PDA

View Full Version : یغما گلرویی



دل تنگم
23-03-2008, 02:31
با سلام...

هر چه گشتم درباره ی یغما گلرویی، یکی از هنرمندان معاصر که در این تاپیک بیشتر با او و کارهایش آشنا خواهید شد؛ نیافتم...لذا لازم دیدم... بر و بچه های P30World و آنها که جستجو می کنند از هنرهای ایشان بی بهره نمانند...

یا حق:11:


سال شمار یغما گلرویی



( شاعر/ ترانه سرا /نویسنده /مترجم/ فیلم نامه نویس/ عکاس)



1354



● یغما گلرویی در ساعت پنج بامدادِ روز 6 امرداد 1354 برابر با 1975/7/28 در بیمارستان مهر شهرستان ارومیه متولد شد.



● مادرش نسرین آقاخانی، پدرش هوشنگ گلرویی و خواهری بزرگ تر از خود به نامِ یلدا داشت.



● وقتی که یک ساله بود، خانواده به تهران نقل مکان کرد و ساکن کوچه‌ی سی امِ خیابان گیشا شد.


1373 - 1361


● دورانِ دبستان را در دبستانِ محمد باقر صدر و دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند.



● تجربه کردنِ سیاهی جنگ و مرگِ دوستانِ هم کلاسش در بمبارانِ خیابانِ گیشا.



● آغازِ دوره‌ی دبیرستان در مدرسه‌ی مطهری واقع در خیابانِ پاتریس لومومبا.



● در سال دوم دبیرستان محرومیت از تحصیل به مدت دو سال به خاطرِ درگیری با ناظم دبیرستان.


● آغاز شعر و شاعری.



● تحصیل در دبیرستانِ شبانه.



● دستگیری به جرمِ دیوارنویسی برای مدتِ چند هفته و عدمِ اجازه ی خروج از تهران به مدت شش ماه.


1376 - 1374


● رفت و آمد به دفترِ نشریه آدینه و ملاقات با نویسنده‌گانی چون فرج سرکوهی، مسعودبهنود، عمران صلاحی، محمدمختاری، حمید مصدق ، غزاله علیزاده، علی باباچاهی، ناصرتقوایی و...



● دیدار با احمدشاملو در دهکده‌ی فردیس. این دیدار و دیدارهای بعدی باعث مصمم شدن او به ادامه‌ی کار هنری شد.



● نوشتن طرحِ اولیه‌ی مسیح سرگردان.



● نوشتن نخستین ترانه‌ها.


1377


● انتشار نخستین مجموعه شعر با نام گفتم : بمان ! نماند...



● ضبط نخستین ترانه‌ها به صورتِ زیرزمینی با آهنگسازیِ حمیدرضاصدری و خوانندگیِ حمید طالب زاده.



● همکاری با یونیسف.



● تلاش برای راه اندازیِ نشریه‌یی با نامِ آرمان به همراهیِ عزت ابراهیم نژاد و کاوه نریمانی. (تمامِ مطالبِ جمع آوری شده برای شماره نخست به همراه رایانه و ... شبانه از تحریریه به سرقت می‌رود.)


1378


● انتشار دومین مجموعه شعر با نام مگر تو با ما بودی‌.



● کار بر روی شعرهای فدریکوگارسیا لورکا.



● کشته شدن عزت الله ابراهیم نژاد در واقعه‌ی کوی دانشگاه.



● نوشتن شعرِ بلند ِ‌قصه ی باغِ پسته.



● فروش کتاب و شعرخوانی به نفعِ انجمن حمایت از کودکانِ سرطانی با نادرابراهیمی.



● کار بر روی غزلِ غزل های سلیمان.



● آغاز به جمع آوریِ مجموعه‌یی از ترانه‌ها.


1379


● انتشار نخستین مجموعه ترانه با نام پرنده بی پرنده .



● انتشار مجموعه‌یی از اشعار فدریکو گارسیا لورکا با نامِ نه ! نمی‌خواهم ببینمش.



● آخرین ملاقات با احمدشاملو در بیمارستان ایران مهر و تقدیم مجموعه شعرهای فدریکو گارسیا لورکا به ایشان.



● درگذشتِ احمدشاملو و نگارشِ مرثیه امرداد.



● در خرداد ماهِ همان سال وقتی شبانه به خانه برمی‌گشت توسط چند ناشناس با چماق و چاقو موردِ حمله قرار گرفت. چهار جراحتِ چاقو و شکستگیِ ساعدِ یک دست حاصلِ این درگیری بود.



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ بدون‌ِ شرح‌.



● همکاری با نشریه فیلم و سینما.



● کار کردن بر روی ترانه‌های شل سیلوراستاین.



● انشا مقطع‌ِ تعدادی‌ از غزلیات‌ِ حافظ در مجموعه‌یی با عنوانِ حافظِ یاغی.



● به راه اندازیِ جلساتِ ترانه خوانی و تشکیلِ خانه ترانه سرایانِ ایران به همراهِ دکتر افشین یداللهی ، نیلوفرلاری پور ، سعید امیراصلانی ، افشین سیاه پوش ، مهدی محتشم و...



● انتشار آلبومِ تا همیشه ‌ با صدای امیر کریمی. ( 4 ترانه ـ عاشق تر / چله نشین / جای تو خالی/ عطش شکن)


● انتشار آلبومِ دوستت‌ دارم‌ با صدای ناصرعبداللهی و دکلمه پرویزپرستویی به صورتِ کتاب / CD و کاست. (2 ترانه ـ ضیافت‌ / خدانگهدار)


● انتشار آلبومِ غزلک‌ با صدای سعید شهروز. ( 4 ترانه ـ غزلک‌/ خورشید خانوم‌ / همزاد / گُل‌ِ یخ)‌


1380


● انتشارِ دومین مجموعه ترانه با نامِ تنها برای تو می‌نویسم، بی بیِ باران.


● به علتِ زیاد بودنِ مواردِ اصلاحیه ارائه شده توسطِ ارشاد ، از انتشارِ دو مجموعه‌ی عاشقانه‌های سلیمان و مجموعه ترانه‌های شل سیلوراستاین با نامِ زنده باد زنِ کچل منصرف می‌شود.



● همکاری با نشریه باور.



● آغازِ کار بر روی رمانِ یک مرد.



● نوشتنِ فیلم‌نامه‌ی زنجیری.



● علامت‌ و فاصله‌گُذاری‌ دو مجموعه‌ی تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغازى فصلِ سرد از فروغ‌فرخ‌زاد در مجموعه‌یی با نامِ پریِ کوچک.



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ کنکوری‌ها.



● بازی در فیلم سینمایی هفت‌ ترانه‌ به کارگردانیِ بهمن‌ زرّین‌پور در کنارِ ایرج‌ راد، لعیا زنگنه، سحر جعفری‌جوزانی‌، شروین‌ نجفیان‌.



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ توپ‌ِ گِرد.



● کار بر روی شعرِ شاعرانِ جهان .



● نوشتنِ هایکوهای زندان



● انتشار آلبومِ حامی‌ با صدای حمیدحامی‌. (2 ترانه ـ حامی‌ / می‌دونم‌ که‌ یک‌ نفر هست‌)



● انتشار آلبومِ ندای‌ عاشقانه‌ با صدای حمیدطالب‌زاده. (2 ترانه ــ رُمان‌ / چی‌ بخونم‌؟).



● انتشار آلبومِ نقاب‌ با صدای سیاوش‌قمیشی‌. (3 ترانه ـ نقاب‌ / خسته‌ شُدم‌ / فاصله)‌


1381


● انتشارِ سومین مجموعه شعر با نامِ این‌جا ایران‌ است‌ و من‌ تو را دوست‌ می‌دارم.


● انتشارِ مجموعه‌یی از شعرِ هفت شاعرِ جهان (نزّارقبانی‌، مارگوت‌بیکل‌، فدریکوگارسیالورکا، پُل‌اِلوار، ناظم‌حکمت‌، ویسواواشیمبورسکا، شیرکوبی‌کس)‌ با نام تمامِ کودکانِ جهان شاعرند.



● انتشارِ مجموعه پریِ کوچک.



● همکاری با بخشِ فرهنگ و هنرِ روزنامه گلستان ایران. (توقیف نشریه بعد از چهارده شماره)



● نوشتن‌ِ دو ترانه‌ی‌ برای‌ِ فیلم سینمایی فوتبالیست‌ها به کارگردانیِ اکبر ثقفی و با بازیِ علی پروین و خوانندگیِ امیر کریمی.‌



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ کمربندها را ببندید.



● آشنایی با آزاده خواجه نصیری (نقاش) در نمایشگاه نقاشی. (15 آذر)



● مصاحبه با بخشِ فارسی زبانِ رادیو BBC.


● انتشار آلبوم آدم و حوا‌ با صدای شادمهرعقیلی. (2 ترانه ـ ستاره‌/ امشب انگار‌)‌



● انتشارِ آلبومِ دروغ‌چرا با صدای هومن‌ بختیاری به صورتِ کتاب / CD و کاست. (2 ترانه ـ تک سوار / رفتن‌ِ تو)



● انتشارِ آلبومِ ستارگان‌ِ عشق‌ با صدای امیر کریمی‌ و قاسم‌ افشار. (2 ترانه ـ یادِ تو سبزه / ساده‌ بودیم‌)‌



● انتشارِ آلبومِ پسر ایرونی‌ با صدای فرهاد جواهرکلام‌. (1 ترانه ـ گریه‌کن)‌



● انتشارِ آلبومِ دورنگی با صدای بهنام‌ صفاریان. (1 ترانه ـ دورنگی)‌



● انتشارِ آلبومِ قشنگ‌ِ روزگارِ من‌ با صدای شهرام‌ فرشید ـ ناصرعبداللهی و دکلمه‌ی مهین‌ کسمایی‌ و احمدرضااحمدی به صورتِ کتاب / کاست و CD. (تمامِ ترانه‌ها و شعرهای دکلمه ـ بی‌نقاب‌ / آفتابی‌ / عاشقانه‌ / سوال‌ِ ساده‌ / مثل‌ِ قدیم‌ / کودکی)‌



● انتشارِ آلبومِ فوتبالیست‌ها با صدای امیر کریمی و دکلمه علی پروین به صورتِ کتاب / CD و کاست. (2ترانه‌ و شعرِ دکلمه‌ها ـ تو می‌تونی‌ / آغازِ سفر)


1382


● انتشارِ سومین مجموعه ترانه با نام بی‌سرزمین‌تر از باد.



● انتشارِ ترجمه رمانِ یک‌ مَرد نوشته‌ی اوریانافالاچی.



● انتشارِ فیلم نامه‌ی زنجیری‌.



● ازدواج با آزاده خواجه نصیری ( 18 دی ماه)



● کار بر روی ترجمه‌ی پنج دفتر از اشعارِ مارگوت بیکل با نامِ فرشته‌یی‌ در کنار توست با همکاریِ ندازندیه.



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ کوچه‌ی‌ اقاقیا.



● کار بر روی مجموعه‌یی از اشعارِ فدریکوگارسیا لورکا با نامِ آوازهای کولیِ در به در.



● انتشارِ آلبومِ برای‌ تو با صدای شهیاد. (1ترانه ـ بی‌بی‌گُل)‌



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ رانت‌خوارکوچک‌.



● انتشارِ آلبومِ پرنده‌ بی‌پرنده ‌با صدای رضایزدانی و دکلمه یغماگلرویی به صورتِ کتاب / کاست و CD. (تمامِ ترانه‌ها و شعرهای دکلمه ـ‌ کافه‌ نادری‌ / غیرِمُجاز / پرنده‌ بی‌پرنده‌ / شبنم‌ِ بیداری‌ / مرثیه‌ عاشقانه‌س‌/ بی‌بی‌ِ هزارستاره‌/ لاله‌زار / نُت‌ِ آخر / یکی‌بود یکی‌ نبود / نمایش‌ / جُردن)‌


● انتشارِ آلبومِ هَر جا باشی‌ دوسِت‌ دارم‌ با صدای راما. (2 ترانه ـ خط‌ موازی‌ / بندر)



● انتشارِ آلبومِ بی‌سرزمین‌تر از باد با صدای سیاوش‌قمیشی‌. (5 ترانه ـ بی‌سرزمین‌تر از باد / زارع‌ / عسلبانو / پرسه‌ / لعنت)‌


● انتشارِ آلبومِ بی‌خیال با صدای مهراج‌محمدی. (1 ترانه ـ بی‌خیال)‌



● انتشارِ آلبومِ جشن‌ِ گریه با صدای حامد مقدم. (2 ترانه ـ‌ جشن‌ِ گریه‌ / بیا به‌ خوابم)‌



● انتشار آلبومِ اسم‌ِ تازه‌ ‌ با صدای افشین‌ فتحی. (4 ترانه ـ صدای تو /مرا به یادآر / بوته ی یاس ؟ اسمِ تازه )



● انتشارِ آلبومِ گلابتون‌ با صدای سعیدشهروز. (2 ترانه ـ ننه‌ خورشید / چشمای‌ تو یعنی‌ وطن‌)


● انتشار آلبومِ زنده‌گی‌ عروسکی‌ ‌ با صدای نادر مسچی‌. ( 1 ترانه ـ یکی‌ بود، یکی‌ نبود)



● انتشار آلبومِ گُناه‌ِ لیلی‌ ‌ با صدای مهران‌ احراری. (2 ترانه ـ خاتون‌ / آهو خانم)



● انتشار آلبومِ مَردِ شرقی‌ با صدای ‌ رامین‌ زحمتی‌. (2ترانه ـ مردِ شرقی‌ / شب)



● انتشار آلبومِ فالگیر‌ با صدای پرهام‌. ( 4 ترانه ـ فالگیر / نگاه‌ِ سَرد / ترانه‌ یادم‌ نمیاد / نامه‌رسون‌)


1383


● انتشارِ مجموعه‌یی از دَه شاعرِ جهان ( پابلونرودا، اکتاویوپاز، ژاک‌پرِوِر، نزّارقبّانی‌، برتولت‌برشت‌، فدریکوگارسیالورکا، ناظم‌حکمت‌، غادة‌السمان‌، خوآن‌رامون‌خیمنس‌، لنگستون‌هیوز.) با عنوانِ جهان‌ در بوسه‌های‌ ما زاده‌ می‌شود.


● انتشار ترجمه رمانِِ نامه‌ به‌ کودکی‌ که‌ هرگز زاده‌ نَشُد نوشته‌ی اوریانافالاچی.



● انتشار ترجمه اشعارِ مارگوت بیکل با نامِ فرشته‌یی‌ در کنار توست.



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ بانکی‌ها .



● سفر به گنبدِ کاووس و کاربر روی اشعار مختوم قلی فراغی در مجموعه‌یی با نامِ چشمان تو قاتل منند.



● نوشتنِ‌شعرِ بلندِ چپقِ صلح.


● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ‌ عشق‌ِ گمشده‌.



● نوشتنِ فیلم نامه‌ی پوکه.



● اعلام جدایی از خانه‌ی ترانه سرایان در اعتراض به نحوه‌ی عملکردِ گردانندگان.



● مصاحبه با ایرج جنتی عطایی در لندن پیرامون ترانه و ترانه سرایی.



● نوشتنِ ترانه‌ی‌ تیتراژ سریالِ متهم‌ گریخت‌.



● نوشتنِ دو ترانه برای فیلم سینماییِ سرود تولد به کارگردانیِ امیر‌ قویتن‌ و خوانندگیِ امین حیایی.



● گردآوری ، تنظیم و علامت گذاریِ مجموعه اشعار زنده یادِ حسین پناهی در قالبِ هفت دفتر. (خودِ پناهی در هنگامِ حیات این وظیفه را به عهده‌ی او گذاشته بود.)


● انتشار آلبومِ فقط‌ خودم‌ُ خودت‌! ‌ با صدای فرهادجواهرکلام‌. (تمامِ ترانه‌ها ـ فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ / بابا تو دیگه‌ کی‌ هستی‌؟ / هق‌ هق‌ِ تلخ‌ / خواستن‌ِ تو کارِ دله (نگو دوسم نداشته باش)‌ / یک کلام ختمِ کلام / بی خیالی / هیشکی تو رُ دوس نداره)



● انتشار آلبومِ عشق‌ یخی‌‌ با صدای محمدقاضی‌زاده. (1 ترانه ـ فانوس‌)



● انتشار آلبومِ جوونی‌‌ با صدای امیرکریمی. (2 ترانه ـ قبیله‌ی‌ بی‌مست‌ / بی‌بی‌ِ بارونی)‌



● انتشار آلبومِ جواب‌ فوری‌ ‌ با صدای گروه‌ آراکس‌. (1 ترانه ـ تلفن)‌


1384


● انتشارِ چهارمین مجموعه ترانه با نامِ رقص در سلولِ انفرادی.


● انتشارِ مجموعه نامه‌ی سلام ! خانمِ رنگین کمان !



● انتشارِ مجموعه‌یی از اشعارِ نزارقبانی با نامِ باران ،یعنی تو برمی‌گردی.



● انتشارِ گفتگو با ایرج جنتی عطایی به همراهِ گزینه‌یی از ترانه‌ها و نقد و نظر با عنوانِ مرا به‌ خانه‌اَم‌ بِبَر.



● نوشتن‌ِ هشت ترانه‌ برای‌ فیلم سینمایی سرود خوشبختی‌ به کارگردانیِ امیر قویتن و با بازیِ خسروشکیبایی.



● آغاز فعالیت در زمینه‌ی عکاسی اجتماعی.



● شعرخوانی در نمایشگاهِ نقاشی هانیبال الخاص در گالریِ هما.



● کار بر روی مجموعه‌یی از شعرهای اورهان ولی با نامِ ماهی‌ِ مست‌.



● نوشتنِ مجموعه شعرِ ما رُ ببخشین آقای دیکتاتور.



● نوشتن ترانه‌ی تیتراژ برای فیلمِ سینمایی حکم به کارگردانیِ مسعودکیمیایی و خواننده‌گیِ رضایزدانی و بازیِ عزت‌الله‌ انتظامی‌ ، خسروشکیبایی‌، لیلا حاتمی‌ ، بهرام رادان‌ ، پولادکیمیایی‌، مریلازارعی. ‌


● شرکتِ مجدد در جلسات خانه‌ی ترانه سرایان.



● نوشتن‌ِ ترانه‌ی‌ تیتراژسریالِ زنده‌گی‌ به‌ شرط‌ِ خنده.



● آغاز به جمع آوریِ مجموعه‌یی از ترانه‌های ترانه سرایانِ معاصر با عنوانِ ما ترانه سراییم.



● انتشار آلبومِ همترانه‌ با صدای ‌ محمدرضاآزادپور. (3 ترانه ـ سفر / همترانه‌ / بانو)



● انتشار آلبومِ می‌شناسمت‌‌ با صدای پرهام. (2 ترانه ـ یه‌ موتور / دریا رُ دریاب)‌



● انتشار آلبومِ روزهای بی خاطره با صدای سیاوش قمیشی . (3 ترانه ـ تصور کن / یاد من باش / پنجره)



● انتشار آلبومِ با من‌ خطر کن‌‌ با صدای علیرضا بلوری. (2 ترانه بی‌ستاره‌ / سلام‌ بی‌ریا)



● انتشار آلبومِ آبی‌ و سبز و قرمز‌ با صدای گروه‌ کارما. (2 ترانه ـ خوش‌خیال‌ / لیلی‌ گشنه)‌



● انتشار آلبومِ آواز خوان ، نه آواز با صدای حسن شماعی زاده. (1 ترانه ـ گیتار)



● انتشار آلبومِ شبِ شیشه‌یی با صدای حمید پیروزنیا. (1 ترانه ـ قصه ی شهرِ فرنگ)



● انتشار آلبومِ شاکی‌ با صدای ‌ طوفان‌. (1 ترانه ـ بارون)‌


● انتشار آلبومِ مارکِ عاشقی با صدای کیوان تافته . (1 ترانه ـ ترانه)


1385


● کار بر روی ترجمه شعرِ بلندِ زوزه اثرِ آلن گینزبرگ با همکاریِ حسن علیشیری .



● جمع آوریِ اشعارِ پنجمین مجموعه‌ی ترانه‌ها با نامِ تصور کن.



● عکاسی از محمود دولت آبادی.



● ترجمه ترانه‌های احمد کایا با همکاریِ آیدین آقاخانی در مجموعه‌یی با نامِ دیوارها سخن نمی‌گویند.



● جایزه‌ی تندیس طلایی مجله‌ی دنیای تصویر برای بهترین ترانه تیتراژ به رضا یزدانی برای اجرای ترانه‌ی لاله زار در فیلم حکم ساخته مسعود کیمیایی .



● انتشار آلبوم یادِ من باش با صدای فرزین. (3 ترانه ـ یادِ من باش / با من بمون / مادر )



● انتشارِ آلبومِ قشنگ روزگار با صدای فرامرز آصف. (1 ترانه ـ گل فروش)



● انتشارِ آلبومِ امشب با صدای شیلا. (1 ترانه ـ تو دیگه کی هستی)



● عکاسی از سیمین بهبهانی و همکاری با فصل‌نامه گوهران برای ویژه نامه سیمین بهبهانی.


● کار بر روی مجموعه‌یی از شعرهای چارلز بوکوفسکی با نام به سلامتیِ برادم هیچ کس.



● انتشار آلبومِ عسل ‌ با صدای محسن فلاح. (1 ترانه ـ قصه کهنه)



● انتشار آلبومِ منو ببخش با صدای راما. (1 ترانه ـ فدای چشات)‌ ‌



● انتشار آلبومِ نه دیگه‌ با صدای آریان. (3 ترانه ـ بهار / بنویس‌ / خونه)‌


● عکاسی از مسعود کیمیایی در حال ساختن فیلم رییس.



● ترجمه شعر چپق صلح به زبان انگلیسی توسط خانم مهسا سماواتی.



● نوشتن ترانه برای فیلم رییس، ساخته‌ی مسعود کیمیایی با آهنگسازی و اجرای رضا یزدانی با بازی فرامرزقریبیان، امین تارخ، خسرو شکیبایی، پولاد کیمیایی، لعیا زنگنه، مهناز افشار و...



● نوشتن مجموعه‌یی از شعرهای کوتاه با عنوان هایکوهای زندان.



● انتشارآلبوم هیس به خوانندگی و آهنگسازی رضایزدانی. (9 ترانه- شمال/ آوازه خون / مش رمضون/ یکی در میون/ برج/ نانوشته/ کارتون/ زندگی نامه/ دنیای وارونه)



● انتشار آلبومِ ترانه باران با صدای شاهرخ. (1ترانه ـ نازنین )‌



● انتشار آلبوم هیشکی مثل تو نمیشه با صدای فرهاد جواهر کلام. (9 ترانه - هیشکی مثل تو نمیشه/ با یه چشم به هم زدن/ میخوام همه دنیا بدونن/ تنها/ جای تو اینجا خالیه/ خیلی دلم تنگه برات/ چشمم تو رو گرفته/ یادت نره/ آخرین عشق همیشه)


● انتشار آلبوم لحظه دیدار با صدای چنگیز حبیبیان (1 ترانه - فرصت)



● انتشار آلبوم آدم آهنی با صدای عباس شادکمالی (1 ترانه - چشم چشم دو ابرو)



● انتشار پنجمین مجموعه ترانه با نام تصور کن توسط انتشارات نگاه.



● انتشار ترانه‌های احمد کایا در مجموعه‌ی دیوارها سخن نمی‌گویند توسط انتشارات نگاه.


● انتشار شعرهای اورهان ولی در مجموعه‌ی ماهی مست توسط انتشارات نگاه.



● انتشار شعرهای مختوم قلی فراغی در مجموعه‌ی چشمان تو قاتل منند توسط انتشارات نگاه.

Tina
23-03-2008, 02:31
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

☚ بـرای استفاده راحت تـر از فهرسـت بـه روش زیر عمل کنید :


1. Ctrl + f یا F3 را فشار دهید
2. کلمه ی کلیدی مورد نظر را وارد کنید
3. کلمات هایلایت شده را بررسی کنید


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



» پـرنده بی پـرنده :



بابا انار نداره : کاش‌ یکی‌ بود ، یکی‌ نبود اول‌ قصه‌ها نبود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سایه ی ستاره : شبا تو تمام‌ شهر دوتا دریچه‌ روشنه‌
([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])قصه‌ی‌ کهنه‌ دروغ‌ بود : قصه‌ی‌ کهنه‌ دروغ‌ بود ، منُ ما بچه‌گی‌ کردیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ دفه‌ بیا به‌ خوابم‌ : دوری‌ اما همکناری‌ ، آخرِ این‌ انتظاری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باغ‌ وحش : تو گلوش‌ شکسته‌ فریاد ، خیلی‌ وقته‌ رفته‌ از یاد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ ترانه‌ هَس‌ تو قلبم ‌: یه‌ ترانه‌ هَس‌ تو قلبم‌ که‌ هنوز نخونده‌ مونده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نقطه‌ چین‌ : جون‌ بگیر ای‌ من‌ مُرده‌ ! بگو کی‌ حقتُ خورده‌ ؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نقاب‌ : هی‌ بازیگر ! گریه‌ نکن‌ ! ما همه‌مون‌ مثلِ همیم‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شهرِ خواب‌ : تشنه‌ها تو هُرم ِصحرای‌ عطش‌ خوابِ چشمه‌ی‌ زلالُ می‌بینن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
با من‌ باش‌: امشب‌ انگار خون ِ تازه‌یی‌ تو رگ‌های‌ منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پرنده‌ بی‌پرنده‌ : اونورِ این‌ شبِ کلَک‌ ،منُ ترانه‌ تَک‌ به‌ تَک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چهار راه‌ : بی‌بی‌ چراغ‌ قرمز ! دخترِ بچه‌ به‌ پُشت‌! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آفتابی‌ : راهی‌ نمونده‌ ، نازنین‌ ! باید به‌ دریا بزنیم‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چی‌ بخونم‌ : چی‌ بخونم‌ وقتی‌ چشمام‌ از حضورِ گریه‌ خیسه‌ ؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پلِ عابرِ پیاده‌ : روی‌ جدولِ شکسته‌ ، یه‌ پسربچه‌ نشسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
می‌دونم‌ : می‌دونم‌ که‌ یک‌ نفر هست‌ زیرِ این‌ گنبدِ سنگی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نمایش‌ : آدما ! بگین‌ بدونم‌ ، چرا عمرِ شب‌ بلنده‌ ؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ستاره‌ : دوباره‌ دلم‌ واسه‌ غربتِ چشمات‌ تنگه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جمعه‌ بازار : پنجره‌ بی‌ چراغه‌ ، رو آنتنا کلاغه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ی‌ سکوت : خالی‌ام‌ ! خالی‌ از آواز ، خالی‌ از جرأتِ پرواز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کبابِ چربِ پایتخت‌ : کبک‌ بودیم‌ وُ کلاغ‌ شدیم‌ ، خورشید بودیم‌ چراغ‌ شدیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رُمان‌: تو کتابِ قصه‌ی‌ ما ، این‌ رُمانِ عاشقانه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برای‌ عبرتِ آینه ‌: پینوشه‌ ! گرگِ فراری‌ ! توی‌ خورجینت‌ چی‌ داری‌ ؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بادبادک‌ها : دیشبم‌ مثلِ همیشه‌ شبِ دلشکستگی‌ بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خسته‌ شُدم‌ : خسته‌ شدم‌ بسکه‌ دلم‌ دنبال‌ یه‌ بهونه‌ گشت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سهم‌ ما : تو شهرِ قصه‌ هیچ‌کسی‌ من‌ رُ برای‌ من‌ نخواست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فاصله‌ : فاصله‌ یه‌ حرف‌ ساده‌س‌ ، بین‌ دیدن‌ ندیدن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زخم‌ یادگارِ جنگ‌ : دیدن‌ تمام‌ دنیا تو یه‌ عکس‌ یادگاری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عطش‌شکن‌ : لاجرعه‌ی‌ عطش‌ شکن‌ ! روانه‌ شو در تن‌ من‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سطری‌ از همین‌ ترانه‌ : شب‌ لال‌ بی‌ ستاره‌ ، پلک‌ لحظه‌ها رُ بسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بیا بازی‌ رُ ببازیم‌ : با تواَم‌ بی‌بی‌ برفی‌ ! تو سماع‌ هر ترانه‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بانو : هنوزم‌ پشت‌ این‌ صدا ، زیرِ بارون‌ گریه‌ها ، ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آوازِ دزد : من‌ از جنوب‌ شهر میام‌ ، از بغل‌ دروازه‌ غار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چهارشنبه‌ کجاست‌ : نُه‌ صبح‌ هر چهارشنبه‌ی‌ من‌: بی‌ تو از خلوت‌ کوچه‌ رَد شدن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نمی‌گم‌ شبیه‌ من‌ باش‌ : قید فردا رُ باید زد ، جاده‌ انتها نداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق‌ نانوشته‌ : این‌ روزا تو شهرِ قصه‌ هر کسی‌ ترانه‌بافه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قصه‌ی‌ شهرِ فرنگی‌ : گفتم‌ از شهرِ فرنگی‌ دو سه‌ خطی‌ بنویس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چترِ مشترک‌ : رسیدم‌ آخرِ جاده‌ ، اگر چه‌ این‌ سرآغازه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ضیافت : من‌ خودمم‌ نه‌ خاطره‌ ، منظره‌اَم‌ نه‌ پنجره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آدم‌ برفی‌ : برف‌ سنگین‌ زمستون‌ همه‌ چی‌ رُ کرده‌ پنهون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لاله‌ زار : از لاله‌زار که‌ می‌گذرم‌ ، بغض‌ِ ترانه‌ می‌شکنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دخترِ کفش‌ کتونی‌ : شب‌ جون‌ دادن‌ فانوس‌ ، شب‌ سردِ پایتخته‌ ، ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قصه‌ واسه‌ خواب‌ : وقتی‌ هستی‌ همه‌ دردام‌ فراموش‌ می‌کنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آجُرپَز : فرقون‌ خاک‌ بردار ! هیشکی‌ نمونه‌ بیکار ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کودکی‌ : یادمه‌ بادبادکامون‌ یادمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نام‌ و ننگ‌ : تشنه‌ترین‌ ترانه‌ ساز ، تو شهرِ سایه‌ها منم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بَدَل‌ : واژه‌ی‌ باکره‌ی‌ عشق‌ ! با سکوتم‌ آشنا باش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حنجره‌ تو پنجره‌ کن‌: پیله‌ شکسته‌ اما شب‌پره‌ توی‌ خوابه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عروس‌بَرون‌ : انگاری‌ تو کوچه‌تون‌ عروس‌ بَرونه‌ ، عسلک‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سُرنگ‌ خالی‌ : زیر پُل‌ یه‌ مردِ لاغر ، رو زمین‌ خیس‌ نشسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آدم‌ به‌ آدم‌ می‌رسه‌ : مرغک‌ پَر شکسته‌ام‌ ، قوّت‌ بال‌ من‌ تویی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مردِ شرقی‌ : این‌ منم‌ ! یه‌ مردِ شرقی‌ ، با یه‌ عالمه‌ ترانه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سنگ‌، کاغذ، قیچی‌ : قیچی‌ ! من‌ قیچی‌ نکن‌ ! بذار که‌ سنگ‌ بِبَرَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گریه‌ نکن‌: گریه‌ نکن‌ ! عزیزِ من‌ ! حالا که‌ گریه‌ زوریه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جیرجیرک‌ : مورچه‌ها شب‌ تا سحر کار می‌کنن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برپا : مدرسمون‌ یادم‌ میاد ، دیوارای‌ بلندی‌ داشت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آوازِ فراری‌ : دخترک‌ ! من‌ قایم‌ کن‌ توی‌ غربت‌ نگاهت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جشن‌ گریه‌ : دل‌ این‌ عاشق‌ خسته‌ باز کبابه‌ گُل‌ من‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌بی‌ بارونی‌ : عاشقم‌ کن‌ تا بتونم‌ نبض‌ تقویم‌ بگیرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق‌ آفتابی‌ : آی‌ ! آقای‌ عاشق‌ جنگ‌ ! گُل‌ نمی‌ترسه‌ از تفنگ‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فرصت‌ : اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، با تو رَد می‌شدم‌ از درد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قصه‌ی‌ سگ‌ با گربه‌ : گربه‌ خانوم‌ ! سلام‌ علیک‌ ! قصه‌ نویس‌ تو منم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رقص‌ : برقص‌ ای‌ من‌ غریب‌ ! در این‌ ضیافت‌ فریب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شبانه‌ : گلوی‌ مرغ‌ حق‌ بسته‌ ، شب‌ از تکرارِ شب‌ خسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اسپانیا! اسپانیا! : قصه‌مون‌ قصه‌ی‌ دریاس‌ ، قصه‌ی‌ سیم‌ سرانگشت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تداوم‌ سرودن‌ : وقتی‌ اسم‌ یه‌ نفر یادآورِ یه‌ سرزمینه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آواز : یه‌ گورِ تازه‌ پُر شده‌ پای‌ درخت‌ زیتونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بیا این‌ شعرُ تموم‌ کن‌ : بی‌ بهانه‌ گریه‌ کردن‌ پا به‌ پای‌ سیم‌ گیتار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کی‌ خروس‌ می‌خونه‌: ستاره‌ ! پلکات‌ واکن‌ ! دارم‌ از نفس‌ میفتم‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌خیالی‌ : ای‌ جماعت‌ ! بسلامت‌ ! من‌ دیگه‌ حرفی‌ ندارم‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
غریق‌ عاشق‌ دریا : خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سلام‌ خوب‌ دیروزم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» تنها برای تو می نویسم ، بی بی باران :



دروغای‌ قشنگ‌ :گفتی‌ باید بنویسم‌ که‌ شب‌ قصه‌ قشنگه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌بی‌ بی‌نام‌ غزل‌ : اینجا نمون‌ که‌ موندنت‌ تیرِخلاص‌ این‌ صداس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خواب‌ همیشه‌ : روی‌ شیش‌ تا سیم‌ گیتار ، دنبال‌ صدات‌ می‌گردم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هف‌سین‌گمشده‌ : کسی‌ از ما نمی‌پرسه‌ که‌ بهارمون‌ کجاست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادِ تو سبزه‌ : تو دوباره‌ برمی‌گردی‌ ! من‌ چه‌ خوش‌باورم‌ امروز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مثل‌ معجزه : من‌ باید از پابیفتم‌ تا ترانه‌ بشکفه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ یادم‌ نمیاد : ترانه‌ یادم‌ نمیاد ، تنها بدون‌ دوسِت‌ دارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زندگی‌ به‌ شرط‌ چاقو : تااطلاع‌ ثانوی‌ ، نفس‌ نکش‌ آینه‌ دار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خورشیدِ کاشی‌ : عکس‌ خورشید ، خورشیدِ اَبروکمون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آخرین‌ خدانگهدار : گریه‌ کردم‌ ، گریه‌ کردم‌ اما دردم‌ نگفتم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بهانه‌ی‌ بیداری‌ : ای‌ رفاقت‌ قدیمی‌ ! ای‌ طنین‌ ناسروده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اگه‌ می‌موندی‌، می‌سوختی‌ : قاب‌ عکس‌ لُخت‌ خالی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ساده‌ بودیم‌ : ساده‌ بودیم‌ ، ساده‌ بودیم‌ ، ساده‌ مثل‌ قلب‌ عاشق‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ماه‌پیشونی‌ : آخرین‌ عاشق‌ چشمه‌ ، آخرین‌ یکه‌سوارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اسیرِ قاب‌ : لحظه‌ تلخه‌ ، ساعتا کوک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ موتور می‌خوام‌ ، یه‌ جاده‌ : یه‌ موتور می‌خوام‌ یه‌ جاده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق‌ تاریخ‌ : تاریخ‌ که‌ ورق‌ زدم‌ ، بغض‌ هزارساله‌ شکست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
طلسم‌ خواب‌ : تو رُ دیدم‌ ! تو رُ دیدم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کتاب‌ ما بسته‌ شده‌ : وقتی‌ غزل‌ سَر می‌رسه‌ ، حس‌ می‌کنم‌ کنارمی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نامه‌ : فال‌ اون‌ دخترِ کولی‌ تو خیابون‌ ، یادته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قول‌ ای‌ تو : من‌ دیگه‌ بر نمی‌گردم‌ ، اشکات‌ هَدَر نکن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مهتابی‌ : نبض‌ نفس‌ ، نبض‌ صدا ، نبض‌ ترانه‌ دستمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گریه‌کن‌ : گریه‌کن‌ دلت‌ سبک‌ شه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ بشکن‌ : من‌بشکن‌ ! من‌ بشکن‌ ! من‌ از آئینه‌ سرشارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آوازه‌خون‌ ما کجاست‌ : غروبا تو چشم‌ مردم‌ ، که‌ دارن‌ می‌رن‌ به‌ خونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باربارودا : بارون‌ ! به‌ رقص‌ِ من‌ ببار ! رَخت‌ِ کویرُ دربیار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مردِ قصه‌ها : مردِ غزل‌خون‌ شب‌زده‌ام‌ ، حنجره‌م‌ اسیره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عبورِ تو : منو بی‌صدا نبین‌ ، صدتا ترانه‌ با منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ عاشقانه‌ نیست‌ : کی‌ میگه‌ مُرده‌ نفس‌ نمی‌کشه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ایران‌، ایران‌ : ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! تکرارِ زمستانها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترجمه‌ی‌ چشمای‌ تو : چه‌ ضیافت‌ غریبی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حراج‌ : حریف‌ طلسم‌ خوابم‌ ! من‌ چه‌ بی‌نقابم‌ امشب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ : آی‌ ! گُل‌ یخ‌ ! آی‌ ! گُل‌ یخ‌ ! زمستونم‌ بارش‌ بست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خط‌ پایان‌ شب‌ : نازنین‌ ! نگام‌ نکن‌ ! نگاه‌ تو ممنوعه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هزارُ یک‌ شب‌ : شونه‌ به‌ شونه‌می‌ ولی‌ ، چه‌ دورِ راه‌ من‌ تو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تو پرنده‌ بودی‌، من‌ سَرو : زیرِ بارون‌ راه‌ نرفتی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حنجره‌ پُر خنجره‌ : با تواَم‌ ! آی‌ ! با تواَم‌ ! تویی‌ که‌ بال‌ شاپرک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ روز میاد که‌ روز بیاد : چه‌ خالیه‌ ، چه‌ خالیه‌ حُفره‌ی‌ این‌ حنجره‌ها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خسته‌ : خسته‌ام‌ از این‌ من‌ بی‌حنجره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زیرِ خط‌ نقطه‌چین‌ : لحظه‌های‌ با تو بودن‌ ، یادمه‌ صحنه‌ به‌ صحنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دیکته‌ی‌ من‌ : بیا همنفس‌ برقصیم‌ ، زیرِ چترِ نورِ مهتاب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کافه‌ نادری‌ : توی‌ کافه‌ نادری‌ ، کنج‌ همون‌ میزِ بلوط‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کلاغ‌ : یه‌ کلاغ‌ رو نوک‌ دیوار داره‌ قارقار می‌کنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
با تو ، تا تو : یه‌ عطش‌ مونده‌ به‌ دریا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جای‌ تو خالی‌: زودِ زودی‌ ! دیرِ دیرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دلم‌ می‌خواد بارون‌ بیاد : دلم‌ می‌خواد بارون‌ بیاد ، شیشه‌ی‌ شب‌ رُ پاک‌ کنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
به‌ تو نمیشه‌ راس‌ نگفت‌ : بازم‌ دارم‌ بچه‌ میشم‌ ، مثل‌ِ قدیمای‌ قدیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وارث‌ : شب‌ به‌ شب‌ راضی‌ اینجا ، چه‌ ترانه‌ بی‌فروغه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نگاه‌ برفی‌ : پیش‌ نگاه‌ سردت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آزادی : صدای‌ جیغ‌ درِ زندان‌ شهر ، پُشت‌ هر آدمی‌ رُ می‌لرزونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قصه‌ی‌ ما : قصه‌نویس‌ ! قصه‌نویس‌ ! هِق‌هِق‌ ما رُ بنویس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بهارِ زرد : این‌ تلفن‌ خراب‌ نیست‌ ، تو معرفت‌ نداری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اسم‌ تو جُرمه‌ : غول‌ قشنگ‌ واژه‌ها ! پلکای‌ آبیت‌ کی‌ بست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اُرکیده‌ی‌ وحشی‌ من‌ : اُرکیده‌ی‌ وحشی‌ من‌ ! از دل‌ واژه‌ قَدبکش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ی‌ انتحار : راه‌ می‌رم‌ تا نرسم‌ ! با من‌ بیا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دریا رفیقمون‌ بود : بسترِ داغ‌ ماسه‌ ، بادبزن‌ حصیری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سپرِ هراس‌ من‌ : یه‌ نفر بین‌ دو آینه‌س‌ ، که‌ خودش‌ رُ دوس‌ نداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عروج‌ بی‌علاج‌ : سقف‌ اتاق‌ پایین‌ میاد یا من‌ دارم‌ بالا میرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جام‌ نهان‌ نما : همنفسم‌ ! همقفسم‌ ! خسته‌تر از ترانه‌ام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
غیرِمجاز : تو کی‌ هستی‌ که‌ نگاهت‌ مثه‌ قصه‌ پُرِ رازه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نبض‌ دُهل‌کوب‌ سکوت‌ : ترانه‌خون‌ شب‌زده‌ ! جای‌ صدات‌ کی‌ لب‌ زده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ساعت‌ تحویل‌ شب‌ : آتیش‌ به‌ جونم‌ زدن‌ این‌ دریچه‌های‌ نیمه‌باز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ تو : بخت‌ ما بَختکیه‌ ، تو شب‌ اسیریم‌ من‌ تو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بازی‌ سال‌ : چه‌ سخته‌ مرگ‌ باغچه‌ رُ دیدن‌ حرفی‌ نزدن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مرثیه‌ی‌ خروس‌ : دیگه‌ شب‌ بو ، بو نمیده‌ ! رنگ‌ این‌ شبم‌ پَریده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مقصد : همیشه‌ تا خونه‌تون‌ هِی‌ قدمام‌ می‌شمارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُودِ عربا : دیگه‌ هیچکس‌ تو کوچه‌ غزل‌ نمی‌خونه‌ شبا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برج‌ عقرب‌ : طلوع‌ افسانه‌ کنین‌ ! شب‌ دیگه‌ بی‌نهایته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آش‌ همون‌ ، کاسه‌ همون‌ : سیصد حریف‌ سه‌ نشد ! آش‌ همون‌ کاسه‌ همون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
صفرخان‌ : مادربزرگ‌ ، یادش‌ به‌ خیر ! تو باغچه‌مون‌ برنو می‌کاشت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مثل‌ هنوز : نگا کن‌ ! رو سیم‌ گیتار ، تار تنیده‌ عنکبوته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
صبحانه‌ی‌ نور : سایه‌ ، به‌ سَرسپردگان‌ ، هدیه‌ ، نقاب‌ می‌دهد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ی‌ عقرب‌ شب‌ : یکی‌ شبها راه‌ میفته‌ واسه‌ چیدن‌ ستاره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دفترِ خورشید : بازم‌ تالار بی‌حرفی‌ ! دوباره‌ بغض‌ بی‌صبری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بیا عروسک‌ نباشیم‌ : منو محرم‌ بدون‌ ، بانو ! من‌ از غسل‌ غزل‌ پاکم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حرف‌ آخر : دیگه‌ فرصتی‌ نمونده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سنگ‌اندازِ آواز : من‌ کشتن‌ ! من‌ کشتن‌ ! هیچکسی‌ خبر نداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چای‌ تلخ‌ : من‌ تو دنیا رُ آفتابی‌ می‌خواستیم‌ ، عسلک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سکه‌ی‌ شب‌ : اونورِ سکه‌ی‌ شب‌ سیاه‌تر از اینوَرِشه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چشمک‌ : چشمک‌ چراغ‌ قرمز ، میگه‌ شب‌ هنوز بیداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آخرین‌ آوازِ قو : قصه‌ تمومه‌ ، عشق‌ من‌ ! فاصله‌ رُ صدا بزن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حنجره‌ها رُ خبر کن‌ : ای‌ غزل‌دخت‌ ترانه‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
صدای‌ آبی‌ من‌ : نه‌ اهل‌ روزگارم‌ ، نه‌ همنشین‌ سایه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پری‌ کوچیک‌ من‌ : پری‌ کوچیک‌ من‌ نی‌ لبکش‌ جنس‌ بلورِ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشقای‌ من‌ جریمه‌ نیست‌ : پسرک‌ ! گریه‌نکن‌ ! چوب‌ فَلَک‌ رُ می‌شکنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چل‌گیس‌ : چل‌گیس‌ قصه‌ ! گیسات‌ کی‌ قیچی‌ کرده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
طلوع‌ ممنوع‌ : روزگار هنوز غریبه‌ ، نازنین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
روشنک‌ سیاپوش‌ : روشنک‌ سیاپوش‌ ! همدم‌ ناشناسم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رنگ‌ فردا : می‌تونی‌ کوها رُ جابه‌ جاکنی‌ ! می‌تونی‌ قیامتی‌ به‌ پاکنی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وعده‌ی‌ آخر : یه‌ گُل‌ هزارتا گُلدون‌ ! یه‌ غزل‌ صدتا غزلخون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
روزِ خودسوزی‌دریا : هفتم‌ جمعه‌ی‌ قَبله‌ ، دوباره‌ دلم‌ گرفته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گهواره‌ی‌ آفتاب‌ : تو رُ از دور که‌ تماشا می‌کنم‌ ،می‌بینم‌ فاصله‌مون‌ خیلی‌کمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خواستگاری‌ : خورشیدخانوم‌ ! خورشیدخانوم‌ ! شب‌ اومده‌ خواستگاری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آبروی‌ این‌ قبیله‌ : رفتنت‌ تنها یه‌ خوابه‌ ! تو نرفتی‌ ، عطرت‌ اینجاس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مثل‌ رو دریا دویدن‌ : من‌ رسیدم‌ به‌ رسیدن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
امتحان‌ : مثل‌ گفتگوی‌ دریا ، با شن‌ای‌ خیس‌ ساحل‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سروده‌های‌ ناسرود : زیبای‌ خفته‌ی‌ غزل‌ ! عزیزِ تَن‌ داده‌ به‌ خواب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چترم‌ آتیش‌ می‌زنم‌ : از عقربه‌ جلوترم‌ ، اما به‌ تو نمی‌رسم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گرگ‌ میش‌ : لابه‌لای‌ استکان‌ها ، همیشه‌ حرف‌ ستاره‌س‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قبیله‌ی‌ بی‌مست‌ : مرا به‌ نام‌ صداکن‌ ،که‌ از تو نام‌ بگیرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زنده‌بگور : بوی‌ کافور میده‌ دستم‌ ، چقد از ترانه‌ دورم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تلفن‌ راه‌ دور : یه‌ نفر رو خط‌ ماس‌ ! انگاری‌ لال‌ ، نازنین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هشتمین‌ رنگ‌ : تو دورنگی‌ ! هم‌ زمینی‌ ، هم‌ به‌ رنگ‌ آسمونی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دریا رُ دریاب‌ : رودخونه‌ ! دریا رُ دریاب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ زمینم‌ : این‌ صدا صدای‌ خاکه‌ ، روی‌ موج‌ خیس‌ دریا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
همطپش‌ : عزیزِ پا به‌ راه‌ِ من‌ ! رفتن‌ تو ترانه‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دنیای‌ وارونه‌ : پدربزرگ‌ هَف‌سالگیش‌ یادش‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
درخت‌ معجزه‌ : من‌ مثه‌ یه‌ تَک‌درختم‌ ، تَه‌ یک‌ کوچه‌ی‌ باریک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مثل‌ لالایی‌کردی‌ : مادربزرگ‌ گیساش‌ به‌ رنگ‌ برفه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دوچرخه‌ سه‌تفنگی‌ : دفترِ سفیدِ کاهی‌ ! جعبه‌ی‌ مدادِ رنگی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کوچه‌های‌ یوسف‌آباد : عشق‌ اول‌ ، وعده‌ی‌ پنهونی‌ اونورِ شمشاد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نرده‌های‌ سرخ‌ : توی‌ پایتخت‌ گریه‌ ، یه‌ خیابون‌ بلنده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
استکان‌ آخرِ چای‌ : کاش‌ میشد یادم‌ بره‌ کوچه‌های‌ آشتی‌کنون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عاشق‌تر : عاشق‌تر از این‌ بودم‌ اگر لحظه‌ی‌ پرواز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عطرِ بی‌عطرِ تو : دُگمه‌ی‌ کتم‌ که‌ افتاد ، تازه‌ فهمیدم‌ که‌ نیستی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خونه‌ یعنی‌: خونه‌ یعنی‌ تیرِ آرش‌ ،وقتی‌ از فاصله‌ رَد شد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شب‌ چارشنبه‌سوری‌ : شب‌ شب‌ شب‌ ! شب‌ شب‌ شب‌ ! عربده‌های‌ میرغضب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
همیشگی‌ : یه‌ پیرِزن‌ چادر سیاه‌ ، تموم‌ هفته‌ ، غروبا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خبر : توی‌ شهر بی‌ستاره‌ ، رادیو حرفی‌ نداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
همزاد : از تو خوندن‌ ، واسه‌ من‌ تسکین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مُشت‌ تو یعنی‌ترانه‌ : دخترِ یاغی‌ قصه‌ ! مُشت‌ تو یعنی‌ ترانه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قصه‌ی‌ عشق‌ شب‌روز : ننه‌ خورشید یه‌ پسر داشت‌ ، کاکلش‌ رنگ‌ طلا بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بَرام‌ بخون‌ : آوازه‌خون‌ ! بَرام‌ بخون‌ ! غم‌ تو صدات‌ زندونیه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» بی سرزمین تر از باد :



ترانه‌ی‌ شمال‌: بیا بازم‌ مثل‌ قدیم‌ ، با هم‌ دیگه‌ بریم‌ شمال‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قهر : وقت‌ رفتن‌ هَر چی‌ خواستی‌ از اتاق‌ من‌ بِبَر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تلفن‌ : گوشی‌ رُ بردار که‌ می‌خوام‌ فاصله‌ رُ گریه‌ کنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
داغ : قاصدک‌ ! پَس‌ خبرات‌ کو ؟ دل‌ ما این‌جا پُکیده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌سرزمین‌تَر از باد : صورت‌ عکس‌ تو آلبوم‌ خیسه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آهنگ‌ دریا : کی‌ میگه‌ صدا همیشه‌ موندگاره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خط‌ شکسته‌ : بنویس‌ ، عاشق‌ خسته‌ ! بنویس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بُن‌ بَست‌ : وَسَط‌ یه‌ ضَبدَرَم‌ ، گوشه‌نشین‌ خسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
محکوم‌ : من‌ آخرین‌ برگم‌ ، در حلقه‌ی‌ شن‌باد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رؤیای‌ فرسوده‌ : کسی‌ در شب‌ نمی‌خواند ، شب‌آوازِ مَرا بشنو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شکست‌ : روی‌ آیینه‌ی‌ قلبم‌ ، عنکبوته‌ یه‌ شکسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُل‌سُرخ‌ : بیست‌ نُه‌ بهمن‌ پنجاه‌ دو ، سپیده‌ از صدای‌ چکمه‌ لَرزید ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کدخُدا : ده‌ ما چندتا خونه‌س‌ با دیوارای‌ کاگِلی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بوف‌ کور : نوزده‌ فروردین‌ سی‌ ، پاریس‌ چشاش‌ بسته‌ بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
در ساعت‌ پنج‌ عصر : چشمات‌ از اونورِ بادبزن‌ دو خورشیدِ سیاس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سفربخیر : پُشت‌ سَرُ نگا نکن‌ ، تا نبینی‌ که‌ میشکنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زند‌گی‌نامه‌ : دخترک‌ ! جُز تو که‌ دستات‌ واسه‌ من‌ مثل‌ وطن‌ بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لب‌دوختگان‌ : لب‌دوختگان‌ ! مرغ‌ غزل‌ بی‌پَرُبال‌ است‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مرا به‌ یاد نگه‌دار : حراج‌ پنجره‌ در سرزمین‌ بی‌دیوار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادِ من‌ باش‌: هر جا هستی‌ ، یادِ من‌ باش‌ ! یادِ این‌ نفس‌ بُریده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خوش‌خیال‌ : چشمای‌ تو رنگ‌ پاییزِ شُماله‌ ، دخترک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شهرِ بی‌بَرده‌ : بخون‌ ! همبغض‌ آواره‌ ! که‌ شب‌ فریادُ کم‌ داره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دل‌گِله‌ : هم‌ قسم‌ ! کجای‌ این‌ فاصله‌ای‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
طلاق‌ : حرف‌ آخرُ بزن‌ ! حوصله‌م‌ سَرمی‌بَری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیشونی‌نوشت‌ : از چکیدن‌ ستاره‌ ، روی‌ دفترچه‌ی‌ خالی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شروعم‌ کن‌: صدتا دامادِ کفن‌پوش‌ ، صدتا نو عروس‌ بیوه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ساده‌ نیستی‌: هیچّی‌ از تو نمی‌فهمم‌ ! مث‌ یه‌ آهنگ‌ خارجی‌ غریبه‌یی‌ بَرام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وحشی‌ترین‌ : بگین‌ وحشی‌ترین‌ حیوون‌ کدومه‌ ؟ جواب‌ این‌ سوال‌ کی‌ می‌دونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آشتی‌ : توی‌ این‌ کوچه‌های‌ مه‌ گرفته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آبجی‌: آبجی‌ ! قدِ یه‌ نخود چشمات‌ بنداز به‌ دِلم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
متواری‌ : هر خواب‌ ، پُر از کابوس‌ ، هر سفره‌ پُر از سُرمه‌ست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
با تو : شب‌ پُر از ترانه‌ می‌شه‌ با تو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شهرِ من‌ : از سَرِ میدون‌ ونک‌ ، تا انتهای‌ پامنار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مُدل‌ : رنگای‌ اصلی‌ ، قَلَمو ، تو وُ سه‌پایه‌ وُ یه‌ بوم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سَرسَرای‌ چشم‌ تو : باورم‌ نیست‌ ، این‌ تویی‌ که‌ پا میذاری‌ توی‌ خونه‌م‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
طرح‌ : نیم‌ دقیقه‌ مونده‌ به‌ گلوله‌ بود ، که‌ یه‌ آهو لب‌ رودخونه‌ رسید ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تطهیر : بانو ! از این‌ شب‌ بَربَر مَرا بِبَر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مسافرکوچولو : ساکن‌ یه‌ ستاره‌اَم‌ ، مثل‌ مسافرکوچولو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مَرگ‌ مادرزاد : شب‌ پروازِ نامُمکن‌ ! شب‌ در پیله‌ جان‌دادن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ : اِسی‌ تیغ‌زَن‌ تا حالا هیچکس‌ با تیغ‌ نَزَده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پَروَنده‌سازی‌ : ما همه‌ مثل‌ بَرده‌ییم‌ ، حتّا تو عصرِ دیجیتال‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لاف‌ غزل‌ : نمی‌گم‌ آسمون‌ برات‌ میارم‌ رو زمین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دلشکار : کجایی‌ ؟ بانوی‌ صدا ! عتیقه‌ شد غروب‌ ما ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اَزبَرش‌ می‌کنی‌ یا نه : جای‌ شلاق‌ سیاهی‌ ، مونده‌ رو گونه‌ی‌ مهتاب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آخرین‌ ترانه‌بانو : ساکتم‌ مثل‌ گلوله‌ تو خشاب‌ یه‌ مُسلسل‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پایان‌ من‌ : زنگ‌ تفریح‌ نگاهت‌ ، اونورِ کلاس‌ تَرکه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌ : واسه‌ فهمیدن‌ چشمات‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ی‌ زارع‌ : من‌ مزرعه‌ یه‌ عمره‌ ، چش‌ براه‌ یه‌ بهاریم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بنویسم‌ : من‌ خط‌ بزن‌ ! دوباره‌ از سَرِ خط‌ بنویسم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زندگی‌ یعنی‌ نمُردن‌ : روی‌ آسمون‌ نوشتن‌ آی‌ ! پَرَنده‌ ! پَر زده‌ بَس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تجسّم‌ : شب‌ این‌ ساعتک‌ خورشیدی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سُک‌ سُک‌ : من‌ تو از تب‌ تنهایی‌ پُریم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خط‌نشون‌ : نفست‌ رُ تازه‌ کن‌ ، ترانه‌خون‌ ! شعرُ با لهجه‌ی‌ آزادی‌ بخون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
صحنه‌ی‌ سپیده‌ : وقتی‌ پروانه‌ی‌ آواز ، بی‌صدا حبس‌ یه‌ پنجه‌س‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دارالمجانین‌ : دو تا کپسول‌ مُسکن‌ روی‌ میزِ صبحونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بمون‌ برای‌ ما شُدن‌: شب‌ خاکستریه‌ خونه‌ی‌ من‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نگران‌: نگرانم‌ ! نگرانم‌ ! نگران‌ این‌ منم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یکی‌ در میون‌: اِی‌ تو که‌ حتّا تو تَله‌ ، راه‌ فرارُ بَلَدی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فانوس‌ دریایی‌ : از سفرنامه‌ نوشتن‌ خسته‌ام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
درخت‌ : می‌نویسم‌ تو رُ از نو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
والیوم‌ 10 : ساعت‌ یک‌ نصفه‌ شبه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سرسنگین‌ : تو چشات‌ مزرعه‌ی‌ سُنبُله‌های‌ گندُمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خطر کن‌: دخترک‌ ! از اونورِ خط‌ ، تا غروب‌ من‌ سفر کن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قشنگ‌ : شبا که‌ با خیال‌ تو سَر روی‌ بالش‌ می‌ذارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حقیقت‌ : با من‌ بمونی‌ ، میشکنی‌ ! این‌ یه‌ حقیقته‌ ! عزیز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُرگ‌ بارون‌ دیده‌ : زیرِ پُل‌ تجریش‌ یه‌ پاپتی‌ داره‌ جون‌ می‌ده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نامه‌ : می‌نویسم‌ حال‌ روزگارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دوسِت‌ دارم‌ : می‌خوام‌ بگم‌ دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ پنجره‌ ! به‌ آسمون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نانوشته‌ : نازنین‌ نانوشته‌ ! اِی‌ غزل‌واژه‌ی‌ غمگین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ کتَک‌ خورده‌ترین : من‌ کتَک‌ خورده‌ترین‌ حنجره‌ام‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بکر : این‌ تویی‌! تویی‌ دوباره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عشق‌ خطّای‌ موازی‌ : من‌ تو مثل‌ دوتا خط‌ می‌مونیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نارفیق‌ : چمدون‌ لب‌ درگاه‌ ! آخرین‌ لحظه‌ی‌ بدرود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مرا به‌ یادآر : دست‌ تو سخاوت‌ سپیدار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سکوت‌ : یه‌ پنجره‌ رو به‌ یه‌ باغ‌ ، یه‌ کوره‌راه‌ بی‌چراغ‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کارتون‌ : چشمات‌ هَم‌ بذار ! رفیق‌ ! بیا تا بچّه‌گی‌ کنیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حسرت‌ : روسَریت‌ به‌ رنگ‌ دریا ، تو چشات‌ خوشه‌ی‌ گندُم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پولَکی‌ : بشنو وُ باورش‌ نکن‌ ! حرفا دروغکی‌ شُده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سُجده‌ بَر سراب‌ : از فتح‌ دوزخ‌ آمدم‌ ، با گِردبادی‌ زین‌ شُده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اعتراف‌ : تپانچه‌ی‌ نگاه‌ تو ، مَرا نشانه‌ می‌رَوَد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خاتون‌ ماه‌ سوّم‌ : خاتون‌ ماه‌ سوّم‌ ! بی‌بی‌ داغ‌ خُرداد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عکاس‌باشی‌ : عکاس‌باشی‌ ! عکاس‌باشی‌ ! عکس‌ت‌ بی‌هوا بگیر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
میدون‌ انقلاب‌ : میدون‌ انقلاب‌ باش‌ : حراج‌ پنجه‌ بوکس‌ دود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُفت‌بی‌گو : تو بگو ، من‌ چی‌ بگم‌ تو گفتگوی‌ آینه‌ها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادگاری‌ : اِی‌ غزل‌ از تو رسیده‌ ! ای‌ ترانه‌ از تو جاری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
انفجار : تو ضیافت‌ ستاره‌ ، وسط‌ این‌ شب‌ شیاد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جُردن‌ : وقتی‌ که‌ گاز می‌دی‌
([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) سایه‌ به‌ سایه‌ : اسم‌ من‌ سایه‌ی‌ تو ، سایه‌ی‌ تو ، اسم‌ منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رَدِ بهار : پَری‌ پروانه‌پوشم‌ ! عمریه‌ حلقه‌ به‌ گوشم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مبتذل‌ : وقتی‌ خورشید ، یخ‌ ببنده‌ ، یعنی‌ عُمره‌ شب‌ بلنده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زندگی‌ معنی‌ مرگه‌ : پرده‌خونی‌ بَسه‌ ، مطرب‌ ! دل‌ صدپاره‌ رُ دریاب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عروسک‌: یکی‌ بود ، یکی‌ نبود ، زیرِ گُنبدِ کبود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تاراج‌ : به‌ تاراجم‌ بیا ، خاتون‌ ! که‌ من‌ مغلوب‌ مغلوبم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تحت‌ تعقیب‌ : تو همه‌ شهرا غریبم‌ ! بی‌نصیبم‌ ! تحت‌ تعقیبم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حرفه‌ : ساده‌ شُد نصیبتون‌ این‌ دِلَک‌ پُر شَرُ شور ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دروغگو : قشنگی‌ امّا کلَکی‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فقط‌ خودم‌ خودت‌ : از تَه‌ جادّه‌ اومدم‌ ، پای‌ پیاده‌ اومدم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هم‌غزل‌ : دخترک‌ ! اجازه‌ هست‌ رخت‌ ترانه‌ تَن‌ کنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بعد از این‌ : بعد از این‌ فقط‌ خودِ تو ! بعد از این‌ من‌ دیگه‌ بی‌من‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شب‌ خیس‌ : با نوازش‌ِ نگاهت‌ شب‌ از یاد می‌برم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زیرِ سبیل‌ میرغضب‌ : زیرِ سبیل‌ میرغضب‌ خواب‌ می‌بینم‌ که‌ هستم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شب‌ بارونی‌ تهرون‌ : شب‌ بارونی‌ تهرون‌ ، شب‌ نمناک‌ ترانه‌س‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تاکسی‌ : من‌ شوفر تاکسی‌اَم‌ ! آی‌ مسافرِ دَربَستی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لُس‌آنجلس‌ : حبّه‌ی‌ قند ! تُنگ‌ بلور ! آی‌ تو که‌ اینا اِسمته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ کم‌ آزادی‌ : شعرای‌ پاستوریزه‌ وُ ترانه‌های‌ بَد صدا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُزارش‌ : رو شناسنامه‌ی‌ جنگل‌ ، مُهرِ باطل‌ تگرگه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مازوخیست‌ : تو که‌ مسافری‌ نگو ، هیچ‌جایی‌ مثل‌ خونه‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیشی‌ : سهم‌ِ من‌ از همه‌ دنیا یه‌دونه‌ پیشی‌ی‌ نازه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آهو خانوم‌ : با شمام‌ ! آهو خانوم‌ ! چِل‌گیس‌ روسری‌ سیاه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فروشی‌ : اِی‌ ترانه‌ را بُرده‌ از هَوای‌ این‌ خانه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تکسوار : تو مِث‌ یه‌ گُل‌ سُرخی‌ ، توی‌ باغ‌ بی‌بهار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شبنم‌ بیداری‌ : تبسم‌ نقش‌ نیرنگه‌ ! من‌ از شب‌ شاکی‌اَم‌ ، اِی‌ یار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چشمک‌ چاقو : آخرین‌ آوازه‌ خونم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آغازِ سفر : آخرین‌ رهگذرِ شهرِ شبم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خَلع‌ ید : عزیزِ همسقوط‌ من‌ ! افسانه‌ رُ دوره‌ نکن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تیرِ اخطار : فراری‌اَم‌ ! فراری‌اَم‌ ! فراری‌ از لباس‌ سبز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادش‌ به‌ خیر : بچّه‌گی‌مون‌ یادش‌ به‌ خیر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زلزله : نگو «ـ دوسم‌ نداشته‌ باش‌ ! » خواستن‌ تو کارِ دِله‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تحمل‌ : مثل‌ پِت‌ پِت‌ یه‌ فانوس‌ که‌ نفس‌ بُریده‌ باشه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کهرُبا : بی‌تواَم‌ امّا از تو سرشارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یعنی‌ همین‌: اگه‌ خاکسترنشینی‌ ، اگه‌ اهل‌ آسمونی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هم‌روزگار : غم‌ نخور ! هم‌روزگارم‌ ! من‌ هوای‌ تو رُ دارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بخند : اَمون‌ بده‌ که‌ عطرِ تو برگ‌ اَمون‌ واژه‌هاس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُذری‌ : سَرِ فردوسی‌ ، تو میدون‌ ، بغل‌ مجسّمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شب‌ یلدا : وقتی‌ لال‌بازی‌ تو دنیا یه‌ زبون‌ مُشترک‌ شُد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عمرِ سکوت‌ : گفتی‌ یک‌ نفر میاد از تو غبارِ جادّه‌ها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بهار : حاجی‌ فیروز نمی‌رقصه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حافظ‌ : من‌ تو اون‌جا نبودیم‌ ، هیچ‌ کسی‌ اون‌جا نبود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
علامت‌ سوال‌ : با تواَم‌ ! تو که‌ به‌ عشقت‌ می‌گی‌ عشق‌ آسمونی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُرگ‌ : سَرِ کوه‌ ، بالای‌ درّه‌ ، نُک‌ یه‌ صخره‌ نشسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تعطیلی‌ دِل‌ : جمعه‌ روزِ خوب‌ عشقه‌ ، روزِ تعطیلی‌ دِل‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قرار : مثل‌ یه‌ آوازه‌خون‌ دوره‌گرد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ایجاز : از حادثه‌ می‌آیی‌ ! لبخندِ تو خوانا نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آشفته‌ : نبض‌ سکوتم‌ رُ بگیر ! آتشفشون‌ خُفته‌ام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌خطر : می‌زنم‌ از توی‌ خونه‌ بیرون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عسلبانو : عسلبانو ! هنوزم‌ پیش‌ مایی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
الک : دوباره‌ دِل‌ برای‌ یک‌ جرعه‌ ترانه‌ لَک‌ زده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لعنت : من‌ برای‌ تو می‌خونم‌ ، هنوز از اینورِ دیوار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بَندَر : من‌ مث‌ یه‌ بَندَرَم‌ کنارِ دریای‌ جنوب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دِل‌ : دل‌ ما حرف‌ حساب‌ حالیش‌ نبود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پرسه‌ : بارون‌ دوس‌ دارم‌ هنوز ، چون‌ تو رُ یادم‌ میاره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سایه‌ سنگین‌ : سایه‌تون‌ سنگینه‌ ! خاتون‌ ! کجا رفتن‌ اون‌ چشاتون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حنجره‌ تو سیم‌ خاردار : همه‌ جا سیمای‌ خاردار ! همه‌ جا ایست‌ خبردار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سلام‌ بی‌ریا : اومدنت‌ ، رفتن‌ شب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قصّه‌ی‌ عاشق‌ فقیر : دستای‌ من‌ پینه‌ تَرَک‌ ، دستای‌ تو مثل‌ بلور ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هزارُ دوّمین‌ شب‌ : زاده‌ی‌ شهرِ قصّه‌اَم‌ ! محبوس‌ برگای‌ کتاب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دَه‌ درجه‌ زیر شب‌ : اونورِ قاب‌ پنجره‌ دوباره‌ تصویرِ شبه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ناتمام‌ : روسری‌ قشنگت‌ ، به‌ رنگ‌ برگ‌ باغه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حبسی‌ : درِ قفس‌ رُ وا نکن‌ ! ما همه‌ حبس‌ نفسیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مرثیه‌ : گنبدِ سردِ قصه‌ ، کبودِ تازیانه‌س‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خیابونی‌ : مث‌ گُربه‌های‌ وِل‌گرد ، تو خیابونا پَلاسه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آخرین‌ فصل‌ : فصل‌ تازه‌م‌ آخرین‌ فصل‌ منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
روشنم‌ کن‌ : دلخوش‌ خاطره‌هاتم‌ ! هیچکس‌ جُز تو ندارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چله‌شمار : تو فصل‌ تاراج‌ درخت‌ ، جوانه‌ یعنی‌ یه‌ قیام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حرف‌ بی‌حرفی‌ : توی‌ چشمات‌ ستاره‌ مُرده‌ ! دیگه‌ شب‌ عاشقانه‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سنگسار : مستانه‌ باش‌ ! مستانه‌ باش‌ ! این‌ خانه‌ بی‌خُم‌خانه‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ضرب‌المثل‌ : من‌ مهربون‌ نگاکن‌ ، تا نلرزه‌ دل‌ دستم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آوازه‌خون‌ : هِی‌ چَپ‌ راست‌ می‌دی‌ کنسرت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فال‌فروش‌ : اسم‌ِ اون‌ کوچه‌ یادم‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ناشنیده‌ : به‌ اعتبارِ چشم‌ تو ، ترانه‌ زاده‌ می‌شَوَد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چشمای‌ تو یعنی‌ وطن‌: باشکوهی‌ ! مثل‌ آوازِ عشایر وقت‌ کوچ‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
به‌ خواب‌ من‌ سر بزن‌: یاس‌ از گلوت‌ روییده‌ ! عطرِ صدات‌ پیچیده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خنده‌ی‌ تو : خنده‌ت‌ اَزَم‌ نگیر ، تا شب‌ طاقت‌ بیارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پارک‌ رفتگر : یه‌ تاب‌ بی‌سرنشین‌ ! پرچمای‌ نَشُسته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بپّا خوابت‌ نَبَره‌ : روزای‌ هفته‌ مث‌ تیغه‌ی‌ هَف‌تا خنجره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اتوبوس‌ : نمی‌خوام‌ بُر بخورم‌ تو آدمایی‌ که‌ صُبا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زند‌گی‌ : نه‌ سلام‌ نه‌ علیک‌ ، زنده‌گی‌ فقط‌ خداحافظی‌ بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیانو : اگه‌ یه‌ پیانو داشتم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مثل‌ فانوس‌ : توی‌ آفتاب‌ از کدوم‌ روز ، از کدوم‌ شب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مانکن‌ : توی‌ ویترین‌ یه‌ بوتیک‌ ، مانکن‌ پلاستیکی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کولی‌قزک‌ : کولی‌قزک‌ ! بارون‌ کن‌ شب‌ از این‌ کوچه‌ بشور ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
غزلگو : تو یک‌ نفس‌ سکوت‌ من‌ یک‌ بغل‌ هیاهو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لهجه‌ی‌ گیتار : من‌ زبون‌ همه‌ی‌ پَرَنده‌ها رُ بَلَدَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تلخ‌ : خیلی‌ تلخه‌ گریه‌کردن‌ ، پای‌ فواره‌ی‌ مُرده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گوشه‌نشین‌ : گیلاسا گوش‌ به‌ زنگن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لی‌لی‌پوت‌ : تو کشورِ کوتوله‌ها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نُت‌ آخر : از حرارت‌ نگاهت‌ ، گُر گرفته‌ تن‌ گیتار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ناباور : چه‌ روشن‌ ، چه‌ بی‌سایه‌ دلباختیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کسی‌ تو رُ دوس‌ نداره‌ : تو با صدتا دروغ‌ اومدی‌ از راه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تعبیر : من‌ این‌ ساعت‌ مُرده‌ ، برگ‌ کاهی‌ ، میزِ تحریر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کم‌رنگ‌ : نگاهم‌ کن‌ که‌ کم‌رَنگَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ سکوتم‌ : من‌ سکوتم‌ ، تو ترانه‌ ! من‌ یه‌ فانوس‌ ، تو زبانه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اعتراف‌ آینه‌ی‌ : مایه‌ی‌ شرم‌ ، من‌ دیگه‌ رفیق‌ من‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» رقص در سلول انفرادی :



دنبالـه‌دار: دنباله‌ی‌ گیست‌ مث‌ ستاره‌ی‌ دنباله‌دار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سپـور : یه‌ سپور رو چمنای‌ پارک‌ شهر خوابیده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آتش‌فشون‌ : من‌ خودِ آتش‌فشونم‌ ! خودِ پیغمبرِ شَک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آوازِ خاک‌ : طوماری‌ از خاکم‌ ، با مُهرِ یک‌ پوتین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چَـپ‌ : خبرای‌ بدی‌ از دنیا میاد ! رفیقکم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رنگین‌کمون‌ : اگه‌ دلا پُرخون‌ از دست‌ زمونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نـوبـل‌ : نه‌ من‌ احمد ، نه‌ تو آیدا ! نه‌ نرودا ، نه‌ ماتیلدا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پـایـان‌ : زمونه‌مون‌ ، زمونه‌ی‌ سکوت‌ غولای‌ صداس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مـعـبد : نگاهت‌ روشنه‌ ، نابه‌ ! همیشه‌ غرق‌ مهتابه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دِ دِ ت‌ : شبا سیاه‌ ، روزا سیاه‌ ! هر کار خوبی‌ یه‌ گناه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
امـنـیـت‌ : پی‌ امنیت‌ بودن‌ ، پی‌ کشف‌ سایه‌بونم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تـعبـیـر : رنگین‌کمون‌ ! رنگی‌ بزن‌ به‌ این‌ شب‌ خاکستری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فاصله‌ کوتاهه‌ : گفتی‌ فاصله‌ کوتاهه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خلیج‌ شب‌ : تو بطری‌ شراب‌ ، شعری‌ شناوره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قهقهه‌زَن‌ : منم‌ یه‌ دُنیا حرف‌ قیمتی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لیلی‌ گُشنه‌ : وقتی‌ لیلی‌ گُشنه‌ مونده‌ زیرِ سقف‌ مجنون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تک‌خال‌ : شب‌ بُلنده‌ عینهو بافه‌ی‌ گیس‌ت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شـبـح‌ : توی‌ این‌ خونه‌ی‌ تاریک‌ ، یه‌ شبح‌ تا صُب‌ بیداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برگ‌ تبر : چشم‌ تو رنگ‌ بلوط‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نگو ما نبودیم‌ : شب‌ از دشنه‌ پُر شُد ، ترانه‌ زمین‌ خورد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ سیب‌ ممنوعه‌س‌: تو شهری‌ که‌ از آدم‌هاش‌ کسی‌ عشق‌ نفهمیده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یازده‌ سپتامبر : یه‌ دونه‌ خرس‌ عروسکی‌ هنوز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خورشیدک‌ ناپاک‌ : از انکار تو می‌آیم‌ ! تمام‌ باورِ دیروز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌ستاره‌ : با نگاه‌ پُر ستاره‌ت‌ ، شب‌ از چشام‌ گرفتی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نـگـاه‌ : وقتی‌ نگاهم‌ می‌کنی‌ ، نبض‌ ترانه‌ می‌زنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پـنـجـره‌ : هَر چشم‌ تو یه‌ پنجره‌ ، رو به‌ تماشای‌ سحر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق‌ همیشه‌ : چشم‌ ، چشم‌ دو اَبرو ! مشق‌ همیشه‌ی‌ من‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سیندرلا : سیندرلا ! دیگه‌ خیلی‌ وقته‌ لنگه‌ کفش‌ تو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هم‌کنار : دلتنگ‌ بودم‌ از شب‌ ، تو حسرت‌ ستاره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خنجرِ مقدّس‌ : یکی‌ باید با یه‌ خنجر بیاد امّا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مشق‌ همیشه‌ : چشم‌ ، چشم‌ دو اَبرو ! مشق‌ همیشه‌ی‌ من‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ولع‌ بدون‌ امّا : تن‌ تو معدن‌ یشم‌ ، دست‌ من‌ حریص‌ کار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ائتلاف‌ خیرُ شَر : چشم‌ بچرخانده‌ دلم‌ ، در تب‌ تاب‌ قاصدک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مسـتانـه‌ : از لحظه‌ی‌ شراب‌ ، تا غیبت‌ نقاب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بَـلال‌ : من‌ بچّه‌ی‌ شوشم‌ ! رهگذارا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فـرار : می‌خوام‌ از دست‌ سَرَم‌ فرار کنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کافه‌ فـیـروز : چشمات‌ ببند ! سفر کن‌ به‌ گُذشته‌ها ، به‌ دیروز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فِـلِـش‌ : هم‌ تو خیابون‌ هم‌ ، تو بزرگراه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
متروی‌ نیمه‌شب‌ : با من‌ بیا تا پرسه‌ ، تا دیدارِ لبالب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌خیالی‌ : دوباره‌ رفتی‌ موندم‌ ، با یه‌ قاب‌ عکس‌ خالی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دریـا خانوم‌ : تو شب‌ روشن‌ چشمات‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌خوابی‌ : وقتی‌ کف‌ کفشای‌ شب‌ ، با عطرِ شب‌بو دُشمنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چشم‌ تو : اِی‌ که‌ چشمات‌ رنگ‌ قهوه‌س‌ ! رنگ‌ کافه‌نادری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دوتا گنجشک‌ : دو تا گنجشک‌ دنبال‌ هم‌ اُفتادن‌ تو آسمون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دریا رو ویلچر : اگه‌ گفتی‌ کیه‌ که‌ می‌دَوه‌ امّا پا نداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لالایی‌ : تو دل‌ این‌ شب‌ سیاه‌ ، صدای‌ لالایی‌ میاد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عصرِ پنجشنبه‌ی‌ گیشا : عصرِ پنجشنبه‌ی‌ گیشا : فرصت‌ خوب‌ تماشا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُـل‌بانو : توی‌ چشمات‌ یه‌ شعرِ عاشقانه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
داره‌ بارون‌ می‌باره‌ : پَس‌ این‌ پنجره‌ هر شب‌ ، یه‌ نفر تا صُب‌ بیداره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سـبـزه‌ : غوغا می‌شه‌ وقتی‌ که‌ پا رو ماسه‌ها می‌ذاری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عشق‌ یه‌ روزه‌ : عمرِ عشق‌ ما یه‌ موج‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رود : من‌ یه‌ رودخونه‌ی‌ پیرم‌ ، که‌ تو چنگ‌ سَد اسیرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وصیت‌ : وقتی‌ سنگین‌ بشه‌ خوابم‌ ، قدِ خاکای‌ یه‌ چاله‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بگو: نـه‌ : تو رفاقت‌ تن‌ تیغ‌ ، گُل‌ داده‌ باغچه‌ی‌ پیرهن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بـاکـره‌ : سازی‌ بزن‌ ! شعری‌ بخون‌ اندازه‌ی‌ رنگین‌کمون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هق‌هق‌ خنده‌ : ضجّه‌ زدن‌ با لبخند ، ترانه‌ با دهان‌بند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کوچه‌گَرد : تو کوچه‌های‌ شهری‌ که‌ ، تموم‌ دنیای‌ منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یک‌ حنجره‌ کلاغ‌ : از آخرِ سفر ، با من‌ بخون‌ ! رفیق‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُل‌ صورتی‌ کاکتوس‌: نمی‌دونم‌ تو نگاهت‌ ، عشقه‌ ، یا طلسم‌ جادوس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌ریشه‌ : از این‌ بی‌ریشه‌ روییدن‌ ، از این‌ در سایه‌ غلتیدن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نـاهمسـفر : روزای‌ خوب‌ هفته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سِیلی‌ از ابریشم‌ : می‌نویسم‌ پرواز ! می‌نویسی‌ رگبار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
از ابریشم‌ : می‌نویسم‌ پرواز ! می‌نویسی‌ رگبار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادِ من‌ باش‌ : وقتی‌ شب‌ از کوچه‌ رَد شُد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جرأت‌ ترانه‌ : تو جرأت‌ ترانه‌یی‌ ، در این‌ قلم‌شکسته‌گی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعری‌ رسیده‌ از خواب‌ : آغوش‌ تو تابستان‌ ! پیراهنت‌ سیبستان‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زندونی‌ : زیرِ یه‌ سقف‌ سُربی‌ ، بین‌ چهارتا دیوار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زنبق‌ خاکستری‌ : تو یه‌ بغضی‌ که‌ تَرَک‌ خوردی‌ ولی‌ نمی‌شکنی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُـل‌ پونه‌ : گُل‌ پونه‌ ! بذار آتیش‌ عشقم‌ شعله‌ور شه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دخترِ جادو : چرا اسمم‌ از تو قلبت‌ خط‌ زَدی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کافه‌ گـودو : گوشه‌ی‌ کافه‌ی‌ گـودو ، من‌ بودم‌ خیال‌ تو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادِ من‌ باش‌ : رفتی‌ُ خاطره‌های‌ ، تو نِشسته‌ تو خیالم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آقای‌ زمستون‌ مُرد : وقتی‌ که‌ زمستون‌ شُد ، سر سبزی‌ از این‌جا رفت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دیوارِ شیشه‌ : بیا از آخرِ دالان‌ِ اندوه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کبـوتـر : یه‌ کبوترِ سپیدم‌ ، به‌ نوکم‌ یه‌ برگ‌ِ زیتون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ صدا کن‌ : وقتی‌ بِهِم‌ می‌گفتی‌ ، دوسَم‌ داری‌ همیشه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رقص‌ در سلّول‌ انفرادی‌ : غصّه‌ها رُ خط‌ بزن‌ ! من‌ دیگه‌ فکرِ شادی‌اَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نقّاش‌ تماشایی‌ : از آینه‌ پیدا شو ! معشوقه‌ی‌ پنهانی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شب‌خونی‌ : درای‌ پنجره‌ رُ وا می‌کنم‌... بوی‌ باروت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اویـن‌ : توی‌ زندون‌ اوین‌ ، زنده‌گی‌ زنده‌ موندنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شـبـانـه‌ : شب‌ ، رنگ‌ خون‌ ! مرگ‌ فراوونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سـفـر : وقتی‌ می‌خوای‌ بری‌ سفر ، عکسم‌ با خودت‌ بِبَر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آلبوم‌ خاطره‌ها : چشمای‌ تو مثل‌ یه‌ عکس‌ ، تو آلبوم‌ خاطره‌هاس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عاشق‌ِ نامریی‌ : سایه‌ به‌ سایه‌ با تواَم‌ ، توی‌ خیابون‌ ، تو اتاق‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مِری‌ کریسمس‌ : وقتی‌ که‌ بابانوئل‌ ، گوزنش‌ زین‌ می‌کنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مریـم‌ : گُل‌ مریم‌ ! مثل‌ خورشید توی‌ قلبم‌ شکفتی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
طعم‌ غـم‌ : رُطب‌ِ بَم‌ ، طعم‌ غم‌ داره‌ دیگه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دخترِ پُشت‌ پنجره‌ : خیلی‌ وقته‌ پُشت‌ قاب‌ پنجره‌ ، دختری‌ نشسته‌ وُ منتظره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زامـبـی‌ : وقتی‌ ماه‌ تو شب‌ می‌تابه‌ ، مث‌ چشم‌ یه‌ جسد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
به‌ گِـل‌ نشسته‌ : من‌ شبنم‌ ابریشم‌ ! تو صاعقه‌ وُ فولاد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
می‌شه‌ عاشق‌ تو بود : پُشت‌ یه‌ چراغ‌ قرمز می‌شه‌ عاشق‌ِ تو بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مـادر : مادر ! ببین‌ که‌ خسته‌ام‌ ! تنها وُ دل‌ شکسته‌ام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چشات‌ چه‌ رنگیه‌ : تو چین‌ پیراهن‌ تو مثل‌ یه‌ سایه‌ گُم‌ می‌شم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خنجرِ مـاه‌ : تو یه‌ صندوقچه‌ی‌ دَه‌ قُفل‌ِ بزرگ‌، خنجرِ پدربزرگم‌ خوابیده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کبوترُ مجسّمه‌ : نبین‌ جماعتی‌ رُ که‌ دارن‌ می‌چرخن‌ دورِ این‌ میدون‌ ترس‌ همهمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آخرین‌ غـم‌ : بگو دوباره‌ ، سقوط‌ تلخ‌ کدوم‌ ستاره‌ ، شب‌ سیا کرد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آسمون‌ : این‌ بالا ، یه‌ آسمونه‌ ، این‌جا بین‌ِ قلبا نه‌ مرزه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برگ‌ برنده‌ : ماهک‌ شب‌بو وُ شراب‌! این‌ دل‌ِ خسته‌ مستته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هم‌دلهره‌ : با مُرده‌گانی‌ در درون‌ ، با کوله‌باری‌ از جنون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دو پـهـلو : وقتی‌ آغوش‌ رفاقت‌ یه‌ تله‌س‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تخته‌حوضی‌ : توی‌ لاله‌زار هنوزم‌ یه‌دونه‌ آرتیست‌ پیره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کلاف‌ سرنوشت‌ : با دستای‌ تو وا شُد ، کلاف‌ سرنوشتم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
همراهت‌ خاموش‌ کردی‌ : گوشی‌ رُ برنمی‌داری‌ دوباره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پـدر: پدر کوهه‌ ! پدر مثل‌ِ یه‌ صخره‌ سخته‌، سخته‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
امـید : اگه‌ دنیا از نگاهت‌ رنگ‌ خاکستریه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شب‌ دنباله‌دار : بانوی‌ رویش‌ ! نازنین‌ ! باران‌ شو ! بر قلبم‌ ببار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خاکسترِ ققنوس‌ : با تو ، با تو لذّت‌ِ قدم‌ زدن‌ تو دل‌ جنگل‌ کاج‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پُـل‌ سُرخ‌ : رویید بود از لبت‌ ، یک‌ غنچه‌ی‌ گُل‌ سُرخ‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مَردِ بارونی‌ : وقتی‌ که‌ از گریه‌ پُرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بانوی‌ آسایش‌ : با خود گلاویزم‌ ، با دشنه‌یی‌ در دست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
امضأ : بیا با هم‌ سفر کنیم‌ ، به‌ دنیای‌ نقّاشیا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هر بوسه‌، یک‌ ترانه‌ : مصلوب‌ گُل‌میخ‌ غزل‌ ! مسیح‌دُخت‌ باکره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کوچه‌ی‌ اقاقیا : دوس‌ ندارم‌ دیگه‌ خواب‌ ببینم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ی‌ آزادی‌ : خیلی‌ با ارزشی‌ مثل‌ یه‌ ترانه‌ توی‌ زندون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تـوفـان‌ : به‌ تو گفتم‌ لنگرِ قایق‌ سرگردون‌ باش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پنجه‌ی‌ آفتاب‌ : توی‌ چشم‌ من‌ نگاه‌ کن‌ ! یه‌ نگاه‌ عاشقونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هم‌خاک‌ : دستت‌ به‌ من‌ بده‌! هم‌خاک‌ من‌! باید از دیوارِ سایه‌ رَد بشیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مُشتت‌ گره‌ کن‌ : اگه‌ شب‌ از مُشت‌ تو شاکیه‌ ، مُشتت‌ گره‌ کن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
من‌ پنجره‌ : وقتی‌ که‌ تنگه‌ غروب‌ ، بارون‌ به‌ شیشه‌ می‌زنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ فرشته‌ : شب‌ تاریک‌ ، یه‌ فرشته‌ ، سر چهارراه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شهرِ بی‌مجسمه‌ : عابرِ محله‌های‌ پاپَتی‌ ، داره‌ آهنگش‌ با سوت‌ می‌زنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بطری‌ دریا : لب‌ دریا دلم‌ توی‌ یه‌ بطری‌ می‌ذارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قِرقی‌فروش‌ : طَرَفای‌ مولوی‌ ، کنج‌ِ خیابون‌ ! زیرِ قطره‌های‌ بی‌ترمزِ بارون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باران‌ گیس‌ تو : تو آمدی‌ وُ پیش‌ تو هَر نفسم‌ ترانه‌ شُد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
به‌ دَرَک‌ : کی‌ گفته‌ دوری‌ تو ، واسه‌ من‌ رنج‌ عذابه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پـوپـک‌ : گُل‌ یخ‌ ! گُل‌ گندم‌ ! دلیل‌ هَر ترنّم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کلـید : بازم‌ یکی‌ از آینه‌ خنده‌ی‌ ما رُ دزدید ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قـصّـه‌ : رفتنت‌ بَرام‌ یه‌ قصّه‌س‌ ، تو کنارمی‌ هنوزم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
الف‌ . بامداد : غول‌ زیبای‌ رنج‌ رؤیا! اِی‌ کلام‌ تو رودِ فانوس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دراکولا عاشق‌ شُده‌ : عالیجناب‌ دراکولا ، تو قصرش‌ آواز می‌خونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زمـیـن‌ : صَد تا عصای‌ سُربی‌ هزارتا کفش‌ آهنی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بـرکـه‌ : تو دلم‌ یه‌ برکه‌ دارم‌ ! برکه‌یی‌ از دردُ حسرت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قحط‌سالی‌ تو : زیر بارون‌ ، جای‌ تو خالی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قدیسک‌ ناباور : خط‌ خورده‌ترین‌ شعرم‌ ، در دفترِ خاکستر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بوسه مردافکن‌ : سیگاری‌ روشن‌ ، گیتاری‌ خاموش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نقطه‌ سرِ سطر : خون‌ می‌چکه‌ از گلوی‌ بُلبُل‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ممنـوع‌ : ترانه‌ها زهره‌ترک‌ ! دردا ، یه‌ دردِ مُشترک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تـرانـه‌ : فکرِ یه‌ ترانه‌ باش‌ ، که‌ گُرسنه‌گی‌ رُ از تموم‌ دنیا پاک‌ کنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گیتاربرقی‌ : یه‌ گیتار می‌خوام‌ ، یه‌ خلوت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لـیـلی‌ : توی‌ چشمای‌ تو ، یه‌ گولّه‌ نوره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اعدامی‌ : من‌ بستن‌ به‌ یه‌ تیرک‌ ، رو به‌ روم‌ یه‌ گلّه‌ سرباز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آقایون‌ : با شُمام‌ ! هی‌ ! آقایون‌ ! آی‌ ! شُما از ما بهترون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شکنجه‌گر : تو چنگ‌ِ یه‌ قابیلم‌ ! پابسته‌ی‌ این‌ دَخمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تَرَک‌ تَرَک‌ : چشمت‌ دوباره‌ تَر شُده‌ ! ترانه‌ در به‌ در شُده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فردا قشنگه‌ : نگو پاییز اومده‌ پُشت‌ درِ خونه‌ی‌ ما ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
از خود راضی‌ : دست‌ تو ، پیرهن‌ سیاه‌ این‌ شب‌ دریده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پُـل‌ شکسته‌ : امشب‌ نقاب‌ شرم‌ از سرِ واژه‌ کم‌ کن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خودکشی‌ : یه‌ بوم‌ سفیدُ رو سه‌ پایه‌ گُذاشت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باور نکن‌ : به‌ رنگ‌ آسمون‌ شَک‌ کن‌ ، تماشا داره‌ تردیدت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رهاترین‌ : سجلدِ مُهرِ باطل‌ خورده‌ ! تاجی‌ از گلایل‌ پژمُرده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بـارون‌ : من‌ تو وُ خیابون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بـعـدِ تو : بعدِ تو ، بارون‌ نیومد ، رو دشت‌ آرزوهام‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مُـمتـد باتواَم‌ : هم‌خونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌گذرنامه‌ : هف‌تا کفش‌ آهنیم‌ واکس‌ بزن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آرزوها : دلم‌ می‌خواد که‌ هیزم‌ آتیش‌ یه‌ چوپون‌ بِشم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یخ‌واره‌گی‌ سردمه‌ : دستای‌ یخ‌ بسته‌م‌ ها کن‌ ! سردمه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کجای‌ ترانه‌ به‌ هم‌ می‌رسیم‌ : پناهم‌ بده‌ کنج‌ آغوش‌ عشق‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» من وارث تمام بردگان جهانم :



ترانه‌ 1 : می‌آمیزم‌ سیاهی‌ِ شب‌ را ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 2 : من‌ وارث‌ِ تمام‌ِ بَرده‌گان‌ِ جهانَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 3 : تو را دوست‌ می‌دارم‌ به‌ سان‌ِ کودکی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 4 : تو را دوست‌تَر می‌دارَم‌ از سَرزمین‌ِ خویش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 5 : دوستَت‌ می‌دارم‌ ! چونان‌ بلوطی‌ که‌ زخم‌ِ یادگارِ عشقی‌ بَرباد رفته‌ را ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 6 : تو را دوست‌ می‌دارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 7 : سپیدارها هیمه‌ شُدن‌ْ را انتظار می‌کشند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 8 : تو را دوست‌ می‌دارم‌ و با تو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 9 : دوستَت‌ می‌دارم‌ ! تو به‌ زندگی‌ می‌مانی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 10 : به‌ خواب‌ُ به‌ رؤیاهایم‌ دوستَت‌ می‌دارَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 11 : بگو چگونه‌ بگویم‌ : دوستَت‌ می‌دارَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 12 : غیبَتَت‌ْ حضورِ هراس‌ْ است‌ْ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 13 : جارِ شادمانه‌ی‌ گنجشکان‌ را روشن‌ْتَر می‌شنوم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 14 : از تو با بادها سخن‌ْ خواهم‌ گُفت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 15 : تا مهراب‌ِ مهربان‌ِ مَردمکانَت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 16 : مردمان‌ِ این‌ دیارْ ساده‌اَند ـ عشق‌ِ من‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 17 : برای‌ آغازِ حماسه‌ْ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 18 : همه‌ْ شب‌ْ رؤیایی‌ْ هایل‌ْ از خواب‌هایم‌ می‌گُذَرَدْ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 19 : چوپان‌ْ از نشیب‌ِ درّه‌ بَر می‌شَوَدْ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 20 : تو را نگاه‌ْ می‌کنَم‌ْ : چشمانَت‌ْ خلاصه‌ی‌ آتش‌ْفشان‌ْ است‌ْ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 21 : در سرزمین‌ فرشتگان‌ به‌ یکی‌ نه‌ جاودانه‌ می‌شوم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 22 : نه‌ کلیدی‌ در دست‌ُ نه‌ ترانه‌یی‌ بر زبان‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 23 : به‌ بَدرَقه‌اَت‌ نه‌ کاسه‌ی‌ آب‌ِ خُرافه‌یی‌ بَر خاک‌ْ خواهم‌ ریخت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 24 : عشق‌ِ ما گُستاخی‌ِ جمله‌ی‌ عاشقانه‌یی‌ست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 25 : گفتی‌ : عشق‌ْ فراموشی‌ نیست‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 26 : نفرینَم‌ کن‌ ! اگر بَر آنی‌ که‌ به‌ نیک‌انجامی‌اَم‌ برسانی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 27 : کتاب‌هایم‌ را بَر هَم‌ می‌نَهَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 28 : دیده‌اَم‌ را که‌ به‌ دیدارِ دریا می‌بَرَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 29 : در مَرگ‌ِ من‌ نمازِ وحشت‌ بخوان‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ترانه‌ 30 : می‌خواهم‌ تو را ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» عرض حال :



دَرِ گوشی‌ می‌خوامِت‌ : این‌ خلاصه‌ی‌ تموم‌ شعرای‌ عاشقونه‌ی‌ دنیاس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شیرْ گُربه‌ : می‌گَن‌ تو یه‌ شیری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خورشیدی‌ : شبا که‌ خسته‌ وُ کوفته‌ میام‌ کپه‌ی‌ مرگم‌ بذارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نشونی‌ : می‌باس‌ همین‌ جاها باشی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تلفن‌ عمومی‌ : اَلو ! سِلام‌ ! چِطوری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
باید تو لونه‌ی‌ این‌ مورچه‌ها : یه‌ مُش‌ مُفَنگی‌ بی‌بُتّه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خواب‌ : اومد رو به‌ روم‌ وایساد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شیهه‌ : تو ولایت‌ مختومقلی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بی‌مزه‌ : اگه‌ گوشِت‌ با منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نمره‌ی‌ تاریخ‌ : صفر تا اونجا که‌ یادم‌ میاد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بَلانسبت‌ : شب‌ ، خیلی‌ شب‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سیرک‌ : از بین‌ این‌ همه‌ تماشاچی‌ بی‌کلّه‌ی‌ سیرک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
استوانه‌ی‌ کوروش‌ : به‌ بدبختی‌ مردمان‌ پایان‌ بخشیدیم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
راز : لباسام‌ اَزَم‌ گرفتن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گَپ‌ : اولی‌ ساده‌ی‌ ساده‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
می‌دونم‌ که‌ می‌دونی‌: اگه‌ گفتی‌ چرا ما از خُل‌ بازیای‌ مُلا عُمَرْ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سرت‌ بالا بگیر: سَرت‌ بالا بگیر ! حتا اگه‌ این‌ همه‌ سایه‌ی‌ سَر به‌ زیر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
این‌جا افغانستان‌ است‌ : یه‌ تفنگ‌ تو دستشه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یادْآوری‌ : هر جا بودی‌ ، پا رو هر فرشی‌ گذاشتی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اعلام‌ برنامه‌ : مُجری‌ جعبه‌ی‌ جادو ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عرض‌ حال‌ : اهل‌ِ سرزمین‌ گُل‌ بُلبُلم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هیس‌: بعیدتَرین‌ رؤیاها هم‌ حقیقت‌ دارن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بَر سَرِ آنَم‌ که‌ گَر زِ دست‌ بَر آید : به‌ چِشمای‌ نَنَه‌م‌ قَسَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زمزمه‌ : زانو نمی‌زنم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شروع‌ روزِ یک‌ دختربچّه‌ی‌ افغان‌ : بستگی‌ داره‌ خودت‌ بُلن‌شی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مُرشدْ بازی‌ : بشکنه‌ دست‌ رُستم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
په‌ژاره‌ : کاکه‌ گیان‌ ! ببووره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یه‌ همچین‌ چیزی‌ : مث‌ هزاری‌ مُچاله‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پارک‌ : بعدِ رفتن‌ خورشید سَرُکلّه‌ش‌ پیدا می‌شد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
غَزَلَک‌ : تموم‌ِ گُلای‌ دنیا رُ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آتش‌ : تنها درخواستش‌ یه‌ نَخ‌ سیگار بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نفرین‌ : حرف‌ِ من‌ اینه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تو خطّی‌ : از اینجا که‌ نیگا می‌کنم‌ پنداری‌ یه‌ نفر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دَرَکه‌ : بِهِم‌ نخند اما تو دَرَکه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پنجشنبه‌ شِشُم‌ اُردی‌بهشت‌ هشتاد : آخ‌ که‌ چه‌ حالی‌ داره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خدابیامُرز : خودت‌ گفتی‌ ! نگو یادم‌ نیس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قبل‌ از فَلَک‌ : آقا ! اجازه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سفسطه‌ : صَد دفه‌ هَم‌ که‌ لای‌ انگشت‌ شَست‌ اِشاره‌م‌ گاز بگیرم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ناکوک‌ : تا هزارتا آدم‌ فَلَک‌زده‌ خاکسترْنشین‌ نَشَن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نمکی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ : هَلاکتَم‌ ! بی‌سَرُپاتَر از تموم‌ خاطرخواهای‌ دورُ وَرِت‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
جنگ‌ : لعنت‌ به‌ جنگ‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گورستان‌ِ شهرداری‌ : آخرای‌ بهشت‌ زهرا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تلگرافی‌ : بِلاتکلیفَم‌ مِث‌ کتاب‌ فراموش‌ شُده‌یی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مِیمونا : تقلید کارِ میمونه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آخرِ قصه‌ : لِیلی‌ُ مجنون‌ به‌ هِم‌ رسیدن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بِبُرُ بِبَر : شیرِ مرغ‌ نَه‌ ، اما جون‌ِ آدمیزادُ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پَن‌زاری‌ : دیوارای‌ قلعه‌ رُ که‌ بَرداشتن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شاید همین‌ ترانه‌ : بازم‌ بخون‌ ! ترانه‌ خون‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کفَن‌ پیچ‌ : وقتی‌ گورْکن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» گفتم بمان ! نماند :



([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])شعر یک :شرمنده ام ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر دو : پیاده آمده ام ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر سه : در دایره ی تاریک فنجان فال ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر چهار : شاعر که شدم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر پنج : بچه که بودم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر شش : تابستان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر هفت : مادربزرگ می گفت ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر هشت : به کجا می بری مرا ؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر نه : وقتی کبوتر واژه یی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر ده : حالا از تمامی قصه ، تنها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر یازده : نه اینکه بی تو نخندم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر دوازده : شب ها که در خیابان خلوت خواب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر سیزده : وصیتم این است ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر چهارده : صدای گام های گریه می آید ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر پانزده : خوابم می آید ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر شانزده : دیگر نه من نه این معانی معیوب! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر هفده : التماست نمی کنم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر هجده : آخر این نشد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر نوزده : دارم دعا می کنم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر بیست : بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر بیست و یک : بگذار که همسایه های ساکت مان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر بیست و دو : شاید که گفتنش ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر بیست و سه : مرگ را به رودها سپردم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر بیست و چهارشنبه : بیا واز خیر خواندن خواب و تعبیر ترانه ام بگذر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شعر بیست و پنج : همیشه به انتهای گریه که می رسم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» مگر تو با ما بودی !؟ :



دوباره به آفتاب سلامی دوباره دادم: سلام می کنم به باد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
از دل برود هر آنکه از : اگر سکوت ِ این گستره ی بی ستاره مجالی دهد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حالا خودم برایت می نویسم : یادم نرفته است! گفتی : از هراس ِ باز نگشتن، ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خواهش می کنم : آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
فقط فرض کن : فرض کن پاک کنی برداشتم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیش از پریروز شدن ِ امروز : دیگر ساعتی بر دستِ من نخواهی دید! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نامت را بنویسم: دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
انگار یکی از آخرین تلفن ها بود : گفتی: سال های سرسبزیِ صنوبر را، ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قول می دهم: به نقطه ای نامعلوم که خیره می شوی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هفت شماره ی ساده : شکایت نمی کنم، اما ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تکلیفمان را روشن کنیم: در حواشی شعرهایم، ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پارکنویس : تنها شاهدِ اشک های بی شمار ِ من این جاست ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اصلا ً این بازی یک نفره نیست: گفتم کبوتر ِ بوسه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
توقع زیادی بود: منتظر نباش که شبی بشنوی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رسیدن به این سایه سار ساده نبود: روزگاری رازِ زیبایی زنبق ها را نمی دانستم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
برگردیم: می آیی به اولین سطر ترانه سفر کنیم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نمره ی سهراب نوزده بود: سال ها رو در روی رؤیا و رایانه زمزمه کردم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وقتی دنبال ِ عکس تو می گشتم: امروز، چرکنویس ِ پاکِ یکی از نامه های قدیمی را ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کمی نگران شدم: رهایم کردی و رهایت نکردم! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
یکی از خوابهای همین هفته : نمی دانم چرا همه می خواهند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیدایم کن: چه روزهای زلالی بود! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حرف هیچکس را باور نکن: اگر شبی فانوس ِ نفس های من خاموش شد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هنوز هم! به خدا: همیشه حواسم به بی صبری این دل ساده بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
می خواهم خیال تو را راحت کنم: تقصیر تو نبود! خودم نخواستم چراغ ِ قدیمی خاطره ها ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ملامتم نکن: به خودم چرا، اما به تو که نمی توانم دروغ بگویم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
1=1+1 : در پس ِ پرده ی پلک هایم که پنهان می شوم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لحظه آبی عشق: هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خطی از خطوط ناخوانا : در دیر عبوریِ دقایق مغموم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ناگهان گریه ام گرفت: از یاد نبر که از یاد نبردمت ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» ما رُ ببخشین ! آقای دیکتاتور :



امیرزاده‌ : نگاهت‌ باهام‌ قسمت‌ کن‌! دختر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قفل شکن : من‌ از سیاست‌ چیزی‌ حالیم‌ نیس‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خفه‌شو وَگَرنه‌ خفه‌ت‌ می‌کنیم‌ : ولی‌ اون‌ خفه‌ نَشُد که‌ نَشُد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
تُف‌ پاک‌ کن‌ : بابام‌که‌ تعمیرکاره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دَرد سنج‌ : ناظم‌ِمون‌ یه‌ خط‌کش‌ِ نَشکن‌ داره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خنده‌های‌ نَخ‌نَما : اَمون‌ بده‌ ! عزیز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عاشقونه : دوسِت‌ دارم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
مسافر : شاید ازخوش‌بختی‌ منه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بلوچ‌ : توچشمای‌ سُرمه‌ کشیده‌ی‌ یه‌ مَردِ بلوچ‌،خیلی‌ چیزا شناوره‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شکارچی‌ : من‌ یه‌ شکارچی‌اَم‌ که‌ می‌خواد بادُ شیکار کنه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
راه‌ حل‌ : انگشت‌ اشاره‌ی‌ دست‌ بچّه‌م‌ بُریدم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کفتر چاهی‌ : همه‌ توکف‌ِ پروازِ منن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
هیزم شکن‌ : تو پینه‌های‌ دست‌ِ هیزم‌شکن‌ِ پیر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُمت‌ کردم‌ : گُمت‌ کردم‌ ! تو این‌ راه‌ْروهای‌ دَک‌ دراز گُمت‌ کردم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
لاله‌ی‌ واژگون : «لاله‌ی‌ واژگون‌ تویی‌...» ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بازرسی‌ بِگَرد برادر ! بِگَرد : کیفم‌ُ زیرُ رو کن‌تموم‌ شعرایی‌ که‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وقتی‌ اِسم‌ بامداد میاد : می‌گفتن‌ ماه‌ یه‌ شب‌ از آسمون‌ اومده‌ پایین‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زبون‌ سکوت‌ : عین‌ یه‌ پری‌ دریایی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آقای‌ صاعقه : سیگارِ گیتارت‌ آتیش‌ بزن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
قدّیس‌ : چِرت‌ می‌گن‌ که‌ بودا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آنتیک‌ فروشی‌ : این‌ مجسّمه‌ی‌ عاج‌ خیلی‌ قشنگه‌ ! نه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زند‌گی‌ : نیگام‌ کن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زمزمه‌های‌ یک‌ اعدامی‌ : ما رُ ببخشین‌ ! آقای‌ دیکتاتور ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
آتش‌ : یه‌ نور از تُک‌ِ تُفنگا تُتُق‌ کشیدُ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نَقل‌ : بعضیا می‌گن‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رفیق‌: برای‌ خسروگُلسُرخی‌ تو نمی‌میری‌ ! رفیق‌ ! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
حراج‌ : یه‌ پسرک‌ گُشنه‌ی‌ خاک‌ خُلی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
وصیت‌ یک‌ سرباز : این‌ وصیت‌نومه‌ی‌ منه‌ ! مادر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
چنار : عجیبه‌ که‌ یه‌ چنار زبون‌ وا کنه‌ ! نه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نقّاشی: قلموت‌ُ بردارُ یه‌ نقّاشی‌ بَرام‌ بِکش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عوارضی‌ : دَم‌ عوارضی‌ دیدمش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شهاب‌ : دلم‌ می‌خواس‌ یه‌ گولّه‌ باشم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


» چپق صلح :
شاعران فریاد می زدند .. ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]).


» قصه‌ی باغ پِسه :

قصه‌ی‌ باغ‌ پسه دیشب‌ با چشم‌ بَسه‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



» چشمان‌ او آبروی‌ جهانند :


در سرزمین‌ من‌ ، نقاشان‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])




» حافظ یاغی :



ساقی‌! به‌ نورِ باده‌ بَرافروز : ساقی‌! به‌ نورِ باده‌ بَرافروزْ جام‌ ما ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اگر چه‌ باده‌ فرح‌بخش‌ : اگر چه‌ باده‌ فرح‌بخش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گُل‌ دَرْ بَرُ مِی‌ در کف‌: گُل‌ دَرْ بَرُ مِی‌ دَرْ کف‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
زُلف‌ آشفته‌ وُ خوی‌ کرده‌ وُ : زُلف‌ آشفته‌ وُ خُوی‌ کرده‌ وُ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عیب‌ رِندان‌ مَکن‌ : عیب‌ِ رِندان‌ مَکن‌، اِی‌ زاهدِ پاکیزه‌ سِرِشت‌؟! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
شراب‌ عیش‌ نهان‌ چیست‌؟: شراب‌ عیش‌ نهان‌ چیست‌؟ کارِ بی‌بنیادْ. ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
صوفی‌ نهادْ دام‌ : صوفی‌ نهادْ دام‌ سَرِ حُقّه‌ بازْ کرد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
کارَم‌ زِ دُورِ چَرخ‌ : کارَم‌ زِ دُورِ چَرخ‌ به‌ سامان‌ نمی‌رِسَد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نقدِ صوفی‌ نه‌ همه‌ : نقدِ صوفی‌ نه‌ همه‌ صافی‌ بی‌غَش‌ باشَد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
رسید مُژده‌ که‌ ایام‌ غَم‌ : رسید مُژده‌ که‌ ایام‌ غَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
دانی‌ که‌ چنگ‌ عودْ چه‌ : دانی‌ که‌ چنگ‌ عودْ چه‌ تَقریرْ می‌کنَند؟ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خوشا دِلی‌ که‌ : خوشا دِلی‌ که‌ مُدام‌ از پِی‌ نَظَر نَرَوَد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
عیدْ است‌ آخرِ گُل‌ : عیدْ است‌ آخرِ گل‌ یاران‌ در انتظار ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
به‌ جِدُّ جَهْدْ چو کاری‌ : به‌ جِد جهدْ چو کاری‌ نمی‌رَوَد از پیش‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اِی‌ دِل‌ ریش‌ مَرا با لَب‌ تو : اِی‌ دِل‌ ریش‌ مَرا با لَب‌ تو حق‌ نَمَک‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
گَرچه‌ از آتش‌ دِل‌ : گَرچه‌ از آتش‌ دِل‌ چون‌ خم‌ مِی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
روزگاری‌ شُد که‌ : روزگاری‌ شُد که‌ در مِی‌خانه‌ خدمَت‌ می‌کنَم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بُگذار تا به‌ شارِع‌ : بُگذار تا به‌ شارِع‌ مِی‌خانه‌ بُگذَریم‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
خدا را، کم‌ نِشین‌ : خدا را، کم‌ نشین‌ با خِرقه‌پوشان‌! ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
از من‌ جُدا مَشو که‌ : از من‌ جدا مشو که‌ مَرا نورِ دیده‌ای‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
بُتا! با ما مَوَرز : بتا! با ما مورز این‌ کینه‌داری‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سینه‌ مالامال‌ درد است‌ : سینه‌ مالامال‌ دَرد است‌. اِی‌ دَریغا مَحرَمی‌ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])





چشماتو هم بزار رفیق!بیا تا بچگی کنیم ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
داشت می رفت،گفتم بمان،نماند ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
پیاده آمده ام،بی چارپا و چراغ ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

(آپدیت تا پایان پست120#)

دل تنگم
23-03-2008, 17:13
تابستان 85

یغما گلرویی کار ترجمه مجموعه یی از اشعارِ چارلز بوکوفسکی با عنوان ((به سلامتیِ برادرم هیچ کس)) را به پایان رساند. متن کتاب در همین سایت موجود است.

* سریالِ ((آینه)) با ترانه یی از یغماگلرویی از شبکه ی اول پخش شد.

* یغما گلرویی به تازه گی پروژه ی عکاسی از سیمین بهبهانی بانوی غزلِ ایران و کاندید جایزه ی نوبل را پشتِ سر نهاده.

* نامِ آخرین مجموعه ترانه ی یغما گلرویی از ((آزادی با مجوز)) به ((تصور کن)) تغییر کرد. این مجموعه برای رفتن به ارشاد آماده می شود.

* از آن جایی که عده یی با نامِ یغماگلرویی اقدام به ایجاد پروفایل مثلا در یاهو 360 یا کامنت گذاشتن برای این و آن در وبلاگ کرده اند، یغما گلرویی اعلام کرد که در هیچ وبلاگ و سایتی کامنت نمی گذارد و سایت و وبلاگش (که به زودی راه اندازی خواهد شد) تنها پایگاهِ ارتباطی او با دیگران می باشد.

* ترانه ی فیلمِ ((حکم)) جایزه ی بهترین ترانه ی تیتراژ را در جشن نشریه ((دنیای تصویر)) دریافت کرد.

* فیلمِ ((سرود تولد)) به کارگردانیِ علی قویتن و با ترانه های یغما گلرویی که توسطِ امیر حیایی اجرا شده ، اکران شد.

* ترانه های آخرین همکاریِ یغما گلرویی با رضا یزدانی مجوز گرفت. این مجموعه که شاملِ ده قطعه می باشد از ((والیوم ده)) به ((دنیای وارونه)) تغییر نام داد چون ترانه ی ((والیوم ده)) نتوانست مجوز انتشار در آلبوم را به دست بی آورد.

* یغما گلرویی مشغول عکاسی از مسعود کیمیایی در حینِ ساختِ آخرین ساخته ی سینمایی اش ((رییس)) می باشد.

دل تنگم
23-03-2008, 17:15
زمستان 85





1) یغما گلرویی برای فیلم سینماییِ رییس، ساخته‌ی مسعود کیمیایی دو ترانه نوشت که با آهنگسازی و اجرای رضا یزدانی و تنظیم بهروز پایگان اجرا شد. بازیگران این فیلم عباراتند از فرامرزقریبیان، امین تارخ، خسرو شکیبایی، پولاد کیمیایی، لعیا زنگنه، مهناز افشار و... ‌این دومین همکاریِ یغما گلرویی با مسعود کیمیایی بعد از فیلمِ سینماییِ حکم می باشد.

2) آلبوم هیس با ترانه‌های یغما گلرویی به خوانندگی و آهنگسازی رضا یزدانی منتشر شد. در این آلبوم که به سبک راک ساخته شده 9 ترانه از یغما گلرویی به نام‌های شمال، آوازه خون، مش رمضون، یکی در میون، برج، نانوشته، کارتون، زندگی نامه و دنیای وارونه اجرا شده است.

3) شعر چپق صلح نوشته‌ی یغما گلرویی ، توسط مهسا سماوتی به زبان انگلیسی ترجمه و متن دو زبانه این مجموعه برای گرفتن مجوز روانه ارشاد شد.

4) آلبوم ترانه باران با یکی از ترانه‌های یغما گلرویی با عنوان نازنین به خوانندگیِ شاهرخ منتشر شد.

5) هایکوهای زندان آخرین سروده‌های یغما گلرویی توسط حسن علیشیری به انگلیسی برگردانده می‌شود. این مجموعه دو زبانه که حاویِ بیش از هشتاد شعر کوتاه است در بهار 86 به اداره‌ی ارشاد فرستاده خواهد شد.

6) انتشارات نـگاه چهار مجموعه از آثارِ یـغما گلرویی را منتشر کرد :
الف. تـصور کن (پنجمین مجموعه از ترانه‌های یغما گلرویی).
ب. دیوارها سخن نمی‌گویند ( ترجمه ترانه‌های احمد کایا خواننده، آهنگ‌ساز و ترانه‌سرای مبارزِ کشور ترکیه با همراهیِ آیدین آقاخانی)
پ. ماهیِ مست (مجموعه‌یی از اشعار اورهان ولی کانیک شاعرِ کشور ترکیه)
ت. چشمان تو قاتلِ منند (مجموعه‌یی از اشعار مختوم قلی فراغی شاعر مبارز خلق ترکمن)




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
23-03-2008, 17:15
بهار 86

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موسسه انتشارات نگاه با چهار مجموعه از یغما گلرویی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حضور دارد:
1ـ تصور کن (پنجمین مجموعه ترانه‌ی یغما گلرویی)
2ـ دیوارها سخن نمی‌گویند ( ترانه‌های احمد کایا خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرای ترکیه ـ به ترجمه‌ی یغما گلرویی و آیدین آقاخانی)
3ـ چشمان تو قاتلِ منند (شعرهای مختوم قلی فراغی شاعر خلق ترکمن ـ انتخاب و ترجمه یغما گلرویی)
4ـ ماهی مست ـ شعرهای اورهان ولی کانیک شاعر ترکیه ـ به ترجمه یغماگلرویی)

آلبوم مرد بارونی به خوانندگی کیان و آهنگسازی و تنظیم بهروز پایگان منتشر شد. تمامِ ترانه‌های این آلبوم از یغما گلرویی‌ست.

دل تنگم
23-03-2008, 17:16
تابستان 86

فیلم سینمایی «رییس» به کارگردانی مسعود کیمیایی و بازی فرامرز قریبیان ، خسرو شکیبایی، امین تارخ، پولاد کیمیایی، مهناز افشار، لعیا زنگنه اکران شد. دو ترانه‌ی متن این فیلم از یغما گلرویی‌ست و رضا یزدانی آن را آهنگسازی و اجراکرده. تنظیم موسیقی این دو ترانه از بهروز پایگان می‌باشد.

«چکامه‌ی چپق» یغما گلرویی توسط انتشارات دارینوش منتشر شد. انتشارات مذکور بدون توجه به این که شعر بلند «چکامه چپق» توسط خانم «مهسا سمواتی» به انگلیسی برگردانده شده تا به صورت دو زبانه منتشر شود و بدون هماهنگی با نویسنده اقدام به چاپ متن ناقص فارسی آن کرده. یغما گلرویی در مصاحبه با ایرنا اظهار امیدواری کرد که متن کاملِ دو زبانه‌ی آن به زودی منتشر شود.

آلبوم «نگو دیره» با دو ترانه از یغما گلرویی به نام‌های «یادت نره» و «مثل قدیما» به خوانندگیِ مجید غفوری منتشر شد.

آلبوم «کمی نوازشم کن» با دو ترانه از یغما گلرویی به نام‌های «گریه» و «دختر گلُ بارون» به خوانندگی رامتین دلیران منتشر شد.

یغما گلرویی با همکاری یلدا گلرویی مشغول آماده سازی مجموعه‌یی از اشعار لویی آراگون شاعر فرانسوی‌ست. کار این مجموعه تا سه ماه دیگر به اتمام خواهد رسید.

دل تنگم
23-03-2008, 17:17
زمستان 86
مجموعه ترانه ی «تصور کن» به چاپ دوم رسید. این مجموعه که پنجمین مجموعه ترانه ی یغما گلرویی به حساب می آید در اردیبهشت 86 توسط موسسه انتشارات نگاه منتشر شده بود.

جلسه ی نقد دفتر ترانه «تصور کن» در 13 / 9 / 86 در خبرگزاری مهر برگزار شد. در این نشست سعید کریمی، امیرمحمد قاسم زاده، روزبه بمانی، رضا یزدانی، حسن علیشیری و بابک زرین درباره ی ترانه های یغما گلرویی صحبت کردند و پیامی از مسعود کیمیایی - که در فیلم های اخیرش از ترانه های یغما گلرویی استفاده کرده است - درباره کتاب قرائت شد.

کتاب «جنس ضعیف» نوشته ی «اوریانا فالاچی» با برگردان «یغما گلرویی» توسط موسسه انتشارات نگاه برای گرفتن مجوز به اداره ی ارشاد فرستاده شد.

آلبوم «Dance With Me» به خوانندگی «آفو» منتشر شد. در این آلبوم 2 ترانه از یغما گلرویی به نام های «تلفن» و «ببخشید» وجود دارد.

آلبوم «شبح» به آهنگ سازی بهروز صفاريان و خواننده گی «بهنام صفاریان» منتشر شد. در این آلبوم یک ترانه از یغما گلرویی با نام «شب انتظار» وجود دارد.

آلبوم «رگبار» سیاوش قميشی تا یک ماه ديگر توسط شرکت کلتکس منتشر خواهد شد. در این آلبوم سیاوش قمیشی پنج ترانه از يغما گلرويی را به نام های «دنبال خودت نگرد»، «چوب خط»، «خدا»، «انگشت نگاری» و «بارون» اجرا کرده است.

دل تنگم
23-03-2008, 17:21
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
24-03-2008, 04:40
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دکتر سیامک بهرام پرور
(بخشی از یک مقاله)

شاید اولین ترانه سرای جدی پس از انقلاب یغما گلرویی باشد. یغما با کتاب (پرنده بی پرنده) پلی به سمت پرواز دیگر بار ترانه زد و با کتاب دوم وسومش - برای تو می نویسم بی بی باران و بی سزرزمین تر از باد - نوید روزهایی بهتر را داد. همیشه فکر می کردم اگر کسی قدرت تصویر سازی عطایی و صمیمیت و سادگی شهیار را به هم پیوند بزند خالق ترانه های بزرگی خواهد شد! یغما در برخی ترانه های اش در این حیطه قدم می زند. تصاویر دلنشین و قوی، حس گیرا، اندیشگی خوب، استفاده از واژه های مناسب در کنار گستردگی دایره واژگانی، به کارگیری اصطلاحات روزمره و در یک کلام استفاده موثر و مبتکرانه از قواعد اصولی ترانه سرایی سبب شده است که حال و هوای ترانه های او حال و هوایی خاص باشد. به نظرمن اگر یغما شعرش را از آلوده شدن بیش از حد به روزمرگی های سیاسی ونیز نوستالژیهایی که واضحا و با توجه به سنش خیلی نمی تواند متعلق به او یا لااقل نسل او باشد ، دور نگاه دارد ، قابلیتهای کاشفانه خویش را بیشتر به رخ خواهد کشید. او وقتی خود را رها می کند ترانه اش همچون پرنده ای بال می گشاید. این ترانه سرای جوان علی رغم پرکاری اش، هنوز خیلی حرف برای گفتن دارد. اگر چشم باز و دلبیدار داشته باشد:
بی بهانه گریه کردن پا به پای سیم گیتار
گم شدن تو دشت رویا چشم باز و دل بیدار
از دیگر شیوه های به کار گرفته شده توسط گلرویی استفاده از نام کاراکترهای شناخته شده جهانی چه در عرصه ادبیات و چه در عرصه اجتماع و سیاست، از قبیل نرودا، الوار، چه گوارا، لورکا و مواردی از این دست است. بی شک هرچند این کار به گسترش دایره واژگانی می انجامد و از لخاظ تکنیکی کاری بسیار دشوار است اما باید به خاطر داشت انجام هر کار دشواری لزوما هنر - آن هم ادبیات - محسوب نمی شود. بی شک شاعرانه کردن واژه، حالا هر واژه ای ، بیشترین نقش را در پرداخت یک اثر ادبی دارد. به عبارت دیگر مخاطب نباید حس کند که واژه از شعر بیرون زده است. به گمان من یغما در برخی از ترانه هایش در این زمینه بسیار موفق و در برخی دیگر تقریبا ناموفق بوده است.

دل تنگم
24-03-2008, 04:41
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محمد علی بهمنی
(مقدمه نخستین چاپِ مجموعه پرنده بی پرنده)

خوابِ آوازها

ابتدا بپذیریم که این مجموعه شناسه یی را که ما از نمای بیرونیِ شعرِ فخیممان داریم با خود ندارد اما انتشارِ شعرهایی با قابلیتِ ترانه شدن ـ پیش از تلفیق با ملودی و صدا ـ حرکتی ست نو و قابلِ تحسین.
در میهنِ ما که هوشمندانش با درکی صحیح از ضرورت و زمان بر آنند تا فاصله ی خلٱ شده سرود و ترانه را به شیوه یی بایسته جبران نمایند، خوشایند این که این شروعِ مبارک با مجموعه ی ترانه های شاعرانِ جوان و معاصراندیشی همچون یغما گلرویی باشد که پیش از این مجموعه گفتم : بمان! نماند.. و مگر تو با ما بودی در شکلِ منثورِ شعر را از او خوانده ییم و گاه نگاهِ کاشفش غافلگیرمان کرده است. نسلِ جوانِ ما با جان و جهانِ پرآشوبی که دارد نیازمندى نوعی لحن در شعر است که بی هیچ تکلفی او را به گاهواره بازگرداند. لحنی به زلالی و روانیِ خوابِ آوازها. لحنی که برای چند لحظه هم که شده او را به وقتی ببرد که دارد لحظه به لحظه از آن دور می شود:

وقتِ فلک کردنِ عشق ، زارزدنای الکی !
مزه ی آبنبات کشی ، طعمِ آدامس بادکنکی !
استقبالِ شوق آور و بی انکارِ نسلِ جوانِ امروز از آلبومِ ترانه هایی که به تازگی و گهگاه مجوز پخش می گیرند تاکیدی ست بر این درست که وقتی یک اثر هنری با ویژگی های اقلیمی و نفس گرفته از حال و هوای پیرامونِ خود خلق می شود با چه توانی می تواند یک شبه دست های دور بر آتش را به جیبِ کسادیِ بازار برگرداند.
کلامِ ترانه سرایی که هر صبح پلک بر دغدغه های تلخ و شیرینِ مردمِ کوچه و بازار خود می گشاید کجا و ترانه های گروهی به ناگزیر چشم بر دقایقِ شوق و اشک مردمِ خویش بسته؟!
یغماگلرویی با ذهنِ کاشف و زبانِ شفافی که دارد به یقین بعد از گوشسپاری به اجرای ترانه هایش خواهد کوشید تا به گوشی حساس تر و نبضی دقیق تر ضربانِ کلام و ملودی را تلفیق دهد. گرچه در هم اینک نیز امیدی ست که باید باورش داشت و جدی اش گرفت.

زمستانِ 1378

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
24-03-2008, 04:54
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پرویزپرستویی
(یادداشتی درباره فیلم نامه زنجیری)


اِی‌ کاش‌ آن‌چه‌ را فکر می‌کردم‌ می‌توانستم‌ به‌ روی‌ کاغذ بیاورم‌، امّا بگذار خیلی‌ راحت‌ُ با زبون‌ِ ساده‌ بِهِت‌ بگم‌: شاید... چرا شاید؟
بهترین‌، صادق‌ترین‌، سالم‌ترین‌، انسانی‌ترین‌، اجتماعی‌ترین‌ُ ساده‌ترین‌ سناریویی‌ بود که‌ به‌ عُمرم‌ خونده‌ بودم‌!
راستش‌ فکر نمی‌کردم‌ تو سناریو هَم‌ می‌تونی‌ بنویسی‌! من‌ تو رُ همیشه‌ به‌ عنوان‌ِ یه‌ شاعرِ باشعورُ فرهیخته‌ می‌شناختم‌، امّا سناریونویس‌... به‌ هرحال‌توصیه‌ی‌ من‌ اینه‌ که‌ تو رُ به‌ تمام‌ِ مقدسّات‌ بنویس‌! سناریو بنویس‌!
اصلاً فکر نمی‌کردم‌ با دیالوگ‌های‌ اصیل‌ُ روان‌ رو به‌ رو بشم‌! گره‌هایی‌ که‌ در قطعات‌ وجود داره‌ خیلی‌ قابل‌ِ باوره‌! فقط‌ احساس‌ می‌کنم‌ ترانه‌های‌ کارِت‌بعضی‌ جاها خیلی‌ طولانیه‌! باور کن‌ اون‌قدر قصّه‌ جذّابه‌ وُ تماشاچی‌ رُ درگیر می‌کنه‌ که‌ شاید ضرورتی‌ نداشته‌ باشه‌ این‌قدر ترانه‌ در کارت‌ خونده‌ بشه‌! در محلِ تیمارستان سکانسِ بسیار خوبی داری که با آلاتِ موسیقی خیالی ترانه خوانده می شه . راحت بگم که من به عنوانِ تماشاچی دوست دارم قصه رُ دنبال کنم. حجمِ ترانه ها زیاد طولانیه. اگرچه‌ فیلم‌ موزیکاله‌ ولی‌ اون‌قدر موضوع‌ تاثیرگُذاره‌ که‌ می‌شه‌ خودِ موضوع‌ُ قالب‌ کرد! یا حداقل‌ ترانه‌ها رُ یه‌ کم‌ کوتاه‌تَر کرد!
خسته‌ نباشی‌! خسته‌ نباشی‌! خسته‌ نباشی‌...

پرویز پرستویی
23 / 4 / 1381

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
24-03-2008, 04:56
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حسین پناهی
(یک شعر)

خیلی‌ محرمانه به‌ صراحت‌ُ یگانگی‌ِ یغما گلرویی

هنر اگر هیچ‌ خدمتی‌ به‌ بشر نکرده‌ باشد،
لااقل‌ ثابت‌ کرده‌ که‌ توافق‌ بین‌ زن‌ُ مرد
و بین‌ِ شاعرُ قدرت‌ از محالات‌ است‌!
درست‌ مثل‌ِ عالم‌ بعد از مرگ‌
و اجرام‌ِ دور از دسترس‌ تلسکوپ‌های‌ غول‌پیکر...

به‌ خانواده‌ی‌ محترم‌ سلام‌ دارم‌
و دست‌ یکایکشان‌ را می‌بوسم‌!
غرض‌ از مزاحمت‌ این‌ بود که‌ همین‌ حالا دختری‌،
به‌ راستی‌ ما شعرا را به‌ حماقت‌ متهم‌ کرد!
دلیلش‌ هم‌ این‌ بود که‌ بلبل‌ها هیچ‌گاه‌ قادر به‌ چهچه‌ نیستند،
بلکه‌ آن‌ پرنده‌یی‌ که‌ چهچه‌ می‌زند قناری‌ است‌ ، نه‌ بلبل‌...
من‌ ، محکم‌ به‌ او گفتم‌: بی‌شعور!
ولی‌ وجداناً!
ـ با در نظر گرفتن‌ این‌ که‌ روزِ قیامتی‌ هم‌ در کار است‌ ـ
آیا بلبل‌ واقعاً چهچه‌ می‌زند
و آیا منابع‌ِ الهام‌ِ شاعران‌ِ مَلَنگ‌ِ دورُ بَرمان‌،
به‌ آرایشگاه‌ رفته‌ وُ کمندِ گیس‌ِ خود را کوتاه‌ می‌کنند؟
پَس‌ اگر قرار باشد بلبلی‌ چهچهه‌ نزند
و گیس‌ِ بلندی‌ هم‌ وجود نداشته‌ باشد،
سرنوشت‌ بشرُ شعر ناب‌ِ فارسی‌ چه‌ می‌شود؟

مرده‌شورِ روزگاری‌ را ببرد
که‌ به‌ جای‌ شراب‌ِ ناب‌
الکل‌ِ سگی‌ به‌ خوردِ شاعرش‌ می‌دهد،
تا کله‌پا شودُ به‌ جای‌ سرودن‌ِ باشکوه‌ترین‌ قصیده‌ها
به‌ میز بخوردُ بشقاب‌ها وُ لیوان‌ را بشکند
و به‌ فامیل‌های‌ زنش‌ فحش‌های‌ رکیک‌ بدهد!

حالا به‌ من‌ بگو! برادر!
زبانم‌ لال‌ آیا
قافیه‌ ، قافیه‌ را باخته‌ است‌؟
زبانم‌ لال‌ آیا
کارِ شعر ساخته‌ است‌؟

تهران ـ 1383

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
24-03-2008, 05:00
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محمود دولت آبادی :
(یک پیام )

برای یغما گلرویی
با آرزوهای خوب
و خستگی ناپذیری در دشواری های زحمتِ هنر.

18 / خرداد / 1385 ـ تهران

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
__________________________________________________ _______________________



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ابراهیم حامدی (ابی)
(بخشی از یک گفتگوی آنلاین به نقل از ebihomepage.persianblog.com )

سوال: آشنایی با ترانه سرایان داخل کشور، به خصوص آقای یغما گلرویی دارید؟
ابی: من شانس این رو نداشتم که از آقای گلرویی ترانه یی بخونم، ولی ایشون ترانه سرای بسیار بسیار قابل و خوبی هستن. از چند ترانه سرا که متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم، چند کار دیدم که بی نهایت کارهای زیبایی بودن. بسیار خوشحال می شم که با ترانه سراهای داخل ایران همکاری داشته باشم.

دل تنگم
25-03-2008, 02:45
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بابا انار نداره‌

کاش‌ یکی‌ بود ، یکی‌ نبود اول‌ِ قصه‌ها نبود
اون‌ که‌ تو قصه‌ مونده‌ بود ، از اون‌ یکی‌ جدا نبود
ماه‌ پیشونی‌ رها بود از طلسم‌ِ دیوای‌ سیاه‌
پلنگ‌ِ عاشق‌ می‌پرید تا لب‌ِ شیروونی‌ِ ماه‌
سیاوش‌ِ شاهنامه‌ رُ کاش‌ کسی‌ گردن‌ نمی‌زد
کاش‌ کسی‌ توی‌ قصه‌ها از عاشقی‌ تن‌ نمی‌زد
کاش‌ داش‌ آکل‌ با زخم‌ِ تیغ‌ تو بسترش‌ جون‌ نمی‌داد
قصه‌نویس‌ قصه‌مون‌ُ با گریه‌ پایون‌ نمی‌داد

تقویم‌ باغچه‌ی‌ ما برگ‌ِ بهار نداره‌
جاده‌ی‌ قصه‌هامون‌ عطرِ سوار نداره‌
شهرِ بزرگ‌ِ قصه‌ ، پنجره‌هاش‌ُ بسته‌
حتا تو دفتر مشق‌ ، بابا انار نداره‌

کاش‌ توی‌ قصه‌های‌ شب‌ برق‌ِ ستاره‌ کم‌ نبود
تو قصه‌ی‌ جن‌ُ پری‌ دلهره‌ دم‌ به‌ دم‌ نبود
مادربزرگ‌ قصه‌هاش‌ُ بالای‌ طاقچه‌ جا می‌ذاشت‌
یه‌ عاشق‌ِ تازه‌ نفس‌ تو شهرِ قصه‌ پا می‌ذاشت‌
قصه‌های‌ قدیمی‌ رُ یه‌جورِ تازه‌ می‌نوشت‌
آدم‌ُ حوا رُ می‌بُرد دوباره‌ می‌ذاشت‌ تو بهشت‌
اما تا اون‌ بیاد باید با بی‌کسی‌ سر بکنیم‌
ترانه‌های‌ کهنه‌ رُ دوباره‌ از بَر بکنیم‌

تقویم‌ باغچه‌ی‌ ما برگ‌ِ بهار نداره‌
جاده‌ی‌ قصه‌هامون‌ عطرِ سوار نداره‌
شهرِ بزرگ‌ِ قصه‌ ، پنجره‌هاش‌ُ بسته‌
حتا تو دفتر مشق‌ ، بابا انار نداره‌
________________________________________

سایه‌ی‌ ستاره‌

شبا تو تمام‌ شهر دوتا دریچه‌ روشنه‌
یکی‌ چلچراغ‌ِ توست‌ ، اون‌ یکی‌ فانوس‌ِ منه‌
ما مث‌ِ دوتا ستاره‌ می‌درخشیم‌ توی‌ شب‌
نبض‌ِ سرخ‌ِ نفسم‌ تنها واسه‌ تو می‌زنه‌

ما دوتا پولک‌ِ نوریم‌ رو یه‌ ترمه‌ی‌ سیاه‌
یه‌ گُذر با دو تا فانوس‌ ، یه‌ شبیم‌ با دوتا ماه‌
نکنه‌ یه‌ شب‌ ستاره‌ی‌ تو روشن‌ نباشه‌
نکنه‌ یه‌ وقت‌ من‌ُ جا بذاری‌ تو نیمه‌ راه‌

نکنه‌ پنجره‌ت‌ُ یکی‌ ببنده‌ ! نازنین‌ !
نکنه‌ چشمکت‌ُ بدزدن‌ از شب‌ِ زمین‌ !
بی‌تو من‌ جایی‌ ندارم‌ تو تموم‌ِ آسمون‌ !
بی‌تو من‌ سایه‌ی‌ یک‌ ستاره‌اَم‌ ! فقط‌ همین‌ !

بین‌ این‌ دو تا دریچه‌ یه‌ پُل‌ از ترانه‌هاس‌
جاده‌ی‌ روشن‌ِ بیداری‌ِ عاشقانه‌هاس‌
بین‌ِ آوازِ من‌ُ دل‌ِ دل‌ِ تو فاصله‌ نیست‌
طپش‌ِ ترانه‌ها رها از این‌ بهانه‌هاس‌

این‌ دو تا ستاره‌ سرچشمه‌ی‌ آوازِ منن‌
مث‌ِ دونه‌های‌ الماس‌ توی‌ شب‌ برق‌ می‌زنن‌
چلچراغ‌ عشق‌ِ ما هیچ‌ شبی‌ خاموش‌ نمی‌شه‌
حتا ما اگه‌ نباشیم‌ این‌ چراغا روشنن‌

نکنه‌ پنجره‌ت‌ُ یکی‌ ببنده‌ ! نازنین‌ !
نکنه‌ چشمکت‌ُ بدزدن‌ از شب‌ِ زمین‌ !
بی‌تو من‌ جایی‌ ندارم‌ تو تموم‌ِ آسمون‌ !
بی‌تو من‌ سایه‌ی‌ یک‌ ستاره‌اَم‌ ! فقط‌ همین‌ !
__________________________________________

قصه‌ی‌ کهنه‌ دروغ‌ بود

قصه‌ی‌ کهنه‌ دروغ‌ بود ، من‌ُ ما بچه‌گی‌ کردیم‌
که‌ به‌ جای‌ قصه‌ خوندن‌ قصه‌ رُ زندگی‌ کردیم‌
درِ آرزو رُ بستیم‌ ، دلمون‌ به‌ قصه‌ خوش‌ بود
رُستم‌ِ کتاب‌ِ کهنه‌ ته‌ِ قصه‌ بچه‌کش‌ بود
حالا تو قحطی‌ِ رؤیا اجاق‌ِ ترانه‌ سرده‌
کسی‌ رو بخارِ شیشه‌ دل‌ُ نقّاشی‌ نکرده‌
سَرُ ته‌ زدن‌ به‌ دیوار ، برگ‌ِ آگهی‌ِ ترحیم‌
یه‌ نفر نوشته‌ جمعه‌ رو همه‌ روزای‌ تقویم‌

قصه‌گو کتابو واکن‌ ! اسم‌ِ آخرُ صدا کن‌ !
سایه‌ی‌ بلندِ خواب‌ُ از ترانه‌ها جدا کن‌ !
از سرِ سطرِ ستاره‌ ، بنویس‌ تا راه‌ِ چاره‌ !
بنویس‌ که‌ دل‌ برای‌ حرف‌ِ تازه‌ بی‌قراره‌ !
آسمون‌ِ قصه‌مون‌ُ بنویس‌ با رنگ‌ِ آبی‌ !
عشق‌ُ با رنگ‌ِ ترانه‌ ! شب‌ُ با رنگ‌ِ خرابی‌ !
فصل‌ِ آخرِ کتاب‌ُ پُر کن‌ از عطرِ علاقه‌ !
تا دیگه‌ برای‌ ریشه‌ ، تیشه‌ دَس‌ نگیره‌ ساقه‌ !

ما روی‌ سایه‌هامون‌ خط‌ُ نشون‌ کشیدیم‌
با صدتا کفش‌ِ سُربی‌ تا ته‌ِ شب‌ دویدیم‌
از قُرُق‌ِ سکوت‌ِ ثانیه‌ها گذشتیم‌
آخرِ قصه‌ اما ، به‌ ابتدا رسیدیم‌

چرخ‌ُ فلک‌ می‌خواستیم‌ ، فَلَک‌ نصیبمون‌ شد
ساده‌ی‌ ساده‌ بودیم‌ ، کلَک‌ نصیبمون‌ شد
دنبال‌ِ یه‌ حقیقت‌ تو آینه‌ها می‌گشتیم‌
اما تو قاب‌ِ گریه‌ ، تَرَک‌ نصیبمون‌ شد
________________________________________

یه‌ دفه‌ بیا به‌ خوابم‌

دوری‌ اما همکناری‌ ، آخرِ این‌ انتظاری‌
توی‌ زمهریرِ دستام‌ ، نفس‌ِ گرم‌ِ بهاری‌
یه‌ پرنده‌ ، یه‌ امیدی‌ ، مث‌ِ دفترِ سفیدی‌
خط‌ّ خورشیدِ چشات‌ُ ، روی‌ مشق‌ِ شب‌ کشیدی‌
یه‌ نشونه‌ ، یه‌ چراغی‌ ، درِ نقره‌کوب‌ِ باغی‌
برای‌ ساحل‌ِ خلوت‌ ، مث‌ِ تابستون‌ِ داغی‌
مثل‌ِ دریا پُرِ رازی‌ ، از ترانه‌ بی‌نیازی‌
تیله‌ی‌ آخرِ عشقی‌ ، برای‌ نجات‌ِ بازی‌

تو مث‌ِ ماه‌ِ قشنگی‌ تو شب‌ِ شعرای‌ نابم‌
من‌ یه‌ لبخندِ قدیمی‌ رو لب‌ِ عکس‌ِ تو قابم‌
تو مث‌ِ سیب‌ِ گُلابی‌ ، مثه‌ بیداری‌ تو خوابی‌
عُمری‌ِ چشمام‌ُ بستم‌ ، یه‌ دفه‌ بیا به‌ خوبم‌

با ستاره‌ همنگاهی‌ ، چهره‌ی‌ زلال‌ِ ماه‌ی‌
مثل‌ یه‌ حدس‌ِ دُرُستی‌ سرِ تردیدِ دوراهی‌
یه‌ جسارت‌ِ نجیبی‌ ، گره‌ِ مُشت‌ِ تو جیبی‌
جرأت‌ِ دستای‌ آدم‌ ، برای‌ چیدن‌ِ سیبی‌
یه‌ دریچه‌ روی‌ دیوار ، یه‌ دلیلی‌ واسه‌ تکرار
هم‌ مث‌ِ سلام‌ِ اول‌ ، هم‌ مث‌ِ خدانگهدار
یه‌ پُلی‌ واسه‌ رفاقت‌ ، زنگ‌ِ بیداری‌ِ ساعت‌
هر جا باشی‌ مث‌ِ سایه‌ ، با تواَم‌ تا بی‌نهایت‌...

تو مث‌ِ ماه‌ِ قشنگی‌ تو شب‌ِ شعرای‌ نابم‌
من‌ یه‌ لبخندِ قدیمی‌ رو لب‌ِ عکس‌ِ تو قابم‌
تو مث‌ِ سیب‌ِ گلابی‌ ، مث‌ِ بیداری‌ تو خوابی‌
عُمری‌ِ چشمام‌ُ بستم‌ ، یه‌ دفه‌ بیا به‌ خوابم‌
_______________________________________

باغ‌ وحش

تو گلوش‌ شکسته‌ فریاد ، خیلی‌ وقته‌ رفته‌ از یاد
شیرِ باوقارِ جنگل‌ ، پُشت‌ِ میله‌های‌ فولاد
روی‌ یالای‌ بلندش‌ ، سایه‌ی‌ مگس‌ نشسته‌
نا نداره‌ که‌ بغرّه‌ شیرِ پُر غرورِ خسته‌
خسته‌ از دوری‌ چشمه‌، خسته‌ از این‌ قفس‌ِ تنگ‌
غربت‌ِ جنگل‌ُ ریخته‌ تو دوتا چشم‌ِ عسل‌ْ رنگ‌
نمی‌دونه‌ چرا اینجا همه‌ میله‌ها بُلندن‌
آدمای‌ پُر هیاهو به‌ سکوت‌ِ اون‌ می‌خندن‌

شیرِ پیرِ باغ‌ وحش‌ِ شهر ما،
یه‌ ماهه‌ هیچی‌ نخورده‌ آدما!

نعره‌ کن‌! شیرِ قشنگم‌! چرا بی‌ صدا نشستی‌؟
نعره‌ سر کن‌ تا بدونن‌ که‌ هنوز تو زنده‌ هستی‌!
نکنه‌ غرورِ جنگل‌ تو دلت‌ نمونده‌ باشه‌!
نکنه‌ سکوت‌ِ اینجا صدات‌ُ سوزونده‌ باشه‌!
یادِ این‌ آدما بنداز که‌ تو اون‌ شیرِ بزرگی‌!
حریف‌ِ صد تا پلنگی‌ ، حریف‌ِ یه‌ گلّه‌ گرگی‌!
نعره‌ کن‌ ! شیرِ قشنگم‌ ! چرا بی‌ صدا نشستی‌؟
حالا که‌ موقع‌ خواب‌ نیست‌ ، واسه‌ چی‌ چشمات‌ُ بستی‌؟

شیرِ پیرِ باغ‌ وحش‌ِ شهر ما،
دیگه‌ دِق‌ کرده‌ وُ مُرده‌ آدما!
________________________________

یه‌ ترانه‌ هَس‌ تو قلبم

یه‌ ترانه‌ هَس‌ تو قلبم‌ که‌ هنوز نخونده‌ مونده‌
فکرِ خوندن‌ِ یه‌ حرفش‌ همه‌ عمرم‌ُ سوزونده‌
تا حالا هر چی‌ که‌ داشتم‌ ، سرِ خوندنش‌ گذاشتم‌
صد دفه‌ شکستم‌ اما رو ترانه‌ پا نذاشتم‌
اگه‌ اون‌ ترانه‌ باشه‌ ، هیچ‌ دلی‌ تیره‌ نمی‌شه‌
دیگه‌ هیچ‌ نگاه‌ِ خیسی‌ به‌ افق‌ خیره‌ نمی‌شه‌
وقتی‌ اون‌ شعرُ بخونم‌ پرده‌ها رُ می‌سوزونم‌
دستا رُ به‌ سیب‌ِ سرخ‌ِ باغ‌ِ قصه‌ می‌رسونم‌

ای‌ نفس‌ ! تا ته‌ِ جاده‌ی‌ صدا حوصله‌ کن‌ !
اون‌ ترانه‌ رُ تا فردا با خودت‌ زمزمه‌ کن‌ !

ای‌ ترانه‌ی‌ مقدس‌ ! مقصدِ پاک‌ِ سفر باش‌ !
از تو قلب‌ِ بی‌ قرارم‌ پَر بگیر ! معجزه‌گر باش‌ !
ببین‌ آغوش‌ِ امیدم‌ رو به‌ تصویرِ تو بازه‌
گوش‌ بده‌ ! حتا خیالت‌ واسه‌ من‌ ترانه‌سازه‌
بیا تا قالی‌ِ کهنه‌ دوباره‌ به‌ گُل‌ بشینه‌
بیا تا چشمای‌ خیسم‌ این‌ شکفتن‌ُ ببینه‌
بیا تا صدا سکوت‌ِ کهنه‌ رُ نکرده‌ باور
بیا تا این‌ دل‌ِ خسته‌ نزده‌ به‌ سیم‌ِ آخر

ای‌ نفس‌ ! تا ته‌ِ جاده‌ی‌ صدا حوصله‌ کن‌ !
اون‌ ترانه‌ رُ تا فردا با خودت‌ زمزمه‌ کن‌ !
_______________________________________

نقطه‌ چین‌ِ وحشت‌

جون‌ بگیر ای‌ من‌ِ مُرده‌ ! بگو کی‌ حقت‌ُ خورده‌ ؟
بگو کی‌ واژه‌ی‌ عشق‌ُ از دل‌ِ حافظه‌ بُرده‌ ؟
چه‌ کسی‌ سایه‌ی‌ سنگی‌ کشیده‌ رو تن‌ِ مهتاب‌ ؟
من‌ چشام‌ُ جا گذاشتم‌ توی‌ رخوت‌ِ کدوم‌ خواب‌ ؟
من‌ُ بسپار به‌ ترانه‌ ، به‌ یه‌ آواز ، به‌ یه‌ فریاد
کاری‌ کن‌ قاصدکامون‌ گُم‌ نشن‌ تو کوچه‌ی‌ باد
نذار از صدا بیفتم‌ تو سکوت‌ِ بی‌مروّت‌
همیشه‌ یه‌ دنیا حرف‌ِ پُشت‌ِ نقطه‌چین‌ِ وحشت‌

خسته‌ نشو ! سایه‌ نشین‌ ! تا ته‌ِ شب‌ حوصله‌ کن‌ !
بغض‌ همین‌ حقیقت‌ُ واژه‌ به‌ واژه‌ گریه‌ کن‌ !

من‌ رو قله‌های‌ آواز سکوت‌ُ چلّه‌ نشستم‌
لحظه‌ی‌ شرم‌ِ حقیقت‌ جای‌ آینه‌ها شکستم‌
توی‌ زمهریرِ قصه‌ از تب‌ِ یه‌ واژه‌ سوختم‌
یه‌ دهن‌بندِ طلائی‌ برای‌ ترانه‌ دوختم‌
آخه‌ رسم‌ِ نفسم‌ نیست‌ اول‌ِ حنجره‌ مُردن‌
سَرِ پیچ‌ِ هَر ترانه‌ ، تن‌ به‌ لال‌بازی‌ سپردن‌
کارِ همسایه‌ها اینه‌ ، پا به‌ پایی‌ با زمانه‌
پُشت‌ِ پا زدن‌ به‌ رویا ، یا خیانت‌ به‌ ترانه‌

خسته‌ نشو ! سایه‌ نشین‌ ! تا ته‌ِ شب‌ حوصله‌ کن‌ !
بغض‌ِ همین‌ حقیقت‌ُ واژه‌ به‌ واژه‌ گریه‌ کن‌ !
_________________________________________________

نقاب‌

هی‌ بازیگر ! گریه‌ نکن‌ ! ما همه‌مون‌ مثل‌ِ همیم‌ !
صبحا که‌ از خواب‌ پا می‌شیم‌ نقاب‌ به‌ صورت‌ می‌زنیم‌ !
یکی‌ معلم‌ می‌شه‌ وُ یکی‌ می‌شه‌ خونه‌به‌دوش‌ !
یکی‌ ترانه‌ ساز می‌شه‌ ، یکی‌ می‌شه‌ غزل‌فروش‌ !
یکی‌ رئیس‌ِ کارخونه‌ ، یکی‌ یه‌ قاتل‌ شرور !
یکی‌ وکیل‌ ، یکی‌ وزیر ، یکی‌ گدا ، یکی‌ سپور !
کهنه‌ نقاب‌ِ زنده‌گی‌ تا شب‌ رو صورتای‌ ماس‌ !
گریه‌های‌ پُشت‌ِ نقاب‌ مثل‌ِ همیشه‌ بی‌صداس‌ !

هر کسی‌ هستی‌ یه‌ دفه‌ قَد بکش‌ از پُشت‌ِ نقاب‌ !
از رو نوشته‌ حرف‌ نزن‌ ، رهاشو از پیله‌ی‌ خواب‌ !
نقشه‌ی‌ یه‌ دریچه‌ رُ رو میله‌ی‌ قفس‌ بکش‌ !
برای‌ یک‌بار که‌ شده‌ جای‌ خودت‌ نفس‌ بکش‌ !

کاشکی‌ می‌شد تو زنده‌گی‌ ما خودمون‌ باشیم‌ُ بَس‌ !
تنها برای‌ یک‌ نگاه‌ ، حتا برای‌ یک‌ نفس‌ !
تا کی‌ به‌ جای‌ خودِ ما نقاب‌ِ ما حرف‌ بزنه‌ ؟
تا کی‌ سکوت‌ُ رَج‌ زدن‌ ، نقش‌ِ نمایش‌ِ منه‌ ؟
آی‌ نمایشنامه‌نویس‌ ! نقش‌ من‌ُ به‌ من‌ بده‌ !
نقش‌ِ جدال‌ِ آخرِ تن‌ به‌ تن‌ُ به‌ من‌ بده‌ !
می‌خوام‌ همین‌ ترانه‌ رُ رو صحنه‌ فریاد بزنم‌ !
نقابم‌ُ پاره‌ کنم‌ ، جای‌ خودم‌ داد بزنم‌ !

هر کسی‌ هستی‌ یه‌ دفه‌ قَدبکش‌ از پُشت‌ِ نقاب‌
از رو نوشته‌ حرف‌ نزن‌ ، رهاشو از پیلة‌ خواب‌
نقشة‌ یه‌ دریچه‌ رُ رو میلة‌ قفس‌ بکش‌
برای‌ یک‌ بار که‌ شده‌ جای‌ خودت‌ نفس‌ بکش‌
__________________________________________

شهرِ خواب‌

تشنه‌ها تو هُرم‌ِ صحرای‌ عطش‌ خواب‌ِ چشمه‌ی‌ زلال‌ُ می‌بینن‌
اونا که‌ سیبای‌ سُرخ‌ُ می‌خورن‌ ، خواب‌ِ میوه‌های‌ کال‌ُ می‌بینن‌
آنتن‌ِ زنگ‌ زده‌ روی‌ پُشت‌ِ بوم‌ ، خواب‌ِ پای‌ یه‌ کبوتر می‌بینه‌
هر کی‌ بیشتر توی‌ قصه‌ می‌شکنه‌ ، همیشه‌ خوابای‌ بهتر می‌بینه‌
اما من‌ خواب‌ِ تو رُ دیدم‌ُ بَس‌ ، خواب‌ِ تو ای‌ تو هوای‌ هر نفس‌ !
مثل‌ِ اون‌ عقاب‌ِ پیری‌ که‌ هنوز ، خواب‌ِ پروازُ می‌بینه‌ تو قفس‌ !
خواب‌ِ تو یه‌ خواب‌ِ ناب‌ِ تازه‌ بود ، رؤیای‌ پاک‌ُ زلال‌ِ مخملی‌
خواب‌ِ هفت‌سالگی‌ِ ستاره‌ها ، فصل‌ِ سرسبزِ کلاس‌ِ اولی‌

آخ‌ ! چه‌ ساده‌ همترانه‌ می‌شدیم‌ تو کلاس‌ِ بی‌ هراس‌ِ لحظه‌ها
آرزوها چه‌ هم‌اندازه‌ بودن‌ ، دنیا جا می‌شد میون‌ِ مُشت‌ ما
صدای‌ خنده‌هامون‌ قَد می‌کشید ، وقت‌ِ گرگم‌به‌هوا تو کوچه‌ها
دستامون‌ دوباره‌ عادل‌ می‌شة‌دن‌ وقت‌ِ قسمت‌ شدن‌ِ کلوچه‌ها

کاش‌ می‌شد همیشه‌ بچگی‌ کنیم‌ کاش‌ میشد دوباره‌ همصدابشیم‌
خورشید از چهار طرف‌ بتابه‌ وُ ماها از سایه‌هامون‌ جدا بشیم‌
می‌دونم‌ نمی‌شه‌ اما چاره‌ نیست‌ ، وعده‌گاهمون‌ بازم‌ خواب‌ِ منه‌
توی‌ آسمون‌ِ تنهایی‌ِ من‌ ، همیشه‌ خورشیدِ رؤیا روشنه‌

دوس‌ دارم‌ تو شهرِ خوابم‌ بمونم‌،آخه‌ ساده‌تر می‌شه‌ ستاره‌ چید !
می‌شه‌ آوازِ زلال‌ِ بودن‌ُ از سکوت‌ِ تُردِ لحظه‌ها شنید !
اما باز صدای‌ زنگ‌ِ زنده‌گی‌ خواب‌ُ از چشمای‌ خسته‌م‌ می‌گیره‌ !
فصل‌ ناتموم‌ِ کودکی‌ِ من‌ ، تو دلم‌ مثل‌ یه‌ فانوس‌ می‌میره‌ !
__________________________________________________ _________

با من‌ باش‌!

امشب‌ انگار خون‌ِ تازه‌یی‌ تو رگ‌های‌ منه‌
یکی‌ از عمق‌ِ سکوتم‌ داره‌ فریاد می‌زنه‌
من‌ُ از جاده‌ نترسون‌ نگو که‌ فاصله‌مون‌
صدتا کفش‌ سُربی‌ُ صدتا عصای‌ آهنه‌

تو سَرَم‌ افتاده‌ امشب‌ هوس‌ِ قدم‌ زدن‌
رَد شدن‌ از دل‌ِ آتیش‌ تو یه‌ چش‌ به‌ هم‌ زدن‌
پا به‌ پای‌ سیم‌ِ گیتار خوندن‌ از گذشته‌ها
توی‌ هوای‌ روشن‌ُ پاک‌ِ ترانه‌ دَم‌ زدن‌

نازنین‌ ! فقط‌ توی‌ همین‌ نفس‌ با من‌ باش‌ !
بگو هستی‌ که‌ بِرُمبه‌ این‌ قفس‌ ، با من‌ باش‌ !
گوش‌ بده‌ نبض‌ِ ترانه‌ تنها با تو می‌زنه‌
بی‌بی‌ِ ترانه‌هام‌ تویی‌ُ بَس‌ ، با من‌ باش‌ !

بیا امشب‌ از حصارِ هر بهانه‌ رَد بشیم‌
لهجه‌ی‌ ناب‌ُ زلال‌ِ این‌ شب‌ُ بَلَد بشیم‌
ما دوتا رودخونه‌ییم‌ تو دریا می‌رسیم‌ به‌ هم‌ ،
نکنه‌ طعمه‌ی‌ دیوارای‌ سردِ سَد بشیم‌

ولی‌ انگار که‌ دارم‌ من‌ با خودم‌ حرف‌ می‌زنم‌
جُز صدای‌ نفسم‌ هیچ‌ صدایی‌ نمی‌شنوم‌
نگا کن‌ ! فقط‌ یه‌ سایه‌ پا به‌ پای‌ من‌ میاد
سایه‌ فریاد می‌زنه‌: تنها رفیق‌ِ تو منم‌ !

نازنین‌ ! فقط‌ توی‌ همین‌ نفس‌ با من‌ باش‌ !
بگو هستی‌ که‌ برُمبه‌ این‌ قفس‌ ، با من‌ باش‌ !
گوش‌ بده‌ نبض‌ِ ترانه‌ تنها با تو می‌زنه‌
بی‌بی‌ِ ترانه‌هام‌ تویی‌ُ بَس‌ ، با من‌ باش‌ !
_________________________________________

پرنده‌ بی‌پرنده‌

اونورِ این‌ شب‌ِ کلَک‌ ، من‌ُ ترانه‌ تَک‌ به‌ تَک‌
خونه‌ می‌ساختیم‌ روی‌ باد ، دریا می‌ریختیم‌ تو اَلَک‌
مسافرای‌ کاغذی‌ ، رَد شده‌ بودن‌ از غبار
تو قصه‌ باقی‌ مونده‌ بود ، شیهه‌ی‌ اسب‌ِ بی‌سوار
گفته‌ بودن‌ صدتا کلید برای‌ ما جا می‌ذارن‌
مزرعه‌های‌ گندم‌ُ برای‌ فردا می‌ذارن‌
فردا رسیدُ خوشه‌یی‌ تو دست‌ِ ما باقی‌ نموند
سقف‌ِ ستاره‌ها شکست‌ ، رو سرمون‌ طاقی‌ نموند
با کلیدای‌ زنگ‌ زده‌ ، قفلای‌ بسته‌ وا نشد
سکه‌ی‌ دلسپردگی‌ ، تو جوب‌ِ ما پیدا نشد

تو سفره‌مون‌ همیشه‌ سین‌ِ ستاره‌ کم‌ بود
همیشه‌ تا رسیدن‌ فاصله‌ یک‌ قدم‌ بود

کسی‌ به‌ ما نشون‌ نداد که‌ انتهای‌ خط‌ کجاست‌ ؟
آهای‌ درختای‌ انار ! دیکته‌ی‌ بی‌غلط‌ کجاست‌ ؟
چرا تو آسمونمون‌ پرنده‌ گوشه‌گیر شده‌ ؟
چرا نمی‌رسیم‌ به‌ هم‌ ؟ چرا همیشه‌ دیر شده‌ ؟
تو دفترِ سکسکه‌مون‌ چن‌ تا ترانه‌ خالیه‌ ؟
چن‌ تا ترانه‌ قصه‌ی‌ ممتدِ بی‌خیاله‌ ؟
چن‌ تا صدای‌ بی‌صدا سکوت‌ُ فریاد می‌زنه‌ ؟
زغال‌ِ شام‌ِ آخرُ دستای‌ کی‌ باد می‌زنه‌ ؟
تو غیبت‌ِ حنجره‌ها ترانه‌سازیمون‌ چیه‌ ؟
یکی‌ به‌ من‌ جواب‌ بده‌ ، آخرِ بازیمون‌ چیه‌ ؟

تو بازی‌ِ کلاغ‌ پَر ، هیشکی‌ نشد بَرَنده‌ ،
قصه‌ی‌ ما همین‌ بود: پرنده‌ بی‌ پرنده‌ !
___________________________________________

چهارراه‌

بی‌بی‌ِ چراغ‌ قرمز ! دخترِ بچه‌ به‌ پُشت‌ !
دودِ اسفندِ تو رُ ترس‌ کدوم‌ ستاره‌ کشت‌ ؟
فالای‌ حافظ‌ت‌ُ بادِ کدوم‌ بهونه‌ بُرد ؟
سیب‌ِ سرخت‌ُ کدوم‌ سایه‌ی‌ سربُریده‌ خورد ؟
گُل‌ِ یخ‌ شاخه‌یی‌ چنده‌ ؟ گل‌ِ بی‌برگ‌ُ بهار !
چشمای‌ خیست‌ُ بستی‌ به‌ کدوم‌ جاده‌ی‌ تار ؟
برو اسفندت‌ُ دود کن‌ سرِ چارراه‌ِ شلوغ‌ !
تا شاید وابشن‌ این‌ چشمای‌ کورِ بی‌فروغ‌ !
چشم‌ِ آدمایی‌ که‌ حتا یه‌ خوابم‌ ندیدن‌
فکر بچه‌هایی‌ نیستن‌ که‌ تو کارتُن‌ خوابیدن‌
اونا که‌ از اول‌ِ هستی‌ به‌ ماتم‌ می‌شینن‌
وقت‌ِ بارون‌ زیرِ پُل‌ خواب‌ِ یه‌ کرسی‌ می‌بینن‌

اسفندِ دونه‌ دونه‌ ، گریه‌ نکن‌ شبونه‌
شهرِ قشنگ‌ِ رؤیا ، مقصدِ قصه‌مونه‌

آخرش‌ یکی‌ میاد گل‌هات‌ُ یکجا می‌خره‌
تو رُ ترک‌ِ اسب‌ِ نور به‌ شهرِ رؤیا می‌بَره‌
اون‌جا که‌ آدماش‌ُ نمی‌شه‌ با سکه‌ خرید
می‌شه‌ با بال‌ِ صدا تا اوج‌ِ قله‌ها پرید
اون‌جا هیچکس‌ نمی‌خوابه‌ زیرِ سقف‌ِ سردِ پُل‌
درِ جعبه‌های‌ جادو وا می‌شه‌ به‌ نام‌ِ گل‌
اون‌جا فال‌ِ عاشقا یه‌ فال‌ِ سبزُ روشنه‌
هر یه‌ قرص‌ِ نون‌ِ جو سهم‌ِ هزار تا دهنه‌
برو اسفندت‌ُ دود کن‌ سرِ چارراه‌ِ شلوغ‌
تا شاید وابشن‌ این‌ چشمای‌ کورِ بی‌فروغ‌

اسفندِ دونه‌ دونه‌ ، گریه‌ نکن‌ شبونه‌
شهرِ قشنگ‌ِ رؤیا ، مقصدِ قصه‌مونه‌
___________________________________________

آفتابی‌

راهی‌ نمونده‌ ، نازنین‌ ! باید به‌ دریا بزنیم‌ !
باید از این‌ خواب‌ِ بلند ، یه‌ پُل‌ به‌ رؤیا بزنیم‌ !
راهی‌ نمونده‌ نازنین‌ ! راه‌ِ ستاره‌ سَد شده‌ !
تو امتحان‌ِ سادگی‌ ، قلب‌ِ من‌ُ تو رَد شده‌ !
راهی‌ نمونده‌ باید از بغض‌ِ ترانه‌ بگذریم‌ !
غصه‌ نخور ! ما دوتا از سایه‌ها آفتابی‌تریم‌ !
راهی‌ نمونده‌ ، رفتنت‌ آخرِ قصه‌ی‌ منه‌ !
اما چراغ‌ِ یادِ تو ، تو شب‌ِ قصه‌ روشنه‌ !

خاتون‌ِ خط‌ خورده‌ی‌ من‌ ! نبض‌ِ غزل‌ رُ زنده‌ کن‌ !
دوباره‌ تو بازی‌ِ دل‌ ، بغض‌ِ من‌ُ برَنده‌ کن‌ !
خاتون‌ِ خط‌ خورده‌ی‌ من‌ ! اوج‌ِ صدای‌ من‌ کجاست‌ ؟
حروف‌ِ پاک‌ اسم‌ِ تو ، کجای‌ این‌ ترانه‌هاس‌ ؟
با هم‌ کلیدِ نقره‌ رُ تو کوچه‌ پیدا می‌کنیم‌ !
واژه‌ی‌ زنده‌گی‌ رُ با ترانه‌ معنا می‌کنیم‌ !
خاطره‌های‌ خفته‌ رُ دوباره‌ بیدار می‌کنیم‌ !
عشق‌ُ تو هر ترانه‌یی‌ صد دفه‌ تکرار می‌کنیم‌ !

هنوزم‌ نبض‌ِ غزل‌ نبض‌ِ قدمهای‌ منه‌ !
هنوزم‌ قلب‌ِ ترانه‌ توی‌ سینه‌م‌ می‌زنه‌ !
نازنین‌ ! خسته‌ نشو ! تو آینه‌ می‌رسیم‌ به‌ هم‌ ،
طپش‌ِ ترانه‌ها فاصله‌ها رُ می‌شکنه‌ !
______________________________________________

چی‌ بخونم‌؟

چی‌ بخونم‌ وقتی‌ چشمام‌ از حضورِ گریه‌ خیسه‌ ؟
وقتی‌ هیچکس‌ نمی‌تونه‌ غصه‌هام‌ُ بنویسه‌ !
چی‌ بخونم‌ وقتی‌ قلبت‌ من‌ُ از تو قصه‌ رونده‌ ؟
وقتی‌ که‌ به‌ جز یه‌ سایه‌ کسی‌ پیش‌ِ من‌ نمونده‌ !
چی‌ بخونم‌ وقتی‌ فریاد با سکوت‌ فرقی‌ نداره‌ ؟
وقتی‌ هیچکس‌ نمی‌تونه‌ تو رُ پیش‌ِ من‌ بیاره‌ !

شب‌ِ بی‌ نفسی‌ ، شب‌ِ بلندِ تنهایی‌ !
تو که‌ همنفسی‌ ، بگو کجای‌ دنیایی‌ ؟
شب‌ِ گریه‌ی‌ من‌ ، شب‌ِ سیاه‌ِ بیداری‌ !
غم‌ِ رفتن‌ِ تو ، شده‌ یه‌ دشنه‌ی‌ کاری‌ !

چی‌ بگم‌ وقتی‌ ترانه‌ بی‌تو جلوه‌یی‌ نداره‌ ؟
وقتی‌ آواز من‌ُ تنها توی‌ کوچه‌ جا میذاره‌ !
وقتی‌ توی‌ آسمونم‌ چشمک‌ِ ستاره‌ای‌ نیست‌ !
وقتی‌ که‌ برای‌ بغضم‌ جُز شکستن‌ چاره‌ای‌ نیست‌ !
چی‌ بخونم‌ وقتی‌ هیچکس‌ من‌ُ از خودم‌ ندزدید !
وقتی‌ غربت‌ِ صدام‌ُ کسی‌ غیرِ تو نفهمید !

شب‌ِ بی‌ نفسی‌ ، شب‌ِ بلندِ تنهایی‌ !
تو که‌ همنفسی‌ ، بگو کجای‌ دنیایی‌ ؟
شب‌ِ گریه‌ی‌ من‌ ، شب‌ِ سیاه‌ِ بیداری‌ !
غم‌ِ رفتن‌ِ تو ، شده‌ یه‌ دشنه‌ی‌ کاری‌ !____________________________________________

پل‌ِ عابرِ پیاده‌

روی‌ جدول‌ِ شکسته‌ ، یه‌ پسربچه‌ نشسته‌
گُلای‌ سُرخ‌ُ گرفته‌ توی‌ انگشتای‌ خسته‌
تو چشاش‌ ستاره‌ مُرده‌ ، سه‌ روزه‌ هیچی‌ نخورده‌
سر رسیدن‌ِ بهارُ کسی‌ یادش‌ نیاورده‌
«ـ آقایون‌ ! خانوما ! گُل‌ !
سهم‌ِ منم‌ از آدما ! گُل‌ ! »
آدما تو فکرِ عیدن‌ ، فکرِ یه‌ ماهی‌ سفیدن‌
اونا از تو ماشیناشون‌ ، هیچ‌ صدایی‌ نشنیدن‌
دیگه‌ شب‌ از راه‌ رسیده‌ ، غنچه‌ی‌ غروب‌ُ چیده‌
از پسر بچه‌ی‌ خسته‌ هیچکسی‌ گُل‌ نخریده‌
پُل‌ِ عابرِ پیاده‌ تنها جای‌ اَمن‌ِ خوابه‌
رو لب‌ِ اون‌ پسر اما یه‌ سوال‌ِ بی‌جوابه‌:
«ـ ای‌ خدا چرا نمی‌شه‌ این‌ گُلا یه‌ لُقمه‌ نون‌ شه‌ ؟
جای‌ خواب‌ِ من‌ تو ابرا ، روی‌ بام‌ِ آسمون‌ شه‌ ؟ »
پسرک‌ ! موقع‌ خوابه‌ ، وقت‌ یه‌ رؤیای‌ نابه‌ !
فردا که‌ بیدارشی‌ از خواب‌ ، عیدی‌ِ تو یه‌ جوابه‌ !
صُب‌ شده‌ اونورِ شیشه‌ ، پسرک‌ بیدار نمی‌شه‌
انگاری‌ تموم‌ِ عمرش‌ توی‌ خواب‌ بوده‌ همیشه‌
گُلا پژمُرده‌ وُ پَرپَر ، روی‌ پُل‌ ریخته‌ کنارش‌
خیره‌ موندن‌ به‌ خیابون‌ اون‌ چشای‌ بی‌قرارش‌
هنوزم‌ رو پُل‌ خوابیده‌ ، با چشای‌ باز تو بارون‌
تو مرخصی‌ِ عیده‌ ، پاسبون‌ این‌ خیابون‌... __________________________________________

می‌دونم‌

می‌دونم‌ که‌ یک‌ نفر هست‌ زیرِ این‌ گنبدِ سنگی‌
که‌ میاد رو آسمونم‌ می‌کشه‌ یه‌ قوس‌ِ رنگی‌
اون‌که‌ از تبارِ دریا ، اون‌که‌ از نسل‌ِ ستاره‌س‌
وقتی‌ باشه‌ هر دقیقه‌ یه‌ تولدِ دوباره‌س‌
اون‌ که‌ آینه‌ی‌ اتاقم‌ از حضورش‌ بی‌نصیبه‌
توی‌ آینه‌ من‌ نشستم‌ اما من‌ با من‌ غریبه‌

فرصتی‌ نمونده‌ای‌ عشق‌ ! این‌ صدا صدای‌ مرگه‌
آخرین‌ فصل‌ِ جوانه‌ ، فصل‌ِ جون‌ دادن‌ِ برگه‌
از تو قصه‌ها طلوع‌ کن‌ تاغروب‌ِ من‌ بمیره‌
زیر خاکسترِ سردم‌ ، شعله‌ی‌ تو جون‌ بگیره‌

یکی‌ باید اینجا باشه‌ که‌ من‌ُ بدزده‌ از من‌
با من‌ از خودم‌ خودی‌تر ، بین‌ِ تن‌ باشه‌ وُ پیرهن‌
یکی‌ باید این‌ جا باشد که‌ شب‌ُ کم‌ کنه‌ از روز
روزِ تازه‌یی‌ بیاره‌ جای‌ این‌ روزِ غزلسوز
یکی‌ باید اینجا باشه‌ ، اونی‌ که‌ مثل‌ِ کسی‌ نیست‌
وقت‌ِ سردادن‌ِ آواز مثل‌ِ اون‌ همنفسی‌ نیست‌

فرصتی‌ نمونده‌ای‌ عشق‌ ! این‌ صدا صدای‌ مرگه‌
آخرین‌ فصل‌ِ جوانه‌ ، فصل‌ِ جون‌ دادن‌ِ برگه‌
از تو قصه‌ها طلوع‌ کن‌ تا غروب‌ من‌ بمیره‌
زیرِ خاکسترِ سردم‌ ، شعله‌ی‌ تو جون‌ بگیره
_______________________________________‌

نمایش‌

آدما ! بگین‌ بدونم‌ ، چرا عمرِ شب‌ بلنده‌ ؟
چرا خورشید درِ نورُ روی‌ باغچه‌مون‌ می‌بنده‌ ؟
سیب‌ِ باغ‌ِ قصه‌ کال‌ِ ، بازیگر رو پرده‌ لال‌ِ
تو سکوت‌ِ این‌ نمایش‌ نمره‌ی‌ ترانه‌ چنده‌ ؟

آدما ! به‌ جای‌ دیدن‌ ، ما فقط‌ تخمه‌ شکستیم‌ !
چشمامون‌ُ وا گذاشتیم‌ ، درِ مغزامون‌ُ بستیم‌ !
قهرمان‌ِ قصه‌ ، خسته‌ ، دادکشید با لب‌ِ بسته‌:
«آدمی‌ مونده‌ تو قصه‌ ؟ » ما نگفتیم‌ که‌ «ما هستیم‌ ! »

آدما ! تو این‌ نمایش‌ ، نقش‌ِ ما فقط‌ نگاهه‌ !
سوزن‌ِ ریزِ حقیقت‌ میون‌ِ انبارِ کاهه‌ !
کوره‌راه‌ِ بی‌ستاره‌ ، راه‌ به‌ هیچ‌ جایی‌ نداره‌،
ما نمی‌رسیم‌ به‌ مقصد ، دیگه‌ این‌ آخرِ راهه‌ !

آدما ! شاید یه‌ روزی‌ ، آخرِ یه‌ فیلم‌ تازه‌،
برسیم‌ بالای‌ تقویم‌ ، اونجا که‌ روزا درازه‌ !
آسمون‌ِ اونجا صافه‌ ، دشنه‌هاش‌ توی‌ غلافه‌،
اونجا قهرمان‌ِ فیلمم‌ ، مث‌ِ ما ترانه‌ سازه‌ !

کپ‌ نکنین‌ اگه‌ قُرُق‌ بایه‌ پشه‌ شکسته‌ شه‌ !
اگه‌ یه‌ وقت‌ میون‌ فیلم‌ ، پرده‌ صحنه‌ بسته‌ شه‌ !
کپ‌ نکنین‌ اگه‌ به‌ عشق‌ ، یه‌ نمره‌ی‌ رَدی‌ بِدَن‌ !
جایزه‌ی‌ نوبل‌ رُ به‌ پزشک‌ احمدی‌ بِدَن‌
_____________________________________

ستاره‌

دوباره‌ دلم‌ واسه‌ غربت‌ِ چشمات‌ تنگه‌
دوباره‌ این‌ دل‌ِ دیوونه‌ واسه‌ت‌ دلتنگه‌
وقت‌ِ از تو خوندن‌ِ ستاره‌ی‌ ترانه‌ها !
اسم‌ِ تو برای‌ من‌ قشنگترین‌ آهنگه‌

بی‌ تو یک‌ پرنده‌ی‌ اسیرِ بی‌پروازم‌
با تو اما می‌رسم‌ به‌ قله‌ی‌ آوازم‌
اگه‌ تا آخرِ این‌ ترانه‌ با من‌ باشی‌ ،
واسه‌ تو سقفی‌ از آهنگ‌ُ صدا می‌سازم‌

با یه‌ چشمک‌ دوباره‌ من‌ُ زنده‌ کن‌ ستاره‌
نذار از نفس‌ بیفتم‌ ، تویی‌ تنها راه‌ِ چاره‌
آی‌ ستاره‌ ! آی‌ ستاره‌ ! بی‌ تو شب‌ نوری‌ نداره‌
این‌ ترانه‌ تا همیشه‌ تو رُ یادِ من‌ میاره‌

تویی‌ که‌ عشقم‌ُ از نگاه‌ِ من‌ می‌خونی‌
تویی‌ که‌ تو طپش‌ِ ترانه‌هام‌ پنهونی‌
تویی‌ که‌ همنفس‌ِ همیشه‌ی‌ آوازی‌
تویی‌ که‌ آخرِ قصه‌ی‌ من‌ُ می‌دونی‌

اگه‌ کوچه‌ی‌ صدام‌ یه‌ کوچه‌ی‌ باریکه‌
اگه‌ خونه‌م‌ بی‌ چراغ‌ِ چشم‌ِ تو تاریکه‌
می‌دونم‌ آخرِ قصه‌ می‌رسی‌ به‌ دادِ من‌
لحظه‌ی‌ یکی‌ شدن‌ تو آینه‌ها نزدیکه‌

با یه‌ چشمک‌ِ دوباره‌ من‌ُ زنده‌ کن‌ ستاره‌
نذار از نفس‌ بیفتم‌ ، تویی‌ تنها راه‌ِ چاره‌
آی‌ ستاره‌ ! آی‌ ستاره‌ ! بی‌ تو شب‌ نوری‌ نداره‌
این‌ ترانه‌ تا همیشه‌ تو رُ یاد من‌ میاره‌
____________________________________________

جمعه‌ بازار

پنجره‌ بی‌ چراغه‌ ، رو آنتنا کلاغه‌
هنوز تو شهرِ قصه‌ ، بازارِ دشنه‌ داغه‌
بارون‌ِ ریشه‌ ریشه‌ مُش‌ می‌زنه‌ به‌ شیشه‌
میگه‌ نگاه‌ خورشید مال‌ِ منه‌ همیشه‌
خورشیدِ گیس‌ بُریده‌ پاشنه‌شو وَرکشیده‌
قیچی‌ِ تیزِ بارون‌ موی‌ طلاشو چیده‌
شاپرکی‌ که‌ سوخته‌ ، چشم‌ُ به‌ شعله‌ دوخته‌
شاعرِ نون‌ نخورده‌ ، ترانه‌ش‌ُ فروخته‌

از سرِ پُل‌ تا توپخونه‌ ، نبض‌ِ غزل‌ هراسونه‌
تو گردش‌ِ عقربه‌ها ، لحظه‌ کشی‌ فراوونه‌

ترانه‌ها دروغن‌ ، شعله‌ها بی‌ فروغن‌
هنوز تو جمعه‌ بازار قصابیا شلوغن‌
گریه‌ نکن‌ ! ستاره‌ ! قَد می‌کشم‌ دوباره‌
پُشت‌ِ سرِ ترانه‌ گریه‌ شگون‌ نداره‌
ترانه‌ ! دَس‌ نگه‌ دار ! گوش‌ داره‌ موش‌ِ دیوار
چراغ‌ِ این‌ تقاطع‌ همیشه‌ سُرخه‌ انگار
خورشیدِ مو طلایی‌ ! کجایی‌ ؟ آی‌ ! کجایی‌ ؟
بزن‌ به‌ سیم‌ِ آواز ! تویی‌ که‌ خوش‌ صدایی‌ !

از سر پُل‌ تا توپخونه‌ ، نبض‌ِ غزل‌ هراسونه‌
تو گردش‌ِ عقربه‌ها ، لحظه‌ کشی‌ فراوونه‌
__________________________________________

ترانه‌ی‌ سکوت

خالی‌ام‌ ! خالی‌ از آواز ، خالی‌ از جرأت‌ِ پرواز
ای‌ غزل‌ترین‌ ترانه‌ ! من‌ُ از اَزَل‌ بیاغاز
من‌ُ پُر کن‌ از ستاره‌ ، از یه‌ فریادِ دوباره‌
از یه‌ آهنگ‌ِ قدیمی‌ که‌ خریداری‌ نداره‌
من‌ُ پُر کن‌ از پرستو ، از شب‌ِ نگاه‌ِ آهو
از تو خاکسترِ دریا ، زنده‌ شو ! ترانه‌ بانو !
با تو بادبادک‌ِ رؤیا توی‌ پنجه‌های‌ باده‌
بی‌تو حتا یه‌ چراغم‌ از سرِ کوچه‌ زیاده‌

ترانه‌ی‌ سکوتم‌ُ تنها تو می‌شنوی‌ عزیز !
عطرِ زلال‌ِ تنت‌ُ رو تن‌ِ لحظه‌هام‌ بریز !

بگو از شب‌ تا خروسخون‌ فاصله‌ چن‌ تا ستاره‌س‌ ؟
بگو کی‌ لحظه‌ی‌ ناب‌ِ اون‌ تولدِ دوباره‌س‌ ؟
بگو تا سفره‌ی‌ هف‌ سین‌ چَن‌ تا یخبندون‌ِ سرده‌ ؟
بگو چشمای‌ ترانه‌ چَن‌ تا بغض‌ُ گریه‌ کرده‌ ؟
بگو با منی‌ که‌ نبض‌ِ روزگارُ دَس‌ بگیرم‌
بگو تا از این‌ زمونه‌ خنده‌هام‌ُ پَس‌ بگیرم‌
بگو هستی‌ که‌ بمونم‌ ، پُشت‌ِ زندگی‌ نمیرم‌
تو که‌ تو قصه‌ نباشی‌ از تموم‌ِ قصه‌ سیرم‌

ترانه‌ی‌ سکوتم‌ُ تنها تو می‌شنوی‌ عزیز !
عطرِ زلال‌ِ تنت‌ُ رو تن‌ِ لحظه‌هام‌ بریز !
____________________________________________

کباب‌ِ چرب‌ِ پایتخت‌

کبک‌ بودیم‌ وُ کلاغ‌ شدیم‌ ، خورشید بودیم‌ چراغ‌ شدیم‌
جنگل‌ بی‌ حصار بودیم‌ ، حالا یه‌ دونه‌ باغ‌ شدیم‌
چشمامون‌ُ بسته‌ بودیم‌ یه‌ سفره‌ی‌ بزرگ‌ِ شهر
دست‌ که‌ به‌ سفره‌ رفت‌ ولی‌ با یه‌ ملاقه‌ داغ‌ شدیم‌

گندمای‌ مزرعه‌مون‌ خوشه‌های‌ طلایی‌ داشت‌
دستای‌ ما تو دل‌ِ خاک‌ نهال‌ِ سادگی‌ می‌کاشت‌
آب‌ِ زلال‌ِ چشمه‌مون‌ شیرِ ستاره‌ بود ولی‌
قصه‌ی‌ چاه‌ِ آب‌ِ شهر فکرا رُ راحت‌ نمی‌ذاشت‌

مش‌ رمضون‌ ! دیدی‌ تو شهر رو گُرده‌ی‌ ما زین‌ زدن‌ ؟
دیدی‌ که‌ پهلوونا رُ با یه‌ کلَک‌ زمین‌ زدن‌ ؟
غول‌ِ سیاه‌ِ وسوسه‌ غیرت‌ِ ما رُ خورده‌ بود.
کباب‌ِ چرب‌ِ پایتخت‌ گوشت‌ِ الاغ‌ِ مُرده‌ بود.

چشمه‌ بودیم‌ سراب‌ شدیم‌ ، بره‌ بودیم‌ کباب‌ شدیم‌
ستاره‌ بودیم‌ توی‌ شب‌ اما یهو شهاب‌ شدیم‌
تو غربت‌ِ آهن‌ُ دود کوه‌ غرورمون‌ شکست‌
کوپن‌فروش‌ِ خسته‌ی‌ میدون‌ِ انقلاب‌ شدیم‌

دیدی‌ چه‌ ساده‌ گم‌ شدن‌ آرزوهامون‌ توی‌ باد ؟
آخ‌ ! چی‌ می‌شه‌ که‌ نون‌ِ دِه‌ باز توی‌ سفره‌مون‌ بیاد ؟
اما نه‌ پای‌ رفتن‌ُ نه‌ روی‌ برگشتنی‌ هست‌
زندگیمون‌ همین‌ شده‌ ، خنده‌ کم‌ُ گریه‌ زیاد

مش‌ رمضون‌ ! دیدی‌ تو شهر رو گُرده‌ی‌ ما زین‌ زدن‌ ؟
دیدی‌ که‌ پهلوونا رُ با یه‌ کلَک‌ زمین‌ زدن‌ ؟
غول‌ِ سیاه‌ِ وسوسه‌ غیرت‌ِ ما رُ خورده‌ بود
کباب‌ِ چرب‌ِ پایتخت‌ گوشت‌ِ الاغ‌ِ مُرده‌ بود
________________________________________________

رُمان‌

تو کتاب‌ِ قصه‌ی‌ ما ، این‌ رُمان‌ِ عاشقانه‌
سهم‌ِ تو تمام‌ من‌ بود ، سهم‌ِ من‌ اوج‌ِ ترانه‌
آخرین‌ فصل‌ِ کتاب‌ُ کسی‌ باورش‌ نمی‌شه‌
خودتم‌ فکر نمی‌کردی‌ که‌ بری‌ واسه‌ همیشه‌
آخرِ قصه‌ چه‌ بد بود ، یه‌ سفربه‌خیرِ ساده‌
من‌ُ انتظارِ ممتد ، تو وُ بی‌مرزی‌ِ جاده‌
وقت‌ِ معراج‌ِ ترانه‌ تو واسه‌م‌ قوّت‌ بالی‌
حالا تو هق‌ هق‌ِ گریه‌م‌ جای‌ شونه‌ی‌ تو خالی‌

خاطره‌هات‌ُ نگه‌ دار ! ای‌ مسافر ! به‌ سلامت‌ !
یکی‌ اینجا چِش‌ به‌ راته‌ حتا تا روزِ قیامت‌.

فکرِ من‌ نباش‌ ! ستاره‌ ! قدم‌ِ آخرُ بردار !
خودت‌ُ مثل‌ِ یه‌ آواز توی‌ حنجره‌م‌ نگه‌ دار !
زندگی‌ همینه‌ ، خاتون‌ ! هر رفیق‌ یه‌ نردبونه‌
جای‌ من‌ خاک‌ِ زمینه‌ ، جای‌ تو تو آسمونه‌
تو نموندی‌ اما اسمت‌ تا اَبَد قلّه‌ نشینه‌
تقصیرِ تو نیست‌ عزیزم‌ ! رسم‌ِ روزگار همینه‌
خطّای‌ سفیدِ جاده‌ می‌گن‌ از تو دورم‌ اما
وقتی‌ چشمام‌ُ می‌بندم‌ می‌بینم‌ که‌ با همیم‌ ما

خاطره‌هات‌ُ نگه‌ دار ! ای‌ مسافر ! بسلامت‌ !
یکی‌ اینجا چِش‌ براته‌ حتا تا روزِ قیامت‌.
___________________________________________


برای‌ عبرت‌ِ آینه

پینوشه‌ ! گرگ‌ِ فراری‌ ! توی‌ خورجینت‌ چی‌ داری‌ ؟
چَن‌ تا گورِ دسته‌ جمعی‌ ؟ چَن‌ تا اعدام‌ِ بهاری‌ ؟
پینوشه‌ ! گرگ‌ فراری‌ ! چَن‌ تا ناخون‌ُ کشیدی‌ ؟
چَن‌ هزار تا بچه‌ کشتی‌ ؟ چَن‌ تا جون‌ کندن‌ُ دیدی‌ ؟
پای‌ جوخه‌های‌ مرگت‌ ، چَن‌ تا چشم‌ِ بسته‌ مُرده‌ ؟
خاک‌ِ سرخ‌ چَن‌ تا باغچه‌ ، مُهرِ چکمه‌هات‌ُ خورده‌ ؟
بگو چَن‌ تا گُل‌ِ سُرخ‌ُ ، با چشای‌ بسته‌ چیدی‌ ؟
واسه‌ هر مدال‌ِ سُربی‌ چَن‌ تا عشق‌ُ سربُریدی‌ ؟
ویکتور خارا بدون‌ِ دست‌ باز داره‌ گیتار می‌زنه‌
هنوز تو چلّه‌ی‌ سکوت‌ ، شمع‌ِ ترانه‌ روشنه‌

می‌دونم‌ گرگ‌ِ درونت‌ هنوزم‌ تشنه‌ی‌ خونه‌
توی‌ یخبندون‌ِ چشمات‌ هنوزم‌ برق‌ِ جنونه‌
دیگه‌ فرصتی‌ نمونده‌ ، لحظه‌ی‌ مُردن‌ِ گرگه‌
برای‌ فرارِ آخر ، چکمه‌هات‌ واسه‌ت‌ بزرگه‌

پینوشه‌ ! گرگ‌ فراری‌ ! دنیا اندازه‌ی‌ سیبه‌
هر جا باشی‌ واسه‌ مردم‌ یه‌ غریبه‌یی‌ ، غریبه‌
پینوشه‌ ! اسم‌ِ تو امروز دیگه‌ هم‌ معنی‌ِ درده‌
واسه‌ لرزیدن‌ِ دستات‌ هیچ‌ کسی‌ گریه‌ نکرده‌
بگو با این‌ همه‌ نفرین‌ چه‌طوری‌ دَووم‌ آوردی‌ ؟
می‌دونم‌ تو هر دقیقه‌ صد هزار مرتبه‌ مُردی‌
پینوشه‌ ! گرگ‌ فراری‌ ! آخر قصه‌ همینه‌
اوج‌ِ فواره‌ی‌ قدرت‌ دوباره‌ خاک‌ِ زمینه‌
برای‌ عبرت‌ِ آینه‌ ، شاه‌ِ پوشالی‌ زیاده‌
خوشه‌ی‌ غرش‌ِ طوفان‌ ، حاصل‌ِ کاشتن‌ِ باده‌
یادمون‌ باشه‌ همیشه‌ پُل‌ِ کهنه‌ بی‌عبوره‌
اونورِ سکه‌ی‌ ظلمت‌ عکس‌ِ نازنین‌ِ نوره‌
_______________________________________

بادبادک‌ها

دیشبم‌ مثل‌ِ همیشه‌ شب‌ِ دلشکستگی‌ بود
همدم‌ِ دل‌ِ شکسته‌ خاطرات‌ِ بچگی‌ بود

یادمه‌ رو پُشت‌ِبوما بادبادک‌ هوا می‌کردیم‌
اکه‌ ابرا می‌رسیدن‌ خورشیدُ صدا می‌کردیم‌
نَخای‌ بادبادکامون‌ تو هوا گره‌ می‌خوردن‌
ما رُ از رو پشت‌ِ بوما تا کنارِ هم‌ می‌بُردن‌
دلامون‌ چه‌ مهربون‌ بود ، زیرِ پامون‌ آسمون‌ بود
قلّک‌ِ سُفال‌ِ خالی‌ ، گنج‌ِ پاک‌ِ قصه‌مون‌ بود

من‌ هنوزم‌ یادمه‌ ، اما تو یادت‌ نمیاد
روزی‌ که‌ بادبادکا گم‌ می‌شدن‌ تو دست‌ِ باد
من‌ رو بادبادک‌ نوشتم‌ که‌ همیشه‌ با توام‌
تو نوشتی‌ که‌ دلم‌ همیشه‌ پروازُ می‌خواد

دیدی‌ سرنوشت‌ِ بَددل‌ لبامون‌ُ بی‌صدا کرد
دست‌ِ بی‌ ترحم‌ باد ، بادبادک‌ها رُ جدا کرد
روزا مثل‌ِ باد گذشتن‌ ، بادبادک‌ها برنگشتن‌
دنبال‌ِ هم‌ توی‌ ابرا گشتن‌ُ گشتن‌ُ گشتن‌
اما افسوس‌ُ صد افسوس‌ ، آسمون‌ تموم‌ نمی‌شه‌
بادبادک‌ها جا می‌مونن‌ اونورِ ابرا همیشه‌

من‌ هنوزم‌ یادمه‌ ، اما تو یادت‌ نمیاد
روزی‌ که‌ بادبادکا گم‌ می‌شدن‌ تو دست‌ِ باد
من‌ رو بادبادک‌ نوشتم‌ که‌ همیشه‌ با توام‌
تو نوشتی‌ که‌ دلم‌ همیشه‌ پروازُ می‌خواد
_____________________________________

خسته‌ شُدم‌!

خسته‌ شدم‌ بسکه‌ دلم‌ دنبال‌ِ یه‌ بهونه‌ گشت‌
بسکه‌ ترانه‌ خوندم‌ وُ برگ‌ِ زمونه‌ برنگشت‌
بازم‌ کلاغ‌ قصه‌ها رفت‌ُ به‌ خونه‌ش‌ نرسید
یکه‌ سوارِ عاشق‌ُ هیشکی‌ تو آینه‌ها ندید

حادثه‌ی‌ عزیزِ من‌ ! تنها تو موندنی‌ شدی‌
بین‌ِ همه‌ ترانه‌هام‌ تنها تو خوندنی‌ شدی‌
دستای‌ سردم‌ُ بگیر ! سقف‌ِ ما دیوار نداره‌
یه‌ روز تو قحطی‌ِ غزل‌ ، دنیا ما رُ کم‌ میاره‌

من‌ آخرین‌ رهگذرم‌ تو این‌ خیابون‌ِ بلند
دیر اومدم‌ که‌ زود برم‌ ، دل‌ به‌ صدای‌ من‌ نبند
یه‌ روز توی‌ برق‌ چشات‌ خورشیدُ پیدا می‌کنم‌
آی‌ شب‌ِ تارِ سوت‌ُ کور ! به‌ آرزوی‌ من‌ نخند

حادثه‌ی‌ عزیزِ من‌ ! تنها تو موندنی‌ شدی‌
بین‌ِ همه‌ ترانه‌هام‌ تنها تو خوندنی‌ شدی‌
دستای‌ سردم‌ُ بگیر ! سقف‌ِ ما دیوار نداره‌
یه‌ روز تو قحطی‌ِ غزل‌ ، دنیا ما رُ کم‌ میاره‌

دل تنگم
26-03-2008, 04:34
سهم‌ِ ما

تو شهرِ قصه‌ هیچ‌کسی‌ من‌ رُ برای‌ من‌ نخواست‌
هیشکی‌ لباس‌ِ فکرش‌ُ رنگ‌ِ صدای‌ من‌ نخواست‌
دغدغه‌ی‌ آدَمکا دغدغه‌های‌ من‌ نبود
جز تو کسی‌ منتظرِ صدای‌ پای‌ من‌ نبود

گلکم‌ ! حرف‌ِ دلم‌ رُ کسی‌ غیرِ تو نفهمید
کسی‌ راه‌ِ شهرِ عشق‌ُ از ستاره‌ها نپرسید
دست‌ِ تو چترِ صدا رُ رو سرِ ترانه‌ وا کرد
بغض‌ِ تو عطرِ غزل‌ رُ رو سکوت‌ِ واژه‌ پاشید

تخته‌ سیاه‌ِ روزگار جا واسه‌ نقاشی‌ نداشت‌
سهم‌ِ ما از زندگی‌ رُ بیرون‌ِ قصه‌ جاگذاشت‌
کبوترِ سفیدِ عشق‌ از روی‌ بوم‌ِ ما پرید
دستای‌ بی‌ صدای‌ ما به‌ سیب‌ِ جادو نرسید

گلکم‌ ! حرف‌ِ دلم‌ رُ کسی‌ غیرِ تو نفهمید
کسی‌ راه‌ِ شهر عشق‌ُ از ستاره‌ها نپرسید
دست‌ِ تو چترِ صدا رُ رو سرِ ترانه‌ وا کرد
بغض‌ِ تو عطرِ غزل‌ رُ رو سکوت‌ِ واژه‌ پاشید

فاصله‌

فاصله‌ یه‌ حرف‌ِ ساده‌س‌ ، بین‌ دیدن‌ُ ندیدن‌
بگو صرفه‌ با کدومه‌ ، شنیدن‌ یا نشنیدن‌ ؟

ما می‌خواستیم‌ از درختا کاغذُ قلم‌ بسازیم‌
بنویسیم‌ تا بمونیم‌ پُشت‌ِ سایه‌ جون‌ نبازیم‌
آینه‌ها اونجا نبودن‌ تا ببینیم‌ که‌ چه‌ زشتیم‌
رو درخت‌ بانوک‌ِ خنجر «زنده‌ باد درخت‌» نوشتیم‌
زنگ‌ِ خوش‌ صدای‌ تفریح‌ واسه‌مون‌ زنگ‌ِ خطر شد
همه‌ی‌ چوبای‌ جنگل‌ ، دسته‌ی‌ تیغ‌ِ تبر شد
کسی‌ معنی‌ِ خطوط‌ِ روی‌ کنده‌ رُ نفهمید
از صدای‌ ارّه‌ برقی‌ شونه‌ی‌ درختا لرزید

فاصله‌ یه‌ حرف‌ِ ساده‌س‌ ، بین‌ دیدن‌ُ ندیدن‌
بگو صرفه‌ با کدومه‌ ، شنیدن‌ یا نشنیدن‌؟

اگه‌ حرفم‌ُ شنیدی‌ جنگل‌ُ نده‌ به‌ پاییز
کاری‌ کن‌ درخت‌ِ باغچه‌ تَن‌ نده‌ به‌ خنجرِ تیز
با جوانه‌ها یکی‌ شو ! قد بکش‌ ! نگو که‌ سخته‌ !
جنگل‌ِ تازه‌ به‌ پاکن‌ ! هر یه‌ آدم‌ یه‌ درخته‌ !

فاصله‌ یه‌ حرف‌ِ ساده‌س‌ ، بین‌ دیدن‌ُ ندیدن‌
بگو صرفه‌ با کدومه‌ ، شنیدن‌ یا نشنیدن‌ ؟

زخم‌ یادگارِ جنگ‌

دیدن‌ِ تمام‌ِ دنیا تو یه‌ عکس‌ِ یادگاری‌
اونجا که‌ برای‌ گریه‌ ، یه‌ ترانه‌ کم‌ میاری‌
اونجا که‌ نبض‌ِ سرودن‌ ، نبض‌ِ خاطرات‌ِ دورِ
تو نموندی‌ تا ببینی‌ ، لحظه‌هام‌ چه‌ سوت‌ُ کورِ
داداشی‌ ! توی‌ نگاهت‌ اون‌ همه‌ ستاره‌ داشتی‌
ولی‌ ما رُ تک‌ُ تنها تو سیاهی‌ جا گذاشتی‌
تو طنین‌ِ هر ترانه‌ تو کنارمی‌ همیشه‌
اما جای‌ خالی‌ِ تو با ترانه‌ پُر نمی‌شه‌

دل‌ رُ زدی‌ به‌ شعله‌ها تو هُرم‌ِ خاکسترُ دود
جنگ‌ِ بزرگ‌ِ قصه‌مون‌ کبریت‌ِ بی‌خطر نبود
سوختی‌ُ از سوختن‌ِ تو گنبدِ فیروزه‌ شکست‌
سفره‌ی‌ هف‌سین‌ِ بهار از خونه‌مون‌ بارش‌ُ بست‌

زخمی‌ کدوم‌ خزونی‌ ؟ ای‌ گُل‌ِ گلوله‌ خورده‌ !
که‌ توی‌ شب‌ِ نگاهت‌ ، این‌ همه‌ ستاره‌ مُرده‌
زخمی‌ کدوم‌ خزونی‌ ؟ ای‌ مسافرِ جنوبی‌ !
برای‌ من‌ تا همیشه‌ تو طلوع‌ هر غروبی‌
هنوزم‌ ساحل‌ِ کارون‌ ، پُرِ پوکه‌ی‌ فشنگه‌
تو جنوب‌ رو تن‌ِ نخلا ، زخم‌ یادگارِ جنگه‌
تو میون‌ دودُ ترکش‌ فکرِ یه‌ دریچه‌ بودی‌
غزل‌ِ آخرِ عشق‌ُ اونورِ ابرا سرودی‌

دل‌ رُ زدی‌ به‌ شعله‌ها تو هُرم‌ِ خاکسترُ دود
جنگ‌ِ بزرگ‌ِ قصه‌مون‌ کبریت‌ِ بی‌خطر نبود
سوختی‌ُ از سوختن‌ِ تو گنبدِ فیروزه‌ شکست‌
سفره‌ی‌ هف‌سین‌ِ بهار از خونه‌مون‌ بارش‌ُ بست‌

عطش‌شکن‌

لاجرعه‌ی‌ عطش‌ شکن‌ ! روانه‌ شو در تن‌ِ من‌ !
ریشه‌ی‌ من‌ فدای‌ تو ! تیشه‌ بزن‌ ! تیشه‌ بزن‌ !
عطش‌ عطش‌ دویده‌ام‌ ، بی‌ تو به‌ من‌ رسیده‌ام‌ !
بر تن‌ سایه‌های‌ شب‌ ، خط‌ و نشان‌ کشیده‌ام‌ !
خسته‌ام‌ از حجم‌ِ قفس‌ ، خسته‌ام‌ از حبس‌ِ نفس‌ !
حنجره‌ی‌ سبزِ مرا ، عطرِ ترانه‌ی‌ تو بَس‌ !
قاصدک‌ِ قلّه‌ نشین‌ ! سیب‌ِ ترانه‌ را بچین‌ !
عاشق‌ِ پَر شکسته‌ را ، رها کن‌ از خاک‌ زمین‌ !

طلوع‌ هر غروب‌ِ من‌ ! بغض‌ِ همیشه‌ خوب‌ِ من‌ !
قفل‌ِ قفس‌ را بگشا ! کلیدِ نقره‌کوب‌ِ من‌ !

حادثه‌های‌ دَم‌ به‌ دَم‌ ، از عطشم‌ نکرده‌ کم‌ !
شعر من‌ وُ نیازِ تو ، جوهرِ سرخ‌ِ این‌ قلم‌ !
معجزه‌ کن‌ ! ساحره‌سوز ! خوب‌ِ همیشه‌ وُ هنوز !
سکه‌ی‌ صد ستاره‌ را ، به‌ جامه‌ی‌ غزل‌ بدوز !
در تن‌ِ من‌ شعله‌ بزن‌ ! دل‌ دل‌ِ پاک‌ِ ما شدن‌،
از آخرین‌ بیت‌ِ صدا ، بِرِس‌ به‌ ابتدای‌ من‌ !
وحشت‌ِ سایه‌های‌ بَد ، راه‌ِ تو را نکرده‌ سَد،
قدم‌ قدم‌ روانه‌ شو ! تویی‌ بَلَدترین‌ بَلَد !

طلوع‌ هر غروب‌ِ من‌ ! بغض‌ِ همیشه‌ خوب‌ِ من‌ !
قفل‌ِ قفس‌ را بگشا ! کلیدِ نقره‌ کوب‌ِ من‌ !

سطری‌ از همین‌ ترانه‌

شب‌ِ لال‌ِ بی‌ ستاره‌ ، پلک‌ِ لحظه‌ها رُ بسته‌
روی‌ تیرِ برق‌ِ کوچه‌ ، دوباره‌ جغدِ نشسته‌
یه‌ کتاب‌ رو کف‌ِ کوچه‌ هِی‌ ورق‌ می‌خوره‌ از باد
می‌پیچه‌ تو خونه‌هامون‌ صدای‌ سرخ‌ِ یه‌ فریاد
رَدِّ قطره‌های‌ خون‌ِ روی‌ خاک‌ِ کوچه‌ ، انگار ،
یه‌ نفر با خون‌ نوشته‌: «آدما ! خدا نگهدار ! »
یا شاید یه‌ شعرِ نابه‌ ، یه‌ سرودِ عاشقانه‌س‌
یه‌ معما ، یه‌ پیامه‌ ، سطری‌ از همین‌ ترانه‌س‌
هر چی‌ هست‌ برای‌ اون‌ مرد آخرین‌ جمله‌ همینه‌
جوهرش‌ خون‌ِ رگاشه‌ ، کاغذش‌ خاک‌ِ زمینه‌

شهر شب‌ پنجره‌هاش‌ُ بسته‌ ، کوچه‌ از هر دو طرف‌ بن‌بسته‌
یکی‌ پای‌ تیرِ برق‌ افتاد ، خنجری‌ تو سینشه‌ تا دسته‌

فردا مردم‌ با یه‌ پارچه‌ صورتش‌ رُ می‌پوشونن‌
همه‌ با چشمای‌ بسته‌ فاتحه‌ براش‌ می‌خونن‌
دیگه‌ هیچکس‌ نمی‌بینه‌ که‌ چشای‌ مُرده‌ خیسن‌
گربه‌های‌ گُشنه‌ تا صبح‌ ، اون‌ نوشته‌ رُ می‌لیسن‌
دیگه‌ هیچکس‌ نمی‌گرده‌ دنبال‌ِ رَدُ نشونه‌ش‌
سپورِ پیرِ خیابون‌ کتاب‌ُ می‌بَره‌ خونه‌ش‌
دوباره‌ یه‌ روزِ تازه‌ روی‌ غلطکش‌ میفته‌
از ستاره‌ قصه‌ گفتن‌ واسه‌ شب‌ یه‌ حرف‌ِ مُفته‌
شب‌ِ کهنه‌ برمی‌گرده‌ ، هر سوالی‌ بی‌ جوابه‌
هر کی‌ چشماش‌ُ ببنده‌ ، جایزه‌ش‌ یه‌ قرص‌ِ خوابه‌

شهرِ شب‌ پنجره‌هاش‌ُ بسته‌ کوچه‌ از هر دو طرف‌ بن‌بسته‌
یکی‌ پای‌ تیرِ برق‌ افتاده‌ ، خنجری‌ تو سینشه‌ تا دسته‌

بیا بازی‌ رُ ببازیم‌

با تواَم‌ بی‌بی‌ِ برفی‌ ! تو سماع‌ِ هر ترانه‌ !
تو یه‌ مرهم‌ِ عزیزی‌ واسه‌ زخم‌ِ تازیانه‌
با تواَم‌ بی‌بی‌ِ برفی‌ ! توی‌ بیداری‌ُ رؤیا
هم‌ ته‌ِ جادة‌ دیروز ، هم‌ نوک‌ِ قله‌ی‌ فردا
با تواَم‌ بی‌بی‌ِ برفی‌ ! من‌ کنارتم‌ همیشه‌ !
مثه‌ ساحل‌ پیش‌ِ دریا ، واسه‌ ساقه‌ مثه‌ ریشه‌ !

بی‌ بی‌ِ برفی‌ِ من‌ ! آب‌ نشو !
با طلسم‌ِ سایه‌ها خواب‌ نشو !
من‌ یه‌ عکسم‌ توی‌ قاب‌ِ گریه‌ها
تو دیگه‌ زندونی‌ِ قاب‌ نشو !

تازه‌ شو ! بی‌بی‌ِ برفی‌ ! چترِ آفتابیت‌ُ واکن‌ !
خاطره‌های‌ قشنگ‌ُ از تو قصه‌مون‌ سَوا کن‌ !
تازه‌ شو ! بی‌بی‌ِ برفی‌ ! ای‌ غزلواژه‌ عاشق‌ !
یه‌ سرودِ تازه‌ سرکن‌ از سکوت‌ِ این‌ دقایق‌
بیا با بغض‌ قدیمی‌ ، واژه‌های‌ نو بسازیم‌
وقتی‌ این‌ سکوت‌ بَرَنده‌س‌ ، بیا بازی‌ رُ ببازیم‌

بی‌بی‌ِ برفی‌ِ من‌ ! آب‌ نشو !
با طلسم‌ِ سایه‌ها خواب‌ نشو !
من‌ یه‌ عکسم‌ توی‌ قاب‌ِ گریه‌ها
تو دیگه‌ زندونی‌ِ قاب‌ نشو !

بانو

هنوزم‌ پشت‌ِ این‌ صدا ، زیرِ بارون‌ِ گریه‌ها ،
یکی‌ چشم‌انتظارِ توست‌ ! ای‌ بانو !
اون‌ که‌ از نسل‌ِ قصه‌هاس‌ ، مردِ تنهای‌ این‌ شباس‌ ،
بی‌تو اما کنارِ توست‌ ! ای‌ بانو !

بانو ! بانو ! گُل‌ِ آشفته‌ گیسو !
بانو ! بانو ! وارث‌ِ چشم‌ِ آهو !
بانو ! بانو ! عطرِ نجیب‌ِ شب‌بو !
بانو ! بانو ! صدای‌ خنده‌هات‌ کو ؟

برای‌ من‌ تولّدِ دوباره‌ باش‌ !
زخم‌ِ سیاه‌ِ روزگارُ چاره‌ باش‌ !

بی‌تو کلیدِ نقره‌ پیدا نمی‌شه‌ !
پِلک‌ِ تَرِ پنجره‌مون‌ وا نمی‌شه‌ !
اگه‌ تو فانوست‌ُ روشن‌ نکنی‌ ،
این‌ شب‌ِ کهنه‌ رنگ‌ِ فردا نمی‌شه‌ !

نگاهت‌ُ ستاره‌ کن‌ تو شب‌ِ من‌ !
ترانه‌ رُ زمزمه‌ کن‌ با لب‌ِ من‌ !

یه‌ بغض‌ِ تن‌ شکسته‌،
راه‌ِ صدام‌ُ بسته‌،
گریه‌ که‌ درمون‌ نمی‌شه‌ ، گریه‌ که‌ درمون‌ نمی‌شه‌ !
بدون‌ توی‌ خاطره‌هام‌ کنارمی‌ تا همیشه‌ !

زخم‌ِ سیاه‌ِ روزگارُ چاره‌ کن‌ !
دستای‌ خالیم‌ُ پُر از ستاره‌ کن‌

آوازِ دزد

من‌ از جنوب‌ِ شهر میام‌ ، از بغل‌ِ دروازه‌ غار
از ته‌ِ شوش‌ُ پارک‌ِ شهر ، از دل‌ِ کوچه‌های‌ تار
من‌ از جنوب‌ شهر میام‌ ، از تو محله‌های‌ دور
از خونه‌های‌ حلبی‌ ، از کوچه‌های‌ سوت‌ُ کور
بچه‌ که‌ بودم‌ پدرم‌ ، چاقو تو دست‌ِ من‌ گذاشت‌
نذاشت‌ برم‌ به‌ مدرسه‌ ، حرف‌ِ حساب‌ُ دوس‌ نداشت‌
منم‌ شدم‌ یه‌ کوچه‌ گرد ، آفتابه‌ دزدِ آس‌ُ پاس‌
با صد هزار تا آرزو ، میون‌ِ کوچه‌ها پَلاس‌

آی‌ روزگارِ خط‌خطی‌ ! من‌ رُ بزن‌ ! نگو بَسه‌ !
بزن‌ تا آخرین‌ نفس‌ ! کتک‌ خورِ من‌ مَلَسه‌ !

سارق‌ خونه‌های‌ شهر ، جیب‌ بُرِ کوچه‌ها منم‌
ده‌ تا ساعت‌ مچی‌ دارم‌ ، توی‌ آستینای‌ پیرهنم‌
دزدِ همه‌ قالپاقای‌ ماشینای‌ بالای‌ شهر
از نفس‌ افتاده‌ توی‌ کوچه‌ی‌ سربالای‌ شهر
هر جا یه‌ چیزی‌ گم‌ بشه‌ همیشه‌ تقصیرِ منه‌
دشمنی‌ قدیم‌ِ سنگ‌ با شیشه‌ تقصیرِ منه‌
همیشه‌ حبسی‌ِ سکوت‌ ، همیشه‌ خسته‌ وُ اسیر
هر جا میرم‌ پُشت‌ِ سرم‌ داد می‌زنن‌: «دزدُ بگیر ! »

آی‌ روزگارِ خط‌خطی‌ ! من‌ رُ بزن‌ ! نگو بَسه‌ !
بزن‌ تا آخرین‌ نفس‌ ! کتک‌ خورِ من‌ مَلَسه‌ !

چهارشنبه‌ کجاست‌؟

نُه‌ِ صبح‌ِ هر چهارشنبه‌ی‌ من‌: بی‌ تو از خلوت‌ِ کوچه‌ رَد شدن‌
دل‌ سپردن‌ به‌ سکوت‌ِ لحظه‌ها ، شعرِ ناب‌ِ تازه‌یی‌ بَلَد شدن‌
نُه‌ِ صبح‌ِ هر چهارشنبه‌ی‌ من‌: پا به‌ پا کردن‌ بغض‌ُ انتظار
وحشت‌ِ عبورِ سبزِ سایه‌ها ، گل‌ِسرخ‌ُ دل‌ُ دست‌ِ بی‌قرار

نُه‌ِ صبح‌ِ هر چهارشنبه‌ی‌ من‌: طپش‌ِ خاطره‌های‌ رنگ‌ به‌ رنگ‌
جهش‌ِ رخش‌ِ من‌ از تنگه‌ی‌ مرگ‌ ، قصه‌ی‌ شاپرک‌ُ پیله‌ی‌ تنگ‌
نُه‌ صبح‌ِ هر چهارشنبه‌ی‌ من‌: وقت‌ِ بی‌قراری‌ِ ترانه‌ها
ساعت‌ِ امن‌ِ ظهورِ آرزو ، فرصت‌ِ زلال‌ِ عاشقانه‌ها

عسلَک‌ ! پَس‌ اون‌ چهارشنبه‌ کجاست‌ ؟
مث‌ِ اون‌ روز واسه‌ من‌ روزی‌ نبود
بعد از اون‌ صدتا چهارشنبه‌ گذشت‌ ،
هیچ‌کدوم‌ آش‌ِ دهن‌سوزی‌ نبود

نُه‌ِ صبح‌ِ هر چهارشنبه‌ی‌ من‌: گل‌ِ سرخ‌ پَرپَرِ پیاده‌رو
همیشه‌ شکستن‌ِ شیشه‌ی‌ دل‌ ، همیشه‌ نیومده‌ ، رفتن‌ِ تو...

نمی‌گم‌ شبیه‌ من‌ باش‌ !

قید فردا رُ باید زد ، جاده‌ انتها نداره‌
قصه‌ی‌ لیلی‌ُ مجنون‌ این‌ روزها بها نداره‌
قید فردا رُ باید زد ، هر نفس‌ یه‌ اتفاقه‌
تنها افسانه‌ی‌ آتیش‌ ، توی‌ سینه‌ی‌ اجاقه‌
قید فردا رُ باید زد ، حرف‌ِ تازه‌یی‌ نمونده‌
دیگه‌ خیلی‌ وقته‌ حافظ‌ غزل‌ آخرُ خونده‌

جمعه‌ شد هَف‌ روزِ هفته‌
حافظ‌ از حافظه‌ رفته‌

قید فردا رُ زدم‌ من‌ ، بی‌تو فردا خیلی‌ دوره‌
بی‌تو این‌ ترانه‌ لال‌ِ ، بی‌تو چشم‌ِ واژه‌ کوره‌
قید فردا رُ زدم‌ من‌ ، بی‌ تو گم‌ می‌شم‌ تو امروز
بی‌ تو فردا رُ نمی‌خوام‌ ، ای‌ غزلواره‌ی‌ شب‌ْسوز
با توام‌ ! ترانه‌ بانو ! نمی‌گم‌ شبیه‌ِ من‌ باش‌ !
لااقل‌ تو این‌ سیاهی‌ ، یه‌ کم‌ اسطوره‌شکن‌ باش‌ !

جمعه‌ شد هَف‌ روزِ هفته‌
حافظ‌ از حافظه‌ رفته‌

مشق‌ نانوشته‌

این‌ روزا تو شهرِ قصه‌ هر کسی‌ ترانه‌بافه‌
این‌ روزا حتا کلاغم‌ عاشق‌ِ قلّه‌ی‌ قافه‌
هر صدای‌ بی‌صدایی‌ این‌ روزا عربده‌ سازه‌
آخه‌ گفتن‌ توی‌ این‌ شهر جاده‌ی‌ حنجره‌ بازه‌
بیا تاساعت‌ خوابذ با شب‌ اندازه‌ نگیریم‌
وقت‌ِ بیداری‌ِ آواز پُشت‌ِ پلکمون‌ نمیریم‌
بیا همبازی‌ِ من‌ شو ! نگو قَد کشیده‌ سایه‌ت‌
چِش‌ می‌ذاریم‌ رو درخت‌ُ می‌شماریم‌ تا بی‌نهایت‌
می‌ریم‌ اونجایی‌ که‌ دلها برای‌ ترانه‌ تنگه‌
بهترین‌ بازی‌ِ دنیا ، بازی‌ِ اَلاکلنگه‌
اونجا که‌ برق‌ِ رفاقت‌ تو نگاه‌ِ آسمونه‌
تنها دلواپسی‌ِ ما مشق‌ِ نانوشتمونه‌
نگو ماهی‌ِ ترانه‌ این‌ روزا شام‌ِ نهنگه‌
نگو چوب‌ِ اون‌ درخته‌ حالا قنداق‌ِ تفنگه‌
بیا این‌ ترانه‌ها رُ با صدای‌ هم‌ بخونیم‌
اول‌ِ قصه‌ نخوابیم‌ ، تا ته‌ قصه‌ بمونیم‌
بیا چشم‌ بذار که‌ با هم‌ رَد بشیم‌ از پُل‌ِ خورشید
تا همه‌ بفهمن‌ عشق‌ُ از دلا نمی‌شه‌ دزدید

آی‌ پاسبون‌ سوت‌ سوتکی‌ ! بازم‌ من‌ُ جریمه‌ کن‌ !
ترانه‌های‌ تازه‌م‌ُ به‌ جرم‌ِ من‌ ضمیمه‌ کن‌ !
آی‌ پاسبون‌ سوت‌ سوتکی‌ ! برگ‌ِ جریمه‌هات‌ کمه‌ !
تو این‌ شب‌ِ ناشنوا ، خلاف‌ِ من‌ دَم‌ به‌ دَمه‌ !

قصه‌ی‌ شهرِ فرنگی‌

گفتم‌ از شهرِ فرنگی‌ دو سه‌ خطی‌ بنویس‌
بگو اون‌جا مث‌ِ شهرِ قصه‌ها هَس‌ یا که‌ نیس‌
بعدِ چَن‌ هفته‌ تو یک‌ نامه‌ فرستادی‌ُ من‌
تا ته‌ِ قصه‌ رُ خوندم‌ از همون‌ کاغذِ خیس‌

قصه‌ی‌ شهرِ فرنگی‌ یه‌ دروغ‌ بود ، مگه‌ نه‌ ؟
اونورا بازارِ نامردی‌ شلوغ‌ بود ، مگه‌ نه‌ ؟
چلچراغی‌ که‌ ازش‌ قصه‌ می‌گفتن‌ همه‌ جا
یه‌ چراغ‌ِ نیمه‌ جون‌ِ بی‌فروغ‌ بود ، مگه‌ نه‌ ؟

ای‌ سفرکرده‌ی‌ عاشق‌ ! نفس‌ِ آوازم‌ !
من‌ ترانه‌هام‌ُ با نام‌ِ تو می‌آغازم‌
اگه‌ تو شهر فرنگ‌ِ قصه‌ تنها موندی‌
من‌ از اینجا با صدام‌ واسه‌ت‌ یه‌ پُل‌ می‌سازم‌

پابذار رو پُل‌ آواز ، بیا تا دل‌ دل‌ِ من‌
قُرُق‌ِ غربت‌ُ بشکن‌ ! ای‌ دلیل‌ِ ما شدن‌ !
چک‌ چک‌ِ بارون‌ِ اشکام‌ روی‌ شیروونی‌ِ شعر
می‌گه‌: ای‌ آینه‌دار ! زنگ‌ِ ترانه‌ رُ بزن‌

نگو مرغ‌ِ عشق‌ تو سرما عاشق‌ِ قفس‌ نبود
نگو تو سینه‌ واسه‌ یه‌ واژه‌ هم‌ نفس‌ نبود
با همین‌ ترانه‌ برگرد ! نگو تو شهرِ فرنگ‌ ،
واسه‌ برگشتن‌ُ موندن‌ یه‌ ترانه‌ بَس‌ نبود

ای‌ سفر کرده‌ی‌ عاشق‌ ! نفس‌ِ آوازم‌ !
من‌ ترانه‌هام‌ُ با نام‌ِ تو می‌آغازم‌
اگه‌ تو شهرِ فرنگ‌ِ قصه‌ تنها موندی‌
من‌ از اینجا با صدام‌ واسه‌ت‌ یه‌ پُل‌ می‌سازم‌

چترِ مشترک‌

رسیدم‌ آخرِ جاده‌ ، اگر چه‌ این‌ سرآغازه‌
اگر چه‌ قُمری‌ قلبم‌ دوباره‌ فکرِ پروازه‌
رسیدم‌ آخر جاده‌ ، دوباره‌ یکه‌ وُ تنها
تو رفتی‌ تا بپوسم‌ من‌ ، تو این‌ یلدای‌ بی‌فردا
رسیدم‌ اول‌ِ سطرِ همون‌ اندوه‌ِ طولانی‌
سرآغازِ پُر آوازِ همون‌ پیوندِ پنهانی‌
نگا کن‌ ! این‌ منم‌ ! بی‌دل‌ ! نگاهم‌ کن‌ از این‌ روزن‌ !
بیا زنجیرم‌ُ بردار ! درِ زندانم‌ُ بشکن‌ !

ضربان‌ِ قدمامون‌ ، روی‌ سنگفرش‌ِ خیابون‌
آرزوی‌ این‌ ترانه‌س‌: چترِ مشترک‌ تو بارون‌

بیا ای‌ بهترین‌ بانو ! پَرِ پروازم‌ُ واکن‌ !
بیار فانوست‌ُ بالا ، واسه‌م‌ خورشیدُ پیدا کن‌ !
هنوز خیلی‌ غزل‌ مونده‌ که‌ باید با تو قسمت‌ شه‌
باید دروازه‌ی‌ آواز به‌ دست‌ِ تو مرمّت‌ شه‌
باید فواره‌ی‌ رؤیا ، بره‌ تا آسمون‌ بالا
چراغ‌ِ عشق‌ُ روشن‌ کن‌ ! نگو دیره‌ ، همین‌ حالا !
غرورِ گریم‌ُ دریاب‌ ! دلیل‌ِ ناب‌ِ دلتنگی‌ !
طلوع‌ کن‌ ! تو سرآغازِ زلال‌ُ پاک‌ِ آهنگی‌ !

ضربان‌ِ قدمامون‌ ، روی‌ سنگفرش‌ِ خیابون‌
آرزوی‌ این‌ ترانه‌س‌: چترِ مشترک‌ تو بارون‌

ضیافت
من‌ خودمم‌ نه‌ خاطره‌ ، منظره‌اَم‌ نه‌ پنجره‌
من‌ یه‌ هوای‌تازه‌اَم‌ ، نه‌ انعکاس‌ِ حنجره‌
می‌خوام‌ سکوت‌ِ کوچه‌ رُ ترانه‌ بارون‌ بکنم‌
دل‌ها رُ به‌ ضیافت‌ِ ترانه‌ مهمون‌ بکنم‌
می‌خوام‌ بگم‌ که‌ این‌ صدا هر چی‌ که‌ هَس‌ مال‌ِ منه‌
شیشه‌ی‌ رخوت‌ شب‌ُ سنگ‌ِ ترانه‌ می‌شکنه‌
خونه‌ی‌ من‌ همین‌ وَراس‌ ، پیش‌ِ شما پیاده‌ها !
هر جا که‌ چشم‌ِ عاشقی‌ مونده‌ به‌ خط‌ِ جاده‌ها

وقتی‌ که‌ قلب‌ِ عاشقا به‌ سیم‌ِ آخر می‌زنه‌
کبوترِ صدای‌ من‌ به‌ آسمون‌ پَر می‌زنه‌
آسمونم‌ مثل‌ِ یه‌ عکس‌ جا نمی‌گیره‌ توی‌ قاب‌
وقتی‌ که‌ بارون‌ بزنه‌ تموم‌ می‌شه‌ عمرِ حباب‌

سقف‌ِ ترانه‌ سنگینه‌ من‌ ولی‌ جنس‌ِ شیشه‌ام‌
دل‌ رُ به‌ غربت‌ نزدم‌ ، تیشه‌ نخورده‌ ریشه‌ام‌
هموطن‌ِ این‌ وطنم‌ ، همدل‌ِ دلبستگیاش‌
همدم‌ِ دلواپسی‌ُ همنفس‌ِ خستگیاش‌
تنها دلیل‌ِ بودنم‌ خوندن‌ِ این‌ ترانه‌هاس‌
زخم‌ هزار تا خاطره‌ تو دل‌ِ عاشقانه‌هاس‌
باده‌ی‌ این‌ ترانه‌ها تا به‌ اَبد نوش‌ِ شما
خونه‌ی‌ اَمن‌ِ این‌ صدا همیشه‌ آغوش‌ِ شما

وقتی‌ که‌ قلب‌ِ عاشقا به‌ سیم‌ِ آخر می‌زنه‌
کبوترِ صدای‌ من‌ به‌ آسمون‌ پَر می‌زنه‌
آسمونم‌ مثل‌ِ یه‌ عکس‌ جا نمی‌گیره‌ توی‌ قاب‌
وقتی‌ که‌ بارون‌ بزنه‌ تموم‌ می‌شه‌ عمرِ حباب‌

آدم‌ برفی‌
برف‌ِ سنگین‌ِ زمستون‌ همه‌ چی‌ رُ کرده‌ پنهون‌
آدمای‌ شهرِ برفی‌ خوابیدن‌ تو خونه‌هاشون‌
آدمک‌ برفی‌ِ خسته‌ روی‌ برف‌ُ یخ‌ نشسته‌
چشماش‌ُ به‌ انتهای‌ شب‌ِ بی‌ستاره‌ بسته‌
دگمه‌ی‌ لباسش‌ از سنگ‌ ، دلش‌ از خواب‌ِ زمین‌ تنگ‌
کلاهش‌ یه‌ سطل‌ِ خالی‌ ، رو لباش‌ خنده‌ی‌ کمرنگ‌
دورِ گردنش‌ یه‌ شاله‌ ، چشماش‌ از جنس‌ِ ذغاله‌
اون‌ می‌خواد راه‌ بره‌ اما می‌دونه‌ که‌ این‌ محاله‌

تنها همین‌ آدمک‌ از خواب‌ِ زمین‌ با خبره‌
یخ‌ زده‌ اما هنوزم‌ از من‌ُ ما زنده‌تره‌

آدمک‌ دلش‌ شکسته‌ ، از نشستن‌ شده‌ خسته‌
برای‌ رفتن‌ از اینجا برف‌ و یخ‌ راهش‌ُ بسته‌
تن‌ اون‌ تو یخ‌ اسیره‌ ، دوس‌ داره‌ که‌ پَر بگیره‌
حاضره‌ برای‌ فتح‌ِ «یک‌ قدم‌» حتا بمیره‌
تیله‌های‌ داغ‌ِ اشکش‌ روی‌ گونه‌هاش‌ نشستن‌
پیچیده‌ تو گوش‌ِ کوچه‌ صدای‌ تُردِ شکستن‌
هق‌ هق‌ِ گریه‌ی‌ تلخش‌ توی‌ شب‌ بلنده‌ اما
بَسکه‌ یخ‌ بسته‌ دلامون‌ صداش‌ُ نمی‌شنویم‌ ما

تنها همین‌ آدمک‌ از خواب‌ِ زمین‌ باخبره‌
یخ‌ زده‌ اما هنوزم‌ از من‌ُ ما زنده‌تره‌

فردا بچه‌های‌ کوچه‌ دیدن‌ اون‌ رفته‌ از اینجا
اما انگار جای‌ پاهاش‌ روی‌ برف‌ نمونده‌ برجا
روی‌ برفا باقی‌ مونده‌ ، اثرِ یه‌ جای‌ خالی‌
یه‌ دونه‌ سطل‌ شکسته‌ ، با دوتا چشم‌ِ ذغالی‌...

لاله‌ زار
از لاله‌زار که‌ می‌گذرم‌ ، بغض‌ِ ترانه‌ می‌شکنه‌
تو عمق‌ِ سینه‌م‌ یه‌ نفر باز زیرِ آواز می‌زنه‌
از لاله‌زار که‌ می‌گذرم‌ ، می‌شم‌ یه‌ بچه‌ی‌ بَلا
عاشق‌ِ فیلم‌ِ جُفتی‌ُ عاشق‌ِ سیبای‌ طلا
از لاله‌زار که‌ می‌گذرم‌ اَلَک‌ دولَک‌ یادم‌ میاد
«محمود سیاه‌» نمایش‌ِ «مردِ کلَک‌» یادم‌ میاد
قصه‌ی‌ اون‌ یکه‌بزن‌ تو فیلمای‌ سیاه‌ سفید
قصه‌ی‌ اون‌ کبوتری‌ که‌ از رو بوم‌ِ ما پرید

لاله‌زار ! کاش‌ می‌تونستیم‌ ، همیشه‌ بچه‌ بمونیم‌
عموزنجیرباف‌ُ بازم‌ توی‌ کوچه‌هات‌ بخونیم‌
لیموناد شیشه‌یی‌ دوزار ، لواشک‌ برگی‌ یه‌ شاهی‌
«بابا نون‌ نداد» نوشتن‌ توی‌ دفترای‌ کاهی‌

دوباره‌ هَف‌ ساله‌ می‌شم‌ از لاله‌زار که‌ می‌گذرم‌
خاطره‌های‌ خط‌خطی‌ رژه‌ می‌رَن‌ توی‌ سَرَم‌
وقت‌ِ فَلَک‌ کردن‌ِ عشق‌ ، زار زَدَنای‌ اَلَکی‌
مزه‌ی‌ آبنبات‌ کشی‌ ، طعم‌ِ آدامس‌ بادکنکی‌
بازی‌ لِی‌لِی‌ُ سه‌ قاپ‌ ، بازی‌ گرگم‌ به‌ هوا
اَلاّکلنگ‌ سوار شدن‌ ، چرخ‌ُ فلک‌ تو کوچه‌ها
دشنة‌ لوطی‌ِ محل‌ که‌ زنگ‌ زده‌ توی‌ غلاف‌
چرخ‌ِ کبوترای‌ جَلد تو آسمون‌ِ پاک‌ُ صاف‌

لاله‌ زار ! کاش‌ می‌تونستیم‌ ، همیشه‌ بچه‌ بمونیم‌
عمو زنجیرباف‌ُ بازم‌ توی‌ کوچه‌هات‌ بخونیم‌
لیموناد شیشه‌یی‌ دوزار ، لواشک‌ برگی‌ یه‌ شاهی‌
«بابا نون‌ نداد» نوشتن‌ توی‌ دفترای‌ کاهی‌

دخترِ کفش‌ کتونی‌
شب‌ِ جون‌ دادن‌ِ فانوس‌ ، شب‌ِ سردِ پایتخته‌ ،
با تواَم‌ ! شهرِ قدیمی‌ ! کوچه‌هات‌ چه‌ بی‌درخته‌ !
بگو پسکوچه‌هات‌ امشب‌ ، چن‌ تا مرگ‌ِ تازه‌ دیدن‌ ؟
آدمات‌ چن‌ تا ملافه‌ رو سرِ مُرده‌ کشیدن‌ ؟
چَن‌ تا دختر روی‌ جدول‌ راه‌ می‌رن‌ با پای‌ خسته‌ ؟
دستای‌ سیاه‌ِ این‌ شب‌ چشم‌ِ چن‌ تا شون‌ُ بسته‌ ؟
چَن‌تاشون‌ تنهای‌ تنها توی‌ پسکوچه‌ها موندن‌ ؟
چَن‌تاشون‌ تو این‌ دقیقه‌ غزل‌ِ آخرُ خوندن‌ ؟

دختر کفش‌ کتونی‌ ! اگه‌ بخوای‌ می‌تونی‌،
ترانه‌ی‌ امیدُ همنفسم‌ بخونی‌ !

همه‌ چشماشون‌ُ بستن‌ ، اما تو باید بدونی‌ ،
با تواَم‌ ! دخترِ تنها ! کوچه‌ گردِ کفش‌ کتونی‌ !
بگو امشب‌ توی‌ این‌ شهر چَن‌ نفر سقفی‌ ندارن‌ ؟
چن‌ تا کوچه‌ بی‌چراغن‌ ؟ چَن‌ تا باغچه‌ بی‌بهارن‌ ؟
بگو چَن‌ تا مردِ کولی‌ بچه‌هاشون‌ُ فروختن‌ ؟
چن‌ تا مادر توی‌ شعله‌ مثل‌ِ پروانه‌ها سوختن‌ ؟
توی‌ غربت‌ِ نگاهت‌ ، یه‌ ترانه‌ لونه‌ کرده‌ !
می‌دونم‌ برق‌ِ ستاره‌ به‌ شب‌ِ ما برمی‌گرده‌ !

دخترِ کفش‌ کتونی‌ ! اگه‌ بخوای‌ می‌تونی‌ ،
ترانه‌ی‌ امیدُ همنفسم‌ بخونی‌ !

قصه‌ واسه‌ خواب‌
وقتی‌ هستی‌ همه‌ دردام‌ُ فراموش‌ می‌کنم‌
جای‌ فانوس‌ با یه‌ فوت‌ خورشیدُ خاموش‌ می‌کنم‌
وقتی‌ نیستی‌ تک‌ُ تنها می‌شینم‌ رو به‌ خودم‌
به‌ صدای‌ هق‌ هقم‌ تو آینه‌ گوش‌ می‌کنم‌

تو کدوم‌ حنجره‌ موندی‌ ای‌ ترانه‌ی‌ نجیب‌ ؟
از کدوم‌ قلّه‌ رسیدی‌ ؟ آشنایی‌ یا غریب‌ ؟
مثل‌ِ بغضی‌ واسه‌ گریه‌ ، مثل‌ِ قصه‌ واسه‌ خواب‌ ،
مثل‌ِ حوا ، واسه‌ آدم‌ جرأت‌ِ چیدن‌ِ سیب‌

از شکستن‌ تا سرودن‌ همیشه‌ یه‌ گریه‌ راهه‌
قصه‌ی‌ سکوت‌ُ فریاد قصه‌ی‌ چاله‌ وُ چاهه‌
رَد شو از پُل‌ِ سکوتم‌ تا ضیافت‌ِ ترانه‌
دوباره‌ پلنگ‌ِ قلبم‌ فکرِ دزدیدن‌ِ ماهه‌

با تو رَد می‌شم‌ از آوازِ غزلسوزِ سراب‌
با تو من‌ جون‌ می‌گیرم‌ توی‌ ترانه‌های‌ ناب‌
بگو تو کدوم‌ ترانه‌ می‌رسی‌ به‌ دادِ من‌ ؟
ای‌ همیشه‌ ناسروده‌ ! ای‌ همیشه‌ بی‌جواب‌ !

بگو با کدوم‌ غزل‌ طلسم‌ِ کهنه‌ می‌شکنه‌ ؟
رمزِ برگشتن‌ِ تو کجای‌ قصه‌ی‌ منه‌ ؟
از کدوم‌ پنجره‌ می‌شه‌ چش‌ به‌ راه‌ِ تو نشست‌ ،
وقتی‌ که‌ فاصله‌ اندازه‌ی‌ تن‌ با پیرهنه‌ ؟

از شکستن‌ تا سرودن‌ همیشه‌ یه‌ گریه‌ راهه‌
قصه‌ی‌ سکوت‌ُ فریاد قصه‌ی‌ چاله‌ وُ چاهه‌
رَدشو از پُل‌ِ سکوتم‌ تا ضیافت‌ِ ترانه‌
دوباره‌ پلنگ‌ِ قلبم‌ فکرِ دزدیدن‌ِ ماهه

آجُرپَز
فرقون‌ِ خاک‌ُ بردار ! هیشکی‌ نمونه‌ بیکار !
قانون‌ِ این‌جا اینه‌: قبل‌ِ خروسا بیدار !
باید همیشه‌ دود کنه‌ ، دودکش‌ِ کوره‌پزخونه‌
هر کسی‌ کم‌کاری‌ کنه‌ ، اضافه‌ کاری‌ مهمونه‌

آجُر پزِ کوچیک‌ِ ما ، هَش‌ تا خَزون‌ُ دیده‌ بود
جای‌ گچ‌ُ تخته‌ سیاه‌ به‌ خاک‌ِ رُس‌ رسیده‌ بود
قالبای‌ چهارتایی‌ تو دست‌ِ اون‌ ، جانمی‌شد
مثل‌ِ ستاره‌ دختری‌ تو دنیا پیدا نمی‌شد
جُز یه‌ مادربزرگ‌ِ پیر همدم‌ِ دیگه‌یی‌ نداشت‌
از سرِ صُب‌ تا بوق‌ِ سگ‌ ، آجُر تو کوره‌ها می‌ذاشت‌
شبا توی‌ آلونکش‌ رؤیاهای‌ قشنگ‌ می‌دید
خواب‌ِ کلاس‌ِ مدرسه‌ ، خواب‌ِ توپ‌ِ سه‌رنگ‌ می‌دید
اما صُبا تو گوش‌ِ اون‌ صدای‌ آدم‌ بَده‌ بود
به‌ جای‌ زنگ‌ِ مدرسه‌ ، دوباره‌ اون‌ عربده‌ بود:

باید همیشه‌ دودکنه‌ دودکش‌ِ کوره‌پزخونه‌
هرکسی‌ کم‌کاری‌ کنه‌ اضافه‌ کاری‌ مهمونه‌

یه‌ روزِ سرد ، تنگه‌ غروب‌ ، گریه‌ اَمانش‌ُ بُرید
قصه‌ی‌ ناتموم‌ِ اون‌ ، به‌ برگ‌ِ آخرش‌ رسید
خسته‌ بود از آجُرُ خاک‌ ، خسته‌ بود از خواب‌ِ دروغ‌
خسته‌ بود از آدمای‌ مُرده‌ی‌ این‌ شهرِ شلوغ‌
کارگرِ قشنگ‌ِ ما ، حسابی‌ غمگین‌ شده‌ بود
اون‌ قالب‌ِ چهارتایی‌ انگاری‌ سنگین‌ شده‌ بود
وقتی‌ می‌خواس‌ آجُرا رُ تو کوره‌ جاسازی‌ کنه‌
حِس‌ کرد یکی‌ هولش‌ میده‌ می‌خواد با اون‌ بازی‌ کنه‌
گریه‌ چشاش‌ُ بسته‌ بود آجُرُ پیش‌ پاش‌ ندید
تو کوره‌ افتادُ یه‌ نور تا آسمون‌ تُتُق‌ کشید
ستاره‌ رفته‌ آسمون‌ با دودِ کوره‌پزخونه‌
اضافه‌کاری‌ نداره‌ ، از چِش‌ِ دنیا پنهونه‌

مادربزرگ‌ ! بگیر بخواب‌ ! چه‌ وقت‌ِ بی‌قراریه‌ ؟
امشب‌ُ منتظر نباش‌ ! شاید اضافه‌کاریه‌ !
آی‌ ! آدما ! گوش‌ نکنین‌ ! قصه‌ی‌ ما کرکریه‌ !
تو خونه‌ راحت‌ بخوابین‌ ! دیواراتون‌ آجُریه‌ !

god_girl
26-03-2008, 12:56
قصّه ی باغ ِ پـِسّه

دیشب با چشم ِ بَسّه
رفتم به باغ ِ پسّه
دیدم گلای باغ ُ
مُرشدْ باشی شکـَسّه

با سبیلای خنجری
گوشاش مِثِ نون بربری
ترکه ی آلبالو به دست
نِشَسّه ترک ِ یه خَری

دور ُ ورِش هزار هزار
بچّه نشسّه بی قرار
مرشدم آروغ می زدُ
قصّه می گف از یه سَوار

بچّه های غم تو گَلو
با لـُپّای مث ِ هلو
نشسّه بودن کیپ ِ هم
با دل های اسیر ِ غم

مُرشد ِ هی می چرخید ُ
جیباشونُ اَلک می کرد
هر بچّه یی سکـّه نداش
می بستش ُ فلک می کرد

بچه ها از ترس ِ فلک
سکـّه می ریختن پیش ِ پاش
تا هی نیاد سراغشون
آروم بشینه سر ِ جاش

رفتم کنار ِ بچّه ها
بچّ های شکسّه پا
کنارشون نشسّمُ
دَسُّ پام ُ کردم جا به جا

گفتم :« - بگین ببینم!
نـَذری پزونه این جا ؟
چرا گـُلا شکـَسّن ؟
فصل ِ خزون ِ این جا ؟

ای! بچه های خسّه!
چرا دلاتون شکسّه؟

احوال ُ حال چطوره ؟
گردش ِ سال چطوره ؟

تازه خبر چی دارین ؟
خبر مَبَر چی دارین؟

مرشد باشی چی میگه ؟
هی قصّه از کی میگه ؟

واسه ی چی پول می گیره ؟
چرا نزول می گیره ؟

میون ِ باغ پسّه
با این درای بسّه،
شُماها چرا نِشسّین ؟
منتظرِ کی هـَسّین ؟ »

لـُپْ گلیای غمگین
با سینه های سنگین،
گفتن که : « - چِش به راه ِ سر زدن ِ غباریم!
منتظر ِ سوار ِ یه رَخش ِ بی قراریم! »

گفتم : «- بگین کدوم مَرد ؟
کدوم سوار ِ پُر گرد ؟ »

لُپّ گلیای غمگین،
نگا به من دَووندن!
دست ِ من ُ گرفتن،
با چشم ِ بسّه خوندن :


«- رستم خوب ِ قصه ها!
گردن کـُلـُفت ِ با صفا!
سوار ِ رخش ِ زین ْ طلا،
میاد به سوی شهر ما !

رستم که تک سوار بیاد،
خزون می ره ، بهار میاد،
یه در تو اَبرا وا می شه،
روز ِ ستاره دار میاد!»

گفتم : «- یه دَم نخونین!
گوش بکـُنین ! بدونین :
رستم قصّه ها کیه ؟
رخش ِ یراقْ طلا کیه؟

سوار ِ شاهنومه کـُجاس ؟
پهلوون ِ خونه کجاس ؟
کلید ِ قـُفلِ آسمون ،
فقط تو مُشتِ بچّه هاس!

مُرشد اینا رُ گفته ؟
اینا همه حرف ِ مُـفته!

مرشد میگه : «- غبار بیاد، بهار میاد، رستم تک سوار میاد»،
انگار به بُزبُزک بگی: بُزک نمیر بهار میاد، کـُمبُزه و ُ خیار میاد!

آخه مرشد آدمه شما بهش گوش می کنین؟
صفا یادتون می ره، فکر ُ فراموش می کنین‌؟

آخه بچّه ها! شما مرشد ِ پیر ُ نمی شناسین ؟
گوش بدین بِتون بگم تا دیگه سکـّه نندازین :

قدیما مرشد با جِنـّا گـُلْ یا پوچ بازی می کرد ،
هِی می بُردُ شیطون ُ با بُردنش راضی می کرد،

بعدشم پولاشو جمع کرد ُ یه دونه خر خرید،
خری که به غیر اون کسی رُ هم ْ صداش ندید!

توی باغ قصّه می ساخ از یاعالـَم عربده زَن،
همه حیرونش بودن، پیر ُ جوون ُ مرد ُ زن!

قصّه از رستمی که بچّه ش ُ خنجر می زنه ،
قصّه از دیو ِ سپید که با سپیدی دشمنه ،

قصّه از سیاوَش ُ آتیش ُ‌ عشق ِ آبکی ،
قصّه از افراسیاب ُ رجزای الکی ،

قصّه از زال ُ یه سیمرغ روی قلـّه های قاف‌،
قصّه از جام ِ طلا و قشم ِ بدون ِ قاف !

شیطونم موقع ِ قصّه مردُما رُ خر می کرد،
وقتِ مردن ِ سیاوش چشماشونُ تر می کرد!

مردا هم تو زورخونه هِی زور ِ بی خود می زدن ،
فکر می کردن که همه فوت ُ فنا رُ‌ بلدن!

کم ْ کمک هوا ورِش داش که شاید یک پُخی هَس،
شیطونم گـُف که : «- پاشو برو ! نذار دس روی دس!»

مرشدم کلاهشُ سرش گـُذاش پاشنه کشید،
رف توی میدون ِ باغ، مردم ِ باغ ُ اون جا دید!

رَف رو یه سکـّو و ُ داد زد که : «- من آقای شُمام!
مالک جونتونم من، جلد ِ دوم ِ خدام!

عزراییل رفته مرخصی ُ من جاش اومدم!
واسه اَنجوم دادن ِ تموم ِ کاراش اومدم!

رستم قصّه به من گفته بیام سراغتون!
گفته آتیش بزنم به غنچه های باغتون!

گفته هر چی پول دارین بدین به من برای اون!
گفته من هر کاری خواستم بکنم به پای اون!

هر کی اَم جیک بزنه دیوِ سپید می خوردش!
وقتی اومد سر ِ راه هر کی رُ دید می خوردش!

دیگه از امروز ُ حالا باغتون مال منه!
هر کی از دیو نمی ترسه می تونه جیک بزنه! »

آره ! بچه های قصّه ! مرشد ِ خیلی خره !
بعد از اون روز از تو باغ هر چی دِلِش خواس می بَره!

زنای باغ صیغه شن ، مردا ر ُ زنجیر کشیده!
روی باغ ِ سبزه مون رنگ ِ سیاهی پاشیده !

شماهام جلدی بـُلن شین ! انتظار نون نمیشه!
واسه فاطی فکر ِ رُستم حتـّا تـُنبون نمیشه!

اگه دس به دس بدین دیو ُ می شه فراری داد!
می شه گوشش ر ُ بُرید به گربه یادگاری داد!

اگه از جا بِپّرین ، مرشد ُ بیرون بکنین،
سکـّه ها ر ُ بگیرین، خونه ش ُ ویرون بکنین،

می بینین که هر کدوم یه پّا سوارین واسه باغ!
هر کدومتون مث ِ باد بهارین واسه باغ!

می بینین که هر کدوم همْ‌ پای صد تا رُستمین!
می تونین با یه اشاره شاخ ِ دیوُ بشکنین!

دیگه حرفِ‌ من تمومه ! موقع ِ کار ِ شُماس!
موقع ِ وا شدن ِ چشمای بیدار ِ شماس!

وقتشه بُـلن شین ُ مرشد ُ بیرون بکـُنین!
سکـّه ها رُ بگیرین، خونه ش ُ ویرون بکنین!»

بچه ها بـُلن شدن مرشد ُ بی صدا کنن!
با کلید ِ فکرشون قفل ِ طلسم ُ وا کنن!

مردشم اونا ر ُ‌دید خواس از تو باغ فرار کنه!
بشینه ترک ِ خرش فرارُ برقرار کنه!

بچه ها اینُ‌ دیدن، دیگه دس رو دس نموندن،
دسّای هم ُ‌گرفتن ، با صدای تازه خوندن:

«- سواری ِ دولـّا دولـّا ، چاره نمیشه مرشد!
ما همه مثل ِ سنگیم، تو مثل ِ شیشه مرشد!

دستای ما یه سدّ ِ ! راه ِ فرار نداری!
به جز خَرِت تو این باغ، رفیق ُ‌یار نداری!

بونه گرفتی از ما، ترکه زدی به پامون!
خیال می کردی لالیم، در نمیاد صدامون؟

فکر نمی کردی یک شب، زندونی ِ کلک شی؟
فکر نمی کردی آخر، یه شب خودت فلک شی؟»

بچه ها تیز پریدن، مرشد ُ پایین کشیدن،
سبیلای خنجریش ُ جلدی با قیچی چیدن!

رو کول ِ اون نشستن،
دس پای اون ُ بستن،

قلم ُ دوات آوُردن،
یه با سوات آوُردن،
رو پیشونیش نوشتن :« - مرشد رفیق ِ شیطونه !
تو باغ ِ هر کس که بره، فکر می کنه مال اونه !

عاشق حبس ُ بندِ ! مخلص ِ بوی گندِ!
کارش چاخان پاخانه! مرشد ِ خالی بندِ !»

بچه ها شعر ُ خوندن،
دماغِش ُ سوزوندن،
چَپَکی رو خر نشوندن،
تا دم ِ باغ دووندن،
بعد یه کمی نِشادُر،
اون جای خر چَپوندن!

خرِ اُلاغ ِ مرشد،
صاحب ِ هَش تا سُم شد!
مرشد ِ باغ ُ وَرداش،
تو دشت ُ صحرا گـُم شد!

بچه ها جا نموندن،
پشت ِ سرش می خوندن:

« - آهای! آهای! مرشد باشی!
دوباره این جا نباشی!
هر جا خرت می خواد برو!
پِی ِ نشون ِ باد برو!

هر جا بری می دونن،
از پیشونیت می خونن،
که خیلی خالی بندی!
عاشق ِ پول ِ نقدی!»

تو باغ ِ سبز ِ پسّه، هلهله ها به پا شد!
برگا شدن شکوفه، دسّای بسّه وا شد!

بچه ها باز می خوندن،
همْ پای ساز می خوندن :

«- اتل متل چه حالیه! مرشد باشی فراریه!
چپکی رو خر تلو تلو، مثل ِ فشنگ می ره جلو !

اتل متل هوار! هوار! اومد به باغمون بهار!
داریه و ُ دمبک بزنین! تموم شد آخر انتظار!

اتل متل توتوله شد! مرشد باشی روونه شد!
قصه ی پیروزی ما، ورد ِ زبون ِ خونه شد!

بچه ها شاد بودن ُ داریه وُ دُمبک می زدن!
از خوشی می رقصیدن، وارو و ُ پُشتک می زدن!

کم کمک روز می شد نور سفیدی سر می زد!
خورشیدم اومده بود دم ِ در ِ باغ ُ در می زد!

در ُ وکردم ُ خورشید رَف تو آسمون نشست!
درای آفتاب ُ وکرد، در ِ تاریکی رُ بست...

یهو دنگ ُ دنگ ِ ساعت توی گوش ِ من صدا کرد!
خواب ِ باغ ُ با خودِش برد، چشمای بسَّم ُ وا کرد!

همه ی اینا یه خواب بود، خواب ِ مرشد با الاغش!
اما باز صدای مرشد، توی بیداری میادش!

آره ! باز تو میدون ِ باغ، مرشد عین خر نشسّه !
پای خورشید ُ بریده، دست ِ شاعرا رُ بسّه !

باز دوباره بچه ها رُ، اون نشونده پای قصه ،
دوباره رستم دستان، دوباره پُل ِ شِکسّه!

من باید برم بشینَم، پیش ِ بچه های خسّه،
بهشون بگم که مرشد، واسه چی تو باغ نشسّه!

بچه ها باید بدونن، قصه های اون دروغه!
قصه ی شاهنومه خونا، قصه ی کشک و ُ دوغه!

تا دوباره مثل ِ اون خواب، همه دس تو دس بذارن!
همه هم صدا بلن شن، دخل ِ مرشد رُ بیارن!

وقتشه که راه بیفتم، پیش بچه ها بشنم،
خواب ِ هشیاری باغ ُ ، توی بیداری ببینم!

تهران / اردی بهشت ِ 80

دل تنگم
26-03-2008, 13:58
کودکی‌

یادمه‌ بادبادکامون‌ یادمه‌
خنده‌ی‌ عروسکامون‌ یادمه‌
هنوزم‌ یادم‌ میاد تنگه‌ غروب‌
قصه‌ی‌ سوارِ زین‌ِ نقره‌کوب‌
دستای‌ حنایی‌ِ مادربزرگ‌
قصه‌ی‌ رُستم‌ُ دیو ، بره‌ وُ گرگ‌
عصای‌ پدربزرگ‌ باصفا
چرخش‌ِ ذغال‌ِ قلیون‌ تو هوا
بهترین‌ جایزه‌ یک‌ کلوچه‌ بود
همه‌ی‌ دنیای‌ ما یه‌ کوچه‌ بود

یادمه‌ وسعت‌ِ پاک‌ِ کوچه‌ها
دل‌ دل‌ِ شنیدن‌ِ صدای‌ پا
یادمه‌ امتحان‌ همیشه‌ سخت‌
اندازه‌ گرفتن‌ِ عمرِ درخت‌
گل‌ِ سرخ‌ِ پَرپَرِ لای‌ کتاب‌
قد کشیدن‌ تو ترانه‌های‌ ناب‌
وحشت‌ِ ترکه‌ی‌ مرطوب‌ِ انار
دیوارِ مدرسه‌ وُ فکرِ فرار
فصل‌ِ آسمونی‌ِ یکی‌ شدن‌
فصل‌ِ بی‌ دووم‌ِ خوشبختی‌ِ من‌

تکیه‌ گاه‌ِ بی‌ گناه‌ِ گریه‌ها ! تو کجا رفتی‌ ؟ کجا رفتی‌ ؟ کجا ؟
بی‌ تو همسایه‌ی‌ سایه‌ها شدم‌ ، تن‌ سپردم‌ به‌ شکست‌ِ بی‌صدا
بیا همبازی‌ِ خوب‌ِ کودکی‌ ، دوباره‌ بچه‌ می‌شیم‌ یواشکی‌
اگه‌ حرفی‌ واسه‌ خندیدن‌ نبود ، تا ته‌ِ دنیا می‌خندیم‌ اَلَکی‌...

نام‌ و ننگ‌

تشنه‌ترین‌ ترانه‌ ساز ، تو شهرِ سایه‌ها منم‌
اما توی‌ ترانه‌هام‌ دریا رُ فریاد می‌زنم‌
بغض‌ِ هزار تا حنجره‌ تو سیم‌ِ گیتارِ منه‌
هر نفسم‌ به‌ این‌ سکوت‌ ، هزار تا خنجر می‌زنه‌
ترانه‌ها زبانه‌ زد ، دَر رُ سکوت‌ِ نارفیق‌ !
خشک‌ُ تَر آتیشش‌ می‌گیرن‌ تو هُرم‌ِ شب‌ْ سوزِ حریق‌ !

آی‌ روزگارِ سنگی‌ ! ما نام‌ُ ننگ‌ نخواستیم‌ !
ماهی‌ِ سرخمون‌ُ شام‌ِ نهنگ‌ نخواستیم‌ !
خوب‌ می‌دونیم‌ که‌ عمرِ پروانه‌ها یه‌ روزه‌
ما عمرِ نوح‌ُ توی‌ پیله‌ی‌ تنگ‌ نخواستیم‌ !

من‌ آخرین‌ حادثه‌ام‌ تو این‌ سکوت‌ِ یکنواخت‌
اون‌ کسی‌ که‌ تو هق‌ هقش‌ به‌ گریه‌ قافیه‌ نباخت‌
اما برای‌ تو کی‌اَم‌ ؟ یه‌ تک‌ درخت‌ توی‌ کویر
رو قله‌ی‌ ترانه‌ها ، اما تو بندِ تن‌ اسیر
یه‌ انعکاس‌ از یه‌ سکوت‌ ، به‌ چلچله‌ توی‌ خزون‌
یه‌ بادبادک‌ بدون‌ِ نَخ‌ ، گم‌ شده‌ توی‌ آسمون‌

آی‌ روزگارِ سنگی‌ ! ما نام‌ُ ننگ‌ نخواستیم‌ !
ماهی‌ِ سرخمون‌ُ شام‌ِ نهنگ‌ نخواستیم‌ !
خوب‌ می‌دونیم‌ که‌ عمرِ پروانه‌ها یه‌ روزه‌
ما عمرِ نوح‌ُ توی‌ پیله‌ی‌ تنگ‌ نخواستیم‌ !

بَدَل‌

واژه‌ی‌ باکره‌ی‌ عشق‌ ! با سکوتم‌ آشنا باش‌
شونه‌ی‌ پاک‌ِ ترانه‌ ! تکیه‌ گاه‌ِ گریه‌ها باش‌
واسه‌ سوزوندن‌ سایه‌ چوب‌ِ کبریت‌ِ غزل‌ کو ؟
پُشتمون‌ به‌ خاک‌ِ حیله‌س‌ ، واسه‌ این‌ فَن‌ یه‌ بَدَل‌ کو ؟
دیدی‌ تو زورخونه‌هامون‌ زورا بیخودی‌ هَدَر شد ؟
دیدی‌ از خون‌ِ سیاوش‌ برگای‌ شاهنامه‌تَر شد ؟
قاف‌ِ قصه‌های‌ کهنه‌ ، لونه‌ی‌ سی‌تا کلاغ‌ بود
همیشه‌ تو شهرِ خورشید قحطی‌ِ نورُ چراغ‌ بود

بگو قصه‌گوی‌ خسته‌ ! قلمت‌ رُ چَن‌ فروختی‌ ؟
چَن‌ تا پولک‌ِ دروغی‌ به‌ قبای‌ قصه‌ دوختی‌ ؟
بگو افسانه‌ نوشتن‌ قیمت‌ِ چَن‌ تا شتر بود ؟
از هجوم‌ِ چَن‌ تا سکه‌ خورجینت‌ همیشه‌ پُر بود ؟

توی‌ زورخونه‌ هنوزم‌ یکی‌ شاهنامه‌ می‌خونه‌
هنوزم‌ صدای‌ مُرشد می‌پیچه‌ تو قهوه‌خونه‌
هنوزم‌ رُستم‌ِ دستان‌ واسه‌شون‌ یه‌ قهرمانه‌
جای‌ رَخش‌ مثل‌ِ همیشه‌ خالیه‌ توی‌ ترانه‌
قهرمان‌ِ قصه‌ رَخشه‌ که‌ همیشه‌ زین‌ به‌ پُشته‌
نه‌ کسی‌ که‌ توی‌ میدون‌ با کلَک‌ دیوا رُ کشته‌
قهرمان‌ تو سایه‌ مونده‌ ، کسی‌ قصه‌ش‌ُ نخونده‌
پَرِ پروانه‌ی‌ عشق‌ُ حسرت‌ِ شعله‌ سوزونده‌.

بگو قصه‌گوی‌ خسته‌ ! قلمت‌ رُ چَن‌ فروختی‌ ؟
چَن‌ تا پولک‌ِ دروغی‌ به‌ قبای‌ قصه‌ دوختی‌ ؟
بگو افسانه‌ نوشتن‌ قیمت‌ِ چَن‌ تا شتر بود ؟
از هجوم‌ِ چَن‌ تا سکه‌ خورجینت‌ همیشه‌ پُر بود ؟

حنجره‌تو پنجره‌ کن‌!

پیله‌ شکسته‌ اما شب‌پره‌ توی‌ خوابه‌
تو گفتگوی‌ دریا عطسه‌ی‌ اضطرابه‌
صبر اومده‌ ترانه‌ ! نزن‌ رو دست‌ِ آواز
زخمت‌ُ از حریم‌ِ سینه‌ی‌ من‌ بیاغاز
تو آسمون‌ِ قصه‌ اون‌ پُل‌ِ رنگ‌ به‌ رنگ‌ نیست‌
چشمک‌ِ این‌ ستاره‌ به‌ چشم‌ِ شب‌ قشنگ‌ نیست‌

هر جای‌ این‌ ترانه‌یی‌ حنجره‌ت‌ُ پنجره‌ کن‌
تو این‌ سکوت‌ِ بی‌ حیا شب‌ُ پُر از زنجره‌ کن‌

نبض‌ِ ستاره‌ مُرده‌ ما دیگه‌ سردِ سردیم‌
تو خاطرات‌ کهنه‌ دنبال‌ِ «من‌» می‌گردیم‌
دریچه‌های‌ آواز رو به‌ ترانه‌ بسته‌س‌
آینه‌ی‌ دلامون‌ یه‌ آینه‌ی‌ شکسته‌س‌
اما طنین‌ِ رؤیا هنوز ترانه‌سازه‌
هنوز تو این‌ سیاهی‌ چَن‌ تا دریچه‌ بازه‌

هر جای‌ این‌ ترانه‌یی‌ حنجره‌ت‌ُ پنجره‌ کن‌
تو این‌ سکوت‌ِ بی‌ حیا ، شب‌ُ پُر از زنجره‌ کن‌

عروس‌بَرون‌

انگاری‌ تو کوچه‌تون‌ عروس‌ بَرونه‌ ، عسلک‌ !
چشمای‌ خیس‌ِ منم‌ مهمونتونه‌ ، عسلک‌ !
یه‌ دَم‌ این‌ پنجره‌ رُ رو به‌ ترانه‌ وا کنین‌
تا صدام‌ تنها واسه‌ شما بخونه‌ ، عسلک‌ !

عسلک‌ ! قاصدکم‌ نشونیتون‌ُ بَلَدِ !
پهلوون‌ِ قلبم‌ُ چشم‌ِ شما زمین‌ زَدِ !
این‌ دل‌ُ رَد نکنین‌ ! خوب‌ می‌دونم‌ پیش‌ِ شما ،
توی‌ درس‌ِ عاشقی‌ برگ‌ِ ترانه‌هام‌ رَدِ !

شب‌ پیش‌ نگاهتون‌ مهتابش‌ُ کم‌ میاره‌
خیابون‌ِ چشمتون‌ کوچه‌ی‌ دررُ نداره‌

عُمری‌ِ واسه‌ شما چلّه‌ نشستم‌ ، عسلک‌ !
تا حالا شاخ‌ِ هزار دیوُ شکستم‌ ، عسلک‌ !
غیر از اون‌ ستاره‌یی‌ که‌ توی‌ چشمای‌ شماس‌
دلم‌ُ به‌ هیچ‌ ستاره‌یی‌ نبستم‌ ، عسلک‌ !

عسلک‌ ! به‌ یک‌ نگاه‌ این‌ دل‌ُ مهمون‌ بکنین‌ !
غصه‌ رُ از این‌ دل‌ِ شکسته‌ بیرون‌ بکنین‌ !
بگین‌ از من‌ تا شما چَن‌ تا ستاره‌ فاصله‌س‌ ؟
دیوارِ فاصله‌ رُ یه‌ جوری‌ داغون‌ بکنین‌ ؟

شب‌ پیش‌ِ نگاهتون‌ مهتابش‌ُ کم‌ میاره‌
خیابون‌ِ چشمتون‌ کوچه‌ی‌ دررُ نداره‌

سُرنگ‌ِ خالی‌

زیر پُل‌ یه‌ مردِ لاغر ، رو زمین‌ِ خیس‌ نشسته‌
کنارِ یه‌ تَل‌ِ آتیش‌ ، با چشای‌ نیمه‌ بسته‌
اون‌ کیه‌ ؟ کسی‌ که‌ هرگز زندگی‌ رُ نشناخته‌
همه‌ی‌ ستاره‌هاش‌ُ به‌ شبای‌ کهنه‌ باخته‌
اون‌ کیه‌ ؟ یه‌ مرد خسته‌ ، مردِ غمگین‌ِ تکیده‌
کسی‌ زیرِ پُل‌ِ این‌ شهر گریه‌ی‌ اون‌ُ ندیده‌
با فروش‌ هر یه‌ بسته‌ تو خودش‌ شکسته‌ صدبار
مثل‌ اون‌ شعرِ قدیمی‌ ، هر دریچه‌ش‌ شده‌ دیوار
نقطه‌ چین‌ِ روی‌ رگ‌هاش‌ ، جانشین‌ِ حرف‌ِ مرگه‌
نقطه‌های‌ زنده‌گی‌ نیست‌ ، جای‌ سوزن‌ِ سُرَنگه‌
کی‌ میدونه‌ ؟ کی‌ میدونه‌ ؟ رمقی‌ براش‌ نمونده‌
شعله‌ی‌ حادثه‌ اونم‌ مث‌ِ مُشتریش‌ سوزونده‌
خیره‌ شدن‌ به‌ شعله‌ها چشمای‌ مات‌ِ نیمه‌ باز
یه‌ مشتری‌ پول‌ نداره‌ ، میگه‌: «من‌ُ یه‌ بار بساز ! »
انگاری‌ گریه‌ می‌کنه‌ مردِ سیاه‌ِ آس‌ُ پاس‌
هق‌ هقش‌ُ نمی‌شنویم‌ گریه‌ی‌ مُرده‌ بی‌صداس‌
مردِ لاغر پیش‌ِ آتیش‌ خوابای‌ کهنه‌ می‌بینه‌
سارا دخترِ سه‌ ساله‌ش‌ توی‌ خواب‌ پیشش‌ می‌شینه‌
می‌گه‌: «بابا تو کجایی‌ ؟ تنها موندیم‌ توی‌ خونه‌
هی‌ می‌گم‌ بابا کجا رفت‌ ؟ اما هیشکی‌ نمی‌دونه‌
مادرم‌ آرزوهاش‌ُ می‌ریزه‌ رو دارِ قالی‌
بی‌ تو قالی‌ رنگ‌ نداره‌ ، بابا جون‌ ! جای‌ تو خالی‌ ! »
مردِ لاغر یه‌ کمربند می‌پیچه‌ به‌ دورِ بازوش‌
آمپول‌ِ هوا تو دستش‌ ، می‌شکنه‌ طلسم‌ِ جادوش‌
نقطه‌ چین‌ِ روی‌ رگ‌هاش‌ ، دیگه‌ هم‌ معنی‌ِ مرگه‌
خط‌ُ خال‌ِ زنده‌گی‌ نیست‌ ، جای‌ آخرین‌ سُرنگه‌
مشتری‌ جیباش‌ُ گشته‌ ، همه‌ بسته‌هاش‌ُ بُرده‌
مردِ لاغر زیرِ اون‌ پُل‌ ، با سُرَنگ‌ِ خالی‌ مُرده‌...

آدم‌ به‌ آدم‌ می‌رسه‌

مرغک‌ِ پَر شکسته‌ام‌ ، قوّت‌ِ بال‌ِ من‌ تویی‌
شهرِ به‌ شب‌ نشسته‌ام‌ ، ماه‌ِ هلال‌ِ من‌ تویی‌
تشنه‌ وُ بی‌ترانه‌ام‌ تو هُرم‌ِ دلسپردگی‌
چشمه‌ی‌ آب‌ِ روشن‌ُ پاک‌ُ زلال‌ِ من‌ تویی‌
یه‌ سال‌ِ پیرُ کهنه‌ام‌ با هفته‌های‌ بی‌طپش‌
لحظه‌ی‌ آسمونی‌ِ تحویل‌ِ سال‌ِ من‌ تویی‌

می‌دونم‌ چشمای‌ تو یه‌ روز به‌ دادم‌ می‌رسه‌
کوه‌ به‌ کوه‌ نمی‌رسه‌ ، آدم‌ به‌ آدم‌ می‌رسه‌

قصه‌ی‌ سرنوشت‌ِ من‌ زانوهام‌ُ خم‌ می‌کنه‌
نقطه‌ی‌ پاک‌ُ روشن‌ِ فنجون‌ِ فال‌ِ من‌ تویی‌
یه‌ آدم‌ِبرفی‌ِ مغرورِ به‌ یخ‌ نشسته‌ام‌
ذغال‌ِ چشم‌ ، سطل‌ِ کلاه‌ ، دسکش‌ُ شال‌ِ من‌ تویی‌
ترانه‌های‌ تازه‌م‌ُ برای‌ تو رَج‌ می‌زنم‌
اما به‌ تو نمی‌رسن‌ ، شعرِ محال‌ِ من‌ تویی‌

می‌دونم‌ چشمای‌ تو یه‌ روز به‌ دادم‌ می‌رسه‌
کوه‌ به‌ کوه‌ نمی‌رسه‌ ، آدم‌ به‌ آدم‌ می‌رسه‌

مردِ شرقی‌

این‌ منم‌ ! یه‌ مردِ شرقی‌ ، با یه‌ عالمه‌ ترانه‌
یه‌ ترانه‌خون‌ِ خسته‌ ، با نگاه‌ِ عاشقانه‌
این‌ منم‌ ! یه‌ مردِ شرقی‌،یه‌ بَرَنده‌ ، یه‌ ستاره‌
نبض‌ِ سازُ تو ترانه‌ زنده‌ می‌کنم‌ دوباره‌
اما تو آینه‌ کی‌ام‌ من‌ ؟ یه‌ ترانه‌سازِ خسته‌
که‌ نبودن‌ِ یه‌ یاور ، همه‌ جاده‌هاش‌ُ بسته‌

گفتی‌ از حادثه‌ بگذر برای‌ به‌ من‌ رسیدن‌
از همه‌ دنیا گذشتم‌ ، حالا این‌ تو ، حالا این‌ من‌
معنی‌ِ به‌ تو رسیدن‌ نرسیدن‌ به‌ خودم‌ بود
توی‌ قصه‌ی‌ من‌ُ تو ، حرف‌ِ عاشقانه‌ کم‌ بود

بی‌تو بازَنده‌ترینم‌ ، ای‌ بَرَنده‌ی‌ همیشه‌
غصه‌ی‌ نبودن‌ِ تو ، تو ترانه‌ جا نمی‌شه‌
با تو من‌ بَرَنده‌ می‌شم‌ ، توی‌ این‌ ترانه‌بازی‌
تو سکوت‌ِ خلوت‌ِ من‌ ، تو مث‌ِ صدای‌ سازی‌
با تو این‌ عاشق‌ِ شرقی‌ روی‌ قله‌ی‌ ترانه‌س‌
حرف‌ِ آخرم‌ تویی‌ ، تو ! این‌ ترانه‌ها بهانه‌س‌

گفتی‌ از حادثه‌ بگذر برای‌ به‌ من‌ رسیدن‌
از همه‌ دنیا گذشتم‌ ، حالا این‌ تو ، حالا این‌ من‌
معنی‌ِ به‌ تو رسیدن‌ نرسیدن‌ به‌ خودم‌ بود
توی‌ قصه‌ی‌ من‌ُ تو ، حرف‌ِ عاشقانه‌ کم‌ بود

سنگ‌، کاغذ، قیچی‌

قیچی‌ ! من‌ُ قیچی‌ نکن‌ ! بذار که‌ سنگ‌ُ بِبَرَم‌
من‌ پُرم‌ از ترانه‌ها کاغذِ جنس‌ پیرهنم‌
قیچی‌ ! من‌ُ قیچی‌ نکن‌ ! برگ‌ِ بَرَنده‌ با منه‌
من‌ اگه‌ بازی‌ نکنم‌ ، سنگه‌ صدات‌ُ می‌شکنه‌
سنگ‌ِ سیاه‌ ! نعره‌ نزن‌ ! تو گوش‌ِ من‌ رَجَز نخون‌
تا ته‌ِ شب‌ منتظره‌ شروع‌ِ نوبتت‌ بمون‌ !
حرف‌ حساب‌ِ تو چیه‌ ؟ آسمونت‌ چه‌ رنگیه‌ ؟
خونه‌ی‌ سنگی‌ِ دلت‌ ، یه‌ خونه‌ی‌ کلنگیه‌ !

قیچی‌ اگه‌ اَمون‌ بده‌ ، بَرَنده‌ کاغذِ نه‌ سنگ‌
سنگ‌ اگه‌ یکه‌تاز بشه‌ ، بازی‌ می‌شه‌ میدون‌ِ جنگ‌

قیچی‌ یه‌ کم‌ اَمون‌ بده‌ ! حرف‌ِ حساب‌ پیش‌ِ منه‌
سنگ‌ به‌ کسی‌ گوش‌ نمی‌ده‌ ، همیشه‌ نعره‌ می‌زنه‌
قیچی‌ یه‌ کم‌ اَمون‌ بده‌ ! تنها برای‌ یک‌ نفس‌
رفتن‌ِ من‌ باختن‌ِ توست‌ ، سنگ‌ می‌مونه‌ ، همین‌ُ بَس‌
زندگی‌ مثل‌ِ بازی‌ِ کاغذُ سنگ‌ُ قیچیه‌
هیشکی‌ خبردار نمی‌شه‌ برنده‌ی‌ بازی‌ کیه‌

قیچی‌ اگه‌ اَمون‌ بده‌ ، بَرَنده‌ کاغذِ نه‌ سنگ‌
سنگ‌ اگه‌ یکه‌تاز بشه‌ ، بازی‌ میشه‌ میدون‌ِ جنگ‌

گریه‌ نکن‌!

گریه‌ نکن‌ ! عزیزِ من‌ ! حالا که‌ گریه‌ زوریه‌ ،
حالا که‌ تنها چاره‌مون‌ دل‌ دل‌ِ وُ صبوریه‌ ،
تکیه‌ بده‌ به‌ این‌ صدا ، غصه‌ نخور که‌ فاصله‌
بین‌ نگاه‌ِ من‌ُ تو هزار تا سال‌ِ نوریه‌

گریه‌ نکن‌ ! آینه‌ ساز ! خسته‌ نشو از این‌ حضور
از این‌ حضورِ بی‌صدا ، از این‌ حضورِ سوت‌ُ کور
خسته‌ نشو ! خسته‌ نشو ! نبض‌ِ ستاره‌ رُ بگیر
عطرِ ترانه‌ می‌گذره‌ ، از تو حصارِ بی‌عبور

بیا دروازه‌ی‌ نورُ روی‌ سایه‌ها ببندیم‌
وقتی‌ ممنوعه‌ تبسم‌ ، با لب‌ِ بسته‌ بخندیم‌

گریه‌ نکن‌ ! عزیزِ من‌ ! گریه‌ فقط‌ یه‌ مرهمه‌
کنار این‌ بغض‌ِ بزرگ‌ ، اشکای‌ ما خیلی‌ کمه‌
گریه‌ نکن‌ ! چراغ‌ عشق‌ توی‌ ترانه‌ روشنه‌
جرقه‌های‌ سایه‌کش‌ تو این‌ صدا دَم‌ به‌ دَمه‌

همطپش‌ِ همیشگی‌ ! لرزش‌ِ دستام‌ُ بگیر
برق‌ِ نگات‌ خط‌ می‌کشه‌ رو این‌ سیاهی‌ِ حقیر
توی‌ ضیافت‌ صدا تا ته‌ شعرِ من‌ برقص‌
اطلس‌ِ آوازُ بکش‌ رو سرِ واژه‌های‌ پیر

بیا دروازه‌ی‌ نورُ روی‌ سایه‌ها ببندیم‌
وقتی‌ ممنوعه‌ تبسم‌ ، با لب‌ بسته‌ بخندیم‌

جیرجیرک‌

مورچه‌ها شب‌ تا سحر کار می‌کنن‌
دونه‌ رُ تو لونه‌ انبار می‌کنن‌
جیرجیرک‌ها می‌خونن‌ تا دم‌ِ صبح‌
با صداشون‌ شب‌ُ بیدار می‌کنن‌

صداشون‌ کفرِ شب‌ُ در میاره‌
شب‌ِ بَد پنبه‌ تو گوشاش‌ می‌ذاره‌
اون‌ رفیق‌ِ مورچه‌های‌ ساکته‌
صدای‌ جیرجیرک‌ُ دوس‌ نداره‌

سر تو بدزد ستاره‌ ! آسمون‌ صاعقه‌ باره‌ !
این‌ سکوت‌ُ دَر به‌ دَر کن‌ ! جیرجیرک‌ ! بخون‌ دوباره‌ !

جیرجیرک‌ همیشه‌ آواز می‌خونه‌
هیشکی‌ درد وُ غصه‌ش‌ُ نمی‌دونه‌
مورچه‌ها اون‌ُ ندیدن‌ تا حالا
همیشه‌ میون‌ِ برگا پنهونه‌

جیرجیرک‌ ! دنیا رُ بی‌صدا نذار
با صدات‌ دَخل‌ِ سیاهی‌ رُ بیار
کاری‌ کن‌ مورچه‌ها آواز بخونن‌
کاری‌ کن‌ شب‌ پا بذاره‌ به‌ فرار

سر تو بدزد ستاره‌ ! آسمون‌ صاعقه‌ باره‌ !
این‌ سکوت‌ُ دَر به‌ دَر کن‌ ! جیرجیرک‌ ! بخون‌ دوباره‌ !

برپا!

مدرسمون‌ یادم‌ میاد ، دیوارای‌ بلندی‌ داشت‌
اما من‌ُ حتا یه‌ بار توی‌ خودش‌ نگه‌ نداشت‌
دلم‌ مث‌ِ یه‌ بادبادک‌ از روی‌ دیوار می‌پرید
فراش‌ِ پیرِ مدرسه‌ به‌ گَردِ من‌ نمی‌رسید
فردا ولی‌ ناظممون‌ ، بغضم‌ُ میشکس‌ تو گلو
دستای‌ من‌ می‌موندن‌ُ ترکه‌ی‌ خیس‌ِ آلبالو
خطای‌ خون‌ مُرده‌گی‌ رُ رو کف‌ِ دستام‌ می‌کشید
صدای‌ گریه‌ی‌ من‌ُ گوشای‌ اون‌ نمی‌شنید

«برپا» بگو ای‌ من‌ِ من‌ ! برجا نشستنت‌ بسه‌
از روی‌ دیوارا بپر ! مدرسه‌ مثل‌ِ قفسه‌

حالا بزرگ‌ شدم‌ ولی‌ دیوارا باز دورِ منن‌
هنوز برای‌ هر فرار ترکه‌ به‌ دستام‌ می‌زنن‌
مدرسه‌ی‌ سکوت‌ِ من‌ زنگای‌ تفریح‌ نداره‌
زلزله‌ی‌ ترانه‌هام‌ دیواراش‌ُ بَرمی‌داره‌
با هر ترانه‌ یه‌ دفه‌ از روی‌ دیوار می‌پَرَم‌
با هر پَرِش‌ صد نفرُ اون‌ورِ دیوار می‌برم‌
با اینکه‌ رو دستای‌ من‌ خط‌ِ کبودِ ترکه‌هاس‌
خوب‌ می‌دونم‌ که‌ مدرسه‌ فردا پُر از نورُ صداس‌

«برپا» بگو ای‌ من‌ِ من‌ ! آخرِ جاده‌ روشنه‌
ترکه‌ی‌ خیس‌ِ آلبالو ، یه‌ جای‌ قصه‌ می‌شکنه

آوازِ فراری‌

دخترک‌ ! من‌ُ قایم‌ کن‌ توی‌ غربت‌ِ نگاهت‌
دخترک‌ ! از پا میفتم‌ بی‌ حضورِ تکیه‌ گاهت‌
دخترک‌ ! من‌ُ قایم‌ کن‌ ! پَس‌ پُشت‌ِ این‌ ترانه‌
میون‌ِ حروف‌ِ سرخ‌ِ واژه‌های‌ عاشقانه‌
دخترک‌ ! من‌ُ قایم‌ کن‌ پُشت‌ِ پرده‌های‌ رؤیا
توی‌ این‌ کویرِ مُرده‌ ، دلت‌ُ بزن‌ به‌ دریا

اسم‌ِ شب‌ِ نگاهت‌ُ ، آینه‌ دار ! به‌ من‌ بگو !
بی‌ تو به‌ صُب‌ نمی‌کشم‌ تنها یه‌ بار به‌ من‌ بگو !
بگو کجای‌ پیرهنت‌ یه‌ جون‌ پناه‌ِ ایمنه‌
مسیرِ جون‌ پناهت‌ُ وقت‌ِ فرار به‌ من‌ بگو !

دخترک‌ ! زخمی‌ِ تیغم‌ ! پیرهنم‌ به‌ رنگ‌ِ خونه‌
نگا کن‌ ! سایه‌ به‌ سایه‌م‌ ، برق‌ِ دشنه‌ی‌ جنونه‌
خون‌ توی‌ رگام‌ نمونده‌ رنگ‌ِ رخساره‌ پَریده‌
مَرهَمِت‌ رُ مرحمت‌ کن‌ واسه‌ این‌ زخم‌ِ دَریده‌
دخترک‌ ! بمون‌ کنارم‌ ! من‌ُ اینجا جا نذاری‌ !
میون‌ِ این‌ همه‌ دشنه‌ تنم‌ُ تنها نذاری‌

اسم‌ِ شب‌ِ نگاهت‌ُ ، آینه‌ دار ! به‌ من‌ بگو !
بی‌ تو صُب‌ نمی‌کشم‌ تنها یه‌ بار به‌ من‌ بگو !
بگو کجای‌ پیرهنت‌ یه‌ جون‌ پناه‌ِ ایمنه‌
مسیرِ جون‌ پناهت‌ُ وقت‌ِ فرار به‌ من‌ بگو !

جشن‌ِ گریه‌

دل‌ِ این‌ عاشق‌ِ خسته‌ باز کبابه‌ گُل‌ِ من‌
تو رُ داشتن‌ واسه‌ اون‌ مثل‌ِ سرابه‌ گُل‌ِ من‌
دل‌ِ دیوونه‌ی‌ من‌ مثل‌ِ درخته‌ تو کویر
عشق‌ِ تو ابرِ پُر از بارون‌ُ آبه‌ گل‌ِ من‌
شعرای‌ من‌ همه‌ از دوری‌ُ غم‌ قصه‌ می‌گن‌
حرف‌ِ تو حرفای‌ خوب‌ِ تو کتابه‌ گُل‌ِ من‌
وقتی‌ از عاشقی‌ُ چشمای‌ تو حرف‌ می‌زنم‌
همه‌ی‌ حرفای‌ من‌ یه‌ شعرِ نابه‌ گُل‌ِ من‌

می‌خوام‌ امشب‌ توی‌ جشن‌ِ گریه‌ مهمونت‌ کنم‌
غزلام‌ُ خط‌ به‌ خط‌ قربون‌ِ چشمونت‌ کنم‌
مثل‌ِ عکس‌ِ خودِ من‌ داد می‌زنی‌ تو آینه‌هام‌
نمی‌تونم‌ دیگه‌ از هیچ‌کسی‌ پنهونت‌ کنم‌

بی‌ تو این‌ ترانه‌ها اسیرِ هق‌ هق‌ِ منن‌
مثل‌ِ عکس‌ آسمون‌ که‌ توی‌ قابه‌ گُل‌ِ من‌
دل‌ِ من‌ کفترِ خسته‌س‌ روی‌ برج‌ِ انتظار
عشق‌ِ تو اون‌ورِ ابرا یه‌ عقابه‌ گل‌ِ من‌
بی‌تو این‌ دنیای‌ بد ارزش‌ِ موندن‌ نداره‌
بی‌ تو عمرِ من‌ مث‌ِ عمرِ حبابه‌ گل‌ِ من‌
دیگه‌ باید برم‌ُ چشمات‌ُ تو خواب‌ ببینم‌
شب‌ که‌ از نیمه‌ گذشت‌ ، موقع‌ خوابه‌ گل‌ِ من‌

می‌خوام‌ امشب‌ توی‌ جشن‌ِ گریه‌ مهمونت‌ کنم‌
غزلام‌ُ خط‌ به‌ خط‌ قربون‌ِ چشمونت‌ کنم‌
مثل‌ِ عکس‌ِ خودِ من‌ داد می‌زنی‌ تو آینه‌هام‌
نمی‌تونم‌ دیگه‌ از هیچ‌کسی‌ پنهونت‌ کنم‌

بی‌بی‌ِ بارونی‌

عاشقم‌ کن‌ تا بتونم‌ نبض‌ِ تقویم‌ُ بگیرم‌
عاشقم‌ کن‌ تا بتونم‌ واسه‌ زندگی‌ بمیرم‌
عاشقم‌ کن‌ تا ستاره‌ به‌ لباس‌ِ شب‌ بدوزیم‌
توی‌ شعله‌های‌ خورشید ، مثل‌ِ پروانه‌ بسوزیم‌
عاشقم‌ کن‌ ! عاشقم‌ کن‌ ! عشقه‌ که‌ چاره‌ی‌ کاره‌
پابذار رو خط‌ِ جاده‌ ، تو چشات‌ صد تا سواره‌

بی‌بی‌ِ بارونی‌ِ من‌ !
هق‌ هق‌ِ پنهونی‌ِ من‌ !

عاشقم‌ کن‌ تا ترانه‌ یه‌ نگاه‌ِ تازه‌ باشه‌
شب‌ُ روزِ شهرِ قصه‌ ، با ترانه‌ جابه‌ جا شه‌
عاشقم‌ کن‌ تا دوباره‌ بزنیم‌ به‌ سیم‌ِ آواز
دخل‌ِ این‌ شب‌ُ بیاریم‌ ، با صدای‌ هق‌ هق‌ِ ساز

بی‌بی‌ِ بارونی‌ِ من‌ !
هق‌ هق‌ِ پنهونی‌ِ من‌ !

مشق‌ِ آفتابی‌

آی‌ ! آقای‌ عاشق‌ِ جنگ‌ ! گُل‌ نمی‌ترسه‌ از تفنگ‌ !
بدون‌ که‌ شیشه‌ی‌ صدا ، نمی‌شکنه‌ به‌ حرف‌ِ سنگ‌
گنبدِ سرزمین‌ من‌ ، چراغ‌ِ جادو نمی‌خواد
دشت‌ِ همیشه‌ سبزِ ما هراس‌ِ آهو نمی‌خواد
شیرِ بزرگ‌ِ آسیا جا نمی‌گیره‌ تو قفس‌
اون‌ به‌ قفس‌ تن‌ نمی‌ده‌ تا اوج‌ِ آخرین‌ نفس‌
خط‌ زدن‌ِ ستاره‌ها کارِ تو بود دیوِ سیاه‌
تو خط‌ِ ظلمت‌ کشیدی‌ رو چهره‌ی‌ قشنگ‌ِ ماه‌

غصه‌ی‌ مرگ‌ِ کفتَرا تو دَفتَرا گم‌ نمی‌شه‌
حادثه‌ی‌ سرخ‌ِ سکوت‌ ، تو قلبمه‌ تا همیشه‌
شهرِ قشنگ‌ِ آرزو سِحرِ طلسم‌ِ تو نشد
قلب‌ِ نجیب‌ِ نسل‌ِ من‌ عاشق‌ِ اسم‌ِ تو نشد
نسل‌ِ ستاره‌پوش‌ِ من‌ این‌ شب‌ُ رسوا می‌کنه‌
دستای‌ ما دریچه‌ی‌ ترانه‌ رُ وا می‌کنه‌
دوباره‌ آشتی‌ می‌کنن‌ تموم‌ِ دستای‌ جدا
شیشه‌ی‌ بی‌ دووم‌ِ شب‌ می‌شکنه‌ از سنگ‌ِ صدا

اگه‌ راس‌ میگی‌ صدا رُ خط‌ بزن‌
طپش‌ِ حنجره‌ها رُ خط‌ بزن‌
راحته‌ خط‌ زدن‌ِ مشقای‌ شب‌
مشق‌ِ آفتابی‌ِ ما رُ خط‌ بزن‌

یه‌ روزی‌ مشت‌ِ تو پیش‌ِ چشم‌ِ دنیا وامی‌شه‌
دستم‌ از نوشتن‌ِ مشقای‌ شب‌ رها می‌شه‌
مشق‌ آفتابی‌ِ ما تخته‌ سیاه‌ُ می‌شکنه‌
آسمون‌ پُر از صدای‌ بال‌ِ کفترا می‌شه‌

فرصت‌

اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، با تو رَد می‌شدم‌ از درد
چشمای‌ خیس‌ِ ترانه‌ ، گریه‌ رُ دوره‌ نمی‌کرد
اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، می‌رسیدم‌ به‌ رسیدن‌
با تو عشق‌ دیگه‌یی‌ داشت‌ ، طعم‌ِ آوازُ چشیدن‌
اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، سیب‌ِ قصه‌ مال‌ِ ما بود
مونده‌ بودم‌ اگه‌ قلبت‌ با ترانه‌ پا به‌ پا بود

هنوزم‌ عاشقتم‌ نشون‌ به‌ اون‌ نشون‌ که‌ شب‌
از نگاه‌ِ من‌ مث‌ِ یه‌ روزِ تازه‌ روشنه‌
هنوزم‌ عاشقتم‌ نشون‌ به‌ اون‌ نشون‌ که‌ عشق‌
مثل‌ خورشید رو نوک‌ِ قله‌ی‌ آوازِ منه‌

اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، نحسی‌ِ سیزده‌ به‌ دَر بود
با تو شمع‌ِ بودن‌ِ من‌ ، یه‌ سَر از ستاره‌ سَر بود
اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، این‌ حصارُ می‌شکستم‌
بین‌ِ موندن‌ُ نموندن‌ ، با ترانه‌ پُل‌ می‌بستم‌
اگه‌ فرصت‌ داده‌ بودی‌ ، می‌نوشتم‌ خنده‌ها رُ
پُر می‌کردم‌ با ترانه‌ ، جای‌ خالی‌ِ صدا رُ

هنوزم‌ عاشقتم‌ نشون‌ به‌ اون‌ نشون‌ که‌ شب‌
از نگاه‌ِ من‌ مث‌ِ یه‌ روزِ تازه‌ روشنه‌
هنوزم‌ عاشقتم‌ نشون‌ به‌ اون‌ نشون‌ که‌ عشق‌
مثل‌ خورشید رو نوک‌ِ قله‌ی‌ آوازِ منه‌

قصه‌ی‌ سگ‌ با گربه‌

گربه‌ خانوم‌ ! سلام‌ علیک‌ ! قصه‌ نویس‌ِ تو منم‌
منم‌ که‌ با ترانه‌هام‌ این‌ سگا رُ پَس‌ می‌زنم‌
گربه‌ خانوم‌ ! سلام‌ علیک‌ ! پشت‌ُ پناه‌ من‌ تویی‌
تو سفرِ همیشه‌گی‌ مقصدِ راه‌ِ من‌ تویی‌
گربه‌ خانوم‌ ! گریه‌ نکن‌ ! من‌ تا سحر کنارتم‌
عُمریه‌ تو خزون‌ِ سرد منتظرِ بهارتم‌

آی‌ سگ‌ِ هارِ گربه‌ کش‌ ! تو کوچه‌ها زوزه‌ نکش‌ !
دنبال‌ِ بوی‌ گربه‌مون‌ روی‌ زمین‌ پوزه‌ نکش‌ !
گربه‌ خانوم‌ ! خسته‌ نشو ! بپر رو دیوارِ بلند
از روی‌ دیوارِ بلند به‌ زوزه‌های‌ سگ‌ بخند

گربه‌ خانم‌ ! گریه‌ نکن‌ ! شب‌ به‌ ستاره‌ راضیه‌
تو این‌ سکوت‌ِ کاغذی‌ وقت‌ِ ترانه‌بازیه‌
گربه‌ خانوم‌ ! گریه‌ نکن‌ ! چراغ‌ کوچه‌ روشنه‌
پنجره‌ی‌ شهرِ سکوت‌ عاشق‌ِ آوازِ منه‌
گریه‌ نکن‌ ! گریه‌ نکن‌ ! ترانه‌هام‌ فدای‌ تو !
گربه‌ خانوم‌ ! خون‌ِ رگام‌ فدای‌ گریه‌های‌ تو !

آی‌ سگ‌ِ هارِ گربه‌ کش‌ ! تو کوچه‌ها زوزه‌ نکش‌ !
دنبال‌ِ بوی‌ گربه‌مون‌ روی‌ زمین‌ پوزه‌ نکش‌ !
گربه‌ خانوم‌ ! خسته‌ نشو ! بپر رو دیوارِ بلند
از روی‌ دیوارِ بلند به‌ زوزه‌های‌ سگ‌ بخند

رقص‌

برقص‌ ای‌ من‌ِ غریب‌ ! در این‌ ضیافت‌ِ فریب‌
گُل‌ِ ترانه‌ را ببین‌ ، شکفته‌ بر تن‌ِ صلیب‌
برقص‌ ای‌ تمام‌ِ من‌ ! به‌ دارِ انتحارِ تن‌
از انقراض‌ِ این‌ صدا به‌ آینه‌ پُلی‌ بزن‌
برقص‌ بر سریرِ خون‌ ، بر این‌ جراحت‌ِ جنون‌
حقیقت‌ِ ستاره‌ را بگو به‌ سایه‌ی‌ ذبون‌

شب‌ دراز است‌ُ قلندرها به‌ خواب‌
خسته‌ام‌ از این‌ سؤال‌ بی‌جواب‌
پَس‌ چرا دستی‌ نمی‌آید برون‌
تا زِ روی‌ ماه‌ برگیرد نقاب‌

برقص‌ در شب‌ِ غزل‌ ، در این‌ سیاهی‌ دَغَل‌
تو ای‌ همیشه‌ شعله‌بار ، تو ای‌ چراغ‌ بی‌بَدَل‌
برقص‌ با طنین‌ِ تن‌ در ارتفاع‌ ما شدن‌
عصاره‌ی‌ ترانه‌یی‌ تو در هجوم‌ِ من‌ به‌ من‌
برقص‌ وارث‌ِ هوس‌ ، در ازدحام‌ِ این‌ قفس‌
سماع‌ِ آخرِ مرا برقص‌ تا ته‌ِ نفس‌

شب‌ دراز است‌ُ قلندرها به‌ خواب‌
خسته‌ام‌ از این‌ سوال‌ِ بی‌جواب‌
پَس‌ چرا دستی‌ نمی‌آید برون‌
تا زِ روی‌ ماه‌ برگیرد نقاب

شبانه‌

گلوی‌ مرغ‌ِ حق‌ بسته‌ ، شب‌ از تکرارِ شب‌ خسته‌
به‌ روی‌ چهره‌ی‌ مهتاب‌ ، غباری‌ تیره‌ بنشسته‌
طلوع‌ کن‌ نغمه‌ی‌ تنبور ! از عمق‌ِ این‌ سکوت‌ِ کور
طلوع‌ کن‌ دخترِ خورشید ! طلوع‌ کن‌ ! ای‌ سراپا نور
از این‌ یلدای‌ بی‌فردا ، طلوع‌ کن‌ تا غروب‌ِ ما
طلوع‌ کن‌ ناجی‌ِ فانوس‌ ، طلوع‌ کن‌ فاتح‌ِ دریا

طلوع‌ کن‌ تا در آیینه‌ طلوعی‌ تازه‌ باشم‌ من‌
طلوع‌ کن‌ تا در این‌ پایان‌ شروعی‌ تازه‌ باشم‌ من‌

سکوت‌ از کوچه‌ها جاری‌ ، شب‌ِ تاریک‌ُ تکراری‌
نه‌ آوازی‌ نه‌ همرازی‌ ، نه‌ عیاری‌ ، نه‌ بیداری‌
نه‌ همدردی‌ ، نه‌ شبگردی‌ ، نه‌ یاری‌ ، نه‌ هم‌ آوردی‌
نه‌ نوری‌ در شبستانی‌ ، نه‌ فریادِ اَبَرمردی‌
طلوع‌ کن‌ ! دیده‌ی‌ بیدار ، رهامان‌ کن‌ از این‌ تکرار
طلوع‌ کن‌ ! این‌ سیاهی‌ را به‌ گورِ لحظه‌ها بسپار

طلوع‌ کن‌ تا در آیینه‌ طلوعی‌ تازه‌ باشم‌ من‌
طلوع‌ کن‌ تا در این‌ پایان‌ شروعی‌ تازه‌ باشم‌ من‌

اسپانیا! اسپانیا!

قصه‌مون‌ قصه‌ی‌ دریاس‌ ، قصه‌ی‌ سیم‌ُ سرانگشت‌
قصه‌ی‌ گریه‌ی‌ گیتار ، قصه‌ی‌ تبلورِ مُشت‌
قصه‌ی‌ عقاب‌ُ کرکس‌ ، قصه‌ی‌ نهنگ‌ُ ماهی‌
قصه‌ی‌ شاعرِ مهتاب‌ ، توی‌ سلول‌ِ سیاهی‌
فدریکو ! جُرم‌ِ تو تنها شعرِ گزمه‌ی‌ سویل‌ِ
واسه‌ شب‌ همین‌ ترانه‌ یه‌ جنایت‌ِ طویل‌ِ
کسی‌ اینجا دوس‌ نداره‌ که‌ به‌ آینه‌ چِش‌ بدوزه‌
اینجا شعله‌ شرارت‌ ، یکه‌تازه‌ ، واژه‌ سوزه‌
برای‌ یه‌ شعر تازه‌ دیگه‌ فرصتی‌ نمونده‌
خیلی‌ وقته‌ که‌ سیاهی‌ حکم‌ِ اعدامت‌ُ خونده‌
وقتی‌ یه‌ شهاب‌ِ قرمز توی‌ آسمون‌ درخشید
توی‌ قفل‌ِ درِ سلول‌ کلیدِ حادثه‌ چرخید
آخرین‌ فصل‌ِ غزل‌ بود ، فصل‌ِ گُر گرفتن‌ از نور
لحظه‌ی‌ مُردن‌ِ دریا ، پرزدن‌ تا قله‌ی‌ دور
فدریکو ! تو شب‌ِ جنگل‌ بگو چَن‌ قدم‌ دویدی‌ ؟
چرا لبخند زدی‌ وقتی‌ چهره‌ی‌ ماه‌ُ ندیدی‌ ؟
تو می‌دونستی‌ که‌ اون‌ شب‌ ماه‌ تو آسمون‌ نمی‌شه‌
بی‌ تو ماه‌ از اون‌ حوالی‌ رَد نمی‌شه‌ تا همیشه‌
رو به‌ تاریکی‌ دویدی‌ لوله‌ی‌ تفنگا غرید
قوس‌ِ فواره‌ی‌ خونت‌ رو تن‌ِ درختا پاشید

اسپانیا ! اسپانیا ! نفس‌ رُ بی‌صدا بکش‌ !
روی‌ تموم‌ِ کوچه‌هات‌ یه‌ اطلس‌ِ سیا بکش‌ !

تداوم‌ِ سرودن‌

وقتی‌ اسم‌ِ یه‌ نفر یادآورِ یه‌ سرزمینه‌
همیشه‌ سایه‌ به‌ سایه‌ش‌ صد تا دشنه‌ در کمینه‌
وقتی‌ شاعر تو کتابش‌ از ستاره‌ها بخونه‌
شب‌ِ بَد دل‌ از حسودی‌ غزلاش‌ُ می‌سوزونه‌
اونا که‌ خط‌ِ ترانه‌ واسه‌شون‌ خط‌ُ نشونه‌
سینه‌ی‌ ترانه‌سازا غلاف‌ِ خنجرشونه‌
اندلس‌ با چشم‌ِ بسته‌ گم‌ شده‌ تو دره‌ی‌ خواب‌
فدریکو گارسیا مُرده‌ تو شب‌ِ بدون‌ِ مهتاب‌
فدریکو گارسیا لورکا ! شعله‌ی‌ همیشه‌ بیدار !
پیچک‌ِ حادثه‌ پیچید به‌ تن‌ِ سیمای‌ گیتار

فدریکو ! فدریکو گارسیا لورکا !
فدریکو ! فدریکو گارسیا لورکا !

بگو از کی‌ یادگرفتی‌ این‌ قرائت‌ نجیب‌ُ ؟
از کجای‌ شاخه‌ چیدی‌ میوه‌ی‌ ممنوع‌ِ سیب‌ُ ؟
بگو کی‌ از شب‌ِ جاده‌ چشمک‌ِ چراغ‌ُ دزدید ؟
معنی‌ِ خسوف‌ِ ماه‌ُ چرا هیچ‌کسی‌ نفهمید ؟
چی‌ تو گوش‌ِ ابرا گفتی‌ که‌ شب‌ از ستاره‌ پُر شد ؟
از کدام‌ مرثیه‌ خوندی‌ که‌ چشام‌ دوباره‌ پیر شد ؟
پیشکش‌ِ کدوم‌ نفس‌ بود این‌ تداوم‌ِ سرودن‌ ؟
مُردن‌ اما تا همیشه‌ تو ترانه‌ زنده‌ بودن‌
فدریکو گارسیا لورکا ! اسم‌ِ تو یه‌ چلچراغه‌
هر یه‌ برگ‌ِ سبزِ زیتون‌ با تو قدِ صدتا باغه‌

فدریکو ! فدریکو گارسیا لورکا !
فدریکو ! فدریکو ! گارسیا لورکا !

آواز

یه‌ گورِ تازه‌ پُر شده‌ پای‌ درخت‌ِ زیتونه‌
یکی‌ داره‌ از زیرِ خاک‌ دوباره‌ آواز می‌خونه‌:
ماه‌ِ بلندِ آسمون‌ ! به‌ من‌ بگو خونه‌ت‌ کجاست‌ ؟
قصرِ قشنگ‌ِ مَرمَرت‌ کدوم‌ورِ ستاره‌ هاست‌ ؟
ماه‌ِ بلندِ آسمون‌ ! کجا می‌ری‌ وقت‌ِ سحر ؟
دستای‌ سردم‌ُ بگیر ! من‌ُ به‌ آسمون‌ ببر !
ماه‌ بلندِ آسمون‌ ! فردا کی‌ گازت‌ می‌زنه‌ ؟
که‌ از هلال‌ِ نازکت‌ قلب‌ِ پلنگا می‌شکنه‌ ؟

شبا از دوری‌ تو پلنگا نعره‌ می‌زنن‌
با صدای‌ نعره‌شون‌ شیشه‌ی‌ شب‌ رُ می‌شکنن‌
اما این‌ کار توئه‌ پلنگا تقصیر ندارن‌
دلشون‌ پیش‌ِ تو بَندِ عاشقن‌ مثل‌ِ منن‌

فدریکو ! چشمات‌ُ نبند ! جنگل‌ُ منتظر نذار
ماه‌ِ قشنگ‌ِ قصه‌ رُ از دل‌ِ چاه‌ بیرون‌ بیار
کوچه‌های‌ اسپانیا صدای‌ پام‌ُ کم‌ دارن‌
بچه‌ها بی‌شعرای‌ من‌ تو کوچه‌ پا نمی‌ذارن‌
یخ‌ زده‌ روی‌ پنج‌ِ عصر عقربه‌ی‌ ساعت‌ِ من‌
ای‌ من‌ِ من‌ معجزه‌ کن‌ ! جامه‌ی‌ ابریت‌ُ بِکن‌
ماه‌ بلندِ آسمون‌ ! جون‌ بگیر از صدای‌ من‌ !
خنجرک‌ِ هلالت‌ُ به‌ قلب‌ِ تاریکی‌ بزن‌ !

شبا از دوری‌ تو پُل‌ به‌ ترانه‌ می‌زنم‌
مُردم‌ اما هنوزم‌ زنده‌ترین‌ صدا منم‌
وقتی‌ باد از وسط‌ برگای‌ زیتون‌ بِوَزه‌
من‌ با زنگ‌ِ زنجره‌ سکوت‌ِ شب‌ رُ می‌شکنم‌

بیا این‌ شعرُ تموم‌ کن‌

بی‌ بهانه‌ گریه‌ کردن‌ پا به‌ پای‌ سیم‌ِ گیتار
گم‌ شدن‌ تو دشت‌ِ رؤیا ، چشم‌ِ بازُ دل‌ بیدار
پُشت‌ِ پا زدن‌ به‌ تقویم‌ ، نو شدن‌ تو نورِ مهتاب‌
ساختن‌ هزار تا خورشید از یه‌ دونه‌ کرم‌ شبتاب‌
فتح‌ِ قله‌های‌ آواز ، با یه‌ سطرِ یه‌ ترانه‌
خندیدن‌ به‌ وسعت‌ِ عشق‌ ، یه‌ عروج‌ِ عاشقانه‌
رَد شدن‌ از تن‌ِ دیوار ، مثل‌ نور از تن‌ِ شیشه‌
تویی‌ اون‌ خط‌ِ طلایی‌ ، از گذشته‌ تا همیشه‌

گارسیا لورکا ! کجایی‌ ؟ بیا این‌ شعرُ تموم‌ کن‌
بیا دروازه‌ی‌ خواب‌ُ با یه‌ واژه‌ مُهرُ موم‌ کن‌
با تو شب‌ یه‌ روزِ تازه‌س‌ ! مشتعل‌ترین‌ ستاره‌ !
بعدِ تو الهه‌ی‌ عشق‌ شعرِ تازه‌ کم‌ نداره‌

مترادف‌ِ طلوعی‌ برای‌ خورشیدِ پنهون‌
مثل‌ یه‌ سماع‌ِ سُرخی‌ تو شب‌ِ عروسی‌ِ خون‌
واسه‌ آوازِ رهایی‌ تو مث‌ِ نفس‌ می‌مونی‌
شعرای‌ سبزت‌ُ حتا با لب‌ِ بسته‌ می‌خونی‌
آخرین‌ تیرِ تفنگی‌ برای‌ سربازِ خسته‌
که‌ هزار تا توپ‌ِ سنگی‌ همه‌ی‌ راهاش‌ُ بسته‌
واسه‌ بچه‌های‌ بیدار قهرمان‌ِ قصه‌هایی‌
افتخارِ یه‌ دیاری‌ ، پرچم‌ِ اسپانیایی‌

گارسیا لورکا ! کجایی‌ ؟ بیا این‌ شعرُ تموم‌ کن‌
بیا دروازه‌ی‌ خواب‌ُ با یه‌ واژه‌ مُهرُ موم‌ کن‌
با تو شب‌ یه‌ روزِ تازه‌س‌ ! مشتعل‌ترین‌ ستاره‌ !
بعدِ تو الهه‌ی‌ عشق‌ ، شعرِ تازه‌ کم‌ نداره

کی‌ خروس‌ می‌خونه‌؟

ستاره‌ ! پلکات‌ُ واکن‌ ! دارم‌ از نفس‌ میفتم‌ !
عُمری‌ِ تو این‌ سیاهی‌ از سپیده‌ قصه‌ گفتم‌
ستاره‌ ! پلکات‌ُ واکن‌ ! گم‌ شدم‌ تو این‌ سیاهی‌
ببین‌ اسمت‌ُ نوشتم‌ ، روی‌ این‌ کاغذِ کاهی‌
ستاره‌ ! نذار ترانه‌ سرپناه‌ِ گریه‌ باشه‌
کاری‌ کن‌ که‌ این‌ سیاهی‌ از شب‌ِ قصه‌ جداشه‌

بی‌ تو سقفم‌ بی‌ستونش‌ ، یه‌ عقاب‌ بی‌آسمونش‌
مثل‌ جاده‌ بی‌مسافر ، مثل‌ آرش‌ بی‌کمونش‌

ستاره‌ ! پلکات‌ُ واکن‌ ! این‌ ترانه‌ چِش‌ براته‌
به‌ خدا هزار تا خورشید توی‌ سوسوی‌ چشاته‌
ستاره‌ ! عمری‌ِ چشمام‌ واسه‌ تو به‌ آسمونه‌
ای‌ همیشگی‌ترین‌ نور ! بگو کی‌ خروس‌ می‌خونه‌ ؟
ستاره‌ ! نفس‌ ندارم‌ باقی‌ ترانه‌ با تو !
دردِ تازیانه‌ با من‌ ، بغض‌ِ عاشقانه‌ با تو !

بی‌ تو سقفم‌ بی‌ستونش‌ ، یه‌ عقاب‌ بی‌آسمونش‌
مثل‌ جاده‌ بی‌مسافر ، مثل‌ آرش‌ بی‌کمونش‌

بی‌خیالی‌

ای‌ جماعت‌ ! بسلامت‌ ! من‌ دیگه‌ حرفی‌ ندارم‌ !
شماهارُ تک‌ُ تنها توی‌ قصه‌ جا می‌ذارم‌
من‌ با من‌ می‌رم‌ از اینجا من‌ُ من‌ خیلی‌ زیادیم‌
حیف‌ِ این‌ همه‌ ترانه‌ که‌ به‌ بادِ گریه‌ دادیم‌

من‌ می‌رم‌ اون‌ورِ قصه‌ سقفی‌ از غزل‌ بسازم‌
سوار رخش‌ِ ترانه‌ تا تَه‌ِ جاده‌ بتازم‌
شاید اونجا یکی‌ باشه‌ که‌ بفهمه‌ این‌ صدا رُ
تو گوشش‌ پنبه‌ نباشه‌ ، بشنوه‌ ترانه‌ها رُ

ای‌ جماعت‌ ! بسلامت‌ ! من‌ دیگه‌ برنمی‌گردم‌
یادتون‌ باشه‌ که‌ هرگز سکوت‌ُ دوره‌ نکردم‌
ای‌ جماعت‌ ! بسلامت‌ ! خوش‌ باشین‌ تو بی‌خیالی‌
یه‌ روز از همین‌ ترانه‌ می‌شکفن‌ گُلای‌ قالی‌

تنها من‌ تو این‌ کویر آبادم‌
تنها من‌ حنجره‌ی‌ فریادم‌
شما تو بندِ نفس‌ محبوسین‌
من‌ تو زندان‌ِ تنم‌ آزادم‌...

غریق‌ِ عاشق‌ِ دریا

خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سلام‌ِ خوب‌ِ دیروزم‌
بدون‌ من‌ تا ته‌ِ دنیا به‌ آتیش‌ِ تو می‌سوزم‌
خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! همیشه‌ همدم‌ُ همراه‌
دلیل‌ِ بغض‌ِ بی‌وقفه‌ ، دلیل‌ِ هق‌ هق‌ِ گهگاه‌
خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! عزیزِ خسته‌ از تکرار
نگو تقدیرِ ما این‌ بود ، محاله‌ بعد از این‌ دیدار

خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سیه‌ پوش‌ِ سراپا نور
شروع‌ِ ناب‌ِ هر شعری‌ ، تو ای‌ نزدیک‌ِ دورادور
خداحافظ‌ غزلسازِ طناب‌ُ شاخه‌ وُ رؤیا
صدای‌ ناب‌ِ روییدن‌ ، غریق‌ِ عاشق‌ِ دریا
خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! گل‌ِ اردی‌بهشت‌ِ من‌
پُر از نام‌ِ زلال‌ِ توست‌ ، کتاب‌ِ سرنوشت‌ِ من‌

ای‌ گُل‌ِ باران‌نویس‌ِ این‌ کویرِ بی‌بهار
ای‌ چراغ‌ روشن‌ِ شب‌ْ گریه‌های‌ انتظار
آخرین‌ برگ‌ِ تمام‌ِ قصه‌های‌ ناتمام‌
ای‌ غزال‌ِ پُر غرورِ دشت‌ِ سبزِ بی‌حصار

خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! دلیل‌ِ تازه‌ بودن‌ها
خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! تمنای‌ سرودن‌ها
خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سفر خوش‌ ! راه‌ِ رؤیا باز
پَس‌ از تو قحطی‌ِ لبخند ، پَس‌ از تو حسرت‌ِ پرواز ...

دل تنگم
26-03-2008, 14:09
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
عمران صلاحی
(یک یادداشت)

از من خواسته اند مطلب یا خاطره یی درباره دوستم یغما گلرویی بنویسم اما هر چه به ذهنم فشار می آورم چیزی به خاطر نمی آورم... دلیلِ فراموشی من این است که هر وقت من و یغما با هم بوده ییم بعد از چند دقیقه یا چند ساعت (بسته به نوعِ آشامیدنی) هر دو دچارِ آلزایمری موقت شده ییم. بعید نیست اگر امروز از او هم درباره ی من بپرسند چیزی را به خاطر نیاورد!
حالا که کمی بیشتر فکر می کنم یادم میاید که او شاعر و ترانه سرای خوبی ست. ترانه هایش را با صدای چند خواننده شنیده ام و لذت برده ام. یکی آن ترانه یی که می گفت ((نهنگا خودکشی کردن)) و یکی ترانه یی درباره ((کافه نادری))... البته گمان می کنم گاهی در انتخابِ خواننده دچارِ اشتباه می شود.
یکی پرسید :
چرا بعضی از خواننده ها موقع آواز خواندن چشم های خود را می بندند و دستشان را روی گوششان می گذارند؟
گفتم:
برای آن که صدای خودشان را نشنوند و چشمشان به شنونده ها نیفتد!
یک روز هم در محفلی بودیم و خواننده یی داشت با صدایی گرم و گیرا چهچهه می زد . یکی از شنونده گان که به هیجان آمده بود به جای این که بگوید ((نازِ نفست!)) گفت: ((دهنتو!)) بگذریم...
یغما در کتابِ ((این جا ایران است)) خود دفتری دارد که به شعرهای (به قول خودش) خیابانی اختصاص داده شده، به نظر من این دفتر از بهترین کارهای اوست. چند وقت پیش ترجمه یی از چند شعرِ ((اورهان ولی)) را برای من آورد که از خواندنشان لذت بردم. او عکاسی هم می کند. قرار است همین روزها بیاید و از من هم عکس بگیرد.
تمامِ چیزی که به خاطر آوردم این هاست... از به یادآوردنِ همین ها هم تعجب کردم چون نوشیدنی هایی که ما در کنار هم نوشیده ییم می توانستند تایتانیک را در خود غرق کنند!
در یکی از سریال های تلویزیونی اولی از دومی پرسید:
نوشیدنی میل داری؟
دومی جواب داد :
نه، مدتی ست که گذاشتم کنار!
بچه ی ما مدام می پرسد:
بابا! مگر می شود آدم بدونِ نوشیدنی زندگی کند؟ معلم ما می گفت آدم بیشتر از دو هفته نمی تواند دوام بیاورد!

شهریور 1385

دل تنگم
26-03-2008, 14:11
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اوریانافالاچی
(یک نامه)

دوست‌ عزیز!

ترجمه‌ی‌ کتاب‌ِ «یک‌ مَرد» در ایران‌ مَرا خوش‌حال‌ و شگفت‌زده‌ کرد. خیلی‌ها هنوز آن‌ کتاب‌ را بهترین‌ کارم‌ می‌دانند، هر چند خودم‌ معتقدم‌ بهترین‌اثرم‌ آن ‌است‌ که‌ فردا خواهم‌ نوشت‌. از چاپ‌ِ کتاب‌ِ «نامه‌ به‌ کودکی‌ که‌ هرگز زاده‌ نَشُد» به ‌زبان‌ِ فارسی‌ هَم‌ احساس‌ِ خوش‌ْبختی‌ خواهم‌ کرد. این‌دو کتاب‌ را دوست‌ می‌دارم‌. من‌چندبار به‌سرزمین‌ِ قالی‌های‌ پرنده‌ سفر و با شخصیت‌های‌سیاسی‌ مصاحبه‌ کرده‌ام‌. نمی‌دانم‌ که‌ مصاحبه‌ها درآن‌جا چاپ‌ شُده‌اند یا نه‌.
به‌ هَر حال‌از ترجمه‌ شُدن‌ِهرکدام‌ از کتاب‌هایم‌ که‌ امکان‌ِ چاپشان‌ در ایران‌ باشدخوش‌ْحال‌ می‌شوم‌.
همان‌طور که‌ خودتان‌ نوشته‌ بودید کشورِ شُما عضوِقانون‌ِ جهانی‌ِ حق‌ِ مؤلف‌ نیست‌، ولی‌ این‌ موضوع‌ اهمیتی ندارد.
همان‌ شاخه‌ گُلی‌ که‌ از ایران‌برایم فرستاده‌ بودید را به‌ حساب‌ِ حق‌ِ تالیف‌ِ خود از این‌کتاب‌ها می‌گذارم‌.
لطفاً چند نسخه‌ی‌ دیگر از ترجمه‌ی‌کتاب‌ها را برایم‌ بفرستید.

بـا تشکر
اوریانا فالاچی‌



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
26-03-2008, 14:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سیاوش قمیشی
(یک یادداشت)

یغما گلرویی به اعتقاد من یکی از بهترین ترانه سراهای امروزه. مهمترین چیزی که یغما رو از دیگر ترانه سراها متمایز می کنه نگاهِ جهانی و دید وسیعِ اونه. یغما می تونه با ساده ترین کلمات بزرگترین مفاهیم رو انتقال بده و این کار ساده یی نیست. امروز دیگه دورانِ آوردنِ کلماتِ فخیم در ترانه گذشته و کسی می تونه با مخاطب ارتباط برقرار کنه که با زبانِ ساده منظورش رو بیان کنه و یغما این توانایی رو داره. من اگه تعداد کافی شعر از یغما گلرویی داشته باشم، همه آلبوم رو با استفاده از شعرهای اون می خونم. چون کارهای یغما رو دوست دارم. اگر هم می بینین که ترانه سراهای دیگه ای به جز یغما در آلبومم هستن، به این دلیل بوده که کارهایی که اون موقع من از یغما پسندیدم به اندازه کافی نبوده.

دل تنگم
26-03-2008, 14:19
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اسفندیار منفردزاده
(یک نامه)



دیشب با شما، یغماگلرویی عزیز
در همراهیتان بر بسترِ کارِ زیبای کیمیایی ـ حکم ـ بودم.
کلامِ آخرینِ اثر کیمیایی و همخوانی اندیشه شما در کلامتان با آن ، به زیبایی افزود.
ـ لذت بردم ـ با شما همدل شدم.
آرزو می کنم در انتخابِ بسترِ گفتن اشتباه نکنید تا ماندگاریِ کارتان بیشتر و نزدیکتر باشد.
پوینده و پاینده باشید .

ـ بدرود ـ اسفندیارِ منفردزاده
21 / مهر / 1384
پاریس با کیمیایی/ برونِ ایفل



[[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
26-03-2008, 14:22
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سعید کریمی
(یادداشت)

" من به تردید ِ تو ایمان دارم "

نخستین بار نام ِ او را بهار ِ هشتاد شنیدم با ترانه ی " لاجرعه ی عطش شکن " برای من که اخبار ترانه را همیشه دنبال کرده ام و آن سالها بیشتر دنبال می کردم ، این ترانه و این نام اتفاقی خاص و ویژه بود ، فرم ِاین ترانه برای آنروزهای من ( که به ترکیب سازی و تکنیک های زبانی درترانه و نوجویی در این عرصه دلمشغول بودم ) بسیار جالب بود . همانروزها خبر رسید که سیاوش قمیشی در مصاحبه با بی بی سی از همکاری با ترانه سرایی جوان در این سوی مرزها خبر داده ، تازه دانستم که " یغما " نیز هم نسل ِ ماست ، نسلی که ترانه را برایش اکیداً قدغن کرده بودند و . . .
یغما گلرویی ترانه سرایی حرفه ای است به معنای اخص ِ کلمه ، توضیح اینکه بسیارند کسانی که با ترانه روزگار می گذارنند ، بی وقفه ترانه می سازند ، ترانه می نوشند و می خورند ! با ترانه حرف می زنند ، از ترانه خسته نمی شوند و . . .
اما بسیار نیستند کسانی که چونان او " ترانه " را موجودی زنده و پویا و نه طفیلی و باری به هر جهت بپندارند . یغما بسیار می بیند و بسیار می شنود و بسیار می خواند و از بسیار نوشتن هم هراسی ندارد ، پشت ِ اسم مستعار و کارهای بی نام و نشان پنهان نمی شود ، خود را به آهنگساز و خواننده ای خاص محدود نمی کند ، ژست های روشنفکرمآبانه نمی گیرد و برای سریال و فیلم ترانه می نویسد ، از چاپ و انتشار ِ آثارش بیمناک نیست ، آثاری که بیشتر از نوجویی و دیگر گونه نویسی ِ ترانه سرا حکایت دارد . البته هزینه ی آن را هم می پردازد ، ترانه هایی که بعضا " مشق " به نظر می رسند نیز چاپ و اجرا می شوند ، ترانه هایی که برای رهیافت به فضایی تازه برای ترانه نوشته شده اند ، نه به عنوان ِ نمونه ای آرمانی از گونه ای تازه از ترانه ، هر چند این سوژه ها بعضا فانتزی باشند ، مهم حرکت است ! برای خوشایند ِ دیگران به خود سانسوری نمی پردازد و آنگونه که می خواهد می نویسد ولو مدتی بعد آن را کنار بگذارد ، کمتر سوژه ایست که در روزگار ِ ما ( شهروند ِ ایرانی ) یافت شود و یغما آنرا به زبان ِترانه برنگردانده باشد .
طرفه آنکه او در ترانه نویسی به سبک و سیاق ِ " ترانه سرایی نوین " تجربیات ِ قابل ِ تامل و در خوری دارد و به استانداردهای شناخته شده ی این نوع ترانه رسیده و همانند ِ بسیاری از هم نسلان ِ خود نو آوری هایی هم در آن داشته است ، ولی هیچگاه به همین اکتفا نمی کند ، ترانه هایی می نویسد با زیبایی شناسی ِ کاملا متفاوت و بعضا متضاد با دیگر ترانه هایش ! و این یعنی " او هیچ پیش فرض ذهنی برای توانایی ِ ترانه قائل نیست " چرا که ترانه ی واقعی خود زنده است و زندگی می کند و ملعبه ی دست ِ ناترانه سرایان نمی شود .
نوع ِ پرداختن ِ یغما گلرویی به سوژه نیز در نوع ِ خود جالب است و این کار به امضای ترانه های او بدل شده ، چند سالی ست دیگران نیز از این رویه استفبال کرده اند ، او به نوعی " انشاء نویسی " در ترانه دست زده است ، موضوع ترانه " درباره ی . . . . بنویسید "
و به همین سادگی او قلم دست می گیرد و می نویسد ، از جدی ترین موضوعات ِ فلسفی گرفته تا زندگی شهروندی ، ترافیک ، عشقهای تین ایجری ، سیاست ،موضوعات فانتزی و . . . و همه ی اینها را از ----- ِ ذهنی ِ خود می گذراند و به ترانه می رساند .آنچه یغما را از دیگران به نوعی متمایز کرده ، تجربیات و جدیت ِ او در این زمینه است . طبیعتا نمونه های پراکنده از این رویه در تاریخ ِ نه چندان ِ مطول و مکتوب ِ ترانه ی این مرز و بوم یافت می شود ، اما هیچگاه چنین جدی و تاثیر گذار نبوده است .

سعیدکریمی/ تیر هشتاد و پنج



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
26-03-2008, 14:26
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مسعود کیمیایی

یغما گلرویی شاعر است... عکاس است... سر به فیلم سازی دارد.
دنیای یغما در ترانه هایش زخمناک است. بازگوییِ شخصیت های کهنه نیست. بازگویی ساختمان های از دست رفته نیست. دریغ اش فراموشیِ آن هاست که بخشی از خاطرات شهر و انسان است.
یغما شبیه هیچ ترانه گویی واگویه های اجتماعی ندارد. سال هاست خودش را با از دست رفته هایش که چهره ی انسانی بیان نشده ی راوی ست، شعر می نویسد.
اندوه گری نمی کند. ساز و کار زنده دارد. با سیاست، سیاست گویی نمی کند. غم آوری نمی کند. شادمانه و پر حس به تاریخ معاصرش نگاه می کند و انبان واژه هایش پر از همین شاعرانه گی هاست. شعرش در عکاسی عکس می شود و عکس هایش از همان انبان واژه هایش می آیند.
درود دارم به سلامت بودن جنونش که آرام است.

مسعود کیمیایی
86/9/11


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
26-03-2008, 14:40
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


شعر یک

شرمنده ام
گفته بودم
دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنمو تا هزاره ی شمردن چشم می گذارم
گفته بودم
غبار قدیمی تقویم را
از شیشه های شعر و خاطره پاک نمی کنم
گفته بودم
صدای سرد سکوت این سال ها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم
اما دوباره دل دل این دل درمانده
تو را میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هی
همیشه همسفر حدود تنهایی
بگذار که دفتردریا هم
گزینه یی از گریه های گاه به گاه من باشد

شعر دو

پیاده آمده ام
بی چارپا و چراغ
بی آب و آینه
بی نان و نوازشی حتی
تنها کوله یی کهنه و کتابی کال
و دلی که سوختن شمع نمی داند
کوله بارم
پر از گریه های فروغ است
پر از دشتهای بی آهو
پر از صدای سرایدار همسایه
که سرفه های سرخ سل
از گلوگاه هر ثانیه اش بالا می روند
پر ازنگاه کودکانی
که شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم
آنها را به خانه یخواب نمی رساند
می دانم
کوله ام سنگین و دلم غمگین است
اما تو دلواپس نباش ! بهار بانو
نیامدم که بمانم
تنها به اندازه ی نمباره یی کنارم باش
تمام جاده های جهان را
به جستجوی نگاه تو آمده ام
پیاده
باور نمیکنی ؟
پس این تو و این پینه های پای پیاده ی من
حالا بگو
در این تراکمتنهایی
مهمان بی چراغ نمی خواهی ؟

شعر سه

در دایره ی تاریک فنجان فال
عکس فانوس ستاره و عطر اطلسی افتاده است
شایدشروع نور
نشانه یی از بازگشت نگاه گرم تو باشد
باید به طراوت تقویم های کهنه سفر کنم
تقویم ناب ترین ترانه ی نمناک
تقویم سبزترین سلام اول صبح
تقویم دور دیدار بوسه و دست
شاید در ازدحام روزها
یا در انتهای همان کوچه ی شاد شمشادها
شاعری دلشکار را ببینم
که شیرین ترین نام جهان را زیرلب تکرار می کند
و تلخ می گرید

شعر چهار

شاعر که شدم
نردبانی بلند بر می دارم
پای پنجره ی پرسه های پسین پروانه میگذارم
و به سکوت سلام آن روزها سرک می کشم
شاعر که شدم
می آیم کنارکوچه ی کبوترها
تاریخ یادگاری دیوار را پررنگ می کنم
و می روم
شاعر که شدم
مشق شبانه ی تمام کودکان جهان را می نویسم
دیگر چه فرق می کند
که معلمان چوب به دست
به یکنواختی خطوط مشق های شبانه
شک ببرند یا نبرند ؟
شاعر که شدم
سیم های سه تارم را
به سبزه های سبز سبزده گره می زنم
و آرزو می کنم
آهنگ پاک صدای تو را بشنوم
شاید که شاعری
تنها راهرسیدن به دیار رؤیا
و کوچه های خیس کودکی باشد

شعر پنج

بچه که بودم
از جریمه های نانوشته که بگذریم
سلمانی و ساعت و سیب
سکه وسلام و سکوت
و سبزی صدای بهار
هفت سین سفره ی منبود
بچه که بودم
دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت
که آخر هیچ قصه یی به خانه نمی رسید
بچه که بودم
تنها ترس ساده ام این بود
که سه شنبه شب آخر سال
باران بیاید
بچه که بودم
آسمان آرزو آبی
و کوچه ی کوتاه مان
پر از عبور چتر و چلچراغ و چلچله بود

شعر شش

تابستان
انعکاس سرخ گیلاس و سبزی سایه بود
انعکاس هفت سنگ و تب بعد از ظهر
به کنار هر گلی که می رسیدم
می خواستم تمام پروانه های جهان را خبر کنم
بر شاخه ها می نشستم
و سرود سبز سوت و سکوت را
برای جوجه های کوچک گنجشک می خواندم
تا مادر بزرگ بیاید
و از بیم سقوط و سستی شاخه بگوید
تابستان کودکی ام تنها
با گیلاس سرخ باغ و مهر مادربزرگ
معنا می گرفت
وقتی که می خندید
خیل خطوط خاطره ی آینه را پر می کرد
دستانش به عطر حلوا و حنا و ریحان عادت کرده بود
و موهای سفیدش را همیشه
به رسم بهار های بی برگشت گذشته می بافت
همیشه عکس ها ی کوچک کوچ را نگه می داشت
عکس گیوه ، گندم ،گام
عکس باغ ، برنو ، بهار
و عکس رنگ و رو رفته ی پریروز پدر بزرگ را
قصه هایی برایمان می گفت
که آنها را
از مادربزرگ کودکی خود شنیده بود
حالا ، از انعکاس سرخ گیلاس ها خبری نیست
شاخه ها توان وزن مرا ندارند
و گنجشک های شوخ شاخه نشین
به زبانی غریب سخن می گویند
غریب

شعر هفت

مادربزرگ می گفت
در عمق صندوق بی قفل خود
نشان و نقشه ی دیار دوری را نهان کرده است
که در آنجا
بادی از بیشه ی بوسه ها نمی گذرد
می گفت وقتی درآن دیار
نام سار و صنوبر را فریاد می زنی
کوه ها صدای تفنگ و تیشه را برنمی گردانند
آنجا
سف سبز سپیدارها بلند
و حنجره ی خروسها
پر از صدای فانوس و صبح و ستاره است
حالا
گاهی هوس می کنم سراغ صندوق بروم
بازشکنم
و نشان آن وادی دور را بیابم
اما می ترسم ستاره جان
می ترسم حکایت آن جزیره ی رؤیا
تنهاخیال خامی در دایره ی بی مدار دریا باشد

شعر هشت

به کجا می بری مرا ؟
به کجا م یبری مرا ؟ با توام آی
خاتون خوب خواب وخاطره
زلال زرد روسری
چرا مدام در پس پرده ی گریه نهان می شوی ؟
استخاره میکنی ؟
به فال و فریب فراموشی دل خوش کرده ای
یا از آوار آواز و توارد ترانه می ترسی ؟
به فکر خواب وخستگی چشمهای من نباش
امشب هم
میهمان همین دفترو دیوان درد و دریایی
یادت هست نوشته بودم
در این حدود حکایت
همیشه کسی خواب دختری از قبیله ی بوسه را می بیند ؟
باور کن ،هنوز
دست به دامن گریه که می شوم
تصویر لرزانی از ستاره و صدف
در پس پرده ی دریا تکان می خورد
نمی دانم چرا
بارش این همه باران
غبار غریب غروب های بهار و بوسه را
از شیشه های این همه پنجره پاک نمی کند
تو چی ؟ طلا گیسو
تو که آن سوی کتاب کوچه ها نشسته یی
خبر از راز زیارت هر روز من
با ساکنان این حوالیآشنای گلایه و گریه داری ؟
آه ! می دانم
سکوت آینه ها
همیشه
جواب تمام سوال های بی جواب بغض و باران است

شعر نه

وقتی کبوتر واژه یی
تور بی طناب ترانه می افتند
بر می دارمش
می بوسمش
و رهایش می کنم
همان بوسه برای تداوم ترانه ام کافی ست
به زدودن اشکی از زوایای گریه ها رضایت نمی دهم
نمی خواهم شعرم را به خط خوش بنویسم
نمی خواهم از پی واژه ها تا پلکان کتاب و کوره راه لغت نامه ها سفر کنم
تنها میخواهم
دمی سر بر شانه یی بگذارم
و به اندازه ی دوری دست مرداب و دامن درناها گریه کنم
دیگر اینکه چرا شانه یی آشناتر از سپیدی کاغذ و قامت قلم نمییابم
جوابش در چشم های توست
که شهد نام و شکوه شانه ات را
از گریه هایمن دریغ می کنی
حالا که کسی در حوالی خلوت خاموش ما نیست
لحظه یی به دور ازقافیه های غرور و گلایه به من بگو
آیا تمام این ترانه های اشک آلود
بهتکرار آن روزهای زلال زنبق و رازقی نمی ارزند ؟

شعر ده

حالا
از تمامی قصه ، تنها
قاب عکسی مانده ست
که شباهتی عجیب به دختریاز تبار ترانه دارد
حالا باران که می آید
خاک این دختر خالی
هنوز بوی عشق و عود و عسل می دهد
حالا مدام از پی نشانی تو
فنجان های قهوه را دورهمی کنم
مدام این چشم بی قرار را
با بغض و بهانه ی باران آشنا می کنم
مدام این دل درمانده را
با باور برودت عشق
آشتی می دهم
باید اینساده بداند
بانوی برفی بیداری ها
دیگر به خانه ی خواب و خاطره باز نخواهد گشت

شعر یازده

نه اینکه بی تو نخندم
نه
اما به خدا تمام این خنده های خام بی خیال
به یک تبسم کوتاه دیدار چهارشنبه ها نمی ارزند
به تبسم ساعت نه صبح
یا دقیق تر بگویم
نه و بیست دقیقه ی صبح
حالا اگر بانگ بیست و بهانه ی ساعت در ازدحام واژه و وزن موازی ترانه نمی گنجد
گناهش به گردن تو
که من و این دل درمانده را
چشم در راه طنین تبسم می گذاشتی
حالا هنوز
نه صبح چهارشنبه ها که میشود
کنار خیال خالی اتاقک تلفن می ایستم
دل به دامنه ی رویا می دهم
وتو را می بینم
که با لباسی به رنگ بنفشه های بنفش
به سمت پس کوچه های پرسه و پروانه می روی
نه اینکه بی تو نخندم
نه
اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم
تمام خطوط این خنده های خواب آلود
با رگبار گریه های شبانه
ازرخساره ی خسته و خیسم
پاک می شوند

شعر دوازده

شب ها که در خیابان خلوت خواب
پا به پای غرور و قافیه می روی
مرگ با لباس چین دار بلندش
پای پنجره ی اتاقم می آید
سوت می زند
و منتظر می ماند
قوطی قرص های این قلب بی قرار که سبک تر شد
مرگ هم بر می گردد
می رود سراغ سرایدار پیر همسایه
نه ! عزیز دلم
تازگی بوف کور هدایت را نخوانده ام
این ها که نوشتم حقیقت محض است
باور نمی کنی ، یک شب به کوچه ی دلتنگ مابکوچ
کنار همان درخت که پر از خاطرات خط خورده است
بایست و تماشا کنتاببینی چکونه به دامن دریا و گریه می روم
بس کن ای دل ساده
صفحه صفحه برای که گریه می کنی ؟
کتاب کبود گریه ها را آهسته ببند
تا خواب بی خروس بانوی بهار را بر هم نزنی
گوش کن! درمانده ی درد آلود
از پس پرده های پنجره
صدای سوت می آید

شعر سیزده

وصیتم این است
این قلم خیس گریه را
به کودکی در جنوب جستجو بسیار
تا دردفتر مشق های نا تمامش بنویسد
آن مرد سیب دارد
آن مرد انار دارد
آن مردسبد ندارد
یا هر پرنده یی را که از پهنای پنجره ی کلاسش گذشت
نقاشی کند
گوش کن
صدای آن پری پریشان نی نواز را می شنوی
که هنوز
بعد از گذشتاین همه روز
خواب بلند دریا راآشفته می کند ؟
نمی خواهم جز او کسی برایمگریه کند
راضی به غلتیدن قطره یی هم بر گل گونه هایت نیستم
می خواهم درجنگلی از درختان کاج خاکم کنند
تا عطر سوزنی کاج ها همیشه با من باشد
مثل نگاه تو
که تا خاموشی واپسین فانوس افروخته ی دنیا همراهم است
برای کفن همه مان ترمه ی تا خورده ی یادگاری خوب است
تنها اگر به قبای قاصدکی بر نمی خورد
تاری از طلای مویت را
در دست من بگذار
می خواهم وقتی به انتهای آسمانرفتم
آن را به موهای بلند خورشید گره بزنم
تا هر کس خورشید را نگاه کند
خطوط پاک چهره ی تو را ببیند
آن وقت همه خواهند دانست
بانوی بهاری منکه بوده است
همین را می خواهم و
دیگر هیچ

شعر چهارده

صدای گام های گریه می آید
دوباره آمدی
کنار پنجره ، شعری نوشتی و رفتی
این بار صدای قدم های تو را
از پس پرده گاه گناه وگریه شنیدم
حالا به اولین ستاره که رسیدی بپرس
کدام شاعر غزل پوش
شبانه ، عشق را
در برگ های ولنگار دفتری کهنه می نوشت
اما
تو که نشانی شاه راه ستاره را نمی دانی
همیشه
از سیب و ستاره و روشنی قصرهای کاغذی که می نوشتم
می گفتی
هزار پروانه هم که بر برگهای دفترت بچسبانی
پینه ی پیر و یاس علیل باغچه یما گل نمی دهد
هیچ وقت بهار طلایی روز و رویا را
باور نکردی ! گل من
هیچ وقت خدا

شعر پانزده

خوابم می آید
خوابم می آید اما
باید دوباره تمام کتاب کواکب را دوره کنم
بی گلایه وگریه که نمی توان
به دیدار دیار دور رؤیا رفت
باید به رکعت سکوت و صدای کبوتر فرو شوم
باید به پنجره ی باز و پرواز پوک پر بیندیشم
به جریمه های نانوشته ی جمعه های کودکی
به گلوی گرفته و گریه ی گیتار
به طنین ترانه و طبل تندر
باید به حقارت ابرها بیندیشم
به بیم بارش باران
به سرود ساکت اشک
خوابم می آید اما
باید به اندازه ی گریه یی کوتاه هم که شده
به تو بیندیشم
شاید نگاه گرم تو
در لابه لای این همه رویا
یا درخیال این همه خمیازه گم شده باشد
چه کنم ؟ زیبا جان
باید بیابمت
به این گریه های گاله به گاه بالش و بستر
خو کرده ام دیگر

شعر شانزده

دیگر نه من نه این معانی معیوب!
دیگر نه من نه این شهادت اشک!
دیگر از تکرارترانه خسته ام!
از این پنجره های بسته خسته ام! بانو!
خسته ام از این دقایق بیلبخند!
باران ببارد یا نبارد،
من می روم با دست هایم
چتری برای پروانه هابسازم!
دیگر چه می شود که نام گل های باغچه را به خاطر نیاورم؟
یا اصلاندانم که کدام شاعر شب تاب،
قافیه ها را از قاب غمگین پنجره پر داد؟
من که خوب می دانم،
بادبادک بی تاب تمام ترانه ها
همیشه پر پشت بام خلوت خاطره های تو می افتد،
دیگر چه فرق می کند که بدانم
باد از کدام طرف می وزد!

شعر هفده

التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را
در وادی آوازهای من خواهیشنید
تنها می نویسم بیا
بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر
نگاه کن
ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
حال هم
به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفسهای نرم کبوتران هره نشین
بیا و امشب را
بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارمباش
مگر چه می شود
یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم؟
ها؟
چه می شود؟

شعر هجده

آخر این نشد
این نشد که من در پس گلدان گریه ها
هر شب نهال ناقص شعری رانشا کنم
و تو آنسوی ترانه ها
خواب لاله و افرا و ستاره ببینی
دیگر کاریبهکار این خیابان بی نگاه و نشانه ندارم
می خواهم بروم آن سوی ثانیه ها
میخواهم بروم آن سوی ثانیه ها
می خواهم به همان کوچه ی پاک پروانه برگردم
باران که ببارد
همان کوچه ی کوتاه بی کبوتر
کفاف تکامل تمام ترانه هارا می دهد
بی خبر نیستم ! گلم
می دانم که دیگر از آن یادگاری رنگ و رو رفته خبری نیست
می دانم که تنها خاطره ی خنجری
در خیال درخت خیابان مانده ست
اما نگاه کن ! زیباجان
آن گل سرخ پر پر لای دفترم
هنوز به سرخی همان پنجشنبه ی دور دیدار است
نگاه کن

شعر نوزده

دارم دعا می کنم
دعا می کنم که کودکان تقویم های نیامده
نام خفاش و خورشیدرا در کنار هم بنویسند
دعا می کنم که صدای سرخ سنگ انداز
در چارچوب بال هیچ چکاوکی شنیده نشود
دعا می کنم که هیچ دیواری
چشم در راه پگاه پنجره نماند
دعا می کنم که هیچ آسمانی
از سقوط حواصیل ترانه نخواند
دعا میکنم که مهربانی باد
برگ برگ حکایت ما را
به نشانی سبز ستاره ها برساند
دعا می کنم که بیایی
بیایی و بر خاک این بغض ناپایدار
بذر بوسه و بهارو بادبادک بپاشی
دارم دعا می کنم

شعر بیست

بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسم
می ترسم از صدای این سکوت سکسکه ساز
می انم ! عزیز
می دانم که اهالی این حدود حکایت
مدام از سوت قطار وسقوط ستاره می گویند
اما تو که می دانی
زندگی تنها عبور آب و شکفتن شقایق نیست
زندگی یعنی نوشتن یاس و داس و ستاره در کنار هم
زندگی یعنی دام و دانه در دمانه ی دم جنبانک
زندگی یعنی باغ و رگ و بی پناهی باد
زندگی یعنی دقایق دیر راه دور دبستان
زندگی یعنی نوشتن انشایی درباره ی پرده ها و پنجره ها
زندگی تکرار تپش های ترانه است
بیا و لحظه یی بالای همین بام بی بادبادک و بوسه بنشین

باور کن هنوز هم می شود به پاکی قصه های مادربزرگ هجرت کرد
دیگرنگو که سیب طلای قصه ها را
کرم های کوچک کابوس خورده اند
تنها دستت را بهمن بده
و بیا

شعر بیست و یک

بگذار که همسایه های ساکت مان
نام تو را ندانند
همین زلال زرد روسری
برای پچ پچ هزار ساله ی آنان کافی ست
همان بهتر که نام تو در لابه لایترانه نهان باشد
همان بهتر که از میان واژه ها بدرخشی ! خورشیدک من
مثلدرخشش فانوس از فراسوی فاصله ها
مثل درخشش ستاره از پس پرده ی پشه بند
پشهبند
تابستان
کودکی
آه ! همان بهتر که نام تو در لا به لای گریه ها نهانباشد

شعر بیست و دو

شاید که گفتنش
گمان گزافی از بازگشت گریه های گهواره باشد
اما می گویم
اگر شبی از خیابان خیس خواب های من آمدی
سیبی از سیب های سرخ باغ بالا میدزدیم
می نشینیم کنار همان ساعت سبز خواب آلود
و تا زنگ ناممکنش
از عشقو آسمان و آینه می گوییم
اگر روسری زردت از آنسوی ترانه طلوع کند
دستادسترو به بی دامنه ی رؤیا می رویم
با همین قالی رنگ و رو رفته ی اتاق
شوخی نمیکنم
این قالیچه یادگار سبزی از صداقت سلیمان است
درپریدنش شک نکن
عسلبانو

شعر بیست و سه

مرگ را به رودها سپردم
اصلا شاعر بی مشاعر به چه کار مرگ می آید ؟
او کهنباشد
چه کسی هر شب
با یک بغل ترانه و دلی دیوانه
به سراغ خاطرات پاک توبیاید؟
می ترسیدم زبانم لال
نگاهت در پس دروازه ی جدایی جا بماند
اما انگار
برف های فاصله از حرارت خرفم آب می شوند
حالا فکر می کنم که می آیی
می آیی و به ها گفتنم می خندی ! بانو

شعر بیست و چهارشنبه

بیا واز خیر خواندن خواب و تعبیر ترانه ام بگذر
تو که از بادیه ی بادها برنمیگردی
دیگر چه کار به کار عطر گلاب گریه های من داری؟
بگذار شاعری
دراین سوی سیاهی مدام خواب تو را ببینید
مگر چه می شود؟
چه می شود که هی بگویم بیا و نیایی؟
من به هم کلامی با کاغذ
و همین عکس سیاه و سفید قاب خاتمراضیم
تو رضایت نمی دهی ؟
باور کن گریستن تقدیر تمام شاعران است
کوچه راببین
هنوز آن غول زیبا در مهتابی خاموشی خود می گرید
آن سو ترک زنی تنها درغربت آینه
و این سو شاعری از اهالی آفتاب
دیگر به کجای ابرها بر می خورد
که من هم بی امان برای تو ببارم ؟
می بخشی ! گلم
همیشه می خواستم بیعلامت سوال برایت بنویسم
اما اضطراب تپش های ترانه که مهلت نمی دهد
دیگربرو ! بانوجان
دل نگران هم نباش
شاخه ی شعر هیچ شاعری
در شن باد بغض و شببیداری ریشه نخشکانده است
من هم پیش از پریدن پروانه ها نخواهم مرد
قول میدهم فردا
کنارهمین دفتر خیس منتظرت باشم
در هر ساعت از سکوت ترانه که بیایی
مرا خواهی دید
قول می دهم

شعر بیست و پنج

همیشه
به انتهای گریه که می رسم
صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم
صدای غروب غزال ها را
صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن
آرام تر که شدم
شعری از دفاتر دریا می خوانم
و به انعکاس صدایم در آیینه اتاق
خیره میشوم
در برودت این همه حیرت
کجا مانده یی آخر؟

دل تنگم
30-03-2008, 11:02
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
30-03-2008, 11:07
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
30-03-2008, 11:28
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


دروغای‌ قشنگ‌
گفتی‌ باید بنویسم‌ که‌ شب‌ِ قصه‌ قشنگه‌ !
رو سرِ ثانیه‌هامون‌ یه‌ حریرِ رنگ‌ به‌ رنگه‌ !
گفتی‌ باید بنویسم‌ جاده‌ی‌ ترانه‌ بازه‌ !
شب‌ِ رو سیاه‌ِ قصه‌ از ستاره‌ بی‌نیازه‌ !
گفتی‌ باید بنویسم‌ ، اما سخته‌ این‌ نوشتن‌ !
از قشنگی‌ قصه‌ گفتن‌ تو دقایقی‌ که‌ زشتن‌ !
چه‌ شبای‌ رنگ‌ به‌ رنگی‌ !
چه‌ جماعت‌ِ یه‌ رنگی‌ !
نه‌ مُسلسلی‌ ، نه‌ جنگی‌ !
چه‌ دروغای‌ قشنگی‌ !
من‌ میخوام‌ یه‌ آینه‌ باشم‌ روبه‌روی‌ این‌ دقایق‌ !
مثل‌ِ یه‌ بغض‌ِ قدیمی‌ واسه‌ دلتنگی‌ِ عاشق‌ !
اما اینجا سنگ‌ِ سایه‌ می‌شکنه‌ آینه‌ها رُ !
تو یه‌ لحظه‌ برف‌ِ وحشت‌ می‌پوشونه‌ جای‌ پا رُ !
اینجا باید بنویسی‌ که‌ چشای‌ شب‌ قشنگه‌ !
اینجا جای‌ آینه‌ها نیست‌ ، اینجا وعده‌گاه‌ِ سنگه‌ !
چه‌ شبای‌ رنگ‌ به‌ رنگی‌ !
چه‌ جماعت‌ِ یه‌ رنگی‌ !
نه‌ مُسلسلی‌ ، نه‌ جنگی‌ !
چه‌ دروغای‌ قشنگی‌ !


بی‌بی‌ِ بی‌نام‌ِ غزل‌

اینجا نمون‌ که‌ موندنت‌ تیرِخلاص‌ِ این‌ صداس‌ !
اینجا نمون‌ که‌ موندنت‌ مرگ‌ِ همه‌ ترانه‌هاس‌ !
اینجا نمون‌ که‌ با تو من‌ می‌افتم‌ از بام‌ِ غزل‌ !
برو ! همیشه‌ با منی‌ ! بی‌بی‌ِ بی‌نام‌ِ غزل‌ !
نازَک‌ِ نام‌آورِ من‌ ! با تو نمی‌رسم‌ به‌ من‌ !
به‌ اون‌ من‌ِ آینه‌دار ، به‌ اون‌ من‌ِ سایه‌شکن‌ !
تو با اون‌ چشمای‌ آهو ، مثه‌ قصه‌ پُرهیاهو !
اما من‌ همیشه‌ ماتم‌ ، شاه‌ِ بازَنده‌ی‌ شطرنج‌ !
من‌ پِی‌ِ نجات‌ِ باغچه‌ ، تو به‌ فکرِ فتح‌ دنیا !
من‌ حریص‌ِ بوی‌ خاکم‌ ، تو حریص‌ِ نقشه‌ی‌ گنج‌ !
نذار فراموش‌ بکنم‌ تلخی‌ِ این‌ زمانه‌ رُ !
نذار ببازم‌ به‌ دلم‌ ، حیثیت‌ِ ترانه‌ رُ !
نذار که‌ جذبه‌ی‌ چشات‌ من‌ رُ بگیره‌ از خودم‌ !
من‌ که‌ از اولین‌ نگاه‌ ، ترانه‌سازِ تو شدم‌ !
برو ! برو که‌ بین‌ِ ما ، فاصله‌ معنا نداره‌ !
شاید که‌ رفتنت‌ من‌ُ برای‌ من‌ پَس‌ بیاره‌ !
تو با اون‌ چشمای‌ آهو ، مثه‌ قصه‌ پُرهیاهو !
اما من‌ همیشه‌ ماتم‌ ، شاه‌ِ بازَنده‌ی‌ شطرنج‌ !
من‌ پِی‌ِ نجات‌ِ باغچه‌ ، تو به‌ فکرِ فتح‌ دنیا !
من‌ حریص‌ِ بوی‌ خاکم‌ ، تو حریص‌ِ نقشه‌ی‌ گنج‌ !

خواب‌ِ همیشه‌

روی‌ شیش‌ تا سیم‌ گیتار ، دنبال‌ِ صدات‌ می‌گردم‌ !
با تو می‌رم‌ روی‌ ابرا ، تَک‌ و تنها برمی‌گردم‌ !
بازم‌ این‌ بالش‌ِ نمناک‌ ، تکیه‌گاه‌ِ گریه‌هامه‌ !
توی‌ کوچه‌های‌ رؤیا ، قدم‌ِ تو پا به‌ پامه‌ !
خواب‌ِ هَف‌تا پادشاه‌ُ ، دوس‌ ندارم‌ که‌ ببینم‌ !
آخه‌ من‌ دشمن‌ِ کاخم‌ ، آخرین‌ چَپَر نشینم‌ !
تو رُ داشتن‌ ، تو رُ داشتن‌
دیگه‌ کیمیاس‌ ، عزیز !
خیلی‌ وقته‌ هق‌هق‌ِ من‌ ،
بی‌تو بی‌صداس‌ ، عزیز !
دوس‌ دارم‌ تو رُ ببینم‌ ، پای‌ سفره‌ی‌ ستاره‌ !
سفره‌ای‌ که‌ جُز نگاهت‌ ، هیچی‌ تو خودش‌ نداره‌ !
پای‌ اون‌ سفره‌ی‌ خالی‌ ، باتو سیرِ سیرِ سیرم‌ !
می‌تونم‌ دست‌ِ هزارتا مردِغمگین‌ُ بگیرم‌ !
بگو این‌ خواب‌ِ همیشه‌ ، چرا تعبیری‌ نداره‌ ؟
بگو چشمای‌ تو تا کی‌ من‌ُ منتظر می‌ذاره‌ ؟
تو رُ داشتن‌ ، تو رُ داشتن‌
دیگه‌ کیمیاس‌ ، عزیز !
خیلی‌ وقته‌ هق‌هق‌ِ من‌ ،
بی‌تو بی‌صداس‌ ، عزیز !

هف‌سین‌ِگمشده‌

کسی‌ از ما نمی‌پرسه‌ که‌ بهارمون‌ کجاست‌ !
خنده‌ی‌ سبزِ بهار کجای‌ گریه‌های‌ ماست‌ ؟
کسی‌ از ما نمی‌پرسه‌ که‌ کجای‌ جاده‌ایم‌ !
بین‌ این‌ همه‌ سوار ، چرا هنوز پیاده‌ایم‌ ؟
کسی‌ نیس‌ نشون‌ بده‌ نشونی‌ِ ستاره‌ رُ !
به‌ دل‌ِ ما یاد بده‌ تولدِ دوباره‌ رُ !
تقویم‌ کهنه‌ رُ باید ببندیم‌ !
بازم‌ باید دروغکی‌ بخندیم‌ !
بهار داره‌ پا می‌ذاره‌ تو خونه‌ ،
قناری‌ِ دل‌ِ ما کی‌ می‌خونه‌ ؟
یکی‌ باید واسه‌ ما بهارُ معنا بکنه‌ !
سفره‌ی‌ گمشده‌ی‌ هف‌سین‌ُ پیدا بکنه‌ !
یکی‌ باید بیادُ بگه‌ بهار چه‌ رنگیه‌ !
بگه‌ که‌ تحویل‌ِسال‌ چه‌ لحظه‌ی‌ قشنگیه‌ !
یکی‌ باید بیادُ سین‌ِ سکوت‌ُ بشکنه‌ !
رمزِ قَد کشیدن‌ُ تو کوچه‌ فریاد بزنه‌ !
تقویم‌ِ کهنه‌ رُ باید ببندیم‌ !
بازم‌ باید دروغکی‌ بخندیم‌ !
بهار داره‌ پا می‌ذاره‌ تو خونه‌ ،
قناری‌ِ دل‌ِ ما کی‌ می‌خونه‌ ؟

یادِ تو سبزه‌ !

تو دوباره‌ برمی‌گردی‌ ! من‌ چه‌ خوش‌باورم‌ امروز !
غزل‌ِ ناب‌ُ خبر کن‌ ! از ترانه‌ سَرَم‌ امروز !
با تواَم‌ تا تَه‌ِ آواز ! همصدای‌ بی‌ستاره‌ !
لحظه‌ی‌ نایاب‌ِ فریاد ! ای‌ تولدِ دوباره‌ !
وقت‌ِ عریونی‌ عشقه‌ ، وقت‌ِ بیداری‌ِ من‌ نیست‌ !
بگو شب‌ بیاد سراغم‌ ! حس‌ِ آفتابی‌ شدن‌ نیست‌ !
یه‌دفه‌ خوابت‌ُدیدن‌ ،
به‌ یه‌ عُمرِ من‌ می‌ارزه‌ !
توی‌ این‌ چلّه‌ی‌ پاییز ،
هنوزم‌ یادِ تو سبزه‌ !
تو دوباره‌ برمی‌گردی‌ ! دل‌ یه‌ عُمرِ گوش‌ به‌ زنگه‌ !
پا بذار رو خط‌ِ جاده‌ ، با تو قصه‌مون‌ قشنگه‌ !
نگو پروانه‌ هنوزم‌ ، تو دل‌ِ پیله‌ اسیره‌ !
پَرِ پروازت‌ُ واکن‌ ! نگو دیره‌ ! نگو دیره‌ !
واسه‌ فهمیدن‌ِ چشمات‌ ، پلک‌ِ خورشیدُ می‌بندم‌ !
گُم‌ میشم‌ تو شهرِ رؤیا ، من‌ به‌ بیداری‌ می‌خندم‌ !
یه‌دفه‌ خوابت‌ُدیدن‌ ،
به‌ یه‌ عُمرِ من‌ می‌ارزه‌ !
توی‌ این‌ چلّه‌ی‌ پاییز ،
هنوزم‌ یادِ تو سبزه‌ !

مثل‌ِ معجزه

من‌ باید از پابیفتم‌ تا ترانه‌ بشکفه‌ !
دل‌ باید خون‌ بشه‌ تا یه‌ عاشقانه‌ بشکفه‌ !
بین‌ِ این‌ همه‌ تَبَرزَن‌ دوباره‌ قَد میکشم‌ ،
تا تو هر زخم‌ِ تبر صدتا جوانه‌ بشکفه‌ !
نازنین‌ ! بدون‌ِ تو دنیارُ باور ندارم‌ !
با تو از رمزِ طلسم‌ِ قصه‌ سردرمیارم‌ !
لحظه‌ی‌ سقوط‌ِ من‌ ، دست‌ِ تو مثل‌ِ معجزه‌س‌ !
شب‌ می‌ترسه‌ از خودش‌ وقتی‌ میگم‌ : دوسِت‌ دارم‌ !
اَبروهات‌ کمون‌ِ آرش‌ ، تو چشات‌ هزارتا خورشید !
من‌ُ دلواپسیام‌ُ تنها چشمای‌ تو فهمید !
واسه‌ پیدا کردنت‌ از پُل‌ِ گریه‌ رَد شدم‌ !
لهجه‌ی‌ روزای‌ خاکستری‌ُ بَلَد شدم‌ !
بی‌تو هرجا که‌ میرم‌ سایه‌ها آفتابی‌ میشن‌ ،
من‌ مثه‌ رودخونه‌ها اسیرِ دست‌ِ سَد شدم‌ !
نازنین‌ ! هرجا باشی‌ قصه‌نویس‌ِ تو منم‌ !
با عقیق‌ِ چشم‌ تو طلسم‌ِ دیوُ می‌شکنم‌ !
بگو چَن‌تا غزل‌ُ پای‌ تو قربونی‌ کنم‌ ؟
برای‌ طلوع‌ِ تو چَن‌تا شب‌ُ خط‌ بزنم‌ ؟
اَبروهات‌ کمون‌ِ آرش‌ ، تو چشات‌ هزارتا خورشید !
من‌ُ دلواپسیام‌ُ تنها چشمای‌ تو فهمید !

ترانه‌ یادم‌ نمیاد !

ترانه‌ یادم‌ نمیاد ، تنها بدون‌ دوسِت‌ دارم‌ !
بدون‌ که‌ با نبودنت‌ ، قدم‌ قدم‌ بَد میارم‌ !
طلسم‌ِ خوشبختی‌ِ من‌ ، چشمای‌ عاشق‌ِ تو بود !
وقتی‌ که‌ بودی‌ میشد از روزای‌ آفتابی‌ سرود !
با تو میشد به‌ ما رسید !
میشد تو رُ نفس‌ کشید !
میشد طلوع‌ِ ممتدُ ،
تو آینه‌ی‌ چشم‌ِ تو دید !
ترانه‌ یادم‌ نمیاد ، اما هنوز کنارتم‌ !
تو یارِ من‌ نیستی‌ُ من‌ ، تا تَه‌ِ دنیا یارتم‌ !
میشد با دست‌ِ عاشقت‌ یه‌ سقف‌ِ پُر ستاره‌ ساخت‌ !
پیش‌ِ حضورِ روشنت‌ قافیه‌ ساخت‌ ، قافیه‌ باخت‌ !
با تو میشد به‌ ما رسید !
میشد تو رُ نفس‌ کشید !
میشد طلوع‌ِ ممتدُ ،
تو آینه‌ی‌ چشم‌ِ تو دید !
ترانه‌ یادم‌ نمیاد ، اما چشات‌ به‌ یادمه‌ !
خاطره‌ها رُ رَج‌ زدن‌ ، بودن‌ِ من‌ همین‌ دَمه‌ !
ستاره‌ نیس‌ که‌ بشمارم‌ ، خودت‌ باید بیای‌ُ بَس‌ !
با تو میشه‌ ترانه‌ خوند ، تا اوج‌ِ آخرین‌ نفس‌ !
با تو میشه‌ به‌ ما رسید !
میشه‌ تو رُ نفس‌ کشید !
میشه‌ طلوع‌ِ ممتدُ ،
تو آینه‌ی‌ چشم‌ِ تو دید !

زندگی‌ به‌ شرط‌ِ چاقو !

تااطلاع‌ِ ثانوی‌ ، نفس‌ نکش‌ آینه‌ دار !
از اینجا تا آخرِ شب‌ هزار تا نقطه‌چین‌ بذار !
تااطلاع‌ِ ثانوی‌ ، چشماتون‌ُ هم‌ بذارین‌ !
زخم‌ دریده‌ی‌ شب‌ُ بدون‌ مرهم‌ بذارین‌ !
تااطلاع‌ِ ثانوی‌ ، ترانه‌ لال‌ و کر بشه‌ !
قاصدک‌ِ خبررسون‌ ، دوباره‌ بی‌خبر بشه‌ !
تاطلاع‌ِ ثانوی‌ ، هیچکسی‌ آواز نخونه‌ !
پرنده‌ واسه‌ جوجه‌هاش‌ ، قصه‌ی‌ پرواز نخونه‌ !
صدای‌ هزارتا فریاد تو سکوت‌ِ شهرِ جادوس‌ !
شهرِ آبستن‌ِ خلوت‌ ، پا به‌ ماهه‌ یه‌ هیاهوس‌ !
ای‌ صدای‌ نو رسیده‌ ! شب‌ُ پُرکن‌ از سپیده‌ !
تو حراج‌ِ شهرِ قصه‌ ، زندگی‌ به‌ شرط‌ِ چاقوس‌ !
ای‌ شب‌ِ قداره‌ به‌ دست‌ ! ای‌ شبح‌ِ بی‌همه‌چیز !
برای‌ فتح‌ِ آسمون‌ ، خون‌ِ ستاره‌ رُ نریز !
ساعت‌ِ خواب‌ِ بی‌خبر ! زنگ‌ِ رهایی‌ رُ بزن‌ !
بذار بازم‌ طلوع‌ کنه‌ ، اون‌ من‌ِ آفتابی‌ من‌ !
باید بخونم‌ اگه‌ شب‌ صِدام‌ُ باور نداره‌ !
وقتی‌ یکی‌ تو آینه‌ اَشکای‌ من‌ رُ میشماره‌ !
باید بخونم‌ توی‌ این‌ قحطی‌ِ شعرُ حنجره‌ !
وقتی‌ تو آستین‌ِ رفیق‌ ، تیغه‌ی‌ تیزِ خنجره‌ !
صدای‌ هزارتا فریاد تو سکوت‌ِ شهرِ جادوس‌ !
شهرِ آبستن‌ِ خلوت‌ ، پا به‌ ماهه‌ یه‌ هیاهوس‌ !
ای‌ صدای‌ نو رسیده‌ ! شب‌ُ پُرکن‌ از سپیده‌ !
تو حراج‌ِ شهرِ قصه‌ ، زندگی‌ به‌ شرط‌ِ چاقوس‌ !

خورشیدِ کاشی‌

عکس‌ِ خورشید ، خورشیدِ اَبروکمون‌ ،
رو یه‌ کاشی‌ِ چهارگوش‌ ، سرِ طاق‌ِ خونه‌مون‌ !
هنوزم‌ خوب‌ یادمه‌ دل‌ دل‌ِ اولین‌ نگاه‌ !
اولین‌ خیزِ پلنگ‌ برای‌ دزدیدن‌ِ ماه‌ !
دستامون‌ با هم‌ یکی‌ شد پُشت‌ِ شمشادای‌ سبز !
گریه‌ها خاطره‌ شد ، خنده‌هامون‌ بدون‌ِ مرز !
صدامون‌ به‌ هم‌ رسید ، لحظه‌مون‌ ترانه‌ شد !
هرنگاه‌ِ من‌ُ تو یه‌ شعرِ عاشقانه‌ شد !
من‌ می‌خوندم‌ که‌ تو خورشیدِ طلاپوش‌ِ منی‌ !
تو می‌خوندی‌ تا تَه‌ِ دنیا تو آغوش‌ِ منی‌ !
من‌ می‌خوندم‌ ، تو می‌خوندی‌ اما تاثیری‌ نداشت‌ !
واسه‌ کت‌ بستن‌ِ شب‌ زنجره‌ زنجیری‌ نداشت‌ !
حالا گاهی‌ می‌گذرم‌ از دل‌ِ اون‌ کوچه‌ی‌ خوب‌ !
می‌بینم‌ خورشیدِ کاشی‌ تَن‌نداده‌ به‌ غروب‌ !
می‌بینم‌ که‌ ابروهاش‌ پُل‌ زده‌ باز بالای‌ طاق‌ !
می‌بینم‌ تَرَک‌ نخورده‌ تو هجوم‌ اتفاق‌ !
کاش‌ من‌ُ تو هم‌ مثه‌ خورشیدِ اون‌ کاشی‌ بودیم‌ !
کاش‌ من‌ُ تو هم‌ یه‌ نقطه‌ توی‌ نقاشی‌ بودیم‌ !
اما اینجوری‌ نموند قصه‌ی‌ عشق‌ِ توُ من‌ !
دلامون‌ با هم‌ یکی‌ شد ، دستامون‌ جداشدن‌ !
من‌ می‌خوندم‌ که‌ تو خورشیدِ طلاپوش‌ِ منی‌ !
تو می‌خوندی‌ تا تَه‌ِ دنیا تو آغوش‌ِ منی‌ !
من‌ می‌خوندم‌ ، تو می‌خوندی‌ اما تاثیری‌ نداشت‌ !
واسه‌ کت‌ بستن‌ِ شب‌ زنجره‌ زنجیری‌ نداشت‌ !

آخرین‌ خدانگهدار !

گریه‌ کردم‌ ، گریه‌ کردم‌ اما دردم‌ُ نگفتم‌ !
تکیه‌ دادم‌ به‌ غرورم‌ ، تا دیگه‌ از پا نیفتم‌ !
چه‌ ترانه‌ بی‌اثر بود ، مثل‌ِ مُش‌ زدن‌ به‌ دیوار !
اولین‌ فصل‌ِ شکستن‌ ، آخرین‌ « خدانگهدار ! »
دَس‌ تکون‌ دادن‌ِ آخر توی‌ اون‌ کوچه‌ی‌ خلوت‌ !
بغض‌ِ بی‌وقفه‌ی‌ آواز ، واژه‌های‌ بی‌ مروّت‌ !
بوته‌ی‌ یاس‌ دیگه‌ اون‌ ،
عطری‌ که‌ دوس‌ داشتی‌ نداد !
کوچه‌ی‌ آشتی‌ کنونم‌ ،
دِلا رُ آشتی‌ نداد !
من‌ به‌ قلّه‌ می‌رسیدم‌ ، اگه‌ همترانه‌ بودی‌ !
صدتا سدُ می‌شکستم‌ ، اگه‌ تو بهانه‌ بودی‌ !
با تو پیسوزِ ترانه‌ یه‌ چراغ‌ِ شعله‌ور بود !
لحظه‌ها چه‌ عاشقانه‌ ، قاصدک‌ چه‌ خوش‌ خبر بود !
کوچه‌ها بدون‌ِ بُن‌بست‌ ، آسمون‌ پُر از ستاره‌ !
شبا بی‌ هراس‌ِ خنجر ، واژه‌ها شعرِ دوباره‌ !
بوته‌ی‌ یاس‌ دیگه‌ اون‌ ،
عطری‌ که‌ دوس‌ داشتی‌ نداد !
کوچه‌ی‌ آشتی‌ کنونم‌ ،
دِلا رُ آشتی‌ نداد !

بهانه‌ی‌ بیداری‌

ای‌ رفاقت‌ِ قدیمی‌ ! ای‌ طنین‌ِ ناسروده‌ !
یه‌ نفر نبض‌ِ صدات‌ُ از رَگای‌ ما رُبوده‌ !
یه‌ نفر صدای‌ پات‌ُ واسه‌ ما خاطره‌ کرده‌ !
بی‌حرارت‌ِ نفسهات‌ ، لحظه‌هاتلخه‌ وُ سرده‌ !
تو کی‌ بودی‌ که‌ غروبت‌ شب‌ِ ممتدِ ترانه‌س‌ ؟
پلکای‌ بسته‌ی‌ چشمات‌ ، واسه‌ بیداری‌ بهانه‌س‌ !
رنگ‌ِ صدات‌ رنگ‌ِ نگاه‌ِ ما بود !
صدای‌ تو پناه‌ِ واژه‌هابود !
رفتن‌ِ تو یادِ ما داد که‌ همیشه‌ موندگاری‌ !
روتن‌ِ درخت‌ِ قصه‌ ، مثل‌ِ خط‌ِ یادگاری‌ !
بین‌ِ این‌ حنجره‌سازا ، یه‌ غریب‌ِ سرشناسی‌ !
واسه‌ واژه‌های‌ صامت‌ ، یه‌ صدایی‌،یه‌ لباسی‌ !
معنی‌ِ ناب‌ِ رهایی‌ ! تو رُ می‌سپاریم‌ به‌ دریا !
می‌دونیم‌ که‌ برمی‌گردی‌ باز به‌ وعده‌گاه‌ِ رؤیا !
رنگ‌ِ صدات‌ رنگ‌ِ نگاه‌ِ ما بود !
صدای‌ تو پناه‌ِ واژه‌هابود !

اگه‌ می‌موندی‌، می‌سوختی‌ !

قاب‌ِ عکس‌ِ لُخت‌ِ خالی‌ ،
روی‌ دیوار ، میگه‌ نیستی‌ !
همنفس‌ بودی‌ یه‌ روزی‌ ،
دیگه‌ نیستی‌ ! دیگه‌ نیستی‌ !
تو دیگه‌ نیستی‌ُ چشمات‌ ،
دیگه‌ جای‌ گُم‌ شدن‌ نیست‌ !
بی‌تو تن‌پوش‌ِ ترانه‌ ،
مرهم‌ِ زخمای‌ من‌ نیست‌ !
اگه‌ می‌موندی‌ کنارم‌ ، پابه‌پای‌ من‌ می‌سوختی‌ !
آینه‌ی‌ خاطره‌ها رُ ، به‌ یه‌ گریه‌ می‌فروختی‌ !
تو باید می‌رفتی‌ ، بانو ! موندنت‌ سقوط‌ِ ما بود !
حالا دوری‌ اماهستی‌ ، این‌ تمام‌ِ ماجرا بود !
هنوزم‌ وقتی‌ شبام‌ُ ،
با ترانه‌ می‌گذرونم‌ ،
بهترین‌ ترانه‌هام‌ُ ،
تو دل‌ِ خودم‌ می‌خونم‌ !
تو رُ مثل‌ِ یه‌ ستاره‌ ،
اونورِ گریه‌ می‌بینم‌ !
همه‌ی‌ گلایه‌هام‌ُ ،
تو یه‌ لحظه‌ پَس‌ می‌گیرم‌ !
اگه‌ می‌موندی‌ کنارم‌ ، پابه‌پای‌ من‌ می‌سوختی‌ !
آینه‌ی‌ خاطره‌هارُ ، به‌ یه‌ گریه‌ می‌فروختی‌ !
تو باید می‌رفتی‌ ، بانو ! موندنت‌ سقوط‌ِ ما بود !
حالا دوری‌ اماهستی‌ ، این‌ تمام‌ِ ماجرا بود !

ساده‌ بودیم‌ !

ساده‌ بودیم‌ ، ساده‌ بودیم‌ ، ساده‌ مثل‌ِ قلب‌ِ عاشق‌ !
مثل‌ِ ساحل‌ِ یه‌ دریا ، چش‌براهه‌ خط‌ِ قایق‌ !
ساده‌ بودیم‌ ، ساده‌ بودیم‌ ، خونه‌مون‌ جای‌ صدا بود !
یه‌ نمکدون‌ِ شکسته‌ ، میون‌ِ سفره‌ی‌ ما بود !
از عزیزترین‌ عزیزا ، دَم‌ به‌ دَم‌ دشنه‌ می‌خوردیم‌ !
وقت‌ِ خواب‌ جای‌ ستاره‌ ، زخمامون‌ُ می‌شمردیم‌ !
قصه‌ ، قصه‌ی‌ سفر بود ،
روی‌ تیغه‌ی‌ یه‌ دشنه‌ !
زندگی‌ فقط‌ همین‌ بود :
دریا دورُ لبا تشنه‌ !
ساده‌ بودیم‌ اما هیچکس‌ حرفای‌ ما رُ نفهمید !
هیچکسی‌ پولک‌ِ نورُ رو شبای‌ ما نپاشید !
ساده‌ بودیم‌ که‌ بفهمیم‌ ، معنی‌ِ حادثه‌ها رُ !
بچشیم‌ از این‌ رفیقا ! طعم‌ِ تلخ‌ِ پُشت‌ِ پا رُ !
هرچی‌ بودیم‌ ، هرچی‌ هستیم‌ ، هنوزم‌ مثل‌ِ قدیمیم‌ !
اهل‌ِ این‌ حال‌ُ هواییم‌ ، مهمون‌ِ همین‌ گلیمیم‌ !
قصه‌ ، قصه‌ی‌ سفر بود ،
روی‌ تیغه‌ی‌ یه‌ دشنه‌ !
زندگی‌ فقط‌ همین‌ بود :
دریا دورُ لبا تشنه‌ !

ماه‌پیشونی‌

آخرین‌ عاشق‌ِ چشمه‌ ، آخرین‌ یکه‌سوارم‌ !
توی‌ شب‌ جای‌ ستاره‌ ، برق‌ِ دشنه‌ می‌شمارم‌ !
فکرِ دزدیدن‌ عطرت‌ ، منو با جاده‌ یکی‌ کرد !
طعم‌ِ دشنه‌ رُ چشیدم‌ ، قطره‌ قطره‌ تا خودِ درد !
بودنت‌ مثل‌ِ ستاره‌س‌ ، تو شب‌ِ بدون‌ِ فانوس‌ !
پَس‌ِپُشت‌ِ پلک‌ِ چشمات‌ ، غربت‌ِ نگاه‌ِ آهوس‌ !
ماه‌پیشونی‌ ! چشمه‌ی‌ نور ، پُشت‌ِ همین‌ کوه‌ِ سیاس‌ !
با تو به‌ چشمه‌ می‌رسه‌ ، آخرِ قصه‌ مال‌ِ ماس‌ !
ابرا که‌ از هم‌ بپاشن‌ ، ما دوباره‌ آبی‌ میشیم‌ !
به‌ کوری‌ِ چشمای‌ شب‌ ، ما داریم‌ آفتابی‌ میشیم‌ !
آخرین‌ عاشق‌ِ چشمه‌ ، مردِ سرزمین‌ بدوشم‌ !
یکه‌تازم‌ اما بازم‌ واسه‌ تو حلقه‌بگوشم‌ !
واسه‌ تو که‌ با حضورت‌ ، من‌ُ یادِ من‌ آوردی‌ !
انتظارم‌ُ سوزوندی‌ ، بغض‌ِ بی‌وقفه‌م‌ُ بُردی‌ !
برای‌ عاشق‌ِ خسته‌ ، پیرهن‌ِ تو جون‌پناهه‌ !
من‌ُ تو چشمه‌ نگاکن‌ ! پُشت‌ِ آینه‌ها سیاهه‌ !
ماه‌پیشونی‌ ! چشمه‌ی‌ نور ، پُشت‌ِ همین‌ کوه‌ِ سیاس‌ !
با تو به‌ چشمه‌ می‌رسه‌ ، آخرِ قصه‌ مال‌ِ ماس‌ !
ابرا که‌ از هم‌ بپاشن‌ ، ما دوباره‌ آبی‌ میشیم‌ !
به‌ کوری‌ِ چشمای‌ شب‌ ، ما داریم‌ آفتابی‌ میشیم‌ !

اسیرِ قاب‌

لحظه‌ تلخه‌ ، ساعتا کوک‌ !
چشما زخمی‌ ، کیفا ناکوک‌ !
سایه‌ها رو تخت‌ِ خورشید ،
صورتا به‌ آینه‌ مشکوک‌ !
دلا بی‌دل‌ ، دستا بی‌دست‌ !
جاده‌هاکور ، کوچه‌ بُن‌بست‌ !
توی‌ این‌ دخمه‌ی‌ ابلیس‌ ،
باید از عطرِ تو شد مست‌ !
مثل‌ِ غنچه‌ی‌ گُل‌ سرخی‌ تو برف‌ !
وقت‌ِ ابرازِ علاقه‌ ، مثه‌ حرف‌ !
وقت‌ِ بارون‌ مثه‌ چترُ توی‌ ظلمت‌ یه‌ چراغ‌ !
پُشت‌ِ پلکای‌ زمستون‌ ، رمزِ بیداری‌ِ باغ‌ !
با تو روشن‌ ، با تو نابم‌ !
با تو هم‌اوج‌ِ عقابم‌ !
بی‌ تو عکس‌ِ آسمونم‌ ،
اسیرِ حصارِ قابم‌ !
میشه‌ با تو تا صدا رفت‌ !
تا دل‌ِ حادثه‌ها رفت‌ !
میشه‌ با عقیق‌ِ عشقت‌ ،
به‌ شکارِ اژدها رفت‌ !
هم‌ مثه‌ دریا بزرگی‌ ، هم‌ مثه‌ شبنم‌ِ برگ‌ !
هم‌ مثه‌ نَم‌ نَم‌ِ بارون‌ ، هم‌ جسارت‌ِ تگرگ‌ !
هم‌ تبلورِ یه‌ آواز ، هم‌ سکوت‌ِ یه‌ صدا !
تنها اما با همه‌ ، درست‌ مثه‌ خودِ خدا !

یه‌ موتور می‌خوام‌ ، یه‌ جاده‌...

یه‌ موتور می‌خوام‌ یه‌ جاده‌ ،
که‌ به‌ آخر نرسه‌ !
پُشت‌ِ چشمک‌ِ چراغش‌ ،
پاسبون‌ سَر نرسه‌ !
یه‌ موتور می‌خوام‌ که‌ من‌ رُ ،
بِبَره‌ از این‌ سکون‌ !
رَخش‌ِ بی‌ترمزِ من‌ باشه‌ ،
واسه‌ فتح‌ِ جنون‌ !
یه‌ موتور می‌خوام‌ ، یه‌ جاده‌ که‌ نهایتش‌ تو باشی‌ !
تَرک‌ِ لحظه‌هام‌ بشینی‌ ، با من‌ از دنیا جداشی‌ !
یه‌ موتور می‌خوام‌ که‌ چرخش‌ ،
مثل‌ِ روزگار نچرخه‌ !
فکرِ راه‌ِ تازه‌ باشه‌ ،
روی‌ یک‌ مدار نچرخه‌ !
یه‌ موتور می‌خوام‌ که‌ من‌ رُ ،
ببره‌ تالب‌ِ پرواز !
گریه‌هام‌ُ قاب‌ بگیره‌ ،
توی‌ زیرُ بَم‌ِ آواز !
یه‌ موتور می‌خوام‌ ، یه‌ جاده‌ که‌ نهایتش‌ تو باشی‌ !
تَرک‌ِ لحظه‌هام‌ بشینی‌ ، با من‌ از دنیا جداشی‌ !

مشق‌ِ تاریخ‌

تاریخ‌ُ که‌ ورق‌ زدم‌ ، بغض‌ِ هزارساله‌ شکست‌ !
از دل‌ِ خاکسترِ من‌ ، جرقه‌های‌ تازه‌ جَست‌ !
تاریخ‌ُ که‌ ورق‌ زدم‌ ، دیدم‌ چقدر شادی‌ کمه‌ !
دیدم‌ بهشت‌ِ سبزِ ما ، گاهی‌ مثه‌ جهنمه‌ !
خط‌ُنشون‌ِ کورُش‌ُ ، دیدم‌ روی‌ سینه‌ی‌ سنگ‌ !
مناره‌های‌ جُمجُمه‌ ، سلّاخی‌ِ تیمورِلنگ‌ !
سایه‌ی‌ اسکندرُ مرگ‌ ، چنگیزُ قوم‌ِ سربدار !
دروازه‌های‌ بازِ شهر ، قاصدک‌ِ شترسوار !
تو مشقای‌ تاریخ‌ِ ما ، هیچ‌ دهه‌ی‌ نابی‌ نبود !
تو تقویمای‌ کهنه‌مون‌ ، یه‌ برگ‌ِ آفتابی‌ نبود !
آسمون‌ِ قصه‌ی‌ ما همیشه‌ خاکستری‌ بود !
حافظ‌ِ خسته‌ عشق‌ُ تو سایه‌ی‌ سرنیزه‌ سرود !
گاهی‌ ستاره‌ی‌ غزل‌ ، از قُرُق‌ِ سایه‌ گذشت‌ !
اما بااون‌ ستاره‌ هم‌ برگ‌ِ سیاهی‌ برنگشت‌ !
شب‌ دوباره‌ به‌ اسم‌ِ روز ، رو بوم‌ِ آسمون‌ نِشَست‌ !
همیشه‌ یک‌ نخورده‌ مست‌ ، آینه‌ی‌ خورشیدُ شکست‌ !
همیشه‌ اول‌ِ طلوع‌ ، خورشیدِ قصه‌ کشته‌ شد !
تو این‌ غروب‌ِ کهنه‌ سال‌ ، تاریخ‌ِ ما نوشته‌ شد !
تو مشقای‌ تاریخ‌ِ ما ، هیچ‌ دهه‌ی‌ نابی‌ نبود !
تو تقویمای‌ کهنه‌مون‌ ، یه‌ برگ‌ِ آفتابی‌ نبود !

طلسم‌ِ خواب‌

تو رُ دیدم‌ ! تو رُ دیدم‌ ،
توی‌ پسکوچه‌ی‌ خواب‌ !
من‌ سوارِ اسب‌ِ اَبلَق‌ ،
تو پریزادِ کتاب‌ !
خونه‌مون‌ یه‌ قصرِ مَرمَر ،
وسطش‌ حوض‌ِ بلور !
غول‌ِ شب‌ اسیرِ بطری‌ ،
تَه‌ِ اقیانوس‌ِ دور !
دنیا مُفتم‌ نمی‌ارزه‌ بدون‌ِ طلسم‌ِ خواب‌ !
کاش‌ من‌ُ تو قصه‌ بودیم‌ توی‌ برگای‌ کتاب‌ !
توی‌ خواب‌ نگاه‌ِ تو
چه‌ مهربونه‌ ، خوب‌ِ من‌ !
واسه‌ این‌ دلم‌ می‌خواد ،
تو خواب‌ بمونه‌ ، خوب‌ِ من‌ !
توی‌ خوابم‌ تو رُ دارم‌ ،
این‌ برای‌ من‌ بَسه‌ !
توی‌ رؤیا نفس‌ت‌ ،
با نفسم‌ همنفسه‌ !
دنیا مُفتم‌ نمی‌ارزه‌ بدون‌ِ طلسم‌ِ خواب‌ !
کاش‌ من‌ُ تو قصه‌ بودیم‌ توی‌ برگای‌ کتاب‌ !

کتاب‌ِ ما بسته‌ شده‌ !

وقتی‌ غزل‌ سَر می‌رسه‌ ، حس‌ می‌کنم‌ کنارمی‌ !
حس‌ می‌کنم‌ مثل‌ِ قدیم‌ ، عاشق‌ُ بی‌قرارمی‌ !
وقتی‌ غزل‌ سَر می‌رسه‌ ، حس‌ می‌کنم‌ تو با منی‌ !
حس‌ می‌کنم‌ که‌ اومدی‌ طلسم‌ِ من‌ رُ بشکنی‌ !
اما تو اینجا نمیای‌ ، قصه‌ی‌ ما تموم‌ شده‌ !
تمام‌ِ لحظه‌های‌ تو ، به‌ پای‌ من‌ حروم‌ شده‌ !
خوب‌ می‌دونم‌ ، خوب‌ می‌دونم‌ ،
تو توی‌ خوابم‌ نمیای‌ !
برای‌ خوندن‌ِ یه‌ شعر ،
از این‌ کتابم‌ نمیای‌ !
وقتی‌ که‌ رفتی‌ دل‌ِ من‌ ، اینجوری‌ عاشقت‌ نبود !
شعرای‌ کال‌ِ دفترم‌ ، اون‌ روزا لایقت‌ نبود !
حالا که‌ من‌ برای‌ تو سبد سبد گُل‌ می‌سازم‌ !
برای‌ برگشتن‌ِ تو ، با واژه‌ها پُل‌ می‌سازم‌ !
اون‌ دل‌ِ نارفیق‌ِ تو ، از دل‌ِ من‌ خسته‌ شده‌ !
خوب‌ می‌دونم‌ مدّتی‌ِ کتاب‌ِ ما بسته‌ شده‌ !
خوب‌ می‌دونم‌ ، خوب‌ می‌دونم‌ ،
تو توی‌ خوابم‌ نمیای‌ !
برای‌ خوندن‌ِ یه‌ شعر ،
از این‌ کتابم‌ نمیای‌ !

نامه‌

فال‌ِ اون‌ دخترِ کولی‌ تو خیابون‌ ، یادته‌ ؟
گفت‌ دل‌ِ شیشه‌ییم‌ُ می‌شکنی‌ آسون‌ ، یادته‌ ؟
تو می‌گفتی‌ که‌ دروغه‌ ! ما همیشه‌ با همیم‌ !
لحظه‌ی‌ تلخ‌ِ جدایی‌ِ دلامون‌ ، یادته‌ ؟
حالا هِی‌ نامه‌ها رُ به‌ قاصدکها می‌سپارم‌ !
می‌نویسم‌ که‌ هنوز مثل‌ِ قدیم‌ دوسِت‌ دارم‌ !
قاصدکها توی‌ دست‌ِ باد میرن‌ یه‌ جای‌ دور ،
من‌ تو هَر ترانه‌یی‌ اسمت‌ُ صدبار میارم‌ !
حالا که‌ نامه‌ها رُ گُم‌ می‌کنه‌ نامه‌رسون‌ ،
نازنینم‌ ! به‌ خودت‌ سلام‌ِ ما رُ برسون‌ !
نگو یادت‌ نمیاد اون‌ همه‌ حرفای‌ قشنگ‌ !
نگو تکرار نمیشن‌ خاطره‌های‌ رنگ‌ به‌ رنگ‌ !
حالا من‌ تو هر ترانه‌ می‌شکنم‌ هزار دفه‌ ،
حالا قصه‌مون‌ شده‌ افسانه‌ی‌ ماه‌ُ پلنگ‌ !
تو همیشه‌ دورِ دوری‌ ، من‌ همیشه‌ پابه‌پات‌ !
چشم‌ براه‌ِ دیدنت‌ ، منتظرِ زنگ‌ِ صدات‌ !
هر جای‌ قصه‌ که‌ هستی‌ این‌ حقیقت‌ رُ بدون‌ :
یه‌ نفر تا تَه‌ِ دنیا نامه‌ می‌فرسته‌ برات‌ !
حالا که‌ نامه‌ها رُ گُم‌ می‌کنه‌ نامه‌رسون‌ ،
نازنینم‌ ! به‌ خودت‌ سلام‌ِ ما رُ برسون‌ !

قول‌ای‌ تو !

من‌ دیگه‌ بر نمی‌گردم‌ ، اشکات‌ُ هَدَر نکن‌ !
توی‌ این‌ لحظه‌ی‌ آخر ، دل‌ُ دَر به‌ دَر نکن‌ !
من‌ باید بِرَم‌ ولی‌ ، تو باید اینجا بمونی‌ !
وقت‌ِ دلتنگی‌ بازم‌ ترانه‌هام‌ُ بخونی‌ !
قَدِ یه‌ چش‌ به‌ هم‌ زدن‌ ، قول‌ای‌ تو دَووم‌ نداشت‌ !
دست‌ِ تو حتا یه‌ نهال‌ ، تو گُلدون‌ِ دلم‌ نکاشت‌ !
من‌ مثه‌ آیینه‌ شدم‌ ، تا تو رُ تکرار بکنم‌ !
اما چشای‌ مات‌ِ تو یه‌ آینه‌ رو به‌ روم‌ نذاشت‌ !
من‌ِ ساده‌ فکر می‌کردم‌ که‌ همیشه‌ بامنی‌ !
فکر می‌کردم‌ که‌ میای‌ سایه‌ها رُ پَس‌ می‌زنی‌ !
اما تو به‌ آینه‌ وُ ترانه‌ پُشت‌ِپا زَدی‌ !
اون‌وَرِ حادثه‌ها ، تازه‌ سراغم‌ اومدی‌ !
قَدِ یه‌ چش‌ به‌ هم‌ زدن‌ ، قول‌ای‌ تو دَووم‌ نداشت‌ !
دست‌ِ تو حتا یه‌ نهال‌ ، تو گُلدون‌ِ دلم‌ نکاشت‌ !
من‌ مثه‌ آیینه‌ شدم‌ ، تا تو رُ تکرار بکنم‌ !
اما چشای‌ مات‌ِ تو یه‌ آینه‌ رو به‌ روم‌ نذاشت‌ !

مهتابی‌

نبض‌ِ نفس‌ ، نبض‌ِ صدا ، نبض‌ِ ترانه‌ دستمه‌ !
اما بدون‌ِ بودنت‌ ، هر نفسم‌ شکستمه‌ !
تو از کدوم‌ طایفه‌یی‌ که‌ دریا خونبهای‌ توست‌ ؟
رو جاده‌های‌ پیش‌ِ روم‌ ، همیشه‌ جای‌ پای‌ توست‌ !
نیستی‌ ولی‌ مثل‌ِ چراغ‌ ، راه‌ُ نشون‌میدی‌ به‌ من‌ !
برس‌ به‌ دادِ واژه‌ها ! فاصله‌ها رُ خط‌بزن‌ !
تو یه‌ جون‌پناه‌ِ سبزی‌ ،
توی‌ این‌ روزای‌ زرد !
تن‌ِ تو مهتابی‌ِ ،
میشه‌ تو شب‌ پیدات‌ کرد !
خودت‌ بگو ! خودت‌ بگو ، بعدِ کدوم‌ نفس‌ میای‌ ؟
کجای‌ قصه‌ با کلید سراغ‌ِ این‌ قفس‌ میای‌ ؟
چلچله‌ی‌ کدوم‌ بهار ، پُشت‌ِ خزون‌ُ میشکنه‌ ؟
شاپرک‌ُ شمع‌ِ کدوم‌ خاطره‌ آتیش‌ میزنه‌ ؟
عزیزِ بی‌صدای‌ من‌ ! جواب‌ِ این‌ صدا چیه‌ ؟
بندِ دهن‌بندِ سکوت‌ ، تو دست‌ِ پنهون‌ِ کیه‌ ؟
تو یه‌ جون‌پناه‌ِ سبزی‌ ،
توی‌ این‌ روزای‌ زرد !
تن‌ِ تو مهتابی‌ِ ،
میشه‌ تو شب‌ پیدات‌ کرد !

گریه‌کن‌ !

گریه‌کن‌ دلت‌ سبک‌ شه‌ !
اگه‌ دل‌ مونده‌ تو سینه‌ !
سرت‌ُ بذار رو شونه‌م‌ ،
تنها پیشکشم‌ همینه‌ !
بذار این‌ شونه‌ی‌ نمناک‌ ،
تکیه‌گاه‌ِ گریه‌ باشه‌ !
بذار این‌ خسته‌ بیفته‌ ،
تا شاید دوباره‌ پاشه‌ !
گریه‌کن‌ دلت‌ سبک‌ شه‌ ، من‌ فدای‌ گریه‌هاتم‌ !
تو رُ تنها نمی‌ذارم‌ ، تا همیشه‌ پابه‌پاتم‌ !
زیرِ بارون‌ِ نگاهت‌ ،
غسل‌ِ تعمیدِ ترانه‌س‌ !
میری‌ اما برمی‌گردی‌ ،
این‌ سفر چه‌ عاشقانه‌س‌ !
برو ! من‌ اینجا می‌مونم‌ ،
چش‌ براهتم‌ همیشه‌ !
می‌دونم‌ که‌ برمی‌گردی‌ ،
قصه‌مون‌ تموم‌ نمیشه‌ !
گریه‌کن‌ دلت‌ سبک‌ شه‌ ، من‌ فدای‌ گریه‌هاتم‌ !
تو رُ تنها نمی‌ذارم‌ ، تا همیشه‌ پابه‌پاتم‌ !

من‌ُ بشکن‌ !

من‌ُبشکن‌ ! من‌ُبشکن‌ ! من‌ از آئینه‌ سرشارم‌ !
توی‌ این‌ قاب‌ِ صدپاره‌ ، بازم‌ عکس‌ِ تو رُ دارم‌ !
من‌ُبشکن‌ ! من‌ُبشکن‌ ! صدام‌ از پا نمی‌افته‌ !
بازم‌ تَن‌ می‌زنم‌ از شب‌ ، توی‌ هر شعرِ ناگفته‌ !
من‌ُبشکن‌ اگه‌ شب‌ از هجوم‌ِ واژه‌ غمگینه‌ !
غریوِ انعکاسم‌ من‌ ! صدای‌ آینه‌ اینه‌ !
دوباره‌ من‌ ! دوباره‌من‌ ! ترانه‌سازِ شب‌شکن‌ !
خسته‌ُ لال‌ُ بی‌نفس‌ ، تو این‌ شب‌ِ عربده‌زن‌ !
دوباره‌ پارک‌ِ سوت‌ُکور ، دوباره‌ خاطرات‌ِ دور ،
کنج‌ِ همون‌ نیمکت‌ِ سبز ، بغض‌ِ لگدکوب‌ِ چمن‌ !
ببین‌ ! خورشیدِ بیداری‌ ، همین‌ فانوس‌ِ کم‌نورِ !
چراغ‌ِ روشن‌ِ شعرم‌ ، چقدر از سایه‌ها دوره‌ !
من‌ُبشکن‌ ! من‌ُبشکن‌ ! شکستن‌ عادته‌ اینجا !
غزل‌سازی‌ چه‌ دشواره‌ ، چه‌ مُردن‌ راحته‌ اینجا !
برای‌ خنجرِ کینه‌ ، تو این‌ ظلمت‌ غلافی‌ نیست‌ !
واسه‌ بیداری‌ِ دریا یه‌ موج‌ِ مُرده‌ کافی‌ نیست‌ !
دوباره‌ من‌ ! دوباره‌من‌ ! ترانه‌سازِ شب‌شکن‌ !
خسته‌ُ لال‌ُ بی‌نفس‌ ، تو این‌ شب‌ِ عربده‌زن‌ !
دوباره‌ پارک‌ِ سوت‌ُکور ، دوباره‌ خاطرات‌ِ دور ،
کنج‌ِ همون‌ نیمکت‌ِ سبز ، بغض‌ِ لگدکوب‌ِ چمن‌ !

آوازه‌خون‌ِ ما کجاست‌ ؟

غروبا تو چشم‌ِ مردم‌ ، که‌ دارن‌ می‌رن‌ به‌ خونه‌ ،
یه‌ ترانه‌ هست‌ که‌ هیچوقت‌ ، کسی‌ اون‌ُ نمی‌خونه‌ !
غروبا تو دل‌ِ مردم‌ ، پُرِ از حرف‌ِ نگفته‌ !
قصه‌ی‌ این‌ همه‌ دیوُ ، این‌ همه‌ زیبای‌ خفته‌ !
بگو به‌ جز تو چه‌ کسی‌ رفیق‌ِ بغض‌ِ لحظه‌هاس‌ ؟
میون‌ِ این‌ همه‌ سکوت‌ ، آوازه‌خون‌ِ ما کجاس‌ ؟
چه‌ بی‌حیا می‌چرخن‌ ، عقربه‌های‌ ساعت‌ !
پُشت‌ِ چراغ‌ِ قرمز ، پیر میشن‌ این‌ جماعت‌ !
غروبا تو راه‌ِ خونه‌ ، آدما رُ خوب‌ نگاکن‌ !
واسه‌ دلتنگی‌ِ این‌ شهر ، یه‌ ترانه‌ دست‌ُ پاکن‌ !
کی‌ باید غزل‌ بخونه‌ ، توی‌ بُن‌بَستای‌ بسته‌ ؟
کی‌ باید آینه‌ باشه‌ ، واسه‌ این‌ دلای‌ خسته‌ ؟
بگو به‌ جز تو چه‌ کسی‌ رفیق‌ِ بغض‌ِ لحظه‌هاس‌ ؟
میون‌ِ این‌ همه‌ سکوت‌ ، آوازه‌خون‌ِ ما کجاس‌ ؟
چه‌ بی‌حیا می‌چرخن‌ ، عقربه‌های‌ ساعت‌ !
پُشت‌ِ چراغ‌ِ قرمز ، پیر میشن‌ این‌ جماعت‌ !


barbaroda
بارون‌ ! به‌ رقص‌ِ من‌ ببار ! رَخت‌ِ کویرُ دربیار !
با زخمه‌ی‌ سازم‌ بساز ! ابرِ زلال‌ِ بی‌قرار !
نَم‌نَم‌ ببار از سازِ من‌ ! از روزن‌ِ آوازِ من‌ !
هم‌بغض‌ِ باران‌ سازِ من‌ ! ای‌ کولی‌ِ هم‌رازِ من‌ !
در این‌ سماع‌ِ بی‌مدار !
بر من‌ ببار ! بر من‌ ببار !
تا چرخش‌ِ خون‌ریزِ داس‌ ! در خرمن‌ِ شب‌بو وُ یاس‌ !
ای‌ هم‌صدای‌ بی‌هراس‌ ! من‌ را بپوشان‌ ، بی‌لباس‌ !
در رعدُ برق‌ِ بی‌امان‌ ! در آخرین‌ رنگین‌کمان‌ !
ای‌ زمهریرِ بی‌زمان‌ ! فواره‌شو تا آسمان‌ !
ای‌ آخرین‌ آیینه‌دار !
بر من‌ ببار ! بر من‌ ببار !
در این‌ ضیافت‌های‌ زشت‌ ! با چشمه‌ی‌ شیرِ بهشت‌ !
افسانه‌های‌ تازه‌ را ، دست‌ِ غزل‌سازت‌ نوشت‌ !
من‌ آمدم‌ تا گیس‌ِ تو ! تا گونه‌های‌ خیس‌ِ تو !
تا سفره‌ی‌ بی‌مرزِ عشق‌ ، تا خنجری‌ در دیس‌ِ تو !
ای‌ هم‌نگاه‌ِ ماندگار !
بر من‌ ببار ! بر من‌ ببار !

مردِ قصه‌ها

مردِ غزل‌خون‌ِ شب‌زده‌ام‌ ، حنجره‌م‌ اسیره‌ !
حرف‌ از قدیمای‌ قصه‌ نزن‌ ، دیگه‌ خیلی‌ دیره‌ !
همیشگی‌ِ من‌ ! ستاره‌ی‌ روشن‌ !
تو این‌ کوچه‌ امشب‌ تو با من‌ بمون‌ !
صدای‌ قدیمی‌ ! همیشه‌ صمیمی‌ !
تو این‌ کوچه‌ امشب‌ تو با من‌ بخون‌ !
پهلوون‌ِ قصه‌های‌ موندگار !
توی‌ این‌ کوچه‌ من‌ُ تنها نذار !
بیا تا مثل‌ قدیم‌ ، با ترانه‌ها بریم‌ !
تو سکوت‌ کوچه‌ها دوباره‌ دَم‌ بگیریم‌ !
بیا که‌ دلم‌ برات‌ تنگه‌ هنوز !
تشنه‌ی‌ صدای‌ آهنگه‌ هنوز !
ای‌ همیشه‌ موندنی‌ !
ای‌ همیشه‌ خوندنی‌ !
مردِ مردِ قصه‌ها !
ای‌ صدای‌ بی‌صدا !
دلت‌ از بغض‌ کدوم‌ غصه‌ شکست‌ ؟
که‌ شب‌ِ کوچه‌نشین‌ چشمات‌ُ بست‌ !
تو همیشه‌ سرفرازی‌ !
غم‌ِ این‌ ترانه‌سازی‌ !
همیشه‌ از تو می‌خونه‌ این‌ صدا !
تو سکوت‌ کوچه‌ باغ‌ِ قصه‌ها !
قصه‌ی‌ مرد بزرگی‌ که‌ سَرِش‌ ،
خَم‌ نشد پیش‌ِ هجوم‌ِ غصه‌ها !

عبورِ تو !

منو بی‌صدا نبین‌ ، صدتا ترانه‌ با منه‌ !
تو دل‌ِ هر نفسم‌ صدتا غزل‌ جون‌ می‌کنه‌ !
می‌خوام‌ از عطرِ تن‌ِ تو نفسی‌ تازه‌ کنم‌ !
به‌ سکوت‌ِ شب‌ بگو موقع‌ِ خودشکستنه‌ !
پلکای‌ سنگی‌ِ من‌ وامیشه‌ رو به‌ نورِ تو !
بازم‌ آفتاب‌ می‌گیرم‌ تو سایه‌ی‌ حضورِ تو !
توی‌ چاردیوارِ گریه‌ تو رُ فریاد می‌زنم‌ !
پُشت‌ِ این‌ پنجره‌ام‌ منتظرِ عبورِ تو !
حرفای‌ روشن‌ِ تو حرف‌ِ حساب‌ بود ، شاپرک‌ !
چشمای‌ عاشق‌ِ من‌ اون‌ روزا خواب‌ بود ، شاپرک‌ !
آخرین‌ فصل‌ِ نفس‌ ، فصل‌ِ غروب‌ِ بوسه‌ها ،
فصل‌ِ همدستی‌ِ شاخه‌ وُ طناب‌ بود ، شاپرک‌ !
اگه‌ فکر کنی‌ رسیدی‌ ، تا اَبَد نمی‌رسی‌ !
اگه‌ خوب‌ نباشی‌ به‌ معنی‌ِ بَد نمی‌رسی‌ !
میشی‌ مُرداب‌ اگه‌ این‌ برکه‌ رُ دریا نکنی‌ !
اگه‌ رودخونه‌ نشی‌ به‌ حرف‌ِ سَد نمی‌رسی‌ !
رو به‌ آیینه‌ دعا کن‌ تا برُمبه‌ آسمون‌ !
کاری‌ کن‌ اَبری‌ نشه‌ حال‌ُ هوای‌ قصه‌مون‌ !
من‌ُ با خودت‌ ببر آخرِ این‌ فاصله‌ها ،
اونجا که‌ خسته‌ میشه‌ کبوترِ نامه‌رسون‌ !
حرفای‌ روشن‌ِ تو حرف‌ِ حساب‌ بود ، شاپرک‌ !
چشمای‌ عاشق‌ِ من‌ اون‌ روزا خواب‌ بود ، شاپرک‌ !
آخرین‌ فصل‌ِ نفس‌ ، فصل‌ِ غروب‌ِ بوسه‌ها ،
فصل‌ِ همدستی‌ِ شاخه‌ وُ طناب‌ بود ، شاپرک‌ !

ترانه‌ عاشقانه‌ نیست‌ !

کی‌ میگه‌ مُرده‌ نفس‌ نمی‌کشه‌ ؟
کی‌ میگه‌ نبض‌ِ جَسَد نمی‌زنه‌ ؟
چشمات‌ُ یه‌ دَم‌ به‌ این‌ آینه‌ بدوز ،
ببین‌ این‌ مُرده‌ چقدر شکل‌ِ منه‌ !
من‌ که‌ با هر نفسم‌ دَه‌ تا دریچه‌ وا میشد ،
با صدای‌ زمزمه‌م‌ قُلّه‌ها جابه‌جا میشد ،
حالا خیلی‌ وقته‌ مُردم‌ زیرِ ماسک‌ِ زندگی‌ !
آخ‌ ! اگه‌ دوباره‌ چشمام‌ از قفس‌ رها میشد !
من‌ مثه‌ زلزله‌ام‌ ، شبیه‌ توفان‌ِ طبس‌ !
دَم‌ِ عیسا رُ نمی‌خوام‌ ، تو غروب‌ِ این‌ قفس‌ !
نفس‌ِ منه‌ که‌ قبرستون‌ُ زنده‌ می‌کنه‌ !
من‌ خودم‌ یه‌پّا مسیحم‌ اما بی‌تو ، بی‌نفس‌ !
می‌دونم‌ ، خوب‌ می‌دونم‌ ترانه‌ عاشقانه‌ نیست‌ !
رنگ‌ِ واژه‌های‌ من‌ به‌ رنگ‌ِ این‌ زمانه‌ نیست‌ !
وقتی‌ بین‌ِ مُرده‌ها زندگی‌ رُ صدا کنی‌ ،
دیگه‌ هیشکی‌ گوش‌ به‌ زنگ‌ِ طپش‌ِ ترانه‌ نیست‌ !
تنها با تو میشه‌ از رو سرِ تقویما پَرید !
تنها با تو میشه‌ از عمق‌ِ گلایه‌ قَد کشید !
بی‌تو این‌ حافظه‌ی‌ گریه‌ شُمارُ نمی‌خوام‌ !
بیا ! از تو میشه‌ شعرِ ناب‌ِ زندگی‌ شنید !
من‌ مثه‌ زلزله‌ام‌ ، شبیه‌ توفان‌ِ طبس‌ !
دَم‌ِ عیسا رُ نمی‌خوام‌ ، تو غروب‌ِ این‌ قفس‌ !
نفس‌ِ منه‌ که‌ قبرستون‌ُ زنده‌ می‌کنه‌ !
من‌ خودم‌ یه‌پّا مسیحم‌ اما بی‌تو ، بی‌نفس‌ !

ایران‌، ایران‌

ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! تکرارِ زمستانها !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! تکرارِ زمستانها !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! تاریخ‌ِ شب‌ِیلدا ! تاریخ‌ِ شب‌ِیلدا !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! تکرارِ زمستان‌ها ! تاریخ‌ِ شب‌ِیلدا !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! سرزمین‌ بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! سرزمین‌ بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! مهد دلیران‌ ! مهد دلیران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ای‌ دیار بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ای‌ گستره‌ی‌ پَرپَر ! ای‌ گستره‌ی‌ پَرپَر !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ای‌ گستره‌ی‌ پَرپَر !
از نیزه‌ی‌ چنگیزُ ، از خنجر اسکندر !
از نیزه‌ی‌ چنگیزُ ، از خنجر اسکندر !
سردارِتو بر دارُ ، گمنام‌ِتو نام‌آور ! گمنام‌ِتو نام‌آور !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! گمنام‌ تو نام‌آور !
یاران‌ تو بیدارُ ، سرسلسله‌ات‌ بی‌سر !
یاران‌ تو بیدارُ ، سرسلسله‌ات‌ بی‌سر !
دربندِ زمستانی‌ ! همرنگ‌ِ بهارانی‌ !
دربندِ زمستانی‌ ! همرنگ‌ِ بهارانی‌ !
بعداز شب‌ِ ویرانی‌ ، همواره‌ تو می‌مانی‌ ! همواره‌ تو می‌مانی‌ !
همرنگ‌ِ بهارانی‌ ، همواره‌ تو می‌مانی‌ ! همواره‌ تو می‌مانی‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! سرزمین‌ بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! سرزمین‌ بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! مهد دلیران‌ ! مهد دلیران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ای‌ دیار بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
یاران‌ دلیرت‌ را ، بر بستر خون‌ دیدی‌ ! بر بستر خون‌ دیدی‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! بر بستر خون‌ دیدی‌ !
از حادثه‌ بگذشتی‌ ! از حیله‌ نترسیدی‌ !
از حادثه‌ بگذشتی‌ ! از حیله‌ نترسیدی‌ !
در این‌ شب‌ یلدایی‌ ، بر قله‌ی‌ خورشیدی‌ ! بر قله‌ی‌خورشیدی‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! بر قله‌ی‌ خورشیدی‌ !
آرامش‌ طوفانی‌ ! تو وارث‌ امیدی‌ !
آرامش‌ طوفانی‌ ! تو وارث‌ امیدی‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! سرزمین‌ بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! سرزمین‌ بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! مهد دلیران‌ ! مهد دلیران‌ !
ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ایران‌ ! ای‌ دیار بیداران‌ ! غرقه‌ در خون‌ یاران‌ !

ترجمه‌ی‌ چشمای‌ تو !

چه‌ ضیافت‌ِ غریبی‌ :
من‌ُ گیتارُ ترانه‌ !
جای‌ تو : یه‌ جای‌ خالی‌ !
شعرِ من‌ شعرِ شبانه‌ !
هُرم‌ِ خورشیدی‌ِ چشمات‌ ،
من‌ُ آب‌ کردُ تموم‌ کرد !
لحظه‌ی‌ ناب‌ِ پریدن‌ ،
با یه‌ دیوار روبه‌روم‌ کرد !
گوش‌ بده‌ ! ترانه‌هام‌ ترجمه‌ی‌ چشمای‌ توست‌ !
تو تموم‌ِ قصه‌هام‌ همیشه‌ جای‌ پای‌ توست‌ !
تو ضیافت‌ِ سکوتم‌
تو اگه‌ قدم‌ بذاری‌ ،
می‌بینی‌ از تو شکستم‌
اما تو خبر نداری‌ !
بی‌تو از زمزمه‌ دورم‌ ،
بی‌تو از ترانه‌ عاری‌ !
زخم‌ِ تو : زخم‌ِ همیشه‌ !
اینه‌ تنها یادگاری‌ !
گوش‌ بده‌ ! ترانه‌هام‌ ترجمه‌ی‌ چشمای‌ توست‌ !
تو تموم‌ِ قصه‌هام‌ همیشه‌ جای‌ پای‌ توست‌ !

حراج‌ !

حریف‌ِ طلسم‌ِ خوابم‌ ! من‌ چه‌ بی‌نقابم‌ امشب‌ !
دل‌ بده‌ به‌ این‌ ترانه‌ ! حرف‌ِ صد کتابم‌ امشب‌ !
وقتی‌ دست‌ِ بی‌دریغت‌ ، توی‌ قصه‌ کیمیا شد !
گریه‌ تنها سرپناه‌ِ اَمن‌ِ دلواپسیا شد !
وقتی‌ شونه‌های‌ آواز ، از حضورِ گریه‌ لرزید ،
تازه‌ فهمیدم‌ که‌ عشقت‌ ، به‌ سقوطم‌ نمی‌ارزید !
مثل‌ِ افسانه‌ی‌ طاووس‌ ، سختی‌ِ سفر باهاته‌ !
عُمریه‌ ترانه‌سازت‌ پا به‌ راه‌ِ جاده‌هاته‌ !
من‌ِ ساده‌ به‌ خیالم‌ که‌ سفر تنها علاجه‌ !
ندونستم‌ تو خیابون‌ پَرِ طاووسا حراجه‌ !
می‌تونستم‌ از نگاهت‌ برسم‌ به‌ اوج‌ِ پرواز !
اما تو چشمات‌ُ بستی‌ ، تا بمیره‌ نبض‌ِ آواز !
نمی‌خواستی‌ من‌ بفهمم‌ که‌ شب‌ِ تو بی‌چراغه‌ !
نمی‌خواستی‌ که‌ بدونم‌ جنگلت‌ قدِ یه‌ باغه‌ !
نمی‌خواستی‌ ، نمی‌خواستی‌ ، اما این‌ رسم‌ِ صدا نیست‌ !
غیبت‌ِ چشمای‌ نازت‌ ، مرگ‌ِ این‌ ترانه‌ها نیست‌ !
مثل‌ِ افسانه‌ی‌ طاووس‌ ، سختی‌ِ سفر باهاته‌ !
عُمریه‌ ترانه‌سازت‌ پا به‌ راه‌ِ جاده‌هاته‌ !
من‌ِ ساده‌ به‌ خیالم‌ که‌ سفر تنها علاجه‌ !
ندونستم‌ تو خیابون‌ پَرِ طاووسا حراجه‌ !

به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !

آی‌ ! گُل‌ِیخ‌ ! آی‌ ! گُل‌ِیخ‌ ! زمستونم‌ بارش‌ُ بست‌ !
طلسم‌ِ زمهریرِ شب‌ ، تنها با دست‌ِ تو شکست‌ !
تو یاد دادی‌ به‌ این‌ صدا ، که‌ سَربده‌ ترانه‌ رُ !
تویی‌ که‌ زنده‌ می‌کنی‌ ، شعرای‌ عاشقانه‌ رُ !
از من‌ُ تو گذشت‌ ، عزیز ! به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !
ستاره‌ رو سَرَم‌ بریز ! به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !
آی‌ گُل‌ِیخ‌ ! با تو میشه‌ ، دل‌ به‌ ترانه‌ها سپرد !
با تو میشه‌ ستاره‌ بود ، همیشگی‌ شدُ نمُرد !
وقتی‌ که‌ تو کنارمی‌ ، تازه‌ من‌ُ من‌ می‌بینم‌ !
آفتاب‌ُ مهتاب‌ نمی‌خوام‌ ، این‌ شب‌ُ روشن‌ می‌بینم‌ !
از من‌ُ تو گذشت‌ ، عزیز ! به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !
ستاره‌ رو سَرَم‌ بریز ! به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !
کلید نمی‌خوام‌ ، گُل‌ِیخ‌ ! قفلا با بوسه‌ وامیشن‌ !
وقتی‌ که‌ تو پیش‌ِ منی‌ ، گُم‌ شده‌ها پیدامیشن‌ !
قناری‌ تو کنج‌ِ قفس‌ ، پروازُ معنا می‌کنه‌ !
برای‌ دیوارِ که‌ دست‌ ، پنجره‌ رُ وا می‌کنه‌ !
از من‌ُ تو گذشت‌ ، عزیز ! به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !
ستاره‌ رو سَرَم‌ بریز ! به‌ شب‌ بگو آفتابی‌ شه‌ !

خط‌ِ پایان‌ِ شب‌ !

نازنین‌ ! نگام‌ نکن‌ ! نگاه‌ِ تو ممنوعه‌ !
تو باید بخندی‌ ، اینجا آه‌ِ تو ممنوعه‌ !
حرف‌ِ دریا رُ نزن‌ ، برکه‌ی‌ ما مُردابه‌ !
نرو سمت‌ِ شهرِ رؤیا ، راه‌ِ تو ممنوعه‌ !
توی‌ کوچه‌ها صدای‌ پای‌ تو ممنوعه‌ !
هق‌هق‌ِ ممتدِ گریه‌های‌ تو ممنوعه‌ !
نفسات‌ُ می‌شمارن‌ دقیقه‌های‌ لعنتی‌ ،
این‌ ترانه‌ رُ نخون‌ ! صدای‌ تو ممنوعه‌ !
نازنین‌ ! سکوت‌ِ تو ، صداتر از فریاده‌ !
باخته‌ هرکس‌ که‌ به‌ قانون‌ِ قفس‌ تن‌ داده‌ !
بذار این‌ نابَلَدا سکوت‌ُ فریاد بزنن‌ !
صدای‌ قدیمی‌ِ تو تا اَبَد آزاده‌ !
نازنین‌ ! خیال‌ِ پرواز تو قفس‌ ممنوعه‌ !
نگاکن‌ ! تو شهرِ قصه‌ها نفس‌ ممنوعه‌ !
حتا پُشت‌ِ درِ بسته‌ نمیشه‌ ترانه‌ خوند !
میرغضب‌ داد می‌زنه‌ : «- ترانه‌ بَس‌ ! ممنوعه‌ ! »
تو غروب‌ِ حنجره‌ ، طلوع‌ِ تو ممنوعه‌ !
شب‌ می‌ترسه‌ از صدات‌ ، وقوع‌ِ تو ممنوعه‌ !
سایه‌ها آخرِ خطّن‌ ، آخه‌ خط‌ِ خوندنت‌،
خط‌ِ پایان‌ِ شبه‌ ، شروع‌ِ تو ممنوعه‌!
نازنین‌ ! سکوت‌ِ تو ، صداتر از فریاده‌!
باخته‌ هرکس‌ که‌ به‌ قانون‌ِ قفس‌ تن‌ داده‌!
بذار این‌ نابَلَدا سکوت‌ُ فریاد بزنن‌!
صدای‌ قدیمی‌ِ تو تا اَبَد آزاده‌!

هزارُ یک‌ شب‌

شونه‌ به‌ شونه‌می‌ ولی‌ ، چه‌ دورِ راه‌ِ من‌ُ تو !
این‌ همه‌ دریا فاصله‌س‌ ، بین‌ِ نگاه‌ِ من‌ُ تو !
کنارمی‌ اما دلت‌ ، اونورِ فانوس‌ِ شبه‌ !
من‌ با تو مهربونم‌ُ ، حرف‌ِ تو نیش‌ِ عقربه‌ !
هزارتا شب‌ گذشته‌ از قصه‌ی‌ پُر غصه‌ ی‌ ما !
این‌ آخرین‌ ضیافته‌ ! شهرزادِ بی‌قصه‌ بیا !
عزیزِ من‌ ! ببخش‌ اگه‌ ،
تلخی‌ِ واژه‌ با منه‌ !
دردُ اگه‌ داد بزنم‌ ،
دیوارِ صوتی‌ میشکنه‌ !
بیا تا شام‌ِ آخرُ ، کنارِ هم‌ سحر کنم‌ !
برای‌ فهمیدن‌ِ هم‌ ، یه‌ بار دیگه‌ خطر کنیم‌ !
من‌ نمی‌خوام‌ که‌ مثل‌ِ من‌ ، به‌ آینه‌ نگا کنی‌ !
من‌ با تو باشم‌ ، اما تو ، بازم‌ من‌ُ صدا کنی‌ !
دلم‌ می‌خواد که‌ حرفای‌ ، من‌ رُ بخونی‌ از چشام‌ !
وقتی‌ که‌ آواز می‌خونم‌ ، دل‌ بِدی‌ به‌ بغض‌ِ صِدام‌ !
عزیزِ من‌ ! ببخش‌ اگه‌ ،
تلخی‌ِ واژه‌ با منه‌ !
دردُ اگه‌ داد بزنم‌ ،
دیوارِ صوتی‌ میشکنه‌ !

تو پرنده‌ بودی‌، من‌ سَرو !

زیرِ بارون‌ راه‌ نرفتی‌ ،
تا بفهمی‌ من‌ چی‌ میگم‌ !
تو ندیدی‌ اون‌ نگاه‌ُ ،
تا بفهمی‌ از کی‌ میگم‌ !
چشمای‌ اون‌ زیرِ بارون‌ ،
سرپناه‌ِ اَمن‌ِ من‌ بود !
سایه‌بون‌ِ دِنج‌ِ پلکاش‌ ،
جای‌ خوب‌ِ گُم‌ شدن‌ بود !
تنها شب‌ مونده‌ وُ بارون‌ !
همه‌ی‌ سهم‌ِ من‌ این‌ بود !
تو پرنده‌ بودی‌ ، من‌ سَرو !
ریشه‌هام‌ توی‌ زمین‌ بود !
اگه‌ اون‌ُ دیده‌ بودی‌ ،
با من‌ این‌ شعرُ می‌خوندی‌ !
رو به‌ شب‌ داد می‌کشیدی‌ :
نازنین‌ ! چرا نموندی‌ ؟
حالا زیرِ چترِ بارون‌ ،
بی‌ تو خیس‌ِ خیس‌ِ خیسم‌ !
زیرِ رگبارِ گلایه‌ ،
دارم‌ از تو می‌نویسم‌ !
تنها شب‌ مونده‌ وُ بارون‌ !
همه‌ی‌ سهم‌ِ من‌ این‌ بود !
تو پرنده‌ بودی‌ ، من‌ سَرو !
ریشه‌هام‌ توی‌ زمین‌ بود !

حنجره‌ پُر خنجره‌ !

با تواَم‌ ! آی‌ ! با تواَم‌ ! تویی‌ که‌ بال‌ِ شاپرک‌ ،
هیمه‌ی‌ شعله‌ی‌ تاریک‌ِ شقاوت‌ِ توئه‌ !
با تواَم‌ ! آی‌ ! با تواَم‌ ! تویی‌ که‌ تو فصل‌ِ تگرگ‌ ،
کندن‌ِ برگای‌ باغ‌ِ آینه‌ عادت‌ِ توئه‌ !
حنجره‌ پُر خنجره‌ ، اما هنوز ، میشه‌ از نامَردُمی‌های‌ تو خوند !
میشه‌ این‌ جغدِ سیاه‌ِ وحشی‌ُ ، از سَرِ دیوارِ این‌ خونه‌ پَروند !
با تواَم‌ ! آی‌ ! با تواَم‌ ! داس‌ زبون‌ نفهم‌ِ بَد !
تا کجای‌ باغچه‌ می‌خوای‌گُل‌ُ قصابی‌ کنی‌ ؟
چِلوارِ سیاه‌ت‌ُ نکش‌ رو آسمون‌ِ ما !
چرا می‌خوای‌ سیاه‌ُ جانشین‌ِ آبی‌ کنی‌ ؟
حنجره‌ پُر خنجره‌ ، اما هنوز ، میشه‌ از نامَردُمی‌های‌ تو خوند !
میشه‌ این‌ جغدِ سیاه‌ِ وحشی‌ُ ، از سَرِ دیوارِ این‌ خونه‌ پَروند !
با تواَم‌ ! آی‌ ! با تواَم‌ ! تویی‌ که‌ از صدای‌ من‌ ،
دل‌ِ سنگی‌ت‌ توی‌ گورِ سینه‌ تُندتر می‌زنه‌ !
خط‌ِ قرمز رُ نکش‌ رو تن‌ِ گریه‌های‌ من‌ ،
شیشه‌ی‌ عُمرِ تو رُ همین‌ ترانه‌ می‌شکنه‌ !
حنجره‌ پُر خنجره‌ ، اما هنوز ، میشه‌ از نامَردُمی‌های‌ تو خوند !
میشه‌ این‌ جغدِ سیاه‌ِ وحشی‌ُ ، از سَرِ دیوارِ این‌ خونه‌ پَروند !

یه‌ روز میاد که‌ روز بیاد !

چه‌ خالیه‌ ، چه‌ خالیه‌ حُفره‌ی‌ این‌ حنجره‌ها !
چه‌ تخته‌کوب‌ِ پِلکای‌ بسته‌ی‌ این‌ پنجره‌ها !
چه‌ بی‌صدا ، چه‌ بی‌صدا می‌گذرن‌ این‌ ثانیه‌ها !
دخترک‌ِ شکن‌ شکن‌ ! سراغ‌ِ بغض‌ِ ما بیا !
یواش‌ یواش‌ داریم‌ به‌ این‌ سیاهی‌ عادت‌ می‌کنیم‌ !
تو سفره‌های‌ خالی‌مون‌ ، قاشق‌ُ قسمت‌ می‌کنیم‌ !
نه‌ سکوت‌ علامت‌ِ رضایته‌ !
نه‌ شکایت‌ از سیاهی‌ راحته‌ !
هنوز به‌ دیوارامونه‌ تفنگای‌ پدربزرگ‌ !
اما کسی‌ دل‌ نداره‌ بره‌ پِی‌ِ شکارِ گرگ‌ !
یه‌ روز میاد که‌ روز بیاد ، دنیا رُ هاشور بزنه‌ !
این‌ روزای‌ِ دروغی‌ُ با یه‌ اشاره‌ بشکنه‌ !
یه‌ روز میاد که‌ کوچه‌مون‌ پُر بشه‌ از عبورِ نور !
فواره‌ها قَد بکشن‌ از وسط‌ِ حوض‌ِ بلور !
نه‌ سکوت‌ علامت‌ِ رضایته‌ !
نه‌ شکایت‌ از سیاهی‌ راحته‌ !

خسته‌

خسته‌ام‌ از این‌ من‌ِ بی‌حنجره‌ !
خسته‌ام‌ از پلک‌ِ مَنگ‌ِ پنجره‌ !
خسته‌ام‌ از ظلمت‌ِ این‌ سایه‌ سار !
خسته‌ام‌ از این‌ همه‌ چشم‌ انتظار !
ای‌ طلوع‌ِ ناب‌ِ هر ویرانکده‌ !
ای‌ کلیدِ قفل‌ِ کورِ میکده‌ !
خسته‌ام‌ از این‌ تبارِ شب‌ْزده‌ !
خسته‌ام‌ از مستی‌ِ بی‌عربده‌ !
با تو از تو قصه‌ گفتم‌ ، نازنین‌ !
در شب‌ِ قصه‌ نخفتم‌ ، نازنین‌ !
با تو باید بگذرم‌ از این‌ سکوت‌ ،
من‌ تو را از تو شنفتم‌ ، نازنین‌ !
ای‌ طلوع‌ِ ناب‌ِ هر ویرانکده‌ !
ای‌ کلیدِ قفل‌ِ کورِ میکده‌ !
خسته‌ام‌ از این‌ تبارِ شب‌ْزده‌ !
خسته‌ام‌ از مستی‌ِ بی‌عربده‌ !
باید از این‌ آینه‌ جاری‌ شَوَم‌ !
من‌ نباید در تو تکراری‌ شَوَم‌ !
من‌ به‌ « نه‌ ! » گفتن‌ گذشتم‌ از حصار ،
آه‌ ! اگر دربندِ این‌ « آری‌ ! » شَوَم‌ !
ای‌ طلوع‌ِ ناب‌ِ هر ویرانکده‌ !
ای‌ کلیدِ قفل‌ِ کورِ میکده‌ !
خسته‌ام‌ از این‌ تبارِ شب‌ْزده‌ !
خسته‌ام‌ از مستی‌ِ بی‌عربده‌ !

زیرِ خط‌ِ نقطه‌چین‌

لحظه‌های‌ با تو بودن‌ ، یادمه‌ صحنه‌ به‌ صحنه‌ !
رَختی‌ از ترانه‌ دارم‌ ، واسه‌ این‌ بغض‌ِ برهنه‌ !
فاصله‌ چَن‌تا قدم‌ بود ، نه‌ هزارتا سال‌ِ نوری‌ !
تو نخواستی‌ که‌ بمونی‌ ، حالا نزدیکی‌ُ دوری‌ !
دوری‌ اما پیش‌ِرومی‌ ، ای‌ دلیل‌ِ خوب‌ِ تکرار !
تویی‌ عکس‌ِ برگ‌ِ آخر ، رو تن‌ِ کبودِ دیوار !
ای‌ نفس‌ سازِ همیشه‌ !
با تو بی‌قفس‌ترینم‌ !
بی‌ تو حبسی‌ِ سکوتم‌ ،
زیرِ خط‌ِ نقطه‌چینم‌ !
عطش‌ِ ناب‌ِ یه‌ شعری‌ ، تو تن‌ِ حریص‌ِ دفتر !
غزل‌ِ زخمی‌ِ حافظ‌ ، سطرِ سرخ‌ِ حرف‌ِ آخر !
یه‌ طنین‌ِ ناتمومی‌ ، یه‌ حضورِ ناسروده‌ !
منم‌ آواره‌ی‌ طعم‌ِ ، بوسه‌های‌ ناربوده‌ !
چه‌ پُر آوازه‌ سکوتت‌ ، بعد از این‌ همه‌ ترانه‌ !
خط‌ِ سیرِ یه‌ حریقی‌ ، از جرقّه‌ تا زبانه‌ !
ای‌ نفس‌ سازِ همیشه‌ !
با تو بی‌قفس‌ترینم‌ !
بی‌ تو حبسی‌ِ سکوتم‌ ،
زیرِ خط‌ِ نقطه‌چینم‌ !

دیکته‌ی‌ من‌

بیا همنفس‌ برقصیم‌ ، زیرِ چترِ نورِ مهتاب‌ !
نگو دیره‌ ، نازنینم‌ ! ما باید بپّریم‌ از خواب‌ !
چه‌ غزل‌ْبارِ سکوتت‌ ، پَری‌ِ قشنگ‌ِ آواز !
من‌ُ راه‌ بده‌ به‌ چشمات‌ ، بذار از تو پُر بشم‌ باز !
تا رسیدن‌ به‌ غرورت‌ ، چن‌تا قله‌ مونده‌ ؟ دختر !
داغ‌ِ تو چَن‌ تا صدا رُ مث‌ِ من‌ سوزونده‌ ؟ دختر !
دوباره‌ نقطه‌ سَرِ سطر ،
دیکته‌ی‌ من‌ عطرِ توئه‌ !
نقطه‌ی‌ آخرِ نفس‌ ،
تازه‌ سَرِ سطرِ توئه‌ !
نازنین‌ ! ببین‌ سکوتت‌ ، ختم‌ِ گفتگوی‌ ما نیست‌ !
چشمای‌ تو قصه‌ میگه‌ ، که‌ شب‌ِ ما بی‌صدا نیست‌ !
ببین‌ از بغض‌ِ شکسته‌ ، آستین‌ِ ترانه‌ خیسه‌ !
یه‌ نفر پرنده‌ رُ با رنگ‌ِ قرمز می‌نویسه‌ !
بیا همنفس‌ برقصیم‌ ، تا شب‌ از نفس‌ بیفته‌ !
بیا تا وابشه‌ پلک‌ِ چشمای‌ زیبای‌ خفته‌ !
دوباره‌ نقطه‌ سَرِ سطر ،
دیکته‌ی‌ من‌ عطرِ توئه‌ !
نقطه‌ی‌ آخرِ نفس‌ ،
تازه‌ سَرِ سطرِ توئه‌ !

(ادامه دارد)

دل تنگم
31-03-2008, 01:09
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
31-03-2008, 01:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
31-03-2008, 02:49
کافه‌نادری‌
توی‌ کافه‌ نادری‌ ، کنج‌ِ همون‌ میزِ بلوط‌ ،
دوتا صندلی‌ لهستانی‌ هنوز منتظرن‌ ،
تا من‌ُ تو بشینیم‌ ، گَپ‌ بزنیم‌ مثل‌ِ قدیم‌ ،
شب‌ بشه‌ مشتریا تا آخرین‌ نفر بِرَن‌ !
ما همیشه‌ اولین‌ُ آخرین‌ بودیم‌ ، عزیز !
هم‌ تو تابستون‌ِ داغ‌ ، هم‌ توی‌ پاییزای‌ سرد !
تابلوی‌ « بسته‌ » و « بازِ » پُشت‌ِ شیشه‌ی‌ درُ ،
بعدِ رفتن‌ِ ما اون‌ کافه‌چی‌ وارونه‌ می‌کرد !
چشمک‌ِ ستاره‌ها رُ می‌شمردیم‌ ، یادته‌ ؟
واسه‌ تنهایی‌ِ شب‌ غصه‌ می‌خوردیم‌ ، یادته‌ ؟
من‌ مثه‌ سایه‌ی‌ تو ، تو واسه‌ من‌ مثل‌ِ نفس‌ ،
هردومون‌ برای‌ همدیگه‌ می‌مُردیم‌ ، یادته‌ ؟
دستامون‌ تو دست‌ِ هم‌ ، گُم‌ می‌شدیم‌ تو خواب‌ِ شهر ،
دل‌ِ دیوونه‌ی‌ من‌ هِی‌ قدمات‌ُ می‌شمرد !
کوچه‌ها رُ رَد می‌کردیم‌ تا خیابون‌ِ بزرگ‌ ،
عطرِ ناب‌ِ تو من‌ُ تا آخرِ دنیا می‌بُرد !
حالا تو نیستی‌ُ این‌ کوچه‌ صدام‌ نمی‌زنه‌ !
حالا تو نیستی‌ُ بی‌تو دیگه‌ کافه‌ ، کافه‌ نیست‌ !
دیگه‌ هیچ‌ ستاره‌یی‌ جرأت‌ِ چشمک‌ نداره‌ !
حتا جای‌ تن‌ِ تو رو تن‌ِ این‌ ملافه‌ نیست‌ !
چشمک‌ِ ستاره‌ها رُ می‌شمردیم‌ ، یادته‌ ؟
واسه‌ تنهایی‌ِ شب‌ غصه‌ می‌خوردیم‌ ، یادته‌ ؟
من‌ مثه‌ سایه‌ی‌ تو ، تو واسه‌ من‌ مثل‌ِ نفس‌ ،
هردومون‌ برای‌ همدیگه‌ می‌مُردیم‌ ، یادته‌ ؟

کلاغ‌
یه‌ کلاغ‌ رو نوک‌ِ دیوار داره‌ قارقار می‌کنه‌ !
با صدای‌ قارقارش‌ دِه‌ رُ خبردار می‌کنه‌ !
میگه‌ : « من‌ رنگ‌ِ شبم‌ اما شب‌ُ دوس‌ ندارم‌ ،
این‌ صدای‌ من‌ِ که‌ خورشیدُ بیدار می‌کنه‌ ! »
خروسای‌ دِه‌ِ ما عُمریه‌ بی‌صدا شدن‌ !
انگار از وحشت‌ِ لحظه‌های‌ ما جدا شدن‌ !
دل‌ِ من‌ تنگه‌ از این‌ نِق‌ زدنای‌ کاغذی‌ ،
خروسا جای‌ خدا بنده‌ی‌ کدخدا شدن‌ !
مگه‌ میشه‌ گندم‌ُ تو خاک‌ِ خشک‌ُ تشنه‌ کاشت‌ ؟
مگه‌ میشه‌ این‌ کلاغ‌ِ پَرسیاه‌ُ دوس‌ نداشت‌ ؟
آی‌ کلاغ‌ ! بخون‌ تا ما هم‌ با تو هم‌صدا بشیم‌ !
نمیشه‌ به‌ جای‌ خورشید سه‌ تا نقطه‌چین‌ گذاشت‌ !
آی‌ کلاغ‌ ! بازم‌ بخون‌ از دل‌ِ این‌ شبای‌ تار !
بخون‌ از کدخدای‌ خروس‌کش‌ِ طلایه‌دار !
هیچکسی‌ جای‌ خودش‌ نیست‌ توی‌ این‌ بازارِ شام‌ !
توبخون‌ ، جای‌ خروسا خورشیدُ بیرون‌ بیار !
میدونم‌ گذشته‌هات‌ یه‌ اَبرِ خاکستریه‌ !
می‌دونم‌ به‌ چشم‌ِ شب‌ قارقارِ تو سَرسَریه‌ !
اما خورشید که‌ بیاد چشمارُ روشن‌ میکنه‌ !
دِه‌ مال‌ِ ما میشه‌ ، این‌ کدخدای‌ آخریه‌ !
مگه‌ میشه‌ گندم‌ُ تو خاک‌ِ خشک‌ُ تشنه‌ کاشت‌ ؟
مگه‌ میشه‌ این‌ کلاغ‌ِ پَر سیاه‌ُ دوس‌ نداشت‌ ؟
آی‌ کلاغ‌ ! بخون‌ تا ما هم‌ با تو هم‌صدا بشیم‌ !
نمیشه‌ به‌ جای‌ خورشید سه‌ تا نقطه‌چین‌ گذاشت‌ !

با تو ، تا تو !

یه‌ عطش‌ مونده‌ به‌ دریا !
یه‌ قدم‌ مونده‌ به‌ رؤیا !
یه‌ نفس‌ مونده‌ به‌ آواز !
یه‌ غزل‌ مونده‌ به‌ پرواز !
یه‌ ترانه‌ مونده‌ تا یار !
یه‌ طپش‌ مونده‌ به‌ دیدار !
یه‌ ستاره‌ مونده‌ تا روز !
یه‌ سفر مونده‌ به‌ دیروز !
بگو تا حضور دستات‌ ،
چن‌تا لبریختگی‌ مونده‌ ؟
چن‌تا بغض‌ِ تلخ‌ نشکن‌ ؟
چن‌تا آوازِ نخونده‌ ؟
با تو ، تا تو می‌رسم‌ من‌ !
تا دوباره‌ از تو گفتن‌ !
می‌گذرم‌ از این‌ گذرگاه‌ !
واسه‌ پیدا کردن‌ِ ماه‌ !
واسه‌ کشف‌ِ آخرین‌ زخم‌ !
تا پُل‌ِ معلق‌ِ اَخم‌ !
سر می‌رم‌ تا لب‌ِ بارون‌ !
تا شب‌ِ خیس‌ِ خیابون‌ !
بگو تا حضور بوسه‌ ،
چن‌تا لبریختگی‌ مونده‌ ؟
چن‌تا بغض‌ِ تلخ‌ نشکن‌ ؟
چن‌تا آوازِ نخونده‌ ؟

جای‌ تو خالی‌ !

زودِ زودی‌ ! دیرِ دیرم‌ !
من‌ یه‌ آوازِ اسیرم‌ !
اسیرِ این‌ شب‌ِ پیرم‌ ،
تو مثه‌ ماه‌ِ هلالی‌ ! نازنین‌ ! جای‌ تو خالی‌ !
زیرِ ضربه‌های‌ رگبار !
تشنه‌ام‌ ! تشنه‌ی‌ دیدار !
من‌ُ به‌ خاطره‌ نسپار !
نگو رؤیای‌ محالی‌ ! نازنین‌ ! جای‌ تو خالی‌ !
خیسم‌ از حضورِ بارون‌ !
من‌ُ از سرما نترسون‌ !
توی‌ چلّه‌ی‌ زمستون‌ ،
لحظه‌ی‌ تحویل‌ِ سالی‌ ! نازنین‌ ! جای‌ تو خالی‌ !
بی‌تو گریون‌ ، باتو شادم‌ !
ای‌ علاقه‌ی‌ دَمادَم‌ !
سیب‌ِ جادویی‌ِ آدم‌ ،
مُجرمی‌ اما زلالی‌ ! نازنین‌ ! جای‌ تو خالی‌ !
وقتی‌ بودی‌ زنده‌ بودم‌ !
دل‌ از اینجا کنده‌ بودم‌ !
مثل‌ِ یه‌ پرنده‌ بودم‌ !
حالا تو شکسته‌ بالی‌ ، نازنین‌ ! جای‌ تو خالی‌ !
مثه‌ رقص‌ِ برگ‌ِ زردی‌ !
یه‌ شهاب‌ِ شب‌ْنَوَردی‌ !
خواب‌ دیدم‌ که‌ برمی‌گردی‌ !
توی‌ کنج‌ِ خوش‌خیالی‌ ، نازنین‌ ! جای‌ تو خالی‌ !

دلم‌ می‌خواد بارون‌ بیاد

دلم‌ می‌خواد بارون‌ بیاد ، شیشه‌ی‌ شب‌ رُ پاک‌ کنه‌ !
دیوِ سیاه‌ِ غصه‌ رُ ، تو قطره‌هاش‌ هلاک‌ کنه‌ !
دلم‌ می‌خواد بارون‌ بیاد ، ناودون‌ُ نونَوار کنه‌ !
کلاغ‌ِ پیرِ خونه‌ رُ ، چلچله‌ی‌ بهار کنه‌ !
دلم‌ می‌خواد بارون‌ بیاد ، تا تو رُ همراش‌ بیاره‌ !
دستای‌ نازنین‌ت‌ُ تو دستای‌ من‌ بذاره‌ !
وقتی‌ بارون‌ می‌زنه‌ دلم‌ می‌خواد چترِ تو وا شه‌ !
این‌ کوچه‌ بازم‌ پُر از صدای‌ پای‌ ما شه‌ !
وقتی‌ بارون‌ می‌زنه‌ دلم‌ می‌خواد که‌ سرپناهم‌ ،
سقف‌ِ آبی‌ِ روسری‌ِ خیس‌ِ تو باشه‌ !
دلم‌ می‌خواد با همدیگه‌ ، برگای‌ باغ‌ُ بشماریم‌ !
تو دل‌ِ هر خط‌ُ خبر ، چهل‌ کلاغ‌ُ بشماریم‌ !
دلم‌ می‌خواد که‌ خطّای‌ صورت‌ِ آینه‌ کم‌ بشه‌ !
سَرزدن‌ِ ترانه‌ها ، دوباره‌ دَم‌ به‌ دَم‌ بشه‌ !
دلم‌ نمی‌خواد پُل‌ِ ما ، نامه‌ی‌ پنهونی‌ بشه‌ !
می‌خوام‌ هوای‌ کوچه‌مون‌ ، دوباره‌ بارونی‌ بشه‌ !
وقتی‌ بارون‌ می‌زنه‌ دلم‌ می‌خواد چترِ تو وا شه‌ !
این‌ کوچه‌ بازم‌ پُر از صدای‌ پای‌ ما شه‌ !
وقتی‌ بارون‌ می‌زنه‌ دلم‌ می‌خواد که‌ سرپناهم‌ ،
سقف‌ِ آبی‌ِ روسری‌ِ خیس‌ِ تو باشه‌ !

به‌ تو نمیشه‌ راس‌ نگفت‌ !

بازم‌ دارم‌ بچه‌ میشم‌ ، مثل‌ِ قدیمای‌ قدیم‌ !
مثل‌ِ همون‌ روزی‌ که‌ ما ، به‌ این‌ محلّه‌ اومدیم‌ !
دوره‌ی‌ هَف‌ سنگ‌ُ سه‌قاپ‌ ، دوره‌ی‌ شوت‌ یه‌ ضرب‌ُ گُل‌ !
رقص‌ِ عزیزِ تیله‌ها ، طلوع‌ِ هَف‌ رنگ‌ِ یه‌ پُل‌ !
آخ‌ ! اگه‌ تو مونده‌ بودی‌ ، دنیا یه‌ جورِ دیگه‌ بود !
کوچه‌ به‌ اون‌ قشنگی‌ که‌ ، همین‌ ترانه‌ میگه‌ بود !
تنهاتر از همیشه‌ام‌ ، به‌ تو نمیشه‌ راس‌ نگفت‌ !
نمیشه‌ این‌ حقیقت‌ُ ، راحت‌ُ بی‌هراس‌ نگفت‌ !
تنهاتر از همیشه‌ام‌ ، از نفس‌ افتاده‌ترین‌ !
بچه‌ی‌ بچه‌ام‌ هنوز ، ساده‌ترین‌ ! ساده‌ترین‌ !
آخ‌ ! اگه‌ تو مونده‌ بودی‌ ، دنیا یه‌ جورِ دیگه‌ بود !
کوچه‌ به‌ اون‌ قشنگی‌ که‌ ، همین‌ ترانه‌ میگه‌ بود !
رفتی‌ُ بی‌تو کوچه‌ اون‌ کوچه‌ی‌ آشنا نشد !
بی‌تو محلمون‌ پُر از صدای‌ بچه‌ها نشد !
تنها منم‌ که‌ کوچه‌ رُ مثل‌ِ قدیما دوس‌ دارم‌ !
منم‌ که‌ چارشنبه‌سوری‌ ، فشفشه‌ بیرون‌ میارم‌ !
آخ‌ ! اگه‌ تو مونده‌ بودی‌ ، دنیا یه‌ جورِ دیگه‌ بود !
کوچه‌ به‌ اون‌ قشنگی‌ که‌ ، همین‌ ترانه‌ میگه‌ بود !

وارث‌

شب‌ به‌ شب‌ راضی‌ِ اینجا ، چه‌ ترانه‌ بی‌فروغه‌ !
همیشه‌ رازِ حقیقت‌ ، پُشت‌ِ پرده‌ی‌ دروغه‌ !
همیشه‌ رو به‌ غروبن‌ ، این‌ جماعت‌ِ رَجَزخون‌ !
صداشون‌ پُر از سکوته‌ ، حوض‌ِ قصه‌شون‌ پُر از خون‌ !
اما من‌ وارث‌ِ نورم‌ ، کهکشون‌ توی‌ چشامه‌ !
صدتا خورشیدِ دوباره‌ ، توی‌ وسعت‌ِ صدامه‌ !
این‌ جماعت‌ هنوز تو خواب‌ ،
دنیا رُ بیدار می‌بینن‌ !
الاغ‌ِ لَنگ‌ِ قصه‌ رُ
یه‌ اسب‌ِ بالدار می‌بینن‌ !
انگار از تمام‌ِ قصه‌ ، سهم‌ِ من‌ تیغ‌ِ بَلا بود !
توی‌ شهرِ نون‌نخورده‌ ، گنبدا جنس‌ِ طلا بود !
اما من‌ آینه‌دارم‌ ! ای‌ نفس‌کش‌ِ نفس‌کش‌ !
من‌ از این‌ خونه‌ نمی‌رم‌ ! تو بایدبری‌ ! سفر خوش‌ !
منو تو کوچه‌ نشون‌کن‌ ! مرگ‌ِ من‌ مرگ‌ِ صدا نیست‌ !
جای‌ خالی‌ِ حضورم‌ ، غیبت‌ِ ترانه‌ها نیست‌ !
این‌ جماعت‌ هنوز تو خواب‌ ،
دنیا رُ بیدار می‌بینن‌ !
الاغ‌ِ لَنگ‌ِ قصه‌ رُ
یه‌ اسب‌ِ بالدار می‌بینن‌ !

نگاه‌ِ برفی‌

پیش‌ِ نگاه‌ِ سردت‌ ،
دست‌ و دلم‌ می‌لرزه‌ !
سردی‌ِ این‌ زمستون‌ ،
به‌ دیدنت‌ می‌اَرزه‌ !
یخ‌ می‌زنه‌ وجودم‌ ،
پیش‌ نگاه‌ِ سردت‌ !
غزال‌ِ پُر غروری‌ ،
نمی‌رسم‌ به‌ گَردت‌ !
خاتون‌ِ سردِ قصه‌ !
با من‌ می‌مونی‌ یا نه‌ ؟
کتاب‌ِ روزگارُ ،
با من‌ می‌خونی‌ یا نه‌ ؟
تو اون‌ نگاه‌ِ برفی‌ ،
قُطب‌ِ شمال‌ نشسته‌ !
بگو که‌ فصل‌ِ سردُ ،
تحویل‌ِ سال‌ شکسته‌ !
بیا وُ مهربون‌ باش‌ !
یخ‌ِ دلت‌ رُ آب‌ کن‌ !
نگاهت‌ُ جواب‌ِ ،
سوال‌ِ بی‌جواب‌ کن‌ !
خاتون‌ِ سردِ قصه‌ !
با من‌ می‌مونی‌ یا نه‌ ؟
کتاب‌ِ روزگارُ ،
با من‌ می‌خونی‌ یا نه‌ ؟

آزادی

صدای‌ جیغ‌ِ درِ زندان‌ِ شهر ، پُشت‌ِ هر آدمی‌ رُ می‌لرزونه‌ !
پهلوون‌ پنبه‌های‌ نفس‌کش‌ُ ، حتا از فکرِ نفس‌ می‌ترسونه‌ !
اما مردِ تنهای‌ قصه‌ی‌ ما ، یه‌ اسیرِ روزُ شب‌ شمرده‌ نیست‌ !
این‌دفه‌ اون‌ کسی‌ که‌ رها میشه‌ ، توی‌ آمبولانس‌ِ حمل‌ِ مُرده‌نیست‌ !
کت‌ و شلوارِ سیاه‌ِ مخملی‌ش‌ ، نوی‌ِنو ، اما مال‌ِ سی‌سال‌ِ پیش‌ !
موها ش‌ُ پیرهنشم‌ هردو سفید ، صورتش‌ شیش‌ تیغه‌ وُ بدون‌ِ ریش‌ !
تو چشاش‌ سی‌تا زمستون‌ِ سیاه‌ ، تو دلش‌ هزارتا زخم‌ِ بی‌دَوا !
صدای‌ پاشنه‌ی‌ کفشش‌ رو زمین‌ ، می‌پیچه‌ توی‌ سکوت‌ِ کوچه‌ها !
پهلوونای‌ شیشه‌یی‌ ! دشنه‌تون‌ُ غلاف‌ کنین‌ !
باید حسابتون‌ُ با قیصرِ قصه‌ صاف‌ کنین‌ !
زندونیای‌ شهرِ درد ! دستای‌ بسته‌تون‌ رهاس‌ !
نگاه‌کنین‌ ! یکه‌بزن‌ دوباره‌ توی‌ کوچه‌هاس‌ !
اومده‌ تا دوباره‌ مثل‌ِ قدیم‌ ، تن‌نَده‌ به‌ سایه‌های‌ نارفیق‌ !
تنها یادگارِ مردونگیاش‌ ، اثرِ کهنه‌ی‌ یک‌ زخم‌ِ عمیق‌ !
می‌دونه‌ توی‌ یکی‌ از خونه‌ها ، دخترِ قصه‌ هنوز منتظره‌ ،
تا صدای‌ پای‌ اون‌ُ بشنوه‌ ، پابه‌پاش‌ تا تَه‌ِ حادثه‌ بره‌ !
یه‌دونه‌ دشنه‌ی‌ زنجانی‌ هنوز ، توی‌ یک‌ جیب‌ِ کتش‌ برق‌ می‌زنه‌ !
هنوزم‌ هیشکی‌ حریفش‌ نمیشه‌ ، هنوزم‌ فکرِ قفس‌ شکستنه‌ !
قیصرِ خسته‌ میره‌ سمت‌ِ جنوب‌ ، سمت‌ِ اون‌ کوچه‌های‌ همیشه‌ خوب‌ !
سایه‌ها پُشت‌ِ سَرش‌ قَد می‌کشن‌ ، توی‌ نورِ قرمزِ تَنگ‌ِ غروب‌ !
سایه‌های‌ عربده‌زن‌ ! قیصرِ قصه‌ها رهاس‌ !
خدا بیامرزه‌تِتون‌ ! وقت‌ِ شروع‌ِ ماجراس‌ !
زندونیای‌ شهرِ درد ! قاصدکم‌ خوش‌ خبره‌ !
نگاه‌کنین‌ ! تو کوچه‌ها ، پاشنه‌کشون‌ِ قیصره‌ !

قصه‌ی‌ ما

قصه‌نویس‌ ! قصه‌نویس‌ ! هِق‌هِق‌ِ ما رُ بنویس‌ !
آینه‌بین‌ تویی‌ ! بخون‌ دردُ از این‌ چشمای‌ خیس‌ !
بگو شنل‌قرمزی‌ رُ گُرگه‌ کجای‌ قصه‌ خورد ؟
بگو ! بگو حسن‌کچل‌ ، کجای‌ این‌ ترانه‌ مُرد ؟
سیب‌ِ طلا پیشکش‌ِ تو ، باقی‌ِ قصه‌ رُ بگو !
به‌ شهرِ آفتاب‌ می‌رسن‌ ، گردنه‌های‌ تو به‌ تو ؟
قصه‌ی‌ ما صدا نداشت‌ !
اول‌ُ انتها نداشت‌ !
آسمون‌ِ سُربی‌ِشب‌ ،
برای‌ ستاره‌ جا نداشت‌ !
قصه‌نویس‌ ! تو قصه‌مون‌ بَرده‌ها کی‌ رها میشن‌ ؟
دروازه‌های‌ مُهرُموم‌ ، کجای‌ قصه‌ وا میشن‌ ؟
جونم‌ به‌ لَب‌ رسید از این‌ قصه‌های‌ سردِ سیاه‌ !
خسته‌ شدم‌ از این‌ شب‌ِ مُداوم‌ِ بدون‌ِ ماه‌ !
بگو کجای‌ ماجرا غوله‌ می‌افته‌ از نفس‌ ؟
ماهی‌ِ کوچیک‌ِ سیاه‌ ، تا کی‌ می‌مونه‌ تو قفس‌ ؟
قصه‌ی‌ ما هرچی‌ که‌ بود ،
ترانه‌ کم‌ داشت‌ ، نه‌ سرود !
یه‌ روز به‌ دریا می‌رسه‌ ،
ماهی‌ِ بی‌ قرارِ رود !

بهارِ زرد

این‌ تلفن‌ خراب‌ نیست‌ ، تو معرفت‌ نداری‌ !
نامه‌ها بی‌جواب‌ نیست‌ ، تو معرفت‌ نداری‌ !
راه‌ِ من‌ُ تو دور نیست‌ ، تو از ترانه‌ دوری‌ !
کوچه‌ها بی‌عبور نیست‌ ، تویی‌ که‌ سوت‌ُ کوری‌ !
تو بی‌صداترینی‌ ، من‌ از ترانه‌ لبریز !
تو یه‌ بهارِ زردی‌ ، من‌ گُل‌ِ سرخ‌ِ پاییز !
سیبای‌ باغمون‌ُ ،
دیوای‌ قصه‌ خوردن‌ !
انگاری‌ توی‌ این‌ شهر ،
نامه‌رسونا مُردن‌ !
حتا خبر ندارم‌ ، کجای‌ این‌ سکوتی‌ !
شاپرک‌ِ رهایی‌ ، یا شام‌ِ عنکبوتی‌ !
حیف‌ِ نگاه‌ِ خیسم‌ ! حیف‌ِ همین‌ ترانه‌ !
حیف‌ِ حروف‌ِ پاک‌ِ این‌ همه‌ عاشقانه‌ !
تو بی‌صداترینی‌ ، من‌ از ترانه‌ لبریز !
تو یه‌ بهارِ زردی‌ ، من‌ گُل‌ِ سرخ‌ِ پاییز !
سیبای‌ باغمون‌ُ ،
دیوای‌ قصه‌ خوردن‌ !
انگاری‌ توی‌ این‌ شهر ،
نامه‌رسونا مُردن‌ !

اسم‌ِ تو جُرمه‌ !

غول‌ِ قشنگ‌ِ واژه‌ها ! پلکای‌ آبیت‌ُ کی‌ بست‌ ؟
سنگ‌ِ کدوم‌ سایه‌نشین‌ ، شیشه‌ی‌ عُمرت‌ُ شکست‌ ؟
از کی‌ بپرسم‌ اسم‌ِ اون‌ قاتل‌ِ سرسپرده‌ رُ ،
وقتی‌ نشسته‌ روبه‌روم‌ این‌ شب‌ِ تیرکمون‌ به‌ دست‌ !
اما تو زنده‌یی‌ ، عزیز ! تو هر صدا ، تو هر نفس‌ !
تو دل‌ِ هر کبوتری‌ ، وقت‌ِ شکستن‌ِ قفس‌ !
پنجره‌های‌ بسته‌مون‌ ، وا میشه‌ با ترانه‌هات‌ !
برای‌ بیداری‌ِ ما ، یه‌ شعرِ کوتاه‌ِ تو بَس‌ !
رفتن‌ِ تو اومدنه‌ به‌ شهرِ جاودانگی‌ !
رمزِ طلوع‌ِ تازه‌یی‌ ، تو این‌ ظلام‌ِ خانگی‌ !
اسم‌ِ تو جُرمه‌ ، نازنین‌ ! تو این‌ شبای‌ خط‌ خطی‌ !
صدای‌ تو یه‌ حادثه‌س‌ ! یه‌ اتفاق‌ِ قیمتی‌ !
شب‌ داره‌ پوس‌ میندازه‌ باز ، اما ما گول‌ نمی‌خوریم‌ !
هنوز دارن‌ زارمی‌زنن‌ اون‌ پریای‌ پاپتی‌ !
برای‌ خندوندنشون‌ ، سایه‌م‌ُ آتیش‌ می‌زنم‌ !
این‌ قُرُق‌ُ با مشعل‌ِ سرخ‌ِ ترانه‌ می‌شکنم‌ !
عکس‌ِ تو رُ قاب‌ می‌گیرم‌ رو آسمون‌ِ قصه‌مون‌ !
به‌ شب‌ بگو از این‌ به‌ بعد ، یاغی‌ِ بی‌حیا منم‌ !

رفتن‌ِ تو اومدنه‌ به‌ شهرِ جاودانگی‌ !
رمزِ طلوع‌ِ تازه‌یی‌ ، تو این‌ ظلام‌ِ خانگی‌ !

اُرکیده‌ی‌ وحشی‌ِ من‌ !

اُرکیده‌ی‌ وحشی‌ِ من‌ ! از دل‌ِ واژه‌ قَدبکش‌ !
با تن‌ِ من‌ مقابل‌ِ سیل‌ِ شبانه‌ سَدبکش‌ !
با اون‌ نگاه‌ِ شعله‌بار ، رو تن‌ِ بایرَم‌ ببار !
حریرِ نورُ رو سرِ این‌ شب‌ِ نابَلَد بکش‌ !
غنچه‌ی‌ اُرکیده‌ ! گُلبانوی‌ خواب‌ !
یک‌ ترانه‌ بر غروب‌ِ من‌ بتاب‌ !
پیله‌ی‌ دلواپسی‌ رُ پاره‌کن‌ !
سر بزن‌ تا این‌ طلوع‌ِ بی‌حجاب‌ !
اُرکیده‌ی‌ وحشی‌ِ من‌ ! بِرس‌ به‌ دادِ این‌ صدا !
تویی‌ که‌ سوسو می‌زنی‌ ، تو شب‌ِ این‌ ترانه‌ها !
تویی‌ که‌ عطرِ مخملی‌ت‌ ، قلبم‌ُ جادو می‌کنه‌ !
ببین‌ ! کمین‌نشسته‌ام‌ ، منتظرِ صدای‌ پا !
غنچه‌ی‌ اُرکیده‌ ! گُلبانوی‌ خواب‌ !
یک‌ ترانه‌ بر غروب‌ِ من‌ بتاب‌ !
پیله‌ی‌ دلواپسی‌ رُ پاره‌کن‌ !
سر بزن‌ تا این‌ طلوع‌ِ بی‌حجاب‌ !
منو ببین‌ ! منو ببین‌ ! تا قصه‌ دیدنی‌ بشه‌ !
منو بخون‌ تا شعرِ من‌ ، شعرِ شنیدنی‌ بشه‌ !
تو مثل‌ِ یک‌ حادثه‌ای‌ ، تو این‌ ضیافت‌ِ زلال‌ !
بیا که‌ این‌ حادثه‌ام‌ ، به‌ جون‌ خریدنی‌ بشه‌ !
غنچه‌ی‌ اُرکیده‌ ! گُلبانوی‌ خواب‌ !
یک‌ ترانه‌ بر غروب‌ِ من‌ بتاب‌ !
پیله‌ی‌ دلواپسی‌ رُ پاره‌کن‌ !
سر بزن‌ تا این‌ طلوع‌ِ بی‌حجاب‌ !

ترانه‌ی‌ انتحار

راه‌ می‌رم‌ تا نرسم‌ ! با من‌ بیا !
تشنه‌ی‌ یه‌ جرعه‌ سَم‌ ! با من‌ بیا !
واسه‌ گُم‌ کردن‌ِ نام‌ ، با من‌ بیا !
تا رسیدن‌ به‌ ظلام‌ ، با من‌ بیا !
با من‌ بیا که‌ دَس‌ به‌ دَس‌ ،
تا آخرِ دنیا بریم‌ !
بیا از این‌ دامنه‌ی‌ ،
سیاه‌ِ بی‌رؤیا بریم‌ !
واسه‌ آخرین‌ سفر ، با من‌ بیا !
تادَم‌ِ پیچ‌ِ خطر ، با من‌ بیا !
تا دمیدن‌ِ غروب‌ ، با من‌ بیا !
تا یه‌ انتحارِ خوب‌ ، با من‌ بیا !
با من‌ بیا که‌ دَس‌ به‌ دَس‌ ،
تا آخرِ دنیا بریم‌ !
بیا از این‌ دامنه‌ی‌ ،
سیاه‌ِ بی‌رؤیا بریم‌ !

دریا رفیقمون‌ بود !

بسترِ داغ‌ِ ماسه‌ ، بادبزن‌ِ حصیری‌ !
دریا پُر از ستاره‌ ، هزارتا راه‌ِ شیری‌ !
خزر دوباره‌ داغه‌ ، مثل‌ِ تن‌ِ تو ، بانو !
چَن‌تا بهار گذشت‌ از گُم‌ شدن‌ِ تو ، بانو !
دریا رفیقمون‌ بود ، تو اون‌ روزای‌ روشن‌ !
نه‌ شب‌ بودُ نه‌ ظلمت‌ ، دریا بودُ توُ من‌ !
دریا من‌ُ صدا بزن‌ ،
تا گُم‌ بشم‌ تو موج‌ِ تو !
بذار از عمق‌ِ گریه‌ها ،
پُل‌ بزنم‌ به‌ اوج‌ِ تو !
برای‌ با تو بودن‌ ، دل‌ می‌زنم‌ به‌ دریا !
می‌رم‌ تا عمق‌ِ آبی‌ ، آخرِ راه‌ِ رؤیا !
تو آخرین‌ ترانه‌ ، منتظرت‌ می‌مونم‌ !
بازم‌ مثه‌ گذشته‌ ، هم‌نفست‌ می‌خونم‌ !
دریا رفیقمون‌ بود ، تو اون‌ روزای‌ روشن‌ !
نه‌ شب‌ بودُ نه‌ ظلمت‌ ، دریا بودُ توُ من‌ !
دریا من‌ُ صدا بزن‌ ،
تا گُم‌ بشم‌ تو موج‌ِ تو !
بذار از عمق‌ِ گریه‌ها ،
پُل‌ بزنم‌ به‌ اوج‌ِ تو !

سپرِ هراس‌ من‌ !

یه‌ نفر بین‌ دو آینه‌س‌ ، که‌ خودش‌ رُ دوس‌ نداره‌ !
دنبال‌ِ یه‌ اسم‌ِ تازه‌س‌ ، یه‌ شکفتن‌ِ دوباره‌ !
یه‌ نفر بین‌ِ دو آینه‌س‌ ، صورتش‌ براش‌ نقابه‌ !
خنده‌هاش‌ براش‌ غریبه‌س‌ ، غصه‌هاش‌ صدتا کتابه‌ !
نگاکن‌ ! طنین‌ِ آینه‌ ، نبض‌ِ انعکاس‌ِ من‌ نیست‌ !
پیرهن‌ِ سرخ‌ِ ترانه‌ ، سپرِ هراس‌ِ من‌ نیست‌ !
یه‌ نفر بین‌ِ دو آینه‌ داره‌ فریاد می‌زنه‌ !
میگه‌ جادوی‌ شب‌ُ کدوم‌ ترانه‌ میشکنه‌ ؟
من‌ُ از پیله‌ رها کن‌ ! آینه‌ شکستنی‌ نیست‌ !
بگو به‌ کویرِ سُربی‌ ، راه‌ِ دریا بستنی‌ نیست‌ !
نمیشه‌ جاده‌ی‌ موج‌ُ ، با ستون‌ِ ماسه‌ سَد کرد !
باید این‌ خاطره‌ها رُ ، از پُل‌ِ ترانه‌ رَد کرد !
باید از ستاره‌ پرسید ، رمزِ بیداری‌ِ نورُ !
باید از ترانه‌ پُر کرد ، کوچه‌های‌ سوت‌ُ کورُ !
یه‌ نفر بین‌ِ دو آینه‌ داره‌ فریاد می‌زنه‌ !
میگه‌ جادوی‌ شب‌ُ کدوم‌ ترانه‌ میشکنه‌ ؟

عروج‌ِ بی‌علاج‌

سقف‌ِ اتاق‌ پایین‌ میاد یا من‌ دارم‌ بالا میرم‌ ؟
یه‌ عُمرِ منتظر بودم‌ ، حالا میرم‌ ! حالا میرم‌ !
میگن‌ که‌ پُشت‌ِ این‌ نفس‌ ، یه‌ باغ‌ِ سبزِ خوشگله‌ !
قصه‌ رُ باور می‌کنم‌ ، اگر چه‌ خیلی‌ مُشکله‌ !
دلم‌ خوش‌ِ که‌ توی‌ باغ‌ ، نشستی‌ پای‌ یک‌ درخت‌ !
منتظرِ منی‌ هنوز ، دخترِ نازِ تیره‌بخت‌ !
دلم‌ خوش‌ِ که‌ لااقل‌ ، تنهاییمون‌ مال‌ِ همه‌ !
خنده‌هامون‌ بغل‌بغل‌ ، گریه‌هامون‌ خیلی‌ کمه‌ !
خواب‌ِ همیشگی‌ِ من‌ !
شروع‌ِ بیداری‌ِ تو !
بیا ! دلم‌ خسته‌ شد از ،
خوابای‌ تکراری‌ِ تو !
با این‌ خیالا تَن‌ میدم‌ ، به‌ این‌ عروج‌ِ لاعلاج‌ !
اونجا ما فواره‌ می‌شیم‌ ، تو حوضی‌ از بلورُ عاج‌ !
اما اگه‌ چشمای‌ تو ، منتظرِ من‌ نباشه‌ ،
اگه‌ دوباره‌ سهم‌ِ من‌ ، گریه‌ی‌ بی‌صدا باشه‌ ،
اون‌ باغ‌ِ سبزُ نمی‌خوام‌ ، بی‌تو بَرام‌ خیلی‌ کمه‌ !
بدون‌ِ تو حتا بهشت‌ ، بَرام‌ مثه‌ جهنمه‌ !
اگه‌ تو اونجا نباشی‌ ، باز می‌رسم‌ اول‌ِ سطر !
اول‌ِ سطرِ اسم‌ِ تو ، دخترِ بابونه‌ وُ عطر !
خواب‌ِ همیشگی‌ِ من‌ !
شروع‌ِ بیداری‌ِ تو !
بیا ! دلم‌ خسته‌ شد از ،
خوابای‌ تکراری‌ِ تو !

جام‌ِ نهان‌ نما

همنفسم‌ ! همقفسم‌ ! خسته‌تر از ترانه‌ام‌ !
لال‌ُ کمین‌ نشسته‌ی‌ یک‌ غزل‌ِ شبانه‌ام‌ !
کوچه‌نشین‌ُ پرسه‌گرد ، تا طپش‌ِ دشنه‌ وُ درد ،
در صف‌ِ اجباری‌ِ این‌ حراج‌ِ تازیانه‌ام‌ !
می‌روم‌ُ نمی‌رسم‌ به‌ اوج‌ِ سقف‌ِ بی‌ستون‌ !
تیشه‌ به‌ ریشه‌ می‌زنم‌ ، تا دل‌ِ فواره‌ی‌ خون‌ !
تیشه‌ی‌ فرهادی‌ِ من‌ ! دل‌ دل‌ِ آزادی‌ِ من‌ !
بگو به‌ قله‌ می‌رسم‌ از این‌ گذرگاه‌ِ جنون‌ ؟
به‌ من‌ بگو به‌ باغ‌ِ ما چگونه‌ چیره‌ شد خزان‌ ؟
که‌ این‌ حریق‌ِ بی‌حیا شراره‌ زد به‌ جانمان‌ !
تشنه‌تراز همیشه‌ام‌ ! جام‌ِنهان‌نما کجاست‌ ؟
هق‌هق‌ِ بی‌دروغ‌ِ من‌ ، خنده‌ی‌ بی‌ریا کجاست‌ ؟
از پی‌ِ کشف‌ِ آینه‌ واژه‌ به‌ واژه‌ می‌روم‌ ،
با من‌ِ خود غریبه‌ام‌ ، آن‌ من‌ِ آشنا کجاست‌ ؟
من‌ که‌ از این‌ گریه‌ پُلی‌ به‌ سحرُ جادو نزدم‌ ،
پیش‌ِ حضورِ مُمتدِ حادثه‌ زانو نزدم‌ ،
در این‌ ظلام‌ِ توبه‌تو ، جُرم‌ِ مرا به‌ من‌ بگو !
من‌ که‌ تلنگُری‌ به‌ این‌ بغض‌ِ غزلگو نزدم‌ !
به‌ من‌ بگو به‌ باغ‌ِ ما چگونه‌ چیره‌ شد خزان‌ ؟
که‌ این‌ حریق‌ِ بی‌حیا شراره‌ زد به‌ جانمان‌ !

غیرِمجاز

تو کی‌ هستی‌ که‌ نگاهت‌ مثه‌ قصه‌ پُرِ رازه‌ ؟
تو کی‌ هستی‌ که‌ تو این‌ شب‌ ، نفس‌ت‌ غیرِمجازه‌ ؟
تو کی‌ هستی‌ که‌ با اسم‌ت‌ ، پُشت‌ِ سایه‌ها می‌لرزه‌ ؟
تو کی‌ هستی‌ که‌ حضورت‌ ، واسه‌ من‌ تنها نیازه‌ ؟
با منی‌ مثل‌ِ خودِ من‌ ! مثل‌ِ تن‌ ! مثل‌ِ یه‌ پیرهن‌ !
اما بین‌ِ دستای‌ ما ، فاصله‌ دورُ درازه‌ !
بذار از تو گُر بگیرم‌ ! بذار آفتابی‌ بمیرم‌ !
آخه‌ این‌ کولی‌ یه‌ عُمره‌ ، واسه‌ تو ترانه‌سازه‌ !
با تو فردا رُ می‌بینم‌ ! سیب‌ِ خورشیدُ می‌چینم‌ !
با تو من‌ صدتا کتابم‌ ، پُرم‌ از شعرای‌ تازه‌ !
چه‌ نگاه‌ِ بی‌نقابی‌ ! چه‌ ترانه‌های‌ نابی‌ !
انگاری‌ تموم‌ِ دنیا ، توی‌ اون‌ چشمای‌ نازه‌ !
صدتا مِی‌خونه‌ی‌ بسته‌ ، پُشت‌ِ پِلک‌ِ تو نشسته‌ !
چرا چشمات‌ُ می‌بندی‌ ؟ بگو کی‌ مِی‌خونه‌ بازه‌ ؟
دل‌ بده‌ به‌ زخمه‌ی‌ درد ! که‌ صِدام‌ُ نقطه‌چین‌ کرد !
انگاری‌ تو خَتم‌ِ آواز ، صدای‌ گریه‌ی‌ سازه‌ !

نبض‌ِ دُهل‌کوب‌ِ سکوت‌...

ترانه‌خون‌ِ شب‌زده‌ ! جای‌ صدات‌ کی‌ لب‌ زده‌ ؟
کی‌ از طلوع‌ِ حنجره‌ت‌ ، یه‌ پُل‌ به‌ عمق‌ِ شب‌ زده‌ ؟
ترانه‌خون‌ِ شب‌ زده‌ ! قُل‌قُل‌ِ حنجره‌ت‌ کجاس‌ ؟
فاصله‌ فریاد می‌زنه‌ :پَس‌ پُل‌ِ حنجره‌ت‌ کجاس‌ ؟
نبض‌ِ دُهُل‌کوب‌ِ سکوت‌ ، صدات‌ُ دزدیده‌ ، عزیز !
جعبه‌ی‌ جادوی‌ سیاه‌ ، تو رُ پسندیده‌ ، عزیز !
صدات‌ُ نفروشی‌ یه‌ وقت‌ به‌ این‌ دروغ‌ِ شیشه‌ای‌ !
اون‌ همیشه‌ سَروَرِ وُ ، تو بنده‌ی‌ همیشه‌ای‌ !
آی‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
جعبه‌ی‌ سیاه‌ِ جادو !
هنوزم‌ سایه‌ی‌ چاقو ،
مونده‌ رو گردن‌ِ آهو !
سازای‌ نامریی‌ شده‌ ! صداهای‌ دروغکی‌ !
واژه‌های‌ همیشگی‌ ! ترانه‌های‌ آبکی‌ !
گریه‌های‌ بدون‌ بغض‌ ! عربده‌های‌ بی‌دلیل‌ !
زجّه‌زنای‌ حرفه‌یی‌ ! نُت‌های‌ ناقص‌ِ علیل‌ !
غزل‌ چه‌ دربه‌در شده‌ تو این‌ ضیافت‌ِ کثیف‌ !
سایه‌ رَجَزخون‌ شده‌ باز ، تو این‌ جدال‌ِ بی‌حریف‌ !
صدای‌ من‌ بُلن‌ترِ از میله‌های‌ این‌ قفس‌ !
جای‌ هزارتا حنجره‌ ، داد می‌زنم‌ ! نفس‌ ! نفس‌ !
آی‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
جعبه‌ی‌ سیاه‌ِ جادو !
هنوزم‌ سایه‌ی‌ چاقو ،
مونده‌ رو گردن‌ِ آهو !

ساعت‌ِ تحویل‌ِ شب‌

آتیش‌ به‌ جونم‌ زدن‌ این‌ دریچه‌های‌ نیمه‌باز !
خسته‌ام‌ از ضجّه‌ی‌ این‌ زنجره‌ی‌ روده‌دراز !
تا کی‌ حضورِ نقطه‌چین‌ ؟ تا کی‌ جوون‌مرگی‌ِ ساز ؟
آی‌ ! بوتیمارِ دَر به‌ دَر ! خونه‌ت‌ُ رو دریا نساز !
حلب‌آباد هنوزم‌ آباده‌ !
هنوزم‌ هستی‌ِ ما برباده‌ !
بطری‌ِ جادو شکست‌ اول‌ِ شب‌ ،
دیوِ قصه‌ها بازم‌ آزاده‌ !
دوباره‌ رو سینه‌ی‌ سَرو ، زخم‌ِ بَدِ خط‌ُ نشون‌ !
دوباره‌ قحطی‌ِ نفس‌ ، دوباره‌ روزنامه‌کشون‌ !
آبتنی‌ِ کبوترا ، تو حوض‌ِ سرخ‌ِ خون‌ِشون‌ !
مَردِ سپیده‌ یک‌ نفر ، دیوِ سیاه‌ قشون‌ ، قشون‌ !
حلب‌آباد هنوزم‌ آباده‌ !
هنوزم‌ هستی‌ِ ما برباده‌ !
بطری‌ِ جادو شکست‌ اول‌ِ شب‌ ،
دیوِ قصه‌ها بازم‌ آزاده‌ !
ساعت‌ِ تحویل‌ِ شبه‌ ! وقت‌ِ چراغونی‌ِ روز !
فتیله‌های‌ شعله‌وَر ، جرقه‌های‌ سایه‌سوز !
وقت‌ِ طلوع‌ِ روشنی‌ ، ازتَه‌ِ قصه‌ تا هنوز !
برای‌ بانوی‌ غزل‌ ، یه‌ جامه‌ی‌ تازه‌ بدوز !
حلب‌آباد هنوزم‌ آباده‌ !
هنوزم‌ هستی‌ِ ما برباده‌ !
بطری‌ِ جادو شکست‌ اول‌ِ شب‌ ،
دیوِ قصه‌ها بازم‌ آزاده‌ !

من‌ُ تو

بخت‌ِ ما بَختکیه‌ ، تو شب‌ اسیریم‌ من‌ُ تو !
نمی‌ترسیم‌ از قفس‌ ، همدل‌ِ شیریم‌ من‌ُ تو !
یه‌ مداد رنگی‌ بیار تا شب‌ُ خط‌خطی‌ کنیم‌ !
مرگ‌ُ باور نداریم‌ ، خیلی‌ دلیریم‌ من‌ُ تو !
من‌ُ تو یا توُ من‌ فرقی‌ نداره‌ ، دخترک‌ !
شعله‌ی‌ ما دَخل‌ِ این‌ شب‌ُ میاره‌ ، دخترک‌ !
عُمریه‌ که‌ پای‌ این‌ چوبه‌ی‌ داریم‌ من‌ُ تو !
همه‌ خوابن‌ُ هنوز خیلی‌ بیداریم‌ من‌ُ تو !
بگو هیشکی‌ چشماش‌ُ نبنده‌ به‌ گردنه‌ها ،
هرکدوممون‌ جای‌ صدتا سواریم‌ من‌ُ تو !
من‌ُ تو یا توُ من‌ فرقی‌ نداره‌ ، دخترک‌ !
شعله‌ی‌ ما دَخل‌ِ این‌ شب‌ُ میاره‌ ، دخترک‌ !
من‌ُ تو هر چی‌ باشیم‌ از این‌ غزل‌دزدا سَریم‌ !
بَدیم‌ اما هنوزم‌ از این‌ سیاهی‌ بهتریم‌ !
بین‌ِ این‌ چهل‌ کلاغ‌ ، که‌ سَق‌سیاهن‌ همشون‌ ،
تنها ما کبوترِ نامه‌بَرِ خوش‌ خبریم‌ !
من‌ُ تو یا توُ من‌ فرقی‌ نداره‌ ، دخترک‌ !
شعله‌ی‌ ما دَخل‌ِ این‌ شب‌ُ میاره‌ ، دخترک‌ !

بازی‌ِ سال‌

چه‌ سخته‌ مرگ‌ِ باغچه‌ رُ دیدن‌ُ حرفی‌ نزدن‌ !
به‌ غول‌ِ زشت‌ِ زمهریر ، یه‌ گولّه‌برفی‌ نزدن‌ !
چه‌ سخته‌ لال‌ُ بی‌ صدا از لب‌ِ دشنه‌ رَد شدن‌ !
عاشق‌ِ دریا بودن‌ُ اسیرِ دست‌ِ سَد شدن‌ !
چه‌ سخته‌ قَد کشیدن‌ از عمق‌ِ یه‌ درّه‌ی‌ عمیق‌ !
تو این‌ زمستون‌ِ بلند ، فکرِ شروع‌ِ یه‌ حریق‌ !
خورشیدِ گیس‌طلا ! بیا ! رو چشم‌ِ ما قدم‌ بذار !
جوانه‌های‌ عاشق‌ُ از دل‌ِ خاک‌ بیرون‌ بیار !
خاطره‌های‌ منجمد ، منتظرِ طلوعتن‌ !
آخرِ خط‌ رسیده‌ها ، منتظرِ شروعتن‌ !
بیا تا این‌ یخای‌ بد ، آب‌ بشن‌ از حرارتت‌ !
بیا تا پُشت‌ِ زمهریر ، بشکنه‌ پیش‌ِ قدرتت‌ !
بیا که‌ باغچه‌ عُمری‌ِ اسیرِ سرما وُ غمه‌ !
بیا که‌ مرگ‌ِ غنچه‌ها ، تو باغچه‌مون‌ دَم‌ به‌ دَمه‌ !
بیا ! بیا ! که‌ نورِ تو ، باغچه‌ رُ زنده‌ می‌کنه‌ !
بهارُ تو بازی‌ِسال‌ ، بازم‌ بَرَنده‌ می‌کنه‌ !
خورشیدِ گیس‌طلا ! بیا ! رو چشم‌ِ ما قدم‌ بذار !
جوانه‌های‌ عاشق‌ُ از دل‌ِ خاک‌ بیرون‌ بیار !
خاطره‌های‌ منجمد ، منتظرِ طلوعتن‌ !
آخرِ خط‌ رسیده‌ها ، منتظرِ شروعتن‌ !

مرثیه‌ی‌ خروس‌

دیگه‌ شب‌ بو ، بو نمیده‌ ! رنگ‌ِ این‌ شبم‌ پَریده‌ !
انگار از اونورِ ابرا ، داره‌ می‌رسه‌ سپیده‌ !
ای‌ خروس‌ِ سَر بُریده‌ !
خوش‌ صدای‌ پَر حنایی‌ ! پَس‌ چرا تو بی‌صدایی‌ !
نکنه‌ پنجه‌ی‌ روباه‌ ، سینه‌ی‌ تو رُ دریده‌ ؟
ای‌ خروس‌ِ سَر بُریده‌ !
حنجره‌ت‌ جنس‌ِ طلا بود ! به‌ ترانه‌ مبتلا بود !
کی‌ با خنجر روی‌ آواز ، خط‌ِ سرخابی‌ کشیده‌ ؟
ای‌ خروس‌ِ سَر بُریده‌ !
تو صدای‌ آخرینی‌ ! حالا نیستی‌ که‌ ببینی‌ ،
بی‌تو هیچکس‌ توی‌ این‌ دِه‌ ، رنگ‌ِ آفتاب‌ُ ندیده‌ !
ای‌ خروس‌ِ سَر بُریده‌ !
بی‌تو خورشیدم‌ نیومد ! این‌ سیاهی‌ سَرنیومد !
انگاری‌ دستای‌ ظلمت‌ ، سیبای‌ طلا رُ چیده‌ !
ای‌ خروس‌ِ سَر بُریده‌ !
فکرِ آخرین‌ نبردی‌ ! می‌دونم‌ که‌ برمیگردی‌ !
از هراس‌ِ خوندن‌ِ تو ، دیوِ قصه‌ وَرپریده‌ !
ای‌ خروس‌ِ سَر بُریده‌ !

مقصد

همیشه‌ تا خونه‌تون‌ هِی‌ قدمام‌ُ می‌شمارم‌ !
اما باز وقت‌ِ رسیدن‌ یه‌ قدم‌ کم‌ میارم‌ !
یکی‌ هست‌ که‌ قبل‌ِ من‌ می‌رسه‌ به‌ دستای‌ تو !
اون‌ همونی‌ِ که‌ هیچوقت‌ نمیگه‌ : دوسِت‌ دارم‌ !
اون‌ همونه‌ که‌ نگاهش‌ یه‌ شب‌ِ بارونیه‌ !
اون‌ همونه‌ که‌ غزل‌ تو حنجره‌ش‌ زندونیه‌ !
اون‌ همونه‌ که‌ بَرات‌ ترانه‌ پیشکش‌ می‌کنه‌ !
اون‌ همونه‌ که‌ صداش‌ یه‌ گریه‌ی‌ پنهونیه‌ !
اون‌ منم‌ ! تنهاترین‌ ترانه‌خون‌ !
آخرین‌ قاصدک‌ِ نامه‌رسون‌ !
مقصدِ نامه‌ی‌ پنهونی‌ِ من‌ !
من‌ُ تکیه‌گاه‌ِ گریه‌هات‌ بدون‌ !
اگه‌ باشی‌ می‌تونیم‌ تقویم‌ُ وارونه‌ کنیم‌ !
شب‌ُ با ستاره‌ها دوباره‌ همخونه‌ کنیم‌ !
بیا هَفتا آسمون‌ُ بشماریم‌ بالا بریم‌ !
موهای‌ فرشته‌های‌ قصه‌ رُ شونه‌ کنیم‌ !
یکی‌ هست‌ که‌ پابه‌پات‌ تا آسمون‌ بالا بیاد !
یکی‌ هست‌ که‌ تو رُ حتا بیشتر از خودت‌ بخواد !
یکی‌ هست‌ که‌ شونه‌ش‌ُ بسپاره‌ به‌ هق‌هق‌ِ تو ،
وقتی‌ بادبادک‌ِ عشق‌ُ می‌بَره‌ دستای‌ باد !
اون‌ منم‌ ! تنهاترین‌ ترانه‌خون‌ !
آخرین‌ قاصدک‌ِ نامه‌رسون‌ !
مقصدِ نامه‌ی‌ پنهونی‌ِ من‌ !
من‌ُ تکیه‌گاه‌ِ گریه‌هات‌ بدون‌ !

گُودِ عربا

دیگه‌ هیچکس‌ تو کوچه‌ غزل‌ نمی‌خونه‌ شبا !
دیگه‌ بیرون‌ نمیان‌ دخترای‌ تِرمه‌ قبا !
دیگه‌ توپ‌ِ مرواری‌ سال‌ُ عوض‌ نمی‌کنه‌ !
هرویین‌ مثل‌ِ آدامس‌ِ توی‌ گودِ عَرَبا !
آی‌ ! پایتخت‌ِ تیره‌بخت‌ !
تو کوچه‌های‌ بی‌درخت‌ !
نفس‌بُریدن‌ آسونه‌ ،
نفس‌کشیدن‌ شده‌ سخت‌ !
سخته‌ بلعیدن‌ِ من‌ ! با تواَم‌ ای‌ شهرِ شلوغ‌ !
دیگه‌ این‌ مست‌ِ ترانه‌ تَن‌ نمیده‌ به‌ دروغ‌ !
من‌ دارم‌ کوچه‌ رُ با صدا چراغون‌ می‌کنم‌ !
بگو خاموش‌ بشه‌ این‌ فانوس‌ِ کورِ بی‌فروغ‌ !
آی‌ ! پایتخت‌ِ تیره‌بخت‌ !
تو کوچه‌های‌ بی‌درخت‌ !
نفس‌بُریدن‌ آسونه‌ ،
نفس‌کشیدن‌ شده‌ سخت‌ !
توی‌ شب‌ مَردای‌ نیمه‌جون‌ِ کوچه‌ رُ بین‌ !
تو خَم‌ِ هَر کوچه‌ یه‌ ستاره‌ افتاده‌ زمین‌ !
من‌ هزارتا کهکشونم‌ ، تَن‌ به‌ ظلمت‌ نمی‌دم‌ !
ای‌ شب‌ِ ستاره‌ دزد ! من‌ُ بچین‌ ! من‌ُ بچین‌ !
آی‌ ! پایتخت‌ِ تیره‌بخت‌ !
تو کوچه‌های‌ بی‌درخت‌ !
نفس‌بُریدن‌ آسونه‌ ،
نفس‌کشیدن‌ شده‌ سخت‌ !

برج‌ِ عقرب‌

طلوع‌ُ افسانه‌ کنین‌ ! شب‌ دیگه‌ بی‌نهایته‌ !
گنبدِ قصه‌ سُربی‌ِ ، نماز ، نمازِ وحشته‌ !
آی‌ آدمای‌ بی‌خیال‌ ! نبض‌ِ ترانه‌ بی‌صداس‌ !
تنها چراغ‌ِ کوچه‌ها ، سوسوی‌ سیگارِ شماس‌ !
چله‌ی‌ مُردن‌ِ منه‌ ! وقت‌ِ نفس‌ شمردنه‌ !
سکوت‌ُ وارونه‌ کنین‌ ، تا بغض‌ِ کهنه‌ بشکنه‌ !
عُمریه‌ قصه‌نویس‌ِ قصه‌ی‌ ما گیجه‌ !
دیوِ شب‌ بَرَنده‌س‌ُ رستم‌مون‌ اِفلیجه‌ !
پَری‌ِ افسانه‌ شکن‌ ! قصه‌مون‌ُ ورق‌ بزن‌ !
بیا تا اوج‌ِ موج‌ِ من‌ ! برس‌ به‌ مفهوم‌ِ شدن‌ !
از این‌ درای‌ نیمه‌باز ، یه‌ راه‌ِ آفتابی‌ بساز !
تو بُرج‌ِ عقرب‌ هنوزم‌ ، زندونی‌ِ صدای‌ ساز !
از این‌ سکون‌ِ بی‌ستون‌ ، ما رُ به‌ دریا برسون‌ !
نفس‌ بگیر از این‌ غروب‌ ! هم‌پای‌ زخمه‌ها بخون‌ :
عُمریه‌ قصه‌نویس‌ِ قصه‌ی‌ ما گیجه‌ !
دیوِ شب‌ بَرَنده‌س‌ُ رستم‌مون‌ اِفلیجه‌ !

آش‌ همون‌ِ ، کاسه‌ همون‌ !

سیصد حریف‌ِ سه‌ نشد ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
زندونا مدرسه‌ نشد ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
بغض‌ِ زمستون‌ نشکست‌ ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
بهار به‌ اینجا پُل‌ نبست‌ ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
شب‌ به‌ ستاره‌ نرسید ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
سیاهی‌ پا پَس‌ نکشید ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
باغچه‌ی‌ خونه‌های‌ ما ،
دوباره‌ مسلخ‌ِ گُله‌ !
باز تو مشام‌ِ واژه‌ها ،
بوی‌ کباب‌ِ بُلبُله‌ !

دوباره‌ قَد کشیدن‌ ، تو شهرِ قصه‌ سخته‌ !
سایه‌ی‌ تیشه‌ بازم‌ ، رو شونه‌ی‌ درخته‌ !
آهای‌ ! آهای‌ ! درختا ! تیشه‌ها ریشه‌ دارن‌ !
یه‌ جای‌ این‌ جنایت‌ ، دَخل‌ِ هم‌ُ میارن‌ !
شب‌ به‌ ستاره‌ نرسید ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
سیاهی‌ پا پَس‌ نکشید ! آش‌ همون‌ِ کاسه‌ همون‌ !
باغچه‌ی‌ خونه‌های‌ ما ،
دوباره‌ مسلخ‌ِ گُله‌ !
باز تو مشام‌ِ واژه‌ها ،
بوی‌ کباب‌ِ بُلبُله‌ !

صفرخان‌

مادربزرگ‌ ، یادش‌ به‌ خیر ! تو باغچه‌مون‌ برنو می‌کاشت‌ !
هیچکدوم‌ از بچه‌هاش‌ُ ، هم‌پای‌ کوها دوس‌ نداشت‌ !
از روزی‌ که‌ پدربزرگ‌ ، یاغی‌ شدُ زدش‌ به‌ کوه‌ ،
مادربزرگ‌ خنده‌هاش‌ُ ، اونور آینه‌ جا گذاشت‌ !
صفرخان‌ ! بِرنو رُ بردار ! هنوز شب‌ گردنه‌بَنده‌ !
هنوز قدّاره‌ی‌ سایه‌ ، مسیرِ نورُ می‌بنده‌ !
صفرخان‌ ! بِرنو رُ بردار ! فقط‌ تو مردِ بیداری‌ !
تویی‌ که‌ از خَم‌ُ پیچ‌ِ تن‌ِ کوها خبر داری‌ !
صفرخان‌ ! بِرنو رُ بردار ! سوارِ اسب‌ِ اَبلَق‌ شو !
جدا از حیله‌ی‌ قوم‌ِ خبرچین‌ِ دهن‌ لَق‌ شو !
پیچ‌ِ سیاه‌ِ گردنه‌ ، منتظرِ مرگ‌ِ منه‌ !
اما طنین‌ِ این‌ صدا ، طلسم‌ِ راه‌ُ می‌شکنه‌ !
تو این‌ چشای‌ بی‌فروغ‌ ، نشونی‌ از جرقّه‌ نیس‌ !
غلام‌ِ سایه‌ها شدن‌ ، قوم‌ِ امان‌نامه‌نویس‌ !
صفرخان‌ ! بختک‌ِ زنجیر ، هنوز رو گُرده‌هامونه‌ !
دوباره‌ بِرنو رُ بردار ، تا گُرگا رُ بتارونه‌ !
نذار این‌ گردنه‌بندم‌ ، مثه‌ رستم‌ مقدس‌ شه‌ !
نذار که‌ لونه‌ی‌ سیمرغ‌ ، نصیب‌ِ نسل‌ِ کرکس‌ شه‌ !
جلودارِ رهایی‌ شو ! تو این‌ کوها تویی‌ سردار !
شبو از قصه‌ بیرون‌ کن‌ ! صفرخان‌ بِرنو رُ بردار !
پیچ‌ِ سیاه‌ِ گردنه‌ ، منتظرِ مرگ‌ِ منه‌ !
اما طنین‌ِ این‌ صدا ، طلسم‌ِ راه‌ُ می‌شکنه‌ !
تو این‌ چشای‌ بی‌فروغ‌ ، نشونی‌ از جرقّه‌ نیس‌ !
غلام‌ِ سایه‌ها شدن‌ ، قوم‌ِ امان‌نامه‌نویس‌ !

مثل‌ِ هنوز

نگا کن‌ ! رو سیم‌ِ گیتار ، تار تنیده‌ عنکبوته‌ !
اولین‌ حرف‌ِ ترانه‌ ، آخرین‌ حرف‌ِ سکوته‌ !
نگاکن‌ ! ما رُ نگاکن‌ ! توی‌ آینه‌ی‌ ترانه‌ !
که‌ چه‌ بی‌ستاره‌ موندیم‌ ، توی‌ این‌ فصل‌ِ شبانه‌ !
صورت‌ِ ما رُ نگاکن‌ ! زیرِ ماسک‌ِ بی‌صدایی‌ !
بی‌بی‌ِ روشن‌ِ آواز ! تویی‌ که‌ صدای‌ مایی‌ !
تو هنوز مثل‌ِ هنوزی‌ !
هنوزم‌ وارث‌ِ روزی‌ !
توی‌ نایابی‌ِ آواز ،
تو صدای‌ سایه‌سوزی‌ !
نگاکن‌ ! من‌ رُ نگاکن‌ ! من‌ که‌ لبریزِ حضورم‌ !
توی‌ این‌ گودِ سیاهی‌ ، مثل‌ِ فواره‌ی‌ نورم‌ !
زیرِ این‌ گنبدِ بی‌ساز ، تو ترانه‌ رُ بیاغاز !
با تو میشه‌ بال‌ُ پرزَد ، تا نوک‌ِ قله‌ آواز !
هنوزم‌ میشه‌ صدات‌ُ ، سقف‌ِ این‌ حادثه‌هاکرد !
میشه‌ با زمزمه‌ی‌ تو ، صدتا کوه‌ُ جابه‌جاکرد !
تو هنوز مثل‌ِ هنوزی‌ !
هنوزم‌ وارث‌ِ روزی‌ !
توی‌ نایابی‌ِ آواز ،
تو صدای‌ سایه‌سوزی‌ !

صبحانه‌ی‌ نور

سایه‌ ، به‌ سَرسپردگان‌ ، هدیه‌ ، نقاب‌ می‌دهد !
جامه‌ی‌ این‌ شب‌ْزدگان‌ ، عطرِ گُلاب‌ می‌دهد !
چه‌ سایه‌گاه‌ِ ساکنی‌ ! دخترِ خورشید کجاست‌ ؟
پرسش‌ِ ساده‌ی‌ مرا ، دشنه‌ جواب‌ می‌دهد !
عزیزِ سَرداده‌ به‌ دار ! در این‌ حصارِ بی‌مدار ،
خیال‌ِ تو به‌ شعرِ من‌ ، واژه‌ی‌ ناب‌ می‌دهد !
ساعت‌ِ خواب‌ رفته‌ را ، تو زنده‌کن‌ ! بیا ! بیا !
که‌ بودنت‌ به‌ عقربه‌ حس‌ِ شتاب‌ می‌دهد !
داغ‌ِ گلوله‌ را ببین‌ ، بر تَن‌ِ نازنین‌ترین‌ !
ببین‌ که‌ رقص‌ِ مرگ‌ را ، چه‌ پیچ‌ُ تاب‌ می‌دهد !
ببار بر کویرِ من‌ ! بر این‌ عطش‌زارِ سخن‌ !
نهال‌ِ تشنه‌ی‌ مرا ، اشک‌ِ تو آب‌ می‌دهد !
ای‌ از سپیده‌ آمده‌ ! در این‌ حراج‌ِ عربده‌ !
خلوت‌ِ تو به‌ چشم‌ِ من‌ ، فرصت‌ِ خواب‌ می‌دهد !
همنفس‌ِ ترانه‌ شو ! شعله‌ بکش‌ ! زبانه‌ شو !
عزیزِ دل‌ ! سکوت‌ِ تو مرا عذاب‌ می‌دهد !
بگو که‌ با منی‌ هنوز ، در این‌ شب‌ِ ستاره‌سوز !
که‌ بی‌تو صبحانه‌ی‌ نور ، طعم‌ِ سراب‌ می‌دهد !

ترانه‌ی‌ عقرب‌ِ شب‌

یکی‌ شبها راه‌ میفته‌ واسه‌ چیدن‌ِ ستاره‌ !
عینک‌ دودی‌ به‌ چشمش‌ ، ماشینش‌ نُمره‌ نداره‌ !
یکی‌ شبها راه‌ میفته‌ ، توی‌ کوچه‌های‌ خلوت‌ !
پُشت‌ِ عینک‌ِ سیاهش‌ ، دوتا چشم‌ِ بی‌مروّت‌ !
اون‌ شناسنامه‌ نداره‌ ، هر دقیقه‌ با یه‌ اسمه‌ !
برگه‌ی‌ امان‌ِ ظلمت‌ واسه‌ اون‌ یه‌ جور طلسمه‌ !
دنبال‌ِ رنگ‌ِ سیاهه‌ ، روشنی‌ رُ دوس‌ نداره‌ !
تکیه‌ کلامش‌ اینه‌ که‌ : ستاره‌ بی‌ ستاره‌ !
آی‌ ! آدما ! خبر ! خبر !
عقرب‌ِ شب‌ تو کوچه‌هاس‌ !
دوباره‌ تو این‌ شب‌ِ تار ،
نوبت‌ِ یک‌ کدوم‌ِ ماس‌ !
عقرب‌ِ سیاه‌ِ وحشی‌ ، فکرِ کشتن‌ چراغه‌ !
خیلی‌ وقته‌ توی‌ این‌ شهر ، بازارِ حادثه‌ داغه‌ !
نیش‌ِ این‌ عقرب‌ِ وحشی‌ ، زهرِ صدتا مارُ داره‌ !
توی‌ خواب‌ راه‌ میره‌ اما ، به‌ خیالش‌ که‌ بیداره‌ !
یکی‌ اونو جادو کرده‌ ، گفته‌ روشنی‌ گناهه‌ !
گفته‌ با مُردن‌ِ خورشید ، همه‌ کارا روبه‌راهه‌ !
عقرب‌ِ ساده‌ی‌ قصه‌ ، تو تن‌ِ خودش‌ اسیره‌ !
میدونه‌ آخرِ بازی‌ ، خودشم‌ باید بمیره‌ !
آی‌ ! آدما ! خبر ! خبر !
عقرب‌ خودش‌ رُ نیش‌ زده‌ !
دستای‌ نامریی‌ِ شب‌ ،
دیکته‌هاش‌ُ آتیش‌ زده‌ !

دفترِ خورشید

بازم‌ تالار بی‌حرفی‌ ! دوباره‌ بغض‌ِ بی‌صبری‌ !
بازم‌ حال‌ُ هوای‌ ما ، کمی‌ تا قسمتی‌ اَبری‌ !
بازم‌ شب‌ْمرگی‌ِ فانوس‌ ! بازم‌ خاموشی‌ِ ناقوس‌ !
گلوی‌ مرغ‌ِ حق‌ بازم‌ ، اسیرِ پنجه‌ی‌ جادوس‌ !
دوباره‌ کوچه‌ دلگیره‌ ! بازم‌ دریا زمین‌گیره‌ !
دوباره‌ چشمای‌ شاعر ، اسیرِ قفل‌ُ زنجیره‌ !
بال‌ِ همه‌ پروانه‌ها سوخته‌ !
مهتاب‌ خودش‌ُ به‌ شب‌ فروخته‌ !
اما هنوزم‌ خاتون‌ِ قصه‌ ،
چشماش‌ُ به‌ خط‌ِ جاده‌ دوخته‌ !
شکوفاش‌ُ ! گُل‌ِ شب‌ْبو ! همه‌ عطرارُ باطل‌ کن‌ !
بازم‌ از دفترِ خورشید ، یه‌ شعرِ تازه‌ نازل‌ کن‌ !
بگو از گریه‌ی‌ تقویم‌ ! ازاین‌ اردوی‌ بی‌تصمیم‌ !
خلایق‌ لایق‌ِ مُرداب‌ ! مجالس‌ مجلس‌ِ ترحیم‌ !
بگو از شعله‌ی‌ تاریک‌ ! از این‌ دروازه‌ی‌ باریک‌ !
از اون‌ فواره‌ی‌ دورُ ، ازاین‌ قداره‌ی‌ نزدیک‌ !
بال‌ِ همه‌ پروانه‌ها سوخته‌ !
مهتاب‌ خودش‌ُ به‌ شب‌ فروخته‌ !
اما هنوزم‌ خاتون‌ِ قصه‌ ،
چشماش‌ُ به‌ خط‌ِ جاده‌ دوخته‌ !
نازنین‌ ! تو آینه‌ دیدم‌ ، که‌ سوار قصه‌ اینجاس‌ !
روی‌ جاده‌ی‌ ترانه‌ ، یه‌ غبار تازه‌ پیداس‌ !

بیا عروسک‌ نباشیم‌ !

منو محرم‌ بدون‌ ، بانو ! من‌ از غسل‌ِ غزل‌ پاکم‌ !
نگاکن‌ تو شب‌ِ وحشت‌ ، چه‌ بیدارم‌ ، چه‌ بی‌باکم‌ !
منو محرم‌ بدون‌ ، بانو ! بیار اون‌ لحظه‌ی‌ ناب‌ُ !
بخون‌ با زخم‌ِ این‌ زخمه‌ ، همون‌ آوازِ نایاب‌ُ !
زخمه‌ بزن‌ ! زخمه‌ بزن‌ ! وقت‌ِ غزل‌ شُماریه‌ !
قصه‌ی‌ خواب‌آورِ شب‌ ، تکراریه‌ ! تکراریه‌ !
بیا عروسک‌ نباشیم‌ تو خیمه‌شب‌بازی‌ِ شب‌ !
وقتی‌ سحر سَر برسه‌ این‌ شب‌ِ که‌ فراریه‌ !
منو محرم‌ بدون‌ ، بانو ! غزل‌ فریادُ کم‌ داره‌ !
ببین‌ تو این‌ قفس‌ هرکس‌ ، دلش‌ بیداره‌ بَرداره‌ !
منو محرم‌ بدون‌ تا من‌ ، بتارونم‌ سیاهی‌ رُ !
بسوزونم‌ با این‌ آواز ، همه‌ غولای‌ کاهی‌ رُ !
زخمه‌ بزن‌ ! زخمه‌بزن‌ ! وقت‌ِ غزل‌ شُماریه‌ !
قصه‌ی‌ خواب‌آورِ شب‌ ، تکراریه‌ ! تکراریه‌ !
بیا عروسک‌ نباشیم‌ تو خیمه‌شب‌بازی‌ِ شب‌ !
وقتی‌ سحر سَربرسه‌ این‌ شب‌ِ که‌ فراریه‌ !

حرف‌ِ آخر

دیگه‌ فرصتی‌ نمونده‌ !
نازنین‌ ! نازت‌ُ کم‌ کن‌ !
دارم‌ از صدا میفتم‌ ،
کمکم‌کن‌ ! کمکم‌کن‌ !
یک‌ ترانه‌ پابه‌پا باش‌ !
این‌ صدای‌ آخرینه‌ !
بی‌تو رو به‌ انقراضم‌ !
حرف‌ِ آخرم‌ همینه‌ !
نبض‌ِ معیوب‌ِ حضورت‌ ، من‌ُ آخر از پا انداخت‌ !
بازی‌ِ عشقت‌ُ آخر ، دل‌ِ ناباورِ من‌ باخت‌ !
وَه‌ چه‌ بی‌حنجره‌ام‌ من‌ !
تشنه‌ی‌ یه‌ جرعه‌ آواز !
مثل‌ِ یه‌ مرغ‌ِ مهاجر ،
وقتی‌ تَن‌میده‌ به‌ پرواز !
بی‌تو بی‌بهانه‌ام‌ موندم‌ ،
واسه‌ پروازِ دوباره‌ !
مردِ غمگین‌ِ سکوتم‌ ،
حرف‌ِ تازه‌یی‌ نداره‌ !
نبض‌ِ معیوب‌ِ حضورت‌ ، من‌ُ آخر از پا انداخت‌ !
بازی‌ِ عشقت‌ُ آخر ، دل‌ِ ناباورِ من‌ باخت‌ !

سنگ‌اندازِ آواز

من‌ُ کشتن‌ ! من‌ُ کشتن‌ ! هیچکسی‌ خبر نداره‌ !
تنها تو قلعه‌ی‌ وحشت‌ ، چشم‌ِ جادوگر بیداره‌ !
من‌ُ کشتن‌ ! من‌ُ کشتن‌ ! برای‌ نفرتم‌ از مرگ‌ !
توی‌ شب‌ ، دیده‌ نمیشه‌ جای‌ خالی‌ِ ستاره‌ !
من‌ُ کشتن‌ اما بازم‌ میشه‌ با تو جون‌ بگیرم‌ !
میشه‌ آینه‌ی‌ صدام‌ُ رو به‌ آسمون‌ بگیرم‌ !
میشه‌ با اشاره‌ی‌ تو سَر بِرَم‌ تا سَرِ دیوار ،
باز با سنگ‌اندازِ آواز ، ظلمت‌ُ نشون‌ بگیرم‌ !
هیشکی‌ حرفات‌ُ نفهمید ، من‌ِ من‌ !
همه‌ی‌ ترانه‌هات‌ُ خط‌ بزن‌ !
نبض‌ِ گریه‌های‌ من‌ رُ چراهیچکس‌ نمی‌گیره‌ ؟
واسه‌ برگشتن‌ِ دستات‌ ، چرا دیره‌ ؟ چرا دیره‌ ؟
بی‌تو از صدا نیفتاد ، این‌ صدای‌ بی‌ستاره‌ !
این‌ کبوتر تو قفس‌ نیست‌ ، تو تَن‌ِ خودش‌ اسیره‌ !
واسه‌ بی‌تو از تو خوندن‌ ، واسه‌ وادادن‌ُ موندن‌ ،
واسه‌ زین‌کردن‌ِ اسب‌ُ ، تا تَه‌ِ حادثه‌ روندن‌ ،
تو رُ کم‌ داره‌ نگاهم‌ ! بی‌تو بسته‌ مونده‌ راهم‌ !
چشم‌ِ تو یه‌ چلچراغه‌ برای‌ سایه‌ سوزوندن‌ !
هیشکی‌ حرفات‌ُ نفهمید ، من‌ِ من‌ !
همه‌ی‌ ترانه‌هات‌ُ خط‌ بزن‌ !

چای‌ تلخ‌

من‌ُ تو دنیا رُ آفتابی‌ می‌خواستیم‌ ، عسلک‌ !
پیرهنای‌ مِشکی‌ رُ آبی‌ می‌خواستیم‌ ، عسلک‌ !
من‌ُ تو ماهی‌ نبودیم‌ مثه‌ اون‌ قصه‌ی‌ ناب‌ !
تنها این‌ شبا رُ مهتابی‌ می‌خواستیم‌ ، عسلک‌ !
همه‌ی‌ سهم‌ِ ما از دنیا همین‌ بود ، عسلک‌ !
سایه‌ی‌ ستاره‌ هم‌ ستاره‌چین‌ بود ، عسلک‌ !
اما بین‌ِ چشمای‌ مُرده‌ وُ مات‌ِ آدما ،
برق‌ِ چشمای‌ ما آفتابی‌ترین‌ بود ، عسلک‌ !
سهم‌ِ من‌ از چش‌ِ تو چَن‌تا غزل‌ بود ؟ عسلک‌ !
آخرِ چن‌تا غزل‌ اسم‌ِ عسل‌ بود ؟ عسلک‌ !
حالا جُرم‌ِ ما چیه‌ ؟ بگو به‌ من‌ ! بگو به‌ من‌ !
بگو همبندِ غزلسازِ همیشه‌ خوبه‌ من‌ !
بگو پروانه‌ی‌ ما صیدِ کدوم‌ ثانیه‌ شد ؟
بگو کی‌ سَر می‌زنه‌ خورشیدت‌ از غروبه‌ من‌ ؟
عسلک‌ ! گاهی‌ خیالت‌ من‌ُ غمگین‌ می‌کنه‌ !
اسب‌ِ بالدارِ ترانه‌ رُ بَرام‌ زین‌ می‌کنه‌ !
اسم‌ِ تو یه‌ طعمی‌ داره‌ مثه‌ شیرینی‌ِ عشق‌ !
چای‌ تلخ‌ِ لحظه‌م‌ُ اسم‌ِ تو شیرین‌ می‌کنه‌ !
سهم‌ِ من‌ از چش‌ِ تو چَن‌تا غزل‌ بود ؟ عسلک‌ !
آخرِ چن‌تا غزل‌ اسم‌ِ عسل‌ بود ؟ عسلک‌ !

سکه‌ی‌ شب‌

اونورِ سکه‌ی‌ شب‌ سیاه‌تر از اینوَرِشه‌ !
میرسم‌ آخرِ خط‌ اما بازم‌ اوّلِشه‌ !
شیر یا خط‌ فایده‌ نداره‌ ، نقش‌ِ بازنده‌ منم‌ !
باید این‌ سکه‌ی‌ رو سیاه‌ِ بَد رُ بشکنم‌ !
بیا تا بیفتن‌ از سکه‌ شبای‌ رو سیاه‌ !
بیا تا آشتی‌ کنن‌ پلنگا با هلال‌ِ ماه‌ !
چه‌ ترانه‌ خوش‌ صداس‌ وقتی‌ تو هستی‌ ، نازنین‌ !
قَد کشیدن‌ِ من‌ُ تو سایه‌ی‌ تبر ببین‌ !
باید از عطرِ ترانه‌ پُر بشه‌ شهرِ سرود !
نازنین‌ ! حس‌ِ ترانه‌سازم‌ از عطرِ تو بود !
تو باید باشی‌ تا من‌ پُل‌ بزنم‌ به‌ کهکشون‌ !
تو باید باشی‌ تا ساکت‌ نشه‌ این‌ ترانه‌خون‌ !
نگو دیره‌ ، خوب‌ِ من‌ ! فاصله‌مون‌ یه‌ دل‌ دله‌ !
با یه‌ گوشه‌ چشم‌ِ تو طلسم‌ِ دیوا باطله‌ !
چه‌ ترانه‌ خوش‌ صداس‌ وقتی‌ تو هستی‌ ، نازنین‌ !
قَد کشیدن‌ِ من‌ُ تو سایه‌ی‌ تبر ببین‌ !

چشمک‌

چشمک‌ِ چراغ‌ِ قرمز ، میگه‌ شب‌ هنوز بیداره‌ !
خیلی‌ مونده‌ تا خروسخون‌ ، سَرت‌ُ بدزد ستاره‌ !
چشمک‌ِ چراغ‌ِ قرمز ، میگه‌ شب‌ ترانه‌ سوزه‌ !
هنوزم‌ با نخ‌ُ سوزن‌ ، لبای‌ عشق‌ُ میدوزه‌ !
چشمک‌ِ چراغ‌ِ قرمز ، میگه‌ از حادثه‌ رَدشو !
توی‌ این‌ بازی‌ِ وحشت‌ ، چِش‌ گذاشتن‌ُ بَلَدشو !
غول‌ِ این‌ چراغ‌ِ قرمز ، با چشای‌ باز می‌خوابه‌ !
اسمش‌ُ نیار ترانه‌ ! آخه‌ اون‌ پُشت‌ِ نقابه‌ !
آهای‌ نقاب‌ِ خط‌خطی‌ ! بالای‌ بُرج‌ِ شب‌ نشین‌ !
سردارِ سَرشکسته‌ رُ تو آینه‌ی‌ صِدام‌ ببین‌ !
تا کی‌ می‌خوای‌ قایم‌ بشی‌ پُشت‌ِ تبسم‌ِ نقاب‌ ؟
صورتت‌ُ نشون‌ بده‌ ! قرمزِ برگای‌ کتاب‌ !
نسل‌ِ بی‌حافظه‌ی‌ من‌ ! نسل‌ِ تَن‌ داده‌ به‌ تکرار !
تو شب‌ِ سیاه‌ِ قصه‌ ، عینک‌ِ دودیت‌ُ بردار !
نگو فردا رُ باید ساخت‌ ، بیا امروزُ بناکن‌ !
مُشتای‌ پُشت‌ِ نقاب‌ُ پیش‌ِ چشم‌ِ دنیا وا کن‌ !
خط‌ِ سبزِ این‌ حقیقت‌ واسه‌ اون‌ خط‌ُ نشونه‌ !
توی‌ دستای‌ ترانه‌ یه‌دونه‌ تیرُکمونه‌ !
چراغ‌ِ قرمزِ کوچه‌ می‌شکنه‌ با سنگ‌ِ فریاد !
صدای‌ دادِ ستاره‌ می‌پیچه‌ تو شب‌ِ بیداد !
آهای‌ ! نقاب‌ِ خط‌خطی‌ ! بالای‌ برج‌ِ شب‌ نشین‌ !
سردارِ سَرشکسته‌ رُ تو آینه‌ی‌ صِدام‌ ببین‌ !
تا کی‌ میخوای‌ قایم‌ بشی‌ پُشت‌ِ تبسم‌ِ نقاب‌ ؟
صورتت‌ُ نشون‌ بده‌ ! قرمزِ برگای‌ کتاب‌ !

آخرین‌ آوازِ قو

قصه‌ تمومه‌ ، عشق‌ِمن‌ ! فاصله‌ رُ صدا بزن‌ !
اینجوری‌ خیلی‌ بهتره‌ ، هم‌ واسه‌ تو ! هم‌ واسه‌ من‌ !
قصه‌ تمومه‌ ، عشق‌ِمن‌ ! باید من‌ُ جابذاری‌ !
باید صدام‌ُ تو شب‌ِ ترانه‌ تنها بذاری‌ !
بدون‌ِ تو سایه‌ی‌ من‌ ، تنها نشونی‌ِ منه‌ !
بغض‌ِ ترانه‌سازِ من‌ ، کنارِ تو نمی‌شکنه‌ !
دل‌سپردن‌ رمزِ قفل‌ِ این‌ حصارِ توبه‌تو نیست‌ !
با تو بودن‌ بهترینه‌ ! اما ختم‌ِ جستجو نیست‌ !
اونورِ دیوارِ شب‌ باش‌ ! تامن‌ از تو « ما » بسازم‌ !
انعکاس‌ِ این‌ ترانه‌ ، آخرین‌ آوازِ قو نیست‌ !
باید بری‌ تا بتونم‌ این‌ شب‌ُ نقاشی‌ کنم‌ !
طعم‌ِ گَس‌ِ نیشای‌ این‌ عقرب‌ُ نقاشی‌ کنم‌ !
باید بری‌ ! دوس‌ ندارم‌ شب‌ به‌ تو چَپ‌ نگاه‌ کنه‌ !
دوس‌ ندارم‌ دستای‌ شب‌ ، صورتت‌ُ سیاه‌ کنه‌ !
نه‌ من‌ِ من‌ ، نه‌ من‌ِ تو ، تو این‌ شبا ما نمیشه‌ !
عشق‌ِ عظیم‌ِ ما دوتا ، زیرِ یه‌ سقف‌ جا نمیشه‌ !
دل‌سپردن‌ رمزِ قفل‌ِ این‌ حصارِ توبه‌تو نیست‌ !
با تو بودن‌ بهترینه‌ ! اما ختم‌ِ جستجو نیست‌ !
اونورِ دیوارِ شب‌ باش‌ ! تامن‌ از تو « ما » بسازم‌ !
انعکاس‌ِ این‌ ترانه‌ ، آخرین‌ آوازِ قو نیست‌ !

حنجره‌ها رُ خبر کن‌ !

ای‌ غزل‌ْدخت‌ِ ترانه‌ !
گیس‌ طلا ! پنجه‌ی‌ آفتاب‌ !
من‌ شب‌ْآلوده‌ترینم‌ ،
تن‌ِ تاریکم‌ُ دریاب‌ !
من‌ُ آشتی‌ بده‌ با نور ،
توی‌ این‌ حادثه‌ بازار !
پیرهن‌ِ دریا تنم‌ کن‌ !
سر بزن‌ از سرِ دیوار !
سرخوش‌ از عطرِ عبورت‌ !
داغ‌ِ داغم‌ از حضورت‌ !
بی‌بی‌ِ هزار ستاره‌ !
من‌ُ پیدا کن‌ تو نورت‌ !
فصل‌ِ گُل‌ دادن‌ِ مهتاب‌ ،
رو تن‌ِ برکه‌ی‌ پیره‌ !
پیش‌ِ برق‌ِ اون‌ نگاهت‌ ،
حتا خورشیدم‌ حقیره‌ !
من‌ُ گُم‌ نکن‌ تو ظلمت‌ !
سایه‌ها رُ شعله‌ور کن‌ !
واسه‌ همخونی‌ِ آواز ،
حنجره‌ها رُ خبر کن‌ !
سرخوش‌ از عطرِ عبورت‌ !
داغ‌ِ داغم‌ از حضورت‌ !
بی‌بی‌ِ هزار ستاره‌ !
من‌ُ پیدا کن‌ تو نورت‌ !

(ادامه دارد)

دل تنگم
01-04-2008, 04:01
صدای‌ آبی‌ِ من‌ !


نه‌ اهل‌ِ روزگارم‌ ، نه‌ همنشین‌ِ سایه‌ !
بزن‌ به‌ سیم‌ِآواز ، تا آخرِ گلایه‌ !
رو سرزمین‌ِ بی‌سَر ، یه‌ سروِ سربلندم‌ !
به‌شاخ‌ و برگ‌ِ سبزِ خودم‌ دخیل‌ می‌بندم‌ !
ستون‌ِ تخت‌ِ جمشید ، بُرج‌ِ غرورِمن‌ نیست‌ !
من‌ با تو بهترینم‌ ! ثانیه‌ گورِ من‌ نیست‌ !
تو کی‌ هستی‌ که‌ خیال‌ِ داشتنت‌ ،یه‌ دَم‌ از خاطرِ من‌ دورنمیشه‌ ؟
روبه‌روی‌ آینه‌ چشمات‌ُ نبند !
خورشید از نورِ خودش‌ کور نمیشه‌ !
ببین‌ که‌ داس‌ِ وحشت‌ ، حریف‌ِ یاس‌ِ من‌ نیست‌ !
سکوت‌ِ این‌کرانه‌ ، خلع‌ِ لباس‌ِ من‌ نیست‌ !
ببین‌ کلیدِ سرداب‌ ، تو دست‌ِ این‌ اسیره‌ !
برگ‌ِ امان‌ نمی‌خوام‌ ، برای‌ گریه‌ دیره‌ !
برهنه‌ مثل‌ِ دریاس‌ ،صدای‌ آبی‌ِ من‌ !
هزارتا عُمرِ نوحه‌ ، عُمرِ حبابی‌ِ من‌ !
تو کی‌ هستی‌ که‌ خیال‌ِ داشتنت‌ ،یه‌ دَم‌ از خاطرِ من‌ دورنمیشه‌ ؟
روبه‌روی‌ آینه‌ چشمات‌ُ نبند !
خورشید از نورِ خودش‌ کور نمیشه‌ !




پری‌ِ کوچیک‌ِمن‌


پری‌ِ کوچیک‌ِ من‌ نی‌لبکش‌ جنس‌ِ بلورِ !
توی‌ گرگ‌ و میش‌ِچشماش‌ ، صدتا مرواریدِ نورِ !
پری‌ِ کوچیک‌ِ من‌ خونه‌ش‌ تو اقیانوس‌ِ دورِ !
واسه‌ اون‌ بسترِ موجا ، مثل‌ِ گهواره‌ وُ گورِ !
پری‌ِ کوچیک‌ِ من‌فاصله‌ی‌ بین‌ِ دو بوسه‌س‌ !
اما بوسه‌ بی‌خطر نیست‌ ، همه‌جا سایه‌ی‌ کوسه‌س‌ !
پری‌ِ غمگین‌ِ من‌ ! طلسم‌ِ موجا می‌شکنه‌ !
بوسه‌ی‌ دوم‌ِمعجزه‌ رو لبهای‌ منه‌ !
تنم‌ُ طعمه‌ی‌ کوسه‌ می‌کنم‌ برای‌ تو !
توی‌نی‌نی‌ِ نگاهت‌ یه‌ ستاره‌ روشنه‌ !
پری‌ِ کوچیک‌ِ من‌ ! حرفی‌ بزن‌ چشمات‌ُ واکن‌ !
من‌ صدات‌ُمی‌شناسم‌ ، تنها یه‌ بار من‌ُ صدا کن‌ !
سینه‌ریزی‌ از ترانه‌ ، دوتاگوشواره‌ی‌ گیلاس‌ ،
برگ‌ِ سرخ‌ِ گُل‌ِ کوکب‌ ، پیشکشم‌ برات‌ همیناس‌ !
صدای‌ نی‌لبک‌ِ تو ، رَمزِ بیداری‌ِ موجه‌ !
عمق‌ِ اقیانوس‌ِ رؤیا ، با توهم‌ معنی‌ِ اوجه‌ !
پری‌ِ غمگین‌ِ من‌ ! طلسم‌ِ موجا می‌شکنه‌ !
بوسه‌ی‌ دوم‌ِمعجزه‌ رو لبهای‌ منه‌ !
تنم‌ُ طعمه‌ی‌ کوسه‌ می‌کنم‌ برای‌ تو !
توی‌نی‌نی‌ِ نگاهت‌ یه‌ ستاره‌ روشنه‌ !




مشقای‌ من‌ جریمه‌ نیست‌ !


پسرک‌ ! گریه‌نکن‌ ! چوب‌ِ فَلَک‌ رُ می‌شکنم‌ !
من‌ مثه‌معلم‌ت‌ ، مشقات‌ُ خط‌ نمی‌زنم‌ !
دفترِ تازه‌ بیار ، مشقای‌ من‌ جریمه‌ نیس‌ !
مشق‌ِ شب‌ رُ پاره‌کن‌ ! مشق‌ِ طلوع‌ُ بنویس‌ !
رنگ‌ِ روزگار نباش‌ ! یه‌ دَس‌ صدا داره‌ هنوز !
بودنت‌ تودایره‌ نقطه‌ی‌ پرگارِ هنوز !
وقتی‌ دریا میگه‌ : « نه‌ ! » تو قطره‌ باش‌ بگو : « بله‌ ! »
دسته‌ی‌ تیغ‌ِ تبر چوب‌ِ درخت‌ِ جنگله‌ !
همه‌ قصه‌ها دروغه‌ ، دیگه‌ چش‌براه‌ نباش‌ !
قصه‌ رُ خودت‌شروع‌ کن‌ ، این‌ مدادُ بتراش‌ !
بنویس‌ جای‌ کبوتر روی‌ اَبراس‌ ، نه‌ توچاه‌ !
بنویس‌ تا بشکنه‌ طلسم‌ِ این‌ تخته‌سیاه‌ !
رنگ‌ِ روزگار نباش‌ ! یه‌ دَس‌ صدا داره‌ هنوز !
بودنت‌ تودایره‌ نقطه‌ی‌ پرگارِ هنوز !
وقتی‌ دریا میگه‌ : « نه‌ ! » تو قطره‌ باش‌ بگو : « بله‌ ! »
دسته‌ی‌ تیغ‌ِ تبر چوب‌ِ درخت‌ِ جنگله‌ !
« هیچکسی‌ سَروَرِ من‌ نیست‌ ! » این‌ُ صدبار بنویس‌ !
« سایه‌ای‌ رو سَرِ من‌ نیست‌ ! » این‌ُ صدبار بنویس‌ !
« من‌ خودم‌ یه‌ پّاسوارم‌ ! » این‌ُ صدبار بنویس‌ !
« دل‌دل‌ِ یه‌ انفجارم‌ ! » این‌ُ صدباربنویس‌ !
رنگ‌ِ روزگار نباش‌ ! یه‌ دَس‌ صدا داره‌ هنوز !
بودنت‌ تودایره‌ نقطه‌ی‌ پرگارِ هنوز !
وقتی‌ دریا میگه‌ : « نه‌ ! » تو قطره‌ باش‌ بگو : « بله‌ ! »
دسته‌ی‌ تیغ‌ِ تبر چوب‌ِ درخت‌ِ جنگله‌ !




چل‌گیس‌


چل‌گیس‌ِ قصه‌ ! گیسات‌ُ کی‌ قیچی‌ کرده‌ ؟
کدوم‌ دل‌ِ سنگی‌برات‌ گریه‌ نکرده‌ ؟
کدوم‌ مترسک‌ تو رُ ل‌ُ داده‌ به‌ پاییز ،
که‌ برگ‌ِباغ‌ِ قصه‌مون‌ دوباره‌ زرده‌ ؟
گریه‌ نکن‌ وقتی‌ که‌ دیوِ شب‌ می‌خنده‌ !
وقتی‌ که‌ جاده‌قُرُق‌ِ گردنه‌بنده‌ !
دل‌ به‌ ترانه‌ها بده‌ ! خاتون‌ِ خسته‌ !
پنجره‌باش‌ وقتی‌ که‌ دیوارا بلنده‌ !
من‌ هنوز در به‌ در خاطره‌هاتم‌ ، چل‌گیس‌ !
هرجای‌ حادثه‌باشی‌ پابه‌پاتم‌ ، چل‌گیس‌ !
منو تو دلت‌ صداکن‌ تا صدات‌ُ بشنوم‌ !
آخه‌ من‌ از خودتم‌ ! نبض‌ِ صداتم‌ ، چل‌گیس‌ !
چَن‌تا سکوت‌ُ رَج‌ زدی‌ تا لب‌ِ فریاد ؟
کجای‌ قصه‌ پهلوون‌از نفس‌ افتاد ؟
وقتی‌ که‌ وامونده‌ بودم‌ تو خَم‌ِ جاده‌ ،
چشمای‌ تو راه‌ِمیون‌بُرُ نشون‌ داد !
چل‌گیس‌ِ من‌ ! سایه‌ی‌ شب‌ دَووم‌ نداره‌ !
رنگین‌کمون‌پُل‌ میزنه‌ اینجا دوباره‌ !
دیوِ تنوره‌ می‌کشه‌ آخرِ قصه‌ !
گیس‌ِ توپرچم‌ میشه‌ تو شهرِ ستاره‌ !
من‌ هنوز در به‌ در خاطره‌هاتم‌ ، چل‌گیس‌ !
هرجای‌ حادثه‌باشی‌ پابه‌پاتم‌ ، چل‌گیس‌ !
منو تو دلت‌ صداکن‌ تا صدات‌ُ بشنوم‌ !
آخه‌ من‌ از خودتم‌ ! نبض‌ِ صداتم‌ ، چل‌گیس‌ !




طلوع‌ِ ممنوع‌


روزگار هنوز غریبه‌ ، نازنین‌ !
خیلی‌ مونده‌ تا سقوط‌ِنقطه‌چین‌ !
پرده‌ی‌ سیاه‌ِ شب‌ رُ پس‌ بزن‌ ،
من‌ُ این‌ طلوع‌ِ ممنوع‌ُببین‌ !
روزگار هنوز غریبه‌ ، نازنین‌ !
خیلی‌ راهه‌ تا خروسخون‌ِزمین‌ !
یه‌دونه‌ کلاغ‌ُ این‌ همه‌ دروغ‌ ،
یه‌ سراب‌ُ این‌ همه‌ چله‌نشین‌ !
تو این‌ شب‌ِ شب‌پره‌سوز ، ستاره‌ نایابه‌ هنوز !
پهلوون‌ِقصه‌ی‌ ما یه‌ کرم‌ِ شبتابه‌ هنوز !
رو سرِ این‌ ترانه‌ها سایه‌ی‌ ساطورُببین‌ !
گنجشکک‌ِ اشی‌مشی‌ اسیرِ قصابه‌ هنوز !
نازنین‌ ! بی‌تو تمومه‌ کارِ من‌ !
از ترانه‌ به‌ غزل‌ پُلی‌بزن‌ !
بگو اون‌ هق‌ هق‌ِ قیمتی‌ کجاست‌ ؟
کی‌ میاد قاصدک‌ِ قُرُق‌ شکن‌ ؟
نازنین‌ ! شکسته‌ حرمت‌ِ عقیق‌ !
تَن‌ نده‌ به‌ این‌ سکوت‌ِنارفیق‌ !
شب‌ تو فکرِ پهلوون‌ِ کاهیه‌ ،
قوطی‌ کبریت‌ توی‌ فکرِ یه‌ حریق‌ !
تو این‌ شب‌ِ شب‌پره‌سوز ، ستاره‌ نایابه‌ هنوز !
پهلوون‌ِقصه‌ی‌ ما یه‌ کرم‌ِ شبتابه‌ هنوز !
رو سرِ این‌ ترانه‌ها سایه‌ی‌ ساطورُ ببین‌ !
گنجشکک‌ِ اشی‌مشی‌ اسیرِ قصابه‌ هنوز !




روشنک‌ِ سیاپوش‌


روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! همدم‌ِ ناشناسم‌ !
از این‌ شب‌ِ هیولا ، باتو نمی‌هراسم‌ !
روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! با تو همیشه‌ نابم‌ !
باتو به‌ من‌شبیهم‌ ، این‌ من‌ِ بی‌نقابم‌ !
روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! شهرزادِ قصه‌سازم‌ !
بی‌تو چه‌ بی‌پناهم‌ ، با تو چه‌ بی‌نیازم‌ !
روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! ای‌ غزل‌ِمعما !
چَن‌تا ستاره‌ کم‌ بود ، تو شام‌ِ آخر ما ؟
آخرین‌ شب‌ ! آخرین‌ تب‌ ! آخرین‌ خنده‌ی‌ بی‌لب‌ !
آخرین‌هق‌هق‌ِکوتاه‌ ! آخرین‌ جام‌ِ لبالب‌ !
آخرین‌ شمع‌ِ ضیافت‌ ! لحظه‌های‌بی‌شکایت‌ !
خواب‌ِ بی‌بختک‌ِ آخر ، زنگ‌ِ ناباورِ ساعت‌ !
روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! بی‌تو دَووم‌ ندارم‌ !
ببین‌ که‌ بی‌حضورت‌، خورشیدُ کم‌ میارم‌ !
روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! نرو به‌ سمت‌ِ دریا !
هنوزترانه‌ داریم‌ برای‌ فتح‌ِ رؤیا !
روشنک‌ِ سیاپوش‌ ! خاتون‌ تیره‌بختم‌ !
تو این‌ کویرِ تب‌ْدار ، من‌ آخرین‌ درختم‌ !
دست‌ غزل‌ به‌ همرات‌ ! روشنک‌ِ سیاپوش‌ !
حسرت‌ِ ممتدم‌ شد ، عطرِ نجیب‌ِ آغوش‌ !
پُک‌ِ طولانی‌ به‌ سیگار ! حلقه‌ی‌ معلق‌ِ دار !
آخرین‌ قرص‌ِمسکن‌ ! لحظه‌ی‌ ریزش‌ِ آوار !
دشنه‌ی‌ مقدرِ درد ! بغض‌ِ بی‌وقفه‌ی‌ یک‌ مرد !
پله‌ پله‌ تا مصیبت‌ ! بوسه‌ بر پیشانی‌ِ سرد !




رنگ‌ِ فردا


می‌تونی‌ کوها رُ جابه‌ جاکنی‌ ! می‌تونی‌ قیامتی‌ به‌ پاکنی‌ !
میتونی‌ مشتای‌ روزگارت‌ُ ، پیش‌ِ چشم‌ِ کورِ دنیا واکنی‌ !
می‌تونی‌چلچله‌ باشی‌ تو خزون‌ ! می‌تونی‌ پُل‌ بزنی‌ به‌آسمون‌ !
می‌تونی‌ یه‌ سقف‌ِرنگی‌ بسازی‌ ، واسه‌ تنهایی‌ِ هر ترانه‌خون‌ !
می‌تونی‌ تو آینه‌ سفر کنی‌ ! می‌تونی‌ سایه‌ت‌ُ دربه‌در کنی‌ !
می‌تونی‌ شبهای‌ بی‌ستاره‌ رُ ، باطنین‌ِ یه‌ترانه‌ سر کنی‌ !
اما باید یکی‌ باشه‌ که‌ بفهمه‌ لحظه‌هات‌ُ !
یه‌ نفر که‌ توسیاهی‌ ، بشناسه‌ صدای‌ پات‌ُ !
یه‌ نفر که‌ وقت‌ِ گریه‌ ، شونه‌ش‌ُ گرو بذاره‌ !
وقت‌ سررفتن‌ِ آواز ، غزلای‌ نو بیاره‌ !
می‌تونی‌ تیله‌ی‌ ماه‌ُ بشکنی‌ ! می‌تونی‌ خورشیدُ آتیش‌ بزنی‌ !
می‌تونی‌ وا کنی‌ این‌ دریچه‌ رُ ، با وجودِ صدتا قفل‌ِ آهنی‌ !
می‌تونی‌دنیارُ زیرُ رو کنی‌ ! می‌تونی‌ با رؤیا گفتگو کنی‌ !
می‌تونی‌ حنجره‌های‌خالی‌ُ ، با هجوم‌ِ واژه‌ روبه‌رو کنی‌ !
می‌تونی‌ دل‌ رُ به‌ دریابزنی‌ ! خودت‌ُ تو سایه‌ها جا بزنی‌ !
می‌تونی‌ لحظه‌ی‌ دلسپردگی‌ ، غروبارُ رنگ‌ِ فردابزنی‌ !
اما باید یکی‌ باشه‌ که‌ بفهمه‌ لحظه‌هات‌ُ !
یه‌ نفر که‌ توسیاهی‌ ، بشناسه‌ صدای‌ پات‌ُ !
یه‌ نفر که‌ وقت‌ِ گریه‌ ، شونه‌ش‌ُ گرو بذاره‌ !
وقت‌ سررفتن‌ِ آواز ، غزلای‌ نو بیاره‌ !




وعده‌ی‌ آخر


یه‌ گُل‌ُ هزارتا گُلدون‌ ! یه‌ غزل‌ صدتا غزلخون‌ !
توی‌سرسرای‌ آواز ، این‌ همه‌ حنجره‌ مهمون‌ !
بیا از آینه‌ رَد شیم‌ ، بیا پروازُبَلَد شیم‌ !
بیا بارون‌ُ بفهمیم‌ ! حریف‌ِ این‌ شب‌ِ بَد شیم‌ !
بیا تاآخرِ فریاد ! بیا تا طلوع‌ِ شن‌ْباد !
بیا تا یه‌ ریتم‌ِ تازه‌ ! بیا تاترانه‌ی‌ شاد !
بیا تا تکرارِ جنون‌ ! بیا تا یخ‌ بستن‌ِ خون‌ !
بیا تابُن‌بست‌ِ نفس‌ ! بیا تا سقف‌ِ بی‌ستون‌ !
بیا ! بیا ! تا وابشن‌ پلکای‌ مات‌ِپنجره‌ !
می‌خوام‌ تو رُ داد بزنم‌ ، تا سرطان‌ِ حنجره‌ !
بیا تا دوباره‌ دیدن‌ ! تا سَرِ قله‌ دویدن‌ !
نوبت‌ِ خوندن‌ِنورِ ، دیگه‌ بسه‌ این‌ شنیدن‌ !
بیا تا رقص‌ِ دوباره‌ ! بیا تا مرزِ ستاره‌ !
بیا تا چشمه‌ی‌ خورشید ! بیا تا گلیم‌ِ پاره‌ !
بیا تا ضیافت‌ِ من‌ ! بیاتا اوج‌ِ شکفتن‌ !
وعده‌ی‌ آخرِ بوسه‌ ، اونورِ حصارِ پیرهن‌ !
بیا تا تکرارِ جنون‌ ! بیا تا یخ‌ بستن‌ِ خون‌ !
بیا تابُن‌بست‌ِ نفس‌ ! بیا تا سقف‌ِ بی‌ستون‌ !
بیا ! بیا ! تا وابشن‌ پلکای‌ مات‌ِپنجره‌ !
می‌خوام‌ تو رُ داد بزنم‌ ، تا سرطان‌ِ حنجره‌ !




روزِ خودسوزی‌ِ دریا


هفتم‌ِ جمعه‌ی‌ قَبله‌ ، دوباره‌ دلم‌ گرفته‌ !
دوباره‌ یه‌دست‌ِ سنگی‌ چشمام‌ُ اَزَم‌ گرفته‌ !
رو به‌ آیینه‌ نشستم‌ ، توی‌ این‌ اتاق‌ِبُن‌بست‌ !
توی‌ روسری‌ِ مِشکی‌ت‌ ، هنوزم‌ عطرِ تَنت‌ هست‌ !
تنها یادگارهمینه‌ ، یه‌ بهانه‌ واسه‌ بودن‌ !
یه‌ دلیل‌ِ ناب‌ِ تازه‌ ، واسه‌ آفتابی‌سرودن‌ !
گفته‌ بودم‌ اگه‌ باشی‌ نبض‌ِ دنیا رُ می‌گیرم‌ !
گفته‌ بودم‌تَه‌ِ قصه‌ ، دَست‌ تو دَست‌ِ تو می‌میرم‌ !
اما تو اینجا نموندی‌ ، هر دقیقه‌خَتم‌ِ من‌ شد !
هر ترانه‌ یه‌ بهانه‌ واسه‌ با تو ، ما شدن‌ شد !
هفتم‌ِ جمعه‌ی‌ قَبله‌ ، روزِ تعطیلی‌ِ آواز !
روزِ بی‌صداشکستن‌ ، واسه‌ بغض‌ِ این‌ غزلساز !
روزِ خودسوزی‌ِ دریا ! روزِ دلگیرِ سرودن‌ !
روزِ بارونی‌ِ آینه‌ ! روزِ بی‌تو با تو بودن‌ !
روزِ زخمی‌ِ ترانه‌ ! روزِ خسته‌ ! روزِ بی‌تاب‌ !
روزِ دیدارِ دوباره‌ ، با نگاه‌ِ عکس‌ِ تو قاب‌ !
گفته‌ بودم‌ اگه‌ باشی‌ نبض‌ِ دنیا رُ می‌گیرم‌ !
گفته‌ بودم‌تَه‌ِ قصه‌ ، دَست‌ تو دَست‌ِ تو می‌میرم‌ !
اما تو اینجا نموندی‌ ، هر دقیقه‌خَتم‌ِ من‌ شد !
هر ترانه‌ یه‌ بهانه‌ واسه‌ با تو ، ما شدن‌ شد !




گهواره‌ی‌ آفتاب‌


تو رُ از دور که‌ تماشا می‌کنم‌ ،می‌بینم‌ فاصله‌مون‌ خیلی‌کمه‌ !
اما وقتی‌ که‌ میای‌ کنارِ من‌ ،بین‌ِ ما فاصله‌ فریاد می‌زنه‌ !
نازنین‌ ! اینجا نیا ! دلم‌ می‌خواد ،تو رُ از این‌ وَرِدریا ببینم‌ !
دوس‌ ندارم‌ با تو همنفس‌ بشم‌ ،دوس‌ دارم‌ تو رُ تو رؤیاببینم‌ !
مثل‌ِ نیلوفرِ آبی‌ رو تن‌ِ راکدِ مرداب‌ !
قصه‌ی‌ من‌ُ تواینه‌ ، یکی‌ بیدارُ یکی‌ خواب‌ !
یکی‌مون‌ قافیه‌سازه‌ ، یکی‌مون‌قافیه‌بازه‌ !
یکی‌ زخم‌ِ زمهریرِ ، یکی‌ گهواره‌ی‌ آفتاب‌ !
بذار از اینجا تماشات‌ بکنم‌ !
فاصله‌ رؤیا رُ زنده‌ می‌کنه‌ !
لذت‌ِ ترانه‌ ساختن‌ از چشات‌ ،من‌ُ تو بازی‌ بَرَنده‌ می‌کنه‌ !
توی‌ رؤیا من‌ُ تو مثل‌ِ هَمیم‌ !
صبرِ همدیگه‌ رُ سَرنمی‌بریم‌ !
حرفای‌ من‌ واسه‌ تو غریبه‌ نیست‌ ،هردو از قصه‌ی‌ هم‌ باخبریم‌ !
مثل‌ِ نیلوفرِ آبی‌ رو تن‌ِ راکدِ مرداب‌ !
قصه‌ی‌ من‌ُ تواینه‌ ، یکی‌ بیدارُ یکی‌ خواب‌ !
یکی‌مون‌ قافیه‌سازه‌ ، یکی‌مون‌قافیه‌بازه‌ !
یکی‌ زخم‌ِ زمهریرِ ، یکی‌ گهواره‌ی‌ آفتاب‌ !




خواستگاری‌ !


خورشیدخانوم‌ ! خورشیدخانوم‌ ! شب‌ اومده‌ خواستگاری‌ !
ما رُفراموش‌ نکنی‌ ! رو عهدمون‌ پا نذاری‌ !
خورشیدخانوم‌ ! یه‌ وقت‌ نری‌ کنیزِدیوِ شب‌ بشی‌ !
ساده‌ نشی‌ ! گول‌ نخوری‌ ! همسرِ میرغضب‌ بشی‌ !
توقصرِ دیوِ شب‌ باید با بی‌چراغی‌ سرکنی‌ !
این‌ همه‌ عاشق‌ُ باید دوباره‌ دَربه‌ دَر کنی‌ !
ما عُمریه‌ خاطرخواه‌ِ نورِ شماییم‌ ، به‌ خدا !
دنبال‌ِیه‌ رشته‌ از اون‌ موی‌ طلاییم‌ ، به‌ خدا !
خورشید خانوم‌ ! خورشید خانوم‌ !
خو ا ستگارت‌ ، قُلّابیه‌ !
به‌ فکرِ قیچی‌ کردن‌ِ ،اون‌ موهای‌ آفتابیه‌ !
میگن‌ شما منتظرین‌ که‌ شب‌ ستاره‌دار بشه‌ !
دل‌ِ سیاهش‌ مثه‌ما ، عاشق‌ُ بی‌قرار بشه‌ !
خورشیدخانوم‌ ! باور نکن‌ این‌ کلَک‌ِ دوباره‌ رُ !
ما خیلی‌ وقته‌ می‌شناسیم‌ این‌ شب‌ِ بی‌ ستاره‌ رُ!
حتا اگه‌ بگین‌ : « بمیر ! » شب‌ جواب‌ِ رَد نمیده‌ !
اما دیگه‌ دیدنتون‌ ، به‌ عُمرِ ما قَدنمیده‌ !
این‌ شب‌ِ تاریک‌ِ کلَک‌ ، هفتادُ هفتا جون‌ داره‌ !
می‌میره‌اما دوباره‌ ، تو قصه‌مون‌ پا می‌ذاره‌ !
خورشید خانوم‌ ! طلوع‌ کنین‌ !
تا این‌ شب‌ اینجا نمونه‌ !
خروس‌ واسه‌ طلوعتون‌ ،دوباره‌ آواز بخونه‌ !




آبروی‌ این‌ قبیله‌


رفتنت‌ تنها یه‌ خوابه‌ ! تو نرفتی‌ ، عطرت‌ اینجاس‌ !
کـُنج‌ِنایاب‌ِ نفس‌هات‌ ، تنها جای‌ اَمن‌ِ دنیاس‌ !
توی‌ کوچه‌ی‌ نگاهت‌ ، چرخش‌ِ هزارتا تیله‌س‌ !
به‌ غزل‌ قسم‌که‌ چشمات‌ ، آبروی‌ این‌ قبیله‌س‌ !
هم‌ مثه‌ ماه‌ِ تمومی‌ ، هم‌ مثه‌ هلال‌ِ خنجر !
هم‌ تب‌ِنگاه‌ِ اول‌ ، هم‌ غم‌ِ نگاه‌ِ آخر !
نمی‌دونم‌ تو چی‌ هستی‌ ، استوای‌ عشق‌ُتردید !
هم‌ مثه‌ سیاهی‌ِ شب‌ ، هم‌ مثه‌ ظهورِ خورشید !
لب‌ِ تو ساکته‌ ، اما چشم‌ِ تو پُر از هیاهوس‌ !
مثل‌ِ اون‌وحشت‌ِ وحشی‌ ، که‌ توی‌ نگاه‌ِ آهوس‌ !
لابه‌لای‌ هُرم‌ِ گیس‌ت‌ ، عطرِ بِکرِ گُل‌ِ یاسه‌ !
ململ‌ِنازک‌ِ دستات‌ ، واسه‌ من‌ تنها لباسه‌ !
هم‌ مثه‌ ماه‌ِ تمومی‌ ، هم‌ مثه‌ هلال‌ِ خنجر !
هم‌ تب‌ِنگاه‌ِ اول‌ ، هم‌ غم‌ِ نگاه‌ِ آخر !
نمی‌دونم‌ تو چی‌ هستی‌ ، استوای‌ عشق‌ُتردید !
هم‌ مثه‌ سیاهی‌ِ شب‌ ، هم‌ مثه‌ ظهورِ خورشید !




مثل‌ِ رو دریا دویدن‌ !


من‌ رسیدم‌ به‌ رسیدن‌ !
تو من‌ُ چیدی‌ُ رفتی‌ !
من‌بُریدم‌ ! من‌ بُریدم‌ !
اما خندیدی‌ُ رفتی‌ !
باز بخند به‌ هق‌هق‌ِ من‌ !
خنده‌هات‌ چقدر قشنگه‌ !
چشمات‌ از جنس‌ِ بلوره‌ !
دلت‌ از مَرمَرُ سنگه‌ !
من‌ فقط‌ فکرِ رسیدن‌ ! تو فقط‌ به‌ فکرِ چیدن‌ !
داشتنت‌بَرام‌ یه‌ رؤیاس‌ ، مثل‌ِ رو دریا دویدن‌ !
من‌ یه‌ عالمه‌ ترانه‌ !
تو یه‌ حس‌ِ شاعرانه‌ !
با توحق‌ِ این‌ صدا رُ ،پَس‌ می‌گیرم‌ از زمانه‌ !
با تو می‌رسم‌ ، ولی‌ تو ،عاشق‌ِ اون‌ من‌ِ کالی‌ !
من‌ُبا صدام‌ نمی‌خوای‌ ،عاشق‌ِ اون‌ من‌ِ لالی‌ !
من‌ فقط‌ فکرِ رسیدن‌ ! تو فقط‌ به‌ فکرِ چیدن‌ !
داشتنت‌بَرام‌ یه‌ رؤیاس‌ ، مثل‌ِ رو دریا دویدن‌ !




امتحان‌


مثل‌ِ گفتگوی‌ دریا ، با شن‌ای‌ خیس‌ِ ساحل‌ !
مثل‌ِ یه‌عشق‌ِ دوباره‌ ، واسه‌ دل‌داده‌ی‌ بی‌دل‌ !
مثل‌ِ یه‌ کشتی‌ِ متروک‌ که‌ توی‌اسکله‌ مونده‌ !
مثل‌ِ یه‌ حرف‌ِ نگفته‌ ! مثل‌ِ یه‌ شعرِ نخونده‌ !
مثل‌ِیه‌ لحظه‌ی‌ نایاب‌ ! مثل‌ِ یه‌ حس‌ِ غریبه‌ !
مثل‌ِ اون‌ لحظه‌ که‌ آدم‌ ،تشنه‌ی‌ چیدن‌ِ سیبه‌ !
معنی‌ِ نگاه‌ِ تو ،تو هیچ‌ لغت‌نامه‌ای‌ نیست‌ !
توی‌امتحان‌ِ تو ،فقط‌ ترانه‌ میشه‌ بیست‌ !
مثل‌ِ یه‌ جاده‌ی‌ بی‌مرز ! مثل‌ِ خط‌ِ یه‌ تبسم‌ !
مثل‌ِرقص‌ِ خوشه‌های‌ ، مست‌ُ بی‌طاقت‌ِ گندم‌ !
مثل‌ِ گُل‌دادن‌ِ دشنه‌ ، روی‌خاک‌ِ پاک‌ِ پیرهن‌ !
مثل‌ِ صدتا کفش‌ِ سُربی‌ ، دَه‌هزار عصای‌ آهن‌ !
مثل‌ِ افسانه‌ی‌ فانوس‌ ، قصه‌ی‌ زیبای‌ خفته‌ !
وقتی‌ شیرِ پُشت‌ِ میله‌، یادِ جنگلش‌ میفته‌ !
معنی‌ِ نگاه‌ِ تو ،تو هیچ‌ لغت‌نامه‌ای‌ نیست‌ !
توی‌امتحان‌ِ تو ،فقط‌ ترانه‌ میشه‌ بیست‌ !




سروده‌های‌ ناسرود


زیبای‌ خفته‌ی‌ غزل‌ ! عزیزِ تَن‌ داده‌ به‌ خواب‌ !
از این‌ظلام‌ِ بی‌زوال‌ ، بر سَرِ واژه‌ها بتاب‌ !
بزن‌ به‌ سیم‌ِ عربده‌ ، در این‌طلوع‌ِ غم‌زده‌ !
که‌ مه‌لقای‌ قصه‌ها ، به‌ خواب‌ِ ما نیامده‌ !
بی‌تودوباره‌ با تواَم‌ ! همیشه‌ دورُ همنفس‌ !
بیا به‌ سمت‌ِ این‌ صدا ، بیا به‌مشرق‌ِ قفس‌ !
بر تَن‌ِ این‌ سازِ سپید ، رنگ‌ِ سَرانگشت‌ِ تو کو ؟
آینه‌ نونمی‌شود ، مُشت‌ِ تو کو ؟ مُشت‌ِ تو کو ؟
سروده‌های‌ ناسرود ، غزل‌ْ ترانه‌ی‌ تو بود !
چلّه‌نشین‌ترین‌ منم‌ ، به‌ وعده‌های‌ دیرُ زود !
دوباره‌ بی‌صدای‌ پا ،بیا به‌ جشن‌ِ بوسه‌ها !
بزن‌ ! بزن‌ به‌ ضرب‌ِ ماه‌ ، به‌ رقص‌ِ شعرِ من‌بیا !
من‌ از تو سَر نمی‌روم‌ ، که‌ سرزمین‌ِ من‌ تویی‌ !
با تو به‌ قلّه‌می‌رسم‌ ، قلّه‌نشین‌ِ من‌ تویی‌ !
بر تَن‌ِ این‌ سازِ سپید ، رنگ‌ِ سَرانگشت‌ِ تو کو ؟
آینه‌ نونمی‌شود ، مُشت‌ِ تو کو ؟ مُشت‌ِ تو کو؟




چترم‌ُ آتیش‌ می‌زنم‌ !


از عقربه‌ جلوترم‌ ، اما به‌ تو نمی‌رسم‌ !
از این‌ پرنده‌هاسَرَم‌ ، تنها به‌ تو نمی‌رسم‌ !
تنها تویی‌ که‌ اونورِ مرزِ نفس‌های‌ منی‌ !
تنها تویی‌ که‌ دَم‌ به‌ دَم‌ به‌ هِق‌هِقم‌ سَر می‌زنی‌ !
بذار که‌ از توبگذرم‌ ، مثل‌ِ شهاب‌ از دل‌ِ شب‌ !
بذار که‌ از تو پُر بشم‌ ، مثل‌ِ یه‌ حوض‌ِلب‌به‌لب‌ !
وقتی‌ دل‌ رو به‌ زوال‌ِ !
وقتی‌ آرزو محال‌ِ !
تو بخون‌از سرِ آواز !
وقتی‌ حتا لاله‌ لال‌ِ !
وقت‌ِ بلوغ‌ِ آینه‌س‌ ، وقت‌ِ غزلخونی‌ِ نور !
من‌ رُ به‌فردا برسون‌ ، از این‌ شبای‌ سوت‌ُ کور !
بذار که‌ تَر بشم‌ از این‌ اَبرِبزرگ‌ِ بی‌قرار !
عزیزِ بارونی‌ِ من‌ ! رو سَرِ لحظه‌هام‌ ببار !
چترم‌ُآتیش‌ می‌زنم‌ ! حریص‌ِ رگبارِ تواَم‌ !
بذار من‌ُ خط‌ بزنن‌ ! عاشق‌ِ تکرارِتواَم‌ !
وقتی‌ دل‌ رو به‌ زوال‌ِ !
وقتی‌ آرزو محال‌ِ !
تو بخون‌از سرِ آواز !
وقتی‌ حتا لاله‌ لال‌ِ !




گرگ‌ُ میش‌


لابه‌لای‌ استکان‌ها ، همیشه‌ حرف‌ِ ستاره‌س‌ !
شب‌ِ ما روزمیشه‌ اما روزِمون‌ شب‌ِ دوباره‌س‌ !
تو باید باشی‌ُ نیستی‌ ، هم‌پیاله‌ی‌همیشه‌ !
بی‌تو روزُ شب‌ ندارم‌ ، زندگیم‌ تو گرگ‌ُ میشه‌ !
تو اسیرِ قصه‌بودی‌ ! زندگی‌ بَرات‌ قفس‌ بود !
واسه‌ تو دریا یه‌ جرعه‌ ، واسه‌ من‌ یه‌قطره‌ بَس‌ بود !
حتا تو بازی‌ِ « رفتن‌ » ،تو جلوتری‌ ، ستاره‌ !
واسه‌این‌ چشمای‌ بسته‌ ،شب‌ُ روز فرقی‌ نداره‌ !
بیا یک‌ لحظه‌ خیال‌کن‌ ، قصه‌مون‌ وَرَق‌ نخورده‌ !
فکرکن‌اون‌ بادبادکا رُ بادِ نابَلَد نبُرده‌ !
بیا یک‌ نفس‌ ، یه‌ لحظه‌ ، باز من‌ُببر به‌ دیروز !
بذار از تو گُر بگیرم‌ ، تو همون‌ شعله‌ی‌ تن‌ْسوز !
پُشت‌ِ این‌ چشمای‌ اَبری‌ ، توی‌ آیینه‌ تویی‌ ! تو !
این‌ صدا رُ از تودارم‌ ، نفس‌ِ سینه‌ تویی‌ ! تو !
حتا تو بازی‌ِ « رفتن‌ » ،تو جلوتری‌ ، ستاره‌ !
واسه‌این‌ چشمای‌ بسته‌ ،شب‌ُ روز فرقی‌ نداره‌ !




قبیله‌ی‌ بی‌مست‌


مرا به‌ نام‌ صداکن‌ ،که‌ از تو نام‌ بگیرم‌ !
که‌ آخرین‌نفسم‌ را ،من‌ از تو وام‌ بگیرم‌ !
مرا به‌ حادثه‌ نسپار ،در این‌ مدارِ شباشب‌ !
که‌ماندگارترینم‌ ،در این‌ دمادم‌ِ عقرب‌ !
من‌ به‌ بیداری‌ِ شب‌ خندیدم‌ !
رازِ هر آینه‌ را پرسیدم‌ !
با من‌ از اوج‌ِ صدا جاری‌ باش‌ !
من‌ سحرخیزتر از خورشیدم‌ !
مرا به‌ نام‌ صدا کن‌ ،که‌ در صدای‌ تو باشم‌ !
بیا به‌رسم‌ِ نوازش‌ ،که‌ در هوای‌ تو باشم‌ !
مرا به‌ نام‌ صداکن‌ !
همیشه‌ همدم‌ُ همدست‌ !
که‌بی‌دروغ‌ترینم‌ ،در این‌ قبیله‌ی‌ بی‌مست‌ !
من‌ به‌ بیداری‌ِ شب‌ خندیدم‌ !
رازِ هر آینه‌ را پرسیدم‌ !
با من‌ از اوج‌ِ صدا جاری‌ باش‌ !
من‌ سحرخیزتر از خورشیدم‌ !




زنده‌بگور


بوی‌ کافور میده‌ دستم‌ ، چقد از ترانه‌ دورم‌ !
می‌زنه‌نبض‌ِ نفس‌هام‌ ، اما من‌ زنده‌بگورم‌ !
وقت‌ِ غیبت‌ِ نگاهت‌ ، زندگی‌آینه‌ی‌ مرگه‌ !
گُل‌ِ نیلوفرِ رؤیا ، زیرِ رگبارِ تگرگه‌ !
با تودریای‌ غرورم‌ ، اما بی‌تو دریا تشنه‌س‌ !
بی‌تو سینه‌ی‌ سکوتم‌ ، تشنه‌ی‌تیغه‌ی‌ دشنه‌س‌ !
هم‌ طلوع‌ُ هر غروبی‌ !
بَدی‌ اما خیلی‌ خوبی‌ !
واسه‌این‌ زانو شکسته‌ ،یه‌ طلسم‌ِ نقره‌کوبی‌ !
وقتی‌ میرسم‌ به‌ آخر ، توی‌ دالون‌ِ یه‌ بُن‌بست‌ ،
دَم‌ِآخرِ سقوطم‌ ، اوج‌ِ غیبت‌ِ یه‌ همدست‌ ،
تو مثه‌ یه‌ نردبومی‌ ، که‌ میاد ازدل‌ِ خورشید !
باز میشه‌ صدتا گذرگاه‌ ، توی‌ آینه‌ی‌ چشات‌ دید !
بیا ! خاتون‌ِ قدیمی‌ ! یه‌ ترانه‌ مهمونم‌ کن‌ !
یه‌ حصیرِ کهنه‌ام‌ من‌ ، قالی‌ِسلیمونم‌ کن‌ !
هم‌ طلوع‌ُ هر غروبی‌ !
بَدی‌ اما خیلی‌ خوبی‌ !
واسه‌این‌ زانو شکسته‌ ،یه‌ طلسم‌ِ نقره‌کوبی‌ !




تلفن‌ِ راه‌ِ دور


یه‌ نفر رو خط‌ِ ماس‌ ! انگاری‌ لال‌ِ ، نازنین‌ !
مثل‌ِ یه‌کرکس‌ِ گُشنه‌ که‌ نشسته‌ به‌ کمین‌ !
بیا « دوسِت‌ دارم‌ » ا رُ بذاریم‌ برای‌بعد ،
تا دیگه‌ اَدا نشه‌ مُرادِ این‌ چله‌نشین‌ !
اینجا دوسِت‌ دارم‌ُ دوس‌ ندارن‌ تو قصه‌ها !
آخه‌ بعضی‌ ازطلسما می‌شکنه‌ با این‌ صدا !
دیگه‌ گوشی‌ رُ بذار ! صدات‌ُ می‌شنوم‌ هنوز !
من‌ هنوزم‌ با تواَم‌ از این‌وَرِ فاصله‌ها !
تلفن‌ برای‌ ما تنها یه‌ یادآوریه‌ !
تا که‌ یادمون‌ نره‌زمستون‌ِ آخریه‌ !
من‌ُ تو به‌ سیم‌ُ گوشی‌ که‌ نیازی‌ نداریم‌ !
هیچ‌ علاقه‌ای‌به‌ این‌ روده‌درازی‌ نداریم‌ !
گُرگ‌ِ گُرگم‌ به‌ هوا هر جا می‌ریم‌ دنبال‌ِماس‌ !
اون‌ نمی‌دونه‌ که‌ ما میلی‌ به‌ بازی‌ نداریم‌ !
وقتی‌ تقویم‌ِ تو نو شد دوباره‌ کنارِتَم‌ !
دیگه‌ تا جمله‌ی‌آخرِ ترانه‌ یارِتَم‌ !
دوباره‌ « دوسِت‌ دارم‌ » رُ با تو فریاد می‌زنم‌ !
تا رسیدن‌ِ بهار بازم‌ به‌ انتظارِتَم‌ !
تلفن‌ برای‌ ما تنها یه‌ یادآوریه‌ !
تا که‌ یادمون‌ نره‌زمستون‌ِ آخریه‌ !




هشتمین‌ رنگ‌


تو دورنگی‌ ! هم‌ زمینی‌ ، هم‌ به‌ رنگ‌ِ آسمونی‌ !
هشتمین‌رنگ‌ِ قشنگ‌ِ جاده‌ی‌ رنگین‌کمونی‌ !
من‌ُ بی‌صدا می‌خواستی‌ ، اما من‌ از تومی‌خوندم‌ !
پُشت‌ِپا زدی‌ به‌ حسّم‌ ، تا بیفتم‌ ، اما موندم‌ !
تودورنگی‌ ! تو دورنگی‌ ، اما من‌ با تو یه‌ رنگم‌ !
تو یه‌ خواب‌ِ ناتمومی‌ ،من‌ پُر از خواب‌ِ قشنگم‌ !
شب‌ِ تاریک‌ِ چشات‌ ،یه‌ ستاره‌ نداره‌ !
پیش‌ِ زیبایی‌ِتو ،ترانه‌ هم‌ کم‌ میاره‌ !
تا سَرِ کوه‌ِ ستاره‌ ، واسه‌ دیدنت‌ دویدم‌ !
صد دفه‌ زانوشکستم‌ ، اما پا پَس‌ نکشیدم‌ !
گفتی‌ گوش‌ به‌ زنگ‌ می‌مونی‌ ، تا بازم‌ برات‌بخونم‌ !
اما رفتی‌ُ نموندی‌ ، تا تَک‌ُ تنها بمونم‌ !
تو دورنگی‌ ! تودورنگی‌ ، اما من‌ با تو یه‌ رنگم‌ !
تو یه‌ خواب‌ِ ناتمومی‌ ، من‌ پُر ازخواب‌ِ قشنگم‌ !
شب‌ِ تاریک‌ِ چشات‌ ،یه‌ ستاره‌ نداره‌ !
پیش‌ِ زیبایی‌ِتو ،ترانه‌ هم‌ کم‌ میاره‌ !




دریا رُ دریاب‌ !


رودخونه‌ ! دریا رُ دریاب‌ !
بی‌تو تصویرِ کویره‌ !
راه‌بیفت‌ برو سراغش‌ !
فردا دیره‌ ! فردا دیره‌ !
اگه‌ دریا رُ نبینی‌ ،برهوت‌ به‌ جاش‌ می‌شینه‌ !
دریاعُمری‌ِ که‌ می‌خواد ،خط‌ِ آبیت‌ُ ببینه‌ !
رودخونه‌ ! رودخونه‌ ! کجایی‌ ؟
کی‌ میایی‌ ؟ کی‌ میایی‌ ؟
دریا تو تَنش‌ اسیره‌ ،تو رهایی‌ ! تو رهایی‌ !
من‌ همون‌ دریای‌ خسته‌م‌ ،که‌ داره‌ میشه‌ یه‌ مرداب‌ !
بی‌تو خشک‌ِ خشک‌ِ خشکم‌ !
رودخونه‌ ! گریه‌م‌ُ دریاب‌ !
بیا تا دستای‌ آبیم‌ ،دستای‌ تو رُ بگیره‌ !
بیا تا موج‌ِترانه‌ ،از دوباره‌ جون‌بگیره‌ !
رودخونه‌ ! رودخونه‌ ! کجایی‌ ؟
کی‌ میایی‌ ؟ کی‌ میایی‌ ؟
دریا تو تَنش‌ اسیره‌ ،تو رهایی‌ ! تو رهایی‌ !




من‌ زمینم‌ !


این‌ صدا صدای‌ خاکه‌ ، روی‌ موج‌ِ خیس‌ِ دریا !
زخم‌ِتاریخی‌ِ کابوس‌ ، بغض‌ِ دلنشین‌ِ رؤیا !
این‌ صدا صدای‌ خاکه‌ ، آخرین‌ صدای‌بیدار !
خونه‌ داره‌ قصه‌ میگه‌ ، واسه‌ این‌ خیل‌ِ عزادار !
من‌ُ بشنو ! من‌ُ بشنو ! من‌ صدای‌ آخرینم‌ !
قصه‌ی‌ هزارتا قرنم‌ ! من‌ زمینم‌ ! من‌زمینم‌ !
زخم‌ِ ناباورِ تاتار ، جای‌ پای‌ لنگ‌ِ تیمور !
مونده‌ روی‌سینه‌ی‌ من‌ ، حفره‌های‌ ممتدِ گور !
من‌ُ آفتابی‌ نگاه‌کن‌ ! تا یه‌ فصل‌ِتازه‌ باشم‌ !
هنوزم‌ با یه‌ اشاره‌ ، میتونم‌ پُر از صداشم‌ !
سبزِ سبزم‌ اگه‌ نبضت‌ ، نبض‌ِ بیدارِ چمن‌ شه‌ !
من‌ بهشتم‌اگه‌ دستات‌ مرهم‌ِ زخمای‌ من‌ شه‌ !
پیله‌ی‌ کهنه‌ رُ بشکن‌ ! تا رها شه‌شاپرک‌ باز !
با لب‌ِ بسته‌ صِدام‌ کن‌ ! دل‌ بده‌ به‌ گریه‌ی‌ ساز !
تن‌ِ بی‌لباس‌ِ من‌ رُ ، میشه‌ با جوانه‌ پُر کرد !
میشه‌ این‌ خونه‌ی‌خوب‌ُ ، بازم‌ از ترانه‌ پُر کرد !
زخم‌ِ ناباورِ تاتار ، جای‌ پای‌ لنگ‌ِ تیمور !
مونده‌ روی‌سینه‌ی‌ من‌ ، حفره‌های‌ ممتدِ گور !
من‌ُ آفتابی‌ نگاه‌کن‌ ! تا یه‌ فصل‌ِتازه‌ باشم‌ !
هنوزم‌ با یه‌ اشاره‌ ، میتونم‌ پُر از صداشم‌ !




همطپش‌


عزیزِ پا به‌ راه‌ِ من‌ ! رفتن‌ِ تو ترانه‌ نیست‌ !
سهم‌ِ من‌از هجرت‌ِ تو ، زمزمه‌ی‌ شبانه‌ نیست‌ !
در این‌ طلوع‌ِ نیمه‌جان‌ ، مرا به‌ نام‌ِ من‌ بخوان‌ !
سفرنکن‌ ! سفر نکن‌ ! که‌ خانه‌ بی‌ تو خانه‌ نیست‌ !
بخوان‌ به‌ نام‌ِ سرخ‌ِ خون‌ ! بخوان‌ به‌ آهنگ‌ِ جنون‌ !
که‌در شب‌ِ ناشنوا ، ترانه‌ محرمانه‌ نیست‌ !
در پَس‌ِ ترس‌ِ نقطه‌چین‌ ، سقوط‌ِ واژه‌ را ببین‌ !
ببین‌که‌ سقف‌ِ ما به‌ جز ، سایه‌ی‌ تازیانه‌ نیست‌ !
در این‌ رَجزخوانی‌ِ داس‌ ، بر تن‌ِ صدپاره‌ی‌ یاس‌ ،
ببین‌که‌ خاک‌ِ تیره‌ را ، جرأت‌ِ یک‌ جوانه‌ نیست‌ !
بگو به‌ بردگان‌ِ نان‌ ، به‌ این‌ زبان‌بُریدگان‌ ،
غروب‌ِسرخ‌ِ این‌ قفس‌ ، غروب‌ِ شاعرانه‌ نیست‌ !
بیا که‌ تازه‌تر شوم‌ ! از این‌ کرانه‌ سَر شوم‌ !
نگو که‌ دردفترِ من‌ ، کلام‌ِ عاشقانه‌ نیست‌ !
قدرِ ترانه‌ را بدان‌ ! نگو به‌ چشم‌ِ دیده‌بان‌ ،
نبض‌ِقدم‌های‌ غزل‌ ، همطپش‌ِ زمانه‌ نیست‌ !




دنیای‌ وارونه‌ !


پدربزرگ‌ هَف‌سالگیش‌ یادش‌ نیست‌ !
تو زورخونه‌ صدای‌ فریادش‌نیست‌ !
شیرین‌ِ قصه‌ دیگه‌ تلخه‌،تلخه‌ !
این‌ همه‌ صخره‌ یکی‌ فرهادش‌نیست‌ !
هیشکی‌ نگاش‌ُ به‌ صدا ندوخته‌ !
یه‌ شب‌پَره‌ تو شعله‌هانسوخته‌ !
خفاشا دل‌سپرده‌ان‌ به‌ خورشید !
ترانه‌ساز ترانه‌ش‌ُ فروخته‌ !
دنیای‌ وارونه‌ رُ باش‌ !
رودخونه‌ها تشنه‌شونه‌ !
قوّت‌ِپهلوونامون‌ ،به‌ تیزی‌ِ دشنه‌شونه‌ !
عصرِ فراموشی‌ِ خاطراته‌ !
ترانه‌خون‌ ! معجزه‌ تو صداته‌ !
دنیای‌ وارونه‌ رُ زیرُروکن‌ !
این‌ دل‌ِ ویرون‌ شده‌ پابه‌ پاته‌ !
ببین‌ ! ببین‌ ! ساعت‌ِ قصه‌ خوابه‌ !
کلاغ‌ رو قلّه‌س‌ ،تَه‌ِ چاه‌ عقابه‌ !
برگ‌ِ کتاب‌ِ قصه‌مون‌ سیاهه‌ !
عُمرِ غزل‌اندازه‌ی‌ حبابه‌ !
دنیای‌ وارونه‌ رُ باش‌ !
رودخونه‌ها تشنه‌شونه‌ !
قوّت‌ِپهلوونامون‌ ،به‌ تیزی‌ِ دشنه‌شونه‌ !




درخت‌ِ معجزه‌


من‌ مثه‌ یه‌ تَک‌درختم‌ ، تَه‌ِ یک‌ کوچه‌ی‌ باریک‌ !
تو یه‌گنجشک‌ِ قشنگی‌ ! گاهی‌ دوری‌ ، گاهی‌ نزدیک‌ !
گاهی‌ وقتا مهربونی‌ ، میشینی‌رو شونه‌ی‌ من‌ !
گاهی‌ نیستی‌ که‌ ببینی‌ ، بغض‌ِ بی‌بهونه‌ی‌ من‌ !
وقتی‌ هستی‌ از تو سبزم‌ ! یه‌ بهارِ بی‌زوالم‌ !
باتو یک‌ بغل‌ ترانه‌ ،بی‌تو لالم‌ ! بی‌تو لالم‌ !
گنجشک‌ِ بازیگوش‌ِ من‌ !
بشین‌ رو شاخه‌ی‌ دلم‌ !
باتودرخت‌ِ معجزه‌ ،بی‌تو طلسم‌ِ باطلم‌ !
وقتی‌ لای‌ برگا نیستی‌ ، بوی‌ پاییزُ می‌گیرم‌ !
بی‌تو زردِزردِ زردم‌ ! بی‌صدای‌ تو می‌میرم‌ !
اما وقتی‌ که‌ می‌خونی‌ ، من‌ میشم‌ پُراز جوانه‌ !
یه‌ ترانه‌سازِ عاشق‌ ، با هزارُ یک‌ ترانه‌ !
تویی‌ حرف‌ِاولین‌ُ آخرین‌ شعرِ نگفته‌ !
برگ‌ِ آخرِ وجودم‌ ، با پریدنت‌ می‌افته‌ !
گنجشک‌ِ بازیگوش‌ِ من‌ !
بشین‌ رو شاخه‌ی‌ دلم‌ !
باتودرخت‌ِ معجزه‌ ،بی‌تو طلسم‌ِ باطلم‌ !




مثل‌ِ لالایی‌ِکردی‌


مادربزرگ‌ گیساش‌ به‌ رنگ‌ِ برفه‌ !
تو هر نگاه‌ِ اون‌ هزارتاحَرفه‌ !
مادربزرگ‌ دِلِش‌ شبیه‌ِ دریاس‌ !
توی‌ چشاش‌ صدتا ستاره‌ پیداس‌ !
مادربزرگ‌ قصه‌ی‌ تازه‌ داره‌ !
میگه‌ شب‌ آفتابی‌ میشه‌ دوباره‌ !
تو با قصه‌های‌ نابت‌ ،من‌ تا ترانه‌ بُردی‌ !
تو صدات‌یه‌ زخم‌ِ کهنه‌س‌ ،مثه‌ لالایی‌ِ کردی‌ !
مادربزرگ‌ ! حاکم‌ُ کله‌پاکن‌ !
قهرمان‌ِ قصه‌هات‌ُ صداکن‌ !
آخرِ قصه‌های‌ تو قشنگه‌ !
رو شونه‌ی‌ پهلووناش‌ تفنگه‌ !
بی‌بی‌ِموندگارِ قصه‌ی‌ من‌ !
قصه‌ بگو از آسمون‌ِ روشن‌ !
تو با قصه‌های‌ نابت‌ ،من‌ تا ترانه‌ بُردی‌ !
تو صدات‌یه‌ زخم‌ِ کهنه‌س‌ ،مثه‌ لالایی‌ِ کردی‌ !




دوچرخه‌ سه‌تفنگی‌


دفترِ سفیدِ کاهی‌ ! جعبه‌ی‌ مدادِ رنگی‌ !
فصل‌ِ ناب‌ِقَدکشیدن‌ ، توی‌ اون‌ خونه‌ کلنگی‌ !
پشه‌بندِ پُر ستاره‌ ، خوابا رؤیای‌دوباره‌ ،
ظهرِ تابستون‌ِ تهران‌ ، یه‌ دوچرخه‌ سه‌تفنگی‌ !
من‌ امیرِ قصه‌ بودم‌ ، تو پریزادِ ترانه‌ !
اسب‌ِ ما همون‌دوچرخه‌ ، بوسه‌هامون‌ محرمانه‌ !
ترک‌ِ زین‌ِ اون‌ دوچرخه‌ ، تو نشسته‌ بودی‌ ، اون‌ روز !
تَک‌چراغ‌ِ کوچه‌مون‌ُ ، تو شکسته‌ بودی‌ ، اون‌ روز !
نفست‌ پُشت‌ِ سَرَم‌ بود ! دستای‌ تو روی‌ شونه‌م‌ !
موهات‌ُ با سنجاقای‌ نقره‌ بسته‌ بودی‌ ، اون‌ روز !
من‌ امیرِ قصه‌ بودم‌ ، تو پریزادِ ترانه‌ !
اسب‌ِ ما همون‌دوچرخه‌ ، بوسه‌هامون‌ محرمانه‌!
بگو اون‌ اسب‌ِ قشنگ‌ُ به‌ کدوم‌ گریه‌ فروختیم‌ ؟
تو حریق‌ِزشت‌ِ تقویم‌ ، از کدوم‌ زبانه‌ سوختیم‌ ؟
اشتباه‌ِ ما کجا بود ؟ ما کدوم‌چاه‌ُ ندیدیم‌ ؟
به‌ کدوم‌ کرباس‌ِ کهنه‌ ، پولَکای‌ رنگی‌ دوختیم‌ ؟
من‌ امیرِ قصه‌ بودم‌ ، تو پریزادِ ترانه‌ !
اسب‌ِ ما همون‌دوچرخه‌ ، بوسه‌هامون‌ محرمانه‌ !




کوچه‌های‌ یوسف‌آباد


عشق‌ِ اول‌ ، وعده‌ی‌ پنهونی‌ِ اونورِ شمشاد !
اولین‌باری‌ که‌چشمام‌ توی‌ چشمای‌ تو افتاد !
کوچه‌های‌ بی‌چراغ‌ُ شبای‌ همیشه‌ روشن‌ !
تا سحر پرسه‌زدن‌ تو کوچه‌های‌ یوسف‌آباد !
دره‌گُرگی‌ ، سینما ، پارک‌ِ شفق‌ ، ایستگاه‌ِ اول‌ ،
اسم‌ِکوچه‌هاش‌ داره‌ یادم‌ میاد !
میدون‌ِ کلانتری‌ ، سرِ دوراهی‌ ، پیچ‌ِ آخر ،
دل‌ِ من‌ باز اون‌ خیابون‌ُ می‌خواد !
اون‌ خیابون‌ ، اون‌ خیابون‌ همه‌ی‌ دارُندارِ این‌ صداس‌ !
این‌ ترانه‌خون‌ هنوزم‌ عاشق‌ِ پرسه‌زدن‌ تو کوچه‌هاس‌ !
دیگه‌ هیچی‌ نمی‌خوام‌ جز یه‌ گلو برای‌ فریاد !
یه‌ ترانه‌که‌ بَرام‌ پُل‌ بزنه‌ تا یوسف‌آباد !
دیگه‌ هیچی‌ نمی‌خوام‌ به‌ جز صدای‌خیس‌ِ بارون‌ !
تا بازم‌ با خاطراتم‌ راه‌ بِرَم‌ تو اون‌ خیابون‌ !
دره‌گُرگی‌ ، سینما ، پارک‌ِ شفق‌ ، ایستگاه‌ِ اول‌ ،
اسم‌ِکوچه‌هاش‌ داره‌ یادم‌ میاد !
میدون‌ِ کلانتری‌ ، سرِ دوراهی‌ ، پیچ‌ِ آخر ،
دل‌ِ من‌ باز اون‌ خیابون‌ُ می‌خواد !
اون‌ خیابون‌ ، اون‌ خیابون‌ همه‌ی‌ دارُندارِ این‌ صداس‌ !
این‌ ترانه‌خون‌ هنوزم‌ عاشق‌ِ پرسه‌زدن‌ تو کوچه‌هاس‌ !




نرده‌های‌ سرخ‌


توی‌ پایتخت‌ِ گریه‌ ، یه‌ خیابون‌ِ بلنده‌ !
که‌ تو آسمون‌ِسُربی‌ش‌ پَر نمی‌زنه‌ پرنده‌ !
نرده‌های‌ این‌ خیابون‌ رنگ‌ِ برگای‌ درخته‌ !
گفتن‌ِ تمام‌ِ حرفا تو ترانه‌ خیلی‌ سخته‌ !
نرده‌های‌ این‌ خیابون‌ حالارنگ‌ِ خون‌ گرفته‌ !
حضرت‌ اَجَل‌ دوباره‌ از یه‌ عده‌ جون‌ گرفته‌ !
دوباره‌ دستای‌ ظلمت‌ ساقه‌ها رُ قیچی‌ کرده‌ !
فصل‌ِ تابستون‌ِ امسال‌ ،مثل‌ِ زمهریرِ سرده‌ !
چشمای‌ ما رُ رنگ‌ نکن‌ ! با توام‌ ای‌ نقاش‌ باشی‌ !
تا کی‌رو نرده‌های‌ سرخ‌ ، سبزِ دروغی‌ می‌پاشی‌ ؟
با رنگای‌ دروغکی‌ ننگ‌ِ سیاه‌پاک‌ نمیشه‌ !
با گریه‌های‌ اَلَکی‌ چشم‌ِ تو نمناک‌ نمیشه‌ !
ساقه‌ی‌ رنگین‌کمون‌ُ سَر زدن‌ با داس‌ِ کینه‌ !
« قَد نکش‌ ! نهال‌ِ رؤیا ! » حکم‌ِ تاریکی‌ همینه‌ !
میگه‌ رو به‌ بی‌صدایی‌ ، داد زدن‌فایده‌ نداره‌ !
احتمال‌ِ زنده‌موندن‌ همیشه‌ یک‌ به‌ هزاره‌ !
عاشقا که‌راه‌ِ عشق‌ُ ، راه‌ِ باریکی‌ نخواستن‌ ،
اون‌ خیابون‌ِ بلندُ توی‌ تاریکی‌نخواستن‌ ،
از پُل‌ِ خطر گذشتن‌ ، قُرُق‌ُ شکستن‌ آسون‌ ،
تا به‌ رنگ‌ِ خون‌بمونه‌ ، نرده‌های‌ اون‌ خیابون‌ !
چشمای‌ ما رُ رنگ‌ نکن‌ ! با توام‌ ای‌ نقاش‌ باشی‌ !
تا کی‌رو نرده‌های‌ سرخ‌ ، سبزِ دروغی‌ می‌پاشی‌ ؟
با رنگای‌ دروغکی‌ ننگ‌ِ سیاه‌پاک‌ نمیشه‌ !
با گریه‌های‌ اَلَکی‌ چشم‌ِ تو نمناک‌ نمیشه‌ !




استکان‌ِ آخرِ چای‌ !؟


کاش‌ میشد یادم‌ بره‌ کوچه‌های‌ آشتی‌کنون‌ !
صدای‌ قشنگ‌ِزنگ‌ِ دوم‌ِ نامه‌رسون‌ !
کاش‌ میشد یادم‌ بره‌ اون‌ همه‌ لحظه‌های‌ ناب‌ !
اون‌ تبسم‌ِ صمیمی‌ رو لب‌ِ عکس‌ِ تو قاب‌ !
کاش‌ میشد یادم‌ بره‌ جای‌ تواینجا خالیه‌ !
نفست‌ هم‌نفسم‌ نیست‌ ، بودنت‌ خیالیه‌ !
کاش‌ میشد امانمیشه‌ ، تو همیشه‌ با منی‌ !
مثل‌ِ یه‌ زخم‌ِ مقدس‌ من‌ُ آتیش‌ می‌زنی‌ !
اونورِ این‌ استکان‌ ، بازم‌ کنارمی‌ ، عزیز !
استکان‌ِ بعدی‌ُ، با دستای‌ خودت‌ بریز !
بی‌تو دورم‌ از خودم‌ ، رو صورتم‌ ماسک‌ِ منه‌ !
من‌ِ من‌بی‌تو فقط‌ گاهی‌ به‌ من‌ سَر میزنه‌ !
گفتی‌ : « برمی‌گردم‌ُ » چه‌ دلنشین‌بود این‌ دروغ‌ !
رفتی‌ُ تنها شدم‌ میون‌ِ این‌ شهرِ شلوغ‌ !
بی‌تو توسفره‌ی‌ من‌ چیک‌ چیک‌ِ استکان‌ نموند !
بی‌تو هیچ‌ رهگذری‌ تو کوچه‌مون‌ غزل‌نخوند !
خودت‌ُ نشون‌ بده‌ تنها برای‌ یک‌ نفس‌ !
پای‌ این‌ سفره‌ بشین‌ ،یه‌ استکان‌ ، همین‌ُ بَس‌ !
اونورِ این‌ استکان‌ ، بازم‌ کنارمی‌ ، عزیز !
استکان‌ِ آخرُ ،با دستای‌ خودت‌ بریز !




عاشق‌تر


عاشق‌تر از این‌ بودم‌ اگر لحظه‌ی‌ پرواز ،
در دست‌ِ نجیب‌ِ توکلیدِ قفسم‌ بود !
عاشق‌تر از این‌ بودم‌ اگر عطرِ نفسهات‌ ،
در لحظه‌ی‌بی‌همنفسی‌ ، همنفسم‌ بود !
عاشق‌تراز این‌ بودم‌ اگر فاصله‌ها را ،
این‌ آینه‌ی‌ شب‌ْزده‌تکرار نمی‌کرد !
عاشق‌تر از این‌ بودم‌ اگر هق‌هق‌ِ ما را ،
این‌ سایه‌ی‌سرمازده‌ انکار نمی‌کرد !
با تو بهترین‌ بودم‌ ، همسایه‌ی‌ خورشیدی‌ !
تو نقش‌ِ تبسم‌را ، از آینه‌ دزدیدی‌ !
عاشق‌تر از این‌ بودم‌ اگر در شب‌ِ وحشت‌ ،
مثل‌ِ طپش‌ِ زنجره‌نایاب‌ نبودی‌ !
عاشق‌تر از این‌ بودم‌ اگر وقت‌ِ عبورم‌ ،
آنسوی‌ سکوت‌ِپنجره‌ خواب‌ نبودی‌ !
عاشق‌تر از این‌ بودی‌ اگر ثانیه‌ها را ،
اندوه‌ِ فراموشی‌ِ من‌، تار نمی‌کرد !
عاشق‌تر از این‌ بودی‌ اگر این‌ دل‌ِ ساده‌ ،
اسرارِ مراپیش‌ِ تو اقرار نمی‌کرد !
با تو بهترین‌ بودم‌ ، همسایه‌ی‌ خورشیدی‌ !
تو نقش‌ِ تبسم‌را ، از آینه‌ دزدیدی‌ !




عطرِ بی‌عطرِ تو !


دُگمه‌ی‌ کتم‌ که‌ افتاد ، تازه‌ فهمیدم‌ که‌ نیستی‌ !
تو ازاولم‌ نبودی‌ ، تَه‌ِ قصه‌ هم‌ که‌ نیستی‌ !
دُگمه‌ی‌ کتم‌ که‌ افتاد ، جای‌خالی‌ِ تو رویید !
نبض‌ِ ناکوک‌ِ ترانه‌،عطرِ بی‌عطرت‌ُ بویید !
مهربون‌نبودی‌ اما تو رُ مهربون‌ نوشتم‌ !
با غروب‌ِ تو فروریخت‌ ، قصرِ پوک‌ِسرنوشتم‌ !
تو نبودی‌ ! تو نبودی‌ ،پابه‌پای‌ تن‌ِ خسته‌ !
روبروگردنه‌ی‌ مرگ‌ ،پُشت‌ِ سر پُل‌ِ شکسته‌ !
تو چه‌ کم‌ بودی‌ ، عزیزم‌ ! سایه‌ی‌ من‌ از تو سَر بود !
سایه‌ بود اما همیشه‌ ، از سقوطم‌ با خبر بود !
تو که‌ باخبر نبودی‌ من‌کجا زانو شکستم‌ !
تو ندونستی‌ که‌ دل‌ رُ به‌ کدوم‌ حادثه‌ بستم‌ !
برو ! ای‌ همیشه‌ بی‌من‌ ! من‌ نمی‌شکنم‌ دوباره‌ !
بودن‌ُنبودن‌ِ تو ، واسه‌ من‌فرقی‌ نداره‌ !
تو نبودی‌ ! تو نبودی‌ ،پابه‌پای‌ تن‌ِ خسته‌ !
روبروگردنه‌ی‌ مرگ‌ ،پُشت‌ِ سر پُل‌ِ شکسته‌ !




خونه‌ یعنی‌...


خونه‌ یعنی‌ : تیرِ آرش‌ ،وقتی‌ از فاصله‌ رَد شد !
خونه‌ یعنی‌ : چشم‌ِ رستم‌ ،وقتی‌ گریه‌ رُ بَلَد شد !
خونه‌ یعنی‌ : زخم‌ِ تیشه‌ ،رَد شدن‌ از دل‌ِ آتش‌ !
خونه‌ یعنی‌ : مرگ‌ِ سهراب‌ ،سَر بُریدن‌ِ سیاوش‌ !
خونه‌ رُ خونی‌ نمی‌خوام‌ !
قلب‌ِ من‌ یه‌ سرزمینه‌ !
هرجا میرم‌ اون‌ باهامه‌ ،معنی‌ِ خونه‌ همینه‌ !
خونه‌ یعنی‌ : بغض‌ِ حافظ‌ ،غزلای‌ نانوشته‌ !
فرش‌ِزیبای‌ گلستان‌ ،پاره‌ پاره‌ ، رشته‌ رشته‌ !
خونه‌ یعنی‌ : اشک‌ِ مادر ،خونه‌ یعنی‌ : داغ‌ِ لاله‌ !
خونه‌ یعنی‌ : خشم‌ِ پنهان‌ ،مرثیه‌های‌ مُچاله‌ !
خونه‌ رُ خونی‌ نمی‌خوام‌ !
قلب‌ِ من‌ یه‌ سرزمینه‌ !
هرجا میرم‌ اون‌ باهامه‌ ،معنی‌ِ خونه‌ همینه‌ !




شب‌ِ چارشنبه‌سوری‌


شب‌ شب‌ِ شب‌ ! شب‌ شب‌ِ شب‌ ! عربده‌های‌ میرغضب‌ !
خورشیدای‌ تقلبی‌ ! سنگای‌ گورِ لب‌به‌لب‌ !
شب‌ شب‌ِ شب‌ ! شب‌ شب‌ِ شب‌ ! زخم‌ِ صدا عَصَب‌ ! عَصَب‌ !
ختم‌ِ دوباره‌ی‌ نفس‌ ! وقت‌ِ عرق‌ کردن‌ِ تب‌ !
هفته‌ی‌ تعطیلی‌ِ من‌ ! فصل‌ِ عزا ، فصل‌ِ کفن‌ !
عصرِ جنون‌ ! چشمه‌ی‌ خون‌ ! آینه‌ها شکن‌ شکن‌ !
وقت‌ِ ظهورِ شعله‌ها ،تو خَم‌ُ پیچ‌ِ کوچه‌ها !
شب‌شب‌ِ چارشنبه‌سوری‌ ،هرشب‌ِ ما ! هرشب‌ِ ما !
شعرای‌ خط‌ خورده‌ی‌ من‌ ! بهارِ بادبُرده‌ی‌ من‌ !
پِت‌پت‌ِفانوس‌ِ صدا ! شاپرک‌ِ مُرده‌ی‌ من‌ !
دفترِ شب‌ وَرَق‌ ! وَرَق‌ ! طلوع‌ِمن‌ شَفَق‌ ! شَفَق‌ !
فشفشه‌بازی‌ِ صدا ! ترقّه‌ها تَرَق‌ ! تَرَق‌ !
سایه‌ی‌ کهنه‌ پابگور ! سدّاگذرگاه‌ِ عبور !
بازم‌ آتیش‌بازی‌ِعشق‌ ! دوباره‌ بیداری‌ِ نور !
وقت‌ِ ظهورِ شعله‌ها ،تو خَم‌ُ پیچ‌ِ کوچه‌ها !
شب‌شب‌ِ چارشنبه‌سوری‌ ،هرشب‌ِ ما ! هرشب‌ِ ما !



همیشگی‌


یه‌ پیرِزن‌ چادر سیاه‌ ، تموم‌ِ هفته‌ ، غروبا ،
تو ایستگاه‌ِراه‌ آهنه‌ !
هر دفه‌ که‌ سوت‌ِ قطار ، روی‌ سکوت‌ خط‌ می‌کشه‌ ،
چشمای‌اون‌ برق‌ می‌زنه‌ !
منتظرِ یه‌ یاورِ ، که‌ از تو قصه‌ها بیاد ،
خورشیدُ همراش‌بیاره‌ !
اونورِ ترمزِ قطار ، با پوتینای‌ پُر غبار ،
رو چشم‌ِ اون‌ پامیذاره‌ !
مسافرِ همیشگی‌ش‌ ، با این‌ قطارم‌ نمیاد ،
مادربزرگ‌نمی‌دونه‌ !
می‌خواد تا آخرین‌ نفس‌ ، کنارِ رِیلای‌ قطار ،
منتظرِ اون‌بمونه‌ !
مادربزرگ‌ ! مادربزرگ‌ ! این‌ همه‌ منتظر نباش‌ !
چَن‌ ساله‌جنگ‌ تموم‌ شده‌ !
تقویما رُ نگا بکن‌ ! فصل‌ِ سیاه‌ِ موشک‌ُ ،
بُمب‌ُتفنگ‌ تموم‌ شده‌ !
مسافرِ غریب‌ِ تو ، با هیچ‌ قطاری‌ نمیاد ،
اون‌ دیگه‌برگشتنی‌ نیست‌ !
ببین‌ که‌ رو سینه‌ی‌ اون‌ ، مِدالی‌ جُز جراحت‌ِ ،
تَرکشای‌ آهنی‌ نیست‌ !
اون‌ دیگه‌ خوابه‌ زیرِ خاک‌ ، قصه‌ چه‌ بد تموم‌ میشه‌ ،
چه‌تلخه‌ آخرِ کتاب‌ !
مادربزرگ‌ ! گریه‌ نکن‌ ! مسافرِ عزیزت‌ُ ،
می‌بینی‌ ،
اما توی‌ خواب‌...



خبر


توی‌ شهر بی‌ستاره‌ ، رادیو حرفی‌ نداره‌ !
کوچه‌هاش‌ توی‌زمستون‌ ، یه‌ آدم‌برفی‌ نداره‌ !
توی‌ شهر بی‌ستاره‌ ، آخر شاهنامه‌ خوش‌نیست‌ ،
دروغاش‌ لحظه‌ به‌ لحظه‌س‌ ، ثانیه‌ش‌ دقیقه‌کش‌ نیست‌ !
« زمین‌دیگه‌ جا نداره‌ » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
« شاملو دیگه‌ پا نداره‌ » خبرچه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
« خفاش‌ِ شب‌ رُ دار زدن‌ » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
« زمزمه‌ رُ هَوار زدن‌ » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
« یه‌ مردِ خسته‌بچه‌ش‌ُ فروخته‌ به‌ هزار تومن‌ »
چه‌ زود فراموش‌ میکنیم‌ ، این‌ خبرا رُ تووُ من‌ !
مدّتیه‌ قاصدکا جا می‌مونن‌ پُشت‌ِ شیشه‌ !
تو قارقارِ چهل‌ کلاغ‌، خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
ـ ای‌ شنوندگان‌ کر ! گوش‌ بکنین‌ به‌ این‌ خبر !
خوب‌ می‌دونیم‌ هیچ‌ خبری‌ به‌ گوشتون‌ نکرد اثر !
ستاد جمع‌آوری‌ گدا تورادیو میگه‌ ،
که‌ بعد از این‌ تو کوچه‌ها ، گدا نمی‌بینین‌ دیگه‌ !
گداهارُ جمع‌ می‌کنن‌ ، مثل‌ زباله‌ از گذر !
گدایی‌ پیدا نمیشه‌ ، تو شهر آدمای‌ کر !
« گدایی‌ پیدا نمیشه‌ » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
« چترِ اُزُن‌ وانمیشه‌ » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
« خودکشی‌ِ یه‌ پیرمرد » خبر چه‌ زود کهنه‌میشه‌ !
« خزون‌ِ گرم‌ ، بهارِ سرد » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
تو شهرِشب‌ تنها سِجِلد ، نشون‌ آدمیته‌ !
هرکی‌ شناسنامه‌ نداشت‌ ، اسباب‌ِ دردُزحمته‌ !
گداها اسمی‌ ندارن‌ ، کنارِ گودن‌ همیشه‌ !
« فرهاد یه‌ عُمرِساکته‌ » خبر چه‌ زود کهنه‌ میشه‌ !
تو این‌ شبای‌ شیشه‌ای‌ ، قحطی‌ِ تیرکمون‌ شده‌ !
جعبه‌ی‌ جادوواسه‌مون‌ ، تنها خبررسون‌ شده‌ !



همزاد


از تو خوندن‌ ، واسه‌ من‌ تسکین‌ِ ،
تو یه‌ همنفسی‌ ، توی‌این‌ تنهایی‌ !
وقتی‌ نیستی‌ ، دل‌ِ من‌ غمگین‌ِ ،
من‌ یه‌ رودخونه‌ام‌ ، تومثه‌ دریایی‌ !
بی‌ تو ، بازم‌ از تو خوندم‌ از تو همیشه‌ ،
تو صدای‌ من‌ُ ،
توی‌ شب‌ نشنیدی‌ !
گفتم‌ : توی‌ دنیا هیشکی‌ مثل‌ِ تو نمیشه‌ ،
تو به‌حرفای‌ من‌ ، دوباره‌ خندیدی‌ !
تنها ! تنها ! بی‌ تو تنها موندم‌ !
بیا تا دوباره‌ ، من‌ُ تو «ما» باشیم‌!
بی‌تو ! بی‌تو ! پرِ پروازم‌ نیست‌ !
من‌ُ تو مثه‌ دوکبوتریم‌ ، چرا تنها باشیم‌ ؟
همزادِ قصه‌های‌ من‌ ! با تو صدتا ترانه‌ام‌ !
بی‌ خورشیدِنگاه‌ِ تو ، دل‌ می‌میره‌ !
برگرد از عمق‌ِ فاصله‌ ، پا روی‌ جاده‌ها بذار ،
سرمای‌ دستم‌ُ بگیر ، فردا دیره‌ !



مُشت‌ِ تو یعنی‌ترانه‌


دخترِ یاغی‌ِ قصه‌ ! مُشت‌ِ تو یعنی‌ ترانه‌ !
داره‌ ازنی‌نی‌ِ چشمات‌ ، شعله‌ میکشه‌ زبانه‌ !
عکس‌ِ تو ، تو قاب‌ِ فریاد ، این‌ترانه‌ رُ به‌ من‌ داد !
دیگه‌ با تواَم‌ از اینجا ، تا فرودِ تازیانه‌ !
با تواَم‌ تا خودِ باور ، تا ستیغ‌ِ تیغ‌ِ آخر !
تا تلالوستاره‌ ، تا نبردِ نابرابر !
تا شنیدن‌ِ یه‌ آواز ، تا سکوت‌ِ یه‌ غزلساز !
تا سقوط‌ از لب‌ِ پرواز ، پُشت‌ِ سایه‌های‌ بی‌سَر !
دخترک‌ ! تو این‌ سکوت‌ِ بی‌حصار ، به‌ ترانه‌های‌ من‌ عادت‌ کن‌ !
وقتی‌ قسمت‌ نمیشن‌ علاقه‌ها ، تو نگاهت‌ُ با من‌ قسمت‌ کن‌ !
دخترِ یاغی‌ِ قصه‌ ! مُشت‌ِ تو یعنی‌ یه‌ فریاد !
قَدکشیدن‌ِیه‌ سَروی‌ زیرِ چکمه‌های‌ شن‌باد !
من‌ خراب‌ِ یه‌ نگاهم‌ ، یه‌ شب‌ِ بدون‌ِماهم‌ !
تو بیا که‌ با حضورت‌ ، هر خرابی‌ میشه‌ آباد !
بسه‌ پُشت‌ِ پرده‌ بودن‌ ، بشکن‌ این‌ شیشه‌ی‌ سردُ !
پُرکن‌از عطرِ شکوفه‌ ، تن‌ِ این‌ باغچه‌ی‌ زردُ !
ای‌ صدای‌ سبزِ بیدار ! من‌ُ به‌حادثه‌ نسپار !
ببین‌ از روزن‌ِ دیوار ، این‌ شهاب‌ِ شب‌ نَوَردُ !
دخترک‌ ! تو این‌ سکوت‌ِ بی‌حصار ، به‌ ترانه‌های‌ من‌ عادت‌ کن‌ !
وقتی‌ قسمت‌ نمیشن‌ علاقه‌ها ، تو نگاهت‌ُ با من‌ قسمت‌ کن‌ !



قصه‌ی‌ عشق‌ِ شب‌ُروز


ننه‌ خورشید یه‌ پسر داشت‌ ، کاکلش‌ رنگ‌ِ طلا بود !
چشماش‌ ازپولک‌ِ آبی‌ ، حنجره‌ش‌ پُر از صدا بود !
ننه‌ شب‌ یه‌ دخترک‌ داشت‌ ، پوستش‌از حریرِ مهتاب‌ !
تو چشاش‌ صدتا ستاره‌ ، گیسش‌ از ابریشم‌ِ ناب‌ !
دنبال‌ِ دخترِ شب‌ بود ، پسرِ عاشق‌ِ خورشید !
اما تو گردش‌ِ تقویم‌ ،اون‌ُ یک‌ لحظه‌ نمی‌دید !
گاهی‌ می‌زد زیرِ آواز ، وقتی‌ که‌ تنها می‌موندش‌ !
رو به‌ تاریکی‌ِ جاده‌ ، با چشای‌ باز می‌خوندش‌ :
هر جای‌ قصه‌ که‌ باشی‌ ، دلم‌ از تو دور نمیشه‌ !
تنها جای‌اَمن‌ِ دیدار ، وعده‌گاه‌ِ گُرگ‌ُ میشه‌ !
دخترِ شب‌ قصه‌هاش‌ُ ، تو دل‌ِ خودش‌ می‌خونه‌ !
تا سپیده‌گوش‌ به‌ زنگ‌ِ صدای‌ پسر می‌مونه‌ !
ننه‌ شب‌ می‌گه‌ صدای‌ دخترش‌ یه‌ جُرم‌ِزشته‌ !
همیشه‌ قصه‌ی‌ نورُ ، دستای‌ سایه‌ نوشته‌ !
اما عمرِ قفل‌ُ زنجیر، از قدیما بی‌دوومه‌ !
وقتی‌ دخترک‌ بخونه‌ ، کارِ تاریکی‌ تمومه‌ !
دخترِ ساکت‌ِ قصه‌ ، حرفاش‌ُ یه‌ روز میخونه‌ !
صداش‌ُ به‌ گوش‌ِ خورشید ،می‌رسونه‌ ! می‌رسونه‌ !
میخونه‌ : مردِ طلایی‌ ! دلم‌ از تو دور نمیشه‌ !
همه‌ی‌ عمرِمن‌ُ تو ، بعد از این‌ تو گُرگ‌ُ میشه‌ !



بَرام‌ بخون‌ !


آوازه‌خون‌ ! بَرام‌ بخون‌ ! غم‌ تو صدات‌ زندونیه‌ !
بخون‌که‌ پُشت‌ِ واژه‌هات‌ یه‌ هق‌هق‌ِ پنهونیه‌ !
این‌ شب‌ِ کهنه‌ هم‌ گذشت‌ ،قصه‌ی‌ فردا رُ بخون‌ !
حرفای‌ قیمتی‌ بزن‌ ! شعرِ دل‌ِ ما رُ بخون‌ !
بخون‌ از این‌ قناریا که‌ طعمه‌ی‌ قناره‌اَن‌ !
تاریخ‌ُ تکراری‌ بخون‌ ! جمجمه‌ها مناره‌اَن‌ !
ترانه‌هات‌ چه‌ زخمیه‌ !
آوا زه‌ خون‌ ! آوازه‌خون‌ !
حنجره‌ت‌ُ جَلا بده‌ !
آینه‌ باش‌ ! بَرام‌ بخون‌ !
بخون‌ از این‌ آینه‌ها که‌ انعکاس‌ِ سایه‌اَن‌ !
بخون‌ ازاین‌ حنجره‌ها که‌ نِق‌نِق‌ِ گلایه‌اَن‌ !
بخون‌ تا سازِ بی‌صدا ، صاحب‌ِ یک‌صدا بشه‌ !
بخون‌ تا دروازه‌ی‌ عشق‌ ، رو به‌ ترانه‌ وا بشه‌ !
بخون‌ تامن‌ سفرکنم‌ به‌ غربت‌ِ صدای‌ تو !
بخون‌ تا خورشیدخانوم‌ُ قاب‌ بگیرم‌ برای‌تو !
ترانه‌هات‌ چه‌ زخمیه‌ !
آوا زه‌ خون‌ ! آوازه‌خون‌ !
حنجره‌ت‌ُ جَلا بده‌ !
آینه‌ باش‌ ! بَرام‌ بخون‌ !


(پایان)

دل تنگم
01-04-2008, 04:18
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
01-04-2008, 22:07
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


ترانه‌ی‌ شمال‌!

بیا بازم‌ مثل‌ِ قدیم‌ ، با هم‌ دیگه‌ بریم‌ شمال‌ !
دلم‌ گرفته‌ ! راضی‌اَم‌ به‌ این‌ خیالای‌ محال‌ !
من‌ُ بِبَر ! تا آخرِ جادّه‌ی‌ چالوس‌ بِبَرَم‌ !
تا شیشه‌ی‌ بارونی‌ُ خیس‌ِ اتوبوس‌ بِبَرَم‌ !
تا جای‌ پات‌ رو ماسه‌ی‌ داغ‌ِ مُتل‌قو بِبَرَم‌ !
تا آخرین‌ دلهره‌ی‌ نگاه‌ِ آهو بِبَرَم‌ !
من‌ُ بِبَر تا گُم‌ شُدن‌ تو اون‌ چشای‌ بی‌قرار !
تا ساختن‌ِ قصرِ شنی‌ رو ساحل‌ِ دریاکنار !
دِلَم‌ پُرِ بیا بازم‌ با هم‌دیگه‌ بِریم‌ سفر !
جای‌ ما اون‌جا خالیه‌ ! من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
یه‌ عمره‌ جادّه‌ی‌ شُمال‌ ، منتظرِ عبورِ ماس‌ !
نمی‌دونه‌ یکی‌ از اون‌ دوتا قناری‌ بی‌صداس‌ !
یادش‌ به‌ خیر موقع‌ِ برف‌ ، خوندن‌ِ شعرای‌ امید !
نورِ چراغ‌ِ زنبوری‌ ، رستوران‌ِ اسب‌ِ سفید !
یادش‌ به‌ خیر شنای‌ ما ، میون‌ِ موجای‌ بَلا !
خاطره‌های‌ مشترک‌ ، وقت‌ِ سفر تو جنگلا !
دِلَم‌ پُرِ بیا بازم‌ با هم‌دیگه‌ بِریم‌ سفر !
جای‌ ما اون‌جا خالیه‌ ! من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
یه‌ عمره‌ جادّه‌ی‌ شُمال‌ ، منتظرِ عبورِ ماس‌ !
نمی‌دونه‌ یکی‌ از اون‌ دوتا قناری‌ بی‌صداس‌ !

قهر

وقت‌ِ رفتن‌ هَر چی‌ خواستی‌ از اتاق‌ِ من‌ بِبَر !
آینه‌ رُ بِبَر ، با این‌ دِل‌ِ همیشه‌ دربه‌در !
ساعت‌ُ بِبَر تا من‌ دقیقه‌ها رُ نشمارم‌ !
عکست‌ُ بِبَر ! شاید یادم‌ بِره‌ دوست‌ دارم‌ !
اون‌ کتابا رُ بِبَر ، دیگه‌ نمی‌خونمشون‌ !
نامه‌هات‌ُ پَس‌ بگیر ، تا من‌ نسوزونمشون‌ !
اگه‌ خواستی‌ این‌ گلیم‌ُ بَردار از روی‌ زمین‌،
امّا گیتارم‌ُ با خودت‌ نَبَر ! فقط‌ همین‌ !
آخه‌ گیتارِ من‌ آهنگای‌ خوبی‌ اَزبَره‌ !
تو نباشی‌ اون‌ من‌ُ به‌ خیلی‌ جاها می‌بَره‌ !
جای‌ خالی‌ِ تو با ترانه‌ هَم‌ پُر نمی‌شه‌،
امّا این‌جوری‌ تحمّل‌ِ غمت‌ ساده‌تَره‌ !
از توی‌ اتاق‌ِ من‌ هَر چی‌ دِلِت‌ می‌خواد بِبَر !
عینک‌ آفتابیم‌ُ بردار از رو این‌ چشمای‌ تَر !
گُلدون‌ِ گُلم‌ رُ بردار از کنارِ پنجره‌ !
ضبطم‌ُ بِبَر ! نوارُ سی‌دیا یادت‌ نَره‌ !
دفترِ نُتام‌ُ بَِردار از توی‌ گنجه‌ی‌ من‌ !
بِبَر اون‌ ترانه‌ها رُ ، همه‌شون‌ به‌ نامتن‌ !
سیبارَم‌ از رو درخت‌ِ پُشت‌ِ پنجره‌م‌ بچین‌ !
امّا گیتارم‌ُ با خودت‌ نَبَر ! فقط‌ همین‌ !
آخه‌ گیتارِ من‌ آهنگای‌ خوبی‌ اَزبَره‌ !
تو نباشی‌ اون‌ من‌ُ به‌ خیلی‌ جاها می‌بَره‌ !
جای‌ خالی‌ِ تو با ترانه‌ هَم‌ پُر نمی‌شه‌،
امّا این‌جوری‌ تحمّل‌ِ غمت‌ ساده‌تَره‌ !

تلفن‌

گوشی‌ رُ بردار که‌ می‌خوام‌ فاصله‌ رُ گریه‌ کنم‌ !
گوشی‌ رُ بردار ! خسته‌ از بوقای‌ این‌ تلفنم‌ !
گوشی‌ رُ بردار تا بگم‌ خاطره‌هام‌ کهنه‌ شُدن‌ !
نباید این‌جوری‌ می‌شُد ، قصه‌ی‌ عشق‌ِ تو وُ من‌ !
گوشی‌ رُ بردار که‌ بگم‌: تا تَه‌ِ خط‌ خرابتم‌ !
هنوز کنارِ این‌ سکوت‌ منتظرِ جوابتم‌ !
صدای‌ زنگ‌ِ تلفن‌ ، می‌گه‌: من‌ُ یادت‌ میاد ؟
من‌ همونم‌ که‌ عمرم‌ُ چشمای‌ تو داده‌ به‌ باد !
صدای‌ زنگ‌ِ تلفن‌ ، می‌پُرسه‌: سهم‌ِ من‌ کجاس‌ ؟
گناه‌ِ این‌ دربه‌دری‌ به‌ گردن‌ِ کدوم‌ِ ماس‌ ؟
گوشی‌ رُ بردار ! نمی‌خوام‌ باز با خودم‌ حرف‌ بزنم‌ !
تو که‌ می‌دونی‌ این‌وَرِ زَنگای‌ نصفه‌ شب‌ منم‌ !
گوشی‌ رُ بردار تا بگم‌ دلم‌ بازم‌ تنگه‌ بَرات‌ !
بذار هوای‌ خونه‌مون‌ ، تازه‌ شه‌ از رنگ‌ِ صدات‌ !
یه‌ تلفن‌ گریه‌ دارم‌ ! یه‌ عالمه‌ حرف‌ِ حساب‌ !
خودت‌ بگو که‌ این‌ سوال‌ ، تا کی‌ می‌مونه‌ بی‌جواب‌ ؟
صدای‌ زنگ‌ِ تلفن‌ ، می‌گه‌: من‌ُ یادت‌ میاد ؟
من‌ همونم‌ که‌ عمرم‌ُ چشمای‌ تو داده‌ به‌ باد !
صدای‌ زنگ‌ِ تلفن‌ ، می‌پُرسه‌: سهم‌ِ من‌ کجاس‌ ؟
گناه‌ِ این‌ دربه‌دری‌ به‌ گردن‌ِ کدوم‌ِ ماس‌ ؟

داغ

قاصدک‌ ! پَس‌ خبرات‌ کو ؟ دل‌ِ ما این‌جا پُکیده‌ !
سقف‌ِ اَبری‌ِ زمونه‌ ، نفس‌ِ ما رُ بُریده‌ !
قاصدک‌ ! بپّا نسوزی‌ ، از خبرهایی‌ که‌ داغن‌ ،
این‌جا خیلی‌ وقته‌ هیچکس‌ حرف‌ِ داغی‌ نشنیده‌ !
این‌جا ما موندیم‌ُ حسرت‌ ، با دِلای‌ پُر شکایت‌ ،
همه‌ شب‌ به‌ شب‌ حریفیم‌ ، با یه‌ بغض‌ِ ترکیده‌ !
واسه‌ سوختن‌ِ ستاره‌ ، حتا اَبرَم‌ نمی‌باره‌ ،
اینجا نامریی‌ِ رؤیا ، اینجا خنده‌ ناپدیده‌ !
دوباره‌ یکه‌ قلندر ، تشنه‌ مونده‌ لَب‌ِ دریا ،
دست‌ِ پیچکای‌ اِیوون‌ ، باز به‌ خورشید نرسیده‌ !
نگاکن‌ مُردن‌ِ ما رُ ، هِی‌ زمین‌ خوردن‌ِ ما رُ ،
پُشت‌ِ پا می‌زنن‌ این‌جا ، سایه‌های‌ وَرپَریده‌ !
شب‌ِ مات‌ِ پُشت‌ِ شیشه‌ ، انگاری‌ کهنه‌ نمیشه‌ ،
تازه‌ ما اول‌ِ زخمیم‌ ، خیلی‌ مونده‌ تا سپیده‌ !
چه‌ خبر از اون‌ کبوتر که‌ خبررسون‌ِ ما بود ؟
نکنه‌ گُنبذِ جادو ، جوجه‌هاش‌ُ طلبیده‌ ؟
آخ‌ که‌ از سُرمه‌ی‌ وحشت‌ ، دخترِ ترانه‌ لاله‌ !
از یه‌ سایه‌ی‌ هیولا ، برگ‌ِ نامه‌ها سفیده‌ !
جرأتی‌ نمونده‌ باقی‌ ، واسه‌ آدمای‌ یاغی‌ ،
می‌پَلاسن‌ روی‌ شاخه‌ ، این‌ همه‌ سیب‌ِ نچیده‌ !
داد بزن‌ با من‌ دوباره‌ ، تُف‌ به‌ این‌ پرچم‌ِ پاره‌ !
زیرِ چکمه‌ی‌ سکوتن‌ ، حنجره‌های‌ دَریده‌ !
هر جا بودی‌ قاصدک‌ جون‌ ! برسون‌ به‌ گوش‌ِ بارون‌ :
دل‌ِ ما تو این‌ جهنم‌ ، واسه‌ آبادی‌ تپیده‌ !

بی‌سرزمین‌تَر از باد

صورت‌ِ عکس‌ِ تو آلبوم‌ خیسه‌ ،
دوباره‌ خاطره‌ت‌ُ بوسیدم‌ !
این‌ سوال‌ِ بی‌ جواب‌ُ از خودم‌ ،
تا حالا هزار دفه‌ پرسیدم‌ :
با کدوم‌ ترانه‌ باز جون‌ می‌گیره‌ ،
نبض‌ِ اون‌ حنجره‌ی‌ فیروزه‌ ؟
می‌دونم‌ بدون‌ِ تو فردای‌ من‌ ،
رنگ‌ِ خاکستری‌ِ دیروزه‌ !
تن‌ْتشنه‌ مثل‌ِ خورشید ! بی‌سرزمین‌تَر از باد !
کولی‌تَر از ترانه‌ ! بی‌پَرده‌ مثل‌ِ فریاد !
تنهاتر از سکوتم‌ ! روشن‌تر از ستاره‌ !
عاشق‌تر از همیشه ، با من بخون‌ دوباره‌ !

پلکای‌ پنجره‌ رُ وا می‌کنم‌ ،
تو کوچه‌ زمزمه‌ی‌ مهتابه‌ !
همه‌ی‌ پنجره‌ها خاموشن‌ ،
انگار این‌ کوچه‌ی‌ خلوت‌ خوابه‌ !
بی‌صدا اسمت‌ُ فریاد می‌زنم‌ !
هق‌هقم‌ حنجره‌م‌ُ می‌بنده‌ !
دوباره‌ دستای‌ نامریی‌ِ شب‌ ،
پِلکای‌ پنجره‌م‌ُ می‌بنده‌ !
تن‌ْتشنه‌ مثل‌ِ خورشید ! بی‌سرزمین‌تَر از باد !
کولی‌تَر از ترانه‌ ! بی‌پَرده‌ مثل‌ِ فریاد !
تنهاتر از سکوتم‌ ! روشن‌تر از ستاره‌ !
عاشق‌تر از همیشه ، با من بخون‌ دوباره‌ !

آهنگ‌ِ دریا

کی‌ میگه‌ صدا همیشه‌ موندگاره‌ ؟
کی‌ میگه‌ حنجره‌ خاموشی‌ نداره‌ ؟
با تو آوازِ همه‌ شنیدنی‌ بود ،
رفتن‌ِ تو ، زخم‌ِ این‌ ناروزگاره‌ !
کی‌ میگه‌ حافظه‌ی‌ کوچه‌ زلاله‌ ؟
کی‌ میگه‌ اینجا فراموشی‌ محاله‌ ؟
گوش‌ بده‌ ! پُشت‌ِ سَرِ صدای‌ پاهات‌ ،
آخرین‌ آوازه‌خون‌ِ کوچه‌ لال‌ِ !
وسعت‌ِ دستای‌ تو آغوش‌ِ دنیاس‌ !
نیستی‌ اما رسم‌ِ نایابت‌ همینجاس‌ !
بی‌تو سازم‌ پیرهن‌ِ مِشکی‌ می‌پوشه‌ !
بی‌تو آهنگ‌ِ چشام‌ ، آهنگ‌ِ دریاس‌ !
بعد از این‌ تعبیرِ رؤیا باورم‌ نیست‌ !
بی‌تو ، بی‌مرگی‌ِ دریا باورم‌ نیست‌ !
رفتنت‌ بغض‌ِ هزار اَبرُ به‌ من‌ داد !
سقف‌ِ آفتابی‌ِ فردا باورم‌ نیست‌ !
بی‌تو بی‌بالم‌ برای‌ فتح‌ِ پرواز !
باتو باید گُر بگیرم‌ تا یه‌ آواز !
اولین‌ُ آخرین‌ِ هر ترانه‌ !
من‌ صدات‌ُ می‌شنوم‌ تو گریه‌ی‌ ساز !
وسعت‌ِ دستای‌ تو آغوش‌ِ دنیاس‌ !
نیستی‌ اما رسم‌ِ نایابت‌ همینجاس‌ !
بی‌تو سازم‌ پیرهن‌ِ مِشکی‌ می‌پوشه‌ !
بی‌تو آهنگ‌ِ چشام‌ ، آهنگ‌ِ دریاس‌ !

خط‌ِ شکسته‌

بنویس‌ ، عاشق‌ِ خسته‌ ! بنویس‌ !
عشق‌ُ با خط‌ِ شکسته‌ بنویس‌ !
تو رَجَزخونی‌ِ این‌ حنجره‌ها ،
از دِل‌ِ به‌ خون‌ نشسته‌ ، بنویس‌ !
بنویس‌ شاپَرَک‌ِ مُرده‌ی‌ ما ،
از تو بَندِ پیله‌ رَسته‌ ! بنویس‌ !
بنویس‌ که‌ این‌ صدای‌ بی‌دروغ‌ ،
عُمریه‌ نخورده‌ مَسته‌ ! بنویس‌ !
از تَب‌ِ ترانه‌های‌ بی‌صدا ،
از رفیقای‌ گُسَسته‌ بنویس‌ !
نُت‌ِ تَک‌ْخونی‌ِ سازُ پاره‌ کن‌ !
نُتا رُ دسته‌ به‌ دسته‌ بنویس‌ !
بنویس‌ که‌ اوج‌ِ پروازِ کلاغ‌ ،
مثل‌ِ این‌ زمونه‌ پَسته‌ ! بنویس‌ !
یه‌ نفر تو سرزمین‌ِ شب‌ْ هنوز ،
دِل‌ به‌ تاریکی‌ نَبَسته‌ ! بنویس‌ !

بُن‌ بَست‌

وَسَط‌ِ یه‌ ضَبدَرَم‌ ، گوشه‌نشین‌ُ خسته‌ !
تو یه‌ چهارراهی‌ که‌ از چهار طَرَف‌ بُن‌بَسته‌ !
روی‌ دیوارای‌ بُن‌بَست‌ رؤیا نقّاشی‌ شُده‌ !
عکس‌ِ جاده‌های‌ اَمن‌ِ دنیا نقّاشی‌ شُده‌ !
دیوارا قایم‌ شُدَن‌ اون‌ وَرِ عکس‌ِ رنگ‌ به‌ رنگ‌ !
عُمریه‌ که‌ دِلخوشیم‌ به‌ این‌ دروغای‌ قشنگ‌ !
جای‌ آینه‌ روی‌ دیوارای‌ بُن‌بَست‌ خالیه‌ !
آینه‌ باید باشه‌ تا به‌ من‌ بگه‌ که‌ من‌ کیه‌ !
من‌ تو فکرِ رَفتَنَم‌ ، اونوَرِ دیوارِ بُلَند !
تو با من‌ بیا ! عزیز ! به‌ آرزوی‌ من‌ نَخَند !
خودِ من‌ این‌ جا رُ ساختَم‌ ! دیوارا کارِ مَنَن‌ !
رَنگا رُ پاک‌ می‌کنَم‌ ! ببین‌ که‌ نعره‌ می‌زَنَن‌ !
خودِ من‌ دیوارای‌ زندونَم‌ُ ساختَم‌ ، آره‌ !
من‌ خودم‌ رُ توی‌ چاردیواری‌ اَنداختَم‌ ، آره‌ !
جای‌ آینه‌ روی‌ دیوارای‌ بُن‌بَست‌ خالیه‌ !
آینه‌ باید باشه‌ تا به‌ من‌ بگه‌ که‌ من‌ کیه‌ !

محکوم‌

من‌ آخرین‌ برگم‌ ، در حلقه‌ی‌ شن‌ْباد !
میراث‌ِ خاکستر ، از جنگل‌ِ فریاد !
من‌ آخرین‌ نامم‌ ، بر دفترِ دریا !
محکوم‌ِ بیداری‌ ، در این‌ شب‌ِ یلدا !
دلدارِ دل‌ْمُرده‌ ، تکرارِ عصیانم‌ !
در مسلخ‌ِ شیطان‌ ، آوازِ انسانم‌ !
اِی‌ بهترین‌ فصل‌ِ ، این‌ خواب‌ِ آشفته‌ !
اسم‌ِ تو معنای‌ ، رؤیای‌ ناگفته‌ !
در بندِ تاریکی‌ ، پابندِ پروازم‌ !
اِی‌ بهترین‌ پایان‌ ! از نو بیاغازم‌ !
آمیزه‌ی‌ نورُ پروانه‌ وُ ایثار !
من‌ را ببر از شب‌ ، تا لحظه‌ی‌ دیدار !
بیتاب‌ِ رقصیدن‌ ، بر بام‌ِ اندوهم‌ !
آرامش‌ِ طوفان‌ ، تنهایی‌ِ کوهم‌ !
تحقیرِ پاییزم‌ ، معنای‌ روییدن‌ !
تو عطرِ آرامش‌ ، من‌ میل‌ِ بوییدن‌ !

رؤیای‌ فرسوده‌

کسی‌ در شب‌ نمی‌خواند ، شب‌ْآوازِ مَرا بشنو !
مَرا در خود تماشا کن‌ ! مَرا با من‌ بخوان‌ از نو !
نگو دیگر نمی‌آیی‌ ، عزیزِ شب‌ نیاسوده‌ !
که‌ من‌ خو کرده‌ام‌ دیگر ، به‌ این‌ رؤیای‌ فرسوده‌ !
چه‌ بی‌آیینه‌ ویران‌ شُد ، من‌ِ عاشق‌ ، من‌ِ ساده‌ !
من‌ِ مدفون‌ شُده‌ در خود ، من‌ِ از سکه‌ اُفتاده‌ !
چراغان‌ کن‌ سکوتم‌ را ، در عمق‌ِ این‌ شب‌ِ مُمتد !
که‌ در پرچین‌ِ آغوشت‌ ، ترانه‌ نطفه‌ می‌بندد !
رفیق‌ِ نورُ نیلوفر ! مَرا عریان‌ کن‌ از سایه‌ !
مجالی‌ تا مرمّت‌ نیست‌ ! مَرا ویران‌ کن‌ از پایه‌ !
نه‌ بیدارُ نه‌ در خوابم‌ ، اسیرِ بختک‌ِ بودن‌ !
اسیرِ دیدن‌ِ کابوس‌ ، اسیرِ دیده‌ آلودن‌ !
تو از آغاز می‌آیی‌ ، ولی‌ من‌ خط‌ِ پایانم‌ !
شروعم‌ فتح‌ِ انجام‌ است‌ ، اسیرِ دام‌ِ این‌ جانم‌ !
مَرا در مرگ‌ِ من‌ بشناس‌ ، نه‌ در این‌ بودِ اجباری‌ !
نه‌ در این‌ زجرِ پیوسته‌ ، نه‌ در این‌ ترس‌ِ تکراری‌ !
سفر خوش‌ ! آخرین‌ بانو ! تو را دیگر نخواهم‌ دید !
بگو با من‌ کدامین‌ دست‌ ، مَرا از ما شُدن‌ دزدید ؟
رفیق‌ِ نورُ نیلوفر ! مَرا عریان‌ کن‌ از سایه‌ !
مجالی‌ تا مرمّت‌ نیست‌ ! مَرا ویران‌ کن‌ از پایه‌ !

شکست‌

روی‌ آیینه‌ی‌ قلبم‌ ، عنکبوته‌ یه‌ شکسته‌ !
این‌ ترانه‌ حرف‌ِ من‌ نیست‌ ، این‌ سکوته‌ یه‌ شکسته‌ !
نگو با خاطره‌ می‌شه‌ ، زنده‌ موندُ زنده‌گی‌ کرد !
جنگل‌ِ خاطره‌هامم‌ ، برهوت‌ِ یه‌ شکسته‌ !
آره‌ ! من‌ بازی‌ رُ باختم‌ ، تو برنده‌یی‌ دوباره‌ !
قسمت‌ِ تو بی‌خیالی‌ ، قسمت‌ِ من‌ انتظاره‌ !
امّا اون‌ که‌ از هجوم‌ِ تلخ‌ِ طعنه‌ها می‌ترسه‌،
واژه‌ی‌ قسمت‌ُ جای‌ ترس‌ُ وحشتش‌ می‌ذاره‌ !
اگه‌ پام‌ُ پَس‌ کشیدم‌ ، واسه‌ این‌ نیس‌ که‌ بُریدم‌،
من‌ همونم‌ که‌ همیشه‌ سیب‌ِ ممنوعه‌ رُ چیدم‌ !
علتش‌ فقط‌ تویی‌ ! تو ! آخرین‌ شعرِ نگفته‌ !
دیگه‌ خیلی‌ وقته‌ برق‌ِ عشق‌ُ تو چشات‌ ندیدم‌ !
وقتی‌ تو نخوای‌ بمونم‌ ، که‌ دیگه‌ حرفی‌ ندارم‌ !
اگه‌ تو می‌خوای‌ بگو که‌ حتّا اسمت‌ رُ نیارم‌ !
امّا فکر نکن‌ سکوتم‌ ، معنی‌ِ بی‌خبریمه‌ !
بی‌تو ، بدون‌ِ یادِ تو سیاهه‌ روزگارم‌ !

گُل‌ِسُرخ‌

بیست‌ُ نُه‌ِ بهمن‌ِ پنجاه‌ُ دو ، سپیده‌ از صدای‌ چکمه‌ لَرزید !
فرمانده‌ی‌ جوخه‌ی‌ لال‌ِ اعدام‌ ، غرورُ تو چشمای‌ جنگلیت‌ دید !
با قدمات‌ رفتی‌ تا پای‌ تیرک‌ ، دست‌ِ تو چشم‌ْبندِ سیاه‌ُ پَس‌ زَد !
وقتی‌ که‌ سربازا نشونه‌ رفتن‌ ، نگاهشون‌ توی‌ نگات‌ نفس‌ زَد !
سربازای‌ گُشنه‌ نمی‌دونستن‌ ، جُرم‌ِ تو دوس‌ داشتن‌ِ زنده‌گی‌ بود !
تو کشوری‌ که‌ آدماش‌ همیشه‌ ، تقدیرشون‌ عذاب‌ُ برده‌گی‌ بود !
خون‌ِ تو رو خاک‌ِ زمین‌ شَتَک‌ ، وقتی‌ که‌ لوله‌ی‌ تُفنگا غُرّید !
صدای‌ تک‌ْگُلوله‌ی‌ خلاصت‌ ، تو گوش‌ِ دَه‌تا نسل‌ِ بعدی‌ پیچید !
گُل‌ِسُرخی‌ ! گُل‌ِ سُرخ‌ِ خون‌ِ تو ، توی‌ زمستون‌ِ ما پژمُرده‌ نَشُد !
شب‌ هزارتا جادو کرد ، امّا بازم‌ ، اسمت‌ از یادِ کسی‌ بُرده‌ نَشُد !
رفیق‌ِ سربازای‌ نون‌نخورده‌ ! رفیق‌ِ آدُمای‌ کارتون‌ْآباد !
تو رفتی‌ امّا طشت‌ِ ظلم‌ِ ظالم‌ ، از روی‌ بومِمون‌ زمین‌ نیفتاد !
به‌ قول‌ِ شاملوی‌ بزرگ‌ همیشه‌ ، ما بی‌چرا زنده‌گی‌ کرده‌ بودیم‌ !
تو چرای‌ مُردن‌ُ می‌دونستی‌ ، ما با چشای‌ بَسته‌ می‌سُرودیم‌ !
واسه‌ همین‌ بود که‌ زمین‌نخوردی‌ ، حتّا زمانی‌ که‌ نفس‌ْبُریدی‌ !
درختا ایستاده‌ می‌میرن‌ ! عاشق‌ ! ما نرسیدیم‌ امّا تو رسیدی‌ !
چه‌ قَد کمَن‌ تو دنیا شاعرایی‌ که‌ زنده‌گی‌شون‌ مث‌ِ شعرشونه‌ !
قشنگ‌تَرین‌ شعرِ تو مُردنت‌ بود ، شعری‌ که‌ تا اَبَد با ما می‌مونه‌ !
گُل‌ِسُرخی‌ ! گُل‌ِ سُرخ‌ِ خون‌ِ تو ، توی‌ زمستون‌ِ ما پژمُرده‌ نَشُد !
شب‌ هزارتا جادو کرد ، امّا بازم‌ ، اسمت‌ از یادِ کسی‌ بُرده‌ نَشُد !

کدخُدا

ده‌ِ ما چندتا خونه‌س‌ با دیوارای‌ کاگِلی‌ !
همه‌ این‌جا تنهااَن‌ ، نه‌ هم‌ْدَمی‌ ، نه‌ هم‌ْدِلی‌ !
ما یه‌ کدخُدا داریم‌ که‌ از کدِش‌ خسته‌ شُده‌ !
می‌گه‌: «ـ گردش‌ِ زمین‌ به‌ حرف‌ِ من‌ بسته‌ شُده‌ ! »
این‌جا مالک‌ِ زمین‌ُ هَر چی‌ روشه‌ کدخُداس‌ !
اون‌ که‌ دست‌ْرنج‌ِ ماها رُ می‌فروشه‌ ، کدخداس‌ !
سهم‌ِ ما از مزرعه‌ چَن‌تا نون‌ِ کپَک‌زَدَه‌س‌ !
کدخُدا صاحب‌ِ این‌ جماعت‌ِ فَلَک‌زَدَه‌س‌ !
رو تَنورِ خونه‌ها عنکبوتا تار می‌تَنَن‌ !
حتّا گُنجشکای‌ این‌ دِه‌ دیگه‌ جیک‌ نمی‌زنن‌ !
یه‌ شب‌ از همین‌ شبا چه‌ زود چه‌ دیر ، کدخُدا تو دستمون‌ می‌شه‌ اسیر !
خَرمن‌ِ طلایی‌ مال‌ِ ما می‌شه‌ ! مُشت‌ِ ظالم‌ پیش‌ِ چشما وامی‌شه‌ !
آخه‌ این‌ قصّه‌ رُ باید یه‌ جورِ دیگه‌ نوشت‌ !
یه‌ جورِ قشنگ‌ ، نه‌ این‌جوری‌ سیاه‌ُ سَردُ زِشت‌ !
ما که‌ این‌ مزرعه‌ رُ با گریه‌ سیرآب‌ می‌کنیم‌،
سبزی‌ِ سُنبُله‌ها رُ رنگ‌ِ آفتاب‌ می‌کنیم‌،
نباید راضی‌ بشیم‌ به‌ کلَکای‌ کدخُدا !
نباید بِلَرزیم‌ از زنگ‌ِ صدای‌ کدخُدا !
کدخُدا هَر چی‌ باشه‌ صاحب‌ِ زنده‌گی‌ که‌ نیست‌ !
زنده‌گی‌ راضی‌ شُدن‌ به‌ بَندِ برده‌گی‌ که‌ نیست‌ !
ما باید یکی‌ بشیم‌ ! مزرعه‌هامون‌ مال‌ِ ماس‌ !
دس‌ به‌ دست‌ِ هم‌ بدیم‌ ! یه‌ دس‌ همیشه‌ بی‌صداس‌ !
یه‌ شب‌ از همین‌ شبا چه‌ زود چه‌ دیر ، کدخُدا تو دستمون‌ می‌شه‌ اسیر !
خَرمن‌ِ طلایی‌ مال‌ِ ما می‌شه‌ ! مُشت‌ِ ظالم‌ پیش‌ِ چشما وامی‌شه‌ !

بوف‌ِ کور

نوزده‌ِ فروردین‌ِ سی‌ ، پاریس‌ْ چشاش‌ُ بسته‌ بود !
صدای‌ جیغ‌ِ بوف‌ِ کورْ ، تو حنجره‌ش‌ شکسته‌ بود !
کوچه‌ی‌ شامپیونه‌ بود ، آپارتمان‌ِ سی‌ُ هفت‌ ،
همون‌ جایی‌ که‌ بوف‌ِ کورْ ، از توی‌ قصه‌ رَفت‌ که‌ رَفت‌ !
خالق‌ِ توپ‌ِ مُرواری‌ ، سایه‌ش‌ُ دنبال‌ْ می‌کنه‌ !
غربت‌ِ این‌ خونه‌به‌دوش‌ ، ترانه‌ رُ لال‌ْ می‌کنه‌ !
یه‌ عُمره‌ که‌ دَربه‌دَره‌ ، رَدِّ سه‌ قطره‌ خون‌ شُده‌ !
سایه‌ی‌ اون‌ مُدّتیه‌ ، مامورِ جَلب‌ِ اون‌ شُده‌ !
تو زندگی‌ِ آدما ، دَردایی‌ هَس‌ مثل‌ِ خوره‌ !
که‌ روح‌ُ توی‌ اِنزوا ، ذرّه‌ به‌ ذرّه‌ می‌خوره‌ !
آی‌ بوف‌ِ کورْ ! آی‌ بوف‌ِ کورْ ! آی‌ بوف‌ِ کورِ دَربه‌دَر !
پَریدَنِت‌ْ یه‌ حادثه‌س‌ ! یه‌ اتّفاق‌ِ پَرده‌ْدَر !
بَرّه‌ها عادت‌ می‌کنَن‌ ، به‌ زوزه‌ی‌ مُمتدِ گُرگ‌ْ !
اما واسه‌ تو زندگی‌ْ ، شُده‌ یه‌ زندون‌ِ بُزرگ‌ْ !
به‌ این‌ بُتای‌ لعنتی‌ ، دوباره‌ پُشت‌ِ پا بِزَن‌ !
تویی‌ یه‌ ناسزای‌ ناب‌ْ ! تویی‌ تبلورِ شُدَن‌ !
آی‌ ! آدمای‌ بی‌زبون‌ ! تا کی‌ اسیرین‌ تو نَفَس‌ ؟
نگا کنین‌ که‌ بوف‌ِ کور ، جون‌ می‌کنه‌ کنج‌ِ قَفَس‌ !
تو زندگی‌ِ آدما ، دَردایی‌ هَس‌ مثل‌ِ خوره‌ !
که‌ روح‌ُ توی‌ اِنزوا ، ذرّه‌ به‌ ذرّه‌ می‌خوره‌ !

در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر

چشمات‌ از اونورِ بادبزن‌ دو خورشیدِ سیاس‌ !
پُشت‌ِ سّدِ پیرهنت‌ کوچه‌های‌ اسپانیاست‌ !
پوستت‌ از زیتون‌ُ یاس‌ِ ، دلت‌ از جنس‌ِ طلاس‌ !
سیم‌ِ گیتارِ تنم‌ به‌ زخمه‌ی‌ تو مبتلاس‌ !
وعده‌ی‌ ما باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
رقص‌ِ صدا باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
ترانه‌ها باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
کشف‌ِ خدا باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
صدای‌ هزارتا قو نشسته‌ تو زنگ‌ِ صدات‌ !
صدتا مرواریدِ غلتون‌ توی‌ لبخندِ لبات‌ !
تو چشات‌ شعله‌ی‌ چوپان‌ واسه‌ تاروندن‌ِ گرگ‌ !
خشم‌ِ تو نیزه‌ی‌ آخر توی‌ میدون‌ِ بزرگ‌ !
دست‌ِ تو جای‌ گریز ، یه‌ سرزمین‌ِ آشناس‌ !
عمق‌ِ احساس‌ِ تو دریاس‌ ، دلم‌ عاشق‌ِ شناس‌ !
وعده‌ی‌ ما باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
رقص‌ِ صدا باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
ترانه‌ها باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !
کشف‌ِ خدا باشه‌ فردا ! در ساعت‌ِ پنج‌ِ عصر !

سفربخیر!

پُشت‌ِ سَرُ نگا نکن‌ ، تا نبینی‌ که‌ میشکنم‌ !
برو ! سفربخیر ، عزیز ! یارِ همیشگی‌ت‌ منم‌ !
پُشت‌ِ سَرُ نگا نکن‌ ! دیدنی‌ نیست‌ گریه‌ی‌ من‌ !
وقت‌ِ خداحافظی‌مون‌ ، یه‌ حرف‌ِ آفتابی‌ بزن‌ !
بگو همیشه‌ با منی‌ ، تا آخرین‌ فصل‌ِ سفر !
بگو ! بگو تا خون‌ نشه‌ ، این‌ دل‌ِ زارِ در به‌ در !
سفر بخیر ! عزیزِ دل‌ !
گردنه‌ها پُر خطرِ !
ببین‌ که‌ از هق‌ هق‌ِ من‌ ،
شونه‌ی‌ واژه‌ها تَرِ !
برای‌ برگشتن‌ِ تو باید کدوم‌ شعرُ سرود ؟
باید کدوم‌ ترانه‌ رُ از کف‌ِ لحظه‌ها رُبود ؟
باید کدوم‌ قصیده‌ رُ به‌ دست‌ِ قاصدک‌ سپرد ؟
باید که‌ از تو آسمون‌ چَن‌ تا ستاره‌ رُ شمُرد ؟
بگو همیشه‌ با منی‌ ، تا آخرین‌ سطرِ صدا !
بگو تا این‌ ترانه‌ رُ پُر کنم‌ از خاطره‌ها !
سفر بخیر ! عزیزِ دل‌ !
گردنه‌ها پُر خطرِ !
ببین‌ که‌ از هق‌ هق‌ِ من‌ ،
شونه‌ی‌ واژه‌ها تَرِ !

زند‌گی‌نامه‌

دخترک‌ ! جُز تو که‌ دستات‌ واسه‌ من‌ مثل‌ِ وطن‌ بود،
کی‌ می‌دونه‌ که‌ ترانه‌ ، زنده‌گی‌نامه‌ی‌ من‌ بود ؟
کی‌ می‌دونه‌ ؟ کی‌ می‌خونه‌ ؟ چه‌ کسی‌ دِل‌ می‌سوزونه‌ ؟
واسه‌ این‌ شب‌پَره‌یی‌ که‌ ، فکرِ پروانه‌ شُدن‌ بود !
من‌ مث‌ِ دفترِ شعری‌ که‌ نخونده‌ بسته‌ می‌شه‌،
مونده‌ بودم‌ توی‌ سایه‌ ، پُشت‌ِ این‌ سدِ همیشه‌ !
تو به‌ من‌ گفتی‌ که‌ «ـ هستم‌ ! » من‌ حصارم‌ رُ شکستم‌،
این‌ نهال‌ِ پیر در اومد ، از تو گُلخونه‌ی‌ شیشه‌ !
معنی‌ِ معجزه‌ بودی‌ ، توی‌ کفران‌ِ علاقه‌ !
هَر نگاه‌ِ ساده‌ی‌ تو واسه‌ من‌ یه‌ اتّفاقه‌ !
حالا دفترم‌ رُ پُر کن‌ ، از غزل‌های‌ نگُفته‌ !
بذار از برق‌ِ نگاهت‌ ، خورشید از سکه‌ بیفته‌ !
شب‌ِ من‌ رُ زیرُ رو کن‌ ، به‌ آتیش‌بازیا خو کن‌،
کاری‌ کن‌ که‌ یخ‌ نبندم‌ تو ترانه‌های‌ خُفته‌ !
روشنم‌ کن‌ تا بتابم‌ رو به‌ این‌ شبای‌ تیره‌ !
بذار از حنای‌ چشمات‌ ، لحظه‌هام‌ رنگی‌ بگیره‌ !
نقطه‌چینا رُ رها کن‌ ، چشمای‌ بسته‌م‌ُ وا کن‌،
بی‌تو یه‌ بغض‌ِ قدیمی‌ توی‌ حنجره‌م‌ اسیره‌ !
معنی‌ِ معجزه‌ بودی‌ ، توی‌ کفران‌ِ علاقه‌ !
هَر نگاه‌ِ ساده‌ی‌ تو واسه‌ من‌ یه‌ اتّفاقه‌ !

لب‌دوختگان‌

لب‌دوختگان‌ ! مرغ‌ِ غزل‌ بی‌پَرُبال‌ است‌ !
در کنج‌ِ قفس‌ ، ثانیه‌ همسایه‌ی‌ سال‌ است‌ !
از پیله‌ در آیید که‌ مفهوم‌ِ سقوطید !
در خندق‌ِ شب‌ جستن‌ِ خورشید محال‌ است‌ !
لب‌دوختگان‌ ! کاشف‌ِ فریاد منم‌ من‌ !
از دام‌ِ شب‌ُ حادثه‌ آزاد منم‌ من‌ !
بی‌حنجره‌ وُ لال‌ُ نفس‌مُرده‌ شمایید !
آن‌ قاصدک‌ِ همسفرِ باد منم‌ من‌ !
زمانه‌ بَد ! ترانه‌ رَد ! پنجره‌های‌ خانه‌ سَد !
نبض‌ِ ستاره‌ بی‌طپش‌ ! ناجی‌ِ قصه‌ نابَلَد !
لب‌دوختگان‌ ! پنجره‌ی‌ رو به‌ سحر کو ؟
فانوس‌ِ صدا ، نقطه‌ی‌ پایان‌ِ سفر کو ؟
این‌ کولی‌ِ بی‌سقف‌ به‌ بیراهه‌ رسیده‌ست‌ ،
همپای‌ سفر در خَم‌ِ این‌ پیچ‌ِ خطر کو ؟
لب‌دوختگان‌ ! سوخته‌ی‌ آتش‌ِ طورید !
در بندِ تب‌ِ این‌ شب‌ِ دیرینه‌ صبورید !
یک‌ جام‌ِ لبالب‌ همه‌ از زهر بنوشید ،
آن‌ لحظه‌ رهایید که‌ در سینه‌ی‌ گورید !
زمانه‌ بَد ! ترانه‌ رَد ! پنجره‌های‌ خانه‌ سَد !
نبض‌ِ ستاره‌ بی‌طپش‌ ! ناجی‌ِ قصه‌ نابَلَد !

مرا به‌ یاد نگه‌دار!

حراج‌ِ پنجره‌ در سرزمین‌ِ بی‌دیوار ،
سکوت‌ِ حنجره‌ در انزوای‌ این‌ تکرار ،
قدم‌ قدم‌ تو بیا اِی‌ ترانه‌ی‌ بیدار !
مرا بِبَر به‌ تماشای‌ آخرین‌ دیدار !
ببین‌ که‌ بی‌تو گرفته‌ صدای‌ روشن‌ِ ساز !
مرا بِبَر به‌ طلوعی‌ دوباره‌ در آواز !
مرا بِبَر به‌ نگاهت‌ ، به‌ نقطه‌ی‌ آغاز !
مرا بِبَر به‌ پرستو ، به‌ اوج‌ِ این‌ پرواز !
مرا به‌ یاد نگه‌دار !
مرا به‌ یاد نگه‌ دار !
دوباره‌ بوسه‌ی‌ جادو ، به‌ خاطرم‌ بسپار !
نگاه‌ِ آخرِ آهو ، به‌ خاطرم‌ بسپار !
هجوم‌ِ بغض‌ِ غزل‌ْگو ، به‌ خاطرم‌ بسپار !
مسیرِ خاطره‌ تا او ، به‌ خاطرم‌ بسپار !
مرا به‌ یاد نگه‌دار ، همیشه‌ در یادم‌ !
که‌ من‌ تمام‌ِ غزل‌ را به‌ چشم‌ِ تو دادم‌ !
مرا بِبَر به‌ حصارت‌ که‌ خسته‌ از خویشم‌ ،
بِبَر که‌ با تو از این‌ بندِ کهنه‌ آزادم‌ !
مرا به‌ یاد نگه‌دار !
مرا به‌ یاد نگه‌دار !

یادِ من‌ باش‌!

هر جا هستی‌ ، یادِ من‌ باش‌ ! یادِ این‌ نفس‌ بُریده‌ !
که‌ یه‌ عُمره‌ توی‌ آینه‌ ، تنها عکس‌ِ تو رُ دیده‌ !
هر جا هستی‌ ، یادِ من‌ باش‌ ! من‌ که‌ با یادِ تو موندم‌ ،
پا به‌ پای‌ هر دقیقه‌ ، از تو خوندم‌ ! از تو خوندم‌ !
از تو که‌ شرم‌ِ سلامت‌ ، لحظه‌هام‌ُ زیرُ رو کرد !
با خداحافظ‌ِ سردت‌ ، چشم‌ِ من‌ به‌ گریه‌ خو کرد !
همترانه‌ ! یادِ من‌ باش‌ !
بی‌بهانه‌ یادِ من‌ باش‌ !
وقت‌ِ بیداری‌ِ مهتاب‌ ،
عاشقانه‌ یادِ من‌ باش‌ !
هر جا هستی‌ ، یادِ من‌ باش‌ ! آخرین‌ خاتون‌ِ آواز !
با تو خوش‌ صداترینه‌ ، سیم‌ِ بی‌زخمه‌ی‌ این‌ ساز !
یادِ من‌ باش‌ ، وقتی‌ بی‌من‌ این‌ ترانه‌ رُ شنیدی‌ !
یادِ من‌ باش‌ ، اگه‌ من‌ رُ ، حتا توی‌ خواب‌ ندیدی‌ !
بی‌تو تقویم‌ِ سکوتم‌ ، هفته‌ی‌ آبی‌ نداره‌ !
این‌ ترانه‌ اوج‌ِ من‌ نیست‌ ، این‌ سقوط‌ِ انتحاره‌ !
همترانه‌ ! یادِ من‌ باش‌ !
بی‌بهانه‌ یادِ من‌ باش‌ !
وقت‌ِ بیداری‌ِ مهتاب‌ ،
عاشقانه‌ یادِ من‌ باش‌ !

خوش‌ْخیال‌

چشمای‌ تو رنگ‌ِ پاییزِ شُماله‌ ، دخترک‌ !
نقّاشی‌ کشیدن‌ از چشات‌ محاله‌ ، دخترک‌ !
من‌ به‌ گَردِ آهوی‌ نازِ چشات‌ نمی‌رسم‌،
چون‌ که‌ هَر رسیده‌یی‌ پیش‌ِ تو کاله‌ ، دخترک‌ !
بَبرِ دِل‌ شبا میاد رؤیا می‌نوشه‌ از چشات‌،
آخه‌ چشمات‌ مث‌ِ یه‌ چشمه‌ زُلاله‌ ، دخترک‌ !
تو کی‌ هستی‌ که‌ کنارِ تو حقیرِ واژه‌هام‌ ؟
پیش‌ِ زیبایی‌ِ تو ترانه‌ لاله‌ ، دخترک‌ !
بگو من‌ چوب‌ِ کدوم‌ گناه‌ُ دارم‌ می‌خورم‌ ؟
خیلی‌ وقته‌ رو لَبام‌ همین‌ سواله‌ ، دخترک‌ !
همه‌ زنده‌گیم‌ شُده‌ تحمّل‌ِ فاصله‌ها،
هَمَش‌ از چاله‌ تو چاه‌ ، از چاه‌ تو چاله‌ ، دخترک‌ !
دِل‌ می‌گه‌ یه‌ روز میای‌ غصّه‌هام‌ُ خط‌ می‌زنی‌،
می‌دونم‌ ! این‌ دِل‌ِ ساده‌ خوش‌خیاله‌ ! دخترک‌ !
امّا حتّا اگه‌ تو چلّه‌ی‌ یخ‌ سَر بِرِسی‌،
واسه‌ من‌ اومدنت‌ تحویل‌ِ ساله‌ ، دخترک‌ !
شهرِ بی‌بَرده‌

بخون‌ ! همبغض‌ِ آواره‌ ! که‌ شب‌ فریادُ کم‌ داره‌ !
بتارون‌ خلسه‌ی‌ خواب‌ُ ، پیاله‌ دورِ تکراره‌ !
بزن‌ با زخمه‌ی‌ فریاد ، بزن‌ تا هرچه‌ باداباد !
از اول‌ من‌ رُ اَزبَر کن‌ ، که‌ تا آخر نَرَم‌ از یاد !
بزن‌ تا آخرین‌ پرده‌ ! بزن‌ تا شهرِ بی‌بَرده‌ !
بزن‌ تا بغض‌ِ نشکسته‌ ، دل‌ِ بی‌کینه‌ پُر درده‌ !
سازِ ممنوع‌ِ تو یاغی‌ شده‌ باز !
با طنین‌ِ زخمه‌هات‌ ما رُ بساز !
برسونمون‌ به‌ مهمونی‌ِ ماه‌ !
زنده‌مون‌ کن‌ توی‌ تکخونی‌ِ ساز !
بزن‌ تا بی‌پَرُبالی‌ ! بزن‌ تا طبل‌ِ تو خالی‌ !
بزن‌ تا سطرِ ناممکن‌ ! بزن‌ تا دیوِ پوشالی‌ !
بزن‌ تا شعله‌ی‌ یاران‌ ! بزن‌ تا سوزِ بیداران‌ !
بزن‌ تا فتح‌ِ خاکستر ! بزن‌ تا مرهم‌ِ باران‌ !
بزن‌ تا رقص‌ِ پروانه‌ ! بزن‌ ! سرریزِ پیمانه‌ !
بزن‌ تا چترِ نیلوفر ! بزن‌ تا سازِ دیوانه‌ !
سازِ ممنوع‌ِ تو یاغی‌ شده‌ باز !
با طنین‌ِ زخمه‌هات‌ ما رُ بساز !
برسونمون‌ به‌ مهمونی‌ِ ماه‌ !
زنده‌مون‌ کن‌ توی‌ تکخونی‌ِ ساز !

دل‌ْگِله‌

هم‌ قسم‌ ! کجای‌ این‌ فاصله‌ای‌ ؟
تو کدوم‌ سطرِ همین‌ دل‌ْگِلِه‌ای‌ ؟
نگو چش‌ براه‌ِ خورشیدی‌ هنوز ،
آخ‌ ! چه‌ طاقتی‌ ! عجب‌ حوصله‌ای‌ !
اگه‌ این‌ شب‌ به‌ شبیخون‌ نرسه‌ ،
اگه‌ بغض‌ِ ما به‌ بارون‌ نرسه‌ ،
تو ضیافت‌ِ سکوت‌ِ آینه‌ها ،
اگه‌ فانوس‌ِ تو مهمون‌ نرسه‌ ،
تو سیاه‌چال‌ می‌مونن‌ تموم‌ِ این‌ حنجره‌ها !
دیوارا قَد می‌کشن‌ تو باورِ پنجره‌ها !
دیگه‌ هیچ‌ کوهکنی‌ کوه‌ُ برنمی‌داره‌ با عشق‌ !
شب‌ اسیر نمی‌شه‌ تو زنجیرِ این‌ زنجره‌ها !
اگه‌ این‌ شب‌ به‌ شبیخون‌ برسه‌ ،
اگه‌ بغض‌ِ ما به‌ بارون‌ برسه‌ ،
تو ضیافت‌ِ سکوت‌ِ آینه‌ها ،
اگه‌ فانوس‌ِ تو مهمون‌ برسه‌ ،
از دل‌ِ حوض‌ِ طلا قَد می‌کشن‌ فواره‌ها !
عطرِ مهربون‌ِ یاس‌ پُر می‌شه‌ تو مشام‌ِ ما !
دیوْ تو بطری‌ ، تَه‌ِ اقیانوسا زندونی‌ میشه‌ !
چه‌ تماشایی‌ می‌شه‌ جشن‌ِ گُل‌ُ نورُ صدا !

طلاق‌

حرف‌ِ آخرُ بزن‌ ! حوصله‌م‌ُ سَرمی‌بَری‌ !
خسته‌اَم‌ از این‌ یکی‌ شُدن‌ ، ولی‌ دربه‌دری‌ !
حرف‌ِ آخرُ بزن‌ ! بگو باید چی‌ کار کنیم‌ !
من‌ُ تو از خودمون‌ نمی‌تونیم‌ فرار کنیم‌ !
هَرجا باشیم‌ همینه‌ ! هم‌ این‌جا ، هم‌ قلّه‌ی‌ قاف‌ !
حرف‌ِ آخرُ بگو دُرُست‌ُ پوست‌کنده‌ وُ صاف‌ !
بگو که‌ شریک‌ِ اشتباه‌ِ همدیگه‌ بودیم‌ !
شریک‌ِ زنده‌گی‌ِ سیاه‌ِ همدیگه‌ بودیم‌ !
حالا فکرِ رفتنی‌ ! خوب‌ می‌دونم‌ ! بذار برو !
حرفات‌ُ دارم‌ تو چشمات‌ می‌خونم‌ ! بذار برو !
برو امّا عمرِ هَر دوتامون‌ُ آتیش‌ زَدی‌ !
تو می‌گُفتی‌ راه‌ِ خوشبخت‌ شُدن‌ُ خوب‌ بَلَدی‌ !
بعضی‌ از اشتباها تا آخرِ عمر باهاتن‌ !
عشقمون‌ یه‌ اشتباه‌ بود ! اشتباه‌ِ تو وُ من‌ !
بگو که‌ شریک‌ِ اشتباه‌ِ همدیگه‌ بودیم‌ !
شریک‌ِ زنده‌گی‌ِ سیاه‌ِ همدیگه‌ بودیم‌

پیشونی‌نوشت‌

از چکیدن‌ِ ستاره‌ ، روی‌ دفترچه‌ی‌ خالی‌ ،
تا رُبودن‌ِ یه‌ بوسه‌ ، از یه‌ خاتون‌ِ خیالی‌ ،
فاصله‌ ، سطرِ نخست‌ِ اولین‌ ترانه‌ بود !
از غزلخونی‌ِ خورشید ، پَس‌ِ پُشت‌ِ پلک‌ِ سایه‌ ،
تا رسیدن‌ به‌ غروب‌ِ سردِ آخرین‌ گلایه‌ ،
فاصله‌ ، خط‌ زدن‌ِ شعرای‌ عاشقانه‌ بود !
از شکوه‌ِ نقش‌ِ لبخند ، رو لب‌ِ برده‌ی‌ آزاد ،
تا وقاحت‌ِ تبسم‌ ، توی‌ صورت‌ِ یه‌ جلاد ،
فاصله‌ ، بیداری‌ِ چشمای‌ پُشت‌ِ میله‌ بود !
از چراغونی‌ِ مهتاب‌ ، رو نوک‌ِ صخره‌ی‌ نیرنگ‌ ،
تا سقوط‌ِ بی‌دریغ‌ِ ، آخرین‌ پلنگ‌ِ دلتنگ‌ ،
فاصله‌ ، لالایی‌ِ عتیقه‌ی‌ قبیله‌ بود !
بگو از حراج‌ِ فانوس‌ ، توی‌ شهرِ نون‌ نخورده‌ ،
تا شب‌ِ مرثیه‌سازی‌ ، واسه‌ گُلخونه‌ی‌ مُرده‌ ،
فاصله‌ ، چَن‌ تا شب‌ِ نشکن‌ِ پروانه‌کش‌ِ ؟
از رَجَزخونی‌ِ سلاخ‌ ، پیش‌ِ چشمای‌ قناری‌ ،
تا آتیش‌بازی‌ِ تلخ‌ِ ، تک‌ درخت‌ِ یادگاری‌ ،
دل‌ِ خسته‌ به‌ کدوم‌ مرهم‌ِ نامریی‌ خوش‌ِ ؟
یه‌ خرابه‌ی‌ قشنگ‌ ، هزار تا آبادی‌ِ زشت‌ !
این‌ جهنم‌ِ عزیزُ نفروختیم‌ به‌ بهشت‌ !
دل‌ِ ما غافل‌ از این‌ فاصله‌های‌ کهنه‌ بود ،
ما تو شب‌ زاده‌ شدیم‌ ، همینه‌ پیشونی‌ نوشت‌ !

شروعم‌ کن‌!

صدتا دامادِ کفن‌ْپوش‌ ، صدتا نو عروس‌ِ بیوه‌ !
کارِ ما به‌ جای‌ فریاد ، قلقلک‌ دادن‌ِ دیوه‌ !
توی‌ مهمونی‌ِ شمشیر ، هِل‌ْکشون‌ِ تازیانه‌س‌ !
حجله‌ی‌ شاپرکامون‌ ، جای‌ جولان‌ِ زبانه‌س‌ !
نفس‌ِ چراغ‌ُ بشمار ! مُرشدِ اسطوره‌ مُرده‌ !
چشمای‌ کدوم‌ مترسک‌ ، زخمای‌ ما رُ شمرده‌ ؟
شروعم‌ کن‌ ! شروعم‌ کن‌ ! تو این‌ پایان‌ِ بی‌هق‌هق‌ !
گذرگاه‌ِ رهایی‌ باش‌ ، از این‌ بن‌بست‌ِ بی‌عاشق‌ !
بذار مُهرپیشونی‌ بازم‌ ، بمونه‌ پای‌ این‌ درگاه‌ !
ببین‌ از سنگ‌ِ سنگ‌انداز ، شکسته‌ چلچراغ‌ِ ماه‌ !
طلوعم‌ کن‌ ! طلوعم‌ کن‌ ! خروس‌ِ تُک‌ طلا خوابه‌ !
آهای‌ ! ماه‌پیشونی‌ ! برگرد ! تنم‌ بی‌تاب‌ِ مهتابه‌ !
این‌ همه‌ سایه‌ی‌ خسته‌ ، این‌ همه‌ قفل‌ِ شکسته‌ !
پهلوونای‌ ستاره‌ ، صف‌ به‌ صف‌ ، دسته‌ به‌ دسته‌ !
قاصدک‌ از دل‌ِ خورشید ، واسه‌مون‌ خبر آورده‌ ،
وا کنین‌ درای‌ باغ‌ُ ، که‌ دروگر جون‌ سپرده‌ !
بزنین‌ به‌ طبل‌ِ بوسه‌ ! وقت‌ِ رقص‌ِ بی‌هراسه‌ !
رقص‌ِ بی‌پَرده‌ی‌ آخر ، وسط‌ِ گودِ حماسه‌ !
آهای‌ ! ماه‌پیشونی‌ ! برگرد ! تنم‌ بی‌تاب‌ِ مهتابه‌ !
طلوعم‌ کن‌ ! طلوعم‌ کن‌ ! خروس‌ِ تُک‌ طلا خوابه‌ !
ببین‌ از سنگ‌ِ سنگ‌انداز ، شکسته‌ چلچراغ‌ِ ماه‌ !
بذار مُهرپیشونی‌ بازم‌ ، بمونه‌ پای‌ این‌ درگاه‌ !
گذرگاه‌ِ رهایی‌ باش‌ ، از این‌ بن‌بست‌ِ بی‌عاشق‌ !
شروعم‌ کن‌ ! شروعم‌ کن‌ ! تو این‌ پایان‌ِ بی‌هق‌هق‌ !

ساده‌ نیستی‌!

هیچّی‌ از تو نمی‌فهمم‌ ! مث‌ِ یه‌ آهنگ‌ِ خارجی‌ غریبه‌یی‌ بَرام‌ !
دنبال‌ِ خودت‌ نگرد ، لابه‌لای‌ سطرای‌ طلایی‌ِ ترانه‌هام‌ !
هیچّی‌ از تو نمی‌فهمم‌ ! مث‌ِ فرمولای‌ سخت‌ِ جبرُ شیمی‌ می‌مونی‌ !
من‌ُ باور نداری‌ ! خیلی‌ وقته‌ که‌ واسه‌ خودت‌ لالایی‌ می‌خونی‌ !
باورت‌ نمی‌کنم‌ ! نه‌ ! تو مث‌ِ دروغ‌ِ سیزده‌ دیگه‌ تکراری‌ شُدی‌ !
مث‌ِ اون‌ لیلی‌ِ جانی‌ ، دُچارِ یه‌ جور سادیسم‌ِ مجنون‌ْآزاری‌ شُدی‌ !
ساده‌ نیستی‌ ! ساده‌ نیستی‌ ! مُشکلی‌ مثل‌ِ معمّا !
خلوت‌ِ ما پُر شُده‌ از شایدُ بایدُ امّا !
دیگه‌ دوسِت‌ ندارم‌ ! نه‌ ! تو اونی‌ نبودی‌ که‌ تو رؤیاهام‌ می‌دیدم‌ !
طعم‌ِ خیلی‌ تلخی‌ داشت‌ ، سیب‌ِ گندیده‌یی‌ که‌ من‌ با اشاره‌ت‌ چیدم‌ !
تو رُ اصلاً نمی‌بینم‌ ! حتّا وقتی‌ که‌ مث‌ِ الان‌ نشستی‌ رو به‌ روم‌ !
دل‌ دیگه‌ تو رُ نمی‌خواد ! تو خودت‌ این‌ُ می‌خواستی‌ دیگه‌ ؟ نامریی‌ خانوم‌ !
پَس‌ بذار تنها بمونم‌ ! تنهایی‌ بهترِ از عذاب‌ِ بودن‌ با تو !
فاصله‌ خیلی‌ عزیزه‌ ! مخصوصاً فاصله‌ی‌ بین‌ِ دِل‌ِ من‌ تا تو !
ساده‌ نیستی‌ ! ساده‌ نیستی‌ ! مُشکلی‌ مثل‌ِ معمّا !
خلوت‌ِ ما پُر شُده‌ از شایدُ بایدُ امّا !

وحشی‌ترین‌

بگین‌ وحشی‌ترین‌ حیوون‌ کدومه‌ ؟ جواب‌ِ این‌ سوال‌ُ کی‌ می‌دونه‌ ؟
بگین‌ گُرگه‌ ؟ یا شیرِ ؟ یا پلنگه‌ ؟ یا بَبری‌ که‌ حریص‌ِ بوی‌ خون‌ِ ؟
ولی‌ من‌ این‌ سوال‌ِ بی‌جواب‌ُ می‌پُرسم‌ از یه‌ موش‌ِ آزمایشگاه‌ !
نگاهم‌ می‌کنه‌ ، هیچّی‌ نمی‌گه‌ ، جوابش‌ خیلی‌ کوتاهه‌ ، مث‌ِ آه‌ !
تو رگ‌هاش‌ جای‌ خون‌ ویروسه‌ چون‌ که‌ ما آدم‌ها نباید زود بمیریم‌ !
باید درمون‌ِ دردا رُ بفهمیم‌ ، واسه‌ این‌ کار مُجازیم‌ جون‌ بگیریم‌ !
می‌پُرسم‌ از یه‌ اسب‌ِ پیرِ اَبلق‌ ، که‌ عمری‌ رُ به‌ گاری‌ بسته‌ بوده‌ !
جوابش‌ خیلی‌ تلخه‌ آخه‌ پُشتش‌ ، هنوز از ضربه‌ی‌ شلّاق‌ کبوده‌ !
یه‌ فیل‌ِ گنده‌ تو میدون‌ِ سیرکه‌ ، که‌ می‌رقصه‌ با سوت‌ِ رام‌ کننده‌ !
ازش‌ می‌پُرسم‌ امّا می‌گه‌: وِل‌ کن‌ ! برو بابا ! دِل‌ِ خوش‌ سیری‌ چنده‌ ؟
برای‌ کشف‌ِ اون‌ حیوون‌ِ وحشی‌ ، کجای‌ دنیا رُ باید بگردم‌ ؟
سوالم‌ ساده‌س‌ امّا بی‌جوابه‌ ، جوابش‌ رُ چرا پیدا نکردم‌ ؟
می‌رَم‌ پیش‌ِ گوزنی‌ که‌ سَرِ اون‌ آویزونه‌ به‌ دیوارِ یه‌ تالار !
می‌گم‌ وحشی‌ترین‌ حیوون‌ کدومه‌ ؟ سکوتش‌ رو سرِ من‌ می‌شه‌ آوار !
یه‌ روباه‌ِ طلایی‌ رُ می‌بینم‌ ، ولی‌ اصلاً جوابم‌ رُ نمی‌ده‌ !
آخه‌ اون‌ خیلی‌ وقته‌ پالتو پوسته‌ ، دیگه‌ مُرده‌ ! به‌ آرامش‌ رسیده‌ !
تموم‌ِ عمرش‌ُ دررفته‌ بوده‌ ، از آدم‌ ، از سگ‌ُ دام‌ُ گلوله‌ !
حالا پالتو شُده‌ ، پایین‌ِ پالتو ، هنوزم‌ جای‌ تیرِ یه‌ دولوله‌ !
سوال‌ُ از قناری‌ها می‌پُرسم‌ ، قناری‌ها جوابش‌ رُ می‌دونن‌ !
جواب‌ُ از صداشون‌ می‌شه‌ فهمید ، مث‌ِ زندونیا آواز می‌خونن‌ !
می‌رَم‌ تا باغ‌ وحش‌ ، اون‌جا که‌ شیرا ، دارن‌ از بی‌غذایی‌ نِفله‌ می‌شن‌ !
سوالم‌ رُ نگفته‌ پَس‌ می‌گیرم‌ ، جواب‌ِ این‌ سوالَم‌ می‌شه‌ روشن‌ !
دیگه‌ دنبال‌ِ اون‌ حیوون‌ نگردین‌ ، من‌ اون‌ُ توی‌ آینه‌ پیدا کردم‌ !
شُماها رُ نمی‌دونم‌ ولی‌ من‌ حالا دارم‌ پِی‌ِ آدم‌ می‌گردم‌ !

آشتی‌

توی‌ این‌ کوچه‌های‌ مه‌ گرفته‌،
کسی‌ دلواپس‌ِ اندوه‌ِ من‌ نیست‌ !
هنوزم‌ تو چشام‌ خورشیدِ امّا ،
دیگه‌ حسّی‌ واسه‌ روشن‌ شُدن‌ نیست‌ !
دوباره‌ می‌رسم‌ به‌ خاطراتی‌ ،
که‌ با عطرِ خوش‌ِ خونه‌ رفیقن‌ !
ترانه‌ سررسیده‌ از سکوتم‌،
ولی‌ میلی‌ ندارم‌ من‌ به‌ خوندن‌ !
تموم‌ِ کوچه‌ها تاریکن‌ این‌جا !
تموم‌ِ آرزوها دست‌ِ بادن‌ !
من‌ از این‌ آدمک‌ها نااُمیدم‌،
که‌ چشمای‌ من‌ُ به‌ گریه‌ دادن‌ !
من‌ُ آشتی‌ بده‌ با سرزمینی‌،
که‌ پایان‌ِ تموم‌ِ آرزوهاس‌ !
بِبَر من‌ رُ از این‌ شب‌های‌ سنگی‌،
دلم‌ بی‌تاب‌ کشف‌ِ صبح‌ِ فرداس‌ !
من‌ُ این‌ پرسه‌های‌ بی‌بهونه‌ !
من‌ُ رؤیای‌ لمس‌ِ خاک‌ِ خونه‌ !
من‌ُ آوازِ دلگیرِ غریبی‌،
توی‌ پسکوچه‌ی‌ غربت‌ ، شبونه‌ !

آبجی‌!

آبجی‌ ! قدِ یه‌ نخود چشمات‌ُ بنداز به‌ دِلم‌ !
بی‌تو من‌ عینهو مثل‌ِ یه‌ سِجِلدِ باطلم‌ !
به‌ چراغ‌ِ گُذرِ مستای‌ نصفه‌ شب‌ قسم‌،
که‌ کتک‌ خورده‌ی‌ این‌ زمونه‌ی‌ هلاهلم‌ !
بازو رُ نیگا نکن‌ ما لِه‌ِتیم‌ ! آبجی‌ خانوم‌ !
کفترام‌ فقط‌ به‌ عشق‌ِ تو می‌شینن‌ روی‌ بوم‌ !
بومتون‌ لَب‌ به‌ لَب‌ِ با بوم‌ِ ما ، خودت‌ بگو،
آخه‌ چی‌ می‌شه‌ تو هَم‌ بیای‌ بشینی‌ رو به‌ روم‌ ؟
سَنَدِ منگوله‌دارِ دلمون‌ وَقف‌ِ شُما !
کفترای‌ جَلدمون‌ ارزونی‌ِ سقف‌ِ شُما !
ما زمین‌ْخورده‌ی‌ اون‌ چشمای‌ عاشق‌کشتیم‌ !
نمی‌بینی‌ ما رُ امّا عُمریه‌ دِلخوشتیم‌ !
آبجی‌ جون‌ ! دوس‌ ندارم‌ که‌ آبجی‌ جون‌ صدات‌ کنم‌ !
یه‌ اشاره‌ کن‌ تا حتّا جونم‌ُ فدات‌ کنم‌ !
آخه‌ قربونت‌ بِرَم‌ ! وقتی‌ تو کوچه‌ راه‌ می‌ری‌،
یه‌ کم‌ آسّه‌تر برو ! اَمون‌ بده‌ نگات‌ کنم‌ !
ما که‌ جزغاله‌ شُدیم‌ بَس‌که‌ آتیش‌ سوزوندی‌ تو !
کفترِ جَلدت‌ُ از رو پُشت‌ِبوم‌ پَروندی‌ تو !
به‌ خیالت‌ دِل‌ِ کفتربازا کاروون‌سَراس‌ ؟
نه‌ عزیز ! این‌جوری‌ نیس‌ که‌ تو دِل‌ِ ما موندی‌ تو !
سَنَدِ منگوله‌دارِ دلمون‌ وَقف‌ِ شُما !
کفترای‌ جَلدمون‌ ارزونی‌ِ سقف‌ِ شُما !
ما زمین‌ْخورده‌ی‌ اون‌ چشمای‌ عاشق‌کشتیم‌ !
نمی‌بینی‌ ما رُ امّا عُمریه‌ دِلخوشتیم‌ !

متواری‌

هر خواب‌ ، پُر از کابوس‌ ، هر سفره‌ پُر از سُرمه‌ست‌ !
در این‌ شب‌ِ زنگاری‌ ، آیینه‌ شُدن‌ جُرم‌ است‌ !
محکوم‌ِ تماشای‌ این‌ تعزیه‌بازاریم‌ !
همسایه‌ی‌ رؤیاها ! ما هر دو گرفتاریم‌ !
از گستره‌ی‌ اندوه‌ ، امکان‌ِ رهیدن‌ نیست‌ !
این‌ پُشته‌ی‌ خاکستر ، یادآورِ میهن‌ نیست‌ !
آزاده‌ترین‌ بَرده‌ ! دستان‌ِ مَرا دریاب‌ !
فانوس‌ شو تا از نو ، بیدار شَوَم‌ از خواب‌ !
تو آمدی‌ُ در شب‌ ، صد پنجره‌ پیدا شُد !
این‌ جوی‌ حقیر آخر ، هم‌صحبت‌ِ دریا شُد !
ما مرثیه‌ می‌خوانیم‌ ، بر خاطره‌ی‌ خورشید !
این‌ کهنه‌ عروس‌ آخر ، در قلعه‌ی‌ شب‌ تُرشید !
کو آینه‌یی‌ تا من‌ ، تقویم‌ ببینم‌ باز !
هَر حادثه‌ چینی‌ شُد ، بر چهره‌ی‌ بی‌آواز !
هَر بار که‌ نه‌ گفتیم‌ ، تعبیر به‌ آری‌ شُد !
فریادِ سکوت‌ِ ما ، در شب‌ متواری‌ شُد !
آزاده‌ترین‌ بَرده‌ ! دستان‌ِ مَرا دریاب‌ !
فانوس‌ شو تا از نو ، بیدار شَوَم‌ از خواب‌ !
تو آمدی‌ُ در شب‌ ، صد پنجره‌ پیدا شُد !
این‌ جوی‌ حقیر آخر ، هم‌صحبت‌ِ دریا شُد !

با تو!

شب‌ پُر از ترانه‌ می‌شه‌ با تو !
قصّه‌ عاشقانه‌ می‌شه‌ با تو !
باغ‌ِ پاییزی‌ِ تنهایی‌ِ من‌،
باغ‌ِ پُر جوانه‌ می‌شه‌ با تو !
با تو از خاطره‌ها سرشارم‌ !
با تو تا آخرِ شب‌ بیدارم‌ !
عشق‌ِ من‌ ! دست‌ِ تو یعنی‌ خورشید !
گرمی‌ِ دست‌ِ تو رُ کم‌ دارم‌ !
با تو بودن‌ ، با تو موندن‌ ، با تو رفتن‌ آرزومه‌ !
هَر جا باشی‌ ، هَر جا باشم‌ ، چشمای‌ تو روبه‌رومه‌ !
پُرم‌ از حِس‌ِ رسیدن‌ با تو !
عاشق‌ِ ستاره‌ چیدن‌ با تو !
همه‌ قصّه‌ها به‌ آخر رسیدن‌،
ناتمومه‌ قصّه‌ی‌ من‌ با تو !
با تو می‌شه‌ شب‌ِ تاریک‌ُ شکست‌ !
می‌شه‌ تا همیشه‌ چشم‌ به‌ رات‌ نِشست‌ !
با تو می‌شه‌ زنده‌گی‌ رُ دوره‌ کرد !
دل‌ به‌ لحظه‌های‌ تنهایی‌ نَبَست‌ !
با تو بودن‌ ، با تو موندن‌ ، با تو رفتن‌ آرزومه‌ !
هَر جا باشی‌ ، هَر جا باشم‌ ، چشمای‌ تو روبه‌رومه‌ !

شهرِ من‌!

از سَرِ میدون‌ِ ونک‌ ، تا انتهای‌ پامنار،
از آخر نیاوران‌ ، تا پای‌ رِیلای‌ قطار،
شهرِ پریشون‌ِ منه‌ ، که‌ داره‌ فریاد می‌زنه‌ ،
توی‌ نگاه‌ِ خسته‌ی‌ ، این‌ آدمای‌ بی‌شمار !
این‌ آدما که‌ لِه‌ شُدن‌ ، زیرِ فشارِ زنده‌گی‌ !
حتّا تو قرن‌ِ بیست‌ُ یک‌ ، این‌وَرا رسم‌ِ برده‌گی‌ !
آی‌ تو که‌ هِی‌ بد میاری‌ ! بگو تو چنته‌ت‌ چی‌ داری‌ ؟
بگو به‌ جُز من‌ غمت‌ُ می‌خوای‌ تو شهر به‌ کی‌ بگی‌ ؟
فوّاره‌ تو پارک‌ِ شهر ، هنوز زمین‌گیر نشُده‌ !
نیزه‌زن‌ِ میدون‌ِ حُر ، بعدِ یه‌ عمر پیر نشُده‌ !
حراجی‌ِ کبوترِ ، میدون‌ِ مولوی‌ هنوز !
پهلوون‌ِ معرکه‌گیر ، حریف‌ِ زنجیر نشُده‌ !
حریص‌ِ عطرِ مادرم‌ ! حریص‌ِ خواب‌ِ پشه‌بند !
حریص‌ِ عریونی‌ِ ماه‌ ، رو پُشت‌ِبومای‌ بُلند !
حریص‌ِ دادِ پنبه‌زن‌ ، تو کوچه‌های‌ کاگِلی‌ !
حریص‌ِ قصّه‌های‌ دور: شاپری‌ِ گیسو کمند !
کوچه‌ی‌ ملّی‌ هنوزم‌ ، صدای‌ پام‌ُ کم‌ داره‌ !
آب‌انبارِ بدون‌ِ آب‌ ، چشمات‌ُ یادم‌ میاره‌ !
من‌ اومدم‌ تو این‌ هوا ، نفس‌ رُ تجربه‌ کنم‌ !
با من‌ بیا تا تَه‌ِ خط‌ ! بگو: آره‌ ! بگو: آره‌ !
فوّاره‌ تو پارک‌ِ شهر ، هنوز زمین‌گیر نشُده‌ !
نیزه‌زن‌ِ میدون‌ِ حُر ، بعدِ یه‌ عمر پیر نشُده‌ !
حراجی‌ِ کبوترِ ، میدون‌ِ مولوی‌ هنوز !
پهلوون‌ِ معرکه‌گیر ، حریف‌ِ زنجیر نشُده‌ !

مُدل‌

رنگای‌ اصلی‌ ، قَلَمو ، تو وُ سه‌پایه‌ وُ یه‌ بوم‌ !
من‌ بهترین‌ مُدل‌ می‌شم‌ ، وقتی‌ تو باشی‌ روبه‌روم‌ !
موقع‌ِ نقّاشی‌ بگو هیچ‌کسی‌ این‌جا نباشه‌ !
چی‌ می‌کشه‌ اون‌ مُدلی‌ ، که‌ عاشق‌ِ یه‌ نقّاشه‌ ؟
وقتی‌ که‌ از اون‌ورِ بوم‌ چشمات‌ُ می‌دوزی‌ به‌ من‌ !
تازه‌ می‌فهمم‌ که‌ چه‌ حس‌ِ خوبیه‌ عاشق‌ شُدن‌ !
این‌ دِل‌ِ عاشقم‌ بیار تو نقّاشیت‌ ، نقّاش‌ خانوم‌ !
من‌ُ دوباره‌ زنده‌ کن‌ رو صفحه‌ی‌ سفیدِ بوم‌ !
تو دنیای‌ نقّاشیات‌ ، شبم‌ یه‌ روزِ روشنه‌ !
رنگین‌کمون‌ِ کهنه‌ رُ دستای‌ تو رنگ‌ می‌زنه‌ !
یه‌ جنگل‌ُ نقّاشی‌ کن‌ ، تا تو درختا گُم‌ بشیم‌ !
بیا با هم‌ سفر کنیم‌ ، جُدا از این‌ مَردُم‌ بشیم‌ !
از مَردمی‌ که‌ دنیاشون‌ ، دنیای‌ خاکستریه‌ !
آرزوهاشون‌ کوچیکه‌ ، رؤیاهاشون‌ سَرسَریه‌ !
بَرام‌ یه‌ آسمون‌ بِکش‌ ، تا بادبادک‌ هوا کنیم‌ !
ما می‌تونیم‌ زنده‌گی‌ رُ نصیب‌ِ آدما کنیم‌ !
دنیا رُ رنگ‌ به‌ رنگ‌ بِکش‌ ، خسته‌اَم‌ از رنگ‌ِ سیاه‌ !
من‌ُ تا نقّاشیت‌ بِبَر ، من‌ُ بدزد با یه‌ نگاه‌ !
تو دنیای‌ نقّاشیات‌ ، شبم‌ یه‌ روزِ روشنه‌ !
رنگین‌کمون‌ِ کهنه‌ رُ دستای‌ تو رنگ‌ می‌زنه‌ !

سَرسَرای‌ چشم‌ِ تو!

باورم‌ نیست‌ ، این‌ تویی‌ که‌ پا میذاری‌ توی‌ خونه‌م‌ !
یه‌ کبوترِ سفیدی‌ ، که‌ می‌شینی‌ روی‌ شونه‌م‌ !
چارقدِ شیشه‌ای‌ سَر کن‌ ! یه‌ نوازنده‌ خبر کن‌ !
همه‌ گوش‌ به‌ زنگن‌ اما ، من‌ برای‌ تو می‌خونم‌ !
این‌ نگاه‌ُ ، این‌ صدا رُ ، این‌ نفس‌ رُ از تو دارم‌ !
شب‌ به‌ شب‌ ، شعرُ ترانه‌ واسه‌ تو هدیه‌ میارم‌ !
با طنین‌ِ هر ترانه‌ ، میشکنم‌ فاصله‌ها رُ !
دستای‌ِ سردم‌ُ دریاب‌ ! طاقت‌ِ دوری‌ ندارم‌ !
دیوارا آینه‌کاریه‌ ، تو سَرسَرای‌ چشم‌ِ تو !
جونم‌ُ پیشکش‌ می‌کنم‌ ، تنها برای‌ چشم‌ِ تو !
یه‌ نفس‌ بخون‌ ! عزیزم‌ ! تا ترانه‌ خوش‌ صداشه‌ !
مُشت‌ِ بسته‌ی‌ سکوتم‌ ، با اشاره‌ی‌ تو واشه‌ !
درُ رو دنیا می‌بندیم‌ ! به‌ شب‌ِ قصه‌ می‌خندیم‌ !
نمی‌ذاریم‌ دل‌ِ هیچکس‌ ، محرم‌ِ خلوت‌ِ ماشه‌ !
زیرِ سقف‌ِ پاک‌ِ دستات‌ ، میشه‌ زندگی‌ رُ فهمید !
میشه‌ برق‌ِ زندگی‌ رُ توی‌ چشم‌ِ عاشق‌ت‌ دید !
میشه‌ زیرِ سایه‌ی‌ تو ، قَد کشیدُ خوش‌ نفس‌ شد !
میشه‌ زخم‌ِ روزگارُ به‌ نوازش‌ِ تو بخشید !
دیوارا آینه‌کاریه‌ ، تو سَرسَرای‌ چشم‌ِ تو !
جونم‌ُ پیشکش‌ می‌کنم‌ ، تنها برای‌ چشم‌ِ تو !

طرح‌...

نیم‌ دقیقه‌ مونده‌ به‌ گلوله‌ بود ، که‌ یه‌ آهو لب‌ِ رودخونه‌ رسید !
سَر بُلند کردُ واسه‌ یه‌ ثانیه‌ ، پیرهن‌ِ نرم‌ِ نسیم‌ُ بو کشید !
از تو بیشه‌ی‌ کنارِ رودخونه‌ ، صدای‌ خُشک‌ِ گَلَدن‌گَدَن‌ شنید !
خواس‌ فرار کنه‌ که‌ یکهو ، بی‌هوا ، خودش‌ُ تو آینه‌ی‌ رودخونه‌ دید !
نیم‌ دقیقه‌ مونده‌ به‌ گلوله‌ بود ، امّا اون‌ عاشق‌ِ عکسش‌ شُده‌ بود !
مث‌ِ یه‌ مجسّمه‌ وایستاده‌ بود ، بی‌هراس‌ُ بی‌خیال‌ کنارِ رود !
می‌دونس‌ که‌ زاغش‌ُ چوب‌ می‌زنه‌ ، دوتا چشم‌ِ بَددِل‌ِ زشت‌ِ حسود !
صدای‌ تفنگ‌ بُلن‌ شُدُ نشست‌ ، رو تن‌ِ آهو یه‌ زنبق‌ِ کبود !
نیم‌ دقیقه‌ مونده‌ به‌ گلوله‌ بود ، مهلت‌ِ مُرورِ چشماش‌ توی‌ آب‌ !
هیچ‌ زمانی‌ خودش‌ُ ندیده‌ بود ، نه‌ تو بیداری‌ُ نه‌ حتّا تو خواب‌ !
باید این‌ فرصت‌ُ از دست‌ نمی‌داد ، همیشه‌ دویده‌ بود پِی‌ِ سَراب‌ !
دنبال‌ِ خودش‌ می‌گشت‌ تموم‌ِ عمر ، حالا اون‌ رسیده‌ بودش‌ به‌ جواب‌ !
نیم‌ دقیقه‌ فرصتش‌ گُذشته‌ بود ، آهو مُرده‌ بود کنارِ رودخونه‌ !
آب‌ِ رودخونه‌ به‌ قرمزی‌ می‌زَد ، آخرِ قصّه‌ رُ کی‌ نمی‌دونه‌ ؟
آخرش‌ به‌ آرزوش‌ رسیدُ رفت‌ ، آهوی‌ عاشق‌ِ نازِ دیوونه‌ !
حالا من‌ دنبال‌ِ من‌ می‌گردم‌ُ کسی‌ که‌ قصّه‌ی‌ من‌ رُ بخونه‌ !

تطهیر

بانو ! از این‌ شب‌ِ بَربَر مَرا بِبَر !
از وعده‌گاه‌ِ سینه‌ وُ خنجر مَرا بِبَر !
یک‌ کاسه‌ از صداقت‌ِ بغضت‌ به‌ من‌ بده‌ !
از این‌ سکوت‌ِ زهرِ مکرّر مَرا بِبَر !
وقتی‌ وقوع‌ِ حادثه‌ اخطار شُد به‌ من‌،
از باغ‌ِ بوسه‌ات‌ به‌ کویرم‌ پُلی‌ بزن‌ !
فانوسی‌ از سپیده‌ بیارُ به‌ من‌ ببخش‌ !
اِی‌ ترجمان‌ِ خاطره‌ وُ خانه‌ وُ وطن‌ !
این‌جا حراج‌ِ دَم‌ به‌ دَم‌ِ دِل‌ بُریدن‌ است‌ !
تنها پناه‌ِ غربت‌ِ ما خواب‌ دیدن‌ است‌ !
تقدیرِ عشق‌های‌ پریشان‌ِ بی‌مَدار،
در اوّلین‌ سلام‌ ، به‌ پایان‌ رسیدن‌ است‌ !
بانو ! مَرا بِبَر به‌ شکوه‌ِ نگاه‌ِ خود !
من‌ را بخوان‌ به‌ زمزمه‌ی‌ گاه‌گاه‌ِ خود !
من‌ حبسی‌ِ کدام‌ طلسم‌ِ شکنجه‌اَم‌ ؟
این‌گونه‌ چون‌ پلنگ‌ ، گرفتارِ ماه‌ِ خود !
در گیج‌گاه‌ِ کدام‌ ستاره‌ گُلی‌ نشست‌ ؟
پلک‌ِ کدام‌ پنجره‌ را دست‌ِ کینه‌ بست‌ ؟
من‌ با کدام‌ معجزه‌ تطهیر می‌شَوَم‌ ؟
از سایه‌ی‌ سترون‌ِ اهریمن‌ِ شکست‌ ؟
این‌جا حراج‌ِ دَم‌ به‌ دَم‌ِ دِل‌ بُریدن‌ است‌ !
تنها پناه‌ِ غربت‌ِ ما خواب‌ دیدن‌ است‌ !
تقدیرِ عشق‌های‌ پریشان‌ِ بی‌مَدار،
در اوّلین‌ سلام‌ ، به‌ پایان‌ رسیدن‌ است‌ !

مسافرکوچولو

ساکن‌ِ یه‌ ستاره‌اَم‌ ، مثل‌ِ مسافرکوچولو !
خَراب‌ِ عطرِ گُل‌ِ سُرخ‌ ، منتظرِ یه‌ گفت‌ُگو !
هِی‌ از تو چاه‌ آب‌ می‌کشم‌ ، تا گُل‌ِ سُرخ‌ تشنه‌ نَشه‌ !
اون‌ می‌دونه‌ که‌ دِل‌ِ من‌ ، یه‌ عمره‌ کشته‌ مُرده‌شه‌ !
هَمَش‌ باهاش‌ حرف‌ می‌زَنَم‌ ، امّا جوابم‌ نمی‌ده‌ !
هیشکی‌ نمی‌دونه‌ که‌ اون‌ چه‌ جوری‌ این‌جا رسیده‌ !
برای‌ بُردن‌ِ دِلم‌ ، یه‌ روز دراومد از تو خاک‌ !
قشنگ‌ُ نازُ خواستنی‌ ، معصوم‌ُ بی‌گناه‌ُ پاک‌ !
آی‌ ! گُل‌ِ سُرخ‌ ! آی‌ ! گُل‌ِ سُرخ‌ ! دخترک‌ِ غنچه‌نشین‌ !
چشمات‌ُ که‌ وا می‌کنی‌ ، این‌ من‌ِ عاشق‌ُ ببین‌ !
من‌ مث‌ِ تو یه‌ عمره‌ که‌ ، ساکن‌ِ این‌ ستاره‌اَم‌ !
اسیرِ تنهایی‌ شُدم‌ ، دنبال‌ِ راه‌ِ چاره‌اَم‌ !
سکوت‌ِ سَردِ گُل‌ِ سُرخ‌ ، با گریه‌هام‌ نمی‌شکنه‌ !
چشماش‌ُ بسته‌ ! می‌دونم‌ ، اونم‌ دُرُست‌ مثل‌ِ منه‌ !
با نازُ عشوه‌ش‌ دلم‌ُ تا اوج‌ِ اَبرا می‌بَره‌ !
اونم‌ یه‌ عمرِ مث‌ِ من‌ تو آسمون‌ دربه‌دره‌ !
خوب‌ می‌دونم‌ یه‌ روز میاد ، که‌ اون‌ چشاش‌ُ وا کنه‌ !
با دو چشم‌ِ خواستنیش‌ ، تو چشم‌ِ من‌ نگا کنه‌ !
با این‌ خیال‌ِ قیمتی‌ ، زنده‌گیم‌ُ می‌گذرونم‌ !
اون‌ من‌ُ باور می‌کنه‌ ! خوب‌ می‌دونم‌ ! خوب‌ می‌دونم‌ !
آی‌ ! گُل‌ِ سُرخ‌ ! آی‌ ! گُل‌ِ سُرخ‌ ! دخترک‌ِ غنچه‌نشین‌ !
چشمات‌ُ که‌ وا می‌کنی‌ ، این‌ من‌ِ عاشق‌ُ ببین‌ !
من‌ مث‌ِ تو یه‌ عمره‌ که‌ ، ساکن‌ِ این‌ ستاره‌اَم‌ !
اسیرِ تنهایی‌ شُدم‌ ، دنبال‌ِ راه‌ِ چاره‌اَم‌ !

مَرگ‌ِ مادرزاد

شب‌ِ پروازِ نامُمکن‌ ! شب‌ِ در پیله‌ جان‌ْدادن‌ !
شب‌ِ در خود فرو مُردن‌ ! شب‌ِ از اوج‌ اُفتادن‌ !
من‌ُ تدفین‌ِ پِی‌ در پِی‌ ، من‌ُ این‌ مَرگ‌ِ مادرزاد !
در این‌ بُن‌بست‌ِ آدم‌ْکش‌ ، ترانه‌ از نفس‌ اُفتاد !
صدای‌ ناب‌ِ ممنوعه‌ ! صدای‌ شیرِ در زنجیر !
تو وُ این‌ خواب‌ِ بی‌بختک‌ ، من‌ُ کابوس‌ِ دامن‌گیر !
تو از خورشید می‌خواندی‌ ، ولی‌ شب‌ در کمینت‌ بود !
سکوت‌ِ پُر طنین‌ِ تو ، غریوِ آخرینت‌ بود !
دریغا ! سنگسارت‌ را ، سکوت‌ِ ما تماشا کرد !
فقط‌ لَب‌ می‌گزیدیم‌ُ تو بودی‌ُ شب‌ِ وِل‌ْگَرد !
غرورِ عشق‌ ویران‌ شُد ! شکوه‌ِ واژه‌ها پَژمُرد !
سکوت‌ِ آخرین‌ عاشق‌ ، مَرا تا بی‌صدایی‌ بُرد !
صدای‌ ناب‌ِ ممنوعه‌ ! صدای‌ شیرِ در زنجیر !
تو وُ این‌ خواب‌ِ بی‌بختک‌ ، من‌ُ کابوس‌ِ دامن‌گیر !
تو از خورشید می‌خواندی‌ ، ولی‌ شب‌ در کمینت‌ بود !
سکوت‌ِ پُر طنین‌ِ تو ، غریوِ آخرینت‌ بود !

اِسی‌ تیغ‌زَن‌

اِسی‌ تیغ‌زَن‌ تا حالا هیچکس‌ُ با تیغ‌ نَزَده‌ !
کوچه‌های‌ شهرُ مثل‌ِ کف‌ِ دستش‌ بَلَده‌ !
امّا سالی‌ به‌ دوازده‌ ماه‌ُ تو زندونه‌،
چاره‌یی‌ نداره‌ ! خُب‌ ! اون‌جا به‌ دُنیا اومده‌ !
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ همیشه‌ دنبال‌ِ سایه‌ش‌ دویده‌ !
همیشه‌ از این‌ورِ میله‌ها دُنیا رُ دیده‌ !
انگاری‌ بخت‌ِ بَدُ خالکوبی‌ کردن‌ رو تَنش‌ !
رفته‌ بیرون‌ ، ولی‌ باز کارش‌ به‌ زندون‌ کشیده‌ !
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ همیشه‌ می‌خنده‌ امّا خنده‌هاش‌ ،
فرقی‌ با گریه‌ نداره‌ ! بَس‌ که‌ غمگینه‌ نگاش‌ !
همیشه‌ صدتا کبوتر تو چشاش‌ زندونی‌اَن‌،
بغض‌ِ حرفای‌ نگفته‌ خونه‌ کردن‌ تو صداش‌ !
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ دخترِ دربه‌درِ بَندِ غمه‌ !
انفرادی‌ رفتنش‌ مثل‌ِ نفس‌ دَم‌ به‌ دَمه‌ !
اِسی‌ تَن‌ نمی‌ده‌ به‌ حصارِ سَردِ میله‌ها !
می‌دونه‌ بیرون‌ِ زندون‌اَم‌ بَراش‌ جهنّمه‌ !
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ حرفاش‌ُ با لَب‌ِ بسته‌ می‌زنه‌ !
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ قرق‌ِ زندون‌ِ شهرُ می‌شکنه‌ !
دخترِ یاغی‌ قصّه‌ واسه‌ من‌ غریبه‌ نیست‌ !
اونم‌ از دیوارا خسته‌س‌ ، اِسی‌اَم‌ مثل‌ِ منه‌ !
اِسی‌ تیغ‌زَن‌ همیشه‌ می‌خنده‌ امّا خنده‌هاش‌،
فرقی‌ با گریه‌ نداره‌ ! بَس‌ که‌ غمگینه‌ نگاش‌ !
همیشه‌ صدتا کبوتر تو چشاش‌ زندونی‌اَن‌،
بغض‌ِ حرفای‌ نگفته‌ خونه‌ کردن‌ تو صداش‌ !

پَروَنده‌سازی‌

ما همه‌ مثل‌ِ بَرده‌ییم‌ ، حتّا تو عصرِ دیجیتال‌ !
بَرده‌های‌ همیشه‌ رام‌ ، بَرده‌های‌ همیشه‌ لال‌ !
فرشته‌ی‌ چاقوکشی‌ ، با یه‌ ترازوی‌ خَراب‌ !
گُناهامون‌ُ می‌کشه‌ ، دِیمی‌ُ بی‌حساب‌ کتاب‌ !
زندگی‌مون‌ تو دست‌ِ این‌ فرشته‌ی‌ چاقوکشه‌ !
هَر کسی‌ زانو نزنه‌ ، باید قرنطینه‌ بشه‌ !
گاهی‌ تو زندون‌ می‌ریم‌ُ گاهی‌ ما رُ دار می‌زنه‌ !
گاهی‌ با شلّاق‌ زدنش‌ ، پوست‌ از تَن‌ِ ما می‌کنه‌ !
آهای‌ فرشته‌ی‌ گچی‌ ، چاقوکشی‌ بسّه‌ دیگه‌ !
ببین‌ که‌ این‌ بَرده‌ داره‌ حرفای‌ تازه‌یی‌ می‌گه‌ !
من‌ نمی‌خوام‌ بَرده‌ باشم‌ ، چاقوت‌ُ تیز کن‌ دوباره‌ !
زنده‌گی‌ کردن‌ تو قفس‌ ، بَرام‌ قشنگی‌ نداره‌ !
ما همه‌ مثل‌ِ بَرده‌ییم‌ ، حتّا تو عصرِ کابل‌ِ نور !
بَرده‌های‌ همیشه‌ خواب‌ ، بَرده‌های‌ همیشه‌ کور !
هَرجور بخوان‌ با هستی‌ِ من‌ُ تو بازی‌ می‌کنن‌ !
حتّا واسه‌ سیب‌زمینی‌ ، پَروَنده‌سازی‌ می‌کنن‌ !
اَمان‌ از اون‌ روزی‌ که‌ تو تَنت‌ یه‌ رَگ‌ پیدا بشه‌ !
امان‌ از اون‌ روز که‌ لَبت‌ به‌ گفتن‌ِ «نه‌ ! » وا بشه‌ !
جونت‌ُ می‌گیرن‌ اَزَت‌ ، قَدِ یه‌ چش‌ به‌ هم‌ زَدَن‌ !
همین‌ لباس‌ِ بَرده‌گی‌ رو تن‌ِ تو می‌شه‌ کفن‌ !
آهای‌ فرشته‌ی‌ گچی‌ ، چاقوکشی‌ بسّه‌ دیگه‌ !
ببین‌ که‌ این‌ بَرده‌ داره‌ حرفای‌ تازه‌یی‌ می‌گه‌ !
من‌ نمی‌خوام‌ بَرده‌ باشم‌ ، چاقوت‌ُ تیز کن‌ دوباره‌ !
زنده‌گی‌ کردن‌ تو قفس‌ ، بَرام‌ قشنگی‌ نداره‌ !

لاف‌ِ غزل‌

نمی‌گم‌ آسمون‌ُ برات‌ میارم‌ رو زمین‌ ،
نمی‌گم‌ برای‌ تو رَد میشم‌ از دیوارِ چین‌ ،
پیش‌ِ خورشیدِ چشات‌ لاف‌ِ غزل‌ نمی‌زنم‌ ،
آخه‌ من‌ عاشقتم‌ ! فقط‌ همین‌ ! فقط‌ همین‌ !
هرچی‌ دارم‌ همینه‌ : شب‌ با همه‌ ستاره‌هاش‌ !
شالی‌ از مخمل‌ِ تیره‌ ، با هزار و صد نگین‌ !
پیش‌ِ تو پنجره‌ام‌ ، منظره‌ رُ نگاه‌ نکن‌ !
دَس‌ بکش‌ رو شیشه‌هام‌ ، این‌ من‌ِ شفاف‌ُ ببین‌ !
کوچه‌مون‌ دیدنی‌ نیست‌ ، سایه‌ها همسایه‌ مونن‌ ،
هر قدم‌ به‌ هر قدم‌ دشنه‌ نشسته‌ به‌ کمین‌ !
دیوا نعره‌ می‌زنن‌ از پَس‌ِ دیوارِ بلند ،
وقتشه‌ فرار کنی‌ با رخش‌ِ بی‌یراق‌ُ زین‌ !
قصه‌ جای‌ خوش‌ نداره‌ ، دیگه‌ از اینجا برو !
تَرک‌ِ اسب‌ِ پهلوون‌ِ مُرده‌ی‌ قصه‌ بشین‌ !
آخرش‌ من‌ می‌رسم‌ تو آخرین‌ برگ‌ِ کتاب‌ !
دخترک‌ ! تو هم‌ من‌ُ با دستات‌ از شاخه‌ بچین‌ !
تو صف‌ِ ترانه‌سازای‌ تو ، من‌ آخریم‌ !
آخرم‌ اما باتو ، باز می‌رسم‌ به‌ اولین‌ !
دلشکار

کجایی‌ ؟ بانوی‌ صدا ! عتیقه‌ شد غروب‌ِ ما !
بیا که‌ بی‌طلوع‌ِ تو ، نفس‌بُرَن‌ ثانیه‌ها !
به‌ حرف‌ِ آینه‌ شک‌ نکن‌ ! دریاها رُ اَلَک‌ نکن‌ !
بهانه‌ی‌ سکوتت‌ُ ، سقوط‌ِ قاصدک‌ نکن‌ !
بذار دوباره‌ اسم‌ِ تو ، طلسم‌ِ برف‌ُ آب‌ کنه‌ !
انگورِ تابستونی‌ رُ ، رو شاخه‌ها شراب‌ کنه‌ !
بانوی‌ دلشکارِ من‌ ! حرفی‌ بزن‌ ! حرفی‌ بزن‌ !
آینه‌ی‌ ستاره‌ باش‌ ، تو این‌ شب‌ِ شکن‌ شکن‌ !
چه‌ بی‌حجاب‌ِ خواب‌ِ تو ! چه‌ روشن‌ِ شهاب‌ِ تو !
چشم‌ِ تو آینه‌ی‌ شب‌ِ ، شیشه‌ای‌ِ نقاب‌ِ تو !
نگو صداسوزِ قفس‌ ! نگو نمونده‌ همنفس‌ !
قَدِ یه‌ واژه‌ قَد بکش‌ ! یه‌ دَم‌ بخون‌ ، همین‌ُ بَس‌ !
گریه‌ نکن‌ که‌ گریه‌هات‌ ، روزِ مبادای‌ منه‌ !
گُلاب‌ِ داغ‌ِ اشک‌ِ تو ، بغض‌ِ صدام‌ُ میشکنه‌ !
دورِ گلایه‌ خط‌ بکش‌ ! خاطره‌ها قیمتی‌اَن‌ !
تو شهرِ بی‌غزل‌ همین‌ ترانه‌ها نعمتی‌اَن‌ !

اَزبَرش‌ می‌کنی‌ یا نه‌؟

جای‌ شلاق‌ِ سیاهی‌ ، مونده‌ رو گونه‌ی‌ مهتاب‌ !
خواب‌ِ خرگوشی‌ حلاله‌ ، نباید بپریم‌ از خواب‌ !
آخرِ افسانه‌ اینجاس‌ ، شب‌ِ ما روزِ مباداس‌ ،
زیرِ پای‌ اسب‌ِ جادو ، لِه‌ شدن‌ کرمای‌ شبتاب‌ !
غسل‌ِتعمیدِ مصیبت‌ ، توی‌ دریاچه‌ی‌ بنزین‌ !
اسب‌ِ فولادی‌ِ نفرت‌ ، بی‌یراق‌ُ زین‌ُ خورجین‌ !
شیهه‌ می‌کشه‌ دوباره‌ ، از پَس‌ِ تپه‌ی‌ باروت‌ !
مژده‌ میده‌ که‌ : سحر شد ، این‌ شب‌ِ سیاه‌ِ سنگین‌ !
قصه‌ی‌ چاله‌ و چاهه‌ ، قصه‌ی‌ ظهورِ شمشیر !
چه‌ طلوع‌ِ زشتی‌ سَر زد ، پُشت‌ِ این‌ شب‌ِ نفس‌گیر !
می‌زنن‌ گردن‌ِ سروُ ، پیش‌ِ چشمای‌ پَرَنده‌ !
توی‌ اون‌ دنیا رهاییم‌ ، همه‌مون‌ از قُل‌ُ زنجیر !
مرگ‌ِ ما یعنی‌ رسیدن‌ ، به‌ بهشت‌ِ سبزِ موعود !
حوریا چشم‌ انتظارن‌ ، پُشت‌ِ سدِ شعله‌ و دود !
دل‌ نبندیم‌ به‌ تنفس‌ ، بگذریم‌ از دل‌ِ رگبار ،
سر بدیم‌ به‌ تیغ‌ِ لعنت‌ ، همه‌ی‌ قصه‌ همین‌ بود !
زیرِ پاهاش‌ جوی‌ خونه‌ ،
هنوزم‌ داره‌ می‌خونه‌ :
قصه‌ اینه‌ ! قصه‌ اینه‌ ! باورش‌ می‌کنی‌ یا نه‌ ؟
نقش‌ِ این‌ کتیبه‌ اینه‌ ! ازبَرِش‌ می‌کنی‌ یا نه‌ ؟

آخرین‌ ترانه‌بانو

ساکتم‌ مثل‌ِ گلوله‌ تو خشاب‌ِ یه‌ مُسلسل‌ !
مثل‌ِ بُرج‌ِ موریانه‌ ، توی‌ هرزه‌زارِ جنگل‌ !
مثل‌ِ یه‌ قطارِ کهنه‌ ، مونده‌ تو حسرت‌ِ یک‌ سوت‌ !
مثل‌ِ تَه‌ سیگارِ روشن‌ ، بغل‌ِ بُشکه‌ی‌ باروت‌ !
ساکتم‌ امّا سکوتم‌ عمرِ طولانی‌ نداره‌ !
این‌ صدای‌ قلب‌ِ من‌ نیست‌ ، دِل‌ دِل‌ِ یه‌ انفجاره‌ !
ماشه‌ی‌ فریادِ من‌ باش‌ ! ضامن‌ِ تیغه‌ی‌ چاقو !
تو سکوت‌ُ زیرُ رو کن‌ ، آخرین‌ ترانه‌بانو !
حرفای‌ نگفتنی‌ رُ یادِ این‌ حنجره‌ بنداز !
مُشت‌ِ واژه‌ رُ گره‌ کن‌ ، توی‌ کوچه‌های‌ آواز !
دستای‌ معجزه‌ بسته‌س‌ ! من‌ دُچارِ نقطه‌چینم‌ !
فرصتی‌ بده‌ که‌ عشق‌ُ تو نگاه‌ِ تو ببینم‌ !
واسه‌ بی‌پَرده‌ سرودن‌ ، یه‌ اشاره‌ی‌ تو بَسّه‌ !
تو که‌ باشی‌ این‌ قلندر ، از خُدا هم‌ نمی‌تَرسه‌ !
پُتک‌ِ واژه‌ها رُ بسپار ، دست‌ِ این‌ صدای‌ یاغی‌ !
برق‌ِ چشمات‌ یه‌ دلیله‌ ، واسه‌ ختم‌ِ بی‌چراغی‌ !
ماشه‌ی‌ فریادِ من‌ باش‌ ! ضامن‌ِ تیغه‌ی‌ چاقو !
تو سکوت‌ُ زیرُ رو کن‌ ، آخرین‌ ترانه‌بانو !
حرفای‌ نگفتنی‌ رُ یادِ این‌ حنجره‌ بنداز !
مُشت‌ِ واژه‌ رُ گره‌ کن‌ ، توی‌ کوچه‌های‌ آواز !

پایان‌ِ من‌!

زنگ‌ِ تفریح‌ِ نگاهت‌ ، اونورِ کلاس‌ِ تَرکه‌ ،
من‌ُ تا طعم‌ِ ترانه‌ ، تا حریم‌ِ کودکی‌ بُرد !
اما با غیبت‌ِ چشمات‌ ، دل‌ِ ناباورِ خسته‌ ،
مثه‌ واژه‌ لابه‌لای‌ برگای‌ جریمه‌ پژمُرد !
حالا تو نیستی‌ُ هستم‌ ، یکه‌تازُ پُر ستاره‌ ،
خوش‌ صداتر از همیشه‌ ، خوش‌ نفس‌تر از گذشته‌ !
اما تو جاده‌ی‌ آواز ، رَدِ رفتن‌ِ تو مونده‌ ،
رَدِ اون‌ مسافری‌ که‌ ، رفته‌ اما برنگشته‌ !
حالا باید از تو دَم‌ زد ، از تو که‌ لَمس‌ِ بهاری‌ !
مثل‌ِ زیبایی‌ِ زخمی‌ ، رو درخت‌ِ یادگاری‌ !
حالا باید از تو سَر زد ، مثل‌ِ ماه‌ از دل‌ِ دریا !
فصل‌ِ تاروندن‌ِ خواب‌ُ ، گُم‌ شدن‌ تو دل‌ِ رؤیا !
حالا باید از تو جوشید ، مثل‌ِ چشمه‌ از دل‌ِ سنگ‌ !
هوس‌ِ رقص‌ِ دوباره‌ ، از شنیدن‌ِ یه‌ آهنگ‌ !
رفتن‌ِ تو ختم‌ِ آواز ، وقت‌ِ بی‌صدا شدن‌ نیست‌ !
خاطره‌ قَدِ یه‌ دنیاس‌ ، رفتنت‌ پایان‌ِ من‌ نیست‌ !

(ادامه دارد...)

دل تنگم
01-04-2008, 22:51
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
01-04-2008, 22:55
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
03-04-2008, 02:46
عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌

واسه‌ فهمیدن‌ِ چشمات‌ ،
عمریه‌ تو تب‌ُ تابم‌ !
بسترِ خاطره‌ سرده‌ ،
شعله‌وَرشو توی‌ خوابم‌ !
من‌ُ راه‌ بده‌ به‌ چشمات‌ !
بذار از دنیا رهاشم‌ !
بذار از قعرِ سیاهی‌ ،
با ستاره‌ همصداشم‌ !
عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌ ، غصه‌ها از اینجا می‌رن‌ !
میدونم‌ پیش‌ِ نگاهت‌ ، این‌ ترانه‌ها حقیرن‌ !
عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌ ، شب‌ می‌شه‌ پُر از ستاره‌ !
با تو سرمای‌ زمستون‌ ، واسه‌ من‌ مثل‌ِ بهاره‌ !
وقتی‌ از هق‌هق‌ِ بارون‌ ،
نقطه‌چین‌ِ تن‌ِ شیشه‌ ،
یادِ من‌ باش‌ که‌ می‌خونم‌ ،
برای‌ تو تا همیشه‌ !
یادِ من‌ باش‌ ! من‌ که‌ دستام‌ ،
زیرِ ساطورِ سکوته‌ !
می‌دونم‌ صدتا ترانه‌ ،
توی‌ پیچ‌ُ تاب‌ِ موته‌ !
عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌ ، غصه‌ها از اینجا می‌رن‌ !
میدونم‌ پیش‌ِ نگاهت‌ ، این‌ ترانه‌ها حقیرن‌ !
عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌ ، خورشید از سکه‌ میفته‌ !
با تو پُر می‌شه‌ سکوتم‌ از غزل‌های‌ نگفته‌!


ترانه‌ی‌ زارع‌

من‌ُ مزرعه‌ یه‌ عمره‌ ، چش‌ براه‌ِ یه‌ بهاریم‌ !
زیرِ شلاق‌ِ زمستون‌ ، ضربه‌ها رُ می‌شماریم‌ !
توی‌ این‌ شب‌ ، غیرِ گریه‌ کارِ دیگه‌ای‌ نداریم‌ !
هرکی‌ خوابه‌ ، خوش‌ به‌ حالش‌ ! ما به‌ بیداری‌ دچاریم‌ !
این‌ زمستون‌ ، خیلی‌ وقته‌ فکرِ سوزوندن‌ِ برگه‌ !
خیلی‌ وقته‌ ساقه‌هامون‌ ، زیرِ شلاق‌ِ تگرگه‌ !
قَد نمی‌کشه‌ جوانه‌ ، زیرِ سایه‌ی‌ تبردار !
زندگی‌ تو فصل‌ِ سرما ، معنی‌ِ مطلق‌ِ مرگه‌ !
نفس‌ بکش‌ ! نفس‌ بکش‌ ! اینجا نفس‌ قنیمته‌ !
توی‌ سکوت‌ِ مزرعه‌ ، کشف‌ِ صدا یه‌ نعمته‌ !
تن‌ِ این‌ مزرعه‌ی‌ خشک‌ ، تشنه‌ی‌ بذرِ دوباره‌س‌ !
شب‌ پُر از حضورِ تلخ‌ِ جای‌ خالی‌ِ ستاره‌س‌ !
تیغ‌ِ گاوآهن‌ُ دریاب‌ ! باید این‌ یخا رُ آب‌ کرد !
اگه‌ آب‌ نشن‌ ، شکستن‌ دیگه‌ تنها راه‌ِ چاره‌س‌ !
طبق‌ِ ترانه‌ اینجاس‌ ، پَس‌ کو اون‌ صدای‌ بی‌باک‌ ؟
تا بپاشه‌ بذرِ آواز روی‌ بی‌باری‌ِ این‌ خاک‌ !
مزرعه‌ دزدیدنی‌ نیست‌ ، فردا میلادِ شکوفه‌س‌ !
داره‌ میره‌ پِی‌ِ کارش‌ ، شب‌ِ یخ‌ بسته‌ی‌ سفاک‌ !
نفس‌ بکش‌ ! نفس‌ بکش‌ ! اینجا نفس‌ قنیمته‌ !
توی‌ سکوت‌ِ مزرعه‌ ، کشف‌ِ صدا یه‌ نعمته‌ !

بنویسم‌!

من‌ُ خط‌ بزن‌ ! دوباره‌ از سَرِ خط‌ بنویسم‌ !
بنویس‌ که‌ من‌ برای‌ قصه‌ی‌ تازه‌ حریصم‌ !
بنویس‌ با خط‌ِ الماس‌ ، رو تن‌ِ نازک‌ِ شیشه‌ ،
که‌ بدون‌ِ نورِ چشمات‌ ، شب‌ِ من‌ سحر نمیشه‌ !
رو تن‌ِ برفی‌ِ کاغذ ، بنویس‌ اسم‌ِ بهارُ !
دل‌ بده‌ به‌ رنگ‌ِ دریا ، خط‌ بزن‌ دل‌دله‌ها رُ !
خنده‌ با چشمای‌ خیس‌ سخته‌ عزیزم‌ ! بنویس‌ !
بنویس‌ از دل‌ِ این‌ بارون‌ِ نَم‌نَم‌ ، بنویس‌ !
شونه‌ت‌ُ هدیه‌ بده‌ به‌ گریه‌های‌ بی‌صدام‌ ،
از پریشونی‌ِ این‌ سیل‌ِ دَمادَم‌ بنویس‌ !
بنویس‌ از اولین‌ دَم‌ ! از دل‌ِ سلام‌ِ اول‌ !
از همون‌ جواب‌ِ ساده‌ ، اونورِ کلام‌ِ اول‌ !
بنویس‌ از لَب‌ِ بسته‌ ، وقتی‌ هَر واژه‌ نقابه‌ !
از خداحافظ‌ِ عاشق‌ ، که‌ یه‌ عمره‌ بی‌جوابه‌ !
بنویس‌ از پُل‌ِ پیوند که‌ میون‌ِ ما شکسته‌ !
بنویس‌ تا واشه‌ قفل‌ِ این‌ درِ همیشه‌ بسته‌ !
خنده‌ با چشمای‌ خیس‌ سخته‌ عزیزم‌ ! بنویس‌ !
بنویس‌ از دل‌ِ این‌ بارون‌ِ نَم‌نَم‌ ، بنویس‌ !
شونه‌ت‌ُ هدیه‌ بده‌ به‌ گریه‌های‌ بی‌صدام‌ ،
از پریشونی‌ِ این‌ سیل‌ِ دَمادَم‌ بنویس‌ !

زندگی‌ْ یعنی‌ نمُردن‌!

روی‌ آسمون‌ نوشتن‌ : « آی‌ ! پَرَنده‌ ! پَر زده‌ بَس‌ ! »
با کسی‌ شوخی‌ ندارن‌ ! اینجا حرف‌ْ حرف‌ِ گلوله‌س‌ !
پَر بگیر از دِل‌ِ این‌ دام‌ ! زندگی‌ یعنی‌ نمُردن‌ !
بَدتَر از طعم‌ِ نفس‌ نیست‌ ، طعم‌ِ این‌ مرگ‌ِ مقدّس‌ !
آسمون‌ قُرُق‌ نمیشه‌ ، با رَجَزخونی‌ِ صیاد !
خوش‌صداتَر از سکوته‌ ، انعکاس‌ِ سرخ‌ِ فریاد !
بگذر از مرزِ گلوله‌ ! که‌ ترانه‌ رنگ‌ِ خون‌ِ !
نگو مُردن‌ِ پَرَنده‌ پُشت‌ِ اَبرا میره‌ از یاد !
آخرِ بازی‌ِ نفرت‌ ، تو بگو که‌ کی‌ بَرَنده‌س‌ ،
وقتی‌ تو قطره‌ی‌ خونِت‌ ، پَر پَرِ صدتا پَرَنده‌س‌ !
دلت‌ُ بِزَن‌ به‌ اَبرا ! خلوت‌ِ قفس‌ رُ بشکن‌ !
پُشت‌ِ میله‌های‌ حسرت‌ ، نبض‌ِ ثانیه‌ گَزَنده‌س‌ !
من‌ واسه‌ دَردای‌ تو قرص‌ِ مسکن‌ ندارم‌ !
اگه‌ تو بخوای‌ به‌ هر سایه‌ای‌ ایمون‌ میارم‌ !
بگو تا یادم‌ بره‌ همین‌ زبون‌ِ مادری‌ !
زندگی‌ توی‌ قفس‌ بهتره‌ یا دَربه‌دَری‌ !

تجسّم‌

شب‌ُ این‌ ساعتک‌ِ خورشیدی‌ !
من‌ُ این‌ حنجره‌ی‌ تبعیدی‌ !
اِی‌ همیشه‌ همسکوت‌ُ همنگاه‌ !
من‌ُ از کدوم‌ غزل‌ دزدیدی‌ ؟
گُم‌ شُدم‌ تو کوچه‌های‌ مِه‌زَده‌ !
چه‌ کسی‌ نشون‌ِ من‌ رُ بَلَده‌ ؟
اصلا" انگار نفس‌ُ نورُ چراغ‌ ،
به‌ ترانه‌های‌ ما نیومده‌ !
وقتی‌ هَر خاطره‌ خنجر می‌زنه‌ ،
وقتی‌ آیینه‌ به‌ فکرِ کشتنه‌ ،
دیدن‌ِ دوباره‌ی‌ دستای‌ تو ،
لحظه‌ی‌ ناب‌ِ تولدِ منه‌ !
با تو میشه‌ عشق‌ُ تو ترانه‌ دید !
میشه‌ لاجرعه‌ چشات‌ُ سَرکشید !
واژه‌های‌ دَس‌ نخورده‌ رُ بیار !
تو بِرِس‌ به‌ دادِ این‌ برگ‌ِ سفید !
جوشش‌ِ دوباره‌ی‌ شعرِ منی‌ !
مثل‌ِ قامت‌ِ ستاره‌ روشنی‌ !
اِی‌ تجسّم‌ِ امیدُ عاطفه‌ !
تو درست‌ مثل‌ِ نفس‌ کشیدنی‌ !
وقتی‌ هَر خاطره‌ خنجر می‌زنه‌ ،
وقتی‌ آیینه‌ به‌ فکرِ کشتنه‌ ،
دیدن‌ِ دوباره‌ی‌ دستای‌ تو ،
لحظه‌ی‌ ناب‌ِ تولدِ منه‌ !

سُک‌ سُک‌

من‌ُ تو از تب‌ِ تنهایی‌ پُریم‌ !
حسرت‌ِ گُذشته‌ها رُ می‌خوریم‌ !
رَدّ پا مون‌ خودِ شرمندگیه‌ !
اسم‌ِ جون‌ کندنمون‌ زندگیه‌ !
ما باید قایم‌موشک‌ بازی‌ کنیم‌ ،
وقتی‌ شب‌ جون‌ میده‌ واسه‌ گُم‌ شُدن‌ !
پُشت‌ِ پَرده‌های‌ گریه‌ سَر بدزد ،
تا تو رُ پیدا کنن‌ دستای‌ من‌ !
سُک‌ سُک‌ آی‌ ستاره‌ سُک‌ سُک‌ ! از سَرُ دوباره‌ سُک‌ سُک‌ !
با تو این‌ بازی‌ِ دِلچسب‌ ، انتها نداره‌ سُک‌ سُک‌ !
سُک‌ سُک‌ ای‌ سازِ شکسته‌ ! سُک‌ سُک‌ ای‌ صدای‌ خسته‌ !
دفترِ شعرای‌ شاعر ، دوباره‌ به‌ گُل‌ نشسته‌ !
کوچه‌ آبستن‌ِ عشقه‌ ، پا به‌ پا باش‌ ! نگو دیره‌ !
بی‌تو این‌ ماهی‌ِ عاشق‌ ، توی‌ حوض‌ِ یخ‌ اسیره‌ !
آخرِ قصه‌ی‌ بارون‌ ، اول‌ِ رنگین‌کمونه‌ !
بیا پیدا کن‌ صدام‌ُ ، تا بازم‌ بَرات‌ بخونه‌ !
سُک‌ سُک‌ آی‌ ستاره‌ سُک‌ سُک‌ ! از سَرُ دوباره‌ سُک‌ سُک‌ !
با تو این‌ بازی‌ِ دِلچسب‌ ، انتها نداره‌ سُک‌ سُک‌ !
سُک‌ سُک‌ ای‌ سازِ شکسته‌ ! سُک‌ سُک‌ ای‌ صدای‌ خسته‌ !
دفترِ شعرای‌ شاعر ، دوباره‌ به‌ گُل‌ نشسته‌ !

خط‌ُنشون‌

نفست‌ رُ تازه‌ کن‌ ، ترانه‌خون‌ ! شعرُ با لهجه‌ی‌ آزادی‌ بخون‌ !
ماهی‌ِ سیاه‌ِ این‌ ترانه‌ رُ ، به‌ شب‌ِ آبی‌ِ دریا برسون‌ !
من‌ُ با صدات‌ بِبَر یه‌ جای‌ دور ، خسته‌ام‌ از این‌ همه‌ خط‌ُ نشون‌ !
دیگه‌ این‌ قناری‌ِ قفس‌نشین‌ ، تن‌ نمی‌سپُره‌ به‌ ننگ‌ِ آب‌ُ دون‌ !
زیرِ سَرنیزه‌ی‌ این‌ ثانیه‌ها ، منم‌ُ ترانه‌های‌ نیمه‌جون‌ !
دلم‌ از غربت‌ِ این‌ خونه‌ گرفت‌ ، آی‌ فَلَک‌ ! ماشه‌ی‌ مرگ‌ُ بِچِکون‌ !
من‌ می‌خوام‌ خونه‌م‌ُ دوشم‌ بگیرم‌ ، مث‌ِ کولیا ، مِث‌ِ یک‌ حلزون‌ !
امّا این‌ خاطره‌های‌ لعنتی‌ می‌گن‌ : این‌ جهنم‌ُ خونه‌ بدون‌ !
آی‌ نسیم‌ِ خوب‌ِ دریا ! یه‌ دَفه‌ ، من‌ُ دنبال‌ِ نگاهت‌ بِکشون‌ !
قایقم‌ منتظره‌ اشاره‌ت‌ِ ، بی‌قراره‌ وُ کشیده‌ بادبون‌ !
موندنم‌ مَرگه‌ ، یه‌ مَرگه‌ بی‌شکوه‌ ، رفتنم‌ لعنت‌ِ وُ زخم‌ِزبون‌ !
تو بگو ! تویی‌ که‌ تو خواب‌ُ خیال‌ ، خونه‌ ساختی‌ از گُل‌ُ رنگین‌کمون‌ ،
بگو کی‌ پهلوون‌ِ شهرِ چراغ‌ ، پا میذاره‌ توی‌ گودِ خونه‌مون‌ ؟
من‌ُ دلداری‌ بده‌ با یه‌ دروغ‌ ! بگو : چش‌ براه‌ِ پهلوون‌ بمون‌ !
رو تن‌ِ جریمه‌های‌ ناتموم‌ ، بنویس‌ با جوهرِ قرمزِ خون‌ :
وقتی‌ تو کویره‌ ترس‌ُ دِلهره‌ ، بال‌ِ کرکسا میشه‌ یه‌ سایه‌بون‌ ،
وقتشه‌ که‌ گلّه‌ باور بکنه‌ ، خودِ قصّاب‌باشی‌ِ مَردِ شبون‌ !
ما رُ گول‌ زدن‌ دوباره‌ ، همنفس‌ ! نگا کن‌ کرکسا رُ تو آسمون‌ !
دَس‌ رو دَس‌ گذاشتن‌ِ من‌ُ تو هَم‌ ، چاره‌ نیس‌ برای‌ ختم‌ِ سَر بُرون‌ !
واسه‌ هر کسی‌ که‌ دَس‌ رو دَس‌ گذاشت‌ ، نامه‌ نیس‌ تو خورجین‌ِ نامه‌رسون‌ !
حرف‌ِ آخر این‌ که‌ : دستم‌ رُ بگیر ! تا با هم‌ بشیم‌ هزارتا پهلوون‌ !

صحنه‌ی‌ سپیده‌

وقتی‌ پروانه‌ی‌ آواز ، بی‌صدا حبس‌ِ یه‌ پنجه‌س‌ !
وقتی‌ آغوش‌ِ رفیق‌اَم‌ ، تخته‌بندِ یه‌ شکنجه‌س‌ !
وقتی‌ هَر معجزه‌ ، مَکره‌ ! وقتی‌ هَر حادثه‌ شومه‌ !
مَلمَل‌ِ فریادِ سُرخت‌ ، رو به‌ رومه‌ ! رو به‌ رومه‌ !
مثل‌ِ پَرده‌ی‌ نمایش‌ ، بی‌بهانه‌ می‌ره‌ بالا !
صحنه‌ ، صحنه‌ی‌ سپیده‌س‌ ! فصل‌ِ جون‌کندن‌ِ حالا !
مث‌ِ شلّیک‌ِ گلوله‌ تو شقیقه‌س‌ هَر دقیقه‌ !
هَر دقیقه‌ مث‌ِ شلّیک‌ِ گلوله‌س‌ تو شقیقه‌ !
می‌شه‌ بی‌وقفه‌ لَگَد ، لاله‌های‌ سرنگون‌ُ،
می‌شه‌ از ترانه‌ خط‌ زَد ، بوی‌ بی‌دریغ‌ِ خون‌ُ،
امّا شعله‌ تا به‌ امروز ، زیرِ خاکستر نمونده‌ !
گاهی‌ وقتا یه‌ جرقّه‌ ، صدتا جنگل‌ُ سوزونده‌ !
بیا با نورِ یه‌ فانوس‌ ، خورشیدِ سردُ خبر کن‌ !
بیا بارونی‌ِ شب‌ رُ ، با یه‌ کبریت‌ شعله‌وَر کرد !
مث‌ِ شلّیک‌ِ گلوله‌ تو شقیقه‌س‌ هَر دقیقه‌ !
هَر دقیقه‌ مث‌ِ شلّیک‌ِ گلوله‌س‌ تو شقیقه‌ !

دارالمجانین‌

دو تا کپسول‌ِ مُسکن‌ روی‌ میزِ صبحونه‌ ،
بالا بنداز ! چاره‌یی‌ نیست‌ ! دیوونه‌ ! آی‌ ! دیوونه‌ !
بالا بنداز تا بدونی‌ زندگی‌ خواب‌ُ خیاله‌ !
نگا کن‌ عقربه‌ها رُ ! هَر یه‌ ثانیه‌ ، یه‌ ساله‌ !
پنجره‌ها نَرده‌پوشن‌ توی‌ این‌ دارالمجانین‌ !
پُرن‌ از حرفای‌ روشن‌ ، این‌ چشای‌ مات‌ُ غمگین‌ !
تکلیف‌ِ این‌ زمونه‌ با آدما خیلی‌ روشنه‌ !
دیوونه‌ی‌ زنجیریه‌ ، هَر کسی‌ زانو نزنه‌ !
آقایون‌ِ دیوونه‌ها ! هیچکسی‌ ما رُ نمی‌خواد !
باید مُسکن‌ بخوریم‌ ، تا دنیا یادم‌ نمیاد !
آره‌ ! ما دیوونه‌ییم‌ ! پَس‌ ما رُ تنها بذارین‌ !
درا وُ پنجره‌ها رُ واسه‌مون‌ وا بذارین‌ !
حتّا زنجیر نمی‌تونه‌ ما رُ زندونی‌ کنه‌ !
واسه‌ ما هیشکی‌ نمی‌تونه‌ رَجَزخونی‌ کنه‌ !
ما همه‌ رهاییم‌ از رسوم‌ِ این‌ شب‌ِ سیاه‌ !
شُما دلخوش‌ِ چراغین‌ُ ما همسایه‌ی‌ ماه‌ !
تکلیف‌ِ این‌ زمونه‌ با آدما خیلی‌ روشنه‌ !
دیوونه‌ی‌ زنجیریه‌ ، هَر کسی‌ زانو نزنه‌ !
آقایون‌ِ دیوونه‌ها ! هیچکسی‌ ما رُ نمی‌خواد !
باید مُسکن‌ بخوریم‌ ، تا دنیا یادم‌ نمیاد !

بمون‌ برای‌ ما شُدن‌!

شب‌ِ خاکستریه‌ خونه‌ی‌ من‌ ، پِلک‌ِ چشمای‌ من‌ُ بسته‌ می‌خواد !
جیرجیرک‌ خونده‌ وُ خوابیده‌ ولی‌ ، چه‌ کنم‌ ؟ من‌ یکی‌ خوابم‌ نمیاد !
نورِ فانوست‌ُ بنداز تو شبم‌ ، این‌ همه‌ زخم‌ِ زبون‌ نزن‌ به‌ من‌ !
صدای‌ من‌ دیگه‌ سوسو نداره‌ ! تو با لحن‌ِ کهکشون‌ حرفی‌ بزن‌ !
فکر نکن‌ اگه‌ بری‌ بدون‌ِ تو ، همه‌ی‌ هستی‌ِ من‌ میره‌ به‌ باد !
خیلی‌ وقته‌ که‌ با هم‌ غریبه‌ییم‌ ، رنگ‌ِ چشمای‌ تو یادم‌ نمیاد !
بغضم‌ از رفتن‌ِ تو نمی‌شکنه‌ ، این‌ُ بدون‌ !
امّا با این‌ همه‌ باز بِهِت‌ می‌گم‌: با من‌ بگو !
رفتن‌ِ تو نه‌ سقوطه‌ ، نه‌ سکوته‌ واسه‌ من‌ !
امّا باز بِهِت‌ می‌گم‌: بمون‌ برای‌ ما شُدن‌ !
اگه‌ مهربون‌ بشی‌ برای‌ تو ، سقفی‌ از بلورُ رؤیا می‌سازم‌ !
برای‌ برق‌ِ نگاه‌ِ نازِ تو ، جونم‌ُ با یه‌ اشاره‌ می‌بازم‌ !
اگه‌ باشی‌ تو شب‌ِ ترانه‌هام‌ ، میشه‌ آتیش‌ بازی‌ُ نگا کنیم‌ !
می‌تونیم‌ پِلکای‌ خورشید خانوم‌ُ ، رو به‌ تاریکی‌ِ قصّه‌ وا کنیم‌ !
اگه‌ تو این‌ جا نباشی‌ ، می‌دونم‌ رودخونه‌ زندونی‌ میشه‌ تو چشام‌ !
امّا من‌ نمی‌ذارم‌ که‌ بشنوی‌ ، صدای‌ گریه‌ رُ تو زنگ‌ِ صدام‌ !
بغضم‌ از رفتن‌ِ تو نمی‌شکنه‌ ، این‌ُ بدون‌ !
امّا با این‌ همه‌ باز بِهِت‌ می‌گم‌: با من‌ بگو !
رفتن‌ِ تو نه‌ سقوطه‌ ، نه‌ سکوته‌ واسه‌ من‌ !
امّا باز بِهِت‌ می‌گم‌: بمون‌ برای‌ ما شُدن‌ !

نگران‌!

نگرانم‌ ! نگرانم‌ ! نگران‌ِ این‌ منم‌ !
از سَرِ دنیا زیادم‌ ، امّا باز خیلی‌ کمم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
بی‌تو عریونی‌ِ باغم‌ ! با تو داغ‌ِ داغ‌ِ داغم‌ !
طپش‌ِ نبض‌ِ چراغم‌ ، با تو خیلی‌ روشنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
از یه‌ بغض‌ِ تازه‌ خیسم‌ ! واسه‌ دیدنت‌ حریصم‌ !
خودم‌ُ نمی‌نویسم‌ ، خودم‌ُ خط‌ می‌زنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
از دل‌ِ باغ‌ِ گُل‌ِ یاس‌ ، پُشت‌ِ زنگ‌ِ خوب‌ِ گیلاس‌،
وقتی‌ بغض‌ِ من‌ یه‌ دریاس‌ ، باز بیا به‌ دیدنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
این‌وَرا صدا صدا نیست‌ ! درای‌ حنجره‌ وا نیست‌ !
کسی‌ دلواپس‌َ ما نیست‌ ! هَر دقیقه‌ میشکنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
تو مسیرِ جست‌ُجوتم‌ ! مث‌ِ آینه‌ روبه‌روتَم‌ !
نگران‌ِ این‌ سکوتم‌ ! شعله‌ بنداز به‌ تنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
بی‌خیال‌ِ غم‌ِ من‌ باش‌ ! عاشق‌ِ عاشق‌ شُدن‌ باش‌ !
مثل‌ِ معنای‌ وطن‌ باش‌ ! خسته‌ از این‌ وطنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
خاطره‌ها رُ صدا کن‌ ! من‌ُ از خودم‌ رها کن‌ !
چترِ آغوشت‌ُ واکن‌ ! پابذار تو پیرهنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !
دِل‌ دِل‌ِ این‌ دل‌ُ دریاب‌ ! قد بکش‌ تا خودِ آفتاب‌ !
هم‌ توبیداری‌ُ هم‌ خواب‌ ، گرم‌ِ از تو گُفتنم‌ !
نگران‌ِ خودمم‌ !

یکی‌ در میون‌!

اِی‌ تو که‌ حتّا تو تَله‌ ، راه‌ِ فرارُ بَلَدی‌ !
تو این‌ غروب‌ِ یخ‌زده‌ ، به‌ قلب‌ِ من‌ خوش‌ اومدی‌ !
گذشتن‌ از تو ساده‌ نیست‌ ، برگ‌ِ بَرَنده‌ی‌ منی‌ !
مدّتی‌ِ به‌ این‌ دِل‌ِ شکسته‌ سَر نمی‌زنی‌ ؟
مهمونی‌ِ دِلم‌ رُ با چشات‌ چراغون‌ می‌کنی‌ !
با یه‌ اشاره‌ خونه‌ی‌ این‌ شب‌ُ داغون‌ می‌کنی‌ !
فانوسک‌ِ ترانه‌ ، به‌ یادِ تو روشنه‌ !
قلبم‌ یکی‌ در میون‌ ، برای‌ تو می‌زنه‌ !
حوالی‌ِ چشمای‌ تو نمی‌شه‌ آفتابی‌ نشد !
نمی‌شه‌ سرگردون‌ِ این‌ شبای‌ بی‌خوابی‌ نشد !
نمی‌شه‌ از برق‌ِ چشات‌ ، به‌ صبح‌ِ فردا نرسید !
به‌ تو نمی‌شه‌ دل‌ نبست‌ ! نمی‌شه‌ از تو دل‌ بُرید !
نمی‌شه‌ پُشت‌ِپا نزد ، به‌ روزگارِ لعنتی‌ !
نمی‌شه‌ آواره‌ نشد ، تو اون‌ نگاه‌ِ قیمتی‌ !
فانوسک‌ِ ترانه‌ ، به‌ یادِ تو روشنه‌ !
قلبم‌ یکی‌ در میون‌ ، برای‌ تو می‌زنه‌ !

فانوس‌ِ دریایی‌

از سفرنامه‌ نوشتن‌ خسته‌ام‌ ! مقصدِ کولی‌ِ بی‌وطن‌ کجاست‌ ؟
تو بگو کدوم‌ جزیره‌ عاقبت‌ ، جای‌ آرامش‌ِ بادبون‌ِ ماست‌ ؟
بگو رو خاک‌ِ کدوم‌ ولایتی‌ ، می‌شه‌ عاشق‌ شدن‌ُ ترجمه‌ کرد ؟
تو کدوم‌ نقطه‌ی‌ اطلس‌ِ جهان‌ ؟ رو کدوم‌ قسمت‌ِ سیاره‌ی‌ درد ؟
همه‌ جادّه‌های‌ تاریک‌ِ جهان‌ ، به‌ سراب‌ِ بی‌نهایت‌ می‌رسن‌ !
چشمت‌ُ چراغ‌ِ راه‌ِ تازه‌ کن‌ ، واسه‌ سردرگُمی‌ِ نگاه‌ِ من‌ !
شنیدن‌ِ صدای‌ پات‌ ، مقصدِ این‌ مسافره‌ !
نذار طنین‌ِ اسمت‌ از یادِ ترانه‌هام‌ بره‌ !
وقتی‌ طوفان‌ من‌ُ پَرپَر می‌کنه‌ ، چشمک‌ِ فانوس‌ِ دریایی‌ تویی‌ !
وقتی‌ بختک‌ من‌ُ خنجر می‌زنه‌ ، بهترین‌ لحظه‌ی‌ رؤیایی‌ تویی‌ !
اگه‌ نفرینی‌ِ همقبیله‌ام‌ ، اگه‌ خسته‌ام‌ از این‌ لهجه‌ی‌ غم‌،
می‌دونم‌ دوباره‌ از تو دم‌ زدن‌ ، خون‌ می‌ریزه‌ تو رَگای‌ این‌ قلم‌ !
رَدِپای‌ من‌ به‌ جایی‌ نرسید ، امّا تو سفر تو آفتابی‌ شُدی‌ !
صاحب‌ِ همیشه‌ی‌ ترانه‌ها ! ناجی‌ِ شبای‌ بی‌تابی‌ شُدی‌ !
شنیدن‌ِ صدای‌ پات‌ ، مقصدِ این‌ مسافره‌ !
نذار طنین‌ِ اسمت‌ از یادِ ترانه‌هام‌ بره‌ !

درخت‌

می‌نویسم‌ تو رُ از نو ! که‌ نوشتنی‌تَرینی‌ !
توی‌ این‌ باغ‌ِ شکسته‌ ، تَک‌ درخت‌ِ آخرینی‌ !
من‌ به‌ چشمای‌ تو بستم‌ آخرین‌ دخیل‌ُ ! اِی‌ یار !
نگو پیچیده‌ تو بَرگات‌ ، صدای‌ پای‌ تَبَردار !
می‌شکنه‌ غرورِ جنگل‌ ، وقت‌ِ اُفتادن‌ِ هَر بَرگ‌ !
دستت‌ُ نمی‌دَم‌ از دست‌ ، تا نهایت‌ ، تا خودِ مَرگ‌ !
می‌نویسم‌ تو رُ با خون‌ که‌ به‌ رنگ‌ِ روزگاره‌ !
بی‌تو آسمون‌ِ این‌ باغ‌ ، قرص‌ِ ماه‌ُ کم‌ میاره‌ !
من‌ُ بشناس‌ُ بیاموز ، تا بگیرم‌ نبض‌ِ باغ‌ُ !
توی‌ تاریکی‌ِ کهنه‌ ، نو کنم‌ نورِ چراغ‌ُ !
مثل‌ِ یه‌ آتش‌فشون‌ باش‌ ! پُرشو از گُل‌ِ گُدازه‌ !
از زمستون‌ِ مُصیبت‌ ، بِبَرَم‌ به‌ فصل‌ِ تازه‌ !
اون‌جا که‌ قیم‌ِ جنگل‌ تیغ‌ِ بی‌مغزَ تَبَر نیست‌ !
کلاغ‌ِ شکسته‌ منقار ، توی‌ قصّه‌ دربه‌در نیست‌ !
می‌نویسم‌ تو رُ با خون‌ که‌ به‌ رنگ‌ِ روزگاره‌ !
بی‌تو آسمون‌ِ این‌ باغ‌ ، قرص‌ِ ماه‌ُ کم‌ میاره‌ !

والیوم‌ 10

ساعت‌ یک‌ِ نصفه‌ شبه‌ ، امّا چشام‌ هَم‌ نمیاد !
انگاری‌ گیتارِ صِدام‌ ، یه‌ زخمه‌ی‌ تازه‌ می‌خواد !
تو روزگارِ والیوم‌ ، چشم‌ِ نَخُفته‌ نوبَره‌ !
خُورُ پُف‌ِ ثانیه‌ها ، حوصله‌م‌ُ سَر می‌بَره‌ !
گربه‌ها دعوا می‌کنن‌ ، بالای‌ دیوار ، دوباره‌ !
هیچ‌کس‌ دیگه‌ حوصله‌ی‌ شب‌زنده‌داری‌ نداره‌ !
ستاره‌ها کاغذی‌اَن‌ ! زنجره‌ ساز نمی‌زنه‌ !
وقت‌ِ سکوت‌ِ آینه‌ نیست‌ ! موقع‌ِ فریادِ منه‌ !
والیوم‌ دَه‌ پلک‌ِ کوچه‌ها رُ بسته‌ ! اِی‌ اَمان‌ !
والیوم‌ دَه‌ حرمت‌ِ خواب‌ُ شکسته‌ ! اِی‌ اَمان‌ !
دیگه‌ تو خواب‌ِ کسی‌ ، رؤیای‌ محرمانه‌ نیست‌ !
شب‌پَره‌ از توی‌ این‌ پیله‌ نَجَسته‌ ! اِی‌ اَمان‌ !
همه‌ تو خواب‌ فکر می‌کنن‌ ، همه‌ تو خواب‌ حرف‌ می‌زنن‌ !
همه‌ تو خواب‌ طلسم‌ِ این‌ شب‌ِ سیاه‌ُ می‌شکنن‌ !
شب‌ امّا جولون‌ می‌ده‌ باز ، اونورِ قاب‌ِ پنجره‌ !
با والیوم‌ هیچ‌کسی‌ از خواب‌ِ بُلند نمی‌پَره‌ !
والیوم‌ دَه‌ پلک‌ِ کوچه‌ها رُ بسته‌ ! اِی‌ اَمان‌ !
والیوم‌ دَه‌ حرمت‌ِ خواب‌ُ شکسته‌ ! اِی‌ اَمان‌ !
دیگه‌ تو خواب‌ِ کسی‌ ، رؤیای‌ محرمانه‌ نیست‌ !
شب‌پَره‌ از توی‌ این‌ پیله‌ نَجَسته‌ ! اِی‌ اَمان‌ !

سرسنگین‌

تو چشات‌ مزرعه‌ی‌ سُنبُله‌های‌ گندُمه‌ !
این‌ ترانه‌ساز میون‌ِ صف‌ِ عاشقات‌ گُمه‌ !
من‌ نگفتم‌ که‌ می‌خوام‌ صاحب‌ِ خنده‌هات‌ بشم‌،
تنها آرزوی‌ من‌ دیدن‌ِ یه‌ تبسّمه‌ !
اَخم‌ِ تو قصرای‌ کاغذیم‌ُ ویرون‌ می‌کنه‌،
چشمای‌ اَبریم‌ُ همسایه‌ی‌ بارون‌ می‌کنه‌ !
امّا خنده‌هات‌ بَرام‌ مثل‌ِ نزول‌ِ معجزه‌س‌،
مثل‌ِ اون‌ خنده‌یی‌ که‌ لیلی‌ به‌ مجنون‌ می‌کنه‌ !
وقتی‌ چشمای‌ تو سَرسنگینن‌،
همه‌ی‌ ترانه‌هام‌ غمگینن‌ !
وقت‌ِ خندیدن‌ِ تو گنجیشکا خوش‌صداتَرَن‌ !
خنده‌هات‌ من‌ُ تا سرزمین‌ِ رؤیا می‌بَرَن‌ !
وقتی‌ می‌خندی‌ نمی‌شه‌ روزگارُ خوش‌ نَدید !
کولیا برای‌ خنده‌های‌ تو دربه‌درن‌ !
امّا اَخم‌ که‌ می‌کنی‌ ، نمی‌شه‌ خوش‌ْترانه‌ بود !
نمی‌شه‌ بی‌تو ترانه‌های‌ مخملی‌ سرود !
بی‌تو این‌ خسته‌ به‌ بُن‌بست‌ِ سیاه‌ِ غم‌ رسید !
بی‌تو به‌ دامن‌ِ دریا نرسید دستای‌ رود !
وقتی‌ چشمای‌ تو سَرسنگینن‌،
همه‌ی‌ ترانه‌هام‌ غمگینن‌ !

خطر کن‌!

دخترک‌ ! از اونورِ خط‌ ، تا غروب‌ِ من‌ سفر کن‌ !
با یه‌ گوشه‌ی‌ نگاهت‌ ، دلم‌ُ زیرُ زِبَر کن‌ !
تو که‌ از دِلای‌ سنگ‌ِ آدما خِیری‌ ندیدی‌،
یه‌ بارَم‌ قدم‌ گذاشتن‌ تو دل‌ِ ما رُ خطر کن‌ !
تو همون‌ ترانه‌یی‌ که‌ ، خود به‌ خود نوشته‌ می‌شه‌ !
نحثی‌ِ سکوت‌ُ این‌بار با رسیدنت‌ به‌ دَر کن‌ !
این‌ صداهای‌ دروغی‌ ، لایق‌ِ اسم‌ِ تو نیستن‌،
برای‌ خوندن‌ِ این‌ شعر ، نفس‌ِ تازه‌ خبر کن‌ !
من‌ُ مهمون‌ِ دِلِت‌ کن‌ ! مهمون‌ِ پولک‌ُ آینه‌،
بعد از اون‌ با برق‌ِ چشمات‌ ، لحظه‌هام‌ُ شعله‌وَر کن‌ !
نگو از حرف‌ُ حدیث‌ِ این‌ُ اون‌ واهمه‌ داری‌ !
زیرِ نیزه‌بارِ طعنه‌ ، سینه‌ی‌ من‌ رُ سپر کن‌ !
اگه‌ می‌ترسی‌ که‌ شعرام‌ ، دِلِت‌ُ ازَت‌ بدزده‌،
گوشی‌ رُ نذار ! عزیزم‌ ! گوشای‌ دِلِت‌ُ کر کن‌ !
بذار این‌ بغض‌ِ بزرگ‌ُ توی‌ خلوتت‌ بِبارم‌ !
از صدای‌ گریه‌ی‌ من‌ ، سَرِ شونه‌هات‌ُ تَر کن‌ !
وقتی‌ من‌ رفتم‌ُ هیچ‌ کس‌ ، جای‌ خالیم‌ُ ندزدید،
با همین‌ ترانه‌های‌ ناب‌ِ عاشقانه‌ سَر کن‌ !

قشنگ‌

شبا که‌ با خیال‌ِ تو سَر روی‌ بالش‌ می‌ذارم‌ ،
برای‌ دیدنت‌ هَمه‌ش‌ ، ستاره‌ها رُ می‌شمارم‌ !
وقتی‌ که‌ خوابم‌ می‌بَره‌ ، چشمای‌ تو سَر می‌رسن‌ !
دوباره‌ رؤیایی‌ می‌شه‌ ، حال‌ُ هوای‌ خواب‌ِ من‌ !
امّا تو گاهی‌ نمیای‌ ، ما رُ تو خواب‌ جا می‌ذاری‌ !
روی‌ قرارِ هَر شَبت‌ با دِل‌ِ ما ، پا می‌ذاری‌ !
قشنگ‌ِ روزگارِ دل‌ ! همیشه‌ تو خواب‌ِ منی‌ !
من‌ مث‌ِ ایستگاه‌ قطار ، تو سوت‌ سَر رسیدنی‌ !
بذار یه‌ کم‌ بنوشم‌ از ، چایی‌ خوشرنگ‌ِ چشات‌،
من‌ُ از این‌ شب‌ِ کبود ، بِبَر به‌ سمت‌ِ روشنی‌ !
شبای‌ تلخ‌ِ دوریه‌ ، شبای‌ بی‌خوابی‌ِ من‌ !
پَس‌ چرا هیچّی‌ نمی‌گی‌ ؟ خسته‌ شُدم‌ ! حرفی‌ بِزَن‌ !
برای‌ یک‌بار که‌ شُده‌ ، موقع‌ِ بیداری‌ بیا !
نگو نمی‌شه‌ ! عشق‌ِ من‌ ! اگه‌ دوسم‌ داری‌ بیا !
تا کی‌ به‌ عشق‌ دیدنت‌ ، تو شهرِ خواب‌ سفر کنم‌ ؟
بگو تا کی‌ به‌ جای‌ تو ، با خوابای‌ تو سَر کنم‌ ؟
قشنگ‌ِ روزگارِ دل‌ ! همیشه‌ تو خواب‌ِ منی‌ !
من‌ مث‌ِ ایستگاه‌ قطار ، تو سوت‌ سَر رسیدنی‌ !
بذار یه‌ کم‌ بنوشم‌ از ، چایی‌ خوشرنگ‌ِ چشات‌،
من‌ُ از این‌ شب‌ِ کبود ، بِبَر به‌ سمت‌ِ روشنی‌ !

حقیقت‌

با من‌ بمونی‌ ، میشکنی‌ ! این‌ یه‌ حقیقته‌ ! عزیز !
تا فرصتی‌ مونده‌ بَرات‌ ، از این‌ حقیقت‌ بگُریز !
با من‌ بمونی‌ ، می‌شکنی‌ ! زنده‌گی‌ شوخی‌ نداره‌ !
توی‌ مسیرش‌ یه‌ روزی‌ ، عشقمون‌ُ جا می‌ذاره‌ !
قصه‌ی‌ عشق‌ِ من‌ُ تو ، عشق‌ِ آتیش‌ به‌ پنبه‌ بود !
عشق‌ِ ستاره‌ بود به‌ روز ، عشق‌ِ یه‌ سَدِ بود به‌ یه‌ رود !
این‌جا نمون‌ امّا بدون‌ ، هَرجا که‌ باشی‌ با منی‌ !
خودت‌ این‌ُ خوب‌ می‌دونی‌: با من‌ بمونی‌ ، می‌شکنی‌ !
با من‌ نمون‌ امّا بدون‌ ، که‌ بی‌تو می‌گیره‌ دِلَم‌ !
تو یه‌ شناسنامه‌یی‌ُ ، من‌ مث‌ِ مُهرِ باطلم‌ !
قصه‌ی‌ عشق‌ِ من‌ُ تو ، عشق‌ِ آتیش‌ به‌ پنبه‌ بود !
عشق‌ِ ستاره‌ بود به‌ روز ، عشق‌ِ یه‌ سدِ بود به‌ یه‌ رود !

گُرگ‌ِ بارون‌ دیده‌

زیرِ پُل‌ِ تجریش‌ یه‌ پاپتی‌ داره‌ جون‌ می‌ده‌ !
بِهِش‌ می‌گن‌: اصغر دُزده‌ ! گُرگ‌ِ بارون‌ دیده‌ !
قالپاق‌ِ تموم‌ِ ماشینای‌ شهرُ دُزدیده‌،
کی‌ می‌دونه‌ تو تموم‌ِ زنده‌گیش‌ چی‌ کشیده‌ ؟
پدرُ مادرِ خودش‌ُ هیچ‌ وقت‌ ندیده‌ !
تو بچّه‌گی‌ از بقّالی‌ لَواشک‌ دزدیده‌ !
تو یتیم‌خونه‌ هَم‌ صداش‌ می‌زَدَن‌: وَرپَریده‌ !
کی‌ می‌دونه‌ تو تموم‌ِ زنده‌گیش‌ چی‌ کشیده‌ ؟
اسم‌ِ تک‌ تک‌ِ رُفقاش‌ داره‌ یادش‌ میاد !
یکی‌ یکی‌ مُردن‌ همه‌شون‌ توی‌ این‌ شهرِ شاد !
شهری‌ که‌ این‌ پاپتی‌ رُ پاک‌ بُرده‌ از یاد !
نمی‌دونه‌ توی‌ این‌ لحظه‌ آخر چی‌ می‌خواد ؟
نفسای‌ آخره‌ ! دیگه‌ داره‌ از پا در میاد !
زیرِ لب‌ می‌گه‌: اِی‌ زنده‌گی‌ ! عزّت‌ زیاد !
صدای‌ خسته‌ش‌ گُم‌ می‌شه‌ تو آوازِ باد !
کی‌ می‌دونه‌ توی‌ این‌ لحظه‌ آخر چی‌ می‌خواد ؟
دوس‌ داره‌ وایسته‌ رو نوک‌ِ اون‌ بُرج‌ بُلنده‌ !
به‌ تموم‌ِ آدمای‌ کورِ شهرِ شب‌ بخنده‌ !
داد بزنه‌: آی‌ ! آدما ! دُنیا چَرَنده‌ !
سرنوشت‌ِ ما به‌ یه‌ تارِ مویی‌ بَنده‌ !

نامه‌

می‌نویسم‌ حال‌ُ روزگارم‌ُ ،
تو یه‌ نامه‌ برای‌ تو ، دخترک‌ !
یکه‌ موندم‌ میون‌ِ گودِ سکوت‌ ،
من‌ دچارَم‌ به‌ یه‌ جنگ‌ِ صَد به‌ تَک‌ !
اینجا جوشیدن‌ِ من‌ بی‌ثمره‌ ،
مث‌ِ چشمه‌ وسط‌ِ دشت‌ِ نَمَک‌ !
با صدام‌ دفترِ شب‌ وَرَق‌ نخورد !
کسی‌ دِل‌ نداد به‌ حرف‌ِ بی‌ کلَک‌ !
آخه‌ آدما دروغ‌ُ دوس‌ دارن‌ ،
شب‌ُ روز رؤیا می‌ریزن‌ تو اَلَک‌ !
همه‌ی‌ فواره‌ها درو شدن‌ ،
همه‌ی‌ خاطره‌ها زدن‌ کپَک‌،
هِی‌ ستاره‌ کم‌ میشه‌ از آسمون‌ ،
کسی‌ به‌ دیوِ سیا نداره‌ شَک‌ !
انگاری‌ دوباره‌ جادوگرِ شب‌ ،
از پَس‌ِ پنجره‌ می‌کشه‌ سَرَک‌ !
باید این‌ نامه‌ تموم‌ بشه‌ ، ببین‌ !
خون‌ِ من‌ زَد روی‌ کاغذش‌ شَتَک‌ !
حرف‌ِ آخرم‌ همینه‌ ، عشق‌ِ من‌ !
دل‌ برای‌ دیدن‌ِ تو زَده‌ لَک‌ !
تو خودت‌ آخرِ نامه‌ رُ بخون‌ !
خون‌ پاشیده‌ رو پَرای‌ قاصدک‌ !

دوسِت‌ دارم‌!

می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ پنجره‌ ! به‌ آسمون‌ !
به‌ این‌ شب‌ِ آینه‌ دزد ! به‌ تَک‌ درخت‌ِ کوچه‌مون‌ !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ تو ! به‌ اسم‌ِ نقطه‌چین‌ !
به‌ گریه‌های‌ بی‌هوا ! به‌ کولی‌ِ کوچه‌نشین‌ !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ هر رفیق‌ُ نارفیق‌ !
به‌ شاعرای‌ بی‌غزل‌ ! به‌ جنگلای‌ بی‌حریق‌ !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ قاتلم‌ ! به‌ روزگار !
به‌ اون‌ کسی‌ که‌ میندازه‌ به‌ گردنم‌ طناب‌ِ دار !
دنیای‌ ما عوض‌ می‌شه‌ ، تنها با این‌ جمله‌ی‌ ناب‌:
دوسِت‌ دارم‌ ، دوسِت‌ دارم‌ ، دوسِت‌ دارم‌ تو این‌ عذاب‌ !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ بادبادک‌ ! به‌ مدرسه‌ !
به‌ تَرکه‌ی‌ خیس‌ِ انار ، کنارِ درس‌ِ هندسه‌ !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ مرغ‌ِ عشق‌ِ بی‌قفس‌ !
به‌ جغدِ پیرِ بَد صدا ! به‌ نِی‌زنای‌ بی‌نفس‌ !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ هر چی‌ خوبه‌ ، هر چی‌ بَد !
به‌ خونه‌های‌ کاگِلی‌ ! به‌ سیبای‌ توی‌ سبد !
می‌خوام‌ بگم‌: دوسِت‌ دارم‌ ! به‌ بغض‌ِ تلخ‌ِ انتظار !
به‌ بَدترین‌ فصل‌ِ سفر ! به‌ آخرین‌ سوت‌ِ قطار !
دنیای‌ ما عوض‌ می‌شه‌ ، تنها با این‌ جمله‌ی‌ ناب‌:
دوسِت‌ دارم‌ ، دوسِت‌ دارم‌ ، دوسِت‌ دارم‌ تو این‌ عذاب‌ !

نانوشته‌

نازنین‌ِ نانوشته‌ ! اِی‌ غزل‌ْواژه‌ی‌ غمگین‌ !
این‌ سکوت‌ُ خوش‌ْصدا کن‌ ! با ترانه‌های‌ رنگین‌ !
اِی‌ تو از ستاره‌ سرشار ! اِی‌ شب‌ْآواره‌ی‌ دل‌ْتنگ‌ !
تیرِ آخرین‌ِ ترکش‌ ! اِی‌ ترانه‌ی‌ خوش‌ْ آهنگ‌ !
کوچ‌ِ تو مهتاب‌ُ خط‌ زَد ، از تو آیینه‌ی‌ مُرداب‌ !
بی‌تو تعبیری‌ نداره‌ ، فصل‌ِ رؤیایی‌ِ این‌ خواب‌ !
این‌ شکسته‌ رُ صدا کن‌ ، که‌ صدات‌ صدای‌ دریاس‌ !
خواستن‌ِ تو ، یه‌ دریچه‌ واسه‌ کشف‌ِ این‌ معمّاس‌:
توی‌ کندوی‌ نگاهت‌ ، عسل‌ِ کدوم‌ بهشته‌ ؟
اِی‌ همیشه‌ پابه‌پا وُ اِی‌ همیشه‌ نانوشته‌ !
نازنین‌ِ ناسروده‌ ! اِی‌ دلیل‌ِ عاشقانه‌ !
با تو ساده‌ می‌رسم‌ من‌ ، از ترانه‌ به‌ ترانه‌ !
خنده‌ی‌ تو رمزِ بودن‌ ، رمزِ رویینه‌ شُدن‌ شُد !
سهم‌ِ من‌ از تو ، نگاهت‌ ، سهم‌ِ تو تمام‌ِ من‌ شُد !
با تو بی‌نیازم‌ از گُل‌ ، از چراغ‌ُ آب‌ُ شبنم‌ !
با تو رو خاک‌ِ بهشتم‌ ، حتا تو هُرم‌ِ جهنم‌ !
اگه‌ گیج‌ُ گُنگ‌ِ حرفام‌ ، پیش‌ِ چشمای‌ تو لالم‌ !
عُمریه‌ که‌ بی‌قرارِ فتح‌ِ پاسخ‌ِ سوالم‌:
توی‌ کندوی‌ نگاهت‌ ، عسل‌ِ کدوم‌ بهشته‌ ؟
اِی‌ همیشه‌ پابه‌پا وُ اِی‌ همیشه‌ نانوشته‌ !

من‌ کتَک‌ خورده‌ترین ...

من‌ کتَک‌ خورده‌ترین‌ حنجره‌ام‌ ! با صدای‌ پاره‌ پاره‌ توی‌ باد !
ذلّه‌ از سکوت‌ِ سایه‌های‌ شب‌ ، دِل‌ْشکارِ حرفای‌ یکه‌ زیاد !
من‌ کتَک‌ خورده‌ترین‌ حنجره‌ام‌ ! خسته‌ از ترانه‌های‌ بی‌امید !
پابه‌ زنجیرِ یه‌ خواب‌ِ یائسه‌ ! خط‌ِ قرمز روی‌ کاغذِ سفید !
من‌ نفس‌ مُرده‌ترین‌ حنجره‌ام‌ ! بی‌نشون‌ُ سَر به‌ مُهرم‌ مِث‌ِ راز !
تو که‌ از غریبه‌ آشناتَری‌ ، من‌ُ این‌ زخم‌ِ شکفته‌ رُ بساز !

من‌ُ تا جشن‌ِ ستاره‌ها بِبَر ، که‌ توی‌ سیاهی‌ زندونی‌ شدم‌ !
من‌ُ باخبر کن‌ از رمزِ غزل‌ ، که‌ اسیرِ حبس‌ِ پنهونی‌ شدم‌ !
پیش‌ِ فانوس‌ِ شب‌ آیینه‌ بگیر ، تا چراغونی‌ شه‌ این‌ سقف‌ِ کبود !
ننویس‌ رو برگ‌ِ اول‌ِ کتاب‌ ، دوباره‌ یکی‌ بودُ یکی‌ نبود !
بودِ من‌ بودن‌ِ تو بوده‌ وُ هست‌ ، بِبَرَم‌ تا خلوت‌ِ اَمن‌ِ یه‌ دست‌ !
شونه‌ت‌ُ یه‌ تکیه‌گاه‌ِ تازه‌ کن‌ ، تا زمین‌ نخورده‌ این‌ همیشه‌ مَست‌ !

بکر

این‌ تویی‌ ! تویی‌ دوباره‌ ،
هنوزم‌ پُر از ستاره‌ !
کی‌ میگه‌ هفته‌ی‌ بختک‌ ،
جمعه‌ی‌ رؤیا نداره‌ ؟ این‌ تویی‌ ! تویی‌ دوباره‌ !
وقت‌ِ پرسه‌ی‌ شبانه‌س‌ !
کوچه‌ رنگ‌ِ یه‌ ترانه‌س‌ !
بی‌ تو از تو قصه‌ گفتن‌ ،
عاشقانه‌س‌ ! عاشقانه‌س‌ ! وقت‌ِ پرسه‌ی‌ شبانه‌س‌ !
غیر از این‌ نفس‌بُریده‌ ،
چه‌ کسی‌ خوابت‌ُ دیده‌ ؟
تو بگو کدوم‌ غزل‌ْساز ،
نازِ چشمات‌ُ کشیده‌ ؟ غیر از این‌ نفس‌بُریده‌ !
بِکرِ بِکری‌ مثل‌ِ بیشه‌ !
مثل‌ِ یه‌ شعرِ همیشه‌ !
مثل‌ِ نقاشی‌ خورشید ،
رو بخارِ سردِ شیشه‌ ! بِکرِ بِکری‌ مثل‌ِ بیشه‌ !
شب‌ِ من‌ خالیه‌ ، خاتون‌ !
بی‌حضورِ خنده‌هاتون‌ !
سوت‌ُ کورِ این‌ ترانه‌ ،
پَس‌ کجاس‌ زنگ‌ِ صداتون‌ ؟ پَس‌ کجاس‌ رنگ‌ِ صداتون‌ ؟

عشق‌ِ خطّای‌ موازی‌

من‌ُ تو مثل‌ِ دوتا خط‌ می‌مونیم‌،
که‌ تو یه‌ دفترِ مشق‌ اسیر شُدیم‌ !
نرسیدیم‌ به‌ هم‌ُ آخرشم‌،
تو همون‌ دفترِ کهنه‌ پیر شُدیم‌ !
بی‌هم‌ُ کنارِ هَم‌ روزا گذشت‌،
دستای‌ من‌ نرسید به‌ دست‌ِ تو !
می‌دونیم‌ که‌ ما به‌ هَم‌ نمی‌رسیم‌،
مگه‌ با شکست‌ِ من‌ ، شکست‌ِ تو !
من‌ نمی‌رسم‌ به‌ تو آخرِ بازی‌ همینه‌ !
آخرِ عشق‌ِ دوتا خط‌ِ موازی‌ همینه‌ !
اگر من‌ بشکنم‌ُ تو بی‌خیال‌،
بگذری‌ از من‌ُ تنهام‌ بذاری‌،
اگه‌ با تموم‌ِ این‌ خاطره‌ها،
تو همین‌ دفترِ مَشق‌ جام‌ بذاری‌،
بعد از اون‌ دیگه‌ نه‌ من‌ مال‌ِ منه‌،
نه‌ تو تکیه‌گاه‌ِ این‌ شکسته‌یی‌ !
بیا عاشق‌ بمونیم‌ کنارِ هَم‌،
نگو از این‌ نرسیدن‌ خسته‌یی‌ !
تو نمی‌رسی‌ به‌ من‌ آخرِ بازی‌ همینه‌ !
آخرِ عشق‌ِ دوتا خط‌ِ موازی‌ همینه‌ !

نارفیق‌

چمدون‌ِ لب‌ِ درگاه‌ ! آخرین‌ لحظه‌ی‌ بدرود !
چشمای‌ خیس‌ِ درشتت‌ ، رنگ‌ِ روزگارِ من‌ بود !
یه‌ نگاه‌ِ سیرِ کامل‌ ! یه‌ تبسم‌ِ شکسته‌ !
رفتی‌ُ ندیدی‌ دستام‌ ، از ترانه‌ پینه‌ بسته‌ !
نارفیق‌ ! هجرت‌ِ چشمات‌ ، ختم‌ِ بیداری‌ِ برگه‌ !
بی‌تو طعم‌ِ این‌ تبسم‌ ، طعم‌ِ تلخ‌ِ جام‌ِ مرگه‌ !
نارفیق‌ ! سکوت‌ِ آینه‌ ، معنی‌ِ رضایتم‌ نیست‌ !
تو می‌دونی‌ ، تو می‌دونی‌ که‌ گلایه‌ عادتم‌ نیست‌ !
رَد شدی‌ از دل‌ِ کوچه‌ ، تا درخت‌ِ یادگاری‌ !
گفتی‌ از اونورِ کابوس‌ ، یه‌ بغل‌ رؤیا میاری‌ !
به‌ دروغای‌ قشنگت‌ ، من‌ چه‌ ساده‌ دلسپردم‌ !
بی‌تو با یادِ تو صدبار ، توی‌ هر ثانیه‌ مُردم‌ !
نارفیق‌ ! هجرت‌ِ چشمات‌ ، ختم‌ِ بیداری‌ِ برگه‌ !
بی‌تو طعم‌ِ این‌ تبسم‌ ، طعم‌ِ تلخ‌ِ جام‌ِ مرگه‌ !
نارفیق‌ ! سکوت‌ِ آینه‌ ، معنی‌ِ رضایتم‌ نیست‌ !
تو می‌دونی‌ ، تو می‌دونی‌ که‌ گلایه‌ عادتم‌ نیست‌ !

مرا به‌ یادآر!

دست‌ِ تو سخاوت‌ِ سپیدار !
چشمان‌ِ تو وعده‌گاه‌ِ دیدار !
اِی‌ بغض‌ِ نهفته‌ در ترانه‌ ،
چشمان‌ِ مرا به‌ گریه‌ بسپار !
با هق‌هق‌ِ گریه‌ام‌ خودی‌ باش‌ ،
تا حادثه‌ی‌ خدانگهدار !
با زمزمه‌ام‌ بخوان‌ تو اِی‌ یار !
آنسوی‌ سفر مرا به‌ یادآر !
با یادت‌ ، در باران‌ ، من‌ در کوچه‌ها گریه‌ کردم‌ !
از آغاز ، تا پایان‌ ، تلخ‌ و بی‌صدا گریه‌ کردم‌ !
بیا ! بیا ! اِی‌ بهترین‌ فصل‌ِ ترانه‌ !
بِبَر مرا تا فتح‌ِ شعرِ عاشقانه‌ !
تو بردی‌ آوازِ مرا تا اوج‌ِ فریاد !
رفتی‌ُ در این‌ آینه‌ من‌ رفتم‌ از یاد !
ببین‌ ، ببین‌ اِی‌ بهترین‌ !
در این‌ غروب‌ِ واپسین‌ ، تنهاترینم‌ !
سفر نکن‌ از شهرِ من‌ !
بمان‌ که‌ در عاشق‌ شدن‌ ، رسواترینم‌ !

سکوت‌

یه‌ پنجره‌ْ رو به‌ یه‌ باغ‌ْ ، یه‌ کوره‌راه‌ِ بی‌چراغ‌ْ ،
یه‌ حوض‌ِ سبزِ نیمه‌ پُر ، آبتَنی‌ِ چَن‌تا کلاغ‌ !
دوباره‌ جنگ‌ِ من‌ُ من‌ ، تو این‌ غروب‌ِ بی‌نفس‌ْ !
قناری‌ می‌خونه‌ ولی‌ صداش‌ اسیرِ تو قفس‌ !
آهای‌ ! شکسته‌ ! با تواَم‌ ! فکرِ یه‌ راه‌ِ تازه‌ کن‌ !
به‌ جای‌ خوندن‌ یه‌ دَفه‌ ، سکوت‌ُ مَزه‌ مَزه‌ کن‌ !
توی‌ سکوت‌ْ زندونی‌ِ ، عطرِ یه‌ آوازِ زُلال‌ !
نخون‌ تا فریاد بِزَنَن‌ تموم‌ِ آدمای‌ لال‌ !
توی‌ سکوت‌ می‌شه‌ به‌ عشق‌ ، میشه‌ به‌ آیینه‌ رسید !
می‌شه‌ به‌ تَک‌ ستاره‌ی‌ این‌ شب‌ِ دیرینه‌ رسید !
می‌شه‌ با طوفان‌ِ نفس‌ ، حنجره‌ها رُ زنده‌ کرد !
تو بازی‌ِ یکی‌ شُدَن‌ ، می‌شه‌ تو رُ بَرَنده‌ کرد !
سکوت‌ِ بی‌رضایتِت‌ چه‌ خوش‌ صداس‌ ! ترانه‌ خون‌ !
وقت‌ِ سقوط‌ِ ناگزیر ، من‌ رُ یه‌ تکیه‌گاه‌ بدون‌ !
من‌ با تواَم‌ تا تَه‌ِ خط‌ ! مثل‌ِ یه‌ سایه‌ پابه‌ پا !
حرف‌ِ من‌ُ به‌ من‌ بزن‌ ، اونورِ غیبت‌ِ صدا !
توی‌ سکوت‌ می‌شه‌ به‌ عشق‌ ، میشه‌ به‌ آیینه‌ رسید !
می‌شه‌ به‌ تَک‌ ستاره‌ی‌ این‌ شب‌ِ دیرینه‌ رسید !
می‌شه‌ با طوفان‌ِ نفس‌ ، حنجره‌ها رُ زنده‌ کرد !
تو بازی‌ِ یکی‌ شُدَن‌ ، می‌شه‌ تو رُ بَرَنده‌ کرد !

کارتون‌

چشمات‌ُ هَم‌ بذار ! رفیق‌ ! بیا تا بچّه‌گی‌ کنیم‌ !
بیا که‌ تو قصّه‌های‌ کارتونی‌ زنده‌گی‌ کنیم‌ !
بیا شنل‌قرمزی‌ رُ بدزدیم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌ !
آخه‌ تو کلبه‌ش‌ هنوزم‌ منتظرِ مادربزرگ‌ !
بیا تا مثل‌ِ گالیوِر ، پا بذاریم‌ تو لی‌لی‌پوت‌ !
نذار مسافر کوچولو ، گُم‌ بشه‌ توی‌ برهوت‌ !
نذار رابین‌هودُ تَه‌ِ ، کارتون‌ِ ما اسیر کنن‌ !
نذار پلنگ‌ صورتی‌ رُ با ماهی‌مُرده‌ سیر کنن‌ !
دنیای‌ کارتونا قشنگ‌ ، دنیای‌ ما سیاه‌ُ زشت‌ !
آخ‌ که‌ چه‌ بی‌سلیقه‌یی‌ ، زنده‌گی‌ِ ما رُ نوشت‌ !
بگو که‌ تام‌سایر کجاس‌ ؟ بگو کجاس‌ هاکل‌ بِری‌ !
می‌خوام‌ بازم‌ سفر کنم‌ ، به‌ قصّه‌ی‌ تام‌ُ جِری‌ !
سندبادِ قصّه‌ آخرش‌ ، نگفت‌ که‌ مقصدش‌ کجاس‌ !
هیشکی‌ نفهمید گالیوِر ، عاشق‌ِ فلِرتیشیاس‌ !
تُرنادو شیهه‌ می‌کشه‌ ، زورو هنوز رو تَرکشه‌ !
می‌خواد روی‌ دیوارِ سِتَم‌ ، علامت‌ ضِد بِکشه‌ !
ببین‌ که‌ عمرِ غولای‌ کارتونی‌ خیلی‌ کم‌ شُده‌ !
بیا تولّد بگیریم‌ ، پینوکیو آدم‌ شُده‌ !
دنیای‌ کارتونا قشنگ‌ ، دنیای‌ ما سیاه‌ُ زشت‌ !
آخ‌ که‌ چه‌ بی‌سلیقه‌یی‌ ، زنده‌گی‌ِ ما رُ نوشت‌ !

حسرت‌

روسَریت‌ به‌ رنگ‌ِ دریا ، تو چشات‌ خوشه‌ی‌ گندُم‌،
گیست‌ آتشکده‌ی‌ عشق‌ ، رو لبات‌ نقش‌ِ تبسّم‌ !
حتّا باورم‌ نمی‌شُد ، که‌ تو خواب‌ بیای‌ سُراغم‌،
یه‌ دفه‌ دیدم‌ که‌ با تو ، تو ماشین‌ پُشت‌ِ چراغم‌ !
هَر دومون‌ آبی‌ِ آبی‌ ، هَر دو آسمونی‌ بودیم‌ !
هَر دو پابندِ همون‌ قول‌ ، که‌ خودت‌ می‌دونی‌ بودیم‌ !
تا همیشه‌ دیدنت‌ بَرام‌ مث‌ِ یه‌ حسرته‌ !
بی‌تو زنده‌گیم‌ سیاهه‌ ، بی‌تو گریه‌ عادته‌ !
وقتی‌ تیک‌تیکای‌ ساعت‌ ، ثانیه‌ها رُ شمُردن‌،
چشمای‌ من‌ با نگاه‌ِ بی‌گناهت‌ گِره‌ خوردن‌ !
کجا بود ؟ ...دُرُس‌ یادم‌ نیست‌ ، طرفای‌ پُل‌ِ گیشا !
دِل‌ِ دیوونه‌ی‌ عاشق‌ ، شُده‌ بود محوِ تماشا !
آینه‌ی‌ کوچیک‌ِ ماشین‌ ، وعده‌گاه‌ِ چشم‌ِ ما شُد !
بعد از اون‌ که‌ دستای‌ تو ، از تو دست‌ِ من‌ جُدا شُد !
تا همیشه‌ دیدنت‌ بَرام‌ مث‌ِ یه‌ حسرته‌ !
بی‌تو زنده‌گیم‌ سیاهه‌ ، بی‌تو گریه‌ عادته‌ !

پولَکی‌

بشنو وُ باورش‌ نکن‌ ! حرفا دروغکی‌ شُده‌ !
حنجره‌ها فروشی‌اَن‌ ! ترانه‌ پولَکی‌ شُده‌ !
باید یه‌ دلقک‌ بشی‌ تا ، سکه‌ شه‌ بازارِ صدات‌ !
حرف‌ِ حساب‌ُ راه‌ نده‌ ، به‌ خونه‌ی‌ ترانه‌هات‌ !
نگو چرا آوازه‌خون‌ یه‌ حرف‌ِ قیمتی‌ نگفت‌ !
ترانه‌ یعنی‌ وِر زَدَن‌ ! ترانه‌ یعنی‌ حرف‌ِ مُفت‌ !
ترانه‌های‌ فلّه‌یی‌ ! مِتری‌ هزار تومن‌ می‌شه‌ !
دلقک‌ِ توی‌ آینه‌ داره‌ شبیه‌ِ من‌ می‌شه‌ !
آخ‌ که‌ چه‌ بی‌پرده‌ بودن‌ ، ترانه‌ها اوّل‌ِ کار !
وقتی‌ که‌ ما دِل‌ می‌دادیم‌ ، به‌ قصّه‌های‌ گریه‌دار !
وقتی‌ فروشی‌ نبودن‌ ، حنجره‌ وُ صدای‌ ساز !
ترانه‌ساز کم‌ می‌نوشت‌ ، نه‌ این‌جوری‌ روده‌دراز !
یه‌ روز ترانه‌ ساده‌ بود ، دُرُست‌ مث‌ِ یه‌ گفت‌ُگو !
امّا شُدش‌ تجارت‌ِ واژه‌ وُ حِس‌ُ آرزو !
ترانه‌های‌ فلّه‌یی‌ ! مِتری‌ هزار تومن‌ می‌شه‌ !
دلقک‌ِ توی‌ آینه‌ داره‌ شبیه‌ِ من‌ می‌شه‌ !

سُجده‌ بَر سراب‌

از فتح‌ِ دوزخ‌ آمدم‌ ، با گِردبادی‌ زین‌ شُده‌ !
با یک‌ بغل‌ رازِ مَگو ، از گُربه‌یی‌ نفرین‌ شُده‌ !
خسته‌ از انکارِ چراغ‌ ، از سُجده‌ کردن‌ بر سَراب‌ !
تاریک‌ِ تاریکم‌ ! تو بَر این‌ شام‌ِ بی‌روزن‌ بتاب‌ !
بی‌گانه‌اَم‌ با آینه‌ ! بی‌گانه‌اَم‌ با خاک‌ِ خود !
با من‌ بگو آغوش‌ِ تو ، وقف‌ِ کدامین‌ دشنه‌ شُد ؟
اِی‌ از ترانه‌ سَرزَده‌ ،
در این‌ سکوت‌ِ بی‌بَلَد !
آغوش‌ بگشا رو به‌ من‌ ،
تا سرزمین‌ معنا شَوَد !
از فتح‌ِ دوزخ‌ آمدم‌ ، از خاک‌ِ خاکستر شُده‌ !
از خانه‌یی‌ بی‌خاطره‌ ، با یاوه‌یی‌ باور شُده‌ !
اُفتاده‌ام‌ از روشنی‌ ، در این‌ شب‌ْآلوده‌ دیار !
بارانی‌ از فانوس‌ را ، بَر قلب‌ِ تاریکم‌ ببار !
من‌ بی‌وطن‌تَر از نسیم‌ ، بی‌خانه‌مان‌ُ دربه‌در !
تَن‌ را از این‌ بن‌ْبست‌ِ کور ، تا کشف‌ِ آزادی‌ بِبَر !
اِی‌ از ترانه‌ سَرزَده‌ ،
در این‌ سکوت‌ِ بی‌بَلَد !
آغوش‌ بگشا رو به‌ من‌ ،
تا سرزمین‌ معنا شَوَد !

اعتراف‌

تپانچه‌ی‌ نگاه‌ِ تو ، مَرا نشانه‌ می‌رَوَد !
تو می‌رسی‌ُ واژه‌ از یادِ ترانه‌ می‌رَوَد !
شروع‌ِ های‌های‌ من‌ ! شریک‌ِ بغض‌ِ بی‌سبب‌ !
دوباره‌ سَر رسیده‌یی‌ ، رفیق‌ِ لحظه‌های‌ تَب‌ !
سَراب‌ِ خوب‌ِ گُم‌ شُدن‌ ، در آن‌ نگاه‌ِ کهربا،
مَرا برهنه‌ می‌کند از انزجارِ این‌ قبا!
نگاه‌ کن‌ ! ثانیه‌ها چه‌ انتظار می‌کشند!
تو اعتراف‌ می‌کنی‌ ، مَرا به‌ دار می‌کشند!
شروع‌ِ افسانه‌ی‌ غم‌ ، ختم‌ِ همین‌ ترانه‌ بود!
طرّه‌ی‌ نازِ گیس‌ِ تو ، کلاف‌ِ تازیانه‌ بود!
نه‌ تو به‌ داد می‌رسی‌ ، نه‌ من‌ به‌ تو رسیده‌اَم‌!
سراب‌ْگَردِ خسته‌اَم‌ ، که‌ عشق‌ را ندیده‌اَم‌ !
مسافرِ ستاره‌ها! تا شب‌ِ هق‌هقم‌ بیا!
که‌ پَرت‌ مانده‌ کوچه‌ی‌ ترانه‌ از صدای‌ پا!
به‌ سایه‌ تکیه‌ می‌دهم‌، من‌ِ گلو بُریده‌ را!
پناه‌ می‌بَرَم‌ به‌ شب‌، آوازِ ناشنیده‌ را !
تو زنده‌یی‌ُ مرگ‌ِ من‌، باورِ من‌ نمی‌شَوَد!
بی‌تو دِل‌ِ مثله‌ شُده‌ ، حریف‌ِ تن‌ نمی‌شَوَد!
شروع‌ِ افسانه‌ی‌ غم‌ ، ختم‌ِ همین‌ ترانه‌ بود!
طرّه‌ی‌ نازِ گیس‌ِ تو ، کلاف‌ِ تازیانه‌ بود!

خاتون‌ِ ماه‌ِ سوّم‌

خاتون‌ِ ماه‌ِ سوّم‌ ! بی‌بی‌ِ داغ‌ِ خُرداد !
بیا که‌ بی‌حضورت‌ ، دل‌ از ترانه‌ افتاد !
نه‌ از ستاره‌ دَم‌ زد ، نه‌ کوچه‌ رُ قدم‌ زد ،
قاصدکا رُ دست‌ِ نسیم‌ِ نابَلَد داد !
نوشت‌ُ خوندُ سَر رفت‌ ، تا آخرِ سفر رفت‌ ،
دنبال‌ِ همنفس‌ بود ، برای‌ کشف‌ِ فریاد !
قله‌نشین‌ ! کجایی‌ ؟ بگو که‌ همصدایی‌ !
بگو تو قصرِ جادو ، ما رُ نبردی‌ از یاد !
همیشه‌ پا به‌ پامی‌ ، تو لرزش‌ِ صدامی‌ ،
درست‌ مثه‌ یه‌ یاور ! درست‌ مثه‌ یه‌ همزاد !
آینه‌ بی‌تو سرده‌ ! بهشت‌ِ قصه‌ زرده‌ !
با تو کویرِ تشنه‌ ، میشه‌ یه‌ دشت‌ِ آباد !
ببین‌ که‌ بی‌تو لالم‌ ! مرثیه‌ی‌ زوالم‌ !
بیا تا جون‌ بگیره‌ ، نبض‌ِ ترانه‌ی‌ شاد !
بی‌بی‌ِ عطرُ مهتاب‌ ! هق‌هق‌ِ ما رُ دریاب‌ !
که‌ این‌ نفس‌بُریده‌ ، یه‌ فصل‌ِ تازه‌ می‌خواد !

عکاس‌باشی‌

عکاس‌باشی‌ ! عکاس‌باشی‌ ! عکس‌ت‌ُ بی‌هوا بگیر !
یه‌ عکس‌ِ بی‌پَرده‌ی‌ ناب‌ ، از روزگارِ ما بگیر !
عکس‌ِ من‌ُ بگیر ، عزیز ! با این‌ تبسم‌ِ دروغ‌ !
ببین‌ ستاره‌ جون‌ داده‌ ، تو این‌ چشای‌ بی‌فروغ‌ !
ببین‌ که‌ خط‌ خورده‌ دلم‌ ، تو امتحان‌ِ سایه‌ها !
باید که‌ لبخند بزنم‌ ، تو اوج‌ِ این‌ گلایه‌ها !
عکسم‌ُ موندنی‌ بگیر !
شب‌ نباید خوشش‌ بیاد !
باید بفهمه‌ که‌ چشام‌ ،
دنیا رُ آفتابی‌ می‌خواد !
عکاس‌باشی‌ ! عکاس‌باشی‌ ! عکس‌ِ سیاه‌ سفید بگیر !
از دل‌ِ این‌ آیه‌ی‌ یأس‌ ، یه‌ عکس‌ِ پُر امید بگیر !
عکسی‌ بگیر که‌ توی‌ اون‌ ، شب‌پَره‌ سوزون‌ نباشه‌ !
تو سایه‌ روشنش‌ تب‌ِ حادثه‌ پنهون‌ نباشه‌ !
عکسی‌ بگیر که‌ مثل‌ِ من‌ ، تو قابا زندونی‌ نشه‌ !
معنی‌ِ هر تبسم‌ش‌ ، گریه‌ی‌ پنهونی‌ نشه‌ !
عکسم‌ُ موندنی‌ بگیر !
شب‌ نباید خوشش‌ بیاد !
باید بفهمه‌ که‌ چشام‌ ،
دنیا رُ آفتابی‌ می‌خواد !

میدون‌ِ انقلاب‌

میدون‌ِ انقلاب‌ُ باش‌ : حراج‌ِ پنجه‌بوکس‌ُ دود !
حراج‌ِ زخم‌ُ مرگ‌ِموش‌ ! حراج‌ِ این‌همه‌ سرود !
میدون‌ِ انقلاب‌ُ باش‌: آدمای‌ عروسکی‌ !
دروغای‌ مصلحتی‌ ! افسانه‌های‌ اَلَکی‌ !
میدون‌ِ انقلاب‌ُ باش‌: هجوم‌ِ ممتدِ گدا !
کمک‌ کنین‌ ! کمک‌ کنین‌ ، برای‌ لبخندِ خدا !
میدون‌ِ انقلاب‌ُ باش‌: پلکای‌ مَنگ‌ِ نیمه‌باز !
زمزمه‌های‌ دَم‌به‌دَم‌: نوارای‌ غیرِ مجاز !
مادرِ خسته‌ی‌ میدون‌ِ بزرگ‌ ، از تموم‌ِ بچه‌هاش‌ غافل‌ شد !
یه‌ نفر از دل‌ِ قصه‌ داد کشید: کوپن‌ِ هفتادُ نُه‌ باطل‌ شد !
میدون‌ِ انقلاب‌ُ باش‌: ویترین‌ِ این‌ مغازه‌ رُ !
قصه‌های‌ کهنه‌ی‌ شب‌ ، با طرح‌ِ جلدِ تازه‌ رُ !
هنوز توی‌ پیاده‌رو ، بوف‌ِکور افتاده‌ رو خاک‌ !
هنوز با توپ‌ِ مُرواری‌ ، دیوِ سیاه‌ می‌شه‌ هلاک‌ !
آی‌ شوفرا ! آی‌ شوفرا ! میدون‌ِ آزادی‌ کجاس‌ ؟
چراغ‌ِ سبزِ زندگی‌ ، کجای‌ راه‌بندون‌ِ ماس‌ ؟
خسته‌ از این‌ دایره‌ام‌ ! آی‌ شوفرِ موفِرفِری‌ !
من‌ُ از این‌ دخمه‌ بِبَر ! هزار تومن‌ هرجا بری‌ !
مادرِ خسته‌ی‌ میدون‌ِ بزرگ‌ ، از تموم‌ِ بچه‌هاش‌ غافل‌ شد !
یه‌ نفر از دل‌ِ قصه‌ داد کشید: کوپنای‌ کهنه‌مون‌ باطل‌ شد !

گُفت‌ِبی‌گو

تو بگو ، من‌ چی‌ بگم‌ تو گفتگوی‌ آینه‌ها
وقتی‌ جای‌ِ زخم‌ِ زنگارِ جذام‌ِ رو تنم‌ !
چون‌ خودم‌ خط‌خطی‌اَم‌ ، آینه‌ رُ دوس‌ ندارم‌ !
شنیدن‌ عادت‌ِ من‌ نیست‌ ، همیشه‌ داد می‌زنم‌ !
هنوزم‌ تو تخت‌ِ جمشید ، زیرِ سنگای‌ سیاه‌ ،
گورِ صد هزارتا از برده‌های‌ خوب‌ِ منه‌ !
روی‌ هر خشت‌ُ رو هر ستون‌ِ ویرونه‌ی‌ اون‌ ،
نقش‌ِ انسانی‌ِ که‌ تو زنجیرا جون‌ می‌کنه‌ !
تو بگو ، بگو به‌ دنیا چی‌ داده‌ ، دستای‌ سیاه‌ِ بی‌حافظه‌مون‌ ؟
بگو جُز یه‌ مُشت‌ گذشته‌ چی‌ داریم‌ ، توی‌ صندوقچه‌ی‌ گودِ خونه‌مون‌ ؟
تو بگو ، بگو به‌ دنیا چی‌ دادیم‌ ، غیر از این‌ سکوت‌ِ طولانی‌ِ سرد ؟
گُفت‌ِ بی‌گوی‌ صدا وُ سکسکه‌ ، عُمریه‌ جاری‌ِ تو گنبدِ درد !
پُزِ حافظ‌ رُ می‌دم‌ که‌ زیرِ سَرنیزه‌ی‌ من‌ ،
جون‌ به‌ لب‌ شدُ غزل‌ نوشت‌ُ آفتابی‌ سرود !
پُزِ خیام‌ُ می‌دم‌ که‌ حتا قَدِ یه‌ نفس‌ ،
فارغ‌ از هراس‌ِ قداره‌ی‌ تیزِ من‌ نبود !
لاف‌ِ دیروزای‌ دورِ تقویما رُ می‌زنم‌ !
لاف‌ِ جنگ‌ُ مرگ‌ُ آدم‌کشی‌ای‌ بی‌ حساب‌ !
لاف‌ِ سوزوندن‌ِ پروانه‌ی‌ سرخ‌ِ واژه‌ها ،
تو حریق‌ِ تُندُ بی‌ترمزِ برگای‌ کتاب‌ !
تو بگو ، بگو به‌ دنیا چی‌ داده‌ ، دستای‌ سیاه‌ِ بی‌حافظه‌مون‌ ؟
بگو جُز یه‌ مُشت‌ گذشته‌ چی‌ داریم‌ ، توی‌ صندوقچه‌ی‌ گودِ خونه‌مون‌ ؟
تو بگو ، بگو به‌ دنیا چی‌ دادیم‌ ، غیر از این‌ سکوت‌ِ طولانی‌ِ سرد ؟
گُفت‌ِ بی‌گوی‌ صدا وُ سکسکه‌ ، عُمریه‌ جاری‌ِ تو گنبدِ درد !

یادگاری‌

اِی‌ غزل‌ از تو رسیده‌ ! ای‌ ترانه‌ از تو جاری‌ !
مرهم‌ِ عزیزُ ناب‌ِ همه‌ی‌ زخمای‌ کاری‌ !
پا بذار تو شب‌ِ چشمام‌ ، با تو تازه‌ می‌شه‌ حرفام‌،
این‌ تویی‌ که‌ مثل‌ِ آینه‌ ، من‌ُ یادِ من‌ میاری‌ !
مث‌ِ یه‌ حرف‌ِ نگفته‌ ، با منی‌ ! زیبای‌ خفته‌ !
تا رسیدن‌ به‌ طلوعم‌ ، یه‌ قدم‌ فاصله‌ داری‌ !
توی‌ این‌ چلّه‌ی‌ یلدا ، تو شُدی‌ شروع‌ِ فردا،
توی‌ یخبسته‌گی‌ِ باغ‌ ، صدای‌ پای‌ بهاری‌ !
دل‌ِ ما وقف‌ِ نگاهت‌ ، چشممون‌ مونده‌ به‌ راهت‌،
نه‌ تو جادّه‌ گردُ خاکی‌ ، نه‌ نشونی‌ از سواری‌ !
تو که‌ نازی‌ مث‌ِ آهو ، بگو عطرِ خنده‌هات‌ کو ؟
بیا که‌ دیگه‌ نمونده‌ واسه‌ دل‌ صبرُ قراری‌ !
بی‌تو سو نداره‌ چشمام‌ ، بی‌تو می‌گیره‌ نفس‌هام‌،
واسه‌ من‌ مثل‌ِ هوایی‌ ، خونه‌یی‌ ، شهرُ دیاری‌ !
پُل‌ بزن‌ به‌ این‌ شکسته‌ ، روزگار دستام‌ُ بسته‌،
تو مث‌ِ حکم‌ِ رهایی‌ از تو بندِ روزگاری‌ !
من‌ یه‌ سوزن‌بان‌ِ پیرم‌ ، که‌ دیگه‌ جون‌ نمی‌گیرم‌،
تو مث‌ِ خاطره‌های‌ سوت‌ِ آخرین‌ قطاری‌ !
من‌ُ تو دِلِت‌ نگه‌ دار ! دخترک‌ ! خُدا نگهدار !
شاید این‌ ترانه‌ از من‌ ، بشه‌ تنها یادگاری‌ !

انفجار

تو ضیافت‌ِ ستاره‌ ، وسط‌ِ این‌ شب‌ِ شیاد ،
تو بخون‌ بی‌بی‌ِ مهتاب‌ ! خونه‌ی‌ حنجره‌ت‌ آباد !
یه‌ بغل‌ خاطره‌ دارم‌ ، واژه‌ی‌ باکره‌ دارم‌ ،
وقت‌ِ خودسوزی‌ِ سازِ ، گوشه‌ی‌ پرده‌ی‌ بیداد !
وقتی‌ شاخه‌ها تَبَر شد ، وقتی‌ گُل‌ زیرُزبَر شد ،
واسه‌ باغچه‌ گریه‌ می‌کرد ، بیدِ تکیه‌ داده‌ بَر باد !
شب‌ُ رَج‌ زدیم‌ از اول‌ ، وقت‌ِ قتل‌ِعام‌ِ جنگل‌ ،
آخرین‌ برگ‌ِ شهامت‌ ، از سریرِ شاخه‌ افتاد !
حالا فصل‌ِ انفجاره‌ ! فصل‌ِ آغازِ دوباره‌ !
نگو حرمت‌ِ ترانه‌ ، خیلی‌ وقته‌ رفته‌ از یاد !
چه‌ تماشایی‌ِ نازت‌ ، جنس‌ِ نقره‌س‌ سیم‌ِ سازت‌ ،
برده‌ی‌ یاغی‌ِ قلبم‌ ، با اشاره‌ت‌ میشه‌ آزاد !
بخون‌ از اول‌ِ آواز ! برسون‌ من‌ُ به‌ پرواز !
بگو کی‌ نبض‌ِ نفس‌هات‌ ، میرسه‌ به‌ اوج‌ِ فریاد ؟
دیگه‌ با منی‌ همیشه‌ ، با تو آینه‌ پیر نمیشه‌ ،
چشمای‌ تو طعم‌ِ تازه‌ ، به‌ ترانه‌های‌ من‌ داد !
(ادامه دارد...)

دل تنگم
03-04-2008, 03:14
یکی دیگر از آثار یغما گلرویی همان طور که می بینید تصحیح متون، بازسرایی و گردآوری که از میان این آثار ابتدا به حافظ‌ِ یاغی می پردازیم:


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مقدمه


مبوس‌ جُز لب‌ِ معشوق‌ُ جام‌ مِی‌ْ،
حافظ‌!
که‌ دست‌ِ زُهدْفُروشان‌
خَطاست‌ْ بوسیدن‌.


ترویج‌ِ مُدرن‌ِ خُرافه‌ پرستی‌...


حافظ‌ همه‌ جا هست‌!
در متل‌ها وُ تکیه‌کلام‌ِ مَردُمان‌، در کتاب‌ِ مدارس‌، در سَر درِ قهوه‌خانه‌ها، در سفره‌های‌ عقدُ هفت‌سین‌، در دست‌ِ کودکان‌ِ فال‌ْفروش‌ِ چهاراه‌ها، در گلوی‌ مُجری‌ِ جعبه‌ی‌ جادو!هَر کس‌ اشعارش‌ را آن‌گونه‌ که‌ دوست‌ می‌دارد، یا آن‌ گونه‌ که‌ به‌ او مشق‌ شُده‌ می‌خواند!
اشعارِ حافظ‌ همه‌ جا شنیده‌ می‌شَوَد!
به‌ عنوان‌ِ شاعرِ ملّی‌ِ ایران‌، به‌ عنوان‌ِ یک‌ عارف‌ِ بزرگ‌، به‌ عنوان‌ِ یک‌ شاعرِ دست‌ْنیافتنی‌! در سرودهای‌ انقلابی‌، در سرودهای‌ عاشقانه‌، در تصنیف‌های‌ عرفانی‌، در صدای‌آوازه‌خوانان‌ِ دوره‌گردِ خیابان‌...
مُجری‌ِ یک‌ برنامه‌ی‌ تلویزیونی‌ برای‌ بیننده‌گانی‌ که‌ با برنامه‌ تماس‌ِ تلفنی‌ برقرار می‌کنند فال‌ِ حافظ‌ می‌گیرد! با این‌ رَوِش‌ که‌ بیننده‌ از پُشت‌ِ گوشی‌ به‌ اصطلاح‌ نیت‌ می‌کندُایشان‌ یک‌ صفحه‌ را باز می‌کنندُ می‌خوانندُ معنای‌ آن‌ را می‌گویند! ترویج‌ِ مُدرن‌ِ خُرافه‌ در جامعه‌! انتشارِ این‌ خیال‌ِ که‌ حافظ‌ تنها به‌ این‌ کار می‌آید که‌ انسان‌ سرنوشت‌ِاعمال‌ِ خود را از زبان‌ِ آن‌ بشنَوَد! نُکته‌ی‌ جالب‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از اشعارِ حافظ‌ رُخصت‌ِ پخش‌ از همان‌ رسانه‌ را نمی‌یابند! این‌ است‌ حق‌ْگُذاری‌ِ ما از شاعرِ بزرگی‌ که‌بی‌تعارف‌ عظیم‌تَرین‌ چهره‌ی‌ دوران‌ِ کلاسیک‌ِ زبان‌ِ پارسی‌ست‌!


***
مدّت‌ها پیش‌ یک‌بار که‌ با علی‌ (پسرِ شهرنوش‌پارسی‌پور) به‌ دیدن‌ِ شاملوی‌ بزرگ‌ رفته‌ بودیم‌، سخن‌ به‌ حافظ‌ُ آن‌ مقدّمه‌ی‌ قیچی‌ شُده‌ی‌ مجموعه‌ی‌ حافظ‌ِ شیرازی‌کشید! من‌ پُرسیدم‌: آیا نمی‌شَوَد غزلیات‌ِ حافظ‌ را به‌ صورت‌ِ شکسته‌ نوشت‌؟ یعنی‌ هَر بخش‌ را که‌ در موقع‌ِ خوانش‌ِ دُرُست‌ نیازمندِ مکث‌ است‌ به‌ سطرِ بعدی‌منتقل‌ کرد؟ شاملوی‌ بزرگ‌ گفتند: برای‌ چنین‌کاری‌ به‌ یک‌ تیم‌ِ تحقیقاتی‌ نیاز است‌ُ اختراع‌ِ یک‌ رَوِش‌ِ فاصله‌ْگُذاری‌ِ نو! در ضمن‌ فکر می‌کنم‌ با این‌ کار حجم‌ِدیوان‌ِ حافظ‌ بالغ‌ بر چهار جِلد بشود!
فکرِ به‌ وجود آوَردَن‌ِ چنین‌ دیوانی‌ از آن‌ سال‌ با من‌ بود! دیوانی‌ که‌ حتّا یک‌ کودک‌ هَم‌ بتواند از روی‌ آن‌ اشعار را دُرُست‌ بخواند! ابتدا تمام‌ِ غزل‌ها تایپ‌ شُد! براساس‌ِ دیوان‌ِتصیح‌ شُده‌ی‌ شاملوی‌ بزرگ‌ که‌ به‌ اعتقادِ من‌ سالم‌تَرین‌ نسخه‌ی‌ غزلیات‌ِ حافظ‌ است‌! فاصله‌ گُذاری‌ُ علامت‌ْگُذاری‌ بر اساس‌ِ همان‌ نسخه‌ رعایت‌ شُد، گیرم‌ با سخت‌ْگیری‌ُوسواس‌ِ بیشترُ گذاشتن‌ِ علاماتی‌ که‌ گمان‌ می‌رَوَد در چاپ‌ْخانه‌ جا اُفتاده‌ باشد! وقتی‌ این‌ شعرها شکسته‌ شُد حاصل‌ چیزی‌ در حدودِ دوهزار صفحه‌ شُد! همان‌ چیزی‌ که‌شاملوی‌ بزرگ‌ پیش‌ْبینی‌ کرده‌ بود! پَس‌ از بین‌ِ آن‌ غزل‌ها تعدادِ 74 غزل‌ دست‌ْچین‌ شُد! براساس‌ِ سلیقه‌ی‌ شخص‌ِ من‌! اگر خواننده‌ در این‌ غزل‌ها دقیق‌ شَوَد همانا چهره‌ی‌یاغی‌ِ حافظ‌ را در پس‌ِ پُشتشان‌ خواهد دید! یعنی‌ همان‌ بخش‌ِ در سایه‌ مانده‌ی‌ شخصیت‌ِ حافظ‌ را به‌ عنوان‌ِ یک‌ شاعرِ سَرکش‌! نه‌ آن‌گونه‌ که‌ در مینیاتورها ثبت‌ شُده‌خُمارُ سَردرگریبان‌! نقطه‌ی‌ مشترک‌ِ اشعارِ این‌ مجموعه‌ عصیان‌ِ شاعر در مقابل‌ِ دُگم‌اندیشی‌ِ والیانی‌ چون‌ امیرمُبارزه‌الدین‌ محمدُ شاه‌ شُجاع‌ است‌، عصیانی‌ که‌ به‌ مرگی‌مشکوک‌ ختم‌ شُد!
این‌ مجموعه‌ حاصل‌ِ کارِ یک‌ تیم‌ِ تحقیقاتی‌ نیست‌! که‌ پیدا کردن‌ِ حتّا یک‌ هم‌ْدل‌ در این‌ روزگار دشوار است‌، چه‌ برسد به‌ گِرد آوردن‌ِ یک‌ تیم‌! در به‌ وجود آوردن‌ِ این‌مجموعه‌ تنها بودم‌ُ این‌ ضریب‌ِ اشتباه‌ را بالا می‌بَرَد!
شاید یک‌ روز امکان‌ِ انتشارِ تمام‌ِ این‌ مجموعه‌ فراهم‌ شَوَد!
تا ببینیم‌ چه‌ می‌شَوَد!


یغما گُلرویی‌
7 / آذر/ 81


ساقی‌! به‌ نورِ باده‌ْ بَرافروز...


ساقی‌!
به‌ نورِ باده‌ْ بَرافروزْ جام‌ِ ما!
مطرب‌ْ!
بگو!
که‌ کارِ جهان‌ْ شد به‌ کام‌ِ ما!
هرگز نَمیرَد آن‌ که‌ دلَش‌ زِنده‌ شُد به‌ عشق‌ْ!
ثبت‌ْ است‌ بر جریده‌ی‌ عالم‌
دَوام‌ِ ما.
مستی‌ ـ به‌ چشم‌ِ شاهدِ دل‌ْبندِ ما ـ خوش‌ْ است‌
زِ آن‌ رو سپرده‌اند به‌ مستی‌ْ
زَمام‌ِ ما.
ما
در پیاله‌ْ
عکس‌ِ رُخ‌ِ یار دیده‌ایم‌
ای‌ بی‌خَبَر زِ شَربَت‌ِ شُرب‌ِ مُدام‌ِ ما!
ترسم‌ که‌ صرفه‌ای‌ نَبَرَد
روزِ بازخواست‌ْ،
نان‌ِ حلال‌ِ شیخ‌ْ
زِ آب‌ِ حرام‌ِ ما!

چندان‌ بُوَد کرِشمه‌ وُ نازِ سَهی‌ قَدان‌ْ
که‌ آید به‌ جلوه‌
سروِ صنوبرْخرام‌ِ ما!
بگرفت‌
ـ همچو لاله‌ ـ دلم‌ْ در هوای‌ سَرو،
اِی‌ مُرغ‌ِ وصل‌ْ!
کی‌ شَوی‌ آخر تو رام‌ِ ما؟
اِی‌ بادْ!
اگر به‌ گُلشن‌ِ اَحباب‌ْ بُگَذری‌، زنهار!
عرضه‌ دِه‌ بَرِ جانان‌ْ پیام‌ِ ما
گو :
« نام‌ِ ما زِ یاد
ـ به‌ عَمدا! ـ چه‌ می‌بَری‌؟
خود آید آن‌ که‌
یاد نَیاید
زِ نام‌ِ ما! »
حافظ‌!
زِ دیده‌ْ قطره‌ی‌ اَشکی‌ هَمی‌ فشان‌!
باشد که‌ مرغ‌ِ بخت‌ْ
کند میل‌ِ دام‌ِ ما!

اگر چه‌ باده‌ْ فرح‌ْبخش‌ُ...

اگر چه‌ باده‌ْ فرح‌ْبخش‌ُ
بادْ گُل‌ْبیزْ است‌ْ
به‌ بانگ‌ِ چنگ‌ْ مخور مِی‌ْ
که‌ محتسب‌ْ
تیزْ است‌ْ!
صراحی‌ِ ثّی‌ُ حریفی‌ْ
گَرَت‌ْ به‌ چنگ‌ْ اُفتَدُ
به‌ عقل‌ْ نوش‌ْ،
که‌ اَیام‌ْ
فتنه‌ْانگیزْ است‌ْ!
در آستین‌ِ مُرقّع‌ْ پیاله‌ْ پنهان‌ْ کن‌ْ!
که‌ ـ هم‌ْچو چشم‌ِ صراحی‌ ـ
زمانه‌ْ خون‌ْریزْ است‌ْ!
به‌ آب‌ِ دیده‌ْ بشوییم‌ْ خرقه‌ها از مِی‌ْ
که‌ موسم‌ِ وَرَع‌ُ
روزگارِ پرهیزْ است‌ْ!
مجوی‌ْ عیش‌ِ خوش‌ْ از دورِ باژگون‌ِ سپهرْ
که‌ صاف‌ِ این‌ْ سَرِ خُم‌ْ،
جمله‌ دُردی‌ْآمیزْ است‌ْ.
سپهرْ،
بَر شده‌ پَرویزنی‌ست‌ْ خون‌ْ پالای‌
که‌ ریزه‌اش‌ْ
سَرِ کسرا وُ
تاج‌ِ پرویزْ است‌ْ.

عراق‌ُ فارس‌ْ گِرِفتی‌ْ به‌ شعرِ خوش‌ْ،
حافظ‌ْ!
بیا که‌ نوبت‌ِ بغدادُ
وقت‌ِ تبریزْ است‌ْ!

گُل‌ْ دَرْ بَرُ مِی‌ در کف‌ُ...

گُل‌ْ دَرْ بَرُ
مِی‌ْ دَرْ کف‌ُ
معشوق‌ْ به‌ کام‌ْ است‌ْ،
سلطان‌ِ جهانم‌ْ
به‌ چنین‌ْ روزْ
غُلام‌ْ است‌ْ!
گوشم‌ْ
همه‌ بَر قول‌ِ نِی‌ُ
نغمه‌ی‌ چَنگ‌ْ است‌ْ
چشمم‌ْ
همه‌ بَر لَعل‌ِ لَب‌ُ
گَردش‌ِ جام‌ْ است‌ْ.
گوْ شمع‌ْ نیاریدْ در این‌ْ جمع‌ْ،
که‌ امشب‌ْ
در مجلس‌ِ ماْ
ماه‌ِ رُخ‌ِ دوست‌ْ تمام‌ْ است‌ْ.
در مَجلس‌ِ ماْ عطرْ میامیزْ،
که‌ جان‌ْ راْ
ازْ حلقه‌ی‌ گیسوی‌ْ توْ
خوش‌ْبوی‌ْ مَشام‌ْ است‌ْ.
از نَنگ‌ْ چه‌ گویی‌؟
که‌ مَرا نام‌ْ
زِ نَنگ‌ْ است‌ْ!
وَز نام‌ْ چه‌ پُرسی‌ْ؟
که‌ مَرا نَنگ‌ْ
زِ نام‌ْ است‌ْ!
مِی‌ْخواره‌ وُ
سَرْگشته‌ وُ
رِندیم‌ُ
نظرْبازْ
وَ آن‌ْ کس‌ْ که‌ چو ماْ نیست‌ْ در این‌ْ دُور،
کدام‌ْ است‌ْ؟
با مُحتسبم‌ْ عیب‌ْ مَگوییدْ،
که‌ او نیزْ
هَمواره‌
ـ چو ما ـ
در طَلَب‌ِ عیش‌ِ مُدام‌ْ است‌ْ.

در مَذهب‌ِ ما باده‌ْ حلال‌ْ است‌،
ولیکن‌ْ
بی‌نرگس‌ِ مَخمورِ تو
ـ اِی‌ دوست‌! ـ
حرام‌ْ است‌ْ!
تا گَنج‌ِ غَم‌ت‌
ـ در دل‌ِ دیوانه‌ ـ
مقیم‌ْ است‌،
پیوسته‌ْ مَرا
کنج‌ِ خرابت‌ْ
مُقام‌ْ است‌ْ.
حافظ‌ْ!
منشین‌ْ بی‌مِی‌ُ معشوقه‌ زمانی‌،
که‌ ایام‌ِ گُل‌ُ
یاسمن‌ُ
عیدِ صیام‌ْ است‌ْ.

زُلف‌ْ آشفته‌ وُ خوی‌ کرده‌ وُ...

زُلف‌ْ آشفته‌ وُ
خُوی‌ْ کرده‌ْ وُ
خندان‌ْ لَب‌ُ
مَست‌ْ،
پیرهن‌ْ چاک‌ُ
غزل‌ْخوان‌ُ
صُراحی‌ در دست‌ْ،
نَرگِسَش‌ْ عربده‌جوی‌ُ
لَبَش‌ْ افسوس‌ْکنان‌ْ،
نیم‌ْشب‌ْ
دوش‌ْ به‌ بالین‌ِ من‌ْ آمدْ،
بنشست‌ْ!
سَرْ فراگوش‌ِ من‌ْ آوردُ
به‌ آوای‌ حزین‌ْ
گُفت‌ْ :
«ـ اِی‌ عاشق‌ِ شوریده‌ی‌ من‌ْ!
خوابت‌ْ هست‌ْ؟ »
عاشقی‌ را که‌ چنین‌ْ ساغرِ شب‌ْگیرْ دَهَندْ،
کافرِ عشق‌ْ بُوَدْ
گَرْ نَشَوَدْ
باده‌ْپرست‌ْ!
برو اِی‌ زاهدُ
بر دُردْکشان‌ْ خُرده‌ْ مگیرْ
که‌ ندادندْ جُزْ این‌ْ تُحفه‌ْ به‌ ماْ
روزِ اَلَست‌ْ،
آنچه‌ کردندْ به‌ پیمانه‌ی‌ ماْ
نوشیدیم‌ْ
اگرْ از خَمرِ بهشت‌ْ است‌ْ،
گَرْ از باده‌ی‌ مَست‌ْ.
خنده‌ی‌ جام‌ِ مِی‌ُ
زُلف‌ِ گره‌ْگیرِ نگارْ،
اِی‌ بَسا توبه‌ْ که‌
ـ چون‌ْ توبه‌ی‌ حافظ‌ْ ـ
بِشکست‌ْ!

عیب‌ِ رِندان‌ْ مَکن‌ْ...

عیب‌ِ رِندان‌ْ مَکن‌ْ،
اِی‌ْ زاهدِ پاکیزه‌ْ سِرِشت‌ْ؟!
که‌ گُناه‌ِ دِگران‌ْ
بَرْ تو نخواهندْ نِوِشت‌ْ!
من‌ْ اگرْ نیکم‌ْ
اگرْ بَدْ،
تو بروْ خودْ را باش‌ْ!
هَرْ کسی‌ْ آن‌ْ دِرَوَدْ عاقبت‌ِ کارْ
که‌ کشت‌ْ.
گَرْ نَهادت‌ْ همه‌ْ این‌ْ است‌ْ،
زِهی‌ْ پاک‌ْ نَهادْ!
وَرْ سِرِشت‌َت‌ْ همه‌ْ این‌ْ است‌ْ،
زِهی‌ْ نیک‌ْ سِرِشت‌ْ!
بَرْ عَمَل‌ْ تکیه‌ْ مَکن‌ْ
� خواجه‌! ـ
که‌ در روزِ اَلَست‌ْ،
تو چه‌ دانی‌ْ
قَلَم‌ِ صُنع‌ْ
به‌ نام‌َت‌ْ چه‌ نوشت‌ْ؟
ناْامیدم‌ْ مکن‌ْ از سابقه‌ی‌ْ لُطف‌ِ اَزَل‌ْ،
تو چه‌ْ دانی‌ْ که‌ پَس‌ِ پَرده‌ْ
چه‌ْ خوب‌ْ است‌ُ
چه‌ْ زِشت‌ْ؟
همه‌ْ کس‌ْ طالب‌ِ یارْ است‌ْ،
چه‌ْ هُشیارْ
چه‌ْ مَست‌ْ،
همه‌ْ جاْ خانه‌ی‌ْ عشق‌ْ است‌ْ،
چه‌ْ مَسجِدْ
چه‌ْ کنِشت‌ْ!
باغ‌ِ فِردوس‌ْ لَطیف‌ْ است‌ْ،
وَلیکن‌ْ زِنهارْ!
تا غنیمت‌ْ شِمُری‌ْ
سایه‌ی‌ْ بیدُ لَب‌ِ کشت‌ْ!

نه‌ مَن‌ْ از خانه‌ی‌ْ تَقواْ به‌ دَرْ افتادَم‌ُ بَس‌ْ،
� پدرم‌ْ نیزْ
بِهِشت‌ِ اَبَدْ
از دست‌ْ بِهِشت‌ْ.
سَرِ تسلیم‌ِ من‌ُ خاک‌ِ درِ مِی‌ْکده‌هاْ!
مُدعی‌ْ گَرْ نَکنَدْ فَهم‌ْ
سخن‌ْ گوْ سَرُ خِشت‌ْ!
حافظاْ!
روزِ اَزَل‌ْ
گَرْ به‌ کف‌ْ آری‌ْ جامی‌ْ،
یک‌ْسَرْ از کوی‌ْ خَرابات‌ْ
بَرَندت‌ْ به‌ بَهَشت‌ْ!

شراب‌ُ عیش‌ِ نهان‌ْ چیست‌ْ؟

شراب‌ُ عیش‌ِ نهان‌ْ چیست‌ْ؟
کارِ بی‌بنیادْ.
زدیم‌ْ بَرْ صف‌ِ رِندان‌ُ
هَرْ چه‌ْ بادابادْ!
زِ دست‌ْ اگرْ نَنَهم‌ْ جام‌ِ مِی‌ْ
مَکن‌ْ عیبَم‌ْ،
که‌ پاک‌ْتَرْ به‌ از اینَم‌ْ
حریف‌ْ دست‌ْ ندادْ.
مگرْ که‌ لاله‌ْ بدانست‌ْ بی‌وفایی‌ِ دُورْ
که‌ تا بِزادُ بِشُد
جام‌ِ مِی‌ْ زِ کف‌ْ نَنهادْ.
نمی‌دهندْ اِجازَت‌ْ مرا به‌ سِیرُ سفرْ،
نسیم‌ِ خاک‌ِ مُصَلّا وُ
آب‌ِ رُکن‌ْآبادْ.
بیا!
بیا که‌ زمانی‌ْ به‌ مِی‌ْ خراب‌ْ شویم‌ْ
مَگَرْ رسیم‌ْ به‌ گَنجی‌ْ
در این‌ْ خراب‌ْآبادْ!
گِرِه‌ْ زِ دِل‌ْ بگشا وَزْ سِپِهرْ یادْ مَکن‌ْ
که‌ فکرِ هیچ‌ْ مُهندس‌ْ
چنین‌ْ گِرِه‌ْ نگشادْ.
قَدَح‌ْ به‌ شرط‌ِ اَدَب‌ْ گیرْ
ز آن‌ْ که‌ ترکیبَش‌ْ
زِ کاسه‌ی‌ْ سَرِ جمشیدُ بهمن‌ْ است‌ُ قبادْ.
که‌ آگَه‌ْ است‌ْ که‌ کاووس‌ْ کی‌ْ به‌ دَخمه‌ْ چه‌ بُردْ؟
که‌ واقف‌ْ است‌ْ،
که‌ چون‌ْ رَفت‌ْ تَخت‌ِ جَم‌ْ بَرْ بادْ؟
زِ انقلاب‌ِ زمانه‌ْ عَجَب‌ْ مَدارْ
که‌ چرخ‌ْ،
از این‌ْ فسانه‌ْ هزاران‌ْ هزارْ دارَدْ یادْ!
زِ حسرت‌ِ لَب‌ِ شیرین‌ْ،
هنوزْ می‌بینَم‌ْ
که‌ لاله‌ْ می‌دَمَدْ از خاک‌ِ تُربَت‌ِ فرهادْ.
قَدَح‌ْ مَگیرْ،
چوْ حافظ‌ْ،
مَگَرْ به‌ نغمه‌ی‌ چَنگ‌ْ
که‌ بسته‌اندْ بَرْ ابریشم‌ِ طَرَب‌ْ
دل‌ِ شادْ!

صوفی‌ْ نهادْ دام‌ُ...

صوفی‌ْ نهادْ دام‌ُ
سَرِ حُقّه‌ بازْ کرد،
بنیادِ مَکرْ
با فَلَک‌ِ حُقّه‌ْبازْ کرد.
ساقی‌!
بیا که‌ شاهدِ رَعنای‌ صوفیان‌ْ
دیگر به‌ جلوه‌ْ آمدُ
آغازِ نازْ کرد!
اِی‌ کبک‌ِ خوش‌ْخَرام‌!
کجا می‌رَوی‌ به‌ نازْ؟
� � غَرّه‌ مشو!
که‌ گُربه‌ی‌ عابدْ نمازْ کرد!
اِی‌ دِل‌!
بیا که‌ ما به‌ پناه‌ِ خُدا رَویم‌!
زِ آن‌ْچ‌ آستین‌ِ کوتَه‌ُ
دست‌ِ درازْ کرد.
بازّی‌ِ چرخ‌ْ
بِشکنَدَش‌ بیضه‌ْ در کلاه‌ْ
آن‌ را که‌ عرض‌ِ شَعْبَده‌ با اهل‌ِ رازْ کرد.
صَنعت‌ مکن‌!
که‌ هَر که‌ محبّت‌ نه‌ راست‌ْ باخت‌ْ،
عشقش‌
به‌ روی‌ دِل‌
درِ معنی‌ْ فَرازْ کرد.
فردا که‌ پیش‌ْگاه‌ِ حقیقت‌ْ شَوَد پَدیدْ،
شرمنده‌ رَه‌ْروی‌
که‌ عَمَل‌ْ بَر مَجازْ کرد!
حافظ‌!
مَکن‌ ملامت‌ِ رندان‌!
� که‌ در اَزَل‌ْ
ما را خُدا زِ زُهدُ ریا بی‌نیازْ کرد.

کارَم‌ زِ دُورِ چَرخ‌ْ...

کارَم‌ زِ دُورِ چَرخ‌ْ
به‌ سامان‌ْ نمی‌رِسَد.
خون‌ْ شُد دِلَم‌ زِ دردُ
به‌ درمان‌ْ نمی‌رِسَد.
با خاک‌ِ راه‌ْ راست‌ْ شُدم‌ هم‌ْچو بادُ
باز
تا آب‌ِ روی‌ْ می‌رِسَدم‌ْ
نان‌ْ نمی‌رِسَد.
پِی‌ْ پاره‌ییی‌ نمی‌کنَم‌ْ از هیچ‌ْ اُستخوان‌
تا صدْهزارْ زخم‌ْ
به‌ دندان‌ْ نمی‌رِسَد.
سیرم‌ْ زِ جان‌ِ خودْ
� به‌ دِل‌ِ راستان‌! ـ
ولی‌
بی‌چاره‌ْ را چه‌ چاره‌ْ چو فرمان‌ْ نمی‌رِسَد؟
از دست‌ْبُردِ جورِ زمان‌ْ
اهل‌ِ دَردْ را
این‌ غصّه‌ بَس‌ْ که‌ دست‌ْ سوی‌ جان‌ْ نمی‌رِسَد.
از حشمت‌ْ
� اهل‌ِ جَهل‌ْ ـ
به‌ کیوان‌ْ رسیده‌اَند،
جُز آه‌ِ اهل‌ِ فضل‌ْ به‌ کیوان‌ْ نمی‌رِسَد.
تا صدْهزارْ خارْ نمی‌روید از زمین‌ْ
از گُلبُنی‌
گُلی‌ به‌ گُلستان‌ْ نمی‌رِسَد.
از آرزوست‌ْ گَشته‌ گران‌ْبارِ غَم‌ْ دِلَم‌؛
آوخ‌!
که‌ آرزوی‌ِ من‌ْ آسان‌ْ نمی‌رِسَد.
یعقوب‌ را دو دیده‌ْ
� زِ حسرت‌ْ ـ
سفیدْ شُدْ
و آوازه‌یی‌ زِ مصرْ
به‌ کنعان‌ْ نمی‌رِسَد.

حافظ‌!
صبور باش‌
که‌ در راه‌ِ عاشقی‌،
آن‌ کس‌ که‌ جان‌ْ نَدادْ
به‌ جانان‌ْ نمی‌رِسَد.

نقدِ صوفی‌ نه‌ همه‌...

نقدِ صوفی‌ْ
نه‌ همه‌ صافی‌ُ بی‌غَش‌ْ باشَد؛
اِی‌ بَسا خرقه‌ْ
که‌ شایسته‌ی‌ آتش‌ْ باشَد!
صوفی‌ ما
که‌ زِ وِرْدِ سَحَری‌ْ مَست‌ْ شُدی‌،
شام‌ْگاهَش‌ نگران‌ باش‌
که‌ سَرْخوش‌ باشَد!
خوش‌ْ بُوَد گَر مَحَک‌ِ تجربه‌ آید به‌ میان‌ْ
تا سیه‌روی‌ شَوَد
هرکه‌ در او غَش‌ باشَد.
نازْ پَروَردِ تنعّم‌ْ
نَبَرَد راه‌ْ به‌ دوست‌ْ؛
عاشقی‌
شیوه‌ی‌ رِندان‌ِ بَلاکش‌ْ باشَد.
غم‌ِ دُنیای‌ دَنی‌ چَند خوری‌؟
باده‌ بخور!
حیف‌ْ باشَد دل‌ِ دانا
که‌ مُشوّش‌ باشَد.
خط‌ِ ساقی‌ْ
گَر از این‌ گونه‌ زَنَدْ نقش‌ْ بَر آب‌،
ای‌ بسا رُخ‌
که‌ به‌ خون‌ْآبه‌ منقّش‌ باشَد!
دَلق‌ُ سجّاده‌ی‌ حافظ‌
بَبَرد باده‌ْفروش‌،
گَر شراب‌ْ از کف‌ِ آن‌
ساقی‌ِ مَه‌ْوَش‌ْ باشَد.

رسید مُژده‌ که‌ ایام‌ِ غَم‌ْ...

رسید مُژده‌
که‌ ایام‌ِ غَم‌ْ
نَخواهَد ماند
چُنان‌ْ نَماندُ
چُنین‌ نیز هَم‌ نَخواهد ماند.
سرود مجلس‌ جمشید،
گفته‌اَند این‌ بود
که‌:
«جام‌ِ باده‌ْ بیاوَر
که‌ جَم‌ْ نَخواهد ماند!
چه‌ جای‌ شُکرُ شکایت‌
زِ نقش‌ِ نیک‌ُ بَد است‌،
چو بَر صحیفه‌ی‌ هَستی‌ْ
رَقَم‌ نَخواهد ماند؟»
بَر این‌ رِواق‌ِ زَبَرْجَدْ نوشته‌اَند به‌ زر
که‌:
«ـ جُز نکوئی‌ِ اهل‌ِ کرَم‌
نخواهد ماند!
توانگرا!
دِل‌ درویش‌ خود به‌ دست‌ آور!
که‌ مخزن‌ِ زَرُ گنج‌ِ دِرَم‌ نَخواهد ماند!»

سَحَر،
کرِشمه‌ی‌ صُبحَم‌ بِشارَتی‌ خوش‌ْ داد
که‌ کس‌ همیشه‌ گرفتارِ غَم‌ْ نَخواهد ماند.
من‌ اَر چه‌ در نظرِ یارْ خاک‌ْسار شُدَم‌،
رقیب‌ نیزْ
چُنین‌ْ مُحتَرَم‌ْ نَخواهد ماند.
چو پَرده‌دار به‌ شمشیر می‌زَنَد همه‌ را
کسی‌ مقیم‌ِ حریم‌ِ حَرَم‌
نَخواهد ماند.
غنیمتی‌ شِمُر
� اِی‌ شمع‌ْ ـ
وصل‌ِ پروانه‌،
که‌ این‌ معامله‌
تا صُبح‌ْدَم‌ْ
نَخواهَد ماند!
زِ مهربانی‌ِ جانان‌ْ طمع‌ْ مَبُر،
حافظ‌!
که‌ نقش‌ِ جُورُ نِشان‌ِ سِتَم‌
خواهد ماند.

دانی‌ْ که‌ چنگ‌ُ عودْ چه‌...

دانی‌ْ که‌ چنگ‌ُ عودْ چه‌ تَقریرْ می‌کنَند؟
«پنهان‌ْ خوریده‌ باده‌ْ
که‌ تعزیرْ می‌کنَند!
ناموس‌ِ عشق‌ُ رونق‌ِ عشّاق‌ می‌بَرَند!
منع‌ِ جوان‌ُ
سَرزنش‌ِ پیرْ می‌کنَند!
تشویش‌ِ وقت‌ِ پیرِ مُغان‌ می‌دَهَندْ بازْ
این‌ سالکان‌ نگر
که‌ چه‌ با پیرْ می‌کنَند!
گویند:
رمزِ عشق‌ْ مَگوییدُ مَشنَوید!
مُشکل‌ْ حکایتی‌ست‌
که‌ تقریرْ می‌کنَند:
جز قلب‌ِ تیره‌ْ هیچ‌ْ نَشُد حاصل‌ُ
هنوز،
باطل‌ْ در این‌ خیال‌ْ
که‌ اِکسیرْ می‌کنَند!»

صَدْ آب‌ِرو به‌ نیم‌ِ نَظَر می‌تَوان‌ خَرید؛
خوبان‌
در این‌ معامله‌
تقصیرْ می‌کنَند.

ما از بُرون‌ِ پَرده‌ْ گرفتارِ صَد فَریب‌ْ،
تا خودْ درون‌ِ پرده‌
چه‌ تدبیر می‌کنَند!
قومی‌ به‌ جدُّ جَهدْ نهادند وصل‌ِ دوست‌
قوم‌ِ دگر
حواله‌ به‌ تقدیرْ می‌کنَند،
فِی‌الجمله‌
اعتبار مَکن‌
بر ثبات‌ِ هیچ‌ْ
که‌ این‌ کارخانه‌یی‌ست‌
که‌ تغییرْ می‌کنَند.
مِی‌ْ خور!
که‌ شیخ‌ُ حافظ‌ُ مفتی‌ُ محتسب‌ْ
گَر نیک‌ْ بِنگَری‌،
همه‌ تَزویرْ می‌کنَند!

خوشا دِلی‌ که‌...

خوشا دِلی‌ که‌ مُدام‌ از پِی‌ِ نَظَر نَرَوَد
به‌ هَر دَرَش‌ که‌ بخوانند
بی‌خبر نَرَوَد.
طمع‌ْ در آن‌ لب‌ِ شیرین‌ْ نکردنم‌ اولا؛
ولی‌ چه‌گونه‌ْ مگس‌ْ
از پِی‌ِ شِکر نَرَوَد؟
مکن‌ به‌ چشم‌ِ حقارت‌ْ نگاه‌ در من‌ِ مَست‌
که‌ آب‌ِ روی‌ِ شریعت‌ْ
به‌ این‌قَدَر نَرَوَد.
سوادِ دیده‌ی‌ غم‌ْدیده‌ام‌ به‌ اشک‌ْ مَشوی‌
که‌ نقش‌ِ خال‌ِ تواَم‌
هرگز از نَظَر نَرَوَد.
تو که‌ ز مَکارم‌ِ اخلاق‌ِ عالَمی‌ دِگَری‌،
وفای‌ عهدِ من‌
از خاطراَت‌ به‌ دَر نَرَوَد.
سیاه‌ْنامه‌تَر از خود
کسی‌ نمی‌بینم‌،
چه‌گونه‌ چون‌ قَلَمَم‌ دودِ دِل‌ْ به‌ سَر نَرَوَد؟
دِلا مَباش‌ْ چنین‌ هرزه‌گردُ هرجائی‌،
که‌ هیچ‌ْ کار زِ پیشَت‌
به‌ این‌ هُنَر نَرَوَد.
به‌ تاج‌ِ هُدْهُدَم‌ از رَه‌ مَبَر،
که‌ بازِ سپیدْ
چو باشِه‌
در پِی‌ِ هَر صیدِ مُختَصَر نَرَوَد!

بیار باده‌ وُ
اوّل‌ به‌ دست‌ِ حافظ‌ دِه‌
به‌ شرط‌ِ آن‌ که‌ زِ مَجلس‌ْ
سُخن‌ْ به‌ دَر نَرَوَد!
بَر سَرِ آنَم‌ که‌...
بَر سَرِ آنَم‌ که‌
� گَرْ زِ دَست‌ْ بَرآید ـ
دَست‌ْ به‌ کاری‌ زَنَم‌ْ
که‌ غصّه‌ سَرآید!
بُگذَرَد این‌ روزگارِ تَلخ‌تَر از زَهرْ
بارِ دِگَرْ
روزگارِ چون‌ْ شِکر آید.
بُلبُل‌ِ عاشق‌!
تو عُمره‌ خواه‌،
که‌ آخر
باغ‌ْ شَوَد سبزُ
شاخ‌ِ گُل‌ْ به‌ بَرْ آید!
صبرُ ظَفَر
هَر دو دوستان‌ِ قَدیمَند
بر اَثَرِ صبرْ
نوبت‌ِ ظَفَر آید.

صالح‌ُ طالع‌ْ متاع‌ِ خویش‌ْ نَمایندْ
تا چه‌ قبول‌ اُفتَدُ
چه‌ در نَظَر آید.
خلوت‌ِ دِل‌ْ نیست‌ جای‌ِ صحبت‌ِ اَضدادْ:
دیو چو بیرون‌ْ رَوَدْ
فرشته‌ دَرآید!
بَر درِ ارباب‌ِ بی‌مروّت‌ِ دُنیا
چَند نشینی‌
که‌ خواجه‌ کی‌ به‌ دَر آید؟
صحبت‌ِ حُکام‌ْ
ظلمت‌ِ شب‌ِ یلداست‌،
نور زِ خورشیدْ خواه‌،
بو که‌ بَرآید!

غِفلَت‌ حافظ‌ در این‌ سَراچه‌
عَجَب‌ْ نیست‌:
هَر که‌ به‌ مِی‌ْخانه‌ رَفت‌
بی‌خَبَر آید!

عیدْ است‌ُ آخرِ گُل‌ُ...

عیدْ است‌ُ
آخرِ گُل‌ُ
یاران‌ْ در انتظار،
ساقی‌!
به‌ روی‌ِ یارْ ببین‌ ماه‌ُ مِی‌ْ بیار!
دِل‌ بَرگرفته‌ بودم‌ از اَیام‌ِ گُل‌،
ولی‌
کاری‌ بِکردْ همّت‌ِ پاکان‌ِ روزگار.
جُز نقدِ جان‌ْ به‌ دست‌ ندارم‌
� شَراب‌ْ کو؟
که‌ آن‌ نیز
بَر کرِشمه‌ی‌ ساقی‌ْ
کنَم‌ نِثار.
زِ آن‌جا که‌ پَرده‌پوشی‌ِ خُلق‌ِ کریم‌ِ توست‌
بر قلب‌ِ ما ببخش‌
که‌ نَقدی‌ست‌ کم‌ عَیارْ!

ای‌ دل‌!
جناب‌ِ عشق‌ْ بُلندْ است‌
هِمّتی‌!
نیکو شِنو حدیث‌ُ به‌ این‌ قصّه‌ گوش‌ْ دار:
ترسم‌ که‌ روزِ حَشْر عِنان‌ بَر عِنان‌ رَوَد
تسبیح‌ِ شیخ‌ُ
خِرقه‌ی‌ رِندِ شراب‌ْخوار!
فُرصت‌ شمار صحبت‌ُ
بشنو به‌ گوش‌ِ هوش‌ْ
از فیض‌ِ جام‌ْ
قصّه‌ی‌ جمشید کام‌ْکار.
مِی‌ْخور به‌ شعرِ بَنده‌،
که‌ ذوقی‌ دِگَرْ دَهَد
جام‌ِ مُرَصَّع‌ِ تو
به‌ این‌ دُرِّ شاه‌ْوار.
حافظ‌!
چو رفت‌ روزه‌ وُ گُل‌ْ نیز می‌رَوَد،
برخیزُ باده‌ نوش‌
که‌ از دَست‌ رَفت‌ْ کارْ!
گَر فوت‌ْ شُد سحور،
چه‌ نُقصان‌؟
صَبوح‌ْ هَست‌ْ
از مِی‌ْ کنَند روزه‌ گُشا
طالبان‌ِ یار!
دارَم‌ از زُلف‌ِ سیاهَت‌...
دارَم‌ از زُلف‌ِ سیاهَت‌ گِلِه‌
چَندان‌ْ که‌ مَپُرس‌!
که‌ چنان‌ زو شُده‌اَم‌ بی‌سرُ سامان‌
که‌ مَپُرس‌!
گوشه‌گیری‌ُّ سلامت‌ْ هَوَسَم‌ بود،
ولی‌
فتنه‌یی‌ می‌کنَد آن‌ْ نَرگس‌ِ فتّان‌ْ
که‌ مَپُرس‌!
کس‌ به‌ امّیدِ وَفا
تَرک‌ِ دل‌ُ دین‌ مَکناد
که‌ چنانَم‌ من‌ از این‌ کرده‌ پَشیمان‌ْ
که‌ مَپُرس‌!

زاهد!
از ما به‌ سلامت‌ بگُذَر،
که‌ این‌ می‌ِ لعل‌
دِل‌ُ دین‌ می‌بَرَد از دَست‌
به‌ آن‌ سان‌ْ که‌ مَپُرس‌!
بَهرِ یک‌ جُرعه‌
که‌ آزارِ کسَش‌ در پِی‌ نیست‌ ـ
زحمتی‌ می‌بَرَم‌ از مَردُم‌ِ نادان‌ْ
که‌ مَپُرس‌!
گفت‌ُگوهاست‌ در این‌ راه‌ که‌ جان‌ْ بگذارد:
هر کسی‌ عَربَده‌یی‌:
این‌، که‌ «مَگوی‌!»
آن‌، که‌ «مَپُرس‌»!
گفتم‌ از گوی‌ فَلَک‌ْ
صورت‌ِ حالی‌ پُرسم‌،
گفت‌:
«آن‌ می‌کشَم‌ اَندَر خَم‌ِ چوگان‌ْ
که‌ مَپُرس‌!»

گفتمش‌:
«ـ زُلف‌ به‌ خون‌ِ که‌ شِکستی‌؟»
گفتا:
«حافظ‌!
این‌ قصّه‌ دِرازْ است‌،
به‌ قُرآن‌ که‌ مَپُرس‌!»

به‌ جِدُّ جَهْدْ چو کاری‌...

به‌ جِدُّ جَهْدْ چو کاری‌ نمی‌رَوَد از پیش‌ْ
به‌ کردِگار رها کرده‌ به‌
مصالح‌ِ خویش‌ْ.
به‌ پادشاهی‌ِ عالَم‌ْ فرو نَیارَد سَرْ
اگر زِ سِرِّ قناعت‌ْ خَبَر شَوَد
درویش‌.

ریای‌ زاهدِ سالوس‌ْ
جان‌ِ من‌ فَرسودْ
قَدَح‌ بیارُ بِنِه‌ مَرهَمی‌ بَر این‌ دِل‌ِ ریش‌.
ریا حلال‌ْ شمارندُ
جام‌ِ باده‌ حَرام‌ ـ
زِهی‌ طریقت‌ُ مَذهب‌!
زِهی‌ شریعت‌ُ کیش‌!

به‌ دل‌ْربایی‌ اگر خود سَر آمدی‌،
نه‌ عَجَب‌
که‌ نورِ حُسن‌ِ تو بود از اَساس‌ِ عالَم‌ْ پیش‌.
دهان‌ِ تَنگ‌ِ تو
دل‌ْخواه‌ِ جان‌ِ حافظ‌ْ شُد ـ
به‌ جان‌ بُوَد خَطَرَم‌
زِ این‌ دل‌ِ مَحال‌ْاَندیش‌!

اِی‌ دِل‌ِ ریش‌ِ مَرا با لَب‌ِ تو...

اِی‌ دِل‌ِ ریش‌ِ مَرا با لَب‌ِ تو حق‌ِّ نَمَک‌!
حَق‌ نِگَه‌ْدار!
که‌ من‌ می‌رَوَم‌.
الله مَعَک‌!
گفته‌ بودی‌ که‌:
«ـ شَوَم‌ مَست‌ُ دو بوسَت‌ بِدَهَم‌!»
وعده‌ از حَد بِشُدُ
ما نه‌ دو دیدم‌ُ
نه‌ یک‌!
بِگُشا پِسته‌ی‌ خَندان‌ُ
شِکرْریزی‌ کن‌! ـ
خلق‌ را از دهن‌ خویش‌ مَیندازْ
به‌ شَک‌.
توئی‌ آن‌ گوهرِ پاکیزه‌،
که‌ در عالم‌ِ قُدس‌
ذِکرِ خیرِ تو بُوَد
حاصل‌ِ تسبیح‌ِ مَلَک‌.
در خلوص‌ِ مَنَت‌ْ اَر هست‌ شَکی‌،
تجربه‌ کن‌! ـ
کس‌ عَیارِ زَرِ خالص‌ْ نَشِناسَد
چو مَحَک‌.

چَرخ‌ بَر هَم‌ زَنَم‌
اَر جُز به‌ مُرادَم‌ گَردَد!
من‌ نه‌ آنم‌ که‌ زَبونی‌ کشَم‌
از چَرخ‌ِ فَلَک‌!

چون‌ بَرِ حافظ‌ِ خویشش‌ نگذاری‌؟
باری‌،
ای‌ رقیب‌!
از درِ او یک‌ دو قَدَم‌ دورْ تَرَک‌!

گَرچه‌ از آتش‌ِ دِل‌ْ...

گَرچه‌ از آتش‌ِ دِل‌ْ
چون‌ خُم‌ِ مِی‌ْ
در جوشَم‌،
مُهر بَر لَب‌ زَده‌
خون‌ می‌خورَم‌ُ خاموشَم‌.
من‌ کی‌ْ آزادْ شَوَم‌ از غزم‌ِ دِل‌،
چون‌ هَر دَم‌
هِندوی‌ زُلف‌ِ بُتی‌
حَلقه‌ کنَد در گوشَم‌؟
قصدِ جان‌ْ است‌ طَمَع‌ْ در لَب‌ِ جانان‌ کردَن‌؛
تو مَرا بین‌
که‌ در این‌ کارْ
به‌ جان‌ْ می‌کوشَم‌!

خرقه‌پوشی‌ِ من‌ از غایت‌ِ دین‌ْداری‌ نیست‌:
پرده‌یی‌ بر سَرِ صد عیب‌ِ نَهان‌ْ می‌پوشَم‌!
پِدَرَم‌ روضه‌ی‌ رِضوان‌ْ به‌ دو گَندُم‌ بِفُروخت‌،
تا خَلَف‌ باشم‌ اگر من‌
به‌ جُویی‌ نَفروشَم‌!
حاش‌َلله که‌ نِیم‌ معتقدِ طاعت‌ِ خویش‌؛
این‌ قدر هَست‌ْ که‌
گَه‌ گَه‌ قَدَحی‌ می‌نوشَم‌.
من‌ که‌ خواهم‌ که‌ نَنوشم‌ مَگَر از راوُق‌ِ خُم‌ْ
چه‌ کنَم‌
گَر سُخن‌ِ پیرِ مُغان‌ نَنیوشَم‌؟
هَست‌ امیدم‌ که‌ عَلَی‌'رَغْم‌ِ عَدو،
روزِ جَزا
فیض‌ِ عَفوَش‌ نَنَهَد بارِ گُنَه‌
بَر دوشَم‌.
گَر از این‌ دَست‌ زَنَد مُطرب‌ِ مَجلِس‌ رَه‌ِ عشق‌ْ،
شعرِ حافظ‌ بِبَرَد وقت‌ سَماع‌
از هوشَم‌.

روزگاری‌ شُد که‌...

روزگاری‌ شُد که‌ در مِی‌ْخانه‌ خدمَت‌ می‌کنَم‌.
در لباس‌ِ فَقر،
کارِ اَهل‌ِ دولَت‌ می‌کنَم‌.
حاش‌َلله
که‌ ز حساب‌ِ روزِ حَشْرَم‌ بیم‌ْ نیست‌! ـ
فال‌ِ فَردا می‌زَنَم‌،
امروزْ عِشرَت‌ْ می‌کنَم‌.
تا کی‌ از دَستَم‌ بَرآید تیرِ تدبیرِ مُراد،
در کمینَم‌،
انتظارِ وقت‌ِ فُرصَت‌ می‌کنَم‌.
چون‌ صبا
افتان‌ُ خیزان‌ می‌رَوَم‌ تا کوی‌ِ دوست‌
وَز ریاحین‌ُ گُل‌ْ
استمدادِ همّت‌ می‌کنَم‌.
زُلف‌ِ دِل‌ْبَر دام‌ِ راه‌ُ
غمزه‌اش‌ تیرِ بَلاست‌
یاد دار!
� ای‌ دِل‌! ـ
که‌ چَندینَت‌ نصیحَت‌ می‌کنَم‌!
خاک‌ِ کویت‌ زَحمَت‌ِ ما بَرنتابد بیش‌ از این‌
لُطف‌ها کردی‌ بُتا،
تَخفیف‌ِ زَحمَت‌ می‌کنَم‌!

واعظ‌ِ ما بوی‌ حَق‌ْ نَشیند!
بِشنو!
که‌ این‌ سُخن‌ْ
در حضورَش‌ نیز می‌گویم‌،
نه‌ غیبَت‌ می‌کنم‌!

دیده‌ی‌ بَدبین‌ْ بِپوشان‌!
� اِی‌ کریم‌ِ عیب‌ْپوش‌! ـ
زِ این‌ دِلیری‌ها که‌ من‌
در کنج‌ِ خَلوَت‌ْ می‌کنَم‌!
حافِظَم‌ در مَحفِلی‌،
دُرْدی‌ کشَم‌ در مَجلِسی‌،
بِنگَر این‌ شوخی‌،
که‌ چون‌ْ با خلق‌ صَنعت‌ْ می‌کنَم‌!

بُگذار تا به‌ شارِع‌ِ...

بُگذار تا به‌ شارِع‌ِ مِی‌ْخانه‌ بُگذَریم‌
که‌ ز بَهرِ جرعه‌یی‌
همه‌ مُحتاج‌ِ آن‌ دَریم‌!
جایی‌ که‌ تخت‌ُ مَسنَدِ جَم‌ْ می‌رَوَد به‌ بادْ
گَر غَم‌ْ خوریم‌ خوش‌ نبُوَد،
بِه‌ْ که‌ مِی‌ْ خوریم‌!
روزِ نَخُست‌
چون‌ درِ رِندی‌ زَدیم‌ُ عشق‌ْ
شَرط‌ آن‌ بُوَد
که‌ جُز رَه‌ِ این‌ شیوه‌ نَسپُریم‌.
چون‌ صوفیان‌ْ به‌ حالت‌ُ رقصند در سماع‌
ما نیز
همه‌ به‌ شُعبَده‌ دَستی‌ بَرآوَریم‌!
واعظ‌!
مَکن‌ نصیحت‌ِ شوریدگان‌،
که‌ ما
با خاک‌ِ کوی‌ دوست‌ْ
به‌ فِردوس‌ْ نَنگَریم‌!

از جرعه‌ی‌ تو
خاک‌ِ زمین‌ْ قَدرِ لَعل‌ْ یافت‌،
بیچاره‌ ما
که‌ پیش‌ِ تو از خاک‌ْ کم‌ْتَریم‌!
تا کی‌ْ به‌ کام‌ِ دِل‌ زِ لَب‌ِ لَعل‌ِ او رِسیم‌
در خون‌ِ دِل‌ نِشَسته‌
چو یاقوت‌ِ احمَریم‌!
حافظ‌!
چو رَه‌ به‌ کنگِرِه‌ی‌ کاخ‌ِ وَصل‌ نیست‌،
با خاک‌ِ آستانه‌ی‌ آن‌ َدر
به‌ سَر بَریم‌!

خدا را، کم‌ نِشین‌ْ...

خدا را،
کم‌ نِشین‌ْ با خِرقه‌ْپوشان‌!
رُخ‌ از رِندان‌ِ بی‌سامان‌ْ مَپوشان‌!
در این‌ خرقه‌
بَسی‌ آلوده‌گی‌ هَست‌
خوشا وقت‌ِ قَبای‌ مِی‌ْفُروشان‌!
تو نازک‌طبعی‌ُ
طاقت‌ نَیاری‌
گرانی‌های‌ِ مُشتی‌ دَلق‌ْپوشان‌.
در این‌ صوفی‌ْوَشان‌ دَردی‌ نَدیدَم‌
� که‌ صافی‌ بادْ
عیش‌ِ دُردْ نوشان‌! ـ
بیا وَز غَبْن‌ِ این‌ سالوسیان‌ بین‌
صُراحی‌ْ خون‌ْدل‌ُ
بَرْبَط‌ خُروشان‌!

چو مَستَم‌ کرده‌ای‌
مَستورْ مَنشین‌!
چو نوشم‌ داده‌ای‌
زَهرَم‌ مَنوشان‌!
زِ دلگرمی‌ِ حافظ‌
بَر حَذَر باش‌!
که‌ دارَد سینه‌یی‌
چون‌ دیگ‌ِ جوشان‌ْ.

از من‌ جُدا مَشو که‌...

از من‌ جُدا مَشو
که‌ مَرا نورِ دیده‌ای‌!
آرام‌ جان‌ُ
مونِس‌ِ قَلب‌ِ رَمیده‌ای‌!
از چشم‌ِ بَخت‌ِ خویش‌ْ مَبادَت‌ گَزَند!
از آنک‌
در دِل‌ْبَری‌
به‌ غایت‌ِ خوبی‌ رسیده‌ای‌.
از دامن‌ِ تو دست‌ ندارَند عاشقان‌
پیراهن‌ِ صبوری‌ِ ایشان‌
دَریده‌ای‌.
داری‌ خیال‌ِ پُرسش‌ِ عشّاق‌ِ بی‌نَوا
گویا که‌ بوی‌ صِدق‌ْ
از ایشان‌ شِنیده‌ای‌.
دِل‌ بَرمَدار!
� هان‌!
که‌ رَسی‌ هَم‌ به‌ روزِ وَصل‌ْ
شب‌ها چو زَهرِ فُرقَت‌ِ جانان‌ چِشیده‌ای‌.

مَنعَم‌ زِ عشق‌ْ اگر کنی‌،
� ای‌ مُفتی‌ِ زمان‌! ـ
معذور دارَمَت‌،
که‌ تو او را نَدیده‌ای‌!
آب‌ حیات‌ُ مَرتَبَت‌ِ خِضْر یافتی‌
یک‌ْ بار اگر
تو خودْ لَب‌ِ دِل‌ْبَر مَکیده‌ای‌!

این‌ سَرزَنِش‌ که‌ کرد تو را دوست‌ْ،
حافظا!
بیش‌ از گِلیم‌ِ خویش‌ْ
مَگَر پا کشیده‌ای‌؟

بُتا! با ما مَوَرز...

بُتا!
با ما مَوَرز این‌ کینه‌ْداری‌،
که‌ حق‌ِ صُحبَت‌ِ دیرینه‌ داری‌!
نصیحت‌ گوش‌ کن‌!
که‌ این‌ دُرْ بَسی‌ بِه‌ْ
از آن‌ گوهَر که‌ در گَنجینه‌ داری‌:
به‌ فریادِ خُمارِ مُفلِسان‌ رَس‌
خدا را!
گَر مِی‌ِ دوشینه‌ داری‌!
ولیکن‌
کی‌ْ نمائی‌ رُخ‌ به‌ رِندان‌
تو که‌ ز خورشیدُ مَه‌
آیینه‌ داری‌.

بَدِ رِندان‌ مَگو
اِی‌ شیخ‌ُ هُش‌ دار!
که‌ با حُکم‌ِ خدایی‌ کینه‌ داری‌!
نمی‌تَرسی‌ زِ آه‌ِ آتَشینم‌؟
تو دانی‌ خِرقِه‌ی‌ پَشمینه‌ داری‌!

بِسوزان‌ خِرقِه‌ی‌ تَلْبیس‌،
حافظ‌!
به‌ اَبیاتی‌ که‌ اَندَر سینه‌ داری‌!

سینه‌ مالامال‌ِ دَرد است‌...

سینه‌ مالامال‌ِ دَرد است‌.
اِی‌ دَریغا مَحرَمی‌!
دِل‌ زِ تنهایی‌ به‌ جان‌ آمد.
خدایا!
هَم‌ْدَمی‌!
سوختم‌ در چاه‌ِ صبرْ
از بَهرِ آن‌ شَمع‌ِ چِگِل‌،
شاه‌ِ تُرکان‌ْ فارِغ‌ است‌ از حال‌ِ ما؛
کو رُستَمی‌؟
آدَمی‌ در عالَم‌ِ خاکی‌ نمی‌آید به‌ دَست‌،
عالَمی‌ از نو بِباید ساخت‌
وَز نو آدَمی‌.
زیرَکی‌ را گفتم‌:
«ـ این‌ اَحوال‌ بین‌!»
خندیدُ گفت‌:
«ـ صَعْب‌ْ روزی‌!
بوالعَجَب‌ْ حالی‌!
پَریشان‌ْ عالَمی‌!»
چشم‌ آسایش‌ ندارم‌ زِ این‌ سِپِهرِ گَرم‌ْ رُ
ساقیا!
جامی‌ بِدِه‌ تا دِل‌ْ بَرآساید دَمی‌!

خیز تا خاطِر به‌ آن‌ تُرک‌ِ سَمَرقندی‌ دَهیم‌
که‌ ز نَسیمَش‌
بوی‌ خون‌ِ مولیان‌ آید هَمی‌.
در طریق‌ِ عشق‌ْبازی‌،
اَمن‌ُ آسایش‌ خَطاست‌
ریش‌ْ بادْ آن‌ دِل‌
که‌ با دردِ تو جوید مَرهَمی‌!
اهل‌ِ کام‌ ُ ناز را
در کوی‌ِ رِندی‌ راه‌ْ نیست‌،
رَه‌ْرویی‌ باید!

جهان‌ْسوزی‌،
نه‌ خامی‌
بی‌غَمی‌!
گریه‌ی‌ حافظ‌
چه‌ سَنجَد پیش‌ِ اِستغنای‌ عشق‌ْ؟
اَندَر این‌ توفان‌ نَماید
هَفت‌ْ دَریا
شبنَمی‌!

(ادامه دارد...)

دل تنگم
04-04-2008, 01:12
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
04-04-2008, 01:16
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
04-04-2008, 01:35
جُردن‌
وقتی‌ که‌ گاز می‌دی‌ ، با ماشین‌ِ باباجون‌ ، توی‌ سربالایی‌ِ جُردن‌،
با موهای‌ چرب‌ُ ، قیافه‌ی‌ داغون‌ ، سیگاری‌ کنج‌ِ لَبِت‌ روشن‌،
وقتی‌ با توپ‌ تیش‌ِ صدای‌ ضبطت‌ ، کر می‌شه‌ گوش‌ِ جماعت‌،
وقتی‌ که‌ نوربالای‌ چراغت‌ می‌زنه‌ چشما رُ راحت‌،
فکرِ بچّه‌های‌ جنوب‌ِ شهر باش‌ ، که‌ یه‌ لُقمه‌ نونم‌ ندارن‌ !
فکرِ جوونای‌ دربه‌در باش‌ ، که‌ یه‌ عمره‌ بی‌قرارن‌ !
جُردن‌ ! جُردن‌ !
پَس‌ بده‌ دیروزم‌ُ به‌ من‌ !
جُردن‌ ! جُردن‌ !
حرفای‌ تازه‌تَری‌ بزن‌ !
وقتی‌ که‌ هِی‌ بوق‌ می‌زنی‌ُ بعدش‌ ، مات‌ُ منتظر می‌مونی‌،
وقتی‌ که‌ آهنگای‌ من‌ُ زیرِ لب‌ ، با صدای‌ نَکره‌ت‌ می‌خونی‌،
وقتی‌ که‌ جیغ‌ِ ترمزِ چرخت‌ ، می‌پیچه‌ تو گوش‌ِ خیابون‌،
وقتی‌ خسارت‌ُ جرینگی‌ می‌دی‌ ، آسون‌ِ آسون‌ِ آسون‌،
فکرِ اونا باش‌ که‌ توی‌ بارون‌ ، حتّا یه‌ سقفم‌ ندارن‌ !
اونا که‌ جای‌ ستاره‌ شب‌ها زخماشون‌ُ می‌شمارن‌ !
جُردن‌ ! جُردن‌ !
کپ‌ نکن‌ از این‌ حرف‌ِ من‌ !
جُردن‌ ! جُردن‌ !
عشق‌ُ با من‌ فریاد بزن‌ !


سایه‌ به‌ سایه‌

اسم‌ِ من‌ : سایه‌ی‌ تو ، سایه‌ی‌ تو ، اسم‌ِ منه‌ !
زاغ‌ سیاه‌ِ چشمات‌ُ ، چشمای‌ من‌ چوب‌ می‌زنه‌ !
همیشه‌ سایه‌ به‌ سایه‌ ، همیشه‌ پُشت‌ِ سَرِت‌ !
با توئه‌ تا تَه‌ِ رؤیا ، عاشق‌ِ دربه‌درت‌ !
اون‌ که‌ با تو رنگ‌ِ آبی‌ ، بی‌ تو خاکستریه‌ !
اون‌ منم‌ که‌ بی‌ تو ، حتا نفسم‌ سَرسَریه‌ !
دعوتم‌ کن‌ به‌ یه‌ جرعه‌ خواب‌ِ خوش‌ !
خسته‌ام‌ از این‌ شب‌ِ ترانه‌کش‌ !
دعوتم‌ کن‌ به‌ یه‌ آوازِ قشنگ‌ ،
پُشت‌ِ رنگین‌کمون‌ِ پریده‌رنگ‌ !
غافلی‌ از تب‌ِ کوچه‌ ، غافل‌ از سقوط‌ِ برگ‌ !
گُل‌ِ یاس‌ت‌ رُ سپردی‌ دست‌ِ بی‌رحم‌ِ تگرگ‌ !
غافلی‌ از غم‌ِ چشمام‌ ، غافلی‌ از من‌ِ من‌ !
نمی‌خوام‌ تکراری‌شم‌ ، یه‌ حرف‌ِ تازه‌تر بزن‌ !
من‌ُ باورکن‌ُ بغض‌ُ از سکوت‌ِ من‌ بگیر !
تنم‌ُ رهاکن‌ از حصارِ این‌ شب‌ِ حقیر !
دعوتم‌ کن‌ به‌ یه‌ جرعه‌ خواب‌ِ خوش‌ !
خسته‌ام‌ از این‌ شب‌ِ ترانه‌کش‌ !
دعوتم‌ کن‌ به‌ یه‌ آوازِ قشنگ‌ ،
پُشت‌ِ رنگین‌کمون‌ِ پریده‌رنگ‌ !

رَدِ بهار

پَری‌ِ پروانه‌پوشم‌ ! عمریه‌ حلقه‌ به‌ گوشم‌ !
بذار از شراب‌ِ چشمات‌ ، دو سه‌ پیمونه‌ بنوشم‌ !
تو کدوم‌ خاطره‌ جاموند ، دست‌ِ تابستونی‌ِ تو ؟
از کدوم‌ حادثه‌ سَررفت‌ ، هق‌هق‌ِ پنهونی‌ِ تو ؟
بی‌ تو ترانه‌های‌ من‌ ، تو ضجه‌های‌ شب‌ گُمه‌ !
گریه‌ نکن‌ ! این‌ دل‌ِ مست‌ ، خراب‌ِ یه‌ تبسمه‌ !
نرو از خلوت‌ِ دستام‌ ، جاده‌ رو به‌ زمهریره‌ !
پیش‌ِ حرمت‌ِ قدم‌هات‌ ، خاک‌ِ این‌ جاده‌ حقیره‌ !
تو که‌ داغ‌ِ داغ‌ِ داغی‌ مثل‌ِ آتیش‌ِ تو کرسی‌ ،
واسه‌ چی‌ رَدِ بهارُ ، از آدم‌ برفی‌ می‌پرسی‌ ؟
میشه‌ با نازِ نگاهت‌ ، صدتا سقف‌ِ موندنی‌ ساخت‌ !
میشه‌ لبخندُ دوباره‌ ، یادِ این‌ آینه‌ انداخت‌ !
بی‌ تو ترانه‌های‌ من‌ ، تو ضجه‌های‌ شب‌ گُمه‌ !
گریه‌ نکن‌ ! این‌ دل‌ِ مست‌ ، خراب‌ِ یه‌ تبسمه‌ !

مبتذل‌

وقتی‌ خورشید ، یخ‌ ببنده‌ ، یعنی‌ عُمره‌ شب‌ بلنده‌ !
ای‌ طلوع‌ِ بی‌بهانه‌ ! دل‌ِ ما پیش‌ِ تو بنده‌ !
اینجا رخصت‌ِ نفس‌ نیست‌ ! اینجا کرکس‌ تو قفس‌ نیست‌ !
پیش‌ِ خودسوزی‌ِ طاووس‌ ، اشکای‌ من‌ُ تو بَس‌ نیست‌ !
باید از سایه‌ی‌ ساطور ، تا ستاره‌ ، خون‌ بباریم‌ !
باید این‌ ثانیه‌ها رُ تو کتابا جا بذاریم‌ !
توی‌ سینه‌مون‌ یه‌ کپّه‌ حرفای‌ خط‌خطی‌ مونده‌ ،
کی‌ میگه‌ برای‌ کوچه‌ حرف‌ِ تازه‌ای‌ نداریم‌ ؟
توی‌ زخم‌ِ صورتِت‌ رنگین‌کمون‌ِ غزله‌ ،
از نگاه‌ِ سایه‌ها تنفست‌ مبتذله‌ !
بگو خورشیدم‌ بمیره‌ ! توی‌ شب‌ آینه‌ کوره‌ !
خود ندیدن‌ التیام‌ِ زخم‌ِ این‌ قوم‌ِ صبوره‌ !
وقتی‌ تو باورِ آینه‌ ، خودت‌ُ مُرده‌ ببینی‌ ،
واسه‌ تاریکی‌ِ خونه‌ ، خودت‌ آماده‌ترینی‌ !
روشنی‌ وقتی‌ قشنگه‌ ، که‌ تو عاشقانه‌ باشی‌ !
وقتی‌ که‌ خودت‌ حریص‌ِ ، حکم‌ِ تازیانه‌ باشی‌ !
توی‌ زخم‌ِ صورتِت‌ رنگین‌کمون‌ِ غزله‌ ،
از نگاه‌ِ سایه‌ها تنفست‌ مبتذله‌ !

زندگی‌ معنی‌ِ مرگه‌!

پرده‌خونی‌ بَسه‌ ، مطرب‌ ! دل‌ِ صدپاره‌ رُ دریاب‌ !
خواب‌ِ بی‌دغدغه‌ ننگه‌ ! وقتشه‌ بپّری‌ از خواب‌ !
تا کجای‌ قصه‌ می‌شه‌ ، تن‌ به‌ ضرب‌ِ دلخوشی‌ داد ؟
بخون‌ از خرابه‌های‌ ، پُشت‌ِ این‌ پرده‌ی‌ آباد !
مطرب‌ِ زنبورک‌ْخونه‌ ! حرف‌ِ ترانه‌ پنهونه‌ !
اینجا برای‌ مرثیه‌ ، دلیل‌ِ خوب‌ فراوونه‌ !
مطرب‌ِ زنبورک‌ْخونه‌ ! نیش‌ِ ترانه‌هات‌ کجاس‌ ؟
کدوم‌ نسیم‌ِ کینه‌دار ، دشمن‌ِ فانوس‌ِ صداس‌ ؟
پرده‌ی‌ آینه‌ رُ بنداز ، پیش‌ِ چشم‌ِ این‌ جماعت‌ !
این‌ اهالی‌ِ تزلزل‌ ! این‌ تبارِ بی‌شکایت‌ !
قصه‌ ، بی‌غصه‌ دروغه‌ ! زندگی‌ معنی‌ِ مرگه‌ !
قصه‌ی‌ زجرِ سپیدار ، زیرِ شلاق‌ِ تگرگه‌ !
مطرب‌ِ زنبورک‌ْخونه‌ ! حرف‌ِ ترانه‌ پنهونه‌ !
اینجا برای‌ مرثیه‌ ، دلیل‌ِ خوب‌ فراوونه‌ !
مطرب‌ِ زنبورک‌ْخونه‌ ! نیش‌ِ ترانه‌هات‌ کجاس‌ ؟
کدوم‌ نسیم‌ِ کینه‌دار ، دشمن‌ِ فانوس‌ِ صداس‌ ؟

عروسک‌

یکی‌ بود ، یکی‌ نبود ، زیرِ گُنبدِ کبود،
یه‌ عروسک‌ِ قشنگ‌ نِشسته‌ بودش‌ !
اَبروهاش‌ مثل‌ِ کمون‌ ، زیرِ طاق‌ِ آسمون‌،
چشماش‌ُ به‌ راه‌ِ قصّه‌ بسته‌ بودش‌ !
تو همون‌ عروسکی‌ ! که‌ با چشم‌ِ پولَکی‌ ،
من‌ُ مثل‌ِ سایه‌ دنبالت‌ کشوندی‌ !
گفتی‌ با تو صادقم‌ ! گفتی‌ خیلی‌ عاشقم‌ !
امّا عاشق‌ نبودی‌ پیشم‌ نموندی‌ !
اون‌ عروسک‌ عاشقه‌ یا تو ؟ اون‌ که‌ فرقی‌ نداره‌ با تو !
دس‌ رو دس‌ گُذاشتی‌ُ موندی‌ ، که‌ یکی‌ بفهمه‌ حرفات‌ُ !
عروسک‌ جون‌ نداره‌ ! سرُ سامون‌ نداره‌ !
تا کجا می‌تونه‌ چشم‌ به‌ راه‌ بمونه‌ ؟
خیلی‌ وقته‌ بی‌صداس‌ ، انگار از دنیا جُداس‌،
تو دِلِش‌ گلایه‌ داره‌ از زمونه‌ !
تویی‌ که‌ دِل‌ نداری‌ ، من‌ُ تنها می‌ذاری‌ !
تو سینه‌ت‌ به‌ جای‌ دِل‌ یه‌ تیکه‌ سنگ‌ داری‌ !
من‌ که‌ حرفی‌ ندارم‌ ! باز بگو: دوسِت‌ دارم‌ !
هنوزم‌ قشنگه‌ این‌ دروغ‌ِ تکراری‌ !
من‌ دیگه‌ غریبه‌اَم‌ با تو ! فاصله‌ داره‌ دلم‌ تا تو !
دَس‌ رو دَس‌ گُذاشتی‌ُ موندی‌ ، یکی‌ باور کنه‌ حرفات‌ُ !

تاراج‌

به‌ تاراجم‌ بیا ، خاتون‌ ! که‌ من‌ مغلوب‌ِ مغلوبم‌ !
تو این‌ بُن‌بست‌ِ بی‌لبخند ، به‌ جرم‌ِ بوسه‌ مصلوبم‌ !
از این‌ تقویم‌ِ تکراری‌ ، ببر من‌ رُ به‌ بیداری‌ !
رفیق‌ِ باغ‌ُ خاکستر ! تو از رازم‌ خبر داری‌ !
بلوغ‌ِ عطرِ بابونه‌ ، تو آوازِ تو پنهونه‌ !
دلت‌ دریای‌ بی‌مرزِ ، نگاهت‌ صدتا مِی‌خونه‌ !
تاریخ‌ِ خونین‌ِ غزل‌ ، گذشته‌ی‌ ترانه‌هاس‌ !
طلوع‌ِ بی‌پَرده‌ی‌ تو ، ختم‌ِ تموم‌ِ ماجراس‌ !
به‌ تاراجم‌ بیا ، خاتون‌ ! سکوت‌ِ سازُ غارت‌ کن‌ !
من‌ُ عریون‌ کن‌ از خوابم‌ ، گُل‌ُ آوازُ قسمت‌ کن‌ !
حریق‌ِ بال‌ِ پروانه‌ ، طریق‌ِ فتح‌ِ ظلمت‌ نیست‌ !
پَس‌ِ پِلکای‌ هشیارت‌ ، یه‌ خواب‌ِ بی‌نهایت‌ نیست‌ !
من‌ُ گُم‌ کن‌ توی‌ شال‌ت‌ ! حریم‌ِ اَمن‌ِ رؤیا باش‌ !
اگه‌ تسلیم‌ِ این‌ مُرداب‌ ، تو دریا باش‌ ! تو دریا باش‌ !
تاریخ‌ِ خونین‌ِ غزل‌ ، گذشته‌ی‌ ترانه‌هاس‌ !
طلوع‌ِ بی‌پَرده‌ی‌ تو ، ختم‌ِ تموم‌ِ ماجراس‌ !

تحت‌ِ تعقیب‌

تو همه‌ شهرا غریبم‌ ! بی‌نصیبم‌ ! تحت‌ِ تعقیبم‌ !
ولی‌ بازم‌ مث‌ِ سابق‌ فکرِ دزدیدن‌ِ سیبم‌ !
نفس‌ِ پُلیس‌ُ دارم‌ پُشت‌ِ گردنم‌ همیشه‌ !
چشام‌ از ترس‌ِ شبیخون‌ تا سحر بسته‌ نمی‌شه‌ !
سه‌ روزِ هیچّی‌ نخوردم‌ ! جُز کتک‌ ، به‌ جُز گلوله‌ !
زخم‌ِ کتفم‌ پُر چِرکه‌ ! تو جیبام‌ قحطی‌ِ پوله‌ !
کلت‌ِ من‌ تو جیب‌ِ پالتوم‌ داره‌ خواب‌ِ خوب‌ می‌بینه‌ !
باورش‌ نیس‌ سَرِ راهم‌ یه‌ گروهان‌ به‌ کمینه‌ !
همه‌ی‌ جادّه‌ها بسته‌س‌ ! همه‌ی‌ پُلا شکسته‌س‌ !
این‌ فراری‌ از فرارُ وحشت‌ِ گلوله‌ خسته‌س‌ !
هَرجا می‌رَم‌ پُشت‌ِ پاهام‌ ، نقطه‌چین‌ِ خون‌ِ داغه‌ !
جون‌ ندارم‌ ! سَرِ راهم‌ یه‌ کیوسک‌ِ بی‌چراغه‌ !
باید امشب‌ُ سحر کرد ، توی‌ این‌ کیوسک‌ِ خالی‌ !
چشم‌ می‌بندم‌ُ می‌گیرم‌ ، یه‌ شُماره‌ی‌ خیالی‌ !
بوق‌ِ اشغال‌ توی‌ گوشم‌ ، مث‌ِ آهنگ‌ِ تگرگه‌ !
این‌ صدا رُ دوس‌ ندارم‌ ! مث‌ِ لالایی‌ِ مرگه‌ !
نفسم‌ داره‌ می‌گیره‌ ، تنم‌ از خونآبه‌ خیسه‌ !
یه‌ صدایی‌ میاد از دور ، مث‌ِ آژیرِ پُلیسه‌ !
همه‌ی‌ جادّه‌ها بسته‌س‌ ! همه‌ی‌ پُلا شکسته‌س‌ !
این‌ فراری‌ از فرارُ وحشت‌ِ گلوله‌ خسته‌س‌ !

حرفه‌

ساده‌ شُد نصیبتون‌ این‌ دِلَک‌ِ پُر شَرُ شور !
مث‌ِ آینه‌ که‌ بیفته‌ دست‌ِ یه‌ آدم‌ِ کور !
شُما اصلاً توی‌ باغ‌ِ این‌جور حرفا نبودین‌ !
شُما قدِ سَرِ سوزن‌اَم‌ خاطرخوا نبودین‌ !
ما رُ بازی‌ می‌دادین‌ با اون‌ چشای‌ ناقُلا !
رفتین‌ُ پُشت‌ِ شُما شکسته‌ شُد بغض‌ِ پُلا !
بازیچه‌ی‌ چشماتون‌ ، این‌ دِل‌ِ پریشونه‌ !
من‌ عاشقتون‌ نیستم‌ ، عشق‌ حرفه‌ی‌ ایشونه‌ !
مث‌ِ تیله‌ توی‌ دستای‌ شُما بود دِل‌ِ من‌ !
می‌تپید فقط‌ واسه‌ اون‌ گیسای‌ شکن‌ شکن‌ !
امّا حیف‌ِ اون‌ همه‌ تپیدن‌ِ دِل‌ واسه‌تون‌ !
حیف‌ِ چشم‌ به‌ راهی‌ِ دوچرخه‌ی‌ نامه‌رسون‌ !
ما رُ رنگ‌ کرده‌ بودین‌ با حرفای‌ دروغکی‌ !
با نگاهای‌ قشنگ‌ُ وعده‌های‌ اَلَکی‌ !
بازیچه‌ی‌ چشماتون‌ ، این‌ دِل‌ِ پریشونه‌ !
من‌ عاشقتون‌ نیستم‌ ، عشق‌ حرفه‌ی‌ ایشونه‌ !

دروغگو

قشنگی‌ امّا کلَکی‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
ما رُ بازی‌ دادی‌ اَلَکی‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
دست‌ِ تو رو شُد پیش‌ِ من‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
دیگه‌ به‌ دِلم‌ کلک‌ نزن‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
با دروغ‌ ، توی‌ خواب‌ ، واسه‌ من‌ هزارتا قصر کاغذی‌ ساخته‌ بودی‌ !
با نگات‌ ، با اَدات‌ ، من‌ُ خوب‌ تو دام‌ِ عاشق‌ شُدن‌ انداخته‌ بودی‌ !
با کلک‌ ، به‌ دلم‌ ، گفتی‌ که‌ چشمای‌ تو یه‌ روز به‌ دادم‌ می‌رسه‌ !
برو که‌ ، می‌دونم‌ ، کوه‌ به‌ کوه‌ نمی‌رسه‌ ، آدم‌ به‌ آدم‌ می‌رسه‌ !
دلم‌ برات‌ تنگ‌ نمی‌شه‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
با حرف‌ِ تو رنگ‌ نمی‌شه‌ ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
برو دلم‌ُ تنها بذار ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
دروغات‌ُ یادِ من‌ نیار ! دروغگو ! آی‌ ! دروغگو !
با دروغ‌ ، توی‌ خواب‌ ، واسه‌ من‌ هزارتا قصر کاغذی‌ ساخته‌ بودی‌ !
با نگات‌ ، با اَدات‌ ، من‌ُ خوب‌ تو دام‌ِ عاشق‌ شُدن‌ انداخته‌ بودی‌ !
با کلک‌ ، به‌ دلم‌ ، گفتی‌ که‌ چشمای‌ تو یه‌ روز دادم‌ می‌رسه‌ !
برو که‌ ، می‌دونم‌ ، کوه‌ به‌ کوه‌ نمی‌رسه‌ ، آدم‌ به‌ آدم‌ می‌رسه‌ !

فقط‌ خودم‌ُ خودت‌!

از تَه‌ِ جادّه‌ اومدم‌ ، پای‌ پیاده‌ اومدم‌ !
برای‌ دزدیدن‌ِ تو ، ساده‌ی‌ ساده‌ اومدم‌ !
عاشقت‌ُ آواره‌ کن‌ ! فقط‌ بِهِم‌ اشاره‌ کن‌ !
غم‌ِ دِل‌ِ دیوونه‌ی‌ اسیرِ ما رُ چاره‌ کن‌ !
بیا تا شهرِ دِل‌ِ من‌ ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
بگو غریبه‌ها بِرَن‌ ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
کسی‌ سراغمون‌ نیاد ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
هیشکی‌ جُدایی‌ رُ نخواد ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
یه‌ سَر به‌ خواب‌ِ من‌ بزن‌ ! فقط‌ تویی‌ تو فکرِ من‌ !
بگو بَرام‌ ! بگو بَرام‌ ، چه‌ رنگی‌ِ عاشق‌ شُدن‌ ؟
بگو ستاره‌ نباشه‌ ، که‌ برق‌ِ چشمات‌ُ دارم‌ !
برای‌ سر رسیدنت‌ ، ثانیه‌ها رُ می‌شمارم‌ !
بیا بریم‌ یه‌ جای‌ دور ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
یه‌ جای‌ پَرت‌ِ سوت‌ُ کور ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
روی‌ زمین‌ُ آسمون‌ ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !
هیشکی‌ نباشه‌ بینمون‌ ، فقط‌ خودم‌ُ خودت‌ !

هم‌ْغزل‌

دخترک‌ ! اجازه‌ هست‌ رخت‌ِ ترانه‌ تَن‌ کنم‌ ؟
می‌شه‌ با برق‌ِ چشات‌ سیگارم‌ُ روشن‌ کنم‌ ؟
فرصتی‌ بده‌ که‌ با چشم‌ِ تو آفتابی‌ بِشم‌ !
من‌ همونم‌ که‌ باید این‌ شب‌ُ ریشه‌کن‌ کنم‌ !
دخترک‌ ! فرصت‌ِ هم‌ْسقفی‌ِ ما خیلی‌ کمه‌ !
نگو جامون‌ تا اَبَد تو دِل‌ِ این‌ جهنّمه‌ !
شب‌ ، سحر می‌شه‌ اگه‌ ، ظلمت‌ُ باور نکنی‌ !
دیگه‌ میدون‌ خسته‌س‌ از حضورِ این‌ مجسّمه‌ !
بگو دوسم‌ داری‌ تا زمونه‌ وارونه‌ بشه‌ !
بگو دوسم‌ داری‌ تا خونه‌ بازم‌ خونه‌ بشه‌ !
رمزِ آبادی‌ِ این‌ خرابه‌ عشقه‌ ! هم‌ْغزل‌ !
تو بگو هستی‌ تا قصرِ دیوا ویروونه‌ بشه‌ !
اگه‌ جادوگرِ شب‌ سایه‌ به‌ سایه‌ با منه‌،
اگه‌ ابلیس‌ِ سیاهی‌ فکرِ خنجر زدنه‌،
توی‌ جون‌ْپناه‌ِ دستای‌ تو جا خوش‌ می‌کنم‌ !
می‌دونم‌ چاره‌ی‌ این‌ شکنجه‌ ، عاشق‌ شُدنه‌ !
به‌ شب‌ِ شکنجه‌گر تکیه‌ نده‌ ! عزیزِ دِل‌ !
بیا رخوت‌ُ بگیر از این‌ دقایق‌ِ کسِل‌ !
سیب‌ِ حوّا رُ بده‌ به‌ دستای‌ تشنه‌ی‌ من‌،
من‌ُ با صاعقه‌ ساختن‌ ، نه‌ با خاک‌ُ آب‌ُ گِل‌ !
بگو دوسم‌ داری‌ تا زمونه‌ وارونه‌ بشه‌ !
بگو دوسم‌ داری‌ تا خونه‌ بازم‌ خونه‌ بشه‌ !
رمزِ آبادی‌ِ این‌ خرابه‌ عشقه‌ ! هم‌ْغزل‌ !
تو بگو هستی‌ تا قصرِ دیوا ویروونه‌ بشه‌ !

بعد از این‌

بعد از این‌ فقط‌ خودِ تو ! بعد از این‌ من‌ دیگه‌ بی‌من‌ !
از آتیش‌بازی‌ِ چشمات‌ ، چشم‌ِ این‌ شب‌زده‌ روشن‌ !
بعد از این‌ نه‌ من‌ ، نه‌ هق‌هق‌ ! بعد از این‌ عاشق‌ِ عاشق‌ !
آی‌ ترانه‌های‌ خاموش‌ ! وعده‌ی‌ ما سَرِ خرمن‌ !
بعد از این‌ نه‌ من‌ ، نه‌ تکرار ! بعد از این‌ همیشه‌ دیدار !
تو مث‌ِ لهجه‌ی‌ عشقی‌ ، واسه‌ خوش‌ْحنجره‌ بودن‌ !
منم‌ این‌ شکسته‌ گیتار ! حرمت‌ِ عشق‌ُ نگه‌دار !
که‌ گُلای‌ِ سرخ‌ِ جادو ، روی‌ پیرهنم‌ شکفتن‌ !
وقتی‌ اومدی‌ سراغم‌ ، دل‌ به‌ این‌ حادثه‌ دادم‌ !
کهنه‌ شد شعرای‌ تازه‌م‌ ! کهنه‌ شد گریه‌ شمردن‌ !
نگو : وقفه‌ی‌ غزل‌ کو ؟ تو کتاب‌ِ این‌ غزل‌ْگو !
پیش‌ِ قهوه‌زارِ چشمات‌ ، ناخودآگاه‌ِ سرودن‌ !
تک‌ْچراغ‌ِ شب‌ِ من‌ باش‌ ! معنی‌ِ عاشق‌ شدن‌ باش‌ !
غم‌نخور که‌ این‌ جماعت‌ ، ما رُ از حافظه‌ بُردن‌ !
نه‌ دروغی‌ ، نه‌ حقیقت‌ ! نه‌ همیشه‌ ، نه‌ به‌ نُدرت‌ !
پیرهن‌ِ تازه‌ی‌ شعری‌ ، واسه‌ این‌ دریده‌ پیرهن‌ !
ختم‌ِ قصه‌ ناتمومه‌ ، بی‌ تو زندگی‌ حرومه‌ !
با طلسم‌ِ یه‌ اشاره‌ ، قُرُق‌ِ قلبم‌ُ بشکن‌ !
من‌ُ با اسب‌ِ طلایی‌ ، برسون‌ تا به‌ رهایی‌ !
با تو شیرین‌ِ شکستن‌ ! با تو سهل‌ِ جون‌ سپردن‌ !
شب‌ِ خیس‌

با نوازش‌ِ نگاهت‌ شب‌ُ از یاد می‌برم‌ !
با تو از هجوم‌ِ این‌ حادثه‌ها بی‌خبرم‌ !
با تو سبزم‌ مثه‌ باغچه‌ ، با تو مجنون‌ مثه‌ بید !
با تو شاعر مثه‌ نیما ، پُرِ شعرای‌ سپید !
با تو داغم‌ مثه‌ خورشید ، با تو جاری‌ مثه‌ رود !
مثل‌ِ یه‌ نقش‌ِ مقدس‌ روی‌ دارِ تارُ پود !
وقتی‌ هستی‌ ، همه‌ نیستن‌ ، شاپری‌ ! بی‌بی‌ِ بارون‌ !
بگو موندنی‌ترینی‌ ! من‌ُ از سفر نترسون‌ !
توی‌ چشمای‌ تو می‌شه‌ طعم‌ِ بودن‌ رُ چشید !
میشه‌ روی‌ گریه‌ها خط‌ِ فراموشی‌ کشید !
چشمای‌ تو شب‌ِ خیس‌ِ ، دوتا یاقوت‌ِ سیاه‌ !
مثل‌ِ زیبایی‌ِ برکه‌ ، وقت‌ِ شستشوی‌ ماه‌ !
مثل‌ِ انعکاس‌ِ فانوس‌ توی‌ آینه‌ی‌ زلال‌ !
اولین‌ سطرِ ترانه‌ ، کشف‌ِ یه‌ شعرِ محال‌ !
وقتی‌ هستی‌ ، همه‌ نیستن‌ ، شاپری‌ ! بی‌بی‌ِ بارون‌ !
بگو موندنی‌ترینی‌ ! من‌ُ از سفر نترسون‌ !

زیرِ سبیل‌ِ میرغضب‌

زیرِ سبیل‌ِ میرغضب‌ خواب‌ می‌بینم‌ که‌ هستم‌ !
خواب‌ می‌بینم‌ با قلم‌ُ گریه‌ جناق‌ شکستم‌ !
زیرِ سبیل‌ِ میرغضب‌ خواب‌ِ قشنگ‌ می‌بینم‌ !
خال‌ِ پَرِ شاپرک‌ُ پوست‌ِ پلنگ‌ می‌بینم‌ !
بیا با هم‌ خواب‌ ببینیم‌ که‌ شب‌ همیشگی‌ نیست‌ !
آفت‌ِ جنگل‌کش‌ِ ما آفت‌ِ ریشه‌گی‌ نیست‌ !
بیا با هم‌ خواب‌ بینیم‌ ، که‌ میرغضب‌ تو خوابه‌ !
یه‌ عالمه‌ هفته‌ی‌ خوب‌ ، اونورِ این‌ عذابه‌ !
زیرِ سبیل‌ِ میرغضب‌ باید ترانه‌ سَر داد !
باید به‌ سیمرغ‌ِ غزل‌ دوباره‌ بال‌ُ پَر داد !
زیرِ سبیل‌ِ میرغضب‌ باید سکوت‌ُ پَس‌ زَد !
باید تو این‌ هوای‌ بَد ، بازم‌ نفس‌ نفس‌ زَد !
بیا با هم‌ خواب‌ ببینیم‌ که‌ شب‌ همیشگی‌ نیست‌ !
آفت‌ِ جنگل‌کش‌ِ ما آفت‌ِ ریشه‌گی‌ نیست‌ !
بیا با هم‌ خواب‌ بینیم‌ ، که‌ میرغضب‌ تو خوابه‌ !
یه‌ عالمه‌ هفته‌ی‌ خوب‌ ، اونورِ این‌ عذابه‌ !

شب‌ِ بارونی‌ِ تهرون‌

شب‌ِ بارونی‌ِ تهرون‌ ، شب‌ِ نمناک‌ِ ترانه‌س‌ !
شب‌ِ رگبارِ عزیزِ خاطرات‌ِ عاشقانه‌س‌ !
پرسه‌ی‌ من‌ُ تو با هم‌ ، تو محلّه‌های‌ شِمرون‌ !
نقره‌ریزِ خنده‌ی‌ تو ، زیرِ قطره‌های‌ بارون‌ !
کوچه‌های‌ تنگ‌ِ تجریش‌ ، پرسه‌های‌ خیس‌ِ دَربَند !
رو لب‌ِ تو زنده‌ می‌شُد ، خط‌ِ جادویی‌ِ لبخند !
می‌دویدیم‌ زیرِ بارون‌ ، زنده‌گی‌ تو مُشت‌ِ ما بود !
هَر نگاه‌ِ تو شروع‌ِ یکی‌ از ترانه‌ها بود !
چترِ من‌ ، روسری‌ِ تو ! چترِ تو ، بارونی‌ِ من‌ !
پرسه‌هامون‌ دیدنی‌ بود ، اِی‌ همیشه‌گی‌تَرین‌ زَن‌ !
بی‌تو کوچه‌های‌ تهرون‌ ، لایق‌ِ پرسه‌ زَدَن‌ نیست‌ !
غیر از این‌ سایه‌ی‌ خسته‌ ، کسی‌ همپَرسه‌ی‌ من‌ نیست‌ !
دوتایی‌ دَم‌ می‌گرفتیم‌ ، شعرِ آهنگای‌ دورُ
صدای‌ ما تازه‌ می‌کرد ، کوچه‌های‌ سوت‌ُ کورُ
وقتی‌ دلگیری‌ُ تنها... بوی‌ موهات‌ زیرِ بارون‌...
میون‌ِ این‌ همه‌ کوچه‌... ساحل‌ِ غم‌ِ فریدون‌...
اِی‌ سوارِ اسب‌ِ ابلق‌... یه‌ شب‌ِ مهتاب‌ِ فرهاد...
واسه‌ تو قدِ یه‌ بَرگم‌... یا فروغی‌ ، شعرِ شیاد...
حالا اون‌ محلّه‌ها رُ پَرسه‌ می‌زنم‌ دوباره‌ !
بی‌تو تهرون‌ چه‌ غریبه‌س‌ ، تو دِلم‌ بارون‌ می‌باره‌ !
چترِ من‌ ، روسری‌ِ تو ! چترِ تو ، بارونی‌ِ من‌ !
پرسه‌هامون‌ دیدنی‌ بود ، اِی‌ همیشه‌گی‌تَرین‌ زَن‌ !
بی‌تو کوچه‌های‌ تهرون‌ ، لایق‌ِ پرسه‌ زَدَن‌ نیست‌ !
غیر از این‌ سایه‌ی‌ خسته‌م‌ ، کسی‌ همپَرسه‌ی‌ من‌ نیست‌ !

تاکسی‌

من‌ شوفر تاکسی‌اَم‌ ! آی‌ مسافرِ دَربَستی‌ !
بگو تا آخرِ این‌ ترانه‌ با من‌ هستی‌ !
اگه‌ باشی‌ من‌ تو رُ هَرجا دِلِت‌ خواس‌ می‌بَرَم‌ !
آخه‌ من‌ از همه‌ راننده‌ها دیوونه‌تَرَم‌ !
خسته‌اَم‌ از این‌ همه‌ علامت‌ُ خط‌ُ نشون‌ !
از جریمه‌ وُ صدای‌ زشت‌ِ سوت‌ِ پاسبون‌ !
جوونیم‌ پُشت‌ِ چراغ‌ِ قرمزا گُم‌ شُد یه‌ روزی‌ !
تو جوونی‌ نباید پُشت‌ِ چراغا بسوزی‌ !
آی‌ ! راننده‌ ! بیا وُ فکری‌ به‌ حال‌ِ من‌ کن‌ !
اگه‌ زحمتت‌ نمی‌شه‌ ضبطت‌ُ روشن‌ کن‌ !
می‌دونم‌ خسته‌ شُدی‌ از این‌ همه‌ حرف‌ُ حدیث‌ !
آخه‌ هیشکی‌ گوش‌ به‌ زنگ‌ِ حرف‌ِ راننده‌ها نیس‌ !
می‌دونم‌ حرفای‌ من‌ حوصله‌ت‌ُ سَر بُرده‌ !
می‌گی‌ تا فردا کی‌ زنده‌ مونده‌ وُ کی‌ مُرده‌ !
اگه‌ راننده‌ بودی‌ حرفام‌ُ خوب‌ می‌فهمیدی‌ !
توی‌ آینه‌ جای‌ من‌ عکس‌ِ خودت‌ رُ می‌دیدی‌ !
دنبال‌ِ چاره‌ می‌گشتی‌ واسه‌ این‌ همه‌ چراغ‌ !
که‌ جوونیت‌ُ فروختن‌ توی‌ این‌ حراج‌ِ داغ‌ !
آی‌ ! راننده‌ ! بیا وُ فکری‌ به‌ حال‌ِ من‌ کن‌ !
اگه‌ زحمتت‌ نمی‌شه‌ ضبطت‌ُ روشن‌ کن‌ !

لُس‌آنجلس‌

حبّه‌ی‌ قند ! تُنگ‌ِ بلور ! آی‌ تو که‌ اینا اِسمته‌ !
بدون‌ که‌ قلبم‌ هنوزم‌ طلسمیه‌ طلسمته‌ !
غربت‌ دیگه‌ یه‌ خاطره‌س‌ ، چون‌ با تو هم‌ْسفره‌ شُدم‌ !
وقتی‌ که‌ تو کنارمی‌ ، خنده‌ زیاده‌ ، گریه‌ کم‌ !
به‌ عطرِ پیرهنت‌ قسم‌ ، که‌ از تو دِل‌ نمی‌کنم‌ !
آوازه‌خون‌ِ عاشق‌ِ شهرِ ترانه‌هات‌ منم‌ !
لُس‌آنجلس‌ جهنّمه‌ وقتی‌ تو نیستی‌ پیش‌ِ من‌ !
لُس‌آنجلس‌ می‌شه‌ بهشت‌ ، تو لحظه‌های‌ ما شُدن‌ !
وطن‌ عزیزِ چون‌ تو هَم‌ ، شبیه‌ِ حِس‌ِ وطنی‌ !
دارُ ندارمی‌ ! عزیز ! مرهم‌ِ دردای‌ مَنی‌ !
با تو می‌شه‌ تموم‌ِ شب‌ ، خاطره‌ گفت‌ُ تازه‌ شُد !
می‌شه‌ با اعجازِ چشات‌ ، یه‌ اسم‌ِ پُرآوازه‌ شُد !
به‌ رنگ‌ِ گونه‌هات‌ قسم‌ ، که‌ از تو دِل‌ نمی‌کنم‌ !
آوازه‌خون‌ِ عاشق‌ِ شهرِ ترانه‌هات‌ منم‌ !
لُس‌آنجلس‌ جهنّمه‌ وقتی‌ تو نیستی‌ پیش‌ِ من‌ !
لُس‌آنجلس‌ می‌شه‌ بهشت‌ ، تو لحظه‌های‌ ما شُدن‌ !

یه‌ کم‌ آزادی‌

شعرای‌ پاستوریزه‌ وُ ترانه‌های‌ بَد صدا !
تنها همین‌ از من‌ِ من‌ ، برای‌ من‌ مونده‌ به‌ جا !
شب‌ این‌جوری‌ دوسم‌ داره‌: گلو بُرید ، بی‌نفس‌ !
می‌گه‌ قناری‌ خوش‌ْصداتَر می‌خونه‌ توی‌ قفس‌ !
امّا از این‌ به‌ بعد دیگه‌ ، من‌ یه‌ کم‌ آزادی‌ می‌خوام‌ !
یه‌ قطره‌ از دریایی‌ که‌ ، تو قولش‌ُ دادی‌ می‌خوام‌ !
گلّه‌ رُ می‌بَری‌ کجا ؟ آهای‌ چوپون‌ ! آهای‌ چوپون‌ !
بَسّه‌ دیگه‌ جماعت‌ُ پِی‌ِ دروغات‌ نکشون‌ !
دروغای‌ مصلحتیت‌ ، ما رُ به‌ هیچ‌جا نرسوند !
پای‌ ترانه‌ مثل‌ِ خَر ، تو گِل‌ِ بی‌صدایی‌ موند !
ترانه‌های‌ اَلکن‌ُ صداهای‌ صدتایه‌غاز !
هَر کی‌ دِلِش‌ می‌خواد بیاد ، راه‌ بازِ وُ جادّه‌ دراز !
هَر می‌خواد بیاد تا باز رو رؤیاهاش‌ خط‌ بکشن‌ !
هَر می‌خواد بیاد تا باز براش‌ بدوزن‌ یه‌ کفَن‌ !
حِیف‌ِ همین‌ دقیقه‌ها ، که‌ بی‌ترانه‌ می‌گذرن‌ !
یکی‌ باید کاری‌ کنه‌ ، برای‌ تو ، برای‌ من‌ !
گلّه‌ رُ می‌بَری‌ کجا ؟ آهای‌ چوپون‌ ! آهای‌ چوپون‌ !
بَسّه‌ دیگه‌ جماعت‌ُ پِی‌ِ دروغات‌ نکشون‌ !
دروغای‌ مصلحتیت‌ ، ما رُ به‌ هیچ‌جا نرسوند !
پای‌ ترانه‌ مثل‌ِ خَر ، تو گِل‌ِ بی‌صدایی‌ موند !

گُزارش‌

رو شناسنامه‌ی‌ جنگل‌ ، مُهرِ باطل‌ِ تگرگه‌ !
این‌ ترانه‌ خوندنی‌ نیست‌ ، این‌ گزارش‌ِ یه‌ مَرگه‌ !
اون‌ صدای‌ بی‌صدا رُ از ترانه‌ها گرفتن‌ !
چشم‌ِ آدمای‌ لال‌ِ کورِ گوش‌ْبُریده‌ روشن‌ !
گرمی‌ِ بازارِ بِشکن‌ ، اسمش‌ُ از یادمون‌ بُرد !
تیترِ روزنامه‌ همین‌ بود: آخرین‌ آوازه‌خون‌ مُرد !
دلش‌ از تاریکی‌ خسته‌ ، سقفش‌ اَبرِ آسمون‌ بود !
خیلیا می‌خوندن‌ امّا ، تنها اون‌ آوازه‌خون‌ بود !
گُنجشگک‌ِ اَشی‌مشی‌ ، رو بوم‌ِ شب‌ نِشسته‌ !
آوازه‌خون‌ پنجره‌ی‌ ترانه‌هاش‌ُ بَسته‌ !
دوباره‌ نوبت‌ِ ما شُد ، نوبت‌ِ مرثیه‌سازی‌ !
فصل‌ِ پیرهنای‌ مِشکی‌ ، فُرصت‌ِ روده‌درازی‌ !
مَردِ تنها رفته‌ امّا ، می‌شه‌ تا جمعه‌ سَفَر کرد !
می‌شه‌ با یه‌ شب‌ِ مهتاب‌ ، سایه‌ها رُ دَر به‌ دَر کرد !
می‌شه‌ فریادش‌ُ فهمید ، سَرِ پیچ‌ِ هَر ترانه‌ !
می‌شه‌ تا همیشه‌ دِل‌ داد ، به‌ صفای‌ کودکانه‌ !
هَر ترانه‌ش‌ یه‌ فرارِ از حصارِ بسته‌ی‌ دام‌ !
آخرین‌ پُک‌ِ به‌ سیگار ، واسه‌ محکوم‌ِ به‌ اعدام‌ !
گُنجشگک‌ِ اَشی‌مشی‌ ، رو بوم‌ِ شب‌ نِشسته‌ !
آوازه‌خون‌ پنجره‌ی‌ ترانه‌هاش‌ُ بَسته‌ !

مازوخیست‌

تو که‌ مسافری‌ نگو ، هیچ‌جایی‌ مثل‌ِ خونه‌ نیست‌ !
اون‌ وقت‌ نمی‌گم‌ عاشقی‌ ، بِهِت‌ می‌گم‌ یه‌ مازوخیست‌ !
وقتی‌ که‌ چاردیواری‌ِ خونه‌ بَرات‌ جهنّمه‌،
وقتی‌ صدات‌ُ می‌بُرن‌ ، راحت‌ُ بی‌مقدّمه‌ ،
دیگه‌ چرا می‌گی‌ بازم‌ حریص‌ِ بوی‌ خونه‌یی‌ ؟
مُخت‌ تکون‌ خورده‌ ! عزیز ! دیوونه‌یی‌ ! دیوونه‌یی‌ !
وقتی‌ تو خونه‌یی‌ عذاب‌ یه‌ چیزِ تکراری‌ می‌شه‌ !
خواستن‌ اون‌ خونه‌ ، فقط‌ یه‌جور خودآزاری‌ می‌شه‌ !
خونه‌ همون‌جایی‌ِ که‌ بشه‌ توش‌ عاشق‌ شُدُ موند !
بشه‌ بدون‌ِ ترس‌ تو اون‌ ، شعرای‌ عاشقونه‌ خوند !
هَرجا که‌ زنده‌گی‌ باشه‌ ، خونه‌م‌ُ اون‌جا می‌سازم‌ !
عمرم‌ُ به‌ این‌ حرفای‌ صدتایه‌غاز نمی‌بازم‌ !
آدم‌ یه‌بار می‌میره‌ وُ فقط‌ یه‌بار دنیا میاد !
حیف‌ِ واسه‌ یه‌ مُشت‌ِ خاک‌ ، فرصتش‌ُ بده‌ به‌ باد !
وقتی‌ تو خونه‌یی‌ ، عذاب‌ یه‌ چیزِ تکراری‌ می‌شه‌ !
خواستن‌ اون‌ خونه‌ ، فقط‌ یه‌جور خودآزاری‌ می‌شه‌ !

پیشی‌

سهم‌ِ من‌ از همه‌ دنیا یه‌دونه‌ پیشی‌ی‌ِ نازه‌ !
یه‌ پیشی‌ که‌ خیلی‌ وقت‌ِ با بدُ خوبم‌ می‌سازه‌ !
وقتی‌ حوصله‌ ندارم‌ ، اون‌ آتیش‌ نمی‌سوزونه‌ !
وقت‌ِ تنهایی‌ُ غصّه‌ همیشه‌ پیشم‌ می‌مونه‌ !
حرفای‌ من‌ُ می‌فهمه‌ ، بهتر از همه‌ رفیقام‌ !
دنبال‌ِ دُمش‌ می‌ذاره‌ ، وقتی‌ می‌بینه‌ که‌ تنهام‌ !
پیشی‌ خیلی‌ بازیگوشه‌ ، شیطونیش‌ تموم‌ نمی‌شه‌ !
به‌ کارای‌ خنده‌دارش‌ ، سَرِ من‌ گرمه‌ همیشه‌ !
پیشی‌جون‌ ! تو بهترین‌ رفیق‌ِ دُنیایی‌ بَرام‌ !
تو که‌ باشی‌ من‌ از این‌ آدما هیچّی‌ نمی‌خوام‌ !
خیره‌ می‌مونه‌ به‌ چشمام‌ ، با دوتا چشم‌ِ قشنگش‌ !
چشمای‌ شبیه‌ِ تیله‌ش‌ ، چشمای‌ زیتونی‌ رنگش‌ !
پیش‌ِ صندلیم‌ می‌شینه‌ ، سرش‌ُ رو پام‌ می‌ذاره‌ !
انگاری‌ می‌خواد بدونم‌ که‌ چه‌قدر هوام‌ُ داره‌ !
دنبال‌ِ موش‌ِ خیالیش‌ ، توی‌ کوچه‌مون‌ می‌گرده‌ !
گاهی‌ چند روز می‌ره‌ امّا باز دوباره‌ برمی‌گرده‌ !
پیشی‌ خیلی‌ مهربونه‌ ، با سگا دعوا نداره‌ !
مث‌ِ دوستام‌ بی‌وفا نیست‌ ، من‌ُ تنها نمی‌ذاره‌ !
پیشی‌جون‌ ! تو بهترین‌ رفیق‌ِ دُنیایی‌ بَرام‌ !
تو که‌ باشی‌ من‌ از این‌ آدما هیچّی‌ نمی‌خوام‌ !

آهو خانوم‌

با شمام‌ ! آهو خانوم‌ ! چِل‌گیس‌ِ روسری‌ سیاه‌ !
شمایی‌ که‌ واسه‌ ما ، خنده‌هاتون‌ قیمتیه‌ !
اون‌ چشا رُ بندازین‌ یه‌ دَم‌ به‌ این‌ دل‌ِ خراب‌،
واسه‌ این‌ ترانه‌ساز ، نگاهتون‌ نعمتیه‌ !
نمیشه‌ نوشتتون‌ ، چون‌ پیشه‌ برق‌ِ چشمتون‌،
دَه‌ تا مثنوی‌ سیاس‌ ، صد تا غزل‌ خط‌خطیه‌ !
شما دورِ دورِ دورین‌ ! فاصله‌ یه‌ عالمه‌س‌ !
بین‌ِ دستای‌ ما این‌ دیوارای‌ لعنتیه‌ !
هِی‌ نپرسین‌ که‌ چرا دل‌ رُ سپردم‌ به‌ شما !
ببینین‌ ! تو آینه‌ی‌ اتاقتون‌ ، لُعبتیه‌ !
ماه‌ِ چاردَهین‌ شما ! اَبرُ یه‌ دَم‌ پَس‌ بزنین‌ !
همینم‌ واسه‌ پلنگ‌ِ قلب‌ِ من‌ فرصتیه‌ !
گونه‌هام‌ با سیلی‌ سُرخه‌ ، شما بی‌خبر باشین‌ !
ندونین‌ که‌ سُرخی‌ِ صورت‌ِ ما زینتیه‌ !
هیچکسی‌ به‌ جُز شما دردُ دوا نمی‌کنه‌ !
کی‌ میگه‌ درمون‌ِ عاشقی‌ به‌ این‌ راحتیه‌ ؟
روزُ شب‌ از این‌ می‌ترسم‌ که‌ شما سَر برسین‌،
ببینین‌ عاشقتون‌ ، یه‌ شاعرِ پاپتیه‌ !
فروشی‌

اِی‌ ترانه‌ را بُرده‌ از هَوای‌ این‌ خانه‌ !
اِی‌ طلوع‌ِ ناهنگام‌ در غروب‌ِ ویرانه‌ !
روزِ ما شُدن‌ با تو ، روزِ مُردن‌ِ من‌ شُد !
این‌ حریق‌ِ دریاْسوز ، با دَم‌ِ تو روشن‌ شُد !
اِی‌ نفس‌ْکش‌ ! اِی‌ بی‌دل‌ ! نارفیق‌ِ ناهمرنگ‌ !
دِل‌ به‌ تو نمی‌بازم‌ ، اِی‌ همیشه‌ پُر نیرنگ‌ !
تو را مُرور می‌کنم‌ ، از تو عبور می‌کنم‌ !
خاطره‌های‌ دور را ، زنده‌بگور می‌کنم‌ !
دل‌ اسیرِ رؤیا وُ خواب‌ اسیرِ بختک‌ بود !
عکس‌ِ تو در آیینه‌ ، عکس‌ِ یک‌ مترسک‌ بود !
نقش‌ِ ماه‌ِ کج‌ تابت‌ ، نقش‌ِ نیش‌ِ کژدم‌ بود !
هَر چه‌ من‌ صدا بودم‌ ، در سکوت‌ِ تو گُم‌ بود !
سهم‌ِ من‌ از این‌ کژدم‌ نیشک‌ِ خَموشی‌ نیست‌ !
این‌ ترانه‌ ، این‌ عاشق‌ ، این‌ نفس‌ فروشی‌ نیست‌ !
تو را مُرور می‌کنم‌ ، از تو عبور می‌کنم‌ !
خاطره‌های‌ دور را ، زنده‌بگور می‌کنم‌ !

تکسوار

تو مِث‌ِ یه‌ گُل‌ِ سُرخی‌ ، توی‌ باغ‌ِ بی‌بهار
توی‌ شهرِ شب‌ْ گِرِفته‌ مثل‌ِ عطرِ تَک‌ْسوار
تو مِث‌ِ یه‌ شاکلیدی‌ ، واسه‌ قفل‌ِ این‌ قفس‌
بگو با منی‌ همیشه‌ تا نیفتم‌ از نفس‌
گیتارِ من‌ ، آوازِ تو !
حیرونم‌ از چشمای‌ نازِ تو !
واسه‌ خوندن‌ از تو باید ، به‌ کدوم‌ نفس‌ رسید ؟
تو کدوم‌ ترانه‌ میشه‌ عاشقی‌ رُ داد کشید ؟
وقتی‌ هستی‌ تن‌ِ دیوار میشه‌ پُر از پنجره‌ !
مِث‌ِ رقص‌ِ واژه‌هایی‌ توی‌ سکوت‌ِ حنجره‌ !
گیتارِ من‌ ، آوازِ تو !
حیرونم‌ از چشمای‌ نازِ تو !
تو یه‌ شعرِ ناتمومی‌ ، که‌ همیشه‌ با منه‌ !
گُفتن‌ از تو واسه‌ من‌ مِث‌ِ نفس‌ کشیدنه‌ !
بگو با کدوم‌ ستاره‌ ، شب‌ِ قصّه‌ میشکنه‌ ؟
بگو تو کدوم‌ دقیقه‌ وقت‌ِ از تو گُفتنه‌ ؟
گیتارِ من‌ ، آوازِ تو !
حیرونم‌ از چشمای‌ نازِ تو !

شبنم‌ِ بیداری‌

تبسم‌ نقش‌ِ نیرنگه‌ ! من‌ از شب‌ شاکی‌اَم‌ ، اِی‌ یار !
طلوعم‌ رُ تماشا کن‌ ، من‌ُ دست‌ِ غزل‌ بسپار !
من‌ُ پاکیزه‌ کن‌ از خواب‌ ، از این‌ لُکنت‌ ، از این‌ تکرار !
رها کن‌ آرزوها رُ ، از این‌ زندان‌ِ بی‌دیوار !
چه‌ ناباور ، چه‌ دردآور ، سکوتم‌ بی‌نهایت‌ شد !
چه‌ غمگینانه‌ عشق‌ِ ما ، دچارِ رنگ‌ِ عادت‌ شد !
امشب‌ به‌ تو رو کردم‌ ، اِی‌ قبله‌نما مُرده‌ !
تو صبح‌ِ دل‌ْآرایی‌ ، من‌ شام‌ِ دل‌ْ آزرده‌ !
امشب‌ به‌ تو رو کردم‌ ، اِی‌ خاطره‌ی‌ جاری‌ !
تو هق‌هق‌ِ دریاوار ، من‌ شبنم‌ِ بیداری‌ !
من‌ از بندِ نفس‌ جَستم‌ ، حسابم‌ با خودم‌ پاکه‌ !
میون‌ِ گودِ فریادم‌ ، سکوتم‌ گُرده‌ بر خاکه‌ !
یه‌ زخم‌ِ تازه‌ کم‌ دارم‌ ، برای‌ باورِ پاییز !
خرابم‌ کن‌ که‌ دل‌ْگیرم‌ ، از این‌ آبادی‌ِ پرهیز !
من‌ُ تا گریه‌ یاری‌ کن‌ ! حریص‌ِ اَمن‌ِ آغوشم‌ !
من‌ُ بشناس‌ ، که‌ از یادِ همه‌ دنیا فراموشم‌ !
امشب‌ به‌ تو رو کردم‌ ، اِی‌ قبله‌نما مُرده‌ !
تو صبح‌ِ دل‌ْآرایی‌ ، من‌ شام‌ِ دل‌ْ آزرده‌ !
امشب‌ به‌ تو رو کردم‌ ، اِی‌ خاطره‌ی‌ جاری‌ !
تو هق‌هق‌ِ دریاوار ، من‌ شبنم‌ِ بیداری‌ !

چشمک‌ِ چاقو!

آخرین‌ آوازه‌خونم‌ ،
توی‌ این‌ قحطی‌ِ آواز !
بازم‌ از حسرت‌ِ زخمه‌ ،
داره‌ می‌سوزه‌ تن‌ِ ساز !
آخرین‌ آوازه‌خونم‌ ،
آخرین‌ صدای‌ هشیار !
اَزبَرَم‌ کن‌ ! همترانه‌ !
من‌ُ تو سینه‌ نگه‌دار !
با منی‌ همیشه‌ ، بانو ! با همون‌ چشمای‌ آهو !
چشمک‌ِ ستاره‌ گُم‌ شد ، تو شب‌ِ چشمک‌ِ چاقو !
زخمی‌ِ زخمی‌ِ زخمی‌ ،
آخرین‌ کوچه‌نشینم‌ !
پابه‌پای‌ لحظه‌هام‌ باش‌ ،
تا شب‌ُ رنگی‌ ببینم‌ !
رو به‌ خاموشی‌ِ کوچه‌ ،
می‌خونم‌ از تو دوباره‌ !
مشعل‌ِ ترانه‌ی‌ من‌ ،
باتو خاموشی‌ نداره‌ !
با منی‌ همیشه‌ ، بانو ! با همون‌ چشمای‌ آهو !
چشمک‌ِ ستاره‌ گُم‌ شد ، تو شب‌ِ چشمک‌ِ چاقو !

آغازِ سفر

آخرین‌ رهگذرِ شهرِ شبم‌ !
یه‌ نفس‌ بُریده‌ی‌ جون‌ به‌ لبم‌ !
برای‌ دیدن‌ِ فانوس‌ِ چشات‌ْ ،
خیلی‌ وقته‌ که‌ توی‌ تاب‌ُ تَبَم‌ !
صدتا سایه‌ پابه‌پامن‌ ،
نفسام‌ مال‌ِ خودم‌ نیست‌ !
توی‌ شهرِ قصه‌ هیچکس‌ ،
پِی‌ِ رَدّ قدمم‌ نیست‌ !
خسته‌ نفس‌ ، بسته‌ گلو ، آینه‌ی‌ شکسته‌ام‌ !
اِی‌ روزگار ! از تو و از لحظه‌ شمردن‌ خسته‌ام‌ !
من‌ُ بِبَر به‌ پُشت‌ِ سَر ! من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
تا یه‌ هوای‌ تازه‌تر ، من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
تا فصل‌ِ آغازِ سفر ، من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
تا خنده‌های‌ بی‌خبر ، من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
من‌ُ بِبَر تا خودِ من‌ ، تا آخرِ تازه‌ شدن‌ !
به‌ باغ‌ِ سبزِ لحظه‌هام‌ ، رنگ‌ِ شکوفایی‌ بزن‌ !
خسته‌ نفس‌ ، بسته‌ گلو ، آینه‌ی‌ شکسته‌ام‌ !
اِی‌ روزگار ! از تو و از لحظه‌ شمردن‌ خسته‌ام‌ !

خَلع‌ِ ید

عزیزِ همسقوط‌ِ من‌ ! افسانه‌ رُ دوره‌ نکن‌ !
چلّه‌ی‌ بی‌چهچهه‌ی‌ ترانه‌ رُ دوره‌ نکن‌ !
این‌ شب‌ِ تب‌ْدارِ سیاه‌ ، رنگ‌ِ خروسخون‌ نشده‌ !
تو قصه‌های‌ بی‌کلَک‌ ، آتیش‌ ، گُلستون‌ نشده‌ !
صف‌شکنای‌ قافله‌ ، غافلن‌ُ نابَلَدَن‌ !
قصه‌نویسا عُمری‌ِ ، از قلما خلع‌ِ یدَن‌ !
بزن‌ به‌ سیم‌ِ شعله‌ها ، تا خودِ خودسوزی‌ بیا !
چمبرِ چنگیزُ ببین‌ ، رو سَرِ قوم‌ِ آریا !
سکسکه‌ی‌ صدای‌ من‌ ، بغض‌ِ توئه‌ ، حرفی‌ بزن‌ !
آینه‌ همدست‌ِ شبه‌ ، تو چاره‌ کن‌ ، شکن‌ شکن‌ !
سکوت‌ِ کهنه‌ سال‌ِ لب‌ ، حوصله‌م‌ُ سَر می‌بره‌ !
شنیدن‌ِ صدا از این‌ حنجره‌ْمُرده‌ نوبَره‌ !
آینه‌های‌ پُر غبار ، آینه‌ی‌ دِقم‌ شدن‌ !
لحظه‌های‌ حافظه‌ کش‌ ، زَجرِ دقایقم‌ شدن‌ !
بزن‌ به‌ سیم‌ِ شعله‌ها ، تا خودِ خودسوزی‌ بیا !
چمبرِ چنگیزُ ببین‌ ، رو سَرِ قوم‌ِ آریا !

تیرِ اخطار!

فراری‌اَم‌ ! فراری‌اَم‌ ! فراری‌ از لباس‌ِ سبز !
فراری‌ از چکمه‌ سفید ، فراری‌ از حصارُ مَرز !
فراری‌اَم‌ ! فراری‌اَم‌ ! فراری‌ از نفرت‌ُ جنگ‌ !
فراری‌ از قُمقُمه‌ وُ تیرُ کلاهخودُ تفنگ‌ !
فراری‌ از اِسم‌ِ شب‌ُ ، ترس‌ِ نگهبان‌ُ فریب‌ !
فراری‌ از مارش‌ِ رِژه‌ ، شلوارایی‌ با شیش‌تا جیب‌ !
دوس‌ ندارم‌ پابکوبم‌ مقابل‌ِ ستاره‌ها !
این‌ پادگان‌ جهنمه‌ ، خسته‌ام‌ از دوباره‌ها !
سیم‌ِ خاردار من‌ُ از فرار نمی‌ترسونه‌ !
تیرِ اخطار من‌ُ از فرار نمی‌ترسونه‌ !
من‌ نمی‌خوام‌ رِژه‌ بِرَم‌ با یه‌ تفنگ‌ ، کوله‌ به‌ پُشت‌ !
یا بدونم‌ که‌ دشمن‌ُ ، با چَن‌تا گولّه‌ میشه‌ کشت‌ !
امشب‌ شب‌ِ فرارمه‌ ! تو که‌ نگهبان‌ِ شبی‌ ،
نترسونم‌ از غضب‌ِ یه‌ مُش‌ ستاره‌ حَلَبی‌ !
من‌ُ بزن‌ ! نشون‌ بده‌ یه‌ سربازِ نمونه‌ای‌ !
اسم‌ِ شب‌ُ اَزَم‌ نپرس‌ ! تو ناجی‌ِ شبونه‌ای‌ !
من‌ُ بزن‌ ! من‌ُ بزن‌ که‌ مرگ‌ِ من‌ نجاتمه‌ !
گاهی‌ یه‌ مرگ‌ِ باشکوه‌ ، به‌ زندگی‌ مُقدّمه‌ !
سیم‌ِ خاردار من‌ُ از فرار نمی‌ترسونه‌ !
تیرِ اخطار من‌ُ از فرار نمی‌ترسونه‌ !

(ادامه دارد...)

دل تنگم
04-04-2008, 02:00
یادش‌ به‌ خیر!

بچّه‌گی‌مون‌ یادش‌ به‌ خیر ! چه‌ بی‌کلَک‌ بود دِل‌ِ ما !
همیشه‌ زیرِ سایه‌ی‌ چوب‌ِ فَلَک‌ بود دِل‌ِ ما !
وَق‌وَق‌صاحاب‌ داد می‌کشید ، تو گُذرِ محلّه‌مون‌ !
چه‌ مزه‌یی‌ ، چه‌ عطری‌ داشت‌ دَم‌ْپُختکای‌ نَه‌نَه‌مون‌ !
چشمای‌ تو یادش‌ به‌ خیر ، تو شب‌ِ چارشنبه‌سوری‌ !
شراب‌ِ هَفصَد ساله‌ بود ! باغ‌ِ تو آباد اَنگوری‌ !
همه‌ی‌ سهم‌ِ من‌ از زندگی‌ شُد : یادش‌ به‌ خیر !
مزّه‌ی‌ پیاله‌ی‌ تشنگی‌ شُد : یادش‌ به‌ خیر !
یادش‌ به‌ خیر صدای‌ پات‌ ، رو تَن‌ِ سنگفرش‌ِ حیات‌ !
فرار می‌داد غصّه‌ها رُ ، تنها یه‌ دونه‌ آبنبات‌ !
پدربزرگ‌ با چپغش‌ ، زیرِ گُذر نشسته‌ بود !
چراغ‌ِ تیرِ کوچه‌ رُ کمون‌ِ من‌ شکسته‌ بود !
توی‌ شب‌ِ خاطرخواه‌ شُدن‌ ، هق‌هق‌ِ من‌ یادش‌ به‌ خیر !
حال‌ِ پَریشون‌ِ دِل‌ِ عاشق‌ِ من‌ یادش‌ به‌ خیر !
همه‌ی‌ سهم‌ِ من‌ از زندگی‌ شُد: یادش‌ به‌ خیر !
مزّه‌ی‌ پیاله‌ی‌ تشنگی‌ شُد: یادش‌ به‌ خیر !


زلزله

نگو: «ـ دوسم‌ نداشته‌ باش‌ ! » خواستن‌ِ تو کارِ دِله‌ !
حریف‌ِ این‌ دِل‌ نمی‌شم‌ ! راضی‌ نمی‌شه‌ ! مُشکله‌ !
راهم‌ُ سَد می‌کنی‌ با ، اون‌ دوتا چشم‌ِ کهربا،
گُذشتن‌ از چشمای‌ تو ، مثل‌ِ خیال‌ِ باطله‌ !
با اون‌ نگاه‌ِ دَدَری‌ ، ما رُ کجاها می‌بَری‌ ؟
تو که‌ می‌دونی‌ عاشقت‌ نداره‌ تاب‌ِ فاصله‌ !
ما ساکن‌ِ خیالتیم‌ ، عاشق‌ِ عطرِ شالتیم‌،
این‌ دِل‌ِ بی‌وطن‌ هنوز ، اهل‌ِ همین‌ آب‌ُ گلِه‌ !
از وقتی‌ که‌ یکی‌ شُدن‌ ، دستای‌ تو با دست‌ِ من‌،
تو شهرِ آروم‌ِ دِلَم‌ ، اومده‌ صدتا زلزله‌ !
تو مثل‌ِ قایق‌ روی‌ آب‌ ، می‌گذری‌ مست‌ُ بی‌شتاب‌ ،
انگار نمی‌دونی‌ یکی‌ منتظرت‌ تو ساحله‌ !
همیشه‌ بی‌قرارِ تو ! همیشه‌ انتظارِ تو !
بیا که‌ بی‌اومدنت‌ ، سَر می‌ره‌ صبرُ حوصله‌ !
وعده‌ی‌ فردا نمی‌خوام‌ ، نگو: «ـ بمون‌ ! خودم‌ میام‌ ! »
بذار بهاری‌ شه‌ هَوام‌ ، بذار بخونه‌ چلچله‌ !
بذار که‌ اون‌ چشمای‌ ناز ، ما رُ هوایی‌ کنه‌ باز،
عشق‌ِ تو شیرین‌ِ اگه‌ زمونه‌مون‌ هَلاهله‌ !
تحمل‌

مثل‌ِ پِت‌ پِت‌ِ یه‌ فانوس‌ که‌ نفس‌ بُریده‌ باشه‌ !
مثل‌ِ اون‌ پرنده‌یی‌ که‌ ، جُز قفس‌ ندیده‌ باشه‌ !
دل‌ به‌ زنجیرِ عذابم‌ ، بی‌سرانجامم‌ُ خسته‌ !
یه‌ نفر حرمت‌ِ بال‌ِ شاپرک‌ها رُ شکسته‌ !
این‌جا زندگی‌ یتیمه‌ ، این‌جا ناتمومه‌ آواز !
مجرمای‌ بی‌گُناهن‌ ، این‌ فرشته‌ها سَر باز !
تو رهاتَر از صدایی‌ ، من‌ گرفتارِ سکوتم‌ !
بی‌تو از بام‌ِ ترانه‌ می‌سقوطم‌ ! می‌سقوطم‌ !
من‌ُ از این‌جا جدا کن‌ ! این‌جا دیگه‌ جای‌ من‌ نیست‌ !
سَر سپردن‌ به‌ تحمل‌ ، معنی‌ِ عاشق‌ شدن‌ نیست‌ !
این‌جا زندگی‌ یتیمه‌ ، این‌جا ناتمومه‌ آواز !
مجرمای‌ بی‌گُناهن‌ ، این‌ فرشته‌ها سَر باز !

کهرُبا

بی‌تواَم‌ امّا از تو سرشارم‌ !
بی‌تو در خواب‌ُ باتو بیدارم‌ !
رنگ‌ِ چشمانت‌ ، رنگ‌ِ دلتنگی‌ !
خسته‌ای‌ از این‌ آدمک‌ سنگی‌ !
کهربایی‌ تو ، من‌ پَری‌ در باد !
تو همه‌ شعری‌ ، من‌ همه‌ فریاد !
آخرین‌ بانو ! سایه‌ را بشکن‌ !
شوق‌ِ بودن‌ را ، زنده‌ کن‌ در من‌ !
آخرین‌ بانو ! رنگ‌ِ رؤیا باش‌ !
بهترین‌ فصل‌ِ قصّه‌ی‌ ما باش‌ !
از نگاه‌ِ من‌ ، بهترین‌ نامی‌ !
خسته‌ از راه‌ِ بی‌سرانجامی‌ !
آخرین‌ عاشق‌ ، آخرین‌ همراه‌ !
از شب‌ِ یلدا ، پُل‌ بزن‌ تا ماه‌ !
حجم‌ِ آغوشت‌ ، وسعت‌ِ دریاست‌ !
بی‌تو این‌ عاشق‌ ، قایقی‌ تنهاست‌ !
آخرین‌ بانو ! سایه‌ را بشکن‌ !
شوق‌ِ بودن‌ را ، زنده‌ کن‌ در من‌ !
آخرین‌ بانو ! رنگ‌ِ رؤیا باش‌ !
بهترین‌ فصل‌ِ قصّه‌ی‌ ما باش‌ !

یعنی‌ همین‌!

اگه‌ خاکسترنشینی‌ ، اگه‌ اهل‌ِ آسمونی‌ ،
اگه‌ جنس‌ِ خودِ مایی‌ ، اگه‌ از مابهترونی‌ ،
اگه‌ شاعر ، اگه‌ سرباز ، اگه‌ قصاب‌ ، اگه‌ سارق‌ ،
اگه‌ ارباب‌ ، اگه‌ زارع‌ ، اگه‌ پاروزَن‌ِ قایق‌ ،
اگه‌ آهنگرُ خَرّات‌ ، اگه‌ سرگرم‌ِ تجارت‌ ،
یا اگه‌ حتا وزیری‌ ، پُشت‌ِ مسندِ صدارت‌ ،
یه‌ نفر دِلِت‌ رُ می‌دزده‌ فقط‌ با یه‌ نگاه‌ !
عاشقی‌ یعنی‌ همین‌ ، یعنی‌ گناه‌ِ بی‌گناه‌ !
بعد از اون‌ روز دیگه‌ از خودت‌ رهایی‌ مِث‌ِ من‌ !
خوش‌ ترانه‌ ، خوش‌ طنین‌ُ خوش‌ صدایی‌ مِث‌ِ من‌ !
بعد از اون‌ دیگه‌ دِلِت‌ میشه‌ چراغ‌ِ راه‌ِ تو !
غیر از عشقت‌ کسی‌ رُ نمی‌بینه‌ نگاه‌ِ تو !
دُنیا تو دست‌ِ توئه‌ ، با هیشکی‌ کاری‌ نداری‌ !
همه‌ی‌ زندگیت‌ُ به‌ پای‌ عشقت‌ می‌ذاری‌ !
عاشقی‌ یعنی‌ همین‌ ، یعنی‌ گناه‌ِ بی‌گناه‌ !
یه‌ نفر دِلِت‌ رُ می‌دزده‌ فقط‌ با یه‌ نگاه‌ !

هم‌روزگار

غم‌ نخور ! هم‌روزگارم‌ ! من‌ هوای‌ تو رُ دارم‌ !
واسه‌ چاردیوارِ قلبت‌ ، صدتا پنجره‌ میارم‌ !
غم‌ نخور ! زیبای‌ خُفته‌ ! نااُمیدی‌ حرف‌ِ مُفته‌ !
رنگ‌ عوض‌ می‌کنه‌ این‌ شب‌ ، با غزل‌های‌ نگُفته‌ !
نگو خیلی‌ وقته‌ این‌جا ، کسی‌ فردا رُ ندیده‌ !
توی‌ پولک‌ِ لباست‌ ، صدتا فانوس‌ِ اُمیده‌ !
چرخ‌ِ تو ، وقتی‌ می‌رقصی‌ ! میشکنه‌ چرخ‌ِ فَلَک‌ رُ !
تازه‌ می‌کنه‌ دوباره‌ ، خبرای‌ قاصدک‌ رُ !
شب‌ از رقص‌ِ تو می‌ترسه‌ ! بترسون‌ دیوِ جادو رُ !
پریشون‌ کن‌ با آوازت‌ ، سکوت‌ِ این‌ غزلگو رُ !
غم‌نخور ! همیشه‌ روشن‌ ! رخوت‌ُ بگیر از این‌ تَن‌ !
خون‌ِ زندگی‌ رُ بسپار ، به‌ رگ‌ِ ترانه‌ی‌ من‌ !
غم‌ نخور ! همدست‌ِ خسته‌ ! شب‌پَره‌ از پیله‌ رَسته‌ !
مرغ‌ِ عشق‌ِ این‌ ولایت‌ ، دوباره‌ قفس‌ شکسته‌ !
شب‌ از رقص‌ِ تو می‌ترسه‌ ! بترسون‌ دیوِ جادو رُ !
پریشون‌ کن‌ با آوازت‌ ، سکوت‌ِ این‌ غزلگو رُ !

بخند!

اَمون‌ بده‌ که‌ عطرِ تو برگ‌ِ اَمون‌ِ واژه‌هاس‌ !
بذار بتابم‌ از چشات‌ ، این‌ آینه‌ بی‌انتهاس‌ !
اَمون‌ بده‌ ! اَمون‌ بده‌ ! که‌ بی‌اَمون‌ِ روزگار !
دست‌ِ ترانه‌بافه‌ من‌ ، بافته‌ بَرام‌ طناب‌ِ دار !
اَمون‌ بده‌ ! اَمون‌ بده‌ ! که‌ عاشقانه‌تَر بشم‌ !
می‌خوام‌ تو کوچه‌ی‌ چشات‌ ، دوباره‌ دربه‌در بشم‌ !
من‌ُ بگیر از روزگار ، که‌ خسته‌ام‌ از این‌ عذاب‌ !
دوباره‌ لالایی‌ بخون‌ ! بذار بیدارشم‌ توی‌ خواب‌ !
می‌خوام‌ تو رُ خواب‌ ببینم‌ تا بشکنه‌ شب‌ِ کبود !
ببین‌ که‌ بیداری‌ِ ما ، آش‌ِ دهن‌سوزی‌ نبود !
خواب‌ِ تو ناب‌ِ مث‌ِ شعر ، رؤیا داره‌ بغل‌ بغل‌ !
مشعل‌ِ آوازِ منی‌ ، تو این‌ سیاهی‌ِ دَغَل‌ !
می‌خوام‌ تو خواب‌ ببینمت‌ ! چشمای‌ خیسم‌ رُ ببند !
خسته‌ام‌ از زنگ‌ِ عزا ، بَرام‌ بخند ! بَرام‌ بخند !
من‌ُ بگیر از روزگار ، که‌ خسته‌ام‌ از این‌ عذاب‌ !
دوباره‌ لالایی‌ بخون‌ ! بذار بیدارشم‌ توی‌ خواب‌ !

گُذری‌

سَرِ فردوسی‌ ، تو میدون‌ ، بغل‌ِ مجسّمه‌،
اون‌جا که‌ صدا گُمه‌ ، تو ازدحام‌ِ همهمه‌،
یه‌ شوفر گَلو درونده‌ ، یه‌ نفس‌ داد می‌زنه‌:
«ـ یه‌ نفر میدون‌ِ آزادی‌ ! آهای‌ کی‌ با منه‌ ؟ »
من‌ پیاده‌ می‌گذرم‌ از بغل‌ِ صدای‌ اون‌،
تو اگه‌ پیاده‌یی‌ ، با من‌ همین‌ شعرُ بخون‌:
چراغای‌ راهنمایی‌ قاطی‌ کردن‌ دوباره‌ !
یه‌ روزی‌ این‌ ترافیک‌ دخل‌ِ ماها رُ میاره‌ !
خیابون‌ِ انقلاب‌ خیلی‌ بُلنده‌ ! مگه‌ نه‌ ؟
چراغای‌ قرمزش‌ راه‌ُ می‌بنده‌ ! مگه‌ نه‌ ؟
مونده‌ تا میدون‌ِ آزادی‌ ! آهای‌ مسافرا !
شماهام‌ پیاده‌ شین‌ ! بگین‌: چرا ؟ بگین‌: چرا ؟
واسه‌ چی‌ میدون‌ِ انقلاب‌ شلوغه‌ همیشه‌ ؟
واسه‌ چی‌ چمبره‌ی‌ این‌ ترافیک‌ وا نمیشه‌ ؟
اگه‌ تقصیرِ چراغاس‌ چراغا رُ می‌شکنیم‌ !
اگه‌ تقصیرِ شب‌ِ این‌ شب‌ُ آتیش‌ می‌زنیم‌ !
آخه‌ ما میدون‌ِ آزادی‌ رُ باید ببینیم‌ !
نباید دس‌ روی‌ دستامون‌ بذاریم‌ بشینیم‌ !
چراغای‌ راهنمایی‌ قاطی‌ کردن‌ دوباره‌ !
یه‌ روزی‌ این‌ ترافیک‌ دخل‌ِ ماها رُ میاره‌ !
خیابون‌ِ انقلاب‌ خیلی‌ بُلنده‌ ! مگه‌ نه‌ ؟
چراغای‌ قرمزش‌ راه‌ُ می‌بنده‌ ! مگه‌ نه‌ ؟
مونده‌ تا میدون‌ِ آزادی‌ ! آهای‌ مسافرا !
شماهام‌ پیاده‌ شین‌ ! بگین‌: چرا ؟ بگین‌: چرا ؟

شب‌ِ یلدا

وقتی‌ لال‌بازی‌ تو دنیا یه‌ زبون‌ِ مُشترک‌ شُد،
وقتی‌ تو گودِ حماقت‌ ، پهلوونمون‌ فَلَک‌ شُد،
وقتی‌ سنجاق‌ِ خیانت‌ ، سهم‌ِ بال‌ِ شاپرک‌ شُد،
وقتی‌ گُفتن‌ِ سلام‌ُ به‌ سلامت‌ ، مَتَلَک‌ شُد،
می‌رسی‌ به‌ حرف‌ِ من‌ !
وقتی‌ تو سفره‌ی‌ خالی‌ ، قاتقت‌ خون‌ِ جگر شُد،
وقتی‌ جنگل‌ از حضورِ یه‌ جرقّه‌ شعله‌ور شُد،
وقتی‌ گونه‌های‌ جلّاد از صدای‌ گریه‌ تَر شُد،
وقتی‌ که‌ کلاغ‌ِ قصّه‌ از دوباره‌ دربه‌در شُد،
می‌رسی‌ به‌ حرف‌ِ من‌ !
حرف‌ِ من‌ ، سوال‌ِ من‌ ، زمزمه‌ی‌ زیرِ لَبه‌،
که‌ چرا تو این‌ حوالی‌ ، شب‌ِ یلدا هر شبه‌ ؟
از نگاه‌ِ بعضیا حرفای‌ من‌ حرف‌ِ حسابه‌،
که‌ دهن‌بندِ طلایی‌ واسه‌ اون‌ تنها جوابه‌ !
از نگاه‌ِ بعضیا حرفای‌ من‌ حرف‌ِ اضافه‌س‌،
برای‌ همین‌ سیاهی‌ از شنیدنش‌ کلافه‌س‌ !
حرف‌ِ من‌ ، سوال‌ِ من‌ ، زمزمه‌ی‌ زیرِ لَبه‌،
که‌ چرا تو این‌ حوالی‌ ، شب‌ِ یلدا هر شبه‌ ؟

عمرِ سکوت‌

گفتی‌ یک‌ نفر میاد از تو غبارِ جادّه‌ها،
گفتی‌ رخش‌ِ زین‌طلا ، سُم‌ می‌کوبه‌ تو شهرِ ما،
عمرِ ما به‌ سر رسیدُ هیچ‌ کسی‌ سَر نرسید !
کسی‌ اون‌ یکه‌سوارُ توی‌ کوچه‌ها ندید !
گفتی‌ از صدای‌ پاش‌ می‌شکنه‌ گُنبدِ کبود،
دوباره‌ ترانه‌ جولون‌ می‌ده‌ تو شهرِ سرود،
جون‌ِ ما به‌ لَب‌ رسیدُ هیچ‌ کسی‌ سَر نرسید !
کسی‌ از تو کوچه‌ها صدای‌ پایی‌ نشنید !
بگو کی‌ پهلوون‌ از تو آینه‌ها سَر می‌رسه‌ ؟
واسه‌ چی‌ پیاده‌ از سواره‌ زودتر می‌رسه‌ ؟
نکنه‌ اومدنش‌ حرف‌ِ چهل‌ کلاغ‌ باشه‌ !
آخه‌ کی‌ عمرِ سکوت‌ِ ما به‌ آخر می‌رسه‌ ؟
عمرِ ما به‌ سر رسیدُ هیچ‌ کسی‌ سَر نرسید !
کسی‌ اون‌ یکه‌سوارُ توی‌ کوچه‌ها ندید !
اگه‌ باور بکنیم‌ زنده‌گی‌مون‌ تو دست‌ِ ماس‌،
اگه‌ بارونی‌ بشه‌ اَبری‌ که‌ توی‌ این‌ صداس‌،
روی‌ گنبدِ کبود ، رنگین‌کمون‌ پُل‌ می‌زنه‌ !
دیگه‌ کوچه‌ها پُر از تولّدِ ترانه‌هاس‌ !
جون‌ِ ما به‌ لَب‌ رسیدُ هیچ‌ کسی‌ سَر نرسید !
کسی‌ از تو کوچه‌ها صدای‌ پایی‌ نشنید !

بهار

حاجی‌ فیروز نمی‌رقصه‌ ،
آخه‌ دستاش‌ ، تو یه‌ دَس‌ بندِ سیاه‌ زندونیه‌ !
حاجی‌ فیروز نمی‌خنده‌ ،
تو دِلِش‌ بغض‌ِ هزار تا گریه‌ی‌ پنهونیه‌ !
سبزه‌ قَد نمی‌کشه‌ ،
آخه‌ بالای‌ سَرِش‌ همیشه‌ تیغ‌ِ قیچیه‌ !
بَرام‌ از بهار نگو ،
فصل‌ِ نو ، بهارِ تازه‌ چی‌چیه‌ ؟
یه‌ نفر هَف‌ تا سین‌ُ از توی‌ سُفره‌ بُرده‌ !
ماهی‌ِ تُنگ‌ِ بلور ، ساعت‌ِ تحویل‌ مُرده‌ !
صدای‌ پای‌ بهار،
هم‌صدای‌ انفجارِ توپ‌ِ مُرواری‌ نبود !
اوّلین‌ لحظه‌ی‌ سال‌ ،
ختم‌ِ این‌ روزای‌ بی‌بخارِ تکراری‌ نبود !
بهار از این‌جا گُذشت‌،
امّا فُرصت‌ ندادن‌ که‌ ما تماشا بِکنیم‌ !
وقتشه‌ با هم‌ بِریم‌،
تا دوباره‌ اون‌ بهارِ سبزُ پیدا بکنیم‌ !
یه‌ نفر هَف‌ تا سین‌ُ از توی‌ سُفره‌ بُرده‌ !
ماهی‌ِ تُنگ‌ِ بلور ، ساعت‌ِ تحویل‌ مُرده‌ !

حافظ‌

من‌ُ تو اون‌جا نبودیم‌ ، هیچ‌ کسی‌ اون‌جا نبود !
وقتی‌ حافظ‌ تک‌ُ تنها تو خونه‌ش‌ نشسته‌ بود !
خسته‌ از طعنه‌ی‌ مَردُم‌ ، مَست‌ِ مَست‌ِ مَست‌ِ مَست‌،
چش‌ به‌ راه‌ِ غزلای‌ سبزِ ناب‌ِ ناسُرود !
درِ خونه‌ یهو وا شُد ، چن‌ تا سایه‌ اومدن‌ !
ـ سایه‌ها همیشه‌ کشتن‌ِ چراغ‌ُ بَلَدَن‌ !
دهن‌ِ اون‌ُ گرفتن‌ تا دیگه‌ داد نزنه‌ !
رشته‌ی‌ طناب‌ُ دورِ گردنش‌ گِره‌ زَدَن‌ !
آخه‌ اون‌ همیشه‌ از شبای‌ پُر خطر می‌گفت‌،
همیشه‌ از آشتی‌ِ خُفّاشا با سحر می‌گفت‌،
همیشه‌ با غزلاش‌ آتیش‌ می‌زَد به‌ جون‌ِ شب‌،
از یه‌ رندِ عاشق‌ِ همیشه‌ در به‌ در می‌گفت‌ !
عیب‌ِ رِندان‌ مَکن‌ اِی‌ زاهدِ پاکیزه‌ سِرِشت‌ !
که‌ گُناه‌ِ دِگَران‌ بَر تو نخواهند نِوِشت‌ !
من‌ اگر نیکم‌ ، اگر بَد ، تو برو خود را باش‌،
هَر کسی‌ آن‌ دِرُوَد عاقبت‌ِ کار ، که‌ کشت‌ !
من‌ُ تو اون‌جا نبودیم‌ ، هیچ‌ کسی‌ اون‌جا نبود !
وقتی‌ حافظ‌ نفس‌ِ آخرش‌ُ کشیده‌ بود !
سایه‌ها رفتن‌ُ موند تو بسترِ بدون‌ِ عشق‌،
مونده‌ بود رو گردنش‌ خط‌ِ یه‌ حلقه‌ی‌ کبود !
قصّه‌مون‌ این‌جا تمومه‌ ، امّا چشما خواب‌ نَره‌ !
نَگین‌ این‌ قصّه‌ دورغه‌ ! اصل‌ِ قصّه‌ بهتره‌ !
هیشکی‌ هیچ‌ جا ننوشت‌ از چه‌ جوری‌ مُردن‌ِ اون‌ !
آخه‌ گفتن‌ِ حقیقت‌ باعث‌ِ دردسَره‌ !

علامت‌ِ سوال‌

با تواَم‌ ! تو که‌ به‌ عشقت‌ می‌گی‌ عشق‌ِ آسمونی‌،
بگو از زخمای‌ پیرِ این‌ قبیله‌ چی‌ می‌دونی‌ ؟
تو که‌ غیر از قُل‌ُ زنجیر تا حالا هیچّی‌ ندیدی‌،
تو که‌ جُز صدای‌ گریه‌ هیچ‌ صدایی‌ نشنیدی‌،
تو که‌ چرخیدی‌ یه‌ عمرِ تو همین‌ مدارِ تکرار،
همیشه‌ زنده‌گی‌ کردی‌ ، میون‌ چهارتا دیوار،
چی‌ می‌دونی‌ از تبارِ ساکت‌ِ نفس‌ بُریده‌ ؟
چی‌ می‌دونی‌ از ستاره‌ ؟ چی‌ می‌دونی‌ از سپیده‌ ؟
تو شبیخون‌ِ سکوت‌ حنجره‌ پاره‌ پاره‌ شُد !
واسه‌ ما حبس‌ِ ترانه‌ تنها راه‌ِ چاره‌ شُد !
ما به‌ قصّاب‌باشی‌ گُفتیم‌ که‌ گُناهمون‌ چیه‌ ؟
هر علامت‌ِ سوال‌ چنگک‌ِ یه‌ قناره‌ شُد !
حالا ما رُ خوب‌ نگاه‌ کن‌ ، که‌ گرفتارِ سوالیم‌ !
امّا از وحشت‌ِ ساطور ، مث‌ِ نعش‌ِ مُرده‌ لالیم‌ !
ما رُ قاب‌ بگیر تو ذهنت‌ ، که‌ فراموشی‌ یه‌ ننگه‌ !
وقتی‌ بیداری‌ گُناهه‌ ، زنگ‌ِ ساعتا قشنگه‌ !
دِل‌ به‌ پُشت‌ اَبرا نسپار ، وقتی‌ پاهات‌ رو زمینه‌ !
مث‌ِ یه‌ چشمه‌ سفر کن‌ ، راه‌ِ آبادی‌ همینه‌ !
عاشقم‌ باش‌ تا بتونیم‌ ، شب‌ُ پُشت‌ِ سَر بذاریم‌ !
ما برای‌ همصدایی‌ ، حرف‌ِ تازه‌ کم‌ ندایم‌ !
تو شبیخون‌ِ سکوت‌ حنجره‌ پاره‌ پاره‌ شُد !
واسه‌ ما حبس‌ِ ترانه‌ تنها راه‌ِ چاره‌ شُد !
ما به‌ قصّاب‌باشی‌ گُفتیم‌ که‌ گُناهمون‌ چیه‌ ؟
هر علامت‌ِ سوال‌ چنگک‌ِ یه‌ قناره‌ شُد !

گُرگ‌

سَرِ کوه‌ ، بالای‌ درّه‌ ، نُک‌ِ یه‌ صخره‌ نشسته‌ !
دیگه‌ چشماش‌ نمی‌بینه‌ ، گُرگ‌ِ پیرِ دِل‌ْشکسته‌ !
یه‌ روزی‌ تموم‌ِ درّه‌ ، زیرِ یوغ‌ِ زوزه‌هاش‌ بود !
صدتا آسمون‌ قُرُمبه‌ ، توی‌ قدرت‌ِ صداش‌ بود !
امّا دیگه‌ زوزوهاش‌ُ گلّه‌ نادیده‌ می‌گیره‌ !
سگ‌ِ گلّه‌ خوب‌ می‌دونه‌ ، گُرگ‌ِ پیر داره‌ می‌میره‌ !
روی‌ شونه‌های‌ چوپان‌ ، برق‌ِ لوله‌ی‌ تفنگه‌ !
صدای‌ گُرگ‌ُ شنیده‌ ، چش‌ به‌ راه‌ُ گوش‌ به‌ زنگه‌ !
گُرگ‌ِ پیر بالای‌ صخره‌ ، منتظر نشسته‌ تنها !
چش‌ به‌ راه‌ِ یه‌ گلوله‌س‌ ، واسه‌ تاروندن‌ِ غم‌ها !
چه‌ حالی‌ داره‌ گُرگی‌ که‌ سگا براش‌ پارس‌ نَکنن‌ !
گُرگ‌ اگه‌ پیرم‌ بشه‌ باز ، تَن‌ نمی‌ده‌ به‌ سگ‌ شُدن‌ !
غصّه‌ی‌ گُرگه‌ از اینه‌ ، که‌ سگه‌ اون‌ُ بگیره‌ !
نمی‌خواد با ضربه‌های‌ ، سنگ‌ُ چوبدستی‌ بمیره‌ !
می‌گه‌ گُرگ‌ اگه‌ بترسه‌ ، از سگ‌ُ دام‌ُ گلوله‌،
که‌ دیگه‌ فرقی‌ نداره‌ با شغالای‌ کوتوله‌ !
اون‌ نمی‌خواد مث‌ِ سگ‌ها ، بشه‌ برده‌ی‌ خلایق‌ !
دوس‌ داره‌ که‌ با گلوله‌ بمیره‌ مثل‌ِ یه‌ عاشق‌ !
گُرگ‌ِ پیرِ درّه‌ تنهاس‌ ، امّا مغروره‌ وُ آزاد !
می‌رسه‌ به‌ گوش‌ چوپان‌ ، زوزه‌هاش‌ تو پنجه‌ی‌ باد !
صدای‌ گلنگدن‌ رُ شنیدن‌ گوشای‌ گُرگه‌ !
وقت‌ِ اون‌ مرگ‌ِ عزیزِ ! وقت‌ِ اون‌ مرگ‌ِ بزرگه‌ !
چه‌ حالی‌ داره‌ گُرگی‌ که‌ سگا براش‌ پارس‌ نَکنن‌ !
گُرگ‌ اگه‌ پیرم‌ بشه‌ باز ، تَن‌ نمی‌ده‌ به‌ سگ‌ شُدن‌ !

تعطیلی‌ِ دِل‌

جمعه‌ روزِ خوب‌ِ عشقه‌ ، روزِ تعطیلی‌ِ دِل‌ نیست‌ !
تا تو هم‌ْخلوت‌ِ مایی‌ ، جمعه‌مون‌ سردُ کسِل‌ نیست‌ !
می‌شه‌ با عطرِ تو پُر شُد ، از ترانه‌های‌ تازه‌ !
دست‌ِ تو حتّا با خورشید ، آدمک‌ برفی‌ می‌سازه‌ !
چشم‌ِ تو مثل‌ِ عقیقه‌ ، رو یه‌ انگشترِ جادو !
من‌ُ با خودت‌ یکی‌ کن‌ ! وارث‌ِ چشمای‌ آهو !
تو این‌ زمونه‌ی‌ کلَک‌ ، چشمای‌ تو حقیقته‌ !
دل‌ِ بزرگ‌ِ تو مث‌ِ یه‌ شهرِ پُر جمعیته‌ !
وقتی‌ با تواَم‌ نگاهم‌ ، یه‌ نگاه‌ِ بی‌نقابه‌ !
امّا بی‌تو آرزوهام‌ ، همه‌شون‌ نقش‌ِ بَر آبه‌ !
با تو هَر جمعه‌ یه‌ شنبه‌س‌ ! با تو هَر لحظه‌ یه‌ فصله‌ !
من‌ کنارِ تو حقیرم‌ ، مث‌ِ زشتی‌ِ یه‌ وصله‌ !
تو مث‌ِ چراغ‌ِ بندر ، واسه‌ این‌ قایق‌ پیری‌ !
وقت‌ِ اُفتادن‌ِ این‌ مست‌ ، زیرِ شونه‌ش‌ُ می‌گیری‌ !
تو این‌ زمونه‌ی‌ کلَک‌ ، چشمای‌ تو حقیقته‌ !
دل‌ِ بزرگ‌ِ تو مث‌ِ یه‌ شهرِ پُر جمعیته‌ !

قرار

مثل‌ِ یه‌ آوازه‌خون‌ِ دوره‌گرد ، توی‌ کوچه‌های‌ دودُ همهمه‌،
برای‌ خودم‌ ترانه‌ می‌خونم‌ ! عطرِ پیرهنت‌ باهام‌ همقدمه‌ !
توی‌ زیرُ بَم‌ِ غمناک‌ِ صدام‌ ، یه‌ نفر داد می‌زنه‌: «ـ تو رُ می‌خوام‌ ! »
آخ‌ ! اگه‌ بدونی‌ چه‌ علاقه‌یی‌ ، پُشت‌ِ انعکاس‌ِ این‌ زیرُ بَمه‌ !
تو چشات‌ هزارتا سکه‌ی‌ طلا ، چشمات‌ عاشق‌ کش‌ُ بی‌تاب‌ُ بَلا،
عاشق‌ِ عاشق‌ِ عاشقم‌ ولی‌ ، می‌دونم‌ که‌ عشق‌ِ من‌ بَرات‌ کمه‌ !
کشته‌ مُرده‌هات‌ زیادن‌ ، می‌دونم‌ ! امّا بازم‌ روی‌ حرفم‌ می‌مونم‌ !
روزگار هَر جوری‌ باشه‌ با تواَم‌ ! آخه‌ بازیچه‌ شُدن‌ عادتمه‌ !
دل‌ یه‌ عمره‌ عاشق‌ِ نگاهته‌ ، خیلی‌ وقته‌ که‌ چشام‌ به‌ راهته‌،
بس‌ که‌ دوختم‌ چشام‌ُ به‌ جادّه‌ها ، شُدم‌ عینهو مث‌ِ مجسّمه‌ !
تو که‌ بی‌خیال‌ِ مایی‌ ! نازنین‌ ! یه‌ نظر شکست‌ِ این‌ دل‌ُ ببین‌ !
من‌ می‌خندم‌ امّا روی‌ گونه‌هام‌ ، همیشه‌ سه‌ چهارتا قطره‌ شبنمه‌ !
تو که‌ خوب‌ می‌دونی‌ پاسوزِ تواَم‌ ! سایه‌ی‌ دیروزُ امروزِ تواَم‌ !
این‌ دِل‌ِ منگ‌ِ خراب‌ِ دربه‌در ، حالا خیلی‌ وقته‌ خونه‌ی‌ غمه‌ !
من‌ که‌ بی‌خودی‌ هلاکت‌ نَشُدم‌ ! بی‌خودی‌ که‌ سینه‌چاکت‌ نَشُدم‌ !
تقصیرِ چشمای‌ تابستونیته‌ ، که‌ آتیش‌ گرفتنم‌ دَم‌ به‌ دَمه‌ !
بعد از این‌ قرارمون‌ شُد دِل‌ِ من‌ ، بعضی‌ وقتا به‌ ما یه‌ سَری‌ بزن‌،
بی‌خیال‌ باش‌ اگه‌ دیدی‌ کمَرَم‌ ، زیرِ بارِ غم‌ُ غصّه‌ها خَمه‌ !
اگه‌ خواستی‌ که‌ بیای‌ سَرِ قرار ، با خودت‌ چترُ یه‌ بارونی‌ بیار،
تو دلم‌ همیشه‌ بارون‌ می‌باره‌ ، گاهی‌ رگبارِ وُ گاهی‌ نَم‌ نَمه‌ !
برو ! امّا تن‌ نَده‌ به‌ سرنوشت‌ ، هَرجا باشی‌ اون‌جا می‌شه‌ یه‌ بهشت‌،
دیگه‌ غم‌ نخور که‌ بی‌بودن‌ِ تو ، حال‌ُ روزگارِ من‌ جهنمه‌ !
ایجاز

از حادثه‌ می‌آیی‌ ! لبخندِ تو خوانا نیست‌ !
پایان‌ِ سکوت‌ِ تو ، آغازِ پریشانی‌ست‌ !
شب‌ را به‌ غزل‌ بسپار ! همخاطره‌ ! همفریاد !
تا زنده‌ شَوَد نبض‌ِ این‌ مُرده‌ی‌ مادرزاد !
اِی‌ چشم‌ِ تو ایجازِ چشم‌ِ همه‌ آهوها !
من‌ را ببر از ظلمت‌ ، تا اوج‌ِ پرستوها !
در غیبت‌ِ دست‌ِ تو ، بی‌زخمه‌ترین‌ سازم‌ !
پَربسته‌ی‌ تردیدم‌ ، در حسرت‌ِ پروازم‌ !
از خواب‌ِ تو سرشارم‌ ! از لمس‌ِ تَنَت‌ عاری‌ !
روشن‌شو ! هراسانم‌ ، از این‌ شب‌ِ تکراری‌ !
ناخوانده‌ترین‌ شعری‌ ، اِی‌ بغض‌ِ گلوبسته‌ !
دلداده‌ترین‌ عاشق‌ ، از بندِ عطش‌ رَسته‌ !
اِی‌ چشم‌ِ تو ایجازِ چشم‌ِ همه‌ آهوها !
من‌ را ببر از ظلمت‌ ، تا اوج‌ِ پرستوها !
در غیبت‌ِ دست‌ِ تو ، بی‌زخمه‌ترین‌ سازم‌ !
پَربسته‌ی‌ تردیدم‌ ، در حسرت‌ِ پروازم‌ !

آشفته‌

نبض‌ِ سکوتم‌ رُ بگیر ! آتشفشون‌ِ خُفته‌ام‌ !
ترانه‌های‌ مُهرُموم‌ ، قصه‌های‌ نگفته‌ام‌ !
می‌خوام‌ آتیش‌ْبازی‌ کنم‌ ، تو اون‌ نگاه‌ِ خواستنی‌ !
از غزل‌ عاشقانه‌تر ، تو بهترین‌ شعرِ منی‌ !
تو آینه‌بندون‌ِ چشات‌ ، به‌ بی‌نهایت‌ می‌رسم‌ !
به‌ مرزِ جاودانگی‌ ، به‌ نبض‌ِ ساعت‌ می‌رسم‌ !
تازه‌ شدم‌ به‌ بوی‌ تو !
آشفته‌ مثل‌ِ موی‌ تو !
برده‌ی‌ آزاده‌ی‌ دل‌ ،
طلسمی‌ِ جادوی‌ تو !
این‌ تن‌ِ بی‌ترانه‌ رُ ، تو هُرم‌ِ تب‌ رها نکن‌ !
قلب‌ِ من‌ُ قربونی‌ِ آخرِ قصه‌ها نکن‌ !
بیا که‌ بی‌بهانه‌ام‌ ، برای‌ آفتابی‌ شدن‌ !
ببین‌ توی‌ ترانه‌هام‌ ، تو شده‌ هم‌ معنی‌ِ من‌ !
من‌ُ بگیر از این‌ سکون‌ ! ببر به‌ تکرارِ جنون‌ !
تویی‌ که‌ فریاد می‌زنی‌ ، تو دل‌ِ هر ترانه‌خون‌ !
تازه‌ شدم‌ به‌ بوی‌ تو !
آشفته‌ مثل‌ِ موی‌ تو !
برده‌ی‌ آزاده‌ی‌ دل‌ ،
طلسمی‌ِ جادوی‌ تو !

بی‌خطر

می‌زنم‌ از توی‌ خونه‌ بیرون‌ ، راه‌ می‌رَم‌ زیرِ صدای‌ بارون‌ !
سایه‌ی‌ سیاه‌ِ شب‌ روی‌ سَرَم‌ ، تو جیبام‌ تُخمه‌ی‌ آفتابگردون‌ !
گوشم‌ از نصیحتای‌ کهنه‌ پُر ، همه‌ می‌گن‌ از ترانه‌ دِل‌ بِبُر !
امّا خاموشی‌ِ من‌ مرگ‌ِ منه‌ ، توی‌ خاموشی‌ می‌سوزم‌ گُرُ گُر !
هیچ‌کسی‌ توی‌ ترانه‌ تا به‌ حال‌ ، حرفی‌ از اجاره‌ خونه‌ نزده‌ !
انگاری‌ گُفتن‌ِ حرفای‌ حساب‌ ، به‌ ترانه‌های‌ ما نیومده‌ !
ارکسترِ روزگارمون‌ ، کوک‌ِ سکوت‌ِ از قدیم‌ !
ما تو تمام‌ِ زندگی‌ ، سازِ مخالف‌ نزدیم‌ !
سمفونی‌ِ عذابمون‌ ، صدای‌ داوودی‌ نداشت‌ !
باغ‌ِ ملخ‌ خورده‌ی‌ ما ، گُلای‌ داوودی‌ نداشت‌ !
خوابامون‌ُ خط‌ می‌زنن‌ ، با خودنویس‌ِ بی‌دوات‌ !
تو فصل‌ِ بی‌حرفی‌ِ عشق‌ ، ترانه‌ شُد تنغلات‌ !
توی‌ هیچ‌ ترانه‌یی‌ یه‌ کارگر ، نمی‌اُفته‌ از رو داربست‌ِ بُلند !
توی‌ هیچ‌ ترانه‌یی‌ ترانه‌ساز ، دیوِ جادو رُ نمی‌ندازه‌ به‌ بند !
توی‌ هیچ‌ ترانه‌ بچّه‌ گربه‌یی‌ ، زیرِ چرخای‌ ماشین‌ جون‌ نمیده‌ !
انگاری‌ کسی‌ تو این‌ شهرِ بزرگ‌ ، یه‌دونه‌ آدم‌ِ بدبخت‌ ندیده‌ !
قِر می‌دن‌ این‌ آدمای‌ غم‌ْزده‌ ، با طنین‌ِ این‌ صداهای‌ لَوَند !
آخ‌ که‌ از ترانه‌های‌ بی‌خطر ، همه‌ آلبوما گرفته‌ بوی‌ گَند !
ارکسترِ روزگارِ ما ، کوک‌ِ سکوت‌ِ از قدیم‌ !
ما تو تمام‌ِ زندگی‌ ، سازِ مخالف‌ نزدیم‌ !
سمفونی‌ِ عذابمون‌ ، صدای‌ داوودی‌ نداشت‌ !
باغ‌ِ ملخ‌ خورده‌ی‌ ما ، گُلای‌ داوودی‌ نداشت‌ !
خوابامون‌ُ خط‌ می‌زنن‌ ، با خودنویس‌ِ بی‌دوات‌ !
تو فصل‌ِ بی‌حرفی‌ِ عشق‌ ، ترانه‌ شُد تنغلات‌ !

عسلبانو

عسلبانو ! هنوزم‌ پیش‌ِ مایی‌ ، اگر چه‌ دست‌ِ تو تو دست‌ِ من‌ نیست‌ !
هنوزم‌ با تواَم‌ تا آخرین‌ شعر ، نگو وقتی‌ واسه‌ عاشق‌ شُدن‌ نیست‌ !
تو رفتی‌ بی‌من‌ امّا من‌ دوباره‌ ، دارم‌ از تو برای‌ تو می‌خونم‌ !
سکوت‌ِ لحظه‌های‌ تلخ‌ُ بشکن‌ ، نذار این‌جا تک‌ُ تنها بمونم‌ !
عسلبانو ! عسل‌گیسو ! عسل‌چشم‌ ! من‌ُ یادِ خودم‌ بنداز دوباره‌ !
بذار از ابرِ سنگین‌ِ نگاهم‌ ، بازم‌ بارون‌ِ دلتنگی‌ بباره‌ !
برای‌ پُل‌ زدن‌ تا کهکشون‌ها ، تو رُ کم‌ دارم‌ اِی‌ نبض‌ِ تَپَنده‌ !
تو از اون‌ کوچه‌ رفتی‌ امّا بازم‌ ، دل‌ِ آواره‌مون‌ پیش‌ِ تو بَنده‌ !
حالا هرجا که‌ هستی‌ باورم‌ کن‌ ! بدون‌ با یادِ تو تنهاترینم‌ !
هنوزم‌ زیرِ رگبارِ ترانه‌ ، کنارِ خاطرات‌ِ تو می‌شینم‌ !
بدون‌ با رفتنت‌ دنیا سیاه‌ شُد ! جای‌ خالی‌ت‌ تو قلبم‌ موندگاره‌ !
شب‌ِ پُرگریه‌ی‌ تنهایی‌ِ من‌ ، بدون‌ِ تو دیگه‌ فردا نداره‌ !
عسلبانو ! عسل‌گیسو ! عسل‌چشم‌ ! من‌ُ یادِ خودم‌ بنداز دوباره‌ !
بذار از ابرِ سنگین‌ِ نگاهم‌ ، بازم‌ بارون‌ِ دلتنگی‌ بباره‌ !

الک

دوباره‌ دِل‌ برای‌ یک‌ جرعه‌ ترانه‌ لَک‌ زده‌ !
اما تو شهرِ بی‌نفس‌ ، حنجره‌ها کپَک‌ زده‌ !
دوباره‌ باید از سکوت‌ ، یه‌ عالمه‌ ترانه‌ ساخت‌ !
دوباره‌ باید این‌ دل‌ُ ، تو بازی‌ِ چشم‌ِ تو باخت‌ !
وقتشه‌ فریاد بزنم‌ ، که‌ خوش‌ نفس‌ترین‌ منم‌ !
تو این‌ شب‌ِ شعله‌ شکن‌ ، گُر می‌گیرم‌ ، نمی‌شکنم‌ !
نه‌ ! نباید از سکوتم‌ دل‌ِ دیوِ شب‌ خُنک‌ شه‌ !
نباید خالی‌ ببندم‌ ! نباید دریا اَلَک‌ شه‌ !
باید از برق‌ِ یه‌ واژه‌ ، پُشت‌ِ تاریکی‌ بلرزه‌ !
نباید کلاغ‌ِ وحشت‌ ، جانشین‌ِ قاصدک‌ شه‌ !
دوباره‌ باید از خودم‌ ، تا خاطره‌ سفر کنم‌ !
مرگ‌ِ صدا مرگ‌ِ منه‌ ! باید بازم‌ خطر کنم‌ !
خط‌ به‌ خط‌ِ هق‌هق‌ِ من‌ ، قصه‌ی‌ اِنکارِ شبه‌ !
حنجره‌ لبریزِ صداس‌ ، جام‌ِ نفس‌ لب‌به‌لبه‌ !
وقتشه‌ فریاد بزنم‌ ، که‌ خوش‌ْنفس‌ترین‌ منم‌ !
تو این‌ شب‌ِ شعله‌ شکن‌ ، گُر می‌گیرم‌ ، نمی‌شکنم‌ !
نه‌ ! نباید از سکوتم‌ دل‌ِ دیوِ شب‌ خُنک‌ شه‌ !
نباید خالی‌ ببندم‌ ! نباید دریا اَلَک‌ شه‌ !
باید از برق‌ِ یه‌ واژه‌ ، پُشت‌ِ تاریکی‌ بلرزه‌ !
نباید کلاغ‌ِ وحشت‌ ، جانشین‌ِ قاصدک‌ شه‌ !

لعنت

من‌ برای‌ تو می‌خونم‌ ، هنوز از اینورِ دیوار !
هر جای‌ گریه‌ که‌ هستی‌ ، خاطره‌هات‌ُ نگه‌ دار !
تو نمی‌دونی‌ ، عزیزم‌ ! حال‌ُ روزگارِ ما رُ !
توی‌ ذهن‌ِ آینه‌ بشمار ، تَک‌ تَک‌ِ حادثه‌ها رُ !
خورشیدُ از ما گرفتن‌ ! شُکرِ شب‌ ! ستاره‌ پیداس‌ !
از نگاه‌ِ ما ، جرقّه‌ ، صدتا فانوس‌ِ ! یه‌ رؤیاس‌ !
هم‌غصه‌ ! بخون‌ با من‌ ،
تو این‌ قفس‌ِ بی‌مرز !
لعنت‌ به‌ چراغ‌ِ سرخ‌ !
لعنت‌ به‌ چراغ‌ِ سبز !
من‌ برای‌ تو می‌خونم‌ ، بهترین‌ ترانه‌ها رُ !
دل‌ِ دیوارُ بلرزون‌ ! تازه‌ کن‌ خلوت‌ِ ما رُ !
ببین‌ از رو بوم‌ِ آبی‌ ، پاک‌ شده‌ رنگ‌ِ پرنده‌ !
حرف‌ِ تازه‌ای‌ ندارن‌ ، این‌ دقایق‌ِ کشنده‌ !
جنّای‌ قلعه‌ی‌ جادو ، سیبای‌ بلورُ چیدن‌ !
تو بخون‌ ! ترانه‌ خونا ، همه‌شون‌ نفس‌ بُریدن‌ !
هم‌غصه‌ ! بخون‌ با من‌ ،
تو این‌ قفس‌ِ بی‌مرز !
لعنت‌ به‌ چراغ‌ِ سرخ‌ !
لعنت‌ به‌ چراغ‌ِ سبز !

بَندَر

من‌ مث‌ِ یه‌ بَندَرَم‌ کنارِ دریای‌ جنوب‌ !
چِش‌ به‌ راه‌ِ کشتیا از سَرِ صُب‌ تا به‌ غروب‌ !
صدتا کشتی‌ اومدُ یکیش‌ به‌ بندر نرسید ،
پَس‌ کجاس‌ کشتی‌ِ نقره‌ْدَکل‌ِ ستاره‌کوب‌ ؟
تو همون‌ کشتی‌ِ خوبی‌ که‌ همیشه‌ با منی‌ !
تو همونی‌ که‌ از این‌ شکسته‌ دِل‌ نمی‌کنی‌ !
آره‌ ! این‌ تویی‌ ! تویی‌ کشتی‌ِ بادبون‌ حریر !
تنها همنشین‌ِ تنهایی‌ِ این‌ بندرِ پیر !
وقتی‌ دریا اَبریه‌ کشتیا مهربون‌ میشن‌ !
میان‌ُ کنارِ تنهایی‌ِ من‌ صَف‌ می‌کشَن‌ !
وای‌ از اون‌ روزی‌ که‌ دریا اَمن‌ُ آفتابی‌ باشه‌ ،
وای‌ از اون‌ روزی‌ که‌ رنگ‌ِ آسمون‌ آبی‌ باشه‌ ،
کشتیا بندرِ تنها رُ فراموش‌ می‌کنَن‌ !
تنها به‌ حرفای‌ موجای‌ سیاه‌ گوش‌ می‌کنَن‌ !
پا به‌ پای‌ موجا میرن‌ تا دِل‌ِ دریای‌ دور !
بازم‌ این‌ بَندَرِ خسته‌ می‌شه‌ پَرت‌ُ سوت‌ُ کور !
تو همون‌ کشتی‌ِ خوبی‌ که‌ همیشه‌ با منی‌ !
تو همونی‌ که‌ از این‌ شب‌ْزده‌ دِل‌ نمی‌کنی‌ !
آره‌ ! این‌ تویی‌ ! تویی‌ کشتی‌ِ بادبون‌ حریر !
تنها همنشین‌ِ تنهایی‌ِ این‌ بندرِ پیر !

دِل‌

دل‌ِ ما حرف‌ِ حساب‌ حالیش‌ نبود !
جمع‌ُ ضرب‌ ، حساب‌ کتاب‌ حالیش‌ نبود !
تو یه‌ چش‌ به‌ هم‌ زدن‌ گُر می‌گرفت‌،
عشق‌ِ بی‌رنج‌ُ عذاب‌ حالیش‌ نبود !
دنبال‌ِ سراب‌ِ چشمات‌ می‌دَوید !
نرسیدن‌ به‌ سراب‌ حالیش‌ نبود !
حرفای‌ خودش‌ رُ رُک‌ُ راس‌ می‌زد،
حرف‌ زدن‌ پُشت‌ِ نقاب‌ حالیش‌ نبود !
توی‌ خواب‌ زنده‌گی‌ می‌کرد همیشه‌،
اَلَکی‌ بودن‌ِ خواب‌ حالیش‌ نبود !
من‌ می‌ترسوندمش‌ از آخرِ کار،
امّا ترس‌ُ اضطراب‌ حالیش‌ نبود !
حالا هِی‌ بِهِش‌ می‌گم‌: «ـ دیدی‌ نموند ؟
دیدی‌ اون‌ شعرای‌ ناب‌ حالیش‌ نبود ؟ »
امّا دل‌ تو سینه‌ مُرده‌ ! ساکته‌ !
اون‌ از اوّلم‌ جواب‌ ، حالیش‌ نبود !

پرسه‌

بارون‌ُ دوس‌ دارم‌ هنوز ، چون‌ تو رُ یادم‌ میاره‌ !
حس‌ می‌کنم‌ پیش‌ِ منی‌ ، وقتی‌ که‌ بارون‌ می‌باره‌ !
بارون‌ُ دوس‌ دارم‌ هنوز ، بدون‌ِ چترُ سرپناه‌ !
وقتی‌ که‌ حرفای‌ دلم‌ ، جا می‌گیرن‌ توی‌ یه‌ آه‌ !
بارون‌ُ دوس‌ دارم‌ هنوز ، مثل‌ِ قدیمای‌ قدیم‌ !
مثل‌ِ همون‌ شب‌ که‌ با هم‌ ، تو کوچه‌ها قدم‌ زدیم‌ !
شونه‌ به‌ شونه‌ می‌رفتیم‌ ،
من‌ُ تو ، تو جشن‌ِ بارون‌ !
حالا تو نیستی‌ُ خیس‌ِ ،
چشمای‌ من‌ُ خیابون‌ !
بارون‌ُ دوس‌ داشتی‌ یه‌ روز ، تو خلوت‌ِ پیاده‌رو !
پرسه‌ی‌ پاییزی‌ِ ما ، مُردادِ داغ‌ِ دست‌ِ تو !
بارون‌ُ دوس‌ داشتی‌ یه‌ روز ، عزیزِ همپرسه‌ی‌ من‌ !
بیا دوباره‌ پا به‌ پام‌ ، تو کوچه‌ها قدم‌ بزن‌ !
شونه‌ به‌ شونه‌ می‌رفتیم‌ ،
من‌ُ تو ، تو جشن‌ِ بارون‌ !
حالا تو نیستی‌ُ خیس‌ِ ،
چشمای‌ من‌ُ خیابون‌ !

سایه‌ سنگین‌

سایه‌تون‌ سنگینه‌ ! خاتون‌ ! کجا رفتن‌ اون‌ چشاتون‌ ؟
کوچه‌ خیلی‌ وقته‌ مونده‌ چش‌ به‌ راه‌ِ قدماتون‌ !
سایه‌تون‌ سنگینه‌ ! خاتون‌ ! غم‌ نشسته‌ تو صداتون‌ !
یه‌ نگاه‌ بندازین‌ آخه‌ ، به‌ گلیم‌ِ زیرِ پاتون‌ !
سایه‌تون‌ سنگین‌ِ امّا ، ما گلایه‌یی‌ نداریم‌ !
هَر جا که‌ باشین‌ شُما رُ روی‌ چشممون‌ می‌ذاریم‌ !
یه‌ نظر ما رُ نگا کردین‌ُ ما فدا شُدیم‌ !
تا اَبَد در به‌ درِ جذبه‌ی‌ اون‌ چشا شُدیم‌ !
با شُما تو هَر نفس‌ شروع‌ یک‌ ترانه‌ بود،
بی‌شُما یه‌ قلم‌ِ خالی‌ِ بی‌دَوات‌ شُدیم‌ !
اگه‌ ما رُ دوس‌ ندارین‌ ، یه‌ اشاره‌ بسّه‌مونه‌ !
خودتون‌ بگین‌ که‌ این‌ دِل‌ ، بمیره‌ ، یا که‌ بمونه‌ ؟
ما دیگه‌ حلقه‌ به‌ گوشیم‌ ! هَر چی‌ که‌ بگین‌ همونه‌ !
بگین‌ این‌ صدا بَراتون‌ بخونه‌ یا که‌ نخونه‌ ؟
ما دیگه‌ وقف‌ِ شُماییم‌ ، خاتون‌ِ نازُ ستاره‌ !
تا شُما سَروَرِ مایین‌ ، بَرده‌ بودن‌ افتخاره‌ !
یه‌ نظر ما رُ نگا کردین‌ُ ما فدا شُدیم‌ !
تا اَبَد در به‌ درِ جذبه‌ی‌ اون‌ چشا شُدیم‌ !
با شُما تو هَر نفس‌ شروع‌ یک‌ ترانه‌ بود،
بی‌شُما یه‌ قلم‌ِ خالی‌ِ بی‌دَوات‌ شُدیم‌ !

حنجره‌ تو سیم‌ِ خاردار

همه‌ جا سیمای‌ خاردار ! همه‌ جا ایست‌ُ خبردار !
همه‌ جا سایه‌ی‌ شلّاق‌ ، همه‌ جا اذیت‌ُ آزار !
همه‌ جا سیمای‌ خاردار ! دورِ دریا ، تُک‌ِ دیوار !
وسط‌ِ زمین‌ِ بازی‌ ، دورِ وعده‌گاه‌ِ دیدار !
همه‌ جا سیمای‌ خاردار ! روی‌ هَر نگاه‌ِ بیدار !
دورِ هَر واژه‌ی‌ ممنوع‌ ، سَرِ هَر کوچه‌ وُ بازار !
این‌ تن‌ِ به‌ خون‌ نِشسته‌ ، مونده‌ تو مَدارِ بسته‌ !
نگا کن‌ که‌ سیم‌ِ خاردار ، حرمت‌ِ ما رُ شکسته‌ !
حنجره‌م‌ تو سیم‌ِ خاردار ، خوش‌ صداتَر از همیشه‌س‌ !
صدای‌ سُرخم‌ُ بشنو ! وقت‌ِ مرگ‌ِ غول‌ِ شیشه‌س‌ !
رَدشو از حصارِ باید ! رَدشو از هَر چه‌ نباید !
رَدشو از مرزِ تحکم‌ ! رَدشو از شب‌ِ مُشدّد !
رَدشو از سیمای‌ خاردار ! رَدشو از بایدُ اِجبار !
رَدشو از این‌ همه‌ پُرسش‌ ! رَدشو از سکوت‌ِ دیوار !
رَدشو از زوال‌ِ شب‌بو ! رَدشو از این‌ شب‌ِ جادو !
رَدشو از کینه‌ی‌ صیاد ! رَدشو از شکارِ آهو !
رَدشو از این‌ همه‌ نفرت‌ ! رَدشو از نفرین‌ُ لعنت‌ !
رَدشو از سازِ شکسته‌ ! رَدشو از شب‌ِ جنایت‌ !
حنجره‌م‌ تو سیم‌ِ خاردار ، خوش‌ صداتَر از همیشه‌س‌ !
صدای‌ سُرخم‌ُ بشنو ! وقت‌ِ مرگ‌ِ غول‌ِ شیشه‌س‌ !

سلام‌ِ بی‌ریا

اومدنت‌ ، رفتن‌ِ شب‌ ،
لحظه‌ی‌ میلادِ من‌ِ !
بیا که‌ از حضورِ تو ،
چشم‌ِ ترانه‌ روشن‌ِ !
با تو چه‌ ناب‌ِ این‌ صدا ،
سراغ‌ِ لحظه‌هام‌ بیا !
تشنه‌ی‌ گُر گرفتنم‌ ،
از یه‌ سلام‌ِ بی‌ریا !
چه‌ عاشقانه‌ می‌رسی‌ به‌ دادِ این‌ خسته‌ترین‌ !
شروع‌ِ طوفان‌ِ من‌ُ تو برکه‌ی‌ غزل‌ ببین‌ !
اومدنت‌ هجرت‌ِ خواب‌ ،
از پَس‌ِ پِلکای‌ من‌ِ !
باز تو هوای‌ عاشقی‌ ،
وقت‌ِ نفس‌ کشیدن‌ِ !
تو انعکاس‌ِ چشم‌ِ تو ،
خودم‌ رُ پیدا می‌کنم‌ !
دریچه‌های‌ بسته‌ی‌ ،
خاطره‌ رُ وا می‌کنم‌ !
چه‌ عاشقانه‌ می‌رسی‌ به‌ دادِ این‌ خسته‌ترین‌ !
شروع‌ِ طوفان‌ِ من‌ُ تو برکه‌ی‌ غزل‌ ببین‌ !

قصّه‌ی‌ عاشق‌ِ فقیر

دستای‌ من‌ پینه‌ تَرَک‌ ، دستای‌ تو مثل‌ِ بلور !
دورُ وَرِ تو قُلقُله‌ ، حوالی‌ِ ما سوت‌ُ کور !
من‌ یه‌ جوون‌ِ آس‌ُ پاس‌ ، تو امّا طنّازُ سوسول‌ !
تو جیب‌ِ من‌ چن‌تا سوراخ‌ ، تو جیب‌ِ تو یه‌ گولّه‌ پول‌ !
تو وُ موبایل‌ُ تلفن‌ ، من‌ُ سه‌ چهارتا دوزاری‌ !
بندِ دِلَم‌ پاره‌ می‌شه‌ ، تا گوشی‌ رُ بَرمی‌داری‌ !
من‌ بچّه‌ی‌ راه‌آهن‌ُ تو بچّه‌ی‌ نیاورون‌ !
خودت‌ بگو ! من‌ چه‌ جوری‌ بگم‌: بیا باهام‌ بمون‌ ؟
خونه‌ی‌ ما اجاره‌یی‌ ، یه‌ قوطی‌ کبریت‌ ! لونه‌ موش‌ !
یه‌ گوشه‌ گازِ پیکنیکی‌ ، یه‌ گوشه‌ دستشویی‌ُ دوش‌ !
خونه‌ی‌ تو ویلاییه‌ ، جکوزی‌ُ سونا داره‌ !
آشپزتون‌ هَر روز بَرات‌ دَه‌جور غذا بار می‌ذاره‌ !
غذای‌ من‌ دَمپُختک‌ُ ، نیمروِ وُ نون‌ُ پنیر !
این‌جوریه‌ حکایت‌ِ قصّه‌ی‌ عاشق‌ِ فقیر !
من‌ مَردِ آسمون‌جُل‌ُ تو دخترِ شاه‌پریون‌ !
خودت‌ بگو ! من‌ چه‌ جوری‌ بگم‌: بیا باهام‌ بمون‌ ؟

(ادامه دارد...)

دل تنگم
06-04-2008, 20:00
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دل تنگم
06-04-2008, 20:05
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


آبرنگ


(اثر مهناز خرمی)

دل تنگم
06-04-2008, 20:20
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


رنگ و روغن اثر هانیبال الخاص


(بخشی از پرده بزرگ شاعران)

دل تنگم
06-04-2008, 20:50
هزارُ دوّمین‌ شب‌
زاده‌ی‌ شهرِ قصّه‌اَم‌ ! محبوس‌ِ برگای‌ کتاب‌ !
سالارِ نورُ آینه‌ ! رو این‌ شب‌ِ کهنه‌ بِتاب‌ !
مهلت‌ِ استخاره‌ نیست‌ ، فرصت‌ِ ما همین‌ شبه‌ !
این‌ شب‌ِ بی‌سقف‌ُ ستون‌ ، هزارُ دوّمین‌ شبه‌ !
از اوّل‌ِ حکایت‌ِ قصّه‌ی‌ گُنبدِ کبود،
چشمای‌ تو هَوایی‌ِ ، چل‌ْگیس‌ِ توی‌ قصّه‌ بود !
من‌ُ نمی‌دیدی‌ُ من‌ ، جُز تو نمی‌دیدم‌ ! عزیز !
چل‌گیس‌ِ واقعی‌ منم‌ ، از بندِ قصّه‌ بگریز !
نذار حکایت‌ِ دلم‌ ، نخونده‌ باقی‌ بمونه‌ !
جُز تو کسی‌ آخرِ این‌ حکایت‌ُ نمی‌دونه‌ !
قصّه‌ تموم‌ نمی‌شه‌ تو صفحه‌ی‌ آخرِ کتاب‌ !
سالارِ نورُ آینه‌ ! رو این‌ شب‌ِ کهنه‌ بِتاب‌ !
من‌ُ بِبَر به‌ خلوتت‌ ! من‌ُ بخون‌ از سَرِ سطر !
بذار که‌ رسوا بشم‌ از حضورِ بی‌پَرده‌ی‌ عطر !
عطرِ تنت‌ رُ جا بذار ، تو پیچ‌ُ تاب‌ِ پیرهنم‌ !
کفشای‌ فولادی‌ کجاس‌ ؟ کجاس‌ عصای‌ آهنم‌ ؟
ساده‌ به‌ تو نمی‌رسم‌ ، قصّه‌نویس‌ دِل‌ نداره‌ !
همیشه‌ ختم‌ِ قصّه‌ها ، عاشق‌ُ تنها می‌ذاره‌ !
نذار حکایت‌ِ دلم‌ ، نخونده‌ باقی‌ بمونه‌ !
جُز تو کسی‌ آخرِ این‌ حکایت‌ُ نمی‌دونه‌ !


دَه‌ درجه‌ زیر شب‌

اونورِ قاب‌ِ پنجره‌ دوباره‌ تصویرِ شبه‌ !
چله‌نشین‌ِ حنجره‌ بغض‌ِ نفس‌گیرِ شبه‌ !
دست‌ِ سیاه‌ِ سایه‌ها بازم‌ ستاره‌چین‌ شده‌ !
بازم‌ هوای‌ خونه‌مون‌ دَه‌ درجه‌ زیرِ شبه‌ !
بذار که‌ سایه‌ها بگن‌ کبریت‌ِ بی‌خطر منم‌ !
چراغ‌ُ روشن‌ میکنم‌ ، شعله‌ به‌ شب‌ نمی‌زنم‌ !
شب‌ اگه‌ موندگار بشه‌ ، من‌ تو خودم‌ آفتابی‌ام‌ !
نقابمو برمی‌دارم‌ ، آینه‌ رُ نمی‌شکنم‌ !
تو ازدحام‌ِ عربده‌ ، ترانه‌ها بادِ هواس‌ !
همسایه‌ی‌ صدای‌ ما ، بازارِ داغ‌ِ مسگراس‌ !

بذار جماعت‌ ندونن‌ دنیا تو پیرهن‌ِ منه‌ !
بذار ندونن‌ که‌ شبم‌ با تو یه‌ روزِ روشنه‌ !
بذار که‌ هیچکس‌ ندونه‌ معنی‌ِ این‌ ترانه‌ رُ !
بذار که‌ باور نکنن‌ این‌ من‌ِ عاشقانه‌ رُ !
بذار که‌ پُشت‌ِ سایه‌ها نلرزه‌ از صدای‌ من‌ !
جرقه‌ روشن‌ میکنه‌ شعله‌ی‌ هر زبانه‌ رُ !
تو ازدحام‌ِ عربده‌ ، ترانه‌ها بادِ هواس‌ !
همسایه‌ی‌ صدای‌ ما ، بازارِ داغ‌ِ مسگراس‌ !

ناتمام‌

روسری‌ِ قشنگت‌ ، به‌ رنگ‌ِ برگ‌ِ باغه‌ !
قلب‌ِ تو ظهرِ مرداد ، مثل‌ِ تنورِ داغه‌ !
با اون‌ چشای‌ میشی‌ ، وقتی‌ دیوونه‌ میشی‌ ،
تو نی‌نی‌ِ نگاهت‌ ، یه‌ عالمه‌ چراغه‌ !
یه‌ شعرِ ناتمومی‌ ! یه‌ قصه‌ی‌ نگفته‌ !
وقتی‌ که‌ بی‌صدایی‌ ، ترانه‌ حرف‌ِ مُفته‌ !
مثل‌ِ چراغ‌ِ امید ، مثل‌ِ ظهورِ خورشید ،
وقت‌ِ طلوع‌ِ چشمات‌ ، سایه‌ زمین‌ میفته‌ !
گونه‌هات‌ سیب‌ِ گلاب‌ ! نفست‌ یه‌ شعرِ ناب‌ !
همیشه‌ کنارمی‌ ، توی‌ بیداری‌ُ خواب‌ !
تو سایه‌بون‌ِ پِلکات‌ ، از تو نفس‌ می‌گیرم‌ !
کوچه‌ی‌ کودکی‌ رُ ، از آینه‌ پَس‌ می‌گیرم‌ !
خنده‌ی‌ تو کلیدِ قفلای‌ پیش‌ِ رومه‌ ،
یه‌ شاه‌کلید برای‌ قفل‌ِ قفس‌ می‌گیرم‌ !
دست‌ِ تو سرزمین‌ِ ، کولی‌ِ قصه‌هامه‌ !
چشم‌ِ تو چلچراغه‌ ، روشن‌ِ این‌ شبامه‌ !
وقتی‌ که‌ هستی‌ هستم‌ ، از عطرِ واژه‌ مستم‌ ،
بی‌تو تو هر ترانه‌ یه‌ جمله‌ ناتمامه‌ !
گونه‌هات‌ سیب‌ِ گلاب‌ ! نفست‌ یه‌ شعرِ ناب‌ !
همیشه‌ کنارمی‌ ، توی‌ بیداری‌ُ خواب‌ !

حبسی‌

درِ قفس‌ رُ وا نکن‌ ! ما همه‌ حبس‌ِ نفسیم‌ !
اینجا نگهبان‌ نمی‌خواد ، ما هر کدوم‌ یک‌ قفسیم‌ !
درِ قفس‌ رُ وا نکن‌ ! ما همه‌ حبسی‌ِ تنیم‌ !
درست‌ مثه‌ عقربه‌ها ، لحظه‌ها رُ رَج‌ می‌زنیم‌ !
تو تِک‌ تِک‌ِ ثانیه‌ها ، ضربه‌ی‌ تازیانه‌هاس‌ !
تو جمعه‌ بازارِ سکوت‌ ، حراج‌ِ ممتدِ خداس‌ !
کلاغا گرسنه‌اَن‌ ! چشماتون‌ُ هم‌ بذارین‌ !
وقت‌ِ خواب‌ جای‌ ستاره‌ها شهاب‌ُ بشمارین‌ !
زیرِ لب‌ ، زیرِ پتو حرفای‌ خوب‌ خوب‌ بزنین‌ !
خواب‌ ببینین‌ که‌ دارین‌ خورشیدُ بیرون‌ میارین‌ !
درِ قفس‌ شیشه‌ای‌ِ ، اون‌ غزل‌ِ سنگی‌ کجاس‌ ؟
تا کی‌ باید جوانه‌ زد ، تو سایه‌ی‌ سیاه‌ِ داس‌ !
کدوم‌ نسیم‌ِ نابَلَد ، قصه‌مون‌ُ ورق‌ زده‌ ،
که‌ دیوِ جادو دوباره‌ ، سراغ‌ِ خونه‌ اومده‌ ؟
ستاره‌ گریه‌ میکنه‌ ، برای‌ سَربُرون‌ِ ماه‌ !
حنای‌ ما رنگ‌ نداره‌ ، تو این‌ دقایق‌ِ سیاه‌ !
کلاغا گرسنه‌اَن‌ ! چشماتون‌ُ هم‌ بذارین‌ !
وقت‌ِ خواب‌ جای‌ ستاره‌ها شهاب‌ُ بشمارین‌ !
زیرِ لب‌ ، زیرِ پتو حرفای‌ خوب‌ خوب‌ بزنین‌ !
خواب‌ ببینین‌ که‌ دارین‌ خورشیدُ بیرون‌ میارین‌ !

مرثیه‌

گنبدِ سردِ قصه‌ ، کبودِ تازیانه‌س‌ !
وقت‌ِ طلوع‌ِ تازه‌ ، تو ریتم‌ِ این‌ ترانه‌س‌ !
تو انجمادِ این‌ شب‌ ، چشمات‌ُ شعله‌ورکن‌ !
که‌ این‌ چراغ‌ِ مُرده‌ ، منتظرِ زبانه‌س‌ !
نفس‌ نفس‌ صدام‌ کن‌ ! بذار که‌ خوش‌ صداشم‌ ،
که‌ بی‌صدا شکستن‌ ، آفت‌ِ این‌ زمانه‌س‌ !
ستاره‌ رُ خبرکن‌ ! سایه‌ رُ در به‌ در کن‌ !
چشم‌ِ تو چلچراغ‌ِ ضیافت‌ِ شبانه‌س‌ !
غزل‌ غزل‌ رسیدم‌ به‌ غربت‌ِ نگاهت‌ !
وقت‌ِ سفر ، نگاه‌ِ تو بهترین‌ بهانه‌س‌ !
مرهم‌ِ این‌ هراسی‌ ، بی‌بی‌ِ ناشناسی‌ !
صدام‌ کن‌ ! آی‌ ! صدام‌ کن‌ ! اسم‌ِ تو محرمانه‌س‌ !
محرم‌ِ رازِ من‌ باش‌ ! مرثیه‌سازِ من‌ باش‌ !
که‌ با صدای‌ سبزت‌ ، مرثیه‌ ، عاشقانه‌س‌ !
خیابونی‌

مث‌ِ گُربه‌های‌ وِل‌گرد ، تو خیابونا پَلاسه‌ !
با غم‌ُ غصّه‌ رفیقه‌ ، خنده‌ رُ نمی‌شناسه‌ !
تخته‌نرده‌ زنده‌گی‌ رُ همیشه‌ باخته‌ وُ ساخته‌ !
امّا بازم‌ پِی‌ِ بُرده‌ ، فکرِ جُف‌ شیش‌ِ یه‌ طاسه‌ !
دِل‌ِ دخترِ فراری‌ ، پُرِ عشقای‌ دوروزه‌س‌ !
همیشه‌ تو امتحان‌ِ دِلسپرده‌گی‌ رفوزه‌س‌ !
قصّه‌های‌ گُل‌ُ شمع‌ُ شنیده‌ ، خبر نداره‌،
خودِ اون‌ پروانه‌یی‌ که‌ توی‌ شعله‌ها می‌سوزه‌س‌ !
دخترک‌ِ دربه‌درِ محلّه‌های‌ بی‌چراغ‌ !
چشمات‌ُ نفروش‌ به‌ همه‌ ، تو این‌ حراج‌ِ داغ‌ِ داغ‌ !
فرارِ بی‌مقصدِ تو علاج‌ِ دردت‌ نمی‌شه‌ !
زنده‌گی‌ فیلم‌ِ هندی‌ نیست‌ ، که‌ خوب‌ تموم‌ شه‌ همیشه‌ !
شهر قصّه‌ پُرِ گُرگه‌ ، با کسی‌ شوخی‌ نداره‌ !
تا که‌ چش‌ رو هم‌ بذاری‌ ، یهو دخلت‌ُ میاره‌ !
زنده‌گی‌ رُ زنده‌گی‌ کن‌ ! گریه‌ تنها کارِ اَبره‌ !
تو می‌تونی‌ آسمون‌ُ بپوشونی‌ با ستاره‌ !
دلت‌ُ بده‌ به‌ امید ! باز برو به‌ سمت‌ِ خونه‌ !
اون‌جا حتماً یه‌ کسی‌ هست‌ ، که‌ غم‌ِ تو رُ بدونه‌ !
می‌دونم‌ که‌ دوس‌ نداری‌ بایدُ نبایدا رُ،
امّا پَرسه‌ ، قدمات‌ُ به‌ جایی‌ نمی‌رسونه‌ !
دخترک‌ِ دربه‌درِ محلّه‌های‌ بی‌چراغ‌ !
چشمات‌ُ نفروش‌ به‌ همه‌ ، تو این‌ حراج‌ِ داغ‌ِ داغ‌ !
فرارِ بی‌مقصدِ تو علاج‌ِ دردت‌ نمی‌شه‌ !
زنده‌گی‌ فیلم‌ِ هندی‌ نیست‌ ، که‌ خوب‌ تموم‌ شه‌ همیشه‌ !

آخرین‌ فصل‌

فصل‌ِ تازه‌م‌ آخرین‌ فصل‌ِ منه‌ !
چشمام‌ از یه‌ نورِ تازه‌ روشنه‌ !
با من‌ این‌ ترانه‌ رُ زمزمه‌ کن‌ !
یکی‌ پُشت‌ِ حنجره‌م‌ داد می‌زنه‌ !
پُشت‌ِ سر برگای‌ خاکستریه‌ !
پُشت‌ِ سر قصّه‌ی‌ دیوُ پَریه‌ !
رو به‌ رو وعده‌ی‌ من‌ با خودمه‌ !
پُشت‌ِ سر وعده‌های‌ سَرسَریه‌ !
تو سراشیبی‌ِ شب‌ حنجره‌مون‌ نفس‌ بُرید !
تو که‌ تازه‌ نفسی‌ بخون‌ یه‌ شعرِ پُر امید !
رو به‌ رو بَرگا سفیده‌ ، زندگی‌ رُ بنویس‌ !
نقش‌ِ دریا یه‌ سرابه‌ تشنگی‌ رُ بنویس‌ !
تو قبیله‌ی‌ پریشون‌ِ قلم‌ شکسته‌ها ،
رخت‌ِ خواب‌ُ پاره‌ کن‌ ! برهنگی‌ رُ بنویس‌ !
بنویس‌ تا روزگار خاطره‌ت‌ُ خط‌ نَزَده‌ !
بنویس‌ اگه‌ چشات‌ نشون‌ِ نورُ بَلَده‌ !
بنویس‌ که‌ اون‌ کلاغ‌ بازم‌ به‌ خونه‌ش‌ نرسید !
بنویس‌ یکه‌ سوار به‌ خواب‌ِ ما نیومده‌ !
تو سراشیبی‌ِ شب‌ حنجره‌مون‌ نفس‌ بُرید !
تو که‌ تازه‌ نفسی‌ بخون‌ یه‌ شعرِ پُر امید !

روشنم‌ کن‌!

دلخوش‌ِ خاطره‌هاتم‌ ! هیچکس‌ُ جُز تو ندارم‌ !
تو بگو ، ترانه‌بانو ! من‌ کجای‌ روزگارم‌ ؟
وقتی‌ معنای‌ ترانه‌ ، حرفای‌ صدتا یه‌ غازه‌ ،
وقتی‌ پیش‌ِ پای‌ خسته‌م‌ ، جاده‌های‌ حیله‌ بازه‌ ،
باید از کدوم‌ دقیقه‌ ، برسم‌ به‌ خط‌ِ سوم‌ ؟
تو کدوم‌ ثانیه‌ باید ، خون‌ بشم‌ تو رَگ‌ِ مردم‌ ؟
یادم‌ بده‌ ترانه‌ای‌ بخونم‌ ،
تا دیگه‌ دیواری‌ نمونه‌ برجا !
من‌ُ ببر به‌ اون‌ شب‌ِ قدیمی‌ ،
دلم‌ گرفت‌ از این‌ طلوع‌ِ بی‌جا !
خسته‌ام‌ از این‌ رهایی‌ ، زیرِ سقف‌ِ سُرب‌ُ کابوس‌ !
این‌ طلوع‌ِ روشنی‌ نیست‌ ، نورِ چلچراغ‌ِ جادوس‌ !
دل‌ به‌ این‌ ستاره‌ نسپار ، برق‌ِ چشمای‌ یه‌ گُرگه‌ !
چه‌ دروغ‌ِ دلنشینی‌ ، روی‌ این‌ لوح‌ِ بزرگه‌ !
تو بگو خاک‌ِ سکوتم‌ ، از کدوم‌ جوانه‌ سبزه‌ ؟
روشنم‌ کن‌ که‌ فروغ‌ت‌ ، به‌ چراغونی‌ می‌ارزه‌ !
یادم‌ بده‌ ترانه‌ای‌ بخونم‌ ،
تا دیگه‌ دیواری‌ نمونه‌ برجا !
من‌ُ ببر به‌ اون‌ شب‌ِ قدیمی‌ ،
دلم‌ گرفت‌ از این‌ طلوع‌ِ بی‌جا !

چله‌شمار

تو فصل‌ِ تاراج‌ِ درخت‌ ، جوانه‌ یعنی‌ یه‌ قیام‌ !
ببین‌ چه‌ قیمتی‌ شدن‌ ، ترانه‌های‌ بی‌کلام‌ !
ببین‌ که‌ پابرهنه‌ها ، خسته‌ شدن‌ تو نیمه‌ راه‌ ،
کی‌ گفته‌ از گنبدِ شب‌ ، سَر می‌زنه‌ صدای‌ ماه‌ ؟
کی‌ گفته‌ خاطراتمون‌ ، شبیه‌ آرزو بشه‌ ؟
کی‌ گفته‌ سنگ‌ِ کینه‌ها ، با آینه‌ رو به‌ رو بشه‌ ؟
چله‌شمارِ سوگ‌ِ ، کرکس‌ِ پیرِ تقویم‌ !
دیوارا رُ پوشوندن‌ ، آگهی‌های‌ ترحیم‌ !
تو فصل‌ِ تاراج‌ِ نفس‌ ، زمزمه‌ یعنی‌ یه‌ قیام‌ !
ببین‌ چه‌ قیمتی‌ شدن‌ ، ترانه‌های‌ بی‌کلام‌ !
تو این‌ وُفورِ همهمه‌ ، چقدر صدای‌ ما کمه‌ !
ببین‌ که‌ زخم‌ِ حادثه‌ ، دَم‌ به‌ دَمه‌ ! دَم‌ به‌ دَمه‌ !
ببین‌ که‌ دیوِ دل‌ سیاه‌ ، سلسله‌دارِ سایه‌هاس‌ !
سکوت‌ِ این‌ حنجره‌ها اینجا به‌ معنای‌ صداس‌ !
چله‌شمارِ سوگ‌ِ ، کرکس‌ِ پیرِ تقویم‌ !
دیوارا رُ پوشوندن‌ ، آگهی‌های‌ ترحیم‌ !

حرف‌ِ بی‌حرفی‌

توی‌ چشمات‌ ستاره‌ مُرده‌ ! دیگه‌ شب‌ عاشقانه‌ نیست‌ !
پَس‌ِ پُشت‌ِ غم‌ِ نگاهت‌ ، دیگه‌ برق‌ِ ترانه‌ نیست‌ !
بی‌تو تنها ، با تو تنها ، اینه‌ پیشونی‌نوشت‌ !
سهمم‌ از خوابت‌ همین‌ بود: این‌ همه‌ رؤیای‌ زرشت‌ !
با تو تنها ، بی‌تو تنها ، راهمون‌ بی‌آخره‌ !
این‌ تویی‌ که‌ اوّل‌ِ هر قصّه‌ خوابت‌ می‌بَره‌ !
حرفای‌ ما ، حرف‌ِ تکرار ، حرف‌ِ بی‌حرفی‌ !
دستای‌ گرمت‌ کجا رفت‌ ؟ آدمک‌ برفی‌ !
زیرِ رگبارِ خاطراتت‌ ، دوباره‌ پرسه‌ می‌زنم‌ !
دَم‌به‌دَم‌ از تو گُر می‌گیرم‌ ، دَم‌به‌دَم‌ بی‌تو می‌شکنم‌ !
از سکوتت‌ ، تا سقوطت‌ ، یه‌ گلایه‌ فاصله‌س‌ !
من‌ُ تو با هم‌ غریبیم‌ ، دلامون‌ بی‌حوصله‌س‌ !
از سقوطت‌ ، تا سکوتت‌ ، حرفای‌ بی‌زاریه‌ !
هَر چی‌ گفتم‌ ، هَر چی‌ گفتی‌ ، کهنه‌ وُ تکراریه‌ !
حرفای‌ ما ، حرف‌ِ تکرار ، حرف‌ِ بی‌حرفی‌ !
دستای‌ گرمت‌ کجا رفت‌ ؟ آدمک‌ برفی‌ !

سنگسار

مستانه‌ باش‌ ! مستانه‌ باش‌ ! این‌ خانه‌ بی‌خُم‌خانه‌ نیست‌ !
در عمق‌ِ این‌ آتشکده‌ ، جز پیکرِ پروانه‌ نیست‌ !
در این‌ هجوم‌ِ ناگهان‌ ، سَر را منه‌ بر آستان‌ ،
چون‌ رنگی‌ از رنگین‌کمان‌ ، بر طاق‌ِ این‌ ویرانه‌ نیست‌ !
زنجیر بر پای‌ چراغ‌ ، تیشه‌ روان‌ بر صیدِ باغ‌ ،
بنگر که‌ در قوم‌ِ کلاغ‌ ، یک‌ بلبل‌ِ دیوانه‌ نیست‌ !
بیا ! بیا ! تو بیا اِی‌ طلایه‌دارِ غزل‌ !
بیا ! بیا ! به‌ تماشای‌ سنگسارِ غزل‌ !
مستانه‌ باش‌ ! مستانه‌ باش‌ ! این‌ خانه‌ بی‌خُم‌خانه‌ نیست‌ !
در عمق‌ِ این‌ آتشکده‌ ، جز پیکرِ پروانه‌ نیست‌ !
کبکان‌ همه‌ تسبیح‌ گو ، خون‌ها روان‌ در ذهن‌ِ جو ،
سیمرغ‌ِ ما با شب‌ بگو ! در بندِ آب‌ُ دانه‌ نیست‌ !
سرریز شو از صبرِ تن‌ ، ای‌ قاصدِ یلدا شکن‌ !
مینای‌ سرخ‌ِ خون‌ِ من‌ ، در حجم‌ِ این‌ پیمانه‌ نیست‌ !
بیا ! بیا ! تو بیا اِی‌ طلایه‌دارِ غزل‌ !
بیا ! بیا ! به‌ تماشای‌ سنگسارِ غزل‌ !

ضرب‌المثل‌

من‌ُ مهربون‌ نگاکن‌ ، تا نلرزه‌ دل‌ُ دستم‌ !
اسم‌ِ تازه‌م‌ُ صداکن‌ ، تو بگو که‌ من‌ کی‌ هستم‌ !
من‌ُ مهربون‌ نگاکن‌ ، تا نیفتم‌ از سرودن‌ !
بهترین‌ فصل‌ِ کتابه‌ ، صفحه‌های‌ با تو بودن‌ !
کی‌ به‌ جز من‌ مثه‌ سایه‌ ، پابه‌پاس‌ با غم‌ِ چشمات‌ ؟
اون‌ کیه‌ که‌ غصه‌ داره‌ ، برای‌ شبنم‌ِ چشمات‌ ؟
اون‌ کیه‌ که‌ حتا تو خواب‌ ، تو همیشه‌ روبه‌روشی‌ ؟
اون‌ اسیرِ جاده‌هاس‌ُ ، تو جواب‌ِ جستجوشی‌ !
دوباره‌ من‌ُ نگاکن‌ ، با یه‌ لبخندِ صمیمی‌ !
مثل‌ِ وقت‌ِ سبزِ دیدار ، پای‌ اون‌ سَروِ قدیمی‌ !
تو همون‌ کوچه‌ی‌ بُن‌بست‌ ، که‌ گذرگاه‌ِ غزل‌ شد !
اونجا که‌ اسم‌ِ من‌ُ تو ، مثل‌ِ یه‌ ضرب‌المثل‌ شُد !
کی‌ به‌ جز من‌ مثه‌ سایه‌ ، پابه‌پاس‌ با غم‌ِ چشمات‌ ؟
اون‌ کیه‌ که‌ غصه‌ داره‌ ، برای‌ شبنم‌ِ چشمات‌ ؟
اون‌ کیه‌ که‌ حتا تو خواب‌ ، تو همیشه‌ روبه‌روشی‌ ؟
اون‌ اسیرِ جاده‌هاس‌ُ ، تو جواب‌ِ جستجوشی‌ !

آوازه‌خون‌!

هِی‌ چَپ‌ُ راست‌ می‌دی‌ کنسرت‌ ! خوش‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
عکست‌ چاپ‌ شُده‌ رو اینسرت‌ ! خوش‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
اسمت‌ همه‌ جا پیچیده‌ ! خوش‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
هَر کسی‌ کلیپت‌ُ دیده‌ ! خوش‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
پولات‌ از پارو بالا می‌رَن‌ !
همه‌ش‌ اَزَت‌ امضأ می‌گیرن‌ !
کشته‌ مُرده‌ بَرات‌ زیاده‌ !
دوس‌ دارنت‌ مَردُم‌ِ ساده‌ !
امّا بگو به‌ من‌ تو کی‌ هستی‌ ؟
وقتی‌ که‌ رو به‌ آینه‌ نِشستی‌ !
یه‌ آدم‌ِ ساده‌ ، یا یه‌ نابغه‌ ؟
که‌ آینه‌ واسه‌ش‌ آینه‌ی‌ دِقه‌ !
آخ‌ ! اگه‌ خودت‌ُ گُم‌ کنی‌ ، وای‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
اگه‌ پُش‌ به‌ مَردُم‌ کنی‌ ، وای‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
اگه‌ فکر کنی‌ خوش‌ صدایی‌ ، وای‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
یا بگی‌ که‌ خودِ خُدایی‌ ، وای‌ به‌ حالت‌ ! اِی‌ آوازه‌خون‌ !
یهو می‌بینی‌ صدات‌ می‌گیره‌ !
ستاره‌ی‌ شانست‌ می‌میره‌ !
وقتی‌ بدونن‌ که‌ تو کی‌ هستی‌،
دیگه‌ دکون‌ِ صدات‌ُ بستیی‌ !
حالا بگو به‌ من‌ تو کی‌ هستی‌ ؟
وقتی‌ که‌ رو به‌ آینه‌ نِشستی‌ !
یه‌ آدم‌ِ ساده‌ ، یا یه‌ نابغه‌ ؟
که‌ آینه‌ واسه‌ش‌ آینه‌ی‌ دِقه‌ !

فال‌فروش‌

اسم‌ِ اون‌ کوچه‌ یادم‌ نیست‌ ، اما این‌ دورُ وَرا بود !
کوچه‌ای‌ که‌ وعده‌گاه‌ِ دستای‌ عاشق‌ِ ما بود !
گفته‌ بودی‌ سَرِ کوچه‌ یدونه‌ خونه‌ به‌ دوشه‌ ،
پیرمردی‌ که‌ همیشه‌ فال‌ِ حافظ‌ می‌فروشه‌ !
اسم‌ِ اون‌ کوچه‌ رُ گفتی‌ ، اما من‌ دیگه‌ یادم‌ نیست‌ !
یادمه‌ ! اما تو آینه‌ یه‌ نفر می‌گه‌ : یادم‌ نیست‌ !
بی‌تو کوچه‌ رُ نمی‌خوام‌ ، بی‌تو فال‌ فایده‌ نداره‌ !
حتا حافظ‌ نمی‌تونه‌ ، تو رُ پیش‌ِ من‌ بیاره‌ !
تو دیگه‌ رفتی‌ُ رفتی‌ ، بی‌دلیل‌ُ بی‌نشونه‌ !
گوش‌ بده‌ ! یکی‌ تو سینه‌م‌ ، باز برای‌ تو می‌خونه‌ !
از شب‌ِ خلوت‌ِ کوچه‌ ، می‌گذرم‌ با چشم‌ِ گریون‌ !
تو بازم‌ نیستی‌ُ نیستی‌ ، منم‌ُ شُرشُرِ بارون‌ !
کوچه‌ خلوت‌ِ عزیزم‌ ! جای‌ تو خالی‌ِ خالی‌ !
پیرمرد هنوز همونجاس‌ ، خوش‌خیالم‌ که‌ تو فالی‌ !
اما حتا توی‌ شعرم‌ ، رَدِپای‌ نفست‌ نیست‌ !
بیا همپَرسه‌ی‌ من‌ باش‌ ! دستای‌ من‌ قفست‌ نیست‌ !
بی‌تو کوچه‌ رُ نمی‌خوام‌ ، بی‌تو فال‌ فایده‌ نداره‌ !
حتا حافظ‌ نمی‌تونه‌ ، تو رُ پیش‌ِ من‌ بیاره‌ !
تو دیگه‌ رفتی‌ُ رفتی‌ ، بی‌دلیل‌ُ بی‌نشونه‌ !
گوش‌ بده‌ ! یکی‌ تو سینه‌م‌ ، باز برای‌ تو می‌خونه‌ !

ناشنیده‌

به‌ اعتبارِ چشم‌ِ تو ، ترانه‌ زاده‌ می‌شَوَد !
کشف‌ِ معمّای‌ غزل‌ ، پیش‌ِ تو ساده‌ می‌شَوَد !
از پَس‌ِ آن‌ خاطره‌ها ، به‌ خواب‌ِ من‌ رسیده‌یی‌ !
آشفته‌گیس‌تر بیا ! که‌ شعرِ ناشنیده‌یی‌ !
به‌ پینه‌زارِ شانه‌اَم‌ ، اَبرِ عقیم‌ را ببار !
واژه‌ی‌ ناب‌ِ عشق‌ را ، به‌ یادِ دفترم‌ بیار !
سکوت‌ را بهانه‌ کن‌ ، که‌ عشق‌ خواندنی‌ شَوَد !
بخوان‌ که‌ از صدای‌ تو ، ترانه‌ ماندنی‌ شَوَد !
قصیده‌ می‌شَوَم‌ اگر تو تشنه‌ی‌ شنیدنی‌ !
به‌ اوج‌ می‌رسم‌ اگر ، تو بی‌قرارِ دیدنی‌ !
بیا که‌ در هوای‌ تو ، از نو نفس‌ تازه‌ کنم‌ !
بیا که‌ این‌ حماسه‌ را با تو پُر آوازه‌ کنم‌ !
کلید این‌ کهنه‌ قفس‌ ، ظهورِ یک‌ نگاه‌ِ توست‌ !
مسافرِ خسته‌ نفس‌ ، تشنه‌ی‌ جان‌پناه‌ِ توست‌ !
سکوت‌ را بهانه‌ کن‌ ، که‌ عشق‌ خواندنی‌ شَوَد !
بخوان‌ که‌ از صدای‌ تو ، ترانه‌ ماندنی‌ شَوَد !

چشمای‌ تو یعنی‌:وطن‌!

باشکوهی‌ ! مثل‌ِ آوازِ عشایر وقت‌ِ کوچ‌
مثل‌ِ رقصیدن‌ِ مَردای‌ گُرسنه‌ی‌ بلوچ‌ !
مثل‌ِ نقش‌ِ کاشی‌کاری‌ رو یه‌ طاق‌ِ آجُری‌ !
مثل‌ِ ضربای‌ دُهُل‌ تو یه‌ ترانه‌ی‌ لُری‌ !
تو قشنگی‌ ! مث‌ِ برق‌ِ سینه‌ریزِ نقره‌کوب‌ !
مث‌ِ لهجه‌ی‌ زُلال‌ِ ماهیگیرای‌ جنوب‌ !
مث‌ِ یه‌ دف‌زن‌ِ کرد ، یا یه‌ سوارِ تُرکمن‌ !
نمی‌ذاری‌ تن‌ بدم‌ به‌ ننگ‌ِ آواره‌ شُدن‌ !
همخاک‌ِ من‌ ! همحادثه‌ ! چشمای‌ تو یعنی‌: وطن‌ !
از عطرِ تو شروع‌ می‌شن‌ مَرزای‌ سرزمین‌ِ من‌ !
بی‌دریغی‌ ! مثل‌ِ جنگلای‌ تن‌سبزِ شُمال‌ !
مث‌ِ چشمه‌یی‌ که‌ جا می‌شه‌ تو کوزه‌ی‌ سفال‌ !
رو سرانگشت‌ِ توئه‌ هلال‌ِ ماه‌ِ دشت‌ِ لوت‌ !
من‌ُ بیرون‌ می‌کشی‌ از توی‌ باتلاق‌ِ سکوت‌ !
ساده‌یی‌ ! دُرُس‌ مث‌ِ بومیای‌ ساده‌ی‌ کیش‌ !
مث‌ِ کوچه‌های‌ یزدُ خونه‌های‌ کاهگلیش‌ !
تو مث‌ِ جادوی‌ سازِ عاشقای‌ آذری‌،
نمی‌ذاری‌ تن‌ بدم‌ به‌ غربت‌ُ دربه‌دری‌ !
همخاک‌ِ من‌ ! همحادثه‌ ! چشمای‌ تو یعنی‌: وطن‌ !
از عطرِ تو شروع‌ می‌شن‌ مَرزای‌ سرزمین‌ِ من‌ !

به‌ خواب‌ِ من‌ سر بزن‌!

یاس‌ از گلوت‌ روییده‌ ! عطرِ صدات‌ پیچیده‌ !
صدا به‌ این‌ سرسبزی‌ ، کی‌ دیده‌ ؟ کی‌ شنیده‌ ؟
مثل‌ِ یه‌ فصل‌ِ تازه‌ ، اومدی‌ بی‌اجازه‌ !
دست‌ِ تو از کوه‌ِ یخ‌ ، آتشفشون‌ می‌سازه‌ !
تو یه‌ رنگین‌کمونی‌ ، که‌ سَرزَده‌ توی‌ شب‌ !
کبریت‌ُ آتیش‌ بزن‌ ، تا گُم‌ نشه‌ راه‌ِ لَب‌ !
توی‌ صدات‌ صدای‌ ، هلهله‌ی‌ بچّه‌ها !
وقت‌ِ پرسه‌ تو پاییز ، خِش‌ خِش‌ِ برگ‌ زیرِ پا !
توی‌ صدات‌ صدای‌ ، تپیدن‌ِ دِل‌ِ من‌ !
عزیزم‌ ! گاهی‌ وقتا به‌ خواب‌ِ من‌ سر بزن‌ !
معجزه‌م‌ُ باور کن‌ ، با یه‌ نگاه‌ ساده‌ !
بیا تا سطرِ ناب‌ِ شعرای‌ بی‌اراده‌ !
سکوت‌ِ تو سقوطه‌ ، برگ‌ِ من‌ از درخته‌ !
غزل‌ بی‌تو یه‌ جمله‌س‌ با واژه‌های‌ اَخته‌ !
نذار که‌ گُم‌ بشم‌ تو ، خاطرات‌ِ نخ‌نما !
چن‌تا گریه‌ مونده‌ تا دیدارِ بعدی‌ِ ما ؟
توی‌ صدات‌ صدای‌ ، هلهله‌ی‌ بچّه‌ها !
مث‌ِ پرسه‌ تو پاییز ، خِش‌ خِش‌ِ برگ‌ زیرِ پا !
توی‌ صدات‌ صدای‌ ، تپیدن‌ِ دِل‌ِ من‌ !
عزیزم‌ ! گاهی‌ وقتا به‌ خواب‌ِ من‌ سر بزن‌ !

خنده‌ی‌ تو

خنده‌ت‌ُ اَزَم‌ نگیر ، تا شب‌ُ طاقت‌ بیارم‌ !
من‌ که‌ جُز خنده‌ی‌ تو هیچّی‌ تو دُنیا ندارم‌ !
خندت‌ُ اَزَم‌ نگیر ، نذار به‌ گریه‌ خو کنم‌ !
تو که‌ باشی‌ می‌تونم‌ خورشیدُ آرزو کنم‌ !
شب‌ سیاه‌تَر از همیشه‌س‌ ، خنده‌ت‌ُ اَزَم‌ نگیر !
نذار آلوده‌ بِشم‌ ، به‌ سایه‌های‌ شب‌ِ پیر !
خنده‌هات‌ مثل‌ِ طلسم‌ِ واسه‌ رویینه‌ شُدن‌ !
خنده‌هات‌ یه‌ خنجره‌ تو دستای‌ خالی‌ِ من‌ !
خنده‌ت‌ُ اَزَم‌ نگیر وقتی‌ می‌رَم‌ به‌ جنگ‌ِ شب‌،
بذار از تو تازه‌ شَم‌ ! بذار وطن‌ شه‌ این‌ وطن‌ !
از صدای‌ گریه‌ وُ ضجّه‌ وُ ناله‌ خسته‌اَم‌ !
از دیاری‌ که‌ تو اون‌ خنده‌ محاله‌ خسته‌اَم‌ !
خسته‌اَم‌ از این‌ همه‌ مرثیه‌خون‌ِ نااُمید !
از کلاغی‌ که‌ تو هیچ‌ قصّه‌یی‌ خونه‌ش‌ نرسید !
من‌ُ سِحرِ خنده‌هات‌ کن‌ ! شب‌ُ گُم‌ کن‌ تو چشات‌ !
بذار آروم‌ بگیرم‌ ، تو نقره‌ریزِ خنده‌هات‌ !
خنده‌هات‌ مثل‌ِ طلسم‌ِ واسه‌ رویینه‌ شُدن‌ !
خنده‌هات‌ یه‌ خنجره‌ تو دستای‌ خالی‌ِ من‌ !
خنده‌ت‌ُ اَزَم‌ نگیر وقتی‌ می‌رَم‌ به‌ جنگ‌ِ شب‌،
بذار از تو تازه‌ شَم‌ ! بذار وطن‌ شه‌ این‌ وطن‌ !

پارک‌ِ رفتگر

یه‌ تاب‌ِ بی‌سرنشین‌ ! پرچمای‌ نَشُسته‌ !
فوّاره‌های‌ خاموش‌ ! نشونیام‌ دُرُسته‌ ؟
رفتگرِ فلزّی‌ ! نیمکت‌ِ سبزِ سنگی‌ !
خاطره‌های‌ کهنه‌ ، واژه‌های‌ کلنگی‌ !
ساعت‌ِ ساکت‌ِ پارک‌ ، عقربه‌های‌ مُرده‌ !
انگار یه‌ عُمره‌ این‌جا ، هیچّی‌ تکون‌ نخورده‌ !
آی‌ مجسمه‌ی‌ پارک‌ِ رفتگر ! از دخترِ رؤیاها چه‌ خبر ؟
آی‌ مجسمه‌ی‌ پارک‌ِ رفتگر ! از تپیدن‌ِ دِل‌ِ ما چه‌ خبر ؟
سُرسُره‌های‌ خلوت‌ ! یه‌ حوض‌ِ خُشک‌ِ بی‌آب‌ !
دُرُس‌ شبیه‌ِ خوابه‌ ، من‌ُ بیدار کن‌ از خواب‌ !
گُلابتون‌ِ گیست‌ ، طلاتَر از طلا بود !
به‌ خواستن‌ِ همیشه‌ت‌ ، دِل‌ِ ما مبتلا بود !
دوباره‌ این‌جا نیستی‌ ! دخترِ یاس‌ُ شب‌بو !
تو پارک‌ِ بی‌ترانه‌ ، آهنگ‌ِ خنده‌هات‌ کو ؟
آی‌ مجسمه‌ی‌ پارک‌ِ رفتگر ! از دخترِ رؤیاها چه‌ خبر ؟
آی‌ مجسمه‌ی‌ پارک‌ِ رفتگر ! از تپیدن‌ِ دِل‌ِ ما چه‌ خبر ؟
می‌شناسمت‌!
یه‌ نفر هست‌ که‌ تو دستاش‌ گُل‌ِ نیلوفرِ بوداس‌ !
یه‌ نفر هست‌ که‌ سکوتش‌ واسه‌ من‌ مثل‌ِ معماس‌ !
اونکه‌ پاهاش‌ رو زمینه‌ ، روی‌ شونه‌ش‌ دو تا باله‌ !
اون‌ فرشته‌ای‌ که‌ عشقش‌ ، مثل‌ِ رؤیای‌ محاله‌ !
یه‌ نفر که‌ خیلی‌ خوبه‌ ، پیش‌ِ آینه‌ روسفیده‌ !
هیچکسی‌ اون‌ُ تا امروز ، حتا توی‌ خواب‌ ندیده‌ !
خوب‌ِ خوب‌ میشناسمش‌ !
از گُل‌ِ یاس‌ِ تنش‌ !
سازا مهمونی‌ دارن‌ ،
پُشت‌ِ چین‌ِ پیرهنش‌ !
یه‌ نفر هست‌ ! یه‌ نفر هست‌ که‌ شبیه‌ من‌ُ ما نیست‌ !
اونی‌ که‌ حتا نظیرش‌ ، تو تمام‌ِ قصه‌ها نیست‌ !
یه‌ نفر که‌ سبزه‌ سبزه‌ ! یه‌ نفر که‌ نابه‌ نابه‌ !
تو دلش‌ کوره‌ی‌ خورشید ، تو چشاش‌ سیل‌ِ مذابه‌ !
یه‌ پریزادِ زلاله‌ که‌ فقط‌ من‌ اون‌ُ دیدم‌ !
اون‌ تویی‌ که‌ من‌ یه‌ عمره‌ ، نازت‌ُ به‌ جون‌ خریدم‌ !
خوب‌ِ خوب‌ میشناسمت‌ !
از گُل‌ِ یاس‌ِ تنت‌ !
سازا مهمونی‌ دارن‌ ،
پُشت‌ِ چین‌ِ پیرهنت‌ !

بپّا خوابت‌ نَبَره‌!

روزای‌ هفته‌ مث‌ِ تیغه‌ی‌ هَف‌تا خنجره‌ !
کی‌ می‌تونه‌ که‌ از این‌ خنجرا جون‌ دربِبَره‌ ؟
ماهی‌ِ سیاهی‌ که‌ قصّه‌ی‌ دریا رُ می‌گُفت‌،
خیلی‌ وقته‌ که‌ رو آب‌ِ حوضمون‌ شناوَره‌ !
توی‌ شبای‌ شهرمون‌ عابری‌ سوت‌ نمی‌زنه‌ !
کسی‌ بیدار نمی‌مونه‌ پُشت‌ِ قاب‌ِ پنجره‌ !
دِل‌ِ صاف‌ُ ساده‌ این‌ روزا خریدار نداره‌ !
هَر کی‌ نارو بزنه‌ ، یه‌ عاشق‌ِ قلندره‌ !
این‌جا حرف‌ِ آخرُ همیشه‌ چاقو می‌زنه‌ !
نازِ چشم‌ِ آهو رُ این‌جا کسی‌ نمی‌خره‌ !
این‌جا صحرازاده‌ها قیم‌ِ جنگلا شُدن‌ !
روی‌ دوش‌ِ گزمه‌ها جای‌ مُسلسل‌ تَبَره‌ !
سایه‌ی‌ سیاه‌ِ داس‌ اُفتاده‌ روی‌ سَرِ یاس‌،
همه‌ی‌ مزرعه‌ زیرِ چکمه‌ی‌ دِروگَره‌ !
ما همه‌ به‌ همصدایی‌ با بهار متّهمیم‌ !
یکی‌ جُرمش‌ زیاده‌ ، اون‌ یکی‌ جُرمش‌ کمتره‌ !
کج‌ کلاه‌ به‌ همه‌ چیزِ دنیا مشکوکه‌ ! می‌گه‌:
نقشه‌ی‌ یه‌ توطئه‌س‌ رو نقش‌ِ بال‌ِ شبپره‌ !
لیلی‌ از ترس‌ِ فَلَک‌ رخت‌ِ سیاه‌ تَن‌ می‌کنه‌،
مجنون‌ از ترس‌ِ آژان‌ تو کوچه‌ها دربه‌دره‌ !
روی‌ هَر ترانه‌یی‌ که‌ تَن‌ به‌ تاریکی‌ نَده‌،
دو تا خط‌ِ بی‌حیا وُ قرمزِ یه‌ ضَبدَره‌ !
توی‌ این‌ زمونه‌ باد برای‌ پرچم‌ می‌وَزه‌ !
هَر جای‌ نقشه‌ که‌ باشی‌ بَرده‌گی‌ مقدّره‌ !
می‌دونم‌ خسته‌ شُدی‌ ! امّا بذار بازم‌ بگم‌ !
غصه‌ی‌ ما قصه‌ نیس‌ ! آی‌ ! بپا خوابت‌ نَبَره‌ !
داد نزن‌ که‌ دلشکاری‌ از سکوت‌ِ آسمون‌ !
گلوت‌ُ پاره‌ نکن‌ ! اوسّای‌ ما گوشاش‌ کرِ !
اتوبوس‌

نمی‌خوام‌ بُر بخورم‌ تو آدمایی‌ که‌ صُبا ،
خودشون‌ُ می‌رسونن‌ به‌ صف‌ِ دورُ دراز !
خسته‌ و رؤیا ندیده‌ ، گیج‌ُ منگ‌ُ نیمه‌ خواب‌ ،
دگمه‌هاشون‌ نیمه‌ بسته‌ ، پلک‌ِ چشما نیمه‌ باز !
واسه‌ اونا زنگ‌ِ ساعت‌ یه‌ عذاب‌ِ ممتدِ ،
بدترین‌ لحظه‌ براشون‌ لحظه‌ی‌ بیداریه‌ !
روزاشون‌ مثل‌ِ همه‌ ، هفته‌هاشون‌ شبیه‌ هم‌ ،
هم‌ سلام‌ ، هم‌ خداحافظ‌ ، واسه‌شون‌ تکراریه‌ !
اتوبوس‌ سَر می‌رسه‌ ، خالی‌ُ بی‌مسافرِ ،
می‌گذره‌ از دَم‌ِ ایستگاه‌ ، بی‌نگاه‌ُ پُر شتاب‌ !
آدما با چشمای‌ مات‌ اون‌ُ تعقیب‌ می‌کنن‌ ،
دیگه‌ نه‌ فرصت‌ِ پُرسش‌ِ ، نه‌ مهلت‌ِ جواب‌ !
اتوبوس‌ خالی‌ِ خالی‌ ، میگذره‌ با بی‌خیالی‌ !
آی‌ مسافر ! آی‌ مسافر ! داد بزن‌ ! مگه‌ تو لالی‌ ؟
من‌ نمی‌خوام‌ بُر بخورم‌ تو آدمای‌ بی‌نفس‌ !
من‌ نمی‌خوام‌ جون‌ بکنم‌ ، اینورِ میله‌ی‌ قفس‌ !
من‌ نمی‌خوام‌ مُهره‌ باشم‌ ، تو شهرِ شطرنجی‌ِ بَد !
من‌ نمی‌خوام‌ راهی‌ بشم‌ ، پِی‌ِ چپون‌ِ نابَلَد !
اتوبوس‌ خالی‌ِ خالی‌ ، میگذره‌ با بی‌خیالی‌ !
آی‌ مسافر ! آی‌ مسافر ! داد بزن‌ ! مگه‌ تو لالی‌ ؟

زند‌گی‌

نه‌ سلام‌ُ نه‌ علیک‌ ، زنده‌گی‌ فقط‌ خداحافظی‌ بود !
خُداحافظی‌ با رؤیا ، با دل‌ُ با این‌ دقایق‌ حسود !
خُداحافظی‌ با خواهش‌ ، با اُمیدُ آرزو وُ خاطره‌ !
خُداحافظی‌ با تو ! زُلال‌ِ چشم‌ تیله‌یی‌ ! نازِ باکره‌ !
مُهلتی‌ نبود واسه‌ شمُردن‌ِ برگ‌ِ درختای‌ زمین‌ !
من‌ فقط‌ پاییزُ دیدم‌ ، با زوال‌ِ زشت‌ِ گُل‌ها رُ ! همین‌ !
فرصتی‌ نبود واسه‌ ، ثبت‌ِ بی‌هراس‌ِ روزای‌ قشنگ‌ !
بی‌خیال‌ قدم‌ زدم‌ ، امّا تا زانو تو پوکه‌ی‌ فشنگ‌ !
زنده‌گی‌ چیزِ بَدی‌ نیست‌ امّا من‌ بَد بودم‌ !
توی‌ امتحان‌ِ بودن‌ ، همیشه‌ رَد بودم‌ !
نه‌ سلام‌ُ نه‌ علیک‌ ، زنده‌گی‌ فقط‌ خداحافظی‌ بود !
خُداحافظی‌ با بوسه‌ ، تن‌ دادن‌ به‌ سایه‌های‌ تن‌ْکبود !
من‌ نفهمیدیم‌ چه‌ تیزه‌ ، پنجه‌ی‌ دستای‌ گُربه‌ی‌ ملوس‌ !
سَر نمی‌زنه‌ سپیده‌ ، با صدای‌ جیغ‌ِ هَر جوجه‌ خروس‌ !
فکرِ اون‌ گُربه‌ بودم‌ ، که‌ همه‌ بچّه‌هاش‌ُ می‌بلعید !
اون‌ که‌ لبخندِ من‌ُ ، از توی‌ عکسای‌ کهنه‌م‌ دُزدید !
رو یه‌ تخت‌ِ پُرِ میخ‌ ، هِی‌ از این‌ پهلو به‌ اون‌ پهلو شُدم‌ !
زنده‌گی‌ فقط‌ همین‌ بود ، سوختن‌ُ رنج‌ُ عذاب‌ِ دَم‌ به‌ دَم‌ !
زنده‌گی‌ چیزِ بَدی‌ نیست‌ امّا من‌ بَد بودم‌ !
توی‌ امتحان‌ِ بودن‌ ، همیشه‌ رَد بودم‌ !

پیانو

اگه‌ یه‌ پیانو داشتم‌،
یه‌ ترانه‌ برای‌ دِل‌ِ خودم‌ می‌ساختم‌ !
دوباره‌ مثل‌ِ قدیما،
غیبت‌ِ تو رُ به‌ یادِ حنجره‌م‌ می‌نداختم‌ !
آخ‌ ! اگه‌ پیانو داشتم‌،
تو خودم‌ گُم‌ می‌شُدم‌ مثل‌ِ زمونای‌ قدیم‌ !
مث‌ِ اون‌ شبا که‌ با هم‌،
دوتایی‌ تو کوچه‌های‌ بی‌چراغ‌ قدم‌ زَدیم‌ !
اگه‌ قلبم‌ از طلا بود ، اون‌ُ آب‌ می‌کردم‌ُ
با پولش‌ واسه‌ خودم‌ یه‌ پیانو می‌خریدم‌ !
امّا قلبم‌ پیش‌ِ من‌ نیس‌ ، تو اون‌ُ دزدیدی‌ !
من‌ِ ساده‌ی‌ پیاده‌ این‌ُ زود نفهمیدم‌ !
اگه‌ یه‌ پیانو داشتم‌،
از شبای‌ تلخ‌ِ دِلتنگی‌ بَرات‌ می‌گفتم‌ !
تا بدونی‌ که‌ هنوزم‌،
وقت‌ِ خوندن‌ِ ترانه‌ یادِ تو می‌اُفتم‌ !
آخ‌ ! اگه‌ پیانو داشتم‌،
به‌ تو می‌گُفتم‌ که‌ دلواپس‌ِ حال‌ِ خودمم‌ !
هنوزم‌ مثل‌ِ گُذشته‌،
شب‌ُ روز تو فکرِ آرزوهای‌ محال‌ِ خودمم‌ !
اگه‌ قلبم‌ از طلا بود ، اون‌ُ آب‌ می‌کردم‌ُ
با پولش‌ واسه‌ خودم‌ یه‌ پیانو می‌خریدم‌ !
امّا قلبم‌ پیش‌ِ من‌ نیس‌ ، تو اون‌ُ دزدیدی‌ !
من‌ِ ساده‌ی‌ پیاده‌ این‌ُ زود نفهمیدم‌ !

مثل‌ِ فانوس‌ توی‌ آفتاب‌

از کدوم‌ روز ، از کدوم‌ شب‌ ، از کدوم‌ قلّه‌ رسیدی‌ ؟
که‌ با اعجازِ حضورت‌ ، من‌ُ از نو آفریدی‌ !
بی‌تو روشن‌ بودم‌ امّا ، مثل‌ِ فانوس‌ توی‌ آفتاب‌ !
سُست‌ُ خالی‌ مثل‌ِ نقش‌ِ سایه‌یی‌ اُفتاده‌ بَر آب‌ !
تو شروعی‌ تازه‌ بودی‌ ، روزَنی‌ رو به‌ ترانه‌ !
فصل‌ِ آغازِ ظهورِ واژه‌های‌ عاشقانه‌ !
من‌ زمین‌ْخورده‌اَم‌ ! اِی‌ عشق‌ ! وقت‌ِ جنگ‌ِ تن‌ به‌ تَن‌ نیست‌ !
این‌ شکست‌ُ می‌پذیرم‌ ، من‌ِ من‌ شبیه‌ِ من‌ نیست‌ !
فصل‌ِ معراج‌ِ شکوفه‌ ! فصل‌ِ رستاخیزِ جنگل‌ !
من‌ُ از خزون‌ رها کن‌ ! من‌ُ تازه‌ کن‌ از اوّل‌ !
از کدوم‌ باغ‌ ، از کدوم‌ شهر ، از کدوم‌ جادّه‌ رسیدی‌ ؟
که‌ با گوشه‌ی‌ نگاهت‌ ، من‌ُ از نو آفریدی‌ !
برای‌ کشف‌ِ سکوتت‌ ، تا کجا باید سفر کرد ؟
واسه‌ خوندن‌ از تو باید ، چن‌تا حنجره‌ خبر کرد ؟
باید از کدوم‌ پرستو ، راه‌ِ چشم‌ِ تو رُ پُرسید ؟
با کدوم‌ معجزه‌ می‌شه‌ تو رُ از خودِ تو دُزدید ؟
من‌ زمین‌ْخورده‌اَم‌ ! اِی‌ عشق‌ ! وقت‌ِ جنگ‌ِ تن‌ به‌ تَن‌ نیست‌ !
این‌ شکست‌ُ می‌پذیرم‌ ، من‌ِ من‌ شبیه‌ِ من‌ نیست‌ !
فصل‌ِ معراج‌ِ شکوفه‌ ! فصل‌ِ رستاخیزِ جنگل‌ !
من‌ُ از خزون‌ رها کن‌ ! من‌ُ تازه‌ کن‌ از اوّل‌ !

مانکن‌

توی‌ ویترین‌ِ یه‌ بوتیک‌ ، مانکن‌ِ پلاستیکی‌ ،
نگاش‌ُ به‌ عابرا دوخته‌ وُ پِلک‌ نمی‌زنه‌ !
چشماش‌ُ نقّاشی‌ کردن‌ روی‌ صورتش‌ ، ولی‌ ،
انگاری‌ تو اون‌ چشا صدتا ستاره‌ روشنه‌ !
خسته‌س‌ از تکون‌ نخوردن‌ ! خسته‌س‌ از خسته‌ شُدن‌ !
ویترین‌ِ شیشه‌ بَراش‌ مثل‌ِ یه‌جور قفس‌ شُده‌ !
بین‌ِ این‌ مغازه‌های‌ سوت‌ُ کورِ لعنتی‌،
مث‌ِ یه‌ بَرده‌ی‌ پیر ، عُمریه‌ دَس‌ به‌ دَس‌ شُده‌ !
هَر دقیقه‌ یه‌ لباسی‌ به‌ تنش‌ می‌کنن‌ُ
خودِ اون‌ خیلی‌ از این‌ لباسا رُ دوس‌ نداره‌ !
مانکن‌ از نگاه‌ِ این‌ عابرا ذلّه‌س‌ ولی‌ حیف‌،
نمی‌تونه‌ پاش‌ُ از شیشه‌ها بیرون‌ بذاره‌ !
من‌ یه‌ مانکن‌ ! تو یه‌ مانکن‌ ! دنیا ویترین‌ِ تماشاس‌ !
همه‌ محکوم‌ِ سکوتیم‌ ! آخرِ قصّه‌ همین‌جاس‌ !
مانکن‌ِ چشماش‌ُ دوخته‌ به‌ خیابون‌ ، آخه‌ اون‌،
عاشق‌ِ مانکن‌ِ تو ویترین‌ِ روبه‌روییه‌ !
عابرا رُ نمی‌بینه‌ ! خیلی‌ وقته‌ که‌ دِلِش‌،
بی‌قرارِ دخترِ غمگین‌ِ روبه‌روییه‌ !
از بوتیک‌ِ روبه‌رویی‌ یه‌ دونه‌ مانکن‌ِ ناز،
چشمای‌ آهوییش‌ُ سپُرده‌ به‌ چشمای‌ اون‌ !
با لَبای‌ بسته‌ از اون‌ورِ شیشه‌ها می‌گه‌:
«ـ مَردِ من‌ ! مانکن‌ِ عاشق‌ ! همیشه‌ باهام‌ بمون‌ ! »
هفته‌ها می‌گذرن‌ُ اون‌ دو تا مانکن‌ هنوزم‌،
از نگاه‌ کردن‌ِ هَم‌ یه‌ لحظه‌ غافل‌ نمی‌شن‌ !
دورَن‌ از هَم‌ ولی‌ بین‌ِ دلاشون‌ فاصله‌ نیست‌،
شیشه‌ها حریف‌ِ عشق‌ِ این‌ دوتا دِل‌ نمی‌شن‌ !
من‌ یه‌ مانکن‌ ! تو یه‌ مانکن‌ ! دنیا ویترین‌ِ تماشاس‌ !
همه‌ محکوم‌ِ سکوتیم‌ ! آخرِ قصّه‌ همین‌جاس‌ !

کولی‌قزک‌

کولی‌قزک‌ ! بارون‌ کن‌ُ شب‌ُ از این‌ کوچه‌ بشور !
خونه‌مون‌ُ بگیر از این‌ گلّه‌ی‌ هارِ موش‌ِ کور !
کولی‌ قزک‌ ! بارون‌ کن‌ُ باغ‌ُ دوباره‌ زنده‌ کن‌ !
فکری‌ واسه‌ تَبَرزَن‌ِ کلّه‌شق‌ِ یه‌ دَنده‌ کن‌ !
دیگه‌ نه‌ گُل‌ می‌شکفه‌ وُ نه‌ نور سُراغمون‌ میاد !
بگو بازم‌ بهارخانوم‌ سراغ‌ِ باغمون‌ میاد ؟
کولی‌ قزک‌ ! باهام‌ برقص‌ !
بذار بیفتم‌ از نَفَس‌ !
بخون‌ که‌ از صدای‌ تو،
می‌شکنه‌ بغض‌ِ این‌ قفس‌ !
کولی‌قزک‌ ! کلافه‌اَم‌ از این‌ همه‌ خط‌ُ نشون‌ !
بیا عروسکا رُ باز سَرِ جاهاشون‌ بِنِشون‌ !
کولی‌قزک‌ ! تو که‌ بیای‌ ، بارون‌ُ همرات‌ میاری‌ !
کاری‌ به‌ کارِ نِق‌ نِق‌ِ این‌ شب‌ِ وحشی‌ نداری‌ !
من‌ُ جُدا می‌کنی‌ از دغدغه‌های‌ دَم‌ به‌ دَم‌ !
می‌رقصیم‌ُ دَس‌ می‌زنیم‌ ، دوباره‌ پابه‌پای‌ هَم‌ !
کولی‌ قزک‌ ! باهام‌ برقص‌ !
بذار بیفتم‌ از نَفَس‌ !
بخون‌ که‌ از صدای‌ تو،
می‌شکنه‌ بغض‌ِ این‌ قفس‌ !

غزلگو

تو یک‌ نفس‌ سکوت‌ُ من‌ یک‌ بغل‌ هیاهو !
هم‌گریه‌ی‌ قدیمی‌ ! شبتاب‌ِ شعرِ من‌ کو ؟
از شب‌ به‌ شب‌ رسیدن‌ ، پایان‌ِ هجرتم‌ شُد،
از شاهراه‌ِ تردید ، راهی‌ بزن‌ به‌ بی‌سو !
من‌ را ببین‌ شکسته‌ ، تنها وُ دست‌ بسته‌،
بی‌اشیاق‌ُ خسته‌ ، دربندِ سِحرُ جادو !
خورشید را ندیده‌ ، از ما و من‌ بُریده‌ ،
دیوانه‌ مثل‌ِ طوفان‌ ، آشفته‌ مثل‌ِ گیسو !
برف‌ِسیاه‌ِ ظلمت‌ ، بر باغ‌ِ واژه‌ بارید،
فصل‌ِ بهار یخ‌ زَد ، در ضجّه‌ی‌ پرستو !
خط‌ِ بَدِ گلوله‌ ، اندوه‌ را رقم‌ زَد،
از دام‌ْگاه‌ِ صیاد ، تا گیج‌گاه‌ِ آهو !
پابسته‌ی‌ سیاهی‌ ، در دام‌ِ نقطه‌چینم‌ !
من‌ بی‌تو می‌سکوتم‌ ، خاتون‌ ! ترانه‌بانو !
یک‌ دَم‌ پناه‌ِ من‌ باش‌ ، در این‌ ترانه‌ْمَرگی‌،
تا بی‌صدا نمانَد ، لب‌های‌ این‌ غزلگو !
لهجه‌ی‌ گیتار

من‌ زبون‌ِ همه‌ی‌ پَرَنده‌ها رُ بَلَدَم‌ !
وقت‌ِ تنهایی‌ با دیوارای‌ خونه‌ گَپ‌ زَدَم‌ !
می‌دونم‌ کدوم‌ ترانه‌ به‌ دِل‌ِ شب‌ می‌شینه‌ !
می‌دونم‌ که‌ ساعتم‌ الان‌ چه‌ خوابی‌ می‌بینه‌ !
لهجه‌ی‌ سیمای‌ گیتار ، واسه‌ من‌ غریبه‌ نیست‌ !
می‌تونم‌ به‌ این‌ نسیم‌ که‌ می‌گذره‌ بگم‌: «ـ بایست‌ ! »
صُبا که‌ بیدار می‌شم‌ ، به‌ آینه‌ صُب‌به‌خیر می‌گم‌ !
یکی‌ مثل‌ِ خودتم‌ ، خیال‌ نکن‌ یه‌جور دیگه‌م‌ !
من‌ فقط‌ یه‌ آدمم‌ ، دُرُس‌ مث‌ِ خودِ شُما !
نه‌ اسیرِ جادو جمبل‌ ، نه‌ مُریدِ سای‌بابا !
می‌تونم‌ چشمام‌ُ هم‌ بذارم‌ُ سفر کنم‌ !
می‌تونم‌ صد روزُ با یه‌ تیکه‌ رؤیا سَر کنم‌ !
می‌تونم‌ بِهِت‌ بگم‌ توی‌ دِلِت‌ چی‌ می‌گذره‌ !
می‌تونم‌ بگم‌ چرا همیشه‌ گونه‌هات‌ تَره‌ !
فکر نکن‌ تبّتی‌اَم‌ ، یا سحرُ جادو بَلَدَم‌ !
من‌ یکی‌ قیدِ تموم‌ِ این‌ کلَک‌ها رُ زَدَم‌ !
تو باید خودت‌ رُ باور کنی‌ تا قَد بِکشی‌ !
به‌ خودت‌ تکیه‌ بده‌ ، تا خودِ معجزه‌ بشی‌ !
من‌ فقط‌ یه‌ آدمم‌ ، دُرُس‌ مث‌ِ خودِ شُما !
نه‌ اسیرِ جادو جمبل‌ ، نه‌ مُریدِ سای‌بابا !

تلخ‌

خیلی‌ تلخه‌ گریه‌کردن‌ ، پای‌ فواره‌ی‌ مُرده‌ !
دیدن‌ِ شب‌پَره‌ای‌ که‌ ، دل‌ به‌ شعله‌ها سپرده‌ !
خیلی‌ تلخه‌ قصه‌ گفتن‌ ، واسه‌ قوم‌ِ گوش‌بُریده‌ !
بین‌ِ این‌ عصا سفیدا ، خوندن‌ از رنگ‌ِ سپیده‌ !
خیلی‌ تلخه‌ که‌ بفهمی‌ ، پای‌ رَخش‌ِ قصه‌ لَنگه‌ !
توی‌ جنگ‌ِ شیشه‌ وُ سنگ‌ ، شیشه‌ بازنده‌ی‌ جنگه‌ !
زیرِ این‌ گنبدِ نامرد ، زندگی‌ ما رُ لگد کرد !
فصل‌ِ عاشقانه‌ کم‌ بود ، توی‌ تقویمای‌ پُر درد !
تو بگو ! تویی‌ که‌ چشمات‌ ، از ترانه‌ بی‌نیازه‌ !
کی‌ به‌ جز تو واسه‌ باغچه‌ ، چترِ آفتابی‌ می‌سازه‌ ؟
کی‌ به‌ جز تو نبض‌ِ نورُ ، جا می‌ذاره‌ توی‌ فانوس‌ ؟
این‌ تویی‌ که‌ توی‌ چشمات‌ ، نگاه‌ِ هزارتا آهوس‌ !
اگه‌ تو اینجا نباشی‌ ، تقویما کهنه‌ می‌مونن‌ !
همه‌ی‌ ترانه‌خونا ، تا اَبَد نوحه‌ می‌خونن‌ !
زیرِ این‌ گنبدِ نامرد ، زندگی‌ ما رُ لگد کرد !
فصل‌ِ عاشقانه‌ کم‌ بود ، توی‌ تقویمای‌ پُر درد !

گوشه‌نشین‌

گیلاسا گوش‌ به‌ زنگن‌ ،
تو نیستی‌ تا ببینی‌ !
یه‌ صندلی‌ِ خالی‌ ،
تو نیستی‌ تا بشینی‌ !
دوباره‌ چش‌براهم‌ ،
تشنه‌تر از همیشه‌ !
این‌ دل‌ِ مست‌ِ زخمی‌ ،
از تو جدا نمیشه‌ !
چشمام‌ از نگاه‌ِ نا محرم‌ پُره‌ ! داره‌ گیج‌ می‌ره‌ سَرَم‌ ! زمین‌ سُره‌ !
رسیدم‌ آخرِ بُطری‌ُ هنوز ، بی‌تو بودن‌ خارج‌ از تصوّره‌ !
جرعه‌ به‌ جرعه‌ بازم‌