عکاسی [آرشيو] - P30World Forums

PDA

View Full Version : عکاسی


mska
02-22-2006, 07:42 AM
اگر دوربين عکاسی از ذکاوت مغز انسان بر خوردار بود، برای گرفتن عکس های خوب، کافی بود دوربين را به طرف موضوع مورد نظرمان گرفته و دکمه را فشار دهيم. اما چنين نيست.
وقتی سوژه ای نظر ما را جلب می کند، مغز ما، از ميان ازدحام چيزهايی که در اطراف آن قراردارند، به طور خاص، به آن سوژه توجه می کند. قابليت انطباق ديد انسان با نورهای مختلف هم از جمله برتری های ديگر چشم انسان بر دوربين عکاسی است.

برای اينکه عکسی که می گيريم نيز همين رابطه را با بيننده بر قرار کند، بايد نکات ظريفی را در نظر داشته باشيم.



عکاسی مانند هر وسيله بيانی ديگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن اين زبان به ما کمک می کند تا از طريق عکس هايی که می گيريم، فکرها و جهان اطرافمان را بيان کنيم.

در نظر گرفتن نکات زير می تواند به ما کمک کند تا عکس های گويا تری بگيريم

https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241714491.jpg

https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241713242.jpg

١- نور، مهم ترين عامل در عکاسی

کلمه فتوگرافی در زبان انگليسی يعنی "نگاشتن با نور". نور مناسب می تواند به عکس ما جان ببخشد و بالعکس...

با اين وجود، نور مستقيم سايه روشن های تند و ناخوشايندی در عکس ايجاد می کند. برای گرفتن عکس، نور غيرمستقيم بهترين است و رنگ ها را نيز زنده تر می کند.

روزهايی که ابر نازکی تندی نور خورشيد را در آسمان می گيرد، صبح های زود و عصرها بهترين اوقات برای عکاسی هستند. يادمان باشد که نور بايد بر سوژه عکس ما بتابد و نه بر دوربين
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241711303.jpg

2-- سوژه جالب

انتخاب موضوع يا سوژه جالب قدم اول است. پيش از گرفتن عکس از خود بپرسيم چه چيزی ما را به موضوع مورد نظرمان جلب کرده و سعی کنيم آن را به روشنی در عکسی که می گيريم نشان دهيم.

هم چنين، به يک عکس اکتفا نکرده، زوايای متفاوتی را برای نشان دادن موضوع مورد نظرمان تجربه کنيم. اين کار به ما فرصت بهتری برای انتخاب بهترين عکس خواهد داد.


https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241710414.jpg
در عکس بالا، فرم و رنگ دسته های تره فرنگی در ميان انبوه سبزيجات حاضر در بازار مورد توجه عکاس بوده. هر چند عکس اول موضوع را ارائه کرده اما عکس دوم (زير) در بيان منظور عکاس تواناتر است و به دليل عمودی بودن سوژه، تصوير کامل تری را عرضه می کند.

- دو قدم به جلو

همه دوربين ها قابليت زوم کردن (طويل تر شدن عدسی دوربين) را ندارند و اين کار، حتی وقتی امکانش باشد، از عمق ميدان عکس می کاهد و بخش کوچکتری از آن واضح به نظر می آيد.

برای حذف آنچه حضورش در عکس لازم نيست، بهترين راه نزديک شدن به موضوع است. اين کار از شلوغی عکس کم کرده تاکيد بيشتری بر آنچه مورد نظر عکاس است می گذارد.

پيش از فشردن دکمه دوربين، چند قدم به موضوع عکس نزديک شويد و دوباره از دريچه دوربين به آن نگاه کنيد. اگر آنچه مورد نظر شماست بخش عمده عکس را پر نکرده، باز هم جلو تر بايد رفت.

در عکس زير، انعکاس آسمان در آب و شکل برگ هايی که سطح آن را پوشانده اند توجه عکاس را به خود جلب کرده. برای تاکيد بر اين نکته بايد چيز های زيادی از عکس حذف می شده اند. اين کار با نزديک شدن عکاس به موضوع عملی شده است
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241709325.jpg

https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241707236.jpg
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241708407.jpg

4-- کادر عکس

اين انتخاب که چه چيزهايی را در عکس جا دهيم و چه چيزهايی را حذف کنيم يکی از مهم ترين عوامل در موفقيت عکس ماست.

پنجره مستطيل شکل دوربين که از آن به جهان نگاه می کنيم کادر عکس ما را تشکيل می دهد. پيش از گرفتن عکس، با نگاهی به آنچه در اين کادر قرار گرفته، می توانيم آنچه را برای بيان عکس لازم است حفظ و آنچه را اضافی ست حذف کنيم.

حرکت دادن دوربين، تغيير فاصله ما با سوژه عکس و تغيير جای سوژه در صورت امکان، محتوای اين کادر را تغيير می دهد
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241701528.jpg
5-- زمينه پشت عکس

زمينه شلوغ پشت عکس را در زبان عکاسی می شود به هياهويی تشبيه کرد که مانع رسيدن صدای ما به گوش مخاطب می شود.

تغيير جای دوربين می تواند اين پس زمينه را تغيير دهد. آرام بودن اين پس زمينه به بيننده فرصت می دهد با تمرکز بيشتری به موضوع عکس نگاه کند.

https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241726009.jpg

٦- کمپوزيسيون يا همچينی

آنچه از پنجره دوربين می بينيم عکس نهايی ما را تشکيل می دهد. آيا اجزای عکس ما با دقت کنار هم چيده شده اند؟

کمپوزيسيون يا همچينی در عکس را می توانيم به دستور زبان تشبيه کنيم. اگر کلمات ما با نظم در کنار هم قرار بگيرند، بيان ما روشن و مفهوم خواهد بود.

رابطه بين اجزای عکس، کمپوزيسيون عکس را می سازد. اين رابطه بايد چنان باشد که منظور ما را از گرفتن عکس به روشنی بيان کند.

مرکز عکس هميشه بهترين محل برای قرار دادن موضوع نيست. با حرکت دادن دوربين می توانيم بهترين کمپوزيسيون را کشف کنيم
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082416410710.jpg
٧- وضوح در عکس

آنچه در يک عکس واضح يا فوکوس باشد نگاه بيننده را به خود می کشد. عکاس با واضح نشان دادن عناصر عکس به بيننده می گويد "اينجا را نگاه کنيد."

در بيشتر دوربين های عکاسی ديجيتال که همه چيز اتوماتيک انجام می شود، نقطه وضوح در مرکز تصوير قرار گرفته و اگر موضوع مورد نظر شما در گوشه عکس قرار بگيرد از وضوح کمتری برخوردار خواهد بود.

برای حل اين مشکل، می توانيد:

- با قرار دادن سوژه در وسط کادر، دکمه گرفتن عکس را تا نيمه فشار دهيد و نگه داريد

- با اين عمل سوژه شما واضح شده می توانيد آن را هر کجای کادر که بخواهيد قرار دهيد

- حالا دکمه را که در نيمه راه نگه داشته ايد تا انتها فشار داده عکس را بگيريد

اين قاعده شامل همه عکس ها نمی شود. گاهی مبهم بودن به بيان موضوع عکس کمک می کند.

https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082416413712.jpg

8- عمق عکس

آنچه در عکس ما به وضوح ديده می شود عمق عکس را تشکيل می دهد. اين عمق به ما امکان می دهد تا بخش هايی از جهان اطرافمان را، که از سه بعد بر خوردار است، در يک عکس، که تنها دو بعد دارد، نشان دهيم.

نور از عوامل اصلی ايجاد عمق در عکس است. در نور زياد، دريچه ورودی دوربين مانند چشم گربه در روز تنگ می شود. اين شرايط وضوح بيشتری در عکس ايجاد می کند.

چيدن اجزای عکس به صورتی که بعضی نزديک تر به دوربين و بعضی دورتر باشند نيز به عکس ما عمق بيشتری می دهد. عدسی های بلند (زوم) از عمق عکس می کاهند و عدسی های کوتاه با ميدان ديد وسيع تر (وايد انگل) به آن می افزايند
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082416575713.jpg
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082417005014.jpg

از کارتيه برسون، يکی از بهترين عکاسان جهان، نقل شده که گفته است "عکاسی يعنی طوری به جهان نگاه کنيم که گويی اولين بار است آن را می بينيم."

=======
منبع:BBC

Asalbanoo
02-12-2007, 03:17 PM
تاریخچه عکاسی

سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.
این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود. در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.
اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.
این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.
و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.
تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.
وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.
نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.
نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.
پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید.
● داگر و نی پپس:
سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.
در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.
در سال ۱۸۳۸ شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.
قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)
در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.
از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.
و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (George Eastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است

Asalbanoo
02-12-2007, 03:20 PM
از عنوان این نوشته بر می‌آید که مطالبی مناسب برای تازه کارها و یا عکاسان تفننی در بر داشته باشد. اما کسانی که دائما با دوربین و عکاسی سر و کار دارند نیز ممکن است بعضی وقتها با خواندن مطالبی که مدتها است در گذشت ایام از یاد برده‌اند چیزی برای یادآوری و یا حتی یاد گرفتن بیابند. کسانی که در هر سال هزاران عکس می‌گیرند این مطالب بطور تجربی ملکه ذهنشان شده است، ولی خیلی‌ها برای به خاطر آوردن و بکار بردن این موضوعات باید فسفر زیادی بسوزانند!!
بیشتر عکسهایی که ما می‌گیریم برهه‌ای از زندگی ما و اطرافمان را ثبت می‌کند. برای این که این عکسها دارای روح باشند و به بهترین وجه منظور ما را برسانند نیاز داریم که قوانین اولیه‌ای را رعایت نماییم و ضمنا به دانشی کامل در مورد توانائیها و محدودیتهای دوربینی که با آن کار می‌کنیم نیاز خواهیم داشت.
همه این مقدمات و بازار گرمیها برای این بود که بگویم در اینجا ایده‌هایی برای بهبود عکسها عنوان شده که در دوبخش شناخت دوربین و بخش اشاراتی به ترکیب بندی دسته بندی شده است.
● شناخت دوربین
بیشتر دوربین‌های دیجیتال با استثنائاتی دارای عملکرد ساده‌ای می‌باشند. مطالعه دفترچه راهنما آنها می‌تواند مفید و حاوی نکات سودمندی باشد. راه بهتر این است که در حین خواندن دفترچه نکات گفته شده را بطور تجربی روی دوربین آزمایش نمایید. از کار کردن با دوربین نترسید، بدترین اتفاقی که ممکن است برای دوربینتان بیفتد این است که باتری آن تمام شود و مجبور به شارژ مجدد آن شوید. دوربین‌های دیجیتال برای آموختن عکاسی از راه تجربه واقعا عالی هستند. نه فیلمی مصرف می‌کنند و نه اینکه برای دیدن نتنیجه مجبور به منتظر ماندن برای چاپ عکس هستید. یادگیری کار کردن با دوربین نیمی از لذت داشتن آن است.
در اینجا بعضی از مطالبی را که باید برای تجربه کردن و مطالعه مد نظر داشته باشید لیست کرده‌ام.
▪ رزولوشن وفشرده سازی
یک دوربین دیجیتال بهترین تصویرش را در بالاترین رزولوشن و کمترین فشرده سازی‌اش می‌گیرد. هر چند در زمان استفاده فرمتهای غیر فشرده زمان زیادی برای ضبط شدن روی حافظه دوربین می‌برد و ضمنا فایل بسیار بزرگی تولید می‌شود که بزودی حافظه دوربین شما را خواهد بلعید. بخاطر همین فرمت JPEG با کمترین فشردگی را برای عکاسی‌های روزمره توصیه می‌کنیم. در این فرمت عکسها زمان کمتری برای ضبط شدن می‌گیرد و نتیجه نهایی نیز تقریبا با فرمت غیر فشرده قابل تشخیص نیست.
متاسفانه بیشتر دوربین ها دارای حافظه کافی برای عکاسی نیستند و بعداز خرید دوربین حتما باید به فکر یک حافظه بالاتر باشید.
▪ مدهای فلاش و تاثیر پذیری فلاش
بیشتر دوربین‌های دیجیتال برای فلاش از تنظیم خودکار استفاده می کنند. اگر نورسنج دوربین تشخیص دهد که نور محیط برای عکاسی کافی نیست دوربین فلاش را روشن می‌کند. باید بدانید که این گزینه همیشه بهترین انتخاب نیست.
د راینجا مثالهایی برای برد فلاش آورده شده که به شما کمک می‌کند که بدانید در هر شرایطی چکار کنید:
- در یک اتاق خیلی بزرگ:
بدون این که سوژه ای در برد فلاش واقع شده باشد، دوربین را ثابت کنید و فلاش را خاموش نمایید. اما اگر سوژه از ۳ - ۴ متر به دوربین نزدیکتر بود فلاش می‌تواند موثر باشد. گزینه دیگر استفاده از فلاش تاخیری Slow Sync است که در این حالت باید دوربین را روی سه پایه ثابت نمایید. در این مد دوربین سوژه را با فلاش روشن می‌کند و پس زمینه را با باز نگه داشتن بیشتر دیافراگم.
-در فضای باز:
دراین حالت نیز اگر سوژه در برد فلاش قرار ندارد فلاش را خاموش نمایید. استفاده از فلاش دوربین را مجبور می‌کند که از سرعت های شاتر خاصی (۱/۳۰ -۱/۶۰) استفاده نماید و این سرعت شاتر احتمال زیادی دارد که برای منظره شما مناسب نباشد.
- آتش بازی:
استفاده از فلاش برای عکاسی از منظره آتش بازی بعید به نظر می‌رسد که اثری در عکس داشته باشد. ولی اینطور نیست! استفاده از فلاش این مزیت را دارد که جلوی پایین آمدن سرعت شاتر بخاطر تاریک بودن محیط گرفته شود و عکس بهتری از آتش بازی ثبت شود!
- پرتره:
گرفتن عکسهای پرتره خوب با استفاده از فلاش سرخود دوربین کار بسیار مشکلی است. حتی با استفاده از سیستم کاهش قرمزی چشم، نور فلاش بسیار تک بعدی و نامطلوب است. بجای استفاده از فلاش سعی کنید عکس را در نور روز یا با نور پردازی در محیط بگیرید. برای اصلاح نور از تراز سفیدی دوربین استفاده کنید و قبل از گرفتن عکس دوربین را ثابت کنید (روی سه پایه یا جای دیگر). هنگامی که نور محیط برای عکس مناسب بود از فلاش اجباری برای روشن کردن سوژه و درخشان کردن آن استفاده کنید.
- عکاسی از درون ماشین یا پنجره:
اگر شیشه باز نباشد نور فلاش به درون دوربین برخواهد گشت. بهتر است آن را خاموش کنید.
▪ مدهای برنامه ریزی شده
اگر دوربین شما دارای مدهای برنامه ریزی شده و یا اولیتهای شاتر و دیافراگم می باشد استفاده صحیح از آنها را یاد بگیرید.
یک مد برنامه ریزی شده استاندارد معمولا کنترل بهتری از حالت اتوماتیک دوربین برای آن شرایط خاص فراهم می‌نماید. خیلی از دوربین ها دارای انتخاب جبران نوری و تراز سفیدی هستند، ولی در مد اتوماتیک نمی‌توان از آنها استفاده نمود.
- اولویت دیافراگم:
اجازه کنترل بر روی عمق میدان را برای عکاس فراهم می کند. (عمق میدان محدوده شارپنس تقریبا مناسب عکس در یک دیافراگم خاص می‌باشد). هرچه دیافراگم بازتر باشد (عدد F کوچکتر نظیر f۱.۸ یا f۲.۸) عمق میدان باریکتر است. و هر چه دیافراگم بسته تر باشد (عدد f بزرگتر f۸ یا f۱۱) عمق میدان پهن‌تر است. می‌توان از اولویت دیافراگم برای مات کردن پشت زمینه نامناسب عکس استفاده کرد یا از شارپ بودن صحنه از سوژه تا پشت زمینه مطمئن شد.
- اولویت شاتر:
امکان کنترل سرعت شاتر را فراهم می‌کند. در صحنه‌های دارای حرکت باید از سرعت بالاتر شاتر برای ثابت کردن سوژه متحرک استفاده نمود.
▪ کنترل‌های ویژه
بیشتر دوربین‌ها دارای کنترل‌ها و گزینه‌های اضافی هستند. مهمترین این کنترل‌ها عبارتند از:
- جبران نوری :
برای اصلاح یا تغییر نورسنجی دوربین استفاده می‌شود. این گزینه تا حدودی پیچیده به نظر می‌رسد ولی در واقع اینطور نیست. سیستم نورسنجی دوربین همواره در حال کار است و سازندگان می‌دانند که این سیستم در شرایط خاص بدرستی عمل نمی‌نماید. مثلا سوژه‌های سفید و منعکس کننده نور باعث کم نور شدن عکس می‌شوند. بنابر این می‌توان با یک جبران نوری مثبت عکس را اصلاح نمود.

Asalbanoo
02-13-2007, 01:09 PM
- تراز سفیدی:
برای کنترل رنگ سفید در عکس و درنتیجه کیفیت سایر رنگها درنظر گرفته شده است. بیشتر دوربین ها برای نور روز تنظیم شده‌اند، بنابر این بعضی نورها باعث خارج شدن تراز رنگ سفید و در نتیجه شیفت سایر رنگها و غیر طبیعی شدن آنها می‌شود. یک مثال خوب برای این مورد لامپهای فلورسنت هستند که در بیشتر مکانهای تجاری استفاده می‌شوند و باعث آبی شدن همه چیز می‌شوند. معمولا تنظیم نور دوربین بر اساس نوع نور محیط به رها کردن دوربین در مد اتوماتیک ترجیح داده می‌شود.
- نورسنجی:
در بیشتر مواقع نورسنج استاندارد دوربین خوب کار می‌کند. ولی ممکن است در شرایطی این تنظیم مناسب نباشد. در بیشتر دوربینهای دیجیتال امروزی یک گزینه و یا بیشتر برای نورسنجی وجود دارد. گزینه نورسنجی نقطه ای Spot meter نور را (دیافراگم و شاتر) را بر روی ناحیه کوچکی از کادر تنظیم می‌کند. در بعضی مدلها می‌توان گزینه‌ای را انتخاب نمود که نقطه نور سنجی با نقطه فوکوس روی هم بیفتد. نورسنجی متوسط گیری مرکزی دو ناحیه در کادر را درنظر می‌گیرد، یک ناحیه دایره‌ای در مرکز و یک ناحیه در بقیه کادر. معمولا نتیجه به دست آمده از این دو ناحیه به صورتی با هم ترکیب می‌شود که اهمیت ناحیه وسط از اطراف آن بیشتر باشد.
- زوم اپتیکال و دیجیتال:
اگر دوربین شما فقط زوم دیجیتال دارد و یا یک زوم اپتیکال و یک زوم دیجیتال، د رمورد فرق بین این دو نوع زوم که قبلا در مورد آنها به تفصیل صحبت کرده‌ایم مطالعه کنید. اگر فقط زوم دیجیتال دارید زیاد روی آن حساب نکنید.
● موارد مهم در ترکیب بندی
یک ترکیب بندی خوب با اصول اولیه آن شروع می‌شود. قرار دادن درست سوژه در کادر حیاتی است و یکسری قوانین ساده می تواند کمک زیادی در این مورد نماید. بسته به این که سوژه یک منظره ، یک شخص یا شئ و یا اینکه کادر افقی یا عمودی است، ترکیب بندی فرق می کند. در بعضی شرایط باید به بعضی از قوانین ترکیب بندی کمتر و در بعضی موارد بیشترتوجه کرد.
هر عکسی باید –علت وجودی – داشته باشد واگر این علت برای گیرنده عکس مشخص نباشد چه انتظاری از بیننده دارید که از عکس چیزی بفهمد؟ بیشتر مردم برای منظورهای خاصی نظیر یادگاری از چیزی داشتن، ثبت یک لحظه تکرار نشدنی، ثبت یک موقعیت استثنایی، شکار یک سوژه زیبا یا جذاب و ... عکس می‌گیرند.
▪ برای اینکه عکس معنی داشته باشد باید اصولی را در آن رعایت کرد:
- افقی و عمودی:
شما دنیا را با زاویه نسبت به افق نمی‌بینید، بنابر این به غیر از شرایطی که تعمدا این کار را می کنید از آن پرهیز نمایید. افق را در کادرتان تنظیم نمایید. منظره یک ساحل کج که انگار آب دریا در حال ریختن از یک ور عکس می‌باشد برای بیننده جالب نیست. برای تراز کردن دوربین یک خط افقی مثل خط آب دریا را در نظر گرفته و دوربین را بالا برده و بچرخانید تا خط پایین کادر موازی خط افقی شود، سپس دوربین را بدون اینکه تغییر وضعیت دهید پایین اورید تا خط آب کمتر از۲/۱ و بیشتر از ۳/۱ کادر افقی عکس را اشغال نماید و آسمان بقیه کادر را. یادتان باشد هیچگاه خط افق را در وسط کادر قرار ندهید.
بعضی دوربین‌ها برای سادگی شبکه‌ای افقی عمودی را روی مانیتور نشان می دهند. اگر دوربین شما چنین امکانی دارد استفاده از آن برای بالا بردن دقت و کاهش زمان مناسب است.
- هر چند تکنیکی که بالا شرح داده شده بود برای منظره‌ای مثل دریا مناسب است، ولی برای منظره یک آبگیر یا بندرگاه مناسب نیست. مثلا ساحل آبگیرها در آنطرف دریاچه قابل دیدن است و تشخیص سطح افقی در آنها مشکل است. در چنین شرایطی دنبال یک خط عمودی بگردید. در کادر عکس نگاه کنید و هر جا که یک خط عمودی یافتید کادر عکس را با آن نقطه تراز نمایید.
عکاسی از سوژه‌های عمودی مشکل تر است. ایجاد حالت پرسپکتیو توسط لنز دوربین می‌تواند کاملا گیج کننده باشد. می‌توان به اجزاء عمودی در منظره توجه کرد و کادر را در اطراف آنها حرکت داد تا مطمئن شویم لبه عمودی کادر واقعا با خط عمودی موازی است. بخصوص عکاسی از مناظر شهرها مشکل است و برای تصمیم گیری درباره این که کدام خط واقعا عمودی است باید دقت بیشتری به کار برد. با تنظیم کادر بر روی نزدیکترین و بزرگترین ساختمان در کادر به احتمال زیاد بقیه ساختمانهای واقع در دوردست تصویر از تراز خارج خواهند شد. با یک نگاه کلی در تصویر می‌توان از این اشتباه پرهیز کرد.
اگر باز هم تصویر کج به نظر می‌رسد باید زاویه دوربین را تغییر داد و یا حتی موقعیت عکاسی را عوض کرد.
▪ یک نکته:
بعضی مواقع مناظر خیابان از میان خیابان به بهترین وجه گرفته می‌شود، با گرفتن عکس از امتداد جاده پرسپکتیوی زیبا و طبیعی خواهیم داشت (البته به شرطی که قبل از تمام شدن عکاسی زیر چرخهای یک تریلی روی جاده پهن نشده باشید!!)
▪ از اجزاء شلوغ کننده در کادر پرهیز نمایید
اجزاء شلوغ کننده عکس به چند طریق ایجاد می‌شوند. این اجزاء ممکن است مردم، حیوانات یا اشیائی باشند که بطور ناخواسته در کادر قرار می‌گیرند و حتی ممکن است بخشی از سوژه را بپوشانند، عدم تناسب رنگی ایجاد نمایند و یا نامتناسب با سوژه و موضوع عکس باشند. بعضی از این مزاحمتها را براحتی می‌توان کنترل نمود و بعضی را نمی‌توان کاری کرد:
- توریستهای سرگردان، پیاده‌ها، احشام یا خودروها:
کاری نمی توان کرد. باید صبر کنید (صبور باشید!) تا هر وقت دلشان خواست از کادر مورد نظر شما خارج شوند! می‌توان با تغییر موقعیت یا نزدیکتر شدن به سوژه بعضی از اشیاء ساکن را از کادر خارج کرد یا با استفاده از زوم کردن یا بریدن کادر بعد از عکاسی مشکل را حل نمود.
- از اجزاء مزاحمی که خودتان ایجاد کرده اید دوری کنید:
خیلی از دوربین ها می توانند ساعت و تاریخ را روی عکس اضافه نمایند، تا جایی که برایتان لازم نیست از استفاده از آن خودداری نمایید. با اضافه کردن تاریخ و ساعت روی عکس چیزی به عکس شما اضافه نمی شود و حذف کامل آنها بعد از گرفتن عکس کاملا ممکن نیست. بعلاوه اطلاعات عکس در بخش متادیتا EXIF عکس ثبت می شود که نیاز استفاده از تاریخ و زمان بر روی عکس را از بین می برد.
● نقطه فوکوس
▪ نقطه فوکوس عکس بسیار مهم است:
- مطمئن شوید که فوکوس کامل روی سوژه انجام گردیده است:
معمولا باید سوژه مهمترین بخش تصویر بوده و نگاه بیننده به سمت آن کشیده شود، اما نیازی نیست که در مرکز عکس واقع باشد. با استفاده از قفل فوکوس کاری کنید که فوکوس بجای مرکز تصویر روی سوژه انجام شود. –سوژه را در میان کادر قرار دهید، فوکوس را روی سوژه انجام داده و دکمه شاتر را تا نیمه بفشارید، وقتی مستطیل میان مانیتور سبز شد فوکوس انجام شده و تا هنگامی که دکمه را رها نکنید فوکوس در همان وضعیت باقی می‌ماند، اکنون کادر بندی مورد نظر را انجام داده و دکمه را تا آخر بفشارید تا عکس گرفته شود.
- پرتره:
روی چشم‌ها فوکوس کنید، اگر دوربین زوم اپتیکال دارد برای کادر بندی سوژه از آن استفاده نمایید. اگر دوربین اولویت دیافراگم دارد، یک دیافراگم باز انتخاب نمایید تا پس زمینه سوژه مات شود و اگر ندارد ممکن است یک مد مخصوص پرتره داشته باشد. این مد بطور خودکار از یک دیافراگم باز استفاده می‌نماید. اگر تنها فلاشی که دارید همان فلاش سر خود دوربین است آنرا خاموش کنید و از نور یک پنجره یا نورهای غیر متمرکز محیط استفاده نمایید.
اگر فلاش تنها انتخاب شما برای نور است از قرار دادن سوژه در نزدیکی دیوار یا هر سطح تخت دیگر پرهیز نمایید، زیرا یک سایه خشن در کنار سوژه روی دیوار ایجاد می‌گردد که زیبا نیست.
هنگام کادر بندی برای امتداد نگاه سوژه جایی در کادر باقی بگذارید و همیشه دوربین را کمی به سمت پایین بگیرید که نواحی زیر بینی و چانه در عکس دیده نشود.
● سخن آخر:
همیشه به یاد داشته باشید، اول فکر کنید، بعد عکس بگیرید.
چند ثانیه فکر کردن در مورد عکسی که می خواهیم بگیریم مهمترین مرحله عکاسی است. خوبی دوربین‌های دیجیتال این است که نمایی از عکس نهایی را در مانیتور می توان دید و خیلی راحت‌تر از دوربین‌های معمولی در مورد نتیجه کار نظر داد.

Asalbanoo
02-14-2007, 05:08 PM
قبل از مطالعهٔ دقيق دفترچهٔ راهنماى دوربين و آشنايى کافى با طرز عمل آن دست به کار عکاسى نشويد. براى گرفتن بهترين نتيجه بايد امکانات هر دستگاه را کاملاً فرا گيريد.


دوربين خود را امانت ندهيد. در صورت مشاهدهٔ کوچک‌ترين اختلال در کار يکى از قسمت‌ها آن را بدون دستکارى به متخصص مطمئن بسپاريد و خود هيچوقت قسمت‌هاى مختلف دوربين مخصوصاً عدسى را باز نکنيد. از روغن‌کارى دوربين بپرهيزيد. اجزاء دوربين از کوچک تا بزرگ اساس مشترکى دارند و عمل و نتايج هر کدام نيز تقريباً يکسان است؛ اما بايد توجه داشت که طرز بکار انداختن همين وسيله‌هاى مشابه در دوربين‌هاى مختلف تفاوت‌هايى دارد و به علت ظرافت و دقت فراوانى که در ساختمان دوربين‌ها به‌کار مى‌رود، کوچک‌ترين بى‌توجهى ضايعات سنگينى به‌بار خواهد آورد. مخصوصاً در دوربين‌هاى دقيق و گران‌قيمت که ساختمان آنها پيچيده‌تر است اين احتمال بيشتر وجود دارد.


نگهدارى عدسى‌ها

پوشش ظريف و حساس عدسى‌ها ممکن است به هنگام نظافت آسيب ببيند. براى پاک کردن عدسى‌ها بهتر است از فوتک و برس‌هاى بسيار نرمى که مخصوص اين کار است، استفاده شود. کاغذهاى مخصوص نيز براى پاک کردن عدسى‌ها وجود دارد که بى‌ضررند.


درپوش عدسى‌ها را جز در مواقع لازم بر نداريد. عدسى‌ها را در معرض رطوبت و تابش مستقيم نور خورشيد قرار ندهيد. آنها را در کمال پاکيزگى نگهداريد؛ زيرا گردوغبار از وضوح تصوير مى‌کاهد و در نتيجه کنتراست آن را کم مى‌کند. از پارچهٔ جير براى پاک کردن عدسى‌ها نبايد استفاده کرد، چون ممکن است باعث خراشيدگى عدسى شود. از بکار بردن هرگونه مايعى جداً خوددارى نماييد، حتى مايعاتى که براى اين کار ساخته شده باشند. چنانچه گردوغبار به داخل لنز راه يافته باشد، آن را شخصاً پاک نکنيد و از يک کارشناس مطمئن بخواهيد تا اين‌کار را انجام دهد.


ظهور لکه‌هاى زرد در داخل لنز خبر از جدا شدن عدسى‌ها مى‌دهد. اين وضع در نتيجهٔ زمين خوردن دوربين يا نرم شدن چسب ميان عدسى‌ها پيش مى‌آيد. براى جلوگيرى از اين وضع، بايد از قرار دادن دوربين در جاى گرم خوددارى کرد و سرانجام اين‌که لنزها را بايد از نور شديد و بخارهاى زيان‌آورى که از بيشتر مواد شيميايى متصاعد مى‌شود، محافظت نمود.


نگهدارى فيلم‌هاى رنگي

فيلم خام بايد در محل خشک و خنک نگهدارى شود. زيرا حرارت فيلم را خراب مى‌کند و رنگ‌ها را تغيير مى‌دهد. فيلم را بايد دو ساعت قبل از عکسبردارى در حرات عادى محيط قرار داد. پس از عکس‌بردارى نيز بايد در کوتاه‌ترين زمان آن را ظاهر کرد. فيلم عکس گرفته شده سريع‌تر از فيلم عکس‌بردارى نشده کيفيت خود را از دست مى‌دهد.


عکس و فيلم‌هاى رنگى ظاهر شده نبايد زمان زيادى در مقابل تابش نور بمانند. زيرا رنگ خود را رفته‌رفته از دست مى‌دهند. عکس‌هاى رنگى را در آلبوم و فيلم‌هاى رنگى را در قوطى‌هاى در بسته نگهدارى کنيد. اسلايدهاى خود را هرگز در يخچال قرار ندهيد زيرا رطوبت زيان‌بخش‌تر از گرما و خشکى است. حفظ اسلايدها از رطوبت و گرما را بايد با انتخاب قالبى شروع کنيد که اجازهٔ رسيدن هوا به فيلم را بدهد. البته اين قاب‌ها گردوغبار را به‌خود راه مى‌دهند. قاب‌هايى هم وجود دارند که نفوذناپذيرند. هنگام استفاده از آنها بايد دقت کرد رطوبت هوا زياد نباشد. اگر در تابستان، در مناطق مرطوب فيلم‌ها را در قاب شيشه‌اى قرار مى‌دهيد، در اولين نمايش با پروژکتور قطرات آب ظاهر خواهد شد و به اين ترتيب فيلم‌ها دچار خرابى خواهند شد. فيلم‌هاى رنگى را کافى است در پاکت‌هاى مخصوص، در محيطى خشک و خنک نگهدارى کنيد.


نگهدارى فيلترها

در نگهدارى فيلترهاى شيشه‌اى بايد دقت کافى به‌عمل آورد. فيلترهاى شيشه رنگي، با نور تغيير رنگ نمى‌دهند. اما بايد احتياط کرد که خش بر ندارند و شفافيت خود را از دست ندهند. و بايد هميشه تميز و عارى از گردوغبار و اثر انگشت باشند.


فيلترهاى ژلاتينى با وجود تنوع زياد، چون شکننده هستند و زود خش برمى‌دارند و اثر انگشت از روى آنها پاک نمى‌شود و به سهولت گردوخاک مى‌گيرند، براى استفادهٔ آماتورى مناسب نيستند. در مواردى که مورد استفاده نيستند بايد درون جعبه يا محفظهٔ تيره محفوظ از نور نگهدارى شوند.


فيلترها بايد طورى روى عدسى سوار شوند که در حد امکان نزديک به سطح عدسى و در موازات آن باشند. پس از بستن فيلتر، آفتابگير (سايه‌بان) را فراموش نکنيد، چون در غيراينصورت نتيجهٔ دلخواه به‌دست نمى‌آيد.


در هنگام خريد ----- دقت کنيد تا ساخت کارخانه‌هاى معروف و معتبر باشند. به‌هرحال مى‌توانيد آزمايشى را نيز انجام دهيد: حلقهٔ ----- را ميان دو انگشت بگيريد و آن را به راست و چپ، بالا و پايين متمايل کنيد و همينطور حرکت دايرهآى بدهيد. هيچگونه ناصافى و ناهموارى در سطح آن نبايد به‌چشم بخورد. يک ----- معيوب، ارزش دوربين و عدسى را هم از بين خواهد برد.

Asalbanoo
02-14-2007, 05:23 PM
دوربين‌هايى که اندازۀ نگاتيو آنها ۱۲٭۹ سانتى‌متر يا بزرگ‌تر است

فيلم اين دوربين‌ها به‌شکل نوار نيست و براى هر عکس‌بردارى از يک قطعه فيلم بريده‌شده استفاده مى‌شود. به اين فيلم‌ها فيلم تخت گفته مى‌شود. مزيت اين دوربين‌ها بزرگى نگاتيو آنهاست که از طرفى روتوش‌هاى دقيق و خوب را ممکن مى‌سازد و از طرفى امکان استفاده از آگرانديسمان‌هاى بسيار بزرگ را با بالاترين کيفيت فراهم مى‌کند.


در نوع ديگرى از اين دوربين‌ها، بخش اصلى (اثرکثيو، فانوس و فيلم) روى يک محور يا ريل يا لوله قرار دارند.


دوربين‌هايى که اندازۀ نگاتيو آنها ۶٭۶ سانتى‌متر است

در اين دوربين‌ها از فيلم‌هايى استفاده مى‌شود که عرض آنها ۶ سانتى‌متر است و هميشه همراه با حفاظى است از نوار کاغذى سياه که روى قرقره پيچانده شده است. هر حلقه فيلم مى‌تواند ۱۲ عکس ۶٭۶ سانتى‌متر بگيرد.


اين نوع فيلم را ”فيلم ۱۲۰“ مى‌گويند. يک نوع ديگر آن که طولش بيشتر و به اندازۀ ۲۴ عکس است ”فيلم ۲۲۰“ گفته مى‌شود. علاوه بر اين، دوربين‌هاى ديگرى نيز وجود دارد که آنها هم از فيلم ۱۲۰ استفاده مى‌کنند ولى ابعاد و تعداد تصاوير آنها متفاوت است. در اين فيلم‌ها هميشه عرض فيلم‌ها ۶ سانتى‌متر است. امتياز اين گروه نيز بزرگى اندازۀ نگاتيو آنهاست که امکان آگرانديسمان‌هاى بزرگ‌تر را با کفيفت بهتر فراهم مى‌آورد.


دوربين‌هاى ۳۵ ميلى‌مترى

در تمام دوربين‌هاى اين گروه از فيلم‌هايى که در ابتدا براى فيلم‌بردارى ساخته مى‌شده استفاده مى‌شود. اين فيلم‌ها که در دو کنار آنها سوراخ‌هاى منظمى وجود دارد، ۳۵ ميلى‌مترى عرض دارند و عکسى که روى آنها گرفته مى‌شود معمولاً به ابعاد ۳۶٭۲۴ ميلى‌متر است.


نگاتيو اين دوربين‌ها روى فيلمى با عرض ۳۵ ميلى‌متر تهيه مى‌شود و ابعاد تصوير آنها ۲۴٭۱۸ يا ۳۶٭۲۴ ميلى‌متر است و در داخل کاست‌هايى است که در واقع يک ”ماسورۀ“ فلزى است و با عدد ۱۳۵ از آنها نام مى‌برند. وقتى فيلم از کاست خارج شد هيچ‌گونه حفاظى در مقابل نور ندارد. از اين‌رو در پايان عکس‌بردارى بايد آن را دوباره به داخل کاست برگرداند و سپس در دوربين را باز کرد.


فيلم‌هاى ۳۵ ميلى‌مترى در سه اندازۀ ۱۲، ۲۴ و ۳۶ عکسى بفروش مى‌رسند. دوربين‌هاى ۳۵ ميلى‌مترى به‌علت کوچکى حجم و سبکى وزن براى عکس‌بردارى سريع و زياد مناسبترند. اين دستگاه‌ها چنان گسترشى در دنيا پيدا کرده‌اند که نسبت به انواع قبلى بسيار متنوع‌ترند و هر سال تعداد زيادى نيز به سازندگان آنها افزوده مى‌شود.


دوربين‌هاى رفلکسى يا انعکاسى

در بعضى دوربين‌ها براى ديدن موضوع و يافتن کادر مناسب از يک پنجرۀ ساده استفاده مى‌شود که در آن چشم مستقيماً موضوع را مى‌بيند. در بعضى دوربين‌هاى ديگر در پشت عدسي، آيينه‌اى وجود دارد که تصوير پس از برخورد با آن منعکس مى‌شود و بر روى يک شيشهٔ مات مى‌افتد. به اين دوربين‌ها رفلکس يا انعکاسى مى‌گويند که بر دو نوع هستند:


رفلکس با دو عدسى

در اين دوربين‌ها بدنه از دو اتاقک کاملاً مجزا تشکيل يافته که هر يک داراى عدسى جدا ولى مشابهى است؛ يکى براى انعکاس تصوير بر روى شيشهٔ مات و ديگرى براى گرفتن عکس


رفلکس تک‌ عدسى

در اين نوع دوربين هر دو عمل با عدسى واحدى انجام مى‌گيرد. اين نوع بيشتر در دوربين‌هاى ۳۵ ميلى‌مترى وجود دارند و عدسى‌هاى قابل تعويض دارند. در حال حاضر بيشتر دوربين‌هايى که در دنيا ساخته مى‌شود از اين نوع است.

Asalbanoo
02-15-2007, 06:44 PM
دوربين عکاسى


دانشمندان نخستين بار در جعبهٔ تاريک بود که موفق به ديدن تصوير شدند و براى ثبت و ضبط آن کوشيدند. جعبه تاريک محفظه‌اى است که يک سمت آن سوراخ ريزى دارد که نور را به داخل جعبه هدايت مى‌کند. شعاع‌هاى نور وقتى به ديوارهٔ انتهاى جعبه که روبروى سوراخ است، مى‌تابند، تصوير معکوسى تشکيل مى‌شود.


دوربين در آغاز چيزى نبود جز همين اتاق تاريک و به‌تدريج پيچيده‌تر و کامل‌تر شد. امروزه دوربين دستگاهى است مکانيکى - الکترونيکى که عمل کنترل و تنظيم نور را انجام مى‌دهد. تمام دوربين‌هاى مختلفى که امروزه در دسترس همگان قرار دارد در اساس با هم مشابه هستند. دوربين‌هاى عکاسى در واقع شبيه چشم انسان کار مى‌کند. در سال‌هاى اخير در ساختمان دوربين پيشرفت‌هاى زيادى حاصل شده است.

Asalbanoo
02-15-2007, 06:48 PM
کارکرد فيلم‌هاى امروزى با فيلم‌هاى عکاسى در قرن نوزدهم شباهت زيادى دارد. نور به‌وسيلهٔ بلورهاى ريزى به‌نام برومور نقره که معمولاً اندکى يدورنقره هم در آن موجود است، ضبط مى‌شود. اين بلورها در قشرى از ژلاتين شفاف که از پوست و استخوان حيوانات بدست مى‌آيد، قرار دارند. اين قسمت که امولسيون يا لايهٔ حساس گفته مى‌شود، به‌صورت ورقهٔ نازکى روى قشرى از مواد پلاستيکى که نگهدارندهٔ آن است، کشيده شده است.

فيلم‌ها يا سياه و سفيد هستند يا رنگى و فيلم‌هاى رنگى يا نگاتيفند يا پوزتيف (اسلايد).


درجه‌بندى فيلم‌ها براساس ميزان سرعت يا حساسيت فيلم است. هر چه حساسيت فيلم بيشتر باشد (asa)، دانه‌هاى نقره درشت‌تر است؛ در نتيجه وقتى عکس بزرگ شود، دانه‌هاى درشت چاپ مى‌شوند و هر چه حساسيت کمتر باشد، مثلاً ۲۵asa ، دانه‌ها ريزترند. در درجهٔ بالاى Asa (معيار مؤسسه استاندارد امريکا)، عکاس مى‌تواند در نور کمتر عکس بگيرد.


فيلم کند درجه حساسيت ۲۵ تا ۵۰ Asa دارد؛ فيلم متوسط ۱۰۰asa تا ۲۰۰ دارد و در فيلم سريع حساسيت ۴۰۰ تا ۱۲۵۰ Asa است. بسته به نياز عکاس اين فيلم‌ها کاربرد پيدا مى‌کنند.


فيلم‌هاى سياه و سفيد

هر فيلمى داراى اين خواص است: سرعت که ويژگى مهم فيلم است؛ دانه‌بندى و قدرت تفکيک، حساسيت در برابر رنگ‌ها، دامنهٔ عمل و کنتراست.


روى جعبهٔ فيلم تنها سرعت و اندازه فيلم نوشته مى‌شود. اما قدرت تفکيک، دامنهٔ عمل و کنتراست فيلم هم به سرعت فيلم بستگى دارد.


هرچه‌ فيلم کندتر باشد قدرت تفکيک بيشترى دارد. سرعت، دانه‌بندى و قدرت تفکيک ويژگى‌هايى است که ارتباط متقابل باهم دارند.


هرقدر موضوع داراى کنتراست کمترى باشد، دامنهٔ عمل فيلم وسيع‌تر خواهد بود و بالعکس. اکثر فيلم‌هاى سياه و سيد پان‌کروماتيک هستند. يعنى نسبت به تمامى رنگ‌هاى قابل رؤيت و نيز اشعه ماوراءبنفش حساس مى‌باشند. ويژگى فيلم‌هاى داراى حساسيت متوسط و کم (تا حدود Asa۶۴) گرين بسيار ريز و تضاد سايه روشن زياد آنهاست.


فيلم‌هايى که حساسيت آنها بين ۱۰۰ تا ۲۰۰ Asa باشد، استفاده رايجى دارند. با توجه به حساسيت اين فيلم‌ها عکس‌بردارى در شرايط مختلف به‌راحتى امکان‌پذير است و اندازه‌هاى دانه‌هاى امولسيون آن (گرين) نيز مناسب است و حتى براى بزرگ‌نمايى نيز نتيجهٔ خوبى بدست مى‌دهد. فيلم‌هاى با Asa۴۰۰ (سريع يا حساس) نيز امروزه به دليل دقت در ساختار، انعطاف‌پذيرى و نتيجه مطلوب کاربرد زيادى دارند.


فيلم‌هاى رنگى

فيلم‌هاى رنگى معمولاً در دو نوع ساخته مى‌شوند: فيلم‌هاى براى نور روز يا نور طبيعى و فيلم‌هاى براى نور مصنوعى يا نور چراغ.


در دوربين‌هاى کوچک و متوسط که از فيلم‌هاى حلقه‌اى استفاده مى‌شود، اين امکان وجود ندارد و بايد با استفاده از ----- مخصوص در هر موقعيت اين امکان را بوجود آورد.


فيلم‌هاى رنگى نگاتيو

رنگ‌هاى تصويرى که در روى اين فيلم‌ها ظاهر مى‌شود برعکس رنگ‌هاى موضوع است. سياهى‌ها سفيد و سفيدى‌ها سياه، سبزها ارغوانى و آبى‌ها زرد و سرخ‌ها فيروزه‌اى خواهد بود. وقتى از اين نگاتيو روى کاغذ حساس رنگى چاپ مى‌کنيم، رنگ‌ها دوباره معکوس مى‌شوند و رنگ اصلى موضوع پديدار مى‌شود.


فيلم‌هاى رنگى پوزيتيوا (اسلايد)

اين فيلم‌ها را برگردان (ريورسال) مى‌گويند. زيرا در موقع ظهور از نگاتيو به وضع پوزيتيو برمى‌گردند. فيلم‌هاى رنگى پوزيتيو يا فيلم اسلايد را بايد بعد از ظهور بريد و عکس‌ها را تک‌تک در قاب گذاشت تا براى نشان دادن با پروژکتور آماده شود.از اسلايدها به دو روش مى‌توان عکس رنگى تهيه کرد:


۱. چاپ مستقيم روى کاغذهاى برگردان.


۲. تهيهٔ نگاتيو رنگى از آن و چاپ به روش نگاتيو - پوزيتيو.


فيلم‌هاى رنگى قبل از گرفتن عکس و بعد از آن نياز به نگهدارى و مراقبت دارد. فيلم‌ خام بايد در جاى خشک و خنگ نگهدارى شود و دو ساعت پيش از عکس‌بردارى در حرارت عادى محيط قرار گيرد. پس از عکس‌بردارى نيز در اولين زمان ممکن ظاهر شود.

Asalbanoo
02-17-2007, 06:49 AM
چشم انسان در برابر رنگ‌هاى مختلف داراى حساسيت‌هاى متفاوت است و آنها را با روشنى‌هاى کم و زياد احساس مى‌کند. در عکاسى سياه و سفيد رنگ‌هاى گوناگون به خاکسترى‌هاى روشن و تيره تبديل مى‌شود. در ساخت فيلم‌ها تلاش مى‌شود که ارزش برابر با اصل رنگ‌ها حفظ شود؛ اما گاهى اختلاف‌هايى ديده مى‌شود. مخصوصاً در رنگ آبى که تبديل به خاکسترى خيلى روشن و گاهى سفيد مى‌شود. هرگونه تغييرى در شرايط نورى موجب تغيير رفتار امولسيون فيلم شده و نتايج متفاوتى ببار مى‌آورد. در اين موارد فيلترها مى‌توانند راه‌حل مناسبى براى رفع اين نقيصه باشند و حاصل کار عکاسى را بهبود بخشند. علاوه بر اين جلوه‌هاى ويژهٔ مختلفى را مى‌توان با استفاده از فيلترهايى که به‌طور ويژه براى اين کار طراحى شده‌اند بدست آورد.
فيلترها اين امکان را فراهم مى‌سازد تا نور مشخص و انتخاب شده‌آى از آن عبور کند؛ دوم اينکه ----- از عبور برخى از نورهاى مشخص و انتخاب‌شده جلوگيرى مى‌کند. اما اين عبور و جذب نور بستگى به رنگ نور و نيز رنگ و نوع ----- خواهد داشت.
هر فيلترى داراى ضريب خاصى است که در نورسنجى بايد در نظر گرفته شود تا آن مقدار نورى که در موقع عبور از ----- جذب مى‌شود، جبران گردد. فيلترها هر چه تيره‌تر باشد، ضريب آن بالاتر خواهد بود. طرز بکار بستن ----- به اين صورت است که سرعت فيلم مورد استفاده را به ضريب ----- بايد تقسيم کرد و حاصل تقسيم را به‌عنوان سرعت فيلم، پايهٔ محاسبه قرار داد. فيلترها از سه ماده اصلى ساخته مى‌شوند: شيشه، ژلاتين و پلاستيک. بهترين ماده براى ساخت ----- شيشه است. فيلترهاى ژلاتينى نازک و انعطاف‌پذيرند و فيلترهاى پلاستيکى محکم و بادوام‌اند.
فيلترها را با استفاده از حروف، اعداد و اسم مشخص مى‌کنند.
به هر شکل ----- هنگامى مؤثر واقع مى‌شود که نورسنجى درست انجام شده باشد و ضريب ----- رعايت شده باشد.

Asalbanoo
02-17-2007, 06:51 AM
يک عکس خوب نياز به نور کافى و مؤثر دارد و اين انگيزه موجب ساخت فلاش شد. احتراق فلز منيزيم با ايجاد نورى خيره‌کننده اولين گام در اين مسير بود.
بعدها به‌جاى گرد منيزيم، آن‌را به‌شکل سيم نازکى در آوردند که پس از آتش گرفتن مى‌سوخت و نور سفيد و خيره‌کننده‌اى پخش مى‌کرد. و بعد سيم‌ها را خيلى باريک کردند و داخل حبابى قرار دادند، مثل لامپ‌هاى معمولى و با اتصال سيم به يک باترى معمولي، جرقه‌اى در نوک سيم ايجاد مى‌شد و سيم مشتعل شده و تارهاى منيزيم را فرا مى‌گرفت. همهٔ اين اعمال در مقابل چشم، تنها يک جرقه ديده ميشد. اين لامپ‌ها يک بار مصرفند.
در فلاش‌هاى امروزي، مقدار نورى که ساطع مى‌شود، از قبل انداز‌ە‌گيرش شده و بايد هماهنگى دقيقى بين شاتر و فلاش وجود داشته باشد.
فلاش‌هاى الکترونيک: اين نوع فلاش‌ها از سال ۱۹۴۵ م به بازار آمد. اين نوع فلاش‌ها از محفظه‌اى پرگاز تشکيل شده که نور زيادى ساطع مى‌کند و هزاران عکس را مى‌توان با آنها تهيه کرد. منبع تغذيهٔ اين فلاش‌ها يا برق شهرى است يا باترى.
م- فتوفلاد: اين نور مصنوعى برخلاف فلاش که لحظه‌اى و موقت است، مى‌تواند به‌طور مداوم و ساعت‌ها صحنه را روشن کند. منبع اين نورها، برق شهرى است. عمولاً در پشت فلاش‌ها، جدول تنظيم ميزان صحيح نوردهى با توجه به فاصلهٔ فلاش تا موضوع قيد شده است.

Asalbanoo
02-17-2007, 06:53 AM
اختراع نورسنج بعد از دوربين عکاسى اتفاق افتاد. نورسنج اوليه يک پرتوسنج واين بود؛ که در آن يک تکهٔ کوچک کاغذ حساس در ميان ناحيه‌هاى قياسى خاکسترى مايل به سبز مى‌چرخيد. که يکى براى نور خورشيد و ديگرى براى روشنايى کم ساخته شده بود. اين نورسنج بسيار دقيق بود.
نورسنج دستگاهى است که کمّيت نور را مى‌سنجد و برحسب قدرت فيلم، سرعت / دياگرام مناسب و قابل استفاده را نشان مى‌دهد.
در نورسنج‌هاى مستقل باترى‌دار،حساسيت خيلى زياد است؛ حتى در نورهاى ضعيف‌تر از يک لوکس نيز مى‌توانند عمل نمايند. مزيت اين نورسنج‌ها حساسيت زياد آنهاست و مشکل آنها تنها لزوم تعويض باترى است.

نوع ديگر نورسنج‌هاى مستقل، نورسنج‌هاى سِلِنيوم است که کاربرد کمترى نسبت به نورسنج‌هاى باترى‌دار دارد.

امروزه غالب دوربين‌ها مجهز به سيستم نورسنجى خودکار هستند که در بدنهٔ دوربين قرار دارد و ميزان دقيق نوردهى را تشخيص مى‌دهند. نورسنجى در اين نوع هميشه به روش نور منعکس صورت مى‌گيرد که بعد از گذشتن از عدسى انجام مى‌شود. در دوربين‌هاى پيشرفته‌تر، محاسبهٔ نور در کناره‌هاى تصوير نيز انجام مى‌شود. در دفترچهٔ راهنماى دوربين‌ها معمولاً توضيحات مفصلى راجع به طرز استفاده از نورسنج نوشته شده که بايد مورد توجه قرار گيرد. اين نوع نورسنج‌ها به نورسنجى از داخل عدسى معروفند. نحوهٔ کار اين نورسنج‌ها به اين ترتيب است که نور منعکس‌ شده از صحنه را دريافت مى‌کنند و براساس يک تن مايهٔ خاکسترى رنگ متوسط براى عکس نهايي، درجاتى را مشخص مى‌کنند.
نورسنجى يکى از عوامل مهم در هنر عکاسى است. دستگاه‌هايى که مجهز به نورسنج داخلى هستند با انتخاب يک عامل، عامل دوم را تنظيم مى‌نمايند. فرضاً اگر دياگرام قبلاً انتخاب شود، دستگاه نورسنج، سرعت شاتر را تنظيم مى‌کند.
در گذشته نورسنج‌هاى مستقل بکار مى‌رفتند ولى امروز حتى بعضى از دستگاه‌هاى عکاسى حرفه‌اى نيز مجهز به نورسنج داخلى هستند. اما عکاسان حرفه‌اى ترجيح مى‌دهند که وقتى از دستگاه‌هاى بزرگ استفاده مى‌کنند از نورسنج جداگانه استفاده کنند.
هنگامى‌که از تلاش الکترونيک به‌عنوان منبع نور در عکاسى استفاده مى‌شود، با عاملى به‌نام عدد راهنما سروکار خواهد بود که اين عدد براى هر فلاش با در نظر گرفتن حساسيت فيلم مورد استفاده داراى مقدار ثابتى است. اين اعداد توسط کارخانه سازنده دستگاه فلاش به‌صورت جدول در اختيار مصرف‌کنندگان قرار مى‌گيرد و با يک روش ساده، به‌کمک اين عدد و يک عمل تقسيم، ديافراگم مورد لزوم به‌دست مى‌آيد.

Asalbanoo
02-17-2007, 06:55 AM
در عکسبردارى شرايط مختلف، براى نتيجه‌گيرى بهتر، استفاده از وسايلى ضرورت مى‌يابد که بسيار متعدد و متنوع هستند.
آفتابگير حلقه‌اى است از جنس پلاستيک يا فلز که بر روى عدسى بسته مى‌شود و از تابش پرتوهاى مزاحم به سطح خارجى عدسى جلوگيرى مى‌کند.

دکلانشور
زمانى که عکاسى با سرعت کمتر از ۳۰/۱ ثانيه گرفته شود براى جلوگيرى از تأثير لرزش دست، دوربين را روى سه‌پايه سوار مى‌کنيم و از يک دکلانشور بلند و نرم بمنظور اطمينان بيشتر استفاده مى‌کنيم. براى مصارف عادي، يک دکلانشور ۲۵ سانتى‌مترى کفايت مى‌کند، ولى براى موارد خاص از دکلانشورهاى تا چندين متر نيز مى‌توان بهره برد. دکلانشور بلند سيمى است در ميان يک غلاف فنري.

سه‌پايه
در سرعت‌هاى کمتر از ۳۰/۱ ثانيه دوربين را بايد روى سه‌پايه سوار کرد. مخصوصاً اگر اسلايد گرفته شود. سه‌پايه بايد محکم، سبک و قدرت نگهدارى متناسب با وزن دوربين را داشته باشد.

Asalbanoo
02-18-2007, 09:07 AM
اغلب مردم عکاسى را وسيلهٔ ثبت لحظه‌ها مى‌دانند؛ اما برخى عکاسان آن‌‌را به مثابهٔ يک ابزار هنرى بى‌نظير يافتند که مى‌تواند در خدمت بيان هنرى قرار گيرد. از اين‌رو عکاسى چيزى وراى ثبت موضوع مى‌تواند باشد. در آغاز اغلب عکاسان از هنرهاى نقاشى و مجسمه‌سازى دوران خود تقليد مى‌کردند. بعدها عکاسى گرايش‌ها و شاخه‌هاى متعددى پيدا کرد و هنرمندان هر شاخه به‌طور تخصصى به کار پرداختند؛ مثل عکاسان مستند، عکاسان هنري، تبليغاتي، زيرآب و ... .


تبليغاتى

شاخه‌اى است از عکاسى که در آن عکس‌هايى براى تبليغ، رونق دادن به فروش، ارائه خدمات و آگاه کردن مردم گرفته مى‌شود. قبل از اختراع چاپ ماشيني، عکس به‌وسيله هنرمند طراحى مى‌شد تا آماده چاب در روزنامه‌ها و مطبوعات شود. پس از اختراع فيلم رنگي، مدت‌ها طول کشيد تا چاپ مکانيکى عکس‌هاى رنگى در سطح گسترده امکان‌پذير شود.


با پيشرفت در زمينهٔ تکنولوژى چاپ عکس، تقاضا براى عکس‌هاى تبليغاتى افزايش يافت و چاپ در سطح انبوه، موجب کاهش هزينه شد. امروزه شاهد تنوع و کثرت پوسترها، بروشورهاى تبليغاتي، بيل بوردها و عکس‌هاى تبليغاتى در روزنامه‌ها و مجلات هستيم. اين تبليغات در عرصهٔ تلويزيونى نيز در همين مجموعه قرار دارد.


هنرى

عکاسى هنرى هنر نشانه‌سازى يا هنر طراحى نور است که تاريخ پربارى دارد. خصوصاً در انگلستان که عکاسى در واقع ادامهٔ فعاليت پيشگامانى نظير ”بليام هنرى فوکس تالبوت“، اچ. پى رابينسون، اسکار گوستاوريجلند، جوليا مارگارت کامرون و ... بوده است و از دوربين‌ براى خلق اثرى هنرى بهره گرفته شده است.


از مهم‌ترين اصول درک يک اثر هنرى داشتن تجربهٔ شخصى و دريافت محتوا از طريق شکل ظاهرى قوى و جذاب و توجه به اثر است. قدرت انتقال مفاهيم بدون کلام، در عکس يک رويداد هنرى منحصر به‌فرد را بيان مى‌کند.


در نيمهٔ دوم قرن بيستم، روش‌هاى زيبايى‌شناسى به شکل‌هاى گوناگون ادامه يافت که شامل نمايش دقيق و عيني، عکاسى مستقيم، عکاسى مطبوعات براساس علائق شخصي، پيکتوراليسم نو و ... مى‌باشد.

فتوژورناليسم (روزنامه‌اى)

عبارت فتوژورناليسم اولين بار در سال ۱۹۲۴ م توسط فرانک لوترمرت، رئيس دانشگاه ميسورى به‌کار گرفته شد. فتوژورناليسم يعنى اتحاد کلامى لغت و تصوير براى ايجاد يک ارتباط قوى و مؤثر. گرچه روزنامه‌نگاران با استفاده از دوربين عکاسي، تصوير را براى بيان بيشتر گزارش، ارائه مى‌دهند. اما امروزه عکس‌هايى در اين موضوع تهيه مى‌شود که نياز به همراهى بيش از اندازهٔ متن و يا زيرنويس ندارد. بلکه لازم است پنج اصل معروف ”چه کسي، چه وقت، کجا، چرا و چگونه“ در آنها مراعات شود.


زير آب

عکاسى زيرآب کليه‌ٔ تلاش‌هايى است که در جهت عکسبردارى (حتى فيلم‌برداري) در زير آب صورت مى‌گيرد. از عکسبردارى در استخر معمولى با کمک دوربين ضد آب گرفته تا عکس‌هاى حقيقى و علمى که با دستگاه کنترل از راه دور از اعماق درياها گرفته مى‌شود.


در دههٔ ۱۹۰۰ جک ويليامسون، روزنامه‌نگار، عکاس و نويسندهٔ امريکايي، وسيله‌اى اختراع کرد که سينماتوگرافى از زير آب را عملى ساخت. اين وسيله در ساختن اولين فيلم سينمايى تجارى به نام بيست هزار فرسنگ زير دريا استفاده شد.


قبل از اختراع اين دستگاه از دوربين‌هاى ساده درون جعبه‌هاى ضد آب و يا در مراحل بعدى از دوربين‌هاى ضد آب استفاده مى‌شد.


در سال ۱۹۲۷ مجله جغرافياى ملي، اولين عکس‌هاى رنگى زير آب را منتشر کرد. اين عکس‌ها توسط دکتر ويليام لانگلى و چارلز مارتين تهيه شدند.


پيشرفت دستگاه تنفس غواصى در سال ۱۹۴۳ عکاسان را از حمل وسائل سنگين و دست‌وپاگير رهايى داد و انگيزهٔ عکاسان براى ساخت و طراحى وسايل بهتر عکاسى زيرآب بيشتر شد.



هوايى

پيش از بکارگيرى گيرنده‌هاى تصوير ديجيتال، جمع‌آورى تصاوير هوايى از هواپيماها و سکوهاى فضايي، از مواد و محصولات عکاسى با کيفيت بالا و قدرت تفکيک بسيار عالى استفاده مى‌شد.



پيشرفت‌هاى اخير در تصويرسازى هوايى برپايه انتقال سريع تصاوير استوار شده‌اند. گيرنده‌هاى دقيقى تصاوير ديجيتال را در لحظهٔ گرفته شدن، به زمين مخابره مى‌کنند و نحوهٔ عملکرد، کاربردها، استفاده‌هاى تصويرسازى هوايى را دچار تغييرات فراوانى کرده است. البته هنوز در مواقع ضرورى از دوربين‌ها و فيلم‌هاى قابل ظهور و چاپ استفاده مى‌شود.


از موارد استفاده و کاربردهاى تجارى تصويرسازى هوايى مى‌توان، برنامه‌ريزى شهرى و ناحيه‌اي، جنگل‌داري، مطالعات محيط‌ زيست و طبيعت، بررسى جمعيت، توليد محصولات کشاورزي، زمين‌شناسي، کشف منابع طبيعى و ... را نام برد.

Asalbanoo
02-22-2007, 10:15 AM
● پرتره از آغاز اختراع عكاسی تاكنون تغییرات فراوانی پیدا كرده است. برای گرفتن یك پرتره خوب باید موارد زیر را مد نظر داشته باشید:
۱- صورت و خصوصیات صورت مدل را تجزیه و تحلیل كرده و بهترین حالت صورت را برای عكاسی درنظر بگیرید. برای این كار مدل را بررسی كنید، اول با او صحبت كرده تا بتوانید بهترین حالتی كه معایب او به نظر نرسد را انتخاب كنید. به عنوان مثال اگر كسی دارای چانه چاق می‌باشد نباید سر خود را به پایین بیاورد.
۲- یكی از مهمترین وسایلی كه برای عكسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسی‌های خاص پرتره می‌باشد كه ویژگی‌ نرم‌كردن تصویر را دارا می‌باشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عكس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسی‌ها خطوط چهره مثل چین و چروك را محو می‌كنند. البته لازم به توضیح است كه گاهی اوقات عكاس پرتره ممكن است بخواهد به عمد، چین و چروك پوست را بیشتر هم نشان بدهد.
عدسی‌های نرم‌كننده قابل كنترل بوده و می‌توان شدت نرمش را كنترل كرد. این عدسی ها بیشتر در دوربین‌های قطع بزرگ قابل استفاده می‌باشند. اگر از دوربین‌های قطع كوچك استفاده می‌كنید برای اعمال این ویژگی از شیشه‌های مخصوصی استفاده كنید كه مانند فیلتر بر روی عدسی بسته می‌شوند و با شكست نور نرمی را ایجاد می‌كنند. به این شیشه‌ها ((فیلتر نرم‌كننده)) یا پخش كننده می‌گویند.
۳- گرفتن پرتره در فاصله نزدیك باعث اعوجاج و كج‌شكلی می‌شود. لذا نباید بیشتر از ۵/۱ متر به مدل نزدیك شد. بنابراین باید از عدسی‌هایی استفاده كنید كه فاصلهٔ كانونی بلندتری دارند تا بدون نزدیك‌شدن به مدل، ‌نمای درشتی از چهره‌اش بردارید. بهترین لنز برای عكاسی پرتره، لنزی است كه فاصله كانونی آن دو برابر فاصله كانونی لنز نرمال ‌باشد. به عنوان مثال در یك دوربین ۳۵ میلیمتری، یك عدسی با فاصلهٔ كانونی ۸۵ تا ۱۳۵ میلی‌متر برای پرتره مناسب است.
۴- نوع و اندازه دوربین برای عكاسان حرفه‌ای كه عكس را روتوش می‌كنند بسیار مهم است. در كادرهای كوچك مانند دوربینهای ۱۳۵ امكان روتوش نگاتیو براحتی وجود ندارد. همچنین هنگام استفاده از دوربینهای دیجیتال، هرچه رزولوشن سنسور بیشتر باشد، برای عكاسی پرتره مناسبتر است.
۵- زمینه باید متناسب با موضوع باشد.
۶- دوربین باید در جایی تعبیه شود كه بتواند مناسب‌ترین زاویه‌ها را دارا باشد.
۷- فاصله طوری تنظیم شود و دیافراگم تا جایی بسته شود كه نقاط اصلی موضوع كه مد نظر عكاس است، در داخل میدان وضوح واقع شود.
۸- سوژه نباید تا آماده‌ شدن عکاس تکان بخورد. در زمان‌های قدیم كه حساسیت شیشه‌های عكاسی كم بود از آلاتی برای نگهداری و ثابت نگه‌داشتن موضوع استفاده می‌كردند. باید دقت كرد كه سوژه با تكان‌خورد از میدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربین‌های انعكاسی سوژه دائماً در منظره یاب دیده می‌شود و تغییر وضوح آن مشخص است.
۹- نورسنجی از مواردی است كه دقت بسیار زیادی را می‌خواهد. نور باید به قدر كافی به فیلم بتابد. اگر موضوع نمی‌تواند بی‌حركت باشد بهتر است با دیافراگم بازتری عكس گرفت تا با سرعت عكسبرداری بالا از تكان‌‌خوردگی موضوع جلوگیری شود؛ مانند پرترهٔ كودكان.
۱۰- نور بی‌شك از مهمترین مسئله‌ای است كه عكاس با آن روبروست.
● به‌طور كلی دو نوع نور وجود دارد.
۱- نور عمومی كه همه‌جای مدل را در روشنایی لطیف قرار می‌دهد.
۲- نور اختصاصی كه فقط به نقاط لازم تابانده می‌شود.
نور عمومی به تنهایی موضوع را تخت و مسطح نشان می‌دهد. بهتر است نور اختصاصی برای القای عمق و بُعد استفاده ‌شود. می‌توان به وسیلهٔ كاغذ یا پارچهٔ سفید سایه‌ها و انعكاس‌های دلخواه را به وجود آورد. قابل ذكر است كه در عكاسی سیاه و سفید تلفیق دو نور مصنوعی و نور طبیعی مانعی ندارد. اما در عكاسی رنگی به علت تأثیرات آبی و زرد موجود در این نورها باید نورسنجی بسیار دقیقی انجام شود و از یك نوع نور (مصنوعی یا طبیعی با كلوین یكسان) استفاده شود.
● نورپردازی پرتره:
۱- نور روبرو: تصویری كاملاً مسطح و بی‌عمق ایجاد می‌كند.
۲- نور مایل: برجستگی‌ها را بهتر نشان می‌دهد ولی قسمتی ازچهره در تاریكی است.
۳- نور مماس: برای برخی از حالت‌های چهره در وضع نور مایل می‌توان چنان پیش رفت تا نیمی از صورت را روشن كند و با آن مماس شود.
۴- نور پایین: از پایین به موضوع می‌تابد و حالت خاصی را به چهره می‌بخشد كه بیشتر برای ایجاد جلوه های ویژه نوری كاربرد دارد. در این حالت سوژه كمی ترسناك بنظر می رسد..
● شرایط موضوع:
▪ صورت گرد یا چاغ: سوژه را نسبت به دوربین در حالت سه چهارم ‌رخ قرار دهید، از نورپردازی كوتاه استفاده نمایید، زاویه دوربین را كمی بالا ببرید.
▪ صورت لاغر: سوژه را تمام رخ قرار دهید.
▪ صورت پرچین: از نورپردازی مات و روبرو استفاده نمایید.
▪ صورت لك‌دار یا با اثر سوختگی: نواحی دارای مشكل را در سایه قرار دهید یا موقعیت سوژه را طوری قرار دهید كه مشكل در عكس دیده نشود.
▪ بینی بزرگ: كمی چانه را بالا ببرید، لنز دوربین را در راستای بینی قرار دهید.
▪ بینی كوچك: لنز دوربین را نسبت به بینی با زاویه نگه دارید.
▪ فك مستطیلی: از حالت سه چهارم ‌رخ استفاده كنید، زاویه دوربین را بالاتر ببرید.
▪ غبغب: گردن را بكشید، سر سوژه را به طرف دوربین كج كنید.
▪ چشم‌های غیر هم اندازه: چشم بزرگتر را نزدیك به دوربین و چشم دیگر را در سایه قرار دهید.
▪ چشم‌های گودافتاده: نور را روبروی چشم‌ها بتابانید.
▪ پلك‌زدن: عكس را بلافاصله بعد از یك پلك‌زدن بگیرید.
▪ گوش بزرگ: موقعیت سوژه سه چهارم ‌رخ، فقط یك گوش را نشان دهید. گوش دیگر را در سایه قرار دهید، با عینكی با فریم خالی عكس بگیرید، عینك را در موقعیت دور از نورها قرار دهید، ارتفاع نور را زیاد كرده و یا از بازتاب سقف استفاده نمایید.
▪ موی تیره: بررسی كنید كه پس‌زمینه در موها محو نمی‌شود، از نور جداگانه مخصوص موها استفاده كنید تا موها برق بزند.
▪ موقعیت مردان: بالای سر را به طرف شانه دورتر متمایل كنید.
▪ موقعیت زنان: بالای سر را به طرف شانه نزدیك‌تر متمایل نمایید.( البته برای زنان از هر دوی این موقعیت‌ها می‌توان استفاده نمود.)
● در مورد دستها:
▪ هیچگاه نواحی صاف دست را نشان ندهید، لبه‌های انگشتان را نشان دهید.
▪ انگشتان نباید در مقابل لنز قرار گیرند.
▪ انگشتان را در تمام مفاصل كمی خم كنید.
▪ دست مردان بهتر است بسته‌تر و دست زنان بازتر باشد.
▪ انگشتان را در هم نپیچید.
▪ سر را در حالت تكیه داده به مشت قرار ندهید.
● گرفتن عكس گروهی:
▪ به عنوان یك قاعدهٔ كلی، در عكس باید طیف یكنواختی در گروه دیده شود، هم از لحاظ شرایط فیزیكی گروه و هم شرایط بصری.
▪ تمام افراد گروه بهتر است دارای طیف یكنواختی از رنگها باشند، طیف گرم یا سرد.
▪ افرادی كه رنگهای روشن و درخشان پوشیده‌اند باید در میانه گروه قرار گیرند.
▪ مردان را كمی بلندتر از زنان قرار دهید.
▪ ارتفاع قدها را به صورت منظم و به ترتیب تنظیم كنید.
▪ یكبار افراد گروه را بر اساس ارتباطشان با یكدیگر قرار داده و بار دیگر مردان را در یك سمت و زنان را در سمت دیگر كادر قرار دهید.
▪ استقرار باز به عكسی می‌گویند كه بین افراد فاصلهٔ فیزیكی یا بصر باشد. استقرار بسته به عكسی گفته می‌شود كه بعضی از قسمت افراد در عكس روی هم بیفتد و فاصلهٔ بصری بین آنها نباشد. با تركیب استقرار باز و بسته در گروههای بزرگ می‌توان عكسهای جالبی گرفت.
● ژست مخصوص زوجها
▪ ژست روبه‌روی هم: افراد روبروی هم قرار می‌گیرند یا همدیگر را لمس می‌كنند.
▪ ژست رو به دوربین: در این حالت دو نفر به صورت پشت سر هم با زاویه‌ای رو به دوربین به صورتی كه جلوی بدنشان دیده شود می‌ایستند و به روبرو نگاه می‌كنند.
▪ برای ایجاد صمیمت فاصله بین سرها را كم كنید.
▪ فضای اطراف زوجها را در كادر، زیاد بگیرید.
● پیشنهاداتی برای نورپردازی
▪ حالت تصویر را با نورپردازی هماهنگ نمائید.
▪ نورپردازی بالا (High key): القای شادی. در این حالت اكثر قسمتهای تصویر و سوژه روشن است.
▪ نورپردازی كم (Low key): القای غم و حالت درام. در این حالت كنتراست نورپردازی بالا می باشد.
● نورپردازی Lowkey
▪ مثالی برای نحوهٔ نورپردازی بالا :
▪ میزان نور اصلی و نورپركننده را به هم نزدیك كنید (نسبت ۱:۱ یا حداكثر ۱:۲
▪ لباس روشن، زمینهٔ روشن.
▪ بدون سایه.
▪ نور را بر اساس مركز زمینه تنظیم كرده و نور زمینه را یك گام بالاتر از نور اصلی قرار دهید.
▪ سوژه باید در میانه راه بین زمینه تا دوربین قرار گیرد.
▪ نور اصلی باید از دو منبع چتری با قدرت مساوی و در حالت تركیبی باشد.
● با توجه به مطالب گفته شده:
الف- اگر از یك لامپ استفاده كنید جزییات چهره مشخص می‌باشد و با كمك صفحات منعكس‌كننده یا نور یك پنجره می‌توان سایه‌های شدید را ملایم كرد.
ب- در پرتره با دو لامپ در صورتی كه از یك صفحه منعكس‌كننده استفاده كنید می‌توانید تصویری با عمق و برجستگی ایجاد كنید. مهم ایجاد تعادل بین این دو نور می‌باشد. نباید نورها با هم مساوی باشند بلكه یكی بر دیگری برتری داشته باشد.
ج- در پرتره با سه لامپ، یك نور را نور اصلی، یك نور را نور پر كننده و نور سوم را از بالا

Asalbanoo
02-24-2007, 04:28 PM
بی شك شب یكی از جالبترین سوژه های طبیعت برای عكاسان به شمار می رود در هنگام شب می توانیم از ماه ستارگان ،رعد وبرق و…عكس بیاندازیم. وسایلی كه در برای عكاسی در هنگام شب نیازداریم به شرح زیر است :
۱- سه پایه
۲- دكلانشور یا ریموت كنترل (برای جلوگیری ازلرزش دست )
۳- نورگیر لنز : نورهای جانبی واقع در خارج از كادر باعث كاهش شفافیت تصویرمی شوند برای جلوگیری از آن، از نورگیر لنز استفاده می كنیم.
۴- چراغ قوهٔ جیبی: برای خواندن نوشته های ریز روی بدنهٔ دوربین و لنز.
۵- ساعت ثانیه شمار :برای سنجش زمان نوردهی.
۶- چشمی ورزشی :ازآنجا كه در دوربین های بازتابی (رفلكس) در لحظهٔ عكاسی، آینهٔ رفلكس حركت كرده و مسیر دید چشمی را می بندد در نتیجه عكاس قادر نیست موضوع را رویت كند ،ازاین نظر بعضی از دوربین ها مجهز به دریچه یا چشمی جدا گانه برای تنظیم ورویت كادر هستند. با این چشمی ها كه به ویزور ورزشی معروفند می توان موضوعات متحرك و همچنین فضای تاریك را روشنتر و راحت تر رویت نموده و عكاسی كرد.
۷- لنز با قدرت نوری زیاد(لنز سریع): در بیشتر مواقع برای به دست آوردن عمق میدان زیاد، نیاز به دیافراگم های بسته می باشد اما با وجود این، همراه داشتن لنزی با قدرت نوری زیاد در شب، در اكثر مواقع یك امتیاز محسوب می شود، زیرا درجایی كه كم نور بوده و شما می خواهید حتی المقدور با زمان نوردهی كوتاهتری كاركنید وجود چنین لنزی به شما كمك می كند.
۸- سرپوش یا كلاه: می توانید این وسیله را به عنوان سرپوش جلوی لنزی دوربین بگیرید و لحظاتی مانع از برخورد نور بر فیلم شوید. این عمل مانع از تابش نور شدید، مثل نور اتومبیل ها در هنگام عبور از كناردوربین می شود .
● نورسنجی درشب
۱ - سه یا چهار بار سطوح روشن كادر مورد نظر خود را نورسنجی كرده و سپس حد میانگین را انتخاب كنید.
۲ - منبع نور از را از فاصله نزدیك نورسنجی نكنید . دراین صورت با عدد حاصل از نورسنج، عكسی با حداقل روشنایی به دست می آید درنظر داشته باشید كه شدت نور به تناسب توان دو مقدار فاصله كاهش می یابد .
۳ - وقتی نورخیلی ضعیف است و نورسنج توانایی اندازه گیری نور را ندارد و شما می خواهید از انجام نورسنجی مكرر صرف نظر كنید و یا علیرغم نورسنجی، بر رقم به دست آمده اطمینان ندارید، باید شدت نور را تخمین بزنید .
● تغییرات رنگ
۱ - نوردادن طولانی مدت، موجب تغییر رنگ شده ، ماهیت موضوع را تغییر می دهد .
۲ - به كمك فیلتر می توان تغییرات رنگ نور را كنترل كرد .بهتر است به تناسب ضریب فیلتر ، دیافراگم را باز كرد .
● عكاسی واقعی شب در زمان مغرب
برای تهیهٔ عكسهای واقعی شب بهتر است مرحله میانی و به خصوص مرحله پایانی زمان مغرب را برای عكاسی انتخاب كنید .
در این مواقع هنوز به خاطر وجود باقیمانده نور خورشید در آسمان، عكسهایی با روشنایی ملایم به دست می آیند. البته عكسها تاریكتر از آنچه در واقعیت به چشم دیده می شوند خواهند بود و همین امر موجب بروز ویژگی عكس شب می گردد با وجود این ، عكاس می تواند هنوز به هر مقدار كه مایل باشد به فیلم نور كمتری بدهد.
در عكاسی شب باید حتی المقدور منابع نور مصنوعی متعددی روشن باشند ، درغیر اینصورت نمی توان عكاسی با حال و هوای واقعی شب گرفت و تصویر ، تخت و رنگ پریده به نظر می رسد.
برای عكاسی شب درمرحله پایانی مغرب ، نوردهی كوتاهتری پیشنهاد می شود.
● عكاسی ماه
▪ محل و زمان بالا آمدن ماه را تعیین و سر وقت درمحل عكاسی حاضر شوید. گاهی همه چیز برای عكاسی آماده است، اما هنوز خبری از ماه نیست.
▪ اگر وضعیت هوا همراهی كند، می توان عكسهای استثنایی تهیه كرد. برای مثال ، درمرحله میانی زمان مغرب، نور ماه مخالف نور آبی آسمان بوده و با درخشش خود مخالف نور منظرهٔ رو به تاریكی است . نور آغازین زرد یا نارنجی ماه ، به تدریج به رنگ نقره ای روشن تبدیل می شود.
▪ برای عكاسی از قرص كامل ماه دیافراگم ۸/۲-۲ و زمان نوردهی ۱۲۵/۱ پیشنهاد می شود.
▪ برای نشان دادن جابجایی ماه دیافراگم ۱۱-۸ و ۱۶-۱۱ و زمان نوردهی ۱ یا ۲ دقیقه پیشنهاد می شود.
درآمدن ماه درمرحلهٔ پایانی زمان مغرب ، ماهیت شب را القاء می كند . مرز ساختمانها و مرز مناظر ضعیفتر می شوند ماه و نور چراغهای مصنوعی قویتر نقاط ثقل تصویر را تشكیل می دهند .
▪ برای عكاسی واضح و یا تا حدودی واضح ازماه ، حداكثر زمان نوردهی ۵ الی ۱۰ ثانیه كافی است ( با فاصله كانونی متوسط ) ماه با توجه به حركت آهسته خود ، درزمانی كوتاه به اندازهٔ قابل توجهی جابه جا می شود ، درحدود ۲ دقیقه طول می كشد تا به اندازهٔ قطر خودش جابجا شود .
▪ وقتی موضوع اصلی هم به بیش از ۵ الی ۱۰ ثانیه نور نیاز نداشته باشد می توان ماه را واضح عكاسی كرد. در مواقعی كه بخواهید تصویر ماه را توام با تصویر خیابانهای روشن ،همراه با آذین بندی شب در اعیاد و مراسم و یا بناهای روشن عكاسی كنید، می توانید با زمان نوردهی فوق كار كنید.
● چگونه ماه را پایین بیاوریم:
۱ - انتخاب یك موضوع مناسب و پیش بینی محلی دركادر برای ماه: منظرهٔ مورد دلخواه خود را عكاسی كنید و محلی را دركادر برای ماه آماده بگذارید تا با عكاسی دوباره بر روی همان كادر ( فریم ) ماه را به آنجا منتقل كنید . تصویر را برحسب موضوع انتخابی نور دهید.
۲ - آماده سازی دوربین برای پایین آوردن ماه: در دوربین هایی كه گرفتن چند عكس روی یك كادر امكان پذیر نیست، مجبورید برای گرفتن منظرهٔ انتخابی اول، دوربین را روی نوردهی طولانی (b) تنظیم كنید و بعد از آن جلو لنز را تا نوردهی بعدی بپوشانید.
۳ - حال دوربین را به سوی ماه بگیرید و ماه را در محل پیش بینی شده تنظیم كنید. درصورت امكان ماه را روی یكی از نقاط طلایی قرار دهید. یك لنز تله ، قرص ماه را با جلوه و زیبایی خاصی قابل رویت می سازد.
۴ - با دوبار نوردادن به فیلم ماه به درون منظره كشیده می شود. از طریق پوشاندن و باز كردن جلوی لنز و نور دادن مجدد و یا با گرفتن دومین تصویر، قرص ماه را در روی همان فریم قبلی كه منظره را گرفته اید ثبت خواهید كرد. به خاطر نور نسبتاً زیاد ماه ، زمان نوردهی كوتاه (مثلا ۳۰/۱) با دیافراگم باز كافی است. با انجام این عمل ، تصویر ماه به سادگی در زمینه سیاه آسمان و بر فراز منظره به دست می آید.
۵ - اگر بخواهیم از ابرها هم در كنار ماه عكاسی كنیم به زمان نوردهی ۲/۱ تا ۲ ثانیه نیاز داریم. چنین زمانی ابرها را روشن كرده و حالت طبیعی به آسمان می بخشد. هنگامی كه تكه ای ابر قسمتی از ماه را پوشانده باشد یا تكه هایی از ابر اطراف ماه را پوشش دهند تصویر جلوهٔ بیشتری پیدا می كند .
● ماه گرفتگی
قرص ماه را به طور متوالی با پوشاندن جلوی لنز ( لنز نرمال ) بر روی فیلم ثبت كنید .می توانید یك بار هم قرص ماه را با لنز تله عكاسی كنید و آن را بر روی ماه های قبلی ثبت كنید.می توان با استفاده از فیلترهای رنگی ماه را به رنگهای مختلف درآورد .
● عكاسی از ستاره های آسمان
دوربین را روی سه پایه بگذارید ، دریچه شاتر را باز نگه دارید. چون سرعت پایین است و دریچه شاتر مدتی باز می ماند، به علت حركت كره زمین نور ستاره ها تبدیل به خطوط می شود. برای اینكه خطوط و زمینه آسمان یكنواخت نباشد می توانید لحظاتی مقوایی سیاه را جلوی لنز گرفته و مجددا بردارید تا خطوط به صورت مقطع یا نقطه چین شود . اگراینكار را در زمینه تیره و سیاه آسمان انجام دهید عكس شما تصویر تمام سیاهی است با خطوط سفید پس بهتر است قسمتی از پیش زمینه عكستان را به درختان و یا ساختمان ها اختصاص دهید تا عكس زیبایی داشته باشید فراموش نكنید كه زمین هر ساعت ۱۵ درجه گردش می كند یعنی یك درجه درهر چهار دقیقه و با حساسیت Asa۱۰۰ می توانید دیافراگم را روی ۸ قرارداده ومدت ۳۰ تا ۴۰ دقیقه نوردهی را انجام دهید .
● رعد وبرق درشب
▪ سر وقت درمحل مناسبی كه ازپیش تعیین كرده اید حاضر شوید تا شانس به شما یاری دهد . جای مناسب و مطمئنی برای خود انتخاب كنید . دوربین را برروی سه پایه و نورگیر را برروی لنز نصب كنید . فاصله را روی بینهایت و دیافراگم را روی ۶/۵ قرار دهید زمان نوردهی را B انتخاب كنید. دوربین را به طرف محل احتمالی برق زدن كادربندی كرده ، شاتر را باز كنید . لنز باید هر چند وقت به خاطر خشك بودن بازبینی شود .
▪ شاتر را باز كنید .استفاده از دكلانشور پیشنهاد می شود . منتظر بمانید تا برقی درمحدودهٔ كادر به وقوع بپیوندد .
زمان دقیق نوردهی یا بازبودن شاتر بستگی به تعداد ، قدرت و نوع برق زدن دارد . یك برق زدن قوی و گسترده برای یك عكاسی موفقیت آمیز كافی است . برق زدن بیش از دو یا سه بار‌، تصویر را نه چندان گیرا و به خصوص با دیافراگم باز بیش از حد روشن می سازد .
▪ در اینجا موفقیت درعكاسی ، به انتخاب محل عكاسی و منظرهٔ روبه رو بستگی دارد . آب در پیش زمینه وانعكاس نور و برق زدگی از سطح آن به گیرایی تصویر می افزاید . هم چنین نمای ضد نور كوهستانها برج ، شهر ، روستا را انتخاب كنید عكاسی ازمحل مرتفع ترجیح داده می شود .
شب بهترین موقع برای گرفتن عکسهایی با طیف رنگ گسترده میباشد.
وقتی که خورشید به کار روزانه خود پایان میدهد، کار شما شروع میشود. ممکن است شما به شیفت شب عادت نداشته باشید و ترجیح بدهید که جلوی تلویزیون دراز بکشید و استراحت کنید، اما بلند شوید و بیرون بروید، موقع که هوا تاریک میشود دنیای دیگری در عکاسی بوجود می آید.
در شب، دنیا دستخوش یک تغییر بصری میشود. چراغ های خیابان ها، علائم نئونی و نور خانه ها، جهایی که در روز مکانهای معمولی و مصنوعی بودند در شب به مشعلی با هزاران رنگ تبدیل میشوند.

Asalbanoo
02-24-2007, 04:38 PM
انتخابهای بسیاری دارید! چراغهای سوسو کننده ای یک آسمان خراش تا یک منظره ای مهتابی. این بستگی به سلیقه و موقعیت شما دارد. اگر شما تا حالا تلاشی برای عکاسی در شب نکرده اید، خوب الان بهترین موقع است! و اگر شما یک حرفه ای هستید، دیگه نیازی به توضیح اضافه نیست: شب زمان مناسب برای گرفتن عکس های بی نظیر میباشد.
● تجهیزات
در شب شما نیاز به دوربینی دارید که قابلیت نوردهی بالا (Long Exposure) را داشته باشد. البته بسیار از دوربین های دیجیتال معمولی دارای محدود زمانی برای اینکار هستند، اما برای برخی از مناظر شما احتیاج به چیزی فراتر از آن دارید. و آن شاتر سرعت ‘B’ است. در بسیاری از دوربین های SLR موجود است و این امکان را به شما میدهد که شاتر را برای هر زمانی که میخواهید نگه دارید. یکی از لوازمی حتمی که شما به آن احتیاج دارید سه پایه است. وقتی دوربین در جایی محکم قرار گرفت شما میتوانید از سرعت های شاتر طولانی استفاده کنید بدون آنکه در عکس خود لرزه ای مشاهده کنید. سه پایه های محکم و سنگین تر برای این کار مناسب ترند. کابل و یا کنترل بی سیم این قابلیت را به شما میدهده که بدون لرزه شاتر را فشار دهید. (در دوربینهای دیجیتال معمولی هم میتوانید از Self-Timer دوربین استفاده کنید.) لنزهای استاندار برای اکثر مواقع کافی هستند ولی استفاده از لنزهای Wide-Angle و یا Telephoto برای عکسهای Panorama مورد نیاز هستند.
عکاسی از یک آتش بازی بهترین موقع برای تمرین مهارت های شما در عکاسی شب است و می توانید عکاسهای بی نظیری از آتش بازی بگیرید. اگر برای مشاهده به مکان عمومی می روید، هرچه زودتر به آنجا بروید تا بتوانید محل مناسبی را که دید بهتری دارد انتخاب کنید. اگر نمیدانید دقیقاً کجا بایستید میتوانید با یکم پرس و جو محل مناسبی را پیدا کنید.
اگر هرچه نزدیک تر به موضوع باشید شما پرسپکتیو بهتری نسبت به ایستادن در نقاط دورتر را دارید. و شما همچنین این شانس را دارید که مردم در مقابل دید شما نباشند و یا به سه پایه شما ضربه نزنند. دقت کنید وقت تلف کردن است اگر میخواهید دوربین را با دست در نقطه بالاتر نگه دارید. پس به یا داشته باشید که سه پایه را حتماً به همراه ببرید. همچنین موقع استفاده از ISO با سرعت ۴۰۰ و یا ۸۰۰ بدون سه پایه چیز ارزنده ای بدست نمی آورید، برای اینکه هر دسته از گلوله های پرتاب شده چند ثانیه زمان برای پخش شدن در آسمان احتیاج دارند.
یک شلیک آتش بازی برای ایجاد یک عکس جالب کافی نیست، شما به تعداد بیشتری نیاز دارید پس تعداد زیادی عکس بگیرید و بعداً آنها را در خانه با یکدیگر ترکیب خواهیم کرد. برای اینکار باید رنگ آسمان مشکی با آبی تیره باشد. معمولاً این به معناست که دریچه دیافراگم خود را روی f/۱۱ یا f/۱۶ و با سرعت ISO ۱۰۰ و برای حدود ۴ تا ۸ ثانیه نوردهی انجام گیرد. (البته عکس های اولیه خود را روی دوربین مرور کنید تا دچار overexposure یا به قول معروف عکس شما نسوزد.)
حد زوم لنز هم بستگی به محیط دارد. لنزهای wide میتوانند مردم، آب و یا ساختمانها را نیز در پایین عکس نمایش دهند که حس تفاوت مقیاس جذابیت خاصی به عکس شما میبخشد. ولی همچنین گرفتن چند عکس با استفاده از لنز Tele برای نشان دادن و تمرکز به روی رنگهای آتش بازی خالی از لطف نیست.
در زمانی که کار را شروع میکنید زیاد عجول برای گرفتن عکس نباشید. از درون چشمی و یا LCD نگاه کنید و مطمئن شوید موقعیت دوربین درست میباشد.
بهترین زمان برای عکاسی از ساختمانها در موقع گرگ و میش است. زمانی که مقدار رنگ آبی در آسمان دید میشود.
● شهر شب:
آتش بازی یکبار در سال اتفاق می افتد ولی خوشحال باشید که شما میتوانید عکس های زیبای در تمام شب های سال از شهر خود بگیرید.
اگر در جایی زندگی میکنید که ساختمانهای زیادی دارد پس تمام چیزی را که میخواهید فراهم شده است. شهرها معمولاً در شب ها هم زنده هستند با چراغ های داخل خان ها که نورشان به بیرون منعکس میشود و با چراغ های خیابان که شب ها روشن میشوند و شهرها تبدیل به آشوبی از رنگها میشوند.
سخترین مسئله در گرفتن عکس در شب محاسبه مدت زمان نوردهی است. برای همین تعدادی سوژه متداول در اینجا آمده تا به شما کمک کند. فقط دقت کنید که اینها فقط نقطه شروع کار هستند و همه عکس های با ISO ۱۰۰ گرفته شده اند.
۱. ساختمانها با آسمان آبی ۱۵/۱ ثانیه با ۵.۶/f
۲. ساختمانها در برابر آسمان تیره ۴ ثانیه با ۵.۶/f
۳. چرخ و فلک ۴/۱ ثانیه با ۵.۶/f
۴. ساختمانها با نور زیاد ۴/۱ ثانیه با ۵.۶/f
۵. ساختمان ۱ ثانیه با ۴/f
۶. علامتهای نئون ۴/۱ ثانیه با ۴/f
۷. ساختمانها و خیابان ۱ ثانیه با ۵.۶/f
۸. دنباله های چراغهای اتومبیلها ۸ ثانیه با ۸/f
۹. آتش بازی ۸ ثانیه با ۱۱/f
منتظر نشوید تا هوا کاملاً تاریک بشه، چون آن وقت خیلی دیر شده – آسمان کاملاً تاریک میشود و عکس های شما مرده به نظر میرسند – در حقیقت بهترین موقع برای گرفتن عکس های شب در موقع گرگ و میش است، درست بعد از غروب آفتاب، موقعی که هنوز آسمان رنگی هم دارد.
شما همچنین باید White Balance را هم تنظیم کنید. زیبایی عکس های شب به انواع گوناگون رنگ ها و تشعششهای رنگی است، اما WB اتوماتیک سطح نرمال شده ای از این رنگها را ضبط میکند و عکس شما از لحاظ رنگ بسیار ملایم و معمولی خواهد شد. بیشتر اوقات بهترین انتخاب برای WB مد Daylight (روز) است.
یک عکس از آتش بازی زیاد جذاب نیست. سعی کنید عکس های متفاوت بگیرید و بعد آنها را روی هم بگذارید.
● در پایان:
یک از مشکلات در مواقع عکاسی با استفاده از نور ماه این است که عکس شما با آنچه با چشمانتان میبیند یکسان نمیباشد. این بدان علت است که سیستم بینایی ما در موقع تاریک به ترتیب دیگری عمل میکند. در طول روز ما دنیا را رنگی می بینیم، برای اینکار از مخروط شبکیه خود استفاده میکنید. ولی شبکیه حساسیت خود را از دست می دهد موقعی که نور به اندازه کافی نباشد. به همین علت با همه چیز را به صورت خاکستری میبینیم. دوربین های دیجیتال به طور حتم رنگها را ثبت میکنند و مهم نیست که نور به چه اندازه باشد، به همین خاطر نتیجه دارای رنگهای قوی تر و پر رنگ تر خواهد بود، نه آن خاکستری که شما انتظار دارید.

Asalbanoo
02-24-2007, 04:40 PM
هر موضوعى مى‌تواند تصويرى ايجاد کند با ترکيبى مناسب و زيبا؛ به‌شرط آن‌که وقت کافى صرف آن گردد. کمپوزيسيون تصوير يک هنر حقيقى است و عوامل بسيارى در اين کار دخالت دارند که هر يک به‌ تنهايى مى‌تواند در شرايط خاص باعث موفقيت يک تصوير شود.



وحدت موضوع

در هر تصوير يک موضوع اصلى وجود دارد که عناصر ديگر تابع موضوع اصلى و در جهت ارتقاء اهميت عنصر اصلى عمل مى‌کنند. در شرايط مختلف، تصوير داراى درجه دوم و تابع است که هر يک مى‌تواند موضوع اصلى براى تصويرى ديگر باشد؛ اما در خدمت موضوع اصلى خواهد کرد.


ترکيب کردن يک عکس يعنى قرار دادن عناصر تابع در رابطه با موضوع اصلى به‌گونه‌اى که موضوع اصلى هميشه برترى خود را حفظ کند. با اين همه برجسب نوع تصويرى که قرار است تهيه شود مسائلى را بايد در نظر گرفت. در يک طبيعت بيجان با تغيير محل اجزاى تصوير و گردآورى آنها به اشکال گوناگون مى‌توان به ترکيب‌هاى جالبى دست يافت. با ايجاد سايه‌روشن‌هاى حساب شده نيز هميشه امکان دستيابى به يک شکل هماهنگ وجود دارد.


پلان‌بندى و احساس بُعد

در هر تصوير پلان‌هاى مختلف مى‌توان بوجود آورد. اين کار را مى‌توان به وسيلهٔ نقطهٔ ديد و پرسپکتيو، عمق ميدان و نور ايجاد کرد که در موفقيت يک تصوير بسيار مؤثر است. به اين ترتيب عدسى دوربين احساس عمق و بُعد را در نظر بيننده به‌وجود مى‌آورد. پلان اول در کمپوزيسيون اهميت زيادى دارد. مخصوصاً در عکاسى از منظره موضوعى که بدون پلان اول مرکز توجه قابل دقتى ندارد، معمولاً با قرار دادن پلان اول در آن به يک اثر هنرى تبديل مى‌شود.




عدم تقارن

محل قرار گرفتن موضوع اصلى اهميت بسيار زيادى دارد و باعث توفيق يک تصوير يا برعکس عدم موفقيت آن خواهد شد. در هر تصوير نواحى برترى وجود دارد که چشم درست دارد در آن‌جاها آرام بگيرد. معمولاً اين نقاط برتر در تقاطع خطوط فرضى قرار دارد که تصوير را از عرض و طول به سه قسمت مساوى تقسيم مى‌کند.


وقتى موضوع بر روى يکى از اين چهار نقطهٔ قوى قرار گيرد يک کمپوزيسيون نامتقارن ايجاد خواهد شد. اگر در عکاسى از يک منظره خط افق در وسط تصوير قرار گيرد همهٔ عناصر بالا و پايين اين خط داراى ارزش مساوى خواهند شد و در اين صورت منظور موردنظر عکاس نامعلوم خواهد ماند. در کمپوزيسيون نامتقارن، براساس استفاده از يک نقطهٔ قوي، موضوع داراى ارزش و اهميت خواهد بود و چشم بيننده پس از حرکت در تمام بخش‌هاى تصوير، روى موضوع اصلى متمرکز خواهدشد.


هماهنگى

ارتباط بين اجزاى مختلف يک تصوير بايد به‌گونه‌اى هماهنگ صورت بگيرد. اين هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگ‌ها و هماهنگى ارزش‌ها و توده‌ها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دريا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشيده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگ‌ها مثل گل‌هاى شقايق ميان گندم‌ها و هماهنگى ارزش‌ها و توده‌ها مثل رشته‌کوه‌ها.


نظم و ترتيب

آن‌چه ما را در شکل دادن به کمپوزيسيون بيشتر عکس‌ها راهنمايى مى‌کند، نظمو ترتيب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتيب ارزش کامل خود را نشان مى‌دهد. در يک تصوير نبايد از عناصر زيادى استفاده شود و بايد تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زياد در يک تصوير، باعث بى‌نظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مى‌توان با بزرگ‌تر نشان دادن موضوعاصلى و ايجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ايجاد نمود.


اصل نظم در مورد زمينه نيز بايد رعايت شود. در شروع کار بهتر است زمينه‌هاى ساده مانند آسمان، دريا، برف، ديوار و غيره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مى‌توان از زمينه‌هاى مختلف براى ايجاد محيط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نبايد در يک تصوير چندين مرکز توجه با ارزش يکسان وجود داشته باشد؛ زيرا موجب سرگردانى نگاه بيننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکيد بيشتر بر ارزش‌هاى موضوع اصلى مى‌شود.


به‌طورکلى بايد تصديق کنيم که اگر عکسى خوب ترکيب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحيح خود قرار نگرفته باشند، براى بيننده خوشايند نخواهد بود.

Hazy
02-25-2007, 04:40 PM
به جان خودم واقعاٌ عالي بود !!!!!!
راستي من دوربين چي بخرم پول هم به اندازه كافي دارم بطور حرفه اي عكاسي مي كنم ولي اگه دست كسي دادم بتونه باهاش كار كنه!!!
راستي عسل بانو خانوم يه نمونه از عكس هاي كه خودت گرفتي ميشه نشون بدي!!!

Asalbanoo
02-25-2007, 07:01 PM
عزیزم من خودم عکسی نگرفتم... خودم به عکاسی علاقه دارم و از این مطالب استفاده می کنم
خیلی خوشحالم که مورد توجهت قرار گرفته..
بازم مطلب هست

ممنون

آذرخش
02-25-2007, 07:34 PM
asalbanoo عالی بود.
خسته نباشی. مرسی

@Y a z d a n
اگه میخواین کس دیگه ای هم بتونه با دوربینتون کار کنه، قطعا دوربینهای نیمه حرفه ای تهیه کنید.

hossein2006
02-25-2007, 07:43 PM
خیلی متشکرم مطالب مفید و کاربردی بود.

Hazy
02-25-2007, 08:09 PM
asalbanoo عالی بود.
خسته نباشی. مرسی

@Y a z d a n
اگه میخواین کس دیگه ای هم بتونه با دوربینتون کار کنه، قطعا دوربینهای نیمه حرفه ای تهیه کنید.
چه ماركي رو پيشنهاد ميكنيد؟!

Asalbanoo
02-25-2007, 08:43 PM
چگونه عکس‌های بهتری بگیریم؟
وقتی سوژه‌ای نظر ما را جلب می‌کند، مغز ما، از میان ازدحام چیزهایی که در اطراف آن قراردارند، به طور خاص، به آن سوژه توجه می‌کند. قابلیت انطباق دید انسان با نورهای مختلف هم از جمله برتری‌های دیگر چشم انسان بر دوربین عکاسی است. برای اینکه عکسی که می‌گیریم نیز همین رابطه را با بیننده بر قرار کند، باید نکات ظریفی را در نظر داشته باشیم.عکاسی مانند هر وسیله بیانی دیگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن این زبان به ما کمک می‌کند تا از طریق عکس‌هایی که می‌گیریم، فکرها و جهان اطرافمان را بیان کنیم.



اگر دوربین عکاسی از ذکاوت مغز انسان بر خوردار بود، برای گرفتن عکس های خوب، کافی بود دوربین را به طرف موضوع مورد نظرمان گرفته و دکمه را فشار دهیم. اما چنین نیست.
وقتی سوژه ای نظر ما را جلب می کند، مغز ما، از میان ازدحام چیزهایی که در اطراف آن قراردارند، به طور خاص، به آن سوژه توجه می کند. قابلیت انطباق دید انسان با نورهای مختلف هم از جمله برتری های دیگر چشم انسان بر دوربین عکاسی است.
برای اینکه عکسی که می گیریم نیز همین رابطه را با بیننده بر قرار کند، باید نکات ظریفی را در نظر داشته باشیم.
عکاسی مانند هر وسیله بیانی دیگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن این زبان به ما کمک می‌کند تا از طریق عکس هایی که می گیریم، فکرها و جهان اطرافمان را بیان کنیم.
در نظر گرفتن نکات زیر می تواند به ما کمک کند تا عکس های گویا تری بگیریم.
١- نور، مهم ترین عامل در عکاسی
کلمه فتوگرافی در زبان انگلیسی یعنی "نگاشتن با نور". نور مناسب می تواند به عکس ما جان ببخشد و بالعکس...
با این وجود، نور مستقیم سایه روشن های تند و ناخوشایندی در عکس ایجاد می کند. برای گرفتن عکس، نور غیرمستقیم بهترین است و رنگ ها را نیز زنده تر می کند.
روزهایی که ابر نازکی تندی نور خورشید را در آسمان می گیرد، صبح های زود و عصرها بهترین اوقات برای عکاسی هستند. یادمان باشد که نور باید بر سوژه عکس ما بتابد و نه بر دوربین.
٢- سوژه جالب
انتخاب موضوع یا سوژه جالب قدم اول است. پیش از گرفتن عکس از خود بپرسیم چه چیزی ما را به موضوع مورد نظرمان جلب کرده و سعی کنیم آن را به روشنی در عکسی که می گیریم نشان دهیم.
هم چنین، به یک عکس اکتفا نکرده، زوایای متفاوتی را برای نشان دادن موضوع مورد نظرمان تجربه کنیم. این کار به ما فرصت بهتری برای انتخاب بهترین عکس خواهد داد.
٣- دو قدم به جلو
همه دوربین ها قابلیت زوم کردن (طویل تر شدن عدسی دوربین) را ندارند و این کار، حتی وقتی امکانش باشد، از عمق میدان عکس می کاهد و بخش کوچکتری از آن واضح به نظر می آید.
برای حذف آنچه حضورش در عکس لازم نیست، بهترین راه نزدیک شدن به موضوع است. این کار از شلوغی عکس کم کرده تاکید بیشتری بر آنچه مورد نظر عکاس است می گذارد.
پیش از فشردن دکمه دوربین، چند قدم به موضوع عکس نزدیک شوید و دوباره از دریچه دوربین به آن نگاه کنید. اگر آنچه مورد نظر شماست بخش عمده عکس را پر نکرده، باز هم جلو تر باید رفت.
در عکس زیر، انعکاس آسمان در آب و شکل برگ هایی که سطح آن را پوشانده اند توجه عکاس را به خود جلب کرده. برای تاکید بر این نکته باید چیز های زیادی از عکس حذف می شده اند. این کار با نزدیک شدن عکاس به موضوع عملی شده است.
٤- کادر عکس
این انتخاب که چه چیزهایی را در عکس جا دهیم و چه چیزهایی را حذف کنیم یکی از مهم ترین عوامل در موفقیت عکس ماست.
پنجره مستطیل شکل دوربین که از آن به جهان نگاه می کنیم کادر عکس ما را تشکیل می دهد. پیش از گرفتن عکس، با نگاهی به آنچه در این کادر قرار گرفته، می توانیم آنچه را برای بیان عکس لازم است حفظ و آنچه را اضافی ست حذف کنیم.
حرکت دادن دوربین، تغییر فاصله ما با سوژه عکس و تغییر جای سوژه در صورت امکان، محتوای این کادر را تغییر می دهد.
٥- زمینه پشت عکس
زمینه شلوغ پشت عکس را در زبان عکاسی می شود به هیاهویی تشبیه کرد که مانع رسیدن صدای ما به گوش مخاطب می شود.
تغییر جای دوربین می تواند این پس زمینه را تغییر دهد. آرام بودن این پس زمینه به بیننده فرصت می دهد با تمرکز بیشتری به موضوع عکس نگاه کند.
٦- کمپوزیسیون یا همچینی
آنچه از پنجره دوربین می بینیم عکس نهایی ما را تشکیل می دهد. آیا اجزای عکس ما با دقت کنار هم چیده شده اند؟
کمپوزیسیون یا همچینی در عکس را می توانیم به دستور زبان تشبیه کنیم. اگر کلمات ما با نظم در کنار هم قرار بگیرند، بیان ما روشن و مفهوم خواهد بود.
رابطه بین اجزای عکس، کمپوزیسیون عکس را می سازد. این رابطه باید چنان باشد که منظور ما را از گرفتن عکس به روشنی بیان کند.
مرکز عکس همیشه بهترین محل برای قرار دادن موضوع نیست. با حرکت دادن دوربین می توانیم بهترین کمپوزیسیون را کشف کنیم.
٧- وضوح در عکس
آنچه در یک عکس واضح یا فوکوس باشد نگاه بیننده را به خود می کشد. عکاس با واضح نشان دادن عناصر عکس به بیننده می گوید "اینجا را نگاه کنید."
در بیشتر دوربین های عکاسی دیجیتال که همه چیز اتوماتیک انجام می شود، نقطه وضوح در مرکز تصویر قرار گرفته و اگر موضوع مورد نظر شما در گوشه عکس قرار بگیرد از وضوح کمتری برخوردار خواهد بود.
برای حل این مشکل، می توانید:
▪ با قرار دادن سوژه در وسط کادر، دکمه گرفتن عکس را تا نیمه فشار دهید و نگه دارید
▪ با این عمل سوژه شما واضح شده می توانید آن را هر کجای کادر که بخواهید قرار دهید
▪ حالا دکمه را که در نیمه راه نگه داشته اید تا انتها فشار داده عکس را بگیرید
این قاعده شامل همه عکس ها نمی شود. گاهی مبهم بودن به بیان موضوع عکس کمک می‌کند.
٨- عمق عکس
آنچه در عکس ما به وضوح دیده می شود عمق عکس را تشکیل می دهد. این عمق به ما امکان می دهد تا بخش هایی از جهان اطرافمان را، که از سه بعد بر خوردار است، در یک عکس، که تنها دو بعد دارد، نشان دهیم.
نور از عوامل اصلی ایجاد عمق در عکس است. در نور زیاد، دریچه ورودی دوربین مانند چشم گربه در روز تنگ می شود. این شرایط وضوح بیشتری در عکس ایجاد می کند.
چیدن اجزای عکس به صورتی که بعضی نزدیک تر به دوربین و بعضی دورتر باشند نیز به عکس ما عمق بیشتری می دهد. عدسی های بلند (زوم) از عمق عکس می کاهند و عدسی های کوتاه با میدان دید وسیع تر (واید انگل) به آن می افزایند.
از کارتیه برسون، یکی از بهترین عکاسان جهان، نقل شده که گفته است "عکاسی یعنی طوری به جهان نگاه کنیم که گویی اولین بار است آن را می بینیم."

Asalbanoo
02-25-2007, 08:56 PM
کپـی برداری به معنای عکـاسی از نسخه‌های مسطح و بافت دار می‌باشد.نسخـه‌های مسطح مثل: طراحی‌ها، نقـاشی‌ها، خطاطی‌ها، صفحات کتاب یا روزنامه، تمبر، عکسهای سیاه و سفید و نسـخه‌های بافت دار مثل: انواع فرش و پارچه، موکت و سطوح برجسته مانند نقـوش برجسـته سـکه، را شامل می‌شـوند.




اصول کپی برداری (COPYING REPRODUCTION)
کپـی برداری به معنای عکـاسی از نسخه های مسطح و بافت دار می باشد. نسخـه های مسطح مثل: طراحی ها، نقـاشی ها، خطاطی ها، صفحات کتاب یا روزنامه، تمبر، عکسهای سیاه و سفید و نسـخه های بافت دار مثل: انواع فرش و پارچه، موکت و سطوح برجسته مانند نقـوش برجسـته سـکه، را شامل می شـوند.
از مزایای این عمل می توان موارد زیر را نام برد:
۱- عـکاسی از آثار گرانبها وکمیاب و در دسـترس قراردادن این آثار برای همه اقشار مردم.
۲-اکثر آثـار گرانبها و قدیمی مثل نقاشی ها ،تابلوهای خوشنویسی به علت قدمت و عوامل طبیعی کمرنـگ، ناخوانا و حـساس می¬شوند. با عکاسی از این آثار و از بین بردن اشـکالات آنهـا با تکنیـکهای مخـتلف نورپردازی و سایر روشـهای عکـاسـی و همچنین با استفاده از ویرایشهای كامپیوتری، به صورت کاراتر و قابل استفـاده تر عرضه می شـوند.
لوازم موردنیاز برای عمل کپی برداری به قرار زیر می باشد:
۱. لنز ماکرو
۲. پایه کپی یا سه پایه
۳. نورسنج دستی
۴. کارت خاکستری ۱۸درصد
۵. فیلترهای رنگی و ایجاد کنتراست، فیلتر پلاریزه وفیلتر کلوزآپ
۶. دوربین
۷. سیم دکلانشور یا ریموت كنترل
▪ حساسیت متوسط :
ترجیحاً در کپی برداری از حساسیت متوسط ۸۰ ISO تا ۱۲۵ ISO استفاده می کنند زیرا حساسیت مـتوسط کنتراست تصویر را افزایش می دهد و حسـاسیت بالا کنـتراست تصویر راکاهش داده و از جزئـیات تصویر می کاهد.
▪ لنز ماکرو:
اصولاً لنز ماکرو برای عکسبرداری از فواصل نزدیک طراحی شده است. به عنوان مثال اگر بخواهیم از اجسام کوچک مانند سکه یا تمـبر عکسـبرداری کنیم باید به جسم نزدیک شویم. درحالیکـه با عدسی نرمال می تـوانیم تا فـاصله ۴۰ سانتیمتری از اجــسام عکـسبرداری کنیم. اگـر بخـواهیـم به جسم نزدیکــتر شـویـم تصـویر واضحــی به دســت نمی آوریم بـنابرایـن بهترین روش، اسـتفـاده از لنزهای ماکـرو می باشـد که از پیچـیدگی و اعـوجاج و محو شـدگی در گوشـه های تصـویر می کـاهد.
▪ پایه کپی یا سه پایه:
پایه کپی وسیله ای است برای عکسبرداری از سطوح کوچک. دوربـین روی این سه پایه نصـب می شود ودر این حالـت دوربین برصفحه مورد نظر عمود است. معمولاً در دو طرف پایه، دو تا چهار منبع نور نصب می کنند. در صورت در دسترس نبودن پایه کپی می توان از سه پایه ها استفاده کرد. اصولاً از این وسـیلـه برای ثابـت نـگه داشــتـن دوربین و مـسلط بودن عکاس استفاده می شود.
▪ نورسنج دستی:
از عوامل مهمی که در عکـسبرداری موثر اسـت مـقدار نور مناسبـی است که به طـور مسـتقـیم بر تصویر تـاثیرمی گذارد. به وسیله دستـگاه نور سنج می توانیم از محیط عکسـبرداری به طور دقـیق نورسنـجی به عـمل آورد و میزان دیافراگم و سرعت شاتر را متناسب با موضوع انتخاب کـنیم. اینگونه نورسنجها از این جهت حائز اهمیت هستند كه مستقل از رنگ و روشنایی سوژه عمل می كنند.
▪ کارت خاکستری ۱۸ درصد:
صفـحـه ای به رنـگ خاکـسـتری مـیانه که با نورسنـجی ازروی آن میانگین سـیاهی ها و سـفـیدی های تصـویر نورسنجـی می شـود.
● فیلترها:
▪ فـیلترپلاریزه: اسـتـفـاده از فـیلتر پـلاریزه برای حـذف انعـکاسات ایجـاد شـده در تـصاویر به وسـیله اشـیاء شـفاف و نیمه شـفاف مـثل شیشـه یا کـاغـذهای روغـنی و... بـه کـار برده می شــود. همچـنین بـرای اشباع و شفافـیت رنگ ها از این فیـلتر در عکاسـی رنـگی استـفاده می شـود.
▪ فیلتر کلوزآپ: با استفاده از این فیلتر می توان تصویر بزرگـتری از اشـیا را ثبـت کرد. این فیلتر به صورت سری در شماره های ۱،۲،۳ عرضه می شود.
▪ فـیلترایجاد کنـتراست: اغلـب نســخه هـای خطی قدیــمی و تصاویر، تغییر رنگ پیــدا کرده و دارای لـکه هــای قهـوهـای و زرد می شــونـد کـه برای کـمرنـگ شــدن این لکه ها می توانیم از فیلترهای همرنگ آنها استفاده کنیم و به این ترتیب عکسهای مناسبی تهیه کنیم.
● کپی برداری:
الف: بهـتر است از حـساسیت متـوسط ۸۰ ISO تا ۱۲۵ ISO استـفاده شود تا کنتراسـت تصویـر تقـریباً حفـظ شـود.
ب: اگر تابلو و تصاویر، سطح بزرگی را دارا باشند می توان تصاویر را روی دیوار نصب کرد. در این صورت به جای پایه کپی می توان از سه پایه نیز استفاده کرد.
ج: در مورد تصاویر و سطوح بزرگ باید نورافکـنها را دو یا چهار طرف تصویر بتابانید. اما باید به ویژگـی یکنواختی نور توجه کرد. برای اطمینان می توان کارت خاکستری را در چهارگوشـه تصویر و مرکز تصویر قرار داده و نور سنجی کنید. در همه موارد باید یک عدد نشان داده شود.
د : در مورد عکسـبرداری رنـگی بایـد عمل توازن سفیدی (White Balance) بدرستی انجام شود.
کپی برداری ازنقوش برجسته وسطوح بافت دارمثل فرش:
الف: برای اینکه نقوش بر جسته یا بافت سطوح بهتر مشخص شود، باید سایه روشن ایجاد کنید. اگر نور به صورت مایل بـتابد ایجاد سایـه روشـن و برجستـگی می کـند. برای عکـسبرداری از نقوش برجســتـه آثار معـماری بهتر است از نور صبـح یا عصراستفاده کنید که به طور مایل می تابد و ایجاد سـایه روی نقوش می کند. برای ایجاد نور مناسب می توانید نور افکنها را دورتر کرده یا با استفـاده از کاغذ کالـک یا سایر وسایل از شدت نور بکاهید.
ب: به عـلت فاصـله کم موضوع تا دوربـین عـمق میدان کاهـش می‌یابد بنـابر این باید از دیافراگـمهای بسـته استـفاده کرد زیرا دیافراگمهای باز کناره های تصویر را مات می کند.

Asalbanoo
02-27-2007, 11:27 AM
دوردست‌ها
دریا
برف
پانوراما
مه‌، باران و گرد‌ و غبار
سبزی‌ها
کودکان
صحنه‌های ورزشی
فضاهای داخل خانه
صفحات کتاب
آسمان
کنار دریا
کوههای بلند
مناظر شهری
بناهای تاریخی
موضوعات متحرک
حیوانات
مناظر شبانه
مناظر صنعتی و کارخانه‌ها
پرتره‌(تک چهره)
در هر عکسى کادربندي، نور، رنگ، لحظه و ... همه وجود دارد. اما اين عناصر سازندهٔ تصوير برحسب طبيعت و نوع موضوع، حالت و اهميت يکسان ندارند. يک منظره نه از لحاظ کادربندى و نه از لحاظ کمپوزيسيون شباهتى به يک پرتره ندارد. همچنين شرايط تنظيم نور برحسب اين‌که از فلاش استفاده شده باشد يا از چندين لامپ ايستاده کاملاً تغيير مى‌کند.




دوردست‌ها
گاه فواصل دور در بيابان‌ها و کوهستان‌ها به‌رنگ آبى روشن يا بنفش ديده مى‌شود. اين رنگ‌ها در عکاسى مناظر، وضوح تصوير را کم مى‌کند. تنها راه چاره انتخاب زمان مناسب است. بهترين زمان از نظر شرايط جوي، صبح يا عصر يک روز آفتابى است. در اين شرايط، فيلترهاى رنگى هيچ کمکى نمى‌کند.
آسمان
منظور از عکاسى آسمان، زمانى است که آسمان، موضوع اصلى تصوير باشد. چنانچه هدف آسمانى است لطيف و ملايم با ابرهاى سفيد از ----- زرد يا زردِ سبز استفاده شود. اگر بخواهيم تيرگى بيشتر شود، از ----- نارنجى و قرمز بايد کمکى گرفت؛ اين توصيه در عکاسى سياه و سفيد کاربرد دارد.
دريا
در عکس‌هاى سياه و سفيد کنار دريا در بکار بردن فيلترهاى زرد يا سبز که مانع عبور اشعهٔ آبى هستند، نبايد زياده‌روى شود.
فاصلهٔ دوربين را براى اولين امواج تنظيم مى‌کنيم و در حد امکان ضد نور عکس گرفته شود. و از سرعت‌هاى نسبتاً بالا استفاده مى‌کنيم. مثل ۲۵۰/۱ يا ۵۰۰/۱ . اما سرعت‌هاى بالاتر حالت حرکت امواج را از بين مى‌برد. در کنار دريا فيلم‌هاى متوسط کفايت مى‌کند. ----- مارواء بنفش (u.v) نبايد فراموش شود.
کنار دريا
در کنار دريا موضوعات جالبى وجود دارد. نور کنار دريا بسيار مؤثر است و بايد با انتخاب سرعت‌هاى بالا از مقدار نور کاست. استفاده از ----- زرد يا زردِ سبز مفيد است؛ ولى الزامى نيست. اين توصيه در عکاسى سياه و سفيد کاربرد دارد. در کنار دريا ----- U.v (ماوراءبنفش) حتماً هميشه روى عدسى باشد.
برف
در مناظر برقي، وقتى که آفتاب مى‌تابد و سايه‌هاى لطيفى از اشکال و انسان‌ها روى برف مى‌نشيند، کار ساده‌تر است. هرچه نور مايل‌تر باشد، نتيجه زيباتر بود. در اين شرايط ----- U.v (ماوراء‌بنفش) حتماً استفاده شود. هنگامى که آفتاب مى‌درخشد و آسمان صاف و آبى است، چون سايه‌هاى برف انعکاسى از آبى آسمان دارند، استفاده از ----- زرد يا زرد سبز مناسب است.
با استفاده از فيلم‌هاى متوسط و حتى ضعيف و محاسبهٔ دقيق نور از پرنورديدگى و از بين رفتن جزئيات جلوگيرى مى‌شود. در مناظر برخى نيز حالت‌هاى ضد نور بهترين و جالب‌ترين تصاويرند.
کوه‌هاى بلند
در کوه‌هايى که با سطح دريا بيش از دو هزار متر ارتفاع دارند، پرتوهاى ماوراءبنفش به‌حد وفور وجود دارند. که روى فيلم اثر مى‌گذارند و وضوح مناظر از بين مى‌رود. هنگام گرفتن عکس رنگى از اين موضوعات، خطر آبى شدن عکس خيلى زياد است و حتماً از ----- ماوراء بنفش (u.v) استفاده شود.
در عکاسى سياه و سفيد از به‌بکار بردن فيلترهاى زرد و نارنجى در اين موضوعات خوددارى کنيد؛ زيرا آسمان را خيلى تيره مى‌کند. در اين شرايط فيلم‌هاى متوسط مناسبند و بايد از دادن نور زياد به فيلم پرهيز شود.
پانوراما
تصاويرى از يک شهر يا رشته‌کوه و ... که داراى ابعاد غيرعادى است و تمام شهر يا کوهستان را يک‌جا نشان مى‌دهد و معمولاً از مجموعهٔ چند عکس به‌وجود مى‌آيد، تصاوير پانوراميک گفته مى‌شود، که شايد معادل ”گشتى در افق“ باشد.
هيچکدام از عدسى‌هاى معمولى قادر به گرفتن چنين فضايى نيستند؛ بلکه اين نوع عکس با چرخش دوربين در روى سطح کاملاً افقى و گرفتن عکس‌هاى پياپى و قرار دادن آنها در کنار هم به‌دست مى‌آيند. اين نوع عکس‌ها حتماً بايد روى سه‌پايه محکم و در حالت گردان باشد و کوچکترين حرکتى اتفاق نيفتد. مى‌توان از عدسى‌هاى با زاويهٔ ديد بازتر از نرمال استفاده کرد.
مناظر شهرى
در اين نوع مناظر حضور ساختما‌ن‌ها و خانه‌ها، امرى طبيعى است و نياز به ترکيب‌بندى مناسبى دارند. و نقطه ديد و سليقهٔ فراوان بايد بکار رود. قواعد و قوانين مربوط به مناظر در اين نوع عکس‌ها نيز بايد رعايت گردد.

Asalbanoo
02-27-2007, 11:35 AM
مه، باران و گردوغبار
در روزهاى بارانى انعکاس‌هايى زيبا در کف خيس خيابان‌هاى آسفالت ديده مى‌شود و گاه تابش اشعه خورشيد از ميان شکاف ابرها پس از باران، طبيعى نو را پيش‌رو مى‌نهد، که حاوى رنگ‌هاى بسيار متنوعى است.
در هواى مه‌آلود، عکاسى از پلان اول در زمينه‌هاى محو بسيار ديدنى است. هر چيزى که شبيه مه باشد، براى ايجاد تصاوير زيبا و لطيف مى‌تواند مورد استفاده قرار گيرد؛ مانند گردوغبار، نجار، دود و ... .
بناهاى تاريخى
منظور از اين نوع عکس، تصويرى است مستند، با تمام کليات و جزئيات. پس بايد داراى وضوح کامل باشد و جنسيت و پرسپکتيو را کاملاً نشان دهد. جهت نور نبايد از روبه‌دور باشد؛ چون تصوير مسطح خواهد شد. ضد نور نيز مناسب نيست؛ چون بُعد سوم از بين مى‌رود و جزئيات ديده نمى‌شود. بهترين وضعيت تابش مايل نزديک به عمود آفتاب است. نور آفتاب در اول و آخر روز نيز مناسب نيست؛ زيرا از عمق و برجستگى‌هاى تصوير مى‌کاهد. کادرگيرى بايد از بهترين شکل انجام شود و مسأله نقطه ديد نيز داراى اهميت زيادى است. فاصلهٔ دوربين تا موضوع نيز بسيار مهم است و نبايد زياد نزديک يا دور باشد. ارتفاع نقطه ديد هم داراى اهميت زيادى است که در نشان دادن پرسپکتيو نقش زيادى دارد. استفاده از سه پايه در اين شرايط الزامى است.


سبزى‌ها
در نشان دادن توده‌هاى سبزى در مناظر، از ----- سبز زرد استفاده شود؛ و يا ----- سبز، تا روشن‌تر و واضح‌تر ديده شود. اين توصيه در عکاسى سياه و سفيد مصداق دارد.



موضوعات متحرک
در موضوعات متحرک سرعت حرکت موضوع هر چه بيشتر باشد. زمان‌هاى نوردهى کوتاهترى لازم دارد. و موضوع هر قدر به دوربين نزديک‌تر باشد، بايد از نوردهى کوتاه‌ترى استفاده کرد. جهت حرکت موضوع اگر با دوربين موازى باشد، به سرعت بيشترى نياز دارد.

کودکان
در عکاسى از کودکان نبايد اجازه داد تا کودک، خود را آماده عکسبردارى نشان دهد؛ بهتر است بيش از دو متر به کودک نزديک‌ نشويد و از زواياى پايين‌تر عکس بگيريد. براى عکاسى از کودک بايد هنر ضبط و ثبت زيباترين حالات را داشت و صبر و حوصله زيادى به‌خرج داد.


حيوانات
عکاسى از حيوانات اهلى شبيه عکاسى از کودکان است و نياز به صبر و حوصله دارد. اما عکاسى از حيوانات وحشى که ”شکار بى‌تفنگ“ نام دارد، تله فوتوهاى قوى لازم دارد؛ تا از فواصل دور بتوان بدون خطر تصوير را تهيه کرد. متخصصين اين رشته، اغلب در پناهگاهى مخصوص قرار مى‌گيرند و ساعت‌ها منتظر مى‌شوند تا لحظهٔ مناسب از راه برسد.

صحنه‌هاى ورزشى
يک عکس ورزشى با توجه به سرعت‌هاى زياد در حرکات ورزشي، بايد از فيلم‌هاى خيلى سريع و دوربين‌هايى که مجهز به سرعت‌هاى بالا هستند، استفاده کرد. اين عکس بايد وضوح خوبى داشته باشد. سرعت لازم ۱۰۰۰/۱ يا بيشتر است و بايد از دوربين‌هايى استفاده کرد که داراى مسدودکنندهٔ کانونى - پرده‌اى باشند؛ معمولاً اين‌گونه تصاوير از فاصلهٔ دور گرفته مى‌شود و بايد فاصله کانونى عدسى در حد کافى و قدرت زياد باشد. و با پيش آمدن موضوع و رسيدن به محل موردنظر، آن را در داخل کادر گرفت و دوربين را همراه آن حرکت داد. به‌طورى‌که همواره موضوع در ميان کادر باشد و در لحظهٔ مناسب روى تکمه فشار داده شود و باز هم تا مدتى حرکت دوربين ادامه يابد.

در اين عکس‌ها زمينه محو مى‌شود. با دوربين‌هايى که داراى سرعت ۵۰۰/۱ و حتى ۲۵۰/۱ ثانيه است نيز مى‌توان از صحنه‌هاى ورزشى عکس گرفت؛ کافى است به موضوع نزديک نشويم. نور مقابل براى صحنه‌هاى ورشى مناسب نيست؛ در حالى‌که ضد نور يا نور مايل بسيار جالب است. معمولاً در مسابقات ورزشى بايد عکس‌هاى بسيار زيادى تهيه شود تا عکس دلخواه را بتوان انتخاب نمود.

Asalbanoo
02-27-2007, 11:37 AM
مناظر شبانه
آخرين ساعات روز وقتى آسمان هنوز تاريک نشده و چراغ‌ها روشن است، تهيه تصاوير جالب امکان‌پذير است. آنچه مهم است وجود اختلاف و تضاد ميان لکه‌ەاى سياه و سفيد و ميزان شدت آنهاست.

بهترين موقعيت، زمانى است که ساعتى پيش باران باريده باشد و زمين هنوز خيس باشد و انعکاس نور چراغ‌ها روى زمين به زيبايى تصوير مى‌افزايد. منابع نور بايد در ميدان ديد باشد؛ اگر عکس از خيابان است، ديافراگم را ببنديد تا مدت طولانى‌ترى نور بدهيد و دوربين بايد روى سه‌پايه قرار گيرد.
فضاهاي داخل خانه
در داخل اتاق‌ها و فضاى داخل خانه، مى‌توان با سرعت‌هاى کافى عکس گرفت و وجود چراغ‌هاى روشن به تصوير کمک مى‌کند. حتى اگر از چراغ‌هاى عکاسى استفاده شود، از خاموش کردن چراغ‌هاى اتاق‌ها خوددارى کنيد. براى محاسبهٔ نور از نورسنج‌هاى حساس و مطمئن استفاده کنيد. و در مواقع ضرورى از فلاش استفاده کنيد.

مناظر صنعتى و کارخانه‌ها
موضوعات صنعتى شامل کارخانه‌ها، ماشين‌هاى صنعتي، سالن‌هاى صنعتي، وسايل صنعتى و ... مى‌باشد. عسکبردارى از اين موضوعات بايد دقيق و واضح و داراى عمق باشد. در مواقعى که هوا آفتابى است، عکاسى از سالن‌ها راحت است؛ ولى بايد زاويه‌اى را انتخاب کرد که عمق را نشان دهد و بايد از سرعت پايين استفاده شود. در هواى ابرى که چراغ سالن‌ها روشن است، از فلاش استفاده کنيد. استفاده از سه‌پايه امر مهمى در موفقيت اين‌گونه عکس‌هاست.

صفحات کتاب
عکسبردارى از صفحات کتاب نياز به وسايل دقيقى دارد. براى تهيه اين عکس‌ها، از عدسى‌هاى کلوزآپ و وسايل ديگر استفاده مى‌شود؛ مثل سه‌پايه مخصوص با بازوئى که حداقل تا ۱۱۱mm قابل بلند کردن باشد؛ صفحه مخصوص زير سه‌پايه؛ انواع مخصوص لنز کلوزآپ؛ حلقه‌هاى مخصوص عدسى‌هاى فوق در چند نوع به اندازه‌هاى مختلف؛ کوپلرهاى مخصوص براى زمانى‌که دوربين و وسائل آن به پايه مخصوص بسته شده تا تنظيم متراژ با حساسيت زياد ممکن شود.

پرتره (تک‌چهره)
اگرچه نور روز ملايمت، عمق و برجستگى خوشايندى به چهره مى‌بخشد؛ اما خوب است بدانيم که معايب و اشکالات زيادى دارد؛ مثلاً ناپايدار است و قابل کنترل نيست. اگر از نور مستقيم خورشيد بدون امکانات ملايم کردن سايه‌ها استفاده شود، تصاويرى خشن ايجاد خواهد شد که فقط براى بعضى چهره‌ها مناسب است. پرتره‌ها در سايه داراى سايه‌روشن‌هاى لطيف و خوشايندى مى‌شود و نور سايه براى مبتديان پرتره، مناسب‌ترين نور است. اما متخصصين پرتره، استفاده از نور مصنوعى را ترجيح مى‌دهند.
ابتدا بايد مدل را به دقت مطالعه کرد و او را به حالات متنوعى وادار نمود و بعد بهترين و طبيعى‌ترين حالات را کشف نمود. بايد به دور مدل چرخيد و بهترين زوايا را پيدا کرد. بعضى عدسى‌هاى مخصوص پرتره، خاصيت نرم کردن تصوير را دارند و اين عدسى‌ها، با نرم کردن کناره‌هاى خطوط، بعضى از معايب چهره مثل چين و چروک را نرم مى‌کنند و حتى گاهى نياز به روتوش را از بين مى‌برند.
براى دوربين‌هاى کوچک که امکان استفاده از عدسى‌هاى مزبور را ندارند، شيشه‌هاى مخصوصى مى‌سازند که مانند ----- روى عدسى بسته مى‌شود و با شکست نور، نرمش لازم را ايجاد مى‌کند. اين شيشه‌ها را ----- نرم‌کننده يا پخش‌کننده مى‌نامند. در عکاسى پرتره بايد از عدسى‌هايى که داراى فاصله کانونى بلندترى هستند، استفاده کرد؛ تا بدون نزديک شدن به چهره آن را درشت گرفت. در هر صورت نبايد بيش از ۵/۱ متر به مدل نزديک شد. بهترين عدسى‌ها براى پرتره، عدسى‌هايى است که داراى فاصله کانونى دو برابر عدسى نرمال در هر دوربينى باشد. مثلاً در دوربين‌هاى ۳۵ ميليمترى که فاصله کانونى عدسى نرمال آنها ۵۰ ميليمتر است، براى پرتره عدسى‌هايى با فاصله کانونى ۸۵ تا ۱۰۵ مى‌سازد. در عکاسى از پرتره مى‌توان از لامپ‌هايى که مخصوص عکاسى هستند يا لامپ‌هاى هالوژن و يا فلاش استفاده کرد. فاصلهٔ عدسى بايد روى چشم‌ها ميزان شود. براى بعضى چهره‌ها، زاويه ديد بالا و براى بعضى ديگر زاويه ديد پايين مناسب‌ةر است؛ اما اکثراً وضع متوسط يعنى برابر صورت نتيجه بهترى دارد.
انتخاب زمينه نيز نقش مؤثرى در کيفيت تصوير دارد و لازم است که در زمينه تناسب و هماهنگى کاملى با مدل داشته باشد و طورى انتخاب شود که توجه را از موضوع اصلى (پرتره) منحرف سازد.
منابع نور را گاهى با صفحات منعکس‌کننده از کاغذ يا پارچه سفيد مى‌توان تکميل کرد و يا سايه‌ها را ملايم کرد. بهرحال يک عکس چهره اگر به‌درستى گرفته شود، مى‌تواند عواطف و احساس شخصى و حالات روحى وى را نشان دهد.

Asalbanoo
02-27-2007, 11:41 AM
هنر شارپ كردن
● ابتدا مروری داریم بر نكات مهم و عملی فرآیند شارپ كردن.


۱) تصاویر دیجیتال نیاز به شارپ كردن دارند. این واقعیت را باید بپذیرید كه تمام وسائلی كه تصویر دیجیتال تولید می‌كنند، ذاتا شارپنس آنها را كم می‌كنند. تبدیل طیف طبیعی و یكنواخت رنگها و تونها به پیكسلها، همواره باعث كاهش شارپنس می‌گردد. در دوربینهای دیجیتال گاه بعلت اعمال فیلتر anti-aliasing این مشكل شدیدتر بروز می‌كند.
۲) در بسیاری از دوربینهای دیجیتال امكان شارپ كردن تصویر وجود دارد. اما همینجا تكلیفمان را روشن كنیم: هیچگاه تصاویرتان را در دوربین دیجیتال شارپ نكنید. چرا؟ به همان دلیل كه نباید با دوربین دیجیتال، تصاویرتان را به صورت سیاه و سفید تبدیل كنید. از دست دادن اطلاعات تصویر در این مرحله گناهیست نابخشودنی.
۳) شارپنس تصویر با رزولوشن تصویر تفاوت دارد. رزولوشن تعیین می‌كند كه در تصویر چه مقدار جزئیات وجود دارد اما شارپنس تعیین می‌كند كه این جزئیات چقدر واضح هستند و قابل دید می‌باشند. رزولوشن واقعی یك تصویر را نمی‌توان زیاد كرد. اما شارپنس را می‌توان افزایش داد.
۴) زیاده‌روی در انجام شارپنس می‌تواند باعث اختلالاتی مانند ظهور هاله‌ها، افزایش نویز و ایجاد aliasing در تصویر شود.
۵) مهم است كه بخاطر داشته باشیم بعلت تفاوت تصاویر از لحاظ موضوع و كاربرد، نوع انجام فرآیند شارپ كردن نیز بایستی متفاوت باشد. نوع شارپ كردنی كه برای یك تصویر پرتره بكار می‌رود باید با شارپ نمودن تصویری از یك جنگل پردرخت و یا تصویر یك بنای معماری متفاوت باشد. گاهی حتی شارپ كردن مناطق مختلف یك تصویر نیز متفاوت است: شارپ كردن موها با شارپ كردن صورت در یك تصویر پرتره یكسان نیست.
۶) هیچگاه امیدوار نباشید كه بی‌دقتیهای مرحله عكاسی را با شارپ كردن جبران كنید. فوكوس اشتباه یا لرزش دست هنگام عكاسی، جزو مسائلی هستند كه با شارپ كردن قابل اصلاح نیستند (یا بهتر بگویم، تصحیح اینها براحتی و به طور كامل امكان پذیر نیست).
۷) نوع شارپ نمودن عكس بستگی به مشخصات خاص عكس مانند رزولوشن و میزان نویز نیز دارد. عدم توجه به این مساله می‌تواند باعث افزایش نویز تصویر و یا كاهش جزئیات تصویر گردد.
۸) به طور معمول در مرحله چاپ تصویر نیز كاهش شارپنس بوجود می‌آید. اگر می‌خواهید تصاویرتان را چاپ كنید، باید فرآیند شارپنس خاص برای چاپ را بكار ببرید كه آنهم بسته به نوع چاپ (چاپ با پرینترهای خانگی و یا دستگاههای چاپ) متفاوت است.
۹) شارپ كردن، مرحله آخر ویرایشهای تصویر است. هیچگاه آنرا در ابتدا و قبل از سایر ویرایشها مانند تصحیح level و curve‌انجام ندهید.
همانگونه كه عیان است، این فرآیند كاری است دقیق. استفاده نادرست آن نه تنها فایده‌ای ندارد كه مضر هم هست. بالعكس، در صورت استفاده صحیح و دقیق از این فرآیند، تصاویرتان دچار بهبود معجزه‌آسایی خواهند شد كه شاید باورش برایتان مشكل باشد.
● فرآیند شارپ كردن را به ۳ مرحله تقسیم می‌كنیم و در هر مرحله ظرائف خاصش را بیان خواهیم كرد.
۱) مرحله اول: Capture sharpening
در این مرحله شارپنسی را كه طی عكاسی از دست رفته به تصویر باز می‌گردانیم.
۲) مرحله دوم: Creative sharpening
یا شارپ نمودن خلاقانه، كه در آن بسته به نوع تصویر و موضوع آن، شارپنس خاص هر تصویر را اعمال خواهیم كرد.
۳) مرحله سوم:Output sharpening
پس از انجام دو مرحله قبل و پس از تنظیم سایز تصویر برای خروجی خاص، شارپنس خاصی برای چاپ یا نمایش آن در صفحات وب اعمال می‌كنیم.
▪ Capture sharpening
(شامل ابزارهای Unsharp masking ، Smart sharpen و Adobe Camera RAW )
ـ Unsharp mask
توضیحات كامل این ابزار قبلا در سایت منتشر شده است. در اینجا فقط به نكات عملی آن می‌پردازیم.
مقادیر ۳ متغیر این ابزار برای تصاویر مختلف و مقاصد مختلف، متفاوت است. به طور كلی مقادیر Amount ، Radius و Threshold ( كه از این پس برای سهولت آنها را A، R و T مینامیم)، A=۸۵/R=۱/T=۴ مناسب است. اما برای تصاویری كه حاوی اجسام نرم و صاف مانند گل، بچه‌ها و حیوانات كوچك خانگی هستند، A=۱۵۰/R=۱/T=۱۰‌ نتیجه بهتری دارد. در مورد پرتره، A=۷۵/R=۲/T=۳‌مناسب است و در مواردی مانند تصویر منظره و داخل ساختمان كه بخواهیم میزان شارپنس متوسط باشد، A=۲۲۵/R=۰.۵/T=۰ مفید خواهد بود. گاهی نیاز به حداكثر شارپنس داریم، مثلا در مورد تصاویر خارج از فوكوس و یا مواردی كه بخواهیم لبه های اجسام را به وضوح در عكس نشان دهیم. مثل عكاسیهای صنعتی و یا عكاسی از اجسام( مثل سكه و ...). دراینگونه موارد A=۶۵/R=۴/T=۳ كاربرد دارد.
▪ Lab Color Sharpening
یكی از مشكلات فرآیند شارپ كردن، ایجاد هاله‌های رنگی است. برای احتراز از این مشكل یك راه ساده وجود دارد. بجای شارپ كردن كل اطلاعات تصویر (شامل رنگها)، فقط اطلاعات روشنایی تصویر را شارپ می‌كنیم. برای این منظور تصویر را به حالت Lab color‌ می‌بریم( Image > Mode > lab Color ) و بعد در پالت channel ، كانال Lightness راانتخاب كرده و فقط به این كانال، ابزار Unsharp mask را اعمال می‌كنیم. در نهایت مجددا تصویر را به حالت RGB می‌بریم

Asalbanoo
02-27-2007, 11:44 AM
اولین چیزی كه در عكس‌های وان در السكن به بیننده ضربه وارد می‌كند موضوع عكس‌های اوست در كارهای اولیه وی، اغلب موضوع‌ها از دوربین روبرگردانده، غمگین و اندیشناك‌اند و یا به جای دیگری خیره شده‌اند.
عكاس جوان، مردان، زنان و كودكانی را مشاهده می‌كند كه عمیقاً در دنیای خودشان غوطه‌ورند، در تنهایی و رویایشان.
در كارهای متأخر آن‌ها به طور گمراه‌كننده، سرسخت و با اعتماد به نفس به عقب نگاه می‌كنند. آن‌ها به بازیگری تبدیل شده‌اند تحت (زیر) فرمان كارگران ماهری كه تنها آرمان (شعار) دارد. نشان بده چه كسی هستی؟ (یا خودت را نشان بده) ـ با این جملات او كارهای خودش را تمام می‌كند. فیلم تأثیر گذار او Bye كه در آن او پیشرفت بیماری خودش را به سادگی ضبط كرده است؛ به صورت متوالی و زنجیروار و تهی از شرم بی‌جا.
چیزی كه چشمان مدل‌ها باید بگیرند در زبان‌ اندامشان منعكس شده. عكاس زیبایی و هاله‌ی اروتیك بدن‌های آن‌ها را دوست دارد. ضعف و آسیب‌پذیری و در عین حال توانایی و قدرت آن‌ها را. او بازی وسوسه و ژست را می‌بیند. كشف پیوسته (ثابت) شكل دیگری از افسون زنانه، از سختی (یا شدت) مردانه یا آرزوی كودكانه.
همانند مجسمه‌ای كه او می‌خواست تبدیل به آن شود. او با حجم و توده سرو كار دارد. با تاریكی و روشنی با فرم و تأثیر آن‌ در فضا.
او به طور پیاپی عكس‌های رنگی می‌گرفت ولی ابزار صحیح او چاپ سیاه و سفید است یا (in Colour).
قدرت (یا نبرد، یا پتانسیل) پر معنی و بیانگر، هر سایه (تفاوت ظریف) از سیاهی ملایم (تیرگی ملایم) تا سفید (روشنی) بی‌رنگ از دگرگونی (تغییر) ظریف تنها تا كنتراست (تفاوت) چشمگیر آن‌ها را به طور كامل مورد استفاده قرار داد.
او بر حرف خودش اصرار داشت، مردی با چشمان خدمتگزار به دنبال كسی كه به آن كمك كند. با این وجود (ولی) اصلی‌ترین دلیل برای او در به وجود آوردن عكس‌هایش بازشناسی (شناخت) خودش است.
فضاهای منحصر به فرد (ویژه) و موقعیت‌ها در عكس‌های او (تصاویر او)همیشه چیزی از احساسات را منعكس می‌كند. این خودشیفتگی نیست و به طور آشكار (واضح) مخالف افاده و تكبر است. وان در السكن اصالت را جستجو می‌كرد و برای او معنای «خالص و دست‌نخورده» ضروری نیست. ولی بیشتر تسلیم شدن كامل شخصی با بی‌میلی در نقش یك زن و یا مرد در زندگی است. تفاوتی ندارد چه اندازه رقت‌انگیز (اسفناك) یا چشم‌نواز باشد.
این همان دلیلی است كه به موجب آن او اغلب از مردم در گوشه هایی از جامعه عكاسی كرد كه برای آن‌ها نفعی در تظاهر در موقعیت‌شان وجود ندارد.
وی غرور و مقاومت آن‌ها را برای زنده ماندن تشخیص داد. خصیصه‌ای كه خودش آن را دارا بود. وان در السكن شخصیتی فروتن (بی تكلف) نبود. او جذابیتی خاص داشت اثری كه از او به‌جا می‌ماند. مستقیماً با خود او و شرایط محیط اطراف او ارتباط مستقیم داشت. این خصیصه غیرقابل انعطاف درباره‌ی او است. به نظر او این تكلیف و قضاوتی كه دیگران در مورد او ابراز می كردند اغلب سخت (مشكل) می‌آمد.
او تصویری قابل توجه از عكاسی قرن بیستم آلمان از خودش به جا گذاشت و تأثیری قابل توجه بر عكاسان نسل بعد به جای گذاشت.



خصوصیت كار او خیلی زود به وسیله مردم درك و شناخته شد. او برای دو سال عكاسی كرد و آثارش را در طول سفرش به پاریس در سال ۱۹۴۹ به عنوان عضوی از GKF (اتحادیه عكاسان معتبر هلند) عرضه كرد. انتخابات اتحادیه به طور سرسختانه ای انجام شد. السكن در این انتخابات پیروز نشد ولی بدون بحث و مجادله یك سال دیگر در آن‌جا با عكاسان Adwinding آمستردام كه گروهی چپ‌گرا و آوانگارد بودند و بیشتر افراد اتحادیه GKF را تشكیل می‌دادند و به صورت مخفیانه در سال‌های آخر جنگ جهانی دوم بر علیه آلمان‌ها صحنه هایی را ضبط می‌كردند فعالیت كرد. در طول جنگ در آكادمی هنر آمستردام شركت كرد زیرا می‌خواست از فشار گروه كارگری آلمان فرار كند. بعد از جنگ به عنوان فردی كه جنگ را نفی می‌كند برای زمانی در معدن كار می‌كرد. >
از لحاظ عاطفی و روانی بازگشت به مطالعه و درس خواندن دراین شرایط برای او غیرممكن می‌نمود و بدین دلیل واحدهای درسی خود را به صورت نیمه‌تمام رها كرد.
هیچ‌كس درباره‌ی این سردر گمی و گیجی بعد از جنگ نمی‌توانست اظها نظر كند. سؤالاتی كه برای نسل وان در السكن نسلی كه در طول سال‌های افسردگی و ناامیدی جنگ جهانی رشد كرده و به بلوغ رسیده بودند بی‌جواب ماند.
حقیقت داستان جنگ كه شامل اخراج یهودیان بی‌گناه هلند شد در این وضعیت پاریس را كه همچنان مركز فرهنگی اروپا بود و در طول جنگ نسبتاً ویران شده بود ترك كردند.
وان در السكن نیز در تابستان ۱۹۵۰ ـ شهر نورانی ـ پاریس را ترك كرد.
Kryntaconis عكاس مگنوم و عضوی از GKF در ابتدا طی نامه‌ای از Pictorial Service او را به انجمن عكاسان مگنوم در پاریس معرفی كردند. این‌جا او برای نام‌های مشهوری همچون: هنری كارتیه برسون، رابرت كاپا، دیوید سیمور، جرج راجرساند، ارنست هاوس كسانی كه او كار آنان را صمیمانه می‌ستود به چاپ عكس می‌پرداخت و از این جا بود كه رابطه‌ی خود را با آتاكاندو پناهنده‌ی زیبا و مستعد مجاری آغاز كرد كسی كه سه فرزندش را در خودش جستجو می‌كرد.
او كارش را در Pictorial Service تنها برای شش ماه ادامه داد. در آن زمان در سورس زندگی می كرد و هرزگاهی كارهایی در زمینه عكاسی انجام می‌داد ولی اغلب اوقات را به پرسه زدن و نگاه كردن در خیابان‌ها سپری می كرد.
سوای از هنرمندان كشورش كه در میان آن‌ها نقاشانی چون كارل ایل و نویسندگانی نظیر سیمون و نیكنوگ وجود داشت او با كسی آشنایی نداشت.
ملاقات او در یك كافه با شخصی روسی باعث ورود او به بوهیا از سنت ـ جرمین ـ دس ـ پرس ـ گروهی كه شامل مردم جوانی از ملیت‌های مختلف بود گردید. همه‌ی آن ها نشانی از جنگ داشتند. افراد بی هدفی بودند كه روزهای خود را دربارها و كافه‌ها و رستوران‌های كوچك با الكل و مواد مخدر سپری می كردند. السكن شروع به عكاسی از آن‌ها نمود. آن چه برای او جذاب می‌نمود نگرش آن ها به زندگی بود كه اغلب مخالف آرزوهای‌شان بود.
او روش خود را با استفاده از نور مصنوعی، دود و عكس‌العمل‌هایی كه باعث كشف محیط اطرافش می‌گردید آغاز نمود.



از مشاجرات، وعده‌های غذا و همچنین از بدن‌های آن‌ها كه در خواب آرامش یافته، گم شدن در آغوش غرور و ناامیدی‌ها عكاسی كرد. >
یكی از آن‌ها «ولی مایرس» هنرمند جذاب استرالیایی بود كه السكن پرتره‌ای خارق‌العاده از او گرفت كه تصوراتی از زیبایی، خیال و تنهایی در پی داشت.
زمانی كه السكن با مدید مسئول بخش عكاسی موزه‌ی هنر مدرن نیویورك در سال ۱۹۵۳ ملاقات كرد استایكن بسیار تحت تأثیر او قرار گرفت و كیفیتی داستان‌گونه در كارهای السكن یافت و از او خواست تا كتابی سوای این عكس‌ها منتشر سازد.
استایكن نمایشگاه «خانواده بشر» را در سال ۱۹۵۵ ترتیب داد. این نمابشگاه به لحاظ نمایش ایدئولوژی بعد از جنگ مورد توجه و تشویق قرار گرفت و شامل یكی از تصورات السكن بود و كار او را به طور گسترده از عكاسی اروپاییان بعد از جنگ نشان می‌داد.
موفقیت این نمایشگاه موفقیت‌های دیگری را در مؤسسه هنر شیكاگو و مركز هنری واكر در میناپولیس در پی داشت. در ضمن، وان در السكن عكس‌هایی پیرامون یك داستان عشقی خیالی كه توسط خود او نگاشته شده بود چیدمان كرد.
در سال ۱۹۵۶ كتابی موسوم به( عشق در كرانه چپ) به طور هم‌زمان در هلند، آلمان و انگلستان بعد از هیاهوی فراوان منتشر گردید. این كتاب واكنش‌های متفاوتی را در پی داشت. صحت مستند گونه‌ی این كتاب به ویژه طبقه‌ی متوسط هلند را شوكه كرده بود.
مانند بقیه‌ی عمر خود، این بار نیز وان در السكن در برابر سانسور بی‌پرده و علنی ایستادگی كرد.
در بررسی‌های مربوط به نمایشگاه موزه‌ی هنرهای مدرن او، وان در السكن با ویگی مقایسه شد. اثر ویگی موسوم به شهر عیان ۱۹۴۵ یه شكلی حیرت‌آور اولین كتابی است كه وان در السكن از آن به عنوان منبع الهام مستقیم خود نام می‌برد.



اما تصاویر ویگی از زندگی در عمق جامعه‌ی شهری تصاویر یك گزارشگر نگران هستند همان افراد همچنان در عكس‌های وان در السكن ظاهر می‌شوند و این نشان از یك داستان جاری دارد. در این مفهوم وان در السكن جایی بین «ویگی» و«نان‌گلدین» قرار دارد. عكاس اثر موسوم به ترانه وابستگی جنسی نان گلوین خود نیز یكی از طرفداران وان در السكن است.هر دوی آن‌ها اعضای نسلی هستند كه به تصویر می‌كشند. اگر چه درگیری و ایفای نقش نان در آن شخصی‌تر است. یك دلیل دیگر ربط دادن كار وان در السكن با كار نان گولوین وجود دارد: آرایش كتاب او دارای كیفیات یك فیلم است. در كار هر دو عكاس ایده اكتشاف و تحقیق در مورد حدود و پتانسیل عكاسی، فیلم و نمایش اسلاید نقشی مهم ایفاء می‌كند. >
تا هنگامی كه عشق در كرانه چپ سر از كتاب‌فروشی‌ها درآورد، او بار دیگر در آمستردام زندگی می كرد. در این هنگام او با آتاكاندو بود. در سال ۱۹۵۴ با او ازدواج كرد. در پاریس او عكس‌های زیادی از كاندو و بچه هایش گرفته بود و می‌خواست كتابی از زندگی خانوادگی آن‌ها بسازد.
در این میان عكس‌های زیبایی از بچه‌های او نیز در فیلم‌های وان در السكن مانند: به زندگی خوش آمدی كوچولو ۱۹۶۳ این شكل از صمیمیت، سحر روزمره‌ زندگی، همچنان به شیوه‌ای مشابه بیان می شود.
آمستردام از زمان سفر او به پاریس تغییر زیادی كرده بود. دوران سركوبگر بازسازی بعد از جنگ دیگر به سر رسیده و بی بندباری جنسی و مصرف الكل رایج شده بود. بعد از طلاق، او مدتی با یكی از دوستان ژورنالیست خود به نام وان و ریجمان كار مشتركی را تجربه می‌نمود.
در حالی كه جاز كرانه شرقی آمریكا با شدت هر چه تمام‌تر و فزاینده‌ای شنیده می‌شد

آذرخش
02-27-2007, 06:06 PM
چه ماركي رو پيشنهاد ميكنيد؟!
شاید اینجا جاش نباشه چون روند تاپیک رو مختل میکنه ولی به عنوان آخرین پست در این تاپیک...
بستگی به مبلغی که در نظر گرفتید داره ولی به صورت کلی و در نیمه حرفه ایها: سونی - کانون - فوجی
اگه سوال دیگه ای دارید لطفا یه تاپیک باز کنید و لینک اونو تو پیغام خصوصی برام بفرستید، در خدمتتون هستم

Asalbanoo
03-01-2007, 09:48 PM
به لطف یان و ریجمان وان در السكن به اولین كنسرت جاز خود رفت. این كنسرت در محل اجرای كنسرت‌ها در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۵ برگزار می شد. او كه از همان ابتدا طرفدار این موسیقی بود تا سال ۱۹۵۹ به كنسرت‌های بی‌شماری در آمستردام و لاهه رفت و در این كنسرت‌ها از همه نوازندگان بزرگ عكس گرفت، از مایلز دیویس گرفته تا فیتز جرالد. در سال ۱۹۵۹ این عكس‌ها در كتاب كوچكی تحت عنوان جاز چاپ شد: چاپ‌های دانه‌های پر از كنتراست، تصاویر موزییسن‌ها و تمركز شدید با ریتمی دینامیك و قدری فیلم‌گونه.
با وریجمن، وان در السكن در طی این سال‌هامشغول به انجام كارهای مربوط به روزنامه‌نكاری شد كه یكی از آن‌ها مربوط به اوباش بود كه در مجله وریج ندرلند در سال ۱۹۵۵ چاپ شد. عكس های او در روزنامه‌های عمده‌ هلند به چاپ می‌رسیدند، مانند دی ولكسكرانت و هت پارول. دوربین رولیكورد او كم كم جای خود را به دوربین ایكا با لنزهای تله فوتو داد و این منجر به تغییر در سبك‌ و دینامیك تصاویر او شد تا عكس‌هایش ژورنالیستی‌تر شود. بعد از یك دوره سر در گمی‌ در روابط، او عاشق گردا وان در وین شد كه در آن هنگام دانشجوی مجسمه‌سازی شد و در سال ۱۹۵۷ با او ازدواج كرد.
در همان سال به دعوت برادر همسرش كه یك مردم‌شناس بود عازم آفریقا شد. این شخص برای موسسه‌ای كار می‌كرد كه اولین بار دو كتاب او را منتشر كرد و پول بلیط هواپیمای او را داد و قصد داشت تا سفر او را در قالب یك كتاب منتشر سازد: كتاب‌ها همواره دارای چارچوب معروف وان در السكن بودند و او بیش از ۲۰ عدد از این كتاب‌ها را منتشر ساخت. همه این كتاب‌ها دارای نشان او هستند. وی با طراحان برجسته هلندی كار كرد اما اثر كار خود او همیشه نمایان بود. كولاژهای چاپ شده او همواره از دیوارهای خانه‌اش آویزان بودند. او دائماً روش‌های تقویت تصاویر به وسیله خود آن ها و نیز كنتراست آن‌ها با یكدیگر یا نمایش یك خط فكری را آزمایش می‌كرد.
باگارا كه روایت سفر وان در السكن به افریقاست در سال ۱۹۵۸ چاپ شد. این كتاب زیبا واكنش كتبی را ایجاد نمود. همان‌طور كه انتظار می‌رود،این كتاب فاقد آثار انسان‌شناسی است. او از پستی بلندی‌های دراماتیك روستای باندا با شور و شعری عكس گرفته كه مختص خود اوست.
كتاب بعدی او به نام «زندگی شیرین» سند مهارت او است. عكس‌ها و نیز روایت با زیبایی و پویایی خود اثرگذار می‌نمایند. این كتاب در سال ۱۹۶۶ تقریباً شش سال بعد از سفر ۱۴ ماهه او با گردا به آفریقای غربی و جنوبی، مالزی، سنگاپور، هنگ كنگ، ژاپن، مكزیك و امریكای شمالی منتشر شد. در طی این سفرها، به ویژه در ژاپن، او روش مشاهده‌ خود را كامل كرد. در این جا او صرفاً مشاهده گر نیست بلكه كارگردان نیز هست. تفاوت كاملی میان عكس‌های گرفته شده در دوربان و اوزاكا مشاهده می‌شود.
اولی تصویری روشن از تبعیض نژادی در افریقای جنوبی است و نقطه‌ اوج آن كلك چاپی است كه به عابر سفیدپوست هاله‌ای نور می‌دهد. این نوع چاپ در هلند رایج بود. به ویژه در دهه ۱۹۷۰. تصویر دوم رویارویی مستقیمی را نشان می دهد كه تقریباً نمایشی تهدیدآمیز از جذابیت ژاپنی است، گروهی از تصاویر كه می‌تواند برای عكاس مرگ‌آفرین باشد: تصویری مبتنی بر تقابل.
سال‌ها بعد در یك مصاحبه رادیویی در سال ۱۹۸۷، وان در السكن كه روشش شبیه به شكاری بوده كه طی آن او از دور دست طعمه خود را كه زوج‌های زیبا، شگفت‌انگیز و پر رمز و راز بودند می‌دیده و سپس روی آن‌ها زوم می‌كرده(و سر انجام به موقع آن‌ها را با یك لنز زاویه باز می گرفته است.) شرح این روش، شامل تغییر لنز دارای كیفیتی فیلم‌گونه است. این تصادفی نیست. در طی همین سفر به دور دنیا، فیلم كه تا آن موقع او به طور آزمایشی مورد استفاده قرار می‌داد به تدریج تبدیل به مدیوم ثانویه او شد. با یك فیلم برای انجمن كشتیرانی هلند او توانست مخارج سفر خود و گردا با قایق را تأمین نماید. منبع دوم پول به وسیله فیلم‌های مسافرتی تأمین شد كه او با گردا تولید ‌كرد: این فیلم‌ها به صورت ماهانه توسط تلویزیون هلند پخش شد.
وان در السكن به سختی توانست ناشری را برای اثر خود موسوم به «دنیای دیوانه» پیدا كند. این كتاب مربوط به سفر او به دور دنیا بود. تا حدی به دلیل استیصال، او در دهه ۱۹۶۰ شروع به فیلمبرداری با دفعات بیشتری كرد و فیلم‌های مستند و مصاحبه‌های تلویزیونی زیادی ساخت كه به دلیل تكنیك نسبتاً ساده و قابل مانور آن با سینما واریته شباهت زیادی داشت. مانند رابرت فرانك كه شروع به فیلم‌برداری در همان زمان كرد وان در السكن موضوعات خام و یا زندگی‌نامه خود را ترجیح می‌داد. برای هلند، رویكرد وان در السكن خروج كامل از تلویزیون فعلی را نشان داد، كه به صورت رسمی كارگردانی شد. در بسیاری از فیلم‌هایش او نقش یك شخص و یك عكاس و یك فیلم‌بردار را بازی می‌كرد. یكی از نمونه‌هادوربین محبوب ۱۹۷۱ است كه تصویر خود اوست كه تا حدی به وسیله گردا گرفته شده است و وان در السكن به خاطر آن جایزه سینماتو گرافی را دریافت نمود.
در ارتباط با انتشار «زندگی شیرین» در سال ۱۹۸۶ موزه استدلیك در آمستردام یك نمایشگاه از آثار قبلی او تحت عنوان «هی، اونو دیدی؟» ترتیب داد. این وداع وان در السكن با عكاسی بود. این آثار كه كاملاً با سبك دهه ۱۹۶۰ هماهنگ بود به عنوان یك رویداد بزرگ ظاهر شد. ورودی كه شامل یك راهروی كوچك بود كه دیوارهای آن با عكس‌ها پوشیده شده بود. در اولین اتاق صدای یك روزنامه‌نگار معروف كه از یك خیمه كاغذ طلایی می‌آمد شنیده می شد كه یك كتابچه كلاسیك را می‌خواند. این كتابچه مربوط به عكاسی با موضوع تجهیز یك تاریكخانه بود. در داخل خیمه مذكور تاریكخانه قرار داشت: یك هرج و مرج بی‌سابقه. این نمایشگاه مركب از تعداد زیادی عكس، صفحه‌های كنتاكت، اسلاید و اظهارات عكاس بود. كتاب همراه با آن كه در ۷ چاپ خارجی منتشر گردید به همان اندازه موفق بود و بدین ترتیب این نه تنها یك وداع نبود بلكه شروعی جدید بود.



به دنبال این رویداد، او با مجله با كیفیت «خیابان» قرارداد بست و تا سال ۱۹۷۹ با این مجله كار كرد و با نویسندگان مشهور در سفرها همراه شد. از روی این اثر كه اغلب به صورت اسلایدهای رنگی بود او گلچینی برداشت نمود و به صورت كتاب دوستت دارم ۱۹۷۷ درآورد. او گفت كه این كتاب مردم، كتاب زنان و مردان، لیبیدو، سكس، عشق و دوستی است. شرح شادی، غم، رنج، مرگ،جنگ، شجاعت و زندگی است. Joie de vivre و درگیری كه در این شرح ظاهر می شوند ویژگی وان در السكن هستند. >
عكس‌ها از جمله دوستت دارم نه فقط از اشكال مختلف عشق و شهوت بلكه از نفرت، هماهنگی و ستایش شیوه ادامه راه توسط اشخاص تحت شرایط باورنكردنی بهره می‌برد. بنابراین كتاب فوق در یك مفهوم پاسخ دهه ۱۹۷۰ به خانواده نوع بشر است. تركیبی پویا از تحولات شدید اجتماعی و پدیده‌های آن سال‌ها، از فرهنگ آزادی جنسی گرفته تا عواقب سریع قحطی در بنگلادش. بر خلاف خانواده نوع بشر، این مبتنی بر ایدئولوژی برابری نیست بلكه بر اساس احترام به فردیت است. اد فردی خوش سلیقه بود اما همچنین فردی بود كه دارای وجدان اجتماعی نیرومندی بود. او كه یك فردگرا هرج و مرج طلب یا آنارشیست بود به هیچ دسته‌بندی و جناح سیاسی وابسته نبود، اگر چه دو برنامه تلویزیونی درباره جهان سوم تولید كرد كه منجر به جمع‌آوری پول به صورت گسترده شد. معروف‌ترین این‌ها یك برنامه درباره قحطی سال ۱۹۷۴ در بنگلادش بود. این اثر نتیجه مستقیم قرارداد عكاسی با یك هفته‌نامه بود. (دوستت دارم) نیز در موزه استدلیك به نمایش درآمد.
در طی این دوره وان در السكن همچنان با این شكل از نمایش كار می‌كرد. یك اجبار مشابه در آزمایش در سال ۱۹۷۸ منجر به ایجاد كتاب بی‌تكلف و شاد به‌نام «سلام» شد كه در آن او تصاویری رنگی از زوج‌هایی كه در گذشته عكاسی كرده بود در كنار هم قرار داد. این سه مضمون به دهه‌های آخر زندگی اد شكل می دهند: خانه‌ای جدید و عشقی جدید در روستای آن سوی آمستردام، علاقه روبه رشد به ژاپن كه در خلال سفرها كتاب‌ها و نمایش‌ها نشان داده شده و سرانجام بیماری نهایی كه منجر به ایجاد شاهكار آخر او یعنی فیلم خداحافظی شد.
ازدواج او با گردا كه از او دو بچه داشت در آغاز دهه ۱۹۷۰ متلاشی شد. وان در السكن كه ساكن شهر بود به یك مزرعه در ایسلمیر در نزدیكی ادام نقل مكان كرد و برای مدتی عكاسی و فیلمبرداری را كنار گذاشت. بعد از مدتی تنها زندگی كردن او شروع به برقراری ارتباط با زنی جوان‌تر به نام آنك هیل هورست نمود. الهام او بازگشت. آن‌ها صاحب یك پسر بچه شدند و در سال ۱۹۸۰ وی كتاب خود موسوم به ماجراهای ییلاق را منتشر كرد. این كتاب كه به صورت فیلم هم درآمد به تمجید از زندگی روستا می‌پردازد و زندگی خانوادگی در تصاویر شخصی و بسیار رمانتیك را تحسین می‌نماید.
بعد از سفر به دور دنیا، ژاپن و ساكنان آن برای وان در السكن معنای خاصی پیدا كردند. تصاویر اولیه او از ژاپن نشانگر جامعه‌ای است كه هنوز سنتی و بومی خالص است. البته این موضوع به سرعت تغیر كرد و در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دیگر ژاپن با گذشته فرق داشت. برای خود ژاپن، عكس‌های اد ارزش تاریخی زیادی داشتند، چون هیچ عكاس دیگری در
آن زمان با چنین شیوه‌ی مستندی كار نمی‌كرد. یك كتاب از این عكس‌های زیبا در سال ۱۹۸۷ در ژاپن چاپ شد. مثل همیسیشه، اشخاص غیر عادی بودند كه توجه او را به خود جلب می‌كردند: همراه با زندگی خیابانی، او بقدرت مردانگی یاكوزاها ـ جنایتكاران ژاپنی ـ و مناسك كشتی‌گیران سامو و گیشاها را به تصویر كشید.
به ویژه در دهه ۱۹۸۰، وان در السكن مكرراً به ژاپن سفر كرد و هدفش نگارش كتابی فراگیر بود كه سرانجام در سال ۱۹۸۸ تحت عنوان «كشف ژاپن» منتشر شد. در این اثر وان در السكن خود را مجذوب تمایز مشخص میان كهن و روش‌های فعالی زندگی كه متأثر از غرب است و در میان جوانان بیان می‌شود نشان می‌دهد، مضمونی كه او در دهه ۱۹۸۰ در آمستردام كشف نمود. تحسین خود ژاپنی‌ها نیز موجب ایجاد نمایشگاه‌هایی در این كشور شد و كارهای قبلی نیز به زبان ژاپنی مجدداً منتشر گردید و كار او بارها و بارها نمایش داده شد. نمایشگاه آثار قبلی او بلافاصله بعد از مرگ وی در سال ۱۹۹۳ در توكیو و اوزاكا برگزار گردید.
در سال ۱۹۸۸ وان در السكن مبتلا به سرطان پروستات گردید. برخلاف آن‌كه این بیماری نیروی او را تحلیل برده بود، اراده او برای ادامه كار همچنان به گونه تحسین برانگیز محكم مانده بود. او دست به تدوین كتابی از عكس‌هایش در هنگ كنگ زد، اثر باگارا را به زبانی آماده كرد و روی اثر موسوم به «یكی بود یكی نبود» كار كرد. دو جایزه برای كل آثار او كه در سال‌های ۱۹۸۸و ۱۹۹۰ اعطا شد نشان از درك رو به رشد آثار او دارد.
در سال ۱۹۸۹، او تصمیم به ساخت یك فیلم از بیماری‌اش و نیز زندگی با همسرش آنكا گرفت. این تصمیم در بر دارنده منطق خاصی بود، منطق شخصی كه شخصیتش همواره اساس كارش است. از دسامبر ۱۹۸۹ تا ژوئن ۱۹۹۰، با وقفه‌های طولانی و كوتاه، وان در الكسن افول جسمانی خود را در خانه و در میان اعضای خانواده به صورت فیلم درآورد. وی در این فیلم معمولاً روبه‌روی آیینه می‌نشیند به طوری كه بتواند دوربین را خودش با كمك ابزاری آنك به حركت درآورد. فرم فیلم مذكور به صورت منولوگ و روایت بیماری اوست كه از زبان خودش بیان شده و فیلمبرداری شده است. فیلم مملو از خشم و نا امیدی و نیز شوخ‌طیعی، اختیار و اثرگذاری است. آنچه كه او به بیننده اجازه می‌دهد ببیند و بشنود بسیار صادقانه است و بی رو دربایستی، تكان دهنده و اغلب ناراحت‌كننده است.
اگر چه او تنها گاهی اوقات می تواند بر اندوه خود فایق آید ولی هرگز اشك نمی‌ ریزد و احساسی نمی‌شود. صدای او شنیده می‌شود، همان صدای آشنای كتاب‌ها و فیلم‌هایش، كه بیانگر عشق او به زندگی و خشم او از بی‌عدالتی است و این صدا شخص را به چالش می‌گیرد تا درسی تنها را كه مربوط به او می‌شود به مورد اجرا بگذارد. نشان بده كی هستی. (یا نشان بده چه كسی هستی؟)
وقتی به گذشته می‌نگریم درمی‌یابیم كه همراه با دو فیلم دیگر «خداحافظ» دارای سه تصویر از زندگی خود اوست. در سال ۱۹۸۳ اد وان در السكن فیلم خوش آمدی به زندگی كوچولوی عزیز را ساخته است در مورد محله كارگرنشین آمستردام كه در آن زندگی كرده بود، دخترش تینلو، بارداری همسرش گردا و تولد اولین پسرش. كمتر از ۲۰ سال بعد در سال ۱۹۸۱ او قسمت دوم این فیلم را ساخت و در آن عمدتاً بر زندگی دو فرزندش تمركز نمود كه تا این زمان ۱۸ و ۲۰ سال داشتند. با یك دوربین مخفی او متلاشی شدن این محله در اثر فحشا و مواد مخدر را ثبت نمود.
«خداحافظ» كه در آن آنك و پسر جوان آن‌ها حاضر هستند پایان این سه‌گانه است كه به شكلی باورنكردنی شجاعانه می‌باشد.
مانند همه عكس‌هایش این فیلم‌ها مضامین بزرگ هستی بشر را تصویر می‌كشند. وان در السكن آن ها را با استعداد منحصر به فرد و حیرت‌انگیز خود به تصویر كشیده است. وان در السكن در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۰ در گذشت. یك ماه بعد فیلم خداحافظ در فستیوال فیلم روتردام و تلویزیون هلند به نمایش درآم

Asalbanoo
03-01-2007, 09:50 PM
چه فرزند شما باشد كه به تازگی راه رفتن را یاد گرفته، یا اسبی باشد كه در میدان اسب‌سواری چهارنعل می‌تازد، یا ماشینی باشد كه با سرعت در مسیری حركت می‌كند، شما می‌توانید شانس خود را برای گرفتن عكس هایی شفاف افزایش دهید مشروط بر آنكه با تكنیكی ساده بنام پانینگ آشنا باشید.
تلاش برای عكاسی از هر گونه سوژه متحرك بدون داشتن اندك دانشی از سرعت‌های شاتر نتایجی ناامیدكننده برای شما به ارمغان می‌آورند. این تصاویر معمولا یا با سوژه‌ای غیر قابل تشخیص تار می‌شوند یا سوژه اساسا در تصویر وجود نخواهد داشت چون به محض فشردن دكمه شاتر، سوژه از قاب تصویر خارج شده است.
چنانچه به نكات ذیل توجه كنید براین مشكلات رایج دنیای عكاسی اكشن غلبه خواهید كرد.
تمامی دوربین ها با استفاده از كنترل های دیافراگم و سرعت شاتر، مقدار نوری كه به فیلم یا حسگر می رسد را تنظیم می‌كنند. دیافراگم مقدار نوری كه وارد دوربین می‌شود و سرعت شاتر مقدار زمانی كه نور به سطح فیلم تابانده می شود را كنترل می‌كنند. در اینجا سرعت شاتر است كه ما برای تكمیل تكنیك پانینگ خود از آن استفاده می‌كنیم.
سرعت شاتر به صورت كسرهایی از ثانیه اندازه گیری می‌شود. سرعتی پایین ای بسا ۱/۱۵ (یك پانزدهم) ثانیه یا آهسته تر باشد و سرعتی سریع ممكن است هر سرعتی بالاتر از ۱/۱۲۵ (یك یكصدوبیست و پنجم) در نظر گرفته شود. برای عكاسی از سوژه های در حال حركت چندین گزینه در اختیار دارید. بدیهی ترین آنها انتخاب سرعت شاتری سریع برای تثبیت یا فریز كردن سوژه است. چنانچه سرعت شاتر سریعتر از سرعت سوژه باشد احتمالا آن را در مسیرش متوقف می كنید اما این گزینه یك نقطه ضعف دارد. اگر ماشین در حال حركتی را در مسیرش متوقف كنید ایستا به نظر خواهد آمد و فاقد تأثیر خواهد بود. تكنیك بهتر انتخاب سرعتی آهسته تر و ردگیری سوژه به هنگام عكاسی است. این كار پانینگ نام دارد.
پانینگ تكنیكی قوی برای عكاسی اكشن است و اگر دقیق انجام شود سوژه اصلی شفاف و پیش زمینه تار خواهد بود. رمز كار ردگیری سوژه است به هنگامی كه از مقابل شما عبور میكند و تداوم آن همچنانكه دكمه شاتر را فشرده اید تا حتی پس از آنكه عكس را می گیرید.
چنانچه با همان سرعت سوژه به صورت افقی بچرخید تصویر به شكل شفاف در مقابل پیش زمینه تار جالبی ظاهر خواهد شد. برای اطمینان از كسب نتیجه ای خوب پاهای خود را ثابت نگاه دارید و نیم تنه بالایی خود را با دنبال كردن سوژه بچرخانید. دوربین خود را در نقطه ای كه سوژه تان عبور خواهد كرد فوكوس كنید تا مطمئن شوید كه تصویری شفاف خواهید گرفت. همچنین مطمئن شوید كه پیش زمینه خیلی نورانی نیست و سایه ندارد چرا كه باعث ایجاد اثراتی اشباح مانند یا رگه هایی از نور در تصویر خواهد شد. پیش زمینه ای تاریكتر بهتر است.
سرعت شاتر صحیح را بدست آورید – در این مورد حدود ۱/۱۵ (یك پانزدهم) ثانیه و پیش زمینه بلور خواهد بود چرخها تا حدی بلور شده اند و ماشین شفاف است و در حال حركت به نظر می رسد.
در اینجا سرعت سریعتر ۱/۶۰ ( یك شصتم) ثانیه مورد استفاده قرار گرفته است، من می‌توانستم با سرعتی حدود ۱/۸ تا ۱/۱۵ ثانیه این كار را انجام دهم اما می خواستم ترشحات آب شفاف به نظر برسند.



بسته به سرعت و فاصله سوژه از سرعت شاتری میان ۱/۸ (یك هشتم) و ۱/۱۲۵ (یك یكصدو بیست پنجم) استفاده كنید. شاتر را زمانی فشاردهید كه سوژه به نقطه میانی در طی مسیر پانینگ (چرخش افقی) شما ‌رسیده است تا اطمینان یابید سوژه در بهترین وضعیت قرار دارد و تلاش كنید تا بدون بالا و پایین كردن دوربین كه منجر به تار شدن سوژه می شود سوژه را ردگیری كنید. بسیاری از دوربین‌های خودكار یك override دارند بنابر این شما می توانید به طور دستی سرعت شاتر را تنظیم كنید. در غیر این صورت ممكن است مجبور شوید از یك فیلتر تراكم خنثی (Neutral Density) برای كاهش مقدار نوری كه به فیلم می‌رسد استفاده كنید. برای دوربین‌های كامپكت می‌توانید ورقی از ژل نوررسانی (Lighting Gel) ND تهیه كنید و آن را به اندازه لنز دوربین بریده و بر روی آن بچسبانید. >
ردگیری سوژه ای كه در خط مستقیم قرار ندارد به هنگام پانینگ نیازمند مراقبت است. در اینجا من مجبور بودم سوژه را در قوسی ردگیری كنم كه توسط تاب ساخته شده بود تا مطمئن شوم كه سوژه شفافتر از پیش‌زمینه است. سرعت ۱/۴ (یك چهارم) در اینجا مورد استفاده قرار گرفته و حسی بی نظیر از حركت خلق كرده است.
چنانچه از دوربین دیجیتالی استفاده می كنید كه هم منظره یاب LCD و هم منظره یاب نوری دارد از منظره‌یاب نوری آن استفاده كنید چراكه هنگام دنبال كردن سوژه در این سرعت LCD بربده بریده به نظر می‌رسد و ردگیری دقیق سوژه را مشكل می‌سازد.
در اینجا سه نمونه از چیزهایی كه می توانند باعث اشتباه شوند نشان داده شده است. بالا سمت چپ نگاهی ایستا به ماشینی را نشان می دهد كه ناشی از سرعت خیلی زیاد شاتر است. در وسط به چیزهایی دقت كنید كه میتوانند وارد مسیر پانینگ شما شوند. در اینجا درختچه راه دید را بسته است. تصویر بالا سمت راست از LCD دوربین دیجیتال استفاده شده است. این مطلب به اضافه پاسخ كاربر (عكاس) و تاخیر ناچیز شاتر باعث از دست دادن حركت شده است.
تكنیك دیگری كه می توانید امتحان كنید همزمانی آهسته فلاش است كه در آن از سرعت پایین شاتر و فلاش استفاده می‌كنید. فلاش به محض زده شدن سوژه در حال حركت را منجمد می كند و سرعت طولانی شاتر ما را مطمئن می سازد كه پیش زمینه تار می شود. این تكنیك نیز نیازمند كسب سرعت مناسب پانینگ است. با سرعت بسیار آهسته همانطور كه می بینید رد دوچرخه هم زیاد است و با پیش زمینه تار مخلوط شده است (تصویر سمت چپ). با سرعت خیلی زیاد همه چیز فریزمی شود ( تصویر سمت راست). سرعت مناسب حدود ۱/۸ تا ۱/۱۵ ثانیه است.

Jaafar
03-11-2007, 04:38 PM
با تشکر از مژگان جان به خاطر مطالبی که تهیه کردن http://www.kolobok.us/smiles/user/drag_01.gif

کل مطالب در قالب
PDF

magmagf
03-30-2007, 01:54 AM
ما این سوال را بارها و بارها شنیده ایم كه آیا عكاسی می تواند در ذات خود ، هنر محسوب شود؟ و شاهد رسالات و مقالات زیادی در رد یا تایید این نظر هستیم.ایراد و استدلال نخست در رد این نظر اینست كه به نظر می رسد در عكاسی یك پروسه مكانیكی قسمت عمده كار را بر عهده دارد كه عكاس قادر به افزودن چیزی جز مقداری دستكاری در چاپ عكس ، به آن نیست.( و این هم در صورتی است كه عكاس خود چاپ عكس را در تاریكخانه اش انجام دهد.
برای مثال عكاسان جنگ جهانی دوم كه آثار تامل برانگیزی هم خلق كردند تنها لحظه ها را شكار و فیلم ها را برای ظهور و چاپ به لابراتوار هایی خارج از مهلكه ارسال می كردند و خود معمولا تصور دقیقی از نتیجه كار- اگر نتیجه ای وجود می داشت - نداشتند)
شاید از طریقی كه در ادامه پی خواهم گرفت قادر به كمك به بعضی نتیجه گیری ها در این بحث شوم. طی سال های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ بیش از یك سال را با William Mortensen در Leguna Beach كالیفرنیا گذراندم و فلسفه و تكنیك او را كه بیش از ۴۰ سال به هر دوی آنها در كارهایم به عنوان یك عكاس چهره نگار وفادار مانده ام ، از او آموختم.
آقای Mortensen تكنیك های شخصی و خاص خودش را در نورپردازی سوژه ، زمان بندی نوردهی و ظهور و چاپ فیلم داشت. او در هر یك از این مراحل در برابر گروه معروفf/۶۴ به ریاست آنسل آدامز قرار می گرفت كه معتقد به عدم هر گونه دستكاری در ظهور و چاپ فیلم بود. به نظر می رسد چنین فلسفه ای با استدلالی كه ارائه می دهد به خودی خود عكاسی را از جرگه هنر خارج می كند. گروه آنقدر قدرت و نفوذ داشت كه به مدت بیش از یك دهه در كنار گذاشتن مجازی Mortensen از تاریخ عكاسی موفق شد.
Mortensen مفهوم " نور دادن برای سایه ها و ظهور برای روشنی ها " را با تجربه بر عكس قضیه یعنی " نوردادن برای روشنی ها و ظهور برای سایه ها " متغیر كرد. مفهوم قبلی، تكنیسین های تاریكخانه را وادار می كرد با استفاده از تكنیك معروف “Pull” نگاتیو را به نقطه مشخصی از پروسه ظهور كه توسط فاكتور شناخته شده ای به نام " گاما" تنظیم می شد ، برسانند. این تغییر مختصر پیش از آنكه پروسه ظهور كامل شود نگاتیو را از ادامه راه نگه می داشت.
من نمی توانم در مورد نتایجی كه با استفاده از این روش و توسط ستارگان پر فروغی همچون گروه F/۶۴ كه مطمئنا عكس های باشكوهی خلق كرده اند كه برای همیشه باقی خواهند ماند ، بحث و استلال كنم ، اما می توانم در باره آن مفهوم پایه و اساسی حرف هایی بزنم. Mortensen می گفت ، نگاتیو مانند " دوربین پیچیده " چشم انسان است كه به اندازه كافی برای ضبط و انتقال تدریجی یك سوژه دچار محدودیت و مضیقه است و بیشتر ، سوژه را قاپ می زند و می دزدد تا آن را با تمام جزییات و حواشی اش نشان دهد .
مفهوم پایه و قدیمی ارائه شده هم تنها همین كار را انجام می دهد. ایده Mortensen بر اساس مفهوم " نوردادن برای روشنی ها و ظهور برای سایه ها " منجر به ظهور كامل فیلم برای دستیابی به آنچه كه نامش را " ۷ مشتق " (۷-D) گذاشته بود ، شد. او حتی برای اثبات نظریه اش فیلمی را به اندازه كافی در پروسه ظهور تحریك كرد تا كاملا ظاهر شود. او به جای ۵ دقیقه ، نگاتیو را حدود یك تا یك و نیم ساعت یا تا قبل از آنكه نگاتیو آسیب ببیند و لكه دار شود در “Developer” نگاه داشت .
همه چیز به خوبی با یك نگاتیو كاملا ظهور یافته به پایان رسید.تنها كمی كار بر روی كاغذ با قی مانده بود تا عكسی عالی از سفید سفید تا سیاه سیاه بدست آید.من این كار را بارها انجام داده ام ،ظهور یك تا یك و نیم ساعته بدون هیچ اثر نامناسبی بر روی نگاتیو. به موضوع اصلی برگردیم. این درگیری عكاس برای ارائه یك عكس مسیر طولانی است كه عكاسی را در زمره هنر قرار می دهد ، اما به یك چیز دیگر نیز نیاز است كه Mortensen به خوبی از پس آن نیز بر آمده است.
مدتها پیش از آنكه او وارد عكاسی شود در نیویورك با هنرمندانی از جمله Bridgeman، Henri و Bellows مشغول تحصیل بود و طی یك سال در "یونان " از بسیاری جاها نقاشی كرد.پس از بازگشت به Salt Lake City به تدریس در كلاس های هنر دبیرستان قدیمی خود پرداخت . من تعدادی از كارهای رنگ و روغن او را در Laguna Beach مشاهده كردم كه كارهای بسیار با ارزشی بودند.مسئله اینست كه او یك هنرمند مسلم بود و آن استعداد و سرشت را با خود به عكاسی آورده بود.
من هیچ عكاس دیگری را سراغ ندارم كه پرتره هایی با كیفیت آثار mortensen ارائه كرده باشد. احساس من اینست كه یادگیری اغلب هنرمندان از طریق منابع یكسانی بوده و در نتیجه كارهای آنها هم شبیه بهم و یكسان به نظر می رسد.
به نظر من ، هر چند كه آنها تكنیسین های خوبی محسوب می شوند اما فاقد آن بارقه هنرمندی هستند و آن بارقه خصوصیتی است كه فرد با آن متولد می شود و آموختنی نیست هر چند كه مطالعه عمیق و دقیق تاریخ هنر و آثار هنرمندان متقدم و موفق، به بهبود درك افراد از هنر و ارتقا كیفیت آثار آنها كمك می كند. من به عكس های بسیاری توجه كرده ام و مجلات و كتاب های متعددی را ورق زده ام و در آنها آثاری را دیده ام كه بیشتر آنها را تكنیسین ها و نه هنرمندان تهیه و عرضه كرده اند.
یك مثال : Mortensen برای كمك به داوری در یك نمایشگاه عكس در Santa Ana دعوت شده بود، یكی از معدود دفعاتی كه از خانه و استودیو اش در Laguna Beach دور شده بود. او به قانون Schnitt ریاضی دان آلمانی كه میگفت باید نسبت A به B برابر با نسبت B به A-B باشد ( افقی و عمودی) در تركیب بندی عكس معتقد بود و در میان عكس ها به دنبال تصاویری بود كه بیشتر با این قانون مطابقت كنند. چند تایی از عكس هایی كه قانون Schnitt در آنها بیشتر رعایت شده بود توجه او را به خود جلب كردند ، آنها را جدا و برای مقایسه و بررسی بیشتر آنها را به دیوار تكیه داد.
بقیه داوران گیج شده بودند بیشتر انتخاب های آنها در میان عكس هایی كه Mortensen انتخاب و جدا كرده بود وجود نداشتند.او توضیح داد كه اگر یك عكس چاپ شده كمپوزیسیون خوبی نداشته باشد ، هر چقدر هم كه خوب گرفته و چاپ شده باشد این مسئله مهم نیست و دستورالعمل Schnitt به سادگی یك پرینت با كمپوزیسیون خوب را از پرینتی كه فاقد آن است مشخص و معین می كند. باقی داوران سرانجام با Mortensen موافقت كردند و نهایتا جایزه به عكسی كه او انتخاب كرده بود تعلق گرفت.
من در مورد عكاسانی كه آثارشان را به طور معمول عرضه می كنند نظری ندارم اما در مورد آنهایی كه سعی می كنند كار های متوسطی را كه به لحاظ تكنیكی عالی اما فاقد كیفیت حقیقی هنری هستند ،به مثابه هنر قلمداد كنند نظراتی دارم. مدت هاست كه از من برای داوری در نمایشگاه ها و مسابقات عكاسی دعوت نمی شود زیرا همه می دانند كه من عكس های رنگی را كه مشخص است توسط خود عكاس چاپ نشده اند قبول ندارم و رد می كنم .
بیشتر عكاسان چاپ های رنگی شان را به لابراتوار هایی می دهند كه از تجهیزات گران قیمت استفاده می كنند .
برای آنكه عكاسی جایگاه خودش را در هنر داشته باشد باید بدست هنرمندان برجسته و عكاسان خبره به لحاظ فنی اعتلا یابد .بسیاری از عكاسان تكنیكی ، كارهای درخشانی در زمینه ثبت و ضبط آنچه كه جهان دارد ارائه می دهند اما تنها " عكاسان هنرمند" قادر به حفظ جایگاه عكاسی در سالن های هنری و كلكسیون ها هستند.

منصور نصیری
سایت فوتو

magmagf
03-30-2007, 01:56 AM
http://www.aftab.ir/articles/art_culture/photography/images/1272f280ce2b61aa9d554d9e61691f0a.jpg

آتش‌بازی یكی از برنامه‌های زیبایی است كه هر ساله با فرا رسیدن ایام جشن وشادی شكل جالبی به خود می‌گیرد. البته اصلاً منظور ما آتش‌بازی‌های شبیه چهارشنبه سوری و چوب‌های سوزان و ترقه نیست، بلكه منظور ما نور‌افشانی‌هایی است كه در میادین اصلی شهر برپا می‌شود. اگر شما هم یكی از این شب‌ها را دیده باشید، حتماً متوجه این نور‌های زیبا خواهید شد.
عكس‌های آتش‌بازی‌های نورانی هرگز به زیبایی خود آن‌ها نخواهد شد. بنابراین فقط آن‌ها را تماشا كنید! اما اگر هنوز هم اصرار دارید كه از آتش‌بازی‌های زیبا عكاسی كنید، شاید این راهنمایی‌ها به كار‌تان بیاید:
▪ سه‌پایه:
حتماً می‌دانید چیست؟! سه شماره پی‌درپی به همین موضوع پرداختیم. یك وسیله دارای سه تا پایه بازشو كه با اتصال دوربین به آن می‌توانید خیال خودتان را از بابت لرزش دوربین راحت كنید. برای عكس‌برداری از نور‌افشانی‌های آتش‌بازی كه همیشه در تاریكی شب انجام می‌شود، مطمئناً به سه‌پایه نیاز خواهید داشت. اگر سه‌پایه دارید، حتماً آن را با خودتان بردارید.
▪ كنترل از راه دور:
تعجب نكنید. خیلی از دوربین‌ها امكان استفاده از آن را دارند. البته این كنترل‌ها در مورد دوربین‌های مختلف متفاوت است (و احتمالاً خیلی هم گرانند). برخی از دوربین‌ها از دكمه شاتر سیمی استفاده می‌كنند كه قیمت چندانی ندارند، اما باید ببینید كه آیا دوربینتان پیچ اتصال آن را دارد یا خیر. نهایتاً اگر هیچ یك از این‌ها شامل حال شما نمی‌شود، می‌توانید از دكمه عكس‌برداری زمان‌دار (Self Timer) دوربینتان هم استفاده كنید تا اطمینان پیدا كنید هیچ لرزشی به دوربین وارد نمی‌شود. البته در این حالت باید خودتان زمان انفجار منور‌ها را حدس بزنید.
▪ كادربندی:
سخت‌ترین كاری كه در هنگام عكاسی آتش‌بازی‌ها با آن روبه‌رو می‌شوید (چیزی كه تا قبل از شروع به كار اصلاً به ذهنتان نمی‌رسد)، كادر‌بندی عكس‌ها است. باید به طور دقیق حدس بزنید كه انفجار بعدی دقیقاً در كجای آسمان روی خواهد داد، و بعد دوربین را روی همان نقطه ثابت كنید. در این مورد هیچ راهنمایی خاصی وجود ندارد. فقط حدس و گمان است! تنها چیزی كه باید در نظر داشته باشید این است كه دیگران هم مثل شما می‌خواهند از آتش‌بازی لذت ببرند.
شما نمی‌توانید از مردم بخواهید جلوی دوربین شما را خالی بگذارند. بنابراین از همان ابتدا كمی از آن‌ها فاصله بگیرید.
در كادربندی توجه به یك نكته دیگر نیز اهمیت دارد. این‌كه كادر را باید به صورت افقی بگیرید یا عمودی؟ هیچ قانونی برای این مسئله وجود ندارد و هر دو كادر عكس‌های خوبی را ثبت می‌كنند. شخصاً كادر عمودی را ترجیح می‌دهم؛ زیرا حركت منور‌ها بیشتر به صورت عمودی انجام می‌شود و به همین علت فاصله دید بیشتری خواهید داشت.
نكته مهم دیگر این است كه ببینید آیا واقعاً می‌خواهید عكس بگیرید یا می‌خواهید آتش‌بازی‌ها را تماشا كنید. این نكته بسیار مهم است. توجه داشته باشید كه برای انجام یك كادربندی صحیح، لازم است دقیقاً محل زاویه دید دوربین را پیدا كنید و برای تنظیمات بعدی آن را به خاطر بیاورید. اگر می‌خواهید دوربین را تنظیم كنید، كنترل از راه دور آن را در دست بگیرید، و در لحظه عكس گرفتن به آسمان نگاه كنید، نمی‌توانید بفهمید از كجا عكس گرفته‌اید. سپس تا بخواهید عكس قبلی را باز كنید و به یاد بیاورید این عكس از كجای آسمان بوده است، چند منور دیگر منفجر خواهد شد. پس شما آن‌قدر‌ها هم وقت ندارید!
▪ فاصله كانونی:
سعی نكنید از زوم زیاد دوربینتان استفاده كنید. این كار موجب سخت‌تر شدن فوكوس هم می‌شود. در این حالت تمام مدت باید به دنبال نور‌ها بگردید و البته در لحظه عكاسی فوكوس كردن هم مشكل‌تر می‌شود. شاید بهتر باشد با زاویه باز عكاسی كنید و بعد آن‌ها را برش بزنید. اگرچه این كار موجب افت كیفیت عكس‌ها می‌شود، اما بهتر از این است كه اصلاً عكس نگیرید.
▪ دیافراگم:
یكی از سوالات معمول درباره عكاسی از آتش‌بازی‌ها همین است: چه دیافراگمی را انتخاب كنیم؟ خیلی‌ از كاربران فكر می‌كنند انتخاب دیافراگم باز‌تر برای عكاسی از آتش‌بازی مناسب‌تر است. اما مسئله دقیقاً برخلاف این است. دیافراگم‌های f/۸ یا f/۱۶ برای این كار نتیجه بهتری دارند؛ زیرا عمل فوكوس كردن به دلیل بالا رفتن عمق میدان راحت‌تر می‌شود.
▪ سرعت شاتر:
شاید مهم‌تر از تعیین دیافراگم، تنظیم سرعت شاتر باشد. ذرات نورانی منور‌ها حركت نسبتاً سریعی دارند و اگر می‌خواهید زیبایی حركت آن‌ها را در عكس خود داشته باشید، باید بتوانید نوردهی دوربینتان را روی یك نوردهی نسبتاً طولانی‌ تنظیم كنید. یك روش برای نوردهی طولانی، استفاده از وضعیت Bulb یا همان سرعت Bاست. در این حالت، تا زمانی كه دكمه شاتر را فشرده نگه داشته باشید (ترجیحاً با استفاده از سیم شاتر یا كنترل از راه دور) دهانه شاتر باز نگه داشته می‌شود. در چنین حالتی بهتر است، به محض انفجار منور، دكمه شاتر را فشار دهید و تا زمانی كه آخرین ذرات نور خاموش می‌شوند، آن را رها كنید؛ یعنی تقریباً چند ثانیه نوردهی مناسب است.
البته می‌توانید با چند بار امتحان كردن این كار، فاصله زمانی دقیق برای نوردهی را پیدا كنید. دقت نمایید كه هیچ نیازی نیست این فاصله زمانی خیلی طولانی شود. نباید فكر كنید چون آسمان تاریك است، می‌توانید هر قدر كه دوست دارید، دهانه شاتر را باز نگه دارید؛ زیرا جرقه‌های منفجر شده نورانی به صورت تصادفی در آسمان روشن می‌شوند و احتمال این‌كه یك جرقه دیگر در همان مكان قبلی منفجر شود و عكس قبلی شما را خراب كند، بسیار زیاد است.
در صورتی كه دوست دارید تصویر چند جرقه مختلف را در عكس داشته باشید، می‌توانید از این ترفند استفاده كنید. دوربین را روی حالت Bulb قرار دهید و یك تكه مقوای ضخیم در دست بگیرید. به محض خاموش شدن یك جرقه، مقوای مذكور را جلوی لنز نگه دارید (در حداقل فاصله ممكن بدون این‌كه به دوربین لرزش وارد كنید) و با روشن شدن جرقه بعدی، دوباره آن را كنار بكشید. با این ترفند می‌توانید در یك عكس تصویری از چند جرقه رنگی نورانی را با هم ثبت كنید؛ بدون این‌كه عكس شما پر از نویز شود.
▪ حساسیت یا ISO:
به هیچ عنوان حساسیت دوربین را زیاد نكنید. ممكن است روی تصویر پیش نمایش خود دوربین به نظر برسد كه بالا بردن حساسیت، شفافیت نورها را بیشتر می‌كند، اما بعداً كه عكس هایتان را در داخل كامپیوتر باز‌می‌كنید، با حجم وسیع نویز‌هایی روبه‌رو می‌شوید كه تمام سطح تصویر را پوشانده‌اند. بعداً می‌توانید با فتوشاپ، درخشندگی نورهای عكس را بیشتر كنید. بنابراین سعی كنید ترجیحاً با همان حساسیت ISO ۱۰۰ كار كنید.
▪ فلاش:
فلاش دوربینتان را خاموش كنید، زیرا هیچ تاثیری روی عكس‌هایتان ندارد. تنها كار فلاش در این این است كه به دوربین می‌گوید به زمان نوردهی كمتری نیاز دارد. پس آن را خاموش كنید، وگرنه تمام زحمات‌شما را بر باد می‌دهد.
▪ عكاسی با حالت دستی:
هم نور دهی دستی و هم فوكوس دستی. عكاسی كردن در حالت فوكوس خودكار، هنگامی كه در محیط‌های كم‌نور هستید، برای بسیار از دوربین‌ها غیر‌ممكن و برای دوربین‌های پیشرفته بسیار مشكل است. در حقیقت لنز دوربین نمی‌تواند تشخیص بدهد كه در میان سیاهی آسمان روی چه چیزی باید فوكوس كند. به همین دلیل، بسیاری از موقعیت‌های خوب عكس‌برداری را از دست خواهید داد. ضمناً، در حالت دستی هیچ نیازی نیست كه هر بار كه می‌خواهید عكس بگیرید، فوكوس كنید. دوربین را روی حالت فوكوس دستی قرار دهید، یك بار فوكوس كنید. پس از آن دیگر لازم نیست فوكوس دوربین را تغییر دهید؛ زیرا در فواصل دور تغییر مكان سوژه تأثیر چندانی روی فوكوس عكس نخواهد داشت؛ خصوصاً اگر از دیافراگم‌های بسته مثل f/۸ یا f/۱۶ استفاده كنید.
پیشنهاد می‌كنم از همان ابتدا فوكوس دوربین را روی حالت بی‌نهایت (روی اغلب دوربین‌ها با یك علامت شبیه هشت افقی دیده می‌شود) قرار دهید. در این‌ حالت، تمام كادر در حالت فوكوس شده قرار می‌گیرد و عملاً عمق میدان از بین می‌رود.
▪ تماشای پیش‌نمایش عكس:
برای چه دوربین دیجیتال خریده‌اید؟ نمایشگر دوربین دیجیتال، یكی از مهم‌ترین مزیت‌های آن نسبت به همتای آنالوگ خود است. می‌توانید روی این نمایشگر، عكس‌های گرفته شده را بررسی كنید. بنابراین، این امكان را به شما می‌دهد كه میزان نوردهی، شدت نورها، سرعت مناسب و خیلی چیز‌های دیگر (جز میزان نویز كه معمولاً روی این حالت قابل تشخیص نیست) را بررسی كنید.
بد نیست در ابتدای كار، چند عكس با سرعت‌های مختلف بگیرید و پیش‌نمایش آن‌ها را ببینید. این كار به شما كمك می‌كند درك بهتری از نور جرقه‌ها، سرعت دوربین و میزان نورهای اضافی اطراف (مثل نور چراغ‌های خیابان و...) پیدا كنید.
▪ پیشنهاد اضافی:
سعی كنید قبل از شروع نور‌افشانی، كاملاً آماده عكس‌برداری باشید. اگر هوا راكد باشد (باد نوزد) معمولاً پس از مدت اندكی آسمان پر از دود می‌شود و این دود مانند لایه‌ای مهآلود در تمامی عكس‌های شما نمایان خواهد شد. بنابراین بهتر است اولین جرقه‌ها را از دست ندهید. جشن‌های خوبی را برایتان آرزومندیم!

امیر یاری
ماهنامه شبکه

karin
04-01-2007, 04:09 AM
http://www.bagthatpic.com/images0015/zWe84128.jpg

حتما تاكنون حس خارق العاده ای كه برخی عكسهای سیاه و سفید در شما ایجاد كرده اند، را تجربه كرده اید.عكسهای سیاه و سفید همواره ارزش وجودی خاص خود را حفظ نموده اند. تهیه عكسهای سیاه و سفید زیبا در دنیای عكاسی دیجیتال نیز بسیار مهم است و در این نوشتار میكوشیم روشی كامل و در عین حال ساده برای این منظور ارائه نماییم.
● تهیه عكسهای سیاه وسفید دیجیتال ۳مرحله مهم دارد:
۱) تهیه عكس رنگی اولیه با نورپردازی مناسب
۲) تبدیل عكس رنگی به عكس سیاه وسفید
۳) چاپ عكس سیاه وسفید
برای تهیه عكس سیاه وسفید ایده آل بایستی ابتدا یك عكس رنگی مناسب ( كه از برخی جهات با عكس های رنگی معمولی فرق دارد ) تهیه نمود.پس از همین ابتدا تكلیف خود را با حالت عكاسی سیاه و سفید كه در برخی دوربینهای دیجیتال وجود دارد ،روشن كرده ایم:هیچگاه برای عكاسی سیاه وسفید از این حالت استفاده نكنید(دلایل این امر در این نوشتار بر شما روشن خواهد شد).
سپس باید این عكس رنگی را با روشهای خاص به عكس سیاه وسفید تبدیل نمود و در نهایت آنرا چاپ كرد.
▪ هركدام از مراحل فوق دارای تكنیكها و ظرایف خاصی است كه به ترتیب به آنها خواهیم پرداخت.
۱) مرحله اول:
تهیه عكس رنگی با نورپردازی خاص:
برای تهیه عكسهای رنگی مناسب ،توجه به نكات زیر لازم است.
الف) فیلمهای سیاه وسفید در دوربینهای غیر دیجیتال دارای قدرت حصول محدوده دینامیكی(Dynamic Range )وسیعتری نسبت به حسگر دوربینهای دیجیتال هستند. دردوربینهای دیجیتال تهیه عكس رنگی اولیه از برخی مناظر با محدوده دینامیكی وسیع ،مشكل میباشد.
برای حل این مشكل میتوان چند عكس با نورپردازیهای مختلف از منظره تهیه كرد وسپس با روشهای ادغام دیجیتالی آنها را با هم تركیب نمود(برای اطلاعات بیشتر به این مقاله ها مراجعه نمایید).
ب) برای تهیه عكسهای سیاه وسفید در دوربینهای غیر دیجیتال ،معمولا سعی بر این است كه عكسی با نوردهی زیاد تهیه شود(چرا كه اصلاح نوردهی زیاد در تاریكخانه، آسانتر از اصلاح عكسهای با نوردهی كم است).اما در دنیای دیجیتال موضوع متفاوت است:بایستی مراقب بود كه نوردهی عكس زیاد نشود.این موضوع در مورد عكسهای سیاه وسفید به مراتب مهمتر از عكسهای رنگی است چرا كه در عكسهای رنگی ،رنگ یك بعد دیگر به عكس اضافه میكند و مناطق پرنور كمتر به چشم می آیند اما در عكسهای سیاه و سفید این مناطق بشدت آزار دهنده خواهند بود.
▪ در اینجا لازم است كه قبل از ارائه راه حل این مشكل،به دو نكته مهم اشاره كنیم:
- نكته اول:
مهمترین شاخص كیفیت عكسهای سیاه و سفید، تونالیته(Tonality) مناطق مختلف عكس است.بدین معنا كه عكس خوب، عكسی است كه تمام نواحی مختلف آن از لحاظ طیف سیاه تا سفید غیر طبیعی نباشند.
این موضوع در تمام مراحل تهیه عكس (تهیه عكس رنگی اولیه،تبدیل آن به عكس سیاه وسفید و چاپ آن) باید مد نظر باشد.
- نكته دوم:
در عكسهای رنگی، نویز همواره یك چالش عمده محسوب شده و كاهش آن همیشه لازم است.اما در عكسهای سیاه وسفید، در اكثر اوقات نه تنها نویز مشكلی محسوب نمیشود كه گاه عامدا نویز را به تصویر اضافه میكنند.
▪ پس از ذكر این دو نكته به بحث نورسنجی در تهیه عكس برمی گردیم:
دوربینهای دیجیتال تمایل دارند تا با افزایش نوردهی(و به قیمت كاهش جزئیات در مناطق پر نور)،نویز تصویر را كم كنند .چرا كه با نوردهی كمتر ،جزئیات مناطق پرنور دیده می شود ولی بعلت استفاده از حساسیتهای بیشتر حسگر، نویز در مناطق كم نور بیشتر خواهد شد.
اما همانگونه كه ذكر شد ، در تصاویر سیاه وسفید، اولا بایستی از نوردهی زیاد خودداری نمود ثانیا افزایش نویز ،مشكل عمده ای محسوب نمی شود.پس برای تهیه عكسهای سیاه و سفید با دوربین دیجیتال باید از مقدار نوردهی كمتر از میزان نورسنجی خودكار دوربین استفاده نمود تا جزئیات كاملی در مناطق روشن تصویر داشته باشیم.
ـ حال سوالی پیش می آید:چه مقدار كمتر؟
پاسخ این سوال یك كلمه است:هیستوگرام. با استفاده از هیستوگرام دوربین دیجیتال، باید سعی كنیم كه نورپردازی آنقدر كم نشود كه جزئیات مناطق سایه تصویراز بین بروند.(برای آشنایی با هیستوگرام به این مقاله مراجعه كنید)
ج) در تهیه عكسهای سیاه وسفید استفاده از فرمت RAW و TIFF بر فرمت JPEG مزیت دارد.چرا كه شاخص اصلی كیفیت این عكسها بر پایه تونالیته است و در این زمینه در هنگام تبدیل فرمت RAW ،تنظیمات و كنترلهای كاملی در دسترس كاربر می باشد.مزیت دیگر این فرمتها عدم فشردگی و میزان بالای اطلاعات تصویری آنها است كه به همین علت در موقع اصلاحات نرم افزاری (نظیر اصلاح Curve و ...)،تمایل كمتری به پوستری شدن (Posterization) دارند.اگر دوربین دیجیتال شما فقط امكان تولید تصاویر JPEG دارد،در هنگام تهیه این تصاویر، حداقل درصد فشردگی آنرا كم نمایید.
۲) مرحله دوم:
تولید عكس سیاه وسفید از عكس رنگی تهیه شده
اگر فكر میكنید كه این مرحله با دستور Image>Mode>grayscale ( ویا دستور Image>Adjustment>desaturate)قابل انجام است ،باید بگوییم كه اشتباه می كنید.برای حفظ و تنظیم دقیق تونالیته طیف خاكستری تصویر سیاه وسفید،اصلا این روشها به پای روشهای پیشرفته ای كه در ذیل بحث می شوند،نخواهند رسید.برای تبدیل دقیق تصاویر رنگی به تصاویر سیاه وسفید روشهای گوناگونی وجود دارد، كه در این قسمت به دو روش معروف و كاربردی اشاره میكنیم:
▪ روش اول:
این روش توسط Russel Brown از شركت ادوب ارائه شده است.در این روش امكان تنظیم دقیق و كنترل مقادیر تونالیته رنگهای مختلف وجود دارد.
ـ ساخت Adjustment layer از نوع Hue/saturaion:فایل تصویر را باز كنید.دستور Layer>New Adjustment layer>Hue/Saturation رااجرا كنید.هیچ تغییری در آن ندهید و OK را كلیك نمایید.
- ساخت Adjustment layer دوم از نوع Hue/saturaion :مجددا با همان فرمان قبلی یك لایه تنظیمی جدید بسازید.حال مقدار Saturation را -۱۰۰قرار دهید تا تصویر به طور كامل غیر اشباع شود.OK را كلیك نمایید.
- لایه اولAdjustment layer را انتخاب نمایید.حالتBlending این لایه را رویColor تنظیم نمایید.
- روی لایه اولAdjustment layer دوبار كلیك نمایید تا صفحه تنظیمات آن ظاهر شود.چون حالت blending این لایه color است،میتوانید مقدار Hue را تنظیم نمایید.با تغییر مقدار Hue طیف خاكستری تصویر را تنظیم نمایید.
- حال مقدارSaturaion را تنظیم كنید تا سایه های تصویر مطابق میل شما شود.
همواره از Hue برای تنظیمهای كلی و از saturation برای تنظیمهای ظریف استفاده كنید.سپس OK را كلیك كنید.
- تنظیم یك محدوده رنگی خاص در تصویر:اگر مایلید كه به طور خاص، ناحیه رنگی خاصی از تصویر را تنظیم دقیقتری نمایید، مجددا روی لایه اول دوبار كلیك كنید و از منوی Edit در همین صفحه تنظیم ،رنگ مورد نظر را انتخاب وتنظیمات Hue و Saturation را برای آن رنگ خاص انجام دهید.مثلا برای آسمان،رنگ آبی را انتخاب و مراحل ۴و۵را برای این رنگ تكرار نمایید.
▪ نكته:
اگر رنگ دیگری نیز نیاز به تنظیم دارد ،این مرحله را برای آن رنگ تكرار نمایید.
نكته:
برای آنكه تنظیم رنگ را مشاهده كنید،لایه Adjustment Layer دوم را خاموش نمایید.
- تنظیم مجموعه ای از رنگها:
برای آنكه مجموعه ای از رنگها(مثل آبی آسمان و قرمز گلها) را باهم تنظیم نمایید، مجددا روی لایه اول دوبار كلیك كنید. ابزار Eyedropper را انتخاب نمایید.در حالیكه آنرا روی تصویر نگه داشته اید،دكمه Shift را فشار دهید.علامت + كنار آن ظاهر میشود.حال ابتدا روی یك رنگ و بعد روی رنگ بعدی و بعدی كلیك كنید(مثلا رنگهای آبی و قرمز و ...).اگر در همین حال به صفحه تنظیم Hue/Saturation نگاه كنید،مشاهده میكنید كه محدوده رنگی افزایش می یابد تا تمام رنگهای انتخابی را دربرگیرد.
حال مقادیر Hue و Saturation را برای این مجموعه رنگها تنظیم نمایید.(از این بیشتر كنترل میخواهید؟!)
ـ پس از انجام تنظیمات، روی OK كلیك كنید تا صفحه تنظیمات لایه دومHue/saturation بسته شود.همواره به یاد داشته باشید كه میتوانید برگردید و با دوبار كلیك روی این لایه، مجددا تنظیمات مورد نظر خود را انجام دهید(قدرت و ارزش این روش در همین جزئیات نهفته است).در نهایت لایه هارا Flat نمایید و از عكس خود لذت ببرید.
اگر از فتوشاپ CS وتصاویر ۱۶بیتی استفاده نمایید ،نتایج باز هم بهتر خواهند شد.
۲) روش دوم:
- فایل را باز كنید.یك Adjustment layer از نوع Channel Mixer‌بسازید:
Layer>New Adjustment Layer>Channel Mixer
- پس از ظاهر شدن صفحه تنظیمات،گزینه Monochrome را انتخاب كنید.با این كار تصویر سیاه و سفید می شود. و مقدار رنگ قرمز روی ۱۰۰قرار میگیرد.
- حال مقادیر مربوط به رنگهای قرمز ،آبی و سبز را تغییر دهید تا تونالیته تصویر بهبود یابد.همواره به خاطر داشته باشید كه مجموع ۳مقدار این رنگها باید ۱۰۰باشد(مثلا ۴۰و۴۰و۲۰یا۲۰و۳۰و۵۰ )
با این روش نیز كنترل خوبی روی تونالیته رنگهای مختلف و تاثیر آن روی تصویر نهایی خواهید داشت.تنظیم این ۳رنگ در حقیقت، شبیه سازی حالتی است كه با یك دوربین غیر دیجیتال و با فیلم سیاه وسفید،از فیلترهای قرمز ،آبی و سبز استفاده كنید.
▪ نكته مهم :
برای مشاهده اثرات یك فیلتر رنگ به تنهایی، مقدارآنرا روی ۱۰۰و مقدار ۲رنگ دیگر را ۰قرار دهید.
همانگونه كه در هردوروش فوق مشاهد شد،چالش اصلی در تبدیل تصاویر رنگی به سیاه وسفید،تنظیم دقیق تونالیته رنگهای مختلف در تصویر نهایی است.
▪ اما در روشهای معمولی زیر اینگونه كنترل و تنظیمات دقیق وجود ندارد:
الف) فرمان Image>Mode>Grayscale
ب) فرمان Image>Adjustment>Desaturate
ج) بردن تصویر به حالت LAB color وحذف كانالهای a و b
پس این ۳روش را فراموش كنید و همواره برای تبدیل ،از ۲روش اصلی فوق الذكر استفاده كنید تا تصاویر سیاه وسفید ایده آل داشته باشید.
- Action ها و Plug-in های آماده:
Action های آماده ای نیز برای تهیه تصاویر سیاه و سفید از تصاویر رنگی وجود دارند كه به برای سهولت كار میتوانید با اجرای آنها تصاویر خود را به سیاه وسفید تبدیل نمایید.(از این آدرس مجموعه Action های رایگان را دانلود كنید وسپس فایل دانلود شده با پسوند atn را در فولدرAdobe\Photoshop\Presets\Photoshop Actions كپی كنید و در پالت Action فتوشاپ از منوی Action گزینه bw-actions.atn را انتخاب كنید و اكشن مورد نظرتان را اجرا نمایید)
اما استفاده از این روشها از لحاظ كنترل بر روند كار ، هیچگاه به پای ۲روش فوق الذكر نمی رسند.
۳) مرحله سوم :
چاپ تصاویر سیاه و سفید
هدف اصلی در چاپ تصاویر سیاه وسفید نیز، حفظ تونالیته است.برای این منظور به كار بردن روش زیر می تواند امكان كنترل دقیق تونالیته مناطق مختلف را فراهم نماید.
مراحل تنظیم قبل از چاپ عكس سیاه وسفید
▪ پس از تبدیل عكس رنگی به عكس سیاه و سفید، مراحل زیر را انجام دهید:
- لایه عكس را دو بار Duplicate نمایید.(Layer>duplicate)،اولین كپی را Dodge و دومین كپی را Soft بنامید.
- حالت Blending لایه Dodge راروی Color Dodge برده و اپاسیته آنرا ۴% تنظیم كنید.حالت Blending لایه Soft را روی Soft Light برده واپاسیته آنرا ۴۵% تنظیم نمایید.
- یك لایه Adjustment Layer از نوع Curve در بالای همه لایه ها اضافه كرده و سپس Curve رابه صورت شكل شبیه S تنظیم كنید.اپاسیته این لایه را آنقدر كم كنید تا تصویر خوب به نظر آید.
- یك لایه Adjustment layer از نوع Hue/Saturation بسازید وآنرا Tint بنامید.قسمت Colorize را انتخاب و Saturation را ۵۰% تنظیم كنید.Hue را آنقدر تغییر دهید تا ته رنگ نارنجی ایجاد شود.اپاسیته این لایه را روی ۴% ببرید.
حال عكس برای چاپ آماده است.با این روش به راحتی میتوانید با تغییر اپاسیته لایه های مختلف تونالیته مورد نظر خود را در هنگام چاپ بدست آورید.
به هرحال فكر میكنم تهیه عكسهای سیاه وسفید زیبا و به یاد ماندنی ارزش خواندن این نوشتار نسبتا طولانی را داشته باشد.

karin
08-21-2007, 10:53 PM
http://www.foto.ir/Photos/Gallery/7871.jpg

پاییز، بهار دوم است!
وقتی که هر برگ، گلی است خوش رنگ و زیبا.

یکی از بهترین فصول سایت برای عکاسی، پاییز است. تنوع و جذابیت صحنه های پاییزی آنقدر زیاد است که کمتر کسی است که وسوسه نشود تا یک سری عکس پاییزی بگیرد.

در صورتی که به یک سری نکات توجه کنیم، می توانیم عکسهای فوق العاده ای از پاییز بگیریم. مهمترین شاخصه عکسهای پاییزی، رنگ و نور آنهاست. کلا عکسی که رنگ های زنده داشته باشد ارزشمند است ولی در مورد عکسهای پاییزی، رنگ اهیمت بیشتری پیدا می کند. در این مطلب سعی شده است تا یک سری از تجربیات شخصی ام در رابطه با عکاسی در فصل پاییز به طور خلاصه آورده شود.

در هر زمانی از روز می توان سوژه های خوب پاییزی را پیدا کرد و از آنها عکاسی کرد. لیکن بهترین زمان برای عکاسی در پاییز صبح (بعد از طلوع خورشید) و نزدیک غروب است. حتما عبارت "ساعت های طلایی" را شنیده اید. این ساعت ها شرایط نوری بسیار مناسب است و مایل تابیدن نور خورشید طول موج نوری ایجاد می کند که همه رنگ ها را گرم می کند. رنگهای قرمز و طلایی در این ساعت ها بسیار خوب ثبت می شوند.
استفاده از ***** پولاریزه بسیار مفید خواهد بود و رنگهای قوی و موثری ثبت خواهند شد. معمولا از ***** پولاریزه برای ثبت رنگ آبی آسمان استفاده می شود، ولی استفاده از آن در عکسهای پاییزی نیز بسیار موثر است.
دیافراگم بسته، یکی از شگردهایی است که برای بدست آوردن رنگهای قوی استفاده می شود. از شماره های بزرگ F-Stop استفاده کنید و زمان نور دهی را بالا ببرید.
از ISO بسیار پایین استفاده کنید و از حساسیت های بالا پرهیز کنید. هرچه حساسیت پایین تر باشد رنگها بهتر ثبت می شوند. این مورد خیلی جاها جواب می دهد.
یک یا دو استپ نور را کمتر ثبت کنید. سعی کنید یک یا دو استپ نور را از آنچه به نظر می رسد کمتر ثبت کنید. در خیلی مواقع این کار باعث می شود تا کنتراست نوری خوبی ثبت می شود، رنگ ها نیز جا افتاده تر شوند. بعدا در صورتی که لازم باشد می توان در نرم افزار کمی کار را روشن کرد.
تراز سفیدی (White Balance) در دوربین های دیجیتال بسیار مهم است. کافی است با کمی دقت و انتخاب حالت درست به هدف مورد نظر رسید. استفاده از مد "هوای ابری" (Cloudy) در پاییز، رنگها را می کند (لازم نیست که حتما هوا ابری باشد). همچنین می توان در نرم افزارهای RAW Processor کلوین را بالا برد تا گرمی رنگها تقویت شود. البته باید دقت کرد که در این کار زیاده روی نشود وگرنه رنگها غیر واقعی به نظر می رسند. در دوربین های فیلمی، به جای تراز سفیدی(White Balance) ، از فیلترهای مختلف برای بدست آوردن محیط های رنگی مختلف استفاده می شود.
حتما پشت به خورشید عکاسی کنید. عکاسی رو به خورشید باعث می شود تا حالت ضد نور ایجاد شود و کنترل نور بسیار مشکل می شود، رنگها ضعیف می شوند و همچنین تابش نور خورشید در لنز (lens flare) از کیفیت کار می کاهد. در صورتی که رو به خورشید عکس میگیرید از هود لنز استفاده کنید.
استفاده از سه پایه را در الویت کار قرار دهید. اگر در عکاسی از صحنه های پاییزی موارد فوق را اجرا می کنید حتما به سه پایه نیاز دارید. برخی از تکنیک های بیان شده در بالا باعث می شوند تا از سرعت ثبت پایین تری استفاده شود و بدون سه پایه کار کمی سخت می شود. ضمن اینکه در هوای بارانی، حفاظت دوربین در مقابل باران راحت تر است و با استفاده از چتر یا یک پوشش ضد آب راحت تر می توان عکاسی کرد.
سعی کنید به دنبال کنتراست های رنگی بگردید، مثل تقابل رنگ آبی آسمان با قرمز و طلایی و یا سبزی چمن ها با زردی و قرمزی برگها.
همیشه به دنبال ثبت کل منظره نباشید، هر یک از برگ ها می توانند سوژه خوبی برای تهیه عکسی با زاویه بسته (Close up) باشند. بافت ها و جزییات در پاییز سوژه های بسیار خوبی هستند.منبع: foto.ir

karin
08-21-2007, 11:05 PM
یکی از مشکلات این نوع عکاسی هزینه بالا و یا نبود امکانات مناسب است. استفاده از هواپیماهی کوچک که هزینه پروازی کمی دارند از بهترین راه حلهاست. همینطور استفاده از کایت یا پاراگلایدر با وجود اینکه محیط پوشش دهنده و قابلبت مانور عکاس را کاهش میدهد. هما لحظه ای که فرد خود را بر فراز زمین در حرکت میبیند و شاهد فرصتهای بینظیر عکاسی میشود پی میبرد که گذاشتن این همه وقت و هزینه ارزشش را داشته است. فزصتهایی مانند دیدن مسیر یک رودخانه و یا جاده از میان یک مزرعه، شخم زدن یک تراکتور، خاکبرداری از یک معدن روباز، ردیفهای درختان در یک باغ مرکبات و ...

http://www.foto.ir/Photos/Articles/158.jpg

از نظر تکنيکی عکاسی هوايی (گرفتن عکس از داخل هواپيما، کايت، و يا چرخبال) کار زياد سختی نيست چون تقزيبا هميشه فوکوس در بينهايت است و انتخاب اکسپوژر هم چندان مشکل نيست. مشکل حرکتهای پيشبينی نشده و لرزشهای موجود در وسيله های هوايی کوچک را ميتوان با انتخاب سزعت شاتر بالا يا استفاده از Image Stabilization (و یا ترکیبی از هر دو) بر طرف کرد. به همین دلیل انتخاب یک روز آفتابی مهمترین نکته در این سبک عکاسیست. عکسهای هوایی خوب فقط زمانی حاصل میشود که عکاس آشنایی و انس کامل با وسیله پروازی که از آن استفاده میکند داشته باشد. بعلاوه شناخت محیطی که بر فراز آن در حال پروار است هم از واجبات میباشد به همین دلیل پیشنهاد میشود که قبل از اقدام به پرواز منطقه مورد نظر را از طریق جاده بررسی کنید یا از نقشه هایی با جزییات بالا استفاده کننید و چند نقطه را که به نظر دارای پتانسیل عکاسی خوب میباشند به عنوان هدف عکاسی خود مد نظر قرار دهید.
نوشته فوق چکيده ايست از مقاله "The Fascination of the Aerial Perspective" چاپ شده در Photo Life Magazine توسط یکی از عکاسان حرفه ای این سبک به نام David Skelhon. برای آشنایی بیشتر با این عکاس و مشاهده آثار بیشتر میتوانید از این لینک بازدید کنید.

!!!! برای مشاهده محتوا ، لطفا ثبت نام کنید / وارد شوید !!!!

کليه حقوق تصاوير برای عکاس محفوظ است.
ترجمه: ورهرام همتی
منبع: foto.ir

karin
08-21-2007, 11:19 PM
قانون یک سوم در کادربندی و ترکیب - مقدماتی

یکی از مهمترین و حیاتی ترین مباحث در عکاسی و نقاشی٬ ترکیب بندی و انتخاب چگونگی قرارگیری عناصر در صفحه است. در این مطلب سعی شده تا در مورد یکی از مهمترین مسائل کادربندی توضیحاتی ذکر شود.



قانون یک سوم (⅓) در واقع مختصر شده مفهوم طلایی است. فلسفه اصلی که در پشت این مفهوم قرار دارد از یک ترکیب و کادربندی متقارن و مستقر در مرکز کادر که معمولا کسل کننده است جلوگیری می کند.
4 خط تقسیم کننده کادرخطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند. (شکل C1 و C2)از بین بردن تقارن با استفاده از قانون یک سوم به دو شکل می تواند صورت بگیرد.

در یک روش می توان تصویر را به دو بخش مجزا تقسیم کرد به نحوی که یک قسمت ⅓ و قسمت دیگری ⅔ تصویر را شامل شود.


http://photoinf.com/General/Klaus_Schroiff/Basic_Photography_Techniques/golden31.gif



شکل C1



http://photoinf.com/General/Klaus_Schroiff/Basic_Photography_Techniques/third.jpg





در روشی دیگر، تمرکز مستقیما بر روی نقاط طلایی است. فرض کنید که منظره ای بسیار زیبا و بدیع پیش رو دارید اما این منظره فاقد یک نمای هندسی و به اصطلاح Geometric خوب و جذاب است. به عبارت دیگر در عین اینکه منظره بسیار خاص و زیبا است اما اگر به صورت تصویر دربیاید تا حدودی کسل کننده خواهد شد.

راه حل چیست؟ سعی کنید در این منظره یکنواخت یک نقطه عطف و تمایز پیدا کنید، نقطه ای که بتواند یکنواختی و یکدستی نما را از بین ببرد. سپس این سوژه را روی یکی از نقاط طلایی قرار دهید. این نقطه اولین نگاه بیننده را جذب کرده و مخاطب را به دیدن باقی تصویر دعوت میکند. (شکل C2)


http://photoinf.com/General/Klaus_Schroiff/Basic_Photography_Techniques/golden32.gif


http://photoinf.com/General/Klaus_Schroiff/Basic_Photography_Techniques/empty.jpg

شکل C2

karin
08-21-2007, 11:26 PM
ترکیب بندی عکس
ترکیب بندی تصویر، در کتابها و مجلات تخصصی عکاسی، اغلب به شکل یک نسخه تجویزی ارائه میشود. انگار که پیروی از تعدادی قاعده میتواند نتیجه قانع کننده ای را تضمین کند. شاید بهتر باشد این قواعد را تنها به عنوان چکیده ایده هایی در نظر گرفت که عکاسان (و البته نقاشان و سایر هنرمندان قرنها پیش از اختراع دوربین) آنها را برای خلق یک تصویر تاثیر گذار، مفید یافته اند.
هر ترکیب بندی عکسی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن عکس، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با تنظیم محل دوربین و میزان نور دهی، آنها را از دل سایر اطلاعات تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، بسیاری از عکسها را خراب میکنند. اگر عکاسی را تازه شروع کرده اید، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی عکس، بسیار سطحی است.

تقارن:
ترکیب های متقارن برای نشان دادن استحکام، پایداری و قدرت به کار میروند. این ترکیب ها همچنین در عکاسی از موضوعاتی شاکل جزییات مفصل، مفید هستند. حس دیگری که یک عکس متقارن القا میکند، سادگی است.

در پرتره ای که اینجه مشاهده میکنید، هیچ راه دیگری برای ثبت موثر صحنه وجود نداشت. موضوع در وسط تصویر قرار داده شده چون شیء دیگری در عکس، بر نحوه قرارگیری متفاوت دلالت نمیکند(خط افق به دلیلی مشابه، تقریبا در وسط قرار گرفته است).
عصایی که مرد بومی به دست دارد، یک تقابل ضروری است که باعث میشود عکس زیادی تصنعی به نظر نرسد.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/001.jpg


ترکیب ساده:
رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/002.jpg

قطری (مورب):
خطوط قطری، چشم را از یک سمت عکس به سمت دیگر هدایت میکنند و نسبت به خطوط افقی، انرژی بیشتری را منتقل میکنند. در این تصویر، خمیدگی نته درخت به همراه حرکت پسرک و سگش در امتداد آن، بیننده را ترغیب میکند تا تمام عکس را از نظر بگذراند. این کار به طور طبیعی با حرکت چشم از پس زمینه نورانی سمت چپ پایین عکس به قسمت راست بالای آن، صورت میگیرد.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/003.jpg


هم پوشانی:
هم پوشانی اجزا یک سوژه، نه تنها باعث افزایش عمق پرسپکتیو میشود بلکه بیننده را به بررسی تضادهای موجود بین عناصر صحنه تشوق میکند. در مورد اول، از آنجایی که یک شیء، تنها هنگامی می تواند شیء دیگری را بپوشاند که جلوی آن قرار گرفته باشد بنا براین حس فاصله القا میگردد. در مورد دوم، هم پوشانی موجب می شود که دو یا چند شیء که با فاصله از هم جدا شده اند، کنار هم مشاهده شوند و به این ترتیب تضاد شکل، رنگ یا نور آنها قابل تشخیص گردد. در این تصویر، هم پوشانی عناصر معماری، تمثیلی از رقابت برای برتری در تصویر است.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/004.jpg


قاب بندی:
قراردادن قاب در قاب دیگر، ابزاری از هنر نقاشی است که اغلب در عکاسی استفاده می شود. این کار نه تنها توجه بیننده را به سمت موضوع جلب میکند، بلکه غالبا بر موارد گسترده تری از حال و هموای موضوع دلالت میکند. همچنین رنگ های قاب، میتواند اشاره ای به محل عکسبرداری باشد. در این پرتره، رنگ چوبها انسان را به یاد سرزمین های آمریکای مرکزی یا جنوبی می اندازد. در حالی که ساختار کلبه و موضوع اصلی یادآور آفریقا است. حقیقت چیزی دور از انتظار است، این کلبه در یک روستای آفریقایی در مکزیک قرار دارد که محل سکونت بازماندگان برده های فراری آفریقایی است.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/005.jpg

الگوهای هندسی:
شکل های هندسی نظیر مثلث ها و مربع ها، از آن جهت که با قاب مستطیلی عکس تقابل دارند، به مبحث ترکیب بندی عکاسی راه یافته اند. در این نما از مغازه های بسته، شکلهایی نظیر مستطیل های بزرگ و کوچک و مثلث های باریک وجود دارند. کارکرد آنها در قسمتهایی از عکس باعث ایجاد هماهنگی است (فواصل میان مغازه ها) و در قسمتهای دیگر (مثلث باریک ناشی از شیب خیابان) حسی از تنش در ترکیب بندی بوجود می آورد.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/006.jpg

مثلث ها:
پنجره های ساختمان منعکس شده روی شیشه محدب اتومبیل، شدیدا معوج به نظر می رسند و درون قاب مثلث شکل شیشه قرار گرفته اند. گرچه بلافاصله نمی توان از شکل کلی عکس دریافت، ولی نمونه ای از قاب بندی است که در آن تمامی عناصر، حساب شده هستند (از جمله خطوط و مستطیل های تکراری و نوارهای نور و سایه). شکل مثلث در ترکیب بندی، غالب در جاهایی که خطوط موازی به نظر متقاطع می رسد ایجاد می گردد، نظیر حاشیه های یک خیابان یا ریل های خط آهن که تا فاصله دور امتداد دارند. در یک عکس چاپ شده دو بعدی یا بر روی صفحه نمایشگر رایانه، این امر باعث القاء عمق و فاصله میشود.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/007.jpg

الگوهای غیر منظم:
ردیف های نه چندان منظم این گونی ها که برای خشک شدن در آفتاب چیده شده اند، بی تردید چشم شما را به سمت مردی که بوجود آورنده آنها است هدایت میکنند. نقوش و تکرار ها، مسائلی بدیهی هستند ولی یک عکاس خوش فکر می داند که چگونه بجای استفاده از این عناصر بعنوان موضوع اصلی، از آنها برای القای ایده های مهمتر بهره گیرد.

http://www.foto.ir/photos/articles/54/008.jpg

karin
08-22-2007, 12:29 AM
ترکیب بندی تصویر، در کتابها و مجلات تخصصی عکاسی، اغلب به شکل یک نسخه تجویزی ارائه میشود. انگار که پیروی از تعدادی قاعده میتواند نتیجه قانع کننده ای را تضمین کند. شاید بهتر باشد این قواعد را تنها به عنوان چکیده ایده هایی در نظر گرفت که عکاسان (و البته نقاشان و سایر هنرمندان قرنها پیش از اختراع دوربین) آنها را برای خلق یک تصویر تاثیر گذار، مفید یافته اند.
هر ترکیب بندی عکسی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن عکس، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با تنظیم محل دوربین و میزان نور دهی، آنها را از دل سایر اطلاعات تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، بسیاری از عکسها را خراب میکنند. اگر عکاسی را تازه شروع کرده اید، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی عکس، بسیار سطحی است.


در این مقاله به معرفی سه روش کاربردی در امر ترکیب بندی تصویر پرداخته خواهد شد. در آغاز به معرفی کلی تکنیکی میپردازیم که قرنهاست شناخته شده است یعنی قانون تعادل (یا قانون طلایی - Golden Mean). این قانون در واقع یک فرمول هندسی است که توسط یونانی های باستان ابدا شده.استدلال بر این است که ترکیب بندی ای که بر اساس این تئوری تشکیل شده باشد، تاثیرگذار و قوی مینماید. ایده اصلی که در پس این تئوری است در واقع استفاده از خطوط هندسی است که به سادگی توسط چشم بیننده دنبال شوند.
طی قرون متمادی، قانون تعادل (یا قانون طلایی - Golden Mean) راهبردی مهم و ابزاری کارآمد برای هنرمندان و نقاشان به حساب می آمد. امروزه با توجه به ارزش این ابزار، آشنایی با آن به عکاسان نیز توصیه میشود.


قانون یک سوم (خطوط و نقاط طلایی):
قانون یک سوم در واقع مختصر شده مفهوم طلایی است. فلسفه اصلی که در پشت این مفهوم قرار دارد از یک ترکیب و کادر بندی متقارن و مستقر در مرکز کادر که معمولا کسل کننده است جلوگیری می کند.
4 خط تقسیم کننده کادر، خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند. (شکل های شماره یک و دو)

از بین بردن تقارن با استفاده از قانون یک سوم به دو شکل می تواند صورت بگیرد. در یک روش می توان تصویر را به دو بخش مجزا تقسیم کرد به نحوی که یک قسمت یک سوم و قسمت دیگری دو سوم تصویر را شامل شود (شکل شماره یک)
.
شکل شماره یک
http://www.foto.ir/photos/articles/72/001.jpg


در روشی دیگر، تمرکز مستقیما بر روی نقاط طلایی است. فرض کنید که منظره ای بسیار زیبا و بدیع پیش رو دارید اما این منظره فاقد یک نمای هندسی و به اصطلاح Geometric خوب و جذاب است. به عبارت دیگر در عین اینکه منظره بسیار خاص و زیبا است اما اگر به صورت تصویر در بیاید تا حدودی کسل کننده خواهد شد.
راه حل چیست؟ سعی کنید در این منظره یکنواخت یک نقطه عطف و تمایز پیدا کنید، نقطه ای که بتواند یکنواختی و یکدستی نما را از بین ببرد. سپس این سوژه را روی یکی از نقاط طلایی قرار دهید. این نقطه اولین نگاه بیننده را جذب کرده و مخاطب را به دیدن باقی تصویر دعوت میکند. (شکل شماره دو)

شکل شماره دو
http://www.foto.ir/photos/articles/72/002.jpg





شکل شماره سه
http://www.foto.ir/photos/articles/72/003.jpg
مثلث طلایی:
در ابتدا به بررسی مفاهیمی ساده در این تئوری میپردازیم. فرمول با یک مربع (شکل شماره سه - رنگ آبی) شروع میشود. سپس قاعده مربع را به دو بخش مساوی تقسیم میکنیم. نقطه X را مرکز دایره ای در نظر میگیریم که شعاع آن فاصله X تا Y است. سپس قاعده مربع را تا حدی گسترش میدهیم که با دایره ما به مرکزX تماس پیدا کند(نقطه Z).

حالا مربع ما میتواند به یک مستطیل با نسبت عرض و طول 5:8 تبدیل شود. جالب است که نسبت اندازه پاره خط C به A با نسبت اندازه A به B یکی است. خوشبختانه نسبت ابعاد 5:8 به نسبت اندازه فیلم 35 میلیمتری (24میلیمتر در 36 میلیمتر 5:7.5) بسیار نزدیک است.







شکل شماره چهار
http://www.foto.ir/photos/articles/72/004.jpg

محصول کار ما در مرحله قبل یک مربع مستطیل کامل است. در این مرحله ابتدا یک خط از گوشه بالای سمت چپ مستطیل به گوشه پایین سمت راست میکشیم(شکل شماره چهار). نقطه 'Y را در شکل شماره سه پیدا کنید، از گوشه بالا سمت راست نیز یک خط به 'Y بکشید و این خط را تا محل برخورد با خط اول ادامه دهید (شکل شماره چهار). با این اقدامات مستطیل ما به سه قسمت متفاوت تقسیم میشود(شکل شماره چهار).

حالا ابزار برای استفاده آماده است. کافیست شما سعی کنید که سوژه های مورد نظر خود را طوری در کادر قرار دهید که به طور تقریبی در این سه بخش قرار بگیرند. ترکیب بندی بدست آمده یک ترکیب بندی موزون و زیباست.

شما میتوانید این فرمول را با توجه به نیاز خود بچرخانید و یا برعکس کنید. این تکنیک بیشتر در مواردی که صحنه ما دارای خطوط مورب است کاربرد دارد.




http://www.foto.ir/photos/articles/72/005.jpg

http://www.foto.ir/photos/articles/72/006.jpg


http://www.foto.ir/photos/articles/72/007.jpg






مارپیچ طلایی:

یکی از ابزارهای ترکیب بندی عکس برای هدایت چشم بیننده به نقطه مورد نظر عکاس، مارپیچ طلایی است. استفاده از این تکنیک در سوژه هایی که با موارد قبل سازگار نبودند میتواند راهگشا باشد.

http://www.foto.ir/photos/articles/72/008.jpg



طریقه رسم هندسی مارپیچ طلایی به شرح زیر است:

http://www.foto.ir/photos/articles/72/image012.gif

برای توجیه علمی و ریاضی به این صفحه مراجعه نمایید.
http://www.ac-noumea.nc/maths/amc/polyhedr/gold_.htm



قواعد و تکنیکهای کلاسیک و دانشگاهی در زمینه هنر، هیچگاه نباید جلوی حس درونی هنرمند را بگیرد. اگر حس میکنید که عکسی خوب است پس حتما خوب است. رعایت قواعد و روشها همیشه چاره ساز نیست و چه بسا در بسیاری از آثار احتیاج داریم به اینکه خارج از قواعد کار کنیم. مثلا در جایی سوژه را در مرکز کادر قرار دهیم و .... اما این کار را تا جایی باید انجام داد که اثر ما حس زیبایی شناسی و قدرت بیان داشته باشد در غیر این صورت اثر ارزشمندی نخواهیم داشت.

نوشته شده توسط نیما مهربانی

منبع:foto.ir

zoghal.akhte
09-25-2007, 10:16 PM
سلام.
به خاطره مطالبه خوبتون ممنونم.
واقعا مفید بودن.
ممنون.
یا حق.

karin
09-27-2007, 02:42 PM
اجسام گوناگون موجود در طبيعت داراي سه بُعد طول، عرض و ارتفاع هستند كه مجموع اين ابعاد، حجم را به وجود مي‌آورد. اما هنگامي كه اجسام به تصوير در مي‌آيند، خصوصيات سه ‌بُعدي آنها بر روي سطحي دو بُعدي نمايان مي‌شود. درست است كه توقع نداريم ابعاد حجم را در تصوير لمس كنيم، اما به كمك سايه‌روشنهايي كه بر روي حجم مورد نظر تشكيل مي‌شود، مي‌توان احساس حجم و برجستگي را در تصوير ايجاد كرد.


حجم‌هايي كه به طور يكنواخت و يكدست روشن ‌شده باشند و يا به طور يكدست در سايه قرار گيرند در تصوير از برجسته‌نمايي مطلوبي برخوردار نيستند. بنابراين، نور در عكاسي معماري اهميت فوق‌العاده‌اي دارد.
اغلب عكاسان براي عكاسي معماري و منظره مايل به استفاده از نور مايل صبحگاهي يا هنگام عصر هستند چرا كه اين نور كنتراست متعادلي دارد. اما نور نيمه‌ روز به خصوص در فصل تابستان شديد است و سايه‌هايي عميق ايجاد مي‌كند. در عكاسي معماري ايده‌آل آن است كه نماي اصلي ساختمان و يا قسمتي كه در تصوير مورد توجه اصلي قرار مي‌گيرد، در معرض تابش نور قرار گرفته و در سايه نباشد.
(عکس پايين: استفاده از نورپردازي صحيح در نشان دادن حجم ساختمان)

http://www.tebyan.net/Image/Big/1385/04/2181152234220340582010342565521493146.jpg


بهتر است نماهاي رو به مشرق هنگام صبح كه آفتاب به آنها مي‌تابد و بناهايي كه نماي اصلي آنها رو به مغرب است، هنگام عصر عكسبرداري شوند. هنگام عكسبرداري در نور صبحگاهي، براي اينكه بنا در تصوير از برجسته‌نمايي بهتري برخوردار باشد ترجيح دارد سايه‌هايي كه در سمت چپ ساختمان ايجاد مي‌شود، در تصوير بگنجانيد و هنگام عكسبرداري از بنا در غروب بهتر است زاويه عكسبرداري اندكي به سمت راست بنا متمايل باشد تا سايه‌هاي ايجادشده نيز در تصوير بيايد.
(عکس پايين: استفاده از سايه ها در بنا)

http://www.tebyan.net/Image/Big/1385/04/17207156791481262322396910916696247163107211.jpg


نورهاي بسيار ملايم و بدون سايه مانند نور هواي ابري يا مه‌آلود، احساس برجسته‌نمايي را در تصوير كاهش مي‌دهد.عكسبرداري از بناهاي تاريخي و قديمي در شب هنگام (زير نور ماه) حالت جالبي را براي نشان‌دادن قدمت آنها به وجود مي‌آورد.
(عکس پايين: بناهاي قديمي همراه با تصوير ماه)

http://www.tebyan.net/Image/Big/1385/04/10385101958411411925525019824182247565241.jpg


همچنين اغلب بناها هنگام شب زيباترند، به ويژه اگر از آنها عكس رنگي گرفته شود. تداخل و تركيب رنگهاي حاصل از نورهاي مختلف موجود نيز بر جلوه و زيبايي تصوير مي‌افزايد. دقت در نورسنجي استفاده از سه پايه و سيم دكلانشور نكات مهم در اين شرايط است. با نصب اين سيم در محل مخصوص و هنگام فشردن آن به خصوص در استفاده از سرعتهاي كم‌شاتر، دوربين دچار كمترين لرزش شده و از وضوح تصوير كاسته نمي‌شود.
(عکس پايين: برخي بناها در شب زيباترند)

http://www.tebyan.net/Image/Big/1385/04/247972046919414137151478811711816476145.jpg

عكاسي از بناهاي معماري در وضعيت ضد نور تصويري را مي‌سازد كه فقط كلياتي از ساختمان ديده مي‌شود. در حالت ضد نور چون منبع نور پُشت بنا و رو به عكاسي است، موضوع كاملاً تيره ديده مي‌شود و حالتي مرموز به خود مي‌گيرد.(عکس پايين : تصوير ضد نور از يک بنا)

http://www.tebyan.net/Image/Big/1385/04/586821315618516121221724123218224712215619750.jpg

منبع: تبیان

karin
09-27-2007, 02:50 PM
http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/07/2022042451712141332431432481559021518722019881.jpg


قبل از اين‌که با سر به درياي عکاسي ديجيتال شيرجه برويد، خيال‌تان راحت باشد که قبل از شما افراد بسياري شيرجه رفته‌اند و سرشان به سنگ خورده است! آن‌ها اشتباهاتي مرتکب شده و درس‌ها از آن گرفته‌اند که نتايج تجربيات آن‌ها در اختيار شماست. البته اين بدان معني نيست که ديگر شما مرتکب هيچ اشتباهي نخواهيد شد، ولي شما مي‌توانيد از اشتباهات رايج تازه‌کاران مشتاق عکاسي ديجيتال پرهيز كنيد. براي شما ده توصيه در اين‌جا فهرست کرده‌ام که مي‌توانيد براي مواجه نشدن با آن‌ها از هم‌اکنون چاره‌انديشي كنيد.

1ـ دوربين شما دقت کافي يا مشخصات فني مناسب ندارد:

قبل از خريد دوربين ديجيتال، خوب در مورد هدف و نحوه‌ي استفاده از آن در حال حاضر و در آينده فکر كنيد. اگر هدف‌تان از خريد دوربين، چاپ عکس‌هايي در اندازه‌ي 8 در 10 يا بزرگ‌تر است، از خريد مدل‌هايي با رزولوشن (دقت) پايين خودداري کنيد. همين‌طور اگر کارتان نياز به اتصال فلاشي قوي دارد، دوربين‌تان حتما بايد داراي محل نصب فلاش خارجي باشد (که اکثر دوربين‌هاي ديجيتال ندارند). فهرستي از مشخصاتي که دوربين‌تان بايد داشته باشد، بنويسيد و هنگام خريد دوربين، از آن براي انتخاب دوربين مناسب استفاده کنيد.

2ـ عکاسي با رزولوشن پايين:

براي جاي دادن عکس‌هاي بيش‌تر روي يک کارت حافظه، دوربين را روي رزولوشن پايين‌تر از حداکثر تنظيم كنيد. اين کار خوب است، ولي اين، زماني است که يك عکس ديدني كه بخواهيد از آن پرينت بزرگي بگيريد، نگرفته باشيد. پايين آوردن رزولوشن يک دوربين استفاده از عکس‌هاي آن را محدود مي‌کند و امکان گرفتن يک پرينت بزرگ و دقيق را از آن مي‌گيرد. مگر آن‌که شما کاملا مطمئن باشيد عکس‌هايي که مي‌گيريد، فقط براي نمايش روي وب، ايميل کردن يا براي استفاده‌ي رزولوشن پايين ديگري مورد استفاده خواهد بود. اگر اين‌طور است تنظيم را در حالت JPG يا TIFF در فشرده‌ترين حالت قرار دهيد. اگر عکسي زيبا و مهم به دست آيد، شما بي‌نهايت خوش‌حال خواهيد شد. در مورد رزولوشن بايد بيش‌تر بياموزيد.

3ـ تمام شدن باتري در شرايط حساس:

دوربين‌هاي ديجيتال به توان الکتريکي، آن‌هم به مقدار زياد نياز دارند. هيچ چيز نااميدکننده‌تر از اين نيست که براي گرفتن صحنه‌اي حساس، شاتر را فشار دهيد و علامت يا صداي تمام شدن باتري و خاموش شدن دوربين را ببينيد. براي اطمينان از آماده بودن دوربين در شرايط حساس، از شارژ کامل باتري‌ها اطمينان حاصل كنيد و حتماً باتري يدکي همراه خود داشته باشيد. باتري‌ها را بايد خوب بشناسيد.

4ـ ته کشيدن حافظه در شرايط حساس:

دوربين‌هاي ديجيتال همراه يک کارت حافظه فروخته مي‌شوند، ولي معمولا اين مقدار حافظه فقط براي گرفتن چند عکس با کيفيت متوسط کافي است. در نظر بگيريد که تصميم داريد چند عکس بگيريد و اطمينان حاصل كنيد که کارت حافظه با ظرفيت کافي همراه داريد. بالاترين حافظه‌اي را که توان مالي‌تان اجازه مي‌دهد، بخريد و يا اگر ارزان‌تر درمي‌آيد، چند حافظه‌ي کم ظرفيت‌تر بخريد و خيال خودتان را راحت کنيد که در شرايطي گير نخواهيد کرد. چون تاسف از دست دادن منظره‌ها و يا صحنه‌هاي تکرارنشدني را خواهيد خورد.

5ـ در آوردن نابه‌جاي کارت حافظه:

براي گرفتن عکس در دوربين ديجيتال، مراحلي بايد طي شود که در انتهاي آن، ثبت تصوير روي کارت حافظه قرار دارد. اين پروسه، چند ثانيه طول مي‌کشد. اگر در حالت عکس‌برداري پي‌در‌پي، سريع عکس گرفته باشيد، اين پروسه طولاني‌تر هم خواهد شد. اين مساله که قبل از خارج کردن کارت حافظه از دوربين، فرصت کافي براي ضبط تصوير را بدهيد، بسيار ضروري است. اگر در حين اين عمليات، کارت حافظه را بيرون بکشيد، ممکن است عکس‌ها را از دست بدهيد. دوربين‌هاي ديجيتال، داراي نمايشگري هستند که در حين ضبط تصوير چشمک مي‌زند. قبل از انجام هرکاري روي کارت، مطمئن شويد که چشمک زدن اين لامپ قطع شده باشد. حتما خودتان را عادت دهيد که قبل از خارج کردن کارت حافظه دوربين را خاموش کنيد.

6ـ گرفتن عکس از صحنه‌هاي سريع:

خوش‌بختانه امروزه دوربين‌هاي ديجيتال بيش‌تري در حال نزديک شدن به سرعت پاسخ فيلم‌هاي عکاسي هستند؛ به بيان ساده، به مجرد فشار دادن شاتر، عکس گرفته مي‌شود، ولي متاسفانه خيلي از مدل‌ها هنوز کند بوده و آن‌چه را که در مانيتور نمايش مي‌دهند، هماني نخواهد بود که در عکس ثبت مي‌شود. اگر دوربين شما چنين است، دو راه براي فايق آمدن بر آن وجود دارد: اول آن‌که خود را عادت دهيد بدون اين‌که وابسته به تصوير نشان داده شده در مانيتور باشيد، براساس تجربه بهترين زمان فشار دادن شاتر را به دست آوريد؛ دوم اين که روي سوژه‌هاي ساکن نحوه‌ي قفل کردن فوکوس دوربين‌تان را ياد بگيريد. در شرايطي که مي‌خواهيد از جسم متحرک و يا صحنه‌ي سريعي عکس بگيريد، از قبل فوکوس را روي فاصله‌ي مناسبي قفل کنيد. چون هنگامي که فوکوس انجام شده باشد با فشردن شاتر بلافاصله عکس گرفته مي‌شود.

7- عکس گرفتن از صحنه‌هاي سريع در مد عکس تکي:

اگر تنظيم دوربين شما روي مد عکس تکي تنظيم شده باشد، بعد از گرفتن عکس تا زمان آماده شدن براي عکس بعدي زماني طول مي‌کشد که به علت ثبت اطلاعات عکس روي کارت حافظه، ممکن است دوربين در طي اين زمان با نشان دادن عکس گرفته شده، شما را سرگرم كند! اين مد براي گرفتن عکس از سوژه‌هاي ثابت مناسب است، ولي هنگامي که مي‌خواهيد از سوژه‌هاي در حال حرکت عکس بگيريد، بايد تنظيم دوربين‌تان را تغيير دهيد. در بعضي دوربين‌ها مي‌توانيد نمايش تصوير بعد از گرفتن عکس را غير فعال كنيد که باعث سريع‌تر شدن زمان آماده شدن براي عکس بعدي مي‌شود. در بعضي از دوربين‌ها نيز مي‌توانيد مد گرفتن چند عکس متوالي را فعال كنيد که قبل از اين‌که دوربين به ثبت تصاوير بپردازد، چند عکس مختلف بگيريد.

8ـ مديريت نامناسب عکس‌ها:

درباره‌ي اين موضوع، قبلا هم صحبت شده است؛ شما براي اين‌که حداکثر بهره را از دوربين‌تان ببريد، بايد روند کاري منظمي شامل گرفتن عکس، انتقال به کامپيوتر، نگه‌داري و مرتب کردن منطقي عکس‌ها و گرفتن کپي پشتيبان روي CD را رعايت كنيد. ممکن است عادت دادن خودتان به انجام دقيق اين کارها کمي مشکل باشد، ولي اين کار ضامن استفاده‌ي درست و بدون اشتباه از عکس‌هايتان است.

9ـ انتظار اصلاح عکس‌ها با نرم افزارهاي ويرايش تصوير:

در بعضي از فيلم‌هاي پليسي ديده‌ايد که از عکسي که کاملا تار است، چگونه عکسي واضح از صورت مجرم تهيه مي‌کنند و يا عکسي غيرواضح در شب را به عکسي روشن مثل وسط روز تبديل مي‌كنند، زياد جدي نگيريد! اين قدرت اسرارآميز کامپيوترها زاييده‌ي قوه‌ي تخيل کارگردان فيلم است.
با استفاده از يک نرم افزار ويرايش تصوير خوب، مثل فتوشاپ، مي‌توان تصوير رنگ پريده‌ي زير نور فلورسنت را بهبود داد، قرمزي چشم را اصلاح کرد، روشنايي و کنتراست را بالا برد و کارهايي از اين قبيل انجام داد، ولي در قدرت و کيفيت کار، محدوديت‌هايي وجود دارد. بعضي اشکالات هستند که با هيچ نرم افزاري قابل برطرف شدن نيستند.

10ـ ضبط روي عکس اصلي:

ممکن است شما در حال تجربه کردن يک نرم افزار ويرايش تصوير و امتحان جلوه‌هاي عجيب و غريبي که بر روي تصوير و رنگ‌ها ايجاد مي‌کند، باشيد. کارهايي که انجام مي‌دهد، بسيار جالب است و شما مي‌خواهيد ادامه‌ي کار را بعدا انجام دهيد. کليد CTRL-S را مي‌زنيد و عکس ضبط مي‌شود. شما نمي‌خواستيد اين‌طور شود، ولي اکنون عکس اصلي با عکس تغيير داده‌ي شده شما جايگزين شده است و ديگر راهي براي بازگشت آن وجود ندارد. هميشه يادتان باشد، قبل از شروع کار با چنين نرم افزارهايي، با استفاده از SAVE AS يک کپي از تصوير اصلي تهيه كرده و روي آن کار کنيد.


مؤسسه تحقيقات و مطالعات عكاسي آبگينه /ابراهيم بهرامي

karin
09-27-2007, 02:54 PM
http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/07/14337581921112462151091089023820097154162.jpg


واژه‌ي عكاسي مستند در سال‌هاي ركود اقتصادي كاربرد پيدا كرد. زماني كه شرايط اسف‌بار كشاورزان وجدان مردم امريكا را بيدار كرد تا نياز به اصلاحات اجتماعي را احساس كنند. اين زمينه از عكاسي هنوز عكس‌هاي داست باول (DUST BOWL) را تداعي مي‌كند, عكس‌هايي كه در آن‌ها، پس كوچه‌هاي كثيف و شرايط رقت‌بار شهري را تصوير كرده بود.
اما عكاسي مستند ابعاد وسيع‌تر از اين‌كه فقط بدبختي‌ها و نارسايي‌ها را تصوير كند در بر مي‌گيرد، چراكه مي‌توان موضوع‌هايي جدا از بدبختي‌ها و ناكامي‌ها را نيز به تصوير كشيد و سنديت بخشيد, مانند مناطق دورافتاده و محروم, انسان‌هاي سرزمين‌هاي ديگر, ناملايمات جامعه و طبيعت, ابعاد وسيع عواطف و تنش‌ها، درواقع دامنه‌ي موضوع‌هاي عكاسي مستند بي‌شمار و نامحدود است. با اين‌همه هر عكسي را نمي‌توان عكس مستند ناميد. زيرا عكس مستند بايد حامل پيام باشد. پيامي كه آن را از يك عكس طبيعت، يك پرتره و يك منظره‌ي خيابان مستثني مي‌كند. عكس مستند ممكن است ثبت‌كننده‌ي يك واقعه باشد اما اين واقعه في‌النفسه بايد معنا داشته باشد. معنايي فراتر از آن‌چه عكس خبري با خود يدك مي‌كشد. عكس مستند ممكن است شخصيت يا احساسي را ثبت كند. اما باز هم بايد مفهومي اجتماعي داشته باشد و نمايانگر چيزهايي بيش از آن‌چه پرتره نشان مي‌دهد باشد. درواقع ما را بر آن مي‌دارد كه با ديدي نوبه دنيا بنگريم.
عكاسي مستند، نمايش دنياي واقعي است به وسيله‌ي عكاس كه قصدش تحليل و تفهيم چيزي مهم به بيننده است. از آن‌جا كه تعريف جهان‌شمولي درباره‌ي اين بخش مهم و پيچيده‌ي عكاسي وجود ندارد تا تمامي جنبه‌هاي آن را در بر گيرد, وجود تعاريف گوناگون را اجتناب‌ناپذير كرده است. تناقض بين ويژگي‌هايي كه به عكس مستند نسبت داده مي‌شود ممكن است ناشي از جديد بودن اين بخش از عكاسي باشد. چراكه اين نوع عكاسي از دهه‌ي 1930 به بعد ابداع شده و اين نام را به سياق آن دسته از فيلم‌هاي مستند كه موضوع‌شان از پيش پرداخته نبود و به‌طور عمده زندگي افراد گمنام در مناطق دورافتاده را به تصوير مي‌كشيد, بر اين نوع عكاسي نهادند. فيلم‌هاي مستند، بر خلاف فيلم‌هايي كه ماجراهاي سير و سفر را به تصوير مي‌كشيدند، با نگاهي تحليل‌گر به دنيا مي‌نگريستند. چنين نگرشي گرچه از مدت‌ها قبل در بين عكاسان وجود داشته اما تا دهه‌ي 1930، اين نوع عكاسي به صورت عرصه‌اي خاص جايگاه و منزلتي نداشته است.
عكس جداي از تصوير دوبعدي و خاكستري رنگ از سايه روشن‌ها مي‌توانست ايده‌هايي فراتر را منتقل كند. منظره در برابر عدسي دوربين يك واقعيت بود، ولي عكاسي مي‌توانست از همين چشم‌انداز واقعيتي ديگر را القا كند، واقعيتي عميق‌تر و شايد بسيار مهم‌تر، او مي‌توانست همراه اين منظره تفسير و تحليل را نيز ارائه دهد. اگر اولين ويژگي عكس مستند انتقال بخشي از واقعيت محيط پيرامون بود، دومين ويژگي آن توانايي ارائه‌ي تحليل و ديدگاه عكاس درباره‌ي آن واقعيت به شمار مي‌رفت.
اولين صاحب نام در استفاده از اين شيوه، «اوژن آتژه» بود. او به‌عنوان يك عكاس مستند، مناظري زيبا و يكدست از شهر پاريس را در اوايل قرن بيستم به تصوير كشيد كه گاهي آن‌ها را به‌عنوان عكس‌هاي مرجع به نقاشان و معماران مي‌فروخت. عكس‌هايي كه آتژه از پارك‌هاي خلوت گرفت، واقعيت اين مناظر را با عمق معناي آن‌ها كه جزئي از همين شهر بودند و نيز با احساسات دروني خويش درهم آميخت, به طوري كه آثار او اكنون جزو شاهكارهاي عكاسي مستند به شمار مي‌روند.

http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/07/15760101857594669170571262023945.jpg


پي بردن به اين نكته كه دوربين قادر است واقعيت را تفسير كند، تاريخ عكاسي مستند را وارد مرحله‌ي جديد مي‌كرد. كشف اين توانايي دوربين كه قادر است آينه‌اي را در مقابل جامعه قرار دهد و جهانيان نيز مي‌توانند بازتاب تصوير آن را بينند. «جاكوب ريس» دانماركي الاصل كه در اواخر قرن نوزدهم گزارشگر و روزنامه‌نگار بود، از اولين افرادي بود كه نشان داد از عكس مي‌توان به‌عنوان استناد و مدارك اجتماعي سود جست. او در دوره‌ي بحران اقتصادي امريكا با دوربين‌اش به امريكايي‌ها فهماند كه در نوشته‌هايش چه چيزهايي را نشان مي‌داده است: وحشي‌گري و بي‌رحمي‌هايي كه در محله‌هاي كثيف نيويورك حاكم بود. عكس‌هايي كه او گرفت مانند گزارش‌هايش بسيار تأثيرگذار بودند و چهره‌ي فقر و خشونت حاكم بر امريكا را كه از نظر پنهان بود، به جهانيان نشان داد. بلافاصله پس از ريس، «لويس هاين» به‌عنوان يكي از بهترين مستندسازان اجتماعي در تاريخ عكاسي زبان‌زد جهانيان شد. هاين يك جامعه‌شناس و معلم باتجربه بود كه آگاهي‌هاي اجتماعي او و شور و علاقه‌اي كه به اين كار نشان مي‌داد، او را بر آن داشت تا به كارخانه‌هاو معادن سر بزند و همه‌ي آن شرايط ظالمانه و غيرانساني را كه بر كارگران مهاجر و كودكان‌شان تحميل مي‌شد به تصوير بكشد. عكس‌هاي هاين درواقع به منزله‌ي كيفرخواستي بر عليه جامعه‌ي صنعتي امريكا در اوايل قرن بيستم بود، اما استعداد خارق‌العاده و دلسوزي‌هاي او موجب شد كه كارهايش به جاي اين‌كه خشم عده‌اي را برانگيزد, بيش‌تر سازنده باشد. آثار هاين بيننده را بر آن مي‌داشت كه با آغوش باز آن‌ها را پذيرا شود و خويش را در آلام و دردهاي همنوعان‌اش سهيم بداند. ريس و هاين هردو عكاسي مستند را به سمت مطالعه‌ي شرايط زندگي انسان‌ها سوق دادند و اين تحليل عيني از شادي‌ها و دردها و رنج‌هاي جامعه، از آن زمان تا به امروز موضوع كار بسياري از عكاسان حرفه‌اي در عرصه‌ي عكاسي مستند شده است.
در دوره‌ي ركود اقتصادي دهه‌ي 1930 و سال‌هاي جنگ دهه‌ي 1940 و سال‌هاي بازسازي پس از جنگ، عكاسان مستندكار به اقصي نقاط دنيا مسافرت كردند و از نزديك همسايگانشان را ديدند تا از شرايط زماني و مكاني هر جامعه در مقطع تاريخي خاص آگاه شوند. هرچند اين عكاسان ـ كه از ميان آن‌ها مي‌توان به عكاسان صاحب نامي نظير «يوجين اسميت»، «آندره كرتس»، «دوروتي لانگ» و «واكرا يوانز» اشاره كرد ـ به هر كجا مي‌رفتند آلام و دردهاي انسان‌ها را مشاهده مي‌كردند, ولي انعكاس دادن قدرت دروني، منزلت‌ها و اميدواري‌هاي غيرقابل درك اين انسان‌ها را نيز در موضوع‌هايشان نشان مي‌دادند. آن‌ها بر اين باور بودند كه انسان رهايافتني است.
اسميت, عكاس مستندكار نابغه، بر اين باور بود كه وقتي عكس‌هايش آشكارا حماقت‌ها و بيرحمي‌ها و جهالت‌هاي انسان را در به راه انداختن جنگ‌ها نشان دادند، آن وقت كه بشر وحشت‌زده سعي خواهد كرد از به راه انداختن جنگ و خونريزي خودداري كند

http://www.tebyan.net/Image/Big/1384/07/902232162135925215044117155127177222151176.jpg


به هرحال تا دهه‌ي 1950 اين نكته روشن بود كه عكاسان مستندكار در راه اصلاح جامعه, كاري بيش از رمان‌نويسان رمانتيك انجام نداده‌اند. اما بعضي از وجدان‌هاي بيدار بشري تحت تأثير اين عكس‌ها قرار گرفته بودند و بعضي از قوانين كه تا آن زمان اجرا نمي‌شد، به مرحله‌ي عمل درآمدند، عكس‌هاي هاين راه را براي اصلاح قوانين كار هموار كرد و بسياري از كودكان را كه در كارخانه‌ها مانند برده كار مي‌كردند، از شرايط فلاكت‌باري كه داشتند نجات داد.
زنگ آغاز تحولي جديد در عكاسي مستند،‌با انتشار كتاب امريكايي‌ها در سال 1985 توسط رابرت فرانك نواخته شد. عكس‌هاي اين كتاب، كه فرانك ضمن مسافرت‌هايش به مناطق مختلف امريكا گرفته بود، جامعه‌ي اين كشور را از ديد يك خارجي نشان مي‌داد ـ فرانك سوييسي بود و در همان جا نيز بزرگ شده بود ـ او در عكس‌هايش، تصوير آن تكه پارچه وصله مانند در پرچم امريكا را مشاهده كرد. او از زندگي ملالت‌بار روزمره‌ي مردم و ضايعات آلوده‌ساز جامعه‌ي صنعتي امريكا عكس گرفت. همين‌طور از سرخوردگي‌هاي امريكايي‌هايي كه در دوراهي عشق به ميهن و واقعيت‌هايي كه با آن‌ها روبه‌رو بودند آواره و سردرگم بودند. ديدگاه‌هاي فرانك بسيار صريح و بي‌پرده بود.
پس از انتشار كتاب امريكايي‌ها، عكاسي مستند وارد مرحله‌ي جديدي از رشد خود شد. بيش‌تر عكاسان به جاي پرداختن به شرايط طاقت‌فرسا و آشفته‌ي زندگي و رفتارهاي خشن مردم, تلاش كرد تا درونيات انسان‌ها را به نمايش گذارند. شرايط رواني و احساسي انسان‌ها اهميت به مراتب بالاتر از واقعيت‌هاي اجتماعي و عيني پيدا كرد و احساسات و تجربيات عكاس، مانند نگاه‌اش به دنيا، محور كار او شد. اين نوع عكس‌ها به تفسير دقيق‌تري نياز دارد كه هر بيننده به منظور درك كردن پيام مورد نظر عكاس بايد درباره‌ي آن‌ها فكر كند.
مي‌توان گفت كه با نگاه به مجموعه عكس‌هاي فوري گرفته شده در قرن نوزدهم و مجموعه عكس‌هاي پررمز و راز و خصوصي قرن بيستم، عكاسي مستند راه خود را در شناخت جامعه و انسان هم‌چنان ادامه مي‌دهد.

گزيده مطالب چاپ شده در مجله‌ي عكس سال‌هاي 76و 73

karin
05-07-2008, 10:05 AM
اولین دوربین دیجیتال در سال ۱۹۷۵، توسط Steven J.Sasson در شرکت کوداک ساخته شده است.این دوربین هشت و نیم پوندی که با ۱۶ باتری AA کار می کرد قادر بود تا عکسی با حداکثر ۰/۰۱ مگاپیکسل را در مدت ۲۴ ثانیه روی یک نوار کاست دیجیتال ذخیره نماید.بنابر مطلبی از نیویورک تایمز، آقای J.Sasson در مورد اولین دوربین دیجیتال ساخته شده توسط وی می گوید:نمونه ای که ساخته ام از یک توستر هم بزرگتر است اما اهل فن این دوربین را بسیار دوست دارند.به نظر من در این دستگاه فقط فیلم حذف شده است که به هر حال برای مدیران این دوربین بسیار جذاب است - ولی شما در موردش با کسی صحبت نکنید.
http://www.napteam.com/wp-content/uploads/2008/05/1-camera.jpg

جالب اینجاست که آقای Ken Geiger در این پست: ngm.typepad.com/digital_photography/2008/05/kodak.html
به ۲۵ سال قبل اشاره می کند که وی در انستیتیوی راچستر در حال یادگیری تصویر سازی بر پایه مواد شیمیایی بوده است (روش قدیمی عکاسی و چاپ آن) و در همان زمان J.Sasson و شرکت کداک در حال توسعه عکاسی Pixel-Based بوده اند.او خود را مدیون اختراع و زحمات آقای J.Sasson می داند چون توانسته است که با کمک این سیستم از عکاسی، در مجله نشنال جئوگرافیک به فعالیت بپردازد.

http://www.gizmag.com/pictures/4717_7100544506.jpg


http://www.gizmag.com/pictures/4717_7100544406.jpg

http://www.gizmag.com/pictures/4717_7100544631.jpg


منبع: gizmag.com

karin
05-15-2008, 11:26 PM
اولین و قدیمی ترین عکس در دنیا:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-1.jpg

اولین عکس دنیا در سال 1826 توسط Joseph Niepce گرفته شده است.
تاریخچه عکاسی نام این فرد فرانسوی را به عنوان اولین عکاس درج کرده است. روزنه اولین عکس دنیا از دریچه یک پنجره در منطقه Le Gras بود. این عکس در سال های اخیر در مرکز پژوهش های Harry Ransom Humanities در دانشگاه Austin به نمایش گذاشته شده است.

اولین عکس از یک انسان:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-2.jpg


Louis Daguerre اولین فردی است که در سال 1838 عکس یک انسان را روی یک نگاتیو عکاسی جای داد.
این عکس نمایی از یک خیابان شلوغ بود که به علت نوردهی زیاد (10 دقیقه) ترافیک آن قابل مشاهده نیست، علاوه بر این که عکاس عنصر اصلی عکس یعنی فرد ذکر شده در گوشه پایین را حذف کرده است.

اولین مونتاژ تصویری دنیا:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-3.jpg

اولین عکس مونتاژ شده جهان توسط Henry Peach Robinson در سال 1858 ایجاد شد.
این عکس حاصل ترکیب پنج نگاتیو است و عکاس آن را به نام Fading Away نامگذاری کرده است.
عکس تصویری از یک دختر مبتلا به بیماری سل است که آخرین لحظه های عمر خود را می گذراند.


اولین عکس رنگی دنیا:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-4.jpg

سال 1861 سال تولد اولین عکس رنگی دنیاست.
اولین عکس رنگی جهان متعلق به James Clerk Maxwell ریاضیدان و فیزیکدان اسکاتلندی است.
که در سال1861 . صفحه های استفاده شده در فرآیند عکسبرداری در خانه محل تولد وی در خیابان 14 هند در ادینبورگ مرکز اسکاتلند که اکنون تبدیل به موزه شده است، نگهداری می شوند.

اولین پرتره شخصی:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-5.jpg

تهیه پرتره های شخصی که با دست نقاشی می شدند صدها سال قبل از این وجود داشته است.
اما Mathew B. Brady عکاس مشهور آمریکایی اولین کسی است که یک عکس شخصی از خودش گرفته است.

اولین عکس از فضا:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-6.jpg

کمی بعد از پایان دومین جنگ جهانی دوم در 24 اکتبر 1946 یک دوربین 35 میلی متری سوار بر موشک V-2 اولین عکس زمین از فضا را ثبت کرده است.
این تصویر زمین را از ارتفاع 65 مایلی نشان می دهد.

اولین عکس از زیرآب:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-7.jpg


William Thompson اولین عکاسی است که یک عکس زیرآبی گرفته است.
این عکس با استفاده از دوربینی که بر روی یک تیرک سوار شده و از بالای آب کنترل می شد، برداشت شده است. هدف عکاس یک جلبک دریایی بود اما عکس تهیه شده کیفیت و وضوح پایینی داشت.
زمان نوردهی برای دریافت این عکس حدود 10 دقیقه بود و همانطور که شما هم حدس می زنید دوربین در این فرآیند غرق شده است.
تصویر اصلی موجود نیست.

اولین عکس هوایی:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-8.jpg

در این دوره عکاس های هوانورد وجود نداشته اند و اولین عکاسان هوایی پرندگان بودند.
در سال 1903 Julius Neubronner دوربینی را با یک زمان سنج ترکیب کرده و آن را به نوک یک کبوتر ضمیمه کرده است.
این تکنیک توسط ارتش آلمان برای فعالیت های نظامی نیز مورد استفاده قرار گرفت.

اولین عکس رنگی از زیر آب:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-9.jpg

اولین عکس رنگی از زیر آب متعلق به یک عقرب دریایی است که در خلیج مکزیک زندگی می کرده است.
این عکس را دکتر William Longley Charles Martin در سال 1926 برداشته است.

اولین عکس از کره زمین در حال درخشش:

http://www.shahvar.net/wp-content/uploads/2008/05/avvalin-aks-10.jpg

اولین عکسی که زمین خاکی ما را در روشنایی کامل روز نشان می دهد در 7 دسامبر 1972 توسط فضانوردانی که با آپولو 17 سفر می کردند برداشته شده است.
در این عکس می توانید کره زمین را به صورت یک گوی آبی ببینید.

ترجمه شده از سایتfunhigh.com
منبع : شاهوار دات نت

karin
05-20-2008, 09:27 AM
http://i14.tinypic.com/82sffrs.jpg


به دليل ماهيت دوربين‌هاي ديجيتالي و تفاوت ذاتي كه در نحوه تبديل نور بازتابيده از اشيا و سوژه‌ها به تصوير با دوربين‌هاي آنالوگ (يا همان فيلمي خودمان) دارند، معمولاً تصاوير ضبط شده اندكي با آنچه كه انتظار داريم، تفاوت دارند. دلايل متعددي براي توجيه اين وضعيت وجود دارد. سعي بر آن بوده است كه مهم‌ترين و شايع‌ترين اين پديده‌ها را توضيح داده و روشي براي برطرف كردنشان بياورم.


1- موجدار يا تابدار بودن تصوير ‌‌‌‌(Moire)


ابداع بافت جديد در صنعت نساجي!
زماني كه از افراد مختلف عكسبرداري مي‌كنيد، متوجه مي‌شويد كه الگوهاي عجيبي بر روي لباس‌هايشان پديدار مي‌شود كه واقعاً بر روي لباس‌هايشان وجود ندارد.
هنگام عكسبرداري از موضوعي كه داراي تركيب و الگوي منظم و با قاعده در شكل بافت است، الگوي راه‌راه نامربوط و به‌هم ريخته‌اي بر روي الگوي اصلي بافت پارچه ظاهر مي‌شود. اين تركيب نافرم معمولاً بر روي پارچه‌هايي با بافت متوسط و درشت، همچنين پارچه‌هاي شطرنجي و به‌خصوص پارچه‌هاي توري به وجود مي‌آيد. همچنين رنگ‌هايي نيز ممكن است ظاهر شوند كه در تركيب رنگي پارچه اصلاً به كار نرفته‌ باشند.
اين پديده را اصطلاحاً موجدار شدن تصوير يا تابدار شدن تصوير مي‌نامند. اما ذكر اين نكته ضروري است كه وقوع پديده فوق بر روي هر بافتي ممكن است. گاهي شما اين حالت را در عكسي از نرده‌هاي محافظ يك پل برداشته‌ايد و حتي بر روي توري لباس عروس نيز مشاهده مي‌كنيد.


1
علت:
پديده فوق اصطلاحاً يك ضربه دوبعدي است كه در نتيجه واكنش بين الگوي منظم موضوع و الگوي منظم برداشت شده توسط CCD در دوربين ضبط مي‌شود.
در مثال‌هاي شبيه به همين پديده، زماني كه دو لايه سبز يا آبي رنگ (معمولاً در تركيب‌هاي آبي) براي بافت يك پارچه به كار مي‌روند در محل تلاقي يا اتصال آن‌ها با هم و يا زماني كه دو لايه پارچه از جنس توري روي هم مي‌افتند، مي‌توان به وضوح پيدايش اين موضوع را مشاهده كرد. در نتيجه، اين الگوي راه راه باعث به‌وجود آمدن يك فاصله كاذب بين دو لايه روي هم افتاده بيش از مقدار واقعي آن مي‌گردد كه باعث تأخير در بازتابش نور از دو سطح مي‌گردد. پديده‌هاي موير ديده شده در عكس‌هاي ديجيتال به‌طور اساسي يكسان بوده‌اند.
اين پديده تنها بر عكس‌هاي ديجيتال (گرفته شده توسط دوربين ديجيتال) تأثير مي‌گذارد و در دوربين‌هاي فيلمي، پديده‌اي نادر بوده و تا به حال ديده نشده است. به اين دليل كه الگوي مشخصي در توزيع حساسيت نوري ماده مرسوم و معمول فيلم وجود ندارد.


راه‌حل:
●زماني كه از زاويه كمتري عكسبرداري شود، Moire كاهش پيدا مي‌كند. ‌
●همچنين به‌وسيله زوم كردن و يا تغيير دادن تعداد پيكسل (تفكيك‌پذيري) نيز مي‌توان آن را كاهش داد.
●اگر دوربين شما فوكوس دستي دارد، سعي كنيد به مقدار خيلي كمي تصوير را از حالت فوكوس كامل خارج كنيد.


‌2 - كجي تصوير ‌‌‌‌(Tilt)

تبديل انسان به غول، با يك روش بديع!
اين پديده زماني رخ مي‌دهد كه شما سعي كنيد يك عكس تمام قد در حالتي كه هم شما و هم موضوعتان ايستاده باشيد، بگيريد. البته با اين تفاوت كه شما كمي بالاتر يا پايين‌تر از سوژه قرار گرفته باشيد و مجبور باشيد لنز دوربين را اندكي رو به بالا و يا پايين بگيريد.


2
در اين موقعيت، اگر هر ساختار منظم و با قاعده‌اي مانند ساختمان يا درخت در تصوير گرفته شده وجود داشته باشد، مشاهده مي‌كنيد كه زماني كه شما از زاويه پايين عكس مي‌گيريد عناصر موجود در بالاي تصوير عريض‌تر و در پايين تصوير باريك‌تر مي‌شود و زماني‌كه از زاويه بالاتري عكسبرداري مي‌كنيد، عكس حالت قبل در قسمت پايين، عناصر عريض‌تر و در قسمت بالا باريك‌تر مي‌شود.
علت: اين مسئله دقيقاً مشابه زماني است كه شما تصويري را از پايين‌ترين قسمت يك ساختمان رو به بالاي ساختمان برمي‌داريد. متوجه مي‌شويد كه طبقات فوقاني باريك‌تر از طبقات پاييني هستند و اصطلاحاً ساختمان‌تان ساختار هرمي پيدا مي‌كند. دليل به وجود آمدن اين پديده، تفاوت فاصله دهنه لنز از طبقات پايين و طبقات بالا و در كل تفاوت فاصله بين قسمت پايين تصوير و لنز با فاصله قسمت بالايي تصوير از لنز است.



3
راه‌حل:
تا جايي كه ممكن است، دوربين را نسبت به سوژه عكاسي افقي نگه داريد. سپس اقدام به عكاسي كنيد. همواره سعي كنيد لنز دوربين مقابل نقطه مياني سوژه قرار گيرد.



3 - قرمزي چشم ‌‌‌‌(RED Eyes)

نحوه شناسايي دراكولاي برام استوكر!
زماني كه براي عكسبرداري از سوژه‌هاي انساني از فلاش استفاده مي‌كنيد، ممكن است هاله قرمزي دور قسمت رنگي چشم مشاهده كنيد. در عكسبرداري با فلاش پديده شايعي است به نام قرمزي چشم.


4
علت: مردمك چشم انسان مقدار نوري كه به شبكيه چشم مي‌رسد را به وسيله تنگ شدن (در نور زياد) و گشاد شدن (در نور كم) تنظيم مي‌كند.
اگر فلاش دوربين به‌طور ناگهاني در تاريكي و اصطلاحاً نور كم عمل كند، مردمك چشم در آن لحظه به قدر كافي قادر به واكنش سريع نبوده و متعاقباً مردك چشم اصطلاحاً متورم مي‌شود. در نتيجه حالتي به‌وجود مي‌آيد كه به آن قرمزي چشم مي‌گويند.



راه‌حل:
● فلاش دوربين را در حالت كاهش قرمزي چشم ‌‌(Red Eyes Reduction) قرار دهيد. در اين حالت، فلاش دوربين در كسري از ثانيه ابتدا يك نور نسبتاً ضعيف ساطع كرده كه منجر به واكنش مردمك چشم مي‌شود. پس از مرحله عكس گرفته مي‌شود. ‌
● سعي كنيد به گونه‌اي در مقابل سوژه قرار بگيريد كه سوژه با فلاش دوربين تا اندازه‌اي در يك راستا باشند.
● با فلاش عكسبرداري نكنيد!


‌4- دانه‌هاي گِرد سفيد روي عكس‌

دانه‌هاي سفيدي كه هرگز وجود نداشتند …
هنگامي كه با فلاش اقدام به عكسبرداري از سوژه‌اي مي‌كنيد، دانه‌هاي نسبتاً سفيد گِردي برروي قسمتي از تصوير گرفته شده ظاهر مي‌گردند.
علت: در اين مورد خاص مي‌توان اطمينان داشت كه مقداري ذرات گرد و غبار در محيط اطراف و به‌ويژه در مسير بين لنز و سوژه موردنظرتان وجود داشته است. ممكن است شما متوجه شده باشيد كه زماني كه به نوري كه از پروژكتور سينما دقت مي‌كنيم ذرات معلق و متحركي را مي‌بينيم كه آزادانه در حال حركتند و در برخورد با نور ساطع شده از لامپ پروژكتور مي‌درخشند.
به‌طور معمول زماني كه شما عكسبرداري مي‌كنيد، ذرات معلق گرد و غبار در اطراف دوربين و سوژه شما وجود دارد. زماني كه شما از فلاش استفاده مي‌كنيد، نور منتشر شده از فلاش در برخورد با ذرات معلق گرد و غبار رفلكس پيدا كرده و معمولاً اين رفلكس نور به وسيله ‌CCD و يا فيلم ضبط مي‌شود.


5
البته ذرات غبار خيلي نزديك به دوربين، نامشخص هستند. به اين دليل كه فوكوس دوربين بر روي آن‌ها نيست.
اما به اين دليل كه نور بازتابيده از اين ذرات نسبت به موضوعات دورتر قدرت بيشتري دارد، معمولاً اين رفلكت توسط دوربين ضبط مي‌شود و در نتيجه اين نورهاي بازتابيده به صورت دانه‌هاي گرد سفيد رنگي بر روي عكس نهايي در مي‌آيند.
اين مسئله معمولاً در ساختمان‌ها و زيرزمين‌ها بيشتر رخ مي‌دهد. اما ممكن است زماني كه در يك فضاي باراني يا برفي نيز اقدام به عكس‌برداري كنيد، اين مشكل رخ دهد.
دوربين‌هاي جمع و جور (اصطلاحاً بگير و ببين) كه فلاش و لنز توكار و كامپكت دارند، بيشتر مستعد پذيرش چنين مشكلي هستند.


راه‌حل:
● تا جايي كه ممكن است روشنايي محيط را به حدي برسانيد كه نياز به عكسبرداري با فلاش نباشد.
● اگر فلاش دوربين از نوع جداشدني است (نه انواع توكار)، فلاش را كمي دورتر از دوربين قرار دهيد. ‌
● سعي كنيد تا حد امكان در محيط‌هاي با گرد و غبار كمتر عكسبرداري كنيد.


‌5- بازتاب داخلي ‌‌‌‌(Internal Reflex)

دردسر ناشي از وجود عدسي در ساختار لنز دوربين!
زماني كه از سوژه‌اي عكسبرداري مي‌كنيد كه در گوشه‌اي از آن منبع نوري وجود دارد و يا قسمتي از تصوير روشن بوده و قسمت ديگر كاملاً تاريك باشد، معمولاً اثري بر روي تصوير نهايي مي‌شود كه به آن بازتابش داخلي مي‌گويند. اين حالت معمولاً به صورت اشكال دايره‌وار بزرگي كه در امتداد منبع نور تا وسط تصوير ادامه دارند، ظاهر مي‌شود.


علت: اين مشكل ناشي از بازتابش نور از سطح سنسور ‌CCD و عدسي داخلي به‌كار رفته و لنز دوربين است. دوربين‌هاي ديجيتال و نيز دوربين‌هاي فيلمي، طوري طراحي شده‌اند كه بازتاب‌هاي داخلي سطوح داخلي دوربين را به حداقل رسانده و يا كلاً حذف كنند. (به عنوان مثال اگر دقت كرده باشيد متوجه مي‌شويد كه قسمت‌هاي داخلي بدنه و لنز دوربين‌ها معمولاً به وسيله رنگ سياه مات پوشيده شده است.)
اما زماني كه در نقطه‌اي از تصوير قسمتي وجود داشته باشد كه به شدت نوراني باشد و يا قسمتي از تصوير نوراني و روشن بوده و قسمت ديگر كاملاً تاريك باشد، بازتابش نور از قسمت روشن تصوير كاملاً قابل ملاحظه است. منبع نوري خارج از تصوير نيز مي‌تواند چنين تأثيري برجا بگذارد. دوربين‌هاي ديجيتال به دليل استفاده از ‌CCD براي ثبت تصوير بيشتر از دوربين‌هاي فيلمي مستعد وقوع اين پديده هستند. به اين دليل كه سطح ‌CCD نسبت به سطح فيلم خيلي مسطح‌تر و صيقلي‌تر بوده و بيشتر از فيلم قابليت بازتابندگي دارد.
راه‌حل:
● كمي زاويه لنز را براي عكسبرداري تغيير دهيد.
● اگر اين مشكل ناشي از تابش نور آفتاب بود، از هود استفاده كنيد يا براي جلوگيري از ورود نور اضافي به داخل لنز از دست كمك بگيريد.



منبع: ali786.wordpress.com

مرتضی nvcd
06-07-2008, 04:03 AM
جالبه ... تا حالا نديده بودم اين تاپيكو ...

از همه تشكر مي كنم ...

مرتضی nvcd
06-07-2008, 04:05 AM
بخش اول – شناخت دوربين
بيشتر دوربين‌هاي ديجيتال با استثنائاتي داراي عملکرد ساده‌اي مي‌باشند. مطالعه دفترچه راهنما آنها مي‌تواند مفيد و حاوي نکات سودمندي باشد. راه بهتر اين است که در حين خواندن دفترچه نکات گفته شده را بطور تجربي روي دوربين آزمايش نماييد. از کار کردن با دوربين نترسيد، بدترين اتفاقي که ممکن است براي دوربينتان بيفتد اين است که باتري آن تمام شود و مجبور به شارژ مجدد آن شويد. دوربين‌هاي ديجيتال براي آموختن عکاسي از راه تجربه واقعا عالي هستند. نه فيلمي مصرف مي‌کنند و نه اينکه براي ديدن نتنيجه مجبور به منتظر ماندن براي چاپ عکس هستيد. يادگيري کار کردن با دوربين نيمي از لذت داشتن آن است.
در اينجا بعضي از مطالبي را که بايد براي تجربه کردن و مطالعه مد نظر داشته باشيد ليست کرده‌ام.


رزولوشن وفشرده سازي
يک دوربين ديجيتال بهترين تصويرش را در بالاترين رزولوشن و کمترين فشرده سازي‌اش مي‌گيرد. هر چند در زمان استفاده فرمتهاي غير فشرده زمان زيادي براي ضبط شدن روي حافظه دوربين مي‌برد و ضمنا فايل بسيار بزرگي توليد مي‌شود که بزودي حافظه دوربين شما را خواهد بلعيد. بخاطر همين فرمت JPEG با کمترين فشردگي را براي عکاسي‌هاي روزمره توصيه مي‌کنيم. در اين فرمت عکسها زمان کمتري براي ضبط شدن مي‌گيرد و نتيجه نهايي نيز تقريبا با فرمت غير فشرده قابل تشخيص نيست.
متاسفانه بيشتر دوربين ها داراي حافظه کافي براي عکاسي نيستند و بعداز خريد دوربين حتما بايد به فکر يک حافظه بالاتر باشيد.


مدهاي فلاش و تاثير پذيري فلاش
بيشتر دوربين‌هاي ديجيتال براي فلاش از تنظيم خودکار استفاده مي کنند. اگر نورسنج دوربين تشخيص دهد که نور محيط براي عکاسي کافي نيست دوربين فلاش را روشن مي‌کند. بايد بدانيد که اين گزينه هميشه بهترين انتخاب نيست. د راينجا مثالهايي براي برد فلاش آورده شده که به شما کمک مي‌کند که بدانيد در هر شرايطي چکار کنيد:
- در يک اتاق خيلي بزرگ: بدون اين که سوژه اي در برد فلاش واقع شده باشد، دوربين را ثابت کنيد و فلاش را خاموش نماييد. اما اگر سوژه از 3 - 4 متر به دوربين نزديکتر بود فلاش مي‌تواند موثر باشد. گزينه ديگر استفاده از فلاش تاخيري Slow Sync است که در اين حالت بايد دوربين را روي سه پايه ثابت نماييد. در اين مد دوربين سوژه را با فلاش روشن مي‌کند و پس زمينه را با باز نگه داشتن بيشتر ديافراگم.
-در فضاي باز: دراين حالت نيز اگر سوژه در برد فلاش قرار ندارد فلاش را خاموش نماييد. استفاده از فلاش دوربين را مجبور مي‌کند که از سرعت هاي شاتر خاصي (1/30 -1/60) استفاده نمايد و اين سرعت شاتر احتمال زيادي دارد که براي منظره شما مناسب نباشد.
- آتش بازي: استفاده از فلاش براي عکاسي از منظره آتش بازي بعيد به نظر مي‌رسد که اثري در عکس داشته باشد. ولي اينطور نيست! استفاده از فلاش اين مزيت را دارد که جلوي پايين آمدن سرعت شاتر بخاطر تاريک بودن محيط گرفته شود و عکس بهتري از آتش بازي ثبت شود!
- پرتره: گرفتن عکسهاي پرتره خوب با استفاده از فلاش سرخود دوربين کار بسيار مشکلي است. حتي با استفاده از سيستم کاهش قرمزي چشم، نور فلاش بسيار تک بعدي و نامطلوب است. بجاي استفاده از فلاش سعي کنيد عکس را در نور روز يا با نور پردازي در محيط بگيريد. براي اصلاح نور از تراز سفيدي دوربين استفاده کنيد و قبل از گرفتن عکس دوربين را ثابت کنيد (روي سه پايه يا جاي ديگر). هنگامي که نور محيط براي عکس مناسب بود از فلاش اجباري براي روشن کردن سوژه و درخشان کردن آن استفاده کنيد.
- عکاسي از درون ماشين يا پنجره: اگر شيشه باز نباشد نور فلاش به درون دوربين برخواهد گشت. بهتر است آن را خاموش کنيد.


مدهاي برنامه ريزي شده
اگر دوربين شما داراي مدهاي برنامه ريزي شده و يا اوليتهاي شاتر و ديافراگم مي باشد استفاده صحيح از آنها را ياد بگيريد.
يک مد برنامه ريزي شده استاندارد معمولا کنترل بهتري از حالت اتوماتيک دوربين براي آن شرايط خاص فراهم مي‌نمايد. خيلي از دوربين ها داراي انتخاب جبران نوري و تراز سفيدي هستند، ولي در مد اتوماتيک نمي‌توان از آنها استفاده نمود.
- اولويت ديافراگم: اجازه کنترل بر روي عمق ميدان را براي عکاس فراهم مي کند. (عمق ميدان محدوده شارپنس تقريبا مناسب عکس در يک ديافراگم خاص مي‌باشد). هرچه ديافراگم بازتر باشد (عدد F کوچکتر نظير f1.8 يا f2.8) عمق ميدان باريکتر است. و هر چه ديافراگم بسته تر باشد (عدد f بزرگتر f8 يا f11) عمق ميدان پهن‌تر است. مي‌توان از اولويت ديافراگم براي مات کردن پشت زمينه نامناسب عکس استفاده کرد يا از شارپ بودن صحنه از سوژه تا پشت زمينه مطمئن شد.
- اولويت شاتر: امکان کنترل سرعت شاتر را فراهم مي‌کند. در صحنه‌هاي داراي حرکت بايد از سرعت بالاتر شاتر براي ثابت کردن سوژه متحرک استفاده نمود.


کنترل‌هاي ويژه
بيشتر دوربين‌ها داراي کنترل‌ها و گزينه‌هاي اضافي هستند. مهمترين اين کنترل‌ها عبارتند از:
- جبران نوري : براي اصلاح يا تغيير نورسنجي دوربين استفاده مي‌شود. اين گزينه تا حدودي پيچيده به نظر مي‌رسد ولي در واقع اينطور نيست. سيستم نورسنجي دوربين همواره در حال کار است و سازندگان مي‌دانند که اين سيستم در شرايط خاص بدرستي عمل نمي‌نمايد. مثلا سوژه‌هاي سفيد و منعکس کننده نور باعث کم نور شدن عکس مي‌شوند. بنابر اين مي‌توان با يک جبران نوري مثبت عکس را اصلاح نمود.
- تراز سفيدي: براي کنترل رنگ سفيد در عکس و درنتيجه کيفيت ساير رنگها درنظر گرفته شده است. بيشتر دوربين ها براي نور روز تنظيم شده‌اند، بنابر اين بعضي نورها باعث خارج شدن تراز رنگ سفيد و در نتيجه شيفت ساير رنگها و غير طبيعي شدن آنها مي‌شود. يک مثال خوب براي اين مورد لامپهاي فلورسنت هستند که در بيشتر مکانهاي تجاري استفاده مي‌شوند و باعث آبي شدن همه چيز مي‌شوند. معمولا تنظيم نور دوربين بر اساس نوع نور محيط به رها کردن دوربين در مد اتوماتيک ترجيح داده مي‌شود.
- نورسنجي: در بيشتر مواقع نورسنج استاندارد دوربين خوب کار مي‌کند. ولي ممکن است در شرايطي اين تنظيم مناسب نباشد. در بيشتر دوربينهاي ديجيتال امروزي يک گزينه و يا بيشتر براي نورسنجي وجود دارد. گزينه نورسنجي نقطه اي Spot meter نور را (ديافراگم و شاتر) را بر روي ناحيه کوچکي از کادر تنظيم مي‌کند. در بعضي مدلها مي‌توان گزينه‌اي را انتخاب نمود که نقطه نور سنجي با نقطه فوکوس روي هم بيفتد. نورسنجي متوسط گيري مرکزي دو ناحيه در کادر را درنظر مي‌گيرد، يک ناحيه دايره‌اي در مرکز و يک ناحيه در بقيه کادر. معمولا نتيجه به دست آمده از اين دو ناحيه به صورتي با هم ترکيب مي‌شود که اهميت ناحيه وسط از اطراف آن بيشتر باشد.
- زوم اپتيکال و ديجيتال: اگر دوربين شما فقط زوم ديجيتال دارد و يا يک زوم اپتيکال و يک زوم ديجيتال، د رمورد فرق بين اين دو نوع زوم که قبلا در مورد آنها به تفصيل صحبت کرده‌ايم مطالعه کنيد. اگر فقط زوم ديجيتال داريد زياد روي آن حساب نکنيد.

منبع: سايت عكاسي

مرتضی nvcd
06-08-2008, 04:27 AM
بخش دوم- موارد مهم در ترکيب بندي
يک ترکيب بندي خوب با اصول اوليه آن شروع مي‌شود. قرار دادن درست سوژه در کادر حياتي است و يکسري قوانين ساده مي تواند کمک زيادي در اين مورد نمايد. بسته به اين که سوژه يک منظره ، يک شخص يا شئ و يا اينکه کادر افقي يا عمودي است، ترکيب بندي فرق مي کند. در بعضي شرايط بايد به بعضي از قوانين ترکيب بندي کمتر و در بعضي موارد بيشترتوجه کرد.
هر عکسي بايد –علت وجودي – داشته باشد واگر اين علت براي گيرنده عکس مشخص نباشد چه انتظاري از بيننده داريد که از عکس چيزي بفهمد؟ بيشتر مردم براي منظورهاي خاصي نظير يادگاري از چيزي داشتن، ثبت يک لحظه تکرار نشدني، ثبت يک موقعيت استثنايي، شکار يک سوژه زيبا يا جذاب و ... عکس مي‌گيرند. براي اينکه عکس معني داشته باشد بايد اصولي را در آن رعايت کرد:
-افقي و عمودي: شما دنيا را با زاويه نسبت به افق نمي‌بينيد، بنابر اين به غير از شرايطي که تعمدا اين کار را مي کنيد از آن پرهيز نماييد. افق را در کادرتان تنظيم نماييد. منظره يک ساحل کج که انگار آب دريا در حال ريختن از يک ور عکس مي‌باشد براي بيننده جالب نيست. براي تراز کردن دوربين يک خط افقي مثل خط آب دريا را در نظر گرفته و دوربين را بالا برده و بچرخانيد تا خط پايين کادر موازي خط افقي شود، سپس دوربين را بدون اينکه تغيير وضعيت دهيد پايين اوريد تا خط آب کمتر از2/1 و بيشتر از 3/1 کادر افقي عکس را اشغال نمايد و آسمان بقيه کادر را. يادتان باشد هيچگاه خط افق را در وسط کادر قرار ندهيد.
بعضي دوربين‌ها براي سادگي شبکه‌اي افقي عمودي را روي مانيتور نشان مي دهند. اگر دوربين شما چنين امکاني دارد استفاده از آن براي بالا بردن دقت و کاهش زمان مناسب است.
-هر چند تکنيکي که بالا شرح داده شده بود براي منظره‌اي مثل دريا مناسب است، ولي براي منظره يک آبگير يا بندرگاه مناسب نيست. مثلا ساحل آبگيرها در آنطرف درياچه قابل ديدن است و تشخيص سطح افقي در آنها مشکل است. در چنين شرايطي دنبال يک خط عمودي بگرديد. در کادر عکس نگاه کنيد و هر جا که يک خط عمودي يافتيد کادر عکس را با آن نقطه تراز نماييد.
عکاسي از سوژه‌هاي عمودي مشکل تر است. ايجاد حالت پرسپکتيو توسط لنز دوربين مي‌تواند کاملا گيج کننده باشد. مي‌توان به اجزاء عمودي در منظره توجه کرد و کادر را در اطراف آنها حرکت داد تا مطمئن شويم لبه عمودي کادر واقعا با خط عمودي موازي است. بخصوص عکاسي از مناظر شهرها مشکل است و براي تصميم گيري درباره اين که کدام خط واقعا عمودي است بايد دقت بيشتري به کار برد. با تنظيم کادر بر روي نزديکترين و بزرگترين ساختمان در کادر به احتمال زياد بقيه ساختمانهاي واقع در دوردست تصوير از تراز خارج خواهند شد. با يک نگاه کلي در تصوير مي‌توان از اين اشتباه پرهيز کرد.
اگر باز هم تصوير کج به نظر مي‌رسد بايد زاويه دوربين را تغيير داد و يا حتي موقعيت عکاسي را عوض کرد.
يک نکته: بعضي مواقع مناظر خيابان از ميان خيابان به بهترين وجه گرفته مي‌شود، با گرفتن عکس از امتداد جاده پرسپکتيوي زيبا و طبيعي خواهيم داشت (البته به شرطي که قبل از تمام شدن عکاسي زير چرخهاي يک تريلي روي جاده پهن نشده باشيد!!)


از اجزاء شلوغ کننده در کادر پرهيز نماييد
اجزاء شلوغ کننده عکس به چند طريق ايجاد مي‌شوند. اين اجزاء ممکن است مردم، حيوانات يا اشيائي باشند که بطور ناخواسته در کادر قرار مي‌گيرند و حتي ممکن است بخشي از سوژه را بپوشانند، عدم تناسب رنگي ايجاد نمايند و يا نامتناسب با سوژه و موضوع عکس باشند. بعضي از اين مزاحمتها را براحتي مي‌توان کنترل نمود و بعضي را نمي‌توان کاري کرد:
- توريستهاي سرگردان، پياده‌ها، احشام يا خودروها: کاري نمي توان کرد. بايد صبر کنيد (صبور باشيد!) تا هر وقت دلشان خواست از کادر مورد نظر شما خارج شوند! مي‌توان با تغيير موقعيت يا نزديکتر شدن به سوژه بعضي از اشياء ساکن را از کادر خارج کرد يا با استفاده از زوم کردن يا بريدن کادر بعد از عکاسي مشکل را حل نمود.
- از اجزاء مزاحمي که خودتان ايجاد کرده ايد دوري کنيد: خيلي از دوربين ها مي توانند ساعت و تاريخ را روي عکس اضافه نمايند، تا جايي که برايتان لازم نيست از استفاده از آن خودداري نماييد. با اضافه کردن تاريخ و ساعت روي عکس چيزي به عکس شما اضافه نمي شود و حذف کامل آنها بعد از گرفتن عکس کاملا ممکن نيست. بعلاوه اطلاعات عکس در بخش متاديتا Exif عکس ثبت مي شود که نياز استفاده از تاريخ و زمان بر روي عکس را از بين مي برد.


نقطه فوکوس
نقطه فوکوس عکس بسيار مهم است:
- مطمئن شويد که فوکوس کامل روي سوژه انجام گرديده است: معمولا بايد سوژه مهمترين بخش تصوير بوده و نگاه بيننده به سمت آن کشيده شود، اما نيازي نيست که در مرکز عکس واقع باشد. با استفاده از قفل فوکوس کاري کنيد که فوکوس بجاي مرکز تصوير روي سوژه انجام شود. –سوژه را در ميان کادر قرار دهيد، فوکوس را روي سوژه انجام داده و دکمه شاتر را تا نيمه بفشاريد، وقتي مستطيل ميان مانيتور سبز شد فوکوس انجام شده و تا هنگامي که دکمه را رها نکنيد فوکوس در همان وضعيت باقي مي‌ماند، اکنون کادر بندي مورد نظر را انجام داده و دکمه را تا آخر بفشاريد تا عکس گرفته شود.
- پرتره: روي چشم‌ها فوکوس کنيد، اگر دوربين زوم اپتيکال دارد براي کادر بندي سوژه از آن استفاده نماييد. اگر دوربين اولويت ديافراگم دارد، يک ديافراگم باز انتخاب نماييد تا پس زمينه سوژه مات شود و اگر ندارد ممکن است يک مد مخصوص پرتره داشته باشد. اين مد بطور خودکار از يک ديافراگم باز استفاده مي‌نمايد. اگر تنها فلاشي که داريد همان فلاش سر خود دوربين است آنرا خاموش کنيد و از نور يک پنجره يا نورهاي غير متمرکز محيط استفاده نماييد.
اگر فلاش تنها انتخاب شما براي نور است از قرار دادن سوژه در نزديکي ديوار يا هر سطح تخت ديگر پرهيز نماييد، زيرا يک سايه خشن در کنار سوژه روي ديوار ايجاد مي‌گردد که زيبا نيست.
هنگام کادر بندي براي امتداد نگاه سوژه جايي در کادر باقي بگذاريد و هميشه دوربين را کمي به سمت پايين بگيريد که نواحي زير بيني و چانه در عکس ديده نشود.
سخن آخر: هميشه به ياد داشته باشيد، اول فکر کنيد، بعد عکس بگيريد.
چند ثانيه فکر کردن در مورد عکسي که مي خواهيم بگيريم مهمترين مرحله عکاسي است. خوبي دوربين‌هاي ديجيتال اين است که نمايي از عکس نهايي را در مانيتور مي توان ديد و خيلي راحت‌تر از دوربين‌هاي معمولي در مورد نتيجه کار نظر داد.

منبع : سايت عكاسي

karin
06-18-2008, 08:09 PM
تقریبا در تمامی موارد عکاسی، استفاده از نور طبیعی بهترین روش برای نورپردازی است. با این حال مواردی پیش می آید که نیاز به نور مصنوعی برای تکمیل کردن نور طبیعی موجود و یا کل نورپردازی صحنه است. آسان ترین روش برای این منظور استفاده از فلاش های الکترونیکی است.

فلاش های درون ساخت

تقریبا تمامی دوربین های دیجیتال مجهز به فلاش های درون ساخت می باشند، این فلاش ها به طور اتوماتیک عمل کرده و بعضی از آنها مجهز به سیستم کاهش قرمزی چشم نیز هستند. با این وجود نه تنها قدرت این فلاش ها پایین است بلکه به علت نزدیک بودنشان به لنز، استفاده از آنها باعث ایجاد تصاویری تخت و ناخوشایند می شوند. این مسئله هنگامی که فلاش تنها منبع نور موجود در صحنه بوده و نیز موضوع نزدیک به دیوار قرار دارد، بیشتر آشکار می شود. بهترین مورد استفاده برای فلاش های سرخود، پرکردن سایه ها در صحنه های با کنتراست زیاد و همچنین موقعیت های ضد نور (backlit) است.

فلاش های خارجی

برای استفاده از فلاش های جداگانه، دوربین دیجیتال شما باید مجهز به سوکت همزمانی فلاش (flash-synchronization) خارجی باشد. این سوکت ها در طرح های مختلفی ارائه می شوند. بنابراین مطمئن ترین راه هنگام خرید فلاش، عمل کردن به توصیه شرکت سازنده دوربین است. هنگام خرید فلاش های خارجی(external) دقت کنید که این فلاش ها قابلیت چرخش و کج شدن را داشته باشند. این حرکات شما را قادر می سازند که بتوانید نور را قبل از برخورد به موضوع، از اشیایی دیگر منعکس کرده( مثلا سقف اتاق) و در نتیجه تصاویری ملایم تر( در مقایسه با فلاش مستقیم و از روبرو) تهیه کنید.

فلاش های حلقه ای

برخلاف اکثر فلاش ها که در طراحی شان سعی می شود که هرچه بیشتر از محور لنز دور نگه داشته شوند. طراحی این فلاش ها به گونه ای است که هرچه بیشتر به محور لنز نزدیک باشند. لوله های فلاش در یک محیط دایره ای و در جلوی لنز تعبیه شده اند و قادرند که نورهایی بدون سایه تولید کنند. فلاش های حلقه ای برای عکسبرداری از موضوعات بسیار نزدیک (close-up) بکار می روند. باید توجه داشت که موضوعات عکاسی براق، تخت، و رودرروی دوربین نباشند در غیر این صورت نور دریافت شده از فلاش را مستقیما به لنز برمی گردانند. از این فلاش ها همچنین برای تهیه تصاویر پرتره استفاده می شود.


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-18-2008, 08:17 PM
رای همه جذاب است که از چیزی که می خوریم عکس بگیریم. شاید اگر عکاسی از مواد غذایی نبود هنر آشپزی این طور پیشرفت نمی کرد. حال جدای از مسائل تکنیکی مربوط به دوربین و دیگر تجهیزات ببینیم چه نکاتی را بایستی در عکاسی موادغذایی رعایت کنیم تا عکسی دلچسب و خوشمزه داشته باشیم!
به نظر می رسد عکاس باید برروند ساخت یک ماده غذایی آگاهی کامل داشته باشد تا بتواند عکسی باب میل و ذائقه بینندگان بگیرد.

شرط اول: تنظیمات
برای آنکه عکستان باب میل و ذائقه مخاطب تان باشد بهتر است از ظروف و
وسایلی استفاده کنید که کنتراست مناسبی با رنگ ماده غذایی داشته باشند و
یا هارمونی جذابی در کل تصویر به وجود آورند.
توصیه می شود اگر از لنزهای wide استفاده می کنید ظروف نقره ای مثل قاشق و چنگال نقره می تواند جلوه شفافی به تصویرتان ببخشد.

http://bp0.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_eU1DgfRiI/AAAAAAAAAXA/AXrBB837tnw/s320/setting_soup_thumb.jpg


شرط دوم: نور

بهتر است از نور طبیعی برای عکاسی از مواد غذایی استفاده کنید. اگر تصمیم گرفته اید که از فلاش بهره بگیرید بهتر است از یک پخش کننده نور هم در کنار فلاش استفاده کنید. اینگونه عکس ماده غذایی تخت و بی روح هم نخواهد بود.

http://bp3.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_ehMzgfRkI/AAAAAAAAAXQ/Hv9StP19SfU/s320/brioche_light.jpg


شرط سوم : تعادل رنگ

به خاطر داشته باشید در شرایط نور طبیعی تنظیم color balance را به خوبی اعمال نمایید. زیرا غذا در شرایط نور طبیعی به رنگ ابی شفافی به نظر می رسد و در این حالت اگر تنظیمات به خوبی صورت گیرد بدون استفاده از فلاش می توانید رنگ آبی مد نظرتان را حفظ نمایید. البته می توانید بعدا به وسیله نرم افزارهای ویرایش عکس عکس را مورد روتوش قرار دهید.

http://bp1.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_ejITgfRlI/AAAAAAAAAXY/NQduySvXqmQ/s320/bacon_color_thumb.jpg


شرط چهارم: بی حرکت
برای داشتن عکسی زیبا باید صبر پیشه کنید. مخصوصا اینکه در آشپزخانه گرم و با نوردهی های طولانی بایستی مواظب کوچکترین جنبش ها باشید. پس استفاده از یک سه پایه حتما توصیه می گردد. اگر نمی توانید از سه پایه استفاده کنید از یک لیوان آب که روی صندلی قرار داده اید بهره گیرید. دوربین را روی لیوان آب قرار دهید.

شرط پنجم: زیاد عکس بگیرید.
بهتر از هر وضعیتی چندین عکس داشته باشید تا امکان مقایسه انها و انتخاب بهترین ها برایتان امکان پذیر باشد. سعی کنید از زوایای مختلف عکس بگیرید و این نکته را در نظر داشته باشید که در چه حالتی ماده غذایی بهتر جلوه خواهد کرد؟

http://bp1.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_ekUTgfRmI/AAAAAAAAAXg/_x92QKhKyws/s320/artichoke_angles_thumb.jpg


شرط ششم: از زوم دوربین استفاده کنید.
توصیه می شود که از حالت ماکرو در عکاسی استفاده کنید. سعی کنید تمام قاب دوربین را با ماده غذایی پر کنید. با اینکار گویی می خواهید از عطر و بوی غذا هم عکس بگیرید.

http://bp2.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_ek5jgfRnI/AAAAAAAAAXo/oFHO9JPkjO0/s320/close_sprinkles_thumb.jpg


شرط هفتم: تهیه و تدارک
هیچوقت فراموش نکنید که آشپزی یک فرآیند است و نتیجه نهایی آن بیشترین لذت را به مخاطب منتقل می کند. پس بهتر است هر چه در توان دارید در شکیل کردن غذا استفاده کنید.

http://bp0.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_elhDgfRoI/AAAAAAAAAXw/2Otyh7P_Ajo/s320/prep_hamentaschen_thumb.jpg


شرط هشتم: سریع باشید.
با سرعت کار کنید. سبزی ها و میوه ها در ساعات نخستی که روی پیشخوان آشپزخانه قرار گرفتند تر و تازه هستند. رنگ صورتی گوشت با اندکی وقت کشی به رنگ قرمز تیره ای جلوه می کند. شما که نمی خواهید از میوه های پلاسیده یا غذای یخ زده عکس بگیرید!

http://bp2.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_emYjgfRpI/AAAAAAAAAX4/w_jFYMQSaEE/s320/salad_quick.jpg


شرط نهم: جزئیات
مواظب باشید بعضی جزئیات را که به بهتر شدن عکستان کمک می کند فراموش نکنید. از درون چشمی دوربین به غذایی که می خواهید عکس بگیرید نگاه دوباره بیاندازید. اگر فکر می کنید چند توت فرنگی، یک شاخه سبزی ریحان، چند دانه فلفل سیاه می تواند به زیبایی اثرتان اضافه کند چرا از قرار دادن آنها در کنار غذا امتناع می کنید.
در ضمن بهتر است غذا را در قسمتی از اشپزخانه قرار دهید که عاری از عناصر مزاحم باشد. یا آنکه از پس زمینه های همرنگ با غذا استفاده کنید. اینگونه هارمونی عکس تان هم بیشتر خواهد شد.

http://bp1.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/R_emxTgfRqI/AAAAAAAAAYA/fPPUGhBM6yM/s320/pie_garnish_thumb.jpg


شرط دهم: عکاسی نکنید.
دانستن اینکه چقدر از این سوژه می خواهید عکس بگیرید مهم است. شاید بهتر باشد که یک عکس اما با کیفیتی عالی بگیرید تا آنکه از یک ماده غذایی زیاد عکس داشته باشید. همه مواد غذایی را برای عکاسی انتخاب کنید و به دنیای تجربه تان نکته دیگری اضافه کنید.


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-18-2008, 08:19 PM
اگر به کاغذ عکاسی که قسمتی از مراحل چاپ آن طی شده، مجددا نور سفید داده شود، بخشی از رنگ مایه ها، معکوس خواهند شد. در واقع قسمت هایی که چاپ آنها تکمیل شده، به نور حساس نیستند و قسمت هایی که هنوز کاملا چاپ نشده اند، می توانند تیره تر شوند. در نهایت با تکمیل مراحل چاپ، این نواحی تاریک تر خواهند شد.
آرماند ساباتیر، دانشمند فرانسوی(1910-1834) این فرایند را "سولاریزه شدن کاذب" نامید که تدریجا به غلط، سولاریزه شدن( معکوس شدن رنگ مایه های عکس بر اثر نوردهی شدید) نامیده شده است.

امتیازات دیجیتال
اجرای جلوه ساباتیر در تاریکخانه، فوق العاده وقت گیر و دشوار است. شما به راحتی می توانید تمام روز را برای تهیه یک دسته عکس صرف کنید که هیچ کدام هم شبیه آنچه می خواستید نخواهند بود. ولی با استفاده از تکنیک های ویرایش دیجیتال، این بلاتکلیفی ها قدیمی شده اند.
اولین قدم، تهیه نسخه کپی از عکس اصلی و تبدیل آن به سیاه و سفید است. برای این کار، عکسی را انتخاب کنید که خطوط نسبتا ساده و شکل های واضحی داشته باشد. در صورت تمایل، از عکس هایی که اشباع زدایی(Desaturated) شده اند هم می توانید استفاده کنید. تکنیک های دیجیتالی فراوانی برای شبیه سازی جلوه ساباتیر وجود دارند. اگر نرم افزاری با امکانات Layer یا Modes دارید، می توانید یک رونوشت از لایه اصلی را روی لایه دیگری بالای آن ایجاد کنید. سپس با استفاده از مد Exclusion Layer رنگ مایه های عکس نهایی را با تغییراتی که توسط curves یا levels روی هر لایه انجام می دهید، تنظیم کنید.

استفاده از منحنی ها(Curves)
بهترین و قابل کنترل ترین روش کار، استفاده از کنترل curves و رسم منحنی U شکل با گودی ملایم و یک برجستگی در میانه آن است. با بکار بردن ناهمواری های کوچک نامنظم در شکل منحنی می توان تغییرات غیر منتظره ای در رنگ مایه ها ایجاد کرد و جلوه هایی از غیر قابل پیش بینی و جذابیت اجرای تاریکخانه ای کار را به فرآیند بازگرداند. امتیاز کار با منحنی ها این است که می توان آن ها را ذخیره نمود و روی عکس های دیگر هم استفاده کرد.
جلوه ساباتیر را روی عکس های رنگی نیز می توانید اجرا کنید ولی علاوه بر سایه روشن ها، رنگ ها هم معکوس می شوند. برای جلوگیری از معکوس شدن طیف رنگی، عکس را به مد LAB ببرید و از منحنی ساباتیر، فقط روی کانال L استفاده کنید.

http://bp0.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/RtBfYpKgU7I/AAAAAAAAAIc/EEgRdlUh7Cc/s320/IMG_s1.jpg

http://bp0.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/RtBe6pKgU6I/AAAAAAAAAIU/pL8s305rq3c/s320/IMG_0001.JPG

karin
06-18-2008, 08:22 PM
http://bp1.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/RmG1Jsfsl_I/AAAAAAAAAGg/iV7e2p0Hm3c/s320/land2.jpg

تصاویر پانوراما، تصویری هستند که قسمت وسیعی از صحنه را که در حالت عادی به دلیل محدودیت میدان دید، قابل مشاهده نیستند در برمی گیرند.

نشانه های بصری
نشانه های بصری برای تشخیص یک تصویر پانوراما، مقداری اعوجاج تصویری است. اگر هنگام ثبت این تصاویر دوربین کمی به طرف بالا و یا پایین نشانه رود، آنگاه خط افق و یا هر خط افق دیگری، دارای انحنا به نظر خواهد رسید. از طرف دیگر اگر دوربین به طور کاملا افقی نگاه داشته شود، موضوعات نزدیک تر به لنز ( معمولا آنهایی که در وسط کادر قرار گرفته اند) به شکل محسوسی بزرگتر از موضوعات دیگر که کمی دورتر قرار دارند به نظر خواهد رسید.

روش دیجیتال
درچند سال گذشته مفهوم تصاویر پانوراما به طور گیج کننده و اغراق آمیزی گسترش پیدا کرده است. تا به آنجایی که تعریف پانوراما حتی تصاویر گرفته شده با لنزهای زاویه بازی را که بالا و پایین شان به شکل یک پاکت نامه قطع شده را نیز در بر گرفته است. در این نوع پانوراماهای کاذب، انحنا خط افق و اعوجاج بزرگ شدن اندازه موضوعات پیش زمینه، که از ویژگی های طبیعی پانوراماهای واقعی هستند، قابل مشاهده نیستند.
با وجود اینکه بوجود آوردن تصاویر پانورامای ساختگی با استفاده از نرم افزار بسیار آسان است( با قطع کردن بالا و پایین تصویر)، اما بحث اصلی ما در اینجا چگونگی بوجود آوردن تصاویر پانورامایی واقعی است. برای بوجود آوردن یک پانورامای واقعی دیجیتال، ابتدا باید تعدادی عکس از قسمت های مختلف صحنه( مثلا از راست به چپ و یا از بالا به پایین) بگیرید. سپس با استفاده از نرم افزارهایی مثل PHOTOSHOP می توانید این تصاویر مجزا را به یکدیگر متصل و یا اصطلاحا " بخیه کنید".

در نظر گرفتن نکات زیر در بهبود کیفیت تصاویر پانوراما کمک می کند:
- دوربین را روی سه پایه گذاشته و آن را به دقت تراز کنید.
- در صورت امکان از سرهای واقعیت مجازی virtual reality heads استفاده کنید. این سرها امکان چرخش دوربین حول محورش را بدون تکان دادن تصویر فراهم می کنند.
- دوربین را به روی عکسبرداری دستی M گذاشته و تمامی عکس ها را با زمان شاتر و دیافراگم های یکسان بگیرید. تا آنجایی که امکان دارد تنظیم نوردهی را معدل بین پرنورترین و کم نورترین قسمت های صحنه در نظر بگیرید.
- فضای کافی را در طرفین عکس ها برای به روی هم انداختن آنها در نظر بگیرید( حداقل 1.4 عض هر عکس).
- هنگام استفاده از لنز زوم، آن را بر روی اندازه یانی بین تله فوتو و زاویه باز تنظیم کنید. ین تنظیم یکدس ترین نوردهی و کم ترین اعوجاج را در لنزهای زوم تولید میکند.
- در صورت امکان، لنز را بر رو یک دیافراگم بسته( ولی نه بسته ترین) تنظیم کنید( مثلا f/11). استفاده از دیافراگم های بازتر باث غیر یکدست شدن نور کلی در صحنه می شود. این تصاویر دارای گوشه هایی تاریک تر از مرکزشان خواهند بود.
- مطمئن شوید که جزئیات مهم تصویر، مثلا یک ساختمان شاخص، در مرکز عکس و نه در کناره های آن قرار گیرند.

نقطه گریز پشتی
خطوط تصویر انعکاس یافته توسط لنز، از نقطه ای فرضی در فضا به نام " نقطه گریز پشتی" rear nodal point سرچشمه می گیرند. اگر لنز را از این نقطه حول محور افقی بچرخانید، با وجود عوض شدن دید، مشخصه های صحنه بدون تغییر خواهند ماند. یک " سر واقعیت مجازی" امکان چرخش دوربین حول این محور را برای گرفتن عکس هایی با لبه های دقیق برای تهیه پانوراما فراهم می کند.


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-18-2008, 08:24 PM
اواخر قرن هجدهم، متوجه شدند که اگر جسمی را روی کاغذ حساس شده مخصوص قرار دهند و آن را در معرض آفتاب بگذارند، یک چاپ خورشیدی از آن جسم ثبت می شود. بعدها، با قرار دادن نگاتیو بر روی کاغذ مخصوص، عمل چاپ به روشی مشابه انجام می گرفت. این کاغذ نیازی به ظهور نداشت چرا که در نتیجه نور دیدن، عکس روی آن قابل مشاهده می شد. سپس عکس را تثبیت می کردند. در انواع پیشرفته تر، کاغذ را با نمک های رنگ دهنده آغشته می کردند تا هنگام نور دیدن، رنگی شود. قهوه ای طلایی و زرد غلیظ، طیف های رنگی مرسوم بودند. کاغذهای عکاسی امروزی، برای چاپ خورشیدی مناسب نیستند چرا که تثبیت کننده های استاندارد عکس را پاک می کنند و مقدار پایین نقره بکار رفته، عکاسی با کیفیت پایین را نتیجه می دهد.
خوشبختانه، رنگ مایه های ناشی از چاپ خورشیدی را به کمک نرم افزار به راحتی می توان شبیه سازی نمود. همچنین نیازی نیست که از نگاتیوهای با ابعاد بزرگ یا حتی عکس سیاه و سفید استفاده نمود.
ابتدا یک عکس سیاه و سفید یا یک عکس رنگی اشباع زدایی شده(desatureted) را انتخاب کنید. سپس، آسان ترین روش این است که یک لایه روی عکس بسازید و آن را با رنگ پرکنید. لایه را در مد color burn ( برای تشدید رنگ ها) یا mode color ( برای افزودن رنگ ها به لایه زیرین به نسبت میزان روشنایی آن) قرار دهید. توجه کنید که در این هنگام، ممکن است عکس از محدوده طیف رنگ چاپگر (gamut) خارج شود. برای رسیدن به رنگ مایه های گرم و غنی مورد نظرتان باید از آزمون و خطا استفاده کنید. ولی در یک جلوه قابل قبول، رنگ گرفتن روشنایی ها و سایه ها ضروری است.
از آنجایی که جلوه شبیه سازی شده چاپ خورشیدی، به صورت یکنواخت در کل عکس پراکنده می شود، می توان آن را تقریبا روی هر موضوعی اجرا کرد. مناظر طبیعی، طبیعت بی جان و تصاویر ساختمان ها، همگی برای کار مناسبند.
یکی از خصوصیات چاپ خورشیدی هم این است که هیچ رنگ سفید واقعی در عکس حاصله دیده نمی شود.

http://bp0.blogger.com/_OR_YcBLloEQ/Rinw3dmMNEI/AAAAAAAAAFQ/xKgi6PToXOI/s320/IMG_0040.jpg


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-18-2008, 08:25 PM
"فاصله هایپرفوکال" به تنظیم فوکوسی اطلاق می شود که بیشترین عمق میدان را برای هر دیافراگم در دسترس قرار می دهد. این فاصله نزدیک ترین نقطه واضح به لنز در هنگام تنظیم فوکوس لنز بر روی بی نهایت است. هرچه که دیافراگم بازتر باشد، به همان نسبت این نقطه وضوح نیز دورتر خواهد بود. در دوربین های اتوماتیک ساده فاصله هایپرفوکال قابل تنظیم نیست. در دوربین های غیر اتوماتیک می توانید این فاصله را تنظیم کرده و دیگر نگران وضوح موضوعاتی که در دامنه فوکوس قرار خواهند گرفت نباشید.
دیافراگم مناسب
موضوعات نزدیک و کلوز-آپ که با لنزهای با فاصله کانونی بلند عکسبرداری شده باشند، دارای عمق میدان های کوتاه هستند. مگر اینکه از دیافراگم های بسته تر استفاده شود.
موضوعات خارج از مرکز
هنگامی که موضوعات خارج از مرکز قرار دارند، نباید به دوربین اجازه بدهید که در مرکز تصویر فوکوس کند. عمق میدان، هنگام فوکوس کردن بر روی موضوعات دور، حتی در شرایط پر نور نیز به خاطر فاصله کانونی بسیار بالای لنز، کم خواهد بود.
عمق میدان ادراکی
تعریف وضوح قابل قبول، بسته به قدرت مشاهده و ادراک هر بیننده، متفاوت است. وضوح ضمنا بسته به اینکه هر تصویر تا چه حد باید بزرگ شود، نیز می تواند متغیر باشد. مثلا در تصاویر کوچک، ممکن است عمق میدان بسیار بزرگ جلوه کند اما با بزرگ تر کردن تصویر تشخیص اینکه تصویر در کجا شروع به تار شدن می کند، آسان تر می شود. بنابراین در تصاویر بزرگتر عمق میدان محدودتر ظاهر می شود.


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-18-2008, 08:27 PM
قابلیت فوکوس خودکار به دو صورت در دوربین ها وجود دارد. در دوربین های کوچک، به محض فشردن دکمه شاتر یک پرتوی نور مادون قرمز صحنه را "جارو" می کند. نزدیک ترین و قوی ترین انعکاسات بدست آمده از این پرتو توسط یک حسگر خوانده شده که پس از محاسبه فاصله موضوع، آن را در کسری از ثانیه و قبل از باز شدن شاتر با لنز هماهنگ می کند. روش دیگر که به روش "انفعالی" معروف است، قسمتی از نور موضوع نمونه گیری شده و شکسته می شود. فقط هنگامی که لنز بر روی موضوع فوکوس شده باشد، قسمت های مختلف تصویر بر روی یکدیگر منطبق می شوند( و یا اصطلاحا "درفاز" قرار می گیرند). مهمترین ویژگی این سیستم، متغیر بودن فازها است. بنا به اینکه لنز در جلو و یا عقب صفحه بهترین فوکوس، تنظیم شده باشد. حسگرهای سیستم اتوفوکوس الگوهای مختلف را تحلیل کرده و می توانند به لنز فرمان بدهند که برای بدست آوردن بهترین فوکوس، به چه صورتی عمل کند.
با وجود پیچیده بودن، سیستم های فوکوس خودکار هم اشتباه می کنند. هنگام استفاده از آنها مراقب شرایط زیر باشید:
- حسگر اصلی اتوفوکوس در مرکز تصویر منظره یاب واقع شده است، بنابراین موضوعات واقع شده در گوشه های تصویر ممکن است بدرستی فوکوس نباشند. برای رفع این اشکال ابتدا منطقه دقیق فوکوس( مرکز منظره یاب) را به سمت موضوع نشانه بروید، سپس با فشار دادن خفیف دکمه شاتر فوکوس را " نگه" دارید، آنگاه تصویر را دوباره طبق سلیقه تان ترکیب بندی کنید و عکس را بگیرید.
- هنگامی که از پشت شیشه عکاسی می کنید، توجه داشته باشید که انعکاسات بازتابانده شده از شیشه می تواند حسگر مادون قرمز را به اشتباه بیندازد.
- اشیاء فوق العاده درخشان( بطور مثال فلزات پولیش شده و براق) می توانند حسگر را اشباع کرده و باعث ایجاد خطا در سیستم شوند.
- هنگام عکاسی از موضوعاتی که فراتر از موانع نزدیک به لنز قرار دارند( مثلا عکاسی از پشت تورهای فلزی و یا از میان بوته های علف) سیستم اتوفوکوس می تواند دچار اشتباه شود.
- در عکاسی کلوزآپ موضوعات متحرک ( مثلا مورچه ها و کفشدوزک ها) بهترین روش این است که ابتدا روی موضوع به طور دستی فوکوس کرده و سپس با تغییر فاصله دوربین با موضوع، فوکوس را حفظ کنید.
- برای عکاسی از موضوعات متحرک با سرعت بالا، معمولا بهتر است که ابتدا روی یک فاصله مشخص فوکوس کنید و قبل از فشار دادن دکمه شاتر، منتظر شوید که موضوع به نقطه مشخص فوکوس شده برسد.


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-18-2008, 08:28 PM
تغییرات در عمق میدان حاصل شده فواصل کانونی متفاوت، بدلیل بدست آوردن بزرگ نمایی های متفاوت است. برای چشم انسان اندازه شخص یکسان است ولی برای فیلم یا حسگر، اندازه موضوع رابطه مستقیمی با فاصله کانونی لنز دارد. هنگامی که جزئیات صحنه با اندازه کوچکتری در تصویر ظاهر شوند، قضاوت اینکه کدام قسمت ها واضح و کدام قسمت ها تار هستند، کار مشکلی است. در نتیجه به نظر می رسد که عمق میدان افزایش پیدا کرده است. به همین ترتیب، لنزهای با فاصله کانونی بلندتر تصویر را بزرگتر ثبت می کنند و در نتیجه تفاوت فوکوس بین قسمت های مختلف تصویر نیز به همان نسبت آشکارتر می گردد. بنابراین به نظر می رسد که عمق میدان کاهش پیدا می کند.

تاثیرات فاصله فوکوس

هنگامی که موضوع به دوربین نزدیک و نزدیک تر می شود، دو عامل در کاهش شدید عمق میدان نقش پیدا می کنند که ربطی به تغییر در اندازه دیافراگم و فاصله کانونی هم ندارند. عامل اصلی افزایش بزرگ نمایی تصویر است، همین طور که تصویر در منظره یاب بزرگتر می شود، تغییرات کوچک در عمق موضوع نیز افزایش یافته و بنابراین لنز مجبور است که در فاصله های متفاوتی از حسگر یا فیلم فوکوس کند. توجه کنید که شما در مقایسه با عکاسی از موضوعات دور، هنگام عکاسی کلوزآپ حلقه لنز را به مقدار بیشتری می پیچانید. عامل نه چندان آشکار ولی مهم دیگر برای تغییر در عمق میدان این است که هنگامی که لنز بر روی موضوعاتی دورتر از صفحه کانونی تنظیم شده است، فاصله کانونی موثر آن به طور خفیفی افزایش می یابد.( به عبارت دیگر هنگامی که بر روی موضوعات کلوزآپ فوکوس شده است)


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-20-2008, 11:42 AM
عکاسی از گل‌ها از به نظر ساده می‌آید چرا سوژه ثابت است و بابت قرار گرفتن در برابر دوربین از شما گله و شکایت نمی‌کند. گل‌ها همیشه به خاطر زیبایی ذاتی‌شان مورد توجه عکاسان هستند اما باید بدانیم عکاسی حرفه‌ای از این پدیده ی طبیعی کار چندان آسانی نیست.


نور
عکاسی از گل‌ها بسته به محیط تکنیک‌های متفاوتی را طلب می کند. برخلاف عکاسی از اکثر سوژه های، هنگام طلوع و غروب آفتاب زمان مناسبی برای عکاسی از گل‌ها نیست.
نور در این دو زمان باعث تیره شدن گلبرگ‌ها و از بین رفتن شفافیت و درخشش برگ‌ها می‌شود. در واقع نور ملایم و پراکنده در روزهای ابری مناسب ترین نور برای عکاسی از گل‌هاست.
البته اگر محدودیت زمانی داشتید ترجیحاً از نور گرم صبح‌های زود بهره ببرید و عکاسی را برای زمان ظهر به تاخیر نیاندازید.
در این صورت می‌توانید از ----- برای ملایم کردن نور استفاده کنید و یا با قراردادن یک کاغذ روغنی و حتی یک تکه پارچه‌ی سفید از تابش مستقیم آفتاب به گل جلوگیری کند.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-takepic%5B300%5D.jpg
نور پس‌زمینه
یک دیگر از راه‌های عکاسی از گل‌ها در نور روز، قرار دادن منبع نور در پشت سوژه است.
عکاسی در چنین شرایطی نیاز به تمرین دارد چرا که اگر منبع نور زیاد باشد باعث تیره شدن و از بین رفتن سوژه در تصویر می‌شود.
اما استفاده صحیح از این تکنیک درخشندگی بسیار خیال‌آوری را به گل می‌بخشد.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-takepic1%5B300%5D.jpg


فکوس و پس‌زمینه
گاهی زیبایی یک گل - به ویژه تک شاخه‌ها - به خاطر شلوغی پس‌زمینه‌اش در تصویر گم می‌شود و به نظر بیننده نمی‌آید. برای اجتناب از چنین اتفاقی چند راه حل وجود دارد؛
یک راه تنظیم F (دیافراگم) دوربین روی اعداد کم است که باعث محو شدن پس‌زمینه‌ و برجسته شدن گل در تصویر می‌شود.
راه دوم قرار دادن یک شی ساده در پشت شاخه گل است.
سعی کنید از اشیایی تیره استفاده کنید که با رنگ گل در تضاد باشد. برای مثال یک تکه حصیر و یا چوب بهترین انتخاب در این شرایط است. راه شوم بهره گرفتن از نور فلاش است که در هنگام شب می‌تواند پشت زمینه گل را تاریک کند.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-f1%5B300%5D.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-f2%5B300%5D.jpg


عکاسی ماکرو
با استفاده از گزینه ماکرو می‌توانید عکس‌های بسیار جزیی و نزدیک از گل‌ها بگیرید.
دوربین‌های حرفه‌ای و کلاسیک نیاز به لنز‌های جداگانه‌ای برای عکاسی ماکرو داشتند اما امروزه گزینه ماکرو در اکثر دوربین‌های دیجیتال تعبیه شده است.
با استفاده از این امکان می‌توانید از جزییات یک گل، پرچم‌ها، و حتی قطره شنبم نشسته بر گلبرگ نیز عکس بگیرید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-m1%5B300%5D.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-m2%5B300%5D.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/flower-m3%5B300%5D.jpg


برای عکاسی ماکرو استفاده از سه پایه ضروری‌ست. لرزش‌های نامحسوس دوربین بر روی دست ممکن است باعث تار شدن عکس شود.
توجه داشته باشید جا‌به‌جایی گل‌ها با وزش یک نسیم ملایم نیز ممکن است تصویر گل در عکاسی ماکرو را محو کند.
ترکیب بندی
یک عکس جذاب و دیدنی از گل چیزی فرا‌تر از تصویر یک گل است! دیدن یک دشت پر از گل‌های وحشی شاید در واقعیت بسیار زیبا باشد اما ممکن است در عکس بسیار خنثی و حتی کسالت آور به نظر برسد مگر اینکه گل ها با محیط اطرافش در یک تضاد و یا ارتباط قرار بگیر.
برای مثال می‌توانید انسان‌ها، حیوانات و حتی یک عمارت را به کادر اضافه کنید و عکس را از تصویر ساده یک مرزعه به عکسی جذاب بدل کنید.
این نکته را برای عکاسی ماکرو از یک گل نیز می‌توانید در نظر بگیرید؛ یک پروانه و یا زنیور بر روی گلبرگ به زیبایی آن گل اضافه می‌کند.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/FlowerC1%5B300%5D.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/FlowerC2%5B300%5D.jpg


زاویه کادر در عکاسی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. برای مثال عکس یک مزرعه گل آفتابگردان با زاویه دید معمولی جذابیت چندانی ندارد.
در عوض دوربین را پایین بیاورید و یک عکس از شاخه‌های بلند و سر به فلک کشیده آفتابگردان تهیه کنید و یا با استفاده از گزینه ماکرو می‌توانید عکس بسیار زیبایی از نظم و ترتیب دانه‌های این گل بگیرید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/FlowerC3%5B300%5D.jpg


همیشه دنیال زاویه‌های متفاوت باشید. تجربه و آزمون خطا بهترین راه برای بالابردن کیفیت در عکاسی است.




ترجمه: نفیسه مطلق
منبع: hamshahrionline.ir

karin
06-20-2008, 11:45 AM
عکس خوب و زیبا از رعد و برق، فقط با صبر و تمرین به دست می‌آید چرا که رعد و برق تنها برای لحظه‌ای بر آسمان ظاهر می شود و عکاس فرصت کمی برای عکس‌العمل دارد. حرفه‌ای‌ها معتقدند عکس از این پدیده پاداشی است به صبوری و تلاش یک عکاس!


ابزار مناسب


در اختیار داشتن ابزار مناسب عکاسی از رعد و برق را آسان‌تر می‌کند. سه‌پایه بهترین وسیله برای ثابت نگه داشتن دوربین است چرا که شما احتیاج به نوردهی بالا دارید و نمی‌توانید دوربین را برای مدت طولانی بدون حرکت روی دست نگهدارید.
اگر می‌خواهید با دوربین‌های غیر دیجیتال عکاسی کنید حتماً از فیلم‌هایی با حسایت پایین (ASA100) استفاده کنید.


عکاسی در شب


بیشتر عکاسان شب را برای عکاسی انتخاب می‌کنند. مراحل این عکاسی به شرح زیر است:


دوربین را به سه پایه وصل کنید و کادر را در محل فرضی وقوع رعد و برق تنظیم کنید.
اگر از شاتر سیار استفاده می کنید از اتصال آن به دوربین مطمئن شوید.
دوربین را روی نهایت وضوح تنظیم کنید.
در حالت دستی دوربین (Manual)، شاتر را روی گزینه B و دیافراگم را روی گزینه f 8قرار دهید.
اکنون دکمه شاتر را بزنید و منتظر رعد و برق باشید.

نور عکس شما بسته با میزان روشنایی محیط، حساسیت دوربین و یا فیلم به نور و مدت باز بودن دریچه دوربین تفاوت می‌کند. در واقع هر جه محیط تاریک‌تر باشد مدت طولانی‌تری می‌توانید میزان نوردهی را افزایش دهید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/Lightning1%5B300%5D.jpg


صبر کلید موفقیت است


صبر مهم‌ترین عامل گرفتن یک عکس خوب از رعد و برق است. اگر توانستید در یک حلقه ۳۶تایی ۲ عکس خوب و قابل قبول از رعد و برق تهیه کنید باید بدانید که کارتان را خوب و درست انجام داده‌اید.
نکات ذکر شده در بالا بسیار مهم است. بیشتر عکس‌های خوب روی سه پایه و با نوردهی بالا و اندکی صبر گرفته شده‌است.


عکاسی در روز


عکاسی از این پدیده در روز بسیار مشکل‌تر است چراکه نمی‌توان دریچه دوربین را برای مدت طولانی باز نگه داشت.
ساده‌ترین راه حل خرید یک ابزار کمکی به نام «صاعقه‌گیر» است. این وسیله روی دوربین سوار می‌شود و کمک می‌کند تا به محض وقوع یک رعد و برق دوربین به صورت اتوماتیک عکس بگیرد.
اگر این ابزار را در اختیار ندارید به روش زیر از رعد و برق در روز عکس بگیرید:


دوربین را به سه پایه وصل کنید و کادر را در محل فرضی وقوع رعد و برق تنظیم کنید.
اگر از شاتر سیار استفاده می ‌کنید از اتصال آن به دوربین مطمئن شوید.
دوربین را روی نهایت وضوح تنظیم کنید.
در حالت دستی دوربین (Manual)، دیافراگم را روی گزینه f 5.6 -16 قرار دهید.
به محض دیدن رعد و برق دکمه شاتر را فشار دهید

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/Lightning2%5B300%5D.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/Lightning3%5B300%5D.jpg


کادربندی



از آنجا که هیچ کس نمی‌تواند محل دقیق صاعقه را حدس بزند، باید کادر را هوشمندانه تنظیم کرد. رعد و برق‌ها اکثراً چند بار در حدود یک منطقه پدید می‌آیند و تقریباً می‌شود محل فرضی آن را حدس زد. چند نکته دیگر را نیز در نظر داشته باشید.
ابرهای روان در عکاسی با نوردهی بالا باعث تار شدن عکس و در نهایت ضعف تصویری می‌شوند. در عوض قرادادن ساختمان‌ها و برج‌های سر به فلک کشیده در کادر هنگام وقوع صاعقه به جذابیت عکس کمک می‌کنند.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/Lightning4%5B300%5D.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/Lightning5%5B300%5D.jpg
نکات امنیتی


به هیچ وجه خطر نکنید. صاعقه‌های ناشی از رعد و برق بسیار خطرناک و گاهی کشنده هستند.
هنگام عکاسی فاصله را رعایت کنید و در دورترین نقطه ممکن از سیم‌های فشارقوی بایستید. در شرایط طوفانی حتماً از داخل محوطه مسقف عکاسی کنید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8703/Lightning6%5B300%5D.jpg


یادتان باشد که هیچ عکس زیبایی ارزش به خطر انداختن جانتان و یا صدمه‌های خبران ناپذیر جسمی را ندارد.





ترجمه: نفیسه مطلق
منبع: hamshahrionline.ir

karin
06-20-2008, 11:48 AM
بسیاری از علاقمندان تازه‌کار عکاسی دوست دارند عکس‌هایی بگیرند که تحسین دیگران را برانگیزد. حال آنکه در اکثر مواقع موفق نمی‌شوند. چرا که آنها نمی‌دانند رعایت چه نکاتی ممکن است یک عکس را جذاب و دیدنی کند.
دراینجا به پنج نکته اشاره می کنیم:



۱. یک عکس خوب باید درست کادربندی شده باشد

کتاب‌های بسیار زیادی درباره کادربندی نوشته شده‌است. بهتر است کمی وقت صرف کرده و این کتاب‌ها را مطالعه کنید. در عین حال این چند نکته را به خاطر بسپارید: به سوژه نزدیک‌تر شوید. اگر شبنم‌های نشسته بر گلبرگ گلی، چشم شما را خیره کرد، تا جای ممکن به گل و گلبرگ‌هایش نزدیک شوید. تصویر گلدان و باقی جزییات گل در این عکس ممکن است نگاه بیننده را گمراه کند.
از طرف دیگر اگر می‌خواهید شادی فرزندتان به خاطر برنده شدن در مسابقه فوتبال مدرسه‌اش را به تصویر بکشید، بهتر است کمی از فضای زمین فوتبال را نیز در پس زمینه کادربندی کنید.
چراکه این عکس قرار نیست تنها شادی یک کودک را نشان دهد. این عکس باید شادی یک کودک پس از برنده شدن در مسابقه فوتبال را نشان دهد.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Close2subject%5B300%5D.jpg
به سوژه نزدیک‌تر شوید



سوژه را در یک قاب فرضی کادربندی کنید. اگر از یک منظره عکس می‌گیرید، سعی کنید چند شاخه از درخت را در پیش زمینه عکس قرار دهید و البته نیازی نیست که شاخه‌ها واضح (فکوس) باشند.
شما می توانید از این قاب های فرضی برای عکس گرفتن از مردم نیز بهره ببرید. خلاق باشید چرا که این قاب ها به تصویر عمق می بخشند و نظر بیننده را به سوژه ی مورد نظرجلب می کنند.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/NaturalPic%5B100%5D.jpg
سوژه را قاب کنید


از قانون "یک سوم" بهره ببرید. کادر فرضی را به سه قسمت عمودی و افقی تقسیم کنید. چهار نقطه نقاطع این خطوط بهترین محل برای قراردادن سوژه است. سعی کنید با تمرین این نکته را در عکس‌هایتان رعایت کنید.
گاهی سوژه را در وسط قرار دهید و با مقایسه عکس‌ها متوجه اهمیت قانون "یک سوم" در کادربندی شوید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Zanbur%5B300%5D.jpg
سوژه را در یک سوم کادر قراردهید


در عکاسی از چشم‌اندازها و مناظر به دنبال خطوط S مانند امتداد یک رودخانه و یا جاده باشید. این خطوط منحنی چشم را روی تصویر بازی می‌دهد. پس به جای ایستادن روی به روی یک رودخانه، کمی تغییر مکان بدهید تا مسیر رودخانه خطی منحنی ایجاد کند.
این تکنیک را برای به تصویر کشیدن تمام سوژه‌ها حتی یک شاخه گل و یا گیاهان نیز می‌توانید اجرا کنید.



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/HiwayPic%5B100%5D.jpg
خطوط منحنی چشم را بر روی تصویر بازی می‌دهد



۲. عکس خوب باید نوردهی مناسبی داشته باشد


نوردهی بد عکس را ضعیف می‌کند. حتی امکانات کامپیوتری نیز نمی‌توان نوردهی یک عکس را به خوبی زمان عکس‌برداری ارتقا دهد. برای یادگیری کار با دوربین زمان بگذارید چراکه نتیجه آشنایی شما با فن عکاسی ارزش این تلاش و صرف وقت را دارد.



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/3PosePic%5B300%5D.jpg
یک سوژه با نوردهی‌های متفاوت



۳. عکس خوب احساس را بر می انگیزد

از لبخند به یک عکس طنزآمیز گرفته تا هراس و وحشت از دیدن یک تصویر از جنگ، همه نشان‌دهنده قدرت یک عکس در برانگیختن احساس در بیننده است. در نتیجه پیش از عکس گرفتن‌های پیاپی با خود بیاندیشید که هدف از ثبت این تصویر چیست؟ این عکس قرار است چه احساسی را در بیننده ایجاد کند؟



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Oldman-Think%5B300%5D.jpg
پیش از فشاردادن شاتر دوربین به هدف عکس بیاندیشید


۴. عکس خوب راوی یک داستان است


شاید ابتدا به نظر غیرممکن برسد اما همیشه یک عکس خوب روایت‌کننده یک داستان است.
عکس خوب از چهره یک انسان، شخصیت وی را آشکار می‌کند. برای مثال عکس‌های دسته جمعی مدارس تنها نشان دهنده شکل و شمایل دانش‌آموزان است و اکثراً تشخیص چهره فرزندمان هم سخت به نظر می‌رسد چرا که همه در یک وضعیت به ثبت رسیده‌اند.
در عکاسی از طبیعت نیز یک تصویر خوب شخصیت محیط طبیعی و هر آنچه به آن مربوط می‌شود را به تصویر می‌کشد؛ نابودی طبیعت به دست انسان، حیات وحش و محیط زیست محاط شده در اطراف یک رودخانه در فصول مختلف و ... شما باید به داستانی که قرار است به وسیله عکس روایت شود آگاه و مسلط باشید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/StoryPic%5B300%5D.jpg
عکس خوب راوی یک داستان است


۵. عکس خوب "زندگی" را به تصویر می کشد


عکس‌هایی که در خاطره‌ها ثبت می‌شوند اکثراً چیزی فراتر از نمایش ساده از یک سوژه هستند. آنها داستانی ورای خود سوژه بیان می‌کنند.
عکس خوب "زندگی" را به تصویر می‌کشد. ببیننده را برای لحظه‌ای متوقف می‌کند و به فکر فرو می‌برد. سعی کنید از طریق عکس‌هایتان با مخاطب ارتباط برقرار کنید و دانش و درک خود از زندگی را با او در میان بگذارید.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Kid-Father%5B100%5D.jpg
لحظات خداحافظی یک پدر محکوم به مرگ




ترجمه: نفیسه مطلق
منبع: hamshahrionline.ir

karin
06-20-2008, 11:53 AM
چند وقت پیش از من پرسیده شد: آیا "عکاسی خبری یک هنر است؟" و "تفاوت عکاسی خبری و هنر در چیست؟". برای پاسخ به این سؤال شما باید به تعریف و معنای دو عبارت "هنر" و "عکاسی خبری" مشرف باشید. من بیشتر عمرم با این دو عبارت در زمینه‌های مختلف کاریم سر و کار داشته‌ام، اما هنوز هم نمی‌توانم معنای دقیقی از این دو واژه ارائه دهم.
تصور می‌کنم آدم‌های مختلف برداشت‌های متفاوتی از این دو واژه دارند. مثلاً عکاسی که برای بخش آگهی‌های یک روزنامه موظف است از خانه و ماشین‌های فروشی عکس بگیرد خود را "عکاس خبری" می‌داند.
من بعد از سال‌ها کار کردن در سرویس عکس روزنامه‌ها نمی‌دانم به خودم و همکارانم چه عنوانی را می‌توانم اطلاق کنم و اکثراً در جواب "چه کاره هستی؟" ترجیح می‌دهم بگویم "عکس می‌گیرم" تا اینکه پاسخ بدهم "من یک فتوژورنالیست هستم".
اگر به جای عبارت "عکاسی خبری" که برای هر کس معنای متفاوتی را تداعی می‌کند، واژه "هنر" را امتحان کنیم چه؟
هنر برای یک گالری‌دار، به معنای هر آن چیزی است که بالقوه بتواند در یک گالری به فروش برسد و برای مدیر یک موزه، چیزی ست که بتوان آن را به عنوان یک اثر به نمایش درآورد؛ اثری که بیننده را متأثر کند.
همه این تعاریف درست است و دقیقاً همین من را بیشتر گیج می‌کند.



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Schneider-Manager%5B300%5D.jpg
مدیر موزه Schneider در حال تنظیم چینمان عکس‌های خبری به منظور برپایی یک نمایشگاه



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/RezaDeghati%5B300%5D.jpg
نمایشگاه عکس‌های خبری رضا دقتی، عکاس ایرانی



من اصطلاح "گالری عکس" را بیشتر از "گالری هنری" می پسندم و اکثر گالری‌هایی که دوستشان دارم هم از همین عنوان استفاده می‌کنند. همچنین ترجیح می‌دهم کسانی که هر از گاهی از روی تفنن و یا سرگرمی عکسی می‌گیرند را "شاغلین آزاد" بدانیم تا یک "هنرمند".
عکاسی خبری کاری‌است که شما در ازای پولی انجام می‌دهید و هنر کاری‌است که برای دل خود انجام می‌دهید. گاهی طلاقی این دو مفهوم باعث خلق آثار ارزشمند عکاسانی چون دیانا آربس، ورنر بیسچف و کارتیه برسون می‌شود.
با این حال به طور کل معتقدم "عکاسی خبری" و"هنر" دو مقوله ی از هم جدا ست.


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/salgado-covers%5B300%5D.jpg
سباستین سالگادور/ قحطی‌زدگان سودان


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/bressonsrinagar%5B300%5D.jpg
کارتیه برسون


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/akintunde-akinleye-nigeria%5B300%5D.jpg
عکس اکین توند اکین لی، برنده جایزه بهترین عکس خبری ۲۰۰۶


یک نفر ممکن است از عکاسی برای دل خودش لذت ببرد و عکس‌های زیادی را هم به ثبت برساند. همانطور که ممکن است شخص دیگری این کار را عبث و بی‌معنی بداند.
عکاسان زیادی را می شناسم که فقط در ازای پول عکس می گیرند وگاهی عکس های خوبی هم می گیرند. اما کسی را نمی شناسم که عکس های فوق العاده تاثیر گذاری در میان کارهایش باشد اما هیچ وقت برای دلش عکاسی نکند.




ترجمه: نفیسه مطلق
منبع: hamshahrionline.ir

karin
06-20-2008, 11:56 AM
اساس عکاسی خبری با عکاسی به معنی عام، در سطوح مختلف تفاوت دارد. درحالی که یک عکس تنها نمایش‌دهنده یک سوژه است، عکس خبری می‌کوشند با نمایش آن بیان‌کننده یک خبر باشد. در واقع عکس خبری با به تصویر کشیدن یک رخداد ورزشی، آتش‌سوزی و یا یک مراسم اعطای جایزه به مخاطب امکان آن را می‌دهد تا پیش از خواندن مطلب در جریان اتفاق افتاده قرار بگیرد.



تحلیل عکس‌خبری
تحلیل عکس‌های خبری بهترین روش برای تازه‌کاران علاقه‌مند به عکاسی خبری است. برای مثال عکس مشهور آتش‌نشانی که جنازه کودکی را در جریان بمب‌گذاری Oklahoma سال ۱۹۹۵ در آغوش گرفته‌است.
چاراز پورتر، عکاس؛ در این عکس نه تنها هولناکی فاجعه، بلکه دلسوزی و مسئولیت‌پذیری گروه نجات را به تصویر کشیده است.
این عکس در زمانی کوتاه، داستانی دردناک و کامل از ماجرا را به مخاطب منتقل می‌کند، اشک را از دیدگانشان جاری می‌سازد و بیش از خواندن ماجرا آنها را در جریان این بی‌عدالتی و اندوه قرار می‌دهد.



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Charls-Branston300%5D.jpg
عکس مشهور چارلز پورتر از آتش نشانی که جنازه کودک را درآغوش گرفته است


این عکس ثابت می‌کند که عکاسان آماتوری چون چالز نیز می‌توانند در عرصه عکاسی خبری حضور داشته باشند. در واقع در عکاسی خبری ما همیشه با چنین وقایع تراژ یکی روبه‌رو نیستم اما اصول عکاسی خبری برای حرفه‌ای و تازه‌کارها یکی‌است و آن انتقال خبر از طریق تصویر است.
چهره مردم در جریان یک رخداد جزو تأثیرگذارترین تصاویر در عکاسی خبری‌است. سردبیران این عکس‌ها را می‌پسندند. چهره مردم می‌تواند احساس آنها را به مخاطب منتقل کند. در واقع بیان این نکته به عکاسان تازه‌کار یا دایر می‌شود که همیشه در کنار عکاسی از یک اتفاق خبری، از چهره مردم غافل نشوند.



اخلاق در عکاسی خبری
یک عکاس غیرخبری می‌تواند با قرار دادن سوژه در یک مکان مشخص و حذف بعضی از اقلام در پردازش کامپیوتری، تصاویر هنری و فریبنده‌ای از یک سوژه ثبت کند.
عکاس خبری فرصت سرو کله زدن با یک سوژه را ندارد. از طرفی این عکاسان براساس کدهای اخلاقی این حرفه موظف هستند واقعیت یک خبر را همان طور که اتفاق افتاده و دیده‌اند به تصویر بکشند.
تغییر و دستکاری یک عکس خبری از اعتماد بیننده به عکاس می‌کاهد. یک عکس جعلی اعتبار عکاس و مؤسسه انتشار دهنده را خدشه‌دار می‌کند.



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/leo-vikiYang%5B300%5D.jpg
عکس جعلی لیو ویکیانگ که موجب استعفای سردبیر روزنامه ی داکینگ چین شد



مسئولیت‌های اولیه در عکاسی خبری


مسئولیت‌های اولیه یک عکاس خبری به مراتب بیشتر از یک عکاس معمولی‌است که شامل:


در میان گذاشتن ایده‌های بکر خبری با خبرنگار حوزه مربوطه
مشاوره با دبیر بخش عکس
پردازش تصویر
برنامه‌ریزی برای پروژه‌های عکاسی
نوشتن شرح عکس

بسیاری از عکاسان خبری هر ۲۴ ساعت در ۷ روز هفته آماده برای حضور در صحنه‌های خبری هستند. سوار شدن در ماشین پلیس و وسایل نقلیه اورژانس بهترین راه برای رسین به موقع به مراکز وقوع خبر است.



وارد شدن به حرفه ی عکاسی خبری
هرچند عکاسان تازه کار با تهیه تصاویری با محتوای خبری می‌توانند این حرفه را به صورت تجربی دنبال کنند اما آموزش رسمی در این زمینه بهترین انتخاب برای شروع فعالیت در عرصه عکاسی خبری‌است.
بسیاری از دانشگاه‌ها عکاسی خبری را به مدت چهار سال به علاقه‌مندان تدریس می‌کنند و در این دوره اخلاق حرفه‌ای، جریان‌های قانونی مربوطه و البته تکنیک و فنون عکاسی خبری را به دانشجویان می‌آموزند.
http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8702/Emi-Vital%5B300%5D.jpg
امی ویتال –عکاس خبری- در حال صحبت با دانشجویان عکاسی خبری در چین



کارآموزی در روزنامه‌ها و مجلات به تازه کاران فرصت تجربه کردن‌های زیادی را می‌دهند. رقابت برای به دست آوردن این فرصت بسیار تنگاتنگ است و دانشجویانی که از تکنیک بهتری برخوردارند اغلب شانس بیشتری نیز خواهند داشت.
دبیران عکس همیشه فرصت‌های خوبی در اختیار عکاسان با ذوق و مستعد می‌گذارند.
همیشه در نظر داشته باشید گفتن واقعیت و روایت صادقانه یک واقعه خبری شرط اول در عکاسی خبری‌است.




ترجمه: نفیسه مطلق
منبع: hamshahrionline.ir

karin
06-20-2008, 11:58 AM
هدف اصلی عکاسی خبری (Photojournalism) ثبت اتفاقات خبری است ماموریت اولیه عکاس خبری تهیه تصویری است که کامل کننده یک گزارش باشد. هر چند یک عکاس حرفه‌ای می‌تواند تصاویر یک خبر را پیش از یک گزارشگر تهیه کند.
تصاویر خبری تلاش می‌کنند تا با جلب نظر مخاطب، آنها را به دیدن و یا شنیدن باقی گزارش ترغیب کنند. اما در عین حال عکس خبری باید نماینده و شاهدی صادق در ماجرای اتفاق افتاده باشد.



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8701/photojournalism_Abbas_Kosari300.jpg
عکس: عباس کوثری


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8701/black--photo300.jpg
عکس از فینبار ریلی


http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8701/photojournalism_Ata_Thaherkenare300.jpg
عکس: عطا طاهرکناره


بنابراین برای عکاسان حرفه‌ای و مسئولین رسانه‌ها، هرگونه دستکاری و یا تغییر عکس در محدوده نکات غیر اخلاقی قرار می‌گیرد.
مرامنامه‌هاي اخلاقی شاخصه‌هایی هستند که حوزه عکاسی خبری را از سایر شاخه‌های عکاسی متمایز می‌کنند.
عکاسی خبری به علت صداقت در ثبت تصویر، کاربردی‌ترین شاخه عکاسی است. از سوی دیگر ممکن است بعضی با در نظر گرفتن اهمیت کادربندی، انتخاب زاویه دید و لنز مناسب، عکسی خبری را در بخش هنری دسته بندی کنند. به ویژه اینکه در سال‌های اخیر، عکس‌های خبری زیادی در گالری‌ها به نمایش در آمده است.
اما اطلاق عنوان هنر به عکاسی خبری مشکلات زیادی را به وجود آورده چرا که پیروی از مرامنامه‌هاي اخلاقی در زمینه یک کار هنری بی‌معنی به نظر می‌رسد و همین اتفاق ممکن است در آینده باعث سلب اعتماد مخاطبان عکس‌های خبری شود.

karin
06-23-2008, 11:39 PM
هنر عکاسی سنتی سیاه و سفید، در عین محدودیت های اجتناب ناپذیر کاغذهای چاپ، در خلق بیشترین طیف رنگ مایه ها نهفته است. یک شیوه مرسوم، افزایش کنتراست چاپ است تا طیف رنگ مایه ها نسبت به آنچه در واقع بوده، گسترده تر به نظر آید. در این صورت، سایه ها بسیار عمیق و روشنایی ها کاملا پر نور خواهند شد. موفقیت این شیوه، به تغییرات ملایم و ظریف رنگ مایه ها بین این دو حد بستگی دارد. تکنیک دیگر، رنگ دار کردن چاپ با افزودن رنگ به نواحی خاکستری عکس است.
چاپگرهای دیجیتال پیشرفته، امکانات گسترده ای برای رنگ دار کردن عکس در اختیار قرار می دهند که بسیار فراتر از امکانات تاریکخانه ای هستند. محدوده طیف رنگ عملا نامحدود است و می توانید تمام رنگ هایی را که با ترکیب چهار رنگ یا بیشتر خلق می شوند، شبیه سازی کنید.

ایجاد یک عکس دو رنگ

برای شروع، یک عکس انتخاب کنید( حتی یک عکس رنگی) و با رفتن به منوی Image>Mode در Photoshop آن را به یک فایل سیاه و سفید تبدیل نمایید. از آنجایی که با اینکار، اطلاعات رنگ حذف می شوند قبل از هر چیز باید یک رو نوشت از فایل اصلی تهیه شود. با استفاده از جلوه Sepia Tone که تقریبا در تمامی نرم افزارهای ویرایش تصویر موجود است، نتایج مشابهی بدست می آید.
حال که یک عکس سیاه و سفید در اختیار دارید، می توان به مد Duotone وارد شد. در این مد، یا باید عملیات را به صورت مستقل انجام داد و یا یک Duotone آماده را فراخواند(Preset). اگر با این فرآیند آشنا نیستید، از شاخه Duotone Presets استفاده کنید( معمولا در زیر شاخه Goodies قرار دارد). با دو بار کلیک کردن روی یکی از آنها، نتیجه را مشاهده کنید.
روی مربع رنگی موجود در جعبه گفتگو کلیک کنید و رنگ جوهر “Ink” دوم را تغییر دهید. رنگ قرمز روشن، جلوه طلایی به عکس می دهد و رنگ قهوه ای تیره جلوه ای مشابه سپیا دارد. با استفاده از این ابزار نیرومند، می توانید جلوه های رنگ را به سرعت تغییر دهید، بدون آنکه گرفتار هزینه و ریخت و پاش ترکیبات شیمیایی در تاریکخانه شوید.
با کلیک کردن روی نشانه گرافیکی مجاور Ink2 یک منحنی ظاهر می شود که بیانگر چگونگی استفاده از جوهر دوم است و با ویرایش این منحنی می توان تاثیر آن را تغییر داد. به عنوان مثال می توانید کاری کنید که بیشترین مقدار جوهر دوم، در روشنایی ها قرار گیرد تا تمامی رنگ مایه های روشن، رنگ آمیزی شوند و یا با یک متحنی موجی شکل، عکسی بدست آورید که تا حدودی پوستریزه بنظر آید.
به خاطر داشته باشید که یک Duotone معمولا با فرمت پیش فرض فایل، ذخیره می شود. بنابراین برای چاپ، باید ابتدا آن را به استاندارد Tiff ( در مد RGB یا CMYK) برگردانید تا شبیه سازی ترکیب جوهر سیاه و جوهرهای رنگی تعریف شده برای Duotone ، توسط چاپگر امکانپذیر شود. این مطلب، هم برای چاپگرهای جوهر افشان و هم برای دستگاه های چاپ چهار رنگ، صادق است.


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-23-2008, 11:41 PM
http://www6.picfront.org/picture/4PaTibNGWx2/img/index.php.jpeg

سوژه لغتی در جمله است که در مورد آن چیزی گفته می شود. در یک عکس چه میزان سوژه باید وجود داشته باشد؟ یک عکس باید برای اجتناب از سردرگمی تنها یک سوژه داشته باشد که این سوژه می تواند یک برگ، جمعیتی از مردم یا رعد و برق باشد. اگر به هنگام دیدن یک عکس این سوال در ذهن ایجاد شود که " این عکس چه چیزی است؟" آن گاه باید بدانید که عکس شما فاقد سوژه است.
فعل در جمله یعمی چیزی که عمل را نشان می دهد به همین صورت، یک عکس جذاب هم باید اعمالی را به تصویر بکشد که این اعمال می تواند واقعی همچون عکس های ورزشی باشد و یا وقایع طبیعی همچون عکاسی از غروب زیبای آفتاب باشد. همچنین، حتی در یک عکس کاملا انتزاعی، تصویر باید یک عمل بصری داشته باشد تا این که نگاه بیننده را به خود جلب کند.
وین بالوک- عکاس- بر اهمیت به تصویر کشیدن بعد زمان در عکس تاکید دارد که واقعا درست است. جذاب ترین عکس ها مربوط به وقایع هستند نه اشیا صرف. موضوع زمان در عکس های تماشایی نادیده گرفته نمی شوئ. بهترین عکس ها عکس هایی هستند که در آنها تغییرات زودگذر واضح بوده و لحظه عکس گرفتن به اندازه کمپوزیسیون اهمیت دارد. اگر یک عکس به طور ساده یک موضوع را به ثبت برساند، ممکن است بیننده تصمیم بگیرد که خودش برود و موضوع یا سوژه را ببیند. وقتی یک رویداد به تصویر کشیده می شود بیننده ممکن است آرزو کند که کاش آنجا بود اما بیننده می داند که این عکس در یک لحظه غیر قابل بازگشت گرفته شده است.
آخرین جز این بحث object است که در دستور زبان به آن مفعول می گویند. مفعول در جمله اسمی است که بر روی آن فعلی انجام می شود. ترجمه object به اصطلاحات تصویری از سوژه و فعل دشوارتر است و دقت بیشتری را می طلبد و مثال های برعکس می تواند در اینجا موثرتر واقع شود. وقتی عکسی چیزی برای جلب نگاه شما نداشته باشد یعنی object ندارد. در یک کمپوزیسیون خوب نگاه شما در ابتدا باید به object جلب شود و سپس به جزئیات دیگر بپردازد. این عکس ممکن است مورد تحسین شما قرار بگیرد، اما جایی برای استراحت شما باقی نمی گذارد. اگر هیچ جایی در عکس برجسته نبود و اگر تمامی بخش های عکس تاکید یکسانی داشتند پس این عکس قادر نخواهد بود توجه شما را به خود تداوم ببخشد.
هدف از این بحث این بود که شما را به تفکر در خصوص ارتباط و انتقال پیام در عکس ها تشویق کند. برای بهره بردن از این نوع تحلیل ها، شما باید یاد بگیرید تا عکس ها را با مقیاس خود نقد کنید. آن هنگام وقتی می خواهید عکاسی کنید اصولی که برای شما مهم بودند ملکه ذهن شما خواهند شد. در آن صورت وقتی اطلاعات بیشتری در خصوص علایق خود در کمپوزیسیون کسب کردید عکاسی برای شما راحت تر می شود.

http://www6.picfront.org/picture/qllYAkfFp/img/2ex.php.jpeg


منبع: fbaroon.blogspot.com

karin
06-23-2008, 11:48 PM
نور ماهیت عکاسی است. بدون نور عکاسی وجود نخواهد داشت. نور ابزار عکاسان است. کلمه photography از کلمه باستانی یونانی photos و graph تشکیل شده که نور نگاری معنی می دهد. برای همراه شدن با زبان نور، عکاس باید کاملا با کیفیت و رفتار نور آشنا باشد. برای تسلط بر این رسانه، عکاس روش کنترل تصویر نهایی را می آموزد. مدیریت این مدیوم نیاز به دانش، مهارت و هنروری دارد. در ابتدا نور می تواند موضوعی پیچیده و گیج کننده به نظر آید. به هر حال، با افزایش آگاهی و تمرین های عملی می توان از پیچیدگی آن کاست.

دیدن نور
به منظور مدیریت نور ابتدا باید از حضورش آگاه باشیم. توجه بیشتر ما به کادر و ترکیب بندی تصویر، ما را از توجه به نور موضوع و پس زمینه اش باز می دارد. ما به طور طبیعی نور را موضوعی عادی فرض می کنیم. گاهی اوقات این موضوع باعث می شود دیدن نور را فراموش کنیم. وقتی نور بر روی موضوعی می افتد، تون های مختلفی را به وجود می آورد که ما آنها را در سه گروه عمده و مهم دسته بندی می کنیم: روشن(high light)، میانی(mid tone)، تیره(shadows). هر یک از مقوله ها می توانند به وسیله روشنایی شان( چه مقدار تیره، چه مقدار روشن) و پراکندگی شان درون قاب بیان شوند. این سه تون توسط موقعیت دوربین، منبع نور و موضوع به عکاس دیکته می شود.

http://www6.picfront.org/picture/0XZaesGHCi/img/1.jpeg

بررسی نور
تفاوت اصلی بین عکاسی در استودیو و خارج از آن این است که درون استودیو نور محیط وجود ندارد. در نهایت، عکاسان درون استودیو کار را بدون وجود هیچ نوری آغاز می کنند و مجبورند موضوع و تاثیر نوری که بر روی آن خواهد افتاد را تجسم کنند. عکاسان درون استودیو مجبورند یک موضوع را طوری نورپردازی کنند تا همان گونه که هست دیده شود. این کار نیاز به مهارت، دید خوب، سازمان دهی و انضباط دارد. یک عکس خوب استودیویی زمان گیر است و نیاز به صبر و بردباری دارد.


درک طبیعت نور
برای بهترین استفاده از منابع نور مصنوعی، در ابتدا ما باید از این نکته آگاه باشیم که نور درون طبیعت چگونه کنش و واکنش انجام می دهد. دیدن نور مستقیم خورشید، نور تلطیف شده خورشید از میان ابرها و دیگر انواع نور، اهمیت درک دو منبع نور مصنوعی درون استودیو را بیشتر می کند. Spot light همانند نوری است که ما هنگام مشاهده نور مستقیم خورشید می بینیم. Flood light همانند نوری است که ما در روزهای ابری می بینیم، نور پخش شده لطیف با سایه های ملایم و کنتراست کم.
اساسا برای درک کامل، نور به وسیله مشخصه های ویژه اش بررسی می شود:
- منبع source
- شدت intensity
- کیفیت quality
- رنگ color
- راستا direction
- کنتراست contrast


http://www6.picfront.org/picture/Fwd4dTipQ/img/2.jpeg

karin
06-23-2008, 11:50 PM
نور محیط


نور محیط (ambient light) نور طبیعی یا مصنوعی است که در هر محیطی وجود دارد. نور محیط می تواند به چهار زیر مجموعه کلی بخش شود:
- نور روزday light
- تنگستنtungsten
- فلورسنت fluorescent
- نور آتش fire light
نور روز


نور روز ترکیبی از نور خورشید و نور آسمان است. در طبیعت نور خورشید نور مسلط یا اصلی است. رنگ آن گرم است و نواحی روشن و سایه ایجاد می کند. نور آسمان نور دوم یا فرعی است. رنگ آن سرد است و به صورت نوری نرم بر روی موضوعات می افتد. بدون عملکرد نور آسمان، سایه ها تیره و جزئیات غیر قابل دیدن می شود. بیشتر فیلم های رنگی برای نور روز، در ظهر و 5500 درجه کلوین تنظیم شده اند.


http://www6.picfront.org/picture/gZIAxIVs5q/img/3.jpeg




تنگستن


نوع عمومی نورهای الکتریکی همانند چراغ های خانگی یا لامپ های عکاسی است. در این لامپ ها یک عنصر از جنس تنگستن گرم می شود و از خود نور منتشر می کند. نور تنگستن هنگامی که به عنوان نور اصلی همراه با فیلم نور روز استفاده می شود، تن بسیار گرمی خواهد داشت. به دلیل فقدان نور آبی در طیف نور منتشر شده توسط این منبع نور (under exposure) نوردهی کمتر از حد نرمال رخ خواهد داد. اگر در تصویری تن طبیعی مورد نظر باشد، رنگ نارنجی غالب می تواند با به کار بردن ----- آبی برطرف شود. اگر با این نور فیلم تنگستن استفاده شود به کار بردن ----- نیازی نیست.
توجه: دوربین های دیجیتال می توانند رنگ نور به وجود آمده توسط هر منبع نوری را به وسیله white balance که در داخل دوربین قرار گرفته به حالت طبیعی در بیاورند.


فلورسنت


فسفر درون لوله فلورسنت نور را پس از جذب اول نور ماوراء بنفش صادر شده از بخار جیوه تابش می دهد. نور حاصل رنگ سبز قوی تولید می کند که برای چشم انسان قابل درک نیست. اگر به عنوان نور اصلی به کار برده شود، به دلیل نور بسیار تخت و رنگ بسیار قوی اغلب پذیرفته نمی شود. با استفاده از این نور نیز (under exposure) نوردهی کمتر از حد نرمال رخ خواهد داد و نور غالب تولید شده به سختی اصلاح خواهد شد.
نور فلورسنت به دلیل چشمک زدن زمانی که با شاترهای پرده ای (focal plan) به کار برده می شوند نوردهی نابرابر (uneven exposure) خواهند داشت. برای اجتناب از این حالت باید از سرعت های شاتر پایین تر از 1/30 ثانیه استفاده کرد.


نور آتش


نور یک شعله آتش می تواند شدت بسیار کمی داشته باشد. با نوردهی بسیار طولانی برای ایجاد فضا و حالت mood، به دلیل تن قرمز زیادش به کار برده می شود.


نورهای مصنوعی


تنگستن- غیرخانگی (tungsten non-domestic)
انواع بسیاری از نورهای تنگستن غیرخانگی برای عکاسی استودیویی وجود دارد. این نورها به دو نوع اصلی بخش می شوند:
1- نورهای تخت( flood light)
2- نورهای لکه ای / نقطه ای (spot light)
نورهای تخت اساسا درجه حرارت نور برابر با 3200 درجه کلوین دارند و با فیلم های تنگستن و با هر فیلم سیاه و سفیدی سازگارند. یک نور تخت ساده و معمولی باید خروجی در حدود 500 وات و یک نور لکه ای فوکوس دار باید خروجی در حدود 650 وات داشته باشد. نورهای لکه ای حرفه ای (focusing spot light) دارای barn door و nets هستند. Barn doors صفحه های فلزی هستند که برای کنترل شکل و اندازه نوری که بر روی موضوع می افتد به کار برده می شوند. Nets قطعات توری های فلزی در چگالی های گوناگون هستند که مقدار نور را کاهش داده و کیفیت نور را به وسیله نرم کردن نور در منبعش تغییر می دهند.
ابزار گوناگونی برای به کار بردن با flood light وجود دارد که اثرات مشابهی دارند، مانند: برش دهنده ها (cutters) که شکل و مقدار نور را تغییر می دهد و تلطیف کننده های گوناگون که مقدار و کیفیت را کنترل می کنند. در صورت امکان تمام چراغ ها باید دارای پایه چرخ دار برای حرکت آسان در استودیو باشند تا از لرزش آن جلوگیری شود.


فلش استودیویی


تفاوت های عمده بین فلش های استودیویی و غیر استودیویی، اندازه، هزینه و قدرت شان است. فلش های استودیویی به طور فیزیکی بزرگ تر، از نظر قیمت گران تر و تنظیم آن ها دشوارتر است. علی رغم نام های swimming pool، fish fryer، soft box ... فلش ها نیز همانند نورهای تنگستن، دارای دو نوع منبع نور تخت و لکه ای هستند. اساسا دارای درجه حرارت 5500 درجه کلوین هستند و برای استفاده با فیلم های نور روز و سیاه و سفید مناسب اند. توجه داشته باشید که به کار بردن نور مستقیم فلش بدون تلطیف کننده (open flash) اثر مشابهی با نور لکه ای خواهد داشت. بیشتر محصولات توانایی فوکوس کردن دارند و ابزار مختلفی که برای نورهای تنگستن وجود دارد برای فلش ها هم موجود است.

karin
06-23-2008, 11:52 PM
شدت (intensity)
شدت نور، اندازه روشنایی یک نور است. شدت نوری که بر روی یک موضوع افتاده می تواند توسط نورسنج اندازه گیری شود. این روش خواندن مستقیم نور(incidence reading) نامیده می شود. نورسنج داخل دوربین قادر به اندازه گیری شدت نوری که مستقیم بر روی موضوع افتاده نیست، اما نور بازتابیده شده از آن را اندازه گیری می نماید. این روش نورخوانی بازتابی(reflected reading) نامیده می شود.
بازتاب (reflectance)
از مقدار نوری که بر روی یک موضوع می افتد مقادیر مختلفی از آن بازتابیده می شود. مقدار نور بازتاب شده از یک سطح، بازتاب موضوعی(subject reflectance) نامیده می شود. میزان بازتاب با توجه به رنگ، بافت و زاویه نور نسبت به موضوع متفاوت است. یک لباس سفید نور بیشتری را نسبت به لباسی تیره از خود بازتاب می دهد. یک قطعه فلز زنگ زده نور کمتری نسبت به یک آینه بازتاب می دهد. در تمام موارد میزان بازتاب مستقیما با زاویه دید دوربین متناسب است. اگر نقطه دید دوربین برابر با زاویه نور نسبت به موضوع باشد، میزان بازتاب بیشتر خواهد بود.
میزان بازتاب نور به وسیله:
-بازتاب موضوع
-شدت منبع نور
-زاویه دید و زاویه نور نسبت به موضوع
-فاصله منبع نور از موضوع
اندازه گیری می شود.
اگر چه ممکن است شدت منبع نور ثابت بماند( همانند روزهای آفتابی) میزان بازتاب می تواند متفاوت باشد.


http://www6.picfront.org/picture/f5z1Q7iefK9/img/4.jpeg


افت (fall-off):

هر قدر فاصله بین موضوع و منبع نور افزایش پیدا کند، میزان نوری که موضوع را روشن می کند کاهش می یابد. اگر فاصله نور تا موضوع 2 برابر شود، اندازه نوری که بر روی موضوع می افتد نسبت به جای قبل 25% کاهش می یابد. این تغییر در اندازه روشنایی fall-off نامیده می شود و به وسیله قانون معکوس فاصله بیان می شود. برای مثال: اگر در یک نورسنجی f/16 به دست آید در حالی که فاصله نور تا موضوع یک متر است؛ اگر فاصله 2 برابر شودf/8 و اگر 4 برابر شود، f/4 خواهیم داشت.
این قانون با تغییر نوع منبع نور تغییر نمی کند. اگر چه fall-off در کار با نور خورشید مسئله مهمی نیست( تمام موضوعات با خورشید فاصله برابر دارند)، اما در کار با نورهای بازتابی، نوری که از پنجره وارد می شود و نورهای مصنوعی باید محاسبه و مورد نظر قرار گیرد. اثر بصری این نابرابری فاصله بین موضوعات و منبع نور نابرابری روشنایی(uneven illumination) می باشد.
قانون معکوس مربع
وقتی سطحی توسط منبع نوری نقطه ای نور داده می شود، شدت نور در آن سطح برابر با معکوس مربع فاصله اش از منبع نور است.

karin
06-23-2008, 11:56 PM
کیفیت(quality)
نوری که از خورشید یا یک منبع لکه ای مانند چراغ های هالوژن تنگستن تابیده می شود، به عنوان یک منبع با کیفیت بالا(high quality) شناخته شده است. سایه های به وجود آمده توسط این نور، تیره و دارای لبه های تیز well-define هستند و سایه های به وجود آمده توسط خورشید تیره اند، اما به طور کامل خالی از روشنایی نیستند. این نور توسط نور بازتابیده شده از آسمان به وجود می آید.
اتمسفر زمین مقداری طول موج های کوتاه آبی نور را پراکنده می کند و بدین وسیله چتری از نور با میزان کم ایجاد می کند. نورهای الکتریکی لکه ای زمانی که در شب و یا بدون اثر مشابه نور آسمان استفاده شوند، سایه های تیزتر خواهند داشت. نور منابع نقطه ای/ لکه ای می توانند توسط سطوح بزرگ تلطیف، پخش و بازتابیده شوند. نورهای راستادار وقتی از سطوح مات بازتابیده می شوند در جهات گوناگونی پراکنده می گردند و میزان و شدت نور آنها کاهش پیدا می کند. بنابراین به سایه ها مقدار نور ضعیفی می رسد و آنها را از تیرگی کامل خارج می کند. در این حالت گفته می شود نور دارای کیفیت نرم تری است، سایه ها کمتر تیره اند( جزئیات در آنها دیده می شود) و لبه ها تیز و شفاف نیستند.
کنترل بر کیفیت نور در فضاهای باز یک مهارت بنیادی است. کیفیت نور، چه نرم و چه تیز، می تواند توسط تلطیف کننده ها و بازتاباننده ها تغییر کند.

http://www.forum.p30world.com/%5BURL=http://www.picfront.org/d/bZT0FefV/5.jpeg%5D%5BIMG%5Dhttp://www6.picfront.org/picture/bZT0FefV/thb/5.jpeg%5B/IMG%5D%5B/URL%5Dhttp://www6.picfront.org/picture/bZT0FefV/img/5.jpeg

نرم کردن(diffusion)
نور می تواند توسط قرار دادن یک ماده مخصوص بین نور و موضوع نرم شود. این اثر می تواند به صورت مصنوعی به وسیله باز تاباندن نور از یک سطح بزرگ انجام شود. در ارتباط با اندازه اش، هر چه ماده تلطیف کننده از منبع نور دورتر باشد، منبه نور بزرگ تر نمایان خواهد شد. این حالت سایه ها را نرم، جزئیات را در آنها بیشتر و مقدار نور افتاده بر روی موضوع را کمتر می کند.



http://www6.picfront.org/picture/6gxP4rAKL/img/6.jpeg



بازتاب(reflection)
نور در درجات مختلفی از سطوح بازتابیده می شود. نور بیشتری از سطوح نقره ای نسبت به سطوح سیاه بازتابیده می شود. بازتاب راه ساده ای برای تغییر کیفیت نور است. مقدار نور بازتابیده از یک موضوع مستقیما با کنتراست آن ارتباط دارد. اگر با یک منبع لکه ای، نور از طرف راست بتابد، سایه های تیره ای در طرف چپ موضوع ایجاد خواهد شد. این حالت کنتراست بالا(high contrast) نامیده می شود زیرا فقط قسمت سایه و روشن در آن وجود دارد. برای بالا بردن جزئیات در قسمت تیره یک بازتاباننده در طرف مقابل نور تابیده شده قرار داده می شود. این کار مقدار نور قسمت تیره را به قسمت روشن نزدیک تر می کند.

Beny-Nvidia
06-24-2008, 12:52 AM
ممنون بابت این اطلاعات مفید ...
من به عکاسی علاقه دارم و تقریبا خیلی از این نکات رو به صورت تجربی یاد دارم ...

در ضمن اگر ممکنه درباره ی عکس هایی که با نوردهی های مختلف گرفته می شوند توضیح دهید مثلا مثل عکس اتوبان S شکل که چراغ اتومبیل ها در عرض 10 ثانیه گرفته شده و ...

karin
06-24-2008, 09:55 AM
ممنون بابت این اطلاعات مفید ...
من به عکاسی علاقه دارم و تقریبا خیلی از این نکات رو به صورت تجربی یاد دارم ...

در ضمن اگر ممکنه درباره ی عکس هایی که با نوردهی های مختلف گرفته می شوند توضیح دهید مثلا مثل عکس اتوبان S شکل که چراغ اتومبیل ها در عرض 10 ثانیه گرفته شده و ...

سلام
خوشحالم که مفید بوده
ببینید این به کارتون میاد؟


--------------------


روش براکتینگ (Bracketing)

عکاسان حرفه ای از تکنیکی به نام براکتینگ استفاده می کنند تا شانس خود را برای گرفتن یک عکس عالی افزایش دهند . براکتینگ یعنی بر اساس نوردهی پیشنهادی یک عکس گرفته می شود ، سپس از همان موضوع دو عکس دیگر یکی با یک پله نوردهی کمتر و دیگری با یک پله نوردهی بیشتر گرفته می شوند ، به این امیدکه یکی از این سه پله نور دهی درست عمل کند. این تکنیک در شرایط نوری بسیار کم یا بسیار زیاد مفید است . برخی دوربینهای دیجیتال حالت براکتینگ را داشته و به صورت اتوماتیک 3 یا 5 فریم با نوردهی متفاوت عکاسی می کند.
سعی کنید تنظیمات و حالتهای مختلف را امتحان کنید . اگر به مرحله ای رسیدید که توانستید در حالت دستی یا حتی حالت خودکار عکاسی در شب به راحتی عکس بگیرید می توانید نکات زیر را در نظر بگیرید:

استفاده از سه پایه
سه پایه یکی از بهترین ابزارها برای بهبود عکاسی در شب است . سه پایه علاوه بر اینکه دوربین را ثابت نگه می دارد به شما این امکان را می دهد که شاتر را مدت زمان بیشتری باز نگه دارید . سه پایه انواع مختلفی دارد از جمله مدلهای رومیزی که در کیف دستی هم جا می گیرند . اگر دوربین شما ریموت کنترل دارد برای کاهش تکان دوربین از آن به همراه سه پایه استفاده کنید.

http://chilick.com/images/photo-article/night1.jpg


به دنبال نور باشید
حتی در شب شما به وسیله نورهای زیادیاحاطه شده اید ، به خصوص اگر در شهر زندگی می کنید. نور خیابان ، چراغ ماشینهای ثابت در ترافیک ، لامپهای نئون ، لامپهای ساختمانها ، . . . البته نور ماه و ستاره ها را نباید فراموش کرد . درگیری با انواع نورها یکی از چالشهای مهم در عکاسی در شب است . با تمرین می توانید بهترین تنظیم را برای انواع خاص نور به دست آورید .

برای نتیجه بهتر از انعکاس نور استفاده کنید
برخی از جذاب ترین عکسهایی که درشب گرفته شده اند از روش انعکاس استفاده کرده اند. این روش نه تنها نور موجود را افزایش می دهد بلکه جذابیتهای بعدی خاصی به عکس شما می دهد . به انعکاس نور در آب ، برف ، پنجره ها ، آینه ها ، ماشینها و . . . دقت کنید.
ایجاد یک ردپای مشتعل
اگر از دیافراگم بسته استفاده کنید و شاتر را مدت زمان زیادی باز نگه دارید اگر دوربین شما حالت بالب (Bulb ) دارد آن را تنظیم کرده تا شاتر در مدت زمان دلخواه شما باز باشد . دوربین را به همراه سه پایه درگوشه ای از یک تقاطع یا اتوبان شلوغ قرار دهید . دکمه شاتر را فشار دهید و منتظر بمانید. با عبور ماشینها در خیابان شعاعهای نوری در عکس شما به وجود می آیند . اگر به عکس خود نگاه کنید ، شعاعهای نور و خیابان را می بینید اما اثری از خود ماشینها نیست ! زیرا ماشینها به سرعت حرکت می کنند و دوربین فرصت ثبت آنها را ندارد و تنها نور منعکس شده از آنها باقی می ماند.

http://chilick.com/images/photo-article/night2.jpg


تصاویر انتزاعی خلق کنید
از محدودیتهای دوربین به نفع خود استفاده کنید تا تصاویر انتزاعی زیبایی خلق کنید به راستی که می توانید با نور نقاشی کنید . چیزهایی مثل تکان دوربین و استفاده از سرعتهای پایین شاتر می توانند تصاویر مجذوب کننده به وجود آورند.

هنگام غروب خورشید عکاسی کنید
عکاسی از غروب خورشید بسیار زیبا است . اما علی رغم نورهای فراوانی که در آسمان وجوددارند ، نور درحال محو خورشید تصاویر واضحی خلق نمی کند به همین دلیل بهتر است از سه پایه و سرعت پایین شاتر استفاده کنید . همچنین می توانید از نور خورشید به عنوان نور پس زمینه استفاده کنید . تصویر سیلوئت افراد یا اشیاء در جلو خورشید در حال غروب یک کنتراست زیبا خلق می کند.

به دنبال معنی نور باشید
خود نور به تنهایی می تواند یک موضوع باشد پس چرا از نور عکس نمی گیرید؟ لامپهای نئون خیابان ، چراغ ماشینها می توانند موضوعات خوبی برای عکاسی باشند.
حتی می توانید از مراسمهای آتش بازی عکاسی کنید.

نکات مهم :


اگر بدانید دوربین شما در نور روز چگونه عمل می کند ، دیگر هنگام عکاسی در شب دستپاچه نمی شوید .
سعی کنید از منظره یاب اپتیکال دوربین استفاده کنید تا با نزدیک کردن دوربین به صورت خود از لرزشهای اضافی جلوگیری کنید.
دوربینهای دیجیتالی برای عکاسی نجوم بسیار مناسب هستند . می توانید از رابطهای خاصی برای اتصال دوربین خود به تلسکوپ استفاده کنید . برخی دوربینها مانند کانن 20Da مخصوص عکاسی نجوم هستند.

خلاصه :
این مقاله به شما می آموزد که چگونه از قابلیتهای پیشرفته دوربین خود برای عکاسی در شب و فضای کم نور استفاده کنید. کنترل دستی دوربین مانند کنترل ISO ، درجه دیافرگم ، سرعت شاتر ، درجه نوردهی و فوکوس دستی از جمله موارد آموزشی این مقاله هستند . همچنین یاد می گیرید که چگونه از سه پایه برای نوردهی طولانی و از انعکاس نور ، از نور خورشید هنگام غروب استفاده کنید.
این مقاله برای عکاسی بهتر در شب به شما پیشنهاد می کند:


در مورد دوربینهای کامپکت هر چه از سرعت شاتر پایین تر و شماره ISO بالاتر استفاده کنیدبهتر است.
در مورد دوربینهای دیچیتال SLR بهتر است از ریموت کنترل و کابل آزادسازی شاتر برای کاهش حرکت دوربین استفاده کنید.
سه پایه می تواند دوربین را در نوردهیهای طولانی ثابت نگه دارد.



منبع: chilick.com

karin
06-24-2008, 10:01 AM
عکاسی از حیوانات صبروتحمل زیادی می خواهد اما نتایج کار ارزش این زحمت را دارند . به هرحال حیوان خانگی شما جزئی از خانواده محسوب می شود و یک عکس خوب از آن در سالهای آینده با ارزش خواهد بود. نکاتی که در اینجا ارائه می شوند به شکا کمک می کنند تصاویر حیرت آوری از این عضو خانواده بگیرید . مانند همیشه در ابتدا به اصول اولیه توجه کنید : باطری دوربین را شارژ کنید یا از یک باطری نو استفاده کنید. مطمئن باشید که کارت حافظه به اندازه کافی با خود دارید.همچنین از عملکرد صحیح دوربین خود مطمئن شوید. از فلاش استفاده کنید
حیوانات مانندکودکان صبر زیادی هنگام عکاسی ندارند. احتمالا به یک فلاش احتیاج پیدا می کنید . حتی اگر در نور آفتاب در محیط خارج از خانه یا در یک اتاق پر از نور عکاسی کنید . اگر می توانید میزان نور فلاش خود را روی کمترین درجه تنظیم کنید. با این کار می توانید حرکت حیوان را منجمد (freez ) کنید بدون اینکه رنگ پوست بدن حیوان محو شده یا عکس بیش از حد نور ببیند یا حتی قرمزی چشم در عکس ایجاد شوند . اگر از حرکت حیوان در محیط خارج از خانه عکاسی می کنید به خاطر داشته باشید که طیف فلاش خود را تا دوازد فوت تنظیم کنید.

پس زمینه خود را به دقت انتخاب کنید
اگر در خانه عکاس می کنید ، بک گراند های ساده (تصاویر زمینه) و رنگهای خالص بهترین انتخاب هستند.

http://chilick.com/images/photo-article/pet2.jpg


از فکر خود کمک بگیرید . از حیواناتی که رنگ پوست آنها تیره است روی مبل چرم سیاه عکس نگیرید. از قراردادن بک گراند های طرح دار و بافت دار خود داری کنید، زیرا ممکن است در جذابیت بافت بدن حیوان تداخل ایجاد کنند. اگر در فضای خارجی ساختمان عکاسی می کنید به موقعیت خورشید دقت کنید، خورشید نباید پشت موضوع شما قرار داشته باشد. آسمان می تواند بک گراند مناسبی باشد به خصوص اگر از موضوع در حال حرکت عکاسی می کنید .اگر از درختان ، ساختمانها و سایر اشیاء به عنوان بک گراند استفاده می کنید دقت داشته باشید که سایه آنها روی موضوع شما نیفتد.
با استفاده از زوم و ماکرو تصویر کلوز آپ بگیرید
یک تصویر کلوز آپ عکسی از رنگهای گوناگون و بافتهای متفاوت و بسیار زیبا خواهد بود. با استفاده از حالت ماکرو می توانید تا 10 سانتی متری به موضوع نزدیک شوید .با این کار می توانید تصویری عالی از ظرافتهای بدن حیوان و یا درخشندگی چشمانش بگیرند.

با حیوان خانگی خود بازی کنید
حتی اسباب بازیهای مورد علاقه حیوان خانگی خود را به همراه داشته باشید . از آنها برای تشویق حیوان می توانید استفاده کنید . همچنین می توانید هنگام بازی حیوان، از او عکاسی کنید . به خاطر داشته باشید برای فریز کردن حرکتها از فلاش استفاده کنید.

http://chilick.com/images/photo-article/pet3.jpgعکاسی هنگام استراحت حیوان


شما می توانید هنگامی که حیوان خانگی خسته شده و در حال استراحت است از او عکاسی کنید. به خاطر داشته باشید که صبر مهمترین عامل موفقیت است. سگها و گربه ها حتی در خواب هم تکان می خورند و ممکن است ژستهای جالبی از خود نشان دهند.
نکات مهم :


هنگام حرکت از منظره یاب استفاده کنید.
LCD معمولا بسیار کند عمل می کند و در حرکتها کشیدگی ایجاد می گردد. با این روش نه تنها دنبال کردن حرکت آسان تراست ، بلکه دوربین در حالت ثابت تری قرار دارد زیرا جلوی صورت شما حفظ می شود.
بک گراند را مبهم کنید

بهترین پرتره عکسی است که موضوع با وضوح بالا و شارپ و بک گراند با وضوح کمتری باشد . در حلتهای مختلف با دوربین خود کار کنید تا بهترین نتیجه به دست آید . ( نکته : حالت پرتره فقط برای عکاسی از انسان نیست)

http://chilick.com/images/photo-article/pet4.jpg


انسانها نیز می توانند در عکس قرار گیرند. هنگامی که از حیوانات خانگی خود درحال بازی با سایر افراد خانواده عکس می گیرید ، به یاد داشته باشید که انسان نیز سوژه عکس شما است .اگر سگ شما روی پاهای پدر بزرگتان خوابیده است ، سعی کنید پدربزرگ هم در عکس قرار گیرد، نه فقط بخشی از پاهای او. اگر گربه روی شانه های خواهرتان ایستاده است سعی نکنید فقط روی گربه زوم کنید بلکه هردوی آنها را باهم بگیرید.


منبع: chilick.com

karin
06-24-2008, 10:04 AM
http://chilick.com/images/photo-article/action1.jpg


فعالیتهای فیزیکی و ورزشی فرصت مناسبی برای ملاقاتهای دوستانه و خانوادگی است. حوادث جالب زیادی می توانند در داخل یا خارج زمین بازی اتقاق افتد . این مکانها جای بسیار مناسبی برای گرفتن عکسهای بامزه و هیجان انگیز است .
دوربینهای دیجیتال ویژگی خاصی دارند که عکاسی از صحنه های پرتحرک را آسان تر از هر زمان دیگری می کنند . یکی از این ویژگی ها حالت اکشن (ورزشی) است که به شما این امکان را می دهد که از اشیاء یا افراد در حال حرکت عکس بگیرید . ویژگی دیگر زوم اپتیکال است که شما را قادر می سازد بدون نزدیک شدن فیزیکی به سوژه درحال حرکت ، یک نمای بسته بگیرید . و بلاخره به دلیل اینکه در این دوربینها نگاتیو یا فیلمی وجود ندارد ، هر تعداد که بخواهید می توانید عکس بگیرید و در انتها آنها را حذف کنید.
هنگام عکاسی از فعالیتهای ورزشی ، احتمالا عکسهای زیادی می گیرید که از گرفتن آنها راضی نخواهید بود .
نا امید نشوید . ثبت تصاویر فوق العاده از اشیاء یا افراد در حال حرکت کار ساده ای نیست .

http://chilick.com/images/photo-article/action2.jpg


در ژانویه 2004 ، 11 عکاس ورزش برای تهیه عکس از بازیهای ورزشی دعوت شدند . از میان شانزده هزار و صدو هشتادو شش عکس تنها هشتاد و شش عکس مورد قبول مطبوعات بود. یعنی از 188 عکس ، 1 عکس قابل قبول بود. هرچه بیشتر عکس بگیرید ، قدرت شما در تهیه عکس ماندنی که ارزش حفظ در گنجینه را دارد بیشتر خواهد شد.
نکته دیگری که می توان از عکاسان حرفه ای آموخت ، تهیه عکس از داخل یا خارج زمین بازی است. همیشه عکاسانی هستند که به زمین فوتبال توجهی ندارند. آنها تصاویری از طرفداران و تشویق کنندگان تیمهای ورزشی، بازیکنان روی نیمکت ، مربیان و حتی لحظات استراحت آنها می گیرند. در یک بازی ورزشی همیشه اتقاقی بیشتر از خود بازی می افتد و شما به عنوان عکاس باید آن را منعکس کیند .
اگر چه همیشه در اتقاقات ورزشی عناصر زیادی غیر قابل کنترل هستند ، شما می توانید بادانستن طرز دقیق کار با دوربین خود در لحظات پر تحرک ، عکسهای فوق العاده بگیرید.

دوربین خود را در حالت اکشن (Action )تنظیم کنید
هنگامی که سوژه مورد نظر شما در حال حرکت است برای گرفتن بهترین نتیجه دوربین را روی حالت اکشن قرار دهید. در این حالت دیافراگم برای عبور نور بیشتر ، باز تر می شود اما زمان نوردهی برای ثبت حرکت کاهش می یابد .به خاطر داشته باشید که دوربین برای فوکوس کردن احتیاج به زمان دارد و ممکن است هنگام فشردن دکمه شاتر یک تاخیر کوچک دخ دهد.
با کمی تمرین می توانید تاثیر این تاخیر را به حداقل برسانید.

دوربین را در حالت اسلیپ (Sleep ) قرار دهید.
اگر از حالت اسلیپ استفاده کنید می توانید شارژ بیشتری برای باطری و شانس بیشتری برای تهیه عکس بیشتر داشته باشید . روشن کردن دوربینهای کامپکت دیجیتال چند ثانیه طول می کشد و این یعنی از دست دادن زمان برای عکاسی و اگر در این بین اتفاق فوق العاده ای رخ دهد شما شانس خود را از دست داده اید . خاموش و روشن کردن پی درپی دوربین باعث هدر رفتن انرژی می شود . به علاوه یکی از پر مصرف ترین مشخصه های دوربین دیجیتال LCD آن است . بنابراین در حلات اسلیپ از دوطریق انرژی صرفه جویی می شود.، اول دوربین درمواقع ضروری در حالتی قرار گیرد که شارژ کمتری مصرف کند.، دوم ، LCD به طور موقتی خاموش می شود . با این روش نه تنها انرژی کمتری مصرف می شود بلکه هنگام گرفتن عکس بعدی دوربین شما سریعتر عمل خواهد کرد.

http://chilick.com/images/photo-article/action3.jpg

از منظره یاب چشمی استفاده کنید
هنگامی که یک حرکت بسیار سریع را دنبال می کنید بهتر است از منظره یاب چشمی (شیشه ای) استفاده کنید. منظره یاب LCD قادر نیست حرکتهای بسیار سریع ر به خوبی نشان دهد و باعث می شود عکس به صورت تار بیفتد . همینطور دنبال کردن سوژه نیز برای شما دشوار می شود. براین این کار دوربین را روی سوژه ثابت کنید . به این روش تراکینگ(Tracking ) می گویند . در این حالت سوژه به صورت فوکوس می افتد در حالی که پس زمینه آن تارو مبهم است.

حرکت بعدی را حدس بزنید
روش دیگر برای گرفتن یک نمای فوق العاده حدس حرکت بعدی سوژه است . دوربین را روی جایی تنظیم کنید که حدست می زنید سوژه در حرکت بعدی آنجا قرار می گیرد و به محض اینکه سوژه را در منظره یاب خود دیدید عکس را بگیرید.

برای نزدیک شدن به سوژه از لنز زوم استفاده کنید.
بهتری راه برای نزدیک شدن به سوژه بدون اینکه در مسیر قرار گیرد استفاده از لنز زوم است. بیشتر دوربینهای دیجیتال زوم اپتیکال 3 ایکس دارند . حتی مدلهای خاصی ، زوم بیشتری دارند . هرچه زوم آن بیشتر باشد می توانید از فاصله دورتری بر صحنه ورزشی تسط داشته باشید . اگر شما تصمیم دارید از فعالیتهای ورزشی خانواده اتان عکاسی کنید باید روی دوربینی بالنز زوم هشت ایکس تا دوازده ایکس سرمایه گذاری کنید.

دائما حرکت کنید
قهرمان میادین ورزشی دائما در زمین در حال حرکت هستند، شما نیز همینطور. وقتی که یک بازی ورزشی را در تلویزیون تماشا می کنید فاصله و زاویه دوربین دائما در حال تغییر است . پوشش دوربینهای تلویزیونی این امکان را می دهند که یک بازی ورزشی از زوایای مختلفی دیده شود.

ثبت حرکت
وقایع ورزشی پراز لحظات جذاب ودیدنی است : گلهای هیجان انگیز و پیروزیهای دقایق آخر.
برای ثبت چنین لحظاتی فقط روی حرکتها فوکوس نکنید.

یک پرتره تیمی بگیرید.
اگر از گروه ورزشی خانوادگی تان عکس بگیرید می توانید عکس پرتره گروهی خوبی داشته باشید.

http://chilick.com/images/photo-article/action5.jpg

گروه ورزشی را منظم کنید
شما می توانید کار بیشتری نسبت به جمع کردن افراد و وادار کردن آنها به لبخند زدن بکنید. گروه ورزشی را به گونه ای مرتب کنید که یک جذابیت بصری خوبی در عکس ایجاد گردد . براساس اندازه گروه خود چند ردیف مشخص کنید . این مشخص کردن ردیف ها براساس قد افراد می تواند باشد. افراد جلو می توانند روی زانو بنشینند . برای ایجاد جذابیت می توانید افراد را به صورت V انگلیسی مرتب کنید به گونه ای که افراد کوتاه قد در انتهای V و افراد بلند قد در زاویه قرار گیرند . اگر تعداد زیادی قرار است در عکس باشند سعی کنید سوژه در زاویه مناسبی قرار گیرد.
به خاطر داشته باشید که عکاسی ورزشی نیاز به تمرین دارد و در پایان اینکه این ژانر عکاسی مانند همه ژانرهای عکاسی باید با لذت همراه باشد.


منبع: chilick.com

karin
06-24-2008, 10:10 AM
http://chilick.com/images/photo-article/body_photo_02.jpg


نکات مهم :


از فلاش برای محوکردن سایه و گرفتن حرکات سریع استفاده کنید.
موضوع را در وسط کادر قرار ندهید .
از زوایا و مکانهای مختلف عکس بگیرید.
اگر در فضای خارج از ساختمان عکس می گیرید مطمئن شوید خورشید پشت شما قرار می گیرد .
اگر داخل خانه عکاسی می کنید موضوع خود را جلوی یک پنجره پر نور قرار ندهید.
دوربین خود را در شرایط آماده به کار (sleep ) قرار دهید تا همیشه آماده باشد . در این حالت هم باطری به هدر نمی رود و هم برای گرفتن عکس بعدی منتظر روشن شدن دوربین نمی شوید .



فعالیت 1 : عکاسی را جزئی از برنامه جشن قرار دهید .
اگر دوربینهای آنالوگ در اختیار دارید می توانید با استفاده از آنها لحظات شاد و یادماندنی به وجود آورید .هنگامی که مهمانان وارد می شوند دوربینها را به آنها بدهید و از آنها بخواهید از لحظات مختلف عکس بگیرند . هنگامی ظهور و چاپ عکسها حتما دو کپی از آنها تهیه کنید تا یکی را به میهمانان چشن بدهید و بدین ترتیب آنها را در این یادگاری سهیم بدانید . افراد جوان علاقه خاصی به این کاردارند و اگر این مسئولیت را به آنها بدهید حتما ذوق زده می شوند .

فعالیت 2 : از میهمانان عکس پرتره یادگاری بگیرید.
دیوار سفید پس زمینه بسیار خوبی برای عکس پرتره است به خصوص در اتاقی که با نور خورشید روشن است . می توانید از بچه هایی که در جشن تولد فرزندتان حضور دارند پرتره بگیرید و آنها را به عنوان تشکر از حضورشان به والدینشان بدهید . اگر مراسم شما در پایان روز است و نور کمی در اتاق وجود دارد از لامپ معمولی استفاده کنید .آن را خارج از کادر در مکانی قرار دهید که نور ملایمی روی موضوع ایجاد کند . همچنین می توانید از فلاش برای از بین بردن سایه و افزایش درخشندگی استفاده کنید.

http://chilick.com/images/photo-article/body_photo_03.jpg


طبیعی رفتار کنید

هیچ چیز بدتر از این نیست که شما دوربین به دست فقط یک گوشه بایستید . نه تنها از جشن لذت نمی برید بلکه توجه همه را به خود جلب می کنید. بعضی افراد ذاتا از دوربین خوششان نمی آید و همیشه از آن فرار می کنند . بعضی ها وقتی لنز روی آنها می آید انگار یخ می زنند و دست از کار خود می کشند . برخی هم در این مواقع ژست خاصی می گیرند.
چه بخواهید از کودک یا بزرگ سال عکاسی کنید این روش خوبی برای عکاسی نیست . بهترین راه این است که خودتان را یکی از اعضاء شرکت کننده در جشن بدانید . مطمئن شوید تمام کسانی که کنار شما هستند احساس آرامش می کنند . حتی می توانید با کودکان بازی کنید . بهترین عکسها را زمانی می گیرید که افراد در آرامش باشند و از لحضات لذت ببرند .

هرگز از کسی نخواهید ژست بگیرد
اگر فردی خجالتی باشد و از او بخواهید جلوی دوربین ژست بگیرد ممکن است این کار خجالتی بودن اورا تشدید کند. اگر دوربین دیجیتالی دارید می توانید عکسهایی را که نمی پسندید حذف کنید .
اگر اینگونه عمل کنید عکاسی برای خودتان هم لذت بخش خواهد بود.

از لنز زوم استفاده کنید تا لحظات را بهتر ثبت کنید
اگر می خواهید شاتهای بسته ای داشته باشید لازم نیست به موضوع نزدیک شوید . با استفاده از لنز زوم می توانید را صفحه ای که کودک لپهای خود را پر از هوا کرده و می خواهد شمعهای روی کیک را فوت کند عکاسی کنید.

به دنبال لحظات خاص باشید
یک جشن تولد لحظات بسیار نابی دارد که می توانید آنها را ثبت کنید: فوت کردن شمعها ، باز کردن هدایا ، بریدن کیک ، و غیره . اما چیزهای دیگری هم برای عکاسی وجود دارند : زوجهایی که همدیگر را در آغوش گرفته و می بوسند ، کودکانی که بازی می کنند، نوزادانی که در شلوغی خوابیده اند ، بچه هایی که صورتی کثیف دارند و می خندند . برای هرصفحه ای آماده باشید و دوربین خود را آماده نگه دارید.

خلاصه :
این مقاله به شما آموزش می دهد که چگونه در جشن تولد بعدی خود عکسهای فوق العاده ای بگیرید. چگونه از تمام ماجراها عکاسی کنید ، چگونه عکسهای طبیعی بگیرید ، چرا نباید افراد را مجبور کنید ژست بگیرند و چگونه از لنز زوم خود استفاده کنید . از جمله مسائل مطرح شده در این مقاله می باشند. همچنین اطلاعاتی در مورد گرفتن عکس پرتره ازمهمانان به دست آورید .
پیشنهاد ما به شما:
دوربینهای کامپکت : برای اینکه بتوانید از هر فاصله ای شات بسته بگیرید از لنز زوم 8X-10X استفاده کنید .
SLR دیجیتال : اگر می خواهید با سرعت عکس بگیرید از حافظه با سرعت بالا و برای نزدیک شدن به موضوع از لنز زوم استفاده کنید.
لوازم جانبی : حتما باطری اضافی و شارژ شده همراه داشته باشید . یک باطری نمی تواند برای تمام مراسم کافی باشد.


منبع: chilick.com

karin
06-24-2008, 10:13 AM
http://www.akkasee.com/content/images/yanomani-deforestation.highlight.jpg


‌Nigel Dickinson را دو سال پيش در فرانسه ملاقات و با او در باره عكس هايش از كولي هاي آنجا صحبت كردم.شور و حرارت او در باره اين موضوع مرا تحت تاثير قرار داد او با چنين روحيه اي توانسته بود كاري كند كه كولي ها آنقدر عميق او را در ميان خود بپذيرند و نتيجه ، يك آلبوم خانوادگي بود كه نگاهي عميق به درون زندگي مردمان عجيبي داشت كه با برپايي مراسم و جشن هاي خاص خود هويتشان را حفظ مي كردند. عكسهاي كولي هاي فرانسه ، كار نايجل ديكنسون مثالي از توانايي يك عكاس در نمايش سوژه به زبان و روش خود او است.

http://www.nationalgeographic.com/photography/dickinson/images/tomsig.gif
"تام كندي " دبير عكس مجله نشنال جئوگرافيك در سال هاي 1987-1997


نايجل ديكنسون در سال 1959 در بيرمنگام انگليس متولد شد ، او يك عكاس آزاد است كه علاقه خاصي به نشان دادن زندگي انسان هايي كه در حاشيه جوامع مدرن زندگي مي كنند، دارد.
سوژه هاي او را معمولا بوميان آفريقاي جنوبي معدنكاران اعتصابي بريتانيا و بوميان آسياي جنوبي شرقي تشكيل مي دهند. كارهاي او به طور وسيعي در نمايشگاه ها به نمايش در آمده و در مطبوعات به چاپ رسيده است.اينديپندنت ، گاردين ، اشترن و جئو از جمله مطبوعاتي هستند كه كارهاي وي در آنها چاپ و منتشر شده است.
در سال 1992 از سوي " برنامه محيط زيست سازمان ملل" به او جايزه اي تعلق گرفت و در سال 1997 نيز يك جايزه World Press به او اختصاص يافت.در ميان سازمان هايي كه با او كار مي كنند نام بسياري از سازمان هاي صلح طلب و فعال در زمينه حفا ظت از محيط زيست نظير " صلح سبز" به چشم مي خورد. ديكنسون معتقد است "دستيابي به تعادل ميان كار و فراغت بسيار دشوار است " اوقات فراغت او به مطالعه و Snowboard مي گذرد. در ادامه مصاحبه شبكه نشنال جئوگرافيك با وی، از نظرتان مي گذرد.

http://www.akkasee.com/content/images/romany-refugees-across-europe.highlight.jpg


چطور عکاسي را شروع كرديد؟
اولين دوربينم يك آگفاي "ببين و بگير" بود كه در سال 1970 و به مناسبت 11 سالگي هديه گرفتم .
از داشتنش خيلي خوشحال بودم ، تنظيماتي براي هواي ابري ،آفتابي و ساحلي داشت .
اولين عكس جديدم را به خاطر مي آورم ،14 سالم بود و همراه پدر و مادرم تعطيلات را در اسپانيا مي گذرانديم و من عكسي از طلوع خورشيد گرفتم. همه فكر مي كردند ديوانه ام كه ساعت 4 صبح از خواب بيدارشدم ، من دو عكس گرفتم (البته در حالت Sun دوربينم!) كه عكس هاي خوبي از آب در آمدند . در حقيقت من آن عكس ها را بيست سال بعد به يك مجله فروختم!
مدرسه را در سال 1977 و وقتي 18 ساله بودم رها كردم و سالها دور اروپا و خاورميانه گشتم .
پس از بازگشت به انگليس دوره هايي را در بيرمنگام و شفيلد زير نظر ونلي بورك كه با ولگردان زندگي و عكاسي مي كرد ، گذراندم. كارهاي من مورد توجه قرار گرفتند، گالري Camerawork در لندن عكسهايم را از اعتراضات و راه پيمايي هاي معدنكاران و همينطور سفر چهار ماهه ام در ميان جوامع بوميان آفريقايي جنوبي به نمايش گذاشت .اينها باعث شد كه درهاي برخي از روزنامه هاي ملي در بريتانيا به رويم گشوده شود.
بعدا با معدنكاران طي اعتصاب بزرگ 85-1984 همراه شدم و عكاسي كردم ، چند سال بعد در همين زمينه كتابي را منتشر كردم. در طول سال هاي دهه هشتاد با هركس كه ماموريتي به من محول مي كرد كار مي كردم و در عين حال عكس هايي را كه خودم مي خواستم را نيز مي گرفتم،بدون هيچ حمايت و پشتيباني مالي .
كارهايي كه حالا انجام مي دهم خيلي بهتر است.

http://www.akkasee.com/content/images/013_salon_tempere.jpg


ماموريت عكاسي مورد علاقه شما كداميك از كارهايتان است؟ به ياد ماندني ترين –اگر نه محبوبترين- تجربه هاي من طي سفري به برونئي، مالزي و فييليپين در سال 1991 به دست آمد.در مانيل بعد از يك ماجراي آدم دزدي پليس مرا بيهوش در كنار جاده اي پيدا كرد. تمام دوربين هايم را دزديد ند وبا هفت دلار پول و پاسپورتم به حال خود رها شده بودم. در سفر مشابهي، يك روستايي كه مرا با سركرده شكارچيان اشتباه گرفته بود با چاقو به من حمله کرد. به مدت يك سال هم از يك بيماري مناطق حاره اي رنج مي بردم. چه چيزي مجموعه كارهايتان را از كولي ها براي شما به صورت خاص در آورده است ؟ اولين بازديد من از فستيوالGitan در Saintes-Maries-de-la-Merبه سال 1993 بر مي گردد كه احساسات مرا برانگيخت . شايد به خاطر ريشه مذهبي مشتركي كه با آنها داشتم و شايد هم به خاطر احساسي كه يك مسافر به ديگري دارد و يا حسي ناگفتني. در گوشه اي صبورانه منتظر شدم تا كاركنان رسانه ها و جمعيت توريست ها پراكنده شوند. منتظر يك لبخند ، يك دعوت يا يك نگاه بودم ، اين شيوه من بود.آرام آرام دوستي من با آنها بيشتر شد تا اينكه به تدريج خانواده هاي كولي مرا پذيرفتند.كاروان ها و خانه هايي را كه شهرداري در اختيار كولي ها گذاشته بود ديدم و كم كم آنها از من بعنوان شاهد غسل تعميد و عروسي ها دعوت كردند و من موقعيت عكاسي از موقعيت هاي بسيار خصوصي را بدست آوردم. هنوز هم زندگي كولي ها برايم شگفت انگيز است : مراسم مذهبي ، جشن ها، موسيقي ، رقص ،دسته ها و مهمان نوازي عظيم آنها.

چه توصيه اي به علاقمندان و مبتديان فوتو ژورناليسم داريد؟مهمترين نكته ،عكاسي ازته دل است. تصميم بگيريد كه چكار مي خواهيد انجام دهيد ، رپرتاژ،پرتره ،عكاسي از اجتماع،عکاسي هنری ؟... و در آن غوطه ور شويد.براي كارتان وقت بگذاريد و زياد عكس بگيريد . شما از تجاربتان و بيش از آن از اشتباهاتتان درس خواهيد گرفت. هيچ جايگزيني براي زمان ،بردباري،سخت كوشي و نشان دادن كارهايتان به افراد خبره وجود ندارد . پروژه ها را باهم انجام دهيد و آنها را خستگي ناپذير به نمايش بگذاريد به حرف هاي مردم توجه كنيد و انتقادات آنها را تجزيه و تحليل و بررسي كنيد . ايده هاي بدرد خور را دنبال كنيد و باز كارهايتان را نمايش دهيد.براي زمين خوردن دوباره آماده باشيد. عكاسان موفق لزوما بهترين عكاسان نيستند اما مصمم ترين آنها هستند!

http://www.akkasee.com/content/images/001_tegucigalpa_street_kid.jpg


منبع: akkasee.com

karin
06-24-2008, 10:15 AM
تعادل نور سفید
چشم انسان به طور اتوماتیک به انواع نورهای موجود خود را تطبیق می دهد . یک صفحه کاغذ سفید را چشم ما چه در زیر نور آفتاب وچه در زیر نور لامپ های خانه سفید می بیند .
برای دوربینهای ویدئو و یا دوربینهای عکاسی دیجیتال ، باید معادل نور سفید را روی آنها تنظیم کرد . این بدین معنی است که روش دوربین برای ثبت رنگهای مختلف باید طوری تنظیم شود که رنگ سفید یا خاکستری سوژه هم به طور خنثی درروی عکس به رنگ سفید یا خاکستری ظاهر شوند .

حالت رنگ
بعضی از دوربینها دارای قابلیت عکاسی در حالت رنگ های مختلف مثل سیاه وسفید ، غلظت رنگ بالا ویا پایین ویا تون قهوه ای رنگ معروف به سپیا ((Sepia هستند .

حساسیت به نور
در دوربینهای معمولی که با فیلم کار می کنند و دراین کتاب دوربینهای آنالوگ نامیده می شوند ، می توان حساسیت فیلم را مناسب نوع فیلمی که به کار می برید ، انتخاب وتنظیم کرد . هرچه حساسیت فیلم پایین تر باشد ، دانه هایی که روی فیلم هستند ریزتر و جزئیات زیادتری از سوژه در عکس ثبت می شوند . واحد حساسیت فیلم به ISO بیان می شود که ترکیبی از سیستم آمریکایی ASA وسیستم آلمانی DIN است . مثلا" 400/27? ISO واحدی برای نمایش فیلم با حساسیت 400 ایزو است .

دریک دوربین عکاسی دیجیتال باید دید که کارخانه سازنده آن چه حساسیتی را برا ی آن مدل درنظر گرفته است. هر اندازه ای که دوربین برای آن تنظیم و ساخته شده باشد، همه عکسها بر مبنای آن حساسیت گرفته خواهند شد. حساسیت برای یک سنسور نوری CCD به صورت ISO بیان می شود. حساسیت سنسور نوری در دوربین های دیجتال کمپکت معمولا" 100 ایزو است. بعضی از دوربینها دارای قابلیت تغییر ایزو یا حساسیت فیلم از طریق تقویت سیگنالهای الکترونیکی هستند. این کارکرد باعث می شود که حتی در زیر نور ضعیف هم بتوان عکاسی کرد ولی عکسی که شما دریافت خواهید کرد، دارای برفک و پارازیت خواهد بود.

کار روی عکسها درون دوربین
دوربین دیجیتال در حقیقت کامپیوتر کوچکی است که با آن نه تنها می توان عکس گرفت ، بلکه می توان در سازماندهی و نشان دادن عکسها هم از آن استفاده کرد. امکانات موجود در دوربینهای مختلف فرق می کنند در زیر چند نمونه مرسوم آنها آورده می شوند.


منبع: camshop.ir

karin
06-24-2008, 10:20 AM
نور سنجی
برای گرفتن عکس دقیق و درست ، باید مقدار مشخص و درستی نور به گیرنده نوری برسد. مقدار نور لازم، یا از طریق دوربین و یا به طور دستی تنظیم می شود که در این حالت شما خودتان اندازه شاتر و دیافراگم را تنظیم می کنید. خیلی از دوربینها این امکان را به شما می دهند که نورسنجی را خودتان انجام دهید.

نورسنجی ماتریسی
در اکثر عکسها نورسنجی بر مبنای کل عکس صورت می گیرد و نور تمام سطح عکس اندازه گیری می شود و نوردهی برای عکس بر مبنای میانگین نور دریافتی انجام می شود. این نوع نورسنجی به نورسنجی چند نقطه ای هم مشهور است.

نورسنجی نقطه ای
زمانی که اختلاف نور در نقاط مختلف عکس بسیار است، بهتر است که نور سنجی را از یک نقطه به خصوصی از عکس که مورد نظر هست و اهمیت بیشتری دارد ، انجام داد. این روش به نورسنجی نقطه ای مشهور است. در این روش فقط نوری که در مرکز چشمی دوربین دیده می شود، اندازه گیری می شود.

http://www4.picfront.org/picture/gANjLEMsj/img/f3c7130ee14091b7b5e0fa63b200a585.jpg



در نورسنجی نقطه ای می توانید دقیقا" مانند فوکوس کردن، مرکز چشمی دوربین را روی قسمتی از سوژه که مهم است، نشانه گیری کرده و مقدار نور را اندازه گیری کنید. سپس می توانید نوردهی را قفل کنید، این کار را با نیمه فشار دادن شاتر دوربین انجام می دهید. سپس کادر عکس خود را مشخص کنید و عکس دلخواه تان را بگیرید.

نورسنجی مرکزی
در نورسنجی مرکزی ، نور تمام محوطه اندازه گیری می شود ولی تاکید بیشتر بروی نقطه مرکزی عکس میباشد .

گول خوردن نورسنج دوربین
از طریق ترکیب شاتر کوتاه یا طولانی مدت با دیافراگم باز یا یسته ، دوربین مقدارنور را طوری تنظیم می کند که شما بتوانید دریک روز تاریک پاییز به خوبی روز آفتابی تابستان عکس بگیرید .اما اگر سوژه عکس شما بسیار روشن یا بسیار تاریک باشد ، نورسنج دوربین شما می تواند خیلی راحت گول بخورد وخود رابرای اندازه ای اشتباه تنظیم کند

تصحیح یا جبران نوردهی
اگر دوربین شما دارای کارکرد تصحیح نوردهی باشد ، می توانید ازاین امکان جهت تاباندن نوربیشتر یا کمتر به سنسور نوری استفاده کنید . کارکرد تصحیح نوردهی در عکاسی وسیله کمکی بسیار خوبی برای شرایط نوری نامناسب ویا مواقعی که سوژه عکس فوق العاده تیره و یا روشن است ، می باشد .


منبع: camshop.ir

Beny-Nvidia
06-24-2008, 01:45 PM
سلام
دوست عزیز ...
ممنون از این اطلاعات تا اینجا همه رو خوندم ...
در ضمن ممکنه از لنز ها و دوربین های اماتور حرفه ای هم مطلب بذارید ؟

karin
06-24-2008, 09:17 PM
سلام
دوست عزیز ...
ممنون از این اطلاعات تا اینجا همه رو خوندم ...
در ضمن ممکنه از لنز ها و دوربین های اماتور حرفه ای هم مطلب بذارید ؟

سلام
خواهش مندم

بله حتما
مطالب زیر رو ببینید به کارتون میاد:46:

karin
06-24-2008, 09:20 PM
شايد به جرات بتوان گفت مهترين قسمت تشکيل دهنده هر دوربين لنز آن است چون کفيت لنز تاثير مستقيم بر تصوير خروجي ازدوربين دارد
.يک لنز متشکل از تعدادي عدسي است که با نظمي خاص در کنار يکديگر قرار گرفتته اند.

مهمترين نکته اي که باید در مورد لنز ها بدانيد فاصله کانوني و ميدان ديد لنز ها مي باشد.
در جلسات قبلي در مور فاصله کانوني توضيح دادم.
ميدان ديد هما فضائي است که در ويزور دوربين قابل مشاهده است.
فاصله کانوني نسيت عکس با ميدان ديد و نسبت مستقيم با بزرگنمائي دارد.يعني هر چه فاصله کانونی بيشتر شود عکاس فضاي کمتري را مي تواند بر روي عکس ثبت کند ولي در عوض بزرگنمائي تصوير بيشتر خواهد شد

http://ccc.1asphost.com/marzban/3th-stage/maydan.jpg


همانطور که در تصوير زير مشاهده مي کنيد هرچه فاصله کانوني بيشتر شود زاويه ديد کمتر مي شود.ولي بزرگنمائي بيشتر مي شود

http://ccc.1asphost.com/marzban/3th-stage/fview.gif


ديافراگم:

همان طور که قبلا گفته بودم ديافراگم وظيفه کنترل مقدار نور ورودي به داخل دوربين را بر عهده دارد.البته علاوه براين کار تنظيم عمق میدان وضوح را نيز انجام مي دهد.که قيلا به طور کامل به آن اشاره کرده ام
بر روي همه لتز هاي حرفه اي حلقه اي براي تنظيم درجه ديافراگم وجود دارد.درجه هاي ديافراگم طبق يک توافق بين الملي در سال 1900 ميلادي در پاريس يه صورت زير درچه بندي شده اند.
1، 4/1، 2 ، 8/2 ، 4 ، 6/5 ، 8 ، 11 ، 16 ، 22 ، 32 45 ، 64 و.........
البته ممکن است تمام ين درجه ها در همه لنز ها مو جود نباشد.
تذکر:مقدار نوري که از درجه هاي ذکر شده روزنه دافراگم مي گذرد به طور تصاعدي کاهش مي يابد.
اين هم يک تصوير از نحوه کار ديافراگم

http://ccc.1asphost.com/marzban/3th-stage/fgif.gif



لنز هاي نرمال
اين لنز ها لنز استاندارد هر دوربيني محسوب مي شوند.فاصله کانوني اين لنز ها در دوربين هاي 35 ميليمتري حدود 50 ميليمتر است.
اين لنزها حد واسط لنز هاي وايد (کوتاه) ولنزهاي تله (بلند) هستند.که در جلسه آینده به آن ها اشاره مي کنم.

فاصله کانوني لنز هاي نرمال تقريبا برابر قطر تصويري است که روي فيلم تشکيل مي شود.

http://ccc.1asphost.com/marzban/3th-stage/normal.jpg


http://ccc.1asphost.com/marzban/3th-stage/normal1.jpg


لنز هاي وايد
اين لنز ها داري زاويه ديد بسيار باز هستند. فاصله کانوني اين لنز ها از تصوير تشکيل شده روي فيام کمتر است ازاين رو به لنز هاي کوتاه معروف شده اند.مثلا تصوير فيلم هاي 35 ميليمتري نزديک به 50 ميليمتر است.بنابرين تمام لنز هي وايد دوربين هاي 35 ميليمنري بايد داري فاصله کانوني زير 50 ميليمتر باشند.

هر لنزي که فاصله کانوني آن کمتر از فاصله کانوني لنز نرمال باشد، لنز وايد ناميده مي شود.
لنز هاي وايد به دليل زاويه ديد وسيعي که دارند گاهي اوقات تصوير را دچار اعوجاج مي کنند.و کمی پرستپکتيو تصوير را دچار مشکل مي کند.
اين حالت را اصطلاحا دِ فرمه شدن تصوير مي نامند و البته اين موضوع در لنز هائي با فاص