PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : زلزله






    

Ramana
19-04-2010, 00:57
زمين لرزه يكي از وحشتناك ترين پديده هاي طبيعت محسوب مي شود. اغلب زميني را كه روي آن ايستاده ايم، به صورت تخته سنگ هاي صلب و محكمي تصور مي كنيم كه از استحكام زيادي برخوردار است. هنگامي كه زمين لرزه اي روي مي دهد براي لحظه اي اين تصور بر هم مي ريزد، اما طي همان لحظه كوتاه خسارت هاي شديدي وارد مي شود. با توجه به پيشرفت هايي كه در حوزه علوم مختلف صورت گرفته است، دانشمندان توانسته اند نيروهايي را كه باعث زمين لرزه مي شود، شناسايي كنند. علاوه بر آن با استفاده از فناوري هاي نوين مي توان شدت يك زلزله و مكان آن را حدس زد. مهم ترين كار باقي مانده آن است كه راهي براي پيش گويي زمين لرزه بيابيم تا مردم هنگام وقوع آن غافلگير نشوند.
تكان هاي زمين:

زمين لرزه در واقع ارتعاشي است كه در طول پوسته زمين به حركت در مي آيد. اگر يك كاميون بزرگ از نزديكي منزل شما عبور كند، خيابان را به لرزه مي آورد و شما احتمالاً لرزه هاي خانه را احساس مي كنيد، در اين حالت مي توان گفت كه زمين لرزه كوچكي رخ داده است، اما كلمه زمين لرزه معمولي به حوادثي اطلاق مي شود كه در آن منطقه بزرگي همانند يك شهر تحت تأثير اين لرزش قرار گيرد.
براي وقوع يك زمين لرزه چند دليل مي توان ذكر كرد:
- فوران گدازه هاي آتشفشاني
- برخورد يك شهاب سنگ
- انفجارهاي زيرزميني (براي مثال يك آزمايش هسته اي زيرزميني)
- فرو ريختن يك سازه (همانند تخريب يك معدن)
اما اصلي ترين دليل وقوع زمين لرزه را مي توان حركات صفحه هاي (Plates) زمين دانست.هر از گاهي در اخبار مي شنويم كه زمين لرزه اي روي داده است، اما بايد دانست كه زمين لرزه پديده اي است كه هر روز در كره زمين روي مي دهد. براساس تحقيقات جديد هرساله حدود سه ميليون زمين لرزه روي مي دهد، يعني هشت هزار زمين لرزه در روز يا هر 11 ثانيه يك زمين لرزه.
- حركت صفحه ها در خلاف جهت يكديگر و دور شدن از هم.
- ضمن حركت در خلاف جهت به همديگر بمالند.
اگر دو صفحه از يكديگر دور شوند گدازه هايي كه از سنگ هاي مذاب تشكيل شده اند، از بين صفحه هاي پوسته زمين خارج مي شوند (اين عمل اغلب در كف اقيانوس ها روي مي دهد) هنگامي كه اين گدازه ها سرد شوند، سخت شده و به شكل پوسته هاي جديد در مي آيند كه فاصله بين دو صفحه را پر مي كنند. اگر دو صفحه به سمت يكديگر به حركت درآيند، معمولاً يك صفحه به زير صفحه ديگر مي خزد. در بعضي موارد، هنگامي كه دو صفحه به يكديگر فشار مي آورند، براي هيچ كدام از صفحه ها امكان ندارد كه به زير صفحه ديگر برود، در اين صورت اين دو صفحه ضمن فشار آوردن به همديگر يك رشته كوه را به وجود مي آورند. در بعضي مواقع نيز صفحه ها ضمن عبور از كنار يكديگر به همديگر فشار وارد مي كنند. براي مثال تصور كنيد يك صفحه به سمت شمال و ديگري به سمت جنوب حركت كند. در اين صورت اين صفحه ها از محل تماس به يكديگر نيرو وارد مي سازند. در جايي كه اين صفحات به يكديگر مي رسند، گسل تشكيل مي شود. در حقيقت گسل ترك هايي در پوسته زمين است كه در دو طرف صفحه هايي كه در خلاف جهت يكديگر در حال حركت هستند، مشاهده مي شود. احتمال وقوع زلزله در اطراف خطوط گسل بيشتر از هر جاي ديگر است. گسل ها انواع مختلفي دارند كه براساس موقعيت خط گسل و چگونگي حركت دو صفحه نسبت به هم تقسيم بندي مي شود. در تمام انواع گسل ها، صفحه ها كاملاً به يكديگر فشار وارد مي سازند و در نتيجه هنگام حركت آنها اصطكاك شديدي به وجود مي آيد. اگر نيروي اصطكاك بسيار شديد باشد مانع حركت آنها مي شود در اين حالت فشاري كه باعث ايجاد گسل مي شود افزايش مي يابد. اگر ميزان اين فشار از حد معيني بيشتر شود، بر نيروي اصطكاك غلبه مي كند و صخره ها ناگهان مي شكنند.به عبارت ديگر، هنگامي كه صخره ها به يكديگر فشار وارد مي كنند، انرژي پتانسيل به وجود مي آيد و هنگامي كه صخره ها به حركت درمي آيند، انرژي پتانسيل به جنبشي تبديل مي شود. اغلب زمين لرزه ها در اطراف مرز صفحه هاي زمين ساختي روي مي دهد زيرا در اين منطقه در اثر حركت صفحه ها منطقه گسل به وجود مي آيد كه داراي گسل هاي متعدد و به هم پيوسته اي است. در منطقه گسل، آزاد شدن انرژي جنبشي در يك گسل ممكن است باعث افزايش انرژي پتانسيل در گسل كناري شود كه اين عمل به زمين لرزه ديگري منجر مي شود. به همين دليل است كه گاهي در يك منطقه كوچك زلزله هاي متعددي در فاصله هاي زماني كم روي مي دهد.البته گاهي اوقات زمين لرزه هايي در وسط اين صفحه ها نيز روي مي دهد. يكي از شديدترين زمين لرزه هاي ثبت شده زمين لرزه اي است كه در صفحه قاره اي آمريكاي شمالي در سال 1811 و 1812 اتفاق افتاد. دانشمندان در دهه 1970 دريافتند كه احتمالاً منشاء اين زمين لرزه يك منطقه گسل 600 ميليون ساله است كه زير لايه هاي متعدد سنگ و صخره مدفون شده بود.
امواج زمين لرزه :

درست مثل هنگامي كه درسطح آب اغتشاش روي مي دهد، انرژي آن به صورت امواج منتقل مي شود، وقتي كه شكست يا جابه جايي در پوسته زمين روي مي دهد، انرژي آن به صورت امواج زمين لرزه منتقل مي شود. در هر زمين لرزه اي چند نوع موج مختلف مشاهده مي شود. امواج اصلي از لايه هاي داخلي زمين عبور مي كنند، در حالي كه امواج سطحي از سطح مي گذرند. اغلب ويراني هاي زلزله توسط امواج سطحي - كه امواج L هم ناميده مي شوند _ به وجود مي آيد، زيرا اين امواج ارتعاشات شديدي را به وجود مي آورند. هنگامي كه امواج اصلي به سطح زمين رسيدند، امواج سطحي را به وجود مي آورند.
امواج اصلي خود به دو گروه مهم تقسيم بندي مي شوند:
امواج اوليه كه امواج P نيز ناميده مي شوند، با سرعت 5/1 تا 8 كيلومتر در ساعت حركت مي كنند. سرعت حركت اين امواج به جنس زميني كه اين امواج از آنها عبور مي كنند بستگي دارد. سرعت اين امواج از موج هاي ديگر بيشتر است و بنابراين سريع تر به سطح زمين مي رسند. اين امواج قابليت عبور از جامدات، مايعات و گازها را دارند و به همين دليل به طور كامل از زمين عبور مي كنند. وقتي كه اين امواج از صخره ها عبور مي كنند، در مسير حركت خود به آنها به سمت جلو و عقب فشار وارد مي كنند.
امواج ثانويه امواج S ناميده مي شوند و مدت كوتاهي بعد از امواج P مي رسند. اين امواج هنگام حركت خود، صخره ها را به سمت بالا فشار مي دهند، يعني ارتعاش صخره ها عمود بر مسير حركت اين امواج است. امواج S برخلاف امواج P نمي توانند در داخل زمين به خط مستقيم حركت كنند. اين امواج فقط از مواد جامد مي گذرند و به همين دليل هنگامي كه در مركز زمين به مايع برسند، متوقف مي شوند.با اين همه هر دو نوع موج از سطح زمين مي گذرند و بنابراين مي توان آنها را در آن سوي نقطه اي كه زمين لرزه روي داده است، شناسايي كرد. در هر لحظه تعداد زيادي امواج زلزله اي ضعيف در قسمت هاي مختلف زمين قابل شناسايي است. امواج سطحي را مي توان تا حدودي به امواج آب تشبيه كرد. چرا كه امواج سطحي حين حركت، سطح زمين را به سمت بالا و پايين مي رانند. حركت اين امواج باعث ويراني هاي شديدي مي شود، چرا كه صخره ها و پي ساختمان ها را به ارتعاش مي آورد. امواج L از همه كندتر هستند به همين دليل شديدترين لرزش ها در پايان يك زمين لرزه روي مي دهد.
شناسايي كانون زلزله :

همان طور كه ذكر شد سه نوع مختلف موج زلزله وجود دارد كه هر كدام با سرعت مشخصي حركت مي كند. به رغم آنكه سرعت دقيق امواج P و S بسته به جنس و نوع ماده اي كه اين امواج از آن عبور مي كنند، متغير است، نسبت سرعت حركت آن دو در تمام زمين لرزه ها تقريباً ثابت باقي مي ماند.معمولاًسرعت امواج P،حدود6/1برابرسرعت امواج S است. دانشمندان مي توانند با استفاده از اين نسبت، فاصله بين هرنقطه از سطح زمين را با كانون زمين لرزه محاسبه كنند. كانون زلزله مكاني است كه امواج زمين لرزه از آنها شروع شده اند. براي تشخيص كانون زلزله از ابزاري استفاده مي شود كه زلزله نگار ناميده مي شود. زلزله نگار دستگاهي است كه امواج مختلف را ثبت مي كند. براي يافتن فاصله بين زلزله نگار و كانون زلزله، دانستن زمان رسيدن اين امواج نيز ضروري است. با در اختيار داشتن اين اطلاعات، اختلاف زماني بين رسيدن اين امواج محاسبه شده و سپس نمودار ويژه اي رسم مي شود كه در آن فاصله اي را كه موج مي تواند طي مدت اختلاف زماني محاسبه شده طي كند، به دست مي آيد. اگر اطلاعاتي از اين دست را از سه يا چند نقطه مختلف به دست آوريم، مي توان مكان كانون زلزله را به دست آورد. براي اين كار كافي است كه كره اي فرضي حول هر يك از زلزله نگار ها رسم كرد كه در آن مكان اندازه گيري به عنوان مركز كره و فاصله محاسبه شده تا كانون زلزله به عنوان شعاع كره در نظر گرفته مي شود. پس سطح كره مورد نظر نشان دهنده تمام نقاطي است كه از زلزله نگار به اندازه مورد نظر فاصله دارد. بنابراين كانون زلزله مورد نظر بايد در جايي در سطح اين كره قرار داشته باشد. اگر دو كره را بر اساس اطلاعات به دست آمده از دو زلزله نگار مختلف رسم كنيد، از تقاطع دو كره يك دايره به دست مي آيد. از آنجايي كه كانون زلزله بايد در سطح هر دو كره قرار گرفته باشد، محيط دايره اي كه از تقاطع دو كره به دست مي آيد، نشان دهنده تمام كانون هاي ممكن براي زلزله مورد نظر است. از تقاطع كره سوم با اين دايره فقط دو نقطه حاصل مي شود كه نشان دهنده كانون هاي محتمل براي زلزله است. از اين دو نقطه يكي در سطح زمين قرار دارد و ديگري در هوا، با توجه به آنكه كانون زلزله هميشه در سطح زمين قرار دارد، نقطه موجود در هوا كنار گذاشته شده و نقطه موجود در سطح زمين نشان دهنده مكان واقعي كانون زلزله است.
درجه بندي دامنه و شدت زلزله :

در هنگام وقوع زلزله بارها با كلمه مقياس ريشتر مواجه مي شويم. شايد كلمه مقياس مركالي هم به گوشتان رسيده باشد هرچند كه كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد. اين دو مقياس قدرت يك زلزله را از دو جنبه مختلف بيان كنند. از مقياس ريشتر براي بيان بزرگي يك زمين لرزه يعني مقدار انرژي آزاد شده طي يك زمين لرزه استفاده مي شود. اطلاعات مورد نياز براي محاسبه بزرگي زمين لرزه را از لرزه نگار به دست مي آورند. مقياس ريشتر لگاريتمي است يعني افزايش يك واحد در مقياس ريشتر نشان دهنده افزايش ده واحدي در دامنه موج است. به عبارت ديگر دامنه موج در زلزله 6 ريشتري ده برابر دامنه موج زلزله 5 ريشتري است و دامنه موج 7 ريشتر 100 برابر زلزله 5 ريشتري است. مقدار انرژي آزاد شده در زلزله 6 ريشتري 7/31 برابر زلزله 5 ريشتري است. بزرگترين زلزله ثبت شده 5/9 ريشتر شدت داشت، هرچند كه مطمئناً زلزله هاي شديدتري در تاريخ طولاني زمين روي داده است. عمده زلزله هايي كه روي مي دهد كمتر از 3 ريشتر قدرت دارند. زمين لرزه هايي كه كمتر از ? ريشتر شدت داشته باشند، نمي توانند ويراني هاي چنداني به بار آورند. زلزله هايي كه 7 ريشتر يا بيشتر قدرت داشته باشند، زلزله هاي شديدي محسوب مي شوند.مقياس ريشتر فقط يكي از عواملي است كه تبعات يك زلزله را بيان مي كند. قدرت تخريبي يك زلزله علاوه بر قدرت آن به ساختار زمين در منطقه مورد نظر و طراحي و مكان سازه هاي ساخت بشر بستگي دارد. ميزان ويراني هاي به بار آمده را معمولاً با مقياس مركالي بيان مي كنند.دانشمندان مي توانند درجه مقياس ريشتر را درست پس از زمين لرزه و زماني كه امكان مقايسه اطلاعات از ايستگاه هاي مختلف زلزله نگاري به وجود آمده، معين كنند. اما درجه مركالي را نمي توان به اين سرعت مشخص كرد و لازم است كه محققان زماني كافي براي بررسي اتفاقاتي كه حين زمين لرزه روي داده است، در اختيار داشته باشند. هنگامي كه تصور دقيقي از ميزان خسارت هاي وارده به عمل آمد، مي توان درجه مركالي مناسب را تخمين زد.
مقابله با زمين لرزه :

طي پنجاه سال اخير اطلاعات زيادي در مورد زلزله كسب كرده و فرآيند وقوع آن را بهتر از پيش درك مي كنيم، اما هنوز هم براي مقابله با آن كاري نمي توانيم انجام دهيم. زمين لرزه ها توسط فرآيندهاي بنيادين و قدرتمند زمين شناختي كه خارج از حيطه كنترل ما هستند، به وجود مي آيند. اين فرآيندها نسبتاً غير قابل پيش بيني است، بنابراين در حال حاضر اين امكان وجود ندارد كه به مردم گفت دقيقاً چه وقت زلزله روي مي دهد. اين امواج زلزله اي ثبت شده، مي تواند به ما اطلاع دهد كه ارتعاش هاي بسيار قويتري در راه است، اما اين اطلاعات مي تواند فقط چند دقيقه پيش از وقوع زلزله به ما اخطار دهد. دانشمندان مي توانند برپايه حركت هاي صفحه ها در زمين و موقعيت منطقه هاي گسل، پيش بيني كنند كه در كدام مناطق احتمال وقوع زلزله زياد است. همچنين با تحقيق در تاريخ زمين لرزه هاي روي داده در منطقه مورد نظر، زمان احتمالي وقوع زلزله را پيش بيني كنند. با اين همه اين پيش بيني ها معمولاً بسيار ضعيف هستند. اما پيش بيني دانشمندان در مورد پس لرزه ها دقيق تر است. پس لرزه ها، لرزه هايي است كه پس از زلزله اوليه روي مي دهد. اين پيش بيني ها براساس تحقيق هاي بسيار وسيعي كه در مورد الگوهاي پس لرزه ها انجام شده است، صورت مي گيرد.زلزله شناسان در اين مورد كه چگونه زمين لرزه هايي كه از يك گسل شروع شده اند، مي توانند زلزله هاي ديگري را در گسل هاي متصل به يكديگر به وجود آورند، پيش بيني هاي دقيقي انجام مي دهند. زمينه ديگر تحقيق ارتباط بين بارهاي الكتريكي و مغناطيسي در صخره ها و زمين لرزه است. بعضي از دانشمندان بر اين عقيده اند كه اين ميدان الكترومغناطيسي پيش از زمين لرزه تغيير مي كند. علاوه بر اين زلزله شناسان خروج گاز از زمين و تغيير شكل زمين را به عنوان علائم اخطار دهنده زمين لرزه مي شناسند. با اين همه در بسياري از موارد نمي توان زمين لرزه را با دقت كافي پيش بيني كرد. پس براي مقابله با زمين لرزه چه كاري مي توان انجام داد؟ عمده پيشرفت هايي كه طي 50 سال گذشته حاصل شده است به آمادگي براي زلزله و مخصوصاً حيطه مهندسي عمران مربوط مي شود. طي چند دهه اخير استانداردهايي براي ساخت ساختمان ها در نظر گرفته شده است تا مقاومت آنها در برابر نيروي امواج زمين لرزه افزايش يابد. از استانداردهاي جديد مي توان به تقويت مصالح اشاره كرد. طراحي بناها به شيوه اي كه از انعطاف پذيري لازم براي جذب ارتعاش ها برخوردار باشند بدون آنكه تخريب شوند،يكي ديگر از اين روش هاست. طراحي ساختمان ها به شيوه اي كه بتوانند اين ضربه ها را بگيرند، مخصوصاً در مناطقي كه زلزله خيز هستند، از اهميت بسياري برخوردار است.يكي ديگر از مولفه هاي آمادگي، آموزش مردم است. امروزه بسياري از سامان هاي دولتي در اغلب كشورها دفترچه هاي راهنمايي منتشر مي كنند كه در آن چگونگي وقوع زلزله، راهنمايي هايي در مورد حفاظت خانه در برابر زلزله هاي احتمالي و فعاليت هايي كه در زمان وقوع زلزله بايد انجام داد، گردآوري شده است.
اما آيا مي توان زمين لرزه ها را پيش بيني كرد؟

از لحاظ نظري كاملاً واضح است كه اگر پارامترهاي دخيل در تنش هاي پوسته زمين را بدانيم بايد بتوانيم زلزله ها را پيش بيني كنيم. عقيده عمومي در دهه 1960 و 1970 اين بود كه با بررسي دقيق سابقه حركات گسل ها، الگوهايي قابل پيش بيني به دست خواهند آمد. علاوه بر اين تصور مي شد كه الگوهاي غيرعادي كوتاه مدت رفتار حركات گسل ها پيش از زمين لرزه قابل پيش بيني هستند و لذا مي توان ساعت ها و روزها پيش از وقوع زمين لرزه به مردم اطلاع داد تا نواحي خطرناك را تخليه كنند. اما امروز كاملاً روشن شده است كه پيش بيني وقوع زمين لرزه بسيار پيچيده تر از آني است كه در ابتدا تصور مي شد. امروزه مي دانيم كه زلزله ها چه از لحاظ زماني و چه از لحاظ مكاني گه گاهي و پراكنده هستند. به جاي تلاش كردن براي پيش بيني اينكه چه هنگامي شهرهاي ما ويران خواهند شد، بايد بر اطمينان يافتن از سالم ماندن آنها هنگام بروز زلزله متمركز شد. يكي از موانع عمده در پيش بيني دقيق زلزله اين است كه گسل ها جدا از هم عمل نمي كنند. هنگامي كه در يك گسل شكست رخ مي دهد، تنش حاصل مي تواند به گسل ديگري منتقل شود و اين امر ادامه مي يابد. تغيير كشش درون پوسته زمين الگوهايي با تغيير تدريجي دارد كه دانشمندان اطلاع دقيقي از آن ندارند. با اين حال تلاش ها براي پيش بيني زلزله ها همچنان از راه هاي مختلف ادامه پيدا كرده است. اين تلاش ها در 20 سال گذشته عمدتاً در سه حوزه زير متمركز بوده است.
1- فرضيه پيش بيني درازمدت

در اين حوزه دانشمندان از روش ها و رويكردهايي استفاده مي كنند تا زمان تقريبي وقوع زمين لرزه ها را در آينده درازمدت تخمين بزنند. هيچ كدام از اين روش ها نمي توانند لحظه دقيق زماني يا شدت دقيق زلزله را معين كنند، اما مي توانند تقريبي از آنها به دست دهند. بنابراين اطلاعات مفيدي در اختيار خواهد بود كه احتياطات لازم در مواردي مانند مقاوم سازي ساختار بناها انجام شود. براي مثال اگر به مهندسان گفته شود كه ساختمان يا پلي را كه طراحي مي كنند بايد بتواند ضربه اي حداكثر 5/0 گرم در 50 سال آينده تحمل كند، آنها ساختمان را طوري طراحي مي كنند كه اين خصوصيت را دارا باشد. در پيش بيني درازمدت زلزله چند مسئله مورد بررسي قرار مي گيرد.
الف- فاصله بازگشت
اين فاصله به ما مي گويد زلزله ها با چه تناوبي در يك گسل معين رخ مي دهند، و حداكثر حركات زمين كه احتمال دارد در يك ناحيه معين و در يك دوره معين زماني ايجاد كنند چقدر است. اين فاصله با كسب كردن اطلاعات از چند منبع متفاوت به دست مي آيد: سوابق تاريخي زلزله ها، شواهد زمين شناختي (اثراتي كه زلزله ها به جاي مي گذارند) و شواهد زمين سنجي (ميزان كششي كه در صخره ها به وجود مي آيد). براساس اين فرضيه كه زلزله هاي بزرگ در فواصل دوره هاي مشابه زماني رخ مي دهند، داده هاي حاصل از منابع بالا مي توانند احتمال زلزله هاي آينده را پيش بيني كنند. با اين حال دقت اين پيش بيني درازمدت براساس فواصل بازگشت كاملاً محدود است زيرا وقايع درون يك گسل ممكن است به خاطر به وجود آمدن نيروهاي جديد از دوره اي به دوره اي ديگر تفاوت كند.
ب _ پيگيري تغيير شكل هاي زمين
يك راه ديگر پيش بيني زلزله ها اندازه گيري ميزان جابه جايي زمين در طول يك گسل است. براساس همين روش «هري اف رايد»، يك زلزله شناس كاليفرنيايي توانست پيش بيني كند كه شوك بعدي در گسل سنت آندرئاس در كاليفرنيا حدود يكصد سال پس از زلزله بزرگ حاصل از اين گسل در سال 19 06 به وجود مي آيد. اندازه گيري هايي كه پيش از اين زلزله انجام شده بود نشان داده بود كه زمين به طور متوسط 65/0 متر در هر ده سال تحت كشش و جابه جايي قرار مي گيرد. رايد خاطرنشان كرد از آنجا كه حداكثر جابه جايي در طول اين گسل در زلزله 1 9 6، 5/6 متر بوده است بنابراين احتمالاً نتيجه يك قرن تجمع كشش در زمين است، زلزله اي با شدت مشابه زلزله 1906 در اين گسل حدوداً 100 سال بعد رخ مي دهد. امروزه ماهواره ها مي توانند با فراهم آوري اطلاعات موقعيت دقيق (GPS) به زلزله شناسان امكان دهند ميزان دقيق تغيير شكل پوسته زمين و محل دقيق آن را تعيين كنند. اندازه گيري هاي مكرر مي تواند نشان دهد كه آيا گسل در حال لغزش هست يا نه. بنابراين سرعت جابه جايي و ميزان كشش در هر ناحيه گسل را مي توان شناسايي كرد و پيش بيني هاي حتي بهتري را انجام داد.
ج _ فرضيه شكاف لرزه اي
فرض اصلي در اين مورد اين است كه زلزله هاي بزرگ گرايش دارند كه هر بار در مكان مشابهي رخ دهند، اگر نمودار همه زلزله هاي بزرگ روي حد مرزهاي صفحات زمين را داشته باشيد، متوجه مي شويد كه آنها قطعات جداگانه مجاوري از يك حد مرز پر مي كنند. شكاف لرزه اي (Seisemic gap) قطعه اي است كه در آن براي مدتي طولاني زلزله اي رخ نداده است اما سابقه تاريخي يك زمين لرزه در آن ناحيه در گذشته وجود دارد.
2 _ يافتن گسل هاي جديد

يافتن گسل هاي جديد علاوه بر گسل هاي از قبل فعال، مي تواند بر دانشمندان در پيش بيني بروز بالقوه زلزله ها در مكان هاي غيرمنتظر كمك كند. شواهد متعددي در يك منطقه مي تواند به وجود گسل هايي دلالت كند كه براي مدت هاي بسياري در زمان هاي اخير حركت نكرده اند از جمله: اين گسل ها در چشم انداز منطقه برجستگي هاي مستقيم طولاني اي تشكيل مي دهند كه مي توانند توپوگرافي محلي و زهكشي طبيعي را تغيير دهند. بنابراين آنها زمين هايي اعوجاج يافته و درياچه و حوضچه هايي تشكيل شده از انحناي زمين به سمت پايين به جاي مي گذارند. آنها مي توانند محل ظهور چشمه ها باشند و به خاطر زهكشي طبيعي اغلب در طول مسيرشان از پوشش گياهي انبوهي پوشيده شده اند. گسل ها را مي توان به وسيله بررسي هاي انعكاس امواج شناسايي كرد، كه از طريق ثبت امواج انعكاس يافته كه يك شوك انفجاري از حد مرزهاي لايه هاي پوسته زمين انجام مي شود. صخره هاي موجود در طول خطوط گسل گاه به گاه به علت زلزله ها متلاشي مي شوند. همه يخچال ها و نهرها در طول شكاف هاي حاصل به راه مي افتند و ممكن است دره هاي بزرگي در طول يك گسل پوسته زمين به وجود آيد.
3- علائم زلزله قريب الوقوع

انواع بسيار متفاوتي از فعاليت هاي كوتاه مدت، كه طول آنها از چند روز تا چندسال تغيير مي كند، قبل از زلزله هاي بزرگ ذكر شده اند. زلزله شناسان به دنبال الگوهاي منظم در چنين پيش درآمدهاي كوتاه مدتي هستند. از يك طرف امواج ضربه اي پيشيني (foreshocks)، مجموعه اي از لرزه هاي خفيف يا دوره هاي بدون لرزه پيش از زلزله هاي بزرگ گزارش شده اند، گرچه آنها لزوماً هميشه رخ نمي دهند. رفتارهاي غيرعادي حيوانات نيز كه به عنوان پيش بيني كننده زلزله ذكر شده است هميشگي نيست. از طرف ديگر تنش فوق العاده صخره ها كه درشرف جابه جايي هستند باعث گرم شدن، تغيير شكل و انبساط آنها پيش از زلزله مي شود و بنابراين شماري از تغييرات در پوسته زمين پيش از زلزله رخ مي دهد و دانشمندان از وسائل گوناگوني براي اندازه گيري و ثبت اين تغييرات استفاده مي كنند؛ هر چند كه هيچ كدام از اين موارد نيز پيش بيني كننده قطعي و دقيق زلزله نيستند. از جمله اين تغييرات اينها هستند. گاهي زمين ممكن است در حد چند ميلي متر يا سانتي متر پيش از زلزله انحنا پيدا كند. انحنا سنج هايي (Tiltmeter) كه در سوراخ هاي عميق و با دقت حفر شده قرار داشته باشند، مي توانند اين پديده را كشف كنند. تغييراتي در سرعت امواج لرزه اي در صخره هاي تحت تنش قرار گرفته نزديك به گسل يافت شده است. شكاف هاي ذره بيني در صخره تحت تنش قرار گرفته نسبت به جهتي كه تنش بر آنها وارد مي شود به هم مي پيوندند و اين امر مي تواند بر چگونگي عبور لرزه هاي خفيف از ميان آنها تاثير بگذارد. گاز رادون ممكن است از اين شكاف هاي ريز تازه به وجود آمده در يك صخره تحت فشار ساطع شود. آبي كه به درون صخره نفوذ مي كند مواد شيميايي از جمله رادون را از صخره جذب مي كند و در نتيجه محتواي شيميايي چنين موادي در آب چاه هاي منطقه افزايش مي يابد. جريان يافتن آب هاي زيرزميني به درون شكاف هاي صخره ها ممكن است باعث كاهش سطح سفره آب زيرزميني منطقه شود. دربعضي از صخره هاي نزديك به نقطه جابه جايي گسل ممكن است تغيير رسانايي الكتريكي ثبت شود .
منابع:
Cloudysky.ir

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Ramana
19-04-2010, 01:05
در هر سال زلزله ها موجب مرگ هزاران نفر مي شود چه به صورت مستقيم چه به صورت نتايجي مثل سونامي، رانش زمين، آتش سوزي و قحطي. وقتي که گسل هاي زمين (محل برخورد صفحات زمين ساختي) با هم برخورد مي کنند. امواجي از انرژي آزاد مي کنند که موجب تکان خوردن زمين زير پاي ما مي شود.
دانشمندان بزرگي لرزه ها را با مقياس ريشتر اندازه گيري مي کنند. اين مقياس بزرگي لرزه ها را به ارقام بيان مي کند مثل 6.0 يا 2.7. يک لرزه ي 5.0ريشتري برابر با انفجار 32 کيلونيوتن مواد منفجره است يعني تقريباً چيزي به اندازه ي قدرت انفجار بمب اتمي که در ناکازاکي منفجر شد. وقتي اين ميزان لرزه يک درجه کامل بالا رود، دامنه ي موج به دهها برابر افزايش مي يابد. در زير مخرب ترين زلزله هاي اخير را خواهيد خواند:
1- ميسوري، 16 دسامبر 1811:

گسل مادريد جويد (The New Madrid) تقريباً نزديک محل برخورد ايالات ميسوري، کنتاکي، آرکانزاس و تنسي ـ 200 سال پيش شاهد زلزله اي به قدرت 8/0 درجه يا بالاتر در مقياس ريشتر بود. لرزه هاي منتشر شده طبق گفته ي گزارشات آن قدر زياد بود که زنگ کليساها را در بوستون در 1500 مايل (2453 کيلومتر) دورتر به صدا در آمد. اين زلزله تأثيرات قابل توجهي هم بر جغرافياي منطقه داشت و آن قدر زمين را بالاآورد که موجب شد رودخانه ي مي سي سي پي برخلاف جريان اوليه اش جريان يابد. خوشبختانه به علت پراکندگي جمعيت درمنطقه فقط يک کشته و مقدار کمي خسارت مالي، نتيجه ي اين زلزله بود.
2- سانفرانسيسکو، 18 آوريل 1906:

زلزله ي عظيم سان فرانسيسکو (با شدت7.8 در مقياس ريشتر) به ساختمان هاي منطقه ي خليج سان فرانسيسکو آسيب وارد کرد. در سان فر انسيسکو ساختمان ها فرو ريخت، شاه لوله هاي آب شکست و ترامواهاي شهري هم به آهن قراضه ها تبديل شدند. اما آمار بالاي 3000 کشته و 524 ميليون دلار خسارت مالي از آتش سوزي بزرگي به وجود آمد که پس از زمين لرزه به وجود آمده بود و بدون وجود آب در شهر براي فرونشاني شعله ها، در تمام شهر گسترش يافت. مردمي که در فاصله اي دور در اورگان جنوبي و نواداي غربي بودند، لرزش ها را با تأخير يک دقيقه اي احساس کردند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
عکس شماره 1

3- جنوب اتحاد جماهير شوروي، 15 اکتبر سال 1948:

اين زلزله که در عشق آباد در ترکمنستان رخ داد، در آن زمان بيش از دو سوم از جمعبت شهر يعني 110 هزار نفر را به کام مرگ برد. زلزله ي 7.3ريشتري بيشتر شهر را تبديل به تلي از پاره آجر کرد و يکي از مخرب ترين زلزله هايي بود که آسياي مرکزي آن را تجربه کرده است. در سال 2002، دولت ترکمنستان براي يادبود اين واقعه ي مخرب سکه هايي ويژه را ضرب کرد که روي آنها عکس هايي از رئيس جمهور نيازف و خانواده ي او وجود داشت (بيشتر آنها در زلزله سال 1948 مرده بودند).
4- جنوب شيلي، 22 مي 1960:

قوي ترين زلزله اي که تاکنون ثبت شده است (9.5 درجه در مقياس ريشتر) در حقيقت سلسله اي از لرزه هاي بزرگ بود که در طول چند ساعت به شيلي جنوبي حمله ور شد. يک سونامي فاجعه انگيز در پي اين زلزله به وجود آمد و قبل از اين که از اقيانوس آرام عبور کند و در هاوايي به آرامش برسد، چندين بار به سواحل شيلي برخورد کرد. در شيلي، در کمتر از 2 روز پس از زلزله، زمين رانش کرد، سيل به راه افتاد و آتش فشان (puyehue) فوران کرد. در کل، علاوه بر آلاسکا، ژاپن، هاوايي و جزاير فيليپين، 5700 کشته و 675 ميليون دلار خسارت مالي ناشي از زلزله شيلي باقي ماند.
هميشه خود زلزله ها موجب به وجود آمدن خسارت نمي شوند بلکه پس لزره ها و سونامي هايي که در پي آنها به وجود مي آيند، هم مي توانند مخرب و مرگبار باشند. در موارد 5 تا 12 در زير مي توانيد نمونه هايي را ببينيد.
5- آلاسکا، 28 مارس 1964:

قدرتمندترين زلزله در تاريخ آمريکا (با زمان 3 دقيقه و9.2 درجه در مقياس ريشتر) در منطقه ي prince william sound در آلاسکا رخ داد (محض اطلاع زلزله ي مرگبار بم در کشور خودمان، فقط 12 ثانيه طول کشيد و قدرت آن هم بر اساس آمار رسمی دانشگاه تهران حدود 6/5 درجه در مقياس ريشتر گزارش شد) خود زلزله موجب کشته شدن 15 نفر شد اما سونامي که در پي آن به وجو آمد و در خليج والدز موج هايي به ارتفاع 60 متر ايجاد کرد بيش از 110 نفر و 311 ميليون دلار خسارت جاني و مالي در پي داشت. شهر Anchorage به طور ويژه اي آسيب ديد و 30 بلوک منطقه ي مرکزي شهر به شدت دچار آسيب شدند.
6- پرو، 31 مي 1970:

اين زلزله ي 7.9 درجه اي در مقياس ريشتر موجب خسارتي به ميزان بيش از 500 ميليون دلار شد و 66 هزار پرويي را کشت. در اين زلزله عامل مرگ بسياري از مردم (همانند زلزله ي بم) فرو ريختتن ساختمان ها بود. دانشمندان مي گويند که صفحه ي زمين ساختي آمريکاي جنوبي به حرکت به سمت غربي به سمت قطعه ي قشري اقيانوس آرام ادامه مي دهند، بنابراين زلزله هاي وحشتناک و خطرناک ديگري در طول سواحل اين قاره محتمل به نظر مي رسد.
7- چين، 27 جولاي 1976:

اين زلزله ي 7.5 درجه اي در مقياس ريشتر، در طول ساليان يکي از بزرگترين زلزله ها در طول حلقه ي آتش (کمر بندي از فعاليت هاي سنگين زمين لرزه اي دور اقيانوس آرام) بوده است. اين زلزله شهر تانگ شان در ساحل جنوب شرقي چين را با بيش از يک ميليون نفر جمعيت مورد حمله قرار داد. آمارهاي رسمي دولت چين بيانگر 250 هزار کشته است اما تخمين هاي ديگر به 655 هزار کشته هم مي رسد.
8- کاليفرنياي مرکزي، 18 اکتبر 1989:

زمين لرزه اي The Loma prietaـ که موجب وارد آمدن خسارت به منطقه ي سان فرانسيسکو شدـ 63 نفر را کشت و حدود 6 ميليارد دلار خسارت بر جاي گذاشت. اين زلزله با قدرت6.9 درجه در مقياس ريشتر، قويترين زلزله در تاريخ منطقه از سال 1906 به شمار مي رود. ال مايکلز گوينده ي ABC که در محل زلزله ها حضور داشت، بعدها به علت گزارشهاي زنده اش از زلزله نامزد دريافت جايزه ي Emmy شد.
9- کاليفرنياي جنوبي، 17 ژانويه 1994:

زلزله ي6.7 ريشتري نورث ريج موجب مرگ 60 نفر و خسارت 44 ميليارد دلاري شد. اين زلزله موجب آسيب به چهل هزار ساختمان در گرانترين و پرجمعيت ترين 4 شهر کاليفرنيا شامل : Sanbernardino, Ventura, Orange, Los Angeles شد. زلزله که در مناطق دوري مثل يوتا و شمال مکزيک هم احساس شد، خوشبختانه در ساعت 4:30 دقيقه رخ داد. در اين زمان بيشتر مردم در مناطقي مثل اتوبان هاي مناطق پرجمعيت، ساختمان هاي اداري و ساختمان هاي پارکينگ که بيشتر فرو ريختند، حضور نداشتند.
10- ژاپن، 17 ژانويه 1995:

اين زلزله ي بزرگ در kobe در ژاپن،6.9 درجه در مقياس ريشتر اندازه گيري شد. اين زلزله بيش از 5000 نفر را کشت و بيش از 100 ميليارد دلار خسارت مالي بر جاي گذاشت که اين رقم موجب تبديل اين زلزله به پرهزينه ترين زلزله در تاريخ شد. اين ميزان خسارت مالي بالا به علت فرو ريختن يا وارد شدن آسيب به بيش از 200 ساختمان در مناطق اعيان نشين بود. به طور اتفاقي، زلزله ي kobe (يا آن طور که در ژاپن شناخته مي شود زلزله اي عظيم Hanshin) همزمان با اولين سالگرد زلزله ي نورث ريج اتفاق افتاد.
11- اندونزي، 26 دسامبر 2004:

اين زلزله ي عظيم که در سواحل غربي جزيره ي سوماترا اتفاق افتاد ودر پي آن سونامي رخ داد، حداقل 230 هزار نفر (و شايد 290 هزار نفر) را در 12 کشور کشت که حدود 168000 نفر از آنها تنها در اندونزي کشته شدند. اين زلزله9.1 درجه در مقياس ريشتر ثبت شد و مدت ها در خاطره ها ماند که امواج کشنده ي آن موجب مرگ و مير در تمام کشورهاي اطراف اقيانوس هند شد. دانشمندان مي گويند اين زمين لرزه آن قدر قوي بود که موجب تغيير چرخش زمين به دور محور خود به ميزان نقريباً 1 اينچ شد.
12- پاکستان، 8 اکتبر سال 2008:

اين زلزله که 7.6 درجه در مقياس ريشتر ثبت شد و در سراسر پاکستان و شمال هند احساس شد، بيش از 80 هزار نفر را کشت و موجب جراحت تقريباً 70 هزار نفر شد و هزاران ساختمان را خراب کرد. رانش زمين، ريزش کوه و فرو ريختن ساختمان ها 4 ميليون نفر را بي خانمان کرد و دسترسي به برخي مناطق را براي چندين روز ناممکن کرد.
در پايان مقاله لازم به ذکر است که زلزله هايي هم که در تاريخ ايران از جمله چند زلزله ي منطقه هاي طبس، زرند، بم، رودبار و منجيل رخ داده است از جمله مرگبارترين زلزله هايي بوده است که در تاريخ کشورمان رخ داده است و اطلاعات مربوط به آنها را مي توانيد در سايت هاي متعدد فارسي مطالعه کنيد.
کپي يا استفاده از مطالب اين مقاله بدون ذکر نام مترجم، منبع اصلي و نقل از راسخون ممنوع است و شرعاً نيز مجاز نمي باشد.
منبع:Howstuff works.com