PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : اتیمولوژی: درباره ریشه کلمات فارسی و لاتین، و اینکه چی شد که اینطوری شدن؟!






    

seymour
14-02-2010, 19:14
میخوایم در این تاپیک به ریشه و ریشه شناسی واژگان مختلف بپردازیم (غربی ها بهش میگن: etymology)...


یکی از چیزایی که همیشه دوست داشته ام (و دارم) اینه که بدونم کلمه های کلمه های مختلف از کجا اومدن؟ چقدر تغییر کردن؟ آیا بین شون ارتباطی هست؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]و... خیلی وقتا هم چیزای بانمکی از این وسط در میاد و ارتباط بین واژه ها در چندین زبان انقدر جالبه که خودم بخاطر کشفی که کردم به ذوق زده میشم و به خودم تبریک می گم... [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


ضمناً برای ثبت در تاریخ بد نیست بگم که در همین زمینه در یکی دو فوروم دیگه هم پست زده ام (از 4 سال پیش، تا همین اواخر).. امیدوارم این تاپیک فعلی (حداقل در ابتدای کار)، به مثابه نسخه روزآمد اونها عمل کنه و همونطور که خودم از بازنگری اون پست ها لذت می برم، شما هم خوشتون بیاد.[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


اگه اجازه داشته باشم یکی دوتا قانون برای تاپیک بذارم، خوشحال میشم اگه مشارکتی صورت می گیره این موارد درش رعایت بشه:
+ حتی الامکان کپی/پیست نکنید ... و اگه این کار رو می کنید منبع رو ذکر کنید.
+ (ترجیحاً) از منابع زبان اصلی نقل قول کنید .. برداشت خودتون از مطلب رو بنویسید .. خلاصه اش کنید... اینها همگی به کپی/پیست ساده ترجیح داره ...ممنون.

seymour
14-02-2010, 19:21
alfalfa در انگلیسی به معنی یونجه اس؛ این رو توی یه متنی دیدم (جان اشتاین بک–موشها و آدمها)...بعد به ذهنم رسید که چقدر شبیه واژه " علف " تو زبان خودمونه ...

خلاصه چک کردم و دیدم که بله... همینطوره : [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


گیاه یونجه، اولین بار در عصر برنز (حدود 3000 سال قبل از میلاد) و در ایران استفاده شده و زادگاهش ایران محسوب میشه: احتمالا برای تغذیه اسب هایی که از آسیای مرکزی آورده شده بودند... حدود 500 سال قبل از میلاد هم وارد یونان شده (باز احتمالا از طریق لشکرکشی ارتش ایران که اسبهاش رو با این گیاه تغذیه می کرده)

اعراب به این گیاه al-fesfeseh می گفتند (واژه علف که الان ما استفاده می کنیم از این ریشه اس) و عجیب نیست اگه alfalfa رو غربی ها تحت تاثیر این شکل عربی اش یاد گرفته باشند! ... هر دوی اینها برگرفته از واژه اصیل فارسی اسپست یا اسپستا (aspo-asti) هستند، به معنی غذای اسب..


جالبتر اینکه یه واژه دیگه برای یونجه Lucerne هستش که حدس بزنید.... باز هم ریشه فارسی داره!! .. حدس می زنن که Lucerne، از واژه لاجورد گرفته شده باشه که اشاره داره به گل های آبی رنگ یکی از گونه های اصلی یونجه (medicago sativa = علف مادها!)


مطالعه بیشتر: اینجا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]).

Kurosh
15-02-2010, 02:03
مرسی محمد جون ، من عاشق ریشه شناسی ام :11:

امیدوارم بتونم شرکت کنم تو بحث...

راستی میگم یه کپی هم ازش بگیرین تو انجمن زبان بذارین! بچه های اونجا هم شاید بخوان استفاده کنن! تبلیغاتت کمه محمد :دی

در مورد Alfalfa ، با اجازه ، البته ذکر نشد که واژه کنونی از ریشه ی اسپانیولیه که اونا از اعراب گرفتن (منبع: وبستر)...
تو اون لینکی که دادی یه تناقض دیدم ؛ اونم اینکه این گیاه 6000 سال قبل از میلاد در دهی به نام "علی کُش" که در جنوب غربی ایران فعلی قرار داشته (داره) ، استفاده می شده...
دیگه اینکه قدیمی ترین آثار بر می گرده به 10000 سال قبل از میلاد که در ابو حریره در سوریه یافت شده ، اما شما اگه از منبع دیگه ای نوشتی ، پس منابع احتمالاً با هم اختلاف دارن! : دی

/

من هم به عنوان اولین اتیمولوژی! Chess رو بررسی می کنم...
اگر چه chess در اصل به زبان سانسکریت بر می گرده ، اما مهم ترین ریشه ی اون پارسی است:


کلمه ی فعلی برای شطرنج ، از لغت esches که در زبان فرانسوی قدیم جمع کلمه ی eschec بوده ، گرفته شده.
eschec خود از ریشه ی کلمه ی "شاه" پارسی گرفته شده (البته در چند مرحله: از پارسی به عربی ، از عربی به لاتین و از لاتین به فرانسوی وام داده شده) و به معنای "کیش" یا همون Check در انگلیسیست.
کیش هم که از اصلی ترین بخش های شطرنج است و فرانسوی ها از اون به عنوان نام بازی استفاده می کردند. در واقع Check-mate هم پارسی است و از "شاه و مات" گرفته شده.
اما ریشه ی اصلی chess از کلمه ی چتورنگا (Chaturanga) است که در زبان سانسکریت معادل "چهار فرشته" یا "چهار عضو ارتش" است و به فیل ، اسب ، ارابه* و سرباز پیاده اطلاق می شده است. لغت پارسی "چترنگ" از این کلمه آمد. اما اعراب اون رو به زبان خود وارد کردند و معرب آن شد "شطرنج". 


البته تو پرانتز داشته باشید که چینی ها هم ادعا می کنند این ورزش متعلق به اوناس. در واقع میگن که شطرنجی که ما اختراع کردیم بسیار قوی تر از شطرنج هندی های باستان بوده. شطرنج چینی ها که Go نامیده می شده ، از این لحاظ مورد توجه قرار گرفته که بر خلاف نسخه ی هندی ، که از دو تاس در بازی استفاده می کردند ، هیچ تاسی نداشته است. 
اما اون چه که مهمه اینه که عقیده ی غالب اینه که شطرنج از هند شروع شده ، به ایران یا پارس آمده ، کم کم به اروپا کشیده شده و سرانجام به آمریکا رفته.


* در این بین حتماً تا حالا به کلمه Rook که در انگلیسی به مهره ی رخ اطلاق میشه برخوردید که بسیار شبیه معادل فارسی اونه. اما این لغت در فارسی هم مانند انگلیسی وام گرفته از سانسکریت است. Rook به کلمه ی Ratha بر می گرده که در زبان سانسکریت به معنای ارابه است و اکنون به رخ گفته می شود. 


منابع برای مطالعه بیش تر :

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

rosenegarin13
15-02-2010, 14:58
اولاً ممنون از seymour عزیز بابت ایجاد این تاپیک مفید!:10:

امیدوارم بتونم شرکت کنم در بحث ریشه شناسی...:20:

کلمه ای که در نظر گرفتم واژه ی "جادو" هست...که در زبان انگلیسی "magic" هست.

گفته شده که این کلمه ریشه پارسی داره و در یونان به صورتmagus استفاده میشده که کم کم با اضافه شدن پسوند –ic به شکل magic در اومده.

اولین بار این واژه حدودقرن 14 در زبان فرانسه قدیم به کار گرفته میشده (magique ) و در قرن پانزدهم به عنوان Magic به زبان انگلیسی وارد شده.از طرفی این لغت پیشینه لاتین هم داره و در عبارت ars magica به صورت اسم استفاده میشده ؛ به معنای magic art یا همون هنر جادو و شکل مونثش هم magicus بوده.
هیچ مدرکی دال بر اینکه این لغت در انگلیسی قدیم استفاده میشده وجود نداره ولی از 1100 تا 1500 میلادی این واژه با هجی های مختلفی مثل magik, magyk, magyque, malgyk, maugik, magique استفاده میشده!:31:

اولین مورد استفاده این کلمه در زبان انگلیسی در کتاب Canterbury Tales از Geoffrey Chaucer هست که به صورت magikاستفاده شده و در سال 1393 در کتاب Man of Law's Tales به صورت magyk استفاده شده که اشاره داره به اینکه y و i هر دو به جای هم قابل استفاده بودند.
به علاوه اینکه تا سال 1500 میلادی از حرف c استفاده نمیشده چرا که حرف c معمولاً صدای "س" میداده.
کمی بعد این واژه به صورت magyque ثبات پیدا کرد(که در واقع از زبان فرانسه قدیم گرفته شده بود magiqueو فقط به جای i از y استفاده شده بود.)

یه مورد جالب دیگه ای هم که هست اینه که این واژه در کتاب Lyvys of seyntys از Osbern Bokenham در سال 1447به صورت malgyk استفاده شده.پیشوند mal به معنای بد و مضر هست که وقتی با gyk با هم استفاده شدن نشون میده که از نظر نویسنده این کتاب جادو کار نادرستی بوده.! :31:
(از طرفی نمیشه اظهار کرد که malgyk خطای چاپ یا چیز دیگه ای بوده!چون صنعت چاپ حدود 30 سال بعد در انگستان رایج شد!)

از سال 1500 تا 1800 میلادی؛ با پیشرفت صنعت چاپ استفاده از لغت magic به صورت های دیگه(با k و y) باز هم ادامه داشت؛ ولی کمتر و در نهایت از سال 1800 تا الان این واژه به دو صورت magic و magick استفاده میشه که البته اوایل این دوره از magick استفده میشه و الان غلط هست!:دی

اما اینکه این لغت ریشه پارسی داره یا نه...گویا این واژه از "مجوس" گرفته شده...
که یونانی اون در جمع: mago و مفردش: mágos هست.
magos که در یونان استفاده میشده از "مجوس" پارسی سرزمین خودمون گرفته شده.:20:
"مجوس" موبدان زرتشتی ستاره شناس بودن یا صرفاً همون موبد یا مردان خردمند پارسیان و مادها در فارسی باستان.


منابع:



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

seymour
20-02-2010, 19:21
Tiara و تارک

در انگلیسی، tiara یعنی تاج و کلاه پادشاهان و اشخاص عالیرتبه (الان اغلب برای زنان – اما مثلاً به مهمترین کلاه پاپ هم میگن papal tiara - عکس زیر)... ضمناً در اصطلاح عامیانه، به معنای دختر زیبا هم به کار میره..


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ما در فارسی واژه تاره یا تارک رو داریم به معنای فرق/میان سر و کلاهی که روی سر قرار می گیره... که خودش در واقع اسم مصغر تار (به معنای میان و فرق سر) هستش.

این واژه، در اواسط قرن 16 مستقیماً از لاتین وارد انگلیسی شده، که ریشه اون هم از یونانی ذکر شده.. در اکثر منابع، دیگه از یونان عقب تر نیومده اند، اما در همه اشاره شده که این واژه اساساً به معنای سرپوش پادشاهان و اشراف ایرانی بوده و حتی مثلاً نسخه 1913 وبستر، ریشه واژه رو فارسی دونسته...

در منابع ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])اشاره شده که تارک پادشاه (ایران)، افراشته و برجسته بود، و تارک افراد زیردستش (اشراف و روحانیون) از جنس نرم تر و افتاده به یک سوی سر...


جالبه، الان خوندم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])که براساس دائره المعارف کاتولیک، جدا از اینکه نام تاج پاپ ریشه فارسی داره، حتی طراحی اش هم (که سه طبقه اس – عکس ضمیمه) براساس اونچه در آثار بجای مونده از مجسمه های آشوری و ایرانی دیده شده، صورت گرفته!(عکس زیر - مقایسه کنید با عکس بالا)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

seymour
25-02-2010, 18:22
کفن و coffin ؟! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

واژه coffin در انگلیسی به معنای تابوت و محفظه ای که جسد درش قرار می گیره هستش..

ریشه اش به لاتین (cophinus) و از اونجا به یونانی (kophinos) برمی گرده؛ به معنای جعبه و محفظه کوچک و صندوقچه .. این واژه، قرن 14 و از فرانسوی به انگلیسی راه پیدا کرده، اما تا یک قرن بعد، به معنای لغوی اش استفاده میشد (یعنی بعنوان جعبه)، و از قرن 15 بوده که کارکرد مخصوص بهشت زهرا رو پیدا می کنه...


از سوی دیگه ما در فارسی واژه کفن رو استفاده می کنیم به معنای جامه یا پارچه ای برای پوشاندن جسد.. که یک واژه عربی هستش به همین شکل و اساساً به معنای پوشاندن و نهفتن (دهخدا)...

کفن و کافین؟! .. من بررسی که کردم، ارتباط خاصی با هم ندارن یا حداقل بدست نیومده؛ اما بهرحال شباهت ظاهری و معنایی شون جالبه؛ نه؟.. از این موارد من واسه خودم زیاد یادداشت کرده ام که به دو واژه مشابه برخورده ام (از دو زبان مختلف) و بعد یا من نتونستم ارتباطی بین دوتاشون پیدا کنم، یا اساساً شباهت شون تصادفی بوده.. بعداً باز هم مثالهایی از این دست می زنم..

Untouchable
04-03-2010, 19:10
منم فکر کنم چند تا بلدم :

1) واژه "غار" که از زبون عربی "کهف" گرفته شده با واژه Cave فکر کنم ریششون یکی باشه .

2) واژه "پردیس" که عربیش شده "فردوس" و انگلیسیش هم شده Paradise

3) واژه انگلیسی Benefit احتما از "به نفعت" گرفته شده

4) Algebra هم که میدونید از "الخوارزمی" گرفته شده

5) "پای جامه" یا شایدم "پیر جامه" که تو زبون انگلیسی شده بیجامه

6 )یه واژه هم که احتمالا همین یکی دو قرن اخیر تو زبون کردی ما وارد شده "تماته" ست که مطمئنا از Tomato گرفته شدست .

یه سوال میتونم از واژه های کردی هم که تو فارسی پهلوی وجود داشته هم بگم ؟

راستی به نظرتون ارتباطی میون "راست" و Right وجود نداره ؟

Smartie7
04-03-2010, 22:00
ممنون از Mr. seymour بابت این تاپیک جالب!

من دیدم که al-fasfasah مینویسن نه al-fesfeseh ....حالا شاید من ندیده بودم.......
منم دوست دارم تو این تاپیک شرکت کنم. الان سه کلمه به ذهنم میرسه ...

اولیش شربت هست که تو انگلیسی بهش میگن sherbet . کلمه شربت از واژه ی Ottman در زبان ترکی و sharbat در زبان فارسی گرفته شده که اونا هم برمیگرده به واژه عربی sharbah (شربه) به معنی نوشیدن. شربت در فارسی و ترکی به نوشیدنی شیرینی از آب میوه ی رقیق شده گفته میشد که توی خاورمیانه معروف بود بعد اروپایی ها از اون تقلید کردن. توی اروپا شربت به عنوان یه نوشیدنی کربنات شده هست. چون شربتی که توی خاورمیانه بود شامل میوه بود و اغلب با برف یا یخ خنک میشد، توی اروپا شربت رو به دسر یخ زده اضافه می کردن. یه کم از واژه ی sorbet تشخیص داده میشه به معنی "یخی که با میوه مزه دار شده باشه و در طول غذا سرو میشه."واژه sorbet بر میگرده به زبان فرانسوی بعد ایتالیایی (sorbetto) و دوباره وارد زبان ترکی میشه که واژه sherbet رو به ما میده.
راستی از خانواده ی syrup میشه تو انگلیسی.

کلمه بعدی خاکی هست که توی انگلیسی بهش میگن Khaki.( البته تلفظش کاکی هست)
توی دیکشنری longman دیدم که نوشته بود ریشه ی هندی داره از واژه خاک (khak) گرفته شده (dust-colored) تو نت که سرچ کردم توی ویکیپدیا نوشته بود که اصالتا از زبان فارسی وارد زبان انگلیسی شده.
رنگ یونیفورم سواره نظام بریتانیا به این رنگ هست که برای استتار مناسبه.
رنگ خاکی توی جنگ ها و سیاست زیاد استفاده میشه.

برای اطلاعات بیشتر:

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

کلمه ی آخر کتلت هست که تو ایران بیشتر جنوبی ها باهاش آشنایی دارن.
یه نوع خوراکی هست مخلوطی از گوشت ، پیاز ، سیب زمینی ، تخم مرغ، ادویه و ... هست که توی روغن سرخ میشه و......
توی زبان انگلیسی cutlet هست حدس بزنید ریشش از کجاست....؟.. فرانسه (côtelette) در انگلیسی "little rib" دنده کوچک و گرفته شده از واژه ی cut.

seymour
14-03-2010, 18:32
روستایی و rustic .. راه و room و ... (خانواده پرجمعیتین![ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


در فرهنگ دهخدا و معین گفته که واژه روستا اصالتاً پََهلویه ... پس در فارسی اصالت داره ، حالا بریم سراغ نسخه غربی اش :

واژه rustic از لاتین rusticus اومده که مشتق از rus و ruris هستش، تقریباً به معنای بیرون شهر ... حتی واژه rural (باز هم به معنای روستایی) هم توی همین خانواده و گروهه ...


این rus لاتین هم برمی گرده به rur (به معنای فضای باز) از زبانهای هند و اروپایی اولیه (PIE – زبان اولیه اقوام مذکور) .. بنابراین هم ریشه بودنشون رو میشه قطعی دونست ...

جالب تر اینکه حتی واژه room (اتاق) هم از نظر ریشه یابی بسیار نزدیک با ایناس [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ریشه room رو rew (به معنای باز و وسیع - باز هم هند و اروپایی اولیه) ذکر کرده ان ... که قطعاً قابل مقایسه با rus و ravah (اوستایی ---> همون راه؟!!) هستش ... (مثلا میگیم make room که یعنی فضا باز کردن – جا رو وسیع کردن ؛یعنی همچنان اون دلالت معنایی اش رو حفظ کرده)

Ərsan
27-04-2010, 15:43
ما ایرانی ها دوست داریم همه چیز رو به خودمون ربط بدیم
علف :کلمه ایست عربی به معنای خوراندن(به زور) و هیچ ارتباطی به اسپست ندارد از زبان عربی وارد زبان فارسی شده در عربی العلف و العشب وچند مترادف دیگر دارد الفسفسه نوعی از یونجه است و معنای عام ندارد در انگلیسی به آن Herb
گفته میشود و alfalfa کلمه ای وارداتی است از علف عربی که در آمریکا مصطلح است
یونجه: ترکی آن کلمه yem : علف yemce :یونجه که از فعل yemax : گرفته شده و مختص و صورت yeyim و yemak آن به غذای انسان دلالت میکند
( C در ترکی مانند ج تلفظ میشود)


گفته شده که این کلمه ریشه پارسی داره و در یونان به صورتmagus استفاده میشده که کم کم با اضافه شدن پسوند –ic به شکل magic در اومده.





این مطلبشما بسیار علمی بود از این گفته شده به نتیجه رسیدید که انگار magic که ریشه لاتین داره فارسیه !!!


کلمه ی فعلی برای شطرنج ، از لغت esches که در زبان فرانسوی قدیم جمع کلمه ی eschec بوده ، گرفته شده.





eschec خود از ریشه ی کلمه ی "شاه" پارسی گرفته شده


در زبا داریوش هخامنشی که برگرفته از نوعی زبان اسلاوی و روسی دارد کلمه xşaça- خشاچا به معنای شاه است که باز ارتباطی به زبان فارسی ندارد و ربطی هم به Chess به معنای شطرنج نمیتواند داشته باشد
شطرنج به معنای رود سختی یا مسیر سختی است و باز هم ارتباط اتیمولوژیک با Chess نمیتواند داشته باشد
پردیس هم معربش میشود فردوس و نع عربیش ، غربیش میشه جنت


در فرهنگ دهخدا و معین گفته که واژه روستا اصالتاً پََهلویه ... پس در فارسی اصالت داره ، حالا بریم سراغ نسخه غربی اش :


اتیمولوژی یعنی ریشه و یا سبب شناسی زبان اینکه یکی بگه این کلمه به فلان چیز ربط داره که نمیشه اتیمولوژِ از این آقای دهخدا میپرسیدی این روستا در کدام منبع پهلوی که فاقد هر گونه منبع است استفاده شده

در مورد منابع زبانی و تاریخی هر چیزی تو کتابا نوشتن درست نیست در کل زبانها چند شاخه اصلی دارند و مابقی مشتق اونها محسوب میشوند که اصلیترین آنها عربی(ریشه در زبان آرامی و بین النهرینی ) ، لاتین (ریشه در زبانهای بین النهرینی و مصر ) دارند
موفق باشید