View Full Version : عکاسی
اگر دوربين عکاسی از ذکاوت مغز انسان بر خوردار بود، برای گرفتن عکس های خوب، کافی بود دوربين را به طرف موضوع مورد نظرمان گرفته و دکمه را فشار دهيم. اما چنين نيست.
وقتی سوژه ای نظر ما را جلب می کند، مغز ما، از ميان ازدحام چيزهايی که در اطراف آن قراردارند، به طور خاص، به آن سوژه توجه می کند. قابليت انطباق ديد انسان با نورهای مختلف هم از جمله برتری های ديگر چشم انسان بر دوربين عکاسی است.
برای اينکه عکسی که می گيريم نيز همين رابطه را با بيننده بر قرار کند، بايد نکات ظريفی را در نظر داشته باشيم.
عکاسی مانند هر وسيله بيانی ديگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن اين زبان به ما کمک می کند تا از طريق عکس هايی که می گيريم، فکرها و جهان اطرافمان را بيان کنيم.
در نظر گرفتن نکات زير می تواند به ما کمک کند تا عکس های گويا تری بگيريم
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241714491.jpg
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241713242.jpg
١- نور، مهم ترين عامل در عکاسی
کلمه فتوگرافی در زبان انگليسی يعنی "نگاشتن با نور". نور مناسب می تواند به عکس ما جان ببخشد و بالعکس...
با اين وجود، نور مستقيم سايه روشن های تند و ناخوشايندی در عکس ايجاد می کند. برای گرفتن عکس، نور غيرمستقيم بهترين است و رنگ ها را نيز زنده تر می کند.
روزهايی که ابر نازکی تندی نور خورشيد را در آسمان می گيرد، صبح های زود و عصرها بهترين اوقات برای عکاسی هستند. يادمان باشد که نور بايد بر سوژه عکس ما بتابد و نه بر دوربين
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241711303.jpg
2-- سوژه جالب
انتخاب موضوع يا سوژه جالب قدم اول است. پيش از گرفتن عکس از خود بپرسيم چه چيزی ما را به موضوع مورد نظرمان جلب کرده و سعی کنيم آن را به روشنی در عکسی که می گيريم نشان دهيم.
هم چنين، به يک عکس اکتفا نکرده، زوايای متفاوتی را برای نشان دادن موضوع مورد نظرمان تجربه کنيم. اين کار به ما فرصت بهتری برای انتخاب بهترين عکس خواهد داد.
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241710414.jpg
در عکس بالا، فرم و رنگ دسته های تره فرنگی در ميان انبوه سبزيجات حاضر در بازار مورد توجه عکاس بوده. هر چند عکس اول موضوع را ارائه کرده اما عکس دوم (زير) در بيان منظور عکاس تواناتر است و به دليل عمودی بودن سوژه، تصوير کامل تری را عرضه می کند.
- دو قدم به جلو
همه دوربين ها قابليت زوم کردن (طويل تر شدن عدسی دوربين) را ندارند و اين کار، حتی وقتی امکانش باشد، از عمق ميدان عکس می کاهد و بخش کوچکتری از آن واضح به نظر می آيد.
برای حذف آنچه حضورش در عکس لازم نيست، بهترين راه نزديک شدن به موضوع است. اين کار از شلوغی عکس کم کرده تاکيد بيشتری بر آنچه مورد نظر عکاس است می گذارد.
پيش از فشردن دکمه دوربين، چند قدم به موضوع عکس نزديک شويد و دوباره از دريچه دوربين به آن نگاه کنيد. اگر آنچه مورد نظر شماست بخش عمده عکس را پر نکرده، باز هم جلو تر بايد رفت.
در عکس زير، انعکاس آسمان در آب و شکل برگ هايی که سطح آن را پوشانده اند توجه عکاس را به خود جلب کرده. برای تاکيد بر اين نکته بايد چيز های زيادی از عکس حذف می شده اند. اين کار با نزديک شدن عکاس به موضوع عملی شده است
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241709325.jpg
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241707236.jpg
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241708407.jpg
4-- کادر عکس
اين انتخاب که چه چيزهايی را در عکس جا دهيم و چه چيزهايی را حذف کنيم يکی از مهم ترين عوامل در موفقيت عکس ماست.
پنجره مستطيل شکل دوربين که از آن به جهان نگاه می کنيم کادر عکس ما را تشکيل می دهد. پيش از گرفتن عکس، با نگاهی به آنچه در اين کادر قرار گرفته، می توانيم آنچه را برای بيان عکس لازم است حفظ و آنچه را اضافی ست حذف کنيم.
حرکت دادن دوربين، تغيير فاصله ما با سوژه عکس و تغيير جای سوژه در صورت امکان، محتوای اين کادر را تغيير می دهد
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241701528.jpg
5-- زمينه پشت عکس
زمينه شلوغ پشت عکس را در زبان عکاسی می شود به هياهويی تشبيه کرد که مانع رسيدن صدای ما به گوش مخاطب می شود.
تغيير جای دوربين می تواند اين پس زمينه را تغيير دهد. آرام بودن اين پس زمينه به بيننده فرصت می دهد با تمرکز بيشتری به موضوع عکس نگاه کند.
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/200508241726009.jpg
٦- کمپوزيسيون يا همچينی
آنچه از پنجره دوربين می بينيم عکس نهايی ما را تشکيل می دهد. آيا اجزای عکس ما با دقت کنار هم چيده شده اند؟
کمپوزيسيون يا همچينی در عکس را می توانيم به دستور زبان تشبيه کنيم. اگر کلمات ما با نظم در کنار هم قرار بگيرند، بيان ما روشن و مفهوم خواهد بود.
رابطه بين اجزای عکس، کمپوزيسيون عکس را می سازد. اين رابطه بايد چنان باشد که منظور ما را از گرفتن عکس به روشنی بيان کند.
مرکز عکس هميشه بهترين محل برای قرار دادن موضوع نيست. با حرکت دادن دوربين می توانيم بهترين کمپوزيسيون را کشف کنيم
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082416410710.jpg
٧- وضوح در عکس
آنچه در يک عکس واضح يا فوکوس باشد نگاه بيننده را به خود می کشد. عکاس با واضح نشان دادن عناصر عکس به بيننده می گويد "اينجا را نگاه کنيد."
در بيشتر دوربين های عکاسی ديجيتال که همه چيز اتوماتيک انجام می شود، نقطه وضوح در مرکز تصوير قرار گرفته و اگر موضوع مورد نظر شما در گوشه عکس قرار بگيرد از وضوح کمتری برخوردار خواهد بود.
برای حل اين مشکل، می توانيد:
- با قرار دادن سوژه در وسط کادر، دکمه گرفتن عکس را تا نيمه فشار دهيد و نگه داريد
- با اين عمل سوژه شما واضح شده می توانيد آن را هر کجای کادر که بخواهيد قرار دهيد
- حالا دکمه را که در نيمه راه نگه داشته ايد تا انتها فشار داده عکس را بگيريد
اين قاعده شامل همه عکس ها نمی شود. گاهی مبهم بودن به بيان موضوع عکس کمک می کند.
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082416413712.jpg
8- عمق عکس
آنچه در عکس ما به وضوح ديده می شود عمق عکس را تشکيل می دهد. اين عمق به ما امکان می دهد تا بخش هايی از جهان اطرافمان را، که از سه بعد بر خوردار است، در يک عکس، که تنها دو بعد دارد، نشان دهيم.
نور از عوامل اصلی ايجاد عمق در عکس است. در نور زياد، دريچه ورودی دوربين مانند چشم گربه در روز تنگ می شود. اين شرايط وضوح بيشتری در عکس ايجاد می کند.
چيدن اجزای عکس به صورتی که بعضی نزديک تر به دوربين و بعضی دورتر باشند نيز به عکس ما عمق بيشتری می دهد. عدسی های بلند (زوم) از عمق عکس می کاهند و عدسی های کوتاه با ميدان ديد وسيع تر (وايد انگل) به آن می افزايند
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082416575713.jpg
https://w8.bagpuss.nu/dmirror/http/www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/08/2005082417005014.jpg
از کارتيه برسون، يکی از بهترين عکاسان جهان، نقل شده که گفته است "عکاسی يعنی طوری به جهان نگاه کنيم که گويی اولين بار است آن را می بينيم."
=======
منبع:BBC
Asalbanoo
02-12-2007, 02:17 PM
تاریخچه عکاسی
سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.
این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود. در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.
اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.
این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.
و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.
تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.
وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.
نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.
نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.
پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید.
● داگر و نی پپس:
سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.
در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.
در سال ۱۸۳۸ شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.
قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)
در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.
از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.
و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (George Eastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است
Asalbanoo
02-12-2007, 02:20 PM
از عنوان این نوشته بر میآید که مطالبی مناسب برای تازه کارها و یا عکاسان تفننی در بر داشته باشد. اما کسانی که دائما با دوربین و عکاسی سر و کار دارند نیز ممکن است بعضی وقتها با خواندن مطالبی که مدتها است در گذشت ایام از یاد بردهاند چیزی برای یادآوری و یا حتی یاد گرفتن بیابند. کسانی که در هر سال هزاران عکس میگیرند این مطالب بطور تجربی ملکه ذهنشان شده است، ولی خیلیها برای به خاطر آوردن و بکار بردن این موضوعات باید فسفر زیادی بسوزانند!!
بیشتر عکسهایی که ما میگیریم برههای از زندگی ما و اطرافمان را ثبت میکند. برای این که این عکسها دارای روح باشند و به بهترین وجه منظور ما را برسانند نیاز داریم که قوانین اولیهای را رعایت نماییم و ضمنا به دانشی کامل در مورد توانائیها و محدودیتهای دوربینی که با آن کار میکنیم نیاز خواهیم داشت.
همه این مقدمات و بازار گرمیها برای این بود که بگویم در اینجا ایدههایی برای بهبود عکسها عنوان شده که در دوبخش شناخت دوربین و بخش اشاراتی به ترکیب بندی دسته بندی شده است.
● شناخت دوربین
بیشتر دوربینهای دیجیتال با استثنائاتی دارای عملکرد سادهای میباشند. مطالعه دفترچه راهنما آنها میتواند مفید و حاوی نکات سودمندی باشد. راه بهتر این است که در حین خواندن دفترچه نکات گفته شده را بطور تجربی روی دوربین آزمایش نمایید. از کار کردن با دوربین نترسید، بدترین اتفاقی که ممکن است برای دوربینتان بیفتد این است که باتری آن تمام شود و مجبور به شارژ مجدد آن شوید. دوربینهای دیجیتال برای آموختن عکاسی از راه تجربه واقعا عالی هستند. نه فیلمی مصرف میکنند و نه اینکه برای دیدن نتنیجه مجبور به منتظر ماندن برای چاپ عکس هستید. یادگیری کار کردن با دوربین نیمی از لذت داشتن آن است.
در اینجا بعضی از مطالبی را که باید برای تجربه کردن و مطالعه مد نظر داشته باشید لیست کردهام.
▪ رزولوشن وفشرده سازی
یک دوربین دیجیتال بهترین تصویرش را در بالاترین رزولوشن و کمترین فشرده سازیاش میگیرد. هر چند در زمان استفاده فرمتهای غیر فشرده زمان زیادی برای ضبط شدن روی حافظه دوربین میبرد و ضمنا فایل بسیار بزرگی تولید میشود که بزودی حافظه دوربین شما را خواهد بلعید. بخاطر همین فرمت JPEG با کمترین فشردگی را برای عکاسیهای روزمره توصیه میکنیم. در این فرمت عکسها زمان کمتری برای ضبط شدن میگیرد و نتیجه نهایی نیز تقریبا با فرمت غیر فشرده قابل تشخیص نیست.
متاسفانه بیشتر دوربین ها دارای حافظه کافی برای عکاسی نیستند و بعداز خرید دوربین حتما باید به فکر یک حافظه بالاتر باشید.
▪ مدهای فلاش و تاثیر پذیری فلاش
بیشتر دوربینهای دیجیتال برای فلاش از تنظیم خودکار استفاده می کنند. اگر نورسنج دوربین تشخیص دهد که نور محیط برای عکاسی کافی نیست دوربین فلاش را روشن میکند. باید بدانید که این گزینه همیشه بهترین انتخاب نیست.
د راینجا مثالهایی برای برد فلاش آورده شده که به شما کمک میکند که بدانید در هر شرایطی چکار کنید:
- در یک اتاق خیلی بزرگ:
بدون این که سوژه ای در برد فلاش واقع شده باشد، دوربین را ثابت کنید و فلاش را خاموش نمایید. اما اگر سوژه از ۳ - ۴ متر به دوربین نزدیکتر بود فلاش میتواند موثر باشد. گزینه دیگر استفاده از فلاش تاخیری Slow Sync است که در این حالت باید دوربین را روی سه پایه ثابت نمایید. در این مد دوربین سوژه را با فلاش روشن میکند و پس زمینه را با باز نگه داشتن بیشتر دیافراگم.
-در فضای باز:
دراین حالت نیز اگر سوژه در برد فلاش قرار ندارد فلاش را خاموش نمایید. استفاده از فلاش دوربین را مجبور میکند که از سرعت های شاتر خاصی (۱/۳۰ -۱/۶۰) استفاده نماید و این سرعت شاتر احتمال زیادی دارد که برای منظره شما مناسب نباشد.
- آتش بازی:
استفاده از فلاش برای عکاسی از منظره آتش بازی بعید به نظر میرسد که اثری در عکس داشته باشد. ولی اینطور نیست! استفاده از فلاش این مزیت را دارد که جلوی پایین آمدن سرعت شاتر بخاطر تاریک بودن محیط گرفته شود و عکس بهتری از آتش بازی ثبت شود!
- پرتره:
گرفتن عکسهای پرتره خوب با استفاده از فلاش سرخود دوربین کار بسیار مشکلی است. حتی با استفاده از سیستم کاهش قرمزی چشم، نور فلاش بسیار تک بعدی و نامطلوب است. بجای استفاده از فلاش سعی کنید عکس را در نور روز یا با نور پردازی در محیط بگیرید. برای اصلاح نور از تراز سفیدی دوربین استفاده کنید و قبل از گرفتن عکس دوربین را ثابت کنید (روی سه پایه یا جای دیگر). هنگامی که نور محیط برای عکس مناسب بود از فلاش اجباری برای روشن کردن سوژه و درخشان کردن آن استفاده کنید.
- عکاسی از درون ماشین یا پنجره:
اگر شیشه باز نباشد نور فلاش به درون دوربین برخواهد گشت. بهتر است آن را خاموش کنید.
▪ مدهای برنامه ریزی شده
اگر دوربین شما دارای مدهای برنامه ریزی شده و یا اولیتهای شاتر و دیافراگم می باشد استفاده صحیح از آنها را یاد بگیرید.
یک مد برنامه ریزی شده استاندارد معمولا کنترل بهتری از حالت اتوماتیک دوربین برای آن شرایط خاص فراهم مینماید. خیلی از دوربین ها دارای انتخاب جبران نوری و تراز سفیدی هستند، ولی در مد اتوماتیک نمیتوان از آنها استفاده نمود.
- اولویت دیافراگم:
اجازه کنترل بر روی عمق میدان را برای عکاس فراهم می کند. (عمق میدان محدوده شارپنس تقریبا مناسب عکس در یک دیافراگم خاص میباشد). هرچه دیافراگم بازتر باشد (عدد F کوچکتر نظیر f۱.۸ یا f۲.۸) عمق میدان باریکتر است. و هر چه دیافراگم بسته تر باشد (عدد f بزرگتر f۸ یا f۱۱) عمق میدان پهنتر است. میتوان از اولویت دیافراگم برای مات کردن پشت زمینه نامناسب عکس استفاده کرد یا از شارپ بودن صحنه از سوژه تا پشت زمینه مطمئن شد.
- اولویت شاتر:
امکان کنترل سرعت شاتر را فراهم میکند. در صحنههای دارای حرکت باید از سرعت بالاتر شاتر برای ثابت کردن سوژه متحرک استفاده نمود.
▪ کنترلهای ویژه
بیشتر دوربینها دارای کنترلها و گزینههای اضافی هستند. مهمترین این کنترلها عبارتند از:
- جبران نوری :
برای اصلاح یا تغییر نورسنجی دوربین استفاده میشود. این گزینه تا حدودی پیچیده به نظر میرسد ولی در واقع اینطور نیست. سیستم نورسنجی دوربین همواره در حال کار است و سازندگان میدانند که این سیستم در شرایط خاص بدرستی عمل نمینماید. مثلا سوژههای سفید و منعکس کننده نور باعث کم نور شدن عکس میشوند. بنابر این میتوان با یک جبران نوری مثبت عکس را اصلاح نمود.
Asalbanoo
02-13-2007, 12:09 PM
- تراز سفیدی:
برای کنترل رنگ سفید در عکس و درنتیجه کیفیت سایر رنگها درنظر گرفته شده است. بیشتر دوربین ها برای نور روز تنظیم شدهاند، بنابر این بعضی نورها باعث خارج شدن تراز رنگ سفید و در نتیجه شیفت سایر رنگها و غیر طبیعی شدن آنها میشود. یک مثال خوب برای این مورد لامپهای فلورسنت هستند که در بیشتر مکانهای تجاری استفاده میشوند و باعث آبی شدن همه چیز میشوند. معمولا تنظیم نور دوربین بر اساس نوع نور محیط به رها کردن دوربین در مد اتوماتیک ترجیح داده میشود.
- نورسنجی:
در بیشتر مواقع نورسنج استاندارد دوربین خوب کار میکند. ولی ممکن است در شرایطی این تنظیم مناسب نباشد. در بیشتر دوربینهای دیجیتال امروزی یک گزینه و یا بیشتر برای نورسنجی وجود دارد. گزینه نورسنجی نقطه ای Spot meter نور را (دیافراگم و شاتر) را بر روی ناحیه کوچکی از کادر تنظیم میکند. در بعضی مدلها میتوان گزینهای را انتخاب نمود که نقطه نور سنجی با نقطه فوکوس روی هم بیفتد. نورسنجی متوسط گیری مرکزی دو ناحیه در کادر را درنظر میگیرد، یک ناحیه دایرهای در مرکز و یک ناحیه در بقیه کادر. معمولا نتیجه به دست آمده از این دو ناحیه به صورتی با هم ترکیب میشود که اهمیت ناحیه وسط از اطراف آن بیشتر باشد.
- زوم اپتیکال و دیجیتال:
اگر دوربین شما فقط زوم دیجیتال دارد و یا یک زوم اپتیکال و یک زوم دیجیتال، د رمورد فرق بین این دو نوع زوم که قبلا در مورد آنها به تفصیل صحبت کردهایم مطالعه کنید. اگر فقط زوم دیجیتال دارید زیاد روی آن حساب نکنید.
● موارد مهم در ترکیب بندی
یک ترکیب بندی خوب با اصول اولیه آن شروع میشود. قرار دادن درست سوژه در کادر حیاتی است و یکسری قوانین ساده می تواند کمک زیادی در این مورد نماید. بسته به این که سوژه یک منظره ، یک شخص یا شئ و یا اینکه کادر افقی یا عمودی است، ترکیب بندی فرق می کند. در بعضی شرایط باید به بعضی از قوانین ترکیب بندی کمتر و در بعضی موارد بیشترتوجه کرد.
هر عکسی باید –علت وجودی – داشته باشد واگر این علت برای گیرنده عکس مشخص نباشد چه انتظاری از بیننده دارید که از عکس چیزی بفهمد؟ بیشتر مردم برای منظورهای خاصی نظیر یادگاری از چیزی داشتن، ثبت یک لحظه تکرار نشدنی، ثبت یک موقعیت استثنایی، شکار یک سوژه زیبا یا جذاب و ... عکس میگیرند.
▪ برای اینکه عکس معنی داشته باشد باید اصولی را در آن رعایت کرد:
- افقی و عمودی:
شما دنیا را با زاویه نسبت به افق نمیبینید، بنابر این به غیر از شرایطی که تعمدا این کار را می کنید از آن پرهیز نمایید. افق را در کادرتان تنظیم نمایید. منظره یک ساحل کج که انگار آب دریا در حال ریختن از یک ور عکس میباشد برای بیننده جالب نیست. برای تراز کردن دوربین یک خط افقی مثل خط آب دریا را در نظر گرفته و دوربین را بالا برده و بچرخانید تا خط پایین کادر موازی خط افقی شود، سپس دوربین را بدون اینکه تغییر وضعیت دهید پایین اورید تا خط آب کمتر از۲/۱ و بیشتر از ۳/۱ کادر افقی عکس را اشغال نماید و آسمان بقیه کادر را. یادتان باشد هیچگاه خط افق را در وسط کادر قرار ندهید.
بعضی دوربینها برای سادگی شبکهای افقی عمودی را روی مانیتور نشان می دهند. اگر دوربین شما چنین امکانی دارد استفاده از آن برای بالا بردن دقت و کاهش زمان مناسب است.
- هر چند تکنیکی که بالا شرح داده شده بود برای منظرهای مثل دریا مناسب است، ولی برای منظره یک آبگیر یا بندرگاه مناسب نیست. مثلا ساحل آبگیرها در آنطرف دریاچه قابل دیدن است و تشخیص سطح افقی در آنها مشکل است. در چنین شرایطی دنبال یک خط عمودی بگردید. در کادر عکس نگاه کنید و هر جا که یک خط عمودی یافتید کادر عکس را با آن نقطه تراز نمایید.
عکاسی از سوژههای عمودی مشکل تر است. ایجاد حالت پرسپکتیو توسط لنز دوربین میتواند کاملا گیج کننده باشد. میتوان به اجزاء عمودی در منظره توجه کرد و کادر را در اطراف آنها حرکت داد تا مطمئن شویم لبه عمودی کادر واقعا با خط عمودی موازی است. بخصوص عکاسی از مناظر شهرها مشکل است و برای تصمیم گیری درباره این که کدام خط واقعا عمودی است باید دقت بیشتری به کار برد. با تنظیم کادر بر روی نزدیکترین و بزرگترین ساختمان در کادر به احتمال زیاد بقیه ساختمانهای واقع در دوردست تصویر از تراز خارج خواهند شد. با یک نگاه کلی در تصویر میتوان از این اشتباه پرهیز کرد.
اگر باز هم تصویر کج به نظر میرسد باید زاویه دوربین را تغییر داد و یا حتی موقعیت عکاسی را عوض کرد.
▪ یک نکته:
بعضی مواقع مناظر خیابان از میان خیابان به بهترین وجه گرفته میشود، با گرفتن عکس از امتداد جاده پرسپکتیوی زیبا و طبیعی خواهیم داشت (البته به شرطی که قبل از تمام شدن عکاسی زیر چرخهای یک تریلی روی جاده پهن نشده باشید!!)
▪ از اجزاء شلوغ کننده در کادر پرهیز نمایید
اجزاء شلوغ کننده عکس به چند طریق ایجاد میشوند. این اجزاء ممکن است مردم، حیوانات یا اشیائی باشند که بطور ناخواسته در کادر قرار میگیرند و حتی ممکن است بخشی از سوژه را بپوشانند، عدم تناسب رنگی ایجاد نمایند و یا نامتناسب با سوژه و موضوع عکس باشند. بعضی از این مزاحمتها را براحتی میتوان کنترل نمود و بعضی را نمیتوان کاری کرد:
- توریستهای سرگردان، پیادهها، احشام یا خودروها:
کاری نمی توان کرد. باید صبر کنید (صبور باشید!) تا هر وقت دلشان خواست از کادر مورد نظر شما خارج شوند! میتوان با تغییر موقعیت یا نزدیکتر شدن به سوژه بعضی از اشیاء ساکن را از کادر خارج کرد یا با استفاده از زوم کردن یا بریدن کادر بعد از عکاسی مشکل را حل نمود.
- از اجزاء مزاحمی که خودتان ایجاد کرده اید دوری کنید:
خیلی از دوربین ها می توانند ساعت و تاریخ را روی عکس اضافه نمایند، تا جایی که برایتان لازم نیست از استفاده از آن خودداری نمایید. با اضافه کردن تاریخ و ساعت روی عکس چیزی به عکس شما اضافه نمی شود و حذف کامل آنها بعد از گرفتن عکس کاملا ممکن نیست. بعلاوه اطلاعات عکس در بخش متادیتا EXIF عکس ثبت می شود که نیاز استفاده از تاریخ و زمان بر روی عکس را از بین می برد.
● نقطه فوکوس
▪ نقطه فوکوس عکس بسیار مهم است:
- مطمئن شوید که فوکوس کامل روی سوژه انجام گردیده است:
معمولا باید سوژه مهمترین بخش تصویر بوده و نگاه بیننده به سمت آن کشیده شود، اما نیازی نیست که در مرکز عکس واقع باشد. با استفاده از قفل فوکوس کاری کنید که فوکوس بجای مرکز تصویر روی سوژه انجام شود. –سوژه را در میان کادر قرار دهید، فوکوس را روی سوژه انجام داده و دکمه شاتر را تا نیمه بفشارید، وقتی مستطیل میان مانیتور سبز شد فوکوس انجام شده و تا هنگامی که دکمه را رها نکنید فوکوس در همان وضعیت باقی میماند، اکنون کادر بندی مورد نظر را انجام داده و دکمه را تا آخر بفشارید تا عکس گرفته شود.
- پرتره:
روی چشمها فوکوس کنید، اگر دوربین زوم اپتیکال دارد برای کادر بندی سوژه از آن استفاده نمایید. اگر دوربین اولویت دیافراگم دارد، یک دیافراگم باز انتخاب نمایید تا پس زمینه سوژه مات شود و اگر ندارد ممکن است یک مد مخصوص پرتره داشته باشد. این مد بطور خودکار از یک دیافراگم باز استفاده مینماید. اگر تنها فلاشی که دارید همان فلاش سر خود دوربین است آنرا خاموش کنید و از نور یک پنجره یا نورهای غیر متمرکز محیط استفاده نمایید.
اگر فلاش تنها انتخاب شما برای نور است از قرار دادن سوژه در نزدیکی دیوار یا هر سطح تخت دیگر پرهیز نمایید، زیرا یک سایه خشن در کنار سوژه روی دیوار ایجاد میگردد که زیبا نیست.
هنگام کادر بندی برای امتداد نگاه سوژه جایی در کادر باقی بگذارید و همیشه دوربین را کمی به سمت پایین بگیرید که نواحی زیر بینی و چانه در عکس دیده نشود.
● سخن آخر:
همیشه به یاد داشته باشید، اول فکر کنید، بعد عکس بگیرید.
چند ثانیه فکر کردن در مورد عکسی که می خواهیم بگیریم مهمترین مرحله عکاسی است. خوبی دوربینهای دیجیتال این است که نمایی از عکس نهایی را در مانیتور می توان دید و خیلی راحتتر از دوربینهای معمولی در مورد نتیجه کار نظر داد.
Asalbanoo
02-14-2007, 04:08 PM
قبل از مطالعهٔ دقيق دفترچهٔ راهنماى دوربين و آشنايى کافى با طرز عمل آن دست به کار عکاسى نشويد. براى گرفتن بهترين نتيجه بايد امکانات هر دستگاه را کاملاً فرا گيريد.
دوربين خود را امانت ندهيد. در صورت مشاهدهٔ کوچکترين اختلال در کار يکى از قسمتها آن را بدون دستکارى به متخصص مطمئن بسپاريد و خود هيچوقت قسمتهاى مختلف دوربين مخصوصاً عدسى را باز نکنيد. از روغنکارى دوربين بپرهيزيد. اجزاء دوربين از کوچک تا بزرگ اساس مشترکى دارند و عمل و نتايج هر کدام نيز تقريباً يکسان است؛ اما بايد توجه داشت که طرز بکار انداختن همين وسيلههاى مشابه در دوربينهاى مختلف تفاوتهايى دارد و به علت ظرافت و دقت فراوانى که در ساختمان دوربينها بهکار مىرود، کوچکترين بىتوجهى ضايعات سنگينى بهبار خواهد آورد. مخصوصاً در دوربينهاى دقيق و گرانقيمت که ساختمان آنها پيچيدهتر است اين احتمال بيشتر وجود دارد.
نگهدارى عدسىها
پوشش ظريف و حساس عدسىها ممکن است به هنگام نظافت آسيب ببيند. براى پاک کردن عدسىها بهتر است از فوتک و برسهاى بسيار نرمى که مخصوص اين کار است، استفاده شود. کاغذهاى مخصوص نيز براى پاک کردن عدسىها وجود دارد که بىضررند.
درپوش عدسىها را جز در مواقع لازم بر نداريد. عدسىها را در معرض رطوبت و تابش مستقيم نور خورشيد قرار ندهيد. آنها را در کمال پاکيزگى نگهداريد؛ زيرا گردوغبار از وضوح تصوير مىکاهد و در نتيجه کنتراست آن را کم مىکند. از پارچهٔ جير براى پاک کردن عدسىها نبايد استفاده کرد، چون ممکن است باعث خراشيدگى عدسى شود. از بکار بردن هرگونه مايعى جداً خوددارى نماييد، حتى مايعاتى که براى اين کار ساخته شده باشند. چنانچه گردوغبار به داخل لنز راه يافته باشد، آن را شخصاً پاک نکنيد و از يک کارشناس مطمئن بخواهيد تا اينکار را انجام دهد.
ظهور لکههاى زرد در داخل لنز خبر از جدا شدن عدسىها مىدهد. اين وضع در نتيجهٔ زمين خوردن دوربين يا نرم شدن چسب ميان عدسىها پيش مىآيد. براى جلوگيرى از اين وضع، بايد از قرار دادن دوربين در جاى گرم خوددارى کرد و سرانجام اينکه لنزها را بايد از نور شديد و بخارهاى زيانآورى که از بيشتر مواد شيميايى متصاعد مىشود، محافظت نمود.
نگهدارى فيلمهاى رنگي
فيلم خام بايد در محل خشک و خنک نگهدارى شود. زيرا حرارت فيلم را خراب مىکند و رنگها را تغيير مىدهد. فيلم را بايد دو ساعت قبل از عکسبردارى در حرات عادى محيط قرار داد. پس از عکسبردارى نيز بايد در کوتاهترين زمان آن را ظاهر کرد. فيلم عکس گرفته شده سريعتر از فيلم عکسبردارى نشده کيفيت خود را از دست مىدهد.
عکس و فيلمهاى رنگى ظاهر شده نبايد زمان زيادى در مقابل تابش نور بمانند. زيرا رنگ خود را رفتهرفته از دست مىدهند. عکسهاى رنگى را در آلبوم و فيلمهاى رنگى را در قوطىهاى در بسته نگهدارى کنيد. اسلايدهاى خود را هرگز در يخچال قرار ندهيد زيرا رطوبت زيانبخشتر از گرما و خشکى است. حفظ اسلايدها از رطوبت و گرما را بايد با انتخاب قالبى شروع کنيد که اجازهٔ رسيدن هوا به فيلم را بدهد. البته اين قابها گردوغبار را بهخود راه مىدهند. قابهايى هم وجود دارند که نفوذناپذيرند. هنگام استفاده از آنها بايد دقت کرد رطوبت هوا زياد نباشد. اگر در تابستان، در مناطق مرطوب فيلمها را در قاب شيشهاى قرار مىدهيد، در اولين نمايش با پروژکتور قطرات آب ظاهر خواهد شد و به اين ترتيب فيلمها دچار خرابى خواهند شد. فيلمهاى رنگى را کافى است در پاکتهاى مخصوص، در محيطى خشک و خنک نگهدارى کنيد.
نگهدارى فيلترها
در نگهدارى فيلترهاى شيشهاى بايد دقت کافى بهعمل آورد. فيلترهاى شيشه رنگي، با نور تغيير رنگ نمىدهند. اما بايد احتياط کرد که خش بر ندارند و شفافيت خود را از دست ندهند. و بايد هميشه تميز و عارى از گردوغبار و اثر انگشت باشند.
فيلترهاى ژلاتينى با وجود تنوع زياد، چون شکننده هستند و زود خش برمىدارند و اثر انگشت از روى آنها پاک نمىشود و به سهولت گردوخاک مىگيرند، براى استفادهٔ آماتورى مناسب نيستند. در مواردى که مورد استفاده نيستند بايد درون جعبه يا محفظهٔ تيره محفوظ از نور نگهدارى شوند.
فيلترها بايد طورى روى عدسى سوار شوند که در حد امکان نزديک به سطح عدسى و در موازات آن باشند. پس از بستن فيلتر، آفتابگير (سايهبان) را فراموش نکنيد، چون در غيراينصورت نتيجهٔ دلخواه بهدست نمىآيد.
در هنگام خريد ----- دقت کنيد تا ساخت کارخانههاى معروف و معتبر باشند. بههرحال مىتوانيد آزمايشى را نيز انجام دهيد: حلقهٔ ----- را ميان دو انگشت بگيريد و آن را به راست و چپ، بالا و پايين متمايل کنيد و همينطور حرکت دايرهآى بدهيد. هيچگونه ناصافى و ناهموارى در سطح آن نبايد بهچشم بخورد. يک ----- معيوب، ارزش دوربين و عدسى را هم از بين خواهد برد.
Asalbanoo
02-14-2007, 04:23 PM
دوربينهايى که اندازۀ نگاتيو آنها ۱۲٭۹ سانتىمتر يا بزرگتر است
فيلم اين دوربينها بهشکل نوار نيست و براى هر عکسبردارى از يک قطعه فيلم بريدهشده استفاده مىشود. به اين فيلمها فيلم تخت گفته مىشود. مزيت اين دوربينها بزرگى نگاتيو آنهاست که از طرفى روتوشهاى دقيق و خوب را ممکن مىسازد و از طرفى امکان استفاده از آگرانديسمانهاى بسيار بزرگ را با بالاترين کيفيت فراهم مىکند.
در نوع ديگرى از اين دوربينها، بخش اصلى (اثرکثيو، فانوس و فيلم) روى يک محور يا ريل يا لوله قرار دارند.
دوربينهايى که اندازۀ نگاتيو آنها ۶٭۶ سانتىمتر است
در اين دوربينها از فيلمهايى استفاده مىشود که عرض آنها ۶ سانتىمتر است و هميشه همراه با حفاظى است از نوار کاغذى سياه که روى قرقره پيچانده شده است. هر حلقه فيلم مىتواند ۱۲ عکس ۶٭۶ سانتىمتر بگيرد.
اين نوع فيلم را ”فيلم ۱۲۰“ مىگويند. يک نوع ديگر آن که طولش بيشتر و به اندازۀ ۲۴ عکس است ”فيلم ۲۲۰“ گفته مىشود. علاوه بر اين، دوربينهاى ديگرى نيز وجود دارد که آنها هم از فيلم ۱۲۰ استفاده مىکنند ولى ابعاد و تعداد تصاوير آنها متفاوت است. در اين فيلمها هميشه عرض فيلمها ۶ سانتىمتر است. امتياز اين گروه نيز بزرگى اندازۀ نگاتيو آنهاست که امکان آگرانديسمانهاى بزرگتر را با کفيفت بهتر فراهم مىآورد.
دوربينهاى ۳۵ ميلىمترى
در تمام دوربينهاى اين گروه از فيلمهايى که در ابتدا براى فيلمبردارى ساخته مىشده استفاده مىشود. اين فيلمها که در دو کنار آنها سوراخهاى منظمى وجود دارد، ۳۵ ميلىمترى عرض دارند و عکسى که روى آنها گرفته مىشود معمولاً به ابعاد ۳۶٭۲۴ ميلىمتر است.
نگاتيو اين دوربينها روى فيلمى با عرض ۳۵ ميلىمتر تهيه مىشود و ابعاد تصوير آنها ۲۴٭۱۸ يا ۳۶٭۲۴ ميلىمتر است و در داخل کاستهايى است که در واقع يک ”ماسورۀ“ فلزى است و با عدد ۱۳۵ از آنها نام مىبرند. وقتى فيلم از کاست خارج شد هيچگونه حفاظى در مقابل نور ندارد. از اينرو در پايان عکسبردارى بايد آن را دوباره به داخل کاست برگرداند و سپس در دوربين را باز کرد.
فيلمهاى ۳۵ ميلىمترى در سه اندازۀ ۱۲، ۲۴ و ۳۶ عکسى بفروش مىرسند. دوربينهاى ۳۵ ميلىمترى بهعلت کوچکى حجم و سبکى وزن براى عکسبردارى سريع و زياد مناسبترند. اين دستگاهها چنان گسترشى در دنيا پيدا کردهاند که نسبت به انواع قبلى بسيار متنوعترند و هر سال تعداد زيادى نيز به سازندگان آنها افزوده مىشود.
دوربينهاى رفلکسى يا انعکاسى
در بعضى دوربينها براى ديدن موضوع و يافتن کادر مناسب از يک پنجرۀ ساده استفاده مىشود که در آن چشم مستقيماً موضوع را مىبيند. در بعضى دوربينهاى ديگر در پشت عدسي، آيينهاى وجود دارد که تصوير پس از برخورد با آن منعکس مىشود و بر روى يک شيشهٔ مات مىافتد. به اين دوربينها رفلکس يا انعکاسى مىگويند که بر دو نوع هستند:
رفلکس با دو عدسى
در اين دوربينها بدنه از دو اتاقک کاملاً مجزا تشکيل يافته که هر يک داراى عدسى جدا ولى مشابهى است؛ يکى براى انعکاس تصوير بر روى شيشهٔ مات و ديگرى براى گرفتن عکس
رفلکس تک عدسى
در اين نوع دوربين هر دو عمل با عدسى واحدى انجام مىگيرد. اين نوع بيشتر در دوربينهاى ۳۵ ميلىمترى وجود دارند و عدسىهاى قابل تعويض دارند. در حال حاضر بيشتر دوربينهايى که در دنيا ساخته مىشود از اين نوع است.
Asalbanoo
02-15-2007, 05:44 PM
دوربين عکاسى
دانشمندان نخستين بار در جعبهٔ تاريک بود که موفق به ديدن تصوير شدند و براى ثبت و ضبط آن کوشيدند. جعبه تاريک محفظهاى است که يک سمت آن سوراخ ريزى دارد که نور را به داخل جعبه هدايت مىکند. شعاعهاى نور وقتى به ديوارهٔ انتهاى جعبه که روبروى سوراخ است، مىتابند، تصوير معکوسى تشکيل مىشود.
دوربين در آغاز چيزى نبود جز همين اتاق تاريک و بهتدريج پيچيدهتر و کاملتر شد. امروزه دوربين دستگاهى است مکانيکى - الکترونيکى که عمل کنترل و تنظيم نور را انجام مىدهد. تمام دوربينهاى مختلفى که امروزه در دسترس همگان قرار دارد در اساس با هم مشابه هستند. دوربينهاى عکاسى در واقع شبيه چشم انسان کار مىکند. در سالهاى اخير در ساختمان دوربين پيشرفتهاى زيادى حاصل شده است.
Asalbanoo
02-15-2007, 05:48 PM
کارکرد فيلمهاى امروزى با فيلمهاى عکاسى در قرن نوزدهم شباهت زيادى دارد. نور بهوسيلهٔ بلورهاى ريزى بهنام برومور نقره که معمولاً اندکى يدورنقره هم در آن موجود است، ضبط مىشود. اين بلورها در قشرى از ژلاتين شفاف که از پوست و استخوان حيوانات بدست مىآيد، قرار دارند. اين قسمت که امولسيون يا لايهٔ حساس گفته مىشود، بهصورت ورقهٔ نازکى روى قشرى از مواد پلاستيکى که نگهدارندهٔ آن است، کشيده شده است.
فيلمها يا سياه و سفيد هستند يا رنگى و فيلمهاى رنگى يا نگاتيفند يا پوزتيف (اسلايد).
درجهبندى فيلمها براساس ميزان سرعت يا حساسيت فيلم است. هر چه حساسيت فيلم بيشتر باشد (asa)، دانههاى نقره درشتتر است؛ در نتيجه وقتى عکس بزرگ شود، دانههاى درشت چاپ مىشوند و هر چه حساسيت کمتر باشد، مثلاً ۲۵asa ، دانهها ريزترند. در درجهٔ بالاى Asa (معيار مؤسسه استاندارد امريکا)، عکاس مىتواند در نور کمتر عکس بگيرد.
فيلم کند درجه حساسيت ۲۵ تا ۵۰ Asa دارد؛ فيلم متوسط ۱۰۰asa تا ۲۰۰ دارد و در فيلم سريع حساسيت ۴۰۰ تا ۱۲۵۰ Asa است. بسته به نياز عکاس اين فيلمها کاربرد پيدا مىکنند.
فيلمهاى سياه و سفيد
هر فيلمى داراى اين خواص است: سرعت که ويژگى مهم فيلم است؛ دانهبندى و قدرت تفکيک، حساسيت در برابر رنگها، دامنهٔ عمل و کنتراست.
روى جعبهٔ فيلم تنها سرعت و اندازه فيلم نوشته مىشود. اما قدرت تفکيک، دامنهٔ عمل و کنتراست فيلم هم به سرعت فيلم بستگى دارد.
هرچه فيلم کندتر باشد قدرت تفکيک بيشترى دارد. سرعت، دانهبندى و قدرت تفکيک ويژگىهايى است که ارتباط متقابل باهم دارند.
هرقدر موضوع داراى کنتراست کمترى باشد، دامنهٔ عمل فيلم وسيعتر خواهد بود و بالعکس. اکثر فيلمهاى سياه و سيد پانکروماتيک هستند. يعنى نسبت به تمامى رنگهاى قابل رؤيت و نيز اشعه ماوراءبنفش حساس مىباشند. ويژگى فيلمهاى داراى حساسيت متوسط و کم (تا حدود Asa۶۴) گرين بسيار ريز و تضاد سايه روشن زياد آنهاست.
فيلمهايى که حساسيت آنها بين ۱۰۰ تا ۲۰۰ Asa باشد، استفاده رايجى دارند. با توجه به حساسيت اين فيلمها عکسبردارى در شرايط مختلف بهراحتى امکانپذير است و اندازههاى دانههاى امولسيون آن (گرين) نيز مناسب است و حتى براى بزرگنمايى نيز نتيجهٔ خوبى بدست مىدهد. فيلمهاى با Asa۴۰۰ (سريع يا حساس) نيز امروزه به دليل دقت در ساختار، انعطافپذيرى و نتيجه مطلوب کاربرد زيادى دارند.
فيلمهاى رنگى
فيلمهاى رنگى معمولاً در دو نوع ساخته مىشوند: فيلمهاى براى نور روز يا نور طبيعى و فيلمهاى براى نور مصنوعى يا نور چراغ.
در دوربينهاى کوچک و متوسط که از فيلمهاى حلقهاى استفاده مىشود، اين امکان وجود ندارد و بايد با استفاده از ----- مخصوص در هر موقعيت اين امکان را بوجود آورد.
فيلمهاى رنگى نگاتيو
رنگهاى تصويرى که در روى اين فيلمها ظاهر مىشود برعکس رنگهاى موضوع است. سياهىها سفيد و سفيدىها سياه، سبزها ارغوانى و آبىها زرد و سرخها فيروزهاى خواهد بود. وقتى از اين نگاتيو روى کاغذ حساس رنگى چاپ مىکنيم، رنگها دوباره معکوس مىشوند و رنگ اصلى موضوع پديدار مىشود.
فيلمهاى رنگى پوزيتيوا (اسلايد)
اين فيلمها را برگردان (ريورسال) مىگويند. زيرا در موقع ظهور از نگاتيو به وضع پوزيتيو برمىگردند. فيلمهاى رنگى پوزيتيو يا فيلم اسلايد را بايد بعد از ظهور بريد و عکسها را تکتک در قاب گذاشت تا براى نشان دادن با پروژکتور آماده شود.از اسلايدها به دو روش مىتوان عکس رنگى تهيه کرد:
۱. چاپ مستقيم روى کاغذهاى برگردان.
۲. تهيهٔ نگاتيو رنگى از آن و چاپ به روش نگاتيو - پوزيتيو.
فيلمهاى رنگى قبل از گرفتن عکس و بعد از آن نياز به نگهدارى و مراقبت دارد. فيلم خام بايد در جاى خشک و خنگ نگهدارى شود و دو ساعت پيش از عکسبردارى در حرارت عادى محيط قرار گيرد. پس از عکسبردارى نيز در اولين زمان ممکن ظاهر شود.
Asalbanoo
02-17-2007, 05:49 AM
چشم انسان در برابر رنگهاى مختلف داراى حساسيتهاى متفاوت است و آنها را با روشنىهاى کم و زياد احساس مىکند. در عکاسى سياه و سفيد رنگهاى گوناگون به خاکسترىهاى روشن و تيره تبديل مىشود. در ساخت فيلمها تلاش مىشود که ارزش برابر با اصل رنگها حفظ شود؛ اما گاهى اختلافهايى ديده مىشود. مخصوصاً در رنگ آبى که تبديل به خاکسترى خيلى روشن و گاهى سفيد مىشود. هرگونه تغييرى در شرايط نورى موجب تغيير رفتار امولسيون فيلم شده و نتايج متفاوتى ببار مىآورد. در اين موارد فيلترها مىتوانند راهحل مناسبى براى رفع اين نقيصه باشند و حاصل کار عکاسى را بهبود بخشند. علاوه بر اين جلوههاى ويژهٔ مختلفى را مىتوان با استفاده از فيلترهايى که بهطور ويژه براى اين کار طراحى شدهاند بدست آورد.
فيلترها اين امکان را فراهم مىسازد تا نور مشخص و انتخاب شدهآى از آن عبور کند؛ دوم اينکه ----- از عبور برخى از نورهاى مشخص و انتخابشده جلوگيرى مىکند. اما اين عبور و جذب نور بستگى به رنگ نور و نيز رنگ و نوع ----- خواهد داشت.
هر فيلترى داراى ضريب خاصى است که در نورسنجى بايد در نظر گرفته شود تا آن مقدار نورى که در موقع عبور از ----- جذب مىشود، جبران گردد. فيلترها هر چه تيرهتر باشد، ضريب آن بالاتر خواهد بود. طرز بکار بستن ----- به اين صورت است که سرعت فيلم مورد استفاده را به ضريب ----- بايد تقسيم کرد و حاصل تقسيم را بهعنوان سرعت فيلم، پايهٔ محاسبه قرار داد. فيلترها از سه ماده اصلى ساخته مىشوند: شيشه، ژلاتين و پلاستيک. بهترين ماده براى ساخت ----- شيشه است. فيلترهاى ژلاتينى نازک و انعطافپذيرند و فيلترهاى پلاستيکى محکم و بادواماند.
فيلترها را با استفاده از حروف، اعداد و اسم مشخص مىکنند.
به هر شکل ----- هنگامى مؤثر واقع مىشود که نورسنجى درست انجام شده باشد و ضريب ----- رعايت شده باشد.
Asalbanoo
02-17-2007, 05:51 AM
يک عکس خوب نياز به نور کافى و مؤثر دارد و اين انگيزه موجب ساخت فلاش شد. احتراق فلز منيزيم با ايجاد نورى خيرهکننده اولين گام در اين مسير بود.
بعدها بهجاى گرد منيزيم، آنرا بهشکل سيم نازکى در آوردند که پس از آتش گرفتن مىسوخت و نور سفيد و خيرهکنندهاى پخش مىکرد. و بعد سيمها را خيلى باريک کردند و داخل حبابى قرار دادند، مثل لامپهاى معمولى و با اتصال سيم به يک باترى معمولي، جرقهاى در نوک سيم ايجاد مىشد و سيم مشتعل شده و تارهاى منيزيم را فرا مىگرفت. همهٔ اين اعمال در مقابل چشم، تنها يک جرقه ديده ميشد. اين لامپها يک بار مصرفند.
در فلاشهاى امروزي، مقدار نورى که ساطع مىشود، از قبل اندازەگيرش شده و بايد هماهنگى دقيقى بين شاتر و فلاش وجود داشته باشد.
فلاشهاى الکترونيک: اين نوع فلاشها از سال ۱۹۴۵ م به بازار آمد. اين نوع فلاشها از محفظهاى پرگاز تشکيل شده که نور زيادى ساطع مىکند و هزاران عکس را مىتوان با آنها تهيه کرد. منبع تغذيهٔ اين فلاشها يا برق شهرى است يا باترى.
م- فتوفلاد: اين نور مصنوعى برخلاف فلاش که لحظهاى و موقت است، مىتواند بهطور مداوم و ساعتها صحنه را روشن کند. منبع اين نورها، برق شهرى است. عمولاً در پشت فلاشها، جدول تنظيم ميزان صحيح نوردهى با توجه به فاصلهٔ فلاش تا موضوع قيد شده است.
Asalbanoo
02-17-2007, 05:53 AM
اختراع نورسنج بعد از دوربين عکاسى اتفاق افتاد. نورسنج اوليه يک پرتوسنج واين بود؛ که در آن يک تکهٔ کوچک کاغذ حساس در ميان ناحيههاى قياسى خاکسترى مايل به سبز مىچرخيد. که يکى براى نور خورشيد و ديگرى براى روشنايى کم ساخته شده بود. اين نورسنج بسيار دقيق بود.
نورسنج دستگاهى است که کمّيت نور را مىسنجد و برحسب قدرت فيلم، سرعت / دياگرام مناسب و قابل استفاده را نشان مىدهد.
در نورسنجهاى مستقل باترىدار،حساسيت خيلى زياد است؛ حتى در نورهاى ضعيفتر از يک لوکس نيز مىتوانند عمل نمايند. مزيت اين نورسنجها حساسيت زياد آنهاست و مشکل آنها تنها لزوم تعويض باترى است.
نوع ديگر نورسنجهاى مستقل، نورسنجهاى سِلِنيوم است که کاربرد کمترى نسبت به نورسنجهاى باترىدار دارد.
امروزه غالب دوربينها مجهز به سيستم نورسنجى خودکار هستند که در بدنهٔ دوربين قرار دارد و ميزان دقيق نوردهى را تشخيص مىدهند. نورسنجى در اين نوع هميشه به روش نور منعکس صورت مىگيرد که بعد از گذشتن از عدسى انجام مىشود. در دوربينهاى پيشرفتهتر، محاسبهٔ نور در کنارههاى تصوير نيز انجام مىشود. در دفترچهٔ راهنماى دوربينها معمولاً توضيحات مفصلى راجع به طرز استفاده از نورسنج نوشته شده که بايد مورد توجه قرار گيرد. اين نوع نورسنجها به نورسنجى از داخل عدسى معروفند. نحوهٔ کار اين نورسنجها به اين ترتيب است که نور منعکس شده از صحنه را دريافت مىکنند و براساس يک تن مايهٔ خاکسترى رنگ متوسط براى عکس نهايي، درجاتى را مشخص مىکنند.
نورسنجى يکى از عوامل مهم در هنر عکاسى است. دستگاههايى که مجهز به نورسنج داخلى هستند با انتخاب يک عامل، عامل دوم را تنظيم مىنمايند. فرضاً اگر دياگرام قبلاً انتخاب شود، دستگاه نورسنج، سرعت شاتر را تنظيم مىکند.
در گذشته نورسنجهاى مستقل بکار مىرفتند ولى امروز حتى بعضى از دستگاههاى عکاسى حرفهاى نيز مجهز به نورسنج داخلى هستند. اما عکاسان حرفهاى ترجيح مىدهند که وقتى از دستگاههاى بزرگ استفاده مىکنند از نورسنج جداگانه استفاده کنند.
هنگامىکه از تلاش الکترونيک بهعنوان منبع نور در عکاسى استفاده مىشود، با عاملى بهنام عدد راهنما سروکار خواهد بود که اين عدد براى هر فلاش با در نظر گرفتن حساسيت فيلم مورد استفاده داراى مقدار ثابتى است. اين اعداد توسط کارخانه سازنده دستگاه فلاش بهصورت جدول در اختيار مصرفکنندگان قرار مىگيرد و با يک روش ساده، بهکمک اين عدد و يک عمل تقسيم، ديافراگم مورد لزوم بهدست مىآيد.
Asalbanoo
02-17-2007, 05:55 AM
در عکسبردارى شرايط مختلف، براى نتيجهگيرى بهتر، استفاده از وسايلى ضرورت مىيابد که بسيار متعدد و متنوع هستند.
آفتابگير حلقهاى است از جنس پلاستيک يا فلز که بر روى عدسى بسته مىشود و از تابش پرتوهاى مزاحم به سطح خارجى عدسى جلوگيرى مىکند.
دکلانشور
زمانى که عکاسى با سرعت کمتر از ۳۰/۱ ثانيه گرفته شود براى جلوگيرى از تأثير لرزش دست، دوربين را روى سهپايه سوار مىکنيم و از يک دکلانشور بلند و نرم بمنظور اطمينان بيشتر استفاده مىکنيم. براى مصارف عادي، يک دکلانشور ۲۵ سانتىمترى کفايت مىکند، ولى براى موارد خاص از دکلانشورهاى تا چندين متر نيز مىتوان بهره برد. دکلانشور بلند سيمى است در ميان يک غلاف فنري.
سهپايه
در سرعتهاى کمتر از ۳۰/۱ ثانيه دوربين را بايد روى سهپايه سوار کرد. مخصوصاً اگر اسلايد گرفته شود. سهپايه بايد محکم، سبک و قدرت نگهدارى متناسب با وزن دوربين را داشته باشد.
Asalbanoo
02-18-2007, 08:07 AM
اغلب مردم عکاسى را وسيلهٔ ثبت لحظهها مىدانند؛ اما برخى عکاسان آنرا به مثابهٔ يک ابزار هنرى بىنظير يافتند که مىتواند در خدمت بيان هنرى قرار گيرد. از اينرو عکاسى چيزى وراى ثبت موضوع مىتواند باشد. در آغاز اغلب عکاسان از هنرهاى نقاشى و مجسمهسازى دوران خود تقليد مىکردند. بعدها عکاسى گرايشها و شاخههاى متعددى پيدا کرد و هنرمندان هر شاخه بهطور تخصصى به کار پرداختند؛ مثل عکاسان مستند، عکاسان هنري، تبليغاتي، زيرآب و ... .
تبليغاتى
شاخهاى است از عکاسى که در آن عکسهايى براى تبليغ، رونق دادن به فروش، ارائه خدمات و آگاه کردن مردم گرفته مىشود. قبل از اختراع چاپ ماشيني، عکس بهوسيله هنرمند طراحى مىشد تا آماده چاب در روزنامهها و مطبوعات شود. پس از اختراع فيلم رنگي، مدتها طول کشيد تا چاپ مکانيکى عکسهاى رنگى در سطح گسترده امکانپذير شود.
با پيشرفت در زمينهٔ تکنولوژى چاپ عکس، تقاضا براى عکسهاى تبليغاتى افزايش يافت و چاپ در سطح انبوه، موجب کاهش هزينه شد. امروزه شاهد تنوع و کثرت پوسترها، بروشورهاى تبليغاتي، بيل بوردها و عکسهاى تبليغاتى در روزنامهها و مجلات هستيم. اين تبليغات در عرصهٔ تلويزيونى نيز در همين مجموعه قرار دارد.
هنرى
عکاسى هنرى هنر نشانهسازى يا هنر طراحى نور است که تاريخ پربارى دارد. خصوصاً در انگلستان که عکاسى در واقع ادامهٔ فعاليت پيشگامانى نظير ”بليام هنرى فوکس تالبوت“، اچ. پى رابينسون، اسکار گوستاوريجلند، جوليا مارگارت کامرون و ... بوده است و از دوربين براى خلق اثرى هنرى بهره گرفته شده است.
از مهمترين اصول درک يک اثر هنرى داشتن تجربهٔ شخصى و دريافت محتوا از طريق شکل ظاهرى قوى و جذاب و توجه به اثر است. قدرت انتقال مفاهيم بدون کلام، در عکس يک رويداد هنرى منحصر بهفرد را بيان مىکند.
در نيمهٔ دوم قرن بيستم، روشهاى زيبايىشناسى به شکلهاى گوناگون ادامه يافت که شامل نمايش دقيق و عيني، عکاسى مستقيم، عکاسى مطبوعات براساس علائق شخصي، پيکتوراليسم نو و ... مىباشد.
فتوژورناليسم (روزنامهاى)
عبارت فتوژورناليسم اولين بار در سال ۱۹۲۴ م توسط فرانک لوترمرت، رئيس دانشگاه ميسورى بهکار گرفته شد. فتوژورناليسم يعنى اتحاد کلامى لغت و تصوير براى ايجاد يک ارتباط قوى و مؤثر. گرچه روزنامهنگاران با استفاده از دوربين عکاسي، تصوير را براى بيان بيشتر گزارش، ارائه مىدهند. اما امروزه عکسهايى در اين موضوع تهيه مىشود که نياز به همراهى بيش از اندازهٔ متن و يا زيرنويس ندارد. بلکه لازم است پنج اصل معروف ”چه کسي، چه وقت، کجا، چرا و چگونه“ در آنها مراعات شود.
زير آب
عکاسى زيرآب کليهٔ تلاشهايى است که در جهت عکسبردارى (حتى فيلمبرداري) در زير آب صورت مىگيرد. از عکسبردارى در استخر معمولى با کمک دوربين ضد آب گرفته تا عکسهاى حقيقى و علمى که با دستگاه کنترل از راه دور از اعماق درياها گرفته مىشود.
در دههٔ ۱۹۰۰ جک ويليامسون، روزنامهنگار، عکاس و نويسندهٔ امريکايي، وسيلهاى اختراع کرد که سينماتوگرافى از زير آب را عملى ساخت. اين وسيله در ساختن اولين فيلم سينمايى تجارى به نام بيست هزار فرسنگ زير دريا استفاده شد.
قبل از اختراع اين دستگاه از دوربينهاى ساده درون جعبههاى ضد آب و يا در مراحل بعدى از دوربينهاى ضد آب استفاده مىشد.
در سال ۱۹۲۷ مجله جغرافياى ملي، اولين عکسهاى رنگى زير آب را منتشر کرد. اين عکسها توسط دکتر ويليام لانگلى و چارلز مارتين تهيه شدند.
پيشرفت دستگاه تنفس غواصى در سال ۱۹۴۳ عکاسان را از حمل وسائل سنگين و دستوپاگير رهايى داد و انگيزهٔ عکاسان براى ساخت و طراحى وسايل بهتر عکاسى زيرآب بيشتر شد.
هوايى
پيش از بکارگيرى گيرندههاى تصوير ديجيتال، جمعآورى تصاوير هوايى از هواپيماها و سکوهاى فضايي، از مواد و محصولات عکاسى با کيفيت بالا و قدرت تفکيک بسيار عالى استفاده مىشد.
پيشرفتهاى اخير در تصويرسازى هوايى برپايه انتقال سريع تصاوير استوار شدهاند. گيرندههاى دقيقى تصاوير ديجيتال را در لحظهٔ گرفته شدن، به زمين مخابره مىکنند و نحوهٔ عملکرد، کاربردها، استفادههاى تصويرسازى هوايى را دچار تغييرات فراوانى کرده است. البته هنوز در مواقع ضرورى از دوربينها و فيلمهاى قابل ظهور و چاپ استفاده مىشود.
از موارد استفاده و کاربردهاى تجارى تصويرسازى هوايى مىتوان، برنامهريزى شهرى و ناحيهاي، جنگلداري، مطالعات محيط زيست و طبيعت، بررسى جمعيت، توليد محصولات کشاورزي، زمينشناسي، کشف منابع طبيعى و ... را نام برد.
Asalbanoo
02-22-2007, 09:15 AM
● پرتره از آغاز اختراع عكاسی تاكنون تغییرات فراوانی پیدا كرده است. برای گرفتن یك پرتره خوب باید موارد زیر را مد نظر داشته باشید:
۱- صورت و خصوصیات صورت مدل را تجزیه و تحلیل كرده و بهترین حالت صورت را برای عكاسی درنظر بگیرید. برای این كار مدل را بررسی كنید، اول با او صحبت كرده تا بتوانید بهترین حالتی كه معایب او به نظر نرسد را انتخاب كنید. به عنوان مثال اگر كسی دارای چانه چاق میباشد نباید سر خود را به پایین بیاورد.
۲- یكی از مهمترین وسایلی كه برای عكسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسیهای خاص پرتره میباشد كه ویژگی نرمكردن تصویر را دارا میباشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عكس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسیها خطوط چهره مثل چین و چروك را محو میكنند. البته لازم به توضیح است كه گاهی اوقات عكاس پرتره ممكن است بخواهد به عمد، چین و چروك پوست را بیشتر هم نشان بدهد.
عدسیهای نرمكننده قابل كنترل بوده و میتوان شدت نرمش را كنترل كرد. این عدسی ها بیشتر در دوربینهای قطع بزرگ قابل استفاده میباشند. اگر از دوربینهای قطع كوچك استفاده میكنید برای اعمال این ویژگی از شیشههای مخصوصی استفاده كنید كه مانند ----- بر روی عدسی بسته میشوند و با شكست نور نرمی را ایجاد میكنند. به این شیشهها ((----- نرمكننده)) یا پخش كننده میگویند.
۳- گرفتن پرتره در فاصله نزدیك باعث اعوجاج و كجشكلی میشود. لذا نباید بیشتر از ۵/۱ متر به مدل نزدیك شد. بنابراین باید از عدسیهایی استفاده كنید كه فاصلهٔ كانونی بلندتری دارند تا بدون نزدیكشدن به مدل، نمای درشتی از چهرهاش بردارید. بهترین لنز برای عكاسی پرتره، لنزی است كه فاصله كانونی آن دو برابر فاصله كانونی لنز نرمال باشد. به عنوان مثال در یك دوربین ۳۵ میلیمتری، یك عدسی با فاصلهٔ كانونی ۸۵ تا ۱۳۵ میلیمتر برای پرتره مناسب است.
۴- نوع و اندازه دوربین برای عكاسان حرفهای كه عكس را روتوش میكنند بسیار مهم است. در كادرهای كوچك مانند دوربینهای ۱۳۵ امكان روتوش نگاتیو براحتی وجود ندارد. همچنین هنگام استفاده از دوربینهای دیجیتال، هرچه رزولوشن سنسور بیشتر باشد، برای عكاسی پرتره مناسبتر است.
۵- زمینه باید متناسب با موضوع باشد.
۶- دوربین باید در جایی تعبیه شود كه بتواند مناسبترین زاویهها را دارا باشد.
۷- فاصله طوری تنظیم شود و دیافراگم تا جایی بسته شود كه نقاط اصلی موضوع كه مد نظر عكاس است، در داخل میدان وضوح واقع شود.
۸- سوژه نباید تا آماده شدن عکاس تکان بخورد. در زمانهای قدیم كه حساسیت شیشههای عكاسی كم بود از آلاتی برای نگهداری و ثابت نگهداشتن موضوع استفاده میكردند. باید دقت كرد كه سوژه با تكانخورد از میدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربینهای انعكاسی سوژه دائماً در منظره یاب دیده میشود و تغییر وضوح آن مشخص است.
۹- نورسنجی از مواردی است كه دقت بسیار زیادی را میخواهد. نور باید به قدر كافی به فیلم بتابد. اگر موضوع نمیتواند بیحركت باشد بهتر است با دیافراگم بازتری عكس گرفت تا با سرعت عكسبرداری بالا از تكانخوردگی موضوع جلوگیری شود؛ مانند پرترهٔ كودكان.
۱۰- نور بیشك از مهمترین مسئلهای است كه عكاس با آن روبروست.
● بهطور كلی دو نوع نور وجود دارد.
۱- نور عمومی كه همهجای مدل را در روشنایی لطیف قرار میدهد.
۲- نور اختصاصی كه فقط به نقاط لازم تابانده میشود.
نور عمومی به تنهایی موضوع را تخت و مسطح نشان میدهد. بهتر است نور اختصاصی برای القای عمق و بُعد استفاده شود. میتوان به وسیلهٔ كاغذ یا پارچهٔ سفید سایهها و انعكاسهای دلخواه را به وجود آورد. قابل ذكر است كه در عكاسی سیاه و سفید تلفیق دو نور مصنوعی و نور طبیعی مانعی ندارد. اما در عكاسی رنگی به علت تأثیرات آبی و زرد موجود در این نورها باید نورسنجی بسیار دقیقی انجام شود و از یك نوع نور (مصنوعی یا طبیعی با كلوین یكسان) استفاده شود.
● نورپردازی پرتره:
۱- نور روبرو: تصویری كاملاً مسطح و بیعمق ایجاد میكند.
۲- نور مایل: برجستگیها را بهتر نشان میدهد ولی قسمتی ازچهره در تاریكی است.
۳- نور مماس: برای برخی از حالتهای چهره در وضع نور مایل میتوان چنان پیش رفت تا نیمی از صورت را روشن كند و با آن مماس شود.
۴- نور پایین: از پایین به موضوع میتابد و حالت خاصی را به چهره میبخشد كه بیشتر برای ایجاد جلوه های ویژه نوری كاربرد دارد. در این حالت سوژه كمی ترسناك بنظر می رسد..
● شرایط موضوع:
▪ صورت گرد یا چاغ: سوژه را نسبت به دوربین در حالت سه چهارم رخ قرار دهید، از نورپردازی كوتاه استفاده نمایید، زاویه دوربین را كمی بالا ببرید.
▪ صورت لاغر: سوژه را تمام رخ قرار دهید.
▪ صورت پرچین: از نورپردازی مات و روبرو استفاده نمایید.
▪ صورت لكدار یا با اثر سوختگی: نواحی دارای مشكل را در سایه قرار دهید یا موقعیت سوژه را طوری قرار دهید كه مشكل در عكس دیده نشود.
▪ بینی بزرگ: كمی چانه را بالا ببرید، لنز دوربین را در راستای بینی قرار دهید.
▪ بینی كوچك: لنز دوربین را نسبت به بینی با زاویه نگه دارید.
▪ فك مستطیلی: از حالت سه چهارم رخ استفاده كنید، زاویه دوربین را بالاتر ببرید.
▪ غبغب: گردن را بكشید، سر سوژه را به طرف دوربین كج كنید.
▪ چشمهای غیر هم اندازه: چشم بزرگتر را نزدیك به دوربین و چشم دیگر را در سایه قرار دهید.
▪ چشمهای گودافتاده: نور را روبروی چشمها بتابانید.
▪ پلكزدن: عكس را بلافاصله بعد از یك پلكزدن بگیرید.
▪ گوش بزرگ: موقعیت سوژه سه چهارم رخ، فقط یك گوش را نشان دهید. گوش دیگر را در سایه قرار دهید، با عینكی با فریم خالی عكس بگیرید، عینك را در موقعیت دور از نورها قرار دهید، ارتفاع نور را زیاد كرده و یا از بازتاب سقف استفاده نمایید.
▪ موی تیره: بررسی كنید كه پسزمینه در موها محو نمیشود، از نور جداگانه مخصوص موها استفاده كنید تا موها برق بزند.
▪ موقعیت مردان: بالای سر را به طرف شانه دورتر متمایل كنید.
▪ موقعیت زنان: بالای سر را به طرف شانه نزدیكتر متمایل نمایید.( البته برای زنان از هر دوی این موقعیتها میتوان استفاده نمود.)
● در مورد دستها:
▪ هیچگاه نواحی صاف دست را نشان ندهید، لبههای انگشتان را نشان دهید.
▪ انگشتان نباید در مقابل لنز قرار گیرند.
▪ انگشتان را در تمام مفاصل كمی خم كنید.
▪ دست مردان بهتر است بستهتر و دست زنان بازتر باشد.
▪ انگشتان را در هم نپیچید.
▪ سر را در حالت تكیه داده به مشت قرار ندهید.
● گرفتن عكس گروهی:
▪ به عنوان یك قاعدهٔ كلی، در عكس باید طیف یكنواختی در گروه دیده شود، هم از لحاظ شرایط فیزیكی گروه و هم شرایط بصری.
▪ تمام افراد گروه بهتر است دارای طیف یكنواختی از رنگها باشند، طیف گرم یا سرد.
▪ افرادی كه رنگهای روشن و درخشان پوشیدهاند باید در میانه گروه قرار گیرند.
▪ مردان را كمی بلندتر از زنان قرار دهید.
▪ ارتفاع قدها را به صورت منظم و به ترتیب تنظیم كنید.
▪ یكبار افراد گروه را بر اساس ارتباطشان با یكدیگر قرار داده و بار دیگر مردان را در یك سمت و زنان را در سمت دیگر كادر قرار دهید.
▪ استقرار باز به عكسی میگویند كه بین افراد فاصلهٔ فیزیكی یا بصر باشد. استقرار بسته به عكسی گفته میشود كه بعضی از قسمت افراد در عكس روی هم بیفتد و فاصلهٔ بصری بین آنها نباشد. با تركیب استقرار باز و بسته در گروههای بزرگ میتوان عكسهای جالبی گرفت.
● ژست مخصوص زوجها
▪ ژست روبهروی هم: افراد روبروی هم قرار میگیرند یا همدیگر را لمس میكنند.
▪ ژست رو به دوربین: در این حالت دو نفر به صورت پشت سر هم با زاویهای رو به دوربین به صورتی كه جلوی بدنشان دیده شود میایستند و به روبرو نگاه میكنند.
▪ برای ایجاد صمیمت فاصله بین سرها را كم كنید.
▪ فضای اطراف زوجها را در كادر، زیاد بگیرید.
● پیشنهاداتی برای نورپردازی
▪ حالت تصویر را با نورپردازی هماهنگ نمائید.
▪ نورپردازی بالا (High key): القای شادی. در این حالت اكثر قسمتهای تصویر و سوژه روشن است.
▪ نورپردازی كم (Low key): القای غم و حالت درام. در این حالت كنتراست نورپردازی بالا می باشد.
● نورپردازی Lowkey
▪ مثالی برای نحوهٔ نورپردازی بالا :
▪ میزان نور اصلی و نورپركننده را به هم نزدیك كنید (نسبت ۱:۱ یا حداكثر ۱:۲
▪ لباس روشن، زمینهٔ روشن.
▪ بدون سایه.
▪ نور را بر اساس مركز زمینه تنظیم كرده و نور زمینه را یك گام بالاتر از نور اصلی قرار دهید.
▪ سوژه باید در میانه راه بین زمینه تا دوربین قرار گیرد.
▪ نور اصلی باید از دو منبع چتری با قدرت مساوی و در حالت تركیبی باشد.
● با توجه به مطالب گفته شده:
الف- اگر از یك لامپ استفاده كنید جزییات چهره مشخص میباشد و با كمك صفحات منعكسكننده یا نور یك پنجره میتوان سایههای شدید را ملایم كرد.
ب- در پرتره با دو لامپ در صورتی كه از یك صفحه منعكسكننده استفاده كنید میتوانید تصویری با عمق و برجستگی ایجاد كنید. مهم ایجاد تعادل بین این دو نور میباشد. نباید نورها با هم مساوی باشند بلكه یكی بر دیگری برتری داشته باشد.
ج- در پرتره با سه لامپ، یك نور را نور اصلی، یك نور را نور پر كننده و نور سوم را از بالا
Asalbanoo
02-24-2007, 03:28 PM
بی شك شب یكی از جالبترین سوژه های طبیعت برای عكاسان به شمار می رود در هنگام شب می توانیم از ماه ستارگان ،رعد وبرق و…عكس بیاندازیم. وسایلی كه در برای عكاسی در هنگام شب نیازداریم به شرح زیر است :
۱- سه پایه
۲- دكلانشور یا ریموت كنترل (برای جلوگیری ازلرزش دست )
۳- نورگیر لنز : نورهای جانبی واقع در خارج از كادر باعث كاهش شفافیت تصویرمی شوند برای جلوگیری از آن، از نورگیر لنز استفاده می كنیم.
۴- چراغ قوهٔ جیبی: برای خواندن نوشته های ریز روی بدنهٔ دوربین و لنز.
۵- ساعت ثانیه شمار :برای سنجش زمان نوردهی.
۶- چشمی ورزشی :ازآنجا كه در دوربین های بازتابی (رفلكس) در لحظهٔ عكاسی، آینهٔ رفلكس حركت كرده و مسیر دید چشمی را می بندد در نتیجه عكاس قادر نیست موضوع را رویت كند ،ازاین نظر بعضی از دوربین ها مجهز به دریچه یا چشمی جدا گانه برای تنظیم ورویت كادر هستند. با این چشمی ها كه به ویزور ورزشی معروفند می توان موضوعات متحرك و همچنین فضای تاریك را روشنتر و راحت تر رویت نموده و عكاسی كرد.
۷- لنز با قدرت نوری زیاد(لنز سریع): در بیشتر مواقع برای به دست آوردن عمق میدان زیاد، نیاز به دیافراگم های بسته می باشد اما با وجود این، همراه داشتن لنزی با قدرت نوری زیاد در شب، در اكثر مواقع یك امتیاز محسوب می شود، زیرا درجایی كه كم نور بوده و شما می خواهید حتی المقدور با زمان نوردهی كوتاهتری كاركنید وجود چنین لنزی به شما كمك می كند.
۸- سرپوش یا كلاه: می توانید این وسیله را به عنوان سرپوش جلوی لنزی دوربین بگیرید و لحظاتی مانع از برخورد نور بر فیلم شوید. این عمل مانع از تابش نور شدید، مثل نور اتومبیل ها در هنگام عبور از كناردوربین می شود .
● نورسنجی درشب
۱ - سه یا چهار بار سطوح روشن كادر مورد نظر خود را نورسنجی كرده و سپس حد میانگین را انتخاب كنید.
۲ - منبع نور از را از فاصله نزدیك نورسنجی نكنید . دراین صورت با عدد حاصل از نورسنج، عكسی با حداقل روشنایی به دست می آید درنظر داشته باشید كه شدت نور به تناسب توان دو مقدار فاصله كاهش می یابد .
۳ - وقتی نورخیلی ضعیف است و نورسنج توانایی اندازه گیری نور را ندارد و شما می خواهید از انجام نورسنجی مكرر صرف نظر كنید و یا علیرغم نورسنجی، بر رقم به دست آمده اطمینان ندارید، باید شدت نور را تخمین بزنید .
● تغییرات رنگ
۱ - نوردادن طولانی مدت، موجب تغییر رنگ شده ، ماهیت موضوع را تغییر می دهد .
۲ - به كمك ----- می توان تغییرات رنگ نور را كنترل كرد .بهتر است به تناسب ضریب ----- ، دیافراگم را باز كرد .
● عكاسی واقعی شب در زمان مغرب
برای تهیهٔ عكسهای واقعی شب بهتر است مرحله میانی و به خصوص مرحله پایانی زمان مغرب را برای عكاسی انتخاب كنید .
در این مواقع هنوز به خاطر وجود باقیمانده نور خورشید در آسمان، عكسهایی با روشنایی ملایم به دست می آیند. البته عكسها تاریكتر از آنچه در واقعیت به چشم دیده می شوند خواهند بود و همین امر موجب بروز ویژگی عكس شب می گردد با وجود این ، عكاس می تواند هنوز به هر مقدار كه مایل باشد به فیلم نور كمتری بدهد.
در عكاسی شب باید حتی المقدور منابع نور مصنوعی متعددی روشن باشند ، درغیر اینصورت نمی توان عكاسی با حال و هوای واقعی شب گرفت و تصویر ، تخت و رنگ پریده به نظر می رسد.
برای عكاسی شب درمرحله پایانی مغرب ، نوردهی كوتاهتری پیشنهاد می شود.
● عكاسی ماه
▪ محل و زمان بالا آمدن ماه را تعیین و سر وقت درمحل عكاسی حاضر شوید. گاهی همه چیز برای عكاسی آماده است، اما هنوز خبری از ماه نیست.
▪ اگر وضعیت هوا همراهی كند، می توان عكسهای استثنایی تهیه كرد. برای مثال ، درمرحله میانی زمان مغرب، نور ماه مخالف نور آبی آسمان بوده و با درخشش خود مخالف نور منظرهٔ رو به تاریكی است . نور آغازین زرد یا نارنجی ماه ، به تدریج به رنگ نقره ای روشن تبدیل می شود.
▪ برای عكاسی از قرص كامل ماه دیافراگم ۸/۲-۲ و زمان نوردهی ۱۲۵/۱ پیشنهاد می شود.
▪ برای نشان دادن جابجایی ماه دیافراگم ۱۱-۸ و ۱۶-۱۱ و زمان نوردهی ۱ یا ۲ دقیقه پیشنهاد می شود.
درآمدن ماه درمرحلهٔ پایانی زمان مغرب ، ماهیت شب را القاء می كند . مرز ساختمانها و مرز مناظر ضعیفتر می شوند ماه و نور چراغهای مصنوعی قویتر نقاط ثقل تصویر را تشكیل می دهند .
▪ برای عكاسی واضح و یا تا حدودی واضح ازماه ، حداكثر زمان نوردهی ۵ الی ۱۰ ثانیه كافی است ( با فاصله كانونی متوسط ) ماه با توجه به حركت آهسته خود ، درزمانی كوتاه به اندازهٔ قابل توجهی جابه جا می شود ، درحدود ۲ دقیقه طول می كشد تا به اندازهٔ قطر خودش جابجا شود .
▪ وقتی موضوع اصلی هم به بیش از ۵ الی ۱۰ ثانیه نور نیاز نداشته باشد می توان ماه را واضح عكاسی كرد. در مواقعی كه بخواهید تصویر ماه را توام با تصویر خیابانهای روشن ،همراه با آذین بندی شب در اعیاد و مراسم و یا بناهای روشن عكاسی كنید، می توانید با زمان نوردهی فوق كار كنید.
● چگونه ماه را پایین بیاوریم:
۱ - انتخاب یك موضوع مناسب و پیش بینی محلی دركادر برای ماه: منظرهٔ مورد دلخواه خود را عكاسی كنید و محلی را دركادر برای ماه آماده بگذارید تا با عكاسی دوباره بر روی همان كادر ( فریم ) ماه را به آنجا منتقل كنید . تصویر را برحسب موضوع انتخابی نور دهید.
۲ - آماده سازی دوربین برای پایین آوردن ماه: در دوربین هایی كه گرفتن چند عكس روی یك كادر امكان پذیر نیست، مجبورید برای گرفتن منظرهٔ انتخابی اول، دوربین را روی نوردهی طولانی (b) تنظیم كنید و بعد از آن جلو لنز را تا نوردهی بعدی بپوشانید.
۳ - حال دوربین را به سوی ماه بگیرید و ماه را در محل پیش بینی شده تنظیم كنید. درصورت امكان ماه را روی یكی از نقاط طلایی قرار دهید. یك لنز تله ، قرص ماه را با جلوه و زیبایی خاصی قابل رویت می سازد.
۴ - با دوبار نوردادن به فیلم ماه به درون منظره كشیده می شود. از طریق پوشاندن و باز كردن جلوی لنز و نور دادن مجدد و یا با گرفتن دومین تصویر، قرص ماه را در روی همان فریم قبلی كه منظره را گرفته اید ثبت خواهید كرد. به خاطر نور نسبتاً زیاد ماه ، زمان نوردهی كوتاه (مثلا ۳۰/۱) با دیافراگم باز كافی است. با انجام این عمل ، تصویر ماه به سادگی در زمینه سیاه آسمان و بر فراز منظره به دست می آید.
۵ - اگر بخواهیم از ابرها هم در كنار ماه عكاسی كنیم به زمان نوردهی ۲/۱ تا ۲ ثانیه نیاز داریم. چنین زمانی ابرها را روشن كرده و حالت طبیعی به آسمان می بخشد. هنگامی كه تكه ای ابر قسمتی از ماه را پوشانده باشد یا تكه هایی از ابر اطراف ماه را پوشش دهند تصویر جلوهٔ بیشتری پیدا می كند .
● ماه گرفتگی
قرص ماه را به طور متوالی با پوشاندن جلوی لنز ( لنز نرمال ) بر روی فیلم ثبت كنید .می توانید یك بار هم قرص ماه را با لنز تله عكاسی كنید و آن را بر روی ماه های قبلی ثبت كنید.می توان با استفاده از فیلترهای رنگی ماه را به رنگهای مختلف درآورد .
● عكاسی از ستاره های آسمان
دوربین را روی سه پایه بگذارید ، دریچه شاتر را باز نگه دارید. چون سرعت پایین است و دریچه شاتر مدتی باز می ماند، به علت حركت كره زمین نور ستاره ها تبدیل به خطوط می شود. برای اینكه خطوط و زمینه آسمان یكنواخت نباشد می توانید لحظاتی مقوایی سیاه را جلوی لنز گرفته و مجددا بردارید تا خطوط به صورت مقطع یا نقطه چین شود . اگراینكار را در زمینه تیره و سیاه آسمان انجام دهید عكس شما تصویر تمام سیاهی است با خطوط سفید پس بهتر است قسمتی از پیش زمینه عكستان را به درختان و یا ساختمان ها اختصاص دهید تا عكس زیبایی داشته باشید فراموش نكنید كه زمین هر ساعت ۱۵ درجه گردش می كند یعنی یك درجه درهر چهار دقیقه و با حساسیت Asa۱۰۰ می توانید دیافراگم را روی ۸ قرارداده ومدت ۳۰ تا ۴۰ دقیقه نوردهی را انجام دهید .
● رعد وبرق درشب
▪ سر وقت درمحل مناسبی كه ازپیش تعیین كرده اید حاضر شوید تا شانس به شما یاری دهد . جای مناسب و مطمئنی برای خود انتخاب كنید . دوربین را برروی سه پایه و نورگیر را برروی لنز نصب كنید . فاصله را روی بینهایت و دیافراگم را روی ۶/۵ قرار دهید زمان نوردهی را B انتخاب كنید. دوربین را به طرف محل احتمالی برق زدن كادربندی كرده ، شاتر را باز كنید . لنز باید هر چند وقت به خاطر خشك بودن بازبینی شود .
▪ شاتر را باز كنید .استفاده از دكلانشور پیشنهاد می شود . منتظر بمانید تا برقی درمحدودهٔ كادر به وقوع بپیوندد .
زمان دقیق نوردهی یا بازبودن شاتر بستگی به تعداد ، قدرت و نوع برق زدن دارد . یك برق زدن قوی و گسترده برای یك عكاسی موفقیت آمیز كافی است . برق زدن بیش از دو یا سه بار، تصویر را نه چندان گیرا و به خصوص با دیافراگم باز بیش از حد روشن می سازد .
▪ در اینجا موفقیت درعكاسی ، به انتخاب محل عكاسی و منظرهٔ روبه رو بستگی دارد . آب در پیش زمینه وانعكاس نور و برق زدگی از سطح آن به گیرایی تصویر می افزاید . هم چنین نمای ضد نور كوهستانها برج ، شهر ، روستا را انتخاب كنید عكاسی ازمحل مرتفع ترجیح داده می شود .
شب بهترین موقع برای گرفتن عکسهایی با طیف رنگ گسترده میباشد.
وقتی که خورشید به کار روزانه خود پایان میدهد، کار شما شروع میشود. ممکن است شما به شیفت شب عادت نداشته باشید و ترجیح بدهید که جلوی تلویزیون دراز بکشید و استراحت کنید، اما بلند شوید و بیرون بروید، موقع که هوا تاریک میشود دنیای دیگری در عکاسی بوجود می آید.
در شب، دنیا دستخوش یک تغییر بصری میشود. چراغ های خیابان ها، علائم نئونی و نور خانه ها، جهایی که در روز مکانهای معمولی و مصنوعی بودند در شب به مشعلی با هزاران رنگ تبدیل میشوند.
Asalbanoo
02-24-2007, 03:38 PM
انتخابهای بسیاری دارید! چراغهای سوسو کننده ای یک آسمان خراش تا یک منظره ای مهتابی. این بستگی به سلیقه و موقعیت شما دارد. اگر شما تا حالا تلاشی برای عکاسی در شب نکرده اید، خوب الان بهترین موقع است! و اگر شما یک حرفه ای هستید، دیگه نیازی به توضیح اضافه نیست: شب زمان مناسب برای گرفتن عکس های بی نظیر میباشد.
● تجهیزات
در شب شما نیاز به دوربینی دارید که قابلیت نوردهی بالا (Long Exposure) را داشته باشد. البته بسیار از دوربین های دیجیتال معمولی دارای محدود زمانی برای اینکار هستند، اما برای برخی از مناظر شما احتیاج به چیزی فراتر از آن دارید. و آن شاتر سرعت ‘B’ است. در بسیاری از دوربین های SLR موجود است و این امکان را به شما میدهد که شاتر را برای هر زمانی که میخواهید نگه دارید. یکی از لوازمی حتمی که شما به آن احتیاج دارید سه پایه است. وقتی دوربین در جایی محکم قرار گرفت شما میتوانید از سرعت های شاتر طولانی استفاده کنید بدون آنکه در عکس خود لرزه ای مشاهده کنید. سه پایه های محکم و سنگین تر برای این کار مناسب ترند. کابل و یا کنترل بی سیم این قابلیت را به شما میدهده که بدون لرزه شاتر را فشار دهید. (در دوربینهای دیجیتال معمولی هم میتوانید از Self-Timer دوربین استفاده کنید.) لنزهای استاندار برای اکثر مواقع کافی هستند ولی استفاده از لنزهای Wide-Angle و یا Telephoto برای عکسهای Panorama مورد نیاز هستند.
عکاسی از یک آتش بازی بهترین موقع برای تمرین مهارت های شما در عکاسی شب است و می توانید عکاسهای بی نظیری از آتش بازی بگیرید. اگر برای مشاهده به مکان عمومی می روید، هرچه زودتر به آنجا بروید تا بتوانید محل مناسبی را که دید بهتری دارد انتخاب کنید. اگر نمیدانید دقیقاً کجا بایستید میتوانید با یکم پرس و جو محل مناسبی را پیدا کنید.
اگر هرچه نزدیک تر به موضوع باشید شما پرسپکتیو بهتری نسبت به ایستادن در نقاط دورتر را دارید. و شما همچنین این شانس را دارید که مردم در مقابل دید شما نباشند و یا به سه پایه شما ضربه نزنند. دقت کنید وقت تلف کردن است اگر میخواهید دوربین را با دست در نقطه بالاتر نگه دارید. پس به یا داشته باشید که سه پایه را حتماً به همراه ببرید. همچنین موقع استفاده از ISO با سرعت ۴۰۰ و یا ۸۰۰ بدون سه پایه چیز ارزنده ای بدست نمی آورید، برای اینکه هر دسته از گلوله های پرتاب شده چند ثانیه زمان برای پخش شدن در آسمان احتیاج دارند.
یک شلیک آتش بازی برای ایجاد یک عکس جالب کافی نیست، شما به تعداد بیشتری نیاز دارید پس تعداد زیادی عکس بگیرید و بعداً آنها را در خانه با یکدیگر ترکیب خواهیم کرد. برای اینکار باید رنگ آسمان مشکی با آبی تیره باشد. معمولاً این به معناست که دریچه دیافراگم خود را روی f/۱۱ یا f/۱۶ و با سرعت ISO ۱۰۰ و برای حدود ۴ تا ۸ ثانیه نوردهی انجام گیرد. (البته عکس های اولیه خود را روی دوربین مرور کنید تا دچار overexposure یا به قول معروف عکس شما نسوزد.)
حد زوم لنز هم بستگی به محیط دارد. لنزهای wide میتوانند مردم، آب و یا ساختمانها را نیز در پایین عکس نمایش دهند که حس تفاوت مقیاس جذابیت خاصی به عکس شما میبخشد. ولی همچنین گرفتن چند عکس با استفاده از لنز Tele برای نشان دادن و تمرکز به روی رنگهای آتش بازی خالی از لطف نیست.
در زمانی که کار را شروع میکنید زیاد عجول برای گرفتن عکس نباشید. از درون چشمی و یا LCD نگاه کنید و مطمئن شوید موقعیت دوربین درست میباشد.
بهترین زمان برای عکاسی از ساختمانها در موقع گرگ و میش است. زمانی که مقدار رنگ آبی در آسمان دید میشود.
● شهر شب:
آتش بازی یکبار در سال اتفاق می افتد ولی خوشحال باشید که شما میتوانید عکس های زیبای در تمام شب های سال از شهر خود بگیرید.
اگر در جایی زندگی میکنید که ساختمانهای زیادی دارد پس تمام چیزی را که میخواهید فراهم شده است. شهرها معمولاً در شب ها هم زنده هستند با چراغ های داخل خان ها که نورشان به بیرون منعکس میشود و با چراغ های خیابان که شب ها روشن میشوند و شهرها تبدیل به آشوبی از رنگها میشوند.
سخترین مسئله در گرفتن عکس در شب محاسبه مدت زمان نوردهی است. برای همین تعدادی سوژه متداول در اینجا آمده تا به شما کمک کند. فقط دقت کنید که اینها فقط نقطه شروع کار هستند و همه عکس های با ISO ۱۰۰ گرفته شده اند.
۱. ساختمانها با آسمان آبی ۱۵/۱ ثانیه با ۵.۶/f
۲. ساختمانها در برابر آسمان تیره ۴ ثانیه با ۵.۶/f
۳. چرخ و فلک ۴/۱ ثانیه با ۵.۶/f
۴. ساختمانها با نور زیاد ۴/۱ ثانیه با ۵.۶/f
۵. ساختمان ۱ ثانیه با ۴/f
۶. علامتهای نئون ۴/۱ ثانیه با ۴/f
۷. ساختمانها و خیابان ۱ ثانیه با ۵.۶/f
۸. دنباله های چراغهای اتومبیلها ۸ ثانیه با ۸/f
۹. آتش بازی ۸ ثانیه با ۱۱/f
منتظر نشوید تا هوا کاملاً تاریک بشه، چون آن وقت خیلی دیر شده – آسمان کاملاً تاریک میشود و عکس های شما مرده به نظر میرسند – در حقیقت بهترین موقع برای گرفتن عکس های شب در موقع گرگ و میش است، درست بعد از غروب آفتاب، موقعی که هنوز آسمان رنگی هم دارد.
شما همچنین باید White Balance را هم تنظیم کنید. زیبایی عکس های شب به انواع گوناگون رنگ ها و تشعششهای رنگی است، اما WB اتوماتیک سطح نرمال شده ای از این رنگها را ضبط میکند و عکس شما از لحاظ رنگ بسیار ملایم و معمولی خواهد شد. بیشتر اوقات بهترین انتخاب برای WB مد Daylight (روز) است.
یک عکس از آتش بازی زیاد جذاب نیست. سعی کنید عکس های متفاوت بگیرید و بعد آنها را روی هم بگذارید.
● در پایان:
یک از مشکلات در مواقع عکاسی با استفاده از نور ماه این است که عکس شما با آنچه با چشمانتان میبیند یکسان نمیباشد. این بدان علت است که سیستم بینایی ما در موقع تاریک به ترتیب دیگری عمل میکند. در طول روز ما دنیا را رنگی می بینیم، برای اینکار از مخروط شبکیه خود استفاده میکنید. ولی شبکیه حساسیت خود را از دست می دهد موقعی که نور به اندازه کافی نباشد. به همین علت با همه چیز را به صورت خاکستری میبینیم. دوربین های دیجیتال به طور حتم رنگها را ثبت میکنند و مهم نیست که نور به چه اندازه باشد، به همین خاطر نتیجه دارای رنگهای قوی تر و پر رنگ تر خواهد بود، نه آن خاکستری که شما انتظار دارید.
Asalbanoo
02-24-2007, 03:40 PM
هر موضوعى مىتواند تصويرى ايجاد کند با ترکيبى مناسب و زيبا؛ بهشرط آنکه وقت کافى صرف آن گردد. کمپوزيسيون تصوير يک هنر حقيقى است و عوامل بسيارى در اين کار دخالت دارند که هر يک به تنهايى مىتواند در شرايط خاص باعث موفقيت يک تصوير شود.
وحدت موضوع
در هر تصوير يک موضوع اصلى وجود دارد که عناصر ديگر تابع موضوع اصلى و در جهت ارتقاء اهميت عنصر اصلى عمل مىکنند. در شرايط مختلف، تصوير داراى درجه دوم و تابع است که هر يک مىتواند موضوع اصلى براى تصويرى ديگر باشد؛ اما در خدمت موضوع اصلى خواهد کرد.
ترکيب کردن يک عکس يعنى قرار دادن عناصر تابع در رابطه با موضوع اصلى بهگونهاى که موضوع اصلى هميشه برترى خود را حفظ کند. با اين همه برجسب نوع تصويرى که قرار است تهيه شود مسائلى را بايد در نظر گرفت. در يک طبيعت بيجان با تغيير محل اجزاى تصوير و گردآورى آنها به اشکال گوناگون مىتوان به ترکيبهاى جالبى دست يافت. با ايجاد سايهروشنهاى حساب شده نيز هميشه امکان دستيابى به يک شکل هماهنگ وجود دارد.
پلانبندى و احساس بُعد
در هر تصوير پلانهاى مختلف مىتوان بوجود آورد. اين کار را مىتوان به وسيلهٔ نقطهٔ ديد و پرسپکتيو، عمق ميدان و نور ايجاد کرد که در موفقيت يک تصوير بسيار مؤثر است. به اين ترتيب عدسى دوربين احساس عمق و بُعد را در نظر بيننده بهوجود مىآورد. پلان اول در کمپوزيسيون اهميت زيادى دارد. مخصوصاً در عکاسى از منظره موضوعى که بدون پلان اول مرکز توجه قابل دقتى ندارد، معمولاً با قرار دادن پلان اول در آن به يک اثر هنرى تبديل مىشود.
عدم تقارن
محل قرار گرفتن موضوع اصلى اهميت بسيار زيادى دارد و باعث توفيق يک تصوير يا برعکس عدم موفقيت آن خواهد شد. در هر تصوير نواحى برترى وجود دارد که چشم درست دارد در آنجاها آرام بگيرد. معمولاً اين نقاط برتر در تقاطع خطوط فرضى قرار دارد که تصوير را از عرض و طول به سه قسمت مساوى تقسيم مىکند.
وقتى موضوع بر روى يکى از اين چهار نقطهٔ قوى قرار گيرد يک کمپوزيسيون نامتقارن ايجاد خواهد شد. اگر در عکاسى از يک منظره خط افق در وسط تصوير قرار گيرد همهٔ عناصر بالا و پايين اين خط داراى ارزش مساوى خواهند شد و در اين صورت منظور موردنظر عکاس نامعلوم خواهد ماند. در کمپوزيسيون نامتقارن، براساس استفاده از يک نقطهٔ قوي، موضوع داراى ارزش و اهميت خواهد بود و چشم بيننده پس از حرکت در تمام بخشهاى تصوير، روى موضوع اصلى متمرکز خواهدشد.
هماهنگى
ارتباط بين اجزاى مختلف يک تصوير بايد بهگونهاى هماهنگ صورت بگيرد. اين هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگها و هماهنگى ارزشها و تودهها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دريا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشيده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگها مثل گلهاى شقايق ميان گندمها و هماهنگى ارزشها و تودهها مثل رشتهکوهها.
نظم و ترتيب
آنچه ما را در شکل دادن به کمپوزيسيون بيشتر عکسها راهنمايى مىکند، نظمو ترتيب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتيب ارزش کامل خود را نشان مىدهد. در يک تصوير نبايد از عناصر زيادى استفاده شود و بايد تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زياد در يک تصوير، باعث بىنظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مىتوان با بزرگتر نشان دادن موضوعاصلى و ايجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ايجاد نمود.
اصل نظم در مورد زمينه نيز بايد رعايت شود. در شروع کار بهتر است زمينههاى ساده مانند آسمان، دريا، برف، ديوار و غيره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مىتوان از زمينههاى مختلف براى ايجاد محيط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نبايد در يک تصوير چندين مرکز توجه با ارزش يکسان وجود داشته باشد؛ زيرا موجب سرگردانى نگاه بيننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکيد بيشتر بر ارزشهاى موضوع اصلى مىشود.
بهطورکلى بايد تصديق کنيم که اگر عکسى خوب ترکيب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحيح خود قرار نگرفته باشند، براى بيننده خوشايند نخواهد بود.
به جان خودم واقعاٌ عالي بود !!!!!!
راستي من دوربين چي بخرم پول هم به اندازه كافي دارم بطور حرفه اي عكاسي مي كنم ولي اگه دست كسي دادم بتونه باهاش كار كنه!!!
راستي عسل بانو خانوم يه نمونه از عكس هاي كه خودت گرفتي ميشه نشون بدي!!!
Asalbanoo
02-25-2007, 06:01 PM
عزیزم من خودم عکسی نگرفتم... خودم به عکاسی علاقه دارم و از این مطالب استفاده می کنم
خیلی خوشحالم که مورد توجهت قرار گرفته..
بازم مطلب هست
ممنون
آذرخش
02-25-2007, 06:34 PM
asalbanoo عالی بود.
خسته نباشی. مرسی
@Y a z d a n
اگه میخواین کس دیگه ای هم بتونه با دوربینتون کار کنه، قطعا دوربینهای نیمه حرفه ای تهیه کنید.
hossein2006
02-25-2007, 06:43 PM
خیلی متشکرم مطالب مفید و کاربردی بود.
asalbanoo عالی بود.
خسته نباشی. مرسی
@Y a z d a n
اگه میخواین کس دیگه ای هم بتونه با دوربینتون کار کنه، قطعا دوربینهای نیمه حرفه ای تهیه کنید.
چه ماركي رو پيشنهاد ميكنيد؟!
<