PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : تختی را چه کسی کشت؟






mohamad23
06-01-2009, 02:25
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]ایسکانیوز: 41 سال از خزان عمر جهان پهلوان «غلامرضا تختی» گذشت اما راز مرگ این قهرمان ملی همچنان پشت پرده ابهام است.

به گزارش روز دوشنبه گروه حوادث ایسکانیوز : جهان پهلوان «تختی» یکی از اسطوره های ورزش ایران است که به خاطر جوانمردی هایش نام وی بر سر در بیش تر ورزشگاه های کشور نقش بسته است.هر گاه نام و یادی از جوانمردی هایش به زبان می آید یا به تصویر کشیده می شود جاودانه بودنش در اذهان تمامی کسانی که او را دیده و از خوبی هایش شنیده اند زنده می شود.شیر مردی که علاوه بر افتخار آفرینی ها و قهرمانی در میدان های جهانی و المپیک ویژگی های والای اخلاقی داشت.

«الکساندر مدوید» حریف تختی و قهرمان جهان و المپیک وقتی تندیس او را مقابل خانه کشتی دید اشک ریخت و گفت : کسانی که «غلامرضا» را می شناسند می دانند این مجسمه برایش خیلی کوچک است.
«تختی» اما که بود که امروز نیز بیش تر مردم با نام و افتخارهایش آشنا هستند ؛ مردی که علاوه بر دریافت نشان های طلایی کشتی در رقابت های جهانی و المپیک ، قلبها را به تسخیر خود درآورد.
*گفتند که خودکشی بود ، از بس که در خوشی بود!
«تختی» پهلوان و قهرمان ملی و دوست داشتنی بود و هنگام مرگ اسرارآمیزش ، مردم هرگز علت رسمی اعلام شده (خودکشی)را نپذیرفتند ؛ آخر اسطوره مردم و نماد سربلندی ملت بود و هیچکس باور نداشت سلطان قلبها خودکشی کرده باشد.
جهان پهلوان «تختی» سال 1309 خورشیدی در تهران به دنیا آمد و فقط 37 بهار به چشم دید.اکنون که در میدان های مختلف ورزشی بعضا حرکت های ناشایست و غیرجوانمردانه به طور مستقیم برای میلیونها بیننده پخش می شود بیش از هر چیز به سمبل های های واقعی و رفتار جوانمردانه مثل جهان پهلوان «تختی» نیاز داریم.

*جیما کوریدزه : خبر مرگ تختی آتش به جانم زد

«جیما کوریدزه» قهرمان نامدار شوروی پیشین ، آخرین میدان بین المللی خود را مقابل «تختی» ایران دید.

«غلامرضا» در این رقابت فشار زیادی به «کوریدزه» وارد کرد و چنان او را تحت تاثیر قرار داد که این قهرمان سالها بعد درباره پهلوان کشورمان گفت : کشتی های تختی را در دوره های مقدماتی دیده بودم.جوان برازنده ای بود و سر نترسی داشت.
وی افزود : مستحکم و قوی بود و من به خاطر این مسائل دلواپس و نگران بودم ؛ چون این آخرین میدان ورزشی من به حساب می آمد و حتما باید مدال می گرفتم.12 دقیقه با هم کشتی گرفتیم.اول خیال می کردم این جوانی که دست و پاهایش مثل فولاد است انعطاف بدنی ندارد اما در عمل دیدم «تختی» مثل ژیمناستیک کارها پرانعطاف است.فقط این را بگویم که یک معجزه مدال طلای المپیک 1952 «هلسینکی» را به من ارزانی داشت و خودم بهتر از همه می دانم که در این کشتی شکست حق «تختی» نبود.

این قهرمان اظهار داشت : من «غلامرضا» را به خاطر اخلاق ، انسانیت و معرفتش دوست داشتم.او عالی بود، یک انسان کامل. فکر نمی کنم دیگر ورزشکاری مثل «تختی» پا به عرصه کشتی بگذارد.حتی بعد از شکست هم به حریفان احترام می گذاشت و من هنوز خاطره لبخندهای ملیحش را به خوبی به یاد دارم.
«کوریدزه» تاکید کرد : یک خبر آتش به جانم زد و قلبم تیرکشید «تختی مرد». هیچ خبری ناگوارتر از این نبود. باور نمی کردم و هنوز هم باور نمی کنم مردی با آن صلابت خودکشی کرده باشد.

*جلال آل احمد : تختی زنده است

از آن همه جماعت هیچکس حتی برای یک لحظه به احتمال خودکشی فکر نمی کرد.آخر جهان پهلوان باشی و در بودن خودت جبران کرده باشی نبودن های فردی و اجتماعی دیگران را و آن وقت خودکشی کنی ؟ این قهرمان که خاک «خانی آباد نو» را خورده بود هرگز به ناامیدی نمی اندیشید ؛ آخر امید یک ملت بود ، ملت ایران.

*عکاس تختی چه می گوید؟

عکاسی که از «غلامرضا» عکس می گرفت و در اختیار قهرمان قرار می داد تا به دوستداران
بی شمارش اهدا کند یک روز از او خواست به آتلیه برود. دوربینش خیلی معمولی بود و کیفیت عکسها چندان جالب نبود.قهرمان المپیک 1956 ملبورن اما به عکاس گفت : همین عکسها خوب است ! وقتی عکاس بیشتر اصرار کرد،جهان پهلوان اظهار داشت : من خجالت می کشم و ناراحت هستم که رو به روی دوربین بنشینم و با ژست برای عزیزان خودم (مردم) عکس بگیرم.

*محمد ابراهیم سیف‌پور : افتخار می‌کنم که تختی از کشتی است

قهرمان مسابقه های جهانی یوکوهاما و منچستر می گوید : افتخار ورزش ایران این است که الگویی به نام «تختی» دارد.
«محمد ابراهیم سیف‌پور» ادامه می دهد : اکثر رشته‌های ورزشی از داشتن یک الگوی جاودانه بی‌بهره‌اند اما «تختی» نه تنها الگوی کشتی بلکه کل ورزش ایران است و امروز جوانان با این که او را ندیده‌اند اما جزو دوستداران راستینش هستند.
دارنده گردن آویز برنز المپیک 1960 روم با بیان این که از «تختی» چیزهای زیادی آموخته است یادآور می شود: هرچه از پهلوانی بخواهیم بگوییم در «تختی» بوده است.در اردوهای داخلی و خارجی همیشه همراه بچه ها بود و احترام بزرگ ترها را همواره به جا می آورد.«تختی» فقط به فکر قهرمانی خود نبود و به موفقیت تیم فکر می کرد.بهترین خاطره ورزشی من با «تختی» به کسب مدال طلا در مسابقه های جهانی 1961 یوکوهاما به همراه او مربوط می شود.
«سیف پور» تصریح می کند : مردم همه چیز را درباره «تختی» می‌دانند که این به دلیل علاقه‌ بسیار زیاد به او است.اگر همه از «غلامرضا» می‌گویند به دلیل الگو بودنش است.

* خجسته‌پور : جوانمردی سر لوحه کارش بود

همچنین «محمد علی خجسته‌پور» اظهار می دارد : «تختی» در تمامی امور زندگی‌اش جوانمردی را در سرلوحه کارش داشت و هیچ گاه این اخلاق را فراموش نکرد.
دارنده‌ گردن آویز نقره‌ المپیک 1956 ملبورن ، ادامه می دهد : من نه فقط در تیم ، بلکه در اداره‌ تربیت بدنی راه آهن و باشگاه فولاد نیز با او همدوره و همکار بودم و رفاقت نزدیکی داشتیم.در اردوهای تیم ملی همیشه احترام خاصی به مربیان و قهرمانان قائل بود و هیچ وقت کار نادرست و ناشایستی از او ندیدم.

*یاد زلزله مرگبار بویین زهرا

«خجسته پور» با اشاره به زلزله 42 سال پیش بوئین زهرا خاطر نشان می سازد : به خوبی یادم است پس از زلزله ، مرحوم «تختی» نصف شب به سراغم آمد و گفت می خواهد در جاده شمیران برای کمک به زلزله زدگان ، پول جمع کند.فردای آن روز به همراه سوری ، یعقوبی و گیوه چی به جاده شمیران رفتیم و یک سینی در دست گرفتیم.مردم نیز اسکناس های یک تومانی ، 10 تومانی و ... هدیه دادند.بعد «تختی» تمامی پولهل را به مردم زلزله زده بویین زهرا داد که این کار بزرگی در آن زمان بود.

* محمد علی صنعتکاران : به خاطر مردم 30 هکتار زمین را رد کرد.

قهرمان سال 1961 کشتی جهان و از همدوره‌ای‌های جهان پهلوان نیز می گوید : شخصیت وجودی «تختی» برازنده دارا بودن واژه «پهلوان» است.کشتی یک ورزش ملی است که در وجود اکثر مردم مملکت رخنه کرده است و به آن تعصب دارند.لغتی به نام قهرمان داریم که خارجی‌ها به آن «شامپیون» می‌گویند اما ما لغت «پهلوان» را هم داریم که خارجی‌ها ندارند.
«محمد علی صنعتکاران» اضافه می کند : پهلوان ، کسی است که علاوه بر کسب عناوین قهرمانی، اخلاق حسنه نیز داشته باشد.«تختی» در کنار واژه «پهلوان» زندگی کرد و با برخورداری از مدال‌های فراوان و خصوصا اخلاق حسنه ، جهان پهلوانی شد که هنوز نامش پرآوازه است.

وی با اشاره به بی‌ پیشینه بودن دریافت 5 گردن آویز طلای ایران در مسابقه های جهانی ، خاطره‌ای از «تختی» بیان می کند : پس از کسب قهرمانی در آن سال در زمین‌های دشت گرگان به افراد اول تا سوم به ترتیب 30، 20 و 15 هکتار زمین دادند که «غلامرضا» آن جایزه پر منفعت را نپذیرفت.با جویا شدن علت ، متوجه شدیم در این 30 هکتار حداقل 10 خانواده زندگی می‌کردند.«تختی» می گفت: «نمی‌توانم زندگی آنان را نابود کنم تا صاحب زمین شوم».

من به همراه «سیف پور» و چند تن دیگر از این اقدام «تختی» تبعیت کردیم و به همین دلیل است که باید از چنین انسانی به نیکی یاد کرد.چنین فردی در درجه‌ اول به زندگی مردم فکر می‌کرد و بعد به وضعیت خودش.

برنده گردن آویز برنز المپیک 1964 توکیو خاطرنشان می سازد : «تختی» در زلزله بویین زهرا برای زلزله‌زدگان کمک جمع کرد و گام بزرگی برداشت.به واقع لغت «پهلوان» زیبنده‌ اش است و پس از انقلاب جام بین‌المللی «تختی» را به نامش برپا کردیم.

«صنعتکاران» درباره زندگی قهرمانی «تختی» اضافه می کند : «غلامرضا» سه نسل ؛ از سال 1951 تا 1966کشتی گرفت.البته درگذشته ، یکسال مسابقه آزاد برگزار می‌شد و یک سال فرنگی که از سال 1960 به بعد هر سال در هر دو رشته برگزار شد.«تختی» در المپیک روم می‌توانست به جای نقره طلا بگیرد اما غرورش اجازه نمی‌داد با احتیاط کشتی بگیرد یا نتیجه را مساوی کند.گزارش ایسکانیوز می افزاید،نایب قهرمان جهان در مسابقه های جهانی منچستر ، تاکید می کند :پرورش پهلوان به تربیت خانوادگی بستگی دارد اما خود ورزش نیز به انسان غرور و ارزش می‌دهد و اجازه نمی‌هد دست به خطا بزنی.این موضوع به فرهنگ جامعه و تربیت خانوادگی بستگی دارد.در محیط‌های اردویی نیز باید با کشتی‌گیر طوری برخورد کرد تا روحیهی پهلوانی اش شکل گیرد.

فردا سه شنبه (17 دی) بار دیگر همانند سالیان پیش ، جامعه ورزش کشور ، پیشکسوتان کشتی و دوستداران «تختی» بر سر مزار جهان پهلوان که در «ابن بابویه» مرمت شده است گرد هم آیند تا با نثار گل و فاتحه ، یاد و خاطره او را در چهل و یکمین زمستان عروجش گرامی بدارند.روحش شاد.

mehrzad3344
06-01-2009, 10:10
من حالشو نداشتم اینو بخونم و شنیدم که به خاطر مسائل خانوادگی خودکشی کرده

Retired User
06-01-2009, 10:54
من يه مدت توي اون هتلي كه تختي مرده بود اقامت داشتم( اسمشو يادم نيست)
بعد خود مدير هتله كه با خانواده ما صحبت ميكرد ميگفت تختي به وسيله خوردن تعداد زيادي قرص خودكشي كرده

tina salehe
06-01-2009, 10:57
تو tv ميگن كه كشتنش عجيبه

raptor22
06-01-2009, 11:00
كسي با مشخصات روحي و جسمي تختي خودكشي مي كنه؟

ir-dgm
06-01-2009, 11:08
تو خود کشی نکرده فقط یک نفر توی ایران راز مرگ تختی را میداند فکر کنم خواهرش باشه هر سالگرد تختی به او زنگ میزنند(خبر ساعت 10 شبکه 3 سیما) ولی او از جواب دادن سر باز میزند و میگوید سال بعد.....

Retired User
06-01-2009, 12:15
كسي با مشخصات روحي و جسمي تختي خودكشي مي كنه؟

تختي هم يه آدم بوده مثه همه ماها

ir-dgm
06-01-2009, 12:22
تختي هم يه آدم بوده مثه همه ماها
اشتباه نکن اون مثل همه ماها نبود....
اگه مثل همه ماها بود پس چرا شهرت من و تو توی کشور های دیگه مثل تختی نیست؟؟/
اصلا تو شهرتون چند نفر تو رو مشناسنن چند نفر تختی رو؟؟؟
اون یک جوان مرد واقعی بود....

Diego
06-01-2009, 12:28
به خبرهای tv و روزنامه ها زیاد اهمیت ندید.

glc_engineer
06-01-2009, 12:41
منم از قديمي ها شنيدم كه ظاهرا مشكل خونوادگي داشته
خدا رحمتش كنه

ir-dgm
06-01-2009, 12:52
به خبرهای tv و روزنامه ها زیاد اهمیت ندید.

منم از قديمي ها شنيدم كه ظاهرا مشكل خونوادگي داشته
خدا رحمتش كنه
البته بعضی از خبر ها واقعیت نداره ولی شما با مطالعه ی تاریخ میتونین واقیعت را درک کنید....
حسادت غلامرضا برادر محمدرضا شاه پهلوی مقدمات قتل او را چید.....
همین چند لحظه پیش شبکه خبر رویداد های تاریخی رو مرور میکرد به این نکته اشاره کرد و تیترش بود:
قتل غلامرضا تختی به دست عوامل رژیم پهلوی

shahramcat
06-01-2009, 14:13
البته 100٪ ثابت نشد مرحوم تختی به قتل رسیده .... احتمال دیگه هم خودکشی هست .

Libra
06-01-2009, 14:27
لبته بعضی از خبر ها واقعیت نداره ولی شما با مطالعه ی تاریخ میتونین واقیعت را درک کنید....
حسادت غلامرضا برادر محمدرضا شاه پهلوی مقدمات قتل او را چید.....
همین چند لحظه پیش شبکه خبر رویداد های تاریخی رو مرور میکرد به این نکته اشاره کرد و تیترش بود:
قتل غلامرضا تختی به دست عوامل رژیم پهلوی

واقعا خنده داره ؛ مثلا برادر شاه باشی و به کسی حسادت کنی ؟؟ برای چی ؟؟ آخه از برادر شاه بالاتر ؟؟

شما منبعت رو گفتی ؛ خود به خود جواب رو دادی

.

تختی به خاطر اینکه همسرش بهش خیانت میکرد خود کشی کرد و این رو همه ایران میدونستن ، تا اینکه ورق برگشت ( یا شاید رژیم برگشت ) و از محبوبیت تختی برای ضربه زدن و شستن مغز مردن استفاده کردن

در ضمن ، تختی اصلا کشتی گیر موفقی نبود ، یه نگاه به مدال های طلاش بندازید ، میفهمید ، تختی چند بار در المپیک شرکت کرد ، اما فقط یک مدال طلا گرفت

عمده معروفیت تختی این بود که روزنامه های چپ ( توده ای ها ) و احزاب اسلامی اون رو گنده کردن به این دلیل که :

اون سالها به تختی از طرف کمپانی ژیلت پیشنهاد میشه در تبلیغات ژیلت مدل بشه ؛ اما اون قبول نمیکنه و همین برای کومونیست هایی که آمریکا رو مظهر دزدی و مال کارگر خوری میدونستن و اسلام گراهایی که آمریکا براشون شیطان بزرگ بود ، مهم بود و به خود مردم دادن که تختی یک افسانه است و همیطور هم شد ، میشه گفت تختی یه گشتیگیر بسیار با اخلاق بود ، اما از نظر فنی اصلا پدیده خوبی نبود و توده ای ها و جناح اسلام گرا اون رو بزرگ کردن ( در اصل هم تختی توده ای بود )

بعد هم که بخاطر خیانت شهلا توکلی خودش رو کشت و اینقدر به این زن بد بین شده بود و ازش متنفر ، که پسرش رو برای سرپرستی به دوستش سپرد ( نه به زنش )

Big-Boss
06-01-2009, 14:34
تختی هم یه انسان عادی بود با تمام ویژگی ها و مشکلاتی که همه دارن (چه عادتیه که ایرانی ها براشون آدم معمولی مفهوم نیست یا باید یکی قدیس باشه یا ملعون!!!!)
در کنار اینها قهرمان ایران هم بود و همچنین مدال آور المپیک بود ملی گرا بود و در ضمن مشکلات شخصی و خانوادگی هم داشت.
اما بعد از مرگش همه ازش سوءاستفاده کردن هر گروهی اونو متعلق به خودش عنوان کرد .

corey
06-01-2009, 14:48
در ضمن ، تختی اصلا کشتی گیر موفقی نبود ، یه نگاه به مدال های طلاش بندازید ، میفهمید ، تختی چند بار در المپیک شرکت کرد ، اما فقط یک مدال طلا گرفت

عمده معروفیت تختی این بود که روزنامه های چپ ( توده ای ها ) و احزاب اسلامی اون رو گنده کردن به این دلیل که :



با بیشتر جاها موافقم ولی دیگه خیلی داری تند میری
تختی 3تا مدال المپیک داره و یک مقام چهارمی تختی با بهترین های تاریخ کشتی جهان هم دوره بوده اما شما میگی تختی ورزشکار موفقی نبوده
حضور تو المپیک افتخاره بعد شما مدال المپیک افتخار نمیدونی!!!!!!!!

shahramcat
06-01-2009, 14:58
مزخرف که میگن حکومت پهلوی مثبب مرگ مرحوم تختی هست ... اینم یکی دیگه از اون ..........

Libra
06-01-2009, 16:55
تختی 3تا مدال المپیک داره و یک مقام چهارمی تختی با بهترین های تاریخ کشتی جهان هم دوره بوده اما شما میگی تختی ورزشکار موفقی نبوده
حضور تو المپیک افتخاره بعد شما مدال المپیک افتخار نمیدونی!!!!!!!!

اگه اشتباه نکنم 1 طلا و 2 نقره

زیاد مفقیت آمیز نیست برای سالهای طلایی کشتی ایران

در اون سالها ، شوروی یک کشور واحد بود و کشور های اقمار اون در زیر پرچم شوروی شرکت میکردن ، یعنی در عمل کشور صاحب کشتی وجود نداشت ، ایران بود و شوروی و همون شوروی هم اون زمان به گرد پای ایران نمیرسید ، از این جهت گفتم ، بعد هم در همون زمان کسانی بودن که افتخارات بیشتری داشتن نسبت به تعداد مسابقات

الان شوروی تبدیل شده به 15 کشور که تقریبا همه اونا هم توی کشتی قدرتی بحساب میان ، اینه که میگم تختی ، اونقدر ها هم موفق نبود که میگن ، بیشتر همون پهلوان بود تا قهرمان

raptor22
06-01-2009, 16:55
تختی و مرگش؛ بعد از چهل سال سوالی بی پاسخ


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

روز هجده دی ۱۳۴۶ روزنامه های تهران با خبر احتیاط آمیزی منتشر شدند که حکایت از خودکشی غلامرضا تختی قهرمان محبوب کشتی داشت. اما پیش از انتشار خبر در روزنامه های به شدت سانسور شده، در حالی که هنوز شبکه های خبری رادیو و تلویزیون، اینترنت و حتی خطوط مستقیم تلفن بین شهری رواج نداشت، مردم خبر را دهان به دهان گردانده و دست های پنهانی را عامل قتل او دیده بودند.
از جمله دلایلی که برای ضدیت دستگاه امنیتی با تختی ذکر می شد و شایعات مربوط به قتل تختی را باورپذیر می کرد، وابستگی او به جبهه ملی، و علاقه اش به دکتر محمد مصدق بود که نظام پادشاهی - بعد از کودتای ۲۸ مرداد - تلاش می کرد تا نامش برده نشود و یاران و همفکران او را در هر فرصت به بند می کشید.

نه تنها بهروز افخمی، کارگردان سینما که فیلم جهان پهلوان ساخته علی حاتمی را به پایان رساند، بلکه بسیاری از کسانی که در چهل سال گذشته بر زندگی و مرگ غلامرضا تختی قهرمان پرآوازه کشتی ایران تحقیق کرده اند ترجیحشان این بوده است که برای مرگ او دلیل قطعی عنوان نکنند.

یک سال قبل از مرگ تختی، هنگام درگذشت دکتر مصدق، کشتی گیر اسطوره ای ایران با اخطار ماموران نظامی و امنیتی هم حاضر نشد از رفتن به احمدآباد منصرف شود و به افسران می گفت دستگیرم کنید.

بابک تختی، تنها بازمانده غلامرضا تختی که اینک قصه نویس و منقد ادبی است در روایتی که گرد آورده، درجست و جوی پدر، همچنان این سایه ابهام را در پایان قصه زندگی محبوب ترین ورزشکار تاریخ ایران دیده و شنیده و ثبت کرده است.

قهرمان مردم

غلامرضا تختی تمام مشخصات یک قهرمان توده ها را در جهان دو قطبی داشت. در محله فقیرنشین جنوب تهران به دنیا آمد، پدرش تاجری ورشکسته بود که زود درگذشت و او را با تنگدستی یتیم گذاشت. تختی همراه کار، ورزش کرد تا بیست سالگی که برای اولین بار ورزش او را به اروپا برد [مسابقات کشتی کاپ فرانسه] که در آن مدالی نگرفت. اما در شهری که در اوج مبارزات نهضت ملی نفت بود شهرت یافت و به دیدار دکتر مصدق رییس دولت نائل آمد و شد از هواداران وی.

تختی در زمان دولت دکتر مصدق در دو مسابقه بین المللی دیگر درخشید، در هلسینکی ۱۹۵۱ نایب قهرمان جهان شد و سال بعد هم همان مدال را تکرار کرد و در این جا با کودتای ۲۸ مرداد برای مدتی دچار غمزدگی شد. او در سال ۱۹۵۶ در استرالیا قهرمان المپیک شد و در سال ۱۹۵۸ در صوفیه بلغارستان مدال نقره جهان را کسب کرد.

در همین فاصله بود که زلزله بوئین زهرا رخ داد؛ زلزله ای که ویرانگر بود و به دنبال آن ناتوانی دستگاه دولتی برای عملیات کمک و امداد، موسسات جهانی را به ایران کشاند. اما در این میان، موجی که تختی در تهران به راه انداخت ناگهان جلوه ای دیگر به مبارزات اجتماعی داد.

اول کار او که یک کامیون در اختیار گرفته بود در محلات پرجمعیت با بلندگو از مردم می خواست به زلزله زدگان کمک کنند. واکنش ها چنان باورنکردنی بود که بلافاصله نیکوکاران به راه افتادند. ده‌ها کامیون به وی سپرده شد و مردم می رسیدند و رخت و لباس و پول به تختی می سپردند.

در سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۵۹ مدال طلای مسابقات آسیایی توکیو و مسابقات جهانی تهران او را به اوج رساند. گرچه در المپیک رم نایب قهرمان جهان شد اما در مسابقات جهانی ۱۹۶۱ ژاپن مدال طلا کسب کرد.

وقوع حوادث پانزده خرداد (1342/1963) نظام را نسبت به فعالیت های اجتماعی گروه های مخالف بسیار حساس کرد. بعد از این بود که با توجه به بی اعتنائی تختی به اخطارهای دستگاه ورزشی و امنیتی و ادامه ارتباطش با جبهه ملی، به عنوان یک ناراضی شناخته شد. او در عین حال توسط هواداران نهضت ملی در تشکل تازه جبهه ملی دوم به عنوان عضوی از شورای مرکزی برگزیده شد. دیگر به نام و محبوبیتی رسیده بود که ربطی به پیروزی هایش روی تشک کشتی نداشت.

تشک های در پرواز


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

در سال های آخر زندگی، دستگاه ورزشی بنا به تصمیم مقامات امنیتی، از تمرین های تختی جلوگیری می کرد و به هر شکل می کوشید از حضور او در مجامع بین المللی که با استقبال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی مخالف رژیم روبرو می شد، جلوگیری کند.

یک بار که هیچ باشگاه و تشکی، و هیچ حریف قدری برای تمرین های تختی پیدا نشد دو روز مانده به مسابقات انتخابی، هوادارانش در کاروانسرایی در محل زادگاهش خانی آباد، تدارک چیدند و از خانه های اطراف مردم به بام ها رفته و تشک های خود را به وسط کاروانسرا می انداختند. او وقتی با انبوه تشک هایی روبرو شد که از خانه ها آمده بود، عشق و علاقه اش به مردم بیشتر می شد و خشم مخالفان نیز.

همزمان با انتشار خبر مرگ تختی در اتاقی در یک هتل در خیابان تخت جمشید [طالقانی] که فاصله چندانی هم با مرکز سازمان اطلاعات و امنیت کشور نداشت، به دستور حکومت برگ هایی از دفترچه تلفن تختی به روزنامه ها داده شد که از اختلافات خانوادگی اش حکایت داشت، امری که هرگز باور نشد. روز بعد که خبرنگار عکاس روزنامه اطلاعات توانست از داخل پزشکی قانونی از جسد تختی عکسی بیندازد که بدن او را بعد از کالبدشکافی نشان می داد، این ظن عمومی را تقویت کرد که علاوه بر قتل شکنجه ای هم در کار بوده است.

از فردای آن روز چاپ هر نوع خبر و گزارشی درباره تختی و مرگش در روزنامه ها ممنوع شد و جا باز ماند برای اذهان تا با کمال آزادی، هر چه می خواهند را در قالب واقعیت بپذیرند.

مرگ هواداران

مخالفت دستگاه انتظامی و امنیتی با دفن تختی در احمدآباد [مزار دکتر مصدق] و کنار شهدای سی ام تیر، خود از جمله عواملی بود که به شایعات دامنه های تازه داد تا سرانجام با موافقت خانواده شمشیری [از طبقه اصناف و همفکران تختی در هواداری نهضت ملی] در آن جا که فاصله اندکی با مزار شهدای سی تیر داشت به خاک سپرده شد.

میزان محبوبیت تختی را شاید بتوان از آن جا نشانه زد که با انتشار خبر مرگ او هفت تن در شهرهای مختلف کشور خود را کشتند که از همه فجیع تر قصابی در کرمانشاه بود که خود را به قناره انداخت و یادداشت بزرگی بر شیشه مغازه اش گذاشت که "جهان بی جهان پهلوان ماندنی نیست."

در همان زمان یک قهرمان بوکس از شهرری تحت تاثیر اطلاعاتی که در روزنامه ها چاپ شد به قصد قتل شهلا توکلی همسر تختی به خانه وی حمله برد که چون ناکام ماند و دریافت که تختی در وصیت نامه خود با محبت از وفاداری او یاد کرده و تنها یادگار خود را به او سپرده، همان شب در حمامی در شهرری خود را کشت. او که با یک روز تاخیر با تختی مرده بود، در چند قدمی غلامرضا تختی دفن شده است.

بدین گونه است که مردم ایران هنوز هم بعد از ۴۰ سال قهرمان ملی و محبوب خود را فراموش نکرده اند و هر ساله با حضور بر سر مزار تختی در ابن بابویه شهرری یاد و خاطره این پهلوان بزرگ را گرامی می دارند و در آن قصیده بلند
سیاوش کسرائی شاعر نامدار ایران را می خوانند که گفت "جهان پهلوانا صفای تو باد."

منبع :



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Diego
06-01-2009, 16:57
البته بعضی از خبر ها واقعیت نداره ولی شما با مطالعه ی تاریخ میتونین واقیعت را درک کنید....
حسادت غلامرضا برادر محمدرضا شاه پهلوی مقدمات قتل او را چید.....
همین چند لحظه پیش شبکه خبر رویداد های تاریخی رو مرور میکرد به این نکته اشاره کرد و تیترش بود:
قتل غلامرضا تختی به دست عوامل رژیم پهلوی

این دیگه ازون حرفا بود! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به این حرفا میگن خسرو معتضدی!
بد نیست بحران غزه رو هم گردن قدیمیها بندازیم!
پست زیری به شدت تائیید میشه.! [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

واقعا خنده داره ؛ مثلا برادر شاه باشی و به کسی حسادت کنی ؟؟ برای چی ؟؟ آخه از برادر شاه بالاتر ؟؟

شما منبعت رو گفتی ؛ خود به خود جواب رو دادی

.

تختی به خاطر اینکه همسرش بهش خیانت میکرد خود کشی کرد و این رو همه ایران میدونستن ، تا اینکه ورق برگشت ( یا شاید رژیم برگشت ) و از محبوبیت تختی برای ضربه زدن و شستن مغز مردن استفاده کردن

در ضمن ، تختی اصلا کشتی گیر موفقی نبود ، یه نگاه به مدال های طلاش بندازید ، میفهمید ، تختی چند بار در المپیک شرکت کرد ، اما فقط یک مدال طلا گرفت

عمده معروفیت تختی این بود که روزنامه های چپ ( توده ای ها ) و احزاب اسلامی اون رو گنده کردن به این دلیل که :

اون سالها به تختی از طرف کمپانی ژیلت پیشنهاد میشه در تبلیغات ژیلت مدل بشه ؛ اما اون قبول نمیکنه و همین برای کومونیست هایی که آمریکا رو مظهر دزدی و مال کارگر خوری میدونستن و اسلام گراهایی که آمریکا براشون شیطان بزرگ بود ، مهم بود و به خود مردم دادن که تختی یک افسانه است و همیطور هم شد ، میشه گفت تختی یه گشتیگیر بسیار با اخلاق بود ، اما از نظر فنی اصلا پدیده خوبی نبود و توده ای ها و جناح اسلام گرا اون رو بزرگ کردن ( در اصل هم تختی توده ای بود )

بعد هم که بخاطر خیانت شهلا توکلی خودش رو کشت و اینقدر به این زن بد بین شده بود و ازش متنفر ، که پسرش رو برای سرپرستی به دوستش سپرد ( نه به زنش )

Retired User
06-01-2009, 18:26
تختی به خاطر اینکه همسرش بهش خیانت میکرد خود کشی کرد
اين دقيقا چيزيه كه منم شنيدم

vahid_vaezinia
06-01-2009, 18:48
من شنیدم برادر شاه کشتی گیر بوده و یک بار جلوی مردم با تختی میخواد کشتی بگره که مردم فقط تختی رو تشویق می کنن و اون ناراحت میشه و برای قتلش نقشه کشیده !

...

پدربزرگم میگه بعد از مرگ تختی تو روز نامه نوشته تختی را خود کشی کردند

ir-dgm
06-01-2009, 23:24
من شنیدم برادر شاه کشتی گیر بوده و یک بار جلوی مردم با تختی میخواد کشتی بگره که مردم فقط تختی رو تشویق می کنن و اون ناراحت میشه و برای قتلش نقشه کشیده !
تایید میشه...
پدرم من هم همین حرف را زد....
و درضمن تختی بخاطر مدال و امپیک مشهور نشد او بخاطر جوانمردی و اخلاق نیکو مشهور شد....

corey
06-01-2009, 23:52
تختی هم ورزشکار بزرگی بود و هم مرد بزرگی قبول
ولی روی یک سری افراد زیاد از حد مانور داده میشه و تختی جز اون دسته از افراد بود در حال حاضر هم از این جور ورزشکارا داریم که به خاطر یک سری مسائل که گفتن نداره نسبت به سایر ورزشکارا بیشتر مورد توجه قرار میگیرن

glc_engineer
06-01-2009, 23:55
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
اينو بخونين

تختی در ۱۷ دی ۱۳۴۶ در اتاقش در هتل آتلانتیک تهران درگذشت. او دو روز قبل از مرگش یعنی ۱۶ دی، وصیت‌نامه اش را در دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۲ تحت شماره ۳۴۲۸ و با تعیین کاظم حسیبی به عنوان سرپرست فرزندش بابک (که تنها ۴ ماه داشت)؛ به ثبت رسانده بود. درباره‌ی دلایل مرگ او اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد.
براساس اخبار منتشره در روزنامه‌های اطلاعات و کیهان ۱۸ دی غلامرضا تختی بخاطر اختلافات خانوادگی با همسرش شهلا توکلی [۱] و براثر خودکشی جان باخته‌است. برای دلایل خودکشی او مواردی چون شکست در ازدواج و ناکامی‌هایش در مسابقات در پایان عمر ورزشی تختی نامبرده می‌شود با این حال عده‌ای از دانشوران مرگ وی را مشکوک می‌دانند. این عقيده که ساواک او را به دليل محبوبيت زياد و عدم وفاداری به نظام وقت ایران به قتل رسانیده‌است، همواره در بين مردم شیوع داشته‌است. از جمله جلال آل احمد درباره‌ی مرگ او می‌نویسد: «چطور ممکن بود که این مرد عادی سر به‌زیر باور کند که خودکشی کرده؟ و ببینیم این افسانه‌سازی عوام آیا نوعی روش دفاعی نیست برای مرد عادی توی گذار شخصیت ترسیده خویش را در مقابل تسلط ظلم خفه کند؟ ولی در پی انقلاب ۱۳۵۷ که بسیاری از اسناد ساواک به دست نیروی‌های انقلابی افتاد، هیچ مدرکی دال بر دست‌داشتن ساواک و یا کشتن وی یافته‌نشد.

glc_engineer
06-01-2009, 23:57
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

اين وبلاگ نوه مرحوم جهان پهلوان تختيه

glc_engineer
07-01-2009, 00:00
در حال حاضر
ظاهرا بابك تختي پسر مرحوم و بقيه خانواده در آمريكا ساكن هستن

Alireza Taji
07-01-2009, 02:44
همیشه از این سالگرد تختی متنفر بودم چون تختی را از قبر میکشند بیرون و هرکی یک داستان برای مرگش میسازه!

تختی هم یکی بوده مثل بقیه ورزشکاران درسته لوتی بوده و اخر مردها اما انسان بوده اخرای عمرش تو خیلی زمینه ها به مشکل خورده بود از مسائل خانوادگی گرفته تا داخل کشتی که اخرای عمرش حتی سایر کشتی گیرها هم باهاش چپ افتاده بودند. من احتمال خودکشیش را زیاد می دونم هرچند اون مقطع از زندگی تختی خیلی تار هست و نمیشه با اطمینان حرف زد.

من هیچ جا نخوندم که برادران شاه کشتی گیر باشند رضا شاه بزرگ هفتا پسر داشته که این وسط محمد رضا گویا تو ورزش از همشون بهتر بوده و اون هم فکر میکنم به فوتبال علاقه داشته نه کشتی.
این وسط یکی از براداران شاه که فکر میکنم غلام رضا بوده یک مدت مسئول کمیته المپیک بوده.

اون زمان همچین هم خر تو خر نبوده که یک ورزش کار را بکشند تمام این حرفها را مخالفان پهلوی مطرح میکردند تا پهلوی را نزد مردم منفور کنند.

Honradez
07-01-2009, 23:27
سلام.

من همينجا تذكر مي‌دم، لطفا مطالب پستهاتون با بند دهم قوانين انجمنهاي پي‌سي‌ورد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) مغايرت نداشته باشه. بسيار ممنونم.

پاينده باشيد. :46:

mohamad23
10-03-2009, 02:50
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] روی جلد ماهنامه‌ی "نگاه نو"، ویژه‌ی غلامرضا تختی

فصلنامه نگاه نو بخش ویژه­ی تازه­ترین شماره خود را به زندگی و مرگ کشتی­گیر نامدار ایران غلامرضا تختی اختصاص داده است. یکی از هدف­های این ویژه نامه برجسته ساختن شخصیت و فعالیت­های سیاسی این ورزشکار محبوب عنوان شده است.






انتشار مطالبی در مورد تختی بار دیگر بحث­هایی را در مورد خودکشی یا کشته شدن این قهرمان ملی دامن زده است. علی میرزایی، مدیر مسئول و سردبیر فصلنامه «نگاه نو» در مروری بر کارنامه غلامرضا تختی می­نویسد «او کوشنده­ای پاکیزه کردار و هدفمند در حوزه سیاست بود، اما این جنبه از کنش اجتماعی او، به عمد یا به سهو، مغفول مانده و عموم از آن آگاهی چندانی ندارند.» میرزایی ابراز امیدواری می­کند بخشی از مقاله­اش در ویژه­نامه تختی «نخستین گام را برای جبران این کاستی بردارد.»

تختی در میدان سیاست

به نوشته­ی سردبیر نگاه نو تختی در جریان ملی شدن صنعت نفت به جمع هواداران محمد مصدق پیوست. او تابستان سال ۱۳۴۰، پس از بازگشت از مسابقه­های جهانی یوکوهاما برای نخستین بار به صورت علنی از عضویت­اش در جبهه­ی ملی سخن می­گوید. مصدق پس از همین بازی­ها عکسی از خود را با یادداشتی امضا می­کند و برای تختی می‌فرستد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] غلامرضا تختی، قهرمان کشتی ایران، پس از بازگشت از یک مسابقه‌ی جهانی در سال ۱۳۴۰، عضویت خود در جبهه‌ی ملی ایران را اعلام داشت.



یک سال و چند ماه بعد تختی سی و دو ساله به عضویت شورای مرکزی جبهه­ی ملی انتخاب می­شود. از آن پس فعالیت­های سیاسی و اجتماعی قهرمانی که تا آن زمان برنده­ی ده مدال طلا و نقره در مسابقه­های جهانی کشتی بود جدی­تر و گسترده­تر شد. محبوبیت غیرمعمول تختی در میان مردم و حمایت­های آشکار او از مصدق و ملی­گرایان خشم شاه و سازمان امنیت و اطلاعات کشور، ساواک، را به شدت برانگیخت و سرآغاز فشارهایی شد که به شکل­های مختلف تا مرگ او ادامه یافت.

دوری از میدان­های ورزشی

غلامرضا تختی از سال ۱۳۴۲ بارها به ساواک احضار شد و از نظر مالی در مضیقه قرار گرفت. اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارها را افزایش دادند. تختی حتا در مواردی از ورود به ورزشگاه­ها منع می­شد. او پس از دوری دو ساله از رقابت­های ورزشی برای چهارمین بار در بازی‌های المپیک شرکت کرد و برای نخستین بار در این بازی­ها مدالی کسب نکرد.

میرزایی با استناد به اسناد به جا مانده و گفتگوهایی که با برخی از دست­اندرکاران ورزش در آن دوران انجام داده از بدرفتاری­ها و محدودیت­هایی می­نویسد که نسبت به تختی اعمال می­شد. ظاهرا حکومت میل داشت تختی بدون تمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست خوردن، محبوبیت در میان مردم را از دست بدهد. از سوی دیگر مردم نیز خواهان شرکت او در مسابقه­های جهانی بودند.

در چنین شرایطی تختی سال ۱۳۴۵ نیز در بازی­های جهانی تولید و شرکت کرد و بار دیگر دست خالی به ایران بازگشت. برخلاف تصور و انتظار طرفداران شاه، محبوبیت تختی پس از دو ناکامی او نه تنها کمتر نشد که افزایش نیز یافت. یک سال بعد جسد بیجان غلامرضا تختی در اتاق شماره ۲۳ هتل آتلانتیک پیدا شد و میلیون­ها ایرانی به بهت و سوگواری کشاند.

معمای مرگ تختی

چگونگی مرگ تختی در هفدهم دیماه سال ۱۳۴۶ تا امروز همچنان مبهم مانده است. اخبار رسمی که همان شب منتشر شد از خودکشی او حکایت دارد. این روایتی است که بسیاری از مردم باور نمی­کنند و نمی­پسندند. جلال آل احمد در مقاله­ای که سال ۱۳۴۷ منتشر کرد و بخشی از آن در نگاه نو نقل شده، با اشاره به مراسم سوگواری تختی می­نویسد: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتا برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی­کرد.» عده­ای معتقدند، تختی اگر خودکشی هم کرده باشد مسئولیت آن با حکومت شاه است که با فشارها و تگناهایی که برایش به وجود آورد او را به این سمت سوق داد.

بابک تختی تنها فرزند این قهرمان ملی، که درباره مرگ پدرش تخقیقاتی کرده می­گوید در مورد درستی هیچ یک از دو احتمال به نتیجه­ای قطعی نرسیده. داریوش آشوری چند روز پس از درگذشت تختی در مقاله­ای با عنوان «مردی که محکوم به شکست بود» مرگ او را نمادی از فروپاشی ارزش­های سنتی ارزیابی می­کند. آشوری معتقد است «تختی عالی­ترین تجلی یا آخرین تپش چراغ سنت پهلوانی ما بود که با خودکشی به مردن این چراغ قطعیت و صراحت و معنا داد.» بازچاپ این مقاله در شماره ۸۰ نگاه نو واکنش تندی به دنبال داشت.

کسی حرف آخر را نزده

در گزارشی انتقادی که در سایت خبری تابناک منتشر شد داریوش آشوری متهم می­شود در این مقاله قصد تطهیر رژیم پهلوی را دارد. نویسنده مدعی است «جلوه بخشیدن خودکشی به این قتل» به دستور مستقیم دربار صورت گرفته و یکی از هدف­هایش فرو ریختن «جایگاه مقدس» تختی «نزد مردم علی‏الخصوص مذهبیون» بوده. او با بیان این که خودکشی خواندن مرگ تختی اهانتی است که «باید گران تمام شود» می­افزاید: «نباید درج چنین مطالبی به حساب آزادی بیان گذاشته شود.»

سایت تابناک از قول خبرنگار ورزشی خود نوشته است: «در برخی مطالب دیگر این فصلنامه نیز به بحث خودکشی پرداخته شد اما در هیچ کدام بوی نگارش فرمایشی مشهود نبود.» داریوش آشوری که در مقاله­ی خود بیشتر بر چیرگی عصر مدرن بر دوران کهن تاکید دارد می­نویسد: «تختی آخرین نماینده یک کردار اخلاقی، یک سنت و جدولی از ارزش‏ها بود که ریشه‏هایی عمیق و عتیق داشت و با وضع کنونی (سال ۱۳۴۶) در تضاد شدید بود.»

سردبیر نگاه نو تاکید می­کند، در ۴۱ سالی که از مرگ تختی گذشته هنوز هیچ کس با تکیه بر سند و مدرک و شواهد بر خودکشی یا قتل او صحه نگذاشته و حرف آخر را نزده است. بابک تختی می­گوید مسئله مهم نه چگونگی مرگ تختی، که زندگی اوست.


بهزاد کشمیری‌پور

Alamate Soal
27-03-2009, 10:51
من حالشو نداشتم اینو بخونم و شنیدم که به خاطر مسائل خانوادگی خودکشی کرده


من يه مدت توي اون هتلي كه تختي مرده بود اقامت داشتم( اسمشو يادم نيست)
بعد خود مدير هتله كه با خانواده ما صحبت ميكرد ميگفت تختي به وسيله خوردن تعداد زيادي قرص خودكشي كرده

لازم نیست که هرچیزی رو باور کنیم !

شما خودتون احساس میکنین که تختی خودکشی کرده باشه !؟

الان شبکه دوم و سوم سیمای تلوزیون ایران هم دارن مخاطبان رو طوری باور میدن که کشته شده ، خودکشی نکرده .

خرد من که اجازه نمیده باور کنم کسی مثل تختی خودکشی کرده باشه :41:

iman_s
27-03-2009, 23:40
اتفاقا برای من باورپذیرتره که خودکشی کرده باشه.

مجید فینا
28-03-2009, 00:07
بعضی شخصیتا هستن که تو ورزش و هنرپیشه گی خیلی معروفن ولی زندگی شخصی بسیار ناپایداری دارن
نمونش تو کشور زیاد داریم

B3HZ@D
28-03-2009, 01:55
همین چند لحظه پیش شبکه خبر رویداد های تاریخی رو مرور میکرد به این نکته اشاره کرد و تیترش بود:
قتل غلامرضا تختی به دست عوامل رژیم پهلوی

واقعا این شبکه خبر چقدر دقیق و نکته سنجه...
اصلا کلا همه اخباری که توی ایران اعلام میشه واقعیته
دروغ توی ایران...!
عمرا...
نگفتن کار جورج بوش و امریکای جهان خواره؟؟ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]