن گل
آن باد وحشي ناگهان كَند
دزديد و با خود برد،ناگاه
هر رخت را از روي هر بند

پروانه خيلي ناله ميكرد
زيرا كه زخمي بود وخسته
رفتم كه حالش را بپرسم
ديدم كه يك بالش شكسته

ابر سياهي گريه سرداد
شد قلبم از اندوه لبريز
من در حياط خانه بودم
وقتي كه آمد فصل پائيز


شاعر : سيد احمد ميرزاده

magmagf
15-03-2007, 05:51
یک لحظه ببند چشم خود را

تا قصه ای آشنا ببینی

پایان قشنگ کربلا را

از دختر کربلا ببینی



پس خوب ببین که دختر آنجاست

بالای سر پدر نشسته

از لرزش شانه هاش پیداست

بغضی که به حنجرش شکسته



گقتی که چقدر کوچک است او

افتاده به خاک از غم و درد

ای کاش کسی می آمد او را

از روی زمین بلند می کرد



حالا تو ببین ادامه اش را

پایان قشنگ قصه اینجاست

او نیز ادامه حسین است

دیدی که خودش چگونه برخاست



برخاست به جنگ دشمنان رفت

این بار خودش بدون بابا

برخاست به دیگران بگوید

فریاد بلند کربلا را

magmagf
15-03-2007, 05:52
گل می کند در خیالم

فکری که شاید محال است

هر سال ماه محرم

در ذهن من این سوال است



آیا محرم دوباره

با خون و آتش می آید

یا این که این بار عباس

با مشک آبش می آید



غیر از جواب سوالم

نذر و نیازی ندارم

این بار هم مثل هرسال

بسیار امیدوارم



شاید که دست اباالفضل

امسال تنها نماند

شاید دلم کربلا را

یک جور دیگر بخواند



شاید پشیمان شود شمر

از شمر بودن کشد دست

شاید به جای لب تیغ

بر روی آن تن کشد دست



شاید ولی کربلا را

دل باز هم روی نی خواند

امسال هم تشنه شد آب

در حسرت کودکان ماند



این بار هم مثل هرسال

از فکر خود می کشم دست

تا این که روزی بیاید

مردی که مثل حسین است

magmagf
15-03-2007, 05:57
صبحها د رگوش باغ
باد،هو هو مي كند
برگها را از زمين
خوب جارو ميكند

يك كلاغ پر سياه
مي پرد از روي بام
با صداي قار قار
مي كند بر من سلام

باز هم از اشك ابر
باغ،خندان مي شود
زير بال مادرش
جوجه ،پنهان مي شود

نغمه هاي يك خروس
باز مي آيد به گوش
مرد دهقان،بيل را
مي گذارد روي دوش

باز،او خوشحال و شاد
مي رود تا مزرعه
چون كه دارد در دلش
حرفها با مزرعه


شاعر : سيد احمد ميرزاده

magmagf
15-03-2007, 06:02
بچه هاي خرمشهر
بچه هاي يا زهرا
بچه هاي خاكستر
بچه هاي عاشورا

بچه هاي گهواره
بچه هاي لالايي
بچه هاي بابا جان
كي به خانه مي آيي...

غنچه هاي نشكفته
برگ زخم پيچك ها
در حياط يك خانه
گريه عروسك ها

موشكي نشست آن روز
توي كوچه اي بن بست
«طاهره» به خون غلتيد
من هنوز يادم هست

لاله قشنگي زود
از دل زمين، سرزد
در نگاه يك مادر
يك پرنده پرپر زد

شب كه مي رسد از راه
يك ستاره پيدا نيست
يك پرنده هم اينجا
آشناي گلها نيست

كوچه هاي بي بازي
خانه هاي بي لبخند
بچه هاي خرمشهر
بچه هاي بي مانند...


شاعر : حميد هنرجو

magmagf
15-03-2007, 06:03
ما گلهاي خندانيم ......... فرزندان ايرانيم
ايران پاك خود را ......... مانند جان مي دانيم
ما بايد دانا باشيم........ هوشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران .......... بايد توانا باشيم
آباد باشي اي ايران ....... آزاد باشي اي ايران
از ما فرزندان خود ........ دلشاد باش اي ايران

magmagf
03-04-2007, 09:44
اي مونس خوبم
اي همدم دلسوز
تنهايي من را
پُر مي كني هر روز

در سينه ات داري
صد قصّه شيرين
يك قصه ات شاد است
يك قصه ات غمگين

در برگ برگ تو
خوشبوئي گلهاست
بي تابي موج است
زيبائي درياست

پس اي كتاب، اي دوست!
امشب كه بيدارم
صحبت بكن با من
چون دوستت دارم


شاعر : سيد احمد ميرزاده

magmagf
03-04-2007, 09:50
يك هديه براي من خريده است
ديروز منيژه، خواهر من
اين هديه عروسك قشنگي است
با پيرهن و بلوز و دامن

موهاي طلايي قشنگش
صاف است و بلند و نرم و زيبا
چشمان درشت و آبيش هست
همرنگ دل بزرگ دريا

هر جا كه نشسته ام،عروسك
آرام نشسته در كنارم
مي خندد و من هميشه او را
مانند منيژه دوست دارم


شاعر : رودابه حمزه اي

magmagf
03-04-2007, 09:50
من يک سبد دارم
تو يک سبد داري
من از تو مي خواهم
يک سيب برداري

بردار آنرا زود
توي سبد بگذار
اين سيب مال من است
با دست خود بردار

وقتي که مي گيري
يک سيب از دستم
با خنده مي گويم
من دوستت هستم


شاعر : رودابه حمزهاي

Ar@m
10-04-2007, 17:36
پاییز نقاش

پاییز با شادی
از راه دور آمد
تا کوچه مان را دید
یکدفعه خشکش زد

انگار یک لحظه
قلبش گرفت آتش
رنگ و قلم مو هم
افتاد از دستش

از گوشه چشمش
قل خورد یک شبنم
او رفت یک گوشه
گریه کند یک کم:

"کو آن چناری که
هر سال اینجا بود
او دفتری پر برگ
بسیار زیبا بود

جان داشت او دل داشت
من را صدا می کرد
می گفت رنگم کن
با قهوه ای یا زرد

حالا به جای او
یک برج سیمانی است
توی دل این غول
جز سنگ و آهن نیست

آری چنارم را
او خورده می دانم
من می روم جنگل
اینجا نمی مانم! "

ناصر کشاورز

bahal20
11-04-2007, 21:19
دست همگي درد نكنه عالي بود

magmagf
12-04-2007, 05:37
باز با دست كوچكت، امروز
ميروي تا مداد برداري
مي نويسي تو؛آب ، بابا، نان
باز انگار، مشق شب داري

شعرهاي كتاب را از حفظ
با صداي بلند ميخواني
خوش به حالت كه ياد مي گيري
درس امروز را به آساني

درسهاي كتاب مي گويند:
ژاله گلدان پر گلي دارد
ژاله هر روز توي گلدانش
آب را قطره قطره مي بارد

ميروي در حياط و مي كاري
توي گلدان خود ، گل لاله
كاش گلدان كوچكت مي شد
مثل گلدان پر گل ژاله


شاعر : رودابه حمزه اي

magmagf
12-04-2007, 05:38
طوطي شيرين زبانم
هرچه من گفتم بگو
آن نوك زيباي خود را
باز كن با گفتگو

در قفس هستي هميشه
از همه جا بي خبر
آن دُم زيباي سبزت
گير كرده لاي در

من دلم ميخواهد امشب
باز هم شادت كنم
دور از چشمان بابا
كاش آزادت كنم


شاعر : رودابه حمزه اي

Ar@m
15-04-2007, 18:43
مدادم و مدادم
این روزا خیلی شادم
چونکه می خوام با دوستان
برم به کودکستان

تراش می یاد کنارم
خیلی دوستش می دارم
انگار با من داداشه !
سرم رو می تراشه

حالا چقدر تیزم من
عاشق پاییزم من !

پیوند فرهادی

shamim24
15-04-2007, 23:40
عجب تاپیک جالبی بود...تا حالا ندیده بودمش...مخصوصا شعر قبلی silent cloud ... خیلی بامزه بود...کلی حال کردم باهاش.... :46:

magmagf
16-04-2007, 05:32
كجا بودي تو بابا
چرا پس دير كردي؟
چراآنقدر بابا
خودت را پير كردي؟

شده موهايت امشب
پر از برف و پر از برف
بيا بنشين كنارم
بزن با من كمي حرف

بيا بنشين كنارم
كنار اين بخاري
بگو جز چايي داغ
چه چيزي دوست داري؟

بيا گرمت كنم من
بيابابا نكن ناز
بيا اين حوله را زود
به روي خود بينداز


شاعر : رودابه حمزه اي

magmagf
16-04-2007, 05:33
بابا مرا خورشید می نامد

هم نام مامان خودش خورشید

مامان به من ناهید می گوید

هم نام مامان خودش ناهید



من زهره هستم، خواهرم اما

می گفت دیشب : "ماه تابانم"

خورشید و ماه و زهره یا ناهید

آخرکه هستم من نمی دانم



وقتی که دیشب عمه ی پروین

پرسید از این که چیست نام من

بی حوصله گفتم که مجموعا

منظومه شمسی ست نام من

magmagf
16-04-2007, 05:34
من در كنار حوض
او در ميان آب
پر ميزند عكسم
در آسمان آب

وقتي كه مي خندو
او مي شود خوشحال
با خنده عكسم را
او ميكند دنبال

تا مي كنم بازي
با ماهي كوچك
پر مي شود دنيا
از ماهي و پولك

رنگ دل ماهي
هم سرخ وهم آبي ست
زيباتر از ماهي
تنها خود ماهي ست


شاعر : رودابه حمزه اي

Ar@m
16-04-2007, 16:20
خواهش می شود شمیم جان
من بچه بودم از شعر خیلی بدم می اومد اما حالا علاقه شدیدی به شعرهای کودکانه دارم!!
یه جورایی ساده و صمیمی و پر از بوی کودکی هستن
اون شعر پاییز رو هم انقدر خوشم اومد توی دفترم نوشته بودم!

پیشی نامهربون

یه بسته قرص و کپسول
بدست پیشی افتاد
پیشی اونو برش داشت
به موش موشی نشون داد

گفت که بیا عزیزم
هدیه برات آوردم
یه بسته آب نباته
خودم هزار تا خوردم !

موش موشی گفت: چه خوبی
ای پیشی مهربون !
من نمی خوام بمیرم
خودت بخور، نوش جون !

شاعر: نمی دونم!

B O L O T
17-04-2007, 19:03
خواهش می شود شمیم جان
من بچه بودم از شعر خیلی بدم می اومد اما حالا علاقه شدیدی به شعرهای کودکانه دارم!!
یه جورایی ساده و صمیمی و پر از بوی کودکی هستن
اون شعر پاییز رو هم انقدر خوشم اومد توی دفترم نوشته بودم!

پیشی نامهربون

یه بسته قرص و کپسول
بدست پیشی افتاد
پیشی اونو برش داشت
به موش موشی نشون داد

گفت که بیا عزیزم
هدیه برات آوردم
یه بسته آب نباته
خودم هزار تا خوردم !

موش موشی گفت: چه خوبی
ای پیشی مهربون !
من نمی خوام بمیرم
خودت بخور، نوش جون !

شاعر: نمی دونم!
الا بگو دختر 9 ساله از پسر 20 ساله زياد ميدونه
اخه دختر خوب (از جهت مثبت) تو كه همه شعر هاي كو دكانه رو حفظي
چي ميگي

Ar@m
17-04-2007, 19:27
الا بگو دختر 9 ساله از پسر 20 ساله زياد ميدونه
اخه دختر خوب (از جهت مثبت) تو كه همه شعر هاي كو دكانه رو حفظي
چي ميگي

ای بابا باز تو اومدی
تو چرا انقدر به کارهای من گیر می دی ؟
می خوای دعوا کنیم ؟

من شعر کودکانه دوست دارم خیلی هم دوست دارم
قشنگن
ساده ان
بی آلایشن
شادن و آه و ناله ندارن
ابهام و ایجاز و ایهام و کوفت و زهر مار ندارن
عین شیشه
عین بچه گی هامون ( بچگی های خودم تو رو که نمی دونم)

اینم اون شعری که خیلی دوستش دارمه:

در باغ سبزی
پر بار و زیبا
یک جوجه گنجشک
آمد به دنیا

بال و پری زد
خورشید را دید
دل بسته شد بر
دیدار خورشید

...

اگه جرات داری به این گیر بده

هرکی ادامه این شعر رو بلد باشه ( خودم حفظم) باید بهش گفت ایول !
برین ببینین یادتون می یاد یا نه
تقلبم نکنین

khorshid khanoom
22-04-2007, 06:16
يه كاغذ مچاله
افتاده توي چاله
پيشي برش ميداره
توي جيبش ميذاره
چونكه نوشته برروش
آدرس لونه ي موش!



نويسنده: ؟؟؟
خب اشعار كودكانه بايد رنگي رنگي باشه ديگه!

magmagf
23-04-2007, 06:49
بلدم شعر بگويم
بلدم قصه بخوانم
بلدم خستگي ات را
به سلامي بتكانم

بلدم پاك و مرتّب
بزنم شانه به مويم
بلدم آينه باشم
بلدم راست بگويم

بلدم لانه بسازم
ببرم پيش كبوتر
بلدم بيست بگيرم
بدهم هديه به مادر

بلدم روي لب تو
گل لبخند بكارم
بلدم مردم دنيا
همه را دوست بدارم


شاعر : افشين اعلاء

magmagf
23-04-2007, 06:51
شد زمستان انگار
ننه سرما آمد
ننه در تو بره اش
چه بر امان دارد؟

تخمه يا شيريني
قصه اي يا حرفي
هيچ،برف آورده
جانم، آدم برفي

ننه سرما آمد
دست در دستش«دي»
اين يكي ديگر كيست؟
بچه كوچك وي

برف و باد و باران
هست با «دي» همراه
بعد از آن مي ماند
پيش ما تا يك ماه

چون كه دي شد خسته
مي رود از اينجا
ننه خواهد آورد
جاي او «بهمن» را

دي و بهمن با هم
دو برادر هستند
بجز اينها هم هست
يك برادر «اسفند»

بوي گل مي گيرد
بعد از اسفند،زمين
ننه برمي گردد
مي رسد فروردين


شاعر : افشين اعلاء

magmagf
23-04-2007, 06:52
روز اول بهار

توي باغچه كنار حوض

بوته اي نشانده ام



" آه

زير آفتاب داغ

بوته ي گلم عرق نمي كند ؟ "





سايه بان كوچكي

براي گل درست مي كنم



گل نگاه مي كند به سايه بان

خنده مي زند كه :

آي مهربان من چه مي كني ؟

سايه بان براي چه ؟

من بدون آفتاب خشك مي شوم



سايه بان بوته را

خراب مي كنم



بوته نازك است

بوته كوچك است



"آه راستي

شاخه هاي نازك گلم

توي باد نشكند "





دور گل

سنگ چين محكمي درست مي كنم



بوته گلم

اخم مي كند

داد مي زند :



" چه مي كني ؟

من خودم به باد گفته ام

تا نوازشم كند

غنچه هاي كوچك مرا

باد باز مي كند "





سنگ چين دور بوته را

خراب مي كنم



جيك جيك

قار قار

بوته كوچك است

بوته نازك است



" واي اگر كلاغ ها

غنچه هاي بوته را جدا كنند ؟ "





در كنار بوته ي گلم

مترسكي درست مي كنم



بوته ي گلم

بانگ مي زند

" گل كه بي پرنده گل نمي شود ... "



قهر مي كند

داد مي زند



" من كه گندم ميان دشت نيستم "



دست مي كشم به شا خه هاي نازكش

زار زا ر گريه مي كند





من

مترسك كنار بوته را

خراب مي كنم













جيك

جيك



قار

قار



من نشسته ام

كنار حوض

دور بوته ي گلم

صد هزار شاپرك

بال

بال

مي كنند .

Ar@m
23-04-2007, 16:41
سر به دوش هم نهاده اند
بي صدا،ميان شهر ما
خانه هاي طاق گنبدي
خانه ههاي پير و بي ريا

مثل چند پيرمرد خوب
در كنار هم نشستهاند
پاي چند آسمانخراش
ساكت اند و دلشكسته اند

روي دوششان لميده اند
گربه هاي خسته،مهربان
پُر ز بق بقوي تازه است
چينه هاي كاگلي شان

شهر رفته رفته مي شود
پر ز آسمانخراشها
مي برد ز ياد خود چه زود
كوچه هاي تنگ و ساده را

خانه هاي طاق گنبدي
ذره ذره آب مي شوند
زير چنگهاي آهني
يك به يك خراب مي شوند.


شاعر : مجيد ملا محمدي

آخ چه شعر خوشگلیه
یاد آن روزها ی فروغ افتادم

Ar@m
23-04-2007, 19:45
خب مثل اینکه هیچکس بلد نبود!

درسی برای گنجشک

در باغ سبزی
پر بار و زیبا
یک جوجه گنجشک
آمد به دنیا

بال و پری زد
حورشید را دید
دلبسته شد بر
دیدار خورشید

یک مدتی ماند
در آشیانه
مادر به جوجه
داد آب و دانه

هر روز می دید
خورشید پر نور
می بوسد او را
با نورش از دور

چندی پس از آن
با پرپر خویش
آموخت پرواز
از مادر خویش

آواز می خواند
اینجا و آنجا
تنها برای
خورشید زیبا

یک روز اما
خواهی نخواهی
پیدا شد از دور
ابر سیاهی

چون پرده پوشید
رخسار خورشید
خورشید پر مهر
دیگر نتابید

وقتی که خورشید
از تابش افتاد
گویی که دنیا
از جنبش افتاد

گنجشک کوچک
از مرگ خورشید
با چشم گریان
بسیار نالید

در قلب پاکش
غم آشیان کرد
گنجشک غمگین
آه و فغان کرد

تا پیش مادر
بر سر زنان رفت
با مادرش گفت
نور از جهان رفت

یا مرده خورشید
یا رفته دیگر
می میرم از غم
ای وای مادر

مادر به او گفت
ای کودک من
غم را رها کن
گنجشکک من

هرگز نمیرد
خورشید تابان
در پرده ابر
گردیده پنهان

از پشت این ابر
پیدا شود باز
فردا دوباره
خورشید پر ناز

قرص طلایی
فردا بر آمد
بر کوه و صحرا
رنگ طلا زد

بر باغ پاشید
نور و صفا را
گنجشک ما گفت
شکر خدا را

با دیدن نور
گنجشک فهمید
بعد از سیاهی
نور است و امید

نوشته: زکریا تامر
ترجمه به شعر: مصطفی رحماندوست

bahal20
23-04-2007, 20:36
دستتون درد نكنه
اينهمه شعر قشنگ رو از كجا پيدا مي كنيد

B O L O T
24-04-2007, 14:44
دستتون درد نكنه
اينهمه شعر قشنگ رو از كجا پيدا مي كنيد

از همون جا :21:

magmagf
24-04-2007, 15:22
شعرهايم را كجا گم كرده ام؟
بايد آنرا زودتر پيدا كنم
قفل اين تنهايي و ترديد را
باكليد شعر بايد واكنم

پيش از اين من بودم و هرروز،شعر
خانه و حوض و حياط و اطلسي
خانه ماند و حوض ماند و شعر رفت
بعد از آن من ماندم و دلواپسي

شايد الآن شعر من در بقچه اي
پيش يك چوپان،كنار جاده است
يا كه شايد تكه اي از شعر من
توي شاليزارها افتاده است

كفش دوزك جان! به فكر چاره باش
بايد الآن كفشها را پا كنم
راه تاريك است،بايد زودتر
كرمك شب تاب را پيدا كنم


شاعر : افشين اعلاء

magmagf
24-04-2007, 15:24
بچه ها زيباترين شعري كه من
خوانده ام، لبخند زيباي شماست
در خيالم بهترين لاوازها
خنده و فرياد و غوغاي شماست

بچه ها وقتي كه بازي مي كنيد
قلب من هم با شما پر مي كشد
توي خانه،توي كوچه،در كلاس
هركجا در جمعتان سر مي كشد

آرزويم بچه ها،اين است اين
كاش مي شد باز كودك مي شدم
مي دويدم با شما در كوچه ها
كاش مي شد باز كوچك مي شدم

بچه ها در آسمان شعر من
مثل خورشيدي هميشه روشنيد
يادتان از من نخواهد شد جدا
چون شما سرچشمه شعر منيد

آرزوي هر شب و روز من است
شادي امسال و هر سال شما
بچه ها زيباترين شعري كه من
گفته ام در زندگي مال شما


شاعر : افشين اعلاء

magmagf
24-04-2007, 15:26
من دوست دارم مثل باران
هرجاي اين دنيا ببارم
با شُرشُر هر دانه باران
هرجا گل و گندم بكارم

من دوست دارم شُرشُر من
موسيقي هر دره باشد
آوازهاي روشن من
لالايي هر بره باشد

من دوست دارم بوي گندم
سرتاسر دنيا بپيچد
بر كوه و دشت و باغ و جنگل
زيباتر از گلها بپيچد

من دوست دارم بچه ها،شب
خواب خوش باران ببينند
در باغ سبز باغهاشان
يك آسمان گندم بچينند


شاعر : احمد خدا دوست

Ar@m
25-04-2007, 19:17
سیب خندون

یه سیب داره می گنده
اما بازم می خنده
یه کرم شاد و شیطون
نشسته تو دل اون
کرمه شده بانمک
سیبو می ده قلقلک !

شاعر: نمی دونم !

khorshid khanoom
26-04-2007, 06:01
يه شعر آشنا، دوست داشتني و خاطره انگيز(اميدوارم تكراري نباشه)


باز باران با ترانه
با گوهر هاي فراوان
مي چكد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز ديرين
خوب و شيرين
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم از لب جو
دور مي گشتم زخانه
مي شنيدم از پرنده
از لب باد وزنده
داستان هاي نهاني
راز هاي زندگاني
بشنو از من كودك من
زندگاني پيش چشم مرد فردا
خواه تيره خواه روشن
هست زيبا، هست زيبا، هست زيبا



بر سر انگشتان من همان جاري شد كه حافظه ياري نمود! اميدوارم چيزي و جا ننداخته باشم.

magmagf
26-04-2007, 19:40
خانه

بي صداست

جوجه ها

به لانه رفته اند

خرده ها ي نان

كنار حوض

يخ زده





خانه

بي صداست

آب يخ زده





لا بلاي

شاخه هاي

سرد كاج

سار يخ زده





آدمك

كنار حوض

ايستاده است



آدمك

به دستهاي من

نگاه مي كند



دستهاي

مهربان آدمك

كنار حوض

يخ زده





خانه

بي صداست

پرنده

رفته است





جاي پاي

كوچك پرنده

روي برف

يخ زده

magmagf
26-04-2007, 19:41
باز هم در قاب،در قاب قشنگ
عكس بابا را تماشا مي كني
مثل اينكه خاطرات رفته را
در دل اين قاب پيدا ميكني

خوب ميدانم دلت تنگ است
صورتت را خيس باران مي كني
تا كه مي بيني مرا با خنده اي
غصه ات را زود پنهان مي كني

آه ، آنوقتي كه بابا زنده بود
خنده هايت زگ و بوي تازه داشت
خانه ما بود سمت آفتاب
مهربانيهاي بي اندازه داشت

من دلم مي گيرد از آن چشمها
چشمهاي خيس و باران خورده ات
كاش غمهايت تمامي داشت،تا
شاد مي شد چهره افسرده ات.


شاعر : محمود پور وهاب

magmagf
26-04-2007, 19:42
شب هاي مهتاب

توي درياها

قلّ و

قلّ و

قلّ

آب مياد بالا



موج و

موج و

موج

بالا

بالاتر

تا نزديك ماه



دريا و مهتاب

چيك و

چيك و

چيك

رو لباي هم

بوسه مي زنن



مهتاب خانوم

پچ و

پچ و

پچ

آروم مي پرسه

بچه هام كجان



دريا مي خنده

شّر و

شرّ و

شرّ

جوابش مي ده

ماهي ها اينجان

Ar@m
27-04-2007, 06:42
يه شعر آشنا، دوست داشتني و خاطره انگيز(اميدوارم تكراري نباشه)


باز باران با ترانه
با گوهر هاي فراوان
مي چكد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز ديرين
خوب و شيرين
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم از لب جو
دور مي گشتم زخانه
مي شنيدم از پرنده
از لب باد وزنده
داستان هاي نهاني
راز هاي زندگاني
بشنو از من كودك من
زندگاني پيش چشم مرد فردا
خواه تيره خواه روشن
هست زيبا، هست زيبا، هست زيبا



بر سر انگشتان من همان جاري شد كه حافظه ياري نمود! اميدوارم چيزي و جا ننداخته باشم.


خیلی عالی بود

Ar@m
27-04-2007, 06:53
الان یاد شعر دو کاج همسایه افتادم اونم تا جایی که یادمه می نویسم !

در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده دو کاج روییدند
سالیان دراز رهگذران
آن دو را چون دو دوست می دیدند

روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها بخود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد

...
...
ریشه هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا تحمل کن!

کاج همسایه گفت با تندی
مردم آزار از تو بیزارم
دور شو دست از سرم بردار!
من کجا طاقت تو را دارم

بینوا را سپس تکانی داد
یار بی رحم و بی مروت او
سیم ها پاره گشت و کاج افتاد
بر زمین نقش بست قامت او

شرکت ارتباط دید آن روز
انتقال پیام ممکن نیست
گشت عازم گروه پی جویی
تا ببیند که عیب کار از چیست

سیم بانان پس از مرمت سیم
راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگدل را نیز
با تبر تکه تکه بشکستند

شاعر: یادم رفته

اون دو خط ... داره رو یادم رفته

magmagf
27-04-2007, 16:28
پاییزه و پاییزه
برگ درخت می ریزه
هوا شده کمی سرد
روی زمین پر از برگ
ابر سیاه و سفید
رو آسمون را پوشید
دسته دسته کلاغها
می رن به سوی باغها
همه می گن به یک بار
غار و غار و غار و غار

گمونم به قول خورشید خانوم بهتر شعرای این تاپیکا رنگی بنویسیم

magmagf
27-04-2007, 16:29
بزی نشست تو ایوون
نامه نوشت به مامانش
من بزی تو هستم
ناز نازی تو هستم
دیشب رفتم به جنگل
شیر رو پریشون کردم
با 2 تا شاخ تیزم
شکمشا پاره کردم
خوب کردم خوب کردم

Shahin King
27-04-2007, 17:15
دوستان سلام

با تشکر از تمامی دوستان عزیزی که در این تاپیک فعالیت دارن .
کلیه اشعار این تاپیک Pdf شــــــد .

قربان شما : شاهین

Ar@m
27-04-2007, 17:45
بزی نشست تو ایوون
نامه نوشت به مامانش
من بزی تو هستم
ناز نازی تو هستم
دیشب رفتم به جنگل
شیر رو پریشون کردم
با 2 تا شاخ تیزم
شکمشا پاره کردم
خوب کردم خوب کردم

ایول !!!


Shahin king از شما هم ممنون
فکر نمی کردم حجمش انقدر مناسب باشه

khorshid khanoom
29-04-2007, 11:04
توي اين دلم
چند تا غم است
فكر مي كنم
سيب آدم است
فكر هاي من
نيستند عجيب
غصه مي خورم
من براي سيب
سيب را همه
پوست مي كنند
نصف مي كنند
گاز مي زنند
سيب شان همه
مي شود تباه
يك نفر نگفت
سيب جان سلام!

magmagf
29-04-2007, 14:03
یک توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و ابیه
می زنم زمین هوا می ره
نمی دونی تا کجا می ره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام به من عیدی داد
یک توپ قلقلی داد

magmagf
29-04-2007, 14:03
توپ سفیدم قشنگی و نازی
حالا من می خوام برم به بازی
بازی چه خوبه با بچه های خوب
بازی می کنم به یک دونه توپ
چون پرت می کنم توپ سفیدم را
از جا می پره می ره تو هوا
قلقل می خوره تو زمین ورزش
یک و دو سه و چار و پنج و شش

magmagf
21-05-2007, 23:56
حرفهايت را شنيدم
در كلاس مهرباني
زنگ اول با تو خواندم
يك سرود آسماني

با تو قلب كوچك من
شادمان و پر غرور است
در نگاه كيف و دفتر
شوق فرداهاي دور است

اي معلم از صدايت
مي رسد آهنگهاي شادي
مثل باران روي گلها
مي نشاني رنگ شادي

گاه سبزي، گاه آبي
مثل جنگل،مثل دريا
در ميان هر كتابم
نام خوبت هست پيدا

مي نويسم خوب و خوانا
مشقهاي هر شبم را
تا ببينم در نگاهت
باز يك لبخند زيبا


شاعر : مريم تيكني

magmagf
21-05-2007, 23:58
مثل يك صبح بهار
خنده هايش زيباست
مادرم دشت گل است
مادر من درياست

حرفهاي پدرم
مثل عطري خوشبوست
پدرم خورشيد است
روشني ها از اوست

خانه ما باغي است
بچه ها جاي گل اند
پدر و مادر من
باغبانهاي گل اند

گرمي خانه ما
خنده مهر و وفاست
زندگاني آرام
زندگاني زيباست

شاعر : مصطفي محدثي خراساني

magmagf
21-05-2007, 23:59
زمستونا كلاغا

جيغ مي زنن تو باغا

گنجشك پر

كفتر پر

گلهاي باغچه پرپر



ابر سياه آ ورديم

ستاره ها رو برديم



ابراي دسه دسه

تو آسمون نشسه

شلاق باد و سرما

مي فر ما يين بسم اله







بهار مياد پاورچين

پيرهن سبز چين چين

جار مي زنه رو پرچين

سرما و بادو بردم

شكوفه به بار آوردم

ابرارو بارون كردم

باغو گلبارون كردم





كلاغ پر

خزون پر

زمستون و برگ ريزون پر



روي درخت پسته

چلچله لونه بسته

آسمون بالا بالا

ستاره مي خواي بسم اله





شاعر : ناصر كشاورز

persian365
23-05-2007, 14:19
يكي بود يكــــــــــي نبود
زيــــر گــــــــنبد كـــــبود

صبح تا شب ميون كوچه
مملي بود و يه جـــــوجه

با سر و دم حـــــــــنايي
يه جوجه ي پرطـــــــلايي

تنبل ته كــــلاس بــــود
مملي كه كم حواس بود
زنگ حساب يا هندسه
تو كلاس و توي مدرسه
فكر بازي تــوي كوچه بود
مملي به فكر جوجه بود

saye
12-06-2007, 19:27
سلام
خوشحالم که دوستان دیگه هم راغب شدن تو این تاپیک شرکت کنن
ممنون
امیدوارم ادامه پیدا کنه
همیشه شاد و موفق باشید
.....................

شعله هاي آتش


يك شب مهتابي
دهكده رفته به خواب
باپدر مي گشتيم
لب رودي پر آب

سردمان بود و پدر
آتشي روشن كرد
هركس از هر گوشه
تكه چوبي آورد

شعله هاي آتش
سرخ و نارنجي و زرد
چهره هاي ما را
نورباران مي كرد

ناگهان«احمد» گفت:
بچه ها،آن بالا
شعله ها ساخته اند
شكل طاووسي را

بعد از آن هرشعله
پيش چشمان ما
شكل مخصوصي داشت
زنده بود و زيبا

شعله اي،اسبي بود
شعله اي، يك آهو
شعله اي،شكل عقاب
شعله اي هم يك قو

كم كم آتش خوابيد
زير خاكستر و دود
شاد بر مي گشتيم
چه شب خوبي بود .


شاعر : صفورا نيرّي

magmagf
13-06-2007, 21:41
از خانه ابر
بيرون مي آيي
در آسمانها
پر مي گشايي

مثل ستاره
مثل فرشته
يا دانه، دانه
يا رشته رشته

رقصان مي آيي
شاداب و چالاك
تا خوش بخواني
بر دامن خاك

از روشنايي
رنگ اميدي
بر كشتزاران
فرش سپيدي

هم مي درخشي
مانند الماس
هم نرم هستي
مثل گل ياس

نام تو برف است
اما خودت آب
فرزند دريا
همرنگ مهتاب

شاعر : محمود كيانوش

magmagf
13-06-2007, 21:42
پاك و زلالي
بي رنگ و پر آب
پيوسته جاري
همواره بي تاب

خندان و پر شور
مي آيي از راه
در دست داري
تصويري از ماه

از نغمه تو
شد دشت زنده
روييده بر لب
گلهاي خنده

در كوه و صحرا
در پيچ و تابي
هم هستي آرام
هم پر شتابي

همواره باشي
اي رود زيبا
جاري از اينجا
تا شهر دريا
شاعر : ايرج اصغريلو

magmagf
13-06-2007, 21:43
در نگاه من نرگس
يك فرشته ناز است
چشم زرد و خوشبويش
رو به چشم من باز است

انگور براي من
يك ميوه خالي نيست
حبه حبه جان دارد
حرف من خيالي نيست

سيب سرخ را، وقتي
مي شود سلامش كرد
بهتر است از اينكه
گاز زد تمامش كرد

مي شود كه ساعتها
با شكوفه اي گل گفت
بادرخت صحبت كرد
آفرين به بلبل گفت.
شاعر : ناصر كشاورز

magmagf
16-06-2007, 00:11
بهار آمد ميان كوچة ما
و دستش را براي من تكان داد
سوار يك دوچرخه بود و از دور
به من خورجين سبزش را نشان داد

كت و شوار سبزش گل گلي بود
به روي آستينش شاپرك داشت
ركابش چون پرستو دور مي‌زد
به جاي زنگ، چرخش قاصدك داشت

كلاهش صورتي بود و نگاهش
مرا ياد كبوترهايم انداخت
كمي خنديد و از خورجين، گلي را
درآورد و به پيش پايم انداخت

گلم را از زمين برداشتم زود
به دنبالش سركوچه دويدم
بهارم را وليكن در خيابان
ميان آنهمه ماشين نديدم

محمدكاظم مزيناني

magmagf
16-06-2007, 00:12
آفتاب امروز غوغا مي‌كند
آتشي در كوچه برپا مي‌كند

مادرم مي‌آيد و از لاي در
بازي ما را تماشا مي‌كند

خوب مي‌دانم، مرا مي‌خواهد او
چون كه هي اين پا و آن پا مي‌كند

باز شيطان مي‌رسد، با شيطنت
توي گوشم نرم نجوا مي‌كند

مي‌روم يك گوشة دنج و مرا
هر كه در كوچه است، حاشا مي‌كند

از ته دل خنده‌اي سر مي‌دهم
خنده‌ام مشت مرا وا مي‌كند

عاقبت مادر، مرا در كنج در
پشت يك لبخند، پيدا مي‌كند

با نگاه مهربانش، باز هم
مِهر خود را در دلم جا مي‌كند

چشمهاي او برايم عشق را
با زباني ساده معنا مي‌كند


بيوك ملكي

magmagf
16-06-2007, 00:13
قاصدك، راست بگو
از كجا آمده‌آي؟
با چه پيغام خوشي
نزد ما آمده‌اي؟

اي كه بر اسب نسيم
مي‌شوي نرم سوار
مي‌كني با دل شاد
همه جا گشت و گذار

همه در خانة خود
مي‌پذيريم تو را
مي‌دويم از پي تو
تا بگيريم تورا
ولي از بس سبكي
مي‌روي با نفسي
خوش نداري كه خورد
بر تنت دست كسي

هست تا اسب نسيم
روز و شب در سفري
مي‌روي كوي به كوي
قاصدي خوش خبري

محمود كيانوش

magmagf
16-06-2007, 00:15
ستاره مياد تو باغ

مي گه با خنده

گلپري

گلپرپري

گلي يا پرنده ؟





گلپري اخم مي كنه

چشماشو مي بنده

مي گه اين چه حرفيه

مگه نمي دوني ؟

لونه ام از برگ گله

خودم پرنده







ستاره جست مي زنه

اين سو و اون سو

مي گه اسمت رو بگو

كفتري يا كوكو؟

سر و دمبت چي شده

بال و پرت كو؟





گل پري داد مي زنه:

صد بار كه گفتم

اسم من گلپريه

گلم و پرنده

ماه و خورشيد رو پرم

لونه مي بنده







ستاره چشمك زنون

ازش مي پرسه

اگه تو پرنده اي

با برگ و غنچه

مي توني پر بزني

تا لب باغچه ؟





ستاره ناز مي كنه

با لب غنچه

مي گه تو ستاره اي

تو رو چي به باغچه ؟

magmagf
20-06-2007, 10:50
فهرست


ماه و ستاره ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مادربزرگ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کفش ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سیب خوشمزه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سبز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سوال ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زنگوله پا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رفتگر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حلزون ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چوپان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پدربزرگ مادربزرگ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعله های اتش ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زنبور عسل ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
2پر2پر4پر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برف کله گنجشکی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مهربانترین ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مرد دهقان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نماز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اصول دین ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیغمبر ما محمد (ص) ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق شب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تو حوض خونه ما ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خیال صورتی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خانه های پیر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بنفشه و شاپرک ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
كوچه ها هم گُل داشت ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گربه و جوجه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کامپیوتر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دوست من ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کودک کتاب خوان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تو کیستی؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گوزن زرد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قوچ طلایی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وقتی شنیدم آن خبر را ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شاید ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مرد دهقان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کوچه های بی بازی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ما گلهای خندانیم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کتاب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یک هدیه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من دوستت هستم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پاییز نقاش ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق شب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کاشک ازادت کنم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
داداش تراش ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بنشین کنارم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
منظومه شمسی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زیباتر از ماهی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیشی نامهربون ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کاغذ مچاله ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بلدم شعر بگویم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بعد از اسفند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بهار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
درسی برای گنجشک ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعرهایم کو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر لبخند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
صبح است و کودک ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سیب خندون ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باز باران ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زمستان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کاشک غمهایت... ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جزر و مد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دو کاج همسایه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پاییزه پاییزه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بزی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
توی این دلم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
توپ قلقلی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
توپ سفیدم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
معلم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گلستان خانه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کلاغ پر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مملی و جوجه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعله های آتش ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رشته رشته ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ای رود زیبا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نگاه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بهار آمد میان کوچه ما ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آفتاب امروز غوغا می کند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قاصدک ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گل پر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سوال ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بن بست ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بهار ماندنی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دختر کربلا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سیاره مریخ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خاله سوسکه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بارون ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کامپیوتر2 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
موشه و سوسکه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اب اومد و آب اومد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شاپرک ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بنفشه شد برنده ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یک آسمان گل ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
از قطره تا دریا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خوش به حال ماهی ها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بزک زنگوله پا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باغ پرگل لبخند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رویش فصل بهار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گل های زمستانی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باران ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آهای آهای آ گرگه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
موش شیطون بلا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حسنی بی دندون شده ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
در بوسه های مادر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
در چشم های مادر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
در نغمه های مادر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مادر دلش رحیم است ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زنگ آغاز بهار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بادبادک ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ماشینه مورچه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
راننده ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کرم شب تاب و مهتاب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ظهر عاشورا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مثل پاییز و بهار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سکوت است و صدا خوب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تنها در پنجره ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لابه لاى شمعدانى ها كسى ست ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خنده ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شادی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
روز آسمونی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جشن گل ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کاغذپران ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گندم دونه دونه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دعای مامان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نماز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خنده ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شادي ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حكايت پاييز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
روز آسموني ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

saye
30-09-2007, 02:29
سؤال

دويدم ودويدم
به يك سؤال رسيدم

كيه كه توي دنيا
ماهي مي ده به دريا؟
برف و تگرگ مي سازه
درخت و برگ مي سازه؟

به بلبلا آواز مي ده
به موش دم دراز مي ده

به آدمها خواب مي ده
آفتاب و مهتاب مي ده

جواب تو آسونه
خداي مهربونه
هر بچه اي مي دونه

شاعر : ناصر كشاورز

magmagf
30-09-2007, 12:48
هر وقت عشقم می کشد

یک تیپ مشتی می زنم

دنبال حسی تازه ام

در کوچه گشتی می زنم



از کار و بار زندگی

هی شانه خالی می کنم

با حس و حال تازه ام

هر روز حالی می کنم



اما سر شب می رسم

آخر به بن بستی بزرگ

هی می خورم پس گردنی

انگار از دستی بزرگ



آن وقت می گویم به خود

این ژست ها بیماری است

دنبال حسی تازه ام

کارم ولی تکراری است

magmagf
30-09-2007, 12:50
همیشه دیده ام که باغ و کوه و دشت

برای دیدن بهار

چه بیقرار انتظار می کشند

که با رسیدنش

پر از جوانه و صدا شوند

و از غم خزان رها شوند



و من

در انتظار یک بهار ماندنی ترم

که قلب باغ و کوه و دشت مست اوست

و رویش جوانه های منتظر به دست اوست

magmagf
30-09-2007, 12:52
یک لحظه ببند چشم خود را

تا قصه ای آشنا ببینی

پایان قشنگ کربلا را

از دختر کربلا ببینی



پس خوب ببین که دختر آنجاست

بالای سر پدر نشسته

از لرزش شانه هاش پیداست

بغضی که به حنجرش شکسته



گقتی که چقدر کوچک است او

افتاده به خاک از غم و درد

ای کاش کسی می آمد او را

از روی زمین بلند می کرد



حالا تو ببین ادامه اش را

پایان قشنگ قصه اینجاست

او نیز ادامه حسین است

دیدی که خودش چگونه برخاست



برخاست به جنگ دشمنان رفت

این بار خودش بدون بابا

برخاست به دیگران بگوید

فریاد بلند کربلا را

shohreh.p
31-10-2007, 15:10
سیاره مریخ

در سیاره مریخ ..
لباس هاشون عین ماس .اصلا همونه ............
کفش شون همنه. بند کفش شون همونه
اخلاقشون همونه. رفتارشون همونه
کله شون همونه. صورتهاشون همونه
اما نه اینکه واقعا
جای کله شون همونه


خسته نباشید همگی
شعراتون خیلی قشنگه ..........

شعر خاله سوسکه با اقا موشه رو کسی بلده
ممنون

salma_ar
04-11-2007, 21:51
باز خاله سوسکه امروز قهره با آقا موشه
صبح تا غروب یک کلوم حرف نزده با موشه

موش تو اتاق نشسته ساکت و غم گرفته اس
نداره هیچ حوصله دلش یه کم گرفته اس

میخواد بگه به سوسکه چرا تو قهری با من؟
دلم برات تنگ شده بیا با من حرف بزن!

یک دفعه خاله سوسکه اخماشو وا میکنه
آهسته از زیر چشم به موش نگا میکنه

یواش میگه کلید کو تو اونو بر نداشتی؟
میخنده آقا موشه زود میگه :آشتی آشتی

salma_ar
04-11-2007, 21:56
گلهاي تشنه باغچه
چشماشون به آسمونه
به لطافت و صفايي
كه تو ابر مهربونه
وقتي كه بارون مي باره
باخودش شادي مي آره
دوباره تو خاك باغچه
گل زندگي مي كاره
ابرها رنگ به رنگ ميشن
زير ماه آسمون
وقتيكه پل ميزنه
روي دشت رنگين كمون
بع بارون بهار
صداي پرنده هاست
اين همه شور و نشاط
همه از لطف خداست

salma_ar
04-11-2007, 21:57
كامپيوتر

پدرم گفت به من سخنی جانانه

از همان چيزی که اسمش هست رايانه

صورتی دارد او کوچک و رنگين است

اسم او مانيتور وزن او سنگين است

صورتش چون تی وی جعبه ای از شيشه

از دو دوست ديگر او جدا نميشه

اولين دوست او صفحه کی برد است

صفحه ای پر دکمه يک کمی هم ترد است

دوست بعدی او جعبه ای پر شور است

با دو تا دوست خود آشنا و جور است

دست در دست هم چقدر خوشحالند

جنب و جوشی دارند همگی پر کارند

shohreh.p
05-11-2007, 23:08
وقتی اقا موشه میخواد که با خانم سوسکه باشه مدام براش شعر میخونه تا یه چیزایشو یادمه که

سوسکه میگه کدوم دل
موش: همون دل که غرق خون !
سوسک: کدوم خون
موش:همون خون که از چشم اومد
سوسک: کدوم چشم
موش: همون چشم که مسته خوابه
سوسک: کدوم خواب
موش: همون خواب که از چشام رفت
س: کجا رفت؟
م: تو رویا
س: رویا کجاست ؟
م: بر آبه
س: کدوم آب؟
م: همون آب که از چشام ریخت
س: کجا رفت؟
م: تو شبها
س: کدوم شب ؟
م :همون شب که تو چشاته
س: کدوم چشم ؟

متاسفانه بقیه اش یادم نمی یاد........... اگه کسی بلده بگه لطفا

ممنون

gh_aazam
15-11-2007, 10:27
من بقيه اين شعر رو بلد نيستم اما منو ياد يه شعر ديگه انداخت كه تو همين مايه هاست:

آب اومد و آب اومد
كدوم آب؟
همون آب كه چوبه رو برد
كدوم چوب؟
همون چوب كه پشت در بود
كدوم در؟
همون در كه شب نبستيم
كدوم شب؟
همون شب كه خرسه اومد
كدوم خرس؟
همون خرس كه مرغه رو خورد
كدوم مرغ ؟
همون مرغ زرد پا كوتا
كردن درازو نوك حنا
به صد تومن ميخريدنش
نميداديمش
خرسه اومدو بردش
سرپا نشست و خوردش

vahide
18-11-2007, 18:53
شاپرک

شاپرک خانه نداشت
روی گل می خوابید
گربه ای آنجا بود
ناگهان اورا دید

گربه با شادی رفت
تا بگیرد اورا
شاپرک شد بیدار
بال زد توی هوا

گربه دنبالش کرد
چنگ زد بر بالش
شاپرک زخمی شد
آه! بد شد حالش

گربه شد خسته و رفت
شاپرک آنجا ماند
روی یک بوته نشست
خسته و تنها ماند

باز هم خوابش برد
روی گلها خوابید
ولی از گوشه چشم
همه جا را می دید

vahide
18-11-2007, 18:57
بنفشه شد برنده

باد بهاری وزید
به باغ مژده آورد
تمام بوته ها را
یکی یکی خبر کرد

زود جوانه کردند
بوته به بوته گلها
از دل خاک آمدند
به باغ زیبای ما

جلوتر از دیگران
بنفشه بالا دوید
به آفتاب زیبا
سلم کرد و خندید

بقیه بوته ها
از پی او رسیدند
بنفشه را شاد شاد
میان باغ دیدند

بنفشه شد برنده
میان گلهای ما
برای او کف زدند
تمام پروانه ها

بنفشه اسم گلی است
یگ گل خوشرنگ وبو
جلوتر از هر گلی
به باغ می رسد او

vahide
18-11-2007, 19:09
یک آسمان گل

از سینه خاک
یک بوته رویید
بالا که آمد
خورشید را دید

خورشید تابان
تابید بر او
بارانی از نور
بارید بر او

از نور خورشید
نوشی ونوشید
صدها جوانه
از بوته رویید

شد هر جوانه
یک غنچه ناز
تا اینکه کم کم
شد غنچه ها باز

یک آسمان گل
از بوته وا شد
سرتا سر خاک
باغ خدا شد.

vahide
18-11-2007, 19:10
از قطره تا دریا

یک قطره کوچک
در فکر دریا بود
آن قطره کوچک
تنهای تنها بود

یک روز با خورشید
کم کم به بالا رفت
از چشمه ای کوچک
تا آسمانها رفت

آن قطره باران شد
از ابرها بارید
آن قطره شبنم شد
بر برگ گل غلتید

گاه از دل کوهی
با چشمه ها جوشید
گاهی گلی زیبا
ان قطره را نوشید

با رود جاری شد
تا دورتر ها رفت
آن قطره کوچک
آخر به دریا رفت

vahide
20-11-2007, 13:24
خوش به حال ماهیها

صبح بودو روی گل
باز هم کمی نم داشت
گل به روی گلبرگش
قطره های شبنم داشت

دست وصورتش را گل
شسته بود وخوشبو بود
چونکه قطره شبنم
روی صورت او بود

گربه ای سر دیوار
شاد بود ومی خندید
دست وصورت خود را
خوب خوب می لیسید

توی آب ماهیها
گرم گفتگو بودند
صبح بود وآنها هم
فکر شستشو بودند

زیر لب به خود گفتم:
"خوش به حال ماهیها
چون همیشه می شویند
توی آبها خودرا"

gh_aazam
21-11-2007, 11:45
سلام
ميخوام يه شعر كه بچگي هام با ازيك نواركاست گوش مي كردم و اونقدر قشنگ بود كه بهترين داستان خاطرات كودكي منه رو براتون بنويسم.راستش خيلي جاههاش رو يادم رفته (45 دقيقيه بود و تمامش شعر)

بزك زنگوله پا

راوي:
يكي بود يكي نبود
غير از خدا هيچكس نبود
زیر گنبد کبود
پشت یک کوه بلند
کنار یک رود سپید
جنگلی بود و دشتی
هر روزش داستانی
هرفصلش سرگذشتی
توي جنگل بزرگ ما
جنگل سبز قصه ها
بزي بود زنگوله پا
ورمي جست دوپا دوپا
چارتا سمش رو زمين
دوتا شاخش تو هوا
خاله بزی سم نقره ای
دم قرمزی شاخاش طلا
پوستینکش رنگ حنا
سه تا بچه داشت تپل مپل
هرکدوم یه دسته گل
شنگولو منگولو حبه انگور
شنگولکه طلایی بود
منگولکه حنایی بود
حبه انگور سیاه بود
وای که همون چه ماه بود...............وصفيات خونه بزك زنگوله پا و اينكه از كه بيدار ميشد چه كارايي انجام مي داد(جارو . آبپاشي و ....)
در ادامه داستان تو خونه بزك زنگوله پا كه بزي به بچه هاش مي گفت منكه غروب برمي گردم اين شعر رو مي خونم و در صورتيكه اين شعر رو شنيدين در رو باز كنين وگرنه مطمئن باشين اون كسي كه پشت دره من نيستم.و براي مثال داستان يك روز زندگي اين خانواده خونده ميشه:
وقتي بزي صبح زود مي خواد بره به چرا ،بچه هاش مي گن مارو هم ببر كه بزي ميگه :
نه نه نه شما كوچيكين ....... جا مي مونين ............ از خستگي وا مي مونين
و مادر ميره
حدود 5 دقيقه شعر و بازي هاي شنگول و منگول حبه انگور :
عمو زنجير باف بله زنجير منو بافتي بله پشت كوه انداختي بله ..................................
عصر كه مادر با شعر معروفش به خونه ميرسه :
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
و بچه ها در رو براش باز مي كنن وتمام اتفاقهايي از صبح تا حالا پيش اومده رو برا مادر تعريف مي كنن:
مامان مامان:
گل باقالي قدقد قدا
هي مي كنه شكر خدا
تخم دو زرده مي زاده
مي خواد جوجه دراره......
يكي از دوستاي خانوادگيشون براسون عسل آورده ....و .........
راوي :
بچه ها نزديك خونه بزي ، يه گرگ سياه بد ادا بود.
به آقا روباهه گفته بود
مي خوام بزك زنگوله پا رو بخورم
روباهه بهش گفته بود :( آقاي سيروس ابراهيم زاده گوينده نقش روباه بود)
اشتباه نكن
بزك شاخاي خونريز داره
نمي توني اونو بخوري
در عوض بزك زنگوله پا
سه تا بچه داره توپول موپول
هركدوم يه دسته گل
برو اونا رو خام كن
فكر نهار و شام كن
و فردا كه بزي ميره به چرا
گرگ سياه بد ادا
ميره در خونه بزي
با اون صداي زشتش داد ميزنه ميگه
منم منم گرگ سيا
دشمن زنگوله پا........................
................................................
من گرگم
بزرگم
تو جنگل از همه سرم
قوي ترم
پرزور ترم
يه لقمه خامت ميكنم
غذاي شامت ميكنم
مي برمت
مي درمت
مي خورمت
(وصداي جيغ و داد بچه ها به گوش ميرسه)

راوي:
بچه ها گرگه سياه
رفت عقب اومد جلو
سرش محكم به زد
وآخ آقا گرگه به آسمون ميره
بعد كه گريون و نالون ميره پيش روباهه،تا بگه چي شده ،روباه بهش ميگه تو بايد اونا روگول بزني و بگي :
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
......................
برو اونا رو خام كن فكر نهارو شام كن
گرگه حواس پرت ميره در خونه بزي و با اون صداي نكره شعر بزي رو مي خونه
بچه ها همگي مي فهمن اون آقا گرگه است و با بچگي بهش مي گن صداي مامان ما خيلي ظريفه(اين قسمتا هم همه به شعره)
گرگه بر مي گرده يه ريگ مي زاره زير زبون و اداي بزي رو در مياره و ميگه :
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
بچه ها منم مادرتون درو باز كنين
تفلكي مادرتون افتاده تو آب خيس شده
پستونكش خيس شده
شنگول و منگول گول مي خورن اما حبه انگور ميگه نه صداي تو شبيه مامان ما نيست
گرگره ميگه من سرما خوردم كه صدام اينطوري شده
شنگول و منگول ، اصرار دارن درو باز كنن اما
حبه انگور نميزاره و ميگه :
حالا دستا تو از زيره در به ما نشون بده
و بعد دستاشو نشون ميده
حبه انگور:
برو گرگه سياهه بد ادا
دستاي مادر ما تميزو حنايي رنگه
گرگه :من تو چاله آب افتادم
سرما خوردم كه اينقدر كبود شدم
حبه انگور:
اينهمه پشم و پيله صبح تا حالا در اومده؟
و بعد يه سوزن مي زنه به دستش و آه آقا گرگه دوباره ميره به آسمون
گرگه سياهه بد ادا غر غر كنان نعره زنان رفت پيش روباهه
روباه:شيري يا روباه آگرگه
گرگ:چي ميگي دم بريده
روباه ور پريده
اينا بس كه زرنگن
دست ما رو از پشت بستن
به اين زودي راه نميدن
به دشمنا جا نميدن
روباه:خوب چي مي گن چي نمي گن
گرگ:دستحنايي رنگ ميخوان
سم اي نقره رنگ مي خوان
روباه:اينكه كاري نداره
زود برو حموم
دستتو تو حنا كن
گرگ:رفتم
ناخوناتم كوتا كن
گرگ: شنفتم
راوي:گرگه ناخن هاش رو كوتاه كرد
دستشو هم حنا كرد و
دوباره رفت دره خونه بزي
تق تق تق
كيه كيه در ميزنه
(درحاليكه ايندفه صداي گرگه نسبت به دفعه هاي قبل خيلي نازك تر شده )ميگه :
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
نعنا و ترخون ميخورم
شبدر و ريحون كي خورم
شير دارم شيرت ميدم
خامه و سرشيرت ميدم
منم منم بزبزكم
بزبزك بانمكم
شنگولو منگول كجايين؟
حبه انگور كجايي؟
بياين بريم به گلدشت
به گلدشت و تماشا
بازي كنيم تو بيشه
همش كه كار نميشه
(صداي خوشحالي و كيف كردن بچه مياد)
ايندفعه (كه خودم هم با شنيدن اولين بار اين نوار كاست ،گول صداي گرگه رو خوردم و فكر كردم بزك زنگوله پاست)بچه ها اصراردارن درو باز كنن كه حبه انگور ميگه نه اون مادرمون نيست.شنگول و منگول به حبه انگور پرخاش ميكنن و مي خوان درو باز كنن كه حبه انگور ميگه اگه تو مادره مايي شاخ هاتو به ما نشون بده.گرگه كه از دست حبه انگور خيلي عصياني شده ميره اونور تر و يه شاخ شكسته كه تو بيشه افتاده بود رو بر ميداره و به بچه ها نشون ميده .
خلاصه همه شواهد مبني بر بز بودنش رو ارائه ميكنه و ..............................
ايندفه هرچي حبه انگور اصرار ميكنه نميتونه جلو برادراشو بگيره و اونا درو باز مي كنن و ...............بقيه داستان رو كه ميدونين:حبه انگور تو پستو قايم ميشه .گرگره شنگول و منگول و ميخوره و دنبال حبه انگور ميگرده كه
ناگهان از راه دور صدا اومد
صداي آشنا اومد:
بع بع
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
و گرگه سياه فرار ميكنه
بزي كه ميرسه گريه زاري ميكنه و ناگهان حبه انگور از توي پستو مياد بيرون و ميگه چه اتفاقي افتاد.
بزي كه عصباني شده ميره سراغ شغال و رو سقف خونش محكم لگد ميكوبه:
گام گام گام
راوي:شغالك آشغال خور
داشت آش غوره ميپخت
آش تو كوره مي پخت
شغال:كيه كيه تاپ تاپ ميكنه
آش منو پر خاك ميكنه
بزي:
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
كي خورده شنگولمو
كي برده منگولمو
كي مياد به جنگه من
كه نفله شه تو چنگه من
شغال كه خيلي ترسيده با ترس و تواضع زياد ميگه
من شغال انگور خورم
خوشه انگور ميخورم.
من نخوردم شنگولتو
من نبردم منگولتو و ...........
بزي اينبار ميره سراغ روباه و رو سقف خونش محكم لگد ميكوبه:
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
كي خورده شنگولمو
كي برده منگولمو
كي مياد به جنگه من
كه نفله شه تو چنگه من
جوابه روباه هم خيلي شنيدني بود و اصلا يادم نيست.
ولي روباهه ميگه كه كار كار آقا گرگست.
بزي كه خيلي عصبانيه ميره سراغ گرگه و رو سقف خونش محكم لگد ميكوبه:
تاپ تاپ تاپ
گرگ:
كيه تاپ تاپ ميكنه
آش منو پر خاك ميكنه؟
منم منم بزك زنگوله پا
ور مي جم دو پا دوپا
چارتا سمم رو زمين
دوتا شاخم رو هوا
كي خورده شنگولمو
كي برده منگولمو
كي مياد به جنگه من
كه نفله شه تو چنگه من
گرگ:
من خوردم شنگولتو
من بردم منگولتو
من ميام به جنگ تو
بزي:ميدون جنگ كجا باشه
گرگ:توچمنزار بزرگ
بزي:كي باشه
گرگ:فردا باشه
بزي با يه خيك پرشير و ماست و سرشير ميره پيش چاقو تيز كن و ميگه شاخهام رو تيز كن
گرگه هم يه خيك پر هوا ميبره پيش دلاكه و ميگه دندوناشو تيز كنه .
دلاكه كه ميبينه گرگه حاضر نيست هيچ هزينه اي رو برا كارش بپردازه همه دندوناي گرگه رو ميكشه و بجاش دندان چوبي ميذاره.
فردا صبح
كلاغه ميخونه):صداي آقاي منوچهر آذري)
قار قار قار قار
كي خوابه و كي بيدار
گرگه كه تيز چنگه
ميخواد با بز بجنگه
خروس هم كه طرفدار بزك زنگوله پاست برا اون تبليغ ميكنه (شعراي اين قسمت رو هم يادم رفته)
بعد هم كه صحنه رويارويي بزي و آقا گرگه كه توسط راوي و دوبلرهاي نقش گرگ و بز اجرا ميشه و خيلي قشنگه و در آخر هم پاره شدن شكم گرگه و نجات شنگول و منگول.

پايان

اميدوارم خوشتون اومده باشه .مطمئن هستم اگه شما هم اين نوار رو ميشنيدين از اينهمه تعريف پر آب وتاب من تعجب نمي كردين.
مدتها بود که دنبال این داشتان میگشتم تا هم برا بچه خودم بگیرمش و هم برا خودم تجدید خاطرات کودکی بشه. تا اینکه بالاخره تونستم پیداش کنم.داستان بز بز قندی ، شعر از آقای فریبرز لاچینی با صدای خانم پری زنگنه است.امیدوارم شما هم بتونید برا فرزندتون تهیه کنید و ازش لذت ببرید

vahide
24-11-2007, 20:13
باغ پرگل لبخند

شاخه ایست یک لبخند
شاخ وبرگ خوشبویی
بوی دوستیها را
می برد به هر سویی
شاخه گل لبخند
شاخه گلی زیباست
شاخه نیست یک باغ است
بلغ مهربانی هاست
رو ی چهره ات بنشان
باغ مهربانی را
هدیه کن گل از این باغ
بر تمام انسانها

vahide
24-11-2007, 20:14
رویش فصل بهار

برف می بارد و باز
سرد سرد است هوا
باز پوشیده شده
با سپیدی همه جا
بر تن لخت درخت
گل .گلبرگی نیست
میوه ها چیده شده
شاخه ای برگی نیست
نا ندارد گنجشک
ناتوان است کلاغ
مثل گل, سبزه قبا
رفته از خانه باغ
سبزه پوشان بهار
همه عریان شده اند
زرد پوشان خزان
چون عروسان شده اند
گرچه سرد است هوا
گرچه باغ است غمین
زیر این برف سفید
پرامید است زمین
چونکه در سردی برف
هست گرمای بهار
روید از خشکی دی
فصل زیبای بهار

vahide
24-11-2007, 20:15
گلهای زمستانی

گلها به سفر رفتند
همراه پرستوها
بادآمد و با خود برد
برگ وگل خوشبورا
یک قاصدک خسته
آمد خبری آورد
گفت او که بود در راه
برف ویخ وفصلی سرد
هرچند که پاییز است
برگ وگل وباغی نیست
بلبل به سفر رفته
جزساری و کلاغی نیست
هر گوشه به پا گشته
یک باغ به آسانی
در مدرسه روئیده
گلهای زمستانی

vahide
24-11-2007, 20:16
باران

باز زد باران پاییز
ساز زیبایی برایم
گوش خواباندم برایش
خواندلالایی برایم

ناودان هم خواند شعری
شرشری از آب باران
شعر باران ریخت نم نم
برکف سفت خیابان

آمدم آهسته بیرون
درحیاط خانه ماندم
ریخت باران برسر من
من برایش شعر خواندم.

vahide
25-11-2007, 11:49
خبرهای بهاری

خبر خبر خبردار
گل آمده به بازار

یکی دو تا نه صد تا
نه ده نه صد چه بسیار

به برف وسرما گفته:
"برو خدا نگهدار"

خبر خبر: شبانه
درخت زد جوانه

دوباره بر سرش بست
شکوفه دانه دانه

به روی شاخه ای ساخت
پرستو آشیانه

خبر خبر خبرهاست
میان باغ غوغاست

کدامرا بگویم؟
که هر چه هست اینجاست

خلاصه خبرها:
"بهار خوب و زیباست"

gh_aazam
26-12-2007, 08:02
آهاي آهاي آ گرگره
اين رودخونه بزرگه
آبش خيلي زياده
نميشه رفت پياده
بايد كه دست بكارشي
يه قايقي سوارشي
كسي تورو نبينه
بگيره دمتو بچينه

gh_aazam
26-12-2007, 08:07
موش موش شيطون بلا
اومدي تو خونمون
توي آشپزخونمون
روغنا رو ريختهاي
پنيرا رو خورده اي
ميدمت گربه سياه يه لقمه چربت بكنه چرب چرب چرب
با چنگولاش چنگ بزنه چنگ چنگ چنگ

gh_aazam
26-12-2007, 08:18
حسني بي دندون شده

زارو پريشون شده

بي احتياطي كرده

حالاپشيمون شده

با دندوناش شكسته

بادوم سخت و پسته

مك زده به آبنبات

هي ميخورده شكلات

قندونو خالي كرده

واي كه چه كاري كرده

دونه به دونه دندوناش

خراب شدن يواش يواش

تا خونه همسايه ها

مياد صداي گريه هاش
.................................................. .................................................. .................................................. .................................................. ....

لطفا راهنمايي كنيين نوار بزك زنگوله پا رو چطوري پيدا كنم.تمام خيابون انقلاب رو هم گشتم اما پيداش نكردم.تعجب از اينكه فكر مي كنم توليدش هم دوره نوار خروس زري پيرهن پري بوده .اين ،پيدا ميشه اما بزك زنگوله پا نه.

دل تنگم
18-02-2008, 03:06
در بوسه هاي مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان

در خنده هاي مادر
عطر خوش گلستان
زيبايي طبيعت
شادابي بهاران.

مادر تو روح و جاني
مادر تو جاوداني
با من تو مهرباني
با من تو همزباني

مادر تو بهتريني
مادر تو نازنيني
مادر تو دلنشيني
بر حلقه ام نگيني.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

دل تنگم
18-02-2008, 03:07
در چشم هاي مادر
آبي آسماني
روًياي سبز نوروز
معناي زندگانی

در اشك هاي مادر
پاكي آب باران
رنگين كمان روشن
آواي چشمه ساران.

مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار

مادر چراغ خانه
گرماي آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار

مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

دل تنگم
18-02-2008, 03:09
در نغمه هاي مادر
لالايي محبت
شعر بلند پيوند
آواي انس و الفت

در پند هاي مادر
شيريني سعادت
آسايش دو گيتي
شادي بينهايت.

مادر تو صبح پاكي
برتر ز آب و خاكي
در مشرق محبت
خورشيد تابناكي

تو مايهً غروري
سرچشمهً سروري
سرشار شعر و شوري
بخشندهً شعوري.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار

مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

دل تنگم
18-02-2008, 03:10
مادر دلش رحيم است
قلبش مرا حريم است
روحش پناهگاهم
در لحظه هاي بيم است

قلبش طپد برايم
خود را كند فدايم
پر ميشوم ز شادي
چون ميكند صدايم.

بخشندهً جوانيست
معناي زندگانيست
لبخندش آسمانيست
شادي جاودانيست

آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

magmagf
18-02-2008, 05:33
سلام

ضمن تشکر از همه دوستای خوبم

چون تاپیک فهرست داره لطف کنید و برای همه پست های خودتون اسم شعر را بویسید تا بشه در فهرست اونو اورد و گرنه شعر حذف می شه
ممنون

دل تنگم
29-02-2008, 22:09
آفتاب مهربان
تاج گل بر سر زده
فصل تابستان گذشت
نوبت مهر آمده

کیف های پر کتاب
کفش های بی قرار
می رسد از نو به گوش
زنگ آغاز بهار

خسته از خواب و خیال
خسته از خمیازه ام
می وزد بوی بهار
از کتاب تازه ام

توی باغ مدرسه
های و هوی دوستی
دست های ما پر از
رنگ و بوی دوستی

آشنایی های نو
دوستی های قدیم
کیف و کفش من کجاست؟
مدرسه، ما آمدیم!

دل تنگم
18-03-2008, 02:17
اتل متل بادبادکم پریده
رفته هوا، به آسمون رسیده
گوشواره هاش مثله گُله آفتاب
توی هوا، هی می خوره پیچ و تاب
لباسه اون پر گل و رنگارنگه
خیلی بهش میاد لباس، قشنگه
می خواست بره مهمونی پیشه خورشید
اما کمی دست و دلش می لرزید
کاش می شدم توی هوا بادبادک
دامنه من پر میشد از قاصدک
می رسیدم خنده کنان به خورشید
خورشید خانوم گوشوارمو می بوسید

دل تنگم
18-03-2008, 02:21
آب، بابا، نان
مورچه ای آمد
از توی قندان
بر شانه اش داشت
یک قند شیرین
آهسته می رفت
با بارِ سنگین
او را به لانه
بردم با دستم
ماشین او شد
انگشته شستم

دل تنگم
18-03-2008, 02:25
یک آقای زرنگه
روی لبش یه خنده ی قشنگه
نشسته پشته فرمون
می گرده تو خیابون
بوق می زنه، بوق بوق
بار داره توی صندوق
کیه؟ بابای بنده
اسمش چیه؟ راننده

دل تنگم
19-03-2008, 02:29
در میان صحرا
کرم شب تابی بود
نور زیبای او
رنگ مهتابی بود

نور سردش می کرد
سبزه را رنگارنگ
کرم کوچک، اما
بود خیلی دلتنگ

ماه لبخند می زد
گفت با او، شب تاب:
"کاش من هم بودم
مثل تو یک مهتاب!"

گفت با لبخندی
ماه از آن بالا:
"مثل مهتابی تو
بر تن ِ این صحرا،

نورافشانی کن
تا بتابی با من
ماهِ آن پایین تو،
ماهِ این بالا من!"

دل تنگم
19-03-2008, 02:33
خشک و سوزان بود
خاک کربلا
می بارید عطش
ظهر عاشورا

جای گل رویید
سرنیزه از خاک
هر غنچه شد از
تشنگی هلاک!

حتی "آب" آن روز
تشنه بود تشنه!
جای آب خوردند
بچه ها دشنه!

دل تنگم
19-03-2008, 02:37
پدرم مثل روز است
موهای مادرم مثل شب است
مادرم مثل گل است
پدرم هم مثل سبزه
مادرم مثل بهار
پدرم هم مثل پاییز
مادرم مثل ماه
و پدرم مثل خورشید است
پدرم نور داد
مادرم هم درخشید.

دل تنگم
19-03-2008, 02:45
چه خاکی، چه زمینی
چه زیبا، همه جا خوب
چه گل های قشنگی!
همه شاد و رها، خوب
نه پژمرده، نه غمگین
خوش و سر به هوا، خوب
چه آبی، چه هوایی!
بگو آب و هوا خوب
نه گرم است و نه سرد است
دما خوب و دما خوب
چه گنجشک قشنگی!
پر و بال و صدا خوب
و هو هو، چه نسیمی است!
لالا، زمزمه ها، خوب
چه ابری، چه درختی!
و هرچیز، به جا، خوب
همه چیز زمین خوب
همه چیز هوا خوب
همه شاد و هم آواز
"خدا خوب و خدا خوب"

دل تنگم
28-03-2008, 03:06
پاییزه می آد، باد و باد و باد
زوزه می کشه می کُنه فریاد
برگ درخت ها باید بریزه
چونکه نوبت باد پاییزه
باد و باد و باد، ای داد و بی داد
باد و باد و باد، ای داد و بی داد

دل تنگم
21-04-2008, 23:21
كنج چشمان قشنگ باغچه،
لابه لاى شمعدانى ها كسى ست
گرچه عطرش در هوا پيچيده است
پشت گل ها صورتش معلوم نيست
*
شاپرك دور سرش پرمى زند،
روى موهايش پر از پروانه است
ميهمان قاصدك ها مى شود،
قلب سبزش گرچه صاحبخانه است
*
برگ ها با خنده نازش مى كنند،
غنچه ها پيراهن او مى شوند
شاپرك هاى قشنگ باغچه،
چين روى دامن او مى شوند
*
روزهايى هم كه سرما مى خورد
با كمى گل روبه راهش مى كنند
من نگاهش را نمى بينم ولى،
شمعدانى ها نگاهش مى كنند
*
خوش به حال شمعدانى هاى باغ،
صورتش را بارها بوسيده اند
چهار فصل سال را گل مى دهند،
رازقى هايى كه او را ديده اند
*
حيف اما راه بين چشم ما،
با تن گلبرگ گل ها بسته است
كاشكى او روزنى پيدا كند،
چشم هاى من كه ديگر خسته است
*
كاش مى شد روزى از اين روزها،
پرده هاى شمعدانى را كشيد
يا براى ديدن چشمان او،
برگ ها را يك به يك از شاخه چيد.

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:17
خنده
باد آمد
توفان شد.
ابر آمد باران شد.
با باران
گل واشد.
صدها گل
پیدا شد.
گل‌ها را
تا دیدم
مثل گل
خندیدم

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:18
شادی

دیشب كه توفان
در باغ پیچید ،
یك شاخه را كند.
یك غنچه را چید.

باغ دلم شد
از غصه لبریز.
گویا رسیده
از راه پاییز.

چندی پس از آن ،
دیدم در آن‌جا
صدها جوانه
در باغ زیبا

گل‌های قرمز
شاداب و زیبا
گل‌های آبی
هم رنگ دریا

بر غنچه‌ی لب
رویید خنده
چون دید باغم
شد سبز و زنده!

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:19
"روز آسمونی"

چیک چیک چیک،بارونها
در گوش،ناودونها
باز آواز، می‌خونند
به یادم، می‌مونند

یک روز، بارونی
روز آسمونی
قدر این، رحمت رو
می‌دونم، می‌دونی

این روزها، که بارون
می‌باره آسمون
با یک چتر، یک کلاه
زود می‌افتم به راه

آواز قطره‌ها
آهنگی آشناست
این آهنگ زیبا
مانند یک دعاست

تو راه مدرسه
می‌خونم، یک دو سه
دفترم آسمون
بارون هم یک درسه

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:20
جشن گل

در میله ‌جای كابل
با نام و یاد كودك
در جشن گل نشستند
خورشید‌های كوچك

مانند آفتاب است
این دختر هزاره
چشمش شبیه بادام
دستش پر از ستاره


زرمینه دختران را
تا قندهار برده
دیدم لبان سرخش
شاید انار خورده

وقتی كه می‌برآید
این شوخ تاجیك از در
بر دور چادرِ او
پروانه می‌زند پر

پیراهنش كه سبز است
گلچهره یا بهار است
آن نونهال ازبك
او لاله‌ی مزار است

این دختران افغان
گل‌های باغ كابل
ریحان، بنفشه، نرگس
مریم، شكوفه، سنبل

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:21
كاغذ‌پران

كاغذ‌پران خوبم
كاغذ‌پرانِ رنگی
از تو فضای شهرم
لبریز از قشنگی

در اوج آسمان‌ها
چرخی بزن برایم
تا بشكفد لبانم
تا پر زند صدایم

با غُته‌های نازت
از شوقِ تارِ شیشه
همرنگِ بالِ كفتر
چك چك بزن همیشه

هم بازی قشنگم
از باد‌های خسته
از روزهای ابری
خیلی دلم شكسته

آغاز خشم و جنگت
آغاز شادی ماست
جنگی بدون آتش
جنگی كه خوب و زیباست

جنگی كه شعله‌هایش
از چرخه‌ها بخیزد
یك آسمان ستاره
در كوچه‌ها بریزد

كاغذ‌پران خوبم
آزاد می‌شوی تو
فریاد می‌زنم من
دلشاد می‌روی تو

كاغذپران:بادبادك.
غته:پایین كشیدن بادبادك باسر؛یاهمان شیرجه زدن.
تار شیشه: نخ مخصوص بادبادك بازی كه برندگی داشته باشد.
چرخه :وسیله‌ای برای جمع كردن نخ بادبادك
آزادشدن :رها شدن ویاپاره شدن نخ باد بادك در آسمان

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:24
گندم دونه دونه

كلاغه عاشق شده
عاشق یك قناری
با مادرش دو شب پیش
رفته به خاستگاری

عروسیشون امشبه
رو شاخه‌ی صنوبر
مهموناشون می‌رسند
با صد مدل بال و پر

شام عروسیشونه
گندم دونه دونه
هركسی خورده امشب
جیك و جیك و جیك می‌خونه

malakeyetanhaye
15-05-2008, 10:24
دعای مامان
مادر جونم داره دعا می‌كنه
یواشكی خدا خدا می‌كنه

دلش می‌خواد صدا كنه زنگ در
بابا جونم زودی بیاد از سفر

كاشكی خدا بشنوه زود صداشو
قبول كنه خدا جونم دعاشو

بابام بیاد و روی در بكوبه
وای،اگه این جوری بشه،چه خوبه!

دل تنگم
01-11-2008, 06:44
نماز كه احكام مفصل داره
شش تا مقدمات اوّل داره
("اقامه" و "شرِطِ لباس" و "مكان"
"طهارت" و "قبله" و "وقت اذان")
هر كی می‌خواد درست نماز بخونه
این شش تا چیز و خوب باید بدونه

دل تنگم
01-11-2008, 06:44
باد آمد
توفان شد.
ابر آمد باران شد.
با باران
گل واشد.
صدها گل
پیدا شد.
گل‌ها را
تا دیدم
مثل گل
خندیدم

دل تنگم
01-11-2008, 06:45
دیشب كه توفان
در باغ پیچید ،
یك شاخه را كند.
یك غنچه را چید.

باغ دلم شد
از غصه لبریز.
گویا رسیده
از راه پاییز.

چندی پس از آن ،
دیدم در آن‌جا
صدها جوانه
در باغ زیبا

گل‌های قرمز
شاداب و زیبا
گل‌های آبی
هم رنگ دریا

بر غنچه‌ی لب
رویید خنده
چون دید باغم
شد سبز و زنده!

دل تنگم
01-11-2008, 06:46
تا آسمان برای زمین قصه ای نداشت
خورشید خسته بود و زمین خواب خوش ندید
یک روز رنگ ازرخ گل‌ها پریده بود
آن روز ابر آمد و پاییز سر رسید
پاییز فصل کوتهی از قصه‌های خواب
در گوش‌های سبز زمین نم نمک سرود
در خواب رفت خاک پس از آنکه آسمان
آرام و نرم نرم براین قصه لب گشود
این ماجرای سیلی باد است و اشک ابر
برگونه‌های زرد و چروکیده چنار
جریانی از ورق ورق دفتر گلی
تا جان گرفت بستر خاموش جویبار
اینبار داستان غروبی پس از غروب
می‌خواند و بلور افق آب می‌شود
غمگین‌ترین حکایت پاییز خوانده شد
دیگر دو چشم پنجره بیتاب می‌شود
شب بود و باد فصل خودش را مرورکرد
هوهو ترانه‌های پریشان و بی امان
می‌خواند:«باز در گذر کوچه‌های عمر
برگشته است کولی آواره خزان»

دل تنگم
01-11-2008, 06:47
چیک چیک چیک، بارون ها
در گوش، ناودون ها
باز آواز، می‌خونند
به یادم، می‌مونند

یک روز، بارونی
روز آسمونی
قدر این، رحمت رو
می‌دونم، می‌دونی

این روزها، که بارون
می‌باره آسمون
با یک چتر، یک کلاه
زود می‌افتم به راه

آواز قطره‌ها
آهنگی آشناست
این آهنگ زیبا
مانند یک دعاست

تو راه مدرسه
می‌خونم، یک دو سه
دفترم آسمون
بارون هم یک درسه

Mahtab-14
27-09-2010, 20:43
خواب من

دیشب که خواب بودم
یک خواب بد بدیدم
از توی کوچه باغی
زوزه ی سگ شنیدم

گفتم که سگ دو باره
دنبال تو دویده
شاید به گازی محکم
تو را ز هم دریده

با این خیال بد بود
کز خواب خود پریدم
چون برّه ای هراسان
از جای خود جهیدم

تا آمدم به بیرون
اشکم بشد روانه
دیدم ولی نشستی
رو پشت بام خانه

ای گربه ی ملوسم
چشمم که بر تو افتاد
شکر خدا بگفتم
وز دیدنت شدم شاد.

Mahtab-14
27-09-2010, 21:01
سگ طمعکار

به دندان سگی داشت یک استخوان / که در ره رسید او به رودی روان
چو نقشش فتاد اندر آن نهر آب / بدید آنچه اشتر ببیند به خواب
ز روی طمـع بــاز کـــرد او دهــان / که گیرد ز آبـش دگـــر استخوان
در ِ رزق و روزی به خویـشش ببست / زیاده طلب کرد و دادش زدست
چو بذر طــمع در وجودش بکاشت / فتادش به رود استخوانی که داشت.

Lady parisa
12-12-2010, 10:26
اشعار واقعا عالیه
اساتید اگر مقدوره pdfکنن.ممنون می شم

asmh
30-01-2011, 20:03
خاله سوسکه و آقا موشه


باز خاله سوسکه امروز قهره با آقا موشه
صبح تا غروب یک کلوم حرف نزده با موشه
موش تو اتاق نشسته ساکت و غم گرفته اس
نداره هیچ حوصله دلش یه کم گرفته اس
میخواد بگه به سوسکه چرا تو قهری با من؟
دلم برات تنگ شده بیا با من حرف بزن!
یک دفعه خاله سوسکه اخماشو وا میکنه
آهسته از زیر چشم به موش نگا میکنه
یواش میگه کلید کو تو اونو بر نداشتی؟
میخنده آقا موشه زود میگه :آشتی آشتی

asmh
30-01-2011, 20:17
بادکنک
اتل متل بادبادکم پریده
رفته هوا، به آسمون رسیده
گوشواره هاش مثله گُله آفتاب
توی هوا، هی می خوره پیچ و تاب
لباسه اون پر گل و رنگارنگه
خیلی بهش میاد لباس،قشنگه
می خواست بره مهمونی پیشه خورشید
اما کمی دست و دلش می لرزید
کاش می شدم توی هوابادبادک
دامنه من پر میشد از قاصدک
می رسیدم خنده کنان به خورشید
خورشید خانوم گوشوارمومی بوسید

sara_girl
05-02-2011, 15:39
خاله من رو صورتش یه عالمه خال داره
از همونا که پینه دوز به روی هر بال داره
می خوام به خاله ام بگم یواشکی یه روزی
خاله جون خال خالی ام مثل یه پینه دوزی

actros 1843
04-03-2011, 15:27
پاشو پاشو کوچولو



پاشو پاشوکوچولو ازپنجره نگاه کن

باچشمان قشنگت به منظره نگاه کن

آن بالا بالاخورشید تابیده بر آسمان

یک رشته کوه پایین تر پایین ترش درختان

نگاه کن آن دورها کبوتری می پرد

شاید برای بلبل از گل خبر می برد

Lady parisa
13-03-2011, 13:09
دوستانی که زحمت می کشن توی تاپیک می تونن این شعرها رو یه جا pdfکنن یا تحت docبزارن .

Lady parisa
13-03-2011, 13:16
تو قفساي باغ وحش
حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو
ميمون و شير و پلنگ

ميمونه شكلك مياره
مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك
تنهايي فوتبال ميكنه

نگاه كن اون خرس رو
وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد
هي ميپره تو هوا

طاووس رو نگاه كنيد
چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه
ناز و خوش آب و رنگه

Lady parisa
13-03-2011, 13:31
صبح كه از خواب پا ميشم
اول آفتاب پا ميشم
يه كمي ورزش ميكنم
تو باغچه نرمش ميكنم
صدا ميزنم مامان جون
چايي رو بريز تو فنجون
وقتي چايي رو نوشيدم
مامانو بابارو بوسيدم
ميرم به كودكستان
خوشحال و شاد و خندان

hasti rs
14-03-2011, 22:57
میوه نخور نشسته
رویش مگس نشسته
اول بشور بادقت
بعدن بخور بالذت

H.Operator
15-03-2011, 23:45
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

باد و بادبادک

بادبادکی آبی
بال خیالم بود
کنار ساحل
کودکانه میدویدم و بادبادکم
با بال نسیم اوج می گرفت
ناگاه
در قهقهه نفس نفس زنان بازی کودکانه ام
پاییز نفس عمیقی کشید.
بادبادکم را در عمق کلاه سیاه پاییزی اش دزدید!
همبازی آبیم صعود کرد و
بال خیال من سقوط
اینک سالهاست
با پرنده بال شکسته سینه ام
خاطرات بادبادک کودکی ام را
میگویم
میگریم
میسوزم
میسازم ...

شاعر : پیام خداقلی

Lady parisa
16-03-2011, 12:36
ماه و ستاره
شب اومد و ستاره
رو آسمون نشسته
نه يك ، نه ده ، نه صدتا
هزار هزار تا دسته

ستاره توي شبها
چراغ آسمونه
مثل گل و بنفشه
تو باغ آسمونه

يك كمي اين طرفتر
ماه قشنگ و زيباست
دلش گرفته امشب
براي اينكه تنهاست

Lady parisa
16-03-2011, 12:43
كفش

ني ني كوچولو
كفشاي سوت سوتي داره

يه توپ ماهوتي داره
بازي فوتبال مي كنه،
شوت مي زنه

كفشاش براش سوت مي زنه


شاعر : مهري ماهوتي

Lady parisa
16-03-2011, 12:51
دويدم ودويدم
به يك سؤال رسيدم

كيه كه توي دنيا
ماهي مي ده به دريا؟
برف و تگرگ مي سازه
درخت و برگ مي سازه؟

به بلبلا آواز مي ده
به موش دم دراز مي ده

به آدمها خواب مي ده
آفتاب و مهتاب مي ده

جواب تو آسونه
خداي مهربونه
هر بچه اي مي دونه

شاعر : ناصر كشاورز

iCe m@n
17-03-2011, 13:59
تو قفساي باغ وحش
حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو
ميمون و شير و پلنگ

ميمونه شكلك مياره
مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك
تنهايي فوتبال ميكنه

نگاه كن اون خرس رو
وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد
هي ميپره تو هوا

طاووس رو نگاه كنيد
چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه
ناز و خوش آب و رنگه

ELHAM3000
25-04-2011, 18:43
دفتر کوچک نقاشی من

داخل هر برگت

طرح یک موج کشیدم با رنگ

گفته بودم شاید

بتوانم دریا بکشم

آه افسوس نشد

دفتر کوچک نقاشی من

برگ های تو کم است

موج اما بسیار

شاعر: مرحوم سلمان هراتی

New Ray
01-05-2011, 13:18
بچه ها این نقشه جغرافیاست
بچه ها این قسمت اسمش آسیاست
شکل یک گربه در اینجا آشناست
چشم این گربه دنبال شماست
بچه ها این گربه…
ایران ماست…
بچه ها این سرزمین نازنین
دشمن بسیار دارد در کمین
داغ دارد هم به دل هم بر جبین
بوده نامش از قدیم ایران زمین
یادگار پاک قوم آریاست…
بچه ها ٬ بچه ها…
از هر گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بایست داد
فارغ از هر زنده باد و مرده باد
سر به راه مملکت باید نهاد
مام میهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها این پرچم خیلی قشنگ
پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بی انتهاست
بچه ها این خانه اجدادی است
گشته ویران تشنه آبادی است
خسته از شلاق استبدادی است
مرحم دردش کمی…
آزادی است…
مرحم دردش کمی آزادی است
بچه ها این کار فردای شماست
این کار فردای شماست…

Help118
05-06-2011, 22:44
هر چه که بیند دیده
خدایش آفریده
خورشید و ماه تابان
ستاره ی درخشان
جنگل و کوه و صحرا
پرندگان زیبا
این همه را به قدرت
خدا نموده خلقت

Help118
06-06-2011, 17:25
چه خوش گفت فردوسي پاك زاد
كه رحمت بر آن تربت پاك باد
ميازار موري كه دانه كش است
كه جان دارد و جان شيرين خوش است
مزن بر سر ناتوان دست زور
كه روزي در افتي به پايش چو مور
گرفتم ز تو ناتوان تر بسي است
تواناتر از تو هم آخر كسي است
خدا را بر آن بنده بخشايش است
كه خلق از وجودش در آسايش است

Help118
06-06-2011, 17:31
من يار مهربانم
دانا و خوش بيانم
گويم سخن فراوان
با آن كه بي زبانم
پندت دهم فراوان
من يار پند دانم
من دوستي هنرمند
با سود و بي زيانم
از من مباش غافل
من يار مهربانم

Puneh.A
07-06-2011, 08:56
علی کوچیکه
علی بونه گیر
نصف شب از خواب پرید
چشماشو هی مالید با دس
سه چارتا خمیازه کشید
پاشد نشس

چی دیده بود ؟
چی دیده بود؟
خواب یه ماهی دیده بود
یه ماهی انگار یه کپه دو زاری
انگار که یه طاقه حریر
با حاشیه منجوق کاری
انگار که رو برگ گل لال عباسی
خامه دوزیش کرده بودن
.
.
.

حنّانه
12-06-2011, 15:55
زاغكـي قـالب پنيـري ديـد / به دهان بر گرفت و زود پريد
بر درختي نشست در راهي / كه از آن مي گـذشت روباهـي
روبه پر فريـب وحيلت ساز / رفـت پـاي درخـت كـرد آواز
گـفت بـه بـه چقـدر زيبائي / چـه سـري چه دمي عجب پائي
پرو بالت سياه رنگ و قشنگ / نيست بـالاتر از سيـاهـي رنگ
گرخوش آواز بودي و خوش خوان / نبودي بهتر از تو در مرغان
زاغ مي خواسـت قارقار كند / تـا كـه آوازش آشـكـار كنـد
طعمه افتاد چون دهان بگشود / روبهك جست و طعمه را بربود

Lady parisa
15-06-2011, 14:15
و سقف اين اتاقت
يه عالمه ستاره
مخوايم تولدت رو جشن بگيريم دوباره ه ه ه ه

فشفشه هاي روشن
بادكنكاي رنگي
همگي باهم بخونيم
آخه تو چگده گشنگي
آخه تو چگده گشنگي

چگده گشنگي ا
از همه رنگي ا
لپتو بچشم ا
بچه گشنگم ا

هوشدورودو هوشدورودو
هوشدورودو هوشدورودو

حالا حرف منو گوش كن
فوت كن فوت كن فوت كن
شما رو خاموش كن
فوت كن فوت كن فوت كن
شما رو خاموش كن
يك دو سه
به به چه كيك خوشمزه اي
لپتو بكشم الهي!!

حنّانه
16-06-2011, 17:24
دویدم ودویدم
به یك سؤال رسیدم

كیه كه توی دنیا
ماهی می ده به دریا؟
برف و تگرگ می سازه
درخت و برگ می سازه؟

به بلبلا آواز می ده
به موش دم دراز میده

به آدمها خواب می ده
آفتاب و مهتاب می ده

جواب تو آسونه
خدای مهربونه
هر بچه ای می دونه

amatraso
28-06-2011, 09:34
خرگوش من چه نازه
گوشاش خیلی درازه
میخوره برگ کاهو
میدوه همچو اهو

neda_traveler
19-07-2011, 19:50
باز تلفن زنگ ميزنه
تو گوشم آهنگ ميزنه
من گوشيرو برميدارم
ميگم الو سلام دارم
مامان جونم صداش مياد
صداي خنده هاش مياد
از پشت سيم بهم ميگه
بزرگ شدي حالا ديگه
صدآفرين بر پسرم ، برات يه هديه مي خرم
صدآفرين بر دخترم ، برات يه هديه مي خرم

atefeh8766
19-07-2011, 20:06
موش موشی خوابش میاد
بوی جورابش میاد
میخوابه ، خواب می بینه
که هر کجا رسیده
پیشیه فرار می کنه
داد و هوار می کنه
می گه امان از این موش با این جوراب بدبوش !!!

Lady parisa
31-07-2011, 08:35
این شعر كاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یك كودك آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره


This poem was nominated poem of 2005.


Written by an African kid, amazing thought :
"When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black... And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray... And you call me colore???


وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاكستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟





پ.ن: راستش خیلی بیشتر از شعرای کودکانه ای بود که تا حالا شنیده بودم و راجع به شعر کودک فکر میکردم اما خالی از لطف نیست دوستان هم لذت بخونن و لذت ببرن

Lady parisa
03-08-2011, 11:00
روی لحافم یک باغ زیباست

یک آسمان گل در باغ پیداست

شبها که هستم در رختخوابم

سقفی پر از گل هست این لحافم

بر روی گلها من میخورم تاب

با بوی گلها من میروم خواب

در بين اين باغ لالا چه زیباست

چون بوی مادر در بین گلهاست

Lady parisa
06-08-2011, 12:14
دنیا می خنده به ما شادی میاره
وقتی تو خونه مامان خنده به لب داره

برای ما بچه ها هدیه میاره
بابا که از در میاد با بوسه شیرین

اگه رو سبزه و گل پا بذاریم گناهه
تو باغچه خونه ما پر از گل و گیاهه

با هم آواز می خونیم تو این خونه زیبا
ما مثل شاپرک ها می رقصیم دور گل ها

Lady parisa
08-08-2011, 10:52
باز برای آسمون از راه رسید یه مهمون

یه ابر چاق سیاه با خنده های قاه قاه

ابر ِسیاه شیطون دوید توی آسمون

نشست کنار خورشید دامنشو روش کشید

آسمونو سیاه کرد خنده ای قاه قاه کرد

خورشید به ابر نیگا کرد پرنده رو صدا کرد

پرنده زود پر کشید رفت تا به ابرک رسید

پاهاشو قلقلک کرد به خنده هاش کمک کرد

ابر سیاه هی خندید اشک چشاشو ندید

خنده ی ابر بارون شد خورشید خانوم خندون شد

Lady parisa
10-08-2011, 14:00
بالا وپائین میرن ، با پولک های قشنگ
تو حوض خونه ما ،ماهی های رنگارنگ
کلاغ تا می بینه،کنار حوض می شینه
اینورو اونور میرند، هم و صدا می کنند
ماهی ها قائم میشن،به زیر آبها میرن
کمین می گیره،می خواد ماهی بگیره
کلاغ شیطون می شه، زار و پریشون میشه

N@RnIa
10-08-2011, 17:14
همگي يه روز با همديگه
رفته بوديم به گردش
عروسك ناز و خوشگلم انگاري بوده سردش
گفتم بهش چيزي بپوش حرفمو گوش نكردش
حرفمو گوش نكردش

عروسك من سرما خورد
با عطسه هاش سرمو برد
گريه ميكرد گرو گو منو نبرين به دكتر
ميگفت گولم ميزنين
منو آمپولم ميزنين
مگه منو دوست ندارين
چرا گريمو در ميارين؟

من از دكتر مي ترسم
خوب ميشه تا فردا عطسه ام
آمپول و دوا نمي خوام
با شما دكتر نميآم


همگي يه روز با همديگه
رفته بوديم به گردش
عروسك ناز و خوشگلم انگاري بوده سردش
گفتم بهش چيزي بپوش حرفمو گوش نكردش
حرفمو گوش نكردش

عروسك من سرما خورد
با سرفه هاش سرمو برد
گريه ميكرد گرو گو منو نبرين به دكتر
ميگفت گولم ميزنين
منو آمپولم ميزنين
مگه منو دوست ندارين
چرا گريمو در ميارين؟

من از دكتر مي ترسم
خوب ميشه تا فردا عطسه ام
آمپول و دوا نمي خوام
با شما دكتر نميآم

Lady parisa
13-08-2011, 11:59
دیواره های قفس بال و پرش رو بسته
پرنده قشنگی توی قفس نشسته
دوست داره پر بگیره تو آسمون زیبا
با چشمای قشنگش خیره شده به ابرا
دوست داره رو شاخه ها پر بگیره، بخونه
پرنده توی قفس، دوست نداره بمونه
گناه داره بچه ها، ما اونا رو دوست داریم
بیایین پرنده ها را توی قفس نذاریم
گناه داره بچه ها، ما اونا رو دوست داریم
بیایین پرنده ها را توی قفس نذاریم

Azad/
22-02-2014, 20:52
توی ده شلمرود،
حسنی تک و تنها بود.
حسنی نگو، بلا بگو،
تنبل تنبلا بگو،

موی بلند، روی سیاه،
ناخن دراز، واه واه واه.

نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکلی،
هیچکس باهاش رفیق نبود.
تنها روی سه پایه، نشسته بود تو سایه.


باباش میگفت:
- حسنی میای بریم حموم؟
- نه نمیام، نه نمیام
- سرتو میخوای اصلاح کنی؟
- نه نمیخوام، نه نمیخوام


کره الاغ کدخدا،
یورتمه میرفت تو کوچه ها:
- الاغه چرا یورتمه میری؟
- دارم میرم بار بیارم، دیرم شده، عجله دارم.
- الاغ خوب نازنین،
سر در هوا، سم بر زمین،
یالت بلند و پرمو، دمت مثال جارو،
یک کمی بمن سواری میدی؟
- نه که نمیدم
- چرا نمیدی؟ (!)
- واسه اینکه من تمیزم.
پیش همه عزیزم.
اما تو چی؟

موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!


غازه پرید تو استخر.
- تو اردکی یا غازی؟
- من غاز خوش زبانم.
- میای بریم به بازی؟
- نه جانم.
- چرا نمیای؟
- واسه اینکه من، صبح تا غروب، میون آب،
کنار جو، مشغول کار و شستشو.
اما تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!



در واشد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه.
جیک جیک زنان، گردش کنان
اومد و اومد، پیش حسنی:
-جوجه کوچولو، کوچول موچولو،
میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد،
- قدقدقدا
برو خونه تون، تورو بخدا
جوجه ی ریزه میزه
ببین چقدر تمیزه؟
اما تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!



حسنی با چشم گریون،
پاشد و اومد تو میدون:

- آی فلفلی، آی قلقلی،
میاین با من بازی کنین؟
- نه که نمیایم نه که نمیایم
- چرا نمیاین؟
فلفلی گفت:
- من و داداشم و بابام و عموم،
هفته ای دوبار میریم حموم.
اما تو چی؟
قلقلی گفت:
- نگاش کنین.
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!



حسنی دوید پیش باباش:

-حسنی میای بریم حموم؟
- میام، میام

- سرتو میخوای اصلاح کنی؟
- میخوام، میخوام

- حسنی نگو، یه دسته گل
تر و تمیز و تپل مپل


الاغ و خروس، جوجه و غاز و ببعی
با فلفلی، با قلقلی، با مرغ زرد کاکلی
حلقه زدن، دور حسنی.


الاغه میگفت:
- کاری اگر نداری، بریم الاغ سواری.



خروسه میگفت:
- قوقولی قوقو. قوقولی قوقو؟
هرچی میخوای فوری بگو.


مرغه میگفت:
- حسنی برو تو کوچه.
بازی بکن با جوجه.


غازه میگفت:
- حسنی بیا،
با هم دیگه بریم شنا.



پی نوشت : مدیر گرامی ممنون میشم تاپیک قبلی رو حذف کنید ..

mohammadrezashamsi
13-04-2014, 20:31
دوستان این لینکش هست [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

sasha3sh
23-04-2014, 19:59
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اتل متل یه مورچه

قدم می زد تو کوچه


اومد یه کفش ولگرد

پای اونو لگد کرد


مورچه پا شکسته

راه نمی ره نشسته

با برگی پاشو بسته


نمی تونه کار کنه

دونه هارو بار کنه

تو لونه انبار کنه


مورچه جونم تو ماهی

عیب نداره سیاهی

خوب بشه پات الهی