PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : اطلاعات دارو ها [مقالات]




    

صفحه ها : 1 [2]

aligol172
01-06-2011, 16:35
موقع مصرف دارو همیشه به دستور پزشک معالج عمل کنید. مطلب زیر به شما کمک می کند تا داروها را به شیوه صحیح مصرف کنید. آیا شما هم به هنگام مصرف دارو دچار این اشتباهات می شوید؟
۱) مصرف داروی بدون نسخه پزشک بی آنکه برچسب و راهنمای آن را بخوانید
در مورد مصرف داروهای بدون نسخه مردم اغلب دچار اشتباه می شوند. خیلی ها تصور می کنند: "استفاده از این که خطرناک نیست." اما اشتباه می کنند. اکثر کسانی که از این گونه داروها (مثل مسکن ها و آنتی اسیدها) استفاده می کنند به علت استفاده بیش از حد و یا تاثیرات جانبی و یا تداخل این داروها در عملکرد داروهای دیگری که با تجویز پزشک معالج در حال مصرف هستند، دچار ناخوشی ها و مشکلات درمانی می گردند. قطع نظر از اینکه یک دارو چقدر بی خطر به نظر می رسد، خواندن برچسب و راهنمای آن کار عاقلانه ای است. خواندن راهنمای این گونه داروها ممکن است باعث تعجب تان شود. به هنگام مصرف هر دارویی همیشه به دستور پزشک معالج عمل کنید.
۲) استفاده از داروی آرام بخش موقع سوزش سر دل
یک نظر سنجی گسترده نشان داده است، کسانی که دچار اختلالات خواب هستند و از داروهای خواب آور و آرام بخش گروه بنزودیازپین (والیوم، اگزاناکس، هالسیون) استفاده می کنند تا خوابشان ببرد، احتمال اینکه شبها دچار سوزس سر دل و ترش کردن معده شوند ۵۰ درصد بیشتر از افراد دیگر است. تحقیقات دیگری نشان داده است که این آرام بخش ها دریچه بالایی معده را که مانع برگشت اسید معده به گلو می شود، شل می کند.
۳) استفاده از داروی ضد اسهال به هنگام تب
وقتی تب دارید و یا زمانی که در مدفوع بلغم و یا خون می بینید هرگز سر خود از داروی ضد اسهال استفاده نکنید. اینها نشانه های عفونت اند و هشداری برای لزوم مراجعه به پزشک.
۴) خوردن روزانه آسپرین بدون تجویز پزشک
بعضی از مردم نباید هر روز آسپرین بخورند مخصوصا به این دلیل که این کار در آنها ممکن است باعث خونریزی معده شود. پزشکان معمولا مصرف روزانه این دارو را برای کسانی تجویز می کنند که خطر حمله قلبی و یا سکته مغزی در آنها بیشتر است. کارایی درمان با آسپرین در زنان ممکن است از تاثیر آن در درمان مردان کمتر باشد. بعضی ها هم ممکن است اصلا در مقابل خاصیت ضد لخته شدن خون آسپرین مقاوم باشند. (آزمایشاتی برای تشخیص مقاومت در برابر تاثیر آسپرین وجود دارد، هر چند برخی پزشکان در مورد دقت این گونه آزمایشات تردید دارند).
۵) قطع ناگهانی مصرف داروهای آرام بخش
اگر مدت زیادی است که از داروهای ضد استرس و آرام بخش استفاده می کنید، ناگهان مصرف این داروها را قطع نکنید. در مورد نحوه کاهش دادن میزان مصرف این گونه داروها حتما با پزشک معالج خود مشورت کنید. در غیر این صورت ممکن است دچار عوارض وخیمی مثل صرع و یا حتی سکته شوید.
۶) استفاده از آنتی بیوتیک های قدیمی برای عفونتهای جدید
اول از همه باید به یاد داشته باشید وقتی پزشک برای شما آنتی بیوتیک تجویز کرد، حتما دوره درمان را کامل کنید و داروی تجویز شده را تا آخر مصرف کنید. دوم اینکه بسیاری از آنتی بیوتیک های تجویز شده مخصوص درمان عفونت خاصی است که بیمار دچار آن شده. استفاده از آنتی بیوتیک اشتباهی هم باعث عدم معالجه شده و هم اینکه ممکن است باعث به وجود آمدن باکتری های مقاوم در برابر آنتی بیوتیک شود که دفعه بعد معالجه آن دشوارتر خواهد شد.
۷) مصرف بی چون و چرای داروهای درمان بیماریهای روانی
اگر به اسکیزوفرنی و یا بیماریهای روانی شدیدی مانند روان پریشی دچار نیستید، هرگز بدون چون و چرا و پرس و جو در مورد لزوم و علت مصرف داروهای درمان این گونه بیماریها مصرف آنها را نپذیرید. در این صورت حتما از پزشک خود بخواهید تا توضیح بدهد چرا به نظر وی باید این گونه داروها را مصرف کنید.مطالعاتی که نتیجه آن در ژورنال روانپزشکی بالینی منتشر شده و موسسات ملی بهداشت آمریکا بانی آن بوده، معلوم شده است که اکثر کسانی که این داروها برایشان تجویز شده اسکیزوفرنی و یا حتی اختلالات روانی جدی ای نداشته اند که این داروها برای درمانشان تائید شده است. برعکس این افراد دچار ناخوشی های ساده تری مثل افسردگی، اضطراب و فشار روحی بعد از حوادث بوده اند که می توان آنها را با داروهای بی خطرتر و ارزان تر درمان کرد.به یاد داشته باشید که هرچند برخی از داروهای درمان بیماریهای روانی برای درمان افسردگی تائید شده اند، اما استفاده از آنها تنها باید به عنوان راه چاره آخر و زمانی صورت بگیرد که داروهای معمولی ضد افسردگی بر روی فرد بیمار کارایی نداشته باشد.
۸) خوردن کلسیم با شکم خالی
کلسیم در بیشتر مکمل های دارویی همراه نوعی نمک است به نام کربنات. معده برای تجزیه و هضم کربنات کلسیم مقدار فراوانی اسید هیدروکلریک لازم دارد. پس این نوع مکمل دارویی را حتما بعد از غذا مصرف کنید. غذا باعث خواهد شد که معده شما آن اسید را تولید کند.
۹) قطع خودسرانه مصرف دارو
مصرف دارو را بخصوص اگر اگزما دارید ناگهان قطع نکنید. در یک مطالعه علمی، محققان دریافتند که حدود ۶۵ درصد از پدر و مادرها به طور خودسرانه استعمال پماد بر روی پوست کودکان دچار اگزما را سه روز بعد از آغاز درمان قطع می کنند. برای گرفتن بهترین نتیجه از مصرف دارو، مخصوصا به هنگام درمان اگزما دقیقا به دستورات پزشک معالج عمل کنید.
۱۰) نوع عفونت واژن را خودتان تشخیص ندهید
بله، قبلا هم هر وقت عفونت قارچی داشتید همراه با همین خارش و ترشح بود، اما عفونت قارچی و داروی آن را خودتان نمی توانید تشخیص بدهید. یک تحقیق نشان داده است که از میان ۹۵ درصد خانم هایی که خودشان فکر
می کنند عفونت قارچی مهبل دارند، بعد از آزمایش معلوم شده است که تنها یک سومشان درست تشخیص داده اند و بقیه انواع دیگر عفونت واژن را داشته اند. برای تشخیص درست حتما به پزشکتان مراجعه کنید.

aligol172
04-06-2011, 15:20
یونانیان در قدیم از عسل و موم برای تهیه انواع غذاها استفاده می کردند. بعدها، نیش زنبور برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شد. بقراط و کنفوسیوس (فیلسوف چینی) از این روش برای درمان بیماران استفاده می کردند. در عصر حاضر به خاطر آگاه شدن مردم از اثرات بد داروها، مردم رو به درمان های طبیعی آورده اند و اکنون مطب های زیادی برای درمان با نیش زنبور در چین گشایش یافته و به سرعت این روش درمانی دراروپا و آمریکای شمالی رایج شده است.
زنبور درمانی یکی از انواع «آپی تراپی» است که در این نوع، تولیدات زنبور برای درمان به کار می رود. در این نوع درمان از گرده افشانی توسط زنبور، موم، عسل خالص و غذای مورد مصرف توسط نوزادهای زنبورها استفاده می شود. به طور خلاصه، زنبوردرمانی به عنوان جانشینی برای مداوای بیماران به کار می رود و بیمارانی که با داروهای شیمیایی درمان نمی شوند، رو به زنبور درمانی می آورند.
● درمان بیماری ها با نیش زنبور
نیش زنبور به بهبود و درمان مشکلات و بیماری ها زیر کمک می کند:
ـ بیماری های خود ایمنی
ـ بیماری های عصبی
ـ ام اس ( ms )
ـ پینه و سختی پوست
ـ آماس و ورم پستان
ـ گرفتگی عضلات
ـ زونا
ـ نقرس
ـ آسیب به آرنج
ـ آسیب به زردپی
ـ کمردرد
ـ دردهای مزمن
ـ اختلال اعصاب
ـ کاهش کلسترول خون
ـ روماتیسم و درد مفاصل
ـ آرتریت یا ورم و التهاب مفاصل
ـ افسردگی
ـ بیماری های پوستی
ـ دردهای قاعدگی
ـ واریس یا بزرگ شدن رگ در پاها
ـ سندرم خستگی مزمن
ـ ناتوانی های جنسی
● ویژگی های نیش زنبور
نیش زنبور دارای ترکیبات مختلفی از قبیل: آنزیم ها، پروتئین ها و اسیدهای آمینه است. این ماده بدون رنگ و دارای مزه شیرین و کمی تلخ و قابل حل در آب است. اگر با هوا برخورد کند، تبدیل به کریستال سفید متمایل به خاکستری می شود. نیش زنبور دارای موادی است که به سیستم اعصاب، قلب و غده فوق کلیه کمک می کند.
● چگونگی روش زنبور درمانی
ابتدا قبل از شروع درمان باید میزان حساسیت بیمار را نسبت به نیش زنبور مورد بررسی قرار داد. این کار با استفاده از تزریق مقدار کمی نیش زنبور و توسط یک تا دو عدد زنبور انجام می شود. زنبور درمانی به این صورت است که زنبور را با استفاده از موچین یا انبرک در سطح مورد نظر از بدن قرار می دهند تا آنجا را نیش بزند. برخی افراد به جای استفاده از خود زنبور زنده، تزریق نیش زنبور را در زیر پوست ترجیح می دهند.
نیش زنبور پس از ۱۵ دقیقه رها می شود سپس آن را با استفاده از موچین برمی دارند. بین ۲۰ تا ۴۰ نیش باید در هر جلسه زده شود و بیمار باید سه بار در هفته به مرکز زنبور درمانی مراجعه کند. درمان با نیش زنبور برای بیماران ms اثرات فوق العاده ای داشته است، از آن جمله افزایش استقامت، کاهش خستگی و همین طور کاهش تشنج و انقباض عضلات.
● احتیاط
اگر بیمار دیابت، سیفلیس، سل یا آلرژی شدید داشته باشد، نباید از این نوع درمان استفاده کند.
▪ بیماران پس از زنبور درمانی چه احساسی دارند؟
آستانه تحمل درد ناشی از نیش زنبور در افراد مختلف، متفاوت است. معمولاً پس از چند ساعت، درد فروکش می کند اما در برخی افراد نیز ممکن است یک هفته طول بکشد تا درد متوقف شود. برخی اوقات گذاشتن یخ روی محل نیش زنبور موجب آرام شدن درد ناشی از آن می شود.
▪ چگونه می توان فهمید که شخصی نسبت به نیش زنبور آلرژی دارد یا نه؟
در افراد دارای آلرژی به نیش زنبور، علائم زیر دیده می شود:
درد، حالت تهوع و استفراغ، اسهال و سرگیجه، سخت نفس کشیدن و صدای خرخر، کاهش ناگهانی فشار خون و شوک.
▪ آیا احتمال خطر در این درمان وجود دارد؟
بیشتر مردم پس از نیش زدن زنبور، درد و قرمزی محل نیش را تجربه می کنند. دیده شده است که حدود ۲۰ درصد از افراد بعد از درمان دچار خارش، کهیر، خستگی و عصبانیت می شوند. در اینجا توجه شما را به برخی از علائم و نشانه های بعد از درمان جلب می کنم. لازم به ذکر است که این علائم بسیار نادر و در حدود ۸/۰ درصد هستند.
● مرگ
تعداد کمی از افراد به علت نیش زدن زنبور می میرند. پژوهش ها نشان داده است که این تعداد به کمتر از ۱۰۰ نفر در سال می رسد. مرگ به سبب وجود آلرژی شدید و یا شوک قلبی رخ می دهد.
● آسیب به اعصاب بینایی
این علامت در افرادی بروز می کند که نیش زنبور در اطراف چشم و ابروی آنها وارد شده باشد.
● آنسفالومیلیت یا التهاب مغز و نخاع
اگر نیش زنبور وارد سیستم عصبی شود، این عارضه به وجود می آید.
▪ اگر به طور ناگهانی زنبور شما را نیش زد، چه باید کنید؟
ـ هر چه زودتر به اورژانس بروید.
ـ با دقت نیش زنبور را در بیاورید. حدود دو تا سه دقیقه طول می کشد تا تمامی نیش وارد بدن شود، لذا بیرون آوردن نیش بسیار مهم است.
ـ برای کاهش تورم در محل نیش، یخ بگذارید.
ـ محل نیش را با آب تمیز و صابون بشویید.

aligol172
04-06-2011, 15:25
خیلی ها وقتی حمام می کنند، احساس آرامش پیدا می کنند؛ مخصوصا وقتی با آب سرد دوش می گیرند. شما هم همین طور فکر می کنید یا کاملا برعکس؟
سال های سال است که از آب برای مقاصد درمانی استفاده می شود؛ از هزاران سال قبل تا به امروز....
اما این روش درمانی هم برای خودش آدابی دارد و در کنار این آداب، خطراتی. در «موضوع ویژه» این هفته قصد داریم درباره این موضوع بحث کنیم؛ «آب درمانی». تاریخچه این درمان به دوران روم و یونان باستان برمی گردد و در حال حاضر نیز آب درمانی بخش عمده ای از سیستم طب سنتی محسوب می شود. با «موضوع ویژه» این هفته همراه شوید.
● آب چگونه درمان می کند؟
خواص درمانی آب به ویژگی های مکانیکی و دمایی آن بستگی دارد. در این روش درمانی از واکنش بدن به تحریک سرما یا گرمای آب استفاده می شود. فشار آب و تحریک حسی آب را هم باید در این بین موثر دانست. اعصاب بدن آنچه را که حس می شود، از طریق پوست به اندام های بدن می برند و این تحریکات با تحریک سیستم ایمنی، تولید هورمون های مربوط به استرس، بهبود گردش خون و دستگاه گوارش، کمک به گردش خون و کاهش حساسیت بدن به درد، خصوصیات درمانی خود را بروز می دهند.
● دوش آب سرد خطر هم دارد؟
البته باید در نظر گرفت که دوش آب سرد به کودکان و سالمندان توصیه نمی شود و سونای سرد هم در افراد مبتلا به بیماری قلبی نباید مورد استفاده قرار بگیرد. افراد با فشارخون بالا نیز اصلا نباید از آب سرد برای مقاصد درمانی مختلف استفاده کنند.
● دوش آب سرد بهتر است؟
معمولا آب سرد باعث تحریک، تقویت و افزایش فعالیت درونی بدن می شود؛ به عنوان مثال اگر احساس خستگی یا تنش دارید توصیه می شود دوش ولرم و بلافاصله بعد از آن دوش آب سرد بگیرید تا جسم و روحتان طراوت و تازگی پیدا کند. وقتی کل بدن در آب فرو برود احساس سبکی و بی وزنی خوشایندی به وجود می آید. ضمن اینکه آب اثر هیدروستاتیک مناسبی داشته و احساسی شبیه ماساژ ایجاد می کند. آبی که در جریان باشد و به بدن برخورد کند، گیرنده های لامسه را تحریک می کند، گردش خون را تقویت کرده و سفتی عضلات را نیز از بین می برد.
● فواید آب درمانی
فواید آب درمانی را می توان با این معیارها در نظر گرفت: افزایش دفع مواد زاید و کمک به سم زدایی، ریلکس کردن عضلات سفت و تحت استرس، افزایش میزان متابولیسم و فعالیت گوارشی، هیدراته کردن (آبرسانی) سلول ها، بهبود تون پوست و عضله، تقویت سیستم ایمنی و افزایش تاثیر سیستم ایمنی و بهبود عملکرد ارگان های داخلی به دلیل تحریک جریان خون.
● خوبی های آب سرد چیست؟
آب سرد در تسکین التهاب تاثیر بسزایی دارد. هیچ دارویی نمی تواند با سرعت و به خوبی آب سرد، دمای بدن را کاهش داده و تب را تخفیف دهد. آب سرد نبض را تا ۲۰ ضربه در دقیقه کاهش می دهد و ظرف چند دقیقه، دمای بدن کاهش چشمگیری پیدا می کند. استفاده طولانی مدت از آب سرد، باعث تسکین درد می شود که در دردهای عضلانی و ناشی از سوختگی تاثیر آن بسیار قابل توجه است. برای قطع خون ریزی داخلی (به خصوص در استخوان ها و عضلات) نیز یکی از اقدامات، استفاده از آب سرد است. از آب سرد استفاده درمانی خاصی هم می شود؛ آن هم در درمان وریدهای واریسی یا جای زخم هاست. دوش و حمام با آب سرد تحریک کننده و انرژی دهنده است، به کاهش جریان خون کمک می کند، التهاب و کبودی را تخفیف داده و اگر عروق بیش از حد گشاد شده باشند آنها را منقبض می کند.
توجه به این نکته مهم است که برای آب درمانی با آب سرد، قوانین و ضوابط خاصی وجود دارد و حتی مدت زمان مواجهه با آب سرد هم مهم است. در غیر این صورت، واکنش هایی نامقبول به وجود می آید. همین موارد، این هشدار را می دهد که آب درمانی چه نوع سرد و چه نوع گرم آن باید تنها توسط افراد کارشناس انجام شود. در آب درمانی با آب سرد بدن باید قبل و بعد از درمان، گرم شود. به همین دلیل محیطی که آب سرد درمانی در آن انجام می شود باید دمای قابل قبولی داشته باشد.
● تحقیق جدیدی درباره آب سرد
یکی از خبرهایی که اخیرا منتشر شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته، استفاده از آب سرد در درمان آرتروز و فیبرومیالژی است. آ رتریت یا آرتروز به معنای التهاب مفاصل استخوانی است. التهاب باعث تورم منطقه مربوطه می شود. این قضیه برای تمام افراد جا افتاده که در محل تورم از یخ استفاده کنند تا ورم کمتر شود. بیماران مبتلا به این دو بیماری معتقدند که کمپرس سرد در محل ابتلا باعث کاهش تورم و درد می شود. در این تحقیق مشخص شده فرو بردن کل بدن این بیماران تا گردن در استخر آب سرد نمی گذارد مفاصل بدن نسبت به هم حرکات سایشی پیدا کند و تسکین بسیار خوبی برای درد مبتلایان محسوب می شود. شناور شدن در آب سرد باعث افزایش متابولیسم (سوخت و ساز) بدن می شود.
● خوبی های دوش آب سرد
استفاده از دوش آب سرد (چه آب چشمه، چه آب تصفیه شده) باعث استحکام عضلات شده و در نتیجه احتمال آسیب عضله، کمتر می شود. ضمن اینکه خلق و خوی فرد بسیار بهتر می شود. آب سرد باعث ترشح ماده ای در بدن به نام اندورفین می شود که احساس بهتری در فرد به وجود می آورد. در افرادی که مبتلا به التهاب ریه ها و مجاری برونش هستند، در صورت استفاده از کمپرس سرد یا دوش سرد چند بار در هفته، التهاب و تورم ریه ها کمتر می شود. نکته ای که بسیار مهم و قابل توجه است، این است که در آب درمانی (چه با آب سرد، چه با آب گرم) نباید خودسرانه عمل کرد؛ چون این موضوع به بیماری، سن، وضعیت جسمانی و روحی فرد، مدت زمان مواجهه و نحوه مواجهه با آب بستگی دارد و باید کاملا با توصیه متخصصان و در صورت لزوم توسط کارشناس مربوطه انجام شود در غیر این صورت عواقبی در پی خواهد داشت.
● انواع آب درمانی
آب درمانی انواع متنوعی دارد. در آب درمانی خارجی، بدن در آب فرو می رود یا روی بدن از آب سرد یا یخ یا آب گرم استفاده می شود و براساس دمای آب، تاثیرات مختلف درمانی حاصل می شود. در آب درمانی با آب سرد، جریان خون پوست و عضلات زیر آن تحریک می شود. کمپرس سرد یا استفاده از کیسه های یخ برای پیچ خوردگی ها، سردرد یا تسکین دندان درد کاربرد دارد. استفاده از بسته های آب سرد در درمان بیماران روان پزشکی هم گاهی موثر بوده است.
● دکتری به نام آب سرد طبیعی
در آب درمانی با آب سرد معمولا از آب سرد چشمه ها و دریاها استفاده می شود. این درمان قدمتی ۱۵۰ ساله دارد و امروزه با رو ش های کنترل شده با استفاده از درمانگرهای ماهر این کار انجام می شود. برای آنکه بدانیم آب درمانی با آب سرد چگونه عمل می کند باید بدانیم واکنش بدن به آسیب ها مثل کشیدگی عضلات، پیچ خوردگی، بریدگی، کبودی و سایر موارد مشابه چیست. آنزیم ها و پروتئین های خاصی طی آسیب سلولی در محل آسیب، ترشح و رها می شوند که رهایش آنها باعث گشادی عروق خونی می شود که همین اتفاق، نفوذپذیری عروق را افزایش می دهد.
در مرحله بعد لنفوسیت ها (دسته ای از سربازان بدن) از طریق منافذ عروقی وارد محل آسیب می شوند تا عفونت را از بین ببرند. مایعات اضافی برای حمل اکسیژن و پروتئین ها به منظور ترمیم بافت در اطراف محل آسیب جمع می شوند. آسیب بافتی ترشح بعضی هورمون ها را هم به دنبال دارد که همین موضوع درد را در محل آسیب به وجود می آورد. کاربرد آب سرد در درمان، ۳ واکنش اساسی را موجب می شود. در سطح سلولی، پاسخ متابولیک سلول ها کاهش پیدا می کند در نتیجه میزان اکسیژن مورد نیاز سلول ها کم شده و کمبود اکسیژن در سلول ها، کمتر می شود. آب سرد، نفوذپذیری دیواره عروق خونی را کاهش داده و به این طریق میزان مایعات جمع شده در محل آسیب را کمتر می کند.
مورد سوم اینکه سرما، محل آسیب را تا حدی بی حس می کند و حالت مسکن دارد. میزان نمک موجود در آب دریا یا چشمه باعث افزایش فشار اسمزی شده، قابلیت هدایت آن افزایش یافته و تاثیرات درمانی بیشتر می شود.

aligol172
04-06-2011, 15:31
«دکتر جون، قربون دستت، دو، سه بسته از اون مسکن های صورتی هم بنویس چند تا هم آمپول تقویتی بنویس از اون قرمزها، چند وقته احساس می کنم حس و حال ندارم. چند بسته هم از اون چرک خشک کن ها برام بنویس، از اون هایی که رنگش آبیه. دکترجون حالا که زحمت می کشی دو تا شیشه شربت گچی هم بنویس آخه اون دفعه که دلم درد گرفته بود و خدمتت اومدم، افاقه کرد. آخه می دونی دکترجون، دیگه وقت نمی کنم مطب بیام، باید برم داروخانه و داروها رو آزاد بخرم، حالا که مزاحمتون شدم دفترچه بیمه هم که هست، یه دفعه همه اینها رو بنویسید، خدا انشا»الله پدرت و مادرت را بیامرزد.»
از این قبیل گفتگوهای صمیمی بین پزشک و بیمار به وفور رد و بدل می شود که در اکثر موارد هم جواب می دهد زیرا نگاه پزشک و بیمار، بعضا نگاهی مشتری مدارانه است بدین معنا که پزشک مطالبات بیماران را پاسخ مثبت می دهد و بیماران هم این قبیل پزشک های حرف گوش کن را برای درمان هر نوع بیماری به هر دوست و آشنایی معرفی می کنند.
بارها مشاهده کرده ایم که دریک جمع خانوادگی، یک نشست دوستانه یا در یک سفر کوتاه درون شهری با اتوبوس و مترو، با افرادی همصحبت شده ایم که خود را علا مه دهر می دانند و از هر مقوله ای که سخن بگوییم، درمان و راهکاری برای مداوا ارایه می دهند. به ویژه آنکه در مورد بیماری باشد. اگر یک عطسه بکنیم، آدرس دکتری متخصص یا دارویی چاره ساز را ارایه می دهند و این در حالی است که علم پزشکی حوزه ای صد درصد تخصصی و با نگاهی ویژه است. در این راستا به یکی از درمانگاه های شهر رفتیم تا نظر مردم را جویا شویم. خانم ف ح در حالی که دست کودکش را گرفته روی صندلی درمانگاه نشسته و منتظر است تا نوبتش برسد. او دلیل مراجعه اش به دکتر را دل درد کودکش عنوان می کند و می گوید: دو روز است بچه ام دل درد دارد و تاکنون ۲ بار به دکتر مراجعه کرده ام اما هنوز این بچه از درد مثل مار به خودش می پیچد.
تا به حال آزمایش کشت ادرار و خون نیز از بچه ام گرفته اند اما می گویند بچه ات هیچ بیماری خاصی ندارد. بلکه این عارضه دوره ای است که چند روز طول می کشد و بعد هم خوب می شود. وی در پاسخ به این که آیا به کودکش بدون اجازه پزشک دارو داده است می گوید: این بچه دوم من است و دیگر می دانم برای دل درد، سرماخوردگی، گلو درد و بیماری های ساده این چنینی چه داروهایی تجویز می شود من هم هر سری که به دکتر آمده ام داروی زیادی می نویسند که اضافه اش را برای نوبت بعدی نگه می دارم. وی درپاسخ به این که آیا دکتر نگفته که باید دوره درمان را کامل کند و داروها را تا آخر به بچه اش بدهد می گوید: اول این که هیچ دکتری چنین تجویزی نکرده است در ثانی، وقتی بچه ام حالش خوب شده چرا باید این داروهای شیمیایی را توی شکم بچه ام بریزم؟ به نظر من دارو متعلق به زمانی است که بچه یا هر کس دیگر حال خوبی ندارد.
وی در پاسخ به اینکه تا به حال موردی پیش آمده که داروی اشتباهی بدون اجازه پزشک، مصرف کرده باشد می گوید: الا ن بیماری های ساده مثل سرماخوردگی که داروهایش معلوم است. هر بار که دکتر می روم اعلا م می کنند که این یک ویروس است و باید دوره بیماری تمام شود، فقط یک مسکن تب بر و داروی حساسیت برای جلوگیری از آب ریزش بینی می دهند. اگر گلوی بچه چرک کرده باشد که یک داروی آنتی بیوتیک می دهند به همین خاطر در مورد بیماری های معمولی سعی می کنیم پیش دکتر نرویم مگر آنکه دوره بیماری طولا نی بشود که اگر از دو روز بگذرد و حالمان خوب نشود آن وقت به پزشک مراجعه می کنیم.
پیرمرد و پیرزنی در کنار هم روی یکی از صندلی ها نشسته اند و دفترچه بیمه در دست، منتظر نوبت هستند. پیرمرد که گویا از انواع و اقسام دردها کلا فه شده می گوید: آقا این دکترها از هیچ چیز سردرنمی آورند(!) الا ن تکرر ادرار اذیتم می کند هر بار که به دکتر مراجعه کرده ام همین یک قرص را می دهد و می گوید باید با دردت بسازی. شب که می خواهم به رختخواب بروم تا صبح که آفتاب می زند ۱۰ بار برای اجابت مزاج بیدار می شوم. وی در پاسخ به اینکه آیا خود درمانی و مصرف خودسرانه دارو را تجربه کرده است می گوید: ما که سواد درست و حسابی نداریم.
هر دارویی که دکتر می دهد بچه هایمان به ما می گویند چگونه و در چه ساعت هایی دارو را بخوریم اما از روی شکل و قیافه می دانیم چه دارویی برای چه دردی است. او که یک نایلون به همراه دارد در آن را باز می کند و با نشان دادن انواع قرص ها می گوید: این قرصهای بیضی را مدت هاست می خورم و برای همین ادراراست و چند داروی دیگر را نیز نشان می دهد. در همین حال همسر پیرمرد به صدا میآید و می گوید: آقا دردمان بیشتر از همین داروهاست و درحالی که چندین دارو را نشان می دهد می گوید: این دارو برای قلب درد است اما این دارومال معده درد است خود دکتر این ها را داده و پس از آنکه مدتی داروهای قلب را خوردم دلم درد گرفت و الا ن این داروها را می خورم. او در پاسخ به این که آیا اکنون دارویی به صورت خودسر مصرف کرده است، می گوید: مگر می شود آدم برای هر درد کوچکی به دکتر مراجعه کند. بعضی از دردها را اول یکی دو تا مسکن یا داروهایی که می شناسیم استفاده می کنیم و اگر فایده نداشت آن وقت به دکتر میآییم.
این خانم سالمند در پاسخ به این که قبول دارد بخشی از بیماری هایش مربوط به کهولت سن می شود و دارو برای آن تاثیری ندارد می گوید: بالا خره پیری برای همه هست آخرش هم می دانیم که باید همه بروند اما با درد نمی شود کنار آمد دکتر می آییم و دارو مصرف می کنیم تا دردمان کمتر بشود. وی در پاسخ به اینکه آیا نسبت به دکتری ایمان خاص دارد می گوید: یک دکتر توی محل داریم که دستش خوب است بدترین بیماری را داشته باشیم با یک نسخه خوب می کند اما الا ن دو هفته ای هست که مسافرت رفته و ما به این دکتر میآییم. وی در پاسخ به این که آیا این دکتر را به سایر بیماران نیز معرفی کرده است می گوید: البته که معرفی کرده ام. خیلی از فامیل و دوست و آشنا پیش او آمده و خوب شده اند. این خانم مسن نام دکتر همه فن حریفش را نیکزاد س اعلا م کرده و می گوید: همین دکتر سرطان خون گرفت و چند سال خارج رفت تا حالش خوب شد یعنی خودش بیماری اش را درمان کرد و تا حالا هم که دستش برای ما آمد داشته است.
مردی که در کنار ما نشسته و شاهد گفتگوی ماست وقتی متوجه جریان تهیه گزارش می شود می گوید: این همه می گویند علم پزشکی پیشرفت کرده همه اینها بی خودی است. در حالی که چند عکس رادیولوژی، آزمایشهای متعدد و سایر پیگیری های پزشکی را نشان می دهد می گوید: من نفسم می گیرد اول پیش دکتر عمومی رفتم برای دکتر قلب نوشت.
مدتی داروهای دکتر قلب را خوردم و نوار قلب و تست ورزش و خیلی کارهای دیگر را انجام دادم گفتند قلبت نیست بعد پیش متخصص ریه رفتم و الا ن هم سراغ دکتر معده آمده ام اما هنوز نفسم می گیرد و کلی هم خرج کرده ام و هر دکتری می روم پاسخ می دهد که چیزیت نیست. در همین حال پیرمرد وارد بحث می شود و می گوید: خدارو شکر کن که گفته اند هیچیت نیست خوب بود ۱۰ میلیون خرج می کردی و آخر سردکترها می گفتند سرطان داری و ۶ ماه بعد می میری؟! خداروشکر کن که چیزیت نیست. این مرد میانسال در پاسخ به این که آیا دارو خودسرانه مصرف کرده است می گوید: تا دلت بخواهد داروی خودسر مصرف می کنم الا ن داروهای دکتر قلب را می شناسم و می دانم چه موقع باید چه دارویی مصرف کنم. سرماخوردگی، سردرد و خلا صه هر دردی یک موقعی برایم پیش آمده و به تجربه می دانم چه دارویی مصرف کنم.
و اما دکتر سیامک مره صدق که متخصص جراحی عمومی است و اکنون عضو کمیسیون اجتماعی مجلس است در این رابطه می گوید: خوددرمانی بدترین کاری است که از سوی یک بیمار صورت می گیرد زیرا این کار براساس تجربه اتفاق افتاده و شاید در یک مقطع خاص برای بیماری خاصی جواب داده باشد اما در مورد بیمار دیگر نتیجه عکس بدهد و به زیان بیمار بعدی تمام شود.
وی در پاسخ به این که بیشتر بیماری ها به وسیله داروهای خاص درمان می شود که تجویز ثابت پزشکان است، می گوید: اول این که بیماری های عمومی با بیماری های خاص فرق دارد. شاید در بیماری عمومی برای یک مقطع محدود دارویی تجویز شودو آن بیماری به عنوان مثال سرماخوردگی، بهبود یابد. اما در مورد بیماری هایی که از حالت عمومی خارج شده مساله فرق می کند. این بیماران باید همواره تحت نظر پزشک بوده و میزان و مدت تجویز دارو زیر نظر پزشک تعیین شود. دکتر مره صدق با تاکید بر اینکه هر بیماری علا مت خاصی دارد می گوید: حتی در مورد پیش پا افتاده ترین بیماری ها نیز نمی توان به بیمار اجازه داد تا بر مبنای آنچه در ذهن یا به عبارت بهتر آنچه دارو در یخچال خانه اش اضافه دارد به خود درمانی بپردازد زیرا امکان دارد این سرماخوردگی به ظاهر ساده، پیش درآمد یک بیماری مهلک و کشنده باشد که در وهله اول ساده به نظر برسد.
وی از سیستم درمانی کشور انتقاد کرده و می گوید: امروزه هیچ روش درستی برای تشخیص بیماری وجود ندارد زیرا مشاهده می کنیم بیمار بنابر صلا حدید و نظر شخصی خودش به متخصص مراجعه می کند اگر کمرش درد بگیرد سراغ متخصص ارتوپد می رود، اگر پهلوهایش درد بگیرد سراغ متخصص کلیه و دستگاه مجاری ادرار می رود. با کوچکترین سردردی از مطب فوق تخصص مغز و اعصاب سردرمیآورد و بسیاری موارد دیگر که در حوصله این بحث نمی گنجد.
وی با انتقاد از شرایط فعلی درمانی کشور می گوید: ملا حظه می کنید که هزینه های پزشکی بالا ست زیرا اتفاقی تحت عنوان «ارجاع» رخ نمی دهد.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در خصوص مساله ارجاع می گوید: امروزه پزشکی در جهان بدین صورت است که بیمار با هر عارضه ای ابتدا به سراغ پزشک عمومی می رود و چنانچه پزشک عمومی تشخیص دهد بیماری از نوع ویژه ای است بیمار را به پزشک متخصص ارجاع می دهد اما امروزه چند درصد این سیستم در کشور اتفاق می افتد؟
وی با اعلا م این که امروزه برای یک سردرد ساده در اولین قدم عکس های پیشرفته رادیولوژی همچون ام.آر.آی تجویز می شود می گوید: متاسفانه سیستم پزشکی کشور اشکال دارد و چون سیستم ارجاع نداریم مشاهده می شود که بیماری که فقط یک سردرد ساده داشته آنچنان تحت آزمایش، نوار مغز، ام.آر. آی و دهها آزمایش دیگر قرار می گیرد که ناخودآگاه باورش میآید که یک تومور مغزی در سر دارد و پزشک نمی خواهد واقعیت را به او بگوید.
دکتر مره صدق با تاکید بر این که در کشور این بحث مطرح شده که دور افتاده ترین شهرها و روستاها نیز باید دستگاه های پیشرفته ام.آر.آی یا سی. تی. اسکن یا دستگاه های پیشرفته دیگر راداشته باشند می گوید: مشکل اول ما خود درمانی است یعنی بیمار وقتی وارد مطب پزشک می شود از دکتر می خواهد که هر چیزی لا زم است انجام دهد و مشاهده می کنیم که برخی پزشکان نیز برای آنکه تخصص خود را به رخ بکشند بیمار بیچاره را در مراکز تشخیص فوق تخصصی سرگردان می کنند.
وی در پاسخ به این که در بحث مصرف دارو به صورت خودسرانه چه حکمی صادق است می گوید: مصرف دارو نیز تابع همین شرایط است یعنی فرد بیمار خودش را به پزشک ارجح می داند و در بسیاری از موارد بیماران با مراجعه به پزشک شرایط و نوع دارو را قبل از آنکه پزشک دست به نسخه ببرد مطرح می کنند که یا دکتر توجهی نمی کند یا اگر مشاهده کند شرایط با درخواست بیمار نزدیک است همان دارو را نسخه می کند.
عضو کمیسیون بهداشت مجلس با اعلا م این که در حال حاضر مصرف مسکن ها و آنتی بیوتیک ها و داروهای مربوط به دستگاه گوارش بالا ترین حد را در کشور دارد می گوید: در هر ۳ مورد اشتباه بزرگی رخ می دهد. در مورد مصرف مسکن باید تاکید کنیم که درد یک هشدار است و هنگامی که با مصرف مسکن آن را آرام می کنیم در اصل به این هشدار بی توجه بوده ایم که بارها ملا حظه شده یک بیمار به دلیل مصرف خودسرانه مسکن، دردش به یک عارضه جدی تبدیل شده و چیزی را که می شد در مقطعی خاص به آسانی درمان کرد امروز به یک بیماری مهلک تبدیل شده است. در مورد آنتی بیوتیک ها نیز چنین شرایطی صادق است.
اما از نوع دیگر بدین معنا که بدن فرد در برابر آنتی بیوتیک ها واکسینه شده و جواب نمی دهد در نتیجه برای بیماری خاصی که یک باره بر فرد عارض شده سیستم دفاعی تعریف نمی شود یا به عبارت بهتر این بیماری که می شد با استفاده از یک آنتی بیوتیک ساده درمان کرد اکنون به یک آنتی بیوتیک بسیار قوی و گرانتر نیاز دارد که حتی امکان دارد عوارض جدی تری نیز داشته باشد، داروهای معده نیز چنین شرایطی دارند و این قابل تعمیم به کل شرایط است.
مره صدق با اعلا م اینکه بنا داریم در لا یحه پنجم توسعه بحث پزشک ارجاع را جدی بگیریم می گوید: این بحث جدی است و چنانچه اجرایی شود یک پزشک خانواده یا محلی بیماری ها را در مراحل ابتدایی تعیین می کند و در این صورت نیز بیمار را برای درمان و مصرف داروهای قوی تر به پزشکان متخصص معرفی می کند.
واما مادری که فرزند بیمارش را به درمانگاه آورده می گوید: در بسیاری از موارد با کوچکترین تب به فرزندم شربت استامینوفن می دهم و خوب هم می شود همانطور که در بچگی شربت گریپ میگچر به نوزاد می دهم و دل دردش خوب می شود. او با اعلا م این که اکنون درخانه اش برای هر سن و سالی دارو دارد می گوید: دیپلم تجربی دارم و تا حدودی از داروها سردرمیآورم به همین خاطر در موارد جزیی دارویی لا زم را به همسر، فرزند و سایر اعضای خانواده خود و همسرم می دهم و اکنون مرا درخانه به عنوان نیمچه دکتر می شناسند.الا ن برای اسهال، یبوست، سردرد، کمردرد، پادرد، سرماخوردگی و بسیاری از بیماری ها در خانه دارو دارم.
این خانم خانه دار با یادآوری خاطره ای می گوید: با اتوبوس به مشهد می رفتیم که در بین راه غذای رستوران مسموم بود و کل مسافران اسهال گرفته بودند. هنوز اتوبوس حرکت نکرده بود که یکی از مسافران می خواست به دستشویی برود و این ماجرا درحدود ۵۰ کیلومتر از مسیر تکرار می شد تا آنکه از کیفم قرص ضداسهال درآوردم و به مسافران دادم و تا مقصد آرامشان کردم و همین امر باعث شد تا راننده با نگاه قدردانی به ما توجه ویژه ای داشته باشد و همسرم تا خود مشهد جلوی اتوبوس پیش راننده نشسته بود.
وی در پاسخ به اینکه داروها را چگونه تهیه می کند می گوید: از هر دارویی یک تعدادی درخانه دارم و هرگاه که داروها تمام می شود از داروخانه تهیه می کنم.
وی در پاسخ به این که چرا به پزشک مراجعه کرده است می گوید: نمی دانم چطور است که وقتی به دکتر میآیم حال بچه ام خوب می شود در حالی که همان داروهایی که به بچه ام می دهم همان ها راپزشک تجویز می کند.
این خانم خانه دار دیپلم تجربی می گوید: البته برخی مواقع نیز تجویزهای سنتی بهتر از داروهای شیمیایی جواب می دهد به عنوان مثال پسرم مدتی بود که یبوست شدید گرفته بود هنگامی که به دکتر مراجعه کردم مقداری شربت و شیاف تجویز کرد که زیاد اثر نمی کرد تا آنکه خانمی در همین درمانگاه داروی گیاهی برگ سنا را معرفی کرد که ازعطاری مقداری خریدم و جوشانده آن را به فرزندم دادم و خوب شد. الا ن هم هر کس که بچه اش یبوست بگیرد همین گیاه را معرفی می کنم.
وی درپاسخ به این که گمان نمی کند این داروی گیاهی برای بچه دیگر به واسطه شرایط خاص که دارد عوارض داشته باشد می گوید: داروی گیاهی که دیگرعوارض ندارد; اگر شیمیایی باشد یک چیزی اما داروی گیاهی هیچ خطری ندارد.
و اما عیسی ق نسخه پیچ یک داروخانه است و در این رابطه می گوید: بی شک هر دارویی برای مورد خاص تجویز می شود که تشخیص آن با پزشک است اما امروزه دارو هیچ محدودیتی ندارد و به آسانی تهیه می شود.
وی در پاسخ به اینکه اگر هر فردی برای مراجعه دارو به داروخانه بیاید و هر دارویی بخواهد بدون نسخه پزشک تحویل می دهید می گوید: اصل قضیه این است که داروخانه بدون نسخه پزشک حق ندارد حتی یک عدد قرص یا شربت بدهد اما امروزه هر قرص و شربتی بخواهید بدون محدودیت از داروخانه می گیرید البته برخی از داروها که استفاده غیرمجاز دارد و معتادان مصرف می کنند فروش بدون نسخه نداریم.
این نسخه پیچ داروخانه در پاسخ به این که روی برخی از داروها نوشته شده «فروش بدون نسخه پزشک ممنوع است» می گوید: برای فروش آنها نیز محدودیت وجود ندارد مگر در موارد خاص و برخی داروهایی که با محدودیتی روبه رو است. وی با اعلا م این که پزشکان بیش از مصرف بیماران دارو تجویز می کنند می گوید: بارها شاهد بوده ایم که بیماران داروهای در خانه مانده شان را به داروخانه می آورند که داروخانه حق دریافت آنها را ندارد اما دولت می تواند برنامه ریزی کنند تا مرکزی برای دریافت داروهای قابل استفاده به جامانده در خانه ها تعریف شود زیرا در این صورت دارویی در خانه ها نمی ماند تا انگیزه ای باشد برای مصرف بی مورد و این که به صورت سلیقه ای مردم دارو مصرف کنند. این نسخه پیچ داروخانه با تاکید بر این که تا کنون هیچ مشکلی در خصوص ارایه دارو بدون نسخه پزشک به وجود نیامده است می گوید: الا ن داروخانه ها از داروهای مسکن به عنوان پول خرد استفاده می کنند یعنی اگر شما دارویی بگیرید که ۹۵۰ تومان بشود و داروخانه ها پول خرد نداشته باشند چند تا قرص استامینوفن به شما می دهند ولی شاید هم این یک نوع زیرکی در فروش داروهای مسکن باشد در هر صورت هیچ مشکلی برای فروش دارو بدون نسخه پزشک وجود ندارد.
وی آزاد شدن قیمت دارو را انگیزه ای برای فروش بی حساب و کتاب می داند و می گوید: زمانی بود که دارو قیمت داشت و یارانه دولتی به آن تعلق می گرفت بنابراین نظارت نیز وجود داشت اما اکنون که بسیاری از داروها خارج از چرخه یارانه ای تولید و توزیع می شود نظارتی هم در مورد فروش دارو وجود ندارد.
این نسخه پیچ داروخانه هر گونه رفتار قهرآمیز و برخورد قضایی را نفی می کند و می گوید: این که بخواهند همه چیز را زیر ذره بین بگذارند جواب نمی دهد زیرا در آن صورت فروش زیرمیزی مطرح می شود. به نظر من بهتر است فرهنگ سازی شود و مردم خودشان به این نتیجه برسند که دارو بدون نظر پزشک مصرف نکنند.
اما غلا مرضا اسداللهی که قاضی دادگستری است و اکنون به نمایندگی از مردم تربت جام و تایباد در کمیسیون حقوقی قضایی مجلس شورای اسلا می حضور دارد می گوید: برای هر کاری محدودیتی در قانون تعریف شده وبه احتمال فراوان برای فروش دارو به صورت غیرمجاز نیز مجازات هایی وجود دارد اما مساله این است که قبل از طرح شکایت درمراجع قضایی، امکان پیگیری حقوقی آن وجود ندارد.
وی بازرسی در مورد فروش داروی غیرمجاز را از وظایف وزارت بهداشت دانسته و می گوید: این که بخواهیم مردم به صورت خودسر دارو مصرف نکنند به نظارت وبررسی نیاز دارد اما قبل از هر چیز مردم باید به این نتیجه برسند که خودشان دارو بدون مراجعه به پزشک مصرف نکنند که این به فرهنگ سازی نیاز دارد وگزارش هایی در روزنامه ها وصدا وسیما می تواند موثر باشد.
این قاضی دادگستری خطاب به افرادی که به صورت خودسر به دیگران دارو تجویز می کنند می گوید: تا زمانی که برای فرد مشکل پیش نیاید مساله ای نیست اما اگر فرد مصرف کننده در اثر مصرف دارو دچار مشکل شد می تواند به مراجع قضایی مراجعه کرده و از فردی که دارو تجویز کرده شکایت کند و قانون با توجه به زیانی که گریبان فرد را گرفته رای صادر می کند.
وی با یاد آوری شکایت هایی که علیه پزشکان صورت گرفته است می گوید: امروزه از پزشک متخصصی که اشتباه دارو تجویز کرده باشد شکایت می شود چه برسد به افراد عادی که هیچ تخصصی ندارند و دارو تجویز می کنند بنابراین بهتر است در مصرف دارو یا تجویز به دیگران تجدید نظر کنیم.

aligol172
04-06-2011, 18:53
آپنه نوزادان نارس به طور معمول در نوزادان با سن بارداری کمتر از ۳۷ هفته رخ می دهد و با دوره های زودگذر قطع تنفس برای مدت ۲۰ ثانیه یا کوتاه تر، همراه با برادی کاردی یا سیانوز شناخته می شود...
آپنه ممکن است به دلیل سپسیس، اختلال های متابولیک و مشکلات دستگاه عصبی مرکزی باشد.
آپنه به سه نوع «آپنه با منشا مرکزی»، «آپنه انسدادی» و «آپنه ترکیبی» طبقه بندی می شود. تنفس دوره ای، یک الگوی تنفسی طبیعی در خلال خواب است که اغلب با آپنه اشتباه گرفته می شود.
آپنه مرکزی، ناشی از نارسایی بخش تنظیم تنفس دستگاه عصبی مرکزی است. این مرکز نقش حیاتی را در شروع تنفس دارد. متعاقب نارس بودن و بی کفایتی مسیر عصبی مربوط به تنفس، آپنه نوزادان نارس ایجاد می شود. آپنه انسدادی، ناشی از کلاپس مسیر هوایی در حلق است که به مشکلات مکانیکی تنفس و نیز برادی کاردی می انجامد.
آپنه ترکیبی، شامل هر دو نوع آپنه های با منشا مرکزی و انسدادی است. مطالعات نشان داده اند که اغلب موارد آپنه در نوزادان نارس (بیش از ۵۰ درصد موارد) از نوع ترکیبی هستند. ۴۰ درصد از نوع با منشا مرکزی و تنها ۱۰ درصد موارد به دلیل انسداد ایجاد می شوند.
تئوری های مختلفی برای توجیه پاتوفیزیولوژی آپنه نوزادان نارس مطرح شده ، ولی هیچ کدام از آنها به عنوان دلیل منحصر به فرد این عارضه به اثبات نرسیده است. یکی از این تئوری ها نقش آدنوزین را در مهار مرکزی تنفس تشریح کرده است.
شروع آپنه نوزادان نارس معمولا در اواخر هفته اول زندگی نوزادان نارس رخ می دهد، اما ممکن است از روز اول زندگی آنها هم شروع شود. در اغلب موارد آپنه نوزادان نارس با رسیدن نوزاد به سن مناسب وی برای به دنیا آمدن (هفته ۳۸ تا ۴۲ بارداری) یعنی رسیده شدن نوزاد برطرف می شود. ممکن است در نوزادان بسیار نارس (تولد در سن بارداری ۲۴ تا ۲۸ هفته) یا در نوزادانی که اختلال شناخته شده عصبی دارند، آپنه نوزادان بعد از رسیدن به سن مناسب برای زایمان نیز ادامه یابد.
درمان های آپنه نوزادان نارسعواقب عدم درمان یا درمان ناکافی آپنه نوزادان نارس بسیار وسیع است و شامل فلج اسپاستیک دو یا چهار اندام، فیبروپلژی دو طرفه پشت عدسی (اختلال دید)، کری، درجه هایی از عقب ماندگی ذهنی و حتی مرگ است. نکته جالب آن است که آپنه نوزادان نارس ارتباطی با نشانگان مرگ ناگهانی نوزادان ندارد.
درمان های موجود برای آپنه نوزادان نارس طی سه دهه اخیر تغییری نکرده و شامل اقدام های حمایتی و اغلب درمان های دارویی است. درمان های دارویی شامل تجویز متیل گزانتین ها به خصوص تئوفیلین و آمینوفیلین یا کافئین سیترات و سایر محرک های دستگاه تنفس مانند دوکساپرام است. هنوز توافق کاملی در مورد اینکه درمان دارویی باید از چه زمانی شروع شود، وجود ندارد. به هر حال در بیمارانی که با وجود درمان های حمایتی غیردارویی همچنان دچار دوره های آپنه می شوند، درمان دارویی شروع می شود.
● متیل گزانتین ها یا کافئین؟
از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، متیل گزانتین ها به عنوان محرک تنفسی برای درمان آپنه نوزادان نارس تجویز می شده و همچنان به عنوان درمان اولیه این عارضه کاربرد دارند. از لحاظ شیمیایی، متیل گزانتین شامل یک مولکول گزانتین است که در کافئین به شکل ۱و۳و۷ تری متیل گزانتین و در تئوفیلین به شکل ۱و۳ دی متیل گزانتین دیده می شود. ساختمان شیمیایی مذکور دمتیله شده و دی متیل گزانتین ها از جمله تئوفیلین، تئوبرومین و پاراگزانتین را می سازد.
هرچند ترکیبات مذکور ساختمان شیمیایی مشابهی دارند، ویژگی های کینتیکی آنها متفاوت است. متیل گزانتین ها به طور اولیه با تحریک تنفسی در دستگاه عصبی مرکزی اثر می کنند، اما مکانیسم های متعدد دیگری نیز برای آنها تعریف شده است. آدنوزین تضعیف کننده شناخته شده دستگاه تنفسی است. متیل گزانتین علاوه بر مکانیسم اثر توضیح داده شده، آنزیم های فسفودی استرازها را مهار می کند. این اثر مهاری باعث شکست cAMP و سیکلیک گوانوزین مونوفسفات و در نتیجه شلی راه های هوایی می شود. همچنین این گروه دارویی آنتاگونیست رقابتی گیرنده های آدنوزین محسوب می شوند. اثرات دیگر آنها شامل بهبود تهویه و پیام رسانی عصبی، کاهش مدت خواب با حرکات سریع چشم، بهبود اکسیژن رسانی و بهبود انقباض عضلات اسکلتی با هدف پیشگیری از ضعف دیافراگم است.
طیف درمانی تئوفیلین برای درمان آپنه نوزادان نارس ۶ تا ۱۴ میکروگرم در لیتر است. در حالی که کافئین طیف درمانی وسیع تری از ۸ تا ۲۰ میکروگرم در لیتر دارد. در نوزادان متولد شده در سن بارداری مناسب، رسیدن به دوز ثابت دارو در خون در مورد تئوفیلین سریع تر از کافئین اتفاق می افتد. در مورد درمان با تئوفیلین، مراقبت و کنترل دقیق تری لازم است، زیرا نیمه عمر کوتاه تر و عوارض جانبی تامل برانگیزتری دارد.
در مورد عوارض جانبی، هر دو داروی تئوفیلین و کافئین مشابه هستند. البته خطر بروز مسمومیت به دنبال مصرف تئوفیلین بیشتر است. عوارض جانبی عمومی در مورد هر دو دارو عبارتند از پرادراری و مشکلات گوارشی نظیر ریفلاکس، اسهال، استفراغ و درد شکمی. مصرف سطوح بالاتر از سطوح درمانی تئوفیلین باعث تاکی کاردی و PVC می شود. سطوح تئوفیلین بالاتر از ۳۵ میکروگرم در لیتر، تاکی کاردی بطنی و PVC های مکرر (به دلیل اثرات کرونوتروپیک و اینوتروپیک تئوفیلین) ایجاد خواهد کرد. یک مطالعه بالینی نشان داده که نوزادان با وزن هنگام تولد کم (۵۰۰ تا ۱۲۵۰ گرم) که برای درمان آپنه نوزادان نارس کافئین دریافت کرده اند، هیچ مشکلی در تکامل سیستم عصبی در ۱۸ تا ۲۱ ماهگی نداشته اند. مطالعه های تکمیلی برای مشخص شدن عوارض درازمدت مصرف کافئین روی عملکرد عصبی و شناختی در ۵ سالگی این کودکان در دست انجام است.

aligol172
09-06-2011, 13:11
از قدیم الایام انواع بخورها برای معالجه سینوزیت کهنه یا مزمن به کار می آمد. آئروسل تراپی یا بخور درمانی یکی از روش های رایج برای درمان سینوزیت های مقاوم به درمان یا مزمن یا عودکننده بوده است و از این رهگذر انواع آنتی بیوتیک، به ویژه پنی سیلین را با دستگاه بخور که محلول آن را به شکل بخار در آورده و با گذاشتن ماسک روی بینی آن را به منافذ بینی و سینوس ها و مجاری تنفسی می رسانند روش مرسوم در تمام دنیا از جمله کشور ما بوده و شما مشاهده می نمودید که سر درب هر درمانگاه در کنار تابلوی تزریقات و پانسمان بخور پنی سیلین را نیز تبلیغ می کردند. امروز روش های موثرتر و درمان های جدیدتری آمده است لذا این شیوه دیگر رایج نیست و همراه با این تحولا ت تابلوی بخور پنی سیلین نیز از بیمارستان ها و درمانگاه ها برچیده شد.
علا وه بر بخور درمانی، آنتی بیوتیک ها که در درمانگاه ها انجام می دادند اسانس هایی نیز برای باز کردن گرفتگی بینی و فروکش نمودن التهاب سینوس ها به کار می آمد که معروف ترین آنها اسانس نعناع بود. بخور اسانس نعناع که به شکل محلول با قرص های مخصوص بود یا حتی روغن آن را که به نام پماد ویکس معروف است به اطراف بینی می مالیدند. این اسانس ها نیز از فهرست دارویی (فارماکوپه) حذف شدند و امروز از اسانس برگ اوکالیپتوس به شکل محلول یا دم کرده خود برگ اکالیپتوس استفاده می کنند.
این گیاه دارویی جایگاه خود را در طب هنوز حفظ کرده است هر چند بعضی از مولفان صحبت از بی پایه بودن آن می کنند و مورد استعمال آن را در آینده علم زیر سوال برده اند.
اکالیپتوس با نام علمی GLOBULUS EUCALYPTUS درخت تنومند و پرشاخ و برگ همیشه سبز است که اصالت آن به سرزمین استرالیا مربوط می شود و در آن سرزمین جنگل های انبوه و متراکمی را تشکیل می دهند که ارتفاع آن به ۱۴۵ متر و محیط تنه آن به ۲۵ متر می رسد. در استرالیا بدان درخت صمغ یا درخت پوست طنابی نام داده اند و آن را در مناطق باتلا قی و مالا ریا خیز می کاشتند تا مرداب ها را خشک گرداند و از شیوع مالا ریا جلوگیری کند. در ضمن برگ های این درخت غذای اصلی خرس های کوالا ست که در آن قاره بسر می برند.
برگ های آن باریک، چرم مانند و شمشیری شکل دارای یک رگبرگ مرکزی اصلی می باشد سرتاسر برگ ها را غده های روغن دار پوشانده است. بومیان استرالیایی به خواص روغن اوکالیپتوس پی برده بودند و از آن در درمان بیماری ها استفاده می کردند. از سال ۱۸۵۴ درخت اوکالیپتوس به جنوب اروپا، الجزیره، مصر تا هند آورده شد. در ایران رشد این درخت در تمام نقاط تقریبا به عمل می آید. نگارنده درخت های تنومند و قطور با سایبان های وسیع را در دزفول خوزستان و ایرانشهر بلوچستان مشاهده کرده است. این درخت در شمال ایران نیز همانند جنوب یافت می شود (میانکاله و هشت پر) ولی برگ های درختان اوکالیپتوس شمال آن غلظت اسانس برگ های جنوب را ندارند.
اوکالیپتوس نام فارسی ندارد بلکه از یک واژه یونانی به معنای پوشاننده یا در پوش گرفته شده است زیرا غنچه های اوکالیپتوس با یک نوع غشا مستور شده اند. در تمام پنج جلد کتاب قانون ابن سینا که پایه و اساس آن بر گیاهان داروئی گذاشته شده است نام از آن برده نشده است. یعنی آن زمان اوکالیپتوس در ایران نبود که ابن سینا به آن معرفت داشته باشد و از خواص غنی آن پرده بردارد.
برگ های تیره های مختلف اوکالیپتوس به ویژه نوع gloulus eucalyptus و salhfoli eaculyptus اسانس خوشبو و معطر و فراری دارد، در داروخانه های انگلیس بخور اوکالیپتوس ۷۰ درصد اوکالیپتوس دارد که به نام سینئول cinilol خوانده می شود. سینئول مایعی بی رنگ است دارای بویی شبیه بوی کافور و با طعم تند و خنک است. در آب حل نمی شود و با الکل، کلرفورم، اترو بلور اسید استیک، قابلیت اختلا ط دارد علا وه بر مصرف آن به شکل بخور در سینوزیت و لا رنژیت به کار می رود. سینئول یک ماده خلط آور بوده و اثر ضدمیکربی قوی دارد. از بخور اوکالیپتوس به طور سنتی استفاده می شود. مقداری از محلول به طور دیمی که در یک پاتیل آب جوش می ریزند و حوله یا پتویی نازک بر سر می افکنند آنچنان که منفذی به بیرون نداشته باشد. چشم ها را می بندند و در برابر بخارات از راه بینی نفس می کشند، گر می گیرند.
و عرق می ریزند و در پی آن باز شدن بینی و متعاقبا برطرف شدن احساس پری در سینوس ها و تسکین سردرد را همراه دارد التهاب بینی را فرو می نشاند خلط سینه را نرم می کند و راه های تنفسی خشک، تحریک شده، را مرطوب می سازد. در حمام سونا بخارات داغ را با محلول بخور اوکا لیپتوس درهم میآمیزند که آثار مفیدی بر بیماران مبتلا به سینوزیت می گذارد. محلول بخور را در جامک منفذ بخار دستگاه های مرطوب کننده هوا می ریزند که اطاق را مرطوب و معطر می کند و علا ئم سرماخوردگی را تسکین می بخشد.
محلول اوکالیپتوس صرفا برای استنشاق است. بعضی از بیماران آن را با شربت یا محلول خوراکی اشتباه می گیرند یا برای بعضی ها طرز استفاده از آن خوب تفهیم نمی شود و کلمه بخور غلط انداز واقع می شود، در نتیجه آن را سر می کشند و می خورند. این محلول محرک بوده و خوردن مقادیر زیاد آن موجب تهوع، استفراغ، درد معده، ضعف، اغما و گاه مرگ می شود. برای معالجه مسمومیت باید مبادرت به شستشوی احتیاطآمیز معده نموده و داروهای ضدتشنج تجویز کرد.
محلول بخور را باید از دسترس کودکان دور نگه داشت. به جای محلول از خشکانده برگ اوکالیپتوس نیز می توان استفاده کرد و مقداری از آن را در آب جوش ریخت و به همان سبک که شرح آن آمد، استنشاق کرد. بیماران مبتلا به تنگی نفس یا آسم نمی توانند بخور اوکالیپتوس را تحمل کنند و بعضا حمله آسم در آنها تشدید می یابد، از همین رو برای این بیماران قابل تجویز نیست. به علا وه گفته شده است که بخور زیاد سبب اختلا ل درکار کلیه می شود و نیز منجر به کاهش شدید فعالیت دستگاه مرکزی اعصاب می گردد.
اوکالیپتوس با داروهای افزایش دهنده قند خون همچون هورمون گلوکاگن تداخل دارویی دارد و موجب مهار اثر آن می شود و بیمار را به سمت هیپوگلیسمی خطرناکی سوق می دهد.

aligol172
09-06-2011, 13:17
داشتن آگاهی نسبت به بسیاری از اتفاقات غیرمنتظره باعث می شود با کمترین آسیب و خسارت با آنها مواجه شویم. گرمازدگی یکی از همان اتفاقاتی است که بهترین راه پیشگیری در مواجهه با آن، شناخت درست نسبت به این پدیده است...
با اینکه احتمال گرمازدگی در افراد مبتلا به دیابت بیشتر از سایر افراد است اما اکثر آنها راه های پیشگیری و مقابله با این پدیده خطرناک را نمی دانند. دکتر آدرین ناسار، فوق تخصص بیماری های غدد در ایالات متحده آمریکا، پس از مطالعه روی بیماران خود نتایجی در همین مورد منتشر کرده است.
به گفته او، بدن مبتلایان به دیابت به دلیل وجود قند بالا همیشه در معرض خطر کم آبی قرار دارد. علاوه بر آن، چون قدرت تعریق در این افراد کاهش پیدا کرده، احتمال گرمازده شدن در فصول گرم سال به شدت بالا می رود.
دکتر ناسار به کمک یک تیم تحقیقاتی نتایج ۱۵۲ مطالعه مختلف در مورد ارتباط دیابت و گرمازدگی را جمع آوری و تحت بررسی های آماری قرار داد. درنهایت مشخص شد که اکثر دیابتی ها زنگ خطرهای شروع گرمازدگی را نمی شناسند. حتی ۲۰ درصد آنها اصلا نمی دانند دمای بیش از ۱۰۰ درجه فارنهایت (۷/۳۷ درجه سانتی گراد) خطر بروز گرمازدگی را به دنبال دارد. البته وقتی رطوبت هوا بالا باشد حتی ۸۰ درجه فارنهایت (۶/۲۶ درجه سانتی گراد) هم خطرناک محسوب می شود. چون رطوبت زیاد در هوا جلوی عرق کردن را می گیرد. دمای مرکزی در بدن دیابتی ها که در حالت عادی هم سیستم تعریق درستی ندارند بلافاصله بالا می رود.
افزایش دمای مرکزی بدن حالت خطرناکی را به وجود می آورد که حتی می تواند به مرگ منجر شود. اما متاسفانه نتایج تحقیقات نشان داد که فقط نیمی از مبتلایان به دیابت خطر هم زمانی گرما و هوای مرطوب را می شناسند.
هوای گرم به جز احتمال ایجاد گرمازدگی برای بیماران دیابتی خطرهای دیگری هم به همراه دارد. مثلا انسولین در محیط گرم به سرعت تخریب می شود و کارایی خود را از دست می دهد. اما نکته مهم این است که سایر داروهای خوراکی ضددیابت هم درست مثل انسولین در هوای گرم اثر خود را از دست می دهند ولی اکثر مردم از چنین اتفاقی خبر ندارند. چندی پیش مطالعه ای هم در این مورد انجام شد و مشخص شد که ۳۹ درصد قرص های خوراکی ضددیابت در مجاورت گرما کاملا بی اثر می شوند. حتی ۴۱ درصد گلوکومترها (دستگاه های سنجش گلوکز سریع) و ۳۸ درصد نوارهای تست قندخون هم در هوای گرم قادر نیستند قندخون صحیح را نمایش دهند.
دکتر ناسار و بسیاری از متخصصان دیگر معتقدند تنها راه مقابله با این حوادث افزایش آگاهی بیماران و خانواده های آنها است. همه دیابتی ها باید بدانند که اگر در هوای گرم از منزل خارج می شوند انسولین، داروها و وسایل تست قندخون را بدون کیف های مخصوص خنک کننده همراه نبرند. در ضمن علایم شروع گرمازدگی و راه های پیشگیری و برخورد با آن باید به این بیماران آموزش داده شود.
● علایم گرمازدگی
نشانه های بروز گرمازدگی در افراد مختلف متفاوت و حتی گاهی شبیه علایم ناشی از سوختگی است اما اگر فرد دیابتی در معرض هوای گرم یا مرطوب قرار گرفت با بروز هر یک از نشانه های زیر باید فورا به گرمازدگی مشکوک شود:
▪ احساس خالی شدن سر یا وجود سرگیجه
▪ تعریق بیش از حد یا کاملا برعکس، یعنی داغ شدن و قرمزی پوست ولی عدم تعریق
▪ گرفتگی عضلانی
▪ سرد شدن پوست
▪ سردرد
▪ تند شدن ضربان قلب
▪ احساس تهوع
اینها همگی علایم شروع گرمازدگی هستند و در صورت عدم رسیدگی به موقع فرد دچار توهم می شود و سپس از حال می رود.
● چه باید کرد؟
اگر فرد دیابتی متوجه هر یک از علایم شروع گرمازدگی شد، باید فورا به پزشک یا درمانگاه مراجعه کند. اما اگر علایم به قدری شدید شده بود که توانایی انجام این کار را نداشت، باید فورا با اورژانس و نزدیکان خود تماس بگیرد. اطرافیان بیمار باید تا رسیدن مأموران اورژانس چند اقدام اولیه و مهم را انجام دهند:
▪ بیمار را در یک اتاق خنک ببرند و طوری بخوابانند که پاهای او کمی بالاتر از بقیه بدنش قرار بگیرد.
▪ تمام لباس های فرد را دربیاورند و پوست بدن او را با آب خنک خیس کنند و او را باد بزنند.
▪ روی کشاله های ران و زیر بغل او کیسه های یخ بگذارند تا دمای مرکزی بدن او پایین بیاید.
● ۴ اصل مقابله با گرمازدگی
۱) اگر عادت به ورزش روزانه در هوای آزاد دارید، در فصول گرم سال این کار را به صبح زود یا هنگام غروب آفتاب موکول کنید.
۲) هنگامی که بیرون از خانه می روید مقادیر زیادی مایعات بنوشید، حتی اگر احساس تشنگی نمی کنید. البته به یاد داشته باشید که نوشیدنی هایی مثل قهوه و چای باعث خروج آب از بدن می شوند پس نوشیدنی های مناسبی در فصول گرم نیستند. اما آب یا نوشیدنی هایی مثل شربت آب لیموی کم شیرین مایعات بسیار مناسبی برای جلوگیری از گرمازدگی محسوب می شوند.
۳) همیشه لباس های رنگ روشن بپوشید و استفاده از کلاه و عینک آفتابی را هم فراموش نکنید.
۴) چون افراد دیابتی کمتر از حد عادی عرق می کنند، بهتر است در هوای گرم روزی یک یا دو نوبت دوش بگیرید تا دمای بدن شان پایین بیاید.

aligol172
09-06-2011, 13:23
راستی چرا برخی افراد خوددرمانی می کنند؟ اصلا خوددرمانی آیا واقعا منجر به درمان فرد می شود؟ اصلا خوددرمانی چیست؟
خوددرمانی یعنی استفاده از دارو بدون دستور پزشکی و نسخه برای اهداف درمانی.
مصرف خودسرانه ی داروها ممکن است از یک آسپیرین که به نظر خیلی ساده است شروع شود و حتی به خطرناک ترین مواد مخدر و اعتیادآور ختم شود.
کم نیستند افرادی که به توصیه دوستان(البته به ظاهر دوستان) و آشنایان برای درمان بیماری هایی مثلا چربی خون بالا و یا قند خون بالا، خود را گرفتار مواد اعتیادآوری کرده اند که نه تنها به بهبودی شان منجر نشده بلکه مشکلات بسیاری را برای شان پیش آورده است.
در این مطلب قصد داریم به برخی از عوارض مصرف خودسرانه ی داروها اشاره کنیم:
● مسکن ها
دکتر ایرج خسرونیا، رییس هیات مدیره جامعه پزشکان متخصص داخلی می گوید: مصرف خودسرانه مسکن هایی چون آسپیرین می تواند عوارضی چون خونریزی دستگاه گوارش، هپاتیت، نارسایی کبد و کلیه و مشکلات روحی را به همراه داشته باشد.
● داروهای افزایش وزن و انرژی زا
متاسفانه مصرف خود سرانه ی داروهای نیروزای استروئیدی بدون توجه به عوارض خطرناک و گاهی مرگ آور آن به طور معمول در میان افراد سالم و جوانان رخ می دهد. دکتر کمال هادیانی متخصص اورولوژی می گوید: اختلالات کبدی، اختلالات خونی، قلب بزرگ شده، ضایعه ی دریچه ی آئورت و تنگی شدید آن و حتی مرگ از عوارض خودسرانه ی مصرف این داروها است.
عوارض جانبی این داروها بسیار عمیق و اثر گذار هستند اما مصرف کنندگان این داروها، دوزهای مختلفی از دارو را به شکل و روش های مختلفی مصرف می کنند تا عوارض دارو را کاهش دهند و از طرفی مانع از شناخته شدن با آزمایش دوپینگ می شوند.
متاسفانه دیده می شود که برخی افراد به منظور افزایش وزن از برخی داروهای کورتونی مانند دگزامتازون، کلوبتازول و فلوئوسینولون استفاده می کنند که این امر روندی بسیار خطرناک و تهدید کننده بر سلامت افراد است و اصلا قابل قبول و دفاع نیست و هیچ مرجع علمی نیز مصرف این داروها را برای افزایش وزن تایید نمی کند.
پوکی استخوان از عمده ترین عوارض مصرف برخی داروهای کورتونی به منظور افزایش وزن است، تغییر در وضعیت سلول های خونی، تغییر در توزیع متناسب چربی های بدن و ایجاد اندامی ناموزون، ایجاد چاقی گردنی تحت عنوان گردن بوفالو بخشی از عوارض مصرف این داروها است. از دیگر عوارض مخرب مصرف خودسرانه ی این دارو می توان به تحلیل رفتن اندام ها، ایجاد آب مروارید، نارسایی خون، تحلیل عضلات بدن، افزایش چربی و فشار خون، زخم های گوارشی، آسیب دستگاه گوارش، پرکاری کلیوی تحت عنوان سندرم کوشینگ و بسیاری از عوارض غیر قابل برگشت دیگر اشاره کرد. سیپروهپتادین از دیگر داروهای مورد استفاده توسط برخی افراد جهت افزایش وزن است. حقیقت در این باره نیز می گوید: سیپروهپتادین دارویی ضد حساسیت است که با مکانیسم خاص خود موجب افزایش اشتها در مصرف کننده می شود. این دارو به شدت اثرات خواب آوری دارد و می تواند با کاهش سطح هوشیاری و تمرکز، روند فعالیت های روزمره را مختل کند. همچنین عوارض دیگری نیز در اثر مصرف طولانی مدت این دارو محتمل است.
● داروهایی برای برطرف کردن جوش صورت
علیرضا حقیقت، مدیر امور دارویی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می گوید: مصرف خودسرانه پماد بتامازون، عوارض پوستی متعددی بر جای می گذارد. بتامتازون جزو داروهای کورتونی است که متاسفانه بسیاری از افراد از آن، در مواردی نظیر برطرف کردن جوش یا لک های صورت، ناراحتی هایی مثل خارش و یا خشکی پوست به طور خودسرانه استفاده می کنند. درست است که این پماد، در روزهای اول مصرف، تغییرات قابل ملاحظه و بسیار خوبی در پوست ایجاد می کند اما این تغییر موقتی است و پس از مدتی رفته رفته پوست تحلیل رفته، حالت شکننده می یابد و مستعد انواع عفونت ها و قارچ های پوستی می شود.
به هر حال اگر افراد از عوارض داروهای کورتونی آگاه باشند، هرگز از آن ها به صورت خودسرانه استفاده نخواهند کرد.
مجتبی امیری، عضو انجمن متخصصان پوست ایران درباره ی مصرف خودسرانه داروی راکوتان که برای درمان جوش های پوستی به کار می رود، می گوید: این دارو عوارض شدیدی را به دنبال دارد و باید حتما تحت نظر پزشک مصرف شود. چرا که قبل از مصرف آن، باید آزمایش های مختلفی از جمله آنزیم های کبد انجام شود.
راکوتان یا ایزوترتینوئین دارویی برای درمان آکنه یا جوش پوستی شدید است که به صورت کپسول خوراکی عرضه می شود و از مشتقات ویتامین آ است که به صورت طبیعی به میزان خیلی کمی در بدن انسان وجود دارد. این دارو از طریق کاهش چربی پوست با وادار کردن غده های چربی پوست به کم کردن تولید چربی، باعث کم شدن آکنه در پوست می شود و دارای عوارضی است که نباید آن را به صورت خودسرانه مصرف کرد:
عوارض چشمی شامل خشکی چشم، کدورت قرنیه و کاهش دید شب که معمولا با قطع دارو بهبود می یابد، خشکی لب که مهمترین عارضه ی آن است و با استفاده از کرم های چرب کننده رفع می شود، خشکی دهان و بینی که می توان از قطره ی چشمی و کرم داخل بینی استفاده کرد، از مهمترین عوارض راکوتان است.
خونریزی بینی که معمولا در هفته های دوم یا سوم خود به خود رفع می شود و درد خفیف مفاصل و ماهیچه ها به ویژه زانو از دیگر عوارض آن است.
این دارو در جوش های نوع شدید و در مواردی تجویز می شود که داروهای معمول آکنه موثر واقع نشده اند. اما در موارد معمولی نیز با تجویز پزشک قابل استفاده است.
● اعتیاد و خود درمانی
دکتر خدابنده، متخصص پزشکی قانونی و مسمومیت ها می گوید: برخی از زنان معتاد به هنگام بارداری برای پنهان کردن اعتیاد خود بدون مراجعه به پزشک متخصص، اقدام به خوددرمانی می کنند که عوارض خطرناکی را به دنبال دارد. این زنان به هنگام بارداری بدون آن که از عوارض اعتیاد بر جنین آگاه باشند به دلیل ترس از اطلاع دیگران از اعتیاد او، به پزشک مراجعه نمی کنند و اقدام به خوددرمانی و کمک از هم نوعان خود می کنند که این عمل عوارض خطرناکی را به دنبال دارد. اعتیاد در زنان باردار موجب تولد زودرس و به دنبال آن مرگ نوزادان می شود. زنان بارداری که به مواد مخدر اعتیاد دارند با مراجعه به پزشک به مراکز ذیربط ارجاع داده می شوند. در این مرکز به جای مصرف مواد مخدر، متادون تجویز می شود که هیچ نوع عوارضی بر جنین ندارد و فقط جا به جایی مواد مخدر با مصرف مواد امن انجام می شود.
وی درباره شیوع مصرف خودسرانه داروی ریتالین در میان جوانان هشدار می دهد و می گوید: به تازگی گروهی، داروی ریتالین را به عنوان قرص تقویت حافظه به جوانان معرفی می کنند که مصرف خودسرانه آن بدون تجویز پزشک اعتیادآور است.
برخی نیز قرص ترامادول را به خاطر خاصیت ضددرد، خودسرانه به دیگران توصیه می کنند که بررسی ها نشان می دهد اعتیاد به ماده مخدر کراک در میان برخی جوانان، ناشی از مصرف نا آگانه ی ترامادول بوده است.

aligol172
09-06-2011, 13:30
شاید شما هم جزو افرادی باشید که معتقدند داروی تزریقی بهتر از نوع خوراکی است چون سریع تر عمل می کند و باعث می شود روند درمان زودتر طی شود. اما در واقعیت چنین نیست و هر بیماری ای برای درمان نیاز به داروهای خاصی دارد و نوع تزریقی یا خوراکی دارو بنا بر صلاحدید پزشک تجویز می شود. در این باره با دکتر ایرج خسرونیا، رییس جامعه متخصصان داخلی گفتگو کرده ایم....
▪ داروی تزریقی بهتر است یا خوراکی؟
ـ ببینید؛ اصولا داروها به چند دسته کلی تقسیم می شوند و این تشخیص پزشک است که بسته به نوع بیماری داروی خوراکی یا تزریقی را برای بیمار خود تجویز کند. بعضی از داروها از طریق روده جذب نمی شوند و باید از طریق تزریق وارد بدن فرد شوند. گاهی اوقات نیز درباره تعدادی از داروها مانند آنتی بیوتیک ها، دوز تجویزی زیاد است که باید از طریق رگ جذب شوند و به همین دلیل تزریق بهترین گزینه است اما در بسیاری از مواقع دارو باید به صورت محلول در آب مصرف شود و به همین دلیل باید به صورت شربت یا پودر حل شدنی در آب مصرف شود و داروی تزریقی در این مورد بی فایده و حتی زیان آور است.
▪ در مورد داروهای مشابه چه طور؟
ـ در مورد داروهای مشابه باز هم اولویت با داروی خوراکی است. مثلا اگر دارویی هم به صورت آمپول و هم به صورت قرص و کپسول موجود باشد، توصیه ما این است که بیمار حتی الامکان داروی خوراکی مصرف کند زیرا هر تزریقی می تواند یک واکنش به همراه داشته باشد و بروز حساسیت از جمله مهم ترین عوارض داروهای تزریقی است. در عین حال در صورت بروز حساسیت دارویی در قرص و کپسول و شربت می توان مصرف آن را بلافاصله قطع کرده و یا حتی با شستشوی معده دارو را از بدن خارج کرد اما در صورت بروز حساسیت داروی تزریقی اقدام خاصی نمی توان انجام داد، بنابراین عوارض داروهای خوراکی بسیار کمتر از انواع تزریقی است و همواره در علم طب توصیه می شود که از درمان های تهاجمی (تزریق) کمتر استفاده شود.
▪ چرا عده ای معتقدند که داروی خوراکی کم اثرتر از
ـ نوع تزریقی است؟بله؛ متاسفانه بسیاری از افراد بر این باورند که داروی خوراکی بی تاثیر است و فقط با آمپول زدن بیماری شان بهبود می یابد. حتی بیمارانی هم وجود دارند که با مراجعه به پزشک از او می خواهند که برای شان داروی تزریقی تجویز کند و استدلال شان هم این است که داروی خوراکی بر بدن آنها تاثیری ندارد. حتی هرگز به پزشکی که برای شان داروی تزریقی تجویز نکند، مجددا مراجعه نمی کنند؛ مگر اینکه حداقل یک قلم داروی تزریقی (مثلا Bکمپلکس) در نسخه آنها وجود داشته باشد.
▪ به مصرف خودسرانه Bکمپلکس اشاره کردید. آیا هرچند وقت یک بار لازم نیست که این آمپول تزریق شود؟
ـ هیچ نیازی نیست که فردی به صورت خودسرانه Bکمپلکس تزریق کند و مصرف میوه و سبزی تازه و مصرف گروه های مختلف غذایی فرد را از مصرف این ویتامین ها بی نیاز می کند و این یک باور اشتباه است که فردی که احساس کسالت و ضعف می کند باید Bکمپلکس تزریق کند تا وضعیت بدنی اش بهبود یابد. متاسفانه بسیاری از افراد نمی دانند که مصرف بی رویه ویتامین ها هم خطرناک است و ویتامین ها در صورت مصرف بیش از حد مجاز، مسمومیت ایجاد می کنند.
▪ در مورد سرماخوردگی چه طور؟ درمان تزریقی زودتر جواب نمی دهد؟
ـ این هم یکی از باورهای غلط است که خیلی ها فکر می کنند اگر پنی سیلین بزنند، سرماخوردگی شان زودتر خوب می شود، غافل از اینکه ۹۹درصد سرماخوردگی ها و انواع آنفلوآنزا ویروسی هستند و درمان آنها هیچ نیازی به آنتی بیوتیک ندارد (نه خوراکی، نه تزریقی). از طرفی عملکرد آنتی بیوتیک ها یک شمشیر دولبه است و عوارض زیادی به همراه دارد.
▪ چه عوارضی؟
ـ مشکلات کبدی و کلیوی از مهم ترین عوارض مصرف بی رویه آنتی بیوتیک هاست. در عین حال، مصرف بی مورد آنتی بیوتیک ها موجب می شود بدن نسبت به این دارو مقاوم شود و در صورت نیاز هم مصرف آنها تاثیری در بهبود بیماری نداشته باشد. البته در مورد سایر بیماری ها ممکن است تجویز داروی تزریقی، اصل درمان باشد و در مورد این بیماری ها است که نوع تزریقی سریع تر از نوع خوراکی اثرگذار است. در عین حال، بسیاری از خانواده ها داروهای بی مصرف و باقی مانده شان را نگهداری می کنند تا مبادا روزی به آنها احتیاج پیدا کنند و این بدترین کار ممکن است و مصرف آنها عوارض خطرناکی به همراه دارد. بسیار دیده شده که فردی با تزریق یک ویتامین ساده یا خوردن یک قرص بدون تجویز پزشک، جان خود را از دست داده است.
▪ به نظر شما، آیا پزشکان با تجویز غیرموجه این داروها مصرف بی رویه آنها را در جامعه رواج نمی دهند؟
ـ متاسفانه همین طور است. مسکن ها، آنتی بیوتیک ها و مولتی ویتامین ها از جمله داروهایی هستند که مثل نقل و نبات توسط ایرانیان مصرف می شوند و اصلا در هیچ جای دنیا به اندازه ایران دارو بدون تجویز پزشک مورد استفاده قرار نمی گیرد. ما عادت کرده ایم که با احساس کوچک ترین دردی مسکن بخوریم و یا با احساس هرگونه ضعفی آمپول ویتامین بزنیم اما به این موضوع دقت نمی کنیم که مصرف همین داروهای به ظاهر ساده، اعتیادآور است و حتی مصرف آسپرین روزانه بدون تجویز پزشک، سلامت فرد را به خطر می اندازد. البته تبلیغات در این بین نقش مهمی ایفا می کنند، به طوری که این روزها در مجلات و روزنامه ها و به ویژه شبکه های ماهواره ای، انواع مکمل و ویتامین تبلیغ می شود؛ اما باید بدانید که مصرف بی رویه هر ماده ای حتی آب هم برای بدن مضر است. ما باید یاد بگیریم که مصرف هرگونه دارو، چه خوراکی و چه تزریقی، باید با تجویز پزشک صورت گیرد و باید انتخاب هر یک از این داروها را به پزشک مان واگذار کنیم.
▪ حرف آخر؟
ـ پزشک خوب، پزشکی نیست که چند نوع دارو تجویز کند و در بسیاری از بیماری ها مثل سرماخوردگی اصلا بیمار نیازی به مصرف دارو ندارد و درمان او استراحت و مایعات گرم است. در عین حال، ما باید آستانه تحمل را در خودمان بالا ببریم و به جای مصرف مسکن، علت درد را پیدا کنیم تا مشکل از ریشه حل شود. باز هم تاکید می کنم که جمله «تاثیر داروهای تزریقی بیشتر از داروهای خوراکی است» همیشه صادق نیست و این موضوع به نوع بیماری، نوع دارو، نیاز بیمار و صلاحدید پزشک معالج بستگی دارد.

aligol172
09-06-2011, 13:38
فولات ها در متابولیسم یک کربنی برای بیوسنتز پورین ها، تیمیدیلات و در نتیجه رپلیکاسیون DNA نقشی حیاتی دارند....
متوترکسات، آنتی فولاتی است که نزدیک به ۶۰ سال پیش برای مهار آنزیم وابسته به فولات دی هیدروفولات ردوکتاز (DHFR) ساخته شد. در سال های اخیر آنتی فولات های نوینی ساخته شده اند که هدف آنها تیمیدیلات سنتاز (TS) و گلیسینیامید ریبونوکلئوتید ترانسفورمیلاز (GARTF) است.
(آنتی) فولات ها، آنیون های دی والانتی هستند که برای برداشت سلولی عمدتا از حامل فولات احیا شده (RFC) استفاده می کنند.
«پمترکسد» (Pemetrexed) با نام تجاری «آلیمتا» (ALIMTA) یکی از این آنتی فولات های جدید است که توسط اداره دارو و غذای آمریکا برای اندیکاسیون های زیر تایید شده است:
▪ درمان خط اول برای NSCLC غیراسکواموس با پیشرفت موضعی یا متاستاتیک.
▪ درمان نگه دارنده برای NSCLC غیراسکواموس با پیشرفت موضعی یا متاستاتیک.
▪ درمان خط دوم برای NSCLC غیراسکواموس با پیشرفت موضعی یا متاستاتیک.
▪ مزوتلیومای جنبی بدخیم.
در این نوشتار دو مطالعه درباره اندیکاسیون های داروی Pemtrexed را مرور خواهیم کرد.
مقایسه درمان ترکیبی سیس پلاتین/جمسیتابین با سیس پلاتین/پمترکسد در بیماران شیمی درمانی نشده مبتلا به کانسر ریه سلول غیرکوچک پیشرفته مطالعه فاز III: در مرحله پیشرفته (مرحله IIIB یا IV) کانسر سلول کوچک ریه (NSCLC)، درمان های ترکیبی متشکل از ترکیبات پلاتینوم (سیس پلاتین یا کربوپلاتین) با جمسیتابین، وینورلبین یا تاکسان ها (پاکلیتاکسل یا دوستاکسل) رژیم های درمانی مرجع می باشند. این رژیم ها در مقایسه با یکدیگر، در مطالعات فاز III، اثربخشی برابری را به علاوه تفاوت هایی در پروفایل سمیت نشان داده اند. سیس پلاتین به همراه جمسیتابین، طی برنامه ای سه هفته ای، یک رژیم درمانی موثر به عنوان خط اول درمان NSCLC است که به طور گسترده ای استفاده می شود.
در مطالعه اتفاقی شده کنونی، میزان بقای کلی ۱۷۲۵ بیمار شیمی درمانی نشده مبتلا به NSCLC مرحله IIIB یا IV، بین بازوهای درمانی مطالعه مورد مقایسه قرار گرفت. در این مطالعه، بیماران یک بازو، mg/m² ۷۵ سیسپلاتین در روز ۱ و mg/m² ۱۲۵۰ جمسیتابین در روزهای ۱ و ۸ و بیماران بازوی دیگر، mg/m² ۷۵ سیسپلاتین و mg/m² ۵۰۰ پمترکسد در روز ۱، هر سه هفته یکبار تا شش دوره دریافت کردند.
در مطالعات فاز III انجام شده در بیماران مبتلا به NSCLC شیمی درمانی نشده، اثربخشی پمترکسد در ترکیب با سیس پلاتین یا کربوپلاتین با دیگر دوبلت های پلاتینوم قابل مقایسه و برابر بوده است. به علاوه، پمترکسد پروفایل ایمنی بسیار خوبی دارد و از جدول تجویزی راحتی برخوردار است. البته در چند سال اخیر، اضافه کردن bevacizumab، یک آنتی بادی مونوکلونال ضد فاکتور رشد اندوتلیال عروقی به پاکلیتاکسل و کربوپلاتین موجب افزایش قابل توجه بقا شد، لیکن این افزایش اثربخشی با افزایش مرگ های ناشی از درمان همراه بود.
● بحث
در این مطالعه ترکیب سیس پلاتین/پمترکسد از ترکیب سیس پلاتین/جمسیتابین کم اثر تر نبود. میزان بقا و همچنین دیگر شاخص های اثربخشی (PSF، نرخ بقا یک و دو ساله و نرخ پاسخ) این مطالعه برای سیس پلاتین/پمترکسد با نتایج مطالعات بالینی اتفاقی شده خط اول NSCLC اخیر که دوبلت های پلاتینوم دیگر را مورد مطالعه قرار داده اند، قابل مقایسه بودند (میانگین زمان بقا از ۴/۷ تا ۱/۱۰ ماه).
با وجود اینکه بیماران هر دو بازوی مطالعه تعداد چرخه های درمان مشابهی دریافت نموده بودند، ترکیب سیس پلاتین/پمترکسد در مقایسه با سیس پلاتین/جمسیتابین از پروفایل ایمنی بهتری برخوردار است که شواهد آن عبارت بودند از دفعات کمتر تنظیم دوز، شیوع کمتر سمیت های هماتولوژیک درجه ۳ یا ۴ مرتبط با دارو، و شیوع کاملا کمتر نوتروپنی تبدار. علاوه بر آن، در بیماران درمان شده با سیس پلاتین/جمسیتابین دفعات نیاز به ترانسفوژیون و مداخلات حمایتی (مانند فاکتور رشد هماتوپویتیک) در مقایسه با بیماران بازوی سیس پلاتین/پمترکسد به میزان قابل توجهی بیشتر بود.
جنبه جالب این مطالعه، بررسی میزان بقا بر اساس بافت شناسی بود که تفاوت قابل توجهی در میزان بقا به نفع ترکیب سیس پلاتین/پمترکسد در دو گروه هیستولوژیک (آدنوکارسینوما و کارسینومای سلول بزرگ) دیده شد. در آن گروه از بیماران مبتلا به آدنوکارسینوما که به طور اتفاقی در گروه سیس پلاتین/پمترکسد قرار گرفتند، بقا به طور چشم گیری بهتر از آنانی بود که در گروه سیس پلاتین/جمسیتابین قرار داشتند (به ترتیب، ۶/۱۲ ماه و ۹/۱۰ ماه).
در مطالعه ما، در بیماران دارای هیستولوژی کارسینومای سلول بزرگ نیز در گروه سیس پلاتین/پمترکسد در مقایسه با گروه سیس پلاتین/جمسیتابین بقای کلی بسیار بهتر بود، بنابراین می توان نتیجه گرفت که پزشکان می توانند ترکیب سیس پلاتین/پمترکسد را به عنوان جایگزین مناسبی برای رژیم های محتوی bevacizumab (همراه با paclitaxel/carboplatin و یا سیس پلاتین/جمسیتابین) در بیماران مبتلا به تومورهای غیراسکواموس در نظر بگیرند.
در هنگام ارزیابی راه های درمانی برای این بیماران، باید هم اثر بخشی رژیم های درمانی و هم تفاوت پروفایل های ایمنی آن درمان های ترکیبی را در نظر گرفت. پاسخ های قطعی به این پرسش های بالینی تنها در سایه مطالعات بالینی کنترل شده حاصل خواهد شد.
● نتیجه
سیس پلاتین/پمترکسد به عنوان درمان خط اول بیماران مبتلا به NSCLC پیشرفته، دارای اثربخشی مشابه با سیس پلاتین/جمسیتابین بوده و علاوه بر آن دارای تحمل پذیری بهتر و کاهش نیاز به درمان های حمایتی و تجویز راحت تر آن است. طبق اطلاعات ما (نویسندگان)، این مطالعه اولین مطالعه فاز III در NSCLC می باشد که به طور آینده نگر تفاوت در میزان بقا را بر حسب پاتولوژی در دوبلت های پلاتینوم گزارش می کند. نتایج این مطالعه نظریه جدیدی را پیشنهاد می کنند و بر لزوم انجام یک مطالعه آینده نگر اختصاصی به منظور بررسی یافته های بافت شناختی تاکید می کند تا شاید راهنمایی باشد برای انتخاب بیمارانی که بیشترین سود را از درمان سیس پلاتین/پمترکسد خواهند برد. بالاخره اینکه، اثر بخشی سیس پلاتین/پمترکسد باید آن را برای مطالعات آینده در زمینه درمان های سلولی در هیستولوژی غیراسکواموس در ارجحیت قرار دهد.
● یک گزارش موردی
مطالعه دیگری که در ژاپن انجام شده، درباره درمان مجدد (retreatment) مزوتلیومای جنبی بدخیم با ترکیب سیس پلاتین/پمترکسد می باشد که به صورت گزارش موردی از سوی انجمن انکولوژی بالینی ژاپن منتشر شده است.
مزوتلیومای جنبی بدخیم (MPM)، یک نئوپلاسم بسیار مهاجم است. شیمی درمانی ترکیبی با سیسپلاتین و پمترکسد، فعال ترین رژیم درمانی خط اول برای MPM است و با نرخ بقای بالاتر (۱/۱۲ در مقابل ۳/۹ ماه)، زمان پیشرفت طولانی تر (۷/۵ در مقابل ۹/۳ ماه) و نرخ پاسخ بیشتری (۳/۴۱ درصد در مقابل ۷/۱۶ درصد) همراه بوده است. همچنین بهبود عملکرد ریوی و کنترل علایم در مقایسه با سیسپلاتین تنها بهتر بوده است، لیکن، در نهایت اکثر بیماران به دنبال پاسخ اولیه به این شیمی درمانی ترکیبی دچار پیشرفت بیماری می شوند. با وجود اینکه یک مطالعه قبلی پیشنهاد کرده که به دنبال درمان اولیه با سیسپلاتین و پمترکسد، شیمی درمانی خط دوم می تواند بر بقای بیماران MPM موثر باشد، هنوز برای درمان خط دوم MPM هیچ دارویی تایید نشده است.
محققان ژاپنی در این مطالعه ترکیب سیس پلاتین/پمترکسد را برای درمان مجدد بیماران مبتلا به MPM راجعه بررسی کرده اند و چهار بیمار مرد مبتلا به MPM که همگی آنها درمان اولیه شامل سیسپلاتین و پمترکسد دریافت کرده بودند، تحت درمان مجدد با این ترکیب دارویی قرار گرفتند. دو نفر از بیماران به شیمی درمانی خط اول پاسخ ابژکتیو دادند و به ترتیب به مدت ۴/۶ ماه یا ۴/۱۱ ماه نشانه ای از پیشرفت بیماری نداشتند. ۲ بیمار دیگر، به مدت ۸/۷ ماه و ۵ ماه بیماری پایدار داشتند. دو بیماری که به شیمی درمانی خط اول پاسخ ابژکتیو داشتند، به درمان مجدد پاسخی نسبی نشان دادند که به صورت زمان پیشرفت ۵ و ۲/۸ ماه بود. در حالی که دو بیمار دیگر بیماری پیشرونده داشتند که به ترتیب به صورت زمان پیشرفت ۱ و ۴/۱ ماه بود.
در مجموع، درمان مجدد با سیسپلاتین و پمترکسد به خوبی تحمل شد. بنا بر نظر محققان این مطالعه، درمان مجدد با سیسپلاتین و پمترکسد، یک انتخاب درمانی بالقوه برای برخی از بیماران مبتلا به MPM اپیتلوئید راجعه است، به ویژه شاید برای آن دسته از بیمارانی که دارای پسرفت تومور با زمان پیشرفت ۶ ماه یا بیشتر پس از شیمی درمانی اولیه می باشند.[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

aligol172
09-06-2011, 13:45
تصور بیشتر افراد بر این است، تنها با مصرف دارو فشار خون قابل کنترل است. این افراد یک تصور محدودی درباره بیماریشان دارند و با پیروی از الگوهای غلط در زندگی تنها به مصرف دارو روی آورده و برای درمان اقدام می کنند. اما جدیدترین تحقیقات نشان داده است که تغییر سبک زندگی و پرهیز از مصرف دارو در کنترل فشار خون مؤثر است خصوصاً آن که از مواد طبیعی در کاهش فشار خون استفاده شود. کارشناسان تغذیه ۹ روش را در کاهش فشار خون معرفی می کنند.
● کاهش وزن و درد کمر
کاهش فقط ۴ کیلوگرم از وزن به طور قابل توجهی از عارضه فشار خون می کاهد. به طور کلی هرچه بیشتر وزن خود را کم کنید، میزان فشار خون شما بیشتر کاهش پیدا می کند. کاهش وزن یک نسخه درمانی مؤثر برای کاهش فشار خون است. در کنار کاهش وزن باید به اندازه دور کمر نیز توجه داشت. افزایش چربی های دور کمر خطر ابتلا به فشار خون را افزایش می دهد. به طور کلی افزایش خطر ابتلا به فشار خون در مردان با اندازه کمر بالاتر از ۱۰۲ سانتی متر و در زنان با اندازه کمر بالاتر از ۸۸ سانتی متر بیشتر است.
در نژاد آسیایی این میزان برای مردان ۹۰ سانتی متر و برای زنان ۸۰ سانتی متر است. مشاوره با متخصصین تغذیه، تعیین وزن ایده آل و روش های دستیابی به اندام متناسب از مؤثرترین راهکارها است. پیشنهادهای دائمی متخصصین تغذیه خوردن غذاهای سالم، ورزش، تغییر عادات تغذیه مانند خوردن غذای دیرهنگام در شب ها و یا مصرف حجم زیاد غذا در هر وعده غذایی است.
● ورزش منظم
فعالیت های منظم فیزیکی، روزانه حداقل ۳۰ تا ۶۰ دقیقه، در مدت زمان خیلی کوتاه باعث کاهش فشار خون به میزان ۴ تا ۹ میلیمتر جیوه می شود. با کمک پزشک یک برنامه ورزشی متناسب با شرایط جسمی داشته باشید. پزشک با توجه به شرایط جسمی بیمار را از محدودیت های حرکتی مطلع خواهد کرد. پیاده روی به مدت ۱۰ دقیقه در روز به کاهش فشار خون کمک می کند. اما باید توجه داشت، محدود کردن ورزش فقط به یک یا دو روز در هفته در بیماران مبتلا به فشار خون یا قلبی و عروقی خطرناک محسوب می شود و تمرینات ورزشی باید منظم باشد.
● رژیم غذایی سالم
داشتن یک رژیم غذایی سرشار از سبزی، میوه و لبنیات کم چرب و محدود کردن مصرف چربی های اشباع شده و کلسترول، فشار خون را تا سطح ۱۴ میلی متر جیوه کاهش خواهد داد.
روش تغذیه خود را ارزیابی کنید
به مدت یک هفته فهرستی از غذاهای مصرفی تهیه کنید تا الگوها و عادات غذایی ارزیابی شود. سؤالات زیر جرقه ای برای پیدا کردن راه درست تغذیه است.
چه چیزی می خورید؟ چه وقت می خورید؟ چه مقدار می خورید؟ و چرا می خورید؟
▪ افزایش میزان پتاسیم خون
افزایش زیاد سدیم و کاهش پتاسیم در بدن سبب افزایش فشار خون می شود. پتاسیم تأثیر منفی سدیم در افزایش فشارخون را کاهش می دهد. بهترین منابع پتاسیم میوه ها و سبزی ها هستند.
▪ خرید مناسب
قبل از رفتن به سوپرمارکت لیست خرید تهیه کرده و از خرید غذاهای فاقد ارزش غذایی اجتناب کنید. برچسب مواد غذایی را قبل از خرید بخوانید تا از ارزش غذایی آنها آگاه شده و هنگامی که برای صرف شام بیرون می روید ارزش غذایی آنها را مدنظر قرار دهید.
▪ محدود کردن رژیم غذایی
درست است که رژیم غذایی سالم برای سلامتی بسیار مهم است ولی به این مفهوم نیست که غذاهای مورد علاقه تان را فراموش کنید. بهتر است، گه گاه غذاهای مورد علاقه خود مانند شیرینی را که در رژیم غذایی شما نیستند بخورید. اگر شیرینی دوست دارید به جای آن شکلات غلیظ بخورید. بدون این که فشار خون شما افزایش پیدا کند.
زیرا دانشمندان معتقدند فلاونول که در دانه های قهوه و شکلات غلیظ وجود دارد سبب کاهش فشار خون می شود. البته باید توجه داشته باشید. از این رو سالمترین شکلات، نیز دارای کالری است، در خوردن آن مراعات کنید.
● محدود کردن نمک
کاهش میزان معمولی نمک در رژیم غذایی، فشار خون شما را بین ۲ تا ۸ میلی متر جیوه پائین می آورد. کاهش بیشتر میزان نمک در رژیم غذایی فشار خون را بیشتر پائین می آورد. اقدامات زیر را برای کاهش نمک در رژیم غذایی انجام دهید.
محاسبه مصرف نمک
ثبت روزانه غذاها به تعیین میزان نمک مصرفی روزانه کمک می کند. یک انسان سالم در روز به طور متوسط به ۱۵۰۰ تا ۲۴۰۰ میلی گرم نمک نیاز دارد. ولی افراد بالاتر از ۵۰ سال افراد مبتلا به فشارخون بالا، بیماران قلبی، کلیوی و دیابتی ها باید کمتر از ۱۵۰۰ میلی گرم نمک در روز مصرف کنند.
▪ برچسب مواد غذایی
قبل از خرید، میزان نمک موجود در غذا را از روی برچسب آنها بخوانید. تا جایی که ممکن است از مصرف غذاهای کم نمک پرهیز کنید. بعضی از مواد غذایی که بنابر تصور عموم افراد سالم هستند مانند آب میوه ها مقادیر زیادی نمک دارند.
استفاده کم از فرآورده های غذایی، چیپس ها، غذاهای منجمد حاوی مقادیر زیاد نمک هستند.
▪ اضافه نکردن نمک به غذا
فقط یک قاشق چایخوری نمک ۲۳۰۰ میلی گرم سدیم دارد. از ادویه جات و سبزی برای طعم غذا استفاده کنید.
● سیگار نکشید
نیکوتین موجود در سیگار سبب افزایش فشار خون به میزان ۱۰ میلی گرم و یا بیشتر تا یک ساعت بعد از کشیدن سیگار می شود. کشیدن مداوم سیگار به معنی افزایش فشار خون به صورت پیوسته در طول روز است. به علاوه مواد شیمیایی موجود در تنباکو به شریان ها و عروق خونی آسیب می زند و سبب ابتلا به تصلب شرائین می شود که هر دوی آنها سبب بالا رفتن فشار خون می شود.
● کافئین
نقشی که کافئین در فشار خون دارد بسیار قابل توجه است. نوشیدن کافئین فشار خون را بطور موقت بالا می برد. تحقیقات اخیر نشان می دهد افرادی که به صورت منظم کافئین مصرف می کنند فشار خون بالاتری دارند که در درازمدت تأثیر گذار است. برای فهمیدن این موضوع فشار خونشان را ۳۰ دقیقه پس از نوشیدن چای و یا سایر نوشیدنی های کافئین دار کنترل کنید. اگر میزان آن ۵ تا ۱۰ بالا رفت، آنگاه بدانید که فشار خون شما به کافئین حساس است. پزشکان توصیه می کنند کسانی که فشار خون آنها به کافئین حساسیت دارد نباید بیش از ۲ فنجان چای در روز بنوشند.
● کاهش استرس
اثر استرس بر فشار خون حل و فصل نشده است. استرس یا عصبانیت به صورت موقت فشار خون را بالا می برد. قبل از این که استرس را کم کنید باید بدانید چه چیزهایی باعث استرس در زندگی شخصی تان می شود عواملی مانند خانواده، فامیل، پول یا بیماری. آنگاه شما در مورد چگونگی حذف یا کاهش آنها تصمیم بگیرید. اگر قادر به حذف تمام آنها نیستید بهتر است از راه های درست با آنها مقابله کنید. نفس عمیق بکشید و یوگا
● مراقبت از سلامتی
اگر به فشار خون بالا مبتلا هستید میزان فشار خونتان را مرتب اندازه گیری کنید. یاد بگیرید که خودتان فشار خون ماکزیمم و مینیمم را اندازه بگیرید. نوع وسایل و زمان اندازه گیری در روز را از پزشک معالج بپرسید. همچنین میزان فشار خون را به منظور بررسی روند و اطمینان از توجه به آن ثبت کنید.
▪ مراقبت اولیه
کنترل فشار خون برای کسانی که مراقبت اولیه ندارند بسیار مشکل است.
میزان مراقبت های ماهیانه
اگر میزان فشار خون به خوبی کنترل نشد یا مشکلات دیگری داشتید به مراقبت های ماهیانه نیاز دارید تا برنامه درمانی توسط پزشک مورد بررسی قرار گیرد.
● تیم پشتیبان
دوستان و خانواده حمایت کننده، در روند بهبودی بیمار نقش مهمی دارند آنها ممکن است شما را تشویق کنند تا از خودتان مراقبت کرده و به پزشک مراجعه کنید، در ورزش همراهی تان کنند تا فشار خون خود را پائین بیاورید. با خانواده و دوستان در مورد خطرات فشار خون صحبت کنید اگر آنها از عوارض تحت کنترل نبودن فشار خون آگاه شوند مطمئناً در تغییر سبک و عادات زندگی کمک می کنند.

aligol172
09-06-2011, 13:53
واژه نیاز در زندگی انسان ها از جایگاه ویژه ای برخوردار است زیرا همه فعالیت های جوامع بشری جهت رفع نیازهای موجود انجام می شود. در میان نیازهای مختلف و متعددی که انسان ها با آن مواجه هستند نیاز به غذا برای بقای حیات، در راس قرار دارد و این موضوع حجم قابل توجهی از فعالیت های افراد جامعه را به خود اختصاص داده و با افزایش جمعیت میزان تقاضا برای مواد غذایی افزایش چشمگیری داشته است.
روند رو به رشد تقاضا و به تبع آن عرضه مواد غذایی، رفته رفته باعث شد تا فعالان در این بخش برای موفقیت بیشتر در بازار کار به شگردهای مختلفی دست زده و به رقابت با همدیگر بپردازند که این امر هم اکنون تبعات مثبت و منفی بسیاری را به وجود آورده است.
ایجاد تنوع غذایی و ابتکار عمل های سالم در راه تهیه انواع غذاها یکی از نتایج فوق الاشاره است که تاکنون توانسته وضعیت تغذیه انسان ها را با موفقیت های کمی و کیفی مواجه سازد اما آن چه نگران کننده است تولید و عرضه غذاهای ناسالمی است که تنها به انگیزه منافع اقتصادی در میان مردم رایج شده و متاسفانه همین غذاهای ناسالم ریشه بروز بسیاری از بیماری هایی است که دولت و ملت برای درمان آنها سالانه متحمل هزینه های بسیار می شوند.
با بررسی سیر تحولات انجام شده در حوزه تهیه و توزیع مواد غذایی به نظر می رسد تنها راه برون رفت از این جریان منفی ، ایجاد و برقراری فرهنگ تغذیه سالم در جامعه است که جهت تحقق این مساله می بایست از ابزارهای موجود به بهترین نحو استفاده شود. بدون تردید باید اذعان کرد که سالم ترین غذاهای دنیا در دل طبیعت نهفته شده که تنها با طرح و اجرای فرمول های ویژه می توان متنوع ترین، مفیدترین و لذیذترین غذاهای دنیا را تولیدی و به جامعه عرضه کرد. هر چند در این زمینه فعالیت های خوبی هم صورت گرفته و هم اینک غذاهای سنتی بسیاری موجود است که علاوه بر برخورداری از ارزش غذایی بالا دارای خواص دارویی و درمانی نیز است. در مقابل موفقیت های موجود، کاستی هایی هم به چشم می خورد که رشد و توسعه آن نگران کننده است و دیگر کوتاهی در برابر تولید و عرضه غذاهای ناسالم و دارای منشا انواع بیماری های ناشناخته و شناخته شده از سوی هر شخص یا سازمانی قابل پذیرش نبوده و بایستی همه دست اندرکاران نسبت به این موضوع توجه خاص علمی و عملی از خود نشان دهند. در این زمینه استفاده از امکانات موجود امری اجتناب ناپذیر به دید می آید زیرا با بررسی کوتاه می توان اثبات کرد که همه ما برای رفع مشکلات هیچگاه از امکانات موجود به اندازه کافی و آن گونه که باید و شاید هم استفاده نکرده ایم.
به عنوان مثال در شرایط فعلی که بیماری مهلک (وبا) شایع شده و سلامتی جامعه را به طور جدی مورد تهاجم قرار داده وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی با صدور دستورالعملی مردم را از خوردن سبزیجات منع کرده است و این مساله علاوه بر تحمیل زیان اقتصادی برای تولید کنندگان مزبور، مردم را نیز نسبت به بهره مندی از خواص مفید سبزیجات محروم ساخته اند و این در حالی است که می توان با تجهیز مراکزی تحت پوشش وزارتخانه مذکور نسبت به ضدعفونی کردن محصولات مذکور اقدام کرد که متاسفانه این امر مورد توجه مسئولان امر قرار نگرفته است. اگر بخواهیم راه های ترویج صحیح گیاهان دارویی در جامعه را بررسی کرده و از میان آنها بهترین روش را برگزینیم ناچارا می بایست حوزه مورد بحث را به دو بخش منابع و مصارف تقسیم بندی کنیم. در بخش اول که به تهیه و تولید گیاهان دارویی مربوط می شود بایستی به گونه ای برنامه ریزی شود که در صورت تقاضای مطلوب از سوی جامعه با کمبود محصولات مورد نظر مواجه نشویم و از سوی دیگر لازمه بخش دوم برخورداری از شبکه گسترده توزیع است که باید با روش های صحیح و کارآمد، محصولات مورد اشاره را در اختیار متقاضیان قرار دهیم که این امر با استفاده از روش هایی میسر می شود که کارآمدترین راه برای این موضوع فرهنگ سازی می باشد.
فرهنگ سازی برای ایجاد باور در اذهان عمومی در خصوص تغذیه سالم و استفاده از گیاهان دارویی مستلزم به کارگیری امکانات و ابزارهای مخصوص به خود است که از اهم آنها فضاهایی است که بتوان در آنها به راحتی با مردم تماس برقرار کرد و آموزه های مورد نظر را به آنان انتقال داد. در همین رابطه اتحادیه قهوه خانه داران و قهوه خانه های سنتی تهران با اجرای برنامه ای تحت عنوان «طرح جامع سامان دهی رسته های تحت پوشش»، با هدف توانبخشی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی واحدهای صنفی مربوطه اقدام به معرفی و اشاعه مصرف غذاها، چاشنی ها، نوشیدنی های سرد و گرم و پیش غذاها و پس غذاهای سنتی که عمدتا منشا گیاهان دارویی را نیز دارا می باشند را کرده است.
از دید اتحادیه که در قالب طرح مذکور در حال اجرای آن است تغییر رژیم غذایی مردم از طریق واحدهای اشاره شده امکان پذیر خواهد بود و بدین طریق می توان عادت غذایی مردم را بهبود بخشید. برای تحقق این خواسته ضمن برقراری تماس با مراجع ذی صلاح و دعوت از آنها برای ارایه پیشنهادات و طرح های مفید و سازنده جلساتی را نیز با اعضای تحت پوشش برگزار کرده و پس از شرح محتوای طرح فوق الاشاره از آنها نیز خواسته شد تا جهت اجرای بهتر برنامه مذکور، نهایت تلاش و همکاری را با اتحادیه شان داشته باشند. بدیهی به نظر می رسد که عرضه گیاهان دارویی از طریق عرضه غذاهای سنتی که روزانه تعداد زیادی از مردم در سطح کشور جهت دریافت خدمات تغذیه ای به محل های مذکور مراجعه و پاتوق می کنند آثار و تبعات مفید و موثری را بر فرهنگ استفاده از غذاهای سنتی مردم که از جنبه های دارویی و درمانی هم برخوردار هستند دارا می باشد.
در راستای اجرای این طرح با استفاده از فرصت پیش آمده از تمام دست اندرکاران حوزه های مربوطه جهت شرکت در حوزه های علمی و عملی این طرح دعوت به عمل می آورم چرا که بر این باورم هیچ یک از ما باهوش تر از همه ما نیست.
در صورتی که طرح مذکور با موفقیت به اجرا درآید تغذیه سالم در میان جمعیت رایج شده و در نتیجه آن با کاهش و حذف بسیاری از بیماری ها، جامعه ما از انسان سالم (که طبق شعار سازمان جهانی بهداشت به عنوان محور توسعه پایدار شناخته شده است) برخوردار خواهد شد. پس به راحتی می توان ادعا کرد که: محور توسعه پایدار کشورمان همانا بهره مندی حداکثر افراد جامعه از تغذیه سالم است.

aligol172
09-06-2011, 13:59
اکستازی ( ۳ ۴ دیمتیلن دی اکسی امفتامین ) (ECSTASY)
▪ نام های متداول در ایران :
اکستازی اکس اکس تی سی
▪ اشکال مو جود در ایران :
قرص خوراکی آدامس جویدنی کپسول چوب اغشته به این ماده که پس از آتش زدن دود آن درمحوطه پخش می شود – سیگار آمپول تزریق وریدی مایع خوراکی ( نوشابه )
MDMA نام اختصاری آن ( نام ژنریک ) آن است .
▪ تاریخچه اکستازی :
۱) اولین بار اکستازی در سال ۱۹۱۲(م)به دنبال تحقیقات شرکت داروسازیMerckآلمان وبا تغییردر فرمول داروی آمفتامین ساخته شد .
۲) در سال ۱۹۱۲(م) بلا فا صله بعد از سنتز شدن به عنوان یک ترکیب کاهنده اشتها مورد آزمایش بالینی قرار گرفت
۳) درسال۱۹۷۰(م)در برخی از بیماری های روانپزشکی مانند اختلالات احساسیemotional disorder بکار رفت
۴) اولین مورد استفاد سوءاز آن در سال ۱۹۸۰(م) گزارش شدواعتیاد گسترده آن در سال ۱۹۸۵(م) شروع شد
اولین موارد اعتیاد به آن در سال ۱۹۸۰ در آمریکا مشاهده شد. اولین گزارش مرگ با اکستازی دختری ۲۵ ساله سیاه پوست به نام نیکای در یک پارتی شبانه برای اولین مر تبه در عمرش اکستازی مصرف میکند او مانند دیگران مشغول رقص بوده که پلیس وارد میشودپس ازدستگیری وی تشنج می کند وبعد از چند دقیقه می میرد علت مرگ پارگی تعداد زیادی از مویرگ های مغز بیان شد.
اسامی عامیانه: ECCY ،XTC ،X ADAM ،E DIAMONDS ،MITSUBISHI ،LOVERS SPEED ،CLARITY
▪ شکل ظاهری: از METHYLENE DIOXYMETHYL AMPHETAMINE) MDM) تهیه میگردد قرص به اشکال و اندازه های گوناگون، گرد، کپسول، مایع. از نـوعی آمـفی تـامین توهم زا میباشد، معمولا با نشاسته، پودر تالک و رنگ، کافئین، آمـفی تـامین و افدرین ترکیب میگردد.
▪ نحوه استعمال: خوراکی، دود کردن و استنشاق، تزریق.
▪ اثرات آنی: اثر آن ۲۰ دقیقه پس از مصرف ظاهر میگردد، اکستاسی هم محرک است و هم توهم زا، افزایش انرژی و حس خوشی، اصوات، رنگها و احساسات شدیدتر میگردد اثر آن تا ۶ ساعت باقی میماند، به حالت ایجاد شده از آن ROLLING می گـویند، اثراتش شبیه آمفی تامین میباشد، افزایش ضربان قلب، افزایش اعتماد بنفس،احساس تهوع، اضطراب، احـساس صمـیـمیت بـا دیـگران، سـایـیدن دنـدانـها بـه یکدیگر، کاهش اشتها، تعـریـق، احــساس شدید لذت، گرمی و شادی، شما را به رقصیدن وا می دارد. تـرشـح دپامین و سروتونین در مغز.
▪ خطرات: گرمازدگی، چون بیشتر در کلوبها از آن استفاده می گـردد و در پـی فـعـالـیــت شدید مانند رقصیدن سبب افزایش شدید گرمای بدن میگردد که بسیار خطرناک اســت، فرد برای رفع تشنگی مـمـکن اسـت آب فـراوان بـنـوشد کـه ایـن خـود سبب رقیق شدن بیـش از حـد خــون و از مــیان رفتن تعادل سدیم خون شـده و سـبـب تـورم اعـضـاء بـدن هـمـچـون مـغز و در نهایت مرگ فرد می شـود، پـس از یـکـی دو روز بـعـد فـرد احـسـاس افسـردگـی و خـستگی میکند، در دراز مدت سبب آسیب به کبد، کلیه و مغز می گردد، توهم گویی، استفراغ، تشنج.
● برخی نکات آماری
۱) بیش از ۶۸ درصد مصرف کنندگان اکستازی را در ایران، زنان و مردان ۱۸ تا ۲۶ ساله تشکیل می دهند و ۳۶ درصد آنان هم در محدوده سنی ۲۵ تا ۲۹ سال قرار دارند. این بدان معنا است که نزدیک به ۹۵ درصد معتادان اکس در کشورمان بین ۱۸ تا ۳۰ سال سن دارند و تنها ۵ درصد آنها زیر ۱۸ و یا بالاتر از ۳۰ ساله اند.
۲) بیش از ۸۰ درصد این افراد مجرداند و تاکنون ازدواج نکرده اند. ۴.۳ درصد نیز متأهل و ۱۰.۵ درصد نیز مطلقه اند و ازدواج ناموفقی داشته اند.
۳) به ازای هر ۲ مرد آلوده به اکس، یک زن مبتلا است. یعنی حداقل ۳۰ درصد مصرف کنندگان اکستازی را زنان و آنهم عمدتاً زنان جوان و مجرد، تشکیل می دهند. (برای مقایسه، بد نیست اشاره شود که این نسبت در مورد هروئین یک به ۹ است و تنها ۱۰ درصد افراد هروئینی را زنان تشکیل می دهند.)
براساس آمار اشاره شده می توان نتیجه گرفت: اکثر قریب به اتفاق مصرف کنندگان اکس در ایران را جوانان مجردی تشکیل می دهند که اولاً یک سوم آنها دختران جوان اند و ثانیاً همگی در سنین ازدواج و بهترین دوران جهت تشکیل خانواده قرار دارند و امکان اقدام به ازدواج در آنها و تصمیم به تشکیل خانواده در آنان را باید مدنظر قرار داد.
اما نکته حائز اهمیت این است که می توان پیش بینی نمود که مصرف اکستازی در این افراد احتمال ازدواج ناموفق را در آنان (در مقایسه با افراد سالم و غیر معتاد) بالاتر ببرد و این موضوع بر پیچیدگی معضل مصرف اکستازی بیافزاید.
برخی دلایل و واقعیت هایی که مصرف اکستازی می تواند ریسک ازدواج ناموفق را در معتادان بیشتر کند عبارتست از:
الف) از تأثیرات سوء و ناگوار اکستازی، تأثیر در عواطف و احساسات فرد است و فرد به مرور زمان دچار سطحی شدن عواطف، احساسات زودگذر و ناپایدار شده و مفهوم عشق، بخشش، تنفر، عفو و… برای او تغییر می نماید. بدیهی است که چنین تغییراتی برای ازدواج موفق و برقراری ارتباط عاطفی و روحی قوی، مستحکم و پایدار با همسر که از الزامات ازدواج است، مناسب نیست.
ب) اکستازی واضحاً در تمایلات جنسی فرد تأثیر گذاشته و منجر به تحریک رفتارهای جنسی مکرر و کنترل نشده در فاز سرخوشی پس از مصرف می شود. این واقعیت تلخ سبب می شود، فرد در شرایطی که هیچ کنترل و حتی آگاهی و بصیرتی نسبت به رفتار خود ندارد و به علت افزایش شدید و لجام گسیخته تمایلات جنسی، به تماس های جنسی مکرر و پرخطر با اطرافیان خود مبادرت نماید که قطعاً نتایج این اقدامات برای دختران جوان، دردناک تر خواهد بود.
علاوه بر این خطر آلودگی های دیگر مانند بیماری های مقاربتی بالاخص موارد صعب العلاج و یا غیرقابل درمان مانند ایدز و هپاتیت، که در این گونه رفتارهای پرخطر جنسی، به وفور دیده می شوند نیز در کمین این افراد است و به احتمال ناموفق بودن ازدواج فرد و ناکامی او در تشکیل خانواده بیشتر دامن می زند.
ج) وابستگی روانی ناشی از مصرف اکستازی که ناشی از اعتیادآوری شدید این ماده است و به دشواری هرچه بیشتر ترک آن منجر می شود نیز خطری است که موفقیت معتاد را در امر ازدواج تهدید می کند.
د) اکستازی می تواند طیف گسترده ای از اختلالات و عوارض روانی در فرد ایجاد کند. اختلالات شدید در احساسات و عواطف، انواع اختلالات خواب، جنون، حملات ترس شدید(Panic Attack) ، افسردگی های شدید و مقاوم به درمان، زوال حافظه و فراموشی، بدبینی و پارانویا، توهمات شنیداری و دیداری، اشکال در تمرکز افزایش ریسک خودکشی و… برخی از این عوارض اند که همگی می توانند در روابط زناشویی فرد مؤثر باشند.
هـ) عوارض جسمی اکستازی را نیز نباید فراموش کرد. مسمومیت کبدی و اختلال کارکرد این عضو حیاتی، کم خونی خطرناک آپلاستیک که در آن تولید تمام رده های سلول های خونی در مغز استخوان سرکوب و مهار می شود، اختلال عملکرد کلیه ها، کاهش وزن شدید و لاغری مفرط، آسیب های مغزی و سلسله اعصاب مرکزی، ضعف سیستم ایمنی، ضایعات پوستی و… و همچنین تغییرات چهره و ظاهر فرد، همگی نه تنها فرد را در انتخاب گزینه های مطلوب برای ازدواج با محدودیت مواجه می سازند، ممکن است پس از ازدواج هم منجر به از هم پاشیدگی خانواده شود.
و) متأسفانه از لحاظ آماری، مصرف اکس با ناهنجاری های رفتاری دیگری نیز همراه است. آمار بزهکاری، تمایل به مصرف مواد مخدر و روانگردان دیگر، مصرف سیگار، الکلیسم و مصرف مشروبات الکلی، سوءسابقه کیفری و… در معتادان اکس و در مقایسه با افراد سالم بالا است و طبیعی است که بندرت یک فرد سالم حاضر به ازدواج یا تداوم زندگی با چنین افرادی است.
ز) تمام آنچه گفته شد، صرفاً مربوط به عوارض و عواقب خود قرص اکستازی است. این در حالی است که آنچه امروزه به عنوان قرص اکس و با عناوین و نام های مختلف عرضه می شود، عمدتاً در شرایطی کاملاً غیر بهداشتی و در مراکز و لابراتوارهای غیرمجاز تولید شده و حاوی انواع و اقسام مواد همراه و ناخالصی های گاه خطرناکی اند که می توانند عوارض سوء فراوانی داشته باشند که علاوه بر تهدید مضاعف سلامت جسمی و روانی فرد، برآینده شغلی و خانوادگی فرد تأثیر گذاشته و به ناکامی های دیگری مانند شکست در ازدواج منجر شوند.

aligol172
09-06-2011, 14:05
یائسگی دوره ای طبیعی در زندگی زنان است که نشانه اش توقف فعالیت تخمدان ها و قطع قاعدگی است. این دوره ممکن است ناگهانی یا تدریجی اتفاق بیفتد. قاعدگی معمولا در اواخر دهه پنجم زندگی روی می دهد. برخی مسایل مربوط به این دوره، از جمله پوکی استخوان و بیماری های قلبی عروقی، علاوه بر سن، به کمبود های هورمونی هم مربوط می شود و به همین دلیل، لازم است هورمون درمانی نیز در این سنین، مورد توجه باشد. درباره هورمون درمانی با دکتر نسرین نیرومنش، فوق تخصص بیماری های زنان و نازایی به گفتگو نشسته ایم....
یائسگی دوره ای طبیعی در زندگی زنان است که نشانه اش توقف فعالیت تخمدان ها و قطع قاعدگی است. این دوره ممکن است ناگهانی یا تدریجی اتفاق بیفتد. قاعدگی معمولا در اواخر دهه پنجم زندگی روی می دهد. برخی مسایل مربوط به این دوره، از جمله پوکی استخوان و بیماری های قلبی عروقی، علاوه بر سن، به کمبود های هورمونی هم مربوط می شود و به همین دلیل، لازم است هورمون درمانی نیز در این سنین، مورد توجه باشد. درباره هورمون درمانی با دکتر نسرین نیرومنش، فوق تخصص بیماری های زنان و نازایی به گفتگو نشسته ایم.
▪ خانم دکتر! هورمون درمانی چه نفعی برای خانم ها دارد؟
ـ درمان جایگزین توسط هورمون یا همان هورمون درمانی را می توان به تمام زنانی که علایم کمبود هورمونی دارند پیشنهاد کرد: گرگرفتگی، خشکی دستگاه تناسلی، مشکلات ادراری، خانم هایی که بیشتر در معرض خطر پوکی استخوان هستند مثلا سابقه خانوادگی پوکی استخوان دارند یا سابقه مصرف دخانیات دارند و وزن شان کم است یا علایم رادیولوژیک پوکی استخوان دارند و همینطور افرادی که در معرض بیماری های قلبی و عروقی هستند و سابقه خانوادگی فشارخون بالا یا بیماری قلبی عروقی دارند.
▪ فکر می کنم در این میان، گرگرفتگی شایع ترین علامت باشد. اینطورنیست؟
ـ بله، گرگرفتگی شایع ترین عاملی است که بیمار در آن، وادار به مصرف هورمون می شود. البته درمان هورمونی مانع بیماری های قلبی عروقی از جمله پارگی های عروق کرونری قلب و سکته مغزی نیز می شود و خطر سکته قلبی و مغزی را تا ۵۰ درصد موارد کم می کند. هورمون درمانی با کم کردن چربی های مضر و کاهش کلسترول خون اثر محافظتی بر قلب و عروق کرونر دارد. هورمون درمانی با استروژن سبب کاهش تجمع پلاکت ها و مهار تشکیل لخته می شود.
▪ حالا این درمان، چه عوارضی ممکن است داشته باشد؟
ـ به نظر می رسد خطرات هورمون درمانی وابسته به دوز دارو باشد و بیشتر با دوز بالا دیده می شود. برخی تحقیقات، افزایش مختصر در بروز سرطان پستان در خانم هایی که بیشتر از ۵ سال هورمون درمانی شده اند را نشان می دهد. خطر سرطان آندومتر (دیواره رحم) هم در کسانی که فقط هورمون استروژن مصرف می کنند ۴ تا ۷ برابر افزایش می یابد ولی اگر استروژن همراه پروژسترون مصرف شود این خطر به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد، بنابراین هر خانم یائسه در صورتی که خون ریزی نامنظم داشته باشد حتما باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد. در برخی تحقیقات در زنانی که در دوران یائسگی هورمون استروژن مصرف می کنند خطر بیماری کیسه صفرا افزایش می یابد. خطر ترومبوفلبیت یا تشکیل لخته در وریدها نیز در مصرف کنندگان قرص های ضدبارداری ثابت شده است ولی این خطر در زنان یائسه که میزان استاندارد هورمون را مصرف می کنند افزایش نمی یابد و تغییر اساسی در فاکتورهای انعقادی زنان سالم ایجاد نمی کند ولی در زنانی که سابقه بیماری زمینه ای قلبی عروقی دارند خطر اختلالات انعقادی و تشکیل لخته افزایش می یابد. استروژن تاثیر اندکی نیز بر فشارخون دارد و از آنجایی که فشارخون بالا به صورت مزمن از عوامل خطرساز برای انفارکتوس قلبی و سکته مغزی است، در افراد مبتلا به این اختلال باید فرد را به حفظ میزان فشارخون در سطح پایین و بهره مندی از آثار محافظتی هورمون درمانی برای جلوگیری از بیماری های قلبی عروقی ترغیب کرد.
▪ هورمون درمانی به چه صورت انجام می شود؟
ـ هورمون درمانی بیشتر به صورت قرص های خوراکی استروژن و پروژسترون استفاده می شود اما انواع تزریقی هورمون های استروژن و پروژسترون هم وجود دارد. انواع هورمون استروژن به صورت برچسب هایی که روی پوست چسبانده می شود و جذب پوست دارند هم وجود دارد. کِرِم های واژینال استروژن هم در دسترس است . معمولا قرص های خوراکی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند؛ به دو صورت یک فرم مداوم که روزانه قرص های استروژن و پروژسترون را به صورت مرتب مصرف می کنند. در فرم دوم به مدت ۳ هفته استروژن و ۷ تا ۱۰ روز آخر از پروژسترون به صورت متناوب استفاده می شود که اغلب یک هفته دارو و قطع می شود و ماهانه سبب پریود می شود.
▪ این درمان به چه کسانی توصیه می شود؟
ـ در خانم های یائسه، به خصوص در یائسگی زودرس که قبل از سن ۳۵ تا ۴۰ سالگی اتفاق می افتد، توصیه می شود. در کسانی که از گرگرفتگی شکایت دارند و کسانی که از خشکی واژن و درد به هنگام مقاربت شکایت دارند نیز همین طور. خانم هایی که مشکلات دستگاه ادراری دارند، آنهایی که خطر پوکی استخوان در آنها بیشتر است نیز همین طور.
▪ و در چه کسانی نباید تجویز شود؟
ـ در موارد خون ریزی رحمی و ترومبوفلبیت فعال و همین طور بیماری های فعلی کبدی و کیسه صفرا. در مواردی که فرد سابقه سرطان پستان یا سابقه ترومبوفلبیت راجعه داشته باشد نیز مصرف دارو منع نسبی دارد.
▪ هورمون درمانی برای چه افرادی خوب و برای چه افرادی نامناسب است؟
ـ هورمون درمانی در جلوگیری از پوکی استخوان مؤثر است. آ ثار سودمندی بر پوست دارد. در افرادی که گرگرفتگی دارند، تاثیر مثبت دارد. خشکی واژن، اختلالات دستگاه ادراری و مقاربت دردناک را بهبود می بخشد. از بیماری های قلبی عروقی، فشارخون بالا، سکته قلبی و مغزی جلوگیری می کند و در صورتی که منعی برای مصرف نداشته باشد مثلا بیماری های کبدی و کیسه صفرای فعال و یا سابقه سرطان پستان، بیماری های ترومبوفلبیت فعال، خون ریزی غیرطبیعی رحم وجود نداشته باشد پس از مشاوره کافی و آزمایش های لازم و ماموگرافی و اطمینان از سلامت سینه ها می توان از آن استفاده کرد.

aligol172
19-06-2011, 21:37
هماور از دیرباز برای درمان زخمهای سطحی و کاهش التهاب رگ به رگ شدنها و استخوانهای شکسته مورد استفاده قرار می گرفته است. "آلانتوین"، که برای درمان زخمها خوب است ماده و ترکیب فعال ریشه ها و برگهای هماور است. گیاه و برگ هماور حاوی اسید "روزمارینیک" نیز است که به کاهش التهاب و درمان آسیبهای وارده به عروق خونی ریه ها کمک می کند.
● معرفی گیاه
هماور یک گیاه دارویی بادوام و که بومی اروپا و مناطق گرم آسیا است. ترکیبات گیاه فرآورده های حاص از هماور از برگها یا سایر قسمتهای بالای گیاه (نه ریشه آن) تهیه میشوند. البته از ریشه آن نیز میتوان فرآورده تهیه کرد، لیکن فرآورده های حاصل از آن به احتمال زیاد سبب مسمومیت می شوند. هماور حاوی "آلانتویین"، "اسید رزمارینیک" و "الکالویدهای نوع پایرولیزیدین" است. برخی تصور می کنند که هماور گیاه مفیدی است، اما تحقیقات علمی نشان داده است که این گیاه می تواند خیلی سمی باشد. اگر فرآورده های هماور را مثل نوشیدنیها مصرف کنید یا آنرا به طرق دیگر برای مصارف داخلی بدن مورد استفاده قرار دهید، خود را با احتمال خطر مسمومیت مواجه می کنید. بعضی افراد حتی در اثر خوردن یا نوشیدن فرآورده های حاصل از هماور برای اهداف درمانی تلف شده اند. بسیاری از گیاهان تیره هماور حاوی مواد سمی به نام الکالویدهای پایرولیزیدین (PA) است، که برای کبد سمی است. "اکی میدین" سمی ترین الکالوید پایرولیزیدین است که در هماور یافت میشود. هماور رایج (Symphytum officinale) معمولاً فاقد الکالویدهای پایرولیزیدین سمی است (مگر بعضی اوقات). برخی فرآورده های هماور از سایر گونه های آن نظیر هماور تیغ دار (S.asperum) و هماور روسی (S.uplandicum) که به میزان خطرناکی دارای "اکی میدین" بالایی هستند، تهیه می شوند. ریشه تمامی گونه های گیاه هماور ده برابر بیشتر از برگهای آنها دارای مواد سمی است، لذا از مصرف ریشه این گیاه پرهیز کنید، مگر اینکه پزشک معالج از نزدیک بر روند مصرف آن نظارت کند.
● اشکال موجود
انواع پمادها (حاوی ۵ تا ۲۰ درصد هماور)، انواع کرم، ضمادها و انواع مرهمهای رقیق تهیه شده از این گیاه از حالت خشک یا تازه یا برگ تازه یا خشک یا ریشه گونه های هماور تهیه می شوند. تنها فرآورده هایی از این گیاه را استعمال کنید که از برگهای آن تهیه شده باشند (S.officinale)، فرآورده های عاری از الکالویدهای پایرولیزیدین نیز یافت می شوند. از فرآورده های تهیه شده از ریشه این گیاه و همچنین فرآورده های حاصل از گونه تیغ دار (S.asperum) و گونه رومی آن (S.uplandicum) استفاده نکنید
● نحوه مصرف
تحقیقات علمی به عمل آمده در حیوانات نشان می دهد که هماور دارای خواص درمانی و تسکین درد است. می توانید محصولات تهیه شده از خود گیاه و برگ آنرا در درمان و تسکین درد ناشی از شکستگیها، رگ به رگ شدنها، جراحات و زخمهای سطحی، کبودشدنها، عضلات و لیگامنتهای کشیده شده و رگ به رگ شده، آسیبهای غیر نوک تیز و استخوانهای شکسته شده استفاده کنید.
● میزان مصرفی توصیه شده
در مصرف فرآورده های این گیاه به صورت پمادها تهیه شده از خود آن، ریشه گیاه و سایر فرآورده های موضعی بسیار دقت کنید. تنها مقدار تجویز شده در دستورالعمل مصرف موجود روی بسته تجاری را مصرف کنید و هرگز بیش از این میزان بکار نبرید. مصرف این داروی گیاهی برای اهداف درمانی به مدت بیشتر از چهار تا شش هفته در هر سال ادامه دهید.
● نکات احتیاطی
اگر دستورالعمل دوز مصرفی هماور را رعایت کنید و فقط برای مصارف موضعی از آن استفاده کنید. این گیاه اساساً گیاه طبی بی خطر است. هرگز هیچ فرآورده حاصل از هماور را روی پوست ترک خورده نمالید. اگر از این گیاه دارویی برای اهداف و مصارف داخلی به صورت مایع نویدنی یا به صورت دیگری برای مدت طولانی استفاده کنید، در واقع خود را با خطر ابتلا به بیماریهای کبدی (بیماری انسداد سیاهرگ بد) مواجه می سازید. مواردی از مسمومیت آتروپینی ناشی از مصرف این دارو از طریق دهان نیز گزارش شده است. جمع کنندگان گیاهان گاهی به طور ناخواسته مواد گیاهی خم هاور و شابیزک (بلادونا) را مخلوط را مخلوط می کنند، و مسمویت آتروپین منتسب به آن از مواد و ترکیبات موجود در گیاه شابیزک ناشی میشود. همواره اطمینان یابید که از تولیدات تجاری معتبر که از کیفیت تولیدی بالایی برخوردار هستند، استفاده می کنید. برای این منظور نشان تجاری آنرا به دقت بخوانید.
ـ از فرآورده های حاصل از ریشه هماور اصلاً استفاده نکنید.
ـ میزان مصرف فرآورده های حاصل از برگ و گیاه هماور را به چهر تا شش هفته در سال محدود کنید.
ـ در صورت باردار بودن یا شیردهی، از مصرف فرآورده های هماور پرهیز کنید.
● تداخل های احتمالی
به شرط رعایت دستورالعملهای میزان مصرفی و بهداشتی مصرف هماور، نباید هیچگونه عوارض منفی در پی باشد.

aligol172
19-06-2011, 21:44
عسل خالص را روی صورت تان بمالید و اجازه دهید که مدتی روی پوست تان باشد تا زمانیکه خشک شود. تقریبا پانزده دقیقه برای خشک شدن عسل برروی پوستتان کافی است. وقتی که خشک شد صورتتان را با آب گرم بشویید.
۱) ماسک عسل :
عسل خالص را روی صورت تان بمالید و اجازه دهید که مدتی روی پوست تان باشد تا زمانیکه خشک شود. تقریبا پانزده دقیقه برای خشک شدن عسل برروی پوستتان کافی است. وقتی که خشک شد صورتتان را با آب گرم بشویید.
۲) پوستی روشن با حمام عسل :
برای رطوبت ، نرمی و داشتن پوستی روشن ، در حمام بعدی تان از یک شیشه عسل استفاده کنید. عسل را به پوستتان بمالید و برای مطمئن شدن از خشک شدن عسل برروی پوست از دست تان کمک بگیرید ، در این حالت با اینکه عسل پوست شما را چسبناک کرده است اما به نرمی و راحتی دست شما روی پوست تان حرکت می کند. سپس بدنتان را با آب بشویید. نتیجه این کار گردش خون عالی ، زیبایی و روشنی پوست خواهد بود.
۳) وان عسل :
برای خوش بویی و نرمی پوست تان ، یک چهارم تا یک دوم فنجان عسل به آب وان اضافه کنید.
۴) ماساژعسل :
یک قاشق چای خوری عسل به همراه کمی پودر بادام را در کف دستان مخلوط کنید و به آرامی روی صورت تان بمالید. سپس این معجون عسل و بادام را با آب گرم بشویید.
۵) تمیز کننده روزانه صورت :
مخلوطی از یک قاشق چای خوری عسل با پودر شیر تهیه کنید ، از این محلول به عنوان تمیزکننده مواد آرایش و زدودن کثیفی پوست صورت می توانید استفاده کنید و بعد با آب گرم صورت تان را بشویید.
۶) موهای درخشان :
برای براق کردن موهایتان می توانید مخلوطی از یک قاشق چای خوری عسل به همراه آبلیموی تازه فشرده شده و یک لیتر آب گرم تهیه کنید. طبق معمول با شامپوی همیشگی موهایتان را بشوید و بعد از مخلوط عسل برروی موهایتان بریزید. اجازه دهید موهایتان به صورت نرمال خشک شود ، نیازی به شستن مخلوط عسل از روی موهایتان نیست.
۷) نرم کننده مو :
برای داشتن موها و پوست سری سالم می توانید از مخلوط یک دوم فنجان عسل و دو قاشق سوپخوری روغن زیتون استفاده کنید. موهایتان را با مخلوط عسل آغشته کنید ، سپس پوششی روی سرتان بگذارید و اجازه دهید برای سی دقیقه روی سرتان بماند. بعد از سی دقیقه شامپو بزنید و طبق معمول موهایتان را بشویید.
۸) جوهر پوست :
برای سفتی ، نرمی و مرطوب بودن پوست تان می توانید مخلوطی از هسته پوست گرفته شده یک سیب و یک قاشق سوپخوری عسل که در ماشین مخلوط کن تهیه کرده اید استفاده کنید.
۹) درمان زخم های پوستی باعسل
در مورد مکانیسم های مختلف ترمیم زخم با عسل درمانی توضیحات کامل در صفحه اول داده شد در مورد نحوه پانسمان زخم متد های مختلفی وجود دارد
الف) یک قسمت عسل را با دوقسمت اب گرم حل کنید سپس یک قاشق چایخوری دارچین به ان اضافه کنید به صورت یک خمیر خواهد شد سپس خمیر را روی زخم پوست بگذارید حتی برای زخم معده میتوان پودر دارچین را به عسل اضافه کرد و قبل از هر وعده غذا میل کرد
ب) میتوان به جای پودر دارچین ارد گندم را به عسل حل شده در اب اضافه کرد و روی زخم پوست مالید
ج) راه دیگر ترکیب عسل با اب انار یا رب انار است
د) در متد دیگر موم عسل را ابتدا گرم کرده و سپس یک پارچه تمییز را به ان اغشته کرده و روی زخم گذاشته شود نکته مهم اینست که موم عسل یک ماده خنثی است و قابل ترکیب با بسیاری از مواد دارویی دیگر است لذا در بسیاری از موارد موم عسل به عنوان یکی از داروههای ترکیبی به کار میرود
با توجا به اینکه عسل خاصیت ضد میکروبی بسیار قوی دارد حتی مالیدن عسل برروی زخم هی چرکی ا و دمل های چرکی هم نه تنها مانعی ندارد بلکه مفید است البته در این موارد حتما باید تحت نظر پزشک این درمان ها صورت بگیرد
● ژل رویال
غذای زنبور ملکه است و باعث می گردد تا زنبور ملکه ، ۵۰ برابر زنبور های عادی زندگی کند . علت اینکه ملکه زنبور عسل در ۲۴ ساعت می تواند در حدود ۲۰۰۰ تخم بگذارد و مدت ۳ تا ۵ سال زندگی کند (در حالی که عمر زنبورهای دیگر ۴۵ تا ۶۰ روز است)این است که ملکه غذای مخصوصی تغذیه می کند که سایر زنبوران به جز سه روز اول مرحله رشد به آن دسترسی ندارند این غذای مخصوص ژله رویال نام دارد و اهمیت آن در زندگی زنبور عسل همانند نقش شیر مادر در زندگی نوزادان است.
به طور سنتی از ژل رویال برای جوان ماندن و بهبود زیبایی پوست استفاده می شده است ، زیرا ژلاتین موجود در آن مانع از پیر شدن پوست شده ، طراوت ، شادابی و جوانی آن را حفظ می کند .
ژل رویال منبع غنی ازپروتئین (حاوی ۸ اسید آمینه ضروری) ، انواع ویتامین ها (به جزء ویتامین K) ، مواد معدنی مختلف ، اسیدهای چرب ، قندها ، استیل کولین ( کمبود این ماده فرد را برای ابتلا به آلزایمر مستعد می کند) و گاماگلبولین (تقویت کننده سیستم ایمنی) می باشد
بررسی های اخیر نشان میدهد که این ماده همچنین در افزایش انرژی ، کاهش اضطراب ، بیخوابی و افسردگی ، حفظ و تقویت حافظه و ایمنی بدن نیز موثر است.
علائم ناشی از یائسگی ( منوپوز ) ، بیماری های عروق قلبی ، آتریت ( التهاب مفاصل ) ، بالا بودن کلسترول ، کاهش حافظه ( به دلیل دارا بودن استیل کولین که باعث انتقال پیام های عصبی در مغز می گردد ) و محرک سیستم ایمنی.
هم اکنون کپسول ژل رویال که از خارج وارد میشود در داروخانه ها موجود است بطوریکه مقدار بسیار کمی از ژل رویال را داخل کپسول های کوچک میکنند و به علت خواص درمانی بسیار ان به قیمت نسبتا گرا ن به فروش می رسد البته اگر بتوان ژل رویال خالص و تازه را از زنبورداران و تولید کنندگان حرفه ای عسل تهیه و استفاده کرد بسیار بهتر است
ژله رویال توسط غدد بزاقی حلقی کارگران جوان ترشح شده که به واسطه آن دیگر لارو های کندو را تغذیه کرده این در حالی است که تغذیه لاروهای کارگر توسط ژله رویال از روز سوم رشد ، متوقف شده در حالی که لارو های انتخابی بجهت ملکه شدن همچنان از ژله رویال تغذیه میکنند . آنجا که تولد ملکه جوان در یک کندو در فصول خواص و تحت شرایط خواص کندو امکان پذیر میباشد . تولید ژله رویال یک کاراساسی بوده و توسط زنبورداران متخصص تحت شرایط آزمایشگاهی خاص صورت پذیر است و نیاز به آموزش دارد .
ژله رویال ماده ی است که به وسیله یک جفت غده مغزی زنبوران کارگر پرستاز در سنین ۳ تا ۱۲ روزگی ترشح و مورد استفاده ملکه در تمام طول عمر و نوزادان زنبور کارگر در مراحل اولیه رشد لارو به مدت سه روز قرار می گیرد. ژله رویال همیشه به طور مستقیم به ملکه یا لارو کارگر داده شده و در کندو ذخیره نمی شود.

aligol172
19-06-2011, 21:50
قرص های ۲۰۰ میلی گرم ایبوپروفن یک داروی مسکن است که بدون نسخه پزشک قابل تهیه است . اما قرص های ۴۰۰ میلی گرم توسط پزشک تجویز می شود. این دارو یک داروی ضد درد غیر مخدر برای دردهای خفیف تا متوسط ، نظیر سردرد ، دردهای هنگام عادت ماهانه ، و حملات نقرس است . به علت خواص التهابی این دارو در درمان بیمارهای روماتیسمی مثل آرتریت روماتوئید ، و دیگر مشکلات التهابی غیر روماتیسمی مثل آسیب های حین ورزش (پیچ خوردگی ها و رگ به رگ شدن ها)، بورسیت ها، تاندونیت ها (التهاب تاندون )، و استئوآرتریت (آرتروز) بسیار مفید است . ایبوپروفن همچنین تب را نیز کاهش می دهد. ایبوپروفن از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی است .
سوسپانسیون ایبوپروفن را با غذا یا داروهای ضداسید معده باید مصرف کرد، پیش از مصرف دارو شیشه آن را به خوبی تکان دهید، قرص ایبوپروفن را باید با غذا و همراه یک لیوان پر از آب خورد. پس از خوردن قرص های ایبوپروفن برای جلوگیری از آسیب و تحریک وی ۳۰ ۱۵ دقیقه از خوابیدن یا دراز کشیدن اجتناب کنید. اگر روزی یک یا دوبار ایبوپروفن مصرف می کنید. و یک نوبت را فراموش کردید، اگر حداکثر تا ۲ ساعت آن را به یاد آورید بلافاصله مصرفش کنید، در غیر این صورت نوبت فراموش شده را رها کرده ، به برنامه منظم تان برگردید. اگر روزانه بیش از دو نوبت ایبوپروفن مصرف می کنید، به مجردیکه نوبت فراموش شده را به یاد آورید مصرفش کنید. اما اگر تقریباً موقع نوبت بعدی رسیده است ، نوبت فراموش شده را مصرف نکنید. مقدار دارو را دو برابر نکنید.
در صورت بروز هر یک از علایم زیر مصرف ایبوپروفن را قطع کرده ، با پزشکتان تماس بگیرید: خستگی یا خواب آلودگی شدید ، درد یا سوزش معده ، تهوع یا استفراغ ، مدفوع سیاه و قیری ، علایم شدید آنفلوآنزا (لرز، تب ، دردهای عضلانی ، به ویژه اگر درست هنگام یا پیش از بروز بثورات جلدی رخ دهند ، افزایش وزن ، کبودی یا خونریزی غیرطبیعی ، بثورات جلدی ، زخم های دهانی ، یا تب یا گلو دردی که پیش از شروع درمان وجود نداشته و با مشکلی که در حال حاضر به خاطرش تحت درمان هستید ارتباطی نداشته باشد. بیماران مسن بیشتر از سایرین در معرض خطر مشکلات گوارشی و خونریزی دهنده هستند. یک پاسخ حساسیتی نادر به ایبوپروفن آنافیلاکسی است ، که به توجه و مراقبت فوری پزشکی نیاز دارد. آنافیلاکسی سریع پیشرفت می کند. خس خس سینه یا مشکل در تنفس مصرف ایبوپروفن را قطع کرده با یک مرکز اورژانس تماس بگیرید.
در صورت وجود هریک از موارد زیر پیش از مصرف ایبوپروفن ، پزشکتان را مطلع سازید:
▪ چگونگی مصرف
▪ هشدارها و عوارض جانبی
▪ موارد احتیاط
▪ حساسیت به آسپرین یا دیگر داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی .
▪ بارداری یا شیردهی .
▪ مصرف داروهای دیگر ،
▪ به ویژه دیگر داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی (مثل ناپروکسن )،
▪ آسپرین ،
▪ ضدانعقادها (رقیق کننده های خون ، نظیر وارفارین )،
▪ آنتی بیوتیک ها ( سفالسپورین ها)،
▪ داروهای ضد سرطان (یک داروی مدر)،
▪ والپروئیک اسید یا دیوالپروئکس .
▪ مصرف سه قوطی یا بیشتر مشروبات الکلی در روز.
▪ ابتلا به سابقه پولیپ های بینی مرتبط با آسپرین ، زخم یا التهاب در دستگاه گوارش ، پرفشاری خون ، هموفیلی یا دیگر مشکلات خونریزی دهنده ، نارسایی مغز استخوان ، زخم های دهانی ، یا بیماری های کبدی یا کلیوی .
▪ برچسب روی دارو را مطالعه کرده از دستوراتش پیروی کنید.
▪ برچسب سایر داروهای مجاز بدون نسخه را بخوانید تا مطمئن شوید حاوی داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (مثل آسپرین یا ناپروکسن ) یا داروهایی که با ایبوپروفن تداخل ایجاد می کنند نباشد.
▪ اگر ایبوپروفن را برای درد یا تب می خورید و درد ظرف ۱۴ روز و تب ظرف ۳ روز بهتر نشده یا حتی بدتر شده است با پزشکتان مشورت کنید.
▪ ایبوپروفن را به اندازه تجویز شده مصرف کنید.
▪ به طور منظم به پزشکتان مراجعه کنید (اگر برای مدتی طولانی قرار است ایبوپروفن مصرف کنید).
▪ پیش از انجام هرگونه عمل جراحی یا کارهای دندانپزشکی ، دیگر پزشکان را از اینکه ایبوپروفن مصرف می کنید مطلع سازید.
▪ ایبوپروفن را دور از دسترس کودکان ، دور از گرما، نور مستقیم یا حرارت مرطوب نگهداری کنید (در این شرایط ایبوپروفن فاسد می شود)
▪ ایبوپروفن تاریخ مصرف گذشته را دور از دسترس کودکان در توالت دور بریزید.
▪ نباید بیش از مقدار مشخص شده بر روی جعبه دارو مصرف کنید. مگر طبق دستور پزشک . این دارو می تواند موجب کبودی و خونریزی بیش از حد شود.
▪ نباید مشروبات الکلی بنوشید. زیرا احتمال آسیب به معده بیشتر خواهد شد.
▪ نباید تا مشخص شدن پاسخ بدنتان به دارو رانندگی یا در فعالیت های خطرناک شرکت کنید. این دارو در برخی از افراد موجب گیجی ، سرگیجه ، یا خواب آلودگی می شود.

aligol172
19-06-2011, 21:56
رزماری با نام علمی Rosmarinus officinalis گیاه بوته ای همیشه سبز مدیترانه با تقویت وبهبود گردش خون موجب برافروختگی وتحریک در سطح پوست سر گردیده وگفته می شود با ایجاد اکسیژن بیشتر در خون پیاز مو را تقویت نموده ودر درمان ریزش مو د ر مراحل ابتدائی پیشگیری موثر است.
برگ و سرشاخه های گلدار خشک شدۀ گیاه Rosmarinus officinalis از خانوادۀ نعناعیان (Lamiaceae) است که حداقل دارای ۱ درصد (حجم/وزن) روغن فرار می باشد (۱و۲).
● نامهای گیاه:
▪ لاتین: Rosmarinus officinalis
▪ فارسی: رزماری، رومارن
▪ عربی: اکلیل الجبل، حصالبان، حصالبان اکسیر
▪ انگلیسی: Rosemary, Common Rosemary, Moorwort , Herb of memory
▪ آلمانی: Echter Rosmarin, Anthoskraut, krankrautblatter, kranzenkrautblatter
▪ فرانسه: Romarin, Rose marine, Herbe aux couronnes, Feuilles de Rosmarin
● ریخت شناسی
گیاه معطر بوته ای و پایا، با شاخه های بالارونده، که ارتفاع آن به ۲ متر می رسد. برگها باریک با انتهائی بدون نوک و سوزنی شکل ، گلها به رنگ سبز تیره و به ندرت صورتی یا سفیدرنگ است (۶و۵).
● اندام داروئی
برگ و سرشاخه های گلدار گیاه، اندام داروئی رزماری را تشکیل می دهد (۱و۲).
▪ زمان جمع آوری: برگ و سرشاخه های گلدار گیاه رزماری هنگام شروع باز شدن گلها و در فصول بهار و تابستان جمع آوری می گردد (۷).
● دامنهٔ انتشار
پرورش گیاه رزماری در بیشتر نواحی ایران معمول می باشد (۱). پرورش دهندگان عمدۀ گیاه رزماری را در دنیا کشورهای شمال آفریقا خصوصاً مراکش و تونس و کشورهای جنوب اروپا خصوصاً اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، یوگسلاوی و آمریکا تشکیل می دهند.
● سازگاری
رزماری در زمینهای آهکی سبک و آفتابگیر بخوبی رشد می کند. معمولاً از این گیاه بعنوان پرچین همیشه سبز در باغات استفاده می شود. گیاه رزماری مقاومت بالایی به خشکی و شوری دارد (بیشتر از اسطوخودوس ) و شدت بالای تابش خورشید را بخوبی تحمل می کند. از این گیاه در فضای سبز استفاده می شود.
● روش تکثیر و کاشت
از طریق کاشت دانه های رسیده، قلمه زدن و خوابانیدن تکثیر می شود. بهترین روش تکثیر این گیاه قلمه است. بدین طریق که در بهار یا پائیز سر شاخه های این گیاه را در ماسه کاشته و در محل مناسبی نگهداری می کنند که پس از ۲ الی ۳ ماه قلمه ها ریشه دار شده و سپس آنها را به محل اصلی منتقل می کنند. معمولاً فاصله کاشت بوته ها ۷۰ الی ۱۰۰ سانتی متر است و تراکم کشت آن در هکتار ۱۰۰۰۰ الی ۱۲۰۰۰ بوته در هکتار است.
برای کاشت این گیاه در زمین در پائیز شخم عمیقی زده می شود و کود حیوانی و شیمیایی بر حسب نیاز با توجه به توصیه آزمایشگاه داده می شود. روی این گیاه آفت و یا بیماری خاصی مشاهده نمی شود و حتی در زمینهای آلوده به نماتد بخوبی رشد می کند و محصول می دهد (همچنین اسطوخودوس )
● کوددهی
در پائیز هر سال با استفاده از کودهای حیوانی به میزان ۱۰ الی ۱۵ تن در هکتار انجام می شود که بین ردیف های کشت کودها به خاک داده می شود و در فصل رشد تنها از کودهای ازتی و یا کود کامل ( تمام عناصر ) جهت تکمیل عناصر غذایی مورد نیاز گیاه در ۲ الی ۳ نوبت استفاده می شود . معمولاً مزارع اسطوخودوس و رزماری بصورت جوی و پشته می باشد که معمولاً بوته ها روی پشته ها کاشته می شود . برای آبیاری در جویها آب می اندازند که به بوته ها آب نرسد .
● برداشت محصول
بهره برداری از این گیاه معمولاً از سال دوم آغاز می شود و هنگامی برداشت انجام می شود که گیاه در حال گل دادن است . بایستی توجه داشت که سیستم هرس رزماری مانند اسطوخودوس است تا ساقه های زیادی تولید شده و موجب پر پشت شدن گیاه شود . معمولاً برگها را پس از چیدن در سایه خشک می کنند و اگر بخواهند از برگها اسانس بگیرند بایستی محصول برداشت شده را بلافاصله به محل تقطیر یا کارخانه فرآوری حمل نمود. معمولاً از هر ۱۰۰ کیلو گرم سرشاخه گلدار ۱۰۰ الی ۲۰۰ گرم اسانس استخراج می شود که از این اسانس در عطر سازی، تهیه صابون، ادکلن و فرآورده های زیبایی استفاده می شود .
● ترکیبات
مادۀ متشکلهٔ اصلی برگ و سرشاخه های گیاه رزماری را روغن فرار تشکیل می دهد فارماکوپهٔ گیاهی بریتانیا میزان روغن فرار رزماری را ۱% حجم در وزن ذکر کرده است، ولی میزان روغن فرار این گیاه در نقاط مختلف دنیا بین ۵/۰ تا ۵/۲ درصد گزارش شده است (۲و۸).
عمده ترین ترکیبات موجود در روغن فرار گیاه را ۱و۸ ـ سینئول (۱,۸ cineol)، بورنئول (Borneol)، کامفر (Campher)، بورنیل استات (Bornyl acetate)، آلفاپی نن (&#۹۴۵; pinene) و –B پینن تشکیل می دهند که بسته به شرایط جغرافیائی محل کشت گیاه، میزان و درصد هریک از این مواد متغیر می باشد (۲و۸).
سایر ترکیبات طبیعی موجود در برگ و سرشاخه های گلدار رزماری شامل این دسته ها می شود:
فلاونوئیدها مانند جنکوانین (Genkwanin) و لوتئولین (Luteolin)، اسیدهای فنلی مانند اسید رزمارینیک (Rosmarinic acid)، دی ترپن ها، تری ترپن ها، تانن ها، مواد تلخ، رزین، ساپونین، پروتئین، چربی، کربوهیدرات، فیبر، برخی املاح و ویتامینها.
● خواص درمانی
رزماری ضد نفخ ، ضد عفونی کننده ، سبب افزایش ترشحات شیره گوارشی و صفرا می شود . این گیاه مدر می باشد. اکثر گیاهان دارویی از خانواده نعنائیان می باشند. خانواده نعنائیان همه طبیعت گرم دارند. از این گیاه برای درمان روماتیسم و میگرن استفاده می شود و هم چنین رزماری باعث افزایش گردش خون در سطح بدن می شود. برای جلوگیری از ریزش مو و درمان کم مویی مصرف می شود. مصرف زیاد آن برای خانم های باردار مضر می باشد. در تهیه ادکلن و خوشبو کننده در شامپوها، کرم ها و صابون و لوازم آرایشی و بهداشتی مصرف می شود . اکلیل کوهی یا رزماری گیاه پرخاصیتی است و برای کسانی که مبتلا به کم خونی هستند یا دوره نقاهت را می گذرانند،ِ دم کرده آن توصیه شده است.رزماری در موارد رماتیسم، نقرس و سنگ کلیه موثر است.
همچنین مصرف این گیاه برای کسانی که به سرفه، سیاه سرفه، آسم و تپش قلب گرفتار هستند یا حالت عصبی، اضطراب و بی خوابی دارند یا مبتلا به میگرن از نوع عصبی هستند، توصیه شده است. رزماری التیام زخم های سوختگی را تسهیل کرده و ورم های دهان را به صورت محلول غرغره درمان می کند.
● آثار فارماکولوژیکی
آثار ضد میکروبی گیاه و روغن فرار رزماری و تعدادی از مواد مؤثره این گیاه علیه میکروبهای زیر تأیید گردیده است (۱۱). استافیلوکوکوس اورئوس، استافیلوکوکوس آلبوس، ویبریوکلرا، اشرشیاکلی، لاکتوباسیلوس برویس، پسودوموناس فلورسنس، رودوتورولا گلوتینیس، کورینه باکتریا. آثار آنتی اکسیدانی فراکسیون های مختلفی از گیاه رزماری نیز در شرایط برون تنی و درون تنی بررسی و تأیید شده است. در برخی از این موارد، آثار فوق با آثار آنتی اکسیدان های شناخته شده ای نظیر (Botylated Hydroxyanisole) BHA و (Botylated Hydroxytoluene) BHT) برابری می نماید (۱۲و۱۵).
روغن فرار رزماری اثر مشخصی بر روی عضلۀ صاف ایلئوم خوکچه هندی دارد که این اثر مربوط به بورنئول موجود در روغن فرار بوده که در شرایط آزمایشگاهی بعنوان یک آنتاگونیست استیل کولین عمل می نماید. همچنین در مطالعۀ دیگری اثر شل کنندگی روغن فرار رزماری بر روی اسفنکتر اودی (oddis sphincter) خوکچۀ هندی که قبلاً با مورفین منقبض شده بخوبی مشهود بوده است (۱۳و۱۱). آثار ضد التهاب، ضد کمپلمانی، آنتی اکسیدانی و آنتی گونادوتروپیک اسید رزمارینیک که یکی از مواد متشکلۀ اصلی گیاه رزماری می باشد نیز به اثبات رسیده است (۱۱و۴).
بر اثر مصرف خوراکی و یا استنشاق روغن فرار گیاه رزماری در موش، تحریک فعالیت لکوموتور دیده شده است که این اثر را به ۱و۸ ـ سینئول مربوط می دانند. اثر مهارکنندگی عصارۀ گیاه رزماری علیه فعالیت آنزیم اوره آز و اثر فلاونوئید دیوسمین موجود در رزماری در کاهش شکنندگی مویرگی از سایر خصوصیات مهم فارماکولوژیک گیاه محسوب می شوند (۱۱).
● سایر آثار مهم رزماری و مکانیسم اثر:
۱ جلوگیری از ریزش مو و تقویت آن: ترپن ها و ترپنوئیدهای موجود در رزماری باعث دیلاتاسیون عروق، بهبود گردش خون محیطی و تغذیه بهتر فولیکول مو میشوند. در انسان، مصرف موضعی اسانس رزماری گردش خون را بهبود میبخشد که به علت اثرات مشخص تحریکی روی پوست است. در یک مطالعه دو سو بیخبر تصادفی شاهد دار، ۸۴ بیمار مبتلا به طاسی منطقه ای (Alopecia areata) در ۲ گروه مورد (۴۳ نفر) و کنترل(۴۱ نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. گروه مورد شبی ۱ بار؛ به مدت حداقل ۲ دقیقه مخلوط اسانس ها بخصوص رزماری در پایه روغنهای حامل جوجوبا و دانه انگور را روی پوست سر ماساژ دادند. گروه کنترل شبی ۱ بار؛ به مدت حداقل ۲ دقیقه فقط مخلوط روغنهای حامل جوجوبا و دانه انگور را روی پوست سر ماساژ دادند. موفقیت روند درمانی با بررسی تصاویر سریال بطور جداگانه بوسیله دو متخصص پوست پیگیری شد. دوره درمان ۷ ماه بود و در ماه سوم و هفتم وضعیت بهبودی بررسی گردید. درجه بهبودی با استفاده از ۲ روش درجه بندی ۶نقطه ای(۶ point scale) و تجزیه و تحلیل کامپیوتری حدود نواحی مبتلا به طاسی مشخص گردید. براساس نتایج حاصله، ۱۹ نفر (۴۴%) از بیماران گروه مورد و ۶ نفر (۱۵%) از بیماران گروه کنترل بهبودی را نشان دادند . (p=۰.۰۰۸). در ارزیابی تصاویر؛ میزان بهبودی در گروه مورد نسبت به گروه کنترل قابل توجه بود.(p=۰.۰۵) محققین نتیجه گرفتند که استفاده از رزماری درمان مطمئن و موثر برای طاسی منطقه ای و درمان با این اسانس ها بطور قابل توجهی موثرتر از روغن های حامل به تنهایی است.
۲ درمان شوره سر: رزماری از طاسی زودرس جلوگیری میکند و غالباً در ترکیب با براکس(borax) برای پیشگیری از شوره سر به کار می رود. رزماری یک گیاه عالی برای مو محسوب میشود و با تحریک گردش خون پوست به برطرف شدن شوره سر و بهبود رشد و حالت موها کمک میکند.
● عوارض جانبی
مصرف داروئی موضعی گیاه و یا کاربرد فرآورده های آرایشی ـ بهداشتی حاوی رزماری در برخی از افراد حساس، گهگاه ایجاد قرمزی پوست، درماتیت، حساسیت پوستی و حساسیت به نور ایجاد می کند (۱۱و۱۰).
● موارد احتیاط
رزماری در دوران بارداری، شیردهی و در بیماران صرعی و فشار خون بالا بهتر است بکار نرود (۲و۱۱). روغن رزماری دارای ۲۰ـ۱۰ درصد کافور می باشد که اگر به مقدار زیاد مصرف شود می تواند موجب تشنجات صرع مانند شود.
● موارد استعمال در پزشکی گذشته
در طب گذشته از رزماری به صورت خوراکی بعنوان مدر و ضدنفخ و به صورت موضعی بعنوان ضد التهاب و ضد درد استفاده می کرده اند (۱). طی صدها سال از رزماری در مراقبت از پوست و مو استفاده شده و یکی از اجزاء ادکلن real و جزء اصلی آب تقطیری تهیه شده از الکل رقیق و گلهای رزماری است که نوعی مخلوط قابض گیاهی در حامل سرکۀ سیب می باشد و به پاکسازی، تقویت و سم زدائی پوست بویژه پوست های چرب و مستعد آکنه کمک نموده و به داشتن اثرات فوق العاده در ایجاد جوانی مشهور است. رزماری برای آبکشی موهای تیره و مالش دادن پوست سر مورد استفاده قرار می گیرد که برای تأمین سلامت موها و جلوگیری از ریزش بیش از حد آنها بویژه متعاقب بیماریها واقعاً ارزشمند است. رزماری به برگرداندن رنگ به موهای خاکستری و حتی درمان طاسی مشهور است.
● شامپو رزماری پرمون
رزماری با نام علمی Rosmarinus officinalis گیاه بوته ای همیشه سبز مدیترانه با تقویت وبهبود گردش خون موجب برافروختگی وتحریک در سطح پوست سر گردیده وگفته می شود با ایجاد اکسیژن بیشتر در خون پیاز مو را تقویت نموده ودر درمان ریزش مو د ر مراحل ابتدائی پیشگیری موثر است. در فارما کوپه گیاهی انگلیس (BHP ۱۹۹۶ ) این گیاه به عنوان ضد انگل وضد میکروب مطرح شده است که می تواند به علت حضور
موادی مانند فوانوئیدها ،ترکیبات فنلی ، دی وتری ترپن ها باشد. این مواد به عنوان ماده مؤثر در پیشگیری ورفع پوسته و شوره سر نیز مفید می باشند. عصاره رزماری موجود در این شامپو به دو طریق بیوشیمیائی در پدیده رفع آلو پسیا عمل می نماید.
۱) محافظت از غشا ء سلولهائی که در معرض تهاجم رادیکالهای آزاد حاصل از اکسیداسیون قرار دارند.
۲) مهارکننده فعالیت آنزیم ۵ آلفا ردوکتاز (Type I) مرتبط با تشکیل DHT در فولیکول مو که مستقیماً در آلوپسیا دخالت دارد.
شامپو رزماری پرمون با ایجاد گردش خون در سطح پوست موجب جوانتر شدن و شادابی موهایتان گردیده و ضامن سلامت پوست وگیسوان شماست.

aligol172
19-06-2011, 22:02
افسردگی با انواع گسترده ای از علایم احساسی و سوماتیک شامل خلق پایین، فقدان احساس لذت، اضطراب و اختلال خواب و اشتها تظاهر می کند. علاوه بر این ، درد نیز به طور فزاینده ای به عنوان یک علامت از افسردگی تشخیص داده می شود...
بررسی های اخیر درباره شیوع و مشخصات علایم فیزیکی دردناک (PPS) همراه با افسردگی نشان می دهند که این علایم شایع بوده و درمان آنها نقش مهمی در رسیدن به نتایج مطلوب بالینی، شامل پسرفت و بهبود عملکرد دارد. در یک مطالعه، تقریبا ۶۵ درصد بیماران مبتلا به افسردگی در بخش های مراقبت اولیه درد داشتند.
● کاهش بهره وری
همراهی افسردگی و درد اغلب به کاهش بهره وری منجر می شود. مطالعات مختلف نشان می دهند سطوح بالاتر درد می تواند از پیش بینی کننده های عود بیماری باشد. همچنین در بررسی های دیگر نشان داده شده که درد بر اثربخشی درمان بیماری افسردگی موثر است. برخی از پژوهش های اخیر نشان می دهند درمان بیماران مبتلا به افسردگی و درد بدنی بسیار سخت تر از درمان افسردگی به تنهایی است. همچنین در یک مطالعه روی بیماران سالمند و مبتلا به افسردگی ماژور نشان داده شد آنهایی که به درمان رایج پاسخ ندادند، در وضعیت پایه دارای درد شدیدتری بودند.
از سویی، وجود PPS می تواند تاثیر منفی بر درمان دراز مدت افسردگی داشته باشد و در بیماران دارای PPS باقی مانده، زمان عود افسردگی کوتاه تر از افرادی است که PPS ندارند. به دلیل نقش ۵ HT و NE در مسیرهای نزولی تنظیمی درد نخاعی، اختلال در تنظیم انتقال عصبی سروتونین (۵ HT) و نوراپی نفرین (NE) که در افسردگی نقش دارند، می تواند علت وضعیت هیپرالژزیک در بیماران دچار افسردگی نیز باشد. در این ارتباط نشان داده شده که دولوکستین در درمان PPS همراه با افسردگی و همچنین علایم احساسی افسردگی سودمند است.
● دولوکستین
دولوکستین یک مهار کننده انتخابی برداشت سروتونین و نوراپی نفرین (SSNRI) با مصرف خوراکی است. اندیکاسیون های درمانی دولوکستین عبارت اند از: اختلال افسردگی ماژور، اختلال اضطرابی عمومی، درد نوروپاتیک محیطی دیابتی و فیبرومیالژی. عموما بیمارانی که با یک دوره افسردگی مراجعه می کنند، ابتدا به صورت تک دارویی درمان می شوند و اغلب نیز مهارکننده های انتخابی برداشت سروتونین یا SSRIs انتخاب اول هستند، هر چند پاسخ ناکافی به داروی ضدافسردگی اول شایع است که در این صورت چند رویکرد می توان داشت: افزایش دوز، تقویت درمان با افزودن یک داروی ضدافسردگی دیگر یا تعویض دارو به دارویی دیگر از همان کلاس قبلی یا از یک کلاس دارویی دیگر.
از آنجایی که مطالعات قبلی هیچ کدام با جزییات بررسی نکرده اند که پس از تغییر دارو چه اتفاقی برای PPS همراه با افسردگی می افتد، هدف از این مطالعه بررسی وجود PPS در بیماران بدون پاسخ یا با پاسخ ناقص به SSRI و همچنین تاثیر تغییر دارو به SSNRI (مانند دولوکستین) روی این علایم دردناک بود.
این مطالعه در چهار کشور اروپایی (اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و انگلیس) انجام شد و تمام محققان آن روان پزشکان بودند. بیماران دارای شرایط با یکی از دو روش زیر به روش درمانی با دولوکستین منتقل می شدند، یا روش مستقیم (قطع یکباره SSRI در روز انتخاب اتفاقی و شروع دولوکستین ۶۰ میلی گرم در روز در روز بعد) یا روش شروع کاهش تدریجی (کاهش تدریجی SSRI در طول دو هفته و شروع هم زمان دولوکستین با دوز ۶۰ میلی گرم در روز با دو هفته هم پوشانی بین SSRI و دولوکستین). در فاز بعدی مطالعه، دولوکستین به ۹۰ و سپس ۱۲۰ میلی گرم در روز افزایش داده می شد.
برای ارزیابی کلی درد (سردرد، درد پشت، درد شانه، تداخل درد با فعالیت های روزانه و بخشی از روز که با درد همراه بود) از شش مقیاس آنالوگ بینایی (VAS) درد استفاده شد.
● نتیجه گیری نهایی
اثر بخشی، ایمنی و تحمل پذیری به دنبال انتقال بیمارانی که بدون پاسخ یا با پاسخ ناقص به SSRI بودند، به درمان با دولوکستین، در هر دو روش مستقیم و تدریجی یکسان بود. این مطالعه نشان داد انتقال این بیماران به درمان با دولوکستین موجب بهبود قابل توجهی در تمام اندازه گیری های درد، شامل شش مقیاس درد VAS شد. یکی از یافته ها در نمونه مطالعه ای، سطوح بالای درد بود. بیماران در هنگام ورود به مطالعه دارای میانگین درمان با SSRI به مدت بیش از ۲۱ هفته بودند. با این وجود، متوسط پایه امتیازات آنها در تمام شش مقیاس درد VAS بالاتر از mm ۳۰ بود که به معنای درد بالینی قابل توجه است.
قبلا نشان داده شده که دولوکستین در درمان درد های مزمن مانند درد نوروپاتیک محیطی ناشی از دیابت (DPNP) مؤثر است و برای این منظور، با نام تجاری Cymbalta در آمریکا و اروپا نیز تأیید شده، بنابراین اثر دولوکستین بر درد در این مطالعه غیر قابل انتظار نبود. همان گونه که اشاره شد، بیماران مبتلا به افسردگی ماژور با علایم وسیعی مراجعه می کنند، شامل تغییرات خلقی و علایم فیزیکی دردناک (PPS) که همه آنها می توانند در اختلال عملکرد عمومی بیمار نقش داشته باشند. در نتیجه، درمان مؤثر علایم خلقی و PPS همراه با افسردگی شانس بهبود عملکرد را افزایش می دهد.
یافته های اخیر دال بر اینکه باقی ماندن PPS در بیماران مبتلا به افسردگی می تواند با اختلال در کیفیت زندگی و کاهش بهره وری آنها همراه باشد، اهمیت درمان مؤثر PPS را در این بیماران بیشتر نشان می دهند، بنابراین آثار دولوکستین بر PPS امیدوار کننده و اطمینان بخش است.

aligol172
19-06-2011, 22:10
استفاده از دکسمدتومیدین به جای میدازولام در بیماران بد حال داروهای آگونیست گاماآمینوبوتیریک اسید، ازرایج ترین داروهای سداتیو مورد استفاده در بیماران بستری در بخش ICU هستند، اما شواهد اولیه نشان می دهند که آگونیست آلفا دو دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine)، می تواند مزایای ویژه ای داشته باشد. هدف مطالعه کنونی، مقایسه کارایی و ایمنی سداسیون طولانی با دکسمدتومیدین در مقابل میدازولام برای بیماران تحت ونتیلاسیون مکانیکی می باشد.
داروهای اصلی برای سداسیون طولانی عبارت اند از بنزودیازپین ها و تا حد کمتری پروپوفول، ولی بنزودیازپین ها می توانند موجب دلیریوم شوند و با افزایش درازمدت مورتالیتی همراه هستند.
دکسمدتومیدین، آگونیست آلفا دو کوتاه اثر، داروی سداتیو نسبتا جدیدی است که برای استفاده تا حداکثر ۲۴ ساعت با دوز حداکثر ۷/۰ میکروگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه تایید شده است. این محدودیت های تجویزی، از استفاده آن در بیماران خیلی بدحال جلوگیری نموده است. در مطالعه اتفاقی شده، دو سویه کور و چند مرکزی کنونی، ایمنی و اثربخشی تجویز درازمدت دکسمدتومیدین را تا دو برابر دوز تایید شده برای سداسیون طولانی در بیماران بستری در بخش ICU ارزیابی نمود و آن را با میدازولام مقایسه کرد.
در این مطالعه نشان داده شد که دکسمدتومیدین نسبتا ایمن است. حتی پس از تجویز دراز مدت آن با دوزهای بالا، وقوع عوارض جانبی، کم بودند که مهم ترین آنها برادی کاردی نیازمند به درمان بود که در کمتر از ۵ درصد بیماران پیش آمد. نکته جالب اینکه در بیماران درمان شده با دکسمدتومیدین، شیوع دلیریوم خیلی کمتر بود. این یافته ها نشان می دهندکه دلیریوم در چنین مواردی ارتباطی با سطح سداسیون بالینی ندارد، بلکه بیشتر به دارویی که برای سداسیون استفاده می شود، مربوط است. البته با وجود اینکه ممکن است با توجه به این نتایج، دکسمدتومیدین را داروی سداتیو بهتری دانست، اطلاعات موجود هنوز به طورکامل از این نتیجه گیری حمایت نمی کنند. در مورد نتایج دراز مدت و هم چنین آنالیز هزینه ها، اطلاعات کافی نیستند، لیکن با این وجود، این مطالعه اهمیت عمده ای از جهت تعدیل محدودیت های تجویزی دکسمدتومیدین دارد. به علاوه همراهی کمتر دکسمدتومیدین با دلیریوم نسبت به بنزودیازپین ها می تواند به نتایج درازمدت بهتری منجر شود.
اسفنج های آغشته به کلرهگزیدین و دفعات کمتر تعویض پانسمان برای پیش گیری از عفونت های مرتبط با کاتتر
عفونت های جریان خون مرتبط با کاتترهای وریدی مرکزی (CVCs)، طول مدت اقامت بیماران بستری در بخش ICU و نرخ مرگ و میر را در بیماران بد حال افزایش می دهد. با اتخاذ استراتژی هایی برای کاهش کلونیزاسیون باکتریایی پوست در محل ورود CVC می توان خطر چنین عفونت هایی را کاهش داد.
در یک مطالعه چند مرکزی، تاثیر پانسمان های اسفنجی آغشته به کلرهگزیدین گلوکونات (CHGIS) در پایین آوردن میزان عفونت های مرتبط با کاتتر (CRIs) عمده مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه، بیمارانی واجد شرایط بودند که به مدت ۴۸ ساعت یا بیشتر به یک کاتتر شریانی و/یا یک CVC نیاز داشتند. هیچ کدام از این مراکز از CVCهای آغشته به آنتی سپتیک یا آنتی بیوتیک استفاده نمی کردند. پانسمان ها ابتدا ۲۴ ساعت پس از ورود کاتتر و سپس هر ۳ روز (روش استاندارد) یا ۷ روز یک بار تعویض می شدند. در صورت نشتی یا ترشح نیز پانسمان به سرعت عوض می شد.
عفونت جریان خو ن مرتبط با کاتتر وریدی مرکزی (CVC) یک علت مهم عفونت های مرتبط با مراقبت پزشکی است. موفقیت در پیشگیری از این عارضه نیازمند یک سیاست چند مرحله ای شامل ورود و نگاه داری مناسب CVC است. طی دهه اخیر اطلاعات زیادی درباره به حداقل رساندن عوارض CVCها به دست آورده ایم، مانند کاتتریزاسیون ورید مرکزی با هدایت اولتراسوند و پیروی جدی از یک رویکرد آسپتیک در هنگام جاگذاری کاتتر و در طول زمان نگاه داری کاتتر. این رویکرد جدی شامل بهداشت مناسب دست ها، آماده سازی پوست با آنتی سپتیک ها و استفاده از ماسک، دستکش، گان و ملحفه های کاملا استریل می باشد.
مطالعه کنونی نشان داد که پانسمان CVC با اسفنج های آغشته به کلرهگزیدین، عفونت های مرتبط با کاتتر را حتی در مراکز پزشکی که انسیدانس پایینی از عفونت مرتبط با CVC دارند، کاهش می دهد. نقص این مطالعه این است که مدت استفاده از کاتترهای مورد مطالعه در بیماران، مدت کوتاهی بوده است (با متوسط زمان ۶ روز). بنا براین، یافته های آن قابل تعمیم به بیمارانی نیست که به مدت چند هفته CVC دارند.
● نگاهی به تاثیر لیدوکایین در کنترل درد پس از جراحی
درد پس از عمل جراحی به دلیل اثر آن بر سیستم های متعدد بدن یکی از نگرانی های عمده است که باعث ایجاد تغییرات فیزیولوژیک، ایمونولوژیک و سایکولوژیک می شود. کنترل درد در دوره پس از عمل جراحی، به اپیوییدها وابسته است. با توجه به عوارض جانبی آنها، داروها و تکنیک های جدیدی برای درمان درد پس از عمل جراحی معرفی شدند، از قبیل بلوک عصبی اپیدورال بعد از عمل و بلوک عصبی محیطی ممتد.
بی حسی موضعی با لیدوکایین نیز به عنوان بخشی از کنترل درد پس از عمل جراحی معرفی شده است. نشان داده شده که لیدوکایین وریدی، آنالژزی بعد از عمل موثری ایجاد می کند، میزان مصرف اوپیوییدها را کاهش می دهد، از سرگیری عملکرد روده ای را تسریع می کند و بازتوانی پس از جراحی را تسهیل می کند. آسیب بافتی و اعصاب محیطی به یک واکنش التهابی موضعی منجر می شود همراه با افزایش سطوح سیتوکین های پیش التهابی، شامل اینترلوکین ?۱ و اینترلوکین ۶ که با تحریک حساسیت سیستم عصبی محیطی و مرکزی به هایپرالژزی منجر می شوند.
لیدوکایین دارای یک خصوصیت ضدالتهابی است که به صورت upregulation سیتوکین های پیش التهابی هم in vitro و هم in vivo منعکس می شود. همچنین لیدوکایین ترشح سیتوکین ضدالتهابی آنتاگونیست گیرنده اینترلوکین ۱ (IL ۱ra) را تحریک می کند.
در مطالعه کنونی نشان داده شد بیمارانی که پیش از برش جراحی و در طی عمل جراحی لیدوکایین وریدی دریافت کردند، در دوره زمانی بلافاصله پس از عمل جراحی تسکین درد بیشتری داشتند که با کاهش سرکوب پاسخ تکثیری لنفوسیتی و کاهش تولید سیتوکین های پیش التهابی و ضد التهابی نقش مهمی در واکنش های فاز حاد بازی می کند، ولی سایر سیتوکین ها مانند IL ۱ra و IL ۶ به تغییرات ایمنی جزیی تری حساس هستند. برای همین در این مطالعه سیتوکین های IL ۱ra و IL ۶ برای بررسی انتخاب شدند.
جراحی با افزایش تولید سیتوکین های پیش التهابی همراه است که می تواند به پاسخ التهابی سیستمیک و متعاقب آن تولید جبرانی و زیاد سیتوکین های ضدالتهابی منجر شود. در نتیجه بیمار ممکن است دچار نقص ایمنی شود و مستعد عفونت فرصت طلب و نارسایی چند اندامی و ایلئوس پس از جراحی گردد. کاهش سطوح سیتوکین ها به دنبال تزریق لیدوکایین پیش از عمل جراحی با بهبود عملکرد روده همراه بوده است.
واضح است که هدف اصلی از کنترل درد پس از عمل جراحی کاهش درد تجربه شده توسط بیمار است، ولی به کاهش تغییرات فیزیولوژیک و متابولیک ناشی از درد نیز کمک می کند. بی حس کننده های موضعی می توانند به چند طریق پاسخ التهابی بعد از عمل جراحی را کاهش دهند، مانند مسدود کردن انتقال نورونی در محل آسیب بافتی و در نتیجه کاهش التهاب نوروژنیک. به علاوه، این داروها می توانند مهاجرت گرانولوسیت ها را مهار کرده و آنزیم های لیزوزومال را رها کنند و در نتیجه به کاهش آزاد سازی سیتوکین های پیش التهابی منجر شوند.
در این مطالعه، بی حس کننده موضعی به صورت داخل وریدی پیش ا زعمل جراحی و در حین جراحی داده شد و پس از عمل جراحی به صورت اپی دورال (به جای داخل وریدی) ادامه داده شد. راه دیگر می توانست ادامه تزریق لیدوکایین پس از عمل جراحی به صورت داخل وریدی باشد، ولی ایمنی لیدوکایین داخل وریدی برای آنالژزی بعد از عمل هنوز به درستی روشن نیست. از ویژگی های دوره زمانی پس از عمل جراحی، آثار متعدد بر توزیع و دفع دارو است و هنوز مشخص نیست که توزیع لیدوکایین وریدی پس از یک دوره طولانی در زیر سطوح سمی باقی بماند. به هر حال، یافته ها نشان دهنده بهبود کنترل درد پس از عمل جراحی و کاهش تغییرات ناشی از جراحی سیستم ایمنی در اثر تزریق وریدی لیدوکایین پیش از جراحی (بیست دقیقه پیش از جراحی) و در حین عمل جراحی می باشند.

aligol172
19-06-2011, 22:16
در کشورها و سنت های مختلف ماساژ درمانی دیدگاه ها و فلسفه های متفاوتی دارد و به آن اهمیت زیادی می دهند. ماساژ درمانی یکی از شاخه های علم فیزیوتراپی است که همراه با حرکت درمانی و دستگاه هایی که به این منظور ساخته شده، مورد استفاده است. این نوع درمان کمکی برای بهبود بسیاری از بیماری ها و رفع خستگی های عضلانی است اما نکته قابل توجه آن است که ماساژ را هر شخصی نباید انجام دهد و نیاز به آگاهی، تخصص و مهارت دارد.
● تاریخچه ماساژ درمانی
ماساژ درمانی حرکت دست روی بدن است. چینی ها معتقد هستند هر نقطه ای از کف پای انسان به ارگانی در بدن مانند کلیه، کبد و یا قلب متصل است که با ماساژ نقاط مختلف پا می توان به اعضای بدن دسترسی پیدا کرد.
دکتر محسن هاشمی، متخصص فیزیوتراپی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ماساژ را با انواع مانورهای دیگر که روی بدن انجام می شود متفاوت می داند و می گوید: انجام این نوع درمان نیاز به اطلاعات کافی، دانش و مهارت دارد.
به عبارت دیگر برای انجام ماساژ درمانی باید دانست که زیر هر نقطه ای از بدن چه اعضایی وجود دارد و یا چه عروق و اعصابی از آن منطقه عبور کرده است. در صورتی که فلسفه ماساژ درمانی به درستی شناخته شده باشد فرد ماساژدهنده به راحتی درمی یابد که چگونه کارش را آغاز کند.
● رفع خستگی
ماساژها گاهی اوقات برای رفع خستگی و گاهی برای کاهش درد انجام می شوند. باور متخصصان آن است که علاوه بر وجود انواع مختلف ماساژ، فرد ماساژدهنده نیز تأثیر بسزایی در آرامش دارد. به این ترتیب به اصطلاح گفته می شود هر دستی مؤثر نیست. برای مثال، ماساژی که برای درمان میگرن داده می شود تکنیک های یکسانی دارد در حالی که انجام آن توسط دو فرد متفاوت، به طور یکسان اثر نمی کند.
به گفته دکتر هاشمی، ماساژ درمانی نه تنها جنبه سرگرم کننده و تفریحی ندارد بلکه لازم است دیدگاهی علمی نسبت به آن داشت و تحقیقات گسترده ای روی آن انجام شده است. از طرفی ماساژ درمانی هنگامی مفید است که فلسفه آن شناخته شده و براساس اصول انجام شود.
مهری قاسمی، دانشجوی دکترای فیزیوتراپی و مدرس دانشگاه شهید بهشتی ماساژ را به انواع سطحی – عمقی، عمقی و ضربه ای تقسیم می کند و می گوید: ماساژهای سطحی به طور مستقیم بر سیستم عصبی بدن اثر می گذارند و باعث آزادسازی هورمون ها و مواد آرام بخش در بدن می شوند. برای مثال نوازش کودکان و یا لمس سطحی آنها که باعث خواب آلودگی شان می شود نوعی ماساژ سطحی به شمار می رود. ماساژهای عمقی بر بافت های بدن تأثیر می گذارند که شامل غلتاندن بافت بدن و یا بلند کردن آن است. این نوع ماساژ به شل شدن عضله کمک زیادی می کند و مانع از آسیب آن هنگام ورزش می شود. ماساژ ضربه ای اغلب حالت تحریکی دارد تا بدن را برای فعالیت آماده کند.
دکتر قاسمی در مورد مکانیزم اثر ماساژ برآرام بخشی بدن می گوید: به دنبال تمرینات ورزشی و فعالیت بدنی و افزایش سوخت و ساز بدن، یون های هیدروژن در عضله تجمع می کنند و از میزان یون های پتاسیم کاسته می شود. از طرفی گلیکوژن که منبعی برای سوخت عضله است و فسفات های با انرژی بالا از عضله تخلیه می شوند و نوعی کم خونی عضلانی به وجود می آید که در نهایت عضله را خسته می کند. هنگام خستگی عضلانی ماساژ باعث می شود تا جریان خون در بدن افزایش پیدا کند و مواد زائد را از بافت خارج کند. این نوع حرکات بر سیستم عصبی تأثیرگذار است و باعث افزایش ترشح مواد آرامش بخش به نام اندروفین در بدن می شود. ماساژ درمانی از روزگار قدیم برای تسکین درد مرسوم بوده است اما امروز در مراکز دانشگاهی اصول آن آموزش داده می شود تا براساس فیزیولوژیک بدن انجام شود و مؤثرتر باشد.
دکتر آزاده شادمهر دکترای فیزیوتراپی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران معتقد است: فرد ماساژدهنده باید علاوه بر دانش و تحصیلات، مهارت کافی داشته باشد چرا که ماساژی که نتواند آرامش مضاعفی را به همراه داشته باشد مؤثر نخواهد بود و گاهی اوقات باعث صدمه نیز می شود.
ماساژها براساس نوع تکنیک و نحوه انجام آن اثرات درمانی خاص دارند. برخی ماساژها برای رفع چسبندگی هایی که در نتیجه سوختگی به وجود می آیند، استفاده می شوند و برخی در ترمیم تاندون هایی که دچار التهاب شده اند، کاربرد دارد. برخی انواع ماساژها برای تصحیح عملکرد مفاصل و یا رفع گرفتگی عضلات است. ولی نکته قابل توجه آن است که ماساژ، به تنهایی برای درمان کافی نیست و بیماری ها تنها به وسیله ماساژ درمانی درمان نخواهند شد بلکه ماساژ روند بهبود بیماری را سرعت می بخشد.
در این میان دکتر شادمهر خاطرنشان می کند، ماساژ درمانی نباید با درمان دستی اشتباه گرفته شود زیرا درمان دستی مانند ماساژ درمانی یکی از تکنیک هایی است که در فیزیوتراپی استفاده می شود. بنابراین هر تکنیکی که افراد مختلف انجام می دهند، ماساژ نیست.
● تغذیه پوست
یکی دیگر از کاربردهای ماساژ درمانی، بهبود تغذیه پوست است که با آن پوست شادابی، طراوت و زیبایی پیدا می کند زیرا مواد زائد موجود در عضلات دفع می شود.
درمان کمکی برای بسیاری از بیما ری های عضلانی – اسکلتی مانند آرتروز با ماساژ امکان پذیر است زیرا عضلات را شل کرده و درد را کاهش می دهد. ماساژ در درمان برخی بیماری های عصبی، عضلانی مانند فلج نیز کمک کننده است.
به گفته دکتر قاسمی نکته قابل توجه در این مورد آن است، افرادی که ترجیح می دهند علاوه بر درمان دارویی، از ماساژدرمانی نیز استفاده کنند، باید این کار را تحت نظر پزشک و توسط فردی ماهر و متخصص انجام دهند. با افزایش سن و شکننده تر شدن استخوان ها و یا بروز پوکی استخوان، کوچکترین ضربه می تواند استخوان را دچار شکستگی های کوچک کند. بنابراین توصیه می شود ماساژ تحت نظر پزشک انجام شود.
مانورهای انجام شده در ماساژ، حتی در نوزادان نیز کاربرد دارد. به این ترتیب که گاهی نوزاد به دنبال خوردن شیر دچار درد معده می شود، در این صورت ماساژ خیلی سطحی می تواند کمک کننده باشد. از طرفی ماساژهای عمقی نیز باعث چابکی و سرحال شدن نوزاد می شود. درمان موضعی چاقی به روش ماساژ درمانی ازجمله موضوعاتی است که اغلب مورد بحث قرار می گیرد.
دکتر شادمهر در این رابطه معتقد است: شواهد علمی در مورد مؤثر بودن ماساژ برای از بین بردن چربی ها وجود ندارد اما نکته قابل توجه آن است که این کار باید توسط کسی انجام شود که از اصول و آناتومی بدن مطلع باشد تا بتواند اعضایی که زیر دست او لمس می شود را تشخیص دهد و آسیبی به بدن فرد وارد نکند.
به گفته دکتر هاشمی، چربی ها منبع انرژی برای بدن هستند که تنها با انقباض عضلات و فعالیت می سوزند بنابراین ماساژ تأثیری در سوختن انرژی ندارد و حتی در برخی موارد باعث ورود مولکول های چربی به گردش خون، آمبولی و مرگ می شود.
● ماساژ و ورزش
ماساژ قبل از شروع فعالیت و ورزش مفید است زیرا گردش خون را سرعت می بخشد و بدن را آماده می کند. گاهی اوقات از ماساژ برای رفع خستگی و انقباض عضلات پس از ورزش استفاده می شود. به طور کلی ۳۰ دقیقه تا یک ساعت پس از ورزش، زمان مناسبی است تا لاکتات تجمع یافته در خون که جزو مواد زائدی است که در اثر
سوخت و ساز در عضله به وجود آمده است، تخلیه شود. همچنین لازم است PH عضله که در اثر تجمع یون هیدروژن افزایش یافته است، به حد طبیعی برسد اما در مورد مفید بودن ماساژ در این رابطه اعتقادات غلطی وجود دارد.
دکتر قاسمی در این رابطه می گوید: ماساژ پس از ورزش، برای رفع خستگی و گرفتگی عضلانی تأثیر زیادی نخواهد داشت. در مقابل، انجام ورزش های خنک کننده یا Cool down مفید خواهد بود.
این تمرینات شامل نرمش های ساده و سبکی است که پس از ورزش انجام می شود تا عضله به حالت قبل خود برگردد. این تمرینات ساده باعث می شود تا میزان اکسیژن رسانی به عضله افزایش پیدا کند و اسید کربنیک و دیگر مواد زائد در عضله تخلیه شوند، در حالی که ماساژ تأثیری بر اکسیژن رسانی به عضله ندارد.
به اعتقاد دکتر هاشمی، ماساژ باید هنگامی انجام شود که عضله حالت ثابت قبلی خود را به دست آورده باشد و منقبض نباشد. در این زمان پس از برطرف شدن گرفتگی ها و تخلیه اسید لاکتیک از عضله می توان ماساژ را شروع کرد بنابراین برای انجام ماساژ پس از ورزش باید کمی صبر کرد.

aligol172
20-06-2011, 12:46
سال ها است که پامیدرونات به همراه چند بی فسفونات دیگر در درمان درد استخوانی ثانویه به درگیری بدخیمی یا متاستاتیک مورد استفاده قرار گرفته اند.
طی دهه اخیر، همراه با رشد سریع انبوهی از درمان های بیولوژیک که لینک های پاتوژنیک گوناگونی را هدف می گیرند، بیماران مبتلا به بیماری های روماتولوژیک التهابی در سراسر دنیا از درمان با داروهای بیولوژیک سود برده اند، اما آن دسته از بیماران مبتلا به بیماری های روماتولوژیک که بر چسب غیرالتهابی و غیراتوایمیون را حمل می کنند، هنوز در انتظار پیشرفت و کشف مهمی هستند...
این گروه از بیماران که درد و ناتوانی شان کمتر از مبتلایان به آرتریت روماتویید و آرتریت پسوریاتیک نیست، هنوز در میان داروهای تعدیل کننده بیماری انتخابی ندارند و ناگزیر به استفاده هر روزه از انواعی از درمان های فارماکولوژیک و غیرفارماکولوژیک برای تسکین درد هستند، در حالی که تعداد قابل توجهی از این بیماران با استفاده از استامینوفن، NSAIDs، مخدرها، مکمل های غذایی، درمان فیزیکی یا روش های دیگر به سطح قابل قبولی از تسکین درد دست پیدا می کنند، اما بقیه آنها درد شدید مقاوم و گاهی مداوم دارند که به درمان های رایج پاسخ نمی دهد. به علاوه خیلی از بیماران برای استفاده طولانی مدت از NSAIDs یا مخدرها به خاطر عوارض جانبی آنها، محدویت دارند و مشکلات مالی نیز اجازه نمی دهند که از دوره های مکرر درمان های فیزیکی یا مکملی استفاده کنند.
سال ها است که پامیدرونات به همراه چند بی فسفونات دیگر در درمان درد استخوانی ثانویه به درگیری بدخیمی یا متاستاتیک مورد استفاده قرار گرفته اند.
● مطالعات چه می گویند؟
مرور مطالعات نشان می دهند که درمان با پامیدرونات تأثیر بالینی کمی در Ankylosing spondylitis (AS) و Spondyloarthritis (SpA) دارد و آثار آن بسیار کمتر از آنتاگونیست های TNF ? است.
مرور مطالعات نشان دهنده این است که پامیدرونات می تواند یک درمان امیدوار کننده برای بیماران مبتلا به SAPHO (Synovitis, Acne, Pustulosis, Hyperostosis, Osteitis syndrome) و مبتلایان به استئومیلیت چند کانونی راجعه مزمن باشد که به درمان های استاندارد جواب نداده اند.
درمان داخل وریدی با پامیدرونات در دوزهای ۳۰ تا ۶۰ میلی گرم، در ایجاد تسکین درد در موارد Hypertrophic osteoarthropathy pachydermoperiostitis ناتوان کننده اولیه یا ثانویه (شامل پارانئوپلاستیک) بسیار موثر است. در تمام این مطالعات موردی، اثر آنالژزیک پامیدرونات معمولا دارای شروع سریع (چند روز تا چند هفته) و پایدار بوده و تنها تعداد کمی از بیماران بیشتر از یک درمان نیاز داشته اند. ناپدید شدن کامل درد استخوان، از سرگیری فعالیت های روزانه و بازگشت به کار تمام وقت در بیماران HOA درمان شده با پامیدرونات، بسیار قابل توجه است و لازم است از راه یک مطالعه کنترل شده مورد تأیید قرار گیرد.
▪ درد مکانیکی پشت: پامیدرونات می تواند درمان موثری برای برخی از بیماران مبتلا به درد مکانیکی پشت حاد یا مزمن باشد که به درمان های دیگر مقاوم بوده اند، اما میزان شواهد موجود برای نتیجه گیری کافی نیست.
▪ آرتروپاتی شارکوت: آرتروپاتی شارکوت حاد که به صورت قرمزی و تورم پا تظاهر می کند و گاهی به دفورمیتی های ناتوان کننده ای در بیماران دیابتیک منجر می شود، اکثرا یک بیماری ارتوپدیک در نظر گرفته می شود. اگر این بیماران به اشتباه مثلا نقرس یا نقرس کاذب تشخیص داده شوند، توسط روماتولوژیست دیده می شوند. بنا بر مطالعات موردی گزارش شده، پامیدرونات در این بیماران موثر بوده است.
تأثیر پامیدرونات در این بیماران مبتلا به دیستروفی سمپاتیک رفلکس متغیر است، ولی به دلیل کوچک بودن نمونه و محدودیت های دیگر در انتخاب بیماران نمی توان نتیجه قطعی از مطالعه انجام شده به دست آورد.
▪ استئوپوروز گذرای موضعی: در ۱۶ بیمار مبتلا به استئوپوروز گذرای موضعی هیپ با مدت متوسط ۸ هفته، تسکین درد قابل توجهی نشان داده شد و ۱۴ بیمار قادر به از سر گرفتن فعالیت های روزانه شدند. اسکن MRI پیگیری که ۳ ماه بعد از درمان برای مقایسه انجام شد، در تمام بیماران به حالت نرمال بازگشته بود.
● نتیجه گیری
اطلاعاتی که در این مقاله مرور شدند، نشان می دهند پامیدرونات می تواند آثار سودمندی در خیلی از بیماری های روماتولوژیک داشته باشد. با اینکه داده ها برای توصیه کردن پامیدرونات به عنوان درمان رایج بیماری های ذکر شده ناکافی هستند، ما باور داریم در آن دسته از بیمارانی که به درمان های رایج دیگر پاسخ نداده اند و کماکان از درد مقاوم رنج می برند، می توان پامیدرونات را توصیه نمود. به همین دلیل، ما (نویسندگان) اخیرا سه بیمار مبتلا به هیپروستوز اسکلتی منتشر دردناک (برای اولین بار) را با شش نوبت انفوزیون ماهیانه ۶۰ میلی گرمی پامیدرونات داخل وریدی مورد درمان قرار دادیم و در تمام بیماران به تسکین قابل ملاحظه ای در درد دست پیدا کردیم.
مسأله مهم این است که حداقل در برخی از بیماری های اشاره شده، پامیدرونات می تواند آثاری مبنی بر فعالیت «تعدیل کننده بیماری» به همراه فروکش کردن علامتی و عملکردی طولانی مدت داشته باشد.
در این راستا می توان فرض کرد اثر بی فسفونات ها در مهار استئوکلاست ها می تواند روند استئوپوروز موضعی گذرا را کوتاه کند و یا در آرتروپاتی شارکوت از تخریب استخوانی جلوگیری نماید. لیکن به نظر می آید مکانیسم های عمل پامیدرونات در بیماری هایی که صحبت شد، فراتر از تنها مهار استئوکلاستی باشد.
اول اینکه، پامیدرونات و همچنین دیگر بی فسفونات ها، می توانند از راه تجمع در استخوان و تغییر ترکیب یونی لایه مایع اطراف کریستال های هیدروکسی آپاتیت به علت تغییر حاصل ضرب کلسیم/فسفات، آثار مستقیمی بر بافت استخوانی داشته باشند. تغییر حاصل در هوموستاز کلسیم به طور بالقوه می تواند بر روندهای موضعی اسیفیکاسیون شامل اسیفیکاسیون هتروتوپیک از یک طرف و تداخل با تنظیم حساسیت به درد اندوژن وابسته به کلسیم از طرف دیگر، تأثیر بگذارد.
اثر آنتی نوسیسپتیو پامیدرونات که اعتقاد بر این است که به علت تأثیر آن بر انواعی از نوروترانسمیترها است، در مدل های حیوانی درد با منشأ غیراستخوانی نشان داده شده است. این مکانیسم پامیدرونات می تواند مسوول تأثیر آن در CRPS ۱ باشد.
برای اثر تعدیل کننده ایمنی پامیدرونات هنوز توضیح دقیقی صورت نگرفته است. مطالعات in vitro اثر سیتوتوکسیک بی فسفونات ها را روی رده فاگوسیتی تک هسته ای مغز استخوان جوندگان و همچنین مهار آزادسازی سیتوکین های پیش التهابی از ماکروفاژهای فعال شده نشان می دهند.
پامیدرونات دارای یک پروفایل ایمنی قابل قبول است که استفاده مکرر از آن را برای اکثر بیماران در دوره های کوتاه ممکن می سازد. پالس های ۶۰ میلی گرمی یا کمتر پامیدرونات به علت کمتر نشدن اثر بخشی و همچنین ایمنی بهتر ترجیح داده می شوند.
● عوارض جانبی
واکنش تبدار خود محدودی به همراه علایم شبه آنفلوآنزا ممکن است پیش آید که در صورت نیاز با استامینوفن قابل درمان است. تک دوز ۲۰ میلی گرمی پردنیزولون می تواند به طور موثری از این واکنش آنفلوآنزا مانند جلوگیری کند. IFN ? رها شده از T لنفوسیت های ?/? تحریک شده توسط پامیدرونات می تواند مسوول تب کوتاه مدت و خود محدود آرترالژی ها و یا میالژی ها باشد.
دیگر عوارض جانبی نادر گزارش شده پامیدرونات در بیماران روماتولوژیک، شامل هیپوکلسمی و لوکوپنی گذرا، ناراحتی شکمی و ناراحتی موضعی در محل تزریق هستند. دوز پامیدرونات باید طبق عملکرد کلیوی بیمار تنظیم شود.
پتانسیل تراتوژنیک پامیدرونات و دیگر بی فسفونات ها در انسان شناخته شده نیست، لیکن ۱۱ مورد درمان با پامیدرونات در بارداری اخیرا مرور شدند و آثار تراتوژنیک گزارش نشدند.

aligol172
20-06-2011, 12:52
بیماری دیابت امروزه در دنیا به عنوان یکی از مشکلات بسیار مهم سیاستگذاران حوزه سلامت در دنیا به شمار می رود. گسترش روزافزون دیابت نوع ۲ در دنیا به خصوص جوامع شهری که به تعبیر برخی از متخصصان سوغات زندگی صنعتی است نگرانی های فراوانی را در بین مردم و مسوولان ایجاد کرده است. این بیماری معمولا به صورت کلاسیک در سنین بالای ۴۰ سال دیده می شود و به عوامل فراوانی مثل چاقی و میزان تحرک بستگی دارد. انسولین درمانی به عنوان یکی از درمان های اساسی در مراحل پیشرفته دیابت در تمام دنیا شناخته می شود ولی اینکه این درمان از چه زمانی و در چه مرحله ای از بیماری آغاز شود، همچنان مورد بحث میان پژوهشگران است...
در همین خصوص با دکتر فرهاد حسین پناه، فوق تخصص غدد، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و رییس مرکز تحقیقات چاقی پژوهشکده غدد درون ریز و متابولیسم انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:
▪ آقای دکتر برای شروع، در مورد دیابت نوع یک و دو در کشور ما و درمان های موجود برای آن توضیح دهید.
ـ درواقع آنچه که به عنوان دیابت از آن یاد می کنیم که لزوم یا عدم لزوم درمان دارویی در آن مطرح می شود، همان دیابت نوع ۲ است که به طور شایع در افراد بالای ۴۰ سال دیده می شود. آنچه مسلم است، دیابت نوع یک، یک بیماری وابسته به انسولین است و بیمار بدون مصرف دارو نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.
دیابت نوع یک و بروز آن اگر چه در جای خود پراهمیت است ولی به دلیل شیوع بسیار کم آن در جمعیت دغدغه اصلی دست اندرکاران را تشکیل نمی دهد. آنچه امروز به عنوان مشکل از آن یاد می شود دیابت نوع ۲ و پیامدهای مربوط به آن است.
شیوع بیماری دیابت نوع ۲ در سطح کشور ۷/۷ تا ۸ درصد است که ۶۰ تا ۷۰ درصد از این افراد سابقه خانوادگی به دیابت را نیز دارا هستند.
مداخلات درمانی که در مورد این بیماری وجود دارد به سه دسته تقسیم می شود: تغییر شیوه زندگی مشتمل بر مداخلات تغذیه ای و افزایش فعالیت فیزیکی؛ مداخلات درمان های خوراکی پایین آورنده قندخون؛ و درنهایت انسولین درمانی.
▪ آیا در ابتدای بیماری دیابت نوع دو نیازی به مصرف انسولین وجود دارد؟
ـ انسولین درمانی به طور قطع یکی از درمان های اساسی دیابت نوع دو است. زیرا پس مدتی، بسیاری از بیماران مبتلا را نمی توان فقط با داروهای خوراکی مورد درمان قرار داد و نیاز به انسولین درمانی پیدا خواهند کرد ولی معمولا نه در ابتدای بیماری. در واقع با توجه به شواهد علمی و راهنماهایی که وجود دارد، درمان دیابت نوع دو در ابتدا، مجموعه ای از مداخلات تغییر شیوه زندگی همراه با داروهای خوراکی است و این گام اول است. در روش های معمول، دیگر منتظر پاسخ درمان های تغییر شیوه زندگی نمی مانیم و هم زمان با آن درمان با داروهای خوراکی که متفورمین است هم آغاز می شود.
مساله ای که در این میان مطرح است این است که به دلیل اینکه دیابت نوع دو یک بیماری پیش رونده محسوب می شود و رفته رفته باعث از بین رفتن سلول های بتا می شود، به طوری که ۵۰ درصد افراد مصرف کننده داروهای نوع اول بعد از سه سال و ۷۰ درصد پس از ۵ سال نیازمند دریافت داروی نوع دوم هستند.
▪ شروع به موقع انسولین درمانی در مبتلایان به دیابت نوع ۲ چه مزایایی برای این بیماران دارد؟
ـ بحث هایی که در یک دهه اخیر مطرح شده این است که با این سیاست تدریجی افزایش داروها، بیماری بسیاری از بیماران در قسمت عمده ای از عمر خود در حال کنترل نیستند، حتی در بهترین شکل و در پیشرفته ترین کشورها، تقریبا در مورد۵۰ تا ۶۰ درصد از بیماران، ما به اهدافی که داریم (مثلا هموگلوبین HbA۱C زیر هفت) نمی رسیم که مصرف به موقع انسولین می تواند کمک بزرگی در این مورد باشد.
▪ آیا دستورالعمل جهانی خاصی برای انسولین درمانی در مبتلایان به دیابت نوع ۲ وجود دارد؟
ـ به نظر می رسد که یک اینرسی از ناحیه پزشکان و اکراهی از جانب بیماران برای شروع سریع تر انسولین درمانی وجود دارد. چرخش و تغییر جهتی که در چند سال اخیر در مورد انسولین درمانی بوده این است که در محافل علمی توصیه می شود انسولین درمانی زودتر از قبل آغاز شود زیرا هم کنترل بهتری برای بیمار به دست می آید و هم اینکه می توانیم خیلی بهتر به اهداف متابولیک خود برسیم.
در گذشته و به طور کلاسیک درمان به این صورت بود که ابتدا یک دارو تجویز می شد، اگر بیماری تحت کنترل در نمی آمد، دومین دارو به بیمار داده می شد و بعد اگر با داروهای سری دوم نیز درمانگر پاسخ نمی گرفت، درمان با انسولین آغاز می شد ولی در حال حاضر پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که این مراحل باید با سرعت بیشتری دنبال شود تا بسیاری از عوارض بیماری بروز نکنند.
مطالعاتی هم که اخیرا صورت گرفته نظریه تازه ای را مطرح می کند که اگر بیماری به وسیله داروی اول کنترل نشد و بیمار پاسخ مناسب دریافت نکرد، منتظر درمان با داروی مرحله دوم نباشیم و استفاده از انسولین های پایه را آغاز کنیم.
یعنی اگر به رغم درمان با متفورمین قند خون بیمار کنترل نشد، درمان ترکیبی متفورمین و انسولین های پایه را استفاده کنیم. اضافه کردن انسولین های پایه به متفورمین در درمان دیابت نوع۲ موثرترین و راحت ترین شیوه درمانی در یک دهه اخیر بوده است.
به نظر می رسد که شروع سریع تر مصرف انسولین بتواند جلوی تخریب سلول های بتای پانکراس را بگیرد.
این تصور که ما یک بیمار را سال ها بدون کنترل بیماری او با درمان های گذشته به پیش ببریم و بعد از مدت ها بیاییم و درمان با انسولین را آغاز کنیم به نظر نمی رسد که کمک مطلوبی برای او باشد.
▪ آقای دکتر اخیرا اخباری مبنی بر خطر مصرف برخی از انسولین های آنالوگ از جمله سرطان برای بیمار منتشر شده است. نظر شما در این باره چیست؟
ـ انسولین های آنالوگ تقریبا از اواخر دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ وارد بازار دیابت شدند. اگر چه فرق چندانی میان سطح HbA۱C در دو نوع انسولین وجود ندارد، یکی از اصلی ترین منافعی که انسولین آنالوگ پایه، نسبت به دیگر انسولین ها دارد این است که میزان هیپوگلیسمی یا افت قندخون به خصوص افت قند خون شبانه در آنها کمتر است.
عارضه عمده ای برای انسولین آنالوگ مطرح نیست و فقط طبعا قیمت ها کمی بیشتر از انواع دیگر است.
بحثی که در مورد سرطان زایی این ماده مطرح است، یک بحث آکادمیک است و به طور خلاصه این است که تمام مجامع علمی دنیا با توجه به شواهد علمی هیچ بیمار و هیچ پزشکی را به قطع انسولین آنالوگ توصیه نمی کنند.
فقط چهار مطالعه در چند ماه اخیر در یکی از نشریات معتبر دیابت منتشر شد که در یکی از آنها گفته شده بود، ممکن است میزان بروز کانسر در مصرف یکی از انسولین های آنالوگ افزایش پیدا کند ولی در سایر مطالعات ارتباط احتمالی بین استفاده از این انسولین آنالوگ و بروز کانسر تایید نشد.
پیرو این مساله مراجع ذی صلاح جهت اطمینان خاطر بیماران دیابتی تحت درمان با انسولین در سراسر دنیا پس از بررسی این مطالعات طی بیانیه های رسمی اعلام کردند که به علت نقایص موجود در این مطالعات از جمله کوتاه بودن زمان مطالعات نتایج آنها غیرقابل استفاده است و بیماران تحت درمان با انسولین آنالوگ را خطری تهدید نمی کند.
از جمله مهم ترین مراجع می توان به سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)، انجمن دیابت آمریکا (ADA) و اداره داروی اروپا (EMEA) اشاره کرد.
البته داستان دیابت و کانسر یک داستان قدیمی است. میزان بروز سرطان در بیماران دیابت نوع ۲ نسبت به افراد عادی کمی بیشتر است. کانسرهایی مثل کانسر پانکراس، کانسر کبد، کانسر دستگاه تناسلی خانم ها و کانسر سینه در مبتلایان به دیابت نوع ۲ بیشتر دیده می شود.
با توجه به سابقه طولانی مصرف انسولین ها در درمان دیابت و نقش اساسی آنها در کنترل قند خون مطالعات متعددی در زمینه بررسی اثربخشی و ایمن بودن انسولین درمانی صورت گرفته است.
تا به امروز هیچ مطالعه بالینی ارتباط بین مصرف انسولین و افزایش میزان بروز کانسر را ثابت نکرده است. با توجه به ماهیت پیشرونده و عوارض متعددی که دیابت به جای می گذارد می توان گفت بیماران دیابتی در هر صورت از قطع درمان مناسب آسیب می بینند.
▪ آیا ادامه مصرف انسولین های آنالوگ را به بیماران توصیه می کنید؟
ـ با شواهد علمی موجود نمی توان به کسی گفت که درمان با انسولین آنالوگ را قطع کند یا به آن نپردازد و قطع مصرف انسولین آنالوگ در بیماران دیابتی در هیچ جای دنیا هم توصیه نمی شود. این در حالی است که مجامع علمی همچنان تحقیقات روی انسولین درمانی را ادامه می دهند.

aligol172
20-06-2011, 12:58
افزایش آموزش های مرتبط با سلامت و اطلاع رسانی تقریبا مناسبی که درباره دیابت صورت می گیرد باعث تشخیص زودرس این بیماران می شود و به همین دلیل این بیماران نیازمند دانستن مطالب بیشتری درباره داروهایشان هستند. شاید پزشکان کمتر فرصت کنند درباره داروهای این بیماران اطلاعات مناسبی به آنها عرضه کنند. دیابت یا بیماری قند به علت ناتوانی بدن در تولید یا مصرف انسولین پدید می آید...
انسولین ماده ای است که در بدن توسط لوزالمعده تولید می گردد و باعث می شود قند یا به عبارتی مهم ترین منبع انرژی بدن مورد استفاده قرار گیرد. دیابت به دو شکل عمده بروز می کند:
● چه زمانی باید قرص تجویز شود؟
رعایت رژیم غذایی و کاهش وزن و همچنین انجام فعالیت بدنی اساسی ترین اصول درمان در بیماران دیابتی نوع ۲ هستند و در صورتی که قند خون پس از چند هفته کنترل نشود، نیاز به درمان با قرص های خوراکی پدید می آید. به خاطر داشته باشید که مصرف قرص به هیچ عنوان جای رژیم غذایی را نمی گیرد و شما با وجود مصرف قند همچنان به یک رژیم غذایی خوب و فعالیت بدنی منظم نیاز دارید.
● آشنایی با قرص های خوراکی پایین آورنده قند خون
قرص هایی که به طور معمول برای درمان دیابت مورد استفاده قرار می گیرند، عبارتند از:
۱) گلی بن کلامید یا گلیبوراید که نام دیگر آن دائونیل است. در همین گروه دارویی، از کلروپروپامید نیز گاهی استفاده می شود.
۲) مت فورمین. البته به تازگی قرص های متعدد دیگری نیز برای درمان دیابت نوع ۲ به بازار عرضه شده اند که هنوز استفاده از آنها خیلی رایج نشده است. در هر حال شما باید نام قرص های مصرفی خود را بدانید و اگر به خاطر سپردن آنها برایتان مشکل است نام قرص و تعداد دفعات مصرفی را روی یک کارت یادداشت کنید و همراه خود داشته باشید.
● قرص های خوراکی چگونه قند خون را پایین می آورند؟
توجه داشته باشید که قرص های خوراکی همان انسولین نیستند و محتوی انسولین نیز نمی باشند. این قرص ها در افراد دیابتی که بدنشان هنوز انسولین می سازد، مصرف می شوند و از راه های زیر سبب کاهش غلظت قند خون می گردند:
۱) کمک به بدن برای آزاد شدن بیشتر انسولین در خون،
۲) تسهیل ورود قند به داخل سلول و
۳) کاهش میزان تولید قند در کبد.
● آیا مصرف قرص های خوراکی برای کنترل قند خون کافی است؟
قرص های خوراکی فقط در دیابتی های نوع ۲ که قند خونشان با رژیم غذایی و فعالیت بدنی کنترل نشده است، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین نتیجه درمانی از مصرف قرص های خوراکی پایین آورنده قند خون تنها هنگام انجام هم زمان فعالیت بدنی منظم، رعایت برنامه غذایی صحیح و در صورت لزوم کاهش وزن به دست می آید. مصرف قرص های خوراکی به معنای ترک انجام فعالیت بدنی منظم و عدم رعایت برنامه غذایی صحیح نیست چراکه در این صورت، استفاده از این قرص ها به تنهایی کمک کننده نخواهد بود. با مصرف منظم قرص های تجویز شده توسط پزشک و رعایت رژیم غذایی صحیح و ورزش منظم، غلظت قند خون خود را در حد طبیعی نگه دارید و از پیدایش عوارض افزایش قند خون جلوگیری کنید.
● آیا قرص های خوراکی عوارض جانبی هم دارند؟
قرص های خوراکی عوارض جانبی اندکی دارند اما مانند همه داروها باید با دقت مصرف شوند. پزشک مناسب ترین قرص خوراکی را با توجه به شرایط جسمی شما تجویز می کند اما گاهی اوقات ممکن است با مصرف این قرص ها مشکلات زیر پدید آید: برخی افراد ممکن است با مصرف قرص گلی بن کلامید دچار بثورات پوستی شوند که البته با قطع مصرف قرص، این عارضه از بین خواهد رفت. قرص های خوراکی ممکن است با داروهای دیگر تداخل اثر داشته باشند. به طور مثال هنگامی که این قرص ها را مصرف می کنید، از مصرف آسپرین بپرهیزید و برای تسکین درد از استامینوفن استفاده نمایید. البته در افرادی که به دلیل مشکلات قلبی آسپرین مصرف می کنند، میزان آسپرین مصرفی روزانه برای آنها مشکلی ایجاد نخواهد کرد. گلی بن کلامید می تواند در برخی افراد باعث کاهش شدید غلظت قند خون شود بنابراین با مصرف این دارو باید برنامه غذایی را به درستی رعایت نمایید. با شروع مصرف قرص مت فورمین ممکن است مشکلات گوارشی مانند تهوع و اسهال رخ دهد که معمولا ظرف چند روز از بین می روند، برای جلوگیری از ایجاد حالت تهوع، بهتر است این قرص همراه با غذا یا پس از غذا استفاده شود. افراد دیابتی که قرص مت فورمین مصرف می کنند، باید به طور سالانه از نظر وضعیت کبد و کلیه ها بررسی شوند.
● قرص های خوراکی را در چه زمانی از روز باید مصرف کرد؟
به دلیل تفاوت اثر قرص گلی بن کلامید و مت فورمین، بهتر است گلی بن کلامید نیم ساعت پیش از مصرف غذا و قرص مت فورمین برای کاهش عوارض گوارشی مثل تهوع، همراه با غذا یا بلافاصله پس از آن خورده شود.
● تا کی باید قرص خورد؟
این قرص ها باعث بهبود قطعی دیابت نمی شوند بلکه با روش های مختلف به کنترل غلظت قند خون کمک می کنند. اگر با یک نوع قرص کنترل مطلوب قند خون حاصل نشد، ممکن است پزشک استفاده هم زمان از دو نوع قرص را تجویز نماید. اگر فرد دیابتی به علت یک عفونت شدید یا مشکل قلبی یا عمل جراحی، در بیمارستان بررسی شود، ممکن است در طول دوران بستری به تزریق انسولین نیاز پیدا کند. در این صورت پزشک معالج میزان انسولین لازم (که جایگزین قرص ها می شود) را برای وی تجویز خواهد کرد. اگر دیابت شما با مصرف قرص کنترل نشود، ممکن است پزشک به منظور ایجاد کنترل مطلوب، تزریق انسولین را برای شما شروع کند.
● اگر بیمار شدم و اشتهای غذا خوردن نداشتم، باز باید قرص بخورم؟
در صورتی که می توانید غذا بخورید حتما مصرف قرص را ادامه دهید. سعی کنید در دوران بیماری غذای معمولی مصرف نمایید و مایعات (بدون شیرینی) زیاد بخورید. اگر به علت تهوع، استفراغ و... قادر به خوردن غذا نیستید، به سرعت با پزشک خود تماس بگیرید. اگر نمی توانید غذای معمولی بخورید، سعی کنید به جای آن سوپ، شیر یا آب میوه مصرف نمایید. کلا در دوران بیماری باید با پزشک خود مشورت کنید.
● کاهش وزن چه کمکی به کنترل قند خون می کند؟
چاقی یک عامل تقریبا مشترک بین افراد دیابتی نوع ۲ است. چاقی باعث مقاومت سلول ها نسبت به انسولین می شود و در نتیجه بدن در تحمل مواد قندی دچار اختلال می گردد. پس با کاهش وزن و رساندن آن به حد طبیعی، باعث کنترل بهتر قند خون خود شوید.
● حرف آخر
به یاد داشته باشید بیشتر افرادی که دیابت نوع ۲ دارند و با قرص و رژیم غذایی قند خون را کنترل می کنند، می توانند بدون مشکل به زندگی خود ادامه دهند.

aligol172
20-06-2011, 13:04
این روزها رسانه های گروهی از بیماری آنفلوآنزای خوکی زیاد می گویند (که البته جای گفتن هم دارد، اما درست و دقیق باید گفت) و باعث شده که مطب پزشکان از روزهای دیگر شلوغ تر شده و خیلی ها با کوچک ترین علامتی که در خود می بینند، به پزشک مراجعه می کنند که: "دکتر! بیماری من آنفلوآنزای خوکی نیست؟" شاید برای تان جالب باشد که بدانید برخی از این بیماران با اصرار از پزشک درخواست آنتی بیوتیک (مخصوصا پنی سیلین) می کنند.
به همین بهانه، به سراغ دکتر ایرج خسرونیا، متخصص داخلی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، رفتیم تا با خطرات تجویز بی رویه پنی سیلین آشنا شویم.
▪ آقای دکتر! به عنوان اولین پرسش می توانید کمی درباره حساسیت به پنی سیلین برای ما توضیح دهید؟
ـ پنی سیلین یکی از داروهایی است که زیاد تجویز می شود و اغلب در درمان گلودرد چرکی و عفونت های گوش استفاده می شود. اما اگر شما به پنی سیلین حساسیت داشته باشید، مصرف این دارو می تواند برای تان خطرناک باشد. واکنش هایی که در پاسخ به مصرف پنی سیلین در شخصی که به این دارو حساسیت دارد، رخ می دهد طیف وسیعی دارد و می تواند از تظاهرات پوستی تا واکنش های مرگ باری مانند مشکلات حاد تنفسی باشد.
▪ علایم و نشانه های این حساسیت چیست؟
ـ علایم و نشانه های شایع حساسیت به پنی سیلین عبارت اند از: تظاهرات پوستی، کهیر، خارش چشم ها، تورم لب ها، زبان یا صورت. اگر شما متوجه هرکدام از این علایم و نشانه ها شدید، پزشک تان را مطلع سازید.
اگر شما دچار یک واکنش حساسیتی شده باشید، پزشک تان می تواند آن را تشخیص دهد و داروی دیگری را به عنوان جایگزین پنی سیلین برای تان تجویز کند.
شدیدترین واکنش حساسیتی به پنی سیلین، واکنش آنافیلاکسی است که می تواند کشنده باشد؛ واکنشی که در افراد بسیار حساس، بلافاصله پس از تماس با پنی سیلین رخ می دهد و می تواند موجب انقباض مجاری تنفسی و دشواری تنفس شود.
فشار خون می تواند تا حد خطرناکی پایین بیاید و موجب سرگیجه یا بیهوشی شود. سایر علایم و نشانه های جدی نیز عبارتند از: شنیدن صدای غیر عادی هنگام نفس کشیدن، احساس سبکی سر، نامفهوم صحبت کردن، نبض تند یا ضعیف، کبودشدن پوست، لب ها یا بستر ناخن، اسهال و تهوع و استفراغ. اگر شما فکر می کنید که خودتان یا شخص دیگری دچار واکنش آنافیلاکتیک شده اید، سریع به اورژانس مراجعه کنید.
▪ اصلا چرا بعضی ها به پنی سیلین حساسیت دارند؟
ـ هنوز به طور کامل مشخص نیست که چرا بعضی از مردم دچار حساسیت به پنی سیلین می شوند و بقیه چنین مشکلی را ندارند. البته احتمال ابتلا در افرادی خاص نسبت به سایرین بیشتر است، که در این میان وراثت ممکن است نقش داشته باشد.
پنی سیلین متعلق به خانواده ای از داروها به نام آنتی بیوتیک های بتالاکتام است. این داروها شامل پنی سیلین و آموکسی سیلین هستند که به نسبت ارزان هستند و اصولا در ریشه کنی بسیاری از عفونت های باکتریایی شایع موثرند. این عفونت ها شامل عفونت های مجاری تنفسی فوقانی، سینوس ها، گوش و پوست است. پنی سیلین چه به صورت خوراکی یا تزریقی، موجب توقف رشد باکتری در بدن تان می شود. انواع گوناگونی از پنی سیلین وجود دارد و هر کدام از آن ها روی عفونت و منطقه مجزایی از بدن اثر دارد. شما ممکن است نام بعضی دیگر از اعضای خانواده پنی سیلین را شنیده باشید که شامل: آموکسی سیلین، دیکلوکساسیلین، پنی سیلین V، آمپی سیلین، نفسیلین و پنی سیلین G است.
شما به صورت مادرزادی با این نوع حساسیت به دنیا نمی آیید، اما ممکن است پس از تماس با پنی سیلین به آن حساسیت پیدا کنید و پس از آن، با تماس مجدد با این دارو یا سایر آنتی بیوتیک های مشابه دچار واکنش حساسیتی شوید. حساسیت به پنی سیلین به این دلایل روی می دهد که سیستم ایمنی شما به پنی سیلین به عنوان یک ماده مضر برای بدن پاسخ می دهد. به دلایلی که هنوز مشخص نیست، بدن شما پادتن هایی به نام ایمونوگلوبولین (Ig) تولید می کند که به دارو حمله می کند. در اغلب موارد حساسیت به پنی سیلین، ایمونوگلوبولین مسوول این مشکلات، IgE یا ایمونوگلوبولین E نام دارد.
▪ کی باید برای درمان این مشکل به پزشک مراجعه کرد؟
ـ اگر شما فکر می کنید که به پنی سیلین حساسیت دارید یا دچار یکی از علایم و نشانه های حساسیت به پنی سیلین هستید، باید با پزشک تان مشورت کنید. اگر این امکان برای تان وجود دارد، زمانی که دچار واکنش حساسیتی هستید، باید به پزشک مراجعه کنید، زیرا با این کار به تشخیص علایم تان کمک می کنید. اگر در شما یکی از علایم یا نشانه های آنافیلاکسی به وجود آمد، حتما باید به اورژانس مراجعه کنید.
▪ روش های غربالگری و تشخیص این نوع حساسیت چه هستند؟
ـ پزشک احتیاج به دانستن سابقه علایم و نشانه های حساسیت بیمار به پنی سیلین دارد و ممکن است نیاز به انجام تعدادی از معاینات بالینی برای تشخیص یا سایر علل پزشکی داشته باشد. پزشک ممکن است درخواست تست پوستی برای شما بکند. در این تست مقدار بسیار کمی از پنی سیلین را در پوست ساعد یا پشت تان تزریق می کنند که در صورتی که شما به پنی سیلین حساسیت داشته باشید، در قسمت تزریق یک واکنش یا برآمدگی سفت و قرمزرنگ دیده خواهد شد. تنها مراکز تخصصی ویژه حساسیت قادر به انجام تست های حساسیتی مربوط به پنی سیلین هستند.
▪ این حساسیت ها، درمانی هم دارند؟
ـ بله؛ در صورت ابتلا به یک واکنش حساسیتی به پنی سیلین، می توانید برای کاهش تظاهرات پوستی و خارش از ترکیبات ضد هیستامینی مانند دیفن هیدرامین استفاده کنید. واکنش های شدیدتر ممکن است نیاز به درمان با کورتون داشته باشند. واکنش آنافیلاکتیک نیز یک حالت اورژانس است و احتیاج به تزریق فوری اپی نفرین و مراقبت های بیمارستانی برای حفظ فشار خون و حمایت تنفسی دارد.
▪ روش های پیشگیری از این نوع حساسیت ها چیست؟
ـ بهترین راه جلوگیری از ایجاد واکنش حساسیتی به پنی سیلین، خودداری از مصرف پنی سیلین و سایر آنتی بیوتیک های مشابه است. اگر شما به پنی سیلین حساسیت دارید، معنی اش این نیست که شما لزوما به همه آنتی بیوتیک ها حساسیت دارید.
پزشک ممکن است آنتی بیوتیکی را که با خانواده پنی سیلین ارتباطی دور داشته باشد را بدون ایجاد هیچ گونه مشکلی به شما بدهد. البته آنتی بیوتیک هایی هم که هیچ گونه ارتباطی به خانواده پنی سیلین ندارند نیز وجود دارند.
برای بعضی از عفونت ها، مصرف پنی سیلین ضرورت کامل دارد. در این موارد اگر شما سابقه قبلی حساسیت به پنی سیلین را داشته باشید، انجام یک تست پوستی حساسیت ممکن است مهم باشد. اگر در تست پوستی انجام شده، شما به پنی سیلین حساسیت داشتید، پزشک تان ممکن است برای شما حساسیت زدایی را تجویز کند. طی فرآیند حساسیت زدایی، مقدار کمی از پنی سیلین که به تدریج بر مقدار آن افزوده می شود، به صورت خوراکی یا تزریقی به شما داده می شود. به دلیل این که خود حساسیت زدایی می تواند موجب شروع واکنش های حساسیتی شود، این نوع درمان ها باید در بیمارستان و تنها زمانی که مصرف پنی سیلین ضروری است، انجام شود. حساسیت زدایی شما تنها تا زمانی که شما پنی سیلین مصرف می کنید، باقی می ماند. اگر شما مصرف پنی سیلین را قطع کنید و دوباره در آینده به مصرف پنی سیلین نیاز پیدا کنید، باید فرآیند حساسیت زدایی را دوباره انجام دهید. فرآیند حساسیت زدایی اغلب یکی دو روز طول می کشد؛ اگرچه این اقدام در تمام موارد موثر نیست. هنوز علت این که چرا این فرآیند در بعضی افراد موثر است و در بعضی دیگر موثر نیست، مشخص نیست.
▪ و به عنوان آخرین سوال، چه توصیه ای به مبتلایان به این جور حساسیت ها دارید؟
ـ ببینید؛ اگر شما فکر می کنید که در گذشته واکنشی به پنی سیلین داشته اید، باید حتما با پزشک و دندانپزشک تان در این باره مشورت کنید. به پزشک تان هر واکنش جدیدی را که در حین مصرف دارو متوجه آن می شوید، بگویید. اگر او برای شما تشخیص حساسیت به پنی سیلین داد، انجام کارهایی مانند پوشیدن دست بندهای پزشکی یا داشتن کارتی در کیف پول تان که نشانگر وجود حساسیت به پنی سیلین در شما باشد، مفید است.

aligol172
20-06-2011, 13:10
خانمی ۴۰ ساله مبتلا به استئوسارکوم پای چپ، قبل از قطع پای چپ و بازسازی مجدد آن، درمان نئوادجوانت با دوز بالای متوترکسات، دوکسوروبیسین و سیس پلاتین گرفت. وی پس از جراحی همچنان در یک مرکز سرپایی انکولوژی شیمی درمانی شد. چهار ماه پس از جراحی پا، بیمار دچار اریتم اندام تحتانی چپ شد و با تشخیص احتمالی سلولیت در بخش جراحی پلاستیک بستری گشت. زخم دبریدمان شد و بیمار درمان آنتی بیوتیکی دریافت کرد. چهار روز پس از بستری با توصیه به تکمیل دوره درمان ۱۴ روزه وانکومایسین داخل وریدی و سیپروفلوکساسین خوراکی ترخیص شد...
در روز دهم درمان آنتی بیوتیکی، برای دریافت دوز بالای متوترکسات مطابق برنامه شیمی درمانی اش به مرکز سرپایی انکولوژی مراجعه کرد. روز بعد مجددا برای دریافت لوکوورین روتین و هیدراتاسیون وریدی به مرکز انکولوژی مراجعه کرد. وی از ضعف شدید شکایت داشت و مشخص شد که ترانس آمینیت (آسپارتات آمینوترانسفراز IU/L ۶۶۸ و آلانین آمینوترانسفراز IU/L ۸۲۲) در کنار سطح بالای متوترکسات خون دارد. پس از بستری شدن دوباره در بیمارستان برای دریافت لکوورین و هیدراتاسیون شدید، برای وی تشخیص مسمومیت با متوترکسات در اثر تداخل احتمالی با سیپروفلوکساسین گذاشته شد.
● تفسیر
پیشرفت های زیادی در زمینه کاهش عوارض جانبی داروها در شیمی درمانی سرطان با استفاده از پمپ های با دوز کنترل شده، پروتکل ها، چک لیست ها، بررسی های مکرر و استفاده از داروسازان در مراکز شیمی درمانی ایجاد شده است. این پیشرفت ها و سایر مداخلات، گام های مهم اولیه در بهبود ایمنی درمان هم در موارد سرپایی و هم در موارد بستری هستند. با این وجود، این مورد راه هایی را نشان می دهد که خطرات شیمی درمانی از طریق آنها به فراتر از مراکز شیمی درمانی گسترش می یابند و اینکه چگونه ملاحظات مربوط به ایمنی باید در محیطی گسترده تر با تغییرات متعدد در خدمات، تجویز کنندگان متعدد و درمان های سرپایی فزاینده به کار گرفته شوند.
همانند اغلب عوارض جانبی داروها، این مورد نیز دربرگیرنده عوامل مداخله گر متعدد، از جمله تغییرات متعدد خدمات، عدم هماهنگی و در این مورد یک تداخل نادر است. به نظر می رسد که شاخه شاخه شدن خدمات زمینه رخ دادن این عارضه دارویی را فراهم کرده است: به نظر می رسد که مشاوره انکولوژی در پی بستری وی و یا با گروه درمان کننده در هنگام ترخیص از بیمارستان انجام نشده، به گونه ای که به شیمی درمانی در حال انجام وی توجه کافی نشده است.
پرونده های پزشکی الکترونیک یا ورود کامپیوتری نسخه های تجویزشده به عنوان بهترین راه آگاه کردن پزشکان از تداخلات دارویی احتمالی شناخته شده است. با وجود این، ماهیت دوره ای شیمی درمانی سرپایی، چالشی بی همتا از نظر ایمنی ایجاد می کند که در بسیاری از پرونده های الکترونیک پزشکی مشخص نمی شود. در این مورد، حتی اگر پرونده الکترونیک پزشکی به صورت سرپایی قابل دسترسی بود، چنین سیستمی به فهرست داروهای سرپایی بیمار مرتبط نبود. حتی هنگامی که چنین فهرستی در دسترس باشد، پرونده الکترونیک ادغام یافته پزشکی با ویژگی پشتیبانی از تصمیم گیری های پیچیده لازم است؛ به گونه ای که بتواند پزشکان بیمارستان را از تداخل با داروهای سرپایی بیمار آگاه کند. در نهایت پرونده الکترونیک پزشکی همیشه راه حل کاملی نیست، چرا که هشدارها ممکن است توسط پزشکی که با یک تداخل خاص آشنا نیست نادیده گرفته شوند.
اقدام بسیار خوب دیگر این است که از داروساز مربوطه بخواهیم که داروها را در هنگام ترخیص بررسی کند تا مشکلات بالقوه همانند تداخلات دارویی مشخص شوند. در یک مطالعه، یک داروساز مداخله کرد تا داروها را با بیمار در هنگام ترخیص مرور و از نظر عدم تبعیت احتمالی غربالگری کند و این کار همراه با تماس پیگیری ۳ تا ۵ روز پس از ترخیص، منجر به ناهمخوانی های دارویی و عوارض دارویی قابل پیشگیری کمتر شد. مشخص نیست که چنین بررسی در این مورد انجام شده است یا خیر. با وجود این، حتی اگر بررسی نهایی دارویی نیز انجام شده باشد، داروساز احتمالا به داروهای منزل بیمار یا رژیم شیمی درمانی دسترسی نداشته است، به ویژه اگر خدمات بیمار در موسسه دیگری انجام شده باشد.
داروساز خارج از بیمارستان نیز احتمالا نمی تواند دسترسی به فهرست کامل دارویی داشته باشد و این نیز فرصت از دست رفته دیگری برای هشدار پس از ترخیص است و از همه مهم تر اینکه قبل از دوره بعدی درمان با متوترکسات در مرکز سرپایی انکولوژی، به نظر می رسد که هیچ بررسی رسمی در مورد داروهای افزوده شده به رژیم وی از هنگام تجویز آخرین دوز انجام نشده است. این امر می توانست برای انکولوژیست وی این امکان را فراهم کند که شیمی درمانی را تا هنگام پاک شدن سیپروفلوکساسین به تعویق اندازد و از مسمومیت با متوترکسات و عواقب آن جلوگیری کند.
بیمارانی که تحت شیمی درمانی قرار می گیرند، حتی بدون بستری شدن در بیمارستان، با خطرات ناشی از عوارض جانبی بالقوه داروها مواجه می شوند. بسیاری از بیماران، داروهای بدون نسخه نیز مصرف می کنند و اغلب داروهای مکمل و جایگزین هم می گیرند و توسط پزشکان دیگری ویزیت می شوند که ممکن است با تداخلات احتمالی متعدد آشنا نباشند. علاوه بر این، مسمومیت با متوترکسات ممکن است با داروهای بدون نسخه رایج متعددی نظیر داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) و همچنین آنتی بیوتیک های تجویزی همانند تری متوپریم و پنی سیلین رخ دهند. بنابراین، سابقه دارویی باید شامل پرسش در مورد داروهای بدون نسخه و مکمل، جایگزین و گیاهی نیز باشد تا جامع ترین فهرست دارویی مکمل فراهم شود. این سابقه دارویی باید در هر ویزیت گرفته شود.
● پیشگیری از خطاهای دارویی سرپایی
از آنجا که خدمات پیچیده نیز در حال جابجایی به مراکز سرپایی هستند، جلوگیری از خطاهای دارویی در مراکز سرپایی چالشی با اهمیت فزاینده است. تغییرات خدمات به ویژه در هنگام ترخیص از بیمارستان، منشایی رایج برای عوارض جانبی قابل پیشگیری و قابل اجتناب از جمله تداخلات دارویی است. درواقع یک قانون جدید توسط کمیسیون مشترک، بازنگری داروها را هم در مراکز سرپایی و هم در بیمارستان ها الزامی می سازند تا از بررسی دقیق فهرست کامل داروها و بازنگری داروهای تجویز شده جدید همراه با رژیم مصرفی در منزل اطمینان حاصل شود.
مقایسه الکترونیک فهرست های دارویی پیش از بستری در هنگام بستری و ترخیص از بیمارستان نیز نشان داده شده است که روشی موثر برای کاهش عوارض جانبی دارویی قابل اجتناب پس از ترخیص است.
فهرست دارویی پیش از بستری که می توان آن را با فهرست هنگام ترخیص مقایسه کرد و پیش از ترخیص از نظر تغییرات داده شده در بیمارستان با بیمار قابل مرور کردن باشد، گامی مهم برای اطمینان از درک بیمار، عدم تکرار و جلوگیری از تداخلات خطرناک است. به کارگیری این مدل های بیمارستانی برای مراکز انکولوژی سرپایی می تواند روند بازنگری داروها را سیستماتیک کند و از عوارض جانبی آتی جلوگیری نماید.
برای مثال، گروه انکولوژی باید فهرست های دارویی به روز شده ای را به طور ایده آل با پرونده های الکترونیکی پزشکی آماده کند و بازنگری داروها را در هر ویزیت سرپایی انجام دهد. همچنان که در یک مطالعه جدید در مرکز سرپایی سرطان نشان داده شده است این رویکرد امکان کاهش ناهمخوانی را کاهش می دهد. علاوه بر بازنگری داروها قبل از شروع شیمی درمانی، بیماران باید هر ویزیت سرپایی انکولوژی را با یک فهرست دارویی به روز شده انجام دهند که برای استفاده در ویزیت ها در سایر مراکز خدمات نیز ضروری است.
علاوه بر بهبود روند بازنگری داروها، برقراری ارتباط قوی نیز لازمه ایمنی بیمار است: هر عضو گروه انکولوژی باید از داروهای جدید یا تغییرات دوز داروهای غیرانکولوژی آگاهی داشته باشد. در یک مطالعه جدید در مورد خطاهای رخ داده در شیمی درمانی سرپایی، برقراری ارتباط مناسب بهترین مداخله برای کاهش عوارض جانبی، تعدیل دوز براساس کارکرد کلیوی یا سایر عوامل بالینی پیش از تجویز دوز برنامه ریزی شده شیمی درمانی بود. هشدارهای اتوماتیک برای تداخلات دارویی خطرناک نیز می تواند هم در موارد سرپایی و هم در موارد بستری کمک کننده باشد و همراه با سیستم های حمایت از تصمیم گیری بالینی به تعیین آنتی بیوتیک های ایمن کمک کند. در نهایت، بررسی تمام دستورات دارویی توسط داروسازها باید از نظر تداخلات دارویی و تعدیل دوز انجام شود و داروساز باید جزیی از روند بازنگری داروها به حساب آید.

aligol172
20-06-2011, 13:16
«به اطلاع تمامی هموطنان، به خصوص مسوولان فروشگاه های گیاهان دارویی و عطاری ها، سوپرمارکت ها و فروشگاه های لوازم آرایشی و بهداشتی می رساند که طبق مقررات جاری کشور، فروش هر گونه دارو (حتی اقلام دارای مجوز ورود یا تولید از وزارت بهداشت) خارج از داروخانه و همچنین فروش هرگونه موادغذایی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی فاقد مجوزهای ورود و یا تولید از وزارت بهداشت، جرم محسوب می شود و قابل پیگرد قانونی است.» این بخشی از آیین نامه ای است که دانشگاه علوم پزشکی ایران برای سالم سازی عطاری ها و سروسامان دادن به اوضاع تجویز و مصرف گیاهان دارویی در کشور، به عطاری ها ابلاغ کرده است...
استفاده درمانی از انواع گل ها و گیاهان به صدها و حتی هزاران سال پیش برمی گردد. بشر از دیرباز تاکنون برای درمان انواع امراض خود از سردرد و دل درد گرفته تا کم خونی و سرماخوردگی از ریشه، برگ، میوه و حتی تنه درختان و گیاهان استفاده می کرده است. به تدریج و با تولید انبوه داروهای شیمیایی استفاده از گیاهان دارویی کمی به فراموشی سپرده شد اما چند دهه ای است که مردم با مشاهده عوارض گوناگون داروهای شیمیایی که گاه به خاطر مصرف خودسرانه بیش از اندازه خودشان هم به وجود می آیند، دوباره به طب سنتی و آن هم از نوع گیاهی اش رو آورده اند.
● افتتاح دانشکده طب سنتی در تهران
چند سالی است که پزشکان، داروسازان و متخصصان امر به تحقیقات گسترده ای در مورد پرورش و استفاده از گیاهان به عنوان دارو دست زده اند. تا حدود چند سال پیش مردم تنها از داروهای گیاهی که عوارض کمتری هم داشتند، استفاده می کردند و امروزه هم پرورش این نوع گیاهان به علت اینکه پایه و تشکیل دهنده بسیاری از داروهای شیمیایی محسوب می شوند، در سراسر دنیا و کشور خودمان افزایش پیدا کرده است. به همین خاطر در دانشگاه های علوم پزشکی مختلف کشور از جمله دانشگاه علوم پزشکی ایران، دوره های مختلف طب سنتی برای پزشکان و دوره های داروسازی سنتی برای داروسازان برگزار شده است. دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هم که چندی پیش دو کنگره در زمینه طب مکمل که عمدتا به تحقیق درباره گیاهان دارویی اختصاص داشت، برگزار کرد اما مهم ترین اقدام را می توان افتتاح اولین دانشکده طب سنتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران دانست که چند سالی است فعالیت خود را آغاز کرده است و این نشان دهنده اهمیت گیاهان در چرخه درمانی است.
● اگر به عطاری می روید...
عطاری رفتن آدابی دارد و استفاده از گیاهان دارویی هم محدودیت هایی دارد که اگر شما این محدودیت ها و آن آداب را نشناسید، به دردسر می افتید و گاهی عوارض داروهای گیاهی دامن گیرتان می شود که برای جبرانش باید ده ها قرص و شربت مختلف مصرف کنید. حالا اگر می خواهید با آداب عطاری رفتن آشنا شوید، این ۱۸ نکته را بخوانید:
۱) حتما با توصیه و مشورت یک پزشک متخصص اقدام به تهیه گیاهان دارویی کنید و حرف همسایه و دوست و فامیل تان را جواز ورود به عطاری ندانید.
۲) به عطاری هایی بروید که جواز کسب و پروانه کار عطار روی دیوارش نصب شده باشد چون همه عطاری ها تحت پوشش صنف خواربارفروشان (که عطاری یکی از زیرمجموعه هایش است) نبوده و در نتیجه مورد تایید نهادهای بهداشتی نیستند.
۳) شما باید از عطاری، فقط گیاهانی که هیچ گونه فعل و انفعالی رویشان انجام نشده است، بخرید. خرید انواع عرقیات هم از عطاری ها مجاز است اما حواس تان باشد که فروش هر گونه قرص، شربت، پودر یا قطره در عطاری ها غیرقانونی و غیربهداشتی است.
۴) عطار حق فروش داروهای ترکیبی یا دست ساز را به شما ندارد.
۵) بهتر است از عطاری هایی خرید کنید که نور آفتاب مستقیم روی محصولات شان نمی تابد.
۶) چون علم به خواص گیاهان دارویی معمولا سینه به سینه بین افراد منتقل شده است، بهتر است که از عطارهای باتجربه تر خرید کنید.
۷) اگر در حال مصرف داروهای شیمیایی هستید و قصد استفاده از داروی گیاهی را هم دارید، حتما پزشک تان را در جریان بگذارید زیرا تداخل دارویی ممکن است به ضررتان تمام شود.
۸) بهتر است داروهای گیاهی را به صورت بسته بندی شده و نه فله ای از عطاری تهیه کنید. گیاهان باید به صورت کاملا خشک و در بسته های نایلونی پلمپ شده در اختیارتان قرار گیرند.
۹) درون بسته ها باید کاغذی محتوی اسم گیاه، نام شرکت تولیدکننده، تاریخ تولید و انقضاء، مجوز و پروانه ساخت گیاه و همچنین علامت مهر استاندارد، قرار داشته باشد.
۱۰) اگر دستورالعمل استفاده از گیاه روی بسته اش نوشته نشده بود، از عطار بخواهید نحوه استفاده از آن را به شما بگوید. اینکه باید به صورت بخور مصرف اش کنید یا از دم کرده اش استفاده کنید.
۱۱) بعد از باز کردن نایلون، گیاه دارویی تان را درون یک شیشه دردار و به دور از نور خورشید و رطوبت نگهداری کنید.
۱۲) اگر قصد خریدن عرقیات را از عطاری ها دارید، سعی کنید انواعی که در بطری های شیشه ای هستند را انتخاب کنید. نگهداری عرقیات در بطری های شیشه ای بهتر از بطری های پلاستیکی است.
۱۳) در شیشه عرقیات باید پلمپ شده باشند و تمام مشخصاتی که برای گیاهان در مورد دهم ذکر شد، روی بطری عرق نوشته شده باشد.
۱۴) بهتر است که عرقیات را در بطری های شیشه ای با در محکم و داخل یخچال نگهداری کنید.
۱۵) مصرف بیش از ۲ لیوان از عرقیات در روز، توصیه نمی شود.
۱۶) اگر مقدار مناسب مصرف و عوارض جانبی روی بسته ها یا شیشه ها نوشته شده نبوده، از عطار بخواهید که به شما عوارض و میزان مناسب مصرف را بگوید. البته بهتر است که در این زمینه با یک پزشک مشورت کنید. ۱۷) بهتر است بدانید که فروش داروهای چاقی و لاغری و ترک اعتیاد در عطاری ها ممنوع است.
۱۸) و به عنوان آخرین نکته اینکه به هیچ عنوان داروهای گیاهی را خودسرانه مصرف نکنید و بدانید که مثلا اثربخشی گیاهی مانند ۴ تخمه در درمان سرماخوردگی در کنار مصرف داروی موردنیاز است و گیاهان به تنهایی قادر به مهار تمام بیماری ها نیستند.

aligol172
21-06-2011, 02:13
کلسیم تزریقی برای درمان کمی کلسیم خون در بیماریهائی که نیازبه افزایش سریع غلظت یون کلسیم در سرم دارند، مانند تتانی ناشی از کمی کلسیم خون در نوزادان ، تتانی ناشی از کمبودهورمون پاراتیروئید، تتانی ناشی از کمی کلسیم خون به علت نیش حشرات یاواکنش های حساسیتی ، نشانه های حاددردهای کولیک ناشی از مسمومیت باسرب ، کمبود ویتامین Dو آلکالوز، بمنظورتنظیم الکترولیت ، در احیای قلبی بویژه پس از عمل جراحی قلب باز، بمنظور تقویت قدرت انقباضی میوکارد پس از خاتمه فیبریلاسیون دهلیزی و بطنی یا زمانی که پاسخ کافی به اپی نفرین تزریقی وجودندارد، بمنظور کاهش یا برطرف نمودن اثرات مضعف قلبی ناشی از زیادی پتاسیم خون و همچنین بعنوان پادزهر در درمان مسمومیت با منیزیم مصرف می شود.فرآورده های خوراکی حاوی کلسیم بمنظور جبران کمی کلسیم در بیماریهایی مانند کم کاری مزمن پاراتیروئید، نرمی استخوان ، راشی تیسم و کمی ثانویه کلسیم خون پس از مصرف داروهای ضدتشنج مصرف می شوند. اگر کمی مزمن کلسیم خون ناشی از کمبود ویتامین D باشد،املاح کلسیم خوراکی ممکن است همزمان با مشتقات ویتامین Dمصرف شوند. املاح خوراکی کلسیم بعنوان مکمل غذائی درافرادی که مقادیر کافی کلسیم دریافت نمی کنند و همچنین بعنوان داروی کمکی برای پیشگیری و درمان پوکی استخوان مصرف می شوند.
● مکانیسم اثر
کلسیم برای عملکرد صحیح دستگاه عصبی ، عضلانی و اسکلتی ضروری است . کلسیم در عملکرد طبیعی قلب ، کلیه ، تنفس ، انعقاد خون و نفوذپذیری مویرگها و غشاء سلولی ، نقش مهمی را ایفامی کند. کلسیم همچنین به تنظیم آزادسازی وذخیره ناقلهای عصبی و هورمونها، برداشت و اتصال اسیدهای آمینه ، جذب ویتامین B۱۲و ترشح گاسترین کمک می کند.
● فارماکوکینتیک کلسیم
تقریبا ۳۰ ـ ۲۰ درصدکلسیم در روده کوچک جذب می شود. که این امر به حضور متابولیتهای ویتامین D، pHروده و فاکتورهای رژیم غذائی مانندپیوند کلسیم به فیتاتها و فیبرها بستگی دارد. جذب کلسیم در صورت وجود کمبودکلسیم یا در بیمارانی که رژیم غذایی باکلسیم کم دریافت می کنند، افزایش یافته ودربیماران مبتلا به فقدان یا کمبود اسیدمعده کاهش می یابد. پیوند کلسیم به پروتئین پلاسما تقریبا ۴۵ درصد است . ۲۰درصد کلسیم ازراه کلیه و ۸۰ درصد آن ازراه مدفوع دفع می شود.
● موارد منع مصرف کلسیم
فرآورده های حاوی کلسیم در زیادی اولیه یاثانویه کلسیم خون ، افزایش کلسیم ادرار، سنگهای کلسیمی درکلیه ، سارکوئیدوز ومسمومیت با دیژیتال نباید مصرف شود.
● هشدارها
فرآورده های حاوی کلسیم درموارد دهیدراسیون یا عدم تعادل سایرالکترولیتها، سابقه سنگهای کلیوی ، عیب مزمن کارکلیه ، عیب کار قلب وفیبریلاسیون بطنی در طول احیای قلب بااحتیاط مصرف شوند.
● عوارض جانبی کلسیم
اختلالات خفیف گوارشی بامصرف خوراکی وبرادیکاردی ، آریتمی و تحریک پس از تزریق وریدی از عوارض جانبی مهم املاح کلسیم می باشند. کاهش فشارخون برافروختگی یا احساس گرما،ضربان نامنظم قلب ، تهوع یا استفراغ ،قرمزی پوست ، درد یاسوزش در محل تزریق ، تعریق ، گزگز و کاهش فشارخون باتزریق املاح کلسیم گزارش شده است .
● تداخل های دارویی کلسیم
مصرف همزمان سایرفرآورده های حاوی کلسیم با این داروهاممکن است سبب افزایش غلظت کلسیم سرم ،بویژه دربیماران مبتلا به عیب کار کلیه شود.مصرف همزمان املاح تزریقی کلسیم بادیگوگسین ممکن است خطر بروز آریتمی قلبی را افزایش دهد. املاح تزریقی کلسیم ممکن است اثرات سولفات منیزیم تزریقی راخنثی نمایند. همچنین در صورت مخلوطنمودن ملح کلسیم با سولفات منیزیم ، امکان رسوب سولفات کلسیم وجود دارد.فراهمی زیستی فنی توئین و کلسیم بعلت تشکیل تشکیل احتمالی یک کمپلکس غیرقابل جذب کاهش می یابد.جذب تتراسیکلین های خوراکی بعلت تشکیل کمپلکس های غیرقابل جذب وافزایش pHداخل معده ، ممکن است کاهش یابد.
نکات قابل توصیه :
۱) قرصها باید ۱/۵ـ۱ساعت پس از غذا مصرف شوند.
۲) در صورت امکان ، از مصرف این داروهاطی ۲ـ۱ ساعت پس از مصرف سایرداروهای خوراکی باید خودداری شود.
۳) از مصرف همزمان سایر فرآورده های حاوی کلسیم ، فسفات ، منیزیم یا ویتامین Dباید خودداری شود.
۴) از مصرف همزمان فرآورده های خوراکی این داروها با موادغذایی حاوی فیبر و غلات باید خودداری شود.
۵) بمنظور تامین نیاز روزانه به کلسیم ،رژیم غذایی مناسب بر مصرف فرآورده های حاوی کلسیم ترجیح داده شود.
۶) در صورت نیاز، مصرف ویتامین Dبمیزان کافی و قرارگرفتن در معرض نورخورشید بمنظور افزایش جذب کلسیم توصیه می شود.
۷) بمنظور جلوگیری از افزایش غلظت کلسیم در خون و ایست قلبی ، دارو باید به آهستگی تزریق وریدی شود.
۸) بروز عوارض جانبی اغلب بعلت تزریق سریع وریدی است . با ظهور اختلالات دردالکتروکاردیوگرام و اظهار ناراحتی ازسوی بیمار، تزریق دارو باید بطور موقت قطع شود و پس از طبیعی شدن امواج ورفع ناراحتی بیمار، ادامه یابد.
● مقدار مصرف کلسیم :
مقدار مصرف مجاز کلسیم در روزبه ترتیب زیر می باشد:
ـ شیرخواران و کودکان باسن کمتر از ۳سال : ۸۰۰ـ۴۰۰ میلی گرم
ـ کودکان بین ۱۰ـ۴ سال : ۸۰۰ میلی گرم
ـ نوجوانان وبزرگسالان : ۱۲۰۰ـ۸۰۰ میلی گرم ، زنان باردار و شیرده : ۱۲۰۰ میلی گرم .
▪ خوراکی :
برای پیشگیری از کمی کلسیم خون از راه خوراکی ، مقادیر فوق مورد استفاده قرارمی گیرد. بعنوان درمان کمی کلسیم خون ،مقدار مصرف براساس شدت کمبودکلسیم در هر بیمار توسط پزشک بایدتعیین شود.
▪ تزریقی :
برای پیشگیری از کمی کلسیم خون ، مقدارمصرف براساس نیاز بیمار تعیین وانفوزیون وریدی می شود. در درمان کمی کلسیم خون و تامین الکترولیت حدود ۱گرم گلوکونات کلسیم بطور آهسته وباسرعت حداکثر تا ۵ میلی لیتر در دقیقه تزریق وریدی می شود و در صورت نیاز،تا زمانی که تتانی کنترل شود، مصرف آن را می توان تکرار نمود.
بعنوان پائین آورنده پتاسیم یا منیزیم خون ، مقدار ۲ـ۱ گرم بطور آهسته و باسرعت حداکثر تا ۵ میلی لیتر در دقیقه تزریق وریدی می شود. در طول درمان ،مقدار مصرف دارو باید براساس پیگیری منظم وضعیت بیمار توسطالکتروکاردیوگرام تنظیم شود.
اشکال دارویی کلسیم :
Effervescent Tablet: ۱۵۰۰ mg Ca۲+
Injection: ۱۰%
Tablet: Calcium ۵۰۰ mg + Vit D ۲۰۰ IUـ

aligol172
21-06-2011, 02:20
دارویی که بتواند نتایج امتحانات شما را بهبود بخشد، وسوسه انگیز به نظر می رسد و جان هریس (John Harris) معتقد است که ما باید از قابلیت های این دارو استقبال کنیم. آنجان چاترجی (Anjan Chatterjee) استدلال می کند که خطرات آن جدی گرفته نشده است...
● بله
تصور می شود بسیاری از دانشجویان سالم برای بهبود عملکرد تحصیلی خود از متیل فنیدات (ریتالین) و دیگر مواد شیمیایی افزاینده قوای شناختی استفاده می کنند. بحث های موجود در مورد اینکه آیا آنها اجازه چنین کاری را دارند یا خیر، متقاعد کننده نبوده است. سوال اخلاقی حیاتی این است که آیا این مساله جای افسوس دارد یا خوشبختی.
● بعد اخلاقی
تصور کنید دانشگاهی بخواهد تعمدا طوری برنامه ریزی کند که قابلیت های ذهنی دانشجویانش بهبود یابد؛ فرض کنید از اهداف مدون دانشگاه مذکور این باشد که اطمینان حاصل شود دانشجویان هنگامی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند، باهوش تر و آموزش دیده تر از زمانی باشند که وارد دانشگاه شده اند. تصور کنید دانشگاه مذکور ادعا کند که نه تنها می تواند به چنین هدفی دست یابد بلکه دانشجویانش از همه دانشجویان دیگر در طول تاریخ باهوش تر و از نظر ذهنی آگاه تر خواهند بود. واکنش ما چه باید باشد؟
ممکن است دچار تردید شویم ولی اگر این ادعاها بتواند ادامه یابد، آیا باید احساس رضایت کنیم؟ آیا از چنین کار شگرفی استقبال خواهیم کرد و خواهیم خواست فرزندان ما نیز به چنین دانشگاهی بروند؟ قاعدتا باید همین طور باشد. هرچه باشد، این بخشی از همان چیزی است که هدف آموزش به شمار می رود. سر آخر اگر بهره حاصل در کارکرد شناختی، قابل توجه و هزینه ها متناسب باشد، ما نیز احتمالا برای فرزندان خود خواهان آن خواهیم بود و مایلیم ببینیم فرزندانمان به شکل فراگیرتری درگیر آموزش شده اند.
اکنون تصور کنید (همان طور که حقیقتا هم اتفاق افتاده است) ثابت شده باشد چند دارو باعث بهبود عملکرد شناختی می شوند و برای مصرف در کودکان بی خطر هستند. عکس العمل ما چه باید باشد؟ آیا استفاده از این داروها در افراد سالم جهت افزایش عملکرد آنان، امری غیراخلاقی است؟ آیا عدم استفاده از آنها اخلافی است؟
● خطرها و فواید
ثابت شده است که متیل فنیدات و چند داروی دیگر به اصطلاح شیمیایی افزاینده قوای شناختی به شکل قابل ملاحظه ای کارکرد شناختی را بهبود می بخشند و بی خطری این داروها در شرایط بالینی اثبات شده است. بی خطر همواره به معنای بی خطر به اندازه کافی است و از آنجا که هیچ دارویی بدون عوارض جانبی نیست، این مساله همواره بدان معناست که مصرف کننده با در نظر گرفتن خطرات عوارض جانبی و با توجه به فواید احتمالی، مصرف دارو را به صلاح خود دانسته است. متیل فنیدات به اندازه کافی بی خطر قلمداد شده است که به شکلی وسیع طی یک دوره طولانی برای کودکان و جوانان مبتلا به اختلال بیش فعالی – کم توجهی(۱)(ADHD) تجویز شود. این اختلال معمولا تهدید کننده حیات به شمار نمی رود و اثرات درمانی سودمند آن به طور عمده به همان خواصی بستگی دارند که این دارو را به مداخله ای تقویت کننده بدل ساخته اند؛ لذا همین مزایا نیز از دیدگاه بی خطری، توجیه کننده استفاده از آن در بزرگسالان سالمی خواهد بود که (احتمالا) به اندازه افراد دچار ADHD این آثار را ارزشمند می دانند. علاوه بر این، ثابت شده که متیل فنیدات آن قدر بی خطر هست که استفاده از آن در تحقیقات روی افراد سالم جهت آزمودن آثار شناختی (جایی که کاربرد آن واضحا به جای این که درمانی باشد، انتخابی است) اخلاقی باشد.
مزایای مهم این دارو شامل افزایش کارکرد اجرایی، افزایش مهارت های مطالعه و بهبود تمرکز حواس و دستکاری اطلاعات است. همان گونه که فرح (Farah) و همکاران خاطر نشان ساخته اند: «نهاد های قانون گذار ما آنچه را که یک تحقیقِ به اندازه کافی دقیق در مورد عوارض جانبی را شکل می دهد و آن دسته از عوارض جانبی را که در سایه فواید دارو قابل قبول هستند، تعیین می کنند... ما دلیلی نمی بینیم که نتوان همین رویکرد را [در مورد تقویت عصبی ـ شناختی] به کار گرفت. این کار می تواند یک رویکرد معقول به مقوله بی خطری باشد. با این حال توجه من به این مساله معطوف است که آیا ایراد اخلاقی اصولی به مصرف داروهای شیمیایی افزاینده قوای شناختی در افراد سالم (صرف نظر از مساله بی خطری آن) وارد است؟
● طبیعت انسان
تفکر درست در مورد مقوله افزایش قابلیت انسان تحت الشعاع مقوله دوپینگ در ورزش قرار گرفته است. با این حال موضوع ورزش، موضوع مرگ و زندگی نیست؛ هرچند شاید عده ای با گفته یک مربی فوتبال به نام بیل شانکلی (Bill Shankly) که عقیده دارد «ورزش به مراتب از مرگ و زندگی هم مهم تر است»، موافق باشند. اشکال استفاده از تقویت کننده های عملکرد در ورزش (اگر اشکالی وجود داشته باشد) این است که این مواد تقریبا به شکل سراسری توسط قوانین حاکم بر رقابت ها ممنوع شده اند و لذا استفاده از آنها تقلب محسوب می شود. ولی اگر ممنوعیتی در کار نباشد، تقلبی هم صورت نگرفته است.
مخالفت با تقویت انسان منطقی نیست؛ انسان ها موجوداتی هستند که ماحصل یک فرآیند تقویت موسوم به تکامل (که همانند فوایدش مختلط است) هستند و علاوه بر این سرسختانه در هر مسیر قابل تصوری به پیشرفت خود اقدام می نمایند.
نور مصنوعی (نور آتش، نور چراغ و نور الکتریکی) تنها یک مثال قابل قبول از فناوری تقویت کننده ارزشمند است که همانند موارد دیگری از قبیل زبان مکتوب، آموزش، فعالیت فیزیکی و رژیم غذایی، مشکلاتی در زمینه عدالت و نیز عوارض جانبی مصرف و مصرف بیش از حد در پی داشته است و البته تغییرات عصبی مفیدی برای خواندن، آموزش، فعالیت فیزیکی و رژیم غذایی گزارش شده است. پس چرا باید داروها از نظر اخلاقی متفاوت از این موضوع باشند. قبل از ظهور نور مصنوعی مردم با تاریک شدن هوا به خواب می رفتند و در روشنایی روز فعالیت می کردند. با اختراع نور مصنوعی کار و زندگی اجتماعی می تواند در خلال شب نیز تداوم یابد و برای کسانی که می خواهند و یا قادرند از آن برای منافع خود استفاده کنند، فشارهای رقابتی و انگیزه ایجاد کند. به هر حال راه حل این موضوع، غیرقانونی شمردن نور مصنوعی نبود بلکه چاره در تنظیم ساعات کاری و بهبود دسترسی به روشنایی بود. همین مساله در مورد داروهای شیمیایی افزاینده قوای شناختی صدق می کند یا در آینده صدق خواهد کرد.
● خیر
به چه علتی باید به کسی اعتراض نمود که چرا می خواهد باهوش تر، دارای تمرکز بالاتر و مولدتر باشد؟ مطمئنا افزایش قوای شناختی فواید بسیاری برای جامعه و افراد خواهد داشت و توزیع کنندگان قانونی متیل فنیدات (ریتالین) نباید نسبت به این مساله اعتراضی داشته باشند. متاسفانه، موضوع در مورد افراد سالمی که این دارو را مصرف می کنند، به این راحتی نیست. پزشکان به طور متداول براساس محاسبه خطرها و فواید نسبی، در مورد انجام یا عدم انجام یک مداخله تصمیم می گیرند. در مورد این موضوع خطرها بر فواید می چربد.
ممکن است برخی پزشکان به طور واکنشی تصور کنند پاسخ به سوال مورد بحث واضحا «منفی» است. با همه این اوصاف، پزشکان درگیر امر درمان بیماری ها هستند نه افزایش دادن قابلیت های طبیعی. اگر بخواهیم دقیق تر ارزیابی کنیم، ثابت می شود که چنین تمایزی غیرقابل اعتماد خواهد بود خصوصا هنگامی که شرایط فاقد مرزهای طبقه بندی کننده واضح باشد. به عنوان مثال، اگر بتوان افراد کوتاه قامت را با هورمون رشد «درمان» کرد، آیا تفاوتی دارد که کوتاهی قامت آنها ناشی از کمبود هورمون رشد باشد یا ناشی از سایر علل؟ علاوه بر این، استفاده فراگیر از جراحی زیبایی جهت ارتقای ویژگی های فیزیکی طبیعی نشان می دهد بسیاری از پزشکان باتوجه به چارچوب فرهنگی و انگیزه های صحیح، با مداخلات غیردرمانی کنار آمده اند.
● فایده مورد تردید
واضح ترین دلیل برای اعتراض نسبت به مصرف متیل فنیدات جهت تقویت افراد سالم این است که فواید شناختی آن حداقل هستند حال آن که خطرهای طبی آن چنین نیستند. در ایالات متحده اداره دارو و غذا برای متیل فیندات به دلیل احتمال بالای آن جهت سوءمصرف و وابستگی و خطرهایی نظیر مرگ ناگهانی و عوارض جانبی قلبی ـ عروقی خطرناک، یک «جعبه سیاه» در نظر گرفته است که درواقع هشدار دهنده ترین اخطار ممکن است. به علاوه، بروز آریتمی های قلبی خطرناک احتمالا در افراد مسن دچار مراحل اولیه بیماری های قلبی ـ عروقی (گروهی که احتمالا این داروها را برای افزایش عملکرد استفاده می کنند) بیشتر است. غیرپزشکانی که مصرف متعهدانه متیل فیندات توسط افراد سالم را ترویج می کنند، به این خطر توجه کافی نمی کنند.
علاوه بر عوارض جانبی طبی، از نظر مسایل شناختی نیز باید این دارو را سبک و سنگین کرد. به عنوان مثال، تمرکز بیشتر ناشی از مصرف طولانی مدت متیل فنیدات، احتمالا باعث فقدان خلاقیت که به طور معمول نیازمند آزاد شدن مرزهای ذهنی است، خواهد شد. این موارد به ندرت مورد توجه قرار گرفته یا بررسی شده اند.
هنگام در نظر گرفتن فواید، ممکن است چنین فرضیه ای مطرح کنیم که باهوش بودن برای دنیا مفید است. بسیاری از افراد باهوش تمایل دارند چنین باور کنند که ماحصل ذکاوت، فواید واضحی برای جامعه فراهم می آورد. شاید اگر باهوش ترین بازهم باهوش تر شود، پیشرفت ها تدریجا در جامعه رسوخ کند. اما این واقعیت که افراد بسیار باهوش که الگوهای پیچیده ای برای توزیع خطر مالی ابداع کرده اند، در بحران کنونی اقتصاد جهانی سهم داشته اند، حداقل باید ما را لحظه ای به درنگ وادارد. باهوش تر بودن به معنای عاقل تر بودن نیست. به علاوه، این فایده مورد تردید، در تقابل با دو خطر دیگر قرار دارد. این خطرات شامل افزایش نابرابری های اجتماعی هم هست.
● برابری و انتخاب
تقویت ناشی از داروها به شکل نامتناسبی در دسترس کسانی خواهد بود که استطاعت مالی دارند. اگر تقویت ها در پیش افتادن فرد در یک دنیای رقابتی مفید باشند، آنگاه داراها نسبت به ندارها مزیت دیگری برای خود به دست خواهند آورد. آشکار است که همین حالا هم حتی اگر نخواهیم نابرابری های اساسی تر موجود در مراقبت های سلامت، تغذیه، سرپناه و ایمنی را ذکر کنیم، نابرابری های بسیارِ موجود در زمینه آموزش، وضعیت مادی و طبقه اجتماعی مزایای نامتناسبی را به افراد خوش شانس از نظر اقتصادی اجتماعی اعطا می کند. با این حال، آگاهی از وجود نابرابری های مزاحم، توجیه کننده این نیست که با فراغ خاطر این معضل را تشدید کنیم.
فشارهای ضمنی برای بهتر کردن جایگاه فرد در برخی مراتب اجتماعی، مجرای طبیعی خود را در مقوله تقویت قابلیت های شناختی پیدا خواهد کرد. چنین فشارهایی در محیط های «همه چیز مال برنده است» (که در آنها افراد بیشتری برای تعداد کمتری جایزه بزرگ تر رقابت می کنند) افزایش می یابند. افراد شاغل در ایالات متحده ۶۰، ۸۰ یا بیش از ۱۰۰ ساعت در هفته کار می کنند و سلامت خود را به آب و آتش می زنند. کودکان در مدارس خصوصی سطح بالا، متیل فیندات و نظایر آن را به صورت همه گیر مصرف می کنند. این گرایش در میان دانشجویان و حتی میان استادان در حال رشد است. بهره نگرفتن از امکان ارتقا می تواند به معنای عقب ماندن از دیگران باشد. اگر عملکرد برتر توسط عده اندکی، جهت ارتقای بهتر الزامی قلمداد شود، تحمیل می تواند صریح تر شود همانند آنچه که ممکن است در ارتش روی دهد. ممکن است خلبانان و پلیس ها با فشارهای مشابهی روبرو شوند. مثالی که برای خوانندگان BMJ ملموس تر است، دستیارانی هستند که احتمال دارد جهت تخفیف نقایص شناختی حاصل از محرومیت از خواب بعد از کشیک آنکال، از تقویت کننده ها استفاده کنند. شاید لازم باشد پزشکان بالای ۵۰ سال قوای شناختی در حال تحلیل خود را با استفاده از دارو ارتقا بخشند.
برای تصدیق استفاده قانونی غیردرمانی از متیل فنیدات و دیگر مواد تقویت کننده شناخت، هنوز خیلی زود است. لازم است کارآمدی و خطر داروهای تقویت کننده شناخت در افراد سالم به میزان کافی مورد تحقیق قرار گیرد. باید این اطلاعات به شکل وسیعی منتشر شود. پزشکان، آموزش دهندگان و قانون گذاران باید جایگاه های هنجاری حرفه ای مرتبط با این موضوع را با هم پیوند دهند. باید سیاست های قابل اجرایی جهت به حداقل رساندن تفاوت ها و محافظت افراد وضع شود. تا زمانی که چنین مقدماتی فراهم نشده است، توصیه مصرف دارو به افراد سالم جهت تقویت عملکرد قابل قبول نخواهد بود.

aligol172
21-06-2011, 02:30
«بودن یا نبودن حق فنی، مساله این است...» خوندن این تیتر درشماره ۱۳۹ هفته نامه «سپید»، نشریه تخصصی علوم پزشکی لبخند رو به روی لبم می نشونه. شروع می کنم به خوندن مطلب در حالی که انتظار دارم با مُهر تاییدی برای آنچه که چه بر طبق قانون و چه بر طبق عقل و منطق حق قانونی ما داروسازان هست رو به رو بشم؛ اما هرچی بیشتر پیش می رم لبخندم رنگ می بازه. به آخرهای مطلب که می رسم دنبال نام و نشانی از نویسنده مطلب می گردم تا ببینم که این نقد توسط چه کسی نوشته شده؟! یه همکار؟! اگر نه، داروساز لااقل یک فرد مطلع از امور دارو و داروخانه؟! به نظرم بعید میاد. هر چه می گردم اسمی از نویسنده پیدا نمی کنم. در اینجا سعی می کنم در جملاتی کوتاه جواب نوشته های این نویسنده گمنام را بدهم، هرچند بعضی از بخش های نوشته به حدی دور از منطق هستند که نیاز به بحثی ندارند! ...
● وجهه قانونی حق فنی
در مورد بخش اول نوشته و وجه قانونی حق فنی باید نویسنده محترم و خوانندگان را به صحبت های اخیر جناب دکتر دیناروند، ارجاع بدهم که با تاکید تمام بر قانونی بودن حق قانونی صحه گذاشتند و این مساله را که حق فنی صرفا مختص دوره دفاع مقدس بوده رد کرده و فرموده اند که حق فنی کاملا به طور قانونی و سالانه توسط مراجع ذی ربط تعیین و به داروخانه ها ابلاغ می شود و هیچ مشکل قانونی در اخذ آن توسط داروخانه ها وجود ندارد. این از بعد قانونی؛ اما حالا به توجیهاتی که توسط شخص نویسنده مطرح شده اند می رسیم که برای رد حق فنی از نظر ایشان ذکر شده است. اینکه ذکر شده که استفاده از علم و توانایی های داروساز در امر داروسازی جزو وظایف آنها بوده و به موجب این توانایی ها صلاحیت تاسیس و اداره داروخانه به آنها واگذار شده، باید عرض کنم که اجازه تاسیس داروخانه در واقع منوط به گرفتن پروانه ای می باشد که مشابه آن را در اصناف مختلف همانند آرایشگر و سوپرمارکت و غیره هم دریافت می نمایند و طبق این مجوز داروساز سرمایه ای را هزینه کرده و اقدام به خرید دارو و ... می کند. سودی که از طریق فروش داروها نصیب داروساز می شود، صرفا سودی است که اگر در هر خرید و فروش دیگری سرمایه گذاری می کرد، می توانست مبلغی بیشتر از آن را کسب نماید و بنابراین همین مبلغ اندک حق فنی تنها چیزی است که به عنوان دستمزد سال ها درس خواندن داروساز و ارایه مشاوره به بیمار در مورد نسخه دریافت می نماید و در واقع حق ویزیت داروساز است که در مقایسه با مبالغ حق ویزیت پزشکان قابل نادیده گرفتن بوده و تنها با احتساب همان سودی که از فروش داروها به داروساز می رسد می توان از ناچیز بودن این مبلغ چشم پوشی کرد! حالا اینکه نویسنده محترم نگران وضعیت مردم هستند و بار اضافی تحمیل شده بر آنها و معتقد هستند که در صورت لزوم ممکن است این مبلغ تحت پوشش بیمه قرار بگیرد، خب قطعا در صورت رخ دادن این اتفاق ما داروسازان هم از این مساله استقبال می نماییم، اما مساله مطرح برای من این است که دربرابر هزینه های گزافی که برای سایر خدمات درمانی به بیمار تحمیل می شود، از زیرمیزی پزشکان گرفته که کسی حق اعتراض به آن را ندارد تا هزینه های بیمارستان و غیره، چرا این مبلغ ناچیز که حق قانونی داروسازان است مورد حمله واقع می شود؟
● کنترل صورت حساب
مورد شماره ۴ ذکر شده در مطلب، «وجود تعرفه های متعدد برای ارایه یک خدمت، امکان کنترل صورت حساب را برای مریض غیرممکن می کند.» واقعا مضحک است! آخر چه کسی گفته که قرار است مریض از جز به جز قیمت زدن نسخه مطلع باشد؟! مگر بیمار از قیمت تک تک داروها مطلع است؟! من مسوول فنی از ریز این قیمت زدن اطلاع ندارم، حال آنکه قرار است که بیمار آن را مورد بررسی قرار بدهد؟! مگر داروخانه احیانا سوپرمارکت است؟! حتی در همان سوپر هم آگاهی از ریز قیمت ها ممکن نیست، چه برسد به .... بعد هم مگر ما بازرس نداریم که نیاز به سر درآوردن مریض از ریز صورت حساب باشد؟! علاوه بر آن اتفاقا سرراست ترین بخش قیمت نسخه همین حق فنی است که به لطف اطلاع رسانی وسیع، همه مردم به خوبی از آن مطلع هستند!
● راهنمایی های اضافه
مورد ? هم که فرمودند: «تجربه نشان داده که عملا مریض هیچ راهنمایی اضافه ای جز آنچه در نسخه ذکر شده دریافت نمی کند.» هم کمال کم لطفی نویسنده را نشان می دهد... من به جرات می توانم عرض نمایم که حداقل در ۹۰ درصد داروخانه ها تمام توضیحات لازم به مریض ارایه می شود، ولی لزوما در بوق و کرنا نمی شود که ما این خدمت اضافه بر آنچه در نسخه مندرج است را ارایه کرده ایم. در ۹۰ درصد نسخه ها حداکثر چیزی که پزشک مندرج کرده است، تعداد دفعات مصرف داروست. زمان خوردن، بعد و قبل غذا مصرف شدن، تداخلات با بقیه داروها، شرایط نگهداری و ... چیزهایی هست که توسط خود داروساز ذکر می شوند و چه در بسیاری از موارد اشتباهی در دستور داروها، حتی نوع داروها و تداخلاتشان، دوز آنها و ... اشتباهاتی از سوی پزشک صورت گرفته است که در پشت صحنه و به طور پنهانی مشکل از طریق تماس با پزشک حل می شود. علاوه بر آن بیماران در بسیاری از موارد برای مشکلات ریز و درشت درمانی و دارویی خود به داروخانه و داروساز، به عنوان در دسترس ترین و کم هزینه ترین عضو جامعه پزشکی چه حضورا و چه تلفنی، مراجعه کرده و راهنمایی های لازمه را به طور رایگان دریافت می کنند بدون آنکه ریالی بابت آن پرداخت کنند و کسی به این مساله اعتراضی نمی کند؛ بنابراین حق فنی که در تعداد دفعات به نسبت محدودی که هر فرد برای دریافت نسخه در طول سال مراجعه و پرداخت می کند، به منزله حق استفاده نامحدود بیماران از اطلاعات یک مرجع قابل اعتماد و مطلع است که فکر نمی کنم بهای زیادی باشد.

aligol172
21-06-2011, 02:36
کلسیتریول برای پیشگیری و درمان راشی تیسم و درمان کمی کلسیم خون همراه با کم کاری پاراتیروئیدمصرف می شود.
● موارد مصرف
کلسیتریول برای پیشگیری و درمان راشی تیسم و درمان کمی کلسیم خون همراه با کم کاری پاراتیروئیدمصرف می شود.
● مکانیسم اثر کلسیتریول
این ویتامین به سهولت از ابتدایا انتهای روده کوچک جذب می شود.نیمه عمر پلاسمایی کلسیتریول از راه خوراکی ۶ـ۲ ساعت است . زمان لازم برای رسیدن به اوج غلظت سرمی ، از راه خوراکی تقریب? ۶ـ۳ ساعت است . طول اثرکلستیرول ۵ ـ۳ روز است . این ویتامین ازراه صفرا و کلیه دفع می شود.
● موارد منع مصرف کلسیتریول
این دارو در زیادی کلسیم خون یا ویتامین D واستئودیستروفی کلیوی همراه با زیادی فسفات خون نباید مصرف شود.
● هشدارها:
۱) در بیماران مبتلا به عیب کارکلیه یا در صورت مصرف مقادیر زیادویتامین ، تعیین غلظت کلسیم پلاسماضروری است .
۲) در صورت وجود تصلب شرائین یاعیب کار قلب ، زیادی فسفات خون یا عیب کار کلیه باید با احتیاط مصرف شود.
● تداخل های دارویی کلسیتریول
مصرف همزمان داروهای آنتی اسید حاوی منیزیم باکلسیتریول ممکن است منجر به زیادی منیزیم خون ، به ویژه در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیوی گردد. مصرف همزمان کلسیتریول با مقادیر زیادفرآورده های حاوی کلسیم یا مدرهای تیازیدی ممکن است خطر زیادی کلسیم خون را افزایش دهد. مصرف همزمان سایر مشتقات ویتامین D با این دارو ممکن است باعث بروز مسمومیت گردد.
● عوارض جانبی کلسیتریول
بامصرف مقادیر بیش ازحد این ویتامین ، بی اشتهایی ، تهوع واستفراغ ، اسهال ، کاهش وزن تکرر ادرار،تعریق ، سردرد، تشنگی ، سرگیجه وافزایش غلظت کلسیم و فسفات در پلاسما وادرار گزارش شده است .
نکات قابل توصیه :
۱) خطر بروز مسمومیت با مصرف طولانی مدت مقادیر زیاد این ویتامین ، وجود دارد.
۲) از مصرف همزمان داروهای ضداسیدحاوی منیزیم با این دارو باید خودداری شود.
۳ ) در صورت مصرف این دارو به عنوان افزاینده کلسیم خون ، به منظور بررسی پیشرفت درمان ، مراجعه منظم به پزشک ضروری است .
۴) از آنجائیکه کمبود ویتامین Dبه تنهایی شایع نیست ، معمولا ترکیبی از چندویتامین تجویز می شود.
● مقدار مصرف کلسیتریول :
▪ بزرگسالان : ابتدا ۰/۲۵ mcg/day مصرف می شود و سپس برحسب نیاز بیمار هر۴ـ۲ هفته ۰/۲۵ میکروگرم افزایش می یابد.در کمی کلسیم خون ناشی از دیالیز۳ mcg/day ـ ۰/۵ و در کم کاری پاراتیروئیدmcg/day ۰/۲۷ ـ ۰/۲۵ مصرف می شود.
▪ کودکان : ابتدا mcg/day ۰/۲۵ مصرف می شود و سپس برحسب نیاز بیمار هر۴ـ۲ هفته ۰/۲۵ میکروگرم افزایش
می یابد. در کمی کلسیم خون ناشی ازدیالیز ۲ mcg/day ـ ۰/۲۵ و در کم کاری تیروئید ۰/۰۸mcg/kg/day ـ ۰/۰۴ مصرف می شود.
● اشکال دارویی کلسیتریول
Capsule: ۰.۲۵ mcg

aligol172
21-06-2011, 02:42
الکتروفورز از شناخته شده ترین روش های آزمایشگاهی برای جداسازی بیومولکول ها است. این روش در سال ۱۸۰۷ توسط Reuss کشف شد. او مشاهده کرد که ذرات خاک رس تحت تاثیر میدان الکتریکی در آب پراکنده می شوند. به طور کلی الکتروفورز حرکت ذرات پراکنده در داخل مایعی تحت تاثیر یک میدان الکتریکی یکنواخت است. همین حرکت در فضایی با میدان الکتریکی غیر یکنواخت دی الکتروفورز نامیده می شود.
الکتروفورز بدین دلیل اتفاق می افتد که ذرات معلق در مایع معمولا دارای بار الکتریکی سطحی هستند و میدان الکتریکی نیروی کولونی الکترواستاتیک به این ذرات باردار اعمال می کند. اخیرا شبیه سازی های دینامیک مولکولی، نظریه ای بیان داشته اند مبنی بر اینکه برای انجام الکتروفورز حتما نباید ذرات بار سطحی داشته باشند و حتی ذرات خنثی نیز به علت ساختار مولکولی خاصی که آب به عنوان مایع واسط دارد، می توانند الکتروفورز شوند.
نیروی کولونی الکترواستاتیک اعمال شده به بار سطحی، با نیروهای مخالف الکترواستاتیک کاهش پیدا می کند. بر طبق تئوری لایه مضاعف، تمام سطوح بار دار در مایعات با لایه ای از بار مخالف پوشانده می شوند که از نظر مقداری کاملا برابر با بار سطحی است اما با علامت مخالف آن. میدان الکتریکی همانند بار سطحی به این لایه نیرو وارد می کند. مجموع این نیروها برابر است با اولین نیروی نامبرده، اما در جهت مخالف آن. در حقیقت این نیرو به یون های موجود در لایه ثانویه اعمال می شود. این یون ها در فاصله ای از سطح ذره قرار می گیرند و بخشی از این نیروی الکترواستاتیک را از طریق تنش برش سیال به سطح ذره منتقل می کنند این بخش از نیرو که به بدنه ذره وارد می شود، نیروی منفی الکتروفورتیک نامیده می شود.
یک نیروی الکتریکی دیگر نیز وجود دارد که مرتبط با انحراف لایه ثانویه است و مربوط به تقارن کروی و رسانایی سطح است و به سبب زیادی یون ها در لایه ثانویه به وجود می آید. این نیرو نیروی تخفیف الکتروفورتیک نامیده می شود.
تمام این نیروها با اصطکاک هیدرودینامیک، به تعادل می رسند و باعث حرکت ذرات در سیال می شود. سرعت این حرکت v، متناسب با شدت میدان الکتریکی E است (البته در صورتی که این میدان خیلی قوی نباشد.) ضریب این تناسب تحرک پذیری الکتروفورتیک است که رابطه بین شدت میدان الکتریکی و سرعت ذره را مشخص می نماید:
ماکرومولکول هایی مانند اسید نوکلئیک، DNA و پروتئین ها نیز باردار هستند و می توان با قرار دادن آن ها در یک میدان الکتریکی، بر مبنای خاصیت الکتروفورز آن ها را تفکیک کرد. سرعت حرکت مولکول ها در این شرایط نه تنها تحت تاثیر بار الکتریکی و شدت میدان الکتریکی است، بلکه عواملی نظیر اندازه، وزن مولکولی و شکل فضایی مولکول نیز در این امر دخیل هستند. همچنین اثرات محیطی نظیر نوع و نحوه استفاده از بافرها و حرارت ایجاد شده در حین کار نیز از عوامل موثر بر جداسازی مولکول های نمونه هستند. معمولا الکتروفورز برای تفکیک مولکول های بزرگی چون پروتئین ها و اسیدهای نوکلئیک به کار برده می شود، اما در مواردی نیز برای جداسازی مولکول های باردار کوچک تر نظیر قندها، اسیدهای آمینه، پپتیدها و حتی یون های ساده مورد استفاده قرار می گیرد.
در طی قرن ۲۰ میلادی چندین تئوری برای محاسبه این پارامتر به وجود آمده اند. که مهم ترین آن ها نظریه Smoluchowski در سال ۱۹۰۳ میلادی بود.
Arne Tiselius در سال ۱۹۴۸ به خاطر زحماتی که برای الکتروفورز و آنالیز جذبی کشید برنده جایزه نوبل شد و از این رو او را پدر الکتروفورز نامیدند. اولین الکتروفورز نیز الکتروفورز بدون مرز تیسلیوس نام داشت که به وسیله آن محلول های پروتئینی غلیظ را در یک تیوب U شکل بزرگ که به وسیله بافر پوشانده شده بود، مورد آزمایش قرار می دادند. این روش الکتروفورز بسیار مشکل بود، به همین دلیل در سال ۱۹۵۰ تغییراتی در عملکرد آن اعمال شد. ابتدا از فیلترهای کاغذی و استات سلولز استفاده می شد، اما به دلیل ظرفیت محدود و رزولوشن پایین این مواد، جای خود را به ژل دادند. ژل های استفاده شده در آن زمان به علت بزرگ بودن خلل و فرج ها قادر نبودند پروتئین ها را به تفکیک سایز جداسازی کنند، از این رو به تدریج به ژل هایی چون آگاروز دست یافتند.
امروزه الکتروفورز ژلی از بخش های جدا ناپذیر هر تحقیق و فعالیت های آزمایشگاهی به منظور جداسازی ماکرومولکول هااست. محدوده وسیعی از فعالیت های آزمایشگاهی تحقیقاتی و کلینیکی مانند تسلسل ژن ها، جداسازی کروموزوم ها، جداسازی و تعیین خصوصیات پروتئین ها توسط این روش انجام می گیرد. علاوه بر این، استفاده از الکتروفورز از مرز آزمایشگاه ها فراتر رفته و به عنوان شاهدی برای وکلا، قضات و هیات منصفه در امور قضایی محسوب می شود. تشخیص هویت DNA به خصوص در موارد تعویض نوزاد در بیمارستان ها و تعیین والدین فرد کاربرد بسیاری در علوم ژنتیک پیدا کرده است.
در حال حاضر آگاروز و پلی کریل آمید متداول ترین و پر کاربردترین ماده به عنوان واسط در الکتروفورز ژلی محسوب می شوند. در اغلب دستگاه های الکتروفورز، ژل مابین دو محفظه بافری قرار می گیرد به طوری که ژل تنها واسطه در عبور جریان الکتریسیته بین این دو محفظه باشد. هر دو شبکه خلل و فرج داری تولید می کنند که میکرومولکول هایی بارداری را که در پاسخ به میدان الکتریکی جابه جا می شوند در خود جای می دهند. به عنوان مثال زمانی که جریان اعمال می شود، DNA های با بار منفی به سمت الکترودهای باردار مثبت حرکت می کنند. خلل و فرج های موجود در شبکه ژلی انتقال مولکول های بزرگ را محدود می کنند و این در حالی است که مولکول های کوچک تر با آزادی بیشتری منتقل می شوند و در فاصله دورتری از الکترودها قرار می گیرند. این غربال مولکولی مولکول ها را بر مبنای سایزشان جدا می کند. همچنین می توان مولکول ها را بر مبنای بار اولیه ای که داشتند جداسازی کرد. مولکول هایی که بار بیشتری دارند تحرک الکتروفورزی بیشتری از خود نشان می دهند و سریع تر منتقل می شوند بدین ترتیب درون ژل با اولویت باری که داشتند قرار می گیرند. جداسازی بر مبنای بار به ژلی نیاز دارد که مانند آگاروز دارای خلل و فرج های بزرگ تری باشند. آگاروز برای جداسازی اسید نوکلئیک ها و پروتئین های خیلی بزرگ یا ترکیب ها استفاده می شود. آگاروز یک پلی ساکارید طبیعی است که از نوع خاصی جلبک دریایی قرمز به دست می آید. زمانی که گرما داده شده و سپس سرد می شود به صورت جامد متخلخلی با خلل و فرج های نسبتا بزرگ تبدیل می شود.
الکتروفورز ژل آگاروز (AGE) را می توان برای جداسازی مولکول ها بر مبنای بار یا وزن مولکولی شان استفاده کرد. یکی از مهم ترین کاربردهای AGE جداسازی بخش های حاصل از برش DNA با آنزیم های محدودکننده است.
در طی انجام الکتروفورز ثابت نگاه داشتن حرارت اهمیت بسیاری دارد چرا که به حفظ تکرار پذیری آزمایش کمک می کند. به عنوان مثال پلیمریزه شدن آکریل آمید یک واکنش گرمازا است و گرمای حاصله به خصوص در مورد ژل های غلیظ تر، ممکن است باعث بروز بی نظمی در اندازه ی منافذ ژل شود. انتقال گرما معمولا مشکلی در ژل هایی با غلظت کمتر از %۱۵ T ایجاد نمی کند. البته ممکن است بالا رفتن دما مشکلات دیگری چون شکستن شیشه های الکتروفورز و آسیب به دستگاه را منجر شود. پروتئین ها به علت خصوصیت آمفوتری خود تحت تاثیر pH محیط بارالکتریکی خاص خود را نشان می دهند. بدین علت در جداسازی توسط الکتروفورز باید pH محلول های مورد استفاده ثابت باقی بماند. از آنجا که الکترولیز آب در آند یون ای "H+" و در کاتود یون های "OH " ایجاد می کند، برای ثابت نگاه داشتن pH محلول های مورد استفاده، باید آن ها را بافر کرد.
نوع دیگری از الکتروفورز، الکتروفورز مویین (CE) است. این تکنیک که عمده ترین کاربرد آن در شیمی دارویی و درمانی است، برای جداسازی مولکول های درشت و ریز در مجاری بسیار نازک (با قطر داخلی ۲۰۰ ۲۰میکرومتر) استفاده می شود. در این روش، جداسازی با ولتاژ بالا kV) ۳۰ ۱۰) امکان پذیر می شود. از محاسن CE می توان به سرعت دستیابی به نتیجه در آنالیز یون ها اشاره کرد. به طور کلی CE بیشتر زمانی مطرح می شود که با آنالیت های باردار با پلاریته و قطبیت زیاد سر و کار داریم. این تکنولوژی در علوم بایوتکنولوژی جایگاه ویژه ای پیدا کرده و در آنالیز ماکرومولکول هایی چون پروتئین ها و کربوهیدرات ها جایگزین خوبی برای الکتروفورز سنتی به شمار می رود. همچنین تکنولوژی CE برای سرعت بخشی به رشد علم ژنتیک به خدمت گرفته شده است. استفاده از الکتروفورز موئین در علوم تحلیلی به خصوص در زمینه دارویی و زهر شناسی رشد بسیاری داشته است.
الکتروفورز موئین در بر گیرنده چندین تکنیک است که عملکرد و مشخصه های متفاوتی با هم دارند. این تکنیک ها که به مودهای الکتروفورز موئین معروف هستند عبارتند از: الکتروفورز ناحیه ای موئین (CZE) ، تمرکز ایزوالکتریک (IEF)، الکتروفورز موئین ژلی، ایزوتاکوفورز (ITP) و کروماتوگرافی الکتروسینتیک موئین.
نوع دیگری از الکتروفورز که قدیمی ترین نوع این تکنیک محسوب می شود، الکتروفورز سطحی نام دارد. در این روش از یک لایه کاغذی متخلخلی با طول ۱۰ ۲۰ سانتیمتر، ترموپلاستیکی متشکل از سلولز و اسید استیک و ژل پلیمر استفاده می شود.
تشخیص هویت DNA به وسیله الکتروفورز، اندازه گیری هر رشته و شمارش تعداد بخش ها و برش های تکرار شده در آن است. دانشمندان برای این کار از روش الکتروفورز ژلی استفاده می کنند. بدین ترتیب که با جریان الکتریکی رشته های DNA را از میان ژل عبور می دهند. چون هر بیت از DNA دارای بار منفی است و در معرض نیروی الکتریکی با بار برابر قرار می گیرد و آن را به سمت وجهی از ژل که بار مثبت دارد، پیش می برد. ذرات کوچک تر سریع تر حرکت می کنند. وقتی جریان برداشته می شود، از ژل تصویری گرفته می شود تا مشخص شود هر بیت چه قدر جابه جا شده است. با مقایسه باندهای ایجاد شده با نمونه های استاندارد که سایزهای شناخته شده ای دارند، طول هر بخش از DNA به دقت اندازه گیری می شود.

aligol172
21-06-2011, 02:49
وابسته شده است. شاید به قول دیگران معتاد، معتاد و وابسته به چه. او می داند که هیچ مواد مخدر چه سنتی و چه صنعتی را نه دیده و نه حتی مصرف کرده است.
او فقط می داند نیاز به آرامش دارد و این نیاز تنها از طریق مصرف قرص های آرامبخش امکان پذیر می شود که آن را هم از محلی مجاز به نام داروخانه تهیه می کند.
بارها و بارها این حرف را از دوستانش شنیده بود که اگر مصرف قرص های آرامبخش اعتیادآور است پس چرا داروخانه ها آنها را به فروش می رسانند. بنابراین مصرف این نوع قرص ها تنها مصرف یک دارو بود، نه چیزی بیشتر.
اولین بار چند روزی به کنکور مانده بود. به توصیه یکی از دوستان برای کاهش استرس و اضطراب ناشی از حجم انبوه درس ها و خود کنکور یک قرص آرامبخش خورده بود. پس از مصرف اولین قرص احساس کرده بود آرامش یافته است. در کنار به آرامش رسیدن، تمرکزش نیز بالا رفته بود و حالا مطالب را بهتر درک می کرد و شب نیز بیشتر می توانست کار کند.
مصرف قرص ها به صورت چند روز در میان و تنها به زمان ناراحتی و ناامیدی محدود شده بود اما هر چه زمان به برگزاری کنکور نزدیک تر می شد روند مراجعه به قرص ها بیشتر می شد به صورتی که هر روز یک قرص مصرف می کرد. برای او فرق نمی کرد کدام یک از قرص های دیازپام، لورازپام، آلپرازولام و کلونازپام را مصرف کند، مهم فقط خاصیت آرامبخشی قرص ها بود که او را آرام می کرد.
دکتر احمد جلیلی، رئیس انجمن روانپزشکان ایران در رابطه با مصرف این گونه قرص ها معتقد است: مصرف کنندگان بدون اینکه خود بدانند با مصرف طولانی مدت این داروها که متأسفانه در پیشخوان داروخانه های ایران وجود دارد به این داروها معتاد می شوند.
مصرف این داروها تا آنجا پیش رفته است که مدیر فروش یکی از داروخانه های تهران در گفت وگو با «ایران» با بیان این که روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ جلد از انواع آرامبخش ها را مانند لورازپام و دیازپام و سایر موارد مشابه به فروش می رساند، می گوید: «جالب اینجاست که به غیر از مشتری هایی که به صورت گذری و کسانی که با داشتن نسخه به ما مراجعه می کنند، بسیاری از افراد بدون آنکه خود متوجه باشند به این داروها معتاد شده اند.»
یارقلی در مورد فروش بدون مجوز این نوع داروها معتقد است وظیفه داروخانه داران سامان دادن به مصرف یا فروش این گونه داروها نیست بلکه این مسئله باید از سوی وزارت بهداشت پیگیری شود ما هم تابع قانون هستیم. زمانی که منع فروش اعلام کنند، ما هم نمی فروشیم.
● حجمی بیشتر از گنجایش
کنکور تمام شده است. دیگر آن اضطراب ها و استرس ها وجود ندارد تا اعلام نتایج کنکور بهانه ای دیگر دارد تا بخواهد خود را از استرس رها کند.
می داند وابسته شده است اما نمی خواهد باور کند. دکتر فربد فدایی، روانپزشک در گفت وگو با «ایران» با بیان این نکته که گرایش به این نوع قرص ها بیشتر در زمان کنکور و امتحانات افزایش پیدا می کند می گوید: «گروهی از جوانان فکر می کنند می توانند با مصرف انواع قرص های آرامبخش به یک باره حجم عظیمی از معلومات را در ذهن خود جای دهند اما با این روند مصرف آرامبخش به مرور با مشکل روبه رو می شوند.»
این روانپزشک در ادامه با اعتقاد به این نکته که یکی از دلایل گرایش مردم به سمت داروهای آرامبخش رسیدن به آرامش است می گوید: «آرامشی که از این قرص ها به دست می آید فقط یک احساس کاذب و سرخوشی کوتاه مدت است و دلیل این گرایش را تنها می توان در تبلیغات نادرستی که برای آن می شود، یافت.»
● زنگ خطر
احساس سرخوشی و آسان شدن مشکلات برای افراد تنها پاک کردن صورت مسئله برای چند لحظه است در صورتی که صورت مسئله همچنان به قوت خود باقی مانده و تنها زمان پاسخگویی و حل آن برای مدتی به تعویق افتاده یا فراموش شده است.
نبودن فرهنگ مناسب در استفاده از داروها و استفاده خودسرانه از دارو باعث شده است تا مصرف قرص های آرامبخش زنگ خطری را در جامعه به صدا درآورد چرا که مراجعه به روانپزشکان یا روانکاوان تا اندازه ای می تواند از فشارهای عصبی و نگرانی های موجود در افراد بدون آنکه نیاز به مصرف دارو باشد کم کند.
اکرم انصاری مقدم، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در گفت وگو با «ایران» از جمله موارد مراجعه به داروها را به غیر از سهل الوصول بودن تهیه آن در نبود آموزش های لازم در مواجهه با مشکلات می داند و می گوید: «یکی از راه های مقابله با نگرانی ها و اضطراب ها مهارت حل مسئله و مقابله با مشکلات است و این مهارت نیز تنها از طریق آموزش میسر می شود آموزشی که به نام مهارت های زندگی از آن یاد می شود.»
بسیاری از کارشناسان اجتماعی نیز معتقد هستند هر اندازه افراد یک جامعه نسبت به برخورد با مسائل، مشکلات و گرفتاری های زندگی آموزش بیشتری دیده باشند، استرس و اضطراب کمتری به سراغ آنها می آید و در نتیجه مصرف داروهای آرامبخش نیز در درازمدت تنها از طریق پزشکان مجاز شمرده می شود.
● مقابله پیشینیان
با وجودی که اضطراب و نگرانی یکی از معضل های انسان مدرن و معاصر به شمار می رود اما این مسائل یک کنش درونی به حساب می آید، کنشی که در هر دوره از زندگی چه در گذشته، چه در حال و چه در آینده وجود دارد البته نوع برخورد با آن نیز متفاوت است به صورتی که در گذشته مردم برای کاهش اضطراب و دل نگرانی های خود از نوشیدنی ها و دم کرده های طبیعی استفاده می کردند.
خوردن یک فنجان چای کوهی، گل گاوزبان، دم کرده نعنا و بسیاری دیگر از مواد گیاهی حاصل تجربه پیشینیان در مقابله با نگرانی هایی است که انسان امروز نیز با آن دست به گریبان است.
پیشینیان بالاترین خاصیت دارویی را در گروه گیاهان دارویی جست وجو می کردند و چه بسا هنوز هم در بسیاری از خانه ها این گیاهان آن کارکرد را دارند.
● خطرها و هشدارها
آنچه در مصرف داروهای آرامبخش جدای از مصرف آن خطرناک تر است، ترک یک باره آن است به گونه ای که دکتر مهرشاد رئوفی، روانپزشک در این باره در گفت وگو با «ایران» می گوید: «متأسفانه برخورد خانواده در مواجهه با این مسئله، تخصصی نیست. خانواده ها این دیدگاه را دارند که اگر داروهای آرامبخش و موادمخدر یک باره قطع شوند، افراد دچار صدمات و آسیب های خطرناک نمی شوند در صورتی که برای مداوای آن نیاز به مراجعه به روانپزشک و روانشناس است.» این روانپزشک در ادامه، تداوم اثر آرامبخش ها را به میزان مصرف داروها مورد توجه قرار می دهد و می گوید: طول دوره ترک بسته به مقدار مصرف و مدت سوءمصرف داروها بستگی مستقیم دارد و در دوره درمان، روان درمانی، بخش مهمی از روند درمان است.
رئوفی خاطر نشان می کند سوءمصرف داروها در درازمدت موجب ایجاد اختلال هایی می شود که جبران آن نیازمند به زمان است، زمانی که در جوانان بازگشت آن دیگر معنا و مفهومی ندارد چرا که زمان جوانی طی شده است.

aligol172
23-06-2011, 02:33
دسفرال یا دسفروکسامین دارویی است که برای کاهش آهن اضافی در بدن بیماران تالاسمیک به کار می رود. در بیماران تالاسمی تزریق های مکرر خون باعث تجمع آهن در بدن می شود. هدف از درمان با دسفرال رساندن میزان آهن بدن به حد تقریباً طبیعی است.
● میزان و زمان مصرف و نحوه تجویز دسفرال چگونه است؟
معمولاً درمان با دسفرال بعد از ۱۰ تا ۲۰ بار تزریق خون یا با رسیدن سطح فریتین سرم به ۱۰۰۰نانوگرم در میلی لیتر شروع می شود.
تأخیر در رشد ممکن است به دلیل افزایش آهن یا مقادیر زیاد دسفرال ایجاد شود.
دسفرال به شکل زیر جلدی به میزان ۲۰ تا ۶۰میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و در طول ۸ تا ۱۲ساعت (معمولاً ۳ تا ۵ شب در هفته) تزریق می شود.
ویتامین C دفع آهن از بدن را افزایش می دهد و معمولاً همراه دسفرال استفاده می شود.
▪ نکات مهم
اگر در فرد تالاسمیک تجمع زیاد آهن (هموسیدروز شدید) روی داده باشد دسفرال به صورت وریدی به مقدار ۱۰۰ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در طول ۲۴ ساعت تزریق می شود تا سطح فریتین به کمتر از ۲۰۰۰ نانوگرم در میلی لیتر برسد.
اگر فریتین فرد مبتلا به تالاسمی بالای ۴۰۰۰نانوگرم در میلی لیتر باشد باید در بیمارستان بستری شود و از دسفرال با دوز بالا استفاده شود.
بنابراین مقدار مصرف دارو و نحوه تجویز دسفرال برحسب وضعیت فرد مبتلا به تالاسمی تعیین می شود. دوز دسفرال معمولاً بین ۲۰ تا ۶۰ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است.
نکته: در صورتیکه میزان فریتین زیر ۱۰۰۰ (نانوگرم در میلی لیتر) باشد، خطر مسمومیت با دسفرال افزایش می یابد.
با تزریق منظم دسفرال کیفیت زندگی مبتلایان به تالاسمی بهبود می یابد.
● روشهای تزریق دسفرال کدام است؟
۱) تزریق زیر جلدی: با استفاده از یک پمپ قابل حمل و معمولاً طی ۸ تا ۱۲ ساعت صورت می گیرد.
نکته: تزریق زیر جلدی باید به آهستگی صورت گیرد.
۲) تزریق داخل وریدی: هنگام تزریق خون در عده ای از بیماران به کار می رود.
نـکـتـه: دارو را نبـایـد مـستقیما در کـیسه خـون وارد کـرد، ولـی مـی تـوان بـا استـفـاده از یـک سه راهـی از رگـی کـه خـون تـزریـق می شود، دارو را نیز تزریق کرد.
دارو نباید به صورت ناگهانی داخل رگ تزریق شود، زیرا ممکن است باعث شوک (کاهش ناگهانی فشارخون) شود.
۳) تزریق مداوم داخل وریدی: هنگامی که نیاز به دفع فوری آهن باشد از این روش استفاده می شود. همچنین از این روش در بیمارانی که قادر به انجام تزریق به روش زیر جلدی نیستند و بیمارانی که مشکل قلبی به علت افزایش آهن دارند، استفاده می شود. در این روش باید دفع ادراری آهن ۲۴ساعته دقیقاً کنترل شود و مقدار دارو مطابق با آن تنظیم شود.
۴) تزریق عضلانی: تنها هنگام امکان پذیر نبودن تزریق زیرجلدی انجام می شود، زیرا تزریق زیرجلدی مؤثرتر است.
● ویتامین C چه تأثیری دارد؟
بیماران تالاسمی که بار اضافی آهن دارند، معمولاً دچار کمبود ویتامین C هستند، زیرا احتمالاً آهن، ویتامین C را اکسید می کند.
به طور کلی۵۰ میلی گرم ویتامین C برای بچه های زیر ۱۰ سال و ۱۰۰ میلی گرم برای بزرگترها کافی است، زیرا مقادیر بیشتر ویتامین C تأثیری در دفع بیشتر آهن ندارد. می توان ویتامین C را بعد از یک ماه از شروع دسفرال درمانی برای بیمار تجویز کرد. ویتامین C به علاوه، میزان اتصال آهن با دسفرال را می افزاید.
▪ نکات مهم درباره مصرف دسفرال
ـ دسفرال نباید بیش از مقدار توصیه شده تجویز شود.
ـ در حالت طبیعی، دسفرال؛ شفاف، بدون رنگ یا قدری مایل به زرد به نظر می رسد. فقط باید محلول شفاف تزریق شود و در صورتی که محلول کدر بود باید دور ریخته شود.
ـ در بیمارانی که به طور مزمن و به شدت دچار افزایش آهن هستند، مقادیر بالای ویتامین C (بیش از ۵۰۰ میلی گرم در روز) ممکن است باعث اختلال عملکرد قلب شود.
▪ نکات مهم در مورد مصرف ویتامین C
ـ ویتامین C نباید توسط بیماران تالاسمی که نارسایی قلبی دارند، استفاده شود.
ـ در صورتی که بیمار، دسفرال را به طور منظم دریافت می کند، می توان ویتامین C را بعد از شروع به کار پمپ، تجویز کرد.
ـ درمان با ویتامین C یک ماه بعد از درمان منظم با دسفرال شروع می شود.
ـ مقدار روزانه ویتامین C نباید از ۲۰۰ میلی گرم بیشتر شود.
ـ معاینات تخصصی چشم و گوش باید قبل از شروع درمان با دسفرال انجام شود و سپس با فاصله های منظم (هر ۳ماه یکبار) تکرار شود.
ـ بچه هایی که دسفرال دریافت می کنند باید از نظر قد و وزن هر ۳ ماه یکبار کنترل شوند.
تذکر: در صورتی که فرد مبتلا به تالاسمی دچار سیاهی رفتن چشم ها و اختلالات عصبی یا اختلالات بینایی و شنوایی شود باید از رانندگی خودداری کند.
● در نگهداری دارو چه نکاتی را باید به خاطر داشت؟
دارو را باید زیر ۲۵ درجه سانتیگراد نگهداری کرد.
هر ویال (آمپول) فقط یکبار قابل استفاده است.
بعد از افزودن حلال، دارو باید استفاده شود (بیش از ۳ ساعت نباید داروی ساخته شده را نگه داشت).
دارو را باید از دسترس اطفال دور نگه داشت.
● نکات مهم در مورد استفاده و حمل دسفرال
تزریق وریدی یا زیرجلدی باید با محلول ۱۰درصد صورت گیرد. ممکن است تزریق عضلانی با غلظت های بالاتری صورت گیرد.
تهیه دارو: باید ۵ سی سی آب مقطر به یک ویال ۵۰۰ میلی گرمی دسفرال (که به صورت پودر است) اضافه و سپس محکم تکان داده شود. اگر محلول بی رنگ تا قدری مایل به زرد باشد، سالم و قابل استفاده است.
محلول دسفرال را می توان با موادی مثل سرم نمکی، رینگر لاکتات یا مایع دیالیز صفاقی نیز تهیه کرد.
● نحوه استفاده صحیح از پمپ دسفرال چگونه است؟
۱) ابتدا دست ها را با آب و صابون شسته، وسایل مورد نیاز را آماده کنید.
۲)بعد از تمیز کردن سرپوش پلاستیکی با الکل، آب مقطر را به داخل شیشه تزریق کنید.
۳) شیشه را خوب تکان دهید تا دسفرال کاملاً حل شود، سپس داروی حل شده را به داخل سرنگ بکشید.
۴) لوله اسکالپ را به سرنگ متصل کنید و هوای آن را خالی کنید تا لوله پر از محلول دسفرال شود.
۵) سرنگ را در پمپ خود جای دهید و با فشار دکمه پمپ، آن را روشن کنید.
۶) سوزن پروانه ای شکل را به زیر پوست شکم یا بازو وارد کنید (قبل از تزریق، پوست محل تزریق را با الکل ضدعفونی کنید).
۷)پمپ را با بندی که به آن متصل است به دور شانه ببندید.
۸) تزریق در مناطق مختلف پوست جذب بهتر دارو و کاهش خطر آسیب به پوست می شود.
● نکات مهم تزریق دسفرال
▪ محلول دسفرال را بیش از ۲۴ ساعت در حرارت اتاق قرار ندهید.
▪ مناسب ترین دما برای نگهداری آمپول دسفرال حرارت ۸ تا ۱۵ درجه است.
▪ اگر پس از مصرف دسفرال نشانه هایی مانند کهیر، دانه های پوستی، خارش، تنگی نفس، کاهش مکرر فشارخون، نامنظمی کار قلب مشاهده شود، تزریق دسفرال را قطع و به پزشک مراجعه کنید.
▪ اگر مدت طولانی دسفرال مصرف می کنید و دچار علایمی چون اختلالات بینایی، تغییر در دیدن رنگ ها، گلودرد و اسهال مداوم شده اید به پزشک مراجعه کنید.
▪ در طول درمان با دسفرال، رنگ ادرار قرمز متمایل به قهوه ای می شود که نشانه دفع آهن از ادرار است.
▪ از روغن کاری دستگاه خودداری کنید.
هرگز پمپ را باز نکنید، زیرا باعث به هم خوردن تنظیم دقیق آن خواهد شد.
▪ پمپ را در معرض مستقیم نور خورشید قرار ندهید و از گذاشتن پمپ در جاهای نمناک خودداری کنید.
▪ برای جلوگیری از نشت دسفرال، انتهای سوزن پروانه ای را محکم به سرنگ وصل کنید.
▪ از سرنگ هایی استفاده کنید که دارای پیستون نرم باشند.
▪ برای تمیز کردن بدنه و داخل شیار پمپ از الکل استفاده کنید.
▪ بعد از هر بار استفاده از پمپ، باتری آن را خارج کنید.
▪ میله جلو برنده سرنگ را هرچند مدت با مسواک خشک تمیز کنید.
▪ هـرگـز بـرای تـمـیز کـردن پـمپ از آب یـا مـحـلـولهای دیگر استفاده نکنید.
▪ معمول ترین مکان برای تزریق، شکم، ران و بازو است که پیشنهاد می شود:
محل تزریق در هربار تزریق جابه جا شود. با گذاشتن علامت روی محل تزریق و مشخص شدن آن، می توان از تزریق های مکرر در یک محل جلوگیری کرد.

aligol172
23-06-2011, 02:40
استئاتوهپاتیت غیرالکلی یا NASH یک وضعیت مشخص بالینی است که در آن بیماران بدون سابقه مصرف قابل توجه الکل دارای یافته های بیوپسی غیر فابل افتراق از استئاتوهپاتیت الکلی می باشند. NASH همچنین به عنوان زیر گروهی از «بیماری کبد چرب غیرالکلی» یا «NAFLD» درنظر گرفته می شود...
● معیارهای تشخیصی
۱) بیوپسی کبدی نشان دهنده استئاتوسیس، دژنراسیون بالونی هپاتوسیت، التهاب حاد و مزمن مخلوط لوبولار منتشر ملایم و رسوب دور ونولی و دور سینوزوئیدال کلاژن. هیالن مالوری، هسته های حفره دار شده در هپاتویست های دور پورت، لیپوگرانولوم های لوبولار، سلول های کوپفر مقاوم به PAS diastase و فیبروز دور سلولی. یافته های ذکر شده غیرقابل افتراق از یافته های استئاتوهپاتیت الکلی هستند.
۲) شواهد قانع کننده از مصرف قابل اغماض الکل (کمتر از ۲۰ گرم اتانول در هفته)، شامل یک شرح حال دقیق اخذ شده توسط سه پزشک به طور جداگانه و مصاحبه با اعضای خانواده و کادر درمانی بیمار (در کار بالینی، گرفتن شرح حال دقیق توسط سه پزشک معمولا عملی نیست، در نتیجه برای تشخیص الزامی نمی باشد).
۳) فقدان شواهد سرولوژیک عفونت هپاتیت B یا C.
۴) بیماران مبتلا به عفونت قبلی با ویروس هپاتیت B لزوما نباید کنار گذارده شوند، ولی بیماران مثبت از نظر آنتی ژن سطحی هپاتیت B یا آنتی بادی ویروس هپاتیت C یا HCV RNA را باید مستثنا کرد.
محدودیت در شناخت شیوع NASH در جمعیت عمومی به دلیل محدود بودن حساسیت روش های غیر تهاجمی برای تشخیص آن است. عوامل خطر عمده NAFLD عبارتند از چاقی مرکزی، دیابت ملیتوس نوع ۲، دیس لیپیدمی و سندرم متابولیک. اکثر موارد در سنین بین ۴۰ و ۶۰ ایجاد می شوند و در مردان شایع تر است.
در پاتوژنز بیماری کبد چرب غیرالکلی نظریه ای که بیش از بقیه مورد حمایت است، مقاومت به انسولین به عنوان مکانیسم کلیدی منجر به استئاتوز هپاتیک و احتمالا استئاتوهپاتیت می باشد. دیگران بر این باورند که یک «عامل دوم» یا «آسیب اکسیداتیو اضافی» برای تظاهر جزو نکروزی التهابی استئاتوهپاتیت لازم است. آهن کبد، لپتین و کمبود آنتی اکسیدانی و باکتری های روده ای به عنوان عوامل استرس اکسیداتیو بالقوه پیشنهاد شده اند.
NASH عموما یک اختلال بالینی پایدار به حساب می آید و پیش آگهی بسیار بهتری نسبت به استئاتوهپاتیت الکلی دارد. NASH می تواند علت زمینه ای مهمی برای سیروز کریپتوژنیک بویژه در میان زنان دیابتیک و مسن تر باشد.
در اکثر بیماران تغییر اندکی در تست های عملکرد کبد در طول سیر بیماری وجود دارد، ولی در اقلیت بزرگی از بیماران پیشرفت هیستولوژیک اتفاق می افتد و بخش کوچکی از بیماران به بیماری کبدی انتهایی دچار می گردند.
به غیر از ویژگی های بافت شناختی ذکر شده، هیچ خصوصیت بالینی و آزمایشگاهی نمی تواند در یک بیمار خاص پیش بینی کننده پیشرفت بیماری باشد. میزان چاقی تغییر عمده ای در سیر بالینی ایجاد نمی نماید ولی کاهش وزن می تواند تأثیر سودمندی بر بافت شناسی کبد داشته باشد.
● تشخیص
اکثر بیماران مبتلا به NASH بدون علامت هستند؛ اگرچه خستگی، بی حالی و احساس ناراحتی در بخش فوقانی راست شکم برخی از بیماران را وادار به مراجعه به پزشک می کند. شایع ترین تظاهر افزایش آمینوتراسفرازهای کبد در تست های آزمایشگاهی معمول است. یک یافته رایج، هپاتومگالی می باشد. نسبت افزایش AST/ALT معمولا کمتر از ۱ است که خیلی کمتر از این نسبت در هپاتیت الکلی (اغلب بیشتر از ۲) می باشد. آلکالین فسفاتاز کمتر بالا می رود و هیپر بیلی روبینمی شایع نیست، ولی طبیعی بودن آمینوترانسفرازهای سرم وجود ویژگی های بافت شناختی پیش رفته را رد نمی کند.
روش های رادیولوژیک مختلفی می توانند وجود چربی رد کبد را ردیابی کنند ولی هیچ یک قادر به افتراق بین انواع هیستولوژیک استئاتوز هپاتیک غیر الکلی نسبتا خوش خیم و NASH تهاجمی تر نمی باشند. اولتراسونوگرافی اغلب یک بافت هیپراکوییک یا یک کبد روشن ناشی از انفیلتراسیون منتشر چربی را نشان می دهد، اما این یافته غیر اختصاصی بوده و نباید برای تشخیص NAFLD به کار رود. CT و MRI هر دو می توانند استئاتوز را مشخص کنند ولی برای ردیابی التهاب یا فیبروز به اندازه کافی حساس نیستند. مزیت اسپکتروسکوپی رزونانس مغناطیسی بر روش های دیگر تصویر برداری، کمی بودن آن است.
تنها راه تأیید یا رد تشخیص NASH بیوپسی کبد است. بیوپسی کبد باید در بیماران مشکوک به ابتلا به NASH که هر یک از ویژگی های بالینی و آزمایشگاهی زیر را داشته باشند، انجام شود:
۱) آثار محیطی بیماری کبد،
۲) بزرگی طحال،
۳) سیتوپنی،
۴) غیر طبیعی بودن آزمایشات آهن و
۵) دیابت و/یا چاقی قابل توجه در هر فرد بالای ۴۵ سال.
● درمان
درمان مؤثر اثبات شده ای برای NASH وجود ندارد، ولی تعدیل عوامل خطر مانند چاقی، هیپیرلیپیدمی و کنترل ضعیف دیابت عموما توصیه می گردد.
▪ کاهش وزن: کاهش وزن باید تدریجی باشد، زیرا کاهش وزن سریع با بدتر شدن بیماری کبد همراه است. کاهش وزن و افزایش فعالیت فیزیکی می تواند به بهبود پایدار در آنزیم های کبدی، هیستولوژی، سطوح انسولین سرم و کیفیت زندگی منجر شود.
▪ ویتامین E و C: توانایی ویتامین E در کاهش استرس اکسیداتیو، اساس استفاده از آن در بیماران مبتلا به NASH است. در یک مطالعه کنترل شده، شش ماه درمان ترکیبی با ویتامین E و C (به ترتیب هزار واحد و هزار میلی گرم) موجب بهبود فابل توجه فیبروز کبدی شد، ولی اثری بر فعالیت نکروزی التهابی نداشت. به دلیل نگرانی های اخیر در باره افزایش مرگ و میر ناشی از مکمل یاری با ویتامین E و شواهد ضعیف حمایت کننده از آن در NASH، مکمل یاری با ویتامین E در بیماران مبتلا به NASH توصیه نمی شود.
▪ متفورمین: در یک مطالعه کنترل شده، بیماران مبتلا به NASH که به طور اتفاقی در یکی از دو گروه رژیم غذایی دارای محدودیت لیپید و کالری با یا بدون متفورمین به مدت شش ماه قرار گرفتند، متوسط سطوح آمینوترانسفرازهای سرم، انسولین و سطوح پپتید C در هر دو گروه کاهش قابل توجیه داشت، ولی این کاهش در گروه متفورمین به میزان قابل توجهی بیشتر بود. همچنین بهبود نکروزی التهابی در بیماران گروه متفورمین بیشتر مشاهده شد. در مطالعه دیگری احتمال طبیعی شدن آمینوترانسفرازها توسط متفورمین نسبت به کاهش وزن و ویتامین E بیشتر بود.
▪ پایوگلیتازون: چندین مطالعه بهبود بیوشیمیایی و هیستولوژیک را توسط پایوگلیتازون به تنهایی یا در ترکیب با رژیم غذایی یا ویتامین E در بیماران NASH نشان داده اند، ولی به نظر می رسد این اثرات با قطع درمان معکوس می شوند. در مطالعه ای، بیماران مبتلا به اختلال تحمل گلوکز با دیابت نوع ۲ و NASH به مدت شش ماه در یکی از دو گروه رژیم غذایی کم کالری به علاوه پایوگلیتازون یا دارونما قرار گرفتند. پایوگلیتازون با کاهش قابل توجهی در سطوح آمینوترانسفرازهای سرم، افزایش حساسیت کبدی به انسولین و بهبود هیستولوژی همراه بود. احتمالا برای رسیدن به تأثیر لازم، به درمان طولانی مدت نیاز است ولی نگرانی مربوط به افزایش احتمالی خطر بیماری قلبی ناشی از تیازولیدیندیون ها و افزایش وزن و در نتیجه بدتر شدن NASH وجود دارد.
▪ روزیگلیتازون: در یک مطالعه کنترل نشده مبتلایان به NASH که همگی افزایش وزن داشتند، با روزیگلیتازون درمان شدند. متوسط امتیاز نکروزی التهابی کلی در ۴۵ درصد بیماران بهبود پیدا کرد و فیبروز دور سینوزوییدی و در نتیجه متوسط سطوح ALT سرم نیز بهبود قابل توجهی داشت.
▪ پروبوکول: این داروی پایین آورنده لیپید با ویژگی های آنتی اکسیدانی در یک مطالعه اتفاقی شده و کنترل شده، کاهش قابل توجهی در آمینوترانسفرازهای سرم ایجاد نمود.
▪ بتائین: بتائین یک جزء طبیعی چرخه متابولیک متیونین است که دارای یک اثر محافظتی در مقابل استئاتوز در مدل های حیوانی می باشد. تأثیر آن در بهبود سطوح آمینوترانسفرازهای سرم و بافت شناسی کبد که در مطالعه ای دیده شده، در انتظار تأیید در مطالعات کنترل شده می باشد.
▪ لوسارتان: آنژیوتانسین II در پاتوژنز فیبروز کبدی و افزایش رسوب آهن و مقاومت به انسولین نقش دارد. در مطالعه کوچکی، سودمندی لوسارتان در کاهش نشان گرهای خونی فیبروز کبدی و سطوح آمینوترانسفرازهای سرم در بیماران NASH نشان داده شد که به مطالعات بیشتری نیاز می باشد.
▪ پنتوکسی فیلین: یک مهار کننده تولید TNF آلفا که فرض شده در پیشرفت NASH مشارکت داشته باشد.
▪ اورلیستات: یک مهار کننده لیپاز گوارشی که در درمان چاقی و دیابت نوع ۲ به کار می رود. در یک مطالعه کنترل شده پایلوت بیماران NASH، کاهش بارز کبد چرب بر طبق ارزیابی سونوگرافی دیده شد. همچنین آمینوترانسفرازهای سرم توسط اورلیستات به میزان بیشتری نسبت به دارونما کاهش یافت.

aligol172
23-06-2011, 02:46
نعناع دارای ماده ای به نام منتول است که احساس خنکی در دهان ایجاد می کند. مقدار منتول در نعناع بسته به نوع آن از ۳۵ تا ۵۵ درصد تغییر می کند که البته اگر نعناع دیر کنده شود، مقدار منتول آن تا حدود ۳۰ درصد پایین می آید.
نعناع گیاهی است از تیره دو لپه ای های پیوسته گلبرگ که سردسته تیره نعناعیان است و جزءسبزی های خوراکی است. از محل گره های ساقه، ریشه هایی خارج می شوند که ساقه جدید را درست می کنند. بنابراین اگر شما فقط یک ساقه نعناع در باغچه خود بکارید، به زودی تمام باغچه شما پر از نعناع می شود. به همین دلیل در فارسی به آن هزارپا می گویند.
نعناعی که به عنوان سبزی خوردن مصرف می کنیم، با نعناعی که به صورت خودرو در کوه می روید متفاوت است. البته از نظر شکل ظاهری، بو، طعم و مزه تقریباً شبیه به هم هستند، ولی از نظر اثرات درمانی، نوع کوهی قوی تر است.
البته خوردن نعناعی که پرورش داده می شود و به عنوان سبزی خوردن مورد استفاده قرار می گیرد، با غذای روزانه، مخصوصا ناهار توصیه می شود.
در مواردی که ناراحتی های معده وجود دارد، خوردن نعناع تازه نه تنها معده را ناراحت نمی کند، بلکه درمان کننده ی ناراحتی معده هم هست.
نعناع کوهی یا نعناع فِری، از نظر کاربرد و خواص از نعناع معمولی که پرورش داده می شود، بسیار عالی تر، قوی تر و مؤثرتر است.
این گیاه در دامنه ها و ارتفاعات متوسط رویش دارد. بو و عطر بسیار نافذی دارد و در کرم هایی که برای پوست ساخته می شوند، مورد استفاده قرار می گیرد.
این گیاه، گل های ریز و آبی رنگی دارد و قسمت های مورد استفاده این گیاه، گل، برگ و ساقه آن است.
● ترکیبات
نعناع دارای ماده ای به نام منتول است که احساس خنکی در دهان ایجاد می کند. مقدار منتول در نعناع بسته به نوع آن از ۳۵ تا ۵۵ درصد تغییر می کند که البته اگر نعناع دیر کنده شود، مقدار منتول آن تا حدود ۳۰ درصد پایین می آید.
● خواص درمانی
ـ نعناع از نظر طب قدیم ایران نسبتا گرم و خشک است و از نظر خواص دارویی از پونه قوی تر است. از نعناع اسانس، روغن و تنتور تهیه می کنند که مصارف طبی مختلفی دارد.
ـ نعناع باد شکن است و گاز معده و روده را از بین می برد.
ـ تقویت کننده معده و بدن است.
ـ ضد تشنج و ضد سرفه است.
ـ نعناع مسکن و آرام بخش است.
ـ برای بی خوابی، کم خوابی و ناراحتی های شبانه یک داروی مؤثر است.
ـ استفاده از نعناع، درد شکم را برطرف می کند.
ـ نعناع برای درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا مفید است.
ـ نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می کند.
ـ برای تسکین درد دندان، نعناع را در دهان بگذارید و بجوید.
ـ آشامیدن دم کرده نعناع یا عصاره نعناع خونریزی سینه را قطع می کند.
ـ کمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد.
ـ نعناع، کرم های روده و معده را می کشد.
ـ برای از بین بردن سکسکه و دل به هم خوردگی و استفراغ، نعناع را با انار ترش بخورید.
ـ نعناع ادرار را زیاد می کند.
ـ یک فنجان دم کرده گرم نعناع سینه را آرام می کند.
ـ برای رفع قولنج و دردهای روده، معده و هضم نشدن غذا، دم کرده نعناع بنوشید.
ـ برای از بین بردن گلودرد، دم کرده نعناع غرغره کنید.
ـ نعناع معرق است، بنابراین تب را پایین می آورد.
ـ در هنگام سرماخوردگی بینی را با دم کرده نعناع بشویید.
ـ نعناع بهترین دوست کبد است.
کبد را تمیز کرده و صفرا را رقیق می کند و کلسترول خون را پایین می آورد. برای این مورد دم کرده نعناع را قبل از غذا بنوشید.
● رفع سردرد با نعناع
ـ برای رفع سردردهای میگرنی می توانید با مخلوط کردن مواد زیر، پمادی تهیه کنید و در نقطه ای که درد می کند، بمالید.
اسانس نعناع ۳ گرم
روغن زیتون ۲ گرم
لانولین ۵ گرم
ـ برای رفع سردرد از کمپرس نعناع استفاده کنید. به این ترتیب که ۱۰ قطره روغن نعناع را با یک لیوان آب سرد مخلوط کرده و در یک کاسه بریزید.
سپس یک پارچه که به اندازه پیشانی باشد در آن فرو برده و آب اضافی آن را بگیرید و روی پیشانی و شقیقه ها قرار دهید تا سردرد برطرف شود.
● ضدعفونی کردن بینی با نعناع
برای ضد عفونی کردن بینی، با مخلوط کردن ۱گرم اسانس نعناع و ۴۰ گرم روغن بادام شیرین، محلولی تهیه کنید و پنج قطره در هر سوراخ بینی بچکانید.
● رفع خارش با نعناع
اگر بدن شما خارش دارد مقدار ۲ گرم اسانس نعناع را در ۵۰ گرم وازلین ریخته، خوب با هم مخلوط کرده و در محل خارش بمالید.
● تسکین آرتروز با نعناع
اگر از بیماری روماتیسم و آرتروز رنج می برید، از روغن نعناع استفاده کنید، به این صورت که ۲ قطره روغن نعناع را با یک قاشق سوپخوری روغن بادام مخلوط کرده و محل های دردناک را با آن ماساژ دهید.
● اسانس نعناع
یکی از فرآورده های نعناع، اسانس آن است که از تقطیر برگ و سرشاخه های گلدار نعنا تحت اثر بخار آب تهیه می شود و دارای ۵۰ تا ۷۰ درصد منتول است.
اسانس نعناع که در کشور انگلستان تهیه می شود، شهرت خاصی دارد.
این اسانس به عنوان تقویت کننده معده، بادشکن، ضد عفونی کننده، رفع دل پیچه ی بچه ها و اسهال به کار می رود.
برای استفاده از اسانس نعناع کافی است که مقدار یک تا سه قطره از آن را با یک لیوان آب مخلوط کرده و بنوشید.
● موارد احتیاط
ـ اسانس نعناع را نباید به مقدار زیاد به کودکان و نوزادان خوراند، زیرا روی حرکات تنفسی و قلب اثر می گذارد و ممکن است خطرناک باشد.
ـ اگر اسانس نعناع به مقدار زیاد مصرف شود، فشار خون را بالا برده و موجب حالت تهوع، استفراغ و درد معده می شود و حرکات دودی معده را از بین می برد.
ـ نعناع با تمام فوایدی که دارد، اگر زیاد مصرف شود سیستم گوارشی را تحریک می کند.
لذا اگر شما روزی دو تا سه فنجان دم کرده نعناع می نوشید، بهتر است بعد از دو هفته نوشیدن، چند روزی مصرف آن را قطع کرده و دوباره شروع کنید.

aligol172
23-06-2011, 02:53
اختلالات تشنجی، حاصل تغییر در فعالیت الکتریکی مغز است که به تخلیه غیرطبیعی و بیش از حد گروهی از سلول های مغزی منجر می شود. گاه علت تشنج، هیپوکسی، آسیب مغزی در طی زایمان، تب، مسمومیت با الکل، تومور مغزی، ضربه مغزی یا حتی سکته مغزی است، اما شایع ترین علت تشنج، شروع بیماری صرع است. تمامی بیماران مبتلا به صرع حملات تشنج را تجربه می کنند، اما همه افراد با تجربه تشنج، مصروع نیستند...
● طبقه بندی حملات صرع
حملات صرع به سه گروه طبقه بندی شده اند: کانونی، ژنرالیزه (فراگیر) و صرع طبقه بندی نشده. حملات تونیک کلونیک، شایع ترین نوع حملات در تمام گروه های سنی هستند و شیوع ۲۵ درصدی دارند. صرع پایدار، یک اورژانس پزشکی است که به دنبال وقوع حملات در فواصل زمانی کمتر از سی دقیقه گفته می شود.
● داروهای ضد صرع
وقتی که تشخیص صرع برای فردی گذاشته می شود، درمان می تواند به شکل دارو درمانی، جراحی یا هر دو انجام شود. تئوری های متعددی مطرح شده اند تا بتوانند چگونگی کاهش دفعات حمله یا پیشگیری از آنها را در بیماران مصروع به دنبال مصرف داروهای ضدصرع توجیه کنند. یک تئوری در مورد اثرگذاری داروهای ضدصرع بر کانال های یونی است. به علاوه، نوروترانسمیترها بر آستانه تشنج تاثیر می گذارند. نوروترانسمیترهای تحریکی نظیر نوراپی نفرین، سروتونین، استیل کولین و گلوتامات ممکن است در زمان تشنج افزایش یابند. کم شدن فعالیت نوروترانسمیترهای مهاری نظیر گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) نیز ممکن است با برهم زدن فعالیت الکتریکی مغز به تشنج منتهی شود. به هر حال داروهای انتخابی برای درمان صرع باید به گونه ای باشند که با ایجاد غلظت موثری از دارو در خون و سلول های مغزی به طور هم زمان حملات را مهار کند.
داروی انتخابی شما باید داروی ضدصرع خط اول برای نوع صرع تشخیص داده شده باشد. برای به حداقل رساندن بروز عوارض جانبی، مونوتراپی در درمان صرع بر درمان چند دارویی با چند داروی ضدصرع ارجحیت دارد.
● داروهای خط اول
بنزودیازپین ها خط اول درمان بیشتر انواع حملات در صرع هستند. این گروه داروها حملات ضدتشنجی خود را با اتصال به گیرنده های بنزودیازپینی در مغز اعمال می کنند که به تعدیل گیرنده های GABAA و افزایش فعالیت نوروترانسمیتر مهاری GABA منتهی می شود.
لورازپام وریدی داروی انتخابی است. این دارو معمولا با دوزاژ ۲ تا ۴ میلی گرم تجویز می شود و برای کنترل فعالیت تشنجی، به میزان ۲ میلی گرم در دقیقه افزایش داده می شود.
دیازپام وریدی در مقایسه با لورازپام شروع اثر سریع تری دارد، اما طول اثر آن کوتاه تر است، بنابراین کمتر مورد توجه واقع می شود، زیرا در مورد این دارو تجویز دوزهای متوالی مورد نیاز است. تک دوز رکتال دیازپام ممکن است در کاهش تعداد حملات متعاقب یک اپی زود تشنج های مکرر (تشنج های خوشه ای) موثر باشد. دیازپام رکتال به طور گسترده در درمان حملات تشنج در کودکان به کار می رود. این دارو به سرعت جذب می شود و زمان لازم برای شروع اثرات بالینی آن ۵ دقیقه است و در مدت زمان ۳۰ تا ۹۰ دقیقه به حداکثر غلظت خود می رسد.
تجویز میدازولام از راه بینی یا زیرزبانی تحت بررسی است. در مواردی که دسترسی به اشکال تزریق داخل وریدی میدازولام مقدور نیست، می توان از تزریق داخل عضلانی میدازولام یا فوس فنی توئین (Fosphenytoin) استفاده کرد. اگر حملات بیش از ۳ دقیقه طول بکشند یا تبدیل به صرع پایدار شوند، باید داروی ضدصرع داخل وریدی تجویز شود.
فنوباربیتال وریدی به طور معمول در بخش های اورژانس تجویز نمی شود، زیرا خطر تضعیف تنفسی و عصبی به دنبال مصرف آن زیاد است و نیز نیمه عمر طولانی دارد (نزدیک به ۹۰ ساعت).
کاربامازپین، دارویی است که برای درمان نورالژی تری ژمینال تولید شد. این دارو هم اکنون درمان انتخابی برای کنترل حملات تونیک کلونیک فراگیر و کانونی است. کاربامازپین معمولا باعث خواب آلودگی، دوبینی و سردرد می شود که در شروع درمان مشکل ساز است. این دارو ممکن است آنمی آپلاستیک شدید ایجاد کند. اکس کاربازپین، آنالوگ جدیدتر کاربامازپین است که عوارض جانبی کمتری دارد. این دارو را می توان به شکل تک دارویی برای صرع کانونی یا مختلط و نیز تک دارویی در بیماران با تشنج های کانونی مقاوم به درمان تجویز کرد.
اتوسوکسیماید داروی ارجح برای کنترل صرع کوچک است. کاربامازپین سطح پلاسمایی اتوسوکسیماید را کاهش می دهد.
● داروهای نسل دوم
داروهای ضدصرع جدیدتر، داروهای نسل دوم نامیده می شوند. این داروها اثرات اختصاصی تری دارند و در عین حال عوارض جانبی آنان کمتر است. آنها اغلب در مورد تشنج های مقاوم به درمان کاربرد دارند.
لووتیراستام به خوبی تحمل می شود و عوارض جانبی کمی دارد. چون برای این دارو تداخل دارویی خاصی گزارش نشده، در بیماران کبدی و کلیوی انتخاب مناسبی است. لووتیراستام را می توان به تنهایی یا همراه با سایر داروهای ضدصرع برای درمان تشنج فراگیر در بزرگسالان به کار برد. همچنین می تواند به تنهایی یا همراه با سایر داروها ضدصرع در کودکان مبتلا به تشنج پتی مال کاربرد داشته باشد.
لاموتریژین به عنوان درمان کمکی یا مونوتراپی در صرع کانونی یا مختلط و در کودکان و بزرگسالان با صرع کانونی مقاوم به سایر داروها مورد تایید قرار گرفته است.
تیاگابین، یک مهارکننده بازجذب GABA است و برای درمان کمکی در بزرگسالان با صرع مقاوم به درمان مورد تایید می باشد.
گاباپنتین به شکل مونوتراپی یا درمان همراه در صرع های کانونی در کودکان ۳ تا ۱۲ سال و بزرگسالان و نیز در کودکان با صرع کانونی مقاوم به درمان کاربرد دارد.
توپیرامات دارویی ضدصرع با پتانسیل بالاست. این دارو در درمان صرع تونیک کلونیک فراگیر اولیه و کانونی و درمان کمکی در کودکان و بزرگسالان با تشنج های کانونی مقاوم به درمان تجویز می شود. توپیرامات اولین بار به عنوان یک داروی ضددیابت مطرح شده بود.
فلبامات در درمان صرع کانونی، صرع تونیک کلونیک اولیه و صرع آتونیک در بیماران با سندرم Lennox Gastaut کاربرد دارد. این دارو در بیمارانی تجویز می شود که به سایر درمان ها پاسخ نداده اند.
در سال ۲۰۰۰ زونیزاماید که ساختار بی ارتباطی با سایر داروهای ضدصرع دارد، از سوی اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا برای درمان کمکی بیماران با صرع کانونی مقاوم به درمان مورد تایید قرار گرفت.

aligol172
23-06-2011, 02:59
بی قراری و سایکوز، از جمله شایع ترین علایم در سالمندان مبتلا به دمانس است که موجب مشکلات بالینی جدی در این گروه از بیماران می شوند. پس از به بازار آمدن داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک، این دسته از داروها به طور گسترده ای در درمان علایم بی قراری و سایکوز ناشی از دمانس در سالمندان به کار گرفته شدند...
بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از مجموعه مطالعات بالینی در جمعیتی از سالمندان، تجویز این قبیل داروها باعث بروز عوارض ناخواسته متابولیک نظیر افزایش وزن، دیابت شیرین نوع دو و اختلالات متابولیسم چربی ها می شود. اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا (FDA) از کارخانجات تولیدکننده داروهای آنتی سایکوتیک نسل قدیم درخواست کرده که در برگه اطلاعات دارویی داخل جعبه داروهای خود در مورد افزایش خطر مرگ و میر بیماران سالمند تحت درمان به دلیل بروز علایم سایکوز ناشی از دمانس هشدارهای لازم را ذکر کنند. این اطلاعات هشدار دهنده مشابه اطلاعاتی است که در سال ۲۰۰۵ به برگه اطلاعات دارویی آنتی سایکوتیک های آتیپیک اضافه شده است.
براساس یافته های حاصل از مطالعات و سایر شواهد موجود، اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا به این نتیجه رسیده که در مجموع داروهای آنتی سایکوتیک قدیمی در مقایسه با داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک در افزایش خطر مرگ بیماران سالمند مبتلا به سایکوز ناشی از دمانس که تحت درمان قرار گرفته اند، نقش پررنگ تری دارند. همچنین لازم است متخصصان به این نکته توجه داشته باشند که داروهای آنتی سایکوتیک، هیچ کدام در درمان سایکوز ناشی از دمانس مورد مصرف ندارد. البته این جمله به معنای ممنوعیت تجویز این داروها برای سالمندان نیست، بلکه باید در هنگام تجویز آنها در بیماران سالمند آسیب پذیر حداکثر احتیاط به عمل آید. در چنین بیمارانی دارودرمانی با داروهای آنتی سایکوتیک همیشه به عنوان انتخابی در تصمیم گیری هامطرح هستند.
● سایکوز و بی قراری ناشی از دمانس
دمانس یک اختلال شناختی کلی برگشت ناپذیر است. در واقع دمانس یک بیماری نیست، یک سندرم است. آلزایمر شایع ترین نوع دمانس است.شیوع دمانس در آمریکا به تنهایی به رقمی معادل ۵ تا ۱۵ درصد در جمعیت بزرگسالان بالای ۶۵ سال می رسد و انتظار می رود که تا سال ۲۰۲۰ شمار مبتلایان به این بیماری از مرز ۴۸ میلیون نفر در سراسر جهان بگذرد. بنابراین توجه به این معضل در حال رشد در جهان اهمیت بسیار زیادی دارد. پزشکان باید بدانند که ۶۰ درصد از بیماران مبتلا به دمانس در جامعه علایم رفتاری و روانی را نشان می دهند؛ حال آن که این رقم در آسایشگاه های سالمندان و مراکز نگهداری این گروه سنی به رقمی نزدیک به ۸۰ درصد می رسد.
● سوء مصرف آنتی سایکوتیک ها
داروهای آنتی سایکوتیک از جمله گروه داروهایی هستند که بیش از سایر گروه های دارویی در سالمندان مورد سوء مصرف قرار می گیرند. بنابراین پیشگیری از سوء مصرف آنتی سایکوتیک ها و سایر داروهای اعصاب و روان در سالمندان ضروری است. برای رسیدن به این هدف توجه به نکات زیر کمک کننده است.
▪ توجه به علایم: زیر نظر گرفتن دقیق علایم به پزشک کمک خواهد کرد تا به درستی تشخیص دهد که چه عواملی باعث ایجاد علایم می شوند و از بروز آنها پیشگیری کند.
▪ ارزیابی پزشکی: توجه به مشکلات پزشکی و بیماری های زمینه ای بسیار مهم است، زیرا علایم روانی شناختی ممکن است در سالمندان به دنبال مشکلات پزشکی ایجاد یا تشدید شوند. بررسی بیمار از لحاظ بیماری های غیر روانپزشکی، کمک خواهد کرد تا تنها در صورت وجود علایم با منشأ مشکلات روانی اقدام به تجویز داروهای آنتی سایکوتیک کنید. کوتاهی در یافتن علل غیر روانپزشکی بی قراری و سایکوز، پزشک را در درمان موثر با استفاده از مناسب ترین مداخلات دارویی و غیردارویی ناتوان خواهد کرد.
▪ تشخیص صحیح روانپزشکی: در صورت تشخیص صحیح بیماری، در درمان علایم روانی شناختی که ممکن است در بیماران سالمند به شکل غیراختصاصی تظاهر کنند، موفق خواهید بود. برای حصول این هدف، مشاوره با روانپزشک یا روان شناس دوره دیده در زمینه روانشناسی سالمندان کمک کننده است. در صورت لزوم و در شرایطی که خطری جدی سالمند یا اطرافیان او را تهدید کند، تجویز داروهای آنتی سایکوتیک درمانی موثر و گاه حتی ضروری خواهد بود.
▪ مداخلات غیر دارویی: تعدیل رفتارها، بهبود محیط (از نظر وجود صدا، دما و مزاحمت ها)، گروه درمانی، روان درمانی حمایتی، فعالیت های تفریحی توام با مقاصد درمانی (موسیقی درمانی، باغبانی) در میان سایر استراتژی های درمانی برای این گروه بیماران ممکن است کمک کننده باشد و گاه حتی نیاز به مداخلات دارویی را حذف کند.
▪ تفاوت ظریف میان دارودرمانی تک تک سالمندان: میان دارودرمانی تک تک افراد سالمند با یکدیگر اختلافات جزئی وجود دارد. این اختلاف های احتمالی باید در پروتکل های درمانی ملی ویژه سالمندان درنظر گرفته شود. شما به عنوان پزشک معالج باید همواره به یاد داشته باشید که درمان هر سالمندی با سالمند دیگر متفاوت و منحصربه فرد است.
▪ شروع آرام درمان و کنترل مداوم: در سالمندان، شروع درمان دارویی باید بر اساس دوزاژی که در راهکارهای ویژه سالمندان ذکر شده، باشد. همچنین برای ادامه درمان و نیز قطع هر دارویی تیتراسیون مناسب نباید فراموش شود. در حین درمان هم پایش و کنترل دقیق ضروری است.
▪ بررسی پاسخ دهی درمانی: ارزیابی میزان پاسخ دهی علایم روانی – شناختی موجود به درمان های انتخاب شده بسیار مهم است. در ادامه درمان باید گزارش های بالینی کادر درمانی و سایر متخصصان از وضعیت بیمار مورد توجه قرار گیرد. جمع آوری اطلاعات در مورد وضعیت بیمار و پایش بیمار برای پیشگیری از عوارض جانبی ناتوان کننده احتمالی داروهای اعصاب و روان ضروری است و باید در برنامه های ارزیابی مداوم سالمندان گنجانده شود. بر اساس اعلام نظر FDA، هر عارضه جانبی نامطلوبی به دنبال تجویز این گروه داروها در سالمندان باید گزارش شود. همچنین، پزشکان محترم باید قبل از شروع داروهای آنتی سایکوتیک در سالمندان، مزایا و فواید آن را درنظر بگیرند و بنابر شرایط منحصر به فرد هر سالمند برای درمان علایم رفتاری مرتبط با دمانس در آنان تصمیم بگیرند.
● جمع بندی
محققان امروزه بر این عقیده اند که تجویز داروهای آنتی سایکوتیک، چه نسل قدیمی و چه آتیپیک، در درمان سایکوز ناشی از دمانس در سالمندان جایگاهی ندارد. البته این گروه از داروها در شرایط خاصی ممکن است بسیار سودمند و حتی تجویز آنان ضروری باشد. به هر حال استفاده از این گروه داروها در سالمندان آسیب پذیر باید با احتیاط صورت گیرد.

aligol172
23-06-2011, 03:06
یک مرد ۶۰ ساله با اضافه وزن به شما می گوید که طی سال گذشته ۴ نوبت حمله نقرس داشته است و می خواهد بداند چگونه می تواند احتمال حملات بیشتر را کاهش دهد. وی برای درمان پرفشاری خون آملودیپین مصرف می کند...
● به چه مسایلی باید پرداخت؟
▪ تایید تشخیص: آیا این بیماری واقعا نقرس است؟ یک شرح حال معمول از شروع سریع درد مفصلی شدید خود محدود شونده که طی ۱۲ ۶ ساعت به حداکثر می رسد و با تورم و قرمزی همراه است. نقرس را مطرح می کند. مخصوصا هنگامی که در یک حمله مفصل متاتارسوفالانژیال اول گرفتار شود. (این مفصل در ۹۰ بیماران گرفتار است و اولین مفصلی است که در ۷۰ بیماران درگیر می شود) وجود توفوس از تشخیص حمایت می کند. شواهد قبلی از وجود بلورهای مونوسدیم اورات در مایع حاصل از آسپیراسیون یک مفصل (طی یک حمله یا بین حملات) استاندارد طلایی تشخیص است. غلظت سرمی اسید اوریک (µmol/L ? (SUA ۳۸۰ حداقل یک ماه بعد از یک حمله حاد یا ? µmol/L ۳۳۰ (حدود mg/dL ۵/۵) در خلال یک حمله تشخیص نقرس را نامحتمل می کند.
▪ علل: عوامل خطرزای شایع عبارت اند از مصرف آبجو یا الکل، مصرف دارو (مثل تیازیدها) و جنس مذکر (برای رویت فهرست کاملی از عوامل به bmj.com مراجعه کنید)
▪ عوارض: این عوارض می تواند شامل سنگ کلیه، نفروپاتی یا تشکیل توفوس باشد.
▪ ملاحظات: نشانگان متابولیک همراه را مدنظر داشته باشید.
● طی مشاوره
شاخص توده بدن، دور کمر و غلظت لیپید و قند ناشتا را (از نظر بررسی وجود نشانگان متابولیک) اندازه گیری کنید. نمره خطر قلبی ـ عروقی یا نمره فرامینگهام بیمار را محاسبه و آن را اصلاح کنید. خون بیمار را از نظر غلظت اسید اوریک سرم و کارکرد کلیه بررسی کنید. تنها در صورتی که از تشخیص مطمئن نیستید بیمار را برای رادیوگرافی بفرستید.
به بیمار توضیح دهید نقرس به دلیل تجمع بلورهای اسید اوریک در مفصل ایجاد می شود.
● کاهش خطر وقوع حملات بیشتر
به بیمار توصیه کنید وزن خود را کم کند. رژیم غذایی و ورزش می تواند غلظت اورات سرم را تا حدود ۱۰۰µmol/L (حدود ۷mg/dL/۱) کاهش دهد و خطر وقوع نشانگان متابولیک را کمتر کند. بیمار باید در روز ۲ لیتر مایع بنوشد (خصوصا اگر سابقه ای از سنگ کلیه دارد) محدود سازی غذاهای غنی از پورین در صورتی که قابل توصیه باشد، دشوار است و معمولا تاثیر آن کمتراز کاهش وزن است، جامعه نقرس انگلستان توصیه های رژیمی لازم را ارایه نموده است.
به بیمار توصیه کنید مصرف الکل خود را کاهش دهد. وی باید از نوشیدن آبجو (غنی از پورین) و حتی المقدور نوشابه های الکلی خودداری کند. شراب یک عامل خطرزای عمده محسوب نمی شود.
● درمان دارویی
در صورتی که امکان دارد درمان های دارویی تسریع کننده نقرس نظیر داروهای دیورتیک تیازیدی را متوقف کنید یا آنها را تغییر دهید.
اگر توفوس یا نفروپاتی ناشی از اورات وجود داشته باشد و یا بیمار مکررا دچار حملات نقرس می شود (بیش از ۳ بار در سال) درمان با آلوپورینول را در نظر داشته باشید: این دارو با دوز ۱۰۰ میلی گرم به فاصله یک ماه بعد از یک حمله حاد شروع می شود و بسته به غلظت اسیداوریک سرمی بیمار (آن طور که در دستورالعمل ملی انگلستان قید شده است) هر ۴ هفته ۱۰۰ میلی گرم افزایش می یابد. هدف باید حصول غلظت مساوی یا کمتر از۳۶۰µmol/L (حدود mg/dL ۶) باشد. این رژیم «آهسته و پیوسته» خطر نقرس ناشی از آلوپورینول و سمیت ناشی از این دارو را کاهش می دهد. در بیمارانی که اختلال کارکرد کلیوی وجود دارد دارو را با دوز ۵۰ میلی گرم شروع کنید و تدریجا به دوز حداکثر ۱۰۰ میلی گرم برسانید. به هنگام شروع آلوپورینول به بیمار هشدار دهید که این دارو می تواند حملات نقرس را تسریع کند ولی بیمار باید مصرف آن را ادامه دهد و در مورد تجویز یک داروی ضد التهابی (مثل داروهای ضد التهاب غیراستروییدی [NSAIDs]، کلشی سین یا کورتیکواسترویید) به توصیه پزشک عمل کند؛ همچنین بیمار باید بداند که حتی بعد از طبیعی شدن غلظت اورات، شاید چندین ماه زمان لازم باشد تا حملات نقرس فروکش کند و بیمار باید در صورت بروز بثورات پوستی به پزشک مراجعه کند.
پروفیلاکسی در برابر حملات حاد را طی ۳ ماه نخست درمان با آلوپورینول شروع کنید. این کار با تجویز دارویی مثل کلشی سین با دوز ۵/۰ میلی گرم ۲ بار در روز که از ۲ هفته قبل از تجویز آلوپورینول شروع می شود، امکان پذیر است. اگر کلیرانس کراتینینmL/min ۴۹ ۳۵ باشد دوز کلی شین را به ۵/۰ میلی گرم در روز و اگر کلیرانس کراتینین ml/min ۳۵ ۱۰ باشد دوز آن را به ۵/۰ میلی گرم در هر ۳ ۲ روز کاهش دهید.
به بیمار در مورد احتمال وقوع اسهال هشدار دهید. ممکن است لازم باشد در صورت تداوم حملات، پروفیلاکسی به مدت طولانی تری ادامه یابد و یا در صورت بروز سمیت دارویی، مدت آن کوتاه تر شود. یک درمان جایگزین متداول تر مورد استفاده ـ که البته کمتر مبتنی بر شواهد است ـ NSAID خوراکی است (با یا بدون محافظت گوارشی) که می توان آن را همزمان با تجویز آلوپورینول شروع کرد.
اگر بیمار سابقه ای از تشکیل سنگ های اورات ندارد، تغییر آملودیپین به لوزارتان را مدنظر داشته باشید چراکه لوزارتان اثر اوریکوزوریک خفیفی دارد.
● ادامه درمان
هنگامی که بیمار تحت درمان با آلوپورینول است کارکرد کلیوی وی را سالانه اندازه گیری کنید و عوامل خطرزا برای نشانگان متابولیک یا حوادث نامطلوب قلبی ـ عروقی را پایش نمایید.
اگر بیمار نفروپاتی یا سنگ کلیوی از جنس اورات دارد یا آلوپورینول را تحمل نمی کند، او را به یک متخصص ارجاع دهید.

aligol172
23-06-2011, 03:33
آلرژی را می توان به عنوان حساسیت بدن نسبت به ماده یی تعریف کرد که به طور طبیعی افراد دیگر را مبتلا نمی کند. در محیط زندگی انسان، مواد بیشماری وجود دارند که ممکن است در بسیاری افراد سبب بروز واکنش های خفیف تا شدید شوند. این واکنش ها از آلرژی های حقیقی به علت عدم تحمل نسبت به بعضی اغذیه و مواد تا آلرژی های ناشی از آلودگی متغیرند.
واکنش های آلرژیک ممکن است ظرف چند دقیقه پس از تماس بیمار با آلرژن بروز کنند و یا ممکن است چند ساعت یا حتی چند روز به تأخیر افتند. تقریباً تمام قسمت های بدن ممکن است به آلرژی گرفتار شوند. آن بخش از بدن که تحت تأثیر آلرژی قرار می گیرد، عضو شوک نامیده می شود. نقاطی که بیشتر دچار آلرژی می شوند عبارتند از بینی، چشمان، پوست، قفسه ی سینه، روده و گوش.
واکنش های آلرژی به علت شرایط و مواد متفاوت بسیاری ایجاد می شوند. این عوامل عبارتند از گرده ی گل ها، گرد و غبار، مواد آرایشی و موی حیوانات، گیاهان سمی، سرم ها، واکسن و داروها. عوامل فیزیکی مانند گرما، سرما و آفتاب و نیز انواع غذاها. از میان آلرژن های متعدد غذایی می توان از فراوان ترین عوامل ایجاد آلرژی پرتقال، شیر، تخم مرغ، گندم، ماهی، شکلات، کلم، انواع سیب زمینی، گوجه فرنگی و توت فرنگی را ذکر کرد.
نشانه های آلرژی نیز به نسبت تعداد فراوان مواد به وجود آورنده ، زیاد و بسیار فراوان است. این نشانه ها عبارتند از سردردهای راجعه، میگرن، سرگیجه، آغالش پذیری، عصبانیت، افسردگی، نورالژی، عطسه، ورم ملتحمه، دیابت، اگزما، سوزش دل، تب یونجه، سوء هاضمه، یبوست، اسهال، زخم معده، آسم، افزایش وزن، بالا بودن فشارخون، درد قفسه ی سینه ، حملات قلبی، گرفتگی بینی یا آبریزش، کوتاهی نفس، ورم صورت و چشم و غیره. یک غذا ممکن است در افراد مختلف سبب پیدایش نشانه های متفاوت شود. بسیاری از آلرژی ها چند عاملی بوده و ممکن است به علت آلرژن های متعدد ایجاد شده باشند.
آلرژی نشانه ی کاهش مقاومت و ناهماهنگی درونی است که به علت اشتباه در مصرف اغذیه و خطا بودن شیوه ی زندگی می باشد. عقیده برآن است که استفاده از اغذیه یی مانند غلات، گوشت، ذرت، شیرکامل و غیره پیش از رسیدن به ۱۰ تا ۱۲ ماهگی علت بروز آلرژی است. به علت فقدان آنزیم های مناسب لازم برای هضم این اغذیه ، در این سن، مصرف آنها موجب بروز واکنش های آلرژی می شود. حداقل نوزاد باید به مدت ۸ ماه از شیر مادر تغذیه کند تا به این ترتیب مواد مغذی لازم به صورت طبیعی از طریق شیر مادر به وی برسد.
علت مهم دیگر آلرژی، استفاده از اغذیه ی پردازش شده یی است که دارای افزودنی های شیمیایی است و بسیاری از این مواد سبب بروز واکنش های شدید آلرژی می شوند. ممکن است به علت عدم تعادل در جیره ی غذایی، حالت آلرژی بروز نماید. ممکن است به علت مصرف بیش از حد قند تصفیه شده و بی نظمی های متعاقب آن در میزان قند خون بدن نتواند به صورتی مناسب قند را تجزیه کرده و به مصرف برساند و یا به علت عدم تعادل مواد معدنی و ویتامین ها در نتیجه نقص در الگوی جیره ی غذایی، حالت آلرژی به وجود آید.
استرس عاطفی و روانشناسیک هم ممکن است به بروز آلرژی منتهی شود. طبق نظر دکتر هانس سلیه Hans Selye، اولین پژوهشگر در زمینه ی استرس، غالباً نشانه های آلرژی چیزی جز واکنش بدن نسبت به استرس نمی باشد. انسان ممکن است به علت استرس مزمن نسبت به غذاهای رایج یا موادی که به وفور در محیط دیده می شود مثل دود بنزین حساسیت پیدا کند.
● درمان
برای مقابله با آشفتگی های آلرژیک، راه های مختلفی وجود دارد. برای این کار ابتدا باید منابع ایجاد کننده ی آلرژی را یافت. این کار بسیار سخت است ولی کاری غیر ممکن نیست. دوم وقتی منابع ایجاد کننده ی آلرژی مشخص شد، باید از تماس با آنها پرهیز شود. سوم و مهم تر از همه، باید برای ایجاد و استقرار ایمنی، سلامت و مقاومت عمومی بدن را سازمان داد.
برای تشخیص اغذیه ی آلرژی زا دو راه وجود دارد. اولین روش را آزمون و خطای حذف غذایی می نامند. با این روش بسیاری از خطرات و اغذیه حذف می شود. تا آنجا که امکان دارد باید از اغذیه ی ارگانیک، پردازش نشده و عمل نیامده استفاده شود زیرا به این ترتیب یک گروه دیگر از خطرات مانند حشره کش ها، اسپری های مختلف و سم های دیگر حذف می شوند.
پس از حذف بسیاری از عوامل آشفته کننده برای یقین به نشانه های مشکوک ناشی از اغذیه باید بیمار خود عوامل ایجاد کننده ی آلرژی را در موارد مختلف شناسایی کند. در این مورد بهتر است از رژیم حذفی استفاده شود و به مدت دو هفته از غذاهای مشکوک استفاده نشود تا علت آلرژی مشخص گردد. گاهی با تغییر یک محصول خاص یا نوع به خصوص، می توان یک جانشین غذا یافت که موجب اختلال نمی شود.
راه دیگر تشخیص علت آلرژی «آزمون نبض» دکتر کوکا Coca است. این روش به صورت زیر انجام می شود: پیش از صرف غذا نبض را می شماریم. سپس در هر وعده غذا از یک غذا استفاده می کنیم، نیم ساعت پس از صرف غذا دوباره تعداد نبض را می شماریم. افزایش اندک تعداد نبض طبیعی است و حتی افزایش تا ۱۶ ضربان نیز طبیعی تلقی می شود. در صورتی که تعداد نبض به ۸۴ در دقیقه افزایش یابد، ممکن است آلرژی موجود نباشد.اما اگر تعداد نبض به بیش از این مقدار برسد و یک ساعت پس از صرف غذا به همین مقدار بماند، به احتمال زیاد آلرژی غذایی وجود دارد.
اما، بهترین راه برای پیشگیری یا غلبه کردن بر آلرژی تقویت مقاومت کلی جسم است تا دیگر جسم به راحتی طعمه ی عوامل آلرژی زا نشود. در شروع کار، بیمار باید به مدت ۴ تا ۱۰ روز صبح ها آب میوه بخورد. تکرار مصرف ناشتا یا اصولاً استفاده ی کوتاه مدت از رژیم روزه ی آب میوه، تحمل جسم نسبت به آلرژی را بیشتر می کند. پس از صرف آب میوه ی ناشتایی، می توان از یک نوع سبزی یا میوه مثل هویج، انگور یا سیب به مدت یک هفته استفاده کرد. بعد از این مدت، یک غذای دیگر به این رژیم افزوده می شود. بعد از ۴ هفته، می توان در هر وعده از یکی از غذاهای پروتئینی استفاده کرد. در صورتی که نسبت به غذاهای جدید واکنش آلرژی ایجاد شود، آن غذا را باید قطع کرد و غذای دیگری مورد استفاده قرار داد. به این ترتیب تمامی عوامل آلرژی زا در نهایت از جیره ی غذایی حذف خواهند شد.
برای فعالیت روزانه، بدن به ذخیره ی بزرگ قلیایی نیاز دارد. ایجاد اسید فراوان به علت استفاده از غذاهای نامناسب، خستگی، استرس های روانی و کم خوابی ممکن است سدی در برابر کارآیی ذخایر قلیایی به شمار آیند. در افراد مبتلا به آلرژی باید از اغذیه ی تولید کننده ی قلیا استفاده کرد تا سیستم ایمنی تقویت شود.
اغذیه یی که باید از جیره ی غذایی حذف شوند عبارتند از چای، قهوه، شکلات، نوشابه های کولادار، الکل، قند، شیرینی ها و غذاهای حاوی قند، غلات تصفیه شده، گوشت، ماهی، جوجه، توتون، شیر، پنیر، کره، اغذیه ی دودی، شورها، ترشی ها و اغذیه ی حاوی هر نوع افزودنی شیمیایی، نگاهدارنده یا طعم دهنده . این اغذیه یا سبب تجمع مواد سمی و یا تحریک بیش از حد غدد آدرنال شده و یا بر تولید آنزیم لوزالمعده فشار می آورند و یا تعادل قند خون را به هم می زنند.
در مواردی با هدف پیشگیری، استفاده از ویتامین های کامل مجموعه ی C که به نام فلاونوئیدها شناخته می شوند، توصیه شده است. این مواد سبب تقویت تراوایی یاخته در جهت ایمن سازی بدن در برابر آلرژی های مختلف به ویژه تب یونجه می شود. غالباً افزون ویتامین B۶ یا اسید پانتوتنیک سبب تسکین مبتلایان به آلرژی می شود. آلرژی های مختلف ممکن است به علت ضعف کارکرد غده ی فوق کلیوی حاصل شود. در این گونه موارد مقدارکافی اسید پانتوتنیک به علاج بیماری می انجامد، ولی بهبودی چند هفته طول می کشد. مصرف مقدار کافی ویتامین E نیز سودمند است زیرا این ویتامین دارای خواص مؤثر ضد آلرژی است.
یک پزشک هندی به نام دکتر همنت پاتاک Hement Pathak، دارویی مؤثر برای آلرژی کشف کرده است. او دریافت که مصرف ۵ قطره روغن کرچک در کمی آب میوه یا آب با معد ه ی خالی صبح ها، در مورد آلرژی های مجرای روده، پوست و راه گذرهای بینی بسیارسودمند است. دکتر پاتاک که خبره ی طب چینی است، موارد متعدد حفاظت در برابر آلرژی را با این روش گزارش نموده است.
در آن دسته از حالات آلرژی که عنصر استرس هم در بروز آن دخیل است، لازم است از روشهایی مانند بسط (آرمیدگی)، نرمش، مراقبه و کنترل ذهن، استفاده کرد. استفاده از این روشها سبب کاهش استرس یا از بین رفتن آن شده و به این ترتیب در درمان آلرژی مؤثر خواهد بود. آساناهای یوگا مانند یوگامودرا آردهماتسیندراسانا Yogamudra ardhmatsyendrasma، ساروانگاسانا sarvangasana، شاواسانا shavasana و آنولوماویلوما anuloma viloma و پرانایاما pranayama نیز سودمند است.

aligol172
23-06-2011, 03:39
آنتی بیوتیک هایی که به سفالوسپورین ها موسوم اند و نمایانگر شکل جدیدی از پنی سیلین هستند و سیکلوسپورین، که آنتی بیوتیکی است برای تسهیل پیوند اعضای انسان . درهر دو مورد آنتی بیوتیک ها از انواعی قارچ تولید شده اند .
در نظر اکثر افراد کلمه ی «قارچ» تصاویر مشمئز کننده ای همچون عفونت قارچی پا یا کپک روی نان و پرده های حمام را تداعی می کند. در نظر کشاورز، قارچها چیزی بیش از جاندارانی مشمئز کننده اند، چون گاه باعث فساد فاجعه آمیز محصولات می شوند. اما قارچ جنبه های خوبی هم دارد: تولید سرکه، پنیر، ورآمدن نان و تمام عملیات صنعتی که در آنها از تخمیر استفاده می شود ، مبتنی بر به کارگیری مخمرها هستند، که در گروه قارچ ها قرار دارند.
یکی از مهمترین اعمال قارچ ها تولید ترکیبات آنتی بیوتیک است که برای جانداران رقیب، به ویژه باکتری ها، سمّی اند.
● سفالوسپورین ها
در اوایل دهه ۱۹۵۰ پزشکانی که از پنی سیلین استفاده می کردند با مشکلی جدی روبه رو شدند: تعدادی از باکتری ها، به خصوص استافیلوکوک ها، به پنی سیلین مقاومت نشان می دادند. کلید حل این مشکل سال ها قبل کشف شده بود، اما تا مدت ها بعد شناخته نشد.
در سال ۱۹۴۸ ، جیوسپه بروتزو، استاد باکتری شناسی در ساردینیا، جزیره بزرگ ایتالیا در دریای مدیترانه، ماده آنتی بیوتیکی را در آب دریای مجاور محل تخلیه فاضلاب شهر کشف کرد. پروفسور بروتزو قصد داشت نقش احتمالی این آنتی بیوتیک را در پاکسازی خود به خودی فاضلاب بررسی کند. وقتی متوجه شد که مایع کشت تغلیظ شده از قارچ، آنتی بیوتیک مؤثری است، از آزمون های جانوری چشم پوشید و چه با تجویز موضعی و چه از راه تزریق، آن را در انسان های بیمار که دچار عفونت شده بودند به کار برد. او نتیجه گرفت که بیمارانش، به ویژه آنانی که مبتلا به تب حصبه بودند، علایم بهبودی از خود نشان دادند.
در سال ۱۹۴۸ ، پس از آنکه نتوانست توجه هیچ یک از شرکت های دارویی ایتالیا را به یافته های خود جلب کند، آنها را در مجله ای که ( به ایتالیایی) پژوهش های انستیتو بهداشت کالیاری نام داشت منتشر کرد، و نوشت که امیدوار است دیگران کار او را دنبال کنند، چون در ساردینیا امکانات و ابزارش محدود بود. او همچنین یافته هایش را به یکی از مأموران انگلیسی بهداشت عمومی ساردینیا گزارش کرد، که این مامور نیز آنها را برای سرادوارد آبراهام از دانشکده آسیب شناسی دانشگاه آکسفورد انگلستان نقل کرد. سال ها بعد آبراهام نوشت: «اگر این سلسله وقایع نبود، بعید می نماید از پژوهشهای بروتزو خبردار می شدیم. در ابتدا گمان می کردیم که مقاله ی او یک شماره از یکی از مجله های محلی را به خرد اختصاص داده است. اما وقتی بعدها از او پرسیدم این مجله هر چند وقت یک بار منتشر می شد، با لبخندی پاسخ داد که نه پیش از آن منتشر شده بود، و نه پس از آن به چاپ رسید، اما اگر باز هم مطلبی به همان اندازه جالب بیابد، شماره های دیگری از آن منتشر خواهد کرد».
آبراهام بررسی متمرکزی را درباره مواد آنتی بیوتیک تولید شده در سفالوسپوریوم در آکسفورد آغاز کرد. دانشمندان آکسفورد دریافتند که این قارچ چندین نوع آنتی بیوتیک مختلف تولید می کند. نخستین ترکیبی که جدا شد عمدتاً در مقابله با باکتری های گرم مثبت مؤثر بود، بنابر این سفالوسپورین P نامیده شد. اما بروتزو متوجه شده بود که نمونه هایی که او از قارچ تهیه کرده، هم با باکتری های گرم مثبت مقابله می کردند وهم باکتری های گرم منفی، بنابراین پژوهشگران آکسفورد تلاش کردند آنتی بیوتیک های دیگری را از محیط کشت استخراج کنند. در سال ۱۹۵۴ آبراهام و همکارانش نمونه تقریباً خالصی را از آنتی بیوتیکی دیگر به دست آورده بودند که سفالوسپورینN نامیدند، چون باکتری های گرم منفی را از بین می برد. بررسی شیمیایی دقیق تر نشان داد که این ماده آن قدر به پنی سیلین شباهت دارد که آن را پنی سیلین N نامیدند.
در سال ۱۹۵۵ ماده بلوری خالصی به نام سفالوسپورین C به دست آمد. خاصیت سمّی این دارو بسیار ناچیز بود، و در مقابله با باکتری های بیماری زایی که به پنی سیلین های رایج در دهه ۱۹۵۰ مقاوم بودند اثر زیادی داشت. در سال ۱۹۶۱ آبراهام و گای نیوتن ساختار مولکولی سفالوسپورینC را براساس قراینی که از بررسی های شیمیایی به دست آورده بودند اعلام کردند. در همان شماره آن مجله، دوروتی کروفوت ها جکین وا. ن. مازلن، این ساختار را بر اساس تجزیه و تحلیل طرح پراش پرتو ایکس تأیید کردند. دوروتی ها جکین پیش از آن هم در دهه ۱۹۴۰ با بررسی طرح پراش پرتوایکس قراین محکمی را برای تعیین ساختار پنی سیلین ارائه داده بود؛ وی در سال ۱۹۶۵ برنده جایزه نوبل در شیمی شد. گرچه پژوهشگران آکسفورد قسمت اعظم کار جداسازی و تعیین ساختار سفالوسپورین ها را انجام داده بودند، اما رابرت ب. وودوارد و همکارانش تعیین ساختار سفالوسپورین ها را انجام داده بودند، اما «رابرت ب. وودوارد» و همکارانش در دانشگاه هاروارد، سفالوسپورین C را به شکل صناعی تهیه کردند، و وودوارد این موفقیت را در سال ۱۹۶۶ به هنگام دریافت جایزه نوبل در سخنرانی خود اعلام کرد.
بازدهی سفالوسپورین C در قارچ اولیه آن قدر پایین بود که امکان استفاده عملی از آن وجود نداشت. اما دو پیشرفت منجر به استفاده از سفالوسپورین ها در پزشکی شدند. اولی شناسایی سویه جهش یافته ای از قارچ بود که مقادیر بسیار بیشتری سفالوسپورینC تولید می کرد، و دیگری کشف روش هایی برای تغییر شیمیایی مولکول سفالوسپورینC و تولید طیف وسیعی از آنتی بیوتیک های بتا لاکتام بود که ارزش طبی بسیار داشتند. بتا – لاکتام مولکولی دارای یک حلقه چهار ضلعی است که در آن یک اتم نیتروژن وجود دارد. پنی سیلین ها نیز بتا لاکتام هستند، اما حلقه پنج ضلعی دیگری دارند، در حالی که شکل ۳۰ ۱ نشان می دهد سفالوسپورین ها حلقه دیگرشان شش ضلعی است. امروزه در حدود ۲۰ نوع سفالوسپورین در ایالات متحده وجود دارد و امید آن می رود که انواع بسیار دیگری در آینده به روش های صناعی تهیه شوند. در شش سفالوسپورین جدید نسل سوم، همگی دارای همان هسته بنیادین بتا لا کتام هستند، و تفاوتشان در اجزایی است که در موقعیت های R۱،R۲،R۳ در شکل ۳۰ ۱ قرار می گیرند. همه آنها با طیف گسترده تری از باکتری های گرم منفی مقابله می کنند، اما تأثیرشان بر عوامل خاص تفاوت چشمگیری با هم دارد.
در پی تحقیق درباره این که چگونه فاضلابی که از شهری در ساحل مدیترانه به دریا می ریخت در آب پاکسازی می شد، سلسله غریبی از وقایع روی داد که به کشف زرادخانه کاملاً جدیدی از داروهای آنتی بیوتیک انجامید!
● سیکلوسپورین
از سال ۱۹۸۱ تاکنون سیکلوسپورین در پیوند اعضای انسان انقلابی به پا کرده است. این دارو از رد پیوند جلوگیری می کند یعنی واکنش دستگاه ایمنی بدن به هنگامی که بافت بیگانه ای را شناسایی می کند و اعضای پیوند شده را گاه تقریباً بلافاصله پس از پیوند از کار می اندازد. عوارض نامطلوب این دارو نیز به نحو شگفت آوری کم است. دکتر توماس استارتزل جراح دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبرگ در سال ۱۹۸۳ ضمن جلسات تحقیق کنگره آمریکا که به درخواست آلبرت گور، سرپرست کمیته علم و تکنولوژی تشکیل شده بود، گزارش داد که تا پیش از عرضه این دارو در سال ۱۹۷۹، پیوند کبد در خوش بینانه ترین ارزیابی ها هم خطرناک بود. او گفت: «برای حدود ۲۰ سال به نظر می رسید هیچ راهی برای خلاصی از این تناقض نباشد. داروهایی که مصرف می شدند از یک طرف در پیشگیری از رد پیوند قابل اعتماد نبودند، و از طرف دیگر بسیار خطر داشتند. اما با سیکلوسپورین درصد بیمارانی که پیوند کبد آنها در سال بحرانی اول دوام می آورد، از حدود ۳۵% به ۶۵ یا۷۰% افزایش یافته است».
دکتر گ. ملویل ویلیامز از دانشگاه جانزها پکینز فایده آن را در پیوند کلیه تأیید کرد: «پژوهشگران چهار مرکز در این کشور در زمینه استفاده از داروی سرکوبگر ایمنی جدید، سیکلوسپورین، تجربه داشته اند، و همه این پژوهشگران همرایند که وقتی برای این دارو اجازه مصرف عمومی صادر شود به احتمال زیاد تمامی اقداماتی که [ برای افزایش دوام پیوند] انجام داده ایم متروک خواهند شد». با استفاده از سیکلوسپورین ۸۰ تا۹۰% کلیدهای پیوند شده از جسد دوام می آوردند، در حالی که بدون مصرف دارو میزان موفقیت تنها در حدود ۵۰% است.
پیوندهای قلب و پیوندهای قلب و ریه نیز با سیکلوسپورین بسیار تسهیل می شوند. همان طور که دکتر نورمن شاموی جراح دانشگاه استانفورد گواهی داد: «از هنگامی که استفاده از سیکلوسپورین را در دسامبر۱۹۸۰ آغاز کردیم، حتی یک مورد هم از رد پیوند قلب که از لحاظ بالینی قابل تشخیص باشد وجود نداشته است».
برای آنکه به چگونگی کشف سیکلوسپورین پی ببرید، باید بدانید که برخی از شرکت های دارویی از کارمندان خود که به تفاط مختلف دنیا سفر می کنند می خواهند نمونه هایی از خاک آن کشورها را با خود بیاورند تا برای یافتن سازواره های ریزی که احتمال تولید آنتی بیوتیک در آنها وجود دارد، مورد آزمایش قرار گیرند. شرکت ساندوز در بال سویس یکی از این گونه شرکتهاست. در سال ۱۹۷۰میکروب شناسی به نام ژان بورل مقداری خاک را که نمایندگان شرکت از ویسکانسین ایالات متحده و از نروژ آورده بودند بررسی می کرد. تحقیقات او نشان داد که خاک هر دو ناحیه دارای دو سویه جدید از قارچ است که تولید ماده ای می کنند که در آب نامحلول است. این ماده که سیکلوسپورینA نام گرفت آثار آنتی بیوتیکی نیرومندی نداشت، اما خاصیت سمّی اش آن قدر ناچیز بود که آزمایش های بیشتری بر آن انجام شد، و بورل در ژانویه ۱۹۷۲ متوجه شد که اثر چشمگیری در سرکوب دستگاه ایمنی دارد. اما چندی از این واقعه نگذشته بود که مدیریت ساندوز تصمیم گرفت تلاش هایشان را در زمینه ایمنی شناسی متوقف کنند و از بورل خواستند تا کار در زمینه سیکلوسپورینA را رها کند.
بورل سرسختانه با این تصمیم گیری مخالفت کرد، و خوشبختانه به او اجازه داده شد پژوهش هایش را در زمینه سیکلوسپورین A ادامه دهد. او دریافت که اثر آن در سرکوب دستگاه ایمنی در تمام گونه های جانوری آزمایش شده مشاهده می شود. اما وقتی سعی کرد آن را در انسان امتحان کند، برای یافتن راهی به منظور جذب آن در بدن دچار اشکال شد، چون دارو در آب نامحلول بود. داوطلبان، آن را به صورت کپسول های ژلاتینی مصرف کردند، اما یا دارویی در جریان خونشان یافت نمی شد، یا بسیار اندک بود. بورل در این مرحله از پژوهش متقاعد شد که مشکل در طرز رساندن دارو به بدن است، و راه حلی برای این مشکل پیدا کرد؛ داوطلب شد شربتی از داروی محلول در الکل تقریباً خالص که در آن مقدار کمی آب و یک عامل تعلیق کننده وجود داشت، بنوشد. به گفته خودش کمی «مست» کرد، اما دو ساعت بعد غلظت داروی فعال در خونش از لحاظ داروشناختی به حد قابل تشخیصی رسید! بعدها معلوم شد که روغن زیتون حامل بهتری برای مصرف خوراکی داروست. در ژوئن ۱۹۷۸، جراحان در انگلستان استفاده ازسیکلوسپورین A را در نخستین بیمارانی که از جسد به آنان کلیه ناسازگار پیوند شده بود یا پیوند مغز استخوان گرفته بودند امتحان کردند. اکنون تلاش چندین ساله ده ها دانشمند بیش از آنچه انتظار می رفت موفقیت آمیز بوده است. سازمان مواد غذایی و دارویی آمریکا اجازه مصرف آن را صادر کرده است، و در حال حاضر در مراکزی که پیوند اعضا صورت می گیرد استفاده عمومی دارد. اما عضوی که قرار است از بدن دهنده پیوند شود باید ظرف ۲۴ ساعت به فرد گیرنده برسد. این محدویت غالباً لازم می کند که عضو در محلّی با عجله بسیار از بدن برداشته شود، به محلی دیگر (معمولاً با هواپیما) انتقال یابد و پس از آنکه بیمار با مصرف سیکلوسپورین A آمادگی پیدا کرد، به بدنش پیوند شود. در حال حاضر نامی که برای سیکلوسپورین A تأیید شده است، سیکلوسپورین تنهاست.
استفاده بالقوه و شگفت آور دیگری که برای سیکلوسپورین وجود دارد درمان بیماری های انگلی است. این دارو شیستوزومها را، یعنی کرم هایی که موجب بیماری گرمسیری شیستوزومیاز می شوند، نابود می کند. دکتر ارنست بوئدینگ از دانشکده پزشکی دانشگاه جانزها پکینز در ابتدا گمان می کرد که شاید این دارو تا حدی علایم بیماری را تخفیف دهد. اما در کمال شگفتی «به طور کاملاً تصادفی متوجه شدیم که اثر [ مستقیمی] بر کرم ها دارد». سیکلوسپورین، انگل مالاریا را نیز مهار می کند. این مطلب نیز در آزمایش هایی که بر موش انجام گرفت، یعنی یکی از معدود جانورانی که به مالاریا حساس است، تصادفاً کشف شد. حتی معلوم شد که در مقابله با سویه های مقاوم به کلروکین مؤثر است ( در دهه ۱۹۴۰ کلروکین بر علیه مالاریا مؤثر بود، اما در طی جنگ ویتنام، سویه های مقاومی از انگل مالاریا مشاهده شدند).
هیچ کس هنوز نمی داند که سیکلوسپورین، چه در جلوگیری از رد پیوند و چه در از بین بردن انگل ها، چگونه عمل می کند. این ماده که ساختار شیمیایی منحصر به فردی دارد، مولکولی حلقه ای شکل است که از ۱۱ جزء اسید آمینه ای تشکیل شده است. یکی از اینها ترکیبی است که از پیش شناخته شده بود، اما به شکل غیرعادی D است؛ اکثر اسیدهای آمینه طبیعی به شکل L (شکل چپ گردان) یافت می شوند ( سرگذشت پاستور و مولکول های راست گردان و چپ گردان در فصل ۱۲ را ببینید). یکی دیگر از اجزای آن ماهیتی کاملاً جدید دارد. این مولکول در آزمایشگاه تولید شده است و شیمیدانان مشغول تهیه مشتقات و انواع مشابه آن هستند تا ببینند چه بخش هایی از ساختار آن برای بروز آثار زیست شناختی اش ضروری اند. هنوز تا این لحظه دارویی که برتر از سیکلوسپورین باشد یافت نشده است.
این کشف نمونه دیگری از بخت یاری است. گرچه شرکت ساندوز در خاک نواحی مختلف جهان در جست و جوی آنتی بیوتیک های جدیدی بود، اما داروهایی کشف کرد که پیوند جراحی اعضایی حیاتی همچون قلب، ریه، کبد و کلیه را دگرگون کرد اگر هم نگوییم که کشفشان مهمتر از کشف آنتی بیوتیکی جدید بود، دست کم با آن چیزی که انتظارش را داشتند بسیار تفاوت داشت.

aligol172
23-06-2011, 03:46
نوع اول مواد حاصل از سوخت و ساز اولیه { اساسأ ساکارید} یا مواد مورد نیاز و حیاتی، که در همه ی گیاهان سبز با عمل فتوسنتز به وجود می آیند.
نوع دوم مواد حاصل ازسوخت و ساز ثانویه که در اثر جذب ازت توسط گیاه تولید می شوند. این تولیدات ظاهرأ اغلب برای گیاه بدون فایده هستند، ولی بر عکس اثرات درمانی آنها قابل توجه است. منظور از این ترکیبات اسانس های روغنی ( یا اسانس طبیعی )، رزین ها و آلکالوئیدهای مختلف نظیر تریاک است.
عمومأ این مواد در حالت طبیعی به طور خالص یافت نمی شوند و به حالت ترکیب با عناصر دیگری همراهند که به صورت مکمل اثرات آنها را تقویت می کنند. با این حال حتی اگرگیاه دارویی فقط یک ماده فعال داشته باشد باز اثر آن روی بدن انسان مفید تر از همان ماده در حالت به دست آمده از سنتز شیمیایی است.
● مواد موجود در گروههای اصلی :
▪ آلکالوئیدها : ترکیبات پیچیده ی ازت دار بوده و نوع بازی آن ها معمولأ اثرات قوی فیزیولوژیک دارد. ضمنأ آنها اکثرأ سموم گیاهی بسیار موثر و دارای اثرات خاصی نیز هستند.
الکالوئیدها را بر حسب ترکیبات شیمیایی و خصوصأ ساختمان ملکولی آنها در چندین دسته و گروه تقسیم بندی می کنند.
الف) فنیل آلانین : کاپسائیسین در فلفل کلشیسین در ارکیده
ب ) آلکالوئید ایزوکینولئیک : مرفین، اتیل مرفین، کدئین، پاپاورین ، آلکالوئیدهای ایندولیک : ارگومترین، ارگوتامین از زنگ غلات
ج ) آلکالوئیدهای کینولئیک : شاخه برگدار سداب معمولی
د ) آلکالوئیدهای پیریدیک و پیپریدیک : ریسینین در کرچک تری گونلین در شنبلیله کونین(سم خطرناک ) در شوکران کبیر.
ه ) آلکالوئیدهای استروئید : ریشه بنفشه معطر تاج الملوک (آکونیتین به عنوان مثال )
▪ گلوکوزید ها :
از سوخت و ساز ثانویه ی گیاه حاصل و از دو قسمت تشکیل شده اند.
یک قسمت آن مانند گلوکز محتوی قند و در اکثراوقات غیر فعال است و اثر مناسبی روی حلال بودن گلوکوزید و جذب آن حتی انتقال ان از یک عضو به عضو دیگر دارد. اثر درمانی مربوط به قسمت دوم است که به ان اگلیکن { یا اگلوکن } گفته می شود .بر حسب ترکیبات به انواع زیر تقسیم می شود :
۱) تیو گلوکوزیدها : حاوی گوگرد که به طور آلی به آن متصل ( خانواده کلم )
۲) گلوکوزیرهای مشتق از اسید سیانیدریک : که از ترکیبات سیانیدریک متصل به یک قند تشکیل می شود. ( با تاثیر آنزیم آنها تجزیه (( اغلب در دهان انسان )) و به اسید سیانیدریک آزاد که یک نوع سم است تبدیل می شود. ) بادام تلخ – گل آقاطی سیاه – آلو و برگ گیلاس
۳) گلوکوزیدهای آنتراکینونیک : در اکثر موارد پیگمانهای شفافی هستند که به آسانی مورد اشتباه قرار می گیرند – آنها ۶ – ۸ ساعت بعد از جذب اثر ملین دارند ( ساقه زیر زمینی ریوند )
۴) کاردیوگلوکوزیدها ( گلوکوزیدهای دیژیتال ) : مواد بسیار مهمی هستند و به مقدار کمی فعالیت قلب را تنظیم می کند بر حسب ساختمان شیمیایی آنها را به :
کاردنولیدها : گل انگشتانه – موگه و آدونیس و بوفادینول ها ( ریشه هلبور) تقسیم می کنند .
۵) گلوکوزیدهای فنلیک : متعلق به گروه عناصری هستند که اثرات و در بیش تر موارد عطر خاصی نیز دارد. به همین دلیل برخی مواقع آنها را در میان عناصر معطر طبقه بندی می کنند (مشتقات سالیسیلیک موجود در پوست درخت بید، ریش بز، جوانه های صنوبر آربوتین و متیل آربوتین موجود در بوسرول، مورد و خزه ).
▪ ساپونین ها :
در بسیاری از گیاهان دارویی وجود دارند. از نظر علم شیمی به وسیله ی ریشه گلوکوزیدیک (گلوکز،گلکتوز) که متصل به ریشه اگلیکون است مشخص می شوند. خاصیت اصلی فیزیکی آنها کاهش شدید فشار سطحی آب است.
تمام ساپونین ها کف زیادی دارند و از پاک کننده های عالی هستند. انها یک خاصیت دیگر نیزدارند و آن عبارتست از توانایی همولیز کردن گلبولهای قرمز بدین ترتیب است که هموگلوبین موجود در آنها را آزاد می کند و این چیزی است که غیر قابل مصرف بودن برخی از آنها را به علت سمی بودنشان را توجیه می کند.
ساپونین ها مخاط را تحریک می کنند و سبب شل شدن مخاط روده می شوند و همراه با مصرف گیاهی نطیر بنگ سفید – ریشه شیرین بیان و چوبک باعث افزایش ترشحات شش ها و یا به عبارتی خلط آور ( اکسپکتورانت ) می شوند. از آنها به عنوان مسهل و ضد عفونی کننده مجاری ادرار ( برگ درخت زبان گنجشک ، ریشه آنونین خاردار ) نیز استفاده می شود. ریشه معروف جینسینگ که در چین ، کره ، خاوردور و روسیه یافت می شودهم سرشارست از ساپونین .
▪ مواد تلخ :
این مواد تلخ مزه اند و ضمن تحریک اشتها ترشح شیره معده را نبز زیتد می کند. فارماکولوژی این مواد را مواد تلخ موجود در گیاهان ترپنیک می نامند که باعث آزاد سازی آزولن و همچنین گلوکوزیدهایی با ساختمان های مختلف بیوشیمیایی می شوند.
به عنوان مثال اولین گروه شامل عصاره های تلخ افسنتین و باد آورد می شوند.
و گروه دوم که بسیار معمول ترند شامل عصاره گیاهان خانواده جینتیاناسا ، گل گندمیان و غیره می شود .
▪ تانن ها :
این مواد دارای ترکیبات شیمیایی مختلفی هستند، خاصیتی مشترک دارند و آن این است که توانایی انعقاد آلبومین ها، فلزات سنگین و آلکالوئیدها را دارند. آنها در آب محلول هستند و استفاده طبی از آنها اساسأ به خاطر خاصیت قابض بودنشان است. خاصیت انعقاد آلبومین های مخاطی و بافتی ، اثراتی از قبیل کاهش تحریکات و درد و متوقف نمودن خونریزی های کوچک را دارد.
جوشانده و سایر حالات داروهایی که سرشار از تانن هستند، در اکثر مواردبه صورت مصارف خارجی علیه تورم حفره دهانی ، زکام برونشیت ، خونریزی موضعی ، روی سوختگی و ورم حاصل از سرمازدگی ، زخم ، بواسیر و تعرق بیش از حد به کاربرده می شوند.
در مصارف داخلی نیز در موارد زکام معده ای ، اسهال ، عفونت های مثانه و همچنین به عنوان ( آنتی دوت ) پادزهر در هنگام مسمومیت با آلکالوئیدهای گیاهی به کار می روند.
اسید تانیک که از پینه های درخت بلوط ( مازو ) به دست می آید اغلب در داروسازی مورد استفاده بوده و برای تهیه آن از پوست درخت بلوط، برگ گردو، برگ و میوه مورد، برگ تمشک وغیره استفاده می شود.

aligol172
23-06-2011, 03:58
در قرون وسطی بیماری خطرناکی به نام آتش حضرت آنتوان تعداد زیادی از مردم را به هلاکت می رساند. مبتلایان به این بیماری ابتدا انگشتان و سپس دستها و بعد پاهای خود را می جویدند و آنها را از دست می دادند. هیچکس علت این بیماری وحشتناک را نمی دانست کسانی که جهت زیارت قبر حضرت آنتوان به مصر مسافرت می کردند به این بیماری مبتلا می شدند.
این بیماری در اثر استشمام نوعی قارچ پارازیت در فضاهای آلوده ی استراحتگاهی بین راه به وجود می آمد و باعث آلودگی و دیوانگی مسافران بین راه می شد.
حتماً خواهید پرسید که این بیماری و راه ابتلاچه ربطی به قرص خنده دارد؟ شیمیدانی به نام آلبرت موفن رئیس آزمایشگاه کارخانه های ساندوز در شهر بال پس از ده سال آزمایش روی آلکالوئیدهای ارگو موفق شد با متد نیمه صناعی ارگوبازین را با استفاده از ارگوتولید کند سپس کارخانه ی ساندوز توانست از طریق اسید لی سرژیک داروهای زیادی را که دارای ساختمان اساسی آلکالوئیدها هستند تولید نماید.
مدتی بعد درسال ۱۹۳۸ هوفمن موفق شد از گردآوری اسیدهای دیتیل آمیدیک و اسید لی سرژیک ماده یی تولید کند که روی ضمیر انسان اثر می گذاشت لیکن خود او از این موضوع بی اطلاع بود تا اینکه ۵ سال بعد خود او اثر این ماده را برحسب اتفاق کشف کرد و آن زمانی بود که هوفمن در سال ۱۹۴۳ در آزمایشگاه مشغول ساختن ترکیبی از تترا اسیدلی سرژیک و دیتیل آمیدیک بود که ناگهانی احساس سستی سبکی به او دست داد.
در ابتدا فکر کرد که مسمومیت خفیفی به علت گازهای تولید شده در آزمایشگاه باعث این امر شده است. هوفمن طی یادداشتی می نویسد ناگهان خود را عصبی حس کرده و سرم گیج می رفت. آزمایشگاه را ترک کرده به خانه باز می گردد و روی تخت دراز می کشد لیکن دیری نمی گذرد که در توهماتی فرو می رود و با مجسم شدن صحنه یی در جلوی چشمانش توهمات حاصله قطع می گردد پس ازآن او در حالتی خلسه مانند وارد می شود و بالاجبار چشمانش را می بندد زیرا دیگر طاقت دیدن نوری که از پنجره به اتاقش می تابد را ندارد اما توهمات و صحنه های مختلف بینایی همچنان ادامه می یابد. تصاویر دائماً در حال تغییرند و رنگهای زنده با شدت توجه او را به خود جلب می کنند و بالاخره پس از دو ساعت حالت او به صورت عادی برمی گردد.
هوفمن دوباره به آزمایشگاه می رود وسعی در پیدا کردن عامل تولید این حالت می کند و متوجه می شود که موفق به تولید مقداری اسید لی سرژیک دیتیل آمیدیک به صورت کریستال شده است. او آزمایش را با مقدار ۲۵۰ گاما ازاین ماده انجام می دهد پس از این آزمایش هموفمن نام ماده را ال اس دی (LSD) می گذارد.
امروزه این ماده به عنوان سر دسته ی مواد توهم زا و هذیان آور شناخته می شود. مصرف مقدار کمی از ال اس دی دارای قدرت تغییر حالت عمیق در ضمیر انسان است. ال اس دی به اشکال مختلف مانند قرص نقره یی خاکستری رنگ، پودر سفید، کپسول و مایع صاف و روشن و بدون رنگ و بو یافت می شود و معمولاً گرد یا مایع آن را روی حبه ی قند می ریزند و یا به همراه آب نبات، قند و بیسکویت مورد استفاده قرار می دهند.
محلول آن چه از راه خوراکی و چه تزریقی به ندرت مصرف می گردد. اثرات این ماده در صورت مصرف خوراکی تقریباً پس از یک ساعت و در صورت تزریق تقریباً آنی پدیدار می گردد. شدت و قدرت اثر بستگی به میزان مصرف و شخص مصرف کننده دارد اما اثرات آن در شخص عادی به طور متوسط بین ۸ تا ۱۲ ساعت ادامه می یابد و بازگشت به حالت عادی تدریجاً انجام می شود.
تجربه ی توهمات حاصله را اصطلاحاً سفر می نامند اما تشریح کلیه ی تغییرات روانی دراین سفر بسیارمشکل است زیرا نه تنها این اختلالات در هر لحظه ممکن است تغییر یابد بلکه در افراد مختلف و در سفرهای گوناگون به طور یکسان ظاهر نمی گردد به همین علت هر سفر تجربه یی منحصر در بر دارد. فردی که برای دومین مرتبه در شرایط مساوی از این ماده استفاده می کند تجربه یی کاملاً متفاوت نسبت به تجربه اش احساس می کند.
اثرات عمده ی این ماده که گاهی به عنوان قرص های خنده در اختیار قربانیان قرار می گیرد خنده های بسیارشدید منتهی به مرگ و اختلالات خلق و خو و واکنش های نامساعد غیر پسیکوزی معروف به سفر بد می باشد. گاهی تغییر حس بینایی ایجاد می شود به نحوی که چیزهای عادی بسیار زشت و دهشت آور به نظر می رسند.
این مواد حس انتقادگری را در انسان از بین برده و اعتقادی هذیانی را تولید می کنند و باعث بروز توهمات حقیقی در ضمیر آگاهی که خود در حالتی نزدیک به اغتشاش به سر می برد می گردد و در نهایت اگر مصرف کننده ی این قرص های خنده خیلی خوش شانس باشد با خنده ی شدید منتهی به مرگ و دارفانی را وداع می گوید و گرنه به بیماری روانی مبدل می گردد که دیگر درمانی ندارد و هرگز حالت عادی خود را باز نمی یابد.

aligol172
23-06-2011, 04:04
در طول دهه های اخیردارو درمانی صرع پیشرفت چشمگیری داشته است وازسال ۱۹۹۳ با معرفی چیزی در حدود ۹ داروی جدید، گزینه های به مراتب بیشتری برای درمان این بیماری در اختیار پزشکان قرار گرفته است. داروی زونیسامید داروی ضد صرع جدیدی است که از مشتقات سولفونامیدها محسوب می شود و به عنوان درمان کمکی در صرع پارشیال در کودکان بالای ۱۶ سال و بزرگسالان مبتلا به بیماری صرع کاربرد دارد. مصرف این دارو همچنین در درمان اختلال دو قطبی مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از نکات جالب توجه در مورد داروی زونیسامید، تأثیر قابل توجه آن در بهبود علائم ترمور، حرکات غیر اختیاری و دیسکینزی در بیماران مبتلا به پارکینسون است که در بررسی در سال ۲۰۰۷ توسط American academy of neurology گزارش گردیده است.
داروی زونیسامید برای اولین بار در ژاپن عرضه شد و پیش از عرضه ی آن به سایر کشورها، کارآزمایی های بالینی گسترده یی روی آن صورت گرفت. با بررسی های صورت گرفته، مشخص شده است که زونیسامید در بسیاری از اختلالات صرعی مقاوم به درمان باسایر داروهای ضد صرع مفید واقع شده است. به طور مثال مشاهده شده است که مصرف دوز ۶mg/kg/day زونیسامید در دو دوز منقسم قادر است به شکل کارآیی صرع پارشیال مقاوم به درمان با فنی توئین را کنترل نماید. در بررسی دیگر نیز به کارآیی داروی زونیسامید با دوز ۸ ۱۰mg/kg/day درکنترل موارد صرع میوکلونوس مقاوم به درمان با انواع ضد تشنج ها اشاره شده است. همچنین در گزارشی در سال ۱۹۸۸ به کنترل عالی صرع به وسیله ی داروی زونیسامید در کنار دیگر داروهای دیگر ضد صرع برای کنترل وضعیت دو بیمار مبتلا به صرع میوکلونوس مقاوم به درمان با انواع ضد تشنج ها اشاره شده است. در بررسی نیز نشان داده شده که زونیسامید به اندازه ی کاربامازپین ممکن است در کنترل صرع پارشیال مقاوم به درمان با فنی توئین اثر گذار باشد.
● مکانیسم عمل:
مکانیسم دقیق عملکرد داروی زونیسامید ناشناخته است. این دارو ممکن است عملکرد خود را از طریق تأثیر بر کانال های سدیم وکلسیم اعمال نماید. نتایج بررسی های فارماکولوژیکی in vitro حاکی از آن است که داروی زونیسامید کانال های سدیم را بلوک می نماید و جریان های مربوط به کانال های کلسیم وابسته به ولتاژ تیپ T را کاهش می دهد. متعاًقباً دارو سبب پایدار شدن غشای نورونی گردیده و hypersynchronization نورونی را ساپرس می کند. این دارو همچنین یک مهارکننده ی ضعیف کربنیک انیدراز است.
● دوزاژ:
دوز معمول شروع دارو ۱۰۰ میلی گرم در روز است که می توان آن را هر دو هفته یک بار افزایش داد. دوز درمانی معمول این دارو، ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلی گرم در روز و حداکثر دوز قابل قبول آن ۶۰۰ میلی گرم در روز است. با این حال به نظر نمی رسد که دوزهای روزانه ی بالاتر از ۴۰۰ میلی گرم پاسخ بیشتری ایجاد نمایند به جز دوز اولیه ی ۱۰۰ میلی گرم روزانه، دوزهای بالاتر زونیسامید را می توان به صورت منقسم دوبار درروز تجویز نمود.
● فارماکوکینتیک:
زمان رسیدن به اوج اثر این دارو ۲ تا ۶ ساعت است. در حضور غذا زمان رسیدن به حداکثر غلظت طولانی تر شده و به حدود ۴ تا ۶ ساعت می رسد. با این حال غذا هیچ تأثیری روی فراهمی زیستی این دارو ندارد. درمقابل درمورد داروی کاربامازپین زمان رسیدن به اوج غلظت دارو قابل پیش بینی نیست که این تفاوت در فارماکوکینتیک دو دارو در خور توجه است. زونیسامید به شکل گسترده یی به گلبول های قرمز باند می شود و این مسأله سبب می گردد تا غلظت این دارو درگلبول های قرمزخونی ۸ برابر غلظت پلاسمایی آن شود.حالت پایدار Steady state دارو ظرف ۱۴ روز ایجاد می گردد. عمر نیمه ی حذف دارو در پلاسما ۶۳ ساعت و عمر نیمه ی حذف آن از گلبول های قرمز ۱۰۵ ساعت است. حجم توزیع ظاهری دارو ۱.۴۵L/kg است. این دارو در غلظت های ۰/۱ تا ۰/۷ میکروگرم در میلی لیتر حدوداً به اندازه ی ۴۰ درصد به پروتئین های پلاسما باند می شود، که در مقایسه با پروتئین بایندینگ ۷۵ تا ۹۰ درصدی کاربامازپین و ۸۰ تا ۹۰ درصدی والپروات سدیم به مراتب کمتر است. پروتئین بایندینگ این دارو در برابر غلظت های درمانی فنی توئین، فنوباربیتال و کاربامازپین تحت تأثیر قرار نمی گیرد، اما والپروئیک اسید ممکن است به میزان اندکی (در حدود ۳%) سبب جدایی زونیسامید از پروتئین شود.
● متابولیسم و دفع:
داروی زونیسامید ۶۲% دفع ادراری و ۳% دفع از راه مدفوع دارد. این دارو درکبد تحت تأثیر واکنش استیلاسیون قرار گرفته و متابولیت ان استیل زونیسامید را تولید می نماید. متابولیت دیگر این دارو تحت تأثیر ایزوزیم ۳A۴ سیتوکروم P۴۵۰ در کبد و به دنبال واکنش های کاهش و باز شدن حلقه ایجاد می گردد و به ۲ سولفاموئیل استیل فنول موسوم است. زونیسامید متابولیسم خود را القا نمی کند و به این جهت در مقایسه با داروی کاربامازپین که خاصیت خود القایی دارد، تداخلات به مراتب کمتری را ایجاد می نماید.
● موارد منع مصرف:
این دارو در بیمارانی که نسبت به سولفونامیدها حساسیت دارند منع مصرف دارد.
● عوارض جانبی:
از شایع ترین عوارض دارو می توان به خواب آلودگی، گیجی، کاهش اشتها، کم شدن وزن، سردرد، خارش و راش پوستی اشاره کرد. سنگ ادراری در ۹/۱ تا ۵/۳ درصد در بیماران غربی دیده شده ولی وقوع آن در بیماران ژاپنی به مراتب کمتر از این مقدار بوده است. با مصرف آب و مایعات فراوان می توان احتمال وقوع این عارضه را تا حد زیادی کم کرد.
در موارد نادری این دارو بالقوه ممکن است سبب بروز واکنش های کشنده ی سولفونامیدها گردد» که از جمله ی این واکنش ها می توان به سندرم استیونس جانسون اشاره کرد. چنین واکنش هایی معمولاً در ۲ تا ۱۶ هفته ی اول درمان بروزمی کنند. به همین دلیل توصیه می گردد تا درصورت بروز راش پوستی مصرف دارو قطع گردد.
همچنین موارد نادر کاهش تعریق (اولیگوهیدروز) و هیپرترمی در اطفال نیازمند بستری کردن است. این دارودر بیمارانی که دچار نارسایی حاد کلیه و یا افزایش بطئی و قابل توجه غلظت کراتینین BUN می شوند باید قطع شود.
قطع یکباره ی دارو مخاطرات فراوانی را به همراه دارد ومانند دیگر داروهای ضد صرع قطع این دارو باید به صورت تدریجی صورت بگیرد.
● مصرف در بارداری وشیردهی:
دارو در رده ی C بارداری قرار می گیرد و فقط در صورتی می توان آن را در این دوران تجویز نمود که منافع آن بر خطرات احتمالی دارو برای جنین غلبه نماید.
ترشح دارو در شیر مشخص نیست و مصرف آن در دوران شیردهی توصیه نمی شود.
● تداخلات دارویی:
زونیسامید تأثیری بر تراز پلاسمایی داروهایی چون فنی توئین، کاربامازپین و والپروات سدیم ندارد و به نظر نمی رسد که متابولیسم داروهایی که با ایزوزیم های سیتوکروم P۴۵۰ متابولیزه می شوند تداخلی داشته باشد.
داروهایی که سبب القا یا مهار آنزیم های کبدی می شوند ممکن است متابولیسم و کلیرانس زونیسامید و متعاقباً عمر نیمه ی آن را تغییر دهند.

aligol172
23-06-2011, 04:10
طب سوزنی به طور وسیع جهت بالا بردن ایمنی و حصول اثرات به خصوص برای انواع هپاتیت به کار می رود.این روش، مخصوصا در درمان هپاتیت های مزمن و یا ناقلان هپاتیت B به کار می رود.
در درمان هپاتیت از نقاط رفلکس که حساس هستند و یا ندول سفت و سخت در سه منطقه ی رفلکس کبد و کیسه ی صفرا در پشت، قسمت راست شکم و اندام تحتانی انتخاب می شوند. این نقاط معمولاً با نقاط GV۹ و GV۸ و GV۷ و GV۶ وBL۱۸ و BL۱۹ وBL۲۰ و BL۲۱ و BL۲۲ و BL۴۷ و...منطبق می باشند.
سوزن درمانی به تنهائی و یا به همراه موکسا به کار می رود.
قبل از ابداع سوزن یکبار مصرف یا سوزن قابل دور انداختن، سوزنهای طب سوزنی به عنوان یکی از عوامل انتقال ویروس هپاتیت B به دلیل عدم استریلیزاسیون خوب در نظر گرفته می شدند.
با پیشرفت تکنولوژی و ایجاد سوزن یکبار مصرف این بحث کنار گذاشته شده است.
در یک بررسی اندازه ی مثبت بودن و HBSAg در ۱۵۰۲ نفر که قبلاً طب سوزنی شده بودند ۵/۲% بود و در ۲۵۶۷ نفر که نفر که قبلاَ طب سوزنی نشده بودند نرخ مثبت بودنHBSAg ۸% بود.
این نشان می دهد که طب سوزنی خودش نرخ HBSAg مثبت را می کاهد. شرح این پدیده براین اساس است که طب سوزنی ایمنی بدن را افزایش می دهد.
در یک بررسی Tao et al در دانشگاه NanJing چین طب سوزنی را در درمان ۳۲ بیمار ناقل HBSAg بدون علامت به کار بردند و نقاط ST۳۶،CV۶ ،GV۱۴ را طب سوزنی و موکسا کردند. اثرات کوتاه مدت درمان ۷۰% بود و نرخ منفی شدنHBSAg ۲۵% بود. در حالی که در۳۰ بیمار گروه شاهد نرخ موثر بودن ۳۰% بود و منفی شدن HBSAg ۳۲/۳% بود. اندکسهای دیگر نظیر منفی شدن HBcAg و Anti HBc ، HBV DNA و نیز نرخ مثبت شدن Anti HBe در گروه طب سوزنی بیشتر از گروه شاهد بود.
در ۲۴ مورد با پیگیری یک ساله نرخ موثر بودن ۳۲/۷۲% و نرخ منفی شدن HBSAg ۴۵/۴۵% در گروه طب سوزنی بود.
در حالی که نرخ موثر بودن ۰۸/۲۳% و نرخ منفی شدن در گروه شاهد صفر بود. این نشانگر اثرات مخصوص طب سوزنی در اندکسهای سرولوژیکHBV و اثرات استوار درازمدت آن است.
نتایج تست پوستی HBSAg در ۶۲ مورد از ناقلان ویروس HBSAg در قبل از درمان نشانگر ایمنی سلولی ضعیف بود. بعد از درمان طب سوزنی در گروه طب سوزنی ۹/۵۹% تست پوستی از منفی به مثبت تبدیل گردید یا از مثبت ضعیف به مثبت تبدیل گردید. در گروه شاهد این تبدیل ۵۰% بود. این بررسی بیانگر این است که طب سوزنی باعث افزایش ایمنی سلول اختصاصی نسبت به هپاتیتB می شود.
در یک بررسی در دانشگاه Hunan چین، آقای Chen در ۶۰ مورد ناقل هپاتیت B نتیجه گیری کرده اند که طب سوزنی هم ایمنی سلول و هم ایمنی هومورال را تنظیم می کند و شاهد این نرخ منفی شدن HBSAg، Anti HBc، HBSAg و همانطور نرخ مثبت شدن Anti HBe می باشد.گزارشهای زیادی در مورد تلاشهای کلینیکی طب سوزنی در درمان هپاتیت حاد وجود دارد.
یک بررسی در کالج T.C.M Hebei چین نتایج درمان با طب سوزنی و درمان داروئی مرسوم را در درمان ۲۱۲ مورد هپاتیت حاد ایکتریک مقایسه کرده است . ۱۲۹مورد هپاتیت حاد به طریقه ی طب سوزنی با دستکاری به طریقه دست در نقاط K۱ ,LR۳ و St۳۶ درمان شدند و ۸۳ مورد با E. A در همان نقاط درمان شدند.
۵۰ مورد هم با درمان داروئی مرسوم نظیر گلوکز، ویتامین B و C به عنوان گروه شاهد درمان شدند. علائم بیماری در گروه درمان سریعتر بهبود یافت.
نرخ درمان در دو گروه طب سوزنی بیشتر از گروه شاهد بود.دوره ی زردی در دو گروه طب سوزنی دستی و EA به طور متوسط ۲/۱۴ روز در بزرگسالان ۱/۸ روز در کودکان بود.
SGPT در بزرگسالان در مدت ۱/۸ روز به حد طبیعی رسید و درمیان بچه ها در مدت ۳/۲۱ روز به حد طبیعی رسید. دوره ی زردی (ایکتریک) در گروه شاهد در مدت ۸/۲۷ روز SGPT در مدت متوسط ۳۳ روز به حد طبیعی رسید. در پیگیری ۳ ماهه تا دو سال نرخ درمان کلینیکی در گروه طب سوزنی ۲/۹۴% و در گروه شاهد ۶۸% بود.
Wang et al دربیمارستان بیماریهای عفونی Chengdu چین در درمان ۶۸ مورد هپاتیت ایکتریک عفونی با طب سوزنی در نقاط LR۳ ,ST۳۶ ,BL۱۹ ,BL۱۸ نتایج موفقیت آمیزی کسب کردند. دوره ی زردی ۱۱ روز بود. عملکرد کبد در ۶/۱۷ روز به طور متوسط طبیعی گردید. نتیجه ی درمان کلینیکی ۱/۸۸% بود. گزارش دیگری با به کار بردن طب سوزنی به تنهایی یا تلفیق طب سوزنی و تزریق Vit.B۱ (ویتامین B۱) به داخل نقاط جهت هپاتیت ایکتریک حاد اثرات درمانی ۷/۹۱% بود. اثرات آن سریع ظاهر می شد. علائم و یافته های فیزیکی بیماران در مدت یک هفته به تدریج بهبود یافتند. بعضی از بیماران علائم بهبودی و پیشرفت را بلافاصله و تنها ۳ روز بعد از درمان نشان دادند. نقطه ی مهم در درمان باید نقاط مطلوب طب سوزنی در منطقه ی رفلکس کبد باشد.
Tao et al اظهار داشته اند که آوران از نقطه LR۳ و LR۱۴ و کبد به صورت دو جانبه متقاطع می شوند و در ۲تا۴ سگمان روی هم می افتند. متقاطع شدن دوجانبه و روی هم افتادن نقاط، اساس مورفولوژیک درمان بیماری کبد با سوزن زدن در LR۳ و LR۱۴ می باشد و بیانگر مکانیسم زمینه ای ارتباط بین این نقاط منطقه ای رفلکس کبد و کبد می باشد.

aligol172
23-06-2011, 22:12
مطالعات بالینی متعددی که به تازگی در سراسر نقاط جهان روی استاتین ها انجام شده، فواید مهارکننده های ۳ هیدروکسی ۳ متیل گلوتاریل کوآنزیم A ردوکتاز یا استاتین ها را در پیشگیری اولیه و ثانویه از بیماری های قلبی و عروقی مطرح کرده اند. بررسی ها به این نتیجه انجامیده اند که استاتین ها به جز اثر ساده کاهش کلسترول خون، فواید قابل توجه دیگری نیز دارند و می توان این ترکیبات دارویی را در درمان و پیشگیری از بیماری های غیرقلبی مانند سرطان، عفونت ها، آلزایمر، بیماری های مزمن انسدادی ریوی و سایر مشکلات عملکردی ریه و نشانگان تخمدان پلی کیستیک به کار برد، البته هنوز جایگاه استاتین ها در درمان یا پیشگیری از این بیماری ها به اثبات نرسیده است...
استاتین ها از تکثیر سلولی جلوگیری کرده و اثر ضدالتهابی و سرکوب کننده ایمنی دارند، بنابراین می توان از این گروه داروها در بهبود برخی از بیماری های خاص سود برد.
● استاتین ها و سرطان
به دلیل خاصیت ضدایمنی و جلوگیری از تکثیر سلولی، محققان فواید بالینی متعددی را برای استاتین ها در بیماران سرطانی قایل شده اند. به عبارتی ساده تر، استاتین ها خطر بروز سرطان را کاهش می دهند، البته این اثر هنوز مورد تایید جوامع علمی قرار نگرفته است.
در یک مطالعه بالینی گذشته نگر که در کشور آمریکا انجام شد، محققان میزان خطر ابتلا به سرطان را در مصرف کنندگان استاتین ها با افرادی که از این داروها مصرف نکرده اند، مقایسه نمودند. در دریافت کنندگان استاتین، میزان بروز سرطان های ریه و کولون به میزان قابل توجهی کاهش داشت. متاآنالیزهای قبلی نیز خطر وقوع انواع گوناگون سرطان را ارزیابی کرده بودند و هم اکنون نیز بودجه زیادی به مطالعه در این زمینه اختصاص داده شده است. بیشترین اطلاعات جمع آوری شده در مورد رابطه مصرف استاتین ها و سرطان های پستان، ریه و کولون بوده است.
اگرچه تعداد قابل توجهی مطالعه چند مرکزی نشان داده اند که کاربرد استاتین ها ارتباطی با کاهش خطر بروز سرطان پستان ندارد، افرادی که فلووستاتین مصرف می کنند، به میزان کمتری به سرطان پستان مبتلا می شوند. یک مطالعه گسترده در کشور آمریکا مطرح کرده است که کاربرد استاتین ها برای مدت بیش از شش ماه، به کاهش ۵۵ درصدی میزان شیوع سرطان ریه منتهی می شود.
به هر حال، با وجود آنکه هم اکنون بیش از بیست مطالعه بالینی برای ارزیابی اثرگذاری استاتین ها در کاهش خطر ابتلا به سرطان انجام شده، هنوز هم اثربخشی این گروه دارویی در پیشگیری از سرطان به اثبات نرسیده است.
● استاتین ها و عفونت ها
بررسی های انجام شده در مورد اثر استاتین ها بر بیماری های عفونی، بیشتر روی بیماری هایی مانند سپسیس، پنومونی و آنفلوآنزا متمرکز بوده است. یک مطالعه گسترده به تازگی فواید استفاده از استاتین ها را در مبتلایان به سپسیس نشان داده است. یک کارآزمایی بالینی چند مرکزی در ژاپن نیز کاهش قابل توجه خطر مرگ ناشی از آنفلوآنزا و پنومونی را در مصرف کنندگان دوز متوسط استاتین نشان داده است.
● استاتین ها و آلزایمر
مطالعات متعددی در مورد نقش استاتین ها در پیشگیری و درمان آلزایمر انجام شده اند. در کنار کاهش کلسترول به دنبال مصرف استاتین ها در مبتلایان به آلزایمر، کاربرد آتورواستاتین در این بیماران پس از گذشت شش ماه از مصرف، با بهبود علایم بیماری و قابلیت های حافظه همراه بوده و این اثر دارو تا یک سال پس از آن نیز ثابت مانده است. مطالعات گذشته نگر دیگری نیز نشان داده اند که استاتین ها در برابر بیماری آلزایمر اثر حفاظتی دارند.
● استاتین ها و بیماری های تنفسی
از آنجا که استاتین ها اثرات ضدالتهابی دارند، کاربرد آنها در مبتلایان به بیماری های انسدادی مزمن ریه و سایر بیماری های ریوی مرتبط با تخریب التهابی مورد بررسی قرار گرفته است. در یک مطالعه بالینی قدیمی، اثر استاتین ها بر عملکرد ریه در سیگاری ها مطالعه شد و نتایج، حاکی از آن بود که مصرف این گروه داروها نیاز به ویزیت های اورژانس تنفسی را در مقایسه با سایر گروه های دارویی کاهش می دهد. مطالعه دیگری نشان داده که استاتین ها اثر حفاظتی بر عملکرد ریه در سالمندان (صرفنظر از سابقه مصرف سیگار در آنان) دارند. همچنین در سیگاری هایی که پس از مدت زمان طولانی، اقدام به قطع سیگار خود کرده اند یا آنان که به تازگی شروع به مصرف سیگار کرده بودند و حالا این عادت را ترک کرده اند و برای آنها استاتین تجویز شده، در مقایسه با آن بیمارانی که استاتین دریافت نمی کنند، افت FVC و FEV۱ حداقل به میزان ۵۰ درصد کاهش می یابد.
یک مطالعه جدید در ژاپن نشان داده که استاتین ها، پیشرفت بیماری های مزمن انسدادی ریه را کند می کنند و نیز فواید قابل توجهی در کاهش مرگ و میر ناشی از آنها دارد.
● نفروپاتی ناشی از مواد حاجب
امروزه نقش استاتین ها در پیشگیری از نفروپاتی ناشی از مواد حاجب بررسی شده، زیرا استاتین ها بر چرخه اکسیدنیتریک و عملکرد رادیکال های آزاد تخریب گر اثرگذار هستند. سه مطالعه از مجموع این بررسی ها در مورد سودمندی استاتین ها در کاهش خطر نفروپاتی ناشی از مواد حاجب در بیمارانی بوده که تحت مداخلات تشخیصی عروق کرونری از راه پوست قرار گرفته اند. در گروه دریافت کننده استاتین ها، کاهش قابل توجهی در سطح سرمی کراتینین پس از اقدام تشخیصی با کمک ماده حاجب، طول مدت اقامت در بیمارستان و موارد بروز نارسایی حاد کلیوی در مقایسه با بیمارانی که استاتین دریافت نمی کردند، مشاهده شد.
● نشانگان تخمدان پلی کیستیک
به دلیل اثرات مثبت استاتین ها روی انسولین، استرس اکسیداتیو و فاکتورهای التهابی، به نظر می رسد استاتین ها در مبتلایان به نشانگان تخمدان پلی کیستیک مفید باشد. یک مطالعه نشان داده که در این مبتلایان که سیمواستاتین را همراه با قرص های پیشگیری از بارداری خوراکی مصرف کرده اند، در مقایسه با بیمارانی که قرص های پیشگیری از بارداری خوراکی را به تنهایی دریافت کرده اند، کاهش قابل توجهی در سطح تستوسترون، هورمون لوتئینیزه کننده و نیز کاهش در نسبت LH به FSH مشاهده شد. بنا بر این مطالعات چنین استنتاج می شود که استاتین ها می توانند در درمان سندرم تخمدان پلی کیستیک نقش کمکی داشته باشند.
● نتیجه گیری
اغلب مطالعات بالینی ثبت شده در مورد اثرات استاتین ها بر انواع متعدد بیماری های غیرقلبی روی داده های گذشته نگر بنا شده اند، بنابراین مهم است به یاد داشته باشیم که این مطالعات خطای زیادی دارند و همیشه نمی توان به نتایج حاصل از آنها استناد کرد.

aligol172
23-06-2011, 22:18
این مطلب توسط انجمن پزشکان عفونی آمریکا نوشته شده است و در مورد فوائد و مضرات واکسن آنفلوآنزا است.مساله مهم این است که واکسن های آنفلوآنزا براساس انواع ویروس های شایع در جهان غرب ساخته می شوند و برای همین تاثیر آنها در کشورهای شرقی مثلاً ایران بسیار کمتر است اما نکات کلی در مورد فوائد و مضرات آن به هر حال مهم است. بهترین راه جلوگیری از ابتلا به آنفلوآنزا تزریق واکسن آنفلوآنزاست. براساس آمار انجمن عفونی آمریکا، هر ساله بین ۵ تا ۲۰ درصد مردم این کشور حداقل یک بار به بیماری آنفلوآنزا دچار می شوند که از این تعداد حدود ۲۰۰ هزار نفر به دلیل این بیماری در بیمارستان بستری می شوند و حدود ۳۵ هزار نفر هم سالانه به علت ابتلا به این بیماری فوت می کنند. این آمار نشان دهنده اهمیت واکسن آنفلوآنزاست. در زیر سوال های شایع مرتبط با این واکسن پاسخ داده شده است.
۱) بهترین زمان تزریق واکسن آنفلوآنزا چه زمانی است؟
از آنجا که ابتلا به بیماری آنفلوآنزا در فاصله ماه های اکتبر تا ماه مه (اواخر مهرماه تا اواخر فروردین ماه) در اوج است بهترین زمان تزریق واکسن در همان ماه اکتبر است. اگرچه می توان در تمام ماه های سرد سال واکسن را تزریق کرد اما به نظر می رسد تزریق واکسن در آغاز فصل سرما بهترین حالت است.
۲) چندگونه واکسن آنفلوآنزا در دسترس است؟
در حال حاضر دو گونه واکسن آنفلوآنزا در دسترس است؛ نوع اول واکسن آنفلوآنزای کلاسیک است. این واکسن شامل ویروس های کشته شده است و در نتیجه بیماری مشابه آنفلوآنزا را رقم نمی زد. این نوع یک نوع تزریقی است. نوع دیگر واکسن آنفلوآنزا از راه بینی است که این نوع را فلومیست می نامند. این نوع شامل ویروس های تضعیف شده آنفلوآنزاست که اغلب باعث بروز بیماری نمی شوند اما در برخی موارد منجر به یک آنفلوآنزا نسبتاً ضعیف می شوند. این نوع از واکسن صرفاً برای افراد بین دو تا ۴۹ سال کاملاً سالم و غیرباردار تجویز می شود.
۳) این واکسن ها چطور مانع بروز آنفلوآنزا می شوند؟
هر دو نوع واکسن ها باعث ترشح آنتی بادی ها (ماده ترشح شده دفاعی بدن که توسط سلول های سیستم دفاعی و ایمنی بدن ترشح می شود) می شود. این آنتی بادی ها باعث جلوگیری از فعالیت ویروس های آنفلوآنزا در بدن می شوند. تزریق واکسن و ترشح آنتی بادی ها در برخی افراد موجب خستگی، ضعف عضلانی و درد در عضلات و اسکلت و حتی تب ضعیف می شود که گاهی با آنفلوآنزا اشتباه گرفته می شود.
هر ساله شایع ترین انواع ویروس آنفلوآنزا شناسایی و براساس توصیه پزشکان واکسن علیه آنها ساخته می شود. اگر تشخیص پزشکان کاملاً درست باشد واکسن های آنفلوآنزای ساخته شده می توانند در افراد زیر ۶۵ سال از بروز ۷۰ درصد تا ۹۰ درصد آنفلوآنزاهای سالانه جلوگیری کنند.
۴) چه کسانی باید این واکسن ها را دریافت کنند؟
برای هر کس که دوست دارد احتمال ابتلایش به آنفلوآنزا کاهش یابد این واکسن مفید خواهد بود اما این واکسن برای افرادی که عوارض آنفلوآنزا در آنها خطرناک است بسیار مفید است و به این گروه ها توصیه شده است که سالانه این واکسن ها را تزریق کنند:
افراد بالای پنجاه سال
افرادی که در مراکز نگهداری افراد سالخورده یا آسایشگاه ها نگهداری می شوند.
افرادی که دچار بیماری های مزمن قلبی یا ریوی هستند (نظیر افراد مبتلا به آسم).
افرادی که دچار بیماری های نقص ایمنی هستند یا داروهای تضعیف سیستم ایمنی مصرف می کنند.
زنانی که طی فصول اوج ابتلای به آنفلوآنزا دوران بارداری خود را می گذرانند.
تمام کودکان بین شش تا ۲۴ ماه سن.
۵) چه کسانی نباید واکسن آنفلوآنزا دریافت کنند؟
براساس اعلام انجمن عفونی آمریکا و سیستم نظارت بر بهداشت این کشور، افراد زیر نباید از واکسن های آنفلوآنزا استفاده کنند:
اشخاصی که سابقه واکنش به نشان دادن واکسن آنفلوآنزا در گذشته دارند.
کسانی که سابقه واکنش آلرژیک به تخم مرغ دارند.
کسانی که سابقه ابتلا به علائم بیماری گلن باره، تا شش هفته بعد از تزریق واکسن آنفلوآنزا دارند (بیماری گلن باره بیماری ای است که در آن بدن علیه برخی سلول های سیستم عصبی وارد عمل می شود و مشکلاتی مثل فلج، عدم کنترل حرکات اعضا و... رخ می دهد).
۶) عوارض واکسن های تزریقی آنفلوآنزا چیست؟
ممکن است افرادی که این واکسن را دریافت می کنند دچار درد در ناحیه تزریق یا تورم آن ناحیه شوند.برخی از افرادی هم که واکسن را دریافت می کنند علائمی شبیه بیماری سرماخوردگی نظیر آبریزش بینی، سردرد، گلودرد، خشکی دهان، سرفه و درد بدن را یک تا دو روز بعد از تزریق از خود نشان می دهند. در افراد معدودی هم ممکن است این علائم با یک تب خفیف همراه شود.مهم ترین نکته این است که فوائد واکسن آنفلوآنزا بسیار بیشتر از عوارض است.
۷) چه کسانی می توانند واکسن آنفلوآنزا از نوع مصرف در داخل بینی را دریافت کنند؟
تنها کسانی که بین دو تا ۴۹ سال دارند و کاملاً سالم هستند می توانند از این نوع واکسن استفاده کنند چرا که این نوع واکسن حاوی ویروس های ضعیف شده اما زنده است و استفاده از آن در نوزادان، افراد مسن، زنان باردار و تمام افرادی که دچار یک بیماری یا ناراحتی جدی هستند توصیه نمی شود.
۸) عوارض جانبی واکسن های استنشاقی آنفلوآنزا چیست؟
عوارض جانبی واکسن های فلومیست که به صورت استنشاقی از راه بینی تجویز می شود عبارت است از: آبریزش بینی، تب و درد عضلانی و گاهی سردرد، تهوع.

aligol172
23-06-2011, 22:24
همین که یک عضو بدن را از دست دهیم خودش به اندازه کافی ناگوار هست، چه رسد به اینکه بدانیم ۹۰درصد از کسانی که به نوعی دچار قطع عضو شده اند، درگیر درد خیالی احساس عذاب آوری که ناشی از تصوری اشتباه از قرارگیری عضو قطع شده بدن در موقعیتی عجیب و غریب و ناراحت است نیز می شوند اغلب حتی قوی ترین مسکن ها هم کمک چندانی نمی کنند.
در اواخر دهه ۹۰ یک دانشمند علم اعصاب به نام وی .اس.راماچاندران، از دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو، یافته شگفت انگیزی را گزارش کرد. او با استفاده از آینه هایی که روبه روی بیمار قرار می داد، احساس توهمی را در بیمار دچار قطع عضو، ایجاد می کرد که بر اساس قانون آینه ها، با تکان دادن عضو سالم شان و هم زمان با نگاه کردن به آینه، خیال می کردند که گویی عضو قطع شده شان را تکان می دهند در حالی که طبیعتا واقعیت امر چنین نبود، این موضوع به تسکین درد خیالی شان کمک می کرد ولی آیا این کار خارج از آزمایشگاه هم کاربرد دارد و اگر دارد چرا؟...
در اواخر سال گذشته، مجله پزشکی «نیوانگلند» نتیجه اولین بررسی آزمایشی از آینه درمانی برای بیماران دچار قطع پا را منتشر کرد که نشان می داد این نتایج قادرند زندگی بیماران را متحول کنند. در حال حاضر مرکز پزشکی والتر رید، وابسته به ارتش، این استراتژی درمانی را به عنوان یک مراقبت روتین برای افراد دچار قطع عضو پذیرفته است.
دکتر جک تسائو، استادیار نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی، نویسنده اصلی مقاله بود. او گفت: «در عین حال که این درمان بسیار موثر است اما لزوما برای همه بیماران ممکن است موثر نباشد. برای آن دسته از بیماران که موثر است، اتفاقا دیده شده که می تواند درمان کامل ایجاد کند.» از ۱۸ بیمار مورد بررسی، در ۷۸ درصد شان ۱۴ نفر درجاتی از بهبودی مشاهده شد. برای اطمینان از اینکه بر اثر قانون آینه هاست که بهبود در وضعیت بیماران ایجاد می شود و نه لزوما حرکت پای سالم. محققان دو گروه از کهنه سربازان دچار قطع پا را انتخاب کردند.
گروه اول را در حالی که مقابل آینه پوشیده شده قرار می دادند، از آنها خواستند تا پای قطع شده و همچنین پای سالم شان را تکان دهند. گروه دوم (گروه کنترل) را نیز به همین صورت مقابل آینه پوشیده شده قرار دادند ولی از آنها خواستند که فقط پای قطع شده شان را تکان دهند. (اما در نهایت برای هر دو گروه آینه درمانی بعدا انجام شد.) تسائو داستان یک کهنه سرباز در عراق (به نام جیم) را که در این آزمایش شرکت کرده بود، شرح داد. جیم در حال راندن یک وسیله نقلیه بود که ناگهان یک مین دست ساز، منفجر شد و به علت آسیب به وسیله نقلیه وی، قطعه ای از موتور جدا شده، بعد از اصابت به پای او، سبب قطع شدن ساق پای راست وی در ناحیه زیر زانو شد. او در ابتدا اعتقادی به درمان با آینه نداشت ولی قبول کرد که در مطالعه شرکت کند.
او دردهای خیالی بسیار شدیدی داشت و در قسمت اول مطالعه ما، در گروه آن سربازانی، قرار گرفت که مقابل آینه پوشیده شده قرار گرفته بودند و از آنها درخواست شده بود که فقط پای قطع شده شان را تکان دهند (گروه کنترل). باوجود تجویز داروهای مسکن بسیار قوی برای وی، درد او تسکین نیافته بود و با انجام آزمایش آینه پوشیده شده، به نوعی درد او تشدید نیز شد. ولی در نهایت زمانی که پوشش روی آینه ها برداشته شد، او توانست با نگاه کردن در آینه، در عین حال که اندام قطع شده خود را می دید و آن را «حرکت» نیز می داد، کم کم درجاتی از بهبود را تجربه کند چرا که اکنون او می توانست پای قطع شده اش را در موقعیت راحت تری قرار دهد و در نتیجه درد خیالی او رفته رفته محو شد، به طوری که در اندک زمانی او توانست تمامی داروهای مسکن اش را کاملا قطع کند. اگر چه مطالعه اولیه فقط سربازان را تا یک ماه بررسی می کرد، تسائو شخصا پیگری آنها را ادامه داد. برای کسانی که مانند جیم بهبود یافته بودند، پیشرفت ها حداقل تا یک سال ادامه یافت. دکتر تسائو گفت: «این موضوع که بتوان درد این بیماران را به صورتی از بین برد که آنها بتوانند زندگی راحتی داشته باشند، حقیقتا احساس بسیار خشنودکننده ای است.»
● ناسازگاری میان حواس مختلف
حال چگونه کاری چنین ساده و عجیب، می تواند چنین اثر شگرفی در دردهای بسیار شدید داشته باشد و چگونه این روش برای برخی افراد درمان کننده است، حال آنکه برای برخی دیگر ناکارآمد؟ یک تئوری این است که دردهای خیالی اندام ها از سیگنال های مغزی ناسازگار با هم ناشی می شود. به طوری که وقتی فردی اندامی را از دست داد، الزاما آن سلول های مغزی ای که مسوول تفسیر اطلاعات رسیده از طرف آن عضو قطع شده هستند را از دست نمی دهد و این سلول های مغزی سالم، همچون گذشته در حال دریافت سیگنال هایی از آن عضو هستند ولی این بار آن سیگنال ها، از اعصاب آسیب دیده آن عضو برمی خیزند که طبیعتا حس ناجوری را به مغز مخابره می کنند. در حالی که چشم فرد بیمار از نبود عضو حکایت می کند، اعصابی که از آن عضو قطع شده که همچون گذشته در حال مخابره اطلاعات به مغز می باشند، این موضوع را به بیمار القا می کنند که گویی آن اندام قطع شده در موقعیت خاصی از فضا قرار دارد و دقیقا این ناهمگونی میان دو حس «بینایی» و «موقعیت» است که مغز را به صورتی گیج می کند که نهایتا منجر به برداشت نادرست مغز و تفسیر احساس درد می شود. جالب توجه اینکه، وضعیتی که بیماران قطع عضو شده از اندامشان احساس می کنند، دقیقا آخرین وضعیتی است که قبل از وقوع حادثه در خاطرشان ثبت شده است. برای مثال جیم، پایش را در موقع حادثه دراز کرده بود. تسائو می گوید: «اطلاعات بینایی برگرفته شده از آینه می تواند: یا رفته رفته سیگنال های مخابره شده از اعصاب آسیب دیده آن عضو به مغز را مهار کند و یا موجب از بین رفتن آخرین حافظه های مغز از آن عضو قطع شده شود.» این موضوع به بیماران اجازه می دهد تا اندام خیالی را آزادانه در فضا تکان داده و دردشان رفته رفته ناپدید شود.
این موضوع همچنین می تواند دقیقا توجیه کننده این مطلب باشد که چرا محققان در ابتدای تحقیق بیماران را در دو گروه و هر دوشان را مقابل آینه های پوشیده شده قرار داده بودند و از آنها خواستند که با نگاه کردن مستقیم به اندام از دست رفته شان احساس شخصی خود از درد را بیان کنند چرا که نگاه مستقیم به اندام قطع شده، بیشتر به ناهمگونی میان اطلاعات مخابره شده دو حس بینایی و موقعیت به مغز دامن می زد و در نتیجه همان طور که پیشتر گفته شد، مغزشان درد بیشتری را در این حالت حس می کرد. دکتر لوریمر موسلی محقق متصورسازی درد– از دانشگاه آکسفورد، در مورد این دردهای خیالی مطالعه کرده و از روش آینه درمانی استفاده کرده است. او می گوید: «من برخی از بیماران را دیده ام که به این روش بسیار عالی جواب داده اند، در حالی که برخی دیگر اصلا به این روش جواب نمی دهند. در برخی از بیماران این روش همچون معجزه عمل می کرد و برای من مساله شگفت انگیز این بود که چرا این روش این قدر در این دسته از بیماران موثر است!»
● تداوم دردهای خیالی مزمن
یک دلیل برای ناموفق بودن این درمان احتمالا می تواند ناشی از این باشد که تداوم در وجود درد خیالی تصور مغز را از نقشه کلی بدن تغییر داده است و هرچه مدت احساس چنین دردی طولانی تر باشد، خاطره مغز، بیشتر از نقشه پیشین بدن آسیب خواهد دید و این تغییرات حافظه ای، پایدارتر می شوند. موسل می گوید: «بنا به تجربه شخصی من هرچه درد خیالی مزمن تر باشد، کمتر می توان به رفع آن کمک کرد. این بدان معنی است که هرچه درمان سریع تر انجام شود موثرتر واقع می شود.
در مواردی که درد خیالی در مراحل اولیه مورد درمان قرار بگیرد تکرار درمان آینه ای تا مدت ها باید انجام گیرد تا پیغام های غلط ورودی به مغز کاملا پاک شوند. اگر تکرارهای اولیه سبب بهبود نشوند، ممکن است نیاز باشد که بیماران مدت طولانی تری آن را ادامه دهند. موسلی می گوید: «بنا به تجربه شخصی من مادامی که بیمار نتیجه ای از درمان ندیده باشد، وادار کردن وی به ادامه درمان بسیار مشکل است.» هر چند که حتی برخی از افرادی که مدت طولانی از قطع عضوشان می گذرد. نیز فوایدی از این درمان آینه ای نصیب شان می شود. برای مثال: تسائو ای میلی ای دریافت کرد که در آن ذکر شده بود که فردی برای بهبود حال مادر بزرگش که سال ها از درد خیالی رنج می برد از درمان آینه ای استفاده کرده و درد مادربزرگش کاملا بهبود یافته بود.
تسائو همچنین حالت اصلاح شده ای از این تکنیک درمانی را برای افرادی که هر دو اندام شان (برای مثال هر دو پایشان) قطع شده بود، به این صورت به کار برد که تصاویری از افراد سالم را که در حال حرکت دادن اندام هایشان بودند در جلوی این بیماران پخش می کرد و فیدبک بینایی حاصل از حرکت اندام های این افراد سالم، به بهبود وضعیت این بیماران کمک می کرد. او همچنین مطالعه دیگری را روی تصاویر مغز بیماران دچار درد خیالی انجام داد و در طی این مطالعه، توانست به شواهدی دال بر تغییراتی در نقاط خاصی از مغز این بیماران دست یابد و نیز بفهمد که آن دسته از بیمارانی که توانستند از درمان آینه ای سود ببرند چه تغییر خاصی در این نقاط مغزشان رخ داده بود. این مطالعه از این جهت حائز اهمیت است که می تواند برای بیمارانی که درمان آینه ای نتوانسته بود اثر مفید خود را نشان دهد نیز کمک کننده باشد.
در حال حاضر علاوه بر آینه درمانی، درمان های خوب دیگری نیز در دسترس می باشند که شامل برخی داروها و نیز دو نوع مدل رفتار درمانی است:
۱) تصحیح تصویر ذهنی:
پنوعی رفتار درمانی است که طی آن بیمار به تصاویری از اندام ها نگاه کرده و این طور برای خود تداعی می کند که به مشاهده حرکت آنها هیچ گونه دردی را احساس نمی کند. دقیقا مانند آینه درمانی، فلسفه مطرح شدن چنین درمانی از این تفکر برمی خیزد که روشی را بیابیم که مغز «دید» خود را از حرکت عضو از دست داده شده، نسبت به پیش تغییر دهد.
۲) دیگری تمرین تمایز حسی است:
در این روش تحریکات الکتریکی بدون دردی را به مناطق مختلفی از بیخ و بن عضو قطع شده وارد می کنند و در همان حال به بیمار آموزش می دهند که چگونه آنها را از همدیگر تمیز دهد. برای مثال: تحریکات لرزش، موقعیت، حرارت، لمس دقیق و غیره برای بیمار به کار برده شده و به او یاد می دهند که چگونه هر کدام از آنها را به این صورت جدیدش فرا بگیرد. به بیان دیگر، آن مناطقی از مغز را که درک درستی از حواس مختلف عضو از دست داده شده نداشت، به نوعی مجددا با حواس مختلف آشنا می سازند و آن را از حالت گیجی پیش درمی آورند. دردهای خیالی شما را به سوی درک این مطلب سوق می دهند که به صورت واقع گرایانه ای به این حقیقت که درد چیست و در کجا احساس می شود، فکر کنید. برای آنهایی که عضوی از بدن شان را از دست داده اند، این تجربه درد، بیش از حدی که باید ملموس بوده و رنگ واقعیت به خود می گیرد ولی خوشبختانه دلیل اینکه گروهی از بیماران از آینه درمانی می توانند سود ببرند، این است که آنها این توانایی را دارند که «نگرش» خود را به نوعی، «باور جدید» تبدیل کنند که این باور جدید نهایتا می تواند برحسب، «رهایی» آنها از احساس ذهنی ایجاد درد در مغزشان بشود.

aligol172
23-06-2011, 22:30
بهترین دارو ، تریاک می باشد که می توان بر روی افرادی که مصرف تریاک – کراک – قرص – شیشه و حتی بیماری های روانی و بیماری های متفاوتی که راه درمانی ندارند استفاده کرد.
نزدیک ده سال است که ما در این زیر زمین به فعالیت و درمان مشغول هستیم و در ابتدا بسیار کار مشکلی بود و خدا را شکر که دید جامعه به مواد مخدر و مصرف کننده تغییر کرده است . قبلا&#۷۳۳; معتادان را اگر کنار هم جمع می کردند درمانی صورت نمی گرفت و شاید باعث انتقال بیماری ها به هم بودند ، و اگر ده نفر را دریک اتاق می کردند اگر یک نفر از آنها هپاتیت داشت با استفاده از سرنگ مشترک این بیماری را به دیگران انتقال می داد و این نتیجه خوبی نداشت و هزینه و وقت را هدر می دادند .
کنگره ۶۰ گروه ها و روش های درمان دیگر مانند کمپ ها و ngo های دیگر را قبول دارد و با پزشکان ترک اعتیاد هیچ مخالفتی ندارد و به آنها احترام می گذارد ، هر کسی را بهر کاری ساخته اند .
ولی یک مسئله وجود دارد در مورد بحث های درمان اعتیاد که وارد بحث های علمی می شود و زمانی که صحبت از بحث و دیدگاه علمی باشد دیدگاه ما متفاوت است . و ما ظرف ده سال به این دیدگاه رسیده ایم .
چون علمی که تجربه شده باشد سندی بدون نقص می باشد ، ما می گویم اعتیاد درمان دارد و شخص درمان شده می تواند به هر جا که مصرف کننده وجود دارد برود ، و کنگره بر این اعتقاد است که شخص مصرف کننده مواد ، مشکلاتی که دارد در سیستم بیوشیمی بدن او می باشد و در پزشکی هم این مسئله وجود دارد ولی به آن توجه ای نشده است و اگر شخص مصرف کننده درد زیادی دارد به دلیل این است که آنکفالین خوب کار نمی کند و یا شادی و نشاط ندارد پس دوپامین دچار مشکل می باشد .
پس اعتیاد مسمومیت نیست و جایگزینی مزمن می باشد ، مواد مخدر بیرون جایگزین مواد مخدر درون بدن می شود . و بهترین دارو ، تریاک می باشد که می توان بر روی افرادی که مصرف تریاک – کراک – قرص – شیشه و حتی بیماری های روانی و بیماری های متفاوتی که راه درمانی ندارند استفاده کرد ، البته با برنامه ریزی و مقدار مناسب . پس کنگره در مورد درمان اعتیاد به نتیجه درستی رسیده است که جهانیان از آن بی خبر هستند و رسیدن فرد معتاد به مرحله ای که درمان شود و هیچ گونه مشکلی نداشته باشد را نمی دانند و اگر آنها از این موضوع اطلاع پیدا کنند باید جایزه نوبل را به کنگره بدهند .
خوشبختانه همان گونه که خداوند جلودار واقعی است و راه را نشان می دهد مسئله شربت تریاک مطرح شد .
و شربت تریاک را به عنوان دارو پذیرفتند ، و این شربت یک دوز مناسب و یک ساز کاردارد که اگر طبق آن دوز و آن شرایط اجرا شود موفقیت آمیز خواهد بود . ۳۰% این طرح موفق بوده است .
و ما ابتدا روی تریاک و کراک شروع کردیم و نتایج بسیار خوبی به دست آوردیم و مصرف اعضای کنگره خیلی کمتر از مراکز دیگر بود . و در مرحله جدید ما باید پروژه شربت تریاک را دوباره شروع کنیم و با یک سری تهسیلات بهتر و این طرح بر عهده راهنمایان و مرزبانان خواهد بود و آزمایش از این مرحله برداشته شده است و پرسش نامه های هر سه ماه یکبار توسط مرزبانان پر می شود و با کمتر شدن میزان مصرف فرد می تواند سه هفته یکبار برای تهیه شربت به مرکز مراجعه کند . تا کار سریع تر انجام شود . از مزایایی شربت تریاک می توان به مواردی اشاره کرد :
۱) تریاکی که در شربت اُپیُم مصرف شده است ، بسیار مرغوب می باشد
۲) اندازه گیری آن بسیار آسان است و به واحد CC
۳) شخص با توزیع کنندگان مواد مخدر رابطه ای ندارد
۴) از نظر قانونی مشکلی نیست
۵) قیمت آن مناسب می باشد .
راهنمایان باید روی یک پروتکل خاصی حرکت کنند و به رهجو های خود بیشتر از ۱۰CC در روز ندهند .
روش تدریجی در سه حرف DST خلاصه شده است که D ضریب ۸/۰ است و ضریب تعیین کننده است .
برای تیپر الکل – تریاک – حشیش – قرص و هروئین از ضریب ۸/۰ استفاده می کنیم .
مثلا : اگر فردی در روز ۶۰۰CC الکل مصرف می کند اولین کار این است که مصرف شخص را در روز مشخص می کنیم و نوع الکلی که مصرف می کند مد نظر نیست و مبنا بر الکل مصرفی گذاشته می شود و در مرحله بعد میزان مصرف و تعداد وعده ها مشخص می شود تا شخص روی همان میزان مصرف پایدار شود که ممکن است زمان پایداری متفاوت باشد . برای کاهش دادن ، ۶۰۰CC را در ۸/۰ ضرب می کنیم .
۶۰۰ * ۰/۸ = ۴۸۰ و حرف S پله های ۲۱ روزه است و فرد باید تا ۲۱ روز روی میزان مصرف ۴۸۰CC بماند و در پله بعدی ۴۸۰CC را در ۰/۸ ضرب می کنیم که در پله بعدی ۳۸۴CC به دست می آید و حرف T حداقل زمان پروژه است که حداقل آن ۱۰ ماه است و این ۱۰ ماه میانگین است و نباید کمتر باشد و ۱۱ ماه بسیار زمان خوبی است ، و بستگی به شرایط شخص ، راهنما می تواند مقدار مصرف را کم و یا زیاد کند .
اگر شخصی روزی ۵ گرم تریاک مصرف می کند و در سه وعده ، بعد از ثابت شدن در مقدار مصرف برای کاهش دادن باید ۵ گرم را در ۸/۰ ضرب کنیم و به همین ترتیب ادامه می دهیم تا پله های بعدی تعیین شود . برای کسانی که مصرف قرص دارند نیز باید از این فرمول ۸/۰ استفاده کرد ، و این فرمول در هر ماده مخدر قابل اجرا می باشد .
و برای کراک به همین صورت است ولی ممکن است کمی تغییر کند و راهنمایان باید مقداری انعطاف داشته باشند و در شرایط خاص تصمیم های دیگری بگیرند .
در هرCC شربت تریاک ۱۰۰ میلی گرم تریاک وجود دارد و این ۱۰۰ میلی گرم خیلی قوی تر از تریاک بیرون است و مقدار الکل ناچیزی در آن وجود دارد در حد ۱CC می باشد . و با وجود الکل در شربت اُپیُم خیلی سریع جذب می شود . مخصوصا روی کراکی ها خیلی خوب جواب می دهد و هیچ ناخالصی ندارد و ممکن است مواد نگه دارنده هم داشته باشد .
برای تغییر طعم آن افراد می توانند شربت را با آب و یا آبمیوه و... استفاده کنند .
برای تبدیل کردن شربت تریاک به تریاک باید از ضریب ۹ استفاده کرد مثلا : ۲ گرم تریاک در ضریب ۹ معادل ۱۸CC شربت اُپیُم است .
در مرحله اول ما طبق مصرف فرد شربت تریاک می دادیم ، مثلا : اگر فردی ۵ گرم تریاک خوراکی مصرف می کرد ۵ را در ۹/۰ ضرب می کردیم و حاصل ۴۵CC می شد که خیلی زیاد بود . و از شربت تریاک می توان برای درمان : تریاک – کراک – شیشه – هروئین – حشیش و نورجیزک و... استفاده کرد .
و در مواد مخدر که به صورت تزریقی استفاده می شوند اگر تعداد تزریق بالا باشد ، مثلا : تعداد ۱۰ تا ۱۵ بار در روز باشد ما باید در ابتدا مدتی را قائل شویم برای وضعیت روحی و روانی و جسمی فرد و تزریقات فرد را به حداقل برسانیم و بعد پروژه را اجرا کنیم مخصوصا در تزریق های نورجیزک و خانواده آن که دارای کورتون هستند و به یکباره نمی توان آن را قطع کرد . و باید به فرد فرصت داد تا در عرض یک هفته مقدار تزریق خود را پایین بیاورد و حداقل به ۲ یا ۱ بار تزریق در روز برساند تا بتوانیم پروژه را شروع کنیم .
ما یک مسئله داریم به نام سازگاری یعنی هر فردی هر ماده مخدری که مصرف می کند بدن با همان ماده مخدر سازگار می شود و اگر فردی تریاک را به صورت دودی و با وافور مصرف می کند به او بگوییم که باید تریاک خود را توسط قرقری و یا سیخ و سنگ مصرف کند فرد تا مدتی بالانس نیست .
و یا اگر فردی تریاک را می کشد و به او گفته شود که آن را بخورد به جواب خوبی نمی رسد و یا برعکس .
نوع جذب شدن مواد متفاوت است . پس اگر روی یک ماده مخدر ما تغییراتی را ایجاد کنیم سیستم به هم می خورد و این مسئله سازگاری در وعده های مصرفی و ساعت مصرف نیز می تواند اختلال های به وجود آورد .
ممکن است این سئوال پیش بیایید : چرا برای تمام مواد مخدر تریاک را استفاده می کنیم ؟ چون تریاک ترکیبات و مشتقات متنوعی دارد مثل : مرفین – کدئین نارکوتین – پاپاورین – نارسیئن – کدامین و .... و هر کدام خاصیتی دارند . که در کنار هم قرار گرفته اند و هم شادی آور هستند و هم خواب آور و هم ضد خواب آور و ...تمام این ترکیبات به صورتی در کنار هم قرار گرفته اند که می تواند بهترین دارو باشند و هیچ کدام از ترکیبات آن توهم زا نیستند
و پروتکل تمام این مواد مخدر را با دوز ۳CC برای سه روز اول ( برای مصرف کنندگان کراک – شیشه – تریاک دودی و ... برای برقراری سازگاری ) در سه وعده ۱CC استفاده می شود . و باید ساعت مناسبی برای مصرف آن در نظر گرفت و در این سه روز فرد باید یک سری مسائل را تحمل کند و این اطلاعات را باید راهنما به رهجو بدهد .
بعد از سه روز میزان مصرف را دو برابر می کنیم و از ۳CC به ۶CC تغییر می دهیم ، و تا ۲۱ روز فرد باید روی همین مصرف بماند و بعد از ۲۱ روز اول مقدار مصرف را در ۸/۰ ضرب می کنیم .
۶ ÷ ۰/۸ = ۷/۵ و به همین ترتیب ادامه می دهیم تا به ۹CC برسیم و بعد از گذشت ۲۱ روز شروع به کاهش می کنیم .
امیدوارم پروتکل شربت اُپیُم دست آویزی برای دیگران نشود و مشکل بازار سیاه را به دنبال نداشته باشد و خدا را شکر می کنم که تا این مرحله کنگره ۶۰ بسیار موفق بوده است و افرادی که می خواهند وارد این پروژه شوند باید حداقل ۱۰ جلسه درجلسات کنگره شرکت کرده باشند و حدودا&#۷۳۳; یکماه .
فرمول DST از ۱۴ قوانین کنگره پیروی می کند.

aligol172
23-06-2011, 22:37
امروزه همه جا از فواید مواد آنتی اکسیدانی، از پیشگیری بیماری های قلبی گرفته تا کاهش آسیب مغز و چشم ها صحبت می شود. آنتی اکسیدان ها جلوی عمل رادیکال های آزاد را که موادی فعال و ویرانگر هستند، می گیرند و آنها را خنثی می کنند.
تولید رادیکال های آزاد، مسئله ای طبیعی است و در طی عمل تنفس به وجود می آید. رادیکال های آزاد تعدادی اتم تک الکترونی هستند و در حین واکنش اکسیژن با بعضی مولکول ها تولید می شوند. اگر بطور ناگهانی تعداد زیادی رادیکال آزاد در بدن تولید شود، باعث می شود یک سری واکنش هایی خاص پشت سر هم شروع شوند.
رادیکال های آزاد با بعضی قسمت های سلول مثل DNA و غشای سلولی واکنش نشان داده و باعث تخریب عمل سلول یا حتی مرگ آنها می شود.
در حالت عادی ، سیستم دفاعی بدن این رادیکال های آزاد را خنثی و بی ضرر می کند. اما عوامل مخرب محیطی مثل اشعه ماوراء بنفش، الکل و آلودگی های محیط باعث می شوند بدن نتواند با این رادیکال های آزاد مبارزه کند. در نتیجه ساختمان و عمل سلول های بدنی توسط رادیکال های آزاد تخریب شده و منجر به بروز پیری زودرس و بیماری هایی مانند سرطان و بیماری قلبی می شوند.
رادیکال های آزاد با بعضی قسمت های سلول مثل DNA و غشای سلولی واکنش نشان داده و باعث تخریب عمل سلول یا حتی مرگ آنها می شود. در این حالت این رادیکال ها برای سلامتی بدن مضرّ و خطرناک هستند.
برای جلوگیری از عمل این اتم ها، بدن باید دارای یک سد دفاعی از آنتی اکسیدان ها باشد. آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را گرفته و مانع از تخریب سلول های حیاتی بدن می شوند. جلوگیری از تخریب سلولی باعث جلوگیری از بروز بیماری هایی مانند سرطان ، بیماری قلبی – عروقی ، پیرشدن پوست و ... می شود.
مصرف بیشتر آنتی اکسیدان ها زمینه ای را فراهم می کنند که بدن به راحتی رادیکال های آزاد مضر را از بین ببرد. در تصویر بالا اشکال مثلثی شکل قرمز رادیکال های آزاد را نشان می دهند که به سلول های بدن حمله می کنند و دایره های های سبز و آبی و نارنجی ویتامین های آنتی اکسیدان ها هستند که مانند یک سد از بدن در برابر رادیکال های آزاد محافظت می کنند.
آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را گرفته و مانع از تخریب سلول های حیاتی بدن می شوند.
بیشتر از ۴۰۰۰ ترکیب آنتی اکسیدانی در غذاها وجود دارند. ولی بیش از همه ویتامین های E و C و بتاکاروتن و نیز ماده معدنی سلنیم مهم هستند.
بیشتر افراد تصور می کنند منظور از دریافت آنتی اکسیدان بیشتر، مصرف مکمل ها است. اما باید بدانید که فقط مکمل های خوراکی آنتی اکسیدان ندارند ، بلکه میوه ها، سبزی ها و غلات سبوس دار دارای آنتی اکسیدان بیشتری هستند. چرا؟
زیرا این غذاها غیر از آنتی اکسیدان خاص ( مثلاً ویتامین C ) دارای موادمغذی و آنتی اکسیدان های دیگری نیز هستند ، بنابراین بهتر از مکمل ها از بدن شما محافظت می کنند. شما باید این آنتی اکسیدان ها را به مقدار کافی و به شکل صحیح دریافت کنید.
● بهترین منابع غذایی آنتی اکسیدان ها
اگر چه سیستم های آنزیمی متعددی برای خنثی کردن رادیکال های آزاد در بدن وجود دارد، ولی آنتی اکسیدان های اصلی ویتامین های E، C و بتاکاروتن هستند. سلنیم نیز بعنوان یک ماده ی معدنی نقش آنتی اکسیدانی مهمی دارد. بدن قادر به تولید این ویتامین ها و ماده ی معدنی نیست ، بنابراین بایستی از طریق غذا آنها را دریافت کرد.
۱) ویتامین C: نام دیگر این ویتامین، اسید اسکوربیک است که محلول در آب است و در تمامی مایعات بدن وجود دارد، به همین دلیل یکی از اولین خطوط دفاعی بدن است. ولی نمی تواند در بدن ذخیره شود، بنابراین باید به طور منظم و پیوسته میوه و سبزی مصرف کرد. نیاز روزانه آن ۶۰ میلی گرم است. دریافت ویتامین C به مقدار بیش از ۲۰۰۰ میلی گرم در روز در بعضی افراد، اثرات جانبی مضری مثل ایجاد سنگ کلیه ، تهوع و اسهال دارد.
مهم ترین منابع آن عبارتتد از : مرکبات، فلفل سبز،
کلم بروکلی ، سبزیجات برگی شکل سبز، کیوی ، کلم ، طالبی ، توت فرنگی ، اسفناج و سیب زمینی .
۲) ویتامین E : ویتامینی محلول در چربی است که همراه با چربی ها در کبد و سایر بافت های بدن ذخیره می شود. ویتامین E اثرات مهمی در بدن دارد مثل تأخیر در پیری سلول ها و درمان آفتاب سوختگی . نیاز روزانه آن در مردان ۱۵ واحد بین المللی و در زنان ۱۲ واحد بین المللی است.
منابع غذایی مهم ویتامین E : روغن های گیاهی ، جوانه گندم ،
آجیل ، دانه ها ، غلات سبوس دار، سبزیجات برگی شکل سبز.
۳) بتاکاروتن : پیش ساز ویتامین A است که در بدن تبدیل به ویتامین A می شود . بررسی بیش از ۶۰۰ کاروتنوئید مختلف نشان داده است که بتاکاروتن ( یکی از کاروتنوئیدهای مهم ) سبزی ها و میوه های سبز، زرد و نارنجی را از تخریب ناشی از اشعه خورشید حفظ می کند.
بنابراین تصور می شود چنین اثری را نیز در بدن داشته باشد. مقدار معینی برای دریافت آن وجود ندارد.
هویج ، کدو حلوایی ، کلم بروکلی، سیب زمینی شیرین،اسفناج، گوجه فرنگی ، انواع کلم مثل کلم بروکلی ، طالبی ، هلو و زردآلو منابع غنی بتاکاروتن هستند.
▪ نکته :
ویتامین A نقش آنتی اکسیدانی ندارد و دریافت مقادیر بالای آن برای بدن مسمومیت زا و خطرناک است.
۴) سلنیم : این ماده معدنی مانع تخریب سلول های بدن توسط مواد اکسیژن دار می شود، بنابراین از بروز سرطان جلوگیری می کند. بهتر است سلنیم لازم را از طریق مواد غذایی دریافت کنید، زیرا دریافت مقادیر بالای سلنیم از طریق مکمل ها برای بدن، سمی و خطرناک است.
▪ بهترین منابع غذایی شامل :
ماهی ، گوشت قرمز، غلات، حبوبات ، تخم مرغ ، مرغ و سیر است. سبزی هایی که در خاک های غنی از سلنیم، رشد می کنند، نیز منبع خوبی از سلنیم هستند.
● آیا آنتی اکسیدان ها از سرطان و بیماری های قلبی پیشگیری می کنند؟
بررسی ها نشان داده افرادی که روزانه مقادیر زیادی میوه و سبزی مصرف می کنند ، کمتر دچار
سرطان می شوند. این موضوع نشان می دهد برنامه غذایی آنها موادی دارد که از بدنشان در برابر سرطان محافظت می کنند که احتمالاً این مواد همان " آنتی اکسیدان ها " هستند. مطالعات ثابت کرده که دریافت آنتی اکسیدان ها بصورت مکمل های خوراکی خطر بروز سرطان را کاهش می دهد. البته یک بررسی نشان داد مردان سیگاری که آنتی اکسیدان مصرف کرده بودند ، بیشتر از مردان غیرسیگاری دچار سرطان ریه شده بودند. هر چند که دقیقاً مشخص نیست که آیا این مسئله در اثر مصرف آنتی اکسیدان ها بوده یا خیر، ولی نشان می دهد که حتی آنتی اکسیدان ها هم تحت شرایط خاصی برای سلامتی بدن مضر هستند.
بهترین توصیه ی ما به شما این است که روزانه ۵ واحد سبزی و ۴ واحد میوه مصرف کنید.
آنتی اکسیدان ها فرآیند پیر شدن سلول های بدن ( پیری پوست ) را کند می سازند و از سکته و بیماری های قلبی پیشگیری می کنند. بهترین توصیه ی ما به شما این است که روزانه ۵ واحد سبزی و ۴ واحد میوه مصرف کنید.
هر واحد سبزی معادل یک لیوان سبزی خام یا نصف لیوان سبزی پخته است. یک واحد میوه معادل یک عدد میوه متوسط یا نصف لیوان کمپوت میوه یا آبمیوه است.

aligol172
23-06-2011, 22:43
دیالیز صفاقی در دنیا در دهه ۶۰ میلادی همراه با همودیالیز و پیوند کلیه مورد استفاده قرار گرفت و در کمتر از پنج دهه، جایگاه مناسب خود را در بسیاری از کشورهای جهان به دست آورد، اما شروع این روش در ایران با تأخیری ۴۰ ساله همراه بود...
برای نخستین بار، دیالیز صفاقی در سال ۱۳۷۲ در بیمارستان امام رضا (ع) شهر مقدس مشهد با افتتاح مرکزی با همین نام آغاز به کار کرد و پس از دو سال مراکز دیالیز صفاقی تهران نیز رفته رفته راه اندازی شدند.
دیالیز صفاقی طی سالیان اخیر رشد چشمگیری داشته و گستره وسیعی از استان ها و شهرهای کشورمان را پوشش داده است، به طوری که تعداد مراکز دیالیز صفاقی ایران هم اکنون به بیش از ۴۵ مرکز می رسد.
دیالیز صفاقی، نوعی درمان جایگزین کلیه است که در آن از پرده نیمه تراوای صفاق که به طور طبیعی در بدن وجود دارد، به عنوان فیلتری برای تصفیه خون استفاده می شود. استفاده آسان تر و انجام دیالیز در منزل یا محل کار، از جمله عواملی بوده که موجب شده همه ساله به تعداد بیمارانی که از این روش درمانی استفاده می کنند، اضافه شود.
زمانی که بیمار مبتلا به ESRD کاندید درمان جایگزینی کلیه RRT (Renal Replacement Therapy) شود، می توان دیالیز صفاقی را به عنوان انتخاب اول جهت RRT در نظر گرفت.
درمان جایگزینی با استفاده ازدیالیز صفاقی، شامل سه جزء است:
۱) کاتتر دیالیز صفاقی،
۲) محلول دیالیز صفاقی،
۳) پرده صفاق به عنوان غشای تبادل کننده مواد.
در این روش، کاتتر دایمی مخصوص، داخل حفره شکم تعبیه می شود تا محلول دیالیز صفاقی از ورای این کاتتر وارد حفره شکم شده و پس از dwell time مناسب، تخلیه محلول دیالیز صفاقی از حفره شکم صورت خواهد گرفت.
در شروع دیالیز، ترانسپورت پرده صفاق شناخته شده نیست و تجویز اولیه بر اساس این فرض است که ترانسپورت صفاق متوسط است و پس از تعیین نوع ترانسپورت، تجویز دیالیز مناسب انجام خواهد شد.
دیالیز صفاقی به دو روش دستی (CAPD) و به کمک دستگاه (APD) امکان پذیر است.
● دیالیز صفاقی سرپایی مداوم (CAPD)
این نوع، بیش از سایر انواع دیالیز صفاقی مورد استفاده قرار می گیرد. محلول دیالیز توسط خود بیمار وارد حفره صفاق شده و پس از دفع سموم بدن به داخل آن، با محلول جدید تعویض می شود. تعویض محلول سه تا چهار بار در روز انجام می گیرد و به این ترتیب دیالیز بیمار در حین انجام کارهای روزمره صورت می گیرد.
حجم و دفعات دیالیز صفاقی بر اساس شرایط بالینی بیمار، قابلیت ترانسپورت صفاق، میزان اولترافیلتراسیون و کفایت دیالیز تعیین می گردد.
معمولا حجم مایع دیالیز در هر تعویض، دو لیتر است و ورود مایع به داخل حفره صفاق حدود ۱۰ دقیقه و خروج آن حدود ۲۰ دقیقه طول خواهد کشید.
● دیالیز صفاقی خودکار (APD)
تعویض های دیالیز به صورت خودکار توسط دستگاه سایکلر، شب ها زمان خواب، انجام می گیرد.
● مزایای دیالیز صفاقی
مزایای دیالیز صفاقی عبارت اند از:
۱) یادگیری آسان
۲) انجام درمان توسط بیمار در منزل یا محل کار
۳) استقلال شخصی و امکان کنترل درمان
۴) برنامه درمانی قابل انعطاف
۵) قابلیت انجام در هر مکان تمیز
۶) محدودیت کمتر رژیم غذایی در مقایسه با همودیالیز
۷) عدم نیاز به سوزن برای انجام دیالیز
۸) کمتر بودن خطر برای ابتلاء به هپاتیت B و C
۹) کنترل مناسب فشارخون در مقایسه با همودیالیز
۱۰) حفظ و نگهداری طولانی تر کارکرد کلیه باقی مانده
۱۱) کیفیت بهتر زندگی.
مشاوره و آموزش مناسب بیماران در مرحله نارسایی مزمن کلیه و آشنایی پزشکان و پرستاران با دیالیز صفاقی کمک خواهد کرد که این روش در بسیاری از بیماران به عنوان قدم اول درمان جایگزینی کلیه انتخاب گردد.

aligol172
23-06-2011, 22:49
نارگیل به علت داشتن خواص متعدد، از سال ها قبل مورد توجه متخصصان قرار گرفته و از آن در تهیه داروهای مختلف استفاده می شود.
● مرطوب کننده طبیعی
گوشت میوه نارگیل دارای آنزیم های مختلف مانند انورتین، اکسیداز و کاتالاز و اسید آمینه های متعدد مانند هیستیدین، آرژینین، لیزین، تریپتوفان، لوسین و آلانین است. در هر صدگرم از گوشت تازه نارگیل، ۳۵۰ کالری انرژی، ۵۰ میلی لیتر آب، پنج گرم پروتئین، ۳۵ گرم چربی، ۱۲ میلی گرم کلسیم، ۲۵۰ میلی گرم پتاسیم، ۲۵ میلی گرم سدیم، ۹۵ میلی گرم فسفر و هشت میلی گرم آهن موجود است. وجود ویتامین های ب،۱ ب،۲ ب۳ و ث، آهن، فسفر، کلسیم و پروتئین در شیر نارگیل ، آن را به یک غذای کامل تبدیل کرده است که با شیر برابری می کند.
گوشت سفید نارگیل از نظر طب سنتی ایران، گرم و خشک بوده و شیر آن گرم و مرطوب است.
ریشه این درخت در گذشته برای درمان تب استفاده می شده و ادرار آور است.
در گذشته، شیر نارگیل را با برگ سنا مخلوط و پزشکان از آن برای رفع سنگ کلیه استفاده می کردند. خوشبو کننده دهان، برطرف کننده درد مثانه و ضعف کبد از دیگر خواص دارویی این میوه است. همچنین شیر نارگیل برای معالجه ورم ناشی از تجمع آب اضافی در بدن استفاده می شود. تقویت حافظه، درمان کمر درد و معالجه بیماری های پوستی از خواص روغن نارگیل بوده که از تقطیر گوشت سفید آن به دست می آید. همچنین روغن نارگیل بهترین مرطوب کننده طبیعی برای پوست محسوب می شود و امروز در صنایع آرایشی و بهداشتی از این ماده در ساخت محصولات آرایشی و بهداشتی استفاده می شود. فواید روغن نارگیل برای پوست، تقریباً مشابه با روغن معدنی بوده، با این تفاوت که بر خلاف روغن معدنی، هیچ گونه عارضه جانبی برای پوست نخواهد داشت. در نتیجه روغن نارگیل، بهترین روش برای پیشگیری از خشکی و پوسته پوسته شدن پوست است.
روغن نارگیل از بهترین مواد مغذی برای تغذیه موهاست. ماساژ مداوم سر با روغن نارگیل، شوره سر را از بین می برد، حتی اگر پوست سر خشک و حساس باشد.
اگر برای حفظ رطوبت پوست خود، به دنبال انواع محصولات آرایشی هستید، بهترین ماده طبیعی موجود در فراورده های آرایشی برای سلامت پوست، روغن نارگیل است. میوه نارگیل نیز تأثیرات فراوانی بر پوست دارد و مصرف آن از طریق خوراکی نیز رطوبت و شادابی پوست را تأمین می کند و صرفاً نیازی به استعمال پوستی روغن آن نیست. در عین حال اسیدیته روغن نارگیل نیز برای تعادل PH پوست مناسب است و مانع از چربی زیاد یا خشکی بیش از حد پوست می شود. در عین حال بررسی ها نشان می دهد استفاده از این روغن باعث لایه برداری طبیعی سلول های مرده پوست شده و مانند یک کرم ضد آفتاب طبیعی نیز عمل می کند. دکتر شمس علی رضازاده / رئیس پژوهشکده گیاهان دارویی
خواص گیاهان از زمان های گذشته مورد توجه بوده و از این خواص در درمان بیماری های مختلف استفاده شده است. نارگیل یکی از میوه هایی است که همواره مورد توجه بوده و مصارف دارویی و بهداشتی زیادی برای آن شناخته شده است. امروز نیز در ساخت انواع محصولات آرایشی و بهداشتی و درمان بیماری های مختلف به کار می رود. پزشکان از خواص موجود در برگ، ریشه و میوه درخت نارگیل برای درمان بیماری هایی مانند برونشیت، دل درد، سوختگی، سرماخوردگی، یبوست، سرفه، سنگ کلیه، صفرا، تب، آنفلوآنزا، زخم و درد معده، اسهال خونی و کچلی استفاده کرده اند.امروز میوه نارگیل غذای اصلی مردم بسیاری از کشورهاست و بسیاری از کشورها مانند مالزی، فیلیپین، اندونزی، هند و مکزیک این میوه را به اقصی نقاط جهان صادر کرده و از آن در صنایع مختلف دارویی، بهداشتی، آرایشی و غذایی استفاده کنند.
● خواص نارگیل
میوه گیاه نارگیل شامل گوشت و شیره آن حاوی ۱۵ /۳ گرم کربوهیدرات، ۶ /۲۳ گرم قند و ۹ گرم فیبر است. این میوه حاوی مقادیر زیادی پروتئین، ویتامین، مواد معدنی و اسید آمینه های ضروری برای بدن است.
تیامین، ریبو فلاوین، تیاسین، نپتوتنیک اسید (ویتامین ب ۵)، ویتامین ث، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر، پتاسیم و روی از مواد مغذی تشکیل دهنده این میوه است.
▪ نارگیل و مو
روغن نارگیل، یکی از بهترین مواد طبیعی برای حفظ سلامتی و شادابی مو است.این روغن یکی از بهترین مواد برطرف کننده شوره سر است. در گذشته از روغن نارگیل برای از بین بردن شپش سر استفاده می کردند. از خواص دیگر روغن نارگیل، درمان موهای آسیب دیده و خشک است. پروتئین موجود در این روغن برای سلامت مو مورد نیاز است و به رشد سریع تر موها کمک می کند.از روغن نارگیل در ساخت انواع شامپوها و نرم کننده ها در صنایع آرایشی بهداشتی استفاده می شود.
▪ استرس
مصرف روزانه شیره نارگیل، انرژی زا بوده و در درمان خستگی های مفرط و استرس مؤثر است. تحقیقات نشان می دهد ماساژ کف سر با روغن نارگیل باعث رفع استرس و خستگی روزانه می شود.
▪ پوست
درمان اگزما، خارش های پوستی، حساسیت و آماس پوستی از جمله خواص روغن نارگیل است. این روغن بهترین مرطوب کننده طبیعی محسوب می شود و در ساخت انواع کرم های آرایشی مانند ضدآفتاب، کرم های ضدچروک و ضدپیری مورد استفاده قرار می گیرد. تحقیقات نشان می دهد در روغن نارگیل، ترکیباتی وجود دارد که پوست را از ابتلا به پیری زودرس، شل شدن و افتادگی محافظت می کند. این روغن مناسب ترین مرطوب کننده برای انواع پوست، بویژه پوست های خشک به شمار می آید و در مقایسه با کرم های شیمیایی ضرر کمتری دارد.
▪ قلب
محققان تصور می کردند به علت وجود اسیدهای چرب اشباع شده در نارگیل مصرف آن احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش می دهد اما امروز ثابت شده است اسیدهای چرب اشباع شده در روغن نارگیل نه تنها حملات قلبی را افزایش نمی دهد بلکه در کاهش میزان کلسترول بد (LDL) و کنترل میزان چربی خون مؤثر بوده و در پیشگیری از ابتلا به تصلب شرائین و سکته های قلبی مفید شناخته شده است.
▪ کنترل وزن
مصرف روزانه نارگیل از اضافه وزن جلوگیری می کند. این ماده غذایی مقوی، به راحتی قابل هضم است و باعث سوختن سریع تر کالری های مصرفی می شود. مطابق با تحقیقات، افرادی که در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و مصرف نارگیل در رژیم غذایی روزانه آنها قرار دارد، از تناسب اندام برخوردار هستند.
▪ سیستم ایمنی
روغن نارگیل حاوی اسید های ضروری برای سلامتی بدن افراد است. لوریک اسید، کاپریک اسید و کاپرپیلیک اسید از اسید های ضروری و مورد نیاز بدن است که در روغن نارگیل وجود دارد. لوریک اسید در بدن انسان به مونولورین تبدیل می شود. مونولورین، ترکیب شیمیایی است که وظیفه آن مقابله با انواع میکرب ها بوده و قدرت دفاعی بدن را افزایش می دهد.
نوزادان، اسید لوریک مورد نیاز را از شیر مادر به دست می آورند. مقدار مورد نیاز اسید لوریک برای سلامتی بدن در نوزادان۰ /۳ تا یک گرم به ازای هر کیلوگرم وزن نوزاد بوده و در سایر افراد این میزان به ۱۰ گرم افزایش می یابد.استفاده از روغن نارگیل باعث تشکیل لایه ای شیمیایی می شود که این لایه مانع از عبور گرد و غبار، باکتری، ویروس و قارچ به داخل بدن می شود. همچنین از شیره نارگیل در درمان انواع بیماری های عفونی و ویروسی مانند تب خال، ذات الریه، بیماری های دستگاه تنفسی، عفونت های قارچی، هپاتیت و آنفلوآنزا استفاده می شود.
▪ کبد و دیابت
تری گلیسیریدهای زنجیره ای و اسیدهای چرب موجود در روغن نارگیل، از ابتلا به بیماری های کبدی و کیسه صفرا جلوگیری کرده و در دفع سنگ کلیه مؤثر است. همچنین مصرف روغن نارگیل در کنترل میزان قند خون مؤثر بوده و باعث ترشح انسولین می شود.
▪ استخوان
روغن نارگیل حاوی مقادیر فراوانی از مواد معدنی و ویتامین های ضروری برای سلامت بدن بوده و از طرف دیگر دارای ترکیباتی است که در افزایش جذب این مواد در بدن نقش مهمی ایفا می کند. از این رو، مصرف روزانه این میوه به زنان میانسال برای پیشگیری از ابتلا به پوکی استخوان توصیه می شود. پیشگیری از پوسیدگی دندان ها، حفظ و استحکام استخوان ها و دندان ها از خواص دیگر این میوه مغذی است.نارگیل از گیاهان قابل کاشت در نواحی گرمسیری است که قدمت آن به بیش از سه هزار سال قبل می رسد. این گیاه برای نخستین بار در نواحی جنوب آسیا کشف شد و امروز در اکثر نواحی استوایی و گرمسیری جهان کشت می شود. طول این درخت به ۳۰ متر می رسد و برگ های آن پهن و ضخیم است.
روغن نارگیل در کشورهای پیشرفته، مصارف خوراکی داشته و پس از بوزدایی در کارخانجات صنایع غذایی از آن استفاده می شود.

aligol172
23-06-2011, 22:55
بابونه گیاهی است یکساله بسیار معطر و به ارتفاع ۲۰ تا ۴۰ سانتی متر . ساقه آن دارای انشعاباتی است که هر یک به کاپیتولهایی به بزرگی ۱/۵ تا ۲ سانتی متر منتهی می شود. در هر کاپیتول آن نوعی گل یکی زبانه ای به رنگ سفید و دیگری لوله ای و به رنگ زرد دیده می شود. گل های زبانه ای آن در حاشیه کاپیتول ها قرار دارند پس از شکفتن کامل حالت خمیده به سمت پایین پیدا می کنند و میوه اش فندقی و بسیار کوچک است.
● محل رویش:
در مزارع، موستان ها ، کنار جاده ها و امکان بایر می روید. منشا اصلی این گیاه نواحی مختلف منطقه مدیترانه بوده ولی امروزه پراکندگی وسیعی در اروپا و نواحی معتدله آسیا یافته و در آمریکا نیز انتشار داده شده است. در ایران این گیاه در لرستان بین خرم آباد و اندیمشک ، خوزستان ، صالح آباد ، هفت گل شوشتر و اطراف تهران و دماوند نیز می روید.
● ترکیبات شیمیایی:
این گیاه دارای اسانسی به مقدار %۲۰ تا %۸۰ درصد است . این اسانس در حالت تازه رنگ آبی تیره دارد که مربوط به وجود ماده ای به نام آزولن در آن است .
تدریجا با تاثیر هوا رنگ آن سبز و قهوه ای می شود . این اسانس دارای ترپن های C و B و نوعی الکل های ترپنی مانند اترهای کاپریک ونونی لیک است.
● خواص درمانی:
مدر، معرق ، مقوی معده ، بادشکن ، اشتهاآ ور، هضم کننده غذا، صفرابر وقاعده آور و التیام دهنده است. اثر ضد عفونی کننده ضعیف ولی قاطع دارد، به علاوه مسکن درد و ضد تشنج نیز می باشد. اسانس آن اثر ضد تشنج و بی حس کننده و ضد عفونی کننده دارد . با مصرف آ ن تعداد گلبول های سفید خون نیز زیاد می گردد. از این اسانس برای معطر ساختن طعم بعضی از غذاها استفاده به عمل می آید. اگر به شیر نوزدان، مقدار کمی از دم کرده کاپیتولهای گیاهی افزوده شود دل پیچه های ناشی از نفخ و حالات تشنجی کودک، رفع می گردد. این گیاه اثر فعال در برقراری حالات قاعدگی و تنظیم آن ظاهر می سازد .
تجارب مختلف نشان داده است که مصرف فرآورده های این گیاه موجب مضاعف شدن ترشحات صفرا می گردد. در استعمال خارجی تهیه و استفاده از ضماد و لوسیون و حمام نمودن با فر آورده های این گیاه اثر قاطع در رفع بیماری ها دارد به طوری که از آنها برای محفوظ نگه داشتن زخم از آلودگی ها و بهبود آن مخصوصا زخم های عمیق، زخم انگشتان اولسر زانو، رفع التهاب و درمان چشم و مخاط دهان، حلق و لثه ها می توان استفاده به عمل آ ورد .
با مالیدن فرآورده های آن بر روی عضو ، ورم و ناراحتی بواسیر دفع می گردد و به علاوه ترک و شقاق مقعد را نیز التیام می دهد . لفاف این گیاه اثر معالج در زخم های واریسی و اگزماهای کهنه و خارش اشخاص مسن دارد . این گیاه اثر جلوگیری کننده از پیشرفت التهاب ها و تسکین درد آنها د ارد مشروط بر آنکه دم کرده آن به صورتی تهیه شود که اسانس کاپیتول ها در اثر تبخیر از مایه خارج نگردد زیرا اثر درمانی دم کرده های مذکور مربوط به اسانس آن است . گرد گل های این گیاه به صورت پاشیدن بر روی عضو اثر مفید در رفع اگزماهای مرطوب و دردناک و کچلی کودکان دارد .
کاپیتول های این گیاه برای شفاف و طلایی رنگ کردن موهای بور و بور کردن موهای بلوطی به کار می رود و از این نظر نیز شهرت جهانی دارد. این جوشانده علاوه بر تغییر رنگ مو اثر ضد عفونی کننده و رفع طفیلی های پوست سر نیز دارد . عصاره حاصل از این گیاه برای ضدعفونی کردن مخاط دهان ولثه ها پس از دندان کشیدن و پماد آن برای جلوگیری از آلودگی زخم ها و بهبود جوش ها، سوختگی ها، جراحات، خراش و همچنین ترک پوست به کار می رود . آزولن موجود در این گیاه اثر التیام دهنده و آنتی فلوژستیک دارد . مطالعات انجام شده توسط دانشمندان نشان داده است که این ماده اثر قاطع در رفع حالات التهابی پوست ظاهر می کند به طوری که در درمان خارش، کهیر وهمچنین در مصارف داخلی در رفع گاستریت های مزمن، ورم روده بزرگ، ورم مثانه و بعضی حالات آسم موثر واقع می شود . آزولن موجود در گیاه بابونه درتهیه بعضی صابون های بهداشتی، کرم ها و لوسیون ها مورد استفاده قرار می گیرد . طریقه مصرف و استفاده از دم کرده گیاه بابونه برای درمان های مختلف به شرح زیر می باشد؛
دم کرده ۲ تا ۳ قاشق سوپخوری گل های گیاه به مدت ۱۰ دقیقه در ۳ فنجان آب و مصرف آن در ۲ یا ۳ مرتبه در روز می باشد .
برای اطفال ۱۰ قطره با یک حبه قند ، برای بزرگسالان و برای اطفال ۲ تا ۳ قطره تنطور را در کمی آب یا شیر ریخته و ۲ مرتبه در روز می خورانند . برای رنگ کردن مو نیز به شرح زیر عمل کنید ، ابتدا جوشانده ۵۰ تا ۱۰۰ گرم آن را در یک لیتر آب به مدت ۲۰ دقیقه جوشانده و مصرف نمایید. ضمنا جوشانده این گیاه برای زخم ها و التیام آنها بسیار موثر می باشد.
بیاییم به جای استفاده از داروهای شیمیایی که اثر بهبودی آنها مقطعی است گیاهانی را مورد مصرف قرار دهیم که بی ضرر و مفید هستند و عوارضی را در بدن بر جای نمی گذارند.

aligol172
23-06-2011, 23:01
از داروهای ضدتشنج بیشتر برای مشکلاتی مانند سردردهای میگرنی، نشانگان های درد مزمن و اختلال دوقطبی استفاده می شود. در صورتی که داروهای ضدتشنج تاثیر مخربی بر اثربخشی داروهای ضدبارداری خوراکی داشته باشند، احتمال شکست در پیشگیری از بارداری افزایش خواهد یافت زیرا بیشتر زنانی که تحت درمان با داروهای ضدتشنج قرار دارند به طور همزمان از داروهای ضدبارداری خوراکی استفاده می کنند...
● آیا داروهای ضدتشنج بر داروهای ضدبارداری خوراکی تاثیر می گذارند؟
▪ پاسخ مبتنی بر شواهد
تاکنون مطالعه ای یافت نشده است که به سنجش یا حتی برآورد افزایش میزان بارداری زنانی که از داروهای ضدتشنج استفاده می کنند، پرداخته باشد. تاثیر داروهای ضدتشنج بر القای ایزوآنزیم کبدی سیتوکروم P۴۵۰ (CYP۴۵۰) و در نتیجه کاهش سطح هورمون های جنسی در زنانی که داروهای ضدبارداری خوراکی مصرف می کنند، تاثیری شناخته شده است. این فرآیند می تواند موجب کاهش احتمالی اثربخشی داروهای ضدبارداری خوراکی و در نتیجه افزایش احتمال بارداری های ناخواسته شود (سطح شواهد C، مبتنی بر مطالعات همگروهی کوچک). داروهای ضدتشنجی که باعث القای این ایزوآنزیم کبدی نمی شوند ظاهرا تاثیر مخربی بر اثر بخشی داروهای ضدبارداری خوراکی ندارند (سطح شواهد C، مبتنی بر مطالعات همگروهی و کارآزمایی های تصادفی شده شاهددار کوچک).
▪ خلاصه شواهد
از داروهای ضدتشنج بیشتر برای مشکلاتی مانند سردردهای میگرنی، نشانگان های درد مزمن و اختلال دوقطبی استفاده می شود. در صورتی که داروهای ضدتشنج تاثیر مخربی بر اثربخشی داروهای ضدبارداری خوراکی داشته باشند، احتمال شکست در پیشگیری از بارداری افزایش خواهد یافت زیرا بیشتر زنانی که تحت درمان با داروهای ضدتشنج قرار دارند به طور همزمان از داروهای ضدبارداری خوراکی استفاده می کنند. داروهای ضدتشنجی که بر ایزوآنزیم کبدی CYP۴۵۰ اثر القایی دارند (یا اصطلاحا داروهای ضدتشنج القاکننده آنزیم)، باعث تسریع در روند تبدیل استروژن و پروژسترون به متابولیت های غیرفعال آنها می شوند و از این رو کاهش غلظت سرمی هورمون های موجود در داروهای ضدبارداری خوراکی را به دنبال دارند. برخی داروهای ضدتشنج می توانند با افزایش غلظت گلوبولین اتصال یابنده به هورمون های جنسی، با کاهش زیست فراهمی ترکیبات فعال داروهای ضدبارداری خوراکی باعث تغییر در اثربخشی آنها شوند. مطالعات موجود تاکنون به بررسی میزان باردار شدن بیماران نپرداخته اند و در عوض سطوح خونی هورمون ها یا الگوی خونریزی در بیماران را مورد ارزیابی قرار داده اند.
▪ داروهای ضدتشنج القا کننده آنزیم
فنوباربیتال یک دارو ضدتشنج القا کننده آنزیم است که با داروهای ضدبارداری خوراکی تداخل دارد و موجب کاهش سطح هورمون های جنسی و نامنظمی در خونریزی قاعدگی می شود. خونریزی در میانه چرخه قاعدگی نشان دهنده کمبود استروژن و احتمال شکست در پیشگیری از بارداری است و به نظر می رسد نشان دهنده کاهش اثربخشی داروهای ضدبارداری خوراکی باشد. فنی تویین (دیلانتین) نیز موجب کاهش سطوح هورمون های سرم می شود و امکان خونریزی بین چرخه های قاعدگی را پدید می آورد. کاربامازپین، فلبامات، اکسی کاربازپین و توپیرامات نیز وضعیت مشابهی ایجاد می کنند.
▪ داروهای ضدتشنج غیرالقا کننده آنزیم
والپروییک اسید تداخل شناخته شده ای با داروهای ضدبارداری خوراکی ندارد. در یک مطالعه مشاهده ای در ۴ نفر از ۶ زنی که تحت درمان با والپروییک اسید بوده اند حتی افزایش سطح هورمون های جنسی مشاهده شده است. بنزودیازپین ها، گاباپنتین، لاموتریژین، لوتیراستام (levetiracetam) ، تیاگابین و زونیسامید (zonisamide) نیز جزو دسته داروهای ضدتشنج غیرالقا کننده آنزیم هستند که به نظر نمی رسد با داروهای ضدبارداری خوراکی تداخل داشته باشند. مطالعات مدون درباره تداخلات احتمالی بین داروهای ضدبارداری خوراکی و اتوسوکسیماید تاکنون انجام نپذیرفته اند، با این حال با توجه به اینکه اتوسوکسیماید تاثیر شناخته شده ای دال بر القای آنزیم های کبدی ندارد این تداخل بعید به نظر می رسد. در جدول یک داروهای ضدتشنج القاکننده و غیرالقا کننده آنزیم فهرست شده اند.
● توصیه های ارایه شده
کالج متخصصان زنان و مامایی آمریکا(۱)(ACOG) معتقد است که با وجود فقدان داده های منتشر شده، استفاده از داروهای ضدبارداری خوراکی حاوی ۳۵ ۳۰ میکروگرم استروژن به جای انواع ۲۵ ۲۰ میکروگرمی در زنان مصرف کننده داروهای ضدتشنج القاکننده آنزیم، اقدامی منطقی است.این کالج همچنین توصیه می کند که زنان تحت درمان با داروهای ضدتشنج القا کننده آنزیم علاوه بر داروهای ضدباداری خوراکی از کاندوم نیز استفاده کنند یا برای پیشگیری از بارداری از ابزارهای داخل رحمی پیشگیری (IUD) کمک بگیرند. آکادمی نورولوژی آمریکا(۲)(AAN) نیز در بیانیه اجماعی خود استفاده از فرمولارسیون های حاوی حداقل ۵۰ میکروگرم استروژن را در زنان مصرف کننده داروهای ضدتشنج القاکننده آنزیم توصیه کرده است. این آکادمی همچنان عنوان داشته است که اثربخشی داروهای ضدبارداری خوراکی در زنان استفاده کننده از داروهای ضدتشنج القاکننده آنزیم همچنان بیشتر از روش های مکانیکی است. سازمان جهانی بهداشت (WHO) معتقد است که نباید از قرص های ترکیبی ضدبارداری خوراکی یا قرص های صرفا پروژسترونی در زنان تحت درمان با داروهای ضدتشنج القاکننده آنزیم استفاده کرد مگر اینکه روش پیشگیری بهتری برای بیمار در دسترس یا مناسب نباشد. با این حال استفاده از مدروکسی پروژسترون (Depo Provera) همچنان یک روش توصیه شده محسوب می شود.
▪ اظهارنظر بالینی
در حیطه فعالیت پزشکان خانواده، تعداد قابل توجهی از زنان دیده می شوند که به علت اختلالات تشنجی، میگرن، انواع اختلالات خلقی و درد مزمن از داروهای ضدتشنج استفاده می کنند. از آنجایی که تصور می شود برخی داروهای ضدتشنج موجب شکست روش های ضدبارداری خوراکی شوند، آگاه کردن بیماران از احتمال باردار شدن در این شرایط اقدامی منطقی به نظر می رسد. با وجود فقدان داده ها درباره پیامد باردار شدن، استفاده از داروهای ضدتشنج در زنان باردار بدون خطر نیست. داروهای ضدتشنج قدیمی تر خواص تراتوژن شناخته شده ای دارند و درباره داروهای ضدتشنج جدیدتر نیز اطلاعات کافی درباره بارداری در انسان وجود ندارد. در تمام زنان باروری که تحت درمان با داروهای ضدتشنج قرار دارند، حتی درصورت عدم استفاده از داروهای ضدبارداری خوراکی باید درباره احتمال نقایص جنینی مشاوره شود و برای پیشگیری از نقایص لوله عصبی از مکمل فولات استفاده شود. به علاوه مکتوب کردن اطلاعات ارایه شده به بیمار نیز توصیه می شود.

aligol172
25-06-2011, 15:22
ماساژ یکی از قدیمی ترین شیوه های درمانی است.
مدارک تاریخی نشان می دهد چینی ها از حدود سه هزار سال پیش این شیوه را مورد استفاده قرار می داده اند.
هندوهای قدیم، ایرانیان و مصریان شیوه های مختلف ماساژ را برای درمان بیماری های مختلف و گوناگونی به کار برده اند.
امروز محققان به فواید مختلف و بسیار مهم ماساژ درمانی در درمان بیماری های مزمن، کمردرد، آرتریت، برونشیت، خستگی مفرط، فشار خون بالا، دیابت، ناباروری، افسردگی و . . . پی برده اند.
دکتر محمدرضا معتمد، متخصص مغز و اعصاب معتقد است ماساژ درمانی با تقویت گردش خون، سیستم ایمنی و احساس آرامش، بر فشار خون، سیستم گوارشی، پوست و عضلات تأثیر دارد و امروز این روش برای افراد مسن، نوزادان نارس، بیماران دارای حملات قلبی و مغزی و بیماران مبتلا به ایدز مورد استفاده قرار می گیرد.
به گفته این متخصص اثرات سودمند ماساژ در بیماران ام اس نشان داده است افرادی که از این روش استفاده کرده اند بطور قابل ملاحظه ای بلافاصله بعد از جلسات ماساژ با کاهش اضطراب و افسردگی روبه رو بوده اند و مسیر پیشرفت بیماری در آنها کاهش پیدا کرده است.
در این رابطه برخی از تحقیقات ماساژ درمانی را برای این موارد مفید ذکر کرده اند.
● استرس و اضطراب
ماساژ درمانی به نحو بسیار مؤثری در رهایی از فرد از استرس و اضطراب تأثیرگذار است و باعث می شود سطح انرژی فرد بالا رفته، درد بدن کاهش پیدا کرده و روی هم رفته عملکرد فیزیکی و ذهنی بهتری پیدا کند زیرا ماساژ ضربان قلب را کاهش داده، فشار خون را پائین آورده، ماهیچه ها را آرام کرده و ترشح اندورفین را افزایش می دهد.
● درد
ماساژ درمانی در کاهش درد میگرن، جراحی و کمردرد مؤثر است. علاوه بر این ماساژ هنگام فرآیند زایمان با کاهش استرس و اضطراب و شل کردن ماهیچه ها باعث می شود تا مادر درد کمتری را احساس کند.
● رشد کودک
ماساژ کودک باعث می شود وزن گیری او بهتر بوده و در صورتی که کودک بیمار است، بهبودی او سریع تر صورت پذیرد. علاوه بر این، این کودکان در برابر عفونت ها مقاومت بیشتری خواهند داشت.
دکتر اکبر کوشانفر، متخصص کودکان و استاد دانشگاه در این زمینه می گوید: بر اساس تحقیقات پژوهشگران دانشگاه جان هاپکینز، نوزادانی که به صورت نارس و کم وزن متولد می شوند، بیشتر در معرض خطر عفونت ها قرار دارند.
ماساژ شیرخواران نارس با استفاده از روغن آفتابگردان از آنها در برابر عفونت محافظت می کند.
علاوه بر این ماساژ باعث نرمی پوست و مفاصل و رفع خستگی و بی قراری کودک می شود.
لذا مادران می توانند روزانه بطور متناوب از ۱۵ تا ۴۵ دقیقه کودک خود را ماساژ دهند که این زمان بستگی به سن و واکنش شیرخوار دارد و بهتر است در مدتی که کودک ماساژ داده می شود، دیگران با او صحبت کنند.
● کودک دیابتی
کودکان مبتلا به دیابت که روزانه توسط والدین شان ماساژ داده می شوند بهتر از سایرین به رژیم غذایی و مصرف داروها پایبند بوده و سطح قند خون پائین تری دارند.
● دردهای ناشی از انجام حرکات ورزشی
ورزشکارانی که پس از انجام حرکات ورزشی در ناحیه ماهیچه های به کار گرفته شده در ورزش، ماساژ داده شوند، درد پس از تمرین در آنها کاهش پیدا می کند.
● سیستم ایمنی
بدن افرادی که ماساژ داده می شود، دارای تعداد بیشتری سلول دفاعی است که از بدن در برابر ویروس ها و سلول های سرطانی دفاع می کنند.
● درمان سرطان
افراد مبتلا به سرطان که در طول درمان بطور مداوم، ماساژ دریافت کرده اند با اضطراب، درد و خستگی کمتری روبه رو بوده اند.
● عزت نفس
هنگام ماساژ تماس نزدیک فرد با شخص دیگر، باعث می شود او احساس مورد توجه بودن پیدا کرده و عزت نفس او افزایش پیدا کند.
● زیبایی
دکتر مریم یوسفی، متخصص پوست و مو و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این زمینه می گوید: فواید احتمالی ماساژ صورت به روش غربی، بهبود وضعیت پوست صورت و قدرت عضلات صورت، استراحت کردن و ریلکس شدن عضلات صورت و چشم، بهبود سردردهای تنشی و دردهای صورت، تخفیف استرس و اضطراب و ریلکس شدن کلی بدن از نظر فیزیکی و روانی است.
او از فواید احتمالی ماساژ صورت به روش شرقی مواردی مانند تحریک نقاط خاص روی صورت، رهایی از فشار چشم ها، اصلاح عملکرد کبد و کیسه صفرا، تخفیف اختلالات عصبی و رها کردن گرفتگی بدن را یادآور شده و اشاره می کند: اگر فردی هیچ بیماری پوستی در صورت خود نداشته باشد، ماساژ درمانی با بهبود جریان خون و جریان لنف و مهم تر از آن با ایجاد آرامش در عضلات صورت و روان فرد می تواند به عنوان یک اقدام مکمل در کنار توصیه های پزشکان متخصص، کارایی داشته باشد ولی فرد نباید از ماساژ انتظار معجزه داشته باشد.
● خطرات ماساژ درمانی
ماساژ باید توسط یک فرد متخصص انجام شود، اما با این حال ماساژ درمانی مناسب همه نیست و حتی برای برخی از افراد خطرناک است.
باید توجه داشت در صورت وجود زخم باز یا سوختگی در ناحیه ماساژ، پشت سر گذاشتن حمله قلبی، سرطان (تنها باید از وارد آوردن فشار مستقیم روی ناحیه غدد سرطانی خودداری کرد)، شکستگی های درمان نشده، ابتلا به آرتریت روماتوئید در ناحیه ماساژ، ابتلا به پوکی استخوان شدید و باردار بودن حتماً باید در این رابطه با پزشک مشورت شود.
در ضمن باید توجه داشت که هنگام ماساژ درمانی به محض احساس درد در ناحیه تحت ماساژ، باید سریعاً فرد ماساژ دهنده را از آن آگاه کرد زیرا در صورت وارد آمدن فشار زیاد، احتمال بروز خونریزی داخلی، صدمات عصبی و یا فلج موقت وجود دارد.
● انواع مختلف ماساژ
بیش از ۲۰۰ نوع مختلف ماساژ وجود دارد که هر یک هدف های متفاوتی را دنبال می کنند.
برای مثال یک نوع آن سطح استرس و خستگی را کاهش داده، فشار خون را بهبود بخشیده و انرژی بدن را بالا می برد.
دیگری بر تغییر ساختار بدن تأثیرگذار است.
در حالی که یک نوع دیگر از ماساژ با مشکلات فیزیکی مقابله می کند.
حال با وجود انواع ماساژ، چگونه باید ماساژ مناسب هر فرد را تشخیص داد ویلیام. اف.بورتون متخصص ماساژ درمانی انواع مختلف ماساژها را در چهار گروه ماساژهای غربی، ماساژهای شرقی، ماساژ در روش های اصلاح حرکت و ساختار و ماساژهای انرژی زای شرقی دسته بندی می کند.
● تکنیک های معروف
▪ ماساژ سوئدی
این ماساژ متداول ترین نوع ماساژ در امریکاست.
این ماساژ که در دهه ۱۸۳۰ در سوئد رواج پیدا کرد، از یک سری حرکات بلند و آرام مالش و تکنیک های ضربه ای روی لایه سطحی ماهیچه ها تشکیل شده است و برای افزایش جریان خون جهت بهبود بیماری و کاهش التهاب زخم ها طرح ریزی شده است.
همچنین این تکنیک آرامش عمومی بدن را نیز به همراه دارد.
▪ ماساژهای عصبی ماهیچه ای
در این روش ماساژ، فشار متمرکزی روی نقاط درد و کشش وارد می شود.
▪ ماساژ بافت های عمیق
دستاورد این ماساژ تخفیف دردهای مزمن ماهیچه ای با دستیابی به ماهیچه های داخلی تر در ناحیه مورد نظر است.
▪ ماساژ ورزشی
این تکنیک شبیه ماساژ بافت های عمیق است، با این تفاوت که بطور خاص به نیاز ورزشکاران (حرفه ای و غیرحرفه ای) می پردازد.
این شیوه اغلب قبل و بعد از مسابقات ورزشی به عنوان بخشی از تمرینات ورزشی برای بهبود جراحات ورزشکار انجام می گیرد.
▪ ماساژ جریان لنفی
این تکنیک با استفاده از حرکات ریتمیک باعث بهبود جریان مایعات لنفی شده و بیشتر در شرایط ضعف جریان لنفی مانند ورم مورد استفاده قرار می گیرد.
شیوه های شرقی ماساژ بر پایه اصول طب چینی و جریان انرژی، هنگام اوج فعالیت بدن است.
در این شیوه ها توسط سرانگشتان به نقاط خاصی فشار وارد می شود، در حالی که در شیوه ماساژ غربی، بیشتر از حرکات گسترده استفاده می شود.
● طب فشار
شیوه های مختلفی برای ماساژ با فشار انگشت (در نقاط مرتبط با طب سوزنی) وجود دارد.
در این شیوه ها برای رهایی ماهیچه ها از گرفتگی و افزایش جریان خون در آنها از فشار انگشت و کف دست استفاده می شود. طب فشار، صورت عمومی این نوع ماساژها و شیاتسو نوع ژاپنی آن است.
● آرام
جین شین جیوتسو از یک شیوه از درمان سنتی قدیمی در ژاپن سرچشمه می گیرد که از تماس و ماساژ بدنی به منظور حفظ و ذخیره جریان داخلی انرژی در بدن با آزاد کردن بن بست های انرژی بهره می گیرد.
در این روش ماساژ بسیار آرام بوده و روی نقاط مخصوص به مدت چند دقیقه فشار داده می شود.
● گرفتگی ماهیچه
فشار جین شین توسط یک روان درمانگر اهل کالیفرنیا مطرح شده است؛ هدف، وارد آوردن فشار بیشتر روی نقاط خاص برای مدت بیشتر (نسبت به شیوه جین شین جیوتسو) است.
تمرکز این تکنیک بر آزاد کردن تنش و گرفتگی ماهیچه ای با فشارهای عمیق انگشتان است.
● تعادل انرژی
قدمت ماساژ تای به ۲۵۰۰ سال قبل برمی گردد.
این ماساژ روی تعادل انرژی متمرکز است. هنگامی که فردی این ماساژ را دریافت می کند در واقع در حالتی شبیه وضعیت یوگا قرار گرفته و خطوط انرژی با دست، انگشتان شست، آرنج، زانو و پاها به صورت ریتمیک فشرده می شوند.
● جریان انرژی
▪ ماساژ توی نا: این شیوه ماساژ بیش از۲۰۰۰ سال است که در چین مورد استفاده قرار می گیرد.
دستاورد این ماساژ بهبود بخشیدن به جریان انرژی در بدن است و از این طریق بدن قادر به درمان خود خواهد بود.
هنگام اجرای ماساژ، گاهی از انواع روغن ها بهره گرفته می شود.
به گفته دکتر محسن هاشمی متخصص فیزیوتراپی این روغن ها تأثیر خاصی نداشته و تنها برای کاهش اصطکاک بین دست با بدن به کار می روند.
این متخصص در زمینه مراجعه به افرادی که از تخصص کافی برخوردار نیستند، می گوید: افراد تنها باید به کسانی مراجعه کنند که از تحصیلات دانشگاهی برخوردار بوده و کاملاً بر امر ماساژ واقف باشند چرا که برخلاف تبلیغات وسیع تنها عده کمی در این زمینه تخصص داشته و با حرکات دست به صورت تخصصی و حرفه ای آشنایی دارند.

aligol172
25-06-2011, 15:29
الکلیسم، بیماری مزمنی است که در صورت درمان نشدن، می تواند تهدید کننده حیات باشد و در صورتی که درمان نشده باقی بماند، مانند امراض کشنده مزمنی چون دیابت، فشارخون بالا و آسم، عوارض متعددی را ایجاد کرده و فرد را تا پایان عمر گرفتار می کند...
علایم غیراختصاصی الکلیسم عبارت اند از: بی خوابی، افسردگی، اضطراب، مشکلات گوارشی، اختلالات عملکرد جنسی، تشدید نشانگان پیش از قاعدگی و افزایش فشارخون پورت. با وجود شیوع به مراتب کمتر الکلیسم در کشورهای شرقی، هر عضو از جامعه درمانی کشور، باید سابقه مصرف الکل را در مورد بیماران تصادفی، مبتلایان به اختلالات خوردن، افسردگی، اختلالات اضطرابی و تجاوزات جنسی و جسمی به طور دقیق بررسی کند.
● عوامل مستعدکننده
اضطراب، عاملی مستعد کننده برای اعتیاد به الکل است؛ در واقع فرد بیمار از این ماده برای تطبیق دادن خود با شرایط اضطراب زا استفاده می کند. سابقه هرگونه سوء استفاده جسمی ، جنسی و روانی، فاکتورهای مستعدکننده دیگر است.
هر چند که زنان مصرف الکل را در دوزاژ کمتری در مقایسه با مردان شروع می کنند، فاصله نوشیدن نخستین دوز الکل و اعتیاد به الکل در آنان کوتاه تر از مردان است و بیشتر از مردان از عوارض جسمی و روانی الکلیسم رنج می برند. مرگ ناشی از الکلسیم در زنان، به وقوع عوارضی مانند بیماری های قلبی و کبدی، خودکشی و تصادفات مرتبط است. حتی در صورتی که زنان دوز کمتری از الکل را مصرف کرده باشند و طول مدت ابتلا به الکلیسم در آنان کوتاه تر باشد، میزان تخریب ارگان ها در آنها بیشتر است. فارماکوکینتیک الکل نیز در زنان و مردان متفاوت است. در صورت مصرف دوز یکسانی از الکل در مردان و زنان، غلظت خونی بالاتری در زنان مشاهده خواهد شد؛ در نتیجه، زنان به مسمومیت به الکل مستعدترند.
● بیماری های همراه
در نتیجه الکلیسم، ابتلا به بیماری هایی مانند مشکلات قلبی عروقی، مغزی، کبدی، ضعف عضلانی، بیماری های استخوانی، فشارخون بالا، سکته مغزی، سرطان و اختلالات متابولیک افزایش می یابد. آسیب کبدی ناشی از الکلیسم نیز در هر دو جنس شایع است، اما آسیب کبدی در زنان زودتر و به دنبال مصرف دوز کمتری از اتانول ایجاد می شود.
هر دو گروه مردان و زنان مبتلا به الکلیسم، بیشتر از افراد عادی جامعه در معرض خطر شکستگی های استخوانی هستند. الکل اثر مستقیم بر استخوان و سلول های استخوانی و اثر غیرمستقیم بر دستگاه آندوکرین بدن دارد و موجب تحلیل عضلانی می شود که میزان آن وابسته به دوز است. خوشبختانه آتروفی عضلانی ناشی از مصرف الکل مانند آتروفی مغزی ناشی از آن، پس از قطع مصرف برگشت پذیر است.
مصرف الکل خطر ابتلا به انواع گوناگون سرطان را افزایش می دهد، از جمله سرطان های دستگاه گوارش، سر و گردن و سرطان پستان. شیوع سرطان پستان در زنان الکلی، ۴۰ درصد بیشتر از زنان عادی جامعه است، به طوریکه این خطر به ازای هر ۱۰ گرم افزایش میزان الکل مصرفی روزانه، تا ۹ درصد افزایش می یابد.
● دارودرمانی الکلیسم
هنوز هم برخی متخصصان بر این عقیده اند که الکلیسم یک اختلال شخصیتی است و نه یک بیماری قابل درمان. به هر حال در کنار دارودرمانی برای این بیماران، روان درمانی و رفتاردرمانی باید وجود داشته باشد.
داروهایی برای درمان مرحله حاد نشانگان محرومیت و نیز برای درمان نگهدارنده پیشنهاد می شوند. مرحله حاد نشانگان محرومیت علایم متعددی دارد که البته همگی این علایم در همه بیماران ظاهر نمی شوند. اختلالات هشیاری، مشکلات شناختی، اختلالات ادراک در مدت زمان کوتاه، افزایش شدید دمای بدن، فشارخون بالا، تاکی کاردی، تعریق فراوان و تهوع از جمله این علایم هستند. این علایم ممکن است طی محرومیت از مصرف الکل یا کمی دیرتر مشاهده شوند.
نخستین دارویی که به عنوان خط اول درمان نشانگان محرومیت معرفی شده، آرام بخش های خواب آور بویژه بنزودیازپین ها هستند. زنان به بنزودیازپین ها بیشتر پاسخ می دهند، در نتیجه ممکن است دوزاژ دارویی کمتری نیاز داشته باشند. در کل، برای درمان علایم نشانگان محرومیت در مقایسه با اختلالات اضطرابی، دوز بالاتری از بنزودیازپین مورد نیاز است. نارکولپتیک ها ( هالوپریدول، کلوپرومازین، پرومازین) ممکن است در ترکیب درمانی با بنزودیازپین ها مفید واقع شوند. آگونیست های آدرنرژیک مانند کلونیدین نیز همراه با داروهای مذکور به خصوص در کنترل فشارخون بالا و تاکی کاردی مفیدند.
از سوی اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا، سه دارو به عنوان درمان اصلی و نگهدارنده الکلیسم پیشنهاد شده اند: دی سولفیرام، نالترکسون و آکامپروسات.
دی سولفیرام داروی چندان محبوبی نیست و کسانی که دی سولفیرام مصرف می کنند، حتی اگر مقدار بسیار کمی الکل بنوشند، دچار واکنش های بسیار ناخوشایندی می شوند. در واقع، تداوم پرهیز از الکل تنها پس از بروز عوارض ناخوشایند به دنبال مصرف دوباره آن حاصل می شود. عوارض ناخواسته شامل ضعف و طعم فلزی دهان است، اما ممکن است مشکلات جدی تری مانند افزایش میزان آنزیم های کبدی یا مسمومیت کبدی، افسردگی و مشکلات روانی به دنبال داشته باشد.
نالترکسون، دارویی است که میزان تمایل به الکل را کاهش می دهد. هم چنین احتمال عود بیماری را کم می کند؛ هرچند مصرف آن با بروز عوارضی مانند تهوع، دل پیچه، اشک ریزش، بی قراری، درد استخوان یا مفصل و میالژی همراه است. از آنجا که احتمال دارد مصرف نالترکسون موجب آسیب سلول های کبدی شود، تجویز آن در مبتلایان به هپاتیت حاد و نارسایی کبدی ممنوع است. برخلاف انتظار، مصرف شکل تزریقی نالترکسون با بروز همان اثرات ناخواسته و حتی شدیدتر از شکل خوراکی همراه است.
آکامپروسات در بیماران مبتلا به الکلیسم با اختلال اضطرابی، بدون سابقه خانوادگی و سن شروع بالای بیماری ، گزینه بهتری است. آکامپروسات تمایل به مصرف الکل را کاهش داده، توانایی مغزی را بهبود می بخشد. شایع ترین عوارض ناشی از مصرف آکامپروسات عبارت اند از: اسهال، عصبی شدن و ضعف.
به هر حال با وجود این که سه داروی مذکور در درمان الکلیسم موثر شناخته شده اند، نباید برای برطرف کردن مشکلات رفتاری ناشی از این بیماری، داروهای روان پزشکی را فراموش کرد. ترکیب این داروها با داروهای روان پزشکی تا ۲۰ درصد احتمال ترک دایم الکل را در این بیماران افزایش می دهد.

aligol172
25-06-2011, 15:35
نتایج مقدماتی به دست آمده از یک آزمایش ایمونوتراپی جدید نشان می دهد که پزشکان به زودی سلاح دیگری برای درمان بیماری لنفوم غیر هوچکین خواهند داشت...
یک گروه از دانشمندان و پزشکان آلمانی به سرپرستی پاتریک بورله مدیر مرکز علمی میکرومت ثابت کردند که در ۱۱ نفر از ۳۸ بیمار دریافت کننده دوز پایین بلیناتومومب (blinatumomab) تومور به میزان جزئی یا به طور کامل پسرفت کرد. بلیناتومومب پروتئینی است که سلول های T کشنده تومور را به سلول های B سرطانی می بندد.
بورله گفت، هر کدام از این ۳۸ بیمار قبلاً میانگینی از سه درمان استاندارد لنفوم غیر هوچکین را امتحان کرده بودند و امیدی به بهبودی آن ها نبود.
او ادامه داد: «آن ها ظرف چند ماه تا یک یا دو سال دیگر می مردند. پزشکان از آن ها قطع امید کرده بودند و مراحل پایانی بیماری و عمرشان را می گذراندند.»
چهار بیمار حداقل شش ماه در حالت بهبودی به سر بردند. تمام آن ها بین چهار تا هشت هفته روزانه حداقل ۳۰ میکروگرم به ازای هر متر مربع سطح بدن از این دارو را دریافت می کردند. شش ماه بهبودی طولانی ترین زمان عاری از سرطان در طی ۱۳ ماه بود. نتایج این تحقیق در شماره ۱۵ آگوست مجله علوم منتشر شد.
دکتر بارتون کمن مدیر مرکز پزشکی انجمن لوکمی و لنفوما گفت، لنفوم غیر هوچکین (NHL) یک بیماری واحد نیست بلکه چتری برای پوشش دادن حداقل ۲۷ سرطان جداگانه سیستم ایمنی است. بر اساس ارقام مؤوسسه ملی سرطان حدود ۶۶۱۲۰ مورد جدید NHL در سال ۲۰۰۸ در ایالات متحده رخ خواهد داد که ۱۹۱۶۰ مورد آن به مرگ می انجامد.
NHL سلول های ایمنی B یا T را درگیر می کند. بلیناتومومب گروهی از سرطان ها که به وسیله سلول های B ایجاد می شوند مانند لنفوم فولیکولار، لنفوم سلول مانتل و لوکمی لنفوسیتیک مزمن را هدف گیری می کند.
این دارو که پژوهشگران آن را BiTE می نامند نوعی آنتی بادی است که ذرات پروتئینی و سلول های مبتلا را برای پاک شدن از سیستم ایمنی می آراید. به طور طبیعی آنتی بادی ها دو بازو دارند، هرکدام از آن ها به یک کپی از همان مولکول متصل می شوند مانند یک پروتئین خاص روی سطح یک باکتری یا ویروس. اگرچه بلیناتومومب متفاوت است: یک بازو به سلول های T متصل می شود و بازوی دیگر به سلول های B.
دکتر توماس کیپ از مرکز سرطان مورس UCSD در لا جولا توضیح داد: «سلول های T در میدان جنگ سیستم ایمنی بالاترین درجه را دارند. آن ها رفت و آمدها را کنترل و اداره می کنند، مهاجمان خارجی را که به بدن وارد می شوند شناسایی کرده و می توانند تشکیل سلول های کشنده را که به سمت مهاجمین می روند القاء کنند.»
در این مورد دارو سلول های T را برای حمله به سلول های سرطانی القاء می کنند، چیزی که مدت ها هدف طلایی محققان سرطان بوده است.
بورله گفت: «آنتی بادی سلول های تومور را آرایش می دهد بنابراین هر سلول T در حال گذر که مختصری آن را لمس کند مدت طولانی تری نسبت به حالت طبیعی به آن خواهد چسبید و سپس برنامه کل کشتن سلول آغاز می شود.»
این روش با روشی که به وسیله بیشتر روش های آنتی بادی درمانی به کار می رود متفاوت است. در آن روش ها سلول های بیمار تضعیف شده اما لزوماً سلول های T برای کشتن آن ها تقویت نمی شوند.
کیپس گفت: «من تصور می کنم که داشتن ابزار جدیدی برای درمان سرطان هیجان انگیز است. هر زمانی که برای موضع گیری در برابر سلول سرطانی روش اختصاصی داشته باشیم و نیز برای مبارزه با سرطان دست به دامن سیستم ایمنی شویم تصور می کنم به پیشرفت بزرگی دست پیدا کرده ایم.»
کمن افزود: «آینده این تکنولوژی خارق العاده است.»
این بدان دلیل است که ترکیبات مشابه BiTE که برای هدف گیری انواع دیگر سلول ها طراحی شده اند می توانند به آسانی با جایگزینی بازوی هدف سلول B با یک هدف دیگر مانند سلول های ملانوم یا سرطان سینه جایگزین شوند.
بورله گفت که میکرومت هم اکنون BiTE های دیگری را ساخته و آزمایش کرده است. به عنوان مثال یکی از این ترکیبات EpCAM است. این دارو مولکولی است که انواعی از تومورهای سخت مانند سرطان های کولون و ریه را آرایش می دهد.
هم کمن و هم کیپس اعتراف کردند که یک نقطه ضعف بالقوه بلیناتومومب مکانیسم آن در هدف گیری سلول های B است. به جای این که دارو سلول های بیمار را به طور خاص هدف گیری کند تمام سلول های B را هدف گیری می کند، در نتیجه منجر به تخلیه سریع اندوخته سلول B می شود.
کمن می پرسد: «اگر این دارو به بیماری با سیستم ایمنی طبیعی تجویز شود، آیا تمام سلول های B تخلیه خواهد شد؟ احتمالاً این اتفاق می افتد و باید از خود سوال کرد که این مشکل چه اهمیتی دارد؟»
کمن تحت تاثیر قدرت آشکار دارو قرار گرفته است. در حالی که ریتوکسی مب معمولاً با دوز روزانه ۳۷۵۰۰۰ میکروگرم به ازای هر متر مربع تجویز می شود، محققان بررسی کنونی تاثیرات این دارو را با سطوح ۳۰ میکروگرم مشاهده کردند. ریتوکسی مب آنتی بادی درمانی دیگری برای NHL است. او اظهار کرد: « این مورد تنها در رابطه با بیولوژی و فارماکولوژی صحبت می کند.»
بورله گفت، به موازات ادامه آزمایش کنونی، آزمایشات بیشتری مانند بررسی فاز ۲ اثر دارو علیه لوکمی لنفوبلاستیک حاد آغاز شده است. این بیماری یک بیماری بسیار تهاجمی است. انتظار می رود اطلاعات مقدماتی در جلسه سالانه انجمن هماتولوژی آمریکا در ماه دسامبر ارائه شود.

aligol172
25-06-2011, 15:42
● بیمار الف؛ بخش اول: آقای ۵۵ ساله مهاجری، بدون سابقه قبلی، به دلیل تنگی نفس (که از سه روز پیش شروع شده) و سرفه بدون خلط به اورژانس مراجعه می کند. در معاینه فیزیکی، تاکی پنه، کرپیتاسیون در هر دو قاعده ریه و ویز منتشر در پایان بازده مشهود است. بیمار با شک به پنومونی اکتسابی از جامعه (CAP) تحت درمان با سفالوسپورین و یک ماکرولید قرار می گیرد. به دلیل ویزینگ منتشر در معاینه، گلوکوکورتیکویید داخل وریدی هم تجویز می شود....
▪ نظر کارشناسی بیمار الف؛ بخش اول: تشخیص CAP در بیماران بستری با علایم شدید به طور معمول بدون شواهد وجود ارگانیسم مسبب آن انجام می شود. پوشش آنتی بیوتیکی آغاز می شود و چون تعداد زیادی از این افراد COPD هم دارند، عمدتا گلوکوکورتیکویید هم شروع می شود.
تحقیقات نشان داده که گلوکوکورتیکوییدها موجب بهبود سریع تر علایم و کاهش مدت درمان آنتی بیوتیک داخل وریدی می شوند. به علاوه، تجویز همزمان استروییدهای سیستمیک و آنتی بیوتیک ها، موجب کاهش مرگ و میر این بیماران می شود. یکی دیگر از دلایل تجویز گلوکوکورتیکویید برای بیماران بدحال CAP این است که بسیاری از آنها دچار کمبود استرویید ناشی از بیماری حاد و شدید هستند.
سوال اینجاست که پیش از رسیدن به تشخیص CAP، تا چد حد و با چه دقت و شدتی باید دنبال علت مسبب علایم بیمار گشت؟ در بیمارانی که از کشوری به کشور دیگر مهاجرت کرده اند، علل اختصاصی مانند آلودگی های انگلی و میکروبی خاص هم ممکن است موجب ایجاد چنین علایمی شوند. سل و آلودگی انگلی با استرونژیلیوییدس استرکولاریس جزو این موارد است. به خصوص درباره عفونت ریوی با استرونژیلیوییدس استرکولاریس، مطالعات نشان داده که تجویز گلوکوکورتیکویید کمک کننده نخواهد بود.
● بیمار الف؛ بخش دوم: در روزهای بعد، وضعیت بیمار بدتر و دچار نارسایی تنفسی شد و نیاز به آی سی یو پیدا کرد. ویزینگ منتشر ادامه داشت. رادیوگرافی های بعدی و سی تی اسکن از قفسه سینه، نشان دهنده کدورت های گرانولار منتشر و پیشرونده دو طرفه بود. بررسی بیشتر برای پنومونی قارچی و آتیپیک، هیچ ارگانیسمی را نشان نداد. در برونکوسکوپی، موکوس غلیظ زرد رنگی دیده شد که کشت های لازم ارسال شدند. درنهایت، شستشوی برونش، لاروهای استرونژیلوییدی استرکولاریس را نشان داد.
▪ نظر کارشناسی بیمار الف؛ بخش دوم: پیام اصلی این بیمار و موارد مشابه وی این است که باید گلوکوکورتیکوییدها را (نگویید «کورتیکواستروییدها» چون آن وقت هورمون های جنسی را هم شامل می شود) ضرورتا برای کاربردهای «حاد» با هر دوزی که نیاز است، در نظر گرفت و سپس مقدار آن را کاهش داد یا با داروی دیگری جایگزین کرد. استثنای این موارد، بیماری هایی مزمن و طولانی اند و هیچ گزینه درمانی دیگری برایشان متصور نیست.
وقتی درمان تجربی با گلوکوکورتیکوییدها را شروع می کنید ولی از تشخیص بیمار مطمئن نیستید، همیشه از خودتان این سوال را بپرسید: «آیا هیچ بیماری دیگری در فهرست تشخیص های افتراقی هست که شاید با تجویز گلوکوکورتیکویید بدتر شود؟» اگر پاسخ مثبت بود، تجویز را موقتا عقب بیندازید. درمان تجربی اصلی برای آن بیماری باقی مانده را مدنظر قرار دهید (یا شروع کنید) و یا به دنبال آزمون های تشخیصی جدی تر و قوی تر برای رد کردن آن تشخیص افتراقی بروید.
● بیمار ب؛ بخش اول: خانم ۴۹ ساله ای با شروع سه هفته ای خشکی صبحگاهی، درد و تورم دو طرفه در مفاصل PIP، MCP، مچ و زانوها مراجعه کرده است. وی یائسه است و در تاریخچه قبلی وی فقط مصرف یک داروی استاتین برای LDL بالا و گاباپنتین برای خواب قابل ذکر است. وی احساس خستگی می کند. شش ماه است از خانه بیرون نرفته، راحت گریه می کند و در حال حاضر پس از ۵/۳ هفته از شروع علایم، مراجعه کرده است.
در معاینه، تندرنس و التهاب دو طرفه بافت نرم مفاصل انگشتان به جز در DIP، تورم هر دو زانو (با افیوژن حجیم در سمت راست) به همراه کیست پوپلیته آل سمت راست و محدودیت ۲۰ درجه در اکستانسیون کامل، تندرنس مفاصل MCP اول و دوم در پای راست، محدودیت اکستانسیون کامل آرنج چپ، بدون ندول های زیرجلدی یا راش پوستی مشهود است. معاینه چشم ها و دستگاه قلبی تنفسی طبیعی است.
▪ سوال: تا رسیدن جواب آزمایش ها، به دلیل نگرانی بابت زانوی راست، آیا ضرورت دارد ۱۵ میلی گرم پردنیزون هر روز صبح برای بیمار تجویز شود؟
ـ نظر کارشناسی بیمار ب؛ بخش اول: تشخیص زودهنگام آرتریت روماتویید (RA) در این بیمار واضح است، اما صحیح نیست که تا زمان آماده شدن جواب آزمایش ها، برای بیمار پردنیزون ۱۵ میلی گرم روزانه آغاز شود. شروع زودرس با دوز پایین گلوکوکورتیکویید احتمالا بهبود علایم بیمار را به دنبال دارد، ولی به تعارض جدی تری منجر خواهد شد: پزشک این دوز نسبتا پایین را «کم اهمیت» می پندارد و آن را «فراموش» می کند، ولی بیمار دیگر قادر نیست آن را قطع کند. اگر این دوز روزانه برای بیش از یک ماه ادامه پیدا کند، بیمار در معرض خطر بالای پوکی استخوان ناشی از گلوکوکورتیکویید قرار خواهد گرفت. هر چند مصرف خوراکی روزانه گلوکوکورتیکویید برای این بیمار صحیح نیست، ولی می توان تا حد امکان مایع مفصلی را آسپیره کرد و ۴۰ میلی گرم تریامسینولون یا معادل آن را تزریق نمود (دو برابر موثرتر از تزریق عضلانی است).
فرض کنیم تجویز گلوکوکورتیکویید آغاز نشده است. نتایج آزمایش های مایع مفصلی عبارت است از ۲۳۰۰۰ عدد PMN در هر میلی لیتر و کشت منفی. سایر آزمایش ها هم شامل موارد زیر هستند: هموگلوبین g/dl ۲/۱۰، شمارش WBC برابر ۹۵۰۰ با سه درصد ائوزینومیل و ۸۰ درصد سلول PMN،
RF و آنتی بادی anti citrullinated مثبت. در حال حاضر، پنج هفته از علایم بیمار گذشته و او بدتر هم شده است.
● نظر کارشناسی بیمار ب؛ بخش دوم: تا زمانی که برنامه مشخصی برای قطع نسبتا زودهنگام گلوکوکورتیکویید وجود ندارد، نباید تجویز آنها را آغاز کرد و در واقع، استفاده تجربی از گلوکوکورتیکوییدها در RA باید محدود به یکی از این سه موارد زیر شود:
۱) تجویز یک دوز تکی بالا به صورت داخل عضلانی در حادترین مرحله از آغاز بیماری، پیش از تجویز هر درمان دیگر (برای بهبود علایم حاد)
۲) گلوکوکورتیکویید داخل مفصلی به فواصل دو تا سه ماه (برای بهبود علایم مفصل دردناک و ملتهب)
۳) استفاده از گلوکوکورتیکویید خوراکی در پروتکل هایی که در عرض یک ماه کم می شود و به صفر می رسد.

aligol172
25-06-2011, 15:49
مقوی اعصاب و قلب، معده، معطر، نیکوی رخسار، رفع خلط خونی و سخت کننده لثه، با خوردن یک استکان گلاب نیم گرم با مقداری نبات دل درد رفع می شود، برای بد بوئی دهان غرغره گلاب با قدری سرکه مفید است، خوردن گلاب از میل جنسی می کاهد
● گلاب (طبیعت معتدل):
▪ مقوی اعصاب و قلب، معده، معطر، نیکوی رخسار، رفع خلط خونی و سخت کننده لثه، با خوردن یک استکان گلاب نیم گرم با مقداری نبات دل درد رفع می شود، برای بد بوئی دهان غرغره گلاب با قدری سرکه مفید است، خوردن گلاب از میل جنسی می کاهد
ـ نوع مصرف: در شیرینی جات و شربت استفاده می شود، بصورت شربت میل شود.
● بیدمشک (طبیعت خنک):
▪ تقویت قلب، آرام بخش، افزاینده نیروی بدن، ملین و تقویت کننده معده
ـ نوع مصرف: به صورت شربت همه وقت قابل استفاده است
● خارشتر (طبیعت خنک):
▪ شستشوی کلیه ها و مفید برای سنگ کلیه و مثانه، مدر قوی،تصفیه خون و کبد،سیاه سرفه و تب های نوبه ای گرم، ضد سرفه و تب و لرز
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سردیا به صورت شربت بعد از غذا میل شود.
● نعناء (طبیعت گرم):
▪ باد شکن و ضد تشنج، معالج بواسیر، دل پیچه، سکسکه، رفع اسهال و استفراغ، رفع سوء هاضمه، تقویت کننده معده، رفع تپش قلب، ضد عفونی کننده، ضد درد، ضد گرفتگی عضلانی، تب بر، چای و روغن آن در حالات عصبی، بیخوابی، سرفه، میگرن، تهوع و دردهای شکم کار برد دارد
ـ نوع مصرف: نصف لیوان آب با یک استکان بعد از غذا میل شود
● کاسنی (طبیعت خنک):
▪ تصفیه کننده خون، تب بر، درمان یبوست و بیماری های کبدی و کلیوی، مسکن حرارت خون، بیماری های اعصاب، تب های نوبه ای، تقویت پوست، ورم مفاصل، ورم طحال، ضد کلسترول، یرقان، ملین،وجود خون در ادرار، مقوی معده، طراوت چهره
ـ نوع مصرف: دو فنجان هر روز صبح مصرف شود
● بید (طبیعت خنک و خشک):
▪ درمان تبهای شدید و دردهای تناسلی، زردی پوست( یرقان) خواب آور، آرام بخش، مدر، ضد تشنج، استعمال خارجی: برطرف کننده شوره، برای دراز کردن موی سر و لطیف کردن مو مفید است. برسر بمالند درد سر را تسکین میدهد
ـ نوع مصرف: به صورت شربت همه وقت قابل استفاده است
● شاطره (طبیعت خنک):
▪ رفع جرب و خارش بدن، تصفیه کننده خون، رفع کمبود ویتامین ث، مقوی، صفرا بر، اشتها آور، مسهل اخلاط ثلثه، ضد یرقان و نارسائی کبد، از غلظت و چسبندگی خون می کاهد، در بیماری جذام وبرخی غددسرطانی(با منشاء اپی تلیوم) موثراست، مفید جهت زنبورزدگی و تقویت قوه بینائی
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود.
● شوید (طبیعت گرم):
▪ کم کننده چربی خون، زیاد کننده شیر، مسکن درد معده و مقوی معده، نیرو دهنده، باد شکن، هضم غذا، ضد تشنج، آرام کننده، رفع استفراغ، ضد سکسکه، رفع بی خوابی
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود.
● شنبلیله (طبیعت گرم):
▪ کاهش دهنده کلسترول و قند خون، مفید برای مسلولین و اشخاص ضعیف و لاغر، تقویت قوای جسمی و روحی نیروبخش و بسیار مقوی، باد شکن،چربی خون، استعمال خارجی: معالج زخم ها، ضد قارچ های پوستی و ضد التهاب گلو
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود.
● چنار (طبیعت خنک):
▪ چاق کننده اشخاص لاغر، معالج تنگی نفس، تب بر، مفید برای امراض عصبی رعشه، مفید برای جریان خون
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد میل شود.
● زیره (طبیعت گرم):
▪ ضد چاقی است، برای لاغر شدن به جای آب مصرف شود، تصفیه کننده خون، ضد تنگی نفس، نیرو دهنده، هضم کننده غذا، زیاد کننده شیر مادران، باد شکن، رفع ناراحتی های روده
ـ نوع مصرف: بعد از غذا با نصف لیوان آب مصرف شود.
● هل (طبیعت گرم):
▪ قابض و ضد نفخ و برای درمان سنگ کلیه و تقویت معده و دفع استفراغ و معالج بیماریهای صرع و سنگ کیسه صفرا مورد استفاده قرار می گیرد.
ـ نوع مصرف: همراه با چای، شربت و شیرینی مصرف می شود.
● پونه (طبیعت گرم):
▪ برای گریپ و تسکین سرفه و قاعدگی زنان و سکسکه و استفراغ و دل پیچه و درد معده و سنگ کلیه و بی اختیاری ادرار مفید است.همچنین باد شکن ، صفرا بر و مشهی و ضد تشنج و محرک اعمال هضم و ضد اسهال هم است .
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب بعد از غذا یا همراه آن میل شود.
● آویشن (طبیعت گرم):
▪ مسکن،ضدسرماخوردگی،برای سرفه های تشنجی،سیاه سرفه،زکام،گلودرد، مقوی بدن و معده،معالج بیماریهای قارچی پوست، تقویت بینایی، ضد نفخ،ضدعفونی کننده دستگاه تنفسی،ضد صرع و تشنج، رفع تشویش، درمان سرفه، تنگی نفس، درد مفاصل، ورم بینی و گلو، سمپاتیک، نقرس، خون ریزیهای رحمی، ترشحات زنانگی، کوفتگی عضلات، رقیق کردن خون، خلط آور، این گیاه در سوءهاضمه، اسهال، آسم و بی اختیاری ادرارکودکان نیز کاربرد دارد.
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب ۲تا۳ بار در روز بعد از غذا( بخور اکالیپتوس،بخورطبی دینه و تیمیان داروهای ساخته شده از این گیاه هستند)
● اترج (طبیعت گرم):
▪ معالج تهوع و اسهال، رفع عطش و سکسکه، صفراوی، مقوی قلب و دماغ و کبد و روده ها، تأمین ویتامین ث بعنوان نوشیدنی، ضد درد و گرفتگی اسپاسم
ـ نوع مصرف: با نصف لیوان آب یا غلیظ تر در صورت اسهال میل شود و یا به صورت شربت صبح و شب مصرف شود.
● اسطوخودوس:
▪ مسکن، ضد عفونی کننده، مدر، ضد تشنج، مفید برای بیماریهای ریوی، برای تنظیم رگل خانم ها، رفع سردرد، بیماریهای عصبی، پایین آورنده تب، نیرو بخش و معرق، رفع اضطراب و افسردگی
ـ نوع مصرف: یک استکان از آنرا با کمی قندصبح و شام میل نمائید
● بومادران (طبیعت گرم ):
▪ ضد تشنج، قابض، تب بر، قاعده آور، درمان اختلالات بینائی و قولنج های کبدی و سنگ کلیه و درمان ورم مقعد و روده و بواسیر و تنظیم رگل خانم ها و دفع سوء هاضمه مفید است. درمان ضعف عضله قلب، احساس گرفتگی و درد در ناحیه قلب، خواب رفتن دست ها، خون روی، وجود خون در ادرار، رفع خستگی اعصاب، صرع و جنون های خفیف و جلو گیری از خون ریزی
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد صبح و عصر میل شود
● بهار نارنج (طبیعت گرم و معتدل):
▪ مقوی اعصاب و قلب، آرام بخش، درمان بی خوابی، ضد تشنج، ضد سکسکه، رفع تهوع و استفراغ
ـ نوع مصرف: مصرف یک لیوان از این عرق شب ها هنگام خواب به شما خواب راحتی خواهد داد. همراه با چای و شربت نیز مصرف می شود
● برگ گردو (طبیعت گرم):
▪ درمان درد مفاصل، ضد دیابت(قند) بثورات جلدی را درمان می کند و اثر خاصی در خون دارد.
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد میل شود
● بابونه (طبیعت گرم):
▪ ضد تورم،مرطوب کننده و سفید کننده پوست، مدر، مقوی معده، هضم کننده غذا، ضد درد هنگام دندان بندی کودکان، با غرغره کردن بوی دهان و جوش دهان را از بین می برد، قاعده آور، استعمال خارجی: حمام با آن اثر قاطع در رفع بیماری ها دارد مخصوصا برای محفوظ نگه داشتن زخم از آلودگی و بهبود آن خصوصا زخم های عمیق فیستولها، زخم انگشتان، رفع التهاب و درمان ورم چشم و ترکها و برای خارش های پوستی و اگزما والتهابات واریستی شستشو با آن بسیار مؤثر است از عصاره بابونه جهت تقویت موی سر استفاده می شود.
ـ نوع مصرف: در مورد خوراکی تا نصف لیوان آب مخلوط و بعد از غذا میل شود همچنین به عنوان طعم دهنده و چای نیز مصرف می شود. داروهای(آلتیب ،آنتی میگرن، قطره بابونه، بخور پروستاتان،شیرین وش، کارامین و کامیل)ساخته شده از این گیاه هستند
● بادرنجبویه (طبیعت گرم):
▪ آرام بخش،خواب آور، ضد نفخ، ضد ویروس و در صنایع آرایشی بهداشتی به عنوان نرم کننده کار برد دارد.مقوی قلب واعصاب،از بین برنده سردردهای عصبی، استفراغ های دوران بارداری
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد میل شود.
● چهل گیاه (طبیعت گرم):
▪ با ترکیب چهل گیاه از ریشه، ساقه و گل دارای خواص داروئی برای اعصاب و معده ، هضم غذا، مقوی و مسکن دردهای ماهانه خانم ها و دارای اثر آرام بخش است
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود
● دارچین (طبیعت گرم):
▪ برای اعصاب، وسواس، جنون، خفقان، استسقا مفید است.جهت رفع بد بویی دهان عالی است،شیخ الرئیس ابو علی سینا در کتاب قانون می گوید: دارچین گرمی بخش، باز دارنده و زداینده عفونتها، لطیف، جذب کننده وعلاج همه نیروهای تباه کننده است.محلول آنرا بر لکه ها و نقطه های عدسی مالند، با سرکه علاج جوش های شیری است، در مداوای اگزما مفید است، برای زکام خوب است و دماغ را می پالاید و رطوبت را بر می چیند، مسکن درد گوش است و ضمن داروهای آن است، خوردن و به چشم کشیدنش تم و تیرگی چشم را می برد، رطوبت غلیظ چشم را می زداید، داروی سرفه است، سینه را می پالاید ورم هارا می رساند، بند آمدنی کبد را توان بخشد، رطوبت معده را بر می چیند و معده را قوی می کند، داروی استسقاست، بول و حیض را براند، برای تب و لرز مفید است، اگر با زبره سیاه باشد علاج بواسیر است، ضد حشرات موذی است و حکیم مؤمن صاحب کتاب تحفه نیز می گوید: دارچین بغایت لطیف و مدر بول است، مفتح، مصلح عفونت و اخلاط و سموم است، حافظ قوت های نفسانی و طبیعی است، جلا دهنده چشم است، چکاندن در چشم جهت قوه باصره و مالیدن آن بر چشم جهت اختلاج آن مفید است، برای گرم مزاج ها مضر است، مضر مثانه است، جهت یرقان، فالج، رفع دل مالش و ریاح داخل خوب است.
ـ نوع مصرف: در چای، شربت، خوراک، چلو و پلو و سایر غذاها بریزید و از خواص دارچین و طعم لذیذ و بوی خوش آن میهمانان خود را غافلگیر کنید
● رازیانه (طبیعت گرم):
▪ زیاد کننده شیر مادران، اشتها آور، قاعده آور، دافع سنگ کلیه، مفید برای دردهای پهلو و تخلیه رحم، معطر کننده، محرک، باد شکن، درمان بواسیر، نقرس، این گیاه دارای آنیتول استروگولی، متیل اوژنول، کامفن، دیپانتن و غیره است
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد به صورت شربت میل شود.
● زنیان (طبیعت گرم):
▪ رفع سموم بدن و مؤثر برای رفع اعتیاد مواد مخدر، ضد عفونی کننده بسیار قوی، ضد انگل مخصوصا انگل( انگبلو ستوم) ضد قارچ از نوع اکتینو میکوز، باد شکن، ضد سکسکه، معرق، تب بر، قاعده آور، بیماریهای پیسی( پری وینملیگو) رفع گرفتگی گوش، درمان لاغری شدید، ضد تشنج، فلج اندام ها، رعشه، امراض عصبی، هضم غذا، مقوی قوای جنسی
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب بعد از غذا میل شود، در صورتی که طبع گرم دارید با عرق شاتره و کاسنی میل کنید.
● سرخ ولیک(زالزالک یا کیالک) (طبیعت خنک):
▪ کاهش فشار خون و تنظیم گردش خون، معالجه سستی اعصاب، تصلب شرائین، تشنج، ورم آئورت، آنژین دوپواترین، ضد چاقی، اضطراب، استرس، رفع ناراحتی های قوای تناسلی زن و مرد، ناراحتی گوش، احساس صدای مبهم
ـ نوع مصرف: یک تا۵/۱ فنجان در روز میل شود
● سنبل الطیب:
▪ داروی خواب آور، آرام بخش، ضد افسردگی، ضد دلپیچه
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان۳ بار در روز میل شود.
● شیرین بیان:
▪ معالج زخم اثنی عشر و معده، خلط آور بسیار قوی، درمان سرفه و گرفتگی صدا،مفید در امراض ریوی دستگاه گوارش،اعصاب، مسهل، رطوبت، التهاب پوستی اورام چشم و گلو و بینی(کسانی که فشار خون دارند با پزشک مشورت کنند.
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد صبح قبل از ناشتا میل شود.
● طارونه (طبیعت گرم):
▪ بسیار آرام بخش و مسکن اعصاب و خواب آور است، مفید جهت رماتیسم و درد مفاصل، بسیار قوی و برای تقویت اعصاب نافع است. مخلوط آن با عرق بهار نارنج خواب آور بسیار قوی آست.(کسانی که فشار خون دارند با پزشک مشورت کنند)
ـ نوع مصرف: هنگام خواب یک یا نصف لیوان مصرف شود.
● عناب :
▪ تصفیه کننده بزرگ خون، درمان تنگی نفس، بیماریهای کلیه و مثانه، پایین آورنده فشار خون، یبوست، امراض مقعد، ضد سودا و رفع خارش پوست و بیماریهای کبد قابل استفاده است.
● گل گاو زبان (طبیعت گرم):
▪ نشاط آور، مقوی، نیکو کننده رخسار، خشونت سینه، گریپ، یرقان، در نزله های دستگاه تنفس خفقان و تنگی نفس، معالجه ورم کلیه(نفریت) تب های دانه ائی، ضد تهوع
ـ نوع مصرف: همه وقت قابل استفاده است.برای افزودن خاصیت درمانی و مزه ی آن گاه سنبل الطیب و یا بابونه به آن می افزایند
● گل ختمی:
▪ گرفتگی صدا، درمان آسم، برونشیت، نرم کننده پوست، ضد ناراحتی های عضلانی و عصبی، رفع التهاب مثانه و ادرار، مفید جهت سرفه و دردهای گلو و زکام و بیماری های سینه، در بیماری های چشم شستن چشم ها با محلول فوق مفید واقع می شود
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود
● گزنه:
▪ درمان بالارفتن فشار خون، چربی خون، کبد و کلسترول، ضد قند، محرک غدد هاضمه، مدر، جلوگیری از خونروش، ضد اسهال، مقوی، ضد عفونی کننده، مصرف گزنه برای درمان رماتیسم و رفع خستگی عضلات و حتی بعضی اقسام فلج ها تجویز شده، خاصیت این گیاه در ترشحات گزنده آن یعنی اسید فرمیک است که در واقع نوعی دارو برای افراد بیمار میباشد، جوشانده گزنه مواد زائدی که در مجرای ادرار جمع شده دفع کرده و اخلاط ریه را از بین می برد. همچنین جوشانده آن یک داروی بسیار موثر برای تصفیه خون است و استسقاء را درمان میکند
● لپوره(مریم نخودی)( مریم گلی) (طبیعت گرم):
▪ ضد جوش و خارش و رفع سوء هاضمه، ضد سرفه،آرام بخش، ضد اسهال و پیچش شکم، ضد ضعف و لاغری، پاک کنده کبد، ضد فشار خون، تصفیه کننده خون،در استعمال خارجی ضد عفونی کننده دهان و دندان و التهابات اندامهای تنفسی
برای کسانی که مزاج گرم و دموی دارند توصیه نمی شود.
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود.
● مرزه (طبیعت گرم):
▪ مقوی قوای جنسی، درمان نقرس، فلج، اسهال، ضد نرمی استخوان، ضد انگل، مقوی نیروی هاضمه، هضم غذا، تصفیه کننده، جلو گیری از نفخ شکم، ضد کرم، مدر، ضد انگل(کرم کدو) تقویت کودکان ضعیف، ورم معده،تسکین آسم، ناراحتی های دهان، گلو و ریه، مقوی عمومی دستگاه گوارش، توقف عادت ماهانه، رماتیسم
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذا میل شود
● نسترن (طبیعت گرم):
▪ تقویت کننده قلب و اعصاب،رفع کمبود ویتامین ث، معالج بیماریهای سنگ کلیه، درد معده و اسهال
ـ نوع مصرف: بصورت شربت همه وقت قابل استفاده است.
● یونجه( اسپست) (طبیعت گرم):
▪ سرشار از ویتامین های A C D K ، چاق کننده و تصفیه کنننده خون، معالجه نرمی استخوان، زیاد کننده شیر مادران، نرم کننده سینه و نافع برای سرفه، قابض، تقویت اعصاب، معالج رعشه، از خونریزی جلو گیری می کند.
● چهار عرق سرد (طبیعت سرد دارد):
▪ تصفیه کننده خون، تب بر، شستشوی کلیه و کبد و خنک برای کسانی که طبیعت گرم و آویشن دارند
ـ نوع مصرف: یک فنجان در یک لیوان آب سرد بعد از غذامیل شود.
● چهار عرق گرم (طبیعت گرم دارد):
▪ مفید برای هضم غذا، تقویت کننده معده، مفید بحال مبرودین
ـ نوع مصرف: مخلوط با آب بعد از غذا ظهر و شب.

zakhmeradepa
24-12-2011, 14:21
ایا مصرف همزمان قرص اسپرینولاکتون و قرص ال دی مشکلی ایجاد می کند

Sayam
24-12-2011, 15:03
ایا مصرف همزمان قرص اسپرینولاکتون و قرص ال دی مشکلی ایجاد می کند


سلام عزیز ....


لطفا سوالتون رو در تاپیک ◄◄ داروهـــــــا؛ کاربرد، شیوه‌ی استفاده، ممانعت‌ها و ناسازگاری‌ها ►► ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) بپرسید .... :)


اگه به عنوان این تاپیک توجه کنید نوشته شده اطلاعات دارو ها [مقالات]


موفق باشید ... :40:

hamed malekpour
07-01-2012, 13:55
این چه داروییه است وبرای چه کسی تجویز می شه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

redman
07-01-2012, 14:04
ممنون خیلی به دردم خورد

maa6482
28-01-2012, 20:51
این چه داروییه است وبرای چه کسی تجویز می شه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

این اسم تجاری پاراستامول یا همون استامینوفن خودمونه
توی انگلیس و استرالیا هست:20:

maa6482
28-01-2012, 20:52
این چه داروییه است وبرای چه کسی تجویز می شه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

استامینوفن+کافئین است:20:

maa6482
28-01-2012, 21:43
این چه داروییه است وبرای چه کسی تجویز می شه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


استامینوفن+کافئین:20:

Ali_Wm
28-01-2012, 22:45
دوستان عزیز آمپول دپوکورتین برای چه مواردی مصرف میشه .
مرسی

Sayam
28-01-2012, 22:56
دوستان عزیز آمپول دپوکورتین برای چه مواردی مصرف میشه .
مرسی

سلام دوست عزیزم :10:

همونطور که در پست 311 گفتم باید در این تاپیک بپرسید :20:

◄◄ داروهـــــــا؛ کاربرد، شیوه‌ی استفاده، ممانعت‌ها و ناسازگاری‌ها ►► ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

bank1837
31-03-2012, 21:20
قرص مبندازول برای چه بیماری کاربزدداردباتشکر

reza2pars
03-04-2012, 12:37
سلام
برای کاهش غلظت خون چه دارویی مصرف کنم؟
آسپرین تاثیری داره یا نه؟؟

morsadr
04-04-2012, 16:39
سلام
برای کاهش غلظت خون چه دارویی مصرف کنم؟
آسپرین تاثیری داره یا نه؟؟

درمان غلظت خون خروج خون از بدن با حجامت و یا خون دادن می باشد .
آسپرین میزان غلظت خون را پایین نمی آورد ولی جلوی عولرض غلظت خون را می گیرد

mohammadi_4u
04-04-2012, 16:59
قرص مبندازول برای چه بیماری کاربزدداردباتشکر

سلام
برا از بین بردن کرم ها و انگل های روده ای

mohammadi_4u
04-04-2012, 17:05
دوستان عزیز آمپول دپوکورتین برای چه مواردی مصرف میشه .
مرسی
متیل پردنیزلون استات هستش عزیز برا دردا عضلانی اسکلتی

کلا دونوع پردنیزلون داریم استات و سوکسانات

meha
05-04-2012, 21:37
سلام

من چندماه هست که پرورش اندام کار میکنم از مکملی استفاده نمیکنم ولی یکم مفاصلم درد میگرفت و مربیم بهم esi articulation داد

خواستم بدونم این دارو اصل هست یا کلا درسته بخورم یا نه؟

esteky
14-04-2012, 21:17
سلام دوستان
مدتی است زیر زانوی من دمل یا کورک میزند و چند روزی بسیار درد ناک است
و بعد تخلیه میشود و پس از چند روز دو باره عود میکند
درمان آن چیست؟
دکتر پماد مویپبروسن داده ولی آیا کاربرد طولانی مدت آن صحیح است؟
بنا به دلائلی در موقع راه رفتن فشار زیادی بر این کورک وارد میشود که فوق العاده دردناک است
آیا خوردن مواد شیرین به عود کردن آن کمک مینماید؟ چرا؟
لطفا راهنمایی فرمایید

narges2
05-08-2012, 11:35
با سلام شاید این سئوال جایش اینجا نباشد امیدوارم ببخشید اما مورد من یه داروی ترکیبی است که یکی از اجزای آن گیاهی است بنام خربق سفید که گیاه سمی نیز می باشد ومن انرا پیدا نمی کنم اگر کسی اطلاعاتی لطفآ ...

narges2
05-08-2012, 11:39
با سلام لطفآ دوستان با اطلاع بفرمایند برای درمان اختلالات کبد .پاکسازی و.... چه درمانهایی را پیشنهاد میکنند ترجیحآ گیاهی

Raـــــ Hـــــ Za
14-05-2013, 08:28
اسم داروها چطور انتخاب می شود؟

شاید بایتان جالب باشد اگر بدانید نام داروها چه طور انتخاب می شود؟

برای نام‌گذاری داروها، شیمی کلید اصلی است و داروسازان نام‌های عمومی داروها را بر اساس مواد شیمیایی تشکیل‌دهنده ترکیب آن‌ها نام‌گذاری می‌کنند. در حالی که فرمول شیمیایی داروها، دارو را تعریف می‌کند، ریشه آن‌ها، ساختار، کارکرد و اهداف مولکولی‌شان را تشریح می‌کند. به طور مثال، واژه Tofacitinib citrate شامل یک گیرنده عامل رشد اپیدرمی (nib-) است که توضیح می‌دهد دارو چگونه عمل می‌کند.

داروهای با پایان mab- مانند بسیاری از داروهای سرطان، آنتی‌بادی‌های مونوکلونال هستند. آنها سلول‌ها، ویروس‌ها یا باکتری‌های ویژه‌ای را هدف قرار می‌دهند و می‌توان این اهداف را با مابقی نام دارو دریافت. همچنین دارویی با آخر vir- یک آنتی‌ویروس است.

کمپانی‌های داروسازی اغلب تمایلی ندارند که رازهای نام‌های تجاری خود را افشا کنند، این در حالی است که این اسامی حتی پس از انقضا، برندهای بسیار مهمی هستند؛ به طور مثال، هیچ کس نمی‌داند Sildenafil citrate چیست، اما همه برند Viagra را می‌شناسند.

مطابق اعلام وزارت غذا و داروی امریکا، داروهایی که اشتباها تجویز شده‌اند، معمول‌ترین اشتباه در مراقبت‌های بهداشتی است و هزاران نفر از مردم هر سال به دلیل این اشتباه، جان خود را از دست می‌دهند.
بنابراین اسامی عمومی جدید باید با استانداردهای «نام‌های غیرانحصاری بین‌المللی» متعلق به سازمان بهداشت جهانی سازگاری داشته باشد.





منبع سایت خبری ایسنا

ms368
25-04-2014, 20:06
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

شرح دارو :

آمانتادین (amantadine) با نام تجاری سیمترل (Symmetrel) یک داروی ضد ویروسی برای جلوگیری و یا درمان عفونت یک نوع از آنفلوانزا خاص است که آن را نیز به عنوان کمکی برای درمان بیماری پارکینسون تجویز می کنند.
نشان داده شده است که این دارو، از طریق برخی مکانیسم ناشناخته، گاهی اوقات در رفع خستگی در بیماری MS موثر است.
این دارو فقط با تجویز پزشک شما در دسترس می باشد.


توضیحات دارو

نام ژنریک: آمانتادین (amantadine)
نام تجاری: سیمترل (Symmetrel)
کلاس درمانی: ضد پارکینسون – درمان خستگی در بیماران MS
کلاس دارویی: آنتی کلی نرژیک
کلاس شیمی: Adamantane


ساختار شیمیایی :


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



استفاده صحیح :

دوز معمول آمانتادین هیدروکلراید برای مدیریت خستگی در بیماری MS بین 100 تا 200 میلی گرم در روز، در بخش قبل از روز به منظور اجتناب از اختلال خواب در نظر گرفته شده است.
همچنین دوزهای بیش از 300 میلی گرم در روز معمولا باعث ایجاد تغییر رنگ در پوست پاها می شود که به آن لویدورتیکولاریس نیز می گویند.


هشدار ها :

اقدامات احتیاطی ذکر شده در اینجا مربوط به استفاده از این دارو به عنوان یک داروی ضد ویروسی و یا درمان بیماری پارکینسون است و هیچ گزارشی در این زمان در مورد اقدامات احتیاطی در استفاده از این دارو برای درمان خستگی در ام اس وجود ندارد.
مصرف مشروبات الکلی در زمان استفاده از این دارو ممکن است باعث افزایش عوارض جانبی مانند مشکلات گردش خون ، سرگیجه، احساس سبکی سر ، غش، و یا سردرگمی شود.
توجه : به هیچ وجه در هنگام استفاده از این دارو از مشروبات الکلی استفاده نکنید .
مصرف این دارو در برخی از افراد ممکن است باعث سرگیجه٬ گیجی٬ سرگیجه مالیم٬ تاری دید و مشکل تمرکز می شود .
آمانتادین ممکن است باعث خشکی دهان و گلو شود; اگر در دهان خود همچنان احساس خشکی برای بیش از دو هفته می کنید ، پزشک یا دندانپزشک خود را در جریان قرار دهید زیرا خشکی طولانی مدت دهان ممکن است خطر ابتلا به بیماری دندان را افزایش دهد.
این دارو ممکن است به رنگ قرمز متمایل به رنگ ارغوانی ، مثل خالص ، لکه های رنگ در پوست در پوست شود. این مشکل اغلب در زنان رخ می دهد و معمولا بر روی پاها و / یا پا رخ می دهد اما لکه های رنگ در پوست معمولا ظرف دو تا دوازده هفته پس از قطع کردن دارو بر طرف می شود .


مصرف در دوران بارداری و شیردهی

FDA رده بندی بارداری : گروه C
مشخص نیست که آیا این دارو برای جنین شما مضر باشد٬ اما اگر شما باردار هستید یا قصد بچه دار شدن پزشک خود را در رابطه با مصرف این دارو در جریان بگذارید.
مطالعات نشان می دهد که این دارو ممکن است تولید و ترکیب شیر را تغییر دهد و هنوز معلوم نیست که آیا این دارو می تواند به کودک شیرخوار آسیب برساند٬ در هر صورت قبل از مصرف این دارو حتما با پزشک خود مشورت نمایید.


نکات مهم قبل از مصرف آمانتادین

برای اینکه مطمئن شوید این دارو برای شما بی خطر است٬ اگر سابقه بیماری های زیر را دارید، حتما پزشک خود را در جریان قرار دهید :
صرع یا تشنج دیگر؛
نارسایی احتقانی قلب.
بیماری کلیوی.
بیماری کبدی.
فشار خون پایین و غش کردن.
اگزما.
گلوکوم. یا
سابقه بیماری روانی، اقدام به خودکشی و یا اعتیاد به مواد مخدر / الکل.


عوارض جانبی شایع و جدی

اگر شما پس از مصرف این دارو دچار هر یک از عارضه های جدی زیر شدید٬ سریعا با پزشک خود تماس گرفته و او را در جریان قرار دهید .
احساس تنگی نفس، حتی با فعالیت خفیف،
تورم، افزایش وزن سریع؛
احساس افسردگی، آشفته، یا تهاجمی.
تغییرات رفتاری، توهم، فکر صدمه زدن به خودتان.
ادرار کمتر از حد معمول .
تب بالا، عضلات سفت، گیجی، تعریق، ضربان قلب سریع یا ناهموار، تنفس سریع.
حرکات بی قرار در چشم، زبان، فک، یا گردن. یا
ترمور (لرزش غیر قابل کنترل).


سایر عوارض جانبی

سرگیجه، خواب آلودگی، سردرد.
مشکلات خواب (بی خوابی)، رویاهای عجیب و غریب.
احساس عصبی.
حالت تهوع، اسهال، یبوست، از دست دادن اشتها.
خشکی دهان، بینی خشک. یا
از دست دادن تعادل و هماهنگی.


تداخلات دارویی Drug Interactionsside effects

ممکن است داروهای دیگری با آمانتادین تداخل داشته باشند٬ در مورد تمام داروهای دیگری که استفاده می کنید ( به ویژه داروهای زیر ) با پزشک خود مشورت کنید ، حتی ویتامین ها یا گیاهان دارویی .

آتروپین ( Atreza ، SAL- Tropine ، و غیره )؛
dicyclomine) Bentyl);
glycopyrrolate) Robinul);
هیوسیامین ( Anaspaz ، Levbid ، Levsin ، Nulev ، و غیره )؛
mepenzolate ) Cantil )؛
methscopolamine ) Pamine )؛
propantheline ) Banthine )؛
اسکوپولامین ( Maldemar ، Scopace ، Transderm – نقال ) .
گنه گنه ( Qualaquin )؛
quinidine ) Cardioquin ، Quinaglute )؛
ادرار آور ( قرص آب ) مانند تریامترن ( Dyrenium ) ، هیدروکلروتیازید ( HCTZ ، Dyazide ، HydroDiuril ، Hyzaar ، Lopressor ، Vasoretic ، Zestoretic ) ، و غیره . یا
فنوتیازینها مانند پروکلرپرازین ( Compazine ) ، thioridazine ( Mellaril ) ، و غیره .
توجه: این لیست کامل نیست و ممکن است داروهای دیگری با آمانتادین تداخل داشته باشند . در مورد تمام نسخه ها و داروهایی که استفاده می کنید به دکتر خود بگویید . این شامل ویتامین ها ، مواد معدنی ، داروهای گیاهی و داروهای تجویز شده توسط پزشکان دیگر و … است .


Source : medplus ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])