PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : متفرقه رازِ شاگرد اول شدنِ شاگرد اولها چیست ؟؟؟ ( شاگرد اولها پاسخ بدهند )




    

MOHAMMAD_ASEMOONI
05-03-2011, 01:00
سلام دوستان . وقتتون بخیر
:20:
هر جا رفتیم درس بخونیم , تعدادِ کمی از شاگردها یا دانشجوها خیلی برتر از بقیه هستند .


اما این شاگرد اولها چرا با بقیه فرق دارند ؟؟؟؟

دوستانِ عزیزی که در مدرسه و دانشگاه همیشه از نظرِ علمی از بقیه برتر بوده اند لطف کنند به این سوال پاسخ بدند تا از اطلاعاتِ ارزشمندشون برایِ موفق تر شدنِ بقیه در درس و تحصیل استفاده بشه .

:11:

================================================== =====

فقط خواهشاً موضوع رو کاملاً بشکافید و دقیق ترین جزئیات رو ذکر کنین .
مثال :

زمانی که در کلاس درسِ ریاضیات بودین و معلم مشغولِ توضیح دادنِ یک مبحثِ جدید بود ( مثل مشتق یا انتگرال ) شما چه احساسی داشتین ؟

شما این مطالب رو برایِ اولین بار در زندگیتون میشنیدید . آیا حرفهایِ معلم کاملاً براتون قابلِ درک بود ؟

آیا شما همه ی درسها رو دوست داشتین ؟

درسهایی رو که دوست نداشتین چطوری میخوندین ؟ گفته میشه که چیزی که بهش علاقه نداری , خوب هم یادش نمیگیری .

خلاصه اینکه لطف کنین و رازِ شاگرد اول بودنِ خودنتون رو بگین .

با تشکر از وقتتون

:11:

HITB0Y
05-03-2011, 12:52
البته بعضی از شاگرد اول ها ضریب هوشی بالایی دارن که میتونن خیلی سریعتر و راحت تر مسائل رو درک کنن.
بعضی ها هستن که همه کتاب هارو شخم میزنن و خودشونو به آب و آتیش میکشن ولی بیشتر از شاگرد پنجم-ششم نصیبشون نمیشه!
بعضی ها بدون اینکه حتی یه صفحه از کتاب رو خونده باشن در بعضی امتحان ها شرکت میکنن و رتبه دوم هم میشن!(مثل خودم):31:
بعضی ها بچهء پسر خاله مدیرن!
بعضی ها کلا شاگرد اول به دنیا میان!
زیاد سخت نگیر رفیق...اول-دومی خیلی مهم نیست,مهم اینکه که شما تمام تلاشتو بکنی.
موفق باشی:40:

Manager_66
05-03-2011, 12:55
با تشکر از آقا محمد عزیز برای باز کردن این بحث. من هم به شدت دنبال همچین مطلبی میگردم که این دوستان چه میکنند که چنین معدلای بالایی رو کسب میکنند . چون در بعضی کلاس ها دقیقا همه چی برای همه بچه ها یکسانه ولی عده ای سریع یک مطلب رو میگیرن و استفاده میکنن ولی خیلی ها مشکل در گرفتن مطلب رو دارن . جالبه با بیشتر این بچه ها که صحبت میکنم میگن ما فقط سر کلاس گوش میدیم و دیگه نمیخونیم ولی من از 100 درصد تمرکز سر کلاس فقط 2 درصد تمرکز دارم و اصلا نمیتونم سر کلاس چیزی یاد بگیرم . ؟!

MOHAMMAD_ASEMOONI
05-03-2011, 14:39
البته بعضی از شاگرد اول ها ضریب هوشی بالایی دارن که میتونن خیلی سریعتر و راحت تر مسائل رو درک کنن.
بعضی ها هستن که همه کتاب هارو شخم میزنن و خودشونو به آب و آتیش میکشن ولی بیشتر از شاگرد پنجم-ششم نصیبشون نمیشه!
بعضی ها بدون اینکه حتی یه صفحه از کتاب رو خونده باشن در بعضی امتحان ها شرکت میکنن و رتبه دوم هم میشن!(مثل خودم):31:
بعضی ها بچهء پسر خاله مدیرن!
بعضی ها کلا شاگرد اول به دنیا میان!
زیاد سخت نگیر رفیق...اول-دومی خیلی مهم نیست,مهم اینکه که شما تمام تلاشتو بکنی.
موفق باشی:40:

سلام . تشکر از حضورتون و نظرتون

:11:

شاگرد اول بودن آرزویِ همه ی محصلها و دانشجوهاست . آرزویِ پدر مادرها هم هست .

شما هم حتماً دوست دارین که فرزندانتون شاگر اول باشن همیشه .


مبادا بگین نه . اگر راضی باشین که با معدلِ 14 -15 قبول بشه , با معدل 12 قبول میشه .


شاگرد اول بودن نشانه ی خیلی چیزهای مثبت هست .

سلامتِ عقلی - سر براه بودن - کوشا بودن - امیدِ بیشتر به آینده ی خوب - دلگرمیِ بیشترِ پدر و مادر برایِ تلاش در زندگی و غیره .


کسی که با پارتی شاگرد اول شده , شاگرد اول نیست . در این تاپیک هم جایی نداره .


================================================

بنده فقط در ابتدائی شاگرد اول بودم . بعدش پسرفت کردم .

تجربه هایِ خود من :

من خیلی کنجکاو بودم . وقتی معلم درس میداد , انگار که داشتم یک فیامِ اکشنِ هیجان انگیز تماشا میکردم .

با هیجان و کنجکاویِ عجیبی به حرفهایِ معلم گوش میدادم تا ببینم ماجرا به کجا میکشه و آخرش چی میشه .


تا حالا از خودتون پرسیدین که چرا ما خاطرات رو هیچوقت فراموش نمیکنیم ؟؟؟؟

قدرتِ مغزِ انسان در ذخیره ی اطلاعات در لحظه هایِ ترس یا کنجکاوی یا تعجب و لذت و هیجان , به شدت زیاد میشه .

شاگرد اولها در لحظه ای که معلم داره درس میده , شوق و کنجکاوی و هیجانِ زیادی دارند و همین شوق و علاقه و هیجان و کنجکاوی باعث میشه که تمرکزشون هزار برابر بشه و مغزشون همه چیز رو خوب ذخیره کنه .


اما علاقه به درس از کجا سرچشمه میگیره ؟؟؟؟؟؟؟

جواب :

در دورانِ کودکی . از یک سالگی به بعد . پدر و مادر نقش خیلی مهمی دارند تو این مرحله .

علاقه ی خودِ پدر و مادر به علم و دانش و کتاب و کتاب خوندن و خریدنِ اسباب بازیهایِ هوشی و علمی مثل میکروسکپ و تلسکوپ و ترازو و منشور و آهنربا و ذره بین و دماسنج و فشار سنج و کره ی زمین و نقشه ی جهان نما و آسیا و ایران و غیره خیلی تاثیر داره به ریشه دار شدنِ علاقه به علم و درس در مغزِ کودک .

تشویقها و جایزه ها گرچه یک بوس و یک نوازش و لبخند باشه خیلی تاثیر داره .

این اطلاعات مثلِ نقشی که بر سنگ زده میشه , در مغزِ کودک ماندگار میشه و مسیر زندگیش رو تغییر میده .


ادامه دارد >>>>

logos
05-03-2011, 15:36
شاید خیلی از شاگرد اول ها بگن درس نمی خونم و فقط سر کلاس گوش میدم اما اینا همش حرف های الکی هست
تو اینکه هوش اکثر شاگرد اول ها خوب هست و سر کلاس بهتر درس و می گیرن و سریعتر مطلب رئ متوجه می شن بحثی نیست (همشون نه ها بعضی هاشون)
اما مهمترین چیز تمرین و تمرین و تمرین هست
من از دوره ابتدایی تا دوره فوق لیسانس (همه هم در مدارس دانشگاه های عالی) نمره دروس ریاضی و کلا دروس محاسباتیم عالی بود عموما 20 می گرفتم ! چرا ؟ به دلیل علاقه که به این دروس داشتم و تمرین زیادی که در این دروس داشتم !
اگه کسی می خواد نمره عالی بگیره باید یا تلاش زیادی بکنه و تمرین کنه و تکرار کنه دروس رو و البته در کنار اینها بلد باشه چجوری بنویسه تو برگه امتحانی یا اینکه بلد باشه تقلب کنه !!!
خیلی ساده من یه درس رو که نه سر کلاس رفتم نه لای کتاب رو باز کرده بودم و حتی 5 نمرشم برنامه نویسی سی ان سی داشت و 3 نمره هم پروژه تونستم 18.5 بشم بالا ترین نمره کلاس !!! دقیقا به این دلیل که می دونستم اون درسو چه جوری بنویسم که استاد فکر کنه بلدم و همچنین چگونه جوابارو از طریق امداد های غیبی بدست بیارم !!!

حالا اگه کسی نمی خواد به امداد های غیبی دل ببنده بهترین کار اینه که وقتی میاد خونه به جای اینکه بیاد اینجا و این حرفارو بخونه بره درسشو بخونه تمرین حل کنه و پروژه هاشو انجام بده !!!

MOHAMMAD_ASEMOONI
05-03-2011, 17:20
:11:با سلام





شاید خیلی از شاگرد اول ها بگن درس نمی خونم و فقط سر کلاس گوش میدم اما اینا همش حرف های الکی هست

بله . کاملا درسته . شاگرد اول با یک کمله ی دیگه همیشه با هم میاد : درس خوان .

اگر اشتباه نکنم ارسطو بود که گفته :

همه ی اطلاعات در مغزِ انسان وجود داره و یاد دادن فقط باعث میشه که انسان اونها رو به یاد بیاره .

شاید این حرف برای توجیهِ علم و دانش نابغه ها هم درست باشه . بچه هایی که در 10 - 12 سالگی میرند دانشگاه و در 15 - 16 سالگی دکترا میگیرند .





تو اینکه هوش اکثر شاگرد اول ها خوب هست و سر کلاس بهتر درس و می گیرن و سریعتر مطلب رو متوجه می شن بحثی نیست (همشون نه ها بعضی هاشون)
اما مهمترین چیز تمرین و تمرین و تمرین هست


زار خوب فهمیدنشون همون علاقه ی شدید و تمرکزِ بسیار زیادشون سر کلاس هست و این علاقه و کنجکاوی هم ارثی هست و هم اکتسابی در دورانِ کودکی .




من از دوره ابتدایی تا دوره فوق لیسانس (همه هم در مدارس دانشگاه های عالی) نمره دروس ریاضی و کلا دروس محاسباتیم عالی بود عموما 20 می گرفتم ! چرا ؟ به دلیل علاقه که به این دروس داشتم و تمرین زیادی که در این دروس داشتم !


لطفا بیشتر این قسمت رو توضیح بدین . چرا به ریاضیات علاقه داشتین ؟؟؟؟ این علاقه به نظر خودتون چظور در شما ایجاد شده بود ؟؟؟؟

جزئیاتش رو شرح بدین لطفا که خیلی مهم هست برای محصلها و دانشجوها و معلمها و پدر و مادر ها و هر کسی که موضوعِ شاگرد اول بودن براش اهمیت داره

:11:




اگه کسی می خواد نمره عالی بگیره باید یا تلاش زیادی بکنه و تمرین کنه و تکرار کنه دروس رو


سرچشمه ی همه ی اینها از علاقه و کنجکاوی هست . تا علاقه و کنجکاوی و انگیزه نباشه , کسی تلاش نمیکنه .

تلاش کردنِ انسان از دو چیز سرچشمه میگیره :

1 - لذت بردنِ او از اون کار مثلِ کسی که شب و روز رویِ یک پروژه یا دستگاهِ جدید وقت صرف میکنه اما اصلا خسته نمیشه به خاطر اینکه از اون کار لذت میبره . برای درکِ این موضوع فقط تصور کنین که شما بازیِ موردِ علاقتون رو هر روز ساعتها انجام میدین اما اصلا احساس خستگی نمیکنین چون لذت بردنِ شما به شما انرژی میده و خستگی رو از تنتون و مغزتون بیرون میبره .

2 - امید به یک چیزِ مهم و لذت بخش که در آینده بهش میرسه .



و البته در کنار اینها بلد باشه چجوری بنویسه تو برگه امتحانی یا اینکه بلد باشه تقلب کنه !!!



این رو هم لطفا بازش کنین و جزئیاتش رو توضیح بدین . چطوری باید نوشت تو برگه ی امتحانی ؟؟؟؟


:11:




خیلی ساده من یه درس رو که نه سر کلاس رفتم نه لای کتاب رو باز کرده بودم و حتی 5 نمرشم برنامه نویسی سی ان سی داشت و 3 نمره هم پروژه تونستم 18.5 بشم بالا ترین نمره کلاس !!! دقیقا به این دلیل که می دونستم اون درسو چه جوری بنویسم که استاد فکر کنه بلدم و همچنین چگونه جوابارو از طریق امداد های غیبی بدست بیارم !!!


چیزهایی رو که نوشتین از کجا یاد گرفته بودین ؟

معلم به نوشته نمره نمیده . به پاسخِ صحیح نمره میده .

جزئیاتش رو لطفا بگین برایِ علاقمندان
:11:


اگر معلم به کسی که فقط برگه رو پر کرده اما پرت و پلا زیاد نوشته نمره بده , معنیش اینه که وجدان کاریش خیلی کمه و برگه ها رو درست و با دقت نمیخونه .




حالا اگه کسی نمی خواد به امداد های غیبی دل ببنده بهترین کار اینه که وقتی میاد خونه به جای اینکه بیاد اینجا و این حرفارو بخونه بره درسشو بخونه تمرین حل کنه و پروژه هاشو انجام بده !!!



امدادِ غیبی یعنی چی ؟ این رو هم توضیح بدین لطفاً

:11:

این تاپیک هدفش بررسیِ همه ی فاکتورهایی هست که باعث میشه یک نفر شاگرد اول بشه .

به همین دلیل هست که هر چیزی که شما دوستان مطرح کنین بنده ازتون میخوام تا کاملاً بازش کنین تا دیگران بتونند ازش استفاده کنند وگرنه قابل استفاده نیست اصلا

مثال :

یکی به فرزندش میگه باباجون درس خون باش بچه ی خوبی باش !!!!!

اینها همه کلی گویی هست و فقط هدف رو برایِ بچه ی بیچاره مشخص میکنه ( درس خون بودن و خوب بودن ) اما اصلاً یادش نمیده که چجوری درس خون بشه و چجوری بچه ی خوبی بشه و چجوری درس خون و خوب بمونه همیشه !!!!


بچه نیاز داره که جزئیات رو بدونه . از کجا شروع کنه . چکار کنه ؟؟؟ چکار نکنه ؟؟؟ چطور به خوب بودن و درس خون بودن علاقمند بشه ؟؟؟؟

تا انگیزه نباشه کسی کاری انجام نمیده

befermatooo
05-03-2011, 17:35
.


شاگرد اول بودن زمانی میسر میشه که شما به درس عشق بورزین .

جمله بالایی هم زمانی تحقق پیدا میکنه که معلم یا استاد درس رو به شاگردانش بفهمونه و نه اینکه فقط رفع وظیفه کنه .


من خودم بشخصه تا سال اول متوسطه از نظر درسی " اوت " بودم و سال اول را دوبار خوندم و نمراتم در حد سه یا 5 بود . اما قبل از رفتن به سال

دوم متوسطه یک معلم خصوصی ریاضی گرفتم و بهم فهموند ریاضی یعنی چه . وقتی وارد سال دوم متوسطه شدم و نتیجه کارنامه سال دوم رو

گرفتم ، ریاضی شده بودم 19.75 ! و نه فقط ریاضی ، بلکه تمامی درسام بالای 18 بود .

منظورم اینه که معلم یا استاد باید درس رو به بچه ها بفهمونه حتی اگه به همه مباحث کتاب ( دست و پا گیر ) نپردازه . البته شاگردان عزیز هم

باید همت بکنند و همه تقصیرات رو نباید به گردن معلم انداخت .

وقتی معلم هفته هفت روزه ، 5 روزش رو کلاس داره خوب نمیرسه خودشو از نظر علمی ارتقاء بده و روشهای نوین رو آموزش ببینه و انتقال بده .






.

ملا نصرالدین
05-03-2011, 17:49
تاپیک فوق العاده خوبیه.ممنون
من خودم از ابتدایی تا دوم دبیرستان شاگرد اول بودم

به نظر من
اینکه میگن طرف همون سر کلاس یاد میگیره و دیگه شب امتحان نمیخونه بخاطر اینه که پایه اش قوی هست.
حالا پایه چجوری قوی میشه .مثلا شما یه معلم خیلی خوب توی درس ریاضی سال اول راهنمایی تا سوم راهنمایی داشته باشی(معلم خوب یعنی اینکه هم خوب درس بده.هم شما اخلاقش رو بپسندی و وقتی درس میده شما رو مجذوب کنه و شما با علاقه گوش بدی)
بعد شما که رفتی اول دبیرستان وقتی معلم درس میده احساس میکنی انگار یه همچین چیزی رو قبلا تا یه اندازه ای بلدی .بیشتر که توجه میکنی کامل درس رو یاد میگیری .بعد معلم میگه کی میتونه این مسئله رو حل کنه.میری پای تخته و حلش میکنی.(به قول استاد ریاضی ما تخته معجزه میکنه.چیزی رو که پای تخته حل کنی هیچ وقت از یادت نمیره)

ولی وقتی پایه قوی نداشته باشی .معلم که درس میده چیزی متوجه نمیشی.اگه اخلاقشم بد باشه که دیگه اصلا توجه نمیکنی و کلا بی علاقه میشی به درس



خیلی ساده من یه درس رو که نه سر کلاس رفتم نه لای کتاب رو باز کرده بودم و حتی 5 نمرشم برنامه نویسی سی ان سی داشت و 3 نمره هم پروژه تونستم 18.5 بشم بالا ترین نمره کلاس !!! دقیقا به این دلیل که می دونستم اون درسو چه جوری بنویسم که استاد فکر کنه بلدم و همچنین چگونه جوابارو از طریق امداد های غیبی بدست بیارم !!!


این رو هم من کاملا قبول دارم.مصداقش برای من هم توی دانشگاه پیش اومده.ما به این میگیم روانشناسی استاد.
توی دبیرستان هم من یک بار درس دین و زندگی رو خوب خوانده بودم.رفتم که به صورت شفاهی جواب بدم کمی من و من کردم که دقیقا جملات کتاب رو بگم.معلم گفت نمیخواد جواب بدی .دوستم رو صدا زد.از او هرچه پرسید چرت و پرت ولی تند جواب داد و نمره کامل رو هم گرفت.(نتیجه اخلاقی معلمه فقط دوست داشت مثل بلبل جوابش رو بدهند چی میگفتند براش مهم نبود)

Gam3r
05-03-2011, 19:45
ادیت شد ...

veritaaa
05-03-2011, 20:54
ازینجا خوشم اومد :دی
من تا دوران راهنمایی جز همون دسته ای بودم که درس نمیخوندن و 19.5 هم میشدم و هم پای بقیه بودم.دبیرستان تو مدارس سمپاد وارد شدم و اوضاع واسه من عوض شد.یکی از هم کلاسی های من که راهنمای هم باهام بود جز افرادی هست که انتظار میره تک رقمی منطقه 2 بشه تمام دوران دبیرستان تو همچین مرکزی معدلش 20 بوده.(ولی من یه ریز پسرفت کردم) اما راز موفقیتش :
علاوه بر هوش و استعداد ، وقتی میره خونه شروع میکنه به خوندن و وقتی صبح میاد از خستگی چشاش پف داره
مسلما تلاش مهمترین عامل هست
بله معلم خیلی تاثیر داره ولی کسی که بخواد بخونه میخونه
من خودم توسط معلم فیزیک سال دومم از فیزیک متنفر شدم ولی معلم بد دیفرانسیلم باعث شد بیشتر برم سمت دیفرانسیل و خودم یاد بگیرم

logos
05-03-2011, 21:03
زار خوب فهمیدنشون همون علاقه ی شدید و تمرکزِ بسیار زیادشون سر کلاس هست و این علاقه و کنجکاوی هم ارثی هست و هم اکتسابی در دورانِ کودکی .


با این جمله خیلی موافق نیستم !! ادم می تونه به درسی علاقه نداشته باشه اما نمره واسش مهم باشه و اون درس و با تکرار یاد بگیره !!
درسته علاقه به یک درس داشتن کمک می کنه به ادم تو یاد گیری بهتر اما شرط لازم نیست ، مثلا من از درس معارف و کلا دروسی حفظی بدم میومد اما چون کنکور واسم مهم بود اینقدر خوندم تا 100 زدم ! و می تونم بگم تنها چیزی که بهم کمک کرد تکرار مداوم بود به طوری که هر جمله رو کاملا می تونستم بگم کجای کتاب نوشته (مثله این حافظای قران :27:) شاید بگم هر کتاب بالای 20 بار خوندم در زمان کنکور :31:
پس اینو به جد می تونم بگم همه ادما (که هوش معمولی دارن) با فعالیت زیاد می تونن شاگرد اول بشن فقط تمرین تمرین تمرین تکرار تکرار تکرار


لطفا بیشتر این قسمت رو توضیح بدین . چرا به ریاضیات علاقه داشتین ؟؟؟؟ این علاقه به نظر خودتون چظور در شما ایجاد شده بود ؟؟؟؟

جزئیاتش رو شرح بدین لطفا که خیلی مهم هست برای محصلها و دانشجوها و معلمها و پدر و مادر ها و هر کسی که موضوعِ شاگرد اول بودن براش اهمیت داره

نمی دونم احتمالا به خاطر اینکه از بچگی خانواده به ریاضیات توجه نشون می دادن و از قبل از مدرسه کتب بازی ریاضی و این چیزارو می خریدن برام
یادم سال سوم دبستان یه کتاب قطوری داشتم نوشته پرویز شهریاری که اسمش فکر کنم بازی ریاضی بود (البته مال سن دبیرستان بود اما من می خوندم اونو :31:) کلا فکر کنم خانواده و نوع برخوردشون در کودکی باعث علاقه من به ریاضی شد
این رو هم لطفا بازش کنین و جزئیاتش رو توضیح بدین . چطوری باید نوشت تو برگه ی امتحانی ؟؟؟؟


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نقل قول:
خیلی ساده من یه درس رو که نه سر کلاس رفتم نه لای کتاب رو باز کرده بودم و حتی 5 نمرشم برنامه نویسی سی ان سی داشت و 3 نمره هم پروژه تونستم 18.5 بشم بالا ترین نمره کلاس !!! دقیقا به این دلیل که می دونستم اون درسو چه جوری بنویسم که استاد فکر کنه بلدم و همچنین چگونه جوابارو از طریق امداد های غیبی بدست بیارم !!!
چیزهایی رو که نوشتین از کجا یاد گرفته بودین ؟

معلم به نوشته نمره نمیده . به پاسخِ صحیح نمره میده .

جزئیاتش رو لطفا بگین برایِ علاقمندان
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


اگر معلم به کسی که فقط برگه رو پر کرده اما پرت و پلا زیاد نوشته نمره بده , معنیش اینه که وجدان کاریش خیلی کمه و برگه ها رو درست و با دقت نمیخونه .



یه سری دروس به ویژه در دانشگاه رو میشه با زیبا نوشتن و پرکردن برگه حتی با چرت و پرت از معلم یا استاد نمره گرفت نمی گم همه اساتید اما خوب خیلی از اساتید رو می شه با روشهای مختلف گول زد تو برگه اینکه توضیح بدم دقیق نمی تونم چون واسه هر سوال و استاد نوع نگارشش فرق میکنه (البته همیشه جواب نمیده ها این بدرد کسی میخوره که معدل متوسط رو به بالا بدون زحمت می خواد :27:)
در مورد اون امنحانم چیزایی که نوشته بودم و سر جلسه از کتاب و جزوه و بغل دستی کش رفتم :21:


امدادِ غیبی یعنی چی ؟ این رو هم توضیح بدین لطفاً
امداد غیبی یکی از مهمترین چیزاس و شامل انواع و اقسام تقلبات و رسوندن جواب از سایر همشاگردی ها و دوستان و اطرافیان میشه که خودش خیلی جای بحث و کار داره اما با این روش اگه زرنگ باشید معدل 20 هم میشه گرفت :31:

البته یه مسئله دیگه هم برنامه ریزی خوب هست ، من خودم تو مدت چند سالی که تدریس می کردم و اکثر شاگردام رتبه های خوب کنکور (2 و 3 رقمی) شدن ، مهمترین چیزی که باعث پیشرفتشون میشد برنامه ریزی دقیق و متناسب هر فردی بود که انجام میدادم ! اینکه از برنامه های اماده شده و کلی استفاده بشه کاملا غلط هست و هر فردی برای خودش باید برنامه بریزه و خودشو مقید به انجام اون بکنه

xUltimatex
05-03-2011, 21:25
سلام
اولا خیلی ممنونم از دوستی که تاپیک رو وا کردن و از همه دوستانی که نظر دادن.... بحث خیلی جالب و خوبیه....
ببینید دوستان برای موفق شدن و به عبارتی برای تک شدن چیزی که لازمه اینه که به خودتون ایمان داشته باشین یعنی خودتون رو باور کنید که می تونید اگه به این مرحله رسیدید همه ی سعی و تلاشاتون رو محور هدفتون قرار میگیره و بالطبع موفق میشید البته لازمه این نکته رو هم متذکر شم که ایمان و اعتماد به خود می بایستی عاقلانه باشه! چطور؟ مثلا من با شناختی (این شناخته خیلی مهمه یعنی درست خودتو بشناسی) که از خودم دارم میدونم که میتونم نفر اول باشم حالا تو کنکور، زندگی، کارو... و تنها لازمش سعی و تلاشه... همین خودباوری از لوازم وارد شدن به مسیره....
زیاد داستان رو کش ندم... اگه کسی بخواد تاپ باشه حالا تو هر زمینه ای 3 مرحله داریم تا به هدف برسیم؛

1. تعیین هدف
(میخوای چندم شی اول، دوم، سوم،..... یا .... خدا بخیرکنه نری تو آسمونا!!!هههههه)
2. درک و شناخت صحیح از توانایی های موجود
(اگه اینو تو خودت میبینی که میتونی اول شی، به خودت اعتماد کن! تو میتونی تونستن که چه عرض کنم یعنی تو اولی)
3. سعی، تلاش و ترسیم موفقیت
(این مرحله تابع مرحله اول هست یعنی رابطه ی تناسب دارن با هم هرچقدر هدف عالی تر تلاش بیشتر... در این مرحله در مابین تلاشی برای کسب مطلوب دارید میبایستی موفقیت و پیروزی رو واس خودتون ترسیم کنید که همین مساله باعث میشه بتونید مسیر رو با قدرت مضاعف ادامه بدید.)

موفق تر باشید!

mestry
05-03-2011, 22:39
خیلی بحث خوب و مفیدیه.......


ببینید دوستان برای موفق شدن و به عبارتی برای تک شدن چیزی که لازمه اینه که به خودتون ایمان داشته باشین یعنی خودتون رو باور کنید که می تونید اگه به این مرحله رسیدید همه ی سعی و تلاشاتون رو محور هدفتون قرار میگیره و بالطبع موفق میشید
100% با این موافقم...ببارها برام اثبات شده، همیشه به خودم ایمان دارم و هیچوقت حاضر نیستم از دستش بدم.....تو زندگیم بعضی وقتا میگفتم منم د سطح معمولی هستم اما بعدش یه اتفاقی میفتاد که بهم ثابت میکرد یه تواناییی در من هست....

من به عنوان یه آدم نه چندان درس خون میگم که علاقه همراه با پشتکار معجزه میکنه....مثلا خودم دیوانه وار ریاضی رو دوست دارم و حتی تصمیم داشتم برای سال دیگه برم رشته ریاضی محض بخونم اما بخاطر بعضی مسائل منصرف شدم.....کلا دید من نسبت به درس با بقیه همکلاسیام خیلی فرق میکنه، من همیشه درس رو به خاطر خودش میخونم نه بخاطر کار و آینده، چیزی رو که دوست دارم میخونم، از طرفی چون تو خودم یه توانایی بالا حس میکنم، نظرم اینه که اگه ازش استفاده نکنم هم به خودم هم به خدام و هم به خانوادم خیانت کردم....لذتی رو که تو درس خوندن بهم دست میده نمیتونم توصیف کنم....دلیل من برای علاقه مندی به ریاضی اینه که این درس میتونه ذهن انسان رو در هر زمینه ای پرورش بده و از تواناییهاش کار بکشه، همچنین در ذاتم به این درس علاقه مندم.....

برای درس خوندن بنظرم هرکس باید روش خودشو پیدا کنه و بهترین راهش تمرین کردن و امتحان انواع شیوه های درس خوندنه، حتما نباید به چیزی که میل شما میگه عمل کنید، عقلتون رو بر میلتون مسلط کنید و روش مناستون رو پیدا کنید.....مثلا من برای درس خودن در هفته روی هم رفته شاید 15 یا 17 ساعت بخونم (تقریا روزی 2 الی 3 ساعت) اما بهره ای که میبرم دو برابر بعضی کساییه که دارن روزی 6 الی 8 شاعت در س میخونن......تمرکز سر کلاس هم خیلی مهمه، خیلی بدم میاد وقتی سرکلاس یه نفر حواسمو پرت میکنه....

در ضمن همیشه به خودم این باور رو تلقین میکنم که درس خوندن سخت نیست، چیزی که سختش میکنه اراده ضعیف من هست، این اراده رو من خیلی بهش ایمان دارم و اگه قویش کنید اثر اعجاب آورش رو میبینید.......تو امتحانایی که ازمون میگیرن همیشه به دوستام میگم امتحان آسون بود هرچند نمره کم بیارم، چون واقعا حس میکنم که سوال سخت نیست و اشتباه من بود که کم خوندم...

الان هم دوباره درس خوندن رو شروع کردم و میخوام معدل امسالم (پیش دانشگاهی) بالای 19.5 بشه ! (به امید خدا)

چیزی که به ذهنم میرسید رو نوشتم و امیدوارم بدرد دوستان هم بخوره....در ضمن تو پستای قبلی از تجربه دوستان هم بهر مند شدیم ! :10:

MosaferJade
06-03-2011, 04:05
مثلا من از درس معارف و کلا دروسی حفظی بدم میومددقیقا گپی خودمی
من هم درسای عمومی رو شاید باورتون نشه ولی می افتادم (جغرافیا ، درسی که هیچ وقت از یادم نمیره) بخاطر همین جغرافی و به خاطر 0.25 نمره یک سال عقب افتادم . هنوزم باور نمیکنم که اون درس رو قبول شدم ( معلم بهم نمره داد)
اما ریاضی : تو کلاس ریاضی مثل اینکه استاد (معلم) داره یه داستانی رو تعریف می کنه و من آخر این داستان رو پیش بینی می کردم
( مثل فیلهای ایرانی که الان آخرش معلومه چی میشه) بعضی مواقع می دونستم الان استاد می خواد چه سوالی رو می خواد بپرسه. با این وجود الان درس معادلات دیفرانسیل گرفتم اصلا نمیدونم چی هست ( ترم دوم رفتم سر کلاس خیلی خوب حالیم می شد ولی دیدم نمی تونم بردارم دیگه نرفتم سر کلاسش که کاش رفته بودم )اما می دونم پاس می شم چون هم استادش استاد خوبیه هم خیلی شیرین درس میده هم تو برنامه نویسی و تحلیل وطراحی الگوریتم به دردم می خوره وهم اینکه کلا با فورمولها حال می کنم
ترم اول بود یه کتاب داشتیم به نام مبانی کامپیوتر و برنامه نویسی تو سه تا کلاس که جمعا 90 خورده ای دانشجو بودیم یکی از چهار نفری بودم که این کتاب رو پاس کردم ( شاید بخاطر علاقه شدیدم به برنامه نویسی)
نظر شخصی خودم : فکر کنم اگه بفهمیم واسه چی این کتاب رو می خونیم به چه دردمون میخوره من فکر می کنم علاقمون بهش بیشتر میشه . من خودم کلا یه فورمولی که تو کلاس ( دوره دبیرستان) یاد می گرفتم می اومدم خونه دوتا فورمول دیگه ازش در می اوردم فضاهای دو بعدی و سه بعدی واسه خودم درست می کردم و . . . و کلا اینکه فکر می کردم به دردم می خوره . مثلا همین ریاضی یا فیزیک که می خونیم کاربردش چیه ؟ واقعا خیلیا نمیدونن
چرا راه دور بریم خودمو بگم ، من اصلا تو دوره راهنمایی نمی دونستم این درس اجتمایی و علوم زیست و . . . به چه درد من می خوره . جالبتر از اون تو دوم ابتدایی روزای اول کلاسمون ( شاید باورتون نشه) بچه ها داشتن از رو کتاب می خوندن من مثل یه بی سواد اصلا نمی دونستم اینا این کلمات رو از کجا میارن . و بعد از سه چهار روز تازه فهمیدیم که بله ما یه روزی داشتیم همین کامات رو تک تک حرف به حرف و البته کج وکوله می نوشتیم
خلاصه اینکه اگه علاقه این به درس ندارید هدفی که برای آینده دارید . برید روی هدفتون و از اونجا به این سمت بیاید . واقعا تحقیق کنید . که این درس کجای این راه لازمتون میشه ؟ اگه اینا رو درست فهمیدید مطمئن باشید از هفته بعد مطالبش رو کامل می فهمید . اگه هم دیدید نمی فهمید مطمئن مطمئن باشید اونی که بهش دل خوش کردید هدف شما نیست . یعنی خودتون قبول کردید که این هدف من نیست ( اون کجا و من کجا)
سخن آخر هم اینکه : شیوه آموزشی هم ناقصه . اگه هر درسی که می خوانیم کنارش بفهمیم که به چه دردمون می خوره شاید هم ایران پیشرفت کنه و هم ما ( یکیش هم خود من )

ای بابا جغرافی هم اومده واسه ما شده رشته

Gam3r
06-03-2011, 12:44
جالبه با بیشتر این بچه ها که صحبت میکنم میگن ما فقط سر کلاس گوش میدیم و دیگه نمیخونیم ولی من از 100 درصد تمرکز سر کلاس فقط 2 درصد تمرکز دارم و اصلا نمیتونم سر کلاس چیزی یاد بگیرم . ؟!


هرکی این حرف رو به شما زده ، دروغ محض گفته ... !! شما فکر میکنی بچه های سمپاد ، علامه هلی و خیلی از مدرسه های دیگه که بچه هاشون مقام های المپیادی و علمی دارن ، فقط توی کلاس گوش میدن و خونه درس نمیخونن ؟

معمولا توی هر امتحانی ، معلم 2-3 نمره سوالاتی میده که فقط دانش آموزانی که کاملا درس رو مو به مو خوندن و بلد هستند میتونن جواب بدن ، اونوقت این افرادی که شما میگید چیجوری میان میترکونن و 20 میگیرن ؟!


من خودم سال اول که بودم ، یکی از همین افراد بود که درسش خیلی خوب بود و مقام المپیادی هم داشت . مثلا ریاضی 20 میگرفت ، بهش میگفتم چند ساعت خوندی ؟ میگفت نیم ساعت ... شایدم 45 دقیقه !! فرداش میومد فیزیک 20 میشد ، بهش میگفتم چند ساعت خونی ؟ میگفت حدود یه ربع ... اصلا وقت نداشتم بخونم ...
کم کم تا آخرای سال که بیشتر باهاش آشنا شدم ، فهمیدم که روزی حداقل 7-8 ساعت میخوندش !! حالا نمیدونم انگیزش از اینکه دروغ میگفت چی بود ... اتفاقا همین دروغ گفتن هاش باعث میشد که فکر کنم من چقدر خنگم و اون چقدر باهوشه و بهش حسادت کنم ... !!

بجز تعداد انگشت شماری که نابغه هستند ، بقیه میخونن ... 5 ساعت ... 6 ساعت ... 7 ساعت ... واقعا میخونن ... و از این کارشون هم لذت میبرن ... !!


+


سعی کنید استاد ها و معلم هاتون رو بشناسین و عکس العمل هاشون رو پیش بینی کنین تا بتونین راحت نمره ای که دلتون میخواد رو ازشون بگیرید ...
ما انواع استاد داریم ، عقده ای ، باحال ، بی سواد ، با سواد و ...
مثلا استاد ریاضی ما دوست داره که سر کلاسش وقتی مسئله رو میگه ، بلافاصله با سرعت مافوق صوت حل کنیم و جواب رو بگیم ، خب ما هم این کار رو میکنیم ! یا مثلا استاد فیزیک اصلا دوست نداره کسی سر کلاسش صحبت کنه ! یا مثلا استاد زبان فارسی دوست داره که سر کلاسش وقتی سوال میکنیم صدامون بلند باشه ، فعال باشیم و ... حتی استادهایی هم داریم که سر کلاسشون میگن حق سوال کردن هم ندارین ! هرجور استادی داریم ... هر استادی هم اگه کاری که خوشش میاد رو انجام بدین سر کلاسش ، به شما علاقه مند میشه

یادمه یکی از معلم هامون میگفت :
یک دانش آموز هرچقدر خرخون باشه ، اگه نتونه با معلم ها ارتباط برقرار کنه موفق نمیشه ...

به این جمله ایمان دارم !



من خودم توسط معلم فیزیک سال دومم از فیزیک متنفر شدم ولی معلم بد دیفرانسیلم باعث شد بیشتر برم سمت دیفرانسیل و خودم یاد بگیرم

من خودم از چند تا استاد هامون متنفر هستم !! یعنی حالم ازشون به هم میخوره شدید !
اما اونها فکر میکنند که من چقدر دوستشون دارم که سر کلاسشون غیبت نمیکنم و حاظر جوابی میکنم ...
شما باید به خاطر خودت و آیندت درس بخونی نه به خاطر چند تا استاد احمق !


من هم درسای عمومی رو شاید باورتون نشه ولی می افتادم (جغرافیا ، درسی که هیچ وقت از یادم نمیره) بخاطر همین جغرافی و به خاطر 0.25 نمره یک سال عقب افتادم . هنوزم باور نمیکنم که اون درس رو قبول شدم ( معلم بهم نمره داد)

اتفاقا امسال ما جفرافی داریم ! به نظر من یکی از فوق مزخرف ترین درسهایی هست که مجبورم بخونم !!
توی یک درس 12 صفحه ای ، انقدر مطلب داره که گاهی اوقات آدم گیج میشه !! مثلا صفحه ی اول میگه آب و هوای معتدل ، آب و هوای مساعد ، آب و هوای خوب ، هوای خوب ، آب و رطوبت عالی ، آب فراوان و ...
بعد توی برگه ی امتحان به جای آب و هوای خوب بنویسی آب و هوای مساعد استاد کلا نمره رو خط میزنه ، میگه کتاب چی گفته ؟ دقیقا باید همون رو بنویسی !! ( اکثر معلم های ادبیات ، زبان فارسی و جغرافیا و کلا این درس های حفظ کردنی که دیدم ، همشون میگفتن باید عین جمله رو توی پاسخ نامه بنویسی وگرنه نمره نمیگیری !! جواب رو مفهومی بنویسی نمره نمیدن چون خودشون همه رو حفظ کردن ... )
به لطف این معلم ، امسال جغرافی سخت ترین درس ما شده ! طوری که برای هر درسش باید کلی وقت بزاریم تا بتونیم جواب هارو توی ذهنمون از هم تفکیک کنیم تا بلکه قاطی نکنیم ! مثلا توی پاسخ نامه بنویسی : ته نشین شدن مواد آبرفتی و رسوبات ، نمره نمیده ، میگه باید بنویسی : ته نشین شدن مواد آبرفتی و رسوبات در پای کوه ها !!

MOHAMMAD_ASEMOONI
06-03-2011, 13:29
سلام دوستان
هميشه در همه جا عده اى بهتر از بقیه هستند و در کارشون موفق ترند .
معلمها و استادان هم از این قانون مستثنی نیستند .

بعضیاشون واقعاً مِصداقِ حکمتِ wrong man in wrong place هستند
آدمِ اشتباه در جایِ اشتباه . یعنی صلاحیت معلم بودن ندارند و چه بسا خیلی سریع استعفا بدند یا اخراج بشند .

طبقِ گفته ی دوستان در این تاپیک , توانائیِ معلم در تدریس خیلی تاثیر داره در پیشرفتِ دانش آموزان

==============================
==================== =========

حالا من یک سوال دارم :

آیا در مدارس , صندوق پیشنهادات و شکایات وجود داره ؟؟؟؟؟
زمانِ ما که نبود . اگر الان هم نیست که واقعاً تاسف باره .

شاگردان باید حقِ پیشنهاد و انتقاد در موردِ معلماشون داشته باشند .
کلید این صندوقها فقط بابد دستِ مدیر و معاونِ آموزش و پرورشِ منطقه باشه نه دستِ مدیرِ مدرسه .
چون مدیر مدرسه اگر امانتدار نباشه ممکنه برای حفظِ منافعِ خودش , شکایتها رو معدوم کنه تا به اداره نرسه .

الان که موبایل و پیامک و ایمیل هم هست باید آموزش و پرورش شماره هایی رو برای دریافتِ ملاحظاتِ دانش آموزان و والدینشون اختصاص بده تا مستقیماً با همه در ارتباط باشه .

شاید باورتون نشه اما ما یک معلم عربی داشتیم که خودش قبل از امتحان به بچه ها می گفت از کجای کتاب سوالها رو طرح کرده !!!!!

تا همه نمره های خوب بگیرند و امتیازش بره بالا .
سر کلاس همش فحش می داد و وقتی عصبانی میشد میگفت فلان فلانِ دنیا با شما آدمهایِ اشغال که توش زندگی میکنین .
یکی از بچه ها که باباش باهاش دوست بود میگفت یه بسته ی کوچیک تو جیبش داره که تریاک توشه و به باباش گفته از زندگی خسته شده و بالاخره یه روز میخوردش و خودش رو خلاص میکنه .

=========================

ارزشیابیِ معلم از طریقِ مدیرِ مدرسه و نمره ی بچه ها ممکنه اشتباه هست چون امکان پارتی بازی و تقلبِ معلم هست .

دانش آموزان باید مستقیماً با مدیر آموزش و پرورش در ارتباط باشند .

Mahdi_Co_1368
06-03-2011, 14:23
سلام به همگی

من ترم 5 رشته ی مهندسی مکانیک هستم
توی پی سی ورد زیاد علاقه ای به شرکت در مباحث عمومی ( همچون مباحث انجمن متفرقه ) ندارم و بیشتر توی انجمن های موبایل و سخت افزار فعالیت دارم...اما به صورت اتفاقی این تاپیک رو دیدم و کنجکاو شدم توی بحث شیرین تجزیه و تحلیل علم اندوزی شرکت کنم...
ببینید ، توی کشور ما عوامل متعددی در شاگرد اول شدن یک دانشجو (دانش آموز) تاثیر داره .. من این عوامل رو به سه دسته تقسیم می کنم ؛

1- محرک هایی که شخص در اون دخیل هست.
2- عواملی که تحت تاثیر جریانات ناگهانی در محیط آموزشی رخ میده.
3- سیاست های عده ای خاص ( اعم از دوست و دشمن ) که به عنوان هدیه یا توطعه ، به شخص وارد میشه.

میدونم خیلی مبهم و مختصر بیان کردم...به روی چشم:31::31:
تا امشب این سه مورد رو براتون تشریح می کنم.


راستی بنده داوطلبانه حاضرم موش آزمایشگاهی شما بشم :45::45::45::45:
در هر یک از 4 ترم گذشته ، شاگرد اول شدم...همین ماه پیش (بهمن) هم تونستم عضو انجمن دانشجویان استعداد های درخشان کشورم بشم.
خوشحال میشم بتونم قدمی در راستای پیشبرد اهداف شما بردارم و بیشتر با هم آشنا بشیم.

Sayam
06-03-2011, 17:39
سلام علیکم.
سه سال دبیرستان من زیاد بالا و پایین داشت... مثلا دوم دبیرستان با معدل 7 ننگی شد توی تاریخ زندگیم... و سال سوم هم با معدل 18 شاگرد اول کلاسمون شدم سال آینده هم با توکل به خدا میخام همه ی زورم رو برای کنکور 91 بزنم.
ضمنا داستان درسیمو اینجا نوشتم، اگه دوست دارین برین بخونین

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
اما راز شاگرد اول شدن من عشق به تحصیل، انگیزه، تلاش آهنین و... بود
من از بچگیم عاشق شغل شریف وکالت بودم... عاشق اینم که حق مظلوم رو از ظالم بگیرم... سوم انسانی که بودم خودم رو یک سرباز میدونستم... سربازی که باید به خوبی وظیفشو بدونه و انجام بده تا به هدفش برسه.... یادمه هر روز صبح به عشق وکالت از خواب بلند میشدم، شبها به عشق وکالت چشم هامو روی هم میزاشتم و وقتی خواب بودم رویاهامو می دیدم.... واقعا یادش به خیر!
من یک دانش آموز خستگی ناپذیر بودم... به خاطر درسم حاضر بودم از هر جیزی بگذرم... از خوابم، از خودم، از همه چیم... شب هایی رو یادم میاد که اینقدر سرگرم درس میشدم که وقتی یه هو یه نیگا به ساعت مینداختم میدیدم چیزی تا ساعت 7 که باید میرفتم مدرسه نمونده بود...
اون همه تلاش، آخرش حق من این نبود که این یه سال رو از زندگیم و از رویام عقب بیفتم..... افسوس!

Scary Feelings
06-03-2011, 17:54
شاگرد اولا خیلی فکر میکنن باید حتما نمرشون 20 شه :دی عینه این بچه ها میشینن میخونن دیگه :دی خدایش شاگرد اول کلاس سر کلاس که میشینه خنگِ خنگ! فرداش میای, میبینی آقا رفته 200بار خونده درسه رو :دی

ALt3rnA
06-03-2011, 18:40
در اینکه باید خوند هیچ شکی نیست .
اما به عنوان یه سمپادی میگم حتی بین ما هم کسایی که بیشتر از روزی 3-4 ساعت بخونن خیلی خیلی کم هستش !
اما چجوری اینا درسشون اینقدر خوبه ؟ من بدون رو در بایسی از همه چه کسایی که درسشون خوبه چه نیست میپرسم وضع مطالعشونو
متوجه شدم برای اینکه درست خوب باشه باید سر کلاس درسو بفهمی + باید درس های قبلی واقعا یادت باشه . حالا یه عده هستن حافظشون واقعا عجیبه ! مثلا دوست من که حافظه ی تصویری داره و همه ی فرمولایی رو که یه بار هم بخونه سریع یادش میاد . یا اینکه مثل خود من مرورشون خیلی زیاده . شما نباید فکر کنید مطالعه درس حتما باید درست حسابی و 2-3 ساعته باشه ! ابدا ! شما اگه یه ربع و فقط یه ربع درسی رو که بتون میدن همون روز بخونید و آخر هفته نیم ساعت یه مرور کلی از تمام درسا کنید حتی یک ساعت هم نمیشه اما من تضمین میکنم این 45 دقیقه ارزشش از 10 ساعت هم بیشتره اگه جور دیگه درس بخونید
میگید نه امتحان کنید ! من اولین بار این کار رو برای درس شیمی کردم . شیمی من واقعا ضعیف بود همه ی بچه ها هم یادشونه توی تاپیک کنکور ازشون میپرسیدم میشه شیمی رو پایین زد یا نه . اما من یه روز دقیقا همینطور مرور رو شروع کردم . معلم 3 هفته بعد امتحان گرفت و من شدم 92 درصد در حالی که فقط 1 نفر 100 زده بود و 92 هم دیگه نداشتیم . حالا درصد امتحان قبلی من چند بود ؟ 30 درصد : دی
این قضیه مال سال دومه ! این روش کاملا برای همه ی درسا صادقه . فقط اینکه برای عربی و فیزیک و حسابان شما نیاز به تمرین زیاد هم دارید . من برخلاف بقیه توصیه میکنم تشریحی کار کنید . من برای فیزیک قبلا میشد که 150 تا تست بزنم اما بازم تو آزمون 50 درصد بزنم . اما بعدش تصمیم گرفتم فقط تشریحی کار کنم و جالب اینجاست که دیگه زیر 80 نزدم فیزیکو

بعضی درسا هم هستن که یه عده توش خیلی قویا و این دیگه بدلیل علاقه ی زیاده ! مثلا کسایی که حافظ قرآن هستن یا قاری ان معمولا عربیشون عالیه و با اینکه هیچی نمیخونن همیشه نمره کامل میگیرن .
من درس ریاضیم عالی ترین درسمه اونم برای علاقه ی زیادمه که باعث شده مطالعه ی جانبی زیاد داشته باشم . مثلا شما وقتی سوالای المپیاد ریاضی که بعضیاشون 2-3 صفحه راه حل دارن رو کار کنید به سخت ترین سوالا و تستای علامت دار و خارج از کتاب و ... این کتابای بیرون میخندید

این تجربه ی من بود به هر حال چیزیم هست که ازش مطمئن هستم . من کم کم از سال اول شروع کردم به تحقیق در مورد روشهای مطالعه و برای همین هم هست که کم و بیش بچه های کنکور سال های قبل منو یادشونه که ازشون سوال میپرسیدم .

Manager_66
06-03-2011, 19:11
چطور باید برای درس خوندن انگیزه اینجاد کرد ؟ من واقعا فک میکنم از هوش بالایی برخوردارم (تعریف از خود نباشه) واسه همین اصلا درس نمیخونم تا شب امتحان . اون موقع هم میگم هر چی شد بادا باد بعد میرم سر جلسه میام بیرون و نتیجه ها که اعلام میشه 11-12 بیشتر نمیشم . البته اینو هم بگم باز همین که این دروس سخت رو نمیفتم با توجه به بچه هایی که هفته ها میخونن ولی بازم میفتن خودش شاهکاره (من دانشجوی کارشناسی ناپیوسته نرم افزارم) .
من خیلی وقته که به پاس شدن دروس راضیم . نمیدونم چیکار باید کنم که واسه 20 یک درس رو امتحان بدم .؟! سر جلسه امتحان هم یک 2 2 تا 4 تا میکنم میبینم 10 میشه نمرم دیگه زیاد وقت نمیذارم و بلند میشم از سر جلسه . ولی این ترم واقعا میخوام معدل بالا کسب کنم (17-18) .لطفا تجربه های مفیدتون رو اینجا قرار بدین . :10:

neon_91
06-03-2011, 19:34
دوستان برا شاگرد اول شدن لازم نیست به آب و آتیش زد فرض کنید که یه نفر برا شاگرد اول شدن همیشه سعی می کنه از بقیه بهتر باشه حتی با وجود بعضی کمبودها که این باعث میشه به درسش لطمه بخوره که من اینو قبول ندارم شما با خودتون رقابت کنید یعنی به خودتون نگاه کنید و برحسب اون سعی کنید امروزتون از دیروزتون بهتر باشه و از این چیزی که الان هستین بالاتر برین.لازم نیست که به شاگرد اول بودن و این چیزا فکر کنید فقط شما کار خودتونو بکنید و سعی کنید به همکلاساتون کمک کنید و از اونا کمک بگیرینبعد اونوقت می بینی چقدر پیشرفت می کنی که اگرم شاگرد اول نشدی ناراحت نمیشی چون تو سعی و تلاشت رو کردی و این مهمه.

Pessimist
06-03-2011, 20:13
من زیاد به بالا یا پایین بودن ضریب هوشی اعتقاد ندارم

انیشتین میگه 99 درصد تلاش 1 درصد ضریب هوشی

Sayam
06-03-2011, 20:44
کم کم تا آخرای سال که بیشتر باهاش آشنا شدم ، فهمیدم که روزی حداقل 7-8 ساعت میخوندش !! حالا نمیدونم انگیزش از اینکه دروغ میگفت چی بود ...
منم تو این سالها از اینجور افراد، زیاد دیدم...
به نظر من سه تا دلیل میتونه داشته باشه:
1- ما رو نسبت به زیاد خوندن بی میل کنه یا به عبارتی هدفش اینه که ما ساعات محدودتری بخونیم (رقابت گرایی)
2- از این ترس دارند که مبادا کسی بهشون بگه خر خون!
3- طرف فکر میکنه اگه بگه با خوندن یه کتاب 200 صفحه ای در عرض 10 دقیقه، ‌نمره 20 گرفته. ما فک میکنیم خیلی با هوشه و اینا
(به قول سقراط : داناترین شما آدمیان آنست که بداند تا چه پایه نادان است.)

شاگرد اولا خیلی فکر میکنن باید حتما نمرشون 20 شه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] عینه این بچه ها میشینن میخونن دیگه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] خدایش شاگرد اول کلاس سر کلاس که میشینه خنگِ خنگ! فرداش میای, میبینی آقا رفته 200بار خونده درسه رو [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
همه ی شاگرد اولا هم اینجوری که شما میگین نیستند...
من خودم تا سوم راهنمایی و قبل از اون جزء همین دسته بودم (حالا می فهمم که چه خ...ی بودم) اول و دوم دبیرستان که کلا مرخصی گرفته بودم؛ اما سال سوم یعنی پارسال خیلی حرفه ای و اصولی درس میخوندم و همیشه هم از درس خوندنم لذت می بردم... اصلا کلا آدمیزاد وقتی هر کاری رو آگاهانه و هدفمند انجام بده؛ در هرصورت احساس رضایت میکنه (حتی اگه شکست بخوره)

چطور باید برای درس خوندن انگیزه اینجاد کرد ؟
کافیه چند لحظه به آرزهات فکر کنی... به این فکر کنی که چند درصد آرزوهات بستگی داره به موفقیتت توی درس...

Gam3r
06-03-2011, 20:48
چطور باید برای درس خوندن انگیزه اینجاد کرد ؟ من واقعا فک میکنم از هوش بالایی برخوردارم (تعریف از خود نباشه) واسه همین اصلا درس نمیخونم تا شب امتحان . اون موقع هم میگم هر چی شد بادا باد بعد میرم سر جلسه میام بیرون و نتیجه ها که اعلام میشه 11-12 بیشتر نمیشم . البته اینو هم بگم باز همین که این دروس سخت رو نمیفتم با توجه به بچه هایی که هفته ها میخونن ولی بازم میفتن خودش شاهکاره (من دانشجوی کارشناسی ناپیوسته نرم افزارم) .
من خیلی وقته که به پاس شدن دروس راضیم . نمیدونم چیکار باید کنم که واسه 20 یک درس رو امتحان بدم .؟! سر جلسه امتحان هم یک 2 2 تا 4 تا میکنم میبینم 10 میشه نمرم دیگه زیاد وقت نمیذارم و بلند میشم از سر جلسه . ولی این ترم واقعا میخوام معدل بالا کسب کنم (17-18) .لطفا تجربه های مفیدتون رو اینجا قرار بدین . :10:

من هرجوری بخوام به شما انگیزه تزریق کنم نمیشه ، معیار های انگیزه در تمام افراد فرق میکنه

یکی درس میخونه برای اینکه پس فردا بهش بگن آقا دکتر
یکی درس میخونه برای چشم و هم چشمی و فخر فروختن
یکی درس میخونه که جلوی دوست دخترش کلاس بزاره و کاری کنه دخترا براش غش و ضعف کنن
یکی درس میخونه که سوادش بره بالا و فردا توی زندگی برای هر مشکلی راه چاره ای پیدا کنه
یکی درس میخونه چون تنها و فقر هست و تنها طناب پیشرفتش همین درس هست
یکی درس میخونه که فردا خونه و زندگی مجللی بسازه و به قول معروف ، چند روز بخوره نون و تره ، یه عمر بخوره نون و کره
یکی درس میخونه که بشه یکی مثل انیشتین ، معروف بشه و اختراع های متعددی بکنه
یکی درس میخونه که پادزهر بیماریی رو کشف کنه ( از این نمونه ها زیاد داشتیم ، مثلا طرف پدرش بر اثر فلان بیماری ناشناخته میمیره ، این یارو میاد پادزهری میسازه که اون بیماری رو خنثی کنه ، مثل کاشف پنی سیلین که فکر کنم پدرش براثر یک بیماری ناشناخته داشت میمرد و پسره پنی سیلین رو کشف کرد و پدرش رو نجات داد ، البته اگه اشتباه نکنم )
یکی درس میخونه که بشه یک فرد مثل دکتر حسابی ، کسی که کل ایرانی ها بهش احترام میزارن
یکی درس میخونه برای تقرب به خدا ( طلبه ها )
و ...


خیلی چیزهای دیگه هم هست که الان متاسفانه حظور ذهن ندارم ، شما میتونی هرکدوم از اینارو که دوست داری تصویر کنی ، وقتی رویای این چیز میاد توی ذهنت ، باعث میشه که انرژی مضاعف بگیری
من به شخصه ( اگه اغراق نکنم ) خیلی اوقات وسط خوندن درس جغرافی میخوام کتاب رو پاره کنم و آتیشش بزنم ! اما بعد از 10 دقیقه فکر و تصویر رویاهایی که دارم باعث میشه دوباره بشینم بخونم ، نه به خاطر درس جغرافی ، به خاطر رسیدن به خواسته هام



من زیاد به بالا یا پایین بودن ضریب هوشی اعتقاد ندارم

انیشتین میگه 99 درصد تلاش 1 درصد ضریب هوشی

اون 1 درصد ضریب هوشی رو حیوانی به نام بز هم داره !
به نظر من این جمله یکم زیادی اغراق کرده ، بیشتر میخواسته بگه تلاش و کوشش خیلی تاثیر داره ... :چشمک
وگرنه شما هرچی ریاضی بخونی ، اگه ضریب هوشیت 1 درصد باشه عمرا چیزی بفهمی !!


من خودم مثل خیلی از آدما از بچگی فکر میکردم که بعضی از انسان ها ذاتا نابغه هستند و خدا اینجوری خلقشون کرده
اما بعدا فهمیدم که انسان ها مساوی خلق شدن ، این خودشون هستند که خودشون رو از دیگران متمایز میکنن ، شما هرچقدر بخونی ، مغزت پیچیده تر میشه و بهتر یاد میگیری ...

Mahdi_Co_1368
06-03-2011, 21:54
ببینید ، توی کشور ما عوامل متعددی در شاگرد اول شدن یک دانشجو (دانش آموز) تاثیر داره .. من این عوامل رو به سه دسته تقسیم می کنم ؛
الف : محرک هایی که شخص در اون دخیل هست.
1- شخص دارای هدف یا آرمان هست (مثلا من میخوام به فلان دختر برسم ؛ پس باید نهایت تلاشم رو بکنم تا به والدین اون دختره نشون بدم کی هستم.)
2- شخص به اون رشته ی خودش علاقه داره (ببینید ، این جمله ی به ظاهر ساده ، خیلی مفهوم داره ... مثلا تو به بیسکویت علاقه داری ؛ به مادرت هم علاقه داری ؛ اما علاقه به مادرت رو هیچ وقت نمی تونی با علاقه ی خودت به بیسکویت مقایسه کنی ) ... عشق به درس هم باید مثل غشق به مادر ، دوام داشته باشه ... متاسفانه امروزه دختر های زیادی میگن : << ما به رشته ی معماری خیلی علاقه داریم.>> ، ولی وقتی وارد این رشته میشن ، فقط به فکر نمره و پاس کردن درس ها هستن.
3- مدیریت روی درس ها داره (با محاسبات ذهنی میتونه تشخیص بده که کدام درس رو موقع شب امتحان بخونه و کدام درس رو در طول ترم باید بخونه و مرور کنه ... متاسفانه خیلی از دانشجویان در مقابل عاملِ بسیار نامردِ { تنبلی } شکست می خورن و همه ی درس ها رو میذارن شب امتحان میخونن ... یعنی نمی تونن از فاکتور مدیریت استفاده کنن.)
4- نظم رو به احساس ترجیح میده ( یعنی بین {دوستی با جنس مخالف} و {ورزش کردن} و {نماز} و {تماشای فیلم} و {درس خوندن} و غیره ؛ تعادل و بالانس ایجاد می کنه.) ... خیلی از دانشجویان مثلا میگن : << حالا فعلا این درس رو بی خیال . حسش نیست ؛ امشب فلان شبکه فیلم داره ... تا پایان ترم خیلی فرصت مونده >>
5- از مغزش کار می کشه ( وقتی بریم بدن سازی و فقط از دستگاه هایی استفاده کنیم که برای تقویت بازو تعبیه شده اند ، مسلماً فقط و فقط بازوی ما تغییر خواهد کرد و عضلات پای ما بدون تغییر باقی میمونه.) ... مغز هم باید از روش های مناسب پرورش داده بشه.
6- برای درس خوندن کاری به زمان نداره ... چرا شما توی این تاپیک این قدر حرف از زمان و ساعت می زنید ؟؟!! ... برای درس خوندن خودتون ، زمانِ شروع در نظر بگیرین ، ولی زمان پایان ، به هیچ وجه در نظر نگیرین . (البته توجه داشته باشین که این حرف من با گزینه های 4 و 3 تناقضی نداره.)
ب : عواملی که تحت تاثیر جریانات ناگهانی در محیط آموزشی رخ میده.
*** برای توضیح این قسمت ، دو تا شاگرد زرنگ را درنظر بگیرین که هر دو در یک سطح و لایق شاگرد اول شدن هستند ؛
عوامل زیر به صورت ناخدآگاه باعث میشه یکی از دیگری پیشی بگیره ؛
1- یکی از این دو نفر در ایام امتحانات بیماری سنگینی می گیره و مسلماً افت نمره پیدا می کنه.
2- استاد ، بنا به دلایلی با یکی از این دو نفر لج می کنه.
3- استاد برگه ی یکی از این دو نفر رو سهواً اشتباه تصحیح می کنه و برعکس.
4- برای یکی از این دو نفر ، مشکل مالی و یا مشکل خانوادگی پیش میاد.
5- یکی از این دو نفر سر جلسه امتحان ، از بغل دستی تقلب می گیره و جلو می افته.
6- یکی از این دو نفر در مسیر رسیدن به حوزه ی امتحانی تصادف می کنه و دیر به جلسه امتحان می رسه ( یا نمی رسه.)
7- در یک روز امتحانی خاص ، آب و هوای محیط ، بابِ میلِ یکی از این دو نفر نیست و روی آموخته های ذهنش تاثیر بدی میذاره.
8- سر جلسه ی امتحان ، صندلی بغل دستی همواره تقلب می خواد و نمیذاره یکی از این دو نفر روی سوالات تمرکز داشته باشه.

*** اگه هر یک از عوامل فوق اتفاق بیوفته ، باعث میشه در شخص ، احساس شکست شدیدی رخ بده و به اصطلاح ضدحال میخوره و در دراز مدت ، افت تحصیلی پیدا می کنه ... و برعکس ، فرد دیگر (که این اتفاقات براش پیش نیومده) شاگرد اول میشه و در ترم های آینده ، امید مضاعفی برای تلاش ، پیدا می کنه
ج : سیاست های عده ای خاص ( اعم از دوست و دشمن ) که به عنوان هدیه یا توطعه ، به شخص وارد میشه.
*** این قسمت دیگه فکر نکنم نیاز به تفسیر داشته باشه... مفهوم در جمله به وضوح معلومه.

mestry
06-03-2011, 21:54
در اینکه باید خوند هیچ شکی نیست .
اما به عنوان یه سمپادی میگم حتی بین ما هم کسایی که بیشتر از روزی 3-4 ساعت بخونن خیلی خیلی کم هستش !
اما چجوری اینا درسشون اینقدر خوبه ؟ من بدون رو در بایسی از همه چه کسایی که درسشون خوبه چه نیست میپرسم وضع مطالعشونو
متوجه شدم برای اینکه درست خوب باشه باید سر کلاس درسو بفهمی + باید درس های قبلی واقعا یادت باشه . حالا یه عده هستن حافظشون واقعا عجیبه ! مثلا دوست من که حافظه ی تصویری داره و همه ی فرمولایی رو که یه بار هم بخونه سریع یادش میاد . یا اینکه مثل خود من مرورشون خیلی زیاده . شما نباید فکر کنید مطالعه درس حتما باید درست حسابی و 2-3 ساعته باشه ! ابدا ! شما اگه یه ربع و فقط یه ربع درسی رو که بتون میدن همون روز بخونید و آخر هفته نیم ساعت یه مرور کلی از تمام درسا کنید حتی یک ساعت هم نمیشه اما من تضمین میکنم این 45 دقیقه ارزشش از 10 ساعت هم بیشتره اگه جور دیگه درس بخونید
میگید نه امتحان کنید ! من اولین بار این کار رو برای درس شیمی کردم . شیمی من واقعا ضعیف بود همه ی بچه ها هم یادشونه توی تاپیک کنکور ازشون میپرسیدم میشه شیمی رو پایین زد یا نه . اما من یه روز دقیقا همینطور مرور رو شروع کردم . معلم 3 هفته بعد امتحان گرفت و من شدم 92 درصد در حالی که فقط 1 نفر 100 زده بود و 92 هم دیگه نداشتیم . حالا درصد امتحان قبلی من چند بود ؟ 30 درصد : دی
این قضیه مال سال دومه ! این روش کاملا برای همه ی درسا صادقه . فقط اینکه برای عربی و فیزیک و حسابان شما نیاز به تمرین زیاد هم دارید . من برخلاف بقیه توصیه میکنم تشریحی کار کنید . من برای فیزیک قبلا میشد که 150 تا تست بزنم اما بازم تو آزمون 50 درصد بزنم . اما بعدش تصمیم گرفتم فقط تشریحی کار کنم و جالب اینجاست که دیگه زیر 80 نزدم فیزیکو

بعضی درسا هم هستن که یه عده توش خیلی قویا و این دیگه بدلیل علاقه ی زیاده ! مثلا کسایی که حافظ قرآن هستن یا قاری ان معمولا عربیشون عالیه و با اینکه هیچی نمیخونن همیشه نمره کامل میگیرن .
من درس ریاضیم عالی ترین درسمه اونم برای علاقه ی زیادمه که باعث شده مطالعه ی جانبی زیاد داشته باشم . مثلا شما وقتی سوالای المپیاد ریاضی که بعضیاشون 2-3 صفحه راه حل دارن رو کار کنید به سخت ترین سوالا و تستای علامت دار و خارج از کتاب و ... این کتابای بیرون میخندید

این تجربه ی من بود به هر حال چیزیم هست که ازش مطمئن هستم . من کم کم از سال اول شروع کردم به تحقیق در مورد روشهای مطالعه و برای همین هم هست که کم و بیش بچه های کنکور سال های قبل منو یادشونه که ازشون سوال میپرسیدم .
100% باهت موافقم.....من خودم بعضی وقتا اینجوری درس میخونم و تفاوت رو حس میکنم، کسایی که میخوان درسشون بهتر بشه حتما این شیوه رو امتحان کنن، حتی اگه شده فقط 1 بار امتحان کنید.......

ALt3rnA
06-03-2011, 22:06
اون 1 درصد ضریب هوشی رو حیوانی به نام بز هم داره !
به نظر من این جمله یکم زیادی اغراق کرده ، بیشتر میخواسته بگه تلاش و کوشش خیلی تاثیر داره ... :چشمک
وگرنه شما هرچی ریاضی بخونی ، اگه ضریب هوشیت 1 درصد باشه عمرا چیزی بفهمی !!

من زیاد به هوش به عنوان چیزی عمومی اعتقاد ندارم . فقط معتقدم هر کسی توی یه چیزی استعداد داره اگه یکی ریاضیش خوبه نباید بگیم نابغه است و تیزهوشه شاید این طرف توی موسیقی یا ادبیات افتضاح باشه ولی با این حال مد شده که به ریاضی تو ایران خیلی بها میدن و بالا میبرنش
من معتقدم 10 درصد هوش 40 درصد تلاش 50 درصد شیوه ی مناسب
یعنی شما ممکنه 10 ساعت با یه تبر بیوفتی به جون یه درخت اما یه نفر دیگه با روش درست (لازم نیست این روش رو خودش با هوشش بدست آورده باشه میتونه از یکی مشاوره گرفته باشه) بیاد و با یه اره برقی یه درخت رو تو 10 ثانیه قطع کنه


ب : عواملی که تحت تاثیر جریانات ناگهانی در محیط آموزشی رخ میده.
*** برای توضیح این قسمت ، دو تا شاگرد زرنگ را درنظر بگیرین که هر دو در یک سطح و لایق شاگرد اول شدن هستند ؛
عوامل زیر به صورت ناخدآگاه باعث میشه یکی از دیگری پیشی بگیره ؛
1- یکی از این دو نفر در ایام امتحانات بیماری سنگینی می گیره و مسلماً افت نمره پیدا می کنه.
2- استاد ، بنا به دلایلی با یکی از این دو نفر لج می کنه.
3- استاد برگه ی یکی از این دو نفر رو سهواً اشتباه تصحیح می کنه و برعکس.
4- برای یکی از این دو نفر ، مشکل مالی و یا مشکل خانوادگی پیش میاد.
5- یکی از این دو نفر سر جلسه امتحان ، از بغل دستی تقلب می گیره و جلو می افته.
6- یکی از این دو نفر در مسیر رسیدن به حوزه ی امتحانی تصادف می کنه و دیر به جلسه امتحان می رسه ( یا نمی رسه.)
7- در یک روز امتحانی خاص ، آب و هوای محیط ، بابِ میلِ یکی از این دو نفر نیست و روی آموخته های ذهنش تاثیر بدی میذاره.
8- سر جلسه ی امتحان ، صندلی بغل دستی همواره تقلب می خواد و نمیذاره یکی از این دو نفر روی سوالات تمرکز داشته باشه.این مورد 8 رو خدا نسیب دشمنتون هم نکنه
کاملا تایید میشه
یه بار من گفتم محض تنوع برم بشینم اون آخر کلاس (ردیف اول میشینم) ! آقا کلی تحویل گرفتن مارو هر کی میگفت بیا پیش من بشین منم حواسم نبود اصلا همه ی اینا برای امتحان دینی زنگ بعده ! اولا اینکه تمام خلاصه نویسی هامو مصادره کردن دوستان به عنوان تقلب و من دیگه ندیدم اون برگه هامو ! بعدش هم تمام طول آزمون یا فوش میدادن یا لگد میزدن که من تقلب بدم ! آخرش مجبور شدم دعوا راه بندازم که امتحان تقریبا کنسل شد ...

Mahdi_Co_1368
06-03-2011, 22:09
یکی درس میخونه برای اینکه پس فردا بهش بگن آقا دکتر
یکی درس میخونه برای چشم و هم چشمی و فخر فروختن
یکی درس میخونه که جلوی دوست دخترش کلاس بزاره و کاری کنه دخترا براش غش و ضعف کنن
یکی درس میخونه که سوادش بره بالا و فردا توی زندگی برای هر مشکلی راه چاره ای پیدا کنه
یکی درس میخونه چون تنها و فقر هست و تنها طناب پیشرفتش همین درس هست
یکی درس میخونه که فردا خونه و زندگی مجللی بسازه و به قول معروف ، چند روز بخوره نون و تره ، یه عمر بخوره نون و کره
یکی درس میخونه که بشه یکی مثل انیشتین ، معروف بشه و اختراع های متعددی بکنه
یکی درس میخونه که پادزهر بیماریی رو کشف کنه ( از این نمونه ها زیاد داشتیم ، مثلا طرف پدرش بر اثر فلان بیماری ناشناخته میمیره ، این یارو میاد پادزهری میسازه که اون بیماری رو خنثی کنه ، مثل کاشف پنی سیلین که فکر کنم پدرش براثر یک بیماری ناشناخته داشت میمرد و پسره پنی سیلین رو کشف کرد و پدرش رو نجات داد ، البته اگه اشتباه نکنم )
یکی درس میخونه که بشه یک فرد مثل دکتر حسابی ، کسی که کل ایرانی ها بهش احترام میزارن
یکی درس میخونه برای تقرب به خدا ( طلبه ها )
و ...

دوست عزیزم ، جناب Gam3r :10::10::10::10:

کسی که شاگرد اول میشه ( همواره شاگرد اول میشه ) فقط یک هدف نداره ... کلی هدف داره که بعضی از این جملاتی که شما نوشتین هم شامل اهداف اون شخص میتونه باشه...
منظورم اینه که هیچ وقت فقط و فقط واسه یه هدف بی ارزش مثل { مطرح شدن در بین دختر ها} یه نفر نمیتونه شاگرد اول بشه ... چون این هدف ، انرژی لازم برای مقابله با فشار های درسی رو نداره.

Gam3r
07-03-2011, 12:25
6- برای درس خوندن کاری به زمان نداره ... چرا شما توی این تاپیک این قدر حرف از زمان و ساعت می زنید ؟؟!! ... برای درس خوندن خودتون ، زمانِ شروع در نظر بگیرین ، ولی زمان پایان ، به هیچ وجه در نظر نگیرین . (البته توجه داشته باشین که این حرف من با گزینه های 4 و 3 تناقضی نداره.)

به نظر من بدترین کار اینه که پایانی برای اتمام دروس در نظر نگیرید

شما اگه فرض کنید که دقیقا 20 دقیقه ی دیگه امتحان شروع میشه ، با جدیت فوق العاده ای شروع میکنید به درس خوندن و تمام کلمات رو با سرعت جذب میکنید ، اما اگه فرض کنید که فعلا 3-4 ساعتی وقت هست ... ممکنه خیلی کندتر و آرومتر بخونید ...

شما یک راننده رو فرض کن ، اگه این راننده با سرعت آروم ماشین برونه ، مرتب حواسش به منظره های اطراف میوفته و نمیتونه روی رانندگی تمرکز داشته باشه ، اما اگه همین راننده سرعتش رو بیشتر کنه ، مجبوره تمام حواسش رو معطوف به رانندگی کنه و به عوامل محیطی دیگه توجهی نکنه ، فقط و فقط هوش و حواسش رو بده به رانندگی ، یک محصل هم همینه ...

من هرموقع دیدم که وقت کم دارم ، بهتر عمل کردم ! یادمه یه جایی هم خونده بودم که : کاری که احساس کنی همیشه وقت داری انجامش بدی ، هیچوقت وقت نمیکنی که انجامش بدی !



یه بار من گفتم محض تنوع برم بشینم اون آخر کلاس (ردیف اول میشینم) ! آقا کلی تحویل گرفتن مارو هر کی میگفت بیا پیش من بشین منم حواسم نبود اصلا همه ی اینا برای امتحان دینی زنگ بعده ! اولا اینکه تمام خلاصه نویسی هامو مصادره کردن دوستان به عنوان تقلب و من دیگه ندیدم اون برگه هامو ! بعدش هم تمام طول آزمون یا فوش میدادن یا لگد میزدن که من تقلب بدم ! آخرش مجبور شدم دعوا راه بندازم که امتحان تقریبا کنسل شد ...

اتفاقا من نیمکت آخر میشینم ، اون ته کلاس ... !
ممکنه یکم توجهم نسبت به درس کم بشه ، اما اون آخر انقدر میخندیم که به خاطر همین خنده ها آدم به مدرسه علاقه مند میشه ، وگرنه معلم ها و محیط آموزشی که کاملا خشک هست ( شاید سمپاد اینجوری نباشه ، ولی مدرسه های دولتی خیلی خشک هست )
موقع امتحان ها هم بهشون میگم زر بزنین نمیزارم یک کلمه رو هم ببینین ، بدون اینکه زر بزنین خودتون برگه رو ببینین ! و اونا هم اطاعت میکنن :چشمک


دوست عزیزم ، جناب Gam3r

کسی که شاگرد اول میشه ( همواره شاگرد اول میشه ) فقط یک هدف نداره ... کلی هدف داره که بعضی از این جملاتی که شما نوشتین هم شامل اهداف اون شخص میتونه باشه...
منظورم اینه که هیچ وقت فقط و فقط واسه یه هدف بی ارزش مثل { مطرح شدن در بین دختر ها} یه نفر نمیتونه شاگرد اول بشه ... چون این هدف ، انرژی لازم برای مقابله با فشار های درسی رو نداره.

درسته ، شما اگه فقط یک هدف رو برای پیشرفت خودتون انتخاب کنید ، در مرور زمان با پیشرفتی که دارید و قدرتی که از خودتون میبینین ، هدف های بیشتری رو هم انتخاب میکنین و میگین من اگه تونستم به این هدفم برسم ، پس به بقیه هم میتونم ...

اصولا هرکی رو که دیدم پیشرفت کرده ، هدف داشته ، بدون هدف ، انسان قدرت و انگیزه و توان هیچ کاری رو نداره ...
هدف داشتن هم سخته !
یادمه یکی از استاد هامون میگفت : دانش اموزی که انقدر علاقه به درس داره ، چرا باید توی همچین محیطی درس بخونه که فقط براش بی علاقگی ایجاد میکنه ؟

MosaferJade
07-03-2011, 13:25
دوران دبیرستان درس هندسه معلممون یرای هفته بعد تمرین هایی یا از کتاب یا از خودش می گفت تا حل کنیم
یه سوالی رو داده بود که حل کنیم اتفاقا تمرین کتاب بود من هم کلا یادم رفته بود ساعت اول عصر هم کلاس داشتیم
اومدم دیدم اون میگه نوشتی این میگه نوشتی . . . چی؟ جالب اینکه اصلا نمیدونستم چه تمرینی هست
رفتم یه گوشه ای نشستم نزدیک به ربع ساعت یه چیزی نوشتم اومدم پیش شاگرد اول کلاس دیدم اونم ننوشته( تعریف از خودم نباشه) نشونش دادم گفتم به نظرت این درسته یه نگاهی کرد گفت آره نشست و کامل کپی کرد نه فقط اون که تقریبا همه کلاس کپی کردن. اگه اون شاگرد اوله جای من بود مطمئنم به هیچکی نمی داد کپی کنه . سرکلاس هم رفت جوابو نوشت استاد هم تایید کرد . شاید یکی بپرسه چرا من نرفتم بنویسم . من تاقبل دانشگاه یه بچه ساکت والبته بسیار کمرو که حتی از معلم سوال هم نمی کردم . سوالی هم اگه داشتم به بقل دستیم حالی می کردم اون می پرسید ( اگه همین کمرویی من نبود الان خیلی پیشرفت کرده بودم )

Erfan.
07-03-2011, 15:04
اول از همه تشکر بسیار از ایجاد کننده تاپیک و دوستانی که تجربیاتشونو در اختیار بقیه گذاشتن... یکی از عالی ترین تاپیک های انجمن متفرقه هست...

-------------------------------------

برای خود من چند تا سوال ایجاد شد که گفتم بپرسم:

1-درس خواندن در مدارس مختلف برای کسی که میخواد درست و حسابی درس بخونه چه فرقی میکنه؟

مثلا من در مدرسه ی دولتی درس میخونم و یکی از دوستام در غیر انتفاعی... برخی از فرمول ها و مباحث رو به کل به ما یاد نمیدن!!! یعنی خودمون باید بریم دنبالش و این کتاب اون کتاب و ... به نظرتون چه قدر تاثیر داره و آیا ارزش داره خرج غیر انتفاعی کنیم؟

2- برای استراحت بعد از رسیدن به خانه چه میکنید؟

Mahdi_Co_1368
07-03-2011, 17:41
به نظر من بدترین کار اینه که پایانی برای اتمام دروس در نظر نگیرید

شما اگه فرض کنید که دقیقا 20 دقیقه ی دیگه امتحان شروع میشه ، با جدیت فوق العاده ای شروع میکنید به درس خوندن و تمام کلمات رو با سرعت جذب میکنید ، اما اگه فرض کنید که فعلا 3-4 ساعتی وقت هست ... ممکنه خیلی کندتر و آرومتر بخونید ...

من هرموقع دیدم که وقت کم دارم ، بهتر عمل کردم ! یادمه یه جایی هم خونده بودم که : کاری که احساس کنی همیشه وقت داری انجامش بدی ، هیچوقت وقت نمیکنی که انجامش بدی !

مطلب شما کاملاً درسته و برای اکثر بچه ها بار ها به اثبات رسیده...اما این شیوه بسیار غلط و اشتباهه
شما اگر یک درسی رو مداوم و پیوسته در طول ترم به آرامی بخونید ، برای دراز مدت ملکه ی ذهنتون میشه و میتونید سالیان دراز از اون علوم استفاده کنید . علاوه بر اون ، در یک مقطع زمانی ، فشار کمتری به ذهنتون میاد... اما اگه بذارید واسه قبل از امتحان ، به علت استرس و ناچاری ، درس رو به خاطر میسپارید ، اما دو روز بعد از امتحان ، هر چی خوندید ، از یاد می برید.


شما یک راننده رو فرض کن ، اگه این راننده با سرعت آروم ماشین برونه ، مرتب حواسش به منظره های اطراف میوفته و نمیتونه روی رانندگی تمرکز داشته باشه ، اما اگه همین راننده سرعتش رو بیشتر کنه ، مجبوره تمام حواسش رو معطوف به رانندگی کنه و به عوامل محیطی دیگه توجهی نکنه ، فقط و فقط هوش و حواسش رو بده به رانندگی ، یک محصل هم همینه ...

در مورد این مثالی هم که زدید ، بزارید این جمله رو بگم ؛
آهسته و پیوسته رفتن خیلی بهتره

Gam3r
07-03-2011, 21:18
برای خود من چند تا سوال ایجاد شد که گفتم بپرسم:

1-درس خواندن در مدارس مختلف برای کسی که میخواد درست و حسابی درس بخونه چه فرقی میکنه؟

مثلا من در مدرسه ی دولتی درس میخونم و یکی از دوستام در غیر انتفاعی... برخی از فرمول ها و مباحث رو به کل به ما یاد نمیدن!!! یعنی خودمون باید بریم دنبالش و این کتاب اون کتاب و ... به نظرتون چه قدر تاثیر داره و آیا ارزش داره خرج غیر انتفاعی کنیم؟

2- برای استراحت بعد از رسیدن به خانه چه میکنید؟

1- مهم نیست که توی کدوم مدرسه و در کدوم مقطع و در کدوم شهر و در کدوم محل درس میخونی ، هرجا که درس میخونی سعی کن بهترین باشی ، اینجوری ، چه توی کنکور ، چه توی مسابقات علمی دیگه میتونی پا به پای بچه های مدارس دیگه رقابت کنی
مثلا برای کتاب های کمک درسی تهیه کنی ، بچه ها اون مدرسه ها هم از همین کتابها استفاده میکنن ، دیگه میمونه اینکه میخوای پول اضافی بریزی توی شکم اون مدارس غیر انتفاعی یا نه ! فقط ممکنه دبیران اون مدارس یه سری نکات اضافه بگن که در هر صورت فرقی نداره چون کنکور 100% از کتاب درسی هست نه خارج از کتاب
مثلا معلم ریاضی میاد برای سال اول دبیرستان، سوالات حسابان سال سوم میده که مثلا این دانش اموزان قوی بشن ، در هر صورت این دانش آموزان میرن سال سوم و به موقعش اون مطالب رو یاد میگیرن ... پس فرق چندانی نداره

2- سعی کن حالت نرمال خودت رو طی کنی
مثلا یکی عادت داره تا ساعت 9 شب میخوابه ، تازه از 11 شب به بعد استارت درس خوندنش رو میزنه ...
یکی دیگه عادت داره ساعت 2 تا 9 شب بخونه ، ساعت 10 بخوابه ...
بستگی به عادت خودت داره ...
هرجور که راحتی !



مطلب شما کاملاً درسته و برای اکثر بچه ها بار ها به اثبات رسیده...اما این شیوه بسیار غلط و اشتباهه
شما اگر یک درسی رو مداوم و پیوسته در طول ترم به آرامی بخونید ، برای دراز مدت ملکه ی ذهنتون میشه و میتونید سالیان دراز از اون علوم استفاده کنید . علاوه بر اون ، در یک مقطع زمانی ، فشار کمتری به ذهنتون میاد... اما اگه بذارید واسه قبل از امتحان ، به علت استرس و ناچاری ، درس رو به خاطر میسپارید ، اما دو روز بعد از امتحان ، هر چی خوندید ، از یاد می برید.



در مورد این مثالی هم که زدید ، بزارید این جمله رو بگم ؛
آهسته و پیوسته رفتن خیلی بهتره

منظور من این نیست که لحظه ای بخونید ، طوری که پس فردا یادتون بره ...
شما منظور من رو اشتباه متوجه شدید ، منظور من اینه که ، کاملا جدی و با دقت کامل بخونید ...
فکر کنم دچار کمی سوتفاهم شدیم

ALt3rnA
08-03-2011, 13:45
موقع امتحان ها هم بهشون میگم زر بزنین نمیزارم یک کلمه رو هم ببینین ، بدون اینکه زر بزنین خودتون برگه رو ببینین ! و اونا هم اطاعت میکنن :چشمک
شما ظاهرا تا حالا بقل دستیت آرنولد نبوده :دی
من گفتم الان برگمو میدزده میبره واسه خودش !

ALt3rnA
08-03-2011, 13:50
اول از همه تشکر بسیار از ایجاد کننده تاپیک و دوستانی که تجربیاتشونو در اختیار بقیه گذاشتن... یکی از عالی ترین تاپیک های انجمن متفرقه هست...

-------------------------------------

برای خود من چند تا سوال ایجاد شد که گفتم بپرسم:

1-درس خواندن در مدارس مختلف برای کسی که میخواد درست و حسابی درس بخونه چه فرقی میکنه؟

مثلا من در مدرسه ی دولتی درس میخونم و یکی از دوستام در غیر انتفاعی... برخی از فرمول ها و مباحث رو به کل به ما یاد نمیدن!!! یعنی خودمون باید بریم دنبالش و این کتاب اون کتاب و ... به نظرتون چه قدر تاثیر داره و آیا ارزش داره خرج غیر انتفاعی کنیم؟

2- برای استراحت بعد از رسیدن به خانه چه میکنید؟

رستگار رحمانی رو یادتونه شما ؟ اون بنده خدا مدرسه ی آنجنانی میرفت مگه ؟ نه به این بستگی داره که شما اگه تو مدرست شاگرد اول شدی خودتو بالا ندونی چون شاگرد اول کشور استان یا حتی شهر نشدی که !
بخواب اگه خوابت میاد ! ولی برنامه خوابت درست باشه ! ساعت 3 نصف شب نخوابی که مجبور بشی با خواب ظهر جبرانش کنی

MOHAMMAD_ASEMOONI
08-03-2011, 22:43
سلام بر همگی

تشکر از شما دوستانِ عزیز که اطلاعاتِ ارزشمندتون در زمینه ی موفیقت در تحصیل رو در اختیار دیگران قرار میدین .

================================================== ===

خب حالا یک سوال از کسانی که شاگرد اول نیستند اما این تاپیک رو دنبال میکنند به این امید که اطلاعاتِ شاگرد اول ها باعث بشه اونها هم در تحصیل پیشرفت کنند :

آیا این تاپیک تا اینجا به دردتون خورده ؟؟؟؟

آیا امیدی هست که باعث تغییرِ شما به سمتِ بهتر شدن شده یا نه ؟؟؟؟

اگر فکر میکنین که جوابهایِ دوستانِ شاگرد اول کامل و واضح نیست لطف کنین بگین چه توقعی دارین ازشون ؟؟؟؟


================================================== ========

قسمتی از چیزهایی که بنده ی مخلص تا حالا یاد گرفتم :

چیزهایی که تاثیر داره در شاگرد اول شدن :

1 - استعدادهایِ خدادادی که انسان وقتی به دنیا میاد اونها رو داره مثل ضریب هوشیِ بالا ( منظورم هوشِ مادرزادی هست نه هوشِ اکتسابی ) - کنجکاویِ مادرزادی -
2 - اینکه پدر و مادر آدم , خصوصیاتِ پدر و مادرِ یک فرزندِ شاگرد اول رو داشته باشن ( علاقه به علم و دانش - اهمیت دادن به شاگرد اول شدنِ فرزندشون از قبل از تولدش - خرید اسباب بازیهایِ علمی و هوشی برای فرزندشون به جایِ اسباب بازیهایِ به درد نخور - آگاهیِ اونها به این مسئله که علاقه به درس و کتاب , از دورانِ کودکی باید در بچه بوجود بیاد نه با زور و ناسزا و تهدید و کتک - رابطه ی خوبِ پدر و مادر با هم برایِ بوجود اوردنِ جوی آرام و مناسب در خانه برایِ درس خواندنِ فرزندان - پاداش دادن به فرزند برایِ تشویقِ او به درس خواندن گرچه با یک بوسه و نوازش و حرف قشنگ باشه چون هیچ کس مجانی کاری انجام نمیده . حتی پیامبران هم مفتی پیامبر نشدند بلکه به مردم گفتند اجر و پاداشی از ( شما ) نمیخوایم . اجرمون رو از خدا میگیریم . - پیگیریِ مستمرِ وضع درسی فرزند با مراجعه به مدرسه - کار کردن با فرزند در خانه - امکاناتِ مادی - معلمی خصوصی گرفتن در صورتی نیاز - کنترلِ کارِ معلمِ خصوصی برای مطمئن شدن از صلاحیتِ اخلاقی و علمیش - دور بودنِ پدر و مادر و سایر اعضایِ خانواده از فساد و اعتیاد و فاکتورهایِ منفیِ دیگه که تاثیر منفی داره در روحیه ی بچه ها برای درس خوان بودن - عکس العملِ صحیح در صورتِ پی بردن به عدم موفقیتِ فرزند در تحصیل . اگر از سال اولِ مدرسه پیگیری مداوم باشه از همون ابتدا مشکلِ فرزند مشخص میشه و راحت تر میشه حلش کرد .

3- امکاناتِ مدرسه ( صلاحیتِ ساختمانِ مدرسه و کلاسها از نظرِ علمی و فنی و روانی ( گل و گیاه - کلاسهایِ خوش رنگ و تمیز و مرتب - امکاناتِ علمی مثل آزمایشگاه - نیمکتهای ساخته شده بر اساس اصول علمی و بهداشتی که شاگردها از نشستن روی اونها خسته نشند - تامین امنیت مدارس از عواملِ باندهایِ فساد و فحشا و مواد مخدر و آموزشِ بچه ها برایِ گزارش دادن به مدیریتِ مدرسه در صورتِ مشاهده ی هر گونه موردِ مشکوک چه در داخل مدرسه چه در محیط اطرافِ مدرسه )


4 - صلاحیتِ اخلاقی معلمها ( اخلاص - امانت داری - وجدانِ کاری - اهمیت به حلال بودنِ حقوق - علاقه داشتن به شغلِ تدریس و غیره )

5 - صلاحیتِ علمی معلمها ( درسها رو فهمیده باشند و حفظ نکرده باشند )

6 - خوب بودنِ وضع مادیِ معلمها مثلِ حقوقِ خوب که به معلم روحیه و نشاط بده و وقتی میره مدرسه سر حال باشه و شوق داشته باشه واسه درس دادن

7 - ضرورتِ ارتباط مستقیمِ شاگردان و اولاءِ امور با مدیرِ آموزش و پرورش منطقه برایِ ارزیابیِ صحیحِ کارِ معلمان و صلاحیتشون ( صندوقهای پیشنهاد و انتقاد در مدارس و شماره های مستقیم یا ایمیل برایِ ارسالِ مستقیمِ شکایتها و پیشنهادها بدونِ دخالتِ مدیر مدرسه و معلم ها )

8 - تنظیم یک برنامه ی مشخص برایِ درس خواندن در خانه

9 - توجیه معنویِ فرزند برایِ درکِ این موضوع که پدر و مادر زحمت میکشندو کار میکنند در خانه و بیرون برای فراهم کردنِ مایحتاجِ زندگی فرزند و سفارشِ خداوند به ضرورتِ احترامِ به تلاشِ پدر و مادر و کسب رضایتشون در موردی خواسته هایِ بر حقشون مثل توجه به درس خواندن که بیشترین امید رو میده به پدر و مادر برای تلاش بیشتر برایِ آینده ی بهتر

10 - مشخص کردنِ هدف از درس خواندن از همان سالهایِ اولِ ابتدایی یا راهنمایی ( میخوای دکتر بشی یا مهندس یا وکیل یا کارخانه دار یا معلم یا خلبان یا کشاورز و غیره )

11 - مهارتِ محصل در درس خواندن در خانه .

12 - معلم خصوصیِ کار کشته و دارایِ وجدانِ کاری و روحیه دار ( یعنی حقوقش خوب باشه ) :)


13 - امیدِ محصلِ به آینده ای مشخص و خوب و امید بخش که بهش روحیه بده برای درس خواندن

14 - فهمیدنِ درس سر کلاس ( این مسئله به خیلی چیزها بستگی داره : هوش و استعداد و مریض نبودن - مهارت معلم - دانستنِ درسهایِ قبلی که اساسِ درکِ درسِ جدید هست - علاقه و کنجکاویِ محصل به اون ماده و اون درس )

MosaferJade
09-03-2011, 00:17
1-آیا این تاپیک تا اینجا به دردتون خورده ؟؟؟؟

2-آیا امیدی هست که باعث تغییرِ شما به سمتِ بهتر شدن شده یا نه ؟؟؟؟

3-اگر فکر میکنین که جوابهایِ دوستانِ شاگرد اول کامل و واضح نیست لطف کنین بگین چه توقعی دارین ازشون ؟؟؟؟
1-شاید به درد خور باشه ولی راستش واسه من نه . میدونی چرا ؟ چون خیلیای دیگه هم بهتر از اینها رو تو گوشم خوندن ولی تو نرفت . البته این دو صفحه آخر رو حوصله نکردم بخونم ولی تو یه فرصت مناسب می خونم ( تعجب نکنید )
2-امید همیشه هست
3- اگه علاقه باشه فکر کنم زیاد لازم نباشه دقیق توضیح بدن . به هر حال از تمامی دوستان تشکر می کنم

پیشاپیش سال جدید رو به همه p30worldی ها مخصوصا بچه هایی که تو این تایپیک فعالیت دارن تبریک می گویم
سال نو مبارک

nelly joon
09-03-2011, 11:12
تاپیک خیلی توپیه،تشکر از ایجاد کننده اش.
منم از اول تاپیک رو دنبال میکردم ولی فرصت نکردم تو بحث ها شرکت کنم.

منم تقریبا توی همه ی سالهایی که مدرسه رفتم شاگرد اول تا سوم بودم بجز دوم دبیرستان که چهارم شدم.
رازهای موفقیتم:
1-تقریبا به این اعتقاد دارم که آدم باهوشی هستم ولی به این اعتقاد ندارم که باهوش خلق شدم.فکر میکنم از عدالت خداوند به دور باشه که یکی رو باهوشتر خلق کرده باشه.
یادم میاد زمانی که 8 سالم بود،عاشق کتاب خوندن و مخصوصا کتاب شعر خوندن بودم.توی 8 سالگی دیوان اشعار پروین اعتصامی رو میخوندم و خیلی تمایل داشتم که شعراش رو حفظ کنم.چند تا از شعراش رو هم حفظ بودم که حتی الان که 19 سالمه هنوزم اون شعرها یادم مونده.
یا اون زمان که ابتدایی بود یه کتاب کار داشتیم واسه ریاضی که هر مبحثی که درس میخوندیم،سوالای اون کتاب رو هم حل میکردیم.معلممون میگفت سوالاش رو تو خونه حل کنیم بعد سر کلاس واسمون حلش میکرد.تقریبا اکثر بچه ها شاید نصف سوالاش رو هم حل نمیکردن ولی من خودمو مجبور میکردم که همه ی سوالاش رو حل کنم.حتی اگه چند تاش رو نمیتونستم حل کنم میرفتم از داداشم که 3 سال از من بزرگتره میپرسیدم.دوست داشتم همیشه کامل حل کرده باشم.
یا مثلا سر کلاس اگه معلمی بگه که این سوال رو تا حالا هیچ کدوم از شاگردام حل نکردن انگار من بیشتر جوگیر میشم که حلش کنم،نمیدونم شاید میخوام به همه بگم که من خیلی باهوشم.
سال پیش دانشگاهی معلم فیزیکمون یه سوالی داد از مبحث حرکت شناسی گفت که هیچ کدوم از شاگردام نتونسته تا حالا حلش کنه و سر همه ی کلاسام خودم حلش میکنم.بعد گفت اگه کسی حل کنه به کل کلاس بستنی میدم.قرار بود هفته ی بعد جواب سوال رو بگیم ولی من 10 دقیقه بعد از اینکه سوال رو گفت حلش کردم(چون نمیخواستم که بعدا بگه که رفتم از کسی پرسیدم تا برام حلش کنه و بگه خودت حل نکردی) با ناباوری اومد نگاه کرد و دید درست حل کردم.جلسه ی بعد بستنی آورد واسه کل کلاس!
من فکر میکنم گنجایش مغزم زیاد شده با این چیزا واسه همین شاید باهوش شده باشم.

ولی اصلا از این آدمایی نبودم که سرکلاس میز اول بشینم.یا اگه سوالی رو حل میکنم سریع بگم من حلش کردم تا حرص بقیه رو در بیارم.یا سر امتحان نذارم کسی از روی برگه ام تقلب بکنه....از بچگی از این جور آدما متنفر بودم.

یه خصلت دیگه ای هم که داشتم عاشق مدرسه رفتن و عاشق معلمام بودم به حدی که از تابستون متنفر بودم.
یه چیز دیگه هم اینکه درس هر روز رو همون روز میخوندم،این یکی خیلی موثر بوده توی روند تحصیلیم و بخاطر همین با اینکه خیلی درس نمیخوندم در طول روز بازم شاگرد اول میشدم.

aref16
09-03-2011, 11:33
شاگرد اول داریم تا شاگرد اول
بعضی ها هوش بالایی دارن یعنی همون جا سر کلاس همه چیز رو میفهمن و قدرت تجزیه و تحلیلشون در مسایل درسیبالاست
بعضی ها هوش خوبی دارن ؛ یعنی درس رو تا حدودی سر کلاس میفهمن و میرن خونه و درس رو میخونن و چند تا مثال یا تست حل میکنن و اون موقع میشه گفت درس رو فهمیدن ولی این گروه هیچوقت به گرد پای گروه اولی نمیرسه:31:
گروه سوم گروهی که هوش متوسط دارن ولی با پشت کاری زیاد میشن شاگرد اول :31:(که معمولا با اسامی بچه خر خون شناخته میشن)

MosaferJade
09-03-2011, 12:56
من کتابهایی که کلا فورمولی هست رو خوب درک می کنم (البته بعضیاش هم واسه من یه کم گیج کننده هست که اونم بخاطر اینه که حوصله نمی کنم مو به مو قضیش رو دنبال کنم) ولی تو این خوندنی ها موندم و متاسفانه (شاید بخاطر ترس اکثریت از فرمول نویسی) کتابهای ریاضیات هم داره دیگه خوندنی میشه (از شانس بد ما ) قبلا می شد با حفظ یک معادله کلی از کتاب رو درک کرد ولی الان چی ؟ ... .
راستی کلا یادم رفت چی می خواستم بگم به نظر شما من چطور می تونم این کتابهای حفظی رو بخونم ؟ ( راهی داره؟ کسی این مشکل رو داشته و تونسته باشه حلش کنه؟
مرسی

aref16
09-03-2011, 13:45
من کتابهایی که کلا فورمولی هست رو خوب درک می کنم (البته بعضیاش هم واسه من یه کم گیج کننده هست که اونم بخاطر اینه که حوصله نمی کنم مو به مو قضیش رو دنبال کنم) ولی تو این خوندنی ها موندم و متاسفانه (شاید بخاطر ترس اکثریت از فرمول نویسی) کتابهای ریاضیات هم داره دیگه خوندنی میشه (از شانس بد ما ) قبلا می شد با حفظ یک معادله کلی از کتاب رو درک کرد ولی الان چی ؟ ... .
راستی کلا یادم رفت چی می خواستم بگم به نظر شما من چطور می تونم این کتابهای حفظی رو بخونم ؟ ( راهی داره؟ کسی این مشکل رو داشته و تونسته باشه حلش کنه؟
مرسی

درسای حفظی رو بهتره با نمودار حفظ کنی:8::8::8::8:
راستی رشته شما چیه؟:46:

mestry
09-03-2011, 17:04
راستی کلا یادم رفت چی می خواستم بگم به نظر شما من چطور می تونم این کتابهای حفظی رو بخونم ؟ ( راهی داره؟ کسی این مشکل رو داشته و تونسته باشه حلش کنه؟
روشی که من برای درسای حفظی پیش میگیرم یکم با بقیه متفاوته....وقتی میخوام ادبیات بخونم سعی میکنم یجورایی طبع شعریم رو فعال کنم و از احساساتم کمک بگیرم، سعی میکنم مثل خود شاعر یا نویسنده فکر کنم، اونوقته که درک من از مطالب چند برابر میشه اما اگه فقط بخوام مطالب رو حفظ کنم مطمئنا چند روز بعدش باید دوباره برم همون مطالب رو بخونم تا یادم نره، به عبارتی تو خودم یه علاقه ای ایجاد میکنم و همین علاقه تو حفظ کمک میکنه، عین فرمولای گنده ریاضی که با علاقه میخونمشون و زود حفظ میشم...مثلا برای درس دین و زندگی اول توی خودم یه جور حال و هوای مذهبی ایجاد میکنم و کنجکاویم برای مسائل دینی رو تشدید میکنم تا راحت بتونم مسائل کتاب رو تحلیل کنم و حفظ کنم...این نکته رو هم یادم نمیره که این درسای حفظی رو بیخود نذاشتن و یجورایی بدرد میخورن، حالا چه مطالبش رو قبول کنم و چه قبول نکنم بالاخره توانایی ذهنیم رو افزایش میده.
این روش برای من موثر بوده ولی ممکنه یه نفر دیگه نتونه اینکارا رو بکنه، دیگه خود ش باید فکر نه و راه حل مناسبش رو پیدا کنه

MosaferJade
09-03-2011, 17:50
کارشناسی کامپیوتر

far2009
09-03-2011, 18:37
من نمی گم یک دانش آموز شاگرد اول هستم . ولی از نظر من :

- اول خوب و درست تمرین کنید . توی هر درسی ( تمرین بیشتر = نمره بالاتر )

- دوم اینه که بعضی ها فقط چیزهایی را می نویسند که معلم میگه بنویسید . در حالی که معدودی دانش آموزان حرف های معلم را می نویسند که معمولا موفق تر هستند.

- سوم ، علاقه شاید هم استعداد . مثلا من با درس های حفظی میانه خوبی ندارم برعکس ریاضی .

چون گاها ریاضیات سخت دبیرستان را با معلومات ساده هم میشه حل کرد ( بارزترینش هم می تواند گسسته باشد که سوالاتش گاها معما میشه )

اما در مورد سایر دروس اگر سوالی را بلد نیستید تا آخر هم بلد نخواهید بود و راهی ابتکاری در پیش ندارید.


ببخشید اگر زیاد شد.

MOHAMMAD_ASEMOONI
09-03-2011, 20:33
سلام

من از تاریخ متنفر بودم و همیشه میگفتم آخه به ما چه مربوطه که چند صد سال پیش فلان پادشاه چجوری شد پادشاه و چند بار جنگید و چجوری سرنگون شد . این چیزها به چه دردِ من میخوره؟؟؟.
اما بعداً دنیا چرخید و چرخید و یاد گرفتم که تاریخ سرنوشتِ گذشتگان و عبرتِ آیندگان هست و یاد گرفتم که سرنوشتِ همه ی مردمِ دنیا تابعِ یک سری قوانینِ ثابت و تغییر تاپذیر هست و این قوانین زندگیِ همه رو تحتِ کنترل داره و اطلاعاتِ نهفته در سرنوشتِ گذشتگان برای زندگیِ بهتر خیلی مفید هست و این اطلاعات در (تاریخ) وجود داره .
واسه همینه که میگیم از سرنوشتِ فلانی عبرت بگیر .
واسه همینه که جزئی از قرآن کریم تاریخ و سرنوشتِ گذشتگان هست .

وقتی اینها رو فهمیدم به تاریخ علاقمند شدم .

حالا دیگه فیلمهایِ مستندِ تاریخی و کتابهایِ تاریخِ ملتها و مشاهیر رو خیلی با علاقه تماشا میکنم و میخونم
درست انگار که دارم یک فیلمِ اکشنِ پرهیجان تماشا میکنم یا یک قصه ی هیجان انگیز میخونم و با آب و تاب دنبالش میکنم چون به شدت کنجکاو هستم که بدونم آخرش چی بر سر اون قوم یا اون پادشاه اومد .

قدرتِ ذخیره سازیِ سلولهای مغز در لحظه هایِ کنجکاوی و هیجان , هزار برابر میشه .
واسه همینه که ما بیشترِ خاطراتمون رو تا آخر عمر به یاد داریم .

در خودتون علاقه ایجاد کنین نسبت به درسهایِ حفظی .
در موردِ تاریخ گفتم چطوری .
بقیه ی درسها هم همینجوره .

یه چیز دیگه هم هست که خیلی مهم هست :
مثال :
یک فیلمِ سه ساعته رو که خیلی دوست دارین در نظر بگیرین .
از همون اولِ فیلم شما اطلاعاتی رو که میگیرین به صورت یک پازل در مغزتون کنار هم میچینید .
گاهی به جایی میرسید که میتونین بقیه ی فیلم رو حدس بزنید و تصویر کاملی از فیلم در ذهنتون مجسم کنین .
وقتی اون تصویر یا پازل در ذهنتون کامل شد دیگه میتونین تمامِ فیلم رو کامل توضیح بدین
==============================

من برایِ ایجادِ انگیزه به یاد گرفتن , از غرور هم خیلی استفاده کردم .

همیشه به خودم میگم زشت نیست تو این چیزها رو ندونی ؟؟ اُفت نداره برات که یه عده خوب بلد باشند اما تو بگی بلد نیستم .
همین غرورِ مثبت به من انگیزه ای قوی میده تا یاد بگیرم و از اینکه از دیگران برتر هستم یا هم سطحشون هستم احساس غرور میکنم .

اما در عینِ حال , برایِ یاد گرفتن خیلی متواضع هستم به لطفِ خدا و حتی اگر یه بچه ابتدائی چیزی بدونه که من ندونم , مثلِ یک شاگرد میشینم و ازش یاد میگیرم و ازش تشکر میکنم و از اینکه من هم یاد گرفتم احساس غرور میکنم .

خلاصه بگردین دنبالِ انگیزه های قوی برای علاقمند شدن به اون درس و ببینین چه نتیجه ی معجزه آسایی داره .
:)

I am S
10-03-2011, 15:26
دوستان اگه به درس علقه داشته باشید خوب یاد میگیرید مقثلا من به تاریخ خیلی علاقه برای همین خودم با علاقه میخونم و همیشه 20 گرفتم اما به علوم علاقه ندارم و نمره هام هم تعریفی نداره .در این جور موارد که علاقه ندارید فقط خرخونی جواب میده .

MOHAMMAD_ASEMOONI
12-03-2011, 17:47
دوستان اگه به درس علقه داشته باشید خوب یاد میگیرید مقثلا من به تاریخ خیلی علاقه برای همین خودم با علاقه میخونم و همیشه 20 گرفتم اما به علوم علاقه ندارم و نمره هام هم تعریفی نداره .در این جور موارد که علاقه ندارید فقط خرخونی جواب میده .

سلام
خرخونى هم كار سختيه احتياج به انگیزه ی قوی داره که آدم خسته نشه و جا نزنه
شما انگیزتون برای خرخونی چی هست؟
این رو مفَصّل لطف کنین توضیح بدین برای دوستان تا اونها هم استفاده کنند از اون
با تشکر
:11:

keyvanb1
14-03-2011, 20:57
تنها تلاش كردن مهمه

keyvanb1
14-03-2011, 21:03
من خودم تا پارسال معدلم 19 بود امسال كه سال آخرم و حهح ترين ساله 5 تا تجديد آوردم.همش هم به خاطر افسردگي

MasterGeek
15-03-2011, 01:35
خوب به تجربه میتونم بگم که نمیشه همیشه شاگرد اول بود ولی میشه گفت جزء تاپ های کلاس موند..ضمن اینکه تحصیل با هدف شاگرد اول موندن یا حفظ جایگاه قهرمانی به نظر من مضر هست (از روی تجربه خودم میگم)

شاگرد اولی یه خاصیت ثابت و واحد نیست ... افراد موفق توی تحصیل هم انواع مختلفی دارند و میشه از جنبه های گوناگون بررسی شون کرد....بعضیها خیلی شارپ هستند بعضی ها متوسط و بعضی ها هم حتی زیر متوسط ولی هرکدوم راهی واسه موفقیتشون دارن
البته من اعتقادی به موفقیت خرخونی (در معنی واقعی کلمه) که فقط کسب نمره ی بالا رو تضمین میکنه ندارم ولی بهرحال میتونه در حالت کلی ملاکی عمومی از موفقیت باشه

توی موفقیت تحصیلی عواملی مثل علاقه پشتکار و مسیر درست خیلی مهم اند. از اینها گذشته روش مطالعه هم خیلی مهمه....خیلی ها واقعا به شکل کاملا غیربهینه مطالعه میکنند در حالیکه میشه یه مطالعه ۵ یا ۶ ساعته رو با یه مطالعه خوب و منظم ۱ ساعته جایگزین کرد.
ضمنا وقتی کیفیت مطالعه و شکل یادگیری خوبه هرچه بیشتر مطالعه کنید خوب بهتره....

باز بنا به تجربه خودم علاقه عامل مهمی هست و وقتی که در کار باشه باعث میشه که شما راه خودتونو خودبه خود پیدا کنید. واسه همین هست که وقتی یه نفر مثلا استعداد خارق العاده ای داره خودبخود به سمت اون استعدادش کشیده میشه و خودبخود راهشو پیدا میکنه (الان داشتم خبر ترور تاتللیسس رو میخوندم که چطور یه بچه ی فقیر که از مناطق محروم جنوب شرق ترکیه با شغل کارگری و دست فروشی سر از استانبول در میاره و چطور به یکی از بزرگترین هنرمندان ترکیه تبدیل میشه)
شما انشتین نیوتون گالیله حسابی هشترودی ادیسون و خیلی از بزرگان رو نگاه کنین میبینین که همینه....واقعیت اینه که وقتی ما در جهت درست باشیم نیاز به زجر و زحمت نیست وقتی در مسیر درست هستیم همه کارا لذت بخشه... نیازی به تدابیر خاص نیست...همه چیز سهل و ساده پیش میره....

من الان فوق مخابرات رو تقریبا تموم کردم از وضعیت ادامه تحصیلم هم مطمئنم ولی دقیقا مطمئن نیستم که درسته؟؟؟.....مطمئن هستم که موضوعات علمی واسه من جذابترین موضوعات بودند....مطمئن هستم ریاضی و فیزیک واسه م جذاب ترین مباحث بودن....مطمئن هستم که در بدترین حالت از راه اصلیم دور نشدم .... اما آیا من دنبال ارضای خواسته های واقعی و درونی خودم بودم یا دنیال ارضای خواسته های اکتسابی که از جامعه یا پدر و مادرم به من القا شده؟
من توی فامیل و آشنا فرد موفقی محسوب میشم....ولی جدا این سوالات رو از خودم میپرسم که دنبال لذت و شادی خودم و فقط و فقط برای خودم هستم یا نه دارم انتظاراتو برآورده میکنم. دقیقا نمیدونم پاسخ من چی میتونه باشه ... ممکنه یه دفه بزنم زیر همه چی (بعیده چون میگم راهو خیلی هم بیراه نیومدم ولی گاه فکر میکنم چرا مثلا ریاضی محض نخوندم....و جای خوش شانسی اینجاست که میتونم نسبتا راحت این راهو واسه ادامه تحصیل انتخاب کنم) ممکنه کمی مسیرمو تغییر بدم.....ولی بهرحال چیزی که واسه م مثل روز روشنه اینه که باید دنبال برآروده کردن خواسته های واقعی و نه کاذب درونم باشم....

MosaferJade
17-03-2011, 13:55
راستی به نظرتون عبارت شاگرد اول چیز خوبیه؟
یه نفر بخاطر 0.25 نمره بشه شاگرد دوم کلاس واقعا ظلم نیست؟
فکر کنم همون نمره های a,b,... بهتر باشه نظر دوستان چیه؟

Amirdb
17-03-2011, 14:49
رتبه اول شدن تو کلاس و مدرسه چندان هم تضمینی واسه آینده مطلوب و خوب نیست!
فت و فراوون رفیق و آشنا سراغ دارم طرف رتبه اول کلاس و مدرسه که هیچ پا از ناحیه و منطقه هم فراتر گذاشته بود اما به کنکور که رسیده بود.....
خیلی از کسایی که تا پارسال فکر میکردم رتبه های دو رقمی کنکور باشند ولی وقتی کنکور دادیم دیدم که دو رقمی که هیچ خیلی هاشون 4 رقمی هم نشدند!!
هر چند خودم با کنکور به این شکل موافق نیستم اما باید بگم این کنکوره که عیار افراد رو تو درس و آزمون میسنجه!
دیگه واسه کنکور نشستن تا صبح درس خوندن و فرداش 20 گرفتن و شاگرد اول شدن تو این نظام آموزشی جواب نمیده!برای کنکور باید هزار جور احتمال رو در نظر بگیری کلی از هر نظر خودت رو آماده کنی و کلی تکنیک فلان و... تا شاید بتونی نتیجه خوب بگیری!(این رو عزیزانی که کنکور دادند میتونند متوجه بشند که چی میگم!)

می دونم پستم ربطی به سوال اصلی تاپیک نداشت اما خواستم هشدار بدم به عزیزانی که دلشون خوشه که شاگرد اول بشند و... چون یه زمانی ما هم(خودم) دلمون به همین چیز ها خوش بود اما اصلا این چیزها ملاکی برای آینده خوب نیست!اگر هم کسی که بدون در نظر گرفتن آیندش و واسه یه هدف های دیگه به شاگرد اول شدن فکر میکنه که دیگه هیج و در دنیای.... خودش خوش باشه (چون اولای تاپیک دیدم ماشالا دوستان چه هدف های ..... دارند!!!)

برای اینکه پست به تاپیک یه ربطی داشته راز شاگرد اول شدن در علاقه و علاقه و علاقه هست و دگر هیچ!
چند سال پیش قبل از اینکه پامو بذارم رشته ریاضی جزو همین شاگرد اولا (!) بودم دلیلش هم این بود که درس رو صرفا به خاطر علاقه ای که داشتم میخوندم....اما از سال دوم به بعد چون وارد رشته ای شدم که هیچ علاقه ای نداشتم و درس ها هم تخصصی تر شده بود به خاطر همین دیگه خبری از اون شاگرد اول شدن و مقام و فلان نبود.
پس سعی کنید برید دنبال علاقتون!به هیچ وجه تاکید میکنم به هیچ وجه به حرف اطرافیانتون اهمیت ندید!

موفق باشید

MOHAMMAD_ASEMOONI
17-03-2011, 14:55
راستی به نظرتون عبارت شاگرد اول چیز خوبیه؟
یه نفر بخاطر 0.25 نمره بشه شاگرد دوم کلاس واقعا ظلم نیست؟
فکر کنم همون نمره های a,b,... بهتر باشه نظر دوستان چیه؟

سلام
بله شما حرفتون درسته
منظور از کلمه ی شاگرد اول هم در این تاپیک , کسانی هست که حداقل معدلشون 17 -18 باشه

اما در موردِ اینکه 25 صدم فرق اهمیتی نداره , در بعضی مسابقه ها فرقِ نفرات اول تا سوم گاهی فقط چند صدم ثانیه هست اما فقط یکیشون اول میشه و مدالِ طلا میگیره
:)

============================

راستی برای علاقمند شدن به ریاضیات , شاید این انگیزه ی خوبی باشه :
ریاضیات{ علمِ حساب} , مادرِ همه ی علم و دانشها [ أمُ العلوم] و الفبایِ خلقت و آفرینش هست .

در همه ی علم و دانشها ریاضیات هست اما در ریاضیات چیزی جز ریاضیات نیست .

در هر کاری , هر کس که ریاضیاتش بهتره , موفق تر از بقیه هست .

رازِ موفق شدن در فراگیریِ ریاضیات این هست که تا یک مبحث و مطلب رو یاد نگرفتین نباید به سراغِ مبحثِ بعدی برید وگرنه یاد نمیگیرین و عاجز و درمانده میشین و از ریاضیات متنفر میشین

مثال :

سعی کنین به کسی که جمع و تفریق رو درک نکرده ضرب و تقسیم یاد بدین !!!!!

اگر آب تو هاون بکوبید از این کار سودمندتر هست
دانشِ حساب , زنجیره وار هست اگر یک حلقه از زنجیر بردارین گسسته میشه .

برگردین عقب حتی اگه لازم شد از ابتدایی دوباره همه چیز رو یاد بگیرین و تا یک مرحله رو تموم نکردین به سراغ مرحله ی بعدی نرید

MosaferJade
18-03-2011, 00:56
در همه ی علم و دانشها ریاضیات هست اما در ریاضیات چیزی جز ریاضیات نیست .
[ جمله جالبی یود

در هر کاری , هر کس که ریاضیاتش بهتره , موفق تر از بقیه هست .
این حرفتون رو اصلا قبول ندارم
همونطور که قبلا هم گفتم (و الان هم میگم )
خود بنده ریاضیم در حد 20 بود و هست
اما تو کتابهای خوندنی مخصوصا کتابهای عمومی مشکل داشتم و دارم
همون طور که گفتم بنده بخاطر 0.25 نمره در درس جغرافیا یک سال عقب افتادم
یعنی بعد از سال سوم دبیرستان یه سال استراحت داشتم با اجازتون و بعدش رفتم و پیش رو خوندم
معلمه هم خیلی با من لج بود( خدا نصیب هیچ کس نکنه)

رازِ موفق شدن در فراگیریِ ریاضیات این هست که تا یک مبحث و مطلب رو یاد نگرفتین نباید به سراغِ مبحثِ بعدی برید وگرنه یاد نمیگیرین و عاجز و درمانده میشین و از ریاضیات متنفر میشین
این حرفتون رو هم قبول ندارم
بعضی مواقع پیش میاد که قضایای بعدی باعث میشن آدم قضایای قبلی رو متوجه یا بهتر وتوجه بشه

MasterGeek
19-03-2011, 13:59
در هر کاری , هر کس که ریاضیاتش بهتره , موفق تر از بقیه هست .

1.من خودم دوست دارم به شطرنج به چشم ریاضیاتیش نگاه کنم (تئوری بازیها در ریاضیات گسسته) ولی خیلی از استاد بزرگ های شطرنج مثل گری کاسپاروف کاملا مخالف ربط دادن شطرنج به ریاضیات بودند، کاسپاروف {ادبیات/یا شایدم تاریخ} میخوند...هوش استدلالی-منطقی (که باعث پیشرفت در ریاضی میشه) یکی از مهمترین انواع هوش 21 گانه است ولی انواع دیگر هوش هم هستند که هرکدام کاربردهای خود رو دارند...

2. این حرف شما کاملا درسته وقتی در چارچوب علوم ریاضی بهش نگاه کنیم. مثلا در تمام وادی مهندسی هر چه یه مهندس یا دانشجوی مهندسی ریاضیش قویتر باشه راه ساده تر و آینده ی روشن تری رو در پیش داره ... (چه برسه به خود رشته ریاضی ....)
من وقتی به عقب نگاه میکنم میبینم که واقعا چه تاثیر ریاضی در ساختار علوم مهندسی و فیزیک نداره...نگاه عمیق و درست اینه که همه علوم ریاضی و فیزیک و مشتقاتشون رو شاخه های یک درخت بدونیم....واسه همین همه اینا از یه جنس اند.
اما باز مثلا توی رشته ی مهندسی خیلی ها هستند که دنبال کارهای عملی و نه لزوما درک تئوریک هستند ... اینا در سطوح پائینتری از علم کار میکنند ولی تجربه های بالاتری از تکنیک رو دارند ... در این زمینه هاست که تجربه خیلی مفیدتر از تئوری هست در اینجا اتفاقا افرادی که عملگرا هستند ( عوض اندیشه گرا ) موفق ترند و این افراد معمولا خیلی با علوم انتزاعی مثل ریاضی حال نمیکنند....یه بحثی در تئوری یادگیری هست که افراد به به دسته های عملگرا و اندیشه گرا و .... تقسیم میکنه

3. ریاضیات واقعا مبناست و وابسته به هیچ علم دیگه ای نیست
این حرف درسته وقتی از دید ساختار علمی به قضیه نگاه میکنیم. اما در واقع وقتی از دید تاریخ ریاضی به قضیه نگاه میکنیم میبینیم که توسعه ریاضیات عمدتا در اثر نیاز در علوم دیگه مثلا فیزیک یا کامپیوتر شکل گرفته همین دو مثال (فیزیک و کامپیوتر) تاثیر شگرفی در پیشبرد ریاضیات داشته اند.....

در نهایت هم واسه اینکه از موضوع خارج نشیم. مهمترین فاکتور در زندگی اینه که همه دنبال علائقمون بریم. و اگر با خودمون روراست باشیم علاقه مون رو پیدا میکنیم اینیم که میگن خودشناسی، اهمیتش همینجاست

lahij_web
19-03-2011, 14:10
راستشو بخوای منظورتو از شاگرد اول و مطرح کردن این بحث درست متوجه نشدم !
فقط میدونم اکثر بچه های معدل بالا و نمره بیار از لحاظ فنی چیزی ندارن که بخوان روش مانور بدن ( لاقل تو رشته های فنی مثل ما اینطوره ) .
فکر کنم این یه بحث قدیمیه که همیشه نمره بالا نشون دهنده خلاقیت و ذهن برتر نیست .
اکیپی که ما داشتیم جزو اشرار مدرسه و دانشگاه بودیم و در عین حال به دلیل مشغله کاری و ... فرصت حضور دائم سر کلاسها رو نداشتیم ولی اون بچه ها موقع امتحانات درسته شاگرد اول نبودن ولی متوسط به بالا و جزو بچه های سطح بالا از لحاظ علمی بودند .
به هر حال علم تئوریک رو رد نمیکنیم ولی اینکه کفه ترازو به یه طرف بچربه زیاد مناسب یه مهندس یا ... نیست !

Gam3r
19-03-2011, 18:26
راستی به نظرتون عبارت شاگرد اول چیز خوبیه؟
یه نفر بخاطر 0.25 نمره بشه شاگرد دوم کلاس واقعا ظلم نیست؟
فکر کنم همون نمره های a,b,... بهتر باشه نظر دوستان چیه؟

اتفاقا به من نظر اگه کسی 19.75 بگیره ، یا با اختلاف یک صدم شاگرد دوم بشه ، کاملا ، کاملا حقش هست !
هرچند که میدونم اگه خودم جای اون فرد باشم ، ماتحتم خیلی خیلی مسوزه ! اما حقشه !
حتی اگر روزی معلم بشم ، اون 25 صدم رو نمیدم به شاگرد ! همون 19.75 میدم !
البته اگر عادلانه باشه !

یادمه یکی از معلم هامون میگفت ، اگر مردی اون 25 صدم رو بگیر !
همین 25 صدم هستم که نشون میده کی بهتر خونده ، کی دقیق تر خونده و کی بازدهی اش بیشتر بوده
شما خودت رو میزاری جای اون شاگردی که با اختلاف یک صدم توی کارنامه دوم شده ، بعد میگی چقدر دردناکه ...
این رو نمیگی که اگه همینجوری 19.75 هارو 20 میدادن ، اون شاگرد دوم که کمتر خونده بود و مسئله های کمتری حل کرده بوده ، خیلی راحت از اونی که بیشتر خونده بود جلو میزد و شاگرد اول میشد ؟
بعد میدونی اونی که حقش بود اول بشه ، وقتی دوم میشه ، چقدر براش ناراحت کننده میشه ؟
میدونی اونی که یک درس رو خیلی خوب خونده ، میاد سر جلسه ، بعد میبینه معلم داره جواب هارو به بچه ها میگه ، چقدر ناراحت میشه و ضربه میخوره ؟


فقط خودت رو یک ور قضیه نزار و نظر نده !
از همه ابعاد به موضوع نگاه کن ، بعد نظر بده !

Pessimist
19-03-2011, 18:37
راستی من یه چیزهایی شنیدم در مورد دانش آموزهای تنبل
میگن این دانش آموزها چون در کودکی بیش فعال هستن نمیتونن حواسشون رو درست و حسابی جمع کنن و به خاطر همین تو مدرسه نمرات ضعیف میگیرن.
کلا پزشک ها میگن این کودک ها باید درمان بشن کسی در این مورد چیزی میدونه؟

AliSub
19-03-2011, 19:24
بحث جالبیه ولی بهتر بود بحث روی شاگرد اول شدن تو زندگی باشه نه درس. همه چیز که درس نیست.


من که شاگرد اول نیستم ولی خب:
توی دبستان پدرم با من درسهای سال بعد کار میکرد برای همین معدل بیست بود.
راهنمایی به درس علاقه داشتم معدلم 19.5 بود.
دبیرستان آمدم اصلا نمیدونستم درس چیه خودم الان هنوز متعجبم از این موضوع که چرا انقدر تو دبیرستان لطمه خوردم.
برای دانشگاه هم که اصلا انگیزه نداشتم درس نخوندم رفتم ازاد!
الانم که اصلا حواسم به درس نیست از ساعت 7 صبح تا خود الان تو اینترنتم!.

من تو کل این زنگیم یه چیز خوب فهمیدم: اونم اینکه دوست چنان تاثیری روی ادم داره که پدر مادر ندارن.
این از اراده ضعیفمون هم هست که منتظر دوست خوبیم

شاگرد اولی اراده میخواد اراده

MOHAMMAD_ASEMOONI
26-03-2011, 23:41
سلام
دوستانی که در درکِ مفاهیمِ پتانسیل الکتریکی (ولتاژ ) و شدت جریان و مقاومت الکتریکی و رفتار جریانِ الکتریکی در مدارها و قطعاتِ الکتریکی و الکترونیکی مشکل دارند :
رفتار جریانِ برق در سیم و در مدارهایِ الکتریکی و الکترونیکی بشیار شبیه به رفتار آب !!! در لوله و در قطعاتِ لوله کشی هست .
درک این مطلب درس رو اونقدر براتون آسون و شیرین میکنه که بعید نیست به جای شیرینی بخورینش
:31:

مثال :

دیود یک سو کننده مثل شیر یکطرفه

مقاومت متغیر مثل شیر فلکه

پتانسل الکتریکی که میره بالا میگن فشار برق زیاد میشه مثل برق فشار قوی که تا هزاران ولت هم میرسه درست مثل تانکی آب که هر چه ارتفاعش بیشتر بشه فشار آب هم بیشتر میشه .

شدت جریان درست مثل لوله ی آبی که قطرش زیاد بشه و حجم آبی که ازش میگذره زیاد میشه بدون تغییر فشار

هر چی ولتاژ بره بالا مقاومت کم میشه
درست مثل لوله ی آبی که داخلش دریچه های فنری داره و فشار آب زیاد باعث عبور راحن تر آب از لوله میشه .
واسه همینه که برقِ نیروگاهها رو به شکلِ فشار قوی (های ولتاژ) به شهرها منتقل میکنند و نه به شکل آمپر زیاد .

=============================
اگر در درکِ الفبایِ دانشی که میخواین یاد بگیرین لَنگ بزنین دیگه همش لنگ میزنین تو اون ماده
مثال :
مفاهیم سرعت , شتاب , سرعتِ ثابت , سرعت تند شونده با شتابِ ثابت , تند شونده با شتابِ متغیرِ ثابت , تند شونده با شتاب متغیر تند شونده ی تصاعدیِ حسابی و هندسی .




برای درک کار یک دستگاه پیچیده اول بلوک دیاگرامش رو یاد بگیرین بعد کار هر قسمت رو جدا یاد بگیرین و چگونگی ارتباط قسمتهای مختلف با هم . اگر خیلی علاقمند هستین , کار هر قطعه رو هم یاد بگیرید .

MOHAMMAD_ASEMOONI
27-03-2011, 03:06
بحث جالبیه ولی بهتر بود بحث روی شاگرد اول شدن تو زندگی باشه نه درس. همه چیز که درس نیست.


من که شاگرد اول نیستم ولی خب:
توی دبستان پدرم با من درسهای سال بعد کار میکرد برای همین معدل بیست بود.
راهنمایی به درس علاقه داشتم معدلم 19.5 بود.
دبیرستان آمدم اصلا نمیدونستم درس چیه خودم الان هنوز متعجبم از این موضوع که چرا انقدر تو دبیرستان لطمه خوردم.
برای دانشگاه هم که اصلا انگیزه نداشتم درس نخوندم رفتم ازاد!
الانم که اصلا حواسم به درس نیست از ساعت 7 صبح تا خود الان تو اینترنتم!.

من تو کل این زنگیم یه چیز خوب فهمیدم: اونم اینکه دوست چنان تاثیری روی ادم داره که پدر مادر ندارن.
این از اراده ضعیفمون هم هست که منتظر دوست خوبیم

شاگرد اولی اراده میخواد اراده

سلام
واقعاً ممنون
:11:
شما بنده رو یاد یه موضوعِ خیلی مهم انداختین :
آغاز و پایان
آغاز هر طور باشه میگذره و تمام میشه اما پایان میمونه و نتیجه اش
اگر آغاز کارمون خوب و رضایت بخش نباشه چندان مهم نیست اما پایانِ کار اگر خوب و رضایت بخش و خوش نباشه مصیبته
مثال :
بهترین مثال همین درس خوندنه .
کدومش رو ترجیح میدین :
کسی که در دبستان و راهنمایی درس خون نبوده اما یکدفعه در دبیرستان تغییر میکنه در دبیرستان و پایان کار تحصیلش خوش هست

یا کسی که اولش درس خون هست اما دست آخر ترک تحصیل میکنه ؟

==============================

به هر کاری دست میزنین , مراقب باشین پایانش خوش باشه .

حتی خدا هم فقط پایان براش مهمه
وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقین .

ali gamma
31-03-2011, 13:05
این تاپیک منو به فکر انداخت.
من رشته ام ریاضی فیزیک بود. درسم هم خیلی خوب بود باورتون نمیشه هیچی نمیخوتدم میزاشتم برا شب امتحان دو ساعت میخوندم میشدم 20 کلاس. متاسفانه هیچ کس نبود منو راهنمایی کنه. به این روش کاملا عادت کرده بودم. که وارد دبیرستان شدم . اول هم همینطوری گذشت و من با همین روش جزو بهترین ها بودم. دوم دبیرستان رفتم ریاضی فیزیک . اما دیگه این روش دیروز کارساز نبود. برای اولین بار تو عمرم ریاضی گرفتم 10 . اصلا نمیدونستم دلیلش چیه. رفیقای نامردی داشتم که استعداد منو نداشتن ولی خیلی میخوندن ولی من اینو نمیدونستم. تو بازی و وقت تلف کردن همراهم بودن ولی هیچ وقت راهنماییم نکردن . من بدبختم نمره هام روز به روز بدتر میشد. افسرده شده بودم و درمانده. من هیچ وقت درسخون نبودم و حتی به معلم ها هم سر کلاس گوش نمیدادم. به هر حال تمام اون رفقای نامرد من یا الان دارن مهندسی میخونن یا پزشکی. من رفتم مترجمی زبان. سال اول اصلا حوصله ی درس خوندن نداشتم ولی با این حال تو دانشگامون از لحاظ نمره و نوشتن و صحبت کردن بهترین بودم. سال دومدیگه به حماقت خودم تو دبیرستان پی بردم و شروع کردم به درس خوندن. الان که سال سوم هستم میتونم بگم از خیلی از استادای زبانمون بیشتر انگلیسی بلدم. و اگه اینجوری ادامه بدم اینده ی شغلیم برخلاف اینکه بازار اموزش و ترجمه ی زبان اشباع شده تضمینه. براحتی میتونم استاد زبان شم. ولی هنوز قلبم یه جورایی افسردس. نمیتونم گذشتمو فراموش کنم. همیشه باهامه و بخاطرش احساس شرمندگی زیادی میکنم. بعضی وقتا میگم تقدیر بود ولی باز فاید نداره این زخم عمیقتر از اینه که این حرفا مرحمی باشه براش. دوست دارم از یه جایی شروع کنم دوباره اما باز گرفتارم .شاید کلا فراموش کردم و چسپیدم به همین زبان و شایدم خدا دری جدید برام گشود. نظر شما چیه؟ دوباره از اول شروع کنم یا همین راهو ادامه بدم؟

Gam3r
31-03-2011, 13:42
این تاپیک منو به فکر انداخت.
من رشته ام ریاضی فیزیک بود. درسم هم خیلی خوب بود باورتون نمیشه هیچی نمیخوتدم میزاشتم برا شب امتحان دو ساعت میخوندم میشدم 20 کلاس. متاسفانه هیچ کس نبود منو راهنمایی کنه. به این روش کاملا عادت کرده بودم. که وارد دبیرستان شدم . اول هم همینطوری گذشت و من با همین روش جزو بهترین ها بودم. دوم دبیرستان رفتم ریاضی فیزیک . اما دیگه این روش دیروز کارساز نبود. برای اولین بار تو عمرم ریاضی گرفتم 10 . اصلا نمیدونستم دلیلش چیه. رفیقای نامردی داشتم که استعداد منو نداشتن ولی خیلی میخوندن ولی من اینو نمیدونستم. تو بازی و وقت تلف کردن همراهم بودن ولی هیچ وقت راهنماییم نکردن . من بدبختم نمره هام روز به روز بدتر میشد. افسرده شده بودم و درمانده. من هیچ وقت درسخون نبودم و حتی به معلم ها هم سر کلاس گوش نمیدادم. به هر حال تمام اون رفقای نامرد من یا الان دارن مهندسی میخونن یا پزشکی. من رفتم مترجمی زبان. سال اول اصلا حوصله ی درس خوندن نداشتم ولی با این حال تو دانشگامون از لحاظ نمره و نوشتن و صحبت کردن بهترین بودم. سال دومدیگه به حماقت خودم تو دبیرستان پی بردم و شروع کردم به درس خوندن. الان که سال سوم هستم میتونم بگم از خیلی از استادای زبانمون بیشتر انگلیسی بلدم. و اگه اینجوری ادامه بدم اینده ی شغلیم برخلاف اینکه بازار اموزش و ترجمه ی زبان اشباع شده تضمینه. براحتی میتونم استاد زبان شم. ولی هنوز قلبم یه جورایی افسردس. نمیتونم گذشتمو فراموش کنم. همیشه باهامه و بخاطرش احساس شرمندگی زیادی میکنم. بعضی وقتا میگم تقدیر بود ولی باز فاید نداره این زخم عمیقتر از اینه که این حرفا مرحمی باشه براش. دوست دارم از یه جایی شروع کنم دوباره اما باز گرفتارم .شاید کلا فراموش کردم و چسپیدم به همین زبان و شایدم خدا دری جدید برام گشود. نظر شما چیه؟ دوباره از اول شروع کنم یا همین راهو ادامه بدم؟


والا به نظر من ، هرکسی توی یک سن به خصوصی یکهو ذهنش روشن میشه و انگار تازه یه چیزی توی مخش میترکه !! دنیا که براش روشن میشه شروع میکنه به درس خوندن و دونه دونه پله های ترقی رو تی کشیدن ... ببخشید ، طی کردن !! :دی
من خودم مثل شما بودم تا دوران راهنمایی ... یهو سوم راهنمایی انگار تازه مخم از حالت هنگ اومد بیرون ! تازه فهمیدم که چی به چیه ... !! درس رو باید چیجوری خوند و چرا پیشرفت نمیکنم ...


والا ، این چیزی که شما میگین ، یکی از همین مورد ها امسال توی مدرسه داشتیم ، سال اول جزو سوپر تاپ ها بود ، معدل بالای 19.80 !! بعد سال دوم اومدیم رشته ریاضی و فیزیک با هم توی یک کلاس ...
موقع امتحان ترم اول رسید ، سر هر امتحان ، چه ریاضی ، چه هندسه ، بهش SMS میدادم که درس خوندی ؟ میگفت من مثل تو نیستم که 10 ساعت بخونم آخرشم هیچی نشم ! من 12 شب به بعد میشینم میخونم ... بعدش روز بعد تو مدرسه انقدر از خودش تعریف میکرد که من میترکونم ، 20 میشم .، فلان بیسا ... آخرش هم تک تک امتجان هارو بین 13-14 شد !! فکرشو بکن ... معدل سال قبلش بالای 19.80 بود !!
منظورم شما نیستی ها ... منظورم اینه که ، ببین ، کسی که سال اول انقدر تاپ بود سال دوم به خاطر اینکه اعتماد به نفس کاذب داشت رید رفت ... !!

امیدوارم منظورم رو گرفته باشید ( شما نه ، بقیه دوستان که هنوز در مقطع دبیرستان هستند )




موفق باشید ...


ویرایش : ( دیدم پست علی عزیز خیلی قشنگ نوشته شده ، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و تک تک جواب ندم ، دمت گرم علی جان ... )


رفیقای نامردی داشتم که استعداد منو نداشتن ولی خیلی میخوندن ولی من اینو نمیدونستم.

واقعا لعنت به همچین آدم هایی ...
خودم امسال تجربه کردم همچین رفیق هایی رو ! اولا به طرف میگفتم چند ساعت خوندی 20 شدی ؟ میگفت یک ربع !!
من هم حصرت میخوردم که چقدر باهوشه و خوش به حالش ... بعدا فهمیدم روزی بالای 14 ساعت میخونه !
واقعا همچین آدم هایی به خاطر پیشرفت خودشون ، حاضرن روحیه بقیه رو داغون کنن برن ...


تو بازی و وقت تلف کردن همراهم بودن ولی هیچ وقت راهنماییم نکردن

خیلی قشنگ نوشتی علی جان ! واقعا دمت گرم ...


و حتی به معلم ها هم سر کلاس گوش نمیدادم

من هم اولها مثلا معلم ها سوال میپرسیدن ، بعد کلی شاگرد دست بلند میکردن جواب بدن ...
من توی ذهنم میگفتم چقدر جلف بازی هست ! اما شما سعی کن چند بار حاضر جواب باشی ... لذتش که بره زیر زبونت دیگه ولش نمیکنی !


اون رفقای نامرد من یا الان دارن مهندسی میخونن یا پزشکی.

مطمئن باش که اون ها هم توی زندگیشون مشکلات و ناکامی هایی داشتن ...
نمیدونم چرا همه مشکلات خودشون رو 100 برابر بزرگتر از مشکلات دیگران میدونند !!
من یک روز در یک کلاس مختلط با زیپ باز رفتم جلو !! فقط شانس آودم مدیر نیومد بیرون ... !! همه زدن زیر خنده ، هرکی بود جلوی این همه دختر خودکشی میکرد ! اما من هم همراهشون خندیدم ... اصلا هم به روی خودم نیاوردم ... !! هیچکس به نقصان و اشتباهات شما توجه نمیکنه ! این شما هستید که فکر میکنید اشتباهات بزرگی کردید ! ( چقدر ادبی شد ... )


نمیتونم گذشتمو فراموش کنم. همیشه باهامه و بخاطرش احساس شرمندگی زیادی میکنم

نمیخوای بقیه عمرت هم پشیمون باشی که ؟ میخوای ... ؟
پس از همین الان استارتت رو بزن ، مهم نیست کجای کار هستی و رشتت چیه ، هرجایی هستی بهترین باش !


همیشه باهامه و بخاطرش احساس شرمندگی زیادی میکنم.

یه جایی خونده بودم : لعنت بر کسانی که استعداد دارند ولی استفاده نمیکنند !!
خیلی از مردم این دوره زمونه استعداد لازم رو ندارند ، مجبورند خیلی بخونند ... اما اگه کسی هم استعداد داشته باشه هم پشتکار ، کولاک میکنه ... یعنی واقعا کولاک میکنه ...



دوباره از اول شروع کنم یا همین راهو ادامه بدم؟

علی جان ، شنیدی میگن ماهی رو هروقت از آب بگیری تازس ... ؟

+

بزار یک چیزی رو بهت بگم ، موفقیت توش شغل ، 10% ـش دانش هست ، 90% ارتباط مردمی ...
یک فرد با مدرک دکترا که کلی دود چراغ خورده میره سر شغلش ، اما پولی که در میاره از یک فردی که لیسانس داره هم کمتره !
به شخصه ، یک سوپرمارکتی میشناسم که وقتی میری توی مغازش که فقط یک آدامس بخری ، انقدر خوب رفتار میکنه و احترام میکنه که اگه چیزی نیاز نداری هم به زور یه چیزی میخری تا جبران محبت طرف رو بکنی ، نمیدونم برات پیش اومده یا نه !
حالا از اینا که بگزریم ، شما پلهای خراب شده ی پشت سرت رو نمیتونی درست کنی که برگردی عزیز من ، همین راه رو ادامه بده ...
ولی ، اگر استادی شدی ، استادی بشو که شاگرد هات بهت افتخار کنن ! ما یک معلم فیزیک داشتیم ، وقتی درس میداد ، 2 تیکه از فیزیک میگفت ، 2 تیکه از قرآن ، 2 تیکه از جاهای دیگه ... انقدر خوب توضیح میداد و انقدر معلوماتش بالا بود که شاگرد ها همش عاشقش بودن ! اگر استاده میگفت همه برین وسط اتوبان دراز بکشین همه این کار رو میکردن ...
مثلا ، آخرین جلسه گفته بود : اگر بعدا من رو توی خیابون دیدین ، من رو صدا کنین تا بهتون سلام کنم ...
به کلماتش دقت کن ! به این میگن استاد قابل احترام ... استادی که همه فداییش هستن !




فکر کنم بیش از حد نوشتم ...

موفق باشید ! در آخر ، علی جان باز هم ممنونم از شرح حال خالصانت ...

ali gamma
31-03-2011, 18:54
راستش من روش فکر کردم و فعلا همین زبان رو ادامه خواهم داد. راستشو بخوا یه رفیق دارم تو دانشگاه که الگوی منه. قبلا لیسانس زیست داشت و دوباره در 27 سالگی تو رشته ی مترجمی ثبت نام کرد. الان 30 سالشه اما به خاطر شوق فراوانش جزو بهترین ها است. اون هیچ وقت نگران اینده و گذشته اش نیست. دقیقا مث یه بچه ی 5 ساله که هر چیزی رو بخواد تا بدست نیاره ول نمیکنه. اگه من یه دوست خوب مث این تو دوره ی دبیرستان داشتم اینطور نمیشد. دوست خوب خیلی مهمه. فکر میکنم فعلا بهتره ریسک نکنم و ادامه بهترین راه باشه. حرف خیلی قشنگی زدی. ادم بهتره تو کاری که هست بهترین باشه.

حرفات خیلی قشنگ و ارامش دهنده بود. یه شاخ گل تقدیم تو دوست خوب.:11:

MasterGeek
31-03-2011, 19:06
ببین دوست عزیز تو اگر هم بری ریاضی فیزیک و بعد مثلا مهندس شی باز آب از آب تکون نمیخوره
اون چیزی که باید روشن شه دیدت هست.
بشین و خودتو بشناس و ببین واقعا به چی علاقه داری...رویائی که همیشه دوست داشتی باشی چیه؟ پیداش کن (خودشناسی واسه اینجا لازمه) بعد برو دنبالش....
یه مثال میزنم:
تو مثلا علاقه داری که یه فرد پولدار شی! خوش بگذرونی! ویلا و ماشین و...و مثلا یه خانواده ی خوب
خوب این رویای تو ربطی به رشته ت نداره....به موفقیت ربط داره و الان هم خوب اومدی و ازین به بعدش هم میتونی همین راه ادامه بدی....
ولی یه وقت هست که نه مثلا رویا ت اینه که جایزه ی نوبل شیمی بگیری...اینجا دیگه باید انتخاب کنی یا دنبال رویات بری یا فراموشش کنی....

عنوان دکتر و مهندس هم به مرور زمان تغییر میکنن...این به خاطر جامعه در حال توسعه ی ماست....ملاک اصلی میزان موفقیت در زندگی هست که اصولا اینا خیلی مضحک به نظر میان تو باید به 20 یا 30 سال دیگه هم فکر کنی.....به اصطلاح اینا کف سر آبه میگذره...

---------- Post added at 08:06 PM ---------- Previous post was at 08:04 PM ----------


راستش من روش فکر کردم و فعلا همین زبان رو ادامه خواهم داد. راستشو بخوا یه رفیق دارم تو دانشگاه که الگوی منه. قبلا لیسانس زیست داشت و دوباره در 27 سالگی تو رشته ی مترجمی ثبت نام کرد. الان 30 سالشه اما به خاطر شوق فراوانش جزو بهترین ها است. اون هیچ وقت نگران اینده و گذشته اش نیست. دقیقا مث یه بچه ی 5 ساله که هر چیزی رو بخواد تا بدست نیاره ول نمیکنه. اگه من یه دوست خوب مث این تو دوره ی دبیرستان داشتم اینطور نمیشد. دوست خوب خیلی مهمه. فکر میکنم فعلا بهتره ریسک نکنم و ادامه بهترین راه باشه. حرف خیلی قشنگی زدی. ادم بهتره تو کاری که هست بهترین باشه.

حرفات خیلی قشنگ و ارامش دهنده بود. یه شاخ گل تقدیم تو دوست خوب.:11:

تو پست قبلی این پستت رو ندیدم ولی بهترین نشانه راه درست همین شوق فراوان هست...کلا اونجوری که خودت دوست داری زندگی کن (نه اونجوری که خانواده یا جامعه ازت میخواد باشی)

AliSub
31-03-2011, 20:25
این تاپیک منو به فکر انداخت.
من رشته ام ریاضی فیزیک بود. درسم هم خیلی خوب بود باورتون نمیشه هیچی نمیخوتدم میزاشتم برا شب امتحان دو ساعت میخوندم میشدم 20 کلاس. متاسفانه هیچ کس نبود منو راهنمایی کنه. به این روش کاملا عادت کرده بودم. که وارد دبیرستان شدم . اول هم همینطوری گذشت و من با همین روش جزو بهترین ها بودم. دوم دبیرستان رفتم ریاضی فیزیک . اما دیگه این روش دیروز کارساز نبود. برای اولین بار تو عمرم ریاضی گرفتم 10 . اصلا نمیدونستم دلیلش چیه. رفیقای نامردی داشتم که استعداد منو نداشتن ولی خیلی میخوندن ولی من اینو نمیدونستم. تو بازی و وقت تلف کردن همراهم بودن ولی هیچ وقت راهنماییم نکردن . من بدبختم نمره هام روز به روز بدتر میشد. افسرده شده بودم و درمانده. من هیچ وقت درسخون نبودم و حتی به معلم ها هم سر کلاس گوش نمیدادم. به هر حال تمام اون رفقای نامرد من یا الان دارن مهندسی میخونن یا پزشکی. من رفتم مترجمی زبان. سال اول اصلا حوصله ی درس خوندن نداشتم ولی با این حال تو دانشگامون از لحاظ نمره و نوشتن و صحبت کردن بهترین بودم. سال دومدیگه به حماقت خودم تو دبیرستان پی بردم و شروع کردم به درس خوندن. الان که سال سوم هستم میتونم بگم از خیلی از استادای زبانمون بیشتر انگلیسی بلدم. و اگه اینجوری ادامه بدم اینده ی شغلیم برخلاف اینکه بازار اموزش و ترجمه ی زبان اشباع شده تضمینه. براحتی میتونم استاد زبان شم. ولی هنوز قلبم یه جورایی افسردس. نمیتونم گذشتمو فراموش کنم. همیشه باهامه و بخاطرش احساس شرمندگی زیادی میکنم. بعضی وقتا میگم تقدیر بود ولی باز فاید نداره این زخم عمیقتر از اینه که این حرفا مرحمی باشه براش. دوست دارم از یه جایی شروع کنم دوباره اما باز گرفتارم .شاید کلا فراموش کردم و چسپیدم به همین زبان و شایدم خدا دری جدید برام گشود. نظر شما چیه؟ دوباره از اول شروع کنم یا همین راهو ادامه بدم؟

مهم اینکه خودتو پیدا کردی و الان داری ادامه میدی.
من یه رفیق دارم که همیشه حصرت ترمهای قبلشو میخوره اصلا کلا کارش این بود. هرچی بهش میگم بابا الان بچسب گذشته عبرت بگیر چرا انقدر فکر میکنی گوشش بدهکار که نیست. اخرم هر ترم بدتر از ترم قبله.

هیچ وقا حسرت گذشته نخور و فقط ازش عبرت بگیر.

زندگی = پیروزی + شکست
---------------------------------------------


بزار یک چیزی رو بهت بگم ، موفقیت توش شغل ، 10% ـش دانش هست ، 90% ارتباط مردمی ...
یک فرد با مدرک دکترا که کلی دود چراغ خورده میره سر شغلش ، اما پولی که در میاره از یک فردی که لیسانس داره هم کمتره !
به شخصه ، یک سوپرمارکتی میشناسم که وقتی میری توی مغازش که فقط یک آدامس بخری ، انقدر خوب رفتار میکنه و احترام میکنه که اگه چیزی نیاز نداری هم به زور یه چیزی میخری تا جبران محبت طرف رو بکنی ، نمیدونم برات پیش اومده یا نه !
حالا از اینا که بگزریم ، شما پلهای خراب شده ی پشت سرت رو نمیتونی درست کنی که برگردی عزیز من ، همین راه رو ادامه بده ...
ولی ، اگر استادی شدی ، استادی بشو که شاگرد هات بهت افتخار کنن ! ما یک معلم فیزیک داشتیم ، وقتی درس میداد ، 2 تیکه از فیزیک میگفت ، 2 تیکه از قرآن ، 2 تیکه از جاهای دیگه ... انقدر خوب توضیح میداد و انقدر معلوماتش بالا بود که شاگرد ها همش عاشقش بودن ! اگر استاده میگفت همه برین وسط اتوبان دراز بکشین همه این کار رو میکردن ...
مثلا ، آخرین جلسه گفته بود : اگر بعدا من رو توی خیابون دیدین ، من رو صدا کنین تا بهتون سلام کنم ...
به کلماتش دقت کن ! به این میگن استاد قابل احترام ... استادی که همه فداییش هستن !

من یکی که خیلی بهش اعتقاد دارم.

Dokhtar_Bache
01-04-2011, 14:15
سلام
راز شاگرد اول شدن شاگرد اولها فقط تو سه کلمه تعریف میشه : علاقه + پشتکار + هدف
به همین سادگی و راحتی !!
مهم اینه که به عمق معنیش پی ببریم
موضوع دوست خوب و امکانات آموزشی هم شاید مطرح باشه اما تاثیرش ازونای دیگه ضعیفتره
من خودم یه هم کلاسی داشتم 3سال دبیرستان باهام بود. با استعداد نبود اما همیشه یه قدم از بقیه جلوتر بود.. سال اول معدلش از همه بچه های مدرسه (حتی سال دوم و سومیها هم) و از خواهر خودشم که سال سوم بود بیشتر شد.
مدرسه ما یه مدرسه دولتی کاملا معمولی بود. این دختر هم دوستاش شرهای مدرسه بودند!! درسخون نبودن و همیشه لنگ تقلب بودن سر امتحانات
اما ایشون به تنهایی شاخص رشته ریاضی بود والان هم با رتبه 55 کنکور 87 داره برق شریف میخونه. خواهرش هم 3500 برق کاشان آورد..
نابغه نبود من به عینه دیده بودم.. ولی هدف داشت وبرای هدفش زحمت کشید.

Gam3r
01-04-2011, 14:36
سلام
راز شاگرد اول شدن شاگرد اولها فقط تو سه کلمه تعریف میشه : علاقه + پشتکار + هدف
به همین سادگی و راحتی !!
مهم اینه که به عمق معنیش پی ببریم
موضوع دوست خوب و امکانات آموزشی هم شاید مطرح باشه اما تاثیرش ازونای دیگه ضعیفتره
من خودم یه هم کلاسی داشتم 3سال دبیرستان باهام بود. با استعداد نبود اما همیشه یه قدم از بقیه جلوتر بود.. سال اول معدلش از همه بچه های مدرسه (حتی سال دوم و سومیها هم) و از خواهر خودشم که سال سوم بود بیشتر شد.
مدرسه ما یه مدرسه دولتی کاملا معمولی بود. این دختر هم دوستاش شرهای مدرسه بودند!! درسخون نبودن و همیشه لنگ تقلب بودن سر امتحانات
اما ایشون به تنهایی شاخص رشته ریاضی بود والان هم با رتبه 55 کنکور 87 داره برق شریف میخونه. خواهرش هم 3500 برق کاشان آورد..
نابغه نبود من به عینه دیده بودم.. ولی هدف داشت وبرای هدفش زحمت کشید.

جــــان ؟! چی شد آبجی ؟!!

اونجور که من از صحبت های شما متوجه شدم ، دوست شما با لات های مدرسه میگشت ، تقلبی بود و ...
پس چیجوری موقع کنکور ، که سوالات مفهومی و سخت هستند تونست رتبه ی 55 بیاره ؟!
یعنی فقط همون سال آخر شروع کرد به خوندن ؟ یا استعداد ذاتی داشت ؟

+

یک سوال ، در رتبه های کنکور ، رتبه های دختر و پسر با هم حساب میشه یا جدا جدا هستند ؟
ما هنوز کنکور ندادیم ... امیدوارم وقتی میدم بتونم حداقل 2 رقمی بیارم ! :41:
با اینکه درسم خوبه ، اما نمیدونم چرا همیشه احساس میکنم بلد نیستم ... !!

+

اگر میشه بیشتر در مورد دوستتون توضیح بدید ، من و تمام بچه های تاپیک مشتاق هستیم که بیشتر بدونیم !
دوستتون قبل از کنکور دقیقا چه کارهایی انجام داد که تونست همچین رتبه ی شاخی بیاره ؟!
سوالات کنکور سال های قبل رو حل کرد ؟
یا اصلا سوالات رو خرید ؟! :31:

Haj_Amoo
01-04-2011, 17:58
یک سوال ، در رتبه های کنکور ، رتبه های دختر و پسر با هم حساب میشه یا جدا جدا هستند ؟ سوال پرسیدیا!!! مگه سهمیه‎ی دخترا و پسرا هم داریم! ... آره با هم حساب میشن!!

Dokhtar_Bache
03-04-2011, 12:12
اونجور که من از صحبت های شما متوجه شدم ، دوست شما با لات های مدرسه میگشت ، تقلبی بود و ...
پس چیجوری موقع کنکور ، که سوالات مفهومی و سخت هستند تونست رتبه ی 55 بیاره ؟!
یعنی فقط همون سال آخر شروع کرد به خوندن ؟ یا استعداد ذاتی داشت ؟



اگر میشه بیشتر در مورد دوستتون توضیح بدید ، من و تمام بچه های تاپیک مشتاق هستیم که بیشتر بدونیم !
دوستتون قبل از کنکور دقیقا چه کارهایی انجام داد که تونست همچین رتبه ی شاخی بیاره ؟!
سوالات کنکور سال های قبل رو حل کرد ؟
یا اصلا سوالات رو خرید ؟! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نه خوب من شاید خوب توضیح ندادم
ببین دوست من که راجع به اش صحبت کردم شاید واقعا یه پدیده به نظر میاد. یکی از نکاتی که در موردش وجود داشت این بودکه درسهارو جلوتر از بچه های دیگه بلد بود واحتمالا هر درسی که سر کلاس تازه تدریس میشد این قبلش تستهاشم زده بود.یعنی سریعتر از دیگران پیش میرفت حالا شاید تابستون کلاس میرفته یامعلم داشته .اینوکه میدونید اصولا این تیپ افراد لو نمیدن هیچیوو خیلی موذی بازی درمیارن :دی
ولی خوب به هرحال چیزی که من خودم دیدم این بود که استعدادش در سطح نرمال بود وتیزهوش نبودو داشت تو یه مدرسه عادی درس میخوند. اما مشخص بود تمرین زیادی داره.
درمورد دوستاشم ، به هیچ وجه درسخون نبودن که مثلابخوان مشوق این باشن.چیزی که جالبه همینه.دوست من خودش اینجوری بود از محیط یاآدمای اطرافش تاثیر نمیگرفت..
توی آزمونهای قلمچی هم مشاورش با من یکی بود و من اون زمان عقلم نرسید از مشاورم بپرسم این چه جوری درس میخونه؟ ترازهاش 7000 به بالا میشد. حالا من ازیکی شنیدم که از اول راهنمایی تست کار میکرده ودرسهارو ازهمون اول مفهومی یاد میگرفته.
به هرحال این مهمه که هدف مشخص باشه وبه خاطرش پا رو خیلی چیزا بذاریم

mestry
08-04-2011, 13:38
یکی از مشخصه های شاگرد اول بودن اینه که اضطراب نداره.....امتحان براش مثل یه بازی میمونه که با اشتیاق میره سراغش....معلم ریاضیات گسسته دوستم میگفت وقتی تو دبیرستان انرژی اتمی تهران درس میداد، یه شاگرد داشتن که همه میگفتن این نفر اول کنکور میشه....پسره رفت سر جلسه کنکور و رتبش شد 8000 ....همش بخاطر استرس و اضطرابش بود.....شاگرد اول به هیچ وجه نباید ترسو اضطراب داشته باشه وگرنه نه فقط توی کنکور بلکه تو موقعیت های حساس زندگیش شکست میخوره.....

در ضمن، به هیچ وجه به خودتون تلقین نکنید که نمیشه رتبه خوب آورد یا نمیشه شاگرد اول شد....بدترین چیزیه که یه فرد میتونه انجام بده.....یه بار یه مرد ژاپنی تو کانتیر یه کشتی گیر کرد و درِ کانتیر قفل بود، مرده فکر میکرده یخ میزنه و به خودش گفت بذار مراحل یخ زدنم رو یادداشت کنم، بعد از 20 روز که در کانتیر رو باز کردن دیدن طرف یخ زده و کاغذ جزییات ماجرا هم افتاده کف کانتینر...وقتی بررسی کردن دیدن که دمای کانتینر خیلی سرد نبوده و طرف فقط با تلقین اینجوری شده........حالا فکر کنید که یه نفر تمام مدتی که داره درس میخونه به خودش تلقین کنه من نمیتونم پیشگام باشم یا نمیتونم موفق باشم، معلومه که با این طرز فکرش نمیتونه !

vivabarca
10-04-2011, 14:32
( شاگرد اول ) .... یکی از منفورترین اسم ها تو ذهن من ....

از کلاس اول تا پیش دانشگاهی شاگرد اول بودم ،[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ولی چند هفته قبل کنکور یه سری مشکلات برام پیش اومد که به جای یه رتبه ی زیر 200 رتبم 4 رقمی شد ! دیگه انگیزه ی درس خوندن یا به قولی خرخونی تو وجودم نابود شد . [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Puneh.A
10-04-2011, 15:06
برای شاگرد اول شدن
از همون اول ترم به خودت و به همه بگو این ترم شاگرد اولتون منم
در طول ترم هم تا می تونی نمره خوب کسب کن
به قولی سر استادا رو شیره بمال تا اگه خدای نکرده روز امتحان خراب کردی همه بدونن که یه مشکلی داشتی
یه کار دیگه هم باید کنی
باید با شاگرد اول قبلی طرح دوستی بریزی شبهای امتحان کچلش کنی از بس اس ام اس می دی و زنگ می زنی برا اینکه کم نیاری و بیشتر از اون بخونی
ولی خدایی هیچ کی الکی شاگرد اول نمیشه باید خیلی زحمت بکشی ، یه ذره تنبلی = نابودی
حتی اگه یه امتحان رو خراب کنی شاگرد اولی پر

MosaferJade
10-04-2011, 15:45
باید با شاگرد اول قبلی طرح دوستی بریزی شبهای امتحان کچلش کنی
منظورت اینه که بخاطر چند نمره اختلاف دورش بزنی ؟
این انصاف نیست . به نظر من یه شاگرد اول واقعی قبل از هر چیز باید انصاف داشته باشه

Puneh.A
10-04-2011, 16:34
منظورت اینه که بخاطر چند نمره اختلاف دورش بزنی ؟

نهههههههههههه:18:
اصلأ منظورم این نبود بد برداشت کردی
من و صمیمی ترین دوستم سرسخت ترین رقیب هم دیگه بودیم
برا چی دور بزنیم آخه؟:41:
شبهای امتحان با هم هماهنگ می کردیم و درس می خوندیم بدون اینکه کسی از اون یکی ناراحت بشه یا قصد بی انصافی داشته باشه

aRThaS_08
24-04-2011, 15:48
من اصلن توقع شاگرد اولی ندارم!

فقط من توی درس فیزیک خیلی ضعیفم فیزیکُ چجوری بخونم؟! فیزیک 3 و زیست 2 ممنون میشم راهنمایی کنید!

و اینکه بگم مشکلم با فیزیک قسمت ریاضیش نیست!

ریاضی من خیلی خوبه و همیشه اول یا دوم میشم توی مدرسه و توی آزمونهای گاج هم همیشه ریاضیم تک رقمیه و فقط یک بار 17اُم شدم!

اصلن هم خرخونی و اینا خوشم نمیاد، یه راه ساده و کم دردسر لطفن!

ممنون ♥

ملا نصرالدین
25-04-2011, 10:08
من خودم رشته ی دبیرستانم ریاضی فیزیک بود.توی فیزیک گاهی سوالاتی میپرسیدم که معلممون باید کلی روش فکر میکرد .چون تمرینم زیاد بود.به معلم فیزیکمون علاقه داشتم و یه جورایی عاشق فیزیک هم بودم.وقتی رفتم دانشگاه چون تمرینم کم شد(اصلا تمرین نداشتم)از استاد فیزیک هم متنفر بودم 3بار فیزیک 1 و 1بار هم فیزیک 2 رو افتادم.حتی دیگه نمیتونم اون مسائل دبیرستان رو حل کنم.همش یادم رفته

ramin1988
25-04-2011, 13:42
من که نیستم ..... فقط میخونم ..... :27:

mestry
25-04-2011, 21:11
من اصلن توقع شاگرد اولی ندارم!

فقط من توی درس فیزیک خیلی ضعیفم فیزیکُ چجوری بخونم؟! فیزیک 3 و زیست 2 ممنون میشم راهنمایی کنید!

و اینکه بگم مشکلم با فیزیک قسمت ریاضیش نیست!

ریاضی من خیلی خوبه و همیشه اول یا دوم میشم توی مدرسه و توی آزمونهای گاج هم همیشه ریاضیم تک رقمیه و فقط یک بار 17اُم شدم!

اصلن هم خرخونی و اینا خوشم نمیاد، یه راه ساده و کم دردسر لطفن!

ممنون ♥
برای فیزیک فقط بشین سوال حل کن...البته قبلش درس رو یک یا دو دور بخون....بعضی چیزایی رو که ممکنه متوجه نشی، تو حل کردن سوالا یاد میگیری (این نظر شخصی منه)

یه نکته درباره فیزیک: خیلی وارد جزییات و چراهای فیزیک نشید، چون این فیزیکی که تو دبیرستان تدریس میشه سطحش پایینه و هرکسی طبیعتا صد ها سوال تو ذهنش ایجاد میشه...مباحثی هم که مطرح میشه بعضیاش نوپا هستن مثل فیزیک هسته ای، هنوز دانشمندا کلی دارن در موردش تحقیق میکنن بخاطر همین بعضی معلما تو جواب دادن به سوالای دانش آموزا کم میارن، آخه یه ابهاماتی هست که خیلیا توش موندن.....سعی کنید بعضی از چرا ها رو بیخیال بشید (نه همه رو !!! )

Puneh.A
28-04-2011, 13:14
فقط من توی درس فیزیک خیلی ضعیفم فیزیکُ چجوری بخونم؟! فیزیک 3 و زیست 2 ممنون میشم راهنمایی کنید!


من هم از فیزیک دبیرستان متنفر بودم
دانشگاه هم فکر می کردم همینه در طول ترم اصلأ نخوندم ولی چند روز قبل از امتحان کل جزوه رو چند بار خوندم
سر جلسه با سرعت نور مسأله ها رو حل کردم

برای فیزیک فقط بشین سوال حل کن
کاملأ موافقم برای فیزیک فقط باید تمرین کرد خیلی زیاد

اصلن هم خرخونی و اینا خوشم نمیاد، یه راه ساده و کم دردسر لطفن!

شرمنده تنها راه همینه که خوشت نمیاد:46:

omid.pari
28-04-2011, 23:22
سلام
برایه شاگرد اول شدن:
1.
از هیچ درسی نترس. (واسه خودت تو مغزت غول درست نکن)
من خیلیا رو میبینم که با فیزیک مشکل دارند علتش اینه که 1- از فیزیک میترسند 2- نمیدونن فیزیک چیه 3- فیزیک رو درست یاد نمیگیرن.
فیزیک فقط فرمول نیست. بعضی مسائل فیزیک رو میشه اصلا بدون فرمول حل کرد. اگه پیش یک کسی بری که واقعا فیزیک بلد باشه و راجع به فیزیک واست توضیح بده میبینی که فیزیک با اون چیزی که تو مغزته خیلی فرق داره.
2.
مفهومی یاد بگیر
اگه یه چیزی رو واقعا مفهومی یاد بگیری امکان نداره تو اون درس به مشکل برخوری. مفهومی یاد بگیری یعنی اینکه چیزی رو سطحی نخونی. بابا دو کلمه توضیحاتش رو قشنگ بخون ببین چی میگه.
3.
تویه بعضی از درسا سراغ منابع دیگه ای هم برید.
بعضی وقتها ممکنه یک کتاب مثلا کتاب درسی یک مبحثی رو طوری توضیح بده که شما اصلا نمیفهمید. زود ناامید نشو دنبال منابع دیگه ای برو شاید توضیحات اون طوری باشه که بهتر بفهمی. من تو فیزیک همچین کاری کردم و بهتر جواب داد.(بیشترین درصدی که تو کنکور زدم فیزیک بود در حالی که سال قبلش بدترین بود)
ضمن اینکه حل مثالهای گونگون یادت نره.
4.
ذهنت رو هر از گاهی به خاطره درسات یکم خالی کن.
تو سنین جوانی معمولا چیزایه مختلفی تویه ذهن و فکر آدمی در حاله فعالیته که قسمت اعظمی از فعالیت مغز رو به خودش اختصاص میده نمیگم کاملا بی خیال شو ولی یکم از اون چیزها رو تو مغزت بیرون کن تا مغزت واسه جیزهای دیگه هم یکم کشش داشته باشه.
و چیزهایه دیگه ای هم هست که اگه یادم اومد بازم میگم.
ضمن اینکه من شاگرد سوم بودم. ببخشید دیگه.

LiverBarca
01-05-2011, 21:09
شاگرد اول تو اینترنت چیکار میکنه؟؟؟:31:

mestry
01-05-2011, 21:51
شاگرد اول تو اینترنت چیکار میکنه؟؟؟[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

کاری که خیلیا میکنن...اطلاعاتشو به روز میکنه ! دنبال سوالات و مطاالب علمی میگرده ، تو بحثا شرکت میکنه و خودشو از یه انسانی که مثل ربات فقط درس میخونه رها میکنه ! :31:

ملا نصرالدین
03-05-2011, 12:15
کاری که خیلیا میکنن...اطلاعاتشو به روز میکنه ! دنبال سوالات و مطاالب علمی میگرده ، تو بحثا شرکت میکنه و خودشو از یه انسانی که مثل ربات فقط درس میخونه رها میکنه ! :31:


واقعا دنبال سوالات و مقالات علمی میگردی؟


یه سوال این درسته که شاگرد اولا خیلی مثبتند؟

Gam3r
03-05-2011, 12:35
واقعا دنبال سوالات و مقالات علمی میگردی؟

آره مگه چیه ؟!
من هر موقع میام نت میرم مقاله های تبیان و ... رو میخونم !



یه سوال این درسته که شاگرد اولا خیلی مثبتند؟

بستگی به طرف داره !
هم درس خون بی انظباط پیدا میشه و هم درس خون با انظباط !

این هم سوال بود کردی ؟! :31:

mestry
03-05-2011, 12:48
واقعا دنبال سوالات و مقالات علمی میگردی؟
آره، به ریاضی خیلی علاقه دارم بخاطر همین میرم دنیال مطالب ریاضی ، همچنین دنبال مطالب تخصصی کامپیوتر هم میرم در کنارش هم مقدار کمی اسپم میکنیم تا سرحال بشیم ! :31:....

hts1369
04-05-2011, 11:03
خیلی فرقه بینه شاگرد اول بودن و با سوادترین شاگرد بودن تو کلاس مثلا من تو هنرستان معدلم از خیلی ها کمتر بود شاید 8 یا 9 بودم تو کلاس ولی بیشک با سوادترین ادم کلاس من بودم مثلا امتحان میگرفتن من میشدم 15 یکی دیگه میشد 18 ولی هر کسی که در مورد امتحان سوال داشت میومد از من میپرسید
اگه کیخواهید باسواد ترین ادم کلاس بشید باید مطلاب رو بفهمید و به چیزی که میخونید عشق بورزید فقط عشق

badboys_87
14-05-2011, 11:05
من یه سول دارم لطفا" اونایی که نمرشون همیشه بالاست جواب بدن....

روش مطالعه کتاب های درسیشون چه جوریه؟؟؟ شرایط اتاق و محیط ایا تاثیر داره...تند خونی میکنن یا با ارامش و تمرکز میخونن در کل سخت میگیرن یا راحت یا با توجه به شرایط روحی خودشون میخونن ...مثلا" بعضیا نمیتونن یه جا بشینن و موقع کتاب خونده همیشه راه میرن یا با صدای بلند میخونن..

albous
19-05-2011, 19:15
بهترین راه فیزیک خوندن اینه که اول خود مطلب را بفهمی که چی میخواهد بگه و فرمول ها چجوری به دست میان بعد یک مجموعه سوال پیدا کنید که مطالب اون مبحث در اون سوالات استفاده شده و شروع کنید به حل چند باره ی همون سوالات تا در ضمن به حل آنها کابرد فرمول های مختلف را متوجه بشوید و بعد از چند بار میتونید خودتان سوالات جدید را حل کنید.:33:

Davood_titan
19-05-2011, 19:19
یه چند تا راهنمایی کنید شاید تو دانشگاه معدلمون رفت بالا

Dr.bermoda
19-05-2011, 19:38
سلام دوستان . وقتتون بخیر
:20:
هر جا رفتیم درس بخونیم , تعدادِ کمی از شاگردها یا دانشجوها خیلی برتر از بقیه هستند .


اما این شاگرد اولها چرا با بقیه فرق دارند ؟؟؟؟

دوستانِ عزیزی که در مدرسه و دانشگاه همیشه از نظرِ علمی از بقیه برتر بوده اند لطف کنند به این سوال پاسخ بدند تا از اطلاعاتِ ارزشمندشون برایِ موفق تر شدنِ بقیه در درس و تحصیل استفاده بشه .

:11:

================================================== =====

فقط خواهشاً موضوع رو کاملاً بشکافید و دقیق ترین جزئیات رو ذکر کنین .
مثال :

زمانی که در کلاس درسِ ریاضیات بودین و معلم مشغولِ توضیح دادنِ یک مبحثِ جدید بود ( مثل مشتق یا انتگرال ) شما چه احساسی داشتین ؟

شما این مطالب رو برایِ اولین بار در زندگیتون میشنیدید . آیا حرفهایِ معلم کاملاً براتون قابلِ درک بود ؟

آیا شما همه ی درسها رو دوست داشتین ؟

درسهایی رو که دوست نداشتین چطوری میخوندین ؟ گفته میشه که چیزی که بهش علاقه نداری , خوب هم یادش نمیگیری .

خلاصه اینکه لطف کنین و رازِ شاگرد اول بودنِ خودنتون رو بگین .

با تشکر از وقتتون

:11:

سلام.من تقریبا جزء شاگرد اولام...راستش سر کلاس خیلی کم گوش میدم...بیشتر به بحث و گفتگو میپردازیم(غیر درسی):31::5:.ولی بعد خودم خوب میخونم...اگه جایی هم مشکل داشتم از معلم سوال میکنم که اونم بعد از یکم غرغر کردن دوباره درسو توضیح میده:27:...خیلی سخت نیست . یکم تلاش میخواد.همین.:20:

rangeeeer
19-05-2011, 22:15
یه سوال ؟
برای خوندن درسهای معارف و ادبیات چه روشی (کنکوری) رو پیشنهاد میکنید
پارسال من تو سه تا درس دینی ادبیات و زبان فارسی افتادم ولی ریاضی
هجده و نیم گرفتم کلا با حفظیات مشکل دارم

dokhtaremashreghi1
19-05-2011, 22:45
شاگرد اول ها به دو دسته تقسیم می شن :

1 ـ اونایی که هوش و گیرایی بالایی دارن ...

2 ـ اونایی که حسابی تلاش می کنن . یا به قول معروف خر میزنن...

مثلا من خودم سال دوم دانشگاه یه هم اتاقی داشتم که از ساعت 5 صبح تا 2 شب در حال درس خوندن بود ولی من روزی 2 ساعت هم به زور می خوندم آخرش جفتمون حساب دیفرانسیل رو 18 شدیم . . .

Ice Pain
11-06-2011, 16:34
بعضی آدم ها وقتی توی یه کلاسی اند که همه زرنگ تر از خودشونند، نا امید میشوند در حالیکه اگر توی یه کلاس خیلی ضعیف باشند و با نمره ی مثلا 14 شاگرد اول کلاس بشند روحیه میگرند... (در حالیکه توی کلاس فرضی اول با نمره ی 14 نفر آخرند...)
اینجور افراد بدترین نوع محصلان هستند، در واقع روحیه ی رقابت جویی ندارند

behzad74
12-06-2011, 11:56
سلام دوستان
من خودم درس های حفظیم خوبه و 17-18یی میگیرم + زبانم خیلی توپهههههه 20 میشم همیشه
مهر ماه امسال هم میرم سوم دبیرستان
اما متاسفانه توی درس های محاسبتی میلنگم و به زور قبول میشم
از راهنمایی که بودم به کامپیوتر علاقه مند شدم و خیلی از کارای حرفه ای رو به راحتی یاد میگرفتم و انجام میدادم. و همین شد که اومدم رشته ی کامپویتر(هنرستان)اینجا همه خنگ بودند هیچ کس حتی نمیدونست یاهو چیه . حتی شاگرد اول کلاسمون هم نمیدونست .فقط کتاب رو میخوند!! تازه بهمون ویندوز XP یاد میدادن . کتاب افیسمون 2003 بود!! همه چی قدیمی بود اما من کتاب ویندوز 7 و افیس 2010 رو خریدم و یادشون گرفتم . چون علاقه داشتم . من همیشه پیش دبیر های درس های تخصصیمون حرف های بالاتر از درس میزدم . مثلا توی مبانی کامپیوتر داشت یک هارد رو توضیح میداد قسمت های مختلفش رو . بعد من گفتم این ها دو نوع اند IDE و SATA الان SATAII هم اومده ..... مارک های توی بازار WEStern . MAxtor . Segate هستند . خود معلم زیاد توی بازار نبود و ازش میپرسیدیم فلان قطعه چی خوبه توی بازار . میگفت من نمیدونم توی بازار نیستم.!!! حتی بچه های کلاسمون بهشون میگفتم من دارم یک طرح فتوشاپی میزنم واسه ی فلان شرکت . میخندیدن و باور نمیکردن . یه کراپ ساده هم بلد نیستند توی فتوشاپ . من هم برای همین همیشه در سطح خودشون باهاشون برخورد میکنم . وقتی دیدم اینجورین!!
. یا مثلا در درس ویژوال بیسیک . سوال های درباره ی زبان C از معلم میکردم . و حتی رو پروژه هایی جدا از درس سوال هایی درباره طراحی میکردم . و این ها باعث میشد که دبیرهامون میدونستند که ما به درس علاقه داریم!!!و خوشحال میشدن . همیشه این روش خوبیه حتی توی امتحانات باعث میشه بهت نمره بده!!

یا مثلا توی زبان . همه توی کلاس بهم میگن زبانکده رفتی؟؟؟حتی زبانم از شاگرد اول کلاسمون هم بهتر بود . تا یک چیز میگفت معلم . عین بلبل جوابش را میدادم!! من تا حالا توی عمرم زبانکده نرفتم . و نمیدونم چجوری زبانم خوبه؟مثلا برای امتحان 2-3 ساعت میخوندم و 20 میگرفتم . اما برای درس های محاسباتی فیزیک و ریاضی تمام روز رو میخوندم که قبول شم اخرش به زور 10-11یی میگیرم . من از وقتی که دبستان بودم یادمه توی ریاضی میلنگیدم . هنوز هم همینجوریه دلیلش رو هم پیدا نکردم . توی خانواده مون همه درسشون خوبه و شاگرد اولن . اما من شاگرد5-6 میشم . و توی درس ریاضی هم به شدت ضعف دارم . هنوز هم دلیلش رو پیدا نکردم!!؟؟!؟!؟


مثلا این یکی از ...خُل های کلاسمون . چند وقت پیش اومد بهم گفت. بهزاد من میخام برم یک جایی کار کنم . هرجا میرم بهم میگن باید بلد باشی ویندوز عوض کنی. بیا یادم بده. :31::27::27:مثلا رشته ی کامپیوترهاااااا
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MOHAMMAD_ASEMOONI
12-06-2011, 18:43
.فقط کتاب رو میخوند!! تازه بهمون ویندوز XP یاد میدادن . کتاب افیسمون 2003 بود!! همه چی قدیمی بود اما من کتاب ویندوز 7 و افیس 2010 رو خریدم و یادشون گرفتم . چون علاقه داشتم .
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سلام

همه ی جر و دعواها و سوالها و بر سر همین یک کلمه هست

علاقه

این علاقه به درس رو چجوری در بعضیها از همون کودکی بوجود میاد یا اصلا باهاش بدنیا میان اما بعضیها با وجودیکه میدونند که تحصیل چقدر در تعیین سرنوشتشون اثر داره اما باز هم به درس چندان علاقمند نمیشند !!!!!


من از انگلیسی متنفر بودم اما از سوم راهنمایی با علم هوانوردی و پرواز و خلبانی و پرواز هواپیماهای رادیو کنترل و ساختن ماکتِ هواپیما آشنا شدم و تا سر حد مرگ عاشقش شدم و ارتباطشون با زبان انگلیسی باعث شد مثل برق تو انگلیسی پیشرفت کنم

behzad74
12-06-2011, 21:01
دقیقا من خودم هم از بس با کامپیوتر کار کردم و از اونجایی هم که کامپیوتر همش انگلیسیه . از اونجا کلمات جدید یاد گرفتم و البته خودم هم هنوز به انگلیسی علاقه مند ام!!

masoud glx
12-06-2011, 21:20
زمانی که من دانش آموز بودم یعنی بیش از 10 سال پیش ، سخت گیری ها زیادتر از حالا بود ولی خوب ، همه هم برای کنکور و اینها مثل حالا تلاش نمی کردن . من هم بقولی شاگرد اول بودم همیشه . صادقانه میگم کار نشد نداره ... اصلا جزییات و اینها هم نداره ... ! خدا رو شکر بخاطر ذهن و گیرایی بالا درسها رو راحت می فهمیدم و تمام وقت آزادم رو پای اینترنت و بازی و غیره می گذروندم ولی باز شاگرد اول بود . بعضی دوستان هم داشتم که بیشتر از من تلاش می کردن و اونها هم حالا با هر مقدار تیزهوشی که داشتن همیشه نمراتشون عالی بود .
پس یا اینه ، یا اون ... اصلا پیچیدگی هم نداره .

بعد هم دوستان دوران دانش آموزی سریع میاد و می گذره ، لیسانس ، بعد هم مستر بعد هم دکترا و ... همت داشته باشید کافیه .
شاد و پیروز باشید .

senaps
13-06-2011, 19:20
بله . کاملا درسته . شاگرد اول با یک کمله ی دیگه همیشه با هم میاد : درس خوان . غلطه غلط غلوطه غلطه!!
من شاگرد اول نیستم!! یعنی هستم ولی نه شاگرد اولی که واقعا باید باشم!!

راستش من از اونایی هستم که لای کتاب رو باز نمیکنم!!
تمام ابتدایی،معدلم 20 بود(شاهکاره کردم!!)

کل راهنمایی معدلم 20 بود!!
دبیرستان اما به 18 رسیدم!!
الان ترم 2 داشنگاه هستم!!
یه سال قبل از اینکه برم کلاس اول،تو موسسهی توحید ایلام،کلاس زبان رفتم!! الان سطح زبانم در حد تخصصی هستش و با خوندن متون و اخبار و مقالات در صورتی که خیلی تخصصی نباشن،تقریبا هیچ مشکلی ندارم و 90 درصد فیلم ها رو متوجه میشم!!
زبانم هیچوقت 20 کمتر نشده،ولی عمرا لاش رو هم باز نکردم!!
برنامه نویسی رو 4 ساله دارم غیر حرفه ای کار میکنم!!سر کلاس وقتی استاد داره درس میده،تقریبا فقط من میفهمم داره از چی حرف میزنه و بقیه فقط نیگا میکنن!!(جدی میگم حمل بر خود بزرگ بینی نشه!!) به خاطر اینکه وقتی استاد داره میگه کلاس،من دقیقا میدونم داره چی میگه،واسه همین وقتی اون میگه ک،من تا اخرش رو رفتم،و خیلی ها سر کلاس،تو همون ک هستن هنوز و برخی سوال براشون ایجاد میشه که این ک رو استاد داره اشتباه میگه و احتمالا داره از ساختار حرف میزنه!!احتمالا داره انگلیسیشو بد تلفظ میکنه!!
لای کتاب برنامه نویسی رو هم باز نمیکنم،با اینکه کلی منبع دارم،ولی اینجوری نیست که 24 ساعته سرم رو کتاب باشه!!شاید هفته ای نیم ساعت هم نخونمشون!!

کتاب های مربوط به شبکه و ساختمان و ... که تخصصی هستن هم به همین شکل!! چون اشنایی قبلی دارم،میتونم ایده ای برای حل مسائلی داشته باشم که استاد تازه میخواد درسشون بده...
ولی حقیقتش،تو درس هایی مثل عربی و اندیشه،با کمک بند پ قبول شدم!! از همون کلاس اول ابتدایی تا الان...مطلقا از این دو درس خوشم نیومده!! یادمه همیشه پول میدادیم به معلما که تو دینی و قران قبولم کنن،بعدش عربی اضافه شد!!(با اینکه راهنمایی و دبیرستان مدرسه ی نمونه بودم،ولی معلم ها با توضیح های خانوادم توجیه میشدن که بیخیال اون یه درس من بشن!!) الان توی امتحان هر کدوم از این درس ها،نیم هم نمیگیرم!!

امتحان های ترم قبل،شاید کلا یه ساعت برا کل درس ها خوندم،ریاضی 1 نیم ساعت -45 دقیقه،و ریاضی 2 هم یه ربع!! هر دو درس رو با نمره ی 15 و 16 قبول شدم!!من حافظه ی خوبی دارم،تو سر کلاس استاد هرچی بگه،تا بمیرم یادم هست!!البته اگه گوش بدم و بدونم داره درباره ی چی حرف میزنه!!

دختر خاله ی من،شاگرد اول واقعیه!! اون هیچوقت کارنامه اش رو با نمره ای زیر 20 ندیده!! الان دیگه داره فوق دیپلمش رو میگیره!!
ولی،نکته ای که بین من و اون هست اینه که من همه جور تفریحی کردم،ولی اون تمام این عمر لامصبش رو داشته کتاب میخونده!!
گاهی بعضی از کتاب ها رو دقیقا میدونه فلان سوال،تو کدوم صفحه هستش!! مخصوصا درس هایی مثل عربی و زبان انگلیسی رو!!


شاگرد اول ها،شاگرد اول به دنیا میان!! با خر خونی کردن،هیچی نمیشید!!
من برا کنکور مطلقا درس نخوندم و قبول شدم،دختر خاله ام یه سال خر خونی کرد،قبول شد!! رتبه های جفتمون تقریبا مثل هم بود،(اون عربی و دینی و اینا رو خوب زد!!)
بعدشم،شاگرد اول بودن،چیزی نیست که کسی بخواد دنبالش باشه!! کلی دردسر داره..مثلا من کتاب زبانم رو دادم یکی از خانوم ها که فکر میکرد من تو کتابم یه جوری نوشتم که میتونم اونجوری سر کلاس بخونم و ترجمه کنم!!بیچاره الان که دیده کتابم مطلقا سفیده و حتی کارخونه هم یکی دو صفحه متن توش گذاشته بود که من اونا رو هم پاک کردم،دیگه کتاب رو بر هم نمی گردونه!!الان همش می ترسم که قبل از امتحان،فرصت نباشه یه دور دیگه متون رو بخونم و چون برا هر امتحانی،برا یاد اوری لازمه که یه دور روزنامه خون کنم که شاید 5 مین هم نباشه!! ولی الزامیه و جزو حساب و کتاب نمیشه!!


صبح اول وقت،درس بخونین تو حافظه خوب جا میگیره!!



این روش خوبیه حتی توی امتحانات باعث میشه بهت نمره بده!!دقیقا..سرکلاسشون خودت رو سطح بالا نشون بدی،بهت مثل نقل و نبات نمره میدن!!البته حواست باشه هیچوقت معلم هات به اندازه ی تو نمیدونن!!معلم ها و اساتید این مملکت،اخرین اطلاعی که دارن،بر میگرده به همون دوران دانشجویی خودشون و زیاد اپدیت نیستن!!برا همین،اگه چیزای جدید براشون پیاده کنی و سر کلاس حس کنن که تو بیشتر از اونا حالیته،برخورد قاطع میکنن!!مخصوصا دانشگاه!!کلی استاد سر این مسئله من عوض کردم!!


هرجا میرم بهم میگن باید بلد باشی ویندوز عوض کنی. بیا یادم بده. [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]مثلا رشته ی کامپیوترهاااااا
کنسول که میدونی چیه؟! به دانشجوی فوق لیسانس برنامه نشون دادم(خدایی برنامه در حد منچستر بود!!) گفت با چی نوشتی؟ گفتم با کنسول!(من عادت دارم اکسپلورر ویندوز رو ببندم موقع اجرای برنامه های خودم!) طرف چند بار کلید ویندوز رو زد(قاعدتا هیچ اتفاقی نمی افته چون اکسپلورر بسته هست!!) بعد گفت ااااااااااااااااااه!! واقعا با کنسول نوشتی؟!!!رفیقم خندید و گفت داداش،برا کنسول نوشتن باید واسه پیکسل ها برنامه نویسی بکنه!به نظرت میکنه؟!!(توجه کن که طرف داشنجوی فوق لیسانس نرم افزاره و 2 ساله که تخصصی ایمیج پراسسینگ سی شارپ کار میکنه!! اگه بپرسی ایمیج پراسس چیه،میفهمی طرف سطح علمیش چقد باید باشه!!) 40% دانشجوی همکلاسی من،ویندوز عوض کردن بلد نیستن(کسی یادشون نمیده واقعا....تو داشنگاه چیزی به اسم سیستم عامل معنا نداره!!همه با یه ویندوز نصب شده شروع میکنن...انگار نه انگار این سیستم عامل توش حق انتخاب هست!)

behzad74
14-06-2011, 23:31
غلطه غلط غلوطه غلطه!!
من شاگرد اول نیستم!! یعنی هستم ولی نه شاگرد اولی که واقعا باید باشم!!

راستش من از اونایی هستم که لای کتاب رو باز نمیکنم!!
تمام ابتدایی،معدلم 20 بود(شاهکاره کردم!!)

کل راهنمایی معدلم 20 بود!!
دبیرستان اما به 18 رسیدم!!
الان ترم 2 داشنگاه هستم!!
یه سال قبل از اینکه برم کلاس اول،تو موسسهی توحید ایلام،کلاس زبان رفتم!! الان سطح زبانم در حد تخصصی هستش و با خوندن متون و اخبار و مقالات در صورتی که خیلی تخصصی نباشن،تقریبا هیچ مشکلی ندارم و 90 درصد فیلم ها رو متوجه میشم!!
زبانم هیچوقت 20 کمتر نشده،ولی عمرا لاش رو هم باز نکردم!!
برنامه نویسی رو 4 ساله دارم غیر حرفه ای کار میکنم!!سر کلاس وقتی استاد داره درس میده،تقریبا فقط من میفهمم داره از چی حرف میزنه و بقیه فقط نیگا میکنن!!(جدی میگم حمل بر خود بزرگ بینی نشه!!) به خاطر اینکه وقتی استاد داره میگه کلاس،من دقیقا میدونم داره چی میگه،واسه همین وقتی اون میگه ک،من تا اخرش رو رفتم،و خیلی ها سر کلاس،تو همون ک هستن هنوز و برخی سوال براشون ایجاد میشه که این ک رو استاد داره اشتباه میگه و احتمالا داره از ساختار حرف میزنه!!احتمالا داره انگلیسیشو بد تلفظ میکنه!!
لای کتاب برنامه نویسی رو هم باز نمیکنم،با اینکه کلی منبع دارم،ولی اینجوری نیست که 24 ساعته سرم رو کتاب باشه!!شاید هفته ای نیم ساعت هم نخونمشون!!

کتاب های مربوط به شبکه و ساختمان و ... که تخصصی هستن هم به همین شکل!! چون اشنایی قبلی دارم،میتونم ایده ای برای حل مسائلی داشته باشم که استاد تازه میخواد درسشون بده...
ولی حقیقتش،تو درس هایی مثل عربی و اندیشه،با کمک بند پ قبول شدم!! از همون کلاس اول ابتدایی تا الان...مطلقا از این دو درس خوشم نیومده!! یادمه همیشه پول میدادیم به معلما که تو دینی و قران قبولم کنن،بعدش عربی اضافه شد!!(با اینکه راهنمایی و دبیرستان مدرسه ی نمونه بودم،ولی معلم ها با توضیح های خانوادم توجیه میشدن که بیخیال اون یه درس من بشن!!) الان توی امتحان هر کدوم از این درس ها،نیم هم نمیگیرم!!

امتحان های ترم قبل،شاید کلا یه ساعت برا کل درس ها خوندم،ریاضی 1 نیم ساعت -45 دقیقه،و ریاضی 2 هم یه ربع!! هر دو درس رو با نمره ی 15 و 16 قبول شدم!!من حافظه ی خوبی دارم،تو سر کلاس استاد هرچی بگه،تا بمیرم یادم هست!!البته اگه گوش بدم و بدونم داره درباره ی چی حرف میزنه!!

دختر خاله ی من،شاگرد اول واقعیه!! اون هیچوقت کارنامه اش رو با نمره ای زیر 20 ندیده!! الان دیگه داره فوق دیپلمش رو میگیره!!
ولی،نکته ای که بین من و اون هست اینه که من همه جور تفریحی کردم،ولی اون تمام این عمر لامصبش رو داشته کتاب میخونده!!
گاهی بعضی از کتاب ها رو دقیقا میدونه فلان سوال،تو کدوم صفحه هستش!! مخصوصا درس هایی مثل عربی و زبان انگلیسی رو!!


شاگرد اول ها،شاگرد اول به دنیا میان!! با خر خونی کردن،هیچی نمیشید!!
من برا کنکور مطلقا درس نخوندم و قبول شدم،دختر خاله ام یه سال خر خونی کرد،قبول شد!! رتبه های جفتمون تقریبا مثل هم بود،(اون عربی و دینی و اینا رو خوب زد!!)
بعدشم،شاگرد اول بودن،چیزی نیست که کسی بخواد دنبالش باشه!! کلی دردسر داره..مثلا من کتاب زبانم رو دادم یکی از خانوم ها که فکر میکرد من تو کتابم یه جوری نوشتم که میتونم اونجوری سر کلاس بخونم و ترجمه کنم!!بیچاره الان که دیده کتابم مطلقا سفیده و حتی کارخونه هم یکی دو صفحه متن توش گذاشته بود که من اونا رو هم پاک کردم،دیگه کتاب رو بر هم نمی گردونه!!الان همش می ترسم که قبل از امتحان،فرصت نباشه یه دور دیگه متون رو بخونم و چون برا هر امتحانی،برا یاد اوری لازمه که یه دور روزنامه خون کنم که شاید 5 مین هم نباشه!! ولی الزامیه و جزو حساب و کتاب نمیشه!!


صبح اول وقت،درس بخونین تو حافظه خوب جا میگیره!!


دقیقا..سرکلاسشون خودت رو سطح بالا نشون بدی،بهت مثل نقل و نبات نمره میدن!!البته حواست باشه هیچوقت معلم هات به اندازه ی تو نمیدونن!!معلم ها و اساتید این مملکت،اخرین اطلاعی که دارن،بر میگرده به همون دوران دانشجویی خودشون و زیاد اپدیت نیستن!!برا همین،اگه چیزای جدید براشون پیاده کنی و سر کلاس حس کنن که تو بیشتر از اونا حالیته،برخورد قاطع میکنن!!مخصوصا دانشگاه!!کلی استاد سر این مسئله من عوض کردم!!


کنسول که میدونی چیه؟! به دانشجوی فوق لیسانس برنامه نشون دادم(خدایی برنامه در حد منچستر بود!!) گفت با چی نوشتی؟ گفتم با کنسول!(من عادت دارم اکسپلورر ویندوز رو ببندم موقع اجرای برنامه های خودم!) طرف چند بار کلید ویندوز رو زد(قاعدتا هیچ اتفاقی نمی افته چون اکسپلورر بسته هست!!) بعد گفت ااااااااااااااااااه!! واقعا با کنسول نوشتی؟!!!رفیقم خندید و گفت داداش،برا کنسول نوشتن باید واسه پیکسل ها برنامه نویسی بکنه!به نظرت میکنه؟!!(توجه کن که طرف داشنجوی فوق لیسانس نرم افزاره و 2 ساله که تخصصی ایمیج پراسسینگ سی شارپ کار میکنه!! اگه بپرسی ایمیج پراسس چیه،میفهمی طرف سطح علمیش چقد باید باشه!!) 40% دانشجوی همکلاسی من،ویندوز عوض کردن بلد نیستن(کسی یادشون نمیده واقعا....تو داشنگاه چیزی به اسم سیستم عامل معنا نداره!!همه با یه ویندوز نصب شده شروع میکنن...انگار نه انگار این سیستم عامل توش حق انتخاب هست!)
خیلی جالبه من هم عین توام البته بیشتر از تو درس میخونم چون هنوز نیومدم دانشگاه!:27:
ای بابا انگار توی دانشگاه هم از اینجور ادم ها هست ! اخه واسه چی اومدن دانشگاه همون دیپلم میموندند سنگین تر بوداااااا!!

توی کلاس ما همش 2 نفر بیشتر نیستن که برنامه نویسی(Visual Basic 6 ) رو میفهمن + خودم میشیم 3تا از یه کلاس 25 نفری[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
یکی از دوستام برای امتحان برنامه نویسی تمام پروژه هام رو گرفت (منبع باز) و برد سر جلسه توی فلش . من هم عادت دارم همیشه واسه کارهام دکمه ی About میسازم و توش یه Msgbox اسمم رو نمایش میده . این یارو هم سر همین مسئله ضایع شد!!
مثلا دبیرمون یه تمرین میداد فقط من میاوردم یا یک نفر دیگه !! :27:
سطح کلاس ما خیلی پایینه همه به درس برنامه نویسی به عنوان یه درس عجیب و غریب نگاه میکنن و سر جلسه امتحان هم . همش با تقلب میگذرونن . برنامه با فلش بین بچه ها توزیع میشه :27:

nazanin261
15-06-2011, 12:23
من که خودم شاگرد دومم ولی هر کاری میکنم اول بشم نمیشه :41: نمیدونم چرا توی هر کلاس ومدرسه ای میرم همیشه یه نفر از من بهتر هست که نمیتونم جلوش بزنم

senaps
15-06-2011, 13:45
من که خودم شاگرد دومم ولی هر کاری میکنم اول بشم نمیشه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] نمیدونم چرا توی هر کلاس ومدرسه ای میرم همیشه یه نفر از من بهتر هست که نمیتونم جلوش بزنم

به خاطر اینکه اون یارو هم از یه جای دیگه اومده که فک میکرده میره فلان جا و دیگه رغیب نداره و از دومی میاد به اولی!! ولی میبینه کلی ادمای دیگه هم مثل خودش فکر کردن.... تو این جور موقاع یا باید با نامردی زیر اب طرف رو بزنین که نمره نگیره!!
یا اینکه باید خودتون تو خونه به مسایل مربوط به درستون اهمیت بدین و کار کنین بالاتر از اون وایسین......
مثلا این دوست بالایی و من،میگیم درس نخونده برنامه نویسی رو بلدیم و کلا گاهی توی یه کلاس 30-40 نفره ممکنه 2 نفر درس رو بلد باشن!! بقیه ول معطلن....همون دو نفر رغابت دارن و فقط دو تا مرتبه هست!! یه نفر میشه اول،یکی هم دوم....
اونی که تو خونه کار میکنه،اونیه که میشه اول....
مثلا،من و رغیبم، و دلیل اینکه من تو برنامه نویسی ها!! از اون بالاترم،اینه که من به همه ی بچه ها کمک میکنم،ارور ها و درخواست های مختلف رو فهمیدم و چون برا اونا توضیح میدم،خودم درس رو طوری میفهمم که نیازی به خوندن دوباره اش نباشه!!
ولی طرف،یه افتابی میذاره رو چشش و در جواب سوال و یا درخواست دیگران،میگه بللللللللللللللللللللللهه هههههههه؟!!! یه جوری که طرف از خودش بیخود میشه!!

Gam3r
15-06-2011, 20:45
شاگرد اول ها،شاگرد اول به دنیا میان!! با خر خونی کردن،هیچی نمیشید!!


با کمال احترام ، با این حرف شما مخالف هستم
افرادی من و شما اگر تلاش نکنیم و زحمت نکشیم ، در سطح خیلی پایینی قرار داریم ... اما اگه تلاش کنیم میتونیم خیلی خودمون رو بالا بکشیم ...
من خیلی جاها دیدم که شاگرد اول با تلاش بسیار زیاد ، تمام موانع رو کنار میزنه و میشه بهترین دانش اموز مدرسه ! ... ( هرچند استعداد ذاتی نداشته باشه )

البته ، در بین تمام کودکانی که در هر سال به دنیا می آیند ، افرادی دارای هوش و استعداد ذاتی هستند که اکتسابی نیست ، مثل بیل گیتس که با اینکه در مدرسه ی تیزهوشان تحصیل میکرد ، اما بین اونها هم از همه تیزهوش تر بود ...


دختر خاله ی من،شاگرد اول واقعیه!! اون هیچوقت کارنامه اش رو با نمره ای زیر 20 ندیده!!

من برا کنکور مطلقا درس نخوندم و قبول شدم،دختر خاله ام یه سال خر خونی کرد،قبول شد!!

شما چرا انقدر خودت رو با دختر خاله ی عزیز و خوشگلت ( :دی ) مقایسه میکنی دوست عزیز ؟
شما باید خودت رو با خودت مقایسه کنی و حریم های خودت رو بشکنی ... ( چقدر کلیشه ای گفتم !! )


صبح اول وقت،درس بخونین تو حافظه خوب جا میگیره!!

به نظر من نمیشه برای تمام افراد یک فاکتور یکسان پیچید ...
همش بستگی به Body-Time شما داره ! یکی عادت داره در صبح درس بخونه یکی در نصفه شب !
یکی از دوست های من همیشه 12 شب به بعد شروع میکنه به درس خوندن تا 8 صبح و بعد میاد امتحان میده و میره ! و همیشه هم 20 میگیره ...

خیلی هم سعی کرده Body-Time ـش رو تغییر بده ، ولی نتونسته تا حالا !


البته شکی نیست که شما نابغه هستید ! :دی
معمولا افرادی که در P30World و همچین مکان هایی فعالیت میکنند از قشر تحصیل کرده و ... هستند .




پ ن : همیشه موفقیت در سه اصل هست : 1. پشتکار 2. پشتکار 3. پشتکار
اگر از رتبه های تک رقمی کنکور هم بپرسید همین جواب رو میدند ... !!


موفق باشید ! ...

ariaei_tabar
15-06-2011, 20:56
با کمال احترام ، با این حرف شما مخالف هستم
افرادی من و شما اگر تلاش نکنیم و زحمت نکشیم ، در سطح خیلی پایینی قرار داریم ... اما اگه تلاش کنیم میتونیم خیلی خودمون رو بالا بکشیم ...
من خیلی جاها دیدم که شاگرد اول با تلاش بسیار زیاد ، تمام موانع رو کنار میزنه و میشه بهترین دانش اموز مدرسه ! ... ( هرچند استعداد ذاتی نداشته باشه )

البته ، در بین تمام کودکانی که در هر سال به دنیا می آیند ، افرادی دارای هوش و استعداد ذاتی هستند که اکتسابی نیست ، مثل بیل گیتس که با اینکه در مدرسه ی تیزهوشان تحصیل میکرد ، اما بین اونها هم از همه تیزهوش تر بود ...




شما چرا انقدر خودت رو با دختر خاله ی عزیز و خوشگلت ( :دی ) مقایسه میکنی دوست عزیز ؟
شما باید خودت رو با خودت مقایسه کنی و حریم های خودت رو بشکنی ... ( چقدر کلیشه ای گفتم !! )



به نظر من نمیشه برای تمام افراد یک فاکتور یکسان پیچید ...
همش بستگی به Body-Time شما داره ! یکی عادت داره در صبح درس بخونه یکی در نصفه شب !
یکی از دوست های من همیشه 12 شب به بعد شروع میکنه به درس خوندن تا 8 صبح و بعد میاد امتحان میده و میره ! و همیشه هم 20 میگیره ...

خیلی هم سعی کرده Body-Time ـش رو تغییر بده ، ولی نتونسته تا حالا !


البته شکی نیست که شما نابغه هستید ! :دی
معمولا افرادی که در P30World و همچین مکان هایی فعالیت میکنند از قشر تحصیل کرده و ... هستند .




پ ن : همیشه موفقیت در سه اصل هست : 1. پشتکار 2. پشتکار 3. پشتکار
اگر از رتبه های تک رقمی کنکور هم بپرسید همین جواب رو میدند ... !!


موفق باشید ! ...

موافقم
موفق باشیم.

rangeeeer
16-06-2011, 14:36
پشتکار:
پشتکار:
پشتکار:
پشتکار:
پشتکار:
پشتکار:
پشتکار:
پشتکار:

پشتکار: اگه اصولی بخونی جواب میده من هیچ وقت نفهمیدم چطور معارف وادبیات بخونم
همیشه تجدید میشدم ولی ریاضی همیشه بیست .

senaps
16-06-2011, 15:22
موافق....
مشخصه باید تلاش کرد!!
هیچ کس علم رو به ارث نمیبره!!
رازش اینه که یا باید صب تا شب بخونی،یا اینکه تمرین و اشنایی داشته باشی....خیلی از داشنجو ها،واسه اینکه درس های کاملا مرتبط با رشتشون رو بفهمن،میرن یه مدت کار اموزی میکنن که درس ها رو بهتر حالیشون بشه...متاسافنه چیزی که تو مدرسه و دانشگاه درس داده میشه،کتابیه...!!
مثل فارسی کتابی که تو مدرسه درس داده میشه و به درد نمیخوره!!

Gam3r
16-06-2011, 15:59
مثل فارسی کتابی که تو مدرسه درس داده میشه و به درد نمیخوره!!

درسته که فارسی به درد نمیخوره ، اما جزو درس هایی که هست که ما مجبوریم بخونیم ! ( بنا به سیاست های دولتمون )

افرادی که در مکزیک و آرزانتین زندگی میکنند ، مجبورند که زبان اسپانیایی هم بخونند !
کسانی که در برزیل زندگی میکنند ، مجبورند که زبان پرتقالی بخونند !
یا یک شاگرد اول سوئیسی ، مجبور هست که به سه زبان آلمانی و فرانسوی و ایتالیایی مسلط باشه !
و ...
تمام این ها اجتناب ناپذیر هستند ! این افراد مجبورند که این زبان هارو هم بخونند ... ما هم مجبوریم که زبان فارسی ، ادبیات فارسی ، عربی و زبان انگلیسی بخونیم ... !! معمولا در تمام کشور ها اینگونه هست که زبان کشور های همسایه رو باید بلد باشن ، مگر اینکه جزو کشور های جهان اول باشند و با کمی لهجه و گویش متفاوت انگیسی صحبت کنند ...
که این هم باز برمیگرده به سیاست دولت ها ! ...

شما هیچ دانش آموزی پیدا نمیکنید که عربی خوشش بیاد ، مگر اینکه اون دانش آموز واقعا درسخون باشه !
فقط کافیه روزی 1 ساعت ( فقط 60 دقیقه !! ) بشینی و عربی بخونی ، بعد از یک ماه میتونی از خود معلمت بیشتر بفهمی ... غیر از اینه ؟


ما در ایران تغییر متغیر نداریم ، وقتی روشن فکرانی چون آقای قرائتی و ... در سخنرانی های علمیشون میگن که :
باید درس های بی فایده حذف شوند ، باید درسی مثل جغرافیا حذف شود ! مگر آنکه استفاده داشته باشد ، چرا یک دانش آموز ایرانی باید اسم چندین و چند کوه و جلگه و دریا و رودخانه رو یاد بگیرد در صورتی که با این اتلاف وقت فقط زیان میبیند ؟ به جای این کتاب ها باید کتاب هایی در زمینه ی زندگی زناشویی و نحوه ی برخورد و ارتباط در درس هایشان باشد تا استفاده کنند ... آمار طلاق و جدایی در ایران به همین دلیل بالا است ... زندگی ها پاشیده میشود در صورتی که میتوان به راحتی جلوی آنها را گرفت .

اما کسی گوش نمیکنه !



رازش اینه که یا باید صب تا شب بخونی،یا اینکه تمرین و اشنایی داشته باشی....خیلی از داشنجو ها،واسه اینکه درس های کاملا مرتبط با رشتشون رو بفهمن،میرن یه مدت کار اموزی میکنن که درس ها رو بهتر حالیشون بشه...متاسافنه چیزی که تو مدرسه و دانشگاه درس داده میشه،کتابیه...!!

این مشکلی که شما میگید ، فقط برای ایران نیست ،

در تمام دنیا علم دارد با سرعت غیر قابلی باوری زیاد میشود ، در حال حاظر ما یک رشته فقط مخصوص سلول شناسی داریم ! در صورتی که قرن ها پیش ، دانشمندان اون زمان سلول رو پشمشون هم حساب نمیکردن !!
به خاطر همین تمام دنیا دچار این بحرانی که میگید شدند ، تمام سیستم های آموزشی دنیا دچار مشکل هایی نظیر چیزی که شما گفتید شدند ، اونها به دانش اموزان هاشون همه چیز رو تئوری یاد میدند ( مثل ما ) ولی 5 سال بعد دانش آموزی که توی تمام درسها 20 گرفته ، همه رو فراموش میکنه ...

فعلا ، این بحرانی جهانی هست ( از خودم نمیگم ! با نقل به تلخیص از گفته های دکتر معتمدی میگم که تقریبا 8 هفته پیش با دعوت نامه ای ازش رفتیم آموزش و پرورش و کلی از گفته هاش استفاده کردیم !!... )



فعلا ، موفق باشید ...

mestry
16-06-2011, 19:45
باید درس های بی فایده حذف شوند ، باید درسی مثل جغرافیا حذف شود ! مگر آنکه استفاده داشته باشد ، چرا یک دانش آموز ایرانی باید اسم چندین و چند کوه و جلگه و دریا و رودخانه رو یاد بگیرد در صورتی که با این اتلاف وقت فقط زیان میبیند ؟ به جای این کتاب ها باید کتاب هایی در زمینه ی زندگی زناشویی و نحوه ی برخورد و ارتباط در درس هایشان باشد تا استفاده کنند ... آمار طلاق و جدایی در ایران به همین دلیل بالا است ... زندگی ها پاشیده میشود در صورتی که میتوان به راحتی جلوی آنها را گرفت .

اما کسی گوش نمیکنه !
اکثر مدارس زنگ هایی بنام مهارت های زندگی، مشاوره و از اینجور چیزا دارن اما معلما سهل انگاری میکنن.......

hamid_diablo
16-06-2011, 22:33
باید درس های بی فایده حذف شوند ، باید درسی مثل جغرافیا حذف شود ! مگر آنکه استفاده داشته باشد ، چرا یک دانش آموز ایرانی باید اسم چندین و چند کوه و جلگه و دریا و رودخانه رو یاد بگیرد در صورتی که با این اتلاف وقت فقط زیان میبیند ؟
!!!!!!!!
اینارو آقای قرائتی گفته
خوب منم نظرمو میگم .اگه این درسا به شکل حجیم و تخصصی به دانش آموزا ارائه میشد خوب بد بود و میشه گفت که اتلاف وقته.ولی تا اون حد که تو دوره راهنمایی آموزش میدن لازمه و باید باشه

تمام این ها اجتناب ناپذیر هستند ! این افراد مجبورند که این زبان هارو هم بخونند ... ما هم مجبوریم که زبان فارسی ، ادبیات فارسی ، عربی و زبان انگلیسی بخونیم ... !!

واقعا برای آموزش و پرورش متاسفم .طوری شده که ما باید بگیم که مجبوریم یاد بگیریم درحالی که نباید اینطور باشه.
من وقتی که دیپلم گرفتم فهمیدم بعد از 6 سال زبان خوندن و حتی با نمره بالا قبول شدن چیزی از زبان جزءتعدادی لغت که فکر کنم همه بلدن نمیدونم.خوب این غلطه
باید فضا و نحوه آموزش طوری باشه که اولا تدریس چه برای معلم و چه دانش آموز لذت بخش باشه و اینکه دانش اموزان خودشون پیگیر آموزش و یادگرفتن باشن.اینطور نباشه که فقط نمره ملاک باشه


پشتکار: اگه اصولی بخونی جواب میده من هیچ وقت نفهمیدم چطور معارف وادبیات بخونم
همیشه تجدید میشدم ولی ریاضی همیشه بیست .
فقط پشتکار لازم نیست.یاد گرفتن هم مهمه.من خیلی هارو میشناسم که به شدت درس میخونن ولی چیزی نمیفهمن

شاگرد اول ها،شاگرد اول به دنیا میان!! با خر خونی کردن،هیچی نمیشید!!
این حرفت مثل این میمونه که بگی انسانهای موفق .موفق به دنیا میان
بیشتر فکر کن!!!!!!

شما باید خودت رو با خودت مقایسه کنی و حریم های خودت رو بشکنی ...
مقایسه کردن خودت با دیگران مخصوصا اگه ضعیفتر باشی جزءاینکه به اعتماد به نفست ضربه میزنه کاره دیگه ای نمیتونت برات انجام بده
وقتی که خودتو با گذشتت مقایسه کنی و پیشرفتت رو ببینی انگیزت بیشتر میشه و اعتماد به نفست میره بالا

Gam3r
16-06-2011, 22:58
اکثر مدارس زنگ هایی بنام مهارت های زندگی، مشاوره و از اینجور چیزا دارن اما معلما سهل انگاری میکنن.......

مدارس یا دانشگاه ؟
دانشگاه رو که نمیدونم چون هنوز نرفتم !

... اما مدارس ! عرضم به حظور شما که فقط در سال دوم دبیرستان دانش اموزان رشته ی ریاضی ( دقت کنید ! فقط بچه های ریاضی ، تجربی ها این زنگ رو ندارن ، در مورد انسانی ها هم مطمئن نیستم ) یک زنگ دو ساعته دارن به نام زنگ پرورشی ، که همتون هم میدونید این زنگ ها چیجوری میگذرن ... !!

منظور شما از زنگ مهارت زندگی دقیقا چی بود ؟

اما در مورد مشاوره ، بله ، مشاوره داریم ! یادمه اوندفعه رفتم دفتر مشاوره گفتم برنامه ی تحصیلی میخوام ، مشاور گفت : یه برنامه بهت میدم توپه توپه ! رتبه یکِ کنکور میشی ! شب ها 12 تا 2 باید بیای خونه ی ما ، رتبه یک ـت تضمینه !! ( این هم از مشاور های ما !! :دی )


!!!!!!!!
اینارو آقای قرائتی گفته
خوب منم نظرمو میگم .اگه این درسا به شکل حجیم و تخصصی به دانش آموزا ارائه میشد خوب بد بود و میشه گفت که اتلاف وقته.ولی تا اون حد که تو دوره راهنمایی آموزش میدن لازمه و باید باشه

بله آقای قرائتی گفتند ، CD هاش رو هم فکر کنم توی آرشیو داشته باشم ... !!

+

بله ، اون چیزی که در دوره ی راهنمایی آموزش میدن کاملا خوب هست ، منظور من اون نبود ! یک دانش آموز باید بدونه دلتا چی هست ، فرق گسستگی و شکستگی در کره ی زمین یعنی چی ، چرا آتش فشان به وجود میاد و ...
اما منظور اصلی من جغرافیای دوم دبیرستان و تاریخ سوم دبیرستان بود !

تقریبا کل بچه هایی که میشناسم از این 2 تا درس شاکی هستند ... مخصوصا که اگر معلم سختگیر باشه امکان نداره در هیچ امتحانی کسی 20 بگیره ! به شخصه توی کلاس خودمون در کل سال قبل هیچکی نتونست جغرفیا 20 بگیره !
چون هیچکس نمیتونست دقیقا مثل کتاب بنویسه !!



واقعا برای آموزش و پرورش متاسفم .طوری شده که ما باید بگیم که مجبوریم یاد بگیریم درحالی که نباید اینطور باشه.
من وقتی که دیپلم گرفتم فهمیدم بعد از 6 سال زبان خوندن و حتی با نمره بالا قبول شدن چیزی از زبان جزءتعدادی لغت که فکر کنم همه بلدن نمیدونم.خوب این غلطه
باید فضا و نحوه آموزش طوری باشه که اولا تدریس چه برای معلم و چه دانش آموز لذت بخش باشه و اینکه دانش اموزان خودشون پیگیر آموزش و یادگرفتن باشن.اینطور نباشه که فقط نمره ملاک باشه

دقیقا یکی از استاد های ما همین رو میگفت !

دانش آموزی که با همه ذوق و شوق میاد مدرسه ... باید دو ساعت روی این نیمکت های سخت بشینه ، با این مقررات سخت دست و پنجه نرم کنه ، کله ی صبح پا بشه ! اما همه ی اینها برای اینه که به دانش آموزان بفهمونن زندگی سخت هست ، در واقع دو ساعت نشستن روی نیمکت ها و این همه سختی برای این هست که دانش آموزان رو برای ورود به اجتماع آماده کنن ...



فقط پشتکار لازم نیست.یاد گرفتن هم مهمه.من خیلی هارو میشناسم که به شدت درس میخونن ولی چیزی نمیفهمن

عقل چیزی هست که بین تمام انسان ها یکسان تقسیم شده ! چون همه ادعا میکنن که از بقیه بیشتر میفهمن !

فقط یک چیز بگم حمید داداش ، مطمئن باش اون افرادی که هیچی نمیفهمن در مورد ماها فکر میکنن که افراد خیلی احمق و کودن هستیم و در واقع عقب مونده ی ذهنی هستیم ! چون خودم روزگاری جزو همین افراد بودم ... !!


مقایسه کردن خودت با دیگران مخصوصا اگه ضعیفتر باشی جزءاینکه به اعتماد به نفست ضربه میزنه کاره دیگه ای نمیتونت برات انجام بده
وقتی که خودتو با گذشتت مقایسه کنی و پیشرفتت رو ببینی انگیزت بیشتر میشه و اعتماد به نفست میره بالا

دقیقا ،



موفق باشیم ...

Comba3
20-06-2011, 13:07
خوب درسته که شاگرد زرنگا از هوش بیشتری برخوردار هستن اما همون کسایی که در دوره متوسطی هستن استعداد پیشرفت رو به نظرم دارن ولی خودشون سهل انگاری میکنن
کسی که میاد همراه با کلاس درساش رو میخونه و تمرین بسیار داره مطمئنا اگر سوال در سطح غولم بهش بدن از پسش بر میاد
راز موفقیت فقط در سه چیزه:
تمرین،تمرین، تمرین :46:

EmadS37
22-06-2011, 09:49
1. انگیزه و هدف
2. برنامه ریزی و مدیریت
3. تلاش

MOHAMMAD_ASEMOONI
22-06-2011, 11:13
سلام دوستان

یه چیزی رو خوب درک کنین تا انگیزه ی درس خوندنتون قوی تر و موثرتر بشه :
هر یک دقیقه که درس میخونین میتونه نمره ی شما در امتحان رو یک درجه یا بیشتر ببره بالا پس محض رضایِ خدا بشینین و وقت صرف کنین و درس بخونین مطمئن باشین تاثیر داره خیلی هم تاثیر داره .

===========================

قابل توجه دوستانِ بازیگوش که به جای درس خوندن میرن دنبال بازی و گردش و کامپیوتر و نت و خواب و غیره:

گوش خودت رو بگیر ببر خودت رو بشون رویِ صندلی و بگو :
میشینی مثل بچه آدم دو سه ساعت دَرسِت رو میخونی بعد میری دنبال بازی . بازیها همیشه هست و جایی نمیره اما امتحان اگر از وقتش گذشت بد جوری ضرر میکنی . حالیته چی چی میگم بهت یا نه ؟؟؟ وای بحالت اگر بلند شدی قبل از دو سه ساعت .

============================

بشین پدر و مادر و دوستِ دلسوز و خردمندِ "خودتون" .

این "خود" (نفس) رو اگر به حالِ خودش رها کنی میره دنبال خوشی و بازی و بخور و بخواب و عيش و نوش و اصلا به فکر آینده ی تو نیست پس رهاش نکن هرگز . پسِ گردنش رو بگیر ببر بشونش پایِ کتاب و بگو یا درس میخونی یا خورد و خمیرت میکنم تنبلِ بی عار .

==============================

ازتون پوزش میخوام دوستان که کلماتِ نامحترمانه به کار بردم در این مطلب .

موضوع خیلی مهم هست و مجبور شدم برایِ آشکار کردنِ اهمیتش , با این لهجه بنویسم .

این " خود " (نفس) خیلی لذت و راحتی و بخور و بخواب رو دوست داره . اگر به حالِ خودش ولش کنین بهتون بدجوری صدمه میزنه با بی عاریش و بی خیالیش . پس ولش نکنین .

موفق باشید
:11:

MOHAMMAD_ASEMOONI
26-06-2011, 10:26
سلام دوستان .

کسانی که در موقع درس خوندن خیلی زود احساس خواب آلودگی میکنند , به احتمال زیاد چشمشون آستیگمات هست .

حتماَ چشمهاتون رو هر چه سریعتر معاينه كنين .

Comba3
26-06-2011, 17:33
راستش رو بخواین من چشمام ضعیف نیست
ولی تا چند صفحه میخونم حالا بر اثر تنبلی یا بی حوصلگی احساس خواب الودگی بهم دست میده
میگیرم بعدش میخوابم
یعنی اینم به چشمام ربط داره؟؟؟ :31:

MOHAMMAD_ASEMOONI
26-06-2011, 18:30
راستش رو بخواین من چشمام ضعیف نیست
ولی تا چند صفحه میخونم حالا بر اثر تنبلی یا بی حوصلگی احساس خواب الودگی بهم دست میده
میگیرم بعدش میخوابم
یعنی اینم به چشمام ربط داره؟؟؟ :31:

سلام
میتونه به ضعف چشم ربط داشته باشه . باید چشماتون رو معاینه کنین . تو خیلی از مغازه ها مجانی هست اینجا . ایران رو نمیدونم .
اما حتی اگر پولی هم باشه ارزش داره .

حدودِ 85% اطلاعاتی که ما در زندگی روزمره یاد میگیریم از طریق چشمها هست پس نباید بی خیالش بشیم .

================================================== ==========

اما اگر چشماتون کاملاً سالم باشه , علت دیگرش جمع شدن خون زیاد در مغز موقع مطالعه هست .

اصلا به کسانی که خوابشون نمیبره میگن کتاب بخونند تا سرشون گرم بشه و خوابشون بگیره .

اما اگر تازه از خواب بیدار شدین و اصلا خوابتون نمیاد , اما تا کتاب میخونین احساس خواب بهتون دست میده , حتماً برید چشماتون رو معاینه کنین .

موفق باشید

:10:

MOHAMMAD_ASEMOONI
01-07-2011, 00:16
دوستان سلام

اگر دندونِ خراب دارین حتماً برید دکتر .
اگر قابل پر کردن هست پرش کنین اگر نه بکشینش .
شاید باورتون نشه اما یک دندونِ خراب همه ی بدن رو داغون میکنه .
ضعفِ حافظه
از بین رفتنِ قدرتِ تمرکز
دل درد
بی اشتهائی
بوی بد دهان
بی حوصلگی
عصبی شدن
پرخاشگر شدن
ضعفِ بدن
احساس خستگی و بی قراری و نا آرامی
بی خوابی
بدخوابی
بیماریِ قلبی
عفونت
تنبلی
کم شدنِ صبر تحمل و استقامت.
همه ی این مشکلات فقط از یک دندان خراب بوجود میاد .

عقل سالم در بدنِ سالم هست .
کسی که دندونِ خراب داره بدنش سالم نیست .

دندونِ خرابتون رو هر چه زودتر درست کنید حتی اگر شده قرض کنین .

AMIR MOHAMMAD . M
05-07-2011, 12:04
دوستان من فکر میکنم دلیل اصلی این باشه که کلا فضای خانه فضای درس و علم باشه و پدر و مادر هر دو تحصیل کرده باشند
و اینکه در کلاس شاگردانی باهوش تر از تو باشند تا تو حسودی کنی و به پیشرفتت کمک کنه .
همچنی انگیزه داشته باشی .
برای من که اینجوری بوده واینو بگم که همیشه نمیشه که یه نفر شاگرد اول بشه ، گاهی هم میشه که دهم بشه .

milad_takjoo
11-07-2011, 18:38
دوستان تنها عامل شاگرد اولی داشتن هدفی مشخص هست که سبب میشه فرد برای رسیدن به هدفش درس بخونه....