View Full Version : سروده های بیژن سمندر
saeed258s
10-13-2008, 02:53 PM
با دروود
سروده های بیژن سمندر را می خواستم...
سپاس:11:
دل تنگم
10-20-2008, 04:50 AM
تا باغ سینهش گلای بهاريش در اومد
اشکِ چش من به آب یاریش در اومد
ای بال نبود، بالای بلندِش منو کُشت
یی شهری بلند شد، بالو داریش در اومد
آینهی دل من تُنگ طِلا بود تو شِکُندپش
بَر چار دیوارش نقش وفا بود تو کَروندیش
دل افتادو گفتی، آخ بگیر نشکه بلوره!
نازک شده بود دل، به صدای آخ تو شکنديش
آخر دل دیوونه که نَم تُک نمَداد پَس
اشکی شد و چِکه چِکه از چِشُم چِکُندیش
پیتهی گل دلِ، تنجه زدو گل به لبام داد
هِکی هِکی کِردَم کِر زُلفِت تو تکوندیش
از دفتر دل با جوهرِِ اشک روونُم
صدکِش تو چشام نامه نوشتَم تو نخوندیش
تاشب پَرکِ نگاه من پر رو چِشات زد
آيه وایه شد، کاشکی از اول میپَرُندیش
باز خواس خدا بود که دِلُم پَرزد در رفت
ای دس تو بود تا صبح محشر می دوونديش
ما جیر بودیم، تی ایوَرش من، اورش تو
اول کشيديش، دور شديم، یهو پوکوندیش
غم کوش می رفت کنج سبنهی تنگ سمندر
ای بال نبود، پاش که سُرید جَلدی جِِقونديش
کنار دلگشا از عطر شب بو
شدی مَسسو گُروختی مثل آهو
بِهِت گفتم میرم من، گفتی هرری
هنو دوسِت می دارم من سوروللو
باو چشای سیات مارو سیا کِردی و رفتی
عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی
زخم دل من وَجَه می زد، گفتی باکِش نیس
به یی مَلَمی مارو سیا کِردی رفتی
از را رسيدی رامو زدی با گَردِ رارات
را به را بازَم روتو اَزو راکردی و رفتی
وقت رفتنِت اشک تو چشُم پِلکیدو پر خورد
آبِ ملولی بود، چِشمَشو واکِردی و رفتی
از پشت شیشی پاک دِلُم نقش تو پیدان
آیني دلُمه، روش چرا ها کِردی و رفتی
از بسکه رقیب از تو وفا دید تخمه کرد
همی نوبی ما که شُد جَفا کِردی و رفتی
توپی ذلمو زمین زَدی جَلدی هوا رفت
آخر دلمو سر به هوا کِردی و رفتی
بوسهی تو شیرین بود، کاکو رف پشت ملازم
سی! سی! به سمندر چه کارا کِردی و رفتی
دلِ ما رو تو برشُندی الهی که بِبِرشی
آیه وایه شی، شِرنده شی، شِرِ شري شر شی
مث کنگِهیمه، هِکی دیگی بِيُفته کَنگِت
همچی خوب ببرشی که تو چشمای همه بِر شی
صحرای دلم از لَمر و جای پای تو، تو لمرا
یی روز میدونم روش میجیقی، میخوای آجر شی
جای قهرو وفای تو باز با من عوض، دَگَز شد
گِر گرفتی به جون من می خوای سِوِر شی
ای سی بختُم، غمت به بَختار من افتاد
هی سینهی منو جِر میدی و میخوای توجر شی
ای غم مث بوچ بُت خر من هی نرو کِز کن
بوچ کِش ندارم، حیفه می ترسم شر و ور شی
قلب نو و آک بند سمندر تو شِکُندی
پیشتو تو چشات دوشتی،الاهی که بِبِرشی
***
دلِ ما که خودش کبابه، کنجهش نکنی
با پنجیر هجر مهچه مهچهش نکنی
دل مث بَتابی نیس که رو دار، بتابيش
مث مَدَنی نازکِه کَهپَش نکُنی
شيراز و میگن نازِ واسی آُفتو جِنگِش
قلبارو گِرِِن میزنه به هم تیرشهی تِنگِش
بلبل تو کوچا، تو پس کوچا غزل میخونن
شعرای ترِحافظ میچکه از سرِ چِنگِش
عطر گل ياس با نسترن، بهار نارنج
هی سر میکشه از تو خوناهای واز وِلِنگِش
این جان که اگر چِش تو چِشای هکی بدوزی
ساز دِلشو میشنُفی از جِلِنگ جِلِنگِش
اینجان که با فوتِ کاسهگری، امرو و فردو
تام پات میسره دنبال دخترا زبرو زِِرِنگِش
اَگ دختر همسایهي دیوار به ديوار،
ليم ليم ديوارک زد تو بدو بزن پلنگِش
قلبای پیزِری نیس تو سینهی مردم شيراز
تو بیخودی ريشميز بزنه تو درز و دِنگِش
دنيا رو تی پس میگشت سمندر
از شهر چه خبر! قربون اون آُتابِ جِنگِش
دمِ ساعت گل گفتی می از لبت بنوشم
گل گفتی می خوام لبتو با گلبوسه بپوشم
***
دل سیای سينه سفيد دس بلورِِ لب گُلی
ای چِشات سبز و قبات سرخ و موآت گل سنبلی
خون من بر دس تو انگشت نما شد عاقبت
ناز شصِت، دختر عاشق کُشِ ناخن گلی
***
باغ گل بالای بلندت هس که وقتی را می ری
سرو ناز انگار به بر کرده قبای گل منگلی
دل تنگم
10-20-2008, 04:52 AM
امان امان از دل من، از این دل غافل من
اگر تو ناجی نبودی، دلم می شد مشکل من
دلم یه همزبون می خواست، سرم یه سایبون می خواست
تو دنیای نامهربون، یه یار مهربون می خواست
تو ناجی من شدی باز، رسیدی در اوج نیاز
شدی برام مثل یه موج، خدای عشق بنده نواز
پیش از اینا چه بین جمع چه تنها
قشنگ نبود دنیا به چشمم اینجا
تو اومدی دنیامو زیبا کردی
مثل یه آرزو یه خواب یه رویا
اشکمامو پاک کردی به روی گونه
بغل کشیدی منو عاشقونه
فرشته نجات من شدی تو
عشقت واسم هدیه آسمونه
دل تنگم
10-20-2008, 04:55 AM
تموم این حرفا بهانه س
بهانه های عاشقانه س
اگه من از تو گله دارم
عاشقتم همش بهانه س
من از تو تو از من
چرا فاصله داریم
من و تو تو و من
عجب حوصله داریم
تو این شهر تو اون شهر
به هر جایی پا میذاریم
من و تو تو و من
هزار خاطره داریم
تموم این حرفا بهانه س
بهانه های عاشقانه س
اگه من از تو گله دارم
عاشقتم همش بهانه س
صدام کن صدام کن
که بی تو تک و تنهام
صدام کن صدام کن
که بی تو تک و تنهام
صدام کن که مرداب
نشم رودخونه باشم
روان شم پیش تو
که با تو من یه دریام
تموم این حرفا بهانه س
بهانه های عاشقانه س
اگه من از تو گله دارم
عاشقتم همش بهانه س
دیدی عشق تو کرد محشر
عاشق شدم آخر
همینو می خواستی
آهان همینو می خواستی
آره هر چی میریم پیشتر
عشقم میشه بیشتر
همینو می خواستی
آهان همینو می خواستی
دل تنگم
10-20-2008, 04:56 AM
بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم که من یار تو هستم
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس
تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس
پنهون نشو از من گریزون نشو از من
دور تو بگردم رو گردون نشو از من رو گردون نشو از من
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
در دست تو هست دلم ای دزد
سر مست تو هست دلم ای دزد
دنبا کسی غیر تو نیست
تا وصل تو هست دلم ای دزد
گلبانگ منو نبر از یاد
عاشق شدن رو نبر از یاد
من خستم و عشق یه جهانش
کین یک سخن رو نبر از یاد
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم که من یار تو هستم
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
دل تنگم
10-20-2008, 04:59 AM
روزا با تو زندگی رو
پر از قشنگی میبینم
شبا بیاد تو همش
خوابای رنگی میبینم
چشم تو رنگ عسل
توی چشم تو نگاه
مثل شاه بیت غزل
لب تو غنچه نیمه باز باغ
تن تو آتیش سوزنده داغ
قد تو مث سپیدار بلند
دل تو نرم تر از صبح پرند
قرمزی لبای تو
تو هیچ مداد رنگی نیست
خودت تو آینه ها ببین
رنگ که به این قشنگی نیست
شاخه گل حیاط ما
به آب و رنگش مینازه
اما تو که خونه باشی
هی پیش تو رنگ میبازه
دل تنگم
10-20-2008, 05:28 AM
استاد دکتر بیژن سمندر ... متولد 1316 شیراز فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی
http://www.nipoc.org/images/entertainers/bijan_samandar_150_180.jpg
شعر شیراز و قافیه پردازی به لهجه شیرازی بی اغراق در یدِ قدرت هنرمند و دانشمند فرزانه بیژن سمندر بوده، هست و خواهد بود!
اگر چیزی به نام فرهنگ عامه و ادبیات عامه شیرازی امروز در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد، به مقدار زیادی به تصنیف اشعار مجموعه ”شعر شیراز” توسط بیژن سمندر بر میگردد، به یاد لطف سخن و چرخش سحرانگیز قلمش، ترانه ای با اجرای متفاوت از خواننده ای گمنام بر اساس یکی از شعرهای او بدستم رسید، که برای دانلود در اختیارتان می گذارم
!!!! برای مشاهده محتوا ، لطفا ثبت نام کنید / وارد شوید !!!!
پ.ن: بخشی از سایر ترانه های بیژن سمندر رو اینجا میتوانید بخوانید و گوش کنید.
!!!! برای مشاهده محتوا ، لطفا ثبت نام کنید / وارد شوید !!!!
saeed258s
10-20-2008, 11:14 AM
دروود
اگر ممکن باشد آن چکامه(شعر)هایی که با لهجه گفته است را هم بزارید...
سپاس:11:
vahide
10-25-2008, 01:07 AM
دروود
اگر ممکن باشد آن چکامه(شعر)هایی که با لهجه گفته است را هم بزارید...
سپاس:11:
گندنا
من سقه ی کاهو پرکم / تو گندنوی من تر تیزکم تو ـتربیزه -لب سیوی
رودار-شود- هر اشی هستی کاکو جون غم کنج دلم تنجه زده/ پس تو کجوی
گندنا: تره (از سبزیجات)
سقه ی کاهو :(با تشدید ق) ساقه ی کاهو
گندنوی: گندنایی/ گندنا هستی
ترتیزک: شاهی(از سبزیجات)
تربیزه:تربچه
لب: باضم ل و تشدید و : درشت و بزرگ
سیوی: سیاهی/ سیاه هستی
رودار:(به ضم ر بر وزن جوکار): پی در پی
شود:(به کسر ش و واو): از سبزیجات
تنجه: جوانه (به کسر ت و ج)
vahide
10-25-2008, 01:09 AM
شيراز و میگن نازِ واسی آُفتو جِنگِش
قلبارو گِرِِن میزنه به هم تیرشهی تِنگِش
بلبل تو کوچا، تو پس کوچا غزل میخونه
شعروی ترِحافظ میچکه از سرِ چِنگِش
عطر گل ياسم و نسترن، بهار نارنج
هی سر میکشه از تو خونوی واز وِلِنگِش
این جان که اگر چِش تو چِشای هيکی بودوزی
ساز دِلشو میشنُفی از جِلِنگ جِلِنگِش
اینجان که با فوتِ کاسهگری، امرو و فردو
تام پات میسره دنبال دختروي زبرو زِِرِنگِش
اَگ دختر همسایهي دیوار به ديوار،
ليم ليم ديوارک زد تو بدو بزن پلنگِش!!
قلبای پیزِری نیس تو سینهی مردم شيراز
تو بیخودی ريشميز بزنه تو درز و دِنگِش
دنيا رو تی پس میگشت سمندر
از شهر چه خبر! قربون اون آفتاب جِنگِش
vahide
10-25-2008, 01:10 AM
شومو !
شومو ٬ یی هو از اینا کردی که چه ؟
ترک دوس و آشنا کردی که چه ؟
شومو ٬ انگار منو یادت نمیاد
پیش من پشتتو را کردی که چه ؟
شومو ٬ شیرازو چشات الو زده
ایکارارو - ایورا - کردی که چه ؟
شومو ٬ من تو شاچراغ بس میشینم
کار بی رضوی خدا کردی که چه ؟
شومو ٬ مشتلق چی مشتلق میخواد
آیه وایه ام تو کوچا کردی که چه ؟
شومو ٬ یی بارگی منو بکش برو
روزمو ایطو سیا کردی که چه ؟
شومو ٬ غم داشت تو دلم گوروک میشد
تی شو ور دوشتی و وا کردی که چه ؟
شومو ٬ ای ما رو میخوی ول بکنی
نذر سید ابوالوفا کردی که چه ؟
شومو ٬ اشک چش ما -وواری - بود
تو به مردم ترشا کردی که چه ؟
شومو ٬ تله بختونی گردنته
ایهمه ستم به ما کردی که چه ؟
شومو ٬ نازتو سمندر میخرید
دوسی بو -جلنبرا - كردي که چه ؟
vahide
10-25-2008, 01:14 AM
خاکو با مژگون بوروفم، اشک پاشم با پشنگه
تا غبار راه تو بر ماه رخسارت نه تنگه
غم تو قلبم کلمه کلمه، ميزنه رودار سقلمه
شيشهی دل نازکه، در انتظار يی پلنگه
باز سر شو شد، دلم او شد، نمیدونم چطو شد
باز همه مووی تنام بونهی تو دارن لنگه لنگه
سی خوشهی زلفت چه باناز اوزيده کنج قپ تو
آرمه داره مرغ دل از باغ زلفت يی تلنگه
درمدم گفتم يخ ما نمسوه بو قلب سنگات
گفت هاآ، گفتم هابله، دل که نيسئی، سنگ دنگه
من صبو يو پس صبو لملوش میشم از غصه اما
تا آمختهی آتيشام امشب نخواهم داد منگه
گوش شيطون کر، ماشّالو، نومخدا، الله و اکبر
آفتاب عشق سمندر تا قيومت جنگ جنگه
———–
بروفم: بروفم. بروبم، جارو کنم
پشنگه: قطرات پراکندهی آب که بر روی کسی يا چيزی پاشيده شود.
نه تنگه: نتنگد، نجهد
کلمه: جمع (کلمه شدن، جمع شدن، انباشته شدن)
رودار: دايم، مرتبن
سقلمه: با مشت گره کرده به پهلوی کسی زدن (معمولن برای توجه دادن او به مطلبی اين عمل صورت میگيرد)
پلنگ: ضربه با سر انگشت
او: آب
مووی: موهای
سی: نگاه، تماشا (از “سير” است)
اوزيده: آويزان شده (شکسته و عاميانهی “آويزيده” است)
قپ: گونه
آرمه: ويار
تلنگه: خوشه کوچک (برای انگور) -تلنگهی انگور
درمدم گفتم: اصطلاحی است که شيرازیها هنگام تعريف ماجرايی برای آغاز گفتههای خود به شخص غايب استفاده میکنند. يعنی شروع کردم و گفتم…
يخ ما نمسوه: يا ما با تو نمیسوه، يخ ما با ت نمیسايد؛ يعنی چاره تو را نمیکنيم، قادر نيستيم تو را مجاب کنيم، با تو يارای برابری نداريم
هاآ؟: راستی (و جواب آن، والله است. در لهجهی تهرانی برای افاده اين منظور –وا- میگويند که جواب آن “ولله ديگه” است)
دنگ: سفت
صبو: فردا
لملوش: لاغر و ضعيف
آمخته: آموخته، عادت داده شده
منگه: صدای ضعيف، غرغر و و ناله ضعيف
جنگ: داغ (آفتاب جنگ: آفتاب داغ و درخشان) جنگ به معنتی صميمی هم هست (رفيق جنگ)
vahide
10-30-2008, 12:41 AM
باو چشای سیات مارو سیا کِردی و رفتی
عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی
زخم دل من وَجَه می زد، گفتی باکِش نیس
به یی مَلَمی مارو سیا کِردی رفتی
از را رسیدی رامو زدی با گَردِ رارات
را به را بازَم روتو اَزو راکردی و رفتی
وقت رفتنِت اشک تو چشُم پِلکیدو پر خورد
آبِ ملولی بود، چِشمَشو واکِردی و رفتی
از پشت شیشی پاک دِلُم نقش تو پیدان
آینی دلُمه، روش چرا ها کِردی و رفتی
از بسکه رقیب از تو وفا دید تخمه کرد
همی نوبی ما که شُد جَفا کِردی و رفتی
توپی ذلمو زمین زَدی جَلدی هوا رفت
آخر دلمو سر به هوا کِردی و رفتی
بوسهی تو شیرین بود، کاکو رف پشت ملازم
سی! سی! به سمندر چه کارا کِردی و رفتی
vahide
10-30-2008, 12:43 AM
دلِ ما رو تو برشُندی الهی که بِبِرشی
آیه وایه شی، شِرنده شی، شِرِ شری شر شی
مث کنگِهیمه، هِکی دیگی بِیُفته کَنگِت
همچی خوب ببرشی که تو چشمای همه بِر شی
صحرای دلم از لَمر و جای پای تو، تو لمرا
یی روز میدونم روش میجیقی، میخوای آجر شی
جای قهرو وفای تو باز با من عوض، دَگَز شد
گِر گرفتی به جون من می خوای سِوِر شی
ای سی بختُم، غمت به بَختار من افتاد
هی سینهی منو جِر میدی و میخوای توجر شی
ای غم مث بوچ بُت خر من هی نرو کِز کن
بوچ کِش ندارم، حیفه می ترسم شر و ور شیب
قلب نو و آک بند سمندر تو شِکُندی
پیشتو تو چشات دوشتی،الاهی که بِبِرشی
vBulletin v3.8.1, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.