PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : ســــــو تــــــــــي بــــــــــازار!



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19

WooKMaN
12-02-2006, 23:43
عرض ادب و احترام ... [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

عزيزان دل خواهشا سوتي +18 تعريف نكنين و سعي كنيد از اسپم زدن خودداري كنين ... [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ممنووووونم ... [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Speedi
12-02-2006, 23:49
من تويه امتحال اول راهنمايي اين سوتيه رو دادم
علــــوم

سوال :

چرا اونگ ساعت پس از مدتي از حركت باز مي ماند و مي استيد ؟؟


من نخونده بودم نوشتم :

جواب : چون (متورش) داغ ميكنيد !!


اينه همين جمله رو نوشتم !

همين خيلي خيلي جالب بود ! فكر كنم !

Nvidia
13-02-2006, 00:05
سوتی که زیاده ولی یکبار یکی از دوستام با آیدی دوست دخترش اومد و با من چت کرد منهم فکر می کردم دخترس و نامردی کردم و بهش پیشنهاد دوستی دادم و قرار هم گذاشتیم که بریم بیرون بعد از اینکه کلی به خودم رسیدم و حسابی خوش تیپ کردم رفتم سر قرار ولی دیدم به جای دختره دوستم اومده سر قرار ( جریان 3 سال پیش) خلاصه اون روز خیلی تو ذوق من خورد و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم و بالاخره بعد از 3 ماه با خود دختره .... .
یکبارم دوره راهنمایی یک سئوال واسه امتحان اومده بود : اوضاع ایران بعد از حمله مغولها به شکلی در آمد ؟ منهم نوشتم به شکل مربع و معلممون یک ساعت بهم خندید :d
سوتی سوم هم اینکه ترم اول دانشگاه از 18 واحد که گرفتم فقط 2 واحد رو پاس کردم.
سوتی چهارم هم اینکه با Gf رفتیم کافی شاپ اومدیم بشینیم و وقتی من نشستم صندلی شکست ( کلا خراب شد) و بد جوری به زمین خوردم این یارو هم بیچاره هر چی میخواست جلو خودشو بگیره که نخنده نمی تونست ;)

WooKMaN
13-02-2006, 00:20
سوتی که زیاده ولی یکبار یکی از دوستام با آیدی دوست دخترش اومد و با من چت کرد منهم فکر می کردم دخترس و نامردی کردم و بهش پیشنهاد دوستی دادم و قرار هم گذاشتیم که بریم بیرون بعد از اینکه کلی به خودم رسیدم و حسابی خوش تیپ کردم رفتم سر قرار ولی دیدم به جای دختره دوستم اومده سر قرار ( جریان 3 سال پیش) خلاصه اون روز خیلی تو ذوق من خورد و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم و بالاخره بعد از 3 ماه با خود دختره .... .
یکبارم دوره راهنمایی یک سئوال واسه امتحان اومده بود : اوضاع ایران بعد از حمله مغولها به شکلی در آمد ؟ منهم نوشتم به شکل مربع و معلممون یک ساعت بهم خندید :d
سوتی سوم هم اینکه ترم اول دانشگاه از 18 واحد که گرفتم فقط 2 واحد رو پاس کردم.
سوتی چهارم هم اینکه با Gf رفتیم کافی شاپ اومدیم بشینیم و وقتی من نشستم صندلی شکست ( کلا خراب شد) و بد جوری به زمین خوردم این یارو هم بیچاره هر چی میخواست جلو خودشو بگیره که نخنده نمی تونست ;)

سلام همشهري
بابا دمت گرم :biggrin:
كلي خنديديم ;)

WooKMaN
13-02-2006, 00:21
من تويه امتحال اول راهنمايي اين سوتيه رو دادم
علــــوم

سوال :

چرا اونگ ساعت پس از مدتي از حركت باز مي ماند و مي استيد ؟؟


من نخونده بودم نوشتم :

جواب : چون (متورش) داغ ميكنيد !!


اينه همين جمله رو نوشتم !

همين خيلي خيلي جالب بود ! فكر كنم !

حالا نمره اين سوال رو بهت داد يا نه ؟ :biggrin:

armin_goooodboy
13-02-2006, 00:25
سلام
موضوع جالبیه
منم سوتی زیاد دادم
اما اونی که یادم میاد اینه که روز اول ثبت نام ترم اول دانشگاه از ورودی خواهران وارد شدم و چون به قول دانشجوها ... جدید بودم ترم بالاییها کلی واسم خندیدن
الانم که خودم ترم بالایی شدم میبینم چه لذتی داره حال گیری ... جدیدها

WooKMaN
13-02-2006, 00:31
اهان يه چيزي يادم اومد!!!

ترم اول دانشگاه بودم كه درس تنظيم خانواده رو گرفته بودم
يادمه اين درس در كلاس 102 ساعت 2 برگزار ميشد
چون كلاس ها شماره گزاري نشده بودند منم نميدونستم كدوم كلاس كلاس 102 هستش
به همين دليل در يه كلاس رو باز كردم
از يه دختره پرسيدم كلاس تنظيمه ؟؟؟ گفت آره
منم وارد كلاس شدم و يه گوشه نشستم
وقتي استاد آمد ديدم همه دارن ميخندن
تازه فهميدم بجاي كلاس تنظيم خانواده آقايان سركلاس خانم ها رفته بودم !!!!!!!!!!!!!!!
(اينقدر بيخيال بودم اصلا توجه نكردم چرا پر كلاس دختره !!!!)

كبريت
13-02-2006, 00:40
اينم يه سوتي از من كه الان كه بزرگ شدم خودم باورم نميشه :biggrin:

من موقعي كه 13 ساله بودم رفتم مشهد و رفتيم حرم امام رضا :)
بعد يكي دو روز رفتيم ديديم خيلي شلوغه ولي طرف زنانه يه مقدار خلوت تر بود :angry:
منم نامردي نكردم و رفتم هتل و لباس دخترانه پوشيدم و مغنه و مانتو و چادر و عينك و .... گذاشتم :ohno:
بعد رفتم حرم و رفتم تو قسمت زنانه زيارت :tongue:
موقعي كه داشتم زيارت ميكردم از تو شلوغي وقتي همه حول ميدادن مغنه از سرم رفت عقب و موهاي كوتام معلوم شد :ohno:
وقتي زن ها منو ديدن شروع كردن داد و بيداد و منو زدن :blush:
بعد منو فرستادن تو دفتر انتظامات و جريمه كردن و يه ورق كاغذ دادن و منو و بابام امضا كرديم :blink:
بعدم رفتيم خونه و از بابا مامان چوب خورديم :sad:
خلاصه خدا مارو ببخشه :puke:
اون موقع 13 سال داشتيم نميفهميديم ;)
فعلانم كه جاجي شديم :blink:

WooKMaN
13-02-2006, 00:42
شما نيتت خير بوده ;)
خدا هم اينو بهتر از ما ميدونه !
اما عجب بچه زبلي بودي ها :biggrin:

Am!d
13-02-2006, 00:49
اخ تاپيك رو عشق است . نيش نيش كارت درسته . :laughing:
اقا منم مثل نيش نيش رفتم تو شركت و سفارشات رو دادم .
بعدش مهندسه ازم پرسيد خوب اقا برات ويندوز چيا بريزم ؟؟
من گفتم ويندوز نميخوام . فقط برام Game نصب كن .
مهندسه اينجوري شد :blink: :blink: منم اينجوري شدم :blush: :blush:

حالا اينجارو باشييييييييييييين سوتيه دوست جون جونيمو :laughing:
اقا من با دوست صميميم عرشيا رفتيم تو يه شركت . عرشيا ميخواست بره سر كار . يعني دنبال كار ميگشت .
با مدير شركت خيلي صحبت كرد و اخرش جناب مدير ازش پرسيد شما ايميل داري؟؟
عرشيا گفت اي بابا من اگه ايميل داشتم كه الان اينجا نبودم . من از خنده داشتم ميمردم .
مدير بهش گفت عزيزم اگه ايميل داشتي چيكا ميكردي ؟؟؟ نه جون من اگه ايميل داشتي چيكارا ميكردي ؟؟؟ ;)
با اين حرف مدير من منفجر شدم . :laughing:
اينم از اينا حالا بازم بود ... :ohno:

WooKMaN
13-02-2006, 00:52
مسيج جان مرسي سوتي هات مثل خودت باحاله :biggrin:

rozha
13-02-2006, 00:52
فكر كنم اين بزرگترين سوتي باشه

اين قضيه برمي گرده به امتحان نهايي سال سوم دبيرستان
صورت سوال ها تو دوبرگ بود واين فرصت خوبي بود واسه تقلب يكي از دوستام برگه 1 سوالا رو داد داد به پشت سري اونم برگه برگه دوم سوالاتش رو داد به جلوييش(چون جاي خالي زيادي داشت بهتر مي شد جوابا رو نوشت) بعد از يه مدت كه گذشت دوباره اين كار رو تكرار كردن بعد ديگه نيم ساعت مونده به اخر جلسه اين دوست من پاشد وبا اطمينان برگه هارو تحويل داد ورفت
بعد از حدود 5 دقيقه از رفتن اون پشت سري اون كه مي شد جلويي من ديدم داره ميگه سوال 22 من جوابش ونوشتم دادم بهش بعد ديدم ميگه خوده صورت سوال !!!!!!!!!
گفتم مگه نداري
گفت جلوييش با دوتا برگه 2 رفته بيرون وحالا خودش مونده با دوتا برگه 1 بدبخت تا آخره جلسه صورت سوال مي پرسيد

سوتي 2 سر كلاس رياضي در ست يادم نمي ياد استاد ازم چي پرسيد ولي من گفتم به هرچي من چيز كردم چيز شد
استاد گفت حالا اگه مي توني با چيز جمله بساز

سوتي 3 كله زندگيمون

باقيش هم بعدن ميگم

WooKMaN
13-02-2006, 00:56
روژا ممنون بابته خاطره اي از سوتي هات كه تعريف كردي
يه سوال : روژا يعني چي ؟

ركيور ريوز آخر هنرپيشست !!!!

Nvidia
13-02-2006, 01:06
من یکبار یک سوتی دادم که تا حالا کسی اینطور سوتی نداده
بار اول که میخواستم بیام نت ( 4 سال پیش) رفتم یک کارت اینترنت گرفتم ولی نمیدونسم باید به این کارنه چی کار کنم بالاخره بعد از کلی فکر کردن کارتو کردم تو Pci کامپیوتر شب که شوهر خالم اومد ببینه تو نت چیکار کردم گفت اینترنتت کو ؟ در کیس و باز کردم گفتن ایناها آقا جاتون خالی اینقدر بهم خندید که اشک از چشماش میومد :)

saviss
13-02-2006, 01:10
كلاس سوم راهنمايي روزاي اول مدرسه ديدم يكي اومدجلومونيششوتا پس كلش باز كرد
گفت توفلانيي
گفتم آره
گفت خانوم فلاني روكلاس سوم دبستان يادته؟
گفتم آره فلان فلان فلان :evil: :evil: .....................(شرمنده ديگه خيلي زشت بود حرفام)آخه خانومه يه پستو داشتيم توي كلاس هميشه بچه درسنخونا رو ميبرداونجا حسابي ميزدشون ماهم ناراحت ميشديم
گفت .............مامانمه :blush:
يه بارم يكي از دوستامو با يه نفرتوخيابون ديدم يهچيزي به يكي از فاميلاي پدريش كه مخصوص فحش هستن بدبختا(عمه ها)پروندم كه تو كجايي نيستي وازاين حرفا
بجاي جواب بقليش يه هوك چپ گذاشت تو چونم
پسرعمه ش بود :blink:
من چه ميدونستم؟ :puke:


سوتی سومی هم الان دادم (پستمو ویرایش کردم :puke: کلی غلط تایپی داشت) :biggrin:

مهران
13-02-2006, 01:17
یادمه تازه سر و کله CDها پیدا شده بود و CDها فقط صوتی موسیقی بود بجای کاست هنوز CD تصویری هم نیومده بود . خواننده ها هم بجای کاست CD میدادن بیرون . من هم شنیده بودم CD اورجینال خیلی با کیفیت هست و دوام بیشتری هم نسبت به cdهای معمولی داره رفتم تو یک مغازه که CD خام بخرم گفتم آقا CD اورجینال میخوام[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] صاحبش گفت چی میخوای . من هم گفتم اورجینال دیگه[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] !!!!! یارو گفت خواب میدونم چی میخوای گفتم مارکش اورجینال باشه[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] یارو گفت من همچین مارکی نشنیدم و بعد برام توضیح داد که منظور از اورجینال همون اصله من هم که دیدم ضایع شده[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] برای اینکه کم نیارم گفتم همچین مارکی هست شما اطلاع ندارین[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

*hamedkhatar*
13-02-2006, 01:40
آقا من كه در روز هزار تا سوتي ميدم كه خيلي زياده مسيح هم ميدونه
ولي يه چند تا سوتي سر جلسه امتحان دادم اونا رو بگم
سوال :
چرا در اصفهان باران كم ميبارد ( سوال جغرافي استان بود) من هم هيچي ننوشته بودم
جواب :
عذاب الهي
يه سوال ديگه هم تو تاريخ بود كه گفته بود اولين كسي كه تو ايران روزنامه رو تاسيس كرد چه كسي بود؟
منم ميخواستم برگه سفيد نمونه نوشته : كيانوش استقرار زاده
موقع صحيح كردن معلمه حالم رو گرفت

اين يكي يكم بي ادبيه : :blush:
سر جلسه نشسته بودي منم هيچي بلد نبودم بنويسم دونبال تقلب بودم كه يمي از معلم ها گفت برو روي اون صندلي بشين حالا من هم براي اينكه از جلسه برم بيرون گفتم : آقا من بهم بر خورد ديگه نميشينم سر جلسه
بعد اين شعر رو گفتم و رفتم البته ببخشيدا
گفتم آقا ما كه رفتيم نگرون ....... لق ديگرون
معلمه اومد دنبالم من در رفتم
:laughing: :laughing: :laughing: :laughing:
حالا اگه بازم سه كاري يادم افتاد مينويسم
:tongue:

Speedi
13-02-2006, 02:31
حالا نمره اين سوال رو بهت داد يا نه ؟ :biggrin:




نه ديگه خوب !!!!!!!!! :ohno: :ohno:

حالت خوبه ؟؟؟ تو ؟ :ohno:

rozha
13-02-2006, 02:48
روژا ممنون بابته خاطره اي از سوتي هات كه تعريف كردي
يه سوال : روژا يعني چي ؟

ركيور ريوز آخر هنرپيشست !!!!

سلام
خواهش مي كنم اگه بي مزه بود ببخشيد

روژا يعني چي ؟
تو اينجا بين علما اختلافه
گروهي بر اين باورند از رجا اومده ومعنيش اميد ، ‌آرزو ، اميدواري ;)
گروهي ديگه هم ميگن از روژه اومده به معني سرخ :evil:
يه گروه ميگن اسم اصيل كرديه :happy:
يه گروهي هم ميگن فرانسوي :ohno:
منم اصلا در موردش فكر نمي كنم :blink:

در مورد ركيور ريوز آخر هنرپيشست !!!!
:tongue:
اگه منظورتون كيانو ريوزه كه بله وگرنه نمي شناسمش :blink:

saviss
13-02-2006, 03:08
روژا اسم كرديه

hesam
13-02-2006, 03:17
می بینم که برو بچ از این خوب استقبال کردم (چشم نخوره)
بذارید از سوتی خودم در همین سایت بگم برین به اینجا
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چون که تاپیک را درست نخوندم من فکر کردم که "همون خانومه سفيده ها....." منظورش خانم های لخت هست حالا ببینید من چی نوشتم

shahin666
13-02-2006, 03:42
سوتياي باهالي بود

WooKMaN
13-02-2006, 08:06
اقا از همتون ممنون كه اينقدر با حاليد و خيلي صادقانه صحبت ميكنيد !

WooKMaN
13-02-2006, 08:12
حالا نوبته سوتي منه !
يه بار با خواهرم رفته بودم بازار
بازار خيلي شلوغ بود
منم وقتي ديدم بازار شلوغه به خواهرم گفتم بيا از فلان كوچه بريم تا زودتر به فلان جا برسيم
اونم گفت باشه
توي اون شلوغي وقتي به سر كوچه رسيديم من خيلي سريع دست خواهرم رو گرفتم و بردم توي كوچه
چشتون روز بد نبينه !!!!!!!!!!!
وقتي برگشتم يه نگاه به خواهرم كردم ديدم اشتباهي دسته يه خانومي رو گرفتم
وااااااااااااااي شوهرش هم كنارم بود
همين كه ميخواستم بگم اشتباه شده خانومه با كيفه دستيش يه دونه محكم كوبيده توي گوشم :sad:
تا اينكه خواهرم اومد و قضيه به خوبي و خوشي تموم شد :blush: (زيادم خوب تموم نشد !!!! :blink: )

somayeh_63
13-02-2006, 14:10
منم یه سوتی، سوتی که نمیشه گفت ولی خب با مزه س

دوماه بعد از تولد 18 سالگیم با هزار مکافات رفتیم آموزش رانندگی.
خلاصه کلاسای آموزشیم تموم شدن و روز امتحان رسید
معمولا یه خانوم سرهنگی بود که ایشون از خانوما امتحان می گرفتن
منم شاد و خوشحال که دیگه بهتر از این نمیشه
با یه بالش کوچیک (چون قدم نمی رسید جلو ماشینو ببینم همیشه یه بالش همرام بود که زیرم بذارم بشینم رانندگی کنم) تو خیابونا قدم میزدم
که یهو دیدم همون اقایی که بهم آموزش داده داره صدام میکنه
رفتم سمتش گفتم چیه؟ گفت اون خانومه مریض بوده نیومده جناب اقای سرهنگ فلانی(اسمش یادم نیست) قراره ازتون امتحان بگیره
خیلی بداخلاق و بد عنقه، مواظب تمام حرکاتت باش
منم لرزه افتاد تو بدنم که وای بدبخت شدم
خلاصه نوبت من رسید
رفتم جلو درو باز کردم، اول بالشو گذاشتم رو صندلی، نشستم روش بعد تنظیم کردن صندلی و آینه ها و بقیه ی چیز میزا
کمربندو بستم و یا علی
خانوم حرکت کنید،کردم
خانوم دور بزنید، زدم
خانوم پل برید، رفتم
آخر سر گفت یه دوبله پارک هم برو ایشالا قبولی
منم خوشحال چون دوبله پارکو مثه اب خوردن بلد بودم (پدرم در اومد تا یاد گرفتم)
یه کم خودمو بلندتر کردم که بتونم عقبو ببینم، خودم هم نیمچه برگشتم عقب؛ دستمو بردم عقب تا گیر بدم به پشتی صندلی و ولش کردم، که یهو دیدم دستم با یه چیز سفت برخورد کرد و محکم گفت شتلقققققققققققققققققققققق ق
آقا چشمتون روز بد نبینه، برگشتم یه نگاه به پشتی صندلی سرهنگ انداختم دیدم همچی پس گردنی آبداری به این جناب سرهنگ زدم که نگو
آخه معمولا با ماشینی که اموزش دیده بودم یه پشتی(بالش سر) بالای صندلی بود که وقتی میخواستم عقب عقب برم دستمو ول میکرد عقب و گیر میدادم به اون
نگو تو این ماشینِ ازمایش از اینا نیست
حالا دستم چسبیده به گردن تروتمیز و ابدار جناب سرهنگ(اخه نامردم تازه رفته بود سلمونی، بدجور چسبید) چشام تو چش جناب سرهنگ
از یه طرف میترسم که الان میگه خانوم بفرمایید پایین از یه طرفم قیافه شو که نگاه میکردم خنده م گرفته بود، اما به زور خودمو کنترل میکردم
که جناب سرهنگ خندید و گفت: اشکالی نداره دخترم هول شدی ادامه بده
و این طوری شد که من همون دفعه ی اول، با یه پس گردنی شیرین، گواهینامه مو گرفتم

FX64 Dual Core
13-02-2006, 14:54
با سلام

دست آقا رامبد درد نكنه براي تاپيك جديد, ريحانه خانم سوتي شما هم حرف نداشت
فعلا چيزي از خودم يادم نيست ولي
صبح روز عاشورا يه خانومي از بغل دستيش پرسيد : خانم شام غريبان كي (ساعت چنده؟) ؟ بغل دستي : نميدونم ولي فكر كنم يا امشب باشه يا فردا شب !!

موفق باشيد.

Diego
13-02-2006, 16:08
برادرم که داروساز هستش یه نسخه پیچ تازه استخدام کرده بود.من هم که گذرم به اونجا افتاده بود داشتم بانسخه پیچه سر اینکه بعضی از مردم فامیلی های ضایعی دارند صحبت می کردیم.خلاصه درنهایت گفتم فامیل یکی از دوستهای من (......) هستش.بعدازظهر خواهرایشون اومدند داروخانه و وقتی من دفترچه بیمه خواهرشو دیدم کلی خجالت کشیدم....
چون فامیلش(..........)بود :sad: :sad: :sad: :sad: :sad: :sad:

Diego
13-02-2006, 16:13
روژا اسم كرديه
البته تا جایی که من میدونم روژان باید کردی باشه.

WooKMaN
13-02-2006, 16:40
به خدا اين تاپيك بايد اسمش رو ميزاشتم خنده بازار
خيلي با مزه شده !!!! :biggrin:

soooot
13-02-2006, 17:50
سلام سلام [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
واسه چي از اين تايپيک ها ميزنيد منو خبر نميکنيد ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حالا کدوم سوتيم رو بگممممممممممممممم ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
آهان پيدا کردم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ترم اول که بودم يه روز توي دستشويي دانشگاه وايساده بودم جلوي آيينه که يه دفعه يکي از استادها از توي دستشويي دراومد منم حول شدم بهش گفتم خسته نباشيد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هر کي اونجا بود از خنده ترکيد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منم انقده طفلکي شدم و خجالت کشيدم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
استاده هم نامردي نکرد و آخر ترم منو انداخت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سوتي بعديم رو توي صفحه بعد ميگم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
13-02-2006, 23:03
سسسسسوت جان منون
افتادي زحمت
خدا اجرت بده
بخوايم امتياز به سوتي ها بديم فكر كنم مال تو اول شه !
با حال بود

soooot
14-02-2006, 00:39
مرسييييييييي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حالا ميخوام اون سوتيه رو براتون بگم كه قولش رو تو اين صفحه داده بودم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ما يه استاد داشتيم كه دو تا ويژگي منحصر به فرد داشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
1 - شيكمش خيلي گنده بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2 - خيلي ادعاش ميشد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته اين استاد ما يه ويژگي بسيار منحصر به فرد ديگه هم داشت كه تا روز که من اين سوتي رو نداده بودم هيچ كس از اون ويژگي خبر نداشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه روز در حالي كه جناب استاد رو جو گرفته بود يا بهتر بگم جناب استاد جو رو گرفته بود اين جانب با شجاعت تمام و براي اينكه كل استاد رو بخابونم يه سوال ازش پرسيدم كه خودم جوابش رو ميدونستم استاد هم كه جواب سوال رو نميدونست خواست مثل هميشه ملت رو بپيچونه كه من دست از سرش بر نداشتم و خلاصه داشتم ضايعش ميكردم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اما استاد بيدي نبود كه از اين بادها بلرزه و چيزي رو كه ازش ميترسيدم بالاخره به زبون آورد و گفت من كه نميفهمم چي داري ميگي بلند شو بيا پاي تخته و حرفت رو اثبات كن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين ترفند استاد بود و هر وقت كه يكي از دانشجوها يه جايي گيرش مينداخت همين بلا رو سرش مياورد يعني ميبردش پاي تخته و اونجا طرف رو ضايع ميكرد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منو ميگي خم به ابرو نياوردم با يك حركت جانانه خودم رو به پاي تخته رسوندم و در اون ميدان نبرد با گچ و تخته پاك كن آنچنان گرد و خاكي به پا كردم كه حضرت استاد كفرش در اومد و براي اينكه منو ضايع كنه دستش رو يه دفعه آورد جلو و گفت پخخخخخخخخخخخخخخ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كه مثلا من بترسم ( زكي استاد هنوز منو نشناخته بود ) منو ميگي حركت استاد رو تقليد كردم و جلوي اون همه دانشجو كه منتظر بودن من قضيه رو براشون اثبات كنم انگشتم رو بردم طرف استاد و بهش گفتم خودت پخخخخخخخخخ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چشمتون روز بد نبينه رفتن انگشت من به سمت استاد همان و وارد شدن انگشت من در ناف بزرگ استاد همان [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش هم همه از خنده تركيدن و حتي چند نفر از شدت خنده از روي صندلي هاشون افتادن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من و استاد هم كه هر دوتامون خجالت كشيده بوديم همونطوري درحالتي كه انگشت من در ناف مبارك استاد جاخوش کرده بود خشكمون زده بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش رو هم كه حتما ديگه همتون ميتونيد حدس بزنيد باز هم آخر ترم و باز هم لطف مضاعف استاد به بنده و خاطره كشف سومين ويژگي منحصر بفرد استاد و دو واحد با نمره نه و نيم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اگر قول بديد که بچه هاي خوبي باشيد و زياد شلوغ نکنيد سوتي بعديم رو توي صفحه بعد براتون ميگم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته سوتي بعديم يه خورده مثبت هشتاد و يک هست [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ايشالا که بن نميشم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Nvidia
14-02-2006, 00:53
سوت جان سوتی قبلیتو که خوندم یاد یکی از سوتیام افتادم.
سر کلاس نشسته بودیم که 2 تا از خانوما از استاد اجازه گرفتن که برن دستشویی ( استاد هم استاد معارف بود و ....) وقتی خانوما برگشتن تو کلاس من از دهنم در رفت و گفتم خانوما خسته نباشین. همه کلاس زدن زیر خنده و استاد هم گفت برو درسو حذف کن :d

somayeh_63
14-02-2006, 00:55
با سلام

دست آقا رامبد درد نكنه براي تاپيك جديد, ريحانه خانم سوتي شما هم حرف نداشت
فعلا چيزي از خودم يادم نيست ولي
صبح روز عاشورا يه خانومي از بغل دستيش پرسيد : خانم شام غريبان كي (ساعت چنده؟) ؟ بغل دستي : نميدونم ولي فكر كنم يا امشب باشه يا فردا شب !!

موفق باشيد.
خواهش مي كنم
قابل شما رو نداشت :laughing:

somayeh_63
14-02-2006, 00:56
برادرم که داروساز هستش یه نسخه پیچ تازه استخدام کرده بود.من هم که گذرم به اونجا افتاده بود داشتم بانسخه پیچه سر اینکه بعضی از مردم فامیلی های ضایعی دارند صحبت می کردیم.خلاصه درنهایت گفتم فامیل یکی از دوستهای من (......) هستش.بعدازظهر خواهرایشون اومدند داروخانه و وقتی من دفترچه بیمه خواهرشو دیدم کلی خجالت کشیدم....
چون فامیلش(..........)بود :sad: :sad: :sad: :sad: :sad: :sad:

من اينو نفهميدم :blush:

WooKMaN
14-02-2006, 01:01
مرسييييييييي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حالا ميخوام اون سوتيه رو براتون بگم كه قولش رو تو اين صفحه داده بودم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ما يه استاد داشتيم كه دو تا ويژگي منحصر به فرد داشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
1 - شيكمش خيلي گنده بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2 - خيلي ادعاش ميشد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته اين استاد ما يه ويژگي بسيار منحصر به فرد ديگه هم داشت كه تا روز که من اين سوتي رو نداده بودم هيچ كس از اون ويژگي خبر نداشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه روز در حالي كه جناب استاد رو جو گرفته بود يا بهتر بگم جناب استاد جو رو گرفته بود اين جانب با شجاعت تمام و براي اينكه كل استاد رو بخابونم يه سوال ازش پرسيدم كه خودم جوابش رو ميدونستم استاد هم كه جواب سوال رو نميدونست خواست مثل هميشه ملت رو بپيچونه كه من دست از سرش بر نداشتم و خلاصه داشتم ضايعش ميكردم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اما استاد بيدي نبود كه از اين بادها بلرزه و چيزي رو كه ازش ميترسيدم بالاخره به زبون آورد و گفت من كه نميفهمم چي داري ميگي بلند شو بيا پاي تخته و حرفت رو اثبات كن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين ترفند استاد بود و هر وقت كه يكي از دانشجوها يه جايي گيرش مينداخت همين بلا رو سرش مياورد يعني ميبردش پاي تخته و اونجا طرف رو ضايع ميكرد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منو ميگي خم به ابرو نياوردم با يك حركت جانانه خودم رو به پاي تخته رسوندم و در اون ميدان نبرد با گچ و تخته پاك كن آنچنان گرد و خاكي به پا كردم كه حضرت استاد كفرش در اومد و براي اينكه منو ضايع كنه دستش رو يه دفعه آورد جلو و گفت پخخخخخخخخخخخخخخ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كه مثلا من بترسم ( زكي استاد هنوز منو نشناخته بود ) منو ميگي حركت استاد رو تقليد كردم و جلوي اون همه دانشجو كه منتظر بودن من قضيه رو براشون اثبات كنم انگشتم رو بردم طرف استاد و بهش گفتم خودت پخخخخخخخخخ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چشمتون روز بد نبينه رفتن انگشت من به سمت استاد همان و وارد شدن انگشت من در ناف بزرگ استاد همان [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش هم همه از خنده تركيدن و حتي چند نفر از شدت خنده از روي صندلي هاشون افتادن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من و استاد هم كه هر دوتامون خجالت كشيده بوديم همونطوري درحالتي كه انگشت من در ناف مبارك استاد جاخوش کرده بود خشكمون زده بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش رو هم كه حتما ديگه همتون ميتونيد حدس بزنيد باز هم آخر ترم و باز هم لطف مضاعف استاد به بنده و خاطره كشف سومين ويژگي منحصر بفرد استاد و دو واحد با نمره نه و نيم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اگر قول بديد که بچه هاي خوبي باشيد و زياد شلوغ نکنيد سوتي بعديم رو توي صفحه بعد براتون ميگم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته سوتي بعديم يه خورده مثبت هشتاد و يک هست [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ايشالا که بن نميشم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ممنون خيلي با حال بود :biggrin:

armin_goooodboy
14-02-2006, 01:16
سووووت جون
تو که آخر سووووتی هستی عزیز
ولی کلا حال کردم
ایول

WooKMaN
14-02-2006, 01:17
منتظر نوشتن سوتي هاي ديگر دوستان هم هستيم
البته اگه مايل باشند!!!!!!

hesam
14-02-2006, 02:53
من یکی دام حال میکنم تا حالا این قدر سوتی با حال نخونده بودم soooot جان اینو زدم که بریم صفحه بعد

tondar1
14-02-2006, 03:25
خوب همه گفتن من هم ميگيم
البته مال يكي از دوستامه
سر جلسه امتحان نشسته بوديم يادم نمياد چي بود آخر جلسه بود كه يكي از استادا كه چشماش چپ بود داشت رد مي شد همه خيال ميكردن داره يه جا ديگرو نگاه ميكنه و تقلب بازار يه هو برگه دوستم و بلند كرد وگرفتش بعد استاد گفت فهميدم كه خدا چشمامو براي چي اين جوري كرده
بعدش همه زدن زير خنده
يكي ديگه ما با دوستامون رفته بوديم مشهد خونه يكي از دوستان شب بود رفتيم حرم كه بعد زيارت حرم خيلي سرد بود قرار بود تا صبح تو حرم بمونيم ولي از سرما حالمون حسابي گرفته شد و يكي از بچه ها گفت من يه فكري دارم ما هم دنبالش رفتيم خلاصش كنم رفتيم زير حرم آتيش روشن كرديم كه 110 اومد هممونو گرفت شب تو بازداشتگاه بوديم تا صبح ولي گرم بود

Marichka
14-02-2006, 03:50
سلام
اينم يه سوتي از سر عجله:
يه بار خيلي عجله داشتم و مي خواستم برم از خونه بيرون و اتفاقا شماره تلفن يه جايي رو هم لازم داشتم كه با اعتماد به نفس كامل زنگ زدم 110 گفتم ببخشيد شماره تلفن .... چنده!! :laughing:

Masy
14-02-2006, 04:57
بابا دستتون درد نکنه خیلی تاپیک با حالیه من که مردم از خنده...!
این هم سوتیهای من:

یادم میاد خیلی وقت پیش یه ضبط cd خور خریده بودیم اما هنوز هیچکس تو ایران cd نداشت. یک روزسر کلاس دیدم یکی از بچه ها یه چیزی آورده بود که مثل آینه گرد بود و میگفت CD هست و باباش از دوبی اورده بود. آقا ما هم رفتیم جلو و گفتیم که ما دستگاهش رو داریم و اینا...که یهو معلممون پرسید این چند ساعتست؟ :blink: من هم الکی گفتم 3 ساعت طرف A و 3 ساعت هم طرف B. آقا من اینو گفتم، رفیقم مثل بمب منفجر شد از خنده و بعد کلی خنده توضیح داد که این اصلا یه طرفست و اینا.
من هم که کم آورده بودم :blush: گفتم : نه اونی که ماداریم اونطوریه!!!!( همون موقع بود که به فکر اختراع DVD دو طرفه افتادم :laughing: )

ادامه دارد....[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
14-02-2006, 08:07
خوب همه گفتن من هم ميگيم
البته مال يكي از دوستامه
سر جلسه امتحان نشسته بوديم يادم نمياد چي بود آخر جلسه بود كه يكي از استادا كه چشماش چپ بود داشت رد مي شد همه خيال ميكردن داره يه جا ديگرو نگاه ميكنه و تقلب بازار يه هو برگه دوستم و بلند كرد وگرفتش بعد استاد گفت فهميدم كه خدا چشمامو براي چي اين جوري كرده
بعدش همه زدن زير خنده
يكي ديگه ما با دوستامون رفته بوديم مشهد خونه يكي از دوستان شب بود رفتيم حرم كه بعد زيارت حرم خيلي سرد بود قرار بود تا صبح تو حرم بمونيم ولي از سرما حالمون حسابي گرفته شد و يكي از بچه ها گفت من يه فكري دارم ما هم دنبالش رفتيم خلاصش كنم رفتيم زير حرم آتيش روشن كرديم كه 110 اومد هممونو گرفت شب تو بازداشتگاه بوديم تا صبح ولي گرم بود

اقا مرسي كلي خنديديم ! ;)

FX64 Dual Core
14-02-2006, 15:25
با سلام

دست همگي درد نكنه, همه جالب بودن ولي اين سوتي هاي سو و و و ت يه چيزه ديگس :biggrin: :biggrin:
سركار خانم Dianella كار شما هم جالب بود (خودم هم مشابه اين داشتم)
ديروز وقتي كه ميخواستم از Caller ID گوشي شماره يكي از شبكه ها رو بگيرم به جاي IN دكمه OUT رو زدم و شماره محل كار برادرم رو گرفتم و با اطمينان كامل گفتم :
سلام , خسته نباشيد , شبكه ### (اسم شبكه رو نمي گم تا اون طرف متوجه نشه ;) )
دوست برادرم هم كه منو نشناخت گفت : شما از شبكه ### تماس گرفتين ؟
گفتم : نه ببخشيد اشتباه شده , خداحافظ شما
:laughing: :laughing: :laughing:

موفق باشيد.

WooKMaN
14-02-2006, 16:21
يه سوتي گرم و تاره:
امروز توي اداره نشسته بودم كه يهو موبايلم زنگ خورد
منم گوشي رو برداشتم يكي از دوستان قديميم بود
خلاصه شروع كرديم از اون وقت ها حرف زدن
من اصلا متوجه نبودم كه توي اداره هستم و شروع كردم به گفتن يه سري شوخي هاي 18+ !!!!!!
وقتي كه با دوستم خداحافظي كردم و موبايل رو توي جيبم گذاشتم همين كه خواستم واسه كاري از اتاقم بيرون بيام
جاتووووووون خالي ديدم 3 تا همكاران دارن به شدت ميخندن :blink: :blink:
هيچي ديگه منم خودم رو به نفهمي زدم و رفتم سراغ كارم :blush: :blush:
:biggrin:

soooot
14-02-2006, 20:36
سلام سلام [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مرسييييييييييييييييييي همتون لپاتون رو بچسبونيد به مونيتور ميخوام ماچتون کنم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ببخشيد بهتون قول يه سوتي 81 + رو داده بودم ولي هر چي با خودم کلنجار رفتم ديدم نميشه اون حرفها رو توي فروم بزنم ،زشته ، بده ، عيبه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ولي براتون يه سوتي 18 + ميذارم که اميدوارم به کسي بر نخوره [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه بار با يکي از دوستام رفته بوديم اصفهان دوستم از اون اصفهاني هاي اصيل بود و دو تا خصوصت ويژه داشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
1 - خيلي حسابگر بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2 - وقتي يه دختر ميديد ديگه حسابگر نبود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توي يکي از خيابونهاي اصفهان بوديم و ميخواستيم از اونجا بريم خيابون شيخ صفي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به دوستم گفتم بذار يه تاکسي دربست بگيرم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گفت نه دادا به خودا اگه بذارم دس تو جيفت کوني پس خودا بيليط خط واحدو واسه چي آفريده ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دوستم داشت اندر فوايد خط واحد و مضرات تاکسي سخنراني ميکرد که يه دفعه يه خانوم اومد کنارمون و اون هم منتظر تاکسي وايساد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين رفيق ما رو ميگي از اين رو به اون رو شد هر تاکسيي که رد ميشد اربده ميکشيد دربستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خلاصه بعد يه مدت يه تاکسي اومد و جلومون وايساد که چند تا مسافر توش بود دوستم پريد جلو و همچين سرش رو از توي پنجره تاکسي کرد تو که فقط جوراباش بيرون مونده بود و يکي ديگه از اون اربده هاش رو تو گوش راننده تاکسيه خالي کرد و گفت آقا دربستتتتتتتتت راننده تاکسيه هم گفت نه آقا مسافر دارم رفيق ما رو ميگي کلي ضايع شد و اومد اينطرف [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منم بهش گفتم حالا بذار ببينيم اصلا همينطوري درباز ميره خيابون شيخ صفي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
رفتم جلو و گفتم آقا شيخ صفي ميريد ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
راننده تاکسيه هم نامردي نکرد و گفت : اگه ××××××× که ميترکيد ! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش هم راننده تاکسه و تمام مسافرهاش و دختره و دوست اصفهانيم و تمام موجودات زنده تا شعاع ده متري از خنده ترکيدن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منم مثل تمام وقتهاي که سوتي ميدادم خجالت کشيدم و کلي طفلکي شدم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته خدا رو شکر اين دفعه پاي هيچ استادي وسط نبود تا منو بخاطر سوتيم بندازه ولي بازم آخر ترم دو واحد رو افتادم که فکر کنم دليلش همون لطمه روحي بود که به خاطر اين سوتيه بهم وارد شد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
14-02-2006, 23:17
خدا وكيلي سووووووت سوتي هات خيلي باحاله !

rozha
14-02-2006, 23:35
سلام بچه ها يه مطلب جالب از تعليم رانندگي

يه بنده خدايي تعريف مي كرد رفته بود تعليم آموزشگاه رانندگي تقريبا جلسه سوم يا چهارم بود اون كسي كه به من يا مي داد اول جلسه گفت امروز ديگه مي خوايم رانندگي تو يه بزرگراه رو انجام بديم
منم كه خيلي حال كرده بودم گفتم حالا كجا ميريم
گفتش بزرگراه .......(ببخشيد الان يادم نيست كجا گفت)
اول بزرگراه چون خيلي شير تو شير بود تعيليم رانندگي گفت بزن كنار اينجا خيلي خطرناكه بزار خودم بشينم
منم گفتم چشمو زديم كنار و طرف نشت پشت فرمون
آقا تا اومد از كنار بره تو بزرگراه بد جور پيچيد جلوي يه كاميونه
كاميونه شروع كرد به بوق زدن و گرفت كنار ما گفت بزن كنار
تعليم رانندگي زد كنار .راننده كاميون از اون خفناي ترك بود شروع كرد از دور فش دادن بعد در سمت شاگرد روباز كر د به خياله اينكه من دارم به راننده تعليم ميدم آقا تا مي خوردم منو زد نامرد نزاشت بگم من راننده تعليم رانندگي نيستم تازه دارم ياد ميگرم......
تازه تعليميه هم كلي ترسيده بود صداش در نمي اومد

اميد وارم بالايي خوب بوده باشه

حالا يكي ديگه يادم اومد
بچه ها مي دونن استاداي زبان چه فيس وافاده اي هستن
يه روز سركلاس استاد زود اومد چون بچه ها همه نيومده بودن بعضي از بچه شروع كردن از استاد چرت وپرت پرسيدن
يكي پرسيد استاد اهل كجاييد؟
استاد با ناز گفت شما چي فكر مي كنيد؟
يكي از بچه گفت رشتي ؟
استاد با ناراحتي گفت من چيم شبيه رشتياس؟
منم از دهنم پريد گفتم شكل ماهي هستين(البته شبيه ماهي زشته تو كارتونه ماسك بودا)
هيچي ديگه منم در عوض دوستان 3 واحد حذف شدم

ببخشيد طولاني شد

*Emad*
14-02-2006, 23:39
[b]يه بار يكي زنگ خونه ي ما رو زد بعد اشتباه اومده بود.............گفت منزل جعفري؟.......من گفتم با چه شماره اي تماس گرفتين...................................... .

WooKMaN
14-02-2006, 23:40
حالا يكي ديگه يادم اومد
بچه ها مي دونن استاداي زبان چه فيس وافاده اي هستن
يه روز سركلاس استاد زود اومد چون بچه ها همه نيومده بودن بعضي از بچه شروع كردن از استاد چرت وپرت پرسيدن
يكي پرسيد استاد اهل كجاييد؟
استاد با ناز گفت شما چي فكر مي كنيد؟
يكي از بچه گفت رشتي ؟
استاد با ناراحتي گفت من چيم شبيه رشتياس؟
منم از دهنم پريد گفتم شكل ماهي هستين(البته شبيه ماهي زشته تو كارتونه ماسك بودا)
هيچي ديگه منم در عوض دوستان 3 واحد حذف شدم



مرسي جالب بود
راستي اين عكس keanu reeves كه توي امضاته
توي گوگل سرچ زدم پيداش كردم
واسه دسك تاپ ميخواستم
خيلي باحاله

WooKMaN
14-02-2006, 23:42
[b]يه بار يكي زنگ خونه ي ما رو زد بعد اشتباه اومده بود.............گفت منزل جعفري؟.......من گفتم با چه شماره اي تماس گرفتين...................................... .

دوست عزيز اكس مصرف نكرده بوديد ؟ ;) :biggrin:

rozha
14-02-2006, 23:45
راستي مگه مديراي سايت تا حالا سوتي ندادن؟

مترسن سوتياشونو بگن؟

بابا بگيد ديگه

WooKMaN
14-02-2006, 23:49
خانم روژا به نكته بسيار ظريفي اشاره كرد
قابل توجه مديران عزيز

rozha
15-02-2006, 00:04
مرسي جالب بود
راستي اين عكس keanu reeves كه توي امضاته
توي گوگل سرچ زدم پيداش كردم
واسه دسك تاپ ميخواستم
خيلي باحاله

خواهش مي كنم

در مورد عكس هم بايد بگم اين همه درد سر لازم نبود كافي بود بگيد تا لينكش رو بزارم
در هر صورت نمي دونم با چه رزولوشني دانلود كردين ولي من عكس زير رو با رزولوشنه 1280x1024 براتون آپلود كردم
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
15-02-2006, 00:08
ممنون 768×1024 رو داشتم

somayeh_63
15-02-2006, 01:03
مرسييييييييي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حالا ميخوام اون سوتيه رو براتون بگم كه قولش رو تو اين صفحه داده بودم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ما يه استاد داشتيم كه دو تا ويژگي منحصر به فرد داشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
1 - شيكمش خيلي گنده بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2 - خيلي ادعاش ميشد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته اين استاد ما يه ويژگي بسيار منحصر به فرد ديگه هم داشت كه تا روز که من اين سوتي رو نداده بودم هيچ كس از اون ويژگي خبر نداشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه روز در حالي كه جناب استاد رو جو گرفته بود يا بهتر بگم جناب استاد جو رو گرفته بود اين جانب با شجاعت تمام و براي اينكه كل استاد رو بخابونم يه سوال ازش پرسيدم كه خودم جوابش رو ميدونستم استاد هم كه جواب سوال رو نميدونست خواست مثل هميشه ملت رو بپيچونه كه من دست از سرش بر نداشتم و خلاصه داشتم ضايعش ميكردم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اما استاد بيدي نبود كه از اين بادها بلرزه و چيزي رو كه ازش ميترسيدم بالاخره به زبون آورد و گفت من كه نميفهمم چي داري ميگي بلند شو بيا پاي تخته و حرفت رو اثبات كن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين ترفند استاد بود و هر وقت كه يكي از دانشجوها يه جايي گيرش مينداخت همين بلا رو سرش مياورد يعني ميبردش پاي تخته و اونجا طرف رو ضايع ميكرد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منو ميگي خم به ابرو نياوردم با يك حركت جانانه خودم رو به پاي تخته رسوندم و در اون ميدان نبرد با گچ و تخته پاك كن آنچنان گرد و خاكي به پا كردم كه حضرت استاد كفرش در اومد و براي اينكه منو ضايع كنه دستش رو يه دفعه آورد جلو و گفت پخخخخخخخخخخخخخخ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كه مثلا من بترسم ( زكي استاد هنوز منو نشناخته بود ) منو ميگي حركت استاد رو تقليد كردم و جلوي اون همه دانشجو كه منتظر بودن من قضيه رو براشون اثبات كنم انگشتم رو بردم طرف استاد و بهش گفتم خودت پخخخخخخخخخ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
چشمتون روز بد نبينه رفتن انگشت من به سمت استاد همان و وارد شدن انگشت من در ناف بزرگ استاد همان [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش هم همه از خنده تركيدن و حتي چند نفر از شدت خنده از روي صندلي هاشون افتادن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من و استاد هم كه هر دوتامون خجالت كشيده بوديم همونطوري درحالتي كه انگشت من در ناف مبارك استاد جاخوش کرده بود خشكمون زده بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش رو هم كه حتما ديگه همتون ميتونيد حدس بزنيد باز هم آخر ترم و باز هم لطف مضاعف استاد به بنده و خاطره كشف سومين ويژگي منحصر بفرد استاد و دو واحد با نمره نه و نيم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اگر قول بديد که بچه هاي خوبي باشيد و زياد شلوغ نکنيد سوتي بعديم رو توي صفحه بعد براتون ميگم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته سوتي بعديم يه خورده مثبت هشتاد و يک هست [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ايشالا که بن نميشم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
واي اين خيلي بامزه بود
مردم از خنده
الهي نتركي گناه داري

somayeh_63
15-02-2006, 01:07
سلام سلام [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مرسييييييييييييييييييي همتون لپاتون رو بچسبونيد به مونيتور ميخوام ماچتون کنم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ببخشيد بهتون قول يه سوتي 81 + رو داده بودم ولي هر چي با خودم کلنجار رفتم ديدم نميشه اون حرفها رو توي فروم بزنم ،زشته ، بده ، عيبه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ولي براتون يه سوتي 18 + ميذارم که اميدوارم به کسي بر نخوره [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه بار با يکي از دوستام رفته بوديم اصفهان دوستم از اون اصفهاني هاي اصيل بود و دو تا خصوصت ويژه داشت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
1 - خيلي حسابگر بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2 - وقتي يه دختر ميديد ديگه حسابگر نبود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توي يکي از خيابونهاي اصفهان بوديم و ميخواستيم از اونجا بريم خيابون شيخ صفي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به دوستم گفتم بذار يه تاکسي دربست بگيرم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گفت نه دادا به خودا اگه بذارم دس تو جيفت کوني پس خودا بيليط خط واحدو واسه چي آفريده ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دوستم داشت اندر فوايد خط واحد و مضرات تاکسي سخنراني ميکرد که يه دفعه يه خانوم اومد کنارمون و اون هم منتظر تاکسي وايساد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين رفيق ما رو ميگي از اين رو به اون رو شد هر تاکسيي که رد ميشد اربده ميکشيد دربستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ت [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خلاصه بعد يه مدت يه تاکسي اومد و جلومون وايساد که چند تا مسافر توش بود دوستم پريد جلو و همچين سرش رو از توي پنجره تاکسي کرد تو که فقط جوراباش بيرون مونده بود و يکي ديگه از اون اربده هاش رو تو گوش راننده تاکسيه خالي کرد و گفت آقا دربستتتتتتتتت راننده تاکسيه هم گفت نه آقا مسافر دارم رفيق ما رو ميگي کلي ضايع شد و اومد اينطرف [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منم بهش گفتم حالا بذار ببينيم اصلا همينطوري درباز ميره خيابون شيخ صفي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
رفتم جلو و گفتم آقا شيخ صفي ميريد ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
راننده تاکسيه هم نامردي نکرد و گفت : ××××××که ميترکيد ! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعدش هم راننده تاکسه و تمام مسافرهاش و دختره و دوست اصفهانيم و تمام موجودات زنده تا شعاع ده متري از خنده ترکيدن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منم مثل تمام وقتهاي که سوتي ميدادم خجالت کشيدم و کلي طفلکي شدم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته خدا رو شکر اين دفعه پاي هيچ استادي وسط نبود تا منو بخاطر سوتيم بندازه ولي بازم آخر ترم دو واحد رو افتادم که فکر کنم دليلش همون لطمه روحي بود که به خاطر اين سوتيه بهم وارد شد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

فعلا نخوندم اما فكر كنم جالب باشه پس بذار از الان بخندم :laughing:
اما اخرش كه مثه اون جوكه بود نكنه از رو اون تقلب كردي؟
منم يه سوتي خيلي بالاي هيجده دارم
شما بنويس اگر شما بن نشدي منم اونو مي نويسم
البته اگر حمايت بشم اما اگر حمايت نشم نمي نويسم
چون حال بن شدن ندارم

MOHAMMAD_SAT
15-02-2006, 01:43
سلام
من يه سوتي خيلي بد دادم
صبح بود ميخواستم برم مدرسه گفتيم بزار اتوبوس سوارشيم
خلاصه اتوبوس كه اومد از اين اوتوبوس هاي صورتي بود كه يه
در مال مردها و يه در مال زن ها منم نمي دونستم كه اونور ماله زنان هست
سوار شدم ديدم ديگه خيلي تابيله اگه پياده بشم خلاصه برو خودم نياوردم
ولي همه زنا چپ چپ نگاه مي كردند
آبرومون رفت

rozha
15-02-2006, 02:05
سلام
من يه سوتي خيلي بد دادم
صبح بود ميخواستم برم مدرسه گفتيم بزار اتوبوس سوارشيم
خلاصه اتوبوس كه اومد از اين اوتوبوس هاي صورتي بود كه يه
در مال مردها و يه در مال زن ها منم نمي دونستم كه اونور ماله زنان هست
سوار شدم ديدم ديگه خيلي تابيله اگه پياده بشم خلاصه برو خودم نياوردم
ولي همه زنا چپ چپ نگاه مي كردند
آبرومون رفت

بابا خسته نباشيد

Masy
15-02-2006, 02:30
سوتی 2 :

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Mani_Borna
15-02-2006, 05:41
يكدفعه با دوستان در خانه مجرديمون قرار شد كه يكي از دوستان قايم بشه و من پيداش كنم.هر جايي بگيد دنبالش گشتم بجز توالت.رفتم اونجا رو بگردم اول در زدم گفت اهه من فكر كردم داره شوخي ميكنه ميخواد تا دور ميشم بياد بيرون بره جاي ديگه من درو باز كردم ديدم نه بابا واقعا اهه
يكدفعه ديگه توي شركت داشتم براي يكي از مهندسان همون جوكي كه ميگند يك پستاندار نام ببر كه پرواز كنه از روي موبايل ميخوندم و كلي ميخنديديم.نگو يكي از خانمهاي مشتري مهماندار هواپيما بود و اومده براي سفارش برج مراقبت
يكدفعه ديگه يه دختري اشتباه زنگ زده بود به موبايلم گفت امير خودتي؟ گفتم نه. امير كدوم خريه؟البته اينو بگم اون موقع اعصابم از جايي خرد بود
يكدفعه ديگه توي پياده رو يه دختري جلوم به فاصله خيلي كم داشت راه ميرفت كه پياده رو ليز بود و نزديك بود بدجوري ليز بخوره كه من دويدم زود گرفتمش و از اونجايي هم كه بدجوري داشت ميافتاد يكجورايي انگار گرفتمش توي بغل
اگر وقت شد باز هم چندتايي ديگه دارم كه بعد ميگم

WooKMaN
15-02-2006, 08:07
يكدفعه با دوستان در خانه مجرديمون قرار شد كه يكي از دوستان قايم بشه و من پيداش كنم.هر جايي بگيد دنبالش گشتم بجز توالت.رفتم اونجا رو بگردم اول در زدم گفت اهه من فكر كردم داره شوخي ميكنه ميخواد تا دور ميشم بياد بيرون بره جاي ديگه من درو باز كردم ديدم نه بابا واقعا اهه
يكدفعه ديگه توي شركت داشتم براي يكي از مهندسان همون جوكي كه ميگند يك پستاندار نام ببر كه پرواز كنه از روي موبايل ميخوندم و كلي ميخنديديم.نگو يكي از خانمهاي مشتري مهماندار هواپيما بود و اومده براي سفارش برج مراقبت
يكدفعه ديگه يه دختري اشتباه زنگ زده بود به موبايلم گفت امير خودتي؟ گفتم نه. امير كدوم خريه؟البته اينو بگم اون موقع اعصابم از جايي خرد بود
يكدفعه ديگه توي پياده رو يه دختري جلوم به فاصله خيلي كم داشت راه ميرفت كه پياده رو ليز بود و نزديك بود بدجوري ليز بخوره كه من دويدم زود گرفتمش و از اونجايي هم كه بدجوري داشت ميافتاد يكجورايي انگار گرفتمش توي بغل
اگر وقت شد باز هم چندتايي ديگه دارم كه بعد ميگم

اقا مرسي سوتي هاي بي نظيري داشتين :biggrin:

spartan2
15-02-2006, 08:36
بابا دمتون گرم تخیلاتتون هم که عالیه>>>>>>>>>>>

sirad
15-02-2006, 09:23
دوستان عزيز
من اكثر خاطرات را خوندم به نظر مياد داستان يه خورده علمي تخيلي شده
ولي بد نيست
آقاي نيش نيش بهت تبريك مي گم تاپيك باحالي راه انداختي
خوب خاطره من
يه روز يكي از دوستان كه كار بسيار ضروري با من داشت به تلفن همراه من زنگ زد و من تا شماره اون رو ديدم بدليل اينكه خيلي كار داشتم و ميخواستم از خونه برم بيرون گوشي را به همسرم دادم و گفتم جواب بده و بگو خونه نيستم
بعد هم همين كار انجام شد
اما ؟ وقتي پام از در خونه گذاشتم بيرون ديدم بنده خدا جلو در خونه ما واستاده و نگو كه از همانجا هم زنگ زده خلاصه ...

Mehdi_Best
15-02-2006, 11:15
راستي مگه مديراي سايت تا حالا سوتي ندادن؟

مترسن سوتياشونو بگن؟

بابا بگيد ديگه

سلام
مديران هم مثل بقيه هستند و سوتي هم مي دهند. اما من خودم به شخصه فعلا سوتي قشنگي يادم نيومده كه بنويسم. به محض اينكه يكي از سوتي هايي كه دادم يادم بيفته مي نويسم.

اما يه سوتي جالب ديدم كه به نظرم بد نيست ذكر كنم.
اين 2 تا پست رو ببينيد كه نقل قول مي كنم:

پست اول:


واي اين خيلي بامزه بود
مردم از خنده
الهي نتركي گناه داري

اين هم پست دوم:


فعلا نخوندم اما فكر كنم جالب باشه پس بذار از الان بخندم :laughing:
اما اخرش كه مثه اون جوكه بود نكنه از رو اون تقلب كردي؟
منم يه سوتي خيلي بالاي هيجده دارم
شما بنويس اگر شما بن نشدي منم اونو مي نويسم
البته اگر حمايت بشم اما اگر حمايت نشم نمي نويسم
چون حال بن شدن ندارم

هر دوي اين پستها هم اولش نقل قول از پست آخر soooot عزيز بوده.
به نظرم مي آد كه اين دوستمون 2 تا آيدي داشته و پست دوم رو مي خواسته با آيدي ديگرش بده كه اشتباهاً با همون آيدي اول داده!
اگه متوجه نشديد يكبار ديگه دقيق هر 2 پست ايشون رو بخونيد تا متوجه بشيد.

rozha
15-02-2006, 11:25
هر دوي اين پستها هم اولش نقل قول از پست آخر soooot عزيز بوده.
به نظرم مي آد كه اين دوستمون 2 تا آيدي داشته و پست دوم رو مي خواسته با آيدي ديگرش بده كه اشتباهاً با همون آيدي اول داده!
اگه متوجه نشديد يكبار ديگه دقيق هر 2 پست ايشون رو بخونيد تا متوجه بشيد.

فكر كنم آخرش معلوم بشه همه ايدي ها مال نيش نيش بوده براي مشتري جمع كردن براي تاپيكش پست هي مي داده

نيش نيش جان نكن اين كار رو

R;Shin
15-02-2006, 11:29
با عرض سلام به سوتي دهندگان عزيز
بايد بگم هيچوقت پشت كامپيوتر اينقدر بهم خوش نگذشته بود.
البته سوتي خنده دار دادن يه بحثه . خنده دار تعريف كردنش يه بحث ديگه ست.مثل جناب soooot كه در هر دو مورد نابغه ست.
واما يكي از سوتي هاي بيشمار من در تاريخ پربار زندگي:
دو سال پيش كه من پيش دانشگاهي بودم مدرسه براي اينكه ما حتماً توي كنكور قبول شيم رفته بود يكي از استاداي بيوشيمي دانشگاه سمنان رو آورده بود كه به ما زيست شناسي درس بده منم براي اينكه ببينم استاده چقدر حاليشه گشتم تو كتاب زيست يه جونور به اسم «دافني» از پاورقي پيدا كردم و پرسيدم: آقا اجازه دافني چيه؟.... استاد داشت فكر ميكرد و منم از اين تأخيرش لذت ميبردم كه يهو گفت: براي جلسه بعد يه تحقيق دربارش بنويس!!!
چون داستانش يه كم طولانيه بقيش رو فردا مينويسم كه وقت كنين سوتيهاي بقيه رو هم بخونين.
تا فردا....

Mehdi_Best
15-02-2006, 14:06
فكر كنم آخرش معلوم بشه همه ايدي ها مال نيش نيش بوده براي مشتري جمع كردن براي تاپيكش پست هي مي داده

نيش نيش جان نكن اين كار رو

سلام روژا خانم
با توجه به اينكه امضاي شما و اون دوست عزيزي كه اين سوتي رو داده مشابه است و هر 2 در مورد اهداي عضو است، بيشتر به نظر مي رسه شما با 2 آيدي وارد شده ايد! ;) :happy:

FX64 Dual Core
15-02-2006, 14:19
با سلام

بازم شاهكارهاي شما رو كه ديدم به درد در ناحيه گونه دچار شدم :blush: :laughing: :laughing:
مخصوصا كار سووووت كه براش PM دادم و تشكر كردم :

سلام
خوبين شما ؟
آقا نخواستم اونجا بگم كه فرم چت بشه, ولي اين سوتي هم مثل بقيه ناب ناب بود.
انقدر خنديدم كه گونه هام داره ميتركه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موفق باشي
آقا مهدي شما هم خيلي تيزي ها :blink: , من كمي شك كردم ولي نه به اندازه شما ;)
يه سوتي بازاري : ويزيتور يكي از شركت هاي فروش سخت افزار و قطعه 1 ساعت پيش برام ليست قيمت آورد وقتي پرسيدم CPU AMD سرعت بالا دارين گفت AMD 3000+ Full Cache سوكت 754 داريم !!! :laughing: :laughing:

neyrizboys
15-02-2006, 14:54
چند سال پيش يه كارنامه تقلبي طراحي كردم با نمره هاي بالا. وقتي به بابام نشون دادم شاخ درآورد و شروع كرد تعريف و تمجيد از من... اگه بدونيد از خوشحالي مي خواست بپره!!! راستش تعجب كرده بود كه چرا اين قدر نمره هام بالاس!!! فرداش رفته بود مدرسه كارنامه اصليمو گرفته بود اومد بهم نشون داد كلي حالم گرفته شد و از خجالت مي خواستم آب بشم برم تو زمين...
( اينو بگم كه خوشبختانه بابام دست بزن نداره )

rozha
15-02-2006, 15:48
سلام روژا خانم
با توجه به اينكه امضاي شما و اون دوست عزيزي كه اين سوتي رو داده مشابه است و هر 2 در مورد اهداي عضو است، بيشتر به نظر مي رسه شما با 2 آيدي وارد شده ايد! ;) :happy:

پس مراقب خودتون باشيد

شايد تصميم گرفتم با يه آيدي ديگه گولتون بزنم :evil:
در ضمن مگه هركي ريش داشته باشه باباي آدم ميشه :blink:

somayeh_63
15-02-2006, 15:53
سلام
مديران هم مثل بقيه هستند و سوتي هم مي دهند. اما من خودم به شخصه فعلا سوتي قشنگي يادم نيومده كه بنويسم. به محض اينكه يكي از سوتي هايي كه دادم يادم بيفته مي نويسم.

اما يه سوتي جالب ديدم كه به نظرم بد نيست ذكر كنم.
اين 2 تا پست رو ببينيد كه نقل قول مي كنم:

پست اول:



اين هم پست دوم:



هر دوي اين پستها هم اولش نقل قول از پست آخر soooot عزيز بوده.به نظرم مي آد كه اين دوستمون 2 تا آيدي داشته و پست دوم رو مي خواسته با آيدي ديگرش بده كه اشتباهاً با همون آيدي اول داده!
اگه متوجه نشديد يكبار ديگه دقيق هر 2 پست ايشون رو بخونيد تا متوجه بشيد.


اي بابا با من چيكار داريد؟
جدي سوتي دادم؟
من سوتي ندادم اقا مهدي شما سوتي داديد
چون من اولين پستم ريپلاي پست شماره 32 اقاي سوت عزيز بود
و دومين پستم ريپلاي پست شماره 46 سوت عزيز بود
حلا ديدن خودتون سوتي تر از منيد
اينجاس كه ميگن چاه مكن بهر كسي اول خودت بعدا كسي :laughing:

نه به جان خودم من روژا خانوم نيستم من خودمم
اين امضا رو هم از وقتيكه اينجا ثبت نام كردم گذاشتم
يادمه امضاي روژا خانوم يه چيز ديگه بود(اسم يه خواننده اي بازيگري چيزي بود كه من نمي شناسمش)
درست ميگم روژا خانوم؟

بعد در مورد اين پستاهام هم بايد بگم كه من عادت دارم هر چي صفحه تو نت ميخوام باز كنم تو صفحه ي جديد باز ميكنم
طوري كه تو تسك بارم يهو مثلا هفتاد هشتاد تا اكسپلورر بازه
كه بعضي وقتا من اين طوري قاط مي زنم سوتي ميدم
بعضي وقتام اكسپلوررم قاط ميزنه و هنگ ميكنه

اما من خودمم به جان خودم روژا خانوم نيستم
حاضرم كپي شناسنامه مو بذارم براي مشخص شدن هويت :tongue:

Mehdi_Best
15-02-2006, 18:09
سلام
2 مساله:

1 - يه سوتي جالب دادم! در همين موردي كه به اشتباه فكر كردم 2 تا آيدي فوق الذكر براي يك نفر هست!!
اين هم از سوتي من!!!
2 - از دو دوست عزيز روژا خانم و ريحانه خانم عذرخواهي مي كنم كه اين اشتباه را در مورد آيديهايشان انجام دادم.

WooKMaN
15-02-2006, 23:13
فكر كنم آخرش معلوم بشه همه ايدي ها مال نيش نيش بوده براي مشتري جمع كردن براي تاپيكش پست هي مي داده

نيش نيش جان نكن اين كار رو

آره من يه روح هستم در چند تا ID
:biggrin: ;)

WooKMaN
15-02-2006, 23:17
سلام
2 مساله:

1 - يه سوتي جالب دادم! در همين موردي كه به اشتباه فكر كردم 2 تا آيدي فوق الذكر براي يك نفر هست!!
اين هم از سوتي من!!!
2 - از دو دوست عزيز روژا خانم و ريحانه خانم عذرخواهي مي كنم كه اين اشتباه را در مورد آيديهايشان انجام دادم.

مهدي جان اين سوتي ها رو ولش كن
از اووون سوتي هايي كه دادي تعريف كن ;)

somayeh_63
15-02-2006, 23:40
با سلام
آقا مهدي شما هم خيلي تيزي ها :blink: , من كمي شك كردم ولي نه به اندازه شما ;)
! :laughing: :laughing:
بابا به جان خودم من سوتي ندادم
يه كم دقت كنيد بد نيستااااااااااااا
دهععععععععععععع
اصلا من قهرم ديگه هم تو اين تاپيك نميام :sad:

WooKMaN
15-02-2006, 23:50
واااااااااااااااي يادم اومد :ohno:
امروز نوه داييم كه يه پس پسر بچه 5 ساله هستش رو بردم شركت خودم
خيلي بچه شلوغيه نشوندمش يه گوشه و بهش گفتم حق نداري از جات تكون بخوري
در همين موقع يه دختر وارد شركت شد و داشت به قطعات داخل و يتر ين نگاه ميكرد !!!
(دختره سياه پوست بود)
يه دفعه ديدم اين نوه داييم برگشت به من گفت رامبد رامبد ببين انگاره برق اين دختره رفته :blink: !!!!!!!!!!!!!
منم نميتونستم جلوي خندم رو بگيرم زدم زيره خنده :biggrin:
واي دختره شنيد گفت عجب بچه پرو يي :angry: بعدش محكم در رو كوبيد و رفت :blush:
منم گرفتم يه دست كتك حسابي به نوه داييم زدم ;)

soooot
16-02-2006, 00:14
سلام سلام [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
الهي قربون همه دوست جونهاي خودم برم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
لپهاتون رو بچسبونيد به مونيتور ميخوام ماچتون کنم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حالا بپريد خودتون رو بچسبونيد به مونيتور ميخوام بغلتون کنم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هيچ وقت حتي فکرش رو هم نميکردم که يه روز به خاطر سوتي هايي که دادم اينقدر دوست جون پيدا کنم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از همه کسايي که منو توي پيغامهاي خصوصي و عمومي مورد لطف قرار دادن ممنونم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کلي خجالتم داديد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه سوتي 81 + هم دارم که ميترسم اگر بذارمش بن بشم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
آهاي آقا مديره که قراره منو بعد از گذاشتن اون سوتيه بن کني اگر وقت داري بگو تا برات سوتيم رو بفرستم تا اگر مورد تائيد قرار گرفت اون رو اينجا بذارم تا بفهميد سوتي يعني چي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اجازه هست يه بار ديگه هم قربون همتون برم ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه عالمه دوستتون دارم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
16-02-2006, 00:20
ما هم تو رو دوست داريم سووووت جان
(واي كه چقدر مهربوني)

R;Shin
16-02-2006, 09:29
دو سال پيش كه من پيش دانشگاهي بودم مدرسه براي اينكه ما حتماً توي كنكور قبول شيم رفته بود يكي از استاداي بيوشيمي دانشگاه سمنان رو آورده بود كه به ما زيست شناسي درس بده منم براي اينكه ببينم استاده چقدر حاليشه گشتم تو كتاب زيست يه جونور به اسم «دافني» از پاورقي پيدا كردم و پرسيدم: آقا اجازه دافني چيه؟.... استاد داشت فكر ميكرد و منم از اين تأخيرش لذت ميبردم كه يهو گفت: براي جلسه بعد يه تحقيق دربارش بنويس!!!
چون داستانش يه كم طولانيه بقيش رو فردا مينويسم كه وقت كنين سوتيهاي بقيه رو هم بخونين.
تا فردا....

منم از روي ناچاري و سادگي رفتم پيش پشتيبانم توي قلمچي و اونم با كلي كلاس قر و پز گفت: دافني يه جلبكه و از ريشه كياهان دريايي تغذيه ميكنه و ...
منم رفتم مدرسه عين همينارو تحويل استاده دادم اونم از توي كيفش يه ورق كاغذ در اورد گفت بچه ها اين عكس دافنيه يه سخت پوست درياييه كه از موجودات ذره بيني تغذيه ميكنه.

sirad
16-02-2006, 10:33
يه پيشنهاد براي نيش نيش عزيز
پيشنهاد مي كنم هر چند روز يكبار يا هر هفته جالب ترين سوتي كه اعضا نوشتند را انتخاب كنيد
يعني سوتي ترين سوتي ها ( Sooooooooot )

FX64 Dual Core
16-02-2006, 13:14
با سلام

بابا به جان خودم من سوتي ندادم
يه كم دقت كنيد بد نيستااااااااااااا
دهععععععععععععع
اصلا من قهرم ديگه هم تو اين تاپيك نميام :sad:
ريحانه خانم من از شما عذرخواهي ميكنم, ولي منظورم اشتباه و سوتي آقا مهدي بود نه شما از اين شكل هم مشخصه "" :blink: "" و آقا مهدي هم اعتراف و عذرخواهي كردن :)

با سلام
آقا مهدي شما هم خيلي تيزي ها :blink: , من كمي شك كردم ولي نه به اندازه شما ;)
موفق باشيد.

R;Shin
16-02-2006, 13:43
اين سوتي بدترين خاطره من از زنگ ورزشه اون موقع من دوم دبيرستان بودم و توي مدرسه يه زمين فوتبال بزرگ داشتيم كه اينطوري شد!!!:
داشتيم فوتبال بازي ميكرديم و از اونجايي كه دفاع من در مدرسه حرف نداشت مثل هميشه تو پست دفاع آماده حمله هاي حريف بودم.
يكي از اونا اومد جلو و از نيمه زممين يه شوت هوايي زد طرف دروازه منم پريدم كه توپ به سر من خورد و تغيير مسير داد و درست رفت توي دروازه !!! :( 1-0
بچه ها هي مگفتن عيبي نداره و تو دفاع واستا.
يكي از اونا بايد كرنر مينداخت با يه شوت هوايي آروم توپ رو فرستاد روي دروازه ما كه من پريدم و تا توپ خورد به سينم چرخيدم به طرف دروازه و توپ رو فرستادم تو دروازه خودمون!!! :-?? 2-0
تيممون كه خيلي از دستم شاكي بودن منو با يكي از اون تيم عوض كردن.
يكي از اونا تا جلوي دروازه ما اومده بود و من رفتم توپاش كه چند نفر اومدن كمك ما حسابي شلوغ شده بود كه من ديدم يه طرف خاليه توپ رو انداختم همونطرف اما نگو اونجا دروازه خودمون بوده!!! :-& 2-1
با اينكه تيممون تا اون لحظه برنده بود و من يه جورايي آقاي گل بازي بودم اونا منون از بازي ارنداختن بيرون و منو تا يه ماه تو فوتبال راه نميدادن.
هروقت ياد اون بازي ميفتم ديپرس ميشم

WooKMaN
16-02-2006, 14:49
يه پيشنهاد براي نيش نيش عزيز
پيشنهاد مي كنم هر چند روز يكبار يا هر هفته جالب ترين سوتي كه اعضا نوشتند را انتخاب كنيد
يعني سوتي ترين سوتي ها ( Sooooooooot )

دوست عزيز پيشنهاد خوبيه
من كه شخصا از سوتي هاي soooot خوش اومده ! ;)

rozha
16-02-2006, 15:01
سلام
يه سوتي جالب
عموم تعريف مي كرد تو سربازي يه نامه در خواست تجهيزات براي مسئول پادگان نامه نوشت يك دستگاه سه نظام احتياج داريم(سه نظام هم مي دونيد چيه ديگه وسيله اي كه با هاش سره مته رو سفت مي كنن)
جناب سرهنگ هم در جواب نوشت از سه نظام با دو نظام اون موافقت مي شود

WooKMaN
16-02-2006, 15:04
سلام
يه سوتي جالب
عموم تعريف مي كرد تو سربازي يه نامه در خواست تجهيزات براي مسئول پادگان نامه نوشت يك دستگاه سه نظام احتياج داريم(سه نظام هم مي دونيد چيه ديگه وسيله اي كه با هاش سره دلر(مته) رو سفت مي كنن)
جناب سرهنگ هم در جواب نوشت از سه نظام با دو نظام اون موافقت مي شود

سرهنگه اصليتش ....... نبوده ؟؟؟ :biggrin:

rozha
16-02-2006, 15:10
سرهنگه اصليتش ....... نبوده ؟؟؟

شايد هم اين .................... بوده خدا عالمه

WooKMaN
16-02-2006, 15:13
فقط ميخواستم بدونم لهجه داشته يا نه ؟

rozha
16-02-2006, 15:17
خودم حذف كردم

WooKMaN
16-02-2006, 15:21
اگه ميدوني سرهنگه كجايي بوده ميشه واسم پيغام خصوصي بدي ؟
برام جالبه

somayeh_63
16-02-2006, 20:16
با سلام

ريحانه خانم من از شما عذرخواهي ميكنم, ولي منظورم اشتباه و سوتي آقا مهدي بود نه شما از اين شكل هم مشخصه "" :blink: "" و آقا مهدي هم اعتراف و عذرخواهي كردن :)

موفق باشيد.
ایوای نه من شوخی کردم
عذرخواهی برای چیه؟
من باید معذرت بخوام شوخیام یه ریزه ناجورن

در هر حال باعث شدم این اقا مهدی که سوتی تعریف نمی کرد خودش سوتی بده[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خواهش میکنم تشویقم نکنید [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
17-02-2006, 00:17
راستي از سينا جان خبري نيست !!!!
يعني تا حالا يه سر به اين تاپيك زده ؟

30naa
17-02-2006, 12:39
سلام نیش نیش جان با منی یا با sina ؟؟؟
اگ ه با سینایی که تو اینجور تاپیکها من ندیدم پست بده.
ولی اگه منظورت منم مطالب رو میخونم و می خندم ولی سوتی یادم نمی یاد که بنویسم "البته بعضی از سوتی های دوستان هم شبیه بیانات حس خیالپردازیشونه که متاسفانه من نه سوتی جالبی یادم میاد که بنویسم و نه حس خیالپردازی خوبی دارم.
ولی به چشم اگه چیزی یادم اومد مینویسم. ولی تاپیک خوبیه اگه همین جور ادامه پیدا کنه

emtn
17-02-2006, 12:47
من می خوام سوتی مادرمو تعریف کنم :cool:
با مادرم رفته بودم کارت اینترنت بخرم (تازه مودم گرفته بودیم )یه دفعه به فروشنده گفت: یه کارتی بدین که زیر نویس فارسی داشته باشه :biggrin:
خودش که نفهمید سوتی داده من به جاش حالم گرفته شد. :happy:

WooKMaN
17-02-2006, 14:20
سلام نیش نیش جان با منی یا با sina ؟؟؟
اگ ه با سینایی که تو اینجور تاپیکها من ندیدم پست بده.
ولی اگه منظورت منم مطالب رو میخونم و می خندم ولی سوتی یادم نمی یاد که بنویسم "البته بعضی از سوتی های دوستان هم شبیه بیانات حس خیالپردازیشونه که متاسفانه من نه سوتی جالبی یادم میاد که بنویسم و نه حس خیالپردازی خوبی دارم.
ولی به چشم اگه چیزی یادم اومد مینویسم. ولی تاپیک خوبیه اگه همین جور ادامه پیدا کنه

هم با شما هستم و هم با اون یکی سینا
عزیزم اگه یکم به اون مغزت فشار بیاری مطمئنم خوب سوتی هایی واسه تعریف کردن گیر میاری ! :biggrin:

Babak_King
17-02-2006, 15:07
سلام به همگي سوتي من:

آقا 3 سال پيش سال سوم دبيرستان تو مدرسه حكومت نظامي بود حالا چجوري :
خيلي از بچه هاي مدرسه يه ساعتايي كه بهشون حال نمي داد از مدرسه جيم مي شدن جيم شدنم انواع و اقسام داشت:
از در مدرسه : اينجوري كه يه نفر ميرفت روبروي دفتر مدرسه واي ميستاد و مواظب بود و ما جيم ميشديم
از روي ديوار : يه نفر ميرفت سر ناظمو و مديرو گرم مي كردو پاتاقو ميداديم ميرفتيم بالا از ديوار
....... و انواع مختلف

اون روز كمپلت مدير و معاون و ناظمو همه دست اتحاد داده بودن كه نزارن هيچ كس از مدرسه جيم بشه آقا منو يكي از بچه ها به اسم امير پايه شديم از مدرسه جيم بشيم همه در و پيكر مدرسه توسط گروه هايي نگهباني ميشد نشستيم با رفيقم نقشه طرح كنيم

خلاصه ديديم هيچ راهي نيست غير از يك راه:
رفتيم طبقه دوم طبقه دوم مدرسه يه پنجره داشت كه به يه كوچه پشتي ختم ميشد ما هم تو شلوغ بازار بين دو زنگ گفتيم هيچ كس نيستو فرار ------- آقا ارتفاع تا كوچه حدود 4/5 متر بود من اول رفتمو پريدم پايين نوبت دوستم شد يه خورده دل دل كرد و طولش داد آقا منم مي گفتم زود باش كه الانه كه سه بشيم يهو رفيقم گفت كه معاون مدرسه اومد

ناظم مدرسمون صداش مثل طوطي بود :biggrin: ما بهش مي گفتيم طوطي خلاصه دوستم گفت طوطي اومد گفتم جونه مادرت بپر الانه لو بريم خلاصه دوستم پريد از اون طرف اين طوطي هم قات زده بود اسم سرايدار مدرسمون راز بود جيغ زد راز بيا :blink: .......... بعد بيچاره سرايدارمونو از پنجره پرت كرد پايين دنبالمون آقا ماهم بدو مثل فيلماي ماموريت غير ممكن يه آهنگم ديگه تو كلمون جون گرفته بود بدو تو خيابونم دنبالمون نمي دونم چي به اين راز داده بودن مثل فرفره مي دويد آقا ديگه بريده بوديم گيرمون انداخت گفتيم راز جونه مادرت برو بگو در رفتن ..........هيچي بردمون مدرسه :evil:

طوطيم تا مارو ديد مي خواست يكي بنوازه تو گوش من كه من نامردم نامردي نكردم گفتم آقا اين مارو اغفال كرد(يعني رفيقم امير)ناظممونم با امير بهتر بود هيچي نگفت

خلاصه ديگه سعي كردم مامورت دو نفره انجام ندم ديگه تنهايي جيم ميشدم :cool:

WooKMaN
17-02-2006, 17:42
بابك جان مرسي جالب بود

ميلاد پوررجب
17-02-2006, 22:24
يه بار توي يه مرحله ي جي تي آي گير كرده بودم و اعصابم خورد شده بود بالاخره پس از كلي تحقيق و ... فهميدم كه با يه ترينر ميشه ردش كرد اومدم و توي بخش بازي ها و هر جا كه به اين امر مربوط بود يه تاپيك زدم با عنوان
جديد ترين تروجان جي تي آي زدن اين تاپيك ها همانا و سيل pm ها و ... و غيره و ... به من شروع شد
تا يك هفته به ژي سي ورلد از خجالت نتونستم سر بزنم

WooKMaN
17-02-2006, 23:39
ميلاد جان سوتي جالبي بود مرسي

WooKMaN
17-02-2006, 23:46
من از دوستاني كه فقط اين تاپيك رو واسه خوندن باز ميكنن خواهش ميكنم مثل بقيه دوستان همكاري كنن و در مورد سوتي هاشون بگن !

WooKMaN
18-02-2006, 00:22
خوشبختانه نيت شما خير بوده اگه ديدي بچه ميخندن اونا نيتشون پليد بوده
ولي در هرصورت ممنون سوتي توپي بود

ميلاد پوررجب
18-02-2006, 00:27
گفتم استاد اگه يه واحد هم عملي داشتيم خوب بود ...
ما قراره كه از اين ترم 1 واحد آزمايشگاهشم رو داشته باشيم :laughing: :laughing: :laughing:

WooKMaN
18-02-2006, 00:29
به به
به سلامتي انشاالله

WooKMaN
18-02-2006, 00:37
بيچاره منظورش چي بود شما چي فهميدين!!
البته اگه هر كي جاي شما بود همون طور برداشت ميرد

hoseinquest
18-02-2006, 01:18
سلام. ممنونم خيلي جالب بود . حالا با اجازه شما منم اظهار فضل كنم.
آقا من تو كه كلاس معروف بودم كه زبان و برنامه نويسيم خوبه. سر كلاس زبان بوديم(جمعيت 41 نفر دركلاس: 9 پسر ، 32 تا دختر)
استاد داشت تمرين هارو حل ميكرد كه گفت اين تمرينو كي ميتونه حل كنه من كه هنوز تمرينو نخونده بودم ولي به خاطر اعتماد به نفس و كمي كلاس گذاشتن دستمو بردم بالا. استاد گفت غير خوشرفتار كسي بلد نيست ..... عيب نداره بخون جانم.
آقا چشمتون روز بد نبينه (عين تمرين رو يادم نيست) ولي شبيه همين بود
I ... an envelope but i havent stamp
منم جاي خالي رو گفتم am يعني
i am an envelope
يعني من پاكت نامه هستم!!!!!
جاتون خالي كلي بهم خنديدن و ضايع شدم.
تا بعد.....

somayeh_63
18-02-2006, 01:22
بوق بوق بريد كنار اومدم سوتيا رو بخونم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

كسي زير چرخام له نشد كه؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
18-02-2006, 07:50
ميبينم كه ميلاد جان هم افتاده رو خط سوتي نوشتن
ممنون جالب بود

jazire
18-02-2006, 13:51
سلام به همگی حالا که همه سوتی کامپیوتری گفتن منم یکی بگم :
یادمه اولین باری که با کامپیوتر آشنا شدم هنوز Dos واسه خودش حکومتی داشت.
آقا ما نشستیم پشت سیستم.با کلی افه تایپ کردم my name is mohsen what is your name بعد هم اینتر زدم ولی جواب درستی ندیدم.بعد نوشتم 5+7 و اینتر زدم بازم جواب درست نداد.خلاصه هی ما از کامپیوتره سوال می پرسیدیم اونم همش میگفت :
Bad Command Or File Name
آخرش اعصابم خورد شد.گفتم : اه...این چقدر خنگه!!!!!
حالا که بیش از 7 سال از اون روز میگزره هنوزم معتقدم کامپیوتر خنگه......

30naa
18-02-2006, 14:11
سوتی های کامپیوتری در خاطرات باینری...
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
با تشکر
سینا

somayeh_63
18-02-2006, 21:00
سوتيا رو خوندم
سوتياي اقاي milad-poorrajab خيلي بامزه تر بودن
من از طرف خودم و بازم خودم زرشك قرمز خوش رنگ سوتي دادنو تقديم شما مي كنم
مباركتون باشه

Soso
18-02-2006, 21:40
دوستان من خودم به شخصه زياد سوتي نميدم اما ميتونم براتون سوتي هاي دوستام رو براتون بگم ! ميخواين اين كار رو بكنم ؟

Soso
18-02-2006, 22:37
خوب از اول بگيد كه بهتره ! حالا الكي اينجا پر از پست هاي بيهوده ميشه !
راستي من از دوستام سوتي بنويسم يا نه ؟!

ميلاد پوررجب
18-02-2006, 22:44
اين هم يك ماجراي جالب كه يكي برام ميلش كرده بود

سلام........خوبید؟؟
امروز یه اتفاق جالب توی مدرسه افتاد.........این قصه از چند وقت پیش شروع شد....-->

یه روزی اومدن سر کلاس و گقتن که هر کس میخواد توی مسابقات احکام و نهج البلاغه و اذان شرکت کنه اسمش را بگه..من هم برای اینکه یه زنگ کلاس را بپیچونم الکی رفتم و ثبت نام کردم..........ماه بعد امتحان بود ....من هم شانسی رفتم سر جلسه و همه تست ها را شانسی زدم......بعد از یک هفته نتیجه ها اعلام شد و من دیدم که الکی الکی و شانسی نفر اول شدم توی مدرسه ..اون هم با نمره ی ۱۳ از ۲۰.... به هر حال گفتن باید بری منطقه.....به هر حال روزی که داشت اسم بچه های اول احکام اول و ودم و سوم را مینوشت من نبودم و اسمم را ننوشتن.......... بعد از چند روز هم بهم گفتن که? یکی دیگه میره منطقه...من هم گفتم بهتر...اما امروز که قرار بود بجه ها برن منطقهمن چون هیچ کدوم از درسام را ننوشته بودم باهاشون رفتم و یا بهتر بگم مثل کنه چسبیدم بهشون.....به هر حال من رفتم به جای احکام سر جلسه اذان نشستم...یه امتحان کتبی از ۲۰ نمره گرفتن که شانس آوردم که تستی بود فقط ۲ تا سوال تشریحی داشت که جواب ندادم....بعدش یارو گفت که حالا باید اذان بگید....من همون موقع بهش گفتم من صدام گرفته ...گقت چرا اومدی؟ گفتم به زور آوردنم ...گفت به هر حال باید اذان بگی...۲ دقیقه یعد بهش گفتم که با معلم پرورشی خودمون کار دارم میشه برم؟؟ گفت : نه....به هر حال هر چی روش توی این ۸-۷ سال یاد گرفته بودم را به کار بستم..اما جواب نداد............بالاخره گفت شما ۶.......من گفتم بله...گفت بیا اذان بگو...گفتم یه مشکلی دارم نمیتونم بگم....یارو کلی گیر داد ولی به هر حال گفتم حالم بده و بعدش از ساختمون در اومدم و وای سادم دم در.... یکی دیگه از بجه هامون به اسم سپهر اومد دم در و با هم تا مدرسه پیاده رفتیم...وقتی رسیدیم مدرسه ناظم خفتمن کرد که بقیه کجان؟ به هر حال اونم پیچوندیم.....بعدش دوباره ناظم اومد و گفت تو چرا رفتی..ولی این دفه دیگه نپیچید و جدی جدی خفت شدم.......و به هر حال ۲ تا از زنگ ها پیچید و کلی فاز داد.............

Soso
18-02-2006, 23:01
من يه بار توي مدرسه داشتم واليبال بازي ميكردم ( جزو تيم مدرسه بودم )به يكي از دوستام گفتم كه توپ رو بنداز روي ساعدم ولي اون اشتباهي انداخت رو پنجم و من هم كه عصباني شده بودم ، رفتم جلو و محكم خوابوندم توي گوشم بهترين دوستم !
براي اولين بار بود كه توي حياط مدرسه ميزدم توي گوش يكي از همكلاسي هام ! ناظم اومد جلو و يقه ي جفتمون رو چسبيد و ما رو برد توي دفتر ! من كه كم آورده بودم و زبدونم بسته شده بود ، براي ناظم يه داستان الكي سر هم كردم و دوستم هم تاييد كرد ( مرام رو عشق است ) ولي 3 زنگ اونجا توي دفتر وايساده بوديم !بالاخره معلم راهنمامون اومد و گفت چي شده ! من كه يادم نميومد داستان قبلي اي كه براي ناظم گفته بودم چي بوده ، يه داستان ديگه گفتم و دوباره اون بدبخت هم من رو تاييد كرد !
بعد حدود 10-15 دقيقه ديگه، مدير و ناظم با هم وارد شدن و مدير دليل رو ازم پرسيد !
منم كه ماشاالله شاخم و كم نيوردم و يه داستان ديگه ساختم !اما از شانس بدم ناظم داستان رو يادش بود كه چي گفته بودم و از معلم راهنمامون هم داستان دوم رو پرسيده بود و اينم يه داستان ديگه بود !!! بالاخره طولش نميدم و من بدبخت 1 روز از مدرسه افتادم بيرون و بعدش هم با بابام رفتم مدرسه تا بذارن كه من برم مدرسه و ادامه تحصيل كنم !!!
اينم از يه سوتي من ( يعني سوسو ( يعني سروش ))

Soso
18-02-2006, 23:08
من بدونه از مال خودم نوشتم ، چشم از مال دوستانم هم حتما مينويسم

WooKMaN
18-02-2006, 23:48
پس منتظر شنیدن سوتی های توووووپ دوستانتون هستیم

Hamid110
19-02-2006, 01:20
سلام
منتظر من هم باشيد . . . !

MaFia
19-02-2006, 05:06
دقيقا رسيديم سر بحث جنبه بعضي از دوستان و احترام به جمع و چهاچوب هايي كه هست
اين چند تا پست آخري رو كه خوندم دقيقا شده بود موضوع فقط پورنو و موضوعاتي بود كه براي انجمن شرم آور بود
دوستان خوبم احترام به قوانين و يا حتي جمع يه اصل هست براي همه ما
و فكر مي كنم وقتي نه يك بار چندين بار اين موضوع توسط دوستان رعايت نميشه هيچ ارزشي رو براي جمع قائل نيستند
پس خواهش مي كنم براي بار آخر از آقاي Sooot كه فكر مي كردم احترامي براي جمع قائل هستند موضوعات سكسي و ... كه براي خودشون جالب هست رو در اين انجمن مطرح نكنند و همين طور آقاي
milad-poorrajab !
همين طور باقي دوستان كه ديگه تكميل كردن صحبت هاي ايشون رو از جمله Sina.G
شايد خيلي از ما ها حداقل من شخصا جرات اين موضوع رو دارم كه با دوستاني بعضي از مباحث رو داريم اما هر سخن جايي هر نكته مكاني!!!!
واقعا حيف هست كه تاپيك سر اين بي توجهي ها قفل شه

نيش نيش عزيز تر از جان شما هم خواهش مي كنم پست هات رو از حالت چت كه پاي هر پستي شما پست چت گونه مي ديد خارج كن كه تاپيكي كه خود شما زدي و اين همه هم پرطرفدار شده مطالب خوندني تر داشته باشه تا
تشكر ها و .... هاي ....
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

soooot
19-02-2006, 05:56
ديديد مافيا جونم منو دعوا كرد ! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اوني كه من گفتم كه سكسي نبود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تازه مگه من چند بار به جمع بي احترامي كردم ؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
من كه قبلش گفته بودم ميخوام سوتي 81+ بدم و لطفا يكي از مدير هايي كه قراره منو بن كنه اگر وقت ميكنه بگه قبلش براي اون بفرستم اگر تائيد شد اونوقت بذارمش اينجا [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خوب هيچكي هچي نگفت منم گذاشتم ديگه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اصلا من ديگه با اين تايپيك قهرم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Am!d
19-02-2006, 06:02
من موندم تو چه اصراري برا بن شدن داري ؟؟؟ :blink: :blink:

MaFia
19-02-2006, 06:06
من كه قبلش گفته بودم ميخوام سوتي 81+ بدم و لطفا يكي از مدير هايي كه قراره منو بن كنه اگر وقت ميكنه بگه قبلش براي اون بفرستم اگر تائيد شد اونوقت بذارمش اينجا


سوت جان ديگه خودت ماشالله مي دوني كدوم موضوع مطرح كردنش مشكل داره تو انجمن
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اگر هم بخواهي سانسور شده و ... بگي كه هيچ كدوم از دوستان سوتي رو متوجه نميشه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خودت اينجور معلوم هست آخر سوتي هستي پس از اون زير 18 ساله هاش انتخاب كن [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
19-02-2006, 08:03
نيش نيش عزيز تر از جان شما هم خواهش مي كنم پست هات رو از حالت چت كه پاي هر پستي شما پست چت گونه مي ديد خارج كن كه تاپيكي كه خود شما زدي و اين همه هم پرطرفدار شده مطالب خوندني تر داشته باشه تا
تشكر ها و .... هاي ....

چشم ديگه تكرار نميشه !

Mehran
19-02-2006, 11:05
سلام.
راستش من به جز اون سوt كه همه دادن (كه در مورد كارت اينترنت و فكر مي كردم(يم) كه مثل كارت تلفن يا كارت اعتياري كه بايد توي يه جايي قراربديم تا وصل بشته توي اينترنت (راستش زير فلاپي يه جاي خالي هست من فكر مي كردم بايد اونجا واسه اينه كه يه دستگاهي جاش بزاريم تا كارت اينترنت رو تو اون ببريم!!))
سوتي خاص ديگه اي خودم ندادم ولي ولي همه دبيرامون تا دلت بخوان سوتي ميدن (البته يكسان نيستن كم وزياد دارن) و ما هميشه در سر كلاس در حال خنده هستيم!! و دبيراي بيجاره هر دقيقه نگاه مي كن به ساعتاشون تا ببينن كي زنگ مي خوره!!!
(مخصوصا دبير عربي و فيزيك!!!)
اوه بله يه سوتي توي امتحان هندسه دادم كه به ضررم تموم شدو و2 نمره مفت از دست دادم.
امتحان ترم هندسه بود كه سوال داده بودن طول پاره خط Pc رامحاسبه كنيد!!
ما هم آستينارو زديم بالا و شروع به حل مسئله كرديم.ولي در پايان كار عدد آوگاردورو بدست آوردم!!
همه ي بچه ها يه چيز بدست آوردن و من يه چيز ديگه. وقت دادن ورقه ها رسيد. ورقه ي من رو كه ديد دبيرمون گفت فلاني بيا اين جا ببينم.
گفتم بله آقا؟!
گفت اين مسخره بازي هاي در اوردي؟! چرا اين جوري نوشتي تو برگت؟
گفتم چي شده آقا؟
گفت چرا C رو 30 نوشتي؟ ها؟
برو گمشو بشين!!!
من هم سرم رو انداختيم پايين و رفتم سرجام نشستم.
بعد از اون بچه هر وقت منو مي ديدن مي گفتن اين هم آخر عاقبت پي سي ورلد.
(اخه همه ي مي دونن من عضو پي سي ورلدم و بهم ميگن بچه پي سي!!!)

ميلاد پوررجب
19-02-2006, 13:40
دقيقا رسيديم سر بحث جنبه بعضي از دوستان و احترام به جمع و چهاچوب هايي كه هست
اين چند تا پست آخري رو كه خوندم دقيقا شده بود موضوع فقط پورنو و موضوعاتي بود كه براي انجمن شرم آور بود
دوستان خوبم احترام به قوانين و يا حتي جمع يه اصل هست براي همه ما
و فكر مي كنم وقتي نه يك بار چندين بار اين موضوع توسط دوستان رعايت نميشه هيچ ارزشي رو براي جمع قائل نيستند
پس خواهش مي كنم براي بار آخر از آقاي Sooot كه فكر مي كردم احترامي براي جمع قائل هستند موضوعات سكسي و ... كه براي خودشون جالب هست رو در اين انجمن مطرح نكنند و همين طور آقاي
milad-poorrajab !
همين طور باقي دوستان كه ديگه تكميل كردن صحبت هاي ايشون رو از جمله Sina.G
شايد خيلي از ما ها حداقل من شخصا جرات اين موضوع رو دارم كه با دوستاني بعضي از مباحث رو داريم اما هر سخن جايي هر نكته مكاني!!!!
واقعا حيف هست كه تاپيك سر اين بي توجهي ها قفل شه

نيش نيش عزيز تر از جان شما هم خواهش مي كنم پست هات رو از حالت چت كه پاي هر پستي شما پست چت گونه مي ديد خارج كن كه تاپيكي كه خود شما زدي و اين همه هم پرطرفدار شده مطالب خوندني تر داشته باشه تا
تشكر ها و .... هاي ....
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مافیا جان واقعا ببخشید من فکر کردم همه اینطور سوتیایی مینویسن در اینجا از شما و از همه ی خوانندگان این تاپیک عذر خواهی میکنم

Sina.G
19-02-2006, 14:36
دقيقا رسيديم سر بحث جنبه بعضي از دوستان و احترام به جمع و چهاچوب هايي كه هست
اين چند تا پست آخري رو كه خوندم دقيقا شده بود موضوع فقط پورنو و موضوعاتي بود كه براي انجمن شرم آور بود
دوستان خوبم احترام به قوانين و يا حتي جمع يه اصل هست براي همه ما
و فكر مي كنم وقتي نه يك بار چندين بار اين موضوع توسط دوستان رعايت نميشه هيچ ارزشي رو براي جمع قائل نيستند
پس خواهش مي كنم براي بار آخر از آقاي Sooot كه فكر مي كردم احترامي براي جمع قائل هستند موضوعات سكسي و ... كه براي خودشون جالب هست رو در اين انجمن مطرح نكنند و همين طور آقاي
milad-poorrajab !
همين طور باقي دوستان كه ديگه تكميل كردن صحبت هاي ايشون رو از جمله Sina.G
شايد خيلي از ما ها حداقل من شخصا جرات اين موضوع رو دارم كه با دوستاني بعضي از مباحث رو داريم اما هر سخن جايي هر نكته مكاني!!!!
واقعا حيف هست كه تاپيك سر اين بي توجهي ها قفل شه

نيش نيش عزيز تر از جان شما هم خواهش مي كنم پست هات رو از حالت چت كه پاي هر پستي شما پست چت گونه مي ديد خارج كن كه تاپيكي كه خود شما زدي و اين همه هم پرطرفدار شده مطالب خوندني تر داشته باشه تا
تشكر ها و .... هاي ....
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سلام مافیا جان ، خسته نباشی.
اول می خواستم این پست رو به صورت خصوصی واست بفرستم ولی دیدم بد نیست دوستان دیگه هم این رو بخونن.
مافیا جان ، بیخود شلوغش نکن .
اگه شما می دونستی پست سوت خارج از چهارچوبه ، خوب از اول باید اون رو پاک می کردی تا من هم جواب سوالشو ندم ، این از نکته ی اول .
دوم اینکه تو یه طوری اخطار دادی که اگه کسی از موضوع خبر نداشته باشه فکر میکنه من یه کلمه بسیار رکیک رو به کار بردم ، در حالی که اصلا اینطور نیست ، به نظر من خود کلمه ی سکس از اون کلمه ای که من به کار بردم 100 برابر رکیک تره ( چون که او کلمه اصلا رکیک نبود).
در ضمن ، خوبه که تو ساکن سیسیلی ، چون اگه ساکن ایران بودی حتما می خواستی منو Ban کنی.
والسلام ، نامه تمام.

Am!d
19-02-2006, 14:48
سلام مافیا جان ، خسته نباشی.
اول می خواستم این پست رو به صورت خصوصی واست بفرستم ولی دیدم بد نیست دوستان دیگه هم این رو بخونن.
مافیا جان ، بیخود شلوغش نکن .
اگه شما می دونستی پست سوت خارج از چهارچوبه ، خوب از اول باید اون رو پاک می کردی تا من هم جواب سوالشو ندم ، این از نکته ی اول .
دوم اینکه تو یه طوری اخطار دادی که اگه کسی از موضوع خبر نداشته باشه فکر میکنه من یه کلمه بسیار رکیک رو به کار بردم ، در حالی که اصلا اینطور نیست ، به نظر من خود کلمه ی سکس از اون کلمه ای که من به کار بردم 100 برابر رکیک تره ( چون که او کلمه اصلا رکیک نبود).
در ضمن ، خوبه که تو ساکن سیسیلی ، چون اگه ساکن ایران بودی حتما می خواستی منو Ban کنی.
والسلام ، نامه تمام.
دوست عزيز همه چيز هايي كه مافيا جان ديشب پاك كرده بود رو من خوندم .
مافيا كه هرچي رو پاك نميكنه . وقتي ميبينه كه شما ول كن نيستي خوب مياد همه رو پاك ميكنه و كسي هم نميتونه برا اشتباهش دليل بياره حتي اگه منطقي باشه .
كار خطا كه دليل نداره . داره ؟
شما به چيز ركيكي اشاره نكردي اما متنت ذهن ادم رو بسمت مسايل .... سوق ميداد . حتمآ نباث مستقيمآ اشاره كني كه .
غير مستقيم اشاره كردي . چه فرقي ميكنه .
در هر صورت كار درستي نبود و اعتراضي وارد نيست .

Sina.G
19-02-2006, 15:03
Masih جانن ، منظورت رو از لفظ " ول نمی کردی " متوجه نمی شم ، اون اولین پست من توی این تاپیک بود ، عزیز من ، ول نمی کردی یعنی چه ، مگه من کنه ام.
ٍٍٍٍثانیا با تموم احترامی که واسه ی تو و کارهای گرافیکی قشنگت قائلم ، ولی من اون پست رو خطاب به مافیا دادم ، شما لازم نبود جواب بدی ( با عرض معذرت)
از این به بعد هم اگه کسی چیزی رو می خواد به من بگه بهتره خصوصی بگه تا من مجبور نشم جوابشو ( اگه داشتم ) اینجا بدم تا به قول دوستان پست بیهوده تولید نشه ( منظورم از پست بیهوده همون پست هاییه که توی این تاپیک زیاد به چشم می خوره است )
با تشکر

MaFia
19-02-2006, 15:12
سينا جان جمله شما كه پاك شد از نظر من مشكل داشت
در مورد پاك كردن پست خارج از چهارچوب خب بله 100% بايد پاك مي شد كه شد حالا اول و وسط و آخرش مهم نيست
در مورد رابطه محل سكونت و بن شدن هم من متوجه نشدم ولي خب من در تهران زندگي ميكنم و شما هم بن نشدي
من از محيطي كه هر كاربري سريع بن شه و مديران اونجا فقط اعمال قدرت كنند اصلا خوشم نمي ياد و سعي مي كنم هميشه پست هام از نوع خواهش باشه تا عقده نمايي
من مفهوم كلي صحبتم يه چيز بود: يه خواهش كه چهارچوب ها رعايت شه
پس فكر شما كه فرمودين همه فكر مي كنند شما جمله ركيك استفاده كرديد درست نيست چون مفهوم صحبت من خرفي از حرف هاي ركيك و ناسزا نبود بلكه خط قرمز هايي بود كه در يه انجمن رعايت ميشه ( انجمن پي سي ورلد)
وگرنه شايد اين مباحث بين خيلي از دوستان هم باشه ( كه در پست قبلي گفتم يكيش خود من)
در ضمن طرز فكر من و يا عقيده من به موضوعات و يا محل زندگي من چهارچوب ها و موارد ذكر شده رو اصلا تعيين نمي كنه بلكه فقط بنده ناظر هستم حال چه موافق چهارچوب ها و يا مخالف تعهد نظارت دادم
اما خب حفظ چهارچوب ها يه اصل هست

اميدوارم موضوع براي شما روشن شده باشه و سو’ تفاهم حل شده باشه
با سپاس از شما[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

رويا خانوم
19-02-2006, 15:18
انتخابات ریاست جمهوری امسال بعنوان بازرس یکی از حوزه های انتخاباتی, انتخاب شدم. جمعه ساعت 6:30 صبح بیدار شدم چادر چاقور کردم واز خونه اومدم بیرون. حوزه انتخاباتی(مدرسه) هم نزدیک خونمون چند تا کوچه پایین تر بود. نرسیده به مدرسه دیدم دو تا مامورنیروی انتظامی دم درب ایستادن. پیش خودم فکر کردم الان اگر جلومو گرفتن و گفتن چی کار داری چی بگم...
برگه و کارت معرفی رو دستم گرفتم و با اعتماد بنفس زیادی رفتم جلو
و گفتم : آقا سلام :biggrin:
من بازپرس هستم....این هم معرفی نامه و کارت من ...( من بازرس بودم) :ohno:
دو تا مامور رو می گی بزور خودشون را نگه داشتم تا نخندن :laughing: و من خجالت زده :puke: ...اصلا نفهمیدم که کی رسیدم داخل ساختمون. :sad:
یکی از مامورا هم نکرد نامردی 1 ساعت بعد اومد داخل ساختمون با نیشخند و صدای بلند داد زد این خانم بازپرس کجا هستند... منو مي گي :weird: در تمام اون روز سعی میکردم که دو تا مامورا منو نبینن...خیلی روز بدی بود. ( نکته جالب تر اینه که انتخابات به دور دوم کشیده شد و من مامورا را یک جمعه دیگه هم زیارت نمودم.) :puke:

Am!d
19-02-2006, 15:42
Masih جانن ، منظورت رو از لفظ " ول نمی کردی " متوجه نمی شم ، اون اولین پست من توی این تاپیک بود ، عزیز من ، ول نمی کردی یعنی چه ، مگه من کنه ام.
ٍٍٍٍثانیا با تموم احترامی که واسه ی تو و کارهای گرافیکی قشنگت قائلم ، ولی من اون پست رو خطاب به مافیا دادم ، شما لازم نبود جواب بدی ( با عرض معذرت)
از این به بعد هم اگه کسی چیزی رو می خواد به من بگه بهتره خصوصی بگه تا من مجبور نشم جوابشو ( اگه داشتم ) اینجا بدم تا به قول دوستان پست بیهوده تولید نشه ( منظورم از پست بیهوده همون پست هاییه که توی این تاپیک زیاد به چشم می خوره است )
با تشکر
ببين سينا جان اون حرف ضايع نبود ؟؟؟ شما نميدوني كه اينجا دخترام ميان ؟؟؟
شما خيلي پست تو فر’وم ميدي كه همشون خوبن . اما من با اين يكي تعجب كردم .
حالا بگذريم . سوئتفاهم نشه فقط يكم ضايع بود همين كه نمينوشتي بهتر بود .
از دست كسي هم ناراحت نشو چون اينجا همه دوستن .
قربانت مسيح

Sina.G
19-02-2006, 15:44
در مورد رابطه محل سكونت و بن شدن هم من متوجه نشدم ولي خب من در تهران زندگي ميكنم و شما هم بن نشدي.......................................... .................................................. .....................
.......................اميدوارم موضوع براي شما روشن شده باشه و سو’ تفاهم حل شده باشه
با سپاس از شما[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اتفاقا من همین امروز به صورت تصادفی مصاحبه ی شما رو خوندم و متوجه محل سکونت شدم ( ناقلا واسه کلاس نوشتی سیسیل؟ ;) )



بله بله بله ، کاملا روشن شد.

WooKMaN
19-02-2006, 16:55
مثل اينكه موضوع تاپيك عوض شده !!!!!!!!!!!

WooKMaN
19-02-2006, 23:52
عکسی جالب از سوتی اداره راه و ترابري :blink:

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Y.O.U.S.E.F.P.3.0
20-02-2006, 06:04
سلام سلام ایول به مرام همتون خیلی باحالید ... ممنونم کلی با خوندن اینها حال کردم ....

--------------------
چندتا سوتی باحال دارم که مال سالهای مختلف هست ولی اصلا +18 یا شبیه این نیست :happy:
--------------------
1-سال سوم دبیرستان---4 سال پیش--
- سر کلاس درس ....
- موضوع بحث بین من و همکلاسیهام در مورد اردوی دو روزه برای قبل عید نوروز---
-------
در این لحظه معاون وارد کلاس شد و از معلم نیم ساعت آخر رو گرفت تا با ما راجع به
اردو صحبت کنه....

خوب نشستیم پای صحبت....
معاون : بچه ها با اردوی شما موافقت شده. :rolleye:
من : مگه میتونستن موافقت نکنن. :cool:
معاون : ببین اگه یک بار دیگه این حرفو بزنی اردو کنسل میشه... :ohno:
من : ببخشید!!!! :blush:
معاون : بچه ها یکسری مواردی هست که باید بگم ... از آوردن نوار و ورق خودداری کنید :blink: چون اگه ببینم
اونوقت حالتون رو میگیرم .... و اردو زهرتون میشه :angry: ....
یکی از بچه ها : آقا مگه نوار چشه .... من که میارم ... :biggrin:
معاون : تو غلط کردی :angry: ....
(کلاس شلوغ شد) :tongue:
من :cool: : اجازه من هم ورق میارم :ohno: .....
(کلاس ساکت شد) ;)
(معاون اومد بیاد به طرف من با حالت خشن) :angry: :evil:
بغل دستیم (در گوشی) : خاک تو سرت بدبخت شدی. :sad:
(معاون اومد جلوم وایساد).
معاون : بلند شو ببینم ... چی گفتی.
من : (با حالت ترس) :weird: : گفتیم ورق میارم.
معاون : تو غلط کردی با کسی که بیاره و باهات بازی کنه.گمشو بیرون.اومد بزنه تو گوشم که من خودمو کشیدم عقب :tongue:
معاون در حالی که حالش گرفته بود رو کرد به مبصر کلاس گفت : برو مدیر رو بیار.
همکلاسیها : هووووووووووووو..... :laughing:
معاون : زهرمار خفه شین ....
(بعد چند لحظه) در باز شد و مدیر اومد(مدیر ما خیلی خشن بود ) :evil:
مدیر: چی شده.
معاون : این جناب (با انگشت به من اشاره کرد) میخواد برای اردوی دو روزشون ورق بیاره و بازی کنه .
مدیر : (با نگاه خشانت انگیز!!!!) یوسف... راست میگه.
من : بله. :cool:
مدیر : تو غلط کردی .. :angry: :angry:
من : (دیدم اوضاع خرابه ) آقا آخه من خیلی بازیشو دوست دارم :rolleye: ....
همکلاسیها : هووووووووو ... (دست زدن) :laughing:
مدیر :angry: و معاون :ohno: (همزمان) : خفه ... بیشعورها....
مدیر : یوسف خان به خاطر این جسارتت تنبیه میشی ... میفرستمت حراست :puke: سازمان ....
میخوای بازی حرام :blink: رو بین بچه ها رواج بدی .... بیتربیت بی نزاکت....
من : اجازه کجاش حرومه ... همه دارن بازی میکنن ... :laughing:
مدیر : یعنی میگی حلاله .... کجا همه بازی میکنن ... حداقل نصف مردم ایران بلدش نیستن :ohno:
من : کی میگه همه بلدن :rolleye: .....
مدیر : یوسف خیلی پر رو شدی .... گمشو از کلاس بیرون....
من : به خدا همه بلدن ... حتي خود شما :ohno: ....
مدیر : (مثل تام تو برنامه تام و جری از سرش بخار اومد بیرون :weird: )... تو غلط کردی من بلدم...
(اومد جلو و یقه من رو گرفت و از رو صندلیم هولم داد وسط کلاس)(مدیر در همین حال داد زد):اخراجییی :sad: ...
مدیر : میخوای ورق بیاری ها ... من میدونم و تو....
من : به خدا حروم نیست ... جرم نیست ...
مدیر (اومد پشت یقه من رو گرفت بکشه بیرون از کلاس)
من : آقا یه لحظه اجازه بدین ...
مدیر : بگو ... چته ....
من : (رو کردم به بچه ها) .... بچه ها خدائیش ورق حرومه :sad: .... اونم ورق کا غذ واسه اسمو فامیل :ohno: .....

( در همین لحظه همه نگاه ها متعجب به سوی من :ohno: :ohno: ....
چند ثانیه بعد کلاس از خنده منفجر شد :laughing: :laughing: :laughing: )
همکلاسیها : ( در حال زدن روی صندلیها و هو هو کردن اسم منو صدا میزدن)

مدیر :blink: دستمو گرفت رفتیم بیرون ... معاون :tongue: هم زورش به کلاس نرسید .... رفت تو دفتر و زنگ تفریحو زد ...
از روی ساعت راهرو دیدم که 10 دقیقه زود تر زنگ رو زدن :happy: ....

(تو دفتر من و مدیر و چند تا از معلم ها به همراه معاون)
معاون در حال توضیح به معلمهای دیگه ... مدیر در حال تماس با محل کار پدرم ...
بعد از تعریفهای معاون .... من شاهد خنده های معاون و معلم ها بودم ...
مدیر همچنان در کف این اتفاق دست و پا میزد :ohno: ....
بعد از 15 دقیقه سر پا ایستادن ....
معاون زنگ کلاس رو زد ....
در دفتر باز شد و پدرم اومد تو ....
مدیر و معاون به همراه معلمها به نشان احترام از روی صندلیهاشون پا شدند ....
مدیر در حال توضیح اتفاق به پدرم ....
پدرم بعد از اتمام توضیحات زد زیر خنده :laughing: ... البته نیش خنده :happy: ....
خلاصه .... تموم شد .... من تعهد دادم .... اردو هم رفتم ....
ورق (اصل) :biggrin: .... نوار :tongue: .... بعضیا هم سیگار :ohno: ... و حتی قلیان هم ;) ... آوردن
اینو بگم که معاون هم با بچه ها ورق بازی کرد :laughing: .....
---------
این سوتی مدیر ما بود ..... شاید هم خاطره بود .... امیدوارم خوشتون اومده باشه ... منتظر بعدیها باشین

متشکرم
یوسف

alaodin1
20-02-2006, 06:42
دوستاني كه در اين تاپيك سوتي هاي خود را مينويسند مطمئن باشند بزرگترين سوتي عمر خود را داده اند[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
20-02-2006, 15:58
سلام سلام ایول به مرام همتون خیلی باحالید ... ممنونم کلی با خوندن اینها حال کردم ....

--------------------
چندتا سوتی باحال دارم که مال سالهای مختلف هست ولی اصلا +18 یا شبیه این نیست :happy:
--------------------
1-سال سوم دبیرستان---4 سال پیش--
- سر کلاس درس ....
- موضوع بحث بین من و همکلاسیهام در مورد اردوی دو روزه برای قبل عید نوروز---
-------
در این لحظه معاون وارد کلاس شد و از معلم نیم ساعت آخر رو گرفت تا با ما راجع به
اردو صحبت کنه....

خوب نشستیم پای صحبت....
معاون : بچه ها با اردوی شما موافقت شده. :rolleye:
من : مگه میتونستن موافقت نکنن. :cool:
معاون : ببین اگه یک بار دیگه این حرفو بزنی اردو کنسل میشه... :ohno:
من : ببخشید!!!! :blush:
معاون : بچه ها یکسری مواردی هست که باید بگم ... از آوردن نوار و ورق خودداری کنید :blink: چون اگه ببینم
اونوقت حالتون رو میگیرم .... و اردو زهرتون میشه :angry: ....
یکی از بچه ها : آقا مگه نوار چشه .... من که میارم ... :biggrin:
معاون : تو غلط کردی :angry: ....
(کلاس شلوغ شد) :tongue:
من :cool: : اجازه من هم ورق میارم :ohno: .....
(کلاس ساکت شد) ;)
(معاون اومد بیاد به طرف من با حالت خشن) :angry: :evil:
بغل دستیم (در گوشی) : خاک تو سرت بدبخت شدی. :sad:
(معاون اومد جلوم وایساد).
معاون : بلند شو ببینم ... چی گفتی.
من : (با حالت ترس) :weird: : گفتیم ورق میارم.
معاون : تو غلط کردی با کسی که بیاره و باهات بازی کنه.گمشو بیرون.اومد بزنه تو گوشم که من خودمو کشیدم عقب :tongue:
معاون در حالی که حالش گرفته بود رو کرد به مبصر کلاس گفت : برو مدیر رو بیار.
همکلاسیها : هووووووووووووو..... :laughing:
معاون : زهرمار خفه شین ....
(بعد چند لحظه) در باز شد و مدیر اومد(مدیر ما خیلی خشن بود ) :evil:
مدیر: چی شده.
معاون : این جناب (با انگشت به من اشاره کرد) میخواد برای اردوی دو روزشون ورق بیاره و بازی کنه .
مدیر : (با نگاه خشانت انگیز!!!!) یوسف... راست میگه.
من : بله. :cool:
مدیر : تو غلط کردی .. :angry: :angry:
من : (دیدم اوضاع خرابه ) آقا آخه من خیلی بازیشو دوست دارم :rolleye: ....
همکلاسیها : هووووووووو ... (دست زدن) :laughing:
مدیر :angry: و معاون :ohno: (همزمان) : خفه ... بیشعورها....
مدیر : یوسف خان به خاطر این جسارتت تنبیه میشی ... میفرستمت حراست :puke: سازمان ....
میخوای بازی حرام :blink: رو بین بچه ها رواج بدی .... بیتربیت بی نزاکت....
من : اجازه کجاش حرومه ... همه دارن بازی میکنن ... :laughing:
مدیر : یعنی میگی حلاله .... کجا همه بازی میکنن ... حداقل نصف مردم ایران بلدش نیستن :ohno:
من : کی میگه همه بلدن :rolleye: .....
مدیر : یوسف خیلی پر رو شدی .... گمشو از کلاس بیرون....
من : به خدا همه بلدن ... حتي خود شما :ohno: ....
مدیر : (مثل تام تو برنامه تام و جری از سرش بخار اومد بیرون :weird: )... تو غلط کردی من بلدم...
(اومد جلو و یقه من رو گرفت و از رو صندلیم هولم داد وسط کلاس)(مدیر در همین حال داد زد):اخراجییی :sad: ...
مدیر : میخوای ورق بیاری ها ... من میدونم و تو....
من : به خدا حروم نیست ... جرم نیست ...
مدیر (اومد پشت یقه من رو گرفت بکشه بیرون از کلاس)
من : آقا یه لحظه اجازه بدین ...
مدیر : بگو ... چته ....
من : (رو کردم به بچه ها) .... بچه ها خدائیش ورق حرومه :sad: .... اونم ورق کا غذ واسه اسمو فامیل :ohno: .....

( در همین لحظه همه نگاه ها متعجب به سوی من :ohno: :ohno: ....
چند ثانیه بعد کلاس از خنده منفجر شد :laughing: :laughing: :laughing: )
همکلاسیها : ( در حال زدن روی صندلیها و هو هو کردن اسم منو صدا میزدن)

مدیر :blink: دستمو گرفت رفتیم بیرون ... معاون :tongue: هم زورش به کلاس نرسید .... رفت تو دفتر و زنگ تفریحو زد ...
از روی ساعت راهرو دیدم که 10 دقیقه زود تر زنگ رو زدن :happy: ....

(تو دفتر من و مدیر و چند تا از معلم ها به همراه معاون)
معاون در حال توضیح به معلمهای دیگه ... مدیر در حال تماس با محل کار پدرم ...
بعد از تعریفهای معاون .... من شاهد خنده های معاون و معلم ها بودم ...
مدیر همچنان در کف این اتفاق دست و پا میزد :ohno: ....
بعد از 15 دقیقه سر پا ایستادن ....
معاون زنگ کلاس رو زد ....
در دفتر باز شد و پدرم اومد تو ....
مدیر و معاون به همراه معلمها به نشان احترام از روی صندلیهاشون پا شدند ....
مدیر در حال توضیح اتفاق به پدرم ....
پدرم بعد از اتمام توضیحات زد زیر خنده :laughing: ... البته نیش خنده :happy: ....
خلاصه .... تموم شد .... من تعهد دادم .... اردو هم رفتم ....
ورق (اصل) :biggrin: .... نوار :tongue: .... بعضیا هم سیگار :ohno: ... و حتی قلیان هم ;) ... آوردن
اینو بگم که معاون هم با بچه ها ورق بازی کرد :laughing: .....
---------
این سوتی مدیر ما بود ..... شاید هم خاطره بود .... امیدوارم خوشتون اومده باشه ... منتظر بعدیها باشین

متشکرم
یوسف

اقا جون اين آخرش واسه من جالب بود معاونه كه مخالف ورق بود خودشم هم با بچه ها نشسته بازي كرد :blink:

rami_hemi
20-02-2006, 19:49
کشتین منو از خنده
امرو ز ترم شروع شده اصلا حال نداشتم
حالم و جا اوردین
منم چنتا سوتی دارم اروم اروم میگم
اولیش اینه
اقا ترم اوله نشستیم تو کلاس ریاضی خودشم موقعیت لژ
با دو تا از دوستام داریم در مورد بعضی از همکلاسیا بحث میکنیم
هر هر می خندیم
بیچاره استادم هی با چشم و ابرو به ما میگه بس کنیم (مارو هم که جو اخذ کرده بود که کلاس و زدیم به هم حالیمون نبود)

اخر یهو چرخید و منو با نیشای تا بنا گوش باز که بهش زل زده بودم دید
با دست اشاره کرد بهم و گفت :اقا گفتم: ما
گفت :بله شما . برو از کلاس بیرون و دیگه نیا فقط بیا امتحان بده
منم با افتخار تمام از این که اولین اخراجی کلاسم رفتم تا دم در
نمیدونم چی شد گفتم :اقا این جلسه رو میریم ولی دیگه تکرار نمیشه
بیچاره مات مونده بود گفت خیلی خوب
من خودم موندم چی گفتم اون منو از کلاس اخراج کرده بود می گفت دیگه سر کلاس نیام من چی می گفتم
فقط در و وا کردم ودر رفتم
بعد یکی از دوستام بعد کلاس حالیم کرد قاطی کرده بودم


------------------------------------------------------------------------------------------
اگه قشنگ نبود ببخشید
باید اوجا بودید و میدین

somayeh_63
20-02-2006, 20:51
منم شدم سوتي گير اينجا
اول يه سوتي از اقا مهدي گرفتم
الانم نوبت اقا ميلاد پوررجب شده
آييييييييييي اقا ميلاد يا سوتيتو بگو همه بخندن
يا خودم ميگمااااااااااا
زود باش


اين يك تهديد جدي بود :tongue: :laughing:

Soso
20-02-2006, 22:32
اقا جون اين آخرش واسه من جالب بود معاونه كه مخالف ورق بود خودشم هم با بچه ها نشسته بازي كرد :blink:

شما مثل اینکه نفهمیدین ! منظور از ورق همون کاغذ هست ! یعنی معاون هم اسم فامیل و ... بازی کرده

Am!d
20-02-2006, 22:57
شما مثل اینکه نفهمیدین ! منظور از ورق همون کاغذ هست ! یعنی معاون هم اسم فامیل و ... بازی کرده
ايول .
خوشم اومد .
به اين ميگن IQ .
;)

Soso
20-02-2006, 23:15
الان شما مسخره کردی یا درست حرف زدین !
اگر هم مسخره کردین , باید بگم که متن رو یه بار دیگه بخونید تا کامل متوجه بشین ! ممنون

Am!d
20-02-2006, 23:23
الان شما مسخره کردی یا درست حرف زدین !
اگر هم مسخره کردین , باید بگم که متن رو یه بار دیگه بخونید تا کامل متوجه بشین ! ممنون
ببخشيد ؟؟؟ :blink:
تو اين دوره زمونه نميشه از كسي تعريف كرد .
تا از يكي تعريف كني كاردش تو شيكمته .
بابا من گفتم دمت گرم . كه متوجه شدي .
اصلآ غلط كردم :laughing:
K :blink: ؟

WooKMaN
20-02-2006, 23:38
شما مثل اینکه نفهمیدین ! منظور از ورق همون کاغذ هست ! یعنی معاون هم اسم فامیل و ... بازی کرده

عزیزم داری ما رو سیاه میکنی ؟ ;)

mokhajeh
21-02-2006, 00:30
باسلام
ترم سوم دانشگاه سر يكي از كلاسا استاد ميگفت اينا كه ميگين وقت نداريم درس بخونيم و بريم پروژه انجام بديم همه بهونس. يه خانم (فكر كنم گفت توي آمريكا) در حال گرفتن يازدهمين ليسانسشه. من هم كه درست متوجه نشده بودم سريع و بلافاصله گفتم چرا يازده و نيم؟ كه ديدم همه كلاس غش كردن...
بعدش كه متوجه حرف استاد و سوتي كه داده بودم افتادم خودم هم خندم گرفت و با خودم فكر كردم چه جور اين حرف از دهنم پريده...
خوش باشين هميشه و بخندين

somayeh_63
21-02-2006, 00:38
انتخابات ریاست جمهوری امسال بعنوان بازرس یکی از حوزه های انتخاباتی, انتخاب شدم. جمعه ساعت 6:30 صبح بیدار شدم چادر چاقور کردم واز خونه اومدم بیرون. حوزه انتخاباتی(مدرسه) هم نزدیک خونمون چند تا کوچه پایین تر بود. نرسیده به مدرسه دیدم دو تا مامورنیروی انتظامی دم درب ایستادن. پیش خودم فکر کردم الان اگر جلومو گرفتن و گفتن چی کار داری چی بگم...
برگه و کارت معرفی رو دستم گرفتم و با اعتماد بنفس زیادی رفتم جلو
و گفتم : آقا سلام :biggrin:
من بازپرس هستم....این هم معرفی نامه و کارت من ...( من بازرس بودم) :ohno:
دو تا مامور رو می گی بزور خودشون را نگه داشتم تا نخندن :laughing: و من خجالت زده :puke: ...اصلا نفهمیدم که کی رسیدم داخل ساختمون. :sad:
یکی از مامورا هم نکرد نامردی 1 ساعت بعد اومد داخل ساختمون با نیشخند و صدای بلند داد زد این خانم بازپرس کجا هستند... منو مي گي :weird: در تمام اون روز سعی میکردم که دو تا مامورا منو نبینن...خیلی روز بدی بود. ( نکته جالب تر اینه که انتخابات به دور دوم کشیده شد و من مامورا را یک جمعه دیگه هم زیارت نمودم.) :puke:

انصافآ اگر بخوايد جايزه اي چيزي بديد اين سوتي رويا خانومه كه بايد جايزه بگيره
من يكي كه مردم از خنده (از سوتياي مامانم دادن ايشون حيف كه سوتياي مامانم تركيه وگرنه تعريف ميكردم)

Y.O.U.S.E.F.P.3.0
21-02-2006, 06:06
نيش نيش جان .... مسيح جان ...سوسو جان اين كارا چيه .... كاري ميكنيد كه همتون ناراخت ميشين ها .... ميگم سوسو خان مگه نفهميدي كه كار مسيح شوخي بود ..... كاري ميكنيد كه ديگه نه من و نه هيچ كس ديگه اي اينجا سوتي نده .. و رابطه ها بد بشه.... نكنيد اين كار رو خواهش ميكنم

Soso
21-02-2006, 06:18
یه سوتی دیگه !
من با دوستام قرار بود بریم بیرون ( جمله سازی رو کف کردین ؟ :happy: )
خوب به هر حال ! من فکر کردم که دوباره میخوایم بریم فوتبال ! چون مکان قرار همان مکانی بود که همیشه اونجا فوتبال میزدیم !( یه پارکه :) ) منم که وسایل رو بستم و آماده شدم !
قرار حدودا ساعت 5:30 بعد از ظهر بود اما من چون اون روز خسته بودم خوابم رفت و ساعت 6 با زنگ موبایلم بیدار شدم ! دوستام کلافه که چرا نمیای !!
منم سریع یه ماسین گرفتم و تا پارک رفتم ( کرایه ی یارو رو هم ندادم از بس عجله داشتم :tongue: ;) )
سریع پریدم توی پارک و رفتم طرف دوستام ! یهو خورد تو حالم :blink: آخه همه با لباس های بیرون و شیک اومده بودن و من با لباسه تیم فوتبال چلسی و شلوار ورزشی!!!
آروم رفتم جلو که کسی من رو نبینه ! بعد یکی از دوستام رو آروم صدا زدم و ازش ماجرا رو پرسیدم ! اونم که گیج شده بود از طرز لباس پوشیدن من, بهم با خنده گفت که اونروز روز تولد یکی از دوستان بوده و چون خونشون جا نداشته, تولد رو توی پارک گرفتن !! :blink: :ohno: :blink: منم که گفتم برگردم خونه بهتره ! اومدم که برگردم, اون دوست نامردم داد و هوار راه انداخت که سروش هم اینجاست !!! :sad: من بدبخت تا آخر روز شده بودم مسخره ی مردم ! ( تازه راننده هم اومده بود داخل پارک دنبالم و میخواست پولش رو بگیره ( چون حدود 100 درهم بود ) و اونم یه بار دیگه اومد و جلوی دوستانم منو ضایع کرد ! اصلا اون روز رو از یاد نمیبرم چون خیلی روز تلخی بود :sad: :ohno: :sad: اما برای بعضی ها هم خوب بود چون دلقک مراسم تولدشون خودش بدون هیچ دستمزدی اومده بود !!! :evil: :blink: به هر صورت اون روز رو با 1000 تادردسر به آخر رسوندم و روز از نو- روزی از نو :tongue: )

30naa
21-02-2006, 10:19
کلاس اول دبیرستان
منم یه چیزی یادم اومد گفتم بد نیست بنویسیم.
بچه ها رو می بردن موزه و من و یکی دگه از بچه ها رضایتنامه نیاورده بودیم.
خلاصه
مدرسه به هم ریخته بود که اولا میخوان برن موزه...
زنگ ناهار که تموم شد گفتند اونهایی که رضایتنامه دارند وایسند و بقیه برند سر کلاس.
ما هم کلاسمون رو چون کلاس نداشتند گزاشته بودند طبقه ی آخر "یه سری پله میخورد میرفت پشت بوم".بخاطر همین هم که تک کلاس بودیم طبقه ی ما ناظم نداشت.
ما هم از فرصت استفاده کردیم و رفتیم تو راه پله ی پشت بوم که وقتش که شد بریم بیرون.
همه رفتن سر کلاس و ما از بالا دیدم که اتوبوسی که میخواستند برن موزه هم رفت.
خلاصه با کلی چک کردن دم در و راه پله ها وقتی دیدیم کسی نیست از در مدرسه رفتیم بیرون.
سر گوچه ی مدرسه بودیم که دیدم مدیر محترم مدرسه با پرایدش کنارمون توقف کرد...
خلاصه ما رو بگین چقد ضایع شدیم...
گفتیم آقا ما میخواستیم بریم رضایتنامه هامونو بیاریم و .... اون هم که با من خیلی لج بود اون روز ما رو تا ساعت 4 نگه داشت و گفت فردا با اولیاتون بیاین مدرسه وگرنه نمیارم برین سر کلاس.
فردا صبحش بدون اولیا رفتیم مدرسه یخورده گیر داد ولی به سلامتی رفتیم سر کلاس.

RONN!E
21-02-2006, 11:52
منم میخوام یکی از سوتی هایی که تو همین انجمن دادم رو بگم.
اوایل عضویت من در این انجمن بود.منم میخواستم اولین تاپیکم رو تو اینجا بزنم.موضوشم درخواست کرک برنامه winner tweak
بود.خب من متنو نوشتم ،رفتم که روی ارسال کلیک کنم ،دیدم پایین نوشته :اگر مایل به ایجاد نظرسنجی هستید....
منم چون اوایل عضویتم بود و قبلا هم در هیچ فرومی عضویت نداشتم،فکر میکردم که بحث نظرسنجی از موضوع تاپیک جداست
و این نظرسنجی رو گذاشتم:
به نظر شما علی دایی کی از فوتبال خداحافظی میکنه؟؟
*قبل از جام جهانی
*بعد از جام جهانی
*هیچوقت
واقعا چه شباهتی!!!!
البته بعد از چند ساعت یکی از مدیران(اقا میثم) نظرسنجی رو پاک کردن وتذکر لازم رو دادن.

WooKMaN
21-02-2006, 13:01
نيش نيش جان .... مسيح جان ...سوسو جان اين كارا چيه .... كاري ميكنيد كه همتون ناراخت ميشين ها .... ميگم سوسو خان مگه نفهميدي كه كار مسيح شوخي بود ..... كاري ميكنيد كه ديگه نه من و نه هيچ كس ديگه اي اينجا سوتي نده .. و رابطه ها بد بشه.... نكنيد اين كار رو خواهش ميكنم

عزيزم من كه هنوز نفهميدم چيكار كردم كه شما از دست من ناراحت شدي ! :sad:

tene30
21-02-2006, 13:04
با مزه بود....
مرسي

WooKMaN
21-02-2006, 23:00
دوستان اگه عكس هايي سراغ داريد كه خودش نشون دهنده يه نوع سوتي باشه حتما اينجا بزاريد

Soso
21-02-2006, 23:04
نه ! نیش نیش عزیز اگر دوست دارین عکس بگذارید بهتره که یه تاپیک جدید درست کنید چون که تعداد این نوع عکس ها کم نیست و موضوعات با هم قاطی میشن !

ميلاد پوررجب
21-02-2006, 23:14
سلام ببخشيد كه چند وقته پست ندادم سرم خيييلي شلوغه

ميخوام يه خاطره ي خفن كه كم از سوتي نداره و همين دو روز پيش برام اتفاق افتاد رو براتون تعريف كنم :

دوستم زنگ زد كه دو تا بليط استخر دارم ميياي با هم بريم
منم با كمال ميل پذيرفتم
داخل استخر .... :blush:
وارد شديم و بعد از مقدمات و .... رفتيم لبه ي استخر و به دوستم كه قبلش بهم گفته بود كه من شنا ياد ندارم :sad:
گفتم كه تا گفتم 3 بپر وسط آب اون بدبخت هم فكر كرد 1 متريه گفت ok و 1..2..3 كه گفتم پريد من هم كه از همون جا اونو نگاه مي كردم و از خنده ي من بقيه هم خنده شون گرفته بود همينطوري بهش مي خنديدم كه يهو ديدم غريق با صورتي پر از تعجب و عصبانيت به من و دوستم نگاه مي كرد و گفت مي ذاشتين وارد ميشديد بعد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ....
ما هم حرفي براي او نداشتيم... :sad:
همه داشتن من و اون بدبختو نگاه ميكردن ديديم بهتره كه با هم بريم توي سونا و بعد كه آبها از اسياب افتاد برگرديم

در سونا ... :blush:

رفتيم اونجا جاتون خالي انگار رفته بوديم به خونه ي سالمندان يا يه قبيله ي عرب نشين (ماشالله همه بالاي 100 ك )
خلاصه اونجا هم همه ما رو با تعجب watch ميكردن :ohno: كه اينها كه فقط پوست و استخونن اگه برن و برگردن ديگه ازشون چي مي مونه ؟؟؟ :ohno: [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خلاصه يه نيم ساعتي همون طرفها خودمونو علاف كرديم و ...

back to the swimming pool .... :blush:

برگشتيم استخر اما اين دفعه با چهره اي جديد مثل دو پسر اقاي سر به زير ...
يك 10 دقيقه اي گذشت ولي هردوتامون خسته شديم چون خيلي يه نواخت شده بود اصلا حال نميداد و من يه پيشنهاد توپ دادم و گفتم بيا من ميرم روي شونه هات و تو برو وسط آب و من يه دفعه مي پرم ... :blink: :tongue:


آقا چشمتون روز بد نبينه اين بدبخت رفت وسط آب ( در حالي كه اون غريغ نجاتي كه به ما گير داده بود اونجا نبود :) )
تا من خواستم رو شونه هاش بلند شم كه بپرم يهو ليز خوردم و سرم خورد به سر يه حاج آقاي بخت برگشته ي بي مويي كه پشت ما داشت آب بازي ميكرد !!!
خلاصه من بگو آخ اون بگو واي
ديگه خيلي آبرو مون رفت و از خجالت 10 دقيقه قبل از اينكه وقتمون تموم بشه از استخر زديم بيرون

WooKMaN
21-02-2006, 23:18
ميلاد جان فكر كنم ديگه هيچ وقت پات رو توي استخر يا سنا نزاري !!!!!!!!!

Y.O.U.S.E.F.P.3.0
22-02-2006, 04:25
عزيزم من كه هنوز نفهميدم چيكار كردم كه شما از دست من ناراحت شدي ! :sad:

من نگفتم شما كاري كردين ... من گفتم يه پا در ميوني ميكردين اين موضوع حل بشه ... اگه ناراحتتون كردم منو ببخشيد ...


متشكرم
يوسف

WooKMaN
22-02-2006, 14:43
نه ! نیش نیش عزیز اگر دوست دارین عکس بگذارید بهتره که یه تاپیک جدید درست کنید چون که تعداد این نوع عکس ها کم نیست و موضوعات با هم قاطی میشن !

دوست عزيز باشه پس قرار دادن عكس در تاپيك ممنوع !!!!!!!!! ;)

neyrizboys
22-02-2006, 16:41
چند وقت پيش يكي از دوستام با يه آي دي به من پي ام داد و گفت آي دي من رو سرچ كرده. به من گفت دختر همسايه هست و 22 سالشه و دانشجوي شيراز!!! منم باور كردم. ( من توي يه مجتمع فرهنگي كار مي كنم نگو كه يكي از همكارام بود و منظورش از همسايه اتاق روبرويي بود! ). خلاصه بعد از يه مدت ديدم داره به مسائل خصوصي من وارد ميشه و يه مشت سوال مي كنه كه دوست دختر دارم يا نه و از اين حرفا منم نزديك بود ضايع كنم بهش مشكوك شدم و يهويي رفتم تو اتاقش سريع ياهو مسنجر رو بست رنگ صورتش شد عين زردچوبه!! من هم از اون بدتر! آخه داشتم همه چيو بهش مي گفتم! خلاصه كلي معذرت خواهي كرد منم كلي ضايع شدم!!!

WooKMaN
23-02-2006, 13:53
مرسي دوست عزيز سوتي باحالي بود !

somayeh_63
24-02-2006, 02:43
چرا اين تاپيک رفته قعر تالار؟
هيشکي سوتي نداره يعني؟
بابا کلاس نذاريد بيايد تعريف کنيد

WooKMaN
24-02-2006, 13:16
خب ديگه دوستان كم لطفي ميكنن
متاسفانه بعضي دوستان سوتي دارن واسه تعريف كردن اما نميشه توي تالار نوشت !!!!!!!! (+18)
منم مثل يكي از همين دوستان هستم .....

hosseinpour
24-02-2006, 13:19
پارسال تو خبرگزاري ايسنا كار ميكردم
يه روز با بچه ها نشسته بوديم تو دفتر .مدير خبرگزاري آقاي اسدي بود كه براي فراهم كردن مقدمات يه خبر زنگ زد به يه دانشگاهي
بعد يه كم صحبت كردن يه دفعه سريع به من اشاره كرد كه بيا تو صحبت كن
نگو كه اون طرف گوشي وصل كردن به كسي كه با آقاي اسدي آشنا بوده و رابطه خوبي با هم نداشتن
من هم سريع تا وصل بشه به طرف گوشي رو از دست اسدي گرفتم و مشغول به حرف زدن شدم تا طرف نفهمه كه اسديه و اين حرفا.
يه كم كه حرف زدم در آخر مكالمه طرف شماره خبرگزاري رو از من خواست من هم بهش دادم
بعدش ازم پرسي اسم شريف شما چيه؟
چي بگم خوبه؟
هول شدم گفتم آقاي اسدي!!!!!!!! :puke:
بزرگترين سوتي عمرم بوده

hosseinpour
24-02-2006, 13:20
فكر نكنم هيچ كدوم از سوتي هاي شما به سوتي من برسه

WooKMaN
24-02-2006, 13:24
دوست عزيز كدوم سوتي شما ؟

hosseinpour
24-02-2006, 18:07
جناب نيش نيش عزيز اگه يه مطلب بالاترش رو ميخوندي ميفهميدي كدوم سوتي رو ميگم
آره قربونش

WooKMaN
24-02-2006, 23:03
فكر نكنم هيچ كدوم از سوتي هاي شما به سوتي من برسه

شما همه سوتي هاي تاپيك رو خوندين ؟

NINTENDO_DS
24-02-2006, 23:10
باز شماها خوبه من كه 24 ساعته سوتي ميدم

WooKMaN
24-02-2006, 23:14
باز شماها خوبه من كه 24 ساعته سوتي ميدم

بابك جان اگه تعريف كني كه خيلي خوب ميشه ! :biggrin:

bi bi
25-02-2006, 11:46
پس تكليف سوتي هاي +18 چي ميشه
اونا هم زياده هم جالب

saeid_ronaldo
25-02-2006, 23:35
يه شب كه همه جا تاريك بود از خواب بيدار شدم و به علت تشنگي رفتم سر يخچال.
و چون نميخواستم كسي بيدار بشه برق رو هم روشن نكردم
به يه بد بختي بدون لگد كردن كسي و فرو رفتن چيزي تو پام خودمو از اتاق به اشپزخونه رسوندم.
در يخچالو باز كردم و شيشه رو پيدا كردم و درشو باز كردم و شروع كردم سر كشيدن.
ولي چشمتون روز بد نبينه. اشتباه شيشه عرق نعاع رو برداشته بودم. تا خودتون يه بار مزشو نچشيد نميفهميد چي ميگم. چون انقدر دهنم تلخ شده بود كه تا صبح خوابم نبرد

somayeh_63
26-02-2006, 00:19
پس تكليف سوتي هاي +18 چي ميشه
اونا هم زياده هم جالب

اونا رو برا من تو پاغام خصوصي بنويس تا يه كم بخندم
اخه ديگه خسته شدم از گريه كردن
به خدا ثواب ميكنين ها

راستي منم اونلي فقط جاست شادمهر
البته منصورم خوبه هااااااااااااا

WooKMaN
26-02-2006, 00:26
دوستان یه سوال تاپیک "ایراد نفر قبلیت رو بگیر " رو کی پاک کردن ؟

mehdidll
26-02-2006, 01:45
سلام دوستان عزيز
هنوز دفعه اولم بود كه از اين تاپيك ديدن كردم ولي بسيار جالب بود (ما كه مرديم از خنده)
يه سوتي ميخوام از يكي از دويتانم براتون بگم كه تا ميتونيد بخنديد
دوستم اوايل كه كامپيوتر گرفته بود خيلي عشق چت رو داشت واسه همين رفت يه مودم گرفت بعد چند روز به من زنگ زد گفت
مهدي پاشو بيا ببين چرا اين وصل نميشه به اينترنت خلاصه من پاشودم رفتم وقتي صحنه رو ديدم داشتم ميمردم از خنده دوستم
برداشته بود سوكتي كه يكيش بايد به مودم وديگري به پريز تلفن وصل بشه رو يكيشو توي قسمت phone مودم و ديگري رو
تو قسمت line مودم كرده بود واقعا اون روز تا جا داشت خنديدم
حق نگهدارتون

WooKMaN
26-02-2006, 23:09
منتظر سوتي ديگر دوستان نيز هستيم

navid_2020
27-02-2006, 17:01
اينم سوتي من البته مديرم
ما يه روز صبح رفتيم مدرسه مدير ما هم يه ادم پر فيس و ‌(مثلا با كلاس بود تحصيل كرده بود)اين اقا مديره عادت داشت كه هر روز 10_15 دقيقه از خودش حرف علمي روانشناسانه در كنه البته صبحا ميومد سر صف و سخنراني ميكرد نا سلامتي مدير يكي از دبيرستان هاي نمونه استان بود كه حتي به مدرسمون پادگان هم مي گفتن اما اون روز سوتي داد كه تا سالها بحث از اون بود حالا ماجرا اينجوره كه اين مدير بيسواد اومد كلاسا رو به 4 گروه كرد تا نوع درس دادن معلم با سطوح مختلف انجام بشه وسر صف گفت:
بله ما اومديم و در پايه اول و دوم دانش اموزان رو به 4 گروه با نام هاي اي و بي وسي ودال (a b c & dal) تقسيم كرديم اقا تا مدير اينو گفت ملت 400 نفري مدرسه زدن زير خنده اقا اين شده بود سوژه ي همه واسه خنديدن و مسخره كردن

البته به خاطر اين سوتي خفن ناك از طرف يه مدير هيچوقت طرح موسوم به اي بي سي دال اجرا نشد

pas farsi ra pas bedarim va begoiim A B C دال

WooKMaN
27-02-2006, 23:08
barcelona 206 sony ericsson piroozi darab love


اين امضات يعني چي ؟

Iranian_sports
28-02-2006, 00:16
سلام
تاپيک باحالي بود
سوتي که کم ندادم ولي يکيش رو ميگم
بچه که بودم به زور بايد قبل از خواب ميرفتم توالت(معلومه چرا) یک شب زود خوابيده بودم و مادرم من را بيدار کر برم توالت (توي اون خونه که بوديم توالت ها تو راهرو بود)
من رفتم توالت و نفهميدم اصلا چيکار کردم چون تقريبا همش خواب بودم
اما يک دسته گل قشنگ به آب داده بودم
تو همون حالت خواب و بيدار به جاي اينکه 5-6 تا پله رو برم بالا حدود 16-17 تا پله رفته بودم و رفته بودم طبقه بالا و سر جاي پسر همسایه خوابیده بودم
پسر همسایه هم که اومده بود و ديده بود من سر جاشم و مادرش رو خبر کرده بود که اين اينجا چکار ميکنه و از اين جور حرفا و من رو برده بودن خونه خودمون
مادرم هم که بنده خدا خودش سرجاش بود و يک صدايي هم شبیه صداي در اومده بود و خیال کرده بود من اومم و رفتم تو اتاقم
و کلي تعجب کرده بود
البته من درتمام اين مدت خواب بودم و فردا صبح از قضيه باخبر شدم!

يک صوتي هم که الآن برنامه نود داد
مهمان برنامه : جواد نکونام
باشگاه فعلي: الشارجه امارات
تيم هاي سابق:پاس-الوحده امارات-الشارجه امارات!

بازهم صوتي از خودم و دوستان هست که ميگم

موفق باشید
فعلا

rozha
28-02-2006, 13:14
سلام
اين سوتي واسه ديروزه رفته بوديم خونه پسر عموم
پسر عموم يه بچه داره خيلي پرو و ..... تازه رفته كلاس اول
من وسط مهموني چون خيلي شلوغ مي كرد بردمش تو ي اتاقش گفتم ابولفضل جان بيا با كامپيوتر نقاشي بكشيم
خوشحال شد و گفت باشه رفت از اين برنامه هاي باغ بهشته چيه اونو آورد اومد تو نقاشي برنامه
شروع كرد
من مي خواستم باهاش صميمي تر بشم هي بهش مي گفتم اين طرفو اين رنگي كن اون طرفو اون رنگي
يهو برگشت مستقيم تو چشمام نگاه كرد گفت : اصلا من از تو نظر خواستم

منم داغ كرده بودم(در واقع بريده بودم) گفتم راست مي گي ببخشيد
ولي خدا بهم رحم كرد كسي تو اتاق نبود والا يه بار ديگه مي رفتم اتاق عمل

+WarriorKing
28-02-2006, 16:02
سوتی من... من صنعتی اصفهان درس میخونم... یه شب که از دانشگاه اومدم خونه Gf ام زنگ زد و گفت که دختر خالم اینجاست و میخواد قرار بزاره فردا Bf اش بیاد و 4 تایی بریم بیرون... میای؟ منم گفتم باشه بریم... به من گفت پس تو زنگ بزن به پسره چون این هر چی گوشی شو میگیره جواب نمیده تلفنشم رو منشییه...
بهش زنگ بزن بگو...
منم از خستگی داشتم میمردم و زنگ زدم دیدم وقتی تلفن رو منشیه گفتم خوب خودش گوش میده دیگه چون فکر کردم خط اتاقشه... پیغام گذاشتم که :
سلام من دوست دختر خاله خانم X هستم میخواستم قرار فردا رو بزارم به من یه زنگ بزن...
خلاصه پدر آقا گوش داده بود و قضیه لو رفت و بیرون هم نرفتیم... سوتی من بود یا دوست دخترم نمیدونم!!!

rasool_bbc
01-03-2006, 10:35
اینم سوتی من :
یه روز که با همه اقوام ( خاله و عمه و دایی و عمو و .... و یکی از Gf هام که خیلی دوستش دارم ) کلاً یه 60 و 70 نفری میشدیم رفته بودیم باغ برای مثلاً تفریح . ظهر شد و نشتیم سر سفره نهار که یهو بابم بهم گفت اون پارچ آب رو رد کن بیاد منم که حواسم به Gf م بود به بابام گفتم یه لحظه گوشی دستت الان میام . چشتون روز بد نبینه هر کسی داشت از یه طرف قح قح میخندی . خیلی ها که از خنده ولو شدن روی زمین . خلاصه منم که خیلی خیلی خجالتی هستم لپام سرخ شده بود و یواشکی خودم رو برای یه یک ساعتی گم و گور کردم . دیگه از اون وقت تا حالا هر وقت میشینم سر میز نهار بابام بهم میگه هنوز گوشی دستمه ها!

WooKMaN
01-03-2006, 23:38
من همچنان دنبال یه سوتی باحال هستم که واستون تعریف کنم

Hamid110
02-03-2006, 03:29
سلام

از همه دوستان بخاطر سوتيهاشون ممنون

من در سوتي نوشتن مثل دوستان ديگه ماهر نيستم . شرمنده . . . !

((( سوتي يك دختر در جمع 40 پسر )))

اين ماجرا براي دو سال پيش مي باشد : سر كلاس متون فارسي نشسته بوديم ( حدود 40 تا دانشجوي پسر ) و استادمون داشت درس ميداد و كلاس هم خيلي ساكت بود كه ديديم يكي ( يه دختر ) درِ كلاس رو زد و اومد توي كلاس و از استاد و بچه هاي سر كلاس پرسيد : ببخشيد كسي يه پاكن پيدا نكرده ؟ . . . ! كه يكدفه كل بچه هاي كلاس به هم نگاه كردند و در ادامه شروع كردند به خنديدن و هر كي به دختره يه چيزي پروند ( بيا ، پاكنت اينجا افتاده ! --- پاكنت رو چند هزار تومن خريدي ؟ --- برا يه پاكن 50 تومني وقت كلاس رو گرفتي ! . . و . . . ) استاده هم كه از اين اوضاع خندش گرفته بود و تا آخر ساعت بحث كلاس شده بود پاكن ، راستي يادم رفت بگم ، فكر ميكنيد دختر خانمه اون موقع حالش چه جوري شده بود ؟ ! . . بنده خدا رنگش سرخ شد و بدوني كه چيزي بگه از كلاس رفت بيرون و فكر كنم ديگه از هرچي پاكن بدش اومد . . . !

اگه بد بود ، گفتم كه : ( شرمنده )

ممنون

موفق باشيد .

H3SAM
02-03-2006, 03:43
سلام من فکر نکنم این سوتی خیلی تازه باشه یعنی فکر کنم برای خیلی ها پیش اومده باشه
<<>>
یه بار زنگ زدم خونه یکی از دوستام که اسمش ( معین) هست و بعد از سلام و احوال پرسی
و یه سری از بد و بیرا هایی که تمام دوستا به هم دیگه میگن شروع به حرف زدن کردیم خلاصه من بعد از این که کلی با رفیقم حرف زدم و کلی مثائل خصوصی رو با اون بازگو کردم دوستم گفت که من ( معین ) نیستم من ( میلاد ) هستم برادر (معین) صبر کن خودشو صدا کنم :wac: :weird: :eh:

somayeh_63
02-03-2006, 05:38
آهان یادم افتاد یه سوتی توپ
پریروز حول و حوش ساعت 4 بعد از ظهر، با مادرم و برادرم داشتیم با ماشین میومدیم سمت خونه.
منم در حال رانندگی و بسیار بسیار خسته دلم میخواست دراز بکشم بخوابم
تا رسیدیم سر یه چهارراه
چراغ قرمز بود و منم وایسادم پشت چراغ قرمز
دیدم حدود یک دقیقه طول میکشه
قشنگ لم دادم تو صندلیم
سرمو گذاشتم رو بالشتک و چشامو بستم
رفته بودم تو چرت که یهو ماشین پشت سریم بوق زد
وای انگار مخمو با دریل دارن سوراخ میکنن
عصبانی شدم
بلند شدم از تو اینه عقبو نگاه میکنمو میگم هان؟ چته؟ خب سمت راست بازه دیگه برو
با دست اشاره میکنه که میخوام مستقیم برم
عصبانی تر میشمو با دست اشاره میکنم به چراغ راهنمایی و میگم
آخه الاغ نفهم مگه نمی بینی چراغ قرمزه؟
تو همین حال که منو اونو فحش میدم اون منو فحش میده یهو داداشیم سرشو بلند کرد و گفت چه خبره بابا؟ چیکار میکنی تو؟
گفتم هیچی این الاغ نمیتونه دو دقیقه پشت چراغ وایسه
داداشم صاف برگشت گفت الاغ تویی که پشت چراغ سبز وایسادی
گفتم بابا ببین قرمزه
گفت اخه خنگه ادم چراغ روبروئیشو نگاه میکنه نه چراغ سمت راستشو
منو میگی از خجالت اب شدم رفتم تو زمین
خب ادمی که با پس گردنی گواهینامه بگیره این طوری هم پشت چراغ وایمیسته دیگه

PayPal
02-03-2006, 06:24
من اصولا سوتی نمیدم ولی تو یک اکیپ از رفقا کارشون اینه که از هم سوتی بگیرن و بخندند اونها هم در گرفتن سوتی از من عاجزن.فکر میکنم چی سوتی دادم بعدا میزارم اینجا
راستی تو همون اکیپ یک رفیقی داریم که بروبکس میگن بیش از نهصد هزار تا سوتی داده در طی این چند سال و یکی از بچه ها هم امار سوتی هاش رو داره. [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

WooKMaN
07-03-2006, 08:12
يه نگاه به امضام كن
ديدي؟؟؟
(همون تاپيكي كه در مورد شهر بروبچ تالار هستش)
خلاصه :
ما اومديم يه نتيجه گيري واسه تاپيك بزنيم
كه اشتباه كردم (نميگم سوتي دادم :biggrin: ) و اسم استان هاي قم و خوزستان رو دوبار نوشتم
و تبديل به يه سوژه براي خنده دوستان شدم :blush:
اشكال نداره بروبچ تالار خودموني هستند ;)

Hamid110
08-03-2006, 03:28
انگار ديگه كسي سوتي نداده كه اينجا بنويسه

اينجوري كه پيش ميرفت ما گفتيم ديگه تاپيكي به گرد اين تاپيك نميرسه ، اما . . .

hamidma
08-03-2006, 04:09
این اتفاق هیچ وقت یادم نمی ره .اون دوره ای که تهران دانشکده بودم یه سال واسه نمایشگاه کتاب رفتم. یه کتابی بود که مربوط به رشتم بود و تو بخش کتابهای خارجی مربوط به هند بود. بعد رفتم که بپرسم دیدم اون کسی که جواب می ده با یه هیبت هندی با اون کلاه مخصوص خودشون .من هم رفتم یه گوشه ای و شروع کردم سوالم رو به انگلیسی اماده کردن که جلو هندیه سوتی ندم . بعدش که رفتم سراغش و سوالم رو به انگلیسی پرسیدم . ایشون جواب داد بفرمایید راهنماییتون کنم :rolleye: :rolleye: البته به فارسی ایشون جواب من رو دادند :blush: :blink: :tongue:

armin_goooodboy
08-03-2006, 11:22
سلام
somayeeh خانوم
این سوتی آخرت واقعا قشنگ بود
یعنی به معنای واقعی سوتی بود
ممنون

Bl@sTeR
08-03-2006, 16:55
شکل مهندسه رو دارم آخرشی منم از اون آدم هاییم که فله ی گاف میدن به این گندگی (آه)

WooKMaN
08-03-2006, 18:55
شکل مهندسه رو دارم آخرشی منم از اون آدم هاییم که فله ی گاف میدن به این گندگی (آه)

خوشحال ميشيم اگه ممكنه تعريف كنيد ! :biggrin:

Soso
08-03-2006, 19:17
نيش نيش جان شما هنوز منتظر يه سوتي هستي كه برامون تعريف كني ؟!
راستي تو ديگه خداييش دست فرند رو از پشت بستي ! از بس كه پست هاي الكي و بيهوده ميدي

WooKMaN
08-03-2006, 20:30
راستي تو ديگه خداييش دست فرند رو از پشت بستي ! از بس كه پست هاي الكي و بيهوده ميدي


اينكه نظر لطفته !
امضارو داشته باش :biggrin:

Soso
08-03-2006, 20:46
امضات رو سیو کردم تا اگر خودت از امضات برداشتی توی امضای خودم بذارمش !
بابا خوب یه سوتی بگو که دارم از کمبود خنده میمیرم !

WooKMaN
08-03-2006, 22:31
اين روزها بد جور حالم گرفته منم مثل تو محتاج خندم
اما پيدا نميشه !

Mehdi_Best
09-03-2006, 00:55
من همچنان دنبال یه سوتی باحال هستم که واستون تعریف کنم

سلام
انشاءالله تا سوتي مورد نظر نيش نيش جان يادش بياد و بخواد اينجا تعريف كنه! اين تاپيك حدود 50 صفحه شده! چون نصف پستهاي اين تاپيك از جناب نيش نيش عزيز بوده كه مي گه دنبال يه سوتي باحال مي گرده!!!

piishii
09-03-2006, 12:43
حالا كه اينجوريه يه چيزي هم من دارم. 2 سال پيش كه ترم 2 بودم با يك استادي كه هم فاميل هستيم و الانم باهاش درس دارم يه درسي داشتم به نام جانور شناسي ;) امتحان ميان ترم و كه داديم استاد گفت هركي آي دي داره پاي ورقش بنويسه . منم نوشتم و يه روز كه پاي اينترنت بودم و داشتم حسابي سرچ ميكردم اين استاده پم داد مي خواست نمرم و بفرسته اما از بخت بد من من ان لاين بودم ;) نا گفته نمونه كه من يك داداش كوچيك هم اسم اين استاده دارم فاميلمونم كه يكيه . خلاصه من كه حسابي گيجم بودم فكر كردم اين داداشمه ! در حالي كه داداشم اصلا آي دي نداره ! اي دي اين استاده اسم داداشمو فاميل من بود . منم شروع كردم به فحش ناجور دادن آخه با داداشم راحتم . خدا ميدونه چه چيزا گفتم ميام خونه ميزنمت و اينا . استاده هم هيچي نمي گفت . حتي بهش گفتم فلان فلان شده فاميلمون چرا به انگليسي اشتباه نوشتي ! :blink: خلاصه اين نمره منو نداد و رفت. شب كه رفتم خونه تازه فهميدم چه شكري خوردم . ديگه رومم نمي شد برم جاي استاده تا آخر ترمم يه عالمه مونده بود . حيف نميشه يكي دوتا از اون فحش هاي آبدار رو اينجا نوشت . آره ديگه اينجوري شد و استاده هم نامردي نكرد نمره ي درس رو كه 17 18 ميشدم داد 11 ;) ;) الانم باهاش درس دارم اما هيچ وقت 2 سال پيش از يادم نميره :blink:

Marichka
09-03-2006, 13:08
سلام
اين سوتي همين امروز ساعت 9:15 دقيقه صبح اتفاق افتاده. البته از جانب استادمون.
آخر كلاس بود و همه شلوغ كرده بوديم كه هفته ي ديگه تعطيله و اينا كه استاد بنده خدا هول شد و قاطي كرد مي خواست ببينه هفته ي ديگه چندم ميشه كه تعطيل كنه برگشت گفت پنجشنبه هفته ي ديگه چند شنبه ست؟! و يكي از بچه ها هم نامردي نكرد گفت پنجشنبه هفته ديگه جمعه است استاد!!! :tongue:

WooKMaN
09-03-2006, 15:18
سلام
اين سوتي همين امروز ساعت 9:15 دقيقه صبح اتفاق افتاده. البته از جانب استادمون.
آخر كلاس بود و همه شلوغ كرده بوديم كه هفته ي ديگه تعطيله و اينا كه استاد بنده خدا هول شد و قاطي كرد مي خواست ببينه هفته ي ديگه چندم ميشه كه تعطيل كنه برگشت گفت پنجشنبه هفته ي ديگه چند شنبه ست؟! و يكي از بچه ها هم نامردي نكرد گفت پنجشنبه هفته ديگه جمعه است استاد!!! :tongue:

مرسي دوست عزيز خب اين سوتي هم يه عيدي بوده كه استادتون بهتون داده :biggrin:

Mehran
10-03-2006, 09:26
سلام.
راستش من به جز اون سوt كه همه دادن (كه در مورد كارت اينترنت و فكر مي كردم(يم) كه مثل كارت تلفن يا كارت اعتياري كه بايد توي يه جايي قراربديم تا وصل بشته توي اينترنت (راستش زير فلاپي يه جاي خالي هست من فكر مي كردم بايد اونجا واسه اينه كه يه دستگاهي جاش بزاريم تا كارت اينترنت رو تو اون ببريم!!))
سوتي خاص ديگه اي خودم ندادم ولي ولي همه دبيرامون تا دلت بخوان سوتي ميدن (البته يكسان نيستن كم وزياد دارن) و ما هميشه در سر كلاس در حال خنده هستيم!! و دبيراي بيجاره هر دقيقه نگاه مي كن به ساعتاشون تا ببينن كي زنگ مي خوره!!!
(مخصوصا دبير عربي و فيزيك!!!)
اوه بله يه سوتي توي امتحان هندسه دادم كه به ضررم تموم شدو و2 نمره مفت از دست دادم.
امتحان ترم هندسه بود كه سوال داده بودن طول پاره خط Pc رامحاسبه كنيد!!
ما هم آستينارو زديم بالا و شروع به حل مسئله كرديم.ولي در پايان كار عدد آوگاردورو بدست آوردم!!
همه ي بچه ها يه چيز بدست آوردن و من يه چيز ديگه. وقت دادن ورقه ها رسيد. ورقه ي من رو كه ديد دبيرمون گفت فلاني بيا اين جا ببينم.
گفتم بله آقا؟!
گفت اين مسخره بازي هاي در اوردي؟! چرا اين جوري نوشتي تو برگت؟
گفتم چي شده آقا؟
گفت چرا C رو 30 نوشتي؟ ها؟
برو گمشو بشين!!!
من هم سرم رو انداختيم پايين و رفتم سرجام نشستم.
بعد از اون بچه هر وقت منو مي ديدن مي گفتن اين هم آخر عاقبت پي سي ورلد.
(اخه همه ي مي دونن من عضو پي سي ورلدم و بهم ميگن بچه پي سي!!!)

somayeh_63
10-03-2006, 21:02
يه سوتي باحال بنويسم كه همين ديروز اتفاق افتاد
دير يعني 5 شنبه ي خانومي اومده بود خونه مون برا خونه تكوني و اينا
ساعت چهارونيم بود كه مامانم وقت استراحت داد
منم كه ناهار نخورده بودم نشستم رو مبلا ناهارمو بخورم
مامانمو اون خانومه هم رو زمين نشستنو داشتن حرف ميزدن
نميدونم در مورد خونه ي كي (اون خانومه حرف ميزد و ميگفت خونه شون فلان شكليه)
من م هم گشنه هم خسته ولو شده بودم رو مبل و داشتم آي ميخوردم
البته گوشمم به اينا بود
اون خانومه ميگفت: آره خانومم خونه شون خيلي قشنگه خودشون درستش كردن
دوطبقه س و خيلي بزرگ طبقه ي اول فقط يه سالنه بزرگه و اتقهاي خواب و اينا طبقه ي بالان خيلي قشنگه با پله هاي مارپيچي ميرن بالا
منم كه گوش ميدادم اومدم كلاس بذارم و خودي نشون بدم با دهن پر برگشتم گفتم زهرا خانوم به اين خونه ها ميگن رفلكس
واي مامانمو ميگي از خنده روده بر شده بود
ولو شده بود رو زمين
منم چشام از حدقه دراومدن كه مگه من چي گفتم؟
لمهم هم تو دهنم مونده و كلا گيج شدم
بعد اينكه مامانم خنده هاش تموم شده بهم ميگه سميه جان عزيزم به اون خونه ها نميگن رفلكس ميگن دوبلكس
هيچي ديگه خودمم تا شب ساعت 8 تا يادم ميفتاد فقط ميخنديدم

kian2
10-03-2006, 21:26
من ميخواستم برم كامپيوتر بخرم (البته اين صوتي ماله 6 يا 7 ساله پيشه)
رفتم كامپيوتر رو سفارش دادم فروشنده هم گفت برو هفته ديگه بيا آماده ست
وقتي اومدم خونه داشتم يه متن ميخوندم ديدم درباره cd rom توضیح داده (اون موقع cd rom تازه اومده بود)
خیلی ازش خوشم اومده بود
فردای اون روز رفتم پیش فروشنده گفتم آقای فروشنده شما هم cd rom دارین گفت آره
گفتم قیمتش چنده گفت 50 تومن من هم گفتم قیمت هارد چنده گفت اونم 50 تومن
منم گفتم اگه اشکالی نداره هارد رو بردارین به جاش cd rom بزارین
دیدم یارو با رفیقاش زدن زیر خنده ... :blush:
تا بعد
کیان

WooKMaN
10-03-2006, 23:56
كيان جان عكس آواتارت خيلي بامزست !

hoseinquest
11-03-2006, 00:53
يه سوتي خفن

سالنه بزرگه و اتقهاي خواب
فكر كنم منظورت اطاقه. البته ببخشيد من ساديسم دارما

hesam
11-03-2006, 01:26
يه سوتي خفن

فكر كنم منظورت اطاقه. البته ببخشيد من ساديسم دارما
ایول نکته گیر
ولی غلط املایی یک چیز رایج هیت در اینجا(هیت= هست)

Soso
11-03-2006, 06:49
كيان جان عكس آواتارت خيلي بامزست !

میگم الاف ترین و بیهوده ترین پست ها رو میدی :happy: آخه طرف یه سوتی به این باحالی نوشته و شما میگی آواتارت خوشگله :blink: (JK)
اما واقعا دو تا سوتی توی این صفحه از اون باحالاش بودن

WooKMaN
11-03-2006, 07:53
میگم الاف ترین و بیهوده ترین پست ها رو میدی :happy: آخه طرف یه سوتی به این باحالی نوشته و شما میگی آواتارت خوشگله :blink: (JK)
اما واقعا دو تا سوتی توی این صفحه از اون باحالاش بودن

تا حالا فكر كردي چرا اين امضا رو واسه خودم انتخاب كردم !؟ :biggrin:

Mirage
11-03-2006, 16:28
کلاس پنجم بودم معلم مون داشت زهر چشم می گرفت
معلم گفت: هرکسی که شلوغ کنه با تیپا از کلاس می ندازمش بیرون
گفتم: مگه میشه
معلم بهم گفت بیا اینجا من از پشت نیمکت بلند شدم
احتمال میدادم چه کارم داره ولی جرات نداشتم روی حرف معلم حرف بزنم
معلم با تیپا انداختم بیرون
همه زدن زیر خنده حتی معلممون

دگه رفیقام تا چند سال من رو می دیدن می گفتن فهمیدی چه جوری با تیپا میندازن بیرون.

Hamid110
12-03-2006, 00:22
سلام

حسن جان حالا فهميدي چه جوري با تيپا ميندازن بيرون . . . !

شو . ي كردم . . . !

hesam
12-03-2006, 01:28
من فکر میکنم به صورت باطنی فهمید

Man Hunter
12-03-2006, 04:38
منم ميخوام بگم:
1)همتون ميدونين كه تخم مرغ چه قدر مقوي و پر خاصيته..اونم مخصوصا تخم مرغ كفتر
سر كلاس عربي سال 3 دبيرستان بوديم..معلم 10 دقيقه وقت داد كه بخونيم و آماده امتحان بشيم.!!خلاصه امتحان قفط لغت بود.
معني يه كلمه ميشد((تخم كفتر))..منم حول شدم نوشتم تخم مرغ كفتر!!!
خلاصه موقع صحيح كردن حسابي دوستام از خحالتم در اومدن!!!
2)كلاس 4 يا 5 دبستان بودم..معلم گفت ::((.....آره بچه ها,,شبكه چشم مگس از تعداد زيادي چشم كوچولوي تشكيل شده)).
3 دقيقه بعدش..حاجيت يه مگس رو هوا زد و برد تحويل خانوم معلم داد.گفتم خانوم بيا چشماي اينو بشماريم!!!
معلم در حال خنده...از كلاس پرتم كرد بيرون(اينشو هنوزم خودم هم نفهميدم..استعدادم رو كور كرد!!!!!!!)

Man Hunter
12-03-2006, 05:26
يه دونه ديگه(بابا برو بچ..كم لطفي نكنين...خوب حالا سوتي دادي..4 نفر ديگه هم بخندن..!!!)
اينجا من با يه سياه پوست كامروني هم خونم.!!اآقا يه بار اين رفته بود مغازه قهوه بخره..خلاصه خريد و اومد.گفت:
امشب قهوه و كيك مهمون من!!منم گفتم باشه(چتر!!!!).هيچي..بعد از 15 دقيقه..صدام زد گفت بيا يه ديقه.
رفتم ديدم.. : :laughing: :laughing: :laughing: :laughing: (خدايي آخر احمق!!!!! :laughing: ) يه دونه

كاغذ قهوه اي رنگ توي يه فنجون!!!!!گفت ميدوني با اين چه جوري قهوه درست ميكنن؟!!منم كف مرگ شده بودم
كه اي ول تكنولوژي به كجا رسيده كه از كاغذ قهوه درست ميكنن!!!!؟؟؟گفتم پاكت اينو نشونم بده.

فكر ميكنين رو پاكت چي نوشته بود؟ :laughing: :laughing: :laughing: ...
Coffe Filter!!!!!تصفيه كننده قهوه(صافي) يارو با حودش فكر كرده بود كه اي ول..با 25 Cents
(حدود 300 تومن) ميشه 100 تا قهوه خورد!!!! :laughing: :laughing: :ohno: :ohno:

2)يه بار هم ديرش شده بود ميخواست غذا درست كنه بخوره و بره دانشگاه.!!
يه 20 دقيقه بعد رفتم تو آشپزخونه ديدم كف آشپز خونه پر از كف!!!
احمق اشتباهي به جاي روغن ....مايع ظرفشويي ريخته !!!!!!! :ohno: :ohno: :laughing: :laughing:

(بازم ميگم...بر و بچ سوتي هاتون رو بنويسين بابا..ترس نداره كه :tongue: :blush: )

hansol45
13-03-2006, 00:53
کی ازدوستای من تعریف می کرد که موقعی که برای خواهرش خواستگارمی اومده در اولین مرحله خواهرش می رفته ازلای رختخوای ها که بین اتاق پذیرایی و اتاق خواب را مثل یک دیوار گرفته بوده خواستگار رو دید می زده . یک روز به علت تراکم رختخواب ها صندلی مگذاره ومی ره ازروی رختخوای ها خواستگار و مادرش رو ببینه که چشمتون بد نبینه رختخواب و دختر خانوم با هم می آن جلوی داماد ومادرش . اونهم در موقعی که مادر دختر داشته درباره متانت وادب و رفتار دخترش تعریف می کرده . البته همون آقا پسرالان دامادشونه.

_LOVE_CODER_
13-03-2006, 02:15
اين هم يكي از سوتي ها من كه چند روز پيش دادم :happy:
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اشتباها بجاي اينكه براي يكي از دوستان بفرستم براي خودم پيغام خصوصي فرستادم ! :blush:
:rolleye:

Mirage
14-03-2006, 00:52
کی ازدوستای من تعریف می کرد که موقعی که برای خواهرش خواستگارمی اومده در اولین مرحله خواهرش می رفته ازلای رختخوای ها که بین اتاق پذیرایی و اتاق خواب را مثل یک دیوار گرفته بوده خواستگار رو دید می زده . یک روز به علت تراکم رختخواب ها صندلی مگذاره ومی ره ازروی رختخوای ها خواستگار و مادرش رو ببینه که چشمتون بد نبینه رختخواب و دختر خانوم با هم می آن جلوی داماد ومادرش . اونهم در موقعی که مادر دختر داشته درباره متانت وادب و رفتار دخترش تعریف می کرده . البته همون آقا پسرالان دامادشونه.
لطفا صوتی های اهد دقیانوس رو ننویسید، بعدش هم صوتی های خدتون رو نه صوتی هایی که توی رسانه ها می نویسن.

Mirage
14-03-2006, 01:35
یدونه سوتی بی مزه هم تعریف کنم

راهنمایی بودم معلم زبان امد سر کلاس بهم گفت برو پای تخته تمرین ها رو حل کن، من رفتم پای تخته شروع کردم به نوشتن، شماره خط ها رو فارسی نوشتم چون انگلیسی بلد نبودم معلم مون گفت انگلیسی بنویس من 1و2و3 رو انگلیسی نوشتم بقیه رو دوباره فارسی نوشتم معلم گفت انگلیسی بنویس دیدیم نه گیر داده اساسی، گفتم بلد نیستم از کلاس انداختم بیرون،هرچی مدیر معلم های دیگه آمدن گفتن من رو راه بده سر کلاس راهمون نداد تو کلاس هم همه داشتن بهم می خندیدن.


این جالبه

راهنمایی سر کلاس ریاضی، معلم گفت: این سوال رو حل کنید بعد بیاین نشونم بدین، منم گفتم: آقا معلم هر کی داد میتونه بره بیرون، معلم گفت: هر کی بده ه ه ه ه میتونه بره بیرون، (ناکس من با منظور بهش نگفته بودم) همه هم زدن زیر خنده، دیدیم نه بد جوری کم آوردم، بهش گفتم از جلو، همین آن زنگ هم خورد، من هم خوشحال، آمدم جیم شم گفت همه برن بیرون تو وایسا گفتم الانه که بزنه ...م رو پاره کنه، آمد جلو گفت: منظورت چی بود، من هم با ترس گفتم آقا معلم منظورم این بود که از جلو دفترم رو بدم یا از پشت سر، پوز خندی زد و تخته پاک کن رو محکم کوبید تو سرم، خدا رو شکر بعدش رفت.

WooKMaN
16-03-2006, 01:16
الان حسش نيست فردا واستون يه سوتي تعريف مي كنم كه واسم اتفاق افتاده !

Mehdi_Best
16-03-2006, 01:36
سلام
شايد بعد از 20-30 پست ديگه كه نيش نيش جان بده بالاخره سوتي مورد نظرش رو هم تعريف كنه!!!

WooKMaN
16-03-2006, 08:01
مهدی جان شما خیلی نسبت به من لطف داری !
ممنون
نه عزیزم بعد از این پست سوتی رو مینویسم

Soso
16-03-2006, 09:42
تو رو خدا یه پست دیگه هم بده و بعدن سوتی رو بنویس ! ه خدا خیلی حال میدی اگه این کار رو بکنی !

my friend
16-03-2006, 10:19
سال اول دبستان و امتحانات آخر سال بود
رفتم مدرسه دیر شده بود و چندتا از بچه ها امتحانشون تموم شده بود و بیرون وایستاده بودند
امتحان ریاضی داشتیم
من هم دیدم چند تا از بچه ها بیرن وایستادن گریه کردم و اومدم خونمون و مجبور شدم امتحان ریاضی سال اول دبستان را شهریور بدهم.

Alipacino
16-03-2006, 12:12
يه سوتي تازه داغ مال امروز صبح
اقا بعد يه عمري orbitاكاليپتوس خوردن امروز صبح نمي دونم چرا رفتم تو مغازه گفتم اقا ببخشيد orbitاز اون نعنا تندا دارين :ohno:
طرف همين جوري نگام كرد :blink: ولي خوشبختانه قبل از اينكه يارو از شك در بياد من فهميدم چي گفتم برگشتم گفتم خوب مي خواي بجاش اكاليپتوس بده :blush:
orbitخوراش مي دونن چه سوتي خفني بود.

WooKMaN
16-03-2006, 23:25
خب حالا نوبته منه که تعریف کنم
البته اینی که میخوام تعریف کنم بیشتر شبیه یه خاطره خنده داره تا سوتی !!!
--------------------------
چند وقت پیش توی اداره پای سیستم نشسته بودم
و کار خاصی هم نبود که انجام بدم
یه خورده با خودم فکر کردم که الان چی کار کنم
دیدم بهترین کار اینه که بشینم برنامه نویسی کار کنم
یه مقدار برنامه نویسی کردم و خسته شدم
بدجور حوصلم سر رفته بود
یهو همکارانم در اتاق دبیر خانه رو دیدم که مشغول فعالیت بودند
خواستم یه جوری سر به سرشون بزارم
در نتیجه با موبایلم شماره اداره رو گرفتم
مثل همیشه دبیر خانه جواب تلفن هارو میده
یکی از همکاران گوشی رو برداشت و من با یه لهن بسیار تشریفاتی گفتم که رییس اداره ...... هستم سرپرستتون تشریف دارن؟
بیچاره بدجور کپ کرده بود
گفت نه تشریف ندارن شما امر بفرمایید !
منم گفتم پس گوشی رو بدید مسئول ... آقای راد (یعنی وصل کنه اتاق خودم)
اونم گفت : چشششششم
منم بدجور خندم گرفته بود اما به هر شکلی بود خودم رو کنترل کردم
یهو تلفن اتاق زنگ خورد و همکارم به من گفت رامبد اینقدر مهم شدی که رییس فلان جا پشت خط منتظره میخواد باهات صحبت کنه !
در این موقع دیگه نتونستم جلوی خندم رو بگیرم و آنچنان قه قهی زدم که تا 7 کوچه اونور تر صدام میرفت
خلاصه نتیجه این شد که همکاران تصمیم گرفتند من رو یه روز به هر شکلی شده ترور کنن تا از شرم خلاص شن !

rozha
17-03-2006, 00:52
(البته با عرض پوزش)
نیش نیش جان این جور که پیداست مشکل الافی توی اداره هم شما رو ازار میده

my friend
17-03-2006, 11:23
یه سوتی دیگه مال دیروز بعد از ظهر :

رفته بودم نونوایی لواش شاطرا داشتن با هم حرف میزدند
من هم به علتی ناراحت بودم و اعصاب نداشتم
یکی از شاطرا به یکی دیگه گفت سیزده به در کجا میرید ؟
من هم گفتم قبرستون !!!

Arashi
17-03-2006, 11:40
(البته با عرض پوزش)
نیش نیش جان این جور که پیداست مشکل الافی توی اداره هم شما رو ازار میده
سلام
رامبد جان خدا وكيلي تيكه ي باحالي بود
مردم از خنده :biggrin: :biggrin:
ناراحت نشي يه وقت :blink:

Soso
17-03-2006, 12:34
واقعا که عجب مدیرایی داره اینجا ! جای رسیدگی به تاپیک های انجمن خودشون میان به این مسایل نگاه میکنن !!!
( شوخی بود )

KING ESFANDIYAR
17-03-2006, 12:40
يه كلاس تكنسين فني كامپيوتر با گروه دخترا داشتم، صحبت از ابزار كار و وسايل مورد نياز براي تعميرات شد. تو كيفم هميشه ابزار و وسيله جور واجور پيدا ميشه.
گفتم :" سعي كنيد تو كيف كارتون هميشه ابزار هاي لازم رو داشته باشيد مثل كيف من. توش همه چي پيدا ميشه، از جون مرغ تا شير ادمي زاد!!!"

حالا ديگه خودتون حساب كنيد تو كلاس دخترا اين سوتي رو مخصوصا بخش اخرشو بدي چه وضعي پيش مياد!

:tongue: :tongue: :blush: :blush: ;) ;)

WooKMaN
17-03-2006, 12:43
(البته با عرض پوزش)
نیش نیش جان این جور که پیداست مشکل الافی توی اداره هم شما رو ازار میده

آره اونجا بالاي سرم يه تابلو زدند !

نام و نام خانوادگي : رامبد راد
سمت : مسئول برگزاري همايش الاف ها :biggrin:

rozha
17-03-2006, 14:12
آره اونجا بالاي سرم يه تابلو زدند !

نام و نام خانوادگي : رامبد راد
سمت : مسئول برگزاري همايش الاف ها

سلام رامبد جان امیدوارم ناراحتتون نکرده باشم این بزارید به حساب یکی از سوتی های من

my friend
17-03-2006, 14:33
امروز رفتم تخم مرغ بگیرم
حواسم نبود به یارو گفتم تخم داری؟
البته نزدیک بود یه دست کتک از یارو بخورم که از مغازه زدم بیرون و فرار کردم

WooKMaN
17-03-2006, 16:37
سلام رامبد جان امیدوارم ناراحتتون نکرده باشم این بزارید به حساب یکی از سوتی های من

نه دوست عزيز ناراحت نشدم :biggrin:
حرف حق اگر هم تلخ باشه ولي بايد قبولش كرد

my friend
18-03-2006, 10:30
نیش نیش جون
حد اقل تاپیکی رو که خودتون زدید به ... نکشید
اگه با هم حرف دارید اون بیرون بزنید
حالا تو چت روم های یاهو یا فرستادن پی ام
تو رو خدا از این پست های الکی ندید
در ضمن این فقط حرف من نیست ( مگه نه ؟ )
البته ببخشید که اینجوری حرف زدم ( نوشتم )
موضوع تاپیک را عوض نکنید لطفا
اینجا فقط سوتی بزارید !!!
امیدوارم ناراحت نشده باشید
البته فقط با شما نبودم
با همه اونهایی که تو هر تاپیکی میرن یا پست الکی میدن
یا تخصصشون تعویض موضوع تاپیک هست

از نیش نیش به خاطر تاپیک بسیار باحالی که ساخته ممنونم
فعلا بای

Mirage
18-03-2006, 21:18
demoblog که سوتیش رو گفت یاد یک سوتی خودم افتادم.

یک بار مسابقه بود، با دوستام رفتیم نگاه کنیم، من به گفتم شما باشید من برم تخمه بخرم. رفتم دم سوپر گفتم آقا تخم دارین، گفت منظورت تخمه است منم حواسم نبود گفتم حالا چه فرقی می کنه، نیم کیلو بدین، گفت نه خیلی فرق می کنه، ما بدو رفتیم بعد که فکر کردم دیدم نه خدایی خیلی فرقق می کنه.

WooKMaN
19-03-2006, 08:05
دوستان فقط يه لطف كنن
از تعريف كردن سوتي هاي +18 واقعا خودداري كنن

khaiyam
22-03-2006, 13:26
من سال گذشته براي خريد گل براي سفره هفت سين به مغازي رفتم همون اولش يوهو گفتم آقا سنبل داري يارو زد زير خنده خودم هم خجالت كشيدم

khaiyam
22-03-2006, 13:52
چند روز پيش معلم ربانمون از ون آدم هاست كه سر كلاسش هيچ كس نمي خنده
بعد فكر ميكنه بچه ها هيچي نمي دونند
تو درسمون اسم حافظ را نوشته بود به به ما گفت حافظ را كه ميشنسيد همون كه بوستان با گلستان را گفته

alireza20
22-03-2006, 15:01
دمت گرم نيش نيش خيلي تاپيك ياحالي بود.چند وقته حالم خيلي گرفته اس يه كم سر حال شدم.
ازsooot عزيزم متشكرم.

WooKMaN
22-03-2006, 23:16
خواهش عليرضا جان
اما متاسفانه دوستان ديگه تاپيك رو قابل نميدونن سوتي ها شون رو تعريف كنن

saeid_ronaldo
22-03-2006, 23:27
يه سوتي دست اول.
اقا ما يه رفيقي داريم خيلي عياقيم با هم. هميشه هم سر اينكه كي اول عيدو تبريك بگه كل داريم. ميدونستم اولين نفر بعد از سال تحويل اون زنگ ميزنه خودمو اماده كرده بودم سري بگم عيدت مبارك.
خلاصه تلفن زنگ خورد و سريع گوشي رو برداشتم گفتم الو سلام تولدت مبارك.اين يه سوتي بود سوتي بعدي هم اين بود كه خواهرم پشت گوشي بود داشت يه ساعت ميخنديد

alireza20
23-03-2006, 23:14
اينو داشته باشيد تا بعد
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خواستم بنويسم 2Gاما.......

castilla_ht
24-03-2006, 00:20
سلام دوستان
حالا كه كل سوتي ه من هم بگم ( اگه با حال نبود به بزرگي خودتون ببخشيد ولي خوب در اون وضعيت خيلي خجالت كشيدم)
يه روز براي بازديد از يك كارخانه توليد آجر رفته بودم براي شناسايي خاكشون ( رشتم معدن ه ) خلاصه صاحب كارخانه خواست تحويل بگيره گفت برم خط توليد رو بازديد كنم . من هم رفتم و از كارگر ها سئوال مي پرسيدم كه رسيدم به يه پنكه يا فن بزرگ گفتم اين چيه گفتند اسمش .... فنتياتوره ..... و جريان هوا ايجاد مي كنه !
خلاصه من بعد از بازديد برگشتم پيش رئيس و بعد كلي بحث گفتم راستي اين .... فنتياتور .... تن هم رو ديدم جالب بود
گفت : آقاي مهندس از شما كه تحصيل كرده ايد بعيده اسم اون ventilator ولي افقاني ها مي گن فنتياتور !
قربان شما
حامد

mohammad ashena
24-03-2006, 18:02
سلام من هم یه سوتی دارم:
یه دفعه پسر خالمو با پسر عمه ام اشتباه گرفتم! تازه خالمو با عمه ام قاتی کردم!!!

Mirage
24-03-2006, 20:11
سلام من هم یه سوتی دارم:
یه دفعه پسر خالمو با پسر عمه ام اشتباه گرفتم! تازه خالمو با عمه ام قاتی کردم!!!
خیلی طولانی و با جزئیات تعریف کردی :biggrin:

castilla_ht خیلی با مزه بود :laughing:


داداشم رفت در تعمیر گاه طرف گفت این چیز هایی رو میگم یادداشت کن برو بخر، دیکس ترمز داداشم گفت دیسک ترمز طرف گفت نه دیکس ترمز، داداشم گفت خوب منظورتون همون دیسک ترمزه، گفت نه دیکس ترمز :laughing: ، داداشمم گفت باشه دیکس ترمز.

WooKMaN
24-03-2006, 23:57
سلام دوستان
حالا كه كل سوتي ه من هم بگم ( اگه با حال نبود به بزرگي خودتون ببخشيد ولي خوب در اون وضعيت خيلي خجالت كشيدم)
يه روز براي بازديد از يك كارخانه توليد آجر رفته بودم براي شناسايي خاكشون ( رشتم معدن ه ) خلاصه صاحب كارخانه خواست تحويل بگيره گفت برم خط توليد رو بازديد كنم . من هم رفتم و از كارگر ها سئوال مي پرسيدم كه رسيدم به يه پنكه يا فن بزرگ گفتم اين چيه گفتند اسمش .... فنتياتوره ..... و جريان هوا ايجاد مي كنه !
خلاصه من بعد از بازديد برگشتم پيش رئيس و بعد كلي بحث گفتم راستي اين .... فنتياتور .... تن هم رو ديدم جالب بود
گفت : آقاي مهندس از شما كه تحصيل كرده ايد بعيده اسم اون ventilator ولي افقاني ها مي گن فنتياتور !
قربان شما
حامد

حامد مرسي آخر شبي حال دادي ;)

hamidak
25-03-2006, 14:33
يه روز سر كلا س داشتم با يكي حرف مي زدم يكي از بچه ها هي منو مي كشيد عقب منم هي بهش تذكر ميدادم كه اين كارو تكرار نكنه كارشو قطع كرد من هم مشغول صحبت شده بودم يك هو معلم اومد منو كشيد عقب منم فك كردم دوستمه يه دونه تو گوشي آبدار زدم بهش چارتا فحش بد هم بهش گفتم برگشتم ديدم معلمه
خودتون بدونين بعدش چي شد........

Mirage
26-03-2006, 06:53
مدرسه مون چند تا کنتور برق داشت که یکیش توی کتاب خونه بود در کتاب خونه همیشه بسته بود یک بار در کتاب خونه باز بود تعداد زیادی تو بودن منم رفتم تو کلید کنتور رودیدم وسوسه شدم قعطش کردم
دیگه هیچی اون روز که همه فکر می کردن برق رفته و چه برنامه ای بود
فرداش امدیم مدرسه سر صف مدیر آمد گفت دیروز یکی برق مدرسه رو قطع کرده بود گیرش بیاریم حالشو می گیریم، دوباره ناظم امد سر گفت دیروز یکی امده برق مدرسه رو قطع کرده برفک یخچال آب شده بود تمام شیرینی ها خراب شدن، امروز در رو که باز کردیم یکهو تمام برفک های آب شده رختن وسط دفتر همه جا پر آب شده اگه بفهمم کار کی بوده وسط مدرسه فلکش می کنم بدبختش می کنم ما هم از ترس خشکمون زده بود
رفیقام هم میومدن می گفتن تو که نمی دونی کی برق مدرسه رو قطع کرده، منم می گفتم ضایع بازی در نیارن من چه می دونم

WooKMaN
26-03-2006, 19:56
سلام دوستان الان كه دارم اينا رو مينويسم ساعت 6.50 دقيقه بعد از ظهر داخل اداره هستم !!!
سووووووتي دادم بد
ميخوام تعريف كنم:
20 دقيقه پيش آنلاين شدم رفتم توي ياهو كه آفهامو چك كردم
ديدم پسر رييسمون آنلاينه
همين كه ديد من آنلاين هستم يه پيغام واسم زد و گفت به به ميبينم كه از تو اداره هم واسه چت آنلاين ميشي
جاتون خالي بد جور عرق كردم و جوابي نداشتم بدم
خلاصه هرجوري بود راضيش (خرش) كردم به باباش چيزي نگه !!!!

اينم يه سوتي داغ و تازه با طعم آلبالو

Atman
27-03-2006, 00:05
شب از مهماني ميومديم منم خواب خواب كفشام پوشيدم اومدم پايين پايين راه پله منو صدا زدن كفش خالم و شوهر خالم نيست منم تو عالم منگي يه دفعه همه اومدن پايين ديدن من يه لنگه مال خالمو پوشيدم يكي هك برا شوهر خالم .....خلاصه جاتون خالي اگر زمين دهن باز مي كرد مي رفتم تو زمين!!!!!!!!!!!!!! :blush: :blush:

shahnameh
27-03-2006, 00:11
من رفتم تو يه شركت تا يكي از سيستم هارا راه بندازم رفيقم داشت از خواهرش كه خارجه و تو امريكاست حرف ميرد من فكر مي كردم داره دامادشون رو ميگه
بهش گفتم پس شمارشو بده به ما باش (((حال ))) كنيم