PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : اطلاعات جامع سلامت داخلی مغز و اعصاب(نورولوژی)






    

alihoosein
27-01-2011, 12:35
برنامه‌هاي گرافيكي كامپيوتري باعث بروز تشنج در فرد مبتلا به صرع مي‌شود

ديدن صفحه تلويزيون، بازي ويدئويي، استفاده از برنامه‌هاي گرافيكي كامپيوتري سبب شروع تشنج در فرد مبتلا به صرع و حساس به نور مي‌شود.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، استفاده از تلويزيون پر برفك يا ديگر منابع نوري كه با فركانس كمي چشمك بزند، ديدن درخشش دسته پرتوهاي نور كه از لابه‌لاي درختان مي‌گذرد، نگاه كردن به مناظر بيرون ماشين يا قطار در حال حركت، ديدن نور منعكس شده توسط آب، نورهاي چشمك‌زن مصنوعي و نگاه كردن به پله برقي در حال حركت، سبب شروع حمله تشج در فرد مبتلا به بيماري صرع مي‌شود.

گاهي اوقات تشنجات با نور چشمك زن، نور تابش يا حتي شكلهاي هندسي منظم تكرار شونده آغاز مي‌شود كه به اين وضعيت كم و بيش نادر، «صرع حساس» به نور گفته مي‌شود.

در ايران تقريبا، از هر 200 نفر يك نفر مبتلا به صرع هستند و درصد كمي از اين افراد تحت تاثير نور چشمك زن دچار تنشج مي‌شوند چنين حساسيتهايي در كودكان و نوجوانان شايع‌تر است و با افزايش سن شيوع آن كاهش مي‌يابد به طوري كه از حدود سنين 25 تا 30 سالگي به طور نادر ديده مي‌شود.

نوار مغزي استاندارد با تحريك نور مانند نور چشمك زن انجام مي‌شود و حساسيت به نور، در صورت وجود معمولا در اين مرحله مشخص خواهد شد. فركانس نور چشمك زني كه بيشترين احتمال را براي وقوع تشنج ايجاد مي‌كند از شخصي به شخص ديگر متفاوت است، عموما اين تعداد نور چشمك زن بين 5 تا 30 فلاش در ثانيه است، با اين حال برخي افراد به فركانسهاي بالاتر حساس‌اند.

بازيهاي كامپيوتري بندرت باعث آغاز تشنج‌هاي صرعي در افرادي كه سابقه‌ي صرع ندارند مي‌شوند اين دسته از افراد كه براي اولين بار هنگام بازي با كامپيوتر دچار تشنج مي‌شوند داراي زمينه آمادگي براي تنشج‌هايي كه با نور چشمك زن هستند، توجه به اينكه نبايد شخصي از اينكه فقط گاه، گاه و بدون هيچگونه پيوستگي در حملات و مثلا تنها بازيهاي كامپيوتري يا تماشاي تلويزيون دچار تنشج مي‌شود خوشحال باشد براي تعيين علت حقيقي تشنج، بررسي دقيق‌تري لازم است تا توصيه پزشكي مناسبي ارائه شود.

معمولا نورهاي رنگي چنانچه به سرعت خاموش و روشن نشوند مشكلي ايجاد نمي‌كنند با اين حال نورهاي چشمك‌زن مي‌تواند آغازگر تشنج باشد به ويژه اگر نور محيط كم باشد همچنين ممكن است آغازگرهاي محيطي ديگري مانند فشار، هيجان، خستگي و غيره وجود داشته باشد لذا توصيه مي‌شود افراد مبتلا به صرع حساس به نور، براي جلوگيري از تابش شديد نور خورشيد از عينك آفتابي استفاده كنند، همچنين جهت كاهش تحريك نور هنگام تماشاي تلويزيون، استفاده از چراغ روشنايي در اتاق توصيه مي‌شود و بهتر است زوايه تماشاي تلويزيون حدود 45 درجه باشد و در صورت نياز به استفاده از كامپيوتر براي مدت طولاني، به طور متناوب استراحت داشته باشند.
متخصص مغز و اعصاب در گفت‌وگو با ايسنا: بازي‌هاي كامپيوتري در بروز تشنج افراد مصروع تاثير دارند

برخي از بازي‌هاي كامپيوتري با نور زياد و يا نورهايي كه به طور مدوام با چشم در تماس بوده، در بروز تشنج افراد مصروع موثر هستند.

دكتر منوچهر ايلخاني متخصص مغز و اعصاب و استاديار دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس بهداشت و درمان ايسنا، اظهارداشت: در بروز يا تشديد صرع عوامل مختلفي همچون وراثت، وجود سابقه‌ي بيماري در ساير افراد خانواده، ضربه‌ها و عفونت‌هاي مغزي، تروماهاي‌ زايماني، مننژيت و آنسفاليت دخالت دارند.

وي سن را از ديگر عوامل موثر دانست و افزود: آستانه‌ي صرع از بدو تولد تا سال‌هاي پاياني عمر متناوب است، در دوران نوزادي و شيرخوارگي ميزان تشنج‌پذيري فرد بيشتر بوده و سپس با افزايش سن اين آستانه كمتر شده و در اواخر عمر افزايش مي‌يابد.

استاديار دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي تاكيد كرد: فرد مصروع در طي دوران بارداري به دليل بروز تغييرات هورموني و افزايش احتمال تشنج نيازمند مصرف مداوم داروها است، چرا كه با قطع مصرف دارو و بروز تشنج، خطراتي براي مادر و جنين به وجود خواهد آمد، و زنان باردار بايد به همراه داروهاي صرع اسيدفوليك مصرف كنند، تا از بروز برخي عوارض دارويي پيشگيري شود.

دكتر ايلخاني يادآور شد: در اواخر دوران بارداري به دنبال افزايش فشارخون شرياني و پيدايش فشارخون زمينه‌اي ابتلا به تشنج در افراد افزايش مي‌يابد، اما زايمان به تنهايي نمي‌تواند عاملي براي بروز تشنج شود، ولي عواملي همچون بي‌هوشي حين زايمان، بي‌خوابي متعاقب آن و يا ترومبوفلبيت مغزي (لخته‌هاي خوني همراه با التهاب عروق) باعث بروز تشنج مي‌شود.

اين متخصص با بيان اينكه گاهي سزارين را در زنان باردار مصروع به دليل اثرات ضدتنشي داروهاي بي‌هوشي توصيه مي‌كنند، تصريح كرد: مصرف اين داروها در طي دوران شيردهي بلامانع است، ولي شب بيداري زنان شيرده براي تغذيه‌ي شيرخوار احتمال بروز تشنج را در مادر افزايش مي‌دهد.

دكتر ايلخاني در خاتمه خاطرنشان كرد: طي 10 سال گذشته علاوه بر درمان دارويي، جراحي بيماران مصروع نيز پيشرفت‌هاي چشمگيري داشته، كه اين عمل از طريق شناسايي كانون‌هايي از مغز تخليه‌ي الكتريكي صورت گرفته و با روش‌هاي ctscan و mri و الكتروآنسفالوگرافي انجام مي‌گيرد.


بازي هاي كامپيوتري تشنج مي آورند

يك زماني، زمان پدر و مادرهاي ما، بازي مورد علاقه بچه‌ها يه قل دوقل بود! سال‌ها گذشت و وقتي نوبت به ما رسيد، فوتبال تبديل به سرگرمي دوست داشتني بچه‌ها شد. اما در اين دوره و زمانه، هيچ چيزي مثل كامپيوتر نمي تواند بچه ها را در اتاقشان ميخكوب كند. صدالبته كامپيوتر وسيله مفيدي است كه محروم كردن كودكان از آن با هيچ معيار عقلاني جور در نمي آيد. در واقع دانش آموزي كه كار با كامپيوتر را بلد باشد، چند قدم از همسن و سالانش جلوتر است.
تنها چيزي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه بايد با برنامه‌ريزي مشخص از كودكان خواست تا مدت استفاده از كامپيوتر را را محدود كنند تا از عوارض ناشي از آن مصون بمانند. دكتر محمدحسين حريرچيان، متخصص بيماري‌هاي مغز و اعصاب و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران هم همين عقيده را دارد. وي مي‌گويد: <رايانه و بازي‌هاي رايانه‌اي به‌دليل اينكه غالبا با تفكر و يا سرعت عمل فرد كاربر در ارتباط است، مي‌تواند به عنوان روش خوبي براي استفاده از اوقات فراغت تلقي شود، در عين حال اين وسيله نيز مثل بسياري از دستاوردهاي فناوري جديد در كنار منافع، عارضه‌هايي نيز دارد.>

استفاده مداوم كودكان از كامپيوتر از جنبه هاي مختلفي مي تواند باعث نگراني پدر و مادر شود ولي دكتر حريرچيان تنها از جنبه پزشكي اين قضيه را مورد بررسي قرار مي دهد. وي در توضيح خطرات استفاده مداوم از كامپيوتر مي‌گويد: <يكي از عوارض استفاده بدون برنامه از بازي‌هاي كامپيوتري اين است كه چون در اين بازي‌ها معمولا بايد كاربر نگاه دقيق برتصاويري داشته باشد كه داراي حركات سريع توا‡م با پرش نور است، در بچه‌هايي كه داراي زمينه صرع هستند، مي تواند منجر به حملات تشنجي شود.> وي توضيح مي دهد: <تشنج ناشي از تحريك نابجاي سلول‌هاي عصبي است كه معمولاً با اختلال گذراي سطح هوشياري همراه است. اين عارضه در افرادي كه داراي زمينه قبلي هستند مي تواند توسط عوامل مختلفي ظهور يابد يا تشديد شود كه يكي از اين عوامل نگاه به تصاوير نوراني و تكرار شونده است. از سوي ديگر كم خوابي نيز از عوامل بروز تشنج در فرد داراي زمينه بيماري صرع است. با توجه به اينكه كار با رايانه به علت جاذبه زياد منجر به كم خوابي يا تا‡خيرزياد در خواب شبانه كاربر مي‌شود، اين امر مي تواند مزيد بر علت باشد.>
.> البته احتمال بروز تشنج، تنها خطر استفاده زياد از كامپيوتر نيست.> دكتر حريرچيان مي‌گويد: <علاوه بر عارضه تشنج، اصولاً كار با رايانه به علت نيازمند بودن به دقت فراوان و يا عوامل ديگر، در صورت طولاني بودن معمولاً منجر به اضطراب، تنش عصبي و تحريك پذيري مي‌شود. اين پيامدها مي‌توانند خود سرمنشاء ناهنجاري‌هاي ديگري شود، به عنوان مثال در بچه‌هايي كه زمينه تيك‌هاي عصبي دارند، استفاده طولاني از اين بازي‌ها معمولاً منجر به تشديد عارضه تيك در آنها مي‌شود.>

F l o w e r
27-01-2011, 13:01
يك فوق‌تخصص دستگاه گوارش به مسافران توصيه كرد: افراد به منظور كاهش شدت بيماري مسافرت (تهوع و استفراغ ) دو ساعت قبل از شروع مسافرت چيزي ميل نكنند.

دكتر محمدرضا زالي در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران اظهارداشت: اگرچه عدم مصرف مواد قبل از شروع مسافرت در بروز بيماري مي‌تواند پيشگيري‌كننده نباشد، ولي در كاهش شدت آن بسيار مؤثرست.

وي در ارتباط با علت بروز اين حالت گفت: يكسري حركات اعم از مسافرت با ماشين، هواپيما و كشتي و حتي چرخيدن به دور خود سبب تحريك سيستم مركزي گوش داخلي شده و تغييراتي همانند تهوع، تپش قلب، تعريق، جمع‌شدن آب زياد در دهان، احساس ناراحتي در معده، استفراغ و ايجاد رنگ‌پريدگي مي‌كند.

دكتر زالي با اشاره به اين كه تحريك بخش داخلي گوش علت بروز اين پديده است، يادآور شد: اين حالات در بسياري از بيماريهاي گوش داخلي نيز ديده مي‌شود.

به گفته وي، برخي افراد دچار بيماري مسافرت مي‌شوند كه علت شناخته شده‌اي براي آن وجود ندارد.

دكتر زالي در پايان با اشاره به اين كه دارودرماني از ديگر راههاي درمان اين بيماري است، يادآور شد: برخي از افراد با افزايش سن دچار كاهش تحريك و بهبود تدريجي مي‌شوند.

F l o w e r
27-01-2011, 13:08
سرگيجه، واژه‌اي است که براي شرح تعداد وسيعي از علايم طبي به کار مي‌رود.

اين علايم ممکن است شامل احساس تنگي نفس، بي‌هوشي، گيجي و احساس کاذب تاب خوردن باشد. سرگيجه واژه خيلي صريحي نيست و گاهي اوقات وقتي بيمار، از سرگيجه شکايت مي‌کند، پزشک بايد با تفحص دقيق، منظور بيمار را از سرگيجه مشخص کند، به دليل اينکه طيف وسيعي از علايم مي‌توانند به شکل سرگيجه بروز کند. از نظر پزشکي اگر فردي احساس چرخش يا حرکت خود يا محيط اطراف خود را داشته باشد، يعني فرد احساس کند که يا خودش مي‌چرخد و يا اشياي اطراف در حول محور فرد در حال چرخش است، لفظ سرگيجه براي فرد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. گاهي اوقات علايم خاصي با سرگيجه در تشابه است. شرايطي است که فرد ممکن است به هنگام برخاستن از روي زمين، خصوصا اگر مدت طولاني ايستاده يا نشسته باشد، دچار افت فشار خون و حالت‌هاي مشابه گيجي شود که برخي از بيماران از حالت تاري ديد موقت و گذرا نيز شکايت مي‌کنند. اگر اين حالات به صورت گذرا و در حد چند ثانيه يا دقيقه باشد، عارضه خاصي به حساب نمي‌آيد اما در صورت تکرار اين حالات و طولاني‌تر شدن زمان آن خصوصا در افراد با سابقه فشار خون، ديابت، بيماري قلبي و عروقي و افراد مسن، نيازمند بررسي‌هاي پزشکي و تشخيصي خواهد بود.

حالت ديگري که در بعضي از افراد مضطرب ممکن است با سرگيجه اشتباه گرفته شود، نوعي از اضطراب‌هاي حمله‌اي است که ما به آنها حمله پانيک مي‌گوييم. اين نوع حمله‌ها، دفعتا اتفاق مي‌افتد و معمولا در بيمار با حالت اضطراب شديد، تپش قلب، تعريق و گاهي اوقات احساس قريب‌الوقوع بروز مرگ، بروز مي‌کند معمولا اين حالت حملات اضطرابي ممکن است به صورت بروز سرگيجه، گيجي، منگي سر و تهوع همراه باشد. اما گاهي اين حالت با علايم واقعي سرگيجه که همان احساس چرخشي و حرکت محيط در اطراف فرد و يا فرد در اطراف خود است، بروز مي‌کند. از مسايل ديگر که به صورت سرگيجه تظاهر مي‌کند و شيوع نسبتا بالايي در جامعه دارد، مواردي است که افراد از يک بيماري عمومي زمينه‌اي رنج مي‌برند. اين افراد وقتي که به مدت طولاني مي‌ايستند و يا در شرايط خاص مثل هواي گرم و يا مکان‌هاي شلوغ و پر ازدحام قرار مي‌گيرند، پس از گذشت مدت زماني احساس سرگيجه و افت فشار خون به آنها دست مي‌دهد. لذا توصيه و تاکيد دارم به منظور شناخت و تشخيص قطعي مشکل خود در هر سن و موقعيتي که هستيد، با پزشک متخصص مشورت کنيد. گاهي اوقات بروز حالت‌هايي مشابه سرگيجه در جوانان بي‌اهميت تلقي مي‌شود ولي بايد در سالمندان مورد بررسي دقيق پزشکي قرار گيرد.

F l o w e r
27-01-2011, 13:23
سرگیجه وضعیتی خوش خیم

اگر شما تا به حال از بالای یک کوه یا از بالکن یک ساختمان بلند به پائین نگاه کرده باشید، ممکن است سرگیجه را در این وضعیتها تجربه کرده باشید. سرگیجه که بصورت یک احساس ناگهانی و شدید از چرخش فرد بدور خودش و یا چرخش محیط اطراف وی باشد می تواند بسیار آزار دهنده باشد.« سرگیجه وضعیتی خوش خیم »، که شایعترین شکل سرگیجه می باشد و با حملات شدید سرگیجه درپی تغییر در وضعیت سر فرد بوجود می آید.
این نوع سرگیجه ممکن است زمانی ایجاد شود که شما سر خود را در جهت خاصی حرکت می دهید و یا هنگامیکه بر روی تخت دراز می کشید و یا آنکه از یک پهلو به پهلوی دیگر می چرخید و یا هنگامیکه صبح از خواب بلند شده و می نشینید. گاهی سرگیجه وضعیتی خوش خیم زمانی اتفاق می افتد که ذرات کوچکی که در گوش داخلی وجود داشته و برای حفظ تعادل مفید هستند، به قطعات کوچکتری شکسته شده و وارد کانالهای تعادلی گوش واقع در گوش داخلی شده و با تحریک گیرنده های مربوط به تعادل باعث ایجاد سرگیجه می شوند.


گرچه سرگیجه یک مسأله آزار دهنده می باشد ولی بندرت به یک موضوع وخیم و خطرناک تبدیل می شود و می توان آنرا بخوبی درمان کرد.


● علائم و نشانه ها
علائم مربوط به سرگیجه شامل موارد زیر است:
▪ گیجی، احساس اینکه شما یا محیط اطراف شما در حال چرخش می باشند، سبکی سر ، ناپایداری، اختلال تعادل، تاری دید پی از حرکت سریع سر، تهوع و استفراغ .
حملات " سرگیجه وضعیتی خوش خیم " معمولاً فقط چند ثانیه طول کشیده ولی بارها می تواند عارض شود. گاهی این حالت برای مدتی از بین رفته ولی دوباره در فرد عود می کند. حرکاتی که باعث ایجاد حمله سرگیجه می شوند، از فردی به فرد دیگر متفاوت است ولی بیشتر از همه حرکات سر باعث تحریک سرگیجه در فرد می شود. گاهی به همراه حملات سرگیجه، حرکات ریتمیک چشم به یک سمت ( نیستاگموس) نیز وجود دارد. در موارد نادری نیز ممکن است سرگیجه وضعیتی دو طرفه باشد، یعنی که هر دو گوش داخلی درگیر شده است .


● علل ایجاد بیماری
اندامهای تعادلی در گوش داخلی از دو قسمت مهم تشکیل شده اند، یکی مجاری نیمدایره که ۳ عدد بوده و در جهات عمود برهم قررا گرفته اند و محتوی مایع و حسگرهای موئی شکل ظریفی می باشند که حرکات چرخشی سر را کنترل می کند . در نزدیکی مجاری نیمدایره، قسمت دوم اندام تعادلی بنام « اوتریکول » قرار دارد که محتوی کریستالهای ریز کربنات کلسیم بوده که این ذرات به حسگرهای مخصوص در اوتریکول برخورد کرده و در تعادل حرکات رو به عقب یا جلو نقش مهمی دارند.
" سرگیجه وضعیتی خوش خیم " زمانی ایجاد می شود که ذرات موجود در اوتریکول شکسته شده و به ذرات کوچکتر که می توانند وارد مجاری نیمدایره شوند، تبدیل شده و باعث تحریک حسگرهای موئی شکل داخل مجاری نیم دایره می شوند. تحریک این حسگرها باعث ایجاد سیگنالهای کاذب تعادلی و احساس حرکت چرخشی در فرد می شود.
همچنین سرگیجه وضعیتی خوش خیم غالباً در افراد سالمند بعنوان نتیجه طبیعی فرآیند پیری نیز ایجاد می شود. گاهی نیز پس از ضربه به سر این حالت بوجود می آید. بطور نادر نیز عفونتهای ویروسی که گوش داخلی را درگیر می کنند و یا صدمه به گوش در طول جراحی های ناحیه گوش هم می تواند باعث ایجاد سرگیجه وضعیتی خوش خیم شوند.

پزشکان در اکثر موارد می توانند دلیل ایجاد سرگیجه را پیدا کنند، ولی معمولاً مشاوره با یک پزشک گوش و حلق و بینی و یا متخصص اعصاب لازم است، البته گاهی نیز دلیل ایجاد سرگیجه مشخص نمی شود.


● عوامل خطر
به غیر از فرآیند طبیعی « پیری »، فاکتور مهم دیگری که باعث افزایش قابل ملاحظه خطر ابتلا به سرگیجه خوش خیم وضعیتی شود، وجود ندارد. البته سابقه« ضربه به سر » و همچنین عفونت اندامهای تعادلی گوش ممکن است فردی را بطور جزئی نسبت به سرگیجه وضعیتی خوش خیم آسیب پذیر کند.


● علائم و نشانه ها
بطور کلی، هرگاه شما دچار سرگیجه شدید و مکرر و غیر قابل توجیه شدید بهتر است به پزشک مراجعه کنید، اما اگر چه خیلی ناشایع است که سرگیجه علامت یک بیماری مهم دیگر باشد ولی در صورتیکه سرگیجه بهمراه هر کدام از موارد زیر اتفاق افتاد ، بهتر است سریعاً به پزشک مراجعه شود:
▪ سردرد شدید و متفاوت که جدیداً شروع شده باشد
▪ دو بینی و یا از دست دادن بینائی
▪ از دست دادن شنوائی
▪ اختلال در صحبت کردن
▪ ضعف در پاها و یا دستها
▪ کاهش هوشیاری
▪ اختلال در راه رفتن
▪ بی حسی و حالت گز گز و سوزن سوزن شدن اندامها
▪ درد سینه و یا ضربان قلب تند و یا آهسته
این علائم و همراهی آنها با سرگیجه می تواند ناشی از بیماریهای وخیمی مثل سکته مغزی، تومور مغزی، بیماری پارکینسون ، بیماری MS و یا بیماری قلبی یا عروق خونی باشد.

F l o w e r
27-01-2011, 16:19
خرچنگ درون جمجمه
تکثیر بی‌رویه و خارج از کنترل سلول‌ها یا رشد غیرطبیعی آنها و تجمعشان به‌صورت یک توده در هر جایی از بدن می‌تواند اتفاق بیفتد.
این مساله همان چیزی است که خود را به نام سرطان به بیمار و پزشکان شناسانده است و زمانی است که سلول‌های بدن به مهاجمی علیه خود تبدیل می‌شوند.
تقریبا اکثر سرطان‌ها خود را به‌صورت توده‌هایی در یک بافت یا ارگان نشان می‌دهند (برخلاف سرطان خون که سلول‌های سرطانی را در سراسر بدن پخش می‌کند) و به همین دلیل این سرطان‌ها اکثر مشکلات و عوارضشان را از طریق همین رشد بی‌رویه و اشغال فضای بافت‌های دیگر به‌وجود می‌آورند.
در اکثر نقاط بدن، این توده‌ها می‌توانند قبل از آنکه علامتدار شوند به مقدار زیادی رشد کنند اما در بعضی از قسمت‌های بدن اینطور نیست. جایی مثل جمجمه که ماندن یک صندوقچه کوچک از حیاتی‌ترین عضو بدن محافظت می‌کند. مغز در فضای بسته جمجمه با یک فشار ثابت حفظ می‌شود و سلول‌های آن به‌طور طبیعی از زمان تولد تا پایان عمر به هیچ وجه تکثیر نمی‌شوند اما سرطان‌های مغز می‌توانند این روند را به هم بزنند. اگر این خرچنگ خبیث وارد صندوقچه شود، مشکلات زودتر شروع می‌شوند.
● تومور مغزی چیست؟
تومور مغزی، یک توده یا تجمعی غیرطبیعی از سلول‌های بافت مغز یا ساختارهای اطراف آن (مثل پرده مننژ یا اعصاب مختلف) است که به‌تدریج رشد می‌کند و فضای داخل جمجمه را اشغال می‌کند. این توده‌ها معمولا در سنین میانسالی ایجاد می‌شوند و با بالاتررفتن سن، احتمال ایجاد این تومورها در افراد بیشتر می‌شود؛ اگرچه تومور مغزی ممکن است در هر سنی حتی در نوزادان هم وجود داشته باشد.
بعضی از تومورهای مغزی خوش‌خیم‌اند اما حتی توده‌های خوش‌خیم هم به‌خاطر اینکه در فضای محدود جمجمه ایجاد شده‌اند، می‌توانند خطرناک باشند.
به‌غیر از تومورهای خوش‌خیم یا بدخیم مغز، توده‌های مغزی ممکن است ناشی از متاستاز یک سرطان در جایی دیگر از بدن باشند، مثلا سرطان پستان یا سرطان پروستات و یا لوسمی، متاستاز مغزی می‌دهند.
به‌طور کلی احتمال ایجاد توده مغزی به‌خاطر متاستاز سرطانی در جایی دیگر از بدن ۱۰ برابر بیشتر از ایجاد تومور به‌خاطر سرطان خود مغز است.
اما با این‌حال سلو‌ل‌های خود مغز هم می‌توانند سرطانی شوند و ایجاد تومور کنند. بسته به نوع این سلول‌ها، نام تومور سرطانی هم متفاوت است؛ مثلا مننژیوما، شوانوما و گلیوما تومورهایی هستند که از پرده مننژ، سلول‌های شوان یا بافت خاکستری مغز منشأ می‌گیرند. این تومورها در بزرگسالان بیشترند و گلیوما، اغلب انواع سرطانی را تشکیل می‌دهند. نوع این تومورها در تشخیص و انتخاب روش درمانی آنها بسیار موثر است.
● تومور مغزی چه علائمی ایجاد می‌کند؟
اختلالات عصبی ناشی از تومورهای مغزی بیشتر به‌خاطر تهاجم تومور و تخریب بافت‌های مغز به‌وجود می‌آیند. فشار مستقیم این توده به سلو‌ل‌های اطراف خود یا بالابردن فشار داخل جمجمه و فشردن مغز به دیواره‌های آن یا افزایش ترشح مایع مغزی نخاعی و بالابردن فشار داخلی از این طریق می‌توانند باعث ایجاد علائم مغزی مختلفی بشوند.
ادم مغزی، انسداد عروق‌های خونی، جلوگیری از خروج مایع مغزی نخاعی و یا تخریب بافت‌های تومورال هم روش‌های دیگری هستند که تومورهای مغزی از طریق آنها باعث آسیب می‌شوند.
اغلب علائم تومورها هم علائم عصبی هستند که به‌خاطر مرکزی‌بودن ضایعه، شدت بیشتری نسبت به بیماری‌های دیگر دارند.
سردرد، شایع‌ترین و معمول‌ترین علامت تومور مغزی است. سردردهایی که وقتی از یک خواب عمیق بیدار می‌شوید، به وجود می‌آیند. سردردهای همیشگی و حاد، تغییر در نوع سردردهای قبلی، سردردهایی که به تدریج شدت بیشتری پیدا کرده‌اند و یا دفعاتشان بیشتر شده است هرکدام می‌توانند نشانه یک تومور مغزی باشند.
همراه با سردردهای شدید معمولاً استفراغ هم وجود دارد اما حالت تهوع در این موارد کمتر اتفاق می‌افتد. ادم ته چشم، بدتر شدن وضعیت هوشیاری، دومین علامت شایع است. علائم این بدتر شدن وضعیت هوشیاری، خواب‌آلودگی، خستگی، تغییرات شخصیت، تشخیص اشتباه، اختلال شناخت مثل فراموش کردن نام اشیا و به تدریج فراموشی است.
تشنج هم از علائم معمول یک تومور مغزی است که بسته به جایی که تومور اشغال می‌کند نوع تشنج متفاوت است. مشکلات بینایی مثل تاری دید، دوبینی و یا از دست دادن ناگهانی دید چشم، اختلالات تعادلی، اختلال در صحبت کردن و به یاد آوردن نام اشیا، از دست دادن تدریجی حس و حرکت اندام‌ها، مشکلات شنوایی، تهوع و استفراغ بدون علت هم از علائم دیگر یک تومور مغزی هستند. ممکن است همه این علائم با هم در یک فرد به وجود نیایند وجود هرکدام از این علائم برای تشخیص تومور مغزی بسیار مهم است و حتی می‌توان از روی چگونگی این اختلالات تا حدودی مکان تومور را حدس زد.
● تشخیص تومور مغزی چگونه انجام می‌شود؟
تومورهای مغزی در مراحل اولیه اغلب به راحتی تشخیص داده نمی‌شوند. در یک بیمار دارای علائم نورولوژیک که به تدریج شدت پیدا می‌کنند، حتماً باید احتمال یک توده مغزی مطرح شود. اولین کار برای تشخیص این بیماری مراجعه به یک پزشک متخصص بیماری‌های مغز و اعصاب است. یک معاینه عصبی کامل، همراه با گرفتن شرح حال و بررسی چگونگی علائم می‌تواند تا حدودی تشخیص بیماری را راحت‌تر کند.

F l o w e r
27-01-2011, 16:38
تومور مغزي‌ و راهكارهاي درمان آن

تومور مغزي‌ عبارت‌ است‌ از رشد يك‌ توده‌ غيرطبيعي‌ در مغز كه‌ امكان‌ دارد خوش‌خيم‌ يا بدخيم‌ باشد.

به گزارش خبرنگار سرويس «نگاهي به وبلاگ‌ها»ي ايسنا بلاگر [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] نوشته است:‌ يك‌ تومور خوش‌خيم‌ مغز ممكن‌ است‌ به‌ اندازه‌ يك‌ تومور بدخيم‌ ناتواني‌ ايجاد كند، مگر اين كه‌ به‌ طور مناسب‌ تحت‌ درمان‌ قرار گيرد.

علايم‌ شايع‌ تومور مغزي به شرح زير مي‌باشد:

سردردي‌ كه‌ با دراز كشيدن‌ بدتر مي‌شود، استفراغ‌ همراه‌ با تهوع‌، يا استفراغ‌ ناگهاني‌ بدون‌ تهوع‌، اختلال‌ بينايي‌، از جمله‌ دو تا ديدن‌ اشياء، ضعف‌ در يك‌ طرف‌ بدن،‌ گيجي،‌ از دست‌ دادن‌ حس‌ بويايي،‌ از دست‌ دادن‌ حافظه، تغييرات‌ شخصيتي و ‌حملات‌ صرعي‌ و تشنجي‌

*علل‌ تومور مغزي*

بعضي‌ از تومورها از بافت‌ مغز منشأ مي‌گيرند (تومورهاي‌ اوليه‌) اما اغلب‌ تومورهاي‌ مغزي‌ در اثر گسترش‌ سرطان‌هاي‌ ساير نقاط‌ بدن‌ به‌ خصوص‌ سرطان‌ پستان‌، ريه‌، روده‌، يا ملانوم‌ بدخيم‌ پوست‌، به‌ مغز ايجاد مي‌شوند.

علايم‌ در اثر افزايش‌ فشار داخل‌ جمجمه‌ ناشي‌ از بزرگ‌ شدن‌ تومور به‌ وجود مي‌آيند.

*عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر*

تغذيه‌ نامناسب‌، به‌ خصوص‌ كم‌ بودن‌ فيبر غذايي‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ روده‌)

سيگار كشيدن‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ ريه‌)

افراط‌ در مصرف‌ الكل‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ كبد)

قرار گرفتن‌ بيش‌ از حد در مقابل‌ آفتاب‌ (عامل‌ خطر ملانوم‌ بدخيم‌ پوست‌)

وجود يك‌ سرطان‌ ديگر در هر نقطه‌اي‌ از بدن‌.

*پيشگيري‌*

سيگار را ترك‌ كنيد، رژيم‌ غذايي‌ پرفيبر داشته‌ باشيد، خود را در برابر اشعه‌ آفتاب‌ محافظت‌ كنيد.

*عواقب*

در صورتي‌ كه‌ تومور مغزي‌ درمان‌ نشود، آسيب‌ دايمي‌ مغز يا مرگ‌ در انتظار بيمار خواهد بود. رشد تومور به‌ خارج‌ توسط‌ استخوان‌هاي‌ جمجمه‌ محدود مي‌شود، بنابراين‌ اين‌ مغز است‌ كه‌ در اثر رشد تومور، تحت‌ فشار قرار مي‌گيرد.

اگر تومور زود كشف‌ شود و به‌ سرعت‌ جراحي‌ شود يا تحت‌ اشعه‌ درماني‌ و شيمي‌ درماني‌ قرار گيرد، بهبود كامل‌ اغلب‌ امكان‌پذير خواهد بود.

*درمان‌*

روش‌هاي‌ زيادي‌ براي‌ تعيين‌ محل‌ تومور مغزي‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند كه عبارت از: نواز مغز، سي‌تي‌اسكن‌، ام‌آرآي‌، عكس‌برداري‌ از جمجه‌، استخوان‌ها، ريه‌ها و دستگاه‌ گوارش.

‌*داروها*

داروهاي‌ كورتيزوني‌ براي‌ كاهش‌ تورم‌ بافت‌ مغز، داروهاي‌ ضد تشنج‌ براي‌ كنترل‌ حملات‌ تشنج، داروهاي‌ ضد درد، داروهاي‌ ضد سرطان‌.

*فعاليت‌*

تا حدي‌ كه‌ قدرت‌ شما اجازه‌ مي‌دهد فعاليت‌ خود را حفظ‌ كنيد. كار، ورزش‌ و فعاليت‌ بدني‌ متوسط‌ داشته‌ باشيد و زماني‌ كه‌ خسته‌ مي‌شويد استراحت‌ كنيد.

*رژيم‌ غذايي‌ *

رژيم‌ غذايي‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد. اگر قادر به‌ خوردن‌ غذاي‌ عادي‌ نباشيد، شايد اضافه‌ كردن‌ مكمل‌ ويتاميني‌ و مواد معدني‌ لازم‌ باشد.

F l o w e r
27-01-2011, 16:48
وزوز گوش و كم شنوايي يك طرفه شايعترين علامت تومورهاي جمجمه است



رييس نهمين كنگره بين‌المللي انجمن جراحان گوش،گلو،بيني و سر و گردن ايران گفت: وزوزگوش و كم شنوايي يك طرفه، شايعترين علامت تومورهاي قاعده جمجمه،از جمله تومور عصب هشتم است.

دكتر "محمد حسين حكمت آرا" فوق تخصص گوش در آيين گشايش اين كنگره با اعلام اين خبر افزود:اگرچه بروز اين تومورها نادر است ولي ‪۸۰درصد تومورهاي پلي- دماغي داخل جمجمه مربوط به رشد تومورعصب هشتم و "وستپيولار شوانوما" است.

وي با اشاره به اينكه به ندرت ساير توده‌هاي پلي- دماغي بين حلزون گوش داخلي و ساقه مغزي نيز اين علايم را به وجود مي‌آورند،تصريح كرد:طي سال‌هاي اخير ،پيشرفت‌هاي چشمگيري در زمينه تشخيص و جراحي اين تومورها حاصل شده تا جايي كه به كمك تصوير برداري‪ MRIاين تومورها حتي در مرحله رشد چند ميلي متري هم قابل تشخيص است.

دكتر حكمت آرا گفت: دسترسي به اين تومورها به لحاظ جايگاه‌رشد حساس و پرخطر آنها، به علت مجاورت وچسبندگي عصب صورتي به اين غده و حضور عناصر عصبي مجاور آن كار جراح را دشوار،پراسترس،پرخطر و طولاني مي‌كند،اما با پيشرفت‌هايي كه صورت گرفته و حضور جراحان گوش به همراه جراحان مغز، متخصصان بيهوشي ،متخصصان‪ ICUو متخصصان قلب و داخلي ،خطر و عوارض جراحي اين تومورها به حداقل رسيده است.

وي در ادامه اضافه كرد:امكانات فوق سبب شده است كه نه تنها تومور با ريشه‌اش خارج شود ،بلكه در مواردي همراه با خارج كردن تومور باقي مانده شنوايي بيمار نيز حفظ شود.

F l o w e r
27-01-2011, 17:07
تومور طناب‌ نخاعي‌

تومور طناب‌ نخاعي‌ عبارت‌ است‌ از رشدي‌ غيرطبيعي‌ كه‌ طناب‌ نخاعي‌ با ريشه‌هاي‌ عصبي‌ آن‌ را تحت‌ فشار قرار مي‌دهد. اين‌ رشد ممكن‌ است‌ خوش‌خيم‌ يا بدخيم‌ باشد ولي‌ يك‌ تومور غيربدخيم‌ در صورتي‌ كه‌ به‌ طور مناسبي‌ درمان‌ نشود، ممكن‌ است‌ به‌ اندازه‌ يك‌ تومور بدخيم‌، ناتوان‌كننده‌ باشد

علايم‌ شايع‌

ضعف‌ پيشرونده‌ كرختي‌ و تحليل‌ عضلاتي‌ كه‌ عصب‌ آنها از ناحيه‌ آسيب‌ ديده‌ طناب‌ نخاعي‌ منشأ مي‌گيرد.
مشكل‌ شدن‌ ادرار كردن‌ و حركات‌ روده‌، بي‌اختياري‌
درد مزمن‌ پشت‌علل‌تومورهايي‌ كه‌ از خود طناب‌ نخاعي‌ منشأ مي‌گيرند (تومورهاي‌ اوليه‌) به‌ ويژه‌ در كودكان‌ و افراد مسن‌، نادر هستند و علت‌ آنها ناشناخته‌ است‌.
تومور طناب‌ نخاعي‌ معمولاً ناشي‌ از سرطاني‌ است‌ كه‌ از بخشي‌ ديگر از بدن‌، مثل‌ ريه‌، پستان‌، لوله‌ گوارش‌، پروستات‌، كليه‌، تيروييد يا دستگاه‌ لنفاوي‌ گسترش‌ يافته‌ است‌. عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطرسرطان‌ در هر قسمتي‌ از بدن‌ كه‌ در بالا ذكر شد. پيشگيري‌از آنجا كه‌ تومورهاي‌ طناب‌ نخاعي‌ بيشتر از گسترش‌ سرطان‌ ناشي‌ مي‌شوند، مراقب‌ علايم‌ اوليه‌ سرطان‌ در ساير اعضا باشيد.
سيگار نكشيد.
براي‌ كاهش‌ احتمال‌ سرطان‌ دستگاه‌ گوارش‌ يك‌ رژيم‌ غذايي‌ پرفيبر ميل‌ كنيد.
مراقبت‌ بزرگي‌ غده‌ تيروييد باشيد.


در مورد مردان‌ بالاي‌ 45 سال‌، همراه‌ با معاينه‌ فيزيكي‌ سالانه‌، معاينه‌ پروستات‌ را نيز درخواست‌ كنيد.
در مورد زنان‌، معاينه‌ پستان‌ توسط‌ خود شخص‌ را انجام‌ دهيد.

عواقب‌ مورد انتظار

موفقيت‌ درمان‌ وابسته‌ به‌ نوع‌، اندازه‌ و محل‌ رشد تومور است‌.
جراحي‌ براي‌ برداشتن‌ استخوان‌ اطراف‌ طناب‌ مي‌تواند فشار وارد بر اعصاب‌ نخاعي‌ و مسيرهاي‌ عصبي‌ را برطرف‌ كند. اين‌ عمل‌ معمولاً درد و ساير علائم‌ را سريعاً تسكين‌ مي‌دهد ولي‌ ممكن‌ است‌ به‌ كاركردهاي‌ حركتي‌ آسيب‌ بزند. فيزيوتراپي‌ و نوتواني‌ ممكن‌ است‌ كاركرد از دست‌ رفته‌ را برگرداند. عوارض‌ احتمالي‌فلج‌ كامل‌ ناشي‌ از انسداد عروق‌ خوني‌ تغذيه‌ كننده‌ سلول‌هاي‌ طناب‌ نخاعي‌. درمان‌اصول‌ كلي‌آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ مي‌توانند شامل‌ بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌ و مايع‌ نخاعي‌، راديوگرافي‌ ستون‌ فقرات‌، بيوپسي‌ (برداشتن‌ مقدار كمي‌ از بافت‌ يا مايع‌ براي‌ برررسي‌ آزمايشگاهي‌ كه‌ به‌ تشخيص‌ 0كمك‌ كند)، ام‌.

آر.آي‌ يا سي‌تي‌اسكن‌، اسكن‌ راديونوكلئيد استخوان‌ و ميلوگرام‌ (يك‌ راديوگرافي‌ ويژه‌ از مجراي‌ نخاع‌ و طناب‌ نخاعي‌ كه‌ مستلزم‌ سوراخ‌ كردن‌ نخاع‌ و تزريق‌ يك‌ ماده‌ حاجب‌ قابل‌ مشاهده‌ در فيلم‌هاي‌ راديوگرافي‌ است‌) باشند.
درمان‌ به‌ نتايج‌ همه‌ بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ بستگي‌ دارد و ممكن‌ است‌ شامل‌ جراحي‌ براي‌ برداشت‌ تومورها و استخوان‌ اطراف‌ كه‌ طناب‌ نخاعي‌ را تحت‌ فشار قرار مي‌دهند، پرتودرماني‌ و شيمي‌درماني‌ باشد.

داروها

مسكن‌ها
داروهاي‌ كورتيزوني‌ براي‌ كاهش‌ تورم‌ اطراف‌ تومور و فشار وارد بر طناب‌ نخاعي‌
داروهاي‌ ضد سرطان‌ در صورت‌ بدخيم‌ بودن‌ تومورفعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري سطح‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري به‌ وضعيت‌ فيزيكي‌ شما بستگي‌ دارد. در حدي‌ كه‌ انرژي‌ و توانايي‌ حركتي‌ شما اجازه‌ مي‌دهد، فعال‌ باشيد. رژيم‌ غذايي‌از يك‌ رژيم‌ غذايي‌ طبيعي‌ و كاملاً متعادل‌ استفاده‌ كنيد. ويتامين‌ و مكمل‌هاي‌ معدني‌ تنها در صورتي‌ لازم‌ هستند كه‌ شواهد كمبود آنها را داشته‌ باشيد يا نتوانيد به‌ طور طبيعي‌ بخوريد. درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟اگر شما يا اعضاي‌ خانواده‌تان‌ هر يك‌ از علايم‌ تومور طناب‌ نخاعي‌ را داشته‌ باشيد

F l o w e r
28-01-2011, 14:14
سرطان مغز بیماری است که در آن سلولهای سرطانی داخل بافت مغزی شروع به رشد و تکثیر می کنند این نوشته به بررسی سرطانهای مغزی که از خود بافت مغز منشاء می گیرند
می پردازد. در اغلب موارد سرطانهایی که در مغز ایجاد می شوند ثانویه به گسترش سرطان از سایر قسمتهای بدن به این ناحیه می باشند. این نوع انتشار را اصطلاحاً متاستاز می نامند.

هرگاه فردی دارای علائم ذیل باشد باید به پزشک مراجعه کند. سردرد دائمی، استفراغ یا اشکال راه رفتن یا صحبت کردن. بعد از تائید علایم بیمار باید حتماً سی تی اسکن یا ام آر آی انجام دهد. در اغلب موارد نیاز است که از طریق جراحی مشخص شود که آیا تومور مغزی وجود دارد یا نه و در صورت وجود نوع آن مشخص شود.

درصورت تائید وجود تومور مغزی با استفاده از روشهای خاصی نوع و مرحله تومور تعیین می شود زیرا این عوامل در تصمیم گیری چگونگی نحوه برخورد و درمان سرطان مؤثر است.

عود تومورهای مغزی

عود تومور به معنای رشد دویاره سرطان بعد از درمان است. عود تومور می تواند در خود مغز یا در سایر نقاط نقاط بدن صورت گیرد. در این موارد درمان به نوع تومور و نحوه درمان ابتدائی آن بستگی دارد.

روشهای درمانی

به طور کلی سه روش درمانی جهت درمان سرطان های مغزی مورد استفاده قرار می گیرد که شامل جراحی ، پرتو درمانی و شمیی درمانی است.

- جراحی : جراحی شایعترین روش درمانی جهت درمان تومورهای مغزی به حساب می آید. به منظور دستیابی به تومور در ابتدا جراح قطعه ای از استخوان جمجمه را بر می دارد تا به مغز برسد. این عمل را اصطلاحاً کرانیوتومی می نامند.

بعد از آنکه پزشک بافت سرطانی را برداشت، قطعه، برداشته شده را در محل خود قرار میدهد یا اینکه به جای آن از یک قطعه فلز استفاده می کند. جراح سعی می کند تا حد ممکن تمامی بافت سرطانی را بردارد اما دقیقاً معلوم نیست که کل بافت سرطانی برداشته شده است یا نه زیرا سرطان به بعضی قسمتهای بافت مغزی به گونه ای دست اندازی می کند که برداشتن آن نواحی باید همراه با برداشتن بخشی از بافت مغزی سالم باشد.

- پرتو درمانی : در این روش از اشعه های پر انرژی به منظور ایجاد صدمه به سلولهای سرطانی و توقف رشد و تکثیر آنها استفاده می شود. این روش درمانی موضعی بوده و تنها ناحیه ای که تحت اشعه قرار گرفته است تحت درمان قرار می گیرد . پرتوها می توانند از یک منبع خارجی ( ماشین های تولید کننده پرتو ) یا از یک منبع داخلی ( بصورت استفاده از ابزارهای کاشتنی در بدن در نزدیک تومور) ساطع شوند.

شیمی درمانی : در این روش از داروهای خاصی جهت کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود اکثر داروهای ضد سرطانی بصورت تزریق داخل وریدی یا داخل عضلانی مورد استفاده قرار می گیرند اما بعضی نیز خوراکی هستند این روش درمانی نوعی روش سیستمیک است بدین معنا که دارو از طریق جریان خون در تمامی بدن پخش می شود و در هر جایی از بدن که سلولهای سرطانی باشند، سبب نابودی آنها می شود. استفاده از این روش بصورت دوره ای بوده و بعد از طی دوره درمان یک دوره استراحت داده می شود و بعد از آن از نو یک دوره درمانی دیگر آغاز می شود.

عوارض جانبی روشهای درمانی

روشهای درمانی مختلف به کار رفته در درمان سرطانها همراه با عوارض جانبی خاص خود هستند، زیرا در انواع این روشها علاوه بر بافت سرطانی در بعضی نواحی، بافت سالم نیز دچار آسیب می شود. نوع و وسعت عوارض جانبی براساس روش درمانی ، مدت زمان استفاده و مقدار آن متفاوت است.

- جراحی : عوارض جانبی جراحی به محل تومور و نوع آن بستگی دارد. اگر چه در طی چند روز اول بعد از عمل جراحی بیماران احساس ناخوشایندی دارند اما درد بوسیله دارو قابل کنترل می باشد. دوره بهبودی بعد از جراحی از فردی به فرد دیگر متفاوت است ممکن است بعد از جراحی مغز یکسری اختلالات عصبی طولانی مدت ایجاد شود.

- شیمی درمانی: این روش معمولاً سلولهای سرطانی با سرعت تکثیر بالا را هدف قرار می دهد ولی با اینحال علاوه بر سلولهای سرطانی سایر بافتهای سالم بدن که دارای سرعت تکثیر بالای هستند نظیر سلولهای خونی، سلولهای پوشش دستگاه گوارش، و سلولهای فولیکول مو نیز تحت تأثیر این داروها قررا می گیرند و عوارضی نظیر عفونتهای، خستگی، ریزش موی موقتی و زخمهای دهانی ممکن است ایجاد شوند. اگر چه باید گفت که تمامی بیماران به تمامی این عوارض مبتلا نمی شوند و این عوارض در طی مدت استراحت و بعد از قطع درمان از بین
می روند. داروها و روشهای درمانی خاصی وجود دارد که این علایم را کنترل یا کاهش می دهند.

از جمله مهمترین عارضه جانبی بسیاری از داروهای شیمی درمانی کاهش سلولهای خونی می باشد. از آنجایی که این داروها به شدت بر روی مغز استخوان که محل ساختن سلولهای خونی است، اثر می گذارند ، منجر به بروز عوارضی نظیر : کم خونی ممکن است ( بیمار ممکن است انرژی کمتری جهت انجام کارها داشته باشد و در صورت شدت کم خونی ممکن است احتیاج به تزریق خون شود) کاهش پلاکت ( بیمار ممکن است به سادگی دچار خونریزی شده و در صورت شدت آن نیاز به تزریق پلاکت داشته باشد) و کاهش آنتی بادیها ( بیمار ممکن است به عفونتها حساس تر باشد)شود.

- پرتو درمانی : شایعترین عوارض جانبی این روش خستگی، واکنشهای پوستی در محل برخورد پرتو ( بصورت بثورات پوستی و قرمزی ) کاهش اشتهای گلبولهای سفید خونی نیز می شوند که این گلبولها به بدن جهت مقابله با عفونتها کمک می کنند. اکثر این عوارض قابل کنترل و درمان بوده و بسیاری از موارد موقتی می باشند.

در طی درمان سرطان ، بیمار احساس کاهش اشتها کرده و غذا خوردن مشکل می شود بعلاوه سایر عوارض جانبی نظیر تهوع، استفراغ و زخمهای دهانی نیز مزید برعلت می شوند. در بعضی افراد نیز مزه غذاها تغییر می کنند.

تغذیه صحیح و مناسب به معنای کسب کالری و پروتئین کافی جهت جلوگیری از کاهش وزن و حفظ توان بدن می باشد. بیمارانی که در طی درمان، خوب غذا می خورند احساس بهتر و انرژی بیشتری داشته، بعلاوه توان مضاعفی جهت تحمل عوارض جانبی روشهای درمانی خواهند داشت.

F l o w e r
28-01-2011, 14:46
سرطان مغزی ( معرفی بیماری)

تومور مغزي
brain tumor

تومور مغزي به رشد يک توده غير طبيعي در مغز که امکان دارد خوش خيم يا بدخيم باشد، اطلاق مي شود. توجه داشته باشيد که يک تومور خوش خيم مغز ممکن است به اندازه ي يک تومور بد خيم ناتواني ايجاد کند، مگر اين که به طور مناسب تحت درمان قرار گيرد.
انواع تومورهاي مغزي

به طور کلي مي ‌توان تومورهاي مغزي را به دو گروه اوليه و ثانويه تقسيم بندي کرد:

تومورهاي اوليه آن هايي هستند که از مغز و پرده‌ هاي پوشاننده آن (سخت شامه يا Dura mater) منشاء مي ‌گيرند.

تومورهاي ثانويه از ساير مناطق بدن مثل ريه، پستان،‌ دستگاه گوارش و... به مغز انتشار يافته ‌اند و اصطلاحاً متاستاز ناميده مي ‌شوند.

از نظر شيوع، تقريباً هر دو مورد مشابه هستند و مي توان گفت هر کدام نيمي از موارد را تشکيل مي‌ دهند. اما در برخي آمارها شيوع متاستاز، بيشتر از گروه تومورهاي اوليه است.

از نظر ميزان بدخيمي مي ‌توان متاستازها را تماماً بدخيم در نظر گرفت، در حالي که تقريباً‌ نيمي از تومورهاي اوليه خوش خيم هستند.

اگر چه احتمال پيدايش تومورها در هر سني وجود دارد اما بيشتر در کودکان 3 تا 12 سال و بزرگسالان 40 تا 70 ساله مشاهده مي ‌شوند. اغلب تومورهاي مغزي کودکان از نوع اوليه هستند.


علائم تومورهاي مغزي:

تومورهاي مغزي بسته به نواحي درگير مي‌ توانند علائم بسيار متنوع و بعضاً گول زننده‌ اي را پديد آورند.

بعضي از اين علائم به حدي موذي و مرموز هستند که گاه حتي متخصصين را هم به اشتباه مي ‌اندازند. به اندازه اي که گاه ماه ها حتي سال ها زمان لازم است تا توموري تشخيص داده شود.

اين علائم مي‌ توانند به صورت حاد و ناگهاني يا بسيار تدريجي و موذيانه پديد آيند.

محل درگير، سرعت رشد تومور، ‌ميزان دقت فرد بيمار، سطح فرهنگي - اجتماعي او و بسياري از موارد ديگر مي ‌توانند در سرعت تشخيص ارزش داشته باشند.


تومور مغزي
بعضي از علائم اين تومورها عبارت هستند از:
سردرد، تشنجات، اختلال حافظه، تغييرات خلق و خو، اختلال در قدرت عضلاني بخشي از بدن، اختلالات حسي در بخشي از بدن، اختلال پيشرونده تکلمي و علائم متفرقه ديگر.

عوامل افزايش دهنده خطر
عوامل خطر ذکر شده در زير مربوط به سرطان هاي ساير نقاط بدن که به مغز گسترش مي يابند هستند:
* تغذيه نامناسب، به خصوص کم بودن فيبر غذايي عامل خطر سرطان روده
* سيگارکشيدن عامل خطر سرطان ريه
* مصرف الکل عامل خطر سرطان کبد
* قرار گرفتن بيش از حد در مقابل آفتاب عامل خطر ملانوم بدخيم پوست
* وجود يک سرطان ديگر در هر نقطه اي از بدن

عواقب مورد انتظار
در صورتي که تومور مغزي درمان نشود، آسيب دائمي مغز يا مرگ در انتظار بيمار خواهد بود.
رشد تومور به خارج توسط استخوان هاي جمجمه محدود مي شود، بنابراين اين مغز است که در اثر رشد تومور، تحت فشار قرار مي گيرد. اگر تومور زود کشف شود و به سرعت جراحي شود يا تحت اشعه درماني و شيمي درماني قرار گيرد، بهبود کامل اغلب امکان پذير خواهد بود.
عوارض احتمالي

ناتواني يا مرگ، در صورتي که نتوان تومور را به علت اندازه يا جاي خاص آن، تحت عمل جراحي قرار داد.


طرز تشخيص تومور
تشخيص تومور مغزي معمولا متضمن چند مرحله است؛ يک معاينه جسماني و عصبي کامل مي‌ تواند پزشک را به وجود تومور مغزي مظنون سازد. بسته به نتايج حاصل از اين معاينه، پزشک ممکن است براي دست ‌يابي به تصاوير دقيق ‌تر از مغز يک سي‌ تي ‌اسکن يا ام. آر. آي درخواست کند.
ممکن است براي بررسي و مشاهده عروق خوني موجود در داخل و اطراف تومور مغزي به آرتريوگرافي(شريان ‌نگاري) مغزي نياز باشد. به آزمون‌ هايي که ساير نقاط بدن را ارزيابي مي ‌کنند، ممکن است براي جستجوي خاستگاه تومور مغزي احتياج شود.
ناگفته نماند نمونه‌ برداري بافتي (بيوپسي) يعني برداشتن تکه ‌اي از تومور براي بررسي ميکروسکوپي، در برخي از موارد براي شناسايي نوع تومور لازم است.
تومور مغزي
درمان

در صورت امکان، عمل جراحي و برداشتن تومور تا حد ممکن(تا به اين ترتيب از فشار روي مغز کاسته شود.)
امکان دارد از اشعه درماني استفاده شود.
تومورهاي خوش ‌خيم معمولا قابل معالجه هستند؛ هر چند گاهي محل تومور، برداشت کامل آن را غيرممکن مي‌ سازد. چنان چه توموري به داخل بافت مغز نفوذ پيدا کند، به طوري که برداشت کامل آن امکان‌ پذير نباشد، احتمال عود بيماري بعد از عمل جراحي وجود دارد. هم تومورهاي خوش ‌خيم و هم انواع بدخيم مي ‌توانند باعث اختلالات عصبي عميق و جبران‌ ناپذير شوند. فراموش نکنيد تومورهاي بدخيم اوليه يا ثانويه قابل علاج نيستند. تومورهاي مغزي ممکن است مسير جريان مايع مغزي نخاعي در مغز را مسدود ساخته و با تجمع اين مايع در داخل و اطراف نسج مغز باعث افزايش فشار بر ساختار‌هاي مغز ‌شوند. اين يکي از عوارض جدي تومورهاي مغزي است که اصطلاحا به آن هيدروسفالي مي ‌گويند. براي دفع فشار و کاهش خطر آسيب بيشتر به مغز، گاهي تخليه اين مايع ضرورت پيدا مي ‌کند.

داروها
داروهاي کورتيزوني براي کاهش تورم بافت مغز، داروهاي ضد تشنج براي کنترل حملات تشنج، داروهاي ضد درد، داروهاي ضد سرطان.

فعاليت
تا حدي که قدرت شما اجازه مي دهد فعاليت خود را حفظ کنيد. کار، ورزش و فعاليت بدني متوسط داشته باشيد. زماني که خسته مي شويد استراحت کنيد.
رژيم غذايي
رژيم غذايي عادي و متعادل داشته باشيد. اگر قادر به خوردن غذاي عادي نباشيد، شايد اضافه کردن مکمل ويتاميني و مواد معدني لازم باشد.
منبع: سايت تبيان

F l o w e r
30-01-2011, 14:26
تومور مغزی‌ - وزارت بهداشت
بعضی‌ از تومورها از بافت‌ مغز منشأ می‌گیرند (تومورهای‌ اولیه‌)، اما اغلب‌ تومورهای‌ مغزی‌ در اثر گسترش‌ سرطان‌های‌ سایر نقاط‌ بدن‌ به‌ خصوص‌ سرطان‌ پستان‌، ریه‌، روده‌، یا ملانوم‌ بدخیم‌ پوست‌، به‌ مغز ایجاد می‌شوند. علایم‌ در اثر افزایش‌ فشار داخل‌ جمجمه‌ ناشی‌ از بزرگ‌ شدن‌ تومور به‌ وجود می‌آیند.

تومور مغزی‌ عبارت‌ است‌ از رشد یك‌ توده‌ غیرطبیعی‌ در مغز كه‌ امكان‌ دارد خوش‌خیم‌ یا بدخیم‌ باشد. توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ یك‌ تومور خوش‌خیم‌ مغز ممكن‌ است‌ به‌ اندازه‌ یك‌ تومور بدخیم‌ ناتوانی‌ ایجاد كند، مگر اینكه‌ به‌ طور مناسب‌ تحت‌ درمان‌ قرار گیرد.

● علایم‌ شایع‌

سردردی‌ كه‌ با دراز كشیدن‌ بدتر می‌شود.
استفراغ‌ همراه‌ با تهوع‌، یا استفراغ‌ ناگهانی‌ بدون‌ تهوع‌
اختلال‌ بینایی‌، از جمله‌ دو تا دیدن‌ اشیاء
ضعف‌ در یك‌ طرف‌ بدن‌
عدم‌ عادل‌ بدن‌؛ گیجی‌
از دست‌ دادن‌ حس‌ بویایی‌
از دست‌ دادن‌ حافظه‌
تغییرات‌ شخصیتی‌
حملات‌ صرعی‌ و تشنجی‌

● علل‌

بعضی‌ از تومورها از بافت‌ مغز منشأ می‌گیرند (تومورهای‌ اولیه‌)، اما اغلب‌ تومورهای‌ مغزی‌ در اثر گسترش‌ سرطان‌های‌ سایر نقاط‌ بدن‌ به‌ خصوص‌ سرطان‌ پستان‌، ریه‌، روده‌، یا ملانوم‌ بدخیم‌ پوست‌، به‌ مغز ایجاد می‌شوند. علایم‌ در اثر افزایش‌ فشار داخل‌ جمجمه‌ ناشی‌ از بزرگ‌ شدن‌ تومور به‌ وجود می‌آیند.

● عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر

عوامل‌ خطر ذكر شده‌ در زیر مربوط‌ به‌ سرطان‌های‌ سایر نقاط‌ بدن‌ كه‌ به‌ مغز گسترش‌ می‌یابند هستند:
تغذیه‌ نامناسب‌، به‌ خصوص‌ كم‌ بودن‌ فیبر غذایی‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ روده‌)
سیگار كشیدن‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ ریه‌)
افراط‌ در مصرف‌ الكل‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ كبد)
قرار گرفتن‌ بیش‌ از حد در مقابل‌ آفتاب‌ (عامل‌ خطر ملانوم‌ بدخیم‌ پوست‌)
وجود یك‌ سرطان‌ دیگر در هر نقطه‌ای‌ از بدن‌

● پیشگیری‌

خانم‌ها باید پستان‌ خود را مرتباً از نظر وجود توده‌ بررسی‌ كنند.

سیگار را ترك‌ كنید.

رژیم‌ غذایی‌ پرفیبر داشته‌ باشید.

خود را در برابر اشعه‌ آفتاب‌ محافظت‌ كنید (با استفاده‌ از كرم‌های‌ ضد آفتاب‌ و لباس‌ مناسب‌)

● عواقب‌ مور انتظار

در صورتی‌ كه‌ تومور مغزی‌ درمان‌ نشود، آسیب‌ دایمی‌ مغز یا مرگ‌ در انتظار بیمار خواهد بود. رشد تومور به‌ خارج‌ توسط‌ استخوان‌های‌ جمجمه‌ محدود می‌شود، بنابراین‌ این‌ مغز است‌ كه‌ در اثر رشد تومور، تحت‌ فشار قرار می‌گیرد.

اگر تومور زود كشف‌ شود و به‌ سرعت‌ جراحی‌ شود یا تحت‌ اشعه‌ درمانی‌ و شیمی‌ درمانی‌ قرار گیرد، بهبود كامل‌ اغلب‌ امكان‌پذیر خواهد بود.

● عوارض‌ احتمالی‌

ناتوانی‌ یا مرگ‌، در صورتی‌ كه‌ نتوان‌ تومور را به‌ علت‌ اندازه‌ یا جای‌ خاص‌ آن‌، تحت‌ عمل‌ جراحی‌ قرار داد.

● درمان‌

روش‌های‌ زیادی‌ برای‌ تعیین‌ محل‌ تومور مغزی‌ به‌ كار گرفته‌ می‌شوند: نواز مغز، سی‌تی‌اسكن‌، ام‌آرآی‌، عكس‌برداری‌ از جمجه‌، استخوان‌ها، ریه‌ها و دستگاه‌ گوارش‌
برای‌ تأیید تشخیص‌، نمونه‌برداری‌ از تومور به‌ احتمال‌ زیاد لازم‌ خواهد بود.
آزمایش‌ خون‌ و مایع‌ نخاع‌
در صورت‌ امكان‌، عمل‌ جراحی‌ برداشتن‌ تومور تا حد ممكن‌ (تا به‌ این‌ ترتیب‌ از فشار روی‌ مغز كاسته‌ شود).
امكان‌ دارد از اشعه‌ درمانی‌ استفاده‌ شود

● داروها

داروهای‌ كورتیزونی‌ برای‌ كاهش‌ تورم‌ بافت‌ مغز
داروهای‌ ضد تشنج‌ برای‌ كنترل‌ حملات‌ تشنج‌
داروهای‌ ضد درد
داروهای‌ ضد سرطان‌

● فعالیت‌

تا حدی‌ كه‌ قدرت‌ شما اجازه‌ می‌دهد فعالیت‌ خود را حفظ‌ كنید. كار، ورزش‌ و فعالیت‌ بدنی‌ متوسط‌ داشته‌ باشید. زمانی‌ كه‌ خسته‌ می‌شوید استراحت‌ كنید.

● رژیم‌ غذایی‌

رژیم‌ غذایی‌ عادی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید. اگر قادر به‌ خوردن‌ غذای‌ عادی‌ نباشید، شاید اضافه‌ كردن‌ مكمل‌ ویتامینی‌ و مواد معدنی‌ لازم‌ باشد.

▪ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمایید
اگر شما یا یكی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ تومور مغزی‌ را دارید.
اگر دچار علایم‌ جدید وغیرقابل كنترل شده اید‌. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

F l o w e r
31-01-2011, 21:38
سلامت حافظه(اخبار وگزارشات)

دارويي براي تقويت حافظه

جام جم آنلاين: دانشمندان آمريكايي گفتند دارويي اختراع كرده اند كه باعث افزايش فعاليت هاي شيمايي مغز مي شود. به نوشته عرب آنلاين ، دكتر جاري لينچ گفت: اين دارو با تكيه بر ماده cx717k كه يكي از مواد سازنده امباكينات است حافظه را تقويت مي كند.
داروي مذكور به 16 داوطلب انگليسي داده و گفته شد اين دارو باعث تمركز و آگاهي آن ها مي شود.
اين دارو در معالجه آلزايمر قابل استفاده است. شركت كورتيكس نيز قرار است از اين دارو در معالجه كودكاني كه تمركز ندارند استفاده كند.
دكتر لينچ گفت: داروي تقويت حافظه باعث مي شود سلول هاي عصبي به طور مداوم و بهتر كار كنند و هيچ تاثير جانبي منفي ندارد چرا كه سرشار از ويتامين است.

ناراحتي عصبي ، حافظه را ضعيف مي كند

جام جم آنلاين: يك تحقيق حاكي است ترشح ميزان بالاي هورمون هاي ناراحتي عصبي باعث كاهش حافظه در اشخاص سالخورده و جوانان مي شود.
به نوشته عرب آنلاين ، محققان مركز تحقيقات بيمارستان داگلاس و دانشگاه ماك گيل كانادا با بررسي ميانگين ترشح هورمون كورتيزول سالخوردگان در 3 تا 6 سال به اين نتيجه رسيدند كه افزايش ميزان اين هورمون ، نارسايي هاي حافظه را به دنبال مي آورد.اين تحقيق مي افزايد: چون تاثيرات منفي ناراحتي عصبي طولاني است سالخوردگان اغلب دچار ضعف حافظه هستند.محققان گفتند: معالجه به موقع و بودن تحت نظر پزشك بهترين راه تنظيم ميزان هورمون كورتيزول است.اين گروه با بررسي كودكان و جوانان بين 6 تا 14 سال گفتند: كودكان طبقه متوسط و پايين جامعه بيش از هم سن و سالان خود در طبقه بالاي جامعه دچار ناراحتي هاي عصبي هستند.

روش موثر در بازسازي حافظه

٨روش موثر در بازسازي حافظه :
آيا اخيرا فراموش مي کنيد دسته کليد خود را کجا گذاشته ايد؟ داخل اتاق ميشويد بدون اينکه بدانيد براي چه کاري به ان سمت ميرويد؟

آيا بعد از ريختن چاي در استکان قوري را در يخچال مي گذاريد؟ شماره تلفن منزل خود را فراموش مي کنيد ؟
نگران نباشيد! متخصصان معتقدند که استرس هاي روزمره تا حدي مغز انسان را تحت تاثير قرار مي دهند که کم حافظگي را به وجود مي آورد.

روانشناسان در اين زمينه تو صيه مي کنند که :
١. موز بهترين دوست حافظه : ويتامين b بهترين تغذيه حافظه است و موز داراي اين منبع غني ميباشد.
٢. مهرباني با خويشتن : انجام کارهاي مورد علاقه مانند خريدن يک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قديمي و ........ باعث افزايش ترشح

هورمون " دوپامين " مي شود که احساس خوبي را در فرد به وجود مي آورد و اين افزايش تاثير مثبتي بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است ميگذارد.

٣. قدم بزنید : زنان يا مرداني که در به طور مرتب قدم مي زنند بسيار کمتر دچار فراموشي ميشوند . چرا؟ تحقيقات نشان داده است که فعاليت ,ارتباط مغزي را در بخشي که ذهن مسوول حافظه است گسترش مي دهد.

٤. غذاي سس دار نخوريد : بر اساس تحقيقات انجام شده برروي عادت غذايي بيش از ٨ هزار نفر , استفاده از اين نوع سس ها و غذاهاي سويا دارباعث کاهش قدرت حافظه مي شود. علت آن است که يک ماده شيميايي موجود در اين نوع سس ها و سويا که گفته مي شود ضد سرطان و بيماري قلبي است دقيقا عکس اين خواص را با خود دارد. با اين حال يک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلي ندارد!

٥. خواب به موقع : يک استراحت خوب مغز مي تواند اطلاعات بشتر و بهتري را به حافظه شما باز گرداند تا مغزي که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .

٦. بيشتر به خودتان برسيد : تحقيقات نشان مي دهد افرادي که رژيم هاي غذايي بسيار کم کالري در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رساني را بسيار کند انجام مي دهد بلکه از ديگر افراد هم سن و سال خود که اين رژيم را ندارند نيز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود مي باشند.

لذا به فکر خود باشيد و رژيم هاي غير موجه را فراموش کنيد.

٧. چاي گياهي بنوشيد : آهن براي عملکرد صحيح حافظه ضروري است و نوشيدني هاي کافئين دار به علت دارا بودن موادي به نام " تانن " ( اسيد تانيک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بين مي برند.

٨. خوردن قند و شکر مصنوعي را کاهش دهيد : اين امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشيدن بيش از يک يا دو نوشيدني رژيمي در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخريب مي کند . خوشبختانه تاثيرات منفي اين مسئله دائمي نيست و شما به راحتي مي توانيد با قطع مصرف شيريني هاي مصنوعي مجددا حافظه خود را اصلاح کنيد.

F l o w e r
01-02-2011, 16:51
آیا تلفن همراه سرطان زا است؟
در سـال ۲۰۰۰، بـرآورد شده بود که ۹۲ میلیون نفر درآمریکا از تـلفن هــای همراه استفاده می کنند، و این رقم هر ماه مـیـلیون ها نفر افزایش می یابد. در سال ۲۰۰۳، تصور می شـد کـه تـعداد مـصرف کنـنـدگان جهانی تا ۷۰۰ میلیون نیز مـی رسد. در سالـهای اخـیر، استفاده ی گسترده از تلفن هـمراه، نـگرانـی حـاصـل از خـطرات احـتـمالی آن، بــه ویژه سرطان مغزی را افزایش داده است.
ایـن مسئـله بـرای اولـیـن بـار در سـال ۱۹۹۳ مطرح شد که مـردی از آمریکا در یـک برنامه تـلویزیـونـی ادعا کرد که تومر مغزی همسرش به علت پرتو Rf تلفن همراه بوده است.
این دادخواهی در سال ۱۹۹۵ بخاطر نبـود شواهد و مدارک کـافی پزشکی و علمی و نقص پرونده مختومه اعلام شد، اما کماکان از اهمیت موضوع نکاست. از آن زمان تاکنون ادعاهای زیادی در رسانه های گروهی دال بر سرطانزا بودن تلفن همراه مطرح شده است.
● سوالی که پیش می آید: آیا تلفن های همراه واقعاً خطرناک هستند؟
در این مقاله قصد داریم با بررسی تحقیقات انجام شده بر این موضوع، کمی از ابهام آن کاسته و تاحدودی پاسخ آن را روشن کنیم.
● مشکل کجاست؟
تلفن های شبکه ای توسط پرتو Rf (فرکانس های رادیویی) عمل می کنند؛ نوعی انرژیِ الکترو مگنتیک که در طیف الکترومگنتیک بین امواج رادیویی Fm و امواج مورد استفاده در مایکروویوها، رادارها و ماهواره ها قرار دارد.
میزان Rf که فرد با استفاده از تلفن همراه در معرض آن قرار می گیرد به چند عامل بستگی دارد:
● فاصله از ایستگاه اصلی
▪ طول مدت و تکرار استفاده از تلفن همراه
قدیمی بودن یا جدید بودن گوشی همراه (گوشی های قدیمی تر بیشتر از مدل های جدیدتر و دیجیتالی فرد را در معرض قرار می دهند)
تعدادی از سازمان ها مثل Fcc (کمیسیون ارتباطات فدرال) محدودیت هایی برای قرار گرفتن افراد در معرض Rf تعیین کرده اند. با این وجود، افراد بسیاری ادعا می کنند که قرار گرفتن بیش از حد در معرض پرتو Rf از تلفن های همراه، حتی در سطوح پایین، ممکن است باعث ابتلا به تومر مغزی شود.
● نتایج تحقیقات
ار آنجا که گوشی های همراه حدود یک دهه است که مورد مصرف گسترده عموم قرار گرفته است، فرصت چندانی برای بررسی عواقب و تاثیرات دراز مدت آن بر روی مصرف کنندگان دست نداده است. اما، ۴ تحقیق جدید که استفاده از تلفن همراه را در بیماران تومر مغزی با سایر افراد مقایسه کرده است، به نتیجه ی یکسانی رسیده است:
اولین تحقیق ۲۳۳ بیمار مبتلا به سرطان مغزی را که بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ مبتلا گشته بودند را با ۴۶۶ فرد عادی در سوئد مقایسه کرد. تحقیق دوم ۴۶۹ بیمار سرطان مغزی در نیویورک و بوستون را که بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ مبتلا گشته بودند، با ۴۲۲ فرد عادی مقایسه کردند. در تحقیق سوم که بزرگترین و گسترده ترین این تحقیقات بود و در فونیکس، بوستون و پیتزبورگ انجام گرفت، بر روی ۷۸۲ بیمار سرطان مغزی که بین سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ مبتلا گشته بودند با ۷۹۹ فرد عادی مقایسه به عمل آمد.
سرانجام، در یک تحقیق دانمارکی اطلاعات مربوط به همه ی ۴۲۰۰۹۵ کاربر تلفن همراه در دانمارک بین الهای ۱۹۸۲ و ۱۹۹۵، در دفتر ثبت سرطان دانمارک را بررسی شده و نتایجی مشابه با سه تحقیق قبلی به دست آمد. نتایج حاصل از این قرار است:
استفاده از تلفن همراه در بیماران سرطان مغزی به هیچ عنوان بیش از افراد عادی نبوده است. در واقع، بنابر دلایلی که مجهول باقی مانده است، اکثر تحقیقات نشان داده است که ابتلا به سرطانهای مغزی در کاربرای تلفن همراه حتی کمتر نیز بوده است.
با در نظر گرفتن انواع مختلف سرطان مغزی، ابتلا به هیچیک با استفاده از تلفن همراه در ارتباط نبوده است.
با در نظر گرفتن محل های مختلف تومرها در داخل مغز، هیچ ارتباطی با استفاده از تلفن همراه به دست نیامد.
هیچیک از تحقیقات هیچ ارتباطی مستقیم بین قسمتی از سر که سرطان مغزی در آن حادث می شود و قسمتی از سر که گوشی همراه بر آن استفاده می شود، یافت نشد.
آزمایشات بسیاری نیز بر روی حیوانات انجام گرفته که نتایج متناقضی در بر داشته است. تعداد کمی از این تحقیقات نشان داده است که میزان کم پرتو Rf قادر است پیشرفت سرطان را در موش های آزمایشگاهی تسریع کند.
اما، در بسیاری از این تحقیقات از موش هایی استفاده می شد که حتی در غیاب پرتو Rf نیز مستعد ابتلا به سرطان مغزی بوده اند.
از آنجا که این وضعیت ها شباهتی با وضعیتی که در آن افراد از تلفن های بی سیم استفاده می کنند نداشته است، هنوز نمی دانیم که نتایج این آزمایشات چه ارتباطی با سلامتی انسان دارد.
به طور خلاصه، اکنون مدارک کافی وجود دارد که نشان می دهد هیچ ارتباط دقیقی بین استفاده از تلفن همراه و ابتلا به سرطان مغزی وجود ندارد، گرچه برای اطمینان بیشتر نیاز به انجام تحقیقات بیشتر است.

F l o w e r
01-02-2011, 17:43
سرطان های مغر و اعصاب - دکتر حمید رحمت جراح مغز و اعصاب

تومورهاي مغزي در گفتگو دكتر حميد رحمت، جراح مغز و اعصاب

▲سردردهاي صبحگاهي را جدي بگيريد

دكتر رحمت مي گويد: از علائم ديگر همراه تومورهاي مغزي تشنج است اما هر تشنجي نشانه تومور نيست ولي هر كسي كه دچار تشنج مي‌شود بايد حتما بررسي شود.

‌ ‌تومورهاي مغزي از جمله ترسناك ترين تومورها براي تمام افراد محسوب مي شوند اما شايد بخش بسيار قابل توجهي از اين ترس و وحشت نادانسته هاي بسيار زياد ما در مورد اين بيماري ها باشد. شنيدن سخنان آقاي دكتر رحمت يكي از برجسته ترين جراحان مغزو اعصاب ايران مي تواند اطلا‌عات ارزشمندي در اين زمينه در اختيارمان قرار دهد.

‌‌‌ مردم از ابتلا به تومورهاي مغزي خيلي مي‌ترسند. از علت ابتلاي بعضي از افراد به اين تومورهاشروع كنيم.

‌‌ واژه تومورهاي مغزي يك واژه عام است، به‌طوري كه از ضايعات بسيار خوش‌خيم تا بسيار بدخيم به‌عنوان تومورهاي مغزي شناخته مي‌شوند؛ حتي ضايعاتي كه از جاهاي ديگر بدن در مغز جايگزين مي‌شوند، تومورهاي مغزي ناميده مي‌شوند. به‌طور كلي علت به‌وجود آمدن تومور مغزي مانند بسياري از بيماري‌ها هنوز به خوبي شناخته نشده است. در حال حاضر علت‌هايي مثل تغيير و نقايص ژني براي ايجاد تومورها بيان شده است ولي هنوز نمي‌دانيم به چه علت اين ژن‌ها دچار تغيير و در نتيجه، بروز تومورهاي مغزي مي‌شوند. تومورها بستگي به نوع و محلشان مي‌توانند بسيار ساده يا بسيار پيچيده باشند.

‌‌ چه قسمت‌هايي از مغز درگير مي‌شوند؟

‌ تومورها به‌طور كلي دو دسته هستند، دسته اول از عروق يا پرده‌هاي مغزي منشاء مي‌گيرند كه معمولا خوش‌خيم‌‌تر هستند. اين تومورها اكثرا خارج بافت مغزي تشكيل مي‌شوند ولي ممكن است به داخل مغز فرو روند. دسته دوم تومورهايي هستند كه از سلول‌هاي خود مغز به‌وجود مي‌آيند كه اينها از داخل بافت مغز منشاء مي‌گيرند و حد مشخصي با بافت مغزي ندارند بنابراين باعث بروز گرفتار‌ي‌هاي بيشتري مي‌شوند.

‌‌سن بروز آن چه زماني است؟

‌ تومورهاي مغزي در همه سنين ممكن است ايجاد شوند، حتي تومورهايي هستند كه زمان جنيني در مغز ايجاد مي‌شوند. من بيماري سه قلو داشتم. هنگامي كه اينها به دنيا آمدند يكي از آنها كاملا سالم بود، يكي تومور مغزي داشت كه فوت كرد و قل سوم تومور مغزي داشت كه جراحي شد و بهبود پيدا كرد. با اينكه ژنتيك را در ايجاد آن دخيل مي دانند اما اين سه قلوها ازلحاظ بروز تومور با هم كاملا متفاوت بودند و اينكه چه عاملي باعث اين حالت است، مشخص نيست. تومورهاي خوش‌خيم در بچه‌ها و جوانان هم ديده مي‌شود اما متاسفانه تومورهاي جوانان اكثرا بدخيم هستند و بسيار سريع رشد مي‌كنند. در زنان و مردان، هر دو ممكن است تومور ايجاد شود و فرق چنداني با هم ندارند.

‌‌ درمان اين تومورها چگونه است؟

‌ هر توموري درمان اختصاصي خود را دارد. غير از عمل جراحي، گذاشتن برق يا اشعه براي سوزاندن سلول‌هاي تومور شيمي‌درماني هم براي درمان به كار مي‌رود، هرچند كه شيمي‌درماني موفقيت چنداني در درمان تومورهاي مغزي نداشته است البته ناگفته نماند گاهي از شيمي‌درماني نتايج خوبي به‌دست آمده است. كارهاي ديگري هم انجام شده است كه چندان رايج نشده است از ديگر روش‌هايي كه گاهي مواقع استفاده مي‌شود، كارگذاري مواد راديواكتيو در محل تومورهاست. همچنين اخيرا اشعه گاما و ايكس هم روي يك ناحيه خاص از تومور مي‌تابانند كه نتايجي داشته است. البته اين امكانات ممكن است در همه جا در دسترس نباشد اما هرجا كه اين امكانات در دسترس باشد مي توان در برخي از موارد ازآنها استفاده كرد. به هرحال انتخاب نوع درمان همواره به عهده پزشك استو برحسب شرايط بيمار و نوع تومور تعيين مي شود. خوشبختانه پيشرفت‌ها به حدي بوده اند كه در حال حاضر درمان هاي متععدي وجود دارند و وضعيت از قبل بهتر شده است، اما بيماران بايد انتخاب نوع درمان را به پزشك خود واگذار كند.

‌‌ بيماران با چه علائمي بيشتر مراجعه مي‌كنند؟ مثلا اكثر مردم سردرد را يكي از علائم مهم تومورهاي مغزي مي‌دانند .آيا واقعا اين علامت هميشه اهميت دارد؟

‌ سردرد علامتي است كه بسيار فراوان است. سردرد مي‌تواند از يك خستگي ساده، گرسنگي، سرماخوردگي، عصبانيت و تغييرات فصل ايجاد شود. حتي مشكلات رواني ممكن است باعث بروز سردرد شود اما تومورهاي مغزي و مننژيت هم كه بيماري‌هاي جدي‌تري هستند سردرد مي‌شوند. بنابراين سردرد علامتي اختصاصي نيست. آنچه من مي‌توانم براي مردم بگويم اين است كه اگر فرد هر روز صبح از خواب بيدار شود و سردرد داشته باشد و اين سردرد بعد از مدت كوتاهي از بين برود، اين نوع سردرد يك علامت جدي است و بايد حتما پيگيري شود. مخصوصا مواقعي كه اين سردرد به تدريج شديدتر و مدت آن بيشتر مي‌شود ممكن است اين نوع سردرد نشانه‌اي از ضايعات داخل جمجمه باشد.

‌‌ ساير علائمي كه مي‌تواند ايجاد شود، چه چيزهايي هستند؟

‌ تهوع و استفراغ هم ممكن است ايجاد شود، اما اين علائم در همراهي با اكثر سردردها ايجاد مي‌شود. اگر تهوع صبحگاهي وجود داشته باشد يعني فرد بلافاصله بعد از بيدارشدن از خواب تهوع داشته باشد و بعد بهبود يابد، حتما چنين تهوعي بايد پيگيري شود. از علائم ديگر همراه تومورهاي مغزي تشنج است. تومورهاي مغزي ممكن است خود را به صورت تشنج نشان دهند اما لازم به ذكر است 75 درصد بيماراني كه تشنج مي‌كنند ممكن است هيچ ضايعه واضحي در مغز نداشته باشند. بنابراين هر تشنجي نشانه تومور نيست اما هر كسي كه دچار تشنج مي‌شود بايد حتما بررسي شود.

‌‌ اگر در خانواده‌اي كسي مبتلا به تومور مغزي باشد، ساير افراد خانواده بايد بررسي شوند؟

‌ ارثي بودن تومورهاي مغزي در يك مورد خاص وجود دارد؛ مثلا در بيماري خاصي به نام نوروفيبروماتوزيس. چنين بيماري خاصي زمينه ژنتيك دارد اما بقيه تومورها ثابت نشده كه زمينه ژنتيك و ارثي داشته باشند، هرچند بيماراني داشتيم كه چندين نفر از افراد يك خانواده گرفتار تومور مغزي بودند. معمولا وقتي يك نفر از افراد خانواده مبتلا به تومور مغزي مي‌شود‌، بقيه افراد نگران مي‌شوند كه مي‌توان براي رفع اين نگراني يك بررسي انجام داد.

F l o w e r
01-02-2011, 19:02
تومورهای مغزی - دکتر ظهرابی جراح مغز و اعصاب
بطور كلی می‌توان تومورهای مغزی را به دو گروه اولیه و ثانویه تقسیم بندی كرد.
تومورهای اولیه آنهائی هستند كه از مغز و پرده‌های پوشاننده آن (سخت شامه یا Duramater) منشاء می‌گیرند و تومورهای ثانویه از سایر مناطق بدن مثل ریه، پستان،‌دستگاه گوارش و… به مغز انتشار یافته‌اند و اصطلاحاً متاستاز نامیده می‌شوند.
از نظر شیوع تقریباً هر دو مورد مشابهند و می‌توان گفت هر كدام نیمی از موارد را تشكیل می‌دهند . اما در برخی آمارها شیوع متاستاز ، بیشتر از گروه تومورهای اولیه است.
از نظر میزان بدخیمی می‌توان متاستازها را تماماً بدخیم در نظر گرفت، در حالی كه تقریباً‌ نیمی از تومورهای اولیه خوش خیم هستند.
گسترش و متاستاز تومورهای اولیه مغز به سایر نقاط بسیار كم دیده می‌شود اما این درصد در مورد انتشار به نخاع بیشتر است.
برخی مطالعات مبین افزایش شیوع تومورهای اولیه هستند كه شاید بتوان این مسئله را با پیشرفت تكنولوژی و نقش مهم و ویژه آن در تشخیص این ضایعات مرتبط دانست.
علت پیدایش تومورهای اولیهٔ مغز – مثل سایر تومورها – هنوز در هاله‌ای از ابهام است اما عوامل خطر زائی مثل رادیاسیون و داروهای سركوب كننده ایمنی را در زمینه سازی پیدایش آنها دخیل می‌دانند.
ـ بسیار مهم:
اخیراً مطالعات زیادی در مورد اثرات احتمالی تلفن‌های موبایل انجام گرفته است و اغلب آنها بنفع نقش قوی این گوشی‌ها در ایجاد تومورهای مغزی هستند اما هنوز نمی‌توان اظهارنظر قطعی در این زمینه ارائه كرد.
اثرات سرطان زائی گوشی‌های موبایل در اطفال – بخاطر نازك‌تر بودن استخوان جمجمه حتی از بالغین هم بیشتر است بهمین خاطر كاهش استفاده از این دستگاه‌ها مگر در موارد ضروری عاقلانه بنظر می‌رسد.
● علائم تومورهای مغزی:
تومورهای مغزی بسته به نواحی درگیر می‌توانند علائم بسیار متنوع و بعضاً گول زننده‌ای را پدید آورند. بعضی از این علائم بحدی موذی و مرموز هستند كه گاه حتی متخصصین را هم به اشتباه می‌اندازند بحدی كه گاه ماهها حتی سالها زمان لازم است تا توموری تشخیص داده شود.
این علائم می‌توانند بصورت حاد و ناگهانی – یا بسیار تدریجی و موذیانه پدید آیند. محل درگیر، سرعت رشد تومور، ‌میزان دقت فرد بیمار، سطح فرهنگی – اجتماعی او و بسیاری از موارد دیگر می‌توانند در سرعت تشخیص ارزش داشته باشند.
▪ بعضی از علائم این تومورها عبارتند از:
۱) سردرد :
بیش از پنجاه درصد بیماران مبتلا به تومور این علامت را نشان می‌دهند. شدت سردرد متغیر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت خواهد بود. در بسیاری از موارد این سردردها با مسكن‌های معمولی بهبود می‌یابند.
در اغلب موارد سردردها صبح هنگام شدید بوده،‌ می‌توانند با استفراغ همراه شوند، ‌معمولاً پس از استفراغ سردرد كاهش می‌یابد.
ـ نكتهٔ‌بسیار مهم:
مطالب فوق به این معنا نیست كه هر سردردی تومورال است. بر عكس می‌توان گفت تقریباً حدود دو درصد سردردها در اثر تومور پدید می‌آیند.
طبق برخی آمارها، حدود دو درصد سردردها با منشاء تومور هستند كه گرچه با توجه به شیوع سردرد،‌این درصد می‌تواند قابل توجه باشد اما نشان دهندهٔ ‌این است كه اغلب سردردها خوش خیم هستند.
افزایش تدریجی شدت و مدت سردرد و نیز بیشتر شدن تعداد حملات خصوصاً در سردردهای صبحگاهی، یا وقوع سردرد در هنگام خواب خصوصاً در صورت همراهی با سایر علائم مثل تشنج و… بمعنی لزوم قطعی انجام بررسی‌های تشخیصی می‌باشد.
۲) تشنجات:
انواع مختلفی از تشنج را می‌توان با تومورهای مغزی مشاهده كرد.
تشنجاتی كه اخیراً بوجود آمده‌اند و منشاء مشخصی ندارند . خصوصاً اگر در سنین بالاتر از چهل سالگی باشند یا با سایر علائم مثل سردرد همراه باشند بسیار مهم بوده و قطعاً نیازمند انجام بررسی‌های تشخیصی بیشتری هستند.
۳ ) تغییرات خلق و خو
انواع مختلفی از تغییرات خلق و خو ، منگی،‌ اختلال حافظه ،‌و تغییرات شخصیتی در اثر تومورهای مغزی پدید می‌آیند.
بخاطر دارم بیماری را كه رانندهٔ آمبولانس یك مركز روانپزشكی بود. او مردی حدوداً سی و پنج ساله بود از دو سال قبل بتدریج دچار حالات عصبی، پرخاشگری،‌افسردگی و… شده و زندگی را به كام خود و خانواده‌اش تلخ كرده بود. در طول این مدت بارها به مراكز درمانی ارجاع و با توجه به شغلش تحت درمان‌های طبی و روان درمانی قرار گرفته بود.
برای بیمار یك سی‌تی‌اسكن ساده مغز انجام شد، با كمال تعجب تومور بسیار وسیعی در ناحیهٔ پیشانی او دیده می‌شد خوشبختانه این تومور خویش خیم بود و پس از عمل تا حد بسیار زیادی بهبود یافت بحدی كه در حال حاضر بدون نیاز به هیچ داروی خاصی به زندگی عادی خود ادامه می‌دهد.
۴) اختلالات حركتی:
بسته به محل درگیر،‌انواع مختلفی از اختلالات حركتی را می‌توان در این بیماران مشاهده كرد،‌در یك طرف طیف فرد كاملاً سالم و بدون هر گونه شكل حركتی است،‌ و در سمت مقابل فلج نیم یا كل بدن را می‌توان دید. گاه تنها مشكل بیمار ضعف نسبی دست یا پا است.
انجام بررسی‌های دقیق تشخیص امكان شناسائی تومورها در این افراد را افزایش داده است در حالی كه قبلاً بسیاری از این‌ها با تشخیص سكتهٔ مغزی تحت درمان قرار می‌گرفتند.
۵) اختلالات حسی:
انواع مختلفی از درگیری حسی شامل حس‌های سطحی یا حس‌های پیچیده و پیشرفته حتی درك موقعیت فضائی ، حس تعادل و… در این بیماران محتمل است.
▪ علائم متفرقه
ـ بـررسی های تشخیصی:
معاینهٔ‌ دقیق نورولوژیكی ارزش زیادی در تعیین محل این ضایعات دارد و در بسیاری از موارد می‌تواند تشخیصی باشد گرچه بسیاری از تومورها را نمی‌توان با معاینات معمولی تشخیص داد اما همچنان این كار درصدر روش‌های تشخیصی قرار دارد.
رادیوگرافی ساده مگر در موارد خیلی محدود نقش چندانی در تشخیص تومورهای مغزی ایجاد نمی‌كند. اما گاه با نشان دادن خوردگی یا ضخیم شدگی استخوان مجاور تومور، یا مشاهده نواحی كلسیفیكاسیون غیر طبیعی ، و بعضا جابجائی كلسیفیكاسیون های طبیعی مغز می‌توان به وجود ضایعات احتمالی مشكوك شد.
سی‌تی اسكن معمولا اولین روش تشخیص تومورهای مغزی است . اختراع این دستگاه شگفت‌انگیز توسط‌ هانسفیلد انقلاب عظیمی در شناسایی ضایعات مغز منجمله تومورها پدیدآورد و دقت تشحیص را بسیار افزایش داد. در صورت لزوم استفاده از مواد حاجب مخصوص می‌تواند دقت تشخیص سی‌تی‌اسكن را باز هم افزایش دهد و حتی در بسیاری از موارد قبل از عمل جراحی میتوان پاتولوژی تومور را نیز تعیین كرد.
نكته مهم اینست كه تمام تومورها را نمیتوان باسی‌تی اسكن های معمولی بدون یاحتی با تزریق مشاهده كرد.
در اینموارد MRI به یاری ما آمده و با دقت بسیار بالائی می‌تواند ضایعات مغزی را به تصویر بكشد. نماها ی مختلف MRI در صورت لزوم استفاده از مواد حاجب مخصوص (گادولونیوم) علاوه بر دقت تشخیص ، توانائی تعیین پاتولوژی تومور را نیز افزایش داده است.

F l o w e r
01-02-2011, 19:16
براي كاهش سرگيجه از حركت شديد سر به سمت بالا خودداري كنيد

براي كاهش سرگيجه از حركات شديد سر مخصوصا از حركت سريع سر به سمت بالا خودداري كنيد.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، در صورتي كه دچار سرگيجه مي‌شويد از تغيير وضعيت سريع مخصوصا از حالت خوابيده به ايستاده و چرخيدن از يك سمت به سمت ديگر خودداري كنيد، همچنين از گرداندن سريع بپرهيزيد.

براي كاهش سرگيجه از مصرف موادي مثل نيكوتين، كافئين و نمك كه جريان خون مغز و گوش را مختل مي‌كند خودداري كنيد.

مبتلايان به سرگيجه بهتر است هنگام بروز سرگيجه از فعاليت‌هاي مخاطره آميز مثل رانندگي، كار با ابراز خطرناك و يا بالا رفتن از نردبان پرهيز كنند.

‌اضطراب و افسردگي، شايع‌ترين علت سرگيجه

عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد گفت: مهمترين علت سرگيجه كاذب كه شايعترين نوع سرگيجه محسوب مي‌شود، ‌اضطراب و افسردگي است. دكتر ابوالقاسم رحيم دل در گفت‌وگو با ایسنا ‌ضمن تقسيم كردن بيماري سرگيجه به دو نوع كاذب و واقعي، اظهار كرد: شايعترين نوع سرگيجه كه به آن سرگيجي نيز گفته مي‌شود، سرگيجه كاذب است و مهمترين علت آن ‌اضطراب و افسردگي است كه در اين حالت فرد با احساس سبكي و گيجي مواجه مي‌شود. وي افزود: در سر گيجه كاذب فرد در حين راه رفتن احساس ضعف مي‌كند، در حالي كه در سر گيجه واقعي فرد احساس مي‌كند ساختمان به دور سرش مي‌چرخد و يا مثل آهن ربا به طرف زمين كشيده مي‌شود. اين متخصص بيماري‌هاي اعصاب و روان به وجود آمدن حالت تهوع، استفراغ، ‌رنگ پريدگي، تعريق و گاهاً لغزش را از علائم سرگيجه برشمرد و اظهار كرد: هرچند شايع‌ترين علت سرگيجه نتيجه‌ اختلال در گوش مياني است، ولي اختلالات عضلات چشم، عصب بينايي، شبكيه چشم، عيوب انكساري شديد چشم، ‌اختلال گوش داخلي و نيز گرفتگي عضلات گردن را نيز مي‌توان از علل بروز اين بيماري نام برد. وي در ادامه خاطرنشان كرد: كم خوني شديد،‌ تنگي دريچه آئورت قلب، ديابت، مصرف داروهاي ضد فشار خون و همچنين اختلال در فشار خون از عواملي به شمار مي‌آيند كه مي‌توانند در ايجاد سرگيجه‌هاي كاذب موثر باشند.

دكتر رحيم دل در خصوص شيوه‌هاي درماني سرگيجه به كشف علت به وجود آمدن آن اشاره كرد و بيان داشت: بهبودي سرگيجه واقعي با استفاده از سرم و رژيم‌هاي كم نمك، بعضاً مصرف آنتي‌هيستامين و داروهاي آرام‌بخش حاصل مي‌شود. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي يزد در پايان متذكر شد: گاهاً سرگيجه‌هاي ناشي از اختلالات سيستم عصبي مركزي قابل درمان نيستند، ولي مواردي مثل اختلالات مخچه و وجود تومور در عصب مركزي مغز با انجام عمل جراحي درمان مي‌گردند....

استرس از عوامل بوجودآورنده و تشديدكننده سرگيجه است

رييس هشتمين كنگره سراسري جراحي گوش، گلو، بيني، سر و گردن ايران گفت: يكي از شايع‌ترين علل مراجعه افراد به كلينيك‌هاي پزشكي مربوط به سرگيجه است.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران دكتر محمدحسن خالصي با بيان اين مطلب گفت: 70 درصد علل سرگيجه مربوط به گوش است كه به دليل ناآشنايي افراد با علت واقعي اين بيماري، بيشتر آنها ابتدا به متخصص اعصاب و پس از آن به متخصص گوش مراجعه مي‌كنند.

وي با اشاره به اين كه امروزه سرگيجه به عنوان بيماري كشورهاي متمدن شناخته مي‌شود، يادآور شد: استرس از عوامل بوجودآورنده و تشديدكننده سرگيجه است.

دكتر خالصي با ابراز تاسف از شيوع سرگيجه طي سالهاي اخير در ايران، گفت: 30 درصد علل سرگيجه‌ها مربوط به عوامل مغزي، عفوني، ميكروبي و ويروسي است.

رييس هشتمين كنگره سراسري جراحي گوش تصريح كرد: با توجه به اهميت موضوع، يكي از محورهاي كنگره امسال بررسي انواع بيماريهاي مربوط به گوش به ويژه سرگيجه است.

F l o w e r
01-02-2011, 19:56
دلزدگی از سفر

سفر هم تفریح و خوشی دارد،‌ هم بیماری و ناخوشی،‌ چیزی كه در پزشكی با نام بیماری سفر یا <بیماری حركت> شناخته شده،‌ مشكلی است كه شاید اغلب ما را در طی یك سفر آزار داده و به اصطلاح خوشی آن را از دماغمان درآورده باشد!
شدت این بیماری می‌تواند از درجات خفیف تا پیشرفته و شدید متفاوت باشد. شكل خفیف آن همان است كه معمولا در طی سفرهای كوتاه و بوسیله ماشین سواری یا اتوبوس اتفاق می‌افتد و با چنین جملاتی همراه است:
- ببین،‌ علی (اسم آقای راننده) نگهدار،‌ حالم خوب نیست،‌ سرم گیج می‌ره.
یا این كه:
- وای، پس كی می‌رسیم، حالم داره بهم می‌خوره.
كه در جواب:
- آره،‌ رنگت هم پریده.
اما در شكل شدید بیماری كه در سفرهای طولانی‌تر مثلا با كشتی یا هواپیما دیده می‌شود،‌ صحنه‌هایی از این قبیل دیده می‌شود كه فردی روی نرده‌های عرشه كشتی خم شده و مرتب دارد بالا می‌آورد.

چیزی نمی‌تواند بخورد و به‌شدت ضعف كرده است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد كه بین یك‌سوم تا نیمی از مسافران هوایی،‌ درجاتی از بیماری سفر (یا در اینجا هوازدگی)! را دارند. اما شاید اصطلاح دریازدگی را كه ممكن است طی یك سفر با كشتی، قایق،‌ لنج یا مشابه آن بوجود آید، بیشتر شنیده باشید. تحقیقات انجام شده می گویند نزدیك صد در صد بچه ها در سفرهای دریایی به این مشكل آزار دهنده دچار شوند.


● تابلویی از بیماری
به طور خلاصه می‌توان گفت علائم زیر در طی یك بیماری سفر بوجود می‌آیند:
▪ سرگیجه: این علامت شایع‌ترین مشخصه بیماری است، البته در اینجا سرگیجه واقعی نیست. چون سرگیجه واقعی به حالتی گفته می‌شود كه فرد محیط ثابت اطراف خود را بطور غیر واقعی در حال حركت ببیند. سرگیجه واقعی علل متفاوتی دارد كه از حوصله این بحث خارج است. در این افراد سرگیجه به‌صورت احساس سرگیجه است و نه سرگیجه واقعی. بیماران جملاتی مشابه سیاهی رفتن چشم‌ها یا نمی‌توانم سرپا بایستم را برای بیان احساس خود به كار می‌برند.
▪ تهوع: حالت تهوع از علائم شایع این بیماری است. فرد دائم احساس می‌كند كه در آستانه برگرداندن مواد غذایی خورده شده به بیرون است. حتی وقتی چیزی نخورده است و معده‌اش كاملا خالیست، باز این احساس آزار دهنده و ناراحت كننده وجود دارد و نمی‌گذارد فرد از مسافرت و محیط زیبای اطراف لذت ببرد.
در برخی افراد و در فرم شدید‌تر بیماری،‌ حالت تهوع پیشرفت كرده و به‌طرف استفراغ متمایل می‌شود. مسافر بیچاره تحمل نگهداری هیچ چیزی را داخل معده‌اش نداشته و مداوم در حال بالا آوردن است.
▪ احساس ضعف: احساس ضعف و بی‌حالی می‌تواند بعلت فشار خون و یا عدم مصرف كافی غذا ناشی از استفراغ مكرر اتفاق بیفتد، معمولا با احساس ناخوشی و كلافگی همراه است.
▪ رنگ‌پریدگی: به همان دلیل بالا اتفاق می‌افتد.
گاهی به‌وجود آمدن بیماری سفر یا بیماری حركت به دلیل حركت واقعی نیست. مثل زمانی كه در سینما نشسته‌ایم و روی پرده عریض آن فیلمی اكشن و یا با حركت‌های زیاد مشاهده می‌كنیم. در این حالت هم ممكن است علائم و مشكلات فوق بوجود آید.
● چه‌ می‌شود كه <سفر‌زده> می‌شویم؟
در بیماری سفر چهار نوع پیام عصبی- ناشی از حركت انسان - به مغز فرستاده می‌شود: یك پیام از مركز مربوط به تعادل بدن كه در قسمت داخلی گوش قرار دارد.

پیام دیگر از چشم‌هاست كه حركت را درك كرده و پیامی را به مغز می‌فرستد. دو پیام دیگر به ترتیب از عضلا‌ت ومفاصل و نیز حسگرهای فشار در پوست به سمت مغز می رود. تداخل این پیام با یكدیگر،‌ باعث نوعی سردرگمی در برقراری تعادل و نظم بدن شده و احساس سرگیجه و تهوع و به دنبال آن ضعف و بی‌حالی را ایجاد می‌كند.
به تازگی مطالعات دانشمندان بین مكانیسم ایجاد بیماری سفر و میگرن ارتباط‌هایی پیدا كرده‌اند. به این صورت كه دریافته‌اند در نمونه‌های مطالعه شده بیماری سفر مشابه افراد مورد مطالعه كه دچار بوده‌اند،‌ سطح سروتونین تغییراتی داشته است.

شاید این موضوع بتواند در آینده راه‌های موثر‌تری در پیشگیری از این بیماری‌ها منجر شود.
● چه كنیم كه سفر دلمان‌را نزند؟
راه‌های ساده‌ای برای پیشگیری بیماری سفر هست. قدم اول،‌ خود را به وسیله‌ا‌ی سرگرم كردن و مشغول كردن در طی سفر است. وقتی حواسمان از حركت اجسام خارجی (كه در واقع كاذب و به دلیل حركت ما و ثابت ماندن آنهاست) پرت شود، مسلما تعدادی از پیام‌های عصبی صادر شده از چشم به مغز كاهش می‌یابد و آن اتفاقی كه گفتیم نمی‌افتد.
وقتی حالت تهوع مختصری پیدا شد،‌ می‌توان با خیره شدن به نقاط ثابت داخل وسیله نقلیه یا خارج آن،‌ مشكل را تخفیف داد. مثلا خیره شدن به افق (كه از نظر ما ثابت است) كمك كننده است. وقتی در داخل كشتی مسافرت می‌كنید و دچار دریازدگی شده‌اید،‌ می‌توانید به كابین‌های داخلی پناه ببرید كه در آنها حركت را كمتر حس می‌كنید.
در عین حال،‌ تاثیر هوای تازه را هم از دست ندهید. گاهی استفاده از هوای تازه روی عرشه حالتان را بهتر می‌كند. اگر با ماشین یا اتوبوس مسافرت می‌كنید،‌ ایستادن و قدم زدن یا حتی پایین كشیدن پنچره كمك كننده است.
البته چیزهای هم هست كه دوری از آنها به پیشگیری از سفرزدگی كمك خواهد كرد. مهم‌ترین موضوع،‌ غذاها و خوراكی‌هایی است كه در طی سفر مصرف می‌كنید. توصیه اكید آن است كه از مصرف غذاهای سنگین و چرب و با حجم بالا در طی سفر خودداری كنید. تحقیقات نشان داده است كه رژیم مناسب غذایی در هنگام سفر تا اندازه‌ای به پیشگیری از سفرزدگی كمك می‌كند. نتیجه این تحقیقات هنوز قطعی نیست، ولی از آنجا كه پیروی از این دستور چندان كار سختی نیست و ضرری ندارد، پس امتحانش كنید.
مصرف سیگار و الكل كه در همه حال مضر و خطرناكند، در اینجا هم ضررهای مضاعفی دارند و بهتر است همین‌جا برای همیشه مصرف آنها را ترك كنید.
مطالعه كردن هم از كارهایی است كه تنها در هنگام حركت باید آن را متوقف كنید. متاسفانه در طی حركت نمی‌توان و نباید مطالعه كرد. بخصوص اگر از آن آدم‌های حساس به حركت باشید باید از آن فرصت مناسب برای مطالعه صرف‌نظر كنید و به‌جای آن این مدت زمان را صرف چرت زدن كنید !
● داروها هم به كمك شما می‌آیند
داروهایی برای پیشگیری و نیز درمان بیماری سفر وجود دارند كه اگر عموما در طی مسافرت‌هایتان دچار این مشكل می‌شوید، می‌توانید از آنها استفاده كنید. تعدادی از این داروها را می‌توانید بدون نسخه پزشك از داروخانه تهیه كنید ولی اگر بیماری زمینه‌ای و سیستمیك دارید، بهتر است قبل از مصرف آنها با پزشك داروساز مشورت كنید.


دیمن‌هید‌رینات دارویی است كه می‌توان در اشكال خفیف بیماری با دوز كم از آن استفاده كرد. از این دارو كه به‌نام <قرص سفر> هم معروف است می‌توانید ۱تا۲ساعت قبل از شروع حركت استفاده كنید.
در فرم‌های شدید‌تر بیماری می‌توانید به پزشك مراجعه كنید و با تجویز او از داروهایی بهره ببرید كه جزء دسته آنتی كولینرژیك‌ها هستند و البته عوارضی هم داردند بخصوص اگر مبتلا به گلوكوم (فشار زیاد داخل كره چشم) هستید یا مشكلات‌ انسداد ادراری دارید،‌ مصرف این داروها بیماری‌های شما را شدید‌تر می‌كنند. اگر مبتلا‌ به بیماری های قلبی - عروقی و یا آسم هستید نیز باید در مصرف این داروها احتیاط كنید. از دیگر عوارض این داروها می‌توان به خواب ‌آلودگی اشاره كرد كه این یكی شاید در طی یك سفر خیلی عارضه بدی نباشد، به شرطی كه راننده نباشید!
عارضه دیگر دارو خشكی دهان است كه با مصرف بیشتر مایعات تا اندازه‌ای قابل جبران خواهد بود.

جالب است بدانید برخی از این داروها بصورت چسب‌های پوستی تولیده شده‌اند كه مصرف آنها را راحت‌تر می‌كند.

F l o w e r
01-02-2011, 20:03
● درمان‌هایی غیراز داروها
یافته‌‌های محققان‌نشان می‌دهد استفاده از ریشه زنجبیل اثری كاملا قابل مقایسه با داروهای فوق را دارد ضمن اینكه عوارض گفته شده‌ را ندارد. بنابراین اگر واقعا در این باره مشكل دارید و دسترسی به دارو ندارید، می‌توانید این پیشنهاد را هم امتحان كنید.
اقدام كمك كننده‌ی‌ دیگر كه تا حد زیادی می‌تواند در تسكین علائم موثر باشد،‌ استفاده از كمپرس آب سرد است. كمپرس آب سرد - البته نه خیلی یخ- را روی چشم‌ها و همین‌طور روی‌ گردن بگذارید. دانشمندان معتقدند اثر می‌كند و بی‌خطر هم هست. بیماری نادرتر ولی مهم دیگر، بیماری <پیاده شدن> است. كه وقتی رخ می دهد كه از یك قایق و یا در موارد نادر از كشتی یا هواپیما پیاده شویم، اما هنوز خود را در حال حركت احساس می كنیم. جالب است بدانید این حركت ممكن است حتی تا چند سال به طول بیانجامد. مكانیسم های مشابه بیماری سفر برای این حالت پیشنهاد كرده‌اند، ولی هنوز دانش قطعی در مورد علت به وجود آمدن این بیماری وجود ندارد.
احساس سرگیجه و دروران سر گاهی در این بیماران به حدی است كه انجام امور روزمره برای انان غیر ممكن می شود‌. متاسفانه این بیماری كمتر بع دارو درمان جواب می دهد و بیماران مجبورند یا از سفر دلخواهشان چشم بپوشند و یا راه های پیشگیری را رعایت كنند.
● نكته آخر
قابل درمان است ولی آزار دهنده و كلافه كننده. ممكن است لذت سفر را برای اطرافیانتان هم كم كند. حتی دیدن قیافه كسی كه دریازده، هوازده یا به طور كلی سفرزده شده، می‌تواند چنین اثری داشته باشد. در بچه‌ها ممكن است نگران كننده باشد. به ویژه اگر با مصرف تنقلات سفری - مثل آجیل و تخمه و لواشك و آلوچه - همراه باشد یا با مسمومیت‌های غذایی ناشی از غذا خوردن در رستوران‌های بین راهی یا مصرف غذای آلوده یا غذا خوردن با دست‌های آلوده. پس ضمن اینكه مراقب بیماری‌های گوارشی و اسهالی هستید،‌ به فكر پیشگیری از بیماری سفر هم باشید. هم داروها تا حد زیادی می‌توانید از آن پیشگیری كنند هم آن توصیه‌هایی كه در هنگام سفر بایستی رعایت كنید.
اما اگر جزء آن دسته افراد نیستید كه مستعد این بیماری هستید خواندن این مطب، فقط به درد بالا بردن اطلاعات عمومی شما خورده است!‌

● ۱+۱۲ روش برای پیشگیری از دلزدگی در سفر



اگر شما هم مستعد این حالت هستید، بهتر است از روش‌های زیر برای پیشگیری کمک بگیرید؛ چون اگرچه معمولا این حالت با توقف حرکت درمان می‌شود اما در بعضی از افراد تا چند روز پس از پایان سفر هم ادامه می‌یابد.

هنگام حرکت به جهتی نگاه کنید که به سوی آن حرکت می‌کنید تا چشمان شما با گوش داخلی‌تان هماهنگ شود. اگر موقع حرکت به پایین نگاه کنید، چشم شما پیام سکون و گوش داخلی پیام حرکت را به مغزتان می‌فرستد و این ناهماهنگی شما را به دردسر می‌اندازد.

- اگر سوارماشین هستید، روی صندلی جلو بنشینید و به مناظر دوردست نگاه کنید. استفاده از تکیه‌گاه برای گردن هم می‌تواند به شما کمک کند.

- اگر سوارکشتی هستید، به عرشه بروید و به افق دور نگاه کنید.

اتاق خود را از کابین‌های روی عرشه بالایی و همچنین جلو یا وسط کشتی که تکان‌های کمتری دارند، انتخاب کنید.

- اگر سوار هواپیما هستید، کنار پنجره نشسته و به بیرون نگاه کنید.

- در جلوی هواپیما و روی بال‌های هواپیما تکان کمتر است. ترجیحا موقع بلیت‌گرفتن، این صندلی‌ها را انتخاب کنید.

- هنگام مسافرت، کتاب نخوانید و در قطار روی صندلی­هایی که خلاف جهت حرکت است، ننشینید.

- با مسافرانی که بدحال بوده و حالت تهوع و استفراغ دارند، صحبت نکرده و به آنها نگاه نکنید.

- قبل ازسفر، غذاهای چرب، شور و حجیم نخورید و بهتر است از خوردن لبنیات هم خود‌داری کنید. غذاهای سبک و خشک و میوه‌های حاوی آنتی‌اکسیدان، مانند لیموترش و آلبالو، برای قبل و در طول مسافرت مناسب‌ترند.

- از بوهای نامطبوع یا تند قبل و در طول مسافرت دوری کنید.

خوردن غذاهای بودار (مثل تخم مرغ) و سیگار کشیدن مسافران در اتوبوس، ممکن است موجب بدحالی سایرین شود. بنابراین، اگر خودتان هم دچار این بیماری نمی­شوید، به‌خاطر رعایت حال دیگران هم که شده، سیگار نکشید و بوی غذا راه نیندازید. وجود تهویه مناسب هنگام مسافرت، در هر وسیله نقلیه‌ای می‌تواند مفید باشد.

- می‌توانید قبل از حرکت، طبق توصیه پزشک از داروهای پیشگیری کننده استفاده كرده یا دارو را همراه خود ببرید تا درصورت نیاز، مصرف کنید. البته معمولا این داروها صرف‌نظر از نوع‌شان، برای پیشگیری، اثر بهتری دارند.

- این بیماری معمولا مشکل جدی ایجاد نکرده و با روش­های گفته‌شده درمان می‌شود اما اگر شدید بود یا به‌تدریج شدت آن بیشتر شد، لازم است به پزشک مراجعه کنید.

- درمورد کسانی که شغل آنها ایجاب می‌کند دائم در سفر باشند (مثل خلبان‌ها و کارکنان کشتی)، معمولا نمی­توان از درمان‌های دارویی استفاده کرد چون این دارو‌ها حالت‌هایی مانند خواب‌آلودگی ایجاد می‌کنند. اما جالب است بدانید تمرین­های بیوفیدبک و ریلکسیشن می‌تواند درحدود ۷۶درصد موارد، علائم را در این افراد کم‌کند.

این تمرینات با کاهش اضطراب و تنش عضلانی همراه بوده و در کنار تمرین تنفس (نفس عمیق و طولانی) و درمان شناختی - رفتاری ، بسیار موفقیت‌آمیز است.

F l o w e r
01-02-2011, 21:30
چرا گاهي به هنگام برخاستن سريع دچار سرگيجه مي‌شويم؟

برخي افراد وقتي به سرعت از جاي خود بر مي‌خيزند افت شديد در فشار خون پيدا مي‌كنند كه اين امر منجر به سرگيجه و بي حالي مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، به طور طبيعي وقتي شما از موقعيت نشسته وارد موقعيت ايستاده مي‌شويد، سيستم عصبي شما به طور موقت با باريك كردن رگ‌هاي خوني و افزايش ضربان قلب اين وضعيت را جبران مي‌كند. تصور مي‌شود كه اين واكنش از افت ناگهاني فشار خون جلوگيري مي‌كند.

اما گاهي اوقات در هر حال با اين تغيير وضعيت، فشار افت مي‌كند. برخي از دلايل اين افت فشار عبارتند از:

1- مصرف زياد داروهاي كاهش فشار خون يا استفاده از ساير داروها كه تاثير يكسان دارند.

2- ضربان قلب نامنظم

3- از دست رفتن شديد آب بدن

4- خوابيدن در رختخواب براي مدت طولاني

براي درمان اين حالت مي‌توان از داروهاي افزاينده فشار خون، داروهاي پيشگيري كننده از هدر رفتن آب بدن و يا حتي پوشيدن جوراب‌هاي ساقه بلند استفاده كرد.
● انواع سرگیجه‌های مرکزی
۱) سرگیجه ناشی از کم‌خونی گذرای مغزی: کم‌خونی یا ایسکمی گذرای شریان مهره‌ای موجب سرگیجه همراه با عدم تعادل و دوبینی می‌گردد. این نوع سرگیجه ناشی از آسیب عروق پسین مغز است و بیماران معمولاً سالخورده هستند و زمینه‌های مساعدکننده نظیر بالا بودن چربی‌های خون، پرفشاری خون، عادت به سیگار و بیماری قند معمولاً وجود دارد.
۲) خونریزی مخچه و انفارکت مخچه: در این حالت بیمار علاوه بر سرگیجه‌ دچار عدم تعادل و اختلال گفتاری می‌شود. سرگیجه ناشی از خونریزی مخچه معمولاً در افراد مسن با سابقه پرفشاری خون دیده می‌شود.
۳) سرگیجه با منشاء مننژ مغز: آسیب‌های فوقانی خلفی قطعه گیجگاهی مغز بر اثر حوادث عروقی مغز، تومورهای مغزی، ضربه و پلاک‌های ناشی از آسیب میلین موجب این نوع سرگیجه می‌شوند، در این حالت سرگیجه بیشتر ماهیت صرع (تشنج) داشته و بیمار دچار یک سرگیجه ناگهانی و کوتاه مدت به صورت احساس چرخش می‌شود و متعاقباً به مدت یک تا دو دقیقه خواب‌آلود به نظر می‌رسد.

۴) میگرن با منشاء شریان قاعده‌ای ساقه مغز: در این نوع میگرن بیمار به جای سردرد ابتدا دچار سرگیجه، عدم تعادل و احساس کرختی اطراف دهان و اندام‌ها می‌شود و پس از ۳۰ – ۱۰ دقیقه دچار سردرد ضربان‌دار ناحیه پس‌سری می‌شود.
● سرگیجه بعد از ضربه‌های مغزی:
بعد از ضربه‌های جمجمه‌ای انواعی از سرگیجه‌ می‌تواند رخ دهد که یا به صورت حاد و شدید می‌باشد و یا چند روز تا چند هفته بعد به صورت حملات کوتاه مدت و مکرر سرگیجه که با تغییر وضعیت سر ایجاد می‌شود نمایان می‌گردد. در صورتی که ضربه مغزی همراه با شکستگی استخوان گوش داخلی باشد، سرگیجه همراه علائم شنوائی است.


● نکات مهم هنگام برخورد با بیمار مبتلا به سرگیجه
▪ در بیمار دچار سرگیجه سوالات زیر پرسیده می‌شود :
۱) تاریخچه مصرف دارو: بعضی داروها نظیر داروهای ضد صرع سبب سرگیجه می‌شوند.
۲) پیشینه ضربه مغزی: پیامد ضربه‌های مغزی به صورت سرگیجه‌های چند ثانیه‌ای است که با تغییر وضعیت سر بروز می‌کند.

۳) سابقه فشارخون بالا و مرض قند (دیابت): در مبتلایان به پر فشاری خون و یا دیابت خطر ایسکمی گردش خون پسین مغز وجود دارد که پیامد آن حملات سرگیجه است.
۴) طول مدت سرگیجه؛ از نکات مهمی است که به تشخیص علت سرگیجه کمک می‌نماید.
۵) پرسش درباره شنوایی و وزوز گوش.
۶) نشانه‌های همراه سرگیجه: در سرگیجه‌های مرکزی، بیمار علاوه بر سرگیجه دچار دوبینی، مشکل گفتاری و عدم تعادل است و در سرگیجه‌های محیطی شایع‌ترین علائم همراه تهوع و استفراغ است.
۷) سن بیمار: در افراد سالخورده دچار آرتروز گردن ممکن است حرکات گردن موجب سرگیجه گردد. بررسی‌های آزمایشگاهی در بیمار دچار سرگیجه
با توجه به نشانه‌های بالینی، آزمایش‌های تشخیصی زیر در بیمار دچار سرگیجه درخواست می‌گردد:
۱) شنوایی سنجی
۲) پرتونگاری از گوش داخلی
۳) سی‌تی‌اسکن مغز
۴) ام.آر.آی(M.R.I) مغز
۵) الکتروآنسفالوگرام (EEG) یا نوار مغز
۶) الکترونیستاگموگرام
۷) پتانسیل‌های فراخوانده بینایی و شنوایی (Evokedpotentials).

F l o w e r
01-02-2011, 22:38
● تشخیص و بیماری یابی
پزشک ممکن است برای تشخیص نوع سرگیجه شما، چندین تست را انجام دهد تا متوجه شود که آیا سرگیجه علامت بیماری مهم دیگری است و یا اینکه خود بعنوان یک علامت ساده بروز کرده است.

پزشک در هنگام معاینه فیزیکی بیمار بدنبال موارد زیر خواهد بود:
▪ علائم و نشانه های سرگیجه که عموماً در عرض کمتر از یک دقیقه کاهش پیدا می کنند( دوره زمانی کوتاه علائم )
▪ سرگیجه ای که هنگام عقب بردن سر و یا خوابیدن در یک سمت خاص ( مثلاً به سمت گوش راست یا چپ ) اتفاق می افتد.
▪ حرکات غیرارادی چشمان از یک سمت به سمت دیگر که به آن نیستاگموس می گویند.
البته برای تشخیص علت سرگیجه پزشک ممکن است، چندین تست دیگر را درخواست کند که از این جمله می توان به تستهای زیر اشاره کرد:
۱) تست الکترونیستاگموگرافی:
این تست برای پی بردن به حرکات غیر طبیعی چشم (نیستاگموس) استفاده می شود. در صورتیکه با تحریک سیستم تعادلی در جهات متفاوت ، حرکات غیر طبیعی چشم ایجاد شود ، آنگاه به احتمال زیاد علت سرگیجه بخاطر اختلال گوش داخلی می باشد.
۲) آزمایش صندلی چرخان:
در این تست با استفاده از یک صندلی که به موتور مجهز است و درجهات متفاوت حرکت می کند، فرد را بر روی صندلی نشانده و حرکات چشم او را در حالیکه با منبع نوری خیره شده است. زیر نظر گرفته می شود. این تست نیز برای تشخیص سرگیجه با منشاء اختلال گوش داخلی استفاده می شود.
۳) MRI :
در این تکنیک با استفاده از میدان مغناطیسی قوی، از بدن بصورت مقاطع متوالی عکسبرداری می شود. در مورد این حالت کاربرد MRI رد بیماریهائی مثل تومور عصب شنوائی و سایر ضایعاتی می باشد که می توانند با سرگیجه خود را نشان دهد.
● عوارض
گیجی ناشی از سرگیجه می تواند باعث افتادن فرد روی زمین و صدمه دیدن وی شود و اگر این حالت در هنگام رانندگی و یا کار با ماشینهای سنگین رخ دهد، احتمال تصادف و یا صدمه به فرد بالا می رود.
● درمان
برای کمک به رفع سرگیجه پزشک با حرکت دادن سر شما در جهات خاصی می تواند سنگهای کوچک داخل مجاری نیمدایره را بیرون آورده و آنها را دوباره وارد « اوتریکول » کند که محل اصلی آنها بوده و در آنجا باعث سرگیجه نمی شوند. این حرکات که بصورت متوالی انجام می شوند، هر کدام حدود ۳۰ ثانیه وقت می برند و احتمال موفقیت در این نوع درمان حدود ۹۰ درصد می باشد.
پس از اتمام درمان شما باید سر خود را برای مدت ۴۸ ساعت به حالت ایستاده قرار دهید (حتی در موقع خواب ).

این زمان ۴۸ ساعته باعث می شود، ذراتی که وارد اوتریکول شده اند کاملاً در آنجا ساکن شده و دیگر به مجاری نیمدایره برنگردند ممکن است برای جلوگیری از حرکات سر لازم باشد فرد از گردنبند طبی استفاده کنند تا حرکات سر وی محدود شود. البته ممکن است لازم باشد این درمان چند باری تکرار شود.
● اقدامات لازم ساده برای مراقبت از خود در بیمار مبتلا به سرگیجه
فرد مبتلا به سرگیجه باید موارد زیر را رعایت کند:
▪ همیشه آگاه باشید که ممکن است تعادل خود را از دست داده که به تبع آن با زمین خوردن صدمه جدی خواهید دید، بنابراین مراقب چنین پیشامدی باشید.
▪ به محض اینکه احساس گیجی کردید، نشسته و یا در حالت خوابیده قرار گیرید.
▪ اگر مکرراً دچار حالت سرگیجه می شوید از رانندگی و یا کار با ماشینهای سنگین خودداری کنید.
▪ از خوابیدن بر روی گوشی که مشکل دارید، خودداری کنید. مثلاً اگر گوش راست شما مشکل دارد هنگام خوابیدن به پهلوی راست سرگیجه شما شدید می شود باید از این کار خودداری کنید.
▪ هنگامیکه از خواب برمی خیزید، آهسته از جا بلند شده و حدود یک دقیقه روی لبه تخت بنشینید .
▪ برای برداشتن چیزی از روی زمین از کمر دولا نشوید و سر خود را خم نکنید. زیرا این حالت می تواند باعث سرگیجه در شما شود، بجای آن برروی زمین نشسته و جسم مورد نظر بردارید. همچنین از خم کردن سر به عقب به مقداری زیادی ( مثلاً هنگام برداشتن چیزی از کابینتهای بالای آشپزخانه ) خودداری کنید، تا سرگیجه در شما ایجاد نشود.
▪ هنگام بلندشدن از روی تخت دندانپزشکی و یا صندلی آرایشگاه و یا پس از فعالیتهای مثل یوگا مراقب باشید که ناگهان تغییر وضعیت نداده و به آهستگی برخیزید.
▪ هنگام خوابیدن ۲ یا چند بالش زیر سر خود بگذارید و بر روی سطوح کاملاً صاف که سر در راستای افقی بدن قرار می گیرد خودداری کنید.
▪ اگر خصوصاً فرد مسنی مبتلا به سرگیجه است، باید از عصا هنگام راه رفتن استفاده کند.
▪ از مصرف کافئین، الکل و یا سیگار خوداری کنید استفاده زیاد از این مواد باعث انقباض عروق خونی شده و خونرسانی به اعضاء را دچار مشکل کرده و علائم سرگیجه را شدیدتر می کند.
▪ هنگامیکه در موقع شب از خواب بلند می شوید، از روشنائی خوب برای فعالیتهای خود استفاده کنید.
▪ با پزشک خود برای درمان بهتر و سریعتر علائم همکاری کنید.

xero.1992
02-02-2011, 00:05
آقا مطلبهات عالی بودن، مخصوصا برای تلفن همراه، ممنون :46:

F l o w e r
02-02-2011, 10:33
بیماری حركت‌

بيماري‌ حركت‌ يك‌ عارضه‌ ناخوشايند موقتي‌ كه‌ در طي‌ مسافرت‌ بروز مي‌كند و مشخصه‌ آن‌ منگي‌ و دل‌آشوبه‌ است‌. اين‌ اختلال‌ مجاري‌ نيم‌دايره‌ گوش‌ داخلي‌ را درگير مي‌سازد. اين‌ مجاري‌ پر از مايع‌ مسؤول‌ حفظ‌ تعادل‌ هستند.


علايم‌ شايع‌
بي‌اشتهايي‌
تهوع‌ و استفراغ‌
احساس‌ حركت‌ دوراني‌
ضعف‌ و بي‌تعادلي‌
گيجي‌
خميازه‌
علل‌
مسافرت‌ به‌ ويژه‌ سفر با هواپيما، قايق‌ يا اتومبيل‌؛ سواري‌ تفريحي‌ و تاب‌ سوار شدن‌ در پارك‌ها، حركت‌ نامنظم‌ سبب‌ تغييراتي‌ در مايع‌ مجاري‌ نيم‌دايره‌ گوش‌ داخلي‌ مي‌شود كه‌ پيام‌هايي‌ به‌ مركز استفراغ‌ در مغز مخابره‌ مي‌كند.


عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
مسافرت‌
استرس‌
محيط‌ دودآلود يا تهويه‌ ناكافي‌ محيط‌
مصرف‌ الكل‌
تحريكات‌ بينايي‌ (جابه‌جا شدن‌ افقي‌)


پيشگيري‌
- قبل‌ يا در طي‌ سفر از خوردن‌ غذاي‌ حجيم‌ يا مصرف‌ الكل‌ خودداري‌ كنيد.

- در نواحي‌ با حداقل‌ حركت‌ در هواپيما (معمولاً بر روي‌ بال‌ها) و قايق‌ بنشينيد.
- در صورت‌ امكان‌ بر روي‌ صندلي‌ خود تكيه‌ دهيد.
- نفس‌هاي‌ عميق‌ و آهسته‌ بكشيد.
- در صورت‌ امكان‌ از مكان‌هايي‌ كه‌ در آن‌ سيگار كشيده‌ مي‌شود دوري‌ كنيد.
- در هواپيما يا اتوبوس‌ دستگاه‌ تهويه‌ بالاي‌ سر را روشن‌ كنيد تا هوا بهتر جريان‌ پيدا كند.
- از مطالعه‌ كردن‌ خودداري‌ كنيد.

- قبل‌ از مسافرت‌ از داروهاي‌ پيشگيري‌كننده‌ از بيماري‌ مسافرت‌ استفاده‌ كنيد.
- در بعضي‌ خطوط‌ هوايي‌ روش‌هاي‌ اصلاح‌ رفتاري‌ براي‌ افرادي‌ كه‌ دچار ترس‌ از پرواز بوده‌ يا بيماري‌ مسافرت‌ دارند ارايه‌ مي‌گردد. براي‌ دريافت‌ اطلاعات‌ در اين‌ زمينه‌ با خط‌ هوايي‌ مربوطه‌ يا دفتر مسافرتي‌ خود تماس‌ بگيريد.
- عوامل‌ رواني‌ نيز در بيماري‌ مسافرت‌ دخيل‌اند. سعي‌ نماييد قبل‌ از عازم‌ شدن‌ به‌ سفر نگراني‌هاي‌ خود را برطرف‌ نماييد.

در اين‌ باره‌ خوش‌بين‌ باشيد. در صورتي‌ كه‌ شغل‌ يا شيوه‌ زندگي‌ شما ايجاب‌ مي‌كند كه‌ مرتب‌ در سفر باشيد و شما معمولاً دچار بيماري‌ مسافرت‌ مي‌شويد براي‌ دريافت‌ روان‌درماني‌ يا مشاوره‌ با متخصص‌ مربوطه‌ اقدام‌ نماييد.
- يك‌ روش‌ درماني‌ پيشگيري‌كننده‌ عبارتست‌ از حساسيت‌زدايي‌ (تمرين‌هاي‌ خاص‌ براي‌ استفاده‌ از چشم‌ها كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ جلوگيري‌ از بروز علايم‌ بيماري‌ مسافرت‌ كمك‌ كند).
عواقب‌ موردانتظار
در صورت‌ تداوم‌ علايم‌، پس‌ از پايان‌ سفر يا مدت‌ كوتاهي‌ پس‌ از آن‌ رفع‌ مي‌شوند.
عوارض‌ احتمالي‌
از دست‌ دادن‌ آب‌ بدن‌ در اثر استفراغ‌
افتادن‌ و آسيب‌هاي‌ ناشي‌ از بي‌تعادلي‌


درمان‌

اصول‌ كلي‌
به‌ محض‌ بروز علايم‌، سعي‌ كنيد در يك‌ اتاق‌ تاريك‌ استراحت‌ كرده‌ و يك‌ دستمال‌ خيس‌ شده‌ با آب‌ خنك‌ را بر روي‌ چشم‌ها و پيشاني‌ خود بگذاريد.


جلوي‌ استفراغ‌ خود را نگيريد چرا كه‌ به‌ تخفيف‌ تهوع‌ كمك‌ مي‌كند ولي‌ خود را مجبور به‌ استفراغ‌ نكنيد.


داروها
براي‌ موارد خفيف‌، مسفر داروهاي‌ بدون‌ نسخه‌ نظير ديمن‌هيدرينات‌ (درامامين‌) يا مكلزين‌ (بونين‌) قبل‌ و در طي‌ سفر ممكن‌ است‌ كافي‌ باشد.
براي‌ مسافرت‌ ممكن‌ است‌ برچسب‌هاي‌ پوستي‌ اسكوپولامين‌ تجويز گردد. پس‌ از پايان‌ سفر فوراً اين‌ برچسب‌هاي‌ پوستي‌ را برداريد؛ مصرف‌ بلندمدت‌ آن‌ توصيه‌ نمي‌شود.
فعاليت‌
براي‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌ علايم‌ در طي‌ سفر، در وضعيت‌ تكيه‌ داده‌ استراحت‌ كرده‌ و نگاه‌ خود را به‌ يك‌ جسم‌ دور متمركز كنيد.


رژيم‌ غذايي‌
قبل‌ يا در طي‌ سفرهاي‌ كوتاه‌ از غذاهاي‌ سبك‌ استفاده‌ كرده‌ يا اصلاً غذا نخوريد. براي‌ سفرهاي‌ طولاني‌تر، از مصرف‌ مكرر مقادير اندك‌ آشاميدني‌ (چاي‌ و آب‌ميوه‌) براي‌ حفظ‌ مايعات‌ بدن‌ استفاده‌ كنيد. از مصرف‌ الكل‌، نوشيدني‌هاي‌ كربناته‌ و نوشيدني‌هاي‌ بسيار سرد خودداري‌ كنيد.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر شما قصد سفر داريد و سابقه‌ بيماري‌ مسافرت‌ ناتوان‌كننده‌ در گذشته‌ داشته‌ايد.

F l o w e r
02-02-2011, 10:41
از سفر دلزدگان

معمولا خانواده­هایی که بچه مدرسه‌ای دارند، غیر از تعطیلات نوروز، تنها در تابستان­ها فرصت خوبی برای مسافرت پیدا می‌کنند.

البته مسافرت هم شرایطی دارد که شاید جور کردن آن برای همه به آسانی ممكن نباشد. اما گاهی با وجود فراهم بودن همه شرایط هم، میل‌ و رغبت زیادی برای سفر رفتن در خانواده وجود ندارد! یکی از علل این بی‌میلی، ایجاد حالت دل بهم خوردگی، رنگ‌پریدگی، عرق سرد، زیاد شدن بزاق، سردرد، سرگیجه، تهوع و استفراغ است که بیماری حرکت نامیده می‌شود.

بیماری حركت، اختلال شایعی است که در اثر حرکت‌های مکرر مانند حرکت ماشین، قطار و کشتی - در دریای متلاطم – به وجود می‌آید. این مشکل معمولا در سنین ۲ تا ۱۲سالگی شایع‌تر بوده و به تدریج با افزایش سن،کمتر می‌شود اما در همین دوره هم بدون درمان نیست.

پس به‌جای فرار از مسافرت، تنها کافی است که راه چاره را یاد بگیریم.

● وقتی كه مغز گیج می‌شود

آیا می‌دانید مغز چگونه حرکت را می‌فهمد؟ از۳مسیر مختلف، پیام‌های عصبی به مغز می‌رسد؛ یک پیام از گوش داخلی (لابیرنت) ، حس حرکت، شتاب و سنگینی را به مغز رسانده و چشم‌ها با حس بینایی و بافت‌های عمقی بدن از طریق گیرنده­های عضلانی هم۲ پیام دیگر را برای درک حرکت به مغز مخابره می‌کنند تا بتوانیم تعادل و توازن خود را حفظ کرده و موقعیت خود را در فضا درک کنیم. وقتی ما عمدا حرکت می‌کنیم، مثلا وقتی راه می‌رویم، این اطلاعات رسیده از۳مسیر به‌وسیله مغز ما هماهنگ می‌شود.

اما وقتی ما در ماشینی نشسته­ایم که درحال حرکت است (حرکت ناخواسته) هماهنگی بین این قسمت‌ها انجام نمی‌شود و به نظر می‌رسد که ناسازگاری بین آنها وجود دارد. علت بیماری حرکت، طبق نظریه‌های موجود، همین ناسازگاری است.

● چشم‌های گوش می‌بینند

البته گاهی ممکن است بدون اینکه حرکت کنید هم دچار چنین حالتی بشوید و این وقتی است که نشسته‌اید و تصویری را تماشا می‌کنید که پیام حرکت را به مغزتان مخابره می‌کند. مثلا در شهر بازی تصاویر سینما ۲۰۰۰ را تماشا می کنید.

در این شرایط، چشم به مغز می‌گوید که حرکت وجود دارد اما گوش داخلی خبر از بی‌حرکتی می‌دهد. یا مثلا وقتی در اتومبیل نشسته‌اید و کتاب می‌خوانید، چشم شما پیام بی‌حرکتی و گوش داخلی، پیام حرکت را به مغز می‌فرستد و اینجاست که مغز دچار تناقض می‌شود و می‌توانیم بگوییم گیج می‌شود. بد نیست بدانید، احتمال ایجاد بیماری حرکت در زمانی که حرکت پیچیده‌تر است، بیشتر می‌شود.

مثلا در حرکت همزمان افقی و عمودی، این بیماری بیشتر ایجاد می شود؛ حركت‌هایی مانند حرکت کشتی،حركت اتومبیل در زمین ناهموار وپرواز هواپیما در هوای نامساعد.

دریازدگی هم نوعی بیماری حرکت است، مانند ماشین‌گرفتگی. فرقش این است که تعداد بیشتری از آدم‌ها را گرفتار می‌کند.

البته تمام اینها، یک نظریه و توجیه برای این بیماری است وگرنه قضیه پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. مثلا جالب است بدانید نابینایان هم ممکن است دچار بیماری حرکت بشوند.

اما اگر كسی اجزای درك ‌حس وضعیت را در گوش داخلی نداشته باشد، چنین حالتی برای او پیش نمی­آید.

این قضیه، نشان می‌دهد که در درک حرکت، گوش داخلی نسبت به چشم، نقش اساسی‌تری دارد.

F l o w e r
02-02-2011, 11:05
عارضه سرگيجه را بيشتر بشناسيد

سرگيجه واژه‌اي است كه براي شرح طيف وسيعي از علايم به كار مي‌رود كه اين علايم شامل احساس منگي، بيهوشي، گيجي، تاب خوردن و احساس بي ثباتي مي‌شوند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، سرگيجه واژه خيلي صريحي نيست. وقتي فردي از سرگيجه شكايت مي‌كند، درمانگر بايد بداند كه دقيقا منظور وي چيست. بسياري افراد از اين واژه براي توضيح احساسي كه دقيقا بعد از ضعف كردن بروز كند، استفاده مي‌كنند. برخي ديگر زماني از اين واژه استفاده مي‌كنند كه احساس كنند خود آنها يا اتاق در حال تاب خوردن است.

دلايل به مرز اين حالت از خفيف تا فاكتورهاي بسيار جدي‌تر طبقه‌بندي مي‌شوند. سوالاتي كه درمانگر در اين زمينه از بيمار مي‌پرسد او را به تشخيص دليل بروز سرگيجه كمك مي‌كند.

براي مثال سوالاتي از اين قبيل كه چه مدت سر گيجه داشته‌ايد؟ اين حالت چند وقت به چند وقت بروز مي‌كند؟ آيا با حالت منگي، تهوع، استفراغ، يا گيجي همراه است؟ آيا سرگيجه به فعاليتها يا موقعيتهاي خاص فيزيكي مربوط است؟ آيا فرد احساس مي‌كند كه خودش يا اتاق در حال تاب خوردن است؟ آيا فرد از داروي خاص يا حتي داروهاي غير قانوني مصرف مي‌كند؟ آيا فرد هيچ مشكل طبي ديگري نيز دارد؟ آيا در حركت و يا هماهنگ‌سازي با مشكل مواجه است؟ آيا در هنگام سرگيجه حالت اضطراب نيز وجود دارد؟ از اين‌رو بيمار بايد درباره‌ هر يك از اين علائم يا احتمال علائم ديگر با درمانگر مشورت كند چرا كه اين امر در تشخيص علت سرگيجه بسيار حائز اهميت است. شايعترين شرايطي كه مي‌تواند موجب بروز حالت سرگيجه شوند، شامل؛ بالا رفتن سن، كه مي‌تواند احساس خفيف از سرگيجه در صورت وجود كم خوني بروز كند، كاهش گلبولهاي قرمز خون، گرماي زيادي بدن كه ممكن است منجر به غش كردن فرد شود، مشكلات قلبي كه در اين حالت قلب ضعيف شده و نمي‌تواند خون كافي به مغز پمپاژ كند، مصرف مواد مخدر و الكلي، ترس، اضطراب يا فشارهاي احساسي، مشكلات گوش داخلي، كاهش فشار خون، كاهش قند خون، كاهش اكسيژن و كاهش جريان خون به مغز به ويژه در بيماراني با سابقه سكته، مصرف داروهاي مخوصص درمان فشار خون بالا يا بيماريهاي كرونري - عروقي ، عفونت‌ها و اختلالات سيستم اعصاب، پاركيسنون، ام اس يا تومورهاي مغزي، حالت خاص رواني مانند افسردگي و اضطراب هستند. در برخي موارد هم ممكن است هيچ علتي نداشته باشد. پيشگيري از بروز سرگيجه مربوط به علت بروز آن مي‌شود. براي مثال اگر اين حالت در اثر مصرف داروي خاصي صورت مي‌گيرد حتما بايد از آن پرهيز كرد.

در مورد پايين بودن قند خون افزودن اين ماده به وعده‌هاي غذايي اغلب مشكل را برطرف مي‌كند. با اين حال بسياري از دلايل قابل پيشگيري نيستند.

تشخيص علائم با سرگيجه مملو در با مراجعه به سابقه پزشكي فرد و نيز آزمايشهاي جسمي صورت مي‌گيرد، اين 2 مرحله كل اقداماتي است كه براي تشخيص كامل سرگيجه ضروري است. در موارد ديگر آزمايشهاي بيشتري مانند تست قند خون و تست ويژه اشعه ايكس موسوم به الكتروانسفالوگرام صورت مي‌گيرد. در صورت طولاني شدن علائم اين اختلال ممكن است افراد مبتلا به خود و يا ديگران به دليل عدم مراقبت و دقت آسيب برسانند. اما از سويي اكثر اثرات سوء بلند مدت سرگيجه بستگي به عامل مولد آن دارد كه به طور مثال سرگيجه مربوط به يك تومور مغزي ممكن است منجر به فوت بيمار شود. سرگيجه مسري نيست و معمولا اطرافيان بيمار را خطري تهديد نمي‌كند، اما بي دقت بودن آنها ممكن است به ديگران آسيب برساند براي مثال اگر فردي كه دچار اين حالت شده رانندگي كند خطر تصادف بسيار افزايش مي‌يابد.

درمان اين اختلال ارتباط مستقيم با تشخيص عامل مولد آن دارد. گاهي اوقات مصرف دارو اين اختلال را كاهش مي‌دهد

F l o w e r
02-02-2011, 11:13
سرگيجه نهمين اختلال شايع در كشور است



سرگيجه نهمين اختلال شايع در كشور است كه شناخت علل آن نياز به تخصص‌هاي مختلف پزشكي دارد.

دكتر محمودرضا آذرپژوه استاديار مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشكي مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران- منطقه خراسان - با بيان اين مطلب اظهار كرد: سرگيجه سومين اختلال شايع در رده سني 65 سال است و اولين شكايت پس از 75 سالگي است و شيوع آن به حدي است كه از آن به عنوان نشانگان سالمندي ياد مي‌كنند.

وي خاطرنشان كرد: سرگيجه در اكثر موارد علت خوش خيم دارد هر چند كه گاهي مي‌تواند منجر به آسيب‌هاي دائمي و اختلالات جدي براي بيماران شود.

وي در مورد درمان اين اختلال گفت: سرگيجه علل متفاوتي داشته و تشخيص آن نياز به دانش و آگاهي پزشكان و بصيرت در رشته‌هاي مختلف دارد.

دكتر آذرپژوه اين امر را منجر به سرگرداني بيماران در مطب پزشكان با تخصص‌هاي مختلف خواند كه باعث اتلاف وقت و هزينه بيماران و در نهايت از بين رفتن اعتماد بيماران مي‌شود.

وي ايجاد درمانگاههاي چند تخصصي سرگيجه را از روشهاي موفق درمان اين اختلال در بيماران دانست كه در كشورهاي پيشرفته به دليل وسعت زياد علل آن امتحان شده است.

استاديار دانشگاه علوم پزشكي مشهد تنها درمانگاه‌هاي سرگيجه در خاورميانه را موجود در كشورهاي اردن و ايران خواند و گفت: ‌چندي پيش درمانگاه چند تخصصي سرگيجه در مشهد نيز در محل درمانگاههاي بيمارستان امام رضا(ع) به بهره‌برداري رسيد.

وي كه خود در اين درمانگاه فعاليت مي‌كند گفت: اين درمانگاه براي اولين بار در شرق و شمال شرق كشور با حمايت دانشگاه علوم پزشكي مشهد ايجاد شده است و در آن پزشكان متخصصي با رشته‌هاي گوش، حلق و بيني، قلب و عروق، روانپزشكي و مغز و اعصاب به شكل مشترك به شناسايي و درمان اين بيماري مي‌پردازند.

وي اظهار اميدواري كرد با حمايت پزشكان مختلف در ارجاع بيماران به اين مركز درمان، هزينه‌هاي درماني سرگيجه بيماران كاهش يابد.

F l o w e r
02-02-2011, 12:20
● انواع سرگیجه‌های مرکزی
۱) سرگیجه ناشی از کم‌خونی گذرای مغزی: کم‌خونی یا ایسکمی گذرای شریان مهره‌ای موجب سرگیجه همراه با عدم تعادل و دوبینی می‌گردد. این نوع سرگیجه ناشی از آسیب عروق پسین مغز است و بیماران معمولاً سالخورده هستند و زمینه‌های مساعدکننده نظیر بالا بودن چربی‌های خون، پرفشاری خون، عادت به سیگار و بیماری قند معمولاً وجود دارد.
۲) خونریزی مخچه و انفارکت مخچه: در این حالت بیمار علاوه بر سرگیجه‌ دچار عدم تعادل و اختلال گفتاری می‌شود. سرگیجه ناشی از خونریزی مخچه معمولاً در افراد مسن با سابقه پرفشاری خون دیده می‌شود.
۳) سرگیجه با منشاء مننژ مغز: آسیب‌های فوقانی خلفی قطعه گیجگاهی مغز بر اثر حوادث عروقی مغز، تومورهای مغزی، ضربه و پلاک‌های ناشی از آسیب میلین موجب این نوع سرگیجه می‌شوند، در این حالت سرگیجه بیشتر ماهیت صرع (تشنج) داشته و بیمار دچار یک سرگیجه ناگهانی و کوتاه مدت به صورت احساس چرخش می‌شود و متعاقباً به مدت یک تا دو دقیقه خواب‌آلود به نظر می‌رسد.

۴) میگرن با منشاء شریان قاعده‌ای ساقه مغز: در این نوع میگرن بیمار به جای سردرد ابتدا دچار سرگیجه، عدم تعادل و احساس کرختی اطراف دهان و اندام‌ها می‌شود و پس از ۳۰ – ۱۰ دقیقه دچار سردرد ضربان‌دار ناحیه پس‌سری می‌شود.
● سرگیجه بعد از ضربه‌های مغزی:
بعد از ضربه‌های جمجمه‌ای انواعی از سرگیجه‌ می‌تواند رخ دهد که یا به صورت حاد و شدید می‌باشد و یا چند روز تا چند هفته بعد به صورت حملات کوتاه مدت و مکرر سرگیجه که با تغییر وضعیت سر ایجاد می‌شود نمایان می‌گردد. در صورتی که ضربه مغزی همراه با شکستگی استخوان گوش داخلی باشد، سرگیجه همراه علائم شنوائی است.


● نکات مهم هنگام برخورد با بیمار مبتلا به سرگیجه
▪ در بیمار دچار سرگیجه سوالات زیر پرسیده می‌شود :
۱) تاریخچه مصرف دارو: بعضی داروها نظیر داروهای ضد صرع سبب سرگیجه می‌شوند.
۲) پیشینه ضربه مغزی: پیامد ضربه‌های مغزی به صورت سرگیجه‌های چند ثانیه‌ای است که با تغییر وضعیت سر بروز می‌کند.


۳) سابقه فشارخون بالا و مرض قند (دیابت): در مبتلایان به پر فشاری خون و یا دیابت خطر ایسکمی گردش خون پسین مغز وجود دارد که پیامد آن حملات سرگیجه است.
۴) طول مدت سرگیجه؛ از نکات مهمی است که به تشخیص علت سرگیجه کمک می‌نماید.
۵) پرسش درباره شنوایی و وزوز گوش.
۶) نشانه‌های همراه سرگیجه: در سرگیجه‌های مرکزی، بیمار علاوه بر سرگیجه دچار دوبینی، مشکل گفتاری و عدم تعادل است و در سرگیجه‌های محیطی شایع‌ترین علائم همراه تهوع و استفراغ است.
۷) سن بیمار: در افراد سالخورده دچار آرتروز گردن ممکن است حرکات گردن موجب سرگیجه گردد. بررسی‌های آزمایشگاهی در بیمار دچار سرگیجه
با توجه به نشانه‌های بالینی، آزمایش‌های تشخیصی زیر در بیمار دچار سرگیجه درخواست می‌گردد:
۱) شنوایی سنجی
۲) پرتونگاری از گوش داخلی
۳) سی‌تی‌اسکن مغز
۴) ام.آر.آی(M.R.I) مغز
۵) الکتروآنسفالوگرام (EEG) یا نوار مغز
۶) الکترونیستاگموگرام
۷) پتانسیل‌های فراخوانده بینایی و شنوایی (Evokedpotentials).
دکتر احمد چیت‌ساز متخصص مغز و اعصاب، عضو هیئت علمی گروه اعصاب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان .

F l o w e r
02-02-2011, 12:29
سرگیجه

یك احساس كاذب حركت میباشد كه اغلب بهمراه حالت تهوع و استفراغ است.
سن، ژنتیك ونحوه زندگی عوامل خطر به علت آن بستگی دارند.
جنس: عامل قابل توجهی نیستند.
افرادیكه سرگیجه دارند احساس می‌كنند خود یا اطرافشان در حال حركت میباشد. این احساسات كاذب اغلب همراه احساس چرخش است و ممكن است حالت تهوع و گاهی استفراغ شدید همراه آن باشد.

سرگیجه ممكن است ناشی از تخریب اعضای حساسه تعادل در گوش داخلی (ساختمان دهلیزی همراه با عصب شنوایی) كه گوش داخلی را به مغز متصل می‌كند و یا تخریب نواحی مرتبط با تعادل در مغز باشد. سرگیجه به ندرت نشانه یك حالت زمینه‌ای وخیم است كه نیاز به توجه فوری پزشكی داشته باشد.
ورتیگو اغلب بطور ناگهانی ایجاد میشود و ممكن است چند دقیقه تا چند روز طول بكشد و متناوب یا ممتد باشد. این حالت می‌تواند باعث آشفتگی شود و در موارد شدید ممكن است راه رفتن و یا حتی ایستادن غیرممكن شود. در خیلی از موارد، سرگیجه خود به خود یا بدنبال درمان اختلالات زمینه‌ای ناپدید میشود.


●علل بیماری:
سرگیجه اغلب همراه با ورم مفاصل گردن است.

اختلالی كه غالباً افراد مسن را گرفتار می‌كند. در این حالت، وقتیكه سر میچرخد و یا خم میشود،‌ عروقی كه خون قسمتهایی از مغز كه در ارتباط با تعادل می‌باشند را فراهم می‌كنند، فشرده شده و سرگیجه رخ می‌دهد.
علت شایع دیگر سرگیجه عفونت دستگاه (دهلیزی) است. معمولاً عفونت از یك عفونت ویروسی دستگاه تنفس مثل سرماخوردگی یا آنفلوآنزا و یا عفونت باكتریایی گوش میانی شروع میشود. این نوع سرگیجه معمولاً ناگهانی شروع شده و ۱ تا ۲ هفته طول می‌كشد.

سرگیجه راجعه (recurrent vertige) همراه با افت شنوایی در یك یا هر دو گوش ممكن است ناشی از اختلالات گوش داخلی مثل بیمار منییر باشد. سرگیجه همچنین ممكن است ناشی از عوارض جانبی آنتی بیوتیكها، مصرف زیاد الكل و یا علامتی از مسمومیت غذایی یا گرمازدگی heatstroke باشد.گاهی سرگیجه بوسیله رسوب مواد حاوی كلسیم كه در اطراف گوش داخلی در حركتند ایجاد میشود و باعث دوران dizziness در موقع حركت سرمی‌گردد. این حالت اغلب پس از چند هفته یا چند ماه بهبود می‌یابد.
علل نادر ورتیگو عبارتند از توموری كه عصب ارتباط دهنده گوش داخلی و مغز را تحت فشار قرار می‌دهد، (آكوستیك نروما)،‌ سكته، صدمه سر یا MS Multiple sclerosis.چنین حالات وخیمی معمولاً باعث علائم دیگری مثل مشكلات كلامی یا بینایی یا ضعف اندامها نیز میشوند.

اگر سرگیجه همراه این علائم باشد، شما نیاز به اقدامات فوری پزشكی دارید.


●باید چه كار كنیم:
سرگیجه شما ممكن است با دراز كشیدن آرام و پرهیز از حركتهای ناگهانی بهتر شود. اگر استفراغ می‌كنید برای جلوگیری از كم آبی dehydration تا از بین رفتن علائم هر ۱۰ دقیقه چند جرعه آب بنوشید. اگر سرگیجه بیش از چند دقیقه طول بكشد و یا اگر عود نماید بایستی با پزشك خود مشورت كنید


اقداماتی كه باید انجام دهید:
پزشك ممكن است گوشها، حركات چشم و سیستم عصبی را برای پیدا كردن علت، معاینه كند. تستها ممكن است شامل تست كالریك caloric test باشد كه در آن هوا با دماهای مختلف داخل گوش دمیده میشود تا عملكرد دستگاه دهلیزی كنترل شود.
رادیوگرافی گردن جهت اسپوندیلوز گردنی Cervical spondylosis ممكن است انجام شود همچنین اگر تینیتوس وزوز دارید ممكن است CT اسكن یا MRI برای رد تومور فشارنده مغز انجام شوند.
ممكن است پزشك داروهایی برای تسكین علائم سرگیجه پیشنهاد كند. اگر سرگیجه عارضه یك آنتی بیوتیك باشد بایستی داروی شما عوض شود. دیگر درمانها بستگی به علت زمینه‌ای دارد. بعنوان مثال ممكن است سرگیجه‌ای كه به علت عفونت دستگاه دهلیزی بوجود آمده است، با آنتی بیوتیكها درمان شود.

F l o w e r
02-02-2011, 12:46
افت شنوايي با سرگيجه همراه است

در اغلب بيماران مبتلا به افت شنوايي انتقالي توانايي شنيدن در محيط‌هاي پر سر و صدا وجود دارد زيرا علي‌رغم بالا رفتن آستانه شنوايي، ميزان تشخيص گفتاري شخص كاهش پيدا نكرده اين افراد به علت شنيدن صداي خود آهسته صحبت مي‌كنند.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، افت شنوايي ممكن است به صورت ناگهاني و يا در اثر حادثه باشد؛ در افت شنوايي ناگهان به علت‌هاي ناشناخته و بدون پيش زمينه فرد دچار افت شنوايي مي‌گردد كه اغلب با سرگيجه نيز همراه است.

در 33 درصد موارد بدون تغيير باقي مي‌ماند در 33 درصد برگشت‌پذير بوده و در 33 درصد علايم تشديد مي‌شوند و جزء موارد اورژانس گوش، حلق و بيني محسوب مي‌شود.

در افت شنوايي تدريجي ابتدا اطرافيان هستند كه پي به افت شنوايي فرد مي‌برند.

در برخي بيماران احساس پري و فشار در گوش نيز احساس مي‌شود.

شايعترين ايتولوژي گزارش شده مربوط به آلرژي، نارسايي عروقي، هيپوتيروئيدي، سيفليس اكتسابي يا مادرزادي، تنگي مجراي داخلي گوش و حتي اختلالات سايكولوژيك است.

اغلب افت شنوايي در محدوده فركانسهاي بم بيشتر است ابتداء يك گوش درگير مي‌شود و پس از مدتي گوش ديگر نيز درگير مي‌شود.


بيماري‌ حركت‌ يك‌ عارضه‌ ناخوشايند موقتي‌ كه‌ در طي‌ مسافرت‌ بروز مي‌كند و مشخصه‌ آن‌ منگي‌ و دل‌آشوبه‌ است‌. اين‌ اختلال‌ مجاري‌ نيم‌دايره‌ گوش‌ داخلي‌ را درگير مي‌سازد. اين‌ مجاري‌ پر از مايع‌ مسؤول‌ حفظ‌ تعادل‌ هستند.

علايم‌ شايع
بي‌اشتهايي‌
تهوع‌ و استفراغ‌
احساس‌ حركت‌ دوراني‌
ضعف‌ و بي‌تعادلي‌
گيجي‌
خميازه‌

علل
مسافرت‌ به‌ ويژه‌ سفر با هواپيما، قايق‌ يا اتومبيل‌؛ سواري‌ تفريحي‌ و تاب‌ سوار شدن‌ در پارك‌ها، حركت‌ نامنظم‌ سبب‌ تغييراتي‌ در مايع‌ مجاري‌ نيم‌دايره‌ گوش‌ داخلي‌ مي‌شود كه‌ پيام‌هايي‌ به‌ مركز استفراغ‌ در مغز مخابره‌ مي‌كند.

عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
مسافرت‌
استرس‌
محيط‌ دودآلود يا تهويه‌ ناكافي‌ محيط‌
مصرف‌ الكل‌
تحريكات‌ بينايي‌ (جابه‌جا شدن‌ افقي‌)

پيشگيري‌
- قبل‌ يا در طي‌ سفر از خوردن‌ غذاي‌ حجيم‌ يا مصرف‌ الكل‌ خودداري‌ كنيد.
- در نواحي‌ با حداقل‌ حركت‌ در هواپيما (معمولاً بر روي‌ بال‌ها) و قايق‌ بنشينيد.
- در صورت‌ امكان‌ بر روي‌ صندلي‌ خود تكيه‌ دهيد.
- نفس‌هاي‌ عميق‌ و آهسته‌ بكشيد.
- در صورت‌ امكان‌ از مكان‌هايي‌ كه‌ در آن‌ سيگار كشيده‌ مي‌شود دوري‌ كنيد.
- در هواپيما يا اتوبوس‌ دستگاه‌ تهويه‌ بالاي‌ سر را روشن‌ كنيد تا هوا بهتر جريان‌ پيدا كند.
- از مطالعه‌ كردن‌ خودداري‌ كنيد.
- قبل‌ از مسافرت‌ از داروهاي‌ پيشگيري‌كننده‌ از بيماري‌ مسافرت‌ استفاده‌ كنيد.
- در بعضي‌ خطوط‌ هوايي‌ روش‌هاي‌ اصلاح‌ رفتاري‌ براي‌ افرادي‌ كه‌ دچار ترس‌ از پرواز بوده‌ يا بيماري‌ مسافرت‌ دارند ارايه‌ مي‌گردد. براي‌ دريافت‌ اطلاعات‌ در اين‌ زمينه‌ با خط‌ هوايي‌ مربوطه‌ يا دفتر مسافرتي‌ خود تماس‌ بگيريد.
- عوامل‌ رواني‌ نيز در بيماري‌ مسافرت‌ دخيل‌اند. سعي‌ نماييد قبل‌ از عازم‌ شدن‌ به‌ سفر نگراني‌هاي‌ خود را برطرف‌ نماييد. در اين‌ باره‌ خوش‌بين‌ باشيد. در صورتي‌ كه‌ شغل‌ يا شيوه‌ زندگي‌ شما ايجاب‌ مي‌كند كه‌ مرتب‌ در سفر باشيد و شما معمولاً دچار بيماري‌ مسافرت‌ مي‌شويد براي‌ دريافت‌ روان‌درماني‌ يا مشاوره‌ با متخصص‌ مربوطه‌ اقدام‌ نماييد.
- يك‌ روش‌ درماني‌ پيشگيري‌كننده‌ عبارتست‌ از حساسيت‌زدايي‌ (تمرين‌هاي‌ خاص‌ براي‌ استفاده‌ از چشم‌ها كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ جلوگيري‌ از بروز علايم‌ بيماري‌ مسافرت‌ كمك‌ كند).

عواقب‌ موردانتظار
در صورت‌ تداوم‌ علايم‌، پس‌ از پايان‌ سفر يا مدت‌ كوتاهي‌ پس‌ از آن‌ رفع‌ مي‌شوند.

عوارض‌ احتمالي‌
از دست‌ دادن‌ آب‌ بدن‌ در اثر استفراغ‌
افتادن‌ و آسيب‌هاي‌ ناشي‌ از بي‌تعادلي‌
● درمان:

اصول‌ كلي‌
به‌ محض‌ بروز علايم‌، سعي‌ كنيد در يك‌ اتاق‌ تاريك‌ استراحت‌ كرده‌ و يك‌ دستمال‌ خيس‌ شده‌ با آب‌ خنك‌ را بر روي‌ چشم‌ها و پيشاني‌ خود بگذاريد.
جلوي‌ استفراغ‌ خود را نگيريد چرا كه‌ به‌ تخفيف‌ تهوع‌ كمك‌ مي‌كند ولي‌ خود را مجبور به‌ استفراغ‌ نكنيد.

داروها
براي‌ موارد خفيف‌، مسفر داروهاي‌ بدون‌ نسخه‌ نظير ديمن‌هيدرينات‌ (درامامين‌) يا مكلزين‌ (بونين‌) قبل‌ و در طي‌ سفر ممكن‌ است‌ كافي‌ باشد.
براي‌ مسافرت‌ ممكن‌ است‌ برچسب‌هاي‌ پوستي‌ اسكوپولامين‌ تجويز گردد. پس‌ از پايان‌ سفر فوراً اين‌ برچسب‌هاي‌ پوستي‌ را برداريد؛ مصرف‌ بلندمدت‌ آن‌ توصيه‌ نمي‌شود.
فعاليت‌
براي‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌ علايم‌ در طي‌ سفر، در وضعيت‌ تكيه‌ داده‌ استراحت‌ كرده‌ و نگاه‌ خود را به‌ يك‌ جسم‌ دور متمركز كنيد.

رژيم‌ غذايي‌
قبل‌ يا در طي‌ سفرهاي‌ كوتاه‌ از غذاهاي‌ سبك‌ استفاده‌ كرده‌ يا اصلاً غذا نخوريد. براي‌ سفرهاي‌ طولاني‌تر، از مصرف‌ مكرر مقادير اندك‌ آشاميدني‌ (چاي‌ و آب‌ميوه‌) براي‌ حفظ‌ مايعات‌ بدن‌ استفاده‌ كنيد. از مصرف‌ الكل‌، نوشيدني‌هاي‌ كربناته‌ و نوشيدني‌هاي‌ بسيار سرد خودداري‌ كنيد.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد

F l o w e r
02-02-2011, 12:56
كاهش ناگهاني شنوايي يكي از علايم تومورهاي مغزي است



دبير نخستين كنگره بين المللي نورواتولوژي، نورواديولوژي و جراحي قاعده جمجمه، گفت: كاهش ناگهاني شنوايي، وزوز در يك گوش، تغيير در حس تعادل و سرگيجه از علايم هشداردهنده‌ تومورهاي مغزي و گوش است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر علي اصغر شيرازي در ادامه افزود: اين تومورها در دهه‌هاي 40 تا 60 زندگي در افراد شايعتر است.

وي كه از عوامل فوق به عنوان علايم زودرس تومورهاي مغزي و گوش نام برد، تصريح كرد: سردرد، درگير شدن اعصاب ديگر مانند اعصاب بلع كه سبب اشكالات در بلع مي‌شود، اشكالات در حركات زبان و چشم، تاري ديد، اشكالات حسي و حركتي در اندام‌ها، بر هم خوردن وضعيت هوشياري، كما و در نهايت مرگ، از پيامدهاي ديررس اين قبيل تومورهاست.

وي در ادامه گفت: هرچند بيشتر اين تومورها “خوش خيم” هستند، اما به دليل حساس بودن موقعيت مكاني آنها، جراحي را با دشواري روبرو مي‌سازد.

دبير كنگره شنوايي‌شناسي اضافه كرد :‌ جراحي تومورهاي مغزي كه در قسمت‌هاي مربوط به سيستم شنوايي، اعصاب شنوايي، اعصاب تعادلي، قسمت‌هاي حفره پشتي پياز مغز (بصل النخاع) و يا كف حفره سر قرار دارند، نيازمند همكاري متخصصان گوش و گلو و بيني و جراحان مغز و اعصاب است.

اين پزشك متخصص يادآور شد: با توجه به اهميت اين موضوع‌، “نخستين كنگره بين‌المللي نورواتولوژي، نورواديولوژي و جراحي قاعده جمجمه”با حضور متخصصان جراحان گوش و حلق و بيني، قاعده جمجمه، جراحان اعصاب و ديگر متخصصان از 25 ارديبهشت ماه به مدت چهار روز در تهران برگزارمي‌شود.

وي گفت: ‌بيماريهاي اعصاب گوش، كاهش شنوايي به دليل افزايش سن، بيماري‌هاي مادرزادي گوش، مشكلات عصب صورت و سرگيجه از عمده ترين محورهاي اين كنگره است.

F l o w e r
02-02-2011, 13:05
اميدواری برای تهيه واکسن معالج تومور مغزی



اين اميدواری وجود دارد که واکسن جدید بتواند به يکی از شايع ترين انواع تومورهای سرطانی مغز حمله کند
دانشمندان آمریکایی واکسنی تهیه کرده اند که ممکن است بتواند در معالجه خطرناک ترین نوع تومور مغزی موثر واقع شود.
پژوهشگران آمریکایی می گویند با تزریق این واکسن به 23 بیمار مبتلا به glioblastomamultiforme توانسته اند دست کم 18 ماه به طول عمر آنها بیفزایند. تنها 4 نفر از اين بیماران در اثر تومور مغزی فوت کردند.

اکنون این واکسن در مقیاس وسیع تری مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. این واکسن به پروتئین هایی که تصور می شود موجب پخش تومور سرطانی می شوند حمله می کند.

در تهیه این واکسن از نوع مصنوعی پروتئینی که در اطراف 30 تا 35 درصد تومورهای سرطانی دیده می شود استفاده می شود تا به سیستم مصونیت بدن درباره وجود این پروتئین هشدار دهد تا به آن حمله کند.

پرفسورامی هایمبرگر، که در مرکز سرطان آندرسون، در تکزاس کار می کند می گوید این نوع معالجه بسیار آسان است و در آینده می تواند به بهبود نیمی از بیماران مبتلا به تومور مغزی کمک کند.

امی هایمبرگر، می افزاید که نتیجه آزمایشات نشان می دهد که استفاده از این واکسن می تواند پیشرفت تومورهای سرطانی را برای مدت قابل توجهی به تاخیر بیندازد تا سرطان راه تازه ای برای حمله پیدا کند.

امی هایمبرگر گفت حد متوسط زنده ماندن بیماران مبتلا به GBM که این واکسن به آنها تزریق می شود 5 ماه بیشتر از بیماران سرطانی است که با شیمی درمانی و رادیو تراپی معالجه می شوند.

دکتر کت آرنی، مسئول بخش اطلاعات علمی در مرکز تحقیقات سرطان در بریتانیا می گوید یافته های اخیر بسیار حائز اهمیت است چون نشان می دهد چگونه از سیستم مصونیت بدن می توان در مبارزه با سرطان کمک گرفت.

دکتر آرنی یاد آور می شود که البته این آزمایش ها هنوز در مراحل اولیه است و باید مطالعات بیشتری و گسترده تری در این باره به عمل آید.

GBM به افراد 40 تا 60 ساله حمله می کند و یک چهارم تومورهای مغزی از این نوع هستند.

F l o w e r
02-02-2011, 13:14
تومور مغزي‌

تومور مغزي‌ عبارت‌ است‌ از رشد يك‌ توده‌ غيرطبيعي‌ در مغز كه‌ امكان‌ دارد خوش‌خيم‌ يا بدخيم‌ باشد. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ يك‌ تومور خوش‌خيم‌ مغز ممكن‌ است‌ به‌ اندازه‌ يك‌ تومور بدخيم‌ ناتواني‌ ايجاد كند، مگر اينكه‌ به‌ طور مناسب‌ تحت‌ درمان‌ قرار گيرد. علايم‌ شايع‌ سردردي‌ كه‌ با دراز كشيدن‌ بدتر مي‌شود.
استفراغ‌ همراه‌ با تهوع‌، يا استفراغ‌ ناگهاني‌ بدون‌ تهوع‌
اختلال‌ بينايي‌، از جمله‌ دو تا ديدن‌ اشياء
ضعف‌ در يك‌ طرف‌ بدن‌
عدم‌ عادل‌ بدن‌؛ گيجي‌
از دست‌ دادن‌ حس‌ بويايي‌
از دست‌ دادن‌ حافظه‌
تغييرات‌ شخصيتي‌
حملات‌ صرعي‌ و تشنجي علل ‌بعضي‌ از تومورها از بافت‌ مغز منشأ مي‌گيرند (تومورهاي‌ اوليه‌)، اما اغلب‌ تومورهاي‌ مغزي‌ در اثر گسترش‌ سرطان‌هاي‌ ساير نقاط‌ بدن‌ به‌ خصوص‌ سرطان‌ پستان‌، ريه‌، روده‌، يا ملانوم‌ بدخيم‌ پوست‌، به‌ مغز ايجاد مي‌شوند. علايم‌ در اثر افزايش‌ فشار داخل‌ جمجمه‌ ناشي‌ از بزرگ‌ شدن‌ تومور به‌ وجود مي‌آيند.

عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر عوامل‌ خطر ذكر شده‌ در زير مربوط‌ به‌ سرطان‌هاي‌ ساير نقاط‌ بدن‌ كه‌ به‌ مغز گسترش‌ مي‌يابند هستند:
تغذيه‌ نامناسب‌، به‌ خصوص‌ كم‌ بودن‌ فيبر غذايي‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ روده‌)
سيگار كشيدن‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ ريه‌)
افراط‌ در مصرف‌ الكل‌ (عامل‌ خطر سرطان‌ كبد)
قرار گرفتن‌ بيش‌ از حد در مقابل‌ آفتاب‌ (عامل‌ خطر ملانوم‌ بدخيم‌ پوست‌)
وجود يك‌ سرطان‌ ديگر در هر نقطه‌اي‌ از بدن ‌پيشگيري‌ خانم‌ها بايد پستان‌ خود را مرتباً از نظر وجود توده‌ بررسي‌ كنند.
سيگار را ترك‌ كنيد.
رژيم‌ غذايي‌ پرفيبر داشته‌ باشيد.


خود را در برابر اشعه‌ آفتاب‌ محافظت‌ كنيد (با استفاده‌ از كرم‌هاي‌ ضد آفتاب‌ و لباس‌ مناسب‌)

عواقب‌ مور انتظار در صورتي‌ كه‌ تومور مغزي‌ درمان‌ نشود، آسيب‌ دايمي‌ مغز يا مرگ‌ در انتظار بيمار خواهد بود. رشد تومور به‌ خارج‌ توسط‌ استخوان‌هاي‌ جمجمه‌ محدود مي‌شود، بنابراين‌ اين‌ مغز است‌ كه‌ در اثر رشد تومور، تحت‌ فشار قرار مي‌گيرد.
اگر تومور زود كشف‌ شود و به‌ سرعت‌ جراحي‌ شود يا تحت‌ اشعه‌ درماني‌ و شيمي‌ درماني‌ قرار گيرد، بهبود كامل‌ اغلب‌ امكان‌پذير خواهد بود. عوارض‌ احتمالي ‌ناتواني‌ يا مرگ‌، در صورتي‌ كه‌ نتوان‌ تومور را به‌ علت‌ اندازه‌ يا جاي‌ خاص‌ آن‌، تحت‌ عمل‌ جراحي‌ قرار داد

درمان ‌اصول‌ كلي‌ روش‌هاي‌ زيادي‌ براي‌ تعيين‌ محل‌ تومور مغزي‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند: نواز مغز، سي‌تي‌اسكن‌، ام‌آرآي‌، عكس‌برداري‌ از جمجه‌، استخوان‌ها، ريه‌ها و دستگاه‌ گوارش‌
براي‌ تأييد تشخيص‌، نمونه‌برداري‌ از تومور به‌ احتمال‌ زياد لازم‌ خواهد بود.

آزمايش‌ خون‌ و مايع‌ نخاع‌
در صورت‌ امكان‌، عمل‌ جراحي‌ برداشتن‌ تومور تا حد ممكن‌ (تا به‌ اين‌ ترتيب‌ از فشار روي‌ مغز كاسته‌ شود).
امكان‌ دارد از اشعه‌ درماني‌ استفاده‌ شود

داروها داروهاي‌ كورتيزوني‌ براي‌ كاهش‌ تورم‌ بافت‌ مغز
داروهاي‌ ضد تشنج‌ براي‌ كنترل‌ حملات‌ تشنج‌
داروهاي‌ ضد درد
داروهاي‌ ضد سرطان‌ فعاليت ‌تا حدي‌ كه‌ قدرت‌ شما اجازه‌ مي‌دهد فعاليت‌ خود را حفظ‌ كنيد.

كار، ورزش‌ و فعاليت‌ بدني‌ متوسط‌ داشته‌ باشيد. زماني‌ كه‌ خسته‌ مي‌شويد استراحت‌ كنيد.

رژيم‌ غذايي‌ رژيم‌ غذايي‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد. اگر قادر به‌ خوردن‌ غذاي‌ عادي‌ نباشيد، شايد اضافه‌ كردن‌ مكمل‌ ويتاميني‌ و مواد معدني‌ لازم‌ باشد. در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ تومور مغزي‌ را داريد.
اگر دچار علايم‌ جديد وغيرقابل كنترل شده ايد‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند

F l o w e r
02-02-2011, 13:24
هنوز علت بروز تومورهاي مغزي شناخته نشده است

پس از گذشت سالها هنوز علت مشخصي براي ايجاد تومورهاي مغزي شناخته نشده است، اين در حاليست كه بطور آزمايشي در آزمايشگاه‌ها بر روي حيوانات تومور مغزي ايجاد كرده‌اند ولي درمان آن را پيدا نكرده‌اند. دكتر محسن دالوندي جراح و متخصص مغز و اعصاب و استاديار دانشگاه علوم پزشكي در اراك در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران اظهار كرد: بيشترين تومورهاي مغزي در رده‌هاي سني 40 و 50 سال است ولي به طور كلي از بدو تولد تا مرگ امكان بروز دارند. وي به علائم تومورهاي مغزي اشاره كرد و گفت:‌ بر اساس نوع تومورها علائم متفاوت است؛ مثلا اگر تومورها در مجاورت اعصاب مغزي مثل عصب بينايي باشند از بينايي و اگر در محل شنوايي باشد از شنوايي رنج مي‌برد و اگر در محل مركز كنترل حركت اندامها باشد فلج اندام فوقاني طرف مقابل پديد مي‌آيد ولي در كودكان كه نمي‌توانند علائم را بيان كنند خواب آلودگي يا عدم تعادل و بزرگي دور سر را دارند كه به پزشك مراجعه مي‌كنند. رييس گروه جراحي مغز و اعصاب بيمارستان ولي عصر اراك ادامه داد: بر حسب نوع خوش‌خيم يا بدخيم بودن تومورها درمان صورت مي‌گيرد كه تومورهاي خوش‌خيم جراحي مي‌شوند و داروهايي مثل كورتيكوستروئيدها و (گزامتازون) نيز تجويز مي‌شود و در مورد بدخيم‌ها جراحي به اضافه درمان با اشعه (راديوتراپي) و گاهي شيمي درماني نيز صورت مي‌گيرد.

خواب رفتن دست و پا، علامت تومور مغزي ?

اگر چه در پاره‌اي از تومورهاي مغزي انواع اختلالات حسي و حركتي در اندامها قابل تصور است ولي بايد دانست در بسياري موارد، اين اختلالات نشانه قطعي تومور نيستند. دكتر عليرضا زالي متخصص جراحي مغز و اعصاب در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» ايسنا ـ واحد علوم پزشكي ايران ـ با بيان اين مطلب گفت: در عين حال بايد هوشيار بود كه گاهي تخريب نواحي قشري مغز، قادر هستند در اندامها ايجاد طيفي از علايم شيوع حسي و حركتي نظير مورمور شدن، گزگز كردن اندامها، بي‌حسي، ضعف و يا فلج نيمه‌اي از بدن را ايجاد كنند. اما معمولا اين علايم به همراه ساير علايم وجود دارند و در ضمن غالبا چنين علايمي سير پيشرونده و فزاينده‌اي دارند. وي توصيه كرد در صورت بروز ناگهاني و تدريجي اين علايم ارزش پيگيري دارند و در عين حال كه نبايد نگران بروز اين مسايل بود؛ بايد كاملا به نحوه شكل‌گيري اين علايم، سير آنها و زمان علايم توجه كافي مبذول شود تا در صورت پيشروي دايم آنها نسبت به معاينه و كشف دليل اقدام كرد.



سردرد، تهوع و استفراغ از علائم ابتلا به تومور مغزي است

بيماران مبتلا به تومور مغزي در بيشتر موارد با علائم افزايش فشار جمجمه يعني سردرد، تهوع و استفراغ به پزشک مراجعه مي‌کنند.
دکتر عباس امير جمشيدي جراح مغز و اعصاب در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران، گفت: علاوه بر علائم فوق و بسته به محل تومور علائمي همچون تشنج، فلج اندام‌ها و اختلات بينايي و شنوايي هم مي‌تواند بروز کند.
وي افزود: تومورهاي مغزي به دو نوع خوش خيم و بدخيم تقسيم مي‌شوند که اين به تنهايي در تعيين پيش آگهي و آينده بيماري کافي نيست و محل تومور هم حائز اهميت است. چون حتي يک تومور خوش خيم، اگر در محلي حياتي قرار گرفته باشد، مي‌تواند از نظر سير باليني بدخيم در نظر گرفته شود و به مرگ زودرس بيمار منجر شود.
اين استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران تصريح کرد: شيوع تومورهاي مغزي در سنين مختلف متفاوت است و در کودکان و سنين بالاي 55 سال بيشتر از نوع بدخيم است. در حالي که در سنين ميان اين دو شيوع تومور خوش خيم و بدخيم نسبتاً يکسان است.
وي افزود: شايع‌ترين تومور کودکان تومورهاي حوزه خلفي هستند که از نوع مدولوبلاستوم و آپانديموم مي‌باشند در حالي که در بزرگسالان بالاي 55 سال بيشتر تومورهاي بدخيم از نوع گليوبلاستوم هستند.
دکتر جمشيدي خاطرنشان کرد: درمان اين تومورها جراحي و نيز در کنار آن شيمي درماني و درمان دارويي است.
اين جراح مغز و اعصاب در پايان يادآور شد: بيماران عموماً اظهار مي‌کنند که اين نوع سردرد را قبلاً تجربه نکرده‌اند ولي کلاً شبيه سردرد عادي است که در مراحل اوليه با داروهاي مسکن معمولي همچون استامينوفن بهبود مي‌يابد اما در مراحل انتهايي اين داروها تأثيري ندارد.

F l o w e r
02-02-2011, 13:38
آلزايمر كه هيچ درماني براي آن پيدا نشده، شايع‌ترين شكل زوال عقل در بين سالمندان است. اين بيماري به شدت توانايي فرد را در انجام فعاليت‌هاي روزانه مختل مي‌كند و در بخش‌هايي از مغز كه تفكر، حافظه و زبان را كنترل مي‌كند ايجاد اختلال مي‌نمايد.

بيشتر داروهاي درمان آلزايمر نقش بازدارندگي آنزيم استيل كلرينستراز را دارند كه عامل تجزيه پيام‌رسان عصبي استيل كولين است.

هرچند پيش از اين هم دانشمندان مي‌دانستند برخي سبزيجات معمولي خواص ضد استيل كولينستراز دارند، اما هيچ تحقيق مفصلي در اين زمينه انجام نشده بود. مطالعه جديد اين تاثير را در تمامي اين پنج نوع ميوه و سبزي تاييد مي‌كند.

محققان دريافتند اين ماده مؤثر گلوكوسينولات glucosinolates است كه دسته‌اي از تركيبات آن در تمام خانواده كلم‌ها يافت مي‌شود.

با اين حال هنوز ثابت نشده است كه خوردن گل كلم تاثير مفيدي بر بيماري آلزايمر دارد يا خير؟

اما تاثير طولاني مصرف مرتب اين تركيبات در جلوگيري از كاهش ميزان استيل كولين در دستگاه عصبي مركزي مفيد است.



خوردن مداوم سيب زميني سرخ كرده و شكلات سبب بروز فراموشي مي‌شود
خوردن مداوم غذاهايي مانند سيب زميني سرخ كرده و شكلات و شيريني سبب بروز فراموشي مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، بر اساس نتايج پژوهشها خوردن اين مواد زيانهاي جبران ناپذيري به مغز وارد مي‌كند و حافظه انسان را در معرض خطر قرار مي‌دهد.
به گفته پژوهشگران، غذاهاي روغني، نشاسته‌دار و شيريني تا حد زياد مواد شيميايي و طبيعي مغز را كه در آموزش و يادگيري نقش بسزايي دارد از بين مي‌برد.
افرادي كه از خوراكي‌هاي روغني و غذاهاي نشاسته‌دار استفاده مي‌كنند اغلب از ناتواني مغزي رنج مي‌برند

دبير كنگره بين‌المللي آلزايمر:
حدود 70 درصد بيماري فراموشي به دليل آلزايمر است

دبير نخستين كنگره بين‌المللي آلزايمر گفت: هرچند بيماري فراموشي (دمانس) بيش از ‌١٠٠ علت دارد، اما حدود ‌٦٠ تا ‌٧٠ درصد آن به دليل بيماري آلزايمر است.

به گزارش خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، دكتر مريم نوروزيان كه به بهانه برپايي «نخستين كنگره بين المللي آلزايمر» (‌٢٤ تا ‌٢٥آذرماه) سخن مي‌گفت، با اعلام اين خبر افزود: بيماري آلزايمر يكي از انواع بيماري فراموشي (دمانس) است.

وي با اشاره به اين كه آلزايمر عبارتست از اختلال و اضمحلال تدريجي قواي عقلاني و كاركردهاي عالي مغز به ويژه حافظه، به حدي كه در اعمال اجتماعي و زندگي فرد ايجاد اختلال كند، تصريح كرد: سكته‌هاي مغزي، بيماري پاركينسون و ... مي‌توانند به بيماري آلزايمر منجر شوند.

دكتر نوروزيان گفت: استعداد ژنتيكي، افزايش سن، بي سوادي، ضربات شديد مغزي و بيماري پاركينسون، بالا بودن كلسترول و فشار خون، كمبود اسيد فوليك خون، اعتياد به الكل، اشتغال به فعاليت‌هايي كه كمتر با خلاقيت و تفكر سر و كار دارند، از علل ابتلا به بيماري آلزايمر محسوب مي‌شوند.

وي افزود: ويتامين‌هاي e و c و ساير آنتي اكسيدان‌ها بر مغز تاثير مثبتي داشته و از ابتلا به آلزايمر پيشگيري مي‌كنند.

دبير نخستين كنگره بين‌المللي آلزايمر اظهار كرد: در اين كنگره علاوه بر بررسي نقش ويتامين‌ها و آنتي اكسيدان‌ها در درمان اين بيماري ، به راه‌هاي كشف زودرس بيماري آلزايمر اشاره خواهد شد كه مبحث اخير توسط محققان كشورهاي سوئد و انگليس ارايه خواهد شد.

وي گفت: رفتارهاي بيماران مبتلا به آلزايمر شامل بي قراري، توهم، سوء ظن و پرخاشگري در اين كنگره بررسي شده و در مورد درمان‌هاي دارويي و غير دارويي اين بيماري يافته‌هاي جديدي ارايه خواهد شد.

F l o w e r
02-02-2011, 14:59
غذاي مغز

با تغذيه مناسب عملكرد مغز خود را افزايش داده و ظرفيت هوشي و حافظه خود را بهبود بخشيد:
1- در طول روز آب فراوان بنوشيد.
2- جهت اكسيژن رساني به مغزتان ورزش كنيد.
3- ويـتـامينها و مواد معدني در رشد و عملكرد صحيح مغز بسـيار حــائز اهميت ميباشند. در اين ميان ويتامينهاي b كـمـپـلــكس، a ،c ،e و مـواد مـعـدني سديـم، پـتـاسيـم، مـنــيزيوم، منگنز، آهن، كلسيم و روي از اهميت بيشتري برخوار ميباشند.
* كاهش ويتامين b1 (تيامين) ميتواند منجر به سردرگمي و گيجي گردد. اين ويتامين در سبوس گندم، حبوبات، آجيل، غلات و گوشت موجود ميباشد.
* ويتامين b2 (ريبوفلاوين) به افزايش قدرت حافظه شما كمك شاياني ميكند. اين ويتامين را ميتوانيد در جگر، شير، بادام، سبزيجات سبز رنگ، نان و غلات بيابيد.
* ويتامين b6 (پيريدوكسين) حافظه درازمدت را بهبود ميبخشد. اين ويتامين در غلات، نان، اسفناج و موز موجود ميباشد.
* براي تامين ويتامين a از كاروتن موجود در سبزيجات برگدار سبزرنگ و ميوه هاي زرد و نارنجي رنگ استفاده كنيد.
* آهن (گلبول قرمز را قادر ميسازد تا اكسيژن را سرتاسر بدن انتقال دهد) در سبزيجات برگدار سبزرنگ، كشمش، بادام زميني، تخم مرغ، جگر، گوشت لخم و سويا موجود ميباشد.
* براي بهبود حافظه و تمركز خود: روي مصرف كنيد. روي در غذاهاي دريايي مانند ماهي و صدف خوراكي، غلات و حبوبات موجود ميباشد.
4- بمنظور افزايش هوشياري ذهني خود از ماست كم چرب و شير بدون چربي استفاده كنيد.
5- كافئين: در شكلات، نوشابه هاي معمولي، چاي و قهوه موجود ميباشد. كافئين سبب افزايش تمركز، تسريع واكنشها و روند انديشيدن ميگردد. اما در مصرف آن زياده روي نكنيد نوشيدن دو فنجان قهوه در روز كافي ميباشد. مصرف بيش از 2 فنجان در عملكرد مغز تاثيري نخواهد داشت.
6- توت فرنگي مصرف كنيد.
7- از مواد غذايي حاوي لسيتين (lecithin) مصرف كنيد. لسيتين فسفوليپيدي است كه در عملكرد صحيح مغر نقش دارد. لسيتين در تخم مرغ، لبنيات و گوشت موجود ميباشد.
8- در مصرف گلوكز (قند) توازن برقرار سازيد. منبع اصلي انرژي مغز از گلوكز ميباشد. نواسانات شديد گلوكز در خون ميتواند منجر به سرگيجه، تشنج و غش گردد. سعي كنيد كربوهيدراتها را عصر هنگام مصرف كنيد تا شب راحت به خواب رويد.
9- از آنجايي كه %60 مغز از چربي تشكيل يافته است بنابراين مصرف اسيدهاي چرب همچون امگا 3 (omega 3) در عملكرد بهينه مغز نقش حياتي دارد. امگا 3 در ماهي به وفور يافت ميشود. فقدان امگا 3 موجب كاهش ضريب هوشي، كاهش قدرت حافظه و افسردگي ميگردد.
10- پروتئين ها را حتما در رژيم غذايي خود بگنجانيد. زيرا در عملكرد صحيح نورونهاي مغز حياتي ميباشند.
11- انديشيدن يك فرايندي زيست شيمي ميباشد. براي آنكه سلولهاي مغزي قادر باشند با يكديگر ارتباط برقرار سازند نياز به انتقال دهنده هاي عصبي و يا همان نوروترنسميترها دارند. اين انتقال دهنده هاي عصبي به عنوان حامل، پيام يك نورون را به نورون ديگر منتقل ميكنند. انتقال دهنده هاي عصبي از اسيدهاي آمينه تشكيل يافته اند. مهمترين انتقال دهندگان عصبي سيستم عصبي استيل كولين، دوپامين و سروتونين نام دارند. بنابراين وجود اين مواد در عملكرد مغز شما بسيار حياتي ميباشند. زرده تخم مرغ، بادام زميني، جگر، گوشت، ماهي، شير، پنير و سبزيجات غني از استيل كولين ميباشند. پروتئينهاي گوشت، شير، سويا، ماهي و آجيل نيز غني از دوپامين ميباشند. كربوهيدراتهاي سيب زميني، ماكاروني، نان و غلات نيز غني از سروتونين ميباشند.

نكات ديگر:

1- به موسيقي گوش دهيد. تحقيقات ثابت كرده است كه گوش دادن به موسيقي بخصوص موسيقي اصيل سبب افزايش عملكرد مغز ميگردد.
2- ذهن خود را مشغول نگاهداريد. مرتبا به دانش خود توسط آموختن بيافزاييد.
3- به فعاليتهاي بپردازيد كه مغز را تحريك به فعاليت مي كنند. مانند بازيها، مطالعه و حل جدول.
4- هر روز يك واژه جديد بياموزيد.

با چهار روش طي دو هفته حافظه خود را تقويت كنيد

يك روانشناس استراليايي اعلام كرد: با رعايت يك برنامه چهار قسمتي در عرض دو هفته مي‌توان كارايي ذهن را افزايش داد و حافظه را تقويت كرد.
به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، دكتر «ميراندا هيتي» روانشناس در اين باره مي‌گويد: اين برنامه تنها چهار اصل اساسي دارد كه رعايت آنها بسيار حائز اهميت است. اين چهار اصل عبارتند از: در پيش گرفتن رژيم غذايي سالم بدون مصرف غذاهاي آماده، انجام مرتب يك فعاليت هوازي ( مثل دويدن يا پياده‌روي)، انجام تمرينات آرام‌سازي بدن ( ريلكسيشن)، فعال‌سازي ذهن با استفاده از تكنيك‌هاي آموزش دهنده ذهن مثل حل جدول .
وي ادامه مي‌دهد: رعايت مرتب اين برنامه تنها در عرض دو هفته مي‌تواند تغييرات چشمگيري را در وضعيت حافظه فرد ايجاد كرده و او را در حل مسايل ذهني كمك كند.
اين روانشناس خاطرنشان مي‌كند: بد نيست بدانيد در پيش گرفتن چنين روشي، يك راه مؤثر در جلوگيري از آلزايمر نيز هست.


تقويت حافظه با آب سيب
سلامتيران: تحقيقات جديد دانشمندان دانشگاه ماساچوست نشان داد، مصرف آب سيب از اختلال حافظه در اثر بالا رفتن سن، جلوگيري مي‌كند. به گزارش پايگاه خبري مديكال نيوز تودي، اين دانشمندان با مطالعه بر روي موش‌هاي پير و بررسي تاثير آب سيب غليظ برروي حافظه دريافتند احتمال‌كاهش حافظه در موش هاي پيري كه رژيم غذايي همراه با آب سيب غليظ دارند، كمتر است و فعاليت مغزي موش‌ها هنگامي كه روزانه 2 تا3 فنجان آب سيب و يا 2 تا 4 عدد سيب مي‌خورند، افزايش مي‌يابد. نتايج تحقيقات اين دانشمندان كه در مجله بيماري آلزايمر منتشر شده است، حاكي است، سيب به طور طبيعي حاوي مقادير زيادي ماده آنتي اكسيدان است و اين مواد تاثير زيادي در جلوگيري از آسيب اكسيداتيو سلول هاي مغز دارند. ‌

F l o w e r
02-02-2011, 15:16
تقويت کننده هاي طبيعي مغز
همانطور که ورزشکاران براي افزايش عملکرد فيزيکي خود از مکمل ها استفاده مي کنند ،‌ بعضي از مردم نيز اميدوارند تا با استفاده از به اصطلاح تقويت کننده هاي مغز هوش خود را افزايش دهند .
البته هيچ قرصي نمي تواند شما را به يک نابغه تبديل کند . پس تقويت کننده هاي مغز چه هستند ؟
اينها مي توانند مواد مختلفي باشند مثل گياهان ومواد مغذي که باعث افزايش وضوح تفکر ،‌ هوشياري تمرکز ،‌ حافظه و حتي خلق شوند .
اکثراً افرد با استفاده از اين مواد متوجه مي شوند که تمرکز و هوشياري بيشتري پيدا کرده اند و اطلاعات را سريعتر تجزيه و تحليل مي کنند .
بعضي از افراد که از اين مواد استفاده مي کنند منافعي را مي بينند وبعضي ديگر هيچ نکته مثبتي را مشاهده نمي کنند . تقويت کننده هاي مغزي ممکن است بنظر برسد که فعاليت فکري را تحريک مي کنند ولي به معناي واقعي کلمه مانند بعضي از مواد مثل کافئين ، افدرين يا آمفتامين ها محرک نيستند . در بسياري از موارد هيچ کس واقعاً‌ نمي داند که آنها چطور روي مغز عمل مي کنند .
گياهان در داخل خود داراي ترکيبات متعدد مختلفي هستند درست برعکس داروئي مانند آمفتامين که اصولاً يک ترکيب و يک مولکول است . گياهان داراي دسته جات متعددي از ترکيبات مختلف هستند و مشکل است مشخص شود که فعال ترين اين ترکيبات کدام است و يا اينکه ترکيبي از آنها باعث ايجاد نتايج مي شود .
البته بطور کلي اين عقيده که گياهان يا مواد خوراکي مي توانند قدرت مغز را افزايش دهند اثبات نشده است .
تحقيقات چنداني روي اين موضوع که آيا يک شخص جوان سالم هوشمند تحت تأثير تقويت کننده هاي شناخته شده مي تواند عملکرد هوشمندانه تري داشته باشد انجام نشده است و زماني که اين تحقيقات انجام شده نتايج متفاوت بوده است .

تأثير گياهان بر روي فکر
اخيراً تحقيقات زيادي روي جينگوبيلوبا که برگ درخت جينگو وبومي چين و يکي از قديمي ترين گياهان کره زمين است انجام شده است .
جينگو بدليل دارا بودن ظرفيت درمان بيماري آلزايمر و کاهش عملکرد مغز به علت سن مورد علاقه محققين بوده است. مطالعات متعددي تأثير آن روي اين بيماريها را نشان داده و اکنون بطور رايج در کشورهايي مانند آلمان و فرانسه تجويز مي شود .
مغز مصرف زيادي از اکسيژن دارد ، بنابراين ، اين احتمال وجود دارد که حتي اختلال خفيف گردش خون بتواند بر عملکرد آن تأثير بگذارد . اعتقاد بر اين است که عملکرد جينگو توسط رقيق کردن خون و بنابراين افزايش جريان اکسيژن به مغز مي باشد .
البته عملکرد جينگو بعنوان تقويت کننده مغز براي افراد با توانائي هاي طبيعي مغزي مورد سئوال است .
براي مثال يک مطالعه در سال ۲۰۰۰ نشان داد که جينگو تمرکز و توجه را بهبود مي دهد . يک مطالعه در سال ۲۰۰۱ نشان داد که حافظه را بهتر مي کند . معهذا در يک مطالعه در سال ۲۰۰۲ جهت بررسي اثرات جينگو در افراد سالم ، محققين هيچگونه مدرکي دال بر تقويت اعمال مغزي پيدا نکرده اند .
مصرف جينگو نبايد همراه با مصرف داروهاي ضدالتهابي غيراستروئيدي مانند آسپيرين يا بروفن باشد ، چون اين داروها نيز باعث رقيق شدن خون مي شوند . ترکيب اين دو ممکن است باعث خونريزي زياد شود . اين مسئله در مورد رقيق کننده هاي خون مثل وارفارين نيز صدق مي کند .
هوپرزين - آ گياه ديگري است که بعنوان يک درمان آلزايمر مورد مطالعه قرار گرفته است . اين گياه همچنين ممکن است بعنوان يک تقويت کننده مغزي در افراد سالم عمل کند ولي مطالعات کمي در مورد آن انجام شده است .
يک مطالعه در خارج از چين نشان داد که اين گياه حافظه و يادگيري را در گروه کوچکي از دانش آموزان تقويت کرده اين دارو آنزيمي د رمغز را که استيل کولين را تجزيه مي کند متوقف مي کند . استيل کولين اطلاعات را در عرض سيناپس ، يعني فضاي بين سلولهاي مغزي به پيش مي برد بنابراين با مصرف اين گياه استيل کولين بيشتري در مغز مي ماند و به اين ترتيب ممکن است براي حافظه مفيد باشد .

غذاي مغز
علاوه بر گياهان تعدادي از مواد مغذي نيز ممکن است بعنوان تقويت کننده مغزي عمل کنند يک اسيد چرب امگا ۳ بنام دوکوزاهگزاانوئيک اسيد ( dha ) که در روغن ماهي يافت مي شود به نظر مي رسد که در تکامل مغز شيرخواران مهم باشد . Dha ممکن است با کمک به ارتباط سلولهاي مغزي با يکديگر بعنوان يک تقويت کننده مغزي عمل کند .
جالب است بدانيم پوشش سلولهاي مغزي ما داراي مقادير بسيار زيادي اسيدهاي چرب بخصوص dha مي باشد . در مطالعه اي در سال ۱۹۹۹ مشخص شد که dha براي عملکرد طبيعي مغز ضروري است و رژيم غني از dha يادگيري را بهتر مي کند . در حاليکه فقدان dha باعث اختلال يادگيري مي شود .
ماده قابل توجه ديگر استيل ال کارنتين است . اين ماده با کمک به حفظ سلولهاي مغزي مي تواند بعنوان يک تقويت کننده مغز عمل کند . در مورد اثرات آن در افراد سالم اطلاعات زيادي وجود ندارد ولي در يک مطالعه مشخص شد که افراد مبتلا به مراحل اوليه بيماري آلزايمر و نقص خفيف حافظه از خوردن آن سود مي برند .
عليرغم فقدان مدرک به نظر مي رسد اين ماده باعث تقويت تمرکز و هوشياري مي شود و در بعضي موارد اثر آن ممکن است ظرف دو ساعت ظاهر شود و باعث شود تا فرد تمرکز بهتري کرده و کارها را سريعتر انجام دهد .

F l o w e r
02-02-2011, 18:04
تلفن همراه - سرطان (گزارشات)

ارتباط استفاده از تلفن همراه و سرطان 'قطعی نیست'

نگرانی هایی درباره تاثیر تلفن همراه بر سلامتی وجود دارد
محققان می گویند که بزرگترین مطالعه تا به امروز در زمینه ارتباط میان استفاده از تلفن همراه و برخی از سرطان های مغز، نشان می دهد که چنین ارتباطی قطعی نیست.
سازمان بهداشت جهانی که این مطالعه را انجام داده گفت یافته هایش حاکیست که ممکن است خطراتی احتمالی در اثر استفاده زیاد از تلفن همراه وجود داشته باشد.
اما این سازمان گفت که برای رسیدن به نتایج قطعی، تحقیقات بیشتری لازم است.
این مطالعه ده ساله به روی 13 هزار نفر مورد انتقاد قرار گرفته است زیرا 25 درصد بودجه آن را شرکت های تلفن همراه تامین کرده اند.
الیزابت کاردیس نویسنده اصلی تحقیق به خبرگزاری فرانسه گفت: "این مطالعه نشان دهنده افزایش خطر نیست، اما نمی توانیم نتیجه گیری کنیم که هیچ خطری وجود ندارد زیرا یافته های کافی دایر بر احتمال وجود چنین خطری هست."
در این مطالعه هم کاربران سالم تلفن های همراه و هم آنهایی که به دو نوع سرطان مغزی - تومورهای گلیوما و مینینگیوما - مبتلا بودند تحت نظر قرار گرفتند.
بیشترین استفاده کنندگان از این تلفن ها با خطر بیشتری در زمینه ابتلا به هر دو نوع سرطان روبرو بودند اما محققان گفتند که "تعصبات و خطاها" در مطالعه مانع رسیدن به یک رابطه علت و معلولی شد.
بعضی از داده ها همچنین حاکیست که در مجموع، استفاده کنندگان از تلفن همراه کمتر از کسانی که اصلا از این تلفن ها استفاده نمی کنند با خطر ابتلا به سرطان مغز روبرو هستند.
اما محققان گفتند که مشکلات موجود در شیوه انجام مطالعه به این معنی است که نتایج غیرقابل اعتماد است.
مدیر سازمان بین المللی تحقیقات سرطان وابسته به سازمان بهداشت جهانی که این مطالعه را هماهنگ کرد، گفت تغییر الگوهای استفاده از تلفن همراه و تشعشع کمتر امواج از تلفن ها از زمان آغاز این مطالعه در سال 2000 بدان معنی است که تحقیقات بیشتری درباره این تلفن ها و سرطان مغز لازم است.

ایموژن فوکس خبرنگار بی بی سی در ژنو می گوید که بعضی از متخصصان پزشکی به سرعت مدعی ناقص بودن مطالعه شده اند، زیرا در آن به جای نظارت بر داوطلبان، از آنها خواسته شد به یاد آورند که در ده سال گذشته دقیقا چقدر و از کدام گوش برای حرف زدن با تلفن استفاده کرده اند.
و سوالاتی درباره نفوذ این صنعت در مطالعه مطرح شده است، زیرا شرکت های تلفن همراه تقریبا یک چهارم هزینه آن را تامین کردند.
یک مطالعه بزرگتر در مورد آثار استفاده از این تلفن ها بر سلامتی با شرکت 250 هزار نفر طی 20 تا 30 سال، ماه گذشته در بریتانیا شروع شد.
بی بی سی

انجمن سرطان دانمارک:
ارتباطي بين استفاده از تلفن همراه و ابتلا به سرطان وجود ندارد
بر اساس نتايج يک طرح تحقيقاتي که توسط انجمن سرطان دانمارک در خصوص کشورهاي فنلاند، دانمارک، سوئد و نروژ صورت گرفت، مشخص شد که استفاده از تلفن همراه ارتباطي با افزايش موارد ابتلا به تومور مغزي ندارد.
به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا - منطقه کرمانشاه، نتايج اين پژوهش در تقابل با تمامي تحقيقاتي است که در ساير کشورها صورت گرفته و بر ارتباط بين افزايش موارد ابتلا به تومورهاي مغزي و استفاده از تلفن همراه تاکيد دارند.
انجمن سرطان دانمارک اطلاعات 60 هزار فرد مبتلا به تومور مغزي در کشورهاي ياد شده بين سال‌هاي 1974 و 2003 را مورد ارزيابي قرار داد و مشخص شد که در اين مدت نرخ موارد ابتلا به تومور مغزي ثابت بوده، کاهش يافته و يا اينکه رشد بسيار خفيفي داشته است؛ روند افزايشي که آغاز آن به پيش از بکارگيري تلفن همراه برمي گردد.
ديلي تلگراف در ادامه مي‌افزايد: عليرغم استفاده گسترده از تلفن همراه در کشورهاي ياد شده طي سالهاي 1998 تا 2003 افزايشي در خصوص نرخ موارد ابتلا به تومور مغزي گزارش نشده است.

F l o w e r
02-02-2011, 18:13
تحقیقات بیشتری مورد نیاز است
بنابر Fda (اداره کل مواد غذایی و دارو)، ترکیبی از تحقیقات آزمایشگاهی و تحقیقات بر روی افرادی که از تلفن همراه استفاده می نمایند، قادر به جمع آوری اطلاعات لازم میباشد.
تحقیقات گسترده بر روی حیوانات آزمایشگاهی رو به تکمیل است، اما برای رسیدن به دلایل و مدارک قابل اطمینان نیاز به حیوانات زیادی است.
انجام تحقیقات بر روی انسانها اطلاعاتی را فراهم می کند که برای جمعیت انسانی قابل اجراست. اما از آنجا که فرد باید سالهای زیادی در معرض تلفن همراه باشد تا بتوان به نتایج دقیق رسید، گذشتن حداقل ۱۰ سال یا بیشتر مورد نیاز است.
به علاوه، اندازه گیری میزان قرار گرفتن دقیق در معرض پرتو Rf از طریق تلفن همراه کاری بسیار دشوار و پیچیده است چون بنا بر زاویه ای که تلفن بر آن استفاده میشود، مدل تلفن و بسیاری دلایل و فاکتورهای دیگر، این میزان متغیر است.
● آیا استفاده از هَندز فری خطر را کاهش می دهد؟
از آنجا که هیچ خطر شناخته شده ای برای استفاده از گوشی های همراه وجود ندارد، استفاده از هندز فری نیز تاثیری ندارد. البته شایان ذکر است که این وسیله جذب انرژی Rf به مغز را کاهش می دهد.
از طرف دیگر، اگر گوشی همراه طی استفاده روی قسمت دیگری از بدن (مثل کمر) وصل شود، ان قسمت از بدن میزان بیشتر از انرژی Rf را جذب می کند. در هر صورت، گوشی های بی سیمی که در بازار موجود است، باید بنا بر استانداردهای ایمنی باشد.
علاوه بر این، هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنید لوازم جانبی که باعث دور کردن سر از انرژی Rf می شوند، دقیقاً موثر باشند. چون مصرف این لوازم جانبی در گوشی های مختلف، متفاوت است.
تحقیقات نشان داده است که این تولیدات آنچنان که تبلیغ می شوند، کارایی ندارند و کاربران باید توجه بیشتری در خرید خود مبذول دارند. درواقع این لوازم ممکن است در کاربری صحیح گوشی اختلال ایجاد کنند و حتی جذب Rf را افزایش دهند.

● کاهش قرارگیری در معرض انرژی Rf
گرچه هیچ شواهد و مدارکی برای وجود خطر موجود نیست، اگر نگران هستید، بهترین احتیاط ممکن این است که میزان قرار گیری خود را در معرض انرژی Rf کاهش دهید و زمان کمتری با تلفن همراه خود صحبت کنید. اما اگر مجبورید که طی روز ساعات زیادی را با تلفن همراه خود صحبت کنید، سعی کنید فاصله ی بیشتری بین خود و گوشی ایجاد کنید. مثلاً می توانید از هِد سِت استفاده کرده و گوشی خود را دورتر قرار دهید.

● کلام آخر...
از آنجا که گوشی های همراه تقریباً جزئی از تکنولوژی جدید هستند، اطلاعات جامع و دراز مدتی از تاثیرات احتمالی آن بر سلامت انسانها به دست نیامده است.
اما، بنابر انجمن سرطان آمریکا، سطح پایین انرژی جذب شده از تلفن های همراه توسط بافت های بدن، موجب ابتلا به سرطان نمی شوند. کلام آخر اینکه فقط گذر زمان و انجام تحقیقات وسیعتر می تواند اصل حقیقت را برملا کند
کنون هيچ شواهدي از ارتباط استفاده از تلفن همراه با افزايش خطر ابتلا به تومورهاي سرطاني در سر يا گردن و يا سرطان خون بدست نیامده است . پژوهشگران دانماركي در جديدترين تحقيقات خود دريافتند، استفاده كوتاه يا بلند مدت از تلفن همراه ارتباطي با افزايش خطر ابتلا به سرطان ندارد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرزبه نقل از “بي بي‌سي”، اگر چه گفته مي‌شود آنتن تلفن همراه ميدان‌هاي مغناطيسي دارد كه مي‌تواند به درون مغز انسان نفوذ كند اما تحقيقات پژوهشگران اپیدمولوژي كپنهاگ دانمارك هيچ شواهدي از ارتباط استفاده از تلفن همراه با افزايش خطر ابتلا به تومورهاي سرطاني در سر يا گردن و يا سرطان خون نشاني نيافتند.
در اين تحقيق كه نتايج آن در مجله‪ National Cancer Instituteبه چاپ رسيده است بيش از ‪۴۲۰هزار كاربر تلفن همراه مورد بررسي قرار گرفتند.
اين تحقيق در پي انتشار گزارشي در اوايل سال جاري توسط موسسه تحقيقات سرطان مبني اينكه استفاده از تلفن همراه خطر ابتلا به سرطان مغز راافزايش نمي‌دهد، انجام شد.
هم اكنون بيش از يك ميليارد نفر در سراسر جهان از كاربران تلفن همراه هستند

F l o w e r
02-02-2011, 18:23
آنتن تلفن‌ همراه و تومور مغزی

اصول پیشگیری و احتیاط برای این موقعیت‌ها طراحی شده است. طبق این اصول زمانی‌که ملاحظات نشان می‌دهد که ممکن است اثرات زیان آور وجود داشته باشد به خصوص زمانی‌که ملاحظات تجربی این بررسی را تأیید کند منبع و عامل و زمینه‌ی‌ ایجاد خطر باید متوقف تا اینکه ثابت گردد که ارتباط آسیب رسان وجود دارد یا ندارد...
در تاریخ ۱۲ مه‌ی ۲۰۰۶، بعد از ابتلای ۷ نفر از، صد نفری که در طبقه‌ی آخر ساختمان، اداره‌ی ملبورن، در استرالیا به تومور مغزی مبتلا شدند، آن طبقه تخلیه شد. اما تلسترا (از شرکت نصب کننده آنتن) اصرار داشت که آنتن نصب شده در برج مذکور (متعلق به دانشگاه آر ام آی ‌تی) هیچ ربطی به آن تومور‌ها ندارد.
پنج نفر دانشگاهی که در این طبقه‌ کارمی‌کردند به همراه دو نفر از ستاد دانشگاه از سال ۱۹۹۹ به تومور مغزی گرفتار شدند که حال دو نفرآنان وخیم بود.
معاون دانشگاه آقای استیو سوموگی دیروز گفت که «ما ستاد خود را توجیه کرده و منتظر بر خورد با نمونه‌های دیگر هستیم».
اتحادیه‌ی دانشگاه تقاضا کرده است که دانشگاه برای آزمایشها و تست های بیشتر کارکنان دانشگاه که دیروز نیز نمونه‌هایی مظنون به تومور پیدا شد، باید بودجه‌ی آن را بپردازد. آقای ماتو مک گان از اتحادیه‌ی آموزش‌ ملی گفت «ما به دنبال دریافت گزارشهایی از دو نفر کارکنانی هستیم که در اینجا مدتی کار کرده و رفته‌اند».
یکی از کارکنان دانشگاه گفت اخیراً دانشگاه از یک پزشک شهر ملبورن خواست اطلاعاتی را در این مورد جمع آوری و اظهار نظر نماید لیکن در این گزارش ارتباط واضحی بین آنتن‌ها و تومور مغزی پیدا نشد.
دیروز تلسترا (از شرکت نصاب آنتن) گفت که وی با گروه بررسی کننده‌ی دانشگاه همکاری لازم را به عمل خواهد آورد. شرکت تلفن گفت که این تجهیزات «آنتن نصب شده» بدون کم و کاست با استانداردهای سلامت و محافظت انسانها نصب گردیده و مرتب نیز چک می‌گردند. آقای مک گان گفت در حالی که ستاد هم مشتاق و هم نگران اطلاع از نتیجه تحقیق است، مسوولان دانشگاه تمایلی به پیگیری مسأله که ممکن است منجر به تعطیل شدن طبقه آخر شده از طرفی نیز ایجاد دلواپسی بین کارکنان شود، نداشتند.
با وجود اینکه دانشگاه به دانشجویان که بیشتر خارجی بودند مطلب را اعلام کرد لیکن آن دل‌ نگرانی که باید داشته باشند در مورد دانشجویان نداشتند.
یک مسوول دانشگاه گفت که دانشگاه آر ام آی تی ‌بعد از پیدایش دو نمونه ابتلا به تومور در سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۱ کیفیت هوا و فرکانس‌های رادیویی محل را بررسی نمود که نتایج کمتر از میزان پیشنهادی مؤسسه استاندارد استرالیا بود.
بعد از اینکه در ماه قبل مؤسسه‌ی سلامت اشتغال استرالیا نفر سومی را اعلام کرد روز قبل میزان فعالیت در این زمینه شدت گرفت و این زمانی بود که تعداد دیگری نیز مریض شدند. آقای مگ گان گفت دانشگاه بعد از تستهای ۲۰۰۱ که پیگیری نشدند باید نسبت به سلامت و صحت دانشجویان به اندازه‌ی‌ کافی حساس و روی آن حساب می‌نمود.
این نوع تحقیقات شیر یا خطی و شانسی باید جای خود را به بررسی‌ها و جستجوهای سیستماتیک دهد.

● پیشنهاد پی اس آرا اس تی (سازمان مرتبط در استرالیا)
البته این ارتباط بین بیماری و اثرات آنتن موبایل طبق معمول از طرف شرکت‌های موبایل مورد قبول واقع نگردیده و حاشا کردن این ارتباط، روش جاری و استاندارد آنان می‌باشد برای مثال هم اکنون که ارتباط سیگار و سرطان تأیید گردیده است، به مدت دهها سال شرکت‌های تولید کننده آن را قبول نداشتند و برای رد آن ازدانشمندان و متخصصان سطح بالا استفاده می‌کردند.
جمله‌ی اپراتور موبایل تلسترا که «این تجهیزات با استاندارد حفظ و سلامت» هماهنگی دارند کافی نیست و معنی آن این است که شدت پخش اشعه آنقدر شدید نیست که به مغز آسیب برساند. اما همانطور که قبلاً نیز گفته شده است این استاندارد دیگر رد شده است چرا که بارها در بررسی‌های مختلف ثابت شده است که اشعه و موج‌های رادیویی هر چقدر هم که پایین باشند می‌توانند به سلول‌ها آسیب وارد نمایند.
این‌مساله، غیر علمی و غفلت بزرگی است که مشاهدات محققان در جهت این ارتباط بین آنتن‌های مرکزی موبایل و تومور مغزی با یک حالت شیر یا خط نشان دهیم. حالت علمی آن است که به طور مرتب و تکراری ارتباط با تومور مغزی را بررسی و ببینیم که اشعه آنقدر هست که آسیب‌ لازم را در طبقه‌ی آخر به مردم، وارد کند یا نه و نمی‌توان اکتفا کرد که فقط بگوییم ممکن است اشعه موجب تومور شده باشد.
اصول پیشگیری و احتیاط برای این موقعیت‌ها طراحی شده است. طبق این اصول زمانی‌که ملاحظات نشان می‌دهد که ممکن است اثرات زیان آور وجود داشته باشد به خصوص زمانی‌که ملاحظات تجربی این بررسی را تأیید کند منبع و عامل و زمینه‌ی‌ ایجاد خطر باید متوقف تا اینکه ثابت گردد که ارتباط آسیب رسان وجود دارد یا ندارد. مسوولیت تأیید و پیگیری و هزینه با شرکت سازنده است نه قربانیان.
سازمان (پی اس آرا اس تی) این را از بی ‌مسوولیتی سازنده و حکومت می‌داند که یک بررسی سیستماتیک و جامع در مورد اشعه‌ی تولیدی از موبایل و آنتن‌های مربوطه و اثرات آنان روی سلامت انسانها انجام نگردیده لذا وسایل و تجهیزات مربوطه یک نوع تکنولوژی غیر مسوولانه می‌باشد.

دکتر رضا امید بخش - مهندس اصغر میرزایی

F l o w e r
04-02-2011, 19:07
پارکینسون - میاستنی گراویس



تظاهرات باليني پاركينسون

لرزه پاركينسوني
لرزه پاركينسونيسم با فركانس 4-6 هرتز مشخصا در حالت استراحت بارز تر است. لرزه در نتيجه فشار هاي عاطفي تشديد شده..
اغلب در حين فعاليت ارادي كاهش مي يابد. لرزه معمولا از دست يا پا شروع مي شود و به شكل اكستانسيون فلكسيون منظم انگشتان يا دست يا پا و يا پروناسيون منظم ساعد بروز مي نمايد. لرزه در بسياري موارد صورت را در ناحيه دهان گرفتار مي سازد. لرزه در نهايت هر چهار اندام را درگير خواهد ساخت اما محدود ماندن لرزه در يك يا دو اندام يك سمت بدن براي ماه ها تا سال ها پيش از منتشر شدن شايع است. در برخي بيماران لرزه هيچگاه علامتبارزي نخواهد داشت.

رزيديته
رزيديته يا افزايش تون .. يعني افزايش مقاومت در مقابل حركات غير فعال...از مشخصات باليني پاركينسونيسم است. اختلال تون عامل وضعيت خميده بسياري از مبتلايان به پاركينسونيسم است. مقاومت مشخصا در تمام طول حركت يك مفصل خاص ثابت مي ماند.. و عضلات آگونيست و آنتاگونيست به يك ميزان درگير مي شوند كه اين امر بر خلاف اسپاسيسيته است كه در آن افزايش تون در شروع حركت حد اكثر بوده( پديده چاقوي ضامن دار..clasp- knife phenomenon). .. در برخي عضلات بيش از عضلات ديگر مي باشد. رزيديته ناشي از پاركينسونيسم در برخي موارد به سبب انقطاع چرخ دنده مانند در حركت غير فعال با عنوان رزيديته چرخ دنده اي cogweheel rigidity توصيف مي شود كه علت آن تا حدودي ناشي از وجود لرزه است.

راه رفتن و قامت غير طبيعي
بلند شدن از تخت يا مبل مختل ميشود. و بيمار هنگام ايستادن قامتي خميده دارد. شروع راه رفتن مشكل است به طوري كه بيمار
در حال راه رفتن و پيش از امكان حركت به جلو بيشتر و بيشتر به جلو خم ميشود. راه رفتن با قدم هاي كوچك و با كشيدن پاها
صورت ميگيرد و نوسان طبيعي دست ها به هنگام راه رفتن وجود ندارد. دور زدن نامتعادل است و ايستادن نيز ممكن است مشكل باشد... در موارد پيشرفته بيمار جهت جلوگيري از افتادن مرتبا به سرعت راه رفتن خود مي افزايد( راه رفتن با شتاب) .. بنام..
fastinating gait..زيرا در نتيجه قامت غير طبيعي مركز ثقل تغيير يافته است.

ديگر تظاهرات باليني
بالفاروكلونوس خفيف(لرزش پلك هاي بسته) شايع است و درمواردي بلفارو اسپاسم( بسته شدن غير ارادي پلك ها).. مشاهده ميشود. آب دهان بيمار احتمالا به علت اختلال بلع ممكن است سرازير شود. مشخصا تغييري در رفلكس هاي وتري مشاهده نمي شود و پاسخ كف پائي فلكسور است. زدن ضربات متوالي به ريشه بيني(دو ضربه در ثانيه) سبب پلك زدن مداوم بيمار ميشود(
نشانه مير سون).. حال آنكه درافراد طبيعي پلك زدن پس از چند ضربه متوقف ميشود. اختلال شتاختي ممكن است رخ دهد اما معمولا خفيف و دير رس است. افسردگي و توهمات بينائي شايع است.

F l o w e r
04-02-2011, 19:13
تشخيص افتراقي پاركينسون

بطور كلي تشخيص در موارد خفيف مشكل است

افسردگي:
افسردگي ممكن است سبب ايجاد صورتي بدون حالت.. اختلال در تنظيم صدا و كاهش فعاليتهاي ارادي شود و بدين ترتيب
ممكن است شبيه پاركينسونيسم به نظر برسد. به علاوه اين دو بيماري اغلب دربيماري واحد بطور همزمان وجود دارند. يك دوره درمان با داروهاي ضد افسردگي در مواردي كه تشخيص به سبب عدم وجود ديگر نشانه هاي نورو لوزيك پاركينسونيسم
نامشخص است مفيد خواهد بود.

لرزه خوش خيم اوليه ارثي
پائين بودن سن شروع.. وجود سابقه خانوادگي لرزه.. كاهش لرزه در نتيجه مصرف الكل و عدم وجود ديگر نشانه هاي نورو لوزيك در افتراق اين بيماري ازپاركينسونيسم موثر است. بعلاوه لرزه اوليه عمدتا سر را درگير مي سازد( و سبب لرزش عمودي
يا افقي سر ميشود) اما پاركينسونيسم بطور معمول به جاي سر.. صورت و لب ها را درگير مي سازد.

بيماري جسم لوي منتشر:
اختلالي است كه خصو صيات آن اخيرا مشخص گشته است. بيماري عمدتا در سنين 80-60 سالگي بروز مينمايد و به صورت
سندرم زوال عقلي و توهمي سريعا پيشرونده به همراه علائم حركتي خارج هرمي بيماري پاركينسون تظاهر مي يابد. ميو كلونوس
نيز ممكن است مشاهده شود. پاسخ به لوادوپا نسبي است اما بيماران به عوارض پاركينسوني داروهاي نرولپتيك و نيز به عوارض
داروهاي ضد پاركينسوني بسيار حساس مي باشند.

بيماري ويلسون
ممكن است سبب پيدايش سندرم پاركينسونيسم شود اما ديگر انواع حركت غير طبيعي نيز معمولا وجود دارند. بعلاوه سن پايين شروع و وجود حلقه هاي كيزر فلچر و نيز وجود اختلال مس سرم و ادرارسرولوپلاسمين سرم امكان افتراق بيماري ويلسون از بيماري پاركينسونيسم را فراهم مي سازد.

بيماري هانتينگتون
در مواردي كه با رزيديته و آكينزي تظاهر مي يابد ممكن است با بيماري پاركينسون اشتباه شود اما وجود سابقه خانوادگي بيماري
هانتينكتون يا زوال عقلي هراه آن در صورت وجود.. تشخيص صحيح را مشخص مي سازد كه با بررسي هاي زنتيك تاييد ميشود.


سندرم شاي دراگر
بيماري دزنراتيوي است كه با تظاهرات پاركينسونيسم... نارسائي اوتونوم.. و در نتيجه افت فشار خون وضعيتي.. عدم تعريق..اختلال اسفنكتري.. ناتواني جنسي.. و نشانه هاي درگيري وسيع تر نرولوزيك.. مثل نشانه هاي هرمي يا نرون هاي حركتي تحتاني و در برخي موارد مخچه اي .. مشخص ميشود. درماني جهت اختلالات حركتي وجود ندارد اما افت فشار خون وضعيتي را ميتوان با مصرف نمك به همراه غذا .. فلودروكورتيزون به ميزان 1-1/0 ميلي گرم در روز.. ميدودرين( يك آگونيسن آلفا) به ميزان 10 ميليگرم سه بار در روز.. پوشيدن جوراب هاي الاستيكي كه تا كمر بالا مي آيند و خوابيدن در حالي كه سر بالاتر از پاها قرار گرفته است درمان نمود.

دزنراسيون استرياتونيگرال
اختلالي نادر است كه سبب از بين رفتن نرون ها در پوتامن.. گلوبوس پاليدوس و هسته دم دار مي شود و با برادي كينزي و رزيديته تظاهر مي يابد. داروهاي ضد پاركينسوني معمولا موثر نيستند. دزنراسيون استرياتونيگرال ممكن است با دزنراسيون
اوليووپنتوسربلار همراه باشد كه در اين موارد از عنوان آتروفي سيستم هاي متعدد multiple system atrophy يا سندرم
شاي دراگر استفاده ميشود.

فلج فوق هسته اي پيشرونده
اختلالي است كه ممكن است سبب برادي كينزي و رزيديته شود اما علائم مشخصه آن عدم تعادل زودرس و افتادن.. اختلال حركات ارادي چشم ها(بخصوص نگاه عمودي)..زوال عقلي فرونتوتپورال.. فلج بولبار كاذب..اختلال تكلم و ديستوني محوري است.اين بيماري كه به داروهاي ضد پاركينسوني پاسخ اندكي ميدهد يا اصولا پاسخ نميدهد

دزنراسيون كورتكس- هسته اي قائده اي
بصورت اختلال عمل كورتكس و هسته هاي قاعده اي است. رزيديته.. برادي كينزي.. لرزه.. اختلالات وضعيتي..و ديستوني همراه با علائم ديگري مانند اختلال حس كورتيكال.. آپراكسي..ميوكلونوسرفلكسي موضعي.. زوال عقلي يا آفازي ايجاد ميشود. علائم اغلب بارزا غيرقرينه هستند. درمان با داروهاي ضدپاركينسوني معمولا بي اثر است اما برخي بيماران به سينمت پاسخ ميدهند.

بيماري كروتز فلد جاكوب
ممكن است سبب بروز علائم پاركينسونيسم شود.. اما زوال عقلي معمولا وجود دارد و پرش هاي ميوكلونيك شايع بوده.. در برخي موارد آتاكسي بارز است. نشانه هاي هرمي و اختلالات بينائي ممكن است يافت شوند و يافته هاي EEG بصورت ديس شارزهاي دوره اي معمولا مشخصه اين بيماري است

هيدوروسفالي با فشارطبيعي
سبب اختلال راه رفتن ميشود كه به اشتباه به پاركينسونيسم نسبت داده ميشوند..... و بي اختياري ادراري و زوال عقلي ميشود.
CT اسكن نشان دهنده اتساع بطني مغز بدون آتروفي كورتكس است. اين اختلال ممكن است به دنبال ضربه به سر.. خونريزي مغزي يا مننگوانسفاليت ايجاد شود .. اما علت آن در اغلب موارد نامشخص است.ايجاد شانت بوسيله جراحي جهت رد انسداد مسير
CSF اغلب مفيد خواهد بود.

F l o w e r
04-02-2011, 19:22
جراحی زندگی مبتلایان به پارکینسون را بهتر می‌کند



یک بررسی جدید نشان می‌دهد که مبتلایان به بیماری پارکینسون در صورتی که تحت عمل جراحی تحریک عمقی مغز قرار گیرند، کیفیت زندگی بهتری خواهند داشت.

به گزارش هلث دی بیمارانی که در این جراحی الکترودهایی برای تحریک عمقی در مغز آنها کار گذاشته شده بود، یک سال بعد از این عمل کیفیت بهتر زندگی و بهبود توانایی برای جابه‌جایی و انجام فعالیت‌های معمول روزانه را در مقایسه با بیمارانی که تنها از دارو استفاده می‌کردند، گزارش کردند.

نتایج این بررسی در 29 آوریل در نسخه آنلاین ژورنال The Lancet Neurology منتشر شده است.

نویسندگان این بررسی یادآور شده‌اند که با اینکه جراحی می‌تواند منافع قابل‌توجهی برای بیماران داشته باشد، خطر عوارض وخیم به دنبال آن هم وجود دارد.

در روش تحریک عمقی مغز، تکانه‌های الکتریکی به درون مغز فرستاده می‌شود تا نواحی از مغز که مسئول کنترل حرکات هستند، تنظیم شوند.

این پژوهشگران می‌نویسند: "جراحی احتمالا گزینه درمانی مهمی برای بیماران مبتلا به پارکینسون است، به خصوص اگر شیوه ایجاد مناقع درمانی از طریق تحریک عمقی مغز بهتر درک شود، اگر استفاده از این روش با قراردادن و تنظیم بهتر الکترودها به حد مطلوب برسد، و اگر بتوان بیمارانی که بیشترین از این روش را می‌برند، بهتر مورد شناسایی قرار داد."




موارد جراحی در بیماری پارکینسون

موارد جراحی دز بیمارانی که به درمان های داروئی پاسخ نمی دهند یا دچار عوارض غیر قابل تحمل داروئی شده اند اغلب مفید است.درمان جراحی در مواردی در بیماران نسبتا جوانی که عمدتا دچار لرزه و سفتی اندام یک طرفه هستند و به درمان داروئی پاسخ نداده اند مفید است. جراحی ناحیه تالاموس در درمان لرزه و جراحی ناحیه پالیدوم در درمان سستی و کندی حرکات مفید است. اختلال عروقی منتشر یا زوال عقلی از موار منع درمان جراحی هستند. میزان عوارض عمده پس از جراحی ناحیخ پالیدوم یا تالاموس یک طرفه کمتر از 5% است اما پس از جراحی دوطرفه به 20% یا بیشتر بالغ می شود و به همین جهت از جراحی دوطرفه باید اجتناب نمود



تحریک عمقی مغز
تحریک الکتریکی تالاموس با فرکانس بالا در بهبود لرزه پارکینسون مفید است. تحریک پالیدوم یا هسته ساب تالامیک در درمان تمامی علائم پارکینسون مفید است و زمان دوره های خاموشی در مبتلایان به نوسانات پاسخ درمانی را کاهش می دهد. مزایای این روش قابل برگشت بودن , عوارض کمتر نسبت به اعمال جراحی تخریبی ( به خصوص موارد دوطرفه ) و تخریب اندک بافت مغز می باشد. این روش درمانی در مبتلایان به پارکینسون غیر معمول و یا زوال عقلی ممنوع است


عضو تيم جراحي كارگذاري الكترود در هسته زير تالاموس براي بيماران پاركينسوني در ايران

تاكنون 29 عمل با موفقيت به انجام رسيده است

دكتر غلامعلي شهيدي، در گفت وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اين توضيح كه تحريك الكتريكي و شارژالكترودهاي كار گذاشته شده در هسته زير تالاموس (stn) توسط باطري انجام مي‌شود، اظهار كرد: 15 ميليون تومان فقط هزينه تامين باطري شارژكننده الكترودهاي مغزي است كه برخلاف باطري‌هاي قلبي تحت پوشش هيچ بيمه‌اي نيستند. وي، با اشاره به سودمندي و اثربخشي بالاي درمان جراحي پاركينسون در بهبود علايم بيماري گفت: نخستين عمل در سال 83 به كمك يك تيم خارجي و سپس در سال‌هاي 84، 85 و 86 در كشور به انجام رسيد. عضو تيم جراحي كارگذاري الكترود در هسته زير تالاموس بيماران پاركينسوني با بيان اين‌ كه درمان جراحي پيشرفت بيماري را براي سال‌ها به تعويق مي‌اندازد، افزود: هم اكنون به مدد درمان دارويي و جراحي، طول عمر بيماران پاركينسوني و كيفيت زندگي آنان افزايش يافته است. دكتر شهيدي، با تاكيد بر اين‌ كه بيش از 60 درصد از 29 بيمار تحت درمان جراحي در كشور زير 50 سال عمر داشته‌اند، يادآور شد: امروزه بر اساس يافته‌هاي نوين توصيه مي‌شود جراحي در پنج سال نخست درمان انجام شود. عضو تيم جراحي كارگذاري الكترود در هسته زير تالاموس براي بيماران پاركينسوني در تعريف اين بيماري گفت: در پاركينسون سلول‌هاي نواحي از مغز واقع در بالاي ساقه مغز معروف به جسم سياه ، مسئول ترشح دوپامين مختل مي‌شود. اين متخصص مغز و اعصاب، با بيان اين ‌كه با از بين رفتن اين سلول‌ها حركت بيمار مختل مي‌شود، افزود: در اثر فقر دوپامين علايم حركتي بيمار تظاهر مي‌يابد. به گفته وي، با تجويز داروي لودوپا اين ماده در مغز به دوپامين تجزيه مي‌شود كه در درمان جراحي الكترود اثرات فيزيولوژيكي مشابه دوپامين در مدار بندي بخش حياتي مغز را ايجاد مي‌كند. عضو تيم جراحي كارگذاري الكترود در هسته زير تالاموس بيماران پاركينسوني، لرزش اندام از جمله دست، پا، حتي چانه و زبان را از علايم بيماري برشمرد و افزود: سفتي عضلات و متعاقب آن كندي و فقر حركتي از علايم بيماريست. دكتر شهيدي، با بيان اين ‌كه بيمار در مراحل پيشرفته از انجام فعاليت‌هاي اوليه روزانه خود ناتوان است، يادآور شد: درمان دارويي تا حدودي در جبران علايم موثر است. اين در حاليست كه اين درمان دارويي در اثر مصرف روزانه 35 قرص است. وي، ادامه داد: نخستين بيماري كه در سال 83 در كشور تحت درمان جراحي قرار گرفت به مدت شش سال براي كنترل لرزش ناچار به مصرف روزانه چهار هزار ميلي‌گرم دارو (35 قرص در روز) بود كه لرزش شديد مانع از خواب شبانه آن مي‌شد. عضو تيم جراحي كار گذاري الكترود در هسته زير تالاموس بيماران پاركينسوني با تاكيد بر اين ‌كه اين عمل از حساسيت و ظرافت بالايي براي كارگذاري الكترود در هسته‌هاي زير تالاموس برخوردار است، گفت: در يكي از موارد جراحي محاسبات و هدف گذاري به علت وجود فلزات در دندان به درستي انجام نشد. اين متخصص مغز و اعصاب، در ادامه توضيح داد: براي انجام اين عمل براي بيمار بايد روز پيش از عمل از طريق mri اعدادي از مختصات و محاسبات حاصل ‌شود تا هدف گيري هسته الكترودها به درستي انجام شود.
به گفته وي، شيوع پاركينسون در ايران، 150 مورد در يكصد هزار نفر جمعيت كشور (15 مورد در ده هزار نفر) است كه با به كارگيري درمان جراحي اثر بخشي فراواني در كاهش لرزش و افزايش طول عمر و كيفيت زندگي حاصل خواهد شد.

F l o w e r
04-02-2011, 19:30
هنرمنداني که پارکينسون داشتند



بيماري پارکينسون براي اولين بار توسط دانشمند بريتانيايي دکترجيمز پارکينسون در سال ???? ميلادي توصيف شد. او نام اين بيماري را «فلج‌لرزان» ناميد که امروزه آن را تحت‌عنوان بيماري پارکينسون مي‌شناسند. بيماري پارکينسون يک بيماري دستگاه عصبي مرکزي در بزرگسالان مسن‌تر است که مشخصه آن سفتي عضلاني پيشرونده تدريجي، لرزش و از دست رفتن مهارت‌هاي حرکتي است. اين اختلال هنگامي رخ مي‌دهد که نواحي خاصي از مغز توانايي خود در توليد دوپامين (يکي از ناقلان عصبي در مغز) را از دست مي دهند...

اما اينکه اين بيماري چه ربطي به صفحه چهره و رسانه دارد را در اين بيابيد که در ادامه اسامي هنرمنداني مي‌آيد که متاسفانه به اين بيماري مبتلا بودند:

ميشائيل چي فاکس

(متولد 9 جون 1961) بازيگر سينما و تلويزيون

از نقش‌هاي مشهوري که او بازي کرده است مي‌توان به مارتي مک‌فلاي در فيلم بازگشت به آينده و الکس پي ليتن در فيلم خانواده‌ تايز و مايک فلاهرتي در فيلم spin city اشاره کرد. فاکس در ادمنتن آلبرتاي کانادا به دنيا آمد. او به همراه بازيگر مقابل‌اش در سريال کانادايي لئوومن در سال 1979 در سن 18سالگي براي دنبال کردن بازيگري به صورت حرفه‌اي به شهر لس‌آنجلس نقل مکان کرد. در سال 1991 معلوم شد فاکس به بيماري پارکينسون مبتلا شده است و در سال 1998 ابتلا به بيماري‌اش براي طرفداران‌اش آشکار شد. در سال 2000 با بدتر شدن علايم بيماري‌‌اش خود را از حرفه‌ بازيگري بازنشسته کرد.

جيمز دوهان مونتکمري

3 مارچ 1960 تا 20 جولاي 2005 بازيگر کانادايي و دوبلر

مشهورترين بازي‌اش در نقش اسکاتي در تلويزيون و مجموعه فيلم استار ترک است. به دنبال موفقيت‌اش در استار ترک او درآمد و شهرت‌اش بين طرفداران‌اش را با حضور در جمع‌هاي عمومي تضيمن کرد. علاوه بر بازي در نقش اسکاتي او دوبله خيلي از صداهاي بازيگرهاي مهمان در سري فيلم‌ استارترک را انجام داده است از جمله: مارگون در «بازگشت به خدا»، ام فايو در «کامپيوتر نهايي» و اراسل در «براي دنيايي که پوچ است ومن آسمان را لمس کرده‌ام». دوهان از بيماري‌هاي پارکينسون و ديابت و التهاب بافت لنفي رنج مي‌برد و در سال 2004 هم معلوم شد که به بيماري آلزايمر مبتلا شده است.


دبورا کر

(30 سپتامبر 1921 تا 10 اکتبر 2007) بازيگر

او جايزه ساراسيدنز را براي بازي‌اش در نقش «چايي و هم‌دردي» دريافت کرده و جايزه گلدن گلاب را براي فيلم «شاه و من». همچنين او دريافت‌کننده جايزه‌هاي افتخاري از آکادمي بافتا و فستيوال فيلم کن بوده است. اولين بازي‌اش را در فيلم‌ انگليسي «قاچاق» در سال 1940 انجام داده است و در سري فيلم‌هاي ديگري نيز مثل: قلعه هاتر (1942) در مقابل روبرت نيوتن و جيمز ماسن ايفاي نقش کرده است. او از سال 1992 تا زمان مرگ‌اش به علت بيماري پارکينسون حامي جامعه هواي پاک و دوستدار طبيعت بود.


جرج روي هيل

(20 دسامبر 1921تا 27 دسامبر 2002) نويسنده و بازيگر

او سال‌هاي سال تنها کارگرداني بود که دو فيلم‌‌اش در فهرست 10 فيلم اول پرفروش دنيا بود. در سال 1964 فيلم‌هاي «پتير يلرز» و «جهان هنري اورينت هيل. او را در هاليوود بسيار مطرح کرد ولي فيلم «هاوايي» در سال 1966 براي او يک شکست بود. اگر چه او با ساخت فيلم‌هاي موفق ديگري دوباره شهرت‌اش را به دست آورد. جرج سرانجام به علت مسايلي که بيماري پارکينسون براي او ايجاد کرده بود دست از کار کشيد و سال 2002 در خانه درگذشت.

والتر لرد

(8 اکتبر 1917 تا 19 مي 2004) نويسنده

شهرت‌اش به علت فيلم مستندش «شبي براي يادآوري» درباره غرق شدن کشتي تايتانيک بوده است. لرد 12 جلد کتاب موفق نوشته بود ولي بيشترين شهرت‌اش براي فروش خارق‌العاده کتاب «شبي براي يادآوري» در سال 1955 درباره غرق شدن کشتي تايتانيک بود. لرد براي تهيه اين کتاب، داستان‌هاي 60 نفر از نجات يافته‌هاي اين کشتي را جمع‌آوري کرده است. او هم از بيماري پارکينسون رنج مي‌برد.

آنانيگل

(20 اکتبر 1904 تا 3 جون 1986) بازيگر سينما و خواننده

شهرت‌اش به علت زيبايي‌اش و ايفاي نقش در قهرمانان زن واقعي زندگي انگليسي بوده است. او عاشق تئاتر بود تا حدي که وقتي واقعا در فيلم‌هاي سينمايي موفق بود هنوز بر صحنه‌هاي تئاتر فعاليت مي‌کرد.بازي‌هاي او در انگليس مورد توجه هاليوود قرار گرفت و او براي بازي در اولين فيلم آمريکايي‌اش به آمريکا رفت. او در ميانسالي دچار بيماري‌ پارکينسون شد.

اردشير محصص و پارکينسون

اردشير محصص، کاريکاتوريست وطراح هم مبتلا به بيماري پارکينسون بود. اين هنرمند پرآوازه ايراني 18 شهريور 1317 از مادري ‌شاعر و پدري قاضي‌ در رشت به دنيا آمد. اردشير 3 ساله بود که به همراه‌ برادر بزرگ‌ترش‌ به تماشاي‌ سريال‌ مشهور «بلاي جان نازي‌ها» رفته بود ، زماني‌ که‌از سينما برگشت در منزل‌ از او درباره‌ داستان فيلم‌ سوالاتي کردند و چون او نمي‌توانست ماجراي‌ فيلم‌ را شرح دهد آنچه‌ را ديده بود روي‌ کاغذ طراحي کرد. اين‌ اولين طراحي محصص بود و آغاز راهي‌ که بعدها او را به مشهورترين طراحان ايران‌ و جهان مبدل ساخت‌. او بعد از تحمل يك دوره بيماري پاركينسون، 18 مهر 1387 در نيويورک درگذشت البته علت مرگ او سكته قلبي اعلام شد.

F l o w e r
04-02-2011, 19:37
اصول درمان پاركينسون

مقدمه
پاركينسونيسم..در مراحل اوليه به درمان داروئي نياز ندارد . اما ماهيت بيماري و نيز در دسترس بودن درمان طبي در صورت
تشديد علايم بيماري و نيز در دسترس بودن درمان طبي در صورت تشديد علايم بايد براي بيمار توضيح داده شود و بيمار بايد تشويق به ادامه فعاليت شود. درمان در صورت لزوم جهت برقرار ساختن تعادل دوپامين.- استيل كولين در استرياتوم توسط مهار
اثرات استيل كولين باداروهاي ضد كولينرژيك يا تقويت اثرات دوپامين صورت ميگيرد

داروهاي آنتي كلينرژيك
داروهاي آنتي كولينرزيك موسكاريني.. در درمان لرزه وريژيديته موثر تز از درمان هيپوكينزي هستند اما بطور كلي تاثيري كمتر از داروهاي تقويت كننده دوپامين دارند. انواع مختلف ازاين داروها در دسترس است و بيماران مختلف به داروهاي متفاوتي پاسخ ميدهند. از ميان شايع ترين داروهاي مصرفي تري هگزي فنيديل و بنز تروپين راميتوان نام برد.عوارض شايع عبارتند از خشكي دهان.. يبوست..احتباس ادرار.. و اختلال تطابق. اين عوارض ناشي از مهار گيرنده هاي موسكاريني.. در اعضاي هدف پاراسمپاتيكي هستند. كونفوزيون كه در افرا مسن شايع است.. ناشي از اثرات ضد موسكاريني در مغز است. در مان با مقادير اندك يك آنتي كولينرژيك شروع ميشود و ميزان دارو.. بتدريج تا بروز پاسخ يا ايجاد عوارض افزايش مي يابد. در صورتي كه درمان مفيد واقع نشود..دارو قطع شده.. از يك داروي آنتي كولينرژيك ديگر استفاده مي شود.

آمانتادين
از آمانتادين.. جهت درمان پاركينسونيسم.. خفيف به تنهائي يا به همراه يك داروي آنتي كولينرژيك ميتوان استفاده نمود چگونگي عمل دارو دقيقا مشخص نيست.. مزاياي آن عبارتند از بهبود تمامي تظاهرات پاركينسونيسم و ناشايع بودن عوارض( بي قراري..كونفوزيون..راش پوستي.. ادم.. اختلالات ريتم قلبي). همچنين اثرات دارو به سرعت ايجاد ميشود و دوز آن مشخصا 100 ميلي گرم دوبار در روز بصورت خوراكي است. متاسفانه بسياري از بيماران به اين دارو پاسخ نميدهند يا اثرات درماني آن كوتاه مدت است. آمانتادين در كاهش ديسكينزي هاي داروئي در بيماران مبتلا به بيماري پيشرفته نيز ممكن است مفيد واقع شود.

لوادوپا
لوادوپا كه در بدن انسان به دوپامين تبديل ميشود تمامي علائم پاركينسونيسم را بهبود ميبخشد و بر خلاف داروهاي آنتي كولينرژيك به خصوص در درمان هيپوكينزي موثر است. در مورد بهترين زمان شروع داروهاي دوپامينرژيك اختلاف نظر وجود دارد.
نگراني در اينمورد كه لوادوپا به مرور اثرات خودرا بربرخي بيمارا ن از دست خواهد داد احتمالا بي اساس است اما نوسانات
پاسخ كه در مواردي پس از چندين سال مصرف رخ ميدهد. بسيار ناتوان كننده بوده .. به سختي قابل كنترل ميباشد. چنين بنظر ميرسد كه بهتر است استفاده از لوادوپا تا حدممكن به تاخير انداخته شودو آنگاه جهت به حد اقل رساندن دوز مصرفي از يك آگونيست دوپامين به همراه آ ن استفاده نمود

شايعترين عوارض لوادوپا عبارتند از تهوع استفراغ افت فشار خون ..حركات غير طبيعي( ديس كينزي).. بي قراري..كونفوزيون
آريتمي هاي قلبي گهگاه ممكن است رخ دهد. ديس كينزي هاي تاخيري و عوارض رفتاري پديده هايي وابسته به دوز هستند اما كاهش دوزدارو اثرات درماني را از بين خواهد برد. درمان با كلوزاپين كه از مشتقات بنزوديازپين ها است و اثرات درماني داروهاي دوپاميني را كاهش ميدهد ممكن است سبب بهبود.. كونفوزيون و اختلالات سايكوتيك و در برخي بيماران ديس كينزي
شود. در صورت مصرف كلوزاپين شمارش سلولهاي سفيد بايد منظما صورت گيرد. اولانزپين.. كيو تياپين وريسپريدون.. داروهاي جايگزيني هستند كه ممكن است تاثيري كمتر داشته باشند.. اما بر شمارش سلولهاي خوني تاثيري ندارند. ديگر عارضه ديررس درمان با لوودوپا... نوسان در پاسخ درماني است كه ممكن است به صورت تحليل رفتن( waering -off effect).. به معني تشديد علايم در فاصله كوتاهي قبل از مصرف دوز بعدي و يا پديده خاموش روشن(on-off pheromenon) باشد كه در آن نوساناتي گذرا اما ناگهاني در شدت علائم پاركينسونيسم در دفعات متعدد در طول روز و ظاهرا بدون ارتباطي مشخص با زمان
مصرف دوز قبلي رخ مي دهد.
تجويز هم زمان كربي دوپادر درمان اين اختلال كه گاه سبب ناتواني شديد ميشود بي تاثير است و اين اختلال را تنها ميتوان بطور
نسبي با تغيير دادن فاصله دوزهاي دارو.. مصرف لوودوپا يك ساعت قبل از هر وعده غذا.. محدود ساختن پروتئين مصرفي..
و يا استفاده از داروهاي آگونيست دوپامين درمان نمود.
دوپا دي كربوكسيلاز كه لووادوپا را به متابوليت فعال آن يعني دوپامين تبديل ميسازد. توسط كربي دوپا مهار ميشود. كربي دوپا
از سد خوني-مغزي عبور نميكند و به همين سبب در صورت مصرف كربي دوپا به همراه لوادوپا.. متابوليسم لووادوپا در خارج ازcns محدود گشته... دوز روزانه مورد نياز لوادوپا كاهش مي يابد و از بروز تهوع... استفراغ .. افت فشار خون و اختلالات
ريتم قلب كاسته ميشود.كربي دوپا معمولا در تركيباتي با نسبت ثابت با لوادوپا با عنوان sinemet مصرف ميشود( 1:10 - 1:4)
. درمان با دوز هاي اندك مانند 100/10 ميلي گرم سينمت و يا 100/25 ميلي گرم سينمت بصورت خوراكي سه بار در روزشروع شده.. بر اساس پاسخ درماني به تدريج افزايش مي يابد. اكثر بيماران در نهايت به مصرف 250/25 ميلي گرم سينمت سه يا چهار بار در روز نياز خواهند داشت. دوز كلي كربي دوپا بايد حد اقل به 75 ميلي گرم در روزرسانده شود.

مصرف لوادوپا( به تنهائي يا به همراه كربي دوپا) در مبتلايان به گلوكوم زاويه بسته و يا بيماريهاي سايكوتيك ممنوع است و نبايد در افرادي كه مهار كننده هاي مونو آمين اكسيداز A مصرف ميكنند مورد استفاده قرار گيرد. همچنين مصرف آن در مبتلايان به زخم پپتيك فعال و يا ملانوم بدخيم بايد با احتياط صورت گيرد. استفاده از انواعي از سينمت كه بتدريج آزاد ميشوند.. ممكن است نوسانات پاسخ درماني و دفعات مصرف دارو در طول روز را كاهش دهد.

F l o w e r
04-02-2011, 19:45
آگونیست های دوپامین
آگونیست های قدیمی دوپامین از مشتقات ارگوت هستند. بروموکرپتین گیرنده های D2 دوپامین را تحریک میکند. اثرات این دارو در بهبود علائم پارکینسونیسم احتمالا اندکی کمتر از لوادوپا است اما به میزان کمتری سبب دیس کینزی یا پدیده خاموش و روشن میشود. در نتیجه در زمانی که درمان دوپامینرژیک شروع میشود به دنبال تجویز سینمت به میزان 100/25 میلی گرم سه بار در روز .. بروموکریپتین. نیز اضافه و به تدریج بر میزان آن افزوده میشود. دوز ابتدائی بروموکریپتین 25/1 میلی گرم در روز به مدت یک هفته و 5/2 میلی گرم در روز در هفته دوم است و از آن پس دوز روزانه هر دو هفته 5/2 میلی گرم و بر اساس پاسخ درمانی و پیدایش عوارض افزوده میشود. دوز نگهدارنده معمولا بین 5/2 تا 10 میلی گرم سه بار در روز به صورت خوراکی است. عوارض مشابه عوارض لوودوپا است اما اثرات روانی مانند هذیان یا توهم به خصوص شایع است و به همین جهت مصرف بروموکرپتین در بیماران دارای سابقه بیماری سایکوتیک ممنوع است. موارد منع مصرف نسبی عبارتند از انفارکت میوکارد اخیر.. بیماری عروق محیطی شدید و زخم پپتیک فعال. فیبروز پری کارد پلور.. یا خلف صفاق از عوارض
نادر مشتقات ارگوت است.

پرگولاید نیز از مشتقات ارگوت و آگونیست گیرنده دوپامین است.. اما برخلاف بروموکرپتین هر دو گیرنده D1 و D2
را فعال میسازد. موارد مصرف.. عوارض و منع مصرف آن شبیه به بروموکریپتین است و برتری هیچیک از این دو دارو بر یکدیگر ثابت نشده است. دوز ابتدائی 05/0 میلی گرم در روز به صورت خوراکی به مدت 2 روز و آنگاه افزایش به میزان
0/1 - 0/15 میلی گرم در روز هر 3 روز به مدت 12 روز و از آن پس 25/0 میلی گرم در روز هر 3 روز می باشد. دوز نگهدارنده متوسط 1 میلی گرم سه بار در روز بصورت خوراکی است

آگونیست های جدید دوپامین مانند پرامیپیکسول و رو پینیرول از مشتقات ارگوت نیستند. به نظر میرسد که این داروها از آگونیست های قدیمی موثر تر بوده میتوان از آنها در مراحل اولیه یا در موارد شدید پارکینسونیسم استفاده نمود. پرامیپیکسول به میزان
0/125 میلی گرم سه بار در روز شروع میشود و دوز روزانه پس از یک هفته و مجددا پس از یک هفته دیگر دو برابر میشود
و آنگاه به میزان75/0 میلی گرم هر هفته افزایش می یابد تا اثر درمانی ظاهر گردد یا از تحمل بیمار خارج گردد. دوز نگهدارنده
معمول بین 5/0- 5/1 میلی گرم سه بار در روز است. رو پینیرول با دوز 25/0 میلی گرم سه بار در روز آغاز میشود. و آنگاه
هر هفته75/0 میلی گرم تا هفته 4 ام افزایش می یابد... و از آن پس 5/1 میلی گرم در هفته بر آن افزوده میشود. اکثر بیماران نیاز به مصرف 8-2 میلی گرم سه بار در روز دارند. عوارض این داروها عبارتند از خستگی.. خواب آلودگی.. تهوع.. ادم محیطی.. دیس کینزی... کونفوزیون.. توهم و افت فشار خون وضعیتی. تمایلی مهار نشدنی به خواب در مواقع نامناسب نیز گزارش شده است که ممکن است سبب آسیب دیدن بیمار شود.

مهار کننده های کاتکول-0- متیل ترانسفراز
از این مهار کننده ها میتوان جهت کاهش دوز سینمت و کاهش نوسان پاسخ درمانی به سینمت استفاد ه نمود. استفاده از این داروها
سبب تثبیت سطح پلاسمائی لوادوپا شده.. انتقال آن را به خون و عبور از سد خونی مغزی را تسهیل میکند. عوارض عبارتند از
اسهال.. کونفوزیون.. دیس کینزی.. و اختلال عمل کبدی. دو دارو از این گروه مورد استفاده وسیع قرار گرفته اند. تولکوپان به میزان 100- 200 میلی گرم سه بار در روز مصرف میشود. بیمارانی که از این دارو استفاده میکرده اند در مواردی نادر دچار
نکروز حاد کبدی شده اند و به همین سبب انتا کاپون( 200 میلی گرم) به همراه سینمت تا حد اکثر 5 بار در روز عموما بر آن ترجیح داده میشود.

سلجلین
سلجلین ( که الدپریل یا دپرنیل نیز نامیده میشود).. مهار کننده مونو امین اکسیداز از نوع B است و به همین جهت تخریب دوپامین
را مهار می سازد. مهار تخریب دو پامین اثرات ضد پارکینسونی لوادوپا را تشدید می سازد و ممکن است نوسانات ملایم خاموش روشن را کاهش دهد. سلجلین در برخی مطالعات بالینی پیشرفت بیماری پارکینسون را کند ساخته است اما شواهد در این مورد
کافی نیست. در صورتی که این دارو بدین منظور به کار رود بهتر است فقط در موارد خفیف پارکینسون استفاده شود. دوز 5 میلی گرمی دو بار در روز به صورت خوراکی است که معمولا جهت پیشگیری از بی خوابی در ابتدای روز مصرف میشود.

F l o w e r
05-02-2011, 22:26
بیماری پارکینسون - مقاربت جنسی



مترجم افتخاری
دکتر سجاد معدنی


تمایلات جنسی (sexuality) به معنای تمامی تجارب جنسی زندگی نمی باشد بلکه دربرگیرنده ی نیاز های اساسی انسان برای ابراز محبت ، عشق ، احساس ، لمس و صمیمیت می باشد.

مراحل مختلف لمس عبارتند از : آرامش یافتن و در عین حال آرامش بخشیدن ، احساس بهبودی کردن و تحریک جنسی.

فعالیت های جنسی علاوه بر بالا بردن اعتماد به نفس در انسان باعث ایجاد حس خودباوری می شود و احساس زنده بودن ، عاشق شدن و شایستگی را در او تایید می کند.

زوج های با مشکلات جنسی ، از لمس یکدیگر چه به صورت جنسی و چه غیر جنسی خودداری می کنند.

تمایلات جنسی نقش بسزایی در سلامت و کیفیت زندگی زناشویی دارد و می تواند از یک سو عاملی برای نشاط و رضایت باشد و از سوی دیگر عاملی برای ناامیدی و رنج کشیدن.

مبتلایان به پارکینسون و همسران آنها با تغییرات عمده ای در زندگی شخصی و روابط زناشویی شان مواجه اند ، که عوامل مختلفی در ایجاد این تغییر موثر است : ماهیت بیماری ، رژیم درمانی ، و تبعاتی که یک بیماری مزمن می تواند به همراه داشته باشد ( همچون خستگی ، اضطراب و یا افسردگی ).

تغییرات جنسی وابسته به سن و ذهنیت افراد از تاثیر بیماری پارکینسون بر روابط جنسی شان از جمله عواملی است که به شیوع بالای اختلالات جنسی در بین این دسته از بیماران کمک می کند.

مشکلات حرکتی همچون سفتی بدن (rigidity)، لرزش (tremor)، کندی حرکات بدن ((bradykinesia؛ تغییران خلق و خو (افسردگی)؛درمان با داروهای ضد پارکینسونیسم و ضد افسردگی ؛ و تغییرات اجتماعی (بیکاری) ، می توانند زمینه ساز مشکلات جنسی شوند.

افسردگی به کاهش تمایلات جنسی ، اختلالات نعوظ ، کاهش ترشحات واژن و مشکل در ارضاء کامل و رسیدن به حد ارگاسم کمک می کند.

داروهای مصرفی نیز باعث تغییراتی در خلق و خو و میل جنسی ، اختلالات نعوظ و همچنین عدم ارگاسم ، می شود.

بسیاری از مبتلایان به پارکینسون احساس می کنند که ناتوانی های فیزیکی آنها بر عادات معمول جنسی شان تاثیر می گذارد. از سوی دیگر چهره ماسکه شده ی این بیماران می تواند در ذهن همسرانشان تعبیر به عدم میل جنسی شود.

کند شدن حرکات و سفتی بدن بیش از پیش به منفعل شدن این بیماران از لحاظ جنسی می انجامد ، چراکه فعالیت بیشتری را بر زوج سالم خود تحمیل می کنند.

لرزش های غیر ارادی بدن و اختلالات خواب باعث می شود که بسیاری از زوج ها ، اقدام به جدا کردن تخت خواب و یا حتی اتاق خواب یکدیگر کنند.از این رو است که مبتلایان به پارکینسون از انجام امور جنسی و نزدیکی به همسرانشان خودداری می کنند ،چراکه از طرد شدن توسط آنان ویا ناموفق بودن در انجام آمیزش نگرانند.

در این موارد انجام مشاوره های جنسی به بیماران توصیه می شود، تا از این طریق بتوانند روابط صمیمی و شخصی شان را ارتقا داده و کیفیت زندگی شان بهتر شود.هردو زوج باید از لحاظ جنسی مورد بررسی قرار گیرند زیرا دارای اثر متقابل بر یکدیگر هستند.

مردی که اختلال نعوظ دارد ، به احتمال زیاد همسرش تجربه یک آمیزش نامطلوب را خواهد داشت و با مواردی همچون درد هنگام آمیزش و یا نرسیدن به حد ارگاسم مواجه خواهد شد.اما زمانی که مرد درمان شود به طور معنی داری عملکرد جنسی همسرش بهبود خواهد یافت.

در درمان مشکلات جنسی مبتلایان به PD ،از یک تیم تخصصی بهره گرفته می شود که متشکل از متخصصان مختلف در زمینه های اورولوژی ، بیماری های زنان ، روانپزشک ، نورولوژیست و ... می باشد.

این مشاوره ها با استفاده از رویکرد Intercourse-outercourse و بر اساس آموزش های مخصوص به هریک از زوجین و نیز بر اساس روابط آزاد جنسی انجام می گیرد.

این آموزش ها به زوجین امکان می دهد که با کمک یک متخصص درمان اختلالات جنسی و یا یک پزشک ( که وظیفه اشان درمان اختلالات جنسی ، زیر نظر تیم مشاوره ای ، جهت افزایش امکان آمیزش موفق می باشد) همانند قبل با یکدیگر آمیزش کنند.

زوج ها می توانند روش outercourse را انتخاب کنند که به معنی لذت بردن از فعالیت های جنسی خوشایند بدون وارد شدن آلت های تناسلی می باشد.(none-penetrative ---)

این روش به بیماران با محدودیت و ناتوانی جسمانی امکان می دهد تا در امور شخصی و جنسی خود فعال باقی بمانند.فعالیت هایی همچون در آغوش گرفتن ، بوسیدن، نوازش کردن ، که باعث افزایش صمیمیت بین یکدیگر، و همچنین افزایش اعتماد به نفس می شود و به زوجین کمک می کند تا از زندگی با کیفیتی بهره مند شوند.همچنین این روش به هریک از زوجین کمک می کند تا میزان دلخواه لذت و شهوت خود را انتخاب کنند.

به هریک از زوجین بر اساس سلایق شان ، این امکان داده می شود که در خانه به تمرین بپردازند.همچنین برای آنهایی که تمایل دارند به روش outercourse ادامه دهند، از تحریکات جنسی مثل استفاده از دست یا دهان برای رسیدن به ارگاسم استفاده می شود.

روابط آزاد جنسی به زوج ها این توانایی را می دهد تا یکدیگر را در احساس و افکار خود سهیم کنند ، که اکثرشان تا به حال ،تجربه چندانی از آن نداشته اند.

ما معتقدیم که بیماران پارکینسونی ، علی رغم ناتوانی های جسمی شان ، انسان هایی با تمایلات جنسی هستند که از توانایی عشق ورزیدن ، ارتباط برقرار کردن ، صمیمیت و داشتن رابطه جنسی برخوردار می باشند.

F l o w e r
05-02-2011, 22:39
بیماری پاركینسون

پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یك بیمار مشخص غیر ممكن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است.
بیماری پاركینسون برای اولین بار توسط دانشمند انگلیسی به نام دكتر جیمز پاركینسون در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد و از این رو نام این بیماری به او تعلق یافت.
● این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:
▪ ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)
▪ آرام شدن حركت
▪ سختی حركت ( خشك شدن) دست و پا یا بدن
▪ تعادل بد (تعادل ضعیف)
در حالی كه دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصا وقتی كه در یك سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پاركینسون داده می‌شود مگر اینكه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد كه بیماری دیگری را نمایان كند.
بیمار ممكن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حركت احساس كند و دریابد كه انجام هر كاری بیشتر از حد معمول طول می كشد و یا اینكه سختی و خشك شدن حركت دست و ضعف تعادل را تجربه می‌كند.


اولین نشانی‌های پاركینسون مجموعه‌ای متفاوت از ارتعاش، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند.
معمولا علایم پاركینسون ابتدا در یك سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می كنند.
تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن حالت صورت (ظاهرا احساسات كمی بر چهره نمایان می‌شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل كاهش پلك زدن). علاوه بر اینها، خشك شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممكن است نمایان شدن یك به یك این نشانه های پاركینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیكنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند.
حالت قوز این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوكی استخوان ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممكن است بعد از بیش از یك سال كه با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشك مراجعه كنند.
از هر۱۰۰ نفر بالای سن ۶۰ سال یك نفر به پاركینسون مبتلا می‌شود و معمولا این بیماری در حدود سن ۶۰ سالگی آغار می‌شود. افراد جوانتر هم می‌توانند مبتلا به پاركینسون شوند. تخمین زده می‌شود كه افراد جوان مبتلا به پاركینسون (مبتلا شده در سن چهل یا كمتر) ۵ تا ۱۰ درصد كل این بیماران را تشكیل می دهند.
‌● پیشرفت بیماری پاركینسون
بعد از بیماری آلزایمر بیماری پاركینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب به حساب می آید. پاركینسون یك بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بین رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلولهای عصبی در مغز میانی است. این سلولهای عصبی ماده‌ای به نام دوپامین، ترشح می كنند.

دوپامین پیام‌های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام كارپوس استراتوم می برد. این پیام ها به حركت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول‌های ترشح كننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا می میرند، مراكز دیگر كنترل كننده حركات بدن نامنظم كار می كنند.
این اختلال ها در مراكز كنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علایم پاركینسون می شوند. اگر ۸۰ درصد سلول‌های ترشح كننده دوپامین از بین بروند، علامتهای پاركینسون پدیدار می شوند.



علایم پاركینسون در مراحل اولیه بیماری ملایم و بیشتر اوقات در یك سمت بدن دیده می شوند و گاه حتی احتیاج به درمان پزشكی ندارند. ارتعاش در حالت استراحت یك علامت ویژه بیماری پاركینسون است، كه یكی از معمولترین علایم‌های پاركینسون به حساب می آید. ولی بعضی از مبتلایان پاركینسون هیچ وقت با این مشكل برخورد نمی كنند. بیماران ممكن است دست لرزان خود را در جیب یا پشت پنهان كنند یا چیزی را برای كنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش می تواند بیشتر از هر محدودیت جسمی دیگر اثر منفی روحی داشته باشد.
با مرور زمان علایم اولیه بدتر و وخیم تر می شوند. یك رعشه ملایم تبدیل به یك ارتعاش مزاحم و ملموس می شود. ممكن است تكه كردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت‌تر شود. برادیكینسیا (آرام شدن حركت) به مشكلی كاملا محسوس بدل می شود كه محدود كننده‌ترین علامت و اثر پاركینسون است.
آرام شدن حركت می تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشیدن، ریش زدن و یا حمام كردن ممكن است وقت بسیار زیادی از روز را بگیرند. تحرك ضعیف می‌شود و مشكلاتی بوجود می‌آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلی یا اتومبیل و یا غلتیدن در رختخواب. راه رفتن آهسته‌تر می‌شود و بیمار حالت قوز پیدا می‌كند ( سر و شانه به طرف جلو تمایل پیدا می‌كند). صدای بیمار یك نواخت می‌شود.

كمبود تعادل می‌تواند باعث افتادن بیمار شود. دست خط ریزتر و ناخوانا می شود. حركات غیر ارادی مانند حركت دست در حال پیاده‌روی كم می شود.
علایم پاركینسون معمولا دست یا پای یك طرف بدن اختصاص دارد ولی با مرور زمان به دست یا پای سالم همان طرف هم سرایت می‌كند. این علایم پیشرفت می‌كند تا سمت دیگر بدن را هم تحت تأثیر قرار دهد.

معمولا این پیشرفت تدریجی است اما سرعت این پیشرفت از بیمار تا بیمار تفاوت دارد.
مهم است كه بیماران پاركینسون در حال پیشرفت علایم با پزشك خود صحبت و مشورت كنند تا پزشك بتواند درمان را برای بیمارش فراهم كند زیرا بدن هر بیمار به طور مختلف و متفاوت به داروهای گوناگون واكنش نشان می دهد. هدف از درمان برای بیماران از بین بردن علایم نیست بلكه تحت كنترل درآوردن عوارض است. این امر می تواند به بیمار كمك كند تا مستقل عمل كند و یك كنترل مناسب برای این بیماری مزمن بوجود آورد. این بیماری از بین نخواهد رفت ولی كنترل عوارض آن می تواند تا حد زیادی جلوی ناتوان كردن و از كار افتادگی را بگیرد.
بیماران پاركینسون اغلب از این موضوع كه بیماری آنها همواره در حال پیشرفت است، آگاه هستند و این موضوع می تواند باعث نگرانی شدید آنها شود. مبتلایان پاركینسون ممكن است بخواهند خود و مشكلات خود را بیش از حد نیاز تحت كنترل درآورند و خود را با دیگر افراد مبتلا مقایسه كنند. نگرانی در مورد پیشرفت بیماری و امكان ادامه كار هم غیرعادی نیست.
پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یك بیمار مشخص غیر ممكن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است. نوعی راهنمایی برای تشخیص پیشرفت این بیماری در بیماران مختلف بر اساس پیشروی بیماری از زمان تشخیص وجود دارد ولی این تنها در حد یك پیشنهاد است.
وقتی محدودیتهای جسمی پاركینسون به حدی برسد كه كارهای روزمره سخت شوند، درمان علایم پاركینسون آغاز می شود.



پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه علوم‌پزشکی یاسوج

F l o w e r
05-02-2011, 22:45
بیماری پاركینسون 2

بيماري‌ پاركينسون‌ يك‌ بيماري‌ دستگاه‌ عصبي‌ مركزي‌ در بزرگسالان‌ مسن‌تر كه‌ مشخصه‌ آن‌ سفتي‌ عضلاني‌ پيشرونده‌ تدريجي‌، لرزش‌ و از دست‌ رفتن‌ مهارت‌هاي‌ حركتي‌ است‌. اين‌ اختلال‌ هنگام‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ نواحي‌ خاصي‌ از مغز توانايي‌ خود در توليد دوپامين‌ (يكي‌ از ناقلين‌ عصبي‌ در مغز) را از دست‌ مي‌دهند.
علايم‌ شايع‌
لرزش‌، به‌ خصوص‌ در حالت‌ عدم‌ حركت‌ اندام‌
سفتي‌ عضلاني‌ و كندي‌ حركت‌ در كل‌ بدن‌
راه‌ رفتن‌ نامتناسب‌ به‌ حالتي‌ كه‌ پاها به‌ زمين‌ كشيده‌ مي‌شوند و فاصله‌ پاها از هم‌ بيشتر از حالت‌ طبيعي‌ است‌.
قامت‌ خميده‌
از بين‌ رفتن‌ حالت‌ چهره‌
تغييرات‌ صدا؛ صدا ضعيف‌ و بم‌ مي‌شود.
اختلال‌ بلع‌، آبريزش‌ دهان‌
توانايي‌ ذهني‌ تا مراحل‌ پيشرفته‌ بدون‌ تغيير مي‌ماند و در مراحل‌ پيشرفته‌ به‌ آهستگي‌ كاهش‌ مي‌يابد.


افسردگي‌، عصبي‌ بودن‌
علل‌
علت‌ اين‌ اختلال‌ در اغلب‌ موارد ناشناخته‌ است‌. بعضي‌ موارد آن‌ ناشي‌ از داروهايي‌ نظير فنوتيازين‌ها؛ آسيب‌ مغزي‌؛ تومورها؛ آنسفاليت‌ پس‌ از آنفلوانزا؛ عفونت‌ با ويروس‌هاي‌ داراي‌ رشد آهسته‌؛ يا مسموميت‌ با مونواكسيدكربن‌ (احتمالاً) مي‌باشد.
عوامل تشديد كننده بيماري
ناشناخته‌
پيشگيري‌
پيشگيري‌ خاصي‌ ندارد.
عواقب‌ مورد انتظار
اين‌ بيماري‌ در حال‌ حاضر غيرقابل‌ علاج‌ محسوب‌ مي‌گردد. ولي‌، علايم‌ آن‌ با درمان‌ قابل‌ تسكين‌ يا كنترل‌ است‌. اين‌ بيماري‌ طول‌ عمر را چندان‌ كاهش‌ نمي‌دهد.
تحقيقات‌ علمي‌ علل‌ و درمان‌ اين‌ بيماري‌ ادامه‌ دارد و اين‌ اميد وجود دارد كه‌ درمان‌هاي‌ مؤثر و نهايتاً علاج‌بخش‌ براي‌ آن‌ ارايه‌ گردند.

تحقيقاتي‌ كه‌ به‌ بررسي‌ پيوند بافت‌ جنيني‌ براي‌ درمان‌ اين‌ اختلال‌ پرداخته‌اند نويدبخش‌ درمان‌ مؤثري‌ در آينده‌ بوده‌اند. با اين‌ درمان‌ به‌ نظر مي‌رسد سلول‌هاي‌ جديد توليدكننده‌ دوپامين‌ در مغز با پيوند بافتي‌ جنيني‌ تشكيل‌ گردند.
عوارض‌ احتمالي‌
زوال‌ عقل‌
پنوموني‌ (ذات‌الريه)
يبوست‌ شديد
احتباس‌ ادرار ناشي‌ از داروهاي‌ تجويز شده‌ براي‌ درمان‌ اين‌ اختلال‌
افتادن‌ و بروز شكستگي‌ استخواني‌
ناتواني‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
- هيچ‌ آزمون‌ تشخيصي‌ براي‌ اثبات‌ بيماري‌ پاركينسون‌ وجود ندارد. تشخيص‌ بيماري‌ معمولاً مبتني‌ بر معاينه‌ فيزيكي‌ است‌. بررسي‌هاي‌ طبي‌ براي‌ رد ساير اختلالات‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ گردد.


- اصول‌ كلي‌ مراقبت‌ اين‌ بيماران‌ عبارتند از درمان‌ فيزيكي‌، اميدواركردن‌ و اطمينان‌ دادن‌ به‌ بيماران‌، و درمان‌ بيماري‌هاي‌ همراه‌ (نظير افسردگي‌)
- روان‌ درماني‌ يا مشاوره‌ جهت‌ كمك‌ به‌ كاهش‌ افسردگي‌
- كار درماني‌ و گفتار درماني‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ گردد.
- استفاده‌ مكرر از حمام‌ گرم‌ و ماساژ دادن‌ جهت‌ پيشگيري‌ از ايجاد سفتي‌ عضلاني‌ استفاده‌ از ريش‌ تراش‌ برقي‌ جهت‌ اصلاح‌
- استفاده‌ از كفش‌هاي‌ بدون‌ بند، نظير كفش‌هاي‌ راحتي‌، كفش‌هاي‌ زيپ‌دار يا كفش‌هاي‌ چسبي‌
- محيط‌ منزل‌ را طوري‌ طراحي‌ كنيد كه‌ از افتادن‌ و آسيب‌ديدگي‌ جلوگيري‌ شود.
- محدوديت‌هاي‌ تدريجي‌ بيماري‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ عاجز شدن‌ بيمار گردد. براي‌ يافتن‌ راه‌هايي‌ جهت‌ حفظ‌ عملكرد و كارآيي‌ خود از مشاوره‌ تخصصي‌ و اعضاي‌ خانواده‌ كمك‌ بگيرد.
داروها
داروهاي‌ آنتي‌كولينرژيك‌؛ آنتي‌هيستامين‌ها؛ داروهاي‌ ضدلرزش‌، نظير آمانتادين‌؛ يا داروهاي‌ ضدپاركينسون‌ از قبيل‌ بروموكريپتين‌، لوودوپا و كاربي‌دوپا. سلژيلين‌ براي‌ به‌ حداكثر رسيدن‌ اثربخشي‌ لوودوپا و كاربي‌ دوپا تجويز مي‌شود.
همه‌ اين‌ داروها لرزش‌ و سفتي‌ عضلاني‌ را كاهش‌ مي‌دهند ولي‌ اغلب‌ عوارض‌ جانبي‌ قابل‌ توجهي‌ نيز دارند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
در حد امكان‌ به‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ خود ادامه‌ دهيد و به‌ دفعات‌ استراحت‌ كنيد. اختلاف‌ زيادي‌ بين‌ توانايي‌ جسمي‌ بيماران‌ دچار اين‌ بيماري‌ وجود دارد. محدوديت‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري تنها در بيماران‌ دچار سفتي‌ عضلاني‌ وجود دارد.
درمان‌ فيزيكي‌ كمك‌كننده‌ است‌.


رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌، در موارد وجود اختلال‌ بلع‌ ممكن‌ است‌ مصرف‌ غذاهاي‌ نرم‌ لازم‌ باشد. براي‌ پيشگيري‌ از يبوست‌ به‌ رژيم‌ غذايي‌ خود فيبر غذايي‌ يا مواد حجم‌افزا(نظير ميوه‌ و سبزيجات)‌ اضافه‌ كنيد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ بيماري‌ پاركينسون‌ بوده‌ يا علايم‌ شما در طي‌ درمان‌ تشديد شده‌ است‌.
اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه به‌ خصوص‌ اختلال‌ در ادرار كردن‌، گيجي‌ يا تاري‌ ديد. داروهاي‌ تجويزي‌ ممكن‌ است‌ با عوارض‌ جانبي‌ همراه‌ باشند.

F l o w e r
05-02-2011, 22:51
قرارگرفتن در معرض حشره‌کش‌ها باعث تشديد بيماري پارکينسون مي‌شود


طبق مطالعات انجام شده، قرار گرفتن در معرض حشره کش‌ها، حتي در مقادير کم مي تواند منجر به تشديد بيماري پارکينسون شود.


به گزارش خبرنگار بهداشت ودرمان خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه مرکزي، با بررسي بر روي حداقل هزار نفر از افراد مبتلا به پارکينسون در پنج کشور مختلف، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند که قرار گرفتن زياد در برابر حشره کش‌ها، خطر ابتلا به بيماري پارکينسون را که همراه با تضعيف شدن مغز مي باشد را تا 39 درصد افزايش مي دهد.




افرادي که در باغ‌ها کمتر با حشره کش‌ها سر و کار دارند، اين افزايش تا 9 درصد مي باشد.


پارکينسون يک بيماري غيرقابل علاج است که در آن سيستم عصب مرکزي غيرقابل کنترل شده و حرکت عضلات و گويش با مشکل مواجه مي شود. همچنين يک سوم موارد اين بيماري به اختلال مشاعر و جنون ختم مي شود.



در دنيا از هر 500 نفر يک نفر به اين بيماري مبتلا مي باشند.


طي مطالعه‌اي از 959 نفردر خصوص ميزان رويارويي آنها با حشره کش‌ها و ديگر مواد شيميايي به مانند ديگر عوامل بيماري زا همچون سابقه بيماري در خانواده و صدمات وارده بر سر، سوالاتي به عمل آمد.




کارگران مزارع در پنج منطقه، اسکاتلند، ايتاليا، مالت، سوئد و روماني آزمايش شدند و در آنها ارتباط بين حشره کش‌ها و بيماري پارکينسون به اثبات رسيد.


دکتر ديک سرپرست اين تحقيق تاکيد مي کند که افزايش اين عامل خطرزا به اين معني نيست که هيچ کس نمي تواند از حشره کش‌ها استفاده كند.


عوامل ژنتيکي در شروع اين بيماري نقش مهمي دارند و وجود حشره‌کش‌ها قطعه ديگري از اين پازل مي باشد

F l o w e r
05-02-2011, 22:59
داروي جديد احتمالا پيشرفت بيماري پاركينسون را متوقف مي‌كند


دانشمندان آمريكايي مي‌گويند، دارويي كشف كرده‌اند كه پيشرفت بيماري پاركينسون را كند مي‌كند و ممكن است بتواند حتي آن را متوقف سازد.

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از ايوانستون، محققان "دانشگاه نورث وسترن" كه رياست آنها را پرفسور "دي. جيمز سورميير" بر عهده داشت، دريافتند كه داروي "ايسراديپاين" (‪ (isradipineسلول‌هاي پير دوپامين را كه مرگ آنها در مغز موجب بروز علائم پاركينسون مي‌شود، جوان مي‌كند.

از ايسراديپاين براي درمان فشار خون بالا و سكته مغزي در سطح وسيعي استفاده مي‌شود و دوپامين يك پيام‌رسان شيميايي حياتي در مغز است كه بر توانايي شخص براي هدايت حركاتش تاثير مي‌گذارد.

سورميير گفت، آنها اميدوارند كه اين دارو از نرون‌هاي دوپامين محافظت كند بنابراين اگر مصرف اين دارو زود شروع شود شخص حتي اگر در معرض ابتلا به پاركينسون قرار داشته باشد، به اين بيماري مبتلا نمي‌شود.

وي افزود، مصرف اين دارو شبيه مصرف روزانه يك عدد قرص آسپرين بچه‌ها براي محافظت از قلب خواهد بود.

ايسراديپاين همچنين ممكن است در افراد مبتلا به پاركينسون نيز تاثير چشمگيري داشته باشد.

گروه سورميير در آزمايش ايسراديپاين روي الگوهاي حيواني مبتلا به پاركينسون دريافتند كه اين دارو با بازگرداندن نرون‌هاي دوپامين به يك وضعيت جوانتر با آسيب پذيري كمتر، از آنها در برابر سمومي كه معمولا اين نرون‌ها را مي‌كشند، محافظت مي‌كند.

اين مطالعه در نشريه اينترنتي مجله "نيچر" منتشر شده است.

F l o w e r
05-02-2011, 23:05
نخستین تلاش برای درمان پارکینسون با سلول پایه



استفاده از سلول های پایه یکی از نویدبخش ترین راه های درمان پارکینسون تلقی می شود
پژوهشگران آمریکایی برای نخستین بار سلول های پایه انسانی را برای درمان علائم بیماری پارکینسون به میمون ها تزریق کرده اند؛ این گامی مهم در تلاش برای یافتن درمانی برای این بیماری تلقی می شود.
سلول های پایه، که در گذشته به جوندگان تزریق شده بود، در ابتدا از بدتر شدن وضعیت سلول های آسیب دیده مغز میمون ها جلوگیری کرد.

با این حال براساس نتایج این مطالعه که در نشریه "اقدامات آکادمی ملی علوم" چاپ شده است، حال میمون های بیمار بعد از چهار ماه مجددا رو به وخامت نهاد.



سلول های پایه نویدبخش پیدایش معالجاتی برای بسیاری از بیماری ها هستند، اما پیشرفتی عمده در این زمینه فرار از آب درآمده است.



دکتر ریچارد سیدمن، یکی از نویسندگان این مقاله، گفت: "حالا سال ها مانده به چنین پیشرفتی دست پیدا کنیم، اما این مطالعه آغاز خوبی است و ما ممکن است کاربردهای آن برای شماری از بیماری ها غیر از پارکینسون را بررسی کنیم.

"پستانداران عالی مقابل انسان

در این مطالعه تیم محققان با شگفتی دریافت که سلول های پایه برخلاف انتظار به جای آنکه جایگزین سلول های خسارت دیده شوند در عمل به محافظت از آنها می پردازند و مانع وخیم تر شدن وضعیت آنها می شوند.



اما هرچند میمون ها در وهله اول آزمایش وضع خوبی داشتند، بعد از چهار ماه بار دیگر علائم بیماری در آنها ظاهر شد.



پژوهشگران گمان می کنند علت آن می تواند این باشد که بدن میمون ها شروع به طرد بافت خارجی که به آنها تزریق شده می کند و می گویند شاید لازم باشد مطالعات دیگری برای سرکوب سیستم دفاعی بدن آنها انجام شود.



اما دکتر کیه-ران برین، مدیر "تحقیق و توسعه" انجمن پارکینسون، خواستار احتیاط شد.



وی گفت: "این نتایج متعلق به مرحله خیلی ابتدایی آزمایشی 'ما قبل کلینیکی' است که به روی نوع حیوانی پارکینسون انجام شده."



دکتر استفان مینگر، مدیر "آزمایشگاه بیولوژی سلول پایه کینگ" گفت او از هر پژوهشی که جستجو برای یافتن یک معالجه را جلو ببرد استقبال می کند اما او نیز علیه خوشبینی بیش از اندازه هشدار داد.



سلول های مادر



تخمین زده می شود که بیش از 4 میلیون نفر در جهان از بیماری پارکینسون رنج می برند که آن را در میان بیماری های رایج زایل کننده مغزی، پس از آلزایمر، در جایگاه دوم قرار می دهد.





پارکینسون یک بیماری سیستم عصبی است که مردان و زنان بالای 40 سال را مبتلا می کند. این بیماری با لرزش دست و پا، خشکی و انعطاف ناپذیری عضلات و کند شدن حرکات بدن همراه است.



این بیماری پیش رونده به تدریج باعث نابودی بخشی از سلول های مغزی که ماده ای به نام دوپامین تولید می کنند می شود.



استفاده از سلول های پایه یکی از نویدبخش ترین راه های درمان این بیماری تلقی می شود.



سلول های پایه یا "مادر" به فاصله کوتاهی پس از تشکیل نطفه شکل می گیرند و ظرفیت بدل شدن به کلیه بافت های بدن را دارند.

F l o w e r
05-02-2011, 23:37
پاركینسون یك بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. از هر صد نفر بالای ۶۰ سال یك نفر به این بیماری مبتلا می شود. البته افراد جوانتر هم می توانند به این بیماری مبتلا شوند و تخمین ها نشان می دهند كه افراد جوان مبتلا به پاركینسون ۵ تا ۱۰ درصد كل این بیماران را تشكیل می دهند.

بیماری پاركینسون برای اولین بار توسط دانشمندی انگلیسی به نام دكتر جیمز پاركینسون در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد و از این رو نام این بیماری به وی تعلق یافت.بعد از بیماری آلزایمر، پاركینسون معمولاً بیماری مخرب اعصاب به حساب می آید.

پاركینسون یك بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. از هر صد نفر بالای ۶۰ سال یك نفر به این بیماری مبتلا می شود. البته افراد جوانتر هم می توانند به این بیماری مبتلا شوند و تخمین ها نشان می دهند كه افراد جوان مبتلا به پاركینسون ۵ تا ۱۰ درصد كل این بیماران را تشكیل می دهند. براساس آمارهای موجود، بیش از ۳۰ هزار بیمار مبتلا به پاركینسون در كشور وجود دارد كه با روش نوین عمل جراحی این بیماری در بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان حضرت رسول اكرم(ص) برای اولین بار جلوی رشد و پیشرفت پاركینسون تا حد بالایی گرفته می شود. این عمل جراحی در حالی انجام می شود كه بیمار هوشیار بوده و وضعیت او قابل ارزیابی و كنترل دقیق است. با دكتر غلامعلی شهیدی، متخصص داخلی مغز و اعصاب در بیمارستان رسول اكرم(ص) در مورد پاركینسون و شیوه جدید جراحی آن گفت وگو كرده ایم.

● آقای دكتر، پاركینسون چیست؟

- پاركینسون بیماری است كه با لرزش، سفتی عضلانی و كندی حركتی مشخص می شود كه این علایم در مراحل پیشرفته بیماری بیشتر خودشان را نشان می دهند. لرزش گاهی خیلی شدید و ناتوان كننده است. ۷۰ درصد این بیماران دو سال بعد از شروع بیماری در نهایت به درمانی كه بتواند از نظر حركتی به آنها كمك كند، احتیاج پیدا می كنند.

● علت شیوع بالای پاركینسون در میان جوانان چیست؟

- متاسفانه پاركینسون به عنوان بیماری افراد مسن شناخته شده در حالی كه نسبت جمعیت و افزایش جمعیت جوان باعث شده این بیماری در بین جوانان نیز شیوع بالایی داشته باشد. آمارها نشان می دهند كه ۲۵ درصد این بیماران در سن ۵۰ سال و كمتر از ۱۵ درصدشان زیر ۴۰سال هستند. به طور كلی از هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۰۰ تا ۳۰۰ بیمار پاركینسونی وجود دارد. پس در یك جمعیت ۷۰ میلیونی حدود ۷۰ هزار بیمار پاركینسونی وجود دارد كه حتی اگر كمتر از آن هم باشد باز هم رقم قابل ملاحظه ای است.

●چه علایم دیگری ممكن است نشان دهنده وجود پاركینسون باشد؟

- بیمار معمولاً یك سری از علایم دیگر را دارد كه این علایم تشخیص بیماری را مشكل تر می كنند.

بیمار ممكن است با درد دست، شانه، اندام فوقانی و... مراجعه كند و حتی ممكن است بارها با این دردها به ارتوپد مراجعه كرده باشد، ولی در معاینه مغز و اعصاب مشخص می شود كه این بیمار كندی و فقر حركتی دارد و ماه ها پس از این كه داروهای مسكن را به صورت متفرقه مصرف كرده، تشخیص پاركینسون در او مسجل می شود. علاوه بر این علایم افسردگی نیز در ۳۰ تا ۴۰ درصد این بیماران دیده می شود كه در این صورت پزشك باید برای بیمار داروی ضدافسردگی تجویز كند.

● پاركینسونی ها از نظر بهداشت غذایی چه مشكلاتی دارند؟

- از نظر بهداشت غذایی كندی هضم و یبوست یكی از عوارض این بیماری است، بنابراین توصیه می شود از غذاهایی كه حجم زیاد، سبزیجات و فیبر زیاد دارند استفاده كنند و از مصرف غذاهای كم حجم بپرهیزند.

● آیا علت خاصی برای پاركینسون شناخته شده است؟

- بعضی از انواع پاركینسون ژنتیكی است، البته پاركینسون ژنتیكی كه با یك ژن منتقل می شود بسیار نادر است. اكثریت این بیماران توارثی نیستند، ولی این به آن معنا نیست كه زمینه خانوادگی در ابتلا به آن نقشی نداشته باشد و می توان گفت كه ژن های متعدد در یك خانواده سبب می شوند كه تعداد بیشتری از افراد آن خانواده به پاركینسون مبتلا شوند. به طور كلی شانس ابتلای هر یك از ما به پاركینسون در طول زندگی یك به ۴۰ است و اگر یكی از افراد درجه اول خانواده به آن مبتلا باشد شانس ابتلای ما یك به ۲۰ می شود و اگر دو نفر مبتلا شوند این شانس یك به هفت خواهد شد.

● عوامل محیطی چطور؟

- هنوز مشخص نشده كه عوامل محیطی و سموم مختلف گیاهی و صنعتی و حتی داروها می توانند علت این بیماری باشند. البته پاركینسونیسم (حالتی شبیه پاركینسون) می تواند در نتیجه این عوامل به وجود بیاید از جمله عواملی مانند ضربه به سر، مسمومیت با منگنز، منوكسیدكربن، مواد مخدر تزریقی و... از جمله این عوامل هستند.

● علاوه بر عمل جراحی، دارو چقدر می تواند در درمان پاركینسون مؤثر باشد؟

- نقش دارو در كنترل بیماری بسیار مؤثر است، اما باید بگویم هنوز درمان پیشگیری كننده ای برای پاركینسون شناخته نشده است و تا زمانی كه بیمار واقعاً علامت عمده ای ندارد نباید از داروهای اصلی استفاده شود در صورتی كه علایم بیمار به حدی رسید كه در فعالیت ها و كارهای روزمره برایش ایجاد مشكل كرد از آگونیست های گیرنده دوپامین مثل لوودوپا باید استفاده كرد. چون پاركینسون به علت فقر دوپامین ایجاد می شود. متأسفانه امروزه داروهای رایجی وجود دارند كه براساس مدارك موجود چندان مورد تأیید نیستند، ولی در كشور ما به طور رایج و روتین مورد استفاده قرار می گیرند و از طرف پزشك تجویز می شوند.

● آیا این داروها عوارض خطرناكی دارند؟

- البته، نمونه این داروها از جمله آرتان ظاهراً لرزش بیمار را تخفیف می دهند، ولی بعد از مدتی عوارضشان به صورت توهم، هذیان و اختلال شناختی بروز می كند و به جای آنكه در این شرایط مصرف دارو قطع شود پزشك داروی ضد توهم برای بیمار تجویز می كند كه ممكن است علایم پاركینسون را تشدید كند، این ضعف آگاهی در جامعه پزشكی را نشان می دهد.

● به غیر از دارو چه توصیه های دیگری به بیمار می كنید؟

- فعالیت فیزیكی و ورزش برای بیمار بسیار مفید است، چون پاركینسون بیمار را یكجا نشین می كند، بنابراین با راهنمایی پزشك، كار درمان و فیزیوتراپ، بیمار باید سعی كند حداكثر فعالیت را در طول روز داشته باشد و داروها را به فواصل معین و تحت نظر پزشك مصرف كند.

● پزشك چه آگاهی هایی را باید به بیمار بدهد؟

- در اینجا مشكل این است كه چون بیماری با لرزش شروع می شود، اگر در مورد ماهیت و عاقبت بیماری با بیمار صحبت نشود تصور او در اوایل این است كه لرزش را چیزی طبیعی می پندارد و آینده خاصی را برای آن نمی بیند. در درجه اول وظیفه پزشك این است كه اگر تشخیص قطعی بیماری را داده به بیمار توضیحات روشنی بدهد تا بیمار توقعش را از نحوه درمان مشخص كند.

● آیا پاركینسون لزوماً با فراموشی و اختلال حافظه همراه است؟

- پاركینسون در شكل اولیه قرار نیست با اختلال حافظه توام باشد، ولی آمارها همراهی این دو بیماری را با هم نشان دادند كه این شاید به دلیل مصرف غلط داروها باشد، ولی به طور كلی هر چه سن بیمار پاركینسونی بیشتر باشد، احتمال ابتلای او به آلزایمر بیشتر است.

● شیوه جراحی جدید پاركینسون كه در حال حاضر انجام می شود، تا چه حد در درمان بیماران مؤثر است؟

- این عمل جراحی عمل استانداردی است كه مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریكا هم قرار گرفته و به كمك آن می توان ۵ تا ۱۰ درصد این بیماران را جراحی كرد.

بعد از جراحی نیز میزان داروی مصرفی قبل از عمل تا ۲۵ درصد تقلیل پیدا می كند. باید توجه داشت كه مصرف نامنظم دوپامین باعث حركات شدید و اضافه در بیماران می شود و برعكس عدم استفاده از آن حركت را محدود می كند كه با این شیوه جراحی می توان این حركات اضافی بدن را خنثی كرد.

● شیوه جراحی به چه صورت است؟

- ما از روش كاشت الكترود استفاده می كنیم. به این ترتیب كه یك فریم فلزی روی سر بیمار بسته می شود. بیمار با این فریم وارد دستگاه MRI می شود و مورد عكسبرداری قرار می گیرد. همزمان به وسیله این فریم ها وسیله ای داخل مغز فرستاده می شود و ما با وارد كردن این وسیله امواج داخل مغز را ثبت می كنیم تا ببینیم الكترود درست سرجایش قرار گرفته است یا نه. از بین سه تا چهار الكترودی كه كاشته شده الكترودی كه از همه بهتر است را ثابت می كنیم و عمل جراحی تمام می شود. این الكترودها توسط یك باتری كه زیر پوست در سمت چپ قفسه سینه قرار می گیرد و از زیر پوست گردن وارد مغز می شوند توسط بیمار خاموش و روشن می شوند، البته باید بگویم این عمل درمان قطعی پاركینسون نیست و فقط جلوی حركات اضافی ناشی از مصرف زیاد دوپامین را می گیرد.

● طول عمر پاركینسونی ها چقدر است؟

- طول عمر این بیماران كه در گذشته كمتر از ۱۰ سال بود، بعد از كشف لوودوپا كه در مغز به دوپامین تبدیل می شود به بیش از ۲۰ سال افزایش پیدا كرده و تقریباً با جمعیت سالم یكی شده است. برخلاف تصور عمومی كه لوودوپا را دارویی سمی می دانستند این دارو طول عمر پاركینسونی ها را طبیعی می كند.

● آیا همه پاركینسونی ها شرایط این عمل جراحی را دارند؟

- خیر، به خصوص اگر بیمار مسائل روانی شدید داشته باشد این عمل برایش مناسب نیست. ما سعی می كنیم كسی را عمل كنیم كه سن پایینی داشته باشد و دچار اختلال روانی شدید نباشد.

سمیه شرافتی

روزنامه همشهری

F l o w e r
05-02-2011, 23:58
دریچه جدیدی به بیماری پاركینسون

ترمور( لرزش) و سایر علائم بیماری پاركینسون به دلیل مرگ سلول های عصبی یا نورون های معینی اتفاق می افتد. نشانه دیگر بیماری ایجاد دسته هایی از پروتئین در درون این سلول های عصبی است كه به «جسم لِوی» معروف هستند
زیست شناسان می گویند كه آنها درباره علت اصلی بیماری پاركینسون به نظرگاه جدیدی دست یافته اند كه در صورت اثبات می تواند به تولید گروه تازه ای از داروها بینجامد. بنا به گزارش انتشار یافته در مجله ساینس از سوی گروهی از پژوهشگران كه توسط سوزان لیندكوئیست از موسسه وایتهد در كمبریج ماساچوست رهبری می شود، به نظر می رسد كه علت بیماری در سیستم نقل و انتقال درون سلول های عصبی یا نورون ها نهفته باشد كه كار رفت و برگشت بسته های شیمیایی را در درون سلول انجام می دهد.

ترمور( لرزش) و سایر علائم بیماری پاركینسون به دلیل مرگ سلول های عصبی یا نورون های معینی اتفاق می افتد. نشانه دیگر بیماری ایجاد دسته هایی از پروتئین در درون این سلول های عصبی است كه به «جسم لِوی» معروف هستند.

بسیاری از صاحبنظران معتقدند كه این توده های پروتئینی برای سلول سمی هستند. اما علت وجودی آنها ناشناخته است، همان طور كه دلیل وجود مقادیر عظیم پروتئینی مرموز به نام «آلفا سینوكلئین» در درون آنها كشف نشده است. دكتر لیندكوئیست و همكارانش عقیده دارند كه به تدریج به تعریفی برای نقش طبیعی این پروتئین ها نزدیك می شوند.


به گفته وی به نظر می رسد این پروتئین در ایجاد سیستمی كه به وسیله آن بسته های مواد شیمیایی در بین بخش های مختلف درون سلول جا به جا می شوند نقش داشته باشد و در صورت تخریب انتقال سریع و به دقت كنترل شده سلول انسانی، در درون آن تجمع یابد. وی همچنین حداقل در محیط آزمایشگاهی با استفاده از ژن هایی كه بر خلاف سینوكلئین عمل می كنند، در وارونه كردن روند تخریب موفق بوده است.

تد داوسون از دانشگاه جانز هاپكینز كه در زمینه بیماری پاركینسون صاحب نظر است، می گوید كه یافته جدید می تواند پژوهش ها را عمیقاً تحت تاثیر قرار دهد.

او می گوید كه ما امیدواریم با یافته های جدید موفق به دستیابی به روش های درمانی نوین برای بیماری پاركینسون شویم. یك وجه غافلگیر كننده این اكتشاف این است كه اولین بار در مورد یك ارگانیسم پیچیده صورت نپذیرفته است بلكه در مخمر كه یك قارچ تك سلولی بوده و از سلول عصبی بی بهره است، اتفاق افتاده است. گرچه بسیاری از پژوهشگران چنین فرض می كردند كه علت بیماری پاركینسون منحصر به سلول های عصبی باشد كه در حین بیماری از بین رفته اند، اما دكتر لیندكوئیست معتقد بود كه ممكن است برخی فرآیندهای سلولی در این میان مسئول باشند و فكر می كرد در این صورت بهتر است ابتدا تحقیقات بر روی مخمر به عنوان ارگانیسمی صورت بگیرد كه دستكاری آن در محیط آزمایشگاه كار آسانی است.

دكتر لیندكوئیست و همكارانش سوشی از مخمر را كه نسبت به میزان طبیعی مقادیر بیشتری سینوكلئین تولید می كند، با مهندسی ژنتیك دستكاری كردند. این پروتئین سبب بیماری سلول می شود اما آن را نمی كشد.


وی سپس این سوش را در معرض نسخه های فراوانی از ۳۰۰۰ ژن مخمر قرار داد و ژن هایی را یافت كه به سلول كمك می كنند و همچنین ژن هایی را پیدا كرد كه به سلول آسیب می رسانند.

هر دو دسته این ژن ها در سیستم انتقال درون سلولی نقش داشتند و این نشان می داد كه سینوكلئین بخشی از این فرآیند است. در عین حالی كه این امر پیشرفتی در درك نقش طبیعی سینوكلئین به نظر می رسد، اما بسیاری تردید دارند كه یافته ای مربوط به مخمر بتواند در فهم آنچه در سلول های مغز انسان یا در بیماری پاركینسون روی می دهد، كمك كننده باشد. دكتر لیندكوئیست یافته های خود را به ارگانیسم هایی تعمیم داد كه دارای نورون یا سلول عصبی هستند و این نورون ها دوپامین را به عنوان یك ماده شیمیایی انتقال دهنده بین سلولی تولید می كنند. یكی از ژن هایی كه سلول های مخمر تولید كننده سینوكلئین زیادی را درمان می كند، در پذیرش بسته های شیمیایی به وسیله «دستگاه گلژی» نقش دارد.


دستگاه گلژی محلی است كه در آن بسته های شیمیایی دسته بندی و پردازش می شوند.
آزمایشگاه دكتر لیندكوئیست از همكاران خود خواست كه بر روی كرم های حلقوی، میوه ها و موش های صحرایی كار كنند و ببینند كه آیا ژن های پذیرنده بسته های شیمیایی، سلول های تولید كننده دوپامین را با تولید سینوكلئین زیادی به مخاطره می اندازند یا خیر. دانشمندان در گزارش خود اعلام كردند كه چنین اتفاقی روی می دهد. اما اگر سینوكلئین در یك فرآیند اساسی سلولی نظیر سیستم انتقال بسته های شیمیایی درگیر است، چرا عوارض سمی آن تنها در نورون های مولد دوپامین در مغز بروز می كند؟ دكتر لیندكوئیست معتقد است كه نورون ها می بایست به اندازه تمامی عمر انسان زندگی و كار كنند چرا كه همانند سایر سلول های بدن قابل بازتولید نیستند. از این رو دوپامین به آسانی به مواد شیمیایی بدل می شود كه به پروتئین های سلولی آسیب می رسانند.


دوپامین علائم عصبی را از یك نورون به دیگری انتقال می دهد و بسته های مواد شیمیایی در مدتی به اندازه یك هزارم ثانیه پردازش می شوند.

به گفته دكتر لیندكوئیست اگر سیستم نقل و انتقال به دلیلی چون پیری سلول اندكی كند شود، تاخیری در ورود دوپامین به بسته های پشتیبان روی خواهد داد و این امر می تواند به تجمع آزاد آن در درون سلول و تخریب بسیاری از پروتئین ها بینجامد.

دكتر داوسون از دانشگاه جانز هاپكینز می گوید كه قبلاً در مورد نقش سینوكلئین در سیستم نقل و انتقال سلولی حدس هایی زده می شد اما گروه دكتر لیندكوئیست داده های واقعاً متقاعد كننده ای در این زمینه پیدا كرده است. اما برخی زیست شناسان سلولی نیاز به داده های متقاعد كننده تری دارند. توماس سادهوف از مركز پزشكی جنوب غربی دانشگاه تگزاس، نوعی موش را تولید كرده است كه فاقد ژن سینوكلئین بوده و با این وجود طبیعی به نظر می رسد. این امر نشان می دهد كه پروتئین سینوكلئین نقشی حیاتی در نقل وانتقال سلولی بازی نمی كند

F l o w e r
06-02-2011, 00:19
پاركينسون با حمله خواب ارتباط دارد

محققان "دانشگاه كاليفرنيا"، و "امور سربازان كهنه‌كار آمريكا" مي‌گويند بيماري پاركينسون و حمله خواب ‪ Narcolepsy‬با يكديگر وجه مشترك دارند.

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از لوس‌آنجلس، اين مطالعه كه در شماره ژوئن مجله "مغز" منتشر شده است نشان مي‌دهد كه افراد مبتلا به پاركينسون بايد تحت يك دوره درمان باليني متفاوتي قرار گيرند كه احتمالا علائم خواب آنها را بهبود مي‌بخشد.

"جري سيگل" از "موسسه علوم عصبي و رفتار انساني سمل" در دانشگاه كاليفرنيا و "توماس سنيكال" متخصص اعصاب در همين دانشگاه تعيين كرده‌اند كه بيماران مبتلا به پاركينسون تا ‪ ۶۰‬درصد از سلول‌هاي مغزي حاوي "پپتيد هيپوكرتين" (‪ (peptide hypocretin‬را از دست مي‌دهند.



در سال ‪ ،۲۰۰۰‬تعدادي از محققان علت حمله خواب را كاهش هيپوكرتين كه تصور مي‌شود در تنظيم چرخه خواب حائز اهميت است، معرفي كردند.

به گفته سيگل، گزارش اخير به يك علت مشترك اختلالات خواب اشاره مي‌كند كه با اين دو بيماري در ارتباط است و نشان مي‌دهد كه درمان بيماران مبتلا به پاركينسون با استفاده از هيپوكرتين و يا آنالوگ‌هاي هيپوكرتين مي‌تواند اين علائم را از بين ببرد.

F l o w e r
19-02-2011, 22:32
دیستروفی‌ عضلانی‌ ـ muscular dystrophy

دیستروفی‌ عضلانی‌ تحلیل‌ تدریجی‌ عضلات‌ بدن‌، به‌ ویژه‌ عضلات‌ انتهایی‌ اندام‌ها، لگن‌ و اطراف‌ مفصل‌ ران‌، كه‌ منجر به‌ اختلال‌ پیشرونده‌ در راه‌ رفتن‌ و حركت‌ می‌گردد. این‌ اختلال‌ در جنس‌ مذكر شایع‌تر بوده‌ و معمولاً كودكان‌ 12-5 سال‌ را مبتلا می‌سازد. دیستروفی‌ عضلانی‌ بسته‌ به‌ ژن‌ معیوب‌ انواع‌ مختلفی‌ دارد. این‌ اختلال‌ نواحی‌ مختلفی‌ از بدن‌ نظیر شانه‌ها، ران‌ها یا صورت‌ را درگیر می‌سازد.
علایم‌ شایع‌:
۱.

ضعف‌
۲. راه‌ رفتن‌ شبیه‌ اُردك‌
۳. افتادن‌ همراه‌ با دشواری‌ در برخاستن‌
۴. عضلات‌ بزرگتر و قوی‌تر از معمول‌ به‌ نظر می‌رسند ولی‌ در عمل‌ ضعیف‌ترند.
۵. عفونت‌های‌ تنفسی‌ عود كننده‌
۶. پیشرفت‌ ضعیف‌ عضلانی‌تا حدی‌ كه‌ تا سن‌ 12ـ9 سال‌ كودك‌ مجبور به‌ استفاده‌ از صندلی‌ چرخدار می‌شود.

ـ علل‌ بیماری:
دیستروفی‌ عضلانی‌ یك‌ اختلال‌ ارثی‌ و در واقع‌ یك‌ ناهنجاری‌ ژنتیكی‌ است‌. این‌ بیماری‌ توسط‌ خانمی‌ كه‌ حامل‌ ژن‌ معیوب‌ است‌ اما خود بیمار نیست‌، به‌ فرزندان‌ پسر منتقل‌ می‌شود. هنگامی‌ كه‌ یك‌ زن‌ حامل‌ ژن‌ بیماری‌ با یك‌ مرد سالم‌ ازدواج‌ می‌كند، ممكن‌ است‌ نیمی‌ از فرزندان‌ پسر این‌ بیماری‌ را به‌ ارث‌ ببرند.

ـ عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر:
سابقه‌ خانوادگی‌ دیستروفی‌ عضلانی‌



ـ پیشگیری‌:
قبل‌ از تشكیل‌ خانواده‌، انجام‌ مشاوره‌ ژنتیك‌ لازم‌ است‌. در خانم‌های‌ باردار برای‌ تعیین‌ جنس‌ كودك‌ و این‌ كه‌ آیا به‌ این‌ اختلال‌ مبتلا هست‌ یا خیر، آمنیوسنتر باید انجام‌ شود. حاملین‌ بیماری‌ از طریق‌ آزمایش‌های‌ طبی‌ قابل‌ شناسایی‌ هستند زیرا سطح‌ خونی‌ یك‌ آنزیم‌ حاضر در آنها بالاتر از طبیعی‌ است‌.
از اضافه‌ وزن‌ باید پیشگیری‌ شود زیرا این‌ عارضه‌ خود بار اضافه‌ای‌ بر عضلات‌ ضعیف‌ شده‌ تحمیل‌ می‌كند.

ـ عواقب‌ مورد انتظار:
این‌ اختلال‌ در حال‌ حاضر غیرقابل‌ علاج‌ محسوب‌ می‌گردد. در برخی‌ انواع‌ آن‌، بیمار به‌ ندرت‌ به‌ سنین‌ بزرگسالی‌ می‌رسند، سایر انواع‌ پیشرفت‌ آهسته‌ای‌ دارند. تحقیقات‌ عملمی‌ درباره‌ علل‌ و درمان‌های‌ این‌ اختلال‌ ادامه‌ دارد و این‌ نویدبخش‌ كشف‌ درمان‌هایی‌ بهتر و افزایش‌ طول‌ عمر برای‌ این‌ بیماران‌ است‌.

ـ عوارض‌ احتمالی‌:

۱.

رخم‌های‌ فشاری‌
۲. جمع‌شدگی‌ عضلات‌
۳. شكستگی‌ها یا آسیب‌های‌ مكرر ناشی‌ از افتادن‌
۴. انحنای‌ ستون‌ فقرات‌ در اثر ضعف‌ عضلات‌ آن‌
۵. پنومونی‌ (ذات‌الریه) در اثر ضعف‌ عضلات‌ قفسه‌ سینه‌ و كاهش‌ پاسخ‌ سرفه‌ نسبت‌ به‌ محرك‌ها

ـ درمان‌:
۱. بررسی‌های‌ تشخیصی‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ آزمایش‌ خون‌ برای‌ اندازه‌گیری‌ مربوط‌ به‌ عضلات‌، و نمونه‌برداری‌ عضله‌ (برداشتن‌ مقدار اندكی‌ از بافت‌ یا مایع‌ برای‌ بررسی‌ آزمایشگاهی‌ به‌ منظور كمك‌ به‌ تشخیص‌)
۲. به‌ كودكان‌ باید روش‌های‌ تنفس‌ عمیق‌ آموزش‌ داده‌ شود.
۳. كودكان‌ باید در حد توان‌ به‌ فعالیت‌های‌ مدرسه‌ای‌ خود ادامه‌ دهند.
۴. گاهی‌ جراحی‌ برای‌ آزادكردن‌ جمع‌ شدگی‌ عضلات‌ یا ثابت‌ كردن‌ مفاصل‌ ضرورت‌ می‌یابد.
۵.
حمایت‌ تنفسی‌ هنگام‌ شب‌ مهم‌ است‌.
۶. روان‌ درمانی‌ یا مشاوره‌ جهت‌ یادگیری‌ راه‌های‌ تطبیق‌ دادن‌ خود با این‌ ناتوانی‌ و ایجاد تطابق‌ اجتماعی‌ سودمند است‌.
۷. مراقبت‌ بیماران‌ در آسایشگاه‌ها در صورتی‌ كه‌ نیازهای‌ آنها بیش‌ از امكانات‌ موجود در منزل‌ باشد، توصیه‌ می‌شود.


ـ داروها:
۱. داروهایی‌ متناسب‌ با هر یك‌ از عوارض‌
۲. داروهای‌ مسهل‌ برای‌ پیشگیری‌ از یبوست‌
۳. هیچ‌ دارویی‌ قادر به‌ معالجه‌ بیماران‌ نیست‌

ـ فعالیت‌:
بیمار باید تا حدامكان‌ فعالیت‌های‌ فیزیكی‌ و ذهنی‌ خود را ادامه‌ دهد. وسایل‌ زیادی‌ برای‌ كمك‌ به‌ غلبه‌ بر معلولیت‌های‌ ناشی‌ از ضعف‌ عضلانی‌ وجود دارد. در این‌ زمینه‌ بریس‌ها می‌توانند كمك‌كننده‌ باشند. در صورتی‌ كه‌ بیمار قادر به‌ حركت‌ دادن‌ اختیاری‌ عضلات‌ خود نباشد، ماساژ و حركات‌ غیرفعال‌ عضلات‌ توسط‌ اعضای‌ خانواده‌ یا پرستار برای‌ پیشگیری‌ از بروز جمع‌شدگی‌ عضلات‌ ضروری‌ است‌. از بی‌تحركی‌ یا ماندن‌ در بستر به‌ مدت‌ طولانی‌ باید اجتناب‌ شود.

ـ رژیم‌ غذائی‌:
رژیم‌ خاصی‌ نیاز نیست‌.

ـ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمائید:
شناسایی‌ علایم‌ دیستروفی‌ عضلانی‌ در كودك‌ توسط‌ والدین.‌ بروز عفونت‌، به‌ ویژه‌ عفونت‌ ریوی‌، پس‌ از تشخیص‌ این‌ اختلال‌ علایم‌ این‌ عفونت‌ عبارتند از تب‌، سرفه‌ و درد سینه‌.

F l o w e r
19-02-2011, 22:40
زمين خوردن مكرر از علايم بيماري ديستروفي مايوتونيك است



زمين خوردن مكرر در بالغين، از علايم بيماري ديستروفي مايوتونيك است.

به گزارش خبرنگار سرويس بهداشت و درمان ايسنا، در نخستين نشست ماهانه‌ي انجمن ژنتيك ايران (شاخه‌ ژنتيك انساني) كه به بررسي بيماري‌هاي ارثي (بيماري‌هاي نوكلئوتيد سه تايي) پرداخت، دكتر علي اكبر

سلطان‌زاده عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران اظهارداشت: بيماري ديستروفي مايوتونيك يا اشتينر كه 92 سال پيش شناخته شد، جز بيماري‌هاي عضلاني است كه همه‌ي سيستم بدن را گرفتار مي‌كند.

وي افزود: اين بيماري ارثي عضلات ديستال (انتها) و پروگزيمال را درگير كرده و عضله منقبض شده، ولي به كندي باز مي‌شود؛ شايع‌ترين سن بروز آن بين سنين 30 تا 40 سال است، اما برخي مقالات تا 70 سال را هم ذكر مي‌كنند.

دكتر سلطان‌زاده از ديگر علايم اين بيماري را كاهش ضريب هوشي و پذيرش مغزي و حتي در موارد شديدتر جنون و ديوانگي دانست و اضافه كرد: افراد مبتلا دچار افتادگي پلك، ريزش موي سر در ناحيه‌ي فورنتال، بزرگي سينه (ژنيكوماستي) اختلال در كار قلب، مگاكولون (بزرگي كولون) و حتي اختلال بلع مي‌شوند. كاتاراكت ( آب مرواريد)، كدورت قرنيه و آتروفي بيضه از ديگر علايم اين بيماري است.

وي يادآور شد: مادران اين نوزادان در دوران بارداري دچار افزايش مايع آمنيوتيك شده (هيدروآمينوس) و اين نوزادان در بدو تولد هايپوتن (شل) بوده، داراي مشكلات تنفسي و قلبي هستند و عموما در طي دوران جنيني دچار كاهش حركت هستند.

همچنين، در ادامه‌ي اين نشست، دكتر بهروز جليلي روانپزشك اطفال و دانشيار علوم پزشكي ايران در ارتباط با علايم سندروم فراژيليس كروموزوم X گفت: بيماري فراژيليس كروموزوم و اوتيسم به دليل وجود علايم مشابه به سختي قابل افتراق هستند، در اين سندرم 1 تا 50 درصد سلول‌ها گرفتار و در صورت عدم معاينه‌ي دقيق بسياري از اين بيماران ناشناخته باقي مي‌مانند. از علايم فيزيكي سندرم فراژيليس كروموزم حركات زياد و هايپراكتيوبودن بيمار، تكرار صحبت‌ها، انجام حركات بي‌هدف، ترس از اجتماع و خجالت كشيدن بيش از حد است.

دكتر جليلي تاكيد كرد: شيوع اين سندرم در مردان 1 در20 هزار نفر و در زنان 1 در 25 هزار نفر است.از اقدامات تشخيصي براي اين سندرم CTscan،MRI، EEG و كاريوتايپ است. از ديگر علايم ظاهري اين سندرم صورت دراز، گوش بزرگ، استرابيسم (لوچي) و اضطراب مي‌باشد.

در پايان اين نشست دكتر يوسف شفقتي متخصص اطفال و عضو هيات علمي دانشكده‌ي علوم بهزيستي و توانبخشي به بحث در رابطه با بيماري( Friedreich Ataxia(F.

A پرداخت و بيان كرد: شايع‌ترين بيماري نوكلئوتيد سه‌تايي است و با ازدواج خويشاوندي در ايران افزايش مي‌يابد، علايم در فرم كلاسيك آن از سن 5 تا 15 سالگي تظاهر مي‌كند. اما در موارد نادر بالاي 35 سال و حتي در دوران شيرخوارگي هم ديده مي‌شود.

وي ادامه داد: از علايم اين بيماري اختلال در رفلكس‌هاي عمقي در زانو و قوزك پا، نوروپاتي محيطي، كارديوپاتي (اختلال در سيستم قلب) و نيز ژن F.A بر روي بازوي كوتاه كروموزوم 9 است.

دكتر شفقتي پايان خاطرنشان كرد: هر چه repeat نوكلئوتيد بيشتر باشد، كارديوميوپاتي، ديابت و مشكلات عصبي و در نهايت علايم و عوارض فرد مبتلا شديدتر است، براي هر فرد زير 40 سال مبتلا به آتاكسي بايد به فكر اين بيماري بود.

F l o w e r
19-02-2011, 22:50
برگشت علائم دیستروفی عضلانی



جام جم آنلاین: دانشمندان آمریکایی روشی را برای باز گرداندن دیستروفی عضلانی در موش یافته اند و امیدوارند بتوانند این روش را در انسان نیز عملی سازند.
حیوانات مورد مطالعه در این آزمایش به دیستروفی میوتیک مبتلا بودند ، که شایع ترین نوع دیستروفی عضلانی در انسان است.
به گزارش بی بی سی محققان دانشگاه ویرجینیا با این روش درمانی موفق به بازگرداندن کامل عملکرد عضله قلب و اسکلتی در موش شدند.
دیستروفی عضلاني‌ بیش از 20 بیماری ژنتیکی را در بر می گیرد که با ضعف و تحلیل پیشرونده عضلات اسکلتی کنترل کنند ه حرکت مشخص می شوند.
بعضی از اشکال این بیماری در نوزادان یا کودکان بروز می کند در حالیکه سایر انواع ممکن است تا میانسالی هم ظاهر نشوند.


ديستروفي‌ عضلاني‌ بسته‌ به‌ ژن‌ معيوب‌ انواع‌ مختلفي‌ دارد.

اين‌ اختلال‌ نواحي‌ مختلفي‌ از بدن‌ نظير شانه‌ها، ران‌ها يا صورت‌ را درگير مي‌سازد.
دیستروفی میوتونیک در میان بزرگسالان شایع است و با اسپاسم عضلات ، آب مروارید ، ناهنجاری های قلبی و تغییرات سیستم غدد همراه است.
مبتلایان ، صورتی کشیده ، لاغر ، و گردنی شبیه به قو دارند. این نوع دیستروفی هم مانند انواع دیگر دیستروفی ، عامل ناهنجاری ها یی که رخ می دهد ، DNA معیوب است.
عامل دیستروفی میوتونیک بخش بزرگی از کد DNA معیوب است که باعث تجمع ملکول های RNA سمی پیام بر در سلول ها می شود.





ملکول mRNA کپی اطلاعات حمل شده توسط یک ژن روی DNA است.

اگر کد DNA معیوب باشد mRNA نیز معیوب خواهد شد.
این ناهنجاری ها منجر به ضعف و تحلیل عضلانی پیشرونده و مشکلات قلبی می شود که معمولا در دیستروفی عضلانی دیده می شود.
به گفته سرپرست این تحقیق دکتر مانی مهادوان حذف ملکول های mRNA معیوب و توکسیک به معکوس کردن روند این بیماری کمک می کند.
بهر حال تایید این فرضیه مستلزم انجام تحقیقات گسترده در آینده است.

F l o w e r
19-02-2011, 22:57
ژن ها چگونه كار مي كنند؟

ژن ها نقشه ساخت پروتئين ها هستند كه در واقع بلوك هاي سازنده همه چيز (موها، چشم ها، گوش ها، قلب، ريه و...) در بدن هستند. هر كودكي نيمي از ژن هاي خود را از پدر و نيمي ديگر را از مادر به ارث مي برد. اگر ژن هاي به ارث رسيده ناقص باشند، يك مشكل مانند كاهش شنوائي يا ناشنوائي ممكن است رخ دهد. اختلالات شنوائي در يكي از چهار راه زیر به ارث مي رسند:

اتوزوم غالب: در اختلالات اتوزوم غالب، انتقال يك آلل ژن توسط يك والد هتروزيگوت براي ايجاد بيماري در كودك كافي است. والد هتروزيگورت دو نوع از همان ژن (در اين مورد، يك ژن جهش يافته و يك ژن طبیعی) دارد و مي تواند دو نوع گامت توليد كند (گامت يعني سلولهاي توليد مثلي). يك گامت شكل جهش يافته ژن و گامت ديگر شكل طبیعی ژن را حمل مي كند. هر كدام از اين گامت ها شانس مساوي براي استفاده شدن در تشكيل جنين را دارند. بنابراين شانس اينكه كودك يك والد با يك ژن اتوزمال غالب بيماري را پيدا كند 50 % خواهد بود. صفات اتوزوم غالب اغلب زنان و مردان را به طور مساوي در گير مي كنند.

اتوزوم مغلوب: مشخصه صفت اتوزوم مغلوب داشتن والديني است كه ناقل هتروزيگوت براي فرم جهش یافته ژن هستند و والدین بيماري را نشان نمي دهند. ژن معيوب كه سبب بيماري مي شود، توسط ژن طبیعی سركوب مي شود. اين والدين هتروزيگورت (A/a) هركدام دو نوع گامت توليد مي كنند. يك گامت حامل آلل جهش یافته ژن (a) و گامت ديگر كه كپي نرمال ژن را دارد (A). بنابراين چهار تركيب احتمالي از اين والدين ممكن است: a/a, a/A A/A, A/a تنها كودكي كه هر دو آلل جهش یافته را به ارث برده باشد (a/a) بیماری را نشان مي دهد. در مجموع كودكان اين والدين 25 % شانس به ارث بردن اختلال را دارند.


به ارث رسيدن وابسته به X

يك فرزند پسر، داراي يك كروموزوم X و يك كروموزوم Y است در حاليكه فرزند دختر، دو كپي از كروموزوم X را دارد. هر دختر، يك كروموزوم X خود را از پدر و مادرش به ارث مي برد. از طرف ديگر، هر پسر، كروموزوم X را از مادرش و كروموزوم Y را از پدرش به ارث مي برد. در مجموع تنها يك كروموزوم از دو كروموزوم X در جنس مونث در هر سلولش فعال است و ديگري غير فعال است. به اين دليل است كه وقتيكه يك ژن معيوب را روي كروموزوم X به ارث مي برد، ژن طبیعی روي كروموزوم X ديگر مي تواند آن را جبران كند. از آنجا كه مردان تنها يك كپي از كروموزوم X دارند، هر گونه ژن معيوب احتمال بيشتري دارد كه خود را به صورت بيماري نشان دهد.

به ارث رسيدن ميتوكندريال: ميتوكندري ها كارخانه هاي كوچك درون سلولي، DNA مخصوص خودشان را دارند. جالب است كه اسپرم ميتوكندري ندارد و بنابراين تنها ميتوكندري موجود در تخمك مادر مي تواند از يك نسل به نسل ديگر منتقل شود. اين حالت منجر به يك الگوي به ارث رسيدن جالب مي شود كه در آن تنها مادران بيمار، (ونه پدران بيمار چراكه اسپرم آنها ميتوكندري ندارد) مي توانند بيماري را از يك نسل به نسل بعدي منتقل كنند. حساسيت به آمينوگليكوزيد ها از طريق نقصي در DNA ميتوكندري منتقل شود و شايعترين علت ناشنوائي در چين است.

دردهه اخير، پيشرفت در بيولوژي مولكولي و ژنتيك منجر به دانستن تكامل، عملكرد و پاتولوژي گوش داخلي شده است. پژوهشگران تعداد زیادی از ژن هاي مختلف كه مسئول كاهش شنوائي و ناشنوائي ارثي هستند را كشف كرده اند كه شايعترين آنها موتاسيون ژن GJB2 مي باشد. كاهش شنوائي مربوط به GJB2 از شايعترين علل ژنتيك كاهش شنوائي و يك اختلال ژنتيكي اتوزوم مغلوب در نظر گرفته مي شود چراكه موتاسيون تنها سبب ناشنوائي در افرادي مي شود كه دوكپي از ژن جهش يافته را به ارث برده باشند (از هر والد يك ژن). يك شخص با يك آلل جهش يافته و يك آلل طبیعی ناقل است، اما ناشنوا نيست. تست هاي غربالگري براي ژن GJB2 براي افراد در خطر در دسترس هستند تا به آنها كمك كنند كه خطر داشتن كودك با مشكلات شنوائي را تعيين كنند.

دکتر صادقی
متخصص گوش و حلق و بینی و جراح سر و گردن

F l o w e r
19-02-2011, 23:04
چرا پلک ‌ها می ‌پرند؟ بسیاری از افراد حركات ناخواسته ی ماهیچه ‌ها را در قسمت ‌های مختلف بدن كه برخی از آن ها به صورت پرش‌ های عضلانی هستند، تجربه كرده‌ اند، اما بدون شك آزار دهنده‌ ترین آن ها پرش ‌هایی است كه در ناحیه پلک ‌ها ایجاد می‌ شود.

اما آیا تا به حال علت آن را از خود پرسیده اید؟

این عارضه نوعی وضعیت خوش‌ خیم است كه عمدتا ناشی از استرس و خستگی است و باعث پرش‌ های تیک ‌وار عصبی ماهیچه ی این عضو از بدن می شود.

ماهیچه‌ هایی كه پلک ‌ها را كنترل می‌ كنند، بسیار كوچك و در عین حال حساس هستند و نسبت به محرك‌ هایی نظیر استرس، خستگی و كافئین به سرعت واكنش نشان می ‌دهند. زمانی كه این محرک ها از حد خاصی بیشتر می شوند، باید منتظر چنین پرش‌ های عضلانی در پلک ‌ها بود.
عوامل ایجاد کننده

مصرف زیاد كافئین (قهوه و کولا) و همچنین خیره شدن برای ساعات‌ طولانی به صفحه ی مانیتور کامپیوتر و حتی استفاده طولانی‌ مدت از لنزهای چشمی می‌ توانند به پرش پلک ‌ها منجر شوند.

البته این وضعیت عمدتا موقتی است و ممكن است با گذشت چند روز یا چند هفته، متوقف شود.
درمان

راهكارهایی مانند مصرف كمتر كافئین، استفاده از قطره‌ های چشمی و از همه مهم تر استراحت دادن به چشم‌ ها از جمله اقداماتی است كه می‌ توان برای درمان سریع این عارضه موقتی به كار برد.

ترجمه: مهدی كیا

منبع: Focusmagazine

F l o w e r
19-02-2011, 23:20
تیک های عصبی

تیک‌، یکی از شایع‌ ترین مشکلات روانی است که به گفته کارشناسان دلایل شیوع آن چندان مشخص نیست، ولی تخمین زده می‌ شود بین ۵ تا ۲۵ درصد کودکان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیک را تجربه می ‌کنند.

تیک ‌ها حرکات غیرطبیعی ناگهانی، مکرر، سریع و هماهنگی هستند که معمولا به راحتی قابل تقلید هستند.

حرکات به‌ صورتی مشابه مکررا رخ می ‌دهند و بیمار قادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی کوتاه آن ها را مهار کند، اما این امر ممکن است سبب اضطراب بیمار شود.

تیک‌ ها در نتیجه فشار روانی تشدید می ‌شوند و حین فعالیت‌ های ارادی و تمرکز فکری کاهش یافته و در خواب از بین می‌ روند.

دکتر علیرضا پیرخائفی، روان‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه، تیک‌ ها را فعالیت‌ های حرکتی - صوتی می ‌داند که به ‌صورت ناگهانی اتفاق می‌ افتند و در آن، فرد توان مقاومت خود را از دست داده و ظاهرا مقابله با‌ آن هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

وی، پریدن گوشه‌ چشم، پرش در ناحیه ‌گردن و حرکات اضافه در شانه را از تیک ‌های حرکتی می ‌داند و در خصوص تیک ‌های صوتی ابراز می ‌کند، در این ‌گونه تیک‌ ها علاوه بر تکان‌ های عضلات، سیستم صوتی نیز(مانند صاف کردن گلو، خرخر کردن و بالا کشیدن بینی و …) درگیر می ‌شود.

تیک‌ هایی که به تازگی آغاز شده‌اند، اغلب نیاز به درمان ندارند.

توصیه مناسب به والدین و اطرافیان کودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیک ‌ها نداشته باشند، زیرا تمرکز روی تیک، باعث تشدید آن می‌ شود.

اکثر تیک‌ هایی که تازه آغاز شده‌اند، مسیر محدود و گذرایی دارند و به سمت اختلال جدی ‌تری پیش نمی ‌روند و حداکثر طی دوره‌های استرس ‌آور عود می‌ کنند. معدودی از تیک‌ ها بیشتر از یک ‌سال طول می ‌کشند.

تیک در آقایان سه‌ برابر بیشتر از خانم ها است و تیک‌ های مزمن بیشتر بین سنین ۶ تا ۱۲سالگی دیده می ‌شوند.

● تقسیم ‌بندی

تیک‌ ها را می‌ توان بر اساس ساده یا متعدد بودن، گذرا و مزمن بودن به ۴ گروه تقسیم کرد:

▪ تیک‌های ساده گذرا:

در کودکی بسیار شایع‌اند و معمولا پس از یک ‌سال (‌اغلب طی چند هفته) خود به‌ خود بهبود می ‌یابند و عمدتا نیاز به درمان ندارند. تیک‌ های حرکتی معمول که اغلب در حدود ۵/۳‌سالگی شروع می ‌شوند ،به کودکان کمک می‌ کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. ۷۵ درصد از کودکان، این نوع تیک را در عرض ۶ ماه پشت سر می ‌گذارند.

اگر کودک شما گرفتار تیک شد، بهترین راه، نادیده گرفتن آن است. هیچ گاه او را سرزنش نکرده و یا تنبیه نکنید. شما می ‌توانید برای جلوگیری از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روش ‌های پیشگیرانه، به کودکان تان کمک کنید، ولی تیک ‌های گذرا نباید در برنامه کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرد.

▪ تیک‌ های مزمن:

اگر تیک بیش از ۱۲ماه ادامه یابد، تیک مزمن محسوب می‌ شود. تیک‌ های مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آن ها بیش از حد و بسیار شدید است. این تیک ‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌ های دوره‌ای هستند و غالباً شدت آن ها ماه به ماه، روز به روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر می ‌کند. در حقیقت رفتار تیکی ممکن است برای هفته‌ ها یا ماه‌ها کاملاً محو، اما دوباره ظاهر شود.

ممکن است در هر سنی پدیدار شوند، اما اغلب در کودکی شروع می‌ شوند. درمان در اکثر موارد لازم نیست. باید به بیمار توضیح داد که این اختلال اهمیتی ندارد.

▪ تیک‌ های ساده یا متعدد مداوم:

معمولا از کودکی یا نوجوانی و قبل از ۱۵‌سالگی آغاز می ‌شود. در بسیاری از موارد تیک ‌های موردی روی می ‌دهد، اما بهبود کامل در خاتمه نوجوانی رخ می‌ دهد.

▪ سندرم تیک‌ های حرکتی و صوتی متعدد مزمن:

این سندرم به نام پزشک فرانسوی ‌ای که نخستین بار این بیماری را توصیف کرد، "سندرم ژیل دولا توره" نامیده می ‌شود.

این اختلال معمولا همراه با تحریک ‌پذیری و وسواس است که می ‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود و این واکنش ‌های اجتماعی منفی می ‌‌تواند فرد را به افسردگی دچار کند و حتی در بعضی مواقع او را به سوی خودکشی نیز سوق ‌دهد.

تیک ‌های توره درصورت عدم ‌درمان می ‌توانند به حالتی مزمن در فرد تبدیل شود.

در این افراد حرکات لب و دهان شان به‌ گونه‌ای هست که انگار حرف‌ های رکیک به زبان می‌ آورند، در صورتی که این طور نیست.

به جز تیک ‌های گذرا در سایر تیک ‌های عصبی احتمال بازگشت وجود دارد.

▪ علت‌ ها:

زمانی اعتقاد بر این بود که تیک‌ ها علاوم بیرونی احساسات سرکوب شده و کشمکش‌های درونی ‌اند. امروزه در بسیاری از نقاط جهان آن را ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی می ‌دانند.

تیک تقریباً در یک سوم موارد، پایه ژنتیک دارد، اما در برخی حالات ممکن است این عادت از طریق تقلید به دست آید.

همچنین مشخص شده است که رفتارهای تیکی در زمان فشارهای عصبی افزایش می ‌یابد که این امر به "تیک عصبی" منجر می ‌شود.

در صورتی که از وجود تیک‌ های عصبی در کودک ‌تان رنج می‌ برید، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

▪ کاهش فشار روحی:

به لحاظ این که رفتارهای تیکی غالباً با فشار روحی تشدید می‌ شوند، مواردی را در زندگی کودک ‌تان جست ‌وجو کنید که ممکن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او باشند. مثلا ببینید آیا او تلاش می‌ کند که از تکالیف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی او بالاست؟

برای کاهش تنش‌های احتمالی کودک و ایجاد آرامش و اطمینان در او، تا آنجا که ممکن است موقعیت‌های فشارزا را از بین ببرید و با او مهربان باشید. تعداد تیک ها اغلب با کاهش فشار روحی، تقلیل می‌ یابند.

● چه باید کرد؟

یکی از نکاتی که درباره ی انواع تیک ‌ها حائز اهمیت است، نوع برخورد و نگاه عوام به آن است که باعث می ‌شود، فرد مبتلا دچار احساس ناخوشایندی شود و خود را از انظار پنهان کند و در صورت افزایش بیش از حد این اختلال، حتی در رفتارهای اجتماعی او نیز تاثیر بگذارد.

اگر افراد با نشانه‌ های طولانی‌ مدت تیک مواجه شدند، باید برای جلوگیری از اختلالات وسیع تر به روان ‌پزشک یا روان ‌شناس مراجعه کنند.

F l o w e r
19-02-2011, 23:29
در باره تيك عصبي



دكتر محمد كياسالار


يك اختلال نيمه اردي حركات صورت اصوات يا كلماتي كه بي اختيار و به تناوب تكرار مي شوند . اين جمله شايد براي تعريف تيك مناسب باشد.
اسپاسم عادتي و انقباض غير ارادي رشته‌هاي عضلاني به ويژه در عضلات صورت> اين كلمات را دقيقا به همين ترتيب كه برايتان نوشته‌ام، در مقابل واژه تيك tic مي‌خوانيد: فرهنگ پزشكي دورلند به ترجمه دكتر محمد هوشمند ويژه، جلد دوم، صفحه .1313
اما احتمالا تيك براي شما آشناتر از اين حرفهاست چون شيوعش به ويژه در ميان كودكان كم نيست و خصوصا در پسر بچه‌ها خيلي شايع‌تر از دختر بچه‌هاست 3 تا 4 برابر. با اين همه، علتش را هنوز نمي‌شناسند و اساسا سوال‌هاي بي‌پاسخ در پيرامون تيك بسيار است.

اما مهم اين است كه اين اختلال، نه بر طول عمر تاثيري دارد و نه كيفيت زندگي را به هم مي‌ريزد و مهم‌تر از همه اين كه، تيك در بيشتر مواقع موقتي و گذراست!
يك اختلال نيمه اراديحركات، اصوات يا كلماتي كه بي‌اختيار و به تناوب تكرار مي‌شوند. اين جمله شايد براي تعريف تيك مناسب باشد، البته مشروط بر اين كه مته به خشخاش نگذاريد و دنبال يك تعريف جامع و مانع نباشيد.
روشن‌تر حرف بزنيم: پلك زدن، تكان دادن سر، بالا انداختن شانه، غنچه كردن دهان، بيرون آوردن زبان، اخم كردن، صاف كردن سينه، شكلك درآوردن، سوت زدن،‌ آروغ زدن، به زبان آوردن حرف‌هاي نامفهوم و كلمات تكراري يا هر چيزي از اين قبيل را اگر بتوانيد در تعريف بالا بگنجانيد، اسمش مي‌شود: تيك!
البته فراموش نكنيد كه دو قيد بي‌اختيار و به تناوب بايد حتما حضور داشته باشند وگرنه آنچه با آن رو‌به‌رو هستيد، اسمش تيك نيست. اما جالب است كه حتي يكي از همين دو قيد هم ـ‌گهگاه ـ محل مناقشه پزشكان است: بي‌اختيار! و مناقشه در اينجاست كه: آيا بيماري كه به تيك مبتلا شده، واقعا هيچ اختيار و اراده‌اي براي پرهيز از انجام اين اعمال ندارد؟! يعني بالاخره تيك را بايد ارادي دانست يا غير ارادي؟
حقيقت اين است كه بيشترِ روانپزشكان اعتقاد دارند: تيك، نه 100 درصد ارادي است و نه 100 درصد غير ارادي. نيمه ارادي شايد لغت مناسب‌تري باشد. اما نيمه ارادي به چه معنا؟ به اين معنا كه‌ بيمار مبتلا به تيك، وسواس و اجبار فوق‌العاده‌اي را در خود احساس مي‌كند تا عملي از اعمال فوق را انجام دهد و بدين ترتيب، به آرامش و راحتي برسد؛ يك جور اختلال وسواسي ـ اجباري. بعضي از متخصصان، تيك را جرو همين اختلالات وسواسي ـ اجباري طبقه‌بندي كرده‌اند. و البته اين نكته را هم بايد در پايان قيد كنيم كه در تعريف تيك، يك قيد زماني هم مستتر است. اگر بخواهيد به يكي از اعمال فوق، لقبِ تيك بدهيد؛ ‌لازم است كه آن عمل،‌ هر روز و لااقل به مدت 4 هفته از بيمارتان سر بزند.


يك كودك از هر 4 كودك
تيك، انواع و اقسام زيادي دارد. تيك ساده موقتي> يكي از شايع‌ترين انواع تيك است كه بچه‌هاي سن و سال مدرسه را خيلي زياد گرفتار مي‌كند (در بعضي جوامع، حتي تا 25 درصد.

) معمولا هيچ عارضه‌اي به همراه ندارد و غالبا پس از چند هفته تا چند ماه ـ به طور كاملا خود به خود فروكش مي‌كند. با تنش‌هاي عصبي و استرسهاي هيجاني، اوج مي‌گيرد و با آرامش و آسودگي خاطر كمتر و كمتر مي‌شود؛ به نحوي كه هنگام خواب كاملا از بين مي‌رود.
تيك در بچه‌هاي بيش‌فعالي كه ريتالين مصرف مي‌كنند، خيلي زودتر بروز پيدا مي‌كند و حتي با قطع اين دارو هم قطع نمي‌شود. اين جمله البته به اين معنا نيست كه ريتالين ايجادكننده تيك است، نه! در بروز تيك، ژنتيك بيش از هر عامل ديگري تاثير مي‌گذارد و پس از آن نيز بايد از نقش محيط‌هاي پُرتنش و استرس‌زا سخن گفت. داروهايي مانند ريتالين فقط باعث مي‌شوند، اختلالي كه قرار بوده‌ است مثلا فردا ايجاد شود، همين امروز به وجود بيايد.







براي تشخيص تيك هم معمولا مشاهده باليني پزشك كفايت مي‌كند و هيچ تست بخصوصي لازم نيست. به ندرت پيش مي‌آيد كه براي افتراق تيك از برخي بيماريهاي ديگر (مانند انواع خاصي از صرع) به تهيه نوار مغزي احتياج داشته باشيم.
تيك البته انواع نادرتري هم دارد. ژيل دلاتوره يكي از همين انواع نادر است كه شيوعش به طور متوسط يك در هزار است. معمولا از بين سنين 2 تا 15 سالگي شروع مي‌شود و در 75 درصد موارد تا پيش از 20 سالگي، علايمش كاملا فروكش مي‌كند و يا لااقل، رو به كاهش مي‌گذارد. شروعش از بزرگسالي واقعا نادر است. در تيك ژيل دلا توره هم ممكن است يك يا چند نمونه از تيك‌هاي حركتي را شاهد باشيم اما خصيصه‌اي كه اين نوع را از بقيه انواع متمايز مي‌كند، به زبان آوردن كلمات يا عباراتي است كه اغلب ركيك و زننده‌اند و بي‌اختيار و به تناوب تكرار مي‌شوند.


توجهي نشان ندهيد!
تيك، متاسفانه پيشگيري ندارد. هيچ راه و روش قطعي و روشني براي جلوگيري از بروز اين بيماري، مورد اتفاق پزشكان نيست اما تمام پزشكان بر اين نكته متفق‌القولند كه وقتي علايم تيك در يك كودك ظاهر مي شود، خانواده‌ها به هيچ وجه نبايد به آن توجهي نشان بدهند چون جلب توجه اعضاي خانواده، فقط زمينه را براي رشد و تداوم تيك آماده‌تر مي‌كند.
فراهم آوردن يك محيط امن و آرام در خانواده، بهترين دارو براي درمان تيك كودكان است.

آموزش به خانواده و خود بيمار همراه با افزايش حمايت و درك متقابل خانواده، زمينه را براي قطع تدريجي اين بيماري مساعد مي‌كند. روانپزشكان گه‌گاه از شيوه‌هاي ويژه رفتارـ درماني هم براي مداواي تيك سود برده‌اند.
ورزش، موسيقي، ريلاكسيشن و . . .

هم از شيوه‌هايي هستند كه گاهي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در ژيل دلاتوره و در مواقعي كه تيك منجر به بروز اختلالات شغلي، تحصيلي و... مي‌شود، دارو درماني هم مي‌تواند مورد استفاده قرار بگيرد. در ميان داروهاي روان‌گردان، داروهايي هستند كه بيشتر از بقيه مورد استفاده قرار مي‌گيرد: هالوپريدول، كلرپرومازين، پيموزايد و... طبيعي است كه هر گونه درمان دارويي و غير دارويي براي مداواي اين اختلال بايد زير نظر پزشك انجام بگيرد.

F l o w e r
19-02-2011, 23:38
لرزش دست را جدي بگيريم جام جم آنلاين: لرزش دست در انسان از جمله مشكلاتي است كه ممكن است انسان را در هر سني گرفتار كند، لرزش دست‌ها هنگام عصبانيت ، اضطراب و خستگي بيش از حد، ورزش‌هاي پراسترس و كار زياد روزمره از موارد شايعي است كه در اكثر بيماران مراجعه‌كننده به پزشكان به چشم مي‌خورد.

لرزش دست مي‌تواند در اثر بيماري‌هاي عمومي مثل سوءتغذيه يا ضعف عمومي باشد يا در اثر مشكلات غددي مثل پركاري تيروئيد رخ دهد كه لرزش و تعريق دست‌ها از علائم آن است.

همچنين لرزش دست مي‌تواند جنبه خانوادگي داشته باشد كه اين نوع لرزش در سنين پايين‌تر شروع شده و در شرايط خستگي و استرس بيشتر مي‌شود و با دارودرماني مناسب قابل كنترل است.

چه موقعي لرزش دست بايد جدي گرفته شود؟

در مواردي كه لرزش دست در سنين پايين‌تر شروع شود يا با علائم ديگري همراه باشد، يا در طول زمان بيشتر شده و در واقع پيشرفت كند، بايد جدي گرفته شود.

در بيماري‌هاي ارثي يا اكتسابي مانند بيماري‌هاي تحليل برنده مغز مثل ms يا بيماري‌هاي مخچه‌اي يا پاركينسون اين نوع لرزش‌ها ديده مي‌شود. نوعي از لرزش دست كه هم درميانسالي و هم كهنسالي ديده مي‌شود انواع بيماري پاركينسون است كه اين بيماري به علت كم شدن رنگدانه‌هاي غدد قاعده‌اي مغز مي‌باشد و همراه با كندي حركات بدن، سفتي و خشكي اندام‌ها بوده و به لحاظ ماهيت پيشرونده آن بايد تحت درمان متخصص مربوط قرار بگيرد.

بيماري ms و انواع تعادلي آن نيز مي‌تواند با علامت لرزش دست و عدم تعادل خود را نشان دهد كه اين جزو علائم هشداردهنده يك بيماري جدي است. آلودگي هوا، مسموميت با فلزات سنگين از جمله سرب و كبالت نيز مي‌تواند موجب لرزش دست در سنين پايين‌تر شود.

مصرف موادمخدر و تركيبات آمفتامين و داروهاي روان‌گردان و استفاده بي‌رويه داروهاي اعصاب كه به طور خوددرماني صورت مي‌گيرد هم مي‌تواند عامل لرزش دست شود.

لرزش دست گاه مي‌تواند عارضه مصرف داروهايي باشد كه براي درمان استفاده شده است، مثلا سالبوتامول كه در درمان تنگي نفس استفاده مي‌شود، باعث اين عارضه نيز مي‌شود.

مصرف بي‌رويه الكل در جوامع غربي و بي‌خوابي و شب زنده‌داري نيز يكي از علل ايجادكننده لرزش دست است.

بنابراين براي پيشگيري از اين عارضه بايد از نظر تغذيه، به مصرف سبزي، ميوه‌ها و پروتئين به طور مناسب توجه كرده و از مصرف قهوه و چاي بي‌رويه و محرك‌هاي مغزي، داروهاي روان‌گردان و خواب‌آور به صورت خوددرماني پرهيز كرد. همچنين در زمان آلودگي هوا بايد از خروج غيرضروري از منزل اجتناب ورزيد.

دكتر بهروز نيكنام
متخصص مغز و اعصاب

F l o w e r
20-02-2011, 00:05
تيك عصبي(مقاله جامع

)

تيك نوعي پرش ناگهاني يا انقباض غيرارادي عصبي است كه مي تواند به صورت مزمن يا زودگذر در كلام يا رفتار ظاهر شود.


‌دكتر علي اخوان بهبهاني
حتما تا به حال با افرادي مواجه شده ايد كه مرتب چشمك مي‌زنند يا حركت‌هاي شكلك گونه انجام مي‌دهند يا در صحبت كردن، مدام از كلمات يا واژه‌هاي بيجا و تكراري استفاده كنند؟ ممكن است خود شما نيز در صحبت كردن با ديگران دچار اين موضوع شده باشيد كه مرتب واژه‌اي را كه به هيچ وجه نياز به گفتن آن نيست ، تكرار كرده باشيد؟ بسياري از والدين از حركات شكلك‌ گونه، تكان دادن غيرارادي پا، بازي كردن و كندن موهاي سر و صورت يا تكيه‌كلام‌هاي تكراري فرزندانشان شكايت دارند. اين حركات كه به اصطلاح تيك ناميده مي‌شود، عامل مراجعه بسياري از خانواده ها به پزشك است. تيك نوعي پرش ناگهاني يا انقباض غيرارادي عصبي است كه مي تواند به صورت مزمن يا زودگذر در كلام يا رفتار ظاهر شود. شدت تيك‌ها در طول زمان ممكن است ثابت باشد، يا به طور متناوب نوسان داشته باشد.

برخي افراد قادرند تيك خود را براي چند دقيقه يا حتي چند ساعت سركوب كنند، اما اكثر مبتلايان از وجود تيك خود آگاهي ندارند، يا قادر به مقاومت در برابر آن نيستند.



سمعي و بصري
به طور كلي تيك در دو شكل كلامي و رفتاري ديده مي‌شود.در هر دو نوع آن با انواع ساده و مركب روبرو هستيم كه مشخصه‌ي اصلي آن تكراري ، كليشه‌اي و ناموزون بودن آن است.
تيك ساده، مدت كوتاهي به طول مي‌انجامد و به ندرت بيشتر از يك ثانيه تداوم مي‌يابد و در اغلب موارد بعد از چند هفته يا چند ماه خود به خود از بين مي‌رود.
تيك‌هاي حركتي در نوع ساده شامل: چشمك زدن، حركات پرتابي كردن، بالا انداختن شانه و حركت‌هاي شكلك‌گونه‌ي ناحيه‌ي صورت است. تيك‌هاي حركتي مركب چندين گروه عضلاني را شامل مي‌شوند و به انواعي مانند رفتارهاي نظافتي، بوييدن اشياء، تقليد حركات و رفتار بالاپريدن لمس كردن، پا به زمين كوبيدن، رفتارهاي آرايشي، خودزني و گاز گرفتن خود مشاهده شده است. تيك‌هاي آوايي هم در نوع ساده آن مي‌تواند شامل: صاف كردن گلو، سرفه، بالا كشيدن بيني، خرناس و در نوع پيچيده شامل: بيان يك جمله يا يك تكيه‌كلام يا يك ناسزا باشد.
به كار بردن مكرر واژه‌هايي مانند: چيز؛ مثلاً به قول معروف، در واقع، به قولي و... را مي‌توان از جمله مواردي ذكر كرد كه بارها در گفت‌وگوهاي افراد شنيده مي‌شود. به كار بردن تكراري واژه‌ها در برخي موارد موجب واكنش هاي منفي افراد مي‌شود ؛ اما اغلب موارد ، طرف گفت‌وگو توجه چنداني به آن نمي‌كند .





قبل از 18 سالگي
رفتارهاي تيك‌گونه بيشتر در بين كودكان رايج است و يكي از شايع‌ترين مشكلات روان پزشكي كودك و نوجوان محسوب مي‌شود.

شيوع مجموع اختلالات تيك چندان مشخص نيست ولي تخمين زده مي‌شود كه بين 5‌تا‌25 درصد كودكان سنين مدرسه نوعي از اختلال تيك را تجربه كرده باشند. تفاوت واضحي نيز در شيوع اين اختلال بين پسرها و دخترها ديده نشده است. بررسي‌هاي انجام شده توسط انجمن روان‌شناسان آمريكا نشان مي‌دهد كه تقريباً 13 درصد از پسران و 11 درصد از دختران به اين عارضه دچار مي‌شوند. بر اين اساس كودكان در سنين 7 تا يا11 سالگي بيشترين ميزان تيك را از خود نشان مي‌دهند و اين حالت ممكن است تا سنين ميانسالي ادامه پيدا كند. اين اختلال حتماً قبل از 18 سالگي شروع مي‌شود.

البته معمولاً تيك‌هاي حركتي تا سن 7 سالگي و تيك‌هاي صوتي تا 11 سالگي خود را نشان مي‌دهند.



از كجا مي‌آيد؟
تصور اكثر افراد اين است كه تيك‌ها نشانه‌اي از اضطراب و ناراحتي عصبي كودك هستند و حتي بروز تيك‌ها را به وجود ناملايمات و ناراحتي‌هايي در درون خانواده يا مدرسه و محيط كودك نسبت مي‌دهند. اما واقعيت اين است كه علي‌رغم اينكه تيك‌ها ممكن است در موقعيت‌هاي اضطراب‌آور و پر استرس تشديد شوند، براي آنها بيشتر علل زيست‌شناختي مطرح است.اگرچه هنوز عواملي از قبيل نژاد، وضعيت اجتماعي و اقتصادي در بروز و تشديد تيك ثابت نشده است، ولي بعضي از محققان معتقدند اين اختلال در نژاد قفقازي و شرقي شايع‌تر است . در مواردي ديده شده كه بعضي از مبتلايان، داراي سابقه خانوادگي و يا فاميلي هستند، اين موضوع نشان‌دهنده آن است كه احتمالاً يك عامل ژنتيك يا زيستي مي‌تواند در بروز آن دخيل باشد. همچنين واسطه‌هاي شيميايي مختلفي به عنوان عوامل دخيل در بروز تيك‌ها شناسايي شده‌اند. حتي مشاهده شده است كه برخي از انواع تيك‌ها به دنبال عفونت‌هاي خاصي ظاهر مي‌شوند، كه دليلي براي دخالت سيستم ايمني بدن‌در‌بروز تيك‌هاست.
عوامل محيطي، عاطفي و هيجاني نيز از جمله مواردي شناخته شده‌اند كه در تشديد تيك موِثرند، به اين شكل كه افرادي كه داراي تيك هستند، در مواجهه با موقعيت‌هاي استرس‌زا و مشكلات اضطراب‌آور، پرش عصبي آنها تشديد شده و برعكس، در مواقعي كه محيط آرام است و ترس، وحشت و نگراني وجود ندارد اين عمل به حداقل مي‌رسد.
به هر حال آنچه مشخص است اين است كه هر چند عوامل روان‌شناختي در تشديد تيك‌ها موِثرند، اين عوامل زيست شناختي هستند كه نقش مهم‌تري در پيدايش اين اختلال دارند و شواهدي از اينكه استرس يا اضطراب باعث به وجود آمدن تيك‌ها شوند، وجود ندارد.





توره، نادر اما شديد
نوع خاصي از اختلالات تيك موسوم به <اختلال توره> است كه شامل بروز هر دو نوع تيك حركتي و صوتي در يك كودك در دوره‌اي بيش از يك‌سال است. در اين اختلال معمولاً تيك‌هاي اوليه حركتي در ناحيه صورت و گردن شروع مي‌شود و با گذشت زمان به نواحي پايين‌تر بدن گسترش مي يابد و بعد از چند سال نيز تيك‌هاي صوتي ظاهر مي‌شوند. اين اختلال، اختلالي نادر است و بين بروز آن و اختلال نقص توجه/ بيش‌فعالي، وسواس‌هاي فكري و عملي ارتباطاتي مشاهده شده است.



نيمه‌ارادي يا غيرارادي؟
نكته بسيار مهم در اختلالات تيك، افتراق آن از بعضي حركات قالبي و تكراري كودكان مثل كوبيدن سر، تاب دادن بدن يا ناخن جويدن است. در چنين حالاتي حركات معمولاً ارادي است و باعث تسكين و آرامش كودك مي‌شوند، در حالي كه تيك‌ها ماهيتي غيرارادي دارند و با ايجاد آرامش در كودك نيز همراه نيستند و حتي به درجاتي نيز باعث ايجاد تنش و اضطراب مي‌شوند. تيك‌ها ممكن است در موقعيت‌هاي اضطراب‌آوري مثل سر جلسات امتحان تشديد شوند و در مقابل در موقعيت‌هاي آرامش بخش تخفيف يابند. اين حركات يا اصوات اغلب - ولي نه هميشه - هنگام خواب از بين مي‌روند.





كي برويم دكتر؟
اكثر تيك‌هايي كه تازه آغاز شده‌اند، مسير محدود و گذرايي دارند و به سمت اختلال جدي‌تري پيش نمي‌روند و حداكثر در طي دوره‌هاي استرس‌آور عود مي‌كنند.

اما معدودي از تيك‌ها نيز بيش از يك‌سال طول كشيده و يا ندرتاً به سمت اختلال توره پيشرفت مي‌كنند.تيك هايي كه به تازگي آغاز شده‌اند، اغلب نياز به درمان ندارند. توصيه مناسب به والدين و اطرافيان كودك مبتلا به تيك اين است كه توجهي به تيك ها نداشته باشند، چرا كه تمركز روي تيك، باعث تشديد آن مي شود. به اطرافيان بايد اين موضوع را گوشزد كرد كه انتظارت بيش از حد و فشار آوردن روي فرد براي ترك يا كاهش اين رفتارها نه تنها مفيد نيست، بلكه نتيجه‌ي عكس مي‌دهد و باعث تشديد آن مي‌شود.لازم است والدين در جريان تربيت فرزندان خود، سن و ظرفيت آنها را به دقت در نظر بگيرند و از شيوه تربيتي مبتني بر تشويق به جاي تنبيه استفاده كنند. يعني در مواقعي كه كودك تيك ندارد به وي بيشتر توجه و نگاه كنند و بيشتر با او صبحت و يا او را مورد نوازش قرار دهند و برعكس در مواقعي كه حالت‌هاي تيك را از خود نشان مي‌دهد، بي‌اعتنايي كنند و وانمود كنند كه اين حركات او را نمي‌بينند.وجود اين عارضه گاهي مواقع از چند هفته تا چند ماه به طول مي‌انجامد ودر مواردي هم به چند سال مي‌رسد. از جهت ديگر امكان دارد حالت پرش <گونه> پيدا كند و ازنقطه‌اي به نقطه ديگر منتقل شود.
توجه داشته باشيد اگر همين تيك‌ها نيز با ايجاد اختلال در عملكرد معمول تحصيلي يا ارتباطي كودك همراه باشد يا باعث ناراحتي‌هاي هيجاني در كودك شده باشند، نياز به ارزيابي و معاينات عصبي دقيق و انجام مداخلات دارويي و غيردارويي مقتضي توسط پزشك متخصص دارند.
در مواردي كه تيك‌ها بيش از يك سال طول كشيده باشند، عواملي مثل شدت و تكرار تيك، ميزان اختلال ايجاد شده در عملكرد تحصيلي و ارتباطي كودك، مشكلات اجتماعي ايجاد شده براي وي و تا‡ثيرات هيجاني تيك در كودك، مشخص‌كننده نوع مداخلات دارويي و غيردارويي تخصصي موِثر است و نهايتاً در موارد نادري كه اختلال توره تشخيص داده مي‌شود، همواره مداخلات دارويي و غيردارويي براي درمان كودك لازم خواهد بود.
در مجموع تيك‌ها از اختلالات نسبتاً شايع روان پزشكي كودك و نوجوان هستند و با توجه به نگرش‌هاي غلط و تصورات اشتباهي كه عموم مردم به خصوص در مورد علت اين اختلال دارند، شايد خانواده‌ها چندان تمايلي به مراجعه جهت درمان اين اختلال در كودك خود نداشته باشند و ضروري است كه همه به ابعاد زيست شناختي اين اختلال آشنا باشند تا با مراجعه سريع و شروع به موقع مداخلات درماني لازم، از ايجاد مشكلات عملكردي و هيجاني مهمتر در كودكان و نوجوانان مبتلا پيشگيري شود.

F l o w e r
20-02-2011, 00:15
با دانش‌آموزي كه تيك دارد چگونه رفتار كنيم؟



سندرم تورت چيست؟





سندرم تورت يك اختلال نوروبيولوژيك است كه علائم و نشانه‌هاي آن عموماً در دوران كودكي پديد مي‌آيد.

شايعترين سن شروع حركات غيرارادي در اين كودكان اوايل دوره ابتدايي است. درنتيجه معلمان احتمالاً اولين كساني هستند كه علائم بيماران را مي‌بينند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران واحد علوم پزشكي تهران، اين بيماري با چهار علامت اوليه مشخص مي‌شود كه براي تشخيص تورت وجود آنها ضروري است. البته خصوصيات باليني ديگري هم در برخي از بيماران تورت مشاهده مي‌شود.

اين چهار علامت عبارتند از: كودك دچار تورت، تيك‌هاي حركتي غيرارادي متعدد دارد. اين تيك‌ها مي‌توانند به صورت پرش‌هاي ناگهاني سر، شانه يا حتي كل بدن، چشمك زدن‌هاي متناوب يا چرخاندن چشمها، شكلك درآوردن يا رفتارهاي متناوب لمس كردن يا دق كردن‌هاي مكرر باشند. برخي از اين بيماران حركات قالبي بسيار پيچيده پيدا مي‌كنند و حتي ممكن است رفتارهاي جبري تكراري نشان دهند، مثل بو كردن اشياء يا روشن و خاموش كردن پشت سر هم چراغ ها.

خصوصيت دوم كودكان مبتلا به تورت تيك هاي صوتي است. يعني از خود صدا درآوردن و به زبان آوردن لغات يا عبارات كوتاه به صورت غيرارادي. اين تيك ها شامل بالا كشيدن بيني، صاف كردن گلو يا سرفه هاي مكرر، انواع مختلف صدا و فريادهاي ناگهاني، خنديدن هاي غيرارادي، پژواك گويي (تكرار كلام اخير ديگران يا خود) و كوپرولاليه (بر زبان راندن كلماتي كه از لحاظ اجتماعي گفتن آنها مناسب و جايز نيست). البته اين نوع تيك در واقع خيلي شايع نيست اما به نظر مي رسد از ساير نشانه‌هاي سندرم تورت شناخته شده‌تر باشد.

يكي ديگر از خصوصيات ويژه سندرم تورت اين است كه نشانه‌هاي بيماري در زمان كوتاهي ظاهر و سپس ناپديد مي شود.

مثلا ممكن است زمان‌هايي باشد كه تيك‌هاي بيمار بسيار شديدند و زمان هايي باشد كه بيمار هيچ نشانه و علامتي نداشته باشد.

و بالاخره نشانه‌هاي تورت در طول زمان تغيير مي كنند. در يك سن، تيك هاي كودك ممكن است به صورت چشمك زدن و بالا كشيدن بيني باشد و سال بعد به صورت بالا انداختن شانه و صداي كليك درآوردن با زبان.



يك خصوصيت ويژه نگران كننده ديگر غيرارادي بودن تيك هاست كه با اين وجود برخي از بچه ها مي توانند به مدت چند ثانيه يا حتي بيشتر آنها را سركوب كنند. در نتيجه كودكي كه تيك هاي صوتي دارد ممكن است بتواند در مراسم مذهبي خود را كاملاً آرام نگاه دارد و بعد در راه رسيدن به خانه آنها را با شدت و يا دفعات بيشتري بيرون بريزد.

اين خصوصيت تورت باعث مي شود مردم به اشتباه فكر كنند رفتارهاي بيمار عمدي است و يا اينكه كودك يا نوجوان مبتلا به هيچ وجه تيكي ندارد.



علل ايجاد عامل سندرم تورت:



تا همين اواخر افراد مبتلا به تورت و خانواده آنها رنج بسيار مي بردند، زيرا علت رفتارهاي غيرطبيعي آنها از سوي جامعه پزشكي درك نمي شد. بيشتر آنها به اشتباه تشخيص هاي ديگر مي گرفتند و به آنها گفته مي شد كه مشكلشان ريشه در اختلالات عاطفي دارد و در نتيجه درمان هاي مناسبي هم دريافت نمي كردند.



اكنون مي دانيم كه سندرم تورت يك اختلال نوروبيولوژيك است كه نشانه ها و علائم آن رفتار را تحت تأثير قرار مي دهد. اگر آموزگاران در مورد نشانه‌هاي اين سندرم آگاهي كافي داشته باشند بسيار كمك كننده است چرا كه آنها اغلب بيشترين برخورد را با كودك دارند و مي‌توانند رفتار او را در درازمدت مشاهده كنند.



هم اكنون پذيرفته شده است كه اين بيماري و مشكلات همراه آن اختلالي ارثي است و اغلب مي‌توانيم بسياري از علائم بيماري از جمله تيك‌هاي حركتي و رفتارهاي همراه با آنها را در اعضاي ديگر خانواده بيمار مشاهده كنيم و البته همانند ساير اختلالاتي كه ارثي هستند والدين اين بيماران در مورد انتقال ارثي اين مشكل به فرزندان خود احساس گناه مي كنند. لذا به هنگام صحبت در رابطه با مشكلات بيماران بايد به اين نكته نيز توجه كافي داشت.



درمان سندرم تورت:

اگر تيك‌ها خفيف باشند ممكن است علي‌رغم تشخيص بيماري، درماني صورت نگيرد. گاهي اوقات براي آنكه كودك در خانه و مدرسه به راحتي به فعاليت‌هاي روزمره خود ادامه دهد پذيرفتن اين حقيقت كه نشانه هاي بيمار و رفتارهاي او در كنترل كودك نيستند و به قصد «شيطنت» و از روي عمد انجام نمي شوند كافي مي باشد. ممكن است حتي لازم باشد كه در مورد اين بيماري براي گروه همسالان كودك و والدين او نيز توضيحاتي داده شود تا آنها هم دليل اين رفتارها را از سوي بيمار متوجه شوند. با اين وجود در برخي موارد تيك ها به شدت آزاردهنده مي شوند و آن قدر كودك را رنج مي دهند كه به درمان طبي نياز مي‌شود.



متأسفانه هيچ «قرص جادويي» وجود ندارد كه بتواند نشانه ها و علائم بيمار را بهبود بخشد و هيچ عوارض جانبي منفي هم نداشته باشد.

بسياري از داروهاي مورد استفاده كنوني براي سندرم تورت عوارض جانبي احتمالي دارند كه عبارتند از: افزايش وزن، گيجي و منگي و كندي سرعت تفكر. علاوه بر اينها يك جا بند نشدن، نشانه هاي افسردگي، هراس از مدرسه يا حتي ايجاد واكنش هاي آلرژيك شديد نيز ممكن است روي دهند. در نتيجه داروهايي كه مي توانند به بيمار كمك كنند قادرند كودك را خواب آلوده كنند و يا قدرت تمركز و يادگيري او را در مدرسه كمي كاهش دهند. علاوه بر اين در حالي كه اين داروها از نشانه هاي بيمار مي كاهند به ندرت مي توانند اين نشانه ها را كاملاً از بين ببرند. پس مصرف داروهاي مزبور در واقع يك معامله است و پزشك و خانواده بيمار با هم تصميم خواهند گرفت كه آيا منافع مصرف آنها ارزش مشكلاتي كه ممكن است ايجاد كنند را دارند يا نه. در اين بين اطلاعاتي كه آموزگاران از عملكرد روزانه كودك در مدرسه به دست مي آورند در روند اين تصميم گيري بسيار اهميت مي يابد.

F l o w e r
20-02-2011, 00:24
بيماري ژنتيكي آتروفي عضلاني نخاعي، يكي از علل مهم مرگ و مير شيرخواران در كشور است


پژوهش گروهي از متخصصان ژنتيك كشورمشخص كرد بيماري ژنتيكي آتروفي عضلاني نخاعي، به دليل شيوع بالاي ازدواجهاي فاميلي، از عوامل شايع بروز مرگ و مير در شيرخواران كشور است.دكتر «حسين نجم آبادي» متخصص ژنتيك و يكي از پژوهشگران اين طرح در گفت و گو با ايسنا، گفت: بيماري ژنتيكي آتروفي عضلاني نخاعي (sma) كه نوعي فلج پيشرونده اندام‌ها و تنه است در سه نوع 1 و 2 و 3 مشاهده مي‌شود؛ به اين ترتيب طول عمر بيماران مبتلا به نوع يك به دليل تحليل اندام‌هاي حركتي عصبي شش ماه، نوع 2، دو سال و نوع 3 تا سن بلوغ است.وي ادامه داد: دو ژنsmn و naip واقع در بازوي بلند كروموزوم 5 عامل بروز اين بيماري است؛ البته در مواردي وجود اين ژن‌ها در هر دو والد و درموارد ديگر تنها در يكي ازوالدين عامل بروز بيماري در جنين مي‌شود.دكتر نجم آبادي در مورد پژوهشي كه در اين باره انجام شده، گفت:‌ 60 فرد مبتلا به بيماري ژنتيكي آتروفي عضلاني از 47 خانواده از نظر نوع بيماري، ارتباط خويشاوندي والدين، نوع علائم بيماري، ميزان طول عمر و ناقل بودن والدين مورد بررسي قرار گرفتند.وي افزود: نتايج اين پژوهش نشان داد 66درصد از والدين بيماران مبتلا به آتروفي عضلاني رابطه خويشاوندي داشته و 3/68 درصد بيماران به نوع يك اين بيماري ژنتيكي مبتلا بودند.دكتر نجم آبادي تصريح كرد: در 34 مورد مبتلايان، پدر و مادر هر دو ناقل ژن بيماري و در 9 خانواده تنها يكي از والدين ناقل ژن مربوطه گزارش شد. وي در ادامه اظهار داشت: علي رغم نبود آمارهاي دقيق ميزان شيوع بيماري ژنتيكي آتروفي عضلاني نخاعي در كشور، اين بيماري ژنتيكي به دليل رواج ازدواجهاي فاميلي كه حتي در مناطقي به بيش از 50 درصد رسيده، يكي از علل مهم مرگ و مير شيرخواران و كودكان در كشوراست.دكتر نجم آبادي در پايان گفت: با توجه به وجود امكانات تشخيصي صددرصد بيماري‌هاي ژنتيكي (به ويژه آتروفي عضلاني) قبل از تولد انجام مشاوره ژنتيكي در خانواده‌هاي ايراني امري ضروري است.

تحلیل عضلانی نخاعی (SMA )

بیماری وردینگ هوفمن
و
سندرم کوگلبرگ ولاندر

علت

تخریب پیشرونده سلول شاخ قدامی نخاع , مشخصه کلیدی SMA است که یک بیماری ژنتیکی بوده که ممکن است از دوره داخل رحمی یا هر زمانی پس از آن ایجاد شود و سیر سریع یا آهسته داشته باشد. هر چه بیماری زودتر شروع شده باشد سیر پیشرفت
آن سریع تر است. شیرخوارانی که در زمان تولد مبتلا شده یا در چند ماه اول زندگی دچار ضعف شده باشند معمولا دچار فلج شل چهار اندام همراه با فلج ناحیه حلق , نارسائی تنفسی و مرگ در چند سال اول زندگی می شوند به این نوع برق آسا و زودرس بیماری وردنیک هوفمن (werding hoffman) گفته می شود. فرم خفیف بیماری (سندرم کوگلبرگ ولاندر) در اواخر کودکی یا نوجوانی با ضعف عضلانی قسمت بالائی پاها شروع شده و به آرامی طی چند دهه پیشرفت می کند. انواع SMA که بین این سنین رخ می دهد معمولا سیر غیر قابل پیش بینی دارد



تظاهرات بالینی


مطالعات آزمایشگاهی و تشخیصی
سطح کراتین فسفوکیناز به طور خفیف افزایش یافته است. در نوار عصب (EMG) فاسیکولاسیون ، فیبرلاسیون امواج تیز مثبت با دامنه بلند و مدت طولانی در واحد های حرکتی دیده می شود. درنمونه بافتی عضلانی , تحلیل گروهی دیده می شود. تشخیص بر اساس پروب DNA برای SMA داده می شود

درمان
درمانی برای SMA وجود ندارد. درمان علامتی جهت کاهش انقباضات, جلوگیری از انحراف ستون فقرات , کمک به اکسیژن رسانی , جلوگیری از برگشت محتویات معده به مری و به حد اکثر رساندن مهارت های اجتماعی , زبانی و هوشی به کار می رود. عفونت های تنفسی باید به سرعت به طور تهاجمی با تخلیه ترشحات ریه , درمان فیزیوتراپی سینه , اکسیژن و آنتی بیوتیک درمان شود و تصمیم گیری در مورد استفاده یا عدم استفاده از تهویه مکانیکی در هر مرحله از بیماری باید بر اساس فرد بیمار باشد
SMA یکی از شایعترین بیماری های اتوزوم مغلوب است و شیوع ناقلین بیماری یک در 50 است.همه انواع SMA در اثر جهش ژنی بقای نورون حرکتی (SMN1) روی می دهد. دو نسخه تقریبا همسان یعنی SMN1 و SMN2 روی کروموزوم SQ13 وجود دارد. تنها عدم وجود هوزیگوت SMN1 موجب بیماری شده, در حالی که عدم وجود SMN2 در 5% در گروه کنترل دیده شده و فنوتیپ بالینی نمی دهد. تعداد نسخه های SMN2 فنوتیپ SMA را کنترل می کند SMA بین 6 ماهگی تا 6 سالگی آغاز شده و می تواند به سرعت یا آهسته پیشرفت کند. همچنین می تواند در ابتدا سیر سریعی داشته و سپس به مرحله ثابتی برسد. تظاهرات بالینی شامل ضعف پیشرونده عضلات بالائی اندام ها , کاهش حرکات خود بخود و شلی است. تحلیل عضلانی ممکن است واضح و کنترل سر از بین رفته باشد.در این میان حرکات پاها کاملا متوقف شده و کودک تنها با اسباب بازی هائی که در دستانش دارد بازی می کند. محدوده ابراز حرکات صورتی کاهش یافته و آبریزش دهان و غرغره کردن افزایش یافته است. چشم ها درخشان, بازو متحرک و در حال نگاه کردن است. ضعف عضلانی به صورت شلی و به همراه از دست رفتن رفلکس ها است. در بعضی مواقع فاسیکولاسیون ( حرکات تند ریز) در زبان دیده شده و بهترین زمان تشخیص آن وقتی است که کودک خوابیده است. شیر خوار از نظر ذهنی , اجتماعی و مهارت های زبانی و احساس , طبیعی است. نفس کشیدن سریع شده , عفونت تنفسی منجر به آتلکتازی(از بین رفتن بافت طبیعی ریه) , عفونت ریه و مرگ می شود

F l o w e r
20-02-2011, 00:33
ديستوني


مروري بر ديستوني و انواع آن
ديستوني ها موجب حركات غير طبيعي و اختلالات وضعيتي اغلب ناتوان كننده در بدن مي‌شوند و در بيشتر موارد، منشا ژنتيكي دارند. تحقيقات در اين زمينه گامهاي بزرگي برداشته است و بعضي از موتاسيون‌هاي ايجاد كننده آن تاكنون شناخته شده‌ است. تزريق توكسين بوتولينيوم و كاشت الكترودهاي تحريك كننده در قسمتهاي عمقي مغز، كيفيت زندگي را در بيماران تا حدي بهبود بخشيده است.






ديستوني‌ها مجموعه‌اي از بيماري‌ها را تشكيل مي‌دهند كه بصورت انقباضات شديد غيرارادي عضلات بروز مي‌كند و باعث ظاهر غيرطبيعي قسمتي از بدن يا كل آن مي‌شود. اشكال متعددي از ديستوني عبارت است از : 1‌. تعريف : چندين بيماري و يك علامت
■ ديستوني‌هاي جنراليزه، اوليه يا ثانويه
■ ديستوني‌هاي فوكال يا سگمانتر اوليه : بلفارواسپاسم، تورتيكولي اسمپاسموديك، كرامپ نويسندگان يا نوازندگان.
■ ديستوني‌هاي اوليه نادرتر مانند : ديستوني سگاوا (Segawa)، ديستوني لوباگ (Lubag)

2. اتيولوژي : ‌اشكال اوليه يا ثانويه
■ ديستوني ها (جنراليزه يا لوكاليزه) در اثر اختلال در عملكرد گانگليون‌هاي قاعده‌اي و يا به عبارت دقيق تر استرياتوم ايجاد مي‌شود.
■ بيشتر ديستوني‌هاي جنراليزه‌اي كه در كودكي شروع مي‌شوند ارثي‌اند، منشاء ژنتيك دارند و بصورت اتوزومال غالب يا گاهي اسپوراديك منتقل مي‌شوند.
■ از علل شايع ديستوني جنراليزه كه در بزرگسالي بروز مي‌كند، مي‌توان به حوادث عروق مغزي، اختلال متابوليك يا قرارگرفتن در معرض سموم، يا بعضي از دسته‌هاي دارويي اشاره كرد. ديستوني جنراليزه ممكن است در اثر يك بيماري دژنراتيو به وجود آيد.
■ كرامپ نويسندگان يا نوازندگان كه ممكن است در سنين مدرسه روي دهد، بخصوص اگر استعداد ژنتيكي خاصي وجود داشته باشد، يا در افراد مسن، در هنگام نگارش زياد، مانند نويسندگان، معلمان و حسابداران يا نوازندگان موسيقي.
■ ديستوني سگاوا يك بيماري ارثي است و نام آن از نام دكتر ماسايا سگاوا، پزشك ژاپني كه براي اولين بار اين ديستوني را كه در اثر فعاليت تشديد مي‌شود، توصيف كرد، گرفته شده است. شكايت ديستونيك بيمار مبتلا به اين بيماري، با دوزهاي پايين L-Dopa كنترل مي‌گردد.
■ ديستوني لوباگ وابسته به كروموزوم x است، بوسيله زنان منتقل مي‌شود ولي فقط مردان به آنها مبتلا مي‌شوند.


■ ديستوني جنراليزه، بسته به نوع آن، مي‌تواند كودكان را نيز همانند بزرگسالان درگير سازد. بروز آن بصورت ايجاد انقباضهاي عضلاني غير ارادي است كه موجب وضعيت ها يا حركات غير طبيعي مي‌شود و تمام بدن را تحت تاثير قرار مي‌دهد، (اندامها، صورت، گردن و ستون مهره‌ها را). در عين حال ممكن است بعضي از قسمتهاي بدن درگير نشود، يعني بيماري ابتدا كانوني يا محدود به يك عضو باشد، سپس مناطقي را كه قبلا سالم به نظر مي‌رسيده است، درگير نمايد. 3. علائم باليني، اسپاسم‌ها و مشكلات وضعيتي
در اين بيماري، پا در هنگام راه رفتن شكل عجيبي به خود مي‌گيرد (حركت بر روي لبه خارجي يا پنجه پا)، دست در هنگام نوشتن باز مي‌شود. اختلال در انجام حركات ارادي ممكن است با حركاتي غير ارادي نظير انقباضات كوتاه عضلاني يا لرزشهايي همراه باشد.
سير علائم در ابتدا حالت مواج و نوساني دارد، دوره‌هاي استراحت و دوره‌هاي كريز ديستونيك، كه مي‌تواند شديد يا حتي كشنده باشد. در افراد لاغر يا در وضعيت هيپرتروفي عضلاني، وضعيت‌هاي غير طبيعي بدن ثابت مي‌شود (رتراكسيون عضلاني)، در كودكان به شكل وضعيت غير طبيعي گردن (ديستوني سرويكال)، نخاع كمري (تشديد قوس ناحيه كمري)، دهان (شكلك‌ها) حركات غيرقابل كنترل زبان (كه موجب بروز اختلالات گفتاري و بلعي مي‌شود) بروز مي‌كند.
■ در تورتيكولي اسپاسموديك، اسپاسمهاي عضلاني، سر را به شكل چرخيده (تورتيكولي)، فلكسيون (آنتوكولي)، اكستانسيون (رتروكولي) يا متمايل به پهلو (لتروكولي) در مي‌آورد.
تورتيكولي اسپاسموديك، اگرچه در هر سني ممكن است بروز كند، ولي معمولا از حدود 45 تا 50 سالگي آغاز مي‌شود.


■ بلفارواسپاسم معمولا بيماران را در سن 50 تا 70 سالگي مبتلا مي‌سازد و ويژگي آن انقباضات غير ارادي عضلات اربيت است كه موجب بسته شدن پلكها مي‌شود، به اين صورت كه ابتدا پلك زدنها به صورت دوره اي مي‌شود، حساسيت به نور (فتوفوبي)، دود، باد و ... رخ مي‌دهد و به مرور تناوب آنها زياد شده، اسپاسمهايي را ايجاد مي‌كند كه موجب بسته شدن كامل پلكها از چند ثانيه تا چند
دقيقه مي‌شود.
فعاليت فيزيكي، نظير راه رفتن، مي‌تواند موجب شروع اين اسپاسمها شود. در مراحل آغاز اين بيماري، تشخيص به سادگي صورت نمي‌گيرد، زيرا علائم، با توجه به زمان معاينه و ميزان استرس بسيار متفاوت است.
بلفارواسپاسم ممكن است با انقباض عضلات فك و قسمت تحتاني صورت همراه شود، در اين حالت هنگامي كه بيمار سعي در باز كردن چشمان خود دارد، وضعيت شكلك در صورتش پديد مي‌آيد.
■ كرامپ نويسندگان، عضلات مچ و انگشتان و اندام فوقاني را تحت تاثير قرار مي دهد. اين كرامپ موجب اختلال در نوشتن مي‌شود، به گونه اي كه دست نوشته ها ناخوانا يا حتي غير قابل تشخيص مي‌شود. در عين حال، ساير اعمالي كه با اين عضلات انجام داده مي‌شود، دست نخورده باقي مي‌ماند.
اين اختلال گاهي اوقات مي‌تواند بعضي از حركات ظريف دست را نيز مختل كند.
■ ديستوني سگاوا، در كودكان به شكل ديستوني ظاهر مي‌شود، و در بزرگسالان به صورت سندرم پاركينسونيسم بروز مي كند.
■ ديستوني لوباگ، بعضي از ويژگي هاي پاركينسونيسم را نشان مي‌دهد. سير تشديدي آن ممكن است به معلوليت شديد منجر شود.


تشخيص ديستوني ها الزاما باليني است. ديدن بيمار براي تشخيص بيماري كفايت مي‌كند. در عين حال، بررسي جهت يافتن علت بيماري در اسرع وقت ضروري است، زيرا ممكن است درمان موثري براي آن وجود داشته باشد. 4. آزمايش‌هاي تكميلي ‌براي تعيين علت
در بيشتر موارد، اقدامات لازم جهت يافتن اتيولوژي عبارتست از:

در موارد بلفارواسپاسم بررسي تخصصي نورولوژي و اوفتالمولوژي و در موارد تورتيكولي اسپاسموديك، بررسي نورولوژيك ضروري است.
در كرامپ نويسندگان، ‌سرعت عمل و خوانا بودن دست نوشته‌ها تغيير مي‌يابد.
در بررسي اين بيماري، MRI علائمي از اختلال سيستم عصبي مركزي نشان نمي‌دهد، بنابراين به جز در موارد خاص مفيد نمي‌باشد.
MRI مغز و آناليز خون جهت بررسي فاكتورهاي متابوليك يا توكسيك و يا موتاسيون ژنتيك.

بايد با اين اختلالات كنار آمد
ديستوني ها مي‌توانند اثرات قابل توجه جسماني - رواني ايجاد كنند و بعضي از اوقات بسيار معلوليت زا باشند.
■ ديستوني جنراليزه با اختلال در تنفس يا فلج، مي‌تواند زندگي بيمار را به مخاطره بيندازد.
■ ديستوني هاي لوكاليزه، برعكس، خطري براي حيات فرد ندارند، ولي معلوليت زا هستند و فعاليتهاي حرفه‌اي را مشكل يا غير ممكن مي‌سازند. اين بيماريها مزمن ‌اند و فروكش كردن بيماري بسيار
نادر است.
5. پروگنوز ؛

يك اميد، تحريك قسمتهاي عمقي مغز
ديستوني هاي جنراليزه‌اي كه علت قابل درمان دارند، قطعا از درمان سود مي‌برند، در غير از موارد ديستوني حساس به L-Dopa، درمانهاي دارويي اثرات كاملي ندارد. جايگزين‌‌هاي دارويي متفاوتي براي L-Dopa وجود دارد كه عبارتست از : آنتي كولينرژيك‌ها، بنزوديازپين‌ها و باكلوفن و ... . درمان دقيق‌تر، تزريق عضلاني توكسين بوتولينيوم، بخصوص در عضلات گردن مي‌باشد كه در اشكال لوكاليزه كمك خوبي است.
كاشت الكترودهاي تحريك كننده پاليديوم، توسط جراحي اعصاب، در اشكال شديد و معلوليت زا و مواردي كه حيات فرد به خطر افتاده باشد، انديكاسيون دارد. اين روشها در سالهاي اخير پيشرفت‌هاي زيادي داشته است ولي هنوز هم محدود به مراكز تخصصي مي‌باشد و در موارد معدودي اجرا مي‌شود.
■ تورتيكولي اسپاسموديك، ممكن است به بنزوديازپين‌ها، آنتي كولينرژيك‌ها، يا كاربامازپين پاسخ دهد. تزريق توكسين بوتولينيوم داخل عضلات گردن و شانه‌ها، با پاسخ خوبي همراه است، البته به شرطي كه تزريقات به طور منظم انجام داده شود. بازپروري نيز مي‌تواند علائم را بهبود بخشد.
■ درمان بلفارواسپاسم نيز با تزريق توكسين بوتولينيوم به داخل عضلات چشمي پلك مي‌باشد، اثر اين درمان بيش از چند ماه به طول نمي‌انجامد و تزريق بايد هر 2 تا 4 ماه يكبار انجام شود.
■ در كرامپ نويسندگان يا نوازندگان، بازپروري فونكسيونل سودمند است. تمرينات اين روش معالجه عبارتست از: آزاد كردن عضله، توانايي مجدد در استفاده از ابزار (قلم)، يادگيري مجدد نوشتن، هدف از اين برنامه تقويت زمان اصلاح ارادي جهت رفع اشكالات ناشي از اتوماتيسم است. تجويز داروهاي شل كننده عضلاني و تزريق سم بوتولينيوم به داخل اين عضلات را هم مي‌توان به درمان اضافه كرد.

عنوان آتتوز عموما به معنی حرکات غیر طبیعی آهسته, موجی و پرپیچ و تاب میباشد. هنگامی که حرکات به اندازه ای ثابت بماند که بصورت وضعیتی غیر طبیعی درآیند از عنوان دیستونی استفاده میشود. و بسیاری این دو کلمه را به یک معنی بکار میبرند. حرکات و وضعیت های غیر طبیعی ممکن است منتشر یا محدود باشند. در مورد اخیر یک یا تعداد بیشتری از اندام گرفتار میشوند, و یا اختلال به چند گروه عضلانی محدود میباشد( دیستونی موضعی).

عوامل موثر بر دیستونی
حرکات غیر طبیعی در خواب از بین میروند. فشار های عاطفی و حرکات ارادی عموما سبب تشدید این حرکات میشوند. در برخی موارد حرکات یا وضعیت غیر طبیعی در حین حرکات ارادی و در برخی موارد در حین انجام اعمالی خاص مانند نوشتن صحبت کردن یا جویدن ر خ میدهند.

علل
کم رسیدن اکسیژن حین زایمان ضربه زایمانی و کرن ایکتروس شایعترین علل هستند. در این موارد حرکات غیر طبیعی معمولا پیش از 5 سالگی آغاز میشود. پرسش های دقیق معمولا سابقه تکامل اولیه غیر طبیعی و بروز تشنج در بسیاری از موارد را مشخص میسازدمعاینه علاوه بر حرکات غیر طبیعی نشان دهنده نشانه های عقب ماندگی ذهنی یا علائم هرمی است. دیستونی چرخشی ممکن است از تظاهرات بیماری ویلسون, هانتیگتون و یا عارضه ای از انسفالیت لتارژیک باشد حرکات و وضعیت های دیستونیک بارزترین یافته ها در اختلالی به نام دیسونی چرخشی بی دلیل میباشد.وضعیت های دیستونیک حاد ممکن است ناشی از مصرف داروهای آنتاگونیست گیرنده دوپامین باشد. دیستونی در یک سمت بدن ممکن است ناشی از بیماری های داخل جمجمه ای موضعی باشد. که در این موارد دیگر یافته های بالینی علت زمینه ای را مشخص میسارد.

دیستونی چرخشی بی دلیل:
در مواردی که بیماری در کودکی شروع میشود معمولا سابقه خانوادگی مثبت است و علایم معمولا در اندامهای تحتانی آغاز میشود. پیشرفت بیماری در نتیجه ایجاد دیستونی منتشر ممکن است ناتوانی شدیدشود. در مواردی که بیماری در بزرگسالی آغاز میشود سابقه خانوادگی مثبت شایع است. علایم اولیه معمولا در اندام های فوقانی یا تنه آغاز میشود. انواعی از دیستونی که در بالغین شروع میشود در نهایت در 20 درصد موارد منتشر میشوند. اما بروز ناتوانی شدید شایع نیست.

دیستونی پلسخ دهنده به داروی دوپا:
علایم معمولا در کودکی آغاز میشود اما بیماری ممکن است دیر تز ظاهر شود. دختران بیش از پسران مبتلا میشوند. دیستونی ناتوان کننده با برادی کینزی و رژیدیته همراه است و ممکن است به اشتباه تشخیص پارکینسون داده شود. بهبودی چشمگیر به دنبال
مصرف مقادیر اندکی دوپا که بیماران نسبت به آن بسیار حساس میباشند مشاهده میشود.

دیستونی- پارکینسونسم
نوعی دیستونی - پار کیسونیسم در مردان فیلی پینی دیده میشود . زنان حامل اون ژن دچار کره خفیف میشوند. پاسخ به درمان داروئی اغلب رضایت بخش نیست. نوعی دیگری از این حالت دیده شده است که در آن علائم و نشانه سریعا وطی ساعت ها روز ها یا هفته ها بروز مینماید. اما ازآن پس سیری به آرامی پیشرونده خواهد داشت. بیماری ممکن است اولین بار در کودکی یا در بالغین بروز کند. در مان با لووا دوپا بی تاثیر است.

دیستونی میوکلونیک:
در این حالت بیمار دچار پرش های سریع عضلانی به همراه وضعیت های غیر طبیعی ثابت تر میشود. اندام های تحتانی معمولا درگیر نمیشوند. و پرش های عضلانی ممکن است به دنبال مصرف الکل کاهش یابند.ظاهرا این بیماری ارتباطی با دیستونی چرخشی بی دلیل ندارد. شروع آن معمولا قبل از 20 سالگی است و معمولا سیری خوش خیم و به آرامی پیشرونده طی سالها دارد.

دیستونی چرخش موضعی:
برخی از حرکات دیستونیک که در دیستونی چرخشی بی دلیل مشاهده میشود ممکن است به تنهائی تظاهر یابد. این اختلالات در افرادی که دارای سابقه خانوادگی مثبت هستند به عنوان نوعی دیستونی موضعی که دارای شکل ناقص دیستونی چرخش بی دلیل است در نظر گرفته میشوند. ودر بیمارانی که فاقد سابقه خانوادگی هستند تظاهر موضعی دیستونی چرخشی بیدلیل نوع بالغین بحساب می آیند. بلفارو اسپاسم و دیستونی دهانی فکی ممکن است به صورت دیستونی های موضعی مجزا تظاهر کند.

تورتیکولی ناشی از اسپاسم معمولا در دهه 4 یا پنجم تظاهر میکند. و با تمایل گردن به چرخش به یک سمت مشخص میشود. اختلال در مراحل اولیه به صورت متناوب بروز میکند. اما در نهایت گردن به صورت دائم به یک ست میچرخد.

بیمار مهمولا تا پایان زندگی ادامه میابد اما در مواردی و به خصوص در 18 ماه نخست بهبود خود به خود ممکن است رخ دهد. در مان داروئی عمدتا بی فایده است اما در یک دوره در مانی با استفاده از داروهای که در درمان دیستونی چرخشی بی دلیل مورد استفاده قرار میگیرد باید صورت گیرد. زیرا چنین درمانی در برخی بیماران موثر خواهد بود. قطع انتخابی عصب شوکی و ریشه های گردنی فوقانی در مواردی که گردن شدیدا به یک سمت منحرف شده است مفید خواهد بود. اما عود بیماری شایع است. تزریق موضعی سم بوتولینوم به درون عضلات دچار اسپاسم نیز به مدت چندین ماه سبب بهبود علائم میشود. و این تزریق باید بر حسب نیاز تکرار شود. این روش موثرین روش درمان بحساب میاید.

کرامپ نویسندگان با بروز دیستونی در دست و ساعد به هنگام نوشتن و گاه در هنگام اعمال دیگری مانند نواختن پیانو و یا استفاده از پیچ گوشتی یا قاشق چنگال مشخص میشود. در مان داروئی معمولا موثر نیست.. بیمار اغلب مجبور به استفاده از دست مقابل
جهت انجام اعمال میشود. تزریق سم بوتولینوم به درون عضلات گرفتار ممکن است مفید واقع شود
6. درمان ؛

F l o w e r
20-02-2011, 00:41
بیماری آمیوتروفیك‌ لاترال‌ اسكلروز (als) ای.ال.اس چیست؟

بیماری ای.ال.اس یک بیماری بدخیم است در سلسله اعصاب رابط مغز و ماهیچه ها. این بیماری سلول های این عصب ها را به تدریج از کار می اندازد و در نتیجه اعصاب، علائم مغزی را نمی توانند به ماهیچه ها برسانند. بدین ترتیب ماهیچه ها که ایجاد کننده حرکت در بدن می باشند، به تدریج لاغر تر و کم قدرت تر می شوند؛ کارآئی شان پیوسته کمتر و کمتر گشته و سرانجام به کلی از بین می رود.

در تصویر زیر تفاوت سلسله اعصاب و ماهیچه سالم و سلسله اعصاب و ماهیچه آسیب دیده در اثر بیماری ای.ال.اس را مشاهده می کنید:

- سمت چپ: اعصاب و ماهیچه سالم
- سمت راست: اعصاب و ماهیچه آسیب دیده در اثر بیماری ای.ال.اس




علائم بیماری
علائم این بیماری ضعیف شدن ماهیچه ها و همچنین خستگی مفرط است. این بیماری می تواند از دست یا پا و یا ماهیچه هائی که برای حرف زدن و بلعیدن به کار می روند، شروع شود. مثلا بیمار متوجه می شود که مرتب پایش پیچ می خورد؛ غذا و نوشیدنی به گلویش می پرد؛ یا مثلا در بستن دکمه های لباس یا باز و بسته کردن شیر آب مشکل دارد. ای.ال.اس یک بیماری " پروگراسیو" است. بدین معنی که بیماری به طور مرتب پیشرفت کرده و جسم عقب تر می رود. دلیل قطعی ای.ال.اس مشخص نیست.

پیش روی بیماری
ای. ال.اس مسری نمی باشد. این بیماری معمولا همراه با درد نیست و به هوشیاری بیمار آسیب نمی رساند. قوای پنج گانه : چشائی، بینائی ، بویائی ، شنوائی و پساوایی ( لامسه) و همینطور سیستم گوارشی ، جذب و دفع غذا، روده ها و مثانه از دسترس بیماری بدور هستند. به تدریج ماهیچه های بیشتری - به استثنای ماهیچه های قلب - در بدن بیمار آسیب می بینند. سرعت پیشرفت بیماری بسته به اشخاص متفاوت است. اما متوسط طول عمر این بیماران بین سه تا پنج سال پیش بینی می شود. افرادی هم هستند که بیش از ده سال با این بیماری زندگی کرده اند. نمونه ویژه (ولی ممکن) پروفسور استفان هاوکینز 69 ساله دانشمند و استاد فیزیک انگلیسی است که از 22 سالگی دچار بیماری ای.ال.اس شده و اکنون 47 سال است که علیرغم داشتن این بیماری به زندگی پربارش ادامه داده است.

دلیل بیماری
دلی ل قطعی این بیماری هنوز مشخص نشده است. این بیماری در هر سنی برای یک انسان بالغ می تواند پیش بیاید، اما بیشتر انسان ها در سنین 40 تا 60 سالگی دچار آن می شوند. طبق آمار پزشکی مردها بیش از زنان در معرض این بیماری هستند. در صد کمی از ابتلا به ای. ال. اس ناشی از ارثی بودن این بیماری است. به هر حال، جنبه موروثی بودن این بیماری، بسیار نادر است. در آن صورت، اغلب از زمانی طولانی در خانواده شناخته شده و تعدادی دیگر به آن مبتلا بوده اند.

معالجه و مداوا
متاس فانه تا کنون راه علاجی برای این بیماری کشف نشده است. هم چنین در حال حاضر هیچ داروئی جهت متوقف کردن یا معالجه این بیماری وجود ندارد. تنها داروئی که کمی پروسه بیماری را به تاخیر می اندازد و اغلب پزشکان برای بیماران ای.ال.اس تجویز می کنند ، قرص ریلوزوله (ریلوتک) می باشد. این دارو تا حدودی (بطور متوسط سه ماه در کل) سرعت بیماری را کاهش می دهد.

تحقیقات عملی
در حال حاضر تحقیقات عملی زیادی در مورد این بیماری در سراسر جهان صورت می گیرد. مراکز پزشکی در کشورهای اروپائی و آمریکا و ... با همکاری یکدیگر به دنبال پیدا کردن ریشه قطعی این بیماری، عوامل ژنتیکی و ارثی همچنین در نهایت کشف دارو و معالجه این بیماری هستند. از جمله در هلند سه مرکز پزشکی و تحقیق ای.ال.اس در سه بیمارستان آکادمیک این کشور تشکیل شده است. هر مرکز شامل یک تیم ای.ال.اس می باشد که متشکل از چندین دکتر نورولوگ، دکتر توانبخشی، فیزیوتراپ، ارگوتراپ، لوکوپودیست ، دیتیست، مددکار، روانشناس و نرس و پرستار می باشد. این تیم علاوه برانجام کار علمی و تحقیقاتی متمرکز بر روی این بیماری، در زمینه تشخیص بیماری ای. ال. اس، و هدایت و راهنمائی و کنترل مستمر افراد مبتلا به این بیماری نیزتخصص دارند.

بيماري ALS يا آميوترونيك لاترال اسكروز


يماري ALS يا آميوترونيك لاترال اسكروز نوعي بيماري سيستم عصبي است كه سبب مرگ عصب‌هاي حركتي و در نتيجه از دست رفتن تدريجي عملكرد عضلات مي‌شود.
اين بيماري كه به نام ALS شناخته شده است، بخشي از مغز، نخاع و سيستم عصبي فرد را مورد حمله قرار داده و بتدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي‌برد و با تضعيف ماهيچه‌ها بتدريج فرد به فلج عمومي مبتلا مي‌شود.

به طوري كه توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب خواهد شد. معمولا مبتلايان به اين بيماري مدت زمان زيادي زنده نمي‌مانند. اگر چه اين مدت براي استفان هاوكينگ بين ۲ تا ۳ سال پيش‌بيني شده بود،‌ اما او علي‌رغم همه مشكلات و ناراحتي‌‌ها همچنان به زندگي خود ادامه مي‌دهد و براي فرا رسيدن مرگ لحظه‌شماري نمي‌كند.

ببيماران مبتلا به اين بيماري معمولا دچار ناتواني‌هاي حركتي شده و ۳ تا ۵ سال پس از ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست مي‌دهند. اگر چه ۲۰ درصد اين بيماران تا ۵ سال و ۱۰ درصد آنها تا ۱۰ سال زنده خواهند ماند. در اين بيماري دستگاه عصبي مركزي و عضلات بويژه عضلات دست، پا، ساعد، سر و گردن به شدت صدمه مي‌بينند.

پرش و ضعف عضلات از شايع‌ترين علائم ابتلا به اين بيماري است كه معمولا از دست‌ها شروع شده و به بازوها و پاها گسترش مي‌يابند. پس از گسترش بيماري در بخش‌‌هاي مختلف بدن عضلاتي كه در تنفس و بلع نقش دارند نيز صدمه ديده و دچار ضعف مي‌شوند. همچنين كاهش ناگهاني وزن بدن، عدم توانايي در صحبت كردن و حملات ناگهاني خنده و گريه نيز از ديگر عوارض و نشانه‌هاي اين بيماري هستند.

بررسي‌هاي انجام شده توسط محققان و پزشكان نشان مي‌دهد كه معمولا اين گروه از بيماران در توانايي‌هاي ذهني خود با مشكلي مواجه نخواهند شد. اگر چه تحقيقات بسيار زيادي براي آگاهي از علت اصلي ابتلا به اين بيماري انجام شده،

اما تاكنون علت دقيق ابتلا به ALS شناخته نشده است. ناتواني حركتي در اين افراد سبب ايجاد زخم‌هايي ناشي از فشارهاي طولاني مدت روي نقاط خاصي از بدن مي‌شود. ابتلا به ذات‌الريه در اثر مشكلات موجود در بلع اين افراد و همچنين تجمع ترشحات در مسيرهاي هوايي از ديگر عوارض جانبي احتمالي در افراد مبتلا به ALS است.

اين در حالي است كه تحليل قواي جسماني فرد مي‌‌تواند جنبه‌هاي مختلف زندگي او مانند كار، روابط اجتماعي و… را تحت تاثير پيامدهاي نامطلوب خود قرار دهد.

ژنتيك ،‌عامل اصلي ظهور بيماري‌

تخريب سلول‌هاي عصبي مسوول حركت عضلات به سلول‌هاي عصبي كه در سراسر بدن از مغز و نخاع به ماهيچه‌ها مرتبط مي‌شوند، آسيب مي‌رساند. با مرگ اعصاب حركتي مغز ديگر قادر نخواهد بود حركت عضلات را تحت كنترل خود قرار دهد و بنابراين در مراحل پاياني گسترش بيماري فرد دچار ناتواني حركتي كامل خواهد شد.

اين بيماري نخستين بار در سال ۱۸۶۹ توسط يك روان‌شناس باليني اهل فرانسه تشخيص داده شد و مورد بررسي قرار گرفت. اين بيماري يك بيماري ناشناخته است. اگر چه پيش از اين تصور مي‌شد بيماري‌ ALS بندرت در ميان افراد ديده مي‌شود، اما بررسي‌هاي آماري انجام شده حاكي از آن است كه سالانه حدود ۵ هزار بيمار مبتلا به ALS در امريكا تشخيص داده مي‌شوند و در مجموع در ايالات متحده امريكا ۳۰ هزار و در انگليس ۵ هزار بيمار مبتلا شناسايي شده‌اند.

اين بيماري معمولا در محدوده سني بين ۴۰ تا ۷۰ سال گزارش شده است؛ اگر چه مواردي از ابتلا به اين بيماري در سنين كمتر و بيشتر نيز ديده شده است. محققان در بررسي‌هاي انجام شده به چندين ايده‌ عملي محدود براي مبارزه با اختلالات ناشي از اين بيماري دست يافته بوده‌اند، اما در سال‌‌هاي اخير با آگاهي از چگونگي مرگ و تحليل اعصاب حركتي در اين گروه از بيماران، پيشرفت‌هاي بسيار زيادي به دست ‌آمده است.

به نظر مي‌رسد در آينده‌اي نه چندان دور محققان مي‌توانند به روش‌هاي درماني موثري براي جلوگيري از پيشرفت بيماري يا كند ساختن روند توسعه بيماري در افراد بيمار دست يابند.

معمولا عامل اين بيماري به صورت اتفاقي شخصي را مورد حمله قرار مي‌دهد. اگر چه ۵ تا ۱۰ درصد افراد نيز به طور ارثي به بيماري ALS مبتلا مي‌شوند اگر چه علائم اوليه اين بيماري در ميان افراد مختلف متفاوت است، اما اغلب اين بيماران در مراحل اوليه ابتلا به بيماري با عدم ناتواني در كنترل اشياء، خستگي در دست‌ها و پاها، اختلال در صحبت كردن و گرفتگي عضلات مواجه مي‌شوند.

ضعف و ناتواني ناشي از اين بيماري، راه رفتن و استفاده از دست‌ها براي انجام فعاليت‌‌‌هاي روزانه مانند شستن دست و صورت و لباس پوشيدن را غيرممكن مي‌سازد. با گسترش ناتواني حركتي و ضعف ماهيچه‌ها و عضلات در بدن فرد ، بيمار در بلع، جويدن و تنفس نيز با مشكل مواجه مي‌شود. وقتي عضلات تنفسي‌مورد حمله قرار مي‌گيرند فرد براي ادامه زندگي خود به ناچار بايد از دستگاه‌هاي تنفس مصنوعي استفاده كند.

از آنجايي كه اين بيماري تنها به اعصاب حركتي آسيب مي‌رساند، بنابراين هيچ اختلالي در بينايي، لامسه، شنوايي، چشايي و بويايي فرد به وجود نخواهد آمد و جالب اين كه اعصاب حركتي موثر در حركت چشم‌ها و مثانه براي مدت‌هاي طولاني ازحمله عامل بيماري مصون خواهند ماند.

چه عاملي در ابتلا به بيماري ALS يا آميوترونيك لاترال اسكروز تاثيرگذار باشد؟

محققان براي بررسي منشاء ايجاد اين بيماري تئوري‌هاي مختلفي مانند عوامل عفوني، اختلال در سيستم ايمني بدن، علل وراثتي، مواد سمي، عدم تعادل مواد شيميايي در بدن و همچنين سوءتغذيه را مورد مطالعه قرار داده‌اند. اگرچه محققان تاكنون به عامل ايجادكننده اين بيماري در بيماران مختلف پي نبرده‌اند، اما در سال ۱۹۹۳ با شناسايي عامل ژنتيكي موثر در انتقال بيماري ALS براساس عوامل وراثتي توسط گروهي از متخصصان علوم ژنتيك و روانپزشكان باليني يك قدم به شناسايي عامل ايجاد بيماري نزديك‌تر شدند. اين عامل ژنتيكي در به رمز درآوردن آنزيمي كه از سلول‌ها در برابر آسيب‌هاي ايجاد شده توسط راديكال‌هاي آزاد محافظت مي‌كند، نقش دارد.

فناوري‌هاي نوين به كمك بيماران مي‌آيند

محققان براساس تجزيه و تحليل اطلاعات ژنتيكي به دست آمده از افرادي كه به بيماري ALS و پاركينسون مبتلا بوده‌اند به نتايج ارزشمندي درباره اين بيماري‌ها دست يافته‌اند و اميدوارند با استفاده از انگشت‌نگاري از DNA، بتوانند اختلالات مغزي در افراد را پيش‌بيني كنند.

آنها براي دستيابي به اين اطلاعات با مطالعه روي راه‌هاي انتقالي اعصاب در بدن و همچنين حفظ و ترميم محيط مغزي در تمام دوره زندگي يك شخص، تغييرات ژنتيكي را كه نشان دهنده در معرض خطر بودن افراد در برابر پيشروي بيماري‌هاي سيستم عصبي است، مشخص كرده‌اند.

همچنين دانشمندان ژاپني دستگاهي ساخته‌اند كه با اندازه‌گيري جريان خون در مغز، برقراري ارتباط با مبتلايان به فلج عضلاني پيشرفته را امكان‌پذير مي‌سازد. همان طور كه گفته شد بيماران مبتلا به ALS مي‌توانند به طور طبيعي فكر كنند و به همين علت در اين فناوري از تنها كاري كه بيمار قادر به كنترل آن بوده است يعني جريان خون در مغز استفاده شده است.

اين دستگاه كه روي پيشاني فرد بيمار نصب مي‌شود، براي اندازه‌گيري جريان خون پرتوهايي در محدوده طول موج امواج مادون قرمز منتشر مي‌كند. اگر پاسخ بيمار به سوالي مثبت باشد مي‌تواند با محاسبه يا خواندن آوازي در ذهن، مغز را فعال كند. اين فعاليت ذهني سبب افزايش جريان خون در قسمت جلوي پيشاني در مغز مي‌شود.

اما اگر پاسخ بيمار به سوال مطرح شده منفي باشد، جريان خون در مغز او تغييري نخواهد كرد. بنابراين اين دستگاه با اندازه‌گيري افزايش جريان مي‌تواند با دقت ۸۰ درصد و در مدت زمان ۳۶ ثانيه از موافقت يا عدم موافقت فرد بيمار با سوال مطرح شده، مطلع شود.

تشخيص بيماري با استفاده از فناوري نانو

بررسي يك نوع امضا يا اثر انگشت مولكولي مشترك با استفاده از فناوري نانو، تشخيص بيماري ALS را در دو حالت ارثي و غيرارثي امكان‌پذير مي‌سازد. بررسي‌هاي انجام شده توسط محققان نشان مي‌دهد كه يك نوع پپتيد يافت شده در يك ژن موجود در مايع نخاعي در ميان همه بيماران مشترك است.

در اين مقادير كم و جزيي، روش‌هاي تجزيه شيميايي متداول و معمول نمي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند و به همين دليل براي انجام مراحل بعدي تحقيقات از فناوري نانو استفاده شد. با توجه به مقادير بسيار كم ماده مورد تجزيه در برخي نمونه‌ها، با كمك فناوري نانو و استفاده از نانواسپري‌ها مي‌توان آنچه را تحت عنوان اثر انگشت جرمي پپتيد ناميده شده است، مشخص كرد.

با تجزيه و شكستن اين جزء ناشناخته به قطعات كوچك پپتيدي مي‌توان اثر انگشت آن را به دست آورد. محققان با استفاده از اين روش دريافته‌اند اين اجزاي منحصربه‌فرد متصل به هم حاوي يك نوع ماده پروتئيني است كه قبلا تصور مي‌شد تنها در شيوه‌ وراثتي انتقال بيماري در مايع نخاعي وجود دارد، اما بررسي‌ها وجود اين ماده در مايع نخاعي افرادي كه براساس شيوه‌هاي غيروراثتي به اين بيماري مبتلا شده‌اند را نيز به اثبات رسانده است.

تفسير امواج مغزي در رايانه‌

اگر چه محققان به دنبال روشي موثر براي درمان اين بيماري هستند، اما لازم است تا رسيدن به نتايج قطعي در اين زمينه با استفاده از فناوري‌هاي جديد بتوانيم از يك رابط دريافت كننده امواج مغزي براي برقراري ارتباط با اين گروه از بيماران استفاده كنيم.

براين اساس محققان قصد دارند فناوري جديدي را طراحي كنند كه مي‌تواند علائم مغزي بيماران مبتلا به ناتواني حركتي را دريافت كند و برقراري ارتباط، كار با رايانه و در برخي موارد استفاده از ابزارهاي الكترونيكي را براي فرد بيمار امكان‌پذير مي‌سازد.

در بعضي از انواع اين دستگاه‌ها كه رابط ميان فرد بيمار و رايانه هستند، الكترود‌ها در داخل سر قرار گرفته و خروجي مجموعه‌اي از نورون‌هاي مركز كنترل حركتي مغز را دريافت مي‌كنند. اين دستگاه از صفحه كليدي از امواج مغزي تشكيل شده است كه وقتي فرد به موضوع خاصي توجه مي‌كند، علائم مغزي به وجود آمده را به دام مي‌اندازد. در اين سيستم در نمايشگري كه مقابل فرد بيمار قرار گرفته است، ۷۲ حرف، عدد، علائم گفتاري و كليد‌هاي كنترل كننده در ۱۷ رديف و ستون بسرعت و به ترتيب به‌نمايش درمي‌آيد. فرد بيمار در ميان آنها علامت يا كار مورد نظر را انتخاب كرده و با هر بار به نمايش درآمدن اين علامت، امواجي با ويژگي‌هاي مشخص از مغز بيمار دريافت مي‌شود كه رايانه پس از پردازش زمان و ويژگي‌هاي امواج دريافت شده مي‌تواند خواسته مورد نظر فرد بيمار را انجام دهد.

تاكنون تنها ۵ نفر از افراد مبتلا به اين بيماري از اين فناوري براي نوشتن و صحبت كردن با ديگران استفاده كرده‌اند و جالب است بدانيد كه استفان ويليام هاوكينگ يكي از اين افراد است كه از اين فناوري براي انجام تحقيقات آزمايشگاهي خود استفاده كرده و به نتايج ارزشمندي درباره موضوعات مختلف دست يافته است.روش‌هاي درماني موثر اگر چه پيش از اين تصور مي‌شد بيماري ALS غير قابل درمان است، اما بتازگي محققان به يافته‌هاي جديدي دست يافته‌‌اند كه مي‌تواند نقش مهمي در كاهش توسعه و پيشرفت بيماري در بدن داشته باشد.

بررسي يك نوع امضا يا اثر انگشت مولكولي مشترك با استفاده از فناوري نانو، تشخيص بيماري ALS را در دو حالت ارثي و غيرارثي امكان‌پذير مي‌سازد. بررسي‌هاي انجام شده توسط محققان نشان مي‌دهد كه نوعي پپتيد در مايع نخاعي‌همه بيماران مبتلا‌ وجود دارد
آنها هم اكنون در تلاش هستند با انجام آزمايش‌هاي باليني تاثير اين روش‌هاي درماني در بيماران مبتلا به ALS را مورد بررسي قرار دهند. آنها اميدوارند با استفاده از نتايج اين تحقيقات بتوانند به روشي براي درمان ديگر بيماري‌هاي سيستم عصبي مانند پاركينسون، آلزايمر و زوال عقل دست يابند.

برخي از پروتئين‌ها مانند عوامل رشد به آساني جذب بافت عصبي مي‌شوند و به‌نظر مي‌رسد مي‌توانند از اعصاب حركتي بدن نيز محافظت كنند. از آنجا كه نمي‌توان مولكول‌هاي بزرگ را به‌آساني از طريق جريان خوني به سيستم عصبي بدن منتقل كرد، براي استفاده از اين مولكول‌ها در فرآيند‌هاي درماني بايد آنها را به‌طور مستقيم به عضلات تزريق كرد. علاوه بر اين برخي از مولكول‌هاي كوچك نيز نقش مهمي در تحريك سيستم عصبي بدن دارند كه مي‌توان آنها را براحتي به رگ‌هاي خوني منتهي به مغز منتقل كرد.

استفاده از سلول‌هاي بنيادي نيز روش ديگري است كه مانع از پيشرفت بيماري خواهد شد. سلول‌هاي بنيادي همانند پمپ‌هاي زيستي عمل كرده و عوامل حياتي موثر در رشد را به سلول‌هاي عصبي آسيب ديده انتقال مي‌دهند.

آزمايش‌هاي انجام شده در افراد مبتلا به اين بيماري نشان مي‌‌دهد كه سلول‌هاي بنيادي مي‌توانند به‌طور دقيق خود را به محل سلو‌ل‌هاي عصبي آسيب ديده انتقال دهند. همچنين ايجاد رشته‌هاي‌ RNA مصنوعي نيز مي‌تواند نقش موثري در توقف توليد پروتئين‌هاي سمي داشته باشد. اين نوع‌ RNA خود را به RNA پيك
كه انتقال اطلاعات ژنتيكي را به‌عهده دارد متصل كرده و از ساخت پروتئين‌هايي كه به سلول‌هاي عصبي آسيب مي‌رساند جلوگيري مي‌كند. گروهي ديگر از محققان نيز در تلاش براي دستيابي به روش درماني موثر براي اين بيماري دريافته‌اند كه انجام فعاليت‌هاي ورزشي مانع از گسترش بيماري‌هاي اعصاب حركتي بدن خواهد شد. در موش‌هاي تحت بررسي آزمايش‌هاي انجام شده، حركت روي چرخ‌هاي گردان مانع از روند پيشرفت سريع بيماري شده است.

براين اساس درمان‌هاي تركيبي مي‌تواند تاثير درمان انتخاب شده در بهبود وضعيت بيمار را به نحو چشمگيري تحت تاثير خود قرار دهد. اگر چه بهترين روش اين است كه در مراحل اوليه بيماري از توسعه بيماري جلوگيري كنيم. دستيابي به اين هدف نيز بيش از اين‌كه تحت تاثير عوامل ژنتيكي باشد مستلزم دستيابي به راهكارهايي براي ايجاد تغييرات مناسب در زندگي افراد است كه با انجام تمرينات ورزشي و انتخاب برنامه غذايي مناسب مي‌توان به اصلاح شيوه زندگي بيماران و ايجاد شرايط مناسب براي زندگي آنها اميدوار بود.

انحطاط و تخريب‌عصب‌هاي حركتي‌

شايد مكانيسم جديد و ناشناخته‌اي در انحطاط و تخريب عصب‌هاي حركتي نقش داشته باشد. انشعاب اصلي آكسون‌هاي عصب حركتي كه به طرف سلول‌هاي بدن امتداد مي‌يابد، بسيار بلند هستند و در افراد بلندقد طول آن به بيش از يك متر افزايش خواهد يافت. در انتهاي اين مسير، آكسون به چند قسمت تقسيم شده و هر يك از آنها مسووليت انتقال پيام عصبي به يك ماهيچه را به عهده مي‌گيرند.

در گذشته تصور مي‌شد عصب حركتي و بخش‌هاي مختلف آن به طور همزمان دچار اختلال مي‌شوند. اين در حالي است كه امروزه محققان دريافته‌اند هر يك از اجزاي عصب حركتي به طور جداگانه و از طريق مكانيسم متفاوتي از وضعيت طبيعي فرد خارج مي‌شوند.
بنابراين با توجه به شواهد موجود مي‌‌توان گفت در افراد مبتلا به بيماري ALS نخستين نشانه‌هاي انحطاط سلول‌هاي عصبي در محل تماس دو عصب يا سيناپس‌ها و آكسون ديده مي‌شود. بر اين اساس محققان در تلاش هستند دارويي براي درمان اين بيماري تهيه كنند كه بيش از اين كه از سلول‌هاي بدن محافظت كند، از آكسون‌هاي انتقال‌دهنده پيام‌هاي عصبي حركت به عضلات بدن در برابر فرآيند‌هايي كه منجر به تخريب و از دست دادن آن مي‌شود محافظت كند. بعضي از نورون‌هاي حركتي در مقايسه با نورون‌هاي حركتي ديگر آسيب‌پذير هستند.
دستيابي به راهكاري درماني براي اين بيماري مستلزم تهيه نقشه‌اي از چگونگي انتقال ضربان‌هاي عصبي از نورون‌هاي حركتي به ماهيچه‌هاست. به‌همين دليل محققان با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و نشانگر‌هاي فلورسنت در آكسون برخي از نورون‌هاي عصبي موش‌ها سير تخريب سلول‌هاي عصبي را مورد بررسي قرار داده‌اند تا با استفاده از نتايج به‌دست آمده از آن بتوانند به يافته‌هاي جديدي در درمان بيماري‌هاي عصبي و بويژه بيماري AlS دست يابند.

F l o w e r
20-02-2011, 00:50
آمیوتروفیك‌ لاترال‌ اسكلروز (als)




● اطلاعات‌ اولیه‌
آمیوتروفیك‌ لاترال‌ اسكلروز (als) عبارت‌ است‌ از تخریب‌ پیش‌ رونده‌ سلول‌های‌ طناب‌ نخاعی‌، كه‌ منجر به‌ از دست‌ رفتن‌ تدریجی‌ عملكرد عضلات‌ می‌شود. این‌ بیماری‌ مسری‌ یا سرطانی‌ نیست‌. علایم‌ این‌ بیماری‌ ممكن‌ است‌ با علایمی‌ كه‌ در اثر بیماری‌ لایم‌ در دستگاه‌ عصبی‌ بروز می‌كند اشتباه‌ شوند. در بیماری‌ als ، دستگاه‌ عصبی‌ مركزی‌ و عضلات‌، به‌ خصوص‌ عضلات‌ دست‌، ساعد، پا، سر و گردن‌ درگیر می‌شوند.
● علایم‌ شایع‌
▪ پرش‌ و ضعف‌ عضلات‌، كه‌ از دست‌ها شروع‌ شده‌، به‌ بازوها و پاها گسترش‌ می‌یابد. نهایتاً عضلات‌ مسؤول‌ تنفس‌ و بلع‌ نیز درگیر شده‌، دچار ضعف‌ می‌شوند.
▪ گرفتگی‌ عضله‌
▪ سفتی‌ و انعطاف‌ناپذیری‌ گروه‌های‌ عضلانی‌
▪ كاهش‌ وزن‌ بدون‌ توجیه‌
▪ خورده‌ خورده‌ و نامفهوم‌ صحبت‌ كردن‌
▪ معمولاً توانایی‌های‌ ذهنی‌ مشكلی‌ پیدا نمی‌كنند
▪ حملات‌ ناگهانی‌ خنده‌ یا گریه‌
● علل‌
علت‌ دقیق‌ آن‌ نامشخص‌ است‌.
● عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر
▪ سن‌ بالای‌ ۴۰ سال‌
▪ سابقه‌ خانوادگی‌ als
▪ بروز این‌ بیماری‌ در بین‌ افرادی‌ كه‌ شغلشان‌ مستلزم‌ فعالیت‌ بدنی‌ شدید است‌ بیشتر گزارش‌ شده‌ است‌.
● پیشگیری‌
در حال‌ حاضر نمی‌توان‌ از این‌ بیماری‌ پیشگیری‌ كرد.
● عواقب‌ مورد انتظار
▪ در حال‌ حاضر این‌ بیماری‌ علاج‌ناپذیر است‌. بیماران‌ معمولاً در عرض‌ ۵-۲ سال‌ فوت‌ می‌كنند، اما ۲۰% از آنها تا ۵ و ۱۰% از آنها تا ۱۰ سال‌ زنده‌ می‌مانند.
▪ تحقیقات‌ علمی‌ در زمینه‌ علل‌ و درمان‌ این‌ بیماری‌ در حال‌ انجام‌ هستند، بنابراین‌ امید می‌رود كه‌ روش‌های‌ درمانی‌ مؤثرتری‌ یافت‌ شوند و نهایتاً علاج‌ آن‌ میسر گردد.
● عوارض‌ احتمالی‌
▪ عدم‌ توانایی‌ حركت‌ ناشی‌ از بیماری‌ باعث‌ بروز زخم‌های‌ ناشی‌ از فشارآمدن‌ طولانی‌مدت‌ روی‌ نقاط‌ خاص‌ می‌شود.
▪ ذات‌الریه‌ ناشی‌ از مشكل‌ در بلع‌ و جمع‌شدن‌ ترشحات‌ در راه‌های‌ هوایی‌
▪ زوال‌ رفتن‌ پیش‌رونده‌ قوای‌ جسمانی‌ فرد بر جنبه‌های‌ مختلف‌ زندگی‌ وی‌ از جمله‌ روابط‌، كار، درآمد، هماهنگی‌ عضلانی‌ و مسایل‌ جنسی‌ تأثیر منفی‌ می‌گذارد.
● درمان‌
▪ تشخیص‌ شامل‌ آزمون‌ الكترمیوگرافی‌ (نوار عضله‌) است‌. این‌ آزمایش‌ برای‌ ارزیابی‌ انتقال‌ پیام‌های‌ عصبی‌ به‌ عضله‌ انجام‌ می‌گیرد.
▪ هیچ‌ درمان‌ اختصاصی‌ وجود ندارد. برای‌ كنترل‌ علایم‌ و اورژانس‌های‌ عارض‌ شده‌، بیمار تحت‌ مراقبت‌ حمایتی‌ قرار می‌گیرد.
▪ برای‌ پیشگیری‌ از زخم‌های‌ فشاری‌، باید مراقبت‌ پرستاری‌ در حد مناسب‌ انجام‌ گیرد.
▪ بیمار باید تكنیك‌ مكش‌ و بیرون‌ آوردن‌ ترشحات‌ جمع‌ شده‌ در ریه‌ خود را یاد بگیرد.
▪ روان‌ درمانی‌ یا مشاوره‌ برای‌ یادگیری‌ روش‌های‌ مقابله‌ با ناتوانی‌ و معلولیت‌
▪ نهایتاً بستری‌ شدن‌ در بیمارستان‌ یا مراكز نگهداری‌ از بیماران‌ دچار بیماری‌های‌ مزمن‌
● داروها
▪ هیچ‌ دارویی‌ برای‌ درمان‌ als وجود ندارد.
▪ آنتی‌بیوتیك‌ برای‌ مبارزه‌ با عفونت‌ در صورت‌ بروز ذات‌الریه‌
▪ داروی‌ باكلوفن‌ ممكن‌ است‌ به‌ كاهش‌ سفتی‌ و انعطاف‌پذیری‌ عضلات‌ كمك‌ كند.
▪ از داروهای‌ ضدافسردگی‌ شاید بتوان‌ برای‌ كاهش‌ تولید بزاق‌ استفاده‌ نمود.
● فعالیت‌
▪ تا حدی‌ كه‌ امكان‌ دارد بیمار باید فعالیت‌ خود را حفظ‌ كند. ضعف‌ عضلانی‌ تدریجاً توانایی‌ جسمانی‌ فرد را كاهش‌ می‌دهد. با استفاده‌ از یك‌ برنامه‌ مخصوص‌ بازتوانی‌ می‌توان‌ استقلال‌ فرد را به‌ مدت‌ بیشتری‌ حفظ‌ نمود.
▪ باید وسایلی‌ تهیه‌ شوند تا فرد را در حركت‌ كمك‌ كنند، مثلاً واكِر یا صندلی‌ چرخدار.
● رژیم‌ غذایی‌
▪ اگر مشكل‌ در بلع‌ وجود دارد، باید غذاهای‌ نرم‌ و راحت‌الحلقوم‌ خورده‌ شوند.
▪ نهایتاً ممكن‌ است‌ نیاز به‌ دادن‌ غذا از راه‌ لوله‌ وجود داشته‌ باشد.
● در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمایید
▪ اگر شما یا یكی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ آمیوتروفیك‌ لاترال‌ اسكلروز (als) را دارید.
▪ اگر پس‌ از تشخیص‌ و اقدامات‌ لازم‌، دچار سرفه‌، تنگی‌ نفس‌، یا تب‌ شده‌اید.

ضربات وارد به سر ممکن است منجر به بیماری ای.ال.اس شود
تحقیقات جدید نشان میدهند که افرادی که ضربه هایی به سرشان وارد شده مانند ورزشکاران بیشتر در معرض خطر ابتلا به بیماری ای.ال.اس میباشند.طبق این تحقیقات افراد ورزشکار و یا سربازانی که در جنگ در معرض انفجار های با سر و صدای زیاد هستند بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری میباشند.

تیمی از محققان از دانشگاه بوستون و دانشکده پزشکی جانبازان اداره بیمارستان در بدفورد اعلام کرد شواهد جدید از بیماری ای ال اس در مغز دو نفر از بازیکنان فوتبال پیدا شده که ثابت شده آنان در اثر بیماری ای ال اس فوت کرده اند .
این تیم همچنین افزود که علت مرگ یکی از بوکسور های معروف هم همین بیماری بوده است .
بیماری ای.ال.اس Amyotrotro fische Lateraal Sclerose یک بیماری بدخیم است در سلسله اعصاب رابط مغز و ماهیچه ها. این بیماری سلول های این عصب ها را به تدریج از کار می اندازد و در نتیجه اعصاب، علائم مغزی را نمی توانند به ماهیچه ها برسانند. بدین ترتیب ماهیچه ها که ایجاد کننده حرکت در بدن می باشند، به تدریج لاغر تر و کم قدرت تر می شوند؛ کارآئی شان پیوسته کمتر و کمتر گشته و سرانجام به کلی از بین می رود.
یک جراح اعصاب هم در مورد علت وقوع این بیماری گفت که این بیماری برای افرادی که در معرض انفجار و سر و صدا همچنین افراد نظامی هستند احتمال وقوع بیشتری دارد.
موفقيتي جديد در كشف علت بروز بيماري لو گريگ


دانشمندان استراليايي اعلام كردند كه موفق به كشف يك ناهنجاري ژني شده‌اند كه عامل بروز بيماري فلج‌كننده "لو گريگ ‪"Lou Gehrig‬ است.


به گزارش خبرگزاري فرانسه از سيدني، محققان اميدوارند كه اين موفقيت در نهايت به كشف درماني براي اين بيماري كه به "اسكلروز جانبي آميتروفيك" (‪ (ALS‬نيز معروف است منجر شود و به علت عمومي‌تري براي اين بيماري عصب حركتي اشاره كند.

دانشمندان در "موسسه تحقيقاتي آنزاك" مستقر در "بيمارستان كنكورد سيدني" گفتند، تحقيق آنها نشان داده است كه پروتئين ‪ TDP-43‬كه توسط اين ناهنجاري ژني توليد مي‌شود، سمي است.

پس از آنكه "لو گريگ" بازيكن آمريكايي بيس‌بال از دهه ‪ ۱۹۲۰‬و ‪ ۱۹۳۰‬به اين بيماري مبتلا و مجبور شد حرفه خود را كنار بگذارد اين بيماري "لوگريگ" نام گرفت.

معلوم شده است كه مبتلايان به اين بيماري از رسوبات غيرعادي پروتئين ‪ TDP‬در سلول‌هاي عصبي در حال مرگ برخوردارند اما تصور مي‌شود كه اين ساختار مي‌تواند توسط سلول‌هاي آسيب ديده كه تلاش مي‌كنند خود را ترميم كنند، ايجاد شود.

با اين حال پرفسور "گارث نيكولسون" از "دانشگاه سيدني" گفت، تحقيق وي كه با همكاري كارشناسان در "كالج كينگ لندن" انجام شده است نشان داده است كه خود اين پروتئين موجب بروز اين بيماري مي‌شود.

وي به خبرگزاري فرانسه گفت، آنچه آنها دريافته‌اند اين است كه اين جهش‌هاي واقعي موجب بروز اين بيماري در اين موارد نادر شده است.

وي گفت، در اعصاب در حال از بين رفتن افرادي كه مبتلا به اين بيماري عصب حركتي هستند، تجمع‌هاي غيرعادي اين پروتيين وجود دارد.

نيكولسون گفت، اين تحقيق مي‌تواند به كشف درمان‌هاي بهتري براي اين بيماري كه در حال حاضر درماني ندارد، منجر شود.

اين بيماري با كشتن اعصابي كه عملكرد ماهيچه را كنترل مي‌كنند باعث مي‌شود مبتلايان به اين بيماري نتوانند حركت كنند، نفس بكشند و غذا بخورند.

F l o w e r
20-02-2011, 01:04
تازه‌هايي درباره بيماري "لو گريگ"

"آكادمي ملي علوم آمريكا" با انجام يك مطالعه به اين نتيجه رسيده است كه ممكن است فعاليت بسيار زياد بدني احتمال ابتلا به بيماري لوگريگ را افزايش دهد.

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از واشنگتن،"اسكلروز جانبي آميوتروفيك" يا ‪ als‬يك بيماري عصبي عضلاني نادر و پيش رونده است.

اين بيماري پس از ابتلاي معروف‌ترين قرباني آن "لو گريگ" كه قهرمان بيس بال آمريكا بود و در سال ‪ ۱۹۴۱‬در سن ‪ ۳۸‬سالگي از عوارض اين بيماري درگذشت، به اين نام خوانده شد.

به گزارش سي.ان.ان، كميته‌اي از آكادمي ملي علوم آمريكا به بررسي تنها پنج مطالعه موجود در زمينه ارتباط ميان بيماري ‪ als‬و سربازان كهنه كار پرداخت.

محققان متوجه شدند كه خطاي سه مورد از اين مطالعات آنقدر زياد است كه ارزش بررسي ندارند.

از سوي ديگر در مطالعه‌اي كه توسط "سازمان كهنه سربازان" انجام شده بود، هيچ ارتباطي ميان خدمت سربازي و ‪ als‬ديده نشد. اما در پنجمين مطالعه ديده شد كه احتمال ابتلاي سربازان كهنه‌كاري كه در فاصله زماني ميان سال‌هاي ‪ ۱۹۱۰‬و ‪ ۱۹۸۲‬خدمت مي‌كردند به بيماري ‪ ۱/۵ ،als‬برابر بيشتر از ديگران بود.

دكتر "ريچارد جانسون" از "جانز هاپكينز" كه رياست اين كميته را بر عهده داشت، گفت: از آنجاييكه اين بيماري بسيار نادر است، انجام مطالعات بيشتر در اين زمينه بسيار دشوار است.

اين كميته خواستار انجام تحقيقات بيشتر براي كشف اين حقيقت شد كه آيا اين ارتباط ظاهري وجود دارد و اگر وجود دارد علت آن چيست.

ساير مطالعات در زمينه ‪ als‬به اين نتيجه رسيده‌اند كه احتمال ابتلا به اين بيماري در افرادي كه از نظر فيزيكي فعال هستند بيشتر است كه اين موضوع مي‌تواند علت مستعد بودن بيشتر سربازان كهنه كار براي ابتلا به اين بيماري را توضيح دهد.
__________________

Als و كهكشان هستي


همه ما نگران و مترصد در انتظاريم تا بیمار بیرون برود و بتوانیم "راحت " درباره او كه مضطرب به اطراف می نگرد صحبت كنیم و وقتی كه بیمار بیرون رفت شروع می كنم درباره بیماری " ای ال اس " داد سخن دادن كه این بیماری لاعلاج است و بیمار رابه سرعت در عرض چند سال به سمت فلج كامل می برد.

ابتدا اندام ها لاغر و لاغر تر میشوند و نهایتا از كار می افتند و بالاخره نوبت به عضلات حلق و حنجره و تنفس میشود كه انها هم از كارمی افتند و بلع و تنفس بیمار مختل میشود. از نگاه ها و "بله " ها بر می اید كه این اولین بار نیست كه این توضیحات را می شنوند .

من بزشك چهارم یاپنجمی هستم كه برای تایید تشخیص بیمار را می بینم و البته برای تشحیص به اين سنگینی بنده به همراهان برای چنین "همه برسی" ا ی حق می دهم . بحصوص در شرایطی كه اظهار نظر های بزشكی – به دلایل مختلف- به هیچ وجه استاندارد نیستند . ناگهان می افزایم اما" ای ال اس " اخر كار نیست .

در حال حاضر امكاناتي وجود دارد كه ميتوان با يك دستگاه تنفس مصنوعي قابل حمل و نقل دستگاهي كه به اندازه يك جعبه بزرگ است و ميتوان زير صندلي چرخدار جاسازي كرد تنفس بيمار را حمايت كرد و نيز امكاناتي وجود دارد كه مي توان لوله اي را مستقيما از روي بوست داخل معده گذاشت و بيمار را تغذيه كرد . البته تعبيه اين امكانات و مراقبت دائمي از ان ها كار اساني نيست و هزينه بالائئ دارد اما در هر حال اين امكان فراهم شده كه بیمار مبتلا بتواند سال های سال بعد از فلج كامل زندگی كند .

ودر این دوران از نظر هوشیاری كاملا طبیعی خواهد بود. یك فیلم سینمایی یا یك رمان زیبا را با لذت به پایان خواهد رساند و حتی میتواند به لذات فلسفه بپردازد . علیرغم فلج كامل حس او كاملا طبیعی خواهد بود بین ظريف ترين نرمی ها تمایز قایل خواهد شد و اجسام مختلف را با لمس از هم تمییز خواهد داد .

علی رغم فلج كامل به هیچ وجه اختلال ادرار و مدفوع نخواهد داشت و از نظر جنسی تا نهایت سالم خواهد بود و تاكید می كنم كه امروزه تكنولوژی پزشكی انقدر بیشرفت كرده كه به شرط تامین منابع مالی ما می توانیم این بیماران را چند ده سال – تا زمانی كه از بیماری دیگری فوت می كنند- زنده نگه داریم .گفته هايم را دلداری ای دل خوش كن می پندارند . مي خواهم اين مطلب را برسانم كه منظورم فقط دلداري نيست هدفم نگاه ديگري به زندگي است.

اما انچه بر اتاق سايه انداخته ياس است و نااميدي . تنها به دنبال راهي براي درمان فلج هستند كه البته مقدور نيست . استيفن هاوكينگز را مثال ميزنم بزرگترين فيزيكدان تاريخ معاصر راكه حداقل از سي سال بيش روي صندلي چرخدار است و سال هاست كوچكترين حركتي ندارد و با ابزار هاي بيشرفته الكترونيكي ارتباط برقرار مي كند. فعال است و بهترين كتابهايش را بعد از ابتلا به اين بيماري نوشته . او همان كسي است كه تئوري چاله هاي فضايي را تدوين كرد . چاله هاي فضايي يعني نوعي از هستي كه جز "هستن" هيچ تعيني براي ان باقي نمانده همان "هستن"ي كه هايدگر به پرسش ميگيرد .

گويا هاوكينگز نه تنها با تئوري خود بلكه با تمام زندگيش به هستي مطلق نزديك شده است . بودني كه جز بودن تعيني ندارد و كهكشاني است از انديشه . استيفن هاوكينگز اگر مديون بيماري خود نباشد شكايتي هم از وضع خود ندارد گوئي از شر حركت خلاص شده تا به عمق زندگي بپردازد . مثال هاوكينگز هم چون صدايي كه از جائي گرم برخيزد فقط پوز خندي به بار مي اورد .

خانم مسني كه يا مادر است يا مادر همسر مي گويد "فلج چه فايده داره من كه حاضرم بميرم و زير دست ديگران نيفتم " با خودم مي انديشم راستي اين تعارف تا چه حد جدي است ؟ همه اين را مي گويند اما ايا زندگي بخصوص وقتي تجربه ميشود – يعني هوشياري كامل است –حتي با فلج ارزش زيستن ندارد؟ ايا طلوع يك صبح زيبا از روي صندلي چرخدار لذت بخش نيست يا نظاره بازي كودكان يا درختان در معرض باد پاييز يا..... راستي چگونه ميشود قضاوت كرد؟

ايا در زماني ديگر و حتي توسط انساني ديگر شرايط براي قضاوت مهياست ؟ درباره درجات پايين تر هوشياري چه ؟چگونه ميتوان دانست كسي تمديد همان حالت نيمه خواب را ترجيح مي دهد يا مرگ را ؟ ايا اگر بيمار عليرغم دلبستگي به باريكه اي از حيات از شدت علاقه به نزديكان اين تعارف را تكرار ميكند و نمي خواهد مزاحم عزيزان باشد

همراهان هم بايد همان را ببذيرند يا بايد راهي ديگر برگزينند ؟ "ديگران " به معناي اعم يعني جامعه و بخصوص سيستم بهداشتي چه وظيفه اي دارد ايا موظف نيست امكان تمديد حيات را با اخرين تكنولوزي روز فراهم اورد ؟و راستي اگر امكان ادامه حيات با مقاديري امكانات مالي وجود داشته باشد حدفاصل بين "اتانازي " (قتل از راه ترحم) ودرمان نكردن اين بيمار چند تومان يا چند دلار است ؟

باز بايد پرسيد در جهاني كه هرچه بيشتر و بيشتر از كاركرد هاي مكانيكي دور ميشود و ابعاد مفهومي و ديجيتالي بيشتري مي يابد راه رفتن چه بخشي از زندگي را تشكيل مي دهد و تفكر چه بخشي از ان را ؟

بازهم تاكيد مي كنم كه" اي ال اس" اخر كار نيست انچه كارائي لازم را ندارد نگاه بسياري از ما به زندگيست نگاهي كه از يك سو بر تكلف و اكنده به تعارف شده و از سوي ديگر غير علمي است و روز امد نيست و از همه بدتر مي رود تا رنگ و بوي شرقي و ايراني خود را از دست بدهد رنگ و بويي كه به تعبير فوكو مي تواند روح يك جهان بي روح باشد . ايا درنگ در "دم "و دقت در دقايق "درون " ميراث حافظ و خيام نيست ؟ و ايا مي بايد بيمار مبتلا به اي ال اس ايراني در تعارفي بر روي زندگي و با نگاه ترحم اميز " ديگران " از لذتي كه در غناي يك بيت حافظ موج مي زند چشم بپوشد ؟ و قتي اكثريت مردم در اخرين دقايق حيات هم به زيبايي به ادامه حيات در هر شرايطي اميدوار و قانعند راستي تكرار اين تعارف بر تظاهر چه معنايي دارد ؟

براستي زندگي در ضعيف ترين بارقه هاي خود در اخرين لحظات هم هنوز زيباست و ارزش زيستن دارد .

اي ال اس اخر كار نيست شايد آغازي ديگر هم باشد – هم چنان كه براي هاوكينگز بوده و هست . وظيفه "ديگران " و بخصوص سيستم هاي درماني و بيمه اي است كه اين امكان لازم را فراهم اورند اما شرط كافي ان است كه تلقي جمعي از زندگي بهبود يابد واين بخش كه شايد دشوار تر از تهيه امكانات مالي باشد ممكن نميشود مگر با همت بزشكان و بخصوص روشنفكران كه بايد تكنولوزي مدرن را با مفاهيم فرهنگ ملي تلفيق سازند .


دكتر بابك زماني
متخصص مغز و اعصاب

F l o w e r
20-02-2011, 01:15
بیماری هانتینگتون
از ویکی‌پدیا، دایرةالمعارف آزاد.
علایم بیماری هانتینگتون (HD) شامل کاهش شدید کنترل عضلانی ، اختلال هیجانی و زوال شناختی تنها به اثرات سمی پروتئین جهش یافته ای که باعث اختلال می شود به یاخته های مغز ، مربوط نیست. آزمایشات انجام شده بر موش هایی که از لحاظ ژنتیکی دستکاری شده بودند مدارکی را دال بر یک اثر جدید پروتئین که تداخلات آسیب‌شناختی (پاتولوژیک) در میان یاخته‌های مغز را تحریک می کند ، نشان می دهد. پژوهندگان می گویند یافته های آنان نه تنها روشنگر عوامل دخیل در پاتولوژی HD است ، بلکه نگاهی جدید به دیگر بیماری های دارای تکرار مشابه پلی گلوتامین را که در آن ژن های جهش‌یافته ، پروتئین هایی را با زنجیره های طویل غیرطبیعی از اسید آمینه گلوتامین تولید می کنند ، دارد. به گفته پژوهشگران یافته های آنان نشان می دهد تداخلات غیرطبیعی یاخته – یاخته نیز در بیماری های آلزایمر و پارکینسون نقش دارد. این نخستین گواه ژنتیکی مستقیم است که مشخص می سازد تداخل آسیب‌شناختی یاخته – یاخته می تواند به میزان چشمگیری در سمی بودن نورونی در یک موش مدل HD شرکت کند. بالاخره این که مطالعه فوق پیام های مهمی برای درک پاتوژنز دیگر اختلالات عصب‌شناختی (نورولوژیک) شامل اختلالات poly Q ، آلزایمر و پارکینسون دارد. همه این اختلالات به وسیله نورودژفراسیون انتخابی ایجاد شده توسط پروتئین های بیماری مشخص می شوند ، اما سازوکارهای (مکانیسم های) ملکولی و سلولی در این رابطه خیلی شناخته شده نیستند

نگاهي جديد به پاتولوژي بيماري هانتينگتون

جام جم آنلاين: علايم بيماري هانتينگتون (HD) شامل كاهش شديد كنترل عضلاني ، اختلال هيجاني و زوال شناختي تنها به اثرات سمي پروتئين جهش يافته اي كه باعث اختلال مي شود به سلول هاي مغز ، مربوط نيست. آزمايشات انجام شده بر موش هايي كه از لحاظ ژنتيكي دستكاري شده بودند مداركي را دال بر يك اثر جديد پروتئين كه تداخلات پاتولوژيك در ميان سلول هاي مغز را تحريك مي كند ، نشان مي دهد. به گزارش مدلاين پلاس ، محققان مي گويند يافته هاي آنان نه تنها روشنگر عوامل دخيل در پاتولوژي HD است ، بلكه نگاهي جديد به ديگر بيماري هاي داراي تكرار مشابه پلي گلوتامين را كه در آن ژن هاي موتان ، پروتئين هايي را با زنجيره هاي طويل غيرطبيعي از اسيد آمينه گلوتامين توليد مي كنند ، دارد. به گفته محققان يافته هاي آنان نشان مي دهد تداخلات غيرطبيعي سلول – سلول نيز در بيماري هاي آلزايمر و پاركينسون نقش دارد. اين اولين مدرك ژنتيكي مستقيم است كه مشخص مي سازد تداخل پاتولوژيك سلول – سلول مي تواند به ميزان قابل ملاحظه اي در سمي بودن نوروني در يك موش مدل HD شركت مي كند. بالاخره اين كه مطالعه فوق پيام هاي مهمي براي درك پاتوژنز ديگر اختلالات نورولوژيك شامل اختلالات poly Q ، آلزايمر و پاركينسون دارد. همه اين اختلالات به وسيله نورودژفراسيون انتخابي ايجاد شده توسط پروتئين هاي بيماري مشخص مي شوند ، اما مكانيسم هاي ملكولي و سلولي در اين رابطه خيلي شناخته شده نيستند

F l o w e r
20-02-2011, 01:28
اشکال در تعادل بدن

به صورت طبيعي ، چشم ها ، گوش داخلي ، ماهيچه و مغز و اعصاب با هم همکاري مي کنند تا شما را در وضعيتي متعادل براي انجام کار روزانه نگاه دارند . در حالت عادي متوجه اين همکاري نيستيد ، ولي وقتي هماهنگي اين اندامها از بين بروند ، آنگاه دچار اشکال در تعادل خواهيد شد .

برخي بيماري ها مثل اختلالات گوش ، آلرژي ها ،‌ضعف ماهيچه اي ، اشکال ديد ، التهاب مفصل و سکته مغزي اين حالت را مختل مي کنند .

هر گاه تغيير ناگهاني در شنوايي يا وزوز گوش وجود داشت يا تمام مدت احساس پري گوش داشتيد يا احساس عدم تعادل داشتيد و مي افتيد براي بررسي ان به يک پزشک مراجعه کنيد . اين پزشک مي تواند متخصص گوش ، حلق و بيني يا داخلي باشد .

درمان


۱ - به آنچه مي خوريد توجه کنيد ؛ ‌برخي غذاها و چاشني ها حساسيت زا هستند و مي توانند بر تعادل اثر بگذارند . اگر فکر مي کنيد به غذايي حساسيت داريد آنرا از برنامه حذف کنيد .

۲ - داروهايتان را کنترل کنيد ؛ برخي داروها اين عارضه جانبي را دارند . با پزشک در اين مورد مشورت کنيد .

۳ - الکل مصرف نکنيد ؛ اين ماده کار گوش داخلي را نيز مختل مي کند و حالت بي وزني ايجاد مي کند .

۴ - کمتر قهوه بخوريد ؛ قهوه باعث انقباض عروق مي شود و جريان خون مغز را کاهش مي دهد . يک دو فنجان قهوه در روز کافي است و بيشتر از آن مضر است .

۵ - ورزش کنيد ؛ در برخي افراد اشکال در تعادل ناشي از ضعف عضلات است . انجام ورزش هاي تناسب اندام و برخي ورزش هاي قلبي عروقي مثل نرمش ، راه پيمائي ، دوچرخه زدن براي همه بسيار مفيد است .

۶ - بر روي سطوح نرم راه برويد ؛ هر چه سطحي که روي آن راه مي رويد نرم تر باشد حفظ تعادل سخت تر خواهد بود . اگر سعي کنيد بر روي يک قطعه لاستيک نرم ، فرش ضخيم يا حتي تشک راه برويد اين کار را تمرين کرده ايد .
۷ - محيط امني براي خود بسازيد ؛ سلامت ازخانواده شروع مي شود ، مخصوصاً براي آنهايي که دچار اشکال در تعادلند . سطوح نيز خطرناکند . فرش هاي سرخورنده را برداريد . شب يک چراغ خواب روشن کنيد و براي راه پله ها نرده بگذاريد .

F l o w e r
20-02-2011, 01:42
سکته مغزی و علائم هشدار دهنده آن

جام جم آنلاین: سکته مغزی نوعی بیماری قلبی عروقی است که عروقی را که به مغز راه می یابند و نیز عروق داخلی مغز را تحت تاثیر قرار می دهد.
این نوع سکته زمانی روی می دهد که یک رگ خونی که اکسیژن و مواد غذایی را به مغز می رساند بوسیله یک لخته مسدود می شود.
در این هنگام بخشی از مغز قادر به دریافت خون و در نتیجه اکسیژن نخواهد بود و این لحظه آغاز مرگ این قسمت است.

انواع سکته مغزی

سکته مغزی ممکن است بوسیله لخته مسدود کننده جریان خون به مغز (سکته ایسکمیک) و یا در اثر پارگی یک رگ خونی و ترواش خون به مغز (سکته هموراژِک یا خونریزی دهنده) روی دهد.

سکته ایسکمیک :
-در سکته ایسکمیک ، لخته بواسطه باقیمانده های چربی در دیواره رگ ایجاد می شود. این حالت را آرترواسکلروزیس یا انسداد عروق می گویند.
این باقیمانده های چرب یمی توانند باعث ایجاد دو نوع انسداد شوند:
ترومبوز مغزی که به ترومبوس (لخته خون) اشاره می کند که در قسمت مسدود شده رگ ایجاد می شود.
آمبولیسم مغزی که عموما به یک لخته خون که در محل دیگری از سیستم جریان خون و معمولا در قلب و عروق بزرگ فوقانی قفسه سینه و گردن تشکیل می شود ، اشاره می کند.

سکته هموراژِیک :
نوع هموراژیک ، از یک رگ ضعیف شده که پاره شده و به داخل مغز خونریزی می کند ، ناشی می شود. خون تجمع پیدا کرده و بافت مغزی را بهم فشرده می سازد.

حملات ایسکمیک موقت :
این حالت شامل حملات ، خفیف اما اخطار دهنده سکته مغزی هستند. در چنین حمله ای حالت های مربوط به یک سکته ایسکمیک وجود دارند و علائم اخطار دهنده سکته مغزی شکل می گیرد اما انسداد (لخته خون) برای زمان کوتاهی صورت می گیرد و خود به خود از طریق مکانیسم های نرمال بر طرف می شود.
با آنکه نشانه ها پس از مدت زمان کوتاهی برطرف می شوند این نوع سکته ، اعلام خطری برای یک سکته مغزی احتمالی که ممکن است شدید هم باشد ، است لذا باید اقداما ت لازم بلافاصله صورت گیرد.

علائم هشدار دهنده

این بیماری راباید هرچه زودتر تشخیص داد چرا که از دست دادن زمان برابر با از دست رفتن بخشی از عملکرد مغز است. علائم هشدار دهنده آن عبارتند از :
- بی حسی یا ضعف ناگهانی صورت ، دست یا پا بویژه در یک سمت بدن
- اغتشاش ناگهانی و مشکل در کلام یا اداراک
- مشکل ناگهانی در دید یک یا هردو چشم
- مشکل ناگهانی در راه رفتن ، سرگیجه ، عدم تعادل
- سردرد شدید ناگهانی بدون دلیل مشخص.

تشخیص

زمانی که شخصی علائم سکته مغزی یا tia (حمله ایسکمیک موقت) را نشان می دهد ، پزشک اطلاعات مربوط به او را جمع آوری کرده و تشخیص را انجام می دهد.
او ممکن است از آزمایشات زیادی برای تشخیص استفاده کند. در اینجا به برخی از این آزمایشات اشاره شده است:
تست های تشخیصی وضعیت مغز را از لحاظ نحوه عملکرد و دریافت ذخیره خونی بررسی می کند.
به کمک این تست ها می توان ناحیه صدمه دیده مغز را مشخص نمود. در ضمن اکثر این روشها ی تشخیصی بی خطر و بدون درد هستند. تستهای تشخیصی در سه گروه قرار دارند:
- تست های تصویر برداری مانند سی تی اسکن و ام.آر.آی که تصویر مغز را نشان می دهند.
- تست های الکتریکی مانند الکتروانسفالوگرام که ایمپالس های الکتریکی مغز را ثبت می کنند.
- تست های جریان خون مانند تست داپلر و آنژِوگرافی (آرتریوگرافی) که هر گونه مشکل که باعث تغییرات در جریان خون به مغز شود را نشان می دهند.

درمان

بدلیل مکانیسم متفاوت ، درمان انواع سکته مغزی نیز باهم فرق دارد.
سکته ایسکمیک بوسیله حذف انسداد و برقراری مجدد جریان خون به مغز درمان می شود.این روش تحت عنوان درمان حاد نامیده می شود.
روش دیگر برای درمان سکته ایسکمیک روش پیشگیرانه است که خود شامل سه حالت است :
- استفاه از داروهای ضد انعقاد مانند وارفارین و ضد پلاکت مانند آسپرین که با جلوگیری از انعقاد خون نقش مهمی در جلوگیری از سکته دارند.
- برداشتن انتهای آتروم دار سرخرگ کاروتید روش دیگری است که طی آن انسداد رگ خونی با جراحی از سرخرگ کاروتید برداشته می شود.
- روش دیگر آنژیوپلاستی / استنت است که در آن پزشکان از بالن و صفحات فلزی کوچک بنام استنت برای باز کردن رگ استفاده می کنند.
در سکته هموراژیک ، پزشکان به منظور جلوگیری از پارگی رگ و خونریزی آنوریسم ها و بدشکلی های شریانی یک گیره فلزی را در قسمت قاعده بنام گردن آنوریسم قرار می دهند یا رگ ها ی غیر طبیعی در بردارنده ناهنجاری شریانی را حذف می کنند که این روش مستلزم انجام جراحی است.
روش دیگر بنام اندووسکولار تهاجم کمتری دارد و مستلزم وارد کردن کاتاتر از یک رگ بزرگ در پا یا دست است که به سمت آنوریسم هدایت شده و یک عامل مکانیکی مانند فنر برای جلوگیری از پارگی رگ در آنجا قرار داده می شود.

اثرات سکته

مغز اندام بسیار پیچیده ای است که اعمال مختلف بدن را کنترل می کند. اگر یک سکته مغزی روی دهد و جریان خون به ناحیه ای که عملکرد خاصی را تنظیم می کند ، قطع شود ، این قسمت دیگر قادر به ادامه عملکرد تنظیمی و کنترلی که پیش از این داشت ، نخواهد بود.
برای مثال اگر سکته در قسمت عقبی مغز رخ دهد ایم احتمال وجود دارد که بخشی از توانایی بینایی از دست برود.
اثرات سکته عمدتا به محل انسداد و وسعت بافت مغزی صدمه دیده بستگی دارد اما بدلیل اینکه یک طرف مغز کنترل اعمال اندام های سمت مخالف را بعهده دارد برای مثال وقوع سکته در قسمت راست منجر به مشکلات نورولوژِیک اندام های سمت چپ بدن (سمت راست صورت) می شود که ممکن است هر یک از حالت های فلج یک سمت بدن ، مشکلات بینایی و از دست دادن حافظه را سبب شود.
اگر سکته در قسمت چپ مغز روی دهد ، سمت راست بدن (و قسمت چپ صورت) تحت تاثیر قرار می گیرد و مشکلاتی همچون فلج قسمت راست بدن ، اختلالات کلامی ، مدل رفتاری کند و زوال حافظه راایجاد می کند.

راهکارهای جلوگیری از سکته مغزی

شناخت عوامل موثر در ایجاد بیماری و کنترل آنچه در دست ماست بهترین دفاع در برابر دچار شدن به سکته مغزی است.
ریسک فاکتورها شامل ویژگی ها و عدات شیوه زندگی است که احتمال بیماری را افزایش می دهد.
مطالعات گسترده نشان داده اند که فاکتورهای متعددی در افزایش این احتمال دخالت دارند که اکثر آنها را می توان اصلاح ، کنترل و یا درمان کرد.
گرچه بیماری قلبی و سکته مغزی عامل اصلی بسیاری از مرگ و میر ها هستند ، می توان با اتخاذ برخی روشهای مفید از خطر احتمالی کاست.
- عادات غذای سالم می تواند به کاهش این احتمال حملات قلب یو سکته مغزی کمک کند. از جمله این ریسک فاکتورها می توان به کلسترول ، فشار خون بالا ، و اضافه وزن اشاره کرد.
یک برنامه غذایی سالم براساس ارائه طریق هایی است که بکار گیری آنها آسان تر از آن است که تصور می شود. در اینجا به مهمترین این دستورالعمل ها اشاره می کنیم :
- روزانه پنج وعده یا بیشتر میوه و سبزی بخورید.
- هر روز شش وعده یا بیشتر محصولات دانه ای شامل غلات مصرف کنید.
- حداقل دو بار درهمفته ماهی بویژه ماهی چرب مانند ساردین ، خال مخالی ، شاه ماهی ، تن ، و سا لمون بخورید.
- از محصولات لبنی بدون چربی یا کم چرب ، بنشن (لوبیا) ، مرغ بدون پوست و گوشت کم چرب استفاده کنید.
- از مصرف روغن جامد بپرهیزید. روغن های مایع حاوی 2 گرم یا کمتر از آن چربی اشباع در هر وعده (یک قاشق غذا خوری) را مصرف کنید. از انواع این روغن ها می توان به روغن کانولا ، زیتون ، ذرت و سویا اشاره کرد.
- مصرف غذاهای سرشار از کالری و فاقد ارزش غذایی شامل غذاهای دارای قند زیاد مانند نوشابه های گاز دارد و شیرینی جات را محدود کنید.
- از مصرف غذاهای سرشار از چربی اشباع ، چربی ترنس و یا حاوی کلسترول اجتناب ورزید.
از این غذاها می توان به محصولات شیری پر چرب ، گوشت های چرب ، روغن های گیاهی که تاحدی هیدروژنه شده اند اشاره کرد. زرده تخم مرغ نیز سرشار از کلسترول است.
- کمتر از 6 گرم یعنی برابر با یک قاشق غذا خوری نمک در روز بخورید.
دنبال کردن این برنامه غذایی به شما کمک می کند از سلامت بیشتری بهره ببرید. عمل کردن به این توصیه ها موجب بهره مندی از وزن مناسب ، سطح مطلوب کلسترول خون و فشار خون طبیعی می شود.
علاوه بر این برای کاهش خطر سکته قلبی یا مغزی هر روز ورزش کنید. سعی کنید بین میزان کالری دریافتی بدن و مقداری که سوازنده می شود تعادل برقرار کنید تا بهترین وزن را داشته باشید.
هر روز حداقل نیم ساعت پیاده روی کنید یا به دیگر فعالیت های ورزشی بپردازید.
برای کاهش وزن روزانه کالری بیشتراز میزان دریافتی را مصرف کنید اما پیش از هر اقدامی با پزشک خود مشورت نمایید.
مسئله دیگر آگاهی از فشار خون است. فشار خون بالا ممکن است هیچ علامتی نداشته باشد. تنها راه تشخیص آن این است که مرتب آن را کنترل کنید.
اگر بالا باشد می توانید با رژیِم غذایی و ورزش آن را کاهش دهید اما اگر این روش موثر نبود مصرف دارو تحت نظر پزشک ضروری بنظر می رسد.

توصیه دیگر این است که سیگار نکشید. اگر می خواهید برای ترک سیگار انگیزه قوی پیدا کنید کمی در باره ترکیات سمی موجود درآن مطالعه کنید.
بهر حال در مورد سکته مغزی هم مانند سایر بیماری ها باید گفت پیشگیری بهتر و آسانتر از درمان است.
با اتخاذ شیوه مناسب زندگی ، ورزش کافی ، رژِم غذایی مناسب و اجتناب از استرس تا حد زیادی می توان به پیشگیری از اینگونه مشکلات و بیماری ها کمک کرد.

F l o w e r
20-02-2011, 01:52
ارتباط بيماري شبكيه چشم با سكته مغزي

رويترز: بيماري شبكيه چشم در افراد غيرديابتي پيش‌بيني كننده سكته مغزي است. دانشمندان دانشگاه سيدني استراليا با مطالعه 7 ساله بر روي 3654 داوطلب بالاي 49 سال دريافتند كه احتمال بروز بيماري‌هاي عروقي مغز، مثل سكته مغزي در افراد غيرديابتي كه رتينوپاتي (بيماري شبكيه چشم) دارند، 70 درصد بيشتر از سايرين است و معتقدند كه اين خطر در افرادي كه بيماري فشارخون بالا ندارند، بيشتر است.

بروز سكته‌هاي خفيف نشانه مشكلات جدي‌تر است

هر چند سكته‌هاي خفيف به ندرت با عوارض شديد همراه است، اما خود آنها مي‌توانند نشانه سكته كامل در ماههاي آينده باشند.

به گزارش پايگاه اينترنتي آسوشيتدپرس، سكته خفيف يا حملات ايسكمي گذرا در اثر تشكيل لخته در خون و قطع جريان خون به مغز بروز مي‌كند كه طي آن بخشي از مغز از اكسيژن و خون محروم مي‌ماند.

از دست دادن قدرت حركت يك طرف بدن، دشواري در سخن گفتن از علايم اين اختلال است كه كمتر از يك روز طول مي‌كشد و وقتي لخته خودبخود تجزيه مي‌شود اختلال هم برطرف مي‌شود.

پزشكان مي‌گويند كساني كه دچار سكته خفيف مي‌شوند بايد بستري شوند و علايم سكته را بي‌اهميت تلقي نكنند.

انسداد سرخرگها در سر و گردن و بي‌نظمي ضربان قلب كه مي‌تواند به بروز سكته بيانجامد بايد در اين گونه بيماران بررسي شود.

پزشكان سكته‌ها را حملات مغزي مي‌دانند درست شبيه انسدادهايي كه باعث حملات قلبي مي‌شود. درمان اين اختلالات نياز به رقيق‌كننده هاي خون براي پيشگيري از تشكيل لخته دارد.

يك علت تشكيل لخته انسداد سرخرگها در گردن است كه گاهي عمل جراحي توصيه مي‌شود.

در سالهاي اخير پزشكان از آنژيوپلاستي بالون براي قرار دادن استنت و گشودن راه سرخرگها استفاده مي‌كنند كه هنوز يك روش تجربي محسوب مي‌شود.

با بالا رفتن سن سكته شيوع بيشتري پيدا مي‌كند و در سيگاريها شايعتر است. حدود ‪ ۴‬درصد مردان ‪ ۷۵‬تا‪ ۷۹‬ساله آمريكا به سكته خفيف مبتلا شده‌اند.

كلسترول بالا ميزان خطر را افزايش مي‌دهد. ساليانه حدود ‪۷۰۰‬
هزار مورد سكته در آمريكا رخ مي‌دهد كه سومين عامل مرگ در اين كشور محسوب مي شود.


حركات و صداهاي ناگهاني مي‌تواند سبب سكته مغزي شود

تحقيقات نشان مي‌دهد كه حركت‌هاي ناگهاني مثل از جا پريدن يا صداهاي ناگهاني مثل صداي زنگ در مي‌تواند نقطه آغاز سكته مغزي باشد.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، پژوهشگران با بررسي 150 فرد مبتلا به سكته مغزي دريافتند كه از هر 5 مورد سكته مغزي در يك مورد شدت بيماري به دليل شرايط بدني و صداي بلند ناگهاني مثل درخواست كمك و يا ديگر وقايع غير منتظره تقريبا دو ساعت قبل از شروع سكته مغزي افزايش يافته است.

نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد كه فعاليت فيزيكي سنگين نيز مي‌تواند در كمتر از يك ساعت از طريق خروج ذرات پلاكت از شريان‌ها و انسداد رگها باعث آغاز حمله مغزي شود.

F l o w e r
20-02-2011, 02:04
تحريك مغناطيسي مغز عملكرد دست را پس از سكته بهبود مي‌بخشد


نتايج يك تحقيق حاكي ازآن است كه نوعي تحريك مغناطيسي مغز در طرفي از مغز كه تحت تاثير سكته قرارنگرفته است، عملكرد دست را پس از سكته بهبود مي‌بخشد. به گزارش رويترز هلث از نيويورك،باانجام اين نوع تحريك موسوم به"تحريك مغناطيسي مكررفراجمجمه‌اي" (‪ ، (rTMS‬سر بيمار در نزديكي ميدان‌هاي مغناطيسي متناوب قرار مي‌گيرد. براي انجام اين عمل نيازي به بيهوشي بيمار نيست و امكان انجام آن بصورت سرپايي نيز وجود دارد . بر اساس اين گزارش ، پيش از اين تحريك مغناطيسي نوع "‪ "rTMS‬براي درمان افسردگي و اختلالات حركتي مورد استفاده قرار گرفته و نتايج متفاوتي به همراه داشته‌است. دراين حال دكتر "نائوكي تاكيوچي" از دانشكده پزشكي دانشگاه "هكايدو" ژاپن و همكارانش به تحقيق درباره تاثير تحريك "‪ "rTMS‬بر بهبود عملكرد حركتي دست آسيب ديده از سكته تعداد ‪ ۱۰‬نفربيمار پرداختند. اين پژوهشگران نتيجه تحقيقات خود را در شماره ماه جاري نشريه علمي "استروك" منتشر كرده‌اند . اين پزشكان خاطرنشان كردند:اجراي تحريك مغناطيسي مكرر فراجمجمه‌اي بر روي بيماران مورد بررسي ، بهبود قابل ملاحظه‌اي را نسبت به شيوه تحريك مصنوعي به همراه داشته است . تاكيوشي خاطرنشان كرد: اجراي اين شيوه تحريك براي بيماراني كه پس از سكته تا حدي قادر به حركت دادن دست خود هستند بيشتر مفيد است و نتايج بهتري به همراه دارد.



سکته مغزی stroke



این نوع سکته زمانی روی می دهد که یک رگ خونی که اکسیژن و مواد غذایی را به مغز می رساند بوسیله یک لخته مسدود می شود.
در این هنگام بخشی از مغز قادر به دریافت خون و در نتیجه اکسیژن نخواهد بود و این لحظه آغاز مرگ این قسمت است.

* انواع سکته مغزی

سکته مغزی ممکن است بوسیله لخته مسدود کننده جریان خون به مغز (سکته ایسکمیک) و یا در اثر پارگی یک رگ خونی و ترواش خون به مغز (سکته هموراژِک یا خونریزی دهنده) روی دهد.






* سکته ایسکمیک :
-در سکته ایسکمیک ، لخته بواسطه باقیمانده های چربی در دیواره رگ ایجاد می شود. این حالت را آرترواسکلروزیس یا انسداد عروق می گویند.
این باقیمانده های چرب یمی توانند باعث ایجاد دو نوع انسداد شوند:



* سکته هموراژِیک :
نوع هموراژیک ، از یک رگ ضعیف شده که پاره شده و به داخل مغز خونریزی می کند ، ناشی می شود. خون تجمع پیدا کرده و بافت مغزی را بهم فشرده می سازد.

* حملات ایسکمیک موقت :
این حالت شامل حملات ، خفیف اما اخطار دهنده سکته مغزی هستند. در چنین حمله ای حالت های مربوط به یک سکته ایسکمیک وجود دارند و علائم اخطار دهنده سکته مغزی شکل می گیرد اما انسداد (لخته خون) برای زمان کوتاهی صورت می گیرد و خود به خود از طریق مکانیسم های نرمال بر طرف می شود.
با آنکه نشانه ها پس از مدت زمان کوتاهی برطرف می شوند این نوع سکته ، اعلام خطری برای یک سکته مغزی احتمالی که ممکن است شدید هم باشد ، است لذا باید اقداما ت لازم بلافاصله صورت گیرد.

* علائم هشدار دهنده
این بیماری راباید هرچه زودتر تشخیص داد چرا که از دست دادن زمان برابر با از دست رفتن بخشی از عملکرد مغز است. علائم هشدار دهنده آن عبارتند از :
- بی حسی یا ضعف ناگهانی صورت ، دست یا پا بویژه در یک سمت بدن
- اغتشاش ناگهانی و مشکل در کلام یا اداراک
- مشکل ناگهانی در دید یک یا هردو چشم
- مشکل ناگهانی در راه رفتن ، سرگیجه ، عدم تعادل
- سردرد شدید ناگهانی بدون دلیل مشخص.

* تشخیص
زمانی که شخصی علائم سکته مغزی یا TIA (حمله ایسکمیک موقت) را نشان می دهد ، پزشک اطلاعات مربوط به او را جمع آوری کرده و تشخیص را انجام می دهد.
او ممکن است از آزمایشات زیادی برای تشخیص استفاده کند. در اینجا به برخی از این آزمایشات اشاره شده است:
تست های تشخیصی وضعیت مغز را از لحاظ نحوه عملکرد و دریافت ذخیره خونی بررسی می کند.
به کمک این تست ها می توان ناحیه صدمه دیده مغز را مشخص نمود. در ضمن اکثر این روشها ی تشخیصی بی خطر و بدون درد هستند. تستهای تشخیصی در سه گروه قرار دارند:
- تست های تصویر برداری مانند سی تی اسکن و ام.آر.آی که تصویر مغز را نشان می دهند.
- تست های الکتریکی مانند الکتروانسفالوگرام که ایمپالس های الکتریکی مغز را ثبت می کنند.
- تست های جریان خون مانند تست داپلر و آنژِوگرافی (آرتریوگرافی) که هر گونه مشکل که باعث تغییرات در جریان خون به مغز شود را نشان می دهند.

* درمان
بدلیل مکانیسم متفاوت ، درمان انواع سکته مغزی نیز باهم فرق دارد.
سکته ایسکمیک بوسیله حذف انسداد و برقراری مجدد جریان خون به مغز درمان می شود.این روش تحت عنوان درمان حاد نامیده می شود.

روش دیگر برای درمان سکته ایسکمیک روش پیشگیرانه است که خود شامل سه حالت است :
- استفاه از داروهای ضد انعقاد مانند وارفارین و ضد پلاکت مانند آسپرین که با جلوگیری از انعقاد خون نقش مهمی در جلوگیری از سکته دارند.
- برداشتن انتهای آتروم دار سرخرگ کاروتید روش دیگری است که طی آن انسداد رگ خونی با جراحی از سرخرگ کاروتید برداشته می شود.
- روش دیگر آنژیوپلاستی / استنت است که در آن پزشکان از بالن و صفحات فلزی کوچک بنام استنت برای باز کردن رگ استفاده می کنند.
در سکته هموراژیک ، پزشکان به منظور جلوگیری از پارگی رگ و خونریزی آنوریسم ها و بدشکلی های شریانی یک گیره فلزی را در قسمت قاعده بنام گردن آنوریسم قرار می دهند یا رگ ها ی غیر طبیعی در بردارنده ناهنجاری شریانی را حذف می کنند که این روش مستلزم انجام جراحی است.
روش دیگر بنام اندووسکولار تهاجم کمتری دارد و مستلزم وارد کردن کاتاتر از یک رگ بزرگ در پا یا دست است که به سمت آنوریسم هدایت شده و یک عامل مکانیکی مانند فنر برای جلوگیری از پارگی رگ در آنجا قرار داده می شود.

*اثرات سکته
مغز اندام بسیار پیچیده ای است که اعمال مختلف بدن را کنترل می کند. اگر یک سکته مغزی روی دهد و جریان خون به ناحیه ای که عملکرد خاصی را تنظیم می کند ، قطع شود ، این قسمت دیگر قادر به ادامه عملکرد تنظیمی و کنترلی که پیش از این داشت ، نخواهد بود.
برای مثال اگر سکته در قسمت عقبی مغز رخ دهد ایم احتمال وجود دارد که بخشی از توانایی بینایی از دست برود.
اثرات سکته عمدتا به محل انسداد و وسعت بافت مغزی صدمه دیده بستگی دارد اما بدلیل اینکه یک طرف مغز کنترل اعمال اندام های سمت مخالف را بعهده دارد برای مثال وقوع سکته در قسمت راست منجر به مشکلات نورولوژِیک اندام های سمت چپ بدن (سمت راست صورت) می شود که ممکن است هر یک از حالت های فلج یک سمت بدن ، مشکلات بینایی و از دست دادن حافظه را سبب شود.
اگر سکته در قسمت چپ مغز روی دهد ، سمت راست بدن (و قسمت چپ صورت) تحت تاثیر قرار می گیرد و مشکلاتی همچون فلج قسمت راست بدن ، اختلالات کلامی ، مدل رفتاری کند و زوال حافظه راایجاد می کند.

* راهکارهای جلوگیری از سکته مغزی
شناخت عوامل موثر در ایجاد بیماری و کنترل آنچه در دست ماست بهترین دفاع در برابر دچار شدن به سکته مغزی است.
ریسک فاکتورها شامل ویژگی ها و عدات شیوه زندگی است که احتمال بیماری را افزایش می دهد.
مطالعات گسترده نشان داده اند که فاکتورهای متعددی در افزایش این احتمال دخالت دارند که اکثر آنها را می توان اصلاح ، کنترل و یا درمان کرد.
گرچه بیماری قلبی و سکته مغزی عامل اصلی بسیاری از مرگ و میر ها هستند ، می توان با اتخاذ برخی روشهای مفید از خطر احتمالی کاست.

- عادات غذای سالم می تواند به کاهش این احتمال حملات قلب یو سکته مغزی کمک کند. از جمله این ریسک فاکتورها می توان به کلسترول ، فشار خون بالا ، و اضافه وزن اشاره کرد.
یک برنامه غذایی سالم براساس ارائه طریق هایی است که بکار گیری آنها آسان تر از آن است که تصور می شود.

در اینجا به مهمترین این دستورالعمل ها اشاره می کنیم :
- روزانه پنج وعده یا بیشتر میوه و سبزی بخورید.
- هر روز شش وعده یا بیشتر محصولات دانه ای شامل غلات مصرف کنید.
- حداقل دو بار درهمفته ماهی بویژه ماهی چرب مانند ساردین ، خال مخالی ، شاه ماهی ، تن ، و سا لمون بخورید.
- از محصولات لبنی بدون چربی یا کم چرب ، بنشن (لوبیا) ، مرغ بدون پوست و گوشت کم چرب استفاده کنید.
- از مصرف روغن جامد بپرهیزید. روغن های مایع حاوی 2 گرم یا کمتر از آن چربی اشباع در هر وعده (یک قاشق غذا خوری) را مصرف کنید. از انواع این روغن ها می توان به روغن کانولا ، زیتون ، ذرت و سویا اشاره کرد.
- مصرف غذاهای سرشار از کالری و فاقد ارزش غذایی شامل غذاهای دارای قند زیاد مانند نوشابه های گاز دارد و شیرینی جات را محدود کنید.
- از مصرف غذاهای سرشار از چربی اشباع ، چربی ترنس و یا حاوی کلسترول اجتناب ورزید.
از این غذاها می توان به محصولات شیری پر چرب ، گوشت های چرب ، روغن های گیاهی که تاحدی هیدروژنه شده اند اشاره کرد. زرده تخم مرغ نیز سرشار از کلسترول است.
- کمتر از 6 گرم یعنی برابر با یک قاشق غذا خوری نمک در روز بخورید.
دنبال کردن این برنامه غذایی به شما کمک می کند از سلامت بیشتری بهره ببرید. عمل کردن به این توصیه ها موجب بهره مندی از وزن مناسب ، سطح مطلوب کلسترول خون و فشار خون طبیعی می شود.
- علاوه بر این برای کاهش خطر سکته قلبی یا مغزی هر روز ورزش کنید. سعی کنید بین میزان کالری دریافتی بدن و مقداری که سوازنده می شود تعادل برقرار کنید تا بهترین وزن را داشته باشید.
- هر روز حداقل نیم ساعت پیاده روی کنید یا به دیگر فعالیت های ورزشی بپردازید.
- برای کاهش وزن روزانه کالری بیشتراز میزان دریافتی را مصرف کنید اما پیش از هر اقدامی با پزشک خود مشورت نمایید.
- مسئله دیگر آگاهی از فشار خون است. فشار خون بالا ممکن است هیچ علامتی نداشته باشد. تنها راه تشخیص آن این است که مرتب آن را کنترل کنید.
- اگر بالا باشد می توانید با رژیِم غذایی و ورزش آن را کاهش دهید اما اگر این روش موثر نبود مصرف دارو تحت نظر پزشک ضروری بنظر می رسد.
- توصیه دیگر این است که سیگار نکشید. اگر می خواهید برای ترک سیگار انگیزه قوی پیدا کنید کمی در باره ترکیات سمی موجود درآن مطالعه کنید.
بهر حال در مورد سکته مغزی هم مانند سایر بیماری ها باید گفت پیشگیری بهتر و آسانتر از درمان است.
با اتخاذ شیوه مناسب زندگی ، ورزش کافی ، رژِم غذایی مناسب و اجتناب از استرس تا حد زیادی می توان به پیشگیری از اینگونه مشکلات و بیماری ها کمک کرد.



اهمیت سرد نگه داشتن بدن به هنگام سکته مغزی


جام جم آنلاین: حفظ دمای بدن در حد نرمال یا پایین تر از آن به هنگام سکته مغزی حائز اهمیت است. به گزارش هلث دی ، تحقیقات نشان می دهد در 24 ساعت اول دچار شدن به سکته مغزی دمای بدن شانس زنده ماندن بیمار را پیش بینی می کند.
به گفته سر پرست این تحقیق حرارت برای مغز سمی است بطوریکه مغز و عملکرد آن را تحت تاثیر قرار می دهد ، بر وسعت سکته می افزاید ، تولید رادیکال های آزاد را در مغز افزایش می دهد که این هم موجب افزایش ایسکمی و صدمه به مغز می شود.
این گروه تحقیقاتی دریافته است که دمای بدن بیمار طی اولین روز پس از سکته مغزی می تواند پیش بینی کننده مهمی برای زنده ماندن فرد درمدت 30 روز بعد باشد.
بنابراین می توان از افزایش دمای بدن نه تنها در بیمارانی با سکته های مغزی شدید بلکه در بیماران مبتلا به سکته متوسط نیز جلوگیری کرد.
سرپرست این تحقیق معتقد است برای تایید اثر دما بر بیماران سکته مغزی مطالعات بیشتری لازم است. همچنین بهترین روش برای کنترل دمای بدن بدنبال سکته نیز باید مشخص شود.
1- ترومبوز مغزی که به ترومبوس (لخته خون) اشاره می کند که در قسمت مسدود شده رگ ایجاد می شود. 2- آمبولیسم مغزی که عموما به یک لخته خون که در محل دیگری از سیستم جریان خون و معمولا در قلب و عروق بزرگ فوقانی قفسه سینه و گردن تشکیل می شود ، اشاره می کند.

F l o w e r
20-02-2011, 02:13
گفت‌وگوي ايسنا با پروفسور امير زماني استاد دانشگاه هاروارد:
بهترين و سريع‌ترين روش تشخيص سكته مغزي mri است
استاد دانشگاه هاروارد گفت: بهترين و سريع‌ترين روش تشخيص سكته مغزي mri است.
پروفسور امير زماني در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، واحد علوم پزشكي ايران افزود: در صورتي كه سكته مغزي ديرتر تشخيص داده شود، عواقب بسيار وخيمي از قبيل فلج نيمي از بدن، از دست رفتن تكلم و يا ساير حواس را در پي خواهد داشت. به همين علت انتخاب يك روش و سيستم صحيح براي تشخيص اين اختلال اهميت بسيار زيادي دارد.
در همين خصوص ايسنا گفت‌وگويي با پروفسور«امير زماني»، استاد دانشگاه‌ هاروارد انجام داده است.
ايسنا: سكته مغزي تا چه زماني بايد تشخيص داده شود و در صورت تاخير چه عواقبي را براي بيمار در پي خواهد داشت؟
- از آنجا كه متعاقب سكته مغزي، جريان خون در برخي مويرگ‌هاي مغزي كه تغذيه‌كننده بافت مغز هستند قطع مي‌شود، عملكرد آن قسمت از بدن براي مدتي از بين مي‌رود، در صورتي كه اين وقفه بيشتر از زمان معين به طول بيانجامد، فعاليت قسمتي كه خونرساني به آن متوقف شده، كلا از بين رفته و اين بسيار خطرناك است. در ضمن حد ميانگيني كه براي تشخيص سكته مغزي معين شده حداكثر تا 6 ساعت است.
ايسنا: بهترين و سريع‌ترين روش تشخيص سكته مغزي چيست؟
- mri، مناسب‌ترين روش تشخيص اين اختلال است، اما در حال حاضر اختلاف نظرهايي روي عوارض mri بين متخصصان وجود دارد.
ايسنا: عوارض و يا منع استفاده از mri شامل كدام موارد مي‌شود؟
- در اغلب موارد، mri هيچ تاثير سويي ندارد اما برخي بيماران با شرايط خاص، مثل اشخاصي كه درون گوش آنها ايمپلنت كار گذاشته شده، بيماراني كه به تازگي جراحي مغز داشته‌اند و يا افرادي كه دچار ترس از فضاي بسته هستند قادر به استفاده از روش mri نيستند.
ايسنا: Mri ظرف چه مدتي قادر به تشخيص سكته مغزي است و در صورت در دسترس نبودن اين دستگاه بايد از چه روشي استفاده شود؟
- mri داراي حسگرهاي مغناطيسي بسيار قوي است كه تنها ظرف 30 دقيقه پس از سكته مي‌تواند اين اختلال را تشخيص دهد. در ضمن دستگاه ct اسكن جايگزين مناسبي براي mri به حساب مي‌آيد.



عدم شناخت علايم سكته سلامت افراد را تهديد مي‌كند
محققان مي‌گويند عدم آگاهي از علايم سكته سلامت بسياري از افراد را تهديد مي‌كند.

به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي نيوز، بررسي هزار فرد بزرگسال در انگليس نشان داده است يك پنجم افراد علايم سكته را نمي‌شناسند.
۴۰درصد افراد در صورت مشاهده مشكلاتي در گفتار و ضعف در دست و پا و صورت كه شايعترين علامت سكته است با اورژانس تماس نمي‌گيرند.
پژوهشگران مي‌گويند هنگامي كه يك فرد سكته مي‌كند هر دقيقه ‪ ۱/۹ميليون سلول عصبي در مغز او مي‌ميرند و مغز كه از اكسيژن محروم مانده است هر ساعت ‪ ۳/۶سال پيرتر مي‌شود. اين امر لزوم درمان سريعتر سكته مغزي را مورد تاكيد قرار مي‌دهد.

ساليانه از مجموع ساليانه ‪ ۶۷هزار مورد مرگ ناشي از سكته ‪ ۲۵هزار مورد آن قابل پيشگيري است كه فقط به علت ناآگاهي رخ مي‌دهد.

نتايج اين بررسي نشان مي‌دهد براي بالا بردن سطح آگاهي عمومي بايد سرمايه‌گذاري بسيار بيشتري انجام شود.

هنگامي كه از افراد در مورد مشاهده علايم سكته در يكي از خويشان يا دوستان آنها سوال شد ‪ ۳۳درصد گفتند به آنها توصيه مي‌كنند دراز بكشند، و ‪ ۱۲درصد منتظر بدتر شدن علايم مي‌شوند تا بعد اقدام ديگري به عمل آورند.
اين نظرسنجي نشان داد آگاهي از علايم سكته در مناطق مختلف متفاوت است.
جو كورنر از انجمن سكته ناآگاهي را مشكل بزرگي بيان كرد كه نيازمند سرمايه‌گذاري زيادي براي افزايش آگاهي عمومي است.
اين واقعيت كه فقط ‪ ۷درصد افراد سكته را تشخيص مي‌دهند نشانگر آن است كه سكته تحت الشعاع بيماريهاي ديگري مانند بيماري قلبي و سرطان قرار دارد.

سكته سومين عامل مرگ در انگليس و بزرگترين علت ناتواني در اين كشور است. سكته در تمام سنين بروز مي‌كند و قابل پيشگيري و درمان است.

دكتر جفري ساور از دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس مي‌گويد هر چه درمان بيشتر به تاخير بيفتد آثار باليني اين بيماري تشديد مي‌شود.

يك سكته معمولي ‪ ۵۴ميلي ليتر بافت مغزي را كه حدود ‪ ۷/۶سانتي‌متر مكعب است دچار مي‌كند و ‪ ۱۰ساعت طول مي‌كشد تا ظاهر شود.

هر دقيقه كه از زمان بروز سكته مي‌گذرد ‪ ۱/۹ميليون نرون مي‌ميرند كه منجر به نابودي ‪ ۱۴ميليارد سيناپس (پيوند عصبي) و ‪ ۷/۵مايل الياف عصبي مي‌شود. قسمت جلو مغز كه بيشتر سكته‌ها در اين قسمت بروز مي‌كند بطور متوسط حاوي ‪ ۲۲ميليارد نرون است.
ساور با ابراز شگفتي از وسعت آثار سكته افزود سكته يك بيماري مخرب است كه به سرعت علايم آن ظاهر مي‌شود.
اين يافته‌ها مويد آن است كه بيماران بايد علايم سكته را بشناسند و بلافاصله با اورژانس تماس بگيرند. پزشكان، عصب شناسان و پرستاران بايد بدانند سكته يك مورد اورژانس عصبي قابل درمان است كه بايد در بالاترين اولويت درمان قرار گيرد.

F l o w e r
25-02-2011, 22:36
ضربه های مغزی : علت ها و درمان

مغزدر حقیقت فرمانده كل بدن و ارگانیسمی بسیار پیچیده است.تفكر ،درك حس های دقیق ، حركات، تعادل، شنوایی، بینایی، هماهنگی بین بخشهای مختلف بدن و… همه با سلامت مغز معنی پیدا می كنند.
این ساختمان بسیار مهم توسط پرده های مختلفی پوشیده شده و در داخل محفظه ای محكم به نام جمجمه قرار گرفته است. اطراف مغز را مایعی به نام مایع مغزی – نخاعی (CSF) احاطه كرده و علاوه بر اعمال متعدد دیگرش تا حدی اثرات حفاظتی ساختمان های مختلف بر مغز را تقویت می كند.
تقسیم بندی های مختلفی برای ضربه های مغزی عنوان شده است كه در اینجا یكی از كاربردی ترین آنها را مطرح می كنیم ;
▪ ضربه های مغزی ناشی از برخورد مستقیم اشیاء با سر و بالعكس
▪ ضربه های مغزی ناشی از نیروهای اینرسیال با – یا- بدون برخورد مستقیم از گروه اول می توان به شكستگی های جمجمه مثلا در اثر برخورد اشیاء با سر و یا برخورد سر به شیشه جلوی اتومبیل در حین سوانح رانندگی اشاره كرد.


در گروه دوم اگر ضربه مستقیم وجود نداشته باشد ، ممكنست هیچگونه علامت ظاهری از ضربه مغزی در پوست یا صورت مشاهده نشود، اما آسیب شدیدی به بافت مغزی تحمیل شده باشد . مكانیسم این نوع ضایعات ، حركت جمجمه و مغز در جهات مختلف (به علت شناور بودن مغز و تفاوت سرعت و جهت حركت آنها ) بر اثر نیروهای اینرسیال است. ضایعه منتشر، خونریزیهای داخل مغزی، ورم مغز، و … از جمله عوراض این نوع ضربه ها به شمار می روند.
● برخی از ضایعات ناشی ازبرخورد مستقیم
▪ آسیب پوست سر :
درجات متفاوتی از آسیب پوست سر را می توان متعاقب ضربه های مستقیم به سر مشاهده كرد. ضخامت پوست سر در كاهش شدت آسیب مغزی مؤثر است.
پوست سر دارای عروق خونی فراوانیست ، به حدی كه خونریزی از آنها می تواند باعث بروز شوك در بیمار شود. به همین خاطر در صورت برخورد با اینگونه بیماران باید به عنوان اولین قدم سعی در كنترل خونریزی داشته باشیم (پانسمان تمیز زخم ، بستن رگ خونریزی دهنده و …) ازجمله عوارضی كه میتواند ببیمار مبتلا به آسیب پوست سر را تهدید كند ، عفونت است.شستشوی محل زخم بامقدارزیادی سرم استریل، احتمال این عارضه راكاهش می دهد.
به یاد داشته باشید كه كوچكی محل آسیب پوست سر همیشه بمعنی ناچیز بودن ضایعات همراه درجمجمه یا مغز نیست.یك تركش كوچك یا جسمی نوك تیز و… می تواند آسیب كمی به پوست سر وارد سازد اما ضایعات كشنده ای را به مغز تحمیل كند.
پوست سر روی جمجمه حركت می كند و همین خاصیت باعث می شود كه در بسیاری از بیماران محل آسیب جمجمه یا مغز در مجاورت مستقیم محل آسیب پوست سر نباشد.
▪ شكستگی جمجمه :
شكستگی جمجمه می تواند در اثر ضربه های نافذ یا غیر نافذ پدید آید . وجود این ضایعه همیشه بمعنی آسیب همزمان در مغز نیست ، از طرف دیگر عدم وجود شكستگی نیز نمی تواند آسیب مغزی را رد كند ، اما به هر حال مشاهده شكستگی جمجمه بمعنی شدت زیاد ضربه مغزیست و لزوم بررسی های بیشتر و انجام سی تی اسكن را می رساند.
رادیو گرافی ساده قادر به نشان دادن تمام شكستگی های جمجمه نیست.
● انواع شكستگی های جمجمه
الف) شكستگی خطی:
در صورتی پدید می آید كه نیروی زیاد به سطح وسیعی از جمجمه وارد شود ، این شكستگی ها می توانند به قاعده جمجمه نیز گسترش یابند.
میزان آسیب واردشده به نسج مغز در حضور انواع مختلف شكستگی متفاوت است. شكستگی بدون عارضه جمجمه به خودی خود مشكل آفرین نیست و به مرور زمان التیام خواهد یافت ، اما در بسیاری موارد پارگی سرخرگ سخت شامه مغزی مجاور شكستگی باعث خونریزی داخل جمجمه ای شده و مشكلات فراوانی را برای بیماران پدید می آورد. درصد زیادی از اینگونه بیماران محتاج مداخله جراحی خواهند بود.
اگر شدت ضربه های مغزی بیشتر باشد آسیب نسج مغز مجاور محتمل تر است. معمولا اینگونه ضربه ها دارای جزء اینرسیال هم هستند كه ضایعات مغزی همراه را بیشتر می كنند.
درصورتیكه پوست مجاور ناحیه شكستگی دچار پارگی باشد، شانس عفونت داخل جمجمه ای افزایش می یابد.
ب) شكستگی قاعده جمجمه:
در اغلب موارد با شكستگی كاسه جمجمه همراه است.
سه عارضه اصلی این بیماران را تهدید می كند:
▪ نشت مایع مغزی - نخاعی از بینی یا گوش ، بعلت آسیب استخوان كف جمجمه و پارگی پرده های مغزی مجاور آن پدید می آید. مهمترین خطری كه این بیماران را تهدید می كند عفونت پرده های مغزی (مننژیت) است. در اغلب این بیماران بهبودی خودبه خودپدید می آید اما در درصدی از موارد ، عمل جراحی اجتناب ناپذیر خواهد بود.

▪ آسیب اعصاب مغزی ، بسیاری از این بیماران دچار ضایعه عصب بویائی میشوند و بهمین دلیل حس بویائی خود را بطور ناقص یا كامل از دست میدهند.
▪ آسیب عروق قاعده جمجمه، پیدایش ارتباطات غیرطبیعی بین سرخرگها و سیاهرگهای بزرگ در قاعده جمجمه از جمله عوارض این شكستگی هاست.
▪ یك مثال واقعی :
بیمار خانمی ۳۵ ساله هستند كه با شكایت بیرون زدگی چشم راست ، سه هفته پس از یك سانحه تصادف ، مراجعه كرده است . بینایی چشم بطور پیشرونده كاهش یافته است ، ملتحمه متورم و حركات این چشم كاملا مختل می باشد (Frozen Eye)طی دو هفته گذشته ، سه بار دچار خونریزی شدید از بینی شده كه همگی از سوراخ سمت راست بوده اند و به سختی كنترل شده اند. با توجه به شرح حال بالینی و معاینات بعمل آمده تشخیص CCF (ارتباط غیر طبیعی بین سرخرگ كاروتید و سیاهرگ بزرگی در قاعده جمجمه) گذاشته شده و پس از انجام بررسی های تكمیلی و تأیید این تشخیص، بیمار تحت عمل جراحی قرار گرفت. پس از عمل تورم این چشم كاهش یافت و طی دو تا سه روز بعد بطور كامل از بین رفت. بررسی های بعدی نیز برطرف شدن كامل این عارضه را نشان می دادند و خوشبختانه بیمار از مرگ حتمی نجات یافت.
پ) شكستگی فرورونده جمجمه
این شكستگی در مواردی پدید می آید كه نیروی زیاد در سطح كمی وارد شود، مثال این حالت اصابت چكش یا سنگ به سر در جریان نزاع ، و یا برخورد سر با لبه كابینت آشپزخانه و… است. شانس عفونت های داخل جمجمه ای و آبسه مغزی در صورت پارگی همزمان پوست ناحیه مجاور بسیار زیاد است قطعه فرورفته استخوان می تواند باعث پارگی پرده مغزی مجاور و آسیب نسج شود.
▪ یك مثال واقعی :
بیمار پسر بچه ۱۴ ساله ای است كه بعلت ضربه مغزی ناشی ازبرخوردسربا جدول كنار خیابان در اثر تصادف ، به بیمارستان امام خمینی ( ره) ساری اعزام شده است.
در مشاهده ، بافت آسیب دیده مغز در لابلای زخم كثیف و آلوده مشهود است . اما سطح هوشیاری بیمار نسبتا خوب بود . بیمار بصورت اورژانسی تحت عمل جراحی قرار گرفت ، قطعات آلوده استخوانی از محل خارج شده و بعلت آلودگی زیاد مورد استفاده قرار نگرفتند . خونریزی مغز كنترل گردید، پرده های مغز ترمیم شد، لبه های له شده زخم بطور مناسب ترمیم شدند . بیمار دو هفته بعد با وضعیت عمومی خوب از بیمارستان ترخیص شد. نقص استخوانی پدید آمده باعث شكل ظاهری نامطلوب پیشانی بیمار شده بود ، ترمیم همزمان نقص جمجمه در این موارد شانس عفونت را افزایش می دهد ، بهمین خاطر و برای جلوگیری از آسیب احتمالی مغز در این ناحیه چند ماه بعد و در شرایط غیر اورژانس اقدام به ترمیم ناحیه مزبور با استفاده از دنده شد ، پس از عمل شكل ظاهری كاملا به حالت طبیعی بازگشته و بیمار با سلامت كامل از بیمارستان ترخیص شد.
اكثر مبتلایان به شكستگی فرورونده جمجمه (حتی در موارد نسبتا شدید) در زمان مراجعه هوشیارند.
در مواردی كه پوست روی محل شكستگی فرورونده سالم باشد ، تصمیم گیری بر اساس عوارض احتمالی ، مسائل زیبایی و … توسط جراح مغز و اعصاب صورت می گیرد.
● آسیب موضعی مغز:
▪ خونریزی های ناشی از ضربه مغزی
انواع مختلفی از خونریزی مغزی متعاقب ضربه می توانند پدید آیند ، كه بحث در مورد آنها را به مقالات تخصصی تر موكول میكنیم .

نكته مهم در این زمینه اینست كه بسیاری از بیماران پس از كاهش گذرای سطح هوشیاری ، به وضعیت ظاهرا طبیعی بازگشته و سپس بعد از گذشت مدتی مجددا دچار افت سطح هوشیاری شده اند.
در صورت برخورد صحیح درمانی ،معمولا خونریزی های خارج سخت شامه ای پاسخ خوبی به درمان می دهند.
یكی از كشنده ترین خونریزیهای مغزی ، خونریزی تحت سخت شامه ای است.
▪ خونریزی زیرسخت شامه ای مزمن دو طرفه
▪ خونریزی داخل مغزی در اثر ضربه
●‌ له شدگی بافت مغز:
ممكن است بافت مغزی مجاور محل ضربه مستقیم ، تحت فشار قرار گیرد و دچار له شدگی یا Contusion گردد. موارد خفیف این حالت نیازی به جراحی ندارد ، اما موارد شدیدتر محتاج عمل جراحی هستند .

شدت آسیب و محل درگیر، فاكتورهای مهمی در تعیین میزان پاسخ بیمار به درمان هستند.
● ضایعات ناشی از نیروهای اینرسیال
در این موارد حركات جمجمه و مغز نقش اساسی را ایفا می كنند ودر حقیقت جهت متفاوت حركات جمجمه و مغز و سرعت متفاوت آنهاست كه باعث آسیب مغزی می شود.
بهترین مثال برای شناساندن این نوع نیروها ضایعاتیست كه در رانندگان وسایل نقلیه موتوری پدید می آید. در اینگونه موارد نقش نیروهای اینرسیال حائز اهمیت است بطوریكه بخش زیادی از وخامت وضع بیمار را پدید می آورد .
این بیماران معمولا از ابتدای سانحه دچار افت سطح هوشیاری هستند. اختلال حافظه در این بیماران شایع است. ضایعات منتشرتر و در بسیاری از موارد دور از نقطه قابل پیش بینی اتفاق می افتند.
برای مثال ممكنست محل ضربه در پیشانی ، اما آسیب مغزی در بخش پس سری اتفاق افتاده باشد. طیف وسیعی از ضایعات در این گروه دیده می شوند.
● تكان مغزی (Concussion)
در این حالت بیمار دچار فلج گذرای عملكرد عصبی می شود ، كاهش گذرای سطح هوشیاری سپس بهبودی آن، از وجوه مشخصه Concussion است. اختلال حافظه در آنها شایع است.
● ضایعه منتشر مغزی در سطح سلولی (DAI)
در این حالت، بدون وجود ضایعات فضاگیر یا خونریزیهای وسیع و شدید مغزی ، بیمار دچار اختلال در عملكرد عصبی شده و معمولا در كوما است. البته خود این حالت نیز درجات مختلفی دارد و اغلب از نوع خفیف هستند.
● ورم مغزی:
در اثر این آسیب های منتشر در سطح سلولی و نیز بهم خوردن تنظیم خودكار عروق مغزی اتفاق می افتد و انواع مختلفی دارد. بیشترین میزان ادم مغزی طی ۴۸ تا ۷۲ ساعت پس از ضربه پدید می آید و میتواند موضعی یا منتشر باشد.
● خونریزی های داخل جمجمه ای:
این نیروها می توانند انواع مختلفی از خونریزیهای داخل جمجمه ای را پدید آورند.
● له شدگی بافت مغزی:
این عارضه نیز در مبتلایان به ضایعات منتشر ، بطور شایعی دیده می شوند . محل له شدگی در این بیماران متفاوت است و به نحوه وارد شدن نیرو و جهت آن بستگی دارد .


سایت دکتر ظهرابی

F l o w e r
26-02-2011, 22:39
خونريزي‌ و هماتوم‌ زيرسخت‌شامه

توضيح‌ كلي‌
خونريزي‌ و هماتوم‌ زير سخت‌شامه‌ عبارت‌ است‌ از خونريزي‌ كه‌ باعث‌ تجمع‌ خون‌ و لخته‌ (هماتوم‌) در زير خارجي‌ترين‌ غشا از سه‌ غشاي‌ پوشاننده‌ مغز مي‌گردد. دو نوع‌ هماتوم‌ زيرسخت‌شامه‌ وجود دارد. هماتوم‌ حاد زيرسخت‌شامه‌ در فاصله‌ كمي‌ پس‌ از آسيب‌ شديد به‌ سر ايجاد مي‌گردد. هماتوم‌ مزمن‌ زيرسخت‌ شامه‌، عارضه‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ هفته‌ها تا ماه‌ها پس‌ از آسيب‌ به‌ سر ايجاد شود. آسيب‌ ممكن‌ است‌ چنان‌ ضعيف‌ بوده‌ باشد كه‌ بيمار آن‌ را به‌ خاطر نياورد.


علايم‌ شايع‌
سردردهاي‌ راجعه‌ كه‌ هر روز بدتر مي‌شوند.
خواب‌آلودگي‌، گيجي‌، تغييرات‌ ذهني‌ يا منگي‌ متغير
ضعف‌ يا كرختي‌ يك‌ طرف‌ بدن‌
اختلالات‌ بينايي‌
استفراغ‌ بدون‌ تهوع‌
مردمك‌هايي‌ به‌ اندازه‌ متفاوت‌ (گاهي‌ اوقات‌)
علل‌
آسيب‌ به‌ سر
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
پس‌ از موارد زير آسيب‌ بيشتر رخ‌ مي‌دهد:
استفاده‌ از داروهاي‌ ضد انعقاد از جمله‌ آسپيرين‌
سوء مصرف‌ الكل‌
استفاده‌ از داروهاي‌ روانگردان‌
پيشگيري‌
به‌ طرق‌ زير از آسيب‌ به‌ سر اجتناب‌ كنيد:
در اتومبيل‌ از كمربند ايمني‌ استفاده‌ كنيد.
در ورزش‌هاي‌ تماسي‌ يا هنگام‌ راندن‌ دوچرخه‌ يا موتور، از كلاه‌ ايمني‌ محافظ‌ سر استفاده‌ كنيد.
پس‌ از استفاده‌ از داروهاي‌ روانگردان‌ و خواب‌آور، رانندگي‌ نكنيد.

عواقب‌ مورد انتظار
ميزان‌ بهبود به‌ سلامت‌ عمومي‌، سن‌، شدت‌ آسيب‌، سرعت‌ درمان‌ و وسعت‌ خونريزي‌ يا لخته‌ بستگي‌ دارد. پس‌ از برداشتن‌ لخته‌، بافت‌ مغز كه‌ تحت‌ فشار قرار گرفته‌ است‌، معمولاً به‌ آهستگي‌ گسترش‌ مي‌يابد تا به‌ فضاي‌ اوليه‌ خود برگردد. در بهترين‌ شرايط‌، دورنماي‌ خوبي‌ دارد.
عوارض‌ احتمالي‌
مرگ‌ يا آسيب‌ مغزي‌ پايدار شامل‌ فلج‌ نسبي‌ يا كامل‌، تغييرات‌ رفتاري‌ و شخصيتي‌ و مشكلات‌ گفتاري‌.
درمان‌

اصول‌ كلي‌
آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ مي‌توانند شامل‌ بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌ و مايع‌ مغزي‌ ـ نخاعي‌، راديوگرافي‌، اسكن‌ راديوسكوپيك‌ و سي‌تي‌اسكن‌ باشند.


بستري‌ شدن‌ در بيمارستان‌ براي‌ درمان‌ اورژانس‌
جست‌ و جوي‌ جراحي‌ و برداشتن‌ لخته‌
داروها
داروهاي‌ كاهنده‌ تورم‌ داخل‌ جمجمه‌.
فعاليت‌
استراحت‌ در بستر هنگام‌ بستري‌ در بيمارستان‌
پس‌ از درمان‌، بيماران‌ بايد در حد توان‌ خود، فعاليت‌ كنند. فوراً كار و ورزش‌ را آغاز كنيد.
در هنگام‌ خستگي‌ استراحت‌ كنيد. در صورتي‌ كه‌ تكلم‌. كنترل‌ عضلات‌ دچار آسيب‌ شده‌ باشد، بيماران‌ ممكن‌ است‌ به‌ فيزيوتراپي‌ يا گفتار درماني‌ نياز پيدا كنند.
رژيم‌ غذايي‌
بيشتر بيماران‌ غالباً در طور مرحله‌ حاد به‌ تغذيه‌ داخل‌ وريدي‌ يا به‌ تغذيه‌ با لوله‌ معده‌اي‌ نياز خواهند داشت‌ و سپس‌ مي‌توانند در حد تحمل‌ از غذاي‌ معمولي‌ استفاده‌ كنند.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ دچار آسيب‌ سر شده‌ باشيد (هرچند خفيف‌ به‌ نظر برسد) و هر يك‌ از علايم‌ خونريزي‌ زير سخت‌ شامه‌ ايجاد شود.

اين‌، يك‌ اورژانس‌ است‌!
اگر در طول‌ يا پس‌ از درمان‌ هر يك‌ از موارد زير رخ‌ دهند: ـ تب‌ ـ زخم‌ جراحي‌، قرمز، متورم‌ يا حساس‌ به‌ لمس‌ گردد. ـ سردرد بدتر شود.

F l o w e r
26-02-2011, 22:48
فراموشي ناشي از آسيب مغزي، قابل برگشت است

بر اساس يك مطالعه، بيماري‌هاي مغزي پيش رونده از جمله آلزايمر را مي‌توان با داروهايي كه موجب بازگرداندن حافظه از دست رفته مي‌شوند، درمان كرد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس، در اين مطالعه كه در مجله انگليسي "نيچر" منتشر شده آمده است بكار بردن اصطلاح "از دست دادن حافظه" در اين موارد بي‌مسمي است.

طبق اين مطالعه كه توسط محققان "موسسه فناوري ماساچوست‪ "MIT‬انجام شده است، در جريان تجربه‌هاي آزمايشگاهي مشاهده شد موش‌هاي مبتلا به اين نوع آسيب مغزي كه در انسان‌ها معمولا به زوال عقل منجر مي‌شود، توانستند خاطراتي را كه در جريان شرطي‌شدن‌هاي قبلي بدست آورده بودند، بازيابند.

در اين مطالعه ديده شد، موش‌هاي "تراريخته" يا اصلاح ژنتيكي شده پس از قرار گرفتن تحت يك دوره بازپروري از طريق تحريك ذهني، توانستند وظايفي را كه در آستانه آسيب شبكه‌هاي ويژه عصبي در مغز، "فراموش" كرده بودند بطور موفقيت آميزي انجام دهند.

در آزمايش ديگري كه در آن از دارو براي درمان استفاده شده بود، نيز نتايج مشابهي بدست آمد.


"لي- هويي تساي" كه اين مطالعه را به همكاري چهار همكار ديگر خود انجام داد، گفت: تضميني براي عملي بودن چنين فناوري‌هايي بر روي انسان‌ها وجود ندارد اما اين مطالعه "احتمال بهبود حافظه‌هاي طولاني مدت را در بيماران" مبتلا به برخي اختلالات عصبي" مطرح مي‌كند.

بيماري‌هاي عصبي پيش رونده به بخش‌هايي از مغز و ستون فقرات كه حركت بدن و روند ذخيره اطلاعات را در شكل‌گيري حافظه كنترل مي‌كنند، حمله‌ور مي‌شوند.

زمانيكه سلول‌هاي مغزي رو به زوال مي‌روند و يا از بين مي‌روند مغز آنها را جايگزين نمي‌كند.

با وجود اين مطالعات اوليه نشان داده‌اند كه نرون‌هاي سالم كه از طريق فعاليت ذهني و يا مستقيما توسط مواد شيميايي تحريك مي‌شوند مي‌توانند قويتر شوند و دوباره به طراحي خود بپردازند.

F l o w e r
26-02-2011, 22:58
ضربه مغزي منجر به بيهوشي، بخشي از نسوج مغز را از بين مي‌برد

وارد شدن ضربه به سر كه باعث بيهوشي فرد شود، مي‌تواند به از بين رفتن گسترده نسوج مغزي منجر شود و محققان مي‌گويند به همين دليل است كه كساني كه دچار ضربه مغزي مي‌شوند، هرگز كاملا به حال نخست بازنمي‌گردند.


به گزارش رويترز از شيكاگو، هر قدر ضربه شديدتر باشد، مقدار بيشتري از نسوج مغز نابود مي‌شود.

دكتر "برايان ليواين" از موسسه تحقيقات راتمن و دانشگاه تورونتو كه تحقيقاتش را در مجله نورولوژي چاپ كرده است، گفت " لطمه ناشي از اين ضربات و گستردگي آن بيشتر از حدي است كه قبلا تصور مي‌شد.

ليواين، اسكن‌هاي مغز ‪ ۶۹‬بيمار ضربه مغزي با شدت كم تا متوسط و شديد را بررسي كرد. پژوهشگران با استفاده از ام‌آرآي ‪ MRI‬تغييرات پديد آمده در حجم مغز را يكسال بعد از جراحت، مطالعه كردند.


تحليل رايانه‌اي اين تصاوير نشان داد كه حتي بيماراني كه ضربه مغزي ملايمي داشته‌اند كه ظاهرا اين حادثه روي آنها اثري نداشته است، بعد از حادثه حجم مغزشان كمتر شده است.

ليواين گفت "زماني كه به مغز ضربه وارد مي‌شود، در سلولهاي مغز يك واكنش نوروشيميايي ايجاد مي‌شود كه مرگ سلولها را به دنبال دارد. هر قدر سلول‌هاي بيشتري بميرند، نسوج مغزي كمتري باقي مي‌ماند.

همه بيماراني كه در اين مطالعه شركت كردند، به دليل شدت جراحت در بيمارستان بستري شده بودند. دكتر ليواين گفت ظاهرا ميزان نابودي نسوج مغز با شدت جراحت و به عبارت ديگر به مدتي كه شخص بيهوش بوده است، بستگي دارد.

وي گفت اين مطالعه به توضيح اين موضوع كمك مي‌كند كه چرا برخي از افرادي كه ضربه‌مغزي را تجربه كرده‌اند، اغلب براي بياد آوردن چيزها مشكل دارند و يا دچار نوسانات سريع در روحيه، گيجي و كاهش سرعت پردازش اطلاعات در مغز مي‌شوند.

اين مطالعه، دريچه‌اي است براي تماشاي تغييرات زيربنايي در ساختار مغز كه به احتمال زياد با اين ناتواني ارتباط دارند.


ليواين گفت نابودي سلولهاي مغزي، هم در قسمت‌هاي قدامي و هم در قسمت هاي خلفي مغز مشاهده مي‌شود و بيشترين آسيب متوجه ماده سفيد مغز است، يعني نسجي كه شبكه ارتباطي مغز را تشكيل مي‌دهد.



آنچه در اين حالت اتفاق مي‌افتد، از بين رفتن قدرت ارتباط دهي در مغز است كه براي پردازش مطلوب و سريع در مغز ضرورت دارد.


به گفته ليواين اين بدان معنا نيست كه هر كس كه ضربه مغزي خفيف داشته است، دچار معلوليت و ناتواني خواهد شد، اما اين مطالعه به درك اين موضوع كمك مي‌كند كه چرا برخي از مردم هرگز از ضربه مغزي بهبود كامل پيدا نمي‌كنند.

طبق آمار مراكز كنترل و پيشگيري از بيماريها، هر سال در آمريكا حداقل ‪ ۱/۴‬ميليون نفر دچار ضربه مغزي مي‌شوند. حداقل ‪ ۵/۳‬ميليون آمريكايي يا حدود دو درصد جمعيت اين كشور، به دليل پيامدهاي ناشي از ضربه مغزي براي انجام امور روزانه زندگي خود، نياز به كمك دارند.

F l o w e r
26-02-2011, 23:06
ضربه‌ و آسيب‌ به‌ سر (Headinjury )

شرح بيماري
آسيب‌ به‌ سر عبارت‌ است‌ از ضربه‌ به‌ سر، همراه‌ با يا بدون‌ از دست‌ دادن‌ هوشياري‌ يا ساير علايم‌ قابل‌ مشاهده‌. بسته‌ به‌ ماهيت‌ ضربه‌، زخم‌هاي‌ سر ممكن‌ است‌ باز يا بسته‌ باشند.
علايم‌ شايع‌
به‌ گستردگي‌ صدمه‌ بستگي‌ دارند. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ بودن‌ يا نبودن‌ تورم‌ در محل‌ وارد آمدن‌ ضربه‌ ربطي‌ به‌ جدي‌ بودن‌ آسيب‌ ندارد. علايم‌ شامل‌ هر كدام‌ يا تمام‌ موارد زير هستند:
خواب‌ آلودگي‌ يا گيجي‌
استفراغ‌ يا تهوع‌
تاري‌ ديد
منگي‌
اشكال‌ در صحبت‌ كردن‌
ضعف‌ عضلاني‌
هم‌اندازه‌ نبودن‌ مردمك‌ها
از دست‌ هوشياري‌ به‌طور موقتي‌ يا براي‌ مدت‌ طولاني‌
فراموشي‌
تحريك‌پذيري‌
سردرد
خونريزي‌ از پوست‌ سر در صورتي‌ كه‌ زخم‌ شده‌ باشد.


علل‌
وارد آمدن‌ ضربه‌ به‌ سر. بدترين‌ آسيب‌ها معمولاً در اثر تصادفات‌ رخ‌ مي‌دهند.
عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
مصرف‌ الكل‌
ورزش‌هاي‌ خطرناك‌، مثل‌ بوكس‌
اختلالات‌ صرعي‌ و تشنجي‌
سوار شدن‌ بر دوچرخه‌ و موتور سيكلت‌ بدون‌ كلاه‌ ايمني‌
پيشگيري‌
قبل‌ از رانندگي‌ از داروهاي‌ روان‌ گردان‌ استفاده‌ نكنيد. از مصرف‌ الكل‌ جداً پرهيز كنيد.
به‌ هنگام‌ دوچرخه‌ سواري‌ يا حركت‌ با موتور سيكلت‌ از كلاه‌ ايمني‌ استفاده‌ كنيد.

هميشه‌ به‌ هنگام‌ سوارشدن‌ در خودرو از كمربند ايمني‌ استفاده‌ نماييد. شيرخواران‌ و كودكان‌ كم‌ سن‌ و سال‌ را نيز در صندلي‌هاي‌ عقب‌ قرار داده‌، با كمربند ايمني‌ مخصوص‌ از آنها مراقبت‌ نماييد.
عواقب‌ مورد انتظار
با شناسايي‌ زودهنگام‌ علايم‌ خطر و درمان‌ معمولاً قابل‌ معالجه‌ است‌. عوارض‌ ضربه‌ به‌ سر ممكن‌ است‌ جان‌ بيمار را به‌ خطر اندازند يا باعث‌ معلوليت‌ دايمي‌ شوند.
عوارض‌ احتمالي‌
خونريزي‌ در داخل‌ جمجمه‌ و خارج‌ از مغز (خونريزي‌ و هماتوم‌ زيرسخت‌ شامه‌) خونريزي‌ به‌ داخل‌ مغز
درمان‌

اصول‌ كلي‌
بستري‌ كردن‌ براي‌ زير نظر گرفتن‌ بيمار، در صورتي‌ كه‌ علايم‌ شديد باشند.


اقدامات‌ تشخيصي‌ عبارتند از: آزمايش‌ خون‌ و مايع‌ نخاع‌، عكسبرداري‌ ساده‌ از جمجمه‌ و گردن‌ با اشعه‌ ايكس‌، و سي‌تي‌ اسكن‌ از سر.
تعيين‌ گستردگي‌ آسيب‌ تنها با معاينه‌ و مشاهده‌ دقيق‌ امكان‌پذير است‌. امكان‌ دارد پس‌ از معاينه‌ و بررسي‌ فرد توسط‌ پزشك‌، وي‌ به‌ خانه‌ فرستاده‌ شود، اما بايد يك‌ فرد قابل‌ اطمينان‌ در كنار او بماند و مراقب‌ بروز علايم‌ جدي‌ باشد. بيست‌ و چهار ساعت‌ اول‌ پس‌ از ضربه‌ از نظر بروز علايم‌ و عوارض‌ جدي‌ بسيار مهم‌ است‌، اگرچه‌ اين‌ گونه‌ علايم‌ و عوارض‌ ممكن‌ است‌ ديرتر (تا 6 ماه‌ پس‌ از آسيب‌) نيز ظاهر شوند.

اگر شما مراقبت‌ از فرد را به‌ عهده‌ داريد، او را تا 24 ساعت‌ هر 2 ساعت‌ يا طبق‌ آنچه‌ توصيه‌ شده‌ است‌ بيدار كنيد. اگر فرد بيدار نشد، فوراً پزشك‌ را خبر كنيد. در صورت‌ بروز علايم‌ زير نيز پزشك‌ را در جريان‌ بگذاريد: ـ استفراغ‌ ـ ناتواني‌ از حركت‌ دادن‌ دست‌ يا پا در يك‌ طرف‌ به‌ خوبي‌ طرف‌ ديگر ـ سفتي‌ گردن‌ ـ هم‌اندازه‌ يا هم‌ شكل‌ نبودن‌ مردمك‌ها ـ تشنج‌ ـ بي‌قراري‌ قابل‌ توجه‌ ـ سردرد شديد كه‌ تا بيش‌ از 4 ساعت‌ پس‌ از آسيب‌ ادامه‌ يابد. ـ گيجي‌ يا عدم‌ آگاهي‌ نسبت‌ به‌ زمان‌، محيط‌ اطراف‌، يا افراد
داروها
تا زماني‌ كه‌ تشخيص‌ قطعي‌ نشده‌ باشد نبايد هيچ‌گونه‌ دارويي‌ به‌ فرد، از قبيل‌ استامينوفن‌ يا آسپيرين‌ داد.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
بيمار بايد تا زماني‌ كه‌ خطر رفع‌ نشده‌ باشد در رختخواب‌ به‌ استراحت‌ بپردازد.


رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ فقط‌ شامل‌ مايعات‌ تا زماني‌ كه‌ خطر رفع‌ شود.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ آسيب‌ سر را داريد يا در يك‌ نفر ديگر اين‌ علايم‌ را مشاهده‌ كرده‌ايد.
اگر پس‌ از واردكردن‌ ضربه‌، شما شاهد بروز هر كدام‌ از علايمي‌ كه‌ در قسمت‌ اصول‌ كلي‌ درمان‌ ذكر شده‌ بوديد.

F l o w e r
26-02-2011, 23:13
آسيب‌هاي سر

زخم‌هاي پوست سر: يك زخم خونريزي كننده از پوست سر هيچ ارتباطي به خون رساني به مغز ندارد. تامين خون مغز از سرخرگ‌هاي گردن است نه پوست سر بنابراين نگران خونريزي از پوست سر نباشيد ولي توجه داشته باشيد كه يك زخم شديداً خونريزي دهنده پوست سر ممكن است با شكستگي جمجمه يا آسيب نخاعي همراه باشد.



چه بايد كرد؟
ابتدا يك دستكش استريل به دست كنيد. با به‌كار بردن فشار مستقيم از طريق يك پوشش استريل خشك، خونريزي را كنترل كنيد. اگر پوشش پر از خون شد، آن را بر نداريد بلكه پوشش ديگري روي اولي بگذاريد.

اگر به شكستگي جمجمه شك داريد، به كار بردن فشار دراطراف و لبه‌هاي زخم و در يك ناحيه وسيع بهتر از فشار آوردن به مركز زخم است. اگر مطمئن هستيد كه نخاع مصدوم آسيب نديده، سر و شانه او را كمي بالا نگه داريد.
اين كار در كنترل خونريزي كمك ‌كننده است.
اگر مشكوك به شكستگي جمجمه هستيد، زخم‌هاي پوست سر را تميز نكنيد و آن را نشوييد، زيرا آب ممكن است ضايعات و باكتري‌ها را به داخل جمجمه بفرستد. پس از اين اقدامات، مصدوم را به مركز مراقبت‌هاي پزشكي منتقل كنيد. توجه داشته باشيد كه اگر در 48 ساعت اول بعد از حادثه مصدوم دچار علائم زير شد بايد فوراً او را به مركز پزشكي مجهز منتقل كنيد: سردرد (به طوري كه بيشتر از 1 تا 2 روز ادامه پيدا كند يا شدتش افزايش يابد)؛ حالت تهوع و استفراغ؛ خواب آلودگي (البته مي‌توانيد به مصدوم اجازه دهيد كه بخوابد اما هر 2 ساعت براي چك كردن وضعيت هوشياري، او را بيدار كنيد و از او سوالاتي از قبيل اسم، زمان و مكان را بپرسيد تا از هوشياري او مطمئن شويد)؛ مشكلات بينايي (مانند دوبيني، عدم هم‌اندازه بودن مردمك‌ها و حركت ناهماهنگ چشم‌ها)؛ مشكلات حركتي و عدم توانايي در درست راه رفتن؛ اشكال در صحبت كردن؛ تشنج يا انقباضات غيرارادي (اسپاسم.)



شكستگي جمجمه
تعيين شكستگي جمجمه بدون كمك گرفتن از اشعه ايكس مشكل است، مگر اينكه بدشكلي جمجمه خيلي شديد باشد.
علائم شكستگي جمجمه شامل درد در محل آسيب، بدشكلي جمجمه، خونريزي از بيني و گوش‌ها است. مايع آبكي صورتي رنگ شفاف كه گاهي اوقات بعد از ضربات شديد از گوش بيرون مي‌آيد مايع مغزي نخاعي است.
تغيير رنگ اطراف چشم‌ها كه به نام چشم‌هاي راكني معروف است نيز از علائم ضربه مغزي است كه ساعت‌ها پس از آسيب ايجاد مي‌شود. تعيير رنگ پشت گوش‌ها نيز ممكن است ساعت‌ها بعد از آسيب ايجاد شود. عدم هم‌اندازه بودن مردمك‌ها نيز علامت ديگري است كه بايد توجه شما را جلب كند.


چه بايد كرد؟
در صورت نياز، احياء قلبي ريوي را انجام دهيد. سپس زخم‌ها را با يك پوشش استريل بپوشانيد و گردن مصدوم را براي جلوگيري از تكان خوردن ثابت كنيد.

براي كنترل خونريزي روي لبه‌هاي زخم فشار وارد آوريد و فشار مستقيم روي زخم به‌كار نبريد. فوراً با اورژانس تماس بگيريد .

F l o w e r
26-02-2011, 23:26
آسيب‌هاي سر 2

موقعي كه سر با نيروي زيادي دچار آسيب مي‌شود، مغز در داخل جمجمه تكان مي‌خورد. مغز نيز مانند بافت‌هاي ديگر در اثر خونريزي ورم مي‌كند، اما بر خلاف بافت‌هاي ديگر، مغز فضاي كمي براي تورم دارد. بنابراين تورم مغز يا تجمع خون در داخل جمجمه باعث فشار به مغز مي‌شود و فشار داخل جمجمه افزايش مي‌يابد كه باعث اختلال عملكرد مغزي مي‌شود.
پاسخ كند به سوالات، حواس‌پرتي و عدم توانايي در انجام فعاليت‌هاي طبيعي، آگاه نبودن به زمان و مكان، تلوتلو خوردن و عدم توانايي راه رفتن در خط مستقيم، گريه كردن بدون دليل واضح وبالا‌خره‌كما از علايم نشان‌دهنده آسيب مغز است.
چه بايد كرد؟
براي همه مصدوم‌هاي مغزي هر چه سريع‌تر بايد به دنبال پزشك باشيد.

در مصدوم‌هاي بيهوش، بايد به آسيب نخاعي شك كنيد و گردن را ثابت كنيد. در صورت نياز، احياء قلبي ريوي را انجام دهيد. خونريزي را با پوشاندن زخم با پوشش استريل كنترل كنيد، در صورت شك به شكستگي جمجمه، با فشار در اطراف زخم خونريزي را كنترل كنيد، نه با فشار مستقيم روي زخم.
مصدوم‌هاي دچار آسيب جمجمه معمولاً دچار استفراغ مي‌شوند. به همين علت بايد آنها را به يك سمت روي پهلو بچرخانيد تا استفراغ باعث انسداد راه هوايي نشود . توجه داشته باشيد كه در حين اين چرخش از جابجايي و حركت گردن مصدوم جلوگيري كنيد. به خاطر داشته باشيد كه نبايد از جريان خون يا مايع نخاعي كه از بيني يا گوش خارج مي‌شود جلوگيري كنيد، زيرا باعث افزايش فشار داخل جمجمه مي‌شود. همچنين نبايد پاي بيمار را بالا ببريد زيرا اين كار نيز ممكن است روي مغز فشار وارد آورد.


محل آسيب جمجمه‌اي را تميزنكنيد، زيرا جريان آب باعث ورود آلودگي به داخل جمجمه و در نتيجه عفونت مغز مي‌شود.
آسيب‌هاي نخاعي
آسيب‌هاي سر ممكن است منجر به آسيب‌هاي نخاعي شود، زيرا حركت سر در يك يا چند جهت مي‌تواند به نخاع فشار وارد آورد.
كرختي، سوزش در دست‌ها يا پاها، از دست دادن كنترل مدفوع يا ادرار، فلج دست‌ها يا پاها و زاويه غيرعادي بين سر و گردن علائمي است كه بايد شما را نسبت به آسيب نخاعي مشكوك كند.

اگر مصدوم به سوالات شما پاسخ مي‌دهد براي چك آسيب نخاعي از او بخواهيد دست و پايش را تكان دهد و دست شما را فشار دهد. شما هم انگشتان او را فشار دهيد و از او بپرسيد كه آيا فشار را احساس مي‌كند(شكل بالا‌.) ولي اگر مصدوم بيهوش است به دنبال بريدگي، كبودي و بدشكلي بگرديد. دست و پاي او را نيشگون بگيريد. اگر پاسخي نداد، نشان‌دهنده آسيب مغزي يا نخاعي است.

از كسي كه موقع آسيب آنجا حضور داشته بپرسيد كه چه اتفاقي افتاده است. اگر مطمئن نيستيد كه آسيب نخاعي اتفاق افتاد يا نه، فرض را بر آسيب بگيريد و گردن مصدوم را به هر طريق ممكن ثابت كنيد و در صورت نياز احياء قلبي ريوي انجام دهيد .

F l o w e r
26-02-2011, 23:34
سم بوتوكس سردرد را تسكين مي‌دهد

پزشكان مي‌گويند، يكي از مرگبارترين سم‌هاي جهان مي‌تواند يكي از شايع‌ترين و شديدترين دردها يعني انواع مختلف سردرد را تسكين دهد.

به گزارش يكشنيه خبرگزاري يونايتدپرس از سن آنتونيو، محققان درنشست ساليانه انجمن درد آمريكا كه در سن آنتونيو در تگزارس برگزار شد، گفتند كه تزريق مقدار بسيار كم سم بوتولينوم سردرد را برطرف مي‌كند. خوردن اين سم كشنده است.

"برادلي كارپنتير" متخصص درد در ساليناس در كاليفرنيا گفت، در يك مورد، انواع درمان‌ها براي تسكين سردرد يك زن از جمله درمان با داروهاي مخدر و داروهاي ضد حمله بي‌تاثير بود و وي همچنان از حملات عصبي ناحيه پشت سر رنج مي‌برد.

اين نوع سردرد ار ناحيه پشت جمجمه آغاز مي‌شود و به ناحيه جلوي جمجمه گسترش مي‌يابد كه اغلب هميشه در يك سمت سر است.


اين درد به حدي شديد است كه گويي جسم سختي به چشم فرو مي‌رود.


كارپنتير درتلاش براي درمان درد اين زن،سم بوتولينوم نوع آ (بوتاكس) را به نزديكي عصب ناحيه پشت سر در پشت و زير گوش وي تزريق كرد.

پس از اين تزريق درد ناشي از سردردهاي مداوم بطور چشمگيري فروكش كرد.

اين تزريق حدود دو ماه بعد با شكل ديگري از سم به نام "بوتولينوم نوع ب (مايوبلوك) تكرار شد كه مدت زمان تسكين سردرد طولاني‌تر بود.

"اين دارو براي اين نوع درمان و هر نوع سردردي تاييد نشده است، اما بسياري از پزشكان دريافته‌اند اين دارو به بيماران كمك مي‌كند.

ميانگين مدت زمان خلاصي از سردرد حدود سه ماه طول كشيد. كارپنتير در گزارش خود در نشست ‪ APS‬گفت درمجموع شش بيمار با سم بوتولينوم درمان شده‌اند.
...


"جان كلود كروز" پزشك ديگري كه از سم بوتولينوم استفاده كرده است و مديريت موسسه مراقبت از درد و سردرد را در دالاس واقع در تگزاس به عهده دارد گفت براي درمان بيماران مبتلا به ميگرن‌هاي غيرقابل كنترل با منشاء گردني كار را با تزريق‌هاي زير جلدي آغاز كرده است

F l o w e r
26-02-2011, 23:44
رفع سردرد بدون دارو


نویسنده : سپيده سليمى



بهترين روش مقابله با سردرد در درجه اول پيشگيرى از وخيم شدن آن است. اگر جزء افرادى هستيد كه اغلب گرفتار سردرد هستند بهتر است ليستى از تمام غذاهايى كه ظرف چند روز و يا حتى چند هفته پياپى مى خوريد تهيه كنيد. سپس اين ليست را به دقت بررسى كنيد تا شايد رابطه اى ميان مصرف غذايى خاص با بروز سردرد در خود بيابيد. خوردن پنير، پرتقال، شكلات و قهوه با معده خالى مى تواند موجب بروز سردرد شود. همچنين كم آبى، عدم فعاليت ورزشى و رژيم هاى سخت.



اما خبر خوش در اين رابطه اين است كه سردردها چنانچه با عارضه ديگرى همراه نباشند به ندرت نشانه مشكلى جدى هستند. در حقيقت از هر چهار مورد سردرد سه مورد عاملى جدى تر از گرفتگى ماهيچه هاى پشت، گردن و فك ندارند.



درمان هاى تكميلى اغلب ديدگاهى كلى نگر دارند: آنها جسم و ذهن را با هم مورد درمان قرار مى دهند و تنها به نشانه هاى بيرونى اكتفا نمى كنند. اين نوع درمان ها را مى توان به موازات درمان هاى دارويى معمول اعمال كرد. اگر از آن دسته افرادى هستيد كه معمولاً از سردردهاى مكرر رنج مى برند نااميد نشويد. روش هاى طبيعى متعدد و متنوعى براى تسكين سردرد و يا حتى بهتر از آن، پيشگيرى از بروز سردرد وجود دارند كه در اينجا به بعضى از آنها اشاره مى كنيم:


• آروماتراپى (Aromatherapy)
كلمه «آروماتراپى» به معناى «درمان با بهره گيرى از بوى خوش» است. در اين روش درمانى از روغن هاى معطر كه منشاء گياهى و طبيعى دارند و از گياهان و درخت هاى گوناگون تهيه مى شوند استفاده مى شود. اين روغن ها روى پوست ماساژ داده مى شوند و يا از طريق استنشاقى استفاده مى شوند و به اين طريق سيستم عصبى مربوط به تسكين درد را تحريك مى كنند.

روغن اسطوخودوس به طور اخص بر روى سردردها تاثير گذار است. وان را با آب گرم پر كنيد و چند قطره از روغن اسطوخودوس را در آن بريزيد و دقايقى در آن بخوابيد. اين امر از بروز سردرد يا شديد شدن آن جلوگيرى مى كند. اما اگر دچار سردرد هستيد از اين روغن براى كمپرس سرد استفاده كنيد. پارچه اى را در ظرفى آب سرد كه سه تا چهار قطره روغن اسطوخودوس در آن ريخته ايد خيس كنيد و سپس خوب بفشاريد تا آب اضافى آن گرفته شود.


با اين پارچه شقيقه ها، پيشانى و گردن را پنج دقيقه كمپرس كنيد. همچنين مى توانيد دو قطره روغن اسطوخودوس را به يك نعلبكى كوچك روغن بادام شيرين يا آفتاب گردان اضافه كنيد و با اين روغن شقيقه ها را ماساژ دهيد. اگر دچار اضطراب و استرس نيز هستيد روغن نعنا را نيز امتحان كنيد و اگر قصد داريد خودتان در خانه اين كار را انجام دهيد اين روغن ها را پيش از مصرف مستقيم بر روى پوست با روغن بادام شيرين رقيق كنيد.


• درمان گياهى
بسيارى از داروها حاوى عصاره گياهان هستند. (مانند آسپرين كه از پوست بيد استخراج مى شود.) اما در درمان هاى گياهى عصاره ها به شكل طبيعى خود و بدون افزودنى هاى ديگر استفاده مى شوند از اين رو به ندرت عوارض جانبى دربر خواهند داشت. اگر دچار سردردهاى ميگرنى هستيد خوردن برگ بابونه گاوى به صورت روزانه را امتحان كنيد: اين گياه حاوى ماده اى است به نام پارتنوليد (Parthenolide) كه مى تواند حملات ميگرن را دفع كند. براى دردهاى ناشى از گرفتگى عضلات چاى نعنا يا رزمارى بنوشيد.

يك قاشق چايخورى رزمارى يا نعناى تازه و يا خشك را در يك فنجان آب جوش بريزيد و ۱۰ دقيقه صبر كنيد. سپس چاى را صاف كرده و سه بار در روز كمى از آن را بنوشيد.



• هوميوپاتى (Homeopathy)
هوميوپاتى با تعادل بخشيدن به سيستم انرژى در بدن ناراحتى هاى فيزيكى گوناگون را درمان مى كند. درمان ها در اين روش عبارتند از: بهره گيرى از موادى بسيار رقيق شده كه در مقدار زياد خود، عارضه مورد درمان را توليد مى كنند. بعضى از مفيدترين مواد مورد استفاده براى رفع سردرد عبارتند از: بلادن (براى سردردهاى ضربانى)، ريشه ياس زرد (براى سردردهاى ناشى از گرفتگى عضلات پيشانى و گردن) و قهوه (براى سردردهايى كه با احساس فشار در پيشانى و بى قرارى همراه هستند.


)

• درمان بازتابى (Reflexology)
درمان بازتابى نوعى روش درمانى همراه با ماساژ است كه در آن به نقاط خاصى در دست ها يا پاها فشار وارد مى شود. اگر چه در اين روش تمام دست يا پا ماساژ داده مى شود اما متخصص اين شيوه درمانى توجه بيشتر خود را به نقاطى كه با عضو دردناك مرتبط است معطوف مى كند. اين فشارها موجب تحريك گردش خون و جريان لنف در بدن شده و پس از دريافت ماساژ احساس تجديد قوا را در فرد ايجاد مى كند.



• يوگا
تمرينات يوگا براى آرامش روح همراه با آسايش بدن طراحى شده اند و حالت و وضعيت بدن را نيز اصلاح مى كنند. به ويژه تكنيك الكساندر در يوگا براى اصلاح نحوه قرارگيرى بدن كه خود مى تواند منشاء سردرد باشد بسيار مفيد است.



• هيپنوتيزم
تاثير هيپنوتيزم در رفع سردردهاى ناشى از گرفتگى عضلات به اثبات رسيده است اما از سوى ديگر ميزان اثرگذارى آن به تاثير گرفتن فرد از هيپنوتيزم بستگى دارد.

F l o w e r
26-02-2011, 23:55
چگونه با سردرد مقابله كنيم؟

به گفته محققان دانشگاه بوكنل سردردها اغلب در موقعيت‌هاي نامناسب بروز مي‌كنند كه دلايل بروز آنها نيز مي‌تواند استرس، از دست دادن‌ وعده‌هاي غذايي، نامنظم شدن عادات خواب و يا مصرف برخي مواد خوراكي خاص باشد.


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مقاله توصيه‌هايي براي كمك به مقابله با اين قبيل سردردها ارائه شده است:

- در يك اتاق تاريك و آرام، به پشت دراز بكشيد.

- سعي كنيد بخوابيد.

- يك كيسه آب يخ روي سر خود قرار دهيد.

- اگر مبتلا به سردردهاي ميگرني هستيد با مشاهده اولين علائم درد داروهايتان مصرف كنيد.


همچنين لازم به ذكر است افرادي كه سردردهاي مكرر دارند بايد به طور منظم ورزش كنند و سعي كنند كه خواب منظم و الگوي تغذيه‌اي منظم داشته باشند و نيز نشستن و ايستادن در وضعيت‌هاي مناسب را تمرين كنند.

اين افراد همچنين مي‌توانند اطلاعات مربوط به سردردهايشان را مانند اينكه چه موقع دچار سردرد شده‌اند، در كدام ناحيه از سر احساس درد داشته‌اند، شدت درد و يا هر فاكتوري كه به نظر مي‌رسد محرك شروع درد بوده، ثبت كنند.



رهایی از سردرد

میگرن بیشتر از یک سردرد ساده است. درد ضربانی میگرن که به طور معمول در یک طرف سر پیش می آید، اغلب با تهوع، استفراغ و حساسیت بیش از اندازه به نور و صدا همراه است.



هر چیزی را که تا به امروز از سردردهای میگرنی می دانستید - به جز این که یکی از بدترین گرفتاری های غیرکشنده نوع بشر است- به دور افکنید. لااقل، این عقیده فعلی پژوهشگران سردرد است. از عوامل غذایی آغازکننده سردرد گرفته تا علل زمینه یی آن، تمام باورهای دیرپا درباره میگرن به چالش کشیده شده اند.




شاید این هم کافی نبود، که شواهد فزاینده یی به دست آمده حاکی از این که تقریباً دو سوم به اصطلاح سردردهای سینوسی هم در واقع میگرنند. پس عجیب نیست که این همه دارو و نسخه های بی شمار برای تجویز انواع و اقسام آنتی بیوتیک ها، تاکنون نتوانسته اند کوچک ترین رضایتی را در میلیون ها بیمار موجب شوند.
هرچند که این یافته ها هنوز نتوانسته اند شادی و امید را به بیماران بازگردانند، ولی خبرهای خوبی در راهند. هم اکنون، داروهای بسیاری را در اختیار داریم که می توانند در بیشتر بیماران مانع حملات میگرنی شوند یا این که بلافاصله پس از شروع آن را ساقط کنند.


● چه کنیم
درمان میگرن در دو دهه گذشته راهی طولانی را پشت سر گذاشته و کسانی که می دانند میگرن دارند یا مظنون به ابتلا به این بیماری هستند، قاعدتاً تاکنون سری به متخصص نورولوژیست زده اند تا هم از تشخیص بیماری مطمئن شوند و هم این که بهترین درمان ممکن را دریافت کنند.
بررسی ها نشان داده اند که تنها حدود نیمی از کسانی که مبتلا به میگرن «کلاسیک» هستند، از مزایای دستاوردهای پزشکی مدرن برخوردارند. اگر کسانی را هم که تصور می شود دچار سردرد سینوسی هستند، به این جمع اضافه کنیم، شمار میگرنی هایی را که تحت درمان کافی قرار نمی گیرند، به آسانی می توان دو برابر کرد.
سازمان جهانی بهداشت، میگرن را جزء ناتوان کننده ترین بیماری ها طبقه بندی کرده است. حدود ۲۸ میلیون امریکایی از میگرن شدید رنج می برند، که موقتاً آنها را از کار و زندگی و تفریح روزمره باز می دارد. میلیون ها تن دیگر نیز از اشکال ملایم تر بیماری رنج می برند. بار زیان مالی آن در عرصه تولید سالانه ۱۳ میلیارد دلار است که یک میلیارد دلار هزینه های درمان را نیز باید به آن اضافه کرد.


میگرن بیشتر از یک سردرد ساده است. درد ضربانی میگرن که به طور معمول در یک طرف سر پیش می آید، اغلب با تهوع، استفراغ و حساسیت بیش از اندازه به نور و صدا همراه است. به طور کلی، بیماران حال خوشی ندارند.


بیماری، ممکن است با علائم احساس پری در بینی، تاری دید، اسهال، قولنج های شکمی، احساس سرما یا گرمای غیرطبیعی، اضطراب، افسردگی، تحریک پذیری و عدم تمرکز ذهنی همراه باشد.



بدون درمان موثر، بیمارانی که دچار علائم شدیدند، حتی قادر به انجام ساده ترین کارها نیستند و ناچارند تا پایان حملات در بستر باقی بمانند. پس از آن، بیماران اغلب احساس خستگی، تحریک پذیری یا افسردگی می کنند، هر چند که برخی نیز احساسی از سرخوشی یا انرژی غیرطبیعی دارند. در حدود ۴ درصد کودکان در سنین قبل از بلوغ دچار میگرن هستند.


پس از بلوغ، این میزان به ۶ درصد در نوجوانان مذکر و ۱۸ درصد در نوجوانان مونث افزایش یافته و پس از ۴۰ سالگی به تدریج رو به کاهش می گذارد. موارد بیشتر بیماری در خانم ها، با سطح استروژن در خون آنها رابطه دارد؛ افت استروژن درست پیش از قاعدگی مسبب بروز میگرن های قاعدگی است، که شدیدتر و طولانی تر از سایر اشکال آنند.



خود من از ۱۱ سالگی تا یائسگی، مرتباً از چنین میگرن هایی رنج برده ام. حاملگی، که سطح استروژن را بسیار بالا می برد، تنها زمان استراحت من بود، تا آن که یائسگی به تمام نوسانات استروژن پایان داد. گرچه از دیرباز، میگرن را جزء سردردهای عروقی اولیه و حاصل انقباض و سپس انبساط عروق خونی سر می پنداشتند، ولی اکنون معلوم شده که میگرن در واقع از تغییر فعالیت های اعصاب مغز و آزاد شدن پپتیدهای التهابی عصبی که به نوبه خود عروق خونی را تنگ می کنند، حاصل می شود. سردرد، اغلب، پیش از گشاد شدن این عروق شروع می شود. پپتیدهای التهابی رشته های عصبی را حساس می کنند که سپس به محرک های مضر مانند ضربان های عروق خونی پاسخ داده، موجب درد میگرنی می شوند.


در برخی از مردم، پیش از شروع سردرد علائم بینایی، حسی یا حرکتی (اورا) توسط بیمار احساس می شوند که کمتر از یک ساعت به طول می انجامند. اینها شامل مشاهده نور یا جرقه های نوری درخشان، بی حسی پوست سر، سرگیجه و ناتوانی در سخن گفتن هستند. طبق یافته هایی که ماه گذشته در مجله انجمن طب داخلی امریکا منتشر شد کسانی که چنین علائمی دارند، دو برابر دیگران در معرض خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی هستند.
گاه، میگرن در داخل خانواه ها می چرخد، که عامل این نوع میگرن را می توان در جهش های صورت گرفته در یکی دو ژن جست وجو کرد. گرچه میگرن کلاسیک به روشنی قابل تشخیص است، ولی بسیار پیش می آید که میگرن را به اشتباه جزء سردردهای سینوسی یا عصبی (احتمالاً به دلیل وجود پرخونی در بینی، فشار یا درد در پیشانی یا پایین دو چشم و احساس ناراحتی در دو طرف صورت) می پندارند.


● تشخیص صحیح


در مطالعه دکتر «اریک اروس»، معلوم شد که در واقع ۹۰ تن از یکصد بیماری که سردرد خود را سینوسی می پنداشتند، دچار میگرن بودند. این بیماران برای رسیدن به تشخیص صحیح، به طور متوسط چهار بار به پزشک مراجعه کرده بودند. نه آکادمی آلرژی، آسم و ایمن شناسی امریکا و نه آکادمی گوش و گلو و بینی امریکا، چیزی را به عنوان «سردرد سینوسی» قبول ندارند؛ البته، گاه سردرد در پی عفونت های سینوس ها پیش می آید.


از دیرباز به مبتلایان میگرن توصیه شده از خوردن برخی از غذاها، مانند شکلات، الکل (به ویژه شراب قرمز) و پنیر مانده، که تصور می شد موجب بروز حملات میگرنی می شوند، پرهیز کنند.
ولی شواهد به نفع این عقیده بسیار اندکند. علل شایع تر عبارتند از استرس (مثبت یا منفی)، تغییرات آب و هوا، قطع یکباره استروژن، خستگی و اشکالات خواب (و هم از این رو، شاید به همراه الکل، که موجب بی خوابی می شود) و نیز استفاده بیش از اندازه از مسکن های رایج.


● یافتن علت


یک راه برای این که دریابیم چه چیزی سردرد را شروع می کند، ثبت موارد بروز در تقویم و توجه به غذاهایی است که پیش از آن خورده بودیم یا شرایط و اوضاع و احوال درست پیش از بروز سردرد. اگر خانمی در سنین باروری هستید، مراحل قاعدگی خود را ثبت کنید. در صورت لزوم، برای مشخص کردن مورد خاصی در رژیم غذایی تان که ممکن است موجب سردرد شود، سعی کنید رژیم مزبور را قطع و سپس یکی یکی غذاها را به رژیم خود اضافه کنید.

یکی از دوستان با همین شیوه پی برد که میگرنش با مصرف ذرت یا فرآورده های ذرت شروع می شود.



پیشگیری ها و درمان ها بسیارند. اگر یکی موثر واقع نشد، دیگری را امتحان کنید. اگر موارد حملات میگرن شما چندان زیاد نیستند، استفاده از دارویی در رده تریپتان ها در ابتدای شروع سردرد معمولاً آن را برطرف کرده یا از شدت و مدت آن می کاهد. بهترین درمان برای میگرن های مکرر، پیشگیری با داروهایی چون تریپتان یا داروهای شبه افیونی - و احتمالاً مخلوطی از آسپیرین، آمفتامین و کافئین برای تسکین سردرد های ناگهانی و سرسخت- است.


موثرترین داروهای موجود برای پیشگیری، ضدافسردگی های سه حلقه یی، بتابلاکرها مانند پروپرانولول و داروهای ضدصرع مانند گاباپنتین هستند. برخی از مردم با درمان relaxation، بازخورد زیستی یا درمان استرس وضع بهتری پیدا می کنند. چندین مطالعه خوب، اضافه کردن ریبوفلاوین (ویتامین B روزانه ۴۰۰ میلی گرم) یا نوعی داروی گیاهی برگرفته از گیاهی به نام Petasite (۵۰ تا ۷۵ میلی گرم و دو بار در روز) را مفید دانسته اند.


شاید مهم ترین چیزی که موجب تسکین بیمار است، مشاهده پزشکی باشد که تجربه زیادی در تشخیص و درمان میگرن دارد. کسان بسیاری هستند که در این موضوع دخالت می کنند و اغلب به خاطر استفاده بیش از اندازه و سرخود داروها، مشکل را دوچندان می سازند. ممکن هم هست که با پزشکی که بتواند کمکی به شما کند برخورد نکرده و نهایتاً به این نتیجه رسیده باشید که کسی پیدا نمی شود که به شما کمک کند.


شاید چند سال پیش چنین بود، ولی اکنون درمان های جدید بسیاری وجود دارند و مهم تر از آن درک بسیار بهتری است از بیماری میگرن، که در این سال ها حاصل شده و امتحانش ضرری ندارد.

جین برودی
ترجمه؛ ع. فخریاسری
روزنامه شرق

F l o w e r
27-02-2011, 00:02
تاثير داروهاي گياهي در بهبود سردردهاي ميگرني بيش از داروهاي شيميايي است

در اين پژوهش آمده است: گفتار و نوشتار پزشكي، داروسازان و داروشناسان در اين زمينه متفاوت است، از سويي برخي از آنان بر اين باورند كه اينگونه داروها به وسعت داروهاي شيميايي و كلاسيك شفابخش هستند و از سوي ديگر پاره‌اي نيز بر اين عقيده‌اند، كه اثر بخشي اين داروها به اندازه شبه دارو است.در اين بررسي 100 بيمار دچار سردرد ميگرني، به شكل تصادفي به 4 گروه تقسيم شدند.

نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد: تاثير داروهاي گياهي در بهبود سردردهاي ميگرني بيش از داروهاي شيميايي است.


به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، دكتر جمشيد احمدي در تحقيقي به بررسي تاثير و شفابخشي داروهاي گياهي آنتي‌ميگرن بر سر درد ميگرني پرداخته است.


اين پژوهش در ادامه مي‌افزايد: داروهاي گياهي در زمره‌ي داروهايي هستند، كه طي چند سال اخير مورد توجه و بازبيني قرار گرفته‌اند و از داروهاي گياهي كه اخيرا در ايران به عنوان داروي ضد سردرد و ميگرن مورد بحث قرار گرفته‌اند، مي‌توان به قطره‌هاي گياهي آنتي‌ميگرن و هايپيران اشاره كرد.



گروه نخست با قطره‌ي آنتي ميگرن و گروه دوم با قطره‌ي هايپيران به آزمون گرفته شدند، سومين گروه به شكل كلاسيك و با استفاده از پروپانول و گروه چهارم با استفاده از شبه دارو مورد آزمون قرار گرفتند.



نتايج يافته‌هاي اين پژوهش نشان داد:‌ بيماراني كه پروپرانول دريافت كرده‌ بودند، هم از لحاظ فراواني و هم از نظر درصد بهبودي نسبت به گروههايي كه داروهاي گياهي و يا شبه دارو مصرف كرده بودند، برتري داشتند.



دومين گروه از بيماراني كه داروهاي گياهي مصرف كرده بودند، ميزان بهبودي آنها بيشتر و چشمگيرتر از گروه مصرف كننده شبه دارو بود، اما تفاوت معني‌دار بين دو داروي گياهي مشاهده نشد. در سومين گروه كمترين نرخ بهبودي در بيماراني بود، كه شبه دارو مصرف كرده بودند.

اين پژوهش در پايان با اشاره به اينكه شفابخشي داروهاي گياهي كمتر از داروهاي كلاسيك و بيشتر از شبه دارو است، پيشنهاد مي‌كند، كه براي تصميم قطعي نتايج اين پژوهش بررسي‌هاي بيشتر و گسترده‌تري بايد صورت گير

F l o w e r
27-02-2011, 00:09
میگرن Migraine Headache

گرچه میگرن تنها ۱۰٪ جامعه را گرفتار می سازد ؛ارزیابی شیوع این بیماری و تعداد موارد جدید مشکل است و زیرا تنها تعداد کمی از افرادی که مبتلا به میگرن هستند به پزشک مراجعه می کنند.

سردرد های دوره ای از ۴ تا ۷۲ ساعت که همراه با تهوع و استفراق می باشد. بعضی از حملات میگرن با یک اورا یا پیش در آمد شروع می شود؛ که این نوع را میگرن کلاسیک می نامند. در بین فواصل حملات میگرن بیمار هیچ گونه سردرد یا ناراحتی دیگری ندارد . سردردهایی که هر روز ایجاد می شوند میگرن نیستند.

نام میگرن از همی کرانیا گرفته شده که به معنی یک طرف سر می باشد.گرچه بعضی از سردردهای میگرنی می توانند همه جای سر را در گیر کنند.

میگرن بیشتر از یک سردرد می باشد و سردرد در میگرن لزوما اصلی ترین مشکل نیست.اکثر افراد در هنگام حملات میگرنی کاملا بیمار شده و نمی توانند کارهای روزمره شان را انجام دهند .بعضی ها در یک اتاق تاریک و ساکت دراز می کشند تا حمله میگرنی پایان یابد.بعضی از بیماران نمی تواند فکر غذا خوردن داشته باشند چون حالشان به هم می خورد . اما بعضی ها با غذا خوردن به حملاتشان پایان می دهند .خواب آلودگی و رخوت یک علامت شایع است.یک سردرد میگرنی معمولا بعد از ۲۴ ساعت بهبود می یابد. با این حال ۲۴ تا ۴۸ ساعت می تواند طول بکشد.

گرچه میگرن تنها ۱۰٪ جامعه را گرفتار می سازد ؛ارزیابی شیوع این بیماری و تعداد موارد جدید مشکل است و زیرا تنها تعداد کمی از افرادی که مبتلا به میگرن هستند به پزشک مراجعه می کنند. بسیاری از مبتلایان به میگرن افراد دوست و فامیل خود را می بینند که مدتها دچار میگرن بوددند و به این نتیجه غلط می رسند که نمی توان به افراد دچار میگرن کمک کرد. بعضی از مبتلایان هم مراجعه به پزشک را کاری بیهوده می دانند.زیرا در بین حملات میگرن هیچ مشکلی ندارند.

▪ جنس افراد:

خانم ها سه برابر آقایان دچار می شوند.تغییرات هورمونی که در خانم ها ایجاد می شود دلیل اشکاری برای این اختلاف است.

▪ سن:

حداقل ۹۰٪ مبتلایان اولین حمله میگرنی خود را قبل از ۴۰ سالگی تجربه کرده اند.معمولا هم بعد از ۵۵ سالگی از شدت حمله کاسته می شود.


▪ هوش:

سالها عقیده وجود داشت که افراد باهوش بیشتر به میگرن دچار می شوند.اما امروزه متوجه شدند که صرف نظر از نژاد و هوش و موقعیت اجتماعی افراد از همه طبقات می توانند دچار شوند.

▪ غذا:

بسیاری از افراد در روزنامه ها مجلات و .. شنیده اند که باید ازخوردن موادی مانند پنیر ؛شکلات و یا فلفل خود داری کنند.


متاسفانه برای اکثر مبتلایان به میگرن تنها نخوردن چند ماده غذایی برای جلوگیری از حملات میگرنی کافی نمی باشد.


بیشترین غذاهایی که باعث شروع حملات میگرنی می شوند شکلات پنیر میوه های ترش و فلفل است . الکل هم به عنوان یک عامل شروع کننده حملات مطرح می باشد. این عدم تحمل به غذا را نباید با آلرژی یا حساسیت غذایی اشتباه نمود.


هرکسی که فکر می کند با خوردن غذای خاصی دچار حملات میگرنی می شود ؛ باید به مدت دو ماه از خوردن آن غذا پرهیز کند. و با یادداشت نمودن سردردهایش در این مدت ببیند که آیا با نخوردن آن غذای خاص تغییری در سردردهایش ایجاد شده است یا خیر.

بعضی مبتلا یان دیده اند که خوردن غذا های مختصری در بین وعده های غذایی از بروز حملات میگرنی جلو گیری میکند. زیرا آنها می دانند که گرسنگی می تواند موجب شروع حملات شود.

بی خوابی شبانه؛ کار بیش از حد ؛ دیر خوابیدن در شب باعث خستگی بیش از حد شده و آغاز گر حملات هستند.

▪ تغییرات هورمونی در خانم ها:

خانم ها ممکن است اولین حمله میگرن را در موقع اولین پریودشان تجربه کنند . بعد از ماه هفتم حاملگی معمولا در میگرن بهبودی ایجاد می شود . اما بعد از اینکه میگرن بدنیا اومد دوباره حملات میگرن عود می کند.

درد سرو گردن . رانندگی طولانی . ورزشهای سخت . مشکلات دندانها ( بخصوص دندان عقل) و مفاصل فک می تواند باعث تشدید میگرن شود.

در مسافرت های طولانی همیشه یادتان باشد که چیزی برای خوردن داشته باشید.

استرس و فشار عصبی ؛ نگرانی و هیجان ؛صداهای بلند ؛ نور شدید ؛بوهای شدید؛ تغییرات آب و هوا و محیط الوده و پردود اتاق های شلوغ و دم کرده مثل سینما همگی می تواند باعث شروع حملا ت شوند.


چرا بعضی افراد دچار میگرن می شوند و بقیه نمی شوند:

درد یک راه طبیعی است که به شما می گوید که چیزی اشتباه است. و باعث می شود که از وارد آمدن آسیب های بیشتر به بدن پیشگیری کنیم.بنابراین یک حمله میگرنی شاید به عنوان یک نقش محافظتی عمل می نماید و باعث می شود که ما از محیط های آلوده خارج شویم.


علل بروز: تئوری عروق - تئوری نورولوژیک - نوروترانسمیتر ها ( سروتونین)

▪ انواع میگرن :

۱) میگرن کلاسیک: ۳۵٪. سردرد تهوع استفراغ بدنبال علایم بینایی .

نورهای فلاش مانند و سایر علایم..

۲) میگرن شایع: ۶۵٪ . حملات مانند کلاسیک است و با مرحله علایم اولیه شوروع می شود. و بعد از آن مرحله پیش در آمد وجود ندارد.

▪ هر میگرن:

۱) مراحل علایم اولیه

۲) پیش درآمد

۳) سردرد

۴) بهبودی

▪ زندگی با میگرن:

بسیاری از افراد این حقیقت را که میگرن دارند را از دیگران مخفی میکنند . که اغلب به این خاطر می ترسند که به عنوان یک فرد بیمار عصبی یا روانی عنوان شوند. که اشتباه است.

ضمنا میگرن یک مشکل فردی است و آنچیزی که برای درمان میگرن شما مناسب است ممکن است برای درمان میگرن فرد دیگری مناسب نباشد.

▪ یک راه بسیار خوب:

استفاده از نوشتن که مواقع حملات و علایم وتمام مسایلی که تمام مسایلی که قبل یا در هنگام حمله رخ می دهد را یادداشت کنید. چه خوردید . چه کردید و...

یادداشتی با این نکات داشته باشید نجمن پزشکی خانواده انگلستان )

۱) تاریخ

۲) زمان شروع حمله

۳) آیا پریود هم بود ؟

۴) علایم و نشانه ها ی حمله چه بود ؟

۵) چگونه حمله شروع شد؟

۶) چقدر طول کشید؟

۷) چه درمانی استفاده کردید ؟ ، آیا درمان موثر بود ؟

۸) حمله چگونه پایان یافت ؟

اگر حملات میگرن شما بطور منظم در ساعات نزدیک ظهر یا عصر رخ می دهد ؛ احتمالا به علت گرسنگی است.

بنابراین سعی کنید با خوردن وعده های غذایی کوچک ؛ در چند نوبت از بروز آن جلوگیری کنید.همچنین شبها قبل از خواب غذای مختصری بخورید تا صبح با گرسنگی از خواب بیدار نشوید.
وب سایت رسمی دکتر ابراهیم رزم پا

F l o w e r
27-02-2011, 00:16
سردردهای میگرنی

اینگونه سردردها در بیشتر مزاجها پدیدار می شود و زنان بیشتر از مردان به آن مبتلا می شوند ارث در این بیماری دخالت دارد.
● علائم این بیماری بطور اختصار عبارت است از : درد نمیه سر، درد دل زننده و ضربان دار، بطوریکه بیمار از درد شدیدی رنج می برد که وصف آن مشکل است، این سردرد گاهی با حالت استفراغ توام است و در بعضی ها با زمان ردگ همراه می شود و در گروهی در موقع حمام کردن شدت می یابد و بیمار در اماکن پرجمعیت ناراحت می شود از بوی زننده رنج برده اضطراب و نگرانی باعث تشدید اینگونه سردردها می گردد بعضی از بیماران می توانند بصورت پیش بینی رسیدن بیماری را احساس کنند که این حالت را حالت خبردار کننده یا (اورا) نامند.
● درمان
داروهای متعددی برای این بیماران پیشنهاد شده که بهتر از همه (سگل دوارگوته) است که در بیشتر داروخانه ها موجود است.
● داروهای گیاهی مؤثر به قرار زیر است:
اسطوخدوس، مرزنجوش، بادرنجوبه، پرسیاوشان، گل نیلوفر، مغزناخنک، گل بنفشه، مریم نخودی، آویشن شیرازی، گل سرخ، گل بومادران، از هر یک به نسبت مساوی تهیه کرده ۰۲ مثقال) و پس زا نیمکوب کردن آنها، به ده قسمت مساوی تقسیم نموده، هر قسمت را شب در یک لیوان آب خیس کرده صبح ناشتات جوشانده صاف نموده میل نمایند.
● نسخه دیگر
سیاه دانه، سنا، سداب، بابونه شیرازی، تاجریزی، مغزناخنک، گل نیلوفر، پرسیاوشان، بادرنجوبه، مرزنجوش، و اسطوخدوس از هر یک ۲ مثقال به ده قسمت مساوی تقسیم نموده به ۱۰ روز صبح ناشتا جوشانده میل نمایند.


‌● نسخه زیر اثرات بیشتری دارد
مریم نخودی ، گل سرخ، سنا، بابونه شیرازی، پرسیاوشان، بادرنخویه، مغزناخنک، تخم گشنیز، ریوند چینی، سداب، آویشن شیرازی، گل نیلوفر، گل بومادران، از هر یک ۲ مثقال پس از نیم کوب کرده به ۱۴ قسمت نموده دو هفته صبح ناشتا جوشانده میل نمایند.
● نسخه زیر برای درد عصب تری ژومو یا نورالژی ترمی ژومو
عاقرقرها ۵ مثقال، عوداصلیب ۵ مثقال، همه را نرم کوبیده در یک استکان عسل و یک استکان سرکه مخلوط کرده خوب به هم بسرشند و صبح و ظهر و شب به اندازه یک فندق میل نمایند و شیره تاج الملوک به آن محل بمالند.

● داروهای زیر را می توان به محل دردناک مالید:
گل نیلوفر، گل بنفشه، برگ خطمی، تخم کاهو،گل سرخ، همه را کوبیده و سرکه بمالند و نیز برای تسکین درد می توان از بذرالبنج، ریشه درخت سیب پوست خشخاش کوبیده، تخم کاهو، مخلوط با سرکه به محل درد بمالند.
● برای مبتلایان به میگرن ضماد زیر توصیه می گردد:
بابونه ۵ مثقال، گل بنفشه ۵ مثقال گل نیلوفر ۳ مثقال مغز ناخنک ۵ مثقال بادرنجویه ۳ مثقال برگ مورد ۳ مثقال شوید ۳ مثقال همه را نرم کوبیده هر شب یک قاشق غذاخوری بزرگ از آنها را خمیر کرده مثل حنا به قسمت جلوی سر (ملاج) ضماد نمایند و سر را بسته شانه کننده این داروها بآسانی از موی سر جدا خواهد شد، این عمل را تا بهبودی کامل می توان ادامه داد.
● جوشانده مفید برای میگرن
مرزنجوش، گل ارونه، اسطوخدوس، سداب، تخم گشنیز، پوست خشخاش همه را به نسبت مساوی اختیار کرده نیمکوب نموده شب قدری از آنرا خیسانده صبح ناشتا پس از جوشاندن و صاف کردن میل نمایند.
● ضماد زیر برای میگرن مفید است
کندر، گل ارمنی، آنزروت، که بایستی همه را نرم کوبیده با سرکه به محل درد ضماد نمایند.
● ضماد زیره به تجربه رسیده است:
مورد ۴ مثقال، سداب ۴ مثقال، بابونه ۴ مثقال، صندل ۲ مثقال.


● نسخه دیگر:
مورد ۵ مثقال، سداب ۵ مثقال، بذرالبنج ۳ مثقال، رنگ سائیده ۵ مثقال، سیاه دانه ۵ مثقال، تخم گشنیز ۳ مثقال همه را نرم کوبیده یک قاشق غذاخوری آنرا در آب خیسانده شب به قسمت جلوی سر ضماد نمایند.

● همزمان از جوشانده زیر استفاده شود:
گل بنفشه، مریم نخودی، آویشن شیرازی، گل سرخ، گل نیلوفر، اسطوخدوس، گل بومادران، مرزنجوش، بابونه شیرازی، بادرنجویه، پرسیاوشان، سداب همه را به نسبت مساوی اختیار کرده نیکوب نموده و مقداری از آن را جوشانده میل نمایند.
● انفیه زیرا را در این هنگام مفید است:
کندش ۶ نخود، گل بنفشه نیم مثقال، سیاه دانه نیم مثقال، همه را نرم کوبیده در بینی بکشند، همزمان داروی زیر با سرکه مخلوط کرده بو کنند در سوراخهای بینی بمالند و به محل درد ماساژ دهند و در گوشها نیز بمالند. (صندل، گل بنفشه، کافور، گل نیلوفر).
● نسخه زیر بصورت مالیدنی و بوکردن ، مفید است:
سیاه دانه را کوبیده در سرکه حل کرده بکار برند و یا سداب، سیاه دانه بذرالبنج، مورد را با سرکه بمالند یا بادیان را کوبیده با سرکه و گلاب در بینی گوشها و محل درد بمالند.
برای میگرن مالیدن آب گشنیز، سرکه و روغن گل سرخ به محل درد مفید است و می توان گل نیلوفر، گل بنفشه، برگ خطمی، برگ کاهو، و گل سرخ را به محل درد ضماد نمود و یا آب مرزنجوش کبابه چینی را در بینی بکشند و بهتراین است که بابونه، شبت، گل ارمنی، و آویشن شیرازی را پخته به سر ضماد نمایند، و از ایارج فیقرا که گذشت با غاریقون به نسبت مساوی مخلوط نموده هر دفعه به اندازه یک پسته میل نمایند.


موسسه اطلاع‌رسانی طعام اسرار

F l o w e r
27-02-2011, 00:23
درد میگرن و درمان آن

سلام به تو دوست خوبم!
می‌خواهیم ببینیم که سردرد میگرنی از کجا می‌آید؟ دردی کورکننده و پرفشار که زندگی را برای ما تیره و تار می‌سازد. دردی تحمل‌ناپذیر همراه با فشار شدید به شقیقه‌ها و کاسهٔ چشم از درون، سردردی همراه با تهوع و بی‌میلی شدید به غذا، سردردی که موجب حساس‌تر شدن ما به تمام عامل‌های بیرونی از قبیل نور، صدا و حرف و حدیث‌ها گشته و اغلب ما را وادار می‌کند تا ساعت‌ها و یا حتی روزها به گوشهٔ دنج و تاریکی پناه ببریم. دردی که کلافه‌مان می‌کند و بسیار آزاردهنده است.
در بیشتر موارد، سردردهای میگرنی به‌دلیل یک فشار روحی، روانی و یا محیطی آغاز می‌گردند و اغلب به دنبال این فشار، فشار خون بالا رفته و خون، گرم و غلیظ و پرفشار می‌گردد. حال اگر این خون گرم و غلیظ و پرفشار، به مغز برسد، به‌دلیل گرم و غلیظ و پرفشار بودن، به‌طور حتم به سلول‌ها و عروق مغز آسیب خواهد رسایند (درست مانند آنکه پای یک گلدان گل، آب جوش بریزیم)، سلول‌های مغزی می‌سوزند، می‌میرند و یا این خون گرم و پرفشار، عروق مغزی را متلاشی کرده و سبب خونریزی مغزی می‌گردد یا به‌دلیل غلیظ بودن، لخته شده و در یکی از عروق مغزی و یا عروق دیگر بدن، انسداد ایجاد کرده و سبب سکته در آن قسمت از مغز یا بدن می‌گردد.

مانند سکتهٔ مغزی، سکتهٔ قلبی، سکتهٔ روده،سکتهٔ چشم، سکته گوش و ... .
(سکته‌ها به‌طور معمول به‌دلیل انسداد یک رگ تنگ شده توسط یک لختهٔ خون یا یک ذرهٔ چوبی و یا یک ذرهٔ کلسیم ایجاد می‌گردند و از آنجائی که خونرسانی به آن قسمت از اندام قطع می‌گردد، سلول‌های آن قسمت، مرده و از کار می‌افتند، در نتیجه، آن قسمت از بدن یا مغز از کار می‌افتد).
ولی، هرگز نگران نباشید زیرا خداوند رحمان، مکانیسمی را در بدن ما تعبیه کرده است تا هرگاه به خون ما پرفشار و غلیظ و گرم شد و خواست از عروق مغزی عبور کند، رگ‌های مغز به سرعت تنگ شوند و این تنگی عروق مغزی است که موجب سردرد میگرنی می‌گردد.
حال با اینکه خون، گرم و غلیظ و پرفشار است، اما دیگر به‌دلیل تنگ شدن رگ‌های مغزی نمی‌تواند با همان شدت عبور کند. پس آسیب‌رسانی به مغز کاهش یافته و یا به‌طور کلی مرتفع می‌گردد.
حال می‌بینیم که این سردرد کورکننده و فلج‌کننده یکی از نعمت‌های خداوند در زندگی ما است و اگر این تنگ شدن عروق مغزی که به دنبال خود، سردرد میگرنی را ایجاد می‌کند؛ نبود، احتمال داشت تا چه حد آسیب به سلول‌ها و عروق مغزی و یا حتی سلول‌ها و عروق دیگر بدن وارد گردد.
تمام مسائل و سختی‌های زندگی نیز، چنین هستند. زمانی‌که وارد زندگی ما می‌گردند، همه درد و رنج هستند، اما ما نمی‌دانیم که در پس این درد و رنج و این همه مصیبت، همه چیز در عالی‌ترین شکل خود و به نفع ما است. گذر زمان، این را به ما ثابت می‌کند که این سختی‌ها و مشکل‌ها فقط آمده‌اند تا به ما چیزی بیاموزند و یا برای ما چیزهای خوبی بیاورند.
سال‌ها بعد که به آن بیماری، گرفتاری و یا مصیبت می‌اندیشیم، می‌بینیم که همگی به نفع ما بوده و برای ما رشدی شگفت‌انگیز و اتصالی کم یا زیاد را به همراه داشته است.
همهٔ ما دیده‌ایم آنان که بیشتر مصیبت کشیده‌اند، بسیار قوی‌تر و در ضمن، متصل‌تر به معنویات هستند تا افراد عادی، ضمن آنکه می‌دانیم هیچگاه امتحان دبیرستان را از یک محصل دوره ابتدائی و امتحان دانشگاه را از یک دانش‌آموز دبیرستانی نمی‌گیرند. پس هرگاه مشکل و یا مسئله‌ای پیش آمد؛ هر چه قدر بزرگتر و سهمگین‌تر بود، بیشتر خدا را شکر می‌کنیم. زیرا که روح ما نیز آنقدر بزرگ شده است که امتحان‌های دورهٔ دکترا و فوق‌دکترا را پس بدهد. حواسمان باشد هر آنچه که وارد زندگی ما می‌گردد، از ثروت، مقام، خوشبختی و .

.. تا بدبختی، گرفتاری، بیماری، تنگدستی و ... همه و همه وسیله‌ای برای امتحان ما است تا به کلاس بالاتر رویم و باز حواسمان باشد که ما می‌توانیم و باید در این امتحان‌ها قبول شویم و به درجه‌های بالاتری دست یابیم. پس با پروژه‌های زندگی که هر یک از آنها سردرد میگرنی است، صبورانه و با تعمق، برخورد کنیم و ببینیم که چه می‌خواهند به ما بگویند و یا بیاموزند.
● سردرد میگرنی می‌خواهد به ما چه بگوید؟
می‌خواهد بگوید که حساس هستی؛ خوب به خود تسلط نداری؛ نمی‌توانی در هر شرایطی خودت را آرام نگاه داری؛ پذیرش تو از زندگی و شرایط آدم‌های اطرافت، کم است. نمی‌توانی به خود بگوئی این آدم و این شرایط زندگی من، همین است که هست، من باید آن را همان‌طوری که هست، بپذیرم و با آن کنار بیایم، زیرا اگر قرار بود طور دیگری باشد، خداوند رحمان خودش خوب بلد بود که شرایط را طور دیگری بسازد. پس حال که نساخته، این نیست که بلد نبوده، بلکه این است که آن شخص و یا آن شرایط می‌خواهد چیزی به من بگوید و یا چیزی به من بیاموزد. حال با بالا بردن سطح پذیرش خود، می‌توانی با آن فرد و یا آن شرایط، راحت کناب بیائی، بدون آنکه به جسم و روح عزیزت آسیب برسانی. گاهی نیز می‌توانی بگوئی که هیچ‌کس و یا هیچ چیزی در این دنیا ارزش آن را ندارد که من بخواهم جان و روح عزیزم را به خاطر آن، آسیب بدهم و این سردرد فقط آمده است تا به من بگوید که تو باید روی خودت کار کنی و خودت را تغییر دهی نه هیچ کس یا هیچ چیز دیگری را.

حال که متوجه شدیم که این سردرد برای چه آمده است، باید کمی هم مراقب سلامت، استراحت، نوع تغذیه و حتی تفریح خود باشیم و علاوه بر اینها، ورزش و پیاده‌روی را فراموش نکنیم به‌خصوص ورزش‌های ریلکس شدن را که در مبحث‌های قبلی مرور کردیم تا تعادل و توازن خوبی در روح و روان و جسم خود برقرار سازیم و به امید خدا به سلامتی کامل روحی، روانی، جسمی، عاطفی، ذهنی و فکری برسیم.
● درمان میگرن
گفتیم که درد میگرن به‌دلیل گرم و غلیظ و پرفشار شدن خون از یک طرف و تنگ شدن عروق مغزی از طرف دیگر، اتفاق می‌افتد. پس اگر بتوانیم خون خود را خنک و کم‌فشار و رقیق سازیم، سردرد قطع می‌گردد. چگونه می‌توانیم خون خود را خنک کنیم؟
برای دوستانی که رفتن به حالت ”آلفا“ را می‌دانند، بهتر است تا این تکنیک را در حالت ”آلفا“ روزانه انجام دهند تا به آن شرطی شوند و خدای ناکرده موقعی که سردرد شروع شد، بدون رفتن به حالت ”آلفا“ نیز از آن استفاده کنند ولی کسانی که رفتن به ”آلفا“ را بلد نیستند، نیز می‌توانند همین تمرین‌ها را در موقع بروز سردردهای میگرنی انجام دهند. در هر دو حالت، نتیجه خواهیم گرفت ولی با درصدی از تفاوت.


دو کاسهٔ یخ برمی‌داریم. در جائی ساکت و آرام قرار می‌گیریم. دو کاسهٔ یخ را در ظرف خود قرار داده و دست‌هایمان را در این دو کاسه فرو می‌بریم. چشم‌ها را بسته به خود پیام می‌دهیم که این یخ‌ها دارند دست‌های من را خنک می‌کنند. دست‌های من خنک و خنک‌تر می‌شوند. کف دست‌هیم به‌طور کامل خنک شده از دست‌هایم بالا می‌رود و وارد سیستم گردش خون من شده است و حالا با گردش خون به طرف قلب من می‌رود. حال خون خنک شده در سیستم گردش خون من و در قلب من جریان دارد. این بار خون خنک از قلب من به طرف مغزم جاری می‌گردد و حال خون خنک و سالم وارد عروق مغزی و سلول‌های مغز من می‌گردد و چندین بار خون خنک را در مغز می‌چرخانیم، کم کم عروق مغزی نیز به شکل و اندازهٔ طبیعی و سالم خود بازمی‌گردند.
همان‌گونه که گفتیم، اگر این تمرین را روزانه در وضعیت آلفا، زمانی که درد نداریم، انجام دهیم، به آن شرطی می‌شویم و با انجام آن در زمانی‌که درد داریم، حتی بدون ”آلفا“ رفتن نیز می‌توانیم سردرد را قطع کنیم ضمن آنکه از آسیب رساندن به تمام بدن و به‌خصوص مغز خود جلوگیری کرده‌ایم. دوستانی که رفتن به وضعیت آلفا را می‌دانند، فقط در موقع درد، این تمرین را انجام دهند ولی در مدتی طولانی‌تر، تا سردردشان قطع گردد.
اما کار بهتر، آن است که با انجام ورزش‌های ریلکس شدن و مدیتیشن که در گذشته آموخته‌ایم، همیشه خود را در وضعیت آرام و آرامش نگاه داریم تا هر چیزی نتواند فشار خون ما را بالا ببرد و مشکل‌های بعدی را ایجاد کند.

F l o w e r
27-02-2011, 00:29
سردردهاي ميگرني، علايم وروش هاي درمان

نويسنده: دكتر مرضيه حاجي محمدي

به جرات مي توان گفت كه تقريباً همه مردم در مرحله اي از زندگي خود مبتلا به سردرد مي شوند. براساس برخي از آمارها،90 درصد مردان و95 درصد از زنان در طول حيات خود سردرد را تجربه كرده اند.
يك سردرد شديد مي تواند تمامي ابعاد زندگي يك فرد را تحت الشعاع خود قرار داده و باعث غيبت در محل كار يا تحصيل شود. علت ايجاد سردرد، تحريك گيرنده هاي حساس به درد در اطراف سر و گردن و درون جمجمه است. اين گيرنده ها ممكن است در بيماري هاي مختلفي مثل ميگرن، مننژيت، افزايش فشار درون جمجمه و خونريزي مغزي تحريك شوند.

شديدترين سردردها در مننژيت هاي چركي (سرسام) و تحريكات پرده مغز ديده مي شود كه علت آن گرفتاري تعداد بيشتري از گيرنده هاي حس درد است.


شايع ترين سردرد Tension Headache يا سردرد تنشني است كه حدود90 درصد از سردردها را شامل مي شود. اين سردرد، در خانم ها بيش از آقايان ديده مي شود و به طور معمول زمان پيدايش آن سنين ميانسالي است. سردرد ملايم تا متوسط، احساس فشار، درد وحالت سري در گيجگاه ها پشت، سر و گردن و نواحي دو طرف پيشاني از خصوصيات اين نوع سردرد مي باشد. گاهي درد به طور فشرده در تمام سراحساس مي شود و بيمار احساس مي كند يك كاسه سفت آهني روي سرش قرار داده اند. در اين بيماري فرد تهوع ندارد. اين سردرد30 دقيقه تا7 روز ممكن است طول بكشد. اضطراب و افسردگي، نقش عمده اي در پيدايش اين نوع سردرد دارد. گاهي درد با خنديدن، صحبت كردن زياد و گريه كردن آغاز و يا تشديد مي شود. اين بيماري براي فرد آزار دهنده نبوده و بيشتر توسط مُسكن هاي معمولي تسكين مي يابد.

ميگرن، سردرد دوره اي
ميگرن يكي از شايع ترين علل مراجعه افراد به پزشكان است و بعد از سردرد تنشني شايع ترين نوع سردرد در همه جوامع بشري به شمار مي رود. به طوري كه12 تا15 درصد مردم جهان از آن رنج مي برند. ميگرن سردردي است دوره اي با زمينه ارثي و خانوادگي كه در كودكي، نوجواني و يا اوايل بزرگسالي آغاز مي شود ولي اوج پيدايش نشانه هاي آن، در سنين20 تا35 سالگي است.
آمار نشان مي دهد كه ميانگين سن شروع ميگرن در زنان ايراني24 سالگي و در مردان،22 سالگي مي باشد. ميگرن در خانم ها شيوع بيشتري دارد و نسبت ابتلاي زنان به مردان3 به يك است.
ولي در پسربچه ها بيشتر از دختربچه ها ديده مي شود. آمار نشان مي دهد، در ايران84/4 درصد افراد مبتلا به ميگرن را خانم ها و15/6 درصد از آنها را آقايان تشكيل مي دهند. در ميگرن ميزان درد از خفيف تا شديد متغير بوده و ممكن است با يك يا چند نشانه از قبيل گريز از روشنايي، گريز از صدا، گزگز اندام ها، احساس ضربان در سر، تهوع و استفراغ، اختلال خواب و افسردگي همراه باشد. سردرد با فعاليت تشديد مي شود و با افزايش سن، دفعات و شدت آن كاهش مي يابد.
به طور معمول ميگرن تا30 الي40 سالگي ادامه پيدا مي كند و اولين علائم ميگرن به ندرت بعد از50 سالگي رخ مي دهد.


شروع سردرد مي تواند از ناحيه گيجگاهي، پيشاني يا پشت سر باشد. گاهي بيمار نمي تواند نقطه خاصي را براي آغاز درد بيان كند ولي در بيشتر موارد در اين بيماري درد در يك نيمه سر وجود دارد و تنها در30 درصد موارد سردرد دوطرفه است. گاهي نيز درد در پشت چشم ها احساس مي شود. طول مدت سردرد از4 تا72 ساعت متغير است. بسياري از افراد ترجيح مي دهند هنگام شروع درد با يك دستمال سر خود را محكم ببندند كه اين مساله در بهبودي سردرد آنها موثر است. ميگرن در هنگام حاملگي، در85-75 درصد موارد خود به خود بهبود مي يابد و گاهي فقط هنگام پريود ماهانه بروز مي كند.

انواع ميگرن
مكانيسم ايجاد ميگرن ناشناخته است. ولي در بيماران ميگرني مصرف قرص هاي ضد بارداري، بي خوابي، استرس هاي روحي، بوهاي تند وتحريك كننده، برخي ادكلن ها، بعضي غذاها و استحمام طولاني مدت به آغاز سردرد منجر مي شود. افراد ميگرني شخصيتي وسواسي و تحريك پذير دارند و در برابر استرس آسيب پذيرتر از ديگران هستند.
گاهي در روزهاي پيش از آغاز سردرد ميگرني، فرد به يكي از حالات زير مبتلا مي شود: كم اشتهايي، پراشتهايي، تمايل به خوردن خوراكي هاي خاص، زود عصباني شدن، خوشحالي بي مورد. اختلال در خواب، خميازه كشيدن پي در پي و آروغ زدن.
بر اساس وجود يا فقدان «اورا» (پيش درآمد) سردردهاي ميگرني به دو نوع مهم تقسيم مي شوند:

ميگرن با «او را» (پيش درآمد)
اين گونه سردرد كه ميگرن كلاسيك نيز ناميده مي شود بيشتر جنبه ارثي دارد. ابتدا «اورا» و سپس سردرد بروز مي كند. «اورا» نشانه هاي عصبي برگشت پذيري هستند كه به دليل اسپاسم عروق مغزي پديد مي آيند و به گونه هاي مختلفي توسط فرد بيان مي شوند.
مثلاً به صورت تار شدن ديد، پيدايش لكه هاي سياه يا پديدار شدن خطوط نوراني زيكزاكي در جلوي چشم ها بروز مي كند. «اورا» در اندام ها به صورت گزگز يا كرختي و سنگيني يك نيمه بدن بروز مي كند. گاهي نيز مي تواند به صورت سرگيجه و اختلال تكلم، خود را نشان دهد.
در پي «اورا» كه مدت آن5 تا30 دقيقه است سردرد خفيف تا شديدي بروز مي كند كه به طور معمول در يك نيمه سر متمركز است و در بيشتر موارد با احساس ضربان درون سر همراه است و گاهي شدت آن به اندازه اي مي رسد كه بيمار بايد همه كارهاي خود را كنار گذاشته و به مكان تاريك و ساكتي پناه ببرد.
در اين بيماري معمولاً پس از خوابيدن، سردرد برطرف مي شود.

در برخي گونه هاي مقاوم بيماري ممكن است بيمار چندين روز از سردرد رنج ببرد و اقدامات دارويي به او كمكي نكند.

ميگرن بدون «اورا»
اين نوع ميگرن شايع ترين نوع ميگرن است كه جنبه ارثي آن كمتر است و بيشتر در بيماران بالاي40 سال رخ مي دهد. نشانه هاي باليني اين نوع ميگرن، با ميگرن كلاسيك تفاوت چنداني ندارد و اقدامات درماني آن نيز مانند ميگرن با پيش درآمد است.
بعد از متوقف شدن سردرد ميگرني، فرد احساس خستگي و درد عضلاني مي كند و به استراحت احتياج دارد.

پيشگيري و درمان ميگرن
پيشگيري از ميگرن با داروها و توصيه هاي غير دارويي امكان پذير است.
عوامل زير سبب پيدايش سردرد ميگرني مي شوند و فرد ميگرني بايد از آنها بپرهيزد:
مصرف قرص هاي ضدبارداري، عطر و ادكلن هاي تند، اختلال خواب (بي خوابي، پرخوابي و يا از خواب پريدن)، استرس، غذاي چرب، مشروبات الكلي، پنير مانده، سُس، شكلات، گوجه فرنگي، پياز و پيازچه، ضربه هاي شديد و ناگهاني به سر، رفتن به مكان هاي شلوغ، استحمام طولاني، هواي گرم، رفتن به محيط هاي بسيار روشن (روزهاي برفي)، مصرف برخي داروها.





تجويز داروها به منظور پيشگيري از بيماري ميگرن، تا حد زيادي به سليقه و تجربه پزشك و فركانس حملات ميگرن بستگي دارد. به عنوان مثال اگر فردي در سال فقط دوبار دچار سردرد ميگرني شود لازم نيست كه به مدت طولاني از داروهاي پيشگيري كننده استفاده كند. تعداد داروهاي پيشگيري كننده از ميگرن بسيار زياد است ولي به طور كلي براي بيماراني كه هر دو تا سه ماه يك بار دچار ميگرن مي شوند، مي توان درمان دارويي را آغاز كرد.
هر گونه مسكني ممكن است در آغاز سردرد تجويز شود ولي در هر بيمار يك نوع مسكن موثر واقع مي شود. براي رفع حالت تهوع نيز درمان خوراكي يا عضلاني ضد استفراغ توصيه مي شود.
گاهي گذاشتن پارچه خنك يا كيسه آب سرد روي سر نيز مفيد واقع مي شود.
روش هاي غير دارويي كه در بين حملات به كار مي روند شامل Relaxation ، طب سوزني Electrotherapy و ماساژ مي باشد.

F l o w e r
27-02-2011, 00:35
ميگرن" شايع‌ترين علت سردرد است

عضو هيات علمي دانشگاه‌ علوم پزشكي قزوين گفت: بيماري ميگرن از شايع‌ترين علت‌هاي سردرد محسوب مي‌شود كه در همه جوامع بشري وجود دارد.
دكتر "هومن خادمي"، روز دوشنبه در گفت وگو با ايرناافزود: ميگرن سر دردي با زمينه‌ارثي و خانوادگي‌ است كه از كودكي، نوجواني و ابتداي ميانسالي آغاز مي -‌شود.

وي ميگرن را سردردي دوره‌اي، ضربان‌دار و دل زننده همراه بارنگ پريدگي، تهوع و استفراغ دانست و اعلام كرد: ممكن است اين بيماري از چهار تا ‪ ۴۲‬ساعت طول بكشد.

اين متخصص داخلي اظهارداشت: بيمار در طي سردرد از نور و صدا گريزان است و پس از پايان سردرد خسته و بدخلق و كم‌تحمل مي‌شود.

"خادمي" شايع‌ترين نشانه‌هاي اين بيماري را مشاهده جرقه‌هاي نوراني، خطوط زيگزاگ و يا لكه‌هاي تاريك جلوي ميدان بينايي، احساس سرگيجه و لكنت زبان برشمرد.


وي با اشاره به اينكه "سردرد ميگرني معمولا يكطرفه است"، تصريح كرد: در ايجاد ميگرن دو عملكرد عصبي و عروقي دخالت دارند كه‌ از انقباض عروق در سيستم عروقي اعصاب مركزي ناشي مي‌شود.

عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي قزوين ادامه داد: در ميگرن يك فعاليت الكتريكي مهاري بصورت آهسته در سرتاسر قشر مغز منتشر مي‌شود و سپس فعاليت هسته‌هاي واقع در ساقه مغز از طريق رفلكس عروقي تري ژمينال، موجب سردرد مي‌شوند.

دكتر "خادمي"، استرس و نگراني‌هاي زندگي، قاعدگي در خانم‌ها، مصرف قرص‌ -هاي ضدبارداري، نور زياد، كم‌خوابي، گرسنگي، مصرف بعضي از غذاها مثل پنير، شكلات‌هاي حاوي كاكائو، نوشابه‌هاي الكلي، مركبات، پياز خام و تغييرات آب و هوا را از عوامل ايجاد و يا تشديدكننده ميگرن برشمرد.

اين متخصص داخلي، با اشاره به اينكه خواب در ايجاد و تشديد سردرد ميگرني نقش مهمي دارد، افزود: در بعضي از افراد مبتلا به ميگرن خواب سبب توقف درد مي‌شود و برعكس گاه افراد ميگرني با خواب طولاني دچار سردرد مي‌شوند.

وي، نخستين اقدام در درمان ميگرن را آگاه‌ساختن بيمار دانست و گفت: اين بيماران پيوسته از اينكه مبادا تومور مغزي داشته باشند، اضطراب دارند.

دكتر "خادمي" يادآورشد: بيمار بايد بداند كه بهبودي تنها با تجويز دارو توسط پزشك‌ امكانپذير نيست، اقدام‌هاي ديگري مانند پرهيز از خستگي زياد، خواب منظم، پرهيز از مصرف غذاهايي كه باعث بروز سردرد شده‌اند، دوري از محيطهاي استرس زا و پر سر و صدا و نور زياد و پرهيز از نگهداشتن سر و گردن در يك وضعيت ثابت براي مدت طولاني در درمان ميگرن موثر است.‬

F l o w e r
27-02-2011, 00:41
سردرد همراه با تهوع و ترس از نور ويژگي بارز سردرد‌هاي ميگرني است

هر فرد مبتلا به ميگرن تقريبا 10 تا 20 روز كاري در سال را از دست مي‌دهد و در كشوري مانند آمريكا كه 30 ميليون فرد مبتلا به ميگرن دارد، روزهاي كاري از دست رفته به حدود 64 تا 100 ميليون روز و خسارتي معادل 15 ميليارد دلار مي‌رسد.


پروفسور «Sindi Hiume»، نايب رييس انجمن بين المللي سردرد در گفت‌وگوي مستقيم اينترنتي با ايسنا واحد علوم پزشكي ايران، ضمن اعلام مطلب ياد شده، در توضيح ماهيت ميگرن اظهار كرد: ميگرن در حقيقت نوعي سردرد بدون دليل شناخته شده است كه ممكن است تا 5 ساعت از روز ادامه ‌يابد و به صورت يك طرفه و ضرباني است.

وي ادامه داد: از ويژگي‌هاي بارز ميگرن همراه بودن آن با تهوع و ترس از نور است؛ ضمن اين كه صداهاي بلند، هر نوع ارتباط با اطرافيان و فعاليت بدني نيز آن را وخيم‌تر مي‌كند.

نايب رييس انجمن بين المللي سردرد، ابتلا به ميگرن را ويژگي 15 تا 20 درصد از كل جمعيت ذكر و

خاطرنشان كرد: براساس آمار، 25 درصد زنان و 9 درصد مردان در طول زندگي خود اين نوع سردرد ناتوان كننده را تجربه مي‌كنند.

پروفسور Hiume همچنين افزود: توجه به اين امر كه ميگرن، بيش از يك سردرد معمولي و در حقيقت نوعي حمله عصبي است بيمار را ياري مي‌كند تا با بيماري خود بهتر كنار آيد؛ زيرا اين نوع سردرد به راحتي با مصرف مسكن‌هاي معمولي بهبود نمي‌يابد و نياز وافر به استفاده از داروهاي اختصاصي دارد.


وي انواع داروهاي ضد ميگرني را شامل داروهاي ضد التهاب غيراستروئيدي و ضد دردهاي مخدر معرفي كرد و به ايسنا گفت: عموما زماني از دسته دوم داروهاي ياد شده استفاده مي‌شود كه بيمار به درمان‌هاي ديگر پاسخ نمي‌دهد و ناچار به مصرف پتدين و داروهاي مشابه مي‌شود.

نايب رييس انجمن بين‌المللي سردرد در پايان مراجعه به پزشك متخصص و تعيين نوع سردرد را براي كليه بيماران ضروري دانست و تصريح كرد: بسياري از انواع درد از لحاظ تابلوي باليني علايمي مشابه ميگرن دارند ولي به علت ماهيت متفاوت بايد از آن تمايز داده شوند؛ زيرا عدم پيگيري برخي از دردها به پيشرفت عارضه و اختلال عملكرد اندام‌ها مي‌انجامد

F l o w e r
27-02-2011, 00:48
ميگرن

عبارتست از يک نوع سردرد شديد و ناتوان کننده معمولاً در يک طرف سر ، که به همراه آن علائم ديگري مثل تهوع ، استفراغ و مشکلات بينايي وجود دارند . حمله اين سردرد مي تواند ۲ ساعت تا ۷۲ ساعت طول بکشد . حملات ميگرن در بعضي از افراد ممکن است بطور هفتگي رخ دهد ،‌ در حاليکه در بعضي ديگر ممکن است حتي يکبار در سال نيز رخ ندهد . ميگرن هر دو جنس را تحت تأثير قرار مي دهد ، اما در زنان شايعتر است ( تقريباً دو برابر مردان ) . بتدريج با افزايش سن ميزان حملات نيز کاهش مي يابد اگر چه گاهي ممکن است تا سنين ۸۰-۷۰ سالگي نيز ادامه يابد .



* علائم شايع : ميگرن به دو صورت ديده شده است که البته تفاوت مختصري از نظر علائم با يکديگر دارند .

کلاسيک

غيرکلاسيک ( معمولي )‌

علائم حمله کلاسيک ميگرن به ترتيب زير ظاهر مي شوند :
پيش درآمد حمله سردرد ممکن است بصورت مشکلات بينايي ، شنوايي يا بويايي باشد . شايعترين علامت عبارت است از تاري ديد و بدنبال آن ديدن نقاط نوراني و الگوهاي زيگزاگ نوراني . مشکلات بينايي ممکن است چندين دقيقه يا حتي چندين ساعت طول بکشند ، اما با آغاز سردرد ناپديد مي شوند . درد مبهم و آزاردهنده در شقيقه که به تمام نيمه سر در همان طرف گسترش مي يابد . درد تدريجاً شديد و ضربان دار مي شود .

در نوع غيرکلاسيک علائم فوق ( مشکلات بينايي ) ممکن است وجود نداشته باشند يا اينکه ممکن است علائم ديگري وجود داشته باشند .
بعضي از افراد دچار رنگ پريدگي ، قرمزي چشم ها و آبريزش از بيني يا اشک ريزش از چشم ها مي شوند .

* علل :
مشکلات عاطفي ( احتمالاً شايعترين علت )
عادت ماهيانه
مصرف قرص هاي ضدحاملگي
خستگي
خوردن بعضي از غذاها ( مانند پنير )
فراموش نمودن وعده غذايي ( بخصوص در کودکان )
سيگار کشيدن
نوشيدن الکل
مصرف بعضي از داروها
کمبود خواب و در بعضي از افراد خوابيدن زياد
استرس

* پيشگيري :

حتي المقدور ميزان استرس را در زندگي کم کنيد .
مصرف بعضي ازداروها مي تواند در بعضي از افراد از بروز حملات جلوگيري کند .
از عوامل آغاز کننده حملات سردرد دوري نمائيد .


* تشخيص :

معمولاً نياز به آزمايشات تشخيصي نيست ، اما ممکن است آزمايش خون يا سي تي اسکن براي رد ساير بيماريها انجام گيرد .

* درمان : اگر چه درمان قطعي براي ميگرن وجود ندارد مي توان حملات ميگرن را کاملاً تحت کنترل قرار داد . در حال حاضر طيف وسيعي از داروها در اختيار هستند که مي توانند کاملاً مفيد واقع شوند . ليکن بايد توجه داست که ميگرن وضعيت کاملاً پيچيده اي ايست ودارويي که براي يک بيمار مؤثر است ممکن است براي ديگري بي تأثير باشد .

غيرداروئي : به هنگام بروز اولين نشانه هاي حمله ميگرني روي سرخود يک پارچه سرد يا کيسه يخ بگذاريد ، يا به صورت خود آب خنک بزنيد . چندين ساعت در يک اتاق تاريک و آرام دراز بکشيد . در صورت امکان بخوابيد .
صدا ، نور و بوها را به حداقل برسانيد . از مطالعه خودداري کنيد .

دارويي :
اصولاً هيچ داروي خاصي نسبت به ديگر داروها ارجحيت ندارد . اثر قطعي از هيچ کدام از آنها مورد انتظار نيست . انواع مسکن ها ، آنتي هسيتامين ها ، داروهاي ضداستفراغ ، تنگ کننده عروق و .

.. در ميگرن استفاده مي شوند .

* توصيه ها :
به هنگام بروز حملات استراحت کنيد و از فعاليتهايي که نياز به تمرکز دارند اجتناب کنيد .
گاهي حملات در اثر خوردن يک ماده غذايي خاص مثل پنير يا شکلات آغاز مي شوند ، سعي کنيد اين مواد غذايي را بخاطر بسپاريد و از خوردن آنها خودداري کنيد .

F l o w e r
14-03-2011, 00:03
اگر سر دل‌تان سنگين است، بخوانيد! دکتر پيمان اديبي فوق‌تخصص بيماري‌هاي ‌گوارشي، به زبان ساده توضيح مي‌دهد رعايت بهداشت گوارشي يعني چه
اگر سر دل‌تان سنگين است، بخوانيد!

دستگاه گوارش‌ بعضي‌ها با آنها مهربان نيست؛ يعني اذيت‌شان مي‌کند، از نفخ و آروغ زدن‌هاي مکرر گرفته تا رودل کردن و سوزش سر دل. اما پزشکان نظر ديگري دارند. آنها مي‌گويند دستگاه گوارش ما يکي از سيستم‌هاي بسيار هوشمند بدن ‌ماست که بسياري از ناراحتي‌ها و ناخوشي‌هاي خودش را به شکل اين قبيل اعتراض‌ها نشان مي‌دهد. دکتر پيمان اديبي، فوق‌تخصص گوارش و دانشيار دانشگاه علوم پزشکي اصفهان اين موضوع را براي ما بيشتر توضيح مي‌دهد....


سلامت: آقاي دکتر! خيلي از مردم از رودل کردن‌هاي مکرر شاکي‌اند؟

شما مي‌دانيد رودل کردن دقيقا به چه معني است.

سلامت: من دوست دارم از شما بپرسم.

بسيار خوب؛ رودل کردن مجموعه‌اي از علايم را دربرمي‌گيرد؛ مثل همين چيزهايي که معمولا از آن شکايت مي‌شود. بهتر است توضيح‌ام را کامل کنم. رودل کردن در واقع با سنگيني سردل، نفخ، تهوع و آروغ مشخص مي‌شود. ما به آن مي‌گوييم سوءهاضمه نفاخ يا سوءهاضمه همراه با اختلال حرکت.

سلامت: و علت آن چيست؟

در طب گوارش، بهتر است به جاي آنکه دنبال علت‌ها باشيم بيشتر دنبال علامت‌ها باشيم و بر مبناي علايم تدابير درماني را تنظيم کنيم. يعني وقتي بيماري مي‌گويد که احساس مي‌کنم غذا سر دل‌ام مانده، بايد توجه کرد که زمان آن خيلي مهم است؛ يعني از کي چنين حالتي به وجود آمده. در واقع رودل کردن حاد با رودل کردن مزمن تفاوت دارد. بسياري از ما ممکن است به دنبال خوردن غذا به مدت 24 تا 48 ساعت دچار سنگيني سردل يا استفراغ بشويم و بعدش بهبود پيدا مي‌کنيم.

سلامت: يعني همان مسموميت؟

مسموميت با باکتري‌هاي موجود در غذاهايي مثل برنج سرد يا سالاد الويه يکي از دلايل آن است. علاوه بر مسموميت با باکتري‌ها، ساير عوامل مانند استفاده از غذاهاي سرشار از ادويه‌هاي تحريک‌کننده يا مصرف قهوه همراه با غذا ممکن است بيمار را به‌صورت حاد دچار احساس رودل يا سنگيني سردل کند.

سلامت: رودل کردن از کي مزمن مي‌شود؟

وقتي که بيمار به مدت طولاني براي روزها، هفته‌ها يا ماه‌ها به صورت مکرر يا متناوب دچار سنگيني سردل يا احساس رودل مي‌شود، آن وقت مي‌توان اصطلاح «فشار يا ناخوشي بعد از صرف غذا» را براي وي به کار برد.

سلامت: که اصل مطلب هم همين است! اصلا چرا ما به‌طور مزمن رودل مي‌کنيم؟

وقتي يک بيمار به ما مي‌گويد من بعد از خوردن غذا نفخ مي‌کنم يا آروغ مي‌زنم يا غذا مثل سنگ سردل‌ام مي‌ماند، متوجه مي‌شويم که دستگاه گوارش اين بيمار نشانه‌هاي شبه‌حرکتي دارد، يعني به عنوان مثال مي‌توانيم فرض کنيم انگار معده اين بيمار حرکت نمي‌کند و غذا را به سمت پايين نمي‌راند. البته اين يک فرض است و براي همين هم مي‌گوييم نشانه‌هاي شبه حرکتي. علت‌هاي مختلفي موجب ايجاد اين وضعيت مي‌شوند؛ مثل شيوه غذا خوردن يا انواع غذاهايي که مي‌خوريم.

سلامت: همين جا يک مکثي داشته باشيم لطفا. اگر ممکن است، اين مشکل را که مشکل شايعي هم هست، بيشتر توضيح بدهيد.

ببينيد؛ اين بحث به صورت کلي در مبحثي به نام «بهداشت دستگاه گوارش» تعريف مي‌شود. ما وظيفه داريم بهداشت دستگاه گوارش خود را کنترل کنيم تا از ابتلا به بيماري‌هاي گوارشي در درازمدت به نحو مطلوب و موثري پيشگيري نماييم. براي رعايت بهداشت دستگاه گوارش بايد در گام اول شيوه غذا خوردن صحيحي داشته باشيم. غذا را به آهستگي بخوريم و خوب بجويم. کساني که سريع غذا مي‌خورند مجبورند براي پايين فرستادن لقمه غذا پشت سر هم آب بنوشند. تند غذا خوردن باعث بلع متناوب هوا و به دنبال آن آروغ زدن و سوءهاضمه يا همان رودل کردن مي‌شود. به علاوه، جالب است بدانيد که معده ما طوري طراحي شده که يک نوع غذا را راحت‌تر هضم مي‌کند؛ يعني غذايي که مي‌خوريم بايد يا جامد باشد يا مايع و اگر غذاي ما مخلوط مايع و جامد باشد، در واقع، معده خودمان را دچار نوعي حالت سردرگمي در برخورد با غذا و ترشح شيره‌هاي گوارشي کرده‌ايم.

سلامت: کلا چه نوع غذاهايي باعث رودل کردن مي‌شوند؟

اين در واقع بخش دوم همان بحث «بهداشت دستگاه گوارش» است. پرخوري باعث رودل کردن مي‌شود. اين يک اصل است، يعني بدون توجه به محتواي غذا، پرخوري به عنوان يک عامل ايجادکننده «سنگيني سردل» عمل مي‌کند. علاوه بر آن، غذاهاي چرب يا غذاهاي همراه با ادويه نيز مي‌توانند باعث رودل کردن بشوند.

سلامت: مثل چه ادويه‌هايي؟

مثل فلفل يا پودر کاري. البته زيره چه به صورت دم کرده چه همراه با غذا اثر مفيد و مثبتي روي دستگاه گوارش دارد.

سلامت: مي‌گويند روغن موجود در غذاي سرخ‌کرده با شدت بيشتري باعث ايجاد حالت‌ «رودل» مي‌شود. درست است؟

نه، اين يک تصور اشتباه است. ما داريم در مورد رودل کردن يا «سوءهاضمه نفاخ» صحبت مي‌کنيم. در اين مورد فرقي ندارد که روغن موجود در غذا، روغن سرخ‌کردني باشد يا مثلا روغن استفاده شده در خورش.

سلامت: حبوبات چه‌طور؟

حبوبات منبع غذايي مفيد از جهت تامين فيبر براي دستگاه گوارش و تامين پروتئين به حساب مي‌آيند و از اجزاي مهم يک رژيم غذايي سالم محسوب مي‌شوند اما مشکل، اين است که متاسفانه بعضي افراد حبوبات را خوب هضم نمي‌کنند و بعضي‌ها به آن حساس هستند. اين به آن علت است که در اثر تخمير حبوبات توسط باکتري‌هاي روده گاز به وجود مي‌آيد.

سلامت: يعني اينها بايد حبوبات نخورند؟

نه! راه‌حل ديگري دارد. توصيه من به چنين افرادي اين است که حجم حبوبات مصرفي را کاهش دهند يا اينکه يک روز قبل از پختن حبوبات را در آب کاملا بخيسانند. مي‌توان از حبوبات پوست‌کنده استفاده کرد يا اينکه لعاب پس داده شده توسط حبوبات را دور ريخت. همه اينها کمک مي‌کند که از بار سوءهاضمه ناشي از حبوبات کاسته شود.

سلامت: غير از شيوه و نوع غذاهاي مصرفي چه عواملي را در «سنگيني سردل» دخيل مي‌دانيد؟

عفونت‌هاي ميکروبي هم در درازمدت ممکن است باعث سوءهاضمه مزمن شوند. همچنين بعد از يک اختلال حاد جسمي مثل يک سرماخوردگي شديد يا يک عفونت ويروسي شديد نيز معمولا بيماران حالت نفخ يا سوءهاضمه را احساس مي‌کنند.

سلامت: داروها چه‌طور؟

هم داروها و هم اعمال جراحي صورت گرفته روي بيمار ممکن است موجب ايجاد چنين وضعيتي بشوند. به خصوص در مواردي که براي بيمار دارويي که تاکنون مصرف نکرده است شروع مي‌شود. همين جا لازم است توضيح بدهم که نبايد براي ريشه‌کن کردن هليکوباکترپيلوري به صورت خودسر دارو مصرف نمود. چون اين باکتري‌ نقش کمي در ايجاد علايم سوءهاضمه در کوتاه‌مدت دارد و مصرف خودسرانه آنتي‌بيوتيک نيز مي‌تواند به نوبه خود موجب ايجاد سنگيني سردل شود

سلامت: مصرف چاي بهتر است به چه صورتي باشد؟

مصرف چاي، قهوه يا به طور کل نوشيدني‌هاي همراه با شکلات بايد با احتياط صورت بگيرد. بايد آنها را با فاصله 20 تا 30 دقيقه از زمان غذا خوردن مصرف کرد. اين نوشيدني‌ها به طور کلي نفخ و تهوع را بيشتر مي‌کند. بنابراين گفته مي‌شود که مصرف چاي بيشتر از 3 تا 4 استکان نباشد.

سلامت: ارتباط ناراحتي‌هاي روحي‌رواني با سوءهاضمه به چه صورتي است؟

خيلي از بيماران معقتدند که در حالت اضطراب يا حرص خوردن يا ناراحت شدن دچار ناراحتي گوارشي مي‌شوند. اين يک اعتقاد درست است. در واقع حالت‌هاي روحي افراد در يک محور يا حالت‌ها و شکايت‌هاي گوارشي آنها مرتبط است.

سلامت: يعني بالاخره مشکل روحي‌رواني او مهم‌تر است يا مشکل جسمي؟

هم مشکلات روحي‌رواني مي‌توانند باعث ايجاد يا تشديد ناراحتي گوارشي شوند و هم عکس آن صادق است؛ يعني در فردي که زمينه رواني مستعد دارد مشکلات گوارشي مي‌توانند باعث تشديد اين زمينه شوند. اما بايد توجه شود حتي اگر اختلالات روحي مطرح باشند بايد ابتدا مسايل خطرناک و مهم جسمي بررسي شود. در صورت منتفي شدن مشکلات جسمي، به حالات روحي‌رواني بيمار مي‌پردازيم.

سلامت: مثلا ارجاع به روان‌پزشک؟

درست است. اختلالات روان‌تني بايد توسط همکاران روان‌پزشک درمان شود.

سلامت: اختلالات روان‌تني؟

بله! يعني همان تاثير متقابل علايم و شکايت‌هاي جسمي و رواني.

سلامت: ولي خيلي از مردم روان‌پزشک را براي حل اين مشکلات نمي‌پذيرند.

اين يک اشتباه بزرگ است. بايد به آنها آموزش داد که در کنار تکنيک‌هاي برخورد با اضطراب يا مديريت استرس ممکن است به استفاده از داروهاي اعصاب و روان نياز باشد. همان‌طور که در بيماري فشارخون، يک قرص به کاهش فشارخون کمک مي‌کند، در بيماري اضطراب نيز تجويز يک قرص مي‌تواند بيمار را نجات بدهد. در واقع کمک گرفتن از روان‌پزشک نشان‌دهنده سلامت عقل است، نه زوال عقل!

سلامت: پس بالاخره رودل کردن چيز مهمي هست يا نيست؟

ببينيد؛ در کساني که به طور مزمن دچار سنگيني سردل هستند، اصلاح شيوه‌هاي کلي غذا خوردن، اصلاح نوع غذاها و اتخاذ يک نگرش صحيح و سالم به زندگي اهميت دارد. در مجموع و به کمک توضيحاتي که عرض کردم بايد بهداشت گوارشي را رعايت کرد.

سلامت: و به عنوان آخرين سوال، چه زماني بايد از نظر گوارشي احساس خطر کنيم؟

هر وقت بهداشت گوارش را رعايت نکنيم، بايد منتظر عواقب آن باشيم (با خنده) و مطمئن باشيد که در درازمدت (اگر نه کوتاه‌مدت) بيماري‌هاي خطرناکي به سراغ‌مان مي‌آيد. اما به صورت حاد، بيماراني که بالاي 45 تا 50 سال هستند، هم‌زمان با علايم گوارشي دچار کاهش وزن، استفراغ خوني يا دفع مدفوع خوني يا سياهرنگ (به رنگ قير) شده‌اند يا زردي و استفراغ طولاني‌مدت را در مجموعه علايم خود دارند، بايد فورا به پزشک مراجعه کنند چون ممکن است بيماري خطرناکي در پشت سوءهاضمه آنها پنهان شده باشد.

هفته نامه سلامت

F l o w e r
14-03-2011, 00:19
درد در كودكان و باور هاي غلط در اين مورد 1 . كودكان چه درد هائي را تجربه مي كنند ؟

مثل بزرگسالان ، كودكان نيز ممكن است تمام موارد درد هاي حاد ومزمن را تجربه نمايند.



2 . كودكان چه درد هاي تكرار شونده اي را ممكن است تجربه كنند ؟

بسياري از سردرد ها ، درد هاي شكم ، درد هاي اندام ها و غيره ممكن است در كودكان به صورت تكرار شونده ديده شوند ، كه گاهي با تشخيص هاي نادرست ، براي بيمار و خانواده او و نيز پزشك ، مشكل ساز مي گردند .



3 . آيا جنبه هاي روانشناختي درد ، در كودكان هم مطرح مي باشد ؟

بله ، در بسياري از موارد ممكن است درد در كودكان جنبه عضوي نداشته و جنبه هاي روانشناختي در ايجاد درد دخالت داشته باشند . البته بايد در ابتدا تمام موارد عضوي ايجاد درد بررسي گردد .



4 . باور هاي غلط در مورد درد هاي كودكان كدامند ؟

الف _ بسياري از مردم و حتي پرسنل پزشكي بر اين باورند كه نوزادان داراي سيستم عصبي ناكاملي بوده و نمي توانند مثل بزرگسالان درد را حس نمايند . در حاليكه چنين نيست .

ب _ بسياري بر اين باورند كه كودكان مثل بزرگسالان درد هاي حاد و مزمن و درد هاي تكرار شونده را تجربه نمي كنند . در حاليكه چنين نيست .

ج _ بسياري از پرسنل پزشكي تصور مي كنند كه درد در كودكان قابل اندازه گيري و ارزيابي نمي باشد . در حاليكه چنين نيست .

د _ بسياري از مردم و حتي پرسنل پزشكي تصور مي كنند كه اگر براي كنترل درد در كودكان از داروهاي مخدر استفاده شود ، احتمال ايجاد اعتياد بيشتر از بزرگسالان خواهد بود . در حاليكه چنين نيست .



5 . نوزادان از چه زماني درد را احساس مي كنند ؟

تقريبا از هفته 26 حاملگي ، سيستم هاي فيزيولوژيك جنين به حدي رسيده اند كه درد احساس مي شود ، بنابراين حتي جنين نيز درد را حس مي كند . در نتيجه در موقع تولد ، نوزادان درد را حس خواهند كرد و در صورت لزوم بايد براي آنها از مسكن و يا بيحسي استفاده كرد .



6 . تفاوت هاي عمده بين درد كودكان و بزرگسالان در چه مواردي است ؟

تفاوت عمده در اين است كه ، ميزان ثابتي از آسيب بافتي ، سبب ايجاد درد بيشتري در كودكان مي گردد و اين ، در نتيجه بيشتر بودن Plasticity در سيستم عصبي كودكان است ( كه خود جاي بحث ديگري خواهد بود ) .

به همين ترتيب ، نوزادان درد بيشتري را نسبت به شيرخواران تحمل خواهند نمود

( به ازاي ميزان ثابتي از آسيب بافتي ايجاد شده ) .



7 . دستورات پايه اي براي تجويز دارو هاي مسكن در كودكان كدامند ؟

الف _ تجويز بر پايه پلكان سازمان بهداشت جهاني ( از مسكن هاي ضعيف تر به مسكن هاي قوي تر در صورت نياز ).

ب _ تجويز مسكن ها در راس ساعت و نه بر حسب لزوم ( PRN ).

ج _ تجويز از راه دهان ، مگر در موارديكه بيمار قادر به خوردن نيست .

د _ تجويز بر حسب هر بيمار و وضعيت خاص او .



دكتر محمد شريفي - انجمن بررسي و مطالعه درد در ايران

F l o w e r
14-03-2011, 00:29
كلينيك درد چيست و چه اهدافي دارد ؟ كلينيك هاي درد مراكزي هستند كه با ارزيابي، تشخيص و درمان دردهاي حاد و مزمن، به بهبود بيماران دچار درد كمك مي نمايند.

هدف عمده اين كلينيك ها بررسي بيماران مبتلا به درد هاي مزمن مي باشد. بنابر اين، بسياري از بيماران گرفتار درد هاي مزمن، به اين مراكز ارجاع مي شوند.

گرچه بصورت ظاهري، هزينه بررسي بيماران در اين كلينيك ها كمي بالا بنظر مي رسد، اما نهايتا با تشخيص و درمان سريعتر، به اقتصاد بيمار و جامعه كمك شاياني خواهد گرديد.

انجمن درد شناسي آمريكا ( American Pain Society ) مي گويد، يك كلينيك درد كه بطور صحيح خدمات خود را ارائه مي دهد، مي تواند تاثيرات ذيل را از نظر درماني بوجود آورد:



1. مصرف دارو را كم نمايد ( در نتيجه عوارض دارو و هزينه هاي آن كمتر خواهد گرديد ).

2. فعاليت عمومي بيمار را افزايش دهد ( در نتيجه از ناتواني و از كار افتادگي بيمار و تبعات آن جلوگيري خواهد شد ).

3. شدت درد بيمار را كاهش دهد ( در نتيجه بيمار با آرامش بيشتري زندگي خواهد كرد و اطرافيان بيمار نيز آرامش خواهند داشت ).

4. بازگشت به كار بيمار را حدود 35 الي 45 درصد افزايش دهد ( در نتيجه غيبت بيمار از محل كار كمتر خواهد شد و خسارت اقتصادي كمتري به بيمار و محيط كاري او وارد مي گردد ).

5. بيمار كمتر از سيستم درماني استفاده خواهد كرد ( در نتيجه به او و سيستم درمان خسارت كمتري وارد مي شود ).

6. وضع كلي و روحي بيمار بهبودي قابل توجهي خواهد يافت ( در نتيجه از افسردگي ناشي از درد كاسته شده و به روحيه بيمار و خانواده او كمك شاياني خواهد شد ).

7. تاثيرات باليني و اقتصادي مناسبي براي بيمار و در نتيجه، جامعه ايجاد خواهد شد.



دكتر محمد شريفي – انجمن بررسي و مطالعه درد در ايران

F l o w e r
14-03-2011, 00:35
وش هاي منحرف نمودن فكر از روي درد ( Distraction Techniques )

مقدمه: راه هاي گوناگوني براي منحرف كردن فكر از درد وجود دارد كه شما مي توانيد براي كنار آمدن با درد از آن ها استفاده كنيد. اين روش ها درد را بطور كلي از بين نمي برد، ولي تحمل آنرا آسان تر خواهد نمود.

سه روش در اينجا معرفي مي شود. براي مفيد شدن اين روش ها تمرين لازم است. مي توانيد با سعي خود و تمرين اين روش ها متوجه شويد كه كدام روش براي شما بهتر بوده و بيشتر به شما كمك خواهد نمود.

1. تمركز خود را از روي درد دور كنيد.

اين روش ها موقعي بيشتر مفيد واقع مي شود كه شما حس هاي بيشتري را در گير اين موضوع نمائيد. يعني اينكه از حواس بينائي، شنوائي، بويائي، حس حرارت و لامسه بطور همزمان استفاده كنيد. بوسيله اين نوع درگير كردن حواس، متوجه خواهيد شد كه راحت تر مي توانيد سيگنال درد را مسدود نمائيد.

· احساس كنيد در يك جاي لذت بخش و آرام قرار داريد و نه اينكه فقط به چنين جائي نگاه مي كنيد. متمركز شويد بر روي هر چيزي كه مي توانيد در آنجا ببينيد، بشنويد، بو كنيد و حس نمائيد. به رنگ هاي اطراف خود، صداي دريا و پرندگان ، به گرماي سبزه ها و ماسه هاي زير پاي خود و امثال آن فكر كنيد. ممكن است قبلا هرگز به اين مكاني كه شما به آن فكر مي كنيد نرفته باشيد، ولي شما اين مكان را براي خود خلق نموده ايد. اين مكان دوست داشتني، ممكن است در كنار دريا، در يك ناحيه ييلاقي و يا در باغچه شما باشد. اگر خود را در مكاني فرض كرده ايد كه قبلا در آنجا خاطرات خوشي داشته ايد، حالا مي توانيد آن خاطرات را مجددا به ياد آوريد. مطمئن شويد كه بر روي خاطرات غمگين گذشته تمركز نخواهيد نمود، مثلا : هرگز به اين فكر فرو نرويد كه چطور از آن زمان تاكنون ديگر هيچوقت شاد و خوشبخت نبوده ايد و يا اينكه چطور ديگر نتوانسته ايد به آن روز هاي خوش باز گرديد. فقط از احساسات خوب اين لحظه لذت ببريد.

· در ذهن خود چيز هائي را كه مي توانيد در آينده به آن عمل كنيد برنامه ريزي نمائيد، مانند: يك تعطيلات خوب، تغييراتي كه مي توانيد در خانه و يا باغچه منزل خود ايجاد كنيد و يا يك بعد از ظهر خوب با دوستان خود. بر روي تمام جنبه هاي لذت بخش فوق متمركز باشيد و تمام جزئيات آن را در ذهن خود گسترش دهيد. سعي كنيد اين موضوعات را در ذهن خود در بيشترين حد ممكن، واقعي جلوه دهيد.

· يك فرد بسيار مهم براي شما، مثلا يكي از اعضاي خانواده و يا يك دوست، كه خيلي مايل هستيد اورا ببينيد را به ذهن خود بياوريد. در چشم ذهن خود يك تصوير واضح از آن شخص بسازيد، و تصور كنيد كه با او مشول گفتگو هستيد. ( متوجه باشيد كه با اين شخص در مورد درد صحبت نكنيد )

· فكرتان را روي چيزي متمركز كنيد كه مي توانيد ببينيد و از آن براي مسدود كردن هر چيز ديگري كه در ذهن داريد استفاده نملئيد. اين چيز مي تواند يك قسمت بدون درد از بدن خودتان، يك عكس بر روي ديوار و يا حتي يك ترك خوردگي بر روي سقف باشد.

· با چيز هائي كه در اطرافتان وجود دارد، پازل و يا بازي هائي ايجاد كنيد. اگر در اتوبوس و يا قطار هستيد، مي توانيد با نگاه كردن به ساير مسافرين، سن آنها، شغل آنها و يا ارتباطشان را با يكديگر حدس بزنيد. اگر در ترافيك گير كرده ايد، مي توانيد از حروف روي پلاك اتوموبيل ها، نام هائي را براي اشخاص و سازمان ها خلق نمائيد.

· در ذهن خود، بر روي پازل هاي كلمه اي، محاسبات رياضي، بازي هاي ذهني مثل ساختن جمله اي از پس و پيش كردن كلمه اي ديگر و يا حتي انتخاب ذهني برخي از حيوانات به عنوان شبيه به بعضي افرادي كه مي شناسيد استفاده كنيد.

· سعي كنيد طرح ها و شكل هاي كتابي را كه دوست داشته ايد و يا در حال حاضر مشغول خواندن آن هستيد در ذهن خود مرور كنيد و تا جائي كه امكان دارد به جزئيات آن بپردازيد.

· سعي كنيد بعضي شعرها و يا ترانه هائي راكه دوست داريد و از آن لذت مي بريد و به شما آرامش مي دهد را از حفظ بخوانيد.

ممكن است خود شما نيز براي منحرف نمودن فكرتان از موضوع درد، راهكار هائي را داشته باشيد. سعي كنيد از هركدام از اين راه ها استفاده مناسب نمائيد.

2. مكان هائي را در ذهن خود مجسم كنيد كه شما با درد در آنجا هستيد ولي سعي كنيد بيشتر ذهن خود را بر روي قسمت هاي لذت بخش و با هيجان آن مكان ها متمركز نمائيد.

· همانگونه كه قبلا اشاره گرديد، يك مكان آرام را در ذهن خود بياوريد، حالا بپذيريد كه به علت خاصي در اين مكان دچار درد و ناراحتي هستيد. مثلا : تصور كنيد كه پشت درد شما به علت ناهمواري هائي بر روي زميني است كه روي آن خوابيده ايد. و يا تصور كنيد كه احساس درد در دست شما كه بصورت خواب رفتگي و كرخي مي باشد، به علت گذاشتن سر يكي از عزيزان شما بر روي كتف تان ايجاد شده است.

· يك مكان هيجان انگيز و لذت بخش كه در آن شما بر روي درد خود سوار هستيد و به سرعت به جلو حركت مي كنيد تا برنده شويد را در ذهن خود ايجاد كنيد. مثل يك مسابقه اتوموبيل راني، يك دوي ماراتن و غيره.

3. حالا فقط بر روي خود درد تمركز كنيد.

· در تصورتان ، از درد خود فاصله بگيريد. حالا سعي نكنيد به ميزان ناخوشايند بودن و يا آزاردهندگي درد توجه كنيد، بلكه فقط بر روي اين موضوع تمركز كنيد كه حالا درد شما بطور واقعي چگونه است- شايد درد خود را به گونه اي ببينيد كه گرچه وجود دارد ولي ديگر به شما آزاري نمي رساند. اين موضوع شبيه به آن خواهد بود كه درد را در بدن شخص ديگري تصور مي كنيد. سعي كنيد تا حد ممكن، واقعگرا باشيد، درست مثل يك دانشمندي كه ميكروبي را در زير ميكروسكوپ نگاه مي كند، بدون اينكه اين موضوع روي احساس او تاثيري ايجاد نمايد. به صورت هاي مختلف، اين روش يكي از كارهائي است كه ما در موقع مواجه شدن با چيز هاي ناخوشايند ميتوانيم از آن استفاده نمائيم- خواه شما يك جراح باشيد كه مشغول معاينه يك زخم نا مطبوع مي باشد و يا كسي كه به تميز كردن يك توالت كثيف مي پردازد. در هر صورت، فكر كردن بيش از حد به يك موضوع ناخوشايند، فقط كار خودمان را سخت تر مي كند. شما مي توانيد اين كار را با روش هاي تن آرامي همراه نمائيد.

· به گونه اي ديگر، شما مي توانيد به درد خود برچسب جديدي بزنيد. مي شود درد را به صورت چيزي كه دردناك و استرس آور مي باشد تصور نكنيد- بلكه آن را به شكل گرمي، خنكي و يا سنگيني و سبكي حس نمائيد. يكي از بيماراني كه درد هاي ضرباندار در ناحيه سر داشت، با تمرين ذهني و برچسب زدن دوباره به درد خود، اينطور حس مي كرد كه در قطار نشسته و ارتعاشات داخل قطار را كه يك حالت ضرباندار دارد حس مي كند و در نتيجه با درد خود مشكل كمتري داشت.

· يك برخورد ديگر اين است كه، در ذهن خود يك تصوير از دردتان بسازيد و به آن شكل و رنگ خاصي بدهيد و حتي بر روي آن صدا بگذاريد (مثلا شكل يك بالون بزرگ به رنگ قرمز درخشان كه صداي زيادي دارد) . حالا سعي كنيد به تدريج اين تصوير را در ذهن خود كمرنگ نموده تا كاملا محو شود و صداي آن نيز قطع گردد.

شما قادر خواهيد بود انواع ديگر اين تكنيك ها را خودتان بسازيد و از آن استفاده كنيد. استفاده از اين روش ها بدون خرج بوده و حتما درد شما را كمتر خواهد كرد.

در مورد بكار گيري و نتايج اين روش ها بايد واقع گرا بود، يعني انتظار نداشته باشيد بدون تمرين مداوم و پيگير، خيلي زود به نتيجه برسيد.

در صورت ادامه تمرينات، متوجه خواهيد شد كه برخي از اين روش ها بسيار كمك كننده هستند.

بايد دانست، اين روش ها براي درمان كامل درد نبوده و فقط براي كمك به تطبيق بيشتر با درد مي باشند. حاصل اين سازگاري بيشتر با درد، اين خواهد بود كه به كيفيت زندگي بيمار و به بهتر شدن عملكرد او كمك مي شود و حاصل آن به اطرافيان بيمار نيز مساعدت خواهد نمود.

** فكر مثبت باعث انرژي مثبت و در نتيجه روحيه مثبت خواهد شد.

دكتر محمد شريفي – انجمن بررسي و مطالعه درد در ايران

F l o w e r
14-03-2011, 00:42
درد هاي مزمن و هزينه هاي آن از ابعاد زيستي-رواني-اجتماعي ( Bio-Psycho-Social )

درد هاي حاد مثل درد هايي كه بعد از صدمات و جراحي ها بوجود مي آيد به عنوان يك علامت هشدار دهنده بوده و به ما اخطار مي كند كه عامل دردناك وجود دارد و يا تخريب بافتي در پيش است . اين هشدار كه بوسيله درد حاد به ما داده مي شود مفيد بوده و به ما مي گويد كه از عامل ايجاد درد بگريزيم و يا در پي دريافت كمك براي درمان آن باشيم . درد حاد حاصل مستقيم يك حادثه ايجاد كننده درد بوده و به عنوان يك علامت از ايجاد آسيب بافتي و يا بيماري تلقي مي گردد .

اما متاسفانه در بسياري از بيماران درد تا مدتها باقي مانده و ديگر هيچ گونه فايده اي نخواهد داشت زيرا ديگر به صورت يك هشدار نخواهد بود و گرچه آسيب بافتي خاتمه يافته و يا بهبودي بافت حاصل شده ولي درد همچنان ادامه دارد . درد مزمن در اين بيماران ديگر حاصل مستقيم آسيب اوليه و يا بيماري نبوده و بيشتر تغييرات ثانويه اي مي باشد كه در سيستم تشخيص درد بيمار بوجود آمده است .

درد هاي مزمن بر خلاف دردهاي حاد كه با مكانيزم هاي مختلف فيزيولوژيك ايجاد مي گردند بيشتر بصورت يك معضل كلي جسمي و رواني خود نمايي مي نمايد كه خود مجموعه اي از مشكل دردهاي مزمن مي باشد و سبب مشكلات بيشماري براي بيماران مبتلا به آن خواهد بود كه ذيلا به برخي از آنها اشاره شده است :

1- بي حركتي بيمار و مشكلاتي كه به تبع آن براي عضلات و مفاصل پيش خواهد آمد .

2- تضعيف سيستم ايمني بيمار و مستعد نمودن او براي ساير بيماريها .

3- مشكلات خواب براي بيمار .

4- كم شدن اشتها و خراب شدن تغذيه بيمار .

5- وابستگي به دارو ها .

6- وابستگي بيشتر از معمول بيمار به افراد خانواده و ساير كسانيكه از او مراقبت

مي نمايند .

7- استفاده بيش از حد و نا معقول از سيستم هاي پزشكي و پرسنل آن .

8- عدم ارائه خدمات مناسب در محيط كار و يا از كار افتادگي و معلوليت .

9- جدا شدن فرد مبتلا به درد مزمن از جامعه و خانواده و رفتن به سوي درون گرايي .

10- اضطراب و ترس از علت درد .

11- احساس نا خوشايند بيمار + نااميدي + افسردگي

12- خود كشي


شيوع درد هاي مزمن :

دردهاي مزمن در تمام جهان به صورت گسترده اي وجود دارد . در بسياري از تحقيقات انجام شده معلوم گرديده كه حدود 50% از مردم جهان از دردهاي متعدد رنج مي برند و در بسياري از آنها درد علاوه بر مزمن بودن بسيار شديد نيز بوده است .

درد مزمن در افراد بالغ و سالمندان از شيوع بالاتري برخوردار است . بسياري از درد هاي مزمن شايع مثل كمر درد ، درد هاي مفصلي و سر درد هاي عود كننده ( از جمله ميگرن ) آنقدر شايع هستند كه مردم فكر مي كنند اين درد ها بايد به عنوان بخشي اجتناب ناپذير از زندگي آنها ، وجود داشته باشد !

گرچه تعداد كمي از مردم به علت درد مي ميرند ، ولي بسياري با درد مي ميرند و تعداد زيادي از مردم بطور مداوم با درد زندگي مي كنند .


هزينه هاي اجتماعي و اقتصادي درد هاي مزمن :

در حاليكه درد هاي حاد درد هاي كوتاه مدت بوده و داراي يك روند محدود مي باشند ، درد هاي مزمن به زندگي فرد مبتلا چيره شده و ديدگاه او را به زندگي تغيير مي دهند . در اين بيماران ، خانواده ، دوستان بيمار و پرسنل پزشكي نيز از مشكلات بيمار دور نخواهند بود . علاوه بر آن ، كيفيت زندگي اين بيماران و اطرافيان آنها بطور جدي دچار آسيب مي گردد ، ضمن آنكه درد هاي مزمن مشكلات فراوان مالي به دنبال خواهند داشت . مثل :


- هزينه هاي پزشكي و دارويي

- غيبت از كار و مشكلات محيط كار

- حذف در آمد فرد بيمار

- عدم كارايي اقتصادي در محيط كار و منزل

- فشار مالي بر روي خانواده ، دوستان و صاحب كاران

- هزينه براي سيستم هاي بيمه اي و بهزيستي


گرچه اهميت اپيدمي پنهان درد هاي مزمن و رنج انساني و نيز خسارات اقتصادي آن براي جامعه، از ديدگاه رشته درد شناسي و متخصصين آن بسيار روشن است ولي متاسفانه مردم ، جامعه پزشكي و برنامه ريزان درماني كشور ها اطلاعات مناسبي در اين رابطه ندارند ، در نتيجه براي جبران اين نقيصه بايد به موارد ذيل توجه كرد :


1- اطلاعات جامعه پزشكي در مورد موضوع درد خصوصا درد هاي مزمن

مورد بازنگري قرار گيرد .

2- روش هاي كنترل درد موجود به جامعه پزشكي يادآوري گردد .

3- راه هاي اداره كردن درد هاي مزمن به پرسنل پزشكي آموزش داده شود .

4- تحقيق در مورد دردهاي مزمن بصورت مطالعات اپيدميولوژيك برنامه ريزي گردد .

5- به فعاليت متخصصيني كه در رشته درد شناسي فعال هستند اهميت كافي داده شود و

امكانات نيروي انساني و مالي مناسب در اختيار آنان گذاشته شود تا بتوانند در جبهه

نبرد عليه درد و خصوصا در دردهاي مزمن در صف اول قرار گيرند .


دكتر محمد شريفي - انجمن بررسي و مطالعه درد در ايران

F l o w e r
14-03-2011, 00:50
20 دلیـل درد مـزمــن پیر باشید یا جوان به احتمال زیاد حداقل در یک نقطه از بدن تان دردی دارید که هیچ ‌وقت علتش را کشف نکرده‌ اید.

این روزها هم گرفتاری ‌های زندگی فرصت نمی ‌دهند تا عوامل مختلفی را که همه ‌روزه با آن ها سروکار دارید زیر ذره‌ بین ببرید؛ شاید عامل اصلی دردتان درست جلوی چشم تان باشد! حالا لازم نیست تمام میدان دیدتان را بگردید تنها در همین پاراگراف‌ های زیر سری بچرخانید و چشمی بدوانید بلکه عامل محرک دردهای طاقت‌ فرسای خودتان را پیدا کنید.

1- صندل ‌های لاانگشتی: این صندل‌ ها برای گردن، ستون مهره‌ ها، زانوها و قوزک پاها تکیه‌ گاه مناسبی محسوب نمی ‌شوند.

کفش‌هایی بپوشید که ستون مهره ‌های تان را پشتیبانی کنند به‌ خصوص در روزهایی که می ‌دانید قرار است زیاد راه بروید، حتما یک کفش ورزشی مناسب بپوشید.

2- گوشی ‌های لمسی: گوشی‌ های پیشرفته‌ ای که تنها با اشاره ی انگشت کار می ‌کنند، باعث می ‌شوند فشار زیادی به بندهای انگشتان وارد شود. اخیرا تعداد بیماران زیر 30 سالی که با شکایت از درد و تورم مفاصل خود به پزشکان مراجعه می‌ کنند، بالا رفته است.

اگر انگشتان ‌تان درد گرفته‌ اند، کمی از اس ‌ام ‌اس فرستادن دست بکشید آن ‌وقت اگر درد ساکت نشد، همان لحظه تلفن ‌تان را بردارید و از یک متخصص ارتوپدی وقت بگیرید. درمان‌ های موثری برای ورم مفاصل وجود دارند.
کیف پول

3- کیف پول: هنگامی که کیف پول تان را در جیب پشتی شلوارتان می‌ گذارید، ممکن است عصب سیاتیک ‌تان را تحریک کند یعنی کیف شما(چه پر پول، چه بی ‌پول)، آن قدر به عصب سیاتیک ‌تان فشار می ‌آورد و تحریک‌ اش می ‌کند که آخر سر، کمردرد می‌ گیرید.

قبل از این که روی صندلی(به‌ خصوص صندلی ماشین) یا هر جای دیگری بنشینید، کیف پول را از جیب پشت شلوارتان درآورید.

4- رانندگی: خیلی ‌ها زاویه ی صندلی ماشین‌ شان را بد تنظیم می ‌کنند. اگر هنگام رانندگی پشتی صندلی را زیاد بخوابانید، تسلط به فرمان برای تان مشکل می‌ شود. آن ‌وقت باید سر و گردن خودتان را با سختی به حالتی ناراحت بالا بگیرید و این ‌طور می ‌شود که به مرور زمان، گردن ‌درد می ‌گیرید.

پشتی صندلی را آن قدر بالا بیاورید که گردن تان با قرار گرفتن در وضعیت مناسب، بتواند سرتان را نگه دارد. باید دسترسی به فرمان برای تان راحت باشد؛ یعنی نه به جلو خم شوید، نه بدن تان را به سمت آن بکشید.

5- بازی‌ های ویدیویی ایستاده: بازی ‌های ویدیویی ایستاده که باید حین آن فعالیت بدنی کرد، درست همان خطرهای بازی ‌های واقعی در زمین ‌های ورزشی را دارند. به علاوه شما باید این حرکات را در فضایی محدود انجام دهید. متخصصان معتقدند با انجام این بازی ‌ها، خطرهایی مانند آسیب مهره ‌ای، پارگی تاندون ‌ها و شکستگی استخوان‌ ها در کمین افراد هستند.

قبل از شروع این بازی‌ های ویدیویی، کمی نرمش ‌های کششی انجام بدهید و فضای بازی مناسبی برای خود فراهم کنید. مثلا هرگز در محاصره مبلمان خانه بازی نکنید. مراقب باشید بیشتر از وقت استاندارد بازی ‌های واقعی، به این بازی ‌های ویدیویی نپردازید.
پنیر

6- پنیر: انواع مختلف پنیر(چدار، فتا، موزارلا، پارمیسان و...) ماده‌ ای به نام تیرامین دارند که محرک تند و تیزی برای سردرد است. این ماده در برخی فرآورده های گوشتی و نوشیدنی‌ ها هم وجود دارد.

بعد از خوردن هر ماده ی لبنی، تاریخ و اسم آن غذا را یادداشت کنید که اگر احیانا سردرد گرفتید، بتوانید عاملش را راحت پیدا کنید.

7- نشانگان اعتیاد به تلویزیون: اگر عادت دارید روی کاناپه دراز بکشید و تلویزیون تماشا کنید به‌ خصوص اگر در همان حالت خواب تان می ‌برد، منتظر یک گردن ‌درد جدی باشید.

حتی در زمان استراحت هم باید بدن تان را در وضعیت صحیحی قرار بدهید. هنگام تماشای تلویزیون روی کاناپه درست بنشینید، کمرتان را صاف کرده و شکم تان را منقبض کنید.

8- بلند کردن کودک: لازم نیست در تمام طول روز بچه‌ به‌ بغل باشید. تنها بلند کردن او از کالسکه یا زمین، فشار مداومی را به مچ و انگشتان شما وارد می ‌کند.

سعی کنید فرزند تان را بدون فشار آوردن به مچ‌ های تان بلند کنید. دست‌ های تان را تا ساعد پشت فرزندتان ببرید و با کمک عضلات بازوی تان بلندش کنید.
لپ تاپ

9- کیف لپ ‌تاپ: اگر مجبورید هر روز لپ ‌تاپ ‌تان را با خودتان از این جا به آن جا ببرید، دردهای مختلفی در انتظار شما خواهد بود. کیف‌ های لپ ‌تاپی که باید دسته‌ شان را به دست بگیرید، به جلوی بازوی شما فشار می ‌آورد و کیف ‌های دوشی هم درد شانه و پشت را نصیب تان می ‌کند. کیف‌ های لپ‌ تاپ چرخ‌ دار را امتحان کنید.

10- مدل مو‌های تان: اگر موهای تان را می‌ کشید و با کش یا کلیپس بالای سرتان محکم می‌ کنید، سردرد خواهید گرفت. اگر سابقه میگرن داشته باشید، بستن محکم موهای تان باعث سردردهای جدی ‌تری می‌ شود. موهای تان را شل ‌تر ببندید یا از تل و هدبند استفاده کنید.

11- بوهای تند: بوهای تند، چه متعفن و زننده باشند و چه رایحه‌ هایی دلچسب(مثل عطر و گل) می‌ توانند سردرد ایجاد کنند. متخصصان هنوز دلیل این پدیده را نمی ‌دانند. سعی کنید بفهمید کدام بوها باعث تحریک سردردتان می شود تا از آن ها پرهیز کنید.

12- عادت ‌های خواب: ممکن است عادت داشته باشید روی شکم بخوابید. در این صورت، عضلات داخلی‌ تان در وضعیت بدی قرار می ‌گیرند و صبح روز بعد، گردن ‌درد خواهید گرفت. شاید به پهلو می ‌خوابید و دست تان را روی سرتان می‌ گذارید و.... هر وضعیتی که اعضای بدن را در حالتی ناراحت قرار بدهد، بعد از چند ساعت، سبب درد خواهد شد. بهترین وضعیت خواب، خوابیدن به پشت یا پهلو است؛ در حالی که دست ‌ها پایین ‌تر از تراز شانه قرار بگیرند.

13- حذف وعده‌ های غذایی: نخوردن وعده‌ های غذایی، باعث افت قند خون و بروز سردرد می ‌شود حتی قبل از این که احساس گرسنگی کنید.

با فواصل زمانی معین، غذاهای مقوی و سالم بخورید البته به مقدار معین. غلات کامل و پروتئین، شما را تا مدت‌ ها سیر نگه می‌ دارند.

14- محل کار: اگر صندلی یا میز کارتان استانداردهای لازم برای سلامت را نداشته باشد، بعد از ساعت کارتان، کمر، دست‌ ها، شانه‌ ها یا مچ‌ های تان درد خواهند گرفت. صندلی سالمی بخرید یا با کوسن و چهارپایه، فاصله‌ های استاندارد خودتان را با میز کارتان تنظیم کنید.
صفحه کلید

15- صفحه کلید: اگر در طول روز زیاد با صفحه کلید کار می‌ کنید، احتمال دارد دچار نشانگان تونل کارپال شوید. این بیماری سبب درد، سوزش و کرختی مچ و بندهای انگشتان شما می ‌شود. صفحه کلیدتان را طوری تنظیم کنید که انگشتان، مچ و ساعدتان در یک خط قرار بگیرند.

16- مشکلات بینایی: اگر سرتان در محل پشت ابروها درد می‌ گیرد، احتمالا ناشی از عیوب انکساری چشم(نزدیک‌ بینی، دوربینی یا استیگماتیسم) است. سری به یک چشم‌ پزشک بزنید. شاید نمره چشم‌ های تان تغییر کرده باشد.

17- هوای گرم: تغییرات آب و هوایی باعث سردرد می شود؛ به ‌خصوص اگر هوا ناگهان گرم شود. آب و هوا تحت کنترل شما نیست اما می ‌توانید با شناسایی محرک‌ های سردردتان از آن ها پرهیز کنید و جلوی سردردتان را بگیرید.

18- ورزش آخر هفته: اگر تمام طول هفته را کار کنید و آخر هفته را بگذارید برای ورزش، دچار دردهای عضلانی خواهید شد زیرا ناگهان عضلات ‌تان را مجبور به فعالیت‌ های سنگین کرده‌ اید. حتما قبل از ورزش، بین 5 تا 10 دقیقه راه بروید و نرمش‌ های ساده انجام دهید و در طول هفته با حرکات سبک، عضلات ‌تان را برای تمرین ‌های سنگین پایان هفته حاضر کنید.
برداشتن اشیا

19- خم شدن به زمین: از قدیم عادت کرده ‌اید هنگام برداشتن اشیا از زمین، خم شوید و سپس با کمک عضلات پشت ‌تان بالا بیایید. این عادت عضلات پشت را تحت فشار زیاد قرار می‌ دهد و باعث درد گرفتن آن ها می شود. درست خم شوید. زانوهای تان را نزدیک به 90 درجه خم کنید و کمر، شکم و پشت ‌‌تان را صاف بگیرید آن گاه جسم را بردارید و با فشار به عضلات ران و زانوهای تان بلند شوید.

20- دندان‌ قروچه: این عادت نه تنها باعث درد فک شما می‌ شود بلکه به دندان‌ ها، فک و شنوایی شما هم آسیب می ‌رساند. به دندان ‌پزشک مراجعه کنید و از او محافظ مخصوص دندان ‌قروچه بگیرید.

منبع: سلامتیران

F l o w e r
14-03-2011, 00:58
عوامل تشديدکننده درد را بشناسيم! خيلي اوقات عامل ايجاد‌کننده درد در بدن ما دروني و به علت بيمارگونه نيست. مقصر خيلي از دردهاي بدن ما به کارهايي برمي‌گردد که عادت روزمره ماست. در اين مقاله با عوامل ايجاد و تشديدکننده درد بيشتر آشنا مي‌شويم!
1- کفش پاشنه بلند و صدادار يکي از عوامل ايجادکننده درد استفاده از صندل‌ها و کفش‌هايي با پاشنه بلند و صدادار است. اين کفش‌ها کمر را به خوبي محافظت کرده و به درد در پاها و زانوها و مچ پا و حتي کمر منجر مي‌شود.راه‌حل: سعي کنيد کفش‌هايي مناسب بپوشيد و وقتي قرار است به مدت طولاني‌ پياده‌روي کنيد کفش کتاني يا راحتي پايتان کنيد. صندل و کفش پاشنه‌بلند براي پياده‌روي طولاني مناسب نيست.2- رانندگيخيلي از افراد صندلي ماشين خود را به گونه‌اي ناصحيح تنظيم مي‌کنند. اگر زاويه صندلي مناسب نباشد شما مجبوريد يا زياد به جلو خم شويد يا از فرمان خيلي دور شويد. اين کار موجب مي‌شود تا سرتان هم نسبت به بدنتان در زاويه مناسبي قرار نگيرد و درد در گردن شما را آزار دهد.راه‌حل: سعي کنيد هنگام تماشاي تلويزيون در وضعيت بدني مناسب قرار بگيريد و حتي‌المقدور به مدت طولاني در يک وضعيت نمانيد. سعي کنيد هر از چند گاه بلند شويد، کمي بدنتان را بکشيد و تلويزيون خود را هم در جاي مناسبي قرار دهيد.3- کودکتاندليل بسياري از کمردردها مخصوصا مادران، بغل کردن کودک است. همچنين نحوه بد بلند کردن کودک از تخت هم مي‌تواند سبب درد در کمر و دست‌ها شود. فشار مداوم و تکراري به کمر و بازوها سبب تورم و درد مچ‌ها مي‌شود.راه‌حل: سعي کنيد بدون اينکه به مچ دست‌هايتان فشار وارد کنيد کودک را در يک وضعيت مناسب بغل کنيد. محافظ کنار تخت را پايين کشيده و دست‌هايتان را در قسمت پشت و باسن کودک قرار داده و با کمک عضلات بازوهايتان او را بلند کنيد.4- بوهاي شديدهنوز محققان هم مطمئن نيستند اما بوهاي شديد يکي ديگر از دلايل شايع تشديد ميگرن هستند. اين بوها شامل خوشبوکننده‌ها، رنگ‌هاي نقاشي و دود سيگار است. برخي عطرها و ادکلن‌ها و بوي گل‌ها هم مي‌تواند سبب ايجاد سردرد شود.راه‌حل: سعي کنيد بوهاي تندي را که سبب سردرد شما مي‌شود شناسايي کرده و از مواجهه با آنها پرهيز کنيد.5- عادت خواباگر صبح‌ها با صداهاي ناگهاني و ترس بيدار شويد يا در وضعيت بدني به خواب رفته باشيد ممکن است دچار درد بدن يا سردرد شويد. خوابيدن با معده پر هم گاهي سبب ايجاد سردرد صبحگاهي مي‌شود. گاهي خوابيدن به يک پهلو طوري که يک دست زير سر قرار بگيرد هم مي‌تواند سبب درد در بازوها و شانه شود. راه‌حل: ايمن‌ترين راه براي جلوگيري از درد بدني خوابيدن به پشت يا يک پهلو با قرار دادن دست کنار بدن و زير سطح شانه‌ها است. قرار دادن بالش بين پاها هم مي‌توان زانو و قسمت تحتاني را محافظت کند.6- نخوردن غذافرار از خوردن غذاها مي‌تواند سبب تاثير روي قندخون و افت قند شود. در برخي افراد، اين حالت سبب ايجاد سردرد مي‌شود

F l o w e r
14-03-2011, 01:04
آیا مالش و ماساژ درد را تسکین می دهد؟ بسیاری از افراد می گویند : با ماساژ یا مالش نقطه ای که درد می کند آرام می شوند آیا این موضوع صحت دارد؟

محققان ادعا می‌کنند که درد هنگام فشردن و مالش دست ها به هم می‌تواند درد را کاهش دهد .

به گزارش هلث‌دی نیوز محققان انگلیسی به تازگی دریافتند که فشردن و مالیدن دستها بر روی هم در زمانی که بدن درد می کشد می تواند موجب تسکین درد شود.

به گفته محققان دانشگاه کالج لندن بررسی‌های تازه حاکی از آن است که وقتی افراد دچار درد می‌شوند لمس کردن و فشردن دست‌ها بر روی هم در مغز به مفهوم کاهش و تسکین درد پردازش می شود .

این دانشمندان از گروهی داوطلب خواستند که انگشت اشاره و انگشت حلقه یک دست را در آب گرم و همزمان انگشت میانه همان دست را در آب سرد فرو کنند. این عمل، یک احساس پارادوکس را در مغز ایجاد کرد و این تصور تداعی شد که انگشت میانی در حال سوختن است.

این آزمایش توهم به روانشناسان کمک کرد در شرکت کنندگان احساس یک درد و سوزش را که در حقیقت وجود ندارد ایجاد کنند. داوطلبان این آزمایش را با هر دو دست انجام دادند و این محققان درد ناشی از آب گرم اندازه گیری کردند.

در تکرار این آزمایش این بار داوطلبان باید بلافاصله دستان خود را بر روی هم می فشردند و آنها را لمس می کردند. نتایج این تحقیقات نشان داد میزان دردی که آنها در آزمایش دوم احساس کردند 64 درصد نسبت به آزمایش اول کاهش یافته بود. در حالی که وقتی داوطلبان دست شرکت کننده دیگری را می فشردند این احساس تسکین درد القا نمی شد. به گفته این محققان، درد ناشی از فشردن دستها بر روی به این دلیل کاهش می یابد چون مغز اطلاعات لامسه ای را با تحریکات دردآوری که دریافت می کند ادغام کرده و به این ترتیب درد را تسکین می دهد.

منبع : salamatiran.com

F l o w e r
14-03-2011, 01:12
محرک های درد همه جا هستند گاهی اوقات دردهای مبهمی به سراغ مان می آید که پس از مدتی از بین می رود. این دردها که می تواند آزاردهنده و برهم زننده آرامش باشد، ناشی از کار با وسایل روزمره، انجام کارهای تکراری یا چیزهایی است که هرگز به چشم نمی آید. خوب است مطلب زیر را درباره وسایل و یا کارهایی که می تواند به دردهای آزاردهنده منجر شود بخوانید و از آن استفاده کنید.

▪ دمپایی لاانگشتی: به گفته کارشناسان دمپایی لاانگشتی و صندل های ابری برای قوس کف پا مناسب نیستند. در نتیجه در ناحیه کف پا، قوزک و زانو درد ایجاد می کنند.راه حل: هنگامی که قصد راه رفتن طولانی مدت را دارید از کفش های کتانی استفاده کنید.

▪ تلفن هوشمند: این گونه تلفن ها که قابلیت فرستادن پیام های کوتاه، جست وجو در وب و بازی را دارند انگشت شست را برای مدت طولانی درگیر می کند. به گفته پزشکان آرتروز انتهای شست در افراد کمتر از ۳۰سال شایع شده است.راه حل: به محض احساس درد، از کارکردن با تلفن دست بکشید. در صورت ادامه پیداکردن درد، به پزشک مراجعه کنید. زیرا درمان های موثر برای آرتروز وجود دارد.

▪ کیف پول: قراردادن کیف پول در جیب پشت شلوار علاوه بر ایجاد درد در کمر و باسن می تواند باعث تیرکشیدن در یکی از پاها نیز شود. هم چنین امکان قرارگرفتن کیف پول به طور مستقیم روی عصب سیاتیک وجود دارد و در این صورت احتمال فشارآوردن و ایجاد ناراحتی مداوم روی عصب وجود دارد. علاوه بر آن، یک کیف پول پر با کج کردن ستون فقرات می تواند ناراحتی عضلانی به وجود آورد.راه حل: قبل از نشستن به ویژه در خودرو کیف پول را از جیب دربیاورید.

▪ رانندگی: اکثر مردم صندلی خودروی خود را به شیوه نادرستی تنظیم می کنند. در صورت عقب بودن صندلی، راننده مجبور است به هنگام رانندگی به سمت جلو خم شود. این امر سر را از جاسری صندلی جدا کرده، می تواند باعث گردن درد شود.راه حل: صندلی خودرو را در زاویه راست قرار دهید به گونه ای که سر و قسمت تحتانی کمر تکیه گاه داشته باشد. فرمان اتومبیل باید به گونه ای باشد که به راحتی قابل دسترس باشد و دست ها نیز کمی خم و راحت باشند.

▪ بازی های ویدئویی پرتحرک: بازی های ویدئویی که حرکت های ورزشی فراوانی دارند، می توانند آسیب های ورزشی جدی مانند پارگی رباط و شکستگی استخوان را به وجود بیاورند.راه حل : قبل از شروع بازی کمی نرمش کنید و از بازبودن فضا مطمئن شوید تا هنگام بازی به چیزی برخورد نکنید. علاوه بر آن زمان بازی ویدئویی از بازی واقعی طولانی تر نشود.

▪ پنیر: برخی انواع پنیر چندساله مانند پنیر آبی، چدر، فتا، موزارلا، پارمیزان و سوئیسی حاوی ماده ای به نام تیرامین (tyramine) می باشد که سردرد ایجاد می کند. این ماده در بعضی از فرآورده های گوشتی آماده و نوشیدنی ها نیز موجود است. راه حل: فهرستی از فرآورده های لبنیات تهیه کنید تا بتوانید موادغذایی را که سردرد ایجاد می کند بشناسید و از مصرف آن ها بپرهیزید.

▪ تماشای بیش از حد تلویزیون: حتی زمان استراحت می تواند منبع درد باشد. آیا به هنگام تماشای تلویزیون در حالت درازکش درحالی که سرتان به سمت تلویزیون چرخیده قرار می گیرید؟ این کار می تواند گردن درد ایجاد کند به ویژه که در همان حالت به خواب بروید.راه حل: هنگام استراحت بدن باید در حالت درست قرارگیرد. بنابراین روی مبل صاف بنشیند و از بالابودن تلویزیون نیز مطمئن شوید.

▪ بلند کردن کودک: بلندکردن مداوم کودک خود می تواند به مچ و انگشتان شست آسیب برساند که باعث درد و ورم در آن ناحیه می شود.راه حل: راه درست بلندکردن کودک از تخت را یاد بگیرید.نرده های کنار تخت کودک را به پایین بکشید، دست های خود را زیر کمر و باسن کودک قرار دهید و با به کارگیری از عضلات بزرگ تر دست ها، او را از جا بلند کنید.

▪ استفاده از لپ تاپ: حمل روزانه این وسیله می تواند روی قسمتی از بدن فشار وارد کند. لپ تاپ های دستی روی ساعد دست فشار وارد می کنند، درحالی که لپ تاپ هایی که از روی شانه آویزان می شود می تواند کمردرد و شانه درد ایجاد کند.راه حل: از مدل های سبک تر استفاده کنید.

▪ بوهای تند: بوهای تند نیز یکی از شایع ترین علل سردرد است. نه تنها بوهای نامطبوع مانند بوی رنگ و دود بلکه بوهای مطبوع مثل عطر و گل های تازه نیز می تواند مشکل ساز باشد.راه حل: بوهای مشکل ساز را تشخیص دهید و در آینده از آن ها پرهیز کنید.

▪ عادات خواب: اگر اغلب وقت ها با بدن درد از خواب بیدار می شوید به شیوه خوابیدن خود توجه کنید. افرادی که روی شکم می خوابند بیش از حد گردن خود را در حالت کج قرار می دهند. افرادی که به پهلو با دست بالای سرخود می خوابند از درد شانه رنج می برند.راه حل: بهترین حالت به پشت خوابیدن است که با قرارگرفتن دست ها کنار بدن انجام می شود آن هایی که به پهلو می خوابند، بالشی بین زانوی خود قرار دهند تا از کمر خود حفاظت کنند.

▪ از دست دادن وعده غذای اصلی: غذانخوردن منجر به افت میزان قند خون می شود که در بعضی افراد سردردهای میگرنی ایجاد می کند.راه حل: طی روز، غذاهای مغذی مانند بادام زمینی همراه با بیسکویت های سبوس دار بخورید.

▪ کار با رایانه: اگر زمان زیادی پشت رایانه صرف می کنید بد نیست کمی به چیدمان محل کار نیز توجه کنید.صندلی نامناسب باعث می شود فرد به جلو خم شود و در نتیجه دچار گردن و کمردرد شود.صفحه رایانه خیلی پایین و یا بالا می تواند روی گردن فشار وارد کند. راه حل: صفحه رایانه باید طوری قرار گیرد که قسمت بالای آن هم سطح چشم باشد. صندلی را طوری تنظیم کنید که کمر صاف و کف پا روی زمین باشد. در صورت نیاز برای قسمت تحتانی کمر از بالش استفاده شود.

▪ صفحه کلید: افرادی که مجبورند بیشتر ساعت کاری تایپ کنند در معرض خطر سندروم کارپل، نوعی ناراحتی مربوط به استخوان مچ دست، قرار می گیرند. این یک نوع اختلال عصبی است که درد، بی حسی و احساس سوزن سوزن شدن در دست و مچ ایجاد می کند. خم کردن مچ دست به هنگام کار با رایانه این عارضه را تشدید می کند.راه حل: صفحه کلید را به گونه ای کج کنید که به هنگام تایپ کردن دست و مچ هم سطح ساعد قرار گیرد.

▪ فشار واردآمدن روی چشم: سردردهایی که بین دو ابرو ایجاد می شود می تواند بر اثر فشارآمدن به چشم باشد.ناراحتی های چشمی مانند نزدیک بینی، دوربینی می تواند روی چشم فشار وارد کند.راه حل: به چشم پزشک مراجعه کنید. شاید به عینک نیاز پیدا کرده اید و یا این که باید شماره عینک تان عوض شود.

▪ هوای گرم: گرم شدن هوا، میگرن و سردردهای شدید در بعضی افراد ایجاد می کند.راه حل: از آن جایی که نمی توان دمای بیرون را کنترل کرد، از تغییرات ایجادکننده سردرد آگاه شوید تا از قبل آمادگی مقابله داشته باشید.

▪ ورزش شدید در آخر هفته: شما در طول هفته وقت کافی برای ورزش کردن ندارید بنابراین با تمام قدرت و شدت به ورزش آخر هفته می پردازید. این فعالیت ناگهانی عضلات را غافلگیر کرده، آن ها را در برابر آسیب ها مستعد می سازد.راه حل: با نرمش ۱۰دقیقه ای شروع کنید و با گرم شدن عضلات ورزش خود را شروع کنید. طی هفته نیز، روزی چند دقیقه عضلات را برای فعالیت های آخر هفته آماده کنید.

▪ سواری دادن کودکان روی شانه: اگر چه این یکی از لذت بخش ترین کارها برای کودکان است اما می تواند منبع درد شانه و گردن باشد.راه حل: به جای این که کودک را به طور مستقیم از زمین بلند کنید روی صندلی نشسته و او را تشویق کنید تا به آرامی روی شانه شما قرار گیرد.

▪ دندان قروچه: درد فک و سردرد می تواند نشانه دندان قروچه هنگام خواب باشد. اگر عادت به این کار دارید، نه تنها به دندان و فک بلکه به قدرت شنوایی نیز صدمه خواهید رساند.راه حل: به دندان پزشک مراجعه کنید. حفاظ مخصوص دهان که پزشک تجویز خواهد کرد، به هنگام خواب از دندان های شما محافظت خواهد کرد.

▪ استرس: استرس دردهای متعددی به وجود می آورد. بیشتر مردم به هنگام مضطرب بودن عضلات پشت خود را سفت می کنند و در نتیجه به کمردرد حاد مبتلا می شوند. منبع اغلب سردردهای تنشی، استرس است. استرس نیز نقش مهمی در دندان قروچه و در نتیجه درد فک دارد.راه حل: به ورزش های آرام بخش مانند یوگا و مدیتیشن رو بیاورید.



روزنامه خراسان

F l o w e r
14-03-2011, 01:18
زنان بيش از مردان درد مزمن را تجربه‌مي‌کنند تحقيقات تازه نشان مي‌دهد زنان بيشتر از مردان از درد مزمن رنج مي‌برند و همچنين بيشتر احتمال دارد تا بيماري‌هاي دردناک متعدد داشته باشند.
به گزارش هلث‌دي نيوز، محققان بر اين باورند که درد مزمن در زنان بيشتر از مردان رخ داده و همچنين به مدت طولاني‌تري به طول مي‌انجامد و شدت آن هم بيشتر از دردي است که در مردان ايجاد مي شود. به گفته اين محققان زنان همچنين بيشتر احتمال دارد که بيماري‌هاي گوناگون دردناک را همزمان تجربه کنند و اين به معني آن است که اين مي‌تواند سبب بروز استرس‌هاي رواني بيشتر و افزايش خطر ناتواني در زنان شود.درد مزمن – يعني دردي که بيش از 6 ماه يا بيشتر بدون داروهاي مسکن طول مي‌کشد ، همراه با بسياري از بيماري‌ها از جمله فيبروميالژي ، سندروم روده تحريک پذير ، آرتريت روماتوئيد و ميگرن است، که همه اينها در زنان بيشتر از مردان قابل پيشگيري است درد مزمن جمعيت بيشتري از زنان را در سراسر جهان نسبت به مردان درگير مي‌کند. لازم است که به زنان توصيه شود تا نقش بيشتر در درمان بيماري‌هاي خود و پيگيري داشته باشند. طبق اظهارات انجمن روانشناسان آمريکا هورمون ‌ها فاکتور مهمي در اين تفاوت‌ هستند مثلا استروژن نقش مهمي در بروز ميگرن دارد. برخي تحقيقات نشان از اين دارد که زنان و مردان به داروهاي مختلف درماني پاسخ‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند. تفاوت‌هاي ژنتيکي و هورموني دليل اصلي بسياري از تفاوت‌ها است. واضح است که نبايد از عوامل اجتماعي و رواني هم که در اين امر اهميت زيادي دارد چشم‌ پوشيد. زنان بيشتر از مردان روي جنبه‌هاي عاطفي درد متمرکز مي‌وشند و مردان بيشتر حساسيت‌هاي جسماني به دردي دارند که تجربه مي‌کنند. در واقع زناني که به جنبه رواني درد توجه بيشتري دارند، بيشتر از مردان از درد رنج مي‌برند و شايد اين به دليل اين باشد که نگرش منفي نسبت به درد دارند. زناني که در برنامه پيگيري درمان و کنترل درد خود شرکت دارند ديد مثبتي نسبت به درد دارند و از شيوه‌هاي آرامسازي هم بيشتر استفاده مي‌کنند.




اندازه‌گيري درد ممکن شده است تاکنون اندازه گيري ميزان درد امکان نداشت اما به گزارش خبرگزاري فرانسه محققان کالج کينگز در لندن موفق به اين کار شده‌اند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه محققان با متدي به نام ASL- Arterial Spin Labelling به بررسي اسکن هاي Functional MRI گروهي از داوطلبان پرداخته اند. اين روش قبلا هم به کار مي رفته است. اما تا به حال براي بررسي ميزان درد در بيماران مورد کاربرد قرار نگرفته بود. ‏ محققان با تحليل داده‌هاي گرفته شده توسط تکنولوژي FMRI از 16داوطلب که دندان عقل را کشيده بودند موفق به اندازه‌گيري ميزان اکسيژن خون در برخي نقاط مغز و به کمک آن اندازه‌گيري ميزان درد حس شده توسط داوطلبان شده‌اند. تحقيق جديد نشان داد که ميزان خون اشباع از اکسيژن در محل هايي از مغز که مسوول حس درد هستند ارتباط مستقيمي با ميزان دردي دارند که بيمار حس مي کنند. بنابراين با اندازه گيري آن مي توان مقدار درد بيمار را محاسبه کرد. ‏در حال حاضر پزشکان براي تخفيف درد بيماران با مشکلات متعددي روبرو هستند. از آنجايي که هر کسي درد را از زبان خودش وصف مي کند نمي توان براي آن يک معيار قايل شد بنابراين در تجويز دارو و دوز مناسب بايد بر اساس تخمين عمل کرد. از طرف ديگر برخي بيماران مانند افرادي که به مواد مخدر اعتياد دارند تظاهر به درد مي کنند تا بتوانند داروهاي مسکن از نوع مخدر را دريافت کنند. ‏

Lady parisa
25-12-2011, 10:55
پیش از این تاثیر مثبت شکلات خالص بر کاهش فشار خون و بیماری های قلبی ثابت شده بود. ولی بر اساس یک پژوهش جدید در کشور سوئد، شکلات خالص یا سیاه می تواند باعث کاهش بروز سکته مغزی شود.

پژوهشگران این تاثیر را به فلائونوئید موجود در کاکائوی خالص نسبت می دهند.

شکلات ترشح هورمون آندروفین در بدن را تحریک می کند که همین امر باعث احساس شادی و سرحالی می شود.

مقدار مناسب مصرف شکلات برای تاثیرات مثبت در بدن، هفته ای ۴۵ گرم می باشد.

Lady parisa
04-01-2012, 11:12
نتایج بررسی های دانشمندان کانادایی و آمریکایی حاکی ازآن است که مصرف ویتامین B12 خطر بروز سکته مغزی را کاهش می دهد.

محققان دانشگاه وسترن اونتاریو و دانشکده پزشکی هاروارد می گویند: درمان با استفاده از ویتامین B به طور گسترده برای کاهش میزان اسید آمینه هوموسیستئین استفاده می شده است. چون میزان زیاد این اسید آمینه در جریان خون با افزایش خطر سکته قلبی و مغزی مرتبط است.اما چندین بررسی تصادفی نشان داد میزان کاهش یافته هوموسیستئین با ویتامین B درمانی ، فواید قلبی وعروقی ندارد.

در واقع نتایج این بررسی ها نشان می دهد با این که مصرف ویتامین B12خطر سکته مغزی را کاهش می دهد ولی برای افرادی که دارای بیماری هایی همچون دیابت هستند ، آن چنان مفید نیست.

ویتامین B درمانی، معمولا خطر بیماری های قلبی و عروقی را در افراد مبتلا به نفروپاتی دیابتی افزایش می دهد. در اثر بیماری نفروپاتی دیابتی کلیه ها دچار اختلال در عملکرد شده و پروتئین دفع می کنند . همچنین بر اثر این بیماری کلیه ها دچار تغییرات ساختمانی و اختلال عملکردی می شوند .

دانشمندان می گویند: دو مساله اصلی در مسیر آزمایش های بالینی نادیده گرفته شده است : نقش اصلی ویتامین B12 و نقش جدید کشف شده نارسایی کلیه.

ویتامین B برای افراد مبتلا به نارسایی کلیه مضر است و تنها برای بیمارانی که عملکرد کلیوی مطلوبی دارند، توصیه می شود.

"ایرنا"