View Full Version : مـــحــــــيــــط زيــــســــت
Dianella
01-09-2006, 02:37 AM
جايگاه زيست فناوري در تغييرات اقليمي جهان
آيا زيست فناوري ميتواند سياره ما را نجات دهد؟ بيشتر مردم با شنيدن اين پرسش به ياد غذاهاي تغيير يافته ژنتيكي و داروهاي جديد مي افتند. اما فناوريهاي مشابه توليد مواد غذايي و دارويي, برخي دانشمندان را به اين فكر انداخته كه اين راهكارها ميتواند تا حدي پديده گرم شدن زمين را كه به دليل اثر گلخانه اي روي ميدهد, تعديل كند.اثر گلخانه اي زماني روي ميدهد كه انرژي تابشي محبوس شده در جو زمين از انرژي بازتابيده به فضا بيشتر باشد. گازهاي كربن دار نظير دي اكسيد كربن و متان جزو مهمترين گازهايي هستند كه باعث ذخيره حرارت در جو زمين ميشوند. بر اين اساس, هرچه ميزان اين گازها در جو افزايش يابد (مثلا به دليل مصرف سوختهاي فسيلي) جو زمين گرمتر ميشود.از آنجايي كه جهان همچنان به مصرف سوختهاي فسيلي وابسته است, ميزان كربن وارد شده به جو با روندي به مراتب بيش از آنچه طبيعت قدرت دفع آنرا داشته باشد ادامه دارد. بنابراين هر عاملي كه بتواند مستقيم يا غير مستقيم كربن اضافي را از جو خارج كند, باعث كند شدن اثر گلخانه اي ميشود. به نظر ميرسد كه راهكارهاي زيست فناوري در اين مورد مفيد واقع شوند.به طور كلي دو روش عمده براي كاهش ميزان كربن جو وجود دارد: كاهش ورود كربن به جو (از طريق كاهش مصرف سوختهاي فسيلي) و خارج كردن آن از جو از طريق تثبيت كربن در زمين يا آب درياها.پژوهشگران چند كاربري را براي گياهان تغيير يافته ژنتيكي در اين امر پيشنهاد كرده اند. يكي به كار گيري گياهان تغيير يافته ژنتيكي موجود با هدفي متفاوت است. به گفته پروفسور "چارلز رايس", استاد علوم زراعي دانشگاه كانزاس, گياهاني كه براي مقاومت به خوابيدگي (ورس) در آنها دستكاري شده, از توانايي بالايي در تثبيت كربن برخوردارند.به عنوان مثال, ارقام ذرت دستكاري شده به دليل داشتن ساقه هاي صخيم تر و خشبي(چوبي)تر, كربن بيشتري را به صورت ليگنين و سلولز در خود ذخيره ميكنند. اين دو تركيب در خاك به كندي تجزيه ميشوند, بنابراين به گفته "رايس", "هرچه ماده زنده بيشتري توليد شود, كربن بيشتري در خاك تثبيت خواهد شد".همين ويژگي ميتواند به گياهان ديگر نيز منتقل شود تا كربن بيشتري در خاك تثبيت شود. به عنوان نمونه ميتوان گوجه فرنگيهايي توليد كرد كه در عين توليد محصولي معمولي داراي ساقه اي چوبي باشد. در عين حال بايد توجه داشت كه توليد چنين رقمي آسان نيست, چرا كه در روشهاي اصلاحي (اعم از سنتي و نوين) گياهان براي بهبود تنها يك ويژگي اصلاح ميشوند, و در صورت تغيير در كيفيت محصول يا اثر آن بر محيط زيست, از آن استقبال نخواهد شد.از سوي ديگر, تثبيت كربن در خاك تنها به كمك محصولات زراعي انجام نميشود. "اسكات آنجل" ميكروبيولوژيست گروه انرژي مركز پژوهشهاي بهبود تثبيت كربن در اكوسيستم هاي طبيعي از دانشگاه مريلند, مشغول مطالعه روي گونه هاي چمن و درختان و نيز فرايندهاي طبيعي و شيميايي است تا بتواند روشهاي موثرتري را براي تثبيت كربن در اكوسيستم را طراحي كند."جف فيدلر", اقليم شناس شوراي دفاع از منابع طبيعي, معتقد است كه دستكاري ژنتيكي گياهان براي مقاصد اقليمي امري است مطلوب, اما اين فعاليتها را پاسخگوي نيازهاي امروزي نميداند: "من قصد كوچك جلوه دادن پژوهشها را ندارم, اما در ايالات متحده بزرگترين منابع توليد كربن, كارخانه ها و صنعت حمل و نقل است. و به نظر نميرسد كه راهكارهاي زيست فناوري بتواند اين مشكل را پوشش دهد."با اين وجود "آنجل" معتقد است توليد گياهان مقاوم به علفكش ميتواند به ميزان قابل توجهي به تثبيت كربن در خاك كمك كند. علفهاي هرز علاوه بر افزايش مصرف سوخت فسيلي به وسيله ماشين آلات (كه به نوبه خود باعث ورود كربن به جو ميشود), كربن خاك را در معرض اكسيژن قرار ميدهد و احتمال برگشت كربن به جو را افزايش ميدهد.همچنين "رايس" معتقد است كه ميكروارگانيسم هاي تغيير يافته ژنتيكي نظير باكتري ها و قارچها نيز ميتوانند در تثبيت كربن ايفاي نقش كنند. اگر بتوان با دستكاري ژنتيكي قارچها و باكتري ها را وادار به جذب كربن بيشتر كرد, مقدار قابل ملاحظه اي كربن توسط اين دو گروه از جانداران تثبيت خواهد شد. قارچها به طور خاص از اين نظر كه كربن لايه هاي زيرين خاك را افزايش ميدهند مورد توجه هستند."ليندا ليژور" قارچ شناس و ژنتيك دان آزمايشگاه ملي شمالغرب ايالات متحده به دنبال روشي است كه در آن با دستكاري ژنتيكي, قارچها قادر به شكستن ملكولهاي سلولز و توليد مواد سوختي مفيد از پسماندهاي گياهي باشند, مانند توليد اتانل يا هيدروژن از سبوس غلات. او روزي را تجسم ميكند كه مردم سوخت خودروهاي هيدروژني خود را از چمن باغچه خود به دست آورند.در حال حاضر خودروهاي هيدروژني, هيدروژن مورد نياز خود را از سوخت فسيلي تامين ميكنند, امري كه جلوي افزايش ميزان كربن در جو يا بي نيازي از سوختهاي فسيلي را نخواهد گرفت. "ليژور" توضيح ميدهد كه اين دو جنبه بسيار مورد توجه وزارت انرژي ايالات متحده است.وي همچنين مي افزايد كه شناخته شده ترين قارچها مخمرها هستند, كه قرنهاست از آنها براي تهيه الكل استفاده ميشود. اما در مقابل, از قارچهاي رشته اي كه در خاك فراوان هستند اطلاعات چنداني در دسترس نيست. و هدف وي نيز مطالعه اين دسته از قارچها به منظور كشف توانايي هاي آنها ميباشد.امكان توليد چنين فناوريهايي در كنار حساسيت همگاني نسبت به پديده گرم شدن زمين, اين احتمال را به وجود آورده كه دانش زيست فناوري نقش بسزايي در كاهش كربن جو ايفا كند. به تدريج تلاشهايي در جريان است كه بجاي مخالفت با به كار گيري راهكارهاي زيست فناوري, آنها را در حل مسائلي از اين دست به كار گيرند."بلين متينگ" همكار خانم "ليژور" كه بر روي توليد هيدروژن از ميكربها كار ميكند, ميگويد: "كليه اين دستاوردهامحصول پژوهشهايي است كه در زمينه هاي كشاورزي, فرايندهاي صنعتي, و پاكسازي محيط زيست انجام شده است. به احتمال زياد در آينده بخش عمده اي از پژوهشهاي زيست فناوري مستقيما بر روي تثبيت گازهاي گلخانه اي متمركز خواهد شد.با اين وجود "فيدلر" يادآوري ميكند كه دستاورد اين پژوهشها ممكن است زودتر از 20 الي 50 سال آينده نمايان نشود. او ميگويد: "مشكلي كه با آن مواجه هستيم, افكار عمومي است: مردم دوست ندارند 20 سال براي حل مشكلشان صبر كنند, به خصوص كه معلوم نيست تمام پيش بيني ها درست از آب درآيد. البته اين به آن معني نيست كه زيست فناوري در تثبيت كربن نقشي نخواهد داشت, بلكه ممكن است در نظر مردم اين كار مفيد به نظر نيايد. لازم است ابتدا مردم بپذيرند كه هيچ راه حل سريع و فوريي براي حل مشكلات وجود ندارد."
منبع: The Pew Initiative on Food and Biotechnology
Dianella
03-05-2006, 10:57 PM
MTBE(متيل ترسيو – بوتيل اتر) يك ماده آلي اكسيژن دار است كه امروزه در ايران و برخي كشورهاي جهان به صورت گسترده در بنزين بدون سرب استفاده مي شود در ابتداي انتخاب و استفاد ه از اين ماده در سوخت مزاياي زيست محيطي آن مورد توجه بود ولي اكنون پس از گذشت چند سال از مصرف آن در دنيا مشخص شده است كه MTBE داراي امكان تاثيرات سوء روي انسان بوده و داراي پتانسيل آلودگي محيط زيست است. ورود MTBE به منابع آب و خاك به روشهاي مختلف انجام مي گيرد .MTBE در خاك بسيار متحرك است و حركت آن در آب تابع قوانين حركت آب در خاك است. MTBE مقاومت زيادي به تخريب زيستي دارد و نيمه عمر آن در آب بالاست ، جذب آنها توسط ذرات خاك ضعيف است ،حلاليت بالايي در آب دارد و بسيار متحرك است . اين عوامل باعث حركت MTBE به سمت آبهاي زير زميني و جمع اين ماده در اين آبها مي گردد و از آنجا كه آبهاي زيرزميني در شرب و كشاورزي استفاده دارند با تهديد سلامتي انسان و طبيعت باعث معضلات زيست محيطي مي گردد درحال حاضر USEPA حد مجاز اين ماده در آبهاي آشاميدني راpb 40-20 تعيين كرده است. با توجه به مصرف گسترده MTBE در ايران قبل از آنكه اين ماده به معضل زيست محيطي در كشور تبديل گردد بايد راهكارهي مناسب ادامه و ا عدم مصرف آن مشخص شود. واژه هاي كليدي : MTBE ،آلودگي آبهاي سطحي ،آلودگي آبهاي زير زميني
مقدمه:
متيل ترسيو يک ماده آلی مصنوعی اکسيژن دار است که پس از اثبات جنبه های سوء بهداشتی و زيست محيطی سرب بعنوان جايگزين آن معرفی و امروزه در ايران و برخی از کشورای جهان بصورت گسترده در بنزينهای بدون سرب استفاده می شود.توجه به اين ماده در دهه ۷۰ ميلادی آغاز و مصرف آن در دهه ۸۰ و ۹۰ ميلادی در جهان افزايش يافت. در ابتدای انتخاب و استفاده از اين ماده در سوخت مزايای زيست محيطی آن مورد توجه بود که مهمترين آنها افزايش عدد اکتان بنزين٫ کاهش نشر گازهای آلاينده منتشر از اگزوز خودرو مانند منواکسيد کربن و ازن ٫ حذف سرب از بنزين به همراه تاثير بهبود نسبی کيفيت هوا ٫توليد آسان و سهولت اختلاط با بنزين می باشد ولی اکنون پس از گذشت چند سال از مصرف آن در دنيا مشخص شده است که MTBE دارای امکان تاثيرات سوء روی بدن انسان و مضرات زيست محيطی بودند و آلودگی آبها زير زمينی از مهمترين جنبه های زيست محيطی آن می باشد . در آمريکا از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ ميلادی دو سيستم تامين کننده نياز آب شرب شهری بخاطر آلودگی MTBE برای اين منظور غير قابل استفاده شدند.در سانتامونيکای آمريکا حداقل ۵۰ درصد از کل آب شهری که از منابع زيرزمينی تامين می شدبرای شرب غير قابل استفاده گرديد بطوريکه ۵/۳ ميليون دلار برای جايگزينو تامين آب شرب منطقه هزينه شد. وجود MTBE در کاليفرنيا در نمونه های شهری عموما با مقادير کمتر از ۲mg/l گزارش شده است. در شرايط خاص در جاهايی که قايقهای موتوری استفاده می شد غلظت اين ماده در آن آبها به۱۲ppm هم می رسد. در تحقيقی که در سال۱۹۹۶ توسط USGS در ۱۶ شهر آمريکا انجام شد ٫ مقدار MTBE موجود در آبهای سطحی بين µg/L 100-2/0 گزارش شد که غلظتهای بيشتر بين ماه های اکتبر تا مارس واقع شده است.(۳).در آمريکا به خاطر تاثيرات اين ماده در انسان و محيط زيست به ويژه آلودگی منابع آب اعتراضات فراوانی نسبت به ادامه مصرف آن وجود دارد ودر بعضی مناطق استفاده از MTBEممنوع شده است در اين مقاله برسی توانايی MTBEدر آلودگی منابع آب سه محور اصلی مورد توجه است تاثيرات MTBE روی سلامتی انسان چگونگی ورود MTBE به منابع آب وسرنوشت MTBE در منابع آب خصوصيات MTBE :متيل ترسيو بوتيلاتر يک ترکيب آلی با فرمول شيميايی C5H12O می باشد در دما وفشار استاندارد مايعی بی بيرنگ ٫ قابل اشتعال و قابل احتراق است . جرم مولکولی آن ۱۵/۸۸ بوده و دارای نقطه ذوب ۹-ـ درجه سانتی گراد ونقطه جوش ۶/۵۳ - ۲/۵۵ درجه سانتی گراد می باشد . چگالی اين ماده ۷۴۴/۰ ۷۵۸/۰ گزارش شده است . انحلال پذيری MTBE در آب بسيار بالاست 540mg/L گرارش شده است MTBE روي سلامت انسان: انسان از سه طريق خوردن يا آشاميدن ، اشتنشاق وتماس پوستي مي تواند در معرض MTBE قرار گيرد و سلامتي او تهديد گردد كه از اين بين بلع مهمترين راه ورود اين ماده به بدن انسان است و عمدتاً از طريق آشاميدن آب آلوده انجام مي شود، ضمن آنكه استحمام با آب گرم آلوده نيز فراريت آن را افزايش داده و باعث استنشاق اين ماده مي گردد . تاثيرات اين ماده روي بدن به دو قسمت سرطانيو غير سرطاني تقسيم مي شود . به دليل زمان نسبتاً كوتاه از آغاز مصرف گسترده اين ماده تحقيقات ومطالعات كافي براي برسي تاثيرات سرطان زائي در انسان انجام نشده است ولي اين موضوع هنگاميكه حيوانات آزمايشگاهي به صور مختلف در معرض مقادير بالاي MTBE قرار گرفتند اثبات گرديد. در يك آزمايش در آثر بلعيدن MTBE در موشهاي صحرايي ماده به مقدار mg 1000 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز طي يك دوره 104 روزهاين موشها به سرطان خون مبتلا شدند وهمين تيمار در موشهاي صحرايي نر در دوره فوق باعث بروز تومورهاي بيضوي در آنها گرديد. طي تحقيقاتي در يك دوره18 ماهه ، استنشاق اين ماده توسط موشهاي صحرايي نر وماده صورت گرفت و خاصيت سرطان زايي MTBE در اين حيوانات آزمايشگاهي مشاهده گرديد . بر همين اساس USEPA اين ماده را در گروه داراي امكانم سرطان زائي قرار داده است . در مورد تا ثيرات غير سرطاني MTBE، از مهمترين وشايعترين عوارض تنفس آندر انسان سردرد ،سرگيجه،تهوع،آلرژي و مشكلات تنفسي مي باشد در آزمايشي روي موش صحرايي با بلعيدن mg 70 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز تاثيري مشاهده نشد واز mg 100 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روزعوارض آن مشاهده گرديد(2). براي ارزيابي صحيح از سميت اين ماده بر روي آنسان نياز به مطالعات وتحقيقات بيشتري مي باشد . ضمن آنكه در مواردي مانند تاثير روي ژنتيك ،توليد مثلو رشد اطلاعات بسيار محدود است . ورود MTBE به منابع آب:اولين مرحله در آلودگي منابع آب به MTBE ورود اين ماده به اجزاء محيط زيست مي باشد . مهمترين منابع ورود MTBE به محيط زيست نشت از تانكها وذخاير زير زميني ،لوله ها واتصالات ،وسائل وجايگاههاي سوخت گيري ، وسائل نقليه موتوري با سوخت بنزين ، قايق هاي موتوري و وسائل حمل و نقل MTBE مي باشند كه بر حسب جايگاه و نوع منبع ، اين ماده مي تواند وارد هوا خاك و آب گردد. MTBE موجد در هوا، شستشوي سطوح ذرات آلوده به مواد حاوي اين ماده ، تخليه مستقيم MTBE يا بنزين حاوي اين ماده به آبورود اين ماده به آبهاي سطحي شده و ورود MTBE به آبهاي زير زميني نيز از طريق آبهي سطحي ، شكافها و عوارض زمين ، چاهها و خاك قابل انجام است ورود MTBE به هوااز طريق تبخير در جايگاههاي سوخت گيري و سوخت رساني ، خروج از خودروها ، تبخير از لكه هاي بنزين روي سطح زمين و استفاده هاي متفرقه انجام مي گردد . در نتيجه يك تحقيق پيك غلظت MTBE در هواي نزديك به پمپهاي بنزين به ppbv 1400 در اندازه گيريهاي كوتاه مدت رسيده است و ميانگين آن در همين مكان در محدوده ppbv 100-10 قرار داشته است . ميانگين غلظت MTBE در هوا در محيطهاي غير از پمپ بنزين ppbv 25/0 ،66/0 و82/0 گزارش شده است .(4) MTBE موجود در هوا با انحلال در ترولات آسماني به همراه بارندگي وارد سطح زمين ، خاك ويا آبهاي سطحي مي گردد.(3و4) اين اتفاق در مناطقي كه ترافيك سنگين دارد به ويژه در هواي سرد بيشتر مشهود است . در يك تحقيق در كاليفرنيا هنگاميكه غلظت متوسط MTBE در دماي 25 درجه سانتي گراد در هوا ppbv 2 بود غلظت تعادلي اين ماده در آب باران ppbv (70%) اندازه گيري شد . همچنين در تحقيقي در آلمان گزارش شده است كه 20 درصد از MTBE موجود در روان آبهاي شهري پس از بارندگي مربوط به MTBE ورودي از هوادر اثر بارش مي باشد بنابراين MTBE موجود در هوا يكي از منابع ورود به منابع آب مي باشد. ورود MTBE به خاك هم از طريق مختلف قابل انجام است. MTBE ورودي به هوا از طريق نزولات آسماني ، روانابهاي سطحي حاوي MTBE ، نشت از مخازن ،اتصلات،تانكرها و جايگا ه هاي سوختگيري و نشت از تانكهاي زيرزميني از مهمترين منابع ورود اين ماده به خاك مي باشد. نحوه حركت MTBE در خاك عامل مهمي در آلوده شدن آبهاي زيرزميني به اين ماده مي باشد. در حركت وجابجايي اين ماده در خاك خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك اهميت زيادي دارد . از مهمترين خصوصيات فيزيكي خاك در اين ارتباط تخلخل ،نفوذ پذيري خاك ،بافت، ساختمان و عمق خاك مي باشند.بافت سبك و تخلخل بالا با افزايش نفوذپذيري خاك حركت اين ماده را در خاك تسهيل مي نمايد . در مورد خصوصيات شيميائي خاك جذب سطحي و دفع از مهمترين اين خصوصيات است كه آلاينده هاي آلي را در خاك تحت تاثير قرار ميدهد. در خاك كلوئيدهاي رس و مواد آلي عوامل اصلي جذب سطحي MTBE مي باشند هرچه قابليت يك ماده براي جذب سطحي شدن به ذرات خاك بيشتر باشد تحرك آن ماده در خاك كمتر است . براي اين منظور در برآورد حركت MTBE در خاك از ضريب جذب سطحي (Kd) استفاده مي نمايند. فرمول شماره يك:غلظت جذب سطحي شده ماده مورد نظر روي سطح خاك بر حسب mg/kg يا (g يا μ)=Kd غلظت ماده مورد نظر در فاز محلول (آب خاك) بر حسب mg/Kg يا (µg/kg) بر اين اساس (1993)Howard ماده، MTBE را در خاك بسيار متحرك معرفي مي كند(2). جذب MTBE به ذرات خاك ضعيف بوده و حلاليت آن در آب بسيار بالاست بنابراين به راحتي در خاك به همراه آب به سمت پايين حركت كرده و در نهايت آبهاي زير زميني را آلوده مي نمايد . اين حركت تابع قوانين حركت آب در خاك مي باشد. سرنوشت MTBE در منابع آب: تخريب زيستي MTBE در آب بسيار كند است . MTBE توسط جمعي از دانشمندان در گروه مقاوم به تخريب زيستي قرار گرفته است اين ماده در هر دو حالت بي هوازي و هوازي به تجزيه ميكروبي مقاومت مي كند ولي گزارشاتي مبني بر تجزيه آن توسط ميكروبها در شرايط خاص موجود است. اين مقاومت به تجزيه ميكروبي مربوط به رفتار اتم كربن ترشيايي در ساخمان اتر و يا پيوند غير فعال اتر مي باشد. در آبهاي زيرزميني كه تخريب MTBE رخ داده است ماده ترسيو بوتيل اتر الكل تشكيل شده است كه خود مي تواند داراي خاصيت سرطان زائي باشد. مقاومت به تخريب توسط MTBE باعث حضور اين ماده در آب مي گردد كه طي مطالعات مختلف اثبات شده است . نيمه عمر MTBE در آبها سطحي بسته به وضعيت آب متغير است. عوامل مؤثر در نيمه عمر MTBE در اين آبها سرعت آب، عمق حضور ماده و دماي آب مي باشد. كاهش عمق،افزايش دماي آب و افزايش سرعت آب باعث كاهش نيمه عمر MTBE در آب مي گردد. نيمه عمر MTBE در آبها سطحي در حدود 9 ساعت مي باشدكه بسته به وضعيت آب مي تواند در محدوده 4 هفته تا 6 ماه قرار گيرد . در درياچه و آبهاي ساكن اين مقدار بيشتر و در رودخانه ها و جريانات متلاطم كمتر است. نيمه عمر MTBE در آبها زيرزميني به خاطر سرع كمتر آب و عدم وجود نور نسبت به آبها سطحي بسيار بيشتر است بطوريكه غلظت هاي حدود mg/l 200 نيز در آبهاي زيرزميني گزارش شده است. بخاطر حلاليت بالاي MTBE موجود در آب حركت و انقال اين ماده در منابع آب تابعي از اين آبها بوده و در آبهاي زير زميني از قانون دارسي پيروي مي نمايد. فرمول شماره 2 فرمول دارسي Q=-kAi:كه A سطح مقطع منطقه ، I شيب هيدروليكي و k هدايت هيدروليكي بستر مي باشد . در اين معادلهI=Δh/Δs بطوريكه Δh اختلاف پتانسيل هيدروليكي و Δs فاصله حركت مي باشد.هدايت هيدروليكي بستر تابعي از خصوصيات نوعي سنگ ، رسوب يا خاك بستر بوده و تخلخل و نفوذ پذيري دو خصوصيت مهم بستر هستند كه روي آب موثرند. از آنجا كه MTBE به راحتي جذب سطحي ذرات بستر نمي گردد حركت آن با آب تسهيل مي شود. نتيجه:MTBE با خصوصيات خود شامل تاثير روي سلامتي انسان توانايي بالاي حركت در منابع آب وخاك ، مقاومت به تخريب طبيعي و حلاليت بالا قادر است از مسيرهاي مختلف وارد منابع آبي شده و در آن حضور داشته و مدت زيادي در آن مانده و باعث آلودگي منابع آب گردد . آلودگي آبهاي زير زميني به اين ماده يكي از مهمترين جنبه هاي زيست محيطي MTBE تلقي مي شود زيرا بيش از 90% آب شهرها و حدود 40% آب مورد نياز بخش كشاورزي در جهان از اين منابع تامين مي شود و اين آبها به طور مستقيم و غير مستقيم مي تواند به مصرف انسان رسيده و روي سلامتي او تاثير گذار باشد . در غلظتهاي ppb 15- 5 بو و مزه آن در آب مي تواند شكايت مصرف كننده را در بر داشته باشد (2)،USEPA حداكثر مجاز اين ماده را در آب آشاميدني ppb 40- 20 پيشنهاد نموده است . با توجه به مصرف MTBE در ايران قبل از آنكه اين ماده به يك معضل زيست محيطي تبديل گردد با مطالعات و تحقيقات كافي راهكارهاي مناسب مصرف و عدم مصرف آن مشخص گردد.يافتن جايگزين مناسب براي MTBE از مهمترين اين راهكارها مي باشد هم اكنون در بعضي از كشورهاي جهان از برخي از انواع الكلها به عنوان جايگزين اين ماده در بنزين استفاده مي گردد.
آلاينده آببراساس آمارهاي موجود؛ 4 آلاينده صنعتي ، کشاورزي ، فاضلاب خانگي و مواد زايد جامد، اصلي ترين آلاينده آبهاي کشور محسوب مي شوند.پسابهاي صنعتي به دليل نبود برنامه ريزي جامع و بي توجهي به ملاحظات زيست محيطي يکي از عوامل تهديد کننده منابع آب کشور به شمار مي آيند.از ميان 10هزار و 987کارگاه صنعتي 10نفر کار کن و بيشتر در سال 1380تعداد 1547 کارگاه يعني معادل 1/14 درصد از آنها داراي فاضلاب صنعتي هستند که از اين تعداد 34/61 درصد فاضلاب صنعتي خود را در چاه ، رودخانه ؛ زمينهاي کشاورزي و غيرکشاورزي دفع مي کنند.براساس مطالعات ، حجم کل پسابهاي مربوط به بخش صنعت حدود 393ميليون متر مکعب شده که اين رقم با احتساب کل واحدهاي صنعتي فاقد سيستم تصفيه فاضلاب و داراي تصفيه فاضلاب است.از اين ميان ، بسياري از کارگاه هاي صنعتي کوچک که فاقد سيستم تصفيه فاضلاب صنعتي هستند، با تخليه مستقيم پساب ، بخش عمده اي از آلاينده هاي گوناگون را به محيط زيست وارد مي کنند. به عنوان مثال صنايع مستقر در حاشيه کارون - دز با برداشت 900ميليون مترمکعب از آبهاي اين حوزه ، 198ميليون متر مکعب فاضلاب تصفيه نشده را که عمدتا حاوي ترکيبات آلي و معدني زيان آور و خطرناک است ، به محيط اطراف تخليه مي کنند.آلاينده هاي کشاورزي بخصوص کودها و سموم شيميايي دفع آفات نباتي از مهمترين منابع آلودگي آب ناشي از فعاليت هاي کشاورزي هستند، بيشترين مصرف آب در بخش کشاورزي است و کودها و سموم پس از استفاده و ترکيب با آب به صورت هرز آبهاي کشاورزي به محيط زيست وارد مي شوند؛ به طوري که مقدار کود توزيع شده از سال 1382بالغ بر 3408هزار تن بوده است که نسبت به سال 1375 رشد 53درصد را نشان مي دهد.يکي ديگر از آلاينده هاي آبها، پساب و فاضلاب هاي خانگي است که متاسفانه آمارها درباره اين آلاينده آبها مربوط به سال 1373است که براساس آمار، حجم کل پساب توليد شده ناشي از مصارف خانگي معادل 96/3121 ميليون مترمکعب بود که 5/59 درصد آن به منابع آب زيرزميني و بقيه به منابع آب سطحي تخليه شده است.همچنين در مناطقي از کشور که سطح آبهاي زيرزميني بالاست يا خاکهاي منطقه نفوذپذير هستند، روش سنتي ايجاد چاههاي جاذب باعث انتشار آلودگي ميکربي به سفره آب زيرزميني مي شود. يکي از آلاينده هايي که در تخريب و از بين بردن آبهاي زيرزميني سهم بسزايي دارد، دفن غيراصولي و تخليه نامناسب انواع زايدات جامد در مکانهاي نامناسب و تخليه قسمتي از آنها در حاشيه آبهاي سطحي است.براساس آمارهاي موجود از 7917هزار تن انواع زايدات جامد کارگاه هاي صنعتي 10نفر کارکن و بيشتر 3341هزار تن در اين مناطق دفن مي شود.
محيط زيست، تمام چيزهايي است که در اطراف ما وجود دارند و روي آنها تاثير مي گذاريم و آنها نيز ما را متاثر مي سازند(يخکشي، 1381). اكوسيستم هاي خشكي و دريايي، گونه هاي مختلف حيات، درياها و رودخانهها، تالابها، جنگلها و مراتع از عناصر تشكيل دهنده محيط زيست طبيعي به شمار مي روند و هر يك به گونهاي در ايجاد شرايط پايداري حيات موثر واقع مي شوند. كشور ايران يكي از كهن ترين تمدنهاي دنياست. هنگامي كه بسياري از ممالك جهان حتي به صورت قبيلهاي وجود نداشتند يا مردم آن ها در نقطه خاصي ساكن نبودند و به صورت كاملاً بدوي در جنگل و بيابان زندگي مي كردند، ايران مهد تمدن و فرهنگ بوده و در اين سرزمين پهناور شهرهايي بزرگ و آباد وجود داشته است. ازدياد جمعيت، رونق كشاورزي و دامداري و بهره برداري بي رويه از منابع طبيعي، سبب شد سطح وسيعي از خاك مملكت ما به صحراهاي بي آب و علف تبديل شده و آب، خاك و هوا آلوده شوند. دست اندازيهاي نامعقول انسان، به هم خوردن تعادل حياتي در طبيعت و نامساعد شدن آب و هوا را در پي داشت. منطقه كويري كشور كه در حال حاضر هيچ موجود زندهاي قادر به زندگي در آن نيست، به گواه تاريخ، زماني مركز تجارت ايران بوده و آثار باستاني پيدا شده در اطراف كوير، بهترين شاهد اين مدعاست(يخکشي، 1381). روستاهاي دفن شده در زير شن و خاك نشان مي دهند كه در گذشتهاي بسيار نزديك، مردمي در حاشيه كوير زندگي ميكردند كه بر اثر پيشروي شنهاي روان، مجبور به ترك ديار خود شدند. حتي هم اكنون نيز مراكز صنعتي و مسكوني زيادي در اطراف كوير، در معرض خطر نابودي قرار دارند كه اگر اقدامات لازم و سريعي صورت نگيرد آن ها نيز به سرنوشت گذشتگان دچار خواهند شد(يخکشي، 1381).
طبيعت زنده محيط زيست ما، قسمتي از كشور ماست. ما بر اثر بهره برداري غيراصولي از منابع طبيعي، در نابودي فرهنگ و تمدن خود نقش مهمي داشته و داريم. اصل حفظ و حمايت از منابع طبيعي كشور و اشاعه فرهنگ زيست محيطي، يك وظيفه ملي است(يخکشي، 1381). آلودگي محيط زيست يك كشور، معمولاً در داخل مرزهاي آن محدود نمي ماند و به وسيله باد و آب از مرزها عبور كرده و عوارض ناگواري در كشورهاي همجوار به وجود مي آورد. به عنوان مثال، آلودگي آب رودخانه هاي "راين" و "دانوب" باعث آلودگي محيط زيست بسياري از كشورهاي اروپايي مي شود و رودخانه "كلرادو" در امريكا، مواد آلوده را با خود به مكزيك حمل ميكند. آلودگي آب درياها و درياچههايي مانند درياي مديترانه، خليج فارس و درياي خزر، بدون توجه به اين امر كه منبع آلوده كننده در كجا قرار دارد، خساراتي به كشورهاي اطراف آن وارد مي كند. در بعضي مواقع، آلودگي آب و هوا در سطحي وسيعتر تاثير سوء ميگذارد. چنانچه تاثير آلودگي آب درياي شمال روي فكهاي قطبي ديده شده است. آلودگي هوا بر اثر گردش زمين و ايجاد جريان هوا به مناطق دور دست منتقل مي شود، همان طور كه آلودگي هواي انگليس، آلمان و بلژيك، باعث آلودگي هوا و آبهاي سطحي در كشورهاي اسكانديناوي مي شود
آب هاي زيرزميني اطراف پمپ بنزين ها و انبارهاي نفت كشور ازنظر داشتن مواد هيدروكربني و ماده سمي و خطرناك MTBE در پژوهشگاه صنعت نفت بررسي مي شود.به گزارش قلم سبز ايران، گروه تجزيه و ارزيابي مواد پژوهشكده صنعت نفت طرحي را تحت عنوان اندازه گيري مواد هيدروكربني و MTBE در آب هاي زيرزميني اطراف پمپ بنزين ها و انبارهاي نفت كشور در دست اجرا دارد كه در آن مطالعه كمي و كيفي اين ماده نيز به منظور تعيين غلظت آن در نقاط مختلف كشور مدنظر قرار گرفته است تا درصورتي كه منابعي به اين ماده آلوده شده باشد نسبت به پاكسازي آن اقدام شود.به گزارش روابط عمومي پژوهشكده صنعت نفت، متقاضي اجراي اين طرح، واحد پژوهش و توسعه شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ايران است.
آب هاي درياي مازندران از سال ها پيش به دليل ورود بي رويه مواد آلاينده به ويژه آلاينده هاي نفتي دچار آلودگي فيزيكي، شيميايي و بيولوژيك شده است، تا جايي كه حتي طعم برخي ماهي هاي صيد شده از برخي رودخانه هاي شمالي ايران نيز با بوي ناخوشايند نفت همراه است.پژوهش هاي سازمان هاي ذي ربط و پايان نامه ها و تحقيقات دانشگاهي با موضوع بررسي كيفيت آب هاي شمالي ايران، آلودگي آب هاي ساحلي درياي مازندران را به خصوص با آغاز فصل گرما اثبات مي كند. هر چند آلودگي اين دريا كه بر اثر ورود آب رودخانه هاي حاوي پساب هاي صنعتي به وجود آمده تا اندازه اي جدي است كه با نگاه غيركارشناسانه نيز قابل لمس است. كارشناسان دليل اصلي آلودگي آب هاي اين دريا را ورود پساب ها و فاضلاب هاي گوناگون به آن مي دانند.
در واقع محيط درياها به دليل برخورداري از ويژگي هاي اكولوژيكي محل مناسبي براي تخليه فاضلاب پساب نيستند، اما خاك مي تواند فاضلاب را در خود جاي دهد و با انواع باكتري هاي تجزيه كننده، آنها را به سرعت تجزيه كند. در پايان تجزيه نيز عناصر و مواد غيرآلي توليد مي شود كه بستر گياهي خاك از آنها تغذيه مي كند. بنابراين اگر فاضلاب وارد قسمتي از دريا شود و آن را آلوده كند، ديگر بخش هاي دريا نيز آلوده مي شوند. همچنين ورود فاضلاب به يك بخش از آب دريا فاكتورهاي شيميايي و پيرو آن فاكتورهاي فيزيكي آب را تغيير مي دهند و اين تغييرات سبب تحولات زيستي آب مي شوند.
حاجي زاده، رييس مركز ملي اقيانوس شناسي با اتحقاد به اينكه قضاوت در مورد مسائل زيست محيطي و ميزان آلودگي درياها تنها با تعريف يك پروژه خاص و متمركز امكان پذير خواهد بود، مي گويد: همه كشورها با استفاده از استانداردهاي بين المللي مانند (E.COLI) باكتري هاي بيماري زا را در هر ميلي گرم آب دريا اندازه گيري مي كنند و زماني كه برآيند ميزان آلودگي به مرحله خطرناك برسد به صورت شفاف و در كوتاه ترين زمان ممكن به عموم مردم اطلاع داده مي شود. اين در حالي است كه تحقيقات جدي از سوي ارگان هاي مسئول سنجش دقيق و فراگير ميزان آلودگي نفتي آب هاي درياي مازندران نيز صورت نمي گيرد.
كشورهاي حاشيه درياي مازندران، فاضلاب هاي شهري، صنعتي و كشاورزي خود را به اين دريا مي ريزند و باعث آلودگي آب مي شوند. در اين ميان ايران كه كمترين توليدات صنعتي را دارد، آلودگي صنعتي كمتري نيز ايجاد مي كند. سازمان حفاظت از محيط زيست نيز در چند مرحله طرح جمع آوري و تصفيه فاضلاب رودخانه هاي استان هاي شمالي ايران را اجرا كرده، از جمله در ساري، بابل، جويبار، نوشهر و چالوس از ورود فاضلاب هاي شهري به درياي مازندران تا حدودي جلوگيري شده است. هر چند كه رودخانه هاي شمال كشور اغلب به عنوان زهكش عمل مي كنند و خود قابليت تصفيه فاضلاب هاي شهري و صنعتي را نيز دارا هستند.
ناصر مهردادي، يكي از مسئولان اداره كل محيط زيست مازندران نيز چندي پيش گفته بود كه اداره حفاظت از محيط زيست اين استان در فواصل زماني مشخص آب هاي ده منطقه از شناگاه هاي مهم مازندران را از رامسر تا بهشهر نمونه گيري مي كند و به تجزيه فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي آب هاي اين مناطق مي پردازد و آناليزهاي انجام شده بيانگر آن است كه آلودگي آب هاي منتهي به درياي مازندران هنوز به حد غيرطبيعي و خطرناك نرسيده است و با توجه به بارندگي هاي سيل آساي سال گذشته آب هاي رودخانه هاي استان مازندران در مجموع شرايط مناسبي را دارا هستند.
• آب هاي جنوبي قيرگون
خليج فارس كه سالانه به دليل تردد كشتي هاي نفت كش و تخليه آب توازن آنها به طور ميانگين در هر سال 160 هزار تن نفت و مواد نفتي را در خود جاي مي دهد، به عنوان يكي از آلوده ترين آب هاي جهان شناخته مي شود.
از سوي ديگر صيد بي رويه انواع ماهي و مرجان هاي دريايي و ورود فاضلاب هاي شهري و صنعتي به آب هاي خليج فارس، همچنين فعاليت مراكز صنعتي و سكوهاي نفتي بدون ارايه ارزيابي هاي زيست محيطي به مرگ تدريجي مرجان هاي كمياب خليج فارس منجر شده است و شرايط اكوسيستمي آن را به شدت تهديد مي كند.اما اين پايان كار نيست و زنجيره آلودگي در همين جا گسسته نمي شود. رود كارون كه در حدود 90درصد آب شيرين خليج فارس را تامين مي كند، بيشترين آلودگي ها و آلاينده هاي خاص مناطق خشكي را نيز با خود حمل كرده و وارد آب هاي نه چندان نيلگون خليج فارس مي كند. انواع فاضلاب هاي صنعتي، كشاورزي و پساب هاي خطرناك شيميايي و آلاينده هاي نفتي به آب هاي جنوبي ايران ختم مي شوند. هر چند در اين ميان گفته مي شود سازمان محيط زيست، شهرداري ها و كارخانه ها را ملزم به نصب تصفيه خانه هاي فاضلاب كرده است، اما اين گونه اقدامات بيشتر جنبه تشريفاتي داشته و ميزان آلودگي آب هاي منتهي به خليج فارس را كاهش نداده است. در همين حال سازمان ملل در تازه ترين گزارش خود كه در بهمن ماه سال گذشته منتشر شد، اعلام كرد: پايداري آلودگي ها در خليج فارس منجر شده تا قدرت خود پالايندگي آب هاي آن كاهش يابد.
• كلام آخر
بسياري از سازمان ها در خصوص مبارزه با ادامه روند آلودگي آب هاي شمالي و جنوبي ايران مسئول هستند و يكي از آنها سازمان حفاظت از محيط زيست به عنوان مرجع ملي مقابله با آلودگي هاست. همچنين موضوع شناسايي آلودگي هاي آبي با شناخت منابع آن در درياي شمالي و جنوبي ايران از مهمترين بخش هاي اساسنامه تاسيس مركز ملي اقيانوس شناسي كشور و از مباحث بنيادي راه اندازي اين مركز است. همين طور اداره كل بهداشت محيط، شهرداري هاي شهرهاي ساحلي، مراكز پژوهش و آكادميك هر يك مسئول شناسايي و جلوگيري از آلودگي آب هاي شمالي و جنوبي ايران هستند كه بايد در يك رابطه منسجم و ارگانيك با يكديگر به مقابله با اين معضل زيست محيطي بپردازند.از اين گذشته به نظر مي رسد كه در خصوص برخورد با موضوع آلودگي آب هاي شمالي و جنوبي كشور بايد نگاه تك بعدي و مثبت گرايانه مسئولان جاي خود را به يك نگرش دقيق و منطقي نسبت به برخورد با اينگونه آلودگي هاي زيست محيطي بدهد.
بهداشت آب (http://www.elib.hbi.ir/persian/PUBLIC_HEALTH_EBOOK/04_02.htm)
Dianella
03-06-2006, 01:31 PM
آبی برای نوشيدن مناسب است که از نظر ظاهری قابل قبول بوده، فاقد کدورت، رنگ، بو و مزه محسوس باشد و از ميکروبها و مواد معدنی و آلی که اثرات سو ء بر سلامت مصرف کنندگان دارند، عاری بوده و يا مقدار آنها از حد معينی تجاوز نکند. برخی از آلودگيهای آب ممکن است بوسيله چشم قابل رويت نباشد که برای تشخيص آن احتياج به وسايل و تجهيزات آزمايشگاهی می باشد.
خطرات آلودگی آب آب يکی از طرق عمده انتقال آلودگيها از جمله آلودگی مدفوعی می باشد. شايع ترين راه ايجاد بيماری خوردن آب آلوده است. استفاده از آب آلوده برای شستشوی ميوه ها و سبزيجات و استحمام از ديگر راههای ايجاد بيماری هستند.
بيماريهای منتقله توسط آب حصبه و وبا از انواع بيماريهای ميکروبی، فلج اطفال و يرقان از گروه بيماريهای ويروسی، بيماريهای آميبی و انگلی در نتيجه مصرف آب آلوده می توانند ايجاد شوند. برخی از بيماريها نيز می توانند ناشی از استحمام يا شنا کردن در آب آلوده باشند.
توصيه های بهداشتی برای پيشگيری از بيماريهای متنقله توسط آب ـ در موقع مراجعه به پارکها به تابلوی هشدار دهنده و مشخص کننده آب شرب و آب فضای سبز توجه نموده و از مصرف آب فضای سبز برای آشاميدن جدا خودداری نماييد. ـ از خوردن سبزيجات خام قبل از شستشوی کامل و انگل زدايی و ضدعفونی کردن آنها جدا خودداری نماييد. از آب بهداشتی سالم برای شستشوی سبزيجات و ميوه جات استفاده نماييد. ـ آب چشمه و رودخانه عليرغم ظاهر تميزآنها هميشه سالم نيستند. هنگام مسافرت و همچنين استفاده از وسايل حمل و نقل بين شهری و گردش، همواره از آب جوشيده سرد شده استفاده نماييد. ـ از ريختن آشغال و زباله در رودخانه ها، جويبارها، معابر و اماکن عمومی جدا خودداری کنيد. ـ آب آشاميدنی خود را در ظرفی تميز که دارای درب است نگهداری نماييد. ـ آب را از مخزن آب (گالنها و بشکه های ضدعفونی شده و ...) به داخل ليوان يا ظروف مصرف بريزيد و ليوان خود را وارد مخزن آب نکنيد. ـ پس از رفتن به توالت يا بعد از شستن کودکتان، پيش از تهيه غذا و غذا خوردن و يا غذا دادن به فرزندتان حتما دستهای خود را با آب و صابون بشوييد. ـ هنگام شستشوی دستها دقت کنيد که تمام قسمتهای دست از جمله کف، پشت دست، بين انگشتان، زير ناخنها خوب شسته شود و حتی الامکان از صابون مايع يا خميری استفاده شود. ـ محافظت منابع آب از آلودگی آسانتر از پاکيزه نمودن آن پس از آلودگی است. با استفاده صحيح از آب و خودداری از آلوده کردن منابع آب، امکان بهره مندی خود و ديگران را از اين نعمت الهی فراهم نماييد. ـ برای آشاميدن و تهيه غذا و يخ حتما از آب سالم استفاده نماييد، اگر شکی به سالم بودن آب داريد، آن را پيش از مصرف بجوشانيد. بالاخص در مورد آب مصرفی برای تهيه غذای کودکان مراقبت بيشتر به عمل آيد.
ـ در موارد مشکوک به آلودگی آب برای ضدعفونی به دو طريق زير می توان عمل نمود:
الف) جوشانيدن آب آب را حداقل به مدت سه دقيقه (از زمان جوش آمدن) بجوشانيد و پس از سرد شدن استفاده نماييد.
ب) ضدعفونی با محلول کلر ذخيره 1% (مادر) برای آبهای شفاف ولی مشکوک به آلودگی طرز تهيه کلر مادر: برای تهيه کلر مادر 15 گرم (3 قاشق مرباخوری سرصاف) پودر پرکلرين 70% (هيپوکلريت کلسيم) را به يک ليتر آب اضافه نموده و برای دو دقيقه خوب بهم بزنيد. پس از يک ساعت، محلول آماده برای ضدعفونی است. محلول کلر مادر را در بطری تيره رنگ و دور از نور و دسترس اطفال نگهداری کنيد. اين محلول ذخيره برای يک ماه قابل نگهداری می باشد.
نحوه ضدعفونی آب برای ضدعفونی هر ليتر آب، سه قطره از محلول کلر مادر اضافه نموده، بهم بزنيد. يک ساعت صبر کنيد سپس در صورت احساس مزه کلر، آن را مصرف نماييد. در غير اين صورت به ازای هر ليتر آب مجددا يک قطره اضافه شود تا زمانی که قادر به تشخيص مزه کلر باشيد. آب ضدعفونی شده به طريق فوق برای 24 ساعت قابليت استفاده دارد.
شريانها، خليج فارس را نابود ميكنند
خليجفارس، دريای نيلگون جنوب با كارونی كه امروز آبراهه جاری سموم كشاورزی، فاضلابهای خانگیاست آلوده میشود....
صنم موديشریانهای حیاتی خلیج فارس، مرگ را در کالبدش تزریق میکنند.به همين تلخي ما انسانها، خليجي را كه هميشه فارس ناميديمش و بر آن اصرار ميورزيم، از بين ميبريم. خليجفارس، درياي نيلگون جنوب با كاروني كه امروز آبراهه جاري سموم كشاورزي، فاضلابهاي خانگي است آلوده ميشود.مرجانهاي خليج فارس، درختان جنگل حرا، گونههاي نادر گياهي و جانوري قربانيان اين توسعه بيرويه، غير اصولي در حاشيه رودخانهها هستند و نبود تدابير قاطع اجرايي از سويي متولياني كه تنها در كلام سنگ ميراث طبيعي را به سينه ميزنند.ميگويند كارون طولانيترين و پرآبترين رودخانه ايران است و يكي از رودخانههايي است كه قدمتي بيش از 6 هزار سال دارد. امروز اين كهن رودخانه بستر آلودگيهايي است كه اكوسيستم طبيعي آن را با خطر نابودي مواجه كرده و در جريان ورود به خليج فارس اين خطر را به ناچار به آن نيز ارزاني ميدارد.حال نه تنها فاضلابهاي انساني كه ديگر پسماندهاي ناشي از توسعه جوامع شهري و شكلگيري واحدهاي مختلف صنعتي نيز به پيكار طبيعت كارون و خليج فارس شتافته و بر ادامه حيات آن مهر ابطال ميزند.
فاضلابهايي از خانه تا خليجفارسچندي پيش وزارت كشاورزي طي آماري اعلام كرد كه روزانه 480 ميليون ليتر فاضلاب تنها از شهر بندر عباس وارد خليج فارس ميشود. حال با در نظر گرفتن تعداد زياد شهرها و بندرهاي جنوبي كشور، چنين به نظر ميرسد كه اين دريا روزانه پذيراي حجم بسيار بالايي از انواع مواد آلاينده است.فريبا رهشناس ،كارشناس محيط زيست، ميگويد: «ورود فاضلابهاي خانگي و پسابهاي حاصل از كشاورزي در حاشيه رودخانههاي منتهي به خليج فارس، از جمله عوامل مهم در راستاي آلوده شدن آبهاي خليج فارس است.»«اين رودخانهها چون شريانهايي آلايندهها را به ميزان بالايي وارد خليج فارس كرده و هر گونه از این آلودگيها با توجه به چگونگي انفعالات و اثرگذاري بر اكوسيستمهاي گياهي و جانوري، تهديدهاي جدي را براي محيط زيست به دنبال ميآورند.»بررسيهاي انجام شده از سوي گروه محيط زيست وزارت كشاورزي بر نحوه تصفيه فاضلابهاي خانگي نشان از آن دارد كه بسياري از شهرهاي كشور، فاقد سيستم تصفيه فاضلاب بوده و منازل از سيستم «سپتيك جذبي» استفاده ميكنند. اين شيوه دفع پسابهاي خانگي، براي شهرهاي حاشيه دريا بحران آفرين است.
حشرهكش يا خليجكش؟كارشناسان محيط زيست افزايش فلزات سنگين، ميكروبها و تركيبات مواد آلي را از جمله آلودگيهايي ميدانند كه در اثر ورود مواد تشکیل دهنده حشرهكشها و سموم آفتكشها به درون آب ایجاد ميشوند.«محمد فاطمي» ،كارشناس امور دريايي و استاد دانشگاه، در اين باره ميگويد: «مواد شیمیایی در آفتكشهاي كشاورزي و كودهاي شيميايي كه در كشاورزي مورد استفاده قرار ميگيرند بر سطح زمين نشسته و با جريان آب وارد بسترهاي رودخانه ميشوند و از طریق جریان آب آلودگيها وارد خليج فارس ميشوند.»او ميگويد: «در ادامه اين جريان، مواد شيميايي چون فسفات، فسفر وارد آب میشود که این امر رشد سريع و نامطلوب فيتوپلانگتنها را به همراه دارد.»به گفته فاطمي رشد فيتوپلانگتنها كه به نام «پديده كشند سرخ» خوانده ميشود باعث نابودي آبزيان دريايي شده و بسياري از منابع ارزشمند جانوري را از بين ميبرد: «علاوه بر اين، فاضلابهاي شهري و مناطق مسكوني نيز از عوامل موثر در رشد سريع فيتوپلانگتنها محسوب ميشوند.»صنعت گردشگري نيز در اين خرابكاري سهم خود را دارد: «به دنبال گسترش زندگي شهري و رشد جمعيت بومي و ساخت هتلها و ديگر مكانهاي اقامت گردشگران در حاشيه درياي عمان و خليح فارس حجم بالايي از فاضلابها، وارد رودخانهها شده و به سوي دريا هدايت ميشوند يا در برخي از نقاط اين آلودگيها به طور مستقيم وارد خليج شده و ادامه حيات طبيعي اكوسيستمهاي دريايي را تهديد ميكنند.»
براي گوشهاي شنوادر حالي كه بسياري از كارشناسان بر خطرآفرين بودن ورود آلايندهها به محيط دريا تاكيد كرده و نسبت به تبعات آن هشدار ميدهند تاكنون دستگاههاي متولي براي مبارزه قاطع با ورود آلودگي به درون آبهاي خليج فارس توجهي نكردهاند. اين آلودگي در مواردي از آبزيان دريايي قرباني گرفته است. چنانكه سال گذشته پديده كشنده سرخ در درياي عمان و مجاورت بندر چابهار در سطح وسيع و قابل توجهي گونههايي از ماهيان را به نابودي كشيد.عليرضا ابهري كارشناس آلودگي آب در اينباره ميگويد: «تنوع آلايندهها از جمله عناصر مغذي به ميزان بالا، روغن و چربي، سورفاكتانت آنيوني و كاتيوني و مواد جامد از طريق رودخانهها به دريا راه يافته و بحرانهاي زيست محيطي را به وجود ميآورند.»اين مشکل برای بسياري از شهرهاي شمالي و جنوبي كشور به وجود آمده و علاوه بر «بحرانهايي كه متاثر از اين امر در محيط دريا پديد ميآيد، رودخانهها و ديگر منابع آبي نيز تحت تاثير اين آلودگيها قرار گرفتهاند.»به گفته اين كارشناس ورود مواد آلاينده به منابع آبي و رودخانههاي جنوبي كشور، بيش از منابع آبي شمال كشور بحران آفرين است. چرا كه گرماي هوا در شهرهاي جنوبي به بحرانيتر شدن آلودگيهاي زيست محيطي كمك كرده و طي دورههاي زماني نامشخص و گاه كوتاه مدت زمينههاي نابودي تعداد زيادي از ماهيان و آبزيان اين مناطق را ايجاد ميكند.نابودي منابع ارزشمند گياهي و جانوري دغدغهاي است كه اذهان بسياري از كارشناسان و دوستداران محيط زيست را به خود مشغول كرده است و از آنجا كه خليج فارس نيز در اين ميان از جايگاه ويژهاي برخوردار است، كارشناسان همواره درباره چگونگي نجات آن و گونه هاي گياهي و جانوريش از نابودي به بحث و بررسي نشسته اند و به دنبال يافتن موثرترين راهكارها برآمدهاند. اما آنچه كه مورد اتفاق نظر بسياري قرار گرفته، جلوگيري پيش از درمان است.چنانكه ابهري ميگويد: «هر چند تعبيه تصفيهخانهها در كاهش آلودگي رودخانهها و خليج فارس ميتواند تا حد بسياري موثر باشد اما از آنجا كه بسياري از آلايندههاي شيميايي در آب حل شده و امكان جدا سازي آنها با قويترين دستگاههاي تصفيه نيز وجود ندارد، تا حد امكان بايد از ورود اين گونه مواد به درون آبها جلوگيري كرد.»او راه تحقق اين مهم را ممانعت از راهاندازي واحدهاي صنعتي به ويژه صنايع وابسته به نفت در حاشيه سواحل ميداند.فعاليت تشكلهاي غير دولتي، پيگيري اخبار مربوط به محيط زيست خليج فارس از سوي دوستداران ميراث طبيعي، بحثهاي كارشناسانه همگي از آن حكايت ميكنند كه نه تنها نفت و خاويار خليج فارس، در پيشرفت اقتصاد كشور نقش تعيين كنندهاي دارد بلكه به عنوان ميراثي كهن كه طبيعت به ايرانيان هديه كرده، نامش به خاطرهاي جمعي بدل شده و تلاش برای حفظ و ماندگاريش نگراني هر ايراني است. از اين رو چنين به نظر ميرسد كه متوليان بايد در سرعت بخشيدن به اقدامات خود بيش از پيش كوشيده و خليج فارس را از گرداب نابوديها نجات بخشند.
كليدواژه ها… آب … بانك اطلاعاتي … منابع آب … طرحهاي تحقيقاتي … استانداردچكيدههدف از اجراي اين طرح، جمع آوري و سازماندهي اطلاعات مربوط به پروژه هاي تحقيقاتي و مدارك علمي آب است. اطلاعات گردآوري شده به همراه چكيده آنها با استفاده از دستورالعمل US MARC BIBLIOGRAPHIC FORMAT 1995 به كاربرگه ها منتقل و پس از انجام كنترلهاي لازم به ماشين وارد شده است. تاكنون اطلاعات مربوط به 5000 مدرك (مقاله سمينار، گزارش تحقيقاتي، پايان نامه، مقاله مجله) وارد ماشين شده و بازيابي اطلاعات و مدارك توأماً امكانپذير است. مدارك به زبانهاي فارسي، انگليسي، فرانسه، آلماني و روسي، و توصيفگرها به دو زبان فارسي و انگليسي است.
در سال 1374 بنا به نياز وزارت نيرو به اين بانك اطلاعاتي، قرارداد همكاري چهار سال هاي بين اين وزارتخانه و مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران منعقد گرديد. در وزارت نيرو كليه امور پژوهشي آب زيرنظر شوراي تحقيقات آب انجام ميگيرد. در واقع اعضاي اين شورا براي تصويب طرحهاي تحقيقاتي مربوط به آب در وزارت نيرو، به يك بانك اطلاعاتي از مدارك تحقيقاتي كار شده در دانشگاه ها و مؤسسات تحقيقاتي كشور نياز دارند تا در اسرع وقت بتوانند به اطلاعات و چكيده اي از مدارك، يا در صورت لزوم به اصل آنها دسترسي حاصل نمايند.هدف از اجراي اين طرح جمع آوري و سازماندهي اطلاعات مربوط به پروژه هاي تحقيقاتي و مدارك علمي آب در موضوعات زير است:هيدرولوژي، صنايع آب آشاميدني، مديريت بهره برداري از آب، حقوق آب، آلودگي آب، توزيع آب، آبهاي زيرزميني، آبهاي سطحي، نزولات جوي، آلودگي دري، آبياري و زهكشي، كنترل سيلاب، كيفيت آب، طبقهبندي كيفيت آب، سدسازي و صنايع ذيربط، ارتباط خاك و آب، اقتصاد آب، آب و جمعيت، خاك شناسي، زمين شناسي و زلزله، ژئوفيزيك، ژئو تكنيك، استانداردهاي آب.اطلاعات گردآوري شده پس از انجام كنترلهاي لازم به رايانه وارد ميشود و ميتوان از طريق نام نويسنده، نام سازمان، عنوان، توصيفگر، كليد واژه، نام سازمان يا اسامي افراد (چنانچه توصيفگر واقع شده باشند)، اسامي جغرافيايي، ناشر، منبع، سال و چكيده به بازيابي اطلاعات و در صورت لزوم به بازيابي اصل مدرك اقدام كرد.
مراحل انجام كارابتدا دانشگاه ها و مؤسسات تحقيقاتي كه در زمينه آب و موضوعات مورد قرارداد فعاليت تحقيقاتي داشتند شناسايي شدند و با توجه به يكي از اهداف مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران كه استاندارد كردن فعاليتهاي اطلاعرساني مركز براي وصل شدن به شبكه هاي اطلاعاتي جهاني است، بخش رايانه مركز با بهره گيري از دستورالعمل US MARC BIBLIOGRAPHIC FORMAT 1995 به طراحي كاربرگه ها اقدام نمود. تاكنون كاربرگه هاي مربوط به گزارشهاي تحقيقاتي، پايان نامه ه، مقالات سميناره، و مقالات مجلات تهيه شده و كار برگه مدارك استاندارد و نقشه در دست نهيه است. ابتدا كاربرگه ها به طور آزمايشي مورد استفاده قرار گرفتند و پس از رفع اشكالات و انطباق با وضعيت مدارك فارسي و انجام تصحيحات لازم، براي كار وسيع آماده شدند. مدارك گردآوري شده پس از آماده سازي و شماره گذاري با استفاده از اصطلاحنامه هاي زير نمايه سازي شدند:
1.Thesaurus of water resources terms،2.TEST (Thesaurus of Engineering and Scientific Terms)،3.Ei Thesaurus،4.SPINES Thesaurus،5.Thesaurus of Law.
كليدواژه هاي انتخابي كه در اصطلاحنامه هاي مذكور موجود نبودند با فرهنگها و واژگان هاي زمين شناسي، فني و مهندسي، كشاورزي، محيط زيست، حقوق، جامعه شناسي و جز اينها كنترل شدند.در اين بانك اطلاعاتي اصل مدارك به زبانهاي فارسي، انگليسي، فرانسه و آلماني و توصيفگرها به دو زبان فارسي و انگليسي است. مداركي كه داراي چكيده بودند، چكيده آنها عيناً به ماشين منتقل شدند.اطلاعات منتقل شده به كاربرگه ها سپس با فرمت IRANMARC معين و استفاده از نرم افزار CDS/ISIS به ماشين داده شده است. در حال حاضر كارهاي اطلاعاتي مربوط به 7000 مدرك به اتمام رسيده و در پايان طرح، 10000 ركورد و اطلاع ذخيره و بازيابي ميشوند كه پس از انجام تصحيحات لازم و هماهنگي توصيفگرها و ايجاد ارتباط بين ارجاعات به چاپ مجموعه هاي 1000 تايي از اطلاعات آب اقدام ميشود.نتايجي كه از اين بانك اطلاعاتي حاصل ميشود به قرار زير است:1. امور آب وزارت نيرو، و كليه سازمانهاي پژوهشي و دانشگاه هاي كشور با استفاده از اين بانك اطلاعاتي ميتوانند از دوباره كاريهاي تحقيقاتي ممانعت به عمل آورند.2. اطلاعات آن ميتواند مورد استفاده در برنامه ريزي آب كشور قرار گيرد و چنانچه كليه مدارك موجود گردآوري شوند و به زور برسند، ميتوان آنها را به مجموعه ها و زير مجموعه هاي موضوعي زير دسته بندي كرد:الف – سدسازي: شامل بخشهاي مطالعات منابع آب و كنترل سيلابه، آناليز سازه هاي هيدروليك، سدهاي بتني، سدهاي خاكي، ژئوتكنيك، زمين شناسي؛ب – آب و فاضلاب: شامل آبهاي سطحي، آبهاي زيرزميني، آبرساني،...؛پ – آبياري و زهكشي: شامل بخشهاي آبياري و زهكشي، كشاورزي، سدهاي انحرافي؛ت – حفاظت خاك و آب و آبخيزداري: شامل بهره برداري بهينه از منابع آب و خاك،...؛ث – جنبه هاي مختلف زيستمحيطي آب: شامل بخشهاي محيط زيست انساني، محيط زيست طبيعي و ارزيابي اثرات زيست محيطي؛ج – جمعيت: شامل مطالعات مربوط به جمعيت شهرها و روستاهاي كشور،...؛چ – هواشناسي: شامل مطالعات مربوط به باران، برف، درجه حرارت محيط،...در اينجا لازم ا ست به شرح مختصري درباره مدارك مربوط به موضوعات فوق اشاره شود.
الف – سدسازيسدها ساختمانهاي عظيم بشر ساخت ميباشند كه به دليل پيچيدگي و دخالت پارامترهاي فيزيكي، ژئومكانيكي، هيدرولوژيكي، سازهاي، و فرسودگي مصالح به سرمايه گذاري سنگيني نياز دارند. بعلاوه، سدسازي نياز به تحقيقات قبلي، و پس از ساخت نيز به جهت نگهداري احتياج به بازرسي ادواري و مستمر فني دارد كه در تمام اين مراحل داشتن اطلاعات دقيق، صحيح و كامل مورد نياز است.يكي از پارامترهايي كه در پروژه هاي سدسازي در ايران بايد به آن توجه داشت، سدهاي واقع در مناطقي است كه از سنگهاي انحلال پذير(3) بخصوص سنگ آهك تشكيل شدهاند و با توجه به پايداري و دوام پذيري اين گونه پروژه ها از ديدگاه اقتصادي و هزينه هاي گزافي كه دارند، عدم توجه به وضعيت زمينشناختي منطقه و ويژگيهاي فني و مهندسي مشكلاتي به بار خواهد آورد. بررسي زمين شناختي قسمتهاي جنوب و جنوب غربي (7)“ (8)“ (16) ايران نشان داده كه لايه هاي زمين را در اين مناطق سنگهاي كربنه تشكيل دادهاند كه موجب تشكيل مناطق كارستي شده است. داشتن اطلاعات و مدارك لازم در پروژهاي سدسازي بخصوص در اين مناطق كه 06/0 درصد مساحت كل كشور است از اولويت ويژه اي برخوردار است. به همين جهت در اين پروژه ها داشتن شناخت از وضعيت زمينشناختي، خواص فيزيكي، مكانيكي، شيميايي (17)، (24) سنگها از ضروريات است.يكي ديگر از پارامترهاي مهم در پروژه هاي سدسازي، زلزله(26) است. با توجه به اين كه سرزمين ايران پوستهاي چين خورده است كه در آن شكستگيها و گسلهاي فراواني ديده ميشود، مدارك مربوط به مطالعات زمينشناختي و زلزله شناختي در تأسيسات آبي بخصوص سدها نقش مهمي را ايفا مينمايد؛ بخصوص كه زلزله ها از عوامل اصلي رسوبگذاري در پشت سدها(2) است. بعلاوه به عناويني از پايان نامه ها برخورد شد كه علل رسوبگذاري در پشت بعضي از سدهاي ايران (4)،(14)،(30) و نحوه رسوبزدايي (13)، (23) را مورد بررسي قرار داده بودند كه به مجموعه اين بانك افزوده شد.از نظر جغرافيايي، نيمي از مساحت ايران مناطق كوهستاني، و حدوداً يك چهارم كل كشور داراي شيب بيش از 15 درجه است. اين وضعيت، وقوع زلزله هاي كوچك و بزرگ، همچنين وجود گسله ها و وقوع بارندگي در اين مناطق، پديدهاي را به وجود آورده است كه موجب حركت مواد در دامنه ها (زمين لغزش) (29) ميشود. بدين لحاظ كليه مدارك مؤسسه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله كه يكي از واحدهاي تابعه وزارت فرهنگ و آموزش عالي ميباشد و در سال 1368 تأسيس شده مورد بررس قرار گرفت و به گردآوري و آماده سازي مدارك آن اقدام شد.در اين ارتباط از مجموعه هاي انتشاراتي مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، اداره كل مسكن و شهرسازي، وزارت مسكن و شهرسازي، سازمان زمينشناسي و سازمان نقشهبرداري نيز در اين بانك اطلاعاتي استفاده شده است.
ب – آب و فاضلابدر اين مبحث در بين پايان نامه ه، مقالات سميناره، گزارشهاي تحقيقاتي، و مقالات علمي مجلات به عناوين فراواني برخورد شد كه درباره آبهاي سطحي (رودخانه ها و چشمه ها و ...) آبهاي زيرزميني (شامل چاه ها و قناتها و ...) و نوسانات سطح اين آبها بود. همينطور وضعيت كيفي آب مشروب برخي از شهرها و روستاها بررسي شده بود. در مبحث فاضلاب به عناويني درباره چگونگي استفاده از فاضلابها (20)، بررسيهايي بر روي مقدار فلزات سنگين يا سموم حاصل از پساب و فاضلاب (28) صنايع و تغييراتي كه آنها بر خواص شيميايي آبهاي سطحي و زيرزميني (5)، (11)، (12) ايجاد مينمايند، يا عناويني كه در جهت بهبود كيفيت آب نوشته شدهاند برخورد شد. نتايج بسياري از بررسيها كاربردي است. به عنوان مثال موضوعي يكي از اين مدارك ”بررسي و مقايسه ميزان آب شستگي (Scour) اطراف آبشكن (Groin)هاي باز با استفاده از مدل هيدروليكي (19) است و پژوهشگر به اين نتيجه رسيده كه به منظور ممانعت از فرسايش سواحل ايران، استفاده از آبشكنهاي باز مناسبتر از نوع بسته آن است و تأكيد مينمايد كه اين سازه ها در ارتباط با فرسايش سواحل تاكنون در ايران طراحي و اجرا نشده است. با يك بررسي اجمالي از مدارك گردآوري شده در موضوع آب و فاضلاب، برناكامل بودن تحقيقات و اين كه اكثر تحقيقات انجام شده به صورت پراكنده بوده و بدون استفاده از نتايج آن رها شده اند و به اين كه هيچ انسجام و هماهنگي بين آنها برقرار نيست پي مي بريم.
پ- آبياري و زهكشيدر مبحث آبياري,عناوين كار شده شامل تحقيقاتي است درباره روشهاي مختلف آبياري و مقايسه آنها با روشهاي آبياري سنتي (27) در ايران، چگونگي استفاده از آبهاي شور و لب شور (21)، ايجاد سدهاي مخزني براي تعديل شوري آب، بررسي علل شوري آب بعضي از رودخانه ه، و بررسي اثر رژيمهاي مختلف آبياري گياهان. در اين رابطه مقدار آب آبياري، راندمان مصرف آب و نياز آبي گياه (تبخير و تعريق حقيقي)، و ايجاد پتانسيل آب و خاك بررسي شده است. احداث شبكه هاي آبياري و زهكشي، و روشهاي مختلف استفاده از آب هاي شور در آبياري مورد مطالعه قرار گرفته است.
ت – حفاظت خاك، آب و آبخيزداريدر اين ارتباط مطالعات وسيعي در مؤسسه تحقيقات خاك و آب وزارت كشاورزي انجام شده و خاكهاي نقاط مختلف كشور به صورت اجمالي، تفصيلي و نيمه تفصيلي بررسي شده كه سعي گرديد كليه مطالعات مرتبط با موضوع آب و خاك در اين ارتباط با كنترل سيلاب و مهار آن، فرسايش خاك (22) و آب شستگي و همچنين مطالعات زمين شناختي در ارتباط با تغذيه مصنوعي، و استفاده از آبهاي شور كويرهاي ايران برخورد شد كه اين نوع مدارك نيز گردآوري شدند.
ث – جنبه هاي مختلف زيستي محيطي آبدر بين مدارك گردآوري شده، عناوين متعدد دال بر بررسي وضع بهداشتي آبهاي سطحي و زيرزميني است. بررسي غلظت تركيبات ازته، كلروره، آرسنيك و تركيبات سمي در آبهاي زيرزميني، و بررسيهايي درآبهاي زيرزميني، و بررسيهايي درباره آب رودخانه هاي مختلف ايران از نظر بهداشتي يا آب لولهكشي برخي از شهرهاي ايران از نظر فيزيكي، شيميايي، باكتريولوژيكي و انگلي (1) مشاهده شد.مطالعاتي هم صورت گرفته كه نشاندهنده آلودگي آب چشمه هاي آب معدني و آب هاي گرم است كه اين دسته نيز گردآوري شدند. بررسي مقدماتي كليه اين مطالعات دال بر پراكنده و ناكامل بودن آنها است.
ج ـ جمعيتآب و جمعيت لازم و ملزوم يكديگرند؛ بدين لحاظ در توسعه شهرها بررسي وضعيت جغرافيايي، ميزان آبهاي سطحي و زيرزميني، و جمعيت از اهميت ويژه اي برخوردار است. بدين جهت از ابتداي طرح، كليه بررسيهايي كه در اين باره انجام شده در مد نظر بوده و به گردآوري مدارك آن اقدام شده است. بدين لحاظ آب مورد نياز جمعيت شهره، واگذاري انشعاب، واگذاري اشتراك فاضلاب، لوله گذاري آب، لوله گذاري فاضلاب و فروش آب در اين مبحث مطرح است. بررسي هاي مربوط به كيفيت آب از نظر بهداشتي، فيزيكي، شيميايي، ميكروبي، انگلي و علل آلودگي، (18) همچنين بررسيهاي مربوط به مواد مورد نياز جمعيت در آب مصرفي، مانند يد و فلوئور (15)، (10) و روشهاي انداز هگيري و تنظيم مقدار اين عناصر مفيد گردآوري شده است.چ- هواشناسيواقع شدن ايران بر روي كمربند خشك جهاني موجب شده كه رژيمهاي بارندگي آن از ويژگيهاي خاصي برخوردار باشند. كمي باران و نوسان مكاني و زماني آن از اهم اين ويژگيها به شمار ميروند. نوسانات منفي بارندگي موجب خشكسالي هايي (18) با شدت كم يا زياد در پهنه هاي مختلف كشور ميشود و نوسانات مثبت آن در حد نهايت موجب وقوع سيل و از ميان رفتن كشاورزي و تغييرات منابع ميگردد. بدين لحاظ مطالعات سازمان هواشناسي و سازمانها و مؤسسات پژوهشي كه در اين رابطه فعاليت تحقيقاتي داشتند جستجو و مطالب آنها به اين بانك اطلاعات افزوده شد.
Dianella
03-16-2006, 04:20 AM
هوا لازمة حيات است و نياز به آن بيش از آب و غذاست، در اهميت هوا همين بس كه آدمي مي تواند بدون غذا چند روز يا چند هفته زندگي كند ولي بدون هوا چند دقيقه بيشتر نمي تواند زنده بماند. كره زمين بوسيله قشري از هوا كه جوّ ناميده مي شود احاطه گرديده، وجود اين قشراز هوا براي انسان، حيوان و گياه شرط لازم زندگي است.
هواي اطراف زمين علاوه بر اينكه به منزله پوششي است كه از سرد و گرم شدن بيش از اندازه و سريع زمين جلوگيري مي كند، موجودات زنده زمين را از اشعة مستقيم سوزان خورشيد، اشعة كشندة فرابنفش، اشعه ايكس و اشعة كيهاني محافظت مي كند.
تركيبات اصلي هوا شامل گاز هاي ازت، اكسيژن، آرگون، آنيدريك كربنيك (دي اكسيد كربن) مي باشد كه مجمو عاً 99/99 درصد هوا را تشكيل مي دهند.
طبيعت همه چيز خود را با نظم خاصي بوجود آورده است و بدون دخالت انسان اين نظم و ثبات پايدار خواهد ماند، اما انسان با دخالت خود اين ثبات و خود تنظيمي را به هم مي زند. طبيعت خود به خود تا حدي مي تواند آلودگي هوا را تصفيه كند، ولي اگر آلودگي به حدي رسيد كه قادر به هضم و يا بازيابي آن نشد آلودگي پيش خواهد آمد.
تعريف آلودگي هوا:
آلودگي هوا به اين صورت تعريف شده است كه هر جسم خارجي كه وارد هوا شود و هر عاملي كه نسبت معمولي مواد تشكيل دهندة هوا را تغيير دهد به طوري كه مقدار آنها در طي زمان باعث خسارت به حيات انسان، حيوان و گياه گردد. مواد آلوده كنندة هوا ممكن است مقدارشان در هوا به اندازه اي نباشد كه محسوس گردد و يا تأثيري بر جا بگذارد، از اين رو سازمانهاي محيط زيست و بهداشت كشور هاي مختلف تعاريفي براي آلودگي هوا در ارتباط با تأثيرشان بر انسان، حيوان، گياه و بلاخره آثار و ابنيه وضع كرده اند.
مواد آلوده كنندة هوا:
مواد آلوده كنندة هوا نيز عبارتند از هر نوع مادة گازي، مايع، جامد و يا آميخته اي از آنها كه در هواي آزاد پخش مي گردد و باعث آلودگي هوا مي گردد، مانند دود، دوده، ذرات معلق، ذرات رسوب كننده، اكسيد هاي گوگرد، اكسيد هاي نيتروژن، اكسيدهاي كربن، اكسيدكننده ها، اسيدها، اوزون، مواد راديو اكتيو، آمونياك و باران هاي اسيدي.
منشاء مواد آلوده كنندة هوا:
مواد آلوده كنندة هوا ممكن است منشأ طبيعي داشته باشند مثل دود حاصل از آتشفشانها كه شامل دي اكسيد كربن و دي اكسيد سولفور مي باشد و همچنين دود حاصل از آتش سوزي در جنگل ها و علفزارها. ولي اكثر مواد آلوده كنندة خطرناك ناشي از فعاليت هاي انسان است، همانند نيروگاه هاي توليد برق، كارخانه ها، پالايشگاها، اتومبيل ها و سوخت هاي فسيلي كه در محل هاي ديگري مثل منازل مسكوني استفاده مي شود.
انسان و آلودگي هوا:
انسان با دخالت هاي خود در نظم طبيعت قدرت رفع آلودگي را از او گرفته است و نمي تواند در مقابل اين همه آلودگيهائي كه در خاك، آب و هوا پيش مي آيد مقاومت كند و روز به روز منابع بيشتري آلوده و يا از بين مي روند. با توجه به اينكه محيط زندگي انسان به كرة زمين محدود مي شود و اين كره نيز گنجايش آن محدود است و انسان نيز قادر نخواهد بود براي رفع نياز هاي خود منابع را از جاي ديگري بياورد، بنابر اين بايد در حفظ آن كوشا باشد.
زندگي انسان و انواع حيوانات روي زمين مستقيماً و به طور غير مستقيم به گياهان وابسته هستند و غذاي خود را از گياهان مي گيرند، اكسيژني كه در اتمسفر زمين و جود دارد نيز حاصل فعاليت گياهان است، گياهان از نظر اكولوژيكي توليد كنندگان روي زمين هستند و اولين سطح زنجيرة غذائي را تشكيل مي دهند، گياهان خود تصفيه كنندگان هوا محسوب مي گردند، حال اگر خود مورد تهديد آلودگي توسط انسان قرار گيرند چه بايد كرد؟ اگر روزي گياهان در اثر آلودگي از بين بروند آيا حياتي و جود خواهد داشت؟
البته در حال حاضر مسئله خيلي خطر ساز نيست ولي به هر حال آلودگي اثرات زيادي روي گياهان داشته و عملكرد گياهان را محدود كرده است. بنابراين بايد اثرات اين آلودگيها را بر روي گياهان بشناسيم و در آينده كه آلودگي بيشتر هوا حتمي است بايد بتوانيم گياهان مقاومي از طريق اصلاح نباتات ايجاد كرد.
نحوة تأثير آلوده كننده هاي هوا بر گياهان:
الف) اثر مستقيمآلودگي هوا روي گياهان ممكن است شديد، مزمن و يا نامرئي باشد. اگر تراكم مواد آلوده كننده زيادتر از قدرت تحمل گياه باشد، با توجه به سن و وضعيت گياه و ساير عوامل اكولوژيكي محيط زيست و مدت زمان تماس، اثرات مختلفي بر جاي مي گذارد. در صورتي كه تراكم مواد آلوده كننده كم و زمان طولاني باشد اثر قوي ولي مزمن است و در نتيجة آن اندام گياه كوچك مي ماند، قدرت نشو و نماي گياهان چند ساله كم مي شود، تعادل جامعه گياهي بهم مي خورد و تركيب فلور و توزيع گونه ها دگرگون مي شود. در سطح سلولي نيز آثاري ظاهر مي شود كه شامل تغيير آنابوليسم و كاتابوليسم و كند شدن اعمال آنزيمي و تغيير رنگدانه ها مي باشد.
ب) اثر غير مستقيممهمترين اثر غير مستقيم آلودگي هوا روي گياهان از بين رفتن حشرات گرده افشان و در نتيجه كم شدن گرده افشاني گياه مي باشد كه مستقيماً عملكرد را كاهش مي دهد. بسياري گياهان مثل يونجه و انجير براي گرده افشاني به حشرات وابسته هستند، تعدادي نيز گرده افشاني آنها توسط پرندگان انجام مي شود مثل وانيل.
ميزان حساسيت گونه هاي مختلف گياهي نسبت به آلودگي
بسته به غلظت مواد آلوده كننده، مدت زمان در معرض بودن گياه و سن گياه مقدار حساسيت و خسارت وارده بر گياه متفاوت خواهد بود. در بين گونه هاي گياهي تفاوت هاي عمده اي از لحاظ حد تحمل به انواع مود شيميائي آلوده كننده ديده مي شود. حتي در بين يك گونه نيز حساسيت تمام بوته ها يكسان نيست، با توجه به اين تفاوتها يك متخصص اصلاح نباتات مي تواند ارقام مقاوم را انتخاب و اصلاح نمايد.
بسته به شرايط اقليمي نيز ممكن است تفاوتهائي وجود داشته باشد. رطوبت زياد خاك، رطوبت نسبي بالا در هوا و شدت نور زياد خسارت آلودگي را بيشتر مي كند. گونه هاي گياهي نسبت به مواد مختلف آلوده كننده نيز تفاوتهائي نشان مي دهند مثلاً يونجه، سويا و گوجه فرنگي به دي اكسيد گوگرد حساس هستند در صورتي كه كرفس، ذرت و پياز كاملاً مقاوم هستند.
تركيبات آلوده كنندة هوا كه روي گياهان اثر منفي دارند:
1- تر كيبات گوگردي( اكسيد هاي گوگرد، سولفيد هيدروژن و مركاپتانها)
2- تر كيبات نيتروژن دار( اكسيد هاي نيتروژن)
3- تر كيبات آلي ( هيدرو كربورها)
4- اكسيد كننده ها(اوزون)
5- اكسيد هاي كربن دار(منو اكسيد كربن و دي اكسيد كربن)
6- گازهاي ديگر مثل فلورايد هيدروژن و كلريد هيدروژن
با توجه به اينكه هر يك از اين آلوده كننده ها داراي منشاء، علائم آلودگي، نحوة خسارات آنها و همچنين گيا هان مقاوم و حساس به آنها متفاوت مي باشد بحث در مورد تك تك آلوده كننده ها طولاني خواهد شد. بنابراين در اينجا به عنوان نمونه فقط به گاز اوزون (O3) مي پردازيم.
خصوصيات گاز اوزون:
اين گاز طي يكسري واكنش هاي فتو شيميائي توليد مي گردد. ازعوامل توليد طبيعي آن تخليه الكتريكي در هوا و تشعشعات خورشيد (اشعه فرابنفش) در استراتوسفر مي باشد. اوزون از تركيب اتم اكسيژن آزاد شده از دي اكسيد نيتروژن( خارج شده از اگزوز اتومبيل ها و كارخانه ها) با ملكول اكسيژن(O2) در حضور نور كه انرژي لازم را براي واكنش ايجاد مي كند تشكيل مي شود.
لايه اوزون كه در جوف بطورطبيعي وجود دارد يك لايه حفاظتي است و نقش مهمي در حفاظت جانداران از اثرات مرگبار اشعة فرابنفش(UV) خورشيد دارد. اما افزايش غلظت آن در سطح زمين براي گياهان مضراست.
خسارت گاز اوزون معمولاً همراه با دي اكسيد گوگرد(So2) و پراكسي اسيل نيترات(PAN) بيشتر مي شود.
غلظت اين گاز در اتمسفر غير آلوده كننده 0.01-0.2 ppm مي باشد و در آلودگي شديد به 0.5 – 0.8 ppm مي رسد. گياهان حساس حداكثر تا 0.1 ppm و گياهان مقاوم تا 0.35 ppm را تحمل مي كنند.
نحوة خسارت اوزون به گياهان :
علائم خسارت اين گاز در سطح بالائي برگها بصورت لكه هاي ريز سياه و روشن و يا بصورت برنزه شده ( شكل 1) ديده مي شود. اكثر محصو لات زراعي، درختان ميوه و گياهان علفي به اين گاز حساس هستند. كاهش عملكرد با ظهور علائم ظاهري حتمي است، اما كاهش عملكرد قبل از ظهور علائم قابل روئيت نيز اتفاق مي افتد.
شكل 1- علائم خسارت گاز اوزون بر روي برگ سويا
حسايت به گاز اوزون به عوامل محيطي و سن گياه بستگي دارد. افزايش رطوبت نسبي، زيادي ازت و افزايش آب قابل دسترس گياه حساسيت را بيشتر مي كند.
برگهاي جوان مقاوم هستند اما با توسعه سطح برگ حساسيت بيشتر مي شود ولي برگهاي پير مجدداً مقاوم مي شوند. اوزون به پارانشيم نرده باني گياه آسيب مي رساند و كلروپلاست را تخريب مي كند و آثار آن بصورت رنگهاي سفيد و قهوه اي و قرمز ظا هر مي شود. گاز اوزون از طريق روزنه ها وارد برگ مي شود و چون اكسيد كننده اي قوي است در اعمال حياتي گياه نظير تنفس ، فتو سنتز و سوخت و ساز سلولها دخالت مي كند.
در طي 25 سال گذشته تحقيقاتي در مورد خسارت اوزون روي محصولات كشاورزي خصوصاً سه محصول زراعي ذرت، سويا و پنبه در آمريكا انجام شده است. در اين تحقيقات با نصب اتاقك هائي در سطح مزارع و كنترل مقدار اوزون ميزان خسارت اين گاز را بر روي محصولات كشاورزي برآورد كرده اند. نتايج نشان داده است كه ساليانه گاز اوزون مبلغ 6/1 ميليارد دلار خسارت بر محصو لات كشاورزي وارد مي كند.
MANSUR*
01-07-2007, 07:08 AM
*** مصاحبه اي با آقاي مهندس منصور حسام درباره محيط زيست و فرهنگ سازي آن ***
*&#*&# در مورخه ي _ 27 / فروردين / 1378 *&#*&#
تاريخ : 17/10/85 § شماره : 016/137- 85/الف § پيوست : تك قسمتي
آقاي مهندس منصور حسام ، نظر كارشناسي شما در ارتباط با محيط زيست و ارتباط فرهنگ مردم چيست ؟ توضيح مختصري بفرمائيد.
ما هر چه درباره ي محيط زيست بگوئيم ، در افكار عموم مردم تأثير مثبتي نخواهد داشت. زيرا به عقيده ي بنده ، قبل از انجام يا مطرح كردن كاري ، ابتدا بايد ذهن مردم را در ارتباط با يك چيز نامعلوم بيدار كرد. وي افزود : زمانيكه من در اين راستا فعاليت داشتم ، صرفاً بر روي فرهنگ و بيان فرهنگ و تمدن حركت مي كردم. شايد برخي ها بگويند ؛ محيط زيست چه ربطي به تمدن دارد ؟ ولي بنده واقعاً به اين مهم اهميت مي دهم. از يك مثالي در داخل خانواده آغاز كنم. اعضاي يك خانواده هميشه از بزرگان خود تقليد مي كنند ، مثلاً يك نوجوان 13-14 ساله ، مطمئن باشيد در ابتداء از پدر خود خط مي گيرد. طبيعتاً اگر آن پدر بي بندوبار باشد ، نمي توان از كوچكترهاي آن خانواده توقع فرهنگ والا داشت لذا ، به عقيده ي من ، ما بايد بر افكار كودكان فعاليت داشته باشيم. نه اينكه بنام فرهنگ سازي ، بيائيم و بشكل مافيائي بر آنها تسلط پيدا كنيم خير ! بنده مي گويم ، روي ذهن كودكان ، نوجوانان و جوانان صد البته در زمينه ي فرهنگ سازي كار كنيم نه اينكه افكار آنها را اكتساب كرده و راه غلط برويم. يك نمونه ، بنده اكنون كه مديرعامل يك موسسه ي فرهنگي هنري نيز هستم ، به دوستان برنامه ساز تلويزيون ، خيلي تأكيد كردم ، حتي روش و طرحهائي نيز ارائه داده ام كه ما مي توانيم مطالب خود را از طريق انيميشن به سرانجام برسانيم ، كه اگر اين كار صورت پذيرد ، خود جاي چندين تريبون و برنامه سازي هاي بعضاً غلط كه باعث خستگي ذهن مخاطب مي شود مفيد خواهد بود.
اغلب صحبت ها ، داراي زيبائي و ويژگي خاصي هستند ، ولي در عمل آنگونه كه تصور مي شود بعضاً نيست. چرا ؟.
در ابتداي عرائضم لازم مي دانم به اين مطلب اشاره كنم كه اگر صحبتهائي از روند مديريتي و يا ديگر موارد خاص ، هيچ ارتباطي با كليت سياست كلان كشوري نداريم ، در همين محدوده اگر حرفي زده مي شود قرار دارد. پاسخ به اين سئوال جنابعالي ، شايد يك نكته ي كليشه اي و ساده باشد ، ولي به اين نكته توجه خاصي داشته باشيد كه بنده هيچ چيزي كوچك و ساده نمي گيرم. حتي اينگونه مي گويم كه ضعف اكثر مديران در قسمتهاي مختلف و پستهاي گاهاً حساس است كه وجود دارد. من اينگونه مطلب خود را اشاره كنم ، در سيستم مديريتي ، كسانيكه در اين رشته تخصص دارند ( البته مي تواند در برخي افراد ضمير خدادادي باشد ) خوب مي دانند كه اين معقوله ، ( مديريت ) اكثراً با ظرافتها و حساسيت ها روبروست. بر خلاف اين است كه برخي از دانشجويان عزيز اين رشته را انتخاب مي كنند صرفاً فريب نام مديريتي آنرا مي خورند ، ولي در عمل به نقصانهائي برخورد مي كنند كه مشكل ساز مي شود.
پاسخ شما ، با مقدمه اي كه عرض كردم ، به اين نكته برخورد مي كند كه ، ما بطور دقيق نظارت نداريم كه آيا وقتي مي خواهيم آقاي X را در فلان بخش پست مديريت به او بدهيم ، آيا براي اينكار فوق العاده ظريف و پيچيده بودنش صحيح است يا خير ؟ چرا آقاي y كه سابقه ي مديريتي خوب و مناسبي دارد را در پست خودش نمي گذاريم ؟ در يك كلام ؛ تا ما به يك بينش صحيح و هدفمند ، همراه با ابزارهاي نيروي انساني ، علم ، تخصص و موارد ديگر نرسيم ، در هيچ زمينه اي پيشروي نخواهيم كرد و من اميدوارم به حدود 10 سال آينده كه به اين مهم دست بيابيم.
آقاي مهندس حسام ، با فرمايشات خود يعني بر اين امر تأكيد داريد كه تا بحال كسي كاري نكرده ؟
شما مي خواهيد با مهارت خاص خبرنگاري خودتان مرا به جاده ي خاكي بكشانيد ، ولي من در جاده ي خاكي لاستيك هايم صاف است و پنچر مي شود.
من اصلاً نه چنين حرفي را زدم و نه از مطالبم بوي چنين موردي به مشام مي خورد. بنده اشكال مختلف تخصصي بودن اين رشته را عرض كردم و اينكه ما فقط بايد بدنبال فرهنگ سازي باشيم. يك مثال ديگر : مثلاً بنده اين زمانيكه با شما گذاشتم ، مي توانستم بروي چند داستان يا يك مقاله گذاشته و مبلغي دريافت كنم ( نگاه مادي ) ، ولي اين زمان را فداي مردم خودم ، ايرانيان عزيزم كرده و در اين ژانر با شما صحبت مي كنم و گلايه اي نيز ندارم. البته من از فرهنگ سازي هميشه و براي هر موردي آغاز مي كنم ، دوستان و اساتيد ديگر بنده ، به شكل و زبان خودشان مي گويند و بنده نيز كسب علم نموده و در محضر اساتيد بزرگ ، درس پس مي دهم .
وي در سخنان خود ، به مطلبي از ( ستاد ويژه توسعه فن آوري نانو ) كه خود اين منبع راعنوان كردافزود:
سپتامبر 2002- نانوتكنولوژي براي دانشمنداني كه دربارة آن مطالعه ميكنند، فنآوري تميزي به حساب ميآيد؛ حتي شايد راه حلي براي برطرف ساختن برخي مسائل زيست محيطي موجود باشد.
ميهيل روكو، مشاور ارشدبنياد ملي علوم آمريكا (NSF) در زمينه نانوتكنولوژي ميگويد: "اين بنياد، برنامة زمانبندي خود را براي عرضه محصولات مبتني بر نانوتكنولوژي از پنج يا ده سال به دو يا سه سال تغيير داده است و اولين محصولات آن در زمينه پزشكي خواهند بود."نانوتكنولوژي در طي يك دهه يا بيشتر، دانش پزشكي، تغذيه، الكترونيك و محيطزيست را كاملاً متحول خواهد ساخت. روكو، بازار ساليانه هزار ميليارد دلاري را براي محصولاتي كه اجزاء نانومتري در آنها بكار رفته، از قبيل تمامي تراشههاي رايانهاي، نيمي از داروها و نيمي از كاتاليستهاي شيميايي پيشبيني ميكند. با پيشبيني اينكه جمعيت جهان در سال 2050 به 11 ميليارد نفر ميرسد، دانشمنداني مانند روكو معتقدند كه نانوتكنولوژي با كاهش مواد زايد و كمك به فراهم آوردن غذا، آب و انرژي فراوان، به حكومتها و صنايع اجازه ميدهد كه حيات اين سياره را حفظ كنند.
برنامةپيشگامي ملي نانوتكنولوژي آمريكا كه تلاشهاي دولت اين كشور را در اين زمينه هدايت ميكند، پژوهشي در ارتباط با مزاياي بالقوه زيستمحيطي نانوتكنولوژي انجام داده است. به عقيدة روكو و ديگر فعالان اين عرصه، ميتوان سيستمهاي تصفيه آب آشاميدني و فاضلاب، خطوط لولة گاز طبيعي و دودكشها را به منظور زدودن حتي كوچكترين ناخالصيها در حد مولكولي طراحي كرد. استفاده از نانوتكنولوژي براي تصفيه آب، موجب تهيه آب آشاميدني سالمتر و فيلتراسيون بهتر گاز باعث تميزتر سوختن و ايجاد آلودگيها و دود و غبار كمتر ميشود. كارخانجات صنعتي ممكن است قادر به استفاده از زدايندههاي[17] حساستري باشند كه حتي ذرات نانومتري دوده را از گازهاي آلوده بزدايند.
نانوذرات براي استفاده در حسگرهاي دستگاه كنترل سموم موجود در هوا و آب آشاميدني نيز بررسي ميشوند. به علاوه، چنين حسگرهايي ممكن است به صورت شبكه براي ارائه تصويري كامل از محيط و هر نوع آلودكننده در حال افزايش- حتي تسليحات شيميايي و بيوتكنولوژيكي- به كار روند. روكو ميگويد: "نانوذرات جاذب آلودگي كه ميتوانند براي زدودن آلودگي آب و خاك بكار روند، ازجمله ديگر موارد تحت مطالعه هستند." وي ميافزايد كه برآيند كلي نانوتكنولوژي اين است كه محصولات كوچكتر خواهند شد، ضايعات كمتري در فرآيند توليد نانوابزار بوجود ميآيد و هنگامي كه اين مواد پس از مصرف دور انداخته شوند، آلودگي كمتري ايجاد ميكنند. با شناخت مقياس مولكولي، تمام مسيرها به سمت تجهيزات پيشرفته- بدون افزايش آلودگي- هدايت ميشود.
مهندس حسام به بيان معاون رئيس جمهور يادآور شد :
معاون رئيس جمهوري ، حفاظت از محيط زيست را وظيفه ديني و اخلاقي همگان دانست. به گزارش خبرگزاري مهر ، دکتر فاطمه جوادي همزمان با اولين روز از هفته معلم با حضور در مدرسيه شهيد تهراني باقر شهر گفت: شهيد مطهري از اساتيد بزرگ اخلاق وعلم است که راهش هميشه جاويدان خواهد بود.
وي افزود: گراميداشت ياد وخاطره اين عالم فرزانه در ميان فرزندان امام علي عليه السلام در جنوبي ترين نقطه تهران براي من تداعي کننده تمام درسهاي اخلاقي است که از استاد گرفته ام. جوادي ، باقر شهر را شهري رو به رشد دانست و افزود: اين شهر با وجود پايلوت هاي آلاينده محيط زيست ، نهايت تلاش خود را راي بالابردن فضاي سبز و حفظ آن صورت داده است. رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در اين ديدار در مجموعه تفريحي ، ورزشي و فرهنگي عطر سيب حضور يافت و ريشه زنده نهال سبزي را به زمين هديه کرد. "
**** خبرگزاري مهر ****
در پايان ، مهندس منصور حسام به يك نكته ي حائض اهميت اشاره كرد و گفت :
در پايان عرائضم ، همانگونه كه در حين مطالبم عرض كردم ، اين امر مديريت را بيشتر به آن ابعاد دهيم و به اين يقين برسيم كه اگر فرهنگ نباشد ، اگر محيط زيستي نباشد ، اگر آرامشي در جامعه نباشد ، اگر جامعه آسايش نداشته باشد و هزاران اگر و اگر ... اگر ، هيچ كس در هر عرصه و مقامي كه باشد به هدفش نمي رسد چرا كه چون تشنج حاكم است. در اين مصاحبه هر شما تلاش كرديد نتوانستيد مرا از معقوله ي فرهنگ جدا كنيد هيچ بلكه از دو منبع نيز استفاده ي سالم شد. لذا انشاءالله به شرط حيات در مصاحبه ي بعدي خود كالبدشكافي مديريتي كه همه چيز به مديريت برنمي گردد اشاره اي خواهم كرد. اميدوارم.
در اينجا مخاطبين خود را به دوستي _ دلسوزي كشور _ كمك به ايران و فرهنگ ايراني دعوت مي كنم0
پيروز باشيد
با سلام
میخواستم بدانم آیا در مورد آلودگی حرارتی آب تا بحال مطلبی خواندهاید یا خیر
Dianella
01-26-2007, 04:06 AM
سلام دوست عزيز
به طور خلاصه و كلي قرار گرفتن آبهايي كه محل زيست جانوران و گياهان مختلف هستند در دماهايي بالاتر يا پايين تر از دماي اپتيمم براي زيست به نوعي آلودگي حرارتي آب محسوب ميشه كه در به طور مستقيم يا غير مستقيم در نتيجه فعاليتهاي بشر بر روي كره زمين روي ميده.
همين طور به هم خوردن دماي مناسب براي زيست گونه هاي بومي سبب ايجاد گونه هاي مزاحم و غير بومي ميشه كه با دما و شرايط جديد سازگاري بيشتري دارن كه اين گونه هاي جديد خودشون باعث به هم خوردن تعادل اكوسيستم طبيعي و كم شدن قدرت توليد ماده از انرژي (نوراني خورشيد) در اكوسيستم ميشن.
اگر اطلاعات دقيق تر و جديدتري هم در اختيار شما هست خوشحال ميشيم در اينجا قرار بدين.
شاد و پيروز باشيد
MANSUR*
03-30-2007, 07:23 AM
بنام ايزد پاك
فراخوان همكاري و همفكري در زمينه ي محيط زيست !
كه به شرح ذيل خواهد بود :
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»» »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»» »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»» »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»» »»»»»»»»»»»»»»
با سلام و احترام
همه ي ما بر اين باوريم كه واژه ي زيست ، نه تنها يك كلمه يا يك واژه بلكه ، دريائي از اهم ها ، فوائد ، تفسيرها ، اطلاعات و بسياري موارد ديگر است كه متأسفانه ، فرهنگ آن در جامعه ي ما بصورت شفاف و قابل ارزش بروز نكرده كه تقسير كوچكي نيز نيست. همگان براين باوريم كه يك چنين درياي بي انتهائي طبعاً ، چه از بعد اجرائي ( توسط مسئولين كشور _ رأساً شهرداري ) و چه از بعد دريافت اطلاعات ( كليه ي اقشار مردم ) با مشكل مواجه بوده و خواهد بود.
* لذا ؛ از آنجائيكه بنده شخصاً با ارتباطاتي كه با شهرداري تهران در بهمن و اسفند 1385 داشته ام ، قرار شده طرحي ارائه نمايم كه بصورت اهم و كلييتي ، موارد زير را در برميگيرد. * اما قبل از اينكه به اشاره ي موارد بپردازم ، يك نكته را لازم به ذكر مي دانم كه براي شما دوستان ، خصوصا ً عزيزاني كه مي خواهند مرا در اين چنين امري ياري نمايند عرض كنم. بنا به گسترش و سرعت بخشيدن و به جد جلو رفتن ، بنده پيشترها گفته ام كه براي انجام يك چنين امر حياتي يك گروهي تشكيل خواهم داد و از نگاه و كانال تخصصي به آن پرداخته خواهد شد. (( منظور از تخصصي ؛ افرادي كه در اين زمينه همانند خودم تحصيل كرده اند + افراديكه في نفسه و بطور ذاتي علاقمند به حضور و در عين حال تخصص خود را از طريق مطالعات علمي ( اطلاعات عمومي ) كسب كرده اند )) . من شخصي مدرك گرا نيستم ، ولي به اينكه فردي در كاري بخواهد قدم بگذارد ، اعتقاد دارم كه بايد لااقل الفبائي از آن كار مورد نظررا بداند.
»»»» فلاش بك – به موارد داخل دو ستاره :
1- مجموع نحوه ي عملكرد شهرداري هر منطقه/ 2- بررسي و نقائص عمده موارديكه به شهرداري مربوط ميشود/ 3- ارائه ي يك طرح جامع در مقوله ي زيباسازي و شهرسازي/ 4- ارائه ي طرحي كاربردي جهت درك ساده و راحت براي مردم در قبال مسئوليت پذيري آنها در شهر خود0 + يكي دو مورد ديگر كه در صورت تمايل همكاري دوستان با يكديگر ، طبعاً به نتايج دلچسبتري خواهيم رسيد كه البته يا چيزي اذافه ميشود و يا كسر ميگردد. بنده محض اطلاع عرض كردم.
»»»» صحبتهاي شخصي خود با دوستان عزيز :
دراين بخش ، مواردي كه به آنها اشاره مي كنم بصورت سطحي بوده محض آگاهي و در صورت توضيحات بيشتر بشكل ايميل - پيغام خصوصي و خصوصاً تلفني با هم در ارتباط خواهيم بود. اگر يك چنين عملي كه مورد مطروحه ي متن بود صورت گيرد ، شخصاً بنام فرد نخواهد بود بلكه گروه فعاليت داشته و شخص جائي ندارد. زمانيكه در شهرداري بودم ازقبيل اين كارها به نسبت انجام ميداديم كه آن هم بااينكه من مديرعامل بخش فرهنگي بودم و عرصه برايم بسيار باز بود براي بسياري از كارها ، ولي ، شرافت چيزي نيست كه قيمت گذاري شود.
{{{ دوستاني كه مايل به همكاري هستند ؛ ( خانم و آقا ) ؛ از زمان ثبت اين اطلاعيه در سايت ، در صبح جمعه 10 / 1 / 1386ساعت 45 /5 دقيقه – بمدت 7 روز ، يعني تا ساعت 16 روز جمعه 17 / 1 / 1386 هفته ي آينده فرصت دارند به شماره ي 69 21 948 – 0932 تماس بگيرند }}} 0
›››› نكته :
{ ( دوستاني كه قصد دارند با بنده ارتباط داشته باشند ، خواهشمندم سعي كنند بين ساعات 18 الي 30/20 تماس بگيرند. سپاسگذار خواهم شد ) } 0
›››› يك نكته درباره ي نحوه ي برقراري ارتباط :
((( در صورتيكه مي خواهيم با يكديگر ارتباط برقرار نمائيم ، حتماً بايد توسط تلفن صورت پذيرد. چرا ؟ چون ممكن است بنده چند روز بنا به دلايل مختلف سراغ كامپيوتر نروم. پس اگر شما به اميد ايميل يا پيغامي كه برايم گذاشتيد باشيد- شرمنده خواهم شد )))
* * * عاشقانه يكديگر را دوست بداريم – و براين عشق ايرانيمان بباليم * * *
«««««« نوروز مبارك – سربلند باشيد »»»»»»
MANSUR*
04-01-2007, 03:00 AM
با سلام
دوستان عزيز ، خواهش مي كنم موضوع مطروحه در متن فوق را جدي گرفته و پيگيري نمائيد.
عملكرد و پيگيري شما دوستان ، نشان دهنده ي جديت و شخصيت كاري تخصصي شماست. مگر نه اينكه ايران مال
ماست و ما ايراني هستيم ؟
خوب بيانديشيد
موفق باشيد
MANSUR*
04-01-2007, 05:51 AM
**** تاريخ: 12/1 /1385 # شماره: 020/137- 85/الف # پيوست: قسمت اول ****
اهميت ارزيابي اثرات زيست محيطي:
شورايعالي حفاظت محيط زيست در مصوبه شماره 138 مورخ 23/1/1373 براي نخستين بار در كشور هفت طرح و پروژه بزرگ توسعه را مشمول ارزيابي اثرات زيست محيطي نمود. كه بدليل فقدان الگوي مصوب هيچ حركتي در اجراي مصوبه مذكور نگرديد تا آنكه مجددا در تاريخ 2/10/1376 با تصويب الگوي تهيه گزارش ارزيابي اثرات زيست محيطي در شوراي ياد شده حركت بسوي پيش بيني و رعايت ملاحظات زيست محيطي در احداث و بهره برداري طرح هاي توسعه گشوده شد. بدين نحو كه مجريان طرح ها موظف شدند تا بهمراه گزارش امكان سنجي و مكان يابي پروژه ها نسبت به تهيه گزارش ارزيابي پيامدهاي زيست محيطي طرح اقدام نمايند. ابتدا هفت طرح و پروژه مشمول ارزيابي گرديد و متعاقبا ساير طرح ها كه فهرست آنها بقرارصفحه بعد مي باشد مشمول انجام مطالعات ارزيابي گرديد. ((جاي دارد به يك نكته ي مهم كه يك آمار سلامت و دقيقي است اشاره نمايم ))0
««««« سالانه 8 ميليون سال عمر بر اثر آلودگی هوا از بين می رود »»»»»
براساس گزارش های سازمان بهداشت جهانی 5 درصد از سرطان های ناشی از برنش ريه، 2 درصد مرگ و ميرهای ناشی از بيماری های قلبی و ريوی و 1 درصد از مرگ و ميرهای ناشی از عفونت های تنفسی، بر اثر آلودگی هواست. آلودگی هوا سالانه موجب از بين رفتن حدود 8 ميليون سال عمر در جهان می شود. اين ميزان سال عمر از دست رفته ناشی از بيماری های قلبی، عروقی، ريوی و تنفسی است که سالانه بر اثر آلودگی هوا در جهان ايجاد می شود.
**** فهرست پروژه هاي مشمول ارزيابي اثرات زيست محيطي :
1- كارخانجات پتروشيمي در هر مقياس
2- پالايشگاهها در هر مقياس
3- نيروگاهها با ظرفيت توليدي بيش از يكصد مگاوات
4- صنايع فولاد در دو بخش ذيل:
واحدهاي تهيه كننده خوراك ذوب و ذوب با ظرفيت توليدي بيش از سيصد هزارتن در سال
5- سد ها و سازه هاي آبي ديگر در سه بخش زير:
1- سدها با ارتفاع بيش از 15 متر و يا داراي ساختارهاي جنبي بيش از چهل هكتار و يا مساحت درياچه بيش از چهارصد هكتار
تبصره 1: سدهاي باطله (نگهداشت مواد آلوده) در هر اندازه شامل ارزيابي مي باشد.2. درياچه هاي انسان ساخت در مساحت بيش از چهارصدهكتار
تبصره 2: اندازه درياچه هاي پرورش آبزيان در مقياس كوچكتر از چهارصد هكتار با هماهنگي وزارت جهاد كشاورزي و سازمان حفاظت محيط زيست تعيين مي شود
تبصره 3- طرح ها و پروژه هاي آبياري و زهكشي در وسعت بيش از 5000 هكتار
شهركهاي صنعتي (با هر عنوان) در وسعت بيش از يكصد هكتار-
فرودگاهها با طول باند بيش از 2 هزار متر
8- واحدهاي كشت و صنعت در وسعت بيش از 5 هزار هكتار
9- كشتارگاههاي بزرگ صنعتي
10- مراكز دفن زباله براي شهرهاي با جمعيت بيش از 200 هزار نفر و شهرهاي جديد
11- مراكز بازيافت صنعتي زباله (كارخانه كمپوست)
12- طرح هاي خطوط نفت و گاز
13- طرح هاي سكوهاي نفتي
14- طرح هاي ذخيره گاههاي نفتي
15- طرح هاي بزرگ جنگلداري
16- طرح ها و پروژه هاي بزرگ راه كشور
17- طرح ها و پروژه هاي بزرگ راه آهن كشور
18- طرح ها و پروژه هاي گردشگري19-
19-طرح ها و پروژه هاي بزرگ توسعه اي و ملي در سواحل كشور در محدوده اي به عرض يك كيلومتر بعد از اراضي ساحلي تا حداكثر سه كيلومتر از ساحل-
19-1كارگاهها و مجتمع هاي صنعتي و خدمات مربوطه بيش از 5 هزار مترمربع
19-2 نمايشگاههاي دائمي صنعتي و خدماتي بيش از 10 هزار مترمربع
19-3-انبارهاي مواد شيميايي و كالاهاي خطرناك بيش از 5 هزار متر مربع
19-4-كارگاههاي فعاليتهاي عمراني و راهسازي بيش از 10 هزار مترمربع
19-5-ذخيره گاههاي مواد سوختي بيش از يك ميليون ليتر
19-6-پايانه هاي بار و مسافر بيش از 2 هزار متر مربع
19-7-واحدهاي پرورش طيور، دام و ساير حيوانات اهلي و وحشي بيش از 5 هكتار
19-8-واحدهاي پرورش ماهي و ساير آبزيان بيش از 10 هزار متربع
19-9-طرح هاي سازه هاي دريايي ، بنادر صيادي، پايانه هاي نفت و گاز و عمليات لايروبي در هر مقياس
19-10-طرح هاي تاسيسات آبي و بهداشتي
19-11-شبكه جمع آوري و واحدهاي تصفيه و دفع فاضلاب در مقياس شهري
19-12-خانه بزرگ آب در مقياس شهري (بيش از 5 هزار مترمكعب در شبانه روز)
19-13-طرح هاي دفع و دفن پسماند در مقياس شهري
19-14-مراكز نظامي و آموزشي بيش از 5 هزار متر مربع
19-15-شهركهاي توريستي بيش از 10 هزار متربع
19-16-شهركهاي سينمايي بيش از 5 هزار مترمربع
19-17-پاركها و اردوگاههاي تفريحي، آموزشي، و پژوهشي و ورزشي بيش از 10 هزار متربع-
19-18 - سنگ مس با حداقل ظرفيت استخراجي يك ميليون تن در سال
21- سنگ آهن با حداقل ظرفيت استخراجي ششصد هزار تن در سال-
22- سنگ طلا با هر ظرفيتي
23- سرب و روي با حداقل ظرفيت استخراجي يكصد هزار تن در سال
24- ساير فلزات با حداقل ظرفيت استخراجي يكصد هزار تن در سال
25- زغال سنگ با حداقل ظرفيت استخراجي 80 هزار تن در سال
26- نمك آبي با سطح بيش از چهار صد هكتار
27- كارخانجات سيمان
28- كارخانجات توليد قند و شكر
29- كارخانجات توليد گچ و آهك صنعتي
30- واحدهاي توليد مواد اوليه بهداشتي، آرايشي و داروسازي
31- كارخانجات بزرگ توليد قطعات خودرو داراي هر سه واحد ذوب، ريخته گري و آبكاري
32- واحدهاي تصفيه دوم روغن موتور
(مقياس مربوط به بندهاي 27تا 32 در دست مطالعه كارشناسي است)
33-طرح هاي احداث و بهره برداري از ميادين نفت و گاز جديد با بيش از 10 حلقه چاه و همچنين طرح هاي توسعه ميادين نفت و گاز موجود در صورتي كه بعد از توسعه تعداد چاهها به بيش از 10 حلقه برسد)0
محيط زيست و سلامت
بهداشت و محيط زيست
برای همگی ما نياز اساسی به شرايطی ايمن، که در آن آب سالم، غذا و سرپناه کافی مهيا باشد و افراد مختلف بتوانند در صلح و آرامش در کنار هم زندگی کنند، يکسان است. چندين سال از اجلاس زمين گذشته است و در اين مدت گامهای جديدي در سطح ملی و جهانی برداشته شده که ضرورت اقدامات موثرتر در حوزه بهداشت و محيط را آشکار کرده است. بنابراين،زمان تجزيه و تحليل در مورد اينکه چگونه ما به عنوان جامعه انسانی با اين نيازها برخورد کنيم،چگونه توسعه ميتواند منابعی برای بهداشت فراهم کند ونيزچگونه چنين توسعه ای ميتواند تهديدی برای سلامتی يا کاهش منابع طبيعی باشد فرا رسيده است. اين نوشتار بر سلامت دختران و پسران، زنان و مردانی که بسياری از آنان برای ابقاء و زندگی در شرايط محيطی نامساعد مبارزه ميکنند متمرکز است. هر روز جهان ناچار به پذيرش انسانهای بيشتری است. به طور متوسط در هر ثانيه سه نفر به جمعيت جهان افزوده ميشود که بالغ بر حدود 90 ميليون انسان در سال ميباشد.رشد جمعيت،خود باعث ايجاد مشکلاتی در تهيه آب، غذا و سرپناه مورد نياز برای سلامتی ميشود به خصوص اينکه غالباً رشد جمعيت در کشورهای در حال توسعه يعني جايی که دسترسي به منابع، ناکافی است رخ مي دهد. علاوه بر اين مصرف نامتعادل در اکثر کشورهای ثروتمند، باعث تحليل رفتن سريع منابع تجديدناپذير جهان ميشود. بنابراين محيط زيست حامی زندگی، بطور فزاينده ای تحت فشارهای ناشی از تغييرات آب و هوا، از دست رفتن تنوع موجودات زنده، جنگل زدايی و بيابانی شدن قراردارد. در هر کشوری، فقرا و محرومان بدترين شرايط بهداشتی را تجربه ميکنند و اين بی عدالتی ها بايد به جوامع و حکومت ها در سطح ملی و محلی ربط داده شوند. متخصصين بهداشتی بايد برنامه ها و منابع کافی همبستگی نيروها در بخش محيطی و ايجاد باورهای سلامت و محيط بـه عنوان اساس اوليه در بـرنامه های توسعه پايدار تاکيد کنند. در مقياس وسيعتر، شرکت گسترده تمامی بخشهای جامعه بايد تضمين شود. البته اين در صورتی است که بخواهيم راه حل ها و راهکارهايی که سبب ايجاد و بهبود پايداری وضعيت سلامتی میشود ، قاعدهمند گردد. در گام بعدی، برای تامين منافع بيشتر، بايد بر نيازهای جاری و آتی مردم به خصوص افراد فقير و آسيب پذير تمرکز شود.امروزه زباله هاي شهري به عنوان يكى از مسائل مهم زيست محيطى قلمداد مى شوند. مديريت اين زباله ها كه بخش اعظم آنرا زباله هاي خانگي? تشكيل مى دهد امري ضروري است. در مشهد بعنوان دومين شهربزرگ و همچنين مهمترين شهر زيارتي كشور حجم زيادي زباله توليد مى شود. درگذشته مشابه ديگر شهرهاي بزرگ كشور اين زباله ها در گودالهايى در مجاورت شهر دفن مى شده اند كه اين مكانها اكنون در محدوده شهر قرار گرفته اند. [][SIZE="2"]از سال 1354 زباله هاي شهري مشهد در خاكچالي كه در ابتداي جاده مشهد_نيشابور قرار دارد دفن مي شوند.[/[/Bاين خاكچال در گذشته? در حاشيه شهر قرار داشته است ولي اكنون در داخل شهرقرارگرفته است. در اين مقاله وضعيت مكانهاي قديمي و جديد دفن زباله در مشهد مورد بررسي زيست محيطي قرار گرفته است.
** سئوال !
آقاي مهندس منصور حسام ، نظر كارشناسي شما در ارتباط با محيط زيست و ارتباط فرهنگ مردم چيست ؟ توضيح مختصري بفرمائيد.
** پاسخ #
ما هر چه درباره ي محيط زيست بگوئيم ، در افكار عموم مردم تأثير مثبتي نخواهد داشت. زيرا به عقيده ي بنده ، قبل از انجام يا مطرح كردن كاري ، ابتدا بايد ذهن مردم را در ارتباط با يك چيز نامعلوم بيدار كرد. وي افزود : زمانيكه من در اين راستا فعاليت داشتم ، صرفاً بر روي فرهنگ و بيان فرهنگ و تمدن حركت مي كردم. شايد برخي ها بگويند ؛ محيط زيست چه ربطي به تمدن دارد ؟ ولي بنده واقعاً به اين مهم اهميت مي دهم. از يك مثالي در داخل خانواده آغاز كنم. اعضاي يك خانواده هميشه از بزرگان خود تقليد مي كنند ، مثلاً يك نوجوان 13-14 ساله ، مطمئن باشيد در ابتداء از پدر خود خط مي گيرد. طبيعتاً اگر آن پدر بي بندوبار باشد ، نمي توان از كوچكترهاي آن خانواده توقع فرهنگ والا داشت لذا ، به عقيده ي من ، ما بايد بر افكار كودكان فعاليت داشته باشيم. نه اينكه بنام فرهنگ سازي ، بيائيم و بشكل مافيائي بر آنها تسلط پيدا كنيم خير ! بنده مي گويم ، روي ذهن كودكان ، نوجوانان و جوانان صدالبت در زمينه ي فرهنگ سازي كار كنيم نه اينكه افكار آنها را اكتساب كرده و راه غلط برويم. يك نمونه ، بنده اكنون كه مديرعامل يك موسسه ي فرهنگي هنري نيز هستم ، به دوستان برنامه ساز تلويزيون ، خيلي تأكيد كردم ، حتي روش و طرحهائي نيز ارائه داده ام كه ما مي توانيم مطالب خود را از طريق انيميشن به سرانجام برسانيم ، كه اگر اين كار صورت پذيرد ، خود جاي چندين تريبون و برنامه سازي هاي بعضاً غلط كه باعث خستگي ذهن مخاطب مي شود مفيد بود.
اغلب صحبت ها ، داراي زيبائي و ويژگي خاصي هستند ، ولي در عمل آنگونه كه تصور مي شد بعضاً نيست. چرا ؟.
در ابتداي عرائضم لازم مي دانم به اين مطلب اشاره كنم كه اگر صحبتهائي از روند مديريتي و يا ديگر موارد خاص ، هيچ ارتباطي با كليت سياست كلان كشوري نداريم ، در همين محدوده اگر حرفي زده مي شود قرار دارد. پاسخ به اين سئوال جنابعالي ، شايد يك نكته ي كليشه اي و ساده باشد ، ولي به اين نكته توجه خاصي داشته باشيد كه بنده هيچ چيزي كوچك و ساده نمي گيرم. حتي اينگونه مي گويم كه ضعف اكثر مديران در قسمتهاي مختلف و پستهاي گاهاً حساس است كه وجود دارد. من اينگونه مطلب خود را اشاره كنم ، در سيستم مديريتي ، كسانيكه در اين رشته تخصص دارند ( البته مي تواند در برخي افراد ضمير خدادادي باشد ) خوب مي دانند كه اين معقوله ، ( مديريت ) اكثراً با ظرافتها و حساسيت ها روبروست. بر خلاف اين است كه برخي از دانشجويان عزيز اين رشته را انتخاب مي كنند صرفاً فريب نام مديريتي آنرا مي خورند ، ولي در عمل به نقصانهائي برخورد مي كنند كه مشكل ساز مي شود.
پاسخ شما ، با مقدمه اي كه عرض كردم ، به اين نكته برخورد مي كند كه ، ما بطور دقيق نظارت نداريم كه آيا وقتي مي خواهيم آقاي X را در فلان بخش پست مديريت به او بدهيم ، آيا براي اينكار فوق العاده ظريف و پيچيده بودنش صحيح است يا خير ؟ چرا آقاي y كه سابقه ي مديريتي خوب و مناسبي دارد را در پست خودش نمي گذاريم ؟ در يك كلام ؛ تا ما به يك بينش صحيح و هدفمند ، همراه با ابزارهاي نيروي انساني ، علم ، تخصص و موارد ديگر نرسيم ، در هيچ زمينه اي پيشروي نخواهيم كرد و من اميدوارم به حدود 10 سال آينده كه به اين مهم دست بيابيم.
** سئوال :
آقاي مهندس حسام ، با فرمايشات خود يعني بر اين امر تأكيد داريد كه تا بحال كسي كاري نكرده ؟
** پاسخ #
شما مي خواهيد با مهارت خاص خبرنگاري خودتان مرا به جاده ي خاكي بكشانيد ، ولي من در جاده ي خاكي لاستيك هايم مناسب بوده و پنچر نمي شود.
من اصلاً نه چنين حرفي را زدم و نه از مطالبم بوي چنين موردي به مشام مي خورد. بنده اشكال مختلف تخصصي بودن اين رشته را عرض كردم و اينكه ما فقط بايد بدنبال فرهنگ سازي باشيم. يك مثال ديگر : مثلاً بنده اين زمانيكه با شما گذاشتم ، مي توانستم برروي چند داستان يا يك مقاله گذاشته و مبلغي دريافت كنم ( نگاه مادي ) ، ولي اين زمان را فداي مردم خودم ، ايرانيان عزيزم كرده و در اين ژانر با شما صحبت مي كنم و گلايه اي نيز ندارم. البته من از فرهنگ سازي هميشه و براي هر موردي آغاز مي كنم ، دوستان و اساتيد ديگر بنده ، به شكل و زبان خودشان مي گويند و بنده نيز كسب علم نموده و در محضر اساتيد بزرگ ، درس پس مي دهم .
* * * مؤيد باشيد * * *
moontoise
08-24-2007, 02:01 PM
آيندگان ، پاسخ اين پرسش را به درستى روشن خواهندكرد.
جاذبه گمشده ايران
• يوزپلنگ، گورخر، گوزن زرد، خرس سياه، تمساح پوزه كوتاه، ماهى آزاددرياى خزرو سياه خروس از حيوانات بومى ايرانى بر لبه انقراض هستند
رامتين سيار - هنگامى كه كارشناسان محيط زيست بر اهميت حفظ محيط زيست گياهى و جانورى در جلسه اى در اوايل انقلاب بحث مى كردند، يكى از رئيسان سازمان محيط زيست آن سالها با جمله اى بحث را خاتمه داد. آن جمله اين بود: «خداوند طبيعت و حيوانات را خلق كرده و خودش هم حفظ مى كند پس برادران جاى هيچ نگرانى وجود ندارد! » اين بود كه آب سردى بر سر همه آن كارشناسان و دلسوختگان حيات وحش ايران ريخته شد. در سالهاى بعد بسيارى از آن مديران آشنا به كار و علاقه مند، كارى جز تأليف و تدريس كتابهايى چون «پستانداران ايران» نداشتند. با آنكه اين كتابها به تناوب چاپ و انتشار مى يابد اما به موازات آن نيز تخريب محيط زيست هنوز ادامه دارد و آنچه در جنگلهاى شمال، غرب و نواحى شرقى و جنوبى كشور در حال نابودى است نسل رو به انقراض يوزپلنگ، مرال، خرس ايرانى، گوزن زرد و ... است.
http://www.iran-newspaper.com/1385/850231/html/259368.jpg
مرز و بوم ايران از آنجا به عنوان كشور چهارفصل شهرت يافته است كه همچون مجموعه اى از متغيرهاى آب و هوايى گرد آمده است. طبيعتى اين چنين رنگارنگ تقريباً در تمام دنيا منحصر به فرد است. محمد على اينانلو سردبير مجله طبيعت در اين مورد مى گويد: «اختلاف دماى گرمترين و سردترين نقطه ايران در زمستان و تابستان عدد ۱۰۰ را به ما نشان مى دهد چنانكه سردترين نقطه به ۴۰درجه زير صفر و گرمترين به ۶۰درجه بالاى صفر مى رسد و اين در دنيا بى نظير است. قله دماوند با ۶۰۰۰متر ارتفاع و سواحل خيلج فارس با ۲۶متر زير ارتفاع درياهاى آزاد يكى از بالاترين اختلاف ارتفاع را مى سازند. در ايران تا به حال ۸۳۰۰ گونه گياهى شناخته شده. ۱۶۰ نوع پستاندار در ايران زندگى مى كنند. ۴۸۵ گونه پرنده اعم از مهاجر، نيمه مهاجر و بومى و حدود ۵۰۰نوع آبزى و خزنده تا به حال شناسايى شده كه در صورت مطالعه بيشتر تا ۲۰۰۰نوع هم خواهد رسيد. اين اعداد در يك مرز يك ميليون و ۶۰۰هزار كيلومترى در تمام دنيا بى نظير است. به همين دليل نام ايران را «ايران جهانى در يك مرز» گذاشتم. در ميان ۱۶۰گونه پستاندار در ايران كه شامل گونه هاى كوهستانى، دشتى، كويرى و جنگلى مى شود بعضى خاص ايران مانند يوزپلنگ وگوزن زرد ايرانى هستند. بعضى خاص آسيا مانند گورخر آسيايى و بعضى گونه اروپايى مانند لينكز. (گربه وحشى جنگلى) هستند. از اين گونه ها بعضى در حال انقراض بعضى جمعيتشان بد نيست و بعضى هم خوب است. محمدعلى اينانلو در مورد گذشته حيات وحش در ايران مى گويد: «اگر نگاهى به حجاريهاى طاق بستان، تخت جمشيد و جاهاى ديگر كه از شكار شاهان حجارى كردند يا به فاصله نزديكتر حجارى تنگه واشى در فيروزكوه (قاجاريه) بيندازيم به اين نتيجه مى رسيم كه اين حجاريها كار شكار شاهان را نشان مى دهد ولى معناى ديگرش نشان دادن وفور بيش از حد انواع گونه هاى حيات وحش در ايران بوده. اندكى نزديكتر در زمان قاجاريه و حتى اواخر آن در خاطرات كسانى كه از آن دوره شكار نامه يا سفرنامه نوشتند مانند خاطرات شازده ظل السطان پسر ناصرالدين شاه متوجه مى شويم در ايران تا چه حد حيات وحش ما غنى بوده. ظل السطان در خاطراتش مى گويد شكار براى سپاهيان من دو هدف داشته، تمرين رزم و آمادگى جنگى، دوم تغذيه سپاهيان و يا در سفرنامه مازندران علاوه بر شكار شدن صدها رأس گوزن و شوكاو پرنده هايى نظير قرقاول و دراج؛ چيزى كه خيلى جلب نظر مى كند شكار ۱۸قلاده ببر است. در خاطرات شكارچى ها و شكاربانهاى پير، پيرمردهايى كه از دشت قزوين مى گويند كه آنجا را مى توان در تاريخى نه چندان دور با صحراى سرنگتى آفريقا مقايسه كرد. در گزارشهاى رسمى سازمان محيط زيست قبل از انقلاب تعداد زيادى حيوانات وحشى در مناطقى نظير پارك ملى گلستان، خوش ييلاق، پارك ملى كوير، منطقه كالمند در يزد، مناطق خجير و سرخه حصار در نزديك تهران، موته در اصفهان، جزاير درياچه اروميه كلاه غازى در اصفهان، حاجى آباد نزديك بندرعباس، دشتها و كوههاى زنجان وجود داشته است. در چندساله اول انقلاب به خاطر اينكه اسلحه بى حساب دست بعضى افراد مسؤوليت ناشناس بود و فكر مى كردند مناطق حفاظت شده اين مملكت متعلق به خانواده سلطنتى است، همچنين در مناطق جنگى مثل كردستان و غرب كشور شكار و كشتار بسيار بى رويه اى در اين مناطق انجام شد و حيات وحش ايران لطمه زيادى ديد. اما پس از اينكه قوانين در اين زمينه شكل گرفت و حاكم شد سازمان محيط زيست به كمك مأموران قديمى و دلسوز توانست تا اندازه اى از اين ذخاير محافظت كند كه البته الآن هم محيط بانهاى جوان استخدام شدند و بسيار دلسوز وعلاقه مند هستند ولى بايد از تجربيات گذشته ها استفاده كرد. »
اين كارشناس حيات وحش سپس به گونه هاى منقرض شده حيات وحش اشاره مى كند: «نخستين حيواناتى كه كاملاً منقرض شدند شير ايرانى بود دوم ببر ايرانى كه معروف به ببر هيركانى بوده كه اسمش از جنگلهاى هيركانيا اسم قديم گرگان كنونى در زمان پارتها گرفته شده است و اما حيواناتى كه در لبه انقراض هستند: نخست يوزپلنگ ايرانى است كه آمارهاى جسته گريخته سازمان محيط زيست و مؤسسه (iucn) تعداد آنها را بين ۳۰ تا ۴۰ قلاده حدس مى زنند ولى شخصاً كه دايم در سفر هستم با خوش بينى زير ۲۰ تا حدس مى زنم در پارك ملى كوير، خار و توران شاهرود و همچنين در يزد كه چندسال پيش به خاطر تشنگى يك مادر با دوتوله خودش به نزديك آبادى آمده بود و مردم آنها را كشته بودند كه يكى از بچه ها زنده ماند و اينك تنها يوزپلنگ در اسارت موجود است كه در پارك پرديسان نگهدارى مى شود. دوم گورخر ايرانى است كه تصور مى كنم آمارهاى سازمان محيط زيست حدود ۴۰۰ تا تخمين مى زند ولى اگر خوش بينانه نگاه كنيم زير ۲۰۰ تا در ايران وجود دارد ۳- گوزن زرد ايرانى كه خوشبختانه با اقدامات حفاظتى كه از ۳۰سال پيش شروع شد از خطر انقراض نجات پيدا كرد. الآن تعدادى در دشت نازسارى نگهدارى مى شوند يك تعداد در جزيره اسپير و اشك در درياچه اروميه. تعدادى به صورت آزاد در منطقه حفاظت شده دزو كرخه نگهدارى مى شوند. ۴- خرس سياه ايرانى معروف به خرس سياه بلوچستان كه از خانواده خرس سياه آسياى جنوب شرقى است فرقش با خرس قهوه اى اين است كه رنگش كاملاً سياه و مثلث سفيدى روى سينه اش است. تعداد مشخصى نيست. اگر به ۱۰ تا برسد خوب است ۵- تمساح پوزه كوتاه ايرانى كه در رودخانه سرباز در بلوچستان اطراف سد پيشين و آبگيرهاى اطراف رودخانه سرباز زندگى مى كنند كه حدود ۱۰۰تا موجود مى باشد. ۶ - ماهى آزاددرياى خزر و بالاخره سياه خروس نوعى پرنده زيبا در منطقه كوچكى در شمال آذربايجان كه به ۱۰۰ تا نمى رسد. »
تلاش جهانى براى نجات يوزپلنگ آسيايى
پايان يوزپلنگ ايرانى!
بخش دوم
سام خسروى فرد
اين متخصص حيات وحش به نكته اى ظريف اشاره مى كند: «داشتن وسايل و استفاده از تكنولوژى روز، نظير سيستم موقعيت ياب جغرافيايى (GPS) و استفاده از اينترنت و كامپيوترهاى قابل حمل بسيار مفيد است اما هدف نيست. هدف،درست نگاه كردن و فكر كردن است كه چگونه مى توان زيستگاه يك جانور و در اصل خودجانور را حفظ كرد. بنابراين وسايل كسانى كه به اين كار علاقه مندند يك دفترچه يادداشت، يك قلم و يك دوربين دوچشمى است. بسيارى را ديده ام كه با يك كتاب راهنماى صحرايى براى شناسايى پرندگان راهى طبيعت شده اند و موفق بوده اند. تحقيقات يك گام ابتدايى و اوليه در امر حفاظت است. اگر هرچه را كه مى بينيد بنويسيد پس از مدتى مجموعه مفيدى از يادداشتها خواهيد داشت كه براساس آن مى توان درست تصميم گرفت. نقش محيط بانها در اين ارتباط بسيار پررنگ تر است. حفاظت به سياستهاى دولت و سازمانهاى مرتبط برمى گردد.»
او از تعداد پاركهاى ملى و مناطق حفاظت شده در ايران اظهار خرسندى مى كند: «اين مناطق تنها اميد بقاى طبيعت هستند. به علاوه از عرصه هاى حفاظت شده براى احياى نقاط تخريب شده مى توان الگو گرفت. همچنين حاشيه مناطق حفاظت شده نيز اهميت قابل ملاحظه اى دارند. چرا كه ممكن است تا ۹۵ درصد جمعيت حيات وحش از هسته مركزى اين مناطق به حواشى آن بروند.»
«شلر» اكوتوريسم را راهى براى حفاظت مى داند مشروط برآن كه عوايد آن نصيب جوامع محلى شود:« توريست مى آيد كه جانوران را تماشا كند، آهويى كه از فاصله يك كيلومترى فرار مى كند چگونه مى تواند سبب جذب توريستها شود. بايد تعقيب و شكار جانوران رامتوقف كرد.»
«شلر» در باره پروژه اى در مغولستان مى گويد كه از دهه ۸۰ ميلادى آغاز شده است: «وقتى از دولت مغولستان پرسيديم قصد داريد چه جانورانى را حفاظت كنيد گفتند پلنگ برفى، خرس، آهوى مغولى. بعدكار ما آغاز شد ابتدا تعدادى از جانوران را گرفتيم و دستگاههاى ردياب به آنهامتصل كرديم تامتوجه شويم كجا مى روند و چه كار مى كنند. به عنوان مثال متوجه شديم پلنگ برفى وقتى به اسب و گاو مغولى (ياك) حمله مى كند كه چوپانها در خواب هستند. بعد دريافتيم كه حدود ۳۰ خرس قهوه اى گبى درمغولستان وجود دارد ،چه بايد كرد؟ مسؤولان اين كشور مى خواستند جانوران را در اسارت حفظ كنند اما اين كار به هيچ وجه صحيح نيست. حدود ۶۰۰كيلومترمربع گستره خانگى اين جانور است و براى پيدا كردن غذا طى يك شب ۳۰كيلومتر راه مى رود.»
او در ادامه بررسى آنتى لوپ تبتى اشاره مى كند و مى گويد: «وقتى براى مطالعه آهوها رفتيم متوجه شديم تا ۲۰۰كيلومترى اين جانوران اثرى از دام اهلى نيست. براى مطلع شدن از وضعيت مهاجرت اين آهوها يكصد دستگاه ردياب روى آنها نصب كرديم. با زنده گيرى بچه ها و آزمايش خون آنها وضعيت بيمارى را در گله ها مشخص كرديم. سالانه حدود يكصد هزار رأس از اين جانوران توسط مردم شكار مى شوند، دولت هم در اين زمينه قادرنيست كارى انجام دهد چرا كه مردم به شدت فقيرند. حقوق يك محيط بان دراين كشور ماهانه دو دلار آمريكاست.» از پشم سه رأس از اين جانوران شالهايى مى بافند كه ۱۱هزار پوند در انگلستان به فروش مى رسد.»
او در ادامه به حيات وحش كوههاى پامير اشاره مى كند:«سمبل پامير، قوچ ماركوپولست، طول شاخص اين به ۱۹۰ سانتيمتر مى رسد و بزرگترين قوچ جهان است كه طولانى ترين شاخ را دارد. پروانه شكار آن ۲۵ هزار دلار است مبلغى كه بايد به جامعه محلى اختصاص يابد اما متأسفانه اين عمل تاكنون انجام نشده است. مطالعات ما نشان داد كه يك كشور به تنهايى نمى تواند اين جانور را حفظ كند چرا كه در افغانستان، تاجيكستان ، چين و پاكستان پراكندگى دارد. براى شناخت وضعيت زيستگاه اين جانور به دليل عدم وجود راههاى دسترسى دو ماه با اسب سفر كرديم و از مسيرهاى ديدنى و خطرناكى گذشتيم. پامير دشتى هموار است كه در ارتفاعى زياد قرار گرفته همواره پوشيده از علف است»
او به نقش مردم در حفاظت حيات وحش مى پردازد و ادامه مى دهد: «در تبت برخى گونه ها توسط مردم حفاظت مى شود نظير درناى گردن سياه به علاوه رهبران مذهبى تبت بيشترين نقش را در حفاظت جانوران دارند زيرا مردم به توصيه ها و دستورهاى آنان كاملاً عمل مى كنند.»
پس از او نوبت به تشكلها مى رسد تا گزارشى از وضعيت مناطق بيدويه چاه افتخارى در كرمان، بهرام گور در فارس ومياندشت خراسان ارائه كنند.
تقريباً در تمامى اين مناطق يوزپلنگ گزارش شده اما به سالهاى قبل باز مى گردد و اين روزها كمتر اثرى از آن مى توان يافت. ساعتى پس از ارائه گزارش تشكلها پاسگاه محيط بانى خلوت مى شود. دسته هاى دو، سه نفرى به نقاطى مى روند كه از پيش تعيين شده تا جمعيت طعمه هاى نور را شمارش كنند. دو كارشناس در گوشه اى با نماينده سازمان ملل در حال گفت وگو هستند و محيط بانها در فكر انجام وظيفه محوله ، احمد عجمى رئيس منطقه توران با شلر به گفت وگويى كوتاه مى نشيند. به او مى گويد كه تمام مشكلات را به تجربه دريافته است و تا حد توان با همكارى ساير محيط بانها سعى كرده منطقه را حفظ كند اما مگر اختيار و توان آنان چقدر است. پيرمرد در پايان از عجمى تشكر مى كند كه تجربه هايش را در اختيار او قرار داده است. اينجا بيابان توران است ، منطقه اى كه يونسكو آن را يكى از ذخيره گاه هاى زيست كره معرفى كرده و مشابهى در سراسر كره خاكى ندارد.
منطقه اى كه يكى از اميدهاى نجات يوز آسيايى است و با مداخلات انسانى پنجه در پنجه افكنده است. آيا مى توان به بهانه يوزپلنگ اين تكه از سرزمين بى نظير ايران را از چنگال تخريب نجات داد؟
آيندگان ، پاسخ اين پرسش را به درستى روشن خواهندكرد.
V E S T A
08-24-2007, 08:46 PM
يادم می آد چند وقت پيش يه نفردرباره مطلبی که تو روزنامه خونده بود می گفت:
تو يه روستا ،روستائيا يه يوزپلنگ ايرانی رو که به خاطر گرسنگی مرغهای چند تا ازاهالی روستا رو خورده رو با
داس کشتن!!
:18:
يا وقتی يه پلنگ تو مازندران به گوسفندا تو يه آبادی حمله کرده ،مردم رفتن سراغ بچه هاش و اونا رو اتيش زدن!!:18:
يکی نيست بگه حالا اونا خوی درنده و وحشی دارن....شما که........؟؟؟؟؟
:13:
moontoise
08-25-2007, 04:51 PM
خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی : محیط زیست ایران با تمامی گونه های نادر و منحصر به فرد در دنیا ، در حالی امروز در آستانه نابودی قرار گرفته که هنوز هم مسئولان سازمان محیط زیست به عمق فاجعه ای که در انتظار محیط زیست کشور است پی نبرده اند.
به گزارش خبرنگار مهر ، محیط زیست با تمام تنوع آن و موجودات زنده به عنوان نعمت های خداوند ، امانت در نزد ما هستند که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند اما اینکه تا کنون مردم و در راس همه مسئولان مربوطه در حفظ و نگهداری این ارثیه با ارزش چگونه عمل کرده اند جای سئوال دارد.
اصل 50 قانون اساسی حفاظت از محیط زیست یک پدیده عمومی تلقی کرده و تمامی فعالیت های اقتصادی که منجر به آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران می شود را ممنوع کرده است اما آیا به واقع در جهت رعایت این اصل حرکتی انجام شده است.
در روزگار امروز در حالی با افزایش روز افزون آلودگی رودخانه ها ، کاهش مساحت جنگل ها ، نابودی تالاب ها ، تشدید آلودگی هوا و کاهش ذخایر دریایی و منابع آبی مواجه هستیم که سال ها پیش از این ، در ارتباط با نابودی آنان هشدار داده شده بود.
آمارها نشان می دهد مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) در حدود 2/14 میلیون هکتاراست که البته در گذشته نه چندان دور ، این میزان به 18میلیون هکتار می رسید اما در اثر افزایش جمعیت ، توسعه شهرها و اراضی کشاورزی ، ایجاد تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز و در نهایت بی توجهی مسئولان میزان آن کاهش قابل توجهی یافته است.
تخریب جنگل ها و شکار گونه های نادر وحشی در حالی ادامه دارد که سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاه های مسئول به رغم اطلاع از چنین تخریب های وحشتناکی دست به اقدام جدی نزده اند.
از سوی دیگر معضل آلودگی هوا امروز به یک تهدید جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله جان بسیاری از انسانها را می گیرد ، به گونه ای که امروز آلودگی ناشی از گرد و غبار ، ترافیک سنگین ، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل سوز (اتوبوس های دولتی) ، فقدان شبکه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی ، وجود پالایشگاه ها در داخل و حاشیه شهر ، استقرار کارخانهها و صنایع آلوده در حوالی شهرهای بزرگ از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای کلان شهرها به شمار می آید.
بررسی وضعیت محیط زیست کشور نشان می دهد که سیاست های حفاظتی از گونه های گیاهی و حیوانی به صورت منطقی تعیین و اعمال نمی شود و این امر به روند تخریب مناطق حفاظت شده سرعت بیشتری داده است.
ایران از نظر شاخصهای پایداری محیط زیست با کسب رتبه 132در بین 146کشور جهان ، در انتهای جدول جهانی قرار گرفته که در این جدول که 146 کشور جهان از نظر وضعیت زیست محیطی ، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزیابی قرار گرفته اند فنلاند ، نروژ ، اروگوئه ، سوئد ، ایسلند و کانادا به ترتیب در جایگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و کشور ایران با کسب ۸/۳۹ امتیاز بعد از کشورهایی همچون آنگولا ، بورکینافاسو ، ویتنام ، لیبی ، چاد و... در مقام یک صد و سی و دوم جهان قرار گرفته است.
هشدار متخصصان محیط زیست نسبت به نابودی تالاب های کشور در حالی شدت گرفته که تغذیه آب های زیر زمینی ، مهار سیلاب های ، پیشگیری از نفوذ آب های شور ، جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ سواحل و رسوب گیری ، رونق توریسم و حفظ جمعیت های حیات وحش از جمله کارکردهای مهم تالاب ها به شمار می آید اما متاسفانه تصمیم های غلط و برخوردهای نا مناسب با مشکلات از سوی مسئولان ، به نابودی تالاب های کشور دامن زده است. تالاب هایی که به دلیل ورود پساب ها و فاضلاب ها و آلودگی های نفتی ، در معرض خشک شدن و یا نابودی قرار گرفته اند.
از سوی دیگر برخی کارشناسان محیط زیست معتقدند که طی سال های اخیر روند منقرض شدن برخی گونه ها همچون قوچ ایرانی در مناطق خوش ییلاق بسیار مشاهده شده و این امر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار نگرفته است.
کارشناسان کمبود امکانات و تجهیزات محیط بانان در مناطق حفاظت شده را یکی از علل ناتوانایی محیط بانان در مقابله با شکارچیان غیر مجاز می دانند و معتقدند در اغلب مناطق حفاظت شده محیط بانان تجهیزات لازم برخورد با شکارچیان غیر مجاز را ندارند ، لذا برای مقابله با آنان همواره با مشکلات عدیده ای مواجه هستند و این امر حتی انگیزه آنان را برای مقابله با شکارچیان از دست داده است .
روند تخریب مناطق حفاظت شده و انقراض گونه های نادر حیات وحش به سرعت در حال انجام است و این در حالی است که در ارتباط با این موضوع تا کنون برنامه جدی و سیاست خاصی در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان مسئول اصلی در این امر قرار نگرفته است.
با وجود اینکه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از ابتدای تصدی مسئولیت در این سازمان بر رفع مشکلات محیط بانان تاکید کرده بود و وعده تامین تجهیزات و امکانات آنان را داده بود اما کماکان محیط بانان از وضعیت معیشتی و تجهیزات خود گله مند هستند و مرگ چند تن از آنان در مناطق حفاظت شده ، گواه این امر است.
تجهیزات در اختیار محیط بانان ، حتی جوابگوی حفاظت از خودشان هم نیست و این امر باعث شده تا هر از چند گاهی از کشته شدن آنان به دست قاچاقچیان باشیم. محیط بانانی که به رغم نداشتن تجهیزات دفاعی مجبورند حتی مدت زمان طولانی در مناطق حفاظت شده بسر برند و این در حالی است که هیچ گاه اعتراض آنان به جایی نرسیده است.
سازمان حفاظت محیط زیست در حالی نام حفاظت را به دنبال خود یدک می کشد که کمبود امکانات محیط بانان به جایی رسیده که نیروهای حفاظتی خود سازمان نیز در طی سال جاری مجبور شده اند چندین بار به کشتار گونه های وحشی مبادرت کنند.
کشته شدن خرس قهوه ای در دانشگاه و کشته شدن تعدادی گراز در مرکز رادیویی خلخلال به دست محیط بانان محیط زیست گواه این امر است که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در برابر علت وقوع چنین حوادثی فقط به این نکته اشاره کرده که کسانی که این حیوانات را کشته اند باید خودشان پاسخگو باشند.
مسئولانی که حفاظت از محیط زیست کشور وظیفه اصلی آنان است ، چرا در مقابل چنین حوادثی که خود مسبب اصلی آن هستند سکوت می کنند و به کاستی ها و بی توجهی های خود اعتراف نمی کنند.
فاطمه واعظ جوادی ، بارها به این نکته تاکید کرده است که عمده ترین منشاء آلودگی و تخریب محیط زیست صنایع به شمار می آیند اما اینکه چرا با وجود اینکه این خطر به خوبی احساس می شود از 400 شهرک صنعتی در کشور فقط 40 شهرک مجهز به سیستم تصفیه خانه فاضلاب است.
وی گفته ، صنایع آلاینده ای که داخل شهرها فعالیت می کنند ، موظف هستند بر اساس استانداردهای زیست محیطی به کار خود ادامه دهند و در صورتی که قادر به انتقال به خارج شهر نیستند برای ادامه فعالیت در محدوده شهرها باید نسبت به رعایت قوانین محیط زیست اهتمام بیشتری داشته باشند و هر گونه تخلف آنها غیر قابل اغماض است اما اینکه چرا هنوز درصد بالایی از آلودگی ها به این صنایع بر می گردد جای سئوال دارد.
از سوی دیگر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هشدار داده است ، لیست مربوط به صنایع آلوده را تا پایان امسال اعلام می کنیم اما آنچه مسلم است اعلام اسامی صنایع آلوده همچون اعلام اسامی مفسدان اقتصادی می ماند که در صورتی که حتی اعلام نیز شود هیچ تاثیری در روند کار ندارد چرا که جدیتی در سازمان محیط زیست برای ممانعت از فعالیت چنین صنایعی احساس نمی شود.
حفاظت از محیط زیست در حالی مورد بی توجهی مسئولان قرار گرفته که طی 9 ماه که از فعالیت دکتر فاطمه واعظ جوادی در سازمان حفاظت محیط زیست می گذرد تنها اتفاقاتی که در این سازمان رخ داده عزل و نصب های پی در پی مدیران بخش های مختلف بوده است. تغییرات مدیریتی که نه تنها تاثیری در روند عملکرد سازمان نداشته بلکه فقط باعث ترک مدیران لایق و دلسوز از این سازمان شده است .
یادمان باشد که موهبت الهی طبیعت به عنوان امانتی در نزد ما سپرده شده و در سایه حفاظت از آن است که می توان آن را به نسل آینده واگذار کرد و علاوه بر مردم که همواره باید نسبت به حفاظت از محیط زیست احساس مسئولیت کنند، سازمان حفاظت محیط زیست نیز موظف است بر اساس قانون به رسالت خود در حفظ و حراست از محیط زیست همت گمارد تا این نعمات اللهی را تقدیم نسل آینده کند.
moontoise
08-25-2007, 04:59 PM
قست اول
چرا جنگل هاى شمال ايران طى ۳۰ سال گذشته ۲۲ درصد كاهش داشته اند؟ آيا اين تنها جنگل ها هستند كه در معرض خطر نابودى قرار گرفته اند؟ چه عرصه هاى ديگرى از محيط زيست در معرض آسيب اند؟ نقش سازمان هاى غيردولتى در اين ميان چيست؟
http://havades.moi.ir/ShowPictureGroupTwo.asp?Location=10&RecoNo=8
آقاى دكتر اسماعيل كهرم، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل محيط زيست در تهران در گفت وگويى با صداى آلمان به اين پرسش ها پاسخ مى دهد. مصاحبه گر: داود خدابخش دويچه وله: آقاى كهرم، در گزارشى از خبرگزارى ايسنا آمده است، كه طى ۳۰ سال گذشته ۲۲ درصد از جنگلهاى شمال كشور نابود شده، كه ۱۷درصد آن فقط متعلق به بيست سال گذشته بوده است. به نظر شما چه عواملى باعث اين ضايعه ى محيط زيست شده؟ اسماعيل كهرم: بايستى به اطلاع شما برسانم كه اين رقمى كه شما فرموديد، بسيار خوشبينانه است. چون ما آمارى داريم كه نشان مى دهد در ظرف ۳۰سال گذشته حدود ۳۰ درصد از جنگلها كاهش پيدا كرده. يعنى اين ۲۲درصد كه شما مى گويد، حداقل است. مسايلى كه باعث از بين رفتن اين جنگلها شده اند در درجه اول، عدم وجود يك برنامه ى دقيق و كنترل شده و متقن است. از نظر تاريخى، قبل از انجام اصلاحات ارضى جنگلهاى شمال، جنگلهايى خصوصى بوده اند و متعلق به خوانين و خانواده هاى سلطنتى. از حدود ۴۱ يا ۴۲ سال قبل تا به حال، يعنى از سال ۱۳۴۱ اين جنگل ها ملى شده اند. منتها هيچ هنگام يك برنامه ى صحيح قابل اجرا براى حفاظت و بهره بردارى از اين جنگلها وجود نداشته است. عواملى كه باعث از بين رفتن جنگلها تا حدود ۳۰ درصد در ظرف ۳۰ سال گذشته شده، عواملى ست مانند چراى بيش از حد. يعنى حيوانات در داخل جنگل هستند و به محض اينكه نهالى سبز مى شود، آن را مى بلعند، چون خوش خوراك است. تبديل كاربرى زمين، يعنى افراد درختها را قطع مى كنند، تبديل به مرتع مى كنند و بعد تبديل به زمين كشاورزى مى كنند، و بعد از مدت كوتاهى از حيض انتفاع مى افتد. بايستى به آن كود داد، نمى توانند و از عهده ى آن برنمى آيند. در نتيجه جنگل واقعا تبديل به بيابان مى شود. و بعد استفاده از اين درختهاى باارزش و نازنين به عنوان سوخت است. اجازه بفرماييد خدمتتان عرض كنم كه ساليانه حدود ۶ ميليون و ۳۰۰ هزار مترمكعب از جنگلهاى ما، از چوبهاى ما در جنگلهاى شمال، فقط براى سوخت برداشت مى شود. در حاليكه ميزان ظرفيت پايدار، يعنى آن ظرفيتى كه به جنگل لطمه اى نخورد، حدود نصف اين است. يعنى ۳ ميليون و ۹۰۰هزار هكتار. وقتى برداشت به اينصورت باشد، يعنى دوبرابر ظرفيت، آنوقت مى بينيد كه اين جنگل فرصت رشد نمى يابد و در نتيجه در حال كاهش است. و ديگر اينكه در يك پنجم كل مساحت جنگلهاى ما درشمال، چرا براى مدت بيست سال است كه آزاد شده. يعنى اگر رمقى بماند، اگر نفسى براى جنگل بماند، به اين ترتيب از بين خواهد رفت. اين عوامل دست به دست هم مى دهند و موجب مى شوند، كه ما تخريب بسيار بسيار شديدى در جنگلهامان داشته باشيم. و تا آنجايى كه من به خاطر دارم، متخصصين جنگل شناسى و متخصصين محيط زيست، نسل قبل از من هم، از آن شكوه و شكايت مى كردند و الان هم همينطور است. يعنى ما برنامه اى متقنى براى حفظ و بهره بردارى از جنگلها نداريم. دويچه وله: آيا اين برداشتهايى كه از جنگلها مى شود، فقط برداشتى براى سوخت است يا براى بايركردن زمينها براى اهداف كشاورزى ؟ يا برداشتهايى هم براى اهداف صنعتى صورت مى گيرد؟ اسماعيل كهرم: اجازه بدهيد خدمت شما عرض بكنم، كه ما كارخانه هاى چوب داريم كه ۴۰ سال قدمت دارد. يعنى كارخانه هاى چوب و كاغذ، كه برخى از اين چوبها را برداشت مى كنند. اين چوبها تبديل به چوب كبريت مى شوند و يا براى صنعت تبديل به الوار مى شوند، و يا تبديل به كاغذ مى شوند. اين كارخانه ها هم برداشت غيرمتعارف و غيرمعمول را از جنگلها به عمل مى آورند. از ديد يك متخصص محيط زيست كه دردهاى محيط زيست ايران را مى شناسد، تمام اين عزيزان متخصص بر اين باورند كه اگر ما دانه دانه تخته ها و الوارها را از خارج از ايران بياوريم، به صرف ما است. به خاطر اينكه موجوديت جنگلهاى ما حفظ مى شود. ولى متاسفانه چون وجود جنگلها گره خورده با وضع معيشت مردم، ايجاد اشتغال و ايجاد سرمايه و به گردش درآوردن چرخهاى اقتصادى در اين مناطق، دولت نمى تواند اين كار را انجام بدهد و بهره بردارى از جنگل ها را به صفر برساند. اجازه مى خواهم يك عامل بسيار مهم ديگر به نام قاچاق را هم به اين عوامل اضافه بكنم. ملاحظه بفرماييد، ما آمار داريم كه چقدر برداشت براى سوخت مى شود، آمار داريم كه چقدر به خاطر صنعت برداشت مى شود، ولى ما چه طور مى توانيم از اين برداشتهاى پنهان شبانه آمار بدهيم، در حاليكه مى بينيم و مى دانيم كه كاميونهاى حامل چوبهاى قاچاق مرتب از شمال به طرف تهران و شهرهاى ديگر در حركت هستند. همين چندى پيش يكى از شكاربانان باوجدان و باغيرت ما به نام آقاى اسماعيل رمضانى در مواجه با اين شكارچيان چنان مضروب شد، كه از گردن به پايين فلج شده است و ديگر قدرت كار و كارايى ندارد. ببينيد با چه خصومتى و با چه خشونتى اينها مى روند كه به منافع غيرمشروع خود برسند و درختهاى اين جنگلها را دانه به دانه از بين ببرند. دويچه وله: آقاى كهرم غير از جنگلهاى كشور، آسيب ديدگى متوجه كداميك از عرصه هاى محيط زيست است؟ اسماعيل كهرم: ببينيد، وقتى خود اين جنگل از بين برود، آنچه كه حيات وحش و منابع در داخل اين جنگل است هم از بين مى رود. يعنى اينكه جنگل بطور مثال، علاوه بر آن چوبى كه، حالا صحيح و يا ناصحيح و يا قانونى و يا غيرقانونى، برداشت مى شود، ما مى دانيم كه زير آن دريايى از آب است. يعنى جنگل اين قدرت را دارد. جنگل از فرسايش خاك جلوگيرى مى كند. در حال حاضر ۴۳ درصد از فرسايش خاك در ايران مربوط به جنگل زدايى مى شود. مى تواند جنگل از سيل آبها جلوگيرى كند و از طرفى مأمن و منزل و مأواى جانورانى ست كه به اين جنگل بستگى دارند و وقتى جنگل از بين برود، آنها هم از بين خواهند رفت. در اين مورد كه در چه زمينه هايى ما گرفتارى و گره در محيط زيست داريم، سه مسئله را من مطرح مى كنم. يكى اينكه، كشور ايران در منطقه اى خشك و يا نيمه خشك جهانى واقع شده، كه ميزان دريافت بارندگى ما يك سوم معدل جهانى ست. يعنى اگر معدل ميزان بارندگى در سراسر جهان ۹۰ ميلى متر باران در سال باشد، ما فقط ۳۰ ميلى متر دريافت مى كنيم. يعنى يك سوم آن را. بنابراين اين منطقه خشك است. دوم اينكه، كشور ما يك كشور در حال توسعه و پيشرفت است. مرتب طرحهاى آبادانى و گسترش شبكه راهها، گسترش شهرها و شايد بايد بگويم مهمتر و ناراحت كننده تر از همه، افزايش جمعيت است، كه تمام اين عوامل بر روى محيط زيست فشار مى آورند. يعنى توسعه هاى نيم بند، گسترشهاى نيم بند، ايجاد شبكه هاى نيم بند كه مى خواهند يكشبه راه صد ساله را بپيمايند، باعث فشار بر روى محيط زيست مى شود. مسئله سوم، وسعت اين خاك پهناور است. البته ممكن است بگوييد، كه وسعت باعث رونق و آبادى و ايجاد شغل مى كند. بله تمام اينها وجود دارد، منتها اگر قرار بشود كه يك منطقه ى حفاظت شده اى به نام خارتوران با وسعت يك ميليون و ۳۲۵ هزار هكتار را شما حفاظت كنيد، ملاحظه مى فرماييد كه در واقع ماموريتى تقريبا غيرممكن است. اين وسعت يك منطقه حفاظت شده ى ما است در وسط ايران. كه ملاحظه بكنيد از چند كشور اروپايى وسيعتر است. بنابراين، موقعيت ايران و قرارگرفتن آن در رده ى كشورهاى در حال توسعه و نيز وسعت بسيار زياد اين مملكت به هفدهمين كشور از نظر وسعت در دنيا، دست به دست هم مى دهند و باعث مى شوند مسايل محيط زيست گرم و داغ بشود. در همين منطقه ى خارتوران كه وسعتش را قبلا ذكر كرده ام، با ارزش ترين حيات وحش ايران، مانند گورخر، يوزپلنگ، قوچ و ميش، كل و بز، پلنگ، گرگ، روباه تمامى در آنجا زندگى مى كنند. ملاحظه بفرماييد كه حفاظت چنين منطقه اى اگر غيرممكن باشد، به اين معناست كه ما دانه به دانه ى اين حيوانات را از دست خواهيم داد. كمااينكه متاسفانه دو حيوانى كه در ابتدا نام بردم، يعنى يوزپلنگ و گورخر ايرانى، در معرض خطر هستند. اين عوامل باعث مى شود، كه تالاب هايمان در معرض خطر قرار بگيرد، جنگلها را كه قبل گفتيم، رودخانه هايمان در معرض خطر خشك شدن و يا آلودگى بخاطر بهره بردارى زياد از آب و يا اينكه استفاده از سموم نباتى و يا كودهاى شيميايى كه اينها داخل رودخانه ريخته مى شود و باعث مى شود كه اين رودخانه ها مسموم بشوند، به حدى كه حتا ماهى در آنها يافت نشود. و بعد مى رسيم به مسئله ى حتا منابع بسيار بسيار باارزش مانند خاك. اگر شما از من بپرسيد، كه باارزش ترين منبع حياتى زيست محيطى در اين مملكت چيست؟ من به شما مى گويم، خاك. ولى همين خاك در اثر از بين رفتن جنگلها، خود در حال از بين رفتن است. يعنى جنگل بهترين پوشش براى خاك است و از هرچيز ديگر بهتر است.
moontoise
08-25-2007, 05:02 PM
قسمت دوم
وقتى كه شما جنگل را تراشيديد، خاك در معرض عوامل فرسايش مانند باد و باران و برف قرار مى گيرد. و نتيجتا آن خاك باارزش كه تا بحال توسط پوشش گياهى حفظ مى شد، راه خود را پيدا مى كند، از تپه سرازير مى شود و مى رود. در جويهاى تبريز، چندى پيش من شاهد بودم كه در اين جويها طلا در جريان بود. خاك باارزشى كه جايش آنجا نيست، بلكه جايش بايد بالاى ارتفاعات باشد و براى من و شما غذا توليد بكند. ملاحظه مى فرماييد كه در اثر از بين رفتن مثلا جنگل، يك زنجيره اى از ارتفاعات رخ مى دهد كه نهايتا باعث از بين رفتن خاك خواهد شد. در اثر از بين رفتن يك تالاب، يا خشك شدن يك تالاب، كه در ظرف ۵ يا ۶ سال گذشته ۸ تالاب بين المللى ما خشك شده، انواع پرندگان دوزيستان و ماهى هاى كه وابسته به آن تالاب و يا به آن مرداب اند از بين مى روند. ما درمطالعات محيط زيست و يا اكولوژى، سلسله حوادثى را داريم كه مانند حلقه هاى زنجير به هم متصل هستند. يعنى يكى باعث پديدآمدن ديگرى مى شود، تا اينكه متاسفانه به جايى برسيم كه اين زنجيره و دور تسلسل باطل، باعث از بين رفتن يك گونه بشود. شما مى دانيد كه در اين مملكت ما متاسفانه شير ژيان ايرانى و ببر مازندران و ببر دمان را از دست داديم. دوتا از باشكوه ترين جانوران، گربه سانان، كه از حدود ۴۴ يا ۴۵ سال پيش كه ما ببر را از دست داديم، آنوقت تازه متوجه ى ارزشها شديم. الان نوبت يوزپلنگ است، فردا گورخر، پس فردا پلنگ. همان حلقه اى را تصور بفرماييد كه ما شروع كرديم، مثل دومينو، و اينها مرتب به هم تكيه مى دهند و باعث پديدآمدن وقايعى مى شوند، كه نهايتش متزلزل كردن زنجيره ى حيات در ايران خواهد بود. دويچه وله: آقاى كهرم، سازمانهاى غيردولتى NGO چه فعاليتى در جهت حفظ محيط زيست دارند؟ اسماعيل كهرم: چندى قبل من آمارى را دريافت كردم، از زبان رييس سازمان حافظت محيط زيست. ايشان مثل اينكه اعلام كرده اند كه حدود ۵۵۶ و خرده اى ماNGO داريم. اين سازمان هاى غيردولتى كه اغلبشان در زمينه ى حيات وحش كار مى كنند، مى روند سازمانشان را به ثبت مى رسانند و شروع به فعاليت مى كنند. اول اينكه، اينها هم مانند هر سازمان جوان ديگرى خالى از عيب نيستند، دوم اينكه، در اكثر موارد نمى دانند چه مى كنند و نمى دانند چه انتظارى از اينها مى رود. يعنى جامعه و يا دولت از اينها چه انتظارى دارد. من فكر مى كنم اين NGO ها كه پشتوانه ى فعلى شان فقط و فقط نيت خوب و دل پاك جوانان اين مملكت است و به همين خاطر آينده ى خوبى هم خواهند داشت، مشروط براينكه دولت بيايد و دست اينها را بگيرد. البته كمى عجيب به نظر مى رسد، كه چطور اين NGO، كه قرار است كارى به دولت نداشته باشد، از دولت كمك بگيرد. ولى اگر فضايى، جايى، بودجه اى بصورت بسيار خفيف و باصطلاح بصورت كمكهاى بلاعوض در اختيار اينها گذاشته بشود، كه خودشان را تربيت بكنند، خودشان را بااطلاع بكنند، همانطور كه قبلا گفتم، سرمايه ى اين عزيزان و اين جوانان ما فقط و فقط دل پاك و علاقه است. يعنى پشتوند آن، پشتوانه ى آن اطلاعات نيست. اگر مثلا سازمان Friends of the Earth در انگلستان جلوى دولت مى ايستد و مى گويد، شما در فلان مورد اشتباه كرده ايد، تعداد پرندگان ما، مثلا در مورد عروس غاز، اين تعداد نيست، بخاطر اينست كه سازمان Friends of the Earth رفته و مشق شبش را انجام داده و تعداد پرنده ها را شمارش كرده است و حالا مى آيد و جلوى دولت مى ايستد. NGO هاى ما از نظر معلومات در آن حدى نيستند كه بروند و جلوى دولت بايستند، يا انتقاد بكنند و راه كار نشان بدهند. اميد ما اين است، كه اگر حتا ۱۰ درصد از اينها يا ۵ درصد از اين تعداد بتوانند خودشان را، اطلاعاتشان را به روز بكنند و با اين پشتوانه ى قلبى و با اين پشتوانه ى علاقه و شور جوانى كه دارند، انشااله مى توانند نقش بسيار مهمى را در تنوير افكار عمومى ايفا بكنند. چون واقعيت دارد كه مردم ما نياز به اطلاعات دارند. البته اگر با ۳۰ سال قبل مقايسه بكنيم، وقتى كه ما اينكار را شروع كرديم، الان جامعه بسيار جلو رفته و پيشرفت كرده است. در حال حاضر تعداد كسانى كه در زمينه ى محيط زيست فارغ التحصيل از دانشگاهها شده اند، شايد سالى ۵۰۰، ۶۰۰ جوان باشد. در گذشته رشته اى به نام محيط زيست وجود نداشت. اين تكان را ما خورده ايم، ولى كافى نيست. ما بايستى بتوانيم جامعه ى خودمان را در سطح مردم، در سطح دانشجويان و در سطح تصميم گيران مطلع بكنيم. مثلا فلان شخص كه وزير راه شده است، ايشان ممكن است تحصيلاتى هم در زمينه ى راه داشته باشد ولى حتما دليل بر اين نيست كه اطلاعات زيست _ محيطى داشته باشد. آن اطلاعات زيست _ محيطى را NGO ها مى توانند بصورت ممتد در رسانه هاى عمومى، در روزنامه، در راديو، در تلويزيون و در تريبون نماز جامعه به اين تصميم گيران مملكت گوشزد بكنند تا شايد حركتى ايجاد بشود. دويچه وله: آقاى دكتر كهرم خيلى متشكرم از وقتى كه صميمانه در اختيار ما گذاشته ايد.
moontoise
08-26-2007, 01:02 PM
هر كسي كه دلش براي حيوانات كشورش كه دارن از بين مي رن مي سوزه اين نامه رو امضا كنه
اينم لينك نامه
www.hefazat.pib.ir
آيندگان از ما اين سؤال را مي پرسند:
چرا از ميراث خودت حمايت نكردي؟
hamidma
08-26-2007, 03:46 PM
با سلام و عرض احترام خدمت شما دوست گرامی
بهتر هست که همون نامه رو اینجا هم بزارید تا نظر دوستان هم در مورد بدونید.
در مورد ایتم شکارچیان اگر شما پیگیر برنامه های اقای ایرانلو در برنامه مردم ایران سلام باشید مباحث بسیار جالبی با مسئولین زیست محیطی کشور در این زمینه داشته اند.
حتی در یه برنامه از دو متخصص زیست محیطی کشور در این زمینه دعوت شده بود یکی به عنوان حامی شکار و دیگری به عنوان مخالف شکار.متاسفانه الان نام این اساتید یادم نیست که حتما بسیار در تلویزیون انها رو دیده اید.
به هر حال انچیزی که در نهایت به نتیجه رسید و اونم این بود که شکار یه عمل نه تنها بد نیست بلکه لازم هم هست و فقط باید شرایطش رو در نظر گرفت.
در ضمن امروز صبح هم اقای ایرانلو با رئیس بخش گارد ( یه همچنین نامی اگه اشتباه نکرده باشم ) سازمان محیط زیست صحبت می کردند که عنوان شد این معاونت در سازمان برای ساماندهی شکار صورت گرفته است.
پس دوست عزیز به نظر من نوشتن یه همچنین عبارتی زیاد صحیح نیست و بهتر با شرح بهتر خوانندگان این نامه رو بیشتر با منظورتون اشنا نمایید.
مطمئنا دوستان علاقمند به علوم زیستی در این انجمن به شما در این زمینه کمک خواهند کرد تا نامه ای کامل تر تهیه و ارائه گردد.
با عرض معذرت اگر که صحبتی کردم که شاید در ظاهر خلاف نامه شما باشد ولی در واقع به عنوان یکی از حامیان نامه شما این مطلب رو نوشتم .
moontoise
08-26-2007, 06:24 PM
با سلام خدمت دوستان انجمن
من نامه رو كه نوشته ام حتما خيلي اشتباهات داره پس از شما خواهش مي كنم كه من رو در هر چه بهتر نوشتن اين نامه ياري كنيد.:10:
براي اين كار نامه هاي خود را در اين بحث قرار بديد تا بهترينشو در صفحه اصلي لينك امضا قرار بدم.
با تشكر
آيا نانوذرات به سلامتي انسان آسيب ميرسانند؟
http://www.autoir.com/upload/thumb/thumb_5579686.jpg
نويسنده : erich wichmann
خلاصه
فناوريهاي نانو در زمينههاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگيزدايي آبها، فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحكمتر و سبكتر داراي مزاياي بالقوه ميباشند. در حال حاضر شركتهاي زيادي نانوذرات را به شكل پودر، اسپري و پوشش توليد ميكنند كه كاربردهاي زيادي در قسمتهاي مختلف اتومبيل، راكتهاي تنيس، عينكهاي آفتابي ضدخش، پارچههاي ضدلك، پنجرههاي خود تميزكن و صفحات خورشيدي دارند.
اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت كاركنان و مصرف كنندهها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي كه فرآيند رشد و واكنشهاي شيميايي كاتاليستي در سطح اتفاق ميافتند، يك مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعالتر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگتر ميباشد. اين ويژگيها ممكن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند.
همزمان با توسعه دانش ما در مورد مواد در مقياسنانو و افزايش توانايي كار كردن با ساختارها در اين مقياس، فناورينانو رفته رفته گسترش يافته و سرمايهگذاري جهاني در اين زمينه نيز افزايش مييابد. فناوريهاي نانو در زمينههاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگيزدايي آبها، فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحكمتر و سبكتر داراي مزاياي بالقوه ميباشند. در حال حاضر شركتهاي زيادي نانوذرات را به شكل پودر، اسپري و پوشش توليد ميكنند كه كاربردهاي زيادي در قسمتهاي مختلف اتومبيل، راكتهاي تنيس، عينكهاي آفتابي ضدخش، پارچههاي ضدلك، پنجرههاي خود تميزكن و صفحات خورشيدي دارند. تعداد اين شركتها روز به روز در حال افزايش است.
محدوده اندازه ذراتي كه چنين علاقهمندي را به خود جلب كرده است، عموما كمتر از 100 نانومتر است. براي داشتن تصوري از اين مقياس لازم به ذكر است كه موي انسان داراي قطر 10000 تا 50000 نانومتر، يك سلول قرمز خوني داراي قطر حدود 5000 نانومتر و ابعاد يك ويروس بين 10 تا 100 نانومتر است. با كاهش اندازه ذرات، نسبت تعداد اتمهاي سطحي به اتمهاي داخلي افزايش مييابد. به عنوان مثال درصد اتمهاي سطحي يك ذره با اندازه 30 نانومتر، 5 درصد است، در حالي كه اين نسبت براي يك ذره با اندازه 3 نانومتر، 50 درصد ميباشد.
بنابراين نانوذرات در مقايسه با ذرات بزرگتر نسبت سطح به وزن بسيار بزرگتري دارند. با كاهش اندازه ذرات به يك دهم نانومتر يا كمتر، اثرات كوانتومي پديدار ميشوند و اين اثرات، ميتـوانـند به مقـدار زيــادي ويـژگيهـاي نــوري، مغـناطيسي و الكتـريكي مواد را تغيير دهند. از طريق پيگيري ساختار مواد در مقياس نانو، امكان طراحي و ساخت مواد جديد با ويژگيهاي كاملا نو به وجود ميآيد. تنها با كاهش اندازه و ثابت نگهداشتن نوع ماده، ويژگيهاي اساسي از قبيل هدايت الكتريكي، رنگ، استحكام و نقطه ذوب ماده (كه معمولا براي هر ماده مقدار ثابتي از آنها را در نظر ميگيريم) ميتواند تغيير كند.
در حال حاضر نانوذراتي كه به طور ناخواسته، از طريق فرآيندهاي احتراق انجام شده جهت توليد انرژي يا در اتومبيلها، فرآيندهاي خوردگي مكانيكي و يا فرآيندهاي صنعتي معمول به وجود ميآيند، بيش از توليد صنعتي نانوذرات بر محيط زيست و زندگي انسان تاثير ميگذارند. اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت كاركنان و مصرف كنندهها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي كه فرآيند رشد و واكنشهاي شيميايي كاتاليستي در سطح اتفاق ميافتند، يك مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعالتر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگتر ميباشد. اين ويژگيها ممكن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند.
http://images.google.com/url?q=http://nano.foe.org.au/image/view/79&usg=__p-vpz-5k77TKo8mS-TVQj5ppQoI=
تنفس نانوذرات
خطرات احتمالي نانوذراتي كه در هوا پخش شدهاند، يعني آئروسلها از اهميت بيشتري برخوردارند. اين قضيه به دليل تحرك بالاي آنها و امكان جذب آنها از طريق ريه، كه راحتترين مسير ورود به بدن ميباشد، اهميت پيدا ميكند. اندازه ذرات تا حدزيادي تعيينكننده محل نشست اين ذرات در دستگاه تنفسي ميباشد. به خاطر راحتتر شدن كار، دستگاه تنفسي را به سه قسمت ناحيهاي و كاركردي تقسيم ميكنيم:
1- مسيرهاي هوايي بالايي،
2- ناحيه نايژهها، كه هر دوي آنها به وسيله لايه موكوس حفاظت ميشوند. در اينجا ذرات بزرگتر، از طريق نشستن بر روي ديواره مسير هوايي، از هواي ورودي به ريه جدا ميشوند. حركات مژههاي اين قسمت، خلط را به سوي گلو بالا برده و از آنجا يا در اثر سرفه خارج و يا بلعيده ميشوند. ذرات كوچكتر (كوچكتر از 2.5 ميكرومتر) و نانوذرات ممكن است وارد كيسههاي هوايي شوند، كه ناحيه مبادله گاز در ريه ميباشند. جهت تسهيل جذب اكسيژن و دفع دياكسيد كربن، تمام غشاها و سلولها در اين قسمت از ريه، نازك و آسيبپذير بوده و هيچگونه لايه حفاظتي ندارند. تنها مكانيسم حفاظتي در اين قسمت از طريق ماكروفاژها ميباشد.
3- ماكروفاژها سلولهاي بزرگي هستند كه اشياي خارجي را بلعيده و از طريق جابهجا كردن آنها، به عنوان مثال به سوي گرههاي لنفاوي، آنها را از كيسههاي هوايي خارج ميكنند. نانوذرات تا حد زيادي از اين سيستم حفاظتي رها شده و ميتوانند وارد بافتهاي تنفسي گردند. ذرات و الياف باقيمانـده ميتواننـد با بافتهاي مخاطي ريوي بر هم كنش داده و منجر به ايجاد التهاب شديد، زخم و از بين رفتن بافتهاي ريوي گردند. اين وضعيت ريهها شبيه حالت به وجود آمده در بيماريهايي همچون بيماري باكتريايي ذاتالريه، يا بيماريهاي ريوي صنعتي مهلك همانند سيليكوسيس يا آزبستوسيس ميباشد.
سيليكوسيس و آزبستوسيس
با وجودي كه بيماريهاي سيليكوسيس و آزبستوسيس از طريق نانوموادي كه به روش تكنيكي توليد شدهاند به وجود نميآيند، اما منشا ايجاد اين بيماريها، تنفس موادي شبيه نانوذرات است كه اطلاعات قديمي در مورد اثرات زيانبخش آنها بر روي سلامتي وجود دارد. سيليكوسيس زماني ايجاد ميشود كه گرد و غبار حاوي سيليس به مدت طولاتي به درون ريه تنفس شود. سيليس بلوري براي سطح بيروني ريه سمي ميباشد. زماني كه سيليس بلوري در تماس با ريه قرار ميگيرد اثرات التهابي شديدي به وجود ميآيد. در مدت زمان طولاني اين التهاب باعث ميشود تا بافت ريه به طور برگشتناپذيري آسيبديده و ضخيم شود كه اين پديده به نام فيبروسيس ناميده ميشود.
سيليس بلوري عموما در ماسهسنگ، گرانيت، سنگ لوح، زغال سنگ و ماسه سيليسي خالص وجود دارد. بنابراين افرادي همچون كارگران كارخانههاي ذوب فلزات، سفالگران و كارگراني كه با ماسه كار ميكنند، در معرض خطر قرار دارند. سيليس بلوري از سوي سازمان بهداشت جهاني به عنوان يك ماده سرطانزا معرفي شده است.
الياف پنبه نسوز داراي طول چند ميكرومتر ميباشند و در نتيجه جزء نانومواد قرار نميگيرند. با اين حال جزء ذرات و الياف مجموعه امراض شغلي قرار ميگيرند. پنبه نسوز يك فيبر معدني طبيعي است كه در بيش از 3000 ماده ساختماني و محصول توليد شده به كار گرفته شده است. تمام انواع پنبه نسوز تمايل به خرد شدن به الياف بسيار ريز دارند.
به دليل كوچك بودن، اين الياف پس از پخش شدن در هوا ممكن است به مدت چند ساعت يا حتي چند روز معلق بمانند. الياف پنبه نسوز تخريبپذير نبوده و در طبيعت پايدار ميباشند. اين الياف در مقابل مواد شيميايي پايدار هستند، تبخير نميشوند، در آب حل نميشوند و در طول زمان تجزيه نميگردند. پنبه نسوز موجب ايجاد سرطان ريه و مزوتليوما ميشود كه نوعي تومور خطرناك غشايي است كه ريه را ميپوشاند .
آلودگي ذرهاي هوا در مشاغل ديگري همچون توليد و فرآوري كربن سياه و الياف مصنوعي نيز موجب ايجاد نگراني ميشود.
آلودگي ذرهاي هوا
آلودگي هوا مخلوط كمپلكسي از تركيبات مختلف در فاز گاز، مايع و جامد است. خود مواد ذرهاي مخلوطي ناهمگن از ذرات معلق هستند كه تركيب شيميايي و اندازه آنها متفاوت است. در مطالعات اپيدميشناسي، انواع مختلفي از آلودگيهاي ذرهاي هواي معـرفي شـدهاند كـه از آن جمـله ميـتـوان بـه TPS (مجموع مواد معلق) و PM 10 (مواد ذرهاي با قطر موثر آئروديناميك كمتر از 10 ميكرومتر) اشاره كرد. در سالهاي اخير مطالعات زيادي در زمينه مواد ذرهاي ريز PM 2.5 (ذراتي با قطر آئروديناميك كمتر از 2.5 ميكرومتر) و فوق ريز (ذرات با قطر كمتر از 100 نانومتر) انجام گرفته است.
با وجودي كه ميزان خالص آلودگي ذرهاي هواي شهري (يعني مقدار PM 2.5)، با كم شدن نشر ذرات از صنايع و مراكز توليد انرژي كاهش يافته است، غلظت ذرات فوقريز ناشي از ترافيك افزايش يافته است. هر چند غلظت اين ذرات كوچك معمولاً مهمتر است اما سهم آنها معمولاً پايينتر از غلظت كل است. بنابراين اندازهگيري توزيع اندازه ذرات تا چند نانومتر ، براي توصيف ذرات پخششده از ترافيك ضروري است.
با توسعه روشهاي اندازهگيري آثار روشنتري از ذرات با اندازه كوچكتر مشاهده گرديد. با اينحال، بسياري از مطالعات هنوز ادامه دارند و تعداد بسيار كمي از آنها تاكنون به نتيجه رسيدهاند. پيشنهاد شده است كه اثرات زيانآور آلودگي ذرهاي هوا به طور عمده به غلظت ذرات كوچكتر از 100 نانومتر ارتباط دارد و به غلظت جرمي ذرات بزرگتر بستگي چنداني ندارد. بنابراين معقول به نظر ميرسد كه اطلاعات به دست آمده از اپيدميشناسي محيطي را با دادههاي حاصل از مطالعات سمشناسي انجام گرفته بر روي حيوانات و يا ساير دادههاي تجربي تركيب نماييم.
مطالعات اپيدميشناسي زيادي ثابت كردهاند كه ارتباط مستقيمي بين افزايش مقطعي مواد ذرهاي و افزايش بيماري و مرگ و مير ناشي از نارساييهاي قلبي و عروقي وجود دارد. بيماران مسنتري كه سابقه بيماريهاي قلبي و يا تنفسي دارند و همچنين بيماران ديابتي، در معرض خطر بيشتري قرار دارند.
مدارك تجربي، مكانيسمهاي بيولوژيكي محتملي همچون تحريك دستگاه تنفسي و فشار اكسيدي جهازي را نشان ميدهند. در نتيجه اين تحريكها، مجموعهاي از پاسخهاي زيستي همانند موارد زير ممكن است ايجاد شوند:
تغيير جريان خون به نحوي كه موجب ايجاد انعقاد در قسمتي از رگهاي خوني گردد، به هم خوردن آهنگ ضربان قلب، عملكرد نادرست و بحراني رگها، ناپايداري پلاكتهاي خوني، و در طولاني مدت توسعه تصلب شرايين، التهاب مزاجي و ريوي ناشي از ذرات، تصلب شرايين تسريع شده و عملكرد تغيير يافته ارادي قلب.
اين موارد ممكن است بخشي از عوامل زيستي باشند كه آلودگي ذرهاي هوا را به مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي ارتباط ميدهند. همچنين نشان داده شده است كه نشست ذرات در كيسههاي هوايي ششها منجر به فعال شدن توليد سيتوكين به وسيله ماكروفاژها و سلولهاي اپيتليال كيسههاي هوايي گشته و موجب التهاب سلولها ميشود. در نمونههايي كه به طور تصادفي از ميان بزرگسالان سالم در معرض آلودگي ذرهاي هوا انتخاب شده بودند، افزايش ويسكوزيته پلاسما، فيبرينوژن و پروتئين فعال C مشاهده گرديد.
خلاصه و چشمانداز بحث
در مجموع مدارك بسيار زيادي حاصل از مطالعات اپيدميشناسي وجود دارد كه اثرات زيانآور ذرات فوقريز را بر روي سلامتي نشان ميدهند. همچنين از مدتها پيش مدارك زيادي مبني بر زيانآور بودن تنفس ذرات قابل تنفس در محيطهاي كاري وجود دارد. به طور كامل مشخص نيست كه اين مسائل به نانومواد ساخت بشر مربوط است يا نه. با اين حال منطقي آن است تا زماني كه بر اساس مطالعات بيشتر اپيدميشناسي، همچنين مطالعات انجام شده بر روي حيوانات، اثرات زيانآور اين نانومواد كاملا مشخص نشده است، از اين دادهها چشمپوشي نكنيم.
در حال حاضر هيچ قانوني در مورد توليد و كاربرد نانومواد براي سلامتي كاركنان و مصرفكنندگان و همچنين براي مسائل زيستمحيطي وجود ندارد. همچنين در زمينه قانونگذاري براي مواد شيميايي، هيچ گزينهاي براي اندازه ذرات در هنگام ثبت يك ماده مدنظر قرار نميگيرد.
پيش از انجام هرگونه قانونگذاري در زمينه نانومواد، بايد اطلاعات بسيار زيادي راجع به اثرات فرآيندها و محصولات نانو، بر روي سلامتي انسان و همچنين محيط زيست به دست آيد. اما حتي با در نظر گرفتن عدم قطعيت علمي موجود، شواهد كافي براي انجام اقدامات پيشگيرانه در محيطهاي كاري و بسته وجود دارد.
منبع: سايت !!!! برای مشاهده محتوا ، لطفا ثبت نام کنید / وارد شوید !!!!
روش جديد تصفيه پساب با جذب اوزون
از اوزون اغلب براي تصفيه آبهاي آلوده استفاده مي شود.زيرا اوزون عامل اکسنده قوي اي است که توانائي نابود سازي گسترده وسيعي از ترکيبات آلي را دارد روش متداول تصفيه عبور گاز اوزون از ميان آب توسط حباب هايي از اکسيژن يا هواست.
ولي از آنجا که اوزون تنها اندکي در آب حل مي شود اين واکنش مي تواند آهسته باشد.اخير. گروهي از مهندسان شيمي دانشگاه برادفورد روشي ابداع کردند که کارائي بالاتري نسبت به روشها ي متداول دارد.در اين روش غلظتهاي بالاي اوزون روي حبه هائي از سيليکازل جذب سطحي مي شوند و به تله مي افتند .
زماني که پساب از ميان بستري از اين حبه ها مي گذرد اوزون ترکيبات آلي را در مقايسه با روش رايج با ده برابر کارائي بالاتر اکسيد مي کند.
زماني که تمام اوزون جذب شده مصرف شد حبه ها با خشک کردن بستر و عبور اوزون بيشتر بازيابي مي شود.گروه پژوهشي برادفورد يک واحد نيمه صنعتي براي آزمايش اين فرآيند ساخته و به آن اميد زيادي بسته است.
در يک واحد صنعتي سه ستون از حبه ها را مي توان بطور موازي استفاده کرد بطوريکه يکي آب را تصفيه مي کند و دو ستون ديگر در حال خشک شدن يا باز يابي هستند.از اين روش مي توان براي تصفيه سيالات خروجي از منابع گوناگون مانند کارخانه هاي داروسازي پالايشگاهها کارخانه توليد کاغذ و رنگرزيها استفاده کرد.
سئوال اين است که آيا جلبک ها قادر خواهند بود سوخت مورد نياز اتومبيل هاي فردا را تامين کنند ؟
در ابتدا اينگونه به نظر مي رسد که هنوز زمان طرح اين سئوالات نرسيده است. از آنجايي که گونه خاصي از جلبکهاي سبز وجود دارند که قادر به توليد هيدروژن هستند بنابراين مي توانند به عنوان سوختي فاقد هر گونه آلايندگي در آينده مورد استفاده قرار گيرند.
براي تبديل جلبک سبز به هيدروژن بايد در شرايط غير هوازي و در تاريکي اين عمل صورت گيرد زيرا در زير نور خورشيد جلبکهاي سبز از طريق عمل فتوسنتز توليد اکسيژن مي کنند.
آقاي پرفسور هليس از طريق تغيير متابوليسم يک سلول انفرادي از جلبکها از طريق قطع کردن بعضي از مواد غذايي مورد نياز آنها فن آوري توليد بيولوژيک هيدروژن را بدست آورد.
در اين روش ابتدا جلبک کشت شده از طريق تغذيه شروع به تکثير مي کند، البته تحت شرايط عادي يعني وجود نور، اما در مرحله بعد گوگرد در اختيار جلبک قرار داده نمي شود چون گوگرد در عمل فتوسنتز نقش بسيار حياتي دارد عمل فتوسنتز عملي است که در آن دي اکسيدکربن تبديل به بافتهاي سبزينه اي گياه و کربوهيدراتها مي گردند. بدون وجود گوگرد عمل فتوسنتز در جلبک های سبز که وابسته به نور هستند متوقف مي شود که در پي آن توليد اکسيژن نيز متوقف مي گردد. در چنين شرايطي واکنش جلبک از اين قرار است که متابوليسم خود را در شرايط غيرهوازي هماهنگ مي کند يکي از تاثيرات اين پروسه فعال شدن آنزيم هيدروژنه بوده که باعث آزاد شدن هيدروژن از مولکولهاي آب مي گردد.
در اثر کمبود مصنوعي گوگرد براي جلبک، هر ليتر محلول جلبک مي توان در مجاورت نور در هر ساعت چندين ميلي ليتر گاز هيدروژن از خود متصاعد کند. که از اين مقدار به مراتب بيش از مقداري است که جلبکها در شرايط عادي ايجاد مي کنند. براي جلوگيري از دچار قحطي شدن جلبک ها از گوگرد، برنامه غذايي آنها به گونه اي طراحي شده که در هر چند روز يکبار مقداري گوگرد دريافت کنند و پروسه توليد بيولوژيکي هيدروژن مجددا آغاز شود.
حال بايد در انتظار بود تا مشخص شود که پروسه اي که در محيط آزمايشگاه به خوبي جواب مي دهد مي تواند در ابعاد و سيعتر انجام گرفته وضمنا توجيه اقتصادي داشته باشد.
توليد هيدروژن از آب محتوي شکر
در دانشگاه ويسکانيسن تيمي به رهبري پروفسور (جيمز دوميسچ ) نوعي کاتاليست از جنس نيکل _ روي توليد کرده اند که قادر است ميزان کافي از محلول شکر را تبديل به هيدروژن بنمايد.
هدف از اين پروژه توليد هيدروژن از يک محلول حياتي براي خودروهاي سلول سوختي است. البته تا امروز اين کار فقط در درجه حرارتهاي خيلي بالا و يا کاتاليستهاي بسيار گران قيمت مانند پلاتين قابل انجام بوده است.
روش ACR که به معناي مايع کربوهيدرات تغيير يافتني است و به وسيله پروفسور(دوميسچ) اختراع شده براي اين مشکلات راه حل پيدا کرده است. اين استاد بعد از آزمايش 300 آلياژ براي ساخت اين کاتاليست توانست مناسبترين ترکيب يعني نيکل _ آلومينيوم و اندکي روي را پيدا کند.
اين کاتاليست قادر است در دماي نسبتا پاييني به ميزان 200 درجه سانتيگراد محلول حاوي شکر را به هيدروژن و دي اکسيدکربن تبديل کند. در اين فعل و انفعال مقداري هيدروکربنهاي گاز نيز توليد مي شوند که حاوي 50 درصد هيدروژن هستند.
گيربکس سنسو درايو چيست ؟
گيربکس سنسو درايو (SENSO DRIVE ) در واقع يک گيربکس اتوماتيک دستي بوده که کيفيت کاري گيربکس دستي و راحتي گيربکس اتوماتيک در آن يک جا جمع شده است و راننده در تمامي شرايط حق انتخاب حالتهاي دستي و اتوماتيک را داراست.
اين تکنولوژي کيفيت هاي لازم مورد نياز براي تامين طيف وسيعي از نيازها به شرح ذيل را دارد:
- نظر به اينکه داراي حالت اتوماتيک تعويض دنده بوده بنابراين در ترافيک شلوغ شهرها باعث راحتي و آرامش راننده مي گردد.
- طرح ارگونوميکي آن به گونه اي است که راحتي زيادي را براي کار با آن به راننده مي دهد. چون پدالهاي تعويض دنده بر روي فرمان قرار گرفته و چنانچه بخواهد با اهرم دنده که در کنسول مياني قرار دارد عمل تعويض را انجام دهيد، چون از کلاچ خبري نيست لذا اين کار آسان انجام مي گيرد.
- ميزان مصرف تامين سوخت نظر به اينکه راندمان کار گيربکس آن همانند انواع غير اتوماتيک بوده و از طرف ديگر همانند گيربکسهاي اتوماتيک داراي کنترل الکترونيکي مي باشد.
- استفاده از اين تکنولوژي باعث افزايش چشمگير قيمت اتومبيل نشده و به همين دليل جذابيت زيادي براي خريداران دارد.
- ايمني استفاده ازآن :
چنانچه گيربکس را در حالت اتوماتيک قرار دهيد نحوه تعويض دنده ها بر حسب رفتار راننده و نحوه رانندگي او و نوع جاده دائما در حال تغيير است. واحد کنترلي گيربکس در حين حرکت با يک ديالوگ خاص به طور دائمي با واحد کنترل کننده موتور در ارتباط است تا بتواند سرعت دوران موتور را در حين تعويض دنده کنترل کند و اين امکان را به راننده مي دهد تا بدون برداشتن پاي خود از روي پدال گاز تعويض دنده ها صورت پذيرد. در حالت تعويض دستي سيستم مديريت الکترونيکي دخالت مستقيم در عمليات تعويض دنده دارد و چنانچه انجام مانوري توسط راننده و سيستم کنترل کننده براي راننده و يا سيستم خطرناک تشخيص داده شود از انجام آن جلوگيري مي شود.
به طور مثال چنانچه اتومبيل با سرعت بالا در حرکت باشد و راننده قصد تعويض دنده را از دنده پنج به دنده دو را داشته باشد سيستم از انجام اين کار جلوگيري مي کند.
در حال حاضر گيربکس سنوسترونيک براي دو موتور قابل سفارش است که عبارتند از :
موتور 4/1 ليتري انژکتوري با 16 سوپاپ که به v 16 i4/1 معروف است و ديگري موتور 4/1 ليتريHD .
در پيشرانه ديزلي يعني درHDI سيستم کنترل در سنسو درايو به منظور بهبود قابليت هاي ديناميکي خودرو ضريب دنده را خود به خود نزديک تر
مي کند تا ضمنا مصرف سوخت کاهش پيدا کند. اين موتور با استاندارد اروپايي يورو چهارEURO IV مطابقت دارد. از نظر ميانگين مصرف سوخت در موتور ديزلي کاملا با انواعي که مجهز به گيربکس معمولي هستند برابري مي کند.
به طور مثال ميانگين مصرف مدل C2 معادل 21/4 ليتر در يکصد کيلومتر يا 111 گرم CO2 مي باشد.
سيستم کنترل الکترونيکي گيربکس در تعيين ضرايب دنده ها پارامترهاي ذيل را در نظر مي گيرد :
- وضعيت جاده از نظر سربالايي و سر پاييني
- وجود پيچ ها در طول مسير
- عمليات راننده راجع به عملياتي مانند ترمز کردن يا فشار آمدن بر روي پدال گاز
- سرعت حرکت اتومبيل
- ميزان صداي گيربکس نيز از ديگر عوامل تعيين کننده در ضريب دنده و زمان تعويض آن مي باشد.
به دلايل ايمني زمانيکه خودرو در حال پايين آمدن از يک سراشيبي و يا عبور از دايره يک پيچ مي باشد هيچگاه گيربکس و سيستم کنترل کننده آن اقدام به سبک کردن دنده نمي کند قرار گرفتن پشت فرمان اتومبيلي که مجهز به گيربکس سنسودرايو مي باشد راننده را متوجه تفاوتهاي آن با انواع گيربکس هاي دستي معمولي مي نمايد. چيزهايي که در اختيار راننده قرار دارند عبارتند از :
- پدالهاي دستي که برروي فرمان قرار دارند و بروي آنها علامت + و- قرار دارد.
- واحد نمايشگر در جلو داشبورد که دنده گيربکس را نشان مي دهد و وضعيت اتوماتيک وحالت حرکت بر روي برف که بهsnow mode مشخص شده
- اهرم دنده سکانسي
- اهرم انتخاب برنامه اتوماتيک براي گيربکس
- عدم وجود پدال کلاچ
در حاليکه گيربکس بر روي حالت غير اتوماتيک گذاشته شده باشد راننده کنترل کامل بر روي دنده ها و نحوه تعويض آنها دارد.
براي تعويض دنده ها در اين حالت يکي از دو راه ذيل امکان پذير است :
- استفاده از پدال هاي دستي که بر روي فرمان قرار گرفته ، پدال هاي سمت راست براي سبک کردن دنده ها و آنهايي که در سمت چپ قرار دارند براي سنگين يا معکوس کردن دنده ها هستند.
از طريق اين پدال ها هر پنج دنده موجود در گيربکس را مي توان مورد استفاده قرار داد.
نحوه قرار گرفتن اين پدال ها به صورت ثابت است بدون در نظر گرفتن موقعيت فرمان و اين موضوع به خاطر مسائل ايمني مي باشد.
- روش ديگر تغيير و تعويض دنده ها از طريق اهرم دنده روي کنسول مياني مي باشد. اين اهرم حالت ثابتي در کنسول مياني دارد وچنانچه راننده آنرا به طرف جلو فشار دهد و دنده سبک شده و بالعکس.
براي اطمينان از نحوه کار صحيح موتور که بخش قابل توجهي از آن مي تواند مربوط به عملکرد گيربکس و نحوه تعويض دنده ها باشد واحد کنترل کننده گيربکس همواره فرامين راننده را تحت کنترل داشته تا چنانچه حرکت راننده در جهت کاهش يا سبک کردن يا سنگين کردن بيش از حد معمول باشد از انجام آن جلوگيري شود.
به دلايل ايمني فقط از اهرم بر روي کنسول مياني مي توان اتومبيل و گيربکس آن را بر روي حالت خلاص ويا عقب قرار داد.
براي اينکه گيربکس در حالت خلاص قرار گيرد راننده مي بايست اهرم را سمت راست فشار دهد.
چنانچه راننده قصد داشته باشد گيربکس را در دنده عقب قرار دهد مي بايست ابتدا اتومبيل را به وضعيت توقف کامل برساند و سپس پاي خود را روي پدال ترمز قرار داده و در آخرين مرحله اهرم دنده را ابتدا سمت راست و سپس به عقب فشار دهد.
در سنسو درايو حتي زمانيکه در حالت دستي قرار دارد رانندگي اتومبيل بسيار آسان مي باشد به طور مثال زمانيکه اتومبيل به تابلو ايست و يا چراغ قرمز راهنمايي نزديک مي شود و راننده پاي خود را برروي پدال ترمز قرار مي دهد نيازي به انجام هيچگونه تغيير دنده اي نيست چون گيربکس خود به خود اين کار را انجام مي دهد.
سنگين شدن دنده ها به تدريج صورت می گيرد تا اينکه به دنده يک برسد و با توقف کامل خودرو، کلاچ به صورت خودکار آزاد مي شود. در اين حالت چنانچه راننده قصد حرکت مجدد را داشته باشد و پاي خود را برروي پدال بفشارد بلافاصله گيربکس در دنده يک قرار مي گيرد و هيچگونه نياز به اقدامي توسط راننده نيست. در حالت اتوماتيک واحد کنترل کننده گيربکس انتخاب دنده و تعويض آنها را انجام مي دهد.
- نوع دنده و عمل رانندگي اعم از اينکه در خيابان هاي شهر باشد يا جاده هاي اصلي و يا بزرگ راهها
- نحوه رفتار و رانندگي راننده
- ميزان بار و فشاري که بر اتومبيل وارد مي شود
- شيب جاده و مسير حرکت
در مجموع چهار حالت کلي براي گيربکس و عملکرد آن پيش بيني شده است که بستگي به نحوه رانندگي راننده به عنوان مهمترين عامل دارد. به طور کلي چنانچه راننده رفتاري آرام داشته باشد. سيستم کنترلي حالت اقتصادي را انتخاب مي کند تا مصرف سوخت کاهش پيدا کند و بالعکس.
علاوه بر چهار حالت فوق براي گيربکس و نحوه تعويض دنده چنانچه گيربکس اتوماتيک هرگونه سر خوردگي و لغزش را تشخيص دهد بلافاصله به حالت برفي ياsnow mode تبديل می شود.
در اين حالت آغاز حرکت به جاي دنده يک با دنده دو انجام مي گيرد و تعويض دنده به مراتب کمتر صورت مي گيرد.
- مکانيزم تعويض دنده :
تعويض دنده از هر دو حالت اتوماتيک و دستي به يک روش انجام مي گيرد اما ويژگي هاي آنها با يکديگر متفاوت است. در هنگام تعويض دنده سيستم کنترل کننده عمليات ذيل را به ترتيب انجام مي دهد :
1- همزمان با خلاص کردن يا بهتر بگوييم جدا کردن تدريجي کلاچ ميزان نيروي تورک موتور را کاهش مي دهد.
2- تعويض دنده توسط اهرم هاي الکتريکي انجام مي گيرد.
3- به همين طريق موتور خود را در پايان پروسه تعويض دنده با سرعت هماهنگ مي کند.
4- واحد کنترل کننده گيربکس همزمان با درگير شدن کلاچ به تدريج نيروي تورک موتور را افزايش مي دهد.
منبع :
- سايت !!!! برای مشاهده محتوا ، لطفا ثبت نام کنید / وارد شوید !!!!
eMer@lD
07-23-2008, 04:22 AM
بلوغ ادراکی یک دانش نوپا
http://www.aftab.ir/news/2008/jun/25/images/ce0232056c5dffc88418a760df312a4e.jpg
نظریه هایی درباره چگونگی و شیوه های حفاظت از محیط زیستhttp://www.aftab.ir/images/news/break.gifدر این کره خاکی که نوع انسان بر آن تسلط یافته است، اختلال در محیط های طبیعی و انقراض حیات وحش امری طبیعی به نظر می رسد. در دوره صنعتی شدن دنیای غرب، که به تجمع ثروت در معدودی از کشورهای جهان منجر شد، از بین رفتن اکوسیستم های طبیعی ادامه یافت. اکنون که گروه بیشتری از کشورهای در حال توسعه در حال صنعتی شدن هستند، انتظار می رود فشار وارد شده بر محیط طبیعی افزایش یابد. دانشمندان برای مقابله با این تهدید راهکار های متفاوتی را آزمایش کرده اند؛ ایجاد پارک ها، تصویب قوانین متعدد برای حمایت از گونه های در خطر انقراض و شناساندن نقاط داغ تنوع زیستی، جایی که انسان و حیات وحش با یکدیگر زندگی می کنند. به رغم تمامی این تلاش ها، تقریباً در هر زمینه یی با شکست روبه رو شده اند. هیچ چیز ساده به نظر نمی رسد حتی مفهوم وحشی و اینکه کدام حیوان وحشی است، موضوعی برای مجادله علمی شده است.
با وجود تعداد فراوان گونه هایی که در حال انقراضند و همچنین تعداد بیشتری که دیر یا زود به صف گونه های در حال انقراض می پیوندد، متخصصان با این معضل روبه رو هستند که از کدام یک از آنها حمایت و کدام یک را به حال خود رها کنند. علاوه بر همه این معضلات، جابه جایی های عظیم تجاری باعث شده است که امکانات پردامنه یی برای برخی از موجودات فراهم شود تا مناطق دورافتاده را به تسخیر خود درآورد و ترکیب گونه های منطقه را به هم بزند. اکنون یک زمینه کاربردی دانش اکولوژی موسوم به اکولوژی احیا، تماماً در دفاع از گونه های بومی علیه گونه های بیگانه برخاسته است. پرندگان هاوایی، نمونه یی معروف است که خوک، موش، گربه و سایر گونه های وارداتی آنها را محاصره کرده اند و یکی یکی در حال انقراض هستند. تالاب ها در برخی از مناطق ساحلی در شرق امریکا، گونه های بومی خود را از دست داده اند، چرا که نی معمولی که یک گونه اگزوتیک است، در حال اشغال این تالاب ها است. اکولوژیست ها مدت ها تلاش می کردند که فضا را برای بازگشت گونه های بومی فراهم سازند، ولی در این کار موفق نبودند. پژوهشگران معتقدند برای رهایی از نی باید هر سال سم پاشی کرد، ولی به مجرد اینکه این کار متوقف می شود، آنها دوباره بازمی گردند.
تحت تاثیر چنین پدیده هایی است که هر سال تعداد بیشتری از دانشمندان از نگرش جدیدی حمایت می کنند که در مورد کره زنده یی که به سرعت گونه های آن در حال جابه جا شدن هستند، پیشنهاد شده است. آنها می گویند باید تغییرات در محیط های طبیعی را پذیرفت، چرا که اساساً این تغییرات اجتناب ناپذیرند. مبنای مدیریت محیط های طبیعی دیگر نمی تواند دفاع از گونه های بومی در مقابل گونه های مهاجم باشد، بلکه باید آنچه را که مطلوب به نظر می رسد از آنچه که نامطلوب است، تمیز داد.
مخالفان این نظریه فراوانند. آنها معتقدند که پس از آمدن سفیدپوستان به قاره امریکا، قریب به ۵۰ هزار گونه جدید به این قاره وارد شده است. تعداد گونه های گیاهی این منطقه تحت تاثیر مهاجرت سفیدپوستان به امریکای شمالی، ۲۰ درصد بیشتر از قبل شده است. این گونه ها قرار نیست امریکا را ترک کنند و بسیاری از آنها مفید یا بی خطر هستند. می توان چنین گونه هایی را گونه های مهاجر تلقی کرد. اگر تلاش ها بر این اساس برنامه ریزی شود که طبیعت خالص حفظ شود، در یک مرحله الزاماً فرآیند های طبیعی مورد سوال قرار خواهند گرفت.
طرفداران دفاع از گونه های بومی با این نگرش مخالفند و می گویند اگر از ورود گونه های بیگانه ممانعت به عمل نیاید، فجایع اکولوژیک نظیر شب پره های کولی صدمات جبران ناپذیری را به محیط های طبیعی وارد خواهد ساخت. از سیاهه هزارتایی گونه های در خطر انقراض در امریکا ۴۰۰ گونه اساساً به لحاظ رقابت یا شکار توسط گونه های غیربومی در خطر انقراض قرار گرفته اند.
مجادله علمی در مورد گونه های بومی و گونه های اگزوتیک پایان نمی یابد. اکنون این راهکار قدیمی که باید هرجا گونه های بیشتری دارد، بهتر محافظت شود نیز مورد سوال قرار گرفته است. این عده در مقابل واژه نقاط داغ تنوع زیستی نقاط سرد تنوع زیستی را مطرح ساخته و می گویند تنها نباید به تعداد گونه توجه کرد، بلکه آنچه ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد، منحصر به فرد بودن زیستگاه است. آنها همواره در مورد آلاسکا و سرنگتی در آفریقا صحبت می کنند. در زمینه نحوه استفاده از تنوع زیستی نیز اختلاف نظر فراوان است.
برخی از نهادهای حفاظت از محیط زیست (اتحادیه حفاظت از محیط زیست جهانی) شیوه های سنتی حفاظت از طبیعت را مورد سوال قرار داده و توصیه می کند که به جای ایجاد پارک، نصب نرده و استخدام شکاربان باید از قدرت و نفوذ مخالفان ایجاد این پارک ها استفاده کرد. براساس تحقیقات گسترده یی که توسط این دو نهاد صورت گرفته است، از بیش از نیمی از ۱۷۰۰ منطقه حفاظت شده در جهان به اشکال مختلف استفاده دامپروری یا کشاورزی می شود و عملاً تعارضی قدرتمند میان اهداف حفاظتی و سایر برنامه ها وجود دارد.
این ارقام برخی از دانشمندان محیط زیست را قانع کرده است که در فرآیند حفاظت باید با کشاورزان همکاری وجود داشته باشد. «مک نی» دانشمند ارشد اتحادیه حفاظت از محیط زیست جهانی می گوید؛ برای جلوگیری از انقراض پردامنه گونه های جانوری و گیاهی و همچنین برای تغذیه جمعیت انسانی باید تلفیق مناسبی میان حفاظت از تنوع زیستی در انواع سرزمین ها به وجود آید.
باید از تنوع زیستی در مراتع، گندمزارها، شالیزارها و... حمایت کرد. چنین تلفیقی ممکن است با کشت ردیفی درختان بادشکن در شالیزارها صورت گیرد، چرا که این درختان همچون کریدوری برای جابه جایی حیات وحش مورد استفاده قرار گرفته است. اقدامات مشابهی نیز در دریاها صورت گرفته است. ماهیگیران دریای کارائیب در ابتدا با ایجاد یک پارک دریایی مخالفت می کردند ولی هم اکنون می بینند میزان صید در مناطق حاشیه یی پارک تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. در دنیایی که حیوانات وحشی به آسانی با انواع اهلی شده یا گونه های اگزوتیک امتزاج می کنند، لازم است اهداف استراتژیک برای حمایت از حیوانات وحشی دوباره نویسی شود. بسیاری از پلنگ های فلوریدا که در مناطق حفاظت شده دیده می شود، انواع خالصی نیست، بلکه نتیجه امتزاع با شیرکوهی غربی است، به همین ترتیب برخی معتقدند که گرگ خاکستری باید از فهرست گونه های مورد حمایت خارج شود، چرا که تعداد زیادی از آنها، از جفت گیری با کویوت حاصل شده است. به دلایل دیگری همین تردید در مورد گرگ قرمز و برخی از ماهیان آزاد وجود دارد. حفاظت از حیوانات وحشی هزینه فراوانی دارد. برخی از کشاورزان برای حمایت از حیات وحش باید زمین های خود را رها کنند یا اینکه اجازه برداشت چوب به دیگران داده نشود. این مجادلات به دفعات موجب شده است که متخصصان حیات وحش در صحن دادگاه حاضر شده، له یا علیه آنچه فراوان، نادر یا مخصوص تلقی می کنند، سخن گویند.
یک سوال اساسی دیگر باقی است اینکه چه کسی باید در مورد حفاظت از گونه ها تصمیم بگیرد؟ اگر این تصمیم گیری برعهده اکثریت گذاشته شود، تنها گونه های زیبا و دوست داشتنی نظیر پاندا روی کره زمین باقی می مانند و اگر از اکولوژیست ها بپرسند آنها طبعاً حکم به حفاظت از اکوسیستم ها می دهند. از بسیاری جهات این آغاز راه است. این مجادلات کمک می کند که دانش نوپای حفاظت از تنوع زیستی به بلوغ ادراکی نزدیک شود. دانشمندان در حال فاصله گرفتن از مفاهیمی هستند که بازگشت به طبیعت دست نخورده را نوید می دهند. آنها به سمت آینده یی روی آورده اند که باید با دخالت و مدیریت انسان سامان یابد. بسیار رمانتیک است که تنها آنچه را که طبیعی است، خوب تلقی کنیم. یک دیدگاه جدید به عملکرد، زیبایی و کیفیت طبیعت توجه دارد و از خود می پرسد دنیای طبیعی پیش روی ما در صد سال آینده به چه صورت خواهد بود.
vBulletin v3.8.1, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.