PDA

View Full Version : بانك اطلاعاتي در مورد بيماريها !! [مقالات] ← فهرست تاپیک باز نویسی شد!!



صفحه ها : 1 2 [3]

mehraria
13-09-2007, 15:32
فارنژيت‌

اطلاعات اولیه
توضیح کلی
فارنژيت‌ التهاب‌ و عفونت‌ حلق‌ ناشي‌ از ميكروب‌هاي‌ مختلف‌.
علایم شایع
گلودرد
اختلال‌ بلع‌
احساس‌ غلغلك‌ يا توده‌ در گلو
تب‌
تورم‌ غدد لنفاوري‌ در گردن‌ (گاهي‌)
گلو ممكن‌ است‌ قرمز بوده‌ يا با يك‌ غشاي‌ خاكستري‌ پوشيده‌ شده‌ باشد (گاهي‌)
درد عمومي‌ بدن‌
علل
عفونت‌ باكتريايي‌، ويروسي‌ يا قارچي‌. شايع‌ترين‌ عوامل‌ ميكروبي‌ مسؤول‌ اين‌ عفونت‌ عبارتند از:
باكتري‌ها ـ استرپتوكوك‌ ، گنوكوك‌ ، هموفيلوس‌ ، پنوموكوك‌ ، كورينه‌ باكتريوم‌ يا استافيلوكوك‌
ويروس‌ها ـ ويروس‌ ابشتين‌ ـ بار و بسياري‌ از انواع‌ ويروس‌هاي‌ تنفسي‌
قارچ‌ها ـ كانديدا
عوامل افزایش دهنده خطر
بيماري‌هاي‌ تضعيف‌ كننده‌ مقاومت‌ بدن‌
خستگي‌ يا كار زياد
ديابت‌ شيرين‌
نقص‌ دستگاه‌ ايمني
استعمال‌ دخانيات‌
سوء مصرف‌ الكل‌
روابط‌ جني‌ دهاني‌
همه‌گيري‌ها، كه‌ در طي‌ آن‌ همه‌ افراد در معرض‌ خطر ابتلا قرار دارند
زندگي‌ دست‌ جمعي‌ مثلاً در سربازخانه‌، مدرسه‌ يا مهد كودك‌
پیشگیری
دوري‌ از تماس‌ نزديك‌ با فرد دچار گلودرد
انجام‌ به‌ موقع‌ واكسيناسيون‌ از جمله‌ واكسن‌ ديف
عواقب مورد انتظار
اكثر موارد فارنژيت‌ ويروسي‌ خود به‌ خود بهبود مي‌يابد. ساير انواع‌ فارنژيت‌ با آنتي‌بيوتيك‌ها يا داروهاي‌ ضدقارچ‌ قابل‌ علاج‌ است‌
عوارض احتمالی
اپي‌گلوتيت‌، منجر به‌ انسداد كامل‌ تنفسي‌
پنوموني‌
تب‌ روماتيسمي‌، مخملك‌ يا گلومرولونفريت‌ در موارد فارنژيت‌ استرپتوكوكي‌ كامل‌ درمان‌ نشده‌
عفونت‌ گوش‌
سينوزيت‌ يا رينيت‌
درمان
اصول کلی
- آزمايش‌ كشت‌ گلو و شمارش‌ سلول‌هاي‌ خون‌ براي‌ تعيين‌ نوع‌ عفونت‌ ممكن‌ است‌ انجام‌ شود.
- مراقبت‌ در منزل‌ معمولاً كافي‌ است‌.
- بستري‌ در بيمارستان‌ در مورد فارنژيت‌ ناشي‌ از ديفتري‌ يا هموفيلوس‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد.
- غرغره‌ چاي‌ غليظ‌ گرم‌ يا سرد، يا محلول‌ آب‌ نمك‌ (يك‌ قاشق‌ چايخوري‌ نمك‌ در 250 سي‌سي‌ آب‌ گرم‌ (معادل‌ يك‌ بطري‌ نوشابه‌). غرغره‌ كردن‌ را هر چند نوبت‌ كه‌ مي‌خواهيد انجام‌ دهيد.
- از يك‌ دستگاه‌ مرطوب‌كننده‌ با بخار سرد براي‌ مرطوب‌ كردن‌ هواي‌ اتاق‌ استفاده‌ كنيد. اين‌ كار احساس‌ خشكي‌ و گرفتگي‌ گلو را تخفيف‌ مي‌دهد. دستگاه‌ مرطوب‌كننده‌ را هر روز تميز كنيد.
- در صورت‌ تورم‌ دردناك‌ غدد لنفاوي‌ گردن‌، از كمپرس‌ با آب‌ گرم‌ حداقل‌ 4 بار در روز هر بار 30-20 دقيقه‌ استفاده‌ كنيد. اگر در طي‌ اين‌ عمل‌، گرماي‌ كمپرس‌ حفظ‌ گردد مؤثرتر خواهد بود. مواظب‌ باشيد پوست‌ خود را نسوزانيد.
- مسواك‌ خود را عوض‌ كنيد. ميكروب‌هاي‌ عامل‌ عفونت‌ ممكن‌ است‌ در لابه‌لاي‌ پرزهاي‌ آن‌ مستقر گردد.
- تا برطرف‌ شدن‌ عفونت‌ از استفاده‌ حوله‌ يا غذاي‌ مشترك‌ اجتناب‌ كنيد.
داروها
براي‌ ناراحتي‌ خفيف‌، مصرف‌ داروهاي‌ بدون‌ نسخه‌ نظير استامينوفن‌ ممكن‌ است‌ كافي‌ باشد. از دادن‌ آسپيرين‌ به‌ كودكان‌ براي‌ هرگونه‌ بيماري‌ ويروسي‌ خودداري‌ كنيد زيرا در مطالعات‌ ارتباط‌ مصرف‌ آن‌ با بروز نشانگان‌ راي‌ نشان‌ داده‌ است‌.
استفاده‌ از قرص‌هاي‌ بدون‌ نسخه‌ مخصوص‌ گلو ممكن‌ است‌ به‌ تسكين‌ ناراحتي‌ گلو كمك‌ كند.
آنتي‌بيوتيك‌ها و داروهاي‌ ضدقارچ‌ براي‌ مقابله‌ با عفونت‌هاي‌ باكتريايي‌ يا قارچي‌. براي‌ جلوگيري‌ از عوارض‌ قلبي‌، يا كليوي‌ فارنژيت‌، دوره‌ درمان‌ آنتي‌بيوتيك‌ را حتماً به‌ پايان‌ برسانيد.
فعالیت
محدودكردن‌ فعاليت‌ها تا برطرف‌ شدن‌ علايم‌ لازم‌ است‌
رژیم غذایی
مصرف‌ مايعات‌ را افزايش‌ دهيد. روزانه‌ حداقل‌ 8 ليوان‌ آب‌ بنوشيد، و در موارد تب‌ بالاتر بيشتر بنوشيد. اگر بلع‌ غذاها جامد باعث‌ درد مي‌شود تا چند روز از مايعات‌ يا غذاهاي‌ نرم‌ استفاده‌ كنيد.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه کنید
اگر شما داراي‌ علايم‌ فارنژيت‌ باشيد.
بروز موارد زير در طي‌ درمان‌:
ـ اختلال‌ بلع‌ يا تنفس‌
ـ تب‌، سردرد شديد
ـ ترشحات‌ غليظ‌ بيني‌
ـ سرفه‌ همراه‌ با خلط‌ سبز، زرد، قهوه‌اي‌ يا خوني‌
ـ بثورات‌ پوستي‌
ـ ادرار تيره‌ رنگ‌
ـ درد قفسه‌ سينه‌
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
iranhealer.com

mehraria
15-09-2007, 12:48
ميخچه‌ يا پينه‌

اطلاعات اولیه
توضیح کلی
ميخچه‌ يا پينه‌ عبارت‌ است‌ از ضخيم‌شدگي‌ يا برجستگي‌ لايه‌هاي‌ خارجي‌ پوست‌، كه‌ معمولاً روي‌ نواحي‌ استخواني‌ مثل‌ مفاصل‌ انگشتان‌ پا به‌ وجود مي‌آيد.
پينه‌ عبارت‌ است‌ از ضخيم‌شدگي‌ بدون‌ درد پوست‌ كه‌ در اثر فشار يا تحريك‌ مداوم‌ به‌ وجود مي‌آيد. ميخچه‌ مفاصل‌ انگشتان‌ پا و پوست‌ بين‌ انگشتان‌ پا را درگير مي‌كند در حالي‌ كه‌ پينه‌ مي‌تواند در هر نقطه‌اي‌ از بدن‌ به‌ وجود آيد، به‌ خصوص‌ دست‌ها، پاها يا زانوها، كه‌ مرتباً تحت‌ فشار يا تحريك‌ هستند.
علایم شایع
ميخچه‌: يك‌ برجستگي‌ كوچك‌ و دردناك‌ روي‌ كناره‌ يا روي‌ مفصل‌ انگشت‌ پا. ميخچه‌ معمولاً 10-3 ميلي‌متر قطر و هسته‌اي‌ سفت‌ دارد.
پينه‌: يك‌ ناحيه‌ ناصاف‌ و ضخيم‌ شده‌ پوست‌ كه‌ به‌ دنبال‌ فشار يا تحريك‌ مداوم‌ به‌ وجود آمده‌ باشد
علل
ميخچه‌ و پينه‌ براي‌ محافظت‌ پوست‌ در برابر آسيب‌ ناشي‌ از تحريك‌ مداوم‌ (اصطكاك‌ يا فشرده‌ شدن‌) به‌ وجود مي‌آيند. فشار باعث‌ مي‌شود سلول‌هاي‌ ناحيه‌ تحت‌ فشار با سرعت‌ بيشتري‌ تكثير يابند و رشد كنند، كه‌ اين‌ امر باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ رشد خارج‌ از اندازه‌ بافت‌ به‌ صورت‌ برجستگي‌ مي‌شود.
عوامل افزایش دهنده خطر
كفش‌هايي‌ كه‌ براي‌ پا نامناسب‌ هستند و پا را مي‌زنند.
داشتن‌ مشاغلي‌ كه‌ در آنها دست‌ها يا زانوها تحت‌ فشار هستند، مثل‌ نجاري‌، نويسندگي‌، نوازندگي‌ گيتار، و كاشي‌ كاري‌
پیشگیری
از پوشيدن‌ كفش‌هايي‌ كه‌ پا را مي‌زنند خودداري‌ كنيد.
از فعاليت‌هايي‌ كه‌ باعث‌ وارد آمدن‌ فشار مداوم‌ به‌ نواحي‌ خاص‌ پوست‌ مي‌شوند خودداري‌ كنيد.
در صورت‌ امكان‌، از وسايل‌ حفاظت‌كننده‌ مثل‌ دستكش‌ يا زانوبند استفاده‌ كنيد.
عواقب مورد انتظار
اگر علت‌ زمينه‌ساز شناسايي‌ و حذف‌ شود معمولاً قابل‌ معالجه‌ است‌. البته‌ بايد سه‌ هفته‌ به‌ آن‌ فرصت‌ داد. اگر علت‌ زمينه‌ساز حذف‌ نشود، عود ضايعه‌ حتي‌ در صورت‌ درمان‌ محتمل‌ است‌
عوارض احتمالی
كمر درد، زانو درد، درد مفصل‌ ران‌، يا درد مچ‌ پا در اثر غيرطبيعي‌ راه‌ رفتن‌ فرد به‌ علت‌ درد يا ناراحتي‌ شديد ناشي‌ از فشار آمدن‌ به‌ ضايعه‌.
درمان
اصول کلی
منشا وارد آمدن‌ فشار را در صورت‌ امكان‌ حذف‌ كنيد. كفش‌هايي‌ كه‌ پا را مي‌زنند را دور اندازيد.
از بالشتك‌هاي‌ مخصوص‌ ميخچه‌ يا پينه‌ براي‌ كاهش‌ فشار وارده‌ به‌ ناحيه‌ درگير استفاده‌ كنيد.
ناحيه‌ ضخيم‌ شده‌ پوست‌ را با سنگ‌ پا مالش‌ دهيد تا تدريجاً پاك‌ شود. از تيغ‌ براي‌ برداشتن‌ آن‌ استفاده‌ نكنيد. قبل‌ از ماليدن‌ سنگ‌ پا، ناحيه‌ مربوطه‌ را در آب‌ گرم‌ خيس‌ كنيد تا نرم‌ شود.
جراحي‌ ندرتاً انجام‌ مي‌شود. با جراحي‌، علت‌ زمينه‌ساز برطرف‌ نمي‌شود، و تشكيل‌ جوشگاه‌ در محل‌ زخم‌ جراحي‌ با درد همراه‌ است‌ و ممكن‌ است‌ روند التيام‌ را نيز دچار مشكل‌ سازد.
داروها
پس‌ از تراشيدن‌ لايه‌هاي‌ فوقاني‌ ميخچه‌ يك‌ يا دو بار در روز، روي‌ آن‌ پماد 5% يا 10% ساليسيليك‌ بماليد. سپس‌ آن‌ را با چسب‌ بپوشانيد.
ندرتاً از تزريق‌ كورتيزون‌ در ميخچه‌ يا پينه‌ براي‌ مهار يا درد استفاده‌ مي‌شود.
فعالیت
فعاليت‌هاي‌ عادي‌ خود را با رو به‌ بهبود گذاشتن‌ علايم‌ از سر گيريد.
رژیم غذایی
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود
در این شرایط به پزشک خود مراجعه کنید
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان ميخچه‌ يا پينه‌اي‌ داريد كه‌ علي‌رغم‌ خود درماني برطرف نشده است. اگر در اطراف‌ ميخچه‌ يا پينه‌، هرگونه‌ علايم‌ عفونت‌، مثل‌ قرمزي‌، تورم‌، درد، گرما، يا حساسيت‌ به‌ هنگام‌ لمس‌، به‌ وجود آيد
-----------------
ایرانسلامت

mehraria
26-09-2007, 03:01
شالازيون

شالازيون‌ عبارت‌ است‌ از توده‌اي‌ روي‌ پلك‌ چشم‌ كه‌ به‌ دليل‌ عفونت‌ مزمن‌ در غدد ترشح‌كننده‌ مواد نرم‌كننده‌ لبه‌ پلك‌، ايجاد مي‌شود.
وجود يك‌ تورم‌ بدون‌ درد روي‌ پلك‌ چشم‌ كه‌ در نگاه‌ اول‌ ممكن‌ است‌ شبيه‌ گل‌ مژه‌ باشد. امكان‌ دارد پلكه‌ متورم‌ شود و فرد در چشم‌ احساس‌ ناراحتي‌ بكند. پس‌ از چند روز، اين‌ علايم‌ اوليه‌ ناپديد مي‌شوند و آنچه‌ كه‌ بر جاي‌ مي‌ماند يك‌ برجستگي‌ سفت‌، بدون‌ درد، و با رشد آهسته‌ در پلك‌ است‌. پوست‌ روي‌ اين‌ برجستگي‌ را به‌ راحتي‌ مي‌توان‌ حركت‌ داد.
انسداد يكي‌ از مجاري‌ ارتباطي‌ غده‌ ترشح‌كننده‌ مواد نرم‌كننده‌ لبه‌ پلك‌ با سطح‌ پلك‌ ميتواند از علل باشد. انسداد ممكن‌ است‌ به‌ علت‌ عفونت‌ در اطراف‌ سر مجرا به‌ وجود آمده‌ باشد (معمولاً ناشي‌ از استافيلوكك‌).
بيماري‌هاي‌ پوستي‌ مثل‌ آكنه‌ روزاسه‌ يا درماتيت‌ سبورئيك‌از عوامل افزايش دهنده خطر هستند
اگر چشمتان‌ زياد شالازيون‌ مي‌زند، پلك‌ خود را روزانه‌ با آب‌ و شامپو بچه‌ كه‌ با چيزي‌ شبيه‌ گوش‌ پاك‌ كن‌ ماليده‌ مي‌شود، بشوييد.
با بروز اولين‌ علايم‌ آزردگي‌ چشم‌، روزانه‌ چند بار كمپرس‌ آب‌ گرم‌ روي‌ چشم‌ خود بگذاريد.
شالازيون‌ ممكن‌ است‌ خود به‌ خود بهبود يابد. اگر اين‌ اتفاق‌ نيافتاد، معمولاً مي‌توان‌ آن‌ را به‌ راحتي‌ با جراحي‌ برداشت‌
از حوله‌ آب‌ گرم‌ براي‌ كاهش‌ التهاب‌ و تسريع‌ بهبودي‌ استفاده‌ كنيد. حوله‌ را 20 دقيقه‌ روي‌ چشم‌ بگذاريد و بعد حداقل‌ يك‌ ساعت‌ صبر كنيد. اين‌ كار را مي‌توان‌ تا هر زمان‌ كه‌ نياز باشد تكرار كنيد.
اگر شالازيون‌ خود به‌ خود در عرض‌ 6 هفته‌ خوب‌ نشود، برداشتن‌ آن‌ با جراحي‌ در مطب‌ چشم‌ پزشك‌ و تحت‌ بي‌حسي‌ موضعي‌ قابل‌ توصيه‌ است‌.
امكان‌ دارد كرم‌ها يا پمادهاي‌ آنتي‌بيوتيكي‌ چشمي‌، مثل‌ اريترومايسين‌ يا باسيتراسين‌ تجويز شوند. لايه‌ نازكي‌ از كرم‌ يا پماد را 4-3 بار در روز به‌ لبه‌ پلك‌ بماليد. ماليدن‌ مقدار زيادي‌ از دارو، بي‌خودي‌ آن‌ را هدر مي‌دهد و مؤثرتر از ماليدن‌ مقدار كم‌ دارو نيست‌.
قطره‌هاي‌ آنتي‌بيوتيكي‌ چشمي‌ براي‌ پيشگيري‌ از گسترش‌ عفونت‌ به‌ ساير بخش‌هاي‌ چشم‌. معمولاً نيازي‌ به‌ آنتي‌بيوتيك‌ خوراكي‌ يا تزريقي‌ نيست‌.
به دكتر مراجعه كنيد :
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ شالازيون‌ را داريد و اين‌ علايم‌ بيش‌ از دو هفته‌ طول‌ كشيده‌اند.
اگر درد چشم‌ رخ‌ دهد.
اگر بينايي‌ تغيير يابد.
اگر دچار علايم‌ جديد وغيرقابل كنترل شده ايد‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند

-0-0-0-0-0-0-0-0-
ايرانسلامت

mehraria
26-09-2007, 03:06
ساركوم‌ كاپوسي‌

ساركوم‌ كاپوسي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ نوع‌ سرطان‌ پوست‌ كه‌ غالباً در بيماران‌ ايدزي‌ ديده‌ مي‌شود.اين‌ سرطان‌ تهاجمي‌ عمل‌ مي‌كند و تومورهاي‌ پوستي‌ به‌ زودي‌ گسترده‌ مي‌شوند. يك‌ نوع‌ از ساركوم‌ كاپوسي‌ نيز با مصرف‌ داروهاي‌ سركوب‌ كننده‌ ايمني‌ ارتباط‌ دارد. نوع‌ سومي‌ هم‌ هست‌ به‌ نام‌ نوع‌ كلاسيك‌، كه‌ معمولاً در مردان‌ مسن‌ با اصليت‌ مديترانه‌اي‌ ديده‌ مي‌شود.
ضايعات‌ پوستي‌ (به‌ صورت‌ گرهك‌هاي‌ آبي‌ ـ قرمز) روي‌ صورت‌، بازوها و تنه‌
اين‌ ضايعات‌ ممكن‌ است‌ در غشاهاي‌ مخاطي‌، گره‌هاي‌ لنفاوي‌، و دستگاه‌ تنفس‌ و گوارش‌ نيز وجود داشته‌ باشند.
ضايعات‌ روي‌ پا ممكن‌ است‌ در راه‌ رفتن‌ اختلال‌ ايجاد كنند.
ورم‌ صورت‌ و پاها
مشكلات‌ تنفسي‌ به‌ علت‌ وجود ضايعات‌ در دستگاه‌ تنفس‌
محققان‌ توانسته‌اند يك‌ نوع‌ ويروس‌ از گروه‌ ويروس‌ تب‌خال‌ را پيدا كنند كه‌ شايد باعث‌ ساركوم‌ كاپوسي‌ شود.
عوامل افزايش دهنده خطر عفونت‌ با ويروس‌ ايدز يا دريافت‌ داروهاي‌ سركوب‌ كننده‌ ايمني‌
راه‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از ساركوم‌ كاپوسي‌ وجود ندارد؛ بايد نكات‌ پيشگيري‌ را در مورد ويروس‌ ايدز رعايت‌ نمود.و در صورتي‌ كه‌ در زمينه‌ ايدز رخ‌ داده‌ باشد، پيامد معمولاً خوب‌ نيست‌
اهداف‌ اصلي‌ درمان‌ عبارتند از تخفيف‌ علايم‌ و بهبود ظاهري‌ و زيبايي‌
سرما درماني‌ ضايعات‌ سطحي‌
اگر بيماري‌ خيلي‌ گسترده‌ نباشد، مي‌توان‌ اشعه‌ درماني‌ با دوز كم‌ انجام‌ داد.
عمل‌ جراحي‌ در بعضي‌ از بيماران‌
تزريق‌ داروهاي‌ ضدسرطان‌ به‌ درون‌ ضايعات‌
امكان‌ دارد در بيماراني‌ كه‌ بيماري‌ گسترده‌ و پيشرفته‌ است‌، به‌ يك‌ يا چند داروي‌ ضد سرطان‌ نياز باشد

به دكتر مراجعه كنيد اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ ساركوم‌ كاپوسي‌ را بروزدهيد.
اگر دچار علايم‌ جديد و غير قابل‌ توجيه‌ شده‌ايد. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

Lee yong ae
02-10-2007, 21:10
سرطان دومین علت مرگ ومیر در کشورهای صنعتی و سومین علت مرگ ومیر در کشورهای در حال توسعه می باشد و شیوع آن در حال افزایش است . در کشور ایران در حال حاضر سالیانه ۷۰۰۰۰مورد جدید سرطان اتفاق می افتد . و بیش از۳۰۰۰۰ نفر جان خود را در اثراین بیماری ازدست می دهند و هزینه های بسیاری به خانواده ها و شرکت های بیمه و دولت تحمیل می شود و کیفیت زندگی در اثر این بیماری کاهش می یابد . . .آماری که در بالا اشاره شد از دو نظر ارزش بحث و تامل دارد از طرفی سیاستگذاران بهداشتی جامعه با علم به چشم انداز آینده و برنامه های عملیاتی کنترل سرطان راچه در زمینه پیشگیری بیماری و چه در زمینه تدارک تجهیزات مورد نیاز درمانی کافی طرح ریزی خواهند کرد که این امر در حال حاضر از الویت های مهم بهداشتی وزارت بهداشت است و اداره کنترل سرطان در حال اجرای آن بوده و معاونت بهداشتی هر استان نیز جداگانه طرح اجرای آن بوده و معاونت بهداشتی هر استان نیز جداگانه طرح عملیاتی کنترل سرطان را دریک برنامه ۵ ساله با هدایت برنامه کشوری پی می گیرد.
و از طرفی علیرغم اینکه آمار سرطان آماری تکان دهنده و نگران کننده به نظر می رسد اما آنچه ما را وادار می کند در مطبوعات به آن بپردازیم و چشم انداز آینده آن را به درستی در برابر دیدگان همگان قرار دهیم این واقعیت است که حداقل ۴۰% سرطانها قابل پیشگیری ، ۳۰% آنها در صورت تشخیص بموقع قابل درمان هستند و ۴۳% مرگ ناشی از سرطانها بعلت سیگار ، تغذیه و عفونت ها است و لذا با آموزش عموم و اصلاح رفتارهای تغذیه ای ورزش و ترک سیگار می توان از بروز موارد بسیاری از سرطان ها جدید جلوگیری کرد.و ما در صورت مراجعه بموقع به پزشک می توان بیماری را در مراحل اولیه تشخیص داد و ازپیشرفت آن جلوگیری کرد. اسم سرطان که در گذشته نامی هراس انگیز بود و همواره پیامدی بسیار بدیمنی را بخاطر می آورد اما امروزه در بسیاری از موارد سرطان درمانهای موثری کشف شده و در صورت درمان صحیح و بموقع می تواند با نتایج امیدوار کننده ای همراه باشد .در اینجا به اجمال در مورد عوامل موثر در ایجاد سرطان و موارد کلیدی مراجعه به پزشک لشاره می کنیم. در آینده مباحث کامل تری در این زمینه به بحث گذاشته خواهد شد:ـ

سیگار به تنهائی بزرگترین عامل قابل پیشگیری مرگ ومیر در قرن حاضر است زیرا مصرف آن چه بطور فعال و چه بطور غیر فعال (افراد غیر سیگاری که در معرض دود سیگار هستند passire smoking) باعث افزایش خطرمرگ های قلبی تصلب شرایین و انواع سرطان می شود و برخی مطالعات حتی خطر ابتلا به این بیماریها در افرادی که در معرض دود سیگار هستند از خود افراد سیگاری بیشتر گزارش گردیده لذا کشیدن سیگار در جمع تعرض به حقوق دیگران وآسیب به سلامت آنها محسوب شده و لذا امروزه بر اساس قانون سیگار کشیدن مکانهای عمومی ممنوع است .ـ چاقی دومین عامل قابل پیشگیری مرگ ومیر است چون هم در ایجاد مرگ ومیرهای قلبی و هم در ایجاد برخی سرطانها منجمله سرطان سینه نقش دارد و چاقی بیماری قرن بیست و یکم دراروپا و امریکا معضل بهداشتی محسوب می شود و در آینده شاید گریبانگیر کشورهای در حال توسعه نیز بشود.ـ عدم تحرک کافی باعث بیماریهای بسیاری می شود و بطور معمول در ایجاد سرطان هم نقش دارد . ورزش فعال حداقل ۳ ساعت در هفته در فواصل منظم نقش پیشگیری کننده در سرطان دارد.عدم مصرف سبزیجات ، میوه و فیبر کافی – مصرف چربی زیاد و مصرف الکل ، نوشابه های گازدار و مواد نگهدارنده .ـ تابش اشعه مستقیم نورخورشید بدون استفاده از کرمهای ضد آفتاب و لباسهای مناسب ، کلاه و عینک دودیـ عفونت های مزمن ، هپاتیت و ایدزـ آلودگی هوا ناشی از سوخت خودروهای فرسودهـ برنامه کنترل سرطان مراجعه به پزشک را بجز در موارد درمانی دردومورد منظور می کند یکی در صورت بروز علائم هشدار دهنده و دیگری معاینه ادواری (چکاپ).

● علائم هشدار دهنده :▪ تغییر در شکل ، سایز و رنگ خالهای بدن و یا زخمی شدن و ترشح از آنها▪ ایجاد زخم جدید در هر کجای بدن که تا ۳ هفته التیام پیدا نکند .▪ غیر قرینگی سینه ها ، ترشح بویژه ترشح آبکی و خونی از نوک سینه ها ، تورفتگی و کوفتگی در سینه ها و پوست آن، تورم ، درد غیر عادی ، بزرگی غدد لنفاوی زیر بغل ، پوسته ریزی نوک سینه ها تا ۳ هفته بهبود نیابد.▪ هرگونه بزرگی غدد لنفاوی بدن که تا ۳ هفته بهبود نیابد .▪ تغییر در اجابت مزاج بصورت اسهال یا تغییر در عادت اجابت مزاج خون در مدفوع و باریک شدن مدفوع که تا ۲ هفته بهبود نیابد .▪ مشاهده خون در ادرار یا ترشحات دیگر بدن▪ اختلال در بلع یا در هضم غذا به مدت بیش از یکماه▪ لمس هرگونه توده غیر طبیعی در بدن▪ لاغری بیش از ۱۰% وزن بدن بدون علت مشخص▪ کم خونی بدون علت مشخصمعاینات ادواری مانند انجام معاینه سینه ها ، انجام ماموگرافی ، انجام آزمایش پاپ اسمیر از دهانه رحم ، آزمایش ادرار، معاینات پوست است که بر اساس استراتژی های کشوری تعیین و اعلام میگردد.

SooSoo
04-10-2007, 03:08
هیچ کس، به غیر از یک متخصص روده و مقعد، دوست ندارد در مورد بواسیر صحبت کند. اطلاعات کمی در مورد این بیماری در میان عموم وجود دارد، و از طریق رسانه های گروهی نیز اطلاعات کمی ارائه می شود، از اینرو افراد معمولاً تصور می کنند که این بیماری جزء بیماری های نادر است. درصورتی که برخلاف این تصور، افراد بسیار زیادی به آن مبتلا می شود. برطبق تحقیقاتی که در سال 1991 بر این بیماری انجام گرفت، مشخص شد که حدود 100 میلیون امریکایی به آن مبتلا هستند.
مبتلایان بسیاری، احتمالاً از روی خجالت، به دنبال درمان آن برنمی آیند. برای این دسته از افراد، عمل دفع و نشستن بر سطوح سفت و سخت، بسیار دردناک و عذاب آور خواهد بود.
اما برای مبتلایان و همچنین آن دسته از افراد که به این بیماری مبتلا نیستند خبر خوبی داریم: راه های بسیاری برای پیشگیری و درمان این بیماری وجود دارد.
انواع مختلف بواسیر
همه ی ما در قسمت مقعد، رگ های بواسیری داریم. اگر این رگ ها تحریک شوند، ممکن است ملتهب شده، ورم کرده یا حتی خونریزی کنند. اين وضعیت معمولاً بواسیر نامیده می شود. بواسیر دو نوع دارد: بواسیر خارجی و بواسیر داخلی.

بواسیر خارجی
بواسیر خارجی برآمدگی نرمی در اطراف دهانه ی مقعد است. گاهی اوقات ممکن است حالتی به نام بواسیر ترومبوز رخ دهد. در این وضعیت، یک لخته ی خونی ایجاد شده و آن برآمدگی سفت می شود. از آنجا که بافت های اطراف مقعد پوشیده از پایانه های عصبی است، بواسیر خارجی معمولاً بسیار دردناک است.
بواسیر داخلی
از آنجا که پایانه های عصبی حساس در مقابل درد زیادی در داخل کانال مقعد وجود ندارد، این نوع بواسیر خیلی دردناک نیست. اما ممکن است که حین عمل دفع، این بواسیرها خونریزی کنند. گاهاً ممکن است این نوع بواسیر تا اندازه ای ملتهب شود که به خارج دهانه ی مقعد کشیده شود. این وضعیت سقوط و پایین آمدن بواسیر نامیده می شود.
به طور کلی، شدت بواسیر داخلی چهار درجه یا مرحله دارد:

1. در مرحله ی اول، بواسیرهای کوچکی در لایه ی داخلی دهانه ی مقعد ایجاد می شوند. در اکثر این افراد، این مرحله مورد توجه قرار نمی گیرد، مگر اینکه کشیده شدن مدفوع سخت بر روی سطح مقعد ایجاد کمی خونریزی کند.

2. دردرجه ی دوم، قسمت کوچکی از بواسیر در حین عمل دفع از دهانه ی مقعد بیرون می آید. اما بافت پیوندی کانال مقعد هنوز آنقدر سخت و محکم هست تا این بواسیرها را دوباره به داخل مقعد برگرداند.

3. در مرحله سوم، بواسیرهای دردناک در حالت پایین افتادگی و بیرون از مقعد باقی می مانند. اما می توان با دقت زیاد آنها را با دست به داخل دهانه ی مقعد بازگرداند.

4. شدیدترین و جدی ترین مرحله از این بیماری زمانی است که میزان زیادی از این بواسیرها در یک زمان از دهانه ی مقعد بیرون می آیند. این موقعیت دردناک و خطرناک نیاز به جراحی فوری دارد.

علائم
افرادی که به این بیماری مبتلا گشته اند، معمولاً حین عمل دفع دچار خونریزی، خارش، درد و ناراحتی در ناحیه مقعد می شوند. در موارد شدید، بواسیرهای داخلی ممکن است از دهانه ی مقعد بیرون بیایند، و بواسیرهای خارجی لخته های خونی ایجاد خواهند کرد.

آیا شما نیز در خطر ابتلا هستید؟
همه می توانند به بواسیر مبتلا شوند. در واقع بیش از نیمی از افراد پس از 50 سالگی گرفتار این بیماری می شوند.
در اکثر موارد این بیماری از فشار و درد در هنگان انجام عمل دفع ایجاد می شود. از عوامل دیگر این بیماری می توان به وراثت، بالا رفتن سن، یبوست، اسهال، و عمل جنسی اشاره کرد.
وقتی کسی یکبار به این بیماری مبتلا شود، احتمال تکرار مداوم آن بسیار زیاد است. این به این دلیل است که تورم باعث ضعیف شدن دیواره های رگ ها می شود و در نتیجه آمادگی بیشتری برای تورم دوباره پیدا می کنند.

آیا راه هایی برای پیشگیری وجود دارد؟
اگر تابه حال آنقدر خوش شانس بوده اید که به این بیماری مبتلا نشوید، در اینجا راه هایی برای پیشگیری از آن آورده ایم. حتی اگر مبتلا به آن هستید، با این روش ها می توانید از ابتلا شدن دوباره در آینده جلوگیری کنید.

موادغذایی فیبردار بیشتر بخورید: خوردن بیشتر میوه جات، سبزیجات و حبوبات باعث می شود مدفوع بزرگتر شده و آسان تر دفع شود.
مایعات بیشتر بنوشید: خوردن مایعات زیاد، مدفوع را نرم تر می کند و فشار هنگام عمل دفع کمتر می شود.
عمل دفع را سرموقع انجام دهید: به تاخیر انداختن عمل دفع باعث خشک و سفت شدن مدفوع می گردد و دفع آن بسیار دشوار خواهد شد.
ورزش کنید: فعالیت بدنی باعث کاهش فشار وارد بر رگ ها شده و احتمال یبوست را نیز کاهش می دهد.
به مدت طولانی ننشینید و نایستید: نشستن و ایستادن به مدت طولانی بر رگ ها فشار وارد می آورد. اگر کارتان طوری است که باید برای مدتی طولانی بنشینید، حتماً هر از چند گاهی بلند شده و در اطراف چرخی بزنید.

خود-درمانی برای تسکین موقت
گرچه اکثر بواسیرها به خودی خود درمان می شوند، راه هایی هست که بتوانید این فرایند درمانی را سریعتر کرده و از میزان درد خود بکاهید.

حمام کنید: خوابیدن در وان آب گرم به مدت 10 تا 15 دقیقه از تورم و درد می کاهد.
یخ بگذارید: با گذاشتن کمپرس یخ بر روی قسمت آسیب دیده می توانید از تورم آن بکاهید.
از کرم استفاده کنید: کرم های موجود در بازار که حاوی عصاره ی فندق، هیدروکورتیزون یا سایر عوامل ضد التهاب هستند، می توانند به کاهش تورم و درد کمک کنند.

درمان های پزشکی و جراحی
این نوع درمان ها معمولاً برای موارد حاد از بواسیر توصیه می شوند و شامل انواع زیر هستند:

بستن رگ: یک بند لاستیکی به دور بواسیر بسته می شود تا ورود جریان خون به آن را متوقف کند. پس از چند روز، بواسیرها و بند لاستیکی خشک و چروک شده و می افتند، اما ممکن است هفته ها طول بکشد تا ناحیه ی آسیب دیده به طور کامل درمان شود. این مرحله معمولاً بسیار دردناک و همراه با خونریزی است.

تصلب درمانی: یک محلول شیمیایی به داخل رگ تزریق می شود تا بواسیرها را جمع کرده و کوچک کند.
انعقاد: از یک لیزر برای سوزاندن و جمع کردن بافت های بواسیری استفاده می شود.
بواسیر برداری: این روش معمولاً زمان سقوط و پایین افتادن بواسیرها استفاده میشود. این روش به صورت عمل جراحی انجام می شود که نیاز به بستری شدن دارد.

مکمل های گیاهی
روش دیگر برای درمان بواسیر استفاده از ترکیبات گیاهی است. یک مکمل گیاهی به نام همارون برای درمان بواسیر بسیار مفید شناخته شده و هیچ عوارض جانبی نیز ندارد.
عنصر فعال اصلی در همارون، عصاره ی تصفیه شده ی سوفورا ژاپونیکا یا درخت پاگودای ژاپنی است، که باعث نرمال کردن خاصیت نفوذپذیری رگ ها و مویرگ ها شده، دیواره های رگی را مستحکم می کند و مودغذایی لازم برای سلامت رگ ها را فراهم می کند. همارون باعث تسکین درد، خارش، حساسیت و ناراحتی بواسیر می شود.
تحقیقات انجام شده بر روی عصاره های سوفورا نشان داده است که %94 از افرادی که از این ترکیب گیاهی استفاده کرده اند، فارغ از هرگونه خونریزی، خارش، تورم و التهاب بوده اند.

درد کشیدن دیگر کافی است...
اگر بواسیر مورد درمان قرار نگیرد، از مرحله ی عذاب دادن نیز فراتر خواهد رفت. سلامت فیزیکی شما را به کلی برهم خواهد زد و ناراحتی بسیاری برایتان فراهم می آورد. راه های زیادی برای پیشگیری از ابتلا و درمان این بیماری دردآور وجود دارد. پس درد کشیدن دیگر کافی است، باید خود را درمان کنید.




لطفاً با خريد Cd مردمان از سايت خود حمايت كنيد. در صورت حمايت از ما: شاهد مقالات و مطالبي بسيار متنوع تر و آموزنده تر براي بهبود زندگيتان خواهد بود. به اين منـظور اينجا كـليك كنيد. سايت مردمان متعلق به همه مردمان خوب ايران زمين اسـت.



پيشنهاد مقاله توسط: مردمان
از مردمان حمايت كنيد.
موضوع مقاله پيشنهاد دهيد.

SooSoo
04-10-2007, 03:11
بواسير

اطلاعات‌ اوليه‌

توضيح‌ كلي‌
بواسير عبارت‌ است‌ از سياهرگ‌هاي‌ گشادشده‌ (واريسي‌) در راست‌ روده‌ يا مقعد. بواسير ممكن‌ در مجراي‌ مقعدي‌ (بواسير داخلي‌) يا در مدخل‌ مقعد (بواسير خارجي‌) واقع‌ شده‌ باشد. بواسير ممكن‌ است‌ سال‌ها وجود داشته‌ باشد اما تنها با وقوع‌ خونريزي‌ بدان‌ پي‌برده‌ شود.

علايم‌ شايع‌
خونريزي‌. امكان‌ دارد خون‌ قرمز روش‌ به‌ صورت‌ رگه‌هايي‌ در اجابت‌ مزاج‌ ديده‌ شود يا به‌ دنبال‌ اجابت‌ مزاج‌، خون‌ به‌ مقدار كم‌ و به‌ مدت‌كوتاهي‌ چكه‌ كند.
درد، خارش‌ يا ترشح‌ مخاطي‌ پس‌ از اجابت‌ مزاج‌
وجود يك‌ برجستگي‌ در مقعد
احساس‌ اين‌ كه‌ پس‌ از اجابت‌ مزاج‌، راست‌ روده‌ به‌طور كامل‌ تخليه‌ نشده‌ باشد (اين‌ حالت‌ تنها در مورد بواسير بزرگ‌ ديده‌ مي‌شود).
التهاب‌ و تورم‌

علل‌
وارد آمدن‌ فشار مكرر به‌ سياهرگ‌هاي‌ مقعد يا راست‌ روده‌

عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
رژيم‌ غذايي‌ بدون‌ فيبر
نشستن‌ يا ايستادن‌ به‌ مدت‌طولاني‌
چاقي‌
يبوست‌
كم‌شدن‌ تون‌ عضلاني‌ در سنين‌ بالا
جراحي‌ راست‌ روده‌ يا پارگي‌ مجراي‌ تناسلي‌ به‌ هنگام‌ زايمان‌ و دوختن‌ آن‌
بيماري‌ كبدي‌
سرطان‌ روده‌ بزرگ‌
لواط‌
بالا بردن‌ فشار خون‌ در سيستم‌ سياهرگي‌ دستگاه‌ گوارش‌

پيشگيري‌
براي‌ اجابت‌ مزاج‌ عجله‌ نكنيد و در عين‌ حال‌ از زور زدن‌ و نشستن‌ طولاني‌مدت‌ در توآلت‌ خودداري‌ كنيد.
اگر اضافه‌ وزن‌ داريد، وزن‌ خود را كاهش‌ دهيد.
مقدار فيبر غذايي‌ را در رژيم‌ خود افزايش‌ دهيد.
روزانه‌ 10-8 ليوان‌ آب‌ بنوشيد.
به‌طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.

عواقب‌ مورد انتظار
بواسير معمولاً با مراقبت‌ مناسب‌ خوب‌ مي‌شود، اما علايم‌ ممكن‌ است‌ افت‌ و خير داشته‌ باشند (يعني‌ بواسير ممكن‌ است‌ پس‌ از يك‌ دوره‌ يبوست‌ دوباره‌ ظاهر شود). در مواردي‌ كه‌ به‌ درمان‌ محافظه‌كارانه‌ خوب‌ پاسخ‌ نمي‌دهند شايد جراحي‌ مورد نياز باشد.

عوارض‌ احتمالي‌
كم‌خوني‌ فقر آهن‌ اگر خونريزي‌ قابل‌ توجه‌ باشد.
درد شديد در اثر وجود لخته‌ خون‌ در بواسير
عفونت‌ يا زخم‌ شدن‌ بواسير


درمان‌
درمان نهایی در صورت وخامت بیماری جراحی است

emsi
15-10-2007, 11:36
بدليل مشخص نبودن علت ابتلا به فشار خون در اكثر موارد بيان اينكه چگونه ميتوان آنرا بهبود بخشيد بسيار مشكل مي باشد.

اما رعايت نكات زير سواي تمام علت ها به شما كمك خواهد كرد تا فشار خونتان را بهبود ببخشيد.

ورزش: ورزشهاي هوازي ميتوانند كمك خوبي براي كاهش وزن و خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي و عروقي باشد. بعنوان مثال راهپيمايي تند و بمدت 35 تا 45 دقيقه در روز مي تواند شما را در كاهش فشار خونتان كمك نمايد. اگر مشكل قلبي داريد قبل از برنامه ريزي در مورد ورزش كردن و نحوه انجام آن حتمابا پزشك متخصص تان مشورت نماييد.
كاهش وزن: از دست دادن 5 كيلوگرم از وزن ميتواند فشار خونتان را پايين بياورد.
كاهش مصرف الكل: اگر ميخواهيد فشار خونتان پايين بيايد نبايد بيشتر از 1 اونس الكل در روز بنوشيد.
كاهش استرس: استرس يكي از مهمترين عوامل ايجاد بيماري فشار خون است.
كاهش دريافت سديم: نمك ميتواند باعث احتباس آب در بدن گردد لذا مصرف آنرا محدود كنيد. نمكمصرفي تان نبايد از روزانه بيش از 2400 ميلي گرم باشد( يعني تقريبا يك قاشق غذاخوري). عادت كنيد كه از روي برچسب مواد غذايي پي به ميزان سديم آن ببريد و در صورتيكه مقدار سديم آن زياد است مصرفش نكنيد. بيشتر از سبزيجات تازه استفاده كنيد. مواد جايگزين نمك ميتوانند برايتان مفيد باشند اما بخاطر داشته باشيد كه حتما قبل از مصرف آنها با پزشك متخصصتان مشورت كنيد.
افزايش دريافت پتاسيم و كلسيم: تحقيقات نشان داد است كه پتاسيم و كلسيم ميتوانند موجي كاهش فشار خون شوند.موز يك منبع غني از پتاسيم و سبزيجات تازه برگ سبز و فرآورده هاي لبني بسيار كم چربي و بي چربي منبعي غني از كلسيم مي باشند.
افزايش مصرف ميوه ها و سبزي ها: از مواد غذايي پرچربي و غني از كلسترول دوري كنيد.
مواد مغذي مفيد: تحقيقات اخير نشان داده است كه مواد مغذي زير ميتوانند فشار خون را كاهش دهند:
ويتامينc و منيزيوم و روغن ماهي
رژيم غذايي كم چربي
مديتيشن

منبع : سایت مامبولرن

mehdidll
21-10-2007, 11:44
با سلام خدمت همه عزیزان
واقعا تاپیک جالب و پر باری هست و امیدوارم فعالیت دوستان در این تاپیک ادامه داشته باشه
من برای راحتی کار دوستان تمام صفحات رو سذخیره کردم و آپلود کردم و اگه بتون به صورت
یه فایل chm در میارم همراه با فهرست بندی و ...
امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره
اینم لینک دانلود
با حجم 14 مگابایت !!
پسورد فایل : mehdidll
لینک دانلود

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Lee yong ae
22-10-2007, 17:38
کاتاراکت: کاتاراکت عبارت‌ ‌ از كدر شدن‌ عدسی‌ چشم‌ است‌ وهنوز علتش روشن نیست. عدسی‌ رگ‌ خونی‌ ندارد و توسط‌ زجاجيه‌ تغذيه‌ می ‌شود. اگر به عللی زجاجیه‌ تغذيه‌ مناسب‌ ‌ نشود، عدسی‌ ‌ نيز منبع‌ تغذيه‌ خود را از دست‌ خواهد دادو ‌ شفافيت‌ وقابلیت انعطاف‌ ‌ عدسی‌ كم‌ شده وکاتاراکت پیش می آید.
کاتاراکت ممكن‌ است‌ در يك‌ يا هر دو چشم‌ ایجاد‌ شود.ومهمترین علامت آن تار شدن دید می باشد.

عوامل ایجادکننده کاتاراکت:

پیری (سیرطبیعی عمر) مسمومیت داروئی مثل کورتیکواستروئیدها کمبود ویتامین B1و B2 وc بیماریها مثل دیابت تغییرات فیزیکی مانند ضربه،اشعه(مادون قرمز)علل ارثیابتلا به سرخچه دردوران حاملگی که سبب بروزکاتاراکت مادرزادی می شود.

درمراحل اولیه درمان خاصی ندارد و کنترل منظم و تعویض عینک در بهبود دید مؤثر است .درمراحل پیشرفته تنها روش درمان جراحی است.

Lee yong ae
22-10-2007, 17:45
گلوکوم: گلوکوم عبارت از بالا رفتن فشار داخل کره چشم می باشد که به علت اختلا ل درسیرطبیعی مایع زلالیه (برهم خوردن تعادل ترشح وخروج آن) می باشد وبر دو نوع کلی تقسیم می شود.

نوع مزمن با زاویه بازنوع حاد با زاویه بسته اولیه درنوع مزمن تجمع مایع زلالیه بتدریج صورت گرفته وموجب بالا رفتن تدریجی فشار چشم می شود که به نوبه خود سبب فشار به عصب بینایی واز دست رفتن تدریجی دید می گردد. ازآنجایی که این نوع گلوکوم در مراحل اولیه بدون درد وعلامت است کنترل فشار چشم به خصوص در افراد بالای 40سال حداقل سالی یک بار ضروری است.
در مراحل پیشرفته از علائم شایع ،دیدن هاله دراطراف منابع نور و وجود نقاط کور در میدان بینایی می توان نام برد. هر چند که درمان قطعی وجود ندارد ولی می توان از پیشرفت آن جلوگیری کرد .درمراحل اولیه استفاده از قطره های چشمی ودر صورت عدم موفقیت درمان با دارو،لیزرتراپی یا درمان جراحی پیشنهاد می شود.

در نوع حاد بسته شدن ناگهانی زاویه اتاق قدامی سبب بالا رفتن ناگهانی فشار چشم می شود که با درد همراه است.چشم درد،سردرد شدید ضربان دار،قرمزی چشم، تهوع وافت ناگهانی دید از علائم آن بوده و یک حالت اورژانس چشمی می باشد.ودرصورت تأ خیر یا عدم موفقیت درمان ممکن است به کوری کامل منجر گردد.

Lee yong ae
22-10-2007, 17:48
دکلمان رتین دکلمان رتین کنده شدن پرده شبکیه(پرده حساس به نور چشم) ازسایربافت های چشم می باشد که اگردراثر پارگی خودبخود رتین باشد، اولیه و اگربه علل معلومی باشد،ثانویه گفته می شود.
دکلمان رتین دراثر ضربه،یا کشش ویتره (زجاجیه)که ممکن است دراثر میوپی ،یا خونریزی ویتره صورت می گیرد،ایجاد می شود و یک اورژانس چشمی می باشد.

علایم قابل توجه تاری دید،مگس پران،دیدن جرقه های نورانی ومحدود شدن میدان بینایی می باشد.
وازعلل ایجاد کننده احتمالی می توان پیری،بیماری دیا بت،میوپی بالا،سابقه خانوادگی،تومرهای چشمی وعوارض برخی جراحی های چشمی را نام برد.

دکلمان رتین اگر به ناحیه ماکولا که منطقه بینایی دقیق است ،کشیده شود،دیدمرکزی بیمار دچاراختلال بدون برگشت شده وبه کوری کامل یا نسبی منجر خواهد شد. درمان دکلمان با لیزر تراپی وجراحی صورت می گیرد و پس ازدرمان نیز بیمار باید به محدودیت های توصیه شده توسط پزشک معالج شامل مالش نکردن چشم ها ،دولا نشدن وپرهیز ازسرفه شدید گردن نهد.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:00
دژنرسانس سنی ماکولا معمولترین علت افت دید غیر قابل برگشت درافراد بالای60سال می باشد.تعداد مبتلایان حدود2.5میلیون نفربرآورد شده که سالانه200000مورد جدید به آن اضافه می شودوشایعترین علت کوری است.

دژنرسانس سنی ماکولا بردو نوع است : نوع خشک یا آتروفیک که شامل90%موارد بوده وبه کندی پیش می رود وبه افت دید نسبی منجر می گردد. و نوع تر یا اگزوداتیو که در این نوع،افت دید جدی وشدید است.

علائم شایع شامل تاری دید،موج دار دیدن خطوط راست وایجاد لکه سیاه در دید مرکزی است. از عوامل ایجاد کننده پیری،توارث وعوارض برخی داروها را می توان نام برد ومصرف سیگاروچاقی به احتمال ابتلامی افزاید.

دژنرسانس سنی ماکولا درمان قطعی ندارد وبه مواردی از افت دید منجر می شودولی تا حدی می توان از پیشرفت آن جلوگیری کرد. ویتامین ها ومواد معدنی از پیشرفت بیماری جلوگیری می کنند.(به قسمت مقالات مراجعه شود.) برای درمان نوع تر از داروئی به نام ویزودین استفاده می شود.همچنین لیزرتراپی وفیلتراسیون خونی از دیگر روش های درمانی می باشد. این بیماران در نهایت باید به کلینیک های نیمه بینایی جهت تجویز عینک های تلسکوپیک یا سایر وسایل کمک بینایی معرفی شوند.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:17
خشکی چشم خشکی چشم موجب احساس جسم خارجی،قرمزی،سوزش،خارش وحساسیت به نور می شود.علت آن عدم ترشح کافی اشک می با شد که می تواند به طور طبیعی در سنین پیری اتفاق افتد ویا در اثراستعما ل بعضی ازداروها مثل آنتی دپرسورها ایجاد شود.

همچنین سوختگی های شیمیایی یا گرمایی می توانند،خشکی چشم ایجاد نمایند. خشکی چشم درصورت عدم درمان می تواند به آسیب قرنیه منجرشود ونیز درحضور خشکی چشم استفاده از کنتاکت لنز(عدسی تماسی)مشکل می باشد.

برای خشکی چشم درمان قطعی وجود ندارد ولی قطره اشک مصنوعی در تخفیف علائم مؤثر خواهد بود.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:19
بلفاریت التهاب لبه پلک ها بلفاریت گفته می شود .

علل بلفاریت عبارتند از:سبوره در نوع تفلسی استافیلوکوک در نوع زخمی تحریک های ناشی از دود و لوازم آرایش ما لیدن چشم ها درمبتلایان به عیوب انکساری بخصوص آستیگماتیسم درمان بلفاریت رفع علت آن می باشد.

نوع تفلسی بسیار مقاوم به درمان است و ممکن درمان آن یک سال طول کشد.در این نوع بلفاریت علاوه از درمان داروئی استفاده ازشامپو بچه جهت شستشوی مرتب چشم ها در طول درمان مفید خواهد بود.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:24
گل مژه آبسه فولیکول مژه ها گل مژه اطلاق می شود و به علت استافیلوکوک طلا یی در موارد ضعف عمومی می باشد.

علائم آن قرمزی،تورم،احساس درد در لبه پلک واشکریزش می باشد.دود سیگار،لوازم آرایش،بلفاریت واستفاده غلط از کنتاکت لنزموجب افزایش احتما ل ابتلا می گردد.

کمپرس آب گرم در بهبودی مؤثر است که همراه با پماد آنتی بیوتیک پیشنهاد می شود.تخلیه آبسه و خروج چرک موجب تسکین درد خواهد شد.در بعضی موارد درمان جراحی برای تخلیه آبسه نیاز خواهد بود.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:28
ورم ملتحمه اورام ملتحمه برحسب عوامل ایجاد کننده آن به چند دسته قابل تقسیم هستند.
اورام ملتحمه حاد عفونی اورام ملتحمه گرانولوماتوز اورام ملتحمه آلرژیک اورام ملتحمه مزمن در ورم ملتحمه حاد عفونی مشکل دید وجود ندارد و دراکثرموارد دوطرفه است و وجود ترشح علامت مشخص آن محسوب می شود

.درمان شامل شستشوی ترشحات،استفاده از قطره وپماد آنتی بیوتیک می باشد.استفاده از عینک تیره مفید است و چشم هرگز نباید بسته شود. در ورم ملتحمه گرانولوماتوز تمایل به ابتلای یک چشم وجود دارد و ضایعات پروایفراتیو درست می شود .از عوامل عفونی مسبب بیماری می توان سل،جذام و ویروس طاعون مرغ را نام برد ودرمان حسب مورد انجام می شود.

شایع ترین نوع ورم ملتحمه آ لرژیک ،ورم ملتحمه بها ره است که به علت آلرژن های خارجی مثل گرده گیاه و کپک ها ایجاد می شود. درمان با استروئید ها وآنتی هیستامین ها صورت می گیرد و تست های جلدی جهت تشخیص ماده آلرژن گاهی مفید است.

ورم ملتحمه مزمن ازترکیب چند علت ایجاد می شود. ازعلائم شایع آن ترشح لزج صبحگاهی واحساس جسم خارجی را می توان نام برد. برای درمان هر گونه علت تحریک مانند دود،اشعه ماوراءبنفش وکانون های عفونی مانند بلفاریت ومشکلات آناتومیکی نظیر اکتروپیون را،رفع نمود.قطره های آنتی بیوتیک واستروئیدها نیز مفیدند.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:52
اثرات دیابت روی چشم بصورت زیر است :

تغییرات در ریفرکشن: افزایش قند خون همراه با افزایش میوپی وکاهش قند خون همراه با افزایش هیپروپی است.این تغییرات در ریفرکشن ممکن است،تعویض مکرر عینک را الزامی کند.در بیماران دیابتیک ممکن است قدرت تطابق چشم کاهش یابد و گاهی اوقات فلج عضلات راست خارجی موجب استرابیسم و دوبینی گردد.

تغییرات ایریس (عنبیه):دردیابت مزمن ، ایریس ممکن است آتروفیک شود(آتروفی به تحلیل رفتن عضو پس از رسیدن به تکامل می باشد. وپیدایش عروق جدید ممکن است در سطح ایریس ،بصورت حلقه درلبه مردمک ایجاد شود.

کاتاراکت: بروز کاتاراکت در بیماران دیابتیک با مدت زمان بیماری (نه شدت آن) ارتباط نزدیک دارد. دید در رتینو پاتی دیابتیک (تغییرات ایجاد شده روی شبکیه توسط دیابت) ممکن است اختلال زیادی نداشته باشد.درجه اختلال مربوط به محل ضایعه درشبکیه هست و خونریزی ماکولا (لکه زرد) بیشترین اختلال را در دید بیمار ایجاد می کند.

Lee yong ae
22-10-2007, 18:59
ترومبوز

ترومبوز عبارت از پیدایش و ماندن لخته خون دریکی از رگ ها می باشد. علائم بینایی هشدار دهنده عبارتند از: حملات مکرر تاری وکاهش دید (اگر ترومبوز درشریان های شبکیه ای باشد.) که اگرترومبوز درشریان مرکزی شبکیه باشد در نهایت منجربه کوری کامل می شود.

و اگر درسایر شریان ها باشد، منجر به سقوط میدان بینایی خواهد شد.اگر ترومبوز شریان های مغزی را مبتلا کند ،نقص میدان بینایی دوطرفه خواهد بود. اگر ترومبوز در وریدها ایجاد شود ،معمولاٌ منجر به خونریزی خواهد شد.

Lee yong ae
22-10-2007, 19:03
خونریزی

خونریزی معمولاٌ در مویرگ های شبکیه ایجاد می شود و تمایل به جذب با حفظ مقداری از بینایی دارد.
امید به بهبودی در خونریزی بیش از ترومبوز می باشد.

اگر خونریزی در عروق مغزی ایجاد شود،منجر به استرابیسم(انحراف چشم ها) وحرکات شبیه نیستاگموس (حرکت غیر ارادی چشم ها به طرفین) به علت گرفتاری اعصاب عضلات خارج چشمی می گردد.

Lee yong ae
22-10-2007, 19:08
برونشیت مزمن این بیماری مزمن نایژه ها بطور معمول موجب ایجاد سرفه های متناوب بخصوص در زمستان می شود که ممکن است باعث صدمه بیمارانی که عمل جراحی چشمی نموده اند،گردد.

بیماران مبتلا به برونشیت مزمن بهتر است در فصول بهار و تابستان که سرفه به حد اقل می رسد، تحت عمل جراحی قرار گیرند (مگردرموارد اورژانسی) .

سرفه ممکن است سبب خونریزی بخصوص درمیوپ ها زیرملتحمه،ویتره ورتین گردد. سرفه ممکن است از عوامل دکولمان رتین باشد ونیز عفونت برونش وبرونشیول به عنوان یک کانون عفونی می تواند سبب شروع اووئیت یا دوام آن گردد.

Lee yong ae
22-10-2007, 19:14
مننژیت عفونت پرده های مننژدر اثر مننگوکوک ممکن است به کورتکس مغزسرایت کرده وموجب اختلال دید شود.
در مننژیت فلج عضلات خارج چشمی هم معمول است.

عفونت پرده های مننژ ممکن است از طریق خون به چشم رسیده وسبب اووئیت وحتی پانوفتالمی شده وبه آتروفی چشم منجر شود.

Lee yong ae
22-10-2007, 19:58
علل چاقي
الف) فشارهاي دروني، استرسها وافسردگيها
ب) ثانويه به بيماريهايي ازقبيل : هيپوتيروئيديسم (کم‌کاري تيروئيد)،اختلالات هيپوتالاموس و …
ج) مصرف بعضي داروها مثل داروهاي ضد بارداري،ضدافسردگي و ضداضطراب و کورتون‌ها د) اختلال تغذيه‌اي (دريافت بيشتر انرژي و کمي فعاليت)
ه) ژنتيک: 30% علت چاقيها را شامل مي‌شود.

از تمامي اين عوامل اختلال تغذيه‌اي و يا اگر بهتر گفته شود عادات بد غذايي از همه مهمتر است، بطوريکه اگرشخصي علاوه بر نياز روزانه‌اش هر روز يک نان سوخاري (که بسيار کالري کمي دارد)اضافه بخورد، بعد از 20 سال پانزده کيلوگرم اضافه‌وزن پيدا خواهد کرد.

درمان‌هاي چاقي به چهار دستة دارويي، استفاده از وسايل و شيوه‌هاي مخصوص، جراحي و رژيم‌درماني تقسيم مي‌شوند.

Bl@sTeR
23-10-2007, 11:40
شرح بيماري
توكسوپلاسموز عبارت‌ است‌ از يك‌ عفونت‌ تك‌ياخته‌اي‌ كه‌ در انسان‌ها و بسياري‌ از گونه‌هاي‌ پستانداران‌ و پرندگان‌ ايجاد مي‌شود. چند نوع‌ در انسان‌ها رخ‌ مي‌دهد: توكسوپلاسموز مادرزادي‌ (از مادر دچار عفونت‌ به‌ كودك‌ متولد نشده‌اش‌ منتقل‌ مي‌گردد)؛ توكسوپلاسموز چشمي‌ (رتينوكوروئيديت‌ نيز خوانده‌ مي‌شود كه‌ معمولاً حاصل‌ توكسوپلاسموز مادرزادي‌ است‌ ولي‌ علايم‌ ممكن‌ است‌ در 40-20 سالگي‌ ايجاد شوند)؛ توكسوپلاسموز حاد در فرد سالم‌؛ توكسوپلاسموز حاد در فرد دچار نقص‌ ايمني‌ (افراد مبتلا به‌ ايدز يا سرطان‌ يا افرادي‌ كه‌ داروهاي‌ سركوبگر ايمني‌ مصرف‌ مي‌كنند).
علايم‌ شايع‌
معمولاً بدون‌ علامت‌ (90%-80% بيماران‌)
تب‌
تورم‌ غدد لنفاوي‌
خستگي‌
درد عضلاني‌
گلودرد
رتينيت‌ (التهاب‌ شبكيه‌)
بثور (گاهي‌)
علل‌
تك‌ياخته‌، توكسوپلاسما گوندي‌ كه‌ معمولاً به‌ يكي‌ از روش‌هاي‌ زير منتقل‌ مي‌گردد:
خوردن‌ گوشت‌هاي‌ كم‌پخته‌ شده‌ حيوانات‌ دچار عفونت‌
گربه‌هاي‌ حامل‌ ميكروب‌ مي‌توانند آن‌ را از مدفوع‌ خود دفع‌ كنند؛ انسان‌هايي‌ كه‌ با بي‌دقتي‌ به‌ فضله‌ گربه‌ دست‌ مي‌زنند (يا پس‌ از دست‌ زدن‌ به‌ آن‌، دست‌ خود را نمي‌شويند)، ممكن‌ است‌ دچار عفونت‌ گردند. بچه‌هاي‌ كوچكي‌ كه‌ خاك‌ دچار عفونت‌ (آلوده‌ با مدفوع‌ سگ‌ يا گربه‌) را مي‌خورند، ممكن‌ است‌ دچار عفونت‌ شوند.
انتقال‌ خون‌
زن‌ بارداري‌ كه‌ دچار عفونت‌ مي‌گردد، مي‌تواند آن‌ را به‌ كودك‌ به‌ دنيا نيامده‌اش‌ منتقل‌ كند (غالباً با اثرات‌ شديد).
عوامل تشديد كننده بيماري
سركوب‌ ايمني‌ در اثر بيماري‌ يا داروها
تماس‌ با گربه‌ها
تماده‌ كردن‌ نامناسب‌ غذا
پيشگيري‌
از خوردن‌ گوشت‌هاي‌ خام‌ يا كم‌پخته‌ شده‌ يا تخم‌مرغ‌هاي‌ نپخته‌ يا نوشيدن‌ شير غيرپاستوريزه‌، خودداري‌ كنيد. از روش‌هاي‌ مناسب‌ براي‌ آماده‌ كردن‌ و نگهداري‌ محصولات‌ گوشتي‌ استفاده‌ كنيد. پس‌ از دست‌ زدن‌ به‌ گوشت‌هاي‌ خام‌، دست‌ها را با دقت‌ بشوييد.
زن‌ باردار در اوايل‌ بارداري‌ بايد تحت‌ آزمون‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌ قرار بگيرد تا معلوم‌ شود داراي‌ آنتي‌بادي‌ بر ضد توكسوپلاسموز است‌ يا خير. بايد در هفته‌هاي‌ 18-16 بارداري‌ نيز دوباره‌ آزمايش‌ شود تا معلوم‌ شود عفونت‌ را كسب‌ كرده‌ است‌ يا خير و در صورت‌ مثبت‌ بودن‌، ممكن‌ است‌ سقط‌ درماني‌ مدنظر قرار گيرد.
افراد دچار نقص‌ ايمني‌ و زنان‌ باردار بايد از تماس‌ با مدفوع‌ گربه‌ خودداري‌ كنند.
محوطه‌ بازي‌ كودكان‌ از جمله‌ جعبه‌هاي‌ شني‌ را از مدفوع‌ سگ‌ و گربه‌ محفوظ‌ داريد.
عواقب‌ مورد انتظار
اكثر افراد دچار عفونت‌، علايمي‌ ندارند و افراد دچار علايم‌ خفيف‌ بدون‌ هيچ‌گونه‌ عارضه‌ متعاقبي‌ خود به‌ خود بهبود مي‌يابند.
عوارض‌ احتمالي‌
براي‌ زنان‌ باردار ـ وقتي‌ عفونت‌ در اوايل‌ بارداري‌ رخ‌ دهد: سقط‌، تولد مرده‌، اختلالات‌ مزمن‌ مختلف‌ (تشنج‌) و نقايص‌ تولد (كوري‌، كري‌) در نوزاد (ممكن‌ است‌ برخي‌ از آنها سال‌ها ظاهر نشوند). عفونت‌ اواسط‌ و اواخر بارداري‌ معمولاً اثرات‌ بدي‌ ندارد.
براي‌ بيماران‌ دچار نقص‌ ايمني‌ ـ آسيب‌ ريه‌ و قلب‌، التهاب‌ مغز، عود
براي‌ بيماراني‌ كه‌ دچار نقص‌ ايمني‌ نيستند ـ به‌ ندرت‌ ممكن‌ است‌ التهاب‌ ريه‌ يا مغز ايجاد گردد. كودكان‌ كم‌سن‌تر (زير 5 سال‌) ممكن‌ است‌ دچار التهاب‌ چشم‌ شوند.
درمان‌
اصول‌ كلي‌
تشخيص‌ شامل‌ شرح‌ حال‌ طبي‌، معاينه‌ فيزيكي‌ و بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌ براي‌ تشخيص‌ عفونت‌ است‌.
معمولاً براي‌ فرد سالم‌، غيرباردار و بدون‌ علامت‌ درمان‌ لازم‌ نيست‌. براي‌ كودك‌ زير 5 سال‌ داروهايي‌ تجويز مي‌گردد تا از عوارض‌ چشمي‌ پيشگيري‌ شود.
زن‌ باردار ـ پزشك‌ شما در مورد درمان‌هاي‌ موجود، خطرات‌ و عواقب‌ مورد انتظار بحث‌ خواهد كرد.
بيمار دچار نقص‌ ايمني‌ ـ درمان‌ با دارو صورت‌ مي‌گيرد.
نوزادان‌ دچار عفونت‌ با دارو درمان‌ مي‌شوند (چه‌ با علامت‌ چه‌ بدون‌ علامت‌ زيرا ميكروب‌ها مي‌توانند پس‌ از تولد تكثير يابند).
در صورت‌ تجويز دارو براي‌ شما، پزشك‌ شما آزمون‌هاي‌ خوني‌ فراواني‌ را براي‌ پايش‌ عوارض‌ جانبي‌ انجام‌ خواهد داد.
داروها
پيريمتامين‌، سولفاديازين‌ يا تري‌سولفاپيريميدين‌ها به‌ مدت‌ 4-3 هفته‌ و اسيد فوليك‌ براي‌ كاهش‌ عوارض‌ جانبي‌ پيريمتامين‌ غالباً تجويز مي‌شوند.
كورتيكواستروئيدها، در صورت‌ لزوم‌، براي‌ التهاب‌
ساير داروها هم‌اكنون‌ در حال‌ ارزيابي‌ هستند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
سطح‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري باتوجه‌ به‌ شدت‌ علايم‌ تعيين‌ خواهد شد.
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا كودكتان‌ علايم‌ توكسوپلاسموز را داشته‌ باشيد.
اگر پس‌ از تشخيص‌ و درمان‌ علايم‌ بدتر شوند يا بهبود نيابند.
اگر شما دچار علايم‌ جديد و غير قابل‌ توجيه‌ شده‌ايد. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ داشته‌ باشند.

Bl@sTeR
23-10-2007, 11:46
cardiac arrest
اطلاعات‌ اوليه‌
توضيح‌ كلي‌
ايست‌ قلبي‌ عبارت‌ است‌ از فقدان‌ كامل‌ پمپ‌ كردن‌ خون‌ توسط‌ قلب‌. تأخير در درمان‌ اين‌ حالت‌ حتي‌ براي‌ 5-3 دقيقه‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ مرگ‌ يا آسيب‌ دايمي‌ مغز شود. بروز اين‌ حالت‌ تا سن‌ 45 سالگي‌ در مردان‌ بيش‌ از زنان‌ است‌، اما پس‌ از آن‌ برابر است‌.
علايم‌ شايع‌
منگي‌ كوتاه‌مدت‌، و به‌ دنبال‌ آن‌ غش‌ كردن‌ و از دست‌ دادن‌ هوشياري‌
نبض‌ لمس‌ نمي‌شود. تنفس‌ نيز معمولاً متوقف‌ مي‌شود.
پوست‌ به‌ رنگ‌ آبي‌ ـ سفيد در مي‌آيد. مردمك‌ها نيز گشاد مي‌شوند.
تشنج‌
گاهي‌ از دست‌ رفتن‌ كنترل‌ ادرار و مدفوع‌. غش‌ كردن‌ ساده‌ در نگاه‌ اول‌ ممكن‌ است‌ شبيه‌ ايست‌ قلبي‌ به‌ نظر آيد، اما در غش‌ كردن‌ ساده‌، نبض‌ وجود دارد و تنفس‌ قطع‌ نمي‌شود.
علل‌
نامنظمي‌هاي‌ ضربان‌ قلب‌
حمله‌ قلبي‌ (انفاركتوس‌، بيماري‌ تصلب‌ شرايين‌ قلب‌)
فقدان‌ گردش‌ خون‌ و شوك‌ عميق‌ ناشي‌ از خونريزي‌ يا عفونت‌ شديد
فقدان‌ اكسيژن‌ ناشي‌ از غرق‌شدگي‌، خفگي‌، يا بيهوشي‌
تغييرات‌ عمده‌ در تركيب‌ الكتروليتي‌ خون‌، مثلاً به‌ هم‌ خوردن‌ تعادل‌ پتاسيم‌ يا مايعات‌
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
استرس‌
ديابت‌ شيرين‌
مصرف‌ داروهايي‌ مثل‌: ـ ديژيتال‌. حتي‌ افزايش‌ خفيف‌ غلظت‌ اين‌ داروي‌ قوي‌ در خون‌ مي‌تواند ريتم‌ قلب‌ را دچار اختلال‌ كند. ـ ادرارآورها (ديورتيك‌ها). اين‌ داروها مي‌تواند باعث‌ كاهش‌ پتاسيم‌ خون‌ شوند. ـ آدرنالين‌ يا هر دارويي‌ كه‌ فشار خون‌ را در يك‌ بيمار قلبي‌ افزايش‌ دهد، از جمله‌ داروهايي‌ كه‌ جهت‌ سرماخوردگي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند، و قرص‌ها و اسپري‌ها جهت‌ رفع‌گرفتگي‌ بيني‌ (ضداحتقان‌ها)
مصرف‌ مواد مخدر، به‌خصوص‌ كوكايين‌ و مواد مخدر تزريقي‌
پيشگيري‌
در صورت‌ بروز هر يك‌ از مشكلاتي‌ كه‌ در قسمت‌ علل‌ ذكر شد، بايد فوراً درمان‌ لازم‌ انجام‌ شود.
اگر مبتلا به‌ بيماري‌ قلبي‌ هستيد، تا حد امكان‌، اطلاعات‌ خود را در مورد تمام‌ داروهايي‌ كه‌ دريافت‌ مي‌داريد، از جمله‌ داروهاي‌ بدون‌ نسخه‌، افزايش‌ دهيد.
ترتيبي‌ فراهم‌ آوريد كه‌ اعضاي‌ خانواده‌ و دوستان‌ نزديكتان‌ احياي‌ قلبي‌ ـ ريوي‌ (CPR) را فرا بگيرند.
عواقب‌ مورد انتظار
كساني‌ كه‌ در نزديكي‌ فرد باشند و آموزش‌ لازم‌ در زمينه‌ تشخيص‌ ايست‌ قلبي‌ و انجام‌ احياي‌ قلبي‌ ـ ريوي‌ را ديده‌ باشند، اغلب‌ مي‌توانند ضربان‌ قلب‌ را باز گردانند. اما نتيجه‌ نهايي‌ به‌ علت‌ زمينه‌ساز ايست‌ قلبي‌ بستگي‌ دارد. به‌ محض‌ بازگشت‌ ضربان‌ قلب‌، فرد را بايد به‌ نزديكترين‌ مركز اورژانس‌ انتقال‌ داد. امكان‌ دارد ايست‌ قلبي‌ مجدداً باز گردد.
عوارض‌ احتمالي‌
مرگ‌ يا آسيب‌ دايمي‌ مغز در صورتي‌ كه‌ نتوان‌ پمپاژ قلب‌ را در عرض‌ 5-3 دقيقه‌ به‌ راه‌ انداخت‌.
اشتباه‌ گرفتن‌ غش‌ كردن‌ يا ساير علل‌ از دست‌ دادن‌ هوشياري‌ با ايست‌ قلبي‌. پيش‌ از آغاز احياي‌ قلبي‌ ـ ريوي‌، نبض‌ بيمار را در گردن‌ بررسي‌ كنيد.
درمان‌
اصول‌ كلي‌
به‌ همراه‌ اعضاي‌ خانواده‌تان‌ احياي‌ قلبي‌ ـ ريوي‌ (CPR) را فرابگيريد. براي‌ اطلاعات‌ بيشتر با نزديكترين‌ مركز بهداشتي‌ يا بيمارستان‌ تماس‌ حاصل‌ كنيد. با فراگيري‌ احياي‌ قلبي‌ ـ ريوي‌ ممكن‌ است‌ بتوانيد جان‌ يك‌ نفر را در آينده‌ نجات‌ دهيد.
اگر مشكل‌ قلبي‌ داريد، يا در خطر بروز مشكل‌ قلبي‌ هستيد، يك‌ گردن‌آويز يا دست‌بند مخصوص‌ همراه‌ داشته‌ باشيد تا در مواقع‌ اورژانس‌ بتوان‌ به‌ سرعت‌ به‌ مشكل‌ شما پي‌ برد.
داروها
پس‌ از اينكه‌ با احياي‌ قلبي‌ ـ ريوي‌ ضربان‌ قلب‌ برگشت‌، از اكسيژن‌ اگر در دسترس‌ است‌ استفاده‌ كنيد (اكسيژن‌ اورژانس‌ ممكن‌ است‌ در مغازه‌ جوشكاران‌ موجود باشد).
دارو براي‌ درمان‌ علت‌ زمينه‌ساز ايست‌ قلبي‌، پس‌ از اينكه‌ فاز بحراني‌ سپري‌ شد.
فعاليت‌
پس‌ از بهبودي‌، فعاليت‌ها بايد تدريجاً از سر گرفته‌ شوند. فعاليت‌ جنسي‌ و رانندگي‌ پس‌ از موافقت‌ پزشك‌ مي‌توانند آغاز شوند.
رژيم‌ غذايي‌
به‌ فردي‌ كه‌ علايم‌ ايست‌ قلبي‌ دارد، مايعات‌ يا غذا ندهيد. بيمار ممكن‌ است‌ خفه‌ شود.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر فرد بيهوش‌ است‌ و نفس‌ نمي‌كشد: ـ شماره‌ اورژانس‌ را براي‌ كمك‌ يا آمبولانس‌ بگيريد. اگر قرباني‌ كودك‌ است‌، يك‌ دقيقه‌ عمليات‌ احيا را انجام‌ دهيد، سپس‌ اورژانس‌ را بگيريد.
- براي‌ كمك‌ فرياد بزنيد. قرباني‌ را ترك‌ نكنيد.
- فوراً تنفس‌ دهان‌ به‌ دهان‌ را آغاز كنيد.
- اگر قلب‌ ضربان‌ ندارد، ماساژ قلبي‌ بدهيد.
- عمليات‌ احيا را تا زمان‌ رسيدن‌ كمك‌ ادامه‌ دهيد

Bl@sTeR
23-10-2007, 11:47
آنافيلاكسي‌ (شوك‌ آلرژيك‌)

Anaphylaxis



شرح بيماري
آنافيلاكسي‌ (شوك‌ آلرژيك‌) عبارت‌ است‌ از يك‌ پاسخ‌ آلرژيك‌ شديد به‌ داروها و بسياري‌ از مواد آلرژي‌زاي‌ ديگر كه‌ زندگي‌ فرد را به‌ خطر مي‌اندازد. آن‌ دسته‌ از واكنش‌هاي‌ آلرژيكي‌ كه‌ تقريباً بلافاصله‌ رخ‌ مي‌دهند معمولاً شديدترين‌ هستند.
علايم‌ شايع‌
امكان‌ دارد علايم‌ زير در عرض‌ چند ثانيه‌ يا چند دقيقه‌ پس‌ از مواجهه‌ با ماده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ آلرژي‌ شديدي‌ داريد رخ‌ دهند:
حالت‌ سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ يا كرختي‌ اطراف‌ دهان‌
عطسه‌
سرفه‌ يا خس‌خس‌
تورم‌ صورت‌ و دست‌ها
احساس‌ اضطراب‌
نبض‌ ضعيف‌ و سريع‌
دل‌ پيچه‌ در ناحيه‌ معده‌، استفراغ‌، و اسهال‌
خارش‌ در تمام‌ بدن‌ و اغلب‌ همراه‌ با كهير
اشك‌ ريزش‌
احساس‌ گرفتگي‌ در سينه‌؛ مشكل‌ در نفس‌ كشيدن‌
تورم‌ يا خارش‌ در دهان‌ يا گلو
تپش‌ قلب‌
غش‌
از دست‌ دادن‌ هوشياري‌
علل‌
خوردن‌ يا تزريق‌ ماده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ حساس‌ هستيد. پاسخ‌ آلرژيكي‌ كه‌ براي‌ خنثي‌ كردن‌ يا خلاص‌ شدن‌ از شر اين‌ ماده‌ از سوي‌ بدن‌ داده‌ مي‌شود خود منجر به‌ بروز يك‌ نوع‌ واكنش‌ بسيار بيش‌ از حد عادي‌ شده‌ كه‌ گاهي‌ زندگي‌ را نيز در معرض‌ خطر قرار مي‌دهد. آن‌ چيزهايي‌ كه‌ بيشتر باعث‌ بروز اين‌ گونه‌ واكنش‌ مي‌شوند عبارتند از:
انواع‌ داروها، به‌ خصوص‌ پني‌سيلين‌. تزريق‌ دارو با خطر بيشتري‌ همراه‌ است‌ تا قرص‌ و كپسول‌ يا قطره‌
گزش‌ يا نيش‌ حشرات‌ مثل‌ انواع‌ زنبور، مورچه‌هاي‌ گزنده‌، و برخي‌ عنكبوت‌ها
واكسن‌ها
گرده‌ گياهان‌
موادي‌ كه‌ در بعضي‌ از انواع‌ عكس‌برداري‌ تزريق‌ مي‌شوند.
غذاها، به‌ خصوص‌ تخم‌مرغ‌، باقلا، لوبيا، غذاهاي‌ دريايي‌، و ميوه‌ها
ورزش‌
عوامل تشديد كننده بيماري
سابقه‌ آلرژي‌ خفيف‌ به‌ چيزهايي‌ كه‌ در بالا ذكر شد.
سابقه‌ اگزما، تب‌ يونجه‌، يا آسم‌
پيشگيري‌
اگر سابقه‌ آلرژي‌ داريد:
پيش‌ از پذيرفتن‌ هرگونه‌ دارو، مطلب‌ را به‌ پزشك‌ يا دندانپزشك‌ گوشزد كنيد. پيش‌ از اينكه‌ تزريقي‌ براي‌ شما انجام‌ شود، از ماهيت‌ آن‌ مطلع‌ شويد.
هميشه‌ و در همه‌ جا يك‌ كيت‌ آنافيلاكسي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشيد. مطمئن‌ شويد كه‌ خانواده‌تان‌ طريقه‌ استفاده‌ از كيت‌ را بلدند تا وقتي‌ واكنش‌ در شما بروز كرد بتوانند از آن‌ استفاده‌ كنند.
اگر به‌ گزش‌ حشرات‌ آلرژي‌ داريد، به‌ هنگام‌ بيرون‌ رفتن‌ لباس‌هاي‌ محافظتي‌ بپوشيد.
هميشه‌ يك‌ دست‌بند يا گردن‌ آويز مخصوص‌ داشته‌ باشيد كه‌ روي‌ آن‌ آلرژي‌ شما مشخص‌ باشد.
هميشه‌ پس‌ از تزريق‌ هرگونه‌ دارو، تا 15 دقيقه‌ در مطب‌ پزشك‌ بمانيد. هرگونه‌ علامت‌ آلرژي‌ را فوراً اطلاع‌ دهيد.
يكي‌ از روش‌هايي‌ را كه‌ مي‌توانيد مدنظر قرار دهيد عبارت‌ است‌ از تزريق‌ ماده‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ حساسيت‌ داريد به‌ روشي‌ مخصوص‌ و تدريجي‌ به‌ طوري‌ كه‌ حساسيت‌ شما به‌ تدريج‌ برطرف‌ شود (نام‌ ديگر اين‌ روش‌ حساسيت‌زدايي‌ است‌).
عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ فوري‌ و به‌ موقع‌، كاملاً بهبود مي‌يابيد.
عوارض‌ احتمالي‌
در صورت‌ عدم‌ درمان‌ فوري‌ و به‌ موقع‌، امكان‌ دارد آنافيلاكسي‌ منجر به‌ شوك‌، ايست‌ قلبي‌، و مرگ‌ شود.
درمان‌
اصول‌ كلي‌
اگر علايم‌ آنافيلاكسي‌ را در فردي‌ مشاهده‌ كرديد و ديديد كه‌ تنفس‌ وي‌ متوقف‌ شد: ـ اورژانس‌ را خبر كنيد يا به‌ فرد ديگري‌ بگوييد اين كار را انجام‌ دهد. (اگر اين‌ اتفاق‌ براي‌ يك‌ كودك‌ افتاده‌ است‌، قبل‌ از خبر كردن‌ اورژانس‌، اقدامات‌ احيا را به‌ مدت‌ يك‌ دقيقه‌ انجام‌ دهيد.) ـ فوراً تنفس‌ دهان‌ به‌ دهان‌ را آغاز كنيد. ـ اگر قلب‌ ضربان‌ ندارد، ماساژ قلبي‌ بدهيد. ـ تا زماني‌ كه‌ كمك‌ نرسيده‌ است‌، عمليات‌ احيا را ادامه‌ دهيد.
هر گاه‌ دارويي‌ را مصرف‌ مي‌كنيد، نسبت‌ به‌ امكان‌ بروز واكنش‌ آلرژيك‌ هوشيار باشيد و آمادگي‌ اين‌ را داشته‌ باشيد كه‌ به‌ محض‌ بروز علايم‌ اقدامات‌ لازم‌ را انجام‌ دهيد. اگر قبلاً دچار واكنش‌ آلرژيك‌ شديد شده‌ايد، هميشه‌ كيت‌ آنافيلاكسي‌ همراه‌ داشته‌ باشيد.
درمان‌ طولاني‌ مدت‌ مستلزم‌ حساسيت‌زدايي‌ است‌.
داروها
تزريق‌ اپي‌نفرين‌ (آدرنالين‌) تنها درمان‌ فوري‌ مؤثر است‌.
داروهايي‌ مثل‌ آمينوفيلين‌، كورتيزون‌، يا آنتي‌هيستامين‌ها، كه‌ پس‌ از آدرنالين‌ تزريق‌ مي‌شوند، جلوي‌ بازگشت‌ علايم‌ حاد را مي‌گيرند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
به‌ محض‌ بهبود علايم‌ حمله‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ عادي‌ خود را از سر بگيريد. اما اگر علايم‌ دوباره‌ برگشتند، بايد 24 ساعت‌ تحت‌نظر باشيد.
رژيم‌ غذايي‌
از خوردن‌ غذاهايي‌ كه‌ به‌ آنها آلرژي‌ داريد خودداري‌ كنيد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ آنافيلاكسي‌ را بروز داده‌ايد. اين‌ يك‌ اورژانس‌ است‌! فوراً درخواست‌ كمك‌ اورژانس‌ نماييد.
اگر دچارعلايم‌ جديد و نامنتظره‌ بروز كرده‌اند. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

Mahdi Hero
26-10-2007, 20:40
اختلالات رايج پوستي





برخلاف قفسه های خالی داروی آقایون، کابینت های مخصوص داروی خانم ها بیشتر شبیه به لابراتوارهای شیمی است. یکی از مواردی که می توانید به وفور در قفسه های آنها پیدا کنید، مربوط به محصولات پوستی می شود. در این خصوص می توان به پاک کننده ها، ضد عفونی کننده ها، روشن کننده ها، لوسیون، پاک کننده جوش، و در آخر ضد چروک ها اشاره کرد. بگذارید رو راست با قضیه برخورد کنیم: در مقایسه با خانم ها، آقایون اهمیت کمتری برای پوستشان قائل هستند و تا زمانی که مشکل حادی به وجود نیاید، هیچ توجهی به آن نمی کنند. زمانی که چنین مشکلی بروز میکند ناگهان حفظ سلامت پوست برایشان اهمیت پیدا می کند.
برخی از بیماری های پوستی که در این بخش به آنها اشاره می کنیم، رنجش آور و در برخی موارد کاملا جدی می شوند. خوشبختانه با کمک کوچکی از جانب پزشک خود می توانید آنها را به راحتی تحت کنترل در آورده و درمان نمایید.

روساکیا
چه نوع بیماری است؟
علائم آن همراه با لکه های قرمز رنگ و متورم و برافروخته معمولا بر روی گونه ها و بینی نمایان می شود. این بیماری بیشتر در افرادی بروز می کند که دارای پوست های روشن هستند و سیر صعودی دارد، به این معنا که اگر مورد درمان قرار نگیرد ممکن است به طور فزاینده ای وخیم شود. همچنین می تواند دارای سیکل خاصی باشد، یعنی در یک زمان لکه ها محو شوند و در زمانی دیگر بدتر از گذشته شوند.

علت آن چیست؟
زمانی تصور می شد که این بیماری به دلیل مصرف الکل ایجاد می شود. مصرف الکل مستقیما باعث ایجاد این بیماری نمی شود، اما ممکن است گونه های شما را گلگون سازد. در حقیقت دانشمندان هم هیچ نوع نظر قطعی در مورد علت اصلی بروز آن ندارند. برخی معتقدند که بیماری ارثی است، اما عده ای دیگر معتقدند که به دلیل باکتری گرانرو و یا حتی کرم های ریز میکروسکوپیک ایجاد می شود.

راه درمان چیست؟
خوشبختانه این بیماری می تواند به طور موثر درمان شود. پزشکان معمولا آنتی بیوتیک های موضعی و یا بلعیدنی برای کاهش قرمزی و جلوگیری از عفونی شدن تجویز می کنند. در مواردی که بیماری حادتر می شود، می توان از "ایزوترتیون" هم استفاده کرد. به هر حال درمان هم از طریق آنتی بیوتیک ها و هم از طریق ایزوترتیون ثمر بخش خواهد بود. اگر دلیل بیماری تورم رگ های خونی باشد، یک درماتولوژیست می تواند با استفاده از جراحی لیزری یا الکتروسرجری میزان آنرا کاهش دهد.

اگزما
چه نوع بیماری است؟
اگزما نام عمومی بیماری "آتوپیک درماتیتیس" می باشد که به زبان ساده به پوست ملتهب و قرمز اطلاق می شود.
اگزما انواع مختلفی دارد که در این قسمت به 5 نوع از شایع ترین انواع آن اشاره کوتاهی داریم:
اگزمای آلرژیک: معمولا به دلیل تماس پوست با مواد آلرژی زا و یا مواد شیمیایی به وجود می آید. عمدتا چیزی مانند اسیدها و یا مواد سفید کننده می توانند دلیل مناسبی برای بروز بیماری باشند.
اگزمای دیسایدروتیک: تاول های بزرگ و عمیقی که بر روی کف دست و یا پا ایجاد می شوند.
نورودرماتیس: پوست در قسمت کمر، بازو، ران، و ساق پا به اندازه گردی ها کوچکی در قطع سکه خراشیده می شود و معمولا با خارش، و پوسته شدن همراه است و احتمال گسترش آن نیز زیاد می باشد.
اگزمای سابوریک: خود را با تکه های زرد رنگ، روغنی، و بزرگ نشان می دهد و معمولا بر روی پوست سر و صورت ظاهر می شوند. البته بیماری می تواند بر روی سایر قسمت های بدن نیز تاثیر بگذارد.
درماتیس استاتیس: در قسمت پایینی پاها بروز می کند و معمولا به دلیل اختلات گردش خون ایجاد می شود.

علت آن چیست؟
پزشکان نظر واحدی بر روی بروز این بیماری ندارند؛ اما اعتقاد عام این است که ناراحتی به طور ارثی به فرد انتقال می یابد. همچنین می تواند در اثر پایین بودن توانایی سیستم دفاعی بدن به وقوع بپیوندد. در این حالت مهاجمان داخلی، نقاطی را که از کمترین میزان ایمنی برخوردار هستند، نشانه می گیرند.
اما برخی مواد برانگیزاننده و محرک وجود دارند که می توانند به خودی خود آلرژی زا باشند. از این دست مواد می توان به موارد زیر اشاره کرد: پشم، نخ مصنوعی، صابون های سخت، پاک کننده و شوینده ها، انواع عطرها و لوازم آرایشی، کلر، روغن معدنی، و دست آخر حلال ها. همچنین هوای خاک آلوده و بادی و دود سیگار نیز می توانند در نقش آلرژی زا عمل کنند.
اگر احساس می کنید که مبتلا به اتوپیک درماتیس هستید، پزشک شما با بهره گیری از چند روش مختلف می تواند بیماری را شناسایی کند. اگر اگزما به دلیل حساسیت ایجاد شده باشد یک تست موضعی آلرژیک می تواند علت بیماری را آشکار سازد. همچنین با استناد به تاریخچه بیماری های خانوادگی و وضعیت پزشکی گذشته نیز می توان تشخیص را آسان تر نمود. به این دلیل که دلایل برزو اگزما بی شمار هستند ذکر یک مورد کار آسانی نیست. اما بازهم هزاران راه درمانی وجود دارد که از ناراحتی شما می کاهد.

روش درمان چیست؟
یک سری داروهای جدید با نام "ایمیون مادلیتر" می توانند تا حدود زیادی به شما کمک کرده و علائم بیماری را از بین ببرند. معمولا به صورت کرم و یا پماد به بازار عرضه میشوند. از انواع آن می توان به پی مکرولین، و تاکرولیموس اشاره کرد.
کورتیکواستروئید می تواند میزان مقاومت سیستم ایمنی بدن را در نقاط آسیب دیده بالا ببرد. معمولا پزشکان آنها را به صورت کرم تجویز می کنند، اما قرص آن نیز در بازار وجود دارد. برای از بین رفتن خارش نیز می توان از آنتی هیستامین ها کمک گرفت، اگر به دلیل خارش زیاد پوست عفونی شود، می توانید در این وضعیت از آنتی بیوتیک ها استفاده کنید.

پسوریازیس
چه نوع بیماری است؟
پوست بدن همواره با آزاد کردن لایه های مرده و جایگزین کردن آن با سلول های جدید، خود را ترمیم می کند. دوره کامل این فرایند تقریبا قریب به یک ماه به طول می انجامد. زمانی که شما دچار بیماری پسوریازیس باشید این چرخه تنها در عرض چند روز اتفاق می افتد. سلول های جدید پیش از اینکه آمادگی لازم را پیدا کنند به سطح پوست انتقال داده می شوند. نتیجه آن چیزی جز زخم های قرمز که روی آن با پوسته ضخیم براقی پوشیده شده باشد، نخواهد بود، امکان بروز خارش نیز وجود دارد. متاسفانه بیماری در نقاط قابل رویت بدن مانند زانو، آرنج و سر ایجاد می شود. هر چند نمی توان بیماری را فقط به همین چند نقطه محدود کنیم.

علت آن چیست؟
دانشمندان معتقدند که این وضعیت به دلیل بالا بودن بیش از اندازه سیستم دفاعی بدن بروز می کند. به همین دلیل سلولهای جدید خیلی پیش از آنکه آمادگی لازم برای جانشینی سلول های مرده را پیدا کنند به سطح پوست رانده می شوند. همین امر باعث ایجاد قرمزی و التهاب پوست می شود. می تواند ارثی باشد (علت بیماری در هر 1 نفر از 3 نفر ارثی اعلام شده)، و یا به دلیل استرس، عفونت، و آب و هوای خشک بروز کند.

روش درمان چیست؟
پزشک متخصص شما به طور حتم از پمادهای موضعی شروع می کند تا اندکی از میزان علائم بیماری کاسته شود. این پماد ها می توانند شامل موارد زیر باشند: کورتیکوسترویئد، کالسیپورترین، رتینوئید، کل تار، آنترالین، سالسیلیک، و کلوبستاسول. اکثر پماد های نامبرده شده قسمت های عفونی را تسکین داده و سیستم ایمنی بدن را متمرکز می نمایند.
اگر کرم های موضعی ثمر بخش نبودند و یا اثر آنها برای مدت زمان کوتاهی باقی ماند، می توانید از درمان ها خورشیدی و اشعه فرابنفش کمک بگیرید. این روش درمانی از فرایند رشد بیماری تا حد زیادی جلوگیری می کند. اما اگر باز هم تمام این درمان ها کمکی به بهبود شما نکردند، می توانید از داروهایی نظیر متودرکسات، رتینوئید، سایکلوسپرین، هایدرکسایوری استفاده کنید، این داروها قدرت سیستم ایمنی بدن را کاهش می دهند.
همچنین داروهای جدیدی به نام "تعدیل دهنده های واکنش بیولوژیکی" اخیرا به بازار عرضه شده اند که می توانند تا حد زیادی مفید واقع شوند. این دارو از سلول های پروتیینی زنده تشکیل شده و می تواند در پروسه ایمنی بدن نفوذ کند. داروها شامل الفاسپت، اتانرسپت، و افالیزاماب می شود. هر چند داروها بیماری را درمان می کنند، اما می توانند تاثیرات جانبی خطرناکی را نیز در بر داشته باشند. بیمارانی که از این داروها استفاده می کنند باید تحت نظر مستقیم پزشک باشند.

ناراحتی پوستی
اگر دچار ناراحتی وخیمی پوستی شده اید و از اینکه در مجامع عمومی ظاهر شوید، گریزان هستید، نباید امید خود را از دست بدهید. درمان ها و روش هایی وجود دارند که می توانند به راحتی تمام بیماری ها و اختلات پوستی را از بین ببرند

mehraria
27-10-2007, 12:30
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ریفلاکس چیست؟

ریفلاکس(REFLUX) بیماری می باشد که حدود 40 درصد افراد جامعه را گرفتار می کند و در 15 درصد موارد، این بیماری به شکل شدید و آزار دهنده است. در این بیماری اسید معده به همراه غذا، از معده به مری برمی گردد(مانند تصویر بالا) و مردم بعد از خوردن غذا، احساس لذت و رضایت ندارند. ریفلاکس یکی از بیماری های شایعی است که مردم از ترش کردن شکایت دارند و از احساس زندگی مطلوب و لذت بخش رنج می برند.
علایم بیماری ریفلاکس کدام است؟
شایع ترین علامت این بیماری ترش کردن و سوزش سردل می باشد و از علایم دیگری که کمتر شایع می باشد داشتن حالت تهوع، استفراغ، درد سینه و گلو، بعضی اوقات گوش درد، سرفه و حتی تشدید حملات آسمی در بیماران مبتلا به آسم می باشد.
هم چنین داشتن خشونت صدا و به ندرت احساس گیرکردن غذا در مری (دیسفاژی) نیز در این بیماران دیده می شود.
عوامل زمینه ساز بیماری ریفلاکس کدام است؟
از مهم ترین عوامل زمینه ساز یا تشدید کننده این بیماری می توان به عواملی مانند عادات زندگی، عادات غذایی، مصرف داروها و چاقی اشاره کرد.
با توجه به این که چاقي در کشورهای در حال توسعه روز به روز در حال افزایش می باشد، این بیماری نیز در این جوامع بیشتر دیده می شود. ولی خوشبختانه، با کاهش و تنظیم وزن، علایم این بیماری قابل کنترل و درمان می باشد.
از عوامل غذایی که با بیماری ریفلاکس در ارتباط است می توان به مصرف غذاهای پرچرب اشاره کرد. از عوامل دارویی می توان به مصرف نیترات ها و کلسیم بلاکرها اشاره کرد که مصرف بیش از اندازه این مواد باعث تشدید بیماری ریفلاکس می شوند.
راه های تشخیص بیماری کدام است؟
غالباً برای تشخیص این بیماری نیاز به استفاده از وسیله تشخیصی خاصی نمی باشد، چون علایم بارز این بیماری ترش کردن می باشد که خود بیماران این نکته را ذکر می کنند. ولی در بعضی از موارد برای تشخیص قطعی می توان از آندوسکوپی و گرافی باریوم سوالو (Barium Swallow) و PH متری استفاده کرد.
نکته مهم در ارتباط با تشخیص این بیماری آن است که در بعضی افراد ممکن است این بیماری با دردهای قلبی اشتباه شود، بنابراین تشخیص بیماری ریفلاکس ازبيماريهاي حاد قلبي بسیار مهم می باشد و از طرفی شایع ترین علت دردهای سینه غیر قلبی، بیماری ریفلاکس می باشد.

سرفه مزمن هم از علامت های نسبتاً شایع بیماری ریفلاکس می باشد که ممکن است با بیماری های ریوی اشتباه شود و در بیماران مبتلا به آسم، ریفلاکس می تواند باعث تشدید علایم آسم شود.
این بیماری بیشتر در چه افرادی دیده می شود؟
این بیماری معمولاً در افراد چاق و افرادی که از رژیم های غذایی پرچرب و کالری زیاد استفاده می کنند دیده می شود. هم چنین در بیمارانی که دچار فتق مری می باشند، نیز احتمال بروز ریفلاکس بیشتر است.
از عوامل تشدید کننده این بیماری می توان به عواملی مانند خوردن غذاهای سنگین و خوابیدن زود هنگام بعد از مصرف غذای سنگین و حجیم اشاره کرد.
این بیماری در آقایان سفید پوست با شیوع بیشتری نسبت به خانم ها و دیگر نژادها دیده می شود.
=-=-=-=-=-
دکتر علیرضا خلیلیان- متخصص بیماری های داخلی و فوق تخصص گوارش و کبد
استادیار دانشگاه علوم پزشکی همدان

Lee yong ae
27-10-2007, 23:54
آفتاب‌سوختگي‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ پوست‌ پس‌ از مواجهه‌ بيش‌ از حد با آفتاب‌، لامپ‌هاي‌ آفتابي‌ يا مواجهه‌ شغلي‌ با نور شديد.
مواجهه‌ بيش‌ از حد با اشعه‌ فرابنفش‌. در روزهاي‌ ابري‌، ابرهاي‌ نازك‌ جلوي‌ آن‌ را نمي‌گيرند ولي‌ بخار ودود تا حدي‌ جلوي‌ آن‌ را مي‌گيرند. مقدار زيادي‌ اشعه‌ فرابنفش‌ به‌ وسيله‌ برف‌، آب‌، شن‌، و پياده‌روها منعكس‌ مي‌شود.
ظهر تا 3 بعدازظهر از آفتاب‌ دوري‌ كنيد.
براي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ خارج‌ از منزل‌ از كرم‌ ضد آفتاب‌ استفاده‌ كنيد. محصولاتي‌ كه‌ قدرت‌ محافظت‌كنندگي‌ آنها 15 يا بيشتر است‌، محافظت‌ تقريباً كامل‌ ايجاد مي‌كنند. كرم‌هايي‌ كه‌ قدرت‌ محافظتي‌ كمتري‌ دارند، محافظت‌ نسبي‌ ايجاد مي‌كنند و باعث‌ تيره‌ شدن‌ خفيف‌ مي‌شوند. برخي‌ از اين‌ كرم‌ها در برابر آب‌ و تعريق‌، مقاوم‌ هستند ولي‌ بايد پس‌ از شنا يا مواجهه‌ طولاني‌ مدت‌ دوباره‌ از آنها استفاده‌ كنيد. روغن‌ معدني‌ يا كره‌ كاكائويي‌، باعث‌ محافظت‌ در برابر آفتاب‌ نمي‌شوند.
براي‌ حداكثر محافظت‌ از يك‌ داروي‌ محافظت‌ كننده‌ فيزيكي‌ مثل‌ پماد اكسيد روي‌ استفاده‌ كنيد. پس‌ از شنا و در مواجهه‌هاي‌ متعدد، دوباره‌ از آن‌ استفاده‌ كنيد. استفاده‌ از كرم‌هاي‌ محافظت‌كننده‌ به‌ويژه‌ در نواحي‌ حساس‌تر به‌ سوختگي‌ مثل‌ پوست‌ بيني‌، گوش‌ها، پشت‌ ساق‌ها و پشت‌ گردن‌ مفيد هستند.
اگر بندرت‌ دچار سوختگي‌ مي‌شويد، از يك‌ كرم‌ ضد آفتاب‌ استفاده‌ كنيد كه‌ باعث‌ تيره‌ شدن‌ شود و حداقل‌ محافظت‌ را ايجاد كند.
از لباس‌هاي‌ به‌ رنگ‌ خنثي‌ مثل‌ خرمايي‌ استفاده‌ كنيد. از رنگ‌هاي‌ روشن‌ و سفيد بپرهيزيد زيرا آفتاب‌ را روي‌ صورتتان‌ منعكس‌ مي‌كنند.
اگر اصرار بر آفتاب‌ گرفتن‌ داريد، مواجهه‌ خود را با آفتاب‌ در روز اول‌ به‌ 10-5 دقيقه‌ در هر طرف‌ بدن‌ محدود كنيد. هر روز 5 دقيقه‌ به‌ اين‌ زمان‌ اضافه‌ كنيد.

قرمزي‌، تورم‌، درد و گاهي‌ تاول‌ زدن‌ پوست‌
تب‌ (گهگاه‌)
تهوع‌ و استفراغ‌ (در سوختگي‌هاي‌ شديد)
دليريوم‌ (در سوختگي‌هاي‌ شديد و وسيع‌)
تيره‌ شدن‌ يا ور آمدن‌ پوست‌ پس‌ از بهبودي‌، بسته‌ به‌ شدت‌ سوختگي‌


براي‌ كاهش‌ گرمي‌ و درد، پارچه‌ نرمي‌ را در آب‌ خنك‌ مرطوب‌ كرده‌، روي‌ نواحي‌ سوخته‌ قرار دهيد.
از كرم‌ سرد يا لوسيون‌ نوزاد استفاده‌ كنيد.
براي‌ تاول‌هاي‌ شديد پوست‌، از پوشش‌ سبك‌ ژل‌ نفت‌ خام‌ استفاده‌ كنيد. اين‌ ماده‌ مانع‌ چسبيدن‌ اشيا به‌ تاول‌ها مي‌شود.
در يك‌ وان‌ آب‌ سرد كه‌ داراي‌ بلغور يا سوداي‌ آشپزي‌ باشد، غوطه‌ور شويد. خشكي‌ پوست‌ را آرام‌ نوازش‌ دهيد و روي‌ آن‌ محكم‌ نكشيد.

براي‌ تسكين‌ درد و كاهش‌ تب‌ از داروهاي‌ بدون‌ نياز به‌ نسخه‌ مثل‌ آسپرين‌ يا استامينوفن‌ استفاده‌ كنيد. داروهاي‌ ضد سوختگي‌ بدون‌ نياز به‌ نسخه‌ كه‌ محتوي‌ بي‌حس‌ كننده‌هاي‌ موضعي‌ باشند، مثل‌ بنزوكائين‌ يا ليدوكائين‌، ممكن‌ است‌ مفيد باشند ولي‌ در برخي‌ از افراد واكنش‌هاي‌ آلرژيك‌ ايجاد مي‌كنند.
مسكن‌ها يا داروهاي‌ كورتيزوني‌ به‌ مقدار كم‌ ممكن‌ است‌ تجويز شوند.

Lee yong ae
28-10-2007, 11:33
● آرتریت روماتوئید زانو:

زانوها جزء شایعترین مفاصلی هستند که در آرتریت رو ماتوئید درگیر میشوند.این بیماری اغلب منجر به ناتوانی دائمی شدید میگردد.

اغلب هر دو زانو بطور همزمان و همراه با سایر مفاصل درگیر میشود. زانو های درگیر دردناک هستند, گاهی متورم و در لمس گرمتر از سایر نقاط پوست هستند. پای پرانتزی یا خم شدن دائمی ممکن است رخ بدهد. حرکات زانو مختل است و اعمال فشار منجر به احساس درد میشود. التهاب ایجاد شده, پس از گذشت ماه ها و یا سالها فروکش میکند ولی زانوی بیمار بندرت به وضعیت طبیعی خود برمیگردد.سطوح مفصلی معمولا آسیب میبینند و زودتر از مفاصل طبیعی فرسوده میشوند. بنابر این در مراحل انتهائی بیماری احتمال اضافه شدن آرتروز به آرتریت روماتوئید وجود دارد.

● نرمی غضروف زانو(کندرو مالاسی استخوان کشکک)

در این بیماری , غضروف مفصلی ( مخصوصا قسمت داخلی آن) به دلایلی که مشخص نیست خشن و رشته رشته میشود. تصور میگردد که سایش ایجاد شده بین ناحیه آسیب دیده وقسمت داخلی زائده انتهای پائینی استخوان ران , مسول بروز درد است. این بیماری با آرتروز تفاوت دارد ولی ممکن است آرتروز سالهای بعد اضافه گردد.بیمار اغلب دختر ۱۵-۱۸ سالهای است که درد آزار دهنده ای در عمق زانو و پشت استخوان کشکک خود احساس میکند .

درد بیمار با بالارفتن از پله ها یا پایین آمدن از پله ها تشدید میگردد. اغلب تجمع مایعی در درون مفصل وجود دارد و ممکن است پس از جابجا کردن استخوان کشکک به یک طرف در لمس عمقی آن حساسیت موضعی یافت گردد.

همچنین ممکن است نقطه ای از حساسیت موضعی شدید بر روی قسمت قدامی زایده استخوان ران وجود داشته باشد. حرکات مفصل ممکن است همراه با کریپیتاسیون(صدا) باشند که از روی استخوان کشکک به دست فرد معاینه کننده منتقل میشود.( مخصوصا وقتی که بیمار از حالت ایستاده زانوهای خود را خم میکند و مینشیند)

● سل زانو:

در کشور های غربی بسیار نادر است اما در کشور های درحال توسعه کم و بیش دیده میشود. زانوی درگیر دردناک است..

بطور منتشر در تمام محیط زانو تورم دیده میشود. حرکات زانو محدود است, عضلات ران تحلیل میروند و گاهی اوقات آبسه یا سینوسی آشکار میشود.

● آرتروز زانو:

زانو بیش از هر مفصل دیگری در اثر آرتروز درگیر میشود.آرتروز زانو مخصوصا در زنان چاق مسن شایع است. بیمار بطور شایع زنان مسن و سنگین وزنی هستند که ممکن است هر دو زانوی آنها درگیر شده باشند. در گروه دیگر که عمدتا مرد هستند سابقه ای از به هم خوردگی مکانیکی قبلی( در اثر آسیب های ناشی ار ورزش) وجود دارد.

درد آزار دهنده, و به آهستگی افزایش یابنده ای در مفصل درگیر وجود دارد که پس از فعالیتهای غیر معمول تشدید میشود. همچنین در هنگام حرکت دادن به مفصل میتوان صدای سائیدگی آن را لمس یا سمع کرد.علائم بیمار اغلب با کشش یا پیچ خوردگی تشدید می یابند. معمولا شواهدی از وجود یکی از عوارض زمینه ساز ذکر شده وجود دارد.

● درد مفصلی هموفیلی ها:

ارتریت هموفیلیک زانو مفصل را بیش ار هر مفصل دیگری درگیر میکند. آرتریت هموفیلیک زانو نادر است زیرا خود هموفیلی نیز بسیار بندرت دیده میشود. یافته های بدست آمده بر اساس مر حله بیماری و مدت زمان استقرار آن متغیر است. پس از هر بار حمله جدید خونریزی , زانوی درگیر متورم می شود. تورم مفصل تا حدودی ناشی از تجمع خون و تا حدودی در اثر ضخیم شدگی سینویال است که به علت تراوش خون از عروق به فضای بینا بینی ایجاد میشود. پوست پوشاننده مفصل درگیر, بطور غیر طبیعی گرم است. حرکات مفصل محدود هستند و فشار اوردن به مفصل درگیر منجر به درد می شود.

Bl@sTeR
30-10-2007, 11:20
tay sachs disease‌



شرح بيماري
بيماري‌ تاي‌ساكس‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ اختلال‌ ارثي‌ و نادر دستگاه‌ عصبي‌ مركزي‌ در شيرخواران‌ و كودكان‌ كم‌سن‌ كه‌ باعث‌ اختلال‌ پيشرونده‌ و مرگ‌ زودرس‌ مي‌گردد.
علايم‌ شايع‌
كودك‌ در بدو تولد، طبيعي‌ به‌ نظر مي‌رسد. بين‌ 6-3 ماهگي‌ علايم‌ زير ظاهر مي‌شوند:
از دست‌ دادن‌ آگاهي‌ و تأخير تكامل‌ ذهني‌
از دست‌ دادن‌ قدرت‌ عضلات‌ مثلاً مشكل‌ در نشستن‌ يا چرخيدن‌
كري‌
كوري‌
يبوست‌ شديد ناشي‌ از عصب‌دهي‌ مختل‌ به‌ كولون‌
تشنج‌
علل‌
يك‌ بيماري‌ ارثي‌ ناشي‌ از يك‌ ژن‌ مغلوب‌ كه‌ باعث‌ كمبود آنزيم‌ مي‌گردد. اگر هر دو والد ژن‌ را داشته‌ باشند، كودك‌ آنها به‌ احتمال‌ 25% مبتلا به‌ بيماري‌ تاي‌ ساكس‌ مي‌گردد. اگر تنها يك‌ والد، ناقل‌ باشد، كودك‌ مبتلا نخواهد شد. در يهوديان‌ اشكنازي‌ يا كانادايي‌هاي‌ فرانسوي‌ تبار، از هر 60 نفر يك‌ نفر داراي‌ اين‌ ژن‌ است‌.
عوامل تشديد كننده بيماري
عوامل‌ ژنتيك‌. بيشتر والديني‌ كه‌ داراي‌ ژن‌ مغلوب‌ هستند، از يهوديان‌ اروپاي‌ شرقي‌ (اشكنازي‌) يا كانادايي‌هاي‌ فرانسوي‌ تبار هستند.
پيشگيري‌
در خانواده‌هاي‌ مبتلا به‌ تاي‌ ساكس‌، كودكان‌ را از لحاظ‌ ژنتيك‌ غربالگري‌ كنيد.
اگر شما يا همسرتان‌ سابقه‌ خانوادگي‌ تاي‌ ساكس‌ را داشته‌ باشيد، مشاوره‌ ژنتيك‌ انجام‌ دهيد.
اگر در انتظار يك‌ كودك‌ هستيد و سابقه‌ خانوادگي‌ تاي‌ ساكس‌ را داريد، براي‌ تشخيص‌ ابتلاي‌ جنين‌، آمنيوسنتز را مدنظر قرار دهيد.
عواقب‌ مورد انتظار
مرگ‌ معمولاً قبل‌ از 5 سالگي‌ رخ‌ مي‌دهد.
عوارض‌ احتمالي‌
پنوموني‌ (ذات‌الريه‌)
زخم‌هاي‌ فشاري‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
در صورتي‌ كه‌ والدين‌ قادر به‌ فراهم‌ كردن‌ تسهيلات‌ مراقبتي‌ گسترده‌، براي‌ مراقبت‌هاي‌ پايه‌ نباشند، ترتيب‌ آن‌ را فراهم‌ نماييد.
روان‌ درماني‌ يا مشاوره‌ براي‌ والدين‌ و فرزندان‌. ياد بگيرند با زجر حاصل‌ از اين‌ بيماري‌ كنار بيايند.
جستجوي‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ براي‌ خانواده‌ قربانيان‌ تاي‌ ساكس‌
داروها
ضد تشنج‌ها براي‌ كنترل‌ تشنج‌
ملين‌ها و مسهل‌ها براي‌ برطرف‌ كردن‌ يبوست‌
ساير داروها براي‌ كنترل‌ عوارض‌ در صورت‌ ظهور
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
در مراحل‌ اوليه‌ كودك‌ را تشويق‌ كنيد تا در حدامكان‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري كند. افزايش‌ نقايص‌ ذهني‌، عصبي‌ و عضلاني‌ سرانجام‌ كودك‌ را در اكثر مواقع‌ زمين‌گير خواهد كرد.
رژيم‌ غذايي‌
مايعات‌ كافي‌ و رژيم‌ غذايي‌ طبيعي‌ و پر فيبر براي‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌ يبوست‌ فراهم‌ كنيد. با پيشرفت‌ بيماري‌ معمولاً تغذيه‌ با لوله‌ معده‌ ضرورت‌ مي‌يابد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر در مورد تكامل‌ ذهني‌ و فيزيكي‌ شيرخواران‌ خود نگران‌ شده‌ايد.
اگر گمان‌ مي‌كنيد كه‌ شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ شما حاصل‌ يك‌ ژن‌ غيرطبيعي‌ هستيد. يك‌ مشاور ژنتيك‌ مي‌تواند به‌ شما كمك‌ كند كه‌ چگونه‌ از داشتن‌ كودك‌ مبتلا به‌ اين‌ بيماري‌ جلوگيري‌ كنيد.

Bl@sTeR
30-10-2007, 11:30
varicose veins


اطلاعات‌ اوليه‌

توضيح‌ كلي‌
بيماري‌ وريدهاي‌ واريسي‌ عبارت‌ است‌ از اتساع‌ و پيچ‌خوردگي‌ دايمي‌ وريدها (معمولاً در پا). در بزرگسالان‌ شايعتر است‌ و مي‌تواند وريدهاي‌ سطحي‌، عمقي‌ و رابط‌ بين‌ وريدهاي‌ سطحي‌ و عمقي‌ را درگير كند. وريدهاي‌ لب‌هاي‌ مهبل‌ در طول‌ بارداري‌ و وريدهاي‌ اطراف‌ مقعد (هموروئيدها) نيز ممكن‌ است‌ واريسي‌ شوند.
علايم‌ شايع‌
وريدهاي‌ بزرگ‌، بدشكل‌، شبيه‌ مار و كبود كه‌ در حال‌ ايستاده‌ از زير پوست‌ قابل‌ رؤيت‌ هستند. بيشتر در پشت‌ ساق‌ يا داخل‌ پا از مچ‌ تا كشاله‌ ران‌ ظاهر مي‌شوند.
ناراحتي‌ مبهم‌ و درد در پاها به‌ويژه‌ پس‌ از ايستادن‌
خستگي‌
علل‌
وريدهاي‌ پاها در هر چند سانتيمتر دريچه‌هايي‌ يك‌طرفه‌ دارند كه‌ به‌ بازگشت‌ خون‌ به‌ قلب‌ برخلاف‌ نيروي‌ جاذبه‌ كمك‌ مي‌كنند. اگر دريچه‌ها نشت‌ كنند، فشار خون‌ در وريدها مانع‌ از تخليه‌ مناسب‌ خون‌ مي‌گردد. دريچه‌ها ممكن‌ است‌ به‌ خاطر سابقه‌ بيماري‌ وريدي‌ مثل‌ ترومبوفلبيت‌، ايستادن‌ طولاني‌ يا فشار بر روي‌ وريدهاي‌ لگن‌ در اثر بارداري‌، تومورها يا مايعات‌ شكم‌ از كار بيفتند.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
بارداري‌
چرخه‌ قاعدگي‌. علايم‌ قبل‌ و در حين‌ قاعدگي‌ بدتر مي‌شوند.
سابقه‌ خانوادگي‌ وريدهاي‌ واريسي‌
شغل‌هاي‌ مستلزم‌ ايستادن‌ طولاني‌
پيشگيري‌
ورزش‌ منظم‌ به‌ويژه‌ پياده‌روي‌، شنا يا دوچرخه‌سواري‌ براي‌ حفظ‌ سلامت‌ گردش‌ خون‌
عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ قابل‌ كنترل‌ و با جراحي‌ قابل‌ علاج‌ است‌.
عوارض‌ احتمالي‌
زخم‌ نزديك‌ مچ‌ پا در اثر خونرساني‌ نامناسب‌ به‌ پوست‌. ممكن‌ است‌ بهبودي‌ آن‌ كند باشد.
لخته‌ خوني‌ وريد عمقي‌
خونريزي‌ زير پوست‌ يا خونريزي‌ خارجي‌
مشكلات‌ پوست‌ مجاور وريدهاي‌ واريسي‌ كه‌ شبيه‌ اگزما هستند.
درمان‌

اصول‌ كلي‌
روش‌هاي‌ محافظه‌كارانه‌: دوره‌هاي‌ استراحت‌ زياد با بلند كردن‌ پا، جوراب‌ فشاري‌ كشي‌ و سبك‌ (بهتر است‌ قبل‌ از بيرون‌ آمدن‌ از بستر پوشيده‌ شود)، اجتناب‌ از كمربند و ساير لباس‌هاي‌ تنگ‌، استفاده‌ از لباس‌ گرم‌ و مرطوب‌ در صورت‌ ايجاد خارش‌
روش‌هاي‌ جراحي‌ و غيره‌ (در صورت‌ وجود درد، فلبيت‌ عودكننده‌، تغييرات‌ پوستي‌ يا براي‌ زيبايي‌): بستن‌ و بريدن‌ وريد صافن‌، تزريق‌ محلول‌ اسكلروزدهنده‌، فلبكتومي‌ (برداشتن‌ وريد با چاقو (اقدامي‌ جديدتر با زمان‌ بهبودي‌ كوتاه‌تر). ممكن‌ است‌ براي‌ جوشگاه‌ها، برداشت‌ تمام‌ ناحيه‌ و سپس‌ پيوند (گرافت‌) پوست‌ لازم‌ باشد.
وريدهاي‌ عنكبوتي‌ (تلانژكتازي‌ ايديوپاتيك‌) كه‌ ممكن‌ است‌ وسيع‌ و بدمنظره‌ باشند: تزريق‌ داخل‌ مويرگي‌ محلول‌ 1% سديم‌ تترادسيل‌ سولفات‌ (يا محلول‌ نمكي‌ هيپرتونيك‌ 4/23%) با استفاده‌ از يك‌ سوزن‌ ظريف‌. تا به‌ دست‌ آوردن‌ نتايج‌ بهينه‌، ممكن‌ است‌ درمان‌هاي‌ ديگري‌ لازم‌ باشند.
داروها
براي‌ اين‌ اختلال‌ معمولاً دارو لازم‌ نيست‌. البته‌ ممكن‌ است‌ يك‌ پزشك‌ يك‌ ماده‌ شيميايي‌ را در وريدهاي‌ واريسي‌ تزريق‌ كند تا آنها را لخته‌ كند و جوش‌ بزند (گاهي‌). ساير وريدها گردش‌ خون‌ ناحيه‌ را به‌ عهده‌ خواهند گرفت‌.
فعاليت‌
از ايستادن‌ به‌ مدت‌ طولاني‌ بپرهيزيد.
يك‌ برنامه‌ ورزشي‌ مناسب‌ روزمره‌ را به‌عنوان‌ بخشي‌ از درمان‌ محافظه‌كارانه‌ اختيار كند.
برنامه‌ پياده‌روي‌ بعد از اسكلروتراپي‌ براي‌ كمك‌ به‌ پيشبرد بهبودي‌، مهم‌ است‌.
قبل‌ از پايين‌ آوردن‌ پا از تخت‌، جوراب‌هاي‌ كشي‌ (در صورت‌ استفاده‌) را بپوشيد.
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد.
در صورتي‌ كه‌ چاقي‌ يك‌ مشكل‌ باشد، كاهش‌ وزن‌ توصيه‌ مي‌گردد.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر خود يا عضوي‌ از خانواده‌تان‌ وريدهاي‌ واريسي‌ داشته‌ باشيد.
اگر پس‌ از تشخيص‌، وريدهاي‌ واريسي‌ شروع‌ به‌ ايجاد مشكلاتي‌ در گردش‌ خون‌ پاهايتان‌ بكنند

Bl@sTeR
30-10-2007, 11:34
Mouth or tongue tumor bening


شرح بيماري
تومورهاي‌ خوش‌خيم‌ دهان‌ و زبان‌ رشد غيرطبيعي‌ جديد در دهان‌ يا زبان‌ كه‌ گسترش‌ به‌ نواحي‌ ديگر بدن‌ ندارد. تومورهاي‌ خوش‌خيم‌ دهان‌ و زبان‌ معمولاً به‌طور منفرد و با رشدي‌ بسيار آهسته‌ در طي‌ 6-2 سال‌ بروز مي‌كنند. اين‌ تومورها ممكن‌ است‌ لب‌ها، لثه‌، كام‌، زبان‌، غشاي‌ پوشاننده‌ لب‌ها و گونه‌ها، و كف‌ دهان‌ را درگير سازند.
علايم‌ شايع‌
توده‌اي‌ در هر جاي‌ دهان‌ يا زبان‌ با خصوصيات‌ زير:
توده‌ ممكن‌ است‌ زخمي‌ شده‌ و خونريزي‌ داشته‌ باشد.
توده‌ ممكن‌ است‌ جا افتادن‌ مناسب‌ دندان‌هاي‌ مصنوعي‌ را دچار اختلال‌ كند.
توده‌ ممكن‌ است‌ تكلم‌ يا بلع‌ را دچار اختلال‌ كند.
علل‌
علت‌ دقيق‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌، اگرچه‌ در افراد مصرف‌كننده‌ سيگار، سيگار برگ‌، پيپ‌، تنباكوي‌ جويدني‌ يا انفيه‌ شايع‌تر است‌
عوامل تشديد كننده بيماري
مصرف‌ تنباكو
جا افتادن‌ نامناسب‌ دندان‌هاي‌ مصنوعي‌
پيشگيري‌
از استعمال‌ دخانيات‌ يا مصرف‌ تنباكو اجتناب‌ كنيد.
براي‌ معاينه‌ دنداني‌ ساليانه‌ يا جهت‌ مشكلات‌ مربوطه‌ به‌ جا افتادن‌ دندان‌هاي‌ مصنوعي‌ به‌ دندانپزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد.
عواقب‌ موردانتظار
با برداشت‌ توده‌ از طريق‌ جراحي‌ قابل‌ علاج‌ است‌. ظاهر طبيعي‌ صورت‌ را نيز پس‌ از اين‌ جراحي‌ معمولاً مي‌توان‌ با جراحي‌ ترميمي‌ بازگرداند.
عوارض‌ احتمالي‌
بروز تغييرات‌ سرطاني‌ در توده‌ (به‌ ندرت‌)
خونريزي‌ از توده‌
عفونت‌ در محل‌ توده‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
نمونه‌برداري‌ (برداشت‌ مقدار اندكي‌ از بافت‌ يا مايع‌ براي‌ بررسي‌ آزمايشگاهي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ تشخيص‌ كمك‌ كند) از تومور
جراحي‌ براي‌ برداشت‌ تومور
پس‌ از جراحي‌، دهان‌ را روزانه‌ 4-3 بار با محلول‌ تسكين‌بخش‌ آب‌نمك‌ (يك‌ قاشق‌ چايخوري‌ نمك‌ در 250 سي‌سي‌ آب‌ گرم‌ (معادل‌ يك‌ بطري‌ نوشابه‌)
داروها
براي‌ موارد خفيف‌، مصرف‌ داروهاي‌ بدون‌ نسخه‌ نظير استامينوفن‌ ممكن‌ است‌ كافي‌ باشد.
در صورت‌ وجود عفونت‌، آنتي‌بيوتيك‌ تجويز مي‌گردد.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
محدوديتي‌ وجود ندارد
رژيم‌ غذايي‌
پس‌ از التيام‌ محل‌ جراحي‌ رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌. تا چند روز پس‌ از جراحي‌ ممكن‌ است‌ مصرف‌ رژيم‌ مايعات‌ ضروري‌ باشد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان داراي‌ علايم‌ تومور دهان‌ يا زبان‌ باشيد.
بروز موارد زير پس‌ از جراحي‌:
ـ تب‌
ـ خونريزي‌ محل‌ عمل‌
ـ درد غيرقابل‌ تحمل‌
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي‌ تجويزي‌ ممكن‌ است‌ با عوارض‌ جانبي‌ همراه‌ باشند.

Lee yong ae
02-11-2007, 22:46
»

سلیاک نوعی بیماری گوارشی مزمن است که در افراد حساس به گلوتن بروز می‏کند. گلوتن پرتئینی است که در غلاتی مثل گندم، جو، جوی سیاه و چاودار پیدا می‏شود و با تأثیر بر پرزهای روده باعث کاهش جذب غذا و در نتیجه بروز علامتهای مختلف می‏شود. تنها درمان بیماری سلیاک رژیم غذایی فاقد گلوتن برای تمام عمر می‏باشد.
مبتلایان به سلیاک لازم است بدانند که با رعایت برنامه غذایی و حذف کامل غلات غیرمجاز ذکر شده به طور کامل بهبود می‏یابند ولیکن باید تا پایان عمر در پرهیز کامل از چنین غلاتی بوده و برنامه غذایی مناسب خویش را رعایت نمایند.
این مطالب جهت کمک به افرادی که نیازمند به رعایت رژیم فاقد گلوتن می‏باشند تهیه شده است، در این جزوه غذاهای اصلی که شما می‏توانید از آنها استفاده کنید و همچنین غذاهایی که مجاز به استفاده از آنها نیستید ذکر شده است، در انتهای آن نیز طرز تهیهٔ نان و یک نوع شیرینی فاقد گلوتن شرح داده شده است.

● آنچه مبتلایان به سلیاک باید در مورد تغذیهٔ خود بدانند:

رژیم غذایی در بیماران مبتلا به سلیاک بسته به شدت بیماری از لحاظ پرهیز و نحوهٔ استفاده سایر مواد غذایی متفاوت بوده و فرد باید همواره مورد پیگیری تغذیه‏ای نزد مشاوران تغذیه قرارگرفته و از لحاظ کفایت انرژی و مواد مغذی موجود در برنامهٔ غذایی خود توسط مشاوران تغذیه اطمینان حاصل نماید. این افراد نیاز به انرژی مناسب براساس نیازهای شخصی خود داشته و باید از برنامه غذایی با پروتئین بالا (به میزان ۱۰۰تا ۱۲۰ گرم روزانه برای بالغین و ۳ تا ۴ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن برای کودکان) برخوردار باشند. همچنین مایع بصورت روزانه توصیه می‏شود که مشاور تغذیه با توجه به وضعیت جسمانی بیمار به تدریج چربی رژیم غذایی به میزان بیشتری در نظر می‏گیرد.
فرد مبتلا به سلیاک لازم است بداند که نسبت به پروتئین کلیهٔ غلاتی که بطور معمول از آنها نان تهیه می‏شود نظیر گندم، جو، جوی سیاه و چاودار، عدم تحمل دارد. لذا به هیچ وجه مجاز به مصرف چنین غلاتی نمی‏باشد مانند انواع نانهای معمولی، ماکارونی و اسپاگتی، انواع کیک و بیسکویت‏های معمولی و انواع کلوچه ها، همچنین مصرف کلیه محصولات غذایی که در تهیهٔ آنها از اینگونه غلات استفاده شده است، ممنوع می‏باشد مانند سوسیس، کالباس و سوپهای آماده، حتی اگر مشکوک به استفاده از آرد این غلات در تهیه و پخت برخی از غذاها می‏باشد، باید از آنها استفاده ننماید بنابراین سوپهای آماده و سس‏هایی که در رستورانها عرضه می‏شوند و حتی سبزیجات پخته شده در رستورانها ممنوع می‏باشد.
بهتر است در هنگام خرید خوراکی‏ها به مواد غذایی مورد استفاده درتهیه آنها دقت نموده و آنهایی را که شامل غلات و آردهای ممنوعه هستند، استفاده نکنید.
▪ غذاهایی که حاوی گلوتن می‏باشد و باید از آنها پرهیز کرد:
- تمام غذاهایی که معمولاً حاوی گندم و جو، جو دوسر و گندم سیاه یا چاودار و آرد آنها.
- انواع نان‏های معمولی، نان خشک، بیسکویت، باگت، نان سفید و سیاه.
- کلیه گوشت‏های کنسرو شده، سوسیس، کالباس، کتلت، کباب کوبیده رستورانها، شنیسل گوشت و مرغ، ماکارونی، رشته‏فرنگی، غذاهای حاوی جو، شوربا، فرنی، با آردهای فوق.
- سس سفید و سس گوجه فرنگی، نشاسته گندم.
- قهوه فوری، نسکافه، شیر شکلات، نشاسته گندم.
- کلیه شیرینی‏های تهیه شده با آرد گندم، گز، سوهان، حلوا، ترحلوا، شکلات و بعضی از انواع آب نبات، کمپوت و انواع مواد غذایی کنسرو شده و کلیه غذاهایی که با آرد غیرمجاز تهیه شود.
- چیپس سیب زمینی، کشک، مارگارین، سرکه سفید، سس‏های آماده.
- شکر قهوه‏ای، آجیل بو‏داده، دارچین.
- ویفرها و انواع بیسکویت.

▪ نکته:

بهتر است در ماههای ابتدایی رعایت رژیم فاقد گلوتن از مصرف شیر و فرآورده‏های حاوی شیر جلوگیری کرد.
هرگاه به غذایی مشکوک بودید بهتر است مصرف نکنید.
▪ نکته:

در صورتی که فرد مبتلا دچار اسهال می‏باشد، مصرف شیر برای دو ماه اول درمان ممنوع می‏باشد و بجای استفاده از شیر، فرد می‏تواند از ماست جهت تأمین نیازهای مواد معدنی و پروتئینی خود استفاده نماید و پس از رفع و بهبود اسهال می‏توان از شیر به تدریج در برنامه غذایی خود استفاده نماید.
چون در مبتلایان به سلیاک کمبود اسیدفولیک، آهن، ویتامین B۱۲ و نیز کلسیم شایع می‏باشد. رژیم غذایی این افراد باید از نظر دارا بودن چنین مواد معدنی و ویتامین‏هایی غنی باشد و در صورت لزوم از قرص آهن، اسید فولیک و مولتی ویتامین استفاده شود.

● نمونه‏ای از رژیم فاقد گلوتن که بیمار مبتلا به سلیاک می‏تواند از آنها استفاده نماید:
▪ آشامیدنیها:

چای، آب، شیر بدون چربی و یا کم چربی، نوشابه‏های غیرالکلی
نان‏ها، غلات و حبوبات: نان ذرت یا تهیه شده با آرد ذرت، بلال، سیب‏زمینی، برنج، عدس، لوبیای قرمز و در حالت بهبود انواع حبوبات بصورت کامل (افراد مبتلابه سلیاک می‏توانند از ذرت و یا آرد برنج، انواع شیرینی‏ها و رشته را تهیه نموده و مصرف کنند که در پایان طرز تهیه ۲ مورد از آنها شرح گردیده است.)
▪ پنیر و تخم مرغ:

پنیر کم چرب و پاستوریزه، تخم مرغ به هر شکل
▪ دسرها:

میوه، بستنی خانگی، ژلاتین ساده یا با میوه، دسرهای تهیه شده با آرد ذرت
▪ میوه و سبزی:

میوه بصورت پخته و تازه در صورت تحمل و طبق توصیه مشاور تغذیه و نیز سبزی‏های پخته یا کنسرو شده (آلو، گوجه، عصارهٔ آنها و میوه‏ها با پوست و هسته در ابتدا توصیه نمی‏شوند)
گوشت‏ها: انواع گوشت‏های بی‏چربی، کم چربی بصورت کباب شده یا بخارپز، ماهی و مرغ
▪ سوپها:

انواع سوپ‏های تهیه شده با آرد ذرت یا برنج و فرنی با آرد برنج
▪ شیرینی‏ها:

انواع شیرینی‏های تهیه شده از سیب زمینی، آرد برنج و ذرت، عسل، مربا، مارمالاد، شکر و شربت‏ها
آجیل‏جات: بادام، پسته، گردو، فندق، آفتاب‏گردان و بطور کلی تمام آنها در صورت عدم بروز اسهال و تحت نظر مشاور تغذیه
▪ روغن:

روغن ذرت، روغن زیتون، آفتاب‏گردان، روغن بادام زمینی، روغن مایع
نکته:
درمیان انواع تنقلاتی که از غلات تهیه شده‏اند، برشتوک به دلیل اینکه از ذرت تهیه شده است، مجاز می‏باشد و چیپس در صورتی که از آرد غلات ممنوعه عاری باشد نیز مجاز می‏باشد. لازم به ذکر است که خمیردندانCrest فاقد گلوتن می‏باشد.

● طرز تهیهٔ شیرینی ذرت:

آرد ذرت به میزان ۱۱۰گرم، شکر ۱۰۰ گرم به صورت پودر شده، تخم مرغ ۳ عدد، وانیل به میزان کم در صورتی‏که از عدم وجود غلات ممنوعه در آن مطمئن باشید و یا پوست لیموترش پودر شده یا رنده شده بجای وانیل سفیده تخم مرغ را با نصف شکر خوب هم می‏زنیم. بعد زردهٔ تخم مرغ را با نصف شکر خوب هم می‏زنیم. سپس هر دو را کاملاً با هم مخلوط می‏کنیم و کم‏کم آرد ذرت را به آن اضافه کرده و مخلوط می‏کنیم. آنگاه قالب حاوی مخلوط حاصل را در طبقهٔ وسط فر با درجهٔ حرارت ۱۷۵ درجه سانتیگراد به مدت ۲۰ دقیقه قرار می‏دهیم. پس از این مدت شیرینی ذرت به دست آمده آماده مصرف می‏باشد.

▪ طرز تهیهٔ نان ذرت و برنج:

شیر گرم ۲۰۰ سی‏سی، تخم مرغ ۱ عدد، آرد برنج ۳۷۵ گرم، بلغور ذرت ۷۵ گرم
(باید توجه داشته باشید که بلغور ذرت زرد رنگ است که از آن باید در تهیهٔ این نوع نان استفاده شود زیرا در بازار آرد ذرت نیز وجود دارد که به رنگ سفید می‏باشد و برخی از فروشندگان به آن نیز بلغور ذرت می‏گویند و آنرا به جای بلغور ذرت می‏فروشند)، شکر یا پودر قند ۱قاشق مرباخوری، نمک ۱ قاشق مرباخوری، پودر خمیر ترش از نوع ریز ۷ گرم (۱ قاشق سوپخوری)، کره نرم شده ۴۰ گرم (۳ قاشق سوپخوری)، زرده تخم مرغ و کنجد در صورت تمایل جهت تزئین روی کیک.

آرد برنج و بلغور ذرت را با پودر قند یا شکر و نمک خوب مخلوط می‏کنیم. کم‏کم کره نرم شده را به آن اضافه می‏کنیم و ضمن اضافه کردن آنرا خوب هم می‏زنیم (مخلوط الف) از طرف دیگر تخم مرغ را داخل بقیه آب گرم باقیمانده ریخته و کاملاً هم زده و مخلوط می‏کنیم (مخلوط ب). مخلوط تخم مرغ و آب گرم (مخلوط ب) را به مخلوط تهیه شده قبلی (مخلوط الف) اضافه می‏کنیم و به خوبی هم می زنیم. بعد کم کم آرد برنج را به آن اضافه نموده و ضمن اضافه کردن با هم‏زدن آنرا با خمیر تهیه شده مخلوط می‏کنیم و پس از مخلوط شدن کامل آنها شیر را نیز به تدریج به آن اضافه نموده و با قاشق به خوبی هم می‏زنیم تا خمیر مورد نظر حاصل شود.
کمی آرد برنج را روی قالب شیرینی بزرگی ریخته و سطح آنرا صاف می‏کنیم و سپس خمیر به دست آمده را روی قالب شیرینی پخش می‏کنیم و قالب شیرینی را در فر با حرارت ۲۰۰ درجه سانتیگراد به مدت ۳۰ دقیقه قرار می‏دهیم تا روی نان طلایی شود. پس از طلایی شدن روی نان آن را از فر بیرون آورده و استفاده می‏کنیم.
در صورت تمایل به تزئین نان مورد نظر، قبل از قرار دادن خمیر در فر روی سطح آنرا کمی با زرده تخم مرغ و کنجد، بصورت یک لایه نازک تزئین می‏کنیم سپس در فر با همان درجهٔ حرارت و زمان قرار می‏دهیم.

ghazal_ak
05-11-2007, 18:08
عامل سرماخوردگي 200 نوع ويروس است و محيط هاي بسته بيشتر باعث انتشار ويروس ها بين افراد مي شوند.واقعيت اين است که دستگاه تنفس از اول پاييز در معرض انواع و اقسام آلودگي ها، ويروس ها و باکتري ها و قارچ ها قرار دارد و با وجود اينکه توصيه ها و درمان هاي مختلف گاه مي تواند کمک کننده باشد، اما در بسياري از موارد فرد بيمار از اين درمان ها و توصيه ها چندان فايده اي نمي برد.
به گزارش برنا، ويروس سرماخوردگي با تاثير بر دستگاه تنفسي فوقاني باعث سرما خوردگي مي شود. در حقيقت سرماخوردگي يک عفونت ويروسي مسري در مجاري تنفسي فوقاني است که بيني، گلو، سينوس ها، گوش ها، لوله هايي که حلق را از داخل به گوش ها وصل مي کند، ناي، حنجره و لوله هاي نايژه اي را درگير مي سازد..علايم شايع در سرماخوردگي شامل عطسه، آب ريزش از بيني و چشم، گلودرد، تب خفيف و بي حالي و احساس کسالت است.در بيشتر موارد سرماخوردگي خيلي شديد نيست و به طور معمول حدود يک هفته در بدن باقي مي مانند.
منوچهر قاروني متخصص قلب و عروق در گفتگويي اختصاصي با خبرنگار علم و فناوري برنا بيان داشت :يکي از مسائلي که زمستان بيماران ما را تهديد مي کند بخصوص بيماران قلبي و بيماراني که سابقه تنگي عرق کرونر و سکته قلبي دارند هواي سرد زمستان است و معمولا ابتلا به سکته هاي قلبي در هواي سرد زمستان از تابستان بيشتر است.
سکته قلبي که به آن انفارکتوس (MI ) نيز مي‌گويند، به معني مرگ غيرقابل برگشت قسمتي از عضله قلب مي‌باشد و برحسب اين که چه مقدار از عضله قلب دچار مرگ يا نکروز باشد، علائم و عوارض آن متغير مي‌باشد. علت اصلي سکته قلبي عدم تعادل بين عرضه و تقاضاي اکسيژن در عضله قلب مي‌باشد و اين خود معمولاً به ديل کاهش جريان خون عروق کرونري ، تصلب شرايين و در پي آن مسدود شدن رگ به وسيله لخته مي‌باشد.

اين متخصص قلب و عروق مي گويد :در زمستان عروق بدن به دليل سرما براي اينکه حرارت از دست ندهند دچار انقباض مي شوند و کار قلب خسته ، بيشتر مي شود.بخصوص در ساعات اول روز يعني وقتي که بيمار ناچار است براي کار ،صبح زود از خانه بيرون بيايد بيشتر در معرض خطر قرار دارد. در شهرهاي بزرگ در فصل سرما پديده اينورژن در هوا وجود دارد .يعني هواي کثيف روز گذشته در طول شب که هوا سرد است به نقاط پايين حرکت مي کند و در سطح تنفس و زندگي ما قرار مي گيرد. وقتي که شخص صبح زود از منزل خارج مي شود در مجاورت اين هواي سرد و کثيف قرار مي گيرد و همچنين در معرض بيشتر سکته و خطرات بالاي قلبي و در نتيجه مرگ قرار دارد.در حاليکه در زمستان زماني که به نيمه هاي روز مي رسيم هوا گرم تر مي شود اين هواي کثيف بالاتر مي رود و از سطح زندگي ما فاصله مي گيرد و هوا در وسط روز مناسب تر مي شود.
اولين علامت سکته قلبي درد ، احساس ناراحتي در قفسه سينه است که به طور ناگهاني ايجاد شده است. درد، مشخصات درد آنژين را دارد، با اين تفاوت که شديدتر و طولاني‌تر است(بيش از 30 دقيقه طول مي‌کشد) و با استراحت و نيتروگليسرين زيرزباني بهبود نمي‌يابد و غالباً همراه تنگي نفس، تهوع و تعريق مي‌باشد. بيمار مضطرب، وحشت‌زده و بي‌قرار مي‌باشد. معمولاً سکته‌ها پس از يک فعاليت بدني سنگين يا استرس عصبي و رواني بروز مي‌کنند و اغلب بين ساعت 6 صبح تا ظهر اتفاق مي‌افتد.

قاروني در ادامه افزود :گاهي وقتها بيماران فکر مي کنند که فقط با پوشيدن پالتو و شالگردن از هواي سرد زمستان در امانند. درحاليکه فقط کافي است هواي سرد به دهان و بيني فرد بخورد در نتيجه باعث انقباض کل عروق بدن مي شود و مقاومت عروق بالا مي رود که اين مسئله را با انجام يک آزمايش مي توان ثابت کرد. اگر يک انگشت خود را در آب سرد بگذاريد تمام بدن احساس سرما مي کند و بالعکس اگر انگشتتان رادر آب گرم بگذاريد تمام بدن گرم شده و عرق مي کنيد.
وي توصيه کرد: بهتر است بيماران درفصل زمستان هنگام بيرون آمدن از منزل از يک شالگردن که بيني و دهان آنها را مي پوشاند استفاده کنند و هرگز صبح زود براي ورزش و يادويدن از منزل خارج نشوند چون وقتي فرد از خواب بيدار مي شود ،بدن در حالت استراحت نسبي است درنتيجه وقتي فرد ناگهان شروع به ورزش کند چون قلب آمادگي اين فعاليت را ندارد در نتيجه دچار عوارض و خطر مي شود. بعنوان مثال قلب مانند موتور اتومبيلي است که ابتدا در حال سکون براي مدتي بايد روشن باشد تا آماده حرکت شود تا بتواند باسرعت بالا حرکت کند يا ورزشکاران که قبل از ورود به ميدان ورزش ابتدا بدن خود را با ورزش هاي سبک گرم مي کنند تا بتوانند ورزشهاي سنگين را انجام دهند.

بنابراين ورزشهاي سبکي که در تلويزيون هنگام صبح آموزش داده مي شود در مورد قلبهاي جوان و افراد سالم صدق مي کند ودرواقع براي افراد سالخورده و مبتلايان به بيماري قلبي شروع فعاليت در صبح زود خطرناک ترين زمان است و بهترين زمان براي ورزش در اين افراد از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر که هوا خوب است مي باشد .اين افراد هرگز در ساعت 6 صبح نبايد ورزش کنند.

منبع : عصر ایران

Marichka
09-11-2007, 18:58
با سلام خدمت همه عزیزان
واقعا تاپیک جالب و پر باری هست و امیدوارم فعالیت دوستان در این تاپیک ادامه داشته باشه
من برای راحتی کار دوستان تمام صفحات رو سذخیره کردم و آپلود کردم و اگه بتون به صورت
یه فایل chm در میارم همراه با فهرست بندی و ...
امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره
اینم لینک دانلود
با حجم 14 مگابایت !!
پسورد فایل : mehdidll
لینک دانلود

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

سلام دوست عزیز

ممنونم از زحمت شما برای این کار :20:

شاد و پیروز باشید :11:

Bl@sTeR
12-11-2007, 14:08
بيماري ام.اس يا اسكلروز چندگانه يك اختلال مادام‌العمر در سيستم ايمني خودكار بدن است كه مي‌تواند منجر به فلج شديد شود.

اختلال سيستم ايمني خودكار وضعيتي است كه در آن بدن آنتي‌باديهايي را توليد مي‌كند كه به بافت‌هاي خودش حمله مي‌كنند.

در بدن افراد مبتلا به اين بيماري آنتي‌باديهايي توليد مي‌شود كه به ماده سفيد مغز و نخاع حمله‌ور مي‌شوند.

در بيماري ام.اس ميلين يا پوشش رشته‌هاي عصبي در مغز و نخاع ملتهب مي‌شود. اين التهاب باعث آسيب ميلين شده و سيگنال‌هاي عصبي نمي‌توانند در طول رشته‌هاي عصبي حركت كنند.

علايم اين بيماري متفاوت است و بستگي به اين دارد كه كدام بخش از اعصاب آسيب ببينند.

علايم اوليه اين بيماري بسيار خفيف بوده و عبارتند از: سرگيجه و عدم تعادل، خستگي، ضعف دست و پا، التهاب اعصاب چشمي، بي حسي يا سوزش موضعي، درد شديد در ناحيه صورت، نقص در بينايي شامل تار شدن و يا دو بيني است.

با پيشرفت بيماري ساير علايم نيز بروز مي‌كنند كه از آن جمله مي‌توان به مشكلات روده و مثانه، دردهاي مزمن مانند درد كمر و ماهيچه‌ها، افسردگي، اسپاسم يا گرفتگي ماهيچه‌ها كه ممكن است بسيار دردناك باشد، فلج، ناتواني جنسي، صحبت كردن به طور نامفهوم، مشكل در بلع، مشكل در تفكر و عملكرد حافظه، از دست دادن بينايي و نابينايي كامل اشاره كرد.

در موارد خفيف بيماري ممكن است علايم به قدري ضعيف و ناچيز باشند كه حتي نتوان وجود بيماري را تشخيص داد. وقتي بيماري پيشرفت كرده و شدت مي‌يابد، فرد كاملا فلج مي‌شود.

بيمار توانايي راه رفتن را از دست داده و حتي نمي‌تواند از خود مراقبت كند.

علت دقيق بروز اين بيماري هنوز مشخص نيست.

4 فرضيه علمي اصلي درباره علت اين بيماري وجود دارد؛

1- شرايط جوي در سراسر جهان: براساس اين فرضيه به نظر مي‌رسد كه ابتلا به ام اس در ميان ساكنان نواحي اطراف مدار چهلم نيم كره‌هاي شمالي و جنوبي كره زمين شايعتر است.

فردي كه در يكي از اين مناطق متولد شده و پيش از رسيدن به سن نوجواني به منطقه ديگر منتقل مي‌شود، تا حدودي در معرض ابتلا به اين بيماري قرار مي‌گيرند.

2- ژنتيك: ابتلاي والدين يا يكي از نزديكان به اين بيماري خطر ابتلا به ام.اس را در فرد افزايش مي‌دهد.

3- عامل ايمني: به طور كلي اين امر پذيرفته شده است كه بيماري ام‌اس نوعي اختلال در سيستم ايمني خودكار است.

4- عامل ويروسي: اين احتمال وجود دارد كه يك عامل ويروسي در بروز ام اس نقش داشته باشد.

برخي عصب‌شناسان معتقدند كه ام اس به دليل تولد يك فرد با نقص ژنتيكي بروز مي‌كند، چرا كه نمي‌تواند با يك عامل محيط زيستي سازگاري داشته باشد.

وقتي فرد مزبور با آن عامل تماس پيدا كند، سيستم خودكار ايمني واكنش نشان داده و منجر به بروز بيماري مي‌شود.

هنوز براي اين بيماري هيچ راه مشخصي براي پيشگيري شناخته نشده است. در مورد تشخيص بيماري نيز لازم به ذكر است كه در حال حاضر هيچ آزمايش خاصي به اين منظور وجود ندارد و معمولا از طريق مراجعه به سابقه پزشكي و آزمايشات فيزيكي فرد مورد آزمايش قرار مي‌گيرد.

تصاوير Mri معمولا مي‌تواند آسيب ميلين در بافت مغز را نشان دهد، اما در برخي افراد مبتلا به اين بيماري اين تصاوير كاملا طبيعي هستند و هيچ مشكل يا نارسايي را نشان نمي‌دهند. يكي ديگر از روشهاي تشخيص بيماري آزمايش مايع مغزي نخاعي است.

در درازمدت ميزان فلج و از كار افتادگي اعضا افزايش پيدا مي‌كند. مرگ افراد مبتلا به اين بيماري عموما در اثر پيچيدگي‌ها و شرايط سخت ناشي از فلج آنهاست.

از شايعترين عوامل مرگ اين بيماران مي‌توان به بروز زخم‌هاي بستري و در نتيجه بروز عفونت، ذات‌الريه، آمبولي ريوي، گرفتگي رگ‌هاي تغذيه كننده ريه‌ها توسط لخته‌هاي خوني و خودكشي اشاره كرد.

بيماري ام اس مسري نيست و خطري براي اطرافيان بيمار ندارد، اما مي‌تواند به طور ژنتيكي اعضاي يك خانواده را تهديد كند.

عملكرد اصلي براي درمان بيماري وجود دارد. اولين مرحله توقف و يا كاهش حملات سيستم ايمني به ميلين رشته‌هاي اعصاب است.

مرحله دوم بهبود علائم بيماري و كمك به فرد براي بازگشتن به شرايط طبيعي تا حد امكان است.

سيستم ايمني به كمك دارو درمان مي‌شود.

ساير معالجات شامل مصرف داروهاي ضدافسردگي براي بهبود حالت افسردگي و كاهش خطر خودكشي، مصرف دارو براي كنترل مثانه، مصرف دارو براي رفع گرفتگي‌هاي عضلاني و مصرف دارو براي بهبود دردهاي عصبي است.

اثرات جانبي اين داروها با توجه به نوع دارويي كه مصرف مي‌شود، متفاوت است. از مهمترين آنها خواب آلودگي، بهم خوردگي معده و واكنش‌هاي آلرژيك نسبت به داروها هستند.

از آنجا كه اين بيماري مادام العمر است، كنترل دايمي و معالجه هميشگي بيماري ضروري است.

پيشرفت بيماري در اثر مصرف دارو تا حدودي كندتر مي‌شود.

همچنين معالجه علايم بيماري مي‌تواند حالت فلج را كاهش دهد.

Bl@sTeR
12-11-2007, 14:26
شرح بيماري [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اختلال‌ هراس‌ نوعي‌ اضطراب‌ شديد خودبه‌ خودي‌ كه‌ حملات‌ آن‌ عودكننده‌ و غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ است‌ بيشتر اين‌ حملات‌ 10-2 دقيقه‌ طول‌ مي‌كشد ولي‌ برخي‌ حملات‌ ممكن‌ است‌ بيش‌ از 2-1 ساعت‌ نيز به‌ طول‌ انجامد. اين‌ نوع‌ اضطراب‌ با علايم‌ حمله‌اي‌ بروز مي‌كند (اغلب‌ در حين‌ خواب‌)، در حالي‌ كه‌ در اضطراب‌ مزمن‌ (اضطراب‌ عمومي‌)، اضطراب‌ حالت‌ پايدار دارد.
علايم‌ شايع‌
علايم‌ جسمي‌:
تپش‌ قلب‌؛ تُندي‌ ضربان‌ قلب‌؛ درد سينه‌
كوتاهي‌ نفس‌؛ احساس‌ خفگي‌؛ تنفس‌ عميق‌ و سريع‌؛ ضعف‌ يا حالت‌ سستي‌؛ غش‌ كردن‌ (گاهي‌)؛ تعريق‌ و لرزيدن‌
كرختي‌ و گزگز اطراف‌ دهان‌، دست‌ها و پاها گرفتگي‌ يا انقباضات‌ عضلاني‌ در دست‌ها و پاها
احساس‌ «پرپرزدن‌ پروانه‌ها» در معده‌ علايم‌ رواني‌:
ترس‌ شديد از ديوانه‌ شدن‌ (از دست‌ دادن‌ مشاعر)؛ ترس‌ از مردن‌؛ احساس‌ وحشت‌
احساس‌ بي‌واقعيتي‌، قطع‌ ارتباط‌ با افراد يا اشياء
علل‌
دستگاه‌ هشدار دهنده‌ مغز به‌ نظر مي‌رسد تحت‌تأثير تعامل‌ پيچيده‌ عوامل‌ زيست‌شناختي‌، ژنتيكي‌، بيماري‌ها، داروها، و سابقه‌ شخصي‌ حوادث‌ ناگوار باشد.
اختلالات‌ مختلفي‌ مي‌توانند محرك‌ بروز حملات‌ هراس‌ باشند (از قبيل‌ اختلالات‌ ريتم‌ قلبي‌، آنژين‌ صدري‌، اختلالات‌ تنفسي‌، آسم‌، بيماري‌هاي‌ انسدادي‌ ريه‌، اختلالات‌ غددي‌، اختلالات‌ تشنجي‌، داروهاي‌ محرك‌، محروميت‌ از برخي‌ داروهايي‌ كه‌ بدن‌ به‌ آنها وابستگي‌ پيدا كرده‌ است‌).
عوامل تشديد كننده بيماري
استرس‌؛ احساس‌ گناه‌، خستگي‌ يا كار زياد ؛ بيماري‌؛ سوءمصرف‌ الكل‌ يا داروها
سابقه‌ ساير اختلالات‌ رواني‌؛ سابقه‌ خانوادگي‌ اختلال‌ هراس‌
پيشگيري‌
اقدام‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از حمله‌ اوليه‌ وجود ندارد؛ درمان‌ به‌ پيشگيري‌ از حملات‌ بعدي‌ كمك‌ مي‌كند.
عواقب‌ مورد انتظار
در بسياري‌ از بيماران‌ اين‌ اختلال‌ به‌ صورت‌ حملات‌ اندك‌ در طي‌ دوره‌ محدود كه‌ فروكش‌ طولاني‌ مدت‌ بيماري‌ را به‌ دنبال‌ دارد بروز مي‌كند. در مورد ساير بيماران‌، روان‌ درماني‌ يا تجويز داروها ممكن‌ است‌ مؤثر باشد.
عوارض‌ احتمالي‌
اضطراب‌ يا افسردگي‌ مزمن‌
اختلالات‌ ترس‌، از قبيل‌ موقعيت‌ هراس‌ (ترس‌ هنگام‌ تنها بودن‌ يا قرار گرفتن‌ در مكان‌هاي‌ عمومي‌)
وابستگي‌ دارويي‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
بررسي‌ سوابق‌ پزشكي‌ و معاينه‌ توسط‌ پزشك‌
- بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ در صورت‌ لزوم‌ براي‌ رد كردن‌ ساير اختلالات‌
- در مورد احساسات‌ خود با يك‌ دوست‌ يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ صحبت‌ كنيد. اين‌ اقدام‌ گاهي‌ اضطراب‌ شما را كاهش‌ مي‌دهد.
- افكار و احساسات‌ اضطرابي‌ خود را به‌ طور روزانه‌ در يك‌ دفتر ثبت‌ نماييد. با بررسي‌ اطلاعات‌ ثبت‌ شده‌ علل‌ اضطراب‌ خود و راه‌حل‌هاي‌ احتمالي‌ آن‌ را ارزيابي‌ كنيد.
- روش‌هاي‌ آسوده‌سازي‌ را فرا بگيريد. براي‌ برخي‌ افراد، تجويز دارو مؤثر است‌.
- تا حد امكان‌ استرس‌ را در زندگي‌ خود كاهش‌ دهيد.
- براي‌ رفع‌ علايم‌ مربوط‌ به‌ تنفس‌ عميق‌ و سريع‌، يك‌ كيسه‌ كاغذي‌ كوچك‌ را جلوي‌ دهان‌ و بيني‌ خود بگيريد و به‌ مدت‌ چند دقيقه‌ درون‌ آن‌ تنفس‌ كنيد.
داروها
پزشك‌ ممكن‌ است‌ براي‌ بيمار داروهاي‌ ضدافسردگي‌، بنزوديازپين‌ يا داروهاي‌ مسدودكننده‌ گيرنده‌ بتا تجويز كنند. داروي‌ تجويز شده‌ ممكن‌ است‌ پس‌ از 12-6 ماه‌ درمان‌ به‌ آهستگي‌ كاهش‌ داده‌ شده‌ يا به‌ طور موقت‌ قطع‌ گردد تا مشخص‌ شود آيا حملات‌ هراس‌ عود مي‌كند يا خير. اگر حملات‌ عود نكند دارو را مي‌توان‌ براي‌ هميشه‌ قطع‌ كرد.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
شب‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ استراحت‌ كنيد.
رژيم‌ غذايي‌
مصرف‌ كافئين‌ به‌ هر شكل‌ (قهوه‌، چاي‌، نوشيدني‌هاي‌ غيرالكلي‌) را قطع‌ كنيد. با قطع‌ مصرف‌ اين‌ نوشيدني‌ها ممكن‌ است‌ دچار علايم‌ محروميت‌ نظير سردرد يا خستگي‌ شويد، ولي‌ اين‌ علايم‌ در عرض‌ چند روز برطرف‌ مي‌شوند.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان داراي‌ علايم‌ اختلال‌ هراس‌ باشيد كه‌ با درمان‌هاي‌ معمولي‌ انجام‌ شده‌ توسط‌ خودتان‌ برطرف‌ نشده‌ باشد.
- عدم‌ موفقيت‌ برنامه‌ درماني‌ پس‌ از 8 هفته‌ درمان‌
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. ‌

Bl@sTeR
14-11-2007, 16:27
علائم SARS چيست ؟

علائم اصلي بيماري تب بالاي 38 درجه ، سرفه خشك ، گلودرد ، تنفس مشكل يا اختلالات تنفسي و شواهد راديوگرافيك پنوموني مي‌باشد ، ساير علائم نيز عبارتند از : سردرد ، درد مفاصل و ماهيچه‌ها ، بي اشتهائي ، اختلال هوشياري ، راش و اسهال



روش درمان بيماران مبتلا به SARS چگونه است ؟

عليرغم تلاش پزشكان ، فعلا دارويي جهت درمان پيدا نشده است و تا حال آنتي بيوتيكي در اين زمينه مؤثر نبوده است ولي داروي ريباورين با يا بدون تجويز استروئيد با نتايج نامعلوم مصرف شده است. لذا براي كنترل بيماري در جامعه پيشگيري از اهميت بسزايي برخوردار است.

سرعت گسترش بيماري چگونه است ؟

SARS نسبت به آنفلونزا كمتر عفوني است دوره كمون آن 7-2 روز ( بطور متوسط 5-3 روز ) مي‌باشد مسافرت‌هاي بين‌المللي ريسك گسترش سريع بيماري را افزايش مي‌دهد.



تا حال تعداد مبتلايان به بيماري و پراكندگي جغرافيايي آن چگونه بوده است؟

تا 28 آوريل 2003 ، 5050 نفر مبتلا شده و از اين تعداد 321 نفر فوت كرده‌اند و تا حال اين بيماري از كشورهاي چين ، هنگ گنگ ، مالزي ، كانادا ، تايوان ، فرانسه ، آلمان ، اندونزي ، ايتاليا ، تايلند ، سنگاپور ، استراليا ، برزيل ، بلغارستان ، هندوستان ، ژاپن ، كويت ، مغولستان ، جمهوري ايرلند ، روماني ، فيليپين ، آفريقاي‌جنوبي ، اسپانيا ، انگلستان ، ايالات‌متحده ، سوئد ، سوئيس و ويتنام گزارش شده است.

آيا SARS مي تواند نتيجه بيوتروريسم باشد؟

هيچگونه دليلي براي تأييد يا رد اين ادعا وجود ندارد.

تا چه حد بايد نگران بود ؟

بيماري علاوه براينكه مي‌تواند شديد باشد مي‌تواند در مسافرت به كشورهاي آلوده از سرعت انتشار بالايي بر خوردار باشد ولي درصد كشندگي آن پايين است ( حدود 4 % ) اين ميزان با افزايش سن و وجود بيماريهاي مزمن در فرد بالا مي رود .



سفر تا چه حد مي‌تواند مخاطره‌آميز باشد؟

WHO سفرهاي غيرضروري به مناطق آلوده ( مناطقي كه زنجيره انتقال ويروس در آنجا مشاهده شده است ) بخصوص مناطق آلوده چين و تورنتو كانادا را منع مي‌نمايد ضمناً تمامي مسافرين بايد از علائم اصلي بيماري آگاه گردند و از تماس نزديك با افرادي كه آلوده شده‌اند يا سابقه سفر اخير به نواحي آلوده را داشته‌اند اجتناب نمايند و مسافراني كه دچار اين علائم شده‌اند تا وقتي كه بطور كامل بررسي نگرديده‌اند نبايد آن كشور را ترك كنند . اما باتوجه به كنترل بيماري و عدم مشاهده موارد جديد طي فصل سرد جاري نگراني زيادي از انتشار آن وجود ندارد

WHO چه اهدافي را دنبال مي كند ؟

1 - پيشگيري و كنترل شيوع بيماري

2 - مشخص نمودن عامل بيماري

3 - مشخص نمودن رژيم درماني مؤثر

4 - حمايت كشورهاي درگير در صورت نياز از طريق اعزام كاركنان بهداشتي

عامل بيماري چيست؟

عامل بيماري ويروسي از خانواده كروناويروسها مي‌باشد



روش انتقال بيماري‌ چگونه است ؟

انتقال از شخص به شخص از طريق قطرات تنفسي و ترشحات بدن فرد بيمار بوده و بيشتر در افرادي كه در بيمارستان يا در خانه با بيمار تماس نزديك داشته‌اند صورت مي‌گيرد بنابراين در صورت مراقبت از بيمار ، زندگي با وي و يا تماس نزديك با ترشحات تنفسي ، مايعات بدن يا مدفوع بيماران ، احتمال انتقال بيماري وجود دارد.

نحوه برخورد با بيماران مبتلا به SARS چگونه است ؟

بيمار بايد از نظر تنفسي و ساير ترشحات ايزوله شود. معاينه بيماران توسط كاركنان و پزشكان بايد با ماسك و عينك و پوشش سر و دستكش صورت گيردInfection control guidance) (Hospital . دست ها قبل و بعد از تماس با فرد بيمار مي‌بايستي شسته شود. بيمار بايد در اتاق در بسته با فشار منفي نگهداري شده ولي پنجره‌ها را مي توان براي تهويه خوب باز گذاشت ( ولي اين پنجره‌ها نبايد به محل‌هاي عمومي باز شود ).

روش بر خورد در موارد تماس احتمالي چگونه است ؟

1 - دادن اطلاعات در خصوص تابلو باليني به بيمار

2 - ايزولاسيون در منزل بمدت 10 روز

3 - ويزيت حضوري يا با تلفن بطور روزانه توسط يكي از اعضاي تيم مراقبت

(Public health Care team)

4 - كنترل روزانه تب ( شايعترين علامتي كه در ابتدا ظاهر مي شود تب است )



چه اقداماتي در درمان بيماران مبتلا به SARS صورت مي‌گيرد ؟

1 - ايزولاسيون

2 - گرفتن نمونه خلط ، خون و ادرار براي ساير علل معمول پنوموني بخصوص انواع آتيپيكال و يا مواردي كه همراه با عاملSARS ممكن است وجود داشته باشند .

3 - شمارش گلبول هاي سفيد با افتراق ، شمارش پلاكت ، تست هاي كبدي و كليوي ، الكتروليت‌ها و سي آر پي

4 - تجويز آنتي بيوتيك براي درمان پنوموني اكتسابي آتيپيكال

5 - استفاده از نبولايزر با يك برونكوديلاتور ، فيزيوتراپي سينه ، برونكوسكوپي



تعاريف تشخيصي بيماري چيست؟



مورد مظنون:

هر فردي كه بعداز اول نوامبر 2002 (10 آبان 1381) باسابقه تب بالاي 38درجه وسرفه‌ و مشكلاتتنفسي و حداقل يكي از موارد زير در فاصله 10 روز قبل از شروع علائم را داشته باشد:

- تماس نزديك يا زندگي كردن با هم، پرستاري كردن و يا تماس مستقيم با ترشحات تنفسي يا مايعات بدن بيمار مظنون

- سابقه مسافرت به منطقه آلوده

- اقامت در يك منطقه آلوده



مورد محتمل:

1 - يك مورد مظنون كه در راديوگرافي ريه نماي پنوموني يا سندرم ديسترس تنفسي (RDS ) داشته باشد.

2 – يك مورد مظنون كه در اتوپسي ريه يافته هاي سندرم ديسترس تنفسي ( RDS ) بدون عامل قابل شناسايي داشته باشد.



طبق آخرين دستورالعمل مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي تا زمان تهيه ماسك مخصوص براي استفاده در مواجهه احتمالي با موارد بيماري ، پرسنل بهداشتي درماني مي‌توانند از ماسك‌هاي معمولي كه در داخل آن ده تا بيست لايه گاز معمولي قرار داده شده است استفاده نمايند.

توجه :

پمفلت حاضر براساس آخرين اطلاعات حاصله از سايت WHO و دستورالعمل ‌هاي مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مي‌باشد.

Bl@sTeR
17-11-2007, 14:10
Eczema



شرح بيماري
اگزما عبارت‌ است‌ از يك‌ بيماري‌ پوستي‌ آلرژيك‌ مزمن‌. اين‌ بيماري‌ خصوصاً در پوست‌ دست‌، سر، صورت‌، پشت‌ گردن‌، يا آرنج‌ و زانو رخ‌ مي‌دهد، بيماري‌ ممكن‌ است‌ بين‌ يك‌ ماهگي‌ تا يك‌ سالگي‌ آغاز شود. اين‌ بيماري‌ معمولاً تا سه‌ سالگي‌ مقدار تخفيف‌ مي‌يابد، اما ممكن‌ است‌ در هر سني‌ مجدداً شعله‌ور شود. انواع‌ آن‌ عبارتند از: اگزماي‌ آتوپيك‌، كه‌ در افرادي‌ كه‌ مستعد آلرژي‌ هستند رخ‌ مي‌دهد و خصوصاً در شيرخواران‌ شايع‌ است‌؛ اگزماي‌ سكه‌ مانند، كه‌ در بزرگسالان‌ رخ‌ مي‌دهد و علت‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌؛ اگزماي‌ دست‌، كه‌ معمولاً در اثر تحريك‌ با يك‌ ماده‌ تحريك‌كننده‌ ايجاد مي‌شود.
علايم‌ شايع‌
خارش‌ (گاهي‌ شديد) در ناحيه‌ اگزما
بروز تاول‌هاي‌ كوچك‌ در محل‌ اگزما همراه‌ با تراوش‌ مايع‌
ضخيم‌ شدگي‌ و پوسته‌ريزي‌ در اثر التهاب‌ مزمن‌
علل‌
غالباً علت‌ مشخصي‌ ندارد.
واكنش‌ آلرژيك‌ به‌ چيزهاي‌ بسيار متنوع‌ از جمله‌: ـ غذاهايي‌ مثل‌ تخم‌مرغ‌، گندم‌، شير، يا غذاهاي‌ دريايي‌ ـ پارچه‌ پشمي‌ ـ لوسيون‌ها و پمادهاي‌ پوستي‌ ـ صابون‌ها و پاك‌كننده‌ها ـ گياهان‌، مواد مورد استفاده‌ در دباغي‌، رنگ‌ها، داروهاي‌ موضعي‌
عوامل تشديد كننده بيماري
استرس‌
سابقه‌ بيماري‌ آلرژيك‌ مثل‌ تب‌ يونجه‌، آسم‌، يا واكنش‌ دارويي‌
پارچه‌هاي‌ دوخته‌ شده‌ از الياف‌ مصنوعي‌ كه‌ عرق‌ بدن‌ را به‌ دام‌ اندازند.
تغييرات‌ شديد آب‌ و هوا از نظر رطوبت‌، سرما يا گرما (خصوصاً وقتي‌ تعريق‌ زياد شود).
پيشگيري‌
اجتناب‌ از عوامل‌ خطر
به‌ دست‌ كردن‌ دستكش‌هاي‌ لاستيكي‌ با آستر نخي‌ براي‌ كارهاي‌ منزل‌
عواقب‌ مورد انتظار
ممكن‌ است‌ بعضي‌ از كودكان‌ از اگزما رهايي‌ مي‌يابند، اما بعضي‌ ديگر به‌ درمان‌ مقاومند و ممكن‌ است‌ تا زمان‌ بلوغ‌ اگزما داشته‌ باشد. البته‌ علايم‌ را معمولاً مي‌توان‌ با درمان‌ كنترل‌ كرد. تحريك‌ پوست‌ در اثر هر علتي‌ مي‌تواند باعث‌ شعله‌ور شدن‌ اگزما يا تشديد آن‌ شود.
عوارض‌ احتمالي‌
عفونت‌هاي‌ باكتريايي‌ ناشي‌ از آسيب‌ به‌ پوست‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
- درمان‌ مشتمل‌ است‌ بر رفع‌ علايم‌ و شناسايي‌ و حذف‌ علت‌
- پوشيدن‌ لباس‌ نخي‌ گشاد براي‌ كمك‌ به‌ جذب‌ عرق‌
- حتي‌المقدور به‌ حداقل‌ رساندن‌ استرس‌
- كوتاه‌ كردن‌ مرتب‌ ناخن‌ها و به‌ دست‌ كردن‌ دستكش‌ نرم‌ به‌ هنگام‌ خواب‌ براي‌ جلوگيري‌ از خاراندن‌. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ خاراندن‌ اگزما را بدتر مي‌كند.
- كمتر حمام‌ بگيريد تا از خشكي‌ زياد پوست‌ اجتناب‌ شود. صابون‌ و آب‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ شعله‌ور شدن‌ بيماري‌ شوند. به‌ هنگام‌ حمام‌ گرفتن‌، از صابون‌هاي‌ غير چرب‌ مخصوص‌ و آب‌ ولرم‌ استفاده‌ كنيد. نواحي‌ ملتهب‌ را صابون‌ نزنيد.
- پس‌ از حمام‌ بلافاصله‌ از كرم‌ نرم‌ و مرطوب‌كننده‌ استفاده‌ كنيد.
- از قرار گرفتن‌ در معرض‌ تغييرات‌ دمايي‌ شديد (سرما يا گرماي‌ زياد) خودداري‌ كنيد.
- از هر چيزي‌ كه‌ قبلاً بيماري‌ را بدتر كرده‌ است‌ اجتناب‌ كنيد.
- از دستگاه‌ مرطوب‌ ـ خنك‌كننده‌ هوا براي‌ افزايش‌ رطوبت‌ هواي‌ خشك‌ داخل‌ منزل‌ استفاه‌ كنيد.
داروها
پمادهاي‌ حاوي‌ قطران‌ يا داروهاي‌ كورتيزوني‌ براي‌ كاهش‌ التهاب‌. اگر پماد شبانه‌ استفاده‌ شود و پس‌ از ماليدن‌ آن‌، روي‌ ناحيه‌ با پلاستيك‌ بسته‌ شود، شايد اثر بهتري‌ حاصل‌ شود.
آنتي‌هيستامين‌ها براي‌ كم‌ كردن‌ خارش‌
آنتي‌بيوتيك‌ در صورت‌ وجود عفونت‌
ندرتاً خواب‌آورها يا آرام‌بخش‌ها
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود. تنها بايد هرگونه‌ غذايي‌ كه‌ در شعله‌ور شدن‌ بيماري‌ مؤثر است‌ را از رژيم‌ غذايي‌ حذف‌ كرد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ اگزما را داريد.
اگر دچار علايم‌ جديد و غيرقابل‌ توجيه شده ايد‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

Bl@sTeR
17-11-2007, 14:32
Disseminated intrar ascular coagulation

شرح بيماري
انعقاد داخل‌ عروق‌ منتشر عبارت‌ است‌ از يك‌ اختلال‌ جدي‌ در مكانسيم‌هاي‌ انعقاد خون‌، كه‌ منجر به‌ خونريزي‌ خارجي‌ يا داخلي‌ مي‌شود. اين‌ اختلال‌، عارضه‌اي‌ از بعضي‌ مشكلات‌ زمينه‌ساز ديگر به‌ شمار مي‌رود.
علايم‌ شايع‌
خونريزي‌ در يك‌ يا چند نقطه‌ بدن‌. خونريزي‌ ممكن‌ است‌ شديد باشد. علايم‌ شايع‌ خونريزي‌ عبارتند از: ـ استفراغ‌ خوني‌ يا مدفوع‌ سياه‌ و قرمز ـ خونريزي‌ از مجراي‌ تناسلي‌ زنان‌ (جدا از خونريزي‌ عادت‌ ماهانه‌) ـ قرمز يا تيره‌ شدن‌ ادرار ـ بروز خون‌ مردگي‌ بدون‌ دليل‌
درد شديد شكم‌ يا كمر در نتيجه‌ خونريزي‌ داخلي‌ در اعضاي‌ بدن‌
تشنج‌ (به‌ندرت‌)
اغما (به‌ندرت‌)
علل‌
خالي‌ شدن‌ خون‌ از مواد مؤثر در انعقاد و تثبيت‌ لخته‌، كه‌ موجب‌ بروز خونريزي‌هاي‌ گسترده‌ مي‌شود. بروز اين‌ حالت‌ علل‌ مختلفي‌ دارد:
اختلالات‌ حاملگي‌، مثل‌ جفت‌ سر راهي‌، كنده‌ شدن‌ زودرس‌ جفت‌، يا مسموميت‌ حاملگي‌ (اكلامپسي‌)
عفونت‌ گسترده‌ يا عمده‌
سرطان‌ گسترده‌
بعضي‌ از انواع‌ جراحي‌
تخريب‌ گسترده‌ بافتي‌، مثلاً در سوختگي‌هاي‌ وسيع‌
گزيده‌ شدن‌ توسط‌ مار سمي‌
تزريق‌ خون‌ جور نشده‌ با خون‌ گيرنده‌
عوامل تشديد كننده بيماري
تغذيه‌ نامناسب‌
كاهش‌ مقاومت‌ بدن‌ در اثر بيماري‌
پيشگيري‌
جهت‌ درمان‌ علت‌ زمينه‌ساز فوراً به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنيد.
عواقب‌ مورد انتظار
اگر علت‌ زمينه‌ساز انعقاد داخل‌ عروقي‌ منتشر به‌ سرعت‌ درمان‌ شود، احتمال‌ مي‌رود كه‌ فرد بهبود يابد.
عوارض‌ احتمالي‌
نارسايي‌ كليه‌
شوك‌
قانقاريا و از دست‌ دادن‌ اندام‌
خونريزي‌ در حفره‌ ريه‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
اغلب‌ بيماراني‌ كه‌ گرفتار اين‌ اختلال‌ شده‌اند به‌ طور نااميدانه‌اي‌ بدحال‌ هستند و نيازمند مراقبت‌ ويژه‌ در بيمارستان‌ هستند. كمكي‌ كه‌ اعضاي‌ خانواده‌ مي‌توانند، بكنند اين‌ است‌ كه‌ نگرشي‌ مثبت‌ و اميداوارانه‌ داشته‌ باشند.
به‌ هنگام‌ بهبودي‌، كروت‌ روي‌ زخم‌ها را بر نداريد. اين‌ كار ممكن‌ است‌ باعث‌ خونريزي‌ مجدد شود.
گاهي‌ براي‌ رفع‌ علت‌ زمينه‌ساز، جراحي‌ انجام‌ مي‌شود.
داروها
تزريق‌ خون‌ يا فرآورده‌هاي‌ خوني‌
تزيق‌ هپارين‌ (يك‌ داروي‌ ضدانعقاد)
آنتي‌بيوتيك‌ براي‌ عفونت‌
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
استراحت‌ در رختخواب‌
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود. هر نوع‌ غذايي‌ كه‌ بيمار بتواند برحسب‌ وضعيتش‌ تحمل‌ كند.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان انعقاد داخل‌ عروق‌ منتشر را داريد. اين‌ يك‌ مورد اورژانس‌ است‌.
اگر علايم‌ پس‌ از درمان‌ بازگردند.

Bl@sTeR
17-11-2007, 14:39
Heart block



شرح بيماري
بلوك‌ قلبي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ اختلال‌ پايدار (خفيف‌ يا شديد) در انتقال‌ پيام‌هاي‌ الكتريكي‌ بين‌ دهليزها (اتاقك‌هاي‌ بالايي‌) و بطن‌ها (اتاقك‌هاي‌ پاييني‌) قلب‌. در اين‌ حالت‌، هماهنگي‌ بين‌ انقباضات‌ دهليزها و بطن‌ها از بين‌ مي‌رود. كنترل‌ ضربان‌ قلب‌ ديگر به‌طور طبيعي‌ كه‌ به‌ هنگام‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري يا استرس‌، تند و در ساير زمان‌ها كند مي‌شد انجام‌ نخواهد گرفت‌ و ضربان‌ساز موجود در ديواره‌ مشترك‌ بطن‌ها كه‌ در حالت‌ طبيعي‌ خفته‌ است‌ شروع‌ به‌ كار خواهد كرد و سيستم‌ الكتريكي‌ بطن‌ها را به‌ راه‌ خواهد انداخت‌. بلوك‌ قلب‌ مي‌تواند در هر سني‌ رخ‌ دهد اما در مردان‌ بالاي‌ 40 سال‌ و خانم‌ها پس‌ از يائسگي‌ شايع‌تر است‌.
علايم‌ شايع‌
در موارد خفيف‌تر گاهي‌ بدون‌ علامت‌ است‌.
كندي‌ و نامنظمي‌ ضربان‌ قلب‌
از دست‌ دادن‌ ناگهاني‌ هوشياري‌
گاهي‌ تشنج‌
حملات‌ منگي‌، ضعف‌، يا گيجي‌
علل‌
بيماري‌ سرخرگ‌هاي‌ قلب‌، كه‌ يك‌ نوع‌ آترواسكلروز (تنگ‌ شدن‌ سرخرگ‌ها) است‌.
ناهنجاري‌هاي‌ مادرزادي‌ قلب‌
مصرف‌ بيش‌ از اندازه‌ داروي‌ ديژيتال‌ يا بعضي‌ از داروهاي‌ ديگر
عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
افراد بالاي‌ 60 سال‌
استرس‌
رژيم‌ غذايي‌ نامناسب‌ كه‌ پر چرب‌ و پر نمك‌ است‌.
چاقي‌
سيگار كشيدن‌
ديابت‌
بيماري‌ قلبي‌، مثل‌ آترواسكلروز، نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌ يا بيماري‌ دريچه‌اي‌ قلب‌
بالا بودن‌ فشارخون‌
سابقه‌ اختلال‌ الكتروليتي‌
مصرف‌ بعضي‌ داروها، مثل‌ ديژيتال‌، كينيدين‌ يا مسدودكننده‌هاي‌ بتا ـ آدرنرژيك‌
پيشگيري‌
در صورت‌ وجود هرگونه‌ بيماري‌ زمينه‌ساز، براي‌ درمان‌ به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنيد.
سيگار نكشيد.
به‌طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
رژيم‌ غذايي‌ كم‌ چرب‌ و كم‌ نمك‌ داشته‌ باشيد.
عواقب‌ مورد انتظار
با كاشتن‌ يك‌ دستگاه‌ ضربان‌ساز مي‌توان‌ علايم‌ را كنترل‌ نمود.
عوارض‌ احتمالي‌
كند، تند، يا نامنظم‌ شدن‌ ضربان‌ قلب‌ و ايست‌ قلبي‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ مخصوص‌ براي‌ سنجش‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري الكتريكي‌ قلب‌، مثل‌ استفاده‌ از دستگاه‌ هولتر براي‌ مدت‌ 24-12 ساعت‌، كه‌ با آن‌ مي‌توان‌ اختلالات‌ ضرباهنگ‌ قلب‌ را از يك‌ روز تا دو هفته‌ مورد بررسي‌ قرار داد. اين‌ دستگاه‌ هر بار به‌ مدت‌ 24-12 ساعت‌ به‌ بيمار بسته‌ مي‌شود و ضربان‌ قلب‌ وي‌ را ثبت‌ مي‌كند.
گاهي‌ جراحي‌ براي‌ كاشتن‌ يك‌ دستگاه‌ ضربان‌ساز مصنوعي‌. اين‌ دستگاه‌ يك‌ جريان‌ الكتريكي‌ را به‌طور منظم‌ توليد مي‌كند و باعث‌ حفظ‌ ضربان‌ قلب‌ در حالت‌ طبيعي‌ مي‌شود.
هميشه‌ يك‌ دست‌بند يا گردن‌ آويز كه‌ نوع‌ بيماري‌ شما روي‌ آن‌ مشخص‌ شده‌ باشد همراه‌ داشته‌ باشيد تا اگر به‌طور ناگهاني‌ هوشياري‌ خود را از دست‌ داديد بهتر بتوان‌ به‌ شما كمك‌ كرد.
سيگار نكشيد.
داروها
دارويي‌ براي‌ معالجه‌ بلوك‌ قلبي‌ وجود ندارد، اما بعضي‌ از داروها هستند كه‌ آن‌ را بدتر مي‌كنند. از داروهايي‌ كه‌ براي‌ تخفيف‌ آلرژي‌ يا گرفتگي‌ بيني‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند اجتناب‌ كنيد.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
اصلاً فكر نكنيد كه‌ معلوليت‌ داريد. ورزش‌ در حد كم‌، كمك‌كننده‌ است‌ و نبايد از آن‌ ترسيد. نظر پزشك‌ خود را در مورد ورزش‌ بپرسيد و با موافقت‌ وي‌ يك‌ برنامه‌ منظم‌ ورزشي‌ را آغاز كنيد. پياده‌روي‌ ايده‌آل‌ است‌.
رژيم‌ غذايي‌
اگر اضافه‌ وزن‌ داريد، وزن‌ خود را كم‌ كنيد.
از مصرف‌ الكل‌ جداً خوداري‌ كنيد. الكل‌ باعث‌ مهار ضربان‌ قلب‌ مي‌شود.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ بلوك‌ قلبي‌ را داريد، خصوصاً در صورت‌ بروز حمله‌ از دست‌ دادن‌ هوشياري‌ رخ‌ دهد.
اگر پس‌ از تشخيص‌، استرس‌ زندگي‌ شما زياد شود

Bl@sTeR
17-11-2007, 14:44
valley fever


اطلاعات‌ اوليه‌

توضيح‌ كلي‌
تب‌ دره‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ عفونت‌ ريوي‌ توسط‌ قارچي‌ كه‌ هاگ‌هاي‌ آن‌ در خاك‌ يافت‌ مي‌شوند. تب‌ دره‌ از فرد به‌ فرد سرايت‌ نمي‌كند. تمام‌ گروه‌هاي‌ سني‌ را مبتلا مي‌كند.
علايم‌ شايع‌
عفونت‌ معمولاً چنان‌ خفيف‌ است‌ كه‌ علامتي‌ ايجاد نمي‌كند. در موارد كمي‌ علايم‌ ممكن‌ است‌ كاملاً شديد باشند. اين‌ علايم‌ عبارتند از:
سرفه‌
گلودرد
تب‌ و لرز
درد قفسه‌ سينه‌
سردرد
درد عضلات‌ و مفاصل‌
تنگي‌ نفس‌
بثور پوستي‌
احساس‌ ناخوشي‌ كلي‌
افسردگي‌
تعريق‌ شبانه‌
كاهش‌ وزن‌
سفتي‌ گردن‌ (گاهي‌)
علل‌
عفونت‌ توسط‌ قارچ‌ كوكسيديودس‌ ايميتيس‌ كه‌ در خاك‌ به‌ويژه‌ خاك‌ نقب‌هاي‌ جوندگان‌ رشد مي‌كند. افراد مستعد با تنفس‌ غبار حاصل‌ از چنين‌ خاكي‌ دچار عفونت‌ مي‌شوند و قارچ‌ها در ريه‌ها مستقر مي‌گردند. دوره‌ كمون‌ 4-1 هفته‌ پس‌ از مواجهه‌ است‌.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
مواجهه‌ شغلي‌ يا محيطي‌ با غبار مثلاً در مكان‌هاي‌ ساخت‌وساز
بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ را كاهش‌ داده‌ باشد به‌ويژه‌ اورمي‌، ديابت‌ شيرين‌، بيماري‌ ريوي‌ مزمن‌، سل‌، ايدز، بيماري‌ هوچكين‌، لوسمي‌ يا سوختگي‌هاي‌ شديد
استفاده‌ از داروهاي‌ سركوبگر ايمني‌. داروهاي‌ كورتيزوني‌ يا آنتي‌متابوليت‌ها
پيشگيري‌
در حال‌ حاضر قابل‌ پيشگيري‌ نيست‌.
عواقب‌ مورد انتظار
بهبود خود به‌ خودي‌ ظرف‌ 6-3 هفته‌. بيشتر افراد 6-3 هفته‌ پس‌ از محو علايم‌ عفونت‌، ناخوش‌ باقي‌ مي‌مانند. داروهاي‌ ضد قارچ‌ براي‌ افراد دچار عفونت‌ شديد و گسترده‌ نگه‌ داشته‌ مي‌شود كه‌ در اين‌ موارد نجات‌دهنده‌ زندگي‌ هستند.
عوارض‌ احتمالي‌
گسترش‌ عفونت‌ در سراسر بدن‌ و بيماري‌ شديد به‌ويژه‌ در مغز يا غشاهاي‌ پوشاننده‌ مغز
عوامل‌ ژنتيك‌. بيماران‌ سياه‌پوست‌ به‌ احتمال‌ بيشتري‌ دچار عوارض‌ شديد حاصل‌ از تب‌ دره‌ مي‌شوند.
درمان‌

اصول‌ كلي‌
آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ مي‌توانند شامل‌ آزمون‌ پوستي‌، بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌، كشت‌ خلط‌ و راديوگرافي‌ قفسه‌ سينه‌ باشند. در صورت‌ شك‌ تشخيصي‌، آزمون‌هاي‌ اضافي‌ مي‌توانند شامل‌ برونكوسكوپي‌ و بيوپسي‌ از پوست‌، ريه‌، كبد يا استخوان‌ باشند.
درمان‌ معمولاً شامل‌ مراقبت‌ حمايتي‌ در منزل‌ است‌. بستري‌ شدن‌ در بيمارستان‌ تنها براي‌ موارد شديد لازم‌ است‌.
از مرطوب‌كننده‌ اولتراسونيك‌ بدون‌ داروي‌ اضافي‌ استفاده‌ كنيد تا رطوبت‌ را افزايش‌ داده‌، به‌ تسكين‌ سرفه‌ و گلودرد كمك‌ كند. هر روز مرطوب‌كننده‌ را تميز كنيد.
هر روز وزن‌ خود را در نموداري‌ ثبت‌ كنيد.
داروها
معمولاً براي‌ درمان‌ دارو لازم‌ نيست‌. البته‌ در صورت‌ نياز مي‌توانيد براي‌ درد از داروهاي‌ ضد التهاب‌ غيراستروئيدي‌ و براي‌ سرفه‌ از ضد سرفه‌ها استفاده‌ كنيد.
براي‌ عفونت‌ منتشر (گسترش‌ به‌ خارج‌ از ريه‌) و بيماران‌ خاص‌ (نوزادان‌، بيماران‌ مبتلا به‌ پنوموني‌ يا نقص‌ ايمني‌ مادرزادي‌ يا اكتسابي‌ توأم‌، ديابت‌ يا بارداري‌) بايد كتوكونازول‌، فلوكونازول‌ يا آمفوتريسين‌ـب‌ تجويز گردد.
فعاليت‌
تا حد توان‌ خود فعاليت‌ كنيد. بيشتر استراحت‌ كنيد.
رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر خود يا عضوي‌ از خانواده‌تان‌ علايم‌ تب‌ دره‌ را داشته‌ باشيد.
اگر در طول‌ درمان‌ موارد زير رخ‌ دهند: ـ تداوم‌ كاهش‌ وزن‌ ـ تب‌ ـ اسهال‌ غيرقابل‌ كنترل‌ ـ سفتي‌ گردن‌ همراه‌ با سردرد

Bl@sTeR
19-11-2007, 13:44
Atelectasis




شرح بيماري
آتلكتازي‌ عبارت‌ است‌ از جمع‌ شدن‌ يك‌ قسمت‌ از يا تمامي‌ يك‌ ريه‌. اين‌ وضعيت‌ باعث‌ عدم‌ جذب‌ اكسيژن‌ به‌ مقدار كافي‌ از ريه‌ مي‌شود
علايم‌ شايع‌
جمع‌ شدن‌ ناگهاني‌ و دربرگيرنده‌ يك‌ ناحية‌ وسيع‌ از ريه‌:
درد قفسة‌ صدري‌
تنگي‌ نفس‌؛ تند تند نفس‌ كشيدن‌
شوك‌ (ضعف‌ شديد، رنگ‌پريدگي‌ پوست‌، تند شدن‌ ضربان‌ قلب‌)
گيجي‌ و منگي‌ جمع‌ شدن‌ تدريجي‌:
سرفه‌
تب‌
تنگي‌ نفس‌
علامت‌ ديگري‌ وجود ندارد.
علل‌
انسداد مجراهاي‌ هوايي‌ كوچك‌ يا بزرگ‌ ريه‌ توسط‌:
ترشحات‌ مخاطي‌ غليظ‌ در اثر عفونت‌ يا يك‌ بيماري‌ ديگر مثل‌ فيبروزكيستيك‌
وجود تومور در داخل‌ مجراي‌ هوايي‌
وجود تومور يا رگهاي‌ خوني‌ خارج‌ از مجراي‌ هوايي‌ به‌ نحوي‌ كه‌ روي‌ مجراي‌ هوايي‌ فشار وارد بياورند
استنشاق‌ جسم‌ خارجي‌، مثل‌ اسباب‌بازي‌هاي‌ كوچك‌ يا بادام‌ كوهي‌ (پسته‌ شام‌)
جراحي‌ طولاني‌ مدت‌ قفسة‌ سينه‌ يا شكم‌ تحت‌ بيهوشي‌ عمومي‌
صدمه‌ به‌ قفسة‌ سينه‌ يا شكستگي‌ دنده‌ها
زخم‌ نافذ
بزرگ‌ شدن‌ گره‌هاي‌ لنفاوي‌
عوامل‌ افزايش‌ دهندة‌ خطر
سيگار كشيدن‌
وجود يك‌ بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ بيمار را كاهش‌ داده‌ باشد يا وي‌ را ضعيف‌ كرده‌ باشد.
بيماري‌ انسدادي‌ مزمن‌ ريه‌ ،مثل‌ آمفيزم‌ و برونشكتازي‌
استفاده‌ از داروهايي‌ كه‌ باعث‌ كاهش‌ توجه‌ و هوشياري‌ مي‌شوند، مثل‌ خواب‌ آورها، پاربيتورات‌ها، آرام‌بخش‌ها، يا الكل‌
پيشگيري‌
وادار كردن‌ به‌ سرفه‌ و تنفس‌ عميق‌ هر 2-1 ساعت‌ پس‌ از عمل‌ جراحي‌ كه‌ حين‌ آن‌ از بيهوشي‌ عمومي‌ استفاده‌ شده‌ است‌. همچنين‌ حتي‌الامكان‌ بيمار بايد در تخت‌ جابجا شود و تغيير وضعيت‌ دهد.
به‌ هنگام‌ بيماري‌ ريوي‌، يا پس‌ از عمل‌ جراحي‌، مايعات‌ بايد بيشتر مصرف‌ شوند، چه‌ به‌ صورت‌ خوراكي‌ و چه‌ به‌ صورت‌ تزريقي‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ ترشحات‌ ريه‌ رقيق‌تر و نرم‌تر خواهند شد.
اشياي‌ كوچكي‌ كه‌ احتمال‌ دارد بچه‌هاي‌ كوچك‌ آنها را استنشاق‌ كنند از دسترسي‌ آنها دور نگه‌ داريد.
عواقب‌ مورد انتظار
آتلكتازي‌ ندرتاً زندگي‌ را به‌ خطر مي‌اندازد و معمولاً خود به‌ خود برطرف‌ مي‌شود.
در صورتي‌ كه‌ آتلكتازي‌ به‌ علت‌ ترشحات‌ مخاطي‌ غليظ‌ يا جسم‌ خارجي‌ ايجاد شده‌ باشد، بيرون‌ كشيدن‌ آنها باعث‌ رفع‌ آن‌ خواهد شد.اگر علت‌ آتلكتازي‌ يك‌ تومور باشد، سرنوشت‌ بيمار به‌ ماهيت‌ تومور بستگي‌ دارد.
عوارض‌ احتمالي‌
ذات‌الريه‌
آبسة‌ كوچك‌ داخل‌ ريه‌
دايمي‌ شدن‌ جمع‌ شدگي‌ بافت‌ ريه‌ و تشكيل‌ بافت‌ جوشگاهي‌
درمان‌

اصول‌ كلي‌
آزمايش‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ اكسيژن‌ و دي‌ اكسيدكربن‌ خون‌ و نيز عكس‌برداري‌ از قفسة‌ سينه‌
جراحي‌ براي‌ برداشتن‌ تومور
برونكوسكپي‌ براي‌ در آوردن‌ جسم‌ خارجي‌ يا ترشحات‌ مخاطي‌ غليظ‌
حداكثر همكاري‌ را در زمينة‌ دستورات‌ پس‌ از عمل‌ جراحي‌ داشته‌ باشيد. وضعيت‌ خود را در تخت‌ مرتباً عوض‌ كنيد، و سعي‌ كنيد مرتباً سرفه‌ نماييد و نفس‌ عميق‌ بكشيد. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ هنگام‌ سرفه‌، يك‌ بالش‌ را محكم‌ روي‌ محل‌ تخليه‌ فشار دهيد.
سيگار را ترك‌ كنيد.
روش‌ تخلية‌ ترشحات‌ را فرابگيريد و پس‌ از ترخيص‌ اجرا كنيد.
داروها
آنتي‌بيوتيك‌ براي‌ مبارزه‌ با عفونت‌، كه‌ به‌ طور اجتناب‌ناپذير همراه‌ با آتلكتازي‌ رخ‌ خواهد داد.
داروهاي‌ ضد درد براي‌ رفع‌ درد خفيف‌
از مصرف‌ داروهاي‌ خواب‌ آور پرهيز كنيد. ممكن‌ است‌ آنها باعث‌ عود آتلكتازي‌ شوند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
به‌ محض‌ روبه‌ بهبود گذاشتن‌ علايم‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ عادي‌ خود را از سر گيريد.
رژيم‌ غذايي‌
هيچ‌ رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود، اما حداقل‌ 8 ليوان‌ آب‌ يا ساير مايعات‌ در شبانه‌روز بنوشيد تا ترشحات‌ ريه‌ رقيق‌ و نرم‌ شود.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ آتكلتازي‌ را داريد.
اگر يكي‌ از مشكلات‌ زير به‌ هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
ـ اتساع‌ و برآمدگي‌ شكم‌
ـ احساس‌ تنگي‌ نفس‌ به‌ طور ناگهاني‌
ـ آبي‌ شدن‌ بستر ناخن‌ها و لب‌ها
ـ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ مساوي‌ يا بيشتر از 9/38 درجة‌ سانتيگراد

ghazal_ak
03-12-2007, 13:54
سردرد، به خصوص انواعی از آن مانند میگرن و سردردهای خوشه ای که شدید و مزمن هستند، میتواند بسیار ناتوان کننده باشد. حتی سردردهای تنشی که نوع ملایمتر این مشکل به شمار میروند نیز میتوانند شخص مبتلا را وادار کنند که به گوشه تاریکی پناه برده و همانجا بماند. درحالی که ما باید هنوز باید در زمینه علل سردرد چیزهای بسیاری را کشف کرده و بیاموزیم، اما در این حد میدانیم که بسیاری از انواع سردرد، به جنسیت و توارث بستگی دارد. این ارتباط به خصوص درباره میگرن، به شدت صادق است.

به گفته استفن سیلبرستین (Stephen Silberstein) استاد عصب شناسی:"به طور کلی، تعداد مبتلایان به میگرن در زنان سه برابر مردان است و بیشتر این زنان دارای خویشاوند درجه یکی هستند که به میگرن مبتلاست. این مشکل در نتیجه ترکیبی از ژنتیک و هورمونها بروز میکند."

نقش هورمونها در این میان چیست؟

اگر شدیدا میل به خوردن شیرینی دارید و بی حوصله و بدخلق هستید، به اطرافیان خود تذکر بدهید دور و بر شما نیایند. زیرا عادت ماهانه شما به زودی شروع خواهد شد و احتمالا با یک میگرن همراه است.

میگرن در اکثر موارد زنان را در دوره بین بلوغ و یائسگی تحت تاثیر قرار میدهد و بیش از همه در زنان 35 تا 45 ساله دیده میشود. یکی از دلایل این حالت هورمونها، به خصوص استروژن(estrogen) هستند که نقشی عمده در بروز میگرن بر عهده دارند. به گفته سیلبرستین " آنچه موجب سردرد میشود، کاهش استروژن است نه افزایش آن. میزان بالای هورمون نیز در صورت ثابت بودن مشکلی ایجاد نمیکند، بلکه افت و خیز مقدار هورمون مشکل آفرین است."

بیش از نیمی از زنان مبتلا به میگرن اظهار داشته اند که سردردهای آنان با دوران عادت ماهیانه مرتبط است. میزان شیوع این سردرد در دختران و پسران تا زمانی که دختران به سن بلوغ میرسند، یکسان است. پس از بلوغ، تعداد بروز سردردهای یک زن مبتلا به میگرن بیش از مردی که سابقه میگرن دارد، خواهد بود و تا زمانیکه زن یائسه شود، این الگو همچنان ادامه خواهد یافت.

نوسانات هورمونی که در دوران زندگی زنان رخ میدهد میتوانند موجب میگرنهای بیشتر شوند. تغییر میزان هورمون مرتبط با روزهای قبل از آغاز هر دره عادت ماهانه میتواند حملات میگرنی را بدتر کند، تغییرات هورمونی در دوره بارداری نیز چنین تاثیری دارد. بسیاری از زنان مستعد میگرن، درست پس از تولد فرزندشان و زمانی که میزان هورمون به حالت عادی برمیگردد، دچار حملات میگرن میشوند.

برعکس، استفاده از قرصهای کنترل بارداری میتواند سطح هورمون بدن را ثابت نگهداشته و با این کار موجب کاهش تعداد سردردهای میگرنی شود. به گفته سیلبرستین، درمانهای جایگزینی هورمون نیز میتواند بر میزان دفعات و شدت میگرن تاثیر بگذارد. زنانی که از قرصهای داروهای هورمون درمانی یا HRT استفاده میکنند، بیشتر دچار میگرن میشوند زیرا سطح هورمون بدن آنها دچار افت و یز ناگهانی و شدید میشود. اما زنانی که HRT را از طریق برچسبهای روی پوست دریافت میکنند، روزانه میزان مشخصی هورمون دریافت کرده و تعداد و شدت میگرن در آنها افزایش نمیابد.

وراثت نیز عامل سردرد است
اگر مادر یا عمه شما دچار میگرن باشند، احتمال اینکه شما نیز به این مشکل مبتلا باشید، وجود دارد. بسیاری از افراد دچار میگرن، در این زمینه دارای سابقه خانوادگی هستندف در نتیجه چنین تصور میشود که عامل وراثت در اینجا بسیار موثر است.

این امر به خصوص در مورد میگرنهایی که با نشانه های بصری یا "پیش درآمد" آغاز میشوند، صادق است. به گفته سیلبرستین هرچند تنها 20 درصد از بیماران مبتلا به میگرن دچار حالت پیش درآمد میشوند، اما " عامل ژنتیک در میگرنهای دارای پیش درآمد نقش بسیار مهمتری از انواع معمولی آن دارد."

این نظر وجود دارد که افراد مبتلا به میگرن، ژنهای غیرعادی که مسئول کنترل سلولهایی خاصی از مغز هستند را به ارث میبرند. میگرنهای همراه با پیش درآمد، شخص مبتلا قبل از آغاز سردرد، نورهایی مواج یا لکه هایی را میبیند که به مدت محدودی او را دچار نابینایی نقطه ای میکنند یا به کلی دید او را از بین میبرند.

سردردهای خوشه ای و تنشی
ما تمام مدت درباره میگرن چیزهایی میشنویم، اما درباره سردردهای تنشی و خوشه ای چندان صحبت نمیشود. این دو نوع عمده دیگر سردرد نیز میتوانند کاملا ناتوان کننده باشند. سردردهای تنشی از شیوع بیشتری برخوردارند و هر دو این سردردها با جنسیت و ساختار شیمیایی مغز در ارتباطند.

بسیاری از افراد سردردهای تنشی را تجربه کرده اند. دردی خفیف یا معتدل که با انقباض شقیقه ها، پیشانی، پشت سر و گردن همراه است. سردردهای تنشی میتوانند به قدری مکرر شوند که شخص هر روز به آن دچار باشد، اما آنها کمتر از موارد دیگر ناتوان کننده بوده و با مسکنهای معمولی قابل درمان هستند. زنان بیش از مردان به این سردردها دچار میشوند و احتمال وجود این بیماری در خانواده افرادی که به این سردرد مبتلا هستند، 40% بیش از دیگران است.

سردردهای خوشه ای ، شیوع کمتری دارند اما در مردان بیشتر به وجود آمده و میتوانند کاملا ناتوان کننده باشند. به گفته سیلبرستین" این سردردها را سردرد خودکشی مینامند زیرا درد آن به حدی شدید است که شخص به مرز خودکشی میرسد". تعدد سردردهای خوشه ای تنها به اندازه کسری از تعداد میگرنهای موجود است، اما همین تعداد نیز در مردان سه تا چهار مرتبه بیشتر دیده میشود و دلیل آن نیز هنوز مشخص نشده است.

این سردرد در اثر التهاب رگهای مغز ایجاد میشود و بر خلاف میگرن که میتواند روزها ادامه داشته باشد، سردردهای خوشه ای تنها به مدت 30 دقیقه یا یک ساعت به شدت بروز کرده و سپس از بین میروند. آنها به طور ناگهانی، و در یک زنجیره یا خوشه، آغاز شده و سپس به مدتی طولانی هیچ خبری از آنها نمیشود. برای اشخاصی که دارای مشکل مزمن هستند، روشهای پیشگیری وجود دارد. این سردردها ارتباطی با نوسانات هورمونی ندارند.

محرکهای سردرد
اگر از دسته افراد مستعد ابتلا به سردرد هستید، صرف نظر از جنسیت یا زمینه ارثی، کاستن از میزان تنش در زندگی عاملی بسیار تعیین کننده و گامی اساسی برای دوری از چنین مشکلی است. به گفته سیلبرستین :" تنش محرکی برای هر نوع مشکل جسمی، از جمله میگرن، به شمار میرود. اما دلیل اصلی آنها نیست." تنش در زندگی روزانه، مانند سر و سامان دادن به برنامه کاری بسیار فشرده و متنوع، یک عامل محرک سردرد است و نسخه رایج و مفید برای کاهش استرس همان ورد همیشگی است: غذای سالم، میوه، سبزیجات و آب فراوان، 30 دقیقه ورزش روزانه، انجام تمرینات آرامبخش و تمدد اعصاب مانند یوگا و خواب کافی.

سیلبرستین برای بهره مند شدن از سلامت بیشتر، توصیه هایی ساده دارد: "سیگار را ترک کنید، روزه های طولانی و بی وقفه نگیرید (منظور روزه هایی مانند روزه آب، یا چند روز غذا نخوردن است)، هر شب در یک زمان مشخص به بستر بروید، مست نکنید و غذاهایی حاوی مواد نگهدارنده مصرف نکنید." پس، این بار در زمانی که به استراحت نیاز دارید، کتاب خوبی برداشته و در جایی آرام بنشینید. یک موسیقی ملایم بشنوید. از سردرد خود به عنوان بهانه ای برای ولخرجی استفاده کرده و بهترین غذای سبک و نوشیدنی ممکن را تهیه کرده و شبی آرامش بخش را پشت سر بگذارید.


msn.com

mhadaily
06-12-2007, 12:39
عیب شنوائی در حدی که موجب نا رسایی طبیعی عمل شنوائی شود نزد 5 تا 10% افراد بطور موقت یا دائم دیده می شود ، بروز آن در هر سنی ممکنست و بسته به میزان شدت عیب ، یک طرفی یا دو طرفی بودن و سن پیدایش ، مشکلاتی برای فرد ایجاد می کند.(عیب شنوائی در سنین اولیه زندگی موجب اشکال فرا گیری زبان و مانع توسعه تکلم کودک می شود) کری عصبی مادر زادی در اثر عواملی چون ضربه های هنگام تولد ، ابتلای مادر به سرخجه ، اریتروبلاستوز جنینی یا نقص ساختمانی گوش داخلی ایجاد می شود.در نوع غیر مادر زادی ضربه های وارده به گوش داخلی و عصب شنوائی ، اختلالات عروقی همراه با خونریزی و ترمبوز در گوش میانی و بیماری های خطیر تب دار ، سندرم منیر ، پیر گوشی ، تومور های مغزی ، قرار گرفتن گوش در برابر صداهای بلند بطور مکرر موجب کری می شود. کاهش یا از بین رفتن شنوایی : Hearing loss
کاهش یا از بین رفتن شنوائی را بر حسب علت و محل ضایعه به چهار دسته تقسیم می شود.
ترجمه : دکتر عباس ادیب استاد یار دانشگاه
تهیه و تنظیم : سیمین رادفر




برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


ممنون دوستم و اصل مقاله رو می تونید از لینک بالا مشاهده کنید

Luti
24-12-2007, 20:08
ام اس (Multiple Sclerosis) به معنای تصلب مضاعف بافت ها، بیماری شایع جوامع صنعتی است که تحقیقات در مورد آن بسیار دشوار است.
زیرا مناطقی که بیشتر تحت تاثیر این بیماری قرار می گیرند شامل مغز و نخاع هستند که در حال حاضر دسترسی کامل به آنها برای محققین چندان امکان پذیر نیست.
اگرچه تست ام آر آی (MRI) در سالهای اخیر کمک زیادی به محققین در راه شناسایی عوامل بروز این بیماری و ساخت داروهایی در جهت مداوای آن کرده است، ولی دلایل قطعی بروز ام اس تا کنون ناشناخته مانده است. با اینحال تئوری های فراوانی در مورد نحوه بروز این اختلال وجود دارد.


اطلاعات به دست آمده نشان می دهند که دو سوم از افرادی که از این بیماری رنج می برند زن هستند و دانشمندان گمان می کنند که یکی از دلایل این مساله می تواند هورمون های زنانه باشد زیراهورمون های موجود در بدن زنان کاملا با هورمون های مردانه تفاوت دارند و همچنین گمان می رود کروموزم ایگرگ (Y) مردان می تواند از بروز و پیشرفت این بیماری در مردان کمک کند.


به عقیده دانشمندان عوامل ژنتیکی و ارثی نیز می تواند از دلایل بروز این بیماری باشد و از اینرو مطالعاتی بر روی دوقلوهای همسان که دارای ژنهای یکسان بوده و دوقلوهای غیر همسان که ژنهای یکسانی ندارند انجام شده است.
یکی از تحقیقاتی که بر روی دو قلوها انجام گرفت نشان داد که اگر یکی از دو قلوها مبتلا به ام اس باشد امکان ابتلای دیگری در صورت همسان بودن 30 درصد و در صورت غیر همسان بودن تنها 4 در صد است.


این مطلب بیانگر این نکته است که افراد ممکن می توانند از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به ام اس باشند.
البته فاکتورهای محیطی نیز در ابتلا به ام اس نقش ایفا می کنند. برای مثال یکی از این فاکتورها ویروس های موجود در فضا می باشند که موجب التهابات و پی و چربی گرفتگی سیستم مرکزی عصبی از جمله مغز و نخاع می شوند.


آمارها نشان می دهند که افراد مبتلا به ام اس در شمال انگلستان چندین برابر جنوب این کشور می باشد که یکی از دلایل آن تفاوت رژیم های غذایی مردم این دو منطقه است، از این رو رژیم های غذایی نیز به عنوان یکی از دلایل بروز این بیماری در نظر گرفته شده اند.
زیرا مثلا در رژیم غذایی مردم شمال انگلستان بیشتر گوشت و غذاهای چرب وجود دارد و به همین دلیل عده بیشتری از آنها نسبت به مردم جنوب انگلستان به ام اس مبتلا می شوند.
تحقیقات بر روی دلایل بروز این بیماری همچنان ادامه دارد و دانشمندان در صدد یافتن راههای جدید برای شناسایی و مقابله با این بیماری می باشند.


نشانه های بروز ام اس بستگی به مناطقی از سیستم عصبی دارد که تحت تاثیر آن قرار می گیرند و در اکثر افراد متفاوت است و در طول زمان نیز تغییر می کنند.
اکثر افراد مبتلا به ام اس بیشتر از یک نشانه را دارا می باشند و البته نشانه های مشترکی نیز بین آنها وجود دارند و هر فرد به تنهایی تمام نشانه های بروز این بیماری را ندارد.
بیشتر این نشانه ها عبارتند از
اختلالات در سیستم بینایی
• لک بینی
• دو بینی
• التهاب و زخم های چشم
• حرکات سریع و غیر ارادی چشم
از دست دادن تعادل
• لرزش و رعشه
• اختلال در حرکت عضلات
• عدم تعادل در راه رفتن
• سر گیجه های مداوم
• ناهنجاری و عدم تعادل در تمامی عضوهای بدن

حالت تشنج
• ضعف عضلانی و تغییرات شدید در حالات عضلات بدن
• انقباضات دردناک و غیر ارادی عضلات
• تشنجات موضعی
خستگی
• خستگی عمومی و غیر قابل پیش بینی که بدون دلیل رخ می دهد و یکی از نشانه های متداول بیماری ام اس به شمار می رود
تغییر در روش سخن گفتن
• آهسته سخن گفتن
• درست ادا نکردن کلمات
• تغییر در آهنگ صحبت کردن
• دشواری در پایان دادن به کلام
• از دست دادن کنترل بزاق دهان
• از دست دادن تمرکز و حافظه کوتاه مدت
در حالیکه برخی از نشانه های ذکر شده از دلایل قطعی بروز ام اس هستند بعضی دیگر مانند خستگی از دست دادن حافظه و تمرکز نشانه های پنهان این بیماری می باشند.



ايران تكنيك

Luti
25-12-2007, 14:08
طور خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که بنا به دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید.
بیماری لویی بادی (Lewy body) وضعیتی است که منجر به جنونی بسیار مشابه با بیماری آلزایمر میشود. البته این بیماری هم در ماهیت دقیق نشانه ها و هم در آسیبهایی که پس از مرگ در مغز بیماران یافت شده، با آلزایمر متفاوت است. هرچند شیوه درمانی و علاجی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد، اما بعضی از نشانه های آن توسط دارو قابل کنترل هستند.
به طور خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که بنا به دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. با معاینه دقیق میتوان متوجه تفاوت نشانه های آن با آلزایمر شد. لویی بادی اخیرا به عنوان یک بیماری مستقل شناخته شده است.
این بیماری به نام پزشکی شناخته میشود که برای اولین بار رسوبهای موجود در مغز را در مقاله خود عنوان نمود این رسوبها درست مشابه ضایعاتی است که در مغز بیماران مبتلا به این جنون مشاهده شده است. لویی بادیها، رسوبات گردی حاوی سلولهای آسیب دیده مغزی هستند و احتمالا زمانی ایجاد میشوند که سلولها سعی میکنند در مقابل حمله از خود دفاع کنند.
تشخیص صحیح و دقیق نوع جنون از اهمیت فراوانی برخوردار است زیرا داروهای جدید میتوانند بر انواعی از جنون موثر بوده و بر انواع دیگر تاثیری نداشته باشند.

نشانه ها کدامند؟
جنون مرتبط با بیماری لویی بادی بر موارد زیر تاثیر میگذارد:
• حافظه
• تکلم
• قابلیت تشخیص فاصله
• توانایی انجام دادن کارهای ساده
• توانایی استدلال
افراد مبتلا به این نوع جنون از توهم رنج میبرند، آنها افراد، اشیا و حیواناتی واهی را بر روی تخت، میز و در اطراف خود مشاهده میکنند.
احتمال اینکه این اشخاص دچار زمین خوردگی متعدد شوند نیز بسیار زیاد است زیرا آنها توانایی تشخیص فواصل و ارتفاعات را از دست داده و نمیتوانند حرکات خود را با واقعیت منطبق نمایند. ممکن است آنها دچار نشانه هایی مانند علایم پارکینسون شوند که کند شدن حرکت، خشکی عضلات و رعشه از آن جمله اند. در برخی موارد معدود ضربان قلب و فشارخون نیز تحت تاثیر قرار میگیرند.
تواناییهای فرد مبتلا معمولا ساعت به ساعت و طی هفته ها و ماهها در نوسان است و همین مسئله موجب میشود که گاهی پرستاران و اطرافیان این بیماران تصور کنند که فرد بیمار خود را بیماری زده است.

تشخیص بیماری چگونه انجام میگیرد؟
روش اصلی تشخیص این نوع جنون با تهیه سابقه دقیق الگوهای رفتاری و نشانه ها صورت میگیرد که با حذف انواع دیگر جنون، به نتیجه میرسد. اسکن مغزی میتواند تباهی مغز را نمایان کند اما لویی بادیها - گلوله های موجود درمغز- تنها پس از مرگ قابل کشف و بررسی هستند.
آیا درمانی برای این بیماری وجود دارد؟
هیچ درمانی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد و این عارضه معمولا به مرگ منجر میشود و روند توسعه آن نیز بسیار سریعتر از آلزایمر است. اگر بیمار نشانه هایی از بیماری پارکینسون نیز داشته باشد، به داروهای جانشین دوپامین (dopamine) که برای پارکینسون تجویز میشوند- واکنش مثبت نشان میدهد.
نکته مهم در اشخاص مبتلا به لویی بادی این است که از داروهای آرامبخش ضدروان پریشی اجتناب نمایند زیرا این داروها دارای عوارض جانبی شدید بوده و حتی منجر به مرگ میشود. هرچند این عارضه درمان پذیر نیست، اما با تولید داروهای جدید، امید برای کنترل و کند کردن روند توسعه بیماری در نواحی حیاتی وجود دارد.
مانند موارد دیگر روان پریشی، روشها و تدابیری برای بیماران مبتلا به لویی بادی نیز درنظر گرفته شده است تا این افراد بتوانند در مراحل ابتدایی بیماری، زندگی روزانه خود را دنبال کنند. این تدابیر شامل برقرار نمودن برنامه منظم و خدشه ناپذیر زندگی، به کارگیری هشدارهای صوتی یا کتبی و حمایت روحی و ایجاد اطمینان خاطر در بیمار است. اشخاصی که در مراحل اولیه بیماری دچار ناتوانی در به کاربردن کلمات میشوندف میتوانند با جلسات گفتار درمانی این مشکل را تا حد زیادی برطرف نمایند. اما با پیشرفت بیماری این تدابیر به تدریج کاربرد خود را از دست میدهند.
بیماران در شرایط حاد باید در مراکز مخصوص بستری شده یا توسط پرستاران مجرب و متخصص نگهداری شوند.



ايران توريسم

Luti
26-12-2007, 11:22
عفونت با ويروس هپاتيت B يكي از بزرگترين مشكلات بهداشتي جهان و كشور ما مي‌باشد. با توجه به گزارش سازمان بهداشت جهاني حدود 37% مردم جهان به اين ويروس آلوده شده‌‌اند و بيش از 2 ميليارد نفر شواهدي از عفونت قبلي يا كنوني با اين ويروس را دارند و حدود 400 ميليون نفر به هپاتيت مزمن مبتلا و ناقل اين ويروس هستند. تخمين زده مي‌شود كه سالانه حدود 2 ميليون نفر به دليل اين بيماري فوت مي‌نمايند.

سه چهارم جمعيت جهان در مناطقي كه داراي سطح بالايي از عفونت هستند ، زندگي مي‌كنند. عفونت معمولاً در سنين اوليه كودكي اتفاق مي‌افتد كه بدون علامت است و اغلب به سمت مزمن شده پيش مي‌رود.

ويروس HBV عامل 60% تا 80% سرطان اوليه كبدي است و كارسينوم هپاتوسلولار ، به‌عنوان دومين كارسينوژن خطرناك بعد از سيگار در جهان مطرح است. سرطان اوليه كبد يكي از سه علت مرگ در اثر سرطان در مردان در شرق و جنوب شرقي آسيا ، حوزه پاسيفيك و مركز آفريقا مي‌باشد.

حدود 3% جمعيت ايران حامل ويروس هپاتيت B هستند و حدود 35%-30% افراد شواهد ابتلاي به ويروس را از طريق آزمايشات سرولوژيك نشان مي‌دهند كه از آن

ميان 15% دچار هپاتيت مزمن و مستعد ابتلا به سيروز هستند حدود 10-8 هزار نفر در نتيجه و علل مرتبط با هپاتيت B فوت مي‌كنند.

با توجه به سن ابتلا به بيماري ميزان مزمن شدن متفاوت است كه متاسفانه در صورت ابتلا در دوره كودكي ميزان مزمن شده بسيار بالا مي‌باشد (جدول 1).

جدول «1» خطر ناقل شدن هپاتيت B با توجه به سن ابتلا

استفاده از داروي اينترفرون آلفا كه در بيماران كشورهاي اروپايي تا 45% موثر است در ايران حدود 30% است و استفاده از داروهاي جديد مانند لاميودين و آدفووير هزينه‌هاي بسياري را در بردارد ، لذا پيشگيري اوليه با تجويز واكسن ، مهمترين روش در كنترل شيوع هپاتيت B مي‌باشد.

تاريخچه واكسن هپاتيت B

قبل از ابداع روشهاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي در تهيه واكسن‌هاي نوين ، با استخراج HbsAg از پلاسماي افراد مبتلا به هپاتيت مزمن ، واكسن پلاسمايي تهيه مي‌شد. استفاده از اين نوع واكسن ابتدا با ترس انتقال ويروس HIV همراه بود ، اگر چه شيوه تهيه واكسن به صورتي است كه هيچ جزئي از ويروس HIV (و حتي هيچ عفونت ديگر) نمي‌تواند زنده بماند ، ولي به دليل احتمال آلودگي واكسن توليدي و با توجه به مشكلات ويروس‌زدايي و هزينه‌هاي آن ، با تهيه واكسن نوتركيب هپاتيت B در اول دهه 80 ميلادي از آن زمان به بعد ديگر واكسن پلاسمايي خيلي كم مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين واكسن ( Recombinant ) پس از شناسايي ژنوم كامل ويروس هپاتيت B با كلون كرون بخشي از ژن رمز كننده پروتئين پوششي ويروسي ( HBsAg ) در پلاسميدهاي خاصي و انتقال آن به يك مخمر نان (1) توليد و سپس خالص سازي و فرموله مي‌گردد.

واكسن‌هاي مختلف حاوي مقدار 40-10 ميكروگرم پروتيئن نوتركيب HBsAg در ميلي‌ليتر جذب شده در آلومينيوم هيدروكسايد ( 5/0 ? g/ml ) و همراه با نگهدارنده تيومرسال در رقت 000/20: 1 است.

نوع ديگري از واكسن‌ها نيز فعلا موجود است كه البته اين واكسن‌ها همگاني نشده است و فعلاً بيشتر در كارهاي تحقيقاتي استفاده مي‌شود. اين گروه از واكسن‌ها كه واكسن‌هاي نسل سوم هستند ، به نامهاي ديگري هم از جمله واكسن‌هاي ژنتيكي ، واكسن RNA , DNA و واكسن اسيدهاي هسته‌اي معرفي شده‌اند كه عبارت است از استفاده مستقيم از DNA پلاسميد حاوي ژن رمز كننده پروتيئن مورد نظر جهت پيشگيري و درمان.

در مقايسه با واكسن‌هاي متداول كه از ميكروب كشنده ، ضعيف شده و يا بخشي از پيكره ميكروبي مانند سموم يا پلي‌ساكاريد آن استفاده مي‌شود ، در واكسن‌هاي ژني ، DNA به جاي پروتئين وارد بدن مي‌شود.

انواع واكسن هپاتيت B

در حال حاضر واكسن هپاتيت B نسل دوم (نوتركيب) به سه شكل موجود است:

Engerix-B ، Recembivax HB ، Cemvax كه فرم سوم واكسن هپاتيت B همراه با واكسن هموفيلوس آنفلوآنزا نوع b مي‌باشد.

روش واكسيناسيون
روش روتين واكسيناسيون هپاتيت B تزريق واكسن در سه دوز ? g 20 به فواصل 0 و 1 و 6 ماه در بالغين است. در نوزادان ? g 10 واكسن ، در سه دوز ، بدو تولد ، 45 روزه ، 9 ماهگي تزريق مي‌شود.

دوزاژ فوق مربوط به نوع Engerix-B است كه در ايران متداول‌تر است و دوزاژ اختصاصي هر واكسن بر روي ويال و بروشور آن دقيقاً ذكر شده است (جدول 2).

تزريق واكسن در بالغين در عضله دلتوئيد و در نوزادان در عضله ران است. در صورت تجويز واكسن در عضله سرين در بالغين ، ميزان ايمني ايجاد شده بسيار كمتر






جدول « 2 » دوزاژ و انواع واكسنهاي هپاتيت B

• 1- Special formulation for dialysis patients.

• 2- Two – 1 ml doses administered at one site , in a 4 – dose Schedule at 0 , 1 , 2 , and 6 months.




است و واكسيناسيون در عضله دلتوئيد بايد تكرار شود. در صورت تجويز واكسن همراه با ساير واكسن‌ها به نوزادان بهتر است واكسن هپاتيت در عضله‌ پاي مخالف تزريق گردد. از تجويز داخل جلدي براي نوزادان و كودكان بايد پرهيز شود. تجويز واكسن در حاملگي بي‌خطر است. نيازي به تست حساسيت قبل از تجويز اين واكسن وجود ندارد. اين واكسن تقريباً بر عليه تمام ژنوتيپ‌هاي شناخته شده ويروس هپاتيت B ، ايجاد ايمني مي‌نمايد.

عوارض واكسن
مواد كمكي Adjuvant) ) كه توليد كنندگان واكسن‌ها از آن استفاده مي‌كنند و اثر واكسن را زياد مي‌كند ، ممكن است در درصدي از افراد باعث تب خفيف (5%) و يا درد در محل تزريق شود. شايع‌ترين عارضه واكسن شامل التهاب در محل تزريق و درد است كه در كمتر از 20% موارد اتفاق مي‌افتد و به‌زودي و خودبه‌خود برطرف مي‌شود. درصد بسيار كمي از افراد عوارضي شامل درد عضلاني و سردرد را نشان مي‌دهند كه برطرف مي‌شود. هيچگونه گزارش مستندي از ارتباط بين ايمن‌سازي با اين واكسن و عوارضي مانند موارد ذيل ديده نشده است:

Multiple Sclerosis , Chronic Fatigue Syndrome, Rheumatoid Arthritis Autoimmune Disorder , Guillain – Barre , Transverse myelitis , optic neuritis

ادغام واكسيناسيون هپاتيت B در برنامه گسترش ، ايمني‌سازي ( EPI )

در سال 1987 گروه مشاورين فني سازمان بهداشت جهاني ادغام واكسن هپاتيت B در برنامه گسترش ايمن‌سازي ( EPI ) را به شرح زير توصيه نمود:

انجام واكسيناسيون در كشورهايي كه ميزان شيوع ناقلين در آنها 8 درصد يا بيشتر باشد تا سال 1995 و در همه كشورها تا سال 1997.

به دنبال اين توصيه‌ها بيش از 110 كشور انجام واكسيناسيون HB را در برنامه EPI خود ادغام كرده‌اند.

وقتي ميزان شيوع ناقلين 2 درصد يا بيشتر باشد ، موثرترين راهكار ، افزودن برنامه واكسيناسيون هپاتيت B در برنامه جاري ايمن‌سازي است.

وضعيت ايمن‌سازي هپاتيت B در جهان و ايران

جهان : بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت ، 100 كشور واكسيناسيون هپاتيت B را انجام مي‌دهند و از اين تعداد فقط 66 كشور پوشش ايمن‌سازي هپاتيت B را به سازمان بهداشت جهاني گزارش مي‌كنند. تعداد كودكاني كه در كشورهاي در حال توسعه يافته بر عليه هپاتيت B محافظت شده‌اند ، چهار تا شش برابر كودكان در كشورهاي در حال توسعه است و اين در حالي است كه كودكان اين كشورها (در حال توسعه) 20-8 برابر بيشتر از كودكان كشورهاي توسعه يافته در معرض عفونت با ويروس قرار دارند.

هنوز در كشورهاي در حال توسعه هندوستان ، پاكستان و چين كه بيشترين ميزان ناقلين فعل و آينده هپاتيت B را دارند و براي بيماري مزمن كبد و سرطان كبد پرخطر محسوب مي‌شوند ، به علت مشكلات مالي واكسيناسيون هپاتيت B انجام نمي‌شود و كشور چين ايمن‌سازي هپاتيت را در بخشي از برنامه جاري ادغام كرده است ولي هنوز قادر به اجراي كشوري آن نشده است.

ايران: در جمهوري اسلامي ايران به دنبال توصيه‌هاي سازمان بهداشت جهاني واكسيناسيون هپاتيت B در سال 68 در دو استان زنجان و سمنان انجام و از سال 72 واكسيناسيون هپاتيت B با هدف حذف ناقلين در برنامه گسترش ايمن‌سازي ( EPI ) ادغام و براي كليه كودكان در بدو تولد و همچنين كليه گروههاي پرخطر انجام مي‌شود.

گروههاي پرخطر شامل دانشجويان گروه پزشكي ، جراحان ، پزشكان ، پرستاران ، ماماها ، دندانپزشكان ، كمك دندان‌پزشكان ، بيماران دياليزي ، كارشناسان و تكنسينهاي آزمايشگاههاي تشخيص طبي ، پرسنل مؤسسات نگهداري كودكان عقب مانده ذهني و خانه‌هاي سالمندان ، دريافت كنندگان فرآورده‌هاي خوني و خانواده افراد مبتلا مي‌باشد.

ايمني‌زايي واكسن
به طور كلي بيش از 95 درصد كودكان و خردسالان و بيش از 90 درصد بالغين سالم پس از انجام واكسيناسيون كامل ، ميزان حفاظت دهنده‌‌اي از پادتن را توليد مي‌كنند كه بر عليه بيماري ايجاد ايمني مي‌نمايد.

با افزايش سن ، ميزان پاسخ ايمني كاهش مي‌يابد ، بنابراين تجويز واكسن در نوزادان و كودكان پاسخ بهتري دارد. بررسي‌هاي مختلفي در ايران ميزان ايمني در نوزادان را در مناطق مختلف بين 5/78 درصد در زاهدان و تا 6/92% در سنندج نشان مي‌دهد.

عوامل موثر در عدم كارآيي واكسن
پاسخ ايمني افراد مختلف به واكسن متفاوت است و با اين كه پس از تجويز كامل واكسن در سه دوز مشخص طول دوره ايمني مناسبي وجود دارد ، مشخص شده است كه عدم پاسخ مناسب در بين جمعيت سالم وجود دارد و تقريباً 25% افرادي كه واكنش ايمني ضعيف دارند ، داراي ژنوتيپ HLA- B8SCOL , DR3 مي‌باشند. همچنين پاسخ ايمني ضعيف به واكسن نوتركيب در بين بيماران كليوي و افراد با سيستم ايمني ضعيف ،دياليزي و هموفيلي نيز شايع است. البته وضعيت ايمني فرد در پاسخ به واكسن بسيار موثر است لذا در بيماراني كه ضعف سيستم ايمني دارند يا داروهايي مصرف مي‌كنند كه باعث ضعف سيستم ايمني مي‌شوند. همانند شيمي‌درماني در بيماران سرطاني ، استروئيدها و ... پاسخ ايمني كامل مشاهده نمي‌شود . موارد ديگري نيز مانند چاقي ، استعمال دخانيات ، بيماريهاي مزمن قلبي و ريوي و ... باعث كاهش اثربخشي واكسن هپاتيت B مي‌شوند

منبع : bmsu.ac.ir

Luti
26-12-2007, 11:23
سندرم هپاتورنال (1) ( HRS ) يكي از مهمترين مباحث مورد تحقيق هپاتولوژي امروز است. پاتوژنز آن پيچيده است ولي به نظر مي‌رسد مسير مشترك نهايي بدين ترتيب است كه افزايش فشار پورت در سطح سينوزوييدها ، در حضور وازدگي (2) شديد كبد ، منجر به اتساع عروقي احشايي و سيستميك و كاهش حجم خون شرياني مؤثر مي‌شود. انقباض عروقي كليه به طور همزمان افزايش مي‌يابد ، هموديناميك كليوي بدتر مي‌شود و نارسايي كليه بروز مي‌كند. 15 سال پيش مشخص شد كه اين نارسايي كليوي پس از پيوند كبد برگشت پيدا مي‌كند. اين برگشت پذيري بالقوه همراه با شناخت بهتر پاتوژنز ، منجر به كوششهاي مقدماتي موفق جهت برگشت HRS بدون عمل جراحي با استفاده از تركيب منقبض كننده‌هاي عروق احشايي و افزايش حجم كلوئيدي ، گذاشتن TIPS (3) از طريق راديولوژيك و انواع پيشرفته دياليز گرديد. تقسيم‌بندي جديد HRS به نوع حاد و شديد (تيپ I ) با مرگ و مير 100% و نوع داراي شدت كمتر (تيپ II ) پاتوژنز HRS را روشن‌تر كرده است. اميد مي‌رود اين تقسيم‌بندي در كار‌آزمايي‌هاي باليني دقيق بكار ي‌رود تا موارد كاربرد درمانهاي موجود روشن‌تر شود.

تاريخچه و مقدمه
اولين بار در سال 1863،فلينت ارتباط بين سيروز وازده و نارسايي كليه اليگوريك را تشخيص داد. بيشتر اين موارد نارسايي كليه در غياب تغييرات بافت شناسي رخ داده بود. بنابراين فلينت طبيعت عملكردي اين اختلال را مطرح نمود.

در سال 1932 براي اولين بار اصطلاح سندرم هپاتورنال جهت توصيف نارسايي كليوي پس از عمل در بيماران مبتلا به زردي انسدادي بكار رفت.

در دهه 50-1940 ، HRS شامل همه بيماريهايي مي‌شد كه به طور همزمان كبد و كليه را گرفتار مي‌كرد، در سال 1973 ، «كُن» اصطلاح سندرم هپاتورنال كاذب (4) را معرفي كرد تا اين بيماريها را از هم افتراق دهد.

بر اساس اين تقسيم‌بندي سندرم هپاتورنال به نارسايي پيشرونده كليه در غياب هر گونه علت مشخص در بيماران مبتلا به بيماري پيشرفته كبد اطلاق مي‌شد و سندرم هپاتورنال كاذب به اختلالاتي گفته مي‌شد كه كبد و كليه را مبتلا مي‌كرد، ولي در آن كبد نقش اتيولوژيك در پاتوژنز نارسايي كليه نداشت و نمونه‌هاي آن عبارتند از نارسايي قلب ، ايسكمي به دلايل مختلف ، داروها ، سموم، انفيلتراسيون بدخيمي و غيره.

در يك مطالعه بزرگ پيگيري بيماران سيروتيك داراي آسيت ، نارسايي كليه به ترتيب در 18 و 39 درصد بيماران ظرف يك سال و پنج سال رخ داد و ميانه بقاي عمر 7/1 هفته و مرگ و مير ظرف 10 هفته 90% بود.

در مطالعه «رينگ – لارسن» 80 بيمار انتخاب شدند كه 40 نفر سيروز و 40 نفر نارسايي برق آساي كبد ( FHF ) (1) داشتند كليه بيماران تا زمان پيدايش آنسفالوپاتـــي گريد III-IV پيگيري شدند. در پايان در 40 بيمار سيروتيك 15 مورد HRS (38%) و 26 مورد ARF (2) (65%)و در 40 بيمار مبتلا به FHF ، 13 مورد (32%) HRS و 22 مورد ARF (55%) مشاهده گرديد.

همان‌گونه كه در ابتدا ذكر شد ، تعريف سندرم هپاتورنال به تدريج شكل گرفت تا بيانگر نارسايي كليوي مشاهده شده در مبتلا يان به نارسايي كبد همراه با سديم پايين ادرار در غياب آسيب پاتولوژيك كليوي باشد. طبق تعريف «مورن» HRS در بيماران مبتلا به بيماري مزمن كبد و نارسايي كبد پيشرفته و افزايش فشار خون پورت رخ مي‌دهد و با اختلال عملكرد كليوي و اختلالات شديد گردش خون شرياني كليه و فعال شدن سيستم وازواكتيو‌هاي آندوژن مشخص مي‌شود. وجه انحصاري اين نوع نارسايي كليه اين است كه در بيماران مبتلا به بيماري كبدي رخ مي‌دهد و براي آن هيچ علت خاصي را نمي‌توان يافت. HRS اغلب در بيماران سيروتيك بروز مي‌كند. ولي نارسايي حاد برق‌آساي كبد و تومورهاي متاستاتيك نيز گزارش شده است.

يك كنفرانس توافقي اخير HRS را به دو تيپ I و II با معيارهاي تشخيصي زير تقسيم كرد:

تيپ I : با نارسايي كليوي بسرعت پيشرونده مشخص مي‌شود كه درآن ميزان كراتينين دو برابر مي‌شود و به سطحي بالاتر از 5/2 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر مي‌رسد يا ظرف مدت كمتر از دو هفته كليرنس كراتينين نصف مي‌شود تا به سطح كمتر از 20 ميلي‌ليتر در دقيقه برسد .

تيپ II : شكل مزمن‌تر بيماري است كه سير كندتري دارد و در آن ميزان كراتينين سرم به بيشتر از 5/1 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر يا كليرنس‌كراتينين به كمتر از 40 ميلي‌ليتر در دقيقه مي‌رسد و پيش‌آگهي بهتري دارد. تا سالهاي اخير ، پيوند كبد تنها درمان قطعي HRS بود. با اين حال ،‌حتي در اين صورت هم ميزان بقاي عمر گزارش شده بيماران پس از پيوند كبد كمتر از بيماران پيوندي داراي عملكرد طبيعي كليه بود و بعضاً بازگشت عملكرد كليه‌ها به حالت طبيعي ماهها يا سالها طول مي‌كشيد. از طرف ديگر نه تنها ، پيوند كبد به راحتي در دسترس همه بيماران نيست ، بلكه هر بيمار مبتلا به HRS نيز كانديد مناسب جراحي نيست. در اينجا جنبه‌هاي مختلف HRS را با تكيه بيشتر بر پاتوفيزيولوژي و درمان مرور مي‌كنيم.

پاتوفيزيولوژي
وجه مشخصة HRS هيپوپرفوزيون كليه ناشي از مجموع انقباض عروق كليوي و كاهش جريان خون توتال كليوي در پاسخ به اتساع شرايين تمام بدن است. مبتلايان به سيروز پيشرفته و نارسايي كبد داراي گردش خون هيپرديناميك همراه با مقاومت عروقي سيستميك پايين هستند. در نتيجه وازوديلاتاسيون شرياني احشايي و سيستميك ، كاهش پرشدگي (1) نسبي گردش خون سيستميك و افت فشار شرياني متوسط وجود دارد. لذا ، فشار پرفوزيون كليوي كم شده است كه منجر به كاهش جريان خون كليوي مي‌شود. فعال شدن جبراني سيستم‌هاي مختلف منقبض كننده عروقي غير احشايي نظير كليه‌ها رخ مي‌دهد و بدين ترتيب موجب كاهش بيشتر پرفوزيون كليه و در نتيجه كاهش ميزان فيلتراسيون گلومرولي ( GFR ) مي‌شود.

با اين حال ، دو بيمار داراي جريان خون كليوي پايين و مشابه ممكن است به HRS مبتلا بشوند يا نشوند. «داقر» اظهار داشت كه انقباض مزانژيان ناشي از افزايش وازوكنستريكتورهاي كليوي گردش خون، ضريب موثر ( Kf ) اولترافيلترسيون مويرگهاي گلومرولي ، را پايين مي‌آورد و موجب كاهش بيشتر فيلتراسيون گلومرولي مي‌شود. اين منقبض كننده‌هاي عروقي شامل آندوتلين ، لوكوترين‌ها و محصولات اكسيداسيون چربي است. با اين حال ، نقش اين منقبض‌كننده‌ها در انقباض مزانژيال روشن نيست چون سطح آندوتلين‌هاي ايمونورآكتيو با ميزان اختلال عملكرد كليوي در اين بيماران يا با بهبود عملكرد كليه پس از گذاشتن TIPS متناسب نيست.

اين پيشنهاد كه هيپرتانسيون پورتال سينوزوئيدي يا پس از سينوزوئيدي عامل مهمي در پيدايش اختلال عملكرد كليوي است ، با گزارشهاي اخير مربوط به بيماران HRS درمان شده موفق با كاهش فشار پورت از طريق TIPS تأييد مي‌شود. از طرف ديگر ، انسداد TIPS با يك بالون آنژيوپلاستي با كاهش سريع جريان خون كليوي همراه بود. با خالي كردن بالون و رفع هيپرتانسيون پورت ، جريان خون كليوي به حد پايه بازگشت. افزايش فشار خون پورت همراه با شانتهاي پورتوسيستميك و اتساع احشايي منجر به گردش خون هيپرديناميك همراه با وازوديلاتاسيون شرياني سيستميك و كاهش پرشدگي شرياني موثر و بدين ترتيب هيپوپرفوزيون كليوي مي‌شود. با اين حال ، اين توجيه ، كامل نيست. هيپرتانسيون پورتال پيش سينوزوئيدي ناشي از ترومبوز وريدپورت ، هيپرپلازي ندولررژنراتيو يا شيستوزوميازيس منجر به تغييرات هموديناميك مشابه سيروز جبران شده مي‌شود ولي در اينها احتباس سديم كليوي يا HRS ديده نمي‌شود.

Luti
26-12-2007, 11:23
مطالعات حيواني نشان مي‌دهد كه عامل مهم آوران پيدايش HRS هيپرتانسيون پورتال سينوزوئيدي است. به عنوان مثال ، انفوزيون گلوتامين به داخل وريد پورت كه منجر به تورم هپاتوسيت‌ها و بدين ترتيب افزايش فشار پورت سينوزوئيدي مي‌شود ، با كاهش قابل توجه جريان خون كليوي و GFR همراه بود. اين اثرات با قطع جريان عصبي سمپاتيك كليوي متوقف شده از طرف ديگر افزايش فشار داخل كبدي منجر به افزايش فعاليت عصبي سمپاتيك و ابران كليوي گرديد و سمپاتكتومي كليوي GFR را در موشهاي سيروتيك بهبود بخشيد. در پايان ، بلوك سمپاتيك كليوي منجر به بهبود موقت عملكرد جريان خون كليوي در بيماران مبتلا به HRS شده است.

«بتالر» اظهار داشت كه هيپوپرفوزيون كليوي در سيروز ممكن است با اختلال عملكرد كبد نيز مرتبط باشد كه وازوديلاتورهاي كليوي نظير پروستاگلاندينها را مي‌سازد و آزاد مي‌كند. در سيروزوازده ولي بدون نارسايي كليه افزايش توليد كليوي پروستاگلاندينها گزارش شده است. در HRS ترشح ادراري پروستاگلاندين E2 ( PGE2 )و متابوليت پروستاسيكلين به نام 6-OXO-PGF1 ? در مقايسه با بيماراني كه فقط آسيت دارند، كاهش مي‌يابد. اين امر ممكن است تا حدي ناشي از كاهش GFR و كاهش توليد كليــــــــــوي 6-OXO-PGF1 ? , PGE2 باشد . به علاوه استفاده از داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي ، كه مهار كننده سيكلواكسيژناز هستند ، در بيماران مبتلا به سيروز و آسيت ممكن است آشكار كننده HRS باشد.

وازوديلاتور كليوي ديگري كه ممكن است در پاتوژنز HRS نقش داشته باشد ، نيتريك اكسايد است. در افزايش فشار خون پورت فعاليت نيتريك اكسايد سنتتاز آندوتليوم ( NOS ) به شدت زياد مي‌شود كه منجر به افزايش سطح نيتريك اكسايد خون مي‌گردد. در انسان و حيوان سالم ، مهار موقت NOS منجر به وازوكنستريكشن كليوي و كاهش جريان پلاسماي كليوي مي‌شود. بر عكس ، مهار NOS در موشهاي سيروتيك داراي آسيت عليرغم افزايش اثر پرسورسيستميك بر جريان خون كليه و عملكرد آن اثري ندارد. از طرف ديگر ، وازوكنستريكشن كليوي ممكن است در حضور افزايش توليد نيتريت گلومرولي و افزايش ترشح نيترات ادراري رخ دهد. (در بيماران آسيتي در مقايسه با سيروتيك‌هاي جبران شده بدون آسيت) اين امر نشان مي‌دهد كه ميكروسيركولاسيون كليوي در آسيت كمتر به نيتريك اكسايد حساس است. با اين حال ، انفوزيون ال‌آرژينين (سوبستراي نيتريك اكسايد)در بيماران سيروتيك مبتلا به آسيت (بر خلاف كنترل) موجب افزايش دفع اداري سديم همراه با افزايش ترشح ادراري نيترات انتيريت مي‌شود.

در پايان ، احتمالاً پپتيدهاي ناتري يورتيك نيز نقش دارند. در سيروز تجربي با آسيت در موش ، انسداد گيرنده‌هاي پپتيد ناتري يورتيك منجر به كاهش قابل توجه جريان خون كليوي و GFR شد. وازوديلاتاسيون كليوي با استيل سيستئين (1) موجب بهبود علملكرد كبد در بيماران HRS شد ، بدون اينكه بر عملكرد كلد يا هموديناميك سيستميك اثري داشته باشد. از طرف ديگر ، همه بيماران داراي اختلال عملكرد كبد دچار HRS نمي‌شود. بنابراين اختلال عملكرد كبد درپاتوژنز HRS احتمالاً عامل زمينه‌اي مهم مشابه يا پيش نياز است كه نيازمند يك عامل اضافي براي شروع HRS است. به همين ترتيب به نظر مي‌رسد وازوديلاتاسيون سيستميك و احشايي و افزايش فشار پورت سينوزوييدي عوامل اوليه موثر بر پاتوژنز هستند ، ولي همه اينها نياز به عوامل اضافي جهت شروع HRS مي‌باشد.

تعريف HRS

كنفرانس توافقي اخير باشگاه بين‌المللي آسيت معيارهاي تشخيصي HRS را به روشني مشخص كرد و تيپ I و تيپ II را تعريف كرد. هر چند اين تعريف نارسايي كليه سوار شده بر نارسايي كبد را توصيف مي‌كند و به درمان باليني بيماران كمك مي‌نمايد ، مشخص نيست كه آيا تيـــــپ HRS II , I دو مرحله مختلف در ادامه همديگر در فرآيند سيروز پيشرفته است يا 2 بيماري جداگانه.

اين تعريف مشخص نمي‌كند كه چگونه مي‌توان پيش‌بيني كرد كه يك بيمار داراي كراتينين سرمي طبيعي سير تدريجي به طرف HRS تيپ I و II همراه با كاهش پيشرونده GFR خواهد داشت يا اينكه به طور حاد نارسايي كليه پيدا خواهد كرد و دچار پيش‌آگهي بد آن خواهد شد. همچنين ، اين تعريف توضيح نمي‌دهد كه چرا بيشتر و نه همه بيماران مبتلا به HRS ، آسيت دارند.

سيستميك و در نتيجه آن Underfilling شرياني موثر (پيش‌نياز) موجب افزايش PRA مي‌شود كه در پاتوژنز HRS تيپ I مهم است. در حقيقت HRS در موارد زيادي در اثر يك حادثه آشكارساز بروز مي‌كند كه Underfillig شرياني موثر را تشديد مي‌كند. اين حوادث ممكن است شامل مصرف زياد از حد ديورتيك‌ها ، پاراسنتز حجم زياد يا پيدايش پريتونيت باكتريال خودبه‌خود ( SBp ) در بيماران آسيتي و نيز مبتلايان به خونريزي گوارشي باشد. با اين حال ، حداقل 24% بيماران مبتلا به HRS تيپ I بدون عامل آشكار ساز دچار نارسايي كليه مي‌شوند. اين امر نشان مي‌دهد كه عوامل ناشناخته ديگري نيز در پاتوژنز HRS نقش دارند.

به طور كلي مي‌توان عوامل پرديكتور (پيش‌بيني كننده HRS ) را به دو دسته تقسيم كرد:

• 1- مواردي كه مستقلاً در پيدايش HRS نقش دارند و نقش آنها در آناليز، Multivariate نشان داده شده است. اين موارد از اين قرار است : الف: سديم سرم كمتر از 133 ب: فعاليت رنين پلاسماي بيشتر از 5/3 ج: فقدان هپاتومگالي.

• 2- مواردي كه فقط در آناليز Univariate مشخص شده است كه با افزايش خطر بروز HRS در بيماران سيروتيك همراهند. اين موارد از اين قرار است: حملات قبلي آسيت ، فقدان هپاتومگالي ، تغذيه نامناسب ، واريس مري ، ترشح ادراري سديم كمتر از 2meq/d ‍ ، سديم سرم كمتر از 133 ، پتاسيم بيشتر از4 ، اسمولاليتي سرم كمتر از 279 ، اسمولاليتي ادرار بيشتر از 553 ، نسبت BNN/Creat بيشتر از 15/0.9 ، GFR كمتر از 80 ميلي‌ليتر در دقيقه ، PRA بيشتر از 5/3 ، NE بيشتر از 544 پيكوگرم در ميلي‌ليتر ، MAP كمتر از 85 ميلي‌متر جيوه.

ديورتيك‌ها
مبتلايان به آسيت‌ مقاوم در مقايسه با افراد داراي آسيت غير مقاوم داراي ميزان بسيار بيشتر PRA هستند كه كاهش حجم شرياني موثر را مطرح مي‌كند. از طرف ديگر ، اين بيماران پاسخ ناتري‌يورتيك كمتري به فورسمايد مي‌دهند. جينز و همكاران ميزان بروز بسيار بيشتر اختلال قابل برگشت كليوي در بيماران بستري مبتلا به آسيت شديد ( tens ) درمان شده با ديورتيك را در مقايسه با آنها كه پاراسنتز با حجم زياد شده بودند و همراه با افزايش بيشتر PRA بود، گزارش كردند . اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه ديورتيك‌ها موجب كاهش بيشتر حجم داخل عروقي همراه با افزايش جبراني فعاليت وازوكنستريكتورها مي‌شود و فرد را مستعد نارسايي كليه مي‌كند. با اين حال ، همين محققين گزارش كردند كه ديورتيك‌ها ميزان بروز «اختلال عملكرد گردش خون متعاقب پاراسنتز» (افزايش رنين بيش از 50% بالاي سطح پايه تا رقمي بالاتر از ng/ml/h 4 در روز سوم پس از پاراسنتز) را بيشتر نمي‌كنند. اين احتمال مطرح مي‌شود كه ديورتيك درماني در بيماران بشدت وازده غير بستري ممكن است موجب شروع HRS شود. در بيماران بستري ، افزودن يك محلول كلوييد نظير آلبومين به ديورتيك درماني از افزايش كراتينين و BUN ناشي از ديورتيك جلوگيري مي‌كند. بدين‌ترتيب آلبومين ممكن است اثر موضعي بر عوامل فيزيكي توبول داشته باشد. اين امر نشان مي‌دهد كه ديورتيك‌ها ممكن است از طريق مكانيسمهايي غير از كاهش حجم داخل عروقي موجب آسيب كليوي شوند. علت آن ممكن است اثرات موضعي ديورتيك‌ها بر نفرون باشد ، چون تغييرات ساختماني پس از ديورتيك‌ درماني دراز مدت مشاهده شده است. اگر چه مصرف بيش از حد ديورتيك‌هاي لوپ ، به خصوص ، ممكن است موجب افزايش اوره و كراتينين شود ، اين امر تقريباً هميشه پس از توقف ديورتيك قابل برگشت است. از طرف ديگر ، به نظر مي‌رسد بيماران مبتلا به ادم محيطي با توجه به حركت سريع مايع ادم در مقابل اين عارضه ايمن هستند. بنابراين ، انديكاسيون استفاده حفاظتي آلبومين و اثر سينرژيستيك آلبومين و ديورتيك مورد اختلاف نظر است.

Luti
26-12-2007, 11:24
توصيه : در بيماران مبتلا به آسيت اسپيرونولاكتون (1) نبايد به بيش از 400 ميلي‌گرم در روز برسد . فارماكوديناميك ديورتيك هاي لوپ در بيماران آسيتي سيروتيك تغيير يافته است و كاهش پاسخ به فورسمايد با افزايش دوز دارو اصلاح نمي‌شود. اين بيماران بايد با دوز تقسيم شدة فورسمايد تا حد 160 ميلي‌گرم در روز درمان شوند و پايش نزديك الكتروليتها و كراتينين سرم ، به خصوص در غياب ادم محيطي پيگيري شوند. بيماراني كه به اين دوز ماكسيمم پذيرفته شده عمومي ديورتيك پاسخ نمي‌دهند ، نبايد ديورتيك بيشتر دريافت كنند. ولي از روشهاي ديگر درمان آسيت مي‌توان استفاده كرد. در آينده ، آزمايشهاي ساده نظير پاسخ ناتري‌يورتيك به انفوزيون حاد داخل وريدي فورسمايد ممكن است به پيش‌بيني مقاومت به ديورتيك كمك كند و بدين ترتيب از خطر بروز HRS به خصوص در بيماران سرپايي پرهيز گردد.

پاراسنتز حجم زياد (2)

«رويز- دن – آربول» و همكاران اختلال عملكرد گردش خون پس از پاراسنتز حجم زياد را توصيف كردند كه منجر به اختلال عملكرد كليه شد. تفسير آنان تشديد وازوديلاتاسيون شرياني موجود در بيماران سيروتيك مبتلا به آسيت و فعاليت بيشتر سيستم وازوكنستريكتور تحريك شده از قبل بود كه منجر به وازوكنستريكشن بيشتر كليوي شده بود. نكته جالب اينكه فقط در 32% بيماران پس از پاراسنتز حجم زياد سيستم وازوكنستريكتور فعال شده بود. پاسخ موضوع ممكن است در ميزان ناپايداري هموديناميك قبل از پاراسنتز باشد. چون PRA يكي از پرديكتورهاي مستقل پيدايش HRS است، بيماراني كه PRA پايه بالاتري (پيش‌نياز) دارند ، پس از پاراسنتز حجم زياد با احتمال بيشتري HRS پيدا مي‌كند. با اين حال استفاده از آلبومين به عنوان يك توسعه دهنده حجم پس از پاراسنتز حجم زياد هميشه از نارسايي كليه پس از پاراسنتز جلوگيري نمي‌كند.

توصيه : قبل از شروع يك دوره پاراسنتز مكرر بايد كراتينين سرم را اندازه‌گيري كرد و در صورت امكان ، ميزان PRA را تعيين نمود تا بيماران در معرض خطر بيشتر پيدايش اختلال عملكرد گردش خون متعاقب پاراسنتز مشخص شوند. اين بيماران بايد به ازاي هر ليتر آسيت 8-6 گرم آلبومين دريافت كنند.

خونريزي گوارشي
خونريزي حاد منجر به كاهش حاد حجم خون همراه با كاهش پرفوزيون كليوي و نكروز حاد توبولي ( ATN ) (3) مي‌شود. با اين حال، پاتوژنز نارسايي حاد كليه ثانويه به خونريزي واريسي به خوبي مشخص نشده است و برخي بيماران ممكن است HRS تيپ I داشته باشند. به عنوان مثال ، در يك مطالعه اخير 46% از 85 بيمار مبتلا به سيروز وازده (پيش‌نياز) و خونريزي واريسي سندرم پاسخ التهابي سيستميك ( SIRS ) پيدا كردند كه با درجه حرارت بالا ، تاكيكاردي ، تاكي‌پنه ولكوسيتوز با يا بدون عفونت تظاهر كرد و منجر به تشديد جريان خون هيپرديناميك شد. پاسخ التهابي ناشي از فعاليت بسياري از سايتوكين‌هاست كه برخي از آنها توليد نيتريك اكسايد و ساير وازوديلاتورها را تحريك مي‌كنند. بدين ترتيب بيمار مبتلا به خونريزي گوارشي نيز مستعد تشديد وازوديلاتاسيون شرياني سيستميك هستند چون پاسخ التهابي وازوديلاتورهاي بيشتري توليـــد و under filling شرياني موثر را تشديد خواهد كرد.

سوار شدن اين پاسخ التهابي سيستميك بر بيماري وازده‌كبدي منجر به نارسايي ارگان مي‌شود. در يك گزارش ، 3 بيمار به علت HRS مستند پس از خونريزي حاد گوارشي از بين رفتند. با اين حال ، در اين موارد ، افتراق كلاسيك ATN از HRS با سديمان ادراري فعال همراه با كست و غلظت سديم ادراري بيش از 20 ميلي‌مول در ليتر ممكن است مبهم باشد. پيدايش نارسايي كليه پس از خونريزي گوارشي با مرحله پيشرفته سيروز مرتبط است و اختلال كليه قبل از خونريزي پرديكتور مرگ و مير است. بيماران سيروتيك داراي وازوديلاتاسيون شرياني سيستميك Underfilling مؤثر قابل توجه كمتر مي‌توانند كاهش حجم داخل عروقي را تحمل كنند و اين امر آنها را مستعد نارسايي كليه و پيش‌آگهي بد آن مي‌كند.

توصيه : بيماران سيروتيك مبتلا به خونريزي حاد گوارشي و عملكرد ضعيف كبد و يا كاهش عملكرد كليه بايد در ICU درمان شوند تا حداكثر حفاظت را از نظر حجم خون موثر در گردش و پرفوزيون كليوي داشته باشند. به علاوه ، بيماران سيروتيك ، به خصوص آنها كه آسيت دارند ، در صورت خونريزي حاد واريسي بايد يك دوره آنتي‌بيوتيك پيش‌گيرانه دريافت كنند. رژيم‌هاي آنتي‌بيوتيكي توصيه شده شامل نورفلوكسا‌سين (1) 400 ميلي‌گرم هر 12 ساعت به مدت حداقل 7 روز يا تركيب سيپروفلوكسا‌سين (2) 400 ميلي‌گرم روزانه و آموكسي‌سيلين (3) – كلاوولانيك اسيد 3 گرم در روز وريدي و سپس خوراكي و تداوم تا 3 روز پس از قطع خونريزي است و در يك متاآناليز كارآزماييهاي كنترل شدة تصادفي آنتي‌بيوتيك پيش‌گيرانه ميزان بروز SBP را تا حد زيادي كم كرد و در نتيجه مرگ و مير ناشي از شوك سپتيك و نارسايي كليه كاهش يافت.

پريتونيت باكتريال خودبخود ( SBP )
SBP عامل آشكار ساز شايع ديگر HRS است. حداقل 30% مبتلايان به SBP عليرغم درمان كافي عفونت دچار HRS مي‌شوند. اختلال كليوي قبلي و پاسخ قابل توجه التهابي ، كه با تعداد پلي‌مورفونوكلئر و غلظت سايتوكين در مايع آسيت مشخص مي‌شود ، منجر به وازوديلاتاسيون شرياني بيشتر مي‌شود و از پرديكتورهاي مهم پيدايش HRS تيپ I هستند.

سپسيس فعاليت انقباض عروقي خود به خود و ناشي از آگونيست را در موش سيروتيك كم مي‌كند. «سورت» و همكاران اظهار كردند كه سپسيس در سيروز موجب افزايش توليد انواع سايتوكين‌ها و آندوتوكسين‌ها مي‌شود كه به نوبه‌خود توليد نيتريك‌اكسايد و ساير وازوديلاتورها را تحريك مي‌كند و بدين‌ترتيب وازوديلاتاسيون شرياني بيشتري ايجاد مي‌كند. در حقيقت آلودگي زدايي روده‌اي با آنتي‌بيوتيك خوراكي در بيماران سيروتيك با بهبود در هموديناميك سيستميك و كاهش وازوديلاتاسيون شرياني سيستميك احتمالاً در نتيجه كاهش وازوديلاتاسيون شرياني سيستميك ناشي از نيتريك اكسايد مرتبط بود. بدين ترتيب ، اختلال گردش خون در مبتلايان به SBP از بسياري جهات مشابه وضعيت مبتلايان به خونريزي گوارشي است ، پاسخ التهابي منجر به كاهش بييشتر حجم خون شرياني موثر و در نتيجه فعاليت فزاينده سيستم‌هاي وازوكنستريكتور نوروهومرال (كه از قبل نيز بالا بوده است) همراه با پيدايش اختلال عملكرد وازوكنستريكشن كليوي است. بنابراين ، عجيب نيست كه همين محققان در يك مطالعه كنترل شده تصادفي كاهش قابل توجه اختلال كليوي را در بيماران SBP در صورت دريافت حجم به شكل آلبومين وريدي گزارش كردند. با اين حال ، اختلال عملكرد گردش خون ، عليرغم درمان عفونت ، بدتر شد ( PRA افزايش يافت) به نظر مي‌رسد كه عامل آشكار ساز فقط مي‌تواند HRS تيپ I را در فرد مستعد القا كند. به عنوان مثال ، اختلال كليوي در بيماران مبتلا به SBP فقط در افرادي رخ داد كه بيلي‌روبين مستقيم بالاتر از mg/dl 4 داشتند.

توصيه: بيماراني كه SBP پيدا مي‌كنند و اختلال كليوي دارند يا بيلي‌روبين سرمشان بيش از 4 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر است، بايد در شرايط پايين اپتيمال قرار گيرند تا وضعيت حجم و عملكرد كليوي‌شان حفظ شود و در ابتدا با آلبومين وريدي به ميزان g/lkg 5/1 در روز درمان شوند.

كلستاز
زردي كلستاتيك ممكن است يك عامل تشخيص داده نشده در ايجاد HRS تيپ I باشد. اين موضوع عجيب نيست چون از نظر تاريخي نيز زردي انسدادي عامل مهمي در بيماران مواجه با تغييرات گردش خون ، نظير جراحي است و مي‌تواند موجب نارسايي كليه شود. در حال حاضر به خوبي پذيرفته شده است كه كلستاز - في نفسه - در غياب افزايش فشار پورت موجب وازوديلاتاسيون و گردش خون هيپرديناميك مي‌شود كه با اختلال پاسخ عروق به وازوكنستريكتورهاي گردش خون همراه است. بنابراين ، كلستاز سوار شده بر سيروز و فشار خون بالاي پورت احتمالاً اين تغييرات گردش خون را تشديد مي‌كند و بدين طريق بيمار را مستعد HRS مي‌كند. بيلي‌روبين بالا جزء مهمي از اندكسهاي پيش‌آگهي ، نظير درجه‌بندي چايلر است و كليرنس كراتينين در موارد زيادي در بيماران دچار زردي انسدادي به 60% طبيعي مي‌رسد. مكانيسم آن هنوز ناشناخته است ولي احتمالاً شامل آندوتوكسيميا ، اثرات نفروتوكسيك افزايش اسيدهاي صفراوي و يا اختلال در سنتز پروستاگلاندين ، ترومبوكسان كليوي است. «هُلت» و همكاران مشاهده كردند كه انسداد صفراوي حاد ، با پيدايش اختلال كليوي همراه بود. آنها پيشنهاد كردند كه افزايش توليد ايزوپروستانهاي F2 در كلستاز مسئول پيدايش نارسايي كليه بود چون ايروپروستانهاي F2 وازوكنستريكتورهاي قوي كليوي هستند و تجويز آنتي‌اكسيدانهايي كه ايزوپروستانهاي F2 را كم مي‌كرد با بهبود عملكرد كليوي همراه بود. HRS علت شايع مرگ در بيماران مبتلا به هپاتيت حاد الكلي شديد نيز هست كه در آنها هيپرتانسيون پورت سينوزوئيدي شدت مي‌يابد و عملكرد كبدي بدتر مي‌شود. شدت در اين خصوص با استفاده از تابع «مادْري» Maddrey discriminant function تعريف مي‌شود كه دو جزء آن عبارت است از بيلي‌روبين و زمان پروترومبين.

(mg/dl) بيلي‌روبين سرم + ((به ثانيه) PT-Control PT ) × 6/4

بنابراين شروع زردي كلستاتيك در سيروز پيشرفته به پيدايش HRS تيپ I كمك مي‌كند.

توصيه : بيماران سيروتيك كه در اثر وازدگي كلستاز قابل توجه پيدا كرده‌اند ، يعني بيلي‌روبين سرم بيش از 4 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر دارند ، بايد در معرض خطر بيشتر ابتلا به HRS در حضور يك عامل آشكار ساز ، نظير SBP يا خونريزي واريسي در نظر گرفته شوند و بر اين اساس درمان شوند. در بيماراني كه هپاتيت الكلي‌ حاد شديد و زردي دارند، كارآزماييهاي كنترل شده ديگري لازم است تا استفاده از پنتوكسي فيلين (1) را در پيشگيري از شروع HRS و كاهش مرگ و مير در اين بيماران را اثبات كنند.

تيپ II

HRS تيپ II به عنوان گسترش مرحله آسيت مقاوم در سيروز در نظر گرفته شده است و داراي پاتوفيزيولوژي مشترك وازوديلاتاسيون سيستميك و احشايي همراه با وازوكنستريكشن كليوي است كه منجر به اختلال پيشرونده عملكرد كليوي مي‌شود. با اين حال ، «پاپر» و همكاران يك سري 200 نفري بيمار مبتلا به HRS را گزارش كردند كه در آن فقط 75% بيماران آسيت ماسيو داشتند. از طرف ديگر در تنها مطالعه پيگيري دراز مدت جينز و همكاران در خصوص بررسي سير طبيعي گروهي ( Cohort ) بيماران سيروتيك داراي آسيت مشخص شد كه وجود آسيت يك پرديكتور مستقل در پيدايش HRS نيست. عوامل پرديكتور جديد نظير اندكس مقاومت كليوي (2) ، كه با سونوگرافي داپلر اندازه‌گيري مي‌شود يا اندكس بيماري پيشرفته كبدي مايو (3) ( MELD ) ، مبتني بر افزايش اوليه كراتينين سرم همراه با بيلي‌روبين توتال و كاهش زمان پروترومبين ، ممكن است توان ما را در پيش‌بيني شروع HRS در اين بيماران بالا ببرد . عليرغم اين موضوع ، مبتلايان به آسيت مقاوم مستعد نارسايي كليه هستند ، عوامل جزيي نظير اختلال بيشتر عملكرد كبد ، با افزايش زردي كلستاتيك كه به نوبه خود وازوديلاتاسيون ايجاد مي‌كند ، بيش از پيش‌ پاتوفيزيولوژي آسيت مقاوم را به مخاطره مي‌اندازد و موجب بروز نارسايي كليه مي‌شود.

بديهي است كه هر چند تعريف HRS را به دو دسته مجزاي باليني تقسيم مي‌كند ، در بعضي بيماران هر دو نوع HRS امتداد يك وضعيت هستند. تيپ II مي‌تواند به خصوص در مورد عوامل آشكارساز تبديل به HRS تيپ I شود.

تشخيص
تشخيص HRS بر اساس رد ساير موارد مشابه است. در ابتدا بايد علل احتمالي قابل برگشت ARF رد شود. مهمترين سندرم‌هاي باليني نيازمند افتراق عبارتند از : HRS,ATN وازوتمي‌پره‌رنال . بيماري‌هايي كه هم كبد و هم كليه را درگير مي‌كنند از اين قرارند: 1- عفونت‌ها : سپسيس (1) ، لپتواسپيروزيس (2) 2- توكسين‌ها : استامينوفن (3) ، تتراكلرايد كربن (4) ، تتراسيكلين (5) ، متوكسي‌فلوران 3- گردش خون : CHF ، شوك 4- نئوپلاسم‌ها : متاستازها ، هيپرنفروما (6) 5-بيماريهاي كلاژن و اسكولر : PAN , (7) SLE (8) 6- ژنتيك : بيماري پلي‌كيستيك كليه (9) 7-متفرقه : آميلوييدوز (10)

درمان
اگر چه پيوند كبد تنها درمان مؤثر دايمي HRS است ، ولي اختلال عملكرد كليوي قبل از عمل بقاي عمر بيمار و كبد پيوندي را پس از پيوند كاهش مي‌دهد. بنابراين ، درمان طبي به منظور اصلاح HRS ، به صورت قطعي يا در حد بهبود عملكرد كليه به گونه‌اي كه پيوند كبد مقدور باشد ، مد نظر است. در همه اين موارد درماني ، برخي جنبه‌هاي پاتوفيزيولوژي HRS با درجاتي از موفقيت اصلاح مي‌شود. در اينجا درمانهاي مختلف غير جراحي HRS را از نقطه نظر پاتوفيزيولوژيك با هدف بهبود پيشگيري و درمان كلي HRS مرور مي‌كنيم.
آنالگ‌هاي وازوپرسين (1)

دليل مصرف آنالگ‌هاي وازوپرسين در درمان HRS مبتني بر اين مشاهده است كه آگونيست گيرنده وازوپرسين 1- با نام 8-اورنيتين وازوپرسين يا اورنيپرسين كه يك وازوكنستريكتور است ، مقاومت عروقي احشايي و سيستميك را در بيماران سيروتيك دچار اختلال عملكرد كليه افزايش مي‌دهد كه منجر به توزيع مجدد (2) حجم خون در گردش مي‌شود. اين امر منجر به بهبود فشار خون سيستميك و بنابراين فشار پرفوزيون كليوي مي‌شود و از اين طريق پس از فقط 4 ساعت انفوزيون وريدي جريان پلاسماي كليه و GFR را زياد مي‌كند. انفوزيون بيش از 48 ساعت باعث بهبود بيشتر عملكرد كليه مي‌شود كه منجر به مهار فعاليت رنين-آنژيوتانسين و سمپاتيك و در نتيجه بهبود بيشتر جريان پلاسماي كليه و GFR مي‌گردد. زماني كه اورنيپرسين به مدت 15 روز انفوزيون شد ، همراه با جبران حجم با آلبومين وريدي ، بهبود عملكرد كليوي از اين هم بيشتر شد ، ولي عوارض ايسكميك جدي تهديد كننده


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Luti
26-12-2007, 11:26
هپاتيت ويروسي از بيماريهاي شايع و مهم و از علل اصلي مرگ و مير و ناتواني در جهان است. گر چه تا بحال 6 ويروس هپاتوفيل از A تا G شناسايي شده اند ولي تقريباً تمامي موارد هپاتيت حاد ويروسي در اثر يكي از پنج عامل ويروسي زير بوجود مي آيند:

ويروس هپاتيتA (HAV) ، ويروس هپاتيـــــت B (HBV) ، ويروس هپاتيت C (HCV) ، ويروس هپاتيــت D (HDV) و ويروس هپاتيت E (HEV).

عامل ششمي به نام ويروسG (HGV) نيز شناسايي شده است ولي نقش آن در بروز هپاتيت حاد ويروسي مشخص نيست. هپاتيت B و C از علل مهم بيماري مزمن كبدي هستند. تمامي اين ويروسهاي هپاتيت انساني، RNA ويروس هستند، بجز ويروس هپاتيت B كه DNA ويروس است.

در شرايط عادي هيچيك از ويروسهاي هپاتيت مستقيماً به سلولهاي كبد آسيب نمي‌رسانند. شواهد به دست آمده نشان مي‌دهد كه تظاهرات باليني و نتايج ناشي از آسيب حاد كبد به دنبال هپاتيت ويروسي ، توسط پاسخهاي ايمني ميزبان تعيين مي‌شوند. اين بيماريها از عفونت هاي بدون علامت و مخفي تا انواع حاد و كشنده متغيرند.

نمي‌‌‌توان انواع گوناگون هپاتيت ويروسي را تنها بر اساس خصوصيات باليني يا همه‌گير شناسي ، به وضوح از يكديگر افتراق داد. دقيق‌ترين روش تشخيص انواع گوناگون هپاتيت ويروسي أزمايشهاي سرم شناسي اختصاصي است.

علايم و نشانه هاي هپاتيت ويروسي حاد بعد از يك دوره نهفته ايجاد مي شود. علايم اوليه عبارتند از بي‌‌اشتهايي ، تهوع و استفراغ ، خستگي و سستي ، درد مفاصل ، سردرد ، فارنژيت (1) ، سرفه و علايم زكام كه معمولاً 2 هفته قبل از شروع زردي پيدا مي شوند. با شروع زردي باليني علايم عمومي اوليه معمولاً از بين مي روند. كبد بزرگ و حساس شده و درد و ناراحتي ربع فوقاني شكم همراه آن خواهد بود. در دوره بهبودي علايم عمومي از بين مي روند.

اين بيماريها از عفونتهاي بدون علامت و مخفي تا انواع حاد و كشنده متغيرند.

ما در اين بحث ابتدا به ويروس شناسي، بيماريزايي ، اپيدميولوژي ، خصوصيات باليني و آزمايشگاهي و پيش آگهي اين ويروسها خواهيم پرداخت و در خاتمه روش برخورد با آنها را ارائه خواهيم كرد.

هپاتيت A

شايعترين شكل هپاتيت حاد ويروسي در بسياري از نقاط دنيا ، هپاتيت A است. موارد زيادي از همه گيري اين بيماري در جنگها (در جمعيت عمومي و سربازان) گزارش شده است.

در كشورهاي در حال توسعه اغلب مردم در سنين كودكي با ويروس HAV آلوده مي شوند و به همين دليل غالباً بدون علامت است و در صورت ابتلا در سنين بزرگسالي ، علايم باليني اغلب با زردي همراه است.

ويروس هپاتيت A ( HAV ) يك ويروس RNA دار ازخانواده پيكورناويروس (1) بوده كه بدون پوشش است (جدول شماره 1). اين ويروس به حرارت ، اسيد و اتر مقاوم است ولي با جوشاندن به مدت يك دقيقه و تماس با فرمالدئيد (2) يا اشعه ماوراي بنفش غير فعال مي شود. تابحال تنها يك سروتيپ HAV و 4 ژنوتيپ شناسايي شده اند. واكسن تهيه شده از هر كدام از ژنوتيپ ها بر عليه همه انواع ايمني ايجاد مي نمايد.

انتقال HAV تقريباً هميشه از طريق مدفوع – دهان (فكال – اورال) صورت مي گيرد.

انتقال HAV به صورت فرد به فرد ، پايين بودن سطح بهداشت فردي و ازدحام جمعيت تشديد شده ولي مواردي از انتقال به دنبال مصرف غذا ، آب ، شير و صدف آلوده مشاهده شده است. انتقال بيماري در بين افراد خانواده ساكنين آسايشگاهها و كودكستانها و مدارس نيز شايع است. مسافرت از مناطق با شيوع كم HAV به مناطق آندميك اين بيماري با خطر ابتلا به هپاتيت حاد ويروس ناشي از HAV همراه است. احتمال انتقال HAV از راه تزريق خون بسيار نادر است. هپاتيت A در اواخر پاييز و اوايل زمستان شايعتر از بقيه فصول است. تاكنون هيچ موردي از پيدايش ناقلين مزمن HAV بدنبال ابتلا به هپاتيت حاد HAV گزارش نشده است و انتقال ناقلين بيماري از موارد حاد (علامت دار بدون علامت) به افراد حساس به بيماري رخ مي دهد. همچنين تا بحال شاهدي دال بر وجود مخزن حيواني HAV مشاهده نشده است.

دوره نهفته بيماري از 15 تا 50 روز (به طور متوسط 30 روز) متغير است. سير بيماري در بچه ها بي سر و صــــدا است. با افزايش سن ، احتمال علامت دار شدن بيماري بيشتر است. علايم و نشانه هاي بيماري به صورت غير اختصاصي و علايم عمومي شامل بي اشتهايي ، خستگـــي، تب ، بي حالي ، تهوع استفراغ و درد شكمي است كه بيمار معمولا" بعد از 2 هفته دچار زردي مي شود. ابتلا به هپاتيت A منجر به بيماري مزمن كبدي نمي شود. احتمال بروز حالت فولمينانت (3) كبدي (نارسايي حاد كليه) در بزرگسالان بيشتر است. تقريباً تمام بيماران مبتلا به هپاتيت A كه قبلاً سالم بوده اند، به طور كامل و بدون عارضه باليني بهبود مي‌يابند و مرگ و مير آن كمتر از 1/. درصد مي باشد.

در تعداد كمي از بيماران بعد از هفته‌ها تا ماهها پس از بهبودي كامل هپاتيت حاد دچار عود علايم باليني و افزايش مجدد آمينوترانسفرازها (1) مي‌شوند كه به اين حالت هپاتيت عود كننده (2) كه خوش خيم است، گفته مي‌شود. شكل ناشايع ديگري از هپاتيت حاد A ، بروز هپاتيت كلستاتيك (3) است كه تا ماهها علاوه برتداوم زردي و خارش ، ميزان آلكالين فسفاتاز (4) و بيلي روبين سرم بالا باقــي مي مانند ، اين حالت نيز خوش خيم است.

درمان بيماري به صورت علامتي است. استراحت بيشتر و دوري از انجام فعاليتهاي سنگين و انتظار توام با اميد توصيه مي شود. رعايت بهداشت جهت جلوگيري از ابتلاي ديگران به طور جدي توصيه مي شود. تزريق ايمونوگلوبولين به اطرافيان فرد مبتلا توصيه مي شود. تلقيح واكسن هپاتيت A به مبتلايان به بيماري مزمن كبدي ناشي از HBV و HCV نيز توصيه مي شود.

هپاتيت B

هپاتيت B در حال حاضر به عنوان يك معضل مهم بهداشتي در جهان است. بيش از 5 درصد جمعيت جهان (حدود 400 ميليون نفر) به عفونت مزمن HBV مبتلا هستند.

ويروس هپاتيت B يك ويروس DNA دار با يك ساختمان ژني فوق العاده متراكم است و جزو خانواده هپادناويروس ها (5) مي باشد.

اين ويروس داراي پوشينه (6) بوده قطري حدود 42 نانومتر دارد. از نظر شيوع HBV در دنيا ، سه منطقه شيوع بالا ، متوسط و پايين وجود دارد. مناطق با شيوع پايين شامل آمريكا ، اروپاي غربي ، استراليا و ... و مناطق با شيوع متوسط شامل كشورهاي واقع در مديترانه ، ژاپن ، هند و ... و مناطق با شيوع بالا شامل جنوب شرقي آسيا و آفريقا است. در نواحي از جهان كه هپاتيت B به صورت آندميك است ، HBV به طور شايعي در دوران كودكي و يا نوزادي منتقل مي شود و مهمترين راه انتقال از مادر حامل به نوزاد (هنگام تولد) و يا كودك به كودكي ديگر منتقل مي‌شود. از آنجائيكه ابتلا در دوران نوزادي و يا كودكي غالباً بدون علامت است ولي ابتلا در دوران جواني كه انتقال به صورت افقي (7) است ، غالباً علامت دار است.

HBV شايعترين علت هپاتيت حاد در بزرگسالان است.شكايات هپاتيت حاد HBV معمولاً شبيه عوامل ويروسي ديگر است. در 70 درصد موارد بدون علامت بوده و فقط در 30 درصد موارد با زردي همراه است. در برخورد با بيماران با سابقه دقيقي از وضعيت اخير شامل تزريق خون ، تزريق خون آلوده ، تزريقات غير بهداشتي ، خالكوبي، اعتياد تزريقي ، تماس هاي جنسي خارج از چارچوب خانواده و مسافرت گرفته شود.

دوره كمون عفونت حاد HBV ، 2 تا 4 ماه است و هر چه مقدار ويروس وارد شده به بدن بيشتر باشد ، مدت دوره كمون كوتاهتر خواهد بود. علايم اوليه شامل خستگي ، بي اشتهايي ، تهوع ، استفراغ ، تب خفيف ، ميالژي (8) و خستگي پذيري زودرس مي باشند. علايم سنـــدرم Serum sickness نيز ممكن است به صورت بثورات پوستي كهيري ، آنژيوادم و درد مفاصل ، ديده شوند.
برخي از بيماران از درد شكم در ربع فوقاني وراست و يا اطراف اپي گاستر شاكي هستند. در بچه‌ها گاهي سردرد شديد مشاهده مي شود كه با مننژيت اشتباه مي شود. در موارد همراه با زردي ، يرقان معمولاً ظرف 10 روز پس از شروع نشانه هاي عمومي بروز مي كند. هر گاه بيلي روبين سرم از 2 تا 4 ميلي گرم در دسي ليتر بيشتر شود ، زردي باليني قابل تشخيص است.
با بروز زردي ، نشانه هاي عمومي خصوصاً تب كاهش مي يابند. معمولاً در مدت 1 تا 3 ماه شكايات باليني و زردي ناپديد مي شوند ولي ممكن است با وجود طبيعي شدن آمينوترانسفرازهاي سرمي ، خستگي ادامه يابد. شايعترين يافته هاي مثبت در معاينه فيزيكي عبارتند از : تب خفيف ، زردي باليني و كبد بزرگ و حساس و در 5 تا 15 درصد موارد اسپلنومگالي (1) يافت مي شود.
عارضه مهم هپاتيت حاد ، پيشرفت به سمت بيماري مزمن كبدي كه به طور معكوس با سن ، ابتلا ارتباط دارد. كمتر از 5 درصدبزرگسالان با سيستم ايمني خوب به دنبال هپاتيت حاد HBV به سمت عفونت مزمن پيش مي‌روند ؛ ولي در بچه هاي 1 تا 5 ساله ، 30 درصد و در دوران نوزادي تا 90 درصد خطر پيشرفت به راندمان وجود دارد.
در بالغين بيش از 95 درصد موارد حاد بهبودي كامل حاصل مي شود و 1/. تا 5/.درصد موارد هپاتيت حاد HBV به سمت نارسايي فولمينانت كبدي پيشرفت مي كنند.

معتادان به مواد مخدر تزريقي و شركاي جنسي آنان در معرض خطر بيشتري هستند و در جنس مؤنث بيش از جنس مذكر ديده ميشود.عفونت همزمان با ويروس HDV ريسك بيماري فولمينانت را در هپاتيت حاد HBV افزايش مي دهد.

به نظر مي رسد كه 35 تا 70 درصد تمام موارد هپاتيت فولمينانت ناشي از HBV است و در صورت عدم فراهم بودن پيوند كبد مرگ و مير ديد آن حدود 80 درصد است.

در موارد سير بيماري هپاتيت حاد HBV به سمت فولمينانت ، علايم آنسفالوپاتي با اختلال در الگوي خواب ، آستريكسي ، كنفوزيون ، اختلال در جهت يابي ، خواب آلودگي ، كوما ، خونريزي از منافذ بدن نارسايي كليه ديده مي شوند.

بالا رفتن آمينوترانسفرازهاي سرمي ( ALT و AST ) از علامتهاي بزرگ هپاتيت حاد است. مقادير 1000 تا 2000 واحد در ليتر در فاز حاد به طور تيپيك ديده مي شوند. مقادير ALT معمولاً از مقادير AST بالاتر است. اين افزايش قبل از بروز نشانه‌ها ديده مي شود. ميزان افزايش ALT با پروگنوز ارتباطي ندارد.

زمان پروترومبين ( PT ) كه نشانگر وضعيت فاكتورهاي انعقادي سنتز شده توسط كبد( II و VII ، IX ، X ) است ، بهترين معيار نشان دهنده پروگنوز هپاتيت حاد HBV است. لكوپني خفيف همراه با لنفوسيتوز نسبي و گاهي لنفوسيت هاي آتيپيك ديده مي‌شوند. آنمي هموليتيك در موارد همراهي با كمبود گلوكز-6 فسفاتاز (2) و كم خوني آپلاستيك نادر هستند. در موارد بهبودي ، ALT در مدت 1 تا 4 ماه به ميزان طبيعي باز مي‌گردد و پس از آن بيلي‌روبين طبيعي مي شود. بالا باقي ماندن ALT بيش از 6 ماه ، نشانگر بيماري مزمن كبدي است.

در هپاتيت حاد HBV ، HBSAg ، HBeAg اولين ماركر ويروسي است كه در سرم يافت مي‌شود و اندكي متعاقب آن ( IgM ) Anti HBC ظاهر مي شود (شكل شماره » 1 « ). پيك مقادير HBSAg مصادف با بالا بودن ترانس آمينازهاي سرمي و بروز زردي است. در بيماراني كه به طور كامل از عفونت حاد بهبودي مي يابند ، HBeAg ناپديد مي‌شود و بعد از يك تا دو هفته Seroconversion به HBe - Anti رخ مي‌دهد. ( IgM ) Anti HBc كاهــش يافته و ( IgG ) Anti HBc ظاهر مي‌شود و به دنبال ناپديد شدن HBSAg از سرم ، HBSAb ظاهر مي‌شود.

به طور غير شايع ، 1 تا 5 در صد بيماران مبتلا بــه عفونت حاد HBV ، مقدار HBSAg آنقدر پايين است كه قابل اندازه گيري نمي‌باشد ، در اين موارد حضــــــــور ( IgM ) Anti HBe به تنهايي تشخيص هپاتيت حاد HBV را مطرح خواهد ساخت.

طولاني شدن PT بيش از 50 ثانيه ، افزايش سطح بيلي روبين بيش از mg/dl 5/17 ، كاهش بسيار سريع در ميزان ALT ، بروز آنسفالوپاتي (1) در 7 روز پس از بروز زردي با پروگنوز بسيار بد همراه هستند.



هپاتيت دلتا

عامل هپاتيت دلتا يا ويروس D ( HDV ) يك ويروس ناقص RNA دار است كه همراه با HBV ايجاد عفونت مي‌نمايد. هسته ويروس دلتا توسط يك پوشش خارجي از جنس HBSAg احاطه شده است. HDV مي تواند شخص را به طور همزمان با HBV آلوده كــــــــرده ( Coinfection ) يا روي عفونت قبلي HBV سوار شود ( Superinfection ). در طي عفونت حـــــــــــاد HDV ، Anti HDV از نوع IgM افزايش يافته و ممكن است 30 تا 40 روز بعد از پيدايش علايم باليني در سرم قابل اندازه‌گيري شود.

عفونت HDV انتشار جهاني دارد. در مناطق آندميك (شمال آفريقا ، جنوب اروپا و خاورميانه) عفونت HDV در ميان افراد مبتلا به هپاتيت B آندميك بوده و عمدتاً از طريق غيرپوستي و از راه تماس نزديك فردي منتقل مي‌شود ولي در مناطق غير آندميك نظير آمريكا و شمال اروپا ، عفونت HDV منحصر به كساني است كه خون و فرآورده‌هاي خوني سركار دارند (معتادان به مواد مخدر تزريقي ، هموفيلي ها و ...) .

هپاتيت C

عفونت با ويروس هپاتيت C در سراسر جهان انتشار دارد و شيوع آن در كشورهاي پيشرفته بين 1 تا 2 درصد متغير است. در برخي نواحي دنيا مثل مصر و آفريقا تا 15 درصد جامعه به اين بيماري مبتلا هستند. ويروس هپاتيت C از راه خون منتقل مي شود.

ويروس هپاتيت C يك ويروس RNA دار از خانواده فلاوي ويروسها (1) مي باشد. قبل از سال 1991 (1375) شايعترين راه انتقال HCV تزريق خون آلوده بوده ولي در حال حاضر اعتياد به مواد مخدر تزريقي و تماس‌هاي جنسي شايعترين راههاي انتقال بيماري به حساب مي‌آيند. اكثر مبتلايان به اين بيماري تا سالها بدون علامت مي‌مانند. اكثر موارد عفونت حاد بدون علامت بوده و تنها اندكي از بيماران دچار زردي مي‌شوند.

افراد علامت دار كه با خستگي ، ضعف ، درد ربع فوقاني و راست شكم و ... مراجعه مي كنند ، دچار بيماري مزمن كبدي هستند. عفونت HCV در حدود 85 درصد موارد به حالت مزمن در مي‌آيد و در اكثر اين افراد آمينوترانسفرازهاي سرمي به صورت متناوب يا مداوم افزايش يافته است. براي تشخيص عفونت HCV از آنتي‌بادي ضد HCV در سرم به روش اليزا (2) استفاده مي‌شود.

در اكثر مبتلايان به هپاتيت حاد C ، يك تا سه ماه پس از شروع هپاتيت حاد ، اين آنتي بادي قابل كشف است و به همين دليل از پي سي آر مي‌توان HCV RNA را در خون كشف نمود.

تشخيص هپاتيت C در مراحل حاد اهميت بسزايي دارد. اخيراً درمان موارد حاد HCV با اينترفرون و ريباورين توصيه مي شود كه با درصد موفقيت بالايي همراه است.

هپاتيت E

ويروس هپاتيت E ( HEV ) از راه خوراكي منتقل مي‌شود و عامل همه‌گير شناسي هپاتيت حاد ويروسي در مناطقي از آسيا ، هند ، آفريقا و آمريكاي مركزي است. اين ويروس RNA دار بدون پوشش و شبيه HAV است.

براي تشخيص بيماري در مراحل حاد مي توان از ( IgM ) Anti HAV استفاده كرد. اين بيماري به طور شايع پس از آلودگي آبها (مثلاً پس از سيل) بروز مي‌كند. شدت بيماري در زنان باردار بيشتر است.

اداره و كنترل بيمار مبتلا به هپاتيت حاد

به طور كلي درمان خاص ضد ويروسي براي هپاتيت حاد لازم نيست (به جز فولمينانت ناشي از HBV و يا HCV حاد) اقداماتي شامل درمانهاي نگهدارنده ، تخفيف علايم ، پيشگيري از بروز آسيبهاي بيشتر و تشخيص سريع و به هنگام موارد وخيم (سير به سمت فولمينانت) مي باشد.

ارجاع بيماران جهت بستري در صورت وجود علايم باليني نارسايي كبدي (آنسفالوپاتي و زردي شديد ، خونريزي از بيني و استفراغ هاي مداوم غير قابل كنترل) ، دهيدراوتاسيون به علت تهوع و استفراغ شديد با ، زردي و تب و PT طولاني تر از 20 ثانيه و افت قند خون و بيلي روبين بيشتر از mg/ml 15 مي باشد.

در بدو مراجعه بيماران ابتدا بايد تاريخچه دقيقي از وضعيت سلامت جسمي فرد و عوامل خطر ساز (خصوصاً در 3 ماه اخير) از قبيل تزريق خون ، جراحي ، خالكوبي ، حجامت ، تماس جنسي خارج از چارچوب خانواده ، اعتياد به مواد مخدر تزريقي ، استفاده از سرنگ مشترك و ... گرفته شود. معاينه فيزيكي از نظر وضعيت اسكلرا (1) ، آدنوپاتي (2) هاي محيطي، اندازه كبد طحال مهم است. پس از آن از پاراكلينيك جهت تشخيص هپاتيت حاد ويرال و نوع آن استفاده مي شود. افزايش ALT و AST سرمي حداقل 7 تا 10 برابر طبيعي تائيد كننده هپاتيت حاد ويروسي است. از آزمونهاي زمان پروترومبين( PT ) آلبومين سرم ، فرمول شمارش خون ، بيلي روبين سرم و قند خون جهت تعيين شدت بيماري استفاده مي شود. در افراد بزرگسال بعنوان قدم اول Anti HAIgM ، HBSAg و HBCAb و در صورت مثبت بودن HBS Ag بررسي از نظر HDV Ab نيز صورت گيرد. در صورت شك به عفونت HCV علاوه بر آزمايش HCVAb از ( PCR ) HCV RNA نيز استفاده مي شود.

پي گيري بيماران مبتلا به هپاتيت حاد HBV جهت تعيين تكليف و اينكه آيا بيماري به سمت مزمن پيشرفت مي‌كند يا خير ، حائز اهميت است. اقدامات پيشگيرانه جهت اطرافيان مبتلايان به هپاتيت حاد HAV با رعايت بهداشت و تــزريق ايمونوگلوبولين 02/0 ميلي ليتر به ازاي هر كيلوگرم وزن توصيه ميشود. جهت انجام اقدامات پيشگيرانه در اطرافيان مبتلايان به هپاتيت حاد HBV ، علاوه بر تزريق ايمونوگلوبولين هپاتيت B ( HBIg ) به ميزان 06/0 ميلي ليتر به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن ، از يك دوره كامل واكسن هپاتيت B (0 ، 1 ، 6 ماه) استفاده مي شود.

persian admins

Luti
26-12-2007, 11:27
تعريف: UTI (1) يك ترم گسترده شامل كلونيزاسيون بدون علامت‌دار تا عفونت علامت‌دار با ميكروبهاي مهاجم و التهاب بيماري ادرار مي‌باشد .

عفونت‌هاي حاد دستگاه ادراري را مي‌توان از لحاظ آناتوميك به دو دسته عفونت‌هاي مجاري تحتاني (اورتريـت (2) و سيستيت (3) ) و عفونت‌هاي مجاري فوقاني (پيلونفريت (4) و پروستاتيت (5) و آبسه‌هاي داخل كليوي و اطراف كليوي) تقسيم نمود. عفونت در نواحي مختلف ممكن است با هم يا به صورت ، مستقل ايجاد شود و مي‌تواند بدون علامت باشد. عفونت‌هاي پيشابراه و مثانه اغلب به عنوان عفونت‌هاي سطحي يا مخاطي شناخته مي‌شوند ، ولي پروستاتيت ، پيلونفريت و تجمع چرك در كليه نشان دهنده تهاجم بافتي است. در غالب موارد رشد پيش از 10 5 ارگانيسم در هر ميلي‌ليتر از نمونه وسط ادرار كه به طور مناسبي جمع‌آوري شده باشد ، نشان دهنده عفونت است البته در بعضي از موارد UTI واقعي‌، باكتريوري وجود ندارد. تعداد باكتريها در حين ديورز شديد در‌يافت آنتي‌بيوتيك و در ارگانيسمهاي با سرعت رشد نسبتاً آهسته مثل استافيلوكوك ممكن است كم باشد. تعداد كمتري از باكتري (10 2 تا 10 4 ) در هر ميلي‌ليتر از قسمت وسط ادرار بويژه در افراد علامت‌دار مي‌تواند حاكي از عفونت باشد ، در نمونه‌هاي ادرار بدست آمده از آسپيراسيون سوپراپوبيك يا سوند‌گذاري موقتي و نمونه‌هايي كه از بيماران داراي سوند ثابت گرفته شده است وجود 10 2 تا 10 4 كلني در هر ميلي‌ليتر ادرار عموماً نشان دهنده عفونت است. آسپيراسيون سوپراپوبيك استاندارد طلايي تشخيص است.

برعكس گاهي در اثر آلودگي نمونه بيش از 10 5 كلوني در هر ميلي‌ليتر از قسمت وسط ادرار رشد مي‌كند. در مواردي كه گونه‌هاي مختلفي از باكتري رشد مي‌كند، احتمال آلودگي نمونه بالاست.

عفونت‌هايي كه بعد از درمان آنتي‌بيوتيكي بازگشت مي‌كنند و ممكن است ناشي از تداوم سويه عفونت‌زاي اوليه بوده يا در اثر عفونت مجدد يا سويه‌‌اي جديد ايجاد شده باشند.

عفونت‌هاي مكرر با همان سويه كه طي دو هفته پس از پايان درمان تظاهر مي‌يابند ، مي‌توانند ناشي از ‌عفونت برطرف نشده كليه يا پروستات يا تداوم كلونيزاسيون واژن يا روده باشند كه باعث عفونت مجدد و سريع مثانه شده‌اند. علائم سوزش ، فوريت ، تكرر ادرار كه با باكتريوري قابل ملاحظه همراه نباشند سندرم حاد پيشابراهي ناميده مي‌شوند اگر چه اين واژه به طور گسترده استفاده مي‌شود، ولي از نظر آناتوميك دقيق نيست ، زيرا بسياري از اين موارد عملاً عفونت مثانه هستند. بعلاوه معمولاً در اين بيماران مي‌توان عامل ايجاد كننده را شناسايي كرد. از اين رو واژه سندرم كه حاكي از ناشناخته بودن علت بيماري است ، مناسب نمي‌باشد. پيلونفريت حاد عفونت فوكال چركي پارانشيم كليه كه يك يا بيشتر از يك سگمان Wedg.Shape كليه را همراه با علائم فوكال و سيستميك عفونت گرفته باشد.

پيلونفريت مزمن اشاره به يافته‌هاي پاتولوژيك و اورولوژيك اسكار مزمن كورتكس كليه، آسيب توبولو اينترستيشيال و تغيير شكل كاليس زير آن مي‌باشد كه ممكن است فعال يا غير فعال باشد. پيلونفريت مزمن ممكن است از عفونت باكتريايي كليه ناشي شود يا بيماريهاي غير عفوني نيز نفريت بينابيني ايجاد كنند كه از پيلونفريت مزمن قابل افتراق نيست.

اپيدميولوژي

از نظر اپيدميولوژي ، UTI را بايد به دو گروه مربوط به سوند يا بيمارستاني و نامربوط به سوند (يا كسب شده از اجتماع) تقسيم‌بندي كرده تقسيم‌بندي ديگر به صورت Uncomplicated Infection كه در افراد سالم و طبيعي اكثراً در زنان رخ مي‌دهد و Complicated Infection كه در حد دو گروه جنسي رخ مي‌دهد و با وجود ناهنجاريهاي ساختماني يا عملكردي بيماري ادراري مشخص مي‌شود. در هر يك از اين گروهها عفونت مي‌تواتد علامت‌دار يا بدون علامت باشد. عفونت‌هاي حاد در بيماران بدون سوند غير كمپليكه بسيار شايع هستند (بيشتر در خانمها). شيوع باكتريوري (يك تا دو درصد) در نوزادان كه درنوزادان پسر شايعتر است و در پسران ختنه نشده همراه با ريسك بالاتر است. بعد از سال اول در جنس مونث شايعتر است در طي 18-5 سال پروالانس 2/1 درصــد در دختران و 03/0 درصد در پسران است. انسيدانس در دختران 4/0 درصد در سال است. در دختران مدرسه‌اي 3-1 درصد ايجاد شده و سپس با شروع فعاليت جنسي ميزان آن بطور چشمگيري افزايش مي‌يابد. باكتريوري در دختران بدون ارتباط با مسائل اقتصادي و اجتماعي است و با ديابت افزايش نمي‌يابد. در زنان باكتريوري در هر دهه 1% افزايش مي‌يابد و در زنان مسن‌ بالاتر از 10% مي‌رسد. باكتريوري بدون علامت استعداد عفونت علامت‌دار را در مرحله فعاليت جنسي و حاملگي بالاتر مي برد. عفونت‌هاي حاد علامت دار در زنان جوان ايجاد مي‌شود. بروز UTI علامتدار حاد در مردان زير 50 سال غير عادي است. باكتريوري بدون علامت بموازات عفونت علامت‌دار ايجاد شده و در مردان زير 50 سال نادر است ولي در خانمهاي 20 تا 50 ساله شايع است. باكتريوري بدون علامت در مردان و زنان مسن كاملاً شايع و در بعضي از مطالعات ميزان آن به 40 تا 50 درصد مي‌رسد.

اتيولوژي

ميكروارگانيسمهاي مختلفي مي‌توانند دستگاه ادراري را آلوده كنند ، اما شايعترين اين عوامل باسيلهاي گرم منفي هستند. اشرشياكولي 80% از عفونت‌هاي حاد بيماران فاقد سوند، اختلالات ارولوژيك يا سنگ را ايجاد مي‌كند. ساير باسيلهاي گرم منفي بخصوص پروتئوس (1) و كلبسيلا (2) و گاهي آنتروباكتر (3) مسئول ايجاد درصد كمتري از عفونت‌هاي بدون عارضه هستند. اين ارگانيسمها باضافه پسودوموناس (4) حائز اهميت فزاينده‌اي در عفونت‌هاي راجعه، عفونت‌هاي همراه با دستكاريهاي ارولوژيك ، سنگ يا انسداد هستند ، اين ارگانيسمها در عفونت‌هاي بيمارستاني و مربوط به سوند نقش عمده‌اي ايفا مي‌كنند.

گونه‌هاي پروتئوس به دليل توليد اوره‌ آز و گونه‌هاي كلبسيلا از طريق توليد Slime و پلي‌ساكاريد‌هاي خارج سلولي زمينه را براي تشكيل سنگ فراهم مي‌سازند و در بيماراني كه سنگ دارند با شيوع بيشتري جدا گرديده‌اند. كوكسي‌هاي گرم مثبت نقش كمتري در UTI ايفا مي‌كنند با اين حال استافيلوكوك ساپر و فيتيكوس كه يك گونه استافيلوكوك مقاوم به نووپيوسين و كواگولاز منفي است ، مسئول ايجاد 15-10% از موارد UTI علامت دار در خانمهاي جوان است. عفونت ناشي از آنتروكوك‌ها استافيلوكوك طلايي در بيماراني كه سنگ كليوي داشته يا قبلاً سوندگذاري شده‌اند شايعتر است ، جدا كردن استافيلوكوك از ادرار بايد شك به عفونت كليوي ناشي از باكتريمي را برانگيزد.

Luti
26-12-2007, 11:28
در حدود يك سوم از خانمهاي مبتلا به سوزش و تكـرر ادرار در كشت نمونه وسط ادرار يا تعداد كم اهميتي باكتري دارند يا كشتهاي آنها كاملاً استريل است. بيماري اين افراد سابقاً تحت عنوان سندرم پيشابراهي شناخته مي‌شد. در حدود سه چهارم از اين خانمها پيوري دارند در حاليكه يك چهارم ديگر پيوري يا شواهد عيني چنداني از عفونت ندارند. در نمونه‌هاي قسمت وسط ادرار اكثر اين خانمها تعداد (10 2 تا10 4 باكتري در هر ميلي‌ليتر) از باكتريهاي بيماري‌زاي ادرار تيپيك مثل ايكولاي، استافيلوكوك ساپروفيتيكوس (5) كلبسيلا يا پروتئوس يافت مي‌شود. احتمالاً اين باكتريها عامل مولد عفونت‌هاي فوق هستند چرا كه معمولاً مي‌توان آنها را از نمونه بدست آمده از آسپيراسيون سوپراپوبيك هم جدا نمود. با پيوري همراه هستند و به درمان ضد ميكروبي پاسخ مناسب مي‌دهند. در خانمهاي ديگري كه داراي علايم حاد ادراري و پيوري هستند و ادرار آنها استريل است ، عوامل مقاربتي (6) ايجاد كننده اورتريت مثل كلاميد يا تراكوماتيس، نيسر يا گـونوره (7) و ويروس هر پس سيمپلكس (8) از نظر اتيولوژي حائز اهميت مي‌باشند. اين عوامل بيش از همه در خانمهاي جوان و فعال از نظر جنسي كه شريك جنسي تازه‌اي پيدا كرده‌اند ، ديده مي‌شوند.

هنوز نقش عوامل بيماريزاي غير باكتريايي در ايجاد UTI به خوبي مشخص نشده است. اوره آپلاسما اوروليتيكوم در بسياري از موارد از مجراي ادرار و ادرار بيماران داراي ديزوري و تكرر ادرار حاد جدا شده است. ولي درنمونه‌هاي ادراري بسياري از بيماران بدون علايم ادراري نيز يافت گرديده است. احتمالاً اوره آپلاسماها مسئول ايجاد برخي از موارد اورتريت و سيستيت هستند. اوره آپلاسما اوروليتيكوم و مايكوپلاسما هومينيس از بافت پروستاتي و كليوي بيماران مبتلا به پروستاتيت و پيلونفريت حاد جدا شده‌‌اند و احتمالاً مسئول ايجاد برخي از اين عفونت‌ها نيز هستند. آرئو ويروسها اغلب در اپيدميها در كودكان و بعضي از بالغين جوان موجب سيستيت هموراژيك حاد مي‌شوند. اگر چه بسياري از ويروسهاي ديگر را مي‌توان از ادرار جدا كرد. (مثل سيتومگالوويروس) تصور مي‌شود كه اين عوامل باعث UTI نمي‌شوند. كلونيزه شدن ادرار بيماران داراي سوند يا ديابتي توسط كانديدا و ساير گونه‌هاي قارچي شايع بوده و گاهي به سوي عفونت تهاجمي علامت‌دار پيشرفت مي‌كنند عفونت‌هاي مايكوباكتريايي نيز مي‌توانند در سيستم ادراري باعث عفونت شوند.

پاتوژنز و منشاء عفونت

دستگاه ادراري را بايد واحد آناتوميك منفردي در نظر داشت كه قسمتهاي مختلف آن توسط ستون پيوسته‌اي از ادرار به هم پيوند داده شده‌اند. در اكثريت موارد UTI ، باكتريها از طريق پيشابراه به مثانه مي‌رسند ، سپس ممكن است باكتري از مثانه صعود كند كه اين پديده احتمالاً علت اكثر عفونت‌هاي پارانشيم كليه است. مدخل واژن و قسمت انتهايي پيشابراه بطور طبيعي با ديفتروئيدها گونه‌هاي استرپتوكوكي داكتوباسيلها و گونه‌هاي استافيلوكوك كلونيزه شده‌اند ولي باسيلهاي گرم منفي معده‌ايي كه به طور شايعي موجب عفونت دستگاه ادرار مي‌شوند، در قسمتهاي مذكور وجود ندارند. البته در زنان مستعد به سيستيت قبل و در حين حملات باكتريوري، ارگانيسمهاي گرم منفي روده‌اي كه در روده زندگي مي‌كنند ، مدخل واژن ، پوست اطراف پيشابراه و قسمت انتهايي پيشابراه را كلونيزه مي‌كنند. عوامل زمينه‌ساز كلونيزاسيون باسيلهاي گرم منفي در اطراف پيشابراه هنوز به خوبي شناخته نشده‌اند ولي به نظر مي‌رسد كه تغيير طبيعي فلور طبيعي پرينه با آنتي‌بيوتيك‌ها، ساير عفونت‌هاي تناسلي يا روشهاي جلوگيري از بارداري (بويژه مواد اسپرم‌كش) در اين زمينه نقش داشته باشند. ظاهراً فقدان لاكتوباسيلهاي مولد H 2 o 2 در فلورواژن كه به طور طبيعي غالب هستند كلونيزاسيون اشرشياكولي را تسهيل مي‌كند. احتمالاً تعداد اندكي از باكتريهاي اطراف پيشابراه بطور مكرر به مثانه مي‌رسند كه اين پديده در برخي از موارد با ماساژ مجراي ادرار در حين مقاربت تسهيل مي‌گردد. البته ايجاد عفونت مثانه به اثرات بيماريزاي سويه آلوده‌كننده ، تعداد ارگانيسمهاي آلوده‌كننده و مكانيسمهاي دفاعي موضعي و سيستميك ميزبان بستگي دارد. در شرايط طبيعي باكتريهايي كه وارد مثانه مي‌شوند ، به سرعت دفع مي‌گردند و از بين مي‌روند كه اين امر ناشي از جريان پرفشار و رقيق كننده ادرار و نيز اثرات ضد باكتريايي ادرار و مخاط مثانه است. ادرار موجود در مثانه بسياري از افراد رشد طبيعي باكتريها را مهار مي‌كند يا آنها را از بين مي‌برد كه اين اثر بيشتر ناشي از غلظت بالاي اوره و اسمولاريته بالاست. ترشحات پروستاتي نيز خصوصيات ضد باكتريايي دارند همچنين به نظر مي‌رسد لوكوسيتهاي پلي‌مورفونوكلوئور در جدار مثانه نيز در از بين بردن باكتريوري نقش دارند. نقش آنتي‌باديهاي موضعي هنوز مشخص نشده است. پيلونفريت هماتوژن اغلب در بيماران ناتواني ايجاد مي‌شود كه يا بيماري مزمني دارند و يا تحت درمانهاي سركوب ايمني هستند ، ممكن است به دنبال باكتريمي يا فونگمي انتشار يافته از كانوني دوردست از عفونت در استخوان، پوست، آندوتليوم يا نواحي ديگر عفونت متاستاتيك كانديدايي يا استافيلوكوكي كليه ايجاد شود.

وضعيتهاي مؤثر بر پاتوژنز

جنس و فعاليت جنسي: به نظر مي‌رسد كه پيشابراه زنان بدليل نزديك بودن آن با مقعد، طول كوتاه (حدود چهار سانتي متر) و پايان يافتن آن در زير لابيا به طور ويژه‌اي مستعد كلونيزاسيون با باسيلهاي گرم منفي روده‌اي است. مقاربت جنسي باعث ورود باكتريها به مثانه شده و از نظر زماني با شروع سيستيت همراه است. لذا به نظر مي‌رسد كه اين مسئله در پاتوژنز عفونت‌هاي ادراري در خانمهاي جوان حائز اهميت است. نشان داده شده است كه ادرار كردن بعد از مقاربت جنسي سيستيت را كاهش مي‌دهد كه احتمالاً بدليل افزايش دفع باكتريهايي وارد شده به مثانه است. بعلاوه استفاده از تركيبات اسپرم‌كش يا ديافراگم و يا كلاهك گردن رحمي ، كاندومهايي با پوشش اسپرم‌كش فلور باكتريايي طبيعي داخل واژن را به طور چشمگيري تغيير داده و با افزايش بارز كلونيزاسيون واژن با اشرشياكولي و خطر UTI همراه است.

در آقايان زير 50 سال و كساني كه سابقه‌اي از مقاربت جنسي با اشخاص همجنس يا جنس مخالف را نمي‌دهند ، UTI بسيار ناشايع است و اين تشخيص در غياب مدارك واضح زير سؤال مي‌رود. انسداد پيشابراه در اثر هيپرتروني پروستات از عوامل مهم زمينه‌ساز باكتريوري در مردان است. همجنس‌بازي نيز با افزايش خطر سيستيت همراه است كه احتمالاً ناشي از تماس مقعدي است. مردان و زنان آلوده به ويروس HIV (1) كه تعداد سلولهاي CD4 + T آنها كمتر از 200 در ميلي ليتر است در معرض خطر بيشتري براي باكتريوري و UTI علامت‌دار قرار دارند. نهايتاً ختنه كردن بعنوان يكي از عوامل خطر UTI در نوزادان و مردان جوان شناخته شده است.

Luti
26-12-2007, 11:29
حاملگي

Uti در 8-2 درصد از زنان باردار تشخيص داده مي‌شود كه در اين ميان عفونت‌هاي علامت دار دستگاه ادراري فوقاني به طور غير معمول شايع هستند. 30-20 درصد از زنان بارداري كه باكتريوري بدون علامت دارند ، دچار پيلونفريت مي‌شوند. استعداد ابتلا به عفونت‌هاي مجاري فوقاني در طي حاملگي ناشي از كاهش تون حالب، كاهش حركات دودي و بي‌كفايتي موقتي دريچه‌هاي حالبي مثانه‌اي است. سوندگذاري مثانه در حين زايمان يا بعد از آن موجب عفونت‌هاي بيشتري مي‌شود. سيستيت و پيلونفريت در زناني كه دچار مسموميت حاملگي هستند ، نسبت به ساير زنان حامله شايعتر نيست. افزايش شيوع شيرخواران با وزن كم زمان تولد زايمان زودرس و مرگ و مير نوزادن همگي ناشي از Uti در دوران حاملگي هستند. بويژه عفونت‌هايي كه مجاري ادراري فوقاني را درگير مي‌كند.

انسداد

هر گونه مانعي در برابر جريان آزاد ادرار ، تومور ، تنگي، سنگ يا هيدرونفروز موجب افزايش شيوع Uti مي‌شود. عفونت‌هايي كه به انسداد دستگاه ادرار اضافه مي‌شوند ، مي‌توانند به سرعت بافت كليه را تخريب كنند. بنابراين ترميم ضايعات انسدادي در مورد وجود عفونت ، اهميت زيادي دارد ؛ از سوي ديگر در مواردي كه انسداد خفيف بوده و يا همراه با عفونت نباشد ، بايد در ترميم جراحي ضايعات احتياط بسيار نمود. ايجاد عفونت در چنين مواردي ممكن است نسبت به يك انسداد كوچك ترميم شده كه به طور قابل ملاحظه كاركرد كليه را مختل نمي‌كند ، آسيب بيشتري ايجاد كند.

اختلال كاركرد مثانه نورژنيك

اشكال در عصب ‌دهي مثانه كه در آسيب به نخاع ، پس دورساليس ، مولتي‌پل اسكلروز ، ديابت و ساير بيماريها ايجاد مي‌شود ، مي‌تواند با Uti همراه باشد. عفونت ممكن است با استفاده از سوند براي تخليه مثانه آغاز گردد و استاز طولاني ادرار در مثانه به آن كمك مي‌كند. يكي از عوامل ديگري كه در غالب اين موارد دخالت دارد ،‌ عبارت است از دمينراليزاسيون استخواني در اثر بي‌حركتي كه موجب افزايش دفع كلسيم در ادرار ، تشكيل سنگ و اروپاتي انسدادي كليه مي‌گردد.

ريفلاكس مثانه‌اي حالبي

ريفلاكس مثانه‌اي حالبي كه به صورت برگشت ادرار از حفرة مثانه به حالبها و گاهي لگنچه كليوي در حين ادرار كردن يا با افزايش فشار داخل مثانه ايجاد مي‌شود. اين حالت عملاً به صورت حركت رتروگراد مواد حاجب يا راديواكتيو هنگام سيستوگرافي در حال ادرار كردن نشان داده مي‌شود. اختلال آناتوميكي محل اتصال مثانه به حالب ريفلاكس باكتريها و لذا عفونت مجاري ادراري فوقاني را تسهيل مي‌كند. با اين وجود چون مثانه و كليه هميشه توسط ستوني از مايع با يكديگر ارتباط دارند، لذا در سيستم ادراري طبيعي هم احتمالاً مقداري حركت رتروگراد باكتريها در حين عفونت ايجاد مي‌شود كه با تكنيكهاي پرتونگاري تشخيص داده نمي‌شود. ريفلاكس مثانه‌اي حالبي در كودكاني كه اختلال آناتوميك دستگاه ادراري دارند و همينطور كودكاني كه دستگاه ادراري آنها از نظر آناتوميك طبيعي ولي آلوده مي‌باشد ، شايع است و در گروه دوم ريفلاكس با بالا رفتن سن از بين مي‌رود و احتمالاً ناشي از عوامل غير از Uti است. پيگيري طولاني مدت كودكان مبتلا به Uti كه ريفلاكس داشته‌اند ، وجود ارتباط بين آسيب كليوي و ريفلاكس بارز را ثابت كرده است ولي اين آسيب با عفونت رابطه‌اي نداشته است. در حال حاضر جستجو براي ريفلاكس در هر فردي كه عدم رشد كليه يا استاز كليوي غير قابل توجيه داشته باشد ، اقدامي معقول به نظر مي‌رسد ، زيرا Uti به تنهايي اختلالات را توجيه نمي‌كند. از سوي ديگر در اين زمينه ترديد وجود دارد كه آيا بايستي تمام كودكاني را كه Uti مكرر دارند ولي دستگاه ادراري آنها در پيلوگرافي وريدي طبيعي است ، صرفاً براي پيدا كردن بيماران نادري كه ريفلاكس شديد دارند كه با Ivp مشخص نشده است ، تحت سيستويورتروگرافي در حين ادرار كردن ( Vcug ) قرار داد و يا خير.

عوامل بيماريزايي باكتري قابليت تمام سويه‌‌هاي اشرشياكولي براي ايجاد عفونت در مجاري ادراري طبيعي يكسان مي‌باشند.

اكثر سويه‌هايي كه در بيماران فاقد سوند عفونت علامت‌دار مجاري ادراري ايجاد مي‌كنند ، به تعداد اندكي از گروههاي سرولوژيك H,k,o تعلق دارند. اتصال باكتري به سلولهاي اپي‌تليال ادراري يكي از مراحل اوليه حياتي در شروع عفونت است. در اشرشياكولي و پروتئوس فيبريا باعث اتصال باكتريها به گيرنده‌ خاصي روي سلولهاي اپــي‌تليال مي‌شود و اين اتصال باعث ترشح اينترلوكينهاي (1) 6و8 ، القاي آپوپتوز و ريزش سلولهاي اپيتليال مي‌شود. علاوه به فيبريا سويه‌هاي اوروپاتوژنيك اشرشياكولي معمولاً توليد هموليزين (2) و آئروباكترين (3) مي‌شود و به اثر باكتري‌كش سرم انساني مقاوم است. تقريباً تمام سويه‌هاي اشرشياكولي كه موجب پيلونفريت حاد مي‌شوند ، اكثر آنهايي كه موجب سيستيت مي‌شوند اروپاتوژنيك هستند. برعكس عفونت‌هايي كه در بيماران با اختلال ساختماني يا كاركردي دستگاه ادراري رخ مي‌دهد ، كلاً با سويه‌هايي از باكتريها ايجاد مي‌شوند كه فاقد اين خصوصيات اوروپاتوژنيك مي‌باشند، لذا وجود اين خصوصيات براي ايجاد عفونت در دستگاه ادراري ضعيف شده ضروري نيست.

عوامل ژنتيكي

شواهد فزآينده‌اي حاكي از آن هستند كه عوامل ژنتيكي بر استعداد فرد نسبت به Uti مؤثرند. سابقه Uti در مادران و زناني كه دچار Uti عود كننده هستند، غالباً بيشتر از گروه شاهد است. تعداد و نوع گيرنده‌هاي موجود بر روي سلولهاي اپيتليوم ادراري كه باكتريها قادرند به آنها متصل شوند ، حداقل تا حدي بطور ژنتيكي تعيين مي‌گردد. بسياري از اين ساختمانها اجزاي آنتي‌ژنهاي گروههاي خوني خونها بوده و بر روي اريتروسيتها و سلولهاي اپيتليال ادراري وجود دارند. بعنوان نمونه فيبرياي مثبت موجب اتصال اشرشياكولي به اريتروسيتهاي مثبت مي‌گردد و تقريباً بر روي تمام سويه‌هاي مولد پيلونفريت حاد بدون عارضه يافت مي‌شود. بر عكس احتمال پيلونفريت در افراد فاقد گروه خوني مثبت كه اين گيرنده‌ها را ندارند ، كمتر است. همچنين نشان داده شده است افرادي كه آنتي‌ژنهاي گروه خوني را ترشح نمي‌كنند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به Uti مكرر هستند ؛ اين استعداد ممكن است ناشي از تفاوت تركيب گليكوليپيدهاي موجود در سطح سلولهاي اپيتليال كه به طور ژنتيكي تعيين مي‌شوند ، باشند.

تعيين محل عفونت

متأسفانه روشهايي كه در حال حاضر براي افتراق عفونت پارانشيم كليه از سيستيت بكار مي‌روند به اندازه كافي قابل اعتماد نبوده و استفاده روزمره از آنها نيز آسان نيست. تب‌ يا افزايش Crp (4) غالباً با پيلونفريت حاد همراه است و در سيستيت نادر است ولي اين پروتئين واكنش فاز حاد غير اختصاصي است و در عفونت‌هاي ديگر بغير از پيلونفريت نيز وجود دارد.

تظاهر باليني

سيستيت: بيماران مبتلا به سيستيت معمولاً از سوزش ادرار، تكرر و فوريت ادراري و درد سوپراپوبيك شكايت دارند. غالباً ادرار به طور واضح كدر و بد بو مي‌شود و در حدود 30 درصد از موارد خوني است. در غالب موارد مي‌توان گويچه‌هاي سفيد و باكتريها را با آزمايش ادرار سانتريفوژ شده كشف نمود. اگر چه برخي از خانمهاي مبتلا به سيستيت تنها 10 2 تا 10 4 باكتري در هر ميلي‌ليتر از ادرار خود دارند ولي در اين موارد نمي‌توان باكتري را در ادرار سانتريفوژ نشده مشاهده نمود. معاينه فيزيكي عموماً حساسيت مجراي ادرار يا ناحيه سوپراپوبيك را نشان مي‌دهد ، در صورتي كه ضايعه تناسلي يا ترشح واژن وجود داشته باشد ، بويژه اگر تعداد باكتريها در هر ميلي‌ليتر از ادرار كمتر از 10 5 باشد ، بايد عوامل بيماريزاي مولد اورتريت ، سرويسيت يا واژينيت (1) مثل كلاميديا تراكوماتيس گونوره ، تريكوموناس كانديدا (2) و ويروس هرپس سيمپلكس را مد نظر قرار داد. تظاهرات برجسته سيستيت مثل تب بيش از 3/38(101 درجه فارنهايت) تهوع و استفراغ و همينطور حساسيت زاويه دنده‌اي – مهره‌اي نشاندهنده عفونت كليوي همزمان هستند. با اين‌ حال فقدان اين يافته‌ها محدود بودن عفونت به مثانه و پيشابراه را تضمين نمي‌كن

Luti
26-12-2007, 11:29
پيلونفريت حاد

به طور كلي علايم پيلونفريت حاد بسيار سريع و در عرض چند ساعت تا يك روز ايجاد مي‌شوند. علائم سيستيت ممكن است وجود داشته يا نداشته باشند. معاينه فيزيكي علاوه بر تب، تاكي‌كاردي و حساسيت منتشر ماهيچه‌اي ، حساسيت بارز در لمس عمقي يك يا هر دو زاويه دنده‌اي مهره‌اي يا در لمس عمقي شكم را نشان مي‌دهد. در بعضي از بيماران علائم و نشانه‌هاي سپسيس گرم منفي غالب هستند. بيشتر بيماران لوكوسيتوز چشمگيري دارند و در رنگ‌آميزي گرم ادرار سانتريفوژ نشده آنها باكتري ديده مي‌شود. سيلندرهاي گويچه سفيد در ادرار بعضي از بيماران وجود دارند و وجود آن سيلندرها پاتوگونومونيك پيلونفريت حاد است. در فاز حاد بيماري ممكن است مشاهده شود. اگر هماچوري پس از برطرف شدن تظاهرات حاد بيماري باقي بماند ، بايد وجود سنگ ، تومور يا سل را در نظر داشت. تظاهرات پيلونفريت حاد جز در افرادي كه دچار نكروز آبسه يا انسداد ادرار هستند ، معمولاً ظرف 48 تا 72 ساعت به درمان پاسخ مي‌دهد. با اين حال باكتريوري يا پيوري ممكن است عليرغم فقدان علائم باقي بمانند. در پيلونفريت شديد كاهش تب آهسته‌تر صورت مي‌گيرد و ممكن است حتي با شروع درمان آنتي‌بيوتيك مناسب تا چند روز باقي بماند. كشت خون در 10% تا 20% زنان با پيلونفريت حاد بدون عارضه مثبت است.

اورتريت

كشت نمونه وسط ادرار تقريباً در 30% از زناني كه دچار سوزش و تكرر ادرار و حاد هستند ، هيچ رشدي را نشان نمي‌دهد يا رشد باكتريايي آن فاقد اهميت است. از نظر باليني نمي‌توان اين زنان را از افراد مبتلا به سيستيت افتراق داد. در اين وضعيت بايد خانمهاي آلوده به عوامل بيماري‌زايي مقاربتي مثل كلاميديا تراكوماتيس، نيسريا گونوره يا ويروس هرپس سيمپلكس را از افرادي كه دچـار عفونت مثانه و پيشابراه با مقادير كم اشرشياكولي يا استافيلوكوك هستند ، افتراق داد. در خانمي كه شروع بيماري وي تدريجي بوده، يا درد سوپراپوبيك ندارد و علائم او بيش از 7 روز ادامه يافته باشد ، بايد به عفونت كلاميديايي يا گنوكوكي مشكوك شد. سابقه تغيير اخير شريك جنسي بويژه اگر شريك جنسي بيمار به تازگي دچار اورتريت كلاميديايي گونوكوكي شده باشد و همچنين وجود سرويسيت لوكوپرولانت بايد شك به عفونت مقاربتي را افزايش دهد. هماچوري واضح ، درد سوپراپوبيك، شروع حاد بيماري، طول مدت بيماري كمتر از 3 روز و سابقه عفونت قبلي مجاري ادراري به نفع تشخيص عفونت ادراري ناشي از اشرشياكولي است.

عفونت‌هاي ادراري همراه با سوند

در حداقل 10 تا 15 درصد از بيماران بستري كه سوند ادراري ثابت دارند ، باكتريوري ايجاد مي‌شود. خطر عفونت تقريباً 3 تا 5 درصد به ازاي هر روز مي‌باشد. اين عفونت‌ها معمولاً ناشي از اشرشياكولي، پروتئوس پسودوموناس ، و استافيلوكوك انتروكوك و كانديدا مي‌باشند. بسياري از اين سويه‌هاي آلوده‌كننده مقاومت آنتي‌بيوتيكي بسيار بيشتري نسبت به ارگانيسمهاي مسبب Uti اكتسابي از جامعه دارند.

عوامل زير خطر Uti همراه با سوند را افزايش مي‌دهند:

جنس مؤنث ، سوندگذاري طولاني مدت ، بيماري زمينه‌اي شديد، قطع ارتباط سوند و لوله‌ تخليه كننــــده ، ساير مشكلات نگهداري از سوند و عدم استفاده از درمان ضد ميكروبي سيستميك. عفونت زماني ايجاد مي‌شود كه باكتري از يكي از راههاي زير به مثانه برسد: با مهاجرت از طريق جريان ادرار در مجراي سوند (مسير داخل مجرايي) ، يا با بالا رفتن از مخاط اطراف سوند (مسير اطراف پيشابراهي).

پاتوژنهاي بيمارستاني از طريق دست كاركنان بيمارستان ، محلولها يا مواد شستشو دهنده آلوده و وسايل و مواد ضدعفوني كننده آلوده به سوند يا سيستم جمع‌آوري ادرار به بيمار مي‌رسند. باكتريها به طور معمول از محل اتصال سوند به لوله جمع‌كننده يا محل تخليه كيسه به سيستم سوند وارد مي‌شوند. سپس ارگانيسمها در عرض 24 الي 72 ساعت از مجراي سوند به مثانه مي‌روند. فلور روده‌اي خود بيمار نيز مي‌تواند پوست و نواحي اطراف مجرا را كلونيزه نموده و از طريق سطح خارجي سوند به مثانه برسد. اين مسير بويژه در خانمها شايع است و مطالعات جديد اهميت اتصال و رشد باكتريها در سطح داخل سوند را در پاتوژنز Uti همراه با سوند به اثبات رسانده‌اند. اين باكتريها كه به صورت لايه‌هاي زنده‌اي بر روي سطح داخلي سوند رشد مي‌كنند ، در نهايت تجمعاتي شامل باكتريها، گليكوكاليسهاي باكتريائي پروتئين‌هاي ادراري ميزبان و نمكهاي ادراري تشكيل مي‌دهند. اين تجمعها پناهگاهي براي باكتريها ايجاد مي‌كنند و قادرند آنها را از داروهاي ضدميكروبي و فاگوسيتها مصون نگاه دارند ، بيشتر عفونت‌هاي همراه با سوند، علائم باليني خفيفي دارند ، دماي بدن را افزايش نمي‌دهند و اغلب با برداشتن سوند برطرف مي‌شوند.ميزان شيوع عفونت‌هاي دستگاه فوقاني همراه با باكتريوري ناشي از سوند مشخص نيست ، باكتريمي گرم منفي كه در 1 تا 2 درصد از موارد باكتريوري همراه با سوند ايجاد مي‌شود و مهمترين عارضه شناخته شده عفونت‌هاي ادراري ناشي از سوند است مكرراً نشان داده شده است كه سوند دستگاه ادراري شايعترين منشأ باكتريمي گرم منفي در بيماران بستري است و در كل مسئول حدود 30% از موارد است.

بيشتر بيماراني كه به مدت بيش از 2 هفته سوند داشته‌اند ، با وجود رعايت موارد احتياط نهايتاً دچار باكتريوري مي‌شوند. نياز به درمان و همينطور بهترين نوع و طول مدت درمان چنين بيماراني در صورت وجود باكتريوري بي‌علامت مشخص نشده است ؛ احتمالاً برداشتن سوند همراه با يك دوره كوتاه از آنتي‌بيوتيكي كه ارگانيسم به آن حساس است ، بهترين روش است و تقريباً هميشه باكتريوري را برطرف مي‌كند . درمان باكتريوري بدون علامت همراه با سوند ممكن است در خانمهاي مسن بيشترين منفعت را داشته باشد. اين افراد در صورت عدم درمان غالباً دچار علايم مي‌شوند. اگر خارج ساختن سوند مقدور نباشد ، درمان آنتي‌بيوتيكي معمولاً ناموفق بوده و در واقع ممكن است منجر به عفونت با سويه‌هاي مقاومتر شود. در اين حالت بايستي تا زماني كه شخص دچار علايم شود يا در معرض خطر بالايي براي پيدايش باكتريمي باشد ، باكتريوري را ناديده گرفت. در اين موارد استفاده از آنتي‌بيوتيك‌هاي سيستميك يا ضد عفوني كننده‌هاي مثانه ممكن است شدت باكتريوري و احتمال باكتريمي را كاهش دهد. بعضي از بيماران مقيم بيمارستانها يا مراكز نگهداري سالمندان بدليل آسيب نخاعي ، بي‌اختياري يا عوامل ديگر نياز به سونداژ طولاني مدت يا نيمه دائمي مثانه دارند. اقدامات پيشگيري كننده در اين افراد به ميزان زيادي ناموفق بوده است و اساساً همه اين بيماران كه به مدت طولاني سوند دارند ، دچار باكتريوري مي‌شوند. به نظر مي‌رسد سونداژ متناوب مثانه توسط پرستار يا بيمار در صورت امكان، ميزان بروز باكتريوري و عوارض مربوط به آن را در چنين بيماراني كاهش مي‌دهد. با پيدايش عفونت علامت‌دار بايد درمان انجام شود ولي درمان باكتريوري بدون علامت اين بيماران هيچ فايده‌ مشخصي ندارد!

Luti
26-12-2007, 11:30
آزمايشات تشخيصي

تعيين تعداد و نوع باكتريها در ادرار روش تشخيصي بسيار مهمي است. معمولاً تعداد زيادي باكتري در ادرار وجود دارد (حداقل 10 5 در ميلي‌ليتر) در بيماران بدون علامت دو نمونه متوالي ادرار بايد قبل از شروع درمان از نظر باكتريولوژي مورد بررسي قرار گيرد و وجود حداقل 10 5 باكتري در هر ميلي‌ليتر از هر دو نمونه بايد ثابت شود. از آنجا كه تعداد زياد باكتري در ادرار مثانه‌اي تا حدي ناشي از تكثير باكتريها در حفره مثانه است ، نمونه‌هاي ادراري كه از حالبها ، لگنچه كليه بدست مي‌آيند ممكن است با تعداد كمتر از 10 5 باكتري در هر ميلي‌ليتر هم نشان دهنده عفونت باشد. به همين صورت وجود باكتريوري به هر شدت در نمونه‌هاي آسپيراسيون سوپراپوبيك يا وجود حداقل 10 2 باكتري در هر ميلي‌ليتر از ادرار بدست آمده از طريق كاتترايزاسيون معمولاً نشان دهنده عفونت هستند. در بعضي از شرايط (درمان آنتي‌بيوتيكي، غلظت بالاي اوره، اسمولاريته بالا ، Ph بالا) ادرار از تكثير باكتري جلوگيري مي كند كه عليرغم وجود عفونت موجب شمارش كلوني باكتريايي نسبتاً پائين مي‌شود. به همين دليل نبايد پيش از جمع‌آوري نمونه از محلولهاي ضدعفوني كننده براي شستن ناحيه پيشابراه استفاده نمود. در صورت افزايش توليد ادرار با مصرف آب و همينطور اگر بيمار به تازگي ادرار كرده باشد، شمارش باكتري در ادرار كاهش مي‌يابد.

روشهاي سريع تشخيص باكتريوري به عنوان جايگزين روشهاي كشت استاندارد ابداع گرديده‌اند. اين روشها باكتري را با استفاده از نورسنجي (1) درخشندگي زيستي (2) يا تكنيكهاي ديگر مشخص نموده و پاسخ آنها به سرعت و معمولاً ظرف 1 تا 2 ساعت به دست مي‌آيد. اين روشها در مقايسه با كشت ادرار معمولاً از 90 تا 95% حساسيت و يك ارزش اخباري منفي در حد بيش از 99 درصد با تعريف 10 5 واحد تشكيل دهنده كلوني در هر ميلي‌ليتر برخوردار هستند. البته حساسيت اين تستها وقتي كه 10 2 تا 10 4 واحد تشكيل دهندة كلوني در هر ميلي‌ليتر بعنوان معيار مقايسه مد نظر قرار ‌گيرد ، به 60 تا 80 درصد كاهش مي‌يابد. بررسي ميكروسكوپي ادرار در بيماران علامت دار ممكن است ارزش تشخيصي زيادي داشته باشد. وجود باكتريوري ميكروسكوپي كه به بهترين وجه با رنگ‌آميزي گرم ادرار سانتريفوژ نشده بررسي مي‌شود ، در بيش از 90 درصد بيماراني كه عفونت آنها با شمارش كلوني حداقل 10 5 در هر ميلي‌ليتر همراه است، مشاهده مي‌شود و اين يافته بسيار اختصاصي است با اين حال بطور معمول در عفونت‌هاي با شمارش كلوني كمتر 10 4 -10 2 باكتريها را نمي‌توان با ميكروسكوپ تشخيص داد. مشاهده باكتري و بررسي ميكروسكوپي ادرار گواهي محكم بر وجود عفونت است اما فقدان باكتريهاي قابل بررسي ميكروسكوپي تشخيصي را رد نمي‌كند. پيوري در صورت جستجوي دقيق با استفاده از بررسي ميكروسكوپي با شمارش محفظــــــه‌اي (1) شاخص بسيار حساسي براي Uti در بيماران بدون علامت است. پيوري تقريباً در تمام Uti هاي باكتريايي حاد وجود دارد و فقدان آن تشخيص را زير سؤال مي‌برد. در روش نوار كـاغذي (2) استرازلوكوسيتي در تشخيص پيوري نسبت به بررسي ميكروسكوپي از حساسيت كمتري برخوردار است ولي هنگامي كه امكان بررسي ميكروسكوپي وجود ندارد ، يك روش جايگزيني مفيد است. پيوري در غياب باكتريوري (پيوري استريل) ممكن است نشانه عفونت با عوامل باكتريايي نامعمول نظير كلاميديا تراكوماتيس، اوره آپلاسما اورواليتيكوم E و مايكوباكتريوم تربركلوزيس (3) يا قارچها باشد. همچنين پيوري استريل ممكن است در بيماري اورولوژيك غير عفوني نظير سنگ، اختلال آناتوميك، نفرولوكوسيتوز ، ريفلاكس مثانه‌اي حالبي، نفريت بينابيني يا بيماري پلي‌كيستيك يافت شود. اگر چه بسياري از مراجع انجام كشت ادرار و تست حساسيت ضد ميكروبي را براي هر بيمار مشكوك به عفونت ادراري توصيه نموده‌اند ولي در خانمهايي كه علايم مشخصه سيستيت حاد بدون عارضه دارند ، بدون انجام كشت ادرار اوليه عملي‌تر و باصرفه‌تر است. به طور كلي دو روش براي درمان فرضي بكار رفته است و روش اول درمان فقط بر اساس شرح حال تيپيك و يا يافته‌هاي شاخصي در معاينه فيزيكي شروع مي‌گردد. در روش ديگر، خانمهايي كه علايم و نشانه‌هاي سيستيت حاد دارند و فاقد عارضه مي‌باشند ، با توجه به بررسي ميكروسكوپي ادرار (يا با تست استراز لوكوسيتي) درمان مي‌شوند. مثبت بودن آزمايش از نظر پيوري و يا باكتريوري دليل كافي براي عفونت است. و نشان مي‌دهد كه مي‌توان بدون انجام كشت ادرار و تستهاي حساسيت ضد ميكروبي بيمار را به طور تجربي درمان نمود. با اين حال زماني كه علايم يك خانم و يافته‌هاي آزمايش ادرار وي تشخيص سيستيت را زير سؤال ببرند ، كشت ادرار لازم است. همچنين در برخورد با تمام بيماراني كه مشكوك به عفونت‌هاي مجاري ادراري فوقاني هستند و يا داراي عوامل مولد عارضه هستند، انجام كشت و تعيين حساسيت قبل از درمان اهميت دارد زيرا در اين حالات هر عامل بيماريزايي ممكن است دخيل باشد و بهتر است كه درمان آنتي‌بيوتيكي ضد ارگانيسم بطور جداگانه تجويز شود.

درمان

در درمان عفونت‌هاي ادراري بايد اصول زير را رعايت نمود.

• جز در سيستيت حاد بدون عارضه در زنان در اكثريت شرايط بايد قبل از شروع درمان يك كشت كمي ادرار، رنگ آميزي گرم يا تست تشخيصي سريع انجام داد تا عفونت اثبات شود يا آماده شدن نتايج كشت بايد براي تعيين مسير درمان تست حساسيت ضد ميكروبي صورت گيرد.

• بايد عوامل زمينه‌ساز عفونت مثل انسداد و سنگ را شناسايي و در صورت امكان اصلاح نمود.

• برطرف شدن علائم باليني هميشه به معناي بهبود باكتريولوژيك نيست.

• پس از تكميل دو دوره درماني بايد نتيجه آنرا به دو گروه منجر به شكست (علائم و يا باكتريوري با درمان برطرف نگرديده و يا انجام كشت بلافاصله پس از درمان مثبت باشد) و منجر به بهبودي (برطرف شدن علائم و از بين رفتن باكتريوري) تقسيم‌‌بندي نمود. عود عفونت را بايد به دو گروه با همان سويه و با سويه‌اي متفاوت و نيز به صورت عود زودرس (طي 2 هفته بعد از پايان درمان علايم شروع شود) يا عود ويروس تقسيم‌بندي نمود.

• بطور كلي عفونت‌هاي بدون عارضه محدود به مجاري تحتاني به دوره‌هاي درماني كوتاه مدت پاسخ مي‌دهند ولي عفونت‌هاي مجاري ادراري فوقاني به درمان طولاني‌تر نياز دارند. بعد از درمان ممكن است در اثر برطرف نشدن كانون عفونت در دستگاه ادراري فوقاني عود زودرس با همان سويه ايجاد شود ولي اغلب (بخصوص پس از درمان كوتاه مدت سيستيت) بجاي آن كه از عفونت مجدد مثانه باشد ، به تداوم كلوانيزاسيون واژن مربوط مي‌باشد. عودهايي كه بيش از 2 هفته پس از پايان درمان ايجاد شوند تقريباً هميشه نشان دهنده عفونت با سويه‌هاي متفاوت يا با سويه‌هاي عفونت‌زاي قبلي بوده است كه در فلورواژن و ركتوم باقي مانده‌اند.

• با وجود مقاومت فزآينده عفونت‌هاي اكتسابي از جامعه بويژه عفونت‌هاي اوليه معمولاً در اثر سويه‌هاي حساس به آنتي‌بيوتيك ايجاد مي‌شود.

• در بيماراني كه عفونت مكرر وسايل داخل مجرايي يا

سابقة جديد بستري شدن دارند ، بايستي به وجود سويه‌هاي مقاوم به آنتي‌بيوتيك شك نمود.

انديكاسيونهاي بستري

عدم توانايي در دريافت خوراكي يا هيدراتاسيون، عدم كامپليانس و عدم اعتماد در ارتباط با ادامه درمان عدم اعتماد در تشخيص، بيماري شديد با تب بالا، درد و ناتواني شديد.

محل آناتوميك Uti به ميزان زيادي بر موفقيت يا شكست رژيم درماني مؤثر است. معمولاً مي‌توان باكتريوري مثانه‌اي (سيستيت) را تقريباً با دو آنتي‌بيوتيكي كه سويه عامل عفونت به آن حساس باشد ، درمان نمود. در گذشته نشان داده شده است كه حتي يك دوز 500 ميلي‌گرم كانامايسين (1) عضلاني باكتريوري مثانه‌اي را در اكثر موارد برطرف مي‌كند ؛ ولـــــــي در عفونت‌هاي مجاري فوقاني درمان تك‌دوزي در بيشتر موارد با شكست مواجه مي‌شود و حتي رژيم هفت روزه نيز در بسياري از موارد ناموفق است. در برخي از موارد ممكن است براي ريشه‌كن كردن يك كانون دايمي عفونت دوزهاي طولاني‌تري از درمان (2 تا 6هفته) لازم باشد.

Luti
26-12-2007, 11:31
در سيستيت حاد بدون عارضه بيش از 90 تا 95% از عفونت‌ها توسط دو گونه اشرشياكولي و استافيلوكوك ساپروفيتيكوس ايجاد مي‌شوند. اگر چه الگوي مقاومت بر اساس منطقة جغرافيايي متفاوت است و در بسياري از نواحي مقاومت افزايش يافته است ، اكثر سويه‌ها به بسياري از آنتي‌بيوتيك‌ها حساسند. بسياري درمان تك‌دوزي را براي سيستيت حاد پيشنهاد نموده‌اند. مزاياي درمان تك دوزي عبارتند از: هزينه كمتر پذيرش مطمئن‌تر، عوارض جانبي كمتر و احتمالاً فشار كمتر براي انتخاب ترجيحي سويه‌هاي مقاوم ارگانيسم‌هاي ساكن در فلور روده، واژن و پرينه. البته پس از درمان تك‌دوزي نسبت به درمان سه روزه ميزان عود اندكي بيشتر است و درمان تك‌دوزي نمي‌تواند به اندازه رژيمهاي درماني دراز مدت كلوانيزاسيون واژن يا اشرشياكولي را برطرف سازد. به نظر مي‌رسد كه درمان سه روزه با TMP,TMP-SMZ ، نورفلوكسا سين (1) ، سيپروفلوكساسين (2) ، اوفلوكساسين (3) در حالي كه نظير درمان تك دوزي عوارض جانبي اندكي دارد ، تأثير درمان را افزايش مي‌دهد. بنابراين در حال حاضر رژيمهاي سه روزه براي سيستيت حاد ترجيح داده مي‌شود. هيچ يكي از دو درمان تك‌دوزي و سه روزه را نبايد براي خانمهايي كه علائم و نشانه‌هاي پيلونفريت ، اختلالات اورولوژيك يا سنگ ادراري يا سابقة عفونت قبلي در اثر ارگانيسم‌هاي مقاوم به آنتي‌بيوتيك دارند ، استفاده نمود. آقاياني كه عفونت ادراري دارند ، اغلب دچار اختلالات اورولوژيك يا درگيري پروستات هستند و لذا كانديد درمان 3 روزه يا تك‌دوزي نيستند. براي درمان تجربي اين افراد عموماً بايستي 7 تا 14 روز درمان شوند. انتخاب درمان براي خانمهاي مبتلا به اورتريت حاد به عوامل اتيولوژيك مسئول بيماري بستگي دارد. در عفونت‌هاي كلاميديايي بايد از(آزيترومايسين يك گرم در دوز واحد خوراكي) يا داكسي‌سيكلين (4) 100 ميلي‌گرم خوراكي دو بار در روز تا 7 روز) استفاده نمود. زناني كه سوزش و تكرر ادرار حاد دارند ، كشت ادرار آنها منفي است و پيوري ندارند ؛ معمولاً به داروهاي ضد ميكروبي پاسخ نمي‌دهند. در خانمها پيلونفريت حاد بدون عارضه و بدون شواهد باليني سنگ يا بيماري ارولوژيك در بيشتر موارد ناشي از اشرشياكولي است. اگر چه بهترين روش و طول مدت درمان تعيين نشده است ؛ معمولاً يك دوره 14- 7 روزه درمان با يك فلوروكينولون (5) يك آمينوگليكوزيد (6) يا يك سفالوسپورين (7) نسل سوم كافي است. نبايد از آمپي‌سيلين يا TMP-SMZ بعنوان درمان اوليه استفاده نمود. زيرا در حال حاضر بيش از 25% سويه‌هاي اشرشياكولي كه موجب پيلونفريت مي‌شوند ، در محيط آزمايشگاه به اين داروها مقاوم هستند. براي اكثر بيماران بايستي حداقل در چند روز اول درمان آنتي‌بيوتيك داخل وريدي تجويز نمود ؛ ولي مي‌توان بيماراني را كه علائم خفيفي دارند ، با 14-7 روز آنتي‌بيوتيك خوراكي (معمولاً سپيروفلوكساسين يا اوفلوكساسين) يا بدون يك دوز واحد داخل وريدي اوليه درمان نمود. بيماراني كه طي 72 ساعت به درمان پاسخ نداده يا دچار عود شوند ، بايستي از نظر كانونهاي شناخته نشده چركي ، سنگ يا بيماري اورولوژيك بررسي شوند. در صورت منفي بودن نتايج بررسي‌ها بايد بيمار را مجدداً 2 تا 7 هفته درمان كرد تا كانون عفوني احتمالي در دستگاه ادراري فوقاني كه باعث باكتريوري مكرر مي‌گردد ، ريشه‌كن شود. بيماران سرپايي در 2 تا 3 روز شروع درمان جهت اطمينان از پاسخ مناسب درماني بايد ويزيت شوند.

UTI complicated يا UTI پيچيده (عفونت‌هايي كه در زمينه سوندگذاري ، دستكاري دستگاه ادراري، ناهنجاريهاي ارولوژيك كاركردي يا آناتوميك، سنگ ، انسداد، تضعيف ايمني ، بيماري كليوي و ديابت ايجاد مي‌شوند) بطور تيپيك در اثر باكتريهاي بيمارستاني شامل اشرشياكولي ، كلبسيلا، پروتئوس ، سراتيا ) 1 ( پسودو موناس ) 2 ( و آنتروكوكها و استافيلوكوكها ايجاد مي‌شوند. بسياري از اين سويه‌هاي مولد عفونت ، به آنتي‌بيوتيك مقاوم هستند. درمان آنتي‌بيوتيكي تجربي ايده‌آل عبارتند از درماني كه تمام اين عوامل بيماريزا را به طور وسيعي پوشش دهد. در بيماراني كه علايم خفيفي دارند ، مي‌توان تا آماده شدن نتايج كشت و حساسيت آنتي‌بيوتيكي درمان خوراكي را با يكي از فلوروكينولونها مثل سيپروفلوكساسين يا اوفلوكساسين شروع نمود. افرادي كه بيماري شديد‌تري دارند ، از جمله پيلونفريت حاد و شك به سپسيس ادراري بايد بستري شوند و درمان تزريقي دريافت كنند. رژيمهاي تجربي رايج عبارتند از از ايمي پنم ) 3 ( به تنهايي. يك پني‌سيلين يا سفالوسپورين با يك آمينوگليكوزيد و ( در مواردي كه وجود آنتروكوكها مفيد است) سفتـرياكسـون ) 4 ( يا سفتازيديم ) 5 ( .

با دسترسي به اطلاعات مربوط به حساسيت ضد ميكروبي سويه مولد عفونت مي‌توان رژيم ضد ميكروبي اختصاصي‌تري را انتخاب نمود. عموماً بايستي درمان را 10 تا 21 روز ادامه داد كه مدت تعيين آن بستگي به شدت عفونت و حساسيت سويه مولد عفونت دارد. 2 تا 4 هفته پس از پايان درمان بايد كشتهايي براي پيگيري انجام شود تا بهبودي بيمار مشخص شود.

در دوران بارداري مي‌توان سيستيت حاد را با يك دوره 7 روزه آموكسي‌سيلين ) 6 ( نيتروفورانتوئين ) 7 ( يا يك سفالوسپورين درمان نمود. تمام خانمهاي باردار را بايد طي 3 ماه اول حاملگي از نظر باكتريوري بررسي نموده و در صورت مثبت بودن با يكي از رژيمهاي ذكر شده درمان نمود. بعد از درمان بايد براي اطمينان از بهبود يك كشت انجام داده بعد از آن هر ماه تا زمان زايمان كشت را تكرار نمود. پيلونفريت حاد در حاملگي نياز به بستري شدن و درمان با آنتي‌بيوتيك تزريقي با يك سفالوسپورين يا پني‌سيلين با طيف اثر گسترده دارد. در خانمهايي كه در طي حاملگي دچار عفونت مكرر مي‌شوند ، بايد پروفيلاكسي مداوم با دوز پايين نيتروفورانتوئين تجويز شود.

باكتريوري بدون علامت به ويژه در بيماران مسن شايع است ولي پيش آگهي آن در بيشتر موارد بعد از حاملگي بد نيست ؛ بنابراين درمان ضد ميكروبي غير ضروري است و در واقع ممكن است در بعضي از بيماران مبتلا به باكتريوري بدون علامت موجب توليد سويه‌هاي مقاوم گردد. بيماران پرخطر با نوتروپني، پيوند كليه، انسداد يا حالات عارضه‌دار ديگر ممكن است نيازمند درمان باكتريوري بدون علامت باشند. در ابتدا بايستي يك داروي خوراكي را كه ارگانيسم به آن حساس است ، به مدت 7 روز تجويز نمود. در صورت تداوم باكتريوري بيشتر بيماران را مي‌توان بدون درمان بيشتر تحت نظر گرفت. بيماران پرخطر با نوتروپني ) 1 ( ، پيوند كليه با ديگر شرايط عارضه ساز ممكن است نيازمند به درمان طولاني‌تري باشند ؛ درمان طولانـي‌تر (6-4 هفته) نيز ممكن است در افراد پرخطر دچار باكتريوري دايمي بدون علامت لازم باشد.

ارزيابي اورولوژيك
تعداد بسيار اندكي از زناني كه مكرراً دچار UTI مي‌شوند ، در سيستوسكوپي يا IVP ضايعات قابل اصلاح دارند بنابراين در چنين مواردي نبايد اقدامات فوق را بطور معمول انجام داد. ارزيابي اورولوژيك بايد در مواردي انتخابي انجام شود كه عبارتند از زماني كه دچار عود عفونت مي‌شوند. سابقة عفونت در دوران كودكي ابتدا به سنگ يا هماچوري بدون درد يا پيلونفريت مكرر بيشتر آقايان مبتلا به UTI را بايد مبتلا به عفونت پيــــچيده يا ( complicated ) در نظر گرفت. بنابراين بررسي اورولوژيك آنها لازم است. موارد استثنايي قاعدة مذكور عبارتند از مردان جواني كه همراه با فعاليت جنسي، سيستيت دارند. افرادي كه ختنه نشده‌اند و افرادي كه مبتلا به ايدز باشند ، مردان يا زناني كه با عفونت حاد و علائم و نشانه‌هاي انسداد يا سنگ مراجعه مي‌كنند ، بايد تحت بررسي اورلوژيك قرار گيرند كه عموماً با سونوگرافي انجام مي‌شود.

پيش‌آگهي

در بيماراني كه سيستيت يا پيلونفريت بدون عارضه دارند ، معمولاً درمان موجب بهبود كامل علائم مي‌شود. در عفونت‌هاي مجاري ادرار تحتاني در خانمها عموماً ناشي از ايجاد ناراحتي و مشكلات در بيمار ، از دست رفتن زمان كاري و هزينه زياد در مراقبتهاي پزشكي است. همچنين سيستيت مي‌تواند منجر به عفونت مجاري ادراري فوقاني يا باكتريمي شود. (بويژه در حين دستكاري دستگاه ادراري) ولي شواهد چنداني در دست نيست كه نشان دهنده اختلال كاركرد كليه بدنبال اين پديده باشد. در مواردي كه حملات تقريباً هميشه مكرر سيستيت رخ مي‌دهد ، اين حملات تقريباً هميشه عفونت مجدد بوده و عود نيستند. پيلونفريت حاد بدون عارضه در بالغين بندرت به سمت اختلال كاركرد كليه و نارسايي مزمن كليه پيشرفت مي‌كند. عفونت‌هاي مكرر دستگاه فوقاني اغلب نشان دهنده عود است تا عفونت مجدد و بايد تلاش جدي در جهت جستجوي سنگهاي كليوي يا ناهنجاري اورولوژيك زمينه‌اي انجام شود. در غياب موارد فوق ممكن است براي ريشه‌كن ساختن كانون پابرجاي عفونت نياز به 6 هفته درمان دارويي باشد.

UTI هاي علامت‌دار مكرر در كودكان و در بالغيني كه اوروپاتي انسدادي ، مثانه نوروژنيك ، بيماري ساختماني كليه يا ديابت دارند، با شيوع غير معمولي به سمت نارسايي مزمن كليه پيشرفت مي‌كنند. باكتريوري بدون علامت در اين گروهها و همينطور در بالغين بدون بيماري اورولوژيك يا انسداد ،فرد را مستعد بروز حملات بيشتري از عفونت علامت دار مي كند ولي در بيشتر موارد منجر به اختلال كاركرد كليه نمي‌شود.

پيشگيري

تجويز طولاني مدت دوز پايين از آنتي‌بيوتيك‌ها براي جلوگيري از عود ممكن است براي زناني كه به طور مكرر دچار UTI علامت‌دار (بطور متوسط حداقل 3 بار در سال) مي‌شوند ، كمك كند. چنين زناني بايد به برخورداري از استفاده از اسپرم ‌كش و ادرار كردن بلافاصله پس از مقاربت توصيه شوند. بخصوص تجويز روزانه يا دوبار در هفته يك دوز از TMP-SMZ (800-400ميلي‌گرم)، تري‌متوپريم تنها (100ميلي‌گرم) يا نيتروفورانتوئين (50 ميلي‌گرم) مؤثر بوده است. نوروفلوكساسين و فلوروكينولونها ديگر نيز براي پيشگيري مورد استفاده بوده‌اند. درمان پيشگيري كننده را بايد فقط زماني آغاز نمود كه با تجويز دوز كامل دارو ، باكتريوري ريشه‌كن شده باشد. در خانمهايي كه حملات علامت‌دار آنها با مقاربت جنسي رابطه زماني دارد ، مي‌‌توان بعد از هر مقاربت جنسي همين رژيمهاي پيشگيري كننده را تجويز نمود تا از ايجاد عفونت جلوگيري شود. ساير بيماراني كه به نظر مي‌رسد از درمان پيشگيري كننده تا حدي سود مي‌برند ، عبارتند از مرداني كه پروستاتيت مزمن دارند. بيماراني كه تحت عمل جراحي پروستاتكتومي قرار مي‌گيرند ، هم هنگام جراحي و هم در دورة بعد از جراحي و خانمهاي حامله با باكتريوري بدون علامت. تمام خانمهاي باردار را بايستي طي سه ماه اول حاملگي از نظر باكتريوري بررسي و در صورت وجود باكتريوري آنرا درمان نمود.

جدول رژيمهاي درماني در عفونت‌هاي باكتريايي دستگاه ادراري

• 1. درمانهاي ذكر شده در جدول آنهايي هستندكه پيش از شناسايي عامل ايجاد كننده تجويز مي‌شوند. رنگ‌آميزي گرم مي‌تواند در انتخاب درمان تجربي كمك كننده باشد. چنين درمانهايي را مي‌توان به محض شناسايي عامل ايجاد كننده تغيير داد. فلوروكينولون نبايد در بارداري استفـاده شـود. TMP-SNZ اگر چه براي استفاده در بارداري تأئيد نشده است، به طور گسترده‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بايد به علت سميت احتمالي آن به تكامل عصب هشتم در جنين با احتياط مصرف شود.

• 2. رژيمهاي چند روزه خوراكي براي سيستيت عبارتند از TMP-SMZ بر ميزان 160 الي 800 ميلي‌گرم هر 12 ساعت TMP به ميزان 100 ميلي‌گرم هر 12 ساعت، نوروفلوكساسين به ميزان 400 ميلي‌گرم هر 12 ساعت. سيپروفلوكساسين به ميزان 250 ميلي‌گرم در هر12 ساعت ، اوفلوكساسين به ميزان 200 ميلي‌گرم هر 12 ساعت، لومنلوكساسين به ميزان 400 ميلي‌گرم در روز، اندكساسين به ميزان 400 ميلي‌گرم هر 12 ساعت، نيتروفورانتوئين ماكروكريستالي به ميزان100 ميلي‌گرم چهار با در روز، آموكسي‌سيلين به ميزان 250 ميلي‌گرم هر 8 ساعت ، سنيودوكسيم پروكستيل به ميزان 100 ميلي‌گرم هر 12 ساعت.

• 3. رژيمهاي خوراكي براي پيلونفريت و UTI عارضه‌دار عبارتند از TMP-SMZ به ميزان 160 تا 800 ميلي‌گرم هر 12 ساعت ، سيپروفلوكساسين به ميزان 500 ميلي‌گرم هر 12 ساعت ، اوفلوكساسين به ميزان 200 تا 300 ميلي‌گرم هر 12 ساعت ، لومنلوكساسين به ميزان 400 ميلي‌گرم در روز، انوكساسين به ميزان 400 ميلي‌گرم هر 12 ساعت. آموكسي‌سيلين به ميزان 500 ميلي‌گرم هر 8 ساعت سنيودوكسيم پروكستيل به ميزان 200 ميلي‌گرم هر 12 ساعت.

• 4. رژيمهاي داخل وريدي عبارتند از سيپروفلوكساسين به ميزان 400-200 هر 12 ساعت، اوفلوكساسين به ميزان 400-200 ميلي‌گرم




«جدول رژيمهاي درماني در عفونت‌هاي باكتريايي دستگاه ادراري»

هر 12 ساعت، جنتامايسين (1) به ميزان يك ميلي‌گرم بر اساس هر كيلوگرم وزن بدن هر 8 ساعت، سفترياكسون به ميزان 2-1 در روز با آمپي‌سيلين به ميزان 1 گرم هر 6 ساعت، ايمي‌پنم سيلاستاتين (2) به ميزان 500-250 ميلي‌گرم هر 8-6 ساعت، تيكارسيلين ركلاوولانات به ميزان 2/3 گرم هر 8 ساعت، آزترونام به ميزان 1 گرم هر 12-8 ساعت.

پروستاتيت

واژه پروستاتيت براي حالات التهابي گوناگوني كه پروستات را درگير مي كند ، بكار رفته است اين حالات عبارتند از عفونت‌هاي حاد و مزمن با باكتريهاي اختصاصي و شايعتر از آن مواردي كه علايم و نشانه‌هاي التهاب پروستات وجود دارد ولي ارگانيسم خاصي را نمي‌توان يافت. معمولاً مي‌توان بيماران مبتلا به پروستاتيت حاد باكتريايي را بر اساس علايم و نشانه‌هاي تيپيك پيوري و باكتريوري تشخيص داد. براي آن كه بيمار مشكوك به پروستاتيت مزمن را به طور صحيح طبقه‌بندي كنيم ، بايد نمونه اول ادرار ترشحات حاصل از ماساژ پروستات و نمونه ادرار پس از ماساژ پروستات را از نظر كمي كشت داد و از نظر تعداد لوكوسيتها بررسي نمود. بيمار را مي‌توان بر اساس نتايج اين مطالعات در يكي از سه گروه مبتلا به پروستاتيت باكتريايي مزمن ، پروستاتيت غير باكتريايي مزمن يا پروستاتوديني (3) طبقه بندي نمود. بيماران مشكوك به پروستاتيت مزمن معمولاً دچار درد پايين كمر پرينه يا بيضه ، سوزش خفيف ادرار و علائم انسداد دستگاه ادراري تحتاتي هستند. پيوري ميكروسكوپي مي‌تواند تنها تظاهر عيني بيماري پروستات باشد.

پروستاتيت باكتريايي حاد

اين بيماري زماني كه خودبخود ايجاد شود ، عموماً مردان جوان را گرفتار مي كند. البته ممكن است اين عارضه با سوند ثابت مجرا نيز همراه باشد. اين بيماري با تب و لرز ، سوزش ادرار و پروستاتي سفت يا خميري و بسيار حساس مشخص مي‌شود. ماساژ پروستات معمولاً ترشحات چركي ايجاد مي كند كه در كشت آنها تعداد بالايي باكتري ديده مي‌شود ؛ ولي دستكاري غده ملتهب مي‌تواند منجر به باكتريمي شود. بهمين دليل چون معمولاً مي‌توان با رنگ‌آميزي گرم و كشت‌ ادرار عوامل اتيولوژيك را تشخيص داد ، لذا بايد از ماساژ شديد پروستات اجتناب نمود. عفونت‌هايي كه با سوند همراه نباشند ، عموماً ناشي از پاتوژنهاي گرم منفي شايع دستگاه ادراري (اشرشياكولي يا كلبسيلا) هستند. در ابتدا اگر باسيلهاي گرم منفي در ادرار مشاهده شوند ، مي‌توان يكي از داروهاي تري‌متوپريم ، سولفامتوكسازول ، يك سفالوسپورين ، يا يك آمينوگليكوزيد را به طور داخل سياهرگي تجويز نمود و اگر كوكسي‌هاي گرم مثبت وجود داشته باشند ، مي‌توان يكي از سفالوسپورينها يا نافيسيلين را به بيمار داد. بسياري از اين داروها به راحتي به غده پروستات غير ملتهب انتشار نمي‌يابند ولي در پروستاتيت حاد باكتريايي معمولاً پاسخ به آنتي‌بيوتيك‌ها فوري است كه احتمالاً در اثر نفوذ آسانتر دارو به غده پروستات ملتهب است. در موارد همراه با سوند طيف عوامل مسبب وسيعتر است و شامل باسيلهاي گرم منفي بيمارستاني وانتروكوكها مي‌شود. رنگ‌آميزي گرم ادرار مي‌تواند بخصوص در اين موارد مفيد باشد. تا زماني كه ارگانيسم جدا و حساسيتهاي آن تعيين شود ، بايستي از ايمي‌پنم، يكي از آمينوگليكوزيدها، يك فلوروكينولون يا يك سفالوسپورين نسل سوم براي درمان اوليه استفاده نمود. پيش آگهي در درازمدت خوب است. اگر چه در بعضي از موارد ممكن است عفونت حاد منجر به تشكيل آبسه اپيديديمواوركيت (1) ، سمينال وزيكوليت (2) ، سپتي‌سمي (3) و باقي ماندن پروستاتيت باكتريايي بصورت مزمن شود. از زمان پيدايش آنتي‌بيوتيك‌ها، شيوع پروستاتيت حاد باكتريايي به طور چشمگيري كاهش يافته است. احتمالاً در بسياري از موارد عفونت‌هايي كه به عنوان پروستاتيت باكتريايي حاد تشخيص داده شده‌اند ، اورتريت خلفي بوده‌اند.

پروستاتيت باكتريايي مزمن

اين حالت امروزه شايع نيست ولي در مرداني كه سابقه باكتريوري مكرر دارند ، بايد آن را در نظر داشت و معمولا‏ً علايم وجود نداشته و پروستات در لمس طبيعي است ؛ در بعضي از بيماران علايم انسدادي يا درد پرينه ايجاد مي‌شود. عفونت بطور متناوب به مثانه سرايت نموده و ايجاد تكرر و فوريت ادراري وسوزش ادرار مي‌كند. اين عارضه بطور كلاسيك زماني تشخيص داده مي‌شود كه تعداد باكتريهاي اشرشياكولي ، كلبسيلا ، پرتئوس يا ساير باكتريهاي بيماريزاي ادراري در كشت ترشحات پروستات يا نمونه ادرار ، بعد از ماساژ پروستات از تعداد آنها در كشت نمونه‌هاي اول و يا وسط ادرار بيشتر باشد. آنتي‌بيوتيك‌ها علائم همراه با تشديد حاد اين عارضه را سريعاً برطرف مي‌سازند ولي در ريشه‌كن ساختن كانون عفونت مزمن در پروستات موفقيت كمتري داشته‌اند. مؤثر نبودن نسبي داروهاي ضدميكروبي در بهبود طولاني مدت تا حدي ناشي از نفوذ ضعيف اكثر اين داروها به پروستات است. PH پائين پروستات از عبور اكثر اين داروها جلوگيري مي‌كند. فلوروكينولونها ، شامل سيپروفلوكساسين‌ و اوفلوكساسين نسبت به ساير آنتي‌بيوتيك‌ها موفقيت بيشتري داشته‌اند ولي بايد حداقل 12 هفته مصرف گردند تا موثر واقع شوند. بيماراني را كه به طور مكرر دچار حملات سيسيت حاد مي‌شوند و تلاش در جهت درمان قطعي آنها با شكست مواجه شده است ، مي‌توان با دور‌ه‌هاي طولاني مدت داروهاي ضدميكروبي معمولاً يك سولفاناميد ، TMP ، يا نيتروفورانتوئين درمان نمود. در اين افراد بايد علائم را برطرف نمود و ادرار درون مثانه را استريل نگاه داشت. پروستاتكتومي كامل پروستاتيت مزمن را به طور واضح بهبود مي‌بخشد ولي با عوارض قابل ملاحظه‌اي همراه است . پروستاتكتومي از راه مجرا كم خطرتر است ولي فقط يك سوم بيماران را بهبود مي‌بخشد.

پروستاتيت غير باكتريايي

بيماراني كه با علائم و نشانه‌هاي پروستاتيت افزايش گويچه‌هاي سفيد و ترشحات پروستات و ادرار بعد از ماساژ پروستات، عدم رشد باكتري در كشتها و عدم وجود سابقه حملات مكرر پروستاتيت باكتريايي مراجعه مي‌كنند ، به عنوان مبتلايان به پروستاتيت غير باكتريايي طبقه‌بندي مي‌شوند. هر گاه تعداد گويچه‌هاي سفيد در ترشحات حاصل از ماساژ پروستات و ادرار بعد از ماساژ حداقل ده برابر نمونه اول و وسط ادرار باشد يا زماني كه در ترشحات ماساژ پروستات حداقل 1000 گويچه سفيد هر ميكروليتر داشته باشد ، مي‌توان وجود التهاب پروستات را در نظر گرفت. عامل عفوني احتمالي اين بيماري هنوز شناخته نشده است. شواهدي از نقش اتيولوژيك اوره‌آپلاسما اوروليتيكوم وكلاميدياتراكوماتيس ارائه گرديده‌اند ، ولي قطعي نيستند. بدليل آنكه اكثر موارد پروستاتيت غير باكتريايي در مردان جوان و فعال از نظر جنسي رخ مي‌دهند و بسياري از موارد به دنبال يك حمله اورتريت غير اختصاصي ايجاد مي‌شوند لذا عامل مسبب مي‌تواند مقاربتي هم باشد. تأثير داروهاي ضد ميكروبي در اين وضعيت هنوز مشخص نيست. برخي از بيماران از يك دوره 4 تا 6 هفته‌اي درمان با اريترومايسين سولفامتوكسازول يا يكي از فلوركينولونها سود مي‌برند. ولي مطالعات باليني كنترل شده در اين موارد وجود ندارد.

پروستاتوديني
بيماراني كه دچار علائم ونشانه‌هاي پروستاتيت هستند ولي هيچ دليلي به نفع التهاب پروستات ندارند (تعداد لوكوسيتها طبيعي) و كشت ادرار آنها منفي باشد به عنوان مبتلايان به پروستاتودينيا طبقه‌بندي مي‌شوند. اين بيماران عليرغم وجود علايم به احتمال بسيار قوي عفونت پروستات ندارند و بايستي داروهاي ضدميكروبي به آنها داده شود.

منبع : bmsu.ac.ir

Lee yong ae
31-12-2007, 15:26
Human Immunodeficiency Virus اچ آی وی

وی ويروسی است که به بيماری مرگبار ايدز منجر می شود. اين ويروس با حملات بی امان خود سيستم دفاعی بدن را چنان تضعيف می کند که حتی کوچکترين عفونت ها جان بيمار را به خطر می اندازند.

تاکنون دست کم 28 ميليون نفر در سراسر جهان در اثر ابتلا به ايدز در گذشته اند.

در حالی که 20 سالی است از شناسايی اچ آی وی می گذرد، هنوز هيچ واکسنی برای اچ آی وی و معالجه ای برای ايدز کشف نشده است. با اين حال نسل تازه داروها، طول عمر افراد آلوده به اچ آی وی را به طور چشمگيری افزايش می دهد.

برای آگاهی از چگونگی حمله ويروس اچ آی وی و نحوه مبارزه داروها با آن راهنمای سمت راست را کليلک کنيد. ويروس اچ آی وی



اچ آی وی (Human Immunodeficiency Virus) به سيستم دفاعی، يعنی دقيقا همان سيستمی که معمولا در مقابل عفونت ها از بدن دفاع می کند، هجوم می برد.

اين ويروس به يک نوع خاص از گلبولهای سفيد خون به نام "سی دی 4 +" حمله می کند. اچ آی وی اين سلول را ربوده، ژن های خود را وارد دی ان ای آن می کند، و از آن برای توليد ذرات ويروسی بيشتری استفاده می کند. اين ذرات سپس ساير سلول های سالم سی دی 4 + را آلوده می کنند.

آن دسته از سلول های سی دی 4 + که ميزبان ويروس اچ آی وی هستند در نهايت از بين می روند. نحوه نابودی اين سلول ها هنوز برای دانشمندان مجهول است.

با کاهش شمار سلول های سی دی 4 + توانايی بدن برای مبارزه با بيماری ها افت می کند و به تدريج به سطحی خطرناک می رسد. از اين مرحله به بعد بيمار به ايدز (Acquired Immune Deficiency Syndrome) مبتلا شده است.

اچ آی وی نوع خاصی از ويروسی به نام "رتروويروس" (retrovirus) است. هرچند اين رتروويرسها نسبت به ويروس های معمولی ارگانيسم ساده تری دارند، اما از ميان بردن آنها دشوارتر است.

ژن های رتروويروسها در داخل دی ان ای سلول ها لانه می کنند. به اين ترتيب هر سلول جديدی که از سلول ميزبان تکثير شود حاوی ژن های اين ويروس خواهد بود.

رتروويروس ها همچنين ژن های خود را با ضريب خطای بالا در سلول ميزبان کپی می کنند. توام شدن اين خصيصه با سرعت بالای تکثير اچ آی وی ، باعث می شود اين ويروس با همان سرعتی که منتشر می شود، تعيير شکل نيز بدهد.

علاوه بر اين، "پوششی" که ذرات ويروس اچ آی وی در آن محفوظ است، جنسی مشابه سلول های بدن دارد که باعث می شود سيستم دفاعی بدن نتواند ذرات ويروس را از سلول های سالم به راحتی تشخيص دهد.

شرح تصوير

اچ آی وی چگونه تکثير می شود:

1- ويروس خود را می چسباند: خوشه های پروتئينی در سطح بيرونی ذرات ويروس، به دريافت کننده های پروتئينی "سی دی 4 +" سلول مقصد "ملحق" می شوند.

2- ژن ها کپی می شوند: ويروس اچ آی وی نمونه ای از اطلاعات ژنتيکی خود را کپی می کند.

3- تکثير: ويروس اين کپی از ژن ها را وارد دی ان ای سلول ميزبان می کند. وقتی سلول ميزبان شروع به تکثير می کند، بخشهای تشکيل دهنده ويروس اچ آی وی را هم تکثير می کند.

4- ويروس جديد آزاد می شود: بخشهای تشکيل دهنده ويروس اچ آی وی در نزديکی جداره سلول جاسازی می شوند. آنها يک "جوانه" را تشکيل می دهند که از سلول جدا می شود و به يک ذره جديد اچ آی وی تبديل می شود.


آلودگی



ويروس اچ آی وی در خون، مايعات تناسلی افراد و همينطور شير مادر آلوده يافت می شود.

اين ويروس همراه با اين مايعات وارد بدن ديگران می شود.

راه های سرايت اچ آی وی:

- آميزش جنسی با فرد آلوده بدون رعايت اقدامات پيشگيرانه
- استفاده اشتراکی از سرنگ آلوده يا ابزاری که برای سوراخ کردن اعضای بدن استفاده می شود و آلوده هستند
- از طريق خون آلوده
- در معرض تماس قرار دادن زخم يا بريدگی در بدن با مايعات آلوده به اچ آی وی
- نوزادان مادران آلوده ممکن است در دوران جنينی، هنگام تولد يا از طريق تغذيه از شير مادرآلوده شوند

ويروس اچ آی وی در بزاق دهان شخص آلوده وجود دارد، اما ميزان آن کم تر از حدی است که بتواند بيماری را منتقل کند.

زمانی که مايعات حامل ويروس خشک شده باشد، خطر انتقال ويروس نزديک به صفر خواهد بود.

برای پيشگيری از انتقال اچ آی وی، بهترين راه خودداری از برقراری رابطه جنسی با فرد آلوده به ايدز و استفاده از کاندوم های جنس "لاتکس" (نوعی پلاستيک) است.

ذرات با ابعاد اچ آی وی نمی توانند از کاندوم لاتکس عبور کنند و اگر به درستی و به طور منظم استفاده شوند شيوه کاملا موثری در کاهش خطر انتقال بيماری محسوب می شوند.

هرچند تنها شيوه صد در صد موثر خودداری کامل از آميزش جنسی است.

معتادان تزريقی می توانند با خودداری از مصرف سرنگ های مشترک خطر آلودگی به اچ آی وی را کاهش دهند.



توهمات پيرامون اچ آی وی

آی وی به طرق زير غير قابل سرايت است
- از طريق هوا، سرفه و عطسه
- از طريق بوسيدن، تماس پوستی يا دست دادن
- از طريق استفاده مشترک از لوازم آشپزی مانند ديگ و چاقو
- از طريق تماس با صندلی توالت
- از طريق حشرات، نيش يا گاز حيوانات
- از طريق شنا در استخرهای عمومی
- از طريق خوردن غذايی که توسط فرد آلوده به اچ آی وی تهيه شده باشد


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مراحل ابتدايی



حدود نيمی از افرادی که تازه به اچ آی وی آلوده می شوند در عرض دو تا چهار هفته به علائمی شبيه آنفولانزا مبتلا می شوند. اين علائم شامل تب، خستگی، ناراحتی پوستی، درد مفصل، سردرد و تورم در غدد لنفاوی است.

نمودار سمت چپ فرآيند تدريجی آلودگی به اچ آی وی را نشان می دهد. واحد شمارش گلبولهای سفيد سی دی 4 + برابر با تعداد آنها در يک ميليمتر مکعب خون است. با پيشرفت ويروس از تعداد آن کاسته می شود.

يک سيستم دفاعی سالم دارای 600 تا 1200 سلول سی دی 4 + در ميليمتر مکعب است. اگر اين رقم به 200 عدد کاهش يابد، بيمار مبتلا به ايدز محسوب می شود.

"بار ويروسی" شمار ذرات ويروسی در ميليمتر مکعب است. در مراحل ابتدايی، اين رقم با تکثير سريع ويروس در خون به اوج می رسد.

در برخی از افراد آلوده به اچ آی وی سالها طول می کشد تا بيماری ايدز ظاهر شود و در اين مدت آنها احساس سلامت کرده و هيچ علائم بيرونی حضور اين ويروس در آنها ديده نشود.

در ساير افراد آلوده به اچ آی وی ممکن است علائمی مانند کاهش وزن، تب و عرق، کهير و برای مدتی کوتاه پاک شدن حافظه نمود کند.

آزمايش های اچ ای وی:

- در جريان عمومی ترين آزمايش برای تشخيص اچ آی وی، يک نوع خاص از پادتن ها يا همان پروتئين های ضدبيماری رديابی می شود
- با اين که پادتن ها در واکنش به حضور اچ آی وی در بدن توليد می شوند، اما اين اتفاق شش تا دوازده هفته پس از آلودگی رخ می دهد
- در حالی که اين پادتن ها در مبارزه با ويروس چندان موثر نيستند، اما به عنوان نشانه وجود ويروس در بدن قابل اعتماد هستند
- در چند هفته ای که رديابی آلودگی بی ثمر و جواب آزمايش منفی است، فرد آلوده می تواند ويروس را به سايرين منتقل کند.





پيشروی بيماری ايدز در بدن

سيستم دفاعی بدن که از حمله ويروس صدمه ديده است، قوای خود را برای مبارزه با بيماری ها از دست می دهد و هر نوع عفونتی می تواند جان بيمار را تهديد کند.

کسانی که به اچ آی وی آلوده هستند در مقابل بيماری هايی مانند سل، مالاريا و ذات الريه آسيب پذيرتر می شوند و با افت شمار گلبولهای سفيد سی دی 4 +، آسيب پذيری آنها از قبل هم بيشتر می شود.

بيماران مبتلا به اچ آی وی همچنين در مقابل آنچه به "عفونت های فرصت طلب" معروف است آسيب پذير هستند. اين نوع از عفونتها از باکتری های شايع، قارچ ها و انگل هايی نشات می گيرد که يک بدن سالم قادر به مبارزه با آنهاست، اما می تواند در افرادی که سيستم دفاعی بدن آنها آسيب ديده ايجاد بيماری کند و گاه آنها را از پا در آورد.

برخی از اين عوامل بيماری زا زمانی که شمار سلول های سی دی 4 + زياد است به بدل حمله می کنند، اما اکثر آنها زمانی که شمار اين سلولها به کمتر از 200 رسيد، يعنی نقطه آغاز ظهور ايدز، فعال می شوند.

در صورتی که مراقبتهای کامل پزشکی در دسترس باشد، آن وقت می توان به بيمار داروهای درمانگر و محافظ در برابر برخی از اين عفونت ها را داد. البته اين داروها گاه گران است و به علاوه می تواند عوارض جانبی داشته باشد.

*برفک

برفک و زونا
برفک يک عفونت قارچی است که معمولا به دهان، گلو يا دهانه رحم حمله می کند.

ويروس زونا،"هرپيس سيمپلکس" (herpes simplex)، می تواند در دهان يا رحم ايجاد شود. هر دو عفونت شايع هستند، اما درصد وقوع آنها در ميان افراد مبتلا به اچ آی وی افزايش می يابد و حتی می تواند افرادی را که شمار سلول های سی دی 4 + آنها هنوز بالاست مبتلا کند.

علائم: برفک باعث پيدايش برآمدگی های سفيدرنگ در پوست و خشکی دهان می شود و فرآيند بلعيدن غذا را دشوار می سازد. زونا باعث پيدايش تاول های دردناک در ناحيه مبتلا می شود.

سل*

سل عامل اصلی مرگ و مير در ميان مبتلايان به ايدز در سراسر جهان است و بسياری از کشورها همزمان با اپيدمی های اچ آی وی و سل روبرو هستند. سل ناشی از يک نوع باکتری است که بسياری از مردم حامل آن هستند، اما تنها در برخی از افراد باعث بيماری می شود.

اگر افرادی که حامل اين باکتری هستند به اچ آی وی هم آلوده شوند، احتمال بروز سل در آنها 30 برابر افزايش می يابد. سل ابتدا به ريه حمله می کند، اما می تواند به غدد لنفاوی و مغز هم سرايت کند.

علائم: سرفه شديد، درد در قفسه سينه، سرفه همراه با خون، خستگی مفرط، کاهش وزن، تب و تعرق شديد در هنگام خواب.

سرطان سيستم دفاعی بدن*

افراد آلوده به اچ آی وی بيش از ديگران در معرض ابتلا به انواع سرطانهای سيستم دفاعی بدن موسوم به ان اچ ال (Non-Hodgkin’s Lymphomas) قرار دارند. ان اچ ال می تواند به هر بخشی از بدن از جمله نخاع و مغز حمله کند و می تواند ظرف يک سال بيمار را از پا درآورد. اين بيماری می تواند، صرف نظر از شمار گلبولهای سفيد سی دی 4 + در بدن بيمار اچ آی وی، بروز کند. شيمی درمانی راه مقابله با اين نوع سرطانهاست.

علائم (ان اچ ال): تورم غدد لنفاوی، تعرق به هنگام خواب و کاهش وزن.

شمار سی دی 4+ : زير 250

زخم های بدخيم (کی اس)

کی اس (Kaposi’s sarcoma) يک نوع بيماری مشابه سرطان بوده و در ميان مردان آلوده به اچ آی وی شايع است. اين بيماری موجب ظهور زخم های (ليژن) قرمز يا بنفش رنگی می شود که معمولا روی پوست ظاهر می شود. اين بيماری همچنين می تواند دهان، غدد لنفاوی، دستگاه گوارش و ريه ها را تحت تاثير قرار دهد و مرگبار باشد. اين بيماری معمولا به بيمارانی که شمار سی دی 4 + آنها کمتر از 250 است حمله می کند، اما در کسانی که شمار اين سلول در آنها کمتر است وخيم تر خواهد بود.

علائم: زخم، نفس تنگی در صورتی که به ريه حمله کرده باشد، و خونريزی در صورتی که به دستگاه گوارشی حمله کرده باشد.

شمار سی دی 4+ : زير 200

ذات الريه (پی سی پی)
موضع: ريه

پی سی پی (Pneumocystis pneumonia) يکی از عفونت های "فرصت طلب" است که باعث ذات الريه می شود. اين عفونت معمولا به ريه حمله می کند اما همچنين می تواند غدد لنفاوی، طحال، کبد يا مغز استخوان را هدف قرار دهد. اين بيماری همواره از علل عمده مرگ و مير در ميان بيماران آلوده به اچ آی وی بوده است، اما اکنون به کمک دارو قابل پيشگيری و معالجه است. اين بيماری اغلب افرادی را که شمار سی دی 4 + در آنها کمتر از 200 است مبتلا می کند.

علائم: تب، سرفه خشک، حس فشردگی در قفسه سينه و دشواری در عمل تنفس.

شمار سی دی 4+ : زير 100

عفونت های مغزی
بيماران اچ آی وی همچنين در مقابل دو نوع عفونت، که عموما به مغز حمله می کند، آسيب پذير هستند. توکسوپلاسموسيس (Toxoplasmosis) که از يک انگل در حيوانات ناشی می شود، می تواند باعث پيدايش زخم در مغز شود. کريپتوکوکوس (Cryptococcus) - نوعی قارچ در خاک - اغلب باعث مننژيت می شود. اين بيماری در پرده نخاع و مغز عفونت ايجاد می کند و می تواند به اغما و مرگ منجر شود. اين عفونت ها در بيمارانی که شمار سلول های سی دی 4 + در آنها کمتر از 100 است شايع است.

علائم: سردرد، تب، مشکلات بينايی، تهوع و استفراغ، ضعف در يک طرف بدن، دشوار شدن تکلم و راه رفتن (توکسوپلاسموسيس)، گرفتگی عضلات گردن (مننژيت).

شمار سی دی 4+ : زير 75

عفونت شکم (ام ای سی)

ام ای سی يا ام ای آی (Mycobacterium avium complex) عفونتی است که از باکتری های موجود در آب، گرد و غبار، خاک و مدفوع پرندگان ناشی می شود. اين بيماری به لايه بيرونی معده و روده حمله می کند و در نهايت می تواند در خون و ساير بخش های بدن منتشر شود. ام ای سی اغلب کسانی را که شمار گلبولهای سفيد سی دی 4 + در آنها کمتر از 75 است مبتلا می کند.

علائم: شکم درد ، تهوع و استفراغ که به تب می انجامد، تعرق در خواب، بی اشتهايی، کاهش وزن، خستگی، اسهال.

شمار سی دی 4+ : زير 50

خطر نابينايی (سی ام وی)

سی ام وی (Cytomegalovirus) يک عفونت مرتبط با ويروس زونا (هرپيس) است و در بيماران اچ آی وی اغلب باعث ابتلا به تورم شبکيه چشم (retinitis) می شود. اين بيماری با مرگ سلول های شبکيه در ناحيه عقب چشم همراه است و در صورتی که معالجه نشود به سرعت می تواند باعث نابينايی شود. سی ام وی توسط دارو قابل مهار است. اين ويروس همچنين می تواند بر ساير بخش های بدن اثر بگذارد. اين بيماری به ندرت به افرادی که شمار سلول های سی دی 4 + آنها بيش از 100 است حمله می کند، و اغلب افرادی را که شمار اين سلول در آنها کمتر از 50 است مبتلا می کند.

علائم: مشکل بينايی مانند ديدن لکه های سياه متحرک، تاری در ديد و پيدايش نقاط کور.



داروهای ضد ايدز



از زمان آغاز اپيدمی اچ آی وی، مجموعه ای از داروها ساخته شده اند که از طريق مهار توانايی تکثير اين ويروس، عمر افراد مبتلا به اچ آی وی را به طور قابل ملاحظه ای افزايش می دهد. اين داروها از سرعت نابودی سی دی 4 + بيماران می کاهد و می تواند بروز ايدز را به تاخير بياندازد، اما آن را معالجه نمی کند.


در مجموع چهار دسته دارو وجود دارد که در مقاطع مختلف آلودگی و رشد اچ آی وی و ايدز عمل می کنند:


1) بازدارنده های ورودی: اين داروها به پروتئين های موجود بر سطح بيرونی ويروس اچ آی وی می چسبد و از پيوستن و ورود آن به سلول های سی دی 4 + جلوگيری می کند. تاکنون تنها يک نمونه از دارو، به نام "فوزيون" (Fuzeon)، وارد بازار شده است.


2) بازدارنده های ان آر تی (Nucleoside reverse transcriptase): اين بازدارنده ها ويروس اچ آی وی را از نسخه سازی از ژنهای خود باز می دارد. نوکليوسايدها مصالح ساختمانی اين ژنها هستند. اين دارو فرآيند نسخه سازی را از طريق توليد نمونه های معيوبی از اين مصالح ساختمانی مختل می کند.


3) بازدارنده های ان ان آر تی (Non-nucleoside reverse transcriptase): اين بازدارنده ها نيز فرآيند نسخه سازی را مختل می کنند. آنها با چسباندن خود به آنزيمی که اين فرآيند را کنترل می کند نسخه سازی را مختل می کنند.


4) بازدارنده های نوع پروتيز (Protease): اين داروها به آنزيم ديگری به نام پروتيز که نقشی اساسی در جمع آوری ذرات ويروس تازه دارد، می چسبند.


داروهای ضدويروس ايدز بايد به صورت ترکيبی مصرف شوند. معمولا سه نوع داروی مختلف از دست کم دو دسته مختلف از داروها به طور همزمان به بيمار تجويز می شود. با تغيير شکل دادن ويروس اچ آی وی، برخی از نمونه های اين ويروس در مقابل داروها مقاوم می شوند. بنابراين شانس کنترل اچ آی وی در صورت استفاده از چند دارو بيشتر خواهد بود. در برخی موارد از آلودگی های تازه، ويروسهايی رديابی شده اند که حتی پيش از آغاز معالجات در برابر داروهای موجود مقاومت نشان می دهند.


عوارض جانبی


عوارض جانبی شايع:
- تهوع، استفراغ، سردرد، خستگی مفرط، کهير، اسهال، بی خوابی، بی حسی در اطراف دهان، درد معده


ساير عوارض جانبی
- التهاب لوزالمعده، آسيب به کبد و لوزالعمده، زخمهای درون دهان، تغيير شکل بدن، آسيب به سلولهای عصبی، کم خونی، درد عضلانی و ضعف.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] 5%25D8%25A7%25D8%25B1%25DB%258C&sr=sr1280x800:cd32:lgen-us:jey:cky:tz3.5:ctmodem:hpn [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ciw
04-01-2008, 21:24
سلام به دوستان.بچه ها یه سوال . درد همسترینگ معافی داره؟البته به کمرم هم زده؟از این راه میشه معافی گرفت؟

ghazal_ak
15-01-2008, 13:11
کلفت و نرم شدن نامنظم استخوان‌های جمجمه، لگن و انتهاها که بیشتر در آدم‌های بالای ۵۰ سال شایع است و بیشتر در استخوان‌های لگن و ساق آلودگی بیماری paget به چشم می‌خورد. بعد از این دو قسمت، استخوان کلاویکول، جمجمه، مهره‌ها و استخوان‌ ران شانس ابتلا دارند.
بر اثر این بیماری، این استخوان‌ها درشت می‌شوند و تغییر شکل می‌دهند و خیلی راحت وآسان شکسته می‌شوند.
شایع‌ترین نشانه در بیماری‌پاژه دردهای استخوانی است. براثر احساس خارش مزمن، حال مریض‌ها در طول شب بدتر می‌شود.
نواحی آلوده ممکن است احساس شود که گرم و حساس هستند. هر وقت بیماری پاژه به جمجمه اثر کند ممکن است باعث کَر شدن گوش‌ها شود. افزایش جریان گردشی خون در داخل استخوان‌های بیمار ممکن است قلب را زیر فشار بگذارد و باعث نارسایی قلب شود. بر اثر این بیماری به ندرت یک تومور استخوانی ایجادمی‌شود.
علت بیماری پاژه ناشناخته است، سلول‌های استخوانی که در تکثیر طبیعی شرکت دارند و بافت استخوانی تازه می‌سازند، در این بیماری به طور طبیعی عمل نمی‌کنند.
در پاژه تعادل معمولی بین تشکیل شدن استخوان و از بین رفتن آن قطع می‌شود به این ترتیب که بافت استخوانی تازه سریع‌تر از بافت استخوانی از بین رفته، تولید می‌شود و لاجرم استخوان درشت می شود.

● تشخیص:
این بیماری با آزمایش‌های فیزیکی و معاینه‌ی بالینی دقیق، رادیوگرافی و تست‌های مختلف میسر می‌شود. درمانی برای این بیماری وجود ندارد ولی نشانه‌های آن را می‌توان خفیف ‌یا حتی درمان کرد. داروهای آرام کننده‌ی درد از قبیل آسپیرین یا ایبوبروفن، تزریق هورمون تیروئید (کالسی تونین) ممکن است دردهای شدید را ساکت کند. بیماری پاژه (osteitis deforman) نامیده می‌شود.
استخوان‌های بزرگ شده و تغییر شکل یافته در بیماری پاژه‌ی پیشرفته که به جمجمه اثر گذاشته باشد، سبب می‌شود تا کلیه‌ی بیمار بزرگتر به نظر بیاید و تا اندازه‌‌یی هم بی‌قواره و این شرایط ممکن است باعث درد‌های استخوانی و یا از بین رفتن شنوایی شود و مریض سردرد بگیرد.

● بیماری پاژه در پستان:
یک بیماری نادر بدخیم است که در آن توموری در مدخل مجاری شیری در نوک پستان رشد می‌کند. علائم شامل خارش و سوزش در نوک پستان آلوده و گاهی درد در نوک پستان است که معالجه نخواهد شد. این بیماری شبیه به اگزمای پوست است و در بیشتر موارد در خانم‌ها بعد از یائسگی ظاهر می‌شود. تشخیص با بیوپسی انجام می‌شود و درمان شبیه کانسر پستان است.

● بیماری پاژه در زهار:
نوعی کانسر پوست در ناحیه‌یی از وولو است. نشانه‌ها شامل خارش و درد شدید عود کننده است. ضایعه‌ی قرمز ابریشمی (Red Velvety) با حاشیه‌ی واضح روشن یا پچ‌های سفید ممکن است روی وولو، آنوس، واژن یا در ناحیه‌یی بین آنوس و واژن ظاهر شود.
بسیاری از زن‌ها ابتدا نشانه‌ها را ندیده و بی‌اهمیت تلقی می‌کنند و از این رو بیماری ممکن است برای مدت طولانی تشخیص داده نشود. علت بیماری پاژه در وولو معلوم نیست. تشخیص این بیماری با بیوپسی و برداشتن آن با جراحی لازم می‌شود.


دکتر عبدالپیمان علویان
بیهوشی
هفته نامه پزشکی امروز

ghazal_ak
17-01-2008, 22:44
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


گال از آن دسته بيماريهايي هست كه شايد بتوان با بهبود كيفيت زندگي و افزايش سطح بهداشت جامعه آن را كنترل كرد امگال را نمي توان از ياد برد . هنوز هم بسياري از مناطق ايرانهستند كه در فصولي از سال از اين بيماري انگلي رنج مي برند و گال آنها را آزار و اذيت مي كند .


گال يا جرب ( Scabies) يك بيمارى عفونى خارش دار و عامل آن بندپايى از گروه مايت ها يا هيره ها بنام علمى Sarcoptes scabiei است. مايت ها موجوداتى شبيه كنه اما بسيار كوچكتر و ميكروسكوپى و ماده هاى آنها با اندازه اى در حدود ۳/۰ ميلى متر هستند .
اين بيمارى شايع ترين بيمارى پوستى خارش دار در جهان است و سالانه بيش از ۳۰۰ ميليون نفر در دنيا به آن مبتلا مى شوند. مايت نر كه اندازه اش تقريبا نصف ماده است پس از بارور نمودن جنس ماده، بعد از مدت كوتاهى مى ميرد.. محل زندگى انگل، داخل پوست بدن انسان است و پس از انتقال به ميزبان، قسمت سطحى پوست بدن را به صورت عمودى سوراخ كرده سپس به ايجاد تونل در سطح افقى مى پردازد بطوريكه در هر شبانه روز حدود ۳-۲ ميليمتر پيشروى مى كند و تخمهايش را در داخل آن قراردهد. هيره ماده در طول زندگى ۵-۴ هفته اى خود در داخل نقب هاى داخل جلدى حدود ۵۰-۴۰ تخم مى گذارد كه بعد از ۵-۳ روز حدود ۱۰ درصد آنها باز ميشوند و لاروهايي از آنها خارج مى شوند كه از سلولهاى پوست تغذيه كرده و تونلهاى جديدى را ايجاد مى كنند و نهايتا به هيره بالغ تبديل مى شوند.
دوره زندگى هيره از تخم تا تخم ۲۴-۱۰ روز طول مى كشد. راه اصلى انتقال، تماس نزديك حداقل براى ۱۵ دقيقه با افراد آلوده و گاهى از طريق وسايل آلوده مى باشد.
اين انگل هنگامي كه روي پوست مي نشيند پوست را سوراخ مي كند و به زير پوست مي رود . هيره در زير پوست تونل هايي را حفر مي كند و در آنها شروع به تخم ريزي مي كند و كلاً زندگيش در همين تولنها خلاصه ميشود . تقريباً پس از گذشت يك ماه از ورود انگل به بدن بيمار كم كم علايمي را در خود مي بينيد كه نويد دهنده گال هست .
با توجه به زمان طولاني بيماري به (( خارش هفت ساله )) هم مشهور است . مردم از زمانهاي بسيار قديم اين بيماري را مي شناخته اند و براي درمان آن از آ‘ گرم معدني حاوي گوگرد استفاده مي كرده اند . بيماري گال در تمام دنيا بخصوص در نواحي گرم و مرطوب شايع است .
آنچه مسلم است رعايت نكردن بهداشت فردي ، فقر اقتصادي ، جنگ و محلهاي پر جمعيت مانند سربازخانهها ، بيمارستانها ، و شبانه روزيها ، در انتشار بيماري نقش اساسي دارند .

[

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

عامل بيماري :
عامل بيماري ، انگل بسيار ريزي به نام ساركوپت اسكابيي است كه در حدود ۴/۰ ميليمتر طول دارد ، شكل آن شبيه لاك پشت است و داراي چهار جفت پاي كوتاه مي باشد .
انگل ماده بعد از مستعد شدن روي پوست شروع به كندن تونل در لايه شاخي پوست مي كند ، طول كانال معمولاً چند ميليمتر است و گاهي تا چند سانتيمتر نيز مي رسد ، جنس ماده دراين تولنها در شبانه روز ۲ تا ۳ تخم بزرگ مي گذارد و در مدت ۳۰ تا ۶۰ روز به تخمگذاري مي پردازد تا بميرد .

طريقه انتقال :
انگل بوسيله تماس مستقيم پوست با پوست و به نسبت كمتري از طريق لباس و رختخواب و ملافه هاي آلوده شده و تماس جنسي منتقل مي شود ، بچه ها معمولاً اولين عضو خانواده اند كه به اين بيماري مبتلا مي شوند . حوابيدن كودكان با يك ديگر و يا استفاده از لباس و وسايل همديگر به انتشار بيماري كمك مي كند .

علائم بيماري :
نشانه اصلى بيمارى خارش است. خارش معمولاً شبانه و شديد است و هنگام خواب در بستر كه بدن شخص گرم مى شود اتفاق مى افتد. انگلها در اثر گرم شدن محيط و در بعضى مواقع به دنبال گرفتن دوش آب گرم نيز فعال شده و خارش شروع مى شود. علايم ديگر شامل ضايعات پوستى قرمز رنگ و برجسته، تورم موضعي، بثورات جلدى و تونلهاى زيرپوستى به طول ۱۵ ـ ۳ ميلى متر است. دانه هايى به شكل مرواريد كه محتوى مايع شفاف بوده و هاله اى قرمز رنگ دور آن را احاطه كرده، روى پوست پديد مى آيند و اندازه هر يك از دانه ها كه به صورت تاول قابل ديدن است، معمولاً به اندازه ته سنجاق مى باشد و ممكن است به علت خاراندن زياد شكل خود را از دست داده و به صورت اثرات خراش مانند يا به صورت زخمهايى در محلهاى آلوده ديده شود. هيره هاى اسكابئى نقاطى از بدن انسان كه داراى پوست ظريف، چين خورده و مرطوب ايت مانند پشت و كف دستها، فضاهاى بين انگشتان، مچ، آرنج، زير بغل، و كشاله ران و نوك سينه را آلوده مى كنند. در شيرخواران صورت، كف و قوزك پا نيز ممكن است درگير شود. تشخيص قطعى با آزمايش ضايعات جلدى و مشاهده مايت در زير ميكروسكوپ صورت مي گيرد.
محل نفوذ انگل بصورت يك آبدانه يا سرخدانه و يا بصورت مجاري كوچك خطي مي باشد ، مهمترين علامت خارش شبانه است و اين خارش شديد در بستر گرم و موقع حمام كردن به علت تحريك انگل شديد تر مي شود . خارش پوست ممكن است سبب ايجاد زخم و گاهي تورم غده هاي لنفاوي و تب شود . محل جايگزيني انگل بيشتر ،لاي چينهاي پستان خانمها و اطراف دستگاه تناسلي و مقعد مي باشد .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


راههاي سرايت و انتقال بيماري:
انتقال از طريق كوچكترين تماس مستقيم با پوست بيماران وهم چنين از طريق لباس ( خصوصاً لباس زير ) ملحفه و ساير وسايل شخصي آلوده صورت مي گيرد .
تماس نزديك حداقل براي ۱۵ دقيقه با افراد آلوده و انتقال از طريق وسايل آلوده راه اصلي انتقال است.
ساير راه‌هاي انتقال بيماري شامل موارد زير است:
۱) خوابيدن در بستر ديگران
۲) زندگي در محيط‌هاي اجتماعي شلوغ
۳ ) انتقال از راه لباس و يا وسايل آلوده مثل لباس خواب
۴)‌بازي كودكان با يكديگر مخصوصاً در مهدكودك‌ها
۵ ) نگهداري از اشخاص آلوده



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


آیا سگ و گربه هم ناقل بیماری هستند؟
سگ ها و گربه ها دارای انواع متفاوتی از انگل ها هستند که درصد بسیار زیادی از آنها نمی توانند به راحتی به انسان انتقال پیدا کند. انگل های بخصوصی بر روی بدن سگ ها وجود دارند که بیماری گال را انتقال می دهند و با نام mange شناخته می شوند. البته زمانیکه انگل های بدن گربه سانان و سگ سانان با پوست انسان برخورد میکنند، به راحتی نمی توانند به بقای خود ادامه دهند و تنها یک خارش سطحی را بوجود آورده و سپس از بین می روند. این قبیل خارش ها با بیماری خارش انسانی که با گذشت زمان بد و بدتر می شود و تا زمانیکه به درستی درمان نشود از بین نمی رود، تفاوت دارد.

آيا خطرناك است؟
گال خطرناك نيست اما مسري ميباشد و اگر فوراً معالجه نشود به ديگر اعضاء فاميل يا كلاس مدرسه سرايت مي‌كند.

درمان :
تمام اعضاي خانواده و كساني كه در تماس نزديك با فرد مبتلا مي باشند بايد همزمان درمان شوند . بهترين دارو در حال حاضر (( محلول گامابنزن )) ميباشد و طريقه درمان بدين صورت است كه بيمار قبل از خواب ، محلول گامابنزن را از گردن به پايين بدن بويژه بين انگشتان دست و پا ، كف پاها ،‌زير بغل و ناحيه تناسلي بمالد ، روز بعد بيمار حمام كند و بدن خودرا بشويد ، لازم است بيمار بعد از حمام كردن از ملافه ها و لباسهايي كه قبلاً در آب جوشانده شده است استفاده نمايد . از اين محلول براي افراد بالاي ۵ سال استفاده مي شود . ضمناً مي توان از كرم كروتاميتون ۱۰% استفاده كرد به اين صورت كه اين كرم بطور كامل در تمام سطح بدن از چانه به پايين ، بخصوص در نقاط چين دار پوست ماليده شود كه اين عمل را ميتوان ۲۴ ساعت بعد نيز تكرار كرد . صبح روز بعد پس از مصرف دارو ملحفه و لباس زير را بايد تعويض نمود و ۴۸ ساعت پس از آخرين بار مصرف دارو ، بايد حمام كرد .
۱- باید از انگل کش هایی مانند پرمترین (permethrin) استفاده کنید. این پمادها از ناحیه گردن به پایین مورد استعمال قرار گرفته و سپس شستشو داده شود. استعمال کرم باید تا ۷ روز ادامه پیدا کند. همچنین می توانید از یک اونس (معادل ۳۰ گرم) کرم لیندان lindane ۱% استفاده کنید. این کرم را نیز باید از ناحیه گردن به پایین بر روی پوست خود بمالید و حداکثر پس از ۸ ساعت آنرا بشویید. این کرم اگر به طور مستقیم وارد پوست گردد، سبب ایجاد حمله های ناگهانی بیماری های متفاوت می شود به همین دلیل اگر پوست خراشیده، و یا دارای جوش های تحریک پذیر است نباید از آن استفاده کنید. همچنین مصرف این پماد بلافاصله پس از استحمام توصیه نمی شود. به دلیل رعایت جوانب احتیاط بهتر است خانم های باردار، شیرده، و کودکان زیر ۲ سال از این کرم استفاده نکنند. این نوع کرم تنها زمانی تجویز می شود که بیمار، نسبت به سایر راههای درمانی واکنش مناسب نشان نداده باشد.
۲- داروهای خوراکی نیز برای درمان بیماری وجود دارند که از جمله آنها می توان به ایورمکتین (ivermectin) اشاره کرد. این ماده یک انگل کش موثر است و درد سر استعمال کرم را هم ندارد. مرکز مبازه با بیماری در امریکا پیشنهاد کرده که بهتر است این دارو در دوز ۲۰۰ میکروگرم به ازای هر کیلو از وزن بدن استفاده شده و دو هفته بعد مجدداً مصرف تکرار شود. هر چند مصرف قرص های خوراکی خیلی راحت تر از استعمال پماد است، اما این قرص تاثیرات جانبی منفی بیشتری نسبت به انواع کرم ها دارد.
۳- آنتی هیستامین ها مانند دیفن هیدرامین (diphenhydramine) می توانند در رهایی شما از خارش های مکرر نقش شایان ذکری را ایفا کنند.
۴- لباس ها، ملافه ها و پتوها را با آب گرم به خوبی بشویید. انگل ها برای مدت زمان طولانی قادر نیستند در خارج از بدن موجود زنده زندگی کنند، اما بهتر است کل لباس های خود را بشویید و خشک کنید، فرش ها و مبلمان را تمیز کرده و اقدامات پیشگیرانه دیگر را نیز در این خصوص انجام دهید.
۵- مراقب برخوردهای جنسی خود باشید و ارتباط خود را با اعضای خانواده در یک چهارچوب قرار دهید. (ارتباطتان را با کسانی که خود ناقل بیماری هستند کم کرده و ارتباطی که امکان انتقال بیماری را ممکن می سازد، قطع کنید.)
از آنجایی که خارش به مرور زمان افزایش پیدا می کند، برای درمان کامل چند روز وقت لازم است تا خارش به طور کلی از میان برود. پس از گذشت یک تا دو هفته، رهایی شما از بیماری چشمگیر خواهد بود. اگر بعد از این مدت تغییری احساس نکردید، باید از انگل نمونه برداری شده و نوع آنرا مشخص کنند.

موارد منع مصرف داروهاي گامابنزن وپماد كروتاميتون
۱ – نوزادان نارس
۲ – در كودكان زير ۵ سال
۳- زنان باردار ( با تجويز پزشك )
۴ – كساني كه سابقه تشنج يا غش دارند .

راه های مراقبت و پيشگيري :
باتوجه به اينكه ابتلا به بيماري گال مستقيماً به عدم رعايت بهداشت فردي و گروهي و نداشتن آگاهي‌هاي لازم بهداشتي مربوط مي‌شود بنابراين آموزش بهداشت به گروه‌هاي زيرضروري است:
۱ ) دانش‌آموزان
۲) مسولان و ساير كاركنان مدارس
۳ ) اولياي دانش‌آموزان

اين گروه‌ها بايد با روش‌هاي زير آشنا شوند:
۱- رعايت بهداشت فردي و پاكيزه نگاه‌داشتن لباس
۲‌- اجتناب از پوشيدن لباس‌هاي زير ديگران
۳- جداسازي بيمار تا بهبودي كامل
۴‌- بيماريابي در ساير افراد خانواده زيرا معمولاً بقيه افراد خانواده نيز مبتلا مي‌شوند
۵‌- درمان صحيح و كامل مبتلايان
۶ - سم‌پاشي محل زندگي هيره
۷ – درمان كليه افراد خانواده و ساير مواد تماس طبق دارونامه
۸ – ضدعفوني و جوشاندن لباسهاي بيماران به مدت ۵ – ۴ دقيقه در آب جوش و خشك كردن در آفتاب
۹ – آموزش به مردم در خصوص راههاي انتقال بيماري
۱۰ – آموزش بهداشت به افراديكه در اماكن تجمعي مانند مدارس ، سربازخانه هاو …. زندگي مي كنند .
۱۱ – آموزش به مردم در مورد استحمام حداقل دوبار در هفته
۱۲ – آموز ش به مردم در مورد عدم استفاده از لباس و رختخواب ديگران
۱۳ – اتو كردن درزهاي لباس تا انگلهاي احتمالي اين ناحيه از بين بروند .

چه افرادي بيشتر در معرض ابتلا به گال مي‌باشند؟
عامل گال مي‌تواند تمام افراد يك خانواده را در هر سني كه باشند مبتلا كند. بيماري بيشتر از افرادي شروع مي‌شود كه تماس نزديك با فرد بيمار دارند .
بچه‌هاي كمتر از ۱۵ سال حساس هستند و معمولاً اولين كساني كه درخانه علامت‌دار مي‌شوند ، بچه‌هاي كوچك زير ۱۵ سال مي‌باشند.


منبع : pezeshk.us

ghazal_ak
23-01-2008, 16:10
سلیاک چیست؟


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بیماری سلیاک، نوعی بیماری گوارشی است که به پرزهای روده کوچک آسیب می‌رساند و سبب اختلال در جذب مواد مغذی می‌شود. افرادی که به بیماری سلیاک مبتلا هستند پروتئینی به نام گلوتن را که در گندم، جو، چاودار و احتمالاً جودو سر وجود دارد، نمی‌توانند تحمل کنند. زمانی که بیماران مبتلا به سلیاک، غذاهای حاوی گلوتن مصرف می‌کنند، سیستم ایمنی بدن آن‌ها پاسخی را به صورت تخریب روده کوچک صادر می‌کند. این تخریب به خصوص در پرزهای انگشتانه‌ای روده که مواد مغذی داخل آنها جذب می‌شوند، ایجاد می‌شود. به دنبال آسیب پرزهای روده‌ای فرد بدون توجه به مقدار غذایی که می‌خورد، مبتلا به سوء تغذیه می‌شود. به دلیل این که سیستم ایمنی خود فرد سبب تخریب و آسیب پرزهای روده کوچک می‌شود، این بیماری، به عنوان یک بیماری خود ایمنی نامیده می‌شودو از طرف دیگر به علت این که مواد مغذی جذب نمی‌شوند، می‌تواند به عنوان یک بیماری سوء جذبی مورد نظر قرار گیرد.

بیماری سلیاک هم‌چنین به نام‌های اسپروی سلیاک، اسپروی غیر حاره‌ای و آنتروپاتی حساس به گلوتن هم نامیده می‌شود.

سلیاک، بیماری وراثتی است و نسلی به نسل دیگر، و در خانواده انتقال می‌یابد.گاهی اوقات این بیماری برای اولین بار به دنبال رژیم غذایی بعد از عمل جراحی”>جراحی، بارداری، تولد نوزاد، عفونت‌های ویروسی و یا استرس‌های روحی فعال می‌شود. بیماری سلیاک، افراد را به گونه‌ای متفاوت، تحت تاثیر قرار می‌دهد. در گروهی از بیماران، علائم از دوران کودکی، و در تعداد دیگر در بزرگ‌سالی بروز می‌کند.
یکی از عوامل مهمی که در زمان و نحوه شروع بیماری موثر می‌باشد، مدت زمانی است که یک فرد از شیر مادر تغذیه کرده است. هر اندازه این دوران طولانی تر باشد، علائم، دیرتر بروز می‌کنند و علائمی نیز که بروز می‌کنند، بیشتر شامل نشانه‌های معمول بیماری هستند.
از عوامل مهم دیگر، سن شروع به مصرف غذاهای حاوی گلوتن و مقدار مصرف این مواد است.
علائم ممکن است خود را به صورت گوارشی یا غیر گوارشی نشان دهند.برای مثال فردی ممکن است اسهال و دردهای شکمی داشته باشد، در حالی که فرد دیگر تحریک‌پذیر و افسرده باشد. در حقیقت تحریک‌پذیری از عمومی‌ترین علائم بیماری سلیاک در کودکان است.

به طور کلی علائم بیماری سلیاک ممکن است یک یا چند مورد از موارد زیر باشد:
دردهای تکرار شونده شکمی، اسهال خونی، کاهش وزن، اسهال چرب، کم‌خونی غیر قابل توضیح، نفخ، دردهای استخوانی، انقباضات عضلانی، خستگی، تاخیر رشد، درد در مفاصل، تشنج، سوزن سوزن شدن پاها، آفت‌های دردناک دهانی، آسیب‌های پوستی دردناک به نام Herpetiforms، تاخیر در قاعدگی یا نامنظم شدن دوران عادت ماهانه، تاخیر در رشد دندان‌ها، کم خونی و تاخیر در رشد و کاهش وزن از علائم سوء تغذیه یعنی دریافت ناکافی مواد مغذی که این موارد به عنوان یک مشکل جدی برای تمامی افراد به خصوص کودکان، ممکن است پیش آید.
بعضی از افراد مبتلا به سلیاک هیچ علامتی ندارند، زیرا قسمت سالم روده قادر به جذب مواد مغذی کافی برای پیش گیری از بروز علائم است. با وجود این مسئله، این افراد همچنان در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های همراه سلیاک خواهند بود.
به طور معمول تشخیص سلیاک سخت است. زیرا تعدادی از علائم آن شبیه به علائم بیماری‌های دیگر مانند نشانگان روده تحریک‌پذیر، بیماری کرون، کولیت زخمی، دیورتیکولوزیس، عفونت‌های روده کوچک، نشانگان خستگی مزمن و افسردگی است.
تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که سطح آنتی بادی‌های خاص در خون افراد مبتلا به سلیاک بالاتر از حد طبیعی است.این آنتی‌بادی‌ها توسط سیستم ایمنی خود فرد در پاسخ به ترکیباتی که به بدن آسیب می‌رساند، ایجاد می‌شوند. بنابراین برای تشخیص بیماری سلیاک، پزشکان، سطح آنتی‌بادی‌هایی از خون را که، به گلوتن حساس هستند می‌سنجند، این آنتی‌بادی‌ها آنتی گلیادین، آنتی‌اندومیزیوم و آنتی‌رتیکولین هستند.
به دنبال تایید بیماری سلیاک توسط نتایج آزمایشگاهی و علائم موجود، پزشک ممکن است بخش کوچکی از روده کوچک را برای تعیین میزان آسیب به پرزهای روده کوچک از طریق نمونه برداری، مورد بررسی قرار دهد، زیرا نمونه برداری از روده کوچک بهترین روش برای تشخیص سلیاک است.
غربال گری برای بیمارن سلیاک روشی است که می‌توان به وسیله آن افراد بدون علامت را مشخص کرد. در این افراد نیز آزمون آنتی‌بادی‌های بیماری سلیاک در آنها تشخیص داده شده است. که باید تحت آزمایش و بررسی قرار گیرند. آمار نشان می‌دهد که در حدود ۱۰ درصد از اقوام درجه یک بیماران، مانند پدر و مادر و فرزندان آن‌ها مبتلا به سلیاک هستند. باید خاطر نشان کرد هر چه قدر طول مدت تشخیص بیماری، طولانی تر و زمان عدم درمان، مدت‌دارتر باشد شانس پیشرفت بیماری، سوءتغذیه و ایجاد بیماری‌های همراه، افزایش خواهد داشت.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


علايم سلياك:
علايم بيماري سلياك مي تواند به شكل مشكلات روده اي و يا در اثر سوء تغذيه تظاهر يابند.
نكته:۵۰ درصد افراد مبتلا به سلياك فاقد هرگونه علايم روده اي ميباشند.
۱- علايم كلاسيك: اسهال حجيم، بدبو و رنگ پريده-كاهش وزن-كندي رشد-كوتاهي قامت-خستگي مزمن-سوء جذب چربي (مدفوع حجيم و روغني ميگردد)-كم خوني فقر آهن-درد شكم-ورم شكم-نفخ-يبوست-زخم هاي دهاني-افسردگي-گرفتگي عضلاني-درد استخوان.
۲-به علت آسيب به روده درجاتي از عدم تحمل لاكتوز بروز ميكند.
۳-تغيير در ساختار روده باريك جذب ريز مغذي ها، مواد معدني و ويتامين هاي محلول در چربي را مختل ميسازد.
۴-عدم توانايي در جذب كربوهيدراتها و چربيها ميتواند به كاهش وزن،كندي رشد در نوجوانان و يا خستگي منجر گردد.
۵- كم خوني(آنمي): به علت سوء جذب آهن، فوليك اسيد و ويتامين B۱۲ ميتواند به كم خوني فقر آهن و كم خوني مگالوبلاستيك منجر گردد. همچنين التهاب روده باريك ممكن است به از دست رفتن ميكروسكوپي خون از روده كوچك بيانجامد.
۶- پوكي استخوان: سوء جذب ويتامين D و كلسيم ميتواند به پوكي استخوان، نرمي استخوان، كاهش تراكم استخوانها و انقباضات عضلاني (تتاني) بيانجامد.
۷- كاهش جذب ويتامين K ميتواند مكانيسم انعقاد خون را مختل كرده و به خونريزي منجر گردد.
۸- بيماري سلياك باعث افزايش تكثير باكتريهاي روده كوچك گرديده كه سوء جذب ريز مغذي ها را تشديد ميكند.
۹- كمبود ويتامينهاي A,D,E.
۱۰- نقص پادتن ايمنوگلوبين: در ۲ درصد بيماران مبتلا به سلياك مشاهده ميشود. همچنين اين عارضه ريسك ابتلا به سلياك را ۱۰ برابر ميكند. اين پادتن غشاء مخاطي دهان، مجاري هوايي و مجاري گوارش را در برابر عفونتها محافظت ميكند.
۱۱- درماتيت هرپتي فرم(HERPETIFORMIS DERMATITIS): يك اختلال پوستي مزمن است كه با بثورات جلدي خارش دار (در نواحي باسن، آرنج ها، زانوها) بروز مييابد. عامل آن آنزيم ترانس گلوتاميناز پوست ميباشد. در ۲ درصد بيماران سلياك مشاهده ميگردد.
۱۲- كندي و يا توقف رشد، و تاخير در بلوغ ممكن است بدون علايم بارز روده اي و يا سوء تغذيه شديد در نوجوانان تظاهر يابد.
۱۳- سقط جنين و ناباروري در زنان.
۱۴- صرع، آتاكسي(ATAXI)(عدم هماهنگي حركتي-فرد در راه رفتن مشكل دارد) و نوروپاتي محيطي (سوزن سوزن شدن دستها و پاها)، مشكلات روماتيسمي، ضعف وسردرد هاي ميگرني.
۱۵- عدم درمان به موقع ميتواند به سرطانهاي روده كوچك منجر گردد. ۲۰ درصد بيماران مبتلا به سلياك در صورت عدم درمان به سرطان روده كوچك دچار خواهند شد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


علايم در كودكان:
۱-مشكلات يادگيري، رفتاري و تمركز.
۲-تحريك پذيري، اسهال، استفراغ، نفخ شكم، كوتاهي قد و رشد ناكافي، نقص در ميناي دندان.

چگونگی تشخيصي:
غربالگري سلياك در كودكي و نوجواني.
۱-آزمايش خون براي شناسايي پادتن هاي ENDOMYSIUM ،سطح آنتي بادي ضد گليادين و سطح آنتي بادي ضد بافتي ترانس گلوتاميناز.
۲-بيوپسي (نمونه برداري از بافت) از روده كوچك براي شناسايي آسيب به پرزهاي روده اي.
۳-آزمايش خون براي تشخيص كم خوني،سطوح كلسيم،آهن و فوليك اسيد.

درمان بیماری سلیاک
اساس درمان بیماری سلیاک، رژیم غذایی فاقد گلوتن است که در آن کلیه مواد غذایی حاوی گلوتن حذف می‌شوند. در بیشتر افراد، رعایت رژیم ذکر شده سبب توقف علائم می‌شود، به دنبال رعایت رژیم بدون گلوتن، آسیب‌های ایجاد شده در روده کوچک ترمیم و از ایجاد آسیب‌های بیشتر پیش‌گیری می‌شود. ترمیم پرزهای روده کوچک از زمان آغاز رعایت رژیم فاقد گلوتن شروع می‌شود و زمان دوره بهبودی، به طور معمول ۳ تا ۶ ماه خواهد بود، که البته این دوره در بزرگسالان به ۲ سال هم می‌رسد.
رژیم فاقد گلوتن، نیاز همیشگی فرد مبتلا به سلیاک است. خوردن هر نوع ماده حاوی گلوتن به هر اندازه و هر مقدار، می‌تواند به روده کوچک آسیب برساند. در رژیم فاقد گلوتن، مصرف کلیه مواد غذایی حاوی گندم، جو، چاودارواحتمالاً جودوسر ممنوع است. بیشتر حبوبات، ماکارونی، غلات و اکثر غذاهای فراوری شده، دارای گلوتن هستند. با وجود محدودیت‌هایی که وجود دارد، بیماران مبتلا به سلیاک می‌توانند رژیمی متعادل با انواع غذاها، شامل نان و ماکارونی داشته باشند. برای مثال به جای آرد گندم از آرد سیب زمینی، برنج، سویا و آرد لوبیا استفاده کنند. لازم به ذکر است که برای مصرف جو دوسر نظریات متفاوتی وجود دارد، زیرا بعضی از افراد قادر به تحمل آنها هستند و بعضی دیگر نمی‌توانند آن را تحمل کنند. تحقیقات بیشتری برای تایید مصرف یا عدم مصرف جو دوسر توسط بیماران سلیاک ادامه دارد و تا تایید کامل این مطلب، بیماران می‌توانند طبق نظر پزشک یا مشاور تغذیه‌ای خود عمل کنند.
گوشت، ماهی، برنج، انواع میوه و سبزی، فاقد گلتون هستند. بنابراین این گروه از بیماران می‌توانند به راحتی از این گروه‌های غذایی در برنامه غذایی روزانه خود استفاده کنند.
پیروی از رژیم فاقد گلوتن نیاز به دقت ویژه‌ای دارد. زمانی که در رستوران یا مدرسه و… غذا می‌خورید، باید مراقب منابع پنهانی گلوتن باشید. منابع پنهانی گلوتن شامل نگه‌دارنده‌ها و تثبیت کننده‌های استفاده شده در مواد غذایی مختلف هستند که در محصولات غذاهای تولید شده در داروها و دهان شویه‌ها وجود دارند. در صورتی که ترکیبات موجود در محصولات، بر روی آن درج نشده باشد شما می‌توانید با کارخانه تولید کننده تماس بگیرید و از وجود یا عدم وجود این مواد مطلع شوید.

نكته: برنج، ذرت (بلال)، برنج وحشي، لوبياي سويا، ارزن و دانه آفتاب گردان فاقد گلوتن ميباشند.

نكته:جو دوسر(OATS): فاقد گلوتن است، اما گاهي اوقات در كنار ساير غلات حاوي گلوتن روييده و يا همراه با آنها آسياب ميگردد. از اينرو معمولاً آلوده به گلوتن مي باشند. همچنين جو دوسر حاوي اونين(AVENIN) است كه براي مخاط روده سمي بوده و ميتواند آغازگر واكنش آلرژيك در بيماران مبتلا به سلياك باشد.


پس برای درمان نکات زیر را فراموش نکنیم :
تنها راه درمان اين بيماري پيروي از رژيم غذايي ۱۰۰ بدون گلوتن تا پايان عمر ميباشد.
پس از حذف گلوتن از رژيم غذايي روده باريك بسرعت شروع به بازسازي خود ميكند. اما در مواردي نيز اين بازسازي انجام نگرفته و بايستي از داروهاي سركوبگر سيستم ايمني (استروئيدها) براي بيمار تجويز گردد.
۱-حذف گندم، جو، جو دوسر، جوي سياه و يا چاو دار و همچنين تمام فراورده هايي كه حاوي اين غلات ميباشد. نظير: نانها، بيسكوئيت ها، كيكها، كلوچه ها، شيريني ها، پاستا (ماكاروني)، سوپ ها، سسها، پيتزا.
۲-مصرف مكمل هاي غذايي (ويتامينها و مواد معدني) براي برطرف شدن آثار سوء تغذيه.


شيوع بيماري سلياك:
شيوع آن در ۱ درصد جمعيت است. به عبارتي از هر ۱۰۰ تا ۳۰۰ نفر يكي مبتلا به سلياك است.

نكته: اين بيماري ارثي است و چنانچه يكي از بستگان نزديك شما مبتلا به سلياك باشد، احتمال مبتلا شدن شما به اين بيماري ۱۰ تا ۲۰ درصد است.

نكته: بسياري از موارد اين بيماري معمولاً تشخيص داده نشده، و يا به اشتباه نشانگان روده تحريك پذير و يا بيماري كرون تشخيص داده ميشوند.

نكته: افرادي كه مبتلا به ديابت وابسته به انسولين، كوليت روده و مشكلات تيروئيد مي باشند بيشتر مستعد ابتلا به سلياك ميباشند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نكته:
براي اينكه فردي به بيماري سلياك دچار گردد ۳ چيز بايستي روي دهد:

۱- به ارت بردن ژن اين بيماري (داشتن زمينه ژنتيكي).
۲-مصرف گلوتن.
۳-عوامل آغازگر اين ژن (استرس، تراما (عمل جراحي و يا حاملگي)، عفونتهاي ويروسي)

نکته :
بر اساس نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاه منچستر، خوردن شیر مادر خطر بروز بیماری سلیاک را کاهش می دهد. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این دانشمندان با مطالعه رابطه شیر مادر و بیماری سلیاک دریافتند، کودکانی که به مدت طولانی تری از شیر مادر تغذیه می کنند، در صورتی که بعد از، از شیر گرفتن آنها در رژیم غذائیشان گلوتن وجود داشته باشد، ۵۲ درصد کمتر به بیماری سلیاک مبتلاء می شوند. در بیماری سلیاک، بیمار نسبت به گندم و گلوتن حساسیت دارد.

در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید
اگر شما یا کودکتان‌ علایم‌ بیماری‌ سلیاک‌ را دارید.
اگر علایم‌ در عرض‌ ۳ هفته‌ پس‌ از آغاز رژیم‌ فاقد گلوتن‌ برطرف‌ نشده‌ باشند.
اگر کودک‌ دوباره‌ وزن‌ از دست‌ رفته‌ را به‌ دست‌ نیاورد یا رشد و نمو مناسبی‌ مطابق‌ انتظار نداشته‌ باشد.
اگر تب‌ به‌ علایم‌ اضافه‌ شود.

نقش یک آنزیم در درمان مبتلایان به سلیاک :
با تشخیص بیماری سلیاک در مورد هر فرد ، او باید تحت رژِیم غذایی قرار گیرد و برای همیشه از مصرف هر ماده حاوی گندم بپرهیزد اما این محدودیت به زودی به پایان می رسد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان هلندی می گویند آنزیمی به نام AN-PEP که ابتدا برای فرآیندسازی مواد غذایی ایجاد شد ، قادر به شکستن گلوتن درمعده و قبل از رسیدن آن به روده کوچک است. این یافته حائز اهمیت است زیرا روده کوچک محل آغاز سلیاک است.
استفاده از این آنزیم برای درمان سلیاک شانس بزرگی است. به گفته سرپرست این تحقیق دکتر کونیگ از دانشگاه لیدن پیش بینی اینکه آیا درمان با آنزیم فوق را می توان جایگزین رژِم غذایی فاقد گلوتن نمود یا خیر بسیار دشوار است اما لااقل بیماران می توانند گاهی بعنوان یک گزینه درمانی همراه با غذای دارای گلوتن آن را مصرف کنند.
البته این آنزیم ها فعلا در آزمایشگاه ونه در انسان بررسی شده اند. هیچ مدل حیووانی هم برای بیماری سلیاک وجود ندارد بنابراین در حیوانات قابل آزمایش نیستند.
دکتر کونیگ می گوید آنزیم AN-PEP بسیار موثر بوده و کاملا پروتئین های گلوتن را به قطعاتی که دیگر باعث التهاب روده نمی شوند می شکند.
AN-PEP از آسپرژیلوس نایجر ، یک قارچ شناخته شده ، گرفته می شود. به دلیل آنکه قارچ آسپرژیلوس در فرآیندسازی مواد غذایی مورد استفاده قرار گرفته است بنظر نمی رسد درمان با آنزیم گرفته شده از آن اثرات جانبی داشته باشد.
به هر حال مرحله بعدی این مطالعات بررسی آنزیم فوق در شرایط بدن انسان است.

تاثیر شیر مادر در جلوگیری از بیماری سلیاک در کودکان

تغذیه با شیر مادر ، از کودکان در برابر عدم تحمل گلوتن که بیمای سلیک نامیده می شود ، حفظ می کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، نتایج یک تحقیق نشان میدهد هرچه کودک از شیر مادر بیشتر تغذیه کند ، احتمال این بیماری در او کمتر است.
اما کاملا مشخص نیست که آیا این حفاظت آشکار دائمی است و یا اینکه چطور شیر مادر چنین تاثیری را اعمال می کند.
افرادی که مبتلا به بیماری سلیاک هستند یک حساسیت دائمی یاعدم تحمل نسبت به گلوتن (پروتئین موجود در غلاتی همچون گندم و جو) دارند.
مطالعات متهددی نشان داده اند که نحوه تغذیه نوزادان و فاککتورهای ژنتیکی هردو در بیماری سلیاک حائزاهمیت هستند.
در این مطالعه مشخص زمانی که برای اولین بار به نوزادانی که بطور مرتب از شیر مادر تغذیه کرده بودند ، غذاهای حاوی گلوتن دادند ظهور بیماری سلیاک ۵۳ درصد کاهش داشت.
محققان معتقدند برای این یافته ها ممکن است توضیحات مختلفی وجود داشته باشد و بهرحال تحقیقات بیشتر در این مورد را ضروری می دانند.وضعیت شیوع سلیاک در ایران درحالي كه يك درصد ازجمعيت ‪ ۷۰‬ميليوني كشور به بيماري سلياك مبتلا هستند اما فقط نيم درصد آنان شناسايي شده‌اند. اين بيماري عمدتا ريشه ژنتيكي دارد و مبتلايان به آن نسبت به ماده گلوتن موجود در آرد گندم و جو حساسيت دارند و بايد از مواد غذايي جايگزين استفاده كنند.
براي شناسايي مبتلايان به اين بيماري در استان اصفهان تست غربالگري از سه هزار فرد كه احتمال ابتلاي آنان به اين بيماري داده مي‌شد به عمل آمد و ‪ ۲۰۰‬بيمار مشكوك به ابتلا در استان شناسايي شده اند كه پس از انجام آزمايش‌هاي تخصصي ابتلاي ‪ ۱۲۰‬نفر آنان تاييد شد.
دراستان تهران نيز ‪ ۱۵۰‬مبتلا به‌اين بيماري شناسايي شده‌اند و در برخي از استانهاي ديگر كشور نيز اقدامات محدودي براي شناسايي مبتلايان به اين بيماري انجام شده است.
هزينه آزمايشهاي تشخيصي اين بيماري بيش از يكصدهزار تومان است و امكان انجام غربالگري با توجه به‌هزينه بالاي آزمايشها در جامعه وجود ندارد و بيشتر مطالعات انجام شده برروي افرادي كه احتمال ابتلاي آنان به اين بيماري وجود داشته انجام شده است.
هزينه استفاده ازمواد غذايي جايگزين گلوتن براي بيماران مبتلا به سلياك سنگين است
اين بيماري بيشتر زمينه ژنتيكي دارد و ممكن است باعوارضي مانند ديابت تيپ يك، تيروئيد، بيماري‌هاي كبدي، ناباروي، صرع و حتي برخي سرطانهاي گوارشي همراه شود. عقب ماندگي از عوارض ابتلا به اين بيماري در دوران كودكي است.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] zcakx2g70cai8gaq5ca7kue2xcaygd2pgcan1hmsacaqwk14jc axlwr18cas3qle2cazsycnhcarfcyascaf04xsdcakmpobmca2 xsv5l.jpg


**مرور سریع سلیاک
اطلاعات اوليه
توضيح كلي
بيماري سلياك عبارت است از يك بيماري آلرژيك در روده كوچك ، كه توسط گلوتن (يك نوع پروتئين كه در اغلب غلات وجود دارد) ايجاد مي شود. در اين بيماري ، روده كوچك نمي تواند مواد مغذي را به خوبي جذب كند. اغلب موارد بيماري سلياك ، ارثي هستند. بيماري سلياك مسري يا سرطاني نيست . اين بيماري معمولاً به هنگام دوران شيرخوارگي يا اوايل كودكي (دو هفتگي تا يك سالگي ) آغاز مي شود. امكان دارد علايم هنگامي ظاهر شوند كه كودك اول بار شروع به خوردن غذاهاي حاوي گلوتن مي كند. در بزرگسالان ، علايم ممكن است به تدريج و در عرض چند ماه يا حتي چند سال پديدار شوند.

علايم شايع
كاهش وزن يا آهسته شدن روند وزن گرفتن يك شيرخوار بعد از اضافه كردن غلات به رژيم غذايي
بي اشتهايي
مدفوع شل ، كم رنگ ، حجيم و بدبو؛ دفع گاز زياد
تورم شكم ؛ درد شكم
ظاهر عمومي نشاندهنده نرسيدن مواد مغذي به حد كافي
زخم دهاني
كم خوني يا كمبود ويتامين ، همراه با خستگي ، رنگ پريدگي ، بثورات پوستي ، يا درد استخوان
قوس برداشتن مختصر پاها (پا پرانتزي ) در كودكان
خستگي مبهم ، از نفس افتادن زودهنگام
تورم پاها

علل
بيماري سلياك يك بيماري مادرزادي است كه به علت عدم تحمل به گلوتن ايجاد مي شود. گلوتن پروتئيني است كه در اغلب غلات وجود دارد.
عوامل افزايش دهنده خطر
سابقه خانوادگي بيماري سلياك
حاملگي
ساير آلرژي ها
پيشگيري
در حال حاضر نمي توان از آن پيشگيري به عمل آورد.
عواقب مورد انتظار
با رعايت يك رژيم سفت و سخت فاقد گلوتن ، مي توان انتظار يك زندگي طبيعي را در اغلب بيماران داشت . روند بهبود در عرض ۳-۲ هفته آغاز مي شود.

عوارض احتمالي
در موارد نادر، حذف گلوتن از رژيم غذايي با بهبودي سريع همراه نخواهد بود.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


درمان
اصول كلي
تشخيص قطعي با نمونه برداري مسجل مي شود. براي اين كار، نمونه بافتي كوچكي از روده كوچك برداشته مي شود. امكان دارد سه بار نمونه برداري انجام شود. يك بار زماني كه گلوتن در رژيم غذايي وجود دارد، يك بار زماني كه گلوتن از رژيم غذايي حذف شده است ، و دفعه سوم زماني كه دوباره گلوتن در رژيم غذايي گنجانده مي شود.
تنها انتخاب درماني ، حذف كردن گلوتن از رژيم غذايي است .

داروها
آهن و اسيدفوليك براي كم خوني
كلسيم و مكمل هاي ويتاميني در صورت كمبود
امكان دارد داروهاي كورتيزوني خوراكي براي كاهش پاسخ التهابي بدن در موارد حمله شديد بيماري تجويز شوند.

فعاليت
هيچ محدوديتي براي آن وجود ندارد.

رژيم غذايي
رژيم غذايي فاقد گلوتن . حذف كامل گلوتن از رژيم غذايي دشوار است . بنابراين در مدتي كه با رژيم جديد به تدريج خو مي گيريد صبر پيشه كنيد. برنامه ريزي رژيم غذايي با كمك متخصص تغذيه انجام مي پذيرد.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا كودكتان علايم بيماري سلياك را داريد.
اگر علايم در عرض ۳ هفته پس از آغاز رژيم فاقد گلوتن برطرف نشده باشند.
اگر كودك دوباره وزن از دست رفته را به دست نياورد يا رشد و نمو مناسبي مطابق انتظار نداشته باشد.
اگر تب به علايم اضافه شود

سلياك و زايمان
محققان سوئدي مي‌گويند خطر زايمان زودرس و تاخير رشد درون رحمي جنين در زناني كه تا زمان حاملگي از بيماري سلياك خود بي‌اطلاع هستند زياد است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، تشخيص و درمان زودهنگام اين زنان پيش از حاملگي عوارض حاملگي را كمتر مي‌كند.
با تشخيص زود هنگام بيماري در اين زنان و شروع رژيم غذايي بدون گلوتن التهاب روده كوچك كم مي‌شود. به اين ترتيب با درمان التهاب روده كوچك از سوء جذب مواد غذايي در اين زنان پيشگيري مي‌شود.
با درمان سوء جذب عوارض حاملگي نيز در اين زنان كاهش مي‌يابد.
محققان بيماستان دانشگاهي اوربو در سوئد اطلاعات حاصل از ‪ ۲/۸ميليون تولد در فاصله سال‌هاي ‪ ۱۹۷۳تا ‪ ۲۰۰۱از مادران سالم را با ‪ ۲۰۷۸تولد از مادران مبتلا به سلياك كه بيماري فقط در ‪ ۱۱۴۹تن از آنها پيش از زايمان تشخيص داده شده بود با هم مقايسه كردند.
نتايج اين مطالعه كه در نشريه “‪ “gastroenterologyبه چاپ رسيد نشان داد تاخير رشد داخل رحمي، تولد نوزاد كم وزن، زايمان زودرس و كاهش وزن جفت تنها در زناني كه تا هنگام حاملگي بيماري سلياك در آنها تشخيص داده نمي‌شود ديده شد.
در حالي كه تشخيص زود هنگام اين بيماري دستكم دو سال قبل از بارداري از بروز تمام عوارض ناخواسته مذكور پيشگيري مي‌كند.
اين مطالعه بر تشخيص زودرس اين بيماري در سال‌هاي اوليه عمر تاكيد مي‌كند. اين بيماري دستكم يك تا دو سال پيش از حاملگي بايد تشخيص داده شود. با شروع درمان و بهبود التهاب روده از سوء تغذيه مادر باردار پيشگيري مي‌شود.
در زناني كه سابقه تولد زايمان زودرس و يا تولد نوزاد كوچك دارند و از خستگي و ضعف و دردهاي شكمي رنج مي‌برند بايد به بيماري سلياك مشكوك شد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطردرسلیاک
سابقه‌ خانوادگی‌ بیماری‌ سلیاک‌
حاملگی‌
سایر آلرژی‌ها

پیشگیری‌
در حال‌ حاضر نمی‌توان‌ از آن‌ پیشگیری‌ به‌ عمل‌ آورد.

عواقب‌ مورد انتظار
با رعایت‌ یک‌ رژیم‌ سفت‌ و سخت‌ فاقد گلوتن‌، می‌توان‌ انتظار یک‌ زندگی‌ طبیعی‌ را در اغلب‌ بیماران‌ داشت‌. روند بهبود در عرض‌ ۳-۲ هفته‌ آغاز می‌شود.

عوارض‌ احتمالی‌
در موارد نادر، حذف‌ گلوتن‌ از رژیم‌ غذایی‌ با بهبودی‌ سریع‌ همراه‌ نخواهد بود.

بيماري سيلياك در كشورهاي در حال توسعه
در دهه ۸۰ ميلادي با استفاده از تست هاي ساده سرلوژيكي به تدريج مشخص شد كه شيوع بيماري سيلياك در كشور هاي مختلف خاورميانه و شمال افريقا و هند ( كشورهاي در حال توسعه ) تقريبا به همان اندازه كشورهاي غربي است . شيوع سيلياك در مناطقي كه در معرض خطر قرار دارند ۳% تا ۵% است .
تظاهرت كلينيكي سيلياك به طور مشخصي با سن و مدت گستردگي بيماري تغيير مي كند . مطالعات كلينيكي نشان داده است كه ظهور اين بيماري در اروپا و خاور ميانه با نشانه هاي غير اختصاصي يا حتي بدون نشانه هاي معمولي همراه است كه در بعضي اوقات نشانه هي هم ندارد .
با توجه به انكه گندم يك غذاي عمده و همگاني در اغلب كشورها بوده اين امكان وجود دارد در پي استفاده زياد نسبت به ان مقاومت و خود ايمني پيدا كنند و موجب پديد امدن نشانههايي خفيف تر مي گردد كه اين نشانه ها مي توتنند با سندروم روده تحريك پذير( Ibs ) يا اختلالات معدی روده اي شناخته نشده اشتباه شود. يك شاخص عمده سيلياك (CD) در كشورهاي جهان سوم توام بودن آن با اسهال مزمن يا كم خوني فقر آهن است .
بهترين روش براي تشخيص CD در بيماراني كه اسهال دارند تست سريولوژيكي (واكنش آنتي ژن – آنتي بادي ) و بیوسپی روده كوچك مي باشد . با توجه به كمبود امكانات لازم براي تامين رژيم فاقد گندم (gloten Free ) در كشورهاي خاورميانه ارائه يك رژيم مداوم ومفيد هم براي بيماران و هم پزشكان
كار سخت است.

ارتباط ميان ابتلا به سلیاک و فصل تولد نوزاد
احتمال ابتلا به نوعي بيماري گوارشي به نام سلياك در كودكاني كه در فصل تابستان متولد شده اند بيش از سايرين است سلياك نوعي اختلال گوارشي نسبتا شايع است كه در نتيجه حساسيت به پروتئيني به نام گلوتن كه در گندم و برخي مواد غذايي ديگر مانند برنج و جو وجود دارد پديد مي آيد و باعث پيدايش علائمي مانند دل درد , اسهال , سوئ جذب و برخي عوارض ديررس در فرد مبتلا مي گردد. نتايج مطالعات ۲۴ ساله پژوهشگران سوئدي روي ۲۱۵۱ كودك مبتلا به بيماري سلياك نشان مي دهد , شيوع اين بيماري دركودكاني كه در فصل تابستان به دنيا آمده اند , تا پيش از سن دو سالگي به مراتب بيش از ساير همسالان آنها است. اين محققان با توجه به نتايج اين پژوهش تماس با برخي عوامل محيطي كه ميزان آنها در طول مدت سال تغيير مي كند را در بروز اين بيماري دخيل مي دانند.


رژيم غذايي فاقد گلوتن براي بيماران مبتلا به سلياك

اصول رژيم غذايي فاقد گلوتن

«مقادير بسيار جزئي گلوتن (حتي يك مولكول) به اندازة مقادير فراوان آن مضر است» . سلياك نوعي بيماري گوارشي مزمن است كه در افراد حساس به گلوتن بروز مي‏كند. گلوتن پرتئيني است كه در غلاتي مثل گندم، جو، جوي سياه و چاودار پيدا مي‏شود و با تأثير بر پرزهاي روده باعث كاهش جذب غذا و در نتيجه بروز علامتهاي مختلف مي‏شود. تنها درمان بيماري سلياك رژيم غذايي فاقد گلوتن براي تمام عمر مي‏باشد.

مبتلايان به سلياك لازم است بدانند كه با رعايت برنامه غذايي و حذف كامل غلات غيرمجاز ذكر شده به طور كامل بهبود مي‏يابند وليكن بايد تا پايان عمر در پرهيز كامل از چنين غلاتي بوده و برنامه غذايي مناسب خويش را رعايت نمايند.
اين مطالب جهت كمك به افرادي كه نيازمند به رعايت رژيم فاقد گلوتن مي‏باشند تهيه شده است، در اين جزوه غذاهاي اصلي كه شما مي‏توانيد از آنها استفاده كنيد و همچنين غذاهايي كه مجاز به استفاده از آنها نيستيد ذكر شده است، در انتهاي آن نيز طرز تهية نان و يك نوع شيريني فاقد گلوتن شرح داده شده است.

آنچه مبتلايان به سلياك بايد در مورد تغذية خود بدانند:
رژيم غذايي در بيماران مبتلا به سلياك بسته به شدت بيماري از لحاظ پرهيز و نحوة استفاده ساير مواد غذايي متفاوت بوده و فرد بايد همواره مورد پيگيري تغذيه‏اي نزد مشاوران تغذيه قرارگرفته و از لحاظ كفايت انرژي و مواد مغذي موجود در برنامة غذايي خود توسط مشاوران تغذيه اطمينان حاصل نمايد. اين افراد نياز به انرژي مناسب براساس نيازهاي شخصي خود داشته و بايد از برنامه غذايي با پروتئين بالا (به ميزان ۱۰۰ تا ۱۲۰ گرم روزانه براي بالغين و ۳ تا ۴ گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن براي كودكان) برخوردار باشند. همچنين مايع بصورت روزانه توصيه مي‏شود كه مشاور تغذيه با توجه به وضعيت جسماني بيمار به تدريج چربي رژيم غذايي به ميزان بيشتري در نظر مي‏گيرد.
فرد مبتلا به سلياك لازم است بداند كه نسبت به پروتئين كلية غلاتي كه بطور معمول از آنها نان تهيه مي‏شود نظير گندم، جو، جوي سياه و چاودار، عدم تحمل دارد. لذا به هيچ وجه مجاز به مصرف چنين غلاتي نمي‏باشد مانند انواع نانهاي معمولي، ماكاروني و اسپاگتي، انواع كيك و بيسكويت‏هاي معمولي و انواع كلوچه ها، همچنين مصرف كليه محصولات غذايي كه در تهية آنها از اينگونه غلات استفاده شده است، ممنوع مي‏باشد مانند سوسيس، كالباس و سوپهاي آماده، حتي اگر مشكوك به استفاده از آرد اين غلات در تهيه و پخت برخي از غذاها مي‏باشد، بايد از آنها استفاده ننمايد بنابراين سوپهاي آماده و سس‏هايي كه در رستورانها عرضه مي‏شوند و حتي سبزيجات پخته شده در رستورانها ممنوع مي‏باشد.
بهتر است در هنگام خريد خوراكي‏ها به مواد غذايي مورد استفاده درتهيه آنها دقت نموده و آنهايي را كه شامل غلات و آردهاي ممنوعه هستند، استفاده نكنيد.

غذاهايي كه حاوي گلوتن مي‏باشد و بايد از آنها پرهيز كرد:
-تمام غذاهايي كه معمولاً حاوي گندم و جو، جو دوسر و گندم سياه يا چاودار و آرد آنها.
-انواع نان‏هاي معمولي، نان خشك، بيسكويت، باگت، نان سفيد و سياه.
-كليه گوشت‏هاي كنسرو شده، سوسيس، كالباس، كتلت، كباب كوبيده رستورانها، شنيسل گوشت و مرغ، ماكاروني، رشته‏فرنگي، غذاهاي حاوي جو، شوربا، فرني، با آردهاي فوق.
-سس سفيد و سس گوجه فرنگي، نشاسته گندم.
-قهوه فوري، نسكافه، شير شكلات، نشاسته گندم.
-كليه شيريني‏هاي تهيه شده با آرد گندم، گز، سوهان، حلوا، ترحلوا، شكلات و بعضي از انواع آب نبات، كمپوت و انواع مواد غذايي كنسرو شده و كليه غذاهايي كه با آرد غيرمجاز تهيه شود.
-چيپس سيب زميني، كشك، مارگارين، سركه سفيد، سس‏هاي آماده.
-شكر قهوه‏اي، آجيل بو‏داده، دارچين.
-ويفرها و انواع بيسكويت.

نكته:
بهتر است در ماههاي ابتدايي رعايت رژيم فاقد گلوتن از مصرف شير و فرآورده‏هاي حاوي شير جلوگيري كرد.
هرگاه به غذايي مشكوك بوديد بهتر است مصرف نكنيد.

نكته:
در صورتي كه فرد مبتلا دچار اسهال مي‏باشد، مصرف شير براي دو ماه اول درمان ممنوع مي‏باشد و بجاي استفاده از شير، فرد مي‏تواند از ماست جهت تأمين نيازهاي مواد معدني و پروتئيني خود استفاده نمايد و پس از رفع و بهبود اسهال مي‏توان از شير به تدريج در برنامه غذايي خود استفاده نمايد.
چون در مبتلايان به سلياك كمبود اسيدفوليك، آهن، ويتامين B۱۲ و نيز كلسيم شايع مي‏باشد. رژيم غذايي اين افراد بايد از نظر دارا بودن چنين مواد معدني و ويتامين‏هايي غني باشد و در صورت لزوم از قرص آهن، اسيد فوليك و مولتي ويتامين استفاده شود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نمونه‏اي از رژيم فاقد گلوتن كه بيمار مبتلا به سلياك مي‏تواند از آنها استفاده نمايد:

آشاميدنيها:
چاي، آب، شير بدون چربي و يا كم چربي، نوشابه‏هاي غيرالكلي
نان‏ها، غلات و حبوبات:
نان ذرت يا تهيه شده با آرد ذرت، بلال، سيب‏زميني، برنج، عدس، لوبياي قرمز و در حالت بهبود انواع حبوبات بصورت كامل (افراد مبتلابه سلياك مي‏توانند از ذرت و يا آرد برنج، انواع شيريني‏ها و رشته را تهيه نموده و مصرف كنند كه در پايان طرز تهيه ۲ مورد از آنها شرح گرديده است.)
پنير و تخم مرغ:
پنير كم چرب و پاستوريزه، تخم مرغ به هر شكل
دسرها:
ميوه، بستني خانگي، ژلاتين ساده يا با ميوه، دسرهاي تهيه شده با آرد ذرت
ميوه و سبزي:
ميوه بصورت پخته و تازه در صورت تحمل و طبق توصيه مشاور تغذيه و نيز سبزي‏هاي پخته يا كنسرو شده (آلو، گوجه، عصارة آنها و ميوه‏ها با پوست و هسته در ابتدا توصيه نمي‏شوند)
گوشت‏ها:
انواع گوشت‏هاي بي‏چربي، كم چربي بصورت كباب شده يا بخارپز، ماهي و مرغ
سوپها:
انواع سوپ‏هاي تهيه شده با آرد ذرت يا برنج و فرني با آرد برنج
شيريني‏ها:
انواع شيريني‏هاي تهيه شده از سيب زميني، آرد برنج و ذرت، عسل، مربا، مارمالاد، شكر و شربت‏ها
آجيل‏جات:
بادام، پسته، گردو، فندق، آفتاب‏گردان و بطور كلي تمام آنها در صورت عدم بروز اسهال و تحت نظر مشاور تغذيه
روغن:
روغن ذرت، روغن زيتون، آفتاب‏گردان، روغن بادام زميني، روغن مايع

نكته:
درميان انواع تنقلاتي كه از غلات تهيه شده‏اند، برشتوك به دليل اينكه از ذرت تهيه شده است، مجاز مي‏باشد و چيپس در صورتي كه از آرد غلات ممنوعه عاري باشد نيز مجاز مي‏باشد. لازم به ذكر است كه خميردندانCrest فاقد گلوتن مي‏باشد.

طرز تهية شيريني ذرت:
آرد ذرت به ميزان ۱۱۰ گرم، شكر ۱۰۰ گرم به صورت پودر شده، تخم مرغ ۳ عدد، وانيل به ميزان كم در صورتي‏كه از عدم وجود غلات ممنوعه در آن مطمئن باشيد و يا پوست ليموترش پودر شده يا رنده شده بجاي وانيل سفيده تخم مرغ را با نصف شكر خوب هم مي‏زنيم. بعد زردة تخم مرغ را با نصف شكر خوب هم مي‏زنيم. سپس هر دو را كاملاً با هم مخلوط مي‏كنيم و كم‏كم آرد ذرت را به آن اضافه كرده و مخلوط مي‏كنيم. آنگاه قالب حاوي مخلوط حاصل را در طبقة وسط فر با درجة حرارت ۱۷۵ درجه سانتيگراد به مدت ۲۰ دقيقه قرار مي‏دهيم. پس از اين مدت شيريني ذرت به دست آمده آماده مصرف مي‏باشد.

طرز تهية نان ذرت و برنج:
شير گرم ۲۰۰ سي‏سي، تخم مرغ ۱ عدد، آرد برنج ۳۷۵ گرم، بلغور ذرت ۷۵ گرم
(بايد توجه داشته باشيد كه بلغور ذرت زرد رنگ است كه از آن بايد در تهية اين نوع نان استفاده شود زيرا در بازار آرد ذرت نيز وجود دارد كه به رنگ سفيد مي‏باشد و برخي از فروشندگان به آن نيز بلغور ذرت مي‏گويند و آنرا به جاي بلغور ذرت مي‏فروشند)، شكر يا پودر قند ۱ قاشق مرباخوري، نمك ۱ قاشق مرباخوري، پودر خمير ترش از نوع ريز ۷ گرم (۱ قاشق سوپخوري)، كره نرم شده ۴۰ گرم (۳ قاشق سوپخوري)، زرده تخم مرغ و كنجد در صورت تمايل جهت تزئين روي كيك.
آرد برنج و بلغور ذرت را با پودر قند يا شكر و نمك خوب مخلوط مي‏كنيم. كم‏كم كره نرم شده را به آن اضافه مي‏كنيم و ضمن اضافه كردن آنرا خوب هم مي‏زنيم (مخلوط الف) از طرف ديگر تخم مرغ را داخل بقيه آب گرم باقيمانده ريخته و كاملاً هم زده و مخلوط مي‏كنيم (مخلوط ب). مخلوط تخم مرغ و آب گرم (مخلوط ب) را به مخلوط تهيه شده قبلي (مخلوط الف) اضافه مي‏كنيم و به خوبي هم مي زنيم. بعد كم كم آرد برنج را به آن اضافه نموده و ضمن اضافه كردن با هم‏زدن آنرا با خمير تهيه شده مخلوط مي‏كنيم و پس از مخلوط شدن كامل آنها شير را نيز به تدريج به آن اضافه نموده و با قاشق به خوبي هم مي‏زنيم تا خمير مورد نظر حاصل شود. كمي آرد برنج را روي قالب شيريني بزرگي ريخته و سطح آنرا صاف مي‏كنيم و سپس خمير به دست آمده را روي قالب شيريني پخش مي‏كنيم و قالب شيريني را در فر با حرارت ۲۰۰ درجه سانتيگراد به مدت ۳۰ دقيقه قرار مي‏دهيم تا روي نان طلايي شود. پس از طلايي شدن روي نان آن را از فر بيرون آورده و استفاده مي‏كنيم.
در صورت تمايل به تزئين نان مورد نظر، قبل از قرار دادن خمير در فر روي سطح آنرا كمي با زرده تخم مرغ و كنجد، بصورت يك لايه نازك تزئين مي‏كنيم سپس در فر با همان درجة حرارت و زمان قرار مي‏دهيم.

ghazal_ak
11-02-2008, 13:22
مقدمه
يكي از بيماريهاي كشنده در كشورهاي در حال توسعه، بيماري سرخك است كه ميزان كشندگي آن در حدود ۱ تا ۵ درصد و در بعضي مناطق در حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد تخمين زده شده است. بهبود پوشش جاري واكسيناسيون، باعث كاهش موارد ابتلا به سرخك و در نتيجه كاهش موارد مرگ ناشي از سرخك گرديده است.

طي دهه ۱۹۸۰ ميلادي به‌دنبال بسيج جهاني واكسيناسيون كودكان، پوشش ايمنسازي افزايش چشمگيري پيدا كرد و در سال ۱۹۸۹ ميلادي، كاهش ميزان ابتلا به سرخك تا ۹۰ درصد و كاهش ميزان مرگ ‌و مير ناشي از آن تا ۹۵ درصد ( اين آمار در مقايسه با ميزان ابتلا و مرگ‌ و مير، قبل از انجام برنامه‌هاي واكسيناسيون، داده شده است) در برنامة كار مجمع جهاني بهداشت قرار گرفت.

در گردهمايي جهاني سال ۱۹۹۰، رسيدن به پوشش۹۰ درصدي تا سال ۲۰۰۰ به‌عنوان هدف براي واكسن سرخك و ساير واكسنهاي برنامه گسترش ايمنسازي مطرح گرديد و متعاقباً حذف سرخك در سه منطقه از شش منطقه سازمان جهاني بهداشت (منطقه امريكا تا سال ۲۰۰۰، منطقه اروپا و منطقه مديترانه شرقي تا سال ۲۰۱۰) به عنوان هدف در نظر گرفته شد. مناطق آفريقايي و آسياي جنوب شرقي و غرب اقيانوس آرام، اهداف قبلي مجمع جهاني بهداشت مبني بر كاستن ميزان ابتلا و مرگ را حفظ نمودند. در سال ۲۰۰۰، سازمان جهاني بهداشت و يونيسف توصيه كرده‌اند كه كشورها بايد علاوه‌بر پوشش گستردة دوز اول واكسن سرخك، فرصت دومي را نيز براي تمامي كودكان به منظور ايمنسازي عليه سرخك، فراهم نمايند. موارد گزارش شده سرخك، طي دهه ۱۹۸۰ و اوايل دهه۱۹۹۰، كاهش يافت و در اواسط دهه ۱۹۹۰، ثابت باقي ماند. درسال ۲۰۰۰ ميزان موارد سرخك در سطح جهان در مقايسه با ميانگين ساليانه ۵ سال قبل، افزايش ۱۳ درصدي پيدا كرد كه پس از انجام بسيج‌هاي واكسيناسيون، تعداد موارد گزارش شدة سرخك به شدت كاهش يافت (كاهش در ميزان ابتلا به ميزان تقريبي بيش از ۹۹ درصد) درسال ۲۰۰۰ سرخك، مسئول نصف موارد مرگ ناشي از بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن بود. البته ميزان مرگ و مير جهاني سرخك تا سال ۲۰۰۰ در مقايسه با دوران قبل از مصرف واكسن، ۸۷ درصد كاهش يافته است.

در سال ۲۰۰۱، سازمان جهاني بهداشت و يونيسف با توجه به بار جهاني بيماري سرخك، برنامه استراتژيك مشتركي را براي سالهاي ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ منتشر كردند. اهداف برنامه، كاهش ميزان ابتلا به سرخك تا ۵۰ درصد در مقايسه با سال ۱۹۹۹ و حذف سرخك مي‌باشد. استراتژي‌هاي طراحي شده (راهبردها) در اين برنامه عبارتند از :• پوشش بالاي نوبت اول واكسيناسيون ؛

• تأمين فرصت دوم ايمنسازي عليه سرخك براي تمام كودكان از طريق فعاليتهاي ايمنسازي تكميلي و يا اجراي نوبت دوم واكسيناسيون ؛

• مراقبت موارد ابتلا وتأييد آزمايشگاهي موارد مشكوك به سرخك ؛

• درمان مؤثر موارد سرخك ؛

• ادغام فعاليتهاي كنترل سرخك با ساير فعاليت‌هاي ايمنسازي و فعاليت‌هاي برنامه مراقبت‌هاي اوليه بهداشتي.

درسال ۱۹۹۷، كشورهاي عضو منطقه مديترانه شرقي سازمان جهاني بهداشت، مصوبة حذف سرخك در منطقه تا سال ۲۰۱۰ را تصويب كردند. اين مصوبه، شامل چهار استراتژي است:

۱- انجام واكسيناسيون سرخك و تداوم آن به‌منظور پوشش بيش از ۹۵ درصد كودكان ؛
۲- واكسيناسيون همزمان همه كودكان، بدون در نظر گرفتن سابقه واكسيناسيون قبلي يا ابتلا به بيماري (بسيج واكسيناسيون عمومي) ؛

۳- انجام بسيج ملي واكسيناسيون دوره‌اي (هر ۳ تا ۵ سال) براي تمام كودكاني كه بعد از آخرين بسيج واكسيناسيون به دنيا آمده‌اند يا پوشش جاري بيش از ۹۵ درصد براي دومين نوبت واكسن سرخك ؛

۴- تقويت نظام مراقبت سرخك و‌تأييد آزمايشگاهي موارد مشكوك.


اصطلاحات برنامه :
كنترل سرخك : كنترل سرخك به معناي كاهش ميزان ابتلا و ميزان مرگ و مير بر اثر بيماري سرخك و منطبق بر اهداف از پيش تعيين شده است.

حذف سرخك :
موقعيتي (مرحله‌اي) است كه در آن انتقال محلي سرخك در يك ناحيه جغرافيايي بزرگ، متوقف شده است و بيماري، به‌دنبال ورود يك فرد مبتلا به منطقه، انتقال نمي‌يابد.

ريشه‌كني سرخك :
به معناي قطع انتقال جهاني سرخك در نتيجه تلاشهاي به‌عمل آمده است.

طغيان :
هرگاه تعداد موارد مشاهده شده نسبت به موارد مورد انتظار (در يك ناحيه جغرافيايي و دورة زماني مشابه) افزايش يابد اصطلاحاً طغيان گفته مي‌شود.
تعريف طغيان بستگي به مرحلة مراقبت سرخك دارد. براي مثال كشور ما كه در مرحلة حذف قرار دارد حتي يك مورد ابتلاء به سرخك با ويروس بومي به‌عنوان طغيان تلقي مي‌گردد.

بيماري سرخك :‌
سرخك، بيماري حاد بثوري، بسيار مسري و با قدرت انتشار زياد است و علائم مقدماتي آن تب، پرخوني ملتحمه چشم (احتقان ملتحمه) آبريزش از بيني، سرفه و ايجاد نقاط سفيد در زمينة قرمز بر روي سطح مخاطي دهـان (Koplic Spots) هستند. معمولاً در روز سوم تا هفتم بعد از شروع بيماري، بثورات ابتدا در صورت (ناحيه خط مو ) ظاهر مي‌شوند، سپس به تمام بدن گسترش مي‌يابند و ۴ تا ۷ روز نيز باقي مي‌مانند. دورة نهفتگي بيماري ۷ تا ۱۴ روز (معمولاً‌ ۱۰ روز تا زمان بروز علائم اوليه و ۱۴ روز تا ظهور بثورات) است. انسان تنها مخزن ويروس محسوب مي‌شود. عوارض عمدة بيماري عبارتند از: عفونت گوش مياني (Otitis Media)، عفونت ريه(Pneumonia)، اسهال، سوء تغذيه، زخم قرنيه و كوري، التهاب غشاهاي مخاطي دهان (استوماتيت)، لارنگوتراكئوبرونشيت و تورم مغز (Encephalitis)، عارضـه نـادر مغـزي پـان آنـسـفـاليـت اسـكـلـروزانـت تـحـت حـاد (Subacute Sclerosing Panencephalitis = SSPE). افرادي كه قبلاً‌ واكسينه شده‌اند، ممكن است تظاهرات باليني با مشخصات ذكر شده را به‌طور كامل نداشته باشند.

عامل بيماري، :
موربيلي ويروس (Morbilli Virus) است. و نوع ژن (ژنوتيپ) ويروس سرخك در ايران از نوع D۴ مي‌باشد كه در مرحله حذف، دانستن نوع ويروس به‌منظور مشخص كردن چرخش ويروس در طبيعت و تشخيص بومي يا غير بومي بودن آن، داراي اهميت است.
بيماري از ديدگاه نحوة گزارش‌دهي در تقسيمات سازمان جهاني بهداشت در گروه A قرار دارد. (يعني گزارش‌دهي موارد بيماري الزامي است و بايد با سريعترين راه‌هاي ممكن نظير تلفن، صورت پذيرد).
دوره قابليت سرايت بيماري :
اين مسئله از ديدگاه برنامه مراقبت، فوق‌العاده با ارزش است. به‌طور معمول از ۳ تا ۵ روز قبل از بروز بثورات سرخكي و تا ۴ روز پس از آن، بيماري، مسري تلقي مي‌شود.

جداسازي :
در بيمارستان از مرحلة آبريزش بيني و قبل از ظهور تب تا ۴ روز بعد از بروز بثورات (راش‌هاي) پوستي، خطر انتشار ويروس به ساير بيماران بستري و در معرض خطر، وجود دارد. (درمورد مبتلايان به اختلالات ايمني، اين احتمال تا پايان دورة بيماري وجود دارد).

نحوه مراقبت از موارد تماس بيماري :

• افراد در معرض تماس با فرد مبتلا به سرخك (بدون سابقه واكسيناسيون) در صورت نداشتن ممنوعيت دريافت واكسن، بايستي واكسينه گردند و در صورتيكه امكان تجويز واكسن به هر علتي براي آنان ميسر نباشد، بايد۱۴ روز تحت مراقبت قرار بگيرند و بروز تب در آنها به‌عنوان احتمال شروع بيماري تلقي گردد. طول مدت استراحت و جداسازي اين افراد برمبناي تشخيص پزشك معالج خواهد بود.
• افراد خانوادة فرد مشكوك كه واكسينه نشده‌اند و سن آنها بين ۹ ماه تا ۲۵ سال است، بايد در فاصلة زماني كمتر از ۷۲ ساعت بعد از شروع علائم در بيمار، واكسينه شوند. در مورد كودكان كمتر از ۹ ماه و زنان باردار، تجويز ايمونوگلوبولين استاندارد (به مقدار ۲/۰ ميلي‌ليتر به‌ازاء هر كيلوگرم وزن و حداكثر ۱۵ ميلي‌ليتر) توصيه شده است. كليه افراد دريافت‌كننده ايمونوگلوبولين اختصاصي سرخك بايد ۵ ماه بعد واكسينه شوند. (تجويز واكسن قبل از اين مدت، بي‌اثر خواهد بود).
• در مدارس بلافاصله بعد از تشخيص باليني بيماري، تمامي محصلين مدرسه بايد از نظر سابقة واكسيناسيون و دريافت ۲ نوبت واكسن سرخك بررسي شوند و در صورت تكميل نبودن واكسيناسيون (بر اساس كارت واكسن يا حافظه والدين)، بلافاصله واكسينه گردند. بررسي موارد در مدت ۴۸ ساعت بعد از شناسايي مورد اوليه، ضروري خواهد بود.


توجه :

۱- اگر در يك كانون تجمعي (مدرسه، اداره، پادگان و …) يك مورد قطعي مبتلا به سرخك گزارش گردد و علائمي از گردش ويروس در مدت سه هفته پس از شروع ابتلا نفر اول وجود داشته باشد، بايد تمامي افراد ۹ ماه تا ۲۵ سال آن كانون بدون توجه به سابقة واكسيناسيون، واكسينه شوند.
۲- اگر در يك كانون تجمعي، طي حدود ۱۴ روز، دو مورد مشكوك به سرخك يا بيشتر مشاهده گرديد، بايد تمامي افراد ۹ ماه تا ۲۵ سال آن كانون را بدون توجه به وضعيت واكسيناسيون قبلي، واكسينه نمود.
۳- در بررسي موارد، بايد در همان بلوك مسكوني يا همسايگان (‍ تا شعاع ۱۰۰۰ متر) نسبت به پاسخگويي سئوالات زير و بيمار‌يابي اقدام نمود:
• آيا در يك ماه اخير، مورد ديگري با علائم مشابه ديده شده است؟
• وضعيت واكسيناسيون افراد زير۲۵ سال در اين منطقه چگونه است؟ (در اين افراد بايد بررسي وضعيت واكسيناسيون انجام شود)
• بيمار به چه مكانهايي (مدرسه، اداره، پادگان و…) تردد نموده است؟ (اين مكانها بايد بررسي و بيماريابي شوند)
۴ - به‌منظور پيشگيري در موارد تماس، از واكسن حاوي جزء سرخك (M يا ‌ MRيا MMR ) استفاده گردد.
پيشگيري :‌

جهت پيشگيري واكسن زنده سرخك يا MMR يا MR، (طبق دستورالعمل واكسيناسيون كشوري)، به ميزان ۵/۰ سي‌سي، زير جلدي توصيه مي‌گردد.
واكسن سرخك ( توليد ايران ) :
واكسن سرخك، ويروس ضعيف شده سرخك (به‌وسيلة پاساژهاي متوالي و مكرر) از سويه ادمونستون سوشAIK-HDC است كه به سلول رويان انسان، عادت نموده و براي حفظ آن از آلودگي، كانامايسين و نئومايسين و همچنين مقدار كمي مادة تثبيت كننده به آن افزوده شده است.


موارد منع واكسيناسيون :‌
۱- داشتن بيماريهاي حاد تب‌دار با تب متوسط تا شديد (بالاتر از ۵/۳۸ درجه سانتيگراد)‌؛
۲- قبل از گذشت حدود يك ماه از تزريق يك واكسن ويروسي زنده ديگر (درعين حال اگر ۲ واكسن، همزمان و در نقاط مختلف بدن تزريق شوند، مانعي ندارد و بديهي است رعايت فاصله بين واكسن خوراكي پوليو و واكسن تزريقي سرخك، لزومي ندارد) ؛
۳- نقص ايمني و بدخيمي‌ها ؛
۴- بارداري ؛
۵- حساسيت شديد نسبت به آنتي بيوتيك‌هاي به‌كار رفته در واكسن (مثل نئومايسين و كانامايسين).‌

عوارض واكسن :

عوارض واكسن به واكنش‌هاي موضعي و واكنش‌هاي عمومي، تقسيم‌بندي مي‌شود، بيشتر اين واكنش‌ها خفيف هستند و خودبه‌خود بهبود پيدا مي‌كنند.
عوارض خفيف و شايع واكسن سرخك /MMR/MR :‌
۱- عوارض موضعي (Local Reaction) شامل: درد، تورم و يا قرمزي محل تزريق كه در حدود ۱۰% موارد مورد انتظار است.
۲- واكنشهاي عمومي(Systemic Reaction) :
• در ۵ تا ۱۵ درصد واكسينه شده‌ها به‌وسيلة واكسن سرخك، تب، راش و يا التهاب ملتحمه مشاهده مي‌شود.
• واكنش نسبت به جزء اوريون واكسن MMR، شامل تورم غدد پاروتيد و واكنش نسبت به جزء سرخجه واكسن MMR، شامل درد مفاصل و تورم غدد لنفاوي است. ورم مفاصل نيز در ۱% از كودكان و ۱۵% از بزرگسالان واكسينه شده، مشاهده مي‌شود.

درد مفاصل (آرترالژي): معمولاً در مفاصل محيطي كوچك به‌وجود مي‌آيد و اگر بيشتر از ۱۰ روز باقي بماند، پايدار، و اگر كمتر از ۱۰ روز باقي بماند، گذرا ناميده مي‌شود.
اختلال عملكرد مغزي (آنسفالوپاتي): يك كسالت عمده با شروع حاد است كه با دو علامت از علائم ذيل مشخص مي‌شود:

۱- تشنج
۲- تغييرشديد سطح هوشياري كه يك روز يا بيشتر به‌طول انجامد
۳- تغيير آشكار رفتاري كه به‌مدت يك روز يا بيشتر ادامه يابد. (اين تغيير بايد ۶ تا ۱۲ روز بعد از واكسيناسيون سرخك يا MMR اتفاق افتاده باشد.)
توجه: تورم مغزي (آنسفاليت) ناشي از واكسن، بين روز پنجم تا پانزدهم پس از تزريق واكسن به‌وجود مي‌آيد.
كاهش پلاكت (ترومبوسيتوپني): كاهش تعداد پلاكت سرم به ميزان كمتر از ۵۰.۰۰۰ در ميلي‌ليتر است و مي‌تواند به كبودي يا خونريزي منجر گردد.
واكنش افزايش حساسيت (آنافيلاكسي): واكنش آلرژيك شديد و فوري (چند دقيقه تا نيم ساعت) كه از طريق بروز اختلال در سيستم گردش خون باعث تغيير سطح هوشياري، كاهش فشار خون، ضعيف بودن يا از بين رفتن نبض وانتهاهاي سرد شده و ممكن است با انقباض مجاري هوايي (برونكواسپاسم) و يا ادم حنجره همراه باشد.
واكنش شبه افزايش حساسيت (واكنش آنافيلاكتوئيد): واكنش حساسيت (آلرژيك) تشديد يافته‌اي است كه در مدت ۲ ساعت پس از واكسيناسيون اتفاق مي‌افتد و با يك يا چند علامت از علائم زير مشخص مي‌شود:
۱- خس‌خس سينه (ويزينگ) و يا تنگي‌نفس به‌دليل انقباض منتشر مجاري هوايي سيستم تنفسي (برونكواسپاسم)
۲- ادم حنجره (لارنگو اسپاسم)
۳- يك يا چند علامت پوستي شامل كهير، ادم صورت، ادم سراسري (ژنراليزه).
تشنج : حركات غيرطبيعي اندام‌هاي بدن است كه از چند دقيقه تا بيش از ۱۵ دقيقه و بدون همراهي با علائم عصبي موضعي (نورولوژيك فوكال) به‌طول مي‌انجامد و مي‌تواند همراه با تب و يا بدون تب باشد.
سنكوپ : به هم خوردن موقتي سطح هوشياري به‌دليل كاهش اكسيژن رساني به مغز (هيپوكسي مغزي)
سندرم شوك توكسيك : اگر واكسن پس از مخلوط شدن با حلال (پس از بازسازي)*، بيش از ۶ ساعت نگهداري شود و مورد استفاده قرار گيرد، به‌دليل رشد ميكروب استافيلوكك در آن، مي‌تواند پس از تزريق، موجب سندرم شوك توكسيك گردد. از مشخصات اين سندرم، شروع ناگهاني تب، استفراغ و اسهال در مدت چند ساعت پس از ايمنسازي است و در صورت عدم درمان، ظرف مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت، مي‌تواند منجر به مرگ گردد.
* (واكسنهايي كه نياز به بازسازي دارند مانند: BCG، MMR، مننژيت)
فصل ۲ :

مراقبت بيماري :
هدف از انجام مراقبت در مناطقي كه براي حذف سرخك تلاش مي‌نمايند، عبارت است از :‌
۱- كشف و بررسي سريع كلية موارد مظنون به سرخك
۲- اثبات موارد به‌وسيلة تشخيص آزمايشگاهي
۳- مشخص كردن منبع احتمالي بيماري (محلي يا وارده)
۴- پيش‌بيني و جلوگيري از طغيانهاي بيماري
۵- مشخص نمودن جمعيتهاي پرخطر*

تعريف مورد بيماري :
۱- تعريف باليني مورد بيماري: هر شخصي كه طبق نظر پزشك از لحاظ باليني به عفـونت سرخك مشكوك باشد يا هر شخص داراي نشانه‌هاي تب و بثورات (راش) ماكولوپاپولر (غير وزيكولار) و سرفه همراه با آبريزش بيني (كوريزا) يا التهاب ملتحمه (كونژونكتيويت)
۲- تعريف آزمايشگاهي: وجود آنتي‌بادي IgM اختصاصي سرخك در خون بيمار.
* منظور از جمعيتهاي پرخطر، مهاجرين، حاشيه‌نشين‌هاي فقير، جمعيتهاي جابجا شده، جمعيتهاي با دسترسي مشكل، جمعيتهاي با فرهنگها و اعتقادات خاص، جمعيتهاي با پوشش پايين واكسيناسيون و … هستند.
طرح طبقه‌بندي باليني :
۱- تأييد شده باليني : مورد مشكوك كه با تعريف مورد باليني، مطابقت دارد.
۲- رد شده باليني : مورد مشكوك كه با تعريف مورد باليني، مطابقت ندارد.

طرح طبقه‌بندي آزمايشگاهي :
۱- تأييد شده آزمايشگاهي : موردي كه با تعريف مورد باليني مطابقت دارد و به‌وسيلة آزمايشگاه، مورد تأييد قرار گرفته است.
۲- تأييد شده اپيدميولوژيك : موردي كه با تعريف مورد باليني مطابقت دارد و از نظر اپيدميولوژيك با مورد تأييد شدة آزمايشگاهي ارتباط داشته باشد.
۳- تأييد شده باليني : موردي كه با تعريف مورد باليني مطابقت داشته باشد ولي به‌دليل كافي نبودن نمونه خون، امكان تأييد آزمايشگاهي آن وجود ندارد.
۴- مورد رد شده : مورد مشكوكي كه با تعريف باليني يا آزمايشگاهي مطابقت نداشته باشد.
در كشور ما كه براي حذف سرخك تلاش مي‌نمايد از طبقه‌بندي آزمايشگاهي بيماري استفاده مي‌شود.

سيستم گزارش‌دهي :‌

در مرحلة حذف، مراقبت برمبناي مورد بيماري بايد مورد توجه قرار گيرد و هر مورد بايد در عرض كمتر از ۴۸ ساعت، گزارش و‌ بررسي شود و از هر مورد مشكوك بايد نمونه‌هاي آزمايشگاهي جمع‌آوري شود.
در تمام سطوح حتي در صورتيكه موردي وجود نداشته باشد، گزارش‌دهي بايد انجام گردد. (گزارش‌دهي صفر).

سيستم گزارش‌دهي شامل موارد ذيل است :

۱- گزارش فوري تلفني (از محيط تا بالاترين سطح) و ثبت آن
۲- گزارش ماهيانه : گزارش‌دهي از تمامي سطوح بهداشتي و درماني (بخش دولتي و بخش خصوصي) انجام مي‌گيرد. يعني گزارش‌دهي بايد از خانة بهداشت به مركز بهداشتي درماني مربوطه؛ از مركز بهداشتي درماني ( شهري – روستايي) به مركز بهداشت شهرستان؛ از مركز بهداشت شهرستان به مركز بهداشت استان (معاونت بهداشتي دانشگاه)؛ و از مركز بهداشت استان به مركز مديريت بيماريها صورت پذيرد. مراكز بخش خصوصي ( بيمارستان،درمانگاه، مركز بهداشتي درماني، مطب، كلينيك و …) نيز بايد براساس برنامة عملياتي تدوين شده (بنا به امكانات هر دانشگاه و شهرستان)، اطلاعات خود را به مركز بهداشتي- درماني محدودة فعاليتشان يا به مركز بهداشت شهرستان ارسال نمايند. گزارش ماهيانه از طريق تكميل فرمهاي بررسي اپيدميولوژيك و ليست خطي، انجام مي‌پذيرد :
الف) فرم بررسي اپيدميولوژيك موارد : اين فرم براي هر مورد بيمار، تكميل مي‌شود و هر ماه به مركز مديريت بيماريها، ارسال مي‌گردد.
ب) فرم ليست خطي موارد : اين فرم تمامي اطلاعات مورد نياز در گزارش تلفني موارد مشكوك به سرخك را داراست و هرماه به مركز مديريت بيماريها ارسال مي‌گردد.
۳- گزارش صفر ماهيانه : اگر در سطح دانشگاه، موردي وجود نداشت، گزارش صفر ماهيانه، ارسال مي‌گردد. (با استفاده از فرم گزارش ماهانه موارد بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن).


چگونگي تجزيه و تحليل اطلاعات و تهيه گزارش، شامل موارد ذيل است :
۱- تعداد موارد و ميزان بروز برحسب ماه و سال و منطقه جغرافيايي (شهرستان، دانشگاه، كشور)؛
۲- ميزان بروز برحسب سن و جنس (شهرستان، دانشگاه، كشور) ؛
۳- پوشش واكسن سرخك برحسب سال و منطقه جغرافيايي (شهرستان، دانشگاه، كشور)
۴- ميزان دوزهاي مصرف شده واكسن MMR نسبت به ميزان دوزهاي مصرف شده واكسن سه گانه نوبت اول(DPT۱) يا واكسن ب.ث.ژ‌ (BCG) (شهرستان، دانشگاه، كشور)، (ميزان افت پوشش واكسن)
۵- كامل بودن و به موقع بودن گزارشات* (فرم ليست خطي، فرم بررسي اپيدميولوژيك، فرم گزارش صفر ماهيانه، گزارش فوري تلفني)
۶- نسبت طغيانهاي شناخته شده (اعلام شده) به طغيانهاي تأييد شده توسط آزمايشگاه
۷- نسبت موارد بيماري برحسب گروه سني و وضعيت ايمنسازي (گروه‌هاي سني شامل: زير ۱۲ ماه و ۴- ۱ سال و ۹- ۵ سال و ۱۴- ۱۰ سال و ۱۹- ۱۵ سال و ۲۴- ۲۰ سال و ۲۵ سال به بالا).

ارزشيابي و پايش مراقبت بيماري در مرحلة حذف، علاوه‌بر موارد فوق براساس شاخص‌هاي عملياتي زير صورت مي‌پذيرد :
توجه: هدف در تمامي اين شاخص‌ها، دسترسي به ميزانهاي بالاتر از۸۰% مي‌باشد.
۸- درصد گزارشات ماهيانة رسيده
۹- درصد موارد گزارش شده در مدت زمان كمتر از ۴۸ ساعت بعد از شروع راش جلدي
* درصد كامل بودن گزارشات : تعداد گزارشات رسيده، تقسيم بر تعداد گزارشات مورد انتظار ضربدر۱۰۰ (براساس اطلاعات جمع‌آوري شده توسط فرم گزارش ماهانه موارد بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن) ؛
* درصد به موقع بودن (به هنگام بودن) گزارشات : تعداد گزارشات به موقع رسيده، تقسيم بر تعداد گزارشات مورد انتظار ضربدر ۱۰۰ (در مورد گزارش فوري تلفني به معناي آن است كه حداكثر ظرف مدت ۲۴ ساعت، بايد گزارش تلفني داده شود.
۱۰- درصد موارد بررسي شده در مدت زمان كمتر از ۴۸ ساعت بعد از گزارش مورد
۱۱- درصد مواردي كه داراي نمونه آزمايشگاهي مناسب بوده‌اند و نتايج آزمايشگاهي آن، در مدت ۷ روز، مشخص شده باشد
۱۲- درصد موارد تأييد شده كه منبع احتمالي عفونت آنها، مشخص شده است.

توجه :
۱- كلية موارد مشكوك به سرخك بايد با تعريف باليني ارائه شده، مطابقت داشته باشند
۲- نمونة مناسب براي آزمايشگاه در مبحث چگونگي جمع‌آوري نمونه‌ها، توضيح داده شده است ( مقدار، كيفيت، انتقال )
۳- طبقه‌بندي مناطق تحت پوشش كشور ( دانشگاه – شهرستان ) به‌وسيلة ميزان پوشش واكسيناسيون آنها ( كمتر از ۸۰% ، بين ۹۵-۸۰% و بيشتر از ۹۵% ) صورت پذيرد
۴- نقشه‌هاي پوشش واكسيناسيون مناطق، تعداد موارد و ميزان بروز در سطوح دانشگاهي، شهرستاني و كشوري، تهيه گردند
۱-۴- نقشه نقطه‌اي تعداد موارد گزارش شده بايد در كلية سطوح تهيه گردد. (توصيه مي‌شود براي كليد راهنماي نقشه از تقسيم‌بندي برمبناي: صفر مورد، ۱۰-۱ مورد، ۱۰۰-۱۱مورد، ۱۰۰ مورد به بالا و عدم اطلاعات استفاده گردد.)
۵- روند ماهيانه و ساليانه پوشش و تعداد موارد بايد بررسي گردند
۶- توزيع سني و وضعيت ايمنسازي موارد بايد بررسي شوند
۷- پيش‌بيني طغيانها بايد براساس پايش تجمع موارد مشكوك و تغييرات در روند اپيدميولوژي سرخك صورت پذيرد
۸- درتهيه آمار و اطلاعات ذكر شده، مقايسه ۳ سالة اخير، ضروري است
۹- هر دانشگاه، موظف است كميته‌اي تحت عنوان كميتة طبقه‌بندي دانشگاهي سرخك (متشكل از: معاون بهداشتي، مدير گروه مبارزه با بيماريها، كارشناس مسئول بيماري سرخك، يك يا دو نفر متخصص عفوني يا متخصص اطفال) تشكيل دهد و نسبت به طبقه‌بندي نهايي موارد مشكوك، اقدام نمايد.
۱۰- تشخيص نهايي هر مورد مشكوك به سرخك بايد به‌وسيلة كميته (كشوري و دانشگاهي) سرخك و با توجه به وضعيت باليني، وضعيت اپيدميولوژيك و نتيجه آزمايشگاهي تأييد شود و ضمن درج در فرم بررسي و ليست خطي، صورت جلسه گردد
تذكر: آمار ماهيانه، بايد تا بيستم ماه بعد به مركز مديريت بيماريها، ارسال گردد.
فعاليتهاي عمده‌اي كه بايد در مرحلة حذف مورد توجه خاص قرار گيرند :
• تهيه پس‌خوراند تجزيه و تحليل اطلاعات در سطوح بالاتر و ارسال به سطوح محيطي
• اطمينان از كامل و به موقع بودن ( به هنگام بودن ) گزارشات واصله (بخش دولتي و بخش خصوصي)
• پايش دائم و فعالانه شاخصهاي مراقبت
• بيماريابي فعال: بيمار‌يابي فعال بخصوص در مناطق زير بايد انجام گردد :
- مناطق فاقد گزارش‌دهي منظم
- مناطق داراي گزارشات صفر موارد
- مناطق پرخطر
• سازماندهي اقدامات كنترلي در زمان تأييد موارد بيماري
• انجام بسيج‌هاي تكميلي واكسيناسيون براساس اطلاعات مراقبتي
بررسي طغيانهاي سرخك :
هدف از بررسي طغيانهاي سرخك در مرحله حذف، رسيدن به موارد زير است:
• ارزشيابي برنامه‌هاي جاري واكسيناسيون
• تقويت مراقبت جاري
• مشخص‌كردن اپيدميولوژي بيماري و روشهاي انتقال آن
• توصيف جمعيتهاي پرخطر
• كاهش مرگ و مير بيماري.

در اين راستا، جمع‌آوري اطلاعات به شرح زير صورت مي‌پذيرد:
• محل و موقعيت موارد
• وضعيت سني موارد
• وضعيت ايمنسازي موارد
• تعداد مرگ حاصله ( طي ۳۰ روز اول از شروع راش جلدي )
• ليست خطي موارد
• اطلاعات باليني موارد
• نمونه‌هاي آزمايشگاهي موارد
• تأييد كردن تشخيص
• مشخص نمودن علل طغيان.

فعاليتهايي كه در اين مرحله بايد انجام گردند همانند مراقبت‌هاي جاري و شامل موارد ذيل است:
۱- تقويت و استحكام برنامه جاري واكسيناسيون
۲- پيشگيري از انتقال بيمارستاني و محيطي
۳- ارتقاء مناسب مديريت موارد بيماري
۴- ايمنسازي گروه‌هاي پرخطر.

توجه :
درهنگام بروز طغيان بيماري، كليه افراد ۹ ماهه تا ۲۵ سال، كه با فرد يا افراد بيمار در تماس بوده‌اند بدون توجه به سابقه واكسيناسيون قبلي، بايستي با واكسن حاوي سرخك واكسينه گردند.

نمونه برداري موارد در مرحله حذف بيماري سرخك :

به‌منظور تأييد يا رد موارد مشكوك به سرخك، بايد از تمامي موارد، نمونه‌برداري خون، و بررسي سرمي (از نظر IgM سرخك) انجام شود.
در مواقع طغيان نيز بايد از تمامي موارد، نمونه‌برداري خون (نمونه سرولوژي) انجام گيرد و صرفاً از ۱۰ مورد اول طغيان، نمونه‌هاي ادرار و ترشحات گلو (نمونه‌هاي ويرولوژي)، تهيه شود.
* تعدادي از دانشگاههاي علوم پزشكي كشور، براي تعيين ژنوتيپ ويروس سرخك، تعيين گرديده‌اند كه علاوه‌بر تهية نمونه‌هاي سرمي (سرولوژي) به تهيه نمونه‌هاي ادرار و گلو (ويرولوژي) از تمامي موارد نيز اقدام خواهند نمود.

نمونه خون:
عليرغم آنكه تست اليزا IgM در ۴ تا ۲۸ روز پس از بروز بثورات، بيشترين حساسيت را دارد و حتي در روز اول پس از بروز بثورات نيز تا ۷۰% اين تست، مثبت است. توصيه مي‌گردد كه نمونة خون، روز دهم پس از شروع بثورات تهيه گردد. در صورتيكه در روزهاي بعد، احتمال دسترسي به بيمار وجود نداشته باشد، مي توان در همان برخورد اول، نمونه را تهيه نمود.

روش كار:
۱- ۵ ميلي‌ليتر از خون، در لولة برچسب‌دار استريل، جمع‌آوري شود.
۲- نمونه خون جمع‌آوري شده به‌مدت ۱۰ دقيقه در سانتريفوژ ۱۰۰۰ دور در دقيقه قرار گيرد و سرم آن جدا شود.
۳- نمونه خون مي‌تواند در دماي ۴ تا ۸ درجة سانتيگراد حداكثر به‌مدت ۲۴ ساعت تا قبل از جداسازي سرم، نگهداري شود.
۴- نمونه خون كامل، نبايد منجمد شود.
۵- در صورتيكه سانتريفوژ وجود نداشته باشد، نمونه خون بايد تا زمانيكه سرم از لخته خون جدا شود در يخچال نگهداري گردد.
۶- سرم بايد به‌دقت از نمونه جدا شود و به ويال استريل برچسب‌دار منتقل گردد.
۷- برچسب ويال بايد حاوي مشخصات بيمار، تاريخ جمع‌آوري و نوع نمونه باشد.
۸- سرم بايد تا رسيدن زمان انجام آزمايش در دماي ۴ تا ۸ درجه سانتيگراد نگهداري شود.

توجه:
بايد دقت نمود فرد با تابلوي باليني سرخك - كه از نظر نمونه سرم (سرولوژي) مورد بررسي قرار مي‌گيرد طي ۱۴ روز گذشته، واكسن سرخك يا MR يا MMR، دريافت نكرده باشد.
تذكر ۱ : خون كامل بايد حداكثر طي مدت ۲۴ ساعت در درجه حرارت ۴ تا ۸ درجة سانتيگراد به آزمايشگاه، منتقل شود.
تذكر ۲ : درصورتيكه اقدام فوق ميسر نباشد، بايد حتماً سرم با شرايط فوق‌الذكر از خون، جدا شود.
تذكر ۳ : درصورتيكه دستگاه سانتريفوژ، موجود نباشد، خون كامل بايد به‌مدت ۲۴ ساعت در يخچال با شرايط ذكر شده به‌منظور جداسازي سرم از لخته خون نگهداري شود.
تذكر ۴ : سرم استريل درصورتيكه با يخ نگهداري مي‌شود بايد در مدت ۴۸ ساعت و در صورتيكه در يخچال ۴ تا ۸ درجه نگهداري مي‌شود بايد حداكثر طي مدت ۷ روز، به آزمايشگاه منتقل شود.
تذكر ۵ : نمونه‌ها بايد با رعايت زنجيرة سرما به همراه فرم ارسال نمونه به آزمايشگاه، انتقال يابند.
تذكر ۶ : در صورت استفاده از جعبه حمل واكس (Vaccine Carrier)بايد كيسه يخ (Ice Bag) در كف و همچنين در ديواره‌ها قرار گيرد و نمونه در مركز ظرف جاسازي شود و يك آيس‌بگ نيز در بالاي آن قرار گيرد.

نمونة ادرار :
جهت انجام بررسي ويرولوژي تهيه نمونه ادرار لازم مي‌باشد.
روش كار:
۱- ۲۰ تا ۵۰ سي‌سي ادرار (ترجيحاً ادرار اول صبح) در ظرف استريل گرفته شود و بلافاصله با رعايت زنجيره سرما (۴ تا ۸ درجه سانتيگراد) به آزمايشگاه، ارسال گردد.
۲- در آزمايشگاه لوله حاوي نمونه را در سانتريفوژ يخچال‌دار (۴ تا ۸ درجه سانتيگراد) با دورrpm ۱۵۰۰ يا xg ۵۰۰ به‌مدت ۵ تا ۱۰ دقيقه، سانتريفوژ نماييد.
۳- مايع رويي را دور بريزيد.
۴- رسوب حاصل را در يك ميلي‌ليتر محيط ترانسپورت به‌صورت تعليق درآوريد.
۵- محلول فوق را در لوله‌هاي درپيچ‌دار ريخته و در آن را محكم ببنديد.
۶- با هماهنگي كارشناس مسئول بيماريها، طي مدت ۴۸ ساعت در شرايط سرد به آزمايشگاه ملي سرخك دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي تهران، ارسال نماييد.
تذكر ۱ : نمونه ادرار نبايد قبل از عمل تغليظ ادرار (سانتريفوژ كردن )، منجمد شود.
تذكر ۲ : نمونه ادرار بايد طي مدت ۵ روز اول بعد از شروع راش، جمع‌آوري شود.
تذكر ۳ : نمونه ادرار بايد در ظرف استريل، جمع‌آوري شود.
تذكر ۴ : نمونه ادرار بايد تا زمان سانتريفوژ در درجه حرارت ۴ تا ۸ درجه سانتيگراد، قرار گيرد.
تذكر ۵ : ارجحيت عمل سانتريفوژ در ۲۴ ساعت اول جمع‌آوري نمونه است.
تذكر ۶: رسوب ته‌نشين شده بايد به لوله متوسط حمل ويروس يك ميلي‌ليتري يا محيط كشت بافتي منتقل شود و در درجه حرارت ۴ تا ۸ درجة سانتيگراد و حداكثر طي مدت ۴۸ ساعت به آزمايشگاه رفرانس منتقل شود. در غير اين‌‌ صورت عمل انتقال و حمل را مي‌توان از طريق انجماد نمونه تا ۷۰ درجه سانتيگراد زير صفر، انجام داد.

نمونه گلو:
جهت انجام بررسي ويرولوژي تهيه نمونه گلو لازم مي‌باشد.
زمان نمونه‌گيري: نمونه‌گيري از گلو بايد حتماً در مدت ۷ روز اول بروز بثورات جلدي تهيه شود.

روش كار:
الف) روش غرغره كردن :
۱- دو ميلي‌ليتر محيط مخصوص انتقال (نمونة ويروس)، غرغره شود.
۲- محيط غرغره شده را درون ليوان يك‌بار مصرف بريزيد.
۳- محيط غرغره شده را از داخل ليوان به لوله استريل در پيچ‌دار منتقل كنيد سر لوله را ببنديد. (اين نمونه بايدبا هماهنگي كارشناس مسئول بيماريها و حداكثر طي ۴۸ ساعت در شرايط سرد به آزمايشگاه ملي سرخك، ارسال گردد.)

ب) روش سواب :
۱- در مواردي كه امكان غرغره كردن نباشد (مانند كودكان)، از سواب استريل براي نمونه‌گيري استفاده شود.
۲- سواب را چندين بار بر روي انتهاي حلق (نازوفارنكس) بكشيد بطوريكه سلولهاي اپيتليال كنده شده به آن بچسبند.
۳- سواب را در لوله در پيچ‌دار حاوي دو ميلي‌ليتر محيط مخصوص انتقال، قرار داده و خوب تكان دهيد و سر سواب را بشكنيد تا بتوانيد در لولة در پيچ‌دار را ببنديد.
۴- با هماهنگي كارشناس مسئول بيماريها، نمونه را در دماي مناسب (۴ تا ۸ درجه سانتيگراد) و در اسرع ‌وقت (طي ۴۸ ساعت)، به آزمايشگاه ملي سرخك دانشكدة بهداشت دانشگاه علوم پزشكي تهران، ارسال نمائيد.

منبع: پزشک

bidastar
09-03-2008, 21:03
این هم اطلاعاتی در باره ی تالاسمی امیدوارم به دردت بخوره :

============================


انواع تالاسمی
تالاسمی به دو نوع آلفا تالاسمی و بتا تالاسمی است که خود بتا تالاسمی هم شامل تالاسمی ماژور (تالاسمی شدید) و تالاسمی مینور یا تالاسمی خفیف می‌باشد. افراد مبتلا به تالاسمی مینور در واقع کم خونی مشکل‌سازی ندارندریا، ولی اگر دو فرد تالاسمی مینور با هم ازدواج کنند به احتمال 25% فرزندنشان دچار تالاسمی شدید ماژور خواهد بود و 25% فرزندشان سالم و 50% تالاسمی مینور خواهند داشت.
تالاسمی ماژور
تالاسمی ماژور یا آنمی کولی به علت حذف یا جهش در هر دو ژن سازنده زنجیره بتا ایجاد می‌شود و به این ترتیب یا هیچ زنجیره بتایی ساخته نمی‌شود و یا به مقدار کمی ساخته می‌شود. در نتیجه بدن کمبود این زنجیره‌ها را با ساخت زنجیره‌های آلفا جبران می‌کند که این زنجیره‌های آلفای اضافی برای گلبولهای قرمز سمی هستند و با رسوب بر روی سلولهای گلبول قرمز باعث می‌شوند که گلبولهای قرمز در مغز استخوان و در داخل خون تخریب شده و زنجیره‌های آلفا در مغز استخوان رسوب می‌کنند. از طرفی به علت خونسازی غیر موثر ، مراکز خونساز خارج مغز استخوان ، ار جمله کبد و طحال شروع به خونسازی می‌کنند و بزرگ می‌شوند.

بیماری معمولا بصورت کم خونی شدید در 6 ماهه اول زندگی کودک تظاهر می‌کند و درصورت عدم شروع تزریق خون ، بافت مغز استخوان و مکانهای خونساز خارج مغز استخوان فعال و بزرگ شده و باعث بزرگی مغز استخوانها بخصوص استخوانهای پهن (صورت و جمجمه) و بزرگی کبد و طحال می‌شوند.

علایم بیماری
کم خونی شدید طوریکه برای بقاء بیمار تزریق مکرر خون لازم است.
افزایش حجم شدید مغز استخوان بخصوص در استخوانهای صورت و جمجمه ، چهره خاص افراد تالاسمی را ایجاد می‌کند (چهره موش خرمایی).
اختلال رشد دربچه‌های بزرگتر
رنگ پریدگی ، زردی و گاهی پوست ممکن است به دلیل رنگ پریدگی و یرقان و رسوب ملانین به رنگ مس در آید.
بزرگی کبد و طحال ، در سنین بالاتر گاهی طحال به حدی بزرگ می‌شود که باعث تخریب بیشتر گلبولهای قرمز می‌شود.
علایم ناشی از رسوب آهن در بافتهای مختلف از جمله پانکراس و قلب و غدد جنسی و ایجاد دیابت و نارسایی قلبی و تاخیر در بلوغ.
استخوانها نازک شده و مستعد شکستگی می‌شوند.
تشخیص
در آزمایش خون تالاسمی ماژور گلبولهای قرمز خون کوچک و کم رنگ خواهد بود (کم خونی هیپوکروم میکروسیتر). افت شدید هموگلوبین به مقادیر کمتر از 5 گرم در دسی لیتر وجود دارد. بیلی روبین سرم به علت تخریب سلولها افزایش می‌یابد و سایر آزمایشات که لزومی برای گفتن همه آنها نیست. تشخیص قطعی با الکتروفورز هموگلوبین انجام می‌شود که در تالاسمی ماژور هموگلوبین A طبیعی ساخته نمی‌شود و 98% هموگلوبین‌ها را هموگلوبین F تشکیل می‌دهد و هموگلوبین A2 نیز تا 5% افزایش پیدا می‌کند.

عوارض
از عوارض تالاسمی یک سری از عوارض از جمله اختلال رشد و تغییر قیافه بیمار و بزرگی کبد و طحال که به علت خود بیماری است و یکسری عوارض دیگر ناشی از درمان تالاسمی است. اصلی‌ترین این عارضه هموسیدوز یا هموکروماتوز است.

هموسیدروز به رسوب آهن در بافتها گفته می‌شود که نتیجه غیر قابل اجتناب تزریق طولانی مدت خون است. در هم نیم لیتر خونی که به بیمار تزریق می‌شود، حدود 200mg آهن به بافتها منتقل می‌کند که این مقدار آهن نمی‌تواند از بدن دفع شود و در بافتها رسوب می‌کند و باعث نارسایی در بافتها می‌گردد. بخصوص رسوب آهن در قلب و پانکراس و غدد ، مشکل اصلی این بیماران خواهد بود که باعث نارسایی پانکراس و دیابت ، نارسایی قلبی و نارسایی غدد جنسی و تیروئید و ... می‌شود.

درمان
تالاسمی شدید و درمان نشده همیشه باعث مرگ در دوران کودکی می‌گردد. در صورت تزریق مکرر خون و حفظ سطح مناسبی از خون می‌توان طول عمر ا افزایش داد و تا حد زیادی مانع از تغییرات استخوانی و اختلال رشد گردید. پس درمان تالاسمی عبارتند از:
تزریق دراز مدت خون: هدف از تزریق خون مکرر برای بیمار حفظ هموگلوبین بیمار در سطح بالای 10 است.
دفروکسامین: مشکل اصلی بیماران تالاسمی بعد از سالها ، هموسیدروز و اضافه بار آهن است، که می‌توان آن را به کمک تزریق مرتب دفروکسامین به صورت زیر جلدی یا وریدی تخفیف داد. این دارو با آهن ترکیب شده و از ادرار دفع می‌شود. البته مقدار زیاد این دارو ممکن است باعث واکنش پوستی در محل تزریق و یا عوارض عصبی به ویژه در دستگاه بینایی و شنوایی شود. بنابراین این دارو به تنهایی برای پیشگیری دراز مدت از مسمومیت با آهن کافی نیست.
برداشتن طحال: اگر بزرگی طحال ، نیاز به تزریق خون را بیشتر کند طحال برداشته می‌شود تا نیاز به خون کاهش یابد.
پیوند مغز استخوان: درمان قطعی بیماری با پیوند مغز استخوان است. البته این عمل با مرگ ومیر بالایی همراه است. و در برخی بیماران نیز سلولهای تالاسمی مجددا رشد می‌کنند.
روند بیماری
امروزه با توجه به درمانهای موجود بیماران تا 30 سالگی هم زنده می‌مانند. و اینها بچه‌هایی با رشد ناقص هستند و شایعترین علت مرگ آنها نارسایی قلبی به علت هموسیدروز و همچنین به علت تزریق خون و افزایش بار قلب می‌باشد.

تالاسمی مینور
تالاسمی مینور معمولا بدون علامت بوده و علایم بالینی واضح ندارند و بطور عمده در تست‌های چکاپ به صورت اتفاقی تشخیص داده می‌شوند. این افراد کم خونی مختصر (هموگلوبین بیش از 10) با سلولهای گلبول قرمز کوچک و کم رنگ (هیپوکروم میکروسیتر) دارند که معمولا مشکل‌ساز نمی‌باشد.

تالاسمی مینور در نتیجه اختلال یکی از دو ژن سازنده زنجیره گلوبین بتا به وجود می‌آید که این ژن ناقص یا از پدر و یا از مادر به فرد به ارث رسیده است، در نتیجه کاهش یا فقدان ساخت زنجیره بتا از یک ژن اتفاق می‌افتد و به دنبال آن هموگلوبین A2 تا حدود %8-4 افزایش می‌یابد و گاهی افزایش هموگلوبین F در حدود %1-5 دیده می‌شود.
تنها نکته‌ای که در تالاسمی خفیف یا مینور جالب توجه است، این است که این افراد موقع ازدواج نباید با یک فرد شبیه خود (تالاسمی مینور) ازدواج کنند.
آلفا تالاسمی
علت آلفا تالاسمی حذف یک یا چند ژن از 4 ژن سازنده زنجیره آلفاست، هر چه تعداد ژنهای حذف شده بیشتر باشد بیماری شدیدتر می‌شود و براساس تعداد ژنهای حذف شده به 4 گروه تقسیم می‌شوند.
هیدروپس فتالیس: که حذف هر 4 ژن آلفا را دارند و هموگلوبین ساخته شده فقط از زنجیره‌های گاما تشکیل شده است که هموگلوبین بارتز گفته می‌شود و وخیم‌ترین نوع آلفا تالاسمی است و با حیات خارج رحمی منافات دارد و جنین هنگام تولد مرده است و یا مدت کوتاهی پس از تولد می‌میرد. این جنین‌ها دچار ادم شدید هستند.
بیماری هموگلوبین H: که در اثر حذف 3 ژن آلفا گلوبین بوجود می‌آید. بیماران دچار کم خونی هیپوکروم میکروسیتیک بوده و بزرگی طحال در آنها دیده می‌شود. در بعضی مواقع ممکن است نیاز به تزریق خون داشته باشند و در صورت کم خونی شدید و نیاز به انتقال خون باید طحال برداشته شود.
صفت آلفا تالاسمی 1: که 2 ژن آلفا حذف شده و از هر لحاظ شبیه بتا تالاسمی مینور است.
صفت آلفا تالاسمی 2: که فقط یک ژن از 4 ژن حذف شده و یک حالت ناقل ژن ، خاموش و بدون علامت است.

تالاسمی یک واژه یونانی است که از دو کلمه تالاسا به معنی دریا و امی به معنی خون گرفته شده و به آن آنمی مدیترانه ای یا آنمی کولی و در فارسی کم خونی می گویند . تالاسمی یک بیماری همولتیک مادرزادی است که طبق قوانین مندل به ارث می رسد . تالاسمی به گروهی از اختلالات ژنتیکی خون اطلاق می شود که عمدتاً در افرادی از تبار مدیترانه ای ، آفریقایی و آسیایی رخ میدهد . در کشور ما پراکندگی این بیماری در مناطق نزدیک به دریای خزر (استانهای هرمزگان ، سیستان و بلوچستان و بوشهر ) ، خوزستان ، فارس و جنوب کرمان از سایر نقاط کشور شایعتر است . این بیماری به دو صورت شدید ( ماژور ) و خفیف ( مینور ) ظاهر میشود .

______________________-


اگر هردو والدین دارای ژن معیوب باشند به صورت شدید یعنی ماژور و اگر یکی از والدین فقط ژن معیوب داشته باشد به صورت خفیف یعنی مینور ظاهر میشود . تالاسمی برای کسانی که نوع مینور را داشته باشند ، مشکلی ایجاد نمی کند و آنها هم مثل افراد سالم می توانند زندگی کنند و فقط در موقع ازدواج باید مراقب باشند . در این حالت کمبود پروتئین به حدی نیست که باعث اختلال در عملکرد هموگلوبین گردد . یک فرد با این بیماری حامل صفت ژنتیکی تالاسمی می باشد . این فرد به جز یک کم خونی خفیف در برخی موارد ، مشکل دیگری را تجربه نخواهد کرد . اما برعکس ، تالاسمی ، حداکثر آزار خود را به بیماران نوع ماژور می رساند . اگر یک زن و شوهر هرکدام دارای نوع کم خونی خفیف ( مینور ) تالاسمی باشند ، هریک از فرزندان آنها 25درصد احتمال ابتلا به تالاسمی ماژور ( کم خونی شدید ) را داشته و50 درصد احتمال تالاسمی مینور و 25 درصد ممکن است سالم باشند

______________________


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

_____________________

علائم و عوارضی که تالاسمی در بیماران ایجاد می کند : در نوع ماژور تالاسمی (کم خونی شدید ) هموگلوبین غیر طبیعی خون افزایش یافته و هموگلوبین قرمز خون کاهش پیدا می کند . این کم خونی باعث بزرگ شدن طحال و کبد و تغییر قیافه ظاهری او میشود . بنابراین به علت پایین آمدن مداوم خون ، بیمار مجبور است مدام خون تزریق کند و در اثر تزریق خون که دارای مقدار زیادی آهن است و در اثر خود بیماری که باعث شکسته شدن هموگلوبین ( گلبولهای قرمز ) و آزاد شدن آهن می شود ، میزان آهن خون افزایش یافته و بافت های عمده بدن چون ؛ قلب ، کبد ، طحال و ... رسوب می کند و سبب ایجاد مشکلات دیگری می شود که تنها به کمک آمپول دسفرال می توان از تجمع آهن جلوگیری کرد . مصرف مداوم دسفرال با قیمت بالای آن ، موجب بروز مشکلات اقتصادی در خانواده ها می شود .
راههای پیشگیری از تالاسمی
انجام آزمایش خون از نظر کم خونی ( CBC ، الکتروفورز و هموگلوبین A2 )
انجام آزمایش روی جنین در هفته های اول حاملگی ( هفته ی دهم )
با یک آزمایش ساده می توانید جلوی بروز مشکلات بسیاری که در صورت داشتن فرزند تالاسمی با آن برخورد خواهید نمود را بگیرید . در صورت ابتلای جنین به تالاسمی ماژور حداکثر تا هفته ی شانزدهم بارداری از نظر شرعی و قانونی مجوز ختم حاملگی توسط پزشکی قانونی صادر می گردد .تالاسمی در ایران حضور تاسف باری دارد و در حدود سی هزار نفر این بیماری را در خود دارند و هرسال به این تعداد نیز اضافه می شوند . کسانی که در ایران تالاسمی در خود دارند به چهار گروه تقسیم میشوند . گروه اول مبتلایانی که دسترسی به امکانات پزشکی و درمانی ندارند و از درمان صحیح یعنی تزریق خون و دسفرال محروم می باشند . گروه دوم بیمارانی که به موقع بیماریشان تشخیص داده می شود و خون تزریق می نمایند ؛ اما از دسفرال و سایر اقدامات درمانی استفاده نمی کنند . گروه سوم کسانی که بیماریشان به موقع تشخیص داده میشود ، تزریق مناسب خون همراه با روش های جانبی را به موقع دریافت می دارند و طول عمری قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم بیمارانی که دسترسی به پیوند مغز استخوان داشته اند ، احتمال بهبودی آنان تا حدود زیادی میسر میباشد.
امید است با اتکا به خداوند تبارک و تعالی در آینده ای نه چندان دور در اثر پیشرفت های علمی ، تالاسمی هم مانند بیماریهای شایع دوران گذشته ریشه کن شود

ghazal_ak
20-04-2008, 17:22
بیماری قند یا دیابت در دنیا از شیوع بالایی برخوردار هست. این بیماری در صورت عدم کنترل، به چشم، کلیه ها، اعصاب و عروق بزرگ صدمه می زند.
دیابت زمانی ایجاد می شود که لوزالمعده (Panceras) توانایی تولید انسولین برای حفظ میزان قند خون در حد طبیعی را نداشته باشد. انسولین هورمونی هست که بدون آن سلول های بدن قدرت استفاده از گلوکز که منبع اصلی انرژی است را ندارند.


بیماری قند را بطور ساده می توان به دو دسته تقسیم نمود:
- بیماری قند نوع یک (Type1Diabetes)
- بیماری قند نوع دو (Type2Diabetes)
خطر بروز دیابت در خویشان درجه یک بیماران دیابتی بیشتر از بقیه می باشد. این نشانگر یک مسئله ی ژنیتکی در هر دو نوع دیابت می باشد.


بیماری قند نوع یک:
در حدود 5 تا 10٪ بیماران، دارای این نوع دیابت هستند. در دیابت نوع یک، سلول های سازنده انسولین به علت بیماری خود ایمنی (Auto immune) نابود شده و قادر به تولید انسولین نیستند. این بیماران باید تمام عمر برای طبیعی نگه داشتن قند خون انسولین تزریق بکنند. دیابت نوع یک معمولاً هنگام کودکی یا نوجوانی رخ می دهد، ولی امکان بروز آن در هر سنی وجود دارد. مبتلایان به این بیماری در ابتدای تشخیص دچار پُر ادراری، پُرنوشی و کاهش وزن می شوند و در بسیاری از مواقع نیازمند بستری شدن در بیمارستان هستند. حدود 20٪ این بیماران دچار بیماری های دیگر از قبیل بیماری تیروئید، بَرَص (Vitiligo) و نارسایی غده فوق کلیه می شوند.


بیماری قند نوع دو:
در حدود 90٪ بیماران دارای این نوع دیابت هستند. این بیماری در دوران بزرگسالی به خصوص در افراد چاق رخ می دهد و شیوع آن با بالا رفتن سن به طور مداوم افزایش می یابد. به علت اپیدمی چاقی، تشخیص این نوع دیابت در کودکان و نوجوانان افزایش یافته است. در ابتدای این بیماری، لوزالمعده توانایی تولید انسولین را دارد، ولی مقدار آن برای حفظ قند خون در حد طبیعی کافی نیست. مبتلایان به این بیماری می توانند علائمی مانند پُرادراری، پُرنوشی و کاهش وزن داشته باشند و یا اینکه بدون هیچ علامتی، پزشک در هنگام آزمایش خون متوجه بالا بودن قند خون می شود.
رعایت رژیم غذایی، ورزش و کاهش وزن در تنظیم قند خون از اهمیت زیادی برخوردار هست و در بسیاری از موارد می توان به این ترتیب دیابت را تحت کنترل درآورد.
در سال های اخیر داروهای خوراکی جدید و همچنین انواع مختلف انسولین به بازار آمده که کنترل این بیماری را آسانتر نموده است. در این بیماری نظم بیمار در حفظ رژیم غذایی، ورزش، اندازه گیری قند خون و تماس مداوم با پزشک متخصص ضروری هست. در بیماران دیابتی تنظیم فشار خون و کلسترول نقش مهمی را در جلوگیری از عوارض ایفا می کنند.


دکتر شیلا احمدی

bidastar
20-04-2008, 21:44
عرق کردن بیش از حد تحمل بدن (هیپر هیدروز)


تا کی می‌توان این عارضه را تحمل کرد؟
عرق کردن بیش از حد بدن عارضه خطرناکی نیست ولی تاثیر خیلی زیادی در کیفیت زندگی مبتلایان دارد. بسیاری از مبتلایان نمی‌دانند که آیا این عارضه درمان پذیر هست یا نه و برای درمان آن به چه کسی باید مراجعه کنند.
تعریف:
در چه مواقعی می‌گوییم که میزان تعریق زیاد است؟
در واقع هیچکس نمی‌تواند تعریف درستی از اصطلاح "تعریق خیلی زیاد" (هیپر هیدروز) ارائه دهد. شاید دلیل آن فقدان وسیله‌ای مناسب برای اندازه گیری میزان عرق کردن بدن باشد. به همین دلیل تعریق بدن به هر میزانی که مشکل ساز باشد یا باعث تنش عصبی در شخص شود، به عنوان هیپرهیدروز در نظر گرفته می‌شود. دلیل این عارضه هنوز نامشخص است ولی حدود 1-3 درصد از مردم از این عارضه رنج می‌برند.
هیپرهیدروز معمولا از نوجوانی شروع می‌شود. خیس بودن مداوم کف دست و پا و زیر بغل از شکایتهای اصلی این مبتلایان است. اگر تعریق زیاد محدود به همین نقاط باشند، به آن هیپرهیدروز موضعی می‌گویند. در بیشتر موارد هیپرهیدروز موضعی مشکل جسمانی وجود ندارد و مبتلایان در سلامت کامل به سر می‌برند. در این افراد میزان بروز مشکلات عصبی تفاوت چندانی با افراد عادی ندارد. اما گاهی هم مشکلات متعددی را ایجاد می‌کند. مثلا بعضی از مبتلایان از خیس بودن خود خجالت می‌کشند. یا اینکه عامل بسیاری از ناکامی‌های زندگی خود را موارد ذیل معرفی می‌کنند:
· تعویض مکرر لباس در طول روز بدلیل خیس شدن با عرق
· پرهیز از دست دادن با دیگران
· پرهیز از شرکت در مراسم عمومی
· از دست دادن موقعیتهای عاطفی
· تداخل با نگارش با نوشت افزارهای جوهردار مثل خودنویس
در واقع یک سوم از مبتلایان به هیپرهیدروز موضعی مشکل خود را غیر قابل تحمل می‌پندارند.
آیا هیپرهیدروز درمان هم دارد؟
علیرغم اثرات منفی زیاد این عارضه در زندگی مبتلایان آن، بیشتر آنها سراغی از درمان نمی‌گیرند. از آنجایی که بیشتر مبتلایان به هیپرهیدروز موضعی جوان هستند، با مشکل خود کنار می‌آیند. بعد از سازگاری با این عارضه، اغلب آنها از درمان پذیری آن مایوس می‌شوند و با آن زندگی می‌کنند.
اگرچه درمان قطعی وجود ندارد، ولی می‌توان تا حد زیادی از عوارض آن کاست. در واقع با مصرف دارو یا استفاده از دستگاههای مختلف میزان تحمل این عارضه در بین مبتلایان بیشتر می‌شود.
راههای مختلف درمان
اگرچه هیپرهیدروز موضعی خطرات جدی بجا نخواهد گذاشت، اما لحظاتی از زندگی وجود دارند که تاثیر جدی از این عارضه می‌گیرند. به همین دلیل درمان را به بعضی از مبتلایان توصیه می‌کنیم. به نظر شما در چه زمانی باید درمان را شروع کرد؟ ما درمان را برای کسانی توصیه می‌کنیم که این رطوبت مداوم اختلال در زندگی فرد ایجاد کرده باشد.
برای درمان از داروهای ساده شروع می‌کنیم. در صورتی که مشکل برطرف نشد، از روشهای درمانی تخصصی‌تر استفاده می‌کنیم. این ترکیبات عبارتند از:
1. اسپری ضد عرق: ترکیبات ضد عرق ساده در تمام فروشگاههای آرایشی بهداشتی وجود دارند و برای تهیه آن نیازی به نسخه پزشک نیست. این ترکیبات تاثیر کمی دارند و برخی از بیماران به این ترکیبات پاسخ مناسب می‌دهند.
2. داروهای ضد عرق: این ترکیبات را فقط با نسخه پزشک از داروخانه می‌توان تهیه کرد. این دارو که قدرت اثر قوی تری نسبت به اسپری دارد از نمک آلومینیوم تشکیل شده و می‌تواند در هیپرهیدروز معمولی اثر داشته باشد.
3. یونتوفورزیس: در این روش درمانی دارویی وجود ندارد و با تکنولوژی الکتریکی درمان لازم انجام می‌شود. دستگاه یونتوفورزیس جریان الکتریکی خاصی ایجاد می‌کند. این جریان الکتریکی از طریق الکترودهای خاص به نواحی دارای عرق زیاد وارد شده غدد عرق را سرکوب می‌کند. به این ترتیب بیمار تا مدتها از رطوبت ناشی از عرق زیاد در امان است.
4. بوتاکس: تزریق این داروی ضد چروک در نواحی مبتلا به هیپرهیدروز می‌تواند تحریک عصبی غدد عرق را کمتر کرده و ترشح این غدد را کاهش دهد. این دارو تا 90 درصد موارد هیپرهیدروز را درمان می‌کند. به این ترتیب مواردی را که به روشهای درمانی قبلی جواب نمی‌دهند با این روش بهبود می‌دهیم. با توجه به اینکه این روش نیاز به تزریق در نقاط متعدد دارد، برای کاهش درد از بیحس کننده‌های موضعی استفاده می‌کنیم.
5. داروهای خوراکی: این داروها هم از میزان عرق تا حد مطلوبی کم می‌کنند اما با توجه به عوارض جانبی زیاد، خیلی مورد استقبال بیماران و پزشکان قرار نمی‌گیرد. از جمله عوارض این داروها طپش قلب و گاهی افزایش فشار خون می‌باشد.
در موارد هیپرهیدروز عمومی، برعکس نوع موضعی، کل بدن دچار افزایش تعریق می‌شود. این موارد خیلی بندرت دیده می‌شوند ولی در صورت مشاهده باید در اولین فرصت به پزشک مراجعه نمود. از جمله علل این بیماری عفونتهای عمومی بدن، اختلالات هورمونی، سرطان ویا اختلالات عصبی می‌توان نام برد. در هیپرهیدروز عمومی شبها موقع خواب هم افزایش عرق خواهیم داشت در صورتی که در نوع موضعی فقط در موقع بیداری عرق زیاد دیده می‌شود. برای درمان هیپرهیدروز عمومی علت ایجاد کننده باید برطرف شود پس شناسایی این علت الزامی است که توسط پزشک انجام می‌شود.
به این ترتیب متوجه می‌شویم که هرعلامتی ممکن است نشانه اولیه یک بیماری مهم باشد. پس به تمام مشکلات جدید بدن باید توجه کرد و از کوچکترین علامت حتی عرق کردن نابجا نباید بطور سرسری گذشت و علت ایجاد کننده آنرا جستجو کنید.

دکتر فریدون بهنیا

دل تنگم
08-06-2008, 00:11
واريس چگونه به وجود مي آيد؟

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

كار وريدها(سياهرگ ها) بازگردانيدن خون بدون اكسيژن از اندام هاي بدن به قلب است تا قلب براي تامين اکسيژن مورد نياز خون، آن را به شش ها بفرستد. پس از آن خون اكسيژن دار به قلب بازمي گردد و از آنجا به سرخرگ آئورت پمپ شده و بالاخره در سراسر بدن منتشر مى شود.
وريد هاى ساق پا كار دشوارترى دارند، چرا كه بايد خون را در مسيري طولانى، در خلاف جهت جاذبه زمين و فشار وزن بدن به جلو برانند. در وريدها دريچه هاى يك طرفه اى قرار دارند كه كار آنها پيشگيرى از بازگشت خون به عقب است. اگر اين دريچه ها كار خود را به خوبى انجام ندهند، خون به عقب بازمي گردد و در وريدها تجمع مي يابد و سبب تورم آنها مى شود.

وريدهاى متورم و بادكرده به دو شكل ديده مى شوند: وريدهاى واريسى و وريدهاى تارعنكبوتى (كه در پزشكى بدان تلانژيكتازى گفته مى شود). وريدهاى واريسى بزرگ تر بوده و به رنگ آبى تيره يا ارغوانى هستند و اغلب در سطح پوست، به صورت پرپيچ و خم ديده مى شوند. وريدهاى تارعنكبوتى، كوچك ترند و شبيه تارهاى عنكبوت به نظر مى رسند و رنگ آنها آبى يا قرمز است. اين وريد ها به سطح پوست نزديك بوده و درد و تورم ندارند. بزرگ ترين و طولانى ترين وريد سطحى، وريد صافن بزرگ است كه از سمت داخلى مچ پا وارد كشاله ران مى گردد. زمانى كه دريچه ها در مسير اين وريد و يا اتصالات آن با ساير وريدها خراب مى شوند، خون، تجمع يافته و يا در شاخه هاى وريدى به عقب بازمى گردد و واريس را ايجاد مى كند.


روزنامه شرق- زهرا عباسپورتميجانى

دلايل

وريدهاى متورم واريسى و تارعنكبوتى بسيار شايع هستند. بيش از 40 درصد زنان بالاى 50 سال به اين بيمارى دچارند. عوامل اين بيمارى شامل موارد زير است:

1- توارث: به نظر مى رسد كه تمايل به اين بيمارى به ويژه در سنين جوانى، در ميان برخى خانواده ها بيشتر باشد. برخى زنان با دريچه هاى وريدى با كارايى پايين تر و يا ديواره هاى عروقى ضعيف تر به دنيا مى آيند.

2- ايستادن به مدت طولانى: يك بررسى در مورد كارگران دانماركى در دسامبر 2005 نشان داد زنانى كه 75 درصد مدت زمان کار خود را به حالت ايستاده و يا در حال راه رفتن گذرانده بودند، تقريباً دو برابر زنانى كه مدت زمان كمترى بر روى پاهايشان ايستاده بودند، نياز به درمان واريس پيدا کردند. پژوهشگران تخمين مى زنند در بزرگسالاني كه سنين فعاليت و اشتغال را مى گذرانند، ايستادن هاى طولانى مدت مسئول بيش از 20 درصد موارد پيدايش واريس است.

3- سن: خطر واريس با افزايش سن زيادتر مى شود. رگ هاى خونى و عضلات پشت ساق پا كه در موقع راه رفتن با فشار بر وريدها، بازگشت خون را به سمت قلب تسهيل مى كنند، با گذشت زمان ضعيف تر مى شوند. كمتر از ده درصد زنان زير 30 سال و بيش از 75 درصد زنان بالاى 70 سال به واريس مبتلا هستند.

4- جنسيت: زنان بيش از مردان مستعد واريس هستند و باردارى عامل اصلى آن است. در دوران باردارى، وريدهاى ساق پا پرتر بوده و راحت تر پاره مى شوند، زيرا حجم خون و فشار شكمى در اين دوران افزايش مى يابد و هورمون ها سبب گشاد شدن رگ هاى خونى مى شوند. هرچه حاملگى به پايان خود نزديك مى شود، خطر واريس افزايش مى يابد.

5- وزن: وزن اضافى به ويژه در اطراف شكم، فشار اضافى را بر وريدهاى ساق پا تحميل مى كند. زنانى كه اضافه وزن دارند، نسبت به زنان لاغر بيشتر در معرض ابتلا به واريس هستند و اين خطر در مورد زنان چاق سه بار بيشتر است.

در مطالعات انجام شده بر روى مردان، ارتباط چندانى بين بروز واريس و وزن بدن ديده نمى شود.

وريدهاى تارعنكبوتى بيشتر به لحاظ زيبايى ناراحت كننده هستند، حال آن كه وريدهاى واريسى علاوه بر ظاهر طناب مانند، مشكلات متعدد ديگرى نيز به همراه دارند. در صورتى كه مبتلا به وريد واريسى هستيد، پس از ايستادن يا نشستن طولانى، در ساق پاهايتان احساس درد مبهم، سنگينى، سوزش، فشار و يا ضعف خواهيد كرد. معمولاً بالا نگاه داشتن ساق هاى پا به بهبود اين مشكل كمك مى كند. ممكن است شب ها گرفتگي دردناك عضلات پشت ساق پا را تجربه كنيد. پاها و مچ پاهايتان ورم مى كند و ممكن است پوست اطراف ناحيه واريس دچار خارش و خشكى شده و يا بر روى آن بثوراتى پيدا شود و يا رنگ آن به قهوه اى يا آبى تغيير كند. وريد هاى واريسى بزرگ تر لزوماً علائم شديدترى ندارند. در واقع، بسيارى از مردم مدت ها قبل از بروز تغييرات قابل رويت در وريد هايشان، ساير علائم را تجربه مى كنند.
اگر وريد هاى واريسى درمان نشوند، علائم بدتر شده و گاه عوارضى چون پارگى، زخم پوستى و ترومبوفلبيت(thrombophlebitis يا التهاب وريدى همراه با لخته شدن خون) پيدا مى شود.

پزشك درباره علائم سئوال كرده و وريدها و پوست اطراف آن ها را معاينه مى كند. براى آزمايش واپس زدن خون، جريان خون را اندكى مسدود مى كند(براى اين كار از يك تورنيكت، بازوبند فشار خون و يا دست استفاده مى كند) و مشاهده مى كند كه پس از رها كردن ناحيه مسدود شده چه اتفاقى مى افتد. براى مشاهده وريدهاى سطحى و دريچه هاى آن ها، پزشك از سونوگرافى داپلر استفاده مى كند، يعنى چيزى شبيه به همان كه در دوران باردارى مورد استفاده قرار مى گيرد، و آن را بر روى سطح ساق پا حركت مى دهد. سونوگرافى داپلر، اطلاعات بيشترى در اختيار قرار مى دهد، چرا كه به پزشك امكان مى دهد سرعت و جهت جريان و قوام خون را ارزيابى كند. اين روش مى تواند مكانى را كه از آن جا خون شروع به پس زدن مى كند، شناسايى نموده و تاييد كند كه جريان خون وريد عمقى به مقدار كافى است.

وريدهاى واريسى ساق پا نياز به هيچ گونه درمانى ندارند، مگر اينكه علائم بروز كنند. در بسيارى موارد، روش هاى مراقبت از خود براى كاهش فشار وريدهاى ساق پا، تقويت جريان خون و پرهيز از استفاده از روش هاى موثرتر و يا به تاخير انداختن آن ها كفايت مى كند. اين روش ها به قرار زير هستند:

1) پاهايتان را بالا نگاه داريد. روزى چند بار با نگه داشتن پاها در بالاى سطح قلب به مدت 15 دقيقه، به آن ها استراحت دهيد. بدين ترتيب وريد هاى شما ناچار نخواهند بود كه در خلاف جهت جاذبه كار كنند.

2) فعاليت ساق پا را تغيير دهيد. اگر براى مدت طولانى مى نشينيد يا مى ايستيد، چندين بار براى مدتى كوتاه به قدم زدن سريع بپردازيد. عضلات پشت ساق پايتان را با فعاليت هاى فيزيكى از قبيل قدم زدن هاى سريع و تمرين هاى استقامتى تقويت كنيد.

3) از مسكن استفاده كنيد. استامينوفن، آسپيرين يا ايبوپروفن مى توانند دردهاى خفيف وريدهاى واريسى را كه گه گاه بروز مى كنند، تسكين بخشند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

4) جوراب هاى ساق بلند كشى بپوشيد. اين جوراب ها با تحت فشار قرار دادن وريدهاى ساق پا از بازگشت خون به عقب جلوگيرى مى كنند. اگر علائم خفيف باشند، جوراب هاى ساق بلند معمولى كفايت مى كنند. اگر علائم شديدتر باشند، پزشك شما جوراب هاى ساق بلند فشاردهنده اى را تجويز خواهد كرد كه از مچ پا تا ران ها خاصيت کشساني(سفتي) آنها كاهش مى يابد(مانند تصوير بالا). اين جوراب ها بايد صبح ها قبل از برخاستن از رختخواب پوشيده شوند.

5) از پوشيدن هرگونه لباس و پوشش تنگ در ناحيه كمر يا ساق پا خوددارى كنيد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

واریس بیماری است كه در طی آن دیواره ی وریدها(سیاهرگ ها) دچار تورم و برآمدگی پیاز مانند می‌شوند. این مشكل به طور عمده در دیواره ی وریدهای قسمت تحتانی ساق پا دیده می‌شود. هر ورید یا سیاه‌رگ دارای دریچه‌های كنترل كننده جریان خون است. واریس هنگامی ‌رخ می‌دهد كه این دریچه‌ها دچار نارسایی شده باشند و به فعالیت طبیعی خود ادامه ندهند. یكی از علل به وجود آورنده این حالت، فشارهای درون لوله گوارشی مثلا به دلیل ابتلا به یبوست است. بعضی از سیاه‌رگ‌های واریسی به طور عمیقی درون ساق پا قرار داشته و قابل مشاهده نیستند.

واریس هنگامی ‌رخ می‌دهد كه این دریچه‌های كنترل كننده جریان خون در سیاهرگ، دچار نارسایی شده باشند و به فعالیت طبیعی خود ادامه ندهند. در نتیجه دیواره ی وریدها(سیاهرگ ها) دچار تورم و برآمدگی پیاز مانند می‌شوند.



واریس می‌تواند منجر به كاهش تامین مواد مغذی برای پوست و ماهیچه شود و در نتیجه قانقاریا و زخم ایجاد كند.

علامت اصلی این بیماری درد و تورم خفیف در قوزك پا و بد منظره شدن ناحیه مبتلا به واریس است. برخی مواقع نیز هیچ علامتی مشاهده نمی‌شود. روش‌های درمانی شامل پوشیدن جوراب‌های محكم مخصوص واریس و نشستن در حالتی است كه پاها در سطحی بالاتر از قلب قرار داشته باشند (به طور مثال قرار دادن پاها بر روی یك صندلی در حالت نشستن و یا دراز كشیدن بر روی زمین). در اغلب موارد برای برطرف كردن مشكل واریس، عمل جراحی مورد نیاز است.

برطرف كردن یبوست گام نخست در بهبود این بیماری است. یبوست فشار وارده بر سیاه‌رگ‌های ساق پا را افزایش می‌دهد و منجر به تشكیل واریس می‌شود. رژیم غذایی غنی از فیبر، سبب كاهش یبوست و پیش‌گیری از بروز واریس می‌شود.

روش‌های درمان واریس شامل پوشیدن جوراب‌های محكم مخصوص واریس و نشستن در حالتی است كه پاها در سطحی بالاتر از قلب قرار داشته باشند.در اغلب موارد، عمل جراحی نیز مورد نیاز است.


ـ برای حجیم كردن مدفوع و پیش‌گیری از یبوست، مصرف غلات سبوس دار، نان سبوس‌دار، ماکارونی و برنج توصیه می‌شود. غلات غنی از فیبر نامحلول، مدفوع را حجیم كرده و آب را در خود نگه می‌دارند، در نتیجه مدفوع حاصل، نرم‌تر و بزرگ‌تر بوده و آسان‌تر از دستگاه گوارش عبور می‌كند. بدین ترتیب فشار كمتری به وریدهای پا وارد می‌شود. این نكته حائز اهمیت است كه افزایش دریافت فیبر در رژیم غذایی باید همراه با افزایش دریافت آب، حداقل به میزان 6 لیوان در روز باشد.

ـ سبزیجات دارای برگ سبز و انواع كلم به وسیله تامین فیبر نامحلول به ویژه در طول دوران بارداری اهمیت دارد. چرا كه در این زمان، سطوح بالای هورمون پروژسترون، سبب آهسته كردن انقباضات روده بزرگ می‌شود و احتمال بروز یبوست را افزایش می‌دهد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


ـ مركبات به ویژه پرتقال و گریپ فروت همچنین شاتوت، توت فرنگی، فلفل دلمه ای و انواع سبزیجات دارای برگ سبز تامین كننده ویتامین C هستند. این ویتامین برای حفظ استحكام كلاژن ضروری است. كلاژن ماده‌ای است كه به حفاظت از دیواره رگ‌ها كمك می كند. فقدان ویتامین C در رژیم غذایی منجر به پارگی وریدهای كوچك و بدتر شدن واریس وریدها می‌شود.

از نظر تغذیه ای مهم ترین کارها برای بهبود واریس، برطرف کردن یبوست و کاهش وزن اضافی در افراد چاق است.



ـ مصرف عصاره شاتوت در افراد دچار واریس سبب كاهش نشت دیواره نازك رگ‌های خونی می‌شود. این عصاره دارای آنتی اكسیدان‌هایی به نام آنتوسیانین است. آنتوسیانین‌ به بهبود بافت پیوندی آسیب دیده كمك می‌كند. مصرف میوه شاتوت نیز اثر مشابهی در رفع این مشكل دارد.
- مغزها، دانه ها و ماهی های روغنی حاوی اسید های چرب ضروری هستند كه مصرف مقداری از این غذاها به طور روزانه برای كمك به استحكام دیواره وریدها ضروری است.

ـ كره، مارگارین، روغن‌ها، كیك، شیرینی، شكلات، پای و بیسكویت سرشار از چربی بوده و تامین كننده مقدار زیادی انرژی هستند كه احتمال افزایش وزن و واریس وریدی را افزایش می‌دهند.
ـ هر غذایی كه به طور تجربی سبب بروز یبوست می‌شود، باید به میزان كمتر یا به طور تركیبی همراه با غذاهای ملین مصرف شود.

مهم ترین مواد غذایی ملین شامل آلو، انجیر و زرشك است.

چند نكته:


ـ كاهش وزن اضافی برای افرادی كه اضافه وزن دارند، ضروری است. افزایش فشار وارده به رگ‌ها در نتیجه حمل چربی اضافی بدن، با افزایش خطر واریس مرتبط است.
ـ ورزش منظم به سوزاندن انرژی اضافی و همچنین درمان واریس كمك می‌كند.

sina285
18-06-2008, 17:10
در جهان امروز افراد بي شماري را مي توان يافت كه دچار بيماري افسردگي هستند. برخي از انديشمندان غربي و روان شناسان بر اين باورند كه در جهان امروز بيش از 75 درصد مردم به نوعي از بيماري افسردگي و به سخن ديگر از ديوانگي رنج مي برند. اين بدان معناست كه بيماري روحي و رواني بيشترين شمار مردمان را دربر مي گيرد و انسان بيش از آن كه دچار بيماري هاي جسمي و بدني باشد از بيماري هاي روحي و رواني رنج مي برد.
به نظر مي رسد كه برخلاف باورهاي روان شناسان، اين بيماري ها تنها به حوزه روان مرتبط نباشد و ارتباط تنگاتنگي با حوزه بيماري هاي روحي داشته باشد. به اين معنا كه مي بايست ميان بيماري هاي روحي و بيماري هاي رواني تفاوت و تمايزي محسوس قائل شد؛ چنان كه ميان بيماري هاي جسمي و رواني اين دسته بندي انجام شده است.
بيماري هاي رواني به آن دسته از بيماري هايي گفته مي شود كه با روان يعني نفس مرتبط با جسم مرتبط مي باشد و متاثر از عالم فيزيك و طبيعت بشري است و مي توان آن را در حوزه نرم افزاري جسم جست وجو كرد. به سخن ديگر روان عبارت است از عالم برزخ ميان جسم و روح. در اين عالم و نشاه كه برخي از خصوصيات روح و برخي از خصوصيات جسم در آن ديده مي شود، نشانه هايي از هر دو بعد انساني را مي توان يافت. از اين روست كه مي توان با ابزارهاي فيزيكي ولي نرم همانند تعبير قدرت نرم از آن آگاه شد و به شناخت و آگاهي نسبي آن دست يافت.
به سخن ديگر روان نرم افزاري فيزيكي و جسمي است كه در عالم برزخ قرار مي گيرد و روان شناسان مي توانند آن را با ابزارهاي نرمي بررسي و بيماري هاي آن را معالجه و درمان كند.
اما روح مقامي برتر و از حوزه فرامادي است و چنان كه قرآن تعبير مي كند از عالم خلق بيرون در مجموعه عوامل امر داخل مي باشد. از اين روست كه خداوند مي فرمايد: و يسالونك عن الروح قل الروح من امر ربي؛ از تو درباره روح مي پرسند بگو آن از امر پروردگار من است.
بيماري هاي انساني از اين رو به دو دسته بيماري هاي روحي و بيماري هاي رواني دسته بندي مي شود. بيماري روحي بيماري هايي است كه روح را از سلامت فطري بيرون مي برد و وضعيت كلي بشر را از حوزه بشريت و ماهيت بشري بودن خارج مي سازد. گاه از آن به پليدي ذاتي نيز ياد مي شود. اين دسته از بيماري ها در اين مقاله و نوشتار مورد نظر نيست و مجال ديگري را مي طلبد.
اما بيماري هاي رواني را مي توان به دو دسته تقسيم كرد؛ زيرا عوامل موثر در آن مي تواند عواملي در حوزه بيماري هاي مرتبط با جسم و فيزيك باشد و يا مرتبط به عقايد و بينش و نگرش. به اين معنا كه عوامل موثر آن مي تواند برخاسته از وضعيت جسمي فرد و متاثر از آن باشد كه با درمان هاي غذايي و دارويي قابل درمان است و يا مي تواند برخاسته از بينش و نگرش فردي باشد كه در حوزه روان شخص اثر گذاشته و امكان درمان از راه دارو نيست و مي بايست تنها با استفاده از درمان هاي عقيدتي آن را بازسازي كرد.
از اين روست كه به نظر مي رسد كه ميان افسردگي برخاسته از جسم و يا ديوانگي برخاسته از جنون و جن زدگي تفاوت گذاشت. به اين معنا كه اسكيزوفرني و يا شيزوفرني بيماري هاي رواني هستند كه مي تواند برخاسته از عوامل جسمي و يا اعتقادي باشد.
قرآن به هر دو دسته از عوامل جسمي و اعتقادي توجه داشته است. در ادبيات اسلامي و فرهنگ قرآني با بيماري هايي مواجه هستيم كه از آن به بيماري جنون ياد مي شود. هر چند كه اين تعبير فراگير است و به گونه اي با آن رفتار شده كه گويي بيماري هاي رواني برخاسته از عوامل جسمي را نيز شامل مي شود ولي در حقيقت در گذشته تنها به بيماري هايي اطلاق مي شد كه برخاسته از عوامل اعتقادي بوده است؛ زيرا در طب و پزشكي كهن از بيماري هاي رواني با خاستگاه جسم به ماليخوليا ياد مي كردند.
جنون از ماده جن در اصل به معناي پنهان ماندن چيزي از حس است. (مفردات راغب ص 203) به انسان ديوانه ازاين جهت مجنون مي گويند كه چيزي ميان عقل و نفس او مانع مي شود و عقل او را مي پوشاند.(همان ص205)
مقصود از جنون و ديوانگي در اين نوشتار معناي دوم آن است كه در آيات قرآني به شكل جنه و مس الشياطين و سعر و مجنون و مفتون و جملاتي چون يتخطبه الشيطان و استهوته الشياطين بدان اشاره شده است.


عوامل جنون


قرآن عامل اين بيماري رواني را تماس با شيطان مي داند و براين نكته تأكيد مي ورزد كه كساني كه از آموزه هاي وحياني قرآن دوري مي ورزند و خود را تحت مديريت شيطان و ابليس قرار مي دهند درمدتي زماني گرفتار وي مي شوند و شيطان مديريت روان وي را به عهده گرفته و او را به جنون دچار مي سازد. قرآن برخي از عواملي كه موجب مي شود تا شيطان امكان و قدرت چنين تصرفي را در انسان بيابد مورد تأكيد و توجه قرار مي دهد تا انسان با دوري از آن ها خود را از شر شيطان و جنون رها سازد. از مهم ترين عوامل مي توان به رباخواري اشاره كرد كه زمينه تصرف شيطان را فراهم مي آورد. درحقيقت حرام خواري و رباخواري زمينه بسيار مساعدي براي جنون است. (بقره آيه 275) در حقيقت انديشه و بينش خاص موجب مي شود تا اين گونه درمعرض خطر جنون قرار گيرد.
شيطان با نفوذ بر عقايد وانديشه هاي افراد و وسوسه كردن آنان زمينه تحير و جنون افراد را فراهم مي آورد و نمي گذارد تا شخص در سلامت شخصيت خود باقي بماند. (انعام آيه 71)


نشانه هاي جنون


براي جنون نشانه هايي است كه افسردگي يكي از آن هاست. شخصي كه دچار جنون است در حالت عادي به سر نمي برد. تحير و سرگرداني در كارها و انتخاب ها از نشانه هاي ديگر آن است (انعام آيه 71) و پريشاني خاطر وي را رنج مي دهد (همان) گفتن سخنان ياوه و بيهوده و انتساب و ارتباط با موجودات فرابشري از نشانه هاي ديگري است كه قرآن بيان مي دارد. البته برخي از اين نشانه ها را قرآن خود به مجانين نسبت مي دهد و برخي ديگر را كافران به پيامبران نسبت مي دهند و براين باورند كه پيامبران نيز دچار جنون شده و رفتارهاي انسان هاي روان پريش و يا مجنون را درپيش مي گيرند. بنابراين از جهت تشابهي كه ميان رفتارهاي پيامبران و مجانين وجود دارد آنان نيز متهم به جنون مي شوند.
به هرحال باتوجه به اين دو دسته آيات مي توان به نشانه هايي كه براي مجانين گفته شده است دست يافت كه به برخي از آنان اشاره شده است.
البته تفاوت هايي ميان سفيه (نادان) و مجنون وجود دارد كه برخي آن را ناديده گرفته و اهل سفيه و يا سفيهان را همان مجانين دانسته اند. درحالي تفاوت ميان مجانين و سفيهان به روشني در رفتار آنان مشخص و معلوم است. شخص سفيه مي تواند به بيماري خاصي دچار شده و يا به ارث بيماري را از والدين خود بگيرد ولي جنون اين گونه نيست و شخص به جهاتي كه گفته شد تحت تأثير عواملي خاص به آن دچار مي شود. از اين رو ميان احكام مجنون و سفيه در برخي موارد مي توان تفاوت هاي محسوسي را جست و جو كرد هرچند در برخي ديگر از احكام مشترك مي باشند.
همواره دشمنان براي گمراه كردن ديگران با اتهام جنون مي كوشند عقايد و انديشه هاي ناسازوار با انديشه هاي خويش را از ميدان به در كنند. اين گونه است كه همواره پيامبران متهم به جنون مي شدند و به جهت اختلاف عقايدي با مشركان و كافران از جامعه طرد مي شدند.
توجه به آيات قرآن و اتهام هايي كه به پيامبران از سوي مشركان و كافران زده مي شد مي توان به اين نكته توجه داد كه جنون ارتباط تنگاتنگي با حوزه بينش و نگرش اعتقادات انساني دارد و بيان گفته ها و انديشه هايي كه بيرون از ساختار عادي فكر بشر است مي تواند به عنوان مهم ترين نشانه جنون از آن ياد كرد. جنون و ديوانگي امري در حوزه عقايد و بينش و نگرش است كه در برخي از رفتارها نيز نمود مي يابد. اين رامي توان از اتهام كافران و مشركان به دست آورد. به اين معنا كه شخص مجنون مي بايست كسي باشد كه باورها و عقايدهاي خاصي را مطرح مي سازد كه به نظر تحت تأثير موجودات جني است.
درحقيقت انسان هرگاه تحت تأثير موجودات جني و فرابشري قرارگيرد از عقايد وافكار و بينش هاي خاصي برخوردار مي شود كه بيرون از انديشه ها و باورهاي عادي بشر است. مشركان از آن جايي كه پيامبران را با عقايد و باورهاي بيرون بشري مي ديدند به اين باور رسيده بودند كه پيامبران تحت تأثير موجودات جني بوده و مجنون مي باشند.
قرآن بيان مي دارد كه علت اختلاف عقايدي همين طور كه ممكن است تحت تأثير موجودات جني به ويژه شيطان باشد مي تواند تحت تأثير آموزه هاي وحياني خداوند باشد و تفاوت ميان پيامبران و مجانين در اين است كه رفتارها و گفتارهاي پيامبران از و يژگي عقل پسندي و هنجاري برخوردار مي باشد و بيرون از دايره تحير و سرگرداني و اختلاف و تضاد است. اما كساني كه دچار جنون مي شوند سخنان ياوه و بيهوده و رفتارهاي نابهنجار و غيرعادي دارند و از تعادل شخصيتي و روحي و رواني نيز برخوردار نمي باشند.


راه درمان جنون


جنون به جهت آن كه بيماري است كه در طول مدت و در يك فرآيند پيچيده پديدار مي شود به سادگي قابل درمان نيست؛ زيرا عواملي چون رفتارهاي ضدآموزه هاي وحياني مانند رباخواري و ارتباط با عقايد فساد و ضدبشري موجب مي شود تا شخص در تماس با شيطان و عوامل وي قرار گيرد و مجنون شود. براي رهايي اين اشخاص مي بايست نخست عقايد و بينش هاي آنان تغيير يابد و نگرش سالمي جايگزين نگرش فاسد شود. ازاين روست كه نمي توان به سادگي به درمان آنان پرداخت. البته كساني را كه از جنون ساده برخوردار مي باشند مي توان به كمك برخي از راه هايي كه در روايات بيان شده درمان كرد.
به هرحال ميان اقسام و انواع بيماري رواني و افسردگي مي بايست تفاوت گذاشت و براي درمان هر بيماري خاص از روش خاصي استفاده كرد. از آن جايي كه روان شناسان همه انواع و اقسام جنون و ديوانگي و افسردگي را يكسان تلقي مي كنند تنها از روش خاصي سود مي برند. از اين روست كه گاه درباره شخصي درمان سازنده و مفيد واقع مي شود و در شخص ديگر نه تنها سودي نداشته بلكه بر بيماري شخص مي افزايد.

sina285
18-06-2008, 17:56
اولين‌ بار در اوايل‌ دهه‌ ۱۹۸۰ ميلادي‌عوامل‌ بيماريزايي‌ كشف‌ شدند كه‌ قادربه‌ تكثير، انتقال‌ و عفونت‌زايي‌ بودند،لكن‌ از قطعات‌ پروتئيني‌ ناقص‌ فاقداسيدنوكلئيك‌ تشكيل‌ مي‌شدند. اين‌عوامل‌ را كه‌ حتي‌ از ويروس‌هاناچيزترند، پرايون‌(Prion) ناميدند.
پرايونها بيشتر موجب‌ انواعي‌ ازبيماريهاي‌ عصبي‌ مزمن‌ تحليلي‌ درانسان‌ مي‌شوند. در سال‌ ۱۹۸۶ بيماري‌عفوني‌ جديدي‌ در تعدادي‌ از گاوهاي‌شيرده‌ انگلستان‌ ديده‌ شد كه‌ از پودرگوشت‌ و استخوان‌ گوسفندان‌ مبتلا به‌بيماري‌ اسكراپي‌ تغذيه‌ كرده‌ بودند;سپس‌ در سال‌ ۱۹۹۶ شواهدي‌ از انتقال‌اين‌ بيماري‌ به‌ انسان‌ مشاهده‌ شد،بدين‌ترتيب‌ اين‌ بيماري‌ «جنون‌ گاوي‌»نام‌ گرفت‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ برضدپرايونها در بدن‌ پاسخ‌ ايمني‌مصونيت‌زا ايجاد نمي‌شود، بنابراين‌تشخيص‌ آلودگي‌ يا بيماري‌ با بررسي‌پادتن‌ها غيرممكن‌ است‌. تنها راه‌شناسايي‌ عامل‌ بيماري‌ در بافت‌ آسيب‌ديده‌ مي‌باشد. بنابراين‌ گر چه‌ بهترين‌راه‌ تشخيص‌ بيماريهاي‌ پريوني‌ علايم‌باليني‌ مي‌باشد ولي‌ براي‌ تشخيص‌قطعي‌ بايستي‌ بافت‌ يا مايع‌ مغزي‌نخاعي‌ مورد آزمايشهاي‌ پيشرفته‌اي‌قرار گيرد.
پرايونها بر خلاف‌ ديگر عوامل‌ بيماريزاويژگيهاي‌ منحصر به‌ فردي‌ دارند; درمقابل‌ اشعه‌ ماوراي‌ بنفش‌، فرمالين‌،يخ‌زدن‌هاي‌ مكرر، حرارت‌ مرطوب‌۱۰۰ درجه‌ به‌ مدت‌ ۴۸ ساعت‌ وحرارت‌ خشك‌ ۱۶۰ درجه‌ به‌ مدت‌ ۲۴ساعت‌ مقاومت‌ دارند. بنابراين‌پيشگيري‌ از اين‌ بيماريها با ديگرعوامل‌ ميكروبي‌ متفاوت‌ و از اهميت‌خاصي‌ برخوردار است‌.
علايم‌ جنون‌ گاوي‌ در دام‌ : شامل‌تغيير در رفتار طبيعي‌، گام‌هاي‌غيرطبيعي‌، علايم‌ فلجي‌، حساسيت‌ به‌صدا و لامسه‌ است‌. دوره‌ نهفتگي‌بيماري‌ در دام‌ ۳ تا ۶ سال‌ است‌،بنابراين‌ علايم‌ در گاوهاي‌ بالغ‌ ديده‌مي‌شود. طول‌ دوره‌ بيماري‌ در دام‌ چندهفته‌ تا چند ماه‌ است‌ كه‌ نهايتا منجر به‌مرگ‌ حيوان‌ مي‌شود!
دوره‌ نهفتگي‌ بيماري‌ در انسان‌نيز بسيار طولاني‌ و بيش‌ از ۵ سال‌است‌. علايم‌ بيماري‌ شامل‌ فراموشي‌،لكنت‌ زبان‌، اختلال‌ حافظه‌، عدم‌تعادل‌، فلج‌ و بي‌ اختياري‌ است‌ كه‌نهايتا با مرگ‌ خاتمه‌ مي‌يابد. بيشترين‌ضايعه‌ در سلولهاي‌ عصبي‌ رخ‌ مي‌دهدكه‌ منجر به‌ حفره‌ حفره‌ شدن‌ و اسفنجي‌شدن‌ بافت‌ مغز و نخاع‌ مي‌شود.
در حال‌ حاضر براي‌ اين‌ بيماري‌ درمان‌مؤثري‌ وجود ندارد و بدون‌ بهبودي‌ درهمه‌ موارد كشنده‌ است‌، لذا بايستي‌ به‌امر پيشگيري‌ و رعايت‌ اصول‌ بهداشتي‌بيش‌ از ديگر بيماريها همت‌ گماشت‌.همانطور كه‌ قبلا اشاره‌ شد به‌ لحاظمقاومت‌ نسبت‌ به‌ حرارت‌ با پخت‌معمول‌ غذا عامل‌ بيماري‌ از بين‌نمي‌رود. مهمترين‌ روش‌ از بين‌ بردن‌پرايونها استفاده‌ از «اتوكلاو» با حرارت‌۱۳۲ درجه‌ سانتي‌ گراد و فشار ۲۷ پوندبه‌ مدت‌ يك‌ ساعت‌ مي‌باشد. سفيدكننده‌هاي‌ خانگي‌ (مانند وايتكس‌) نيزتا حدودي‌ مي‌تواند اين‌ عوامل‌ راغيرفعال‌ كند.
چگونگي‌ انتقال‌ بيماري‌:
مهمترين‌ راه‌ انتقال‌ بيماري‌ به‌ گاوهاتغذيه‌ آنها با پودر گوشت‌ و استخوان‌گوسفندان‌ مبتلا به‌ بيماري‌ اسكرپي‌بوده‌ است‌. عامل‌ بيماري‌ در مغز ونخاع‌، و ريشه‌هاي‌ عصبي‌، غدد لنفاوي‌،چشم‌، قسمت‌ انتهايي‌ روده‌ كوچك‌،مغز استخوان‌ و طحال‌ بيشترين‌ تراكم‌را دارد و به‌ نظر مي‌رسد راه‌ انتقال‌بيماري‌ به‌ انسان‌ نيز مصرف‌ چنين‌قسمت‌ هايي‌ از دام‌ آلوده‌ مي‌باشد،بنابراين‌ به‌ منظور پيشگيري‌ از انتقال‌بيماري‌ به‌ انسان‌ توصيه‌ مي‌شود كه‌ اگردامي‌ مبتلا به‌ جنون‌ گاوي‌ باشد بايستي‌حيوان‌ ذبح‌ شود و لاشه‌اش‌ سوزانده‌ يامنهدم‌ گردد.
اما اگر در منطقه‌اي‌ آلودگي‌ ديده‌ شودولي‌ دام‌ ذبح‌ شده‌ سالم‌ باشد بايد به‌عنوان‌ احتياط مغز، نخاع‌، بافت‌هاي‌لنفاوي‌، چشم‌ و احشاي‌ آن‌ از زنجيره‌غذايي‌ انسان‌ حذف‌ شود. خوشبختانه‌ تاكنون‌ هيچ‌ گونه‌ آلودگي‌ دامي‌ يا انساني‌در كشور عزيز ما مشاهده‌ و ثابت‌ نشده‌است‌. در گوشت‌ قرمز نيز عامل‌بيماري‌ ديده‌ نشده‌ است‌، اما به‌ عنوان‌احتياط اگر حيوان‌ مبتلا به‌ جنون‌ گاوي‌باشد حتي‌ شير و گوشتش‌ نبايستي‌مصرف‌ شود، ولي‌ در صورت‌ سلامت‌ظاهري‌ دام‌ مي‌توان‌ از گوشت‌ يا شيرآن‌ استفاده‌ كرد.
بنابراين‌ گوشت‌ چرخ‌ كرده‌، همبرگر،سوسيس‌ و كليه‌ محصولاتي‌ كه‌ از امعا واحشاي‌ حيوانات‌ مشكوك‌ تهيه‌مي‌شوند، (مناطق‌ مشكوك‌ به‌ آلودگي‌)مطمئن‌ نيستند.

sina285
18-06-2008, 18:01
آخرين يافته ها و اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي بيماري جنون گاوي
تعريف و اپيدميولوژي بيماري:
بيماري جنون گاوي Bovine Spongiform Encephlopathy (B.S.E) يك بيماري كشنده و دژنراتيو عصبي مغزي قابل انتقال گاو مي باشد. كه يك هفته تا چند ماه بعد از بروز علائم باليني و آغاز مراحل پيشرفته بيماري باعث مرگ گاو مي شود. علائم باليني اين بيماري شامل تغيير رفتار ( لگد زدن ,‌عدم همكاري با دامدار ,‌تهاجم ) كاهش وزن و بروز رفتارهاي عصبي مي باشد. ميانگين زماني بين آلودگي دام تا بروز علائم باليني حداكثر تا پنج سال مي باشد. مطالعات انجام گرفته ارتباط بين بيماري جنون گاوي و nvCJD را نشان داده است. همچنين تشابهاتي بين B.S.E و بيماري KURU در انسان وجود دارد .
اين بيماري براي اولين بار در يك فارم بنام KENT در سال 1985 در انگلستان گزارش گرديد قبل از سال 1985 هيچ كس شناختي از بيماري جنون گاوي نداشت مدتها قبل دامپزشكان پاتولوژيست يك بيماري ناشناخته را كه غير قابل تشخيص بود گزارش دادند و تا سال 1987 هيچ مشكلي دال بر اينكه اين بيماري بصورت اپيدمي در حال پيشرفت باشد وجود نداشت مطالعات انجام گرفته بر روي موارد آلوده منتج به اين شد كه پودر استخوان و پودر گوشت توليدي تنها فرضيه اي بود كه بعنوان عامل بيماري غير قابل تشخيص اعلام گرديد. در سال 1988 براي بررسي بحران تحت نظارت RICHARED SOUTHWOOD و براي توصيف اختلالات اين بيماري گروه كاري تشكيل شد كه در 18 ژوئيه 1988 اولين محدوديت و ممنوعيت در رابطه با فروش غذاهاي دامي بخصوص براي پودر استخوان و پودر گوشت بمنظور استفاده در جيره دام را بوجود آوردند در اين زمان يك سياست كشتار را براي كنترل بيماري اعمال كردند بنحوي كه براي موارد مثبت بيماري 50% غرامت و براي موارد منفي بيماري 100% غرامت پرداخت ميگرديد در فوريه 1990 رسماً‌نتايج اولين گروه كاري منتشر گردد و اعلام كردند كه عامل بيماري مي تواند از طريق دهاني توسط جيره به موش منتقل شود و انتقال گاو به گاو از طريق تزريق داخل وريدي و داخل مغزي نيز تاييد گرديد. در سال 1989 در كشور انگلستان و متعاقباً در اسكاتلند و ايرلند محدوديت براي مصرف الايش گاوسانان در جيره انساني اعمال گرديد و اتحاديه اروپا نيز در همان سال محدوديتهاي وسيعي را متعاقب گزارش 40 موارد بيماري انسفالوپاتي اسفنجي شكل گربه سانان (FSE) feline Spongy form Encephalopathy بر اثر تغذيه با مواد غذائي بامنشاء دامي براي واردات انواع دام زنده و فرآورده هاي آنها اعمال كردند در سوم آوريل سال 1990 كميته اي بنام كميته توصيه انسفالوپاتي اسفنجي شكل (SEAC) تشكيل گرديد و در همان زمان نيز سيستم سرويلانس بيماري انساني CJD توسط دپارتمان بهداشت راه اندازي گرديد و از اين زمان به بعد ضوابط و دستورالعملهاي بهداشتي و قرنطينه اي فراواني صادر گرديد از جمله ممنوعيت در مصرف الايش گاوسانان درتغذيه تمام دامها . در چهارم مارس سال 1992 كميته SEAC بر اساس آخرين تحقيقات و مطالعات انجام گرفته خود را براي امنيت بهداشت انساني و دامي دستورالعملهاي لازم الاجرا فراواني را صادر كرد تا سال 1993 ( تعداد موارد بيماري افزايش پيدا كرد و به 100000 مورد رسيد از تاريخ 1993 به بعد تعداد موارد بيماري گزارش شده كاهش پيدا كرد. و سيستم سرويلانس بيماري CJD يك مورد CJD غير طبيعي را گزارش داد بنحوي كه علائم و تظاهرات بيماري بسيار متفاوت از موارد قبل بود و تحت عنوان واريان جديد CJD گزارش شدند . بدليل افزايش بروز CJD نزد دامداران اعضا كميته SEAC تشكيل جلسه دادند و اعلام كردند كه واريان جديد CJD ارتباط نزديك با بيماري جنون گاوي دارد و متعاقب آن مصرف گوشت گاوهاي با سن بيش از 30 ماه را ممنوع كردند و اتحاديه اروپا نيز متعاقب اين گزارش محدوديت وسيعي را بر روي تجارت گوشت, سرم و جنينهاي با مبداء بريتانياي كبير اعمال كردند . بر اساس مطالعات اپيدميولوژيكي انجام گرفته منشاء بيماري گاوهايي بوده است كه از پودر گوشت و پودر استخوان نشخواركنندگان تغذيه نموده اند بوده است.سن دامهاي مبتلا اكثراً از چهار سال به بالا بوده و بيشتر دامهاي نژاد شيري و ماده را مبتلا مي سازد.دوره كمون بيماري در صورت استفاده ازمخلوط هموژنيزه مغز تهيه شده از موارد مبتلا به شكل طبيعي بيماري حدود 18 ماه است.
گسترش يافته است بنابر اين همانند BSE كه در بافت هاي گاوي از طريق مصرف گوشت و پودر استخوان پاساژ خورده است ,‌عامل بيماري كورو در بين خويشاوندان پاساژ خورده است با كاهش موارد آدمخواري در اواخر دهه 1950 , همه گيري كورو به وضوح به پايان خود نزديك مي شود انسان ميزبان نهايي بيماري است .


بيماري كروتزفيلد ـ جاكوب (CJD)Creutzfeldt – jakob Disease
با روشن شدن قابليت انتقال CJD در سال 1987 براي اولين بار احتمال وجود ارتباط بين CJD و اسكرپي به طور گسترده اي مورد مطالعه قرار گرفته است. نتايج اوليه حاصل از تعيين سويه nv CJD در نژادهاي هم خون موشها نشان داد كه عوامل ايجاد كننده BSE و CJD بسيار شبيه اند و به همين علت احتمالا BSE منشاء اصلي بروز بيماري است.
روند عمل آوري ضايعات دامي در توليد پودر گوشت و پودر استخوان مورد توجه قرار گرفت . دو تغييراساسي در روشهاي صنعتي مورد استفاده در انگلستان به عنوان موارد بالقوه قابل توجه و مهم شناخته شد.
روشهاي عمل اوري با تغيير دما و زمان عوامل اسكرپي راغير فعال كند امكان پذير است.
بروز دو تغيير اساسي در روند عمل آوري را مورد تاييد قرار دادند كاهش بكارگيري حلالهاي هيدروكربن در مناطق حرارت دهي براي حدود 8 ساعت در دماي 70 درجه سانتي گراد .
نكته مهم ديگر در اپيدميولوژي BSE آن است كه غالب موارد وقوع بيماري ناشي از استفاده مجدد از بافت هاي آلوده بدن گاوها يعني از پودر گوشت و استخوان بوده است.


عامل بيماري:
بيماري در ارتباط با يك عامل قابل انتقال كه مغز و طناب نخاعي گاو را تحت تاثير قرار مي دهد مي باشد و ضايعات اين عامل تغييرات اسفنجي شكل كه با يك ميكروسكوپ معمولي قابل رويت ميباشد. عامل بيماري قدرت بقاي بسيار بالائي دارد بطوري كه در برابر انجماد و حرارت بسيار مقاوم مي باشد. بر اساس مطالعات انجام گرفته مطالعات تجربي از طريق خورانيدن مواد آلوده به گاو نيز امكان پذير است دراين مطالعه يك گرم از بافت مغزي ماخوذه از دام بيمار در مراحل انتهايي بيماري پس از طي دوره كمون مشابه به موارد طبيعي توانست بيماري را ايجاد نمايد .
ممنوعيت استفاده از پروتئين بدن نشخواركنندگان در تغذيه دامها از ژولاي 1988 مطرح شد يعني مدت كوتاهي پس از آنكه در ژوئن 1998 بصورت قانوني جزء بيماري هاي هشدار دادني قلمداد گرديد .
درنوامبر 1989 بكارگيري قسمت هايي از احشاء و امعاء گاوي كه بصورت بالقوه مقادير بالايي از عفونت زايي BSE هستند براي مصرف انساني ممنوع گرديد.
محتملترين منشاء بروز بيماري BSE اسكرپي گوسفند است و استفاده از پودر گوشت و استخوان دامهاي آلوده در جيره غذايي گاوها بوده است( تهيه پودرها در حرارت كمتر از معمول و زمان كمتر ).
در سال 1998 واريانت جديدي از TSE انساني تحت نام بيماري كروتزفيلد جاكوب CJD در انگلستان شناخته شد كه وجود تظاهرات قابل مشاهده در BSE را آشكار ساخت. اسكرپي (Scrapie) با سابقه قديمي است كه بيش از 200 سال بيماري را درگوسفندان انگلستان ايجاد نموده است . اين بيماري در بسياري از كشورها نيز مشاهده شده است , انتقال عمودي و افقي بيماري وجود دارد .


آنسفالوپاتي قابل انتقال مينك (TME)
در صورت بروز بيماري تلفات حاصله بسيار بالا بوده و در دامهاي بالغ به 100% مي رسد.
مينكهاي پرورشي انگلستان بجاي ضايعات كشتارگاهي دامهاي كشتاري يا تلف شده كه بعنوان منبع بيماري براي اين حيوان شناخته شدهاند از كنسانتره هاي تجارتي استفاده مي كنند . شواهد موجود نشان مي دهند كه منشاء TME همانند BSE اسكرپي گوسفند است و مينك ميزبان نهايي بيماري است .



كورو (KURU)
علت اصلي مرگ در ميان قبيله هاي محلي ساكن گينه جديد پاپوآ بود. منشاء بيماري و شكل همه گيري آن شباهت هايي را با همه گيري BSE نشان مي دهد.
احتمال مي رود كه اين بيماري از يك مورد يا از موارد خودبخودي CJD نشات گرفته باشد و كورو در نتيجه برگزاري مراسم مذهبي آدمخواري اجساد خويشاوندان در يك دهه قبل عامل بيماري يك پروتئين عفوني بنام پريون (PRION) ميباشد پريون در واقع يك پروتئين كه خودبخود قابل تكثير (Self-replicating) مي باشد.
تشخيص قطعي BSE فقط از راه مطالعه پاتولوژيكي بافت مغزي پس از كالبد گشايي امكان پذير است .


روش انتقال
عامل بيماري به صورت محيطي و تماس مستقيم قابل انتقال نبوده ,‌تنها راه انتقال اثبات شده از طريق مصرف بافت هاي آلوده از جمله پودر گوشت و پودر استخوان مي باشد, انتقال عمودي عامل بيماري هنوز ثابت نشده است . بافت هاي سيستم اعصاب مركزي ـ مغز, نخاع‌, تيموس و شبكيه عمده بافت هايي هستند كه قابليت عفونت زايي دارند.


تعداد موارد BSE
از نوامبر سال 1986 تا حال حاضر تعداد 180501 مورد در انگلستان
بلژيك 19 مورد
فرانسه 182 مورد
آلمان 7 مورد
ايرلند 489 مورد
در كانادا يك مورد ( دام وارداتي )
جزاير فالك لند يك مورد ( دام وارداتي )
ايتاليا 2 مورد ( دام وارداتي )
عمان 2 مورد ( دام وارداتي )
كويت يك مورد ( دام وارداتي )
تاحال حاضر گزارش گرديده است .


ضوابط ودستورالعملهاي لازم براي جلوگيري از انتشار عامل BSE
اعلام گزارش مورد و يا موارد بيماري با انجام مطالعات اپيدميولوژيكي در كشتارگاهها ,‌گله ها ...
معدوم نمودن لاشه هاي مبتلا با استفاده از حرارت .
معدوم نمودن اسپرم, تخم هاي غير بارور و جنينهاي جمع آوري شده از دامهاي مبتلا به BSE
معدوم نمودن نتايج حاصل از دامهاي مبتلا به BSE
معدوم نمودن دامهاي موجود در گله هايي كه در آنها موردي از BSE گزارش گرديده است .
عدم استفاده از پودر استخوان و پودر گوشت در جيره غذائي نشخواركنندگان.
عدم استفاده از غدد لنفاوي و بافتهاي عصبي گاو ( در هر سني ) بعنوان جيره غذائي
عدم استفاده از مغز , چشم ,‌طناب نخاعي , طحال ,‌تيموس و روده باريك نشخواركنندگان با سن بالاتر از 6 ماه در جيره دام
عدم استفاده از استخوانهاي ستون فقرات , استخوان خاجي , استخوان دم و مغز استخوان بعنوان جيره دام
معدوم نمودن مغز ,‌جمجمه , طناب نخاعي , چشم ,‌تونسيل دام با روش حرارت
ممنوعيت ورود دام زنده از بريتانياي كبير (UK)
بر اساس ضوابط و دستورالعملهاي سازمان بهداشت جهاني شير و فرآورده هاي لبني حتي آنهائيكه از كشورهاي با خطر بالاي BSE مواجه مي باشد مصرفشان بي خطر مي باشد.
بر اساس ضوابط و دستورالعملهاي O.I.E ماده 3.2.13.3 شير و فرآورده هاي لبني از دامهايي كه از نظر باليني سالم باشند بلامانع مي باشد .


توصيه هاي FAO,O.I.E, WHO براي محافظت از بهداشت عمومي :
هيچ قسمتي از دامي كه علائم باليني انسفالوپاتي اسفنجي شكل نشان داده باشد نبايستي وارد زنجيره غذائي دامي و يا انساني گردد.
تمامي كشورها بايستي كشتار و معدوم نمودن قسمتهاي دامهاي مشكوك به انسفالوپاتي اسفنجي شكل را با دقت و اطمينان انجام دهند و تمامي مراحل را مجدداً كنترل و بررسي كنند.
تمامي كشورها يك سيستم سرويلانس ملي مستمر را براي پيگيري بيماري در كشورشان بوجود بياورند و گزارشات خود را به دفتر بين المللي بيماريهاي واگير دامي (O.I.E) ارسال نمايند.
در صورت نبود سيستم سرويلانس در يك كشور در رابطه با بيماري جنون گاوي آن كشور موقعيتش بعنوان ناشناخته (UNKNOWN) اعلام مي گردد


عدم واردات چربي (TALLOW) بمنظور تغذيه دام از كشورهاي آلوده به BSE
واردات دام زنده ( گاو ,‌گوسفند ,‌بز از كشورهايي مجاز مي باشد كه در سيستم تغذيه دامداريهاي آنها از پودر گوشت و استخوان نشخواركنندگان استفاده نشده باشد.


بر اساس دستورالعملهاي بهداشتي بين المللي :
تمامي كشورها نبايستي اجازه بدهند كه بافتهايي را كه مي توانند عامل بيماري را وارد زنجيره غذائي دامها را متوقف كنند.
شير و فرآورده هاي لبني براي مصرف انساني و دامي بي خطر مي باشند حتي براي محموله ايي كه از كشورهاي با خطر بالاي BSE مواجه مي باشد.
با توجه به مطالعات انجام گرفته تا حال حاضر هيچ دليل علمي دال بر اينكه عامل بيماري جنون گاوي از طريق مصرف گوشت بدون استخوان و بدون غدد لنفاوي به انسان منتقل بشود وجود ندارد.
ژلاتين در صورتي كه در مرحله فرآوري آن پرامترهاي لازم حرارت فشار و مدت زمان براي از بين بردن عامل بيماري اعمال شده باشد مصرف آن بي خطر مي باشد.
واردات خون تازه به منظور مصرف انساني به استناد دستورالعمل شماره 72/462/E.E.C ممنوع مي باشد.
پپتيدها و آمينه اسيدهاي توليدي از پوست گاوي در صورتي كه از دامهاي كشورهاي غير آلوده جمع آوري شده باشد بلامانع است ولي در صورتي كه از دامهاي كشور هاي آلوده جمع آوري شده باشند بايستي پارامترهاي لازم جهت از بين بردن عامل بيماري اعمال گردد.
بر اساس دستورالعملهاي اتحاديه اروپا روده باريك بعنوان يك ماده با خطر خاص مد نظر مي باشد .


حداقل پارامترها براي فرآوري الايشهاي خوراكي :
اندازه آلايش دامي حداكثر 50mm
دما حداقل 133 درجه سانتگراد
فشار مطلق حداقل 3 بار
فرآوري الايش دامي ممكن است در Bath يا در يك سيستم مستمر انجام بپذيرد

sina285
18-06-2008, 18:05
تعريف : مالاريا يک بيماري انگلي بوده که نشانه هاي مقدماتي چهار نوع انساني آن ممکن است بسيار نزديک به هم باشد . حتي دوره هاي تب در روزهاي اول بيماري از ديگر بيماريهاي انگلي ، ويروسي و باکتريايي قابل تشخيص نيست .
مالارياي نوع فالسي پاروم شديدترين نوع بيماري را ايجاد مي کند . اشکال مختلف بيماري ممکن است به صورت : تب ، عرق ، سرفه ، اسهال ، ناراحتي تنفسي و سردرد تظاهر کند و يا احتمالاً پيشرفت کرده و يرقان ، اختلال انعقاد خون ، شوک ، نارسائي کبد و کليه ، التهاب حاد مغزي ، ادم ريوي و مغزي ، اغماء و مرگ را باعث گردد .
ميزان کشندگي در کودکان درمان نشده و بزرگسالاني که ايمن نيستند با نوسان قابل ملاحظه اي به ۱۰ تا ۴۰ درصد و يا بيشتر مي رسد .
ساير اشکال مالارياي انساني مثل ويواکس و مالاريه معمولاً‌ خطر مرگ ندارند .
تشخيص آزمايشگاهي مالاريا با ديدن انگل در گسترشهاي خون محیطی صورت مي گيرد .
روشهاي آزمايشگاهي پيشرفته تر و تخصصي تر هم براي تشخيص وجود دارد که معمولاً امکان انجام آن در تمام آزمايشگاههاي تشخيصي وجود ندارد .
* عامل عفونت : تک ياخته هاي انگلي تحت عنوان پلاسموديوم مي باشند که بسته به نوع عامل انگلي انواع مالاريا را ايجاد مي کنند .
آلودگي مخلوط انسان با بيش از يک نوع از انگل مالاريا در مناطق اندميک بيماري نادر نيست .
* وقوع : مالاريا هنوز در بسياري از کشورهاي گرمسير و تحت گرمسير از مشکلات مهم بهداشتي است .
از مشکلات مهم کنترل مالاريا مقاومت داروئي در اين بيماري مي باشد .
اطلاعات موجود در مورد کانونهاي مالارياي مقاوم به دارو در هر سال به وسيله سازمان بهداشت جهاني منتشر مي شود .
مخزن : انسان تنها مخزن مهم انگلهاي مالارياي انساني است .
روش انتقال : انتقال انگل به انسان به وسيله نيش پشه آنوفل ماده آلوده صورت مي گيرد . اغلب گونه هاي اين پشه در تاريک و روشن غروب و ساعات اول شب تغذيه مي کنند ، اوج فعاليت بعضي از ناقلين مهم در حوالي نيمه شب و يا ساعات اوليه صبح است .
سيرتکامل اين انگل در بدن پشه بين ۳۵-۸ روز بسته به نوع انگل و درجه حرارت متغير مي باشد . پس از طي مراحل تکامل در بدن پشه به اندامهاي مختلف رفته و آنهايي که به غده هاي بزاقي حشره مي روند بالغ شده و به مرحله آلوده کنندگي مي رسند و پشه هنگام خونخواري مجدداً انگل را وارد بدن انسان مي کند .
انگل در ميزبان حساس وارد سلولهاي کبدي شده و مرحله خارج گلبول قرمز را طي مي کنند . در مرحله بعدي سلولهاي کبدي پاره شده و هزاران انگل غيرجنسي آزاد شده و از طريق سينوسهاي خوني کبد خود را به جريان خون مي رسانند و به گلبول هاي قرمز حمله کرده و تکثير دوره اي خود را شروع مي کنند . سپس گلبولهاي قرمز را پاره کرده و هرکدام بين ۸ تا ۳۰ انگل جديد در خون آزاد مي کنند که هر کدام به يک گلبول جديد حمله مي کند .
فاصله بين گزش پشه آلوده و ظهور انگل در خون « دوره مخفي » ناميده مي شود .
دوره واگيري : در تمام مدتي که انگل ( گامتوسيت آلوده کننده )‌ در خون وجود دارد ميتواند پشه را آلوده کند و اين زمان بسته به گونه و سوش انگلي و همچنين نتيجه درمان دارويي متفاوت است .
بيماران درمان نشده و يا آنهايي که به طور کامل درمان نشده اند مي توانند تا مدتهاي متفاوتي حامل انگل بوده و پشه را آلوده کند و اين زمان بسته به گونه و سوش انگلي و همچنين نتيجه درمان دارويي متفاوت است .
بيماران درمان نشده و يا آنهايي که به طور کامل درمان نشده اند مي توانند تا مدتهاي متفاوتي حامل انگل بوده و پشه را آلوده کنند و براي انواع انگل مالاريا بين ۳-۱ سال اين قابليت وجود خواهد داشت ولي پشه براي تمام عمر خود مي تواند آلوده کننده باقي بماند .
حساسيت و مقاومت : حساسيت به اين بيماري ، به غير از استثناهاي ژنتيکي ، همه جايي است . بزرگسالان که در مناطق بسيار بومي زندگي کرده و همه ساله در معرض گزش نيش پشه آنوفل آلوده قرار دارند تحمل يا مقاومت در مقابل ابتلاء به شکل باليني بيماري پيدا مي کنند .
افرادي که گلبولهاي قرمز داسي شکل دارند به هنگام آلودگي با يک نوع از انگل ( فالسي پاروم ) نسبتاً انگل کمتري در خون خواهند داشت و به اين دليل به طور نسبي در مقابل ابتلا به شکل شديد بيماري محافظت شده هستند .

کنترل
پيشگيري :
۱- بهسازي محيط که منجر به از بين رفتن هميشگي يا کاهش محل زندگي و تکثير پشه هاي آنوفل در نزديک محلهاي مسکوني مردم مي شود . مثل خشکاندن آبهاي غيرمفيد و افزايش سرعت جريان آبهاي جاري و استفاده از روشهاي خاص شيميايي و بيولوژيک
۲- دسترسي به خدمات بهداشتي سريع و ارزان براي تشخيص و درمان سريع بيماري
۳- نظارت دقيق بر نقل و انتقالات اشخاص از مناطق آلوده و به اين مناطق ( کنترل مهاجرتها )
۴- اطلاع رساني گسترده به مردم ، خصوصاً به گروههاي در معرض خطر .
۵- بررسي سابقه اهداء کنندگان خون در مورد ابتلا به مالاريا يا مسافرت و يا سکونت در مناطق پرخطر .

اقدامات محافظتي شخصي :
کسانيکه به مناطق مالاريا خيز مسافرت مي کنند بايد بدانند که : محافظت از گزش پشه همواره از اهميت بسيار زيادي برخوردار است ، هيچيک از داروهاي پيش گيري کننده از مالاريا تضميني براي جلوگيري از ابتلا به بيماري نمي دهد .
پيشگيري دارويي نبايد براي تمام مسافران منطقه مالاريا خيز به عنوان يک دستورالعمل کلي توصيه شود .
خانمهاي حامله و کودکان در صورت آلودگي بيشتر دچار فرمهاي بدخيم بيماري مي شود .
* اقداماتي که براي کاهش خطر گزش بيشتر انجام مي شود عبارتند از :

از غروب تا طلوع آفتاب از منزل خارج نشويد . هنگام شب پيراهن آستين بلند و شلوار بلند بپوشيد . از پوشيدن لباسهاي تيره خودداري کنيد .
به قسمتهاي بدون پوشش بدن داروي دفع حشرات بماليد .
در ساختمانهايي که خوب ساخته شده اند و در مناطق غيرآلوده شهر سکونت کنيد .
درها و پنجره ها را به توري مجهز کنيد .
در صورتيکه پشه وارد ساختمان مي شود از تختخوابهاي پشه بنددار استفاده کنيد .

sina285
18-06-2008, 18:06
براساس آمار سازمان بهداشت جهاني ساليانه 300 تا 500 ميليون نفر در دنيا به مالاريا مبتلا مي شوند و 1 تا 2 ميليون نفر در اثر ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست مي دهند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران واحد علوم پزشكي تهران در ايران در گذشته مالاريا در اكثر مناطق كشور شيوع داشته است اما در سالهاي اخير حدود 80 درصد اين موارد از مناطق جنوب شرقي ايران و بقيه به صورت موارد وارده يا انتقال محلي در ساير مناطق كشور گزارش شده است.
عامل بيماري مالاريا تك ياخته ريزي است به نام پلاسموديم كه چهار گونه آن در انسان بيماري زاست.
انگل هاي مالاريا داراي دو ميزبان هستند، يكي ميزبان مهره دار( انسان ) و ديگري ميزبان بي مهره (پشه آنوفل ماده ) تكثير غيرجنسي انگل در بدن انسان در داخل سلولهاي كبد و گلبول هاي قرمز و توليد مثل و تكثير جنسي در پشه آنوفل ماده انجام مي گيرد.
پس از تكثير، انگل گلبولهاي قرمز را پاره مي كند واز هر گلبول قرمز آلوده 6 تا 24 عدد انگل خارج مي شود و هريك از آنها وارد گلبول هاي قرمز سالم مي شود. در اين موقع علائم باليني مالاريا به صورت تب يا تب ولرز همراه با سردرد و تهوع ظاهر مي شود. پس از مدتي اكثريت انگل ها همزمان با هم تكثير يافته و دريك زمان تعداد زيادي گلبول هاي قرمز انگل دار پاره شده و همراه انگل هاي مالاريا مقداري سموم و مواد زائد انگل داخل جريان خون مي شود و به اين ترتيب حمله مالاريا به صورت لرز به مدت نيم تا يك ساعت تب به مدت 2 تا 6 ساعت و عرق به مدت 2 تا 4 ساعت در بيمار مالاريايي يك روز در ميان و يا دو روز در ميان ظاهر مي شود.
با تكرار حملات مالاريا و از بين رفتن گلبول هاي قرمز و مصرف هموگلوبين توسط انگل ها، بيمار كم خون مي شود انتقال مالاريا به طور طبيعي توسط پشه آنوفل ماده انجام مي گيرد ولي انتقال از طريق انتقال خون يعني استفاده از خون افرادي كه سابقه مالاريا داشته و در بدن آنان انگل به تعداد خيلي كم وجود دارد و همچنين از طريق جفت از مادر به جنين و يا استفاده از وسايل جراحي و سرنگ آلوده نيز امكان پذير است.
انتهاي پيام

ghazal_ak
19-06-2008, 14:51
آستیگماتیسم (astigmatism) یك نقص خفیف و به راحتی قابل درمان انحنای چشم شماست که باعث تاری دید می‌شود.
آستیگماتیسم هنگامی به وجود می آید كه لایه خارجی و شفاف جلوی چشم یعنی قرنیه و یا عدسی چشم كه درون چشم قرار دارد، انحنایش در یك جهت كمی متفاوت از انحنایش در جهت دیگر است.
به این ترتیب سطح قرنیه یا عدسی در بعضی نواحی مسطح‌تر یا منحنی‌تر از نواحی دیگر است.
هنگامی كه قرنیه دارای اعوجاج باشد، شما مبتلا به "آستیگماتیسم قرنیه‌ای" هستید. هنگامی كه عدسی دارای اعوجاج باشد" آستیگماتیسم عدسی" دارید.
هر دو نوع آستیگماتیسم، تاری دید ایجاد می‌كند، اما اغلب موارد آستیگماتیسم ناشی از نایكنواختی انحنای قرنیه است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

فرد مبتلا به آستیگماتیسم هم در فاصله نزدیك و هم در فاصله دور تاری دید دارد.
آستیگماتیسم معمولاً از هنگام تولد وجود دارد و ممكن است با دوربینی یا نزدیك بینی تركیب شود. معمولاً این عارضه ثابت می‌ماند و در طول زمان بهتر یا بدتر نمی شود.
بسیاری از افرادی كه دارای مقدار اندكی آستیگماتیسم هستند که مقدار آن قدر زیاد نیست كه نیاز به عمل تصحیحی داشته باشد.
● علائم و نشانه‌ها
علائم و نشانه های آستیگماتیسم شامل موارد زیر است:
▪ اعوجاج در بخش هایی از میدان بینایی.
▪ تاری خطوط عمودی، افقی یا مایل.
● علل
▪ در چشم شما دو بخش وجود دارد كه مسئول متمركز كردن تصاویر هستند: قرنیه و عدسی.
▪ در چشم طبیعی این عناصر كانونی كننده انحنایی یكدست مانند سطح یك توپ لاستیكی دارند.
▪ قرنیه و عدسی با داشتن چنین سطح منحنی همه شعاع های نور وارد شده به چشم را به یك میزان خم می‌كنند (می‌شكنند) و یك تصویر متمركز واضح بر روی پرده حساس پشت چشم یعنی شبكیه ایجاد می‌كنند.
اما اگر انحنای قرنیه یا عدسی یكدست نباشد، شعاع های نور به طور یكسان نمی‌شكنند، در این حالت شما دچار خطای انكسار نور هستید.
آستیگماتیسم یكی از اشكال مختلف خطاهای انكسار نور در چشم است. در آستیگماتیسم، قرنیه یا عدسی در یك جهت انحنای بیشتری از جهت دیگر دارد.
آستیگماتیسم تصحیح نشده باعث تاری دید می شود. در این حالت تاری دید در یك جهت _ افقی، عمودی یا مایل _ بیش از جهت دیگر وجود دارد.
آستیگماتیسم ممكن است در تركیب با سایر خطاهای انكساری مثل نزدیك بینی یا دوربینی رخ دهد:
▪ در نزدیك بینی (میوپی) انحنای قرنیه بیشتر از حد عادی است یا كره چشم درازای بیش از حد طبیعی دارد. در نتیجه شعاع های نور به جای آنكه دقیقاً روی شبكیه متمركز شوند، در جلوی شبكیه به هم می رسند و اشیای دور تصویری مبهم خواهند داشت.
▪ در دوربینی (هیپروپی) انحنای قرنیه كمتر از حد عادی است یا كره چشم طول كمتر از حد طبیعی دارد، در نتیجه حالت عكس نزدیك بینی رخ می‌دهد. نور در پشت چشم متمركز می‌شود و تصویر اشیای نزدیك تار می‌شود اما دید دور عادی باقی می‌ماند.
▪ در اغلب موارد آستیگماتیسم از هنگام تولد وجود دارد. ممكن است آستیگماتیسم در نتیجه وارد شدن آسیب به چشم بیمار یا جراحی رخ دهد.
▪ آستیگماتیسم با مطالعه در نور كم یا تماشای تلویزیون از فاصله نزدیك بهتر یا بدتر نمی‌شود.
● چه هنگامی باید به چشم پزشك مراجعه كرد
اگر درجه آستیگماتیسم چشم شما آن قدر باشد كه در كاری كه می خواهید انجام دهید اختلال ایجاد كند یا اگر كیفیت بینایی تان مانع رضایت شما از نحوه فعالیت هایتان است، به چشم پزشك مراجعه كنید.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چشم پزشك درجه آستیگماتیسم شما را تعیین می كند و در مورد اینكه چه روشی را برای تصحیح بینایی تان انتخاب كنید به شما مشاوره خواهد داد.
تغییر درجه آستیگماتیسم چشم در طول زندگی اگر اصولاً رخ دهد، بسیار تدریجی و كند است.
انجام معاینات منظم چشم، راه مناسبی برای شناسایی تغییرات حدت بینایی است تا در صورت لزوم عینك یا لنز تماسی برای شما تجویز شود یا شماره آنها تصحیح شود.یك فرد بزرگسال سالم باید تا ۵۰ سالگی هر سه تا پنج سال یك بار معاینه چشم انجام دهد.
پس از ۵۰ سالگی فواصل معاینات كمتر کنید. اگر دچار مشكلات انكساری مانند آستیگماتیسم هستید، هر دو سال یك بار به هر تعدادی كه چشم پزشكتان توصیه می كند، به او مراجعه كنید.
● تشخیص بیماری
چشم پزشك شما ممكن است از ابزارهایی كه در زیر می آید برای معاینه چشم شما استفاده كند:
▪ قرنیه‌سنج (Keratometer) : چشم پزشك در قرنیه سنجی با استفاده از دستگاهی به نام قرنیه سنج یا كراتومتر میزان و جهت گیری آستیگماتیسم قرنیه‌ای را با اندازه گیری میزان نور منعكس شده از سطح قرنیه مشخص می‌كند.
▪ كراتوسكوپ و ویدئوكراتوسكوپ: این ابزارها برای تشخیص و تعیین مقدار انحنای سطح قرنیه در صورت وجود آستیگماتیسم مورد استفاده قرار می گیرند.
كراتوسكوپ حلقه‌های نورانی را روی قرنیه می افكند. سپس انعكاس این حلقه های نورانی روی قرنیه از طریق كراتوسكوپ مورد مشاهده قرار می‌گیرد و برحسب شكل و فواصل این حلقه‌ها می توان میزان آستیگماتیسم قرنیه را محاسبه كرد.
با اتصال كراتوسكوپ به یك دوربین ویدئویی، ویدئوكراتوسكوپ ساخته شده است، كه با آن می توان تصویر قرنیه را روی یك صفحه تلویزیونی دید.
ویدئوكراتوسكوپ رایج ترین وسیله مورد استفاده برای تعیین مقدار انحنای سطح قرنیه در آزمونی است كه مكان‌نگاری (توپوگرافی) قرنیه نامیده می شود.
● درمان
هدف درمان آستیگماتیسم تصحیح انحنای نایكنواخت قرنیه است كه باعث تاری دید می‌شود. درمان شامل تجویز عدسی های تصحیح كننده به صورت عینك یا لنز تماسی یا انجام جراحی تصحیحی می شود:
▪ اصلاح دید با تجویز عدسی تصحیح كننده: استفاده از عدسی های تصحیح كننده اثر ناشی از انحنای نایكنواخت قرنیه را برطرف می كند. عدسی تصحیح كننده ممكن است به صورت لنز تماسی یا عینك باشد.
▪ لنزهای تماسی: لنزهای تماسی هر دو آستیگماتیسم های قرنیه و عدسی چشم را تصحیح می كنند.
▪ انواع مختلفی از لنزهای تماسی در دسترس است: لنزهای سخت، لنزهای نرم، لنزهای یك بارمصرف، لنزهای با كاربرد طولانی مدت، لنزهای دوكانونی، لنزهای سخت نفوذپذیر نسبت به اكسیژن و.... با چشم پزشكتان در مورد اینكه كدامیك از این انواع مختلف لنز برای شما مناسب تر است، مشاوره كنید.
یك شیوه دیگر استفاده از لنز تماسی برای تصحیح آستیگماتیسم "روش ارتوكراتولوژی" یا Ortho-K است. در این روش شما چندین ساعت در روز لنز تماسی سخت به چشم می گذارید تا انحنای قرنیه تان تصحیح شود.
در روزهای بعد تعداد ساعات استفاده از لنز تماسی كاهش می یابد و در حدی كه شكل جدید قرنیه حفظ شود. البته اگر مدتی استفاده از این روش را قطع كنید، قرنیه چشم دوباره به شكل اولش بازمی‌گردد.
▪ عینك: در مواردی كه به دلایل مختلف استفاده از لنز تماسی از جمله ترجیح بیمار امكان‌پذیر نیست، انواع مختلف عینك می‌تواند جانشین مناسبی برای لنز تماسی باشد.
▪ جراحی برای تصحیح عیوب انكساری: در روش جراحی با شكل دهی مجدد به سطح قرنیه، آستیگماتیسم تصحیح می‌شود.

bankemagale.blogfa.com

sina285
26-06-2008, 07:25
شرح بیماری

سیاه سرفه یک بیماری تنفسی باکتریال است که مولد آن باسیل بوردتلا پروتوسیس است و سرایت آن بوسیله قطرات ترشح بینی و حلق می‌باشد. مدت نهفتگی بیماری 14 - 8 روز است. کودکان بیشتر به آن مبتلا می‌شوند. بیماری سیاه سرفه از دو هفته قبل از شروع حملات سرفه تا حدود 2 ماه واگیر دارد. شرط بروز حملات سرفه داشتن قدرت بدنی است. بچه شیر خوار چون فاقد آن قدرت است به جای حملات سرفه نفسش قطع می‌شود که ممکن است خفه شود.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

علایم‌ شایع‌

سیاه سرفه با علایم ذکام و برونشیت شروع می‌شود. کودک خسته و بی‌اشتها می‌شود. پس از یکی دو هفته حمله‌های شدید سرفه‌های متوالی ظاهر می‌شود. هنگام حمله سرفه فرو بردن نفس به سختی و با سروصدا است. حتی لحظه‌ای تنفس بند آمده و کودک کبود می‌شود و زبانش را بیرون می‌آورد. زیرا تارهای صوتی و نایچه‌ها منقبض شده و تشنج پیدا می‌کنند.

در آخر حمله ناگهان تشنج عضلات تارهای صوتی و نایچه‌ها قطع شده و کودک نفس عمیق می‌کشد. سپس مقداری بلغم با فشار خارج می‌شود و یا استفراغ دست می‌دهد. بیماری سیاه سرفه 12 - 6 هفته طول می‌کشد و مصونیت برای تمام عمر باقی می‌گذارد. عوارض سیاه سرفه سینه پهلو و انسفالیت است.

علل‌

3 جنس از کوکوسها باسیلهای گرم منفی هوازی از نظر پزشکی اهمیت دارند.این باکتریها عبارتند از: بروسلا ، بوردتلا و فرانسیسلا. بوردتلا باسیل غیر متحرکی است که اشکال بیماریزای آن دارای کپسول هستند. این باکتریها منحصرا در بدن انسان یافت می‌شوند. یکی از گونه‌های این باکتری به نام بوردتلا پروتوسیس عامل اصلی سیاه سرفه است.

عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر


افراد واکسینه‌نشده‌
همه‌گیری‌های‌ اواخر زمستان‌ و بهار. گسترش‌ باکتری‌ها باعث‌ افزایش‌ شدت‌ بیماری‌ زایی‌ آنها می‌گردد.
شرایط‌ زندگی‌ شلوغ‌ یا غیربهداشتی‌
بارداری‌
واکسن سیاه سرفه

دو نوع واکسن سیاه سرفه در دسترس است. واکسنهای ساخته شده از تمام جسم سلول شامل تمامی محتویات باکتری سیاه سرفه که توسط عملیات شیمیایی کشته شده است و واکسنهای غیر سلولی که اخیرا توسط برخی از کشورهای صنعتی ارائه شده است. واکسن ساخته شده از تمامی سلول از نوع شدید بیماری جلوگیری می‌کند. اما از ابتلا به عفونت کاملا پیشگیری نمی‌کند. واکسنهای غیر سلولی سیاه سرفه حاوی آنتی ژنهای خالص شده ایمنی‌زای سیاه سرفه است که معمولا شامل شبه سم سیاه سرفه و پروتئینهای غشای خارجی است.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

عواقب‌ مورد انتظار

با درمان‌ معمولا ظرف‌ تقریبا 6 هفته‌ علاج‌ می‌شود (ممکن‌ است‌ بین‌ 3 هفته‌ تا 3 ماه‌ باشد). سیر معمول‌ بیماری‌ به‌ شرح‌ زیر است‌: 2 هفته‌ سرفه‌ غیر مشخص‌ ، 2 هفته‌ حملات‌ سیاه‌ سرفه‌ و 2 هفته‌ نقاهت‌. ممکن‌ است‌ برخی‌ سرفه‌های‌ پایدار ماه‌ها طول‌ بکشند.

عوارض‌ احتمالی‌

کودکان‌ زیر یک‌ سال‌ در معرض‌ عوارض‌ شدید یا مرگ‌ قرار دارند. خون‌ دماغ‌ شدن، جدا شدن‌ شبکیه‌ ، تشنج‌ و آنسفالیت‌ و پارگی‌ عروق خونی‌ مغز از عوارض احتمالی این بیماری است.

اصول‌ کلی‌ درمان


آزمون‌های‌ تشخیصی‌ می‌توانند شامل‌ بررسی‌های‌ آزمایشگاهی‌ خون ، کشت‌ خلط‌ و رادیوگرافی‌ قفسه‌ سینه‌ باشند.
بستری‌ شدن‌ در بیمارستان‌ با مراقبت‌های‌ ویژه‌ برای‌ نوزادان‌ به‌ شدت‌ بیمار. کودکان‌ بزرگتر را معمولا می‌توان‌ در منزل‌ درمان‌ کرد.
تا از بین‌ رفتن‌ تب ، شخص‌ بیمار را جدا کنید. ملاقات‌ کنندگان‌ اجباری‌ باید ماسک‌ بزنند.
در طول‌ یک‌ حمله‌ سرفه‌ در یک‌ کودک‌ ، پایین‌ تخت‌ را بلند کنید. صورت‌ کودک‌ را پایین‌ بیاورید و سرش‌ را به‌ یک‌ طرف‌ بچرخانید تا به‌ تخلیه‌ ریه‌ها کمک‌ کنید. کودکان‌ بزرگتر معمولا ترجیح‌ می‌دهند در طول‌ حملات‌ سرفه‌ بنشینند و به‌ جلو خم‌ شوند

.
از یک‌ مرطوب‌کننده‌ اولتراسونیک‌ برای‌ تسکین‌ سرفه‌ و کمک‌ به‌ رقیق‌ شدن‌ ترشحات‌ برونش‌ و ریه‌ استفاده‌ کنید. هر روز مرطوب‌کننده‌ را تمیز کنید.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

داروها


از داروهای‌ ضد سرفه‌ مگر در صورت‌ تجویز استفاده‌ نکنید.
ممکن‌ است‌ توصیه‌ شود در دوره‌ کمون‌ اریترومایسین‌ شروع‌ گردد.
برای‌ عوارضی‌ چون‌ عفونت‌ گوش‌ میانی‌ یا پنومونی‌ ممکن‌ است‌ آنتی‌بادیهایی‌ تجویز گردند.
رژیم‌ غذایی‌

کودک‌ را به‌ نوشیدن‌ مایعات‌ فراوان‌ مثل‌ آب ‌میوه ‌،چای ‌، نوشیدنی‌های‌ کربنات‌‌دار و سوپ‌ رقیق‌ تشویق‌ کنید.
رژیم‌ غذایی‌ خاصی‌ ندارد. وعده‌های‌ غذایی‌ کم‌ و به‌ تعداد زیاد ممکن‌ است‌ استفراغ‌ را کاهش‌ دهد.

sina285
26-06-2008, 07:30
سياه‌ سرفه‌
اطلاعات‌ اوليه‌


توضيح‌ كلي‌

سياه‌سرفه‌ عبارت‌ است‌ از عفونت‌ باكتريايي‌، مسري‌ و خطرناك‌ برونش‌ها و ريه‌ها. واكسيناسيون‌ در سراسر جهان‌ به‌ مقدار زيادي‌ بروز سياه‌ سرفه‌ را كاهش‌ داده‌ است‌. تمامي‌ سنين‌ را مبتلا مي‌كند ولي‌ در كودكان‌ شايع‌تر است‌.

علايم‌ شايع‌

مراحل‌ اوليه‌:
آب‌ ريزش‌ بيني‌
سرفه‌ خشك‌ كه‌ به‌ سرفه‌ با خلط‌ غليظ‌ تبديل‌ مي‌شود.
تب‌ مختصر
مراحل‌ انتهايي‌:
حملات‌ سرفه‌ مداوم‌ و شديد كه‌ تا يك‌ دقيقه‌ طول‌ مي‌كشند. در طول‌ سرفه‌ در اثر كمبود اكسيژن‌ فرد قرمز يا آبي‌ مي‌شود. در پايان‌ هربار سرفه‌، كودك‌ با صدايي‌ «شبيه‌ فرياد» نفس‌نفس‌ مي‌زند.
استفراغ‌ و اسهال‌
تب‌

علل

‌عفونت‌ با باكتري‌ بوردتلاپرتوسيس‌ . اين‌ بيماري‌ از طريق‌ تماس‌ مستقيم‌ با سرايت‌ فردي‌ يا تماس‌ غيرمستقيم‌ مثل‌ تنفس‌ هواي‌ حاوي‌ قطرات‌ عفوني‌ يا دست‌ زدن‌ به‌ پيراهن‌ يا ساير مواد آلوده‌ منتقل‌ مي‌شود. دوره‌ كمون‌ 7-5 روز است‌.

عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر

افراد واكسينه‌نشده‌
همه‌گيري‌هاي‌ اواخر زمستان‌ و بهار. گسترش‌ باكتري‌ها باعث‌ افزايش‌ شدت‌ بيماري‌ زايي‌ آنها مي‌گردد.
شرايط‌ زندگي‌ شلوغ‌ يا غيربهداشتي‌
بارداري

‌ پيشگيري‌



تمام‌ كودكان‌ را بر ضد سياه‌سرفه‌ واكسينه‌ كنيد. واكسيناسيون‌ معمولاً در 2 ماهگي‌ شروع‌ مي‌شود و پس‌ از 5 سالگي‌ توصيه‌ نمي‌گردد.
افراد دچار عفونت‌ را جدا كنيد.

عواقب‌ مورد انتظار

با درمان‌ معمولاً ظرف‌ تقريباً 6 هفته‌ علاج‌ مي‌شود (ممكن‌ است‌ بين‌ 3هفته‌ تا 3 ماه‌ باشد). سير معمول‌ بيماري‌ به‌ شرح‌ زير است‌: 2 هفته‌ سرفه‌ غير مشخص‌، 2 هفته‌ حملات‌ «سياه‌ سرفه‌» و 2 هفته‌ نقاهت‌، ممكن‌ است‌ برخي‌ سرفه‌هاي‌ پايدار ماه‌ها طول‌ بكشند.

عوارض‌ احتمالي‌

كودكان‌ زير يك‌ سال‌ در معرض‌ عوارض‌ شديد يا مرگ‌ قرار دارند.
خون‌ دماغ‌
جدا شدن‌ شبكيه‌
تشنج‌ و آنسفاليت‌
پنوموني‌
آپنه‌ (كند شدن‌ يا توقف‌ تنفس‌)
عفونت‌ گوش‌ مياني‌
پارگي‌ عروق‌ خوني‌ مغز

درمان

‌ اصول‌ كلي‌

آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ مي‌توانند شامل‌ بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌، كشت‌ خلط‌ و راديوگرافي‌ قفسه‌ سينه‌ باشند.
بستري‌ شدن‌ در بيمارستان‌ با مراقبت‌هاي‌ ويژه‌ براي‌ نوزادان‌ به‌ شدت‌ بيمار. كودكان‌ بزرگتر را معمولاً مي‌توان‌ در منزل‌ درمان‌ كرد.
تا از بين‌ رفتن‌ تب‌، شخص‌ بيمار را جدا كنيد. ملاقات‌ كنندگان‌ اجباري‌ بايد ماسك‌ بزنند.
در طول‌ يك‌ حمله‌ سرفه‌ در يك‌ كودك‌، پايين‌ تخت‌ را بلند كنيد. صورت‌ كودك‌ را پايين‌ بياوريد و سرش‌ را به‌ يك‌ طرف‌ بچرخانيد تا به‌ تخليه‌ ريه‌ها كمك‌ كنيد. كودكان‌ بزرگتر معمولاً ترجيح‌ مي‌دهند در طول‌ حملات‌ سرفه‌ بنشينند و به‌ جلو خم‌ شوند.
از يك‌ مرطوب‌كننده‌ اولتراسونيك‌ براي‌ تسكين‌ سرفه‌ و كمك‌ به‌ رقيق‌ شدن‌ ترشحات‌ برونش‌ و ريه‌ استفاده‌ كنيد. هر روز مرطوب‌كننده‌ را تميز كنيد.

داروها

از داروهاي‌ ضدسرفه‌ مگر در صورت‌ تجويز استفاده‌ نكنيد.
ممكن‌ است‌ توصيه‌ شود در دوره‌ كمون‌ اريترومايسين‌ شروع‌ گردد.
براي‌ عوارضي‌ چون‌ عفونت‌ گوش‌ مياني‌ يا پنوموني‌ ممكن‌ است‌ آنتي‌بادي‌ هايي‌ تجويز گردند.

فعاليت

‌تا از بين‌ رفتن‌ تب‌، كودك‌ را در بستر نگه‌ داريد. با توجه‌ به‌ قدرت‌ كودك‌، فعاليت‌ طبيعي‌ بايد به‌ آهستگي‌ از سر گرفته‌ شود.

رژيم‌ غذايي

‌كودك‌ را به‌ نوشيدن‌ مايعات‌ فراوان‌ مثل‌ آب‌ميوه‌، چاي‌، نوشيدني‌هاي‌ كربنات‌ دار و سوپ‌ رقيق‌ تشويق‌ كنيد.
رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد. وعده‌هاي‌ غذايي‌ كم‌ و به‌ تعداد زياد ممكن‌ است‌ استفراغ‌ را كاهش‌ دهد.

در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد

اگر كودك‌ شما علايم‌ سياه‌ سرفه‌، به‌ ويژه‌ كبودي‌ صورت‌ در طي‌ حملات‌ سرفه‌ را داشته‌ باشد.
اگر تب‌ رخ‌ دهد.
اگر استفراغ‌ بيش‌ از 2-1 روز ادامه‌ ياب

sina285
26-06-2008, 07:35
صرع چیست؟

از زمان بوجود آمدن انسان بر روی کره زمین صرع نیز وجود داشته است. امروزه انواع گوناگونی از صرع شناخته شده است. صرع یک بیماری نیست بلکه فقط نشانه‌ایست که می‌گوید قسمتی از مغز کار خود را همیشه بخوبی انجام نمی‌دهد. وقتی مغز بطور طبیعی کار کند یک سری امواج الکتریکی از خود ایجاد می‌نماید که این امواج مانند الکتریسته در مسیر اعصاب مغزی عبور می‌کند. « اپی‌لپسی » یا صرع حالتی است که یکسری از این تشنجها و طوفانهای الکتریکی در مغز بطور مرتب و با فاصله زمانی خودبخود ایجاد شده و خاموش شوند. که این جرقه الکتریکی و طوفان الکتریکی بسته به محل خود در مغز علائم و نوع تشنج و صرع را تعیین می‌نماید. یکبار تشنج هیچگاه صرع نیست بلکه دو تا سه بار تشنج می‌باید رخ دهد تا پزشک تشخیص صرع را مطرح نماید.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

علل صرع

گاه علت صرع وجود یک اختلال ساختمانی در مغز است اما در اغلب موارد هیچ علت خاصی یافت نمی‌شود. در برخی از کودکان مبتلا، حملات تشنجی به دنبال یک محرک حسی مثل نورهای درخشان و شدید بروز می‌کنند و در برخی دیگر هیچ عامل شروع کننده‌ای وجود ندارد. در صرع نشاندار حملات ناگهانی را می‌توان در یکی از چندین علت شناخته شده جستجو کرد که شامل تومورهای مغزی ، بیماریهایی که بر رگهای خونی مرکزی اثر می‌گذارند و انواع سموم می‌باشد. به غیر از صرع علل متعدد دیگری نیز برای تشنج وجود دارد که یکی از آنها تب بالاست (تشنج ناشی از تب).

انواع صرع

انواع مختلفی از تشنجهای صرعی تاکنون شناخته و تعریف شده است. در بچه‌ها تشنجهای تونیک – کلونیک شایعتر است، بیشتر از سه چهارم کودکان مبتلا به صرع ، از این نوع تشنج رنج می‌برند، صرع کوچک یا ابسانس دومین نوع شایع صرع ( epilepsy) در کودکان است. صرع موضعی یا صرع حرکتی و صرع نسبی یا پارشیال خوش‌خیم از دیگر انواع صرع هستند.

صرع بزرگ یا تشنج تونیک – کلونیک

شایعترین نوع صرع ، صرع اصلی (Grand mal) است. آن هنگامی رخ می‌دهد که مناطق حرکتی مغز دچار عارضه شده است و اسپاسمهای شدید و بی‌هوشی را دربردارد. در اغلب موارد صرع اصلی ، قبل از آغاز حمله و غش به بیمار یک حالت درونی دست می‌دهد که این اخطار خوانده می‌شود. این حالت در لاتین Aura نامیده می‌شود و می‌تواند به صورت روانی یا جسمی باشد. مثل شنیدن صدایی (جسمی) و یا احساس خوشبختی یا بدبختی (روانی). بیمار ممکن است بوی مشخصی را حس کند و یا گمان کند که نور درخشنده‌ای می‌تابد. بعد از چند لحظه بیمار بی‌هوش می‌افتد که این مرحله کوتاه، تونیک است که تمام ماهیچه‌ها متشنج و منقبض می‌شوند، تنفس بیمار قطع می‌شود و رنگش نیز ممکن است کبود شود. مرحله بعدی کلونیک است که اندامها تکانهای مختصری می‌خورند. در خلال این مدت بیمار ممکن است زبانش را گاز بگیرد.

مراحل علائم تشنج تونیک – کلونیک به ترتیب زیر است:


تحریک پذیری یا رفتارهای غیرعادی به مدت چند دقیقه پیش از بروز تشنج (Aura).
اسپاسم و انقباض عضلات که 30 ثانیه طول می‌کشد و کودک در طی آن بیهوش شده و به زمین می‌افتد و تنفس نامنظم می‌شود.


حرکات پرشی اندامها یا صورت که می‌تواند از 20 ثانیه تا چند ساعت طول بکشد. در این مرحله ممکن است کودک زبانش را گاز بگیرد و کنترل مثانه یا روده را از دست بدهد.


پس از آنکه تشنج متوقف شد، ممکن است کودک تا چند دقیقه و به ندرت تا ده دقیقه بیهوش باقی بماند.
بعد از بازگشت هوشیاری کودک معمولاً گیج است و سردرد دارد و ممکن است به خواب رود.
صرع کوچک یا تشنج ابسانس

صرع کوچک (Petit mal) ، که در آن مناطق حسی دستگاه عصبی مرکزی دچار آسیب می‌شود. در بین بچه‌ها شایع است که معمولا تشنج آنی است و یک لحظه به طول می‌انجامد. کودک بازی را متوقف کرده و ساکت می‌ایستد در حالی که یک حالت سستی و بی‌حالی در صورتش دیده می‌شود. پس صرع کوچک عبارتست از زایل شدن شعور برای مدتی کوتاه ، بدون اینکه در بیمار تشنج یا زمین خوردگی و یا Aura دیده شود. این نوع صرع یکی از شایعترین صرع‌ها نزد کودکان و دانش آموزان است . رنگ پریده ، چشمانش به یک نقطه خیره شده و از اطراف خود بی‌خبر است. مدت آن حتی امکان دارد بسیار کوتاه بوده و قابل رویت نباشد. شروع آن از سه تا سیزده سالگی است که اگر درمان اصولی شود برای همیشه از بین می‌رود و در غیر اینصورت در سنین بالاتر به صرع بزرگ تبدیل خواهد شد.

از علل این نوع صرع ، تومورها ، حوادث ، تصادف ، ضربه‌های مغزی و ... را می‌توان بیان کرد. از نشانه های بارز صرع کوچک که می‌توان در کلاس درس مشاهده کرد، نحوه نوشتن املا دانش‌آموزان است که ممکن است در حین حمله ، دو یا سه خط از املا را جا بیندازند. پس از حمله علاوه بر رنگ پریدگی ، سستی و بی حالی ، احساس خواب به کودک دست خواهد داد.

پس در طی این نوع حمله تشنجی ، کودک برای 10 تا 15 ثانیه هوشیاری خود را از دست می‌دهد و به فضا خیره می‌شود و فعالیتهای معمول وی متوقف می‌شود اما به زمین نمی‌افتد. و پس از بازگشت هوشیاری ، کودک چیزی از حمله خود به یاد نمی‌آورد.

صرع موضعی

هوشیاری بیمار در این نوع صرع مختل نمی‌شود و تظاهرات صرعی به صورت حرکتی ظاهر می‌شود. ابتد از یک نقطه شروع شده و به تدریج سایر قسمتهای بدن را فرا می‌گیرد. به این نوع صرع ، صرع جانسونی نیز می‌گویند. البته نوع دیگر صرع موضعی حرکتی بدون انتشار است که تشنج فقط در یک عضو ظاهر شده و در همان جا باقی می‌ماند. مدت حمله حدود یک تا دو دقیقه است ولی ممکن است در بعضی از افراد مدتها طول بکشد.

نوع دیگر صرع

فرمی از اپی‌لپسی است که کمتر شایع است ، صرع نسبی یا پارشیال خوش‌خیم که سبب حرکات پرشی در یک سمت از صورت یا یک اندام می‌شود. همچنین هوشیاری نیز ممکن است مختل شود. در اغلب موارد کودک مبتلا به یک نوع صرع است ، با این حال برخی کودکان مبتلا به انواع پیچیده‌تر اپی‌لپسی هستند که ترکیبی از دو یا چند نوع مختلف است.

اقدامات اولیه در فردی که تشنج کرده

اگر کودک دچار یک تشنج تونیک – کلونیک شده او را به یک سمت بخوابانید و سرش را همسطح یا پایینتر از بدنش قرار دهید.
بر طبق اصول کمکهای اولیه باید جسم سختی را بین دندانهای بیمار قرار داده تا از گاز گرفتن زبانش جلوگیری کنید و او را به پشت خواباند و مطمئن شد که بطور معمولی نفس می‌کشد. هرگز چیزی را با فشار میان دندانهایش قرار ندهید. در بیشتر مواقع تشنجات بعد از یک دقیقه متوقف می‌شوند و بعد از آن یک دوره خواب و استراحت است ولی اگر تشنجات بیشتر از چند دقیقه به طول انجامد حتما باید بیمار را به بیمارستان رساند. همچنین اگر کودک تاکنون یک تشنج تونیک – کلونیک نداشته و نخستین باری است که به این نوع حمله دچار می‌شود، به سرعت کودک را به نزدیکترین بیمارستان برسانید.

در مورد سایر انواع تشنج کودک را در یک محل آرام نشانده و صبر کنید تا تشنج کاملاً برطرف شود و کودک هوشیار شود. سپس به آرامی با او صحبت کنید و به او آرامش خاطر بدهید. از زدن یا تکان دادن کودک برای متوقف کردن تشنج خودداری کنید.

اقداماتی که پزشک انجام می‌دهد:

1- پزشک نخست از شما سؤالاتی در مورد رفتارها و علائم کودک (قبل، در طی و بعد از حمله تشنج) می‌پرسد. برای مشخص کردن عوامل محرک احتمالی، ممکن است از شما خواسته شود تا دقیقاً نوع فعالیت کودک را هنگام بروز حمله مشخص کنید.

2- یک نوار مغزی الکتروآنسفالوگرافی EEG از کودک گرفته می‌شود تا به تشخیص نوع صرع کمک کند. در مواردی که تشخیص صرع از هیستری (تمارض) امکانپذیر نباشد از الکتروانسفالوگرافی استفاده می‌شود.
3- انجام MRI مغزی ممکن است برای تشخیص ناهنجاریهای ساختمانی مغز لازم باشد.

4- انجام آزمایش خون برای تشخیص اختلالات الکترولیتی به عنوان علت تشنج ضروری است.

درمان

امروزه کنترل بیشتر انواع صرعها میسر است با استفاده از داروهای مناسب بطور روزمره می‌توان از بروز حمله جلوگیری کرد. کودکان مبتلا به صرع ، نیاز به مصرف منظم داروی ضد تشنج دارند. این داروها معمولاً به مدت دو تا چهار سال بعد از آخرین حمله تشنج ادامه می‌یابند و سپس می‌توان به تدریج ظرف چند ماه آنها را قطع کرد. اگر حملات صرع با دارو کنترل نشوند و همچنین MRI یک ضایعه مغزی را نشان دهد، ممکن است جراحی (خیلی به ندرت) مورد بررسی قرار بگیرد.

پیش آگهی

پیش آگهی صرع بسته به نوع آن متفاوت است. بیشتر از سه چهارم کودکان مبتلا به صرع "تونیک – کلونیک" که به مدت دو سال حمله‌ای نداشته‌اند، عود نخواهند داشت. اغلب کودکان مبتلا به صرع نسبی خوش‌خیم، خود به خود خوب می‌شوند و بعد از بلوغ احتیاج به مصرف دارو ندارند. پیش آگهی صرع کوچک (ابسانس) مبهم و نامعلوم است. اغلب کودکان، حتی کودکانی که مشکلشان حل نشده، هیچ ناتوانی و معلولیتی از نظر ذهنی پیدا نمی‌کنند و می‌توانند به مدارس معمولی بروند و در اغلب فعالیتهای ورزشی شرکت کنند.

راههای پیشگیری

اکثر علل صرع قابل پیشگیری هستند. شش گام اساسی برای پیشگیری از ابتلا به صرع که سازمان جهانی بهداشت بیان کرده است عبارتند از: مراقبتهای پیش از تولد ، زایمان بی خطر ، کنترل تب در کودکان ، کاهش ضربه مغزی ، کنترل بیماریهای عفونی و انگلی و مشاوره ژنتیک.

تغییرات روانی صرع

تغییرات روانی صرع دو نوع است یکی زودگذر و دیگری ثابت که تغییرات شخصیتی صرعی نامگذاری می‌شود.

حالت زودگذر

یک حالت استثنایی است که بتواند بعد از یک حمله در وی ظاهر شود و چند هفته طول می‌کشد. اثرات مهمش تیرگی سطح هوشیاری است به طوری که گاهی اوقات بیمار نمی‌تواند کارهای روزانه انجام دهد.

حالت ثابت

از تغییرات این دسته خلق و احساس ناپایدار ، چسبندگی ، کینه توزی ، فکر نامعلوم و مجهول ، علاقه به جزییات و فراموش کردن کلیات و حالت کندی روانی را می‌توان نام برد.

sina285
26-06-2008, 07:40
از زمان بوجود آمدن انسان بر روي کره زمين صرع نيز وجود داشته است . ما امروزه انواع گوناگوني از صرع را شناخته ايم .
صرع يک بيماري نيست بلکه فقط نشانه ايست که مي گويد قسمتي از مغز کار خود را هميشه بخوبي انجام نمي دهد .
وقتي مغز بطور طبيعي کارکند يک سري امواج الکتريکي از خود ايجاد مي نمايد که اين امواج مانند الکتريسته در مسير اعصاب مغزي عبور مي کند . در حالت تشنج يک جرقه الکتريکي مانند برق در آسمان ايجاد مي شود که اين جرقه الکتريکي و طوفان الکتريکي بسته به محل خود در مغز علائم و نوع تشنج و صرع را تعيين مي نمايد . « اپي لپسي » يا صرع حالتي است که يکسري از اين تشنج ها و طوفانهاي الکتريکي در مغز بطور مرتب و با فاصله زماني خودبخود ايجاد شده و خاموش شوند .
يکبار تشنج هيچگاه صرع نيست بلکه دو تا سه بار تشنج مي بايد رخ دهد تا پزشک تشخيص صرع را مطرح نمايد .

« انواع صرع »
صرع عمومي ( ژنراليزه ) اين نوع صرع يا تشنج حالتي است که تمام مغز درگير اختلال الکتريکي مي گردد . فرد مبتلا در اين حالت هوشياري و آگاهي خود را از دست مي دهد .
انواع صرع عمومي عبارتند از :
الف - صرع بزرگ : حمله تشنجي افراد مبتلا به صورت از بين رفتن ناگهاني آگاهي ، سقوط ، زمين افتادن و دست و پا زدن است . در اين حالت چشم ها بالا مي رود ، دهان کف مي کند ، چهره تيره مي شود و گاه فرد بي اختيار ادرار مي کند .
حمله از چند ثانيه تا چند دقيقه طول مي کشد و بدنبال آن فرد حالت خواب آلودگي پيداکرده و بتدريج بهوش مي آيد .
ب - صرع کوچک : در اين حالت فقط چند ثانيه حالت مات زدگي ، عدم هوشياري و حرکات تکراري در لبها ديده مي شود .
*‌ صرع موضعي : در اين نوع صرع فقط قسمتي از مغز درگير مي شود که دو نوع ساده و پيچيده دارد . در صرع موضعي ساده هوشياري فرد تغيير نکرده و علائم عصبي موضعي رخ مي دهد . در صرع موضعي مرکب و پيچيده ، بدنبال تشنجات موضعي ساده فرد هوشياري خود را از دست داده و احتمالاً بدنبال آن حمله بزرگ صرع بوقوع خواهد پيوست و يا دچار حالتهاي روحي خاص مي گردد .
* صرع مداوم : حمله صرع طولاني شده و يا پشت سرهم تکرار مي شود و شخص مصروع در حين حملات بيهوش مي ماند . صرع مداوم يک مورد اورژانس است و نياز به کمکهاي ويژه و درمان مخصوص دارد .
* علت صرع چيست ؟
برخلاف نظر عوام که علت را جن زدگي ، سحر شدن توسط ديگران ، آثار گناه ، ضعف اعصاب و بيماري رواني مي دانند ، صرع نوعي اختلال در کار سلولهاي مغزي است که باعث پخش جريانهاي مغزي اضافي بصورت ناگهاني و انتشار آن به سراسر مغز مي شود . علت صرع گاه صدمه مغزي ، ضربه ، عفونت و گاه ارثي است . ضربه هاي دوران بارداري وارد شده بر جنين و فشار بر سر جنين هنگام زايمان ، عفونتها و ضربه هاي پس از تولد و دوران کودکي ،‌تصادفات و حوادثي که باعث ضربه مغزي مي شود ، عفونتهاي مغزي و مننژيت ها همگي مي توانند باعث ايجاد صرع شوند . عفونتها و ضربه هاي مغزي از علل شايع صرع هستند .
* شيوع صرع :
تقريباً ۵۰ ميليون نفر در جهان مبتلا به صرع هستند که نيمي از آنها يا درمان نشده يا ناقص درمان مي شوند . در کشور ما نيز حدس زده مي شود که بيش از يک ميليون بيمار مبتلا به صرع وجود داشته باشد .
* خطرهاي حمله تشنجي :
بيماري صرع بخودي خود خطر ندارد ، اما اگر آموزش و مراقبت دقيقي در مورد حمله هاي تشنجي صورت نگيرد مي تواند خطرناک باشد . فردي که ناگهان مي افتد و يا بيهوش مي شود ممکن است دچار جراحت ، شکستگي ،‌ ضربه مغزي و يا خفگي در آب و سوختگي با آتش شود . حملات تشنجي اگر درست معالجه نشود مي تواند موجب صدمات جسمي ، اجتماعي و رواني گردد .
* درمان صرع :

خوشبختانه صرع يکي از درمان پذيريرترين بيماريهاي عصبي است و داروهاي بسياري براي درمان آن کشف و ساخته شده است که البته همگي بايد توسط متخصصين تجويز شوند . با رعايت نکات زير درمان کاملتر و مطمئن تر مي گردد :

مصرف داروها منظم و مرتب باشد .
حتي يکبار و يک روز هم داروها قطع نشود .
درمان هرچه زودتر شروع شود .
مقدار و دفعات مصرف روزانه دارو کافي و مطابق روشهاي علمي و نظر پزشکان معتبر و متخصص در اين زمينه باشد .
پس فراموش نکنيم که صرع با دارو قابل کنترل و درمان است .
طول مدت درمان کامل براي صرع حدود ۳ تا ۵ سال است . مشروط بر اينکه در اين دوره حمله تشنجي تکرار نشود و نوار مغزي طبيعي شود . اگر در طول اين دوره حمله ايجاد شود طول دوره بيشتر مي شود و قطع دارو خطرناک است .

* هنگام حملات تشنجي چه بايد کرد ؟
آرام باشيد ، نگران نشويد ، دنبال کمک نرويد و داد و فرياد راه نيندازيد .
بيمار را از مکانها و اشياء خطرناک دور کنيد .
با باز کردن يقه لباس و آزاد کردن گردن و چرخانيدن سر يا شانه به يک طرف راه تنفس را آزاد کنيد .
از ريختن آب بر روي شخص ، ريختن چيزي در دهان و يا گرفتن دست و پاي او خودداري کنيد .
اگر حمله بيش از ۵ دقيقه طول کشيد يا دوباره تکرار شد ،‌ ممکن است صرع مداوم باشد که بسيار خطرناک است ، بنابراين او را فوراً به پزشک برسانيد .
اگر تشنج همراه با تب است ، بيماري فرد صرع نيست اما حتماً بايد تب را با پاشويه پايين آورد و بلافاصله وي را به پزشک رسانيد تا اگر حملات طولاني و نوار مغزي غيرطبيعي بود تحت درمان قرار گيرد .
* راههاي پيشگيري :

اکثر علل صرع قابل پيشگيري هستند . سازمان جهاني بهداشت شش گام اساسي براي پيشگيري از ابتلا به صرع را بيان کرده است .
مراقبتهاي پيش از تولد
زايمان بي خطر
کنترل تب در کودکان
کاهش ضربه مغزي
کنترل بيماريهاي عفوني و انگلي
مشاوره ژنتيک
بخاطر داشته باشيم که به شخصيت مبتلايان احترام گذاشته ، مانع تحصيل و اشتغال آنها نشويم ، حقوق اجتماعي اين افراد را مراعات کرده و همچنين برخورد ترحم آميز با آنها نداشته باشيم .
مبتلايان به صرع مي توانند پس از مشاوره با پزشک ازدواج کنند ، بدرجات بالاي اجتماعي و علمي برسند و شغل دلخواه خود را نيز داشته باشند و از يک زندگي طبيعي بهره مند باشند

sina285
26-06-2008, 07:41
اطلاعات اوليه

توضيح كلي
صرع عبارت است از يك نوع اختلال در كار مغز كه مشخصه آن عبارت است از حملات صرعي ناگهاني و تكرارشونده ، حملاتي كوتاه مدت از رفتار غيرطبيعي و نامناسب ، تغيير در وضعيت هوشياري ، يا حركات غيرطبيعي . صرع ، كه گاهي تشنج نيز خوانده مي شود، يك علامت است نه يك بيماري . صرع مسري نيست . صرع مي تواند در هر دو جنس و در هر سني رخ دهد. صرع معمولاً بين سنين 14-2 سالگي آغاز مي شود.
علايم شايع
صرع به چندين نوع مختلف تقسيم مي شود كه هركدام ويژگي هاي خاص خود را دارند. بعضي از انواع صرع عبارتند از:
صرع كوچك :
كه غالباً در كودكان رخ مي دهد. كودك به يكباره فعاليت خود را متوقف مي كند و براي حدود يك دقيقه با نگاهي بي حالت به اطراف خيره مي شود بدون اينكه بفهمد در اطراف او چه مي گذرد.
صرع بزرگ:
كه در تمام سنين رخ مي دهد. فرد هوشياري خود را از دست مي دهد، عضلات بدنش سفت مي شود و سپس دست و پا و بدن وي دچار تكان هاي غيرقابل كنترلي مي شوند. امكان دارد اختيار ادرار نيز از دست برود و فرد خود را خيس نمايد. حمله صرع بزرگ چندين دقيقه طول مي كشد و غالباً به دنبال آن فرد به خواب عميقي فرو مي رود يا گيج است . قبل از بروز حمله صرع ، فرد ممكن است علايم هشداردهنده اي را احساس كند: احساس عصبي بودن ؛ اختلالات بينايي ؛ احساس بوي بد؛ يا شنيدن صداهاي عجيب و غريب .
صرع كانوني:
كه طي حمله آن ، يك قسمت كوچك از بدن دچار تكان هاي غيرقابل كنترل مي شود. اين حالت تكان خوردن به قسمت هاي ديگر بدن گسترش مي يابد و ممكن است تمام بدن شروع به تكان خوردن نمايد. اما فرد هوشياري خود را از دست نمي دهد.
صرع لوب گيجگاهي مغز:
كه طي حمله آن ، فرد ناگهان رفتاري غيرطبيعي كه با شخصيت و رفتار عادي وي همخواني ندارد بروز مي دهد، مثلاً ممكن است ناگهان عصباني شود يا از خود خشونت بروز دهد؛ بدون دليل بخندد؛ يا حركات بدني عجيب و غريب داشته باشد (از جمله حركات جويدن غيرطبيعي ).
علل
بيش از 50 اختلال و بيماري مغز مي توانند صرع ايجاد كنند، اما اصولاً بيماري هايي كه در ساختمان مغز خلل وارد مي آورند تنها در 25% موارد صرع يافت مي شوند. علل شايع عبارتند از:
آسيب رسيدن به مغز به هنگام تولد يا قبل از تولد
سوءمصرف الكل يا مواد
مسموميت شيميايي
وارد آمدن آسيب شديد به سر
عفونت و تومور مغز، و اصولاً هرگونه ضايعه بزرگ شونده اي كه مغز را تحت فشار قرار دهد.
تب بالا
عوامل افزايش دهنده خطر
سابقه خانوادگي صرع افراط در مصرف الكل
استفاده از مواد روان گردان
قرار گرفتن در معرض دودها و بخارات سمي
پايين بودن قند خون
سابقه صدمه به سر
بعضي از داروها كه يكي از اثرات جانبي آنها افزايش خطر حملات صرع است .
پيشگيري
راه خاصي براي پيشگيري از به وجود آمدن صرع وجود ندارد.
عواقب موردانتظار
صرع را بجز در موارد نسبتاً نادري كه آسيب ، تومور، يا عفونت مغزي قابل درمان وجود دارد، نمي توان معالجه كرد. اما با كمك داروهاي ضد تشنج مي توان از بروز بسياري از حملات صرعي جلوگيري نمود، به طوري كه فرد مي تواند زندگي تقريباً طبيعي داشته باشد.
عوارض احتمالي
ادامه حملات (علي رغم درمان ) و ندرتاً افت عملكردهاي ذهني فرد
درمان

اصول كلي
اقدامات تشخيصي ممكن است عبارت باشند از: سي تي اسكن يا ام آرآي از مغز، نوار مغز، و آزمايش خون
درمان صرع عبارت است از دارودرماني برحسب نوع صرع
هميشه يك دستبند يا گردن آويز مخصوص به همراه داشته باشيد كه نشان دهنده اين باشد كه صرع داريد. اين كار كمك مي كند كه در صورت وقوع حمله صرع ديگران و كاركنان پزشكي بهتر بتوانند به مراقبت از شما بپردازند.
از قرار گرفتن در هر موقعيتي كه قبلاً باعث بروز حمله صرع شده است خودداري كنيد.
وقتي با فردي كه دچار حمله صرع شده است روبه رو مي شويد، لباس هاي او را شل كنيد، وي را روي زمين بخوابانيد و از آسيب حفظ كنيد. حمله صرع اگرچه در ظاهر ترسناك به نظر مي رسد، ندرتاً به خودي خود زيان آور است .
داروها
داروهاي ضدتشنج . طي درمان ، پزشك به بررسي پاسخ شما به دارو مي پردازد. اغلب لازم مي شود كه دوز دارو تغيير يابد يا دارو عوض شود.
تا آنجا كه مي توانيد اطلاعات خود را در مورد داروي دريافتي افزايش دهيد. بايد توجه داشته باشيد كه در كنار مهار حملات صرع ، دارو ممكن است اثرات جانبي قابل توجهي داشته باشد.
فعاليت
محدوديت براي آن وجود ندارد. در اغلب جاها در صورتي كه فرد به مدت يك سال حمله صرع نداشته باشد به وي اجازه داده مي شود رانندگي كند.
رژيم غذايي
رژيم خاصي توصيه نمي شود. الكل ننوشيد، نوشيدن الكل ممكن است اثر دارو را كاهش داده و باعث بروز حمله صرع شود.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان صرع داريد.
اگر دچا علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد . داروهاي مورد استفاده در درمان صرع ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند.

bidastar
05-07-2008, 13:07
این مقاله واقعی است


در یک بعد از ظهر آفتابی در یک پیک‌نیک دوستانه, یکی از خانمها به نام اینگرید به طور ناگهانی پایش بر روی سنگی لغزیده و به زمین خورد.

وی بلافاصله از زمین برخاست و به همه اطمینان داد که حالش خوب است و طوری نشده و فقط به خاطر کفش جدیدش پایش بر روی سنگ کوچکی لغزیده است. اطرافیان به وی کمک کردند تا لباسها و دست و صورتش را تمیز کند و از مابقی روز لذت ببرد. حال اینگرید در ظاهر خوب بود و فقط کمی شوک زده به نظر می‌رسید. اما غروب همان روز همسر اینگرید اطلاع داد که اینگرید حالش بد شده و در ساعت 6 بعدازظهر به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان از دنیا رفته است.

اینگرید در اثر ضربه‌ای که در پیک‌نیک به وی وارد شده بود دچار ضربه مغزی شده بود. اگر در میان مهمانان فردی وجود داشت که می‌توانست علائم اولیه ضربه مغزی را شناسایی کند احتمالاً اینگرید الان زنده بود. پس لطفاً چند دقیقه وقت بگذارید و ادامه مطلب را مطالعه کنید:

روش تشخیص ضربه مغزی:

پزشکان معتقدند اگر فردی که دچار ضربه مغزی شده است ظرف 3 ساعت به بیمارستان منتقل شود آنها می‌توانند عوارض این ضربه را به طور کامل از بین ببرند. ولی تشخیص این حادثه و رساندن مصدوم به بیمارستان ظرف 3 ساعت کار مشکلی است چون در حالت عادی چند ساعتی طول می‌کشد تا عوارض این ضربه خود را نشان دهد. متاسفانه ممکن است فرد دچار صدمات جدی در ناحیه مغز شده باشد در حالی که اطرافیان اصلا متوجه هیچ علامت یا نشانه‌ای نشوند. به همین منظور پزشکان توصیه می‌کنند که در چنین شرایطی این سه پرسش ساده را در ذهن بسپارید و در اولین فرصت از مصدوم بپرسید:

1. از مصدوم بخواهید که لبخند بزند.

2. از وی بخواهید که هر دو دست خود را از بازو کاملا بلند کند.

3. از مصدوم بخواهید که یک جمله ساده و مرتبط با زمان و شرایط اطراف خود بسازد. (مثلا امروز هوا آفتابی است.)


اگر مصدوم در پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعاً مصدوم را به بیمارستان برسانید.

بعد از اینکه تشخیص داده شد که افراد غیرمتخصص نیز تنها با این سه پرسش می‌توانند به ضعف عضلات صورت, مشکل در حرکت بازوها و یا مشکل در تکلم پی برده و با انتقال سریع مصدوم به مراکز درمانی از مرگ مصدوم جلوگیری کنند از عموم مردم خواسته شد که این سه پرسش را به خاطر سپرده و در موقع لزوم از آن استفاده نمایند

Farbod2
22-07-2008, 18:23
اینجا درخواست هم میشه داد؟ اگه نمیشه منو به جای مناسبش راهنمایی کنید.
درباره بیماری لوپوس ( Lupos ) ـ انگلیسی شو مطمئن نیستم ـ اطلاعات می خواستم.

eMer@lD
22-07-2008, 19:42
شالازيون‌ عبارت‌ است‌ از توده‌اي‌ روي‌ پلك‌ چشم‌ كه‌ به‌ دليل‌ عفونت‌ مزمن‌ در غدد ترشح‌كننده‌ مواد نرم‌كننده‌ لبه‌ پلك‌، ايجاد مي‌شود.
وجود يك‌ تورم‌ بدون‌ درد روي‌ پلك‌ چشم‌ كه‌ در نگاه‌ اول‌ ممكن‌ است‌ شبيه‌ گل‌ مژه‌ باشد. امكان‌ دارد پلكه‌ متورم‌ شود و فرد در چشم‌ احساس‌ ناراحتي‌ بكند. پس‌ از چند روز، اين‌ علايم‌ اوليه‌ ناپديد مي‌شوند و آنچه‌ كه‌ بر جاي‌ مي‌ماند يك‌ برجستگي‌ سفت‌، بدون‌ درد، و با رشد آهسته‌ در پلك‌ است‌. پوست‌ روي‌ اين‌ برجستگي‌ را به‌ راحتي‌ مي‌توان‌ حركت‌ داد.
انسداد يكي‌ از مجاري‌ ارتباطي‌ غده‌ ترشح‌كننده‌ مواد نرم‌كننده‌ لبه‌ پلك‌ با سطح‌ پلك‌ ميتواند از علل باشد. انسداد ممكن‌ است‌ به‌ علت‌ عفونت‌ در اطراف‌ سر مجرا به‌ وجود آمده‌ باشد (معمولاً ناشي‌ از استافيلوكك‌).
بيماري‌هاي‌ پوستي‌ مثل‌ آكنه‌ روزاسه‌ يا درماتيت‌ سبورئيك‌از عوامل افزايش دهنده خطر هستند
اگر چشمتان‌ زياد شالازيون‌ مي‌زند، پلك‌ خود را روزانه‌ با آب‌ و شامپو بچه‌ كه‌ با چيزي‌ شبيه‌ گوش‌ پاك‌ كن‌ ماليده‌ مي‌شود، بشوييد.
با بروز اولين‌ علايم‌ آزردگي‌ چشم‌، روزانه‌ چند بار كمپرس‌ آب‌ گرم‌ روي‌ چشم‌ خود بگذاريد.

شالازيون‌ ممكن‌ است‌ خود به‌ خود بهبود يابد. اگر اين‌ اتفاق‌ نيافتاد، معمولاً مي‌توان‌ آن‌ را به‌ راحتي‌ با جراحي‌ برداشت‌
از حوله‌ آب‌ گرم‌ براي‌ كاهش‌ التهاب‌ و تسريع‌ بهبودي‌ استفاده‌ كنيد. حوله‌ را 20 دقيقه‌ روي‌ چشم‌ بگذاريد و بعد حداقل‌ يك‌ ساعت‌ صبر كنيد. اين‌ كار را مي‌توان‌ تا هر زمان‌ كه‌ نياز باشد تكرار كنيد.

اگر شالازيون‌ خود به‌ خود در عرض‌ 6 هفته‌ خوب‌ نشود، برداشتن‌ آن‌ با جراحي‌ در مطب‌ چشم‌ پزشك‌ و تحت‌ بي‌حسي‌ موضعي‌ قابل‌ توصيه‌ است‌.

امكان‌ دارد كرم‌ها يا پمادهاي‌ آنتي‌بيوتيكي‌ چشمي‌، مثل‌ اريترومايسين‌ يا باسيتراسين‌ تجويز شوند. لايه‌ نازكي‌ از كرم‌ يا پماد را 4-3 بار در روز به‌ لبه‌ پلك‌ بماليد. ماليدن‌ مقدار زيادي‌ از دارو، بي‌خودي‌ آن‌ را هدر مي‌دهد و مؤثرتر از ماليدن‌ مقدار كم‌ دارو نيست‌.

قطره‌هاي‌ آنتي‌بيوتيكي‌ چشمي‌ براي‌ پيشگيري‌ از گسترش‌ عفونت‌ به‌ ساير بخش‌هاي‌ چشم‌. معمولاً نيازي‌ به‌ آنتي‌بيوتيك‌ خوراكي‌ يا تزريقي‌ نيست‌.
به دكتر مراجعه كنيد :

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ شالازيون‌ را داريد و اين‌ علايم‌ بيش‌ از دو هفته‌ طول‌ كشيده‌اند.
اگر درد چشم‌ رخ‌ دهد.

اگر بينايي‌ تغيير يابد.

اگر دچار علايم‌ جديد وغيرقابل كنترل شده ايد‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند


شالازيون برجستگي كوچكي در لبه پلك در زير پوست است كه در اثر انسداد مجراي خروجي غدد ترشح كننده چربي پلك و تجمع مواد ترشح شده در غده ايجاد مي شود. شالازيون ممكن است در ابتدا ملتهب باشد و باعث ايجاد درد و قرمزي شود كه در اين حالت شبيه گل مژه است؛ اما پس از مدتي درد و قرمزي فروكش مي كند و توده متورمي در لبه يا ضخامت پلك باقي مي ماند. اندازه اين برجستگي ثابت نيست و ممكن است به تدريج بزرگتر يا كوچكتر شود. گاهي اوقات شالازيون از ابتدا فقط به صورت يك توده برجسته ظاهر مي شود و يا درد و قرمزي همراه نيست.
شالازيون معمولاً مشكل چشمي مهمي ايجاد نمي كند و پس از چند هفته تا چند ماه خود به خود كوچك مي شود و از بين مي رود. استفاده از كمپرس گرم (روزي 3-2 بار و هر بار 5-10 دقيقه) با استفاده از حوله تميز و ماساژ ملايم ممكن است به باز شدن مجراي غده چربي كمك كند و باعث بهبود سريع تر شالازيون شود.
درمان
شالازيون هاي خيلي كوچك كه ظاهر ناخوشايندي ندارد احتياج به درمان خاصي ندارند و معمولاً به مرور زمان خود به خود خوب مي شوند. شالازيون هاي بزرگتر به دو علت اصلي نياز به درمان پيدا مي كنند:

<LI dir=rtl>اول آنكه شالازيون هاي بزرگتر ظاهر ناخوشايندي دارند و از لحاظ زيبايي ظاهري مشكل ساز هستند، ضمن آنكه بهبود خودبخودي آن ها ممكن است چندين ماه طول بكشد.
دوم آنكه شالازيون هاي بزرگ به خصوص در پلك بالايي روي قرنيه فشار مي آورند و با تغيير شكل قرنيه باعث ايجاد آستيگماتيسم و تاري ديد مي شوند.

پس در اينگونه موارد براي درمان حتماً از چشم پزشك كمك بگيريد.
روش اصلي درمان در اين حالت جراحي شالازيون است كه با استفاده از بي حسي موضعي انجام مي گيرد. روش ديگر تزريق داروهاي استروئيدي در داخل ضايعه در لبه پلك است كه معمولاً در مواردي به كار مي رود كه يا تعداد زيادي شالازيون كوچك وجود داشته باشد كه نتوان آن ها را با جراحي خارج كرد و يا شالازيون در جايي باشد كه جراحي آن احتمال ايجاد آسيب در ساختمان هاي مجاور را به همراه داشته باشد.
شالازيون هاي مكرر
در برخي از افراد شالازيون مكرراً عود مي كند. در اين حالت لازم است فرد حتماً توسط چشم پزشك ويزيت شود زيرا:

اولاً گاهي اوقات بيماري هاي جدي چشمي مثل تومورهاي بدخيم پلك به صورت شالازيون هاي مكرر تظاهر مي كنند كه تشخيص آن ها از شالازيون معمولي فقط از عهده چشم پزشك برمي آيد.
ثانياً در برخي از موارد بيماري هاي ديگر چشمي مثل التهاب لبه پلك (بلفاريت) يا مشكلات غدد ترشح كننده چربي لبه پلك (ميبومينيت) باعث ايجاد شالازيون هاي مكرر مي شود. در اين حالت كنترل اين بيماري ها توسط چشم پزشك به جلوگيري از عود شالازيون كمك مي كند.
گل مژه
گل مژه بيماري شايعي است كه مي تواند افراد را در سنين مختلف گرفتار كند. گل مژه به صورت يك توده متورم، حساس و دردناك و قرمز رنگ در نزديكي لبه پلك تظاهر مي كند. اين توده در حقيقت يك آبسه كوچك است كه در اثر عفونت يا التهاب ريشه مژه ها يا غدد ترشح كننده چربي پلك ايجاد مي شود. تماس دست آلوده با چشم (به خصوص اگر با ترشحات بيني آلوده شده باشد) و التهاب لبه پلك (بلفاريت) از عوامل مهمي هستند كه باعث بروز گل مژه مي شوند.
علائم و نشانه ها

<LI dir=rtl>احساس سنگيني و درد پلك <LI dir=rtl>ايجاد يك توده برجسته قرمز رنگ دردناك در لبه پلك <LI dir=rtl>سوزش و خارش و اشكريزش <LI dir=rtl>گاهي خروج ترشحات چركي از گل مژه
تاري ديد: تاري ديد از عوامل معمول گل مژه نيست اما اگر گل مژه نسبتاً بزرگ باشد با فشار روي قرنيه باعث ايجاد آستيگماتيسم و تاري ديد مي شود.
درمان
اكثر گل مژه ها ظرف چند روز به تدريج بهبود مي يابند و مشكل خاصي ايجاد نمي كنند. در چند روز اول، استفاده از كمپرس گرم باعث تسكين درد مي شود و ممكن است به سرباز كردن گل مژه و تخليه ترشحات چركي كمك كند. براي اين منظور يك حوله تميز را با آب جوشيده گرم (نه داغ!) مرطوب كنيد و براي مدت 10 تا 15 دقيقه روي چشم مبتلا قرار دهيد. ماساژ ملايم هم به تسكين درد و تخليه ترشحات كمك مي كند. ماساژ كمپرس گرم را مي توان روزي 4-3 بار انحام داد تا ترشحات تخليه شود و گل مژه بهبود پيدا كند. هرگز سعي نكنيد گل مژه را بتركانيد يا به زور تخليه كنيد، اين كار مي تواند باعث گسترش عفونت به بافت هاي مجاور و يا حتي ورود عفونت به مغز شود. اگر پس از چند روز گل مژه بهبود پيدا نكرد حتماً به چشم پزشك مراجعه كنيد. چشم پزشك مي تواند در صورت لزوم با يك جراحي كوچك گل مژه را تخليه كند. تخليه گل مژه با بي حسي موضعي با استفاده از قطره بي حس كننده انجام مي شود و گل مژه از سمت پشت پلك تخليه مي شود.
در گل مژه هاي معمولي استفاده از قطره هاي آنتي بيوتيك يا آنتي بيوتيك خوراكي فايده اي ندارد. اما در بچه هاي كوچك يا افرادي كه گل مژه هاي شديداً ملتهب دارند ممكن است لازم باشد با نظر چشم پزشك آنتي بيوتيك خوراكي براي جلوگيري از گسترش عفونت به بقيه پلك و قسمت هاي مجاور استفاده شود.
پيشگيري
در برخي از افراد گل مژه مكرراً عود مي كند. براي پيشگيري از عود گل مژه به نكته هاي زير توجه كنيد:

از تماس دست آلوده با چشم جلوگيري كنيد. <LI dir=rtl>بهداشت پلك را رعايت كنيد. شستشوي منظم پلك ها با آب ولرم يا شستشوي لبه پلك با شامپو بچه رقيق شده مي تواند به جلوگيري از عود گل مژه كمك كند.
در صورت بروز گل مژه هاي مكرر حتماً به چشم پزشك مراجعه كنيد. گاهي اوقات بيماري هاي چشمي ديگر مثل بلفاريت (التهاب لبه پلك) يا مشكلات غدد ترشح كننده چربي باعث بروز گل مژه مكرر مي شود كه تشخيص و درمان اين بيماري ها توسط چشم پزشك باعث جلوگيري از عود گل مژه مي شود. به علاوه گاهي اوقات بعضي از بيماري هاي جدي پلك ها (مثلاً تومورها) ممكن است به صورت گل مژه هاي مكرر تظاهر كند كه در اين موارد معاينه توسط چشم پزشك راهگشاست.
گل مژه و شالازيون
شالازيون يكي ديگر از توده هاي لبه پلك است كه در ابتدا تظاهري شبيه گل مژه دارد.

eMer@lD
23-07-2008, 00:13
اینجا درخواست هم میشه داد؟ اگه نمیشه منو به جای مناسبش راهنمایی کنید.
درباره بیماری لوپوس ( Lupos ) ـ انگلیسی شو مطمئن نیستم ـ اطلاعات می خواستم.


درباره بيماري لوپوس

لوپوس يک بيماری مزمن خود ايمن است که در آن فعاليت سيستم ايمنی بدن به علل ناشناخته زياد شده و برعليه اجزاي سلول هاي خودي آنتي بادي ساخته مي شود و باعث ايجاد التهاب و به وجود آمدن علائم بيماری می شود .

بيماری لوپوس در هر سن و جنسی اتفاق می افتد ولی شايعترين سن ابتلا به بيماري بين 15 تا 25 سالگي و در خانم ها مي باشد، به طوريكه در اين محدوده سني از هر 10 بيمار مبتلا به لوپوس 9 نفر زن هستند.



علايم بيماری لوپوس بسيار متنوع هستند و در افراد مختلف علايم متفاوتی ظاهر می شود و همه علايم نيز در يک بيمار مبتلا به لوپوس ايجاد نمی شوند. شايعترين علائمی که در لوپوس ديده می شود ، عبارتند از:

خستگی

علايم پوستی: به شکل ضايعه قرمز رنگ پروانه ای شکل روی گونه ها و بينی

حساسيت به نور آفتاب

زخم های دهانی

ريزش مو

تغيير رنگ انگشتان در هوای سرد

درد و تورم مفاصل

درد قفسه سينه

کم خونی

انعقاد غير طبيعی خون

دفع خون و پروتئين در ادرار

از تظاهرات ديگر بيماري مي توان به موارد زير اشاره كرد :

تظاهرات قلبي

تظاهرات ريوي

تظاهرات عصبي

تظاهرات رواني

ساير تظاهرات خوني

تظاهرات مربوط به درگيري ساير ارگان ها

علت بيماری لوپوس ناشناخته می باشد . به نظر می رسد فاکتور های مختلف ژنتيکی و محيطی در ايجاد آن نقش داشته باشند.

مطالعات متعددی در دنيا جهت بررسی خانواده هايی که بيش از يک نفر از آنها مبتلا به لوپوس هستند در حال انجام می باشد تا بتوانند ژن يا ژن هاي ايجاد کننده اين بيماری را مشخص کنند. مرکز تحقيقات روماتولوژی بيمارستان شريعتی نيز در حال انجام بررسی های مشابه می باشد. اگر در خانواده شما نيز بيش از يک فرد مبتلا به لوپوس وجود دارد در صورت تمايل جهت آگاهی بيشتر و يا همکاری با طرح های اين مرکز می توانيد با ما تماس حاصل فرماييد.

عواملی که باعث ايجاد ويا شعله وری بيماری لوپوس می شوند عبارتند از :

نور آفتاب

بعضي از داروها

بعضي از عفو نت ها

بعضي از مواد شيميايي

بعضي از آنتي بيوتيك ها

بعضي از هور مون ها

استرس هاي فيزيكي و رواني

بيماران مبتلا به لوپوس مي توانند ازدواج كرده و حامله بشوند ولي حامله شدن آنها و سير حاملگي آنها بايد تحت نظر متخصص لوپوس و زنان باشد.



تغذیه در بیماری لوپوس


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


لوپوس سیستمیک اریتماتوز ( SYSTEMIC LUPUS ERYTHEMATOSUS ) یك بیماری خود ایمنی مزمن است كه اندام های مختلفی مانندپوست، مفاصل ، رگ های خونی ، قلب ، ریه ، مغز و كلیه را درگیر می‌كند.
مزمن بودن این بیماری به معنای ادامه یافتن آن برای مدت طولانی است. معنای خود ایمنی نیز اشاره به شرایطی دارد كه در آن سیستم ایمنی بدن به جای حفاظت بدن در برابر باكتری ها و ویروس ها، به بافت خود بدن حمله می‌كند.

استفاده از نام " لوپوس سیستمیک اریتماتوز " به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد. واژه " سیستمیک " درگیر شدن اندام های مختلف بدن در این بیماری را نشان می دهد ( مطابق با تصویر پایین ). واژه " لوپوس" از یك كلمه لاتین مشتق شده است كه به معنی " گرگ " می‌باشد؛ چون در این بیماری ضایعات پوستی مشخصی در صورت بیمار به وجود می‌آید كه به شكل بال پروانه است و نمایی شبیه گرگ به فرد می‌دهد. واژه " اریتماتوز" در زبان یونانی به معنی سرخ رنگ است كه به تظاهرات پوستی قرمز رنگ بیماری دلالت دارد.

تغذیه مناسب بخش مهمی از درمان بیماری لوپوس را تشکیل می دهد. یک رژیم غذایی متعادل، مواد غذایی لازم برای انجام اعمال طبیعی بدن را فراهم می کند. هر چند که توصیه غذایی خاصی برای این بیماران وجود ندارد، ولی برخی مشکلات مربوط به تغذیه ای وجود دارد که بهتر است از آنها مطلع باشید.

اگر هر کدام از این موارد، تبدیل به یک مشکل برای شما شد، با پزشک معالج خود در میان بگذارید.

او اطلاعات بیشتری در رابطه با این بیماری در اختیار شما قرار می دهد و راهنمایی های لازم را به شما ارائه می دهد و در صورت لزوم شما را به یک متخصص تغذیه ارجاع خواهد داد.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مشکلات سلامتی وابسته به تغذیه :


1- کاهش وزن یا کمبود اشتها

این مسئله ممکن است در اثر خود بیماری یا برخی داروهای مصرفی باشد که باعث ناراحتی معده یا زخم دهان می شوند.
پزشک معالج میزان کاهش وزن شما را بررسی کرده و برای جلوگیری از کاهش بیشتر وزن ، شما را راهنمایی خواهد کرد که تغییرات لازم را در رژیم غذایی خود بدهید.




2- اضافه شدن وزن

این مشکل در افرادی وجود دارد که داروهای کورتیکوستروئیدها را مصرف می کنند. این داروها اشتها را افزایش می دهند و بطور ناخواسته باعث افزایش وزن می شوند، مگر اینکه در خوردن خود دقت کنید و پرخوری نکنید.
پزشک می تواند با ارزیابی مقدار غذایتان و ارائه یک برنامه مناسب، اضافه وزن شما را کنترل کرده و باعث کاهش اضافه وزن شما شود. این برنامه شامل رژیم غذایی کم چرب، انجام ورزش و تغییرات رفتاری است.

یک متخصص تغذیه با توجه به غذاهای مورد علاقه شما و الگوی غذایی تان می تواند یک رژیم غذایی مناسب برای شما تنظیم کند که توسط آن نیازهای غذایی تان را تامین کنید.




3- مصرف داروها
بعضی داروها باعث ناراحتی های گوارشی مثل سوزش معده، تهوع ، استفراغ و پیدایش زخم های دردناک در دهان می شوند.

اگر دچار چنین علائمی شدید حتماً به پزشک خود اطلاع دهید ، زیرا بسیاری از این عوارض بستگی به چگونگی مصرف دارو و زمان آن دارد و با تغییر مقدار دوز دارو یا زمان مصرف آن می توان این عوارض جانبی را کاهش داد یا حتی از بین برد. در بعضی موارد هم پزشک نوع دارو را عوض می کند.

بسیاری از داروها می توانند همراه با غذا مصرف شوند که در این صورت عوارض جانبی آنها هم کمتر است. اگر مشکل زخم دهان را دارید ، باید داروهایی را که به شکل مایع هستند مصرف کنید. همچنین استفاده از داروهای بی حس کننده برای دهان، در هنگام بروز زخم دهان می تواند میزان درد را کاهش داده و بلعیدن مواد غذایی را آسان تر کند.




4- پوکی استخوان
در این بیماری توده استخوانی بدن کاهش یافته و استخوان به راحتی می شکند. هر چند که این بیماری بیشتر در افراد سالمند و زنان یائسه وجود دارد، ولی بروز آن در افرادی که برای مدت طولانی از داروهای کورتیکوستروئیدها استفاده می کنند، نیز زیاد است.

پزشک نوع داروهای مصرفی ، نحوه درمان ، رژیم غذایی و سایر عوامل خطر شما را بررسی می کند. ممکن است میزان توده استخوان شما اندازه گیری شود. توصیه های غذایی لازم برای پیشگیری یا کاهش عوارض این بیماری شاملیک رژیم غذایی حاوی کلسیم و ویتامین D بالاست که کلسیم 1000 تا 1500 میلی گرم در روز و ویتامین D 100 تا 500 میلی گرم در روز توصیه می شود.اگر مقدار کلسیم غذا کافی نباشد، مکمل کلسیم نیز توصیه می شود. همچنین انجام ورزش هایی متناسب با وضعیت شما در کنار رژیم غذایی توصیه می شود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




5- دیابت ناشی از استروئیدها
دیابت نوعی بیماری است که در این وضعیت بدن قادر به تولید انسولین کافی برای حفظ قند خون در سطح طبیعی نمی باشد، در نتیجه میزان قند خون افزایش می یابد. مصرف طولانی مدت کورتیکواستروئیدها باعث بروز دیابت می شود کهبایستی این افراد را مانند سایر افراد دیابتی معالجه کرد. در این حالت برای اطلاع از نوع رژیم خود با یک متخصص تغذیه مشورت کنید و از او راهنمایی بخواهید. همچنین در صورت نیاز باید دارو مصرف کنید تا میزان قند خود خود را در سطح طبیعی نگه دارید.در برخی افراد قرص و در برخی دیگر انسولین تزریقی تجویز و توصیه می شود.
اگر دچار این بیماری شدید، در مورد نحوه درمان و بهبودی آن با پزشک خود مشورت کنید که او می تواند برنامه آموزش مخصوص بیماران دیابتی را برای شما اجرا کند.




6- بیماری های کلیوی
به دلیل اینکه در بیماری لوپوس کلیه ها تحت تاثیر قرار می گیرند، پزشک باید آزمایشات مختلفی را جهت ارزیابی عملکرد کلیه ها برای شما تجویز کند. اگر پزشک براساس آزمایشات تشخیص داد که این بیماری روی کلیه ها نیز اثر کرده، باید سعی کنید تا جایی که امکان دارد عمل کلیه ها را در حد مناسب حفظ کنید و از بدتر شدن وضعیت آنها جلوگیری کنید. علاوه بر رعایت سایر موارد،باید یک رژیم غذایی کم سدیم، کم پتاسیم و یا کم پروتئین داشته باشید که یک متخصص تغذیه می تواند در این زمینه شما را راهنمایی کند.




7- بیماری های قلبی
مشکلات قلبی در لوپوس شامل تصلب شرائین و افزایش فشارخون است.

در تصلب شرائین، چربی در دیواره داخلی سرخرگ ها رسوب می کند. فشارخون بالا خطر حملات قلبی یا سکته را افزایش می دهد.افزایش فشار خون در بیماری لوپوس به علت تخریب عملکرد کلیه ها ست ، زیرا کلیه ها مقدار فشار خون را تنظیم می کنند.

اگر پزشک تشخیص داد که احتمال ابتلا به تصلب شرایین را دارید ، باید یک رژیم غذایی کم چرب را به همراه ورزش بدنی منظم اجرا کنید. این اعمال باعث کاهش کلسترول خون و حفظ وزن ایده آل شما خواهد شد.

اگر فشار خونتان بالاست، باید یک رژیم غذایی کم نمک ( کم سدیم) داشته باشید یا دارو مصرف کنید. ولیدر بیشتر موارد باید به هر دو توصیه عمل کنید ، یعنی هم غذایتان کم نمک باشد و هم داروی مخصوص فشارخون را برای همیشه مصرف کنید. این کارها باعث می شود فشار خونتان تا حد طبیعی کاهش پیدا کند.





نیره ولدخانی – کارشناس تغذیه تبیان

eMer@lD
23-07-2008, 00:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
**
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


آنوريسم آئورت عبارت است از يك ناحيه متورم تضعيف شده در آئورت ، رگ اصلي كه همه بدن را با خون تغذيه مي‌كند.
به دليل آن كه آئورت تغذيه‌كننده اصلي بدن است، آنوريسم پاره شده آن مي‌تواند باعث خون‌ريزي‌هاي خطرناك شود. اكثر موارد آنوريسم ، كوچك هستند و به كندي رشد كرده به ندرت پاره مي‌شوند.
گاهي آنوريسم بزرگتر شده و پاره مي‌شود. بسته به ميزاني كه رشد مي‌كند درمان نيز متفاوت است. با تشخيص آنوريسم پزشك مرتب بيمار را تحت كنترل قرار مي‌دهد تا در صورت نياز به جراحي به موقع برنامه‌ريزي شود.
هر چند كه جراحي فوري براي آنوريسم پاره شده احتمال خطر را افزايش داده و شانس زنده ماندن را كاهش مي‌دهد.
علائم: آنوريسم در هر قسمتي از آئورت ممكن است ايجاد شود ، اما اكثرا در بخش بطني رخ مي‌دهد كه آنوريسم بطني آئورت نام دارد.
آنوريسم‌هايي كه در بخش بالايي آئورت ايجاد مي‌شوند آنوريسم صدري گفته مي‌شوند.
آنوريسم‌هاي آئورتي اغلب به كندي رشد مي‌كنند و معمولا بدون علامت هستند كه اين مساله تشخيص آنها را دشوار مي‌سازد. همه آنوريسم‌هاي آئورت به مرحله پاره شده نمي‌رسند.
با بزرگ شدن آنوريسم برخي افراد متوجه علايمي مي‌شوند:
- احساس ضربان در نزديكي ناف
- حساسيت يا درد در ناحيه شكم يا قفسه سينه
- كمردرد

علل ايجاد آنوريسم

گرچه علت اصلي اين اختلال كاملا مشخص نشده ارتباط برخي فاكتورها با ايجاد آن تاييد شده است كه عبارتند از سيگار كشيدن ، فشار خون بالا ، ضعف ديواره آئورت به هنگام تولد ، به طور كلي روند افزايش سن كه موجب كاهش قابليت ارتجاعي عروق خوني مي‌شود همراه با ريسك فاكتورهاي زير در ايجاد آنوريسم در سنين بالا نقش دارد.
اين ريسك فاكتورها علاوه بر سيگار و فشار خون بالا، آترواسكلروزيس يا سخت شدن عروق خوني، جنسيت (در مردان بيش از زنان است)، سابقه خانوادگي، و سندرم مارفان هستند.
سندرم مارفان يك اختلال ژنتيكي است كه بافت همبند سراسر بدن از جمله بافت عروق خوني را تحت تاثير قرار مي‌دهد. ابتلا به اين سندرم خطر آنوريسم آئورت را افزايش مي‌دهد.

تشخيص

اكثر آنوريسم‌هاي آئورت بطني هنگام معاينه بيمار به علل ديگر تشخيص داده مي‌شوند. معمولا تست‌هاي عادي آزمايشگاهي مانند عكس‌برداري با اشعه ايكس يا اولتراسوند قلب يا شكم كه به علل ديگري توصيه شده‌اند ، وجود آنوريسم را نشان مي‌دهند.
در صورتي كه پزشك مشكوك به آنوريسم آئورت باشد تست‌هاي تشخيصي اختصاصي‌تري مانند اولتراسوند ، توموگرافي كامپيوتري (سي‌تي اسكن) و يا تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي يا ام.آر.آي ناحيه شكم و قفسه سينه را توصيه مي‌كند.
به اين ترتيب او قادر خواهد بود اطلاعات دقيق‌تري را از اندام و عروق خوني قفسه سينه و شكم و البته آئورت به دست آورد.
مهم‌ترين پيامد آنوريسم آئورت پارگي آن است. زماني كه يك پارگي كوچك در ديواره داخلي آئورت به ناحيه مياني بافت همبند گسترش يابد بيمار با اين وضع مواجه مي‌شود.
پاره شدن آنوريسم آئورت منجر به خونريزي داخلي خطرناك مي‌شود كه علايمي همچون درد ناگهاني شكم ، قفسه سينه و پشت ، درد منتشره به سمت كمر و پاها ، تعرق ، سرگيجه ، افت فشار خون ، تپش قلب ، كاهش هشياري و تنفگي نفس را در پي دارد.
پيامد ديگر آنوريسم آئورت، احتمال لخته شدن خون است.لخته‌هاي كوچك خون در ناحيه‌اي از آنوريسم ايجاد مي‌شوند.
اگر لخته خون از ديواره داخلي آنوريسم جدا شده و در محلي ديگر يكي از عروق بدن را مسدود كند ، باعث درد يا انسداد جريان خون به پاها، انگشتان يا اندام‌هاي شكمي مي‌شود.

درمان

هدف درمان آنوريسم پيشگيري از آن است. در صورت ابتلا به آن بيمار بايد مرتب تحت كنترل باشد تا در صورت نياز به جراحي اقدامات فوري صورت گيرد.
تصميم فرد بستگي به اندازه آنوريسم و سرعت رشد آن دارد. اگر آنوريسم كوچك باشد (حدود 4 سانتي‌متر قطر) معمولا نيازي به جراحي نيست و پزشك روش كنترل را توصيه مي‌كند.
در مورد آنوريسم متوسط با قطر 4 تا 5.5 سانتي‌متر توجه به وجود علايم نيز اهميت دارد و در واقع هر تصميمي با مشورت پزشك صورت مي‌گيرد.
و بالاخره آنوريسم‌هاي بزرگ با قطر 5.5 سانتي‌متر يا بيشتر كه آنوريسم سريع‌الرشد نيز گفته مي‌شوند به احتمال زياد نيازمند جراحي هستند.
يك روش جديد براي درمان آنوريسم آئورت استفاده از روشي با تهاجم كمتر است. پزشكان يك قطعه مصنوعي را به انتهاي كاتاتر متصل كرده آن را از طريق رگ كشاله ران وارد بدن مي‌كنند و سپس آن را به آئورت مي‌رسانند.
اين قطعه كه لوله سنتتيك پوشانده شده با يك توري فلزي است ، به محل آنوريسم فرستاده مي‌شود و از پاره شدن آنوريسم در قسمت ضعيف شده جلوگيري مي‌كند. اين روش جراحي اندو وسكولار ناميده مي‌شود.زمان بهبود كمتر از مدت زمان مورد نياز براي جراحي باز است.
به هر حال با آن كه به كمك جراحي مي‌توان يك آنوريسم پاره شده آئورت را ترميم كرد بايد گفت خطرات آن بسيار زيادتر و شانس زنده ماندن كمتر است.

پيشگيري

هيچ دارويي وجود ندارد كه با مصرف آن از ايجاد آنوريسم آئورت بتوان جلوگيري كرد. محققان در حال مطالعه آنتي بيوتيك‌هايي به نام تترا سايكلين هستند كه مي‌تواند رشد آنوريسم‌هاي كوچك آئورت را كند سازد اما براي تاييد اثر اين دارو هنوز خيلي زود است.
به طور كلي بهترين روش براي جلوگيري از اين بيماري سالم نگه داشتن عروق خوني است. پس:
- فشار خونتان را كنترل كنيد.
- سيگار نكشيد.
- ورزش كنيد.
- از كلسترول و چربي رژيم غذايي‌تان بكاهيد

eMer@lD
23-07-2008, 00:15
ناراحتي يا درد به هنگام بلع اين مشكل خيلي شايع است و دلايل متعددي اعم از خوشم خيم يا بدخيم دارد. توجه داشته باشيد كه احتمال وجود بيماري جدي كم است ، اما گر واقعاً يك بيماري جدي علت بروز اين مشكل باشد، تشخيص زودهنگام اين بيماري ضرورت دارد.
علايم شايع
درد به هنگام بلع
احساس اينكه غذا به هنگام پايين رفتن گير مي كند.
مشكل بلع ممكن است در عرض چند هفته پيشرفت كند.
احساس خفگي
احساس فشار در قسمت مياني قفسه سينه
علل
گير كردن يك جسم خارجي در عقب گلو
خراش در پوشش گلو به علت عبور يك جسم خارجي
ناكافي بودن توليد بزاق
اسپاسم مري (فقدان حركات طبيعي عضله مري كه غذا را به پايين مي رانند).
تومورها (خوشم خيم يا سرطاني )
تنگي مري
التهاب مري
عفونت
در كودكان ممكن است به علل مختلف مثل اشكالات ساختاري مري ، سوءتغذيه تأخيري ، فلج مغزي ، يا ديستروفي عضلاني به وجود مي آيد.
فتق قسمتي از مري از ميان يك ناحيه ضعيف در عضله مري
اختلال دستگاه عصبي (مثل سكته مغزي يا مياستي ( خستگي عضلاني ) وخيم .
وارد آمدن فشار از بيرون از مري مثلاً ناشي از گواتر يا آنوريسم (گشاد شدن قسمتي از ديواره ) آئورت
عوامل افزايش دهنده خطر
سن بالا
سيگار
پيشگيري
اقدام خاصي براي پيشگيري وجود ندارد.
عواقب مورد انتظار
نتيجه برحسب علت متفاوت است .
عوارض احتمالي
عوارض نيز به بيماري زمينه ساز بستگي دارند.
درمان

اصول كلي
اقدامات تشخيصي براي تعيين علت ناراحتي به هنگام بلع . اين اقدامات ممكن است شامل موارد زير باشد: آندوسكوپي ، اندازه گيري فشار دورن مري ، عكس برداري با اشعه ايكس پس از خوردن باريم و سي تي اسكن قفسه سينه
درمان بر حسب علت انجام مي شود.
در موارد شديد شايد بستري كردن بيمار الزامي باشد.
در مورد بعضي از بيماري هاي خوش خيم يا بدخيم نيز ممكن است نياز به عمل جراحي وجود داشته باشد.
داروها
نوع دارو بر حسب علت تعيين مي شود.
فعاليت
معمولاً محدوديتي براي آن وجود ندارد، اما باز بستگي به تشخيص و درمان دارد.
رژيم غذايي
مي تواند از رژيم عادي تا تغذيه كامل از راه سياهرگ متغير باشد، كه اين مورد به درجه انسداد بستگي دارد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده به هنگام بلع دچار ناراحتي يا مشكل مي شويد، هرچه زودتر اين مسأله را به پزشك خود اطلاع دهيد، زيرا ممكن است علامت مهمي از يك تومور سرطاني باشد كه در اين صورت تشخيص زودهنگام اهميت دارد.
اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد . داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند.

eMer@lD
23-07-2008, 02:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



علائم و نشانه هاي اين سندرم با بسياري از بيماري ها مشترک است. خستگي در بسياري از بيماري ها وجود دارد. 10 تا 20 درصد بيماران از خستگي شاکي هستند.




آنچه که از مفهوم “سندرم خستگي مزمن” (Chronic fatigue syndrome) مي توان فهميد، خستگي است. اما اين خستگي بعد از کار زياد، اضطراب يا بي خوابي رخ نمي دهد، بلکه اين خستگي از نوع شديد و خطرناک مي باشد و با استراحت و داشتن فعاليت بدني و ذهني از بين نمي رود. اين خستگي تمام بدن را احاطه کرده و فعاليت بدني و توان فرد را کم مي کند.




هنوز مشخص نيست که چرا اين سندرم به وجود مي آيد. اما ممکن است در اثر تضعيف سيستم ايمني يا انتقال ويروس باشد.




در بعضي مقالات آمده است که، سندرم خستگي مزمن مي تواند بعد از يک بيماري(مثلا سرماخوردگي) و يا بعد از يک فشار عصبي شديد به وجود آيد.




به طور کلي افراد مبتلا به اين سندرم، از افراد بيمار کمتر فعاليت مي کنند. اين بيماري موجب کاهش فعاليت هاي مختلف شغلي، شخصي، اجتماعي و تحصيلي مي شود. پس عملا فرد را منزوي مي سازد.




علائم و نشانه هاي اين سندرم




بيماران مبتلا، مدت 6 ماه يا بيشتر، خستگي کشيده اند. علاوه بر اين، نشانه هاي ديگري نيز دارد، از جمله:




1- ناتواني در تمرکز و عدم حافظه




2- عدم توانايي فعاليت بدني و يا مغزي




3- سرحال نبودن




4- درد مفصل (بدون قرمزي و تورم)




5- درد عضلاني مزمن




6- سردرد بسيار شديد




7- حساس شدن گره هاي لنفاوي گردن و زيربغل




8- سرفه




علائم و نشانه هاي گفته شده در تمام بيماران مبتلا به اين سندرم ديده شده، اما در بعضي از بيماران، نشانه هاي ديگري نيز شناخته شده که اين نشانه ها عبارتند از:




* دردهاي شکمي، تهوع ، اسهال و نفخ




* عرق شبانه




* درد سينه




* تنفس کوتاه




* سرفه شديد




* مشکلات بينايي از قبيل: تيرگي، حساس به نور، خشک شدن و دردناک شدن چشم




* آلرژي و حساسيت به غذا، الکل، عطر، مواد شيميايي، دارو و سر و صدا




* سرگيجه، نامنظمي ضربان قلب




* افسردگي، عصبانيت، ترس، زودرنجي




* دردناک شدن فک




* کاهش يا افزايش وزن




مشکلات اين سندرم از فردي به فرد ديگر متغير است. بسياري از اين ها مي توانند زندگي فردي و اجتماعي خود را دنبال کنند، اما هستند کساني که فعاليت و زندگي خود را از دست مي دهند و به افرادي منزوي تبديل مي شوند.




بيماران CFS مي توانند دچار انواع و اقسام بيماري ها شوند، از قبيل: تصلب و سفت شدن بافت ها، ويروسي شدن پوست، روماتيسم، بيماري هاي قلبي، بيماري هاي کليوي، بيماري هاي مزمن ريوي و … .




چه کساني به سندرم خستگي مزمن مبتلا مي شوند؟




مطالعات نشان داده که زنان 4 برابر بيشتر مبتلا مي شوند.




اين بيماري غالبا در سنين 40 تا 59 سالگي ظاهر مي شود، اما در هر سني امکان ابتلا وجود دارد.




اين بيماري بيشتر در بزرگسالان و کمتر در کودکان ديده شده است.




اين بيماري در هر نژاد و قومي ممکن است پيدا شود.




اين بيماري در مردمان با درآمد کم بيشتر است.




در يک خانواده ممکن است اين سندرم وجود داشته باشد، اما هيچ گونه دليلي مبني بر واگيردار بودن آن وجود ندارد. به طور کلي، هنوز در رابطه با مسري بودن يا نبودن اين بيماري بحث است.




چگونه خود بيمار مي تواند اين بيماري را درمان کند؟




بيماران مبتلا به اين سندرم بايد يک برنامه متناوب چرخشي(در طول بيماري تا دوره بهبودي) را دنبال کنند.




اگر بيماراني که در آستانه ي بهبودي هستند و تا حدي علائم و نشانه هاي آن کم شده است، بيش از حد فعاليت کنند، دوباره دچار خستگي و بيشتر شدن نشانه هاي سندرم خستگي مزمن مي شوند.




* بيمار بايد برنامه روزانه خود را زمان بندي کند و در زماني که بيشترين انرژي را دارد، شروع به فعاليت کند.




* در برنامه خود ورزش را قرار دهد، زيرا که ورزش به بدن و مغز براي سالم زيستن کمک مي کند.




* از دوست يا فاميل براي سلامتي خود کمک بگيرد.




* سر يک ساعت معين هميشه بخوابد.




* اگر در اين بيماري دچار عدم حافظه يا عدم تمرکز شدند، هر آن چه که مهم است را بر روي کاغذ بنويسند. داروها ممکن است در بهتر خوابيدن به بيمار کمک کند که اين هم باعث افزايش قدرت تمرکز و يادگيري مي شود.




آزمايش هاي لازم براي اطمينان از اين سندرم




آزمايش هاي تيروئيد، کبد، اندازه گيري تعداد گلبول هاي خون و سرعت ته نشين شدن آن براي تشخيص لازم است، اما آزمايش ادرار لازم نيست.




اگر يکي از اين آزمايشات غيرعادي بود، نمي توان شخص را مبتلا به سندرم خستگي مزمن دانست، بلکه در اين مرحله بايد به دنبال نشانه هاي ديگر بود.




همان طور که گفته شد، بيماري ها يکي از علل مبتلا شدن به اين سندرم مي باشد، بيماري هايي از قبيل: هپاتيت، کم خوني، بيماري هاي عفوني، سرطان ها، بيماري هاي عصبي و عضلاني، کم کاري تيروئيد و ديابت.




افراد خيلي چاق( BMI بيشتر از 30) و داروها و الکل نيز ممکن است ابتلا به اين سندرم را موجب شوند.



مريم سجادپور- کارشناس تغذيه


خانواره سبز

sina285
23-07-2008, 17:30
آیا سـرفه هـای پی در پی می کنید؟ و یا بـه همراه سرفه خـون بـالا مـی آورید؟ آیـا از درد دائـمی قفسـه سیـنه رنج مـی بـریــد؟ سینه شما خس خس می کند و دچار تنگی نفـس هسـتـید؟ وزن بدنتان بدون وجود هیچ دلیلی رو بـه کـاهش اسـت؟ اگـر چـنـین اسـت حتـمـا با پزشک خود در مورد آزمایشات سرطان ریه مشورت کنید. سرطان ریه از انواع سرطان های مرگ آور میـبـاشد که هر سـاله تـعـداد زیـادی را به کـام مـرگ مـی برد. آمـار نشـان مـیــدهد که قربانیان سرطان های سینه، پروستات و روده رویـهـم کـمـتر از تعداد قربانیان سرطان ریه هستند. تقریبا 60 درصد بیماران را مردها تشکیل می دهند و 33 درصد از کـل دلایــل مـرگ و مـیـر مـردها از سـرطـان، سـرطـان ریــه می باشد.

در این مقاله دلایل، نشانه ها، درمان و طریق پیشگیری از ابتلا به این بیماری را برای شما شرح می دهیم.

دلایل بروز سرطان ریه
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
استعمال دخانیات
هیچ شکی وجود ندارد که مصرف تنباکو از اصول بنیادین ابتلا به سرطان ریه است. در حقیقت حدود 80 تا 90 درصد کل بیماری های ریوی به دلیل مصرف تنباکو بروز می کنند. مدت زمان سیگار کشیدن هر چه بیشتر و طولانی تر باشد، ریسک ابتلا به سرطان ریه نیز افزایش پیدا می کند. که البته این ریسک در مردان بالاتر می باشد: مردهایی که در طول روز یک پاکت سیگار می کشند 22 مرتبه بیشتر از افراد غیر سیگاری در معرض ابتلا به این سرطان قرار دارند. از سوی دیگر زنانی که همین مقدار سیگار را مصرف می کنند، ریسک ابتلا در آنان تنها 12 مرتبه افزایش پیدا می کند. مصرف سیگار برگ و پیپ نیز کاری بدور از خطر به شمار نمی رود و درصد ریسک ابتلا به بیماری را در حدود 2 تا 6 درصد افزایش می دهد.

همیشه در مورد خطرات دود سیگار برای افراد غیر سیگاری مطالب بسیاری می شنوید و حتی پیش بینی شده است که خطرات آن در افراد غیر سیگاری نسبت به افرادی که سیگار می کشند بیشتر است. با توجه به میزان قرار گرفتن در معرض دود سیگار میزان ریسک ابتلا به سرطان متفاوت است. برای پژوهشگران یافتن گروهی که به هیچ وجه در معرض دود سیگار نبوده اند کار دشواری است و پیدا کردن مضرات واقعی دود سیگار برای افراد غیر سیگاری کمی با مشکل بر خورد می کند. اگرچه اطلاعات موجود در این زمینه حاکی از آن است که در این افراد ریسک ابتلا به سرطان 25/0 تا 45/0 درصد افزایش می یابد.

عوامل شغلی
عوامل معینی در خانه و یا محل کار مثل استفاده از پنبه های نسوز و یا تشعشعات رادیواکتیویته می توانند عوامل ایجاد سرطان ریه در فرد باشند. در حقیقت اگر در معرض این عوامل قرار گیرید ریسک ابتلا به بیماری در حدود 2 تا 3 درصد افزایش پیدا می کند. این رقم زمانیکه که شما خودتان هم سیگاری باشید بالاتر خواهد رفت.

پنبه نسوز: یک ماده طبیعی است که از الیاف بسیار ریزی تشکیل شده است که می تواند باعث ایجاد بیماری های مختلفی در فرد شوند. این ماده معمولا در ساختمان خانه ها، مواد عایق کاری و همچنین به عنوان بازدارنده آتش مورد استفاده قرار می گیرد. چندی پیش سازمان محافظت از محیط زیست استفاده از چند فراورده پنبه نسوز را ممنوع اعلام کرد، اما این در حالی است که هنوز در ساختمان خانه های قدیمی، لوله های آب، مواد عایق کاری، مقواهای قطور، رنگ های با فندگی و سایر مواد پوششی و همچنین برخی کاشی ها و موزاییک ها از این ماده استفاده می شود.

در افراد سیگاری استفاده از این ماده ریسک ابتلا به بیماری را 25/1 تا 5 بار نسبت به افراد عادی افزایش می دهد. این رقم بر اساس میزان و مدت زمان قرار گرفتن در معرض ماده فوق الذکر تغییر خواهد کرد.

رادون نوعی گاز می باشد که از طریق شکست اورانیوم آزاد می شود. معمولا در خاک، سنگ های زیر زمینی، چاه ها و مصالح ساختمانی یافت می شود. در امریکا تقریبا 1 خانه از هر 15 خانه سطوح مختلفی از این گاز را دارا هستند. به همین دلیل وزیر بهداشت و درمان و سازمان حفاظت از محیط زیست دستور آزمایش کل خانه ها را صادر کردند. آمار بدست آمده باورنکردنی بود. در تمام خانه ها مقادیر مختلفی از این گاز کشف شد. دومین عامل ابتلا به سرطان ریه بعد از سیگار چنین عواملی هستند که در حدود 5 تا 15 درصد از کل سرطان های ریه از این طریق ایجاد می شوند.


وراثت
از دیگر عوامل بروز سرطان ریه عوامل وراثتی هستند. یک فرد غیر سیگاری اگر یک فامیل ( که سیگاری بوده) داشته باشد که دارای سرطان بوده، 2 تا 4 مرتبه بیش از سایرین احتمال ابتلا به سرطان را دارد. محققان بر این باورند که ژن های مشخصی وجود دارند که باعث ایجاد سرطان ریه می شوند. در حدود 50 تا 70 درصد از سرطان های ریه در جوانان به دلیل مسائل ژنتیکی بروز می کند. شاید عوامل وراثتی و ژنتیکی توضیح قانع کننده ای برای اینکه بسیاری از جوانان غیر سیگاری به سرطان ریه مبتلا می شوند در حالیکه بسیاری از افراد سالمند سیگاری به این بیماری دچار نمی شوند، باشد.

انواع مختلف سرطان ریه
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ

2 نوع مختلف سرطان ریه وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود شامل زیر گروه های متفاوتی می باشند.

سلول های غیر میکروسکوپیک سرطان زا، که از رایج ترین نوع آن می باشند و 75 تا 80 درصد از کل موارد سرطان را تشکیل می دهند. زیر گروه های آن شامل ورم های سرطانی، کارسینومای سرطانی کوچک و بزرگ می باشد. هر یک از این بیماری ها بر اساس سلول های سرطانی که در تومور یافت می شوند و نظر پزشکان از طریق مشاهده سلول در زیر میکروسکوپ نامگذاری می شوند.

سلول های میکروسکوپیک که خود شامل 3 زیر گروه هستند و از طریق انواع متفاوت سلول ها رشد کرده و به طرق مختلف نیز در سراسر نقاط بدن منتشر می شوند. سلول های کوچک کارسینوما، سلول های بزرگ و در آخر نیز ترکیبی از این دو زیر گروه های این بیماری را تشکیل می دهند که آنها نیز بر اساس سلول های موجود در تومور و تشخیص پزشک بر طبق آنچه که در زیر میکروسکوپ مشاهده می کند نامگذاری می شوند.

علائم سرطان ریه
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
این بیماری نشانه های متفاوت بسیار زیادی دارد که از شایع ترین علائم آن سرفه های بی پایان است. این اتفاق زمانی روی می دهد که تومور به اندازه کافی بزرگ شده و مسیر ورودی جریان هوا به درون شش ها را مسدود می کند. نشانه های دیگر سرطان ریه عبارتند از:

- تنگی نفس
- درد های دائمی قفسه سینه
- بالا آوردن خون به همراه سرفه ها
- خس خس سینه
- گرفتگی تارهای صوتی
- تورم صورت و گردن
- کاهش وزن
- خستگی
- کم اشتهایی

هنگامیکه سرطان به اندازه کافی رشد کرده و به سایر نقاط بدن نیز کشیده شود علائم زیر بروز می کنند:

- سردردهای شدید
- احساس درد
- شکستگی استخوان ها
- ضعف
- خونریزی و لخته شدن خون

تشخیص
ـــــــــــــــــــــــــ ــ
آزمایش های مختلفی برای تشخیص سرطان ریه وجود دارد. پزشکان معمولا میزان رشد سلول های سرطانی را درجه بندی می کنند. این امر به آنها کمک می کند که تشخیص دهند که آیا سرطان به سایر نقاط بدن هم کشیده شده است و یا خیر. به این وسیله می توانند روش مناسب درمانی را مد نظر قرار داده و نتایج احتمالی را پیش بینی کنند. برای تشخیص درجه رشد می توان آزمایش های مختلفی از جمله آنچه که در زیر به آن اشاره شده است را انجام داد:

عکسبرداری از قفسه سینه توسط اشعه ايكس ، MRI، سی تی اسکن ، PET اسکن

اگرچه کاربر هر یک از این آزمایش ها متفاوت است اما همگی تصویری را که در آن رشد نا متعارف وجود دارد ارائه می دهند. عکسبرداری از طریق اشعه ایکس به این صورت است که یک شعاع نوری به داخل بدن فرستاده می شود و تصاویر را به صورت فیلم ضبط می کند در حالیکه سایر آزمایش ها شامل تصاویر کامپیوتری هستند.

تکه برداری از ریه
در این روش قسمتی از بافت تومور موجود در ریه برداشته می شود. سپس آنرا در زیر میکروسکوپ قرار می دهند تا بررسی شود که آیا سلول های سرطانی در آن یافت می شوند یا خیر. این کار هم از طریق وارد کردن یک سوزن به درون قفسه سینه و هم از طریق عمل جراحی امکان پذیر است. در جراحی قسمتی از کل تومور برداشته می شود که پزشکان این امکان را می دهد که نوع سرطان را نیز مشخص کنند.

Mediastinoscopy و Bronchoscopy
در این دو فرایند مجاری لوله ای شکلی به درون ریه ها هدایت می شوند و به مناطقی که سرطان آنرا فرا گرفته است فرستاده می شوند تا مناطق دارای رشد غیر طبیعی را شناسایی کنند. در این نوع آزمایش ممکن است که نمونه هایی از بافت برای تکه برداری برداشته شود.

آزمایش سلول های موجود در خلط
خلطی که از طریق سرفه از ریه ها بالا می آید وسیله خوبی برای آزمایش سرطان به شمار می رود. از مزایای این روش این است که می تواند سرطانی را که از طریق اشعه ایکس شناسایی نمی شود را آشکار کند اما مکان دقیق تومور از این طریق مشخص نمی گردد و لازم است که با آزمایش های دیگر همراه شود.

اگرچه تصویر برداری و سایر آزمایش های ذکر شده خیلی سریع بیماری را مشخص می کنند ولی به دلیل خطراتی که در بر دارند برای همه افراد پیشنهاد نمی شوند. بنابر این بهتر است که ابتدا با پزشک خود در مورد ریسک ابتلا به سرطان ریه مشورت کنید و بعد آزمایشات لازم را انجام دهید.

روش ها درمانی
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
این بیماری شامل چند روش درمانی مختلف است. یکی از آنها جراحی است ( زمانی از این روش استفاده می شود که تومور سرطانی تنها در یک قسمت مشخص از ریه و گره های لنفاوی نزدیک به آن مشاهده شود) دیگری پرتو درمانی است ( با استفاده از اشعه ایکس و سایر تشعشعات سلول های سرطانی کشته می شوند) شیمی درمانی ( داروهایی که برای متوقف کردن سلول های سرطانی استفاده می شوند حال چه به طور کلی آنها را از بین ببرند و چه از تقسیم شدن آنها جلوگیری کنند)

برای بسیاری از بیماران این روش های درمانی، بیماری را به طور کلی از بین نمی برد و فقط در رشد سلول های سرطانی وقفه ایجاد می کند و به بیمار اجازه میدهد تا مدت زمان بیشتری را زنده بماند. اما باید همیشه به پیشرفت های جدید علم پزشکی چشم امید دوخت. به عنوان مثال BLP25 واکسنی است که در آلبرتای کانادا مورد مصرف قرار گرفت و با موفقیت بر روی سلول های غیر میکروسکوپیک سرطانی عمل کرد. بیمارانی که تحت درمان این نوع واکسن بودند 44 ماه بیشتر از بیمارانی که تحت درمان عادی بودند عمر کردند. همچنین سرطان نتوانست کیفیت زندگی این نوع بیماران را تغییر دهد.
نفس عمیقی بکشید
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ

اگرچه سرطان ریه می تواند در سالم ترین افراد هم بروز کند روش های معینی وجود دارند که می توانند ریسک ابتلا به این بیماری را کاهش دهند. اولین راه قطعی در پیشگیری متوقف کردن استعمال دخانیات می باشد. روش صحیح زندگی کردن را برگزینید و ورزش و نرمش را هیچگاه فراموش نکنید. اما اگر هنوز هم مردد هستید می توانید پیرامون این بیماری با پزشک خود مشورت کنید. او شما را با روش های متفاوت پیشگیری آگاه می کند و نصایح مفیدی را در اختیار شما می گذارد.

Mehdi.KinG
25-07-2008, 08:37
بیماری روانی چیست؟

بیماری روانی اصطلاحی گسترده برای توصیف تعداد زیادی از بیماریهای روانپزشکی است که توانایی تفکر، احساس و رفتار شخص جهت عملکرد مناسب در تکالیف روزمره زندگی را مختل می‌نمایند. بسیاری از بیماریهای روانی در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی یعنی مقارن با زمان ورود به دانشگاه شروع می‌گردند. بعضی از مردم فقط یک دوره واحد بیماری روانی را تجربه می‌کنند، در حالیکه عده‌ای دیگر ممکن است نشانه‌های پیشرونده‌ای را تجربه نمایند. بسیاری از بیماریهای روانی حالت دوره‌ای داشته و امروزه اغلب آنها درمانپذیر هستند. تخمین زده می‌شود 20 درصد مردم در دوره‌ای از زندگی خود بیماری روانی را تحربه کنند. افراد دارای بیماری روانی می‌توانند زندگی با کیفیتی داشته باشند.

چه چیز بیماری روانی نیست؟

دوره‌هایی در زندگی وجود دارد که در آن هر شخصی ممکن است احساسهای غیر قابل کنترل ترس، فشار، و یا از دست‌دادن کنترل را داشته باشد. این دوره‌ها به شدت پریشان کننده هستند، اما آنها معادل بیماری روانی محسوب نمی‌شوند. در بعضی موارد گفته می‌شود که بیماری روانی همان ناتوانی هوشی است. این اصلا درست نیست. گرچه ممکن است بیماری روانی و ناتوانی هوشی همزمان وجود داشته باشند، اما هیچ ارتباطی بین این دو وجود ندارد.

وسواسهای فکری و وسواسهای عملی چه چیزهایی هستند؟

اختلال وسواس فکری – عملی اغلب موضوع لطیفه‌ها، بذله‌گوییها و شوخیها بوده است. برخلاف الگوهای کلیشه‌ای، اختلال وسواس فکری – عملی واقعی موضوعی خنده‌دار نیست. وسواس یک دارای پایه زیست شناختی است که اغلب از کودکی شروع می‌شود و ممکن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فکری – عملی با وسواسهای فکری، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می‌گردد. وسواسهای فکری افکار یا تجسمهای ناخوانده‌ای هستند که به صورت مکرر وارد آگاهی می‌گردند. درحالیکه رفتارهای اجباری، در ظاهر امر، رفتارها و عادات مکرر غیر قابل توقف هستند که شخص با هدف کاهش ناراحتی و اضطراب خود، آنها را انجام می‌دهد. هم افکار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولاً توسط خود مبتلایان، غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می‌شوند، امّا مبتلایان، خود را ناتوان از متوقف کردن آنها می‌دانند.

روان‏پریشی یا سایکوز

روان‌پریشی (سایکوز psychosis) یا اختلالات شدید روانی، نوع شدید بیماری روانی است که ویژگی عمده آن فقدان واقعیت‌سنجی یا قطع ارتباط با دنیای واقعی است. معمولاً بیمار رفتارها و صحبت‏های غیر طبیعی دارد. فعالیتهای جسمی و روانی او به حدی دچار اختلال می‏شود که باعث به هم ریختگی فعالیتهای فردی و اجتماعی‏اش می‏شود. چنین بیماری معمولاً از بیماری خود آگاهی ندارد و خود را فرد سالم می‏داند و از درمان خودداری می‏کند. در این نوع بیماری اغلب ضایعه مشخصی در مغز مشاهده نمی‏شود. روان‌پریشی را به دلیل تفاوت در شروع و سیر بیماری، مدت بیماری و بهبودی به چند گروه اصلی تقسیم می‏کنند.


غمگینی‌ها و افسردگی وشیوه‌های مواجهه با آن

آیا احساس تنهایی، غمگینی و تردید می‌کنید؟ تقریباً همه در مواقعی این احساسها را دارند. امکان این وجود دارد که توسط این احساسها گیر افتاده و در دام آنها گرفتار شوید. اما شما گرفتار نخواهید شد! شما می‌توانید بر غمگینی‌ها و افسردگی غلبه کنید. روشی خاص و یا ترکیبی از روشها که در مورد هر کسی کاربرد داشته باشد وجود ندارد. از طریق آزمایش خواهید فهمید که کدامیک به شما بیشتر کمک می کند. آنچه که می‌توانید انجام دهید:

از رختخواب خارج شوید

یکی از کارهای بسیار مهمی که می‌توانید انجام دهید، بیدار شدن در صبحها در موعد مشخص است (حتی در تعطیلات پایان هفته). ترجیحاً ساعت 7 صبح یا زودتر پیشنهاد می‌شود. داشتن نظم به کارکرد طبیعی بدن شما کمک کرده و در نتیجه احساسهای بهنجاری خواهید داشت.

نور

نور به بهتر شدن کارکرد بدن کمک می‌کند. بنابراین به محض بیدار شدن، خود را در معرض نور قرار دهید. پرده‌ها را به کناری بزنید تا نور بیشتری به درون خانه بتابد. از آن بهتر، هر چه سریعتر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشید قرار گیرید. جهت تسهیل در ورود نور عینکتان را بردارید (عینک بخشی از اشعه‌های نور را پس می‌زند). البته به خورشید خیره نشوید.!

حرکت

فعال باشید اکسیژن جلب کنید! به این معنی که بیدار شده و به مدت 5 الی 10 دقیقه در اطراف راه بروید و در صورت امکان دوچرخه سواری کنید. ورزش ملایم به جریان خون کمک کرده و اکسیژن بیشتری را به بدنتان (بویژه مغز) می‌رساند و هوشیاری و سرزندگی را در شما بهتر می‌کند.


آیا قرار است به خاطر افسردگی درمان دارویی دریافت کنید؟

شاید مشاور یا روانپزشک شما دارو درمانی را برای شما در نظر بگیرد و شما بر اساس آنچه که شنیده‌اید و یا تجارب دوستان و اعضای خانواده در شگفت باشید که چگونه داروها می‌توانند برایتان مفید باشند. اگر بخواهید اطلاعات بیشتری در مورد دارو درمانی بدست آورید، با یک روانپزشک مشاوره کنید. روانپزشک یک متخصص در طب است که در مورد تشخیص و درمان مشکلات عاطفی و روانی آموزش دیده است. روانپزشک به طور ویژه برای درمان دارویی افسردگی آموزش می‌بیند. تجویز و مصرف بی رویه داروهای ضد افسردگی مخصوصاً در رده سنی کودک و نوجوان


هشدار درباره مصرف داروهای ضدافسردگی

سازمان بین المللی غذا و دارو (FDA) نسبت به استفاده از مصرف داروهای ضد افسردگی مخصوصاً در کودکان، نوجوانان و جوانان هشدار داد. این سازمان اعلام کرد براساس تحقیقات جدید بسیاری از رفتارهای نابهنجار در این رده‌های سنی نظیر خودکشی، قتل، فرار از منزل و دیگر ناهنجارهای رفتاری به دلیل مصرف بیش از حد این قبیل داروها است. نتایج مصرف بسیاری از داروها مخصوصاً داروهای اعصاب، آرام بخش، ضدافسردگی و ... نه تنها مشخص نیست بلکه آثار سوء ناشی از استفاده از این داروها مدتها بعد مشخص می‌شود و در اغلب موارد، دیگر جایی برای جبران وجود ندارد.»


پژوهشهای انجام شده

به عقیده محققین افسردگی و دیگر مشکلات روحی - روانی خود عوامل مؤثری در بروز ناهنجاریهای رفتاری چون خودکشی، فرار از منزل، آسیب به خود و دیگران، دزدی، قتل و ... بوده و مصرف داروهای ضد افسردگی، مخصوصاً بی‌رویه و نابجا، این حالات را تشدید می‌کند. محققین بخش روانشناسی دانشگاه کلمبیا با بررسی ۴ هزار کودک، نوجوان و جوان مبتلا به افسردگی که از داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کردند، دریافتند که ۲۵ درصد آنها حداقل برای یک بار خودکشی کرده و یا تصمیم به خودکشی داشته‌اند. همچنین دریافتند بیماران مبتلا به افسردگی از قرصهای ضدافسردگی مصرف می‌کنند. ۸/۱ بیشتر از آنهایی که فقط با روان درمانی تحت درمان قرار گرفته‌اند، دست به خودکشی زده‌اند.

با بررسی نتایج به دست آمده، FDA مؤکداً به پزشکان توصیه می‌کند تا در حد امکان از تجویز داروهای ضد افسردگی و داروهایی از این دست بکاهند چرا که پس از پایان یافتن تأثیر داروها و خارج شدن بیمار از حالت آرامش، بی‌خیالی، خلسه و ... ناشی از مصرف دارو، بیمار دچار نوعی اضطراب، هیجان، پریشانی، خشونت و ... شده و دست به رفتارهای نابهنجاری چون دزدی، قتل و خودکشی و ... می‌زند. از این رو در FDA تصمیماتی مبنی بر مبارزه جدی با تجویز و مصرف بی‌رویه داروهای ضد افسردگی مخصوصاً در رده سنی کودک و نوجوان اتخاذ شده است.

Mehdi.KinG
25-07-2008, 08:37
به طور عادي و معمولي بيماري هاي رواني ، از مغز كه نسبت به ساير اعضاء برتر و مهمتر است ، سرچشمه مي گيرد . بيماري رواني نظير ساير بيماري هاي متداول مانند بيماري هاي قلب ، كليه ، ديابت و غيره است و در پيدايش آن كسي مقصر نيست.


بيماري هاي رواني درمان پذيرند. با درمان مناسب و شايسته ، بسياري از بيماران رواني مي توانند زندگي عادي داشته باشند.


ممكن است بعضي نكات روي بيماران رواني اثر بگذارد ، پس سعي كنيد همواره آگاهي بيشتري در اين زمينه كسب نماييد .


علل فراواني براي بيماري هاي رواني وجود دارد. از جمله :
- ضربه ي مغزي (Brain Concussion )
- عدم تعادل مواد شيميايي مغزي


- علل زيستي ، محيطي ، اجتماعي و عوامل اقليمي


بعضي از بيماران رواني به علت اختلال و ضعف شخصيت، اراده لازم را جهت درمان خود ندارند و احتياج به راهنمايي و كمك فراوان دارند. افراد مبتلا به بيماري هاي رواني در صورت عدم اقدام به درمان ، دائم بيمار هستند.


امكان دارد عده اي از بيماران مدت نسبتاً طولاني احتياج به درمان و ادامه آن داشته باشند، همان طور كه بيماري ديابت با مصرف داروهاي ضد ديابت درمان مي گردد.


گروهي از بيماران ، تندخو و پرخاشگرند كه بيشتر قرباني تندخويي خود مي گردند تا علل ديگر ؛ ولي با درمان هاي مناسب و مخصوص ، تندخويي آنها كنترل مي شود و تقريباً با افراد ديگر فرقي ندارند.


بيماري هاي رواني به ديگران سرايت نمي كند ؛ اما مي تواند به گونه اي ، ديگران را تحت تأثير قرار دهد.


افسرده دل افسرده كند انجمني را در خلوت خويش راه مده همچو مني را


اختلالات رواني مي تواند در هر سن و نژاد بروز نمايد، و برخوردهاي خانوادگي و سوابق بيماري رواني در آن خانواده نيز در به وجود آمدن آن بي اثر نيست.


جهت درك و فهميدن و آشنا شدن با بيماري هاي رواني بايد بدانيد كه مغز شما مركز كنترل بدن شماست و از ميليون ها سلول عصبي تشكيل شده كه هر سلول عصبي با هزاران سلول ديگر در ارتباط است. در صورتي كه در كار يك سلول اختلال ايجاد گردد مي تواند منجر به بيماري هاي رواني شود.


ناراحتي هاي عاطفي يا اختلالات خلق و خوي عبارت اند از:
1 - افسردگي ( ( Depression: كه بيشتر شامل احساس غمگيني ، بي حوصلگي ، بي ياوري است. فرد مبتلا به افسردگي
- لذت بردن از زندگي برايش دشوار است ؛


- دچار كم خوابي يا پرخوابي است؛


- فاقد انرژي ، تحرك ، و تلاش است؛


- احساس بي ارزشي دارد؛


- امكان دارد درباره مرگ و خودكشي فكر كند، حتي اقدام به خودكشي نمايد؛


علل احتمالي: عدم تعادل مواد شيميايي مغز، ارث، رفتارهاي رواني.






2 - شخصيت دو قطبي (Bipolar personality) : شخص مبتلا دچار تغييرات عاطفي بسيار شديد ( از يك سو افسردگي و از سوي ديگر شادي زياد) و همچنين دچار دوره هايي از پر انرژي بودن، پر تحركي ، رفتار خشن ، و افكار درهم است و ... كمتر احتياج به خواب دارد و ولخرجي زياد مي كند.


3 – اسكيزوفرنيا (Schizophrenia ): نوعي روان پريشي است با اختلال افكار و رفتار. مبتلايان به اسكيزوفرنيا نمي توانند با ديگران كنار آيند ، قادر به مراقبت از خود و رعايت نظافت و خورد و خوراك خود نيستند. موقع صحبت كردن احساس ندارند. همواره ترس هاي فراواني به صور مختلف دارند، توهم بينايي و شنوايي دارند، وسواس هاي مختلف ، كناره گيري از فعاليت روزانه ي خود، و هذيان (به معناي داشتن عقايد غير واقعي) دارند.


4 - بيماري هاي رواني (
Mental disorders) معمولي ( عادي ) شامل:- ناراحتي هاي اضطرابي كه به صورت شديد يا به صورت اضطراب و ترس پنهاني خودنمايي مي كند.
- اضطراب معمولي (عادي) كه شامل تنش و بيقراري است .


- حملات هراس كه فرد به طور ناگهاني دچار ترس يا وحشت ، ضربان قلب زياد ، سرگيجه ، وزوز گوش، عرق كردن و غيره مي گردد.


5 - ترس هاي مرضي: ترس هاي شديد از وضعيت و حالات خاص مثلاً ترس از بلندي، فضاي بسته و تاريكي و غيره .


بعضي ديگر از بيماري هاي رواني :
- اعتياد به الكل و مواد و داروهاي اعتياد آور.
- زوال عقل (Dementia). ( اين حالت با كم شدن توانايي هاي شناختي و هوشي شخص همراه است و علت آن آسيب يا اختلال عملي وسيع مغزي است ؛ اگرچه در بعضي موارد تعيين علت عضوي شخص ، مقدور نيست اين بيماري بيشتر در سنين پيري مشاهده مي شود)


- اختلال شخصيت (Personality disorder).


- اختلال هاي تغذيه اي (Nutritional disorder) مانند پرخوري يا بي اشتهايي عصبي .


- ناراحتي هاي مربوط به ضربه هاي مغزي

eMer@lD
28-07-2008, 17:58
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اغلب در یک عمل جراحی میـتوان هـم لوزه ها و هم بافت غیر طبیعی غدد فوقانی گلو (آدنوئید) را بـا هــم انجام داد. هر چند شما با باز کردن دهان و نگاه کردن در آیـنه براحتی میتوانید لوزه های خود را مشاهده کنید، اما غدد فـوقـانـی گـلو قـابل مشـاهـده نیستند. پزشک برای مشاهده ی این بافتها باید از آینه های مخصوص و یا نوسان سنج استفاده کند.
آدنوئید چیست؟
به انبوهی از بافت های غده ای شکل که در گذرگاه میانی حفره ی خیشومی و گلو واقع شده اند، آدنوئید گفته می شود. این بافت ها که با نام علمی Nasopharyngeal Tonsils شناخته می شوند، از لوزه ها جدا هستند، و مانع ورود باکتری و ویروس به بینی شده و به بدن کمک می کنند تا با عفونت ها مبارزه کند.
برخی از پزشکان بر این باورند که این بخش از بدن پس از اینکه فرد به سن سه سالگی رسید، دیگر هیچ گونه نقش مهمی را در بدن بازی نمی کنند و اصلاً مهم نیستند و معمولاً تا سن 5 سالگی به کوچکترین حد خود رسیده و در داخل حلق قابل مشاهده نخواهند بود. می توان گفت تا زمانیکه شما به سن نوجوانی برسید، آنقدر کوچک می شوند که می توان گفت به طور کامل از بین می روند.
علائم این اختلال چیست؟
از آنجایی که این غده ها محل مناسبی برای ذخیره شدن جرم هایی که به بدن وارد می شوند، هستند، نسبت به عفونت ها از خود عکس العمل شدیدی نشان میدهند. از اینرو به محض ایجاد عفونت، متورم شده و برزگ می شوند. نشانه هایی وجود دارند که به واسطه ی آنها می توانید تشخیص دهید که لوزه سوم دارید:
عدم توانایی در تنفس آسان از طریق بینی تنفس از طریق دهان
صحبت کردن بطوریکه دچار گرفتگی بینی هستید
تنفس پرسر و صدا
خر خر کردن
توقف تنفس برای چند ثانیه در هنگام خواب
اگر پزشک تشخیص دهد که شما دچار این اختلال هستید او به احتمال زیاد:
در مورد وضعیت گوش، حلق، و بینی شما سوالاتی را مطرح می کند.
با گوشی طبی به تنفس شما گوش می دهد.
گردن شما در زیر چانه را لمس می کند.
برای تشخیص هر چه دقیق تر، این امکان وجود دارد که پزشک آزمایش X-ray نیز برای شما تجویز کند. اگر لوزه ها عفونی شده باشند، پزشک آنتی بیوتیک های خوراکی و یا حتی تزریق آمپول پنی سیلین را به شما توصیه می کند.
جراحی چه زمان لازم است؟
اگر با تجویز قرص و دارو عفونت موجود بهبود پیدا نکرد، و لوزه ها همچنان موجبات ناراحتی بیمار را فراهم می آوردند، پزشک راه حل جراحی را پیش روی بیمار قرار میدهد. این نوع عمل جراحی زمانی به بیمار توصیه می شود که یک و یا چند مورد از علائم زیر را تجربه کرده باشد:
مشکلات تنفسی
مشکلات تنفسی در هنگام خواب
عفونت های مکرر
این نوع جراحی زمانی الزام پیدا می کند که عفونت های لوزوی منجر به ایجاد عفونت های سینوسی و گوشی گردد. عفونت بیش از اندازه ی لوزه ها به گوش فشار آورده، جریان هوای طبیعی گوش را مختل می کند و در برخی موارد حتی منجر به از دست دادن شنوایی بیمار نیز می شود. به همین دلیل افرادی که به صورت مکرر دچار عفونت لوزه ها و نتیجتاً گوش می شوند، باید این عمل را انجام داده و سپس گوش خود را نیز شستشو دهند.
از آنجایی که در این عمل لوزه ها را نیز می توان درآورد، اگر شما با اختلالات لوزوی نیز همراه هستید، می توانید با مشورت با پزشک خود لوزه هایتان را نیز طی همین عمل جراحی خارج کنید.
در عمل جراحی چه کاری انجام می شود؟
در حین انجام عمل جراحی:
فرد تحت بیهوشی عمومی قرار می گیرد. به این معنا که عمل باید حتماً در اتاق مخصوص جراحی انجام شود و تیم پزشکی مکمل از دکتر بیهوشی، جراح و دارو شناس در اتاق حضور داشته باشند.
این عمل چیزی بیش از 20 دقیقه طول نمی کشد.
پزشک از طریق دهان می تواند به لوزها دست پیدا کند و نیازی به برش بر روی پوست نیست.
با ایجاد چند بریدگی لوزه های و سایر بافت ها از دهان خارج شده و سپس رگ های خونی منطقه ی مورد نظر سوزانده می شوند.
پس از برداشتن بافت هاى لنفاوى حلق و بینی (آدنوئید بردارى) بیمار در اتاق ریکاوری به هوش می آید.
در اکثر موارد نیازی نیست بیمار بیش از 5 تا 10 ساعت در بیمارستان نگه داشته شود. با این وجود اگر علائم اختلال در تنفس و یا خونریزی مشاهد شود، بیمار باید مجدداً به اتاق عمل بازگردانده شود. کودکان زیر 3 سال و افرادی که دارای بیماری های مزمن مانند صرع و یا فلج مغزی هستند، یک شب در بیمارستان بستری می شوند تا تحت نظر قرار بگیرند.
دوران نقاهت پس از عمل، معمولاً در حدود یک هفته یا بیشتر طول می کشد و در این مدت این امکان وجود دارد که بیمار دردهای شدیدی را احساس کند. از آنجایی که گلو برای مدتی زخم است و درد بسیاری دارد، بهتر است بیمار غذاهای نرم مصرف کند. بهترین گزینه های مواد خوراکی عبارتند از: بستنی، پودینگ، فرنی، و سوپ خنک.
پس از یک هفته بعد از عمل همه چیز باید به وضعیت نرمال خود باز گردد. محل بریده شده به مرور زمان بهبود پیدا می کند و مشکلی وجود ندارد که نگران آن شوید. اگر بافتی در عمل جراحی جا مانده باشد، ممکن است تورم پیدا کند اما معمولاً به ندرت ممکن است چنین مشکلاتی بوجود آید.
بعد از عمل جراحی علائم بیماری به سرعت از میان می روند و بیمار دیگر هیچ گاه با علائم گذشته مواجه نخواهد شد.
تشخیص آدنوئید

باید در نظر داشت که آدنوئید در برخی افراد کاملاً طبیعی است. اگر این غدد عفونی نباشند، پزشک معمولاً جراحی را به تعویق می اندازد، چراکه این احتمال وجود دارد که به خودی خود کوچک شوند.
منبع : علمی

sina285
01-08-2008, 10:13
يک متخصص بيماري‌هاي خون و انکولوژي گفت: احساس خستگي زودرس در موقع کار کردن، سردرد، احساس فشار در سر و اختلال در خواب و رفتار از علائم بيماري کم خوني است.

دکتر محمد فرات يزدي در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه يزد، در اين خصوص اظهار کرد: کم خوني در اصطلاح عاميانه به معناي کاهش گلبول‌هاي قرمز خون يا پيگمان‌هاي رنگي خون به نام هموگلوبين است که اگر ميزان هموگلوبين در مردان کمتر از 14 گرم درصد و در زنان کمتر از 12 گرم درصد سي سي خون باشد کم خوني ناميده مي‌شود.

وي گفت: کم خوني در اصطلاح شايع به مواردي اشاره مي‌شود که کمبود پيگمان رنگي وجود داشته باشد ولي چون فاکتورهاي خوني زيادي مثل گلبول‌هاي سفيد و پلاکت و عوامل ديگر خون‌سازي وجود دارد اگر آنها کم شود کم خوني محسوب مي‌شود.

عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي يزد خاطرنشان کرد: کار اصلي گلبول‌هاي قرمز، گرفتن اکسيژن از ريه و پخش در تمام بدن و نيز گرفتن دي اکسيد کربن از ارگان‌ها و رساندن آن به ريه براي دفع مي‌باشد.

وي ادامه داد: در مواردي که کم خوني ايجاد مي‌شود اکسيژن رساني به بافت کم مي‌شود که در اين صورت فرد دچار علائمي که ناشي از کمبود اکسيژن است از جمله؛ ضعف، خستگي، بي حالي، احساس خستگي زودرس در موقع کار کردن، سردرد و سر گيجه و احساس فشار در سر و اختلال در خواب و رفتار که جزو علائم کم خوني است، مي‌شود.

وي با بيان اين که بر اساس علت بروز کم خوني علائم خاص در آن وجود دارد، افزود: در کم خوني به شکل کمبود آهن علائم مثل تمايل به خوردن مواد غير خوراکي مثل مهر نماز، گل و خاک، برنج خام و يخ مي‌تواند وجود داشته باشد که اصطلاحا به آن پيکا مي‌گويند و همچنين قاشقي شدن ناخن‌ها و ترک خوردن گوشه لب، تغيير در مزه غذا مي‌تواند ناشي از کمبود آهن باشد.

دکتر فرات يزدي با بيان اين که شايع‌ترين علت کم خوني در زنان کمبود آهن است، افزود: علل کم خوني در زنان شامل مصرف کم مواد حاوي آهن يا اختلال در جذب آهن و يا افزايش نياز به مصرف آهن در بدن مي شود.

وي گفت: افزايش نياز به مصرف آهن در زنان علتي شايع است که به علت وجود قاعدگي و دفع خون ماهيانه مي‌باشد که اگر به تناسب آن مواد حاوي آهن جايگزين نشود و تغذيه مناسب وجود نداشته باشد به مرور زمان دچار فقر آهن و کم خوني ناشي از آن خواهد شد.

اين فوق تحصص بيماري‌هاي خون تصريح کرد: دومين علت کم خوني در زنان مسئله بارداري است که در زمان بارداري ميزان نياز به آهن در زنان افزايش مي‌يابد و اگر جايگزين مناسبي صورت نگيرد مبتلا به کم خوني مي‌شود و حتي خود حاملگي نيز با افزايش مايع بدن مي‌تواند باعث کم خوني ضعيف در زنان شود.

دکتر فرات گفت: بيماري‌هايي وجود دارد که از يک طرف سببب کم خوني مي‌شود و از سوي ديگر علائم ديگري ايجاد مي‌کند که د ر زنان شايع‌تر است مثل بيماري‌هاي رماتيسمي که اين بيماري‌ها وابسته به سيستم ايمني بدن است مثل لوپوس يا آرتريت روماتوئيد که علاوه بر مشکلات مفصلي و استخواني موجب کم خوني نيز مي‌شود.

وي ادامه داد: بيماري ديگري با نام «هموليز» يا کاهش طول عمر گلبول قرمز است که يکي از علل آن غيرطبيعي بودن واکنش ايمني بدن در قبال گلبول‌هاي قرمز است که آنها را سريع‌تر از بين مي‌برد و اين باعث هموليز يا کم خوني هموليتيک مي‌شود.

اين فوق تخصص خون توصيه کرد: به منظور پيشگيري از بروز کم خوني در زنان که قاعدگي طولاني مدت و خونريزي غير طبيعي دارند حتما بايد به متخصص زنان مراجعه کنند و همچنين در دوران بارداري از مواد حاوي آهن مثل گوشت قرمز، سبزيجات، حبوبات، خشکبار و تنقلاتي مثل بادام و پسته بيشتر استفاده کنند و از مصرف زياد چاي به خصوص بعد از غذا اجتناب کنند.

وي توصيه كرد: زنان در صورت بروز علائم کم خوني به پزشک مراجعه کنند تا تحت درمان قرار گيرند.

عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي يزد در پايان يادآور شد: درمان اصلي کمبود آهن، ترکيبات حاوي آهن به صورت قرص و کپسول است که متاسفانه برخي از زنان تحمل اين ترکيبات را ندارند در صورتي كه با روش‌هاي روانشناسي و روانشناختي اين داروها اثر بخش نبود بهتر است از ترکيبات تزريقي استفاده شود. همچنين در دوران بارداري نيز توصيه مي‌شود علاوه بر مصرف مواد حاوي آهن از ترکيبات آهن ترجيحا از 3 ماه بعد از حاملگي تحت نظر متخصص زنان استفاده شود.

sina285
02-08-2008, 06:29
اطلاعات‌ اوليه‌
توضيح‌ كلي‌ برونشيت‌ حاد عبارت‌ است‌ از التهاب‌ راه‌هاي‌ هوايي‌ (ناي‌؛ نايژه‌ها؛ برونشيول‌ها) ريه‌. برونشيت‌ حاد شروعي‌ ناگهاني‌ دارد و براي‌ مدت‌ كوتاهي‌ باقي‌ مي‌ماند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ برونشيت‌ مزمن‌ سال‌ها باقي‌ مي‌ماند و طي‌ سال‌ها عود آن‌ ادامه‌ دارد.
علايم‌ شايع‌
سرفه‌اي‌ كه‌ در ابتدا بدون‌ خلط‌ يا همراه‌ با خلط‌ ناچيز است‌، اما بعد از آن‌ خلط‌دار مي‌شوند.
. تب‌ خفيف‌ (معمولاً كمتر از 3/38 درجه‌ سانتيگراد.
. احساس‌ سوزش‌ در قفسه‌ سينه‌ يا احساس‌ فشار پشت‌ جناغ‌
. خس‌ خس‌ سينه‌ يا مشكل‌ و ناراحتي‌ در تنفس‌ (گاهي‌)
علل‌
عفونت‌ توسط‌ يكي‌ از ويروس‌هاي‌ تنفسي‌. اغلب‌ موارد برونشيت‌ حاد به‌ دنبال‌ حضور ويروس‌ سرماخوردگي‌ در بيني‌ و گلو و گسترش‌ بيماري‌ به‌ مجاري‌ هوايي‌ رخ‌ مي‌دهد. بروز يك‌ عفونت‌ باكتريايي‌ ثانويه‌ در زمينه‌ عفونت‌ ويروسي‌ امري‌ شايع‌ است‌.
التهاب‌ ريه‌ ناشي‌ از استنشاق‌ هوايي‌ كه‌ حاوي‌ مواد تحريك‌كننده‌ است‌، مثلاً دودها يا بخارات‌ شيميايي‌ (آمونياك‌)، دودها يا بخارات‌ اسيدي‌، گرد و غبار، يا دود سيگار
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
بيماري‌ انسدادي‌ مزمن‌ ريه‌
سيگار كشيدن‌
هواي‌ سرد و مرطوب‌
تغذيه‌ نامناسب‌
وجود يك‌ بيماري‌ اخير كه‌ مقاومت‌ را كاهش‌ داده‌ باشد
زندگي‌ در هواي‌ با آلودگي‌ زياد
در افراد مسن‌ و نيز خردسالان‌
پيشگيري‌
از تماس‌ نزديك‌ با افرادي‌ كه‌ برونشيت‌ دارند خودداري‌ كنيد.
سيگار نكشيد.
اگر با مواد شيميايي‌، گرد و غبار، يا ساير مواد تحريك‌كننده‌ ريه‌ سروكار داريد، از ماسك‌ مناسب‌ استفاده‌ كنيد.
عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ معمولاً در عرض‌ يك‌ هفته‌ خوب‌ مي‌شود. موارد عارضه‌دار معمولاً در عرض‌ دو هفته‌ با دارو خوب‌ مي‌شوند.
عوارض‌ احتمالي‌
عفونت‌ باكتريايي‌ ريه‌ (انواع‌ ذات‌الريه‌)
برونشيت‌ مزمن‌ ناشي‌ از تكرار برونشيت‌ حاد
امكان‌ دارد سرفه‌ تا چندين‌ هفته‌ پس‌ از بهبود اوليه‌ باقي‌ بماند.
جمع‌ شدن‌ مايع‌ در فضاي‌ جنب‌ (فضاي‌ دو ريه‌) (ناشي‌ از التهاب‌ پرده‌ جنب‌ [ پرده‌ پوشاننده‌ ريه‌ ]) (به‌ ندرت‌)
درمان‌
اصول‌ كلي
‌ تشخيص‌ معمولاً بر اساس‌ علايم‌ داده‌ مي‌شود، اما امكان‌ دارد كشت‌ خلط‌ نيز براي‌ بررسي‌ عفونت‌ باكتريايي‌ انجام‌ شود.
درمان‌ با هدف‌ تخفيف‌ علايم‌ صورت‌ مي‌گيرد، مگر اينكه‌ علايم‌ عفونت‌ باكتريايي‌ ثانويه‌ نيز وجود داشته‌ باشد: خلط‌ سبز رنگ‌، تب‌ بالاي‌ 3/38 درجه‌ سانتيگراد يا بدتر شدن‌ علايم‌ اوليه‌
اگر سيگاري‌ هستيد، حداقل‌ به‌ هنگام‌ بيماري‌ سيگار نكشيد. سيگار كشيدن‌ به‌ هنگام‌ بيماري‌ باعث‌ تأخير در بهبودي‌ و افزايش‌ احتمال‌ بروز عوارض‌ مي‌شود.
رطوبت‌ هوا را افزايش‌ دهيد؛ مرتب‌ حمام‌ آب‌ گرم‌ بگيريد؛ در كنار تخت‌ خود يك‌ دستگاه‌ بخور بگذاريد. دستگاه‌ بخور را هر روز تميز كنيد.
داروها
براي‌ ناراحتي‌ خفيف‌ مي‌توانيد از استامينوفن‌ براي‌ كاهش‌ تب‌، و داروهاي‌ ضد سرفه‌ استفاده‌ كنيد. از داروهاي‌ ضد سرفه‌ تنها زماني‌ استفاده‌ كنيد كه‌ سرفه‌ بدون‌ خلط‌ باشد. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ متوقف‌ كردن‌ سرفه‌ به‌ طور كامل‌ مي‌تواند خطرناك‌ باشد، زيرا اين‌ كار موجب‌ تجمع‌ ترشحات‌ مخاطي‌ و مواد تحريك‌كننده‌ در لوله‌هاي‌ نايژه‌اي‌ مي‌شود. با گير افتادن‌ اين‌ ترشحات‌ احتمال‌ بروز ذات‌الريه‌ افزايش‌، و تبادل‌ اكسيژن‌ در ريه‌ها كاهش‌ مي‌يابد.
ساير داروهاي‌ احتمالي‌ عبارتند از: آنتي‌بيوتيك‌ها براي‌ مبارزه‌ با عفونت‌هاي‌ باكتريايي‌؛ و اكسپكتورانت‌ها براي‌ نرم‌ و رقيق‌ كردن‌ ترشحات‌ مخاطي‌ تا آنها را راحت‌تر بتوان‌ تخليه‌ كرد.
فعاليت‌
تا زماني‌ كه‌ درجه‌ حرارت‌ بدنتان‌ به‌ حد طبيعي‌ بازنگشته‌ در رختخواب‌ استراحت‌ كنيد. سپس‌ با رو به‌ بهبود گذاشتن‌ علايم‌، فعاليت‌هاي‌ عادر خود را به‌ تدريج‌ از سر گيريد.
رژيم‌ غذايي‌
هيچ‌ رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود. روزانه‌ حداقل‌ 10-8 ليوان‌ آب‌ بنوشيد. با اين‌ كار ترشحات‌ مخاطي‌ نرم‌ و رقيق‌ مي‌شوند و آنها را راحت‌تر مي‌توان‌ با سرفه‌ خارج‌ كرد.
در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ علايم‌ برونشي داريد.
اگر يكي‌ از مشكلات‌ زير به‌ هنگام‌ بيماري‌ بروز مي‌كند:
ـ تب‌ بالا و لرز
ـ درد سينه‌
ـ خلط‌ ضخيم‌ شده‌، تغيير رنگ‌ داده‌، يا داراي‌ رگه‌هاي‌ خوني‌
ـ تنگي‌ نفس‌، حتي‌ به‌ هنگام‌ استراحت‌
ـ استفراغ

sina285
02-08-2008, 06:39
شرح بيماري
اسپوروتريكوز عبارت‌ است‌ از يك‌ بيماري‌ قارچي‌ عفوني‌ كه‌ باعث‌ ايجاد زخم‌ و آبسه‌ در پوست‌، غدد لنفاوي‌ و عروق‌ لنفاوي‌ مي‌گردد. مزرعه‌داران‌ و باغداران‌ به‌ ويژه‌ افرادي‌ كه‌ با گل‌سرخ‌، خزه‌ مردابي‌ و يا زرشك‌ سر و كار دارند، بيشتر آلوده‌ مي‌شوند. اسپوروتريكوز سرايت‌ فرد به‌ فرد ندارد. در بزرگسالان‌ از هر دو جنس‌ ايجاد مي‌شود ولي‌ در مردان‌ شايع‌تر است‌. علايم‌شايع‌
مراحل‌ اوليه‌: يك‌ ندول‌ كوچك‌، قابل‌ حركت‌ و غيرحساس‌ به‌ درد در زير پوست‌ انگشتان‌ ظاهر مي‌شود. ندول‌ به‌ آهستگي‌ بزرگ‌ شده‌، صورتي‌ و زخمي‌ مي‌گردد. در عرض‌ چند روز يا هفته‌:
ندول‌هاي‌ تيره‌اي‌ در امتداد عروق‌ لنفاوي‌ تخليه‌كننده‌ ناحيه‌ ظاهر مي‌شود.
اگر قارچ‌ عامل‌ ايجادكننده‌ به‌ ريه‌ برسد، سرفه‌ همراه‌ با خلط‌ آغاز مي‌گردد (نادر).
برخلاف‌ ساير بيماري‌هاي‌ قارچي‌ كه‌ باعث‌ تب‌، لرز، احساس‌ ناخوشي‌ كلي‌ و بي‌اشتهايي‌ مي‌شوند، معمولاً علايم‌ ديگري‌ وجود ندارد.
علل‌ عفونت‌ با قارچي‌ به‌ نام‌ اسپوروتريكوز‌ شنكي‌ كه‌ در خاك‌، خزه‌ مردابي‌، علف‌هاي‌ هرزه‌ و سبزيجات‌ آلي‌ در حال‌ فساد زندگي‌ مي‌كند.
عوامل تشديد كننده بيماري
سابقه‌ طبي‌ ساركوئيدوز يا سل‌
شغل‌هايي‌ كه‌ با گياهان‌ و خاك‌ سر و كار دارند مثل‌ كشاورزي‌ و پرورش گل‌
سركوب‌ ايمني‌ ناشي‌ از بيماري‌ يا داروها
پيشگيري‌
در هنگام‌ كار با خاك‌، دستكش‌ بپوشيد.
عواقب‌ مورد انتظار
معمولاً با درمان‌ در عرض‌ 2-1 ماه‌ پس‌ از بهبود
ضايعات‌ قابل‌ علاج‌ است‌ ولي‌ ممكن‌ است‌ بهبودي‌ 7-6 ماه‌ طول‌ بكشد.
ميزان‌ كشندگي‌ در صورت‌ گسترش‌ عفونت‌ در بدن‌، بالا است‌.
عوارض‌ احتمالي گسترش‌ قارچ‌ در بدن‌ كه‌ باعث‌ عفونت‌ سرتاسر و تهديدكننده‌ زندگي‌ مي‌گردد (نادر).
درمان

اصول كلي
آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ مي‌توانند شامل‌ كشت‌ آزمايشگاهي چرك‌ حاصل‌ از ضايعات‌ باشند. آزمون‌ پوستي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.
ممكن‌ است‌ براي‌ رد ساير اختلالات‌ از جمله‌ سل‌، ساركوئيدوز، استئوميليت‌ باكتريايي‌ و نئوپلازي‌، آزمون‌هاي‌ ديگري‌ انجام‌ گيرند.
ممكن‌ است‌ بتوان‌ در منزل‌ با دارو درمان‌ كرد.
از آنجا كه‌ اسپوروتريكوز مسري‌ نيست‌، لازم‌ نيست‌ شخص‌ قرنطينه‌ شود.
گرم‌ كردن‌ مي‌تواند به‌ كاهش‌ درد كمك‌ كند.
ضايعات‌ را با بانداژهاي‌ شل‌ بپوشانيد تا از عفونت‌ ثانويه‌ با باكتري‌ها جلوگيري‌ كنيد.
روزانه‌ خود را وزن‌ و آن‌ را ثبت‌ كنيد.
در صورت‌ بروز عوارض‌، بستري‌ شويد. ممكن‌ است‌ براي‌ بيماران‌ مبتلا به‌ بيماري‌ استخوان‌ و مفاصل‌ يا ضايعات‌ ريوي‌، جراحي‌ توصيه‌ گردد.
داروهامحلول‌ اشباع‌ شده‌ يديد پتاسيم‌. آن‌ را در آب‌، آب‌ ميوه‌ يا ساير نوشيدني‌ها رقيق‌ كند و هر روز 3 بار بعد از غذا مصرف‌ كنيد.
براي‌ جلوگيري‌ از تغيير رنگ‌ دندان‌ها آن‌ را با ني‌ بنوشيد.
داروهاي‌ ضد قارچ‌ مثل‌ فلوكونازول‌ يا ايتراكونازول
فعاليتدر زمان ابتلا به اين بيماري
محدوديتي‌ لازم‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ علايم‌ عفونت‌منتشر ايجاد گردد.
رژيم‌ غذاي رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ اسپوروتريكوز را داشته‌ باشيد.
اگر در طول‌ درمان‌ موارد زير پيش‌ بيايند:
ـ كاهش‌ وزن‌ غيرقابل‌ توجيه‌
ـ تب‌ 3/38 درجه‌ سانتيگراد با دماسنج‌ دهاني‌
اگر دچار علايم‌ جديد و غير قابل‌ توجيه‌ شده‌ايد.
داروهاي‌ ضد قارچ‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارضي‌ جانبي‌ مثل‌ بثور پوستي‌، تحريك‌ زبان‌ و دهان‌ و سرفه‌ ايجاد كنند.

sina285
02-08-2008, 07:18
آسم يك بيماري ريوي مزمن و التهابي است كه مهمترين ويژگي آن مشكلات تنفسي پي درپي است.

افراد مبتلا به اين بيماري از حملات يا دوره‌هاي شديدي به هنگام وارد شدن هوا به داخل ريه ‌ها و دشواري در تنفس رنج مي‌برند.

اين حملات زماني بروز مي‌كنند كه مجاري هوايي در ريه‌ها در اثر عوامل خاص محيط زيستي دچار بيش‌فعالي شده و سپس ملتهب و مسدود مي‌شوند. اين حمله‌ها شبيه به كشيدن نفس عميق در هواي به شدت سرد زمستان است.

در اين حالت نفس كشيدن سخت‌تر شده و باعث بروز آسيب‌ديدگي مي‌شود و ممكن است در نهايت به سرفه كردن بيانجامد. به اين ترتيب با نفس كشيدن صداي خس خس يا سوت از ريه‌ها شنيده مي‌شود.

عوامل مولد بيماري آسم چيست؟

عوامل مولد بيماري آسم تحريك كننده‌هاي موجود در محيط زيست هستند كه مي‌توانند علائم و حملات بيماري را تشديد كنند.

عوامل و موجبات بسياري وجود دارند كه مي‌توانند علائم بيماري را تشديد كنند و معمولا از فردي به فرد ديگر متفاوت هستند. از اين رو شما مي‌توانيد با شناسايي و جلوگيري از تماس با اين عوامل تحريك كننده از بروز علائم شديد و آزار دهنده بيماري پيشگيري كنيد.

در واقع شناسايي و جلوگيري از تماس با آنها بايد به عنوان بخشي از فعاليت‌هاي لازم براي كنترل موفقيت‌آميز بيماري در نظر گرفته شود. البته لازم به ذكر است كه از بين بردن عوامل محرك بيماري به طور كامل امكانپذير نيست، اما با اين حال اگر به اين بيماري مبتلا هستيد بايد تا حد امكان اين عوامل را در منزل و محيط كار بكاهيد. اين امر به شما كمك مي‌كند كه با حداقل علائم بيماري و حملات آن مواجه باشيد.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه مهمترين عوامل محرك بروز حمله‌هاي آسم شامل كشيدن سيگار، ذرات گرد و غبار، نگهداري از حيوانات خانگي، وجود سوسك‌ حمام در محيط زندگي، وجود كپك و قارچ در فضاهاي بسته، دود، ادكلن‌ها و خوشبو كننده‌هاي قوي و اسپري‌هاي قوي، گرده‌ها و قارچهاي موجود در فضاهاي باز، فعاليت، سرماخوردگي و عفونت‌ها، هوا و برخي عوامل ديگر هستند.

علائم بيماري آسم كدامند؟

وقتي بيماري شما تحت كنترل نيست چه اتفاقي براي شما مي‌افتد؟ آيا به هنگام نفس كشيدن صداي سوت از ريه‌هايتان مي‌شنويد؟ آيا در اطراف سينه خود احساس گرفتگي شديد مي كنيد؟ اكثر بيماران مبتلا به آسم يك يا چند نمونه از اين علائم را با خود دارند؟

1_ خس خس سينه: اين صدايي است كه اغلب اين بيماران به هنگام نفس كشيدن مخصوصا به هنگام بازدم آن را مي شنوند.

2_ سرفه كردن: سرفه‌هاي شديد كه ممكن است تا مدت‌هاي طولاني ادامه داشته باشند و اغلب يا در شب بروز مي‌كنند و يا در شب تشديد مي‌شوند.

3_ گرفتگي سينه: در اين حالت بيمار احساس مي‌كند كه طنابي به دور سينه‌اش بسته شده و دچار تنگي نفس مي‌شود. درست مثل اينكه بيمار از داخل ني ناچار به نفس كشيدن است و يا حتي شديدتر و مثل اينكه هرگز نمي‌تواند نفس خود را بيرون بدهد.

اين علائم ممكن است زماني بروز كنند كه شما برنامه درماني خود را مطابق با دستورات و توصيه‌هاي پزشك متخصص به دقت دنبال نكنيد و يا زماني كه به عوامل محرك بيماريتان تماس داشته باشيد.

در اينجا دو حالت اصلي كه در اعماق مجاري هوايي در ريه‌هاي بيمار در صورت بروز علائم بيماري و نيز حملات آن رخ مي دهد مطرح شده است؛

گرفتگي: ماهيچه‌هاي اطراف مجاري هوايي در ريه‌ها در اين حالت به يكديگر فشار مي‌آورند يا منقبض مي‌شوند. اين گرفتگي " انقباض برونشيتي" ناميده مي‌شود و مي‌تواند اعمال دم و بازدم را براي بيمار دشوار كند.

التهاب: در صورت ابتلا به اين بيماري مجاري تنفسي در ريه‌ها متورم شده و تحريك پذير مي‌شوند و در صورت بروز حمله‌ها اين مشكلات تشديد مي‌شود.

به اين ترتيب با متورم شدن مجاري تنفسي بيمار هواي تازه كمتري را مي‌تواند وارد ريه‌هاي خود كند.

در نتيجه مهمترين مطلب براي بيمار مبتلا به آسم اين است كه اين بيماري مي‌تواند در حالتي خاموش و موذيانه همواره همراه بيمار باشد. مجاري تنفسي بيمار ممكن است چه با وجود علائم و چه بدون آنها در شرايط آرام هم گرفته و هم ملتهب باشند.

به همين دليل درمان آسم به طور روزانه حتي در مواقعي كه حال بيمار خوب است ضرورت دارد چراكه بر اساس شواهد پزشكي رو به افزايش اگر بيماري بدون درمان رها شود مي‌تواند منجر به آسيب عملكرد ريه‌ها در دراز مدت شود.

راه درمان آسم چيست؟

بهترين راه جلوگيري از بروز حملات خودداري از تماس با مواد و عوامل تحريك كننده است. همچنين داروهاي خاصي نيز براي كاهش حالت انقباض و التهاب مجاري تنفسي وجود دارد كه پزشك متخصص آنها را براي بيمار تجويز مي‌كند

M O B I N
02-08-2008, 08:44
داروهاي آسم معروف:
1- perednizolon
2-teofilin rotard
3-salbotamol

eMer@lD
02-08-2008, 18:22
هاليتوز» از واژه «halitus» به معناي بازدم گرفته شده است و عبارت از نفس بدبو، زننده يا ناپسندي است كه از حفره دهان يا بيني خارج مي شود و به آن «fetor oris» يا «fetor ex ore» نيز مي گويند. به عبارتي به هر بوي بدي كه از حفره دهان يا بيني بيرون آيد، صرف نظر از آنكه منشأ آن در همين حفره باشد يا از ساير نقاط بدن منشأ گيرد «هاليتوز» گفته مي شود.


هاليتوز يا بدبويي دهان يك شكايت شايع در بين بيماران مراجعه كننده به مطب متخصصان داخلي و گوش و حلق و بيني، دندانپزشكان و پزشكان عمومي مي باشد. بسياري از بيماران بدون گرفتن نتيجه خاصي، از مراكز درماني خارج مي شوند و گاه اين پديده باعث بروز مسايل جدي در خود و خانواده آنان مي گردد. هاليتوز مشكلي شايع است و گفته مي شود كه مي تواند به طور متناوب بيشتر افراد بالغ را دچار كند.


اهميت بررسي هاليتوز
- با آزار ديگران به صورت يك مانع در برخوردهاي اجتماعي عمل مي كند و باعث كاهش كارايي فرد مي شود.
- فردي كه از بوي بد دهان خود آگاه است، ممكن است به گونه اي نسبت به پاكي دهان دچار وسواس شود كه به كارايي وي خدشه وارد كند.
- هاليتوز نشانه اي از يك وضعيت غير طبيعي است كه نياز به تشخيص و درمان دارد.


عوامل مؤثر در ايجاد هاليتوز
هميشه نمي توان علتي براي هاليتوز يافت و معمولاً نيز چنين است. اين امر به دليل تنوع علل آن و اندك بودن بررسي هاي انجام شده است. بيمار شاكي از هاليتوز به سه گروه «اتيولوژيك» تقسيم مي شوند: گروه غير پاتولوژيك، گروه پاتولوژيك و گروه با منشأ رواني. اينها عمده ترين دلايل بروز هاليتوز هستند.


ارزيابي هاليتوز
در برخورد با بوي بد دهان اولين كار تعيين اين نكته است كه آيا بوي بد فقط توسط بيمار احساس مي شود يا آنكه توسط پزشك يا ديگران نيز قابل تشخيص است. چنانچه وجود بو توسط پزشك يا فرد ديگري غير از بيمار تأييد نشود، مشكل رواني در كار است و مي تواند حتي دلالت بر بيماري هاي رواني جدي، چون اسكيزوفرني نمايد. اما در اين نتيجه گيري كه بويي وجود ندارد نبايد شتاب كرد؛ زيرا هاليتوز ممكن است منقطع باشد.
به طور نمونه، بسياري از بيماران به دليل پديده انطباق از بوي بد دهان خود بي خبرند و توسط يك عضو خانواده يا دوست از آن آگاه مي شوند. اگر بو براي پزشك آشكار نباشد، به چند روش مي توان احتمال آگاهي از آن را افزايش داد. يك روش آن است كه پزشك در كنار بيمار بايستد و با برگه اي جريان هواي بازدم بيمار را به سمت خود منحرف كند. ديگر آنكه اگر پزشك در معاينه منشأ بالقوه اي بيابد، با «آپليكاتور پنبه دار» نمونه اي از آن منطقه تهيه نمايد و خود يا يكي از اعضاي خانواده بيمار آن را بو كنند. اين كار نه تنها در تأييد وجود هاليتوز، بلكه در تعيين علت آن نيز مي تواند مفيد باشد.
بايد از بيمار خواست كه ابتدا با بيني بسته از راه دهان و سپس با دهان بسته از راه بيني تنفس كند، اگر فقط بازدم دهاني بدبو بود، بايد بيشتر به علل دهاني انديشيد و در غير اين صورت بايد به فكر علل ناشي از بيني يا ريه يا علل سيستميك بود. پس از تأييد وجود هاليتوز، بايد شرح حالي دقيق بويژه درباره حفره هاي دهان، بيني و سينوسها، دستگاه گوارش و ريه گرفت. مروري بر رژيم غذايي، سيگار و مصرف دارو مي تواند مفيد باشد. به دليل آنكه مري معمولاً بسته است، برخي از بيماري هاي مري و معده به طور پيوسته بو توليد نمي كنند و بو با آروغ ايجاد مي شود. وجود چنين شرح حالي و تأييد آن از سوي اعضاي خانواده مي تواند به تشخيص كمك كند. معاينه دقيق دهان، دندانها، بيني و حلق لازم است؛ زيرا اينها شايع ترين محلهاي هاليتوز هستند. معمولاً وضعيت پاتولوژيك جزيي نيست و براحتي يافت مي شود.


درمان
اغلب توجه به بهداشت دهان و رسيدگي به پاتولوژي دنداني مشكل را برطرف مي كند. مسواك زدن ساده، بخصوص اگر همراه با مسواك زدن سطح زبان باشد، براي صبحگاه كافي است. شستشوي دهان با يك محلول دهان شويه آنتي سپتيك نيز مفيد است. نفس گرسنگي پس از خوردن غذا يا حتي آب كشيدن دهان برطرف مي شود. هاليتوز ناشي از خشكي دهان به هر دليل كه باشد با مرطوب كردن دهان بهبود مي يابد. اين كار مي تواند به كمك جرعه هاي مكرر آب، جويدن آدامسهاي بدون قند، تركيبات حاوي «كربوكسي متيل سلولز سديم» يا داروهاي محرك ترشح بزاق مثل «بتانكل» يا «پيلوكارپين» انجام شود.

«پريودنتيت»، «ژنژيويت»، دندانهاي مصنوعي يا پرشده نامناسب يا ساير علل دنداني بايد به طور مناسب درمان شوند. ضايعات ويژه دهان، بيني، سينوسها، حلق، معده، ريه ها و بيماري هاي سيستميك بايد تشخيص داده و درمان شوند. طفره رفتن از بررسي بيمار و اكتفا كردن به توصيه استفاده از دهان شويه فقط تشخيص را عقب مي اندازد. استفاده از مسهل ها در درمان هاليتوز تأثير ندارد و نبايد تحت فشار بيماراني كه معتقدند يبوست سبب بوي بد دهان آنها شده، اين مسهل ها تجويز شود. در صورت وجود بيماري هاي رواني بايد به طور مناسب درمان شود.
اثر رژيمهاي درماني مختلف در از بين بردن عفونت «هليكوباكترپيلوري» ثابت شده است و پيشنهاد مي شود در بيماراني كه علتي براي هاليتوز در آنان يافت نمي شود، يك دوره درماني تجويز گردد. ممكن است استفاده از دهان شويه ها به طور موقت باعث كاهش هاليتوز گردد، بويژه دهان شويه هاي حاوي «كلرهگزيدين» مفيد گزارش شده اند. محصولات حاوي روي يا اسيد آسكوربيك بوي دهان را كم مي كنند

eMer@lD
09-08-2008, 10:05
چرا پلکها دچار تورم و افتادگی می شوند؟




هر فردی در طول زمان، تغییراتی را در پلک های خود تجربه می کند. با هر پلک زدن(که در طی دوران زندگی شما میلیاردها بار رخ می دهد) عضلات و پوست پلک های فوقانی قدری کشیده می شوند ولی فیبرهای الاستیک موجود در پوست، آنها را به موقعیت طبیعی خود باز می گردانند. یک باند کشی را تصور کنید که آن را بکشید و سپس رها کنید و این کار را مرتبا” تکرار نمایید. به راحتی می توانید ببینید که چه اتفاقی در پلک های شما رخ می دهد، در طول زمان، پوست و عضلات پلک بالا طویل تر می شوند و در نهایت یک چین کوچک پوستی به دلیل پوست اضافه، به وجود می آید که به سمت خارج برجسته شده و روی پلک آویزان می شود. در بعضی افراد، این پوست حتی تا روی مژه ها می آید و در فرد، ایجاد احساس ناراحتی کرده و نگاه کردن به سمت بالا را مشکل می سازد. اگر مشکل شدید باشد، فرد متوجه محدودیت دید خود توسط پلک پایین افتاده می شود.




ایجاد پوست اضافه در پلک بالا می تواند به دلیل پایین افتادگی ابرو باشد. در این موارد، جراحی پلک به تنهایی نمی تواند نتیجه ایده آل بدنبال داشته باشد.




پایین افتادگی پلک تحتانی، به صورت کیسه های زیر چشم خود را نشان می دهد. تقریبا هر فردی در این ناحیه دچار درجاتی از افتادگی است. نیروی جاذبه زمین و افزایش سن، مهمترین عوامل در این زمینه اند ولی حتی افراد جوان نیز ممکن است دارای ذخیره چربی اضافه در زیر چشمها باشند.




چشمها توسط لایه ضخیمی از بافت چربی محاصره شده اند که توسط یک غشاء در محل خود محکم شده است. در طول زمان این غشاء سست می شود و به بافت چربی، اجازه حرکت به سمت پایین را می دهد. پوست و عضله، توسط بافت بیرون زده، کشیده می شوند و ایجاد بیرون زدگی پف آلودی را می کند که نمی توان آن را با مواد آرایشی مخفی نمود. این مشکل اغلب صبحها بدتر است زیرا در حالت دراز کشیده، مایع در بافت چربی جمع می شود بعد از بلند شدن از خواب، جاذبه زمین مایع را بیرون می کشد ولی اگر بافت چربی اضافه، زیاد باشد، زمان بیشتری برای خروج مایع از آن و کاهش تورم لازم است.




خوشبختانه مشکلات پلک را می توان بطور بسیار موثر توسط عمل بلفاروپلاستی که عمل نسبتا ساده ای است، بر طرف نمود. در این عمل، پوست و عضلات و بافت چربی اضافه برداشته می شود. این عمل اغلب با سایر اعمال جراحی پلاستیک صورت مانند بالا بردن ابرو، کشیدن صورت یا skin resurfacing همراه می شود. اگر چشمهای شما باعث می شود که ظاهر شما پژمرده ،ناراحت یا خسته به نظر آید، عمل بلفاروپلاستی می تواند باعث بهبود واضح آنها شده و به شما ظاهری با نشاط تر، هوشیارتر و جوانتر ببخشد. در عمل جراحی زیبایی پلک (بلفاروپلاستی)، پوست اضافه پلک بالا و پایین برداشته می شود و میزان بافت چربی زیر چشمها کاهش داده می شود. جراحی را می توان بسته به مشکل موجود، روی پلک های بالا یا پایین و یا هر دو انجام داد.






بلفاروپلاستی چگونه انجام می شود؟




برشها در پلک بالا، در شیار بالای هر چشم داده می شوند. عضله، چربی و پوست اضافه برداشته می شود و با بخیه های ظریف، برشها بسته می شوند. اثر به جا مانده از برش، معمولا به صورت یک خط نازک، در شیار پلک محو می شود. به منظور خارج کردن بافت چربی اضافه موجود در زیر چشمها، برشها را می توان در داخل قسمت صورتی رنگ پلک پایین که وقتی پلک را به سمت پایین می کشیم، مشخص می شود، قرار داد. برشها را می توان یا با بخیه های نازک قابل جذب دوخت و یا اصلا بخیه نزد. اگر لازم باشد که پوست یا عضله اضافه برداشته شود، برش در شیار خنده طبیعی، در زیر خط مژه داده می شود.




ممکن است بعد از عمل، تورم یا کبودی مختصر در پلکها به وجود آید که معمولا به سرعت فروکش می کند . جراح استفاده از کمپرس سرد و بالا نگه داشتن سر را هنگام دراز کشیدن به شما توصیه می کند که به کاهش تورم و تسریع بهبودی کمک می کنند.




پلکها بسیار سریع بهبود می یابند و جای برشها معمولا محو می گردد. زنان می توانند هرگونه اثر باقیمانده از برشها را با آرایش چشم محو کنند. در اغلب مردان، اثر برشها در خطوط خنده طبیعی محو می شود. اغلب مردم در طی یک هفته بعد از جراحی به زندگی معمول طبیعی خود بر می گردند.







اقدامات لازم پس از عمل جراحی پلک




هیچ پانسمانی روی چشم ها قرار نمی گیرد، فقط ممکن است قطعه ای چسب، روی پلک یا گوشه چشمها قرار داده شده باشد که نباید به آن دست بزنید.




پلکها و نواحی اطراف آنها متورم و کبود هستند. تورم غیر قرینه بین دو طرف، غیر طبیعی نیست.




ممکن است در 48 ساعت اول بعد از جراحی تورم افزایش یابد ولی کم کم از بین خواهد رفت. ممکن است در هنگام صبح، تورم پلکها بیشتر باشد که این نکته هم ایرادی ندارد.




سر خود را تا جای ممکن بالا نگهدارید.




با استفاده از کیسه های یخ در طی بعد از ظهر و عصر بعد از جراحی، چشم ها را خنک کنید تا تورم آن کاهش یابد.




استفاده از عینک نیز در چند روز اول بعد از عمل هم به منظور پوشاندن تورم وهم به منظور یاد آوری به شما برای دست نزدن به پلکها، کمک کننده است.




بخیه ها معمولا بین 2 تا 5 روز بعد از جراحی برداشته می شوند. بعد از برداشتن بخیه ها، تورم و تغییر رنگ اطراف چشم ها کم کم فروکش می کند.




بعد از یک هفته می توانید چشم های خود را بطور طبیعی بشویید و آرایش نمایید.




اگر از لنزهای تماس استفاده می کنید، بمدت 2 تا 3 هفته بعد از عمل از آنها استفاده ننمائید.


تار نمای دكتر اصغری جراح و متخصص گوش و حلق و بینی

eMer@lD
09-08-2008, 10:06
شايد عجيب باشد كه بخواهيم در مورد خوردن باقلا هم هشدار بدهيم.
ولي عجيب‌تر از آن اين است كه حتي لمس كردن اين ماده در خيلي از كودكان علائم بيماري‌اي را ظاهر مي‌كند كه براي خيلي از خانواده‌ها ناآشناست: فاويسم.
فاويسم يك بيماري فصلي، ‌ارثي و تغذيه‌اي است كه به‌شكل كم خوني و بيشتر در اثر خوردن باقلاي سبز خام و گاهي فريز شده و يا در اثر مصرف برخي از داروها و مواد شيميايي اكسيد‌كننده در افراد حساس اتفاق مي‌افتد.
در ايران، فاويسم، بومي سواحل خزر، است. كانون‌هايي از بيماري هم در سواحل خليج فارس به‌ويژه مناطق جنوب و جنوب شرقي ماهدشت، فسا و فيروزآباد فارس و روستاهاي شمالي ايرانشهر در استان سيستان و بلوچستان نيز ديده مي‌شود.
در سواحل درياي خزر خطر ابتلا به بيماري از هفته اول ارديبهشت تا هفته دوم خرداد، ساكنان منطقه را تهديد مي‌كند ولي بحراني‌ترين زمان هفته دوم خرداد است. بعد از اين هفته هم، بيماري به‌طور موقت فروكش مي‌كند به‌طوري كه تا سال بعد بيماري حالت ركود را طي خواهد كرد. سن شيوع اين بيماري هم يك تا 10 سالگي است اما بيشتر مبتلايان در رده سني زير 5 سال قرار دارند. در كودكان زير يك سال نيز ممكن است بيماري از طريق خوردن شير مادر اتفاق بيفتد.
دكتر مينا ايزد‌يار، متخصص خون و رئيس انجمن تالاسمي ايران، در اين گفت‌وگو در مورد اين بيماري و نحوه شروع علائم آن، توضيح مي‌دهد.
او معتقد است كه فاويسم يك مشكل پزشكي حاد قلمداد نمي‌شود كه بخواهيم خانواده‌ها را نسبت به آن بترسانيم ولي آگاهي دادن به والدين كودكان مبتلا به اين بيماري در مورد واكنش صحيح به علائم آن، يكي از ضروري‌ترين اقدامات است.
خانم دكتر، شروع بيماري فاويسم در كودكان به‌چه‌صورت است؟
فاويسم يا كمبود آنزيمي به نام گلوكز6 فسفات دي هيدروژناز (G6pd) به‌صورت ارثي معمولا از مادر به پسر منتقل مي‌شود . ژن اين آنزيم روي كروموزوم X سوار مي‌شود ولي اگر در اين امر خللي پيش بيايد، فرد، مبتلا به فاويسم خواهد شد.
با اين حال چرا بيشتر مبتلايان به اين بيماري پسر هستند؟
اين بيماري در پسرها شايع‌تر است چون پسرها فقط داراي يك كروموزوم X و دختران داراي دوتا از اين كروموزوم هستند. بنابراين اگر ژن آنزيم نام برده شده نقص داشته باشد، پسران را بيشتر گرفتار مي‌كند.
اين يعني دختران اصلا به فاويسم مبتلا نمي‌شوند؟
چرا، اگر دوتا كروموزوم X دختران گرفتار نقص اين ژن باشد، يا اگر كروموزوم X سالم شان نتواند دختر را در مقابل X معيوب، سالم نگه‌دارد، دختران هم مبتلا به اين بيماري مي‌‌شوند.
ولي تعداد مبتلايان پسر خيلي بيشتر است.
در بين مواد مصرفي، باقلا بيشتر از همه منجر به بروز علائم اين بيماري در كودك مي‌شود، مگر اين ماده چه خاصيتي دارد؟
باقلا از جمله مواد اكسيدان است يعني موادي كه اكسيژن در آنها زياد توليد مي‌شود. همين امر باعث مي‌شود كه گلبول‌هاي قرمز فاويسمي‌ها مقابل مواد اكسيدان از بين بروند يا پاره شوند.
اين بيماري به‌صورت چه علائمي خودش را نشان مي‌دهد؟
حاصل اين فرآيند به‌صورت كم‌خوني شديد، اسهال و استفراغ، تهوع، زردي سفيده چشم، زردي پوست و خوني شدن رنگ ادرار خواهد بود.
علاوه بر باقلا، چه مواد اكسيدان ديگري در اين امر دخيلند؟
داروهاي اكسيدان مثل كوتريموكسازول و آسپيرين، ويتامين K، سولفاميدها، داروهاي ضد‌مالاريا، نفتالين، استامينوفن، حنا و داروهاي متفرقه ديگر ممكن است در اين بيماران باعث هموليز يا همان شكسته شدن گلبول‌هاي قرمز شوند.
هميشه همه علائم اين بيماري كه به آنها اشاره كرديد به اين روشني هستند كه خانواده‌ها سريعا متوجه آنها شوند؟
به هيچ وجه، علائم اين بيماري گاهي اوقات به اين صراحت و واضحي نيست. حتي ممكن است اين بيماري با زردي، هپاتيت و كم‌خوني‌هاي ديگر اشتباه شود.
خب اين اشتباه را پزشكان هم ممكن است بكنند؟
بله، در خيلي از مواقع به‌خصوص در فصل بهار پزشكان هم كم‌خوني‌هاي ديگر را با فاويسم اشتباه مي‌گيرند و به كودك خون تزريق مي‌كنند. چندين نمونه از كودكان اين چنيني را هم ديده‌ايم، به‌طوري كه مدت‌ها بعد از اين تزريق پزشكان پي به تشخيص اشتباه در اين كودكان برده‌اند. در حالي‌كه ما هميشه مي‌گوييم تزريق كار ساده‌اي نيست و حتي براي خود پزشكان نيز همراه با استرس است به‌خصوص اگر خون آلوده باشد و خطر انتشار عفونت‌هاي مختلف را تسهيل كند.
ممكن است كودكان با هر بار مصرف موادي كه از آنها ياد كرديد دچار اين علائم شوند؟
نه، خيلي از خانواده‌ها مي‌گويند قبلا كه كودكشان مثلا داروي كوتريموكسازول يا باقلا مصرف مي‌كرده اين مشكل را نداشت، اين درست است، ما هم مي‌گوييم نبايد خانواده‌ها را نسبت به اين بيماري ترساند. چون با اينكه اين بيماري تا آخر عمر همراه فرد است، ولي اين علائم ممكن است فقط يك بار به سراغ او بيايد. بنابراين ما فقط به خانواده‌ها آگاهي مي‌دهيم يعني بايد به آنها گفت كه اگر كودكشان اين بيماري را دارد، حتي از كنار مزارع باقلا هم رد نشوند چون همين كار مي‌تواند باعث هموليز و شكننده شدن گلبول‌هاي قرمز كودك شود. فاويسمي‌ها همچنين در منزل از نفتالين و حشره كش نبايد استفاده كنند.
با وجود اين واكنش‌ها، حتي اگر كودك نياز به مصرف داروي كوتريموكسازول يا ساير داروها داشت، شما والدين را از خوراندن آنها به كودك منع خواهيد كرد؟
اصلا، اگر كودكي نياز به داروي كوتريموكسازول داشت و مبتلا به فاويسم بود، نبايد اين دارو را در او قطع كرد بلكه كودك بايد اين دارو را تحت نظر پزشك و با احتياط حتما مصرف كند. داروي ضد‌مالاريا در بيماراني كه مجبور به استفاده از آن مي‌شوند هموليز ايجاد مي‌كند ولي ما مجبوريم دوز اين داروها را پايين آوريم و به بيمار بدهيم.
با اين حال و با تعريفي كه از علائم بيماري داشتيد، چاره‌اي جز رساندن كودك به مراكز اورژانس و اقدامات اورژانسي روي كودك نيست. كمي در اين مورد توضيح مي‌دهيد؟
اگر در اين شرايط به كودك رسيدگي نشود، ممكن است در اثر كم‌خوني دچار نارسايي قلبي شود و يا حتي خطرات خيلي جدي‌تر شود. بنابراين كودك به محض شروع اين علائم بايد سريعا براي تزريق خون به اورژانس ارجاع داده شود. خيلي از اين بيماران هم حتي تا چند روز در بيمارستان بستري هستند.
مي‌توانيم بگوييم كه زردي دوران نوزادي با اين بيماري ارتباط دارد؟
البته كمبود آنزيم گلوكز6 فسفات دي هيدروژناز در دوره نوزادي باعث زردي نوزادان مي‌شود. براي همين در شرح حال اين كودكان بيمار، بايد از خانواده‌ها بپرسيم كه فرزندشان در دوره نوزادي مبتلا به زردي بوده يا نه؟ يكي از كارهايي هم كه اخيرا تحت نظر وزارت بهداشت به‌صورت غربالگري نوزادان انجام مي‌شود، همين مسئله است.
چند درصد اين زردي‌ها را مي‌توان به فاويسم نسبت داد؟
شايد حدود 20 تا 30 درصد مربوط به اين بيماري است. البته اگر زردي بالا برود و لازم باشد نوزاد بايد در بيمارستان‌ بستري شود چون به هر حال بيش از 70 تا 80 درصد نوزادان ابتداي تولد مبتلا به زردي هستند.
نكته ديگري باقي مانده؟
فقط مردم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه فاويسم يك بيماري جداگانه است. يعني كساني كه فاويسمي هستند، فكر نكنند كه در مقابل غذاهاي ديگر هم حساسند يا آلرژي دارند. آلرژي نسبت به مواد غذايي كاملا با فاويسم فرق دارد. علاوه بر اين فاويسم به‌عنوان يك مشكل مهم پزشكي نيست كه مردم را بخواهيم بترسانيم. كم‌خوني‌هاي ديگري مثل تالاسمي ماژور نياز به پيشگيري دارند ولي اين بيماري مشكل خاصي ندارد چون فرد ممكن است در طول عمر فقط يك بار دچار بحران هموليز شود.
منبع:همشهری آنلاین

eMer@lD
12-08-2008, 20:39
چرخش خون در مغز

این مقاله، ترجمه ی خلاصه ی این تحقیق است که در نشریه الاعجاز العلمی منتشر شده است. نویسنده ی محترم اصل مقاله را در 60 صفحه نگاشته و در هفتمین همایش جهانی اعجاز علمی در امارات در تاریخ 25-22 مارس 2004 ارایه نموده است.
دیده شده بسیاری از مسلمانان بزرگسال كه از زمان كودكی به اقامه‌ی نماز مشهور بوده اند، در سن پیری و با داشتن عمرهای بالا، تا حد زیادی از سلامت جسمانی و عقلی قابل قبولی برخوردارند.این پژوهش، تلاش‌های علمی انجام شده را بررسی نموده، با تحلیل و بهره‌برداری از دست‌آورد‌های این تحقیقات، به دنبال رسیدن به هدف مقاله است. هدف این تحقیق، توجه دادن به حقیقتی مهم است: عبادت‌های اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. این پژوهش به دنبال بیان تاثیرات مثبت حركات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنه‌ی تاثیرات نماز با تاثیر جایگزین‌های آن در اثر انجام ورزش است به ویژه این كه انجام ورزش یكی از وسایل متعارف برای حفظ سلامتی بدن است، در این تحقیق به دست‌آورد پژوهش‌های انجام شده‌ی دیگر در گذشته، تكیه شده. بیشتر این تحقیقات برگرفته از تلاش‌های علمی اندیشمندان جهان غرب می‌باشد به همین دلیل هم می‌توان این پژوهش را، نامه‌ا‌ی سرگشاده‌ به جهان غرب دانست.
این پژوهش به بررسی فایده‌ی فرمان الاهی به شروع نماز، در سن كودكی می‌پردازد. آغاز نماز در این سن، باعث می‌شود كودك، نماز را به خوبی به جا آورد و به انجام نماز به شكل صحیح، عادت كند. انجام صحیح حركات نماز، باعث پدید آمدن بیشترین تاثیرات مطلوب بر بدن خواهد شد.
با توجه به این كه مغز یكی از مهم‌ترین اعضای بدن به شمار می‌رود، وظیفه‌ی آن به میزان زیادی به جریان چرخش خون بستگی دارد. جریان چرخه‌ی خون، تغذیه كننده‌ی مغز می‌باشد. چرخه‌ی خون ویژگی‌هایی دارد كه همین ویژگی‌ها نشاط و پویایی مغز را تامین می‌كند. یكی از این ویژگی‌ها وجود چرخه‌ی ذخیره‌ای است كه در مواقع اضطراری و مورد نیاز، به كار می‌افتد.
همچنین دارای نظامی خودكار برای تنظیم چرخه‌ی خون در مغز می‌باشد كه ثبات جریان خون به مغز را در شرایط گوناگون تضمین می‌كند.
بر اساس تحلیل انجام شده در این پژوهش‌ها، مشخص شده كه گونه‌های مختلف ورزش به چرخه‌ی خون در مغز آسیب می‌رساند. به عكس نماز كه یكی از وظایف دینی اسلامی است، فواید بسیاری در این زمینه دارد. ورزش بدنی از این جهت كه خون را به شكل مستقیم از مغز سرقت می‌كند و برای تغذیه‌ی عضلات دیگر به كار می‌گیرد، به چرخه‌ی خون در مغز ضرر می‌زند. این تغذیه‌ی عضلانی به حساب تغذیه‌ی خونی مغز گذاشته می‌شود.
همچنین در نتیجه‌ی سرعت گرفتن عملیات تنفسی در هنگام انجام ورزش، معدل دی‌اكسید‌كربن در خون، پایین می‌آید كه پیامد آن، آرام‌تر شدن جریان خون به سمت مغز است، زیرا نسبت دی‌اكسید‌كربن در خون یكی از مهمتر‌ین عوامل جریان خون به سمت مغز به شمار می‌آید.
گزارش‌های علمی فراوانی وجود دارد كه حاكی بی‌هوشی ورزشكاران هنگام فعالیت ورزشی یا بلافاصله بعد از ورزش است، در حالی كه این بی‌هوشی‌ها هیچ گونه سابقه‌ی بیماری قلبی را به همراه نداشته. این گزارش‌ها نیز آسیب‌رسانی ورزش به فرآیند خون رسانی مغزی را تایید می‌كند.
همچنین گزارش‌های گوناگون دیگری، بیانگر پایین آمدن نیروهای اعتدالی در بسیاری از ورزشكاران می‌باشد كه سرزنش بیشتری را نسبت به مساله‌ی ورزش برانگیخته است. اضافه بر این سكته‌های قلبی متعدد در هنگام ورزش -‌ در ورزشكاران بیمار و ورزشكاران سالم- تایید‌گر نظریه‌ی آثار نامناسب برخی ورزش‌های خشن می‌باشد.
از سوی دیگر به نظر می‌رسد، حركات نماز بر جریان خون در مغز، تاثیرات مثبت فراوانی داشته باشد. در هنگام سجده با متمایل شدن سر به سمت پایین، جریان خون به سمت مغز افزایش می‌یابد همچنین خم شدن بدن بر روی خود هنگام سجده، به جهت‌گیری خون از اطراف بدن به سمت اعضای درونی و مغز كمك می‌كند. اضافه بر این،هنگام سجده و تمایل سر به سمت پایین، معدل دی‌اكسید‌كربن در خون به شكل فيزيولوژیک افزایش می‌یابد. این حالت در نتیجه‌ی فشار اعضای دستگاه گوارشی بر ریه پدید می‌آید. بالا رفتن نسبت دی‌اكسید‌كربن در خون باعث اضافه شدن جریان خون به سمت مغز خواهد شد.
همچنین خم‌شدن مكرر سر به پایین در هنگام ركوع و سجود؛ سپس بالا آمدن سر هنگام ایستادن و نشستن، كمك می‌كند از نظام خودكار توازن جریان خون به مغز، مراقبت بیشتری شود. مشهور این است كه این نظام خودكار اعتدالی، با افزایش سن، فرسوده می‌شود. نظام خودكار توازن جریان خون در مغز، در هنگام سجده، عكس‌العمل دو گانه‌ای از خود نشان می‌دهد: در ابتدای سجده‌ی، مانع جریان خون اضافه‌ به مغز می‌شود. این حالت باعث آمادگی مغز برای دریافت جریان بیشتر خون می‌شود. جلوگیری ابتدایی از جریان خون به مغز به جریان چرخش احتیاطی خون به مغز، این فرصت را می‌دهد تا برای فعالیت و عملكرد خود آماده شود. در مرحله‌ی بعد، به خون اضافه اجازه داده می‌شود به سمت مغز جریان پیدا كند و سرانجام در جایگاه‌های ذخیره خون توزیع شود. به این صورت، از این كاركرد مهم احتیاطی مراقبت می‌شود. كاركردی كه بنابر مشهور با افزایش سن و پیری، تضعیف می‌شود و چه بسا بی‌توجهی و عدم به كارگیری هم در این ضعیف شدن موثر باشد.
این عكس‌العمل دوجانبه‌ی نظام خودكار چرخش خون در مغز، در هنگام سجده، ما را به سمت فهم بهتری از فایده‌ی انجام فرمان الاهی در نماز هدایت می‌كند. از نظر فقهی حركات نماز باید به گونه‌ای با آرامش انجام شود كه از انجام این حركات مطمئن شویم. تنها در این صورت است كه فایده‌ی مطلوب حركات نماز نسبت به چرخش خون در مغز به دست می‌آید. با انجام آرام حركات نماز به هر یك از عكس‌العمل‌های چرخش خونی فرصت داده‌ایم تا متناسب با هر یك از حركات نماز، در مجرای صحیح خود قرار بگیرد.
بر اساس توضیحات بالا، روشن می‌شود كه نماز در اسلام، تاثیرات روشنی بر جریان خون در مغز دارد، از انجام وظیفه‌ی جایگاه‌های ذخیره‌ی خون در مغز و همچنین از نظام خودكار چرخش خون در مغز محافظت می‌نماید.
این تحقیق مدعی فهم علت وجوب حركات نماز در اسلام نیست. شاید رسیدن به چنین فهمی برای هیچ‌كس عملی نباشد ولی در عین حال تلاش دارد برخی تاثیرات ناشناخته‌ی نماز بر چرخش خون در مغز را ملموس نماید. بر اساس گفته‌های بالا، می‌توان نتیجه گرفت چند لحظه سجده در بارگاه الاهی می‌تواند بسیاری از آثار مضر فعالیت‌های روزانه و ورزش را بر چرخش خون در مغز، از بین ببرد و از انواع تمرین های مختلف ورزشی بی نیاز سازد.
علی رغم بیان این فواید روشن، این تاثیر، تنها فایده‌ی جسمی نماز نیست، چه این كه اگر تمام فواید جسمی نماز را هم در نظر بگیریم، این فواید برترین فایده‌ی نماز نخواهد بود. در حقیقت فواید معنوی نماز را باید بزرگترین نوآوری این واجب الاهی دانست.
در پایان لازم به تذكر است كه هدف این پژوهش، تشویق به ترک ورزش نیست؛ بلكه در دوره‌ا‌ی كه اشتیاق به پزشكی جایگزین و درمان‌های طبیعی در حال رشد است، نگا‌ه‌ها را به توجهی جدی‌تر به سوی اسلام و رسالت بزرگ آسمانی آن فرامی‌خواند، اسلامی كه تمامی فرمان‌هایش به مصلحت انسان است.


نویسنده: دكتر عبدالله محمد نصرت(متخصص جراحی عمومی)
ترجمه: حمیدرضا غریب‌

Marichka
13-08-2008, 23:57
سلام دوستان

فهرست این تاپیک بازنویسی شد و در پست اول تاپیک قرار گرفت.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لطفا قبل از ایجاد تاپیک مراجعه داشته باشین به فهرست تا اطلاعات لازم در مورد بیماری مورد نظر در دسترستون قرار بگیره.

پایدار و پیروز باشید :20:

bidastar
24-08-2008, 20:40
سالیانه حدود 100 تا 150هزار مورد ابتلا به "بیماری وبا" به "سازمان جهانی بهداشت" گزارش می‌شود كه بیشترین آن از آفریقا، آسیا و آمریكای جنوبی است. بنابر برآورد این سازمان، تنها حدود 5 درصد از موارد، ثبت و گزارش می‌شود كه علت آن، نداشتن نظام مراقبت و ناتوانی در تشخیص موارد ابتلا و عدم گزارش‌دهی موارد یافت شده به علت ترس از برقراری محدودیت‌ها و موانع در تجارت و مسافرت‌های بین‌المللی است.

این موضوع در خصوص برخی كشورهای همجوار ایران دیده می‌شود، طوری كه كشور پاكستان در طی پنج سال گذشته هیچ موردی از ابتلا به وبا را به سازمان جهانی بهداشت گزارش نكرده است.

به گزارش ایسنا، وزارت بهداشت در پی مشاهده مواردی از وبا در كشور، ضمن تاكید بر آموزش همگانی جامعه برای رعایت نكات بهداشت فردی و تشدید نظارت‌ها بر سلامت آب و مواد غذایی، این اقدامات را مانعی برای گسترش بیماری وبا، حتی در صورت ورود آن از كشورهای دیگر می‌داند.

کسب اطمینان از سلامت آب پیش از نوشیدن، استفاده از آب بطری شده در حین مسافرت، شستن دست‌ها با آب و صابون بعد از اجابت مزاج و پیش از صرف غذا، عدم دفع مدفوع در کنار نهرها و رودخانه‌ها، پرهیز از آب تنی در آب‌ نهرها و کانال‌های آب کشاورزی، سالم سازی سبزیجات پیش از مصرف(شامل شستن و انگل زدایی با مایع ظرفشویی و ضد عفونی کردن) از جمله اقدامات ساده بهداشتی هستند که رعایت آن ها باعث حفظ سلامت جامعه خواهد شد.

همچنین در این گزارش به هموطنان توصیه شده است كه در صورت ابتلا به بیماری اسهال بهتر است به جای خود درمانی به پزشک مراجعه كرده و دستورات پزشک را به دقت انجام دهند. بهترین درمان برای وبا جبران سریع آب و املاح است.

ویبریو کلرا(Vibrio Cholerae)، میکروب به وجود آورنده ی این بیماری است که در آب های تمیز حدود یک هفته، در آب‌های حاوی مواد آلی یا آلوده حدود یک ماه و در آب‌های شور دریاها تا چند سال زنده می‌ماند. زمانی که حرارت محیط، میزان شوری آب و مواد غذایی لازم برای رشد میکروب مناسب باشند، ویبریو کلرا سریع رشد و تکثیر پیدا کرده و به حد بیماری‌زایی می رسد. همین امر توجیه کننده حفظ چرخش بیماری در طی فصل سرما و بروز مجدد آن در فصل گرماست.

بر اساس این گزارش، برخی افراد که میکروب وبا وارد بدنشان شده است، ممکن است تا چندین ماه میکروب را همراه با مدفوع خود دفع کنند، از این رو در صورت آلوده شدن منابع آب آشامیدنی و عدم کلرزنی مناسب، زمینه مبتلا شدن سایر مردم فراهم می‌شود.

نکته مهم، توانایی زنده ماندن ویبریو کلرا در محیط یخچال و حتی داخل یخ است که اگر آب آلوده، برای تولید یخ استفاده شده باشد، می تواند سبب ابتلای مصرف کنندگان به وبا شود.

این گزارش درباره اپیدمیولوژی وبا می‌افزاید: هر چند میکروب وبا نسبت به خشکی یا حرارت حساس است و از بین می رود، اما می‌تواند در سطح مواد غذایی مانند سبزیجات تا 4 روز زنده بماند و از این رو اگر آب آلوده به فاضلاب، برای آبیاری مزارع سبزی کاری استفاده شده باشد، مصرف این سبزی ها به صورت خام(به طور مثال سبزی خوردن یا سالاد کاهو یا کلم) می‌تواند عامل انتقال این بیماری به مصرف کننده باشد.

دوره نهفتگی این بیماری معمولا 1 تا 3 روز است، اما از چند ساعت تا 5 روز هم گزارش شده است.

راه انتقال بیماری، مدفوعی- دهانی است و از آنجا كه حدود یك میلیون میکروب برای ایجاد بیماری مورد نیاز است، انتقال عموما از طریق آب یا غذای آلوده انجام می شود و از طریق تماس مستقیم فرد به فرد كمتر رخ می دهد.

میکروب وبا نسبت به اسید معده حساس است و معمولا در معده از بین می رود، مگر این که آب یا غذای خورده شده بسیار آلوده باشد، یا این که فرد داروهایی برای کاهش اسیدیته معده مصرف كند.

به گزارش ایسنا، ویبریو کلرا در روده باریک تکثیر می یابد و با تولید سم توکسین سبب می‌شود که مقادیر فراوانی آب و املاح از جریان خون به داخل روده سرازیر شده و به صورت اسهال دفع شوند. به علت این که میکروب سبب آسیب و زخمی شدن جدار روده نمی شود، معمولأ تب ایجاد نشده و اسهال خونی هم دیده نمی‌شود. در صورت عدم جبران آب و املاح از دست رفته بدن، بیمار دچار شوک ناشی از کم آبی شده و ممکن است تلف شود.

باید توجه داشت که فقط تعداد محدودی از افراد مبتلا، دچار اسهال می‌شوند و از این تعداد هم فقط 20 درصد اسهال شدید می‌گیرند از این رو بسیاری از افراد مبتلا، ممکن است بدون علامت بالینی بوده یا این که اسهال خفیف پیدا کنند که از نظر بالینی به هیچ ‌وجه قابل افتراق از سایر علل اسهال نیست.

یكی از علل عمده ی هراس آور بودن این بیماری برای عموم مردم، مرگ و میر قابل توجه آن در سال‌های دور است. زمان های قدیم که عموم مردم در شهر و روستا به آب آشامیدنی سالم دسترسی نداشتند شمار فراوانی به این بیماری مبتلا می شدند و از طرف دیگر امکانات درمانی برای جبران آب و املاح از دست رفته ی بدن بیماران ناشی از اسهال شدید وجود نداشت و از این رو معمولا همه گیری‌های وسیع و مرگ و میر قابل توجه، دیده می‌شد.

در صورت عدم درمان مناسب میزان كشندگی بیماری تا 50 درصد هم گزارش شده است، اما با درمان مناسب این میزان كمتر از یك درصد می شود.

بیماری وبا همه ساله در كشورمان، طی ماه‌های گرم سال بروز می‌كند. عدم دسترسی برخی مناطق روستایی كشور به آب آشامیدنی سالم، فرسوده بودن شبكه‌های آب در بسیاری از مناطق شهری و روستایی و شكستگی‌های متعدد که می‌توانند باعث ورود فاضلاب به داخل لوله‌های آب شوند، آبیاری برخی مزارع از جمله سبزی كاری‌ها با فاضلاب، شیوع نسبتا بالای بیماری در كشورهای همسایه و احتمال ورود بیماری از این كشورها به داخل، از مهم‌ترین علل شیوع بیماری وبا در کشور ما هستند و بایستی همچنان بیماری وبا را به عنوان یكی از مهم‌ترین اولویت‌های نظام بهداشتی درمانی كشور مورد توجه قرار داد.

گفتنی است، بر اساس آخرین گزارش وزارت بهداشت، از مجموع 73 بیمار مبتلا به وبا، 11نفراز اتباع خارجی(عمدتا افغانی و پاكستانی) و 62 نفر ایرانی بوده اند كه از این تعداد 4 نفر به علت مراجعه دیرهنگام به مراكز درمانی جان خود را از دست داده اند.

بیشترین تعداد مبتلایان به وبا در استان‌های قم، تهران و هرمزگان گزارش شده است.

راه های پیشگیری از وبا




وبا بیماری اسهالی است که توسط باکتری بنام ویبریو کلرا ( Vibrio Cholera ) ایجاد می شود. میکروب این بیماری بیشتر در آب وجود دارد و از طریق خوردن آب آلوده پس از عبور از معده و روده تکثیر پیدا کرده و موجب ترشح سم و افزایش دفع آب و املاح از دیواره روده می شود که با علامت اسهال همراه است. بنابراین میکروب از طریق مدفوع انسان در محیط پخش شده و می تواند آب و غذا را آلوده کند . شایع ترین راه انتقال آن آب آشامیدنی می باشد. بیماران وبایی به طور مشخص دچار اسهال آبکی همراه با از دست دادن آب بدن می شوند. وبا را می توان با مایع درمانی خوراکی یا تزریق و جایگزینی املاح درمان کرد.



روش های انتقال
وبا منحصراً از طریق آب یا غذای آلوده منتقل می شود. انتقال، توسط تماس مستقیم فرد به فرد مانند تماس با بیمار به ندرت اتفاق می افتد.


شرایط محیطی مناسب برای شیوع وبا
مناطقی که دارای آب سالم نیستند و بهداشت محیط مناسبی ندارند، در معرض خطر شیوع وبا هستند. این مناطق شامل نقاط شهری که آب آن بمقدار کافی کلرزنی نمی شود و مناطق روستایی که به لوله کشی و چاه های حفاظت شده دسترسی ندارند و مناطقی که توالت و سیستم فاضلاب در آنها معمولاً استفاده نمی شود، می باشد.


عوامل فردی موثر در شیوع وبا
عوامل فردی که موجب مقاومت در برابر بیماری وبا می شود شامل ایمنی ناشی از عفونت قبلی با باکتری وبا و تغذیه نوزاد با شیر مادر می باشد. از آنجا که عامل وبا در محیط اسیدی نمی تواند زندگی کند، بنابراین بیمارانی که داروهای آنتی اسید مصرف می کنند یا تولید اسید معده در آنها کم است ، برای ابتلا به وبا مستعدتر می باشند.


دوره نهفتگی
دوره نهفتگی معمولاً یک تا سه روز است که می تواند از چندین ساعت تا 5 روز به طول انجامد. علائم بیماری 2 تا 3 روز طول می کشد که در بعضی از بیماران تا 5 روز ادامه می یابد.


علائم و نشانه ها
علائم شاخص بیماری اسهال آبکی، استفراغ و از دست رفتن آب بدن می باشد. شروع بیماری با اسهال آبکی حجیم ، بدون تب و دل پیچه بوده و مدفوع حالت آب برنجی دارد. معمولاً بدون بو بوده یا بوی ماهی دارد . استفراغ و گرفتگی دردناک در پاها شایع می باشد. در موارد شدید بیمار دچار دل پیچه و درد دست ها و پاها می شود.


راه های پیشگیری
برای پیشگیری از بیماری وبا رعایت موارد زیر ضروری است :

1- از آب آشامیدنی سالم استفاده کنید.

2- در مناطقی که دسترسی به آب تصفیه شده و لوله کشی وجود ندارد و از آب چاه، آب تانکرها، آب چشمه ها و ... استفاده می شود ، حتماً آب را قبل از مصرف بجوشانید یا کلرزنی نمایید.

3- مواد غذایی یا خوراکی را از دست فروش ها نخرید.

4- در آب رودخانه ، جوی ها یا استخرهای آلوده شنا نکنید.

5- از مصرف یخ غیربهداشتی خودداری کنید.

6- از مصرف غذاهای آماده و غیربهداشتی مثل آب میوه، معجون، بستنی و ساندویچ خودداری نمایید.

7- از میوه های شسته شده و سبزیجات ضدعفونی شده استفاده کنید.

8- قبل از تهیه، توزیع و خوردن غذا و قبل از دادن غذا یا شیر به کودک حتماً دست ها را با آب و صابون بشویید.

9- دست ها را بعد از رفتن به توالت و نیز قبل از دست زدن به مواد غذایی و خوراکی حتماً با آب و صابون بشویید.

10- مواد غذایی را در معرض مگس و آلودگی های دیگر قرار ندهید و حتماً در یخچال نگهداری کنید.

11- هنگام سفر آب و غذای سالم همراه داشته باشید یا از نوشیدنی ها و غذاهای با بسته بندی مطمئن استفاده نمایید.

با مشاهده هر مورد از ابتلا به اسهال سریعاً به مراکز بهداشتی و درمانی مراجعه کنید.

درباره " وبا " یا "cholera" بیشتر بدانیم




وبا یک بیماری عفونی است که عامل آن یک باکتری به نام ویبریو ( Vibrio ) است که انواع مختلفی از جمله با نام های کلره و التور دارد که شدت بیماری در این انواع برحسب نوع باکتری متفاوت است.

علامت مهم بیماری اسهال شدید است، ولی هر اسهالی نشانه وبا نیست. نوع اسهال وبایی منحصر به فرد و به شکل لعاب برنج و بسیار برق آسا و شدید است. در اینگونه موارد بیمار باید سریعاً به یک مرکز مجهز درمانی منتقل شود و تحت درمان قرار گیرد .

از علائم دیگر آن، تهوع و استفراغ است؛ معمولاً تب وجود ندارد.

این بیماری از طریق مصرف آب و غذای آلوده منتقل می شود. مدفوع آلوده در مناطقی که فاضلاب مناسب وجود ندارد یا در صورت عدم رعایت موارد بهداشتی ، آب و سبزیجات و میوه ها بخصوص صیفی جات را آلوده می کند.

آب را به هیچ وجه نباید از مکان های تصفیه نشده و غیر آب شهری تهیه و مصرف کرد. در مواردی که به هر شکل به سلامت آب شک دارید، آن را بجوشانید. گاهی در مناطق روستایی که آب از طریق کُلر زنی در همان منطقه پاک سازی می شود، دیده شده که در کُلر زنی دقت لازم نشده است، بنابراین در این موارد حتمآ آب را بجوشانید یا از آب معدنی استفاده کنید.

مواد غذایی از جمله میوه ها و سبزیجات، بخصوص در فصل تابستان و به ویژه در مناطقی که وبا یافت شده است ، باید قبل از مصرف با محلول های مخصوص ضد عفونی مثل پرکلرین، پرمنگنات یا آب ژاول و در صورت عدم دسترسی، با چند قطره مایع ظرف شویی که در یک ظرف چند لیتری آب ریخته می شود، ضد عفونی شود .

به یاد داشته باشید : پیشگیری بهتر و آسان تر از درمان است.

وبا؛ بیماری از قدیم تا حال




آوارگی جمعیت‌های انسانی بر اثر جنگ، همیشه زمینه‌ساز بروز و همه‌گیر شدن بیماری وبا در مناطق گوناگون جهان بوده است.

کابوس «وبا» در حوزه ادبیات

«وبا» از دوران کهن، سایه ی وهمناک خود را بر زندگی نسل‌های انسانی افکنده است.

طغیان «وبا» در دوره‌هایی از تاریخ، قربانیان بی‌شماری برجای گذاشته و هراس از این بیماری، تا حوزه شعر و قصه و ادبیات ملت‌ها دامن کشیده است. نمونه‌هایی از اشعار شاعران ایرانی وجود دارد که به گونه‌ای در آنها خطر وبا، به صورت نمادین مطرح شده است. بد نیست بدانید که نام «عشق سال‌هایی وبایی» بر یکی از آثار معروف «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده بزرگ آمریکای لاتین ماندگار شده است و نمایانگر این واقعیت است که زنجیره وبا، به صورت یک دور تسلسل باطل در کره مسکونی ما قربانی گرفته است و در آستانه سده بیست و یکم، همچنان در صدر دشمنان سلامتی بشر قرار دارد.

به همین دلیل سازمان جهانی بهداشت، تلاش‌های خود را برای گسستن این زنجیره به کار گرفته است تا با ایمن‌سازی تدریجی مناطق وباخیز، راه مهار و ریشه کنی این بیماری مرگ بار تاریخ بشر را هموار کند.

تلاش جهانی برای قطع زنجیره «وبا»

بیماری وبا، در فصل مساعد سال و در ایران در اردیبهشت ماه امکان بروز و شیوع پیدا می‌کند و منحنی شیوع بیماری در تابستان اوج می‌گیرد و با فرا رسیدن پاییز دامنه انتشار بیماری کاهش یافته و در ماه آذر به صفر می‌رسد.

آشامیدن آب‌های آلوده به‌ویژه در فصل گرما برای رفع تشنگی، استفاده از آب‌های آبیاری درختان برای شست و شوی میوه‌ها، خرید انواع خوراکی‌های خام و بستنی از دست‌فروشان و مصرف یخ آلوده امکان انتقال میکروب بیماری‌های روده‌ای و اسهالی مثل "وبا" را افزایش می دهد.
پایان شیوع بیماری در ماه میانی پاییز به منزله نابودی میکروب این بیماری نیست، بلکه میکروب‌ها همان‌طورکه اشاره شد تا درجات معینی از سرما نیز در زمستان زنده می‌مانند و در بهار سال بعد دوباره چرخه بروز و شیوع بیماری از سرگرفته می‌شود. بنابراین رعایت بهداشت در تمام زمینه‌ها می‌تواند نقش مهمّی در مهار این بیماری داشته باشد.

نشانه‌های بیماری وبا

اسهال و استفراغ از نشانه‌های بیماری وباست. در اسهال وبایی گاهی رشته‌های سفید نیز دیده می‌شود. این نوع اسهال به هیچ وجه اسهال خونی نیست و در بسیاری موارد در حد خفیف و متوسط است. در صورت عارض شدن بیماری شدید بیمار درد شکم ندارد و مدفوع آبکی و جاری است. با شدت ‌گرفتن اسهال ظرف چند ساعت بیمار به اغماء می‌رود و اگر به موقع به یک مرکز درمانی رسانده نشود، جان خود را از دست می‌‌دهد. بنابراین کاهش شدید آب بدن علت اصلی مرگ بیمار وبایی است. افراد به محض مشاهده این نشانه‌ها باید به مرکز بهداشتی و بیمارستانی مراجعه کنند و با دادن آزمایش (در صورت نوع متوسط) بستری شوند.



چرخه انتقال بیماری

انتقال فرد به فرد در بیماری وبا وجود ندارد و دست زدن به بیمار مثل ایدز یا هپاتیت اشکالی ندارد و بیماری از این طریق انتقال نمی‌یابد. تنها راه انتقال این بیماری از طریق مدفوع فرد مبتلا می‌باشد.

آشامیدن آب‌های آلوده به‌ویژه در فصل گرما برای رفع تشنگی، استفاده از آب‌های آبیاری درختان برای شست و شوی میوه‌ها، خرید انواع خوراکی‌های خام و بستنی از دست‌فروشان و مصرف یخ آلوده امکان انتقال میکروب بیماری‌های روده‌ای و اسهالی مثل "وبا" را افزایش می دهد. بنابراین کوتاه کردن مرتب ناخن‌ها برای جلوگیری از تجمع آلودگی در زیر آنها، شست وشوی مرتب دست‌ها با آب و صابون پس از توالت، شستن کاهو و سبزیجات با آب سالم و ضدعفونی‌کردن آنها با مایع ظرفشویی یا ضدعفونی کننده، جوشاندن کشک مایع و شیر پاستوریزه نشده و دفع مناسب زباله‌ها می‌تواند این چرخه انتقال را متوقف کند.

آشنایی مسئولان و کارکنان یک مرکز درمانی، از دربان گرفته تا پزشک معالج می‌تواند در درمان و نجات به‌موقع یک بیمار حاد وبایی مؤثر واقع شود.

بیماری باید ظرف 48 ساعت توسط مسئولین وزارت بهداشت به سازمان بهداشت جهانی اطلاع داده شود. اما متأسفانه روند اطلاع‌ رسانی به سازمان بهداشت جهانی، اکنون توسط کشورها رعایت نمی‌شود. دلیل این مورد نیز برخوردهای نامناسب سیاسی و اقتصادی با کشور درگیر این نوع بیماری‌هاست. به‌همین جهت کشورها از ترس تحریم اقتصادی ترجیح می‌‌دهند این نوع موارد را گزارش ندهند.

شبکه مراقبت بیماری‌های همه‌گیر

مراقبت به معنی استفاده به موقع و صحیح از اطلاعات مربوط به وقایعی است که ثبت و جمع‌آوری شده و در یک مرکز طبقه‌بندی می‌شود. براساس این اطلاعات شاخص‌های بهداشتی مشخص می‌شود و نقاط قوت و ضعف یک بیماری و مسائل بهداشتی، تعیین و امکان اصلاح و مبارزه با بیماری فراهم می‌شود. در واقع مجموع اطلاعات به‌دست آمده به‌صورت گزارش مستند به مسئولان مربوطه برای اصلاح و بهبود شاخص‌های بهداشتی ارائه می‌شود تا اقدامات مقتضی صورت پذیرد.

کوتاه کردن مرتب ناخن‌ها برای جلوگیری از تجمع آلودگی در زیر آنها، شست وشوی مرتب دست‌ها با آب و صابون پس از توالت، شستن کاهو و سبزیجات با آب سالم و ضدعفونی‌کردن آنها با مایع ظرفشویی یا ضدعفونی کننده، جوشاندن کشک مایع و شیر پاستوریزه نشده و دفع مناسب زباله‌ها می‌تواند چرخه انتقال بیماری وبا را متوقف کند.
نظام مراقبت‌ بیماری‌های همه‌گیر، یک نظام پیوسته است که از مراکز بهداشتی کشورها شروع و به مرکز سازمان بهداشت جهانی ختم می‌شود. چگونگی برخورد با بیماری‌های همه‌گیر متفاوت است. در جایی که بیماری اسهال آبکی حاد در افراد 5 سال به بالاتر مشاهده شد نیازی به آزمایش نیست و باید به وبا مشکوک شد و مراقبت‌های بهداشت و درمان را آغاز کرد. مردم آنقدر باید با تعاریف بیماری وبا آشنا باشند که خودشان با مشاهده نشانه‌ها بلافاصله به مرکز بهداشتی منطقه گزارش دهند.

پیام‌های بهداشتی صریح نیست

به اعتقاد کارشناسان بهداشتی پنهان کردن اخبار بهداشتی به مصلحت هیچ‌کس و هیچ‌جا نیست. این نکته به‌ویژه در مرزهای داخلی یک کشور، اهمیت بیشتری به خود می‌گیرد، زیرا علاوه بر زیان‌های اقتصادی و سیاسی، جان انسان‌ها را نیز به خطر می‌اندازد.

افراد به‌دلیل عدم اطلاع کافی از بروز یک بیماری، مبتلا می‌شوند و جانشان به خطر ‌می‌افتد. بی تردید مسأله بیماری وبا نیز به‌عنوان بیماری بومی‌ ایران‌، مسئولیت دستگاه‌های مرتبط امور بهداشتی را دوچندان می‌کند و ارائه اطلاعات همگانی و آموزش فراگیر از طریق رسانه‌های جمعی به‌ویژه صدا و سیما می‌تواند در کاهش این بیماری موثرتر واقع شود.

یک خانم خانه‌دار در این مورد می‌گوید: چندی پیش از طریق تلویزیون و در برنامه‌های مختلفی راجع به رعایت اصول بهداشتی در استفاده از سبزی و میوه و آب بهداشتی اطلاعاتی کسب کردم که به‌صورت ابهام‌آمیزی نیز امکان ابتلا به بیماری‌های واگیردار را گوشزد می‌کرد امّا اعلام مستقیم و هشدارهای به موقع گویا چندان مورد توجّه مسئولان نیست.

به اعتقاد کارشناسان پنهان کردن اطلاعات و اخبار مربوط به شیوع بیماری‌های همه‌گیر که با جان شماری از انسان‌ها سرو کار دارد ،هر نوع مصلحت‌اندیشی مسئولان را تحت‌شعاع قرار داده و زیر سوال می‌برد. بنابراین اطلاعات شفاف و به‌موقع تنها راه حل منطقی است

بیماری وبا، خطری در تابستان




بیماری وبا، نوعی بیماری همه‌گیر است که توسط باکتری ویبریو کولرا (vibrio Cholera) ایجاد می‌شود. علائم این بیماری اسهال شدید، تهوع، گرفتگی عضلات پا و معده است. در بدترین حالت، بیمار مبتلا با از دست دادن آب و مایعات حیاتی بدن، از کار افتادن کلیه و شوک شدید از بین می رود. بیماری ممکن است به طور ناگهانی در شدیدترین حالت خود بروز کند یا اینکه روندی نسبتا کند داشته باشد. اما در هر صورت اگر به آن توجهی نشود می‌تواند در فاصله 6 ساعت تا کمتر از یک هفته به مرگ منتهی شود.


علائم بیماری وبا اسهال شدید، تهوع، گرفتگی عضلات پا و معده است
چگونگی سرایت وبا

شخص ممکن است با مصرف آب یا غذای آلوده به باکتری وبا، به این بیماری مبتلا شود. در مواردی که بیماری شایع شده باشد، مدفوع اشخاص بیمار هم بسیار آلوده کننده است. آب های باز مانند برکه ها، نهرها و استخرها هم می‌توانند بسیار خطرناک باشند و نوشیدن آب آن یا شنا در آنها می‌تواند بیماری زا باشد. به دنبال یک همه‌گیری وبا در آمریکای جنوبی در سال 1991، یک شیوه انتقال بسیار رایج، خوردن غذاهای دریایی خام و نیم پخته مانند سوشی و انواع صدف ذکر شده بود.

مصرف سبزیجات خام، در دوران همه‌گیری بیماری وبا، به کلی ممنوع است. اگر در گل فروشی ها، گل هایی که با آب رنگین، به رنگ های سبز و آبی درآورده شده‌اند را دیده باشید، متوجه می شوید که آب، بدون هیچ گونه تغییر و تحولی وارد برگ ها و گل می‌شود. باکتری ها هم مانند رنگ، به داخل بافت های گیاه نفوذ پیدا می‌کنند. سبزیجاتی مانند کاهو، سبزی خوردن، کلم و کرفس از جمله مواردی هستند که مصرف آنها در دوران شیوع وبا منع می‌شود. همچنین سبزیجاتی که در اصل ریشه هستند، مانند سیب زمینی و هویج، حتما باید ابتدا کاملا شسته، پوست گرفته و پخته شوند و بعد به مصرف برسند.


برای جلوگیری از مبتلا شدن به "وبا" فقط از آب جوشیده و تصفیه شده، غذاهای کاملا پخته و داغ ، میوه و سبزیجات شسته و ضدعفونی شده استفاده کنید.
تهیه غذاهای پروتئینی به خصوص از نوع دریایی آن حتما باید با رعایت کامل بهداشت انجام شود و گوشت مورد مصرف کاملا پخته شود.

پیشگیری

با وجود اینکه وبا یک بیماری مرگ آور است، اما پیشگیری از آن چندان مشکل نیست. به نکات زیر توجه کنید:

- فقط آب جوشیده و تصفیه شده مصرف کنید. اگر مدتی خارج از خانه هستید، یک بطری کوچک آب جوشیده خنک با خود ببرید و از نوشیدن آب میوه باز خود داری کنید. چای، قهوه و نوشیدنی های بسته بندی شده از جمله نوشیدنی های مجاز هستند.

- تنها غذاهایی را میل کنید که کاملا پخته و داغ باشند.

- هرنوع میوه را قبل از مصرف به خوبی بشویید و پوست بکنید.

- از مصرف سالاد - حتی در خانه- خودداری کنید و سبزیجات مصرفی خود را کاملا بپزید.

- از دستفروش ها هیچ خوراکی خریداری نکنید.

قانون کلی برای مصرف غذا در دوران شیوع بیماری وبا این است : یا آن را بجوشان، بپز و پوست بکن یا فراموشش کن!


از آنجایی که بیمار به سرعت مایعات بدن را از دست می‌دهد، باید بلافاصله و به طور مداوم با نوشیدن آب و محلول Ors، همراه با مقداری آب لیموی تازه این کمبود را جبران کند.
درمان وبا

درمان وبا ساده و موفقیت آمیز است، به این شرط که به موقع انجام شود. باکتری بیماری زا با چسبیدن به جداره روده کوچک، موجب بیماری می‌شود و باید دوران مشخصی را طی کند تا به کلی از بدن خارج شود. طبعا با بالا بردن مقاومت بدن و رعایت بهداشت، می‌توان این روند را سرعت بخشید.

از آنجایی که بیمار به سرعت مایعات بدن را از دست می‌دهد، باید بلافاصله و به طور مداوم با نوشیدن آب و محلول های قندی-نمکی مانند Ors، همراه با مقداری آب لیموی تازه، این کمبود را جبران کند. محلول Ors در تمام جهان، برای مقابله با وبا و اسهال های شدید به کار می رود و مصرف فراوان آن نجات بیمار را تضمین می‌کند. البته در موارد حاد، مایعات بدن از طریق تزریق سرم سیاهرگی نیز انجام می‌شود. داروهای پادزیست (آنتی‌بیوتیک)، دوره بیماری را کوتاه می‌کند اما به اندازه مصرف فراوان آب و محلول های حیات بخش، مفید نیست.

در موارد همه‌گیری، بروز هرنوع حالت اسهال یا تهوع باید جدی گرفته شود.

مدت زمان همه‌گیری

پیش بینی اینکه همه‌گیری بیماری وبا تا چه مدت باقی بماند، بسیار مشکل است و شیوع چنین بیماری هایی نمیتواند بلافاصله پایان بگیرد و بستگی به میزان رعایت بهداشت فردی و عمومی، اطلاع رسانی مناسب و ارائه تجهیزات بیمارستانی، پزشکی و دارویی دارد. به عنوان مثال همه‌گیری وبا در آفریقا 30 سال به طول انجامید.

ghazal_ak
08-10-2008, 17:20
پنوموكونيوز التهاب ريه ناشي از استنشاق غبارهاي صنعتي . استنشاق مداوم اين ذرات در طي سال ها ممكن است باعث ايجاد مناطق كوچك التهابي در يك يا هر دو ريه گردد.
بافت جوشگاهي ايجاد شده در اثر التهاب ممكن است باعث كاهش خاصيت كشساني و انعطاف پذيري بافت ريه شود. پنوموكونيوز مسري نيست .
معمولاً قبل از ايجاد پنوموكونيوز حداقل ۱۰ سال و گاهي تا ۲۵ سال تماس با غبارهاي صنعتي وجود دارد. در واقع تنها تعداد اندكي از افراد داراي تماس ، با غبارهاي صنعتي دچار اين بيماري مي گردند. اين عارضه معمولاً مردان بالاي ۴۰ سال را مبتلا مي سازد.
علايم شايع
علايم مراحل اوليه :
- كوتاهي نفس
سرفه با خلط اندك يا بدون خلط
- احساس ناخوشي عمومي
علايم مراحل پيشرفته :
- خواب نامنظم
كاهش اشتها و كاهش وزن
- درد سينه
خشونت صدا؛ سرفه خوني علايم نارسايي احتقاني قلب
- كبودي ناخن ها
كدر شدن ريه ها (در عكس راديوگرافي )
علل
تماس با ذرات ريز غبارهاي صنعتي باعث ايجاد انواع مختلف پنوموكونيوز ذكر شده در ذيل مي شود:
- غبار زغال سنگ باعث ايجاد بيماري ريه سياه (پنوموكونيوز كارگران زغال سنگ يا آنتراكوز) مي شود.
- غبار بريليوم و تركيبات آن (كه در توليد لامپ هاي فلورسنت ، سراميك و موادشيميايي استفاده مي شود) باعث بريليوز مي گردد.
- غبارهاي تالك ، آهن ، پنبه ، الياف مصنوعي و آلومينيوم باعث نوعي نادري از پنوموكونيوز مي شوند.
- غبارهاي آزبست و سيليكا باعث آزبستوز و سيليكوز مي شوند.
عوامل افزايش دهنده خطر
تغذيه نامطلوب
استعامل دخانيات ؛ سوء مصرف الكل
مقدار غبارهاي استنشاق شده در طي سال ها
پيشگيري
رعايت نكات ايمني در حين تماس با غبارهاي صنعتي ، استفاده از ماسك محافظ يا هواكش مناسب ، انجام راديوگرافي قفسه سينه سالي يك بار
خودداري از استعمال دخانيات
شركت در تمرينات ورزشي منظم جهت حفظ وضعيت قلبي ـ ريوي در حد مطلوب
دوري كردن از محرك هاي ريه مثلاً دوري از استنشاق ناخواسته دودسيگار ديگران يا غبارهاي صنعتي
عواقب مورد انتظار
اين بيماري در حال حاضر غيرقابل علاج محسوب مي گردد، ولي علايم آن با درمان قابل تسكين يا كنترل است . اين بيماري طول عمر را كاهش مي دهد ولي بسياري از اين بيماران تا دهه هاي هفتم و هشتم عمر زنده مي مانند.
عوارض احتمالي
نارسايي احتقاني قلب
رويهم افتادگي ريه ؛ پلورزي (التهاب پرده جنب )
سل ريوي در مراحل پيشرفته بيماري
سرطان
آزبستوز به همراه استعمال دخانيات ، خطر ايجاد نوعي از سرطان ريه را به طور قابل توجهي افزايش مي دهد.
درمان
اصول كلي
- بررسي هاي تشخيصي ممكن است شامل راديوگرافي قفسه سينه و آزمون هاي عملكرد ريه باشند.
- هدف از درمان ، تسكين علايم و برطرف كردن عوارض است . اقدامات زير ممكن است سبب تسكين علايم و محافظت در برابر عفونت هاي ريوي مكرر گردد:
- اقدام به درمان طبي براي هرگونه عفونت تنفسي از جمله سرماخوردگي
- سكونت در مناطق آب وهوايي گرم و خشك در صورت پيشرفته بودن بيماري
- تخليه ترشحات نايژه اي v استفاده از يك دستگاه مرطوب كننده با بخار سرد جهت رقيق كردن ترشحات ريوي و در نتيجه آسان تر تخليه شدن آنها با سرفه . دستگاه مرطوب كننده را هر روز تميز كنيد.
- ترك استعمال دخانيات
داروها
آنتي بيوتيك ها در موارد وجود عفونت
داروهاي گشادكننده نايژه (استنشاقي يا خوراكي ) به همراه استنشاق درماني (تحت نظارت يك فرد متخصص در اين زمينه ) به منظور باز كردن لوله هاي نايژه تا حداكثر ميزان ممكن
براي ناراحتي خفيف ، مصرف داروهاي بدون نسخه نظير استامينوفن يا آسپيرين ممكن است كافي باشد.
فعاليت
تا برطرف شدن عفونت در بستر استراحت نماييد.
پس از درمان ، فعاليت هاي طبيعي خود را به محض بهبود علايم از سر بگيريد.
رژيم غذايي
رژيم خاصي نياز نيست .
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم پنوموكونيوز باشيد.
بروز موارد زير در طي درمان :
ـ تب ۳/۳۸ درجه سانتيگراد يا بالاتر.
ـ تشديد درد سينه يا تنگي نفس
ـ خلط خوني
ـ كاهش وزن مداوم
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد . داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند.

منبع: پزشکان

ghazal_ak
08-10-2008, 17:22
نوزادي كه بدنيا ميايد از طريق حواس پنجگانه خود با دنيا ارتباط برقرار كرده و دائما در حال يادگيري است و در اين ميان حس شنوائي از اهميت ويژه اي برخوردار است به طوريكه هر گونه كاهش شنوايي ميتواند براي اينده وي مشكل افرين باشد بديهي است كه اگر اين كاهش شنوايي شديد يا عميق باشد تاثير جبران ناپذيري بر تكلم اتي وي خواهد داشت لذا ضروري است به محض احساس كم شنوايي در نوزاد يا كودك با پزشك مشورت كنيد.

خوشبختانه تست هاي ويژه اي براي ارزيابي شنوائي نوزادان و كودكان وجود دارد كه چنانچه معلوم شود نوزاد يا كودك دچار كاهش شنوايي است برنامه هاي توانبخشي ويژه اي براي اموزش انان وجود دارد.در اين مبحث علل شايع كاهش شنوايي نوزادان و كودكان را ذكر خواهم كرد.

علل كاهش شنوايي در نوزاداني كه با كاهش شنوايي بدنيا مي آيند:
۱-زمينه ارثي و اختلالات ژنتيكي
۲- عفونت هاي ويروسي مادر در هنگام حاملگي مثل سرخجه كه در اين مورد بايد گفت عفونت هايي خطرناكند كه در سه ماههء اول حاملگي مادر را مبتلا كرده باشند.
۳-مصرف داروهاي مخرب سيستم شنوائئ در سه ماهه اول حاملگي مثل كينين و كلروكين جنتامايسين اميكاسين توبرامايسين . در اين مورد لازم به تذكر است كه اسيب پذيري سيستم شنوايي جنين مستقل از مادر است يعني ممكن است با مصرف دارو شنوائي مادر اسيبي نبيند ولي شنوائي جنين اسيب ببيند.
۴- نارس بدنيا امدن نوزاد
۵-قرار گرفتن مادر در معرض اشعه ايكس (راديولوژي) در سه ماهه اول حاملگي
۶-وارد امدن ضربه به مادر در دوران حاملگي

علل كاهش شنوائي در كودكاني كه در بدو تولد شنوائي نرمالي داشته اند و بتدريج دچار كاهش شنوايي شده اند:
۱-زمينه ارثي
۲-عفونت باكتريايي گوش
۳-عفونت هاي ويروسي مثل اوريون
۴-مصرف داروهاي مخرب سيستم شنوايي
۵- اختلالات متابوليسمي مثل بيماريهاي
كليوي و كم كاري تيروئيد

ريسك فاكتورهايي كه اگر در نوزادي ديده شدند بايد از نظر سيستم شنوائي بررسي كامل شود:
۱-سابقه خانوادگي كم شنوائي
۲-عفونت هاي مادر به هنگام حاملگي
۳-ناهنجاريهاي سروگردن مثل ناهنجاري لاله گوش يا وجود شكاف كام
۴-وزن كمتر از ۱۵۰۰ گرم (به هنگام تولد)
۵-زردي نوزادي به حدي كه نياز به تعويض خون داشته باشد.
۶-مننژيت باكتريايي
۷-مشكلات شديد نوزاد به هنگام تولد

حدود ۵۰ درصد نوزاداني كه با مشكل شنوايي بدنيا ميايند و يابه تدريج دچار ان ميشوند هيچكدام از ريسك فاكتورهاي فوق را ندارند و اينجاست كه ضرورت توجه والدين به عدم واكنش طبيعي كودك به صداها روشن ميشود

ghazal_ak
08-10-2008, 17:33
هر گونه تغيير وضعيت صوت از حالت نرمال را گرفتگي يا خشونت صدا ميگويند که معمولا ثانويه به اختلالات حنجره و طناب هاي صوتي است .

در حالت نرمال به هنگام تنفس طناب هاي صوتي از يکديگر فاصله گرفته و باز ميشوند و هنگام حرف زدن و آواز خوانده به يکديگر نزديک شده وهوايي که از ريه به سمت بالا ميايد آنها را به ارتعاش در آورده و باعث توليد صوت ميشود . تورم طنابهاي صوتي يا وجود برجستگي روي آنها مانع رسيدن طناب هاي صوتي به يکديگر شده و نحوه ارتعاش طنابهاي صوتي را تغيير ميدهد و در نتيجه صدا تغيير ميکند.

علل خشونت صدا
لارنژيت حاد – علل فراواني براي گرفتگي صدا وجود دارد . خوشبختانه اکثر آنها علل جدي و خطرناکي نيستند و در مدت کوتاهي بر طرف ميشوند. شايعترين علت خشونت صدا حاد است که معمولا بدليل تورم طنابهاي صوتي در اثر سرماخوردگي يا بدليل استفاده بيش از حد از حنجره مثل داد و فرياد زدن و جيغ کشيدن ايجاد ميشود .
ندول طناب صوتي – خشونت صداهاي طولاني مدت معمولا ناشي از استفاده طولاني مدت ،زياد و نامناسب از حنجره است ، مثل حالتي که در خواننده ها ، قاري هاي قرآن ، معلمان ، دوره گرد ها و بچه هايي که حين بازي خيلي جيغ ميکشند ديده ميشود.
اين نحوه استفاده از حنجره باعث ايجاد ندول طناب صوتي ميشود که به آن ندول خوانندگان هم گفته ميشود. اگر اين وضعيت ادامه يابد و ندول بزرگتر شود ممکن است باعث پوليپ طناب صوتي شود . هم ندول و هم پوليپ طناب صوتي خطرناک نبوده و سرطاني نيستند.
رفلاکس معده به مري - رفلاکس نيز يکي از علل شايع خشونت صدا است . به طور نرمال بين مري و معده دريچه اي است که فقط اجازه عبور مواد غذايي از مري به معده را فراهم مي سازد .
در مواردي که اين دريچه شل شود محتويات معده به مري وارد ميشود که به آن رفلاکس گفته ميشود. چون حنجره و مري در يک قسمت در مجاورت هم هستند ،رفلاکس ميتواند باعث تحريک و التهاب حنجره و طناب صوتي گردد.اکثر مبتلايان به رفلاکس از سوزش سر دل و ترش کردن رنج ميبرند.
گرفتگي صداي اين افراد صبحها بيشتر است و در طي روز خشونت صداي آنها کمتر ميشود. مبتلايان به رفلاکس ممکن است احساس کنند چيزي داخل گلويشان گير کرده است ، يا ا ز ترشحات غليظ حلقشان ناراحت باشند ، يا تمايل به تخليه مکرر ترشحات حلقشان داشته باشند .
دود سيگار- استعمال دخانيات نيز ميتواند منجر به گرفتگي صدا شود و از آنجائيکه دخانيات علت اصلي سرطانهاي حلق و حنجره است اگر فردي سيگاري دچار خشونت صدا شود حتما بايد به متخصص گوش حلق و بيني مراجعه نمايد.
ساير علل – علل ناشايع ديگري نيز ميتوانند منجر به خشونت صدا شوند که ميتوان از آلرژي ، مشکلات تيروئيد ، اختلالات نورولوژيک و ضربه به حنجره نام برد .گاهي اوقات بعضي از خانمها در طي دوران پريود خود دچار گرفتگي صدا ميشوند.

اگر به خشونت صدا مبتلا شديد به چه کسي بايد مراجعه کنيد
خشونت صداي ناشي از سرماخوردگي يا آنفلوآنزا توسط پزشک عمومي ، متخصص اطفال ، و متخصص داخلي نيز قابل درمان است اما در موارد زير حتما بايد به متخصص گوش حلق و بيني مراجعه کنيد:
- خشونت صدايي که بيشتر از ۲ هفته طول کشيده است بخصوص اگر بيمار سيگاري باشد.
- وقتي علت واضحي براي ايجاد گرفتگي صدا وجود نداشته باشد.
- اگر خشونت صدا با سرفه هاي خوني همراه باشد.
- اگر اشکال در بلع نيز وجود داشته باشد.
- اگر همراه با گرفتگي صدا برجستگي هايي حتي خيلي کوچک در گردن ظاهر شده باشد.

درمان
درمان خشونت صدا بستگي به علت ايجادي آن دارد . در اغلب موارد با استراحت صوتي ، نوشيدن مايعات و مصرف داروهاي خلط آور و اجتناب از سيگار مشکل بر طرف ميشود.
در مواردي نيز ممکن است متخصص گوش حلق و بيني شما را براي ياد گرفتن نحوه استفاده از حنجره به گفتار درمان ارجاع دهد. در موارد کمي مثل پوليپ و يا سرطان حنجره ممکن است لازم باشد که تحت عمل جراحي قرار گيرد.

اقداماتي که از خشونت صدا جلوگيري کرده يا باعث بهبود آن ميشود:
- اگر سيگاري هستيد آنرا ترک کنيد.
- در صورت امکان از کسي که سيگار ميکشد فاصله داشته باشيد.
- ازمصرف موادي که باعث کاهشن آب بدن ميشود مثل الکل و کافئين اجتناب کنيد.
- روزانه مقادير فراواني آب بنوشيد.
- -هواي محيط کار و منزل شما مرطوب باشد.
- از صدايتان به مدت طولاني و به ميزان زياد استفاده نکنيد.
- هنگام صحبت در مقابل يک جمع بهتر است از ميکروفون استفاده کنيد.
- وقتي دچار خشونت صدا شديد از صحبت کردن زياد و از خوانندگي خودداري کنيد

ghazal_ak
08-10-2008, 17:39
تومور ويلمز عبارت است از يك تومور بدخيم و مختلط (حاوي چند نوع سلول ) كليه كه به طور اوليه در كودكان (۹۰% موارد تنها يك كليه را درگير مي كند) رخ مي دهد.
معمولاً كودكان زير ۷ سال را مبتلا مي كند و حداكثر بروز آن بين ۴-۳ سالگي است . در موارد نادري تا بزرگسالي ظهور نمي كند.


علايم شايع
بزرگي شكم . به آساني مي توان يك تومور بزرگ ، سفت و صاف را در جدار شكم لمس كرد.
فشار خون بالا
خون در ادرار (ادرار ممكن است كدر به نظر برسد).
درد شكم (گاهي )
استفراغ مكرر
تب
كاهش وزن

علل
ناشناخته

عوامل افزايش دهنده خطر
عوامل ژنتيك . تومور ويلمز در كودكان دچار ساير اختلالات مادرزادي شايع تر است .

پيشگيري
در حال حاضر قابل پيشگيري نيست .

عواقب مورد انتظار
با درمان آن دورنماي آن بهتر از بيشتر تومورهاي بدخيم كودكان است . در بيشتر موارد، تومور ويلمز با جراحي ، پرتو درماني و داروهاي ضدسرطان قابل علاج است . اگر تومور قبل از گسترش يافتن ، تشخيص داده شود، ميزان بقاي ۵ ساله ، ۹۰% خواهد بود.

عوارض احتمالي
نارسايي كليه
گسترش تومور به ريه ها، استخوان ها، كبد يا مغز در صورت عدم درمان
واكنش مضر از جمله ريزش مو در اثر پرتو درماني و داروهاي ضد سرطان


درمان
اصول كلي
آزمون هاي تشخيصي مي توانند شامل سونوگرافي ، اوروگرافي ، آرتريوگرافي ، سونوگرافي از وريد اجوف ، پيلوگرافي پس گرا، سي تي اسكن و راديوگرافي باشند.
جراحي براي برداشتن تومور و كلية مبتلا و در صورت گسترش تومور بافت مجاور
پرتو درماني و داروهاي ضد سرطان
داروها
داروهاي ضدسرطان
داروهاي ضدتهوع
مسكن ها
آنتي بيوتيك ها در صورت رخ دادن عفونت در طول درمان با داروهاي ضد سرطان
ملين ها براي پيشگيري از يبوست به دنبال جراحي
فعاليت
محدوديتي وجود ندارد. كودك مي تواند در حد توان خود فعال باشد.
رژيم غذايي
رژيم غذايي خاصي ندارد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر كودك شما علايم تومور ويلمز را داشته باشد.
اگر در طول درمان موارد زير رخ دهند: ـ استفراغ ، درد شكم يا يبوست ـ تنگي نفس ـ تورم پا يا مچ پا
اگر شما دچار علايم جديد و غير قابل توجيه شده ايد. داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي ايجاد كنند. خارش زمستاني (اگزماي خشك

Marichka
10-10-2008, 21:00
به فهرست اضافه شد!

19 مهر ...

SAM-SON 70
27-10-2008, 14:03
با سلام
پسوریازیس ایا میتواند از پدر به پسر انتقال یابد و در مورد بیماری پسوریاسیس مفاصل میتوان علایم ان را بگویید و همچنین عواقب و نوع درمان و .......

mobiler
05-12-2008, 17:17
از همتون واقعا ممنونم.
خیلی کامل بود و خیلیم به دردم خورد.

sarveboland
28-12-2008, 09:16
..
.
خطرات احتمالی مسواک زدن زیاد..مثلا بعضی ها میگن هر وقت شکلات خوردی مسواک بزنین..خوب به نظر شما این افراط نیست!!!

فینا
11-01-2009, 23:54
سلام
پدرمن چند روز پیش سونوگرافی انجام دادن که از سلامت مثانه و کلیه خبر داده بود وفقط تشخیص هیدروسل میباشد
که باید جراحی شود
با توجه به مطالبی که در مورد سیستوسکپی مطالعه کردم فهمیدم که سیستوسکپی روشی است برای تشخیص بیماری مثانه
ولی میخواستم بدونم که پس چرا باید موقع عمل جراحی هیدروسل .روش سیستوسکپی هم برای ایشان انجام میشود؟

sina285
28-06-2009, 17:18
ناراحتی و افسردگی (سودا)علت بیماری : علت اصلی این بیماری استرس ها ، اتفاقات ناگوار ، آلودگی صوتی ، مشکلات و گرفتاری های روزمره و .....است از نظر خوراکی نیز اگر بعد ناراحتی و استرس و ... ترشیجات مصرف شود در این حالت خلط سوداء بر طبیعت غالب آمده و فرد دچار حالات مذکور میشود.منشأاین مرض طحال(سپرز)است.طحال عضویست در بدن که بعضی ازاسیدهای لازم در آن جمع میشود که بعد از تخلیه معده قدری از آن اسید به معده ارسال میشود که شخص در آن حال احساس گرسنگی میکند، حال اگر ناگهانی و به طور اتفاق شخص با یک موضوع ناملایم برخورد کند،این اسید در خون تأثیر کرده وچون خون در کل بدن گردش دارد وقتی به مغز میرسد شخص احساس نگرانی، ترس، تشویش خاطره، دلهره و اضطراب و استرس مینماید که ابتدا با ضعف اعصاب مشتبه میشود و زودرنج و افسرده میشود، آمادگی او برای گریه بیشتر میشود، رنگ چهره تدریجا تیره میشود، پس از معالجه نباید کوتاهی کرد.
علائم بیماری : 1- فکر و استرس بی مورد
2- کم خوابی
3- کم حوصله شدن
4- تنفر از جمعیت و سروصدا
5- تیره شدن رنگ زبان و دهان
6- احساس بوی بد در دهان
7- دستگاه گوارش از اعمال وظایف کوتاهی میکند به طوری که قوه دافعه ضعیف شده وبر اثر یبوست معده ممکن است مبتلا به بواسیر شود.
8- دیدن کابوس در خواب
9- وسواس بیمورد به اطرافیان
10- لکه های پوستی
11- تمایل به گوشه نشینی و انزوا
12- تمایل به تنها بودن در جاهای تاریک و کم نور
13- نا امید بودن از زندگی
14- تمایل به پوشیدن لباسهای با رنگ تیره
15- بیمار مایل به خوردن غذاها، لبنیات و میوه های ترش میباشد.
16-این بیماری در موارد حاد به ورم های سرطانی و جنون منتحی میشود.
توضیحات : برای مداوای این بیماری بیمار باید از غذاهای شور ، ترشیجات و عدس پرهیز کند.
شربت سودا[(عصاره مویز قرمز) برای درمان این بیماری بسیار مفید



غذاها و خوراکیهای مفید برای درمان
نام : سیاه دانه (حبه السودا)
خواص : گیاه شناسی : سیاه دانه، شونیز بیابانی، سیاه تخمه گندم، حبه سودا، گیل نیک، علف چنگ، سیاه دانه گندم، ارکل چمن اوتی نام انگلیسی: Corncockle - Common corncokle – wild sawager – bastard nigella نام علمی: Agrostemma githago خانواده: Caryophyllaceae سياه دانه حاوي 30 تا40 درصد ماده روغني و 0.5 تا يک ونيم درصد اسانس با بوي نامطبوع و قندهاي مختلف ، مواد صنعتي و ساپونوئيدي است. سیاه دانه گرم و گیاه سیاه دانه علاوه برخواص درمانی در بیماریهای گوارشی ،تنفسی و کلیوی دارای خواص ضد تشنجی است. گیاه سیاه دانه به دل گیاه سیاه دانه به دلیل داشتن ماده ای موسوم به تیمو کیتون در دانه های خود دارای اثر خود دارای اثرات ضدتشنجی است .نتایج آزمایشهای مختلف به عمل آمده نشان داد که گیاه سیاه دانه می تواند موجب تاخیر در زمان شروع تشنج و کاهش مدت تشنج شود. همچنين از دانه هاي آن، اثر ضدتوموري و ضدباکتري نيز مشاهده شده و ممکن است اثر ضدنفخي آن مربوط به داشتن اثر ضدباکتريايي باشد. بيماري نفخ ، بسيار شايع است بيشتر مردم جامعه به دليل بي توجهي و رعايت نکردن رژيم غذايي مناسب و زياده روي در غذا دچار آن مي شوند. از اسانس سياه دانه، ماده اي به نام نيژلون استخراج مي شود دانه اين گياه اثر قاعده آور، ضد کرم ، مسهل و زياد کننده ترشحات شير دارد از دانه هاي آن براي مصارف مذکور و دفع گازهاي معده و بيماري هاي نزله اي دستگاه تنفسي استفاده مي شود خواص سیاه دانه از نظر احادیث : از حضرت رضا (علیه السلام) نقل شده است که : سیاه دانه شفای از هر دردی است به جز مرگ. بخصوص برای قرقرهای شکم ( صدای شکم ) و درد شکم و خصوصا اگر با عسل خورده شود سودمند است و روایت شده که برای تب یک روز درمیان و تب غالبه سه قاشق عسل و سیاه دانه بخوریدزیرا این دو نه به حرارت مایلند نه به برودت و نه به تبعها( صفرا ، سوداء ، بلغم و خون ) و شفای این دو در آنهاست



نام : مویز (زبیب)
خواص : کسی که با بیست دانه مویز قرمز صبح کند انشاء الله بیمار نمیشود مگر بیماری مرگ، سودا را میزداید و بلغم را دفع میکند



نام : سویق (آرد بوداده)
خواص : بهترین غذا در هنگام گرسنگی است اما امساک کن اگر سیر باشی تا غذایت هضم شود، برای برسام (ورم پرده حجاب حاجز) مفید است و صالح برای آن است که غذای بیمار باشد گوشت را میرویاند و استخوان را محکم میکند و اگر کسی چهل روز از آن بخورد شانه هایش پر از نیرو میشود سودا و بلغم را از معده میکند و هفتاد نوع بلا را دفع میکند و مغز حیوانات را هضم میکند و شفای کسی است که آن را خورده .سه کف دست ارد بو داده اگر صبح ناشتا بخورند سودا و بلغم را میخشکاند و چیزی از آن باقی نمیگذارد و اگر پدر و مادر بخورند بپه انها قوی میشود اگر سه بار شسته شود و از ظرفی به ظرفی ریخته شود تب را میبرد . ارد بوداده همراه روغن زیتون گوشت را میرویاند و استخوان را سخت پوست را نازک و بر باه می افزاید




نام : کشمش
خواص : کشمش برای تقویت طبیعی انرژی فوق العاده است. 100گرم کشمش شامل بیش از 25%مواد لازم توصیه شونده است . همچنین فیبر زیادی در آن وجود دارد که به کاهش کلسترول و بهبود عملکرد روده ها کمک می کند .در کنار آن پتاسیم را می توان نام برد که موجب کاهش فشار خون و جلوگیری از دفع مایعات بدن می شود . همچنین سلنیوم در کشمش وجود دارد که برای پوست عالی است . به علاوه در کشمش مقادیر کمی از ویتامین A و مقادیر مناسبی ویتامین B یافت می شود. چون این ماده غنی از کالری است، برای کسانی که مبتلا به افسردگی -دلشوره - تشویش و مشکلات عصبی هستند بسیار مناسب است .

sina285
28-06-2009, 17:25
سردرد ( صداع )علت بیماری : صداع دردی است در سر پیدا میشود اگر در نیمه ای از سر باشد شقیقه نام دارد و سبب آن حبس شدن بخارات در مغز است که از بسته شدن مسامات (راههای خروجی) یا زیادی بخارهایی که تا مغز بالا رفته است پیدا میشود همین که بخارها حبس شد و یا بیش از اندازه حجم پرده های مغز بود در به هم پیوستگی بین پرده ها و همچنین بین پرده ها واستخوان های سر و درزهای آن جدایی میافکند این بیماری دو نوع علت دارد علل خارجی (خارج از بدن) و علل داخلی (داخل بدن) - علل خارجی : راه رفتن در آفتاب ، نزدیک آتش رفتن یا استشمام بوی دود ، زیاد ماندن در حمام و امثال اینها - علل داخلی : زیادی خون (علامتش همان علائم زیادی خون است ) و درد جلو سر و حوالی پیشانی که در این مورد فصد (رگ زنی) رگهای بازو مفید است و بعد علاوه بر ان باید از دارویی که خون را تصفیه کند (شراب الراوند ) مصرف شود ، غلبه صفرا در بدن (علامتش همان علائم عمومی صقرا است )،بلغم علامتش همان علائم عمومی بلغم است و درد عقب سر و سنگینی سر و درمانش غرغره کردن ایارج فیقراء و پاک سازی با ایارج اشق و حب بلغم و حب قوقیا و حب شب یار است ، سودا علامتش همان علائم عمومی سودا میباشد و درمان مخصوصش خوردن حب الشفاء است و دلیل دیگر آن بخارات معده است در این مورد باید معده تقویت شود
علائم بیماری : در این بیماری مریض سنگینی و درد در سر خود احساس میکند اگر در این هنگام بر سر خود فشار بیاورد احساس راحتی میکند علائم دیگر این بیماری در همان قسمت علت بیماری بیان شد
توضیحات : درمان موقت و مسکن برای این بیماری 1- چند تکه پارچه گرم کرده و پی در پی روی سر بیمار گذارند 2 - به وسیله اتو گرم مغز و سر بیمار را گرم کنند البته باید اول روی سر را با پارچه ای بپوشانند سپس ان را گرم کنند 3 - ریختن آب گرم در حمام روی سر و خوردن غذاهای گرم نیزمفید

غذاها و خوراکیهای مفید برای درمان نام : بنفشه
خواص : طبیعت را معتدل میکند و روغنش بهترین روغنهاست سردرد و چشم درد را آرام میکند در تابستان سرد و در زمستان گرم است برای شیعه نرم و برای دشمنان خشک است مغز را سنگین میکند و کشیدنش در بینی گرمی تب را میکشد و چرب کردن ابرو ها با آن سردرد را از بین میبرد

نام : روغن (دهن)
خواص : بدی را میبرد پوست را نرم میکند ، بر مغز می افزاید و در مجرای آب سهولت می آورد و رنگ را خوش و بی نیازی را ظاهر میکند و تنگ دستی را میبرد بهترین روغنها روغن بنفشه است و باروغن مالی در شب، خون در رگها جریان مییابد و پوست را آبیاری و رو را سفید میکند روغن مالی با روغن بنفشه سردرد و چشم درد را میبرد و در تابستان سرد و در زمستان گرم و نرم است بر شیعه نرم و برای دشمنان خشک است و مغز را سنگین میکند و بینی کشیدن بنفشه حرارت تب را میکشند و چرب کردن ابروها با روغن مالی سردرد را آرام میکند ، روغن مالی بر ناف با روغن بان برای شقاق ( شکافتگی ) دستها و پاها مفید است روغن درخت بان حرز و امان از هر بلا است و ضرر سلطان را دفع میکند و روغن زنبق شفای هفتاد درد است وسعوط روغن جلجلان ( گشنیز ) برای سر مفید است. به شکم چیزی بهتر از روغن وارد نمیشود مگر اینکه برای سالخوردگان چندان خوب نیست ولی روغن گاو شفا است ودرحدیثی ازپیغمبر(صلی الله علیه واله وسلم)روایت شده که همینکه مرد به پنجاه سالگی برسد البته سزاوار نیست شب را به روز برساند در حالیکه روغن گاو در شکمش نباشد.


نام : به (سفرجل)
خواص : به Quince نام علمی Cydonia به درخت كوچكي است كه پوست ساقه و تنه آن قهو هاي بوده و در اكثر نقاط اروپا ، نواحي مديترانه ، آسيا و آفريقاي شمالي مي رويد . برگهاي آن پوشيده از كرك و صاف است . گلهاي آن درشت ، برنگ سفيد و يا صورتي و داراي پنج گلبرگ مي باشد . ميوه رسيده زردرنگ ، گرد و يا بشكل گلابي است و در سطح آن پوشيده از كرك بوده و دريا طعمي مطبوع ، شيرين و يا كمي ترش است . خواص داروئي ميوه به : از نظر طب قديم ايران به شيرين كيم گرم و تر و ترش و سرد و خشك است . روغن به سرد ، تر و قابض و به دانه سرد و تر است . 1)به تقويت كنده قلب است . 2)ادرار آور است. 3)نرم كننده سينه است . 4)مقوي معده و دستگاه هاضمه است . 5)قابض است . 6)خونريزي را بند مي آرود . 7)به ترش مسهل است . 8)به ترش براي تنگي نفس مفيد است . 9)به ترش استفراغ را بند مي آورد . 10)اسهال هاي ساده و اسهال خوني را درمان مي كند . 11)به بهترين و مفيد ترين ميوه براي مسلولين است . 12)خونريزي از رحم را متوقف مي كند . 13)اثر مفيد روي بواسير درد . 14)براي هضم غذا مفيد است . خواص به دانه 1- لعاب به دانه را روي زخم ها و سوختگي ها بگذاريد تا باعث شفاي سريع آنها شود . 2-ضد تب است . 3-اسهال خوني و ساده را درمان مي كند . 4- براي درمان جراحات گلو موثر است . 5-سرفه را برطرف مي كند . 6- براي درمان تورم هاي داخلي بدن مفيد است . 7-براي التيام ترك پوست دست وبدن ، نوك پستان ، لب و بواسير لعاب به دانه را روي موضع بماليد . 8-براي درمان خشكي زبان و دهان مفيد است . 9-آفتاب زدگي را با ماليدن لعاب به دانه بر روي پوست درمان كنيد . 10-جويدن به دانه براي تقويت نيروي جنسي مفيد است . خواص دم كرده گل و شكوفه به 1-سردرد را برطرف مي كند. 2- مقوي معده است . 3-سينه را صاف و تقويت مي كند. 4-سرفه كودكان را برطرف مي سازد . 5-براي درمان بي خوابي دم كرده گل را با آّب بهار نارنج مخلوط كرده و قبل از رفتن به رختخواب بنوشيد . خواص روغن به 1)براي برطرف كردن زنگ زدن در گوش مفيد است 2)سرگيجه را برطف مي كند 3)براي مداواي زخم هاي دهان مفيد است . 4)خونريزي ريوي را درمان مي كند . 5)اسهال مزمن را برطرف مي كند. 6)دوست كبد است و روم كبد را رفع مي كند . 7)زخم روده ها را درمان مي كند . خواص برگ وشاخه هاي به 1)جوشانده برگ درخت به ورم چشم را مداوا مي كند . 2)زخم ها را با جوشانده برگ به بشوئيد . 3)قابض است . 4)ضماد برگ درخت به براي ورم چشم مفيد است . خواص به از نظر قرآن و احادیث عقل را زیاد ، قلب ضعیف را نیرومند و معده را تمیز میکند بر نیروی دل می افزاید و ترسو را شجاع و فرزند را نیکو میکند و کسی که آن را بخورد خداوند تا چهل روز حکمت را به زبان او جاری میکند و همّ ( نگرانی ) را میبرد بخیل را بخشنده میکند و کسی که سه روز ناشتا آن را بخورد ذهنش صاف میشود و بر حلم و علم او می افزاید و از کید شیطان و لشکریان او حفظ مینماید.


نام : کافور
خواص : اگر از صبر، مُر و کافور به اندازه مساوی سرمه بکنند برای ضعف چشم مفید است و روایت شده کافور ریاحی و صبر سقوطری را به یک اندازه با هم میکوبند و از پاچه حریری میبریزند و سرمه میکنند و یک بار سرمه در ماه هر دردی را که در سر باشد فرو مینشاند و آن را از بدن بیرون میراند


نام : کاسنی (هندبا)
خواص : سید سبزی ها است منی را زیاد میکند و رخساره را خوشرنگ میکند گرم و نرم است و پسر را زیاد میکند هر روز صبح قطره هایی ازبهشت بر آن میچکد شایسته آن است که هر وقت کاسنی میخورند آن را تکان ندهند کسی که شب بخوابد و در شکمش هفت طاقه کاسنی باشد در آن شب انشاءالله از قولنج در امان است در کاسنی شفای هزار درد است و دردی در اندون آدمی نیست مگر آنکه کاسنی آن را ریشه کن میکند برای تب و سردرد روغن آن تجویز شده


نام : آجر
خواص : اجر را اگر بگدازند و در آب بیندازند تا آنرا بخار کند و سر را با آن بخور دهند برای دفع مواد سرد مغزی ، نزله ها ، دردسر کهنه مفید است ، نشستن بر آجر داغ برای اسهال و پیچ رطوبتی و سرد بادی و درد بواسیر مفید است .


نام : انبه
خواص : انبه Mango نام علمی Mangifera indica انبه درختي است زيبا كه ارتفاع آن تا 10 متر مي رسد . منشا انبه هند و مالزي و برمه مي باشد ولي هم اكنون در تمام مناق استوايي و حاره كشت مي شود . انبه از 4000 سال پيش وجود داشته است . برگهاي اين درخت نيزه اي شكل ، گلهاي آن زرد يا قرمز رنگ و بصورت خوشه اي وجود دارد . ميوه آن كه انبه يا منگو ناميده مي شود بيضوي شكل و داراي طعمي مطبوع وشيرين بوده و داراي هسته اي نسبتا بزرگ است . انبه در اوائل ماه مي مي رسد و تا اوائل سپتامبر موجود است . انبه رسيده از نظر طب قديم ايران گرم و خشك و نارس آن سرد و خشك است . انبه نارس توليد كننده بلغم و سودا در بدن مي باشد . 1)انبه بسيار مقوي بوده و تقويت كننده بدن است . 2)انبه تقويت كننده قواي جنسي است . 3)رنگ صورت را درخشان مي كند . 4)دهان را خوشبو مي كند . 5)ادرار آور است . 6)يبوست را برطرف مي كند . 7)انبه داراي مقدر زيادي اسيد گاليك است . بنبراين سيستم هضم را ضد عفوني و تميز مي كند . 8)انبه تميز كننده خون مي باشد . 9)خوردن انبه بوي بد بدن را از بين مي برد . 10)انبه حرارت بدن را كاهش مي دهد و تب را پائين مي آرود . 11)براي رفع اسهال مفيد است . 12)خوردن انبه ، سردرد ، تنگي نفس و سرفه را از بين مي برد . 13)براي درمان بواسير مفيد است . 14)عطش را برطرف مي كند. 15)انبه چون گرم است براي گرم مزاجان مناسب نيست و اين اشخاص بايد آنرا با سكنجبين بخورند . خواص مغز هسته انبه انبه داراي هسته بزرگي است كه در وسط آن مغز آن قرار درد كه بجاي مغز بادام مي توان از آن در شيريني جات استفاده كرد . مغز هسته انبه از نظر طب قديم ايران سرد و خشك است . 1-خوردن مغز هسته اسهال را برطرف مي كند . 2-براي معالجه سرماخوردگي مصرف مي شود . 3-سرفه هاي سخت را درمان مي كند . 4-درمان كننده بواسير خوني است . 5-خانم هائيكه دچار خونريزي از رحم مي باشند و يا بين دو عادت ماهيانه خونريزي دارند براي رفع آن بايد از مغز انبه استفاده كنند . 6-مغز هسته انبه كرم كش و ضد اسهال است . 7-براي تسكين آسم و تنگي نفس مفيد است . 8-ضد استفراغ است . ديگر خواص درخت انبه 1.گل انبه سرد و خشك است و اسهال را رفع مي كند . 2.اگر شكوفه درخت انبه را خشك كرده و هر روز حدود 3 گرم آنرا با 10 گرم شكر بخورند سرعت انزال را معالجه مي كند . 3.صمغ درخت انبه را با روغن و آبليمو مخلوط كنيد براي ناراحتي هاي پوست مفيد است . 4.براي برطرف كردن ريزش مو ، آب برگهاي درخت انبه را روي سر بماليد . 5.براي تقويت دندان و لثه دم كرده برگ درخت انبه را مضمضه كنيد . مضرات : هضم انبه براي بعضي از افراد سخت است و ممكن است ايجاد خارش و دمل نمائيد . اگر خون انبه ايجاد نفخ بكند بايد آنرا با زنجبيل خورد .


نام : بابونه
خواص : بابونه Chamomile نام علمی Chamaemelum nobile بابونه گياهي است دائمي و كوچك بارتفاع تقريبا 30 سانتيمتر داراي بوئي معطر كه در چمنزارها و اراضي شنيده مي رويد . ساقه آن برنگ سبز مايل به سفيد ، برگهاي آن كوچك متناوب و داراي بريدگيهاي باريك و نامنظم و پوشيده از كرك است . گلهاي آن مجتمع در يك طبق كه بطور منفدر در انتهاي ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر مي شود . در هر طبق گلهاي سفيد در اطراف و گلهاي زرد در قسمت وسط قرار دارند . خواص داروئي: بابونه از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و از تقويت كننده هاي تلخ بحساب مي آيد . جالينوس حكيم آنرا براي درمان تب و لرزهاي نوبه اي بكار مي برد . 1) يكي از مهمترين خواص بابونه درمان زخم معده و ورم معده است و اين گياه بآساني اين مرض را درمان مي كند و آنهائيكه سالهاست با اين مرض دست بگريبان هستند و از قرص هاي مختلف گران قيمت نظير Lozac و Zantac و غيره استفاده مي كنند مي توانند با استفاده از بابونه خرج داروي خود را پس انداز كنند و همچنين سلامتي خود را بازيابند . براي درمان زخم معده يك ليوان چاي غليظ بابونه درست كنيد (4 قاشق چايخوري بابونه در يك ليوان آبجوش و يا چهار تا چاي كيسه اي بابونه در يك قاشق ليوان آب جوش ) و صبح ناشتا هستيد اين ليوان چاي را بنوشيد و سپس در رختخواب به پشت دراز بكشيد و بعد از چهار دقيقه بخوابيد و البته بعد از يكربع ساعت مي توانيد صبحانه خود را ميل كنيد . اين عمل را بمدت دو هفته ادامه دهيد تا زخم و ورم معده بكلي شفا يابد. 2) بابونه اعصاب و قواي جنسي را تقويت ميكند . 3) بابونه مقوي مغز است . 4)بابونه ادرار آور و قاعده آور است . 5)اين گياه ترشح شير را در مادران شير ده افزايش مي دهد . 6)درمان كننده سردرد و ميگرن است . 7)استفاده از بابونه سنگ مثانه را خرد و دفع مي كند . 8)اگر كسي قطره قطره ادرار مي كند به او چاي بابونه دهيد تا درمان شود . 9)بابونه درمان كننده كمي ترشحات عادت ماهيانه است . 10)براي درمان چشم درد ، بابونه را در سركه ريخته و بخور دهيد . 11)براي تسكين دردهاي عضلاني چاي بابونه بنوشيد . 12)جويدن بابونه براي التيام زخم هاي درمان مفيد است . 13)خوردن 5 گرم ريشه بابونه با سركه رقيق محرك نيروي جنسي است ( ريشه بابونه گرم تر و خشك تر از گل بابونه است ) 14)بابونه تب بر و تسكين دهنده درد است . 15)بابونه تقويت كننده معده است . 16)براي تسكين درد در هنگام دندان درآوردن بچه ها ، بآنها چاي بابونه بدهيد . 17)براي رفع بيخوابي و داشتن يك خواب آرام و راحت ، كافي است ده دقيقه قبل از اينكه به رختخواب برويد يك فنجان چاي بابونه بنوشيد . 18)بابونه درمان كننده بي اشتهايي است . 19)بابونه براي رفع ورم روده موثر است . 20)چاي بابونه درمان كننده كم خوني است . 21)از بابونه براي رفع كرم معده و روده استفاده كنيد . 22)بابونه تسكين دهنده دردهاي عادت ماهيانه است . 23)بابونه براي رفع زردي مفيد است . 24)حمام بابونه اثر نيرو دهنده درد . براي اين منظور چند قطره اسانس بابونه را در وان حمام ريخته مدت يكربع ساعت در آن دراز بكشيد . 25)براي تسكين درد ، چند قطره اسانس بابونه را با يك قاشق روغن بادام مخلوطكرده و روي محل هاي دردناك بماليد درد را تخفيف مي دهد . 26)اسانس بابونه مخلوط با روغن بادام براي رفع ناراحتي هاي پوستي نظير اگزما ، كهير و خارش مفيد است . 27)براي رفع گوش درد و سنگيني گوش ، يك قطره روغن بابونه را در گوش بچكانيد . 28)اسانس بابونه چون اثر قي آور درد در مورد مسموميت هاي غذايي مصرف مي شود . 29)روغن بابونه را براي از بين بردن كمردرد ، درد مفاصل و نقرس روي محل درد بماليد . 30)با چاي بابونه اگر موهاي بلوند را بشوئيد آنها را روشن تر و شفاف تر مي كند . 31)آنهائيكه يائسه شده اند بهتر است همه روزه چاي بابونه بنوشند زيرا اختلالات يائسگي را برطرف مي كند . 32)بابونه ضد آلرژي است .


نام : ریحان
خواص : ريحان Basil نام علمی Ocimum basilicum گياه شناسي ريحان گياهي است علفي يكساله و معطر كه ارتفاع ساقه آن تا 60 سانتيمتر مي رسد . برگهاي آن بصورت متقابل بيضوي و نوك تيز با كناره هاي دندانه دار مي باشد . گلهاي آن معطر و كوچك به رنگهاي سفيد، قرمز و گاهي بنفش مشاهده مي شود . تخم آن سياه و ريز است . برگ ريحان و سرشاخه هاي جوان آن بمصرف تغذيه مي رسد ريحان در ايران و افغانستان بطور خودرو مي رويد در اكثر نقاط دنيا كاشته مي شود خواص داروئي: چون ريحان بسيار معطر است بنابراين براي معطر ساختن غذاها از آن استفاده مي شود ريحان از لحاظ قديم ايران كمي گرم و خشك است . )1دم كرده برگ ريحان اثر ضد تشنج درد مقوي و مدر است . 2)دم كرده برگ ريحان معالج سردردهاي ميگرن و عصبي است . 3)خوردن ريحان دستگاه هاضمه راتقويت مي كند . 4)نوشيدن يك فنجان دم كرده ريحان نفخ و گاز معده را از بين ميبرد . 5)برگ ريحان درمان كننده ناراحتي هاي حاصل از نيش حشرات است كافي است كه محل گزش حشرات را با برگ ريحان ماساژ دهيد خارش و درد را برطرف مي كند. 6)جويدن برگ ريحان براي زخم هاي دهان مفيد است . 7)جوشانده ريحان تب بر است . 8)دم كرده تخم ريحان مسكن است . 9)اگر تخم ريحان را بكوبيد و با صمغ عربي مخلوط كنيد داروي خوبي براي درمان اسهال است . 10)تخم ريحان براي رفع دل درد مفيد است . 11)برگ ريحان اثر زياد كننده شير دارد و مادران شير ده حتما بايد از اين گياه استفاده كنند . 12)دم كرده دانه ريحان براي درمان ورم كليه و ترشحات زنانه بكار مي رود . 13)دم كرده برگ ريحان درمان كننده سرگيجه است . 14)برگ ريحان را همراه غذا بخوريد در هضم غذا موثر است . 15)اگر گلدان ريحان را جلوي پنجره بگذاريد حشرات و مگس را فراري مي دهد و آنها و داخل خانه نخواهند شد .


نام : نعناع
خواص : نعناع Peppermint نام علمی Mentha Piperita گياه شناسي نعناع گياهي است علفي و چند ساله كه علاوه بر ساقه زير زميني كه گياه را در خاك مستقر مي سازد داراي ساقه هوايي نيز هست . تز محل گره هاي ساقه كه در تماس با زمين است ريشه هاي خارج شده كه ساقه جديد را درست مي كند بنابراين اگر شما فقط يك ساقه نعناع در باغچه خود بكاريد بزودي تمام باغچه شما پر از نعناع مي شود . برگهاي نعناع بيضي شكل ، نوك تيز و دندانه دار مي باشند . گلهاي آن بسته به نوع نعناع ممكن است قرمز ،‌ارغواني يا سفيد باشد . نعناع در مناطق معتدل و آفتاب گير بخوبي رشد مي كند . نعناع از قديم الايام بعنوان يگ گياه معطر و اشتها آور و براي ناراحتي هاي دستگاه گوارش بكار رفته است بقراط پدر علم طب از نعناع در نوشته هاي خود ياد كرده است در قرون وسطي از نعناع در معالجه بيماريها و براي التيام زخم ها و درمان درد گزيدگي زنبور و سگ هار استفاده مي شود خواص داروئي: نعناع از نظر طب قديم ايران نسبتا گرم و خشك است و از نظر خواص دارويي از پونه قوي تر است . از نعناع اسانس ، روغن و تنتور تهيه مي كنند كه مصارف طبي مختلفي درد 1)نعناع باد شكن است و گاز معده و روده را از بين مي برد 2)نعناع تقويت كننده معده وبدن است 3)نعناع ضد تشنج و ضد سرفه است 4)يك فنجان چاي گرم نعناع سينه را آرام مي كند 5)نعناع مسكن ،‌آرام بخش و قاعده آور است 6)استفاده از نعناع درد شكم را برطرف مي كند 7)نعناع درمان سرماخوردگي و آنفوانزا مي باشد 8)نعناع ناراحتي هاي عصبي را برطرف مي كند 9)براي تسكين درد دندان نعناع را دردهان گذاشته و بجويد 10)آشاميدن چاي نعناع و يا عصارع نعناع خونريزي سينه را قطع مي كند 11)كمپرس نعناع درد سينه و پهلو را از بين مي برد 12)نعناع كرم هاي روده و معده را مي كشد 13)براي از بين بردن سكسكه و دل بهم خوردگي و استفراغ نعناع را با انار ترش بخوريد 14)نعناع ادرار را زياد مي كند 15)براي رفع قولنح و دردهاي روده معده و هضم نشدن غذا چاي نعناع بنوشيد 16)براي از بين بردن گلو درد چاي نعناع غرغره كنيد 17)نعناع معرق است بنابراين تب را پائين مي آورد 18)در هنگام سرماخوردگي بيني را با چاي نعناع بشوئيد 19)اگر بدن شما خارش درد مقدر 2 گرم اسانس نعناع را در 50 گرم وازلين ريخته ، خوب با هم مخلوط كرده و در محل خارش بماليد اگر از بيماري رماتيسم و آرتروز رنج مي بريد از روغن نعناع استفاده كنيد طرز استفاده از آن به اين صورت است كه 2 قطره روغن نعناع را با يك قاشق سوپخوري روغن بادام مخلوط كرده و محل هاي دردناك را با آن ماساژ دهيد . 20)براي رفع سردرد از كمپرس نعناع استفاده كنيد بدين ترتيب كه 10قطره روغن نعناع را با يك ليوان آب سرد مخلوط كرده و در يك كاسه بريزيد سپس يك پارچه كه باندازه پيشاني باشد در آن فرو برده آب اضافي آنرا بگيريد و روي پيشاني و شقيقه ها بگذاريد تا سردرد برطرف شود. 21)نعناع بهترين دوست كبد است . كبد را تميز كرده وص فرا را رقيق مي كند و كلسترول خون را پائين مي آورد .براي اين مورد چاي نعناع را قبل از غذا بنوشيد 22)نعناع با تمام خواصي كه گفته شد اگر زيادمصرف شود سيستم گوارشي را تحريك مي كند اگر شما دو تا سه فنجان چاي نعناع در روز بنوشيد بهتر است كه بعد از دو هفته چند روزي آنرا قطع كرده و دوباره شروع كنيد


نام : نخود
خواص : نخود Chickpea نام علمی Cicer arietinum گياه شناسي نخود گياهي است يكساله و از خانواده حبوبات كه بلندي بوته آن به حدود 30 سانتيمتر مي رسد . ساقه اين گياهپ پوشيده از تارهاي غده اي است . برگهاي آن مركب از 13 تا 17 برگچه كوچك و دندانه دار مي باشد . گلهاي آن سفيد رنگ مايل به قرمز يا آبي بطورتك تك بر روي ساقه قرار درد . ميوه آن بصورت نيام و غلاف آن كوچك ،‌متورم و نوك تيز بطول 2 تا 3 سانتيمتر است كه در آن يك دانه نخود به رنگ نخودي يا سياه قرار دارد . نخود يكي از حبوبات مغذي و انرژي زا و پر مصرف است خواص داروئي: نخود بعلت دارا بودن اسید هاي آمينه مختلف ،‌ويتامين ها و مواد معدني غذاي بسيار خوبي است . نخود از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و با همه خواص بيشماري كه درد نفاخ و دير هضم مي باشد و نبايد در خوردن آن افراط كرد . 1)نخود كمي ملين است 2)نخود اثر ادرار آور و قاعده آور دارد 3)نخود كرم كش است 4)براي برطرف كردن درد سينه و ريه باي نخود را با كمي نمك پخت و آب ژله مانند آنرا خورد . 5)روغن نخود براي تقويت مو موثر است شب ها آن را به سر بماليد و صبح مو را بشوئيد 6)روغن نخود را اگر به سر بماليد سردرد را شفا مي دهد . 7)روغن نخود را بر روي دنداني كه درد مي كند بماليد درد را برطرف خواهد كرد . 8)روغن نخود را اگر به زيرشكم بماليد براي تقويت نيروي جنسي موثر است 9)افراد گرم مزاج بايد نخود را با سكنجبين بخورند تا از نفخ شكم جلوگيري كند 10) نخود را مي توان براي دفع رسوبات دري و درمان زردي بكار برد 11)نخود درمان كننده قولنج هاي كليوي است 12)نخود را بصورت در در آورید و روي رخم هاي چركين بگذاريد آنها را باز كرده و اليتام مي دهد 13)يكي از غذاهاي مغذي كه سرشار از پروتيئن هاي گياهي ، ويتامين ها و مواد معدني است هموس مي باشد كه در كشورهاي عربي جزو غذاهاي اصلي آنهاست .گياه خواران هموس را جانشين گوشت مي كنند اين غذا از نخود پخته و كره كنجد كه تاهيني ناميده مي شود درست مي شود


نام : اسطو خودوس
خواص : اسطوخودوس ( لاواندر ) Lavander نام علمی Lavandula گياه شناسي اسطوخودوس در بيشتر نقاط دنيا بحالت خود مي رويد مخصوصا در جنوب فرانسه مناطق مديترانه و در تورنتو به مقدر زياد وجود دارد و بسته به شرايط محيط و خاك به انواع مختلفه ظاهر مي شود . اسطوخودوس گياهي است چندين ساله به ارتفاع حدود نيم متر با برگهاي متقابل ، باريك ، دراز سبز رنگ و پوشيده از كركهاي سفيد پنبه اي . گلهاي آن برنگ بنفش و بصورت سنبله مي باشد . قسمت مورد استفاده اين گياه ، گلها و سرشاخه هاي گلدار آن است . اسطوخودوس بوي بسيار مطبوعي درد . طعم آن تلخ است و بعلت بوي مطبوع آن در عطر سازي مصرف مي شود . اسانس اسطوخودوس كه از تقطير گل و سرشاخه هاي گلدار اين گياه بدست مي آيد مايعي است زردرنگ يا زرد مايل به سبز كه داراي بوي مطبوعي است . خواص داروئي: اسطوخودوس از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است . 1)براي رفع خستگي و آرامش چند قطره روغن اسطوخودوس را در وان آب گرم ريخته و براي مدت يكربع ساعت در آن دراز بكشيد . 2)گرفتگي ها را باز مي كند . 3)مقوي معده است . 4)ادرار آور مي باشد . 5)معرق است و تب را پائين مي آورد . 6)صفرا بر بوده و كبد را بكار مي اندازد و بيماري هاي كبدي را برطرف مي كند . 7) ضد تشنج است . 8)براي تقويت عمومي بدن خوب است . 9)كرم هاي معده و روده را از بين مي برد . 10)بيماري هاي سينه و سرفه را برطرف مي كند . 11)در معالجه زكام موثر است . 12)از آن مي توان بعنوان مسهل و تميز كننده استفاده كرد. 13)براي رفع بيماريهاي مجاري و ادرار مفيد است . 14)براي برطرف كردن رعشه و سرگيجه حدود 5 گرم از پودر آنرا با عسل مخلوط كرده و هر شب بخوريد . 15)براي رفع فراموشي و تقويت حافظه از دم كرده اسطوخودوس استفاده كنيد . 16)براي رفع بيخوابي يك قطره از روغن اسطوخودوس را روي يك تكه پنبه بچكانيد و آنرا داخل بالش خود قرار دهيد خواب مطبوعي براي شما مي آورد . 17)براي برطرف كردن غم و اندوه هر روز دم كرده اسطوخودوس بنوشيد . 18)اگر دست و پاي شما خواب مي رود از اين گياه استفاده كنيد . 19)براي پيشگيري از آب آوردن بدن دم كرده اسطوخودوس بنوشيد . 20)زردي را برطرف مي كند . 21)براي رفع حالت تهوع و سرگيجه مفيد است . 22)سردرد و سردردهاي يكطرفه را درمان مي كند . 23)براي معالجه ضعف اعصاب مفيد است . 24)طپش قلب را از بين مي برد . 25) آسم را برطرف مي كند . 26)براي رفع ترشحات زنانه مي توانيد از اين گياه استفاده كنيد . 27)براي برطرف كرده سوء هاضمه يك قطره اسانس اسطوخودوس را در يك ليوان آب نيم گرم ريخته و يا يك فنجان از دم كرده آن را بنوشيد . 28)اسطوخودوس درمان كنده رماتيسم ، آرتروز و نقرس است . براي اين منظور كمپرس آنرا بر روي عضو مورد نظر بگذاريد و يا اينكه 2 قطره روغن آنرا با يك قاشق روغن بادام و يا روغن زيتون مخلوط كرده و عضو دردناك را با آن ماساژ دهيد . 29)زخم هاي كهنه را با ماليدن اسانس اسطوخودوس كه در الكل حل كرده ايد برطرف كنيد . 30)براي درمان بيماريهاي ريوي 2 تا 3 قطره روغن اسطوخودوس را با يك قاشق غذا خوري روغن بادام و يا روغن زيتون مخلوط كرده و سينه و پشت بيمار را ماساژ دهيد . 31) ماليدن پماد اسطوخودوس زخم ها را ضد عفوني كرده و التيام مي بخشد . 32)براي برطرف كردن بوهاي نامتناسب در منزل چند قطره روغن اسطوخودوس را در آب ريخته و بگذاريد به آرامي بجوشد عطر مطبوعي را در هوا پخش مي كند . 33)براي رفع بيخوابي يك قاشق چايخوري پودر اسطوخودوس را با يك قاشق چايخوري پودر سنبل الطيب مخلوط كرده و در يك ليوان آبجوش ريخته و بمدت 10 دقيقه دم كنيد . اين دم كرده را يكساعت قبل از رفتن برختخواب ميل كنيد تا بيخوابي شما برطرف شود .

arash66_2m
28-06-2009, 20:23
سلام.
من زیادی تا حدی لاغرم !:31:

من می خوام یه برنامه غدایی ردیف کنم بشینم تا بدنم به فرم ایده آل خودش برسه...
می خوام یه کمی زیاد چاق بشم و خلاصه این که گوشت تو بدنم باشه :27::31:(ندارم)
من برعکس اونایی هستم که کاهش وزن می کنن !
می خوام افزایش وزن بکنم :31:

SAEED_BARCELONA
30-07-2009, 19:12
سلام دوستان. کسی در مورد بیماریه زخم روده اطلاعاتی نداره؟ توی صفحه اول چیزی پیدا نکردم. ممنون میشم کمک کنید

SA3EDLORD
31-07-2009, 01:42
خشکی پوست







برای درمان پوست های خشک سفیده ی تخم مرغ را همراه کمی اب فلفل دلمه و کمی اسفرزه و کمی قدومه با اب سیب زمینی خام مخلوط کرده به صورت ماسک هفته ای یکبار روی پوست بگذارید.






پوست های خشک و حساس : برای نرم شدن پوست 25 گرم ریشه ی گل گوش خر را در یک لیتر اب 15 دقیقه صاف نموده دست ها را ماساج دهید.

SA3EDLORD
31-07-2009, 01:48
چین و چروک پوست




1.برای جلوگیری از چین و چروک صورت را با اکلیل کوهی بخور دهیدو


2.برگ کنگر فرنگی را کوبیده به صورت ماسک روی پوست صورت بگذارید.


3.برگ مورد را 100 گرم را در 2 لیتر اب جوشانده در حمام با اسفنج این جوشانده را به بدن بمالید و ماساج دهید

SA3EDLORD
31-07-2009, 01:52
زیبایی پوست










اسطو خودوس 50 گرم را در یک لیتر اب جوشانده صاف نموده (فکر کنم به صورت خود بمالید.تو کتابی که از روش مینویسم چیزی ننوشته بود)صورت را بشوئید باعث زیبایی پوست میگردد.


2. شستشو با جوشانده اویشن باعث زیابایی پوست میگردد.


3. خوردن پنج انگشت باعث زیبایی رنگ صورت میگردد.


4. برای زیبا شدن رنگ پوست برگ تازه گیاه فلفل بری را به صورت ضماد بگذارید.


5. برای باز شدن رنگ صورت ارد باقلا 20 گرم . ارد عدس 20 گرم . گرد صمغ 20 گرم را با مقدار مناسب عرق برگ چنار مخلوط کرده هفته ای یک بار روی پوست بگذارید و صمغ را بمکید.

6. برای زیبا شدن پوست صورت صمغ را با ابلیمو مخلوط کرده به صورت ماسک بگذارید.

7. نوشیدن دم کرده چوب چینی باعث زیبایی رخسار میگردد.

8. برای زیبا شدن چهره عصاره علف چشمه را با عسل مخلوط کرده به صورت ماسک روی صورت خود بگذارید.

SA3EDLORD
31-07-2009, 01:57
ترک لب



1.کتیرا را در اب جوش حل نموده روی لب بگذارید.



2.برای رفع ترک لب میوه ی سپستان را در دهان نگه دارید.

SA3EDLORD
31-07-2009, 02:00
تبخال



برگ و گل گوش خر 3 گرم را در 150 سیسی اب جوش دم کرده روزی 3 فنجان میل شود و به صورت ضماد در محل تبخال بگذارید.

2.اویشن 3 گرم را در 200 سیسی اب جوش 20 دقیقه دم کرده روزی 3 فنجان به مدت یک هفته میل شود.

3.مورد 3 گرم را در یک لیوان اب جوشانده صاف نموده به محل تبخال بزنید.

SA3EDLORD
31-07-2009, 02:06
سلام دوستان. کسی در مورد بیماریه زخم روده اطلاعاتی نداره؟ توی صفحه اول چیزی پیدا نکردم. ممنون میشم کمک کنید

سلام ساعت های یک یا دو ظهر بیای برات گذاشتم.

من اینا رو از رو کتاب مینویسم پید کنم روی چشم.

SA3EDLORD
02-08-2009, 01:21
ببخشید فقط اینارو داشتم.امیدوارم بدردت بخوره.

درمان کرم های روده


پنجاه گرم ساقه ی گلدار خشک گیاه حشیشه ی الموک را در ظرفی بریزید روی ان یک لیتر اب جوش باز کنید بعد دم کشیدن ان را صاف کنید و اما له زان ان و اب جوشیده نمک دار پر کنید
و تنقیه نمایید اگرهر پنج روز یکبار این اماله را انجام دهید همه کرمهای روده دفع خواهد شد.
حشیشه الموک خواصی دارد که حشرات را دور میسازد اگر دسته ای از ان را روی میزتان بگذارید مگس و حشرات دیگر از اتاق فرار میکنند.




درمان ورم روده با گل ختمی


بیست گرم ریشه ی خشک گل ختمی را که ریز ریز کرده اید با یک کیلو شکر در نیم لیتر اب سرد بریزید و چهل و هشت ساعت بخیسانید بعد شربتی بدست می اید که اگر روزی یک قاشق سوپخوری از ان را مصرف نمایید تحریکات روده را ارام میکند.

Ramana
31-08-2009, 02:03
سلام .ممنون از لطف بی حد شما .

فقط میخوام بدونم راه ابتلا به بیماری ms چیه؟ علایمش چیه؟ آیا تا حالا راهی برای درمان آن پیدا شده ؟

سونات
10-09-2009, 02:34
خيلي عالي بود!

samadsam
25-09-2009, 21:48
ببخشید مشکلمو اینجا پرسیدم
من مشکل عصبی ندارم خیلی خیلی هم حوصلم زیاده اما شبا دندونام رو به هم می کوبم توی خواب نمی دونم مشکل از کجاست

SA3EDLORD
06-10-2009, 18:28
سلام به همه ی کاربران P30 world forums.


***اشتها و بی اشتهایی کودکان***


اشتها::27::27::27:

شرایط لازم برای اینکه کودک اشتها داشته باشد اینست که:

الف:رعایت نظم در دادن دفعات غذا و نخوردن غذای بی وعده در فاصله ی غذاهای اصلی در اینجا فقط یک مورد استثنایی دارد و ان دادن نوشیدنی در هوای گرم است که بایستی بسته به نیاز کودک به او داده شود.

ب:بایستی نوع ومقدار طعم غذا متناسب با سن کودک باشد و تقسیم بندی وعده های غذا برای او به طور منطقی باشد.

ج:بایستی کودک را ازاد گذاشت به اندازه ای که اشتها دارد غذا بخورد نه با اصرار بیهوده نباشد.

د:کودکان باهوش و کمی عصبی موقعی خوب غذا میخورند که فقط مادر یا پرستار به انها غذا بدهد ، هنگام غذا خوردن دیگران در اطرافش نباشد و هر یک به یک طرسق مزاحم او نشوند.

ه:بعضی از کودکان هرگاه به همراه سایر بچه ها غذا بخورند اشتها یشان بیشتر و با میل بیشتری غذا می خورند.

بی اشتهایی::2::2::2:

الف: بی اشتهایی در اثر بیماریهایی مثل تب ، اسهال و استفراغ بیماری مربوط به غدد متشرحه داخلی بیماریهای کم خونی و مسمومیت ها که در این نوع موارد پس از درمان و بهبود و دفع بیماری اشتها نیز برگشت می کند و خوب میشود.

-- بی اشتهایی از تربیت غلط : در اینجا هم افراط و تفریط مادران باعث بی اشتهایی کودکان میگردد.

مادرانی که مرتبا از بی اشتهایی کودک خود شکایت میکنند و مرتبا برای خوردن غذا به کودک فشار وارد میکنند و باعث میشوند که کودک از غذا خوردن زده شود.

تربیت غلط ، بزرگترین بی اشتهایی کودکان است باید دانست که اشتها و گوارش به مقدار وسیعی تابع اثرات روانی است.بعضی از کودکان به علت هیجان رفتن به مدرسه میل به خوردن صبحانه ندارند بهتر است از روی نظم و تربیت کودک بخوابد و رفتن به مدرسه اش از روی نظم و ترتیب و ساعت معین باشد.

SA3EDLORD
09-10-2009, 11:07
***چه کنیم که همیشه اشتها داشته باشیم***


1ـ غذاهایی که زیاد هیدرو کربن(قند و نشاسته) دارند اجتناب کنید.

2ـ معده را بوسیله ی حرکات و فعالیت های ورزشی مخصوص به خودش (ورزش های شکم) بکار اندازید.

3ـ هر روز صبح زود از خواب برخیزید و در ورت فرصت یک ساعت راه بروید و یا در جاهای نسبتا پاکی ورزش سبک کنید.

4ـ سعی کنید برنامه ی غذایی هفتگی شما تقریبا متنوع باشد و یکنواخت و ثابت نباشد چون یکنواخت بودن غذا اشتها را کم می کند.

5ـ همچنین وضع پخت و نوع غذا و طرز استعمال محل خوراک و طعم و بوی بایستی مطبوع باشد.چون مطبوع و دلچسب بودن این مواد تاثیر و اهمیت بسزایی در تولید اشتها دارد.

6ـ غذا باید در هر مرحله کم خورده شود ولی تعداد ان حداقل سه مرحله با اشتهای کامل باشد مثلا اگر هر یک ساعت یک بار و هر بار مقدار کمی از یک نوع غذای مختلف با سایر وعده ها بخورید خیلی مفید تر از انست که در دو وعده و دو مرحله ی غذای سنگین مصرف کنید (چون پیش خود فکر میکنید حال که خوب اشتها دارم مثلا ناهار حسابی و سنگین بخورم در عوض شام نمیخورم).

7ـ در انتخاب چاشنی ها دقت کنید ، غذاهای نمکدار و ترش اشتها را بیشتر میکنند ولی غذاهای چرب و شیرین اشتها را کم میکند.

8ـ لبنیات یکی از سازگار ترین و بهترین غذای انسان هستند ، بشرطی که به طریق مناسب از انها استفاده شود. بخصوص ماست بسیار ماست بسیار مفید است.

9ـ بعضی اشخاص که یا عادت دارند و یا به عللی مجبورند زیاد گوشت بخورند ممکن است به تدریج از ان متنفر شوند و به قول معروف از نظر انها بیفتد ، در این گونه موارد بایستی به انها ماهی داد.

10ـ رنگ غذا هم تحریکات اشتها اهمیت دارد مثلا رنگهای زرد و سرخ و سبز غذا اشتها بیشتر و تحریک می کند.

11ـ کم نوشیدن اب سبب کم اشتهایی می شود.

12ـ توصیه نهایی:باید توجه داشت که غذا خوردن فقط برای رفع گرسنگی نیست بلکه برای لذت هم هست پس بایستی غذا خوردن انسان یک نظم و اصول معینی داشته باشد.

محل غذاخوری تمیز باشد خیلی گرم یا خیلی سرد نباشد و بدمنظره نباشد در جایی نباشد که بوی نامطبوع مثل بوی اشغال یا توالت به مشام برسد. هر چه دارید ان را با وضع دلچسب خوبی بخورید ، سفره را خوب بچینید ، از به کار بردن ظروف لازم امساک نکنید و خست به خرج ندهید.سفره را خوب تزیین کنید و خوراک را در ظرو باسلیقه بچینید ، در موقع صرف سعی کنید دچار عصبانیت نشوید ، هنگام صرف غذا تعریف های دلچسب به میان اورید ، تند نخورید و متنوع بخورید ، زیاد حرف نزنید ، صرف غذا همراه با ان زیاد اب نیاشامید مگر به موقع.

یه توصیه هم خود بنده میکنم:موقع غذا ملچ مولوچ نکنید چون اگه خودتونم اشتها نداشتید حال بقیه رو هم به هم میزنید.:31::2::27:

ghazal_ak
07-11-2009, 10:37
آنفلوآنزای خوکی

آنفلوانزای جدید H1N1)A) با منشاء خوکی یا Swine Influenza Flu
* بیماری آنفلوانزا چیست ؟
آنفلوانزا یک بیماری حاد تنفسی به شدت واگیردار دستگاه تنفس ( با درگیری دستگاه تنفس فوقانی و تحتانی) است که به وسیله چندین نوع ویروس آنفلوانزا ایجاد می‌شود. این ویروس ها از طریق ذرات آلوده معلق در هوا ( تماس مستقیم ) و تماس با سطوح آلوده به ترشحات تنفسی (تماس غیرمستقیم) منتقل می‌شود. بیماری در تمام طول سال می تواند رخ ‌دهد اما در مناطق معتدل بیشتر در پاییز و زمستان دیده می شود و در مناطق گرم بیشتر در فصل بارندگی دیده می شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، ویروس آنفلوانزا دارای سه تیپ A ، B و C می باشد که تیپ A دارای زیرگونه های مختلفی می باشد که بر اساس دو آنتی ژن سطحی N و H نام گذاری میشوند {مانند ( H1N1) ، ( H2N2)…} . تیپ A علاوه بر انسان می تواند برخی حیوانات مانند خوک ، اسب و پرندگان را نیز مبتلاء نماید . آنفلوانزای تیپ A می تواند به صورت انفرادی ، یا گروهی ( طغیان ، اپیدمی یا جهانگیری ) انسانها را مبتلا نماید اما تیپ B بیشتر بصورت انفرادی و گاهی به صورت گروهی ( اپیدمی های کوچک ) ظاهر می گردد و تیپ c فقط بصورت انفرادی باعث بیماری انسانها می شود .
تنها تیپ A آنفلوانزا می تواند تغییر ژنی بدهد و زیرگونه های جدیدی را بوجود آورد که یکی از دلایل ایجاد زیرگونه های جدید شاید بخاطر توانائی ایجاد بیماری در حیوانات باشد .
* آنفلوانزای خوکی چیست ؟
بیماری آنفلوانزا ناشی از ویروس تیپ A و زیر گونه (H1N1) می باشد .این ویروس موجب بیماری در خوک ها می گردد و می تواند اپیدمی های وسیعی در بین خوک ها شود . این بیماری ازسالیان قبل شناخته شده و بسیاری از کشورها به صورت معمول خوک‌های خود را در مقابل آن واکسینه می‌کنند.
آنفلوانزای نوع A یک بیماری حاد دستگاه تنفسی است که به شدت مسری می باشد . این ویروس ابتدا در خوک شناسایی شده است، به همین علت به نام آنفلوانزای خوکی معروف است . ولی امروزه در اثر جهش ژنی ، ویروس قادر است انسان را نیز بیمار کند .
علائم بیماری :
علائم شایع بیماری شامل تب بیشتر از ۳۷٫۸ درجه سانتیگراد ، بی حالی ، بی اشتهایی ، آبریزش بینی ، سرفه ، گلو درد ، درد عمومی بدن ، سر درد ، لرز ، ضعف ، تهوع ، استفراغ و اسهال می باشد .
به طور کلی طیف علائم بالینی از فرم بدون علامت تا علائم پنومونی شدید و حتی مرگ متغیر است .در۹۸%موارد بیماری به صورت خفیف بروز میکند ودرمان سرپایی است وتنهادر۲%مواردبیماری به صورت شدید رخ می دهدو بیماران نیاز به بستری دربیمارستان دارند.
راههای انتشار ویروس :
ویروس از طریق قطرات ریز تنفسی از بینی و دهان شخص آلوده به هنگام عطسه و سرفه کردن پخش میشود . چنانچه شخصی هنگام عطسه و سرفه کردن ازهیچ پوشش ویا دستمالی استفاده نکندودستهایش به ویروس الوده شود ،به این طریق سطوحی چون دستگیره در،صفحه کلید کامپیوتر،تلفن همراه وتلفن عمومی و ………. به راحتی آلوده خواهند شد .
ویروس هنگام عطسه و سرفه در هواو به روی اجسام اطراف تا فاصله ۲ متری پخش می شود . دست در اثرتماس با اجسام آلوده به ویروس آلوده می شود و اگر شخص دست آلوده خود را به چشم ، دهان ، یا بینی بمالد درواقع ویروس را وارد بدن خودش کرده و به بیماری مبتلا می شود .
راههای انتقال بیماری :
۱- تماس مستقیم : از طریق ترشحات دستگاه تنفسی فرد بیمار هنگام سرفه و عطسه
۲- تماس غیر مستقیم : از طریق تماس با اشیاء آلوده به ویروس
* توصیه های بهداشتی جهت پیشگیری از آنفلوانزای خوکی:
راههای پیشگیری از ابتلا وگسترش بیماری آنفلوانزا:
۱-شتشوی مکرر دست با آب وصابون
۲-هنگام عطسه وسرفه دهان وبینی خود را بپوشانید.
۳-ازانداختن دستمال کاغذی های مصرف شده در محیط ومعابرعمومی خوداری نمایید.
۴-از روبوسی ودست دادن با دیگران خودداری نمایید.
۵-هنگام بیماری ار دست زدن به چشم ها وبینی خودداری نمایید.
۶-هنگام بیماری به اندازه کافی استراحت نماییدو تا بهبودی از ورود به مکانهای شلوغ (مدارس ، محل کار و…)خودداری گردد.
۷-هنگام بیماری تغذیه مناسب داشته باشید.
*چرا آنفلوانرای A جدید را ابتدا آنفلوانزای خوکی نامیدند ؟
در آزمایشات اولیه متوجه شدند که آنفلوانزای جدید از نظر ژنی مشابه آنفلوانزای خوکی است لذا آنرا آنفلوانزای خوکی نامیدند اما در آزماتشات تکمیلی مشخص گردید که از نظر ژنی تفاوت های زیادی با آنفلوانزای خوکی دارد و علاوه بر ژنهای آنفلوانزای خوکی ژنهایی از آنفلوانزای پرندگان و آنفلوانزای انسانی نیز در آنفلوانزای جدید وجود دارد و در حقیقت ویروس جدید نو ترکیبی از سه یا چهار ویروس آنفلوانزا می باشد لذا به توصیه سازمان جهانی بهداشت آنفلوانزای خوکی به نام آنفلوانزای A جدید یا آنفلوانزای A(H1N1) نامیده شد .
* انسان چگونه به آنفلوانزای جدید مبتلاء می شود ؟
از آنجا که در حال حاضر آنفلوانزای جدید از انسان به انسان منتقل می شود لذا مشابه آنفلوانزای انسانی دو راه عمده برای انتقال این بیماری وجود دارد :
-۱از طریق ذرات تنفسی معلق در هوا (راه مستقیم) که در زمان صحبت کردن، عطسه و سرفه فرد بیمار در هوا منتشر می گردد ومی تواند از راه تنفس باعث ابتلاء افراد سالم شود.
-۲از طریق سطوح آلوده به ترشحات تنفسی فرد بیمار ، بخصوص دستهای آلوده در تماس با مخاط ها مانند چشم ، بینی و دهان.
انتقال انسان به انسان این بیماری باعث سرعت زیاد انتشار این بیماری در جهان گردید و به همین علت سازمان بهداشت جهانی در ۲۱ خرداد سال ۱۳۸۸ فاز شش پاندمی ( جهانگیری ) این بیماری را اعلام نمود .
* دوره کمون و سرایت پذیری بیماری آنفلوانزای جدید چگونه است ؟
دوره کمون ( نهفتگی ) بین ۱تا۳ روز می باشد و بیماران از ۲۴ ساعت قبل از بروز علائم تا یک هفته بعد از بروز علائم واگیر دار هستند و می توانند بیماری را به سایر افراد منتقل نمایند .
* چه کسانی بیشتر در معرض خطر عوارض این بیماری می باشند ؟
افراد بالای ۶۵ سال ، کودکان زیر ۵ سال ، زنان باردار و افراد دارای بیماریهای مزمن مانند بیماران دیابتی ، فشارخون بالا ، بیماران قلبی ، بیماران آسمی و … بیشتر در معرض خطر عوارض این بیماری هستند و موارد مشکوک در این گروه ها باید به پزشک جهت معاین و شروع درمانهای لازم ارجاع گردد .
* آخرین آمار ابتلاء انسانی این بیماری چقدر است ؟
براساس اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO) تا تاریخ ۷ شهریور ۱۳۸۸ در جهان ۲۹۷۹۲۲ نفر به بیماری آنفلوانزای جدید مبتلاء و تعداد ۳۰۱۴ نفر به علت این بیماری فوت نموده اند در ایران مجموع موارد کشف شده تا تاریخ انتشار این متن ۲۸۵ مورد می باشد که منجر به مرگ یک نفر نیز گردیده است و دراستان خراسان تعداد مبتلایان به ۳۴ نفر رسیده است .درحال حاضر تقریبا” تمام کشورها درگیر این بیماری هستند .
* آیا بیماری آنفلوانزای جدید از طریق خوردن منتقل می‌شود؟
ویروس این بیماری در محیط زیاد دوام نمی آورد و معمولا” پس از چند ساعت از بین می رود ، البته هر چه محیط سردتر و مرطوب تر باشد دوام ویروس در محیط بیشتر خواهد بود . تا کنون انتقال بیماری از طریق خوردن و آشامیدن گزارش نشده است . این ویروس در مقابل حرارت حساس بوده و در اثر بختن از بین می رود و به مواد ضد عفونی کننده مانند الکل ، بتادین و مواد سفید کننده مانند وایتکس حساس می باشد و به راحتی از بین می رود . این ویروس مانند بسیاری از ویروس ها از طریق پختن در دمای ۷۰ درجه سانتیگراد (۱۶۰ درجه فارنهایت) از بین می‌رود.
* آیا برای بیماری آنفلوانزای جدید واکسنی وجود دارد؟
در حال حاضر واکسن اختصاصی برای این بیماری ساخته نشده ولی تلاش ها در این خصوص ادامه دارد و احتمالا” در آینده نزدیک واکسن بیماری وارد بازار خواهد شد . از طرفی مشخص نیست که آیا واکسن آنفلوانزای فصلی انسانی می‌تواند محافظتی در مقابل آنفلوانزای A جدید ایجاد کند یا خیر ؟ اما برای افراد در معرض عوارض شدید بیماری توصیه میشود از واکسن آنفلوانزای انسان استفاده شود تا حداقل از همزمانی این دو بیماری در انسان جلوگیری شود تا مانع ترکیب ژنی این دو ویروس و ایجاد ویروس با قدرت سرایت بالا در انسانها گردد.
* علائم بیماری آنفلوانزای جدید چیست ؟
به طور کلی علائم بالینی در انسان از حالت بدون علامت تا علائم پنومونی شدیدی که منجر به مرگ می‌شود متغیر است. علائم آنفلوانزا خوکی مشابه آنفلوانزای انسانی ( تب ، گلودرد ، سردرد ، سرفه و دردهای عضلانی ) است . علائم بیماری در کودکان کمی متفاوت تر از بزگسالان است. تنفس تند یا اختلال در تنفس، تمایل رنگ پوست به خاکستری یا آبی، ننوشیدن آب به اندازه کافی، تهوع شدید، عدم تعامل با افراد دیگر و یا خواب طولانی مدت، تغییر رفتار و زودرنجی و تب شدید و سرفه از علائمی است که در کودکان مبتلا به این بیماری مشاهده شده است .
علائم فرم شدید بیماری در بالغین :
 تب بالا بمدت طولانی (بیش از ۳ روز) خصوصاً‌ اگر همراه حال عمومی بد باشد
 تنگی نفس
 نشانه های تنفسی مشکل
 درد یا احساس فشار در قفسه سینه یا شکم
 سرگیجه ناگهان
 گیجی
 استفراغ شدید یا مداوم
 در ابتدا علائم آنفلوانزا بهبود یابد ولی ناگهان تب و سرفه شدید عود کند
علائم فرم شدید بیماری در کودکان:
 نشانه های تنفسی مشکل(تنفس تند یا نفس دشوار)
 تغییر رنگ کبود یا خاکستری پوست
 عدم نوشیدن مایعات به میزان کافی
 استفراغ شدید یا مداوم
 اختلال سطح هشیاری (کودک به دشواری قابل بیدار کردن باشد یا اساساً نتوان وی را بیدار نمود)
 عدم تمایل برای بازی کردن یا عدم تعامل کودک با اطرافیان
 تحریک پذیری شدید
 در ابتدا علائم آنفلوانزا بهبود یابد ولی ناگهان تب و سرفه شدید عود کند

* نظام مراقبت بیماری آنفلوانزای جدید
اهداف نظام مراقبت بیماری آنفلوانزای جدید برای پیشگیری از ابتلاء انسان به ویروس آنفلوآنزای خوکی A (H1N1) در کشور عبارت است از کسب آمادگی لازم برای مقابله با اپیدمی بیماری و کاهش موارد ابتلاء و مرگ ومیر ناشی از این بیماری در کشور .
* تعریف مورد مشکوک به آنفلوانزای جدید A :
عبارتست از هر مورد بیمار دارای آنفلوانزا در افرادی که طی یک هفته گذشته از کشور یا منطقه ای که در آن موارد تائید شده قطعی داشته برگشته باشد و یا طی یک هفته گذشته با یک مورد بیمار تائید شده آنفلوانزای A(H1N1) در تماس تزدیک بوده است .
* نمونه گیری از بیماران :
بر اساس آخرین دستورالعمل مرکز مدیریت بیماریهای وزارت بهداشت ایران ، در حال حاضر تنها از موارد مشکوک در شرایط زیر نمونه گیری می شود :
- ۱نمونه گیری از بیماران مشکوک به آنفلوانزای بستری در بیمارستانها
-۲نمونه گیری از افراد مشکوک به بیماری (مسافر) در فرودگاهها (پایگاه مراقبت بهداشتی مرزی)
-۳نمونه گیری از ۱۰ مورد مشکوک در هفته از پایگاه دیده ور آنفلوانزا
نحوه نمونه گیری :نمونه با سواپ به ترشحات حلق بیمار آغشته و در محیط کشت قرار میگیردو سپس به آزمایشگاه مرکز بهداشت استان ارسال می گردد .
با مورد مشکوک به آنفلوانزای جدید A چگونه برخورد کنیم ؟
در صورتیکه حال عمومی بیمار خوب باشد به آموزش داده شود چکونه از سرایت بیماری به دیگران پیشگیری نماید و در صورت تشدید علائم یا پیدا شدن علائم شدید بیماری بلافاصله مراجعه نماید تا به سطح بالاتر ارجاع گردد . در صورتیکه حال عمومی بیمار خوب نباشد و علائم تشدید بیماری ظاهر شود بیمار باید سریعا” به بیمارستان ارجاع و به صورت ایزوله بستری شود .
*طبق دستورالعمل از موارد مشکوک در مراکز بهداشتی درمانی منتخب با سواپ از حلق باید نمونه گیری شود و جهت ارسال به آزمایشگاه به مرکز بهداشت استان ارسال گردد .
آیا برای این بیماری داروی اختصاصی در دسترس می‌باشد؟
دو دسته دارو برای درمان بیماری آنفلوانزا وجود دارد.ولی بسیاری از موارد آنفلوانزای جدید گزارش شده در انسان‌ها بدون نیاز به مداخلات طبی و مصرف داروهای ضد ویروسی به طور کامل بهبود یافته‌اند و در موارد خاصی نیاز به استفاده از داروهای ضد ویروسی می باشد . تعداد ویروس‌های آنفلوانزا مقاوم به داروهای ضد ویروسی در حال گسترش است که ناشی از مصرف بی دلیل داروها می باشد . بیمارانی که از دارو استفاده می کنند لازم برای شش ماه از حاملکی جلو گیری نمایند .این دارو تنها در اختیار سیستم بهداشتی کشور می باشد .
فعلا”درمان تنها برای بیمارانی شروع می شود که :
-۱تست آزمایشگاهی آنها مثبت شده (تائید قطعی) و دارای علائم بیماری هستند.
-۲موارد مشکوک که حال عمومی آنها نامناسب بوده و بستری شده اند.
- ۳موارد مشکوک که جزء گروههای شدیدا” در معرض خطر می باشند.
مهم این است که تمام موارد مشکوک را جدی گرفته و آموزش دهیم تا مراقبت نمایند بیماری به دیگران منتقل نشود چون تقریبا” تمام بیماران بدون نیاز به داروی اختصاصی بهبود می یابند و کمتر از ۵% بیماران نیاز به درمان دارند .
* برای پیشگیری از ابتلاء به این بیماری چه کنیم ؟
از آنجا که بیماری در بسیاری از کشورها دیده شده ولی در داخل جمعیت کشورمان هنوز ویروس به چرخش در نیامده است لذا توصیه می گردد از سفرهای خارجی غیر ضروری ( به ویژه افراد در معرض خطر زیاد ) خوددار ی نمایند و در صورت ضرورت سفر نکات زیر مورد توجه قرار گیرد :
• از حضور در مکان های پر تردد و شلوغ حدالامکان خودداری کنند.
• در طول سفرخواب و استراحت کافی داشته باشند.
• از تماس نزدیک ( حداقل یک متر ) با افراد بیمار خودداری نمایند.
• در صورت تماس با افراد بیمار حتما” با پزشک مشورت کنند .
• دستهای خود را بطور مکرر با آب و صابون بشویند .
• در صورت بروز علائم تب ، سردرد ، گلودرد ، سرفه ، دردهای عصلانی( کوفتکی بدن) بلافاصله به پزشک مراجعه کنند.
• اگر طی ۷ روز بعد از ورود به کشور نیز علائم فوق بروز کرد ضرورت دارد به مراکز بهداشتی درمانی یا پزشک مراجعه و یادآوری کنید اخیرا” خارج از کشور بوده اید.
*در صورت ابتلاء به علائم این بیماری برای جلوگیری از سرایت به دیگران چه کنیم ؟
• حتی الامکان در مدت بیماری در منزل بمانند و استراحت کنند .
• در صورت نیاز به ترک منزل و در زمان حصور در اماکن شلوغ از ماسک تنفسی استفاده کنند .برای این منظور استفاده از ماسک های معمولی ( ماسک های جراحی موجود در داروخانه ها ) کفایت می نماید و باید توجه کرد از ماسک باید به صورت محدود استفاده کرد و حداکثر هر یک ساعت و یا در ضورت مرطوب شدن در اثر تنفس می بایست تعویض گردد .
• از تماس دستهای آلوده با چشم ، دهان و بینی خوداری کنند.
• از تماس دستهای آلوده با سطوح و وسایل مشترک( دستگیره دربها ،…. ) خودداری گردد.
• سطوح آلوده را می توان با محلول وایتکس (۱۰% ) رقیق یا الکل ۷۰ درجه ضد عفونی کرد.
• سعی شود پس از برگشت از سفر نیز از بوسیدن و در آغوش گرفتن افرادی که برای گرامی داشتن انها از سفر مراجعه می نمایند خودداری گردد.
• آداب تنفسی رعایت گردد ( موقع عطسه و سرفه با استفاده از دستمال کاغذی جلو دهان خود را بگیرند )
• دستمال های کاغذی آلوده را بصورت صحیح دفع شود(انداختن در ظرف زباله درب دار یا قرار دادن داخل پلاستیک و بستن درب پلاستیک سپس قرار دادن در ظرف زباله )
• از روبوسی با سایرین خودداری گردد.
• از دست دادن با دستهای آلوده به دیگران خوداری گردد.
طبق توصیه سازمان جهانی بهداشت تنها دو اقدام شستشوی مکرر دستها و رعایت آداب تنفسی ( پوشاندن دهان و بینی موقع عطسه و سرفه ) می تواند بطور چشمگیری از انتشار بیماری جلو گیری نماید .

ghazal_ak
07-11-2009, 10:40
تعریف بیماری
آنفلوانزای خوکی یک بیماری تنفسی خوک ها است که بوسیله ویروس آنفلوانزای( A ( H1N1 و H3N3 در خوکی ایجاد می شود . بیماری فعلی که در حال حاضر در بین انسانها در کل دنیا در جریان است تغییر در ژنوم ویروس H1N1 را شاهد هستیم. و در واقع بیماری آنفلوانزای خوکی با منشاء آنفلوانزای H1N1 نوع A بین انسان و خوک مشترک است . اما در حال حاضر این بیماری در حال انتشار سریع و انفجاری در بین انسانها است و از انسان به انسان با سرعت بالا انتقال می یابد . و برای انتشار و سرایت آ« و آلوده بودن یک جامعه نیازی به وجود خوک نیست .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، انسانها بطور طبیعی مبتلا به آنفلوانزای خوکی نمی شوند ولی آلودگی انسان گزارش شده است و بیماری می تواند به انسان نیز منتقل شده موجب بیماری شدید با مرگ و میر گردد .
راههای پیشگیری از بیماری آنفلوانزای خوکی رابدانیم :
۱-دستها به طورمرتب شسته شود
۲-درهربار عطسه وسرفه ازیک دستمال کاغذی جدید استفاده شده ودستمال قبلی در سطل
زباله دردار انداخته شده ودستها مجددا شسته شود.
۳-برای پیشگیری از انتقال بیماری به دیگران ، فرد دارای علایم یا مبتلا به بیماری ،باید به
مدت ۷روز درمنزل استراحت نموده وبه هیچ عنوان بادیگران درتماس نباشدو از منزل خارج نشود.
۴-تازمانی که خطر ابتلا درجامعه وجود دارد هنگام ارتباط بادیگران فاصله یک متر رعایت شود .
۵-از مسافرتهای غیر ضروری به خارج ازکشور خودداری شود.
۶-از دیده بوسی و دست دادن با حجاج و مسافران خارج از کشور خودداری شود.
علائم بیماری آنفلوانزای خوکی:
علائم آنفلوانزای خوکی همانند علائم آنفلوانزای معمولی است و عبارتست از
تب به همراه علایم زیر:
سرفه ، گلو درد ، سردرد
لرز ، کوفتگی بدن واحساس خستگی
اسهال و استفراغ در بعضی از بیماران
علائم این بیماری چیست ؟
تب با یکی از علائم ذیل :
۱- سرفه
۲-گلودرد
۳- بدن درد
۴- سردرد
۵- لرز و خستگی
۶- در بعضی افراد تهوع و استفراغ هم دیده می شود.
همچنین علائم زیر :
تب بالای ۳۸ درجه- سردرد- دردعضلات- خستگی و کوفتگی شدید- آبریزش بینی- اشک ریزش- سرفه خشک – سوزش گلو- عطسه – لرز – بی اشتهایی – درد مفاصل – تهوع و استفراغ – اسهال – پنومونی شدید – نارسایی تنفسی