PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : بيوگرافي بازيکنان سرشناس فوتبال






بازی شجاع دل     

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:11
دیوید بکهام


نام کامل: ديويد رابرت جوزفبکهام، متولد: 2/5/1975، مليت: انگليسي، محل تولد: ليتون استون، وزن: 92/73کيلوگرم، قد: 180سانتي متر، اولين بازي ملي: 1 / 6 1996/ باشگاه فعلي: رثالمادريد
ديويدبکهام فوتبال حرفه اي خود را از جوانان منچستر آغاز مي کند چند ماه پس ازحضوراودر تيم جوانان منچستر يونايتد وي براي بازي در جام اتحاديه انگليس به تيمبزرگسالان دعوت شد. هر چند در اولين حضورش در تيم بزرگسالان منچستريوناتيدنيمکتنشين بود ولي دو سال و نيم بعد بکهام به همراه تيم بزرگسالان براي اولين بارحضوردر ليگ برتر را تجربه کرد. فصل 96/1995اولين حضور بکهام در ليگبرتربود.سرانجام ديويد بکهام دوم آوريل 1995 اولين بازي اش را در ليگ برترمقابل ليدزيونايتد تجربه کرد و در واقع فصل 96- 95 آغازي بود بر درخشش اينبازيکن در فوتبال انگليس.ديويد ابتدا در پست هافبک راستمشغول به بازي شد که سابق بر آن پست آندري
کانچلسکيس در منچستر محسوب ميشد و گلهاي زيباي خود را از همين جا آغازکرد. مخصوصاً گل به يادماندنياش در مرحله نيمه نهايي جام حذفي باشگاههايانگليس در مقابل چلسي و اين فصلبا قهرماني در دو جام براي شياطين سرخ به پايان رسيد.فصل 97/1996 دومين فصل حضورويدر ليگ برتر بود. او مشهورترين گل خود رادر اين فصل و در مقابل تيمويمبلدون به ثمر رساند و با ضربه اي زيبا از وسط زميندروازه ويمبلدون را در سل هارستپارک باز کرد. او اولين حضورش در تيم مليانگليس را در اول سپتامبر 1996تجربه کرد و به همراه اين تيم به مصاف مولداويدر کيشنف رفت پيش از آن ديدار،بکهام سابقه بازي در تيم ملي زيرا 21 سال انگليسرا در کارنامه خودداشت.بکهام سال 1997 به همراه منچستربه عنوان قهرماني ليگ برتر انگليس دست يافت. او بدون شک نقشه به سزايي دراين قهرماني ايفا کرد و به عنوان بازيکن برترانگليس در اين سال برگزيده شد. گلن هادل سرمربي وقت تيم مليانگليس بکهام را براي حضور در رقابتهاي جامجهاني 1998 فرانسه دعوت کرد. اودر دو بازي نخست انگليس نيمکت نشين بود. امادر سومين بازي تيم ملي انگليسمقابلکلمبيا به ميدان رفت و گلي زيبا روي يکضربه آزاد در اين ديدار به ثمررساند.در جام جهاني 1998 فرانسه وديدار انگليس و آرژانتين درگيري بکهامبا ديگوسيمونه منجر به اخراجاين بازيکن شد و شايد همين امر نقشه زيادي درشکست تيم ملي انگليس در اينبازي حيثيتي داشت. اما بکهام همچنان به پيشرفتادامه داد و درخشش او در سال 1999 وي را در کنار ريوالدو کانديداي دريافت عنوانبهترين بازيکن اروپا وجهانکرد.بکهام در نخستين بازي فصل 99-1998 منچستر يوناتيد برابر لسترسيتي باز هم منجيشياطين سرخ شد و با گلي زيبا ازروي يک ضربه کاشته منچستر را از شکست نجاتداد. سال 1999 براي بکهام ساليپر از افتخار بود. قهرماني در ليگ برتر انگليس،قهرماني در جام حذفي و سرانجامقهرماني ليگ قهرمانان اروپا کلکسيون افتخاراتاين بازيکن را کامل کرد. بروتلين فرزند اول ديويد بکهام نيز سال 1999 چشم بهجهان گشود و بکهام در اين سالطعم پدرشون را چشيد.سال 2000 آغازتنشهاي ديويدبکهام و سرآلکس فرگوسن سرمربي منچستر بود. تاجايي که او به فکر جدايي ازاولترافورد افتاد اما پس از چندي از تصميم خود صرفنظرکرد تا آينده اي درخشان را درمنچستر بسازد، بدون شک بکهام نقش به سزايي درقهرماني شياطين سرخ در فصل 2000داشت و او به مشهورترين بازيکن تاريخ
انگليس تبديل شد. شوتها، ضرباتآزاد و پاسهاي ديدني او حاکي از استعداد سرشاراين بازيکن است. اين فاکتورهايبکهام همگان را به ياد روزهاي جواني و اوج پلگاسکوئين ديگر بازيکن بزرگانگليس مي انداخت.در نوامبر سال 2000 پيتر تيلورسرمربي وقت تيم ملي انگليس بازوبند کاپيتاني رابراي اولين بار در بازي دوستانهانگليس مقابل ايتاليا بر بازوي ديويد بکهام بست. پساز بازنشستگي آلن شيرر و بهدنبال او توني آدامز حالا نوبت به ديويد رسيده بود تا درداخل زمين هدايت بازيکنان تيمملي انگليس را بر عهده بگيريد.
اسون گوران اريکسون نيز دراولين حضورش به عنوان سرمربي جديد تيم مليانگليس در يک بازي دوستانه دراستاديوم ويلا پارک به مصاف اسپانيا رفت و سه برصفر حريف خود را مغلوبکرد.بکهام در رقابتهاي مقدماتي جامجهاني 2002 عنوان کاپيتاني خود را در تيم مليانگليس حفظ کرد در اه مارس سال 2001 انگليس در آنفيلد ميزبان فنلاند بود وکاپيتان بکهام اولين گل ملي خودرا براي انگليس در همين بازي به ثمر رساند کهمنجر به پيروزي 2 بر 1 انگليسيها بر فنلاند شد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:13
بیوگرافی اوون
سال تولد:۱۴دسامبر ۱۹۷۹ [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
محل تولد:چلستر انگلستان
او فوتبال خود را از ۷سالگي و زير نظر پدرش آغاز کرد.پدر مايکل در تيم اورتون بازي مي کرد و باعث علاقه ي شديد وي به فوتبال شد.او در
مدرسه ي دسايب با ۹۷ گل آقاي گل شدو رکورد مرد افسانه اي
ايان راش را جا به جا کرد.مايکل ۱۷ساله بود که مورد توجه چندين تيم قرارگرقت.منچستر يونايتد-شفيلد ونزدي-وستهام-ليور پول و دورتمند آلمان.او تمار هيتسفيلد مربي وقت بوروسيا دورتمند وي را کشف کرد و از مسوولينليور پول خواست که اوون را به اين باشگاه بفروشد.اما ليور پولي ها پس از تحقيقات گسترده به اين نتيجه رسيدند که هيتسفيل استاد پيدا کردن نخبه ها است و به همين دليل از انتقال اوون که در تيم نوجوانان اين باشگاه بازي ميکردخود داري نمودند.اوون به همراه نوجوانان ليور پولي قهرمان جزيره شدو خيلي زود به تيم بزرگ سالانپيوست.و با ۱۸ سال و ۵۰ روز به عنوان جوانترين بازيکن تاريخ فوتبال انگلستان تا آن زمان به تيم ملي دعوت شد .او اولين بازي ملي خود را مقابل شيلي انجام داد . هر چند که رکورد او توسط وين روني شکسته شد اما او در جام جهاني۹۸ فرانسه خوش درخشيد.هر چند که انگلستان در مرحله ي يک هشتم نهايي حذف شد.اما گل استثنايي وي به آرژانتين به عنوان زيبا ترين گل جام جهاني انتخاب شد.اوون در سال ۱۹۹۸ به عنوان بهترين بازيکن انگلستان و جوانترين بازيکن انگلستان انتخاب شد.او در ۵۴بازي ملي۳۱ گل به ثمر رسانده است.مايکل اوون با ليور قهرمان جام يوفا۲۰۰۱ - جام حذفي و اتحاديه ي انگلستان و همچنين قهرمان سوپر جام اروپادر سال ۲۰۰۱ شد.او در سال ۲۰۰۲به عنوان مرد سال فوتبال اروپا انتخاب شد تا آلبو م افتخارات خود را پر رنگ تر کند

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:14
بیوگرافی رونالدو [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

رونالدو لوییز نازاریا دلیما یا همان رونالدوی معروف را همگی میشناسیم. مهاجم برزیلی که در طول یک دهه فوتبال حرفه ای خود توانسته به عناوین و افتخارات زیادی دست پیدا کند. گلهای فراوان، آقای گلی ، توپ طلا، قهرمانی جام جهانی و.... او کیست؟
پسرک شیشه ای برزیلی در 22 سپتامبر 1976 در ریودوژانیروی (Rio de Janeiro) برزیل متولد شد و از همان دوران طفولیت به علت علاقه شدید به فوتبال در کوچه پس کوچه های ریو با توپهای پلاستیکی فوتبال بازی مــی کرد. پدر و مـادرش سونـیـا و نلیـو (Sonia and Nelio) در ابتدا با اینکار موافق نبودند ولی رونی با پا فشاری فراوان در سال 1993 فوتبال حرفه ایش را آ غاز کرد. نخستین عنوان قهرمانی بین المللی اش را در 1994 و در آرژانتین به دست آورد.
رونالدو یکی از با استعدادترین و ماندگارترین فوتبالیستهای دنیاست که تا امروز نامشان در کتاب تاریخ فوتبال ثبت شده، او که فوتبال را از باشگاههای محلی ریو آغاز کرد خیلی زود توانست پله های ترقی را بپیماید و موجبات دعوت خود به تیم ملی نوجوانان برزیل را در سن 14 سالگی فراهم آورد. داشتن 9 مدال در سن 23 سالگی رکورد خوبیست، بازیها و گلهای ملی او نشان دهنده توانایی ها و قابلیتهای بالای این نابغه فوتبال می باشد. مهمترین موفقیت رونی را در زمین چمن باید سرعت و تکنیک بالای بازی او در دریبل کردن و استفاده از فضاهای خالی محوطه 18 قدم دانست و بی شک وی یکی از تکنیکی ترین ستاره های فوتبال جهان است.
رونالدو در سال 1994 اولین جام جهانی فوتبال حرفه ای خود رابا قهرمانی تجربه کرد و پس از آن در سالهای 96 و 97 توانست توپ طلای بهترین بازیکن جهان را تصاحب کند. وی در سن 17 سالگی با احتساب 60 بازی، توانست 58 گل در کارنامه خود ثبت کند. پس از آن بود که از تیم Cruzeiro به PSV آیندهوون (eindhoven) هلند پیوست، اما فکر می کنید مبلغ قرار داد او برای این جابجایی چقدر بود؟ 4 میلیون دلار برای استعداد خوبی که در جام 94 آمریکا به علت کم سن بودن فقط یک نیمکت نشین بود!با بازیهای درخشانش در آیندهوون عملا" جنگ بزرگی میان بارسلونای اسپانیا و اینتر میلان ایتالیا به راه انداخت. هریک می خواستند با مبلغ بالاتری او را به جمع بازیکنان خود اضافه کنند. او در سال 1996 که جایزه فوتبالیست سال را دریافت کرد، عنوان آقای گلی لالیگا را نیز در کارنامه خود ثبت نمود و در بازی فینال قهرمانی اسپانیا نیز گل پیروزی کاتالانها را به ثمر رساند، در این میان برای برزیلی ها در فینال جام کوپای آمریکا نیز گلزنی کرد. نوار بد شانسی هااما روز فینال جام 98، روز آغاز بد شانسی و ناکامی های گلزن قهار برزیلی بود. شایعات متعدد در خصوص خط خوردن او از تیم ملی برزیل و مصدومیت های پیاپی در رقابت های مختلف باشگاهی باعث شد تا او از ادامه بازیهای باشگاهی سری A باز بماند، پارگی رباط زانو راست در نوامبر همان سال موجب شد تا او به صورت متناوب 2 سال از زمین چمن به دور باشد و سالهای 99 تا 2001 اینتر بدترین فصل های فوتبالش را سپری کند.



عاشق فوتبال و علاقمند به گلف
شاید جالب باشد بدانید که وی از بازیکنانی است که به ورزش گلف علاقه زیادی دارد، در این باره میگوید " من این ورزش را دوست دارم اما الان زمان کافی برای تمرین گلف ندارم. اینجا یا میدویم یا در رژیم غذایی هستیم و یا استراحت می کنیم. برای آمادگی داشتن در گلف باید تمرین یک روز در میان داشته باشم."
نام : رونالدو لوییز نازاریا دلیما
قد : ۱۸۳ سانتی متر

وزن : 82 کیلوگرم
ماشین مورد علاقه : BMW
زندگی خانوادگی : همسر قبلی اش میلنه عضو تیم فوتبال زنان اسپانیا بود و از وی یک پسر به نام رونالد دارد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:15
نام: رائول
نام خانوادگی: گونزالس[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تاریخ تولد : 27 Jun 1977
محل تولد: مادرید
قد:۱۸۰
وزن : ۶۸ کیلو گرم
رائول حالا به تاریخ فوتبال اسپانیا پیوسته است. گلزن نامدار لیگ قهرمانان، دارای همسری خوب و مهربان و حساب بانكی ای نجومی، پس چرا او تا این حد زندگی را دشوار میبیند؟ رائول گونزالس (Raul Gonzalez) از مشهورترین مردان قهرمان و ورزشكار در جهان است. او گلهای فراوانی در لیگ قهرمانان به ثمر رسانده و سه بار جام پر افتخار آن را بر بالای سر خود گرفته است. او در اسپانیا از شهرت فراوانی برخوردار است. زمانی كه سر آلكس فرگوسن (Sir Alex Ferguson) او را بهترین بازیكن دنیا نامید، خیلی ها در مورد اهانتها و تهمت های عجیب و غریبی که به او نسبت داده میشد، سكوت اختیار كردند.
او خیلی جدی كار می كند و در سختی ها همواره می خندد. در رئال مادرید یك بازیكن ثابت و حیاتی است. او از 17 سالگی به یكباره در دنیای فوتبال شناخته شده و همگان بازی پا به توپ او را تحسین كردند.
فلورنتینو پرز هر سال یك ستاره بزرگ خریداری می كند اما كدام ستاره پس از این همه سال، جای رائول را در قلب هواداران رئال مادرید و اسپانیا گرفته است؟هرچند زیاد در محافل خبری و ورزشی حاضر نمی شود و دوست ندارد زیاد مصاحبه كند و از حاشیه متنفر است، اما معتقد است: "احتیاجی به توجه سایرین ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند، نه به خاطر شهرت، ثروت و قیافه!!"
او خیلی ساكت است، بسیار مؤدب است، تانگوی او همان قدر زیباست كه حركات پا به توپش. اما برخلاف این همه روحیه مثبت همراه با خنده و شادی كه از او شنیده بودم، وقتی وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خیلی غمگین به نظر رسید. از او پرسیده شد كه آیا مشکلی برایت پیش آمده؟ ولی او فقط سكوت كرد. و كمی خندید.
ستاره ای که با همه فرق دارداو همانطور كه توپ را كنترل می كند، زبانش را نیز كنترل می كند. بسیار منطقی و ساكت است. در زمین لاس روساس كه رئال مادرید از فدراسیون فوتبال اسپانیا اجاره كرده است، همیشه آخرین نفری است كه از زمین خارج می شود و در حالی كه سایر بازیكنان با بی. ام. و. های خود به سرعت و با سر و صدا از میان جمعیت عبور می كنند، او صبر می كند تا هیجانها فروكش كند و سپس از درهای زرد پشتی زمین تمرین به آرامی و غرق در سكوت از آنجا خارج می شود.
رائول با همه فرق دارد. وقتی می خواهم از كارلوس بنویسم می روم به سراغ صحرای افریقا؟ یا نه...سر بدون موی او و یا داندانهای جالبش، درباره رونالدو از چیزهایی مثل هویج یا زانوی شكسته یا مردی كه ماهی یك بار زنش را طلاق می دهد، درباره زیدان، خروسی كه گاهی عصبی می شود، درباره بكهام، هواپیمای جتی كه او را در عرض سه ثانیه به كره ماه می رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترین است، اما راستش را بخواهید نمی دانم كه باید درباره رائول چه بنویسیم!
او دوست ندارد فیلم بازی كند یا در برنامه های تبلیغاتی شركت داشته باشد. وقتی از او می پرسم كه دوست داری اوقات گرانبهایت را چگونه بگذرانی تا شاید سوژه ای به دستم بیاید او می گوید: "دوست دارم پهلوی گرانبهاترین موجود دنیا یعنی همسر زیبایم نشسته باشم و با او صحبت كنم. دیگر هیچ چیزی نمی خواهم"...خوب، با این همه احساسات كه نمی شود حاشیه نویسی کرد! سعی می كنم با ترفند های ژورنالیستی او را تحت فشار قرار دهم تا شاید بشود مصاحبه را جنجالی كرد! اما سكوت او ربطی به مظلومیت او ندارد و خیلی هم روانشناسی می داند و اجازه نمی دهد كسی او را تحت فشار قرار دهد. یك شلوار جین پوشیده است كه رنگ آن تازه در اسپانیا و مخصوصاً مادرید مد روز شده است و نشان می دهد كه رائول به مد هم خیلی اهمیت می دهد.
چیزی شبیه بیوگرافی او در سال 1977 ماه ژوئن در شهر مادرید به دنیا آمده است. ستاره رئال از آتلتیكو مادرید شروع كرد و خسوس خیل تا زمانی كه ریاست آن باشگاه را به عهده داشت، رائول را در تیم جوانان آتلتیكو تمرین میداد. او به همراه خانواده اش در سن 15 سالگی مجبور شد به خاطر شغل پدرش به كاستیانا نقل مكان كند. شخصا" در این باره می گوید: "خیلی شانس آوردم. سفر به كاستیانا باعث شد از آتلتیكوی فاصله بگیرم و به رئال مادرید پناه بیاورم. جایی كه خانه اول و آخرم شد و برای همیشه آرامش خود را یافتم."
خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمی و بزرگ آتلتیكو مادرید هستند و در بازیهای بزرگ مادرید، آنها با وجود بازی رائول در رئال، هواداران آتلتیكومادرید هستند.
رائول در اولین دیدار مادرید و آتلتیكو در خط حمله مادرید، پیروزی 4 بر 3 رئال را تجربه كرد. او در آن دیدار سه گل زد! و خب سران رئال مادرید را شگفت زده ساخت. رائول از 17 سالگی وارد رئال مادرید شد و اكنون فرزند رئال مادرید لقب گرفته است.
والدانو كه اكنون مدیر فنی یا مدیر بخش ورزشی رئال مادرید است، درباره رائول می گوید: "با دیدن او و اشتیاقش برای بازی فوتبال به یاد جوانان مشتاق آرژانتینی می افتادم. او عالی كار می كرد و من در تمام بازی ها به او میدان می دادم تا روز به روز پیشرفت كند. آینده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح می دیدم".
والدانو ادامه داد: "من گاهی او را در ترکیب نمیگذاشتم و او بسیار عصبی و دلگیر می شد. بعدش نزد من می آمد و می گفت كه اگر می خواهی پیروز شوی مرا وارد زمین كن. من هم می دانستم كه راست می گوید چون به محض ورود به زمین حریف را آنچنان گیج می كرد كه اگر خودش در عرض 60 دقیقه گل نمی زد، لااقل باعث گلزنی هم تیم هایش می شد اما برای اینكه نتواند به من دستور بدهد گاهی حرف او را علیرغم شكست تیم گوش نمی كردم. چون باید احترام به مربی را یاد می گرفت".
رائول در این باره می گوید: "این رفتار كودكانه ام را نمی توانستم عوض كنم. هر كسی ذات خود را دارد. در فوتبال نقش من گل زدن بود و والدانو هم این می دانست. بله قبول دارم من در نوجوانی گاهی خیلی عصبی می شدم و حتی یادم می آید كه چند بار در عالم كودكی خود با والدانو جنگ لفظی هم داشتم".
رائول 17 ساله در آن زمان كسانی مثل لادروپ، ردوندو، ، هیه روی جوان! ... و خیلی از بزرگان را ملاقات كرد. او در لالیگا یك گلزن تمام عیار بود تا اینكه با زدن بیش از 200 گل به رائول بزرگ و ستاره تبدیل شد. رائول درباره ورود فلورنتینو پرز به باشگاه رئال مادرید گفت: "وقتی پرز وارد باشگاه شد، خیلی از چیزها عوض شد. مخصوصاً وضعیت اقتصادی باشگاه كه به مراتب بهتر شد! به محض ورود او، رئال مادرید یك تور بزرگ آسیایی را برای نخستین بار تجربه كرد. ما در آن سفر پول زیادی به جیب زدیم و بازیكنان كم كم متوجه شدند كه جدا از حقوقشان از راه های فراوانی می توانند ثروتمند شوند."
ادامه دارد ...
نقل قولها برگرفته از مقالاتی از روزنامه های AS و مجله Four Four Two می باشند

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:16
بیوگرافی فابيو كاناوارو: از كوچه پس كوچه‌هاي ناپل تا قهـرماني جهـان

كاناوارو كاپيتان تيم ملي ايتاليا توانست به جام طلايي جهاني 2006 بوسه بزند و افتخار آن را نصيب خود و كشورش كند.
علاوه بر اين فدراسيون بين‌المللي فوتبال(فيفا) اسامي 23 بازيكن منتخب هجدهمين دوره رقابتهاي جام جهاني 2006 آلمان را اعلام كرد كه نام فابيو كاناوارو در ميان مدافعان به چشم مي‌خورد.در واقع فابيو كاناوارو كاپيتان ايتاليا در برتري كشورش در جام جهاني 2006 نقش بسياري داشت. او در پايان آخرين بازي با فرانسه اظهار داشت: احساس خوبي دارم. آخرين شبي كه در ايتاليا بوديم و مي‌خواستيم به آلمان برويم، پسرم از من خواست تا در رختخوابم بخوابد، اما به او گفتم كه تخت و جام جهاني را به زودي با همديگر به او خواهم داد و همين اتفاق هم افتاد و من به قول خود عمل كردم.
ايتاليا مدتها به دنبال اين جام بود. كاناوارو مي‌گويد: (كمي نگران بودم اما به هم‌تيمي‌هايم ايمان داشتم. آنها انگيزه زيادي براي پيروزي داشتند و بسيار خونسرد عمل مي‌كردند و يكي از كساني كه به آنها قوت قلب مي‌داد من بودم و هر چه بيشتر پيش مي‌رفتيم بيشتر به قدرتمان پي مي‌برديم و سرانجام به نتيجه رسيديم.) آنچه در ادامه مي‌خوانيد گذري به زندگي كاپيتان لاجوردي‌پوشان است...



متولد جنوب ايتاليا

فابيو در 13 سپتامبر 1973 در شهر ناپل در جنوب ايتاليا چشم به جهان گشود. از همان دوران كودكي بسيار لاغر و قد كوتاه بود و در ميان دوستان و هم‌بازي‌هايش از چشم‌ها ناپديد مي‌‌شد. او بازي فوتبال را از سه سالگي در حياط خانه‌اش آغاز كرد و علاقه زيادي به فوتبال داشت .كم‌كم به كوچه و خيابان پا گذاشت و تيم كودكان فوتباليست را در خيابان نزديك خانه‌اش تشكيل داد. فابيو از همان طفوليت حس بزرگي و كنترل بر ديگران را داشت. بچه‌ها و هم‌بازي‌هايش را دسته‌بندي مي‌‌كرد و با تيم‌هاي ديگر در كوچه و خيابان به بازي مي‌پرداخت. مادرش ليزا هميشه نگران سلامت فرزندش بود و به او مي‌گفت: ( تو با اين جثه لاغر و نحيف چطور قدرت داري كه از صبح تا شب در سرما و گرما بازي كني؟ مريض مي‌شوي. تو بايد در خانه به استراحت بپردازي.) اما فابيو مادرش را متقاعد مي‌كرد كه مراقب سلامتي‌اش است. به اين ترتيب دوران كودكي فابيو سپري شد و او به مدرسه رفت. در مدرسه نيز در تيم فوتبال نونهالان ثبت‌نام كرد و پس از تعطيل شدن، در حياط مدرسه به تمرين فوتبال مي‌پرداخت و دير وقت به خانه باز مي‌گشت و مورد شماتت خانواده‌اش قرار مي‌گرفت. بارها به دليل بازي فوتبال تكاليف مدرسه‌اش را انجام نداد و از سوي معلمش تنبيه شد. گويا فوتبال در خون و رگش جريان داشت و نمي‌توانست آن را كنار بگذارد.


ديپلم با مكافات

به هر ترتيبي كه بود دوران دبستان را به پايان رساند و وارد دبيرستان شد. او با پول توجيبي‌هايش توانست در باشگاه فوتبال نوجوانان ثبت‌نام كند و هر روز پس از اتمام مدرسه به آنجا برود. در ضمن براي اينكه بدني قوي داشته باشد به كلاس‌هاي بدنسازي نيز مي‌رفت. فابيو با نمرات متوسط و با مكافات ديپلمش را گرفت و پس از ديپلم به طور جدي وارد عرصه فوتبال شد. البته ناگفته نماند كه فابيو پسري دقيق و هوشيار بود و هميشه همه نظرات مربيان و تجربيات خود را در دفتري يادداشت مي‌كرد، كه اكنون قصد دارد نوشته‌هاي مكتوب دفتر يادداشتش را به چاپ برساند. كم‌كم به تيم ملي جوانان ناپل راه يافت و استعدادش را در زمينه فوتبال به همه‌ نشان داد. مربيان به او پيشنهاد دادند كه به خاطر قد و قواره‌اش در پست مدافع به تمرين بپردازد. فابيو در كنار آلساندرو نستا يكي از بهترين مدافعان به تمرين پرداخت و نكات مفيدي را از او آموخت و طبق عادتش هر شب كه به خانه بازمي‌گشت همه گفته‌هاي نستا را يادداشت مي‌كرد.


فابيو جهاني مي‌شود

فابيو در سه جام جهاني 1998، 2002 و 2006 همراه تيم ملي ايتاليا بود. اولين بازي ملي او در برابر ايرلند شمالي در سال 97 بود كه تنها گل ملي او هم در همان بازي به ثمر رسيد.فابيو با بازي در فينال جام جهاني 2006 در صدمين بازي ملي خود شركت كرد و به جمع باشگاه صدتايي‌ها پيوست.
او در پايان بازي‌هاي جام جهاني 2006 نه تنها پيروزي كشورش را جشن گرفت بلكه با بالا بردن جام قهرماني، صدمين بازي ملي خود را رويايي كرد.برادر كوچكترش پائولو كاناوارو نيز مانند وي مدافع است و براي باشگاه ناپولي بازي مي‌كند. اين دو برادر به طور همزمان از سالهاي 2000 تا 2002 در پارما قدرت‌نمايي مي‌كردند.فابيو با قدي حدود 176 سانتي‌متر در سالهاي 1990 تا 2000 بهترين مدافع باشگاه ناپولي بود و سپس وارد پارما شد. او فعاليتش را از سال 2002 در اينترميلان آغاز كرد و سپس در سال 2004 به يوونتوس پيوست.او با يوونتوس به افتخارات زيادي رسيد و طرفداران زيادي پيدا و عنوان بهترين مدافع را در يوونتوس از آن خود كرد.فابيو با حضورش در جام جهاني 2006، هم قوت قلب هم تيمي‌هايش بود و هم آن‌ها را رهبري و هدايت مي‌كرد.


پس از پايان بازي‌هاي جام جهاني

باشگاه رئال مادريد به كاناوارو پيشنهاد همكاري داد و به اين ترتيب امرسون هافبك برزيلي و فابيو كاناوارو مدافع مياني يوونتوس را به خدمت گرفت. مبلغ اين دو انتقال 25 ميليون يورو اعلام شد. رييس رئال مادريد از اينكه توانسته فابيو را به اين باشگاه بياورد بسيار خرسند و راضي است.


ازدواج فابيو

نام همسر فابيو، دانيلاست. آنها صاحب دو پسر به نام‌هاي كريستين و آندريا و يك دختر به نام مارتينا هستند. او از زندگي مشترك خود رضايت دارد. همسرش دانيلا درباره فابيو مي‌گويد: او به دليل مشغله كاري طي روز مدت كوتاهي را در كنار ما مي‌گذراند و بيشتر اوقات براي تمرين و مسابقه ماه‌ها به شهرها و كشورهاي مختلف مي‌رود و از ما دور است اما او، هم همسر خوب و وظيفه‌شناسي است و هم پدر مهرباني براي فرزندانش. در جام جهاني 2006 نيز ما به همراه وي به آلمان سفر كرديم. او اظهار داشت كه وجود ما در كنار خودش سبب افزايش اعتماد به نفس براي وي مي‌شود. به هر صورت من از موفقيت او خوشحالم و فرزندانم احساس غرور مي‌كنند. البته پسرهايمان سه ساله هستند و دخترمان دو سال دارد و هنوز به خوبي نمي‌توانند موقعيت‌ اجتماعي پدرشان را درك كنند اما باز هم در همان عوالم كودكي به پدر خود افتخار مي‌كنند.


گفتگو با نيويورك تايمز

پس از بازي‌هاي جام‌جهاني او به همراه خانواده براي استراحت به نيويورك رفت و در آنجا روزنامه نيويورك تايمز با او به گفتگو نشست.
فابيو: اين دومين باري بود كه من آنجا بودم. شهر مجلل و باشكوهي است. من از سرعت كارها در اين شهر تحت تاثير قرار گرفتم. هر كسي در اين شهر با سرعت 3000 كيلومتر در ساعت حركت مي‌كند.
_ آيا از رفتن به رئال مادريد خوشحال هستيد؟
فابيو: در ابتدا كه در اينتر بودم متاسفانه با فصلي ناموفق رو به رو شدم اما وقتي به يوونتوس منتقل شدم، يووه از من خواست تا اين باشگاه را به اوج برسانم. همچنين به من كمك كرد تا به بالاترين سطح فردي دست يابم و به من اجازه داد تا به سطحي برسم كه مي‌توانم باشم. حال مي‌خواهم به عنوان كاپيتان تيم قهرمان جهان در پر افتخارترين تيم اروپا باشم.
_ نظرتان درباره تيم ملي ايتاليا در جام جهاني 2006 چه بود؟
فابيو: پيروزي در ضربه‌هاي پنالتي براي ايتاليا تابو بود . من مي‌دانستم كه ايتاليا پيروز خواهد شد زيرا روحيه خوبي داشتيم و تحت تعليم دقيق و منظمي قرار مي‌گرفتيم. بچه‌هاي تيم با روحيه شاد و اعتماد به نفس بالاي خود توانستند به آنچه كه لياقت داشتند دست يابند.


كوتاه از زندگي او


_ او علاقه زيادي به مطالعه كتب تاريخي دارد. همچنين همه خاطرات خود را مي‌نويسد و مي‌خواهد در آينده كتاب خاطرات و تجربيات خود را به چاپ برساند.
_ برادرانش پائولو و رناتا نيز در عرصه فوتبال ايتاليا قدرتمند هستند. آنها در پارما بازي مي‌كنند.
_ شماره پيراهن او در تيم ملي ايتاليا پنج است و در باشگاه‌ يوونتوس شماره 28 را به تن مي‌كرد.
_ در جام جهاني 2006، ششمين بازيكن برتر اين جام شناخته شد.
_ به موسيقي علاقمند است و مانند همه ايتاليايي‌ها غذاي مورد علاقه‌اش پيتزا و اسپاگتي است

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:17
اینم بیوگرافی كاپیتانو مالدینی


Position: Defender
Birthdate: 6/26/1968
Birthplace: Milano , Italy
Height: 186 cm
Weight: 85 kg
متولد 26 جولای 1968 - میلان ایتالیا

اسطوره میلان، پسر چزاره مالدینی، بازیکن اسبق میلان در تیم ملی ایتالیا که در کودکی یکی از هواداران یوونتوس و شیفته بازی روبرتو بوتگا بود خیلی زود با اثبات شایستگی هایش راه پدر را ادامه داد. هنگامی که در 10 سالگی موفق به گذراندن تست تمرینی باشگاه میلان شد همه از نفوذ چزاره صحبت می کردند. در 17 سالگی به دعوت نیل لیدهولم سرمربی وقت آث میلان به تیم بزرگسالان پیوست و اولین بازی اش در تاریخ 20 ژانویه 1985 برابر اودینزه انجام داد. در آن بازی پائولو جانشین باستینی مصدوم شد، بازی که با نتیجه یک - یک خاتمه یافت. مالدینی در مورد آن بازی می گوید: «استرس زیادی داشتم ولی لید هولم مرا در آغوش گرفت و گفت همیشه به این فکر کن که این فقط یک بازی در مقیاس بزرگتر است.»
در سال 86 وقتی چزاره او را برای بازی در تیم زیر 21 سال ایتالیا دعوت کرد هنوز بسیاری او را فقط پسر چزاره می دانستند و نفوذ پدر را دلیل حضورش در تیم ملی ... انزو بیزوت سرمربی ایتالیا در قهرمانی 82 در رابطه با پائولو گفته بود: «فقط شناسنامه پائولو می گوید او 19 ساله است. در حقیقت و به نظر من او خیلی بیشتر از سن واقعی اش پخته است.»
آزلیو ویچینی که بر خلاف بسیاری به توانایی های پائولو آگاه بود نام وی را در فهرست مدافعان تیم ملی قرار داد و پائولو اولین بازی ملی خود را در تاریخ 31 مارچ 1998 در برابر یوگسلاوی تجربه کرد، بازی که مشابه اولین بازی باشگاهی اش با نتیجه یک - یک به پایان رسید. همان سال مالدینی به همراه میلان اولین اسکودتوی فوتبال حرفه ای اش را فتح کرد. در سال 90 پائولو اولین جام جهانی اش را هم تجربه کرد، جایی که مقامی بهتر از سومی برای لاجوردی پوشان نداشت.
در سال 94 که خود پائولو به عنوان بهترین سال زندگی اش از آن یاد می کند، جام قهرمانان اروپا برای سومین بار طی چند سال حضور وی در میلان نصیب میلان شد. پائولو در آن سال به عنوان مرد سال فوتبال اروپا نیز برگزیده شد (!؟!)
وی به همراه تیم تحت نظر آریگو ساچی به فینال رقابت های جام جهانی راه یافت اما این بار نیز ایتالیا مغلوب ضربات پنالتی بود. پس از بازی های جام جهانی به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب شد و این اولین باری بود که یک مدافع این عنوان را از آن خود می کرد. حالا دیگر پائولو پسر چزاره نبود، همه از او به عنوان «پسر محبوب ایتالیا» یاد می کردند. خوانندگان روزنامه «واشنگتن پست» آمریکا و «کی» ایتالیا طی دو نظرسنجی مالدینی را به عنوان محبوب ترین بازیکن جهان انتخاب کردند. در همان سال پائولو و آدریانا فوسا مدل لباس ونزوئلا - ایتالیایی پس از دوستی طولانی مدتشان با یکدیگر ازدواج کردند. در سال 94 پائولو مدل بودن را نیز تجربه کرد و پیش از عزیمت تیم ملی به آمریکا به درخواست جورجیو آرمانی به روی صحنه رفت. مالدینی در دوران حضورش در تیم ملی تحت نظر آزلیو ویچینی، آریگو ساچی، چزاره مالدینی، دینوزوف و جیووانی تراپاتونی بازی کرده اما دوران سرمربیگری پدرش را یکی از سخت ترین زمان های فوتبال حرفه ای اش می داند. پائولو مالدینی هم اکنون رکورددار حضور در تیم ملی ایتالیاست. وی طی حضور در 126 بازی ملی که در 74 تای آنها بازوبند کاپیتانی را نیز در اختیار داشته، 7 گل برای ایتالیا به ثمر رسانده است.
پائولو در میلان نیز روزهای بسیار خوبی را تجربه کرده، فتح 7 اسکودتو، 4 جام قهرمانی اروپا، یک جام حذفی ایتالیا، 5 سوپر کاپ ایتالیا، 3 سوپر جام اروپا و 2 جام بین قاره ای از جمله افتخاراتی است که وی به همراه میلان به دست آورده است.
پائولو سال گذشته بیستمین سال حضورش در سری آ را نیز جشن گرفت. وی در گفتگویی با شبکه میلان گفته بود: «توپی که روی زمین می غلطد، تمرینات دسته جمعی، مسابقات، ورزشگاه پر از جمعیت، پیروزی و شکست ها، این ورزش، همه و همه باعث می شوند تا شور و هیجان و علاقه من به فوتبال سال ها ادامه یابد. تمایلی ندارم آخرین سال های بازی خود را در تیمی پایین تر از میلان سپری کنم. من در میلان به دنیا آمده ام و همیشه در اینجا زندگی کرده ام. چه کسی تضمین می کند که من در باشگاهی دیگر به شرایط ایده آل دست یابم؟ من رابطه نزدیکی با میلان دارم. پدر من کاپیتان تیم بوده و اکنون من جای او را گرفته ام. نام خانواده ما از صفحات تاریخ میلان پاک نخواهد شد. میلانو خانه من شده. بخصوص اتاقی که در آنجا دارم. گرچه آن اتاق به دلیل آنکه قدیمی ترین اتاق آنجاست کوچکترین اتاق آنجا نیز هست.»
چزاره نیز مثل هموطنانش پائولو را یکی از دلایل زیبایی سری آ می داند و می گوید: «لزومی نداشت چندان او را نصیحت کنم. او نیاز نداشت و به نظر می رسید که می داند دور و برش چه می گذرد. من به او افتخار می کنم، نه به خاطر اعداد و ارقام، بلکه برای شخصیت و منش والایی که از خود نشان می دهد.»
مالدینی در سال 2004 از فوتبال ملی خداحافظی کرد. با وجود اصرار بازیکنان و دعوت های بیشمار تراپاتونی و لیپی دیگر پیراهن لاجوردی را بر تن نکرد. وی می گوید: «قبل از اینکه بگویند برو، خودت را کنار بکش.» در همان سال پله از او به عنوان بزرگترین بازیکن زنده جهان نام برد.
پائولو هم اکنون صاحب دو پسر به نام های کریستیان (10 ساله) و دانیل (5 ساله) است که پسر بزرگش سال گذشته با تیم جوانان میلان قرارداد بست.
پدی انیو در کتابی با عنوان «مالدینی آنقدر خوب که حقیقی به نظر نمی رسد» می نویسد: «زندگی پائولو سرشار از موفقیت شده که باورکردنی به نظر نمی رسد. بهترین مدافع جهان شد. درآمدی بیش از سالی 3 میلیون دلار بدست آورد. خوش سیما بود. همه جام ها را به دست آورد و از همه مهمتر، همه دوستش دارند. یک حرفه ای واقعی باقی ماند. همه آمدند و رفتند و او با موفقیت مسیرش را بدون انحراف طی کرد. مشکل موجود با مالدینی بی نقص بودن اوست. او یک مدل حرفه ای است چه از نظر بازی و چه شخصی. او حتی بیشتر از یک مدل است، او بزرگترین هدیه خداست به تیمی که در آن بازی می کند، سرمربی، دیگر بازیکنان و طرفداران آن تیم.»
گابریل مارکوتی نویسنده گاتزتا دلواسپورت می نویسد: «پائولو مالدینی با ظاهری آراسته، قیافه جذاب، تکنیک بالا و لبخندهای خیره کننده اش بخشی از جذابیت سری آ را تأمین می کند. اگر از برلوسکنی بپرسید چه چیزی مردم میلان را برای تماشای قرمز و مشکی ها به سن سیرو می کشاند می گوید سابقه پرشکوه و افتخارآمیز میلان. اما من نیم بیشتر این انگیزه ها و کشش های موجود برای تماشای بازی میلان را در پائولو مالدینی می بینم که اسطوره فوتبال ایتالیا شده است. بدون پائولو انگیزه ما هم برای نقد کردن بازی های سری آ کمتر می شد. به همان اندازه که پائولو خوش شانس بوده سال ها در سطح اول فوتبال اروپا دوام آورده و اسطوره شده، ما هم خوش شانس بودیم که مالدینی در ایتالیا بازی می کند و به لیگ فوتبال ما رونق و جذابیت می دهد. این یک همزیستی مسالمت آمیز است. پائولو شهرت، افتخار، اعتبار، ثروت و مقام جمع می کند و ما از تماشای بازی او لذت می بریم.
فابیو کاپلو نیز می گوید: «نگاه پائولو به فوتبال استثنایی است.»
پائولو آملی در فیلمی 90 دقیقه ای صحنه های متنوعی از زندگی خانوادگی و حرفه ای پائولو مالدینی را نشان می دهد. وی در این فیلم با 60 شخصیت سرشناس نیز مصاحبه کرده و نظرات آنها را در مورد اسطوره فوتبال ایتالیا جویا شده است.
بازیگران مورد علاقه مالدینی: بروس ویلیس، جودی فاستر
خواننده مورد علاقه: ویل اسمیت
فیلم مورد علاقه: سکوت بره ها
تفریح مورد علاقه: تنیس
پائولو مالدینی طی 819 حضور در میلان، 32 گل برای این باشگاه به ثمر رسانده است.

افتخارات:
1998: قهرمانی سری آ، سوپر کاپ ایتالیا
1989: قهرمان جام قهرمانان اروپا، قهرمان سوپر جام اروپا، قهرمان جام بین قاره ای
1990: قهرمان جام قهرمانان اروپا، قهرمان جام بین قاره ای
1992: قهرمان سری آ، قهرمانی سوپر جام ایتالیا
1993: قهرمان سری آ، قهرمانی سوپر جام ایتالیا، مقام دوم لیگ قهرمانان اروپا
1994: قهرمانی سوپر جام ایتالیا، قهرمان جام قهرمانان اروپا، قهرمان سوپر جام اروپا، قهرمان سری آ، مقام دوم جام جهانی آمریکا
1995: مقام دوم جام قهرمانان اروپا
1996: قهرمان سری آ
1998: مقام دوم جام حذفی ایتالیا
1999: قهرمان سری آ
2000: مقام دوم جام قهرمانان ایتالیا
2003: قهرمان جام حذفی ایتالیا، قهرمان جام قهرمانان اروپا، قهرمان سوپر جام اروپا
2004: قهرمان سری آ
2005: مقام دوم جام قهرمانان اروپا

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:18
نام: آلساندرو

نام فاميل: نستا

تولد: 19 مارس 1976

محل تولد: رم

قد: 187

وزن: 79

لقب: ساندرو

وضعيت: متأهل

داراي همسري به نام گابريلا پانوتزي

هنرپيشه مورد علاقه: دمي مور

خواننده مورد علاقه:‌ ليگبوي

ماشين: او داراي يك گلف است و پيش از اين پورشه‌اي داشت كه به علت سرعت زياد آن را فروخته است.

علايق: بيليارد، بازي‌هاي رايانه‌اي (فوتبال و فرمول يك)، جست و جو در اينترنت، شنا، تنيس و تماشاي فيلم‌هاي سينمايي.

غذاي مورد علاقه: جينوچي

شماره شانس: 13

رنگ محبوب: آبي

الساندرو نستا یکی از تنومندترین و محبوبترین مدافعان ایتالیا و جهان می باشد که در تاریخ 19 مارچ 1976 در شهر رم و در یک خانواده متوسط به دنیا آمد.بر خلاف خیلی از فوتبالیست های معروف دیگر او فوتبال را روی اتفاق و به خاطر اینکه درهمان ۵ سالگی کمر درد گرفت و به توصیه دکتر باید رو به فعالیت های ورزشی می آورد تا وضعش بهتر شود فوتبال را انتخاب کرد و رفته رفته قدرت خود را در رشته فوتبال احساس کرد.الساندرو از همان آغاز کودکی عاشق تیم فوتبال لاتزیو بود و پدرش هم به این خاطر اسم او را در آکادمی فوتبال لاتزیو نوشت.

الساندرو از همان کودکی نبوغ و استعدادش را در فوتبال به خصوص در دفع توپ در پست مدافع مرکزی نشان داد و همین امر باعث شد تا کادر فنی جونان لاتزیو به او توجه خاصی بکنند و او در نهایت آرزوی پدرش را براورده کرد و پیراهن لاتزیو را بر تن کرد و الساندرو تبدیل به ستاره این تیم شد و به محبوب ترین رمی هوادار لاتزیو تبدیل شد نستا به قدری جذاب و دوست داشتنی بود که هوادران رم که رقیب و مخالف این تیم رمی هست هم او را دوست داشتند و برای او هورا می کشیدند از این رو به نستا و توتی محبوب شهر رم می گویند.

نستا همراه با ستارگان دیگری از این تیم همانند میهایلویچ-استانکویچ و چند تای دیگر به قدری خوب کار می کرد که لاتزیو به یکی از قدرت های ایتالیا تبدیل شده بود و روز به روز به محبوبیت این تیم افزوده می شد و در سال 1999 قهرمانی اسکودتو را بدست آوردند.

نستا در سال ۱۹۹۸ با رفیق صمیمیش گابریلا پانوزی ازدواج کرد . گابریلا که برخلاف نستا چندان خوش قیافه نیست و همچنین سیگاری هم هست باعث ناراحتی و نارضایتی نستا شده و الساندرو برای ترک این عادت سعی میکنه او رو به ورزش روی بیاره ( به خصوص بدنسازی ) تا سیگار کشیدن رو ترک کنه.

نستا ۲ برادر و ۱ خواهر داره که متاسفانه خواهرش در سال ۲۰۰۰ بر اثر سانحه رانندگی جان خودش رو از دست میده تا تلخ ترین خاطره نستا در زندگی اش رخ بده.

محبوب ترین بازیکن تیم لاتزیو در سال ۲۰۰۲ در میان انبوهی از اشکهای هواداران لاتزیو این تیم رو ترک کرد و به آث میلان نقل مکان کرد تا این بار محبوب میلانیها بشه.و در همان سال قبل از بازی با بارسلونا به نستا خبر دادند که دوست صمیمی اش که پسر عمویش هم بود و فوتبالیست هم بوده بر اثر سانحه رانندگی در گذشته تا یکی دیگه از بدشانسی های این مدافع محبوب رخ بده.

الساندرو بدشانس در تورنومنت های بزرگ نظیر جام جهانی هم شانسی نداره که همون طور که میدونید در جام ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ که ایتالیا قهرمان شد بدلیل مصدومیت و نستا قادر به ادامه بازیها نشد.



--------------------------------------------------------------------------------


بهترين دوست نستا داميانو توماسي ستاره سابق رم است. او و كاناوارو از تيم زير 16 ساله‌هاي ايتاليا پا به پاي هم در عرصه ملي حضور داشته‌اند. نستا در اردوهاي تيم ملي با دل‌وكيو و كاناوارو هم اتاق مي‌شود. نستا عاشق شكلات است. يك بار در تعطيلات فصل 1999 به تنهايي 3 كيلو شكلات خورد و وضعيت فيزيكي خود را به بدترين شرايط رساند، با اين حال او هيچ‌گاه نمي‌تواند از شكلات دل بكند.

نستا 3 سگ به نام‌هاي پيتو، فرناندو و برناردو دارد. او هيچ‌گاه به سؤالات راجع به زندگي شخصي خود جواب نمي‌دهد، زيرا معتقد است زندگي شخصي او تنها متعلق به خودش است. نستا به خانه قديمي مادربزرگش علاقه زيادي دارد. خانه مادر مادر او چشم اندازي دارد كه نستا مي‌تواند با ايستادن جلوي در و پنجره‌هاي آن دنيا را ببيند و احساس آرامش كند.

بزرگ‌ترين آرزوي نستا فتح جام جهاني با تيم ملي ايتاليا است. كه اميدوار است در جام جهاني آلمان كه در خرداد سال آينده برگزار مي‌شود بتواند آن را جامه عمل بپوشاند.


به الساندرو نستا لقب آسپ رو دادن و با این اسم صداش میکنند. از خصوصیات نستا این هست که بازیکنی است همیشه از حاشیه در فوتبال وحشت داره و فرار میکنه و به قدری کم حاشیه هست که رسانه ها هیچ وقت او را پیدا نمی کنند. اکثر اوقات فراغتش در خونه می گذره .کتاب هم میخونه و موسیقی کلاسیک گوش می کنه و همچنین فیلم می بینه در ضمن خوابیدن رو هم خیلی دوست داره

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:18
بیوگرافی فرانچسكو توتی:تاريخ تولد:27سپتامبر1976
محل تولد:پورتا مترو نياي رم
قد:180 سانتي متر
وزن 79 كيلو گرم
القاب:ارمي گليو-بامبودي اورود(ايتاليايي)به معني پسر طلايي
هنر پيشه ي مورد علاقه:پيرا چوني-وردوني-آلبرتو سوردي
برنامه ي مورد علاقه :كمدي ايتاليايي
خواننده ي محبوب:`پيرل جم-يوتو
آهنگ هاي مورد علاقه:موسيقي كلاسيك وپاپ
قهرمانان هميشگي:جوزپه جيانيني و روبرتو مانچيني
علايق:بازي تنيس-گلف و پلي استيشن
كتاب محبوب:نوشته هاي استيفن كينگ
غذاي مورد علاقه:لازانيا-پاستا
همسر:ايلاري بلازي
فرانچسكو توتي اسطوره ي فوتبال شهر رم است. او را با بازي هاي زيبا و تعصب فراوان
حواشي متعدد والبته عصبيت گاه و بيگاه مي شناسيم نامي كه يك استاديوم را از جا بلند مكند براي
نخستين بار در سال1993در استاديوم المپيك رم به هواداران معرفي شد.فرانچسكو از همان
طفوليت استعدادهايي داشت كه سايرين از آن بي بهره بودند پدر وي به ياد مي آورد كه پسر
كوچكش پس از اتمام مراسم غسل تعميد توسط كشيش به توپ ضر به ي محكمي نواخت كار
اصلي وي با توپ از سن سه سالگي آغاز شد . زمان گذشت تا اينكه علاقه ي فراوان توتي
به فوتبال براي همگان از جمله پدر و مادرش عيان شد با اين وجود آنها نبودند كه استعداد اين
كودك را باور كردند بلكه عموي متعصب وي بزرگي را در چهره معصوم توتي به وضوح
ديد.كم كم رفت و آمد فراوان توتي با عموي محبوبش سبب پا گرفتن يك علاقه افراطي شد
عشق به رم!!!.توتي پس از چند سال از تيم هاي پايه ي رم وارد بزرگسالان شدو
هم اكنون پر طرفدار ترين بازيكن باشگاه است.
---------------------------------------------------------

اين يه بيوگرافي كامل تر:
فرانچسکو توتی متولد 27 سپتامبر 1976 در شهر رم می باشد . در حال حاضر در تیم آ.س رم در سری آ ایتالیا بازی می کند . او توانایی بازی در پست های حمله و یا مدافع میانی رو به جلو را دارد . و بهترین زمانی که استعداد و توانایی او بطور کامل مورد استفاده قرار می گیرد هنگامی است که او بین بازیکنان میانی و حمله نقش رابط را داشته باشد . به همان خوبی که او یک گلزن است یک بازیکن خلاقو بازی ساز برای تیم ملی ایتالیا و همچنین باشگاه خود به حساب می رود . توتی در تیم ملی ایتالیا بعنوان یک مهره اصلی و اسطوره ایی به حساب می رود که در زمان های حساس با خلاقیت خود به کمک تیم آمده است و خیلی از کارشناسان عقیده دارند که او پدیده فوتبال اینالیا در سالهای اخیر است . او همچنین سمبل باشگاه و شهر رم هم به حساب می آید زیرا که هیچ وقت این شهر را با وجود پیشنهاداتی به مراتب بهتر ترک نکرده است و بهترین گلزن تاریخ باشگاه رم به حساب می آید .
دوران کودکی
او در شهر رم متولد شد و رشد کرد . پدر و مادرش – انزو و فیورلا – توتی هستند . بر خلاف همه کودکان که دوست دارند برنامه های کودک و کارتون ببینند او همیشه علاقه داشت که مسابقات فوتبال را تماشا کند . و از همان ابتدا با پسران بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کرد . مادرش علاقه بسیار زیادی داشت که او به باشگاه معروف میلان بپیوندد ولی او تیم محبوب خود یعنی آ.س رم را انتخاب کرد. و او در سال 1989 به باشگاه میلان پیوست .
تیم ملی
توتی جوان و با استعداد در فینال مسابقات جام یوفا زیر هجده سال 4 گل برای تیم ایتالیا در مقابل اسپانیا در جولای 1995 به ارمغان آورد . و در فینال مسابقات زیر 21 سال او توانست گل تساوی تیمش را مقابل اسپانیا قبل کشیدن بازی به ضربات پنالتی وارد دروازه کند . او در مسابقات یورو 2000 شرکت کرد و یکی از کلیدی ترین بازیکنان تیم ایتالیا در این مسابقات بود . حتی در فینال که لاجوردی پوشان بازی را به فرانسوی ها باختنند او بهترین بازیکن میدان شد . و این ناکامی ها در مسابقات جام جهانی 2002 هم ادامه داشت و تیم ایتالیا با تمام شایستگی هایی که داشت به کره جنوبی میزبان بازی را واگذار کرد و قربانی شد
در یورو 2004 او چهره ایی کاملا منفی و خشن داشت و با حرکتی که نسبت به کریستین پاولسن دانمارکی انجام داد شانس حضور در ادامه مسابقات رو از دست داد .
در مسابقات جام جهانی 2006 آلمان با وجودی که توتی از بند مصدومیت بطور کامل رها نشده بود و احتمال مصدوم شدن را داشت خودش را ه تیم ملی و آلمان رساند . در حالیکه در حالت ایده آل خود قرار نداشت . در مقابل استرالیا او یک پنالتی حساس در دقایق پایانی را تبدیل به گل کرد و ایتالیا به مرحله بعد رساند . بعد از گل او انگشت شست خود را مانند پسرش مکید و جشن پیروزی ایتالیا را گرفت . بعد از آن تیم ایتالیا به مصاف با تیم های اوکراین و آلمان رفت و با شکست دادن این تیم ها به فینال رسید . که مجدد با تیم فرانسه روبرو شد ولی اینبار نوبت توتی و یارانش بود که جشن پیروزی بگیرند و قهرمان جهان شوند . بعد از این مسابقه توتی بعنوان یکی از اعضای تیم ستارگان جهان انتخاب شد
در حال حاضر او میان ماندن یا رفتن مردد است . از طرفی او می گوید که می خواهد از فوتبال ملی خداحافظی کند و فقط برای تیم باشگاهش بازی کند و از طرفی کادر تیم ملی امیدوارند که بتوانند او متقاعد کنند که به تیم ملی برگردد . دونادونی سر مربی تیم ملی ایتالیا حتی این امکان را برای او بوجود آورده است که فقط در مسابقات رسمی تیم ملی ایتالیا بازی کند . و تا این لحظه همه چیز بطور مساوی و 50 – 50 پیش می رود .
توتی و باشگاه آ.س رم
توتی فقط شانزده داشت که برای تیم آ.س رم به میدان رفت . او در آن سال 4 گل در 21 مسابقه به ثمر رساند . او لقب بهترین بازیکن ایتالیا را در سال 2000 و 2003 بدست آورد . او در فصل 1/2000 نقش به سرایی در قهرمانی تیم رم داشت و بهترین گلزن سری آ شد . در فصل 2/2001 سری آ با قهرمانی یونتوس به پایان رسید ولی توتی باز هم بهترین بازیکن سری آ شد با 14 گل زده .
4/2003 نقش کلیدی تر و موثر تری را نسبت سالهای قبل داشت و تیم رم با 20 گل زده توتی در رده دوم بعد از تیم میلان قرار گرفت
5/2004 یک فصل کاملا نا امید کننده بود. در این فصل تیم رم چهار مربی عوض کرد و در این سال او فقط 14 گل به ثمر رساند . که در تاریخ 19 دسامبر 2004 او به رکورد جاودانه 107 گل در باشگاه رم دست یافت . گل 107 رو در مقابل تیم پارما به ثمر رساند . رکورد قبلی در اختیار روبرتو پروزو بود .
6/2005 در این فصل او در بازی مقابل امپولی دچار مصدومیت شد و تا 11 می 2006 از میادین فوتبال دور بود. در این فصل تیم رم در رده دوم بعد از تیم اینتر قرار گرفت .
توتی از نگاه آمار در باشگاه آ.س رم
زندگی شخصی توتی
توتی با ایلاری بلاسی یکی از زیباترین مدل های ایتالیا که در حال حاضر مجری چند برنامه پر طرفدار در شبکه سراسری ایتالیا است ازدواج کرد . اولین فرزند این زوج (پسر ) به نام کریستین در ششم نوامبر 2005 بدنیا آمد. و اکنون بعد از مسابقات جام جهانی همسر او برای دومین باری باردار است و آنها 9 ماه آینده فرزند دومشان را در کانون خانوادگی شان خواهند داشت .
توتی یک مدرسه فوتبال به نام '' شماره 10 '' دایر کرده است و همچنین صاحب یک باشگاه موتور سواری به نام ''توتی تاپ اسپورت '' است .
بهترین دوستش برادرش ریکارد است . او همیشه می گوید که برادرش در زمان کودکی بازیکن بهتری بوده است ولی شانس خوبی برای پیشرفت در این مسیر را نداشته است . ریکاردو در حال حاضر مدیر برنامه های توتی می باشد
او همچنین با مربی سابق خود فابیو کاپلو روابط بدی دارد به این دلیل که کاپلو بدون هیچ اخطار قبلی باشگاه رم را ترک کرد و شرایط بدی را برای این تیم بوجود آورد ..
توتی به عنوان سفیر صلح یونیسف دو کتاب جوک برای کودکان چاپ کرده است که به نفع خیریه های این سازمان به نفع کودکان به فروش رسانده است
او توسط پله جزو 125 بازیکن برت دنیا که اکنون در قید حیات می باشند انتخاب شد. بعضی از این لطیفه ها بصورت کلیپ های کوتاهی با حضور خود او و دل پیرو و بوفون و نستا و کاسانو درست شدند .
قهرمان دوران کودکی توتی جوزپه جیانینی کاپیتان سابق تیم رم بوده است و او همیشه آرزوی این را داشته که با او دست بدهد. سالها بعد او شانس این را داشت که در کنار جیانینی در یک بازی دوستانه برای تیم رم به میدان برود.
او یک سفیر حسن نیت برای یونیسف است. توتی دو کتاب جک منتشر کرده‌است که پول آن صرف امور خیریه برای کودکان می‌شود. این کتاب‌ها ماه‌ها جز پرفروش ترین کتابها بودند. بعضی از این جک‌ها دربارهٔ خود توتی و بعضی از هم تیمی‌هایش مانند: دل پیرو، بوفـــُن، نستا و کاسانو بودند.

بهترین دوست توتی، برادرش، ریکاردو است. هرچند توتی همیشه میگوید که وقتی بچه بودند برادرش بازیکن بهتری بوده‌است، اما او در این راه بدشانس بوده‌است. الان ریکاردو وکالت توتی را به عهده دارد.

فوتبال ایتالیا همواره شاهد ظهور اسطوره‌هایی بوده‌است.از ریورا ؛ فاکتی ، جنتو تا ،باجو ،زوف ،جنتیله آلتوبلی و اکنون در نسل دیگر از فوتبال سرزمین چکمه نام‌های ویری ،توتی ،اینزاگی و... نگاه‌ها را به سوی خودجذب کرده‌است

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:19
آندره آ پیرلو
متولد : 1979/5/19

ملیت : ایتالیایی

باشگاه کنونی : آث میلان

شماره : 21

پست : هافبک

قد : 178سانتیمتر

وزن :۶۵ کیلوگرم

محل تولد: ایتالیا ، برشا ، فلرو

افتخارات المپیک : مدال برنز فوتبال مردان - المپیک 2004 آتن

لو متولد 19 مي 1979 در شهر فلوره واقع در استان برشيا در ايتاليا مي باشد. پدر او مردي ثروتمند و صاحب دو كارخانه ساخت تجهيزات آهنگري است.
او از سال 2001 به تيم ميلان پيوسته و به همراه اين تيم در فوتبال جهان به چهره اي مطرح بدل شده است.
پيرلو به عنوان يكي از بهترين هافبكهاي دنيا كه مشخصه مهم بازي او ارسال پاسهاي عمقي خطرناك است شناخته شده است.

گاتوزو همبازي او در ميلان و تيم ملي در مورد او مي گويد:با ديدن بازي پيرلو به اين فكر مي افتم كه آيا من هم فوتباليستم؟
كارلوس البرتو پريرا و كافو هم سبك بازي او را شبيه بازي برزيلي ها مي دانند و انچلوتي مربي او در ميلان هم او را بهترين بازيساز دنيا بر ميشمارد.
پيرلو 1 برادر و1 خواهر دارد كه برادرش كه 3 سال از او بزرگتر است هم فوتباليست و شاغل در سري C2 مي باشد.او متاهل بوده و صاحب 1 پسر و 1 دختر است.
خود پيرلو سبك بازي روبرتو باجو را بسيار مي پسندد و به او را الگوي خود قرار داده است.


در مورد فوتبال:

پیرلو در سال های 1998-1994 و سال 2001 (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای 1999-1998 وسال 2000 برای تیم اینتر بازی کرده است . وی همچنین در فصل 2000-1999 برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی می کرد و از سال 2001 به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ می زند.

او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.

او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو 2004 و در المپیک تابستانی سال 2000 بازی کرد و به همراه این تیم در سال 2000 موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت .

هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبک های حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار می رود .

او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن می توان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد توانایی های او در ضمینه های مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند . پیرلو همچنین متخصص توپ های مرده نامیده می شود . او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها می باشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانسته است با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تاسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زده اند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانسته اند با این رکورد تساوی کنند( دیمیتری آلبرتینی 3بار و فرانک ریکارد 1 بار ).

تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشته است. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که می توانند در میلان در پست او بازی کنند ( گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی می کند .

پیرلو در جام جهانی 2006 آلمان یکی از مهره های اصلی این تیم به شمار می رود.


دورنمای خانوادگی

آندره آ پیرلو متولد یک خانواده ی ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن می باشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی می کردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمی کردند.پیرلو دارای یک برادر می باشد که 3 سال از او بزرگتر است و در تیم برشا توپ می زند وی همچنین خواهری دارد که 10 سال از او جوانتر است .


اطلاعات دیگر

نامهای مستعار: Campanellino،Trilly،Metronomo

خانواده: یک برادر به نام ایوان که از او سه سال بزرگتر است. و یک خواهر که از او ده سال جوانتر است.همسری به نام دبروآ ، پسری به نام نیکولا و دختری به نام آنجلا

نخستین بازی برای تیم ملی ایتالیا : بازی مقابل آذربایجان

بازيهاي ملي45 بازي براي تيم المپيك ايتاليا 16 گل
35 بازي براي تيم ملي ايتاليا 5 گل
اولين بازي ملي:7/9/2002 برابر آذربايجان
افتخارات باشگاهي با ميلان
‌‌قهرمان ليگ قهرمانان (2003) برنده سوپر جام اروپا (2003) قهرمان جام حذفي (2003) برنده اسكودتو فصل 04-2003

افتخارات ملي:
برنده نشان برنز المپيك آتن با تيم المپيك ايتاليا
قهرمان جام جهاني 2006 با تيم ملي ايتاليا

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:20
(باجو)افسانه ای که هرگز فراموش نخواهد شد!


روبرتوباجواسطوره ای که هرگز فراموش نخواهد شد.این بازیکن استثنایی فوتبال ایتالیا یکی از اعجوبه های لاجوردی پوشان درجهان فوتبال به حساب می آمد که همیشه باعث افتخاری برای فوتبال جهان بود که هواداران زیادی داشت.این چهره درخشان فوتبال درخیلی از تیم های بزرگ ایتالیا سابقه حضور دارد و به نوعی از پرافتخارترین های سری A به حساب می آید.


این افسانه فوتبال در 18 فوریه سال 1967 در کالدوگنو یک شهر کوچک درشمال ویچنزا متولد شد.روبرتو بعد از 5 فرزند خانواده ،جیانا ،والتر، کارلا ، جیورجیو و آنه ماریا ،ششمین بچه ای بود که در این خانواده به دنیا آمد.


کسی که از همه بچگی عاشق فوتبال بود.کسی که همیشه به فوتبال فکر میکرد و زندگی بدون فوتبال را نخواست.روبی 9 ساله بود که کار خود را آغاز کرد و تصمیم بزرگی در زندگی خود گرفت.در پایان یک بازی انتونیو مورا او را دید و برای ملحق شدن به نیم ویچنزا در سری c از روبرتو دعوت کرد تا امیدها باجو برای رسیدن به اهداف بزرگش بیشتر شود.


بازیهای خوب باجو در ویچنزا بسیاری از مسئولین این تیم را تحت تأثیر قرار داد.او با درخشش در این تیم به تیم ملی زیر 16 سال ایتالیا دعوت شد تا در رده ملی هم خودش را مطرح کند.بازیکنی که در فوتبال فقط به موفقیت فکر میکرد.بازیهای خوب باجو در فصل 85-1984 در سری c باعث شد تا ویچنزا به سری B صعود کند.روبرتو در آن فصل در 29 بازی 12 گل به ثمر رساند تا نشان دهد گلزنی قهار است.صعود آنها به سری B باعث اتصال باجو به سری A همراه با تیمی همچون فیورنتینا شد و نزدیک شدن او به آرزوهای دوران کودکی اش.


او اولین فصل حضورش در فیورنتینا را به آرامی سپری کرد.اما در 21 سپتامبر 1986 انفاقی تلخ برای باجو افتاد.او در بازی مقابل سمپدوریا از ناحیه زانو مصدوم شد تا بازیها را از دست دهد.بعد از به دست اوردن شانسی بزرگ برای نشان دادن استعدادهایش او مصدوم شد تا نتواند بازی کند.باجو اولین گلش در سری A را در 10 می سال 1987 برابر ناپ.لی به ثمر رساند تا با روجیه ای بهتر به کار خود ادامه دهد.همه چیز خوب پیش رفت تا روبرتو باجو در فصل بعدی 9 گل به ثمر برساند.او در نوامبر 1988 به تیم ملی ایتالیا دعوت شد تا در رم برابر هلند به میدان برود.این در خالی بود که باجو به زودی ازدواج می کرد.باجو قرار بود یک یا دو هفته بعد از پایان فصل جشن عروسی خود با آندرینا را برگزار کند.اما این پایان کار باجو نبود تا او در دنباله فصل 17 گل در 32 مسابقه به ثمر برساند.فیورنتینا با بدشانسی محض نتوانست در آن سال به بازیهای جام یوفا راه یابد تا باجو در حسرت بازیهای اروپایی بماند.ام مهمترین حادثه زندگی باجو شکل گرفت.انتقال روبرتو به یوونتوس باشگاه بزرگ ایتالیایی در ازای 5/7 میلیون پوند که مبلغی بی سابقه به حساب می آمد.اما این انتقال باعث خشم هواداران فلورانس شد تا آنها به خاطر از دست دادن باجو راهپیمایی عظیمی در خیابانها برگزار کنند.


حضور وی در جام جهانی 90 افتخاری دیگر برای او به حساب می آمد.بعد از نتایج ضعیف ایتالیا در دیدارهای ابتدایی، سرمربی لاجوردی پوشان تصمیم گرفت از زوج اسپیلاسی-باجو استفاده کند.این دو مهاجم در مقابل چکسلواکی در ترکیب ثابت قرار گرفتند تا باجو بهترین گل را در این مسابقات به ثمر برساند.


ایتالیا در نیمه نهایی به مصاف آرژانتین رفت.یکی دیگر از تیمهای مدعی جام.ام در این بازی باجو از ابتدا در ترکیب ایتالیا قرار نگرفت.سرمربی لاجوردی پوشان خستگی روبرتو را یکی از دلایل نیکت نشینی او اعلام کرد.این در حالی بود که ایتالیا با شکست در ضربات پنالتی مقابل آرژانتین در نهایت به مقام سوم رسید.


باحو بعد از فراموشی خاطرات تلخ جام جهانی شروع خوبی را با یونتوس تجربه کرد، 14 گل در 33 مسابقه.باجو در آن سال با تولد اولین فرزندش در دومین روز دسامبر،فصل خاطره انگیزی راپشت سر گذاشت .او درفصل بعدی نیز در32 بازی 18 گل برای بیانکونری ها به ثمر رساند تاقدرت گلزنی خود را به همه نشان دهد.فصل 93-1992 بهترین فصل حضور باجو دریوونتوس بود.اوهمراه بایووه توانست در بازی های اروپایی شرکت کندورد9 مسابقه 6گل را به ثمر برساند.تا اوهمراه بایوونتوس برای اولین بار قهرمانی درجام باشگاه های اروپا را تجربه کند.افتخار بزرگ برای بازیکن افسانه ای ایتالیا.


باجو توانست به رکورد 100 گل در سری A دست یابد تا در همان سال از سوی فیفا بع عنوان برترین فوتبالست جهان انتخاب شود و برنده توپ طلا باشد.


باجو قبل از آغاز جام جهانی 1994 در ماه می با تولد دومین فرزندش جشن دیگری را گرفت تا روزهای هوبش در فوتبال جهان به یادماندنی تر از قبل شود.ماتیا فرزند دوم باجو زمانی به دنیا آمد که پدرش بهترین بازیکن فوتبال جهان شناخته شده باشد.در جام جهانی 1994 گل های زیبای باجو و موهای دم اسبی اش حامیا زیادی برایش به دست آمد.اما او در بازی نیمه نهایی آسیب جدی دید تا پزشکان به او اجازه بازی در فینال مقابل برزیل را ندهند.


اما او این را قبول نکرد تا برای باردیگر آسیب دیدگی اش را نادیده بگیرد و در آخرین دیدار جام جهانی حاضر شود.ام این تلخترین حادثه زندگی فوتبال باجو بود.ضربه پنالتی او به بالای دروازه برزیل رفت تا باجو بدترین لحظات زندگی اش را تجربه کند.


همین کافی بود تا برزیل قهرمان جام جهانی 1994 شود.(باحو سالها بعد در مورد آن ضربه پنالتی به خبرنگاران گفت:آن توپی که من به بالای دروازه زدم دیگر هیچ وفت بازنگشت!)


اما این پایان ناکامی های او نبود تا باجو در یوونتوس نیز با بی مهری های مسئولین این باشگاه روبرو شود.8 گل در 17 مسابقه مسئولین یووه را به فکر رفتن به سوی الساندرو دلپیرو جوان وآینده دار بیانکونری انداخت.ام رابی تصمیم دیگری گرفت.او خواست تا به یکی از تیمهای اینتر یا آ.ث میلان ملحق شود.


سرانجام باجو در 6 ژانویه به جمع روسونریها ملحق شد.باجو حالا به فکر تجربه ای جدید در کنار میلان بود.ام این انتخاب بسیار بد بود.زیرا او در ذهن فابیو کاپلو سرمربی میلان تنها یک بازیکن جانشین بود.او در 28 بازی لیگ تنها 7 گل به ثمر رساندرابی خیلی کمتر از گذشته بازی کرد تا بعد از جام جهانی روزهای سختی را پشت سربگذارد.


در آغاز فصل بعدی باجو کمی امیدوارتر از گدشته شد.ام در همان هنگام با بازگشت ساچی به میلان باجو تصمیم به ترک روسونری گرفت.او برای اثبات توانایی هایش تصمیم گرفت در 18 ژولای 1997 به تیم نه چندان مطرح بولونیا مطرح شود..او به کمک هم تیمی هایش کنت اندرسون سوئدی، ایگور کولیوانوو روسی و فونتولان ایتالیایی توانست بار دیگر به روزهای اوجش بازگردد.او در سال 1998 تصمی گرفت دوباره به سن سیرو بازگردد اما این بار به تیم رقیب اینترمیلان ملحق شد.


اما بازیکنان بزرگی همچون رونالدو، باجو، ونتولا زامورانو اینتر را نتوانست به جایگاهی بالاتر از هشتمی برساند.در شروع فصل 2000-1999 با پیوستن کریستین ویری به اینتر، باجو امیدوار شد تا زوج خوبی را در کنار این بازیکن پدیده تشکیل دهد.


سرانجام باجو بعد از گذراندن دوران نه چندان درخشانی همراه با اینتر به تیم برشا پیوست تا سالهای پایانی فوتبالش را در آنجا سپری کند جایی که نزدیک به خانه اش ویچنزا بود.بازیهای درخشان باجو همراه با این تیم رکوردی جدید را برای برشا به وجود آورد.حضور در سری A برای دو فصل متوالی.او در 14 مارس 2004،200 امین گل خودش در سری A را برابر پارما به ثمر رساند تا رکرودی جدید را به دست آورد.(رکوردی که در این فصل توسط الکس شکسته شد.)باجو در فصل 4-2003 به عنوان بزرگترین بازیکن ایتالیایی لقب گرفت تا هیچ گاه نامش از ذهن هوادارانش نرود.


باجو در 16 می 2004 آخرین مسابقش را برابر آ.ث میلان بازی کرد.او در مقابل دیده هزاران هوادار و بازیکنان و مربیان از دنیای فوتبال خداحافظی کرد اما باجسو افسانه ای همیشه در قلب هواداران فوتبال زندگی خواهد کرد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:21
جی جی بوفون

جان لوئيجي بوفون بهترين دروازه بان حال حاضر جهان سرانجام براي ماندن در يوونتوس قراردادي تا پايان ماه ژوئن سال 2008 امضا كرد و به اين ترتيب سنگربان شماره يك تيم ملي فوتبال ايتاليا مدت طولاني در موطن خود باقي مي ماند. به طور حتم اين بخش از معرفي بوفون هم خواندني است و هم هيجان انگيز! اين مطلب به قلم جان لوئيجي بوفون مي باشد... يك خانواده كاملاً ورزشي! بايد همه چيز را از روز اول شرح دهم. من متولد بيست و هشتم ژانويه سال 1978 در كارارا هستم. بايد بگويم كه در خانواده كاملاً علاقمند به ورزش و ورزشكار به دنيا آمدم. مادرم يعني ماريا استلا كه همانند من در كارارا به دنيا آمده يكي از قهرمانان پرتاب وزنه و پرتاب ديسك در رشته دووميداني است. او براي پرتاب وزنه ركوردي با 15 متر و 43 سانتي متر در اختيار دارد و 17 مقام قهرماني را در ليگ ايتاليا به خود اختصاص داده است و در رشته پرتاب ديسك نيز او در تيم ملي ايتاليا با 57 متر و 54 سانتي متر به عنوان يك ركوردگذار معرفي شد. در واقع مادر من در ايتاليا از اين نظر صاحب عنوان بود، او در 14 مي 1972 با ورزش حرفه اي خداحافظي كرد. اما پدرم يعني آدريانو متولد لاتيزانا از شهر اودينزه است. او نيز يك ورزشكار حرفه اي بود و همانند مادرم در رشته پرتاب وزنه و هم تيمي او در تيم ملي ايتاليا البته در دسته مردان! او داراي يك مقام دومي در رقابت هاي قهرماني در اروپاست و 15 بار نيز به تيم ملي ايتاليا دعوت شده است و در نهايت با عنوان سرگروهي آتزوريها از ورزش حرفه اي كناره گيري كرد و در حالي كه پروفسور فيزيك بود در دبيرستان مشغول به ادامه تدريس شد. اما من دو خواهر هم دارم كه البته هر دوي آنها بزرگتر از من هستند. جوئندالينا و رونيكا هر دو متولد شده در كارارا مثل من و مادرم. آنها عاشق بسكتبال هستند جوئندالينا عضو تيم ماته را در سري A1 و تيم ملي بسكتبال ايتاليا بوده كه با ماته را به يك مقام اولي در ليگ ايتاليا دست يافته است. ولي در مجموع من از همه آنها مقام هايم بيشتر است، زيرا ورزش را به صورت كاملاً حرفه اي دنبال مي كنم. هافبكي كه دروازه بان شد! به خاطر شرايط خاص خانوادگي و علاقه فراوانم به فوتبال پدرم تصميم گرفت در 6 سالگي مرا به يك مدرسه فوتبال بفرستد و به اين ترتيب من در يكي از بهترين مدارس فوتبال به نام " كانالتو" زيرنظر ليبروسالوتي كه خاطرات زيبايي از اين مربي دارم به آموزش فوتبال پرداختم آن هم با جديت مثال زدني و تشويق بسيار زياد خانواده ام. در هر حال با اشتياق فراواني كه داشتم خيلي زود به تيم پرتيكتا در كارارا پيوستم و زيرنظر مربياني همچون بوني، روزيني و آوالونه كه خيلي به من كمك كردند تمرين كردم. آنها مي گفتند من بيشتر به درد دفاع مي خورم و عده اي ديگر دروازه باني را برايم مفيد مي دانستند، اما بنا به خواسته يكي از مربيان و اغلب دوستانم در خط مياني مشغول به بازي شدم و اين موضوع براي بازيكن نوجواني مثل من اصلاً خوشايند نبود. اسطوره آن زمان من در خط مياني لوتار ماتئوس هافبك تيم ملي آلمان و به عقيده من او در دوره خود يكي از بهترين بازيكنان ميانه ميدان بود. بعد از مدتي از تيم پرتيكاتا جدا شدم و به پسكارا در شهر جنوا رفتم. در اولين مسابقه به عنوان هافبك در سن 10 سالگي در پيكار منتخب نوجوانان توسكاني با ونه تو به ميدان رفتم و سپس براي تشويق به استاديوم سن سيرو فرستاده شديم. يك اضطراب و هيجان باورنكردني بازي اينتر با ورونا در ليگ ايتاليا فصل 89-1988 كه با پيروزي يك بر صفر اينتر به پايان رسيد. گل اين مسابقه رابرتي به ثمر رساند و اين يك خاطره نه چندان بد برايم بود. سرانجام دروازه بان شدم! براي رسيدن به پست مورد نظرم خيلي زحمت كشيدم. به هيچ وجه نتوانستم خودم را قانع كنم كه در خط مياني بازي كنم و به همين خاطر به دنبال دروازه باني رفتم. افسانه آن روزهاي من كسي جز توماس انكونو دروازه بان بزرگ تيم ملي كامرون نبود. بازيهاي او مرا هيجان زده مي كرد انكونو به عنوان يك ستاره بزرگ در جام جهاني 1982 شناخته شد كه البته آن زمان من خيلي كوچك بودم. اما اوج هنر او در جام جهاني 1990 در ايتاليا بود. اولين مسابقه مقابل آرژانتين كه هرگز آن را از خاطرم نمي برد و سپس رسيدن به مرحله يك چهارم پاياني، بهترين بازي او در برابر انگلستان بود و مهار 2 ضربه پنالتي انگليس هاي بزرگ و مغرور! انكونو انگيزه هايم را براي دروازه بان شدن بيشتر كرد و در سن 12 سالگي به آنچه مي خواستم رسيدم. من براي اين كارم چند دليل داشتم. اول انتخاب خودم، دوم عشق به توماس انكونو و سوم به خاطر هم شباهت بودن نام فاميلي ام با لورنزو بوفون سنگربان بزرگ اينتر و ميلان! اما موضوع به همين جا ختم پيدا نكرد و من در عرض مدت 5 الي 6 ماه زيرنظر پيزه ريني مربي دروازه بانان بوناسكولو و آويرو مائكوني تحت تعليم قرار گرفتم. بايد اعتراف كنم، پدرم در اين راه خيلي كمكم كرد، او برنامه هايم را مرتب مي كرد و با مربيان در موردم صحبت مي كرد و اكثراً به خاطر احترام به پدرم كمك حال من مي شدند. حضور بازيها در 12 سالگي تبديل به يك دروازه بان خوب شدم و 3 تيم مطرح پارما، ميلان و بولونيا خواهان استخدامم شدند و اين يك لحظه رؤيايي براي من و اعضاي خانواده ام بود. به خاطر علاقه ام به ميلان تصميم گرفتم راهي اين تيم شوم زيرا در آن 2 بازيكن بزرگ هلندي همچون فان باستنف رودگوليت و... حضور داشتند، اما خانواده ام به پارما راي دادند زيرا اين تيم به منزل ما نزديك بود و در نهايت در سال 1991 و در سن 13 سلگي به اين تيم ملحق شدم در آنزمان پارما در سري B حضور داشت. در پارما 2 مربي هميشه در قلب من جاي دارند. اولي ارمزپولي مربي تيم با 300 بازي با پيراهن پارما و دومي ارمزفولوني مربي دروازه بان پارماكه از بزرگترين و تاثيرگذارترين مربيان در زندگي ام بودند. بعد از گذشت 6 ماه با پارما به سري A صعود كرديم. روزگار پركاري را با فوليوني سپري مي كردم و هر روز با پشتكار زياد و جديت فراوان تمرين كردم. بعد از صعود پارما به ليگ دسته اول ارمز پولي جاي خود را به راييتو داد. من در سن جواني دوستان خوبي پيدا كردم مثل مورلو، فالزيني، بارونه، فرانچسكيني و بره تي روز به روز به تيم بزرگسالان پارما نزديك تر شدم تا اين كه در سال 1995 و در سن 17 سالگي به تيم نويواسكالا پيوستم با بازيكناني نظير بوچي، گالي ويسنتا. اسكالا اوائل اصلاً اهميتي به من نمي داد، اما پس از حضور چند دقيقه اي در يك بازي دوستانه به او ثابت كردم مي توانم بيشتر در تركيب اصلي قرار بگيرم و البته اسكالا نيز از به خدمت گرفتن من ابراز رضايت كرد. او روزي به من گفت: ايمان دارم تو در آينده دروازه بان بزرگي مي شوي، پس بيشتر تمرين كن و كمتر وقت خود را بيهود بگذران! روزهاي طلايي آغاز شد به سفارش پدرم به دنبال شخصي مطمئن و با درايت براي سپردن برنامه هايم به او گشتم و به سراغ سيلوانو مارتينا رفتم. در 14 سالگي هم اين درخواست را از او كرده بودم ول يوي نپذيرفت و اذعان كرد كه هنوز خيلي جوانم ولي بعد از 3 سال كه دوباره اين پيشنهاد را به وي دادم خيلي سريع و با اشتياق پذيرفت. بعد از آن به دنبال جذب يك اسپانسر مالي گشتم. اول Uhisport كه كمپاني لوازم و پوشاك ورزشي بود را انتخاب كردم آنها 10 ميليون به من پيشنهاد دادند، ولي پس از مدتي با " Poma" به توافق رسيدم كه از همه نظر براي من عالي بود و هر دو طرف از اين همكاري راضي و خوشحال بودند و فكر مي كنم آنها تا پايان دوران حرفه اي فوتبالم در كنارم باشند. در فصل 96-1995 در جام يوفا مقابل هالم استادس پوچي درون دروازه قرار گرفت. گالي به تيم لوكه زه ملحث شده بود اما براي يكشنبه بعد و بازي مقابل ميلان در 19 نوامبر 1995 دي پالما مربي دروازه بانان تيم به اسكالا مرا پيشنهاد داد. او اذعان كرد من در حال حاضر بهترين كانديدا براي اين پست هستم و سرانجام اسكالا مرا به جاي پوچي روانه زمين كرد. آن لحظه زيبا و هيجان انگيزه را هرگز فراموش نمي كنم. اولين حضور در سري A بالاخره روزي كه مي خواستم فرا رسيد و به سفارش دي پالما در يك ديدار بزرگ به ميدان رفتم. 19 نوابر 95 را براي هميشه در خاطرم حك كردم، در اين بازي بازيكنان بزرگ حضور داشتند و در پايان دو تيم به تساوي بدون گل رسيدند، خوشحال بودم كه در اولين بازي گلي دريافت نكردم، آن هم مقابل مهاجمان بزرگ ميلان! آرام آرام تغييراتي در پارما صورت گرفت، اسكالا رفت و به جاي او كارلو آنچلوتي آمد. جان فرانكوزولا نيز در نوامبر به چلسي رفت و به اين ترتيب پارما به نوعي خانه تكاني كرد. خاطرات زيبايي از آن فصل دارم. دوستان خوبي براي خودم پيدا كرده بودم، آپولوني، بناريوو، كاناوارو، تورام، دينوباجو، كريپا، استانيچ، كيه زا و كرسپو. در سال بعد مورد تاييد آنچلوتي قرار گرفتم و جانشين مناسبي براي لوكابوچي شدم. تيم قدرتمندي شده بوديم. همه چيز به خوبي پيش مي رفت. آدريانو(پدرم) مي گفت: هرگز تصور نمي كرد كه مرا در اين سطح از فوتبال ببيند، او هنوز هم اين حرف را در مهماني هاي خانوادگي و خودماني بر زبان مي آورد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:22
ماركو ماتراتزی
ماتراتزي در سال 1973 و در شهر لچه در جنوب ايتاليا به دنيا آمد. پدرش جوزپه در آن زمان يك فوتباليست حرفهاي بود و بعدها به عنوان مربي جوانان مشغول به كار شد. ماركو نيز فوتبال خود در سطح جوانان را با بازي در تيم توردي كينتو واقع در حومه رم آغاز كرد و اين در شرايطي بود كه پدرش نيز در تيم لاتزيو مربيگري ميكرد.
در فصل 1993-1994 ماتراتزي كوچك سرانجام از سايه پدر خارج شد تا در ليگ منطقهاي بازي براي تيمهاي سيسيلي مارسالاو تراپاني را تجربه كند. پروجا كه در آن زمان در دسته دوم حضور داشت ماركو را در سال 1995 به خدمت گرفت و وي سه فصل بعد را در اين تيم اومبريايي سپري كرد.
ماتهراتزي در فصل 1995-1996 كه طي آن پروجا توانست به سري A صعود كند تنها يك بازي براي اين تيم انجام داد و فصل بعد نيز عليرغم نمايش فوقالعادهاش مقابل اينتر، براي مدت كوتاهي به تيم كارپي در سري C قرض داده شد به همين دليل وي نتوانست مانع از سقوط پروجا شود و اين تيم خيلي سريع به رقابتهاي سري B بازگشت. ماتهراتزي در فصل بعد به يكي از بازيكنان ثابت پروجا تبديل شد و بازيهاي درخشاني براي اين تيم انجام داد. در شرايطي كه فصل 1997-1998 رو به پايان بود باشگاه درخواست ماتهراتزي در مورد امضاي يك قرارداد جديد را نپذيرفت و وي مجبور شد با پيوستن به تيم اورتون در ليگ برتر ريسك بزرگي را قبول كند.
بازيكنان تازهوارد مشكلات زيادي در جهت خو گرفتن با زبان، آب و هواو نوع فوتبال انگليسي دارند و ماتراتزي نيز تفاوتي با سايرين نداشت. وي ميگويد: هنگامي كه براي اولينبار شهر ليورپول را ديدم واقعاً شوكه شده بودم و بغض گلويم را گرفته بود. ليورپول با آن هواي ابري و آسمان خاكسترياش هيچ شباهتي به شهر زنده رم نداشت ولي با خودم گفتم براي گردش و تفريح به انگليس نيامدهام پس از آن وقتي قرارداد پنج سالهام را با اورتون امضا كردم تازه فهميدم كه پذيرفتن مسوِوليت بهعنوان يك فوتباليست حرفهاي چه معنايي دارد.
با اين حال، حس مسوِوليت چندان خود را در رفتار ماتهراتزي در داخل زمين نشان نداد و وي در 28 مسابقه با پيراهن اورتون 3 كارت قرمز و 12 كارت زرد دريافت كرد. ماتهراتزي در آن زمان در بدترين شرايط ممكن به سر ميبرد و به همين جهت در پايان فصل از پروجا تقاضا كرد كه وي را پس از تنها يك سال دوباره به ايتاليا بازگرداند. پروجا هم با درخواست وي موافقت كرد، مبلغ قرارداد او را افزايش داد و حتي وي را به كاپيتاني تيم منصوب نمود. هواداران تيمهاي رقيب ماتهراتزي را يك مدافع پراشتباه و بدقواره ميدانستند ولي وي خيلي زود به قهرمان هواداران پروجا تبديل شد و با سختكوشي توانست پيراهن تيمملي ايتاليا را هم بر تن كند. وي در جريان پيروزي يك بر صفر مقابل آفريقايجنوبي در آوريل 2001 نخستين بازي ملي خود را براي آتزوريها انجام داد؛ با اين حال با حضور الساندرو نستا و فابيو كاناوارو در مركز خط دفاعي، حتي تصور راهيابي به تركيب اصلي براي ماتراتزي دشوار بود. وي ميگويد: ميدانستم كه دو مدافع بزرگ جلوتر از من قرار دارند و تا مدتها جايگاه خود در تيمملي را حفظ خواهند كرد ولي در فوتبال همه چيز ممكن است و دقيقاً همين مساله است كه شما را به آينده اميدوار ميسازد.
در تابستان سال 2001 ماتهراتزي به اينتر فروخته شد، رويدادي كه براي وي دو جامحذفي، دو سوپرجام و البته عنوان قهرماني سري A در فصل گذشته را به ارمغان آورد و ماتراتزي نيز طي اين مدت جايگاه خود به عنوان يكي از خشنترين مدافعان فوتبال ايتاليا را تثبيت كرده است. وي در جامجهاني فوتبال در مسابقه مقابل استراليا از زمين اخراج شد و در جريان ديدار دوستانه مقابل اسپورتينگ ليسبون يك بار ديگر با كارت قرمز داور جريمه گرديد تا پنجمين كارت قرمز خود طي پنج سال عضويت در اينتر را دريافت كند.
با اين وجود ماتراتزي ميگويد سبك بازي خود را تغيير نخواهد داد و اهميتي به انتقادهاي بازيكنان و هواداران تيمهاي رقيب نميدهد: هرجا كه ميروم به يك شكل از من استقبال ميكنند و ديگر توهينهاي آنها به خانوادهام براي من عادي شده، همه دايماً در مورد نژادپرستي در فوتبال ايتاليا صحبت ميكنند ولي به جرات ميتوانم بگويم كه من بيش از هر بازيكن ديگري مورد توهين واقع شدهام و در هر مسابقه هميشه يك دوربين حركات من را زيرنظر دارد. بله، فوتباليست خشني هستم و فوتبال را محكم بازي ميكنم ولي هيچگاه ناجوانمردانه رفتار نكردهام. مشكل اين است كه شهرت شما روي كساني كه بازيهاي شما را تعقيب ميكنند، تاثير ميگذارد و اين فشاري است كه من ميتوانم برابر آن مقاومت كنم

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:23
الساندرو دل پيرو


متولد 9 نوامبر 1974 در شهر Conegliano ايتاليا مي باشد . پست تخصصي او حمله است و از سال 1993 عضو باشگاه يونتوس است. بزرگترين مهارت او ديريبل كردن مدافعان حريف با سرعت بالا مي باشد و اينطور به نظر ميرسد كه او از هر جايي در زمين به راحتي به سمت هدفش نشانه مي گيرد.

اولين باشگاهي كه او عضو بود تيم دسته دومي پادوا بود كه فقط به مدت 2 سال در آن باشگاه بازي كرد و در سال 1993 به باشگاه يونتوس منتقل شد و تا كنون هم در اين باشگاه مانده است . او با باشگاه محبوب شهر تورين عناوين قهرماني زيادي از جمله : شش بار قهرماني در ليگ سري A ايتاليا - كالچو - در سالهاي 95/97/98/2002/2003 و 2005 و يكبار قهرمان جام باشگاهاي اروپا در سال 1996 و همچنين در اين سال قهرمان جام تويوتا هم شده است . او در دوران اوج بازيگري خود در سالهاي 8-1997 ركورد 21 گل در سري مسابقات سري A ايتاليا و به پايان رساندن جام UEFA همان سال با 10 گل - كه گل به ياد ماندني او در بازي يك چهارم نهايي در مقابل موناكو از روي يك ضربه ايستگاهي هنوز هم در اذهان است - را بر جاي گذاشته است .

شايعاتي در خصوص دوپينگ او در ابتداي فصل 9 -1998 بر سر زبانها افتاد و در اواسط همان فصل او به شدت از ناحيه زانو در مسابقه ايي كه با نتيجه 2 - 2 در مقابل اودينزه پايان يافت مصدوم شد و تا پاپان فصل از جوامع ورزشي به دور بود و اين باعث شد كه يونتوس بدون دل پيرو در آن سال به رتبه ششم جدول اكتفا كند . خيلي از هواداران يونتوس از او انتقاد كردند كه او قبل از اينكه بطور كامل از مصدوميت رهايي پيدا كند به بازي برگشته و اين حالت باعث افت چشمگير بازي هاي او نسبت به سالهاي قبل شده است . Nickname او Pinturicchio است و اين اسم را جياني آنجلي هنگامي كه در يك نمايشگاه نقاشي او در ميان تابلوي نقاشي از دو نقاش معروف پينتوريچيو و رافائل در كنار روبرتو باجيو قرار داشت به او داد .

يكي از استعداد هاي او در نقش يك مهاجم فوتبال اين است كه مي تواند از نقاط مختلفي به دروازه حريف حمله كند و بعنوان يك مهجام از سرعت بالايي جهت نفوذ به عمق دفاع حريف برخوردار است.خلاقيت و توانايي بالاي او عمده ترين دليل انتخاب او از طرف مارچلو ليپي مربي دهمه 90 يونتوس بوده است . دل پيرو با سرعت با زيدان اينزاگي به يكي از بهترين خطوط حمله ايتاليا تبديل شدند. بعد ها با ديويد ترزگه و پاول ندود تركيب موفقيت آميزي را براي يونتوس به ارمغان آوردند.
بر خلاف درخشش او در تيم و مسابقات باشگاهي او اميد چنداني براي دعوت شدن به تيم ملي ايتاليا را ندارد . او در جام جهاني 1998 به علت اينكه به تازگي از آسيب ديگي رها شده بود نتوانست مكمل خوبي براي روبرتو باجيو باشد و اشتباهات جبران ناپذيري را در مقاب نروژ انجام داد كه باعث از دست رفتن دو مقعيت مسلم گل براي ايتاليا شد. و همچنين دو سال بعد كه او مهاجم اصلي تيم ملي ايتاليا بود در جام باشگاه هاي اروپا در دقايق پاياني دو مقعيت گل ديگر را از دست داد و بخت را به تيم فرانسه تقديم كرد.

در جام جهاني 2002 با وجودي كه دل پيرو اولين گل تيمش را در درون دروازه مكزيك قرار داد و شايستگي هاي بسياري داشت ولي نتوانست در دور دوم مقابل كره جنوبي كار مثبتي براي تمي كشورش انجام دهد. و توسط مربي علاقمند به بازي دفاعي ايتاليا جيواني تراپاتوني تعويض شد.

او همچنين در مسابقات جام ملتهاي اروپا در سال 2004 هم براي تيم ملي ايتاليا به ميدان رفت . بعد از بازيهاي جام ملتهاي اروپا در سال 2004 مربي يونتوس از مارچلو ليپي به فابيو كاپلو تغير يافت . كاپلو كسي بود كه به دل پيرو و توانايي او اعتقادي نداشت و بر همين اساس قرار دادي با زلاتان ابراهيمويچ بستنند و در اكثر مواقع او را روي نيمكت مي نشاند. مختصاصان اعتقاد دارند كه دل پيرو به دوران طلايي خودش بازگشته و بازي هاي قابل توجهي از خودش در سري مسابقات ليگ كالچو نمايش داده است . او تا فوريه 2006 براي يونتوس 16 گل زده بود.

او تا كنون 199 گل باشگاهي را در كارنامه اش ثبت كرده است كه ركورد قبلي از آن ِ جيامپيرو بونيپرتي با 183 گل باشگاهي بوده است.
طبق آماری که در سال 2002 منتشر شد الساندرو دل پیرو بیش از یک میلیارد طرفدار در دنیا دارد که به عنوان محبوبترین فوتبالیست در این سال در دنیا انتخاب شد . لازم به ذکر است که در ایران نیز دل پیرو یکی از محبوبترین بازیکنان فوتبال میباشد
اخلاق خوب ، سر به زیر بودن و همچنین بازی خوب وی دلیل محبوبیت چشمگیر این فوتبالیست میباشد .

برخلاف شایعاتی که گاهأ در روزنامه ها و حتی تلویزیون ایران گفته میشود . دل پیرو دارای یک همسر به نام سونیا میباشد که از یکی از خانواده های بسیار با اصالت و شناخته شده ایتالیایی است .
-------------------------------------------------

متولد 9 نوامبر 1974 در شهر کونگلیانوی ایتالیاست . در دیریبل کردن و حرکات خارق العاده مهارتی شگرفت دارد و در هر پستی که نیاز باشه استعداد بازی کردن داره حتی دروازه !فوتبال رو از درون دروازه شروع کرد چون ماردش معتقد بود که اگر در پستی به غیر از دروازه بازی کند زخمی می شود!!! اما برادرش مادرش رو متقاعد ساخت که الکس
متعلق به حمله است و او ذاتا یک گلزن هست و همین شد که او از دروازه به حمله رسید .فوتبال حرفه ای خودش رو از پادووا شروع کرد و 2 سال در این تیم بازی کرد و در 14 بای که انجام داد توانست 1 گل بزند و البته مزدیک 4 پاس گل بدهد اما چیزی که مدیران یوونتوس رو وسوسه به خرید الکس میکرد تکنیک و حرکات بی نظیر این بازیکن
بود و او در سال 1994/1993 به یوونتوس اومد و دوران جدیدی رو آغاز کرد .

مبارزه برای پیروزی

در همان فصل اول بازیکنی گلزن نشون داد و در 11 بازی که در لیگ انجام داد گل به ثمر رسوند و این زنگ خطری برای دیگر مهاجمین یوونتوس بود .مهاجمینی نظیر راوانلی.باجو و ویالی که هریک قادر بودند خط حمله یووه رو
تضمین کنند برای همین برای الکس جایی نبود از همین رو تصمیم گرفت که جدی تر تمرین کند به طوری که روزی از 4تا 6 ساعت تمرین می کرد .در فصل های آینده کم کم جا برای بازی او باز شد اما کم و بیش گل میزد اما
عملکرد مثبتی داشت به طوری که روبرتو باجو را مجبور به ترک یوونتوس کرد در همین باره باجو میگه : من دیگه به یک نیمکت نشین داشتم تبدیل می شدم و می ترسیدم که دیگر کسی اسمی از من نیاره که البته با حضور دل پیرو
هیچ بعید نبود برای همین از یوونتوس جدا شدم .

اوج عظمت

سال 1996 مسلما در ذهن الکس برای همیشه به ماندگار خواهد ماند یوونتوس در آن سال در اروپا با شکست حریفان خود به مصاف رئال رفت هیچ کس شانسی برای یوونتوس قائل نبود اما ... الکس همه پیش بینی ها رو به هم زد
و 2 گل وارد دروازه رئال کرد تا یوونتوس تا قهرمانی این مسابقات پیش رفت و بارانی از تمجید و تعریف بر سر الکس و یوونتوس خالی شد .

توهین

بعد از این سال مردی به نام زمن پیدا شد و ارزش الکس رو زیر سوال برد و او را یک دوپینگی خطاب کرد اما معلوم شد که الکس دوپینگ نکرده اما باز الکس سکوت کرد و جواب زمن رو نداد اما گفت : هیچ وقت این حرف زمن
رو فراموش نمیکنم . و همگان بر این باورند که کینه بزرگی از زمن در دل الکس است .

اولین محک جدی
سال 1998 در کشور فرانسه مسابقات جام جانی برگزار شد و باز یک رقابت نه چندان جالب بین باجو و الکس اما این دفعه الکس پیروز بود و بیشتر بازی می کرد
خیلی نمایش جالبی نداشت اما روی روند بازی و تعدادی از گلها تاثیر مستقیم داشت .


شروع افتخاراتی دیگر

الکس در سال بعد با شکستن رکورد آقای گل اروپا شد و باز نام خودش رو بر سر زبانها انداخت . و یک رکورد دیگر درباره الکس اینکه او در هر ثانیه 9 دلارحقوق میگیرید !!!!!!!!!!!!!!!!!او چندین بار بالاتر از مالدینی قرار گرفت و اسکار خوش قیافه ترین بازیکن ایتالیا رو به خود اختصاص داد و همچنین که اصلاح ریش او نیز داستانی جالب دارد .
بد شانسی بزرگ در سال 1999/1998 در ورزشگاه فریولی که ورزشگاه خانگی تیم اودینزه هست در برخورد با یکی از مدافعین اودینزه به شدت آسیب دید و یک سال رو از دست دادخبر های اولیه نشون میداد که میخواد از فوتبال خداحافظی کنه اما مردان بزرگی همچون لیپی و تراپاتونی و البته خواننده و آهنگساز اپرای ایتالیا پاواروتی که یک
یوونتوسی نیز به شمار میاد او را دلداری دادن و تصمیم او رو عوض کردن یوونتوس در همان فصل به رتبه ششم اکتفا کرد .


بازگشت ؟؟؟

در اولین بازی که الکس بعد از مصدومیت برگشت جز معدود دفعاتی بود که ورزشگاه پر میشد و همه یکصدا الکس رو فریاد میزدند و جالب اینجاست که علاوه بر طرفداران یووه . طرفداران تیمهای جون : میلان . اینتر . فیورنتینا و حتی لاتزیو در ورزشگاه دیده میشدند و این نشان از محبوبیت بی حد و اندازه الکس در بین مردم ایتالیا هست .آله که زود تز از زمان معود به میادین بازگشت بسیار نا آماده نشون داد و همین امرباعث افت ناگهانی و شدید او شد .



روتردام


شاید الکس هیچ وقت شهر روتردام و کشور هلند رو فراموش نکند جایی که ایتالیابا شکست میزبان رقابتها یعنی هلند پا به بازی پایانی گذاشت جایی که الکس بارها و بارها فرصت از دست داد و در آخر نیز ایتالیا در گل طلایی بازی رو
واگذار کرد .



آزار روح الکس


بعد از این مسابقات انتقادات بسیار شدیدی از الکس صورت گرفت و در همین موقع ظهور بازیکن بی ادبی مثل توتی مضع او رو وخیمتر کرد اما الکس میخواست جواب توتی رو در میدان بدهد نه در کنفرانس مطبوعاتی !فیلیپو اینزاگی دیگر بازیکنی بود که حرف های غیر ورزشی دیگری درباره الکس زد اما باز الکس و این سکوت لعنتی!!!
در همین سال یوونتوس قهرمان شد و الکس در حالی که جام را در بغل گرفته بود و گریه میکرد خطاب به تراپاتونی گفت که بازیکنان رو از روی آمادگی انتخاب کن نه از روی علاقه !
نیکمت جای الکس نیست در جام جهانی 2002 کره و ژاپن الکس بسیار اندوهگین بود زیرا یکی از عزیزانش رو از دست
داده بود یعتی پدربزرگش . در 2 بازی اول به میدان نرفت اما در بازی با مکزیک که تراپ وضع رو دشوار میدید تصمیم به آوردن الکس گرفت . هیچ کسی شانسی برای الکس قائل نبود اما الکس مثل همیشه شکست ناپذیر نشون داد و یک گل خاره انگیز و بسیار تماشایی رو به ثمر رسوند سانتر مونتلا و ضربه سر شیرجه ای الکس باعث شد که ایتالیا به مرحله بعد صعود کنه . بعد از گل الکس چشمان و دستانش رو به سوی آسمان گرفت و این گل رو به پدربزرگش تقدیم کرد . اما باز در بازی بعدی توتی بازی کرد و با اخراج خود و کمک بی وقفه داور به تیم کره جنوبی ایتالیا شکست رو قبول کرد و از گردونه رقابت ها کنار رفت .


ازدواج در خفا و سکوت

در حالی که همه آماده جشن عروسی با شکوه توتی بودند خبر رسید که الکس دل پیروبا نامزد خود یعنی سونیا آموروزو و فقط با حضور خانواده های دو طرف در یک کلیسا ازدواج کرده است . این خبر حتی خود بازیکنان یوونتوس و دوستان او را نیزشوکه کرد و در مصاحبه های خود ابراز تعجب می کردند . دنیای الکس و سونیا یک دنیای متفاوتی است به طوری که به گفته خود الکس هم روحیه اش بهتر شده و هم صبرش زیاد تر . در یکی از شبهای که نزدیک کریسمس بود و الکس در فروشگاه دنبال جنسهای خودش می گشت خبرنگاران او را گیر اوردن و از او درباره فوتبال سوال کردنداما او فقط یک جمله رو گفت : از فوتبال صحبت نکنید .
به عقیده او زنان کریسمس رو به خریدن هاش دوست دارن و دیگر به فکر هیچی نیستند

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:24
Position: Midfielder
Birthdate: 1/9/1978
Birthplace: Corigliano Calabro , Italy
Height: 177 cm
Weight: 77 kg


جنارو گتوزو
متولد 9 ژانويه 1978 - کوزنزا ايتاليا (کوريليانو کالابرو)
ملقب به کرگدن، رينو
جنارو گتوزو فوتبال حرفه اي خود را از باشگاه ايتاليايي پروجا و در سن 16 سالگي آغاز کرد. وي پس از 3 سال حضور در باشگاه ايتاليايي به گلاسکو رنجرز اسکاتلند رفت تا يکي از بهترين دوران فوتبال خود را سپري کند. گتوزو با 40 حضور و 7 گل زده طي يک فصل به يکي از بازيکنان محبوب گلاسکو تبديل شده بود. او رئيس لاشگاه والتر اسميت را به عنوان يکي از اصلي ترين مشوقانش مي شناسد و از او به عنوان پدر دوم خود ياد مي کند. اما دوران بازي گتوزو در رنجرز بسيار کوتاه بود زبيرا ديک ادوکات جانشين والتر اسميت علاقه اي به وي نداشت و او را در ليست فروش باشگاه قرار داد. عاقبت در اکتبر 1998 گتوزو با مبلغ 3 ميليون پوند به سالرنيتانا منتقل شد.
تنها 10 ماه بعد باشگاه ميلان با مبلغ 8 ميليون پوند خواستار حضور گتوزو در ميلان شد. وي با حضور در رقابت هاي سري آ و نشان دادن مهارت هاي فردي اش نظر مربيان تيم ملي را نيز به خود جلب کرد و در المپيک تابستاني 2000، جام ملت هاي اروپا 2004 و جام هاي جهاني 2002 و 2006 براي ايتاليا به ميدان رفت.
اما در اين بين گتوزو از گلاسکو به عنوان يکي از به يادماندني ترين شهرهاي محل اقامتش ياد مي کند زيرا آشنايي وي با همسرش پائولو رومانو نيز به همان مدت زندگي در گلاسکو مربوط مي شد.

سال باشگاه حضور گل 97-1994
پروجا 10 0
98-1997 گلاسکورنجرز 40 7
99-1998 سالرينتانا 25 0
...-1999 ميلان 168 2

حضور در تيم ملي: از سال 2000
تعداد گل: 4

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:25
گابریل باتیستوتا


باتی گل ؛ افسانه ای که دیگر گل نمیزند

حیاط پهناور ویلا بلند شده است و باتیستوتا برهنه سراغ جکوزی بزرگ محاصره در گل ها و درختچه ها می رود. از میان بخار انبوه سه کله کوچولو با پنجه های باز و حالتی شبیه دراکولا ظاهر می شوند و باتی را زیر آب می برند.
بچه ها و باتی گل ناگهان ساکت می شوند و سپس همه بلند فریاد میزنند

« تی آمو ایرنا »
یعنی دوستت دارم ایرنا
این جمله جنجالی را باتی گل در سال ۱۹۹۶ پس از زدن سومین گل برابر میلان و در شادی قهرمانی رو به دوربین های تلویزیونی فریاد زد و اکنون رمز مشترک خانواده است
گابريل دراول فوريه سال 1969 در منطقه اي به نام رکونکوسيستاي سانتافه به دنيا آمد. او بچه اي کم حرف ، اما پرتحرک بود و هيچگاه از حمايت هاي پدرش محروم نماند.او در کتابي که به نام "يو باتي گل " به چاپ رسيد، اين چنين از روزهاي کودکي اش مي گويد: مثل بيشتر کودکان آرژانتيني نبودم آن طور که از امريکاي لاتين برداشت مي شود، در فقر به سر نمي بردم
پدرم "بابا عمر" هميشه در کنارمان بود و همواره با وجود او، احساس خوشبختي مي کرديم.
او هنوز مرا از راهنمايي خودش بي نصيب نميگذارد.مادرم هم موجودي دوست داشتني بود و هست.
گلوريا (مادرم ) خوش برخورد، صبور و باحوصله بود و همين خصلت ها، او را در فاميل ما منحصر به فرد کرده بود. مادرم در اداره زندگي خانوادگي اش توانايي بالايي داشت و بخوبي زندگي خود و بچه هايش را جمع مي کرد. با وجود اين پدر و مادر طبيعي است که احساس خوشبختي کنم.گابريل از دوران قبل از فوتبال چيز زيادي ننوشته و تنها به ذکر خصوصياتي از پدر و مادر و همين طور چند خط از سرگرمي هايش اکتفا کرده است : هر وقت خسته مي شدم ، بابا عمر مرا با خود به گردش مي برد و چند دقيقه اي در فضاي آرام کنار خانه بازي مي کردم.
گلوريا مي گويد که در آن سنين ، به تاب بازي خيلي علاقه داشتم.از بازي بر روي تاب و سرسره تا رسيدن به قله شهرت و افتخار، فقط چند گام بود. گابريل احساس عجيبي در مورد آن روزها دارد و هنوز هم با گذشت چندين سال ، وقتي خاطره اش را به ياد مي آورد، به طرز عجيبي احساساتي مي شود و اشک در چشمانش حلقه مي زند. مي گويد: نوزده ساله بودم که براي اولين بار در زندگي ام طعم يک ليگ گرم و پرهيجان را چشيدم.بعد از سه سال کار در باشگاه هاي ريز و درشت ، به تيمي راه پيدا کرده بودم که خوب مي دانستم مي تواند سکوي پرتاب من باشد.در فصل 1989 - در نيوالد بويز به بازي گرفته شدم ، ولي در همان سال باشگاهم را تغيير دادم.گابريل در فصل 89 - ليگ دسته اول آرژانتين ، در دومين بازي نيوالدبويز به ميدان آمد و از همان بازي ، جاي خود را در ترکيب اين تيم محکم کرد. او در آن سال در مجموع 16 بازي براي نيوالد بويز انجام داد که 4 گل ثمره حضور اين بازيکن در اين تيم بود.در همان فصل سرمربي ريورپلاته - يکي از باشگاه هاي مطرح آرژانتين - استعداد عجيب گابريل جوان را کشف کرد و او را به تيم خود آورد.اين بازيکن جوان در فصلهاي 89 - و90 - فقط17 بازي براي ريوپلاته انجام داد که حاصل آن 6 گل براي اين تيم مطرح بود.باتيستوتا پس از حضور موفق در نيوالد بويز و ريورپلاته به دنبال عرصه ديگري براي درخشش بود؛ جايي که زير ذره بين باشگاه هاي پولدار دنيا باشد؛ جايي براي مطرح شدن.
او به دنبال يک نردبان ترقي بود. به طور قطع ، بوکاجونيورز مي توانست نقش سکوي پرتاب را براي او بازي کند. بازي در اين تيم ، روياي کودکي گابريل بود: "زماني که به من پيشنهاد بازي در بوکا داده شد، اول باور نمي کردم ، اما بعد به خودم گفتم تو خودت را نشان داده اي و حضور در بوکاجونيورز حق توست.من مي دانستم در اين تيم چه بازيکناني توپ زده بودند و به خصوص مي دانستم که ديگوي بزرگ (مارادونا)، روزي پيراهن همين باشگاه را ميپوشيد."حضور باتيستوتا در تيم رويايي اش زياد هم دوام نداشت.
حدس او درست از آب درآمده بود. فقط يک فصل حضور او در بوكادر فصل 1990-91 -( کافي بود تا باشگاه هاي بزرگ ، روي اين چهره جديد آرژانتين دست بگذارند.گابريل براي پيوستن به باشگاه هاي داخلي آرژانتين با مشکل چنداني رو به رو نبود، چون تمام تيمهاي حاضر در ليگ دسته اول کشورش را مي شناخت ؛ اما براي حضور در ليگ هاي خارجي بايد وسواس بيشتري به خرج ميداد."من بايد از باشگاه هاي فرانسه و ايتاليا يکي را انتخاب مي کردم.
بيشتر بازيکنان برزيلي در گام اول براي مطرح شدن ، فرانسه را انتخاب مي کنند؛ اما من ايتاليا را انتخاب کردم.
با تمام داستان هايي که در مورد ايتاليا و ليگ اين كشور برايم نقل کرده بودند، نمي دانم چرا من باز هم اين ليگ را انتخاب کردم.
شايد به خاطر جذابيت و گرماي عجيب آن وشايد به اين خاطر که در ايتاليا کمتر از فرانسه احساس غربت ميکردم."باتيستوتا شايد خودش انتقال به اروپا را مديون بوکاجونيورز بداند، اما همه کارشناسان بر اين عقيده اند که کوپا امريکا مايه شهرت او شد.سال 91 يعني همان سالي که گابريل به فيورنتينا انتقال يافت ، تيم ملي آرژانتين قهرمان جام ملتهاي امريکاي جنوبي شد و گابريل نقش عمده اي در قهرماني آرژانتين ايفا کرد تا همه نگاه ها به او دوخته شود. او حتي در فينال هم به گلزني ادامه داد و تيم خود را قهرمان کرد.گابريل در ميان تيمهايي که به او پيشنهاد بازي داده بودند، فيورنتينا را برگزيد. پس از يک فصل بازي در بوکا، او خوب مي دانست که چه حسابي روي او باز شده است.
او در فصل 1990_91 -،19 بازي براي بوکا انجام داد و11 گل زد. اين آمار بدي نبود، اما گابريل بعدها نشان داد که بهتر از اين هم ميتواند باشد.شهر فلورانس ؛ شهري که بعدها با نام گابريل گره خورد، سالهاي سال پذيراي باتيستوتا بود و حتي چند ماهي نيز شايعه نامزد شدن او براي احراز مقام شهردار شهر فلورانس بر سر زبانها افتاد.تيم اول شهر فلورانس "فيورنتينا"بود و حضور باتيستوتا در اين تيم بنفش مي توانست مردم خونگرم اين شهر زيبا را به روزهاي آينده خوشبين کند.باتيستوتا در نخستين سال حضورش در فيورنتينا (فصل 92 -91) 27 بازي انجام داد و13 گل زد.فصل بعد در32 بازي 16 گل زد و در فصل سوم حضورش در فيورنتينا (فصل 94 -93 )، در26 بازي 16 گل به ثمر رساند.گابريل در فصل 95 -94 در32 بازي 26 گل زد تا همه چشمها را خيره کند.باتيستوتا در فصل پنجم حضورش در فيورنتينا در31 بازي 21 گل زد. در فصل بعد، در32 بازي 14 گل به ثمر رساند و در فصل هفتم در31 بازي باز هم به 21 گل رضايت داد.گابريل در فصل هشتم حضورش در فيورنتينا(فصل 99 -98 ) در28 بازي 21 گل زد و سرانجام در آخرين سال حضورش در فلورانس (در فصل 2000 -1999 ) در30 بازي 23 گل زد تا در مجموع 9 فصل حضور در فيورنتينا، شمار گلهاي خود را به 171 برساند.او با اين تعداد گل ، رکورد گلزني در تاريخ باشگاه فيورنتينا را شکست.
رکورد گلزني در اين باشگاه متعلق به يک گلزن سوئدي اين باشگاه در دهه هاي 50 و60 ميلادي بود که 158 گل به ثمر رسانده بود.سالها حضور در شهر فلورانس و تلاش براي سرافرازي اين تيم ، از گابريل چهره اي محبوب و دوست داشتني ساخته بود. در تمام فلورانس صحبت از او بود و کمتر کسي گمان مي کرد که اين چهره محبوب و وفادار هم روزي قصد ترک فلورانس را داشته باشد، اما سرانجام او هم رفت.
خودش احساسي عجيب در روزهاي پاياني حضور در فلورانس داشت.
سالها حضور در فلورانس نتوانسته بود او را از نظر قهرماني ورزشي ارضاء کند. هر چند که او در اين شهر کمبودي نداشت و همه به او محبت مي کردند، اما بايد طعم قهرماني را مي چشيد: "من بايد در تيمي بازي مي کردم که قهرمان مي شد؛ قهرمان ايتاليا و حتي قهرمان اروپا، اما تمام افتخاري که با فيورنتينا به آن رسيدم ، يک بار قهرماني جام حذفي و يک بار قهرماني در سوپر جام ايتاليا بود؛ همين ! مي دانستم که تصميم من براي ترک فلورانس تبعات بسياري خواهد داشت ، ولي بايد مي رفتم.
در اين شرايط انتظار داشتم تماشاگران هم مرا درک کنند و بخوبي هم اين کار را انجام دادند".آ.اس.
رم براي به خدمت گرفتن باتيستوتا رقم بالايي به فيورنتينا پيشنهاد کرد و اين تيم که در شرايط بحراني و عجيب و غريبي به سر مي برد، به رغم ميل باطني ، به اين انتقال راضي شد.34 ميليون دلار براي انتقال باتيستوتا به رم پرداخت شد تا به اين ترتيب جوان گمنام رکونکوئيستا به جمع 20 بازيکن گران قيمت تاريخ فوتبال دنيا بپيوندد.حضور باتيستوتا در رم و گل او به فيورنتينا و گريه مشهورش پس از گل که همه دنيا را تحت تاثير قرار داد، گوشه اي از خبرسازي اين بازيکن بزرگ بود.او در فصل 2001 -2000 در تمام بازيهاي رم حاضر نبود و از مجموع 38 بازي رم ، در28 بازي به ميدان رفت و20 گل زد تا يکي از علل بي چون و چراي قهرماني رميها باشد.رم به واسطه حضور بازيکناني چون باتيستوتا و توتي پس از18 سال با مربي سرشناس خود کاپلو، سرود قهرماني سر داد.گابريل از آن دسته بازيکناني است که در خارج از کشور فوق العاده محبوبند و در داخل کشور مغضوب.
او شايد همچون کانتونا نباشد، اما مانند او اسير يک اختلاف سليقه شده است.مارچلو بيلسا سرمربي تيم ملي آرژانتين اگر چه بهانه اي چون مصدوميت را براي دعوت نکردن باتيستوتا به اردوي تيم ملي فوتبال آرژانتين در اختيار داشت ، اما به دليلي خاص او را دعوت نمي کرد و گابريل از اين موضوع آگاه بود: "من مي دانم که بيلسا علاقه چنداني به من ندارد و من هم از اين موضوع گله اي ندارم ؛ چون در اين مورد حق ندارم به او اعتراض کنم."بيلسا اعتقاد چنداني به گابريل ندارد و اين امر بخوبي از نوع تصميم هايي که او در تيم ملي آرژانتين گرفته ، مشخص است.بيلسا بيشتر ترجيح مي دهد که هرنان کرسپو مهاجم اول او باشد و اين را در هر شرايط نشان داده است.
به اين ترتيب او بايد به دنبال زوج مکمل براي کرسپو باشد؛ چرا که از نظر گابريل نمي تواند نقش مکمل را بخوبي بازي کند، چون گابريل در تيم خود همواره مهاجم اول بوده است و براي او مکمل تعيين کرده اند.با آن که باتيستوتا رکورد گلهاي ملي را در کشور آرژانتين شکسته است ، اما اينها هيچکدام دليل قانع کننده اي براي بيلسا نيست.
رکورد گلهاي ملي در اختيار ديگو آرماندو مارادونا بود که او36 گل زده را در بازيهاي رسمي ملي در پرونده خود ثبت کرده بود، اما باتيستوتا در حدود78 بازي ملي ،57 گل به ثمر رساند که اين نشان از توانايي بالاي اين بازيکن دارد؛ چرا که آرژانتين در بازيهاي رسمي ملي معمولا با تيمهاي پرتوان و قدرتمند روبه رو ميشود
.بيلسا پس از اطمينان از صعود آرژانتين به جام جهاني ، باتيستوتا را به تيم ملي دعوت کرد تا او را براي پيکارهاي مرحله نهايي جام جهاني امتحان و از سويي فشار مطبوعات را کم.باتيستوتا نامي است که همواره در ياد و دل علاقه مندان واقعي فوتبال باقي خواهد ماند؛ بازيکني که شايد اخلاقش را از مادرش به ارث برده باشد. گابريل ، با اخلاق و تعصبي مثال زدني و همين طور گلهايي که هيچ گاه از يادها نخواهد رفت ، بخشي از تاريخ فوتبال آرژانتين و ايتالياست ؛ چرا که او در مدت 12 سال حضورش در اروپا، پا را از ايتاليا فراتر نگذاشته است
جزئیات فوتبال حرفه ای
اولین مسابقه حرفه‌ای :۲۵ سپتامبر ۱۹۸۸، سن مارتین یک – نیوولز اولدبویز صفر
بیشترین گل زده در یک فصل: ۲۶ گل برای فیورنتینا در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۵ که رکورد ۳۰ ساله اتزیو پاسکوتی را شکست.
اولین گل حرفه‌ای: ۱۶ مه ۱۹۸۲، نیوولزاولدبویز۳- پلاتنسه صفر
اولین بازی ملی: ۲۷ مارس ۱۹۹۱، برزیل صفر – آرژانتین یک
اولین گل ملی: 8 ژوئیه ۱۹۹۱، آرژانتین – ۳ ونزوئلا صفر
آخرین بازی ملی: ۲۰۰۲، آرژانتین یک – نیجریه صفر
آخرین گل ملی: ۱۲ ژوئن ۲۰۰۲، آرژانتین یک – سوئد یک
افتخارات
قهرمانی سری B: فیورنتینا در فصل۱۹۹۳-۱۹۹۴
جام حذفی ایتالیا: فیورنتینا در فصل ۱۹۹۵-۱۹۹۶
قهرمانی سری A: آ اس رم در فصل ۲۰۰۰-2001۲۰۰۱
آقای گل سری A: فیورنتینا در فصل ۱۹۹۴ – ۱۹۹۵ با ۲۶ گل زده
قهرمانی کوپا آمریکا: دو بار با آرژانتین در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳
آقای گل کوپاآمریکا: دو بار با آرژانتین در سال ۱۹۹۱ با ۶ گل زده
تیم‌های باشگاهی
۱۹۸۹-۱۹۸۸ نیوولزاولدبویز، ۱۶ مسابقه و ۴ گل
۱۹۹۰-۱۹۸۹: ریورپلاته، ۷ مسابقه و ۴ گل
۱۹۹۱-۱۹۹۰: بوکاجونیورز، ۲۹ مسابقه و ۱۳ گل
۲۰۰-۱۹۹۱:فیورنتینا،۲۶۹مسابقه و177 گل
۲۰۰۲-۲۰۰۰: آاس‌رم، ۵۱ مسابقه و ۲۶ گل
۲۰۰۳-۲۰۰۲: اینترمیلان، ۲۴ مسابقه و ۶ گل
۲۰۰۴-۲۰۰۳: العربی قطر، ۱۸ مسابقه و ۲۵ گل
كارنامه گابريل باتيستوتا
۱۹۶۹: در يك فوريه اين سال باتيستوتا در شهر ريكونكوئيستا كشور آرژانتين به دنيا آمد.
۸۹-۱۹۸۸: اولين حضور رسمى اش را براى تيم آرژانتينى نيوولز اولدبويز داشت. وى قبل از رفتن به ريورپلاته توانست تا در فصلى كه منجر به پيروزى تيمش شد، افتخار زدن چهار گل را پيدا كند.
۱۹۸۹: با ترك ريورپلاته به تيم بوكاجونيورز پيوست.
۱۹۹۱: وى در اين سال قرارداد ۳/۲ ميليون دلارى را با تيم فيورنتينا بست.
۹۳-۱۹۹۲: با وجود ۱۶ گلى كه براى فيورنتينا در ۳۲ خود به ثمر رساند، نتوانست عنوانى را در رقابت هاى سرى –آ به دست بياورد. با وجود پيشنهاداتى كه از طرف باشگاه هاى صدر جدول به وى مى‌شد، او فيورنتينا را ترك نكرد.
۹۴-۱۹۹۳: ۱۶ گلى كه وى در ۲۶ بازى خود براى فيورنتينا به ثمر رساند، باعث شد تا بار ديگر اين تيم به اوج دست يابد.
ژوئن ۱۹۹۴: اولين بازى ملى خود را در جام جهانى و برابر تيم ملى يونان انجام داد.
۹۵-۱۹۹۴: با زدن ۱۱ گل نخست براى تيم فيورنتينا توانست تا ركورد جديدى را در فوتبال ايتاليا رقم بزند. وى با ركورد ۲۶ گل در ۳۲ بازى عنوان مهاجم برگزيده اين تيم را از آن خود كرد.
آپريل ۱۹۹۶: با زدن ۳۴ گل براى تيم ملى كشورش در برابر تيم ملى بولوى ركورد گلزنى خود را به مارادونا رساند.
مى ۱۹۹۶: اين ستاره آرژانتينى توانست تا با زدن گل در هر دو ديدار فيورنتينا برابر آتالانتا برگامو و با مجموع ۳ بر صفر نتيجه ديدار فينال جام كوپا ايتاليا را براى خود رقم بزند تا تيمش پس از ۲۱ سال به عنوان قهرمانى در فوتبال ايتاليا دست پيدا كند.
گفتنى است اين تنها عنوان قهرمانى بود كه وى طى نه سال بازى در فلورانس بة دست آورد.
آپريل ۱۹۹۷: در ديدار نيمه نهايى جام يوفا زننده گل تساوى تيمش به بارسلونا بود وى در حالى كه سعى داشت با گذاشتن انگشت خود بر روى لبش صدهزار تماشاگر مشتاق نيوكمپ را آرام كند به بخش ماندگارى از تاريخ فوتبال ايتاليا تبديل شد.
نوامبر ۱۹۹۷: پس از سه سال دورى از تيم ملى كشورش دوباره به تركيب تيم ملى فراخوانده شد.
ژوئن ۱۹۹۸: سه گل از پنج گل تيمش را در برابر جامائيكا به ثمر رساند تا آرژانتين اين تيم را با نتيجه پنج بر صفر شكست دهد. وى دقيقا يك روز پيش از ديدار آرژانتين برابر انگلستان در مرحله يك چهارم نهايي، براى سومين بار صاحب پسر شد. وى گل اول اين ديدار را براى آرژانتينى ها به ثمر رساند.
۹۹-۱۹۹۸: با زدن ۱۳ گل در ۱۳ بازى نخست فيورنتينا اين تيم را به صدر جدول رده بندى سرى A رساند. در اين فصل و پس از مصدوميت تيم فيورنتينا افت قابل محسوسى داشت و نهايتاً مقام سوم ليگ را به دست آورد.
ژانويه ۲۰۰۰: پس از ريوالدو و ديويد بكهام توانست تا عنوان برترين بازيكن سال ۱۹۹۹ فيفا را از آن خود كند.
مى ۲۰۰۰: با زدن سه گل در ديدار فينال فصل توانست تا ركورد جديدى را در ليگ دسته اول ايتاليا بنا نهد.
وى پس از زدن سومين گل در آخرين روز حضورش در فيورنتينا، از شادى اشك مى ريخت. آخرين آمار گلزنى هاى او ۱۶۸ گل در طى ۲۹۶ حضور براى فيورنتينا بود. وى در اين سال قراردادى ۳۴ ميليون دلارى را با آ.اس رم منعقد ساخت.
۲۰۰۱-۲۰۰۰: طى ۲۸ بازى ۲۰ گل را براى تيم جديد به ثمر رساند تا بار ديگر اين تيم را به عنوان قهرمانى سرى A ايتاليا برساند.
۲۰۰۲-۲۰۰۱: مصدوميت و افت توانايى هاى او باعث شد تا اين ستاره آرژانتينى فصل دوم را در تيم رم با نااميدى پشت سر گذاشته و تنها شش گل را براى روسونرى‌ها به ثمر برساند.
آخرين حضور او در جام جهانى براى آرژانتين بسيار ناگوار تمام شد، چرا كه اين تيم در همان مرحله اول از ادامه رقابت هاى جام باز ماند.
۲۰۰۳-۲۰۰۲: قبل از پيوستن به اينترميلان بارها نيمكت‌نشينى را در رم تجربه كرد.
۲۰۰۳: به تيم العربى قطر پيوست.
۲۰۰۴: ۲۵ گل را در سال اول بازى در ليگ قطر به ثمر رساند.
۲۰۰۵: پس از مصدوميت شديد به قراردادش با تيم العربى قطر پايان داد تا براى هميشه با فوتبال خداحافظى كند
مختصري از ثروت و زندگي باتيستوتا
گابريل عمر باتيستوتا متولد 1969 ميلادي ___ به روايتي مسلمان ___ اولين باشگاه حرفه اي : نيو ولز آرژانتين___بهترين بازيكن تاريخ آرژانتين بعد از مارادونا___مبلغ قرار داد با فيورنتينا 22 ميليون ليره استرلينگ___قرارداد 2 ساله با باشگاه رم ايتاليا هر سال مبلغ 5/ 5 ميليون دلار __ جزء 50 بازيكن برتر قرن 20 ___ 26 گل در فصل 95-94 ___ مبلغ قرار داد با العربي: 8 ميليون دلار براي 2 سال ___ جالب است بدانيد كه باتيستوتا با وجود قرار داد با باشگاه قطري ، زندگي در دبي را ترجيح داده و در منزلي واقع در جزيره نخلها كه ساخته دست بشر و اماراتيهاست سكونت دارد منزلي كه به قيمت اعجاب انگيز 5/ 5 ميليون دلار خريداري كرده است.___ نكته جالب ديگر در مورد اين بازيكن فوتبال اينكه در منزل خود زير نظر مربي خصوصي به تمرين مي پرداخت__ و فقط جهت بازيهاي رسمي باشگاهش هفته اي 2 بار به قطر پرواز ميكرد.___و جالبتر اينكه بعد از هر باخت براي ايجاد روحيه دوباره بين همبازيانش آنها را به گردش دريايي با كشتي تفريحي در خليج فارس و صرف نان ايراني دعوت مي كرد { ظاهرآ علاقهُ شديدي به نانهاي ايراني دارد } ___ باتيستوتا با دارايي 101 ميليون دلاري رتبه سوم ثروتمند ترين فوتباليستهاي جهان را دارا بود. ___ غم انگيز ترين خاطره ورزشي باتيستوتا مسابقه بين تيم رم و فيورنتينا بود { پس از 9 سال بازي براي فيورنتينا } كه پس از گلزني به اين تيم با پيراهن رم بجاي شادي اشك ريخت.
خواندنیهایی در مورد باتیستوتا :
باتيستوتا در سه جام جهان ۱۹۹۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ براي آرژانتين به ميدان رفت. مهاجم گروه قدرتمند كشورش در رقابت‌هاي كوپا آمريكاي ۱۹۹۱ و 1993 بود و جام قهرماني را نيز در اين رقابت‌ها بالاي سر برد
عاشق سرگرمی های تبلیغاتی و چت با هواداران
باتی گل به سوی باشگاه گلف می رود. می گوید تنیس را بیشتر از بقیه دوست دارم اما نمی توانم ان طور که دلم می خواهد با قدرت و تسلط عالی بازی کنم و از طرف دیگر گلف محل قرارهاست و برای دیدن مشاور - طرف قرارداد - اسپانسرها - اشنایان مهم و روابط اجتماعی و تجاری مجبوری به زمین گلف بروی که به اصطلاح پاتوق مشترک کله گنده هاست!
اما وقتی آزاد باشد در دل طبیعت با وینچستر ۹۷ و لانسر میشل قدیمی اش که ابزار دیرینه شکار و ماهیگیری است ساعتها و شاید روزها مشغول میشود.
پاسخ دادن به هواداران و ارسال پیامهای مناسبتی برای باتی مثل یک وظیفه ضروری است و این یعنی در کار ایمیل و چت و وبلاگنویسی هم تبحر دارد و با لپ تاپ خود سر میز غذا - در رختخواب و گاه در مهمانی سرگرم است. اوجداً هواداران را تحویل می گیرد و هنوز مطابق وعده اش سالی چند بار به ایتالیا سفر و در فلورانس - رم و به خصوص با هواداران فیورنتینا دیداری تازه می کند.
لقب او در زمان اوج شهرتش ((باتی گل)) به معنای باتیستوتای گل زن بود.
باتی که یک فوتبالیست متدین و مذهبی است، در زمان کودکی عاشق بسکتبال بود، اما بعد ازقهرمانی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۷۸ به فوتبال گرایش پیدا کرد و تحت تاثیراستیل «ماریو کمپس»، آقای گل مسابقات قرار گرفت.
در فلورانس او را در حد یک قدیس ستایش می‌کردند و مجسمه تمام قد وی دیگر یکی از آثار باستانی جدید(!) شهر محسوب می‌شد.
باتیستوتا با به ثمر رساندن 56 گل در 78 بازی ملی برای آرژانتین در این زمینه رکورددار بود. او بیشتر عمر فوتبالش را در فیورنتینا سپری کرد حتی به همراه این تیم در سری B نیز حضور یافت
او جزء 6 بازیکنی است که در فوتبال ایتالیا بیشتر از 200 گل زده اند
نام همسر وی ایرنا و دارای 4 پسر به نامهای Thiago, Lucas, Joaquin, Shamel میباشد
ایمیل : gabriel@batistuta.com (gabriel@batistuta.com)
وب سایت رسمی : [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] Batistuta .com
وب سایت خانوادگی : [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) batistuta.net

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:27
وینچنزو مونتلا

در خیابانهای شهر همیشه جاوید رم ،کم نیستند صحنه هایی که طرفداران تیم آ اس رم دستهایشان را به طور افقی از هم باز کرده و شکل بالهای هواپیما را تداعی می کنند . آنها حرکت خاص وینچنزو مونتلای "هواپیما" که لقب دیگرش هشتمین پادشاه رم است را تقلید می کنند. او با این حرکت از به ثمر رسیدن گلهایش اظهار شادمانی می کند .

زمانی که او در جنوا بازی می کرد بعد از یک گل (به گفته خودش) احساس کرد در حال پرواز است وبعد شروع به چرخ زدن دور زمین کرد . از آن به بعد این حرکت نشانه خاص او شد.این مرد ناپلی که در پومیگلیانو دارک ،محیط نا مساعدی در دامنه های بایر وسو، به دنیا آمده،کارنامه اش شامل یک لیست پایان ناپذیر از گل های به یاد ماندنی است.

این بازیکن فرصت طلب جرقه پنهان تیمش است و هنوز شیطنت بچه هایی را دارد که با صورت کثیف در کوچه های شهر ناپل می دوند. جی جی رادیچ ، مربی سابق او در جنوا می گوید: سرعتی که او در ۱۰-۱۵ متری دروازه دارد واقعا بی همتاست . سرعت او تنها به مستطیل زمین محدود نمی شود :

او در سن جوانی با سرعت کاپشن چرم مشکی اش را از تن در آورده بود تا با کمک آن رهگذری را در برابر توفان محافظت کرده و جانش را نجات دهد. این عابر که ریتا نام داشت حالا دیگر همسر مونتلا است. او با استفاده از این اسم از تلویزیون در خواست کرده بود که همیشه در ماموریت های مربوط به فوتبال به عنوان فرستاده ویژه همراه وینچنزو باشد.

مونتلا پسر یک کارگر زحمت کش و یک مادر خانه دار به نام جوزپینا است. در سن ۱۰ سالگی زمانی که به همراه دو برادرش روی پله های استادیوم سن پائولوی ناپل نشسته بود و با دهان باز به دیه گو مارادونا نگاه میکرد ،خودش را به شکل یک فوتبالیست تصور کرد . او کارش را از دروازه بانی آغاز کرد !! وبالاخره یک روز شروع به دریبل زدن کرد و زمانی که به تیم مقابل گل زد ، اعتماد مربی اش را جلب کرد.

تازه ۱۶ سالش شده بود که سینیور دوناتی که دنبال افراد مستعد می گشت به باشگاه او یعنی سان نیکولا رفت و خواست که مونتلا را ببیند .وبعد هم اورا استخدام کرده و به امپولی برد .آن موقع دوناتی نمی توانست پیش بینی کند که یک عفونت ویروسی که به ناهماهنگی ضربان قلب تشدید هم شده بود ، بیش از یک سال مونتلا را از زمین فوتبال دور می کند .

بعد مونتلا به تیم جنوا رفت .در آن موقع اریکسون که سر مربی فعلی تیم انگلیس است، سر مربی تیم بود. در مورد او گفته : تا به حال مهاجمی را ندیده ام که به اندازه او شم گلزنی داشته باشد .مونتلا در سه فصل ۵۴ گل زدو سپس به تیم آ اس رم رفت. گلهای او راه را برای کسب مقام قهرمانی در سال ۲۰۰۱ هموار کرد.

مدتی پیش به خاطر مشکلاتی که با همسرش در زمینه طلاق داشت( عشقی که اونجوووری شروع بشه ، آخرش اینجوووری میشه دیگه!!! ) ، اختلالاتی در بازیش پیش آمد . اما دوباره به روزهای اوج خود نزدیک شده و گلهای زیادی در این فصل برای رم به ثمر رسانده.....

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:27
کارلو انجلوتی

متولد 10 ژوئن 1959 - رجیولو ایتالیا

ملقب به کارلتو
بازیکن اسبق پارما، رم و میلان و سرمربی کنونی میلان از سال 76 و در سن 17 سالگی مشغول بازی فوتبال شد. اولین حضور رسمی وی در تیم پارما و این حضور سه سال به طول انجامید. وی در سال 79 به پایتخت رفت و برای رم بازی کرد. وی در این باشگاه موفق به فتح یک جام قهرمانی ایتالیا و 4 جام حذفی شد. کارلتو در سال 87 به میلان پیوست و با 5 سال حضور به افتخارات زیادی دست یافت. کارلتو یکی از بازیکنان دوران طلایی میلان بود، دورانی که میلان بر بام اروپا و جهان ایستاده بود، دوران حضور فرانکو باره سی، فان باستن، رود گولیت، رایکارد، نیل لیدهولم، گونارنوردال، جیانی ریورا و ژورژ وه آ. فتح جام قهرمانان سال های 89 و 90 تنها نمونه هایی از موفقیت های بسیاری است که وی به همراه میلان کسب کرده است.
کارلتو پس از خداحافظی به مربیگری روی آورد و هم اکنون یکی از مربیان جوان و موفق جهان به حساب می آید. اولین تجربه مربیگری وی در تیم رجینا بود، پس از آن نیز بر روی نیمکت پارما نشست. در سال 99 جانشین مارچلو لیپی در یوونتوس شد اما کارلتو در یووه یک همیشه ناکام بود. یووه طی دو فصل حضور وی زیبا و خوب بازی می کرد فقط در کسب عنوان ناکام می ماند. اما همه چیز پس از پیوستن وی به میلان و جانشینی فاتح تریم تغییر کرد. میلانی که پس از دوران طلایی از سال 99 سیر نزولی اش را طی کرده بود و چه در ایتالیا و چه خارج از ایتالیا ناکامی های بسیاری را تجربه کرده بود به کارلتو، بازیکن اسبقش سپرده شد. در اولین سال حضور کارلتو، میلان به نیمه نهایی جام یوفا راه یافت و با مقام چهارمی از این رقابت ها خداحافظی کرد. امتیاز میلان در چدول کالچو نیز به طرز چشمگیری رو به افزایش بود. در نیم فصل بعد آنجلوتی که به خاطر بازی تدافعی تیمش مورد انتقاد برلوسکنی قرار گرفته بود، پیرلو را به عنوان هافبک بازیساز به تیم اضافه کرد تا با همکاری روی کاستا به حملات تیم کمک کنند. در همان زمان زوج خط حمله میلان، متشکل از پیپو اینزاگی و شوفچنکو نیز شکل گرفت. در فصل 2003 کارلتو پنجمین مربی جهان و تاریخ فوتبال بود که هم به عنوان بازیکن و هم به عنوان مربی جام قهرمانان اروپا را بالای سر برد. میگوئل مونز، جیووانی تراپاتونی، یوهان کرایف و فرانک رایکارد دیگر مربیانی بودند که پیش از وی موفق به این کار شده بودند. فصل 2003 یکی از بهترین فصل های حضور کارلتو در میلان بود زیرا در آن فصل میلان موفق به فتح سه جام شد (لیگ قهرمانان، جام حذفی ایتالیا و سوپر کاپ اروپا). فصل بعد در سایه حضور بازیکن تازه میلان، کاکا، باشگاه موفق به فتح جام قهرمانی ایتالیا، اسکودتو شد. فصل 2006 - 2005 با وجود بازی های زیبای میلان و کسب نتیجه، به دلیل پیروزی های مداوم ابتدای فصل یووه و ناکامی در برابر بارسلونا با دریافت تنها یک گل نتیجه ای برای میلان نداشت.

آنجلوتی تنها تورنمنت بزرگ ملی خود را در جام جهانی 1990 تجربه کرد.
کارلو آنجلوتی در طول زمان حضورش در میلان، توانسته است بازیکنان بزرگی همچون آندری پیرلو، مانوئل روی کاستا، فیلیپو اینزاگی، آندری شوچنکو، کاکا را در فوتبال ایتالیا مطرح کند.
کارلو آنجلوتی در سال 2003 به عنوان پانزدهمین مربی برتر فوتبال جهان که هم کارنامه بازیگری و هم کارنامه مربیگری درخشانی داشتند، قرار گرفت.
چهار مربی نخست، میگوئل مونوز (بازی در رئال 57-1956، مربیگری در رئال 66-1966)، جیووانی تراپاتونی (بازی در میلان 69-1963، مربیگری در یوونتوس 1985)، یوهان کرایف (بازی در آژاکس 73-1971، مربیگری در بارسا 1992) و فرانک رایکارد (بازی در میلان 90-1989، آژاکس 1995، مربیگری در بارسا 2006) بودند.کارنامه مربیگری۱۹۹۵تا۱۹۹۶رجینا۱۹۹ ۶تا۱۹۹۹پارما۱۹۹۹تا۲۰۰۱یون توس۲۰۰۱تابه حال میلان

کارنامه بازیگری۱۹۷۶تا۱۹۷۹هافبک پارمابود.از سال ۱۹۷۹تا۱۹۸۷به رم پیوست واز سال ۱۹۸۷تا۱۹۹۲درمیلان بازی کرد.درتیم ملی هماز سال ۱۹۸۱ تا۱۹۹۱فقط۲۵بازی ملی کردو۱گل زد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:29
پاول ندود!


تولد : 30/8/1972 جمهوری چک
قد : 177 سانتیمتر
وزن : 71 کیلوگرم
پست تخصصی : هافبک تهاجمی

باشگاهها :
1991-1992 دولکاپراگ جمهوری چک
1992-1996 اسپارتاپراگ جمهوری چک
1996-2001 لاتزیو ایتالیا
2001-2008 یوونتوس ایتالیا

افتخارات:
قهرمانی با اسپارتاپراک در سالهای ۱۹۹۵و ۱۹۹۴
نایب قهرمانی با جمهوری چک در جام ملتهای اروپا 1996
قهرمانی در جام حذفی با لاتزیو درسالهای ۱۹۹۸و ۲۰۰۰
قهرمانی با یوونتوس در سالهای ۲۰۰۱و ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵
عنوان بهترین بازیکن اروپا در سال۲۰۰۳
مرد سال فوتبال جمهورى چك در سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴
پاول ندود از بچگی به فوتبال علاقه بسیاری داشت و با وجود خانواده اي مرفه در مدرسه فوتبال اسپارتاپراک بزرگ شد و در سن 19 سالگی دعوت تیم ته جدولی دولکا در لیگ چک را پذیرفت و با درخشش در این تیم پس از یک سال به تیم اسپارتاپراگ پیوست در سال 1996 به لاتزیو رفت وی در همان سال نقش موثری در نایب قهرمانی جمهوری چک در جام ملتهای اروپا داشت . پاول ندود در تیم لاتزیو به یک ستاره بدل شد به طوری که تیم های زیادی خواهان به خدمت گرفتن او شدند بالاخره یوونتوس او را به خدمت گرفت او در یووه به عناوین مختلفی دست یافت از جمله بهترین بازیکن اروپادر سال۲۰۰۳ . بازیهاي او در يورو 2004 مخصوصا در مقابل تيم ملي هلند فراموش نشدنی است. پاول به مدت ۶سال است که همچنان در کنار بازیکنانی نظیر دل پیرو , بوفون , کامورانزی می درخشد ندود با تیم یونتوس تا تابستان 2008 قرارداد دارد

صحبتهای گاتوزو و کاناوارو در مورد ندود قبل از بازی ایتالیا و چک در جام جهانی 2006
گاتوزو: ندود شوت هاى پر قدرتى دارد و ضربات او همچون بمب است. من با او خيلى برخورد كرده ام و گاهى خيلى عصبى، اما اين را خوب مى دانم كه او يك قهرمان است.
فابيو كاناوارو: پاول بازيكن آزاردهنده اى براى مدافعان است . او روحيه خيلى بالايى دارد و سمبل تعصب تيمى است با جان و دل بازى مى كند و از آن دست بازيكنانى است كه حريف را مى ترساند

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:31
نام: فرانك جيمز لمپارد(Frank James Lampard)

متولد:20ژوئن1978( 20th June 1978)

مكان تولد:رامفورد منطقه اي در انگلستان(Romford)

قد:6فوت(180سانتي متر)

باشگاه فعلي:چلسي انگلستان

زمان پيوستن به چلسي:signed 14th June 2001

پست:هافبك هجوميوزن : 78کيلو گرم

اولين بازي ملي : 10 اکتبر 1999

خصوصیات: خوش خنده.اما كمي خشن

وضعیت تاهل:متاهل.داراي يك فرزند دختربه نام لونا

دوست صميمي:جو كول

وضعیت:
لمپارد را مي توان نه فقط يك هافبك برتر انگلستان بلكه هافبكي برتر در جهان ناميد وي توانست دومينهافبك برتر فوتبال جهان در سال 2005ميلادي شود و اين نشانگر بازي حرفه اي و بدو ن نقص فرانك است.او هنوز هم با چلسي قرارداردو به نظرش مورينيو سرمربي چلسي بهترين مربي جهان است.او چيزهاي زيادي را از مورينيو يادگرفته و محبوبيت فعلي خود را تا حدي مديون اوست.فرانك لمپارد،هافبك چلسي معتقد است خوزه مورينيو، بابت موفقيت هايي كه براي باشگاه كسب كرده، شايسته اعتبار بيشتري است.لمپارد در گفت و گويي با روزنامه سان اظهار داشت: مي بايست اعتبار بيشتري به مورينيو داده شود. او مردي احساساتي است كه شخصيت فوق العاده محترمي دارد.مشكل ما اين است كه در انگليس با هر كسي كه روش نويني ابداع مي كند، سرجنگ داريم. همه در نگاه اول شيفته روش ها و شخصيت او مي شوند و حالا همه ضد او شده اند. مربي كه تا به حالا موفق بوده و افتخارات زيادي را براي چلسي به ارمغان آورده، حالا مورد بي مهري قرار مي گيرد و تيمش مورد بي توجهي هواداران و مقامات واقع شده است. هدف او پيشرفت چلسي است و اهميتي به انتقادات نمي دهد. همه ما بايد خوشحال باشيم كه مورينيو چنين شخصيت حساسي دارداو مي تواند در جام جهاني 2006 يكي از مهره هاي برتر باشد.وضعيت باشگاهي:او فوتبال خود را با باشگاه وستهام يونايتد همراه با دوست صميمي خود جو كول آغاز كرد.(در سال 1996)او به طور قرضي يكسال بعد به تيم سوانسي سيتي(Swansea City ) فرستاده شد.(1997/98 )او توانست در دوفصل(1998/1999)در 64مسابقه اي كه انجام داد 23گل بزند كه براي يك هافبك آمار خيلي خوبي است.او پس از بازيهاي تماشايي در وستهام توانست نظر باشگاههاي بزرگي را نظير چلسي به خود جذب كند كه رقم ميليوني چلسي به هيچ وجه قابل رد كردن نبود .او در ازاي 6ميليون يورو به آبي پوشان پايتخت پيوست.دوران طلايي لمپارد در چلسي در حال رقم خوردن بود.او توانست در 37بازي اول خود با شنهاي آبي 5گل بزند.او در دومين سال حضور خود در چلسي توانست براي بار چهارم به جام يوفا برود.لمپارد توانست در سال 2003بهترين بازيكن ماههاي سپتامبر و اكتبر اروپا شود.در سال 2004برترين بازيكن انگلستان شناخته شدوي در سال 2005يازدهمين هافبك برتر تاريخ انگلستان انتخاب شد.او در فصل 2004.2005توانست در 38بازي 19گل بزند كه حكايت از گلزني اومي كند.فرانك توانست در آن سال از طرف سايتهاي خبري و سايت يوفا برترين بازيكن اروپا انتخاب شداو توانست در سال2005 بهترين بازيكن انگلستان شود.او در سال2005يك ركورد هم گذاشت ركورد بيشترين تعداد انتخاب شدن بهترين بازيكن انگلستان و ليگ برتر:164بار.و بالاخره او در پايان سال 2005 به عنوان دومين هافبك برتر جهان انتخاب گرديد.بارسلونا در اخرین اقدام خود برای تطمیع چلسی نسبت به فروش لمپارد دکو را به این تیم پیشنهاد کرد.طبق گزارش های رسانه های انگلیسی و اسپانیایی بارسلونا خواهان لمپارد است اما می داند تنها راه راضی کردن چلسی نسبت به فروش لمپارد این است که به جای او جانشینی را به چلسی پیشنهاد کنند.دکو یکی از بازیکنان مورد علاقه مورینهو است و در موفقیت این مربی با پورتو نقش به سزایی داشت و این می تواند بهترین راه تطمیع مورینهو باشد. طبق گزارش رسانه های اسپانیایی بارسلونا در صدد پیدا کردن جانشینی برای هافبک بازیساز خود است و ترجیح می دهد که این جانشین توانایی گلزنی زیادی داشته باشد. اما با وجود تمام شایعات هم دکو و هم لمپارد علاقه خود برای رفتن به تیم مقابل را تکذیب می کنند. ستاره چلسی می گوید: " من یک بازیکن وفادار به تیمم هستم و در حال حاظر تمام تمرکز خود را بر روی بازیهای این تیم گذاشتم و وظیفه ای جز این نیز ندارم . من یک مربی فوق العاده و هم تیمی هایی بی نظیر دارم و انها مرا تا این مرحله یاری کرده اند. من به فکر کسب موفقیت های بیشتر در این فصل با چلسی هستموضعيت ملي:وي درسال1999به تيم ملي دعوت شد و در همان سال اولين بازي ملي خود را انجام داد.اما در بازيهاي يورو 2000وجام جهاني2002حتي1دقيقه هم بازي نكرد ولي در بازيهاي يورو2004توانست خودرا به همه ثابت كنداو توانست در دقايق پاياني وقت اضافه ي بازي مقابل پرتغال در بازيهاي يورو2004گل پيروزي را بزند.او به عنوان بهترين بازيكن انگلستان در اين تورنمنت انتخاب شود.او بدون شك يك هافبك هجومي عالي براي تيم انگلستان در اين جام جهاني خواهد بود.
سرويس ورزشي:
فوتبال‌ نويسان‌ انگليسي‌ «فرانك‌ لمپارد» هافبك‌ باشگاه‌ چلسي‌ را به‌ دليل‌ كمك‌ به‌ كسب‌ اولين‌ قهرماني‌ اين‌ تيم‌ در ليگ‌ برتر طي‌ نيم‌ قرن‌ اخير، به‌ عنوان‌ بهترين‌ بازيكن‌ سال‌ انگليس‌ معرفي‌ كردند.لمپارد در رقابت‌ با «جان‌تري» هم‌ تيمي‌ خود كه‌ دو هفته‌ قبل‌ از سوي‌ اتحاديه‌ بازيكنان‌ به‌ عنوان‌ بهترين‌ بازيكن‌ سال‌ انتخاب‌ شده‌ و «جامي‌ كاراگر»(caragher) مدافع‌ باشگاه‌ ليورپول، به‌ اين‌ جايزه‌ دست‌ يافت.لمپارد پاداش‌ تلاش‌ خود براي‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ انگليس‌ و باشگاه‌ چلسي‌ را دريافت‌ كرد كه‌ امسال‌ به‌ قهرماني‌ در جام‌ اتحاديه‌ و ليگ‌ برتر اين‌ كشور دست‌ يافته‌ است.وي‌ عليرغم‌ اينكه‌ در پست‌ هافبك‌ بازي‌ مي‌كند، با به‌ ثمررساندن‌ 18 گل‌ بهترين‌ گلزن‌ چلسي‌ در فصل‌ جاري‌ است.جايزه‌ فوتبال‌ نويسان‌ انگليس‌ در طول‌ سه‌ سال‌ گذشته‌ به‌ بازيكنان‌ آرسنال‌ شامل‌ تيه‌ ري‌ هانري‌ (دوبار) و روبرت‌ پيرس‌ اهدا شده‌ است

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:31
نام : رايان جوزف گيگز

مليت : ولزي

متولد : 29 نوامبر 1973 در كارديف ولز

1.80 cm :قد

68 kg :وزن

پست : هافبك

تعداد بازي ملي : حدود 85 بازي و 26 گل زده

بازي در منچستر يونايتد :600 بازي و 92 گل زده

سوابق باشگاهي : از سال 1991 تا 1993 در تيم جوانان دسته اولي ولز

از سال 1993 تا كنون در منچستر يونايتد

افتخارات : - قهرماني ليگ برتر انگلستان به سالهاي 93 و 94 و 95 و 96 و 97 و 99و 2000 و 2001 و 2003

قهرماني در جام خيريه انگلستان به سالهاي 93 و 94 و 97 -

قهرماني در جام حذفي انگلستان به سالهاي 94 و 96 و 97 -

98 قهرماني در جام اتحاديه انگلستان به سالهاي 95 و -

قهرمان ليگ قهرمانان اروپا در سال 1999 -

قهرمان جام بين قاره اي در سال 1999 -

قهرمان جام برندگان جام در سال 1999 -



- بهترين بازيكن جوان ليگ برتر در سالهاي 1992 و 1993

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:33
بیوگرافی لیونل مسی

- نام كامل» ليونل آندرس مسي[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
- تاريخ و محل تولد: ۲۴ ژوئن ۱۹۸۷ در روزاريوي آرژانتين
- مليت: آرژانتيني و اسپانيائي
- قد: ۱۶۹ سانتي متر
- وزن: ۶۷ كيلوگرم
- باشگاهها: جوانان بارسلونا، بارسلونا
- نخستين بازي ملي: آگوست ۲۰۰۵ برابر مجارستان
- افتخارات: قهرمان رقابتهاي فوتبال زير بيست سال جهان (۲۰۰۵)، لاليگاي اسپانيا (۲۰۰۵)، سوپر جام اسپانيا (۲۰۰۵)، بهترين گلزن جام جهاني زير بيست سال (۲۰۰۵) ، بهترين بازيكن جام جهاني زير بيست سال(۲۰۰۵)بهترین بازیکن جوان جهان (۲۰۰۶)

اولین گل
يك‌ فوروارد كامل‌ زماني‌ كارش‌ را صحيح‌ انجام‌ داده‌ كه‌ گلي‌ را به‌ ثمر رسانده‌ باشد. «مسي‌» در اين‌ ديدار گلي‌ به‌ ثمر نرساند، اما يك‌ بار در موقعيت‌ گل‌ قرار گرفت‌ كه‌ دفاع‌ حريف‌ روي‌ او تكل‌ خطا انجام‌ داد و يك‌ ضربه‌ آزاد به‌ نفع‌ «بارسا» اعلام‌ شد و زننده‌ اين‌ ضربه‌ هم‌ كسي‌ نبود جز رونالدينيو كه‌ با اين‌ ضربه‌ اولين‌ گل‌ بازي‌ را به‌ ثمر رساند.
سیستم جوانگرا
«مسي‌» در «روناريو» متولد شده‌ است‌، در آرژانتين‌أ اما در «بارسلونا» همه‌ او را از خودشان‌ مي‌دانند و به‌ نظر مي‌رسد يكي‌ از اولين‌ محصول‌هاي‌ سيستم‌ جوان‌گراي‌ بارسلون‌ جديد باشد. با اينكه‌ رونالدينيو، اتوئو و دكو نام‌هاي‌ معروفي‌ هستند و در همه‌ جاي‌ دنيا شناخته‌ شده‌اند، اما «بارسلونا» به‌ محصولات‌ جوان‌ داخلي‌ خود نيز مي‌بالد و «مسي‌» آخرين‌ فرد از حلقه‌ نام‌هاي‌ پرداخته‌ شده‌يي‌ در «بارسلون‌» است‌ كه‌ نام‌هايي‌ چون‌ «كارلوس‌ پويول‌»، «ژاوي‌ هرناندز»، «ويكتور والدز»، «آندره‌ اس‌ اينيستا» و... را شامل‌ مي‌شود.
مقایسه با مارادونا
مسي‌ در سال‌ 1987 به‌ دنيا آمده‌ است‌. در پنج‌ سالگي‌ بازي‌ فوتبال‌ را آغاز كرده‌ )در باشگاه‌ گراندولي‌(أ در تيمي‌ كه‌ پدرش‌ هم‌ در آن‌ مشغول‌ فعاليت‌ بوده‌ است‌. توانايي‌هاي‌ او مسوولان‌ باشگاه‌ «نيول‌ اولدبويز» را قانع‌ كرد كه‌ «ليونل‌» را به‌ خدمت‌ بگيرند و او به‌ برادر بزرگترش‌ كه‌ در آن‌ باشگاه‌ بازي‌ مي‌كرد ملحق‌ شد. مربي‌ او در آن‌ باشگاه‌ «ايزيگو دومينگوئز»، مي‌دانست‌ كه‌ او استعداد شگرفي‌ در خود پنهان‌ دارد. او مي‌گويد: «او مي‌توانست‌ كارهايي‌ با توپ‌ انجام‌ دهد كه‌ قوانين‌ فيزيك‌ را به‌ بازي‌ مي‌گرفت‌. تنها كسي‌ كه‌ قبل‌ او ديده‌ام‌ كه‌ چنين‌ توانايي‌هايي‌ دارد، «ديه‌گو مارادونا» است‌...
مشکلات پزشکی
پيشرفت‌ «مسي‌» با اخباري‌ كه‌ نشان‌ از يك‌ بيماري‌ هورموني‌ در او داشت‌ كه‌ باعث‌ توقف‌ رشد او مي‌شد، تحت‌الشعاع‌ قرار گرفت‌. پدرش‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ «كاتالونيا» مهاجرت‌ كند تا بتواند هزينه‌ درماني‌ سنگين‌ او را به‌ نحوي‌ تامين‌ كند، اما «بارسلونا» همه‌ چيز را در مورد استعداد «ليونل‌» جوان‌ مي‌دانست‌ و بنابراين‌ پيش‌قدم‌ شد تا هزينه‌هاي‌ درمان‌ او را بپردازد و همچنين‌ با او قراردادي‌ براي‌ بازي‌ در تيم‌ جوانان‌ «بارسلونا» منعقد شد.
آغاز به کار در اسپانیا
وقتي‌ «مسي‌» پا به‌ اسپانيا گذاشت‌ فقط‌ يك‌ متر و چهل‌ سانتي‌ متر قد داشت‌. اما قد و هيكل‌ و نيز توانايي‌هاي‌ او بسرعت‌ شروع‌ به‌ رشد كردند و در مدت‌ زمان‌ كوتاهي‌ حدود سي‌ سانتيمتر به‌ قد او اضافه‌ شد. پس‌ از به‌ ؤمر رساندن‌ سي‌ و هفت‌ گل‌ و سي‌ بازي‌ در اولين‌ فصل‌ بازي‌اش‌، فدراسيون‌ فوتبال‌ اسپانيا به‌ او پيشنهاد كرد تا در تيم‌ ملي‌ اسپانيا شروع‌ به‌ بازي‌ كند. مربي‌ تيم‌ زير شانزده‌ ساله‌هاي‌ اسپانيا در آن‌ زمان‌ يعني‌ آقاي‌ «گينس‌ مندس‌» يكي‌ از بزرگترين‌ علاقه‌مندان‌ او بود. او در مورد «مسي‌» در آن‌ زمان‌ گفت‌: «در ميان‌ بازيكناني‌ در اين‌ سن‌، او بهترين‌ بازيكني‌ است‌ كه‌ من‌ در عمرم‌ ديده‌ام‌.»
ثبت رکورد برای بارسلونا
در نوامبر سال‌ 2003، مسي‌ در يك‌ بازي‌ دوستانه‌ در مقابل‌ «اف‌ ث‌پورتو» بازي‌ كرد و يك‌ سال‌ بعد هم‌ اولين‌ بازي‌ رسمي‌اش‌ با پيراهن‌ بارسلونا را در مقابل‌ تيم‌ «اسپانيول‌» به‌ انجام‌ رساند. او در فصل‌ گذشته‌ در بازي‌هاي‌ چندي‌ ظاهر شد، من‌ جمله‌ در ليگ‌ قهرمانان‌ مقابل‌ «شاختار دونتسك‌». پس‌ از آن‌ در بازي‌ مقابل‌ «آلباسته‌» بود كه‌ «ليوئل‌» با زدن‌ گل‌ در كتاب‌ ركوردهاي‌ «بارسا» به‌ عنوان‌ جوانترين‌ گلزن‌ تاريخ‌ باشگاه‌ شناخته‌ شد.
بازیکنی جهانی
در تابستان‌ ستاره‌ اقبال‌ «مسي‌» بالاتر هم‌ رفت‌. او آرژانتين‌ را به‌ فتح‌ جام‌ جهاني‌ جوانان‌ رهنمون‌ شد. او در اين‌ جام‌ عنوان‌ بهترين‌ گلزن‌ و بهترين‌ بازيكن‌ تورنمنت‌ را دريافت‌ كرد. مربي‌ آرژانتين‌ «خوزه‌ پكرمن‌»، او را در ديدار دوستانه‌ با مجارستان‌ به‌ تيم‌ ملي‌ بزرگسالان‌ دعوت‌ كرد، اما در اين‌ بازي‌ او خودش‌ را نشان‌ نداد و از حيث‌ كاركرد منفي‌ در صدر اخبار قرار گرفت‌. «مسي‌» در اين‌ بازي‌ دو دقيقه‌ پس‌ از ورود به‌ زمين‌ توسط‌ داور از بازي‌ اخراج‌ شد.
قرارداد جدید
«بارسلونا» از اين‌ مي‌هراسيد كه‌ مبادا باشگاه‌هاي‌ ديگر جواهرش‌ را از چنگ‌ باشگاه‌ در آورند، بنابراين‌ پس‌ از مدت‌زمان‌ كوتاهي‌ پس‌ از يك‌ قرارداد پنج‌ ساله‌، به‌ او پيشنهاد تمديد قرارداد دادند و با او تا سال‌ 2014 با حقوق‌ صد و پنجاه‌ ميليون‌ پوند كه‌ هم‌ تراز قرارداد رونالدينيو بود، قرارداد بستند.[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
استعداد ویژه‌
مشكل‌ آنجا بود كه‌ بارسلونا در ديدارهاي‌ ليگ‌ اسپانيا نمي‌توانست‌ از مسي‌ استفاده‌ كند. مليت‌ غيراسپانيايي‌ او اجازه‌ چنين‌ كاري‌ را به‌ باشگاه‌ در سال‌ جاري‌ نمي‌داد. اما اعطاي‌ عنوان‌ شهروند افتخاري‌ اسپانيا به‌ او به‌ اين‌ معناست‌ كه‌ او دوباره‌ مي‌تواند در تركيب‌ تيم‌ مردمي‌ و محبوب‌ اسپانيا قرار گيرد. «ريكارد» عقيده‌ دارد مي‌تواند از «مسي‌» در هر بازي‌ استفاده‌ كند و مي‌گويد كه‌ پس‌ از درخشش‌ در مقابل‌ «اودينزه‌» اعتمادش‌ به‌ «مسي‌» بيشتر شده‌ است‌. او مي‌گويد: «مسي‌ يك‌ بار ديگر نشان‌ داد كه‌ چه‌ استعداد ويژه‌يي‌ دارد. او همچنان‌ جوان‌ است‌، اما حضورش‌ در تيم‌ حياتي‌ به‌ نظر مي‌رسد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:36
کریستیانو رونالدو داز سانتوس
تاریخ تولد : 5 فوریه سال ۱۹۸۵ روز یکشنبه
مکان تولد : فونچال [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ملیت : پرتغالی
وضعیت : مجرد
قد : سانتی متر۱۸۴
وزن : 75 kgشهر تولد : مادیریا
رنگ مورد علاقه : سفید
لقب دوران کودکی : پاتریک کلایورت
تیم دوران کودکی : اسپورتینگ لیسبون و بنفیکا
ستاره دوران کودکی : مارادونا
بازیکنان مورد علاقه : فیگو و هانری
کار هایی که دوست دارد انجام دهد :
قدم زدن رفتن به سینما گوش دادن و در بعضی اوقات تنها بودن
هنرپیشه مورد علاقه : جان کلود ون دام
هنرپیشه زن مورد علاقه : آنجلینا جولی
غذای مورد علاقه : ‌‌Bacalhau a Braz یک غذای پرتغالی و Cod fish
نوشیدنی مورد علاقه : San Tal یک نوشیدنی پرتغالی
آهنگ مورد علاقه : آهنگی برای رقص

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:38
وحید هاشمیان
متولد: تهران
تاریخ تولد: 30 / 4 / 1355 (21.7.1976)
قد: 82/1
وزن: 79
شماره کفش: 42
وضعیت: مجرد
تحصیلات: دیپلم تجربی
وضعیت خانوادگی: 2 خواهر و 2 برادر
ورزش های مورد علاقه: فوتبال، شنا، یوگا
تفریحات و سرگرمی ها: مطالعه کتاب، اینترنت، قدم زدن، مسافرت
فیلم های مورد علاقه: پاپیون، گلادیاتور

زمانی که در دقایق ابتدایی دیدار تیم های ایران و قزاقستان در چارچوب بازی های آسیایی بانکوک یک جوان جویای نام ایرانی با ضربه ای استادانه توپ را به قعر دروازه حریف فرستاد، تلویزیون تایلند نام "وحید هاشمیان" را روی تصویر به نمایش درآورد تا زننده نخستین گل ایران در این رقابت ها را نشان دهد.
همانجا بود که بسیاری از مردم با نام او به عنوان یک مهاجم آشنا شدند.
وحید مثل بسیاری دیگر از فوتبالیست های تهرانی بازی خود را از محله های جنوب شهر آغاز کرد. در سال 1373 او به همراه تیم جوانان فتح تهران از دسته دوم به دسته اول صعود کرد و یک سال بعد به همراه این تیم عنوان سوم جوانان باشگاه های تهران را به دست آورد.
در سال 1975، هاشمیان به همراه تیم بزرگسالان فتح نایب قهرمان باشگاه های تهران شد و پس از آن به تیم فوتبال پاس که از تیم های صاحبنام ایران است، پیوست.
وی در سال 1377 با سبزپوشان پاس به عنوان نایب قهرمانی لیگ کشور دست یافت و از همین تیم نیز در جمع ملی پوشان کشورمان حاضر شد و توانست مدال طلای بازی های آسیایی بانکوک را برگردن بیاویزد.
بازی های خوب وحید باعث شد که مدیران استعداد یابی هامبورگ با مسوولان وقت پاس تماس حاصل کنند.
گفت و گوها بین مقامات هامبورگ و پاس نتیجه مثبت داد و هاشمیان به عنوان پنجمین بازیکن ایرانی به بوندس لیگا راه یافت.
هاشمیان در فصل نخست حضورش در هامبورگ فرصت چندانی برای عرضه اندام نیافت، اما در همان دقایقی که به میدان رفت موفق شد یک گل برابر ترابوزان اسپور ترکیه در رقابت های مقدماتی جام باشگاه های اروپا به ثمر برساند.
وحید در فصل 2000-1999 به همراه هامبورگ عنوان سوم بوندس لیگا را به دست آورد. او به همراه تیم ملی کشورمان در سال 2000 نیز موفق شد قهرمانی مسابقات غرب آسیا را در اردن به چنگ آورد.
اما جو حاکم بر اردوی تیم ملی و همچنین اختلاف با فدراسیون فوتبال وقت باعث شد وحید به مدت 5/3 سال از تیم ملی فاصله بگیرد.
در ادامه یک مصدومیت اجازه هنرنمایی را از وحید گرفت و پس از یک دوره بسیار سخت، ستاره فوتبال ایران سر از تیم فوتبال بوخوم در دسته دوم بوندس لیگا درآورد.
هاشمیان در دسته دوم بوندس لیگا نیز بسیار خوش درخشید و توانست با مربیگری پیتر نویرورر در فصل 2003-2002 به دسته اول بوندس لیگا بازگردد.
در این فصل هاشمیان بیشتر به عنوان یار جانشین به میدان می آمد و موفق شد 10 گل حساس نیز برای بوخوم به ثمر برساند.
اما اوج هنرنمایی هلی کوپتر به فصل 2004-2003 بازمی گردد که توانست با زدن 16 گل رکورد خوبی را از خود برجای بگذارد. بوخوم به لطف گل های او توانست به رقابت های جام یوفا راه یابد.
هاشمیان فصل 2005-2004 را در بایرن موینخ سپری کرد، اما اعتقادات فلیکس ماگات باعث شد تا فوتبال آلمان از هنرنمایی های هاشمیان بی نصیب بماند، اما در نهایت او به همراه سرخ پوشان باواریایی به مقام قهرمانی بوندس لیگا و لیگاپوکال رسید.
هاشمیان در ابزگشت مجدد به تیم ملی نیز بسیار خوش درخشید و با گل های حساسش مقابل قطر و ژاپن راه صعود ایران به رقابت های جام جهانی 2006 را هموار کرد.
او حتی در رقابت های مقدماتی جام ملت های آسیا نیز با زدن یک گل حساس به کره جنوبی روحیه فوق العاده به ایران پس از نتیجه ناامیدکننده مساوی مقابل سوریه در تهران داد.
افتخارات

تعداد بازیهای ملی: 33گلهای ملی: 13نایب قهرمانی آموزشگاه های تهران در مقطع دبیرستان سال 1373
صعود از دسته دوم جوانان تهران به دسته اول با تیم فتح سال 1373
مقام سوم جوانان تهران با تیم فتح سال 1374
نایب قهرمان باشگاهی تهران با بزرگسالان فتح سال 1375
نایب قهرمان لیگ آزادگان با تیم پاس تهران سال 1377
قهرمانی بازی های آسیایی بانکوک 1998
مقام سوم بوندسلیگا با تیم هامبورگ سال 2000-1999
قهرمانی بازی های غرب آسیا «جام ملک حسین اردن» سال 2000
صعود از دسته دوم لیگ آلمان به دسته اول با تیم بوخوم سال 2002-2001
صعود به جام یوفاکاپ با تیم بوخوم سال 2004-2003
قهرمانی باشگاهی آلمان با تیم بایرن مونیخ سال 2005-2004
قهرمانی لیگا پوکال با بایرن مونیخ سال 2005-2004
صعود به جام جهانی 2006 آلمان

* لازم به ذکر است که وحید هاشمیان از بازی های مقدماتی جام جهانی 2002 تا مقدماتی جام جهانی از حضور در تیم ملی ایران کناره گیری کرد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:48
برند شوستر
تولد : 22 دسامبر 1959 (47 ساله) \مكان تولد : آگوسبورگ آلمان \ پست : هافبك \ باشگاه فعلي : مربي رئال مادريد
سابقه بازيگري باشگاهي :
1971 - 1976 : اف سي هامرزچميده آگوسبورگ - جوانان \ 1976 -1978 : اف سي اگوسبورگ \ 1978 - 1980: اف ث كلن ( 61 بازي 10 گل) \ 1980 - 1988 : بارسلونا (170 بازي 63 گل) **1988 -1990 رئال مادريد ( 62 بازي 13 گل) ** 1990 - 1993 : اتلتيكو ( 85 بازي 11 گل) \ 1993 - 1996 : لوركوزن (59 بازي 8 گل) \ 1996-1997 پوماس ( 9 بازي بدون گل) / مجموع : 446 بازي 105 گل
سابقه ملي :
1977 - 1979 : جوانان( 10 بازي 2 گل) \ 1980 : امبد ( يك بازي بدون گل) \1۹80-1984 : بزرگسالان (21 بازي 4 گل)
سابقه مربيگري :
1997 - 1998 : فورتنا كلن \ 1998 - 1999 : اف ث كلن \ 2001 - 2003 : چرز سي دي \ 2003-2004 : شاختار دونتسك \ 2004 - 2005 : لوانته \ 2005 - 2007 : ختافه \ 2007 - ؟ : رئال مادريد
افتخارات :
قهرمان اروپا /1980 به همراه تيم ملي المان \سوپر كاپ اسپانيا / 1982 با بارسا \ كوپا دل ري / 1981 ، 1983 ، 1988 (بارسا) ، 1989 (رئال) ، 1991 ، 1992 ( اتلتيكو) \قهرمان لاليگا /1985 ( بارسا) ، 1989 و 1990 به همراه رئال **توپ نقره اي (1980) ، توپ برنزي (1981 و 1985) همه با بارسلونا
زندگي به عنوان بازيكن: چندان به درد ما نمي خورن ! ( پيوست : خودتون بريد ويكي پديا بخونيد . به ما چه !)
زندگي شخصي : اين هم به ما هيچ ربطي نداره ! اصلا به ما چه كه اسم زنش گابيه ؟
زندگي به عنوان مربي :
بعد از آخرين حضور شوستر در نقش بازيگر در تيم مكزيكي يو ان اي ام پوناس ، او در بهار 1997 از بازيگري بازنشسته شد . شوستر در تيم كوچك كلن ، فورتنا در بوندسليگا بي ، بسيار موفق بود و در نتيجه به تيم اول كلن يعني اف ث كلن رفت و نتوانست موجب پيشرفت اين باشگاه شود . بنابراين اين باشگاه را ترك كرد و پيشنهادي از جانب چرز سي دي در جنوب اسپانيا دريافت كرد و اين تيم را مربيگري كرد و بسيار موفق بود . دو فصل مربيگري او در اين باشگاه موفق ترين دوفصل تاريخ اين باشگاه محسوب مي شود ولي او نتوانست اين تيم را به دسته ي اول ليگ اسپانيا رهنمون سازد . او هيچ پيشنهاد مناسبي از اسپانيايي ها دريافت نكرد . به همين دليل تصميم گرفت تا طي معامله اي براي هدايت شاختار دونتسك به اوكراين برود . جايي كه او توانست ركورد بيشترين برد پياپي باشگاهي را بدست آورد . تيم نتوانست قهرماني ليگ را بدست آورد و همچنين با شكست برابر لوكوموتيو مسكو از حضور در مرحله ي پاياني چمپيونز ليگ نيز بازماند . بعد از آن كه شوستر اين تيم را ترك كرد ، اين تيم اوكراين كاپ 2004 را بدست آورد .
او در تابستان 2004 براي مربيگري لوانته به اسپانيا يرگشت . شروعي شگفت انگيز با باشگاهي كوچك از والنسيا ! مدير او را 5 بازي مانده به پايان فصل اخراج كرد .! لوانته از اين 5 بازي حتي يك بازي را هم نتوانست ببرد تا به سگاندا ديوپژن سقوط كند .
در تابستان 2005 ، ختافه او را به خدمت در آورد . ضلع كوچك مادريد توانست با وجود او بهترين سال تاريخ باشگاه را سپري كند . ختافه به رهبري برند شوستر در اين فصل هفتم شد و با شكست 4-0 بارسا به فينال كوپا دل ري راه يافت تا نايب قهرماني كوپا دل ري را كسب كند و به جام يوفا راه يابد . شوستر در هفتم جولاي 2007 به رئال مادريد پيوست .
نكته مهم : بحث درباره ي شوستر در اين مقال نمي گنجد . من و دوستان سعي مي كنيم با يه بحث فني مهم اين موضوع رو مورد بررسي قرار بديم . شما هم ميتونيد اگه نظري در مورد شوستر داريد به اي ميل من بفرستيد با كامنت بزاريد

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:51
خاویر كلمنته لازارا
تاریخ تولد: ۱۲ مارس ۱۹۵۰
محل تولد: باراكالدو، بیسكاى اسپانیا
كلمنته در سال ۱۹۶۸ فوتبالش را با تیم آتلتیكومادرید آغاز كرد. او در مدت ۳ سالى كه با پیراهن این تیم در لالیگا بازى كرد در ۴۷ بازى ۶گل براى تیمش به ثمر رساند. كلمنته با آتلتیكو در جام «كوپا دل جنرالیسیمو» به سال ۱۹۶۹ قهرمان شد اما دوران بازیگرى وى بیش از ۳ سال طول نكشید و او به دلیل مصدومیت، خیلى زود از دنیاى بازیگرى خداحافظى كرد. تیم ناشناس «آره ناس» اولین تیمى بود كه كلمنته آن را هدایت كرد. پس از این تیم، كلمنته به «باسكونیا» از دیگر تیم هاى ناشناس فوتبال اسپانیا رفت. بعد از نتایجى كه این تیم با كلمنته گرفت، سران باشگاه «آتلتیكو بیلبائو» به مربى جوان اسپانیا اعتماد كردند و سكان هدایت تیم سرشناس خود را به او سپردند. در فصل ۸۳-۸۲ اتلتیكو بیلبائو با هدایت كلمنته و با تكیه بر بازیكنان نامى آن دوره نظیر «دنى» و «آنتونى گویى گوچه آ» توانست به مقام قهرمانى لالیگا دست یابد. این مقام در سال بعد هم با اسپانیول تكرار شد. فتح جام «كوپا دل رى» یكى دیگر از افتخارات كلمنته با تیم بیلبائو بود كه در سال ۱۹۸۴ به دست آمد. پس از این بود كه «سزار لوئیس منوتى» سرمربى وقت بارسلونا شدیداً فوتبال تیم كلمنته را مورد نكوهش قرار داد، فوتبالى كه استوار بر بازى دفاعى بود و تیم بیلبائو در آن سال ها با كلمنته فوتبالى صرفاً نتیجه گرا را ارائه مى داد. بیشتر عصبانیت سرمربى بارسلونا به دلیل خطاى وحشتناك «گویى گوچه آ» بر روى پاى «دیگو مارادونا» بازیكن آن زمان بارسلونا و مصدومیت جدى این بازیكن بود، هر چند كه كلمنته در مقابل انتقاد سرمربى بارسلونا سیاست سكوت را در پیش گرفت. در سال ۱۹۸۶ كلمنته از بیلبائو جدا شد اما مربیگرى وى در این تیم قدیمى در فصل هاى ۹۱-۹۰ و ۲۰۰۶-۲۰۰۵ تكرار شد. با این حال او نتوانست موفقیتهاى گذشته را با این تیم تكرار كند و در سال ۲۰۰۶ پس از انتقادهایى كه از سیاست باشگاه مطرح كرد از این تیم اخراج شد. كلمنته پس از جدایى از بیلبائو در سال ۱۹۸۶ به تیم اسپانیول پیوست. در نخستین فصل حضورش در اسپانیول توانست این تیم را به مقام سوم لالیگا برساند و جواز حضور در جام یوفا را به دست آورد. در فصل ۸۸-۸۷ در رقابت هاى جام یوفا اسپانیول با مربیگرى كلمنته مقابل میلان و اینتر موفق بود و در دیدار نهایى با وجود پیروزى ۳ بر صفر در دیدار خانگى در مجموع و در ضربات پنالتى به حریف آلمانى خود ، لوركوزن باخت تا كلمنته نتواند اولین جام اروپایى اش را به دست آورد. او در سال ۱۹۸۹ از اسپانیول جدا شد و به آتلتیكو مادرید رفت و در فصل ۹۰-۸۹ این تیم را به مقام نایب قهرمانى لالیگا رساند. او یك سال بعد به اسپانیول برگشت. این آخرین حضور كلمنته در این تیم نبود چرا كه كلمنته در سال ۲۰۰۲ بار دیگر هدایت اسپانیول را برعهده گرفت. كلمنته بین سال ۹۱ تا ۲۰۰۰ سرمربیگرى چند تیم اسپانیایى مانند رئال بتیس و رئال سوسیه داد را هم بر عهده داشت. او در سال ۲۰۰۰ پس از ۲۵ سال حضور در فوتبال اسپانیا به فرانسه كوچ كرد تا هدایت المپیك مارسى این كشور را در دست بگیرد. حضور كلمنته در فرانسه تنها یك فصل به طول انجامید تا با بازگشت به اسپانیا هدایت تنه ریف، اسپانیول و آتلتیكوبیلبائو را بر عهده بگیرد و در واقع بیلبائو آخرین تیم باشگاهى است كه كلمنته در آن مربیگرى كرده است.
در سال ۱۹۹۲ كلمنته به لطف موفقیتهایش در تیم بیلبائو به عنوان سرمربى تیم ملى اسپانیا انتخاب شد و مأموریت یافت كه تیم ملى كشورش را به مسابقات جام جهانى ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ و یورو ۱۹۹۶ ببرد. تیم ملى اسپانیا در نخستین بازى با مربیگرى كلمنته با نتیجه یك بر صفر تیم ملى انگلیس را از پیش رو برداشت و موفق شد تیم پرستاره آن روزهاى كشورش را به جام جهانى ۹۴ و یورو ۹۶ هدایت كند. هر چند كه اسپانیا با كلمنته به ركورد ۳۱ بازى بدون باخت رسید اما او به دلیل استفاده بیش از حد از بازیكنان ایالت باسك و حذف نام «گوآردیولا » مورد انتقاد شدید قرار گرفت. كلمنته پس از ۶۲ بازى به دلیل باخت ۳ بر۲ اسپانیا مقابل قبرس در روز پنجم سپتامبر ۱۹۹۸ از كار بركنار شد.
سابقه مربیگرى در تیم هاى ملى
در روز بیست و یكم جولاى ۲۰۰۶ خاویر كلمنته به عنوان سرمربى تیم ملى صربستان انتخاب شد. اولین بازى صربستان با مربیگرى كلمنته با پیروزى ۳ بر یك این تیم مقابل چك همراه بود. بر اساس اخبار رسانه هاى صربستان، این مربى ماهانه ۳۰ هزار یورو از فدراسیون فوتبال این كشور حقوق دریافت مى كرد. هر چند كه او در گفت و گو با روزنامه پولیتیكا گفت كه این حقوق ماهانه كمترین دستمزدى بوده كه وى در ۲۰ سال اخیر دریافت كرده است!وى همچنین براى امضاى قرارداد ۲ ساله با صربستان مبلغ ۷۲۰ هزار یورو نیز به عنوان پیش قرارداد دریافت كرد و اگر مى توانست تیم ملى این كشور را به یورو ۲۰۰۸ هدایت كند، ۴۰۰ هزار یورو به عنوان پاداش مى گرفت . با این حال صربستان با مربیگرى كلمنته نتوانست به یورو ۲۰۰۸ برسد و پس از این ناكامى، او از ششم دسامبر ۲۰۰۷ به عنوان مربى آزاد مى توانست تیم جدیدى را براى مربیگرى انتخاب كند

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:53
آندری شوچنکو
متولد 29 سپتامبر 1976 درروستای ویرکیویشنا در نزدیکی کیف بدنیا آمد.او از کودکی به فوتبال علاقه داشت. پدرش یک نظامی طراح ماشین بودو مادرش یک حسابدار.او شرایط

سختی را در کودکی گذراند.علاقه شدید او به فوتبال سبب شد تا آندری به عضویت تیمهای پایه دینامو کیف دراید.قبل از آن و زمانی که شوا در سخت ترین شرایط زندگی بود او در یک تورنمنت

فوتبال شرکت کرد وبهترین بازیکن مسابقات لقب گرفت.همین امر موجب توجه لوبانفسکی به شوا شد و او راهی دیناموکیف شد. نخستین مربی شوا در دینامو الکس شپکف بود.آندری 9 ساله در طی

10 سال حضور در مسابقات جوانان آقای گل تمامی دوران شد.او در سال 1994 در سن 18 سالگی به بزرگسالان دیناموکیف پیوست.در طی 5 فصل حضور در دیناموکیف شوا 5 بار لیگ اکراین

و 4 بار جام حذفی را فتح کرد.او با دینامو به نیمه نهایی لیگ اروپا هم رسید و در دوران حضورش در این تیم بهترین بازیکن و گلزن دینامو بود.در سال 1999 شوا به پیشنهاد 26 میلیون دلاری

میلان پاسخ مثبت داد و راهی سن سیروشد.در همین بین پدر آندری دچار بیماری قلبی شد و شوابا کمک های سیلویو برلوسکونی شاهد بهبود وضعیت پدرش شد.در اولین فصل حضور شوا در میلان

این تیم در لیگ سوم شد اما شوچنکو با 24 گل زده آقای گل لیگ شد.در سال 2001 او با زدن دو گل از شش گل میلان به اینتر صاحب لقب قاتل اینتر شد.فصل 2002/2003 برای شوا بسیار بد بود

و او با مصدومیت شدیدی مواجه شد.اما سال بعد او به تمام آرزوهایش رسید و علاوه بر فتح اسکودتو و لیگ قهرمانان اروپا با یک مدل لباس آمریکائی الاصل بنام کریستین پازیک ازدواج کرد.او

این فصل با 24 گل زده باز هم آقای گل لیگ شد. دراواخر سال 2004 شوچنکو عنوان بهترین بازیکن اروپا را از آن خود کرد.در 29 اکتبر 2004 آندری وکریستین صاحب یک پسر شدند و نام او

را یوردان گذاشتند.شوا در این سال سومین بازیکن برتر جهان شد.در فصل بعد میلان نایب قهرمان ایتالیا شد.در روز 6 سپتامبر 2005 در مراسمی باشکوه در کلیسای سن ویچنزو برلوسکونی به

عنوان پدرخوانده یوردان معرفی شد.شوا در همین ماه برنده تندیس پای طلایی 2005 شد.در این مراسم جرج بست و ژرژ وه آ هم حضور داشتند.ندود و باجو برندگان دوره های گذشته بودندش

MoJtaBa.R
13-03-2008, 14:57
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زین‌الدین یزید زیدان (زاده‌ی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو)
فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایری‌‌الاصل) است که در میانه‌ی میدان بازی می‌کند و عموماً به عنوان یکی از به‌ترین بازی‌کنان تاریخ فوتبال شناخته می‌شود. او تا بحال برای تیم‌های باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.
او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزه‌ی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزه‌ی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزه‌ی پرارزش‌ترین بازی‌کن جام باشگاه‌های اروپا و یک بار جایزه‌ی به‌ترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملت‌های اروپا, جام باشگاه‌های اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو می‌توان او را از پرافتخارترین بازی‌کنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاه‌های اروپا گل زده است.
زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفه‌ای او. در همین فینال بود که ضربه‌ی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالی‌ترین لحظات تاریخ زندگی‌اش را در آخرین لحظات عمر حرفه‌ای‌اش رقم زد.
باشگاهی
کنز
زیدان فوتبال حرفه‌ای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 این‌جا بازی می‌کرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرح‌ترین باشگاه‌های فرانسه پیوست.
بوردو
زیدان جمعا چهارسال از 1992 تا 1996 برای بوردو بازی کرد. در این چهار سال او در 157 بازی لیگ فرانسه شرکت داشت و 32 گل به ثمر رساند.
یوونتوس
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلی‌ترین‌ ستاره‌های تیم, بدل شد. ‌
او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سال‌های 1997 و 1998, در فینال جام باشگاه‌های اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).
زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.
رئال مادرید
در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقال‌های تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بی‌سابقه بود. او در سال‌هایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگ‌ترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازی‌کنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهم‌ترین ستاره‌های این کهکشان بود و از سایر ستاره‌های نورانی آن می‌شود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.
زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.
اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاه‌های اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار می‌شد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا را نیز به کارنامه‌اش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گل‌های تاریخ فوتبال شمرده می‌شود.
زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام می‌گرفت, هم‌تیمی‌های او لباس ویژه‌ای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام "زیدان, چهره‌ای از قرن بیست و یکم" شد.
تیم ملی فرانسه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین می‌توانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".
به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.
زیدان در سال 1998 به همراه تیم ملی فرانسه, میزبان جام جهانی 1998 بود. او در بازی دوم فرانسه (که پیروزی 4-0 مقابل عربستان صعودی را در پی داشت) خطای بدی روی کاپیتان عربستان, فواد امین, مرتکب شد و به این ترتیب کارت قرمز دریافت کرد و از دو بازی محروم شد. در آن زمان ادعا می‌شد که امین لفظا به زیدان توهین کرده است. زیدان در یک چهارم نهایی مقابل ایتالیا به میدان آمد و پس از این‌که بازی بعد از 120 دقیقه به پنالتی کشید, ضربه‌ی پنالتی خود را به گل تبدیل کرد. او در فینال جام مقابل برزیل به میدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پایه‌گذار پیروزی 3-0 تیمش شد تا فرانسه برای اولین بار در تاریخ, قهرمان جام جهانی شود. دو گل او در این بازی با ضربه‌ی سر به ثمر رسید که به نوبه‌ی خود برای هافبکی چون او قابل توجه بود. بسیاری این بازی را نقطه عطف تاریخ زندگی زیدان می‌دانند.
دو سال بعد زیدان از اعضای تیم ملی فرانسه در یورو 2000 بود. او از به‌ترین بازی‌کنان فرانسه در این جام بود. زیدان در یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد مستقیم دروازه‌ی اسپانیا را باز کرد و در آخرین ثانیه‌های بازی نیمه نهایی با پرتغال, گل طلایی را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا نقش عمده‌ای در رسیدن تیم به فینال داشته باشد. فرانسه در فینال نیز ایتالیا را , در یکی از جنجالی‌ترین بازی‌های تاریخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهانی 1998 و یورو 2000 به یکی از پرافتخارترین تیم‌های تاریخ بدل شود. 34 سال از آخرین باری که تیمی جام جهانی و جام ملت‌های اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, می‌گذشت. در این هنگام بسیاری فرانسه را بزرگ‌ترین تیم فوتبال دنیا می‌دانستند.
زیدان در جام جهانی 2002 نیز از اعضای تیمش بود اما به علت مصدومیت در دو بازی اول غایب بود. این تورنمنت, یکی از بدترین افتضاحات فرانسوی‌ها بود که با بازی‌های ضعیف بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز از جام حذف شدند. زیدان تنها در بازی آخر مقابل دانمارک به میدان آمد.
در یورو 2004 نیز زیدان به همراه تیم ملی فرانسه به میدان آمد و شاهد باخت تیمش مقابل یونان, تیمی که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از این جام زیدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملی کناره‌گیری کرد.
با این حال پس از این‌که فرانسه در راه صعود به جام جهانی 2006 به مشکلاتی برخورد زیدان در آگوست 2005 (یک سال پس از کناره‌گیری) اعلام کرد که برای کمک به تیم ملی فرانسه برمی‌گردد و مجدداً به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولین بازی خود پس از خداحافظی را مقابل جزایر فارو انجام داد و در پیروزی 3-0 تیمش نقش داشت. فرانسه نهایتا به عنوان اولین تیم از گروه خود به جام جهانی 2006 صعود کرد.
در 25 آپریل 2006 , پس از یک فصل پر از مصدومیت در رئال مادرید, زیدان تصمیم نهایی خود برای کناره‌گیری از فوتبال, چه باشگاهی و چه ملی, را اعلام کرد. این کناره‌گیری به پس از اتمام جام جهانی 2006 حواله داده شد.
در 27 می 2006 زیدان در پیروزی 1-0 تیمش مقابل مکزیک نقش داشت و صدمین بازی ملی خود را در این بازی انجام داد. با این حساب او در کنار مارسل دسایی, دیدیه دشان و لیلیان تورام به یکی از تنها چهار بازی‌کنی بدل گشت که بیش از صدبار برای فرانسه به میدان آمده‌اند.
جام جهانی 2006
زیدان در جام جهانی 2006 برای سومین جام پیاپی در ترکیب تیم ملی فرانسه ظاهر شد و این بار بازوبند کاپیتانی را به دست داشت. او در هر دو بازی اول, مقابل سوئیس و کره جنوبی, کارت زرد گرفت و از بازی سوم محروم شد. در یک هشتم نهایی, مقابل اسپانیا, او به ترکیب تیم بازگشت و با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در صعود تیمش به یک چهارم نهایی داشت.
در یک چهارم نهایی, فرانسه در بازی حساسی مقابل برزیل, مدافع عنوان قهرمانی, قرار گرفت. این تکرار فینال جام جهانی 1998 بود. زیدان در این بازی, برای اولین بار در تاریخ فوتبال خود, به تیری هانری پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پیروز بازی شود و به نیمه نهایی صعود کند. زیدان به عنوان به‌ترین بازی‌کن این دیدار انتخاب شد.
چهار روز بعد, فرانسه در نیمه نهایی مقابل پرتغال به میدان رفت تا زیدان از روی نقطه پنالتی دروازه‌ی ریکاردو را باز کند و فرانسه به فینال راه پیدا کند.
در 9 ژولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقه‌ی 7 از روی نقطه‌ی پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازی‌کنی باشد که تا بحال در دو فینال جام جهانی گل زده‌اند. بازی در وقت معمولی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافه‌ی اول با ضربه‌ی سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربه‌ی او را مهار کرد. دقیقه‌ی 110 این بازی, که می‌رفت آخرین بازی زیدان باشد, به یکی از جنجالی‌ترین صحنه‌های تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. در طی این صحنه (که در پایین شرح داده شده است) زیدان اخراج شد و نتیجتا در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه روی غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجه‌‌ی 5-3 مغلوب و حذف شد.
با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال, او عنوان به‌ترین بازی‌کن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بی‌نظیرش کامل شده باشد.
درگیری با مارکو ماتراتزی در فینال
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در دقیقه‌ی 110 بازی فینال, زیدان در صحنه‌ای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. زمینه‌ی این درگیری کلماتی بود که ماتراتزی به زیدان گفته بود (در پایین توضیح داده شده است). داور بازی, هوراشیو الیزوندو, این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شود. او بازوبند کاپیتانی را به ویلی سانیول سپرد (تا او آن را به بازوی فابین بارتز ببندد) و از زمین خارج شد.
علت درگیری
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پس از پایان بازی تحقیقات و لب‌خوانی‌های وسیعی برای مشخص شدن علت درگیری و کلمات تحریک‌کننده‌ی ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری می‌گفتند ماتراتزی با توهینی راسیستی زیدان را به "تروریست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این را رد کردند. ماتراتزی ادعا کرد که توهینی که به زیدان کرده است بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است.
سه روز پس از بازی زیدان در دو مصاحبه‌ی تلویزیونی در این مورد شرکت کرد. او در این مصاحبه‌ها اعلام کرد که ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده است و ضمن معذرت‌خواهی, اعلام کرد که از کاری که کرده پشیمان نیست. او در ضمن هرگونه توهین‌های راسیستی از سوی ماتراتزی را غیرواقعی و محصول جنجال نشریات و رسانه‌ها دانست. ‌
افتخارات
جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)
جام ملت‌های اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)
جام باشگاه‌های اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)
لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)
لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)
جام بین‌قاره‌ای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)
سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)
جایزه‌ها و افتخارت شخصی
سه بار بهترین بازی‌کن سال جهان از سوی فیفا (در 1998, 2000 و 2003)
یک بار بهترین بازی‌کن سال اروپا (توپ طلایی) از مجله‌ی "فرنس فوتبال" (در 1998)
یک بار باارزش‌ترین بازی‌کن جام باشگاه‌های اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)
یک بار به‌ترین بازی‌کن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)
به‌ترین بازی‌کن نیم‌قرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)
شوالیه‌ی لژدواونور از 1998
حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004
زندگی شخصی
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوان‌ترین فرزند خانواده‌ی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگ‌تر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسب‌شان به روستایی در الجزایر برمی‌گشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا می‌کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده‌اند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را می‌توان "مسلمان اسمی" نامید.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیایی‌الاصل, ازدواج کرد. آن‌ها چهار فرزند به نام‌های انزو (زاده‌ی 24 مارس 1995), لوکا (زاده‌ی 13 می 1998), تئو (زاده‌ی 18 می 2002) و الیاس (زاده‌ی 26 دسامبر 2005) دارند
زیدان 185 سانتیمتر قد دارد.
زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب "گران‌ترین بازی‌‌کن تاریخ فوتبال تا آن هنگام" را به دست آورد.
34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحله‌ی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحله‌ی بعدی راه یافت.
زیدان دقیقا چهار سال از پاتریک ویرا که در 23 ژوئن 1976 به دنیا آمده بزرگ‌تر است.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
زیدان با شرکت‌هایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تله‌کوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروت‌مندترین ورزش‌کاران جهان بوده است

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:00
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
متولد 28 فبریه 1942 در شهر ماریانو دل فریولی از حاشیه ونیز . پست : دروازه بان ( در حال حاضر مربی )
دروازه بان افسانه ای فوتبال ایتالیا و یکی از بهترین دروازه بانان تاریخ فوتبال دنیا , شروع بسیار جالبی در فوتبال داشت , دینو جوان در سن 14 سالگی به تمرینات جوانان یوونتوس و اینتر رفت اما به خاطر قد کوتاهش مورد قبول قرار نگرفت اما وی نا امید نشد و با تمرینات منظم 5 سال بعد در سال 1961 و با 33 سانتیمتر افزایش قد به باشگاه اودینزه پیوست و تا 21 سالگی در این تیم ماند و در دو سال حضور در این تیم تنها 4 بازی انجام داد . زوف در سال 1963 برای نشان دادن ارزش های خود راهی مانتووا شد و تا سال 1967 در این تیم ماند ودر 93 بازی حاضر شد . زوف حالا یک دروازه بان ملی پوش بود که تیمهای زیادی دنبالش بودند اما در سال 67 به تیم بزرگ آن زمان ایتالیا به نام ناپولی پیوست و با حضور درخشان در ناپولی تا سال 1972 در 143 مسابقه حاضر بود .
اما بزرگترین لحظه ورزشی زوف در سال 1972 اتفاق افتاد و دینوی 30 ساله به یوونتوس ملحق شد و 11 سال به یووه وفادار ماند و تا 41 سالگی در این تیم بازی کرد . دینو زوف در مجموع 330 بازی در یووه انجام داد و در سال 1983 از دنیای فوتبال خداحافظی کرد .
تمامی افتخارات زوف در زمان حضور در تورین بود . 6 بار قهرمانی در لیگ ایتالیا , 2 قهرمانی در جام حذفی ایتالیا و 1 قهرمانی جام یوفا در سال 1977 از جمله افتخارات اسطوره ایتالیا به شمار می رود .
همچنین زوف از سال 1968 تا 1982 در 112 بازی ملی حضور داشت و 59 بار بازوبند کاپیتانی را بدست بست . زوف در سال 1968 به همراه ایتالیا قهرمان اروپا شد و در 4 جام حهانی 70 , 74 , 78 و 82 اسپانیا حضور داشت که 2 بار نیز با ایتالیا به فینال راه یافت , اما بزرگترین افتخار او قهرمانی با لاجوردی پوشان در جام جهانی 1982 اسپانیا بود که در سن 40 سالگی و با بازوبند سفید کاپیتانی اتفاق افتاد .
زوف در زمان بازیگری رکوردهای جالبی به ثبت رساند که ازجمله می توان به 1142 دقیقه بسته نگه داشتن دروازه ایتالیا بین سالهای 1972 تا 1974 و همچنین حضور در 570 بازی در سری آ در بیش از 20 سال اشاره کرد . وی همچنین در بازیهای ملی بعد از پائولو مالدینی که 126 بازی انجام داده با 113 بازی رکوردار است .
وی همچنین در سال 2003 جایزه بهترین بازیکن نیم قرن ایتالیا را تصاحب کرد .
دینو زوف بزرگ بر خلاف دوران بازیگری در دنیای مربیگری چندان موفق نبود . وی در بین سالهای 1988 تا 1990 سرمربی یوونتوس بود و یک قهرمانی جام یوفا در 1990 و 1 قهرمانی جام حذفی 1990 رابدست آورد . وی بعد از یووه تنها در لازیو و مقطعی کوتاه نیز در فیورنتینا مربیگری کرد .
دینو همچنین در بین سالهای 1998 تا 2000 میلادی سرمربی ایتالیا بود و در یورو 2000 به همراه آتزوری ها نایب قهرمان شد .
هرچند بعد از زوف ایتالیا همواره دروازه بانان بزرگی مانند : والتر زنگا , پالیوکا , مارکه جیانی , بوفون , پروتزی و تولدو داشته است اما دینو , بوفون را وارث خود در دنیای دروازه بانان می داند . زوف در ایتالیا به مربی تدافعی معروف است , مثال بارز آن یورو 2000 و مخصوصا بازی در برابر هلند است . دینو زوف گوشه ای از قدرت ایتالیا و یوونتوس در تاریخ فوتبال است .
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:01
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جیانلوکا پسوتو . متولد 11 آگوست 1970 در شهر لاتیسانا . پست مدافع . ملقب به : پسوتینو , پسو .
پسوتو قوتبالشو از تیم های وارسه و ماسزه آغاز و در تیمهای بولونا و هلاس ورونا در بین سلهای 1992 تا 94 ادامه داد تا اینکه در فصل 94 - 95 به شهر تورین و تیم دوم این شهر تورینو آمد و آنقدر درخشید تا سران یوونتوس جانلوکای 25 ساله رو در فصل 1995 از همشهری خریداری کردند .
پسوتو تا سال 2006 به یووه وفادار ماند و حاصل آن حضور در 4 فینال لیگ قهرمانان و 1 مقام قهرمانی (1996) این مسابقات بود . همچنین وی به همراه یووه 1 جام بین قاره ای , 1 مقام قهرمانی سوپر کاپ اروپا و 1 بار قهرمانی در جام اینترتوتو را بدست آورد . 6 بار قهرمانی در سری آ ایتالیا و 4 عنوان قهرمانی در جام حذفی از دیگر افتخارات مرد ساکت و دوست داشتنی یووه بود . پسوتو در مجموع 243 بار پیراهن بیانکونری را به تن کرد و 2 گل نیز به ثمر رساند .
پسوتو همچنین در جام جهانی 1998 در لیست ایتالیا بود و در یورو 2000 به همراه لاجوردی پوشان مقام دوم را کسب کرد . وی از مردان خیرخواه فوتبال است که کمک بسیاری به نیارمندان و کودکان سرطانی می کند . جانلوکا 22 بار نیز در تیم ملی بازی کرد .
پسوتو با مربیان بزرگی همچون چزاره مالدینی - دینو زوف - کاپلو - لیپی - آنجلوتی و تراپاتونی کار کرده . وی در تابستان امسال از دنیای فوتبال خداحاقظی کرد , اما در 27 جون و در کوران مسابقات جام جهانی آلمان و قبل از بازیه ایتالیا و اوکراین , جانلوکا به طور دلخراشی از اطاق دفترش سقوط کرد و به طور معجزه آسایی نجات یافت و پس از چند هفته از بیمارستان مرخص شد و حال وی به شکر خدا خوب است .
پسوتو بازیکنی با تعصب بود و اگر مصدومیت های دراز مدت به سراغش نمی آمد بدون شک میتونست بهتر از اینها باشه .
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پسوتو بعد از سوقصد مافیا به جانش در بیمارستان

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:03
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
فابريتزيو راوانلي . متولد 11 دسامبر 1968 در پروجا .

راوانلي پيش از ورود به يووه به ترتيب در تيم هاي : پروجا - کاسرتانا - آولينو و رجينا به بازي مشغول بود و در اين چهار تيم با به ثمر رساندن مجموعا 63 گل توانايي و شم بالاي گلزني خود را نشان داد تا در نهايت در سال 1992 و در سن 24 سالگي از باشگاه رجينا به يوونتوس نقل مکان کند .
مهاجم سابق تيم فوتبال يوونتوس تورين ايتاليا که در 4 فصل حضور خود در اين باشگاه با 111 بازي و 41 گل زده از بازيکنان محبوب تاريخ باشگاه يوونتوس بود و حتي ترک يووه و رفتنش به ميدلزبورو انگلستان در سال 1996 از محبوبيت وي در نزد هواداران توريني نکاست .
راوانلي که به خاطر موهاي سپيدش به او لقب « پر سفيد » داده بودند از گلزن ترين مهاجمان فوتبال اروپا در دهه ي نود بود . شادي مخصوص پس از به ثمر رساندن گل او با کشيدن پيراهن بر روي صورتش و دويدن همراه بود . راوانلي بدين خاطر جزو اولين بازيکناني بود که با جريمه کارت زرد داور ، طبق قوانين جديد فيفا براي اين حرکت مواجه شد !
راوانلي همچنين 22 بار موفق به پوشيدن پيراهن تيم ملي ايتاليا و زدن 8 گل شد اما دوره حضور او در تيم ملي اين کشور به همين ميزان منتهي شد .

سوابق قهرماني راوانلي به رغم حضور در باشگاه هاي متعدد تنها منوط به باشگاه يوونتوس مي شود .
1 قهرماني در سري آ ( 1994-1995 ) همراه با يوونتوس
1 قهرماني کوپا ايتاليا ( 1994-1995 ) همراه با يوونتوس
1 قهرماني سوپر کوپا ايتاليا ( 1995 ) همراه با يوونتوس
1 قهرماني جام باشگاه هاي اروپا ( 1995-1996 ) همراه با يوونتوس
1 قهرماني جام يوفا ( 1992-1993 ) همراه با يوونتوس

راوانلي درخشش خود را بعد از ترک باشگاه يوونتوس نيز با به ثمر رساندن 17 گل در 34 بازي براي ميدلزبورو تا حدودي ادامه داد اما تعويض مداوم باشگاه او به ترتيب به : المپياکوس يونان - مارسي فرانسه - لاتزيو ايتاليا - دربي کانتي انگلستان - دوندي يونايتد اسکاتلند به بازگشت دوباره اش به تيم اول و شهر زادگاهش پروجا انجاميد .
فابريتزيو راوانلي در حالي که 39 بازي براي پروجا انجام داده بود و 9 باز نيز موفق به گلزني شده بود در پايان فصل 2004-2005 از دنياي فوتبال خداحافظي کرد و کارنامه حرفه اي او با مجموع 467 بازي و 167 گل زده بسته شد .
راوانلي 39 ساله هم اينک به عنوان مفسر و کارشناس در شبکه هاي اسکاي ايتاليا و مدياست مشغول به کار است .

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:05
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توريچلي در اوج دوران فوتبالش در يووه

مورنو توريچلي - متولد بيست و سوم ژانويه 1970 در شهر « ابرا » - مدافع خلاق و قدرتمند سابق باشگاه يوونتوس ايتاليا
مورنو توريچلي در ابتدا کارگري بود که در تيم آماتوري « کاراتسه » تنها براي سرگرمي فوتبال بازي مي کرد و هنگامي که در 12 جولاي سال 1992 در ديداري دوستانه مقابل يوونتوس قرار گرفت مورد پسند يووه واقع شد و به اين تيم پيوست و با تلاش هاي بي وقفه ي خود به يکي از ياران ثابت خط دفاعي يووه تبديل شد .
اولين بازي وي با لياس يوونتوس 13 سپتامبر 1992 و مقابل تيم آتالانتا بود که به پيروزي چهار بر يک يووه منتهي شد .
وي در يووه در نقش هاي گوناگوني در خط دفاعي به بازي گرفته مي شد اما پست اصلي اش دفاع راست بود .
توريچلي در 6 فصل حضور خود در يوونتوس موفق به 152 بازي با پيراهن اين باشگاه و زدن يک گل شد .
از افتخارات توريچلي با يووه مي توان به : سه بار قهرماني در سري A ، دو بار قهرماني در سوپر کاپ ايتاليا ، يکبار قهرماني در کوپا ايتاليا - ليگ قهرمانان - جام يوفا - سوپر کاپ اروپا و جام باشگاهي بين قاره اي اشاره کرد .
بازي هاي خوب توريچلي در نهايت باعث دعوت شدنش به تيم ملي ايتاليا در سال 1996 و انجام 10 بازي براي تيم ملي کشورش شد .
توريچلي يکي از بازيکنان تيم ملي ايتاليا در جام جهاني 1998 فرانسه نيز بود ، اما در هيچ يک از بازي هاي تيم ملي ايتاليا در آن جام به ميدان نرفت .
توريچلي نهايتا با افت و ورود ستاره هاي جديد دفاعي به يووه در سال 1998 به فيورنتينا نقل مکان کرد و بعد از عدم تکرار بازي هاي خوب خود به اسپانيول اسپانيا رفت تا شانس خود را در آن باشگاه بيازمايد و نهايتا در سال 2005 ، در حالي که در سري B و در آرتزو بازي مي کرد از دنياي فوتبال خداحافظي کرد ...

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

توريچلي در سن 37 سالگي

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:06
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
فيليپو يا پيپو اينزاگي در نهم آگوست 1973 در پياچنزاي ايتاليا چشم به جهان گشود. مادرش ماريا خانه‌دار و پدرش گياكارلو تاجر است. او در خانواده‌اي تقريبا متمول به دنيا آمد و از كودكي علاقه زيادي به بازي فوتبال داشت. البته تحت تاثير برادر بزرگش سيمونه اينزاگي قرار گرفته بود زيرا برادرش يك بازيكن فوتبال در تيم لازيو بود.

البته مادر و پدر آرزو داشتند دو فرزندشان وقت بيشتري براي تحصيل علم بگذارند تا اين‌كه به فوتبال بپردازند اما پيپو دنباله‌روي برادرش سيمونه شد. آن دو در حياط بزرگ منزلشان بخشي را به بازي فوتبال اختصاص داده بودند. زمين را چمن كرده بودند و هر روز وقتي از مدرسه به خانه مي‌‌آمدند مدتهاي طولاني تا شب هنگام به بازي مي‌پرداختند. سيمونه و پيپو هم برادر يكديگر بودند و هم دو دوست صميمي. مادر علاقه بيشتري به سيمونه داشت زيرا او پسري با انضباط و ساكت و آرام بود اما پيپو بسيار بازيگوش و سربه هوا بود. البته در سن يازده سالگي گويي به خود آمد و پسري حرف شنو، موقر و درس‌خوان شد و در مطالعه دروسش غفلت نمي‌كرد و هميشه با يك برنامه‌ريزي صحيح هم به تحصيل مي‌پرداخت و هم وقت اضافي مي‌آورد و فوتبال بازي مي‌كرد. او تصميم گرفت در رشته حسابداري به تحصيل بپردازد. عصرها نيز به باشگاه ليفه در پياچنزا مي‌رفت و با جديت تمام به تعليم و تمرين فوتبال مي‌پرداخت.
در سال 1992 تا 1993 دراين باشگاه، 21 بازي كرد و 13 گل به ثمر رساند. سپس به باشگاه ورونا رفت و در آن‌جا هم سيزده گل برايشان به ارمغان آورد. مهمترين و موثرترين كاري كه انجام داد حركت به‌سوي يوونتوس بود در آنجا تحت تعليم مارچلو ليپي يكي از بهترين مربيان يوونتوس قرار گرفت.
دوستي با دل پيرو و زيدان
دوستي و آشنايي او با الساندرو دل پيرو و زين‌الدين زيدان يكي از افتخارات او به شمار مي‌رود. او از اين دو دوستش تجربيات زيادي كسب كرد. در سال 1997 تا 1998 در يوونتوس نيز خوش درخشيد و از 31 بازي 18 گل خلق كرد. او تا سال 2001 در يوونتوس بود. سال‌هاي درخشاني را پشت سر گذاشت و با 57 گل به ثمر رسيده در 120 بازي راهي آث‌ميلان شد. ديويد ترزگه علاقه زيادي به او داشت و يكي از مشوقان او به شمار مي‌رفت. پيپو از او اطلاعات و تجربيات جامعي دريافت كرد و به نوعي مديون او بود. زماني كه به آث‌ميلان پا گذاشت با آندره شوچنكو دوست شد و از اين‌كه دوستش اسطوره فوتبال بود به خود مي‌باليد.
متاسفانه زانويش در حين يكي از بازي‌ها صدمه ديد و يك فصل را به استراحت پرداخت.
حمايت ميلان
پيپو اينزاگي در مصاحبه‌اي با شبكه 1VT ايتاليا از رابطه‌‌ اش با ميلان چنين گفته بود: اين باشگاه بعد از اينكه مصدوميت من بهبود يافت به‌طور غيرقابل توصيفي از من حمايت كرد. مسئولين باشگاه طبق برنامه قرارداد من را يك روز بعد از انجام جراحي‌ام تمديد كردند و اعتراف مي‌كنم اين‌گونه نظم و ترتيب و برنامه‌ريزي در باشگاه‌هاي ديگر وجود ندارد.
من هيچ‌گاه همراهي هم تيمي‌هايم و همچنين مديران باشگاه و هواداران را در مدت مصدوميتم فراموش نخواهم كرد و مرهون محبت‌هايشان هستم.
اينزاگي به پيپو شهرت دارد و لقب سوپرپيپو را براي خود برگزيده است. سوپر پيپو يك نام ايتاليايي از شخصيت‌هاي كارتون‌هاي والت ديسني است. در واقع همان سوپر گوف مي‌باشد.
افتخار خانواده
به گفته والدينش، شايد او به دنبال تحصيل علم نرفت اما سبب مباهات خانواده شد. لازم به ذكر است كه سيمونه برادرش نيز دست كمي از او ندارد اما شهرت و محبوبيت پيپو زبانزد خاص و عام است.
كارنامه ورزشي
 اولين بازي ملي او در مقابل برزيل در سال 1997 انجام شد.
 در سال9991 سوپركاپ ايتاليا را همراه تيم يوونتوس گرفت.
 در سال‌هاي 2003 و 2007 به همراه تيم آث‌ميلان ليگ قهرمانان اروپا را جزو ليست افتخارات خود قرار داد.
 كسب مقام قهرماني سري يك با تيم ميلان در سال 2004.
 مهم‌ترين افتخار پيپو با پيراهن تيم ملي ايتاليا قهرماني جام‌جهاني 2006 آلمان بود.
ويژگي‌هاي شخصي
 او علاقه زيادي به خوراك قارچ دارد. ماهيگيري را يكي از بهترين و سالم‌ترين تفريحات مي‌داند.
 در ايام تعطيلات به همراه دوستانش «كريستين ويري»، «فابيو كاناوارو» و «الساندر دل‌پيرو» به سواحل ايتاليا مي‌روند و ماهيگيري مي‌كنند.
 بازيكن محبوب او «ماركو فان‌باستن» هلندي كه در حال حاضر مربي تيم ملي هلند است، مي باشد.
 او از اين‌كه در باشگاه پردرآمد و ثروتمند آث‌ميلان بازي مي‌كند بسيار خوشحال است.
 معتقد است يك بازيكن خوب و وظيفه‌شناس فوتبال بايد با قلبش بازي كند نه با پاهايش.
 همه به او، عنوان شكارچي توپ را داده‌اند.
 سرالكس فرگوسن سرمربي منچستر يونايتد معتقد است او براي هر تيمي يك نعمت است.
 مادر و پدرش به او افتخار مي‌كنند و از داشتن چنين فرزندي به خود مي‌بالند.

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:08
دیدیه دشام

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

متولد 15 اكتبر 1968 در شهر بايونه فرانسه
كاپيتان سابق تيم ملي فرانسه در جام جهاني 1998 و جام ملت هاي اروپـا در سال 2000 كه موفق به
فتح رقابت هاي مذكور گرديد .
او در حال حاضر رهبري تيم يوونتوس را بر عهده دارد .

فوتبال باشگاهي

دشام فوتبال خود را هنگامي كه مشغول به تحصيل بود در يك باشگاه آماتور به نام آويرون بايونا آغاز كرد .
استعداد او در باشگاه نانت آشكار شد .
در اپريل 1983 قراردادي را با باشگاه نانت به امضاء رسانــد . دشام اولين بازي خود در دنيــاي حرفـه اي
فوتبال را در تاريخ 27 سپتامبر 1985 انجام داد .
در سـال 1989 به المپيك مارسي نقل مكان كرد . پس از گذشت يك سال به بوردو پيوست اما اين انتقال
يك فصل بيشتر دوام نياورد و در سال 1991 مجددا ً به المپيك مارسي برگشت .
دشام در دومين حضـــور خود در مارسي موفــق به كسب اولين افتخـــار ورزشي خود گرديد . كسب دو
قهرماني در ليگ فرانسه طي سال هاي 1991 و 19921 حاصل اين حضور مجدد بود .
دشام يكي از اعضاء تيم معروف مارسي در سـال 1983 بود كه به عنــوان اوليـــن تيم فرانســـوي تاريخ
رقابت هاي جام قهرمانان اروپا موفق به كسب عنوان قهرماني گرديد .
او جوان ترين كاپيتاني است كه به اين امـر نائل آمــده است همچنين هم باشگاهي او يعني فابين بارتز
جوان ترين دروازبان فاتح اين رقابت ها مي باشد .
در سال 1994 دشام به تيـم بزرگ ايتاليــايي يعني يوونتوس پيـوست . وي به همراه يوونتوس موفق به
كسب سه عنوان ارزشمند شد .

يك كاپ ايتاليا ، دو سوپر جام ايتاليا و قهرماني در جام قهرمانان اروپا .
پس از پايان دوران حضـــور وي در يوونتوس يك فصل را در تيم چلسي انگلستان به سر برد كه حاصل آن
قهرماني در جام يوفا بود .
سرانجام در سال 2001 دوران بازي خود را در تيم والنسا اسپنيا به پايان رساند .

فوتبال ملي

اوليـــن بار ميشل پلاتيني در سال 1989 و جهت رويارويي با تيم ملي يوگسلاوي دشام جوان را به تيم
ملي فراخواند . شروع فعاليت وي به عنوان بازيكـن ملي در يكي از تاريك ترين دوران تيم ملي فرانسه
در تاريخ خود اتفاق افتـــاد . دوراني كه فرانســــه از راهيابي به دو رويداد بزرگ يعني جام هاي جهاني
1990 و 1994 باز ماند .
اولين بار دشام به عنوان كاپيتان تيم ملي در سال 1996 و در بازي دوستانه مقابل آلمان به ميدان رفت .
از آن زمان به بعد بزرگترين افتخارات زندگي ورزشي دشام رقم خوردند .
ابتدا قهرماني در جام جهاني 1998 فرانسه و سپس كسب عنوان قهرماني جام ملت هاي اروپا در سال
2000 در نهايـت دشام 103 بازي براي تيم ملي فرانسه انجام داد كه حاصل آن به ثمر رساندن 4 گل بود .
در ماه مارچ 2002 نام ديديه دشام در فهرست 125 بازيكن برتر تاريخ فوتبال كه از سوي په له انتشار يافت
ثبت شد .

مربيگري

پس از اتمام دوران بازي دشـام گام به دنيــاي مربيگري فوتبال گذاشت . ابتدا رهبري تيم موناكو فرانسه
را بر عهده گرفت .
او در سال 2004 موفق شد اين تيم را براي اولين بار در تاريخ باشگاه به فينال ليگ قهرمانان اروپا رهنمون
سازد . اما در 19 سپتامبر 2005 بعد از يك حضور ضعيف در آغاز فصل و عدم توافـــق با رئيس باشگـــاه از
ادامه همكاري با اين باشگاه منصرف شد .

در 10 ژولاي 2006 دشام به عنـــوان سرمربي تيم فوتبال يوونتوس كه با يك بحران بزرگ دست و پنجه نرم
مي كرد برگزيده شد . او جانشين مربي بزرگ ايتاليايي فابيو كاپلو گرديد .
اولين ديدار تحت هدايت اين مربي در مقابل تيم آلبينولفه برگزار شد كه يوونتوس موفق شد اين ديدار را با
پيروزي 8-0 پشت سر بگذارد . اما پس از آن نتايج ضعيف يوونتوس در كوپا ايتاليـا (جام حذفي ايتاليا) باعث
حذف اين تيم در دور سوم اين رقابت ها گرديد . همچنين در اولين ديدار از رقابت هاي سري B و در ديــدار
مقابل تيم ريميني كسب يك تساوي 1-1 باعث ايجاد ترديد در موفقيت دشام در اين تيم گرديــد . اما رفته
رفته و با آشنايي تدريجي اين تيم با اين رقابت ها تيم تحت هدايت وي وضعيت بهتري پيدا كــرد و با وجود
داشتن امتيازات منفي (8 -) موفق به قرار گرفتن در صدر جدول تا هفته بيست و سوم گرديد .

سوابق

1989-1985 نانت 111 بازي 4 گل زده
1989-1990 المپيك مارسي 17 بازي 1 گل زده
1990-1991 بوردو 29 بازي 3 گل زده
1991-1994 المپيك مارسي 106 بازي 5 گل زده
1994-1999 يوونتوس 124 بازي 4 گل زده
1999-2000 چلسي 27 بازي بدون گل زده
2000-2001 والنسيا 8 بازي بدون گل زده
1989-2000 تيم ملي فرانسه 103 بازي 4 گل زده

افتخارات

قهرماني جام جهاني 1998 فرانسه
قهرماني جام ملت هاي اروپا در سال 2000 هلند-بلژيك
قهرماني در ليگ قهرمانان اروپا در سال هاي 1993 با مارسي و 1996 با يوونتوس
برنده سوپر جام اروپا در سال 1996 همراه با يوونتوس
قهرماني در ليگ 1 فرانسه در سال هاي 1991 ، 1992 و 1993 همراه با تيم المپيك مارسي
قهرماني در سري آ ايتاليا در سال هاي 1995 ، 1997 و 1998 همراه با تيم يوونتوس
قهرماني جام حذفي ايتاليا در سال 1995 همراه با يوونتوس
برنده سوپر جام ايتاليا در سال هاي 1995 و 1997 همراه با تيم يوونتوس
قهرمان جام يوفا در سال 2000 همراه با تيم چلسي

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:09
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ادگار داویدز در 13 مارس 1973 در پاراماریبو واقع در کشور سورینام متولد شد. که با گرفتن تابعیت کشور هلند برای این کشور به میدان مسابقات ملی حاضر می شد. پست ادگار داویدز هافبک وسط هست و به خاطر اخلاق تند و بازی فیزیکی و خشن معروف هست. همچنین قد کوتاهی هم داره که حدود 170 سانتی متر هست. (فکر کنم)
داویدز از بیماری خاصی به نام گلاوکوما رنج می بره. یعنی به تدریج بینایی خودش رو از دست می ده. glaucoma یعنی "کوری تدریجی"، برای همین داویدز در میادین از عینک های خاص خود استفاده می کنه. از دیگر ویژگی های ظاهری داویدز میشه به مدل موهایش اشاره کرد. مدلی که dreadlocked معروف هست. که مدل موی مذهبی در ادیان بودایی هست. و همچنین در دهه 60 و 70 صلح طلب ها (مخصوصا سیاهانی که خواهان ایجاد رابطه با سفید پوستها بودن) از این مدل مو استفاده می کردن.

قبل از یوونتوس 1991 - 1998

داویدز از سال 91 تا 96 یعنی 5 سال در تیم اژاکس عضویت داشت. همون اژاکس رویایی که شامل بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال هلند بود. و یه عنوان قدرتمند ترین نسل فوتبالی هلند معروف بودن. که الان تعداد کمی از اونا حضور در میادین حرفه ای رو دارن. او برای این تیم 106 بازی کرد که موفق به زدن 20 گل شد. با این تیم هلندی که در اون زمان یکی از بهترین تیم های اروپا بود توانست 1 بار dutch cup، 3 بار dutch supercup و 3 بار هم ductch eredivisie رو در هلند و جام یوفا، جام قهرمانی باشگاه های جهان، سوپرکاپ اروپا و لیگ قهرمانان اروپا رو هرکدام یک بار فتح کنه ...
در سال 96 از هلند به کشور ایتالیا امد. و به شهر الوده میلان رفت و به عضویت تیم اث میلان در امد. و تا سال 98 برای این تیم بازی کرد. که هیچ عنوانی رو نتونست کسب کنه. و در طی 15 بازی که برای این تیم انجام داد هیچ گلی رو نتونست به ثمر برسونه ...

یوونتوس 1998 - 2004

داویدز در سال 98 از میلان به تورینو امد و با یوونتوس قرارداد بست. در این تیم داویدز به افتخارات داخلی بسیاری دست یافت که شامل 3 قهرمانی سری آ، و 2 قهرمانی سوپرکاپ ایتالیا بودن. داویدز در یوونتوس به "گاو میدان" معروف شد. اونم بخاطر بازی های فیزیکی و درگیرانه اش.
همچنین به حضور در کارهای تبلیغاتی هم داشت. در تبلیغات شرکت نایک خیلی فعال بود. و در تبلیغی که می خواستن توپ بدزدن (دیدید همتون. همون که موهاش گیر می کنه به لیزر ) با دریافت بیشترین مبلغ میان بازیکنای حاضر در تبلیغ به عنوان کاراکتر اصلی بازی کرد. همچنین عکس او در روی جلد بازی فیفا 2003 هم بود.
در سال 2001 در تست فیفا به علت مثبت اعلام شدن انابولیک استریود در خونش با محرومیتی مواجه شد. داویدز در 142 بازی برای یووه 8 گل به ثمر رساند.
همچنین در سال 98 هم به تیم ملی هلند دعوت شد که با این تیم به مقام چهارم دست یافت. گل فوق العاده او به ارژانتین هم فراموش نشدنی هست ...

این از خودم: تقریبا زمانی که من شروع به پی گیری بازی های یووه شدم زمانی بود که داویدز هم به یووه پیوست. برای همین بیشتر بازی هایش رو دیدم. و در کل این دوران قشنگترین لحظه ای که ازش بخاطر دارم (در بازی رئال - یوونتوس در دل الپی که 3-1 یووه برنده شد) اون صحنه ای بود که زیدان و هیرو و دو نفر دیگه رو یکجا دریبل زد ... خیلی قشنگ بود.

بعد از یوونتوس 2004 - ...

بعد از ماجرای محرومیت داویدز به طور قرض الحسنه به تیم بارسلونا پیوست. اونجا هم کارنامه ای مشابه زمان بازی اش در میلان داشت. و در 18 بازی برای این تیم 1 گل هم زد. در اواخر سال 2004 دوباره به ایتالیا برگشت ولی این دفعه به تیم الوده دیگر میلانی یهنی اینتر پیوست. قراردادی سه ساله امضا کرد که فقط یک سال از سه سال رو در این تیم ماند. و در 19 بازی 0 گل هم به ثمر رسوند. * بنابراین داویدز در دو باشگاه اینتر و میلان هیچ گلی به ثمر نرسوند*
در سال 2005 به تیم تاتنهام انگستان رفت و در 44 بازی 1 گل زد. و امسال هم به نقطه اول خودش یعنی اژاکس رسید

MoJtaBa.R
13-03-2008, 15:10
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نام: پائولو روسی
تاریخ تولد:23 سپتامبر 1956
محل تولد: سانتا لوچیا، ایتالیا
پست: مهاجم
باشگاه ها: کومو(1976، 6 بازی)....ویچنزا (1976-1979، 94 بازی و 60 گل)
پروجا (قرضی1979-1981، 28 بازی و 13 گل)....یوونتوس(1982-1985، 83 بازی و 24 گل)
آ ث میلان(1985-1986، 20 بازی و 2 گل)....هلاس ورونا(1986-1987، 20 بازی و 4 گل)
عضویت در تیم ملی:1977-1986
بازی ملی: 48 بازی و 20 گل
افتخارات: قهرمان جام جهانی 1982.....بهترین بازیکن اروپا و جهان 1982.......برنده کفش طلا و توپ طلای جام جهانی1982.....عضو لیست 125 نفره ی بهترین فوتبالیست های معاصر منتخب پله در سال 2004


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نام: آنتونیو کابرینی
تاریخ تولد: 8 اکتبر 1957
محل تولد: ایتالیا
پست: مدافع
باشگاه ها (بازیکن): کرمونسه(1973-1975، 29 بازی و 2 گل)....آتالانتا(1975-1976، 35 بازی و 1 گل)....یوونتوس(1976-1989، 297 بازی و 33 گل)....بولونیا(1989-1991، 55 بازی و 2 گل)
عضویت در تیم ملی: 1978-1987
بازی ملی: 73 بازی و 9 گل
افتخارات:
_قهرمان جام جهانی 1982
_شش بار قهرمان سری آ با یوونتوس (1977-78-81-82-84-86)
_دو کوپا ایتالیا با یوونتوس(1978 و 1983)
_جام قهرمانان اروپا با یوونتوس در 1985
_سوپر جام اروپا با یوونتوس در 1984
_جام یوفا با یوونتوس در 1977
_ جام اروپا-امریکای جنوبی با یوونتوس در 1985



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]نام: آنتونلو کوکوردو
تاریخ تولد: 4اکتبر1949
محل تولد: آلگرو، ایتالیا
پست: هافبک
باشگاه(بازیکن): جوانان آلگرو .....تورس(1966-1967).....برشا(1967-1969) یوونتوس(1969-1981، 298 بازی و 26 گل).....فیورنتینا(1981-1984)
نووارا (1984-1985)
عضویت در تیم ملی: 1975-1978
بازی ملی: 13
باشگاه ها(مربی): جوانان یوونتوس(1989-1996).....آسیریال(1997-1998)
ترنانا(1998-1999) کروتون(1999-2000)......آولینو(2004-2005)
ساساری تورس(200-2006)....گروزتو(2006-2007) .....پروجا(2007-؟)

صادق هدايت
13-03-2008, 16:22
بچه ها اگر امكان دارد بيوگرافي كامل از علي عليزاده هم بگذاريد.

MoJtaBa.R
13-03-2008, 21:04
صادق جان اگه پيدا کردم به روي چشم

ولي اين تاپيک جاي ستاره هاست نه معرفي بازيکنان ليگ .

در هر صورت در يه تاپيک جديد به معرفي بازيکناي ليگي هم پرداخته ميشه . به زودي

Ali Pacino
13-03-2008, 21:33
با تشکر
من بیوگرافی فرانچسکو تولدو و فرانکو بارسی رو می خوستم

MoJtaBa.R
13-03-2008, 21:38
يوزپلنگي از سرزمين بريتانيا

ابتدا مي خام در مورد لقبي كه به اين بازيكن دادم حرف بزنم يوزپلنگ حيواني سريع و تند و جنگنده و بي رحم در حملات است كه درسرزمينهاي داغ و گرمسير زندگي ميكنه شما مي دانيد كه انگلستان يك كشور پرباران است و خورشيد را در 12ماه سال به خود نمي بيند به همين خاطر يوز پلنگ به هيچ وجهي نمي تواند در چنين جايي زندگي كند و به خاطر بازي بي نقص او اين لقب را به او دادم به نظرم لقب خوبي براي همچين بازيكني باشه (به خاطر جنگندگي او و سرعتش)
حالا در باره ي خود لمپارد.............
نام: فرانك جيمز لمپارد(Frank James Lampard)
متولد:20ژوئن1978( 20th June 1978)
مكان تولد:رامفورد منطقه اي در انگلستان(Romford)
قد:6فوت(180سانتي متر)
باشگاه فعلي:چلسي انگلستان
زمان پيوستن به چلسي:signed 14th June 2001
پست:هافبك هجومي
وزن : 78کيلو گرم
اولين بازي ملي : 10 اکتبر 1999
خصوصیات: خوش خنده.اما كمي خشن
وضعیت تاهل:متاهل.داراي يك فرزند دختربه نام لونا
دوست صميمي:جو كول
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]












وضعیت:
لمپارد را مي توان نه فقط يك هافبك برتر انگلستان بلكه هافبكي برتر در جهان ناميد وي توانست دومين
هافبك برتر فوتبال جهان در سال 2005ميلادي شود و اين نشانگر بازي حرفه اي و بدو ن نقص فرانك است.
او هنوز هم با چلسي قرارداردو به نظرش مورينيو سرمربي چلسي بهترين مربي جهان است.او چيزهاي زيادي را از مورينيو يادگرفته و محبوبيت فعلي خود را تا حدي مديون اوست.
فرانك لمپارد،هافبك چلسي معتقد است خوزه مورينيو، بابت موفقيت هايي كه براي باشگاه كسب كرده، شايسته اعتبار بيشتري است.
لمپارد در گفت و گويي با روزنامه سان اظهار داشت: مي بايست اعتبار بيشتري به مورينيو داده شود. او مردي احساساتي است كه شخصيت فوق العاده محترمي دارد.
مشكل ما اين است كه در انگليس با هر كسي كه روش نويني ابداع مي كند، سرجنگ داريم. همه در نگاه اول شيفته روش ها و شخصيت او مي شوند و حالا همه ضد او شده اند.
مربي كه تا به حالا موفق بوده و افتخارات زيادي را براي چلسي به ارمغان آورده، حالا مورد بي مهري قرار مي گيرد و تيمش مورد بي توجهي هواداران و مقامات واقع شده است. هدف او پيشرفت چلسي است و اهميتي به انتقادات نمي دهد. همه ما بايد خوشحال باشيم كه مورينيو چنين شخصيت حساسي دارد[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

او مي تواند در جام جهاني 2006 يكي از مهره هاي برتر باشد.

وضعيت باشگاهي:

او فوتبال خود را با باشگاه وستهام يونايتد همراه با دوست صميمي خود جو كول آغاز كرد.(در سال 1996)
او به طور قرضي يكسال بعد به تيم سوانسي سيتي(Swansea City ) فرستاده شد.(1997/98 )
او توانست در دوفصل(1998/1999)در 64مسابقه اي كه انجام داد 23گل بزند كه براي يك هافبك آمار خيلي خوبي است.
او پس از بازيهاي تماشايي در وستهام توانست نظر باشگاههاي بزرگي را نظير چلسي به خود جذب كند كه رقم ميليوني چلسي به هيچ وجه قابل رد كردن نبود .او در ازاي 6ميليون يورو به آبي پوشان پايتخت پيوست.
دوران طلايي لمپارد در چلسي در حال رقم خوردن بود.او توانست در 37بازي اول خود با شنهاي آبي 5گل بزند.
او در دومين سال حضور خود در چلسي توانست براي بار چهارم به جام يوفا برود.
لمپارد توانست در سال 2003بهترين بازيكن ماههاي سپتامبر و اكتبر اروپا شود.در سال 2004برترين بازيكن انگلستان شناخته شدوي در سال 2005يازدهمين هافبك برتر تاريخ انگلستان انتخاب شد.
او در فصل 2004.2005توانست در 38بازي 19گل بزند كه حكايت از گلزني اومي كند.
فرانك توانست در آن سال از طرف سايتهاي خبري و سايت يوفا برترين بازيكن اروپا انتخاب شد
او توانست در سال2005 بهترين بازيكن انگلستان شود.
او در سال2005يك ركورد هم گذاشت ركورد بيشترين تعداد انتخاب شدن بهترين بازيكن انگلستان و ليگ برتر:164بار.
و بالاخره او در پايان سال 2005 به عنوان دومين هافبك برتر جهان انتخاب گرديد.
بارسلونا در اخرین اقدام خود برای تطمیع چلسی نسبت به فروش لمپارد دکو را به این تیم پیشنهاد کرد.
طبق گزارش های رسانه های انگلیسی و اسپانیایی بارسلونا خواهان لمپارد است اما می داند تنها راه راضی کردن چلسی نسبت به فروش لمپارد این است که به جای او جانشینی را به چلسی پیشنهاد کنند.
دکو یکی از بازیکنان مورد علاقه مورینهو است و در موفقیت این مربی با پورتو نقش به سزایی داشت و این می تواند بهترین راه تطمیع مورینهو باشد. طبق گزارش رسانه های اسپانیایی بارسلونا در صدد پیدا کردن جانشینی برای هافبک بازیساز خود است و ترجیح می دهد که این جانشین توانایی گلزنی زیادی داشته باشد.
اما با وجود تمام شایعات هم دکو و هم لمپارد علاقه خود برای رفتن به تیم مقابل را تکذیب می کنند. ستاره چلسی می گوید: " من یک بازیکن وفادار به تیمم هستم و در حال حاظر تمام تمرکز خود را بر روی بازیهای این تیم گذاشتم و وظیفه ای جز این نیز ندارم . من یک مربی فوق العاده و هم تیمی هایی بی نظیر دارم و انها مرا تا این مرحله یاری کرده اند. من به فکر کسب موفقیت های بیشتر در این فصل با چلسی هستم
وضعيت ملي:
وي درسال1999به تيم ملي دعوت شد و در همان سال اولين بازي ملي خود را انجام داد.اما در بازيهاي يورو 2000وجام جهاني2002حتي1دقيقه هم بازي نكرد ولي در بازيهاي يورو2004توانست خودرا به همه ثابت كنداو توانست در دقايق پاياني وقت اضافه ي بازي مقابل پرتغال در بازيهاي يورو2004گل پيروزي را بزند.او به عنوان بهترين بازيكن انگلستان در اين تورنمنت انتخاب شود.
او بدون شك يك هافبك هجومي عالي براي تيم انگلستان در اين جام جهاني خواهد بود.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سرويس ورزشي:
فوتبال‌ نويسان‌ انگليسي‌ «فرانك‌ لمپارد» هافبك‌ باشگاه‌ چلسي‌ را به‌ دليل‌ كمك‌ به‌ كسب‌ اولين‌ قهرماني‌ اين‌ تيم‌ در ليگ‌ برتر طي‌ نيم‌ قرن‌ اخير، به‌ عنوان‌ بهترين‌ بازيكن‌ سال‌ انگليس‌ معرفي‌ كردند.لمپارد در رقابت‌ با «جان‌تري» هم‌ تيمي‌ خود كه‌ دو هفته‌ قبل‌ از سوي‌ اتحاديه‌ بازيكنان‌ به‌ عنوان‌ بهترين‌ بازيكن‌ سال‌ انتخاب‌ شده‌ و «جامي‌ كاراگر»(caragher) مدافع‌ باشگاه‌ ليورپول، به‌ اين‌ جايزه‌ دست‌ يافت.لمپارد پاداش‌ تلاش‌ خود براي‌ تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ انگليس‌ و باشگاه‌ چلسي‌ را دريافت‌ كرد كه‌ امسال‌ به‌ قهرماني‌ در جام‌ اتحاديه‌ و ليگ‌ برتر اين‌ كشور دست‌ يافته‌ است.وي‌ عليرغم‌ اينكه‌ در پست‌ هافبك‌ بازي‌ مي‌كند، با به‌ ثمررساندن‌ 18 گل‌ بهترين‌ گلزن‌ چلسي‌ در فصل‌ جاري‌ است.جايزه‌ فوتبال‌ نويسان‌ انگليس‌ در طول‌ سه‌ سال‌ گذشته‌ به‌ بازيكنان‌ آرسنال‌ شامل‌ تيه‌ ري‌ هانري‌ (دوبار) و روبرت‌ پيرس‌ اهدا شده‌ است.

آمار عملكرد جرارد رقيب ديرينه ي لمپارد و خود لمپارد در سال گذشته

بازي ها : لمپارد 39 - جرارد 30
دقايق حضور در زمين : لمپارد 3499 - جرارد 2518
گل ها : لمپارد 10 - جرارد 7
مدت زمان براي هر گل : لمپارد 9/349 - جرارد 7/359
شوت : لمپارد 111 - جرارد 64
در صدد موفقيت آميز بودن شوت : لمپارد 43 ٪ - جرارد 45 ٪
پاس گل : لمپارد 13 - جرارد 10
مجموع پاس ها : لمپارد 2247 - جرارد 1568
درصد پاس موفقيت آميز : لمپارد 78 ٪ - جرارد 76 ٪
آمار عملكرد در تيم ملي در سال گذشته :

بازي ها : لمپارد 13 - جرارد 10
دقايق حضور در زمين : لمپارد 1051 - جرارد 755
گل ها : لمپارد 6 - جرارد 2
مدت زمان براي هر گل : لمپارد 2/175 - جرارد 5/377
شوت : لمپارد 111 - جرارد 64
در صدد صحيح بودن شوت : لمپارد 6۸ ٪ - جرارد 6۲ ٪
پاس گل : لمپارد 0 - جرارد 0
مجموع پاس ها : لمپارد 617 - جرارد 468
درصد پاس موفقيت آميز : لمپارد 79 ٪ - جرارد 76 ٪
او با حضور در 143 بازي‌ پياپي‌ چلسي‌ صاحب‌ ركوردي‌ غيرقابل‌ باور در اين‌ زمينه‌ شده‌ است.

خبر1:
فرانك لمپارد، هافبك آبي پوشان چلسي اظهار داشت كه غيبت روني نبايد بهانه اي براي شانه خالي كردن از مسووليت تيم در جام جهاني باشد.

به گزارش سرويس فوتبال جهان خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ هافبك 27 ساله چلسي كه خود شاهد مصدوميت روني در بازي روز شنبه چلسي و يونايتد بود با ابراز تاسف براي پيشامدي گفت:" همه ما از مصدوميت روني بسيار ناراحت هستيم، زيرا او يكي از بهترين و قابل احترام ترين فوتباليستهاي جهان است و از دست دادن چنين بازيكني براي هر تيمي موجب نگراني است، اما نبايد فراموش كرد كه در تيم ملي انگلستان بازيكنان باتجربه و توانمند زيادي وجود دارد كه مي توان يكي از آنها را جانشين روني ساخت، مانند اوون، جرارد، تري، بكهام، فرديناد يا جو كول كه هر كدام از اينها تجربه حضور در ليگ قهرمانان را نيز داشته اند."
وي افزود:" شايد هواداران بتوانند مصدوميت روني و در نتيجه عدم حضور وي را توجيهي براي عدم موفقيت انگلستان در جام جهاني بدانند، اما ما اجازه نداريم با چنين طرز تفكري خود را فريب داده و غيبت يك بازيكن را بهانه قرار دهيم
منبع خبري:ايپنا
خبر2:
خاطره جام جهاني ‪ ، ۲۰۰۲‬به آلمان مي‌رود
"فرانك لمپارد" چهار سال پس از ناكامي از حضور در جام جهاني ‪،۲۰۰۲‬ چشم به مسابقات آلمان دوخته تا شانس خود را براي قهرماني در جام جهاني محك بزند.
به‌گزارش خبرگزاري رويترز از لندن،لمپارد با عزمي راسخ خود را از يك بازيكن مياني به بازيكني گلزن گلزني تبديل كرد و كليد موفقيت تيم ملي انگليس در جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬آلمان خواهد بود.
وي سه گل در رقابت‌هاي يورو ‪ ۲۰۰۴‬به ثمر رساند، در جريان قهرماني چلسي در دو فصل گذشته ليگ برتر انگليس در صدر گلزنان اين تيم قرار گرفت و در سال ‪ ۲۰۰۵‬جايزه بهترين بازيكن سال كشورش را به خود اختصاص داد.
اين بازيكن در اردوي تمريني تيم ملي انگليس در پرتغال گفت: از اينكه جام جهاني گذشته را از دست دادم بسيار ناراحت شدم و نمي‌خواستم دوباره چنين حسي تكرار شود. به همين دليل با فكر جلو رفتم و سخت تمرين كردم.
وي افزود: هر بازيكني در طول دوران حرفه‌اي‌اش با شكست‌هاو موانعي روبرو مي شود اما معيار ارزيابي يك بازيكن خوب اين است كه چگونه بر اين شكست‌ها غلبه مي‌كند و قوي‌تر از گذشته باز مي‌گردد. من همين كار را انجام دادم.
علاوه بر مهارت در بازي‌سازي ، ‪ ۹‬گل لمپارد در ‪ ۲۰‬مسابقه ملي گذشته‌اش نشان‌دهنده اهميت وي براي تيم ملي انگليس است.
چنين قدرت تهاجمي با توجه به احتمال غيبت "وين روني" مصدوم، ارزش زيادي براي انگليس دست كم در مسابقات گروهي جام جهاني آلمان دارد.
از سوي ديگر نمي‌توان انتظار داشت تمامي بار بيرون كشيدن انگليس از گروه دوم اين رقابتها بر دوش "مايكل اوون" ديگر مهاجم اصلي اين تيم باشد بلكه لمپارد، "استيون جرارد"، كاپيتان "ديويد بكام" و "جو كول" هم بايد در اين وظيفه سهيم باشند.
لمپارد ‪ ۲۷‬ساله اظهار داشت: اگر مهاجمان مصدوم شوند مسلم است كه مسووليت ما بيشتر خواهد شد. ما گلزنان خوبي در خط مياني داريم و همگي مطمئنيم كه مي‌توانيم گل بزنيم. اگر بخواهيد قهرمان جام جهاني شويد بايد هافبك‌ها هم دركنار مهاجمان گل بزنند.
تيم ملي فوتبال انگليس در جام جهاني با تيم‌هاي پاراگوئه، ترينيداد و توباگو و سوئد همگروه است
منبع خبري: ايسنا
آنچه خوبست بدانيد!!!( يا همون top secret)

1.نام پدر او فرانک است.دایی او هری ردنپ مربی بزرگی که لمپاردرا به تیم ملی انگلستان تحمیل کرد پسردایی او جیمی ردنپ بازیکن اسطوره ای دهه90تیم لیورپول است.

2.فرانک در حال حاضر 27 ساله است و در روز 20خرداد روزی که تیم ملی انگلستان باید به مصاف تیم سوئد رود 28 ساله می شود

3.او صاحب یک دختر به نام لونا است.همسراو اهل استان کاتالونیاي اسپانیا(همون شهر باشگاه بارسلونا) است.

4.فرانك لمپارد اگرشغل فوتبال را انتخاب نمي كرد و فوتباليست نمي شد شانس خود را در وكالت امتحان مي كرد.

5.فرانك لمپارد تنها بازيكن انگلستان در جام جهاني 2006است كه در مدرسه خصوصي درس خوانده است.

6.اريكسون همواره با اين مشكل مواجه است كه جرارد و لمپارد را مي تواند با هم در زمين بگذارد يا نه.

7.او کتابی با نام بیوگرافی فرانک را در سال پیش برای چاپ آماده کرد که برای طرفداران خود یک کتاب ارزشمند و عزیز خواهد بود



hassan-morinio.blogfa.com

MoJtaBa.R
13-03-2008, 21:39
با تشکر
من بیوگرافی فرانچسکو تولدو و فرانکو بارسی رو می خوستم

لینکش رو دارم ولی باید از نوع تایپ کرد کپی مستقیم نمیشه

به زودی میزارم

MoJtaBa.R
13-03-2008, 21:42
نام کامل: کریستیانو رونالدو داس سنتوز آویرو نام مستعار: کریس ، رون ،رونا، سلطان تکنیک قد: 184سانتی متر وزن:78 کیلو گرم رنگ مورد علاقه:سفید هنر پیشه مورد علاقه: آنجلینا جولی و جان کلود وندام فوتبالیست مورد علاقه: مارادونا ، کلایورت ، فیگو ، هانری و رونالدو رو دوست داره پر کردن وقت فراقت:سینما رفتن موسیقی گوش دادن کتاب خواندن و قدم زدن سایت رسمی:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید o-ronaldo. org از قرار کریستیانو رونالدو کم سن و سال در 5 فوریه سال 1985 یا همون 16 بهمن سال 1364 در خانواده ای فقیر در مدریا یکی از جزایر کشور پرتغال در نزدیکی شهر لیسبون به دنیا آمد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پدر او مدیر فنی یکی از تیم های مدریا بود. او دو خواهر بزرگتر از خودش داره.او ازخردسالی به فوتبال علاقه داشت و اون رو پاتریک کلایورت صدا میزدن به خاطر علاقه ی زیادی که به اون داشت او در تیم های مختلف نوجوانان بازی میکرد.او اولین بازی خود را در مقابل تیم موریرنس بازی کرد و برای آن تیم 2 گل به ثمر رسانید این تنها آرزوی کریس بود که به تازگی به آن دست یافته بود او به سوی اینده ای دراز رهسپار شد. سپس او به همراه خانواده اش به شهر بزرگ لیسبون آمدند.کریس در مدرسهای ثبت نام کرد ولی همکلاسی هایش به خاطر لهجه ای که داشت مسخره می کردند ولی کریس به آنان توجه نمیکرد و کار خود را ادامه می داد.اوبعد از آمدن به لیسبون به تیم اینتر ناسیونال پیوست اولین بازی او در تیم ناسیونال در مقابل تیم بولتون بود.

Inam khabari az khodesh va namzadesh:

روابط کریستیانو رونالدو و مرکه رومرو به پایان رسید. شبکه TV Mais اعلام کرد که روابط این دو در تاریخ 29 آگوست به پایان رسیده و مرکه رومرو درحال غصه خوردن بوده است. اما ادگار آرایشگر اختصاصی مرکه رومرو اعلام کرده که آنها هنوز با هم هستند. : «پایان عشق آنها یک دروغ بزرگ است . این موضوع به شدت خنده دار است. آنها این مطالب را از خودشان در می آورند . در چند روز گذشته رومرو نزدیک مادرش بوده است. واو فاصله کمی با مادرش داشت چون او بیمار بود. اما با رونالدو همه چیز بسیار خوب است.» این مطلب هنوز به نقل دوستان رونالدو تایید نشده است. فاصله ی این دو فقط یک عامل پایان دوستی می تواند باشد. همان منبع خبری اعلام کرد: این یک سیه رویی برای این دو چهره است. هرچند یکی از دوستان رونالدو ضمانت کرد که کریستانو واکنش خوبی نسبت به این خبر داده است و تک و توک با مرکه ارتباط دارد .مرکه رمرو به سختی کار میکند تا به مشکلش با رونالدو فکر نکند. رومرو گفت: من شاد هستم وقتی کار می کنم.
مصاحبه مجله ی 24horas با مرکه رومرو در مورد پایان دوستی او با رونالدو.
این مجری برای دفعه اول هیچ توضیحی در مورد این موضوع نداد. در یکی از مراسم مد لباس یا همان فاشن در ویزلا پورتو مرکه دوباره با دوستش والتر کاروالهو ملاقات کرد. به گفته چند مجله این مرد یکی از دلایل شکسته شدن دوستی رونالدو با مرکه است. اما این تنها دلیل نیست. در همان مراسم فاشن مرکه ثریا چاوز را هم ملاقات کرد که مجله های پرتغالی گفته بودند رونالدو به ثریا sms داده و او را دعوت به خود کرده است. بر گردیم به مصاحبه مجله با مرکه. مرکه بود در کنار ادگار و مرکه از مردم گلایه می کرد که چه تفسیراتی در مورد زندگی شخصی او شده است. این زندگی من است و می خواهم من ار تنها بگذارند. من نمی خواهم کسی مزاحم زندگیم شود.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به نقل از چند منبع روابط این دو در 29 آگوست به پایان رسیده و اینهایی که قبلا گفته میشد شایعه بود. به هر حال شبکه TV Mais یک انگیزه ای برای نشر این خبر داشته است. در حقیقت دوست شدن با خانواده آویرو (همان خانواده رونالدو) عاقبت خوشی نداشت. مادر رونالدو می خواست دیگر این دو تا با هم نباشند چون می دانست به فوتبال او ضرر می رسد و وارد حاشیه ها می شود. خواهر بزرگ رونالدو اظهار کره بود که اعتقادی به روابط آنها ندارد و مرکه زنی نیست که بتواند مدتهای زیادی با رونالدو باشد. یکی دیگر از این دلیل ها می تواند ترس رونالدو از بحث و جدل مداوم با مرکه می تواند باشد. یکی دیگر از عوامل دوستی رومرو با والتر کاروالهو می تواند باشد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نوریا برمودز دوست اسپانیایی رونالدو در پرتغال بود در همان هتلی که رونالدو بود در همان لحظه مرکه رومرو و رونالدو از هم جدا شدند. مصاحبه مجلهmatch با کریستیانو رونالدو

وقتی کودک بودی الگویت چه کسی بود؟
از بازی رونالدو لذت می بردم. چون سبک بازی او را دوست دارم. اما فکر می کنم سبک بازی ام از خودم ابداع شده است. عادت داشتم در ک.چه و خیابان با همسن و سالهای خودم بازی کنم و همیشه این سبک بازی را دوست دارم.

آیا دوست داشتی به یک فوق ستاره تبدیل شوی ؟
از وقتی که یادم می آید دوست داشتم فوتبال بازی کتم. اما بارها پیش می آمد که مادرم مرا به خانه فرا می خواند اما من به سرعت از خانه به سمت ادامه بازی می کردم! این همیشه رویای من بود و خدا را شاکرم که اکنون یک فوتبالیست حرفه ای هستم.

وقتی در پرتغال بودی بازیهای منچستر یونایتد را پیگیری می کردی؟
بله. در مادیرا که محل خانه مان بود بازیهای منچستر و دیگر تیم های لیگ برتر را تماشا می کردم. در آن زمان اندی کول و دوایت یورک دو مهاجم گلزن منچستر یونایتد بودند که من از قدرت گلزنی آنها خوشم می آمد.

تو اکنون مورد توجه همگان هستی. فکر می کنی در این فصل هم پیشرفت قابل توجهی داشته ای؟
بله ، در دوران حضورم در منچستر به عنوان یک بازیکن پیشرفت زیادی کردهام. با تعدادی از بهترین بازیکنان جهان همبازی شده ام و از آنها چیزهای زیادی یاد گرفته ام. در این فصل فرم خوبی داشته ام و دوست دارم این آمادگی را تا جایی که بتوانم حفظ کنم.

آیا بهترین بازیکن کناری جهان هستی؟
سعی می کنم بهترین باشم، اما خودم که نباید بگویم! اگر بخواهیم با شما صادق باشم، باید بگویم خودم را با سایر بالهای جهان مقایسه نمی کنم. می خواهم همیشه پیشرفت کنم و صد درصد تلاشم را ارائه کنم. دوست دارم این کار را تا پایان دوران فوتبالم انجام دهم.

با تکنیک ترین بازیکن دنیا چه کسی است؟
بازیکنان زیادی هستند که با استعداند و زیبا بازی می کنند، اما بازیکنان سبکهای متفاوتی دارند! بعضی دیگر به جای آن پاسهای دقیقی میدهند. بازیکنان مختلف تکنیک متفاوتی دارند، پس انتخاب فقط یک بازیکن کار دشواری است.

تو یا وین رونی، کدام با تکنیک تر هستید؟
فکر می کنم بازیکنان متفاوتی هستیم. هیچ شکی در این نیست که وین رونی بازیکن بزرگ و با استعدادی است.او تکنیک انفرادی خودش را دارد، من هم مال خودم را. ما سعی می کنیم خودمان باشیم.

حقه ها و دریبل هایت را خودت طراحی می کنی یا از دیگران الگو می گیری، مثلا رونالدینیو؟
نه.دریبل هایم به وسیله خودم طراحی می شود نه دیگران . این حرکت ها حاصل سالها تلاش من در جلسات تمرینی اس که حالا در زمین می بینید.سعی میکنم روی آنها کار کنم و در زمین به طور طبیعی و ذاتی آنها را اجرا کنم.اما بعضی از بازیکن ها می بینند که بازیکن دیگری حرکتی خوبی انجام می دهد و سعی می کنند از او تقلید کنند، اما این روش من نیست. من تلاش میکنم خودم را پیدا کنم نه این که تقلید کنم.

دریبل هایت را از کی شروع کردی؟
دریبل هایم از زمانی آغاز شد که خیلی کم سن و سال بودم این حرکت ها در طول سال ها تکمیل شده اند. سال به سال پیشرفت می کنم. فقط می خواهم بهتر و بهتر شوم و تکنیک های بیشتری یاد بگیرم.

می دانی بهترین زمان بری دریبل زدن در طول بازی چه موقعی است؟
در طول بازی بعضی از مواقع سخت است که از این حیله ها استفاده کنید، ولی وقتی تیم جلو است کارها آسان تر پیش می رود. در آن زمان آرام تر هستیم و این حیله ها بیشتر به کار می آید. بعضی از مواقع هم کارها خوب پیش نمی رود.

آیا تو در تمرین روی این حرکت ها تمرین می کنی؟
بعد از تمرین من کمی دورتر می ایستم و روی دریبل ها و خیلی چیزهای دیگر کار میکنم تا بتوانم آن را در بازی به کار بگیرم.

می دانی بهترین زمان بری دریبل زدن در طول بازی چه موقعی است؟
در طول بازی بعضی از مواقع سخت است که از این حیله ها استفاده کنید، ولی وقتی تیم جلو است کارها آسان تر پیش می رود. در آن زمان آرام تر هستیم و این حیله ها بیشتر به کار می آید. بعضی از مواقع هم کارها خوب پیش نمی رود، ولی همیشه تمام تلاشمان را می کنیم تا تیم به پیروزی برسد.

وقتی منچستر قصد خرید تو را داشت چه احساسی داشتی؟
احساس خاصی داشتم، چون علاقه تیمی مثل منچستر یونایتد به من یکی از لحظات فوق العاده در تمام عمرم به شمار می رود، باشگاهی که یکی از بهترین تیمی جهان است هیچ وقت آن لحظه را فراموش نمی کنم.

یونایتد برای جذب تو 12 میلیون پوند پرداخت کرد آیا این مبلغ زیاد برای خرید تو اشتباه است؟
نه. من فکر می کنم منچستر مرا برای ترمیم تیمش آورد تادر اینجا پیشرفت کنم البته نه اینکه پول برایم مهم نباشد ام مهمتر از آن تیم است.

تو صاحب پیراهن شماره 7 هستی دقیق مثل دیوید بکام زمانی که اینجا بود...
اگر به گذشته نگاه کنید، همه بازیکنانی که این پیراهن را می پوشیدند یک پدیده بودند! این یک مسئولیت بزرگ است و باید کارم را به خوبی انجام دهم تا در آینده به یاد آورده شوم.

از ماندن در منچستر چه احساسی داری؟
احساس خوبی دارم پیش از اینکه به منچستر بازگردم. می خواستم این تیم را ترک کنم اما مسئولان باشگاه به حمایت هایشان من را از تصمیم خود منصرف کردند و سبب شد تا شرایط خود را به دقت مورد بررسی قرار دهم و بدین ترتیب تصمیم به ماندن گرفتم و فکر می کنم این بهترین تصمیم زندگیم بود.
امیدوارم موفقیت های ما به همین ترتیب ادامه داشته باشد و این فصل ، فصل خوبی برای ما باشد.

تا کی در یونایتد می مانی؟
دقیقا نمی دانم شاید 1 سال شاید 2 ،3 ،4 یا ده سال و شاید هم تا پایان دوران فوتبالم اما تنها چیزی که از آن مطمئنم این است که منچستر باشگاه ایده آل من است . میخواهم نام من در این باشگاه جاودانه بماند و روزی شاهد ورود هم تیمی های ملی خود در این باشگاه باشم.

آیا از رایان گیگز چیزهایی یاد می گیری؟
بازی کردن کنار گیگز عالی است. او بازیکن بزرگی است و یک انسان بزرگ.او از وقتی که به اینجا آمدم به من کمک زیادی کرده است. سابقه او در منچستر یونایتد درخشان است و کسی است که می شود از او چیزهای زیادی آموخت. همیشه سعی می کنم از بهترین ها چیزهای زیادی یاد بگیرم و رایان گیگز به این جمع تعلق دارد.

بهترین دفاعی که مقابل او قرار گرفته ای چه کسی است؟
در انگلیس مدافعان بسیار خوبی حضور دارند و این انتخاب دشواری است. من در برابر اشلی کول در آرسنال بازی کرده ام به نظر من او بازیکن بسیار خوبی است.

تماشاگران در اولدترافورد راجع به تو چه می گویند؟
اولدترافورد واقعاً لذّت بخش است و همیشه هم این طور بوده است. به نظر من بهترین ورزشگاه این کشور است و یکی از معدود ورزشگاههایی که میشه پر می شود. بازیکنان یونایتد در اولدترافورد احساس خوبی دارند چون جو آنجا باعث می شود بهتر بازی کنید.
و تو از تماشاگران رقیب القاب زیادی می گیری!
این کاملا عادی است. منچستر یونایتد یکی از بهترین و مشهور ترین تیم های جهان است و این طبیعی است وقتی به خانه حریفان می روید، تماشاگران سعی کنند شما را با مشکل مواجه کنند تا بد بازی کنید. اما ما با چنین شرایطی آشنا هستیم و با تجربه ای که اندوخته ایم ، نمی گذاریم در کارشان موفق شوند.



دیگران درباره کریستیانو چه می گویند؟

*** اوزه بیو اسطوره فوتبال پرتغال از کریستانو رونالدو به خاطر عملکرد های فوق العاده تمجید کرد.
او در مصاحبه ای گفت: « در مورد رونالدو اولین چیزی که جلب توجه می کند، سرعت و قدرت فوق العاده این بازیکن جوان بوده که به عقیده من کفشهای او دارای یک قدرت جادویی است. او دارای تکنیک بسیار عالی در بازی هاست و مهم تر از همه اینکه اعتماد به نفس بالایی دارد و به این باور رسیده که قادر به انجام هر کاری با توپ بوده و شاید هم همین ویژگی از او یک فوتبالیست منحصر به فرد ساخته است.»


*** کارلوس کوئیروز دستیار سر آلکس فرگوسن در منچستر گفت کریستیانو رونالدو می تواند بهترین بازیکن دنیا شود. او باید مقابل تیمی از کشورش قرار بگیرد و آخرین بازی او در آن جا با فاجعه همراه بود و حالا کوئیروز می گوید:«وقتی با بازیکنان جوان کار می کنید، کارتان این است که به آنه بگویید یا مجبور شان کنید بعضی از کارهای خاص را انجام دهند. مساله این است که باید وادار شان کنید به زندگی، اصول و ارزش ها فکر کنند، به آنها بیاموزید به خودشان فکر کنند و جواب درستی برای تمام این پرسش ها بیابند. می خواهید تعادلی بین نحوه بازی ، حرف هایی که می زنند ، دوستانی که دارند ، هر چیزی درباره ی بازی ، بیرون یا درون زمین ، به وجود بیاورند. در قبال کریستیانو همیشه تلاش کرده ام تا شور و انگیزه ویژه ای در او ایجاد کنم تا نه در میان بهترین های دنیا باشد، بلکه بهترین بازیکن دنیا شود. او می تواند این کار را انجام دهد، و من تردیدی ندارم. »
او در پایان افزود:«او بازیکن با انگیزه و با استعدادی است وجود جوانی او بازی های بسیار خوبی برای منچستر و پرتغال انجام می دهد و امید زیادی به درخشش او در لیگ برتر و لیگ قهرمانان دارم و بدون شک با گلزنی های او می توانیم افتخارات خوبی به دست آوریم.»


hassan-morinio.blogfa.com

MoJtaBa.R
14-03-2008, 02:46
بیوگرافی فابرگاس ستاره جوان آرسنالسسک فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


/top2007.blogsky.com

MoJtaBa.R
14-03-2008, 19:17
«روبرتو كارلوس داسيلوا روكا» متولد دهم آوريل سال 1973 در «سائوپائولو» در حقيقت همان «روبرتو كارلوس» فوتباليست معروف برزيلي است كه مدتي است در تيم «فنرباغچه» ترکیه توپ مي‌زند. او معمولا در جناحين زمين بازي مي‌كند و تاكنون در سه جام جهاني، بازيكن اصلي تيم ملي كشورش بوده است.
او قبل از ورود به تيم «فنرباغچه» در باشگاه اسپانيايي «رئال مادريد» بازي مي‌كرد. او در زمره پنج فوتباليستي است كه در بيش از صد بازي ليگ قهرماني اروپا حضور داشته است. در سال 1997 و در انتخاب بهترين بازيكن دنيا از سوي فيفا نام روبرتو كارلوس درست پس از رونالدو به عنوان نفر دوم به چشم مي‌خورد و پله او را يكي از 125 بازيكن برتر دنيا مي‌داند.
آغاز فوتبال
«روبرتو كارلوس» فوتبال را با باشگاه «پالميراس» آغاز كرد و خيلي سريع و در سن 22 سالگي وارد باشگاه اينتر ميلان شد. او در سال 1996 به باشگاه قدرتمند «رئال مادريد» پيوست. كارلوس يازده فصل متمادي براي باشگاه رئال مادريد توپ زد و در كل در 512 مسابقه حاضر شد كه 370 بازي آن مسابقات ليگ بود. او در اين مسابقات در همان پست دفاع خود 46 گل را روانه تور دروازه حريفان كرد.

كارلوس در آگوست سال 2005 رسما شهروند اسپانيا شد و در عين حال شهروند برزيل نيز محسوب مي‌گشت اين اتفاق براي رئال مادريد اهميت به سزايي داشت، زيرا بدين ترتيب كارلوس ديگر بازيكن خارجي به حساب نمي‌آمد و آنها كه اجازه داشتند تنها 3 بازيكن غيراروپايي در باشگاه خود داشته باشند يك جاي خالي براي گزينه‌اي مناسب پيدا مي‌كردند و اين طور بود كه رئال مادريد توانست «روبينيو» را وارد تيم خود كند. در طول فصل بازيهاي 2006-2005 اخبار و شايعات بسياري مبني بر اين‌كه كارلوس باشگاه رئال را ترك خواهد كرد در نشريات به چشم مي‌خورد. اين خبرها حاكي از آن بود كه دو باشگاه مهم كه خواستار اين فوتباليست بودند «چلسي» و «فنرباغچه» نام داشتند ولي آن فصل گذشت و كارلوس همچنان در رئال ماند برای سیصدوسي‌امين بار در مادريد بازي كرد و بدين ترتيب ركورد قبلي را كه با 329 بار از آن «آلفردو دي استفانو» بود را تصاحب كرد. اما روز نهم مارس 2007 او اعلام كرد كه تصميم دارد ديگر قرارداد خود را با رئال تمديد نكند و مدتي بعد حرف خود را عملي كرد.

فنرباغچه يك باشگاه بزرگ
در ژوئن سال 2007 روبرتو كارلوس قرارداد دو ساله خود را به همراه يك سال حضور اختياري با باشگاه فنرباغچه كه قهرمان ليگ تركيه است به امضا رساند. اين قرارداد داخل استاديوم و در برابر چشم هزاران تن از هواداران اين تيم به امضا رسيد. اين اتفاق براي خود كارلوس هم عجيب و غيرمنتظره بود زيرا هميشه فكر مي‌كرد در باشگاه رئال با فوتبال خداحافظي خواهد كرد ولي سرانجام پس از يازده سال بازي براي رئال از اين باشگاه جدا شد تا به باشگاه ديگري بپيوندد. او مي‌گويد: «هرگز انتظار نداشتم به باشگاه ديگري بروم، نمي‌خواستم رئال را ترك كنم ولي شرايط در فوتبال تغيير مي‌كند. براي من هم شرايطي به وجود آمد كه به اينجا بيايم و به آنچه مي‌خواهم برسم. رييس باشگاه فنرباغچه باعث شد دوباره احساس كنم مهم هستم. فكر مي‌كنم شانس آن را دارم كه با آنها آينده خوبي براي خودم بسازم. دوست نداشتم رئال را با ناراحتي ترك كنم، من آن باشگاه را با خوشحالي و با گردن افراشته ترك كردم.» او رفتن خود از رئال را به رفتن ديويد بكام تشبيه كرده و مي‌گويد: «همان طور كه بكام رفت تا به گالكسي بپيوندد من هم رفتم. آنها آدم‌هاي بزرگي را از دست دادند. من با خوشنامي به رئال مادريد رفتم و دوست دارم هميشه همين طور باشم.» روبرتو كارلوس در اولين بازي رسمي خود در «فنرباغچه» با سر براي اين تيم گل زد. اين گل حاصل سومين ضربه سر (هد) او در طول كار حرفه‌اي‌اش بود. او براي هواداران آن تيم، محبوب‌ترين بازيكن محسوب مي‌شود و يك عضو ضروري و كليدي براي فنرباغچه است.

گل‌هاي به يادماندني
اگر وارد وب سايت بهترين گل‌هاي فوتبال شويد و تمام گل‌هاي تاريخ فوتبال را يك به يك مرور كنيد، مطمئنا در ميان اين گل‌هاي منتخب دو گل از سري گل‌هاي روبرتو كارلوس را شاهكار عالم فوتبال خواهيد دانست. اولي يك ضربه آزاد از فاصله 35 متري بود كه با چرخشي مبهوت‌كننده از سد مدافعان گذشت و وارد دروازه انگليس شد و عنوان «ضربه آزاد قرن» را به خود اختصاص داد. دومين گل معروف كارلوس يك ضربه كرنر بود كه آنچنان به زيبايي زده شد و آنقدر حيرت‌انگيز وارد تور شد كه وقتي كسي براي نخستين بار آن را مي‌بيند چند ثانيه طول مي‌كشد كه متوجه گل شدن آن ‌شود. با اين وجود كارلوس فوتباليستي است كه توانايي‌هاي دفاعي خود را به همه ثابت كرده و در جناح چپ زمين بيش از هر قسمت ديگري موفق است. قدرت و توانايي روبرتو در پاي چپ او نهفته است و همين پا او را بهترين يا يكي از بهترين‌هاي عرصه فوتبال ساخته است. اين بازيكن جذبه‌اي خدادادي دارد كه باعث شده در قلب همه هواداران خود جا باز كند. هواداران او توقع دارند او در تك تك بازي‌هايش عالي ظاهر شود و البته او هم در اغلب مواقع شگفت‌انگيز است. كارلوس در سال‌هاي گذشته به راستي يك سوپراستار بوده است.

زندگي خصوصي
روبرتو كارلوس وابستگي شديدي به خانواده‌اش دارد. او هميشه با پدرش «اسكار» و مادرش «ورالوچيا» و البته سه خواهرش «كريستين»، «جيزيه» و «سيلويا» روابط نزديكي داشته است و بدين ترتيب مسلم است كه به خانواده جديد خود يعني همسرش «الكساندرا» و دخترانش «روبرتا» و «جيوانا» عشق و محبت عميقي دارد. او يك پسر هم دارد كه نام او را روبرتو كارلوس جونيور گذاشته است. روبرتوي كوچك اكنون نزديك به سه سال دارد و پدر به شدت علاقه‌مند است كه پسرش راه او را پيش بگيرد. او نمونه بارز يك پدر با محبت است كه به تك‌تك اعضاي خانواده خود توجه خاصي نشان مي‌دهد. كارلوس سال‌هاي زيادي از وطن اصلي خود دور بوده است، با اين وجود سعي دارد عادات قديمي خود را حفظ كند و به ويژه به موسيقي و غذاهاي اصيل برزيل علاقه شديدي دارد. او در كنار فوتبال به ورزش‌هاي ديگري نظير واليبال ساحلي واسپكتاش مي‌پردازد. علاوه بر بازي به يادماندني، خصوصيات اخلاقي برجسته‌اي هم دارد كه باعث جذابيت او در ميان هواداران فوتبال شده است. خصوصياتي همچون خونگرمي، خوشرويي و خاكي بودن كه معمولا مردمان برزيل از آن بهره مي‌برند.

حضور در استانبول
كارلوس مي‌گويد: من هرگز جلسات و پيشنهادات فنرباغچه را سبك نشمردم. در حقيقت افتخار مي‌كنم كه اين باشگاه نسبت به خريد من علاقه نشان داده است. سال گذشته فردي به اسم «مرات» پيش من آمد تا شرايط قرارداد را برايم توضيح دهد، او بسيار جدي بود و سعي داشت اين معامله صورت بگيرد و خيلي به كارش وارد بود. من گفتم قرارداد سه ساله مي‌خواهم و او موافقت كرد ولي گفتم بايد با رئال مادريد هم مذاكره كنم چون قراردادم با اين باشگاه هنوز به پايان نرسيده است و باز هم موافقت كرد، ما با هم دست داديم و او رفت. آن موقع من مطمئن بودم كه به فنرباغچه مي‌روم ولي اين باشگاه ديگر دنباله كار را نگرفت. آنها حتي به رئال مادريد پيشنهادي هم ندادند و مرا در عالم ترديد گذاشتند و رفتند. فنرباغچه سال گذشته اين انتقال را جدي نگرفت. اگر آنها جدي بودند با روساي رئال ملاقات مي‌كردند. اين طور شد كه من به اين نتيجه رسيدم كه فنرباغچه در تصميمش جدي نيست و قراردادم را با رئال تمديد كردم، اما امسال آنها جدي بودند و بابت سال گذشته از من عذرخواهي هم كردند.مردمان ترك بسيار خونگرم، مهربان و البته ديوانه فوتبالند. فوتبال اين كشور در سال‌هاي گذشته به ويژه ده سال اخير رشد بسيار خوبي داشته است كه مهمترين نمونه مقام سوم جام جهانی 2002 بود، آنها در آن جام دوبار با ما روبه‌رو شدند و هر دو بار تيم آماده برزيل كه آن سال قهرمان جهان شد را آزار دادند. پيش از اين‌كه به استانبول بيايم، چند بار با كلوديو تافارل دروازه‌بان سابق و هم بازي‌ام در تيم ملي برزيل كه چند سالي در گالاتاسراي دروازه‌بان بود، تماس تلفني برقرار كردم، او به من گفت: يادت باشد در تركيه با فوتبال شوخي نكن

MoJtaBa.R
14-03-2008, 19:22
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لوييس فيليپه مديرا کائيرو يا همان لوئيس فيگو يکي از بزرگترين بازيکنان فوتبال دنيااست که نام او فوتبال زيباي پرتغال را در ذهن تداعي مي کند. او بازيکني است که توانايي بازي در قسمت هاي مختلف زمين را دارد . فيگوبازيکني خلاق است که در دريبل زدن مهارت فراواني دارد و مي تواند هر حريفي را در تشخيص جهت حرکت خود دچار ترديد و اشتباه کند !
لوئيس روز چهارم نوامبر سال 1972 در شهر ليسبون مرکز پرتغال ديده به جهان گشود . او فوتبال را از تيم اسپورتينگ ليسبون آغاز کرد که يکي از معروفترين باشگاههاي فوتبال اين کشور به شمار ميرود وتاکنون بازيکنان زيادي را به فوتبال دنيا معرفي کرده است . او از اين تيم به تيمهاي ملي نوجوانان و جوانان اين کشور نيز راه يافت تا در همان سالهاي آغازين فوتبال خود با قهرماني آشنا شود ! قهرماني در رقابتهاي زير 16 سال اروپا در سال 89 و کسب مقام اول در مسابقات زير 20 سال دنيا در سال 91 عناويني هستند که فيگو جوان به همراه تيمهاي نوجوانان و جوانان پرتغال بدانها دست يافت .
فيگو 6 فصل براي باشگاه اسپورتينگ توپ زد و با آن به قهرماني جام حذفي اين کشور نيز رسيد. او دو بار هم به عنوان مرد سال فوتبال پرتغال برگزيده شد و درخشش او به حدي بود که توجه سران باشگاه معروف بارسلونا اسپانيا را نيز به خود جلب کرد . بدين ترتيب او در ابتداي فصل 95-96 به باشگاه محبوب کاتالان ها پيوست .
اين نقل وانتقال در حالي صورت گرفت که همه يکي از دو تيم ايتاليايي پارما و يوونتوس را مقصد بعدي پديده فوتبال پرتغال مي دانستند ! به هر ترتيب او به بارسا رفت تا زير نظر يوهان کرايف مربي بزرگ اين تيم به فوتبال خود در سطحي بالاتر ادامه دهد.
فيگو طي 5فصل حضور در اين تيم سرشناس اسپانيايي به عناوين زيادي چون دو قهرماني در مسابقات لاليگا . دو قهرماني در رقابتهاي جام حذفي اين کشور .قهرماني در جام برندگان جام اروپا وهمچنين قهرماني در سوپر جام باشگاهاي اروپا و اسپانيا دست يافت .
او چهار بار ديگر نيز مرد سال فوتبال پرتغال شد و در سال 2000 عنوان بهترين بازيکن اروپا را هم از آن خود کرد تا سالهاي اوج خود را در کنار کاتالانها سپري کند . در اين زمان او محبوبترين چهره در بارسلونا به شمار مي رفت و در واقع به سمبل اين باشگاه پر طرفدار اسپانيايي تبديل شده بود اما يک انتقال ناگهاني محبوبيت او نزد هواداران بارسا را به کلي از بين برد و نيست و نابود کرد !
در تابستان سال 2000 لوئيس فيگو با عقد قراردادي پنج ساله به مبلغ 7.38 ميليون پوند راهي مادريد شد تا در تيم رئال حريف سنتي بارسا به بازي بپردازد !
قبول اين موضوع که يک بارسايي پيراهن رئال را برتن کند براي هواداران متعصب بارسلونا بسيار سخت بود . از سوي ديگر فيگو مدتي قبل از اين انتقال به هواداران بارسا قول داده بود که همچنان در اين باشگاه بماند و يا اينکه حد اقل به تيم رقيب نرود اما او به قول خود وفا نکرد تا کاتالانها از خشم به خود بپيچند !
به هر ترتيب فيگو به رئال مادريد پيوست تا به عنوان يکي از معدود بازيکناني که براي هر دو باشگاه فوق توپ زده است نام خود را ثبت کند ! از آن زمان بود که او به چهره اي کريه در نزد کاتالانها مبدل شد و اوج اين تنفر وانزجار در ديدار تيم رئال مقابل بارسلونا در ورزشگاه نيوکمپ به نمايش در آمد که هواداران خشمگين بارسا با پرتاب دهها شيئ که سر بريده شده يک خوک نيز در ميان آنها بود بازيکن سابق خود را در مورد لطف قرار دادند ! بارساييها او را مزدور و خائن ناميده و با الفاظ بسيار رکيک ازاو استقبال کردند ! اين موضوع جرائمي را براي باشگاه بارسلونا به همراه داشت و مدتها نيز در محافل ورزشي مختلف بر سر زبانها بود !
البته حضور در تيم بزرگي چون رئال مادريد و در کنار بازيکنان سر شناسي نظير رائول گونزالس . ديويد بکهام . رونالدو .روبرتو کارلوس و زين الدين زيدان براي فيگو بسيار پربار بود و او به همراه اين بازيکنان به افتخارات داخلي و خارجي فراواني دست يافت . انها با مربيگري ويسنته دلبوسکه به سه قهرماني متوالي در لاليگا . قهرماني در جام باشگاههاي اروپا و قهرماني در سوپر جام اروپا و اسپانيا رسيدند . او دو بار ديگر نيز عنوان مرد سال فوتبال پرتغال را از آن خود کرد و به عنوان مرد سال فوتبال دنيا نيز انتخاب شد تا آلبوم افتخارات خود را کاملتر از گذشته نمايد .علاوه براين او از سوي فيفا به عنوان يکي از 125 بازيکن برتر و در قيد حيات دنيا نيز برگزيده شد.
اما رفتن دلبوسکه از رئال و آمدن واندرلي لوکزامبورگو به اين تيم از يکسو و اضافه شدن نفرات سر شناس ديگر به اين تيم باعث شد که فيگو آرام آرام از ترکيب ثابت اين تيم کنار گذاشته شود و همين موضوع او را براي ترک اين باشگاه مصمم کرد . او در نهايت در تابستان سال گذشته با عقد قراردادي دوساله به مبلغ 6ميليون پوند به تيم اينتر ميلان پيوست تا بازي در ليگ ايتاليا را نيز تجربه کند . اين قرارداد پس از اتمام به مدت يک سال ديگر تمديد گرديد . دو قهرماني در ليگ کالچيو دو قهرماني در جام حذفي ايتاليا و دو قهرماني در سوپر جام اين کشور از جمله افتخاراتي هستند که لوئيس فيگو تا کنون با پيراهن اينتر ميلان بدان دست يافته است . او در مجموع تا کنون بيش از 500 مسابقه براي تيمهاي باشگاهي مختلف خود انجام داده و حدودا 100 گل هم به ثمر رسانده که آمار جالبي براي يک بازيکن خط مياني محسوب ميشود.
لوئيس فيگو در عرصه ملي نيز بازيکن موفقي بوده و در 3دوره جام ملتهاي اروپا و در 2 دوره جام جهاني حضور يافته است .او نخستين بار در سال 91 در ديدار پرتغال مقابل لوکزامبورگ به ميدان رفت و اولين گل ملي خود را نيز سال بعد و در ديدار مقابل بلغارستان به ثمر رساند .فيگو با تيم ملي فوتبال پرتغال به فينال مسابقات يورو 2004 راه يافت ولي پرتغالي ها دراين بازي از تيم شگفتي ساز يونان شکست خوردند تا از رسيدن به اولين قهرماني اروپا در رقابتهايي که خود ميزبان ان بودند باز مانند!
ستاره فوتبال پرتغال پس از پايان اين رقابتها از فوتبال ملي خداحافظي کرد اما سال بعد و بنا به درخواست مردم و کادر مربيگري تيم ملي فوتبال اين کشور دوباره به جمع ملي پوشان پرتغال اضافه شد تا در جام جهاني 2006 آلمان نيز بازي کند . او با تيم پرتغال به جمع چهار تيم پاياني اين مسابقات راه يافت و آخرين بازي ملي او با کسب عنوان چهارمي جهان همراه شد!
لوئيس فيگو پس از خاتمه اين مسابقات براي هميشه از فوتبال ملي کناره گيري و اعلام کرد که تنها در رقابتهاي باشگاهي به ميدان مي رود . او در مجموع 127 بار با پيراهن تيم ملي وتبال پرتغال به ميدان رفته و 32 گل هم براي اين تيم به ثمر رسانده است . او داراي يک همسر سوئدي است وسه دختر به نامهاي دانيلا . مارتينا و استلا نيز دارد.
لوئيس فيگو در يک نگاه:
نام کامل : لوئيس فيليپه مديرا کائيرو فيگو
تاريخ تولد :چهارم نوامبر 1972
مليت : پرتغالي
قد : 180 سانتيمتر
پست : هافبک نفوذي . بال راست و چپ
شماره پيراهن : 7
باشگاه فعلي: اينتر ميلان ايتاليا
باشگاههاي قبلي : اسپورتينگ ليسبون پرتغال . بارسلونا اسپانيا . رئال مادريد اسپانيا
بازيهاي باشگاهي:500 بازي
گلهاي باشگاهي:90 گل
بازيهاي ملي:127 بازي
گلهاي ملي:32 گل
افتخارات شخصي:
هشت بار مرد سال فوتبال پرتغال
مرد سال فوتبال اروپا در سال 2000
مرد سال فوتبال جهان در سال 2001
افتخارات ملي:
قهرمان مسابقات زير 16 سال اروپا در سال 1989
قهرمان جام جهاني جوانان در سال 1991
نايب قهرمان جام ملتهاي اروپا در سال 2004
چهارم جهان در مسابقات جام جهاني 2006 آلمان
افتخارات باشگاهي:
قهرمان جام حذفي پرتغال همراه با اسپورتينگ ليسبون
دو قهرماني با بارسلونا و سه قهرماني با تيم رئال مادريددر مسابقات لاليگا
دو قهرماني در جام حذفي اسپانيا همراه با بارسلونا
دو قهرماني در مسابقه سوپر جام اسپانيا همراه با دو تيم بارسلونا و رئال مادريد
قهرمان جام برندگان جام اروپا همراه با بارسلونا
دو قهرماني در سوپر جام اروپا با همراه با تيمهاي بارسلونا و رئال مادريد
قهرمان جام باشگاههاي اروپا همراه با رئال مادريد
قهرمان جام بين قاره اي همراه با رئال مادريد
دو دوره قهرمان ليگ کالچيو همراه با اينتر ميلان
دو دوره قهرمان جام حذفي ايتاليا همراه با اينتر ميلان
دو دوره قهرمان سوپر جام ايتاليا همراه با اينتر ميلان
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

MoJtaBa.R
14-03-2008, 19:30
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) كان يکي از بهترين دروازه‌بان هاي تاريخ فوتبال آلمان است. او يک بار گفته بود: «حتي اگر زحمت زيادي هم نمي‌کشيدم، مي‌توانستم دروازه‌باني خوب باشم، ولي مي‌خواستم بهترين باشم». چنين نيز هم شد و اليور کان از اواخر دهه‌ي 90 به دروازه‌باني در اندازه‌هاي جهاني بدل شد.الیور کان برای حفظ چهارچوب دروازه خلق شده است و شما هر وقت خواستید هر جای دنیا یک دروازه بان انتخاب کنید ببینید چند در صد از توانایی کان را دارد!


* کودکي و نوجواني اليورکان در تاريخ 15 ژوئن 1969 در کارلسروهه چشم به جهان گشود. خردسالي او با يکي از شکوفاترين دوره‌هاي تاريخ فوتبال آلمان همراه بود. تيم ملي فوتبال آلمان در سال 1970 به مقام سوم جهان رسيد. دو سال پس از آن قهرمان اروپا و سرانجام در سال 1974 در کشور خود قهرمان جهان شد. "کان" فعاليت ورزشي خود را در سن هفت سالگي در تيم فوتبال نوجوانان کارلسروهه آغاز کرد. در هشت سالگي يک بار به دليل بيماري دروازه‌بان تيم خود، درون دروازه جا گرفت و بازي خوبي از خود نشان داد.قهرمان داستان ما هنگامی که 10 ساله بود روی قطعه ای کاغذ نوشت می خواهم بهترین فوتبالیست دنیا شوم و آن را به کمد خانه خود زد و تنها هنگامی آن را از دیدگان خود دور کرد که بهترین دروازه بان دنیا شد. پدر بزرگش به همين مناسبت به او کلکسيوني از وسايل دروازه‌بان اسطوره‌اي آن زمان آلمان يعني سپ ماير را هديه داد. همين امر سرنوشت کان را رقم زد و او را تشويق کرد که درون دروازه بايستد. در پانزده سالگي براي کان ثابت شده بود که مي‌خواهد بازيکن حرفه‌اي شود. از آنجا که اندامي لاغر داشت، به طور منظم به تمرين پرورش اندام پرداخت تا بتواند کاستي‌هاي خود را در اين زمينه برطرف سازد. پدرش رولف درباره‌ي اراده‌ي آهنين پسرش گفته بود: «حتي روزهاي تعطيل يکشنبه صبح زود مرا از رختخواب بيرون مي‌کشيد تا با او تمرين کنم».
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
* درخشش ستاره‌ا‌ي پرفروغ پس از سه سال بازي مداوم و کسب تجربه در تيم آماتور کارلسروهه، سرانجام در هفده سالگي در کادر بازيکنان حرفه‌اي اين باشگاه قرار گرفت. زمان مناسب براي کان در سال 1990 فرارسيد. دروازه‌بان شماره ي يک کارلسروهه که از آمادگي لازم برخوردار نبود، پس از چند خطا به ناچار روي نيمکت ذخيره‌ها قرار گرفت و اليور کان با آمادگي کامل توانست جاي او را بگيرد.چند بازی متوسط و عکس العمل های معمولی برای به خاطر سپردن نام مرد شماره یک کافی نبود تا سر انجام در یک شب رویایی همگان الیور توییست آلمان را شناختند.در بازی نیمه نهایی جام یوفا تیم کالسروهه 3 بر 1 در بازی رفت در زمین والنسیا مغلوب شد اما این سبب از بین رفتن روحیه آلمان ها نشد.تمام مسئولان و هوادارن تیم آلمانی در بازی برگشت چشم به دست های طلایی الیور دوخته بودند و این مرد بزرگ عادت نداشت چشمهای منتظر را نا امید کند پس آن قدر خوب و مطمئن کار کرد که مهاجمان با آسودگی تمام 7 بار دروازه آن تیم نگون بخت را گشودند. پس از مدت کوتاهي، الیور جايگاه خود را به عنوان دروازه‌بان شماره ي يک در درون دروازه تثبيت کرد. ديگر هيچ کس قادر نبود او را به روي نيمکت ذخيره‌ها بازگرداند. به نوشته ي "دويچه وله"نخستين نقطه‌ي اوج او، رسيدن با تيم کارلسروهه به مرحله‌ي نيمه نهايي جام يوفا در سال 1993 بود. در سال 1994 لقب «دروازه‌بان سال» را به خود اختصاص داد و به تيم ملي فراخوانده شد. در تيم ملي هنوز دروازه‌بان شماره‌ي سه بود. باشگاه بايرن مونيخ در همان سال کان را در ازاي پرداخت پنج ميليون مارک به خدمت گرفت که در آن زمان یک رکورد محسوب می شد به طوری که الیور کان به گران قیمت ترین دروازه بان تاریخ فوتبال تبدیل شد. وي به سرعت با اين تيم درخشيد. در ژوئن سال 1995 نخستين بازي ملي خود را در برابر سوييس انجام داد. اما در جريان جام ملت‌هاي اروپا در سال 1996 در انگلستان که در آن آلمان به مقام قهرماني رسيد، اليور کان هنوز دروازه‌بان شماره دو و آشکارا در سايه‌ي «آندرياس کوپکه» بود.

* عقابي تيزچنگ بر بام باشگاه‌هاي اروپا کان با باشگاه بايرن مونيخ به پيروزي‌هاي بزرگي دست يافت. به جز جام برندگان جام حذفي اروپا، توانست همه‌ي عنوان‌هاي قهرماني را به چنگ آورد. بايرن مونيخ در سال 1999 از جمله به خاطر درخشش دروازه‌بان خود اليور کان، به ديدار پاياني ليگ قهرمانان اروپا راه يافت. در آن بازي فراموش نشدني، در حالي که مونيخي‌ها تا دقيقه‌ي 90 يک بر صفر از حريف خود منچستر يونايتد پيش بودند و جام قهرماني را در دستان خود احساس مي‌کردند، با دوگل پي‌درپي در دقايق اضافي بازي، مغلوب شدند. اليور کان بعدها گفته بود که: «شوک بارسلون را تا مدت‌ها نتوانستم فراموش کنم».
دو سال پس از اين شکست تلخ، بايرن مونيخ توانست به لطف اليور کان بار ديگر در بازي نهايي حضور يابد و اين بار در ضربه هاي پنالتي بر «والنسيا» غلبه و جام قهرماني را تصاحب کند. کان با دفع سه پنالتي، ستاره‌ي آن مسابقه لقب گرفت. روزنامه‌ي آلماني «دي ولت» پس از اين بازي درباره‌ي او نوشت: «کسي که درون دروازه‌ي بايرن مونيخ ايستاده بود، تجسم کمال بود».

در مسابقات جام جهاني فوتبال در سال 2002 در ژاپن و کره‌ي جنوبي، فوتبال دوستان جهان، پرفروغ‌ترين دوره‌ي دروازه‌باني اليور کان را تجربه کردند. اگر چه وي به همراه تيمش در بازي نهايي، در مقابل ستاره‌اي به نام «رونالدو» رنگ باخت. اشتفان هرمان در باره عملکرد او در این رقابت ها می گوید: تصور کردن تیم رودی فولر بدون الیور کان مثل خریدن قطعه ای بدون ضمانت است.حضور کان همه پیروزی ها را تضمین می کند.وقتی او گل می خورد این گل را به حساب زیرکی حریف نگذارید اگر او گل بخورد اشکال حتما از خودش است یا خسته شده و یا تمرکز نداشته و گرنه وقتی او فکرش رو روی دروازه تیمی متمرکز کند امکان ندارد کسی بتواند به حریم او وارد شود.الیور کان بدون شک استثنایی ترین دروازه بان تاریخ فوتبال آلمان است و این عنوان را سپ مایر سلطان دروازه بان های جهان در دهه 70 حالا به الیور کان داده است.

افتخارات الیور کان دروازه بانی که همواره نان اراده آهنین خود را خورد و از این راه پر آوازه شد:

1-بهترین بازیکن و بهترین دروازه بان جام جهانی 2002 کره و ژاپن و کسب توپ طلای این رقابت ها که برای نخستین بار در تاریخ به یک دروازه بان رسید.

2- بهترین دروازه بان دنیا در سالهای 1999 و 2001 و 2002

3- بهترنی دروازه بان اروپا در سالهای 1999 و 2000 و 2001 و 2002

4- بهترین بازیکن آلمان در سالهای 2000 و 2001

5- بهترین دروازه بان آلمان در سالهای 1994 و 1997 و 1999 و 2000 و 2001 و 2002

6-قهرمانی در یورو 1996

7-قهرمانی در جام باشگاه های جهان به سال 2001

8-قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا به سال 2001

9-قهرمانی در جام یوفا به سال 1996

10 - قهرمانی در بوندس لیگا به سالهای 1997 و 1999 و 2000 و 2001 و 2003 و 2005 و 2006

11-قهرمانی در جام حذفی آلمان به سالهای 1998 و 2000 و 2003 و 2005 و 2006

12-قهرمانی در لیگا پوکال به سالهای 1997 و 1998 و 1999 و 2000 و 2004


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MoJtaBa.R
14-03-2008, 19:35
انریكه كیكه سانچز فلورس

نام:سانچز فلورس
محل تولد:مادرید
تاریخ تولد:5/2/1965
قد:1.76
وزن :70
پست در زمان بازیگری:دفاع میانی
دوران بازیگری.
كیكه سانچز فلورس در سال 96 در شهر مادرید به دنیا آمد.پس از گذراندن مراحل اولیه ی آموزش به بندر والنسیا رفت
و فوتبال حرفه ای خود را از 20 سالگی(1985) آغاز كرد.وی طی حضور 10 ساله در والنسیا به دلیل دوران افت این تیم نتوانست موفقیت چندانی كسب كند و برای پیشرفت تنها راه را ترك این باشگاه دانست!
وی در سال 94 و پس از 10 سال حضور در والنسیا با قراردادی دو ساله به رئال مادرید پیوست و همراه با این تیم توانست در همان فصل قهرمانی لا لیگا را جشن بگیرد.
كیكه پس از پایانقراردادش به زاراگوزا پیوست تا آخزین فصل بازیگریش را در سكوت به پایان برساند.
وی هیچگاه بازیكن بزرگی نبود و در 31 سالگی كفشهای خود را آویزان كرد.
افتخارات
والنسیا ------
رئال مادرید قهرمانی در فصل 94-95 لیگا.
تیم ملی.
فلورس به سال 1987 برای اولین به تیم ملی دعوت شد.همچنین در جام جهانی 1990 نیز عضو تیم ملی اسپانیا بود
و پس از سال 1991 دیگر به تیم ملی دعوت نشد و ثمره ی این 4 سال حضور وی در تیم ملی اسپانیا فقط 15 بازی بود و عموما انتخاب دوم نیز برای جایگزینی مدافعان نبود.
او نیز نتوانسته با تیم ملی اسپانیا افتخاری را كسب كند.
تیم ملی.
15 بازی و 0 گل

دوران مربیگری
كیكه فلورس همراه با رافائل بنیتز در تیم جوانان رئال مادرید مشغول به كار بود البته فقط به عنوان دستیار سوم!
پس از رفتن بنیتز به والنسیا او توانست به همراه تیم جوانان رئال مقام قهرمانی جام اسپانیا را بدست آورد و همین اتفاق باعث شد تا تیم تازه صعود كرده ی ختافه برای به خدمت گرفتن وی دست به كار شود.
سانچس تیم ختافه را با وجود اینكه امیدی نداشت در لیگ برتر حفظ كرد و توانست نام خود را كمی بر سر زبان اسپانیاییها بیندازد.این مربی جوان كه سابقه ی پوشیدن پیراهن والنسیا را نیز برای مدتی طولانی در كارنامه داشت پس از گرفتن نتایج درخشان به همراه تیم ختافه به تیم بحران زده ی والنسیا پیوست.
ابتدای حضور او با نا امیدی هواداران عجین بود.زیرا هواداران والنسیا او را جوان تر از آن میدانستند كه بتواند تیم محبوبشان را هدایت كند.
اما كیكه بدور از حاشیه ها در فصل نقل و انتقالات خریدهای بسیار خوبی را انجام داد.
داوید ویا و میگل دو خرید بسیار بزرگ او در این فصل بودند.
او توانست با والنسیا به مقام سوم لیگا دست یابد و اعتماد هواداران را جلب كند.
فصل بعد او فرصتی یافت تا نام خود را بیشتر بر سر زبان ها بیندازد.والنسیا با یك تیم مصدوم توانست رتبه ی چهارم لیگا را به دست آورد و همچنین تا دور یك چهارم پایانی جام قهرمانان نیز صعود كند.
و این نوید یك آینده ی درخشان برای مربی 42 ساله و جوان والنسیا رابه اسپانیایی ها میدهد

MoJtaBa.R
14-03-2008, 19:37
خوزه سانتیاگو كانیزارس روییز



نام : سانتیاگو كانیزارس
متولد:مادرید
تاریخ تولد:18 دسامبر 1969
قد:181
وزن:78


دروازه بانی بزرگ در تاریخ فوتبال........سانتیاگو كانیزارس در سال 69 در مادرید متولد شد.وی از دوران كودكی به فوتبال علاقه داشت و در كلاسهای رئال مادرید شركت میكرد.
شروع فوتبال حرفه ای او به سال 88 و سن 19 سالگی برمیگردد كه به رئال مادرید B پیوست.یك سال را در این تیم بدون انجام حتی یك بازی گذراند.فصل بعد به طور قرضی به تیم كاستیا پیوست و مدت یكسال در آن تیم به بازی پرداخت و طی یك فصل توانست در 35 بازی به میدان برود.
بازی های خوب او باعث شد تا فصل بعد به تیم الكه و باز هم به صورت قرضی بپیوندد.این فصل برای او ثمره ای نداشت و تنها در 7 بازی به میدان رفت.
در پایان این فصل با تیم مریدا یونایتد قرار داد بست و در تمام فصل از دروازه ی این تیم نگهبانی كرد تا بلاخره با یك قرار داد دو ساله به سلتاویگو نقل مكان كند.دو فصل حضور درخشان در سلتا باعث شد تا به مادرید برگردد ولی این بار تیم اصلی!!
طی 4 سال نیمكت نشینی و تنها 41 بازی در لیگا و به دست آوردن یك قهرمانی در لیگا و قهرمانی در جام قهرمانان
رئال را برای پیشرفت مناسب ندید و به قصد والنسیا این تیم را ترك گفت.

سال 98 سانتی كانیزارس با قراردادی سه ساله به والنسیا پیوست تا جانشین آندونی زوبیزارتای بازنشسته شود.
درخشش او در كنار والنسیا باعث شد تا در مدتی بتواند دروازه بان اصلی تیم ملی اسپانیا شود .همچنین با بازیهای درخشانش و حضور مربانی چون لوپز و رانیری توانست دو بار به فینال جام قهرمانان نیز برسد ولی هر دو بار مغلوب به خانه بازگشتند.
وی سال بعد كاپیتان والنسیا شد.همزمان با این اتفاق شیرین برای او بنیتز به والنسیا آمد و در همان فصل اول والنسیا توانست لیگا را فتح كند.دو سال بعد و باز هم با بنیتز این قهرمانی را تكرار كرد همچنین در این سال(2004)
جام یوفا و سوپر كاپ اروپا را نیز برای این تیم به ارمغان بیاورد.
این دروازه بان 37 ساله به تازگی قرار داد خود را به مدت دو سال با والنسیا تمدید كرده و امیدوارست كه بتواند
روزهای خوش گذشته را در آخرین سالهای بازیگریش با این تیم تكرار كند.

تیمها.

رئال مادرید بی 88-89 0 بازی
كاستیا 89-90 35 بازی
الكه 90-91 7 بازی
مریدا یونایتد 91-92 38 بازی
سلتاویگو 92-94 74 بازی
رئال مادرید 94-98 41 بازی(فقط لیگا)
والنسیا 98--- 291 بازی (فقط لیگا)

افتخارات:
به همراه رئال مادرید

لیگا به سالهای 94-95 // 96-97
جام قهرمانان اروپا 97-98

به همراه والنسیا

كوپا دل ری 98-99
سوپر كاپا اسپانا 99
لیگا 01-02/// 03-04
سوپر كاپ اروپا 04
جام یوفا 03-04
نائب قهرمانی در جام قهرمانان 99-00//00-01

دروازه بان سال اروپا 99-00


كانیزارس در تیم ملی.

به جرئت میتوان گفت كه از بد شانس ترین دروازه بانان تاریخ فوتبال به شمار میرود.
وی در حالی در سال 93 به تیم ملی دعوت شد كه سنگربان اسطوره ای اسپانیا (زوبیزارتا) از این چهارچوب محافظت میكرد.
ولی بعد از خداحافظی زوبیزارتا از جهان فوتبال توانست چند سال از دروازه ی اسپانیا محافظت كند ولی قبل از شروع
جام جهانی 2002 در حالی كه همگان وی را سنگربان اصلی اسپانیا قلمداد میكردند به دلیل مصدومیت با شیشه ی افترشیو این جام را از دست داد و كاسیاس دروازه بان ثابت اسپانیا شد.
پس میتوانیم دوران بازی او را اینگونه بنویسیم كه میان افول زوبیزارتا و ظهور كاسیاس.
وی در این مدت توانست 46 بار برای تیم ملی به میدان برود.
1 بازی در جام جهانی 94 .یك بازی در جام جهانی 2006 و از سال 98 تا 2002 كه تنها بازیهای مهم او به یورو 2000 باز میگردد كه دروازه بان فیكس تیم ملی به شمار میرفت.

او نیز مانند بقیه ی اسپانیایی ها نتوانسته مقامی در خور را برای كشورش به ارمغان بیاورد.

نكته ی جالب اینكه پیتر اشمایكل وی را به عنوان بهترین دروازه بان جهان فوتبال انتخاب كرده است!!!

آیا كانیزارس كه مورد غضب آراگونس قرار گرفته , میتواند سالهای پایانی فتبالیش را با پیروزی پشت سر گذارد؟؟

تیم ملی

93 ----- 46 بازی

MoJtaBa.R
14-03-2008, 19:38
نام:ویسنته رودریگز گیین
تاریخ تولد:16 جولای 1981
شهر تولد:بندر والنسیا
قد:175
وزن:72
فوتبال را با تیم لوانته در سال 97 آغاز كرد.طی دو فصل حضور در این باشگاه توانست با بازیهای درخشان در سن 17
سالگی توانست طی 37 بازی 5 گل برای این تیم به ثمر برساند.در همین میان مربی وقت باشگاه والنسیا برای به خدمت گیری این بازیكن ابراز تمایل كرد و این بازیكن در سال 2000 با قرار دادی سه ساله به والنسیا تیم همشهری پیوست.
فصل اول بازیهای زیادی به او نرسید و اكثرا از روی نیمكت كار را دنبال كرد و همراه با این تیم به مقام نایب قهرمانی جام قهرمانان باشگاه های اروپا دست یافت.
فصل 2001-02 آغاز درخشش او بود و با آمدن رافائل بنیتز دوران جدید فوتبالیش را آغاز كرد.
از طرفی مصدومیت كیلی گنزالس باعث شد كه یك نیم فصل را به طور ثابت در تركیب اصلی والنسیا بازی كند و این پایان كار كیلی گنزالس در والنسیا بود به طوری كه اعلام كرد حضور من در این تیم به دلیل حضور ستاره ای جوان دیگر اهمیتی نخواهد داشت.در این سال او همراه با والنسیا قهرمان لیگا شد.
فصل بعد به یكی از اركان تیم تبدیل شد و توانست بازیهای درخشانی را برای والنسیا به انجام برساند ولی این تیم در نهایت مكانی بهتر از مكان پنجم نیافت.
بنیتز تیم را تحكیم خاصی بخشید بازیكنانی را نظیر میستا و روفته به تیم آورد.
این فصل اوج ویسنته بود. طی یك فصل بسیار عالی برای والنسیا توانست قهرمانی لیگا را به عنوان یكی از اركان اصلی تیم جشن بگیرد و این پایان فصل 2003-2004 نبود و وی توانست به همراه این تیم جام یوفا را از آن خود كند.
همچنین درخشش وی در فینال همین جام كه توانست یك گل و یك پاس گل را برای همتیمی هایش مهیا كند
باعث شد تا به عنوان بهترین بازیكن فصل لیگا انتخاب شود.
و آغز دوران شوم برای ویسنته از همین جا شروع شد.
بنیتز به لیورپول رفت و رانیری دوباره به والنسیا بازگشت.او همچنان از اركان تیم بود ولی هفته ی هفتم به دلیل مصدومیت دیگر نتوانست تیم را تا بعد از سال نو همراهی كند.بازگشتش با موفقیتی همراه نبود و كم و بیش مصدوم میشد و در این فصل مدافع عنوان قهرمانی به حضور در جام اینترتوتو بسنده و كرد و فصل شوم خفاشها به پایان رسید.
ابتدای این فصل كیكه فلورس به والنسیا آمد. باز هم ویسنته فصل را بسیار عالی آغاز كرد و توانست گذشته را تكرار كند اما این بار مصدومیتی هفت ماهه گریبانش را گرفت و در برگشت به دلیل آماده نبودن حتی از تركیب تیم ملی اسپانیا نیز كنار گذاشته شد.این فصل نیز برای او به بدی سپری شد .
به زمان حال نزدیك شدیم.این فصل كه گذشت ویسنته فقط در پنج بازی اول توانست بازی كند و باز هم مدتی مصدوم بود.چند بازی میكرد و چند بازی مصدوم بود. تا بلاخره در مرحله ی یك چهارم پایانی لیگ قهرمانان دوباره در قابل چلسی مصدوم شد و كل فصل را از دست داد.
در مصدومیت های مكرر ویسنته والنسیا نیز به نتایج قابل توجهی دست نیافت.

آیا ویسنته میتواند به روزهای خوش گذشته بازگردد یا این بخت شوم همچنان دست از سر او برنخواهد داشت؟


تیمهای ویسنته
97-00 لوانته یونایتد 54 بازی و 9 گل
01 - والنسیا 174 بازی و 29 گل
افتخارات باشگاهی
نائب قهرمانی در جام قهرمانان اروپا 2000
قهرمانی در لیگا اسپانا 2001-2002 / 2003-2004
قهرمانی در جام یوفا 2004
قهرمانی در سوپر جام باشگاههای اروپا 2004
بازیكن سال 03-04 لیگا

ویسنته در تیم ملی اسپانیا.
این هافبك جوان در سال 2002 به تیم ملی دعوت شد . اما اصل حضور او به یورو 2004 پرتغال و انتخابی جام جهانی
2006 برمیگردد و پس از آن به دلیل مصدومیت های مكرر به تیم ملی دعوت نشد!
وی به سان بسیاری از بازیكنان اسپانیایی نتوانسته با تیم ملی اسپانیا مقامی در خور كسب كند.
تعداد بازی ملی
38 بازی و 5 گل

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:38
بیوگرافی بالاک

سال تولد:۲۶ سپتامبر۱۹۷۶
محل تولد:گورلینز
ستاره ی بخت:لیبرا
لقب:بالا
وزن:۸۰کیلو گرم
قد:۱۸۹سانتی متر
وضعیت تاهل:متاهل.همسر سیمونه و سه فرزند به نام های لویس-امیلیو-یوردی
تحصیلات:مقطع ابتدایی
علایق:گلف-موزیک-سفر-سینما-تنیس
شعار:زندگی را سخت نگیر
خصوصیات اخلاقی:راست گو-جاه طلب و شوخ طبع
افتخارات:۳قهرمانی بوندس لیگا-۲جام حذفی-نایب قهرمان جام جهانی ۲۰۰۲-مرد سال فوتبال آلمان۲۰۰۲
بهترین هافبک اروپا۲۰۰۲
نخستین بازی ملی:۲۸ آوریل ۱۹۹۹مقابل اسکاتلند
نخستین گل ملی:۲۸مارس۲۰۰۱برابریونان
تیم های بالاک:چمیناتزر-کایزر سلاترن-بایرن لور کوزن-بایرن مونیخ - چلسي

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:40
« رود» درتاریخ اول ژوییه سال 1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .
بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است . در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد . در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .
« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .
در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :
- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . » و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..
از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند.
زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .
« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشت .» اما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود .
بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد .
« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد .
درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .
« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم .»
ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.
« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر .»
بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید . »

· واقعیتهایی درباره « رود فان نیستلروی »

-« رود » با پای راست فوتبال بازی می کند ، ولی چپ دست است .
- او در ژوییه سال 2004 با « لئونتین اسلات » ازدواج کرده است . « لئونتین » در سالهای کودکی « رود » دخترکی بود ساکن همان دهکده کوچک در جنوب هلند و حالا دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه « منچستر» است .
- پدر و مادر « رود » حالا دوباره با هم زندگی می کنند .
- « رود » به چهار زبان هلندی ، انگلیسی ، آلمانی و فرانسوی مسلط است .
- بهترین دوستش در منچستر « اوله گونار سولسکیائر » است .
- « رود » وقتش را با مطالعه زیاد ، گوش کردن موسیقی و فیلم دیدن می گذراند .
- فیلم مورد علاقه او : « پالپ فیکشن » ساخته « کوئنتین تارانتینو » است .
- کتابهای نوشته « جان گریشام » را دوست دارد و کتاب مورد علاقه اش « راز داوینچی » است .
- از بازیگران سینما از « مورگان فریمن » و« نیکول کیدمن » خوشش می آید و ازبین اهالی موسیقی از : « آرتا فرانکلین » و« کرت کوبین ( نیروانا ) » .
- و بالاخره ؛ با اینکه از غروری که نزد اکثر بازیکنان هلندی وجود دارد ، در وجود « رود » خبری نیست، او « عاشق » پیراهن نارنجی « هلند » است

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:43
نام:علي پروين
لقب:سلطان فوتبال
متولد:سوم مهر 1325درتهران
تعدادبازي ملي:70
پست:هافبك پوششي
اولين بازي ملي:در تاريخ15شهريور1349
بازيكن باشگاههاي:البرز.پيكان.پرسپ ليس
مربيگري باشگاه:پرسپوليس


شروع....
او روز سوم مهرماه1325دركوچه غريبان بدنيا آمد.پدرش احمد پروين(متوفي سال1350)ومادرش نصرت خانم (متوفي سال1378)بود.
علي صاحب برادر بزرگتري به اسم محمود است كه مي گويند امروز در ساليان بالاتر از60سالگي كارمندبنياد جانبازان است.
گويي علي در دوران خردسالي آتش زير خاكستر بود كه بلافاصله بعد از گذشتن از بيماري نوزادي به يك پارچه آتش و ولوله كوچه غريبان تبديل شد.
دهه 30براي سلطان در محله هاي مركز شهر و بازار با كمكهاي بي مظايقه حاج احمد كله پز مانند برق و باد گذشت.

آغازافتخارآفريني....
علي پروين آنقدر با توپ آشنا شده بود كه درسال1340با هم محلي هاي خود به مشهد رفت و درآنجا از خدا خواست كه به تيم ملي دعوت شود.
اوپس از بازگشت از مشهد به تيم كيان دعوت شد پس از تست وي او براي تيم دوم كيان يعني همان البرز انتخاب شد.او درسال41شاگردعلي الهي در تيم البرز شد.
يكسال بعد علي پروين آنقدر درخشيد كه او را به تيم ستاره ي يك كيان آوردند و تحت هدايت و مربيگري آصفي همبازي جانملكي قرار گرفت.درسال46پروين به تيم نوظهور پيكان پيوست.مبلغ قرار داد او با اين باشگاه10هزار تومان بود.

تولد ستاره ي ناب ايران زمين....
اوج گيري و زيبايي او در حركات با توپ باعث دعوت شدن يا به عبارتي درست تر باعث تحميل كردن خود به آن شد.در روز15شهريور49پروين اولين بازي ملي خود را انجام دادو12روز بعد براي اولين بار عضو پرسپوليس شد.
آن موقع همايون بهزادي تك ستاره پرسپوليس بود.باچهره ي فتوژنيك.قامت بلندوكفش طلايي مسابقات فوتبال دل همه را مي برد.اما سال54وقتي بهزادي سرمربي تيم بود اختلاف با علي عبده مدير وقت پرسپوليس دوران شيرين او را به پايان برد.
پروين درسال اول حضور در پرسپوليس تا مرز تبديل شدن به يك ستاره ي جهاني و حرفه اي هم پيش رفت.
پس از 4سال بازي پروين با پيراهن سرخ رنگ پرسپوليس او ديگر جاي بهزادي را گرفته بود با آنكه به او نمي رسيد اما در غيبت او ستاره ي پرسپوليس شد.تبحر پروين در ضربات كاشته محبوبيت او را دوچندان كرده بود طوري كه هرگاه خطايي به نفع پرسپوليس مي شد فرياد تماشاگران براي پروين بالا مي رفت.
پيراهني كه روز15شهريور49برتن او رفت تا 22اسفند58همچنان برتن او ماند.
درتمام اين مدت او يكي از بزرگان تيم ملي بود و 2بار قهرمان جام ملتهاي آسيا شد.او دراين مدت يك صعود به المپيك را تجربه كرد.درجام جهاني1978كه درآرژانتين برگزار شد علي پروين به عنوان كاپيتان تيم ملي بود.او در33سالگي از تيم ملي خداحافظي كرد و چند سال بعد او دوباره توسط ناصر ابراهيمي به تيم ملي دعوت شد اما از حضور در تيم ملي انصراف داد تا در اوج بازيگري از اين حرفه كنار رود.

دوران مربيگري...
پروين فوتبال را تا تيرماه سال66ادامه داد.او وقتي 41ساله شد فوتبال را رها كرد و تنها به مربيگري ادامه داد.پس از كناره گيري شاهرخي از مربيگري پرسپوليس او به عنوان مربي پرسپوليس انتخاب شد.
در اولين سال مربيگري تيم قهرمان فوتبال باشگاه هاي دسته اول تهران شد.در همان سال قهرمان جام حذفي كشور شد.در سال بعدقهرمان باشگاه هاي دسته اول تهران شد.
با حمايت بنياد از پرسپوليس و اختلافي كه پروين با آنها داشت او پس از ساليان دراز با اين تيم از آن كنار رفت.تيم پس از آن در جام باشگاهها بازي اول خودرا5بر0بردند ولي در مقابل محمدان بنگلادش كه به مربيگري ناصر حجازي بود 2بر1شكست خوردند.كه با توجيه عوام فريبانه بازيكنان به دليل نبود علي پروين در تيم همراه بود.
پس از آن بود كه دوباره پروين به پرسپوليس بازگشت.
روز بازي پاس با پرسپوليس در استاديوم آزادي هريك از تماشاگران يك شاخه گل سرخ در دست داشتند.60هزار گل سرخ كنار زمين در اولين بازي پس از بازگشت پروين. پرسپوليس 3بر1پاس را برد وهمه آنرا مديون يك نفر بودند:علي پروين.
او در سال68براي مربيگري تيم ملي به خاطر تجارب زيادي كه داشت دعوت شدو تا سال72مربي تيم ملي ايران بود.
در مسابقات مقدماتي94تيم ملي بين4تيم آسياچهارم شد.اين شكست در كنار عزم راسخ صفي زاده رييس فدراسيون فوتبال براي حذف پروين ازمربي گري ايران كافي بود.پروين هم از كار كنار رفت.دومين حذف او از فوتبال در سال72بود.اين بار او مدت زمان بيشتري را كنار گود بود.
اما در مهر77امير عابديني مدير وقت پرسپوليس او را برگرداند.پس از اينكه تيم از حمايت صنايع معادن و فلزات خارج شد عابديني پروين را به تيم اضافه كرد تا با استفاده از او بتواند تيم داري كند.
او توانست درسالهاي 77و78پرسپوليس را قهرمان كشور كند.درسال79دوم شود.ودر سال80قهرمان.در سال81هم پس از سوم شدن استعفا دادو مدير فني پرسپوليس شد.در فصل85-84او دوباره سرمربي پرسپوليس شد اما نتايج ضعيف تيم قرمزهاي پايتخت همه را متاثر كرده بود تا آنكه پروين در اواخر فصل به طور كمل با توجه به سخن خودش از فوتبال كناره گيري كرد.وحتي با اصرارهاي مدير جديد پرسپوليس انصاري فرد هم از تصميم خود بازنگشت.وآري هان به عنوان سرمربي پرسپوليس انتخاب گرديد.

او با تمامي انتقادات و طرفداري هاي مصبت و منفي اي كه تحمل كرد براي آنكه بماند يا نماند بالاخره از تيم هميشگي اش خداحافظي كرد.
در نهايت او با اين همه سلطان بي چون و چراي فوتبال ماست او خيلي زحمت براي آن كشيده پس بر همه است كه احترامش را نگه دارند.

1.او از سال 60تا66به طور همزمان هم مربي تيم بود وهم بازيكن آن.
2.در همان سالها او كه درعمرش در پست مهاجم بازي نكرده بود در نوك حمله پرسپوليس بود و در 17بازي اي كه انجام داد15گل زد تا در حضور عليدوستي .محمد خاني آقاي گل مسابقات شود.
3.دختر بزرگ تر پروين، همسر آرش فرزين است كه در آلمان زندگي مي كرد و مدتي است كه با ازدواج با دختر پروين، در ايران ماندگار شده. حسام، داماد ديگر پروين است. هر دو دامادش از خانواده هاي پولدار هستند و اين سليقة پروين را در انتخاب داماد نشان مي دهد. نازگل، دختر آرش و رضا پسر حسام، دو نوة پروين هستند. يك ويلا در رامسر دارد كه سالي يكي دو بار براي سر زدن به آن جا، تيم را به اردوي رامسر مي برد. اهل مسافرت خارج از كشور هم هست. بيشتر با رفقايش به تركيه مي رود.
رابطة چندان جالبي با پسرش ندارد. شب ها در خانه به او بند مي كند و تا صبح، به شيوة بغل پا زدن و مدل موهاي محمد گير مي دهد. برخلاف پسرش، هر دو دامادش را دوست دارد

منبع:استفاده از سايت رسمي پرسپوليس.سايت علي پروين.مطبوع

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:45
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توماس روسیچكی

هافبک تهاجمی ملقب به موتزارت کوچک . روسیچکی برای عملکرد فوق العاده وقدرت دید بال مشهور است.اودوران حرفه ای را با اسپارتا پراگ در سال 1998 شروع کرد. جایی که او مقام سوم لیگ چک را بدست آورد و شد جوانترین بازیکنی عنوان مرد سال فوتبال چک را بدست آورده است

او در 18 سالگی به اسپارتا پیوست دورانی که او بعدها از آن به عنوان هدیه ای با برادرم یاد کرد. اسپارتا تیم پر طرفداری در زمان برادر یزرگتر یاری روسیچکی بود. در آن زمان یاری یکی از آینده داران تیم چکوسلواکی سابق بود.



توماس سال 2001 به دورتموند رفت و به آنها در کسب مقام در بوندس لیگا سال 2002 و رسیدن به فینال جام یوفا و جلوگیری از سقوط به دسته دوم در فصل 1004 _ 2005 کمک کرد . او در مجموع 150 بازی در بوندس لیگاو 23 بازی در لیگ قهرمانان و جام یوفا انجام داد.

شهرت توماس در دورتموند بیشتر شد. دورتموند در آخرین روزهای حضور توماس دچار مشکلات مالی بود علی رغم تاثیر فروان توماس در تیم نتوانستند اورا حفظ کنند .خبر ها حاکی انتقال او به یکی از باشگاه های رئال مادرید ,آرسنال چلسی ویا آتلتیکو مادرید بود و خود اونیز اظها کرده بود خواسته او از دورتمود ترک باشگاه در پاین فصل 2005 _2006 است .این خواسته توماس با ورود استیون چینار آفریقایی محقق شد

می 2006 آرسنال یک قراداد طولانی مدت با توماس روسیچکی امضا کرد. مبلغ قراداد فاش نشد اما شایع شد در حدود 6.8میلیون پوند شرط دورتموند برای دادن روسیچکی بوده است . وبدین ترتیب توماس پیراهن شماره هفت رابرت پیرس را بر تن کرد

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:46
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
سر الكس فرگوسن

سال 1941 = در 31 دسامبر در محله گووان شهر گلاسكو ديده به جهان گشود


سال 1957 = به صورت پاره وقت شاگرد كارخانه ي آچار سازي گلاسكو بود و به عنوان يك بازيكن آماتور به تيم كوئينز پارك پيوست


سال 1960 = به صورت پاره وقت به تيم سنت جونستون ملحق شد


سال 1964 = آچار سازي را رها كرد و به عضويت تيم دانفر ملين در آمد


سال 1967 = با 65000 پوند به رنجرز پيوست


سال 1969 = با 20000 پوند به تيم فالكرك ملحق شد


سال 1973 = به تيم آير رفت


سال 1974 = در ماه سپتامبر به عنوان مربي ايست استر لينگ منصوب شد. ولي 3 ماه بعد از سنت ميرن سر درآورد


سال 1978 = توسط سنت ميرن اخراج ولي به عنوان جانشين بيلي مك نيل مربي آبردين شد


سال 1980 = با قهرماني در ليگ اسكاتلند همراه آبردين اولين افتخار مربي گريش را كسب كرد


سال 1981 = با آبردين نايب قهرمان ليگ اسكاتلند شد


سال 1982 = آبردين با پيروزي 4 بر 1 قهرمان جام حذفي اسكاتلند شد


سال 1983 = آبردين اين بار 1 بر 0 رنجرز را شكست داد تا جام حذفي را حفظ كند و رئال مادريد را در گوتنبرگ 2 بر 1 مغلوب كرد تا جام برندگان اروپا را به خود اختصاص دهد


سال 1984 = آبردين با پيروزي 2 بر 1 برابر سلتيك قهرمان جام حذفي و سپس ليگ اسكاتلند شد. الكس فرگوسن نشان افتخاري امپراتوري بريتانيا را دريافت كرد


سال 1985 = در پي مرگ جك استين در خلال بازي مقدماتي ولز با اسكاتلند فرگوسن مربي موقت تيم ملي اسكاتلند شد


سال 1986 = اسكاتلند در همان دور اول از جام جهاني حذف شد. اين تيم در ايام مربي گري فرگوسن 3 برد 4 مساوي و 3 باخت كسب كرد و 8 گل به ثمر رسانيد و 5 گل دريافت كرد. در 6 نوامبر فرگوسن آبردين را رها كرد تا به عنوان جانشين ران آتكينسون معزول رهبري منچستر يونايتد را به دست بگيرد


سال 1990 = اولين جامش در اولد ترافورد را با پيروزي 1 بر 0 برابر كريستال پالاس در ديدار تكراري فينال جام حذفي به دست آورد


سال 1991 = منچستر يونايتد در روتردام 2 بر 1 از سد بارسلونا گذشت تا جام برندگان جام را به دست آورد


سال 1992 = با پيروزي منچستر يونايتد مقابل ستاره سرخ بلگراد سوپر جام اروپا به اولد ترافورد آمد. همچنين با پيروزي 1 بر 0 منچستر يونايتد مقابل ناتينگهام فارست اين تيم براي اولين بار جام اتحاديه را در دوره ي مربي گري فرگوسن به دست آورد. اما روئياي منچستر براي قهرماني ليگ برتر با سبقت گرفتن ليدز يونايتد در آخرين هفته بر باد رفت


سال 1993 = انتظلر 26 ساله منچستر براي قهرماني ليگ برتر خاتمه يافت. فرگوسن در ماه ژانويه با خريد روي كين از ناتينگهام فارست با قيمت 3.75 ميليون پوند ركورد نقل و انتقالات اين كشور را شكست


سال 1994 = منچستر يونايتد چهارمين تيم قرن و ششمين تيم در كل تاريخ فوتبال انگلستان شد كه در يك فصل قهرماني در جام حذفي و ليگ برتر را با هم جشن مي گرفت. شياطين سرخ در فينال جام حذفي چلسي را 4 بر 0 شكست دادند


سال 1995 = منچستر در ليگ پس از بلكبرن نايب قهرمان شد و جام حذفي را به اورتون واگذار كرد. دوباره فرگوسن با خريد اندي كول از تيم نيوكاسل با قيمت 6 ميليون پوند ركورد نقل و انتقالات را جا به جا كرد


سال 1996 = منچستر يونايتد اولين تيم تاريخ فوتبال انگلستان شد كه دو بار هر دو جام ليگ و حذفي را فتح كرد. شاگردان فرگوسن در ليگ برتر از نيوكاسل سبقت گرفتند و در جام حذقي ليورپول را 1 بر 0 شكست دادند


سال 1997 = فرگوسن قصد داشت با تصاحب جام قهرمانان اروپا خود را همسنگ سرمت بابسي سازد اما منچستر در مرحله ي نيمه نهايي به دورتموند باخت


سال 1998 = فرگوسن و يارانش ياس آور ترين تاريخ منچستر را بدون كسب جامي پشت سر گذاشتند. هر دو جام برتر و حذفي را آرسنال ربود و موناكو در مرحله ي يك چهارم نهايي منچستر را حذف كرد. فرگوسن براي تقويت خط دفاعي تيمش ياپ استام را با قيمت ده و نيم ميليون پوند از آيندهوون خريد تا بار ديگر ركورد نقل و انتقالات را بشكند


سال 1999 = فرگوسن شكوهمند ترين فصل تاريخ منچستر را با تصاحب سه جام اروپا و حذفي و ليك برتر رقم زد. اين مربي در ماه مي قراردادي امضا كرد كه تا سال 2002 در منچستر باقي بماند. در 11 ژوئن در مراسم جشن تولد اليزابت نشان شواليه را دريافت كرد. در 11 اكتبر مراسم و مسابقه اي به گرامي داشت حضور موفق او در اولد ترافورد با حضور ستارگان كنوني و اسبق منچستر بر گذار شد. در 30 نوامبر منچستر با پيروزي 1 بر 0 برابر پالميراس روي تك گل روي كين جام تو يو تا را فتح كرد تا اولين تيم انگليسي شود كه اين جام بين قاره اي را به خانه مي برد. در ماه دسامبر فرگوسن به عنوان بهترين مربي سال جهان جايزه ي ويژه ي ((بي بي سي )) را دريافت كرد و تيمش به عنوان بهترين تيم سال شناخته شد


سال 2000 = فرگوسن در اين فصل منچستر را به ششمين قهرمانيش در ليگ برتر با اختلاف 18 امتيازي نسبت به آرسنال رهنمون كرد. در 8 مي فاش كرد كه پس از انقضاي مربي گريش در سال 2002 منچستر را تنها مي گذارد اما همچنان مي خواهد در اداره ي باشگاه نقشي داشته باشد


سال 2001 = پس از تنها يك خريد عمده فابين بارتز دروازه بان فرانسوي تيم فرگوسن به استيلاي خويش بر فوتبال انگلستان ادامه داد و هفتمين قهرماني ليگ را در 9 سال اخير با اختلاف 15 امتيازي كسب كرد. فرگوسن همچنين اولين مربي شد كه با يك تيم انگليسي فاتح 3 جام متوالي ليگ مي شود. در 18 مي فرگوسن اعلام كرد كه پس از دوره ي مربي گريش به طور كامل منچستر يونايتد را ترك خواهد كرد اما در 13 ژوئيه يك روز پس از خريد خوان سباستين ورون با مبلغ 28 ميليون پوند از لاتزيو با شكستن مجدد ركورد نقل و انتقالات باشگاه منچستر اعلام كرد كه فرگوسن پس از اتمام قراردادش با اين تيم در مي 2002 به عنوان مشاور و سفير به مدت 5 سال در اولد ترافورد باقي خواهد ماند


سال 2002 = در 5 فوريه باشگاه منچستر يونايتد بيانيه اي صادر كرد تا اعلام كند در حال مذاكره با فرگوسن براي تمديد قرارداد مربيگري اش است. در 27 فوريه منچستر تاكيد كرد كه فرگوسن قراردادش را يك روز پس از پيروزي 5 بر 1 برابر نانت فرانسه در ليگ قهرمانان اروپا به مدت 3 سال ديگر و تا سال 2005 تمديد كرده است. ديويد بكهام علت باقي ماندن او را بر 3 دليل دانست : 1- به خاطر علاقه ي فراوان به ورون 2- بازيابي قدرت منچستر يونايتد 3- برگزاري فينال ليگ قهرمانان اروپا در سال 2003 در ورزشگاه اولدترافورد منچستر در 2 مارس كاپتان روي كين را متعاقد كرد تا قراردادش را تا سه سال ديگر يعني تا سال 2006 تمديد كند. اين تيم در سال 2002 ليگ برتر را به آرسنال داد و در جام قهرمانان اروپا در مرحله ي نيمه نهايي مغلوب لوركوزن شد و در جام حذفي نيز حذف شد


سال 2003 = در ماه مي منچستر يونايتد در فينال جام حذفي مغلوب ليورپول شد. همچنين در ليگ برتر با پشت سر گذاشتن آرسنال براي هفتمين بار قهرمان ليگ برتر انگليس شد. همچنين منچستر در جام اتحاديه با شكست از ليورپول در ديدار فينال با نتيجه 2 بر 0 به عنوان نايب قهرماني اين جام رسيد. منچستر يونايتد در آغاز فصل توانسته بود جام خيريه را از آرسنال بربايد. در ليگ قهرمانان اروپا هم منچستر يونايتد در مرحله ي يك چهارم نهايي مغلوب رئال مادريد شد و از دور رقابتها حذف شد


سال 2004 = در اين سال منچستر يونايتد در آغاز جام خيريه را به خانه برد. آنها تيم آرسنال را در ضربات پنالتي و با درخشش تيم هاوارد دروازه بان تازه وارد اين تيم شكست دادند. در ليگ برتر اين بار پس از تيمهلي آرسنال و چلسي در رده ي سوم ايستاد. در جام حذفي نيز در بازي فينال 3 بر صفر ميلوال را برد و قهرمان شد. در ليگ قهرمانان اروپا در يك هشتم نهايي مغلوب پورتو با مربي گري خوزه مورينيو شد و از گردونه ي مسابقات حذف شد


سال 2005 = اين سال آغاز فشارها بر فرگوسن را دامن زد. در ليگ برتر پس از چلسي و آرسنال سوم شد. در جام اتحاديه حذف شد. در جام حذفي در فينال مغلوب آرسنال شد و بلاخره در ليگ قهرمانان اروپا در مرحله ي يك هشتم نهايي در مقابل آ.ث ميلان حذف شد.
او به نوعی پدر خوانده مربیان فوتبال در سرتاسر جهان به شما می اید. مردی که هم اکنون در سال های نخستین سومین دهه حضور خود در کسوت مربی گری منچستر یونایتد حضور دارد و بنا بر اظهارات مکررش به هیچ وجه-حداقل به این زودی - قصد ترک باشگاه و شاگردان مورد علاقه خود را ندارد. بسیاری از انالیزور های فوتبال گمان می برند که فرگوسن در طراحی تاکتیک های منچستر نقش چندان برجسته ای به عهده ندارد و این مهم در قالب اجرایی خود کاملا بر شانه های کارلوس کرش پرتغالی-دستیار اول مرد اسکاتلندی اولدترافورد- قرار گرفته است. در این میان اما واقعیت این است که حتی وظایف امثال کرش را نیز تدوین میکند وبا همه ی داشته های این باشگاه ثروتمند انگلیسی به سان مهره های یک شکل دومینو بازی میکند.
برای فهم راحت تر این موضوع کافی است به جدایی یک ساله کرش از منچستر و کوچ وی به مادرید اشاره شود.کاری که به دستور شخص فرگوسن-و به منظور قدر دانی از زحمات مرد پرتغالی برای شیاطین سرخ- صورت گرفت.فرگوسن وقتی فهمیدکرش در ان شرایط از توانایی های فنی و مدیریتی لازم جهت اداره تیمی در اندازه های رئال مادرید برخوردار نیست بلافاصله در پایان فصل دستور بازگشت دستیار خود به خانه را صادر کرد و با بازگشت کرش به منچستر همگان فهمیدند که مرد اسکاتلنذی می خواهد جانشین اینده اش در کنار خود وی به جمع اوری تجربیات لازم بپردازد. در این زمینه کافی استبه این نکته اشاره شود که رایان گیگز که از وی به عنوان پسر خوانده فرگوسن یاد میشود برای دو تن از سر دبیران روزنامه های انگلیسی فاش ساخته است که سر الکس فرگوسن در وصیت نامه ورزشی اش کارلوس کرش را به عنوان مناسب ترین شخصیت جهت جانشینی خود معرفی نموده است و این کم رنگ ترین توصیفی است که می توان از گذشته و حال و اینده ی یکی از مقتدر ترین مربیان فوتبال با دوستداران -و در عین حال مخالفان- وی در میان گذاشت.مردی شکل گرفته شده و به وجود امده برای پیروزی و مدیریت و فوتبال

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:47
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

آرسن ونگر

(زاده در ۲۲ اکتبر ۱۹۴۹ در استراسبورگ، فرانسه) مربی فوتبال است .
در حال حاضر هدایت باشگاه آرسنال را بر عهده دارد.
نام : آرسن ونگر
ملیت : فرانسه
تولد: 9/22/1949
ونگر با نانسی شروع کرد وسپس به موناکو پیوست. مدتی به ژاپن رفت و در گرامپوس مربی گری کرد. در سال 1996 آرسن ونگر جانشین بروس ریوش در هایبری شد. گانرها بااو به نخستین قهرمانی در سال 1991 رسیدند. در 98-1997 ونگر به عنوان اولین مربی غیر انگلیسی توانست لیگ برتر و Fa cup را فتح نماید. آرسنال با او توانست به یک رکورددر
لیگ برتر دست یابد و طی آن جام را از منچستر برباید. گانر ها در این سال ها در رقابت های اروپایی موفق نبودند. آنها در فصل 2000-1999 توانستند به فینال جام یوفا راه یابند
اما در فینال در ضربات پنالتی مغلوب گالاتاسرای شدند. ونگر با وجود پیشنهاد های فراوان از باشگاه های مختلف قرارداد خود را در سال 2001 تمدید کرد. ونگر در طی این سالها
با افتخارات و جام های متعددی که برای هایبری آورده است، توانسته وفاداری خود را ثابت کند. هر چند خود او هم از عدم موفقیت در لیگ قهرمانان اروپا رنج می برد

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:48
ژرارد هولیه



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


هولیه را با علاقه اش به لیورپول و ان سکته قلبی معروف و دوران فعلی اش در لیون می شناسیم.این مرد که امسال 59 ساله میشود هرگز یک فوتبالیست معروف نبوده و دوران مربیگری وی نیز با وجود موفقیت های گاه و بی گاه در معرض انتقادات گوناگون قرار داشته است.

هولیه در یک نگاه:
تولد:3 سپتامبر 1947
محل تولد:پاریس
قد:178 سانتی متر
وزن:80 کیلوگرم
وضیعت تاهل:دارای دو فرزند
ویگی:هرگز علاقه ای به حاشیه ندارد
نفرت:هیچ علاقه ای به سیاست ندارد
علایق شخصی:مطالعه و فوتبال

نکات خواندنی از هولیه:
هولیه از هر دوکشور فرانسه و انگلستان یک نشان افتخار دارد.در انگلستان به جهت فداکاری هایش و موفقیت به عنوان یک فرد خارجی نشان ویژه مهاجران ((OBE)) را تصاحب کرد.
وی در فرانسه نیز نشان((لژیون دونور)) را کسب کرد.
هولیه زمانی عضو کمیته مربیان یوفا بود وانجا نیز به نوعی معلم محسوب میشد.
یکی از جملات معروف او ((روزی منچستر یونایتد را زیر خواهیم کشید)) است که به عنوان یکی از 100 جمله کلاسیک در مورد باشگاه در قسمت کلمات قصار سایت باشگاه نقش بسته است.

افتخارات:
قهرمانی لیگ فرانسه همراه با پاری سن رمن در فصل6-1985
قهرمان رقابتهای زیر 19 سال اروپا همراه با تیم ملی فرانسهدر سال 1996
قهرمانی جام اتحادیه . جام حذفی. جام یوفا . سوپر جام یوفا. جام خیریه در سال 2001 و مجددا در جام اتحادیه انگلستان در سال 2003 همراه با لیورپول/ دو بار قهرمانی در لیگ لوشامپیونه و دو بار قهرمانی در سوپر جام فرانسه

گام اول از تدریس در دبیرستان تا عشق به لیورپول
ژرارد یکی از چند فرزند خانواده ی هولیه از طبقه ی متوسط پاریس بود که در روز 3 سپتامبر 1947 متولد شد.
منطقه محل تولد او ((تروان)) نام داشت.هولیه هرگز در دوران جوانی فوتبال را به طور جدی تعقیب نکردو پیوسته به دنبال رویای خود یعنی راه یافتن به باشگاه لیل بود.معلمان دوران تحصیل وی اذعان میکنند که هولیه از شاگردان برجسته بود. سرانجام رویای هولیه براورده و در دانشگاه مورد نظر در رشته ی ادبیات انگلیسی پذیرفته شد.او پس از اخذ مدرک به طور نیمه وقت شغل تدریس زبان انگلیسی را بر عهده گرفت. اما یک اتفاق تلخ او را به یک معلم حرفه ای تبدیل کرد. ماجرا از این قرار بود: پدر هولیه بر اثر یک بیماری مهلک در گذشت و او به عنوان یکی از فرزندان ارشد خانواده برای تامین مخارج مجبور شد به طور تمام وقت در دانشگاه مشغول شود. پس از گذراندن چند سال هولیه به یک سفر پر خاطره فرستاده شد. یکی از مراحل اخذ پایان نامه دانشگاهی سفر به بندر لیورپول و تدریس در این شهر بندری انگلستان بود. این اتفاق در سال های 1969 و 1970 رخ داد.او مربی کمکی دبیرستان ((اسوپ)) بود. هولیه خیلی زود با جو هیجان انگیز ان طرف رودخانه ی مرسی ساید (جایی میان شن های بندر) خو گرفت.
هولیه با جنون باشگاه لیورپول انگلستان اشنا شد.تیمی که ان زمان در صدد امپراتوری پر دوام خود در انگلستان و اروپا بود.

روز 16 سپتامبر 1969 شروع رویایی لیورپول
هولیه برای اولین بار در روز 16 سپتامبر 1969 پای به ورزشگاه انفیلد گذاشت و بازی لیورپول مقابل تیم ((دوندالک)) ایرلند را تماشا کرد.نمایش دیوانه کننده ی قرمزها که با برتری 10 بر صفر همراه شد چشمان هولیه را از تعجب و اشتیاق گرد کرد.هولیه پس از خروج از ورزشگاه به این فکر میکرد که چگونه می توان یک فوتبالیست خوب شد.جالب این که فوتبال در خون هولیه بود. او در فرانسه یک فوتبالیست نیمه اماتور بود.هرچند وی هرگز نتوانست رویای فوتبالیست شدن را عملی کند.اما با رها کردن شغل تدریس واخذ پایان نامه به دنیای مربیگری روی اورد.اولین تجربه او سرمربیگری تیمی به نام ((اراس)) بود.به این ترتیب وی در سن 26 سالگی و در سال 1974 دوران حرفه ای مربیگری را اغاز کرد.هرچند این وضیعت دوام چندانی نداشت.هولیه توامان عنوان مربی-بازیکن را در تیم ((لوترکت)) عهده دار شد.در مرتبه ی بعدی او مربی گری تیم جوانان ((اراس)) را تجربه کرد.((تویوکس)) تیم بعدی هولیه نام داشت و در واقع شروع دوران موفق هولیه از همین نیم اغاز شد. وی با این باشگاه به دسته بالاتر فوتبال فرانسه راه یافت و سال بعد نیز این عنوان را همراه با لانس تکرار کرد.به این ترتیب نام هولیه به عنوان یکی از مربیانی که دو بار پیاپی صعود را تجربه کرده در روزنامه های محلی به چشم میخورد. موفقیت های پیاپی از راه می رسید. لانس پس از صعود با حضور در بالای جدول به رقابت های جام یوفا راه یافت.
در سن 51 سالگی از سوی سران لیورپول دعوت به همکاری مشترک با ((روی اونز)) به عنوان سر مربی شد. روی اونز چند ماه بعد استعفا داد تا هولیه به تنهایی سرمربی پرافتخارترین تیم انگلستان شود. هولیه اعلام کرد قصد دارد یک ساختار مجدد برای لیورپول بسازد و باشگاه را به دوران اوج بازگرداند.در این راستا ستارگانی چون استو مک منمن و پل اینس و دیوید جیمز باشگاه را ترک کردند.انها جای خود را به ستاره های مورد نظر هولیه دادند.


هولیه سکته کرد
هولیه دچار حمله قلبی شد و مدتی را در بیمارستان سپری کرد.اوضاع چندان وخیم شد که پزشکان به او توصیه کردند دیگر فکر نشستن روی نیمکت را از سر بیرون کند.در غیاب او((فیل تامپسون)) هدایت تیم را به دست گرفت. هولیه در این دوران مراقب همسر و دو فرزندش بود. پس از انجام عمل جراحی دوم مدتی را در بیمارستان سپری کرد و سپس راهی منزل شد. بر خلاف انتظارات هولیه خیلی زود روی نیمکت نشست و برای ان که دور از استرس بماند مجبور بود 90 دقیقه تمام ابنباتی به لب داشته باشد.لیورپول با فیل تامپسون تا رتبه های بالای جدول پیش رفت و حتی یکی از ارزوهای بزرگ هولیه یعنی شکست منچستر یونایتد در اولدترافورد را عملی کرد.مردم فکر میکردند با بازگشت دوباره هولیه تیم کار ناتمام را تمام میکند.اما سیستم بسته تدافعی لیورپول که توسط او به لیورپول تزریق شده بود کار را دشوار می نمود.نتایج بر وفق مراد نبود. کارشناسان سیستم تیم او را ملال اور می دانستند.از جنبه مردمی نیز او به فردی مطرود تغییر چهره داده بود.
لیورپول در دوران پیش از او اگر جام کسب نمی کرد حداقل با حضور ستارگان عامه پسندی چون ردنپ و فاولر و اوون جذاب بود.دوران هولیه رو به پایان بود....


24 می2004 پایان کار
یک سال و 5 روز از شب قهرمانی لیورپول در اروپا هولیه از باشگاه لیورپول جدا شد .اولین مربی خارجی لیورپول در مدت حضور خود 6 جام معتبر را به دست اورد اما سرانجام نتوانست جام لیگ را به هواداران تشنه تیم اهدا کند.هرچند تا رتبه دوم (که پس از مقام دوم سال 1991 بهترین رتبه محسوب میشد) بالا امد.یکی از افتخارات بزرگ هولیه زمانی رخ نمد که گزارشگر بازی فینال لیگ اروپا اعلام کردتیم با بازیکنان انتخابی هولیه پنجمین جام تاریخ اروپا را بالای سر برد.رد 29 مس سال 2005 و 3 روز پس از قهرمانی اروپا توسطلیورپول هولیه با یک قرارداد دو ساله به قهرمان 4 ساله فرانسه یهنی لیون پیوست.او جانشین پل لوگوئن شده بود و در اولین فصل تا شروع ماه اکتبر همرا با تیم رکورد شکست ناپذیری را تجربه کرد. تیم او در لیگ قهرمانان با حداکثر امتازها و پیروزی غرور امیز سه بر صفر مقابل رئال مادرید از گروه خود صعود کردوتا مرحله ی یک چهارم نهایی نیز پیش رفت. در لوشامپیونه به قهرمانی دست یافت تا ثابت کندهر کجا که میرود قهرمانی را با خود به همراه می برد.در سال دوم حضورش در لیون (2007-2006) نیز بار دیگررئال مادرید را در هم کوبید اما درمرحله ی یک هشتم نهایی با قبول شکستی دیگر از رسیدن به جمع 8 تیم برتر اروپا بازماندواما بار دیگر موفق شد تا لیون را قهرمان فرانسه کند واین تیم رکورد دست نیافنتنی از خود در لوشامپیونه بر جای گذارد. او همچنان می خواهد به کارش ادامه دهد و به رغم بیماری پا پس نمیکشد

MoJtaBa.R
15-03-2008, 10:50
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مورینیو در یک نگاه:

نام کامل: خوزه ماریو دوسانتوس مورینیو فلیکس


تولد:۲۶ژانویه ۱۹۶۳

محل تولد:ستوبال

قد:۱۸۰

لقب:مورو-مغرور

وضعیت تاهل:در سال ۱۹۸۹با "تمی" ازدواج کرد و دختری به نام ماتیلدا و پسری به

نام جونیور دارد.

شهر مورد علاقه:لیسبون

تیم محبوب و مورد علاقه: پورتوی سال ۲۰۰۴ و۲۰۰۳

علاقه شخصی: تاریخ-شنا-دیوانه فوتبال

غذای محبوب: ماهی

نقطه قوت: جاه طلبی-اعتماد به نفس

بزرگترین افتخار از نظر وی: قهرمانی جام یوفا و لیگ قهرمانان اروپا با پرتو

مرد پرتغالی لندن نشین تا همین چند سال پیش به هنگام حضور رابسون پیر در بارسلونا به عنوان مترجم وی دور و بر فوتبال می پلکید,در ان زمان رابسون مثل همیشه سخاوتمندانه همه چیز را به خوزه جوان اموزش می داد و مترجم پرتغالی برای درس پس دادن , اموخته های خود را روی بازیکنانی چون رونالدو ,لوئیز انریکه ,زوبی زارتا , هریستو استویچکفو...امتحان میکرد.قهرمانی اش با پورتو در لیگ قهرمانان اروپا در سالی که همه بزرگان لیگ های اروپایی حذف شده بودند باعث جهش خیره کننده وی و حضور تاثیرگذارش در تیم چلسی گردید .در این میان 2قهرمانی پیلپی او با چلسی در لیگ برتر انگلستان و کسب 2 جام حذفی و اتحادیه در فصلی که به تازگی پشت سر گذاشته شد
نشان داد که رومن ابراموویچ مالک نفت فروش چلسی تا چه اندازه در شکار این گرگ مغرور و تشنه ی پیروزی با موفقیت عمل کرده است.

MoJtaBa.R
15-03-2008, 11:10
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نام: دیدیه
نام خانوادگی:دروگبا
متولد:11 مارچ 1978
قد :180
وزن:84
پست:فوروارد
باشگاه فعلی:چلسی انگلیس
تعداد گلهای ملی:24
تعداد بازی های ملی: 34
اولین بازی ملی:ساحل عاج مقابل افریقای جنوبی(8 سپتامبر - 2002)

افتخارات:
نایب قهرمانی با تیم ساحل عاج در جام ملت های آفریقا
قهرمانی لیگ برتر انگلیس با تیم چلسی در سال های(2004-2005)(2005-2006)
قهرمانی جام اتحادیه انگلیس(کارلینگ کاپ) با تیم چلسی در سال2006
مرد سال فوتبال افریقا در سال2006
بهترین گلزن تورنمنت کارلینگ کاپ
و یکی از بهترین گل زنان فعلی لیگ برتر انگلیس و لیگ قهرمانان اروپا

پدر و مادر دروگبا با فوتبالیست شدن او مخالف بودند. دایی دروگبا توانست انها را راضی کند. پدر دروگبا برای خرید کفش فوتبال برای او مجبور به فروختن ساعت خود که هدیه ی ازدواجش بود شد.

او در لیگ قهرمانان اروپا واقعا خوب کار کرد یک تنه تیم بزرگ بارسلونا را تا مرز حذف برد. در لیگ قهرمانان ابتدا در استم فوردبریج یک گل زیبا را به تیم بارسلونا زد وسه گل بازهم دراستم فوردبریچ به تیم لفسکی زد تاهم چلسی صعودش قطعی شود هم خودش یکی از مدعیان کفش طلای اروپا شود. در بازیه برگشت مقابل بارسلونا در نیوکمپ با گلی که در دقیقه ی 93 زد بارسا را تا لبه ی حذف شدن برد.

MoJtaBa.R
15-03-2008, 11:13
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Name : john terry
Nationality : English
Date Of Birth : 07/12/1980
Height : 186 cm
Weight : 91.0 kg
Previous Club : Nottm Foret
Position : Defender
جان تری در سنین جوانی وضیعت مالی خوبی نداشت. او ابتدا در ورزشگاه استمفوردبریج به فروش تنقلات می پرداخت. از همان زمان یکی از طرفداران چلسی بود. هروقت چلسی در یک بازی برنده میشد تمام تنقلات خود را به صورت رایگان پخش میکرد. تا اینکه شرایط برای تری سخت تر شد و او مجبور به تمیز کردن دستشویی های چلسی شد.زمان گذشت تا به امروز که وی به یکی از اسطوره های باشگاه تبدیل شده است.او اکنون به نیازمندان کمک میکند و به کودکان مریض هم سر میزند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MoJtaBa.R
15-03-2008, 14:44
بیوگرافی كارلوس توز فوتباليست محبوب آرژانتين

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] «كارلوس آلبرتو توز» پنج فوريه 1984 در «سيدا ولا» واقع در حوالي «بوينس آيرس»، متولد شد او يك فوتباليست مطرح آرژانتيني است كه با بازي در باشگاه‌هاي برتري همچون «بوكا جونيورزآرژانتين» «كورينتيانس» در برزيل و «وستهام‌يوناتيد» انگليس، نام و آوازه خود را به گوش مردم سراسر دنيا رسانده است. او در حال حاضر با يك قرارداد دو ساله براي منچستريونايتد توپ مي‌‌زند. «توز» يكي از پرآتيه‌ترين فوتباليست‌هاي آرژانتين محسوب مي‌‌شود همچون هموطن ديگر خود«ليونل مسي»، «مارادوناي جديد» ناميده مي‌‌شود. ديه‌گومارادونا خود زماني او را «فرستاده آرژانتين در قرن بيست و يكم» ناميد.

كودكي
توز با نام «كارلوس آلبرتو مارتينز» به دنيا آمد و در منطقه‌اي محقر و فقيرنشين كه به «فورته آپاچي» معروف است، بزرگ شد. از همان جا بود كه نام مستعار «آپاچي» را روي او گذاشتند. بعد از اين‌كه بين باشگاه زمان كودكي او و باشگاه «بوكاجونيورز» درگيري‌هايي بر سر او صورت گرفت پدر و مادرش نام فاميل او را به «توز» كه نام فاميل مادرش بود تغيير دادند.


بوكاجونيورز
توز در سيزده سالگي به باشگاه بوكاجونيورز پيوست و اولين بازي حرفه‌اي خود را با اين تيم در روز 21 اكتبر سال 2001 انجام داد. او تا پايان سال 2004 با همين باشگاه همكاري مي‌‌كرد و خاطرات و افتخارات بسياري از آن باشگاه دارد او در سال 2003 به‌خاطر موفقيت‌هاي فردي خود در بازي‌هاي المپيك از سوي نشريه «فاكس اسپورت» عنوان «قابل توجه‌ترين فوتباليست آمريكاي‌لاتين» را دريافت نمود. به‌علاوه نويسندگان ورزشي فوتبال آرژانتين نام «فوتباليست سال» و مرد ورزش سال 2004 را به او دادند.

كورينتيانس
در ماه دسامبر سال 2004 «توز» با قيمت 20 ميليون دلار و با يك قرارداد پنج ساله به ارزش ده ميليون دلار به باشگاه ورزشي «كورينتيانس» منتقل شد. اين قرارداد گران‌ترين قرارداد آن زمان آمريكاي جنوبي بود. طرفداران و هواداران «كورينتيانس» ابتدا استقبال گرمي از توز نكردند ولي در سال 2005 او كاپيتان و ستاره باشگاه در ليگ برزيل و محبوب‌ترين بازيكن هواداران «كورينتيانس» از جمله «لولا» رييس‌جمهور آن كشور شد. پس از پايان ليگ برزيل جايزه بهترين بازيكن تورنمنت از سوي فدراسيون فوتبال برزيل به او اهدا گشت و توز بعد از سال 1976 نخستين برنده غيربرزيلي اين جايزه شد.

وستهام‌يونايتد
روز 23 آگوست سال 2006 نشريه «اسكاي اسپورت» فاش كرد كه كارلوس توز ديگر براي باشگاه كورينتيانس بازي نمي‌‌كند و احتمالا به زودي به يكي از باشگاه‌هاي اروپايي منتقل خواهد شد. اين نشريه عنوان كرد كه چلسي و منچستريونايتد هر دو خواهان اين فوتباليست آرژانتيني هستند و احتمالا او به يكي از اين دو باشگاه برتر انگليس خواهد رفت. ولي در روز 31 آگوست همان سال كارلوس توز در وب‌سايت اختصاصي خود نوشت كه در حال امضاي قرارداد با وستهام‌يونايتد است و قيمت او دراين قرارداد 12 ميليون پوند خواهد بود.پس از ورود توز به وستهام، اين تيم در نه بازي باخت و اين تصور در اذهان ايجاد شد كه اين باختها در نتيجه ورود توز است به‌طوري كه حتي «آلفيو باسيله» مربي تيم ملي آرژانتين از او خواست از وستهام بيرون بيايد ولي حقيقت اين بود كه توز در اكثر آن مسابقات جزو نفرات اصلي تيم نبود. سرانجام در اواخر اكتبر 2006 و در بازي مقابل «تاتنهام» اين طلسم شكسته شد و وستهام يك بر صفر بازي را برد و پس از آن توز همواره در اوج آمادگي خود به سر مي‌‌برد.

منچستريونايتد
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] روز دهم آگوست 2007 قرارداد موقت توز با منچستريونايتد قطعي و او به آن باشگاه منتقل شد. در باشگاه منچستريونايتد هم همچون وستهام شماره 32 به او داده شد. شماره‌اي كه از نظر توز بسيار خوش يمن است زيرا اعداد آن همان اعداد شماره پيراهن «مايكل جوردن» بسكتباليست معروف است كه يكي از الگوهاي محبوب توز مي‌‌باشد.

جاي سوختگي
«كارلوس توز» يك جاي سوختگي مشخص از گوش راست تا گردن و سينه خود دارد. اين اثر سوختگي يادگاري تلخي از دوران كودكي اوست. وقتي توز تنها ده ماه داشت يك روز به دنبال پيدا كردن مادرش به آشپزخانه رفت. مادر آن‌جا نبود ولي يك كتري پر از آب جوش، توجه او را جلب كرد. بچه به سمت كتري رفت و آن را به سمت خود كشيد. آب در حال جوش روي بدن او ريخت و دچار سوختگي درجه سه شد. اين اتفاق باعث شد كه توز مدت دو ماه در بخش UCI بستري شود. امروز اين اثر سوختگي هنوز روي گردن او به چشم مي‌‌خورد و ظاهر بدي به او داده است ولي همين ظاهر غيرمعمول سبب شناخته شدن بهتر و بيشتر او شده است. توز علاقه‌اي به ترميم اين اثر ندارد. باشگاه بوكاجونيورز زماني به او پيشنهاد كرد جراحي پلاستيك انجام دهد ولي توز اين پيشنهاد را رد كرد زيرا معتقد بود اين اثر سوختگي بخشي از گذشته و تاثير‌گذار در زندگي حال اوست.

مردي با القاب بسيار
كارلوس توز 23 ساله داراي لقب‌‌هاي مختلفي است و مردم به مناسبت‌هاي گوناگون اسامي و لقب‌هاي جديدي روي او گذاشته‌اند. يكي از لقب‌هاي او «مانچادو» به معناي «داغ خورده يا لك شده» است. اين لقب به‌خاطر جاي سوختگي عميق روي گردن اوست كه از ديد هيچكس پنهان نمي‌‌ماند. در حقيقت اين اثر سوختگي نوعي امضا براي توز مي‌‌باشد. لقب ديگر او «آپاچي» است. اين نام به‌خاطر محل زندگي و زادگاهش در دوران كودكي به او داده شده است. «فورته آپاچي» يك منطقه شناخته شده در پايتخت آرژانتين است كه به‌خاطر حوادث خشونت‌بار، موادمخدر و فقر مشهور
مي‌‌باشد. زندگي در آن محله براي خانواده توز به راستي يك نبرد بود و مهم‌ترين خاطره آن دوران، گرسنگي و تنگدستي. پدر توز يك بنا بود و آوردن نان براي اهل خانه وظيفه سختي براي او به شمار مي‌‌آمد. او مجبور بود شكم همسر و پنج فرزندش را به گونه‌اي سير كند ولي هميشه هم در اين كار موفق نبود. شايد همين موضوع باعث شد كارلوس توز به دنبال راهي جديد براي پيدا كردن پول و ثروت باشد. او در كودكي در تيم‌هاي خياباني محل زندگي‌اش بازي مي‌‌كرد تا پول جمع كند و براي خودش ساندويچ و نوشابه بخرد. او درهمان بازيها تبديل به چهره‌اي آشنا و شناخته شده شد و مدتي بعد آوازه بازي خوب او به گوش صاحبان باشگاه «آل بويز» بوينس‌آيرس رسيد و در هشت سالگي وارد آن باشگاه حرفه‌اي شد.
معروف‌ترين نام او «كارلوس توز» است. اين نام ساده در سال 2001 در جام قهرماني فيفا و با دو گل زيباي او بر سر زبانها افتاد و او را به مردم فوتبال‌دوست جهان شناساند. در حقيقت پيش از آن، مردم كشورش او را با نام «كارليتوزآلبرتو توز» مي‌‌شناختند. ديگر اسامي و القاب او «ري»، «كانترو ورسال»، «كارليتوز شماره ده»و «توز دونا» هستند كه هر كدام به مناسبت‌هاي مختلف توسط فوتبال‌ دوستان به او داده شده است.

توز قرباني مطبوعات
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] بعداز اين‌كه با بازي خوب توز در المپيك 2004 آتن، تيم ملي آرژانتين مدال طلاي مسابقات را به چنگ آورد و اين مدال بيش از هر چيز مديون شش گل او در هشت بازي بود، توز به شدت مورد توجه مطبوعات قرار گرفت. نشريات مختلف او را تحسين و تمجيد مي‌‌كردند و به عرش مي‌‌بردند ولي همين موضوع سبب شد كه مشكلات جانبي هم براي او ايجاد شود. زيرا او مورد توجه پاپاراتزي‌ها هم قرار گرفته بود. اوايل، اين اتفاق و اين شناخته شدن براي خودش هم شيرين و دلچسب بود و از لحظه به لحظه آن لذت مي‌‌برد. ولي وقتي پاپاراتزي‌ها او را رها نكردند و براي يافتن خبر تازه و جنجالي حتي از ديوار خانه‌اش بالا رفتند، ديگر صبر و طاقتش تمام شد. انتشار اخبار رابطه پنهاني او با مانكن و هنرپيشه‌اي به نام «ناتاليا فاسي» زماني تيتر درشت نشريات شد كه همسرش «وانسا» باردار بود. روزنامه‌ها و مجلات فقط براي فروش بيشتر نشريات خود به اين موضوع بال و پر مي‌‌دادند و نام «ديو و دلبر» را به اين دو داده بودند و گاهي نيز آنها را بكام و ويكتورياي آرژانتين مي‌‌ناميدند همين اخبار سبب شد كه آرامش زندگي توز از بين برود و كار او و همسرش به مرحله جدايي و طلاق برسد. اعصاب او به حدي تحريك شده بود كه با كوچك‌ترين موضوع ناراحت كننده‌اي از كوره در مي‌‌رفت. رفتار خودمحور توز روي زندگي حرفه‌اي او هم تاثير منفي گذاشت. خوزه پكرمن مربي آرژانتين او را از تيم خود كنار گذاشت و باشگاه اتلتيكومادريد كه درصدد خريد او بود از تصميم خود منصرف شد. در همان زمان بود كه توز احساس مي‌‌كرد ملتش به او خيانت كرده‌ و بار سفر را بست و به برزيل رفت تا به باشگاه «كورينتيانس» بپيوندد.

MoJtaBa.R
15-03-2008, 14:46
بیوگرافی دكو (فوتباليست حرفه‌ای پرتغالی)
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] «اندرسون لوييس ده‌سوزا» متولد 27 آگوست 1977 در «سن‌ برناردو دوكامپو»ي برزيل يك فوتباليست حرفه‌اي پرتغالي است كه در جهان فوتبال او را با نام «دكو» مي‌شناسند. او در تيم پرتغال و تيم باشگاهي بارسلونا توپ مي‌زند و يك هافبك كلاس بالاست كه شوت‌هاي قدرتمندي مي‌زند.
«دكو» در سال 1997 و در سن 19 سالگي از يك باشگاه كم‌اهميت برزيل به نام «كورين تيانز آلاگوآنو» به پرتغال رفت تا در باشگاه «بنفيكا»ي «ليسبون» پايتخت اين كشور بازي كند. او در اين تيم با هموطن خود «كاجو» هم‌بازي بود. با اين‌كه دكو در تمرينات خوب ظاهر مي‌شد ولي مسولان بنفيكا تصميم گرفتند او را مدتي به باشگاه ديگري به نام «الوركا» قرض دهند كه او در آن تيم مدت يك فصل بازي كرد.


دكو درآن فصل خيلي خوب ظاهر شد به طوري كه «بنفيكا» تصميم گرفت قرارداد او را تمديد و نام او را وارد اعضاي تيم اول خود كند ولي باشگاه و نماينده بازيكنان با هم به توافق نرسيدند. مربي تيم احساس مي‌كرد دكو آن‌قدر خوب نيست كه ارزش نگه داشتن را داشته باشد. در نتيجه «دكو» به باشگاه «پورتو» واگذار شد و در فصل بازي‌هاي 99-98 در دوازده مسابقه بازي كرد و دو گل به ثمر رساند. مسولان «پورتو» از بازي دكو بي‌نهايت راضي بودند. همين موضوع سبب شد كه او در زمان نقل و انتقالات زمستاني به اين باشگاه فروخته شود.
سال‌هاي نخست حضور در پورتو نشان داد كه «دكو» بازيكني بااستعداد و مقتدر است به طوري كه هواداران آن باشگاه به او لقب جادوگر(ocigam) داده بودند. دكو بازيكني درخشان بود كه بيشتر توان خود را صرف دفاع مي‌كرد و در اين راه از خشونت هم فروگذار نبود به همين خاطر همان‌قدر كه دكو گل‌زده و يا سازنده گل بازيكن ديگري بوده به همان اندازه هم كارت زرد و قرمز دريافت كرده است. اين رفتار او بارها به ضرر «پورتو» تمام شد ولي با اين وجود او مهره اساسي و كليدي تيم بود و مدت سه سال اين وضعيت را حفظ كرد. همين بازي‌هاي تاثيرگذار سبب انتقال او به باشگاه قدرقدرت بارسلونا شد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] «دكو» تحت راهنمايي‌هاي «خوزه مورينيو» هدايت تيم بلندپرواز پورتو را بر عهده گرفت و بازيكن كليدي فصل 2003-2002 شد. او در اين فصل در سي بازي ده گل به ثمر رساند ولي هفده كارت زرد و يك كارت قرمز دريافت كرد. با اين وجود او در «جام يوفا»ي سال 2003 يكي از بازيكنان مهم و كليدي محسوب كه موجب پيروزي تيمش برابر تيم «سلتيك» شد. سال بعد دكو به پورتو كمك كرد تا بار ديگر عنوان ملي خود را بازيابد. او در آخرين سال همكاري در پورتد جايزه pvm(باارزش‌ترين بازيكن) يوفا را به خود اختصاص داد و در همان زمان به عنوان بهترين هافبك مسابقات انتخاب شد.

بارسلونا
روز هفدهم ژوئن سال 2004 دكو به يك خبرنگار راديويي گفت كه به احتمال زياد به تيم چلسي خواهد پيوست. او اظهار داشت صحبت‌هاي مبسوطي در اين زمينه بين پورتو و آن باشگاه انگليسي انجام شده ولي هنوز تصميم نهايي اتخاذ نشده است و تنها كارهاي باقي مانده براي اين انتقال آزمايشات جسمي و امضاي يك قرارداد رسمي با چلسي است ولي چند روز بعد به روزنامه ورزشي «اوجوگو» گفت بيشتر ترجيح مي‌دهد به بارسلونا برود تا اين‌كه به دنبال مورينيو خودش را به چلسي برساند. در آن زمان بايرن مونيخ هم خواستار اين فوتباليست بود ولي وقتي مذاكرات با چلسي بي‌نتيجه به پايان رسيد آن باشگاه هم در تصميم خود مردد شد. بهترين پيشنهاد در آن زمان از سوي بارسلونا و با قيمت 21 ميليون يورو بود. ولي پورتو به اين قيمت راضي نمي‌شد. سرانجام پس از پايان بازي‌هاي يورو 2004 پورتو پذيرفت با قيمت 15 ميليون يورو به علاوه كليه حقوق مربوط به «ريكاردو كوارسما» بازيكن گوشه‌ بارسلونا، دكو را به اين باشگاه واگذار كند. در بارسلونا عده‌اي پيشنهاد دادند كه «دكو» در كنار و تحت‌الشعاع رونالدينيو بازي كند ولي «فرانك رايكارد» او را به عنوان هافبك حمله‌اي تيم انتخاب كرد. هر چند اين اقدام ابروهاي خيلي‌ها را بالا برد ولي در زمين بازي «دكو» با دانش تاكتيكي، توانايي‌هاي دفاعي و تلاش بي‌دريغ خود حيرت همگان را برانگيخت. در دسامبر 2004 دكو جايزه دوم بهترين بازيكن را به دست آورد. در آن سال جايزه اول نصيب آندري شوچنكو و جايزه سوم متعلق به رونالدينيو شد. دكو در سال‌هاي بعد نيز جوايزي همچون بهترين هافبك يوفا، جايزه توپ طلايي جام جهاني، باشگاهي فيفا و جايزه «مرد مسابقه» را از آن خود كرد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] فوريه سال 2007 خبر رسيد دكو قصد دارد به يكي از باشگاه‌هاي انگلستان برود و باشگاه‌هاي ليورپول، چلسي يا منچستر يونايتد خواستار او هستند. ولي هنوز چنين اتفاقي نيفتاده و دكو همچنان در تصاحب بارسلوناست. زندگي خصوصي
دكو قبل از عزيمت به پرتغال و در زمان زندگي در برزيل با دختري به نام «سيلا» آشنا شد و مدتي بعد با او ازدواج كرد. سه سال بعد از ازدواج آنها دكو به پرتغال رفت و سيلا هم به همراه همسرش به اين كشور عزيمت كرد. دكو و سيلا صاحب دو پسر به نام‌هاي «خوآ انريك» و «پدرو گابريل» هستند كه در حال حاضر در كنار مادرشان در برزيل زندگي مي‌كنند. يكي دو سال بعد از انتقال به پرتغال دكو در يك مهماني با دختر جواني به نام «جاكيارا» ملاقات كرد و به او علاقمند شد. اين آشنايي به طلاق دكو و سيلا انجاميد و سيلا به همراه دو پسرش با چشمان گريان پرتغال را ترك كرد و به كشورش برگشت. پس از اين اتفاق مطبوعات برزيل به شدت از او انتقاد كردند درآوريل سال 2005 دكو و جاكيارا با يكديگر ازدواج كردند. آن دو صاحب دختر كوچولويي به نام «ياسمين» شده‌ بودند. در جشن ازدواج دكو تمام كساني كه در طول مدت اقامتش در پرتغال با او دوست شده بودند شركت داشتند و براي اين زوج آرزوي سعادت مي‌كردند. «پنيتو دوكاستا» رئيس باشگاه پورتو نيز ساقدوش داماد بود. در حالي كه ياسمين هم‌اكنون سه سال دارد، دكو و همسرش در انتظار دومين فرزند خود به سر مي‌برند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] رسوايي
وقتي خبر انتقال احتمالي «دكو» به باشگاه‌هاي انگليس منتشر شد، اخبار جانبي ديگري نيز انتشار يافت. از گوشه و كنار شنيده مي‌شد كه دكو به اين دليل مي‌خواهد خود را به انگليس برساند كه يك معشوقه اسرارآميز در آنجا دارد و به همين دليل است كه سفرهاي زيادي به لندن مي‌كند. كار به جايي كشيد كه فيلم ويدئويي از او و آن دختر مرموز و بي‌نام و نشان به دست مردم افتاد ولي دكو و همسرش تمام اين اخبار را تكذيب كردند و دكو اعلام كرد هرگز نمي‌تواند فكرش را هم بكند كه به همسر دوست‌داشتني‌اش خيانت كند.
با اين حال خيلي از مطبوعات حتي مطبوعات پرتغال بارها اشاره كردند كه دكو نمي‌تواند الگوي خوبي براي جوانان كشورش باشد.

دكو فروشي نيست
پس از پايان فصل گذشته بازي‌ها شايعات بسياري حول‌‌ و حوش انتقال دكو به گوش مي‌رسيد و گفته مي‌شد مسولان بارسلونا به خاطر اين‌كه در فصل گذشته از بازي او نااميد شده‌اند قصد دارند او را كنار بگذارند. ولي «لاپورتا» رئيس اين باشگاه سرانجام اعلام كرد مرد پورتويي آنها هيچ جايي نمي‌رود و در اسپانيا خواهد ماند. او در مصاحبه‌اي خيلي محكم گفت:« دكو فروشي نيست. او بازيكني است كه روحيه مثبت به بازيكنان تيم مي‌دهد و ما به هيچ وجه او را نمي‌فروشيم.» دكو عكس‌العمل مثبتي به اين سخنان «لاپورتا» نشان داد و گفت:« اين سخنان مرا خوشحال كرد. من هميشه گفته‌ام بازيكن حرفه‌اي هستم كه اينجا را ترك كرده‌ام چون عاشق بارسلونا هستم ولي زندگي جريان دارد و اوضاع هميشه يك جور نمي‌ماند. بالاخره روزي فرا خواهد رسيد كه بارسلونا ديگر مرا نخواهد اما ظاهرا آن روز، امروز نيست.»
مسي بهترين است دكو علاقه خاصي به «ليونل مسي» دارد. از نظر او مسي لياقت آن را دارد كه برنده جايزه توپ طلايي شود و مي‌گويد مسي بهترين فوتباليست دنياست. هر چند كه «كاكا» در فصل گذشته خيلي خوب كار كرد ولي من مسي را به او ترجيح مي‌دهم. او حيرت‌انگيز است. همه هم‌تيمي‌هايش مي‌گويند او بهترين بازيكن سال مي‌شود. دكو درباره رونالدينيو هم نظراتي دارد و مي‌گويد او با هيچ‌يك از بازيكنان مشكل ندارد :«هواداران ما با او هيچ مشكلي ندارند. همه دوستانش هم عاشقانه از او حمايت مي‌كنند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] مربي ما مي‌گويد او انسان والايي است. رونالدينيو متعلق به بارسلوناست. مطبوعات، زيادي به پروپاي او مي‌پيچند. نمي‌فهمم چرا اين‌قدر علاقه دارند به زندگي خصوصي او بپردازند. به نظر من اين اصلا عقلاني نيست. كوتاه از دكو دكو يك فوتباليست برزيلي با 174سانتي‌متر قد و 73 كيلوگرم وزن است و عاشق بارسلونا و كشور پرتغال مي‌باشد. او پرتغال را وطن خود مي‌داند. او در اولين حضور خود در تيم ملي پرتغال كه برابر كشور برزيل انجام شد گل زد و سبب شد پرتغال بعد از گذشت سال ها (يعني از جام جهاني 1966) بار ديگر برابر برزيل پيروز شود.
دكو پدر سه فرزند است و در انتظار چهارمين فرزند خود به سر مي‌برد. دو پسر اول او از همسر اولش و دخترش ياسمين از همسر فعلي‌اش «جاكيارا» است. او در سال 2006 به عنوان بهترين فوتباليست اسپانيا انتخاب شد. او يكي از معدود بازيكناني است كه در دو باشگاه مختلف ليگ قهرماني يوفا را برد. القاب دكو در باشگاه پورتو «جادوگر» و «سوپر دكو» بودند. اين القاب را هواداران پورتو به او مي‌دادند.
دكو نخستين بازيكني است كه در دو باشگاه مختلف جايزه بهترين هافبك يوفا را به دست آورد. درباره دكو مي‌گويند: ليونل مسي:«دكو زياد حرف نمي‌زند ولي وقتي حرف مي‌زند همه گوش مي‌كنند.»
مورينيو: «دكو كلاس دنياست.» فيليپو مربي برزيلي:«فكر مي‌كنم بزرگترين اشتباه زندگي من اين بود كه وقتي در برزيل بودم با دكو قرارداد نبستم ولي الان كه در پرتغال مربي‌گري مي‌كنم از اين بابت خوشحالم.» فرانك رايكارد:«دكو فشارسنج تيم ماست. وقتي رو فرم باشد كيفيت بازي ما را بالا مي‌برد و وقتي وضعيت مساعدي نداشته باشد تمام تيم ضعيف بازي مي‌كنند.»
مارتين اونيل مربي سابق باشگاه سلتيك:«او بازيكن بزرگي است. احمقانه است كسي او را دست‌كم بگيرد.» يك مجله ورزشي استراليايي:«شايد دكو شبيه به پسربچه‌هاي سردرگم در فيلم‌هاي خنده‌دار ژاپني باشد ولي او باهوش، دقيق، سرسخت، متكبر و يك پاسور فوق‌العاده است.»

MoJtaBa.R
15-03-2008, 14:47
بیوگرافی ايكر كاسياس فرناندز (مـردی با دستـان بيمـه شده)
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] «ايكر كاسياس فرناندز» متولد بيستم ماه مي‌ سال 1981 در «موستولس» مادريد دروازه‌بان فوتبال اسپانياست، كاسياس محبوب تمام مادريدي‌هاست. او يك دروازه‌بان ايده‌آل است. دستانش بدون دستكش هم با يك اشاره توپ را مي‌گيرد.
او از سال 1999 همچون صخره محكمي آخرين مدافع تيم رئال‌مادريد بوده است. هر چند ابتدا براي دروازه‌بان بودن جوان به نظر مي‌رسيد ولي حركات آكروباتيك او سبب شد همتايانش از او حساب ببرند. او تاكنون بارها با عكس‌العمل‌هاي سريع خود تيمش را نجات داده است و معروف است به اين‌كه هرگز از شكستن مچ پايش نمي‌هراسد. اين دروازه‌بان 26 ساله اولين بازي ملي خود را در سال 2000 مقابل تيم سوئد انجام داد. او تمام مدت در آن بازي روي نيمكت ذخيره‌ها نشسته بود. به همين دليل وقتي در جام‌جهاني 2002 سرانجام داخل دروازه تيمش قرار گرفت عزم خود را جزم كرد كه استعدادش را به دنيا نشان دهد.


مطبوعات نام او را «سنت كاسياس» گذاشته بودند زيرا، توانايي خارق‌العاده‌اش مثل يك فرشته نجات شوت‌ها را سد مي‌كرد و جلوي ورود آنها را به دروازه مي‌گرفت.
كاسياس از سال 1999 پيراهن شماره يك رئال‌مادريد را بر تن كرد. باشگاهي كه از هشت سالگي براي تيم بچه‌ها شوت مي‌زد. او بسيار خونسرد است و اعصاب آرامي دارد و در سخت‌ترين شرايط كنترل خود را حفظ مي‌كند. بنابراين مربي اسپانيا هيچ وقت ترديدي در انتخاب دروازه‌بان خود ندارد هر چند اين كشور دروازه‌بان خوب ديگري همچون «سانتياگو كانيزارس» را روي نيمكت خود دارد.

خانواده
پدرش «خوزه لوئيس كاسياس» نام دارد و كارمند وزارت آموزش و پرورش اسپانياست. مادر او «ماريا دل كارمن فرناندز» سوم نوامبر 1958 در مادريد به دنيا آمد. او قبلا در يك آرايشگاه زنانه كار مي‌كرد ولي هم‌اكنون در مادريد يك فروشگاه لوازم ورزشي را اداره مي‌كند.
ايكر برادري به نام «اوناي» دارد كه متولد 1988 است. فوتبال او بهتر از برادر بزرگترش «ايكر» است ولي علاقه خاصي به بازي‌هاي تلويزيوني و پلي‌استيشن دارد و تنها در تيم محلي‌شان فوتبال بازي مي‌كند. او هوادار تيم بارسلوناست ولي «ايكر» مي‌گويد تازگي‌ها به رئال مادريد هم علاقه پيدا كرده و تمام بازي‌هاي اين تيم را تماشا مي‌كند.

همسري كه همه مي‌شناسند
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] كاسياس اولين بار در سال 2003 با «اواگونزالس» آشنا شد و مدتي بعد با هم نامزد شدند. «اوا» در همان سال ملكه زيبايي كشورش شده بود و از همان زمان به چهره‌اي سرشناس تبديل گشت. او خود را دختري خنده‌رو، خوش قلب وساده مي‌داند. غذاي مورد علاقه او غذاهاي اسپانيايي است و عاشق درست كردن نان سيب‌زميني مي‌باشد و مي‌گويد راز خوشمزه شدن نان‌هاي خانگي‌اش صبر و حوصله او در زمان پخت وپز است. بازيگران مورد علاقه اين خانم «روبرتو بنيني» و «جوليا رابرتز» هستند. «اوا» از چيزي مي‌ترسد كه شايد خيلي‌ها اين ترس دارند و جرات ابراز آن را ندارند. او از آسانسور خوشش نمي‌آيد و در آن احساس امنيت نمي‌كند. به همين خاطر تا جايي كه امكان داشته باشد از پله‌ها بالا و پايين مي‌رود. او قبل از زندگي مشترك با «ايكر» به همراه پدر و مادرش در «سويل» زندگي مي‌كرد. خواهرش «ماريا» هم مثل او بسيار زيبا است. او مي‌گويد انتخاب شدنش به عنوان ملكه زيبايي روال آرام زندگي‌اش را زير و رو كرد و آن را كاملا تغيير داد.

دست‌هاي بيمه شده
«ايكر كاسياس» مدتي پيش دست‌هاي خود را به قيمت 5/7 ميليون يورو بيمه كرد و قراردادي با شركت بيمه «گروپاما» بست. اين قرارداد تنها تا پايان اين فصل از بازي‌ها اعتبار دارد و شامل تمام بازي‌هاي «ايكر كاسياس» در هر مكان و هر زماني مي‌شود. اين قرارداد در حقيقت تبليغي براي شركت «گروپاما» هم هست زيرا با اين اقدام بين مردم شناخته‌تر مي‌شود.
ايكر در اين باره گفت: «خيلي جالب است. من هيجان‌زده شده‌ام، اميدوارم مردم هم از اين كار من خوششان بيايد.» و بعد با خنده افزود: «اگر زانو يا پاهايم هم صدمه ديدند مي‌توانم به آنها بگويم دستم مصدوم شده است و پولش را بگيرم.»

از دروغ متنفرم
خبرنگار مجله هالا‌مادريد: قبل از هر چيز مي‌خواهم از شما اجازه بخواهم كمتر وارد مقوله فوتبال بشوم. اشكالي ندارد؟
هر طور مايليد.

خبرنگار: شعار شما در زندگي چيست؟
اگر بخواهم يك جمله را انتخاب كنم اين است: «از هر روزمان حداكثر استفاده را بكنيم.» هر چه سن انسان بالاتر مي‌رود بيشتر به اطرافش توجه مي‌كند. مثلا دقيق‌تر تلويزيون تماشا مي‌كند و بهتر مشكلات را مي‌بيند. اين باعث مي‌شود انسان بنشيند و فكر كند. در اين صورت است كه مي‌فهميم خيلي خوشبختيم كه در ميان مردمي خوش فكر به دنيا آمده‌ايم.
خبرنگار: شما از بچگي براي بازي فوتبال با مترو به مادريد مي‌آمديد، چه خاطراتي از آن روزها داريد؟ خاطرات خيلي خوبي دارم. آن وقت‌ها بايد شهر را خوب ياد مي‌گرفتم. آن روزها ياد گرفتم كه مسئوليت‌پذير باشم چون بايد با هم‌تيمي‌هايم به تنهايي و بدون خانواده به سفر مي‌رفتم. همه ما بچه بوديم. تجربه، انسان را بزرگ مي‌كند ولي در همان لحظه آدم اين را نمي‌فهمد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] خبرنگار: يادتان مي‌آيد ماهانه چقدر خرج رفت و آمد با مترو مي‌كرديد؟
راستش را بخواهيد، نه.
خبرنگار: باز هم دوست داريد به ياد گذشته مترو سوار شويد؟
بله واقعا دوست دارم. اين را نمي‌گويم كه مردم خوششان بيايد. همه اطرافيانم مي‌دانند ولي به خاطر اين‌كه مردم كمتري مرا بشناسند مجبورم با اتومبيل از راه‌هاي كوتاه‌تر و خلوت ‌تو بروم.
خبرنگار: اگر اين قدر معروف نبوديد دوست داشتيد چه كار مي‌كرديد؟
همه كار، به جاهاي شلوغ مي‌رفتم. توي خيابان‌هاي مادريد قدم مي‌زدم. كارهايي را انجام مي‌دادم كه براي مردم عادي كاملا معمولي است ولي من سال‌هاست كه نمي‌توانم اين كارها را انجام دهم.
خبرنگار: مي‌توانيد به سينما برويد؟
البته كه مي‌روم ولي نه در ساعات شلوغ، چون مردم به خاطر لطفي كه دارند پشت سر هم از من مي‌خواهند با آنها عكس بگيرم يا به آنها امضا بدهم. من از اين كارها خوشم مي‌آيد ولي هر كسي دوست دارد حريم خصوصي‌اش حفظ شود و مدتي از روز را در آرامش باشد. ولي وقتي كسي مشهور شد اين چيزها خيلي سخت مي‌شوند.
خبرنگار: شهر كوچك «ناوال كروز» بهترين جا براي رسيدن به آرامش شماست؟
دقيقا. در «ناوال كروز» من هم يكي از شهروندان مي‌شوم و در آرامش به هر جايي كه بخواهم مي‌روم. من از بچگي به آن جا مي‌رفتم. مردم آنجا به ديدن من عادت دارند. آنها مثل مردم عادي با من سلام و احوالپرسي مي‌كنند و يكي، دو سوال هم از وضعيت مادريد مي‌پرسند ولي ديگر مزاحم نمي‌شوند چون از بچگي مرا مي‌شناسند و ديگر اطلاع بيشتري احتياج ندارند.
خبرنگار: آيا دوستانتان براي شما مهم هستند؟
صرف‌نظر از خانواده، به نظر من دوستان مهم‌ترين چيز در زندگي هستند. من از تنها ماندن خوشم نمي‌آيد. هر چه سن آدم بالاتر مي‌رود بيشتر احتياج دارد مردم را ببيند. دوست خوب داشتن خيلي مهم است چون آنها هميشه پشت آدم مي‌مانند و در خوشي و ناخوشي همراهمان هستند.
خبرنگار: ارزش يك انسان به چيست؟
صداقت، من از دروغ و فريب متنفرم.
خبرنگار: بهترين هديه‌اي كه مي‌توانيد به يك بچه بدهيد، چيست؟
كفش ورزشي يا توپ. چون فكر مي‌كنم اين چيزها بچه‌ها را خيلي خوشحال مي‌كند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] خبرنگار: آيا مشهور بودن براي شما مسئوليت ايجاد نمي‌كند؟
تمام مسئوليت‌ها روي دوش ماست. بچه‌ها تصورات و تخيلات خاص خودشان را دارند و براي خود الگوسازي مي‌كنند. اينجاست كه افراد مشهور مسئوليت سنگيني پيدا مي‌كنند.
خبرنگار: اگر يك آرزو داشته باشيد، آن چيست؟
صلح بر روي زمين و شادماني براي همه.
خبرنگار: آخرين فيلمي كه در سينما ديديد چه بود؟
شبي در موزه. فكر مي‌كردم اين فيلم مخصوص بزرگ‌ترهاست ولي تازه در سينما فهميدم براي بچه‌هاست.
خبرنگار: از چه ژانري خوشتان مي‌آيد؟
علمي – تخيلي.
خبرنگار: آخرين كتابي كه خوانديد چه بود؟
كيمياگر، كتاب خوبي بود.
خبرنگار: نمي‌خواهيد زندگيتان را بنويسيد؟
بدم نمي‌آيد اين كار را بكنم.
خبرنگار: اسمش را چه مي‌گذاريد؟
نمي‌دانم. تا حالا در موردش فكر نكرده‌ام.
خبرنگار: اگر به يك جزيره متروك برويد چه چيزي را با خودتان مي‌بريد؟
تمام كساني را كه دوستشان دارم و برايم عزيز هستند..

MoJtaBa.R
15-03-2008, 14:49
بیوگرافی ( رابين ون‌پرسي ) ستاره لندن

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] «آرسن ونگر» كمي پس از امضاي قرارداد با «رابين ون‌پرسي» در تابستان 2004 گفت: «او عالي است. يك بازيكن عالي و كلاس بالا.» او پس از آن روز اين حرف مربي آرسنال را اثبات كرد. او يكي از استعدادهاي درخشان فوتبال اروپاست كه با آن پاي قدرتمند مي‌تواند در يك لحظه معجزه كند و نتيجه بازي را به سود تيم خود تغيير دهد. ضربه‌هاي آزاد او ديدني است و حال با نبودن تيه‌ري آنري عرصه بازي در زير گام‌هاي جادوگر جديد آرسنال قرار دارد.
«رابين ون‌پرسي» مهاجم باشگاه آرسنال متولد ششم آگوست 1983 در شهر «روتردام» هلند است ولي علاوه بر اين پست مي‌تواند در جناحين زمين هم بازي كند و در هلند هميشه اين پست را داشته است. او متخصص ضربه‌هاي آزاد است.
زندگينامه


رابين در منطقه «كرالينگن» در شرق روتردام بزرگ شد. مادرش آموزگار و پدرش يك هنرمند مجسمه‌ساز بود ولي پدرش پس از جدايي از همسر او را به تنهايي بزرگ كرد. او اصليت بوسنيايي دارد.
رابين در منطقه خشن و شلوغ كرالينگن بزرگ شد و به همين خاطر ناهنجاري‌هاي رفتاري متعددي از خود بروز مي‌داد. آن موقع رابين 14 سال داشت و تقريبا هر روز از كلاس اخراج مي‌شد و بايد در راهروي مدرسه مي‌ايستاد. در آن زمان‌ بود كه با «موش» سرايدار مدرسه كه چهل و چند سال داشت دوست شد. آنها اختلاف سني زيادي داشتند ولي خيلي خوب يكديگر را درك مي‌كردند. ون‌پرسي مي‌‌گويد: «موش به من مي‌گفت بچه‌ها در سن چهارده يا پانزده سالگي دوست دارند از همه چيز سر در بياورند و به كلوپ‌‌ بروند. من اين را درك مي‌كنم ولي اين جور جاها، جاهاي بدي هستند. من به او اعتماد داشتم. او خيلي باهوش بود از همان زمان بود كه به فوتبال روي آوردم و وضعيت تحصيلي‌ام بهتر شد. ديگر معلم‌ها مرا به خاطر بددهني و شلوغ‌كاري از كلاس بيرون نمي‌انداختند. عاقل شده بودم و احترام معلم‌ها را نگه مي‌داشتم.»
ون‌پرسي الان هم آدم پرخاشگري نيست ولي هر ازگاهي كارت زرد مي‌گيرد. در يكي از بازي‌هاي آرسنال، ونگر كه از رفتار او عصباني شده بود در فاصله بين دو نيمه به رابين چيزي گفت كه رويه او را تغيير داد. او خود مي‌گويد: «ونگر سرم داد نكشيد. حرف بدي هم به من نزد فقط يك جمله به من گفت. او گفت: اگر مي‌خواهي به اوج برسي بايد چيزي را در خودت تغيير بدهي. گفتم باشد. چه چيزي را بايد عوض كنم؟ او جواب داد: من نمي‌گويم، خودت جواب را پيدا كن. آن روز خيلي در اين مورد فكر كردم. با خود گفتم من از فوتبال چه مي‌خواهم؟ ونگر خيلي باهوش است. او مي‌دانست اگر خودش جواب را مي‌گفت، ظرف يك هفته من آن را فراموش مي‌كردم ولي با اين كار باعث شد تا آخر عمرم حرفش را از ياد نبرم. از همان زمان تصميم گرفتم براي موفقيت هر كار مثبتي را انجام بدهم. ديگر بيشتر سر تمرين مي‌رفتم و با دقت به بازي بازيكنان قديمي‌تر نگاه مي‌كردم و سعي مي‌‌كردم تحملم را بالا ببرم. همين كار باعث شد خيلي بيشتر از قبل حرفه‌اي شوم.»
«رابين ون‌پرسي» در سال 2005 با «بشرا» يك دختر هلندي مراكشي‌تبار ازدواج كرد. «بشرا» همواره پشتيبان رابين بوده است و در كنار او زندگي شيريني را مي‌گذراند. آنها در روز 16 نوامبر 2006 صاحب پسري به نام «شاكوييل» شدند. «شاك» به گفته رابين معنا و مفهوم زندگي است. اين كوچولوي ده ماهه، شيريني زندگي مشترك او و همسرش را صد چندان كرده است.
رابين خانه‌اي در «همستد» در نزديكي لندن دارد. «همستد» با «كرالينگن» خيلي متفاوت است ولي «ون‌پرسي» به همراه همسر و پسرش در آن جا زندگي مي‌كنند و خانه‌اي هم در همان نزديكي دارد تا هر وقت پدرش به ديدنشان آمد در آن جا ساكن شود. رابين مي‌‌گويد: «روش آرسنال در مراقبت از بازيكنانش باورنكردني است. آنها مراقب خانواده بازيكنان هم هستند. مواظب هستند محل زندگي آنها امن و بي‌دردسر باشد و هميشه چند نفر به طور نامحسوس مراقب آنها هستند.» او قبلا خيلي تنقلات و غذاهاي آماده مي‌خورد ولي حالا مي‌گويد: «همسرم ديگر كيك نمي‌‌خورد چون مي‌‌داند ونگر با اين چيزها مخالف است. همبرگر كه اصلا حرفش را نزن. فكر نمي‌كنم تا وقتي در آرسنال هستم چشمم به يك همبرگر بخورد ولي من هميشه عاشق اين چيزها بوده‌ام. با اين حال راضي هستم. در اين باشگاه هر كسي مي‌داند بايد بيشتر از باشگاه سابقش تلاش كند. من فكر مي‌كردم در بهترين باشگاه دنيا هستم. هم‌تيمي‌هاي ديگرم هم همين فكر را مي‌كردند ولي حالا همه‌مان مي‌دانيم كه آرسنال از تمام باشگاه‌ها بهتر است.»
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ون‌پرسي و همسرش زندگي آرامي دارند ولي در سال 2005 اخبار تكان‌دهنده رسانه‌ها و مطبوعات سعي در متلاشي ساختن اين كانون كرد. داستان از وقتي آغاز شد كه ملكه زيبايي كشور هلند از ون‌پرسي شكايت كرد و فرداي آن روز نام او در تمام مطبوعات معروف و گمنام هلند ديده مي‌شد.

تقصير ربه‌كا لوس است
همسر ون‌پرسي به همه ثابت كرد به هيچ قيمتي پشت شوهرش را خالي نمي‌كند. او درباره اتهام همسرش گفت: اين هم درست مثل همان بازي «ربه‌كا لوس» است.
او اين بازي را اختراع كرد. با وجود تمام اخبار ضد و نقيض درباره «ساندرا بوما» 21 ساله به وسيله رابين ون‌پرسي و زنداني شدن او به خاطر شكايت ملكه زيبايي هلند، «بشرا» همسر ون‌پرسي از شوهرش به شدت حمايت كرد و گفت: «من و رابين عميقا عاشق يكديگر هستيم و اين شايعات تغييري در احساسمان ايجاد نمي‌كند. اين حرف‌ها بي‌معني است.
من به رابين گفتم اصلا نگران نباشد چون اگر تمام دنيا هم او را متهم بدانند من باز هم به او اعتماد كامل دارم.»
او در ادامه مصاحبه‌اش با «ميرور» افزود: «تمام اينها شايعه است. من به اين حرفم اعتماد دارم. هيچ چيز و هيچ‌كس نمي‌تواند زندگي مشتركمان را ويران كند. ربه‌كا لوس مي‌گفت با ديويد بكام هم رابطه داشته ولي كاپيتان انگليس هميشه اين ادعا را رد كرده است. اين يك بازي براي اخاذي و مشهور شدن است و حالا نوبت شوهر من رسيده است. فقط مي‌گويم به رابين دويست درصد اعتماد دارم. من اين زن را نمي‌شناسم و نمي‌خواهم چيزي درباره او بدانم.»
«بشرا» در ادامه مصاحبه اظهار داشت: «آن شب رابين به رستوران رفته بود. من مي‌دانم محيط رستوران‌هاي شبانه چگونه است. هر وقت من و او با هم به چنين جاهايي مي‌رويم، مردم دنبال رابين راه مي‌افتند و دخترها دورش جمع مي‌شوند و اصلا برايشان مهم نيست من همراه او هستم. رابين هميشه به اين وضعيت مي‌خنديد و حلقه ازدواجش را به آنها نشان مي‌داد.»
ون‌پرسي خيلي زود تبرئه شد و به خاطر عدم وجود هيچ‌گونه مدرك جرم قابل استنادي آزاد شد.

اول فاينورد، بعد آرسنال
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ون‌پرسي فوتبال حرفه‌اي را در باشگاه «فاينورد» هلند آغاز كرد. او در آن باشگاه در جناحين زمين بازي مي‌كرد و بسيار موفق ظاهر مي‌شد. رابين ون‌پرسي با وجود استعداد زيادي كه از خود نشان مي‌داد رابطه خوبي با «برت ون مارويك» مربي «فاينورد» نداشت. «مارويك» مربي خيلي سخت‌گيري بود و حتي يك‌بار درست قبل از بازي تيمش برابر رئال مادريد در بازي‌هاي جام اروپا، ون‌پرسي را به خانه فرستاد. همين رابطه تيره نشان مي‌داد پس از پايان قرارداد با باشگاه فاينورد اميدي به تمديد آن نيست.
در همان زمان بود كه آرسن ونگر متوجه ون‌پرسي شد. البته باشگاه‌هاي «آيندهوون»، «وردربرمن» و «سه‌ويا» هم به انتقال و خريد او علاقه زيادي نشان دادند ولي آرسنال باشگاه‌هاي ديگر را كنار زد و با مبلغ سه ميليون پوند با او قرارداد بست. پس از ورود «ون‌پرسي» به آرسنال او مهاجم باشگاه شد و خيلي خوب استعداد خود را به همگان نشان داد.
تا وقتي تيه‌ري آنري در آرسنال بود ون‌پرسي اغلب روي نيمكت ذخيره مي‌نشست ولي پس از جدايي آنري از آرسنال در فصل بازي‌هاي 2008-2007 ون‌پرسي مهاجم اول تيم شد و گل‌هاي به يادماندني‌ را به ثمر رساند.
در بازي‌هاي مقدماتي 2008 اروپا ون‌پرسي تاثير خوبي در بازي‌هاي مقابل لوگزامبورگ و بلاروس داشت و با دو گل خود سبب شد تيم ملي هلند سه بر هيچ بازي را ببرد. او اين روند را در بازي‌هاي بعدي هم ادامه داد و گل‌هاي بيشتري به ثمر رساند. او تاكنون در كل بازي‌هايش در 184 مسابقه فوتبال، 51 گل را روانه تور دروازه‌ها كرده است.

رابين مرد ونگر
ون‌پرسي 32 ساله مدتي به خاطر شكستگي شست پا در استراحت به سر مي‌برد ولي با بازگشت خود قبل از بازي‌هاي ليگ دل‌ونگر را شاد كرد. ونگر در مصاحبه‌اي گفت: «ون‌پرسي خيلي سخت كار مي‌كند و موقعيت گل‌هاي بسياري را در بازي ايجاد مي‌كند. سبك بازي او عالي است و خيلي به موقع تصميم مي‌گيرد به نظر من او خيلي پيشرفت كرده و بالغ شده است.
رابين در هفده بازي يازده گل زد وتيه‌ري در شانزده بازي، ده گل. آنها در يك سطح هستند با اين تفاوت كه مطبوعات تيه‌ري را بيشتر شناخته‌اند. معلوم نيست يك بازيكن چه موقع به يك ستاره تبديل مي‌شود ولي به نظر من رابين ون‌پرسي يك ستاره است.

MoJtaBa.R
15-03-2008, 14:50
بیوگرافی زامبروتـا
متولد كومو
زامبروتا متولد 19 فوريه 1977 در هفده سالگي و در سال 1994 عضو تيم محلي «كوموكالسيو» و در اولين فصل بازي‌ها فقط در يك مسابقه حضور داشت. در سال 1995 «كومو» از سري B به سري C تنزل يافت و از آن پس بازي‌هاي زامبروتا منظم‌تر شد. او در فصل‌هاي 96 – 59 و 97 – 69 در 46 بازي حاضر شد و شش گل براي كومو به ثمر رساند. در سال 1997 «فاستي» سرپرست تيم باري متوجه بازي خوب زامبروتا شد و او را وارد باشگاه سري A خود كرد. «جيانلوكا زامبروتا» در جناج چپ اين تيم بازي مي‌كرد و در 27 بازي دو گل زد. در فصل99 – 1998 در 32 بازي حاضر شد و چهارگل را به ثمر رساند ولي در اواسط همين فصل «كارلو آنجلوتي» مربي يوونتوس او را با قيمت 15/85 ميليون يورو خريد و زامبروتا بقيه بازي‌هاي فصل را با پيراهن سياه و سفيد اين تيم ظاهر شد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] حضور در يوونتوس
زامبروتا پس از پيوستن به يوونتوس سير صعودي خود را آغاز كرد و در 32 بازي ليگ حاضر شد و يك گل به ثمر رساند. او در فصل دوم بازي‌ها در سال‌هاي2001 2000- و 1002 – 2002 در 29 بازي ليگ حضور يافت و سه گل زد. در جام جهاني 2002 زامبروتا در بازي برابر كره جنوبي مصدوم شد و مدتي بازي نكرد و «مارو كامورانزي» جاي او را گرفت و در جناح چپ بسيار خوب ظاهر شد. همين موضوع سبب شد «مارچلو ليپي» مربي يوونتوس، زامبروتا را پس از بازگشت به تيم به پست دفاع چپ منتقل كند. او به سرعت با موقعيت جديد خودش خو گرفت و خيلي خوب بازي كرد و بازيكن ثابت شد.
درسال 2005 زامبروتا قرارداد خود را تا سال 2010 تمديد كرد ولي وقتي يوونتوس به‌خاطر رسوايي سال 2006 گروه A به سري B سقوط كرد او هم تصميم گرفت در تابستان 2006 اين باشگاه را ترك نمايد.
در آن زمان باشگاه‌هاي آث‌ميلان، چلسي، رئال مادريد و بارسلونا به او پيشنهاد همكاري داده بودند و او سرانجام با 14 ميليون يورو پيشنهاد بارسلونا را پذيرفت و قرارداد چهارساله خود را با اين باشگاه به امضا رساند.

بارسلونا
«جيانلوكا زامبروتا» در چهارم آگوست 2006 و پس از پايان تعطيلات بعد از جام جهاني به باشگاه جديد خود پيوست. در آن زمان بارسلونا در تور قبل از فصل بازي‌ها در لس‌آنجلس به سر مي‌برد. زامبروتا با هم تيمي‌هاي خود در آمريكاي شمالي تمرين كرد و در بازي‌هاي فينال آن تور در برابر باشگاه نيويوركي «ردبالز» ظاهر شد. او در مصاحبه‌اي گفت برايش مهم نيست كجاي زمين بازي كند و آماده است در هر جايي كه «فرانك رايكارد» بگويد حاضر شود. او در روز هفدهم مارس اولين گل خود را براي باشگاه جديدش به ارمغان آورد.

تيم ملي
زامبروتا در تمام مدت فوتبال حرفه‌اي خود عضو تيم ملي ايتاليا نيز بوده است. هم‌اكنون هم كه به باشگاه بارسلونا پيوسته باز هم براي بازي‌هاي ملي كشورش به ايتاليا باز خواهد گشت. او قرار است براي حضور در بازي‌هاي مقدماتي يورو 2008 به كشورش بازگردد.

بازگشت به ايتاليا
چندي پيش زامبروتا اعلام كرد هيچ قراردادي بين او و باشگاه ميلان در بين نيست. او اين حرف را زماني زد كه شايعاتي جديد درباره پيوستنش به تيم ميلان مي‌شنيد. «جيانلوكا زامبروتا» در مصاحبه‌اي با YKS عنوان كرد كه ميلان به بازگشت او علاقه‌مند است ولي با وجود تمام توجهات و علاقه «روسونري» هيچ جلسه‌اي بين او و اين باشگاه انجام نشده است وي گفت: من هرگز با دست اندركاران ميلان ملاقات نكرده‌ام و اگر هميشه به شهر ميلان مي‌آيم به اين خاطر است كه زادگاهم «كومو» است. زامبروتا از كودكي به ميلان علاقه داشت. پدر و مادرش هم از هواداران اين باشگاه بودند و هميشه دوست داشتند او را در لباس تيم ميلان ببينند. زامبروتا در ادامه افزود: «مسلما يك روز به ايتاليا باز خواهم گشت ولي نمي‌دانم اين روز كي خواهد رسيد. در حال حاضر من انتخاب خودم را كرده‌ام و بهتر است تلاش خودم را در اين مسير بكنم.»

عصباني از توتي
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] به نظر مي‌رسد روش توتي براي بيان اين موضوع كه مي‌خواهد به تيم ملي برگردد زياد خوب نبوده است به ويژه اين كه او عنوان كرده فقط در بازي‌هاي مهم حاضر خواهد شد. زامبروتا مثل بسياري از فوتباليست‌هاي ايتاليايي اعتراف كرد كه از رفتار توتي كاپيتان تيم «رم» ناراحت است. او مي‌گويد: من فقط مي‌خواهم روحيه بازيكناني كه در تيم هستند بيشتر از بازيكناني كه در آن نيستند، بالا برود. نمي‌خواهم باعث جنگ و دعوا بشوم ولي اگر كسي به فكر لاجوردي پوشان باشد بهتر است هميشه به فكر آنها باشد و نه فقط در بازي‌هاي مهم. اين يك نظر است نه انتقاد. از نظر من توتي نبايد بگويد من فقط در بازي‌هاي حساس به تيم مي‌آيم و در بازي‌هاي غير مهم هم‌تيمي‌هايم را همراهي نمي‌كنم. اين اشتباه است. گرچه توتي چندي پيش اعلام كرد كه براي هميشه از فوتبال ملي خداحافظي كرد.
ده نكته از زندگي زامبروتا
-1 زامبروتا در نظر اول مردي كم حرف، كاملا خجالتي، محتاط و گاهي اوقات حتي كمي گوشه‌گير به نظر مي‌رسد، ولي كساني كه او را از نزديك مي‌شناسند معتقدند اين اوصاف اصلا با روحيات او جور نيست و در حقيقت زامبروتا بسيار اجتماعي و تا حدي شوخ‌طبع است.
-2 او و زين‌الدين زيدان تا حدودي به هم شبيه هستند. اين دو در ظاهر ساكت و آرام هستند ولي در واقع مي‌توانند خانه‌اي را به آتش بكشند.
-3 زامبروتا همسري به نام «والنتينا ليگوري» دارد. اصليت والنتينا «ناپلي» است ولي از سالها قبل بيشتر اوقات خود را در «تورين» مي‌گذراند. زامبروتا و والنتينا اوقات فراغت خود را اغلب با دو خانواده جوان و نوپا «جيانلوكا پسوتو» و «الساندرو بير بيزلي» فوتباليست‌هاي ايتاليايي مي‌گذرانند.
-4 از نظر زامبروتا هيچ چيز قابل مقايسه با شام خوردن با دوستان در يك رستوران خوب و آن هم پس از يك بازي پيروزمندانه نيست. اگر در حين شام خوردن يك فيلم مافيايي احتمالا با بازي‌هاي «رابرت دنيرو» هم تماشا كنند ديگر نور علي نور مي‌شود.
-5 يكي از علائق دوران كودكي زامبروتا مطالعه بود. او الان هم مشتاق مطالعه است. كتاب محبوب زامبروتا «نامزد شده» (isopS issemorp I) نام دارد كه از آثار نويسنده ايتاليايي «الساندرو مانزوني» مي‌باشد.
-6 وقتي جوان‌تر بود از ورزش كشتي خيلي لذت مي‌برد ولي تنها پوستر روي ديوار اتاقش عكس «روبرتو باجو» با آن پيراهن يوونتوسي‌اش بود.
-7 او ديپلم انستيتوي طراحي پارچه دارد. خواهرش بنا به سنت قديمي شهر «كومو» در يك كارخانه پارچه‌بافي كار مي‌كرد تا وقتي كه ازدواج كرد. شوهر خواهر زامبروتا هم يك فوتباليست است و در باشگاه «يوه استانيا» بازي مي‌كند.
-8 پدر و مادر جيانلوكا مثل همه پدر و مادرها به پسرشان افتخار مي‌كنند ولي پدرش سرسخت‌ترين منتقد بازي‌هاي اوست. زامبروتاي بزرگ امكان ندارد كه يكي از بازي‌هاي پسرش را نبيند جيانلوكا هم هر وقت فرصت كوتاهي پيدا كند بلافاصله به «كومو» مي‌رود تا پدر و مادر و دوستانش را ببيند.
-9 سرگرمي‌هاي او گوش دادن به موسيقي و اسكي روي آب است. او از بچگي به اسكي روي آب علاقه داشت و روي درياچه «سرزيو» نزديك «لوگانا» به اين ورزش فرح‌بخش مي‌پرداخت.
-10 از وقتي خيلي كم سن و سال بود شوت زدن توپ را ياد گرفت و كارش را با تيم زادگاهش آغاز كرد. پس از آن به باشگاه‌هاي باري، يوونتوس و بارسلونا پيوست. او در 23 سالگي عضو ثابت برنامه‌هاي «كارلو آنجلوتي» و «دينو زوف» بود

MoJtaBa.R
15-03-2008, 14:52
بیوگرافی (ميروسلاو كلوزه) مهاجم آلماني

(ميروسلاو كلوزه) با نام اصلي (ميروسلاو ماريان كلوزه) در روز نهم ژوئن سال 1978 در (اوپلن) واقع در (سيلسيا)ي لهستان به دنيا آمد. او يك فوتباليست مهاجم آلماني است كه در حال حاضر براي تيم (وردربرمن) و در (بوندسليگا) بازي مي‌‌كند و البته از اعضاي مهم تيم ملي فوتبال كشور آلمان نيز مي‌‌باشد. كلوزه بهترين گلزن و برنده (كفش طلايي) جام جهاني 2006 آلمان شد. او در آن بازي‌ها پنج گل به ثمر رساند.


او در نخستين جام‌جهاني كه در آن حضور يافت يعني در جام‌جهاني سال 2002 به ميزباني كره و ژاپن نيز پنج گل زد بنابراين در كل در اين سري بازي‌ها ده گل به نام خود به ثبت رسانده است.
او نخستين فوتباليستي است كه پس از اتحاد دو آلمان آقاي گل جام‌جهاني شده و تنها بازيكني مي‌‌باشد كه در دو جام متوالي پنج گل به ثمر رسانده است.
زندگي
(ميروسلاو كلوزه) در خانواده‌اي ورزشكار پرورش يافت. مادرش باربارا عضو تيم ملي هندبال لهستان (كه در 82 بازي ملي حضور داشت) و پدرش (يوزف كلوزه) فوتباليست بود و به تيم ملي لهستان نيز رسيد. در سال 1981 خانواده كلوزه از كشور كمونيست لهستان فرار كردند و ابتدا به فرانسه و سپس در سال 1987 به (كوسل) در آلمان نقل مكان كردند. پدر ميروسلاو كلوزه از يك خانواده اصيل آلماني مي‌‌باشد به همين‌خاطر آنها با نام خانوادگي (رشيدلر) در آلمان اقامت گرفتند. كمي پس از سكني گزيدن در آلمان پدر ميروسلاو دوباره نام خود را به كلوزه برگرداند زيرا كلوزه نام فاميل پدربزرگ آلماني او (اروين كلوزه) بود كه در سال 1910 در (سيلسياي عليا) به دنيا آمد. وقتي در مدرسه‌اي در آلمان ثبت‌نام كرد، روزهاي سختي را پشت سر مي‌‌گذاشت. شروع درس براي او اصلا آسان نبود. ميرو‌سلاو هشت ساله كه بايد در كلاس چهارم درس مي‌‌خواند، دو سال عقب رفت و تحصيلات را از كلاس دوم ادامه داد زيرا با زبان و فرهنگ آلماني آشنايي كافي نداشت. آن روزها، روزهاي سختي بودند ولي همين مشكلات در آينده او را قوي‌تر ساخت.
كلوزه فوتبال را در يك باشگاه روستايي فراگرفت. باشگاهي به نام (بلاباخ ديل‌كوف.) او پس از يك فصل بازي در تيم هامبورگ بدون هيچ مقدمه و به سرعت جذب تيم آماتوري (كايزر سلاترن) شد. او عادت داشت به هنگام بازي هم‌تيمي‌هايش بايستد و تشويق تماشاچيان را تماشا كند. يك سال بعد از ملحق شدن به اين باشگاه به سرعت ترقي كرد و وارد تيم اول (كايزر سلاترن) شد. او در 67 بازي نخست خود 33 گل زد. تداوم در گل زدن باعث شد اولين كاپ بين‌المللي خود را به دست آورد و در نخستين بازي بين‌المللي در مارس 2001 برابر تيم آلباني ظاهر شد. در آن بازي آلمان دو بر يك آلباني را شكست داد و زننده دومين گل آلمان كسي نبود جز ميروسلاو كلوزه، در جام‌جهاني 2002 در كره و ژاپن، كلوزه سه شوت خود را روانه دروازه كرد و يكي از برترين‌هاي آن شد. اودر سال 2004 با قيمت پنج ميليون يورو به تيم (وردربرمن) انتقال يافت و پس از يك شروع بد در آن تيم، ناگهان سير صعودي پيمود و به همراه (يوهان ميكو) هافبك فرانسوي تيم و (ايوان كلاسنيچ) فوروارد اهل كرواسي يك مثلث قدرتمند حمله تشكيل داده و تاثيرات شگرفي بر روي بازي گذاشتند. اين سه در بوندسليگا پانزده گل به ثمر رساندند. كلوزه با وجود ظاهر نسبتا نحيف، يكي از بهترين سرزنان بوندسليگاست. او توانايي‌هاي تكنيكي بسيار بالايي دارد و وقتي پا به توپ شود ديگر كسي حريفش نيست. او در سال 2005 يكي از بهترين فوروارد‌هاي آلمان و شايد بهترين آنها بود. او دربازي‌هاي فصل 2005 و 2006 در بيست و شش بازي بيست و پنج گل زد و در به ثمر رسيدن 16 گل ديگر نيز تاثير غيرمستقيم داشت.
كلوزه يكي از اعضاي تيم ملي آلمان در جام‌جهاني 2006 بود. اولين بازي تيم كشور آلمان در برابر كاستاريكا، مصادف بود با روز تولد كلوزه. او در اين بازي به مناسبت تولدش دو گل به ثمر رساند. كلوزه تاكنون 33 گل ملي را روانه دروازه حريفان خود كرده است و اين برابر با تعداد گل‌هاي ملي (فريتز والتر) فوتباليست محبوب و الگوي اوست. او هم‌اكنون هفتمين گلزن تاريخ آلمان محسوب مي‌‌شود.
كلوزه نجار
كلوزه در سال 1998 يعني زماني كه به تيم هامبورگ پيوست دوست داشت در كنار فوتبال يك حرفه هم بياموز. پدر و مادرش هم در اين زمينه به او كمك فكري مي‌‌رساندند و مشوق او بودند. بنابراين ميروسلاو به كلاس‌هاي كارآموزي نجاري رفت و اين دوره را با موفقيت پشت سرگذاشت. او در اين‌باره مي‌‌گويد (من به اين خاطر نجار شدم كه از بلندي نمي‌‌ترسيدم. وقتي روي پاهايم در ارتفاعات بلند مثل شيرواني‌ها مي‌‌ايستم احساس امنيت مي‌‌كنم.) او پس از پيوستن به تيم كايزرسلاترن اين حرفه را كنار گذاشت.
كلوزه در منطقه زيباي (بلاباخ) خانه‌اي براي خود ساخت. او مي‌‌گويد (من از زندگي در محيطي آرام و ساكت در خارج از شهر لذت مي‌‌برم.) ولي كلوزه فرصت زيادي براي زندگي در اين خانه رويايي ندارد زيرا بايد بيشتر وقت خود را در شهر و در كنار هم‌تيمي‌هايش سپري نمايد. او تنها در مواقعي خاص و براي استراحت به خانه‌اش در بلاباخ مي‌‌رود و اوقاتي را در آن‌جا سر مي‌‌كند.
پدر دوقلوها
(ميروسلاو كلوزه) متاهل است. همسرش (سيلويا) روز سي‌ام ژانويه 2005 در بيمارستان (يوزف) دو پسر دوقلو به دنيا آورد. آن روز اين پدر جديد كه در پوست خود نميگنجيد به خبرنگاران گفت(ما هيجان‌زده هستيم. فكر مي‌‌كنم همه خوشحال هستيم. اين بزرگ‌ترين اتفاق زندگي من است. خوشحالم كه در كنار سيلويا هستم. اين يك لحظه بي‌‌‌نهايت مهم و موثر در زندگي ماست. با تولد اين دوقلوهاي زيبا يك شب آشفته و پر از نگراني براي خانواده كلوزه به صبحي شاد و توام با احساس خوشبختي ختم شد.)
آن شب خاطره جالبي براي ميروسلاو به به شمار مي‌‌رود. در آن شب به يادماندني ميروسلاو براي تيم وردربرمن و برابر (هانزاروستوك) در حال بازي بوده و سه بر دو از آنها جلو بودند. سيلويا در جايگاه شخصيت‌هاي استاديوم نشسته بود و همسرش را تشويق مي‌‌كرد ولي در اواسط نيمه اول با تعجب دريافت كه وضعيت بحراني است و اطرافيان بلافاصله او را به بيمارستان رساندند.ميروسلاو در فاصله بين دو نيمه موضوع را فهميد ولي مجبور بود تا آخر بازي در استاديوم بماند. آن روز ميروسلاو كلوزه در حالي كه پس از اتمام بازي سعي داشت به سرعت خود را به بيمارستان برساند، مجبور بود هر چند قدم به چند قدم به هواداران پروپا قرصش امضا بدهد. كلوزه و همسرش نام دوقلوهاي خود را (لوآن) و (نوآ) گذاشتند. (لوآن) به هنگام تولد دو كيلو و چهارصد گرم و نوا دو كيلو و ششصد گرم بودند. بيمارستان يوزف تاكنون محل تولد بسياري از فرزندان فوتباليست‌ها بوده است. از جمله اين فوتباليست‌ها (رودي فولر)، (ماركوبود)، (اوليور استرين)، (ديتر ايلتز) و (كلوديو پيزارو) مي‌‌باشند.
كوتاه از كلوزه
در ژانويه ( 2001يرژيانگل) مربي ‌‌وقت تيم ملي لهستان سفري به آلمان كرد تا كلوزه را كه هنوز مليت لهستاني داشت تشويق به پيوستن به تيم ملي آن كشور كند. ولي كلوزه دعوت او را رد كرده و گفت(من گذرنامه آلماني دارم و تا وقتي اوضاع به اين منوال است فرصت آن را دارم كه زيرنظر (رودي فولر) بازي كنم.وقتي كلوزه گل مي‌‌زند از خوشحالي پشتك مي‌‌زند. او در جام‌جهاني پنج بار اين عمل را تكرار كرد و از همان زمان طرفدارانش به او لقب (سالتو كلوزه) يعني (كلوزه پشتك‌زن) را دادند.
معروف است كه كلوزه بازيكني منصف است. در فصل بازي‌هاي 2005، 2006 در مسابقه بين (وردربرمن) و (آرمينيا بيلفيلد) در حالي‌كه هر دو تيم صفر - صفر مساوي بودند، داور به خاطر (فول) دروازه‌بان بر روي كلوزه اعلام پنالتي به نفع وردربرمن كرد ولي كلوزه جلو رفت و براي داور توضيح داد دروازه‌بان هيچ (فولي) بر روي او انجام نداده است. غذاي مورد علاقه كلوزه شنيسل بوقلمون با سيب‌زميني سرخ كرده است. او مهم‌ترين گل خود را گلي مي‌‌داند كه در بازي‌هاي جام يوفا به تيم (گلاسكو رنجرز) زد و با اين گل تيم او يك برهيچ بازي را برد. خانواده براي كلوزه اهميت زيادي دارد و درباره همه چيز با خانواده‌اش صحبت مي‌‌كند.او يك سگ خانگي از نوع سگ‌هاي پاسبان آلماني دارد و مي‌‌گويد (خودم كه خطرناك نيستم، لااقل سگم خطرناك باشد.) نام سگ او (كريش) است.كلوزه عاشق تنيس و تنيس روي ميز است و در اوقات فراغت به اين ورزش‌هاي مفرح مي‌‌پردازد.از نظر كلوزه بهترين نقطه قوت او بردباري اوست و مي‌‌گويد من در اكثر مواقع ساكت مي‌‌مانم.او محل تولد خود يعني شهر زيباي اوپلن در لهستان را خيلي دوست دارد و هميشه ميل دارد به آن‌جا برود

MoJtaBa.R
15-03-2008, 15:01
نام : تيري دانيل آنري

تولد : 17 آگوست 1977 / پاريس -فرانسه
قد / وزن : 1.88 / 83
اسم مستعار : تيتي
باشگاه : بارسلونا
پست : مهاجم
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
او در سالهاي 1983 تا 1989در تيم نوجوانان شهر زادگاهش بازي ميكرد. سپس بين سالهاي 1989 تا 1990 به باشگاه پالايسو و از 1990 تا 1992 ويري چاتيلون و 1992 تا 1994 ورساي نقل مكان كرد و زير نظر ربيان مختلفي فوتبال را آموخت . اولين فعاليت حرفه ايي او با باشگاه موناكو آغاز شد . درست در سن 17 سالگي . و در اين زمان او بعوان يار مهاجم برزيلي موناكو - سوني اندرسون - قرار گرفت . اولين تجربه ملي او در سال 1997 مقابل تيم ملي آفريقاي جنوبي بود. او با پيراهن آبي تمي ملي كشورش در سال 1998 به قهرماني جهان دست يافت . و در آن سري مسابقات 3 گل به ثمر رساند . همچنين با تيم ملي فرانسه به عنوان قهرماني اروپا هم دست يافت . (سال 2000) در اين سالها او همچنان بعنوان امتياز آورترين بازيكن تيمش بود و سر انجام در سال 2003 جام كنفدراسيون ها را فتح كرد. بعد از مسابقات جام جهاني 1998 فرانسه او از تيم موناكو جدا شد و يونتوس ايتاليا پيوست . مبلغ قرار داد او در آن زمان 14 ميليون پوند بود . و بعلت اينكه او با سيستم بازي دفاعي ايتاليايي و استفاده نادرست از او در پست تيمي او اين تيم را ترك كرد. در زماني كه او در يونتوس بود تنها 3 گل براي تميش در طول يك فصل به ثمر رساند . در سال 1999 با مبلغ 10.5 پوند به باشگاه آرسنال پيوست . و باز هم با مربي اش در تيم موناكو كار مي كرد كسي نبود جز ارسن ونگر . آرسن ونگر او را درست در جايي قرار داد كه پست تخصصي اش بود و روان در آن بازي مي كرد. از سال 2005 او كاپيتان تيم آرسنال بود . قبل از او يك فرانسوي ديگر به نام پاتريك ويرا اين سمت را داشت .
او ركورد هاي جالبي را از خودش در تيم آرسنال و ليگ برتر انگلستان بر جاي گذاشت :
اقاي گل انگلستان با 23 گل زده
100 گل در مسابقات ليگ برتر
بيش از 151 گل زده براي باشگاه آرسنال كه كسي اين ركورد را نداشته است تا كنون
او همچنين جايزه هاي زيادي را كسب كرده است از جمله :
سه بار از طرف انجمن نويسندگان ورزشي به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد
دو بار بعنوان مرد سال فوتبال فرانسه انتخاب شده است
آقاي گل انگلستان با 23 گل زده
در فصل 06-2005 از طرف باشگاه هاي بارسلونا و رئال مادريد پيشنهاد هايي به او شد و اين امر باعث شد تا آرسنالي ها قرارداد خود را با كاپيتان تيمشان تمديد كنند . و او بطور شفاهي با آرسنال توافق كرد و از 28 آپريل 2006 او ديگر هيچ تعهد رسمي به آرسنال ندارد .
او چندي بار در آگهي هاي تبليغاتي رنو فرانسه حاضر شده است و در سال 2003 او به همرا همسر انگليسي اش كه يك مدل مي باشد در تبليغي براي شركت پپسي حاضر شدند. آنري در سال 2001 مبلغ 9 ميليون پوند با شركت نايك قرار داد بست و تبليغات انحصاري اين شركت راانجام داد .بعد از مسابقات جام جهاني آلمان قرار داد او با شركت نايك تمام مي شود و آنري مدل شركت ريباك خواهد بود . همچنين او بعنوان مدل مرد مارك معروف Estee Lauder مي باشد .
آدر 27 مي 2005 اولين فرزند او و همسرش نيكول مري Nicole Merry .به دنيا آمد.. همسرش يك مدل انگليسي مي باشد . آنها در Hampstead در قسمت شمالي لندن زندگي مي كنند . او به راحتي به زبانهاي فرانسه انگليسي و ايتاليايي صحبت مي كند و تنها كسي است كه سه جايزه مهم فوتبال را برنده شده است

MoJtaBa.R
15-03-2008, 15:08
نستا در يک نگاه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

محل تولد: رم

قد: 187 سانتي متر

وزن : 80 کيلوگرم

ستاره بخت: پيسز

لقب: ساندرو

وضعيت تاهل: متاهل داراي همسري به نام گابريلا پانوتزي

ماشين : گلف وپيش از اين هم پورشه در اختيار داشت که به علت سرعت بيش از
حد مجبور به فروش آن شد.

علايق: شنيدن موزيک ليگبوي(خواننده مورد علاقه اش)

بازي بيليارد(درمنزل يک ميز بيليارد دارد.)
بازي هاي کامپيوتري( فرمول يک و فوتبال) [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جستجو و چت در اينترنت

تماشاي فيلم هاي سينمايي از طريق ويدئو

ورزش شنا و تنيس

غذاي مورد علاقه: جينوچي

شماره شانس :13 به اين شماره علاقه خاصي دارد.

رنگ مورد علاقه: علاقه ويژه اي به آبي دارد رنگ تيم محبوب ابديش لاتزيو

هنرپيشه مورد علاقه:آلبرتو سوردي ـ دمي مور
بهترين دوست نستا "داميانو توماسي" ستاره سابق رم است.

نستا در اردوهاي تيم ملي با "کاناوارو" و "دل وکيو" هم اتاق مي شود.

ساندرا عاشق شکلات است.يک بار در تعطيلات فصل 1999 به تنهايي 3 کيلو شکلات
خورد و وضعيت فيزيکي خود را به بدترين شرايط رساند.

نستا 3 سگ به نام هاي پيتو،فرناندو و برناردو دارد.

نستا علاقمند به داشتن فرزندان فراوان است و هيچ گاه به سوالات راجع به زندگي خصوصيش

جواب نمي دهد چون معتقد است زندگي شخصي اوتنها متعلق به خودش است.

او متهم است در گروه سرود هواداران فاشيست لاتزيو حضور داشته ووالفاظ رکيکي
به يوونتوس نسبت داده،اما او اين شايعات راتکذيب مي کند.
مادر وي ادعا کرد اين الفاظ را از پسرش شنيده است.( عجب ماماني!!!!!!!)
نستا دوپينگ را بدترين معضل فعلي فوتبال مي داند و درجه ي ناپسندي اين کار را بالاتر
از نژادپرستي مي داند.
نستا در صورت انتخاب تنيس، جام هاي بيشتري بدست مي آورد.
ساندرا در اولين گام دوران حرفه اي ،پاي "پل گاسکوئين" که آن زمان در لاتزيو حضور داشت را شکست.
مطبوعات اين کار نستا را عمدي دانستند تا گاسکوئين را از جام جهاني محروم کند
اما گاسکوئين اين امر را اتفاقي اعلام کرد ودر واقع نستا را بخشيد.
او به طور کلي فردي معتقد در امور ديني نيست با اين حال سعي دارد اصول اوليه يک زندگي سالم را
رعايت کند

MoJtaBa.R
15-03-2008, 15:14
براي Ali Pacino :


فرانچسکو تولدو



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


درفوتبال ایتالیا جایی که درصد احساس آن نسبت به سایر نقاط بسیار بالاست یک دروازه بان با گذشته ای پر از مسایل عاطفی و دوران فعلی که با بد شانسی تعریف شده حضور دارد.او فرانچسکو تولدو است.
کسی که به یک باره در قرن جدید فرشته نجات لاجوردی ها نام گرفت.اما هنگام تکمیل کار خود با لجاجت یک انسان صورت سنگی(تراپاتونی)آنقدر پشت دیوار رقیبش(بوفون)باقی ماند که از آسمان خوشبختی فرو افتاده و به تبدیل یک زمینی خوشبخت شد!!!



هوادارانی که هم اکنون با افتخار نام تولدو را در سرودهای خود می آورند به خوبی واقفند وی فوتبال خود را از مدرسه فوتبال آث میلان (رقیب همشهری) آغاز نمود.بله وی تنها16سال داشت که اولین قدمها را در راه حرفه ای شدن برداشت.اگر تصور می کنیدتولدو در همان زمان اولین ضربات را در چمنهای مخملی به توپ وارد آورد کاملا در اشتباهید او دقیقا 7ساله بود که اندکی پس از ورود به مدرسه با توپ آشناشد.پدر او با آنکه یک فوتبالیست حرفه ای نبود اما مانند یک طرفدار عاشق کوچکترین اتفاقات پیرامون این ورزش را تعقیب می کرد.پس عجیب نبود که با فوتبالیست شدن پسرش هیچگونه مخالفتی نکرد.
به هر حال اتفاقات مثبت چنان سریع رخ داد که تولدو از فوتبالیست آماتور محله خود به جوان اول آکادمی میلان تغییر چهره داد.دوران حضور تولدو در میلان قبل از آغاز امپراطوری برلوس.ک.ک..نی بر آث میلان بود.
او آرزوداشت روزی به دروازهبان اول میلان تبدیل شود اما خیلی زود متوجه شد باتوجه به سیاست خاص مدیران آن دوران باشگاه این آرزو عملی نخواهد شد.پس راه چاره چه بود؟سقوط به سری سی 1.
تولدو خشمگین از بی توجهی میلانی ها به ناچار سراز یک تیم درجه 3فوتبال ایتالیا درآورد.
تیم کوچک تورنتو پذیرای این استعداد خام بود.او تصور می کرد روزگاردرازی را همراه با این تیم سپری کند اما هنگامی که آخرین با از ساختمان آجری باشگاه خداحافظی کرد خودرا یک23ساله دید که 4سال از بهترین دوران حرفه ای خود را صرف حضور در این تیم کوچک کرده است.تولدو در این تیم کوچکترین درخششی نداشت و عدم ثبات وی با ناتوانی باشگاه در کسبنتایج مطلوب توام شد.4سال ناکامی حاصل کار تولدو بود.
معلوم نبود آن درخواستی که از سوی باشگاه بزرگ فیورنتینا مبنی بر جذب وی ارسال شده بود چه معنایی داشت.تیم بزرگ ایتالیا کدام جنبه از نمایش یک دروازه بان سرخورده تیمی معمولی از سری 3را پسندیده بود؟به هر حال بخت با تولدو یار بود.وی چمدانهایش را به قصد فلورانس بست.سفری که در واقع شروع کننده قصه رویایی فرانچسکو بود.اولین مربی وی در فیورنتینا آلبرتو کاواسین بود.تولدو تحت نظر این مرد بزرگ قدم در راهی نورانی گذاشت.آن زمان تیم اهل فلورانس مملو از ستارگان بزرگ بود.تولدو به اعتماد مربی خود جواب داده و درمقابل بزرگترین تیمهای ایتالیا و برترین مهاجمهای دنیا سربلند بیرون آمد.هنوز یک سال از درخشش وی در فیورنتینا نگذشته بود که به کمک یک معجزه موفق به انجام اولین بازی ملی شد.
سرنگونی 2دروازه بان و بخت نفر سوم روز اکتبرسال1995به تاریخی ویژه برای تولدو تبدیل شد.در جریان بازی ایتالیا مقابل کرواسی آنجلو پروتزی دروازه بان اول تیم به دیل مصدومیت جای خود را به لوکا بوچی داد.اما وی نیز پس از10دقیقه از بازی اخراج شد تا تولدو به عوان دروازه بان سوم درون دروازه بایستد!آن دیدار عجیب در نهایت با تساوی یک بریک خاتمه یافت وتولدو به عنوان یکی از بهترین بازیکنان میدان شناخته شد.برای کسی که تا13سالگی یک مدافع راست بود چنین وضعی رویایی بود.سیل ورود مربیان بزرگ به فیورنتینا برای تولدو دربردارنده نکته مثبتی بود.او حتی در دوران اوج از تجربیات امثال گوئیدولین.رانیه ری.مالسانی و...نهایت استفاده را می برد و جالب آنکه این مربیان همواره در هنگام تقاضابرای انجام یک مسئولیت دشوار به تولدو می نگریستند!این مسئله اعتماد به نفس تولدو را بسیار زیاد افزایش داد هرچند با بازگشت پالیوکا کمتر مجار قدرتنمایی درعرصه ملی نصیب او می شد.اما درباشگاه فیورنتینا سنگربان شماره یک بود.ازآن فصلی که فیورنتینا عنوان نایب قهرمانی سری آ را کسب کرد روند پیشرفت تولدو بسیار کند شد.شایددلیل این موضوع بی رقیب بودن وی در باشگاه ویولا بود.جوزپه تالیاتلا اسطوره ماهر پنالتی ه از باشگاه جدشده و تولدو را تنها گذاشت.فرانچسکو زندگی بی حاشیه ای داشت.درحالی که همبازیان او وقت خودرا با دوستانشان می گذراندند تولدو در خانه کنار خواهرش می ماند و تنها هنگامی که دلتنگ می شد سراغ سینماوفیلمهای معرکه ایتالیایی می رفت.به راحتی می شد اورا آخر هفته کنار رودخانه و مشغول ماهیگیری دید.تولدو در سری آ ایتالیا نبز ماهی های زیادی صید کرد!باپشت شسرگذاشتن دوران
پرفروغ او به نوعیروزمرگی دچارشد.دیگر تیم ملی سراغی از تولدو نمی گرفت و در این میان مقصر اصلی خود او بود.یورو96وجام1998به راحتی از دست رفت.آن هم در حالیکه تولدو می توانست در بازی معروف مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی جایگزینی برای پالیوکا باشد.فرانچسکو منتظر بود پس از خداحافظی پالیوکا ,پروتزی,مارکه جیانی و...سنگر تیم ملی را به انحصار خود درآورد,اما مسئله آن بود که کمی آن طرفتر در امیلیا جوان دیگری ه نام جیان لوییجی بوفون نیز چنین آرزویی در سر داشت.
داستان رقابت جالب این دو نفر از همان زمان آغاز شد.تیم ملی در دستان میلانی ها بود.همان کسانی که یک دهه قبل استعداد تولدو را نادیده گرفته بودند.عجیب نبود که چزاره مالدینی « تولدو» رابرای استفاده موثر در جام جهانی1998مدنظر قرارندهد.حتی یک یوونتوسی به نام زوف ترجیح می داد «بوفون»سنگربان اصلی ایتالیا در یورو 2000باشد,اما حساب آن اتفاقاتی که برخی اوقات به نفع تولدو رقم می خورد را نکرده بود!

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


قهرمان ایتالیا

یک هفته قبل از آغاز رقابتهای یورو2000محرزشد که بوفون به دلیل شکستگی دست قادر به همراهی ایتالیا نیسن.سرانجام نوبت به تولدو رسید تا از دروازه لاجوردی ها دفاع کند.وقتی بکن بائر قبل از جام گفت:ایتالیای موذی تا فینال پیش می رود,مردم می گفتند کدام شیطان آبی پوش این گفته را علی خواهد کرد.جواب یک کلمه بود:تولدو.او به ایتالیا کمک کرد تا با غلبه بر ترکیه,سوئد,بلژیک ورومانی به نیمه نهایی برسد تا آنجا برابر هلند و هواداران متعصبش معجزه واقعی را رقم بزند.
هلند در جریان بازی صاحب 2ضربه پنالتی شد که یکی توسط تولدو مهار شده و دیگری با خوش شانسی او به دیرک دروازه برخورد کرد.
مردم ایتالیا تولدو را قهرمان خود می دانستند,اما کار قهرمانانه وی در آخرین ثانیه های بازی فینال ناتمام ماند.لحظاتی قبل از صدا درآوردن سوت پایان فریسک ,ایتالیا گل تساوی را دریافت کرد.ضربه ویلتورد حتی به دستان تولدو برخورد کرد,اما در نهایت از اختیار دروازه بان خارج شده و اززیر دستانش وارد دروازه شد.عکس العمل تولدو جالب بود ,ثانیه ای قبل از ردشدن توپ از خط دروازه ,تولدو درحالت بی تعادل 2دست خود را جلوی صورتش گرفت تا لرزیدن تور دروازه اش را شاهد نباشد.این حرکت به یکی از جلوه های ماندگار جام تبدیل شد.ایتالیا باخت .تولدو سر خود را کنار دیرک دروازه فرار داد و از بخت بد خود گله می کرد.وی وقت زیادی نداشت.
آنچه خوبست بدانید!!!
تولدو هنگامی برای یورو 2000انتخاب شد که یک هفته قبل شروع جام همراه دوستانش در آلبای ایسلند
مشغول لذت بردن از تعطیلات بود.در یک شب جمعه با وی تماس می گیرند و می گویند تیم ملی بیا!!!
تولدو بیش از هرکس از خانواده ی خود متشکر است ,زیرا آنها به وی اجازه دادند هنگامیکه کودک بود خانه را به قصد شروع دوران حرفه ای ترک ند.
تولدو به مانند بوفون شخصی پرخور است .او به شکلات و کیک علاقه ای ویژه دازد.
تولدو فردی خوش اخلاق است و روابط صمیمی ای با خواهرش جیولانا دارد.
تولدو قبل از ازدواج هرگز به مانوئلا نگفت که یک فوتبالیست حرفه ای است.هنگامی قضیه برملا شد که پدر مانوئلا از تلویزیون مصاحبه تولدو را تماشا کرد.
تولدو قبل از ازدواج با مانوئلا با خواهرش زندگی می کرد.
تولدو در سال 1999 یک روز باشکوه را تجربه کرد.وی در سالگرد تولد خود جایزه ویژه کامیکازی را برد.
تولدو 9ژوییه 2000ازدواج کرد .آن زمان مصادف به پایان یورو2000بود و عده ای از هوادارانش با حضور در کاخ مجلل محل برگزاری جشن به نوعی از زحمات وی در این جام قدردانی کردند.شرکت در مراسم کلیسا از معدود دفعات حضور تولدو در یک مکان مذهبی بود.
یکی از بزرگترین حامیان تولدو مادربزرگ85ساله اش است!!
خواهرش جیولانا یک هندبالیست حرفه ای و از نظر برادرش یک برنده ی واقعی است.
تولدو فردی خسیس است اما به دوستانش تفهیم می کند که اینگونه نیست بلکه اقتصادی فکر می کند!!

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بیوگرافی تولدو به زبان ایتالیایی

Biographie

Un gardien avec une extraordinaire adresse, Francesco Toldo a une très haute réactivité entre les poteaux et affiche une une confiance suprême lorsqu'il s'agit d'aller à la rencontre de balles en hauteur. Toldo a "grandi", dans le sens footballistique, dans le secteur formation de l'AC Milan.

Entre l'âge de 19 ans et 23 ans, il joua de la Serie C2 (avec Trente) à la Serie A (avec la Fiorentina), ceci en 4 saisons à peine.

Durant sa carrière, il a toujours travaillé avec de grands entraîneurs - Alberto Cavasin, Francesco Guidolin, Claudio Ranieri, Alberto Malesani, Giovanni Trapattoni, Fatih Terim, Hector Cuper, Alberto Zaccheroni et Roberto Mancini.

Au niveau international, Toldo fit ses débuts pour les Azzurri lors de Croatie-Italie le 8 octobre 1995. Il remplaça Luca Bucci qui fut expulsé 10 minutes après avoir lui-même remplacé Angelo Peruzzi, blessé. Le match se termina sur le score de 1-1 et Toldo fut parmi les meilleurs joueurs sur le terrain.

Plusieurs années plus tard, en 2000, a une semaine de l'Euro 2000 en Hollande et en Belgique, Gianluigi Buffon se cassa la main.

Francesco Toldo fut désigné comme premier gardien des Azzurri et confirma être un gardien de classe mondiale, avec ses sauvetages héroiques de tirs au but face à la Hollande qui offrit le billet pour la finale face au futur vainqueur, la France.

Toldo annonca sa retraite internationale après l'élimination de l'Italie lors de l'Euro 2004 au premier tour. Il a dit: "Seulement l'Inter dorénavant."

Toldo commenca a jouer au foot en tant que latéral droit pour une équipe de la province de Padoue, jusqu'à l'absence fortuite du gardien de cette m$eme équipe pour un match de championnat. Cette absence conduit l'entraîneur a mettre dans les buts le futur défenseur des cages de l'Inter.

Toldo avait 13 ans lorsque ceci arriva. Dès lors il ne changea plus jamais de position

MoJtaBa.R
15-03-2008, 15:20
نام کامل : فرانکو باره سی
پست :دفاع
قد :1.76 سانی متر
فرانکو باره سی در 8 می 1968 متولد شد . وی از سال 1977 تا 1997 برای روسونری ها بازی کرد .و در طی این مدت 532 بازی برای میلان انجام داد و 16 گل هم به ثمر رساند . 6بار اسکودتو رو فتح کرد و 3 بار قهرمانی در جام باشگا های اروپا را جشن گرفت و در سال 1997 در سن 37 سالگی به افتخار آفرینی خود در میلانبه عنوان بازیکن پایان داد . از سال 1982 تا .1994 برای تیم ملی ایتالیا بازی کرد و در این مدت 81 بازی برای تیم ملی کشورش انجام داد و 1 گل هم به ثمر رساند .در2 تا جام جهانی برای ایتالیابازی کرد ولی هرگز نتوانست این جام را فتح کند .


باره سی در سال 2002 باز هم به خانه بازگشت و از سال 2002 تا 2006 به عنوان سرمربی در تیم نوجوانان میلان برگزیده شد و فعالیت کرده و از سال 2006 تا کنون هم به عنوان مربی در تیم نوجوانان زیر 19 سال فعالیت می کند .
بارسي يك سوئيپر استثنايي و از معدود بازيكناني كه تمام طول دوران فوتبالش را در يك باشگاه سپري كرده، بود. در حدود 20 سال، دفاع ميلان در قهرماني‌هاي اروپايي از وجود او سود مي‌برد ولي در دهه 80 اتفاق ناگواري رخ داد و ميلان براي دو سال راهي سري B شد. با رهبري بارسي در خط دفاع، ميلان موفق شد فينال جام اروپايي سال 1989 را مقابل استوابخارست با نتيجه 4 بر صفر به سود خود خاتمه دهد و مجدداً در همان سال نيز با غلبه بر بنفيكا مجدداً قهرمان شد. بارسي مي‌گويد: "در زمان بازي من رقابت‌هاي اروپايي اهميت فراواني داشتند. بهترين و زيباترين لحظات ورزشي من اولين قهرماني اروپا بود. آن زمان از اين‌كه در بهترين تيم اروپا و دنيا توپ ميزدم، فوق‌العاده خوشحال و سرحال بودم."اما در شكست 4 بر صفر بارسلونا در جام اروپايي 1994 بارسي در تركيب تيم حضور نداشت:" من آن شب به ميلان نرفتم ولي تيم يكي از بهترين بازي‌هايش را به نمايش گذاشته بود. " ميلان تيم بزرگي بوده و هست. دشواري ها شايد رنج‌ها و بدبختي‌هايي كه او در زندگي‌اش كشيده بود، سرنوشت او را براي رسيدن به چنين جايگاهي رقم زد. مادر فرانكو در 13 سالگي او چشم از دنيا فرو بست و 4 سال بعد نيز پدرش فوت كرد. در آن زمان او پسربچه‌اي بيش نبود و باشگاه اينتر از به خدمت گرفتن او سر باز زد، آنها برادر او، جوزپه را مي‌خواستند. جوزپه هم درست مانند فرانكو در تيم‌ملي بازي كرد و اكنون نيز در تيم جوانان اينتر سمتي دارد اما اين فرانكو است كه در قلب ايتاليايي‌ها جاي دارد. مسيري را كه او براي بهبودي هرچه زودتر از آسيب‌ديدگي براي حضور در جام‌جهاني 1994 طي كرد، واقعاً مثال‌زدني است. اشك‌هايي كه پس از خراب كردن پنالتي در فينال همان سال مقابل برزيل صورت او را پوشانده بود، نشانه وفاداري او به تيم‌ملي كشورش بود. بارسي در ميان هم‌تيمي‌ها و داوران بازيكن بسيار محترمي بود، مدافعان بايد در رفتارهاي داخل زمين، او را الگوي خود قرار ‌دهند. اسطوره ی ميلان در سال 1997 بازنشستگي‌اش از دنياي فوتبال حرفه‌اي را اعلام كرد و به مربيگري روي آورد
هر دو هفته يك بار او روي نيمكت ورزشگاه كوچك 700 نفري كامپو باتيستا مي‌نشيند و به بازيكنان تيم نوجوان ستيموميلانز دستورات تاكتيكي مي‌دهد. سان‌سيرو از آنجا تنها چند كيلومتر فاصله دارد ولي صداي فريادهاي بازيكنان در حال تمرين ميلان سكوت اين كمپ كوچك را مي‌شكند و دنياي بزرگي مي‌سازد اما بارسي در محيط جديدش كاملاً احساس راحتي مي‌كنند:‌" واقعاً از كار كردن با افراد جوان لذت مي‌برم. به قهرمان‌ها نمي‌شود چيزهاي زيادي آموخت ولي در بين بازيكنان نوجوان و بي‌تجربه مي‌توان آموزش‌هاي زيادي داد. بيش از همه دوست دارم براي ميلان كار كنم. نمي‌توانم خودم را جز اينجا در جاي ديگري ببينم." بارسي در دوران نوجواني‌اش مانند يك اسطوره بازي مي‌كرد و باعث مي‌شد بازي زيباتر شود. او مي‌افزايد:" در طول فوتبالم مربيان خوب زيادي داشته‌ام ولي از ليد هلم، ساكي و كاپلو نكات بسياري را آموختم. آنها كاملاً با يكديگر فرق داشتند ولي همه مربيان بزرگي بودند."باره سی در طول سال هایی که برای میلان بازی کرده به افتخارات زیادی رسیده استاو همیشه در قلب روسونری ها می ماند و لحظات به ياد ماندني بارسي اين روزها هم مانند گذشته‌ها مي‌درخشد .

Ali Pacino
16-03-2008, 00:50
MoJtaBa.R جان ممنون دمت گرم داداش ایول داری

MoJtaBa.R
16-03-2008, 00:58
MoJtaBa.R جان ممنون دمت گرم داداش ایول داری


خواهش : برا اينکه فکر کردم احتياج داري بهت pm دادم نه اينکه تشکر کني

در هر حال م م نون

Ali Pacino
16-03-2008, 23:46
خواهش : برا اينکه فکر کردم احتياج داري بهت pm دادم نه اينکه تشکر کني

در هر حال م م نون
وظیفه خودم دونستم تشکر کنم ممنون که آمارشو دادی :10:
بیوگرافی لئو یاشین دروازه بان افسانه ای شوروی رو هم می خواستم می خوام بدونم چند متر بوده؟ و چرا که هنوز که هنوزه بهترین گلره جهانه!
من شنیدم خیلی کم گل می خورده لقبشم عنکبوت سیاه بوده!

MoJtaBa.R
17-03-2008, 14:50
اگه باشه چشم ولی تا حالا من از زبانها شنیدم : که نوار مشکی بر پای راست میبست در اصل راست پا بود ولی چون با شوتش یکی مرد با چپ بازی میکرد

البته سندیتش رو تا حالا پیدا نکردم

MoJtaBa.R
17-03-2008, 14:53
یوزف مایر که فوتبال - دوستان او را به نام «سپ مایر» می‌شناسند، نام‌آورترین و موفق‌ترین دروازه‌بانی است که تاریخ این ورزش در آلمان به خود دیده است. او که سال‌ها محافظ دروازه‌ی تیم ملی فوتبال آلمان و باشگاه بایرن مونیخ بود، در دوره‌ی شانزده ساله‌ی فعالیت ورزشی حرفه‌ای خود، به تمامی افتخارهایی که یک بازیکن فوتبال می‌تواند به آن‌ها دست یابد، دست یافت.
سپ مایر در تاریخ ۲۸ فوریه ۱۹۴۴ در شهر «متن» واقع در ایالت باواریای آلمان چشم به جهان گشود. در هشت سالگی شروع به بازی فوتبال کرد. نخست در خط حمله بازی می کرد و حتا یکبار در نوجوانی آقای گل مسابقات محلی شد.
چهارده ساله بود که در بازی نهایی مسابقات جوانان، با تیم خود «اس.فاو. هار» در مقابل تیم جوانان بایرن مونیخ قرار گرفت. در آن بازی، دروازه بان اصلی تیم او به دلیل آسیب دیدگی نتوانست حضور یابد و مربی تیم به ناچار سپ مایر را درون دروازه جای داد.
مایر جوان و بی تجربه اگر چه نتوانست از شکست ۱۲ بر صفر تیم خود در مقابل تیم جوانان بایرن مونیخ جلوگیری کند، اما در آن بازی با پرش های شگفت ;انگیز و حرکات دلیرانه توانست مانع از شکست سنگین ;تر تیم خود شود. بی دلیل نبود که در همان بازی مورد توجه مربی تیم بایرن مونیخ قرار گرفت و وی به او پیشنهاد پیوستن به این تیم را کرد.
سپ مایر در آن زمان این پیشنهاد را رد کرد و در تیم خود ماند تا همچنان در خط حمله بازی کند. اما هر چه بیشتر می گذشت، مربی تیمش از او بیشتر به عنوان دروازه ;بان استفاده می کرد. سرانجام در سال ۱۹۵۹ به مونیخ رفت. تنها یکسال پس از آن، از طرف «هلموت شون» مربی نامدار آلمانی، برای بازی در تیم ملی فوتبال جوانان آلمان فراخوانده شد. مایر روی ;هم ۱۴ بازی برای این تیم انجام داد و از آن میان تنها یکبار درون دروازه جای نگرفت.
سپ مایر در سال ۱۹۶۴ دروازه بان ثابت تیم بایرن مونیخ و جزوی از محور اسطوره­ای «مایر ـ بکن‌باوئر ـ مولر» شد. با همین بازیکنان بود که باشگاه بایرن مونیخ به دسته­ی اول صعود کرد. پس از آن این باشگاه سیر صعودی بی ;وقفه ی خود را در گستره ی ملی و بعدها در سطح اروپا آغاز کرد.
در پی آن، سپ مایر به تیم ملی فوتبال آلمان دعوت شد و نخستین بازی خود را به عنوان دروازه بان این تیم در سال ۱۹۶۶ در دوبلین مقابل ایرلند انجام داد. در آن بازی آلمان با نتیجه ;ی چهار بر صفر حریف خود را درهم کوبید.
مایر در همان سال، در مسابقات جام جهانی فوتبال در لندن، همراه تیم ملی فوتبال آلمان بود، اگر چه به عنوان دروازه­بان ذخیره.
آلمان در رقابت­های آن دوره، در بازی نهایی در استادیوم ویمبلی و در نتیجه ی یک گل جنجالی، مقابل تیم ملی فوتبال انگلستان شکست خورد و به مقام دوم رسید.
پس از آن دوره از مسابقات، عصر طلایی سپ مایر آغاز شد. او تدریجا با جاگیری های تیزبینانه، واکنش های سریع، شیرجه های شگفت انگیز، پرش های تماشایی و حرکات ناگهانی و غیرقابل پیش بینی، به دروازه­بان شماره ی یک و بی چون ;وچرای آلمان تبدیل شد. دیگر همگان با اشاره به دهستان زادگاه او، از «گربه ی آنتسینگ» سخن می گفتند.
مایر در بازی­های جام جهانی مکزیک در سال ۱۹۷۰ دروازه بان شماره ی یک آلمان بود. آلمان در آن دوره از مسابقات در دیدار یک چهارم نهایی در مقابل انگلستان با نتیجه­ی سه بر دو پیروز شد، اما در بازی نیمه ;نهایی در مقابل تیم ملی فوتبال ایتالیا (در بازی قرن) با نتیجه­ی چهار بر سه شکست خورد و در پایان پس از برزیل و ایتالیا به مقام سوم بسنده کرد. اگر چه این برای مایر افتخار کوچکی نبود، اما دریافت شش گل در آن دو بازی تاریخی، بسیاری از کارشناسان فوتبال را به این نتیجه رساند که اگر چه تیم ملی آلمان دارای یک دروازه­بان خوب است، اما این دروازه­بان هنوز در اندازه­های جهانی نیست.
هلموت شون مربی تیم ملی فوتبال آلمان، بی­توجه به منتقدان، همچنان به سپ مایر اعتماد کرد و او نیز در سال­های بعد شایستگی کامل خود را نشان داد و منتقدان را خاموش ساخت. مایر در سال ۱۹۷۲ با تیم ملی فوتبال آلمان در بلژیک به مقام قهرمانی جام ملت­های اروپا رسید و دو سال بعد در مسابقات جام جهانی فوتبال در آلمان قهرمان جهان شد. مایر را در این دوره، یکی از بزرگ­ترین و موفق­ترین دروازه­بانان جهان لقب دادند.
فرانتس بکن باوئر «قیصر» فوتبال آلمان، مایر را با فاصله ی زیاد نسبت به دیگران، بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال آلمان می ;داند. در ستایش او میگفتند: هر گلی که وارد دروازه ;ی مایر شود، غیرقابل مهار بوده است!
از ویژگی ;های مایر، تمرینات غیرعادی او بود. برای نمونه مرغی را در میدان وسیع فوتبال رها می‌ساخت و سپس با شیرجه­های تماشایی تلاش می ;کرد پرنده را به چنگ آورد! در انتقاد از قصور بازیکنان خودی صریح بود. حتا زمانی که بکن ;باوئر، بازیکن استثنایی هم ;باشگاهی او در دو بازی پی درپی، اشتباها دو گل وارد دروازه ی خودی کرد، مایر از مربی تیم خواسته بود که یکی از مدافعان تیم را مامور کنترل «قیصر بکن ;باوئر» کند تا او دوباره به تیم خودی گل نزند!
مایر خیال داشت تا چهل سالگی درون دروازه بایستد و به رکورد ۱۰۰ بازی برای تیم ملی دست یابد، اما در سال ۱۹۷۹ بر اثر یک حادثه ;ی سنگین رانندگی که به آسیب ;دیدگی شدید او منجر گردید، به فعالیت خود در میدان های ورزشی پایان داد. با این حال وی هنوز از فوتبال دل نکنده و امروز نیز مربی دروازه ;بانان باشگاه بایرن مونیخ است.
افتخارات زیادی در کارنامه ;ی ورزشی سپ مایر ثبت شده است. وی علاوه بر قهرمانی جهان و اروپا، چهار بار با بایرن مونیخ قهرمان آلمان، سه بار قهرمان باشگاه ;های اروپا و یک بار قهرمان باشگاه های جهان شد. مایر سه بار به عنوان بهترین بازیکن آلمان انتخاب گردید و افزون بر آن، کارشناسان فوتبال او را به عنوان بهترین دروازه ;بان تاریخ فوتبال آلمان برگزیدند

MoJtaBa.R
17-03-2008, 15:03
هارالد شوماخر در جریان فعالیت ورزشی تقریبا دو دهه‌ای خود، به جایگاه یکی از بهترین دروازه‌بانان فوتبال آلمان و جهان دست یافت.
تیم فوتبال کلن در دهه‌ی ۶۰ دروازه‌بانی داشت به نام «تونی شوماخر». به یاد همین بازیکن بود که در کلن هارالد شوماخر را نیز «تونی» می‌نامیدند.

در کتابی که در سال ۲۰۰۰ در رابطه با تاریخچه‌ی تیم فوتبال باشگاه اف.ث.کلن آلمان انتشار یافت، درباره‌ی هارالد شوماخر دروازه‌بان فراموش‌نشدنی این باشگاه و تیم ملی فوتبال آلمان در دهه‌ی ۸۰ میلادی آمده است: «آمیزه‌ای از کارایی و درخشش، بی‌باکی و فرهمندی تحریک‌آمیز، هارالد شوماخر را به یکی از تاثیرگذارترین پدیده‌های فوتبال کلن و آلمان تبدیل می‌کند».

هارالد شوماخر در تاریخ ۶ مارس ۱۹۵۴ در شهر کوچک دورن واقع در ایالت نوردراین وستفالن آلمان چشم به جهان گشود. او در ۸ سالگی ورزش فوتبال را آغاز کرد. پس از آن که در پست‌های گوناگون به خدمت گرفته شد، سرانجام با تشخیص مربی درون دروازه قرار گرفت. خود او بعدها اعتراف کرده بود که: «دروازه‌بانی تنها پستی بود که به آن علاقه داشتم، زیرا من اهل دویدن نبودم».

شوماخر توانست درون دروازه توانایی‌های ورزشی خود را بروز دهد. وی به سرعت پله‌های رشد و تعالی را پیمود و از طریق مسابقات منطقه‌ای و سپس ایالتی جوانان، به تیم ملی فوتبال جوانان آلمان راه یافت. در آنجا البته دروازه‌بان ذخیره بود. باشگاه فوتبال کلن از همان موقع در پی او بود و سرانجام در سال ۱۹۷۲ این بازیکن با استعداد را در سن ۱۸ سالگی به صفوف خود جلب کرد.
در آن سال‌ها، در حالی که شوماخر دروازه‌بانی گمنام بود و بیشتر اوقات را روی نیمکت ذخیره‌ها می‌گذراند، آلمان عصر طلایی فوتبال خود را تجربه می‌کرد. اما یک حادثه، فرصتی تاریخی در اختیار شوماخر قرار داد و او نیز با پیگیری از این فرصت به بهترین نحوی استفاده کرد. آسیب‌دیدگی شدید دروازه‌بان اصلی تیم کلن باعث شد که شوماخر به عنوان دروازه‌بان شماره‌ی یک درون دروازه قرار گیرد. او به سرعت توانست با بی‌باکی فراوان، پرش‌های حیرت‌انگیز و واکنش‌های به موقع، جای خود را درون دروازه تثبیت کند.
درخشش شوماخر در بازی‌های لیگ برتر فوتبال آلمان (بوندس‌لیگا) به گونه‌ای بود که او در سن ۲۵ سالگی به تیم ملی فوتبال آلمان فراخوانده شد. در آن زمان دروازه‌بان شماره‌ی یک و بی‌چون و چرای تیم ملی آلمان سپ‌مایر بود که الگوی شوماخر نیز به شمار می‌رفت. اما باز هم حادثه‌ای دیگر باعث شد که شوماخر به دروازه‌بان شماره‌ی یک تیم ملی تبدیل شود. مایر در یک سانحه‌ی رانندگی به شدت مصدوم شد و به ناچار با فعالیت در میدان‌های ورزشی وداع کرد. به این ترتیب راه برای افتخارات ملی شوماخر گشوده شد.



شوماخر و کسب عنوان قهرمانی اروپا در سال ۱۹۸۰

شوماخر در سال ۱۹۸۰ به نخستین افتخار بزرگ خود دست یافت و با تیم ملی فوتبال آلمان قهرمان اروپا شد. پس از آن اما برای دو دوره‌ی پی‌درپی یعنی در سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ تیم ملی فوتبال آلمان در بازی‌های نهایی جام جهانی فوتبال در مقابل تیم‌های ایتالیا و آرژانتین ناکام شد و شوماخر در حسرت قهرمانی جهان باقی ماند.
شوماخر در مقایسه تیم ملی فوتبال آلمان سال ۱۹۸۲ با ۱۹۸۶ و یادآوری خاطرات آن سال‌ها می‌گوید: «هر دو تیم خیلی خوب بودند. تیم سال ۱۹۸۶ از نظر بازیکنان فردی با داشتن مهره‌هایی چون رومینیگه و ماتئوس بهتر بود. اما متاسفانه در مقابل آرژانتین هم باختیم و علیرغم تلاش نتوانستیم بازی را به وقت اضافی بکشانیم، چون بیشتر با احساس خود بازی می‌کردیم تا با عقلمان. در هر صورت دوبار در بازی نهایی در مقابل بهترین تیم‌های جهان شکست خوردیم. هنوز هم برای من یادآوری آن خاطرات جالب است».
جام جهانی سال ۱۹۸۲ در اسپانیا، همزمان یکی از نقطه‌های تاریک دوره‌ی فعالیت ورزشی شوماخر بود. در دیدار نیمه‌نهایی این مسابقات که آلمان در مقابل فرانسه قرار گرفته بود، خطای بسیار خشن شوماخر بر روی باتیستان بازیکن فرانسوی در محوطه‌ی جریمه، به آسیب‌دیدگی شدید این بازیکن منجر گردید و وی چند ماه در بیمارستان بستری بود. شوماخر پس از بازی در صدد توجیه خطای خود برآمد و از همین رو در سراسر محافل ورزشی اروپا مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

شوماخر برای رهایی از این رسوایی ورزشی و یافتن دوباره‌ی چهره‌ای مقبول، نیازمند دو سال تلاش مداوم بود. وی توانست با بازی‌های خوب و رفتار ورزشی مناسب، آن رویداد تلخ را جبران کند. در سال‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ عنوان بهترین بازیکن فوتبال سال آلمان را از آن خود کرد.
شوماخر خیال داشت فعالیت ورزشی خود را به عنوان دروازه‌بان تیم ملی تا مسابقات جام ملت‌های اروپا در سال ۱۹۸۸ ادامه دهد، اما انتشار کتاب خاطرات او تحت عنوان «سوت آغاز بازی»، این نقشه را برهم زد. وی در آن کتاب، مسائلی خصوصی بازیکنان تیم ملی را که در اردوها شاهد آن بود مطرح و سیمای برخی از بازیکنان را در افکار عمومی لکه‌دار ساخته بود. همین امر باعث شد که او را دیگر به تیم ملی آلمان دعوت نکنند. پس از آن شوماخر برای سه سال به ترکیه رفت و برای تیم فنرباغچه‌ی استانبول بازی کرد. وی در آنجا هم موفق بود.
شوماخر در سال ۱۹۹۱ به آلمان بازگشت و در آخرین سال حضور در میدان، محافظت از دروازه‌ی بایرن مونیخ را بر عهده داشت. وی در سال ۱۹۹۲ کفش‌های خود را به دیوار آویخت.


bestgoldenline.blogfa.com

MoJtaBa.R
17-03-2008, 15:15
پوشكاش
پوشكاش به عنوان نمادی از فوتبال برتر دهه ۵۰ میلادی اروپا، راهی رئال مادرید بزرگ شد و همراه بزرگانی چون دی استفانو و كوپا، ۵۲۸ بار با پیراهن این تیم در میادین داخلی و اروپایی حاضر شد.


فرانس پوشكاش به نسل طلایی فوتبال دهه ۵۰ میلادی مجارستان و اروپا تعلق داشت كه جدا از افتخارآفرینی با تیم ملی كشورش، با رئال مادرید نیز كارنامه ای پربار از خود بر جای نهاد.پوشكاش كه پس از حضور تانك های شوروی سابق در سال ۱۹۵۶ در بوداپست، ترك وطن كرده بود، تنهافوتبالیستی است كه با پیراهن تیم ملی ۲ كشور (مجارستان و اسپانیا) بازی كرده است.چندی پیش به مناسبت یادبود پنجاهمین سال ورود تانك های اتحاد جماهیر شوروی سابق به خاك مجارستان برای سركوبی آزادیخواهان این كشور و رژیم سركوب گر كمونیست ، مراسم باشكوهی در بوداپست و دیگر نقاط مجارستان برپا بود.
در این مراسم، تعدادی از صحنه گردان ها و قهرمانان در قید حیات شورش بوداپست حضور داشتند، در حالی كه فرانس پوشكاش، فوتبالیست افسانه ای و اسطوره ای مجارستان به خاطر ابتلا به آلزایمر و مشكلات تنفسی در بیمارستان بستری بود.پوشكاش كه سرانجام در سن ۷۹ سالگی چشم بر دنیا بست، به نسل طلایی دهه ۵۰ میلادی فوتبال مجارستان تعلق داشت، تیمی كه در ورزشگاه ویمبلی نخستین شكست را به انگلستان تحمیل كرد، تیمی كه در المپیك ۱۹۵۲ هلسینكی صاحب مدال طلا شد و سپس در جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس در دیدار پایانی مقابل آلمانی كه از زیر خاكسترهای جنگ جهانی دوم برپا خاسته بود، مغلوب شد و به مدال نقره قناعت كرد.
پوشكاش به عنوان نمادی از فوتبال برتر دهه ۵۰ میلادی اروپا، راهی رئال مادرید بزرگ شد و همراه بزرگانی چون دی استفانو و كوپا، ۵۲۸ بار با پیراهن این تیم در میادین داخلی و اروپایی حاضر شد. پوشكاش با رئال مادرید ۵ بار به مقام قهرمانی لیگ اسپانیا رسید و ۳ بار فاتح لیگ اروپا نام گرفت.این چهره افسانه ای با تیم ملی اسپانیا نیز در جام جهانی ۱۹۶۲ حضور یافت و پس از ۸۴ بازی ملی و به ثمر رساندن ۸۳ گل با پیراهن مجارستان و اسپانیا، با كسب افتخاری بی مانند فوتبال را كنارگذاشت.
فرانس پوشكاش كه افسر ارتش مجارستان بود، مانند بسیاری از مجارها پس از حضورتانك های اتحاد جماهیر شوروی سابق و تسلط مطلق كمونیست ها در این كشور، تابعیت اسپانیا را قبول كرد.تصویر سرشار از غم و شادی و غرور این بزرگمرد فوتبال جهان، هنگامی كه برای نخستین بار پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و بر افتادن رژیم سلطه گر بوداپست، قدم به خاك وطن گذاشت دیدنی بود و برای همیشه ماندگار شد.«مجار جادویی» كه به عنوان نماد مقاومت و غرور ملی مجارها به وطن بازگشته بود، برای مدت كوتاهی به فوتبال روی آورد كه این بار و در لباس دیگر پایداری نداشت؛ چرا كه شرایط نامناسب جسمی و ظهور نشانه های بیماری آلزایمر، او را خانه نشین و راهی بیمارستان كرد.همان گونه كه گفته شد فرانس پوشكاش، مردی كه سا ل ها با آرزوی برافتادن كمونیسم و مرگ سلطه عاملین «كرملین» در مجارستان، در غربت زندگی می كرد، هنگامی به آرزوی خود رسید كه دیگر از نظر جسمی، تاب و توان خدمت بیشتر و افتخارآفرینی دیگر برای كشورش را نداشت.
بدون تردید اگر آلزایمر و دیگر مشكلات جسمی اجازه می داد، «فرانس» با سربلندی و اشتیاقی بی پایان در مراسم پنجاهمین سال اشغال بوداپست توسط تانك های اتحاد جماهیر شوروی سابق و رهایی ملت خود از قید زنجیرهای استبداد حضور می یافت، اما فرصت نفس كشیدن دیگری را نیافت. نام و یاد او، همواره نزد مردم مجارستان و تمامی فوتبالدوستان زنده خواهد ماند.

MoJtaBa.R
17-03-2008, 15:23
او با منچستر يونايتد متولد شده است
نگاهي گذرا بر عملكرد فرگوسن در يونايتد
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سرآلكس فرگوسن در 31 دسامبر سال 1941 متولد شد. وي را به عنوان رهبر بلا منازع فوتبال انگلستان ياد مي كنند. در مطلب زير گوشه هايي از زندگي وي را مرور مي كنيم.
103 سال پيش باشگاه منچستر يونايتد را به نام نيوتن هيت مي دانستند. لوئيس روكا ، يكي از سهامداران بزرگ منچستر پس از چندي پيشنهاد مي كند تا نام باشگاه به منچستر سانترال تبديل شود و سپس منچستر سلتيك را برگزيدند تا اينكه در نهايت در سال 1878 نام منچستر يونايتد بر اين باشگاه به ثبت رسيد.
فرگوسن در ششم ماه نوامبر سال 1986 ، " ران اتكينسون " را به عنوان مربي فني تيم معرفي مي كند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
او قبل از عزيمت به منچستر يونايتد ، هدايت مستقيم و غيره مستقيم تيمهايي مثل كوبين اس. تي. جان استون، دانفرم لاين، گلاسكو رنجرز، فالكرك و ايريونايتد را به عهده داشته است و البته به عنوان كمك مربي در تيم استرلينگ شاير شرقي، اس . تي ميرن آبردين ( همه از اسكاتلند) نيز فعاليت داشته است. روزي كه فرگوسن به اولدترافورد آمد، مصادف شده بود با يك بحران جدي در باشگاه منچستر يونايتد. آنها از 13 بازي فصل، تنها 3 بازي را برده بودند. در همان سال منچستر توسط ساوتهمپتون و با نتيجه 4 بر يك از جام ليتل وود نيز كنار رفته بود. او به محض ورودش روش هاي متوقف كننده اين شكست ها را فوراً گسترش داد. تاكتيك و نوع حملات منچستر يونايتد در عرض چند ماه كاملاً عوض مي شوند. فرگوسن آن فصل را بدون خريد حتي يك بازيكن جديد به خوبي به پايان رساند و كسب مقام يازدهم جدول براي اين تيمي كه در آستانه از هم گسيختگي بود كار دشواري به نظر مي رسيد. اكنون پيرمرد مجرب انگليس وقتي به سال هاي دور آشنايي با منچستر يونايتد فكرمي كند ، متوجه مي شود كه موفقيت در آن روزها چيزي شبيه به معجزه بوده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
البته ضعف هاي فيزيكي بازيكنان در آن زمان چيزي نيست كه بتوان انكار كرد و شايد سرآلكس هنوز هم با آن نقطه ضعف هاي تاريخي دست به گريبان است. نقطه ضعف هايي كه ليگ انگلستان هرگز طاقت تحمل آنها را ندارد ومنچسترسال هاي دور، هميشه از اين ضعف قدرت بدني و توجه زياد به تاكتيك تيمي ضرر كرده است.
سرآلكس فرگوسن در اولين فصل مربيگري جدي و رسمي خود با عقد 3 قرار داد به ياد ماندني منچستر را به يك تيم قدرتمند تبديل كرد. استيو بروث، بريان مك كلايو و ويد آندرسون، به منچستر يونايتد ملحق شدند. در فصل 89/1988 ، مقام يازدهمي و در فصل 90/89 كسب رتبه سيزدهمي ، بالاترين بهانه منچستر براي آغاز يك تحول بزرگ بود. كم كم مديران ارشد باشگاه به اين فكر افتادند كه سرآلكس فرگوسن را نه به عنوان يك طراح و برنامه ريز و مدير فني، بلكه رسماً به عنوان مربي ارشد باشگاه منچستر يونايتد برگزينند. آنها در مصاحبه ها اعلام مي كنند كه از توانايي او در هدايت تيم مطمئن هستند. يونايتد همچنان فوتبال را در سايه بدشانسي و شكست دنبال مي كند.
طرفداران منچستر يونايتد ، كم كم به تباني و مسائل پشت پرده باشگاه شك مي كنند. خرج زيادي صورت مي گيرد و نتيجه اي در برندارد. اين مسأله براي انگليسي ها باور كردني نيست. درهمان سال فرگوسن در يك مصاحبه مطبوعاتي ساده ، از تلاش هاي مديران باشگاه تمجيد مي كند و به دفاع از آنها عليه شايعات فساد مالي مي پردازد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تا اينكه 17 مي سال 1990 سرآغاز دوره شكوهمند پيروزي هاي منچستر يونايتد مي گردد.
آنها كريستال پالاس را با نتيجه يك بر صفر در هم مي كوبند و فاتح جام اتحاديه مي شوند. حالا ديگر طرفداران سراسر خشن منچستري ، دليلي براي شادي دارند. كم كم نام آلكس بر روي پلاكاردهاي طرفداران ديده مي شود. او اكنون فرصت خوبي براي خودنمايي و كسب شهرت دارد. يونايتدي ها اثبات كردند كه توانايي قهرماني را دارند و به اذعان بازيكنان مطرح آن وقت، همه چيز را مديون تلاش هاي فرگوسن بودند.
در سال 1991 ، منچستر يونايتد فيناليست جام باشگاه هاي اروپا مي گردد. آنها در فينال ، بارسلونا را با نتيجه 2 بر يك پشت سر مي گذارند و بار ديگر قطعه اي ديگر از نوار پيروزي هاي انگليس و شياطين سرخ را رقم مي خورد.
به هر حال ، طرفداران هنوز راضي به نظر نمي رسند . آنها موفقيت بزرگتر وحساستري را انتظار دارند، قهرماني ليگ انگلستان، آرزوي ديرينه هواداران منچستر يونايتد بود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در فصل 92-1991 ، منچستر يونايتد به قهرماني ليگ انگلستان خيلي نزديك شد. اما ليدز يونايتد ، جلوي اين شادي زودرس را گرفت . اختلاف امتياز آنها با منچستر يونايتد بسيار ناچيز بود. آنها در يك فينال ديگر با نتيجه يك بر صفر مغلوب ناتينگهام فارست مي شوند و در جام باشگاه هاي اروپا، ستاره سرخ بلگراد، شياطين سرخ را در مقابل ميليونها چشم شيفته فوتبال ، شرمزده مي كند.
در فصل 93-1992 ، تيم سرآلكس فرگوسن پروازي پر انرژي به سوي موفقيت مي كند ، آنها قهرمان انگلستان مي شوند. منچستر يونايتد 21 سال در انتظار چنين روزي بود و تنها 6 سال بعد منچستر با اقتدار تمام ، هم ليگ انگلستان و هم اف. اي كاپ را تصاحب مي كند. آنها يك سال بعد از آن ، خيلي به فينال نزديك شدند. اما اين استون ويلا بود كه در فينال، يونايتد را با نتيجه 3 بر يك در هم كوبيد.
قهرماني سال 1993 ليگ برتر انگلستان ، بدين معنا بود كه فرگوسن اولين مربي موفق منچستر است و با توجه به قدرت بي نظيرش در هدايت تيم ، بايد همچنان باقي بماند.
از طرفي او دومين مربي جهان پس از يوهان كرايف است كه توانسته مثل بارسلوناي اين مرد هلندي، منچستر را با تفكر اسكاتلندي به قهرماني اروپا برساند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در شروع فصل 1995، به نظر مي رسيد كه همه چيز به نفع فرگوسن است در ليست برگزيدگان جايزه C.B.E( سي . بي . اي) نام سرآلكس فرگوسن بالاتر از همه اسامي ديده مي شود. او جايزه خود را دريافت مي كند.
درهمان سال منچستر يونايتد در يك خريد جنجالي ، اندي كول را از نيوكاسل خريد.
در 25 ژوئن، حادثه محروميت بزرگ اريك كانتونا ، ضربه سختي به پيكره منچستر يونايتد وارد كرد. او در برخورد شديدي كه با طرفداران كريستال پالاس داشت، فوتبال حرفه اي خود را سال ها با ركود مواجه كرد. فيفا 9 ماه وي را از بازي محروم كرد!
وقتي كه فصل 96-1995 آغاز شد ، منچستر، آندري كانچلسكي، پل اينس و مارك هيوز را در اختيار نداشت. بحران محروميت به طرز بدي دامن گير منچستر يونايتد شده بود.
بازيكناني كه نقش مهمي را در تيم ايفا مي كردند، در زمين ، ديده نمي شدند و از همه مهمتر ، نبودن كانتونا بود كه به وضوح احساس مي شد.
در آن فصل 5 بازيكن زير 21 سال در منچستر بازي مي كردند و تيم بسيار جواني وارد ليگ انگلستان داده شده بود. در همان سال ، سرآلكس فرگوسن مربي برتر دنيا شناخته شد و به گفته خود او ، اين افتخار اوج موفقيت هاي او را تشكيل مي دهد.
در تابستان همين فصل ، سرآلكس فرگوسن در راستاي جوانگرايي تيم ، دست به خريد چندين بازيكن ناشناخته و جوان مي زند.
اولگنار سولسشير، راني جانسون، ريموند واندرگو( دروازه بان)، يوردي كرايوف و كارل پوبورسكي بازيكناني هستند كه در آن تاريخ به منچستر آمدند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در نوامبر 1996، جشن دهمين سال مربيگري خود را به طور حرفه اي در منچستر يونايتد در حالي برگزار كرد كه منچستر ديگر به يك ابر قدرت در فوتبال باشگاه هاي اروپا تبديل شده بود.
بيشترين ركورد مربيگري از آن سرمت باسبي است. اما پس از گذشت اين همه سال همه مي دانند كه در اين ركورد كسي به گرد فرگوسن نمي رسد. در فصل بعد ، آنها با شكست بورسيادورتموند، بار ديگر فاتح يك جام اروپايي مي شوند و فرگوسن در آن فصل نيز لقب مربي شماره يك جهان را از آن خود مي سازد. در زير به گوشه اي از افتخارات اين پيرمرد اسكاتلندي اشاره مي كنيم:
سال 1980 قهرماني ليگ اسكاتلند
سال 1982 قهرماني دسته اول اسكاتلند
سال 1982 قهرماني جام حذفي اسكاتلند
سال 1983 قهرماني جام حذفي اسكاتلند
سال 1984 قهرماني ليگ اسكاتلند
سال 1984 قهرماني ليگ اسكاتلند ( جام حذفي)
سال 1985 و 1986 قهرماني جام حذفي اسكاتلند
سال 1990 قهرماني جام يوفا
سال 1991 قهرماني سوپر جام اروپا
سال 1992 قهرماني ليگ برتر انگلستان
سال 1993 قهرماني ليگ برتر انگلستان
سال 1994 دو قهرماني پياپي در جام يوفا و ليگ برتر
سال 1996 قهرماني جام باشگاه هاي اروپا
سال 1997 قهرماني ليگ برتر انگلستان
سال 1999 قهرماني ليگ برتر انگلستان
سال 1999 قهرماني جام باشگاه هاي اروپا
سال 2000 قهرماني ليگ برتر انگلستان
سال 2001 قهرماني ليگ برتر انگلستان
فرگوسن ، نابغه تاكتيك هاست. او از هيچ چيزي نمي ترسد و هميشه به آينده فكر مي كند. وي به شانس خيلي معتقد است و هميشه قبل از بازي دست به يكسري كارهاي عجيب مي زند كه در رختكن يونايتدي ها به هيچ وجه خنده دار نيست و همه به اين سلسله مراتب اعتقاد دارند.
او مي گويد:" اگر شما بخواهيد پيروز شويد بايد در دستتان كيفي پر از شانس داشته باشيد!!!
فاكتورمهم او در تيم، مساله سازگاري همه بازيكنان با باشگاه است، او اين مساله را دليل تمام موفقيت ها مي داند. سيستم 4-4-2 هميشه سيستم مطلوب و مورد توجه او بوده است و اعتقاد دارد كه معني 4-4-2 اين نيست كه هميشه طبق قوانين حاكم برآن عمل شود، بلكه تنها شالوده تيم بايد بر پايه اين سيستم قرار گيرد.
در لندن وي را به عنوان مربي دقيقه 90 مي شناسند . او گاهي با يك تعويض ساده تيم حريف را در هم مي كوبد و هميشه به بازيكنانش مي گويد:" به خيلي جلوتر نگاه كنيد، در آن صورت برداشتن چند قدم كار ساده اي به نظر مي رسد."
ضرب المثل معروف اسكاتلندي در قاب مجللي بالاي سر فرگوسن در دفتر كارش است:" بدون زحمت، چيزي به دست نمي آيد."
( No Pain No Gain)
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود.



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

MoJtaBa.R
04-10-2008, 14:56
بیوگرافی الكساندر پاتو بازیكن تیم فوتبال آث میلان ایتالیا


پاتو متولد دوم سپتامبر 1989 است این بازیكن 17 ساله را به كاكای جدید تشبیه كرده‌اند. پاتو كه اینترناسیونال را به مقصد سن سیروترك كرده، در دیدارهای دوستانه تیم از تاریخ سوم سپتامبر 2007 حاضر شدو در رقابت‌های رسمی از ژانویه 2008 تیم را همراهی نمود اخبار حاكی از آن است كه پاتو قراردادی 5 سال را با میلانی‌ها منعقد ساخته و روزنامه گاتزتا دلو اسپورت اعلام كرد كه مبلغ این قرارداد 20 میلیون دلار بوده است

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:14
الكساندرو رودريگز داسيلوا كه در دوم سپتامبر 1989 در پاتو برانكو پارانا به دنيا اومد و به نام الكساندر پاتو شناخته ميشه مهاجمي برزيليه كه طي سال هاي 2001 تا 2007 براي اينترناسيونال بازي كرد. در آگوست 2007 قراردادي رو با ميلان امضا كرد. نام مستعارش"داك" از شهر محل تولدش گرفته شده"پاتو برانكو"(كه يه فارسي ميشه"اردك سپيد").


زندگي كودكي:

او فوتسال را از 3 سالگي در شهر محل تولش آغاز كرد.به زودي تواناييش در تمام ايالت جنوب برزيل پارانا شناخته شد بعد از تشويق شدن به وسيله بسياري از مربيانش او در نوجواني به Porto Alegre, Rio Grande do Sul رفت تا براي بازي در گرميو (تيم محبوبش در كودكي)اقدام كنه اما به هر حال خانوادش تصميم گرفتند كه او بايد براي اينترناسيونال بازي كنه . در سال 2001 در 11 سالگي او به آنجا منتقل شد و به همراه 83 نوجوان ديگر كه مثل او مي خواستند در تيم اول اينترناسينال نامي براي خود دست و پا كنند.



زندگي حرفه اي(Career):

بعد از قرارداي كه درآمد سالانه او رو از 3000 به 25000 دلار مي رسوند و مدت حضورش رو تا 2009 افزايش ميداد و مبلغ آزادي او (مبلغي كه به اضاي حق رضايت نامه داده مي شود) به 23 ميليون دلار رسيد پاتو بالاخره براي شروع كردن بازي در ليگ برزيل آماده شناخته شد.

در اولين بازي او در تيم اصلي در 17 سالگي او تيمش را در برد 4-1 برابر پالميراس كمك كرد(در 26 نوامبر 2006).او سه پاس گل و يك گل در اون بازي داشت. عملكرد او نظرهارو به سمتش جلب كرد و پيشبيني ها و مقايسه ها رو با ديگر سوپراستار برزيلي رونالدينيو به وجود آورد.

پاتو اولين گل اينتر ناسينال در جام باشگاههاي جهان رو در 13 دسامبر در نيمه نهايي برابر الاهلي قاهره به ثمر رسوند كه تيمش رو در پيروزي 2-1 ياري كرد و به فينال مسابقات رسوند. او در نيمه دوم به خاطر مصدوميت پاي راست تعويض شد و جانشين او گل دوم و پيروزي بخش تيمش رو به ثمر رسوند.

قبل از بازي تيمش برابر بارسلونا در بازي نهايي ستاره برزيلي بارسلونا"رونالدينيو" او رو بازيكن بازيكن قابل توجه در فوتبال برزيل معرفي كرد. او در اون بازي درخشان نبود و قبل از اينكه تيمش توسط آدريانو گابيرو گل برتري رو به ثمر برسونه و سبب قهرماني بشه تعويض شد.

او تيم برزيل رو درقهرماني امريكاي جنوبي 2007 در پاراگوئه ياري كرد.كه سبب صعود برزيل به مسابقات جهاني زير 20 سال در كانادا و المپيك 2008 پكن شد.او بهترين گلزن برزيل در اين تورنمنت بود با 5 گل زده.

پاتو با باشگاههاي بزرگ زيادي از جمله ميلان بنفيكا يووه اينتر ليورپول چلسي و آرسنال در ارتباط بود.

ميلان رسما جذب پاتو رو در 2 آگوست 2007 اعلام كرد. مبلغ قرارداد او كمترين ميزان ذكر شده در قرارداد او با اينترناسيونال بود 20 ميليون دلار(14.7 ميليو يورو). با توجه به قوانين فوتبال ايتاليا براي غير اروپايي هايي كه به سن قانوني نرسيده اند پاتو قادر نخواهد بود در ديدار هاي رسمي ميلان تا 3 ژانويه 2008 شركت كند(زماني كه بازار نقل و انتقالات ايتاليا باز ميشود).به هر حال ميلان اجازه دارد از 3 سپتامبر 2007 "يك روز پس از 18 ساله شدنش" او را در تمرينات و مسايقات دوستانه شركت دهد.

او در مجله وردساكر و مچ بهترين بازيكن زير 2 سال جهان انتخاب شد.


افتخارات:

Winner
Campeonato Brasileiro Sub-20: 2006
FIFA Club World Cup: 2006
Recopa Sudamericana: 2007
Brazilian national football team

Winner
2007 South American U-20 Championship

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:18
ژنرال خاویر زانتی
نام کامل: خاوير ادلمار زانتي
تاریخ تولد: ۱۰ آگوست سال 1973 (۳۵ساله)
محل تولد: آرژانتین - بوئينس آيرس
قد: 178سانتیمتر
پست: مدافع کناري راست و چپ ، هافبک تدافعی و هافبک هجومی
باشگاه فعلی: اينتر (ايتاليا)
شماره بازیکن در اينتر: 4
تعداد بازی ملی: 117
تعداد گل ملي: 5

باشگاهای قبلی: از سال 1992 تا 1993 در تيم دسته دومي (تللرس رميدوس د اسکالدرا) آرژانتين عضويت داشت که برای این تیم 17 بازی انجام داد و 1گل به ثمر رساند.
از سال 1993 تا 1995 در تیم بانفيلد آرژانتين که برای این تیم 64 بار به میدان رفت و 6 گل به ثمر رساند.
و از سال 1995 تا به حال در تيم اينتر ميلان ايتاليا بازي ميکند که تا امروز ۵۹۴ بازي براي اين تيم انجام داده و ۱۹ گل براي اين تيم زده است
.خاوير زانتي بعد از اينکه در سال 1995 به اينتر ايتاليا منتقل شد پس از درخشش در اين تيم و کسب تجربه لازم به سرعت به بازيکن بزرگي تبديل شد و 4 سال بعد يعني در سال 1999 به عنوان کاپتان اينتر ميلان انتخاب شد.
زانتي با 117 بازي بيشترين بازي ملي را براي آرژانتين انجام داده است و اولين گزينه براي کاپتاني تيم آرژانتين مي باشد.
در ايتاليا به خاوير زانتي لقب تراکتور (Trattore) داده اند. چون خاوير از قدرت بدني و جنگندگي و استقامت و همچنين از سرعت بسيار بالايي برخوردار است.
اين بازيکن تمام نشدني چندين سال بهترين دفاع کناري راست جهان بوده است و در حال حاضر در سن 34 سالگي هنوز هم جنگنده و قدرتمند است.
خاوير در نزد هواداران اينتر بسيار محبوب و دوست داشتني است بسياري از هواداران او را بزرگترين بازيکن تاريخ اينتر مي دانند.
پاداش اين بازيکن وفادار و تأثير گذار در اينتر کاپتاني اين تيم بوده است.
خاوير زانتي درباره حضورش در اينتر مي گويد : " اينتر اولين دري بود به روبه من براي ورود به فوتبال اروپا. من خيلي جوان بودم وقتي آمده بودم و فکر نمي کردم روزي به اروپا بروم از همان روز اولي که به ايتاليا رفتم بي صبرانه دوست داشتم براي اينتر بازي کنم من هميشه سپاسگذار خواهم بود از هواداران اينتر که از روز اول مرا حمايت کردند و هميشه به اينتر وفادار خواهم ماند و فوتبالم را در اين تيم به پايان مي رسانم و هيچوقت اينتر را ترک نخواهم کرد . " تقريبا خاوير هميشه براي اينتر در ترکيب اصلي فيکس بازي کرده است. در طي 9 سال اخير خاوير هيچگاه به خاطر کارت قرمز از زمين اخراج نشده است او در هفده فبريه 1999 بود که براي اولين بار و آخرين بار از ترکيب اينتر به خاطر کارت قرمز اخراج شد او در رقابتهاي کوپا ايتاليا در بازي اينتر در مقابل پارما از زمين بازي اخراج شد.
خاوير زانتي از لحاظ اخلاقي هم بازيکن شايسته اي است او يک مؤسسه خيريه براي کودکان با وضع نامساعد و بي سرپرست در کشورش آرژانتين تأسيس کرد.
خاوير در بندرگاه داک سود و در حوالي بوئينس آيرس متولد شد . و دوران کودکي و نوجواني خود را در اين بندرگاه پشت سر گذاشت.
او هم به مدرسه مي رفت و هم سخت کار مي کرد. خاوير به پدرش در کار بنايي کمک مي کرد. او همچنين در خوار و بار فروشي پسر عمويش کار مي کرد و از آنجا که به فوتبال علاقه زيادي داشت به محض اينکه فرصتي پيدا مي کرد در زمين شيب دار و نامساعدي در حومه شهر به توپ بازي مشغول مي شد.
خاوير علاقه داشت به اينديهپندينته برود و در ليگ جوانان براي اين تيم بازي کند ولي از آنجا که اين باشگاه حضور خاوير را در اين تيم نپذيرفت او به عضويت تيم دسه دومي تللرس رميدوس د اسکالدرا در آمد. و يک سال بعد به تيم دسته اولي بانفيلد پيوست.
او اولين بازي خود را در مقابل ريورپلاته در دوازده سپتامبر 1993 براي بانفيلد انجام داد و اولين گل خود را در رده باشگاهي در مقابل تيم نيو ولز اُلد بوي به ثمر رساند که آن بازي با نتيجه 1-1 به پايان رسيد.
خاوير پس از نشان دادن شايستگي خود و درخشش در تيم بانفيلد از طرف تيمهاي ريورپلاته و بوکا جونيورز پيشنهاد هايي دريافت کرد ولي او در نهايت در سال 1995 به تيم اينتر ميلان ايتاليا پيوست.
او در ۵۹۴ بازي رسمي باشگاهي براي اينتر به ميدان رفت و سومين بازيکن تاريخ اينتر از لحاظ تعداد بازي براي اين تيم مي باشد.
جوسپه برگومي با 758 بازي بيشترين بازي را براي اينتر انجام داده است و فاکتي با 634 بازي دومين بازيکن تاريخ اينتر است.
خاوير پانصدمين بازي حرفه اي خود را براي اينتر در 27 سپتامبر 2006 در مقابل بايرن مونيخ انجام داد.او همچنين صدمين بازي خود در جام باشگاهاي اُروپا را در 22 نوامبر 2006 در مقابل اسپورتينگ پرتقال انجام داد.
کاپتان زانتي همراه با تيم اينتر در 7 تورنومنت معتبر اروپايي توانسته به عنوان قهرماني برسد: قهرماني در جام يوفا در سال 1998 - قهرماني در کوپا ايتاليا در سال 2005 و سال 2006 - قهرماني در سوپر جام ايتاليا در سال 2005 و سال 2006 - قهرماني در سري آ ايتاليا در فصل 2005_2006 و فصل 2006_2007 و ۲۰۰۷-۲۰۰۸.
خاوير در حال حاضر در کنار کامبياسو در پست هافبک بازي ميکند او از زماني که مايکون در ترکيب اينتر قرار گرفته است از دفاع راست به پست هافبک منتقل شده است.
خاوير زانتي از زماني که در اينتر بازي مي کن۱۵ سر مربي را به خود ديده است. او از اين لحاظ تنها بازيکن اينتر است و با تاکتيکهاي ۱۵ مربي مختلف در اينتر بازي کرده است.
خاوير زانتي با تيم اينتر تا سال 2010 قرارداد دارد. خاوير اميدوار است که در همان تيم اينتر فوتبالش را به پايان برساند و کفشهايش را آويزان کند او اگر همينطور ادامه دهد به اسطوره فوتبال اينتر تبديل خواهد شد.
خاوير زانتي در رده ملي هم هميشه براي آرژانتين عالي بوده است. از مهمترين افتخارات او در رده ملي ميتوان به نايب قهرماني در المپيک 1996 آتلانتا اشاره کرد.
او در جام جهاني 1998 و 2002 هم براي آر‍ژانتين بازي کرده است ولي در جام جهاني 2006 با تصميم جنجال بر انگيز خوزه نستور پکرمن از ترکيب تيم آرژانتين کنار گذاشته شد و به جاي او ليونل اسکالوني دعوت شد تا تعجب هواداران و رسانه ها را بر انگيزد.
با انتخاب آلفيو بازيله به عنوان سر مربي آرژانتين بار ديگر زانتي به ترکيب تيم ملي دعوت شد تا در 7 فبريه 2007 در مقابل فرانسه در يک ديدار دوستانه بازي کند.که در آن بازي آرژانتين با تک گل ساويولا به پيروزي رسيد که زانتي در به ثمر رسيدن گل نقش اساسي داشت.
زانتي در رقابتهاي کوپا آمريکا 2007 کاپتان آرژانتين بود. او قبلا در رقابتهاي کوپا آمريکا 1995 و 1999 و 2004 براي آرژانتين به ميدان رفته بود.

زندگينامه شخصي خاوير زانتي:
وقتي خاوير نوزده ساله بود با دختري به نام پائولا آشنا شد که هفت سال بعد با هم ازدواج کردند. در حال حاضر پائولا زانتي براي مربي گري به دانشگاه ميرود و در زمينه عکاسي تخصص دارد.
در 11 ژوئن 2005 خاوير و پائولا صاحب يک فرزند دختر به نام سول زانتي شدند.
برادر بزرگتر خاوير سرجيو زانتي بود که او هم قبلاً در پست مدافع فوتبال بازي مي کرده است.
در حال حاضر خاوير زانتي سفير فيفا براي کودکان نيازمند در آرژانتين مي باشد او همچنين به همراه همسرش پائولا يک مؤسسه خيريه احداث کرده اند.
البته خاوير علاقه داشت که کمکهاي نيکوکارانه او مخفيانه باشد ولي هم وطنش استبان کامبياسو که با او هم باشگاهي بود از اقدامات نيکوکارانه خاوير پرده بر مي داشت.

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:19
زلاتان ابراهیموویچ مرد فرصت طلب اینتر میلان.......

نام کامل:زلاتان ابراهیموویچ

زلاتان در ۳ اکتبر ۱۹۸۱ در شهر مالمو به دنیا آمد

ملیت:سوئدی

ملیت دوم:بوسنی

قد:۱۹۲ سانتی متر

وزن:۸۶-۸۴ کیلوگرم

باشگاه فعلی:اینتر میلان ایتالیا

شماره ی پیراهن:۸

زلاتان تا سال ۲۰۱۲ با اینتر قرارداد دارد

باشگاه های قبلی:مالمو(سوئد)-آژاکس(هلند)-یوونتوس(ایتالیا)

سابقه ی حضور در جام جهانی:۲۰۰۲ کره/ژاپن-۲۰۰۶ آلمان



این اسطوره ی فوتبال سال ۱۹۸۱ در شهر مالمو ی سوئد متولد شد.او فوتبال را از سنین پایین شروع کرد.زلاتان در منطقه ای از مالمو به نام "روزنگارد" بزرگ شد."روزنگارد" یکی از مناطق پرخشونت شهر مالمو است اما زلاتان خود را کنترل کرد تا از خشونت دور باشد و به فوتبال روی آورد.وقتی در اوایل دهه ی دوم زندگی اش باشگاه مالمو او را خرید٬او کار خود را خیلی بد شروع کرد و به خاطر رفتار مغرورانه اش به اندازه ی بازیکنان دیگر محبوب نشد.اما منتقدان بیشتر از مردم مالمو او را دوست داشتند.او کارش را در مالمو به صورت یک بازیکن فوتبال کارکشته شروع کرد.در طی فصل ۱۹۹۹-۲۰۰۰ او جایی برای بازی در تیم استانی پیدا کرد.تکنیک های او برای گل زنی به او کمک کرد تا خلاقیت بیشتری پیدا کند.

Mmf(تیم مالمو) پیشنهادهای زیادی برای فروختن "زلاتان"٬ستاره شان٬داشت.سرانجام زلاتان در جولای ۲۰۰۱ به آژاکس رفت.او در قبال ۸۲.۵ میلیون کرون سوئد فروخته شد.در آژاکس بود که او گلی را زد که هرگز کسی آن را فراموش نخواهد کرد٬گل به لیون و سلتاویگو در لیگ قهرمانان.

در آژاکس٬زلاتان شماره ی ۹ را می پوشید.این شماره قبلا توسط ستاره هایی هم چون "نوانکو کانو"٬ "پاتریک کلویورت" و فوتبالیست افسانه ای،"مارکو فن باست"،استفاده شده بود.تقریبا قبل از سال ۲۰۰۱ بود که زلاتان نخستین بازی اش در تیم ملی سوئد را تجربه کرد و او از آن وقت تا کنون در تیم ملی سوئد حضور داشته است.

زلاتان آژاکس را ترک می کند

در سال ۲۰۰۴ زلاتان پیشنهادی برای ترک آژاکس و رفتن به یوونتوس داشت.زلاتان یکی از قدرت هایی بود که به یوونتوس کمک کرد تا جام قهرمانی ایتالیا را در سال های ۲۰۰۴-۲۰۰۵ و ۲۰۰۵-۲۰۰۶ ببرد. او در طی فصل اول حضورش در یوونتوس ۱۶ گل به ثمر رساند.در سال ۲۰۰۶ که قرار شد یوونتوس به دسته ی پایین تر سقوط کند،زلاتان مانند خیلی های دیگر یوونتوس را ترک کرد.

زلاتان به اینتر می رود

پس از سقوط به سری b ،زلاتان ترجیح داد که به اینتر برود.زلاتان ۲۵ میلیون یورو برای این انتقال دریافت کرد.

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:19
روبرتو مانچینی


نام کامل: روبرتو مانچینی
متولد: ۲۷ نوامبر ۱۹۶۴ (۴۲ ساله)
قد: ۱۷۹ سانت
وزن: ۷۸ کیلو گرم
اسم مستعار: مانچو
محل تولد: جسی - ایتالیا
شغل:مربی (در زمان بازیگری :مهاجم)
باشگاه فعلی(سرمربی): اینتر میلان (ایتالیا)
باشگاه های قبلی (سرمربی): لاتزیو (ایتالیا) - فیورنتینا (ایتالیا)
اولین باشگاه (بازیکن): بلونیا
باشگاه های دوران بازیگری: بلونیا - سمپودریا - لاتزیو - لستر سیتی


روبرتو مانچینی مربی مستعد و جوان از کشور چکمه ای مربی کم حاشیه و در خدمت تیم شخصیتی بزرگ و ستاره های بی بدیل در دوران بازیگری...!روبرتو مانچینی سرمربی فعلی تیم اینتر میلان ایتالیا در ۲۷ نوامبر ۱۹۶۴ در شهری کوچک به نما جسی در ایتالیا (کشوری چکمه ای) دیده به جهان گشود.مانچینی که خیلی ها نام او را به اشتباه منچینی هم تلفظ می کنند.مانچینی جوان از سن ۱۵ سالگی به تیم جوانان بلونیا پیوست و در واقع محصول این باشگاه به شما می آید مانچینی با بازی های خوب توانست جواز حضور در تیم اصلی باشگاه بلونیا را کسب کرده و توانائی های خود را در گل زنی اثبات کند.و سری آ را اولین و آخرین خانه خود به شما آورد وی در سال ۱۹۸۱به تیم بلونیا (الف) ملحق شد.و در تک فصلی که در این تیم حضور داشت.در سی باری که برای این تیم به میدان رفت موفق شد نه گل به ثمر برساند تقریبا هر سه بازی یک گل و این آمار خوبی بود و توجه باشگاه سمپودریا را به خود جلب کرد.مانچینی در سال ۱۹۸۲ با قراردادی به مدت پنج سال به تیم سمپودریا پیوست و در طی ۵۶۳ باری که برای این تیم به میدان رفت.موفق شد ۱۷۳ بار دروازه حریفان را بگشاید.وی در سال ۱۹۹۷ به باشگاه بزرگ لاتزیو پیوست و به گفته خود مانچو من هر چه دارم از لاتزیوست..! مانچینی در سال ۱۹۹۷ به باشگاه لاتزیو که از باشگا های قدر ایتالیائیست پیوست وی در واقع سه بار به باشگاه لاتزیو پیوست و به شهر رم رفت.یک بار به عنوان بازیکن و دو بار به عنوان سرمربی.! مانچینی افتخارات در خوره نامی به همراه لاتزیو کسب کرد و توانست طی ۱۲۶ بازی که برای این تیم انجام دهد ۲۴ گل نیز به ثمر برساند و توجه باشگاه های لیگ برتری همچون لستر سیتی را به خود جلی کند.مانچینی در سال ۲۰۰۰ باشگاه لاتزیو را بدرود گفت و به لیگ برتر منتقل شد.تا بازی در لیگ برتر را تجربه کند.اما دوران موفقی برای وی در انگلستان رقم نخورد و این بازیکن خوش آتیه نتوانست نامی برای خود دست و پا کند و نظر خیلی از کارشناسان حتی دچار اشتباه هم شد که به فوتبال جزیره روی آورد.وی در یک فصل ناموفقی که در لستر بود تنها در چهار بازی به تیم فراخوانده شد و هیچ گلی نیز به ثمر نرساند.و مانچو ناچار شد که در سن ۳۷ سالگی از دنیار فوتبال در مقطع بازیگری خداحافظی کند.و مهاجم مستعدی بود اما هیچ موقع نتوانست خود را به عنوان یک ستاره به دنیای توپ گرد تحمیل کند مانچو در طول ۷۱۹ باری که در میدان مستطیل سبز حضور یافت ۲۰۶ گل به ثمر رساند.
مانچینی در تیم ملی:
مانچینی در کارنامه خود برای اتزوری ها کلا ۶۲ بازی انجام داده است که در طول این ۶۲ بازی در طی سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۴ موفق شده است ۱۴ بار دروازه حریفان را بگشاید.وی طی سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶ برای تیم ملی زیر ۲۱ سال های ایتالیا به میدان رفته با ۹ گل زده و طی سال های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۴ برای تیم ملی ایتالیا به میدان رفته است و ۴ گل هم به ثمر رسانده که نسبتا آمار قابل قبولی به شما می رود.کشوری که در طول تاریخ مهاجمان بزرگی به خود دیده است.
مانچینی و مربیگری:
مانچینی در سال ۲۰۰۱ بلافاصله و بعد از این که از بازیگری نا امید شد به سری آ و تیم لاتزیو بازگشت و به عنوان کمک مربی در تیم لاتزیو مشغول به کار شد اما این دوران هم برای مانچو کوتاه سپری شد و وی در سال ۲۰۰۱ با کارنامه ای درخشان به سرمربی گری تیم بزرگ فیورنتینا نائل شد تا مقصد بعدی وی شهر فلورانس باشد.اما وی باز هم تک فصل در این تیم دوام نیاورد و تنها یک فصل مربی گری این تیم را بر عهده نداشت.اما لاتزیو بار دیگر به مانچو روی آورد وی دوباره به المپیکو بازگشت و این بار موفق شد دو فصل در این تیم حضور داشته باشد.
مانچینی در اینتر میلان:
مانچینی در سال ۲۰۰۴ میلادی به تیم اول ایتالیا اینتر میلان پیوست و به عنوان مربی هدایت نراتزوری ها ره به عهده گرفت.مانچو کار سختی در پیش داشت چون وی مربی محبوب ترین تیم ایتالیا شده بود و در پوست خود نمی گنجید.مانچینی از همان اول کار خود را موفقیت آغاز کرد و رکورد های بی نظیری به جای گذاشت.که مهترین آنها قهرمان کردن اینتر میلان بعد از ۱۸ سال بوده است.و این از همه برای تیفوسی ها مهمتر بوده و مانچو را به یک چهره محبوب در شهر میلان مبدل کرده است.مانچینی رکورد ۱۷ برد پیاپی را به جای آورد و نام اینتر را بر زبان همگان انداخت.تا دیگر کسی جرئت نکند نام مربی دیگری را برای کاندیداری مربی گری در تیم اینتر به زبان بیاورد.به نظر خیلی از کارشناسان مانچینی علاوه بر اینکه توانائی های تاکتیکی و تکنیکی اینتر را در کل افزایش داده است توانسته با صمیمیت خاص بازیکنان را به وحدت کلمه نیز برساند.مانچینی که ؟؟ مریی اینتر در طول تاریخ می باشد جای پای خیلی از بزرگان را گرفت.اما با این تفاوت که مانچو تاوسنت شخصیت قهرمانی به آبی و مشکی پوشان شهر میلان بدهد به طوری که هر تیمی که در برابر اینتر قرار می گیرد اولین و آخرین آرزویش نباختن است و بس..!
افتخارات مانچینی همراه با اینتر میلان:
دو بار فتح اسکدتو در سال های ۲۰۰۵/۲۰۰۶ ۲۰۰۶/۲۰۰۷
دو بار فتح کوپا ایتالیا در سال های ۲۰۰۵ - ۲۰۰۶
دو بار فتح ******** کاپ ایتالیا در سال های ۲۰۰۵ - ۲۰۰۶

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:21
وقتی روز ۱۸ ژوئیه ۱۹۴۳ در ترویلیو واقع در نزدیکی‌های برگامو متولد شد هوا آفتابی بود و اوضاع اینتر مهتابی.
هنگامی‌که ۲۱ می ۱۹۶۱ با پوشیدن پیراهن آبی و مشکی عاشق شد باز هم آفتاب تند می‌تابید به مانند اقبال اینتر.
زمانی‌که در فینال جام جهانی ۱۹۷۰ مغلوب برزیل شد گومای مکزیک درآمیخته با اشک حسرت او، تن و قلب می‌سوزاند.
درست مثل اینتر و مظلومیت‌هایش. روز ۴ سپتامبر ۲۰۰۶ نیز برای همیشه رفت؛ این‌بار برخلاف خاطره بازی‌هایش که می‌ماند و می‌ماند.

شروع داستان
جیاچینتو فاکتی در یک خانواده متوسط رشد کرد. پدر و مادر وی فوتبالی نبودند و اگر هم بودند فاصله بعیدی با هواداری از اینتر داشتند اما جیاچینتو از وقتی یک بار به‌طور اتفاقی کنار تلویزیون پای بازی اینتر نشست، نتوانست به چیزی جز رؤیای پوشیدن پیراهن آبی و مشکی فکر کند. برای عملی شدن این آرزو گذراندن یک دوره اجباری در تیمی ضعیف لازم می‌نمود.
فاکتی به تیم ترویلیز پیوست و به‌عنوان مهاجم کار خود را آغاز کرد. وقتی عصرها پس از پایان تمرینات این تیم محلی هم‌تیمی‌ها به سراغ سرگرمی‌های خود می‌رفتند جیاچینتو فقط به اینتر و رؤیاهای بزرگ خود می‌اندیشید. رؤیاپردازی، چند ماه پس از آغاز اکران شد. اینتر با مربی بزرگی چون هلینو هررای فقید، فاکتی را از تیم زادگاهش جدا کرد.
این اتفاقات در فصل ۱۹۶۱-۱۹۶۰ رخ داد. هنوز چند سال تا فرا رسیدن دوران طلائی تیم‌های میلانی باقی مانده بود، اما جیاچینتو انتظار کشیدن را درک نمی‌کرد.
او از همان آغاز نمایش دلربائی خود را به معرض دید هواداران گذاشت. اولین بار رم مقابل توانائی‌های فاکتی تسلیم شد. اینتر با بازی زیبای او ۲ بر صفر قرمز و زردها را شکست داد. قدرت دفاعی فاکتی نه ورزشگاه المپیک رم که حتی دیواره‌های عمارت قدیمی بیرون ورزشگاه (کلوزیوم) را نیز تحت‌تأثیر قرار داد. شاید به همین جهت از آن روز فاکتی را صخره نامیدند.
زمان گذشت و روز به روز بر تجربیات جیاچینتو افزوده می‌شد اما نه از قهرمانی خبری بود و نه از دعوت به تیم ملی ایتالیا. پاهای بلند و قد یک متر و ۸۰ سانتی‌متری او مناسب وضعیت یک دفاع آخر نبود اما فاکتی چنان کیفیتی داشت که به‌عنوان بازیکن خط دفاعی از بهترین گلزن تیم لقب گرفت! اگر یک فصل با گل‌های بی‌ثمر طی شد در عوض سال آینده فتح اسکودتو بر رونق دوران حرفه‌ای او افزود. آن قهرمانی سکوی پرتاب اینتر به‌سوی رقابت‌های اروپائی بود.
در اولین سال‌های ورود تلویزیون رنگی هواداران فوتبال هنوز یک آدم سیاه و سفید را می‌دیدند که به مانند فرشته نجات در آخرین نقطه رقیب را ناکام می‌گذارد.
او جیاچینتو فاکتی نام داشت که همراه با اینتر به فینال لیگ اروپا راه یافته و رودروی رئال‌مادرید قرار گرفت. برتری آبی و مشکی‌ها پیروزی فوتبال واقع‌گرا کاتاناچیو بر زیبائی‌ها بی‌بدیل رئال‌مادرید و آن فوتبال تهاجمی بود.
منطق بر احساس غلبه کرد هر چند گروهی از بانیان این برتری بیرون از چمن سبز یک احساساتی واقعی بودند و جیاچینتو فاکتی یکی از آنها. اینتر بار دیگر سری A را فتح کرد و یک فصل بعد باز هم به فینال اروپا راه یافت.
اوزه بیو پلنگ سیاه موزامبیک مقابل فاکتی این صخره تسخیر ناپذی به در و دیوار می‌کوبید و چاره‌ای جز شکست نداشت به این ترتیب تیم رؤیائی هررا برای دومین فصل پیاپی معتبرترین جام باشگاهی دنیا را بالای سر برد.

در تیم ملی ایتالیا
جیاچینتو روز ۲۳ مارس ۱۹۶۳ تنها با ۲۰ سال سن در ورزشگاه استانبول مقابل ترکیه قرار گرفت و باعث پیروزی ۲ بر صفر تیمش شد. چند سال قبل کلوزیوم لرزیده بود و این بار نوبت پایتخت ترکیه و سلاطین عثمانی بود.
فاکتی در جام جهانی ۱۹۶۶ عضوی از تیم ملی ایتالیا بود، اما او و تیمش مقابل کره شمالی، اروگوئه و اسرائیل متوقف شده و از گردونه رقابت‌ها خارج شدند. هنوز دنیا با نام صخره آشنا نشده بود. یورو ۶۸ فرصت تلقی می‌شد.
ایتالیا این بار با غلبه بر تمام رقیبان ریز و درشت اولین و تاکنون آخرین قهرمانی خود در جام ملت‌های اروپا را به چنگ آورد. سیستم کاتاناچیو و البته دفاع آخر این تیم مورد تحسین قرار گرفتند. آن تیم قدرتمند ۲ سال بعد تا فینال جام ژول ریمه را بالا آمد. بکن باوئر آلمانی با کتف مصدوم حریف فاکتی نشد تا بازی قرن با نتیجه ۴ بر ۳ به سود ایتالیائی‌ها خاتمه یابد.
طعم تلخ شکست در آخرین دقایق سرنوشتی بود که ظاهراً برای هر فوتبالیست ایتالیائی محترم است. فاکتی نیز مستثنی نبود. آنها قصد داشتند با غلبه بر برزیل برای همیشه جام ژول ریمه تصاحب کند اما رقیب با ۴ گل رنگارنگ این کار را انجام داد. فاکتی مغموم به خانه بازگشت.
در اینتر نیز با غروب آفتاب اقبال هررا روزگار به خوشی سپری نمی‌شد. فاکتی در یورو ۷۲ و جام جهانی ۱۹۷۴ نیز درخشش فوق‌العاده‌ای نداشت. او به جام جهانی ۱۹۷۸ می‌اندیشید. اما درست چند ماه قبل از آغاز جام به‌دلیل مشکلات فیزیکی مجبور به انصراف شد. همان زمان تصمیم گرفت از عرصه ملی خداحافظی کند و با شکوه تمام این خواسته را عملی کرد. فاکتی در مجموع ۹۴ بازی ملی انجام داد و در زمان خود رکورددار این عرصه بود.

پایان داستان
اینتر آخرین بار در فصل ۱۹۷۱-۱۹۷۰ همراه با فاکتی قهرمانی اسکودتو را جشن گرفت. جیاچینتو در حکومت جدید باشگاه نقش کمرنگی یافته بود و در واقع سراشیبی سقوط را تجربه می‌کرد.
او در حالی روز ۷ می ۱۹۷۸ در جوزپه‌مه آتزا مقابل فوجیا از فوتبال وداع کرد که افتخاراتی چون ۲ قهرمانی و ۲ نایب قهرمانی لیگ اروپا، فتح ۲ جام بین‌قاره‌ای و ۴ اسکودتو را در پرونده خود و باشگاه ثبت کرد. افتخاری که شاید هیچ بازیکنی در تاریخ اینتر قادر به کسب آنها نباشد! همواره از گل‌های این مدافع صحبت می‌شود. یکی از معروفترین گل‌های فاکتی در بازی برگشت مرحله نیمه‌نهائی فصل ۱۹۶۵ لیگ اروپا به ثمر رسید.
اینتر در بازی رفت ۳ بر یک مغلوب لیورپول شده بود اما در شب تاریخی مه‌آتزا ۲ گل بازی رفت را جبران کرد و آنکه این جشن را کامل کرد فاکتی بود.
او با شوت میخکوب کننده پای راست خود لاورنس دروازه‌بان وقت لیورپول را از پای درآورده و زیر باران احساسات هواداران با اینتر به فینال پرواز کرد.
جیاچینتو پس از آنکه در ۳۵ سالگی فوتبال را کنار گذاشت و ترجیح داد در کنار خانواده روزگار سپری کرده و از ورود مجدد به عرصه فوتبال امتناع کند. او به عهد خود وفادار ماند هر چند همواره چون روحی سرگردان در اطراف باشگاه محبوبش اینتر پرسه می‌زد.
پس از سپری شدن یک دهه ۸۰ خوش‌یمن، او ضعف اینتر دهه ۹۰ را می‌دید، تنها حسرت می‌خورد و دچار نوستالژی غم‌انگیزی می‌شد. نمی‌توانست بی‌تفاوت بماند.
باید کاری انجام می‌داد شاید ورود به عرصه مدیریتی باشگاه می‌توانست حس بلند پروازی او را ارضاء کند ماسیمو موراتی پسر پدر که جیاچینتو بهترین سال‌های عمر خود را به پای موفقیتش ریخت خسته از تعویض ۱۴ مربی صندلی ریاست را ترک کرد.
در انتخابات هیچ‌یک از کاندیداهای موجه‌تر از فاکتی نبودند، پس انتخاب آسانی پیش‌رو بود، در روز ۱۹ ژانویه ۲۰۰۴ کانال اینتر اعلام کرد جیاچینتو فاکتی سیم خاردار سابق به‌عنوان رئیس باشگاه انتخاب شد.
این خبر اگر تأسف عده‌ای را به دنبال داشت در عوض با تحسین هواداران واقعی فوتبالی مواجه شد. در فوتبالی که تقلب و ارتشا رؤسای آن به حد نهایت رسیده وجود یک رئیس فوتبالی که در دوران بازیگری کارنامه‌ای پاک و مبرا از بداخلاقی داشت،غنیمت بزرگی بود.
در ۲ فصل ابتدائی حضور او در اینتر به دایره مدعیان نزدیک شد و فصل ۰۶-۲۰۰۵ مقام سوم لیگ را به چنگ آورد، اما چند ماه بعد به‌عنوان قهرمان معرفی شد! یووه و میلان تقلب کرده بودند و جام باید به پاکیزه‌ترین تیم تعلق می‌گرفت. فاکتی در سومین فصل ریاست، کاری صورت داد که موراتی در طول یک دهه حضور در این باشگاه نتوانسته بود به انجام برساند.
جیاچینتو قول داده بود این فصل با جذب بازیکنان بزرگ اینتر را پس از به صدا درآمدن سوت پایان آخرین بازی فصل قهرمان کند. این ادعا عملی شد، اما دیگر جیاچینتو فاکتی وجود ندارد.
اینتری‌ها روز ۴ سپتامبر برای همیشه او را که از بیماری طولانی مدتی رنج می‌‌برد از دست دادند و چه طعنه‌آمیز بود فاکتی در آخرین فصل دوران ریاست آرزوی ۱۷ ساله آبی و مشکی‌ها را عملی کرد، اما مهلت نیافت درون زمین رؤیاها را برآورده سازد.
آنچه که به نوعی نمایانگر زندگی این مرد نیز بود. فاکتی با وجود گل‌های گاه و بیگاه، بیشتر بیرون زمین آنجا که برای امضاء دادن دست هیچ هواداری را رد نمی‌کرد و هنگام عبور از خیابان با فریاد مورد تشویق طرفداران قرار می‌گرفت در جریان بود تا درون مستطیل سبز.
او اینگونه بزرگ شد و در آخرین فصل زندگی باز هم بیرون از میدان اینتر را قهرمان کرد. بدون فاکتی باشگاه میل شروع لیگ را نداشت. اما در آخر فصل نراتزوری ها قهرمانی را تقدیم به روح پاک وی کردند.

آماری از فاکتی
جیاچینتو در مجموع ۷۰ بار بازوبند کاپیتانی تیم ملی را به بازو بست و ۳ گل نیز به ثمر رساند. او ۱۵ سال پای ثابت تیم ملی ایتالیا بود و بیش از یک دهه کاپیتان این تیم باقی ماند.
فاکتی در ۶۳۴ بازی رسمی همراه با اینتر ۷۵ گل به ثمر رساند که این تعداد گل برای یک مدافع آمار باورنکردنی محسوب می‌شود.
جیاچینتو ۴۷۶ بار در سری A به میدان رفت و ۵۹ گل به ثمر رساند. در بازی‌های اروپائی این آمار شامل ۷۳ بازی و ۶ گل بود.
صخره در جام حذفی ایتالیا ۸۵ بار وارد میادین شد و ۱۰ مرتبه گلزنی کرد. آمار کلی او در فصول بازیگری اینگونه است:

▪ فصل ۱۹۶۱- ۱۹۶۰: ۴ بازی و یک گل
▪ فصل ۱۹۶۲-۱۹۶۱: ۲۱ بازی
▪ فصل ۱۹۶۳-۱۹۶۲: ۳۳ بازی و ۴ گل
▪ فصل ۱۹۶۴-۱۹۶۳: ۴۲ بازی و ۴ گل
▪ فصل ۱۹۶۵-۱۹۶۴: ۴۱ بازی و ۳ گل
▪ فصل ۱۹۶۶-۱۹۶۵: ۳۸ بازی و ۱۶ گل
▪ فصل ۱۹۶۷-۱۹۶۶: ۴۶ بازی و ۶ گل
▪ فصل ۱۹۶۸-۱۹۶۷: ۳۷ بازی و ۹ گل
▪ فصل ۱۹۶۹ - ۱۹۶۸: ۳۳ بازی و ۷ گل
▪ فصل ۱۹۷۰-۱۹۶۹: ۴۲ بازی و ۶ گل
▪ فصل ۱۹۷۱-۱۹۷۰: ۳۵ بازی و ۵ گل
▪ فصل ۱۹۷۲-۱۹۷۱: ۴۴ بازی و ۶ گل
▪ فصل ۱۹۷۳-۱۹۷۲: ۴۴ بازی و ۴ گل
▪ فصل ۱۹۷۴-۱۹۷۳: ۳۷ بازی و ۲ گل
▪ فصل ۱۹۷۵-۱۹۷۴: ۳۴ بازی و یک گل
▪ فصل ۱۹۷۶ - ۱۹۷۵: ۳۸ بازی و ۳ گل
▪ فصل ۱۹۷۷-۱۹۷۶: ۳۷ بازی و یک گل
▪ فصل ۱۹۷۸-۱۹۷۷: ۲۳ بازی

براستی آیا پس از جیاچینتو بازیکنی هم چون او از دل تیفوسی های اینتر ظهور خواهد کرد؟؟؟

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:23
دژان استانكويچ:


نام کامل= دژان استانکویچ
متولد= ۱۱ سمپتامبر ۱۹۷۸ (۲۹ ساله)
محل تولد= بلگراد - یوگسلاوی سابق
تیم فعلی= اینتر میلان ایتالیا
باشگاه های قبلی= ستاره سرخ بلگراد - لاتزیو ایتالیا
پست= هافبک قد= ۱۸۱
شماره پیراهن= ۵
دژان استانکویچ هافبک شوت زن اینتر میلان ایتالیا دقیقا در شهر زمیین در کشور صربستان متولد
شده و از همان اوایل جوانی خود به عضویت تیم جوانان ستاره سرخ بلگراد در آمد در آن زمان تیم
ستاره سرخ متعلق به یوگسلاوی سابق بود و دژان در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۵ به عضویت این تیم مقتدر
که سابقه قهرمانی در جام باشگاه های اروپا را نیز دارد در آمد و موفق شد طی ۹۰ بازی که برای
این تیم انجام داد ۳۰ گل را به ثمر برساند و این برای یک هافبک موفقیت عضیمی به شمار میرفت
زدن ۱ گل در هر سه بازی و این خودش یک رکورد محسوب می شد وی در نقل و انتقالات تابستانی
در سال ۱۹۹۸ با مبلغی بالغ بر ۷.۵ میلیون یورو به عضویت تیم لاتزیو ایتالیا در آمد و پای به بهترین
لیگ جهان گذاشت و بازی در رقابت های سری آ را تجربه کرد اما مدت زیادی طول نکشید که این
بازیکن صربستانی در ترکیب لاتزیو جابیفتد و بازی در کنار نام های بزرگی همچون پاول ندود - ورون
- دلاپنیا و را تجربه کند وی ۵ فصل پیراهن لاتزیو را بر تن داشت و طی ۱۵۰ بازی ای که برای این تیم
انجام داد موفق شد ۲۵ گل به ثمر برساند و اما بهترین تیم که به گفته خودش در آن بازی کرده است
اینتر میلان FC Internazionale Milano
وی در سال ۲۰۰۴ در ماه جولای به تیم اینتر میلان (بزرگ) ملحق شد در همان سال قبل از رفتن وی
به اینتر روبرتو مانچینی که به تازگی به سر مربیگری اینتر بر آمده بود و از دژان استانکویچ شناخت
خوبی داشت سعی می کرد تا با این ستاره صرب قراردادی ببندد و در این راه رقیبی سر سخت
همچون یونتوس را پشت سر گذاشت دژان استانکویچ اولین بازی خود را برای اینتر میلان در برابر
سینا در چهار چوب رقابت های سری آ انجام داد و جالب است بدانید وی ۱۰۰ بازی خود را در ۷ می
۲۰۰۶ باز هم در برابر سینا در سری آ برگذار کرد وی در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۷ با بازی های خوب خود
توجه باشگاه های بزرگی همچون رئال مادرید را به خود جلب کرد اما آقای موراتی رئیس خوب اینتر
وی را حفظ کرد استانکویچ در مجموع ۱۲۲ بازی برای اینتر انجام داده که در طی این بازی ها کلا ۱۶
گل به ثمر رسانده و یکی از گل های وی در فصل گذشته به کیوو بود که جزو ۱۰ گل برتر فصل نیز
انتخاب شد و اما گلی که در فصل پیش در بازی رفت به میلان زد که یک گل بسیار زیبا بود این گل
یک گل ماندگار در ذهن هر اینتر خواهد ماند وی تا فوریه سال ۲۰۱۰ با اینتر میلان قرارداد دارد وی در
فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۸ در ۲۸ آگوست ۲۰۰۷ موفق شد اولین گل خودش و تیمش را در چهار چوب رقابت
های سری آ به تیم اودینزه بزند در دیداری که متاسفانه با نتیجه ۱ بر ۱ به پایان رسید.
(یوگسلاوی سابق) صربستان فعلی International career
دژان استانکویچ در تیم صربستان اولین بازی خود را در برابر کره جنوبی و در ۲۲ آپریل ۱۹۹۸ انجام داد
و جالب این است که در همان اولین بازی بازوبند کاپیتانی صرب ها به وی رسید و این امر حاکی از
لیاقت وی بوده وی همکنون کلا ۷۱ بازی برای تیم ملی صربستان انجام داده و موفق شده است ۱۳
گل به ثمر برساند و احتمالا تا زمانی که از تیم ملی کنار نکشیده بازوبند در اختیار وی خواهد بود.
افتخارات Local
قهرمانی در سری آ = در سال های ۲۰۰۰ به همراه لاتزیو / ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ به همران اینتر میلان
جام حذفی ایتالیا = در سال های ۲۰۰۴ - ۲۰۰۵ - ۲۰۰۶ به همران اینتر میلان
کوپا ایتالیا = در سال های ۱۹۹۸ - ۲۰۰۰ در لاتزیو / ۲۰۰۵ -۲۰۰۶ به همراه اینتر میلان
جام یوفا = ۱۹۹۹ به همراه لاتزیو
******** کاپ اروپا به همران لاتزیو

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:25
چوزپه مئاتزاي افسانه اي:
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


جوزپه پپینو مئاتسا یکی از بهترین بازیکنان جاودانی ایتالیا در 23 آگوست 1910 در شهر میلان متولد شد. او بازی خود را از زمین های گوچک در حومه شهر لومبارد شروع کرد .

مئاتسا در تیم ملی :

او با لباس لاجوردی تیم ملی 33 گل در 53 بازی به ثمر رسانید . او تا 30 سال یعنی تا سال 1970 بهترین گلزن ایتالیا باقی ماند .و همینک نیز گلزن دوم ایتالیا بعد از ریوا و فقط با دو گل اختلاف محسوب می شود .

او در 9 فوریه 1930 و در 19 سالگی به عضویت تیم ملی در آمد و در همان روز در استادیم Nazional del P.N.F در رم تیم ایتالیا در یک بازی دوستانه با نتیجه 4 بر 2 تیم سوئیس را در هم کوبید و مئاتسا در دقایق 37 و 39 دو گل از چهار گل ایتالیا را به ثمر رسانید.

او اولین تورنومنت خود را با ایتالیا در کوپا اینترناتسیوناله که بین تیم های اروپای مرکزی برگذار می شد تجربه کرد و به مقام قهرمانی رسید و این پیش در آمدی بود بر قهرمانی ایتالیا در جام جهانی 1934 در وطن .در جام 34 او 5 بازی انجام داد و 2 گل به ثمر رسانید .

به نقل از : [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




در سال 1935 او باردیگر با ایتالیا کوپا اینترناتسیوناله را فتح کرد و جز نه بازیکنی قرار گرفت که در دو بار این جام را فتح کردند.

در سال 1938 او به عنوان کاپیتان ایتالیا در جام جهانی شرکت کرد و در 4 بازی 1 گل به ثمر رساند

او در تیم ملی در بازی ایتالیا و انگلستان که به پیروزی 3-0 ایتالیا انجامید و همچنین در بازی 14 نوامبر 1934 که به پیروزی 3-2 انجامید ، دو گل برای ایتالیا به ثمر رسانید .

همچنین او در بازی 11 می 1935 در برابر تیم قدرتمند مجارستان در بوداپست هت تریک ( تریپلتا ) کرد . او آخیرن بازی خود را برای تیم ملی در 20 جولای 1939 و در حالی که 9 سال از عضویتش درتیم ملی میگذشت انجام داد و در این بازی ایتالیا در 3-2 تیم فلاند را شکست داد.

جوزپه در عرصه باشگاهی :

او در سال 1927 و در سن 17 سالگی به عضویت اینتر در آمد و در اولین بازی خود در اینتر و در کوپا ولتا ، دو گل برابر دومینانته به ثمر رسانید . بازی او زیبا و هوشمندانه و درست بود و او به طور ویژه بازی خود را از نیمه زمین و با توپ شروع می کرد و دریبل می زد و حرکات فریبکارانه انجام می داد تا مدافعان را سر در گم کند و خود را به محوطه جریمه رسانده و پس از دریبل در وازبان توپ را وارد دروازه کند.

وی در مجموع 13 فصل پیاپی برای اینتر بازی کرد ( از 1927-28 تا 1938-39 ) در این مدت او در 344 بازی 241 گل برای اینتر به ثمر رسانید . او دوبار سری آ ( 1929-30 و 1937-38 ) و یک بار کوپا ایتالیا 0 1938-39 ) رو تصاحب کرد .

او سه بار درفصول 1929-30 و 1935-36 و 1937-38 آقای گل سری آ شد . ور در فصول 1931-32 و 1930-31 به مقام دوم گلزنان رسید

او اولین هت تریک خود را در اکتبر 1928 در برد 5-1 اینتر مقابل برشا انجام داد . و سپس در دو بازی در طول یک فصل 5 گل به ثمر رسانید . در 6 ژانویه 1929 در برد 9-0 اینتر در مقابل پیستوزه و در 17 مارچ 1929 درز برد 9-0 اینتر درمقابل ورونا ، در هر کدام از بازی ها 5 گل به ثمر رسانید و در برد 10-2 اینتر مقابل ونتسیا در 12 می 1929 در یک بازی 6 گل به ثمر رسانید و رکوردی را به ثبت رسانید که هنوز نیز پا برجاست.

او در فصل 1939-1940 به دلیل اسیب دیدگی بازی نکرد و در فصل بعد به میادین بازگشت ولی سرعت و مانور گذشته را نداشت . و دو فصل دیگر نیز در اینتر ماند.

او در دوفصل 1940-41 و 1941 –42 برای میلا بازی کرد ودر 37 بازی 9 گل به ثمر رسانید.

در فصل 1942-43 به یووه رفت و در 27 بازی ، 10 گل زد
سپس وی به وارزه رفت و در مدت جنگ جهانی دوم در بازیهای غیر رسمی در 14 بازی . 7 گل به ثمر رسانید .

بعد از جنگ و در سال 1945-1946 او راهی آتالانتا برگامو شد و کارنامه او 14 بازی و 2 گل به ثبت رسید.

سپس او دوباره به اینتر بازگشت و در شرایطی واقعا بد برای اینتر به کمک این تیم شتافت . و به عنوان مربی – بازیکن مشغول به کار شد . و در 17 بازی 2گل نیز به ثمر رسانید . و رکورد خود را به 361 بازی و 243 گل رسانید. سپس آخرین بازی خود را برای اینتر و در رده باشگاهی در 29 جون 1947 در سنسیرو مقابل بولونیا انجام دارد و از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

جوزپه بعد از خداحافظی :

جوزپه در 14 فوریه 1952 به مربیگری ایتالیا برگزیده شد و تا 17 مارچ 1953 در این سمت باقی ماند ولی کارنامه جالبی نداشت . او در 8 بازی ، 2 برد ، 4 باخت و 2 مساوی کسب کرد.

جوزپه مئاتسا در سال 1979 و در سن 68 سالگی چهره در نقاب خاک کشید . و در 23 آگوست 1979 و در روز 69 سال تولدش شورای شهر میلان ورزشگاه سنسیرو را به جوزپه مئاتسا تغییر نام داد. روحش شاد.

خلاصه زندگی ورزشی مئاتسا :

نام : جوزپه پپینو مئاتسا

لقب : il balilla

تارخ تولد : 23 آگوست 1910

محل تولد : میلان . ایتالیا

پست : هافبک

مرگ : 1979

عملکرد در تیم ملی :

بازی : 53 گل : 33 کاپتانی : 17 بازی

افتخارات : دوبار قهرمان جام جهانی در سالهای 1934 – 1938 و دو کوپا اینترناتسیوناله در سالهای 30 و 35

رکورد ها :

* اولین بازیکن برنده دو جام جهانی پی در پی
* اولین بازیکن برنده جام جهانی در خارج از ایتالیا
* اولین برنده اروپایی دو جام جهانی پی در پی.

مربی گری : 8 بازی – 2 برد – 4باخت – 2 مساوی

در سری آ :

باشگاهها : اینتر و میلان و یووه و آتالانتا و وارزه
فصل حضور : 17 فصل ( اینتر 13 – میلان 2 - یووه 1- آتالانتا 1 )
بازی ها : 439 بازی ( اینتر 243 – میلان 37 – یووه 27 – آتالانتا 2 )
گل ها : 264 گل ( اینتر 243 – میلان 9 – یووه 10 – آتالانتا 2 )
افتخارات :
* 2 بار قهرمان سری آ
* 2 بار آقای گل سری آ
* 2 بار نفر دوم گلزنان سری آ
* ا بار کوپا ایتالیا
رکورد : 6 گل در یک بازی در 12 می 1929 در برد 10-2 اینتر مقابل ونتسیا

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:27
هرنان كرسپو:


اسم=هرنان کرسپو
تولد=5/7/1975
محل تولد=فلوریدا
ملیت=آرژانتین
قد=۱۸۴
وزن=۷۸
پست بازی=فولوارد
شماره پیراهن=۹
باشگاه فعلی=اینتر میلان
وضعیت=متاهل همسری ایتالیائی به نام (
بزرگترین آرزو=فتح لیگ قهرمانان اروپا
باشگاه های قبلی=(لاتزیو ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲)و(اینتر میلان ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳)و(چلسی ۲۰۰۳ تا به امروز)
(۲۰۰۳/۲۰۰۴ به صورت قرضی برای آث میلان)و(۲۰۰۶ بازگشت به اینتر تا به امروز (قرضی))
البته ناگفته نماند در دورهای کرسپو در پارما هم توپ زده است و در سال ۱۹۹۹ به قهرمانی جام
یوفا با این تیم ایتالیائی دست یافته است و کرسپو تا سال ۲۰۰۸ با چلسی قرارداد دارد.
اولین گل برای اینتر میلان=اولین گل در برابر میلان
رده ملی-افتخارات
آرژانتین-هرنان کرسپو بازیکن خوش سیما و گلزن آرژانتینی اولین بازی خودش رو برای تیم ملی
آرژانتین در فوریه سال ۱۹۹۵ در برابر بلغارستان انجام داد وی سابقه حضور در دو جام جهانی ۲۰۰۲
کره/ژاپن و ۲۰۰۶ آلمان را دارد که در هردو جام جهانی همراه با پسران آفتاب به توفیق چندانی
دست پیدا نکردند وی در آخرین کوپا آمریکا که در سال ۲۰۰۷ در کشور ونزوئلا بر گزار شد در مجموع
با زدن ۳ گل به کار خود پایان داد و مصدومیتی گریبان او را گرفت تا فینال را از دست داده و آرژانتین
هم نتواند از پس رقیب دیرینه خود برزیل بر بیاید و آرژانتینی ها در حسرت طولانی مدت کوپا بمانند
اما کرسپو با گل زنی در این کوپا رکورد مارادونا رو شکست و اگر اشتباه نکنم کرسپو ۲۴ گل زده در
کارنامه مای خود ثبت کرده.
رده باشگاهی-افتخارات
پارما-
کرسپو با بازی های خوبی که در سال ۱۹۹۹ از خودش انجام داد یکی از موثرترین بازیکنان در قهرمان
شدن پارما در جام یوفا بود و در مجموع ۲۸ گل برای تیم پارما به ثمر رساند.
لاتزیو-
بازی های خوب او را در لاتزیو همه در خاطر دارند وی یک رکورد هم دارد ۶۰ میلیون بابت کرسپو
وی فصل ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ را در لاتزیو گذاراند و در ۳۲ مسابقه برای این تیم ایتالیائی ۲۶ گل زد و در
تابستان ۲۰۰۱ با قراردادی به اینتر میلان پیوست.
اینتر میلان-
وی فصل ۲۰۰۱/۲۰۰۲ را در اینتر سپری کرد و خوب در قالب اینتر میلان خود را در جلوه یک ستاره به
جهان فوتبال دیکته کرد و در اولین حضورش در جام باشگاه های اروپا ۹ گل به ثمر رساند و این خیلی
خوب بود و یک رکورد به حساب میامد اما وی که با مبلغ ۲۰ میلیون به اینتر آمد با اینتر تمدید نکرد و
از فوتبال ایتالیا دل کند هر چند همسر ایتالیائی داشت
چلسی-
و با قراردادی ۲۴ میلیونی به استندفول بریچ چلسی رفت و اونجا به نیمکت نشینی صرف تبدیل
شد وی در برنامه های خوزه مورینیو هم جائی نداشت و ایتالیا را بیشتر نیپسندید و در فصل
۲۰۰۲/۲۰۰۳ به صورت قرضی به رقیب یعنی میلان پیوست.
آث میلان-
وی با آث میلان در اروپا به فینال رسید وی ۶ گل در پیراهن میلان به ثمر رساند و در فینال هم گل زد
اما از بخت بد وی او در آرزوی جام ماند تا این یک حسرت بزرگ برای وی بماند و به نائب قهرمانی
بسنده کند بعد از گذشت یک سال وی فصل ۲۰۰۴/۲۰۰۵ را در چلسی گذراند و انقدر نیمکت نشین
شد تا حوصله اش سر رفت و گفت من دیگر در چلسی بازی نخواهم کرد
بازگشت به اینتر میلان-
وی در سال ۲۰۰۶ به جای اصلی خود که قبلا هم در آن بازی کرده بازگشت یعنی اینتر میلان وی که
همسری ایتالیائی دارد و شاید هم به میل همسرش پای به جوزپه مه آتزا گذاشته با اینتر میلان
روز های خوشی را در حال سپری کردن است وی با اینتر میلان در فصل پیش به قهرمانی در سری آ
و جام حذفی و ******** کاپ ایتالیا دست یافت و امسال هم اسکدتو بر سینه او -- شده و فینال
******** کاپ ایتالیا که همه ساله قبل از شروع فصل بین قهرمان جام حذفی و قهرمان کالچیوو
برگذار میشود در انتظار اوست.

وضعیت- وی همکنون از فرمه خوبی برخوردار است و به تمرینات نراتزوری ها بازگشته و امسال
مدعی تمام جام های ممکن هست وی از وضعیت خود راضی بوده و گفته من تمام تلاشم را
خواهم کرد تا در ترکیب اصلی اینتر که کاره سختی هم هست قرار گیرم.

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:29
خوليو کروز


نام کامل= خولیو ریکاردو کروز
تاریخ تولد= ۱۰ اکتبر ۱۹۷۴ (۳۲ ساله)
محل تولد= سانتیاگو دل استرو (آرژانتین)
تفریح مورد علاقه= باغبانی
نام مستعار= El Jardinero
قد= ۱.۹۰
وزن= ۷۸ کیلو گرم
پست= مهاجم
شماره پیراهن= ۹
باشگاه فعلی= اینتر میلان (ایتالیا)
باشگاه های قبلی= بانفیلد (آرژانتین) - ریوال پلاته (آرژانتین) - فاینورد (هلند) - بلونیا (ایتالیا)
مقدمه
خولیو کروز مهاجم آرژانتینی اصل تیم اینتر میلان در ۱۰ اکتبر ۱۹۷۴ در شهر سانتیاگو دل
استرو به دنیا آمده است کروز پست تخصصی اش فلوارد است وی ۱۹ سانت نیز قد دارد خولیو کروز
در جوانی قبل از سال ۱۹۹۳ که تاریخ دقیق آن نیز مشخص نیست به عضویت جوانان بامفیلد آرژانتین
در آمد و توانست با بازی های خوبی که برای این تیم انجام داد به تیم بزرگسالان آن تیم راه یابد.
کروز در سال ۱۹۹۳ به طور رسمی به دنیای فوتبال معرفی شد و فوتبال را برای ادامه زندگی انتخاب
کرد ستاره جوان آرژانتینی در سال ۱۹۹۴ پیشنهاد خوبی از لیگ برتر و از تیم اورتون داشت اما این
پیشنهاد را رد کرد وی طی ۶۵ بازی که برای تیم بنفیلد انجام داد توانست ۱۶ گل را به ثمر برساند
وی در سال ۱۹۹۶ در ترانسفوری به تیم ریول پلاته آرژانتین پیوست ریول پلاته ای که یکی از تیمهای
بازیکن ساز جهان به شمار می رود کروز تنها یک فصل موفق شد تا پیراهن این تیم آرژانتینی را بر تن
کند و بس این بار با پیشنهادی بهتر از تیم فاینورد هلند مواجه شد و بلافاصله به این تیم پیوست وی
در کل ۲۹ بازی برای ریول پلاته انجام داد و توانست ۱۷ گل به ثمر برساند که همین آمار کافی بود تا
همه به مثبت بازی کردن وی اطمینان داشته باشند وی کلا ۳ فصل برای تیم فاینورد بازی کرد و باز
هم آنجا خود را به همگان اثبات کرد و انجا هم آمار قابل توجهی به جای گذاشت وی در ۸۶ بازی ای
که برای این تیم انجام داد ۴۴ بار دروازه حریفان را گشود اما دیگر در هلند جائی نداشت کشوری با
مهاجمان بزرگ و در سال ۲۰۰۰ میلادی به ایتالیا آمد تا بتواند بازی در بهترین لیگ جهان (سری آ) را
تجربه کند وی در سال ۲۰۰۰ به تیم بلونیا ایتالیا که همکنون در سری ب قرار دارد پیوست ولی کروز
در تیم بلونیا چندان موفق عمل نکرد و تنها ۳ فصل بیشتر در این تیم دوام نیاورد طی ۸۸ بازی که با
پیراهن این تیم انجام داد موفق شد تنها ۲۷ گل به ثمر برساند و اما مهمترین اتفاق ورزشی برای
خولیو کروز پیوستن ه بهترین تیم باشگاهی جهان در بهترین لیگ جهان بود.
اینتر میلان (ایتالیا)
در سال ۲۰۰۳ خولیو کروز از باشگاه قبلی خود بلونیا ایتالیا جدا شد و به تیم اینتر میلان ایتالیا پیوست
وی در اولین فصل حضور خود در اینتر موفق شد ۱۲ گل برای این تیم به ثمر برساند وی اولین گل
خود در اروپا را در سپتامبر سال ۲۰۰۳ در برابر آرسنال از انگلیس به ثمر رساند که آن بازی با نتیج ۳ بر
۰ به نفع نراتزوری ها به پایان رسید در طی چند سال مسئولان تیم رم برای جذب کروز تلاش زیادی
انجام دادند اما موفق نشدند تا چند هفته پیش هم مسئولان تیم لاتزیو ایتالیا که سال قبل هم قصد
به خدمت گرفتن خولیو کروز را داشتند ناکام مانند و خولیو کروز به تیم آقای موراتی وفادار باقی ماند
و تا سال ۲۰۰۹ قرارداد خودش را تمدید کرد کروز در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ در حالی که در اکثر بازی های
اینتر روی نیمکت بود و نسبت به دیگر مهاجمان کمتری بازی را انجام داد موفق شد ۲۱ گل را به ثمر
برساند و در مجموع برای اینتر ۸۷ بازی انجام داده است و موفق شده ۳۵ گل نیز به ثمر برساند وی
یکی از بازی های خاطر انگیر خود را در فینال کوپا ایتالیا در برابر رم انجام داد در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ که
در آن زمان اینتر توانست با نتیجه ۳ بر ۱ رم را شکست دهد و قهرمان شود در آن زمان کروز گل دوم
اینتر را به ثمر رساند خولیو کروز در فصل بعد (۲۰۰۶-۲۰۰۷) در لیگ قهرمانان اروپا ۳ گل به ثمر رساند
کروز که به صورت ذخیره طلائی آقای روبرتو مانچینی در آمده است یک بازی خیلی خوب در ۲۶۶
دربی شهر میلان به نمایش گذاشت و در نیمه دوم بلافاصله که به زمین آمد برای تیم اینتر گل زد
البته با پاس گل ابراهمویچ و چند دقیقه بعد ابراهمویچ با پاس گل کروز گل دوم اینتر را وارد دروازه
میلان کرد تا اینتر بتواند میلان را با نتیجه ۲ بر ۱ به زانو در آورد و رونالدو مهاجم تازه وارد میلان را به
سکوت وادرا کند وی در راستای رکورد زنی یک رکود خوب هم برای خود به جای گذاشته است وی
توانسته است در یک بازی در دقیقه ۱۰۹ برای اینتر گل بزند و این یک رکود محسوب می شود.
افتخارات خولیو کروز در اینتر
قهرمانی در لیگ ایتالیا (سری آ) فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ و فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۷
کوپا ایتالیا (جام حذفی) در تابستان فصل های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶
ایتالیا ******** کاپ در فصل ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶
تیم ملی آرژانتین
خولیو کروز در تیم ملی آرژانتین کلا ۱۷ بازی انجام داده و موفق شده است که ۳ گل به ثمر برساند
وی در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان نیز برای تیم ملی آرژانتین بازی کرد و در آخرین بازی آرژانتین در این
رقابت ها در اواسط نیمه دوم وارد زمین شد اما آرژانتین به آلمان میزبان باخت و حذف شد و کروز
هم نتوانست از این اتفاق بد جلوگیری کند و در پنالتی ها آلمان آرژانتین را حذف کرد.

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:29
پاتريک ويرا


نام کامل= پاتریک دوناله ویرا
تاریخ تولد= ۲۳ جولای ۱۹۷۶ (۳۱ ساله)
محل تولد= داکار - کشور سنگال
قد= ۱.۹۳
نخستین بازی ملی= در سال ۱۹۹۷
باشگاه فعلی= اینتر میلان ایتالیا
شماره پیراهن= ۱۴
باشگاه های قبلی= آس کانز - آث میلان - آرسنال - یونتوس
مقدمه= پاتریک ویرا در سنگال و در شهری به نام Christian Cape Verdian به دنیا آمد بعد از مدتی
این کودک سیه چورده از سوی خانواده اش به کشور فرانسه انتقال داده شد آن زمان پاتریک ۸ سال
بیشتر سن نداشت وی اولین بازی خود را در جهان فوتبال در سن ۱۷ سالگی برای تیم کانز انجام داد
وی در آن زمان به کاپیتانی این تیم برگزیده شد پاتریک ویرا قبل از بازی برای کانز در تیم های جوانان
Trappes - Drouais - Tours نیز عضویت داشت طی سال های ۱۹۸۴ الی ۱۹۹۳ و در سال ۱۹۹۳ بود
که به تیم کانز پیوست وی در تیم کانز بهترین بازی ها را برای این تیم انجام داد.
پاتریک ویرا در آث میلان (ایتالیا)
و اما درخشش این بازیکن سنگالی اصل باعث شد تا وی بعد از ۲ سال بازی برای کانز در تابستان
۱۹۹۵ به بهترین لیگ جهان و تیم بزرگی همچون آث میلان انتقال یابد اما وی در تیم آث میلان جائی
نداشت و طی یک فصل حضور خود در این تیم از سال ۱۹۹۵ - ۱۹۹۶ فقط موفق شد تا ۲ بار در ترکیب
این تیم قرار گیرد و هیچ موفقیتی آید پت ویرا نشد و او هیچ گلی هم به ثمر نرساند
پاتریک ویرا در آرسنال (انگلیس)
آرسنال که به گفته خود پاتریک ویرا هر چه دارد از آرسنال است طی یک فصل حضور ناموفق پاتریک
در میلان مسئول استعداد یابی تیم آرسنال انگلیس نابغه ای سنگالی را کشف کرد و پاتریک راهی
لندن شد در سپتامبر سال ۱۹۹۶ زمانی که وی به آرسنال پیوست کسی فکرش را نمی کرد روزی
پاتریک به مرد اول توپچی های لندن تبدیل شود اما پاتریک این توانائی را داشت هافبک طراحی که
نبض بازی دست او بود و با نبود او آرسنال فقدان بزرگی داشت آرسل ونگر سرمربی تیم آرسنال که
خود یک فرانسوی است در کشف استعداد های فوتبال به خصوص فرانسوی ها مهارت خاصی دارد
و این بار بر روی پاتریک سرمایه گذاری کرد ونگر ویرا را با رقم ۳.۵ میلیون یورو به ومبلی سابق برد.
ویرا که به تازگی به لیگ برتر راه پیدا کرده بود خیلی زود به زوج موفقی در فوتبال جزیره به همراه
امانوئل پتیت تشکیل داد وی در سال ۱۹۹۸ که سال تکرار ناشدنی برای وی خواهد بود موفق شد
عنوان قهرمانی لیگ برتر در فصل ۱۹۹۷-۱۹۹۸ را به دست بیاورد و همچنین عنوان قهرمانی جام
حذفی انگلیس (اف ای کاپ) را به دست بیاورد پاتریک در این سال در تابستان سال ۱۹۹۸ برای اولین
به همراه فرانسه(خروس های آبی)به فینال جام جهانی راه یافتند و موفق به کسب عنوان قهرمانی
جهان شدند بدون تردید تکرار این قهرمانی برای پارتیک ویرا کاری بس دشوار و سخت خواهد بود اما
طمع بازیکن فرانسوی توپچی ها بی پایان بود و آرسنال دیگر تبدیل شده بود به تیم اول فوتبال جزیره
و آرسنال به همراه پاتریک ویرا در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱ دوباره موفق به کسب عنوان قهرمانی در لیگ
برتر شد و آرسنال همه این ها را مدیون پاتریک ویراست اما ویرا که کسب افتخار از آسمان به صورت
تگرگ برای وی می بارید در سال ۲۰۰۰ نیز به همراه فرانسه باز هم موفق ظاهر شد و این باز موفق
به کسب عنوان قهرمانی مسابقات یورو ۲۰۰۰ شد با شکست پرتغال نگون بخت ویرا در سال ۲۰۰۲
به کاپیتانی توپچی ها در آمد و باز هم موفقیت دیگری برای آرسنال آفرید وی موفق شد به همراه
هم تیمی های خود در سال ۲۰۰۳ در جام حذفی را کسب کرد اما در میانه های فصل ۲۰۰۳ کاپیتانی
به دیوید سیمن دروبازبان انگلیسی آن دوران آرسنال واگذار شد اما این چیزی از ارزش های ویرا کم
نکرد و علاوه بر آنکه باعث تضعیف روحیه وی نشد بلعکس چنان روحیه ای به وی تزریق کرد تا بتواند
در فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۴ عنوان قهرمانی لیگ برتر را برای سومین بار کسب کند و دوباره با شایستگی
تمام عنوان کاپیتانی را از سیمن پس بگیرد و در همان سال نیز به فینال جام حذفی برسد و در یک
بازی سخت و دشوار در برابر منچستر یونایتد در ضربات پنالتی موفق به شکست منچستر و کسب
عنوان قهرمانی شود اما ویرا در همان سال در اروپا با تیم آرسنال به موفقیتی چندانی دست نیافت
و در مرحله گروهی به همراه آرسنال از گردونه رقابت ها حذف شدند بعد از اتفاقات خوشی که برای
ویرا در لندن افتاد و آرسنال که به فکر تاسیس ورزشگاه جدیدی بود (امارات) ناگهان به فکر فروش پت
افتاد در کل پاتریک ویرا ۲۷۹ بازی بری آرسنال انجام داده و موفق به زدن ۲۹ گل نیز شده با رفتن ویرا
آرسنال دگرگون شد و همه از ضعف احتمالی آرسنال صحبت می کردند اما پدیدهای به نام هانری
با شایستگی تمام جای ویرا را پر کرد...؟
پاتریک ویرا در یونتوس (ایتالیا)
در آن زمان ویرا خواهان زیادی داشت از جمله رئال مادرید و منچستر اما سر از سری آ ایتالیا در آورد
چون با محیط آنجا بیگانه نبود پاتریک ویرا با مبلغ ۱۳.۷ میلیون یورو راهی تورین ایتالیا شد اما روحش
هم خبر نداشت که دارد وارد تیم فاسدی همچون یونتوس تورین می شود این اتفاق در ۱۴ جولای
سال ۲۰۰۵ رخ داد رفتن وی از آرسنال شک شدیدی به تیم انگلیسی وارد کرد اما فوتبال است دیگر
در آن زمان کاپلو بازیکنان بزرگی را به یونتوس آورد همچون زلاتان ابراهمویچ سوئدی - ندود از چک و
امرسون از برزیل ام افسوس و ۲۰۰ افسوس که یووه پاک نبود یوونتوس همه چیز داشت جز غیرت و
مردانگی تیمی که باعث شد پدیده شومی به نام کالچوپولی بوجود بیاید ویرا در مجموع برای یووه
۳۱ بازی انجام داد و در مجموع ۵ گل نیز به ثمر رساند و جالب هست بدانید که ویرا در واقع در یووه
هیچ افتخاری کسب نکرد قهرمان ایتالیا (سری آ) شدند اما این عنوان به اینتر میلان کبیر رسید و پت
ویرا در تیم آشفته ای همچون یووه نماند یووه به سری (ب) سقوط کرد
پاتریک ویرا در اینتر میلان (ایتالیا)
پاتریک ویرا که هیچ گونه احساس مسئولیتی نسبت به یوونتوس نداشت به همراه زلاتان ابراهمویچ
مهاجم سوئدی این تیم به تیم اینتر میلان ایتالیا پیوستند.
بعد از این که یووه خائن دگرگون شد بزرگان این تیم به سرعت از این تیم جدا شدند اما بعد از آن ویرا
بازی های جام جهانی را در راه داشت ویرا در جام جهانی در کنار ستاره فرانسوی زندین زیدان برای
فرانسه بهترین بازی ها را برای فرانسه انجام دادن و این تیم را به فینال رساندند اما ایتالیا مدافعی
داشت که همه چیز داشت حتی فراتر از یک بازیکن فوتبال و مارکو ماتراتزی ویرا و زیدان را از لمس
کردن آن جام طلائی جام جهانی که در آلمان برگذار شد باز داشت.(بگذریم)
ویرا هم همچون سایر اینتر ها در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۷ یک فصل رویائی را در سری آ تجربه کرد ۱۷ برد
پیاپی ۹۷ امتیاز و ۵ هفته مانده به پایان قهرمانی ره برای آقای موراتی به ارمغان آوردند ویرا همکنون
متاسفانه در بند مصدومیت قرار دارد که دلیل آن لج کردن و بی توجهی دوکنک سرمربی تیم فرانسه
و استفاده نا به جا از ویر در مقدماتی یورو ۲۰۰۸ بوده است.
ویرا در مجموع برای اینتر ۲۰ بازی انجام داده و ۱ گل به ثمر رسانده است و این ثابت می کند که
چقدر ویرا از مصدومیت رنج می برده است در سال ۲۰۰۶ ویرا به همران اینتر موفق به کسب عنوان
قهرمانی جام حذفی و ******** کاپ ایتالیا نیز شد.

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:30
اليوير داکورت


نام کامل= الویر نیکولاس آندره داکورت
متولد= ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۴ (۳۲ساله)
محل تولد= مونتریلی - فرانسه
قد= ۱.۷۵
پست= هافبک میانی
باشگاه فعلی= اینتر میلان ایتالیا
شماره پیراهن= ۱۵
باشگاه های قبلی= استراسبورگ - اورتون - لانس - لیدز یونایتد - آس رم
الیور داکورت هافبک فرانسوی تیم باشگاه اینتر میلان ایتالیا در ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۴ در فرانسه به دنیا
آمد وی تا حالا برای تیم های باشگاهی مختلفی بازی کرده است و به جز لالیگا ایتالیا تمام لیگهای
مهتر از جمله ایتالیا و انگلیس را تجربه کرده است.وی به نظر خودش بهترین بازیش را در برابر رم در
فینال جام حذفی ایتالیا در فصل ۲۰۰۵/۲۰۰۶ انجام داده است داکورت در جوانی خود طی سال های
۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸ برای تیم استرازبورگ فرانسه بازی کرد و در این تیم به بازیکن محبوبی تبدیل شده بود
داکورت کلا بازیکنی است که زیاد دارای خصوصیات تهاجمی نمی باشد و اصلا هم گلزن نمی باشد
وی در کارنامه ملی خود ۲۱ بازی برای فرانسه (خروس های آبی) به ثبت رسانده و در ۲۱ بازی فقط
توانسته ۱ گل به ثمر برساند.
داکورت از نگاه آمار
استرازبورگ فرانسه = ۱۲۷ بازی ۴ گل (۱۹۹۲-۱۹۹۸)
اورتون انگلیس= ۳۰ بازی - ۲ گل (۱۹۹۸-۱۹۹۹)
لانس فرانسه = ۲۶ بازی - ۲ گل (۱۹۹۹-۲۰۰۰)
لیدز یونایتد انگلیس= ۵۷ بازی - ۳ گل (۲۰۰۰-۲۰۰۳)
آس رم ایتالیا= ۹۴ بازی - ۲ گل (۲۰۰۳-۲۰۰۶)
اینتر میلان ایتالیا= ۲۴ بازی - ۰ (بدون گل زده) (۲۰۰۶-....)
تیم ملی فرانسه= ۲۱ بازی - ۱ گل
--اولین بازی برای تیم باشگاهی استراسبورگ ۰ - ۲ آیکرو
--اولین گل برای تیم باشگاهی استراسبورگ ۲ - ۱ پاریس (اس جی) در دقیقه ۵۰
--اولین بازی در لیگ فرانسه استراسبورگ ۲ - ۰ بوداپست (۲۸ سپتامبر ۱۹۹۵)
--اولین گل در لیگ فرانسه لانس ۲-۲ اتلتیکو مادرید (دقیقه ۱۶) - (۲ مارس ۲۰۰۰)
--اولین بازی در لیگ برتر اورتون ۰-۰ استون ویلا (۱۵ آگوست ۱۹۹۸)
--اولین گل در لیگ برتر اورتون ۵-۰ میدلسبورگ (دقیقه ۶۲) - (۱۷ فوریه ۱۹۹۹)
--۸۷ گل در لیگ برتر انگلیس ۵ گل
--۶۸ بازی در سری آ و ۲ گل زده
--اولین بازی برای تیم ملی فرانسه در ۳۰ می ۲۰۰۱ در برابر کره جنوبی (فرانسه ۵ - ۰ کره) در
چهارچوب جام کنفدراسیون ها

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:31
سانتياگو سولاری

نام کامل= سانتیاگو هرنان سولاری
تاریخ تولد= ۷ اکتبر ۱۹۷۶ (۳۱ ساله)
محل تولد= روساریو (آرژانتین)
قد= ۱.۸۵
وزن= ۷۵ کیلو گرم
پست= هافبک
باشگاه فعلی= اینتر میلان (ایتالیا)
شماره پیراهن= ۲۱
باشگاه های قبلی= نیو اولد بویز - رناتو کاسرینی - ریول پلاته - اتلتیکو مادرید - رئال مادرید

سانتیاگو سولاری در ۷ اکتبر ۱۹۷۶ در شهر روساریو آرژانتین به دنیا آمد وی در یک خانواده
فوتبالی پایبه عرصه فوتبال گذاشت عموی وی (جورجی سولاری) و برادر وی (استبان سولاری) از
بازیکنان خوبی بودند که در انتخاب فوتبال و القای آن بر ذهن سانتایگو تاثیر خاصی داشتند وی برای
اولین بار در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۵ و بدون بازی کردن در هیچ گونه تیم پایه و جوانانی برای اولین بار
به صورت حرفه ای در تیم نیو اولد بویز آرژانتین عضو شد اما جالب است بدانید که وی اصلا بازی در
این تیم بزرگ را تجربه نکرده و یک فصل کاملا ناموفق را در این تیم سپری کرده است فصل ۱۹۹۴-۵
سولاری را یاد خاطراتی شیرینی نخواهد انداخت اما این پایان کار ستاره آرژانتینی نبود که که از صبر
و تومعنینه خاصی برخوردار است در ۹۵ به مدت یک فصل دیگر هم به یک تیم آرژانتینی دیگر به نام
رناتو کاسرینی پیوست اما در آن تیم هم مهم نبود و در طول ۹ بازی که برای این تیم انجام داد ۱ گل
را به ثمر رساند و در سال ۱۹۹۶ به تیم دیگری نقل مکان کرد - ریول پلاته - تیم ستاره ساز سولاری
که تازه تیمی که باید از اول در آن عضو می شد را تازه یافته بود از رفتن به ریول پلاته به نیکی یاد
می کند وی هم در نوع بازی و هم در آمار نسبت به سایر تیم ها موفق تر عمل کرد و توانست آمار
را دو برابر کند و دو فصل در این تیم دوام بیاورد و در طول ۶۶ بازی که انجام داد ۱۳ بار برای این تیم
گلزنی کند وی در سال ۱۹۹۸ یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی فوتبالی خود را تجربه کرده و به اروپا
معبد فوتبالیست های بزرگ منتقل شد وی برای اولین تیم اروپائی خود تیم اتلتیکو مادرید اسپانیا را
انتخاب کرد وی دوارن خوبی در اتلتیکو مادرید داشت اما هیچ گاه طعم قهرمانی را نچشید و بازیهای
خوب او سران باشگاه رئال مادرید را پیشنهاد آنها هر بازیکنی را به وسوسه خواهد انداخت موجب
شد تا سولاری در همان شهر مادرید ماندگار شود آن هم برای ۴ فصل سولاری با رئال مادرید با ۴
فصل حضور خود در رئال مادرید تمام عناوین قهرمانی را تجربه کرده است ائم از قهرمانی در اروپا و
قهرمانی در لالیگا وی در طول ۱۳۱ بازی که برای رئال انجام داد توانست ۱۰ گل به ثمر برساند وی در
فصل های ۲۰۰۰-۲۰۰۱ و ۲۰۰۲-۲۰۰۳ موفق شد به همراه رئال به قهرمانی در لالیگا دست یابد و در
فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳ قهرمانی در اروپا را تجربه کند آن هم سالی که رئال همه قهرمانی ها را درو کرد
اما رئال در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵ که دیگر در ترکیب اصلی خود با در اختیار داشتن ستاره های بزرگ دیگر
جائی برای سولاری نداشت و سولاری هم دیگر از نیمکت نشینی خسته شده بود تصمیم گرفت
که به بهترین تیم جهان و بهترین لیگ جهان نقل مکان کند.
سانتیاگو سولاری در اینتر میلان
و این بار تصمیم گرفت پیراهن نراتزوری ها را بر تن کند و تا با اکنون بازی های قابل قبولی برای اینتر
انجام داده است سولاری تا حالا در ۳۳ بازی که برای اینتر به میدان رفته توانسته که ۴ بار دروازه
حریفان را بگشاید از افتخارات سولاری به همراه اینتر می توان قهرمانی در دو فصل پیاپی در سری آ
و فتح اسکدتو را ذکر کرد در فصل های ۲۰۰۵-۲۰۰۶ / ۲۰۰۶-۲۰۰۷ و به نظر می رسد برای سومین
بار فتح اسکدتو برای اینتر کار مشکلی نخواهد بود از دیگر افتخارات فتح کوپا ایتالیا (جام حذفی) در
فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ و ******** کاپ ایتالیا در همان فصل نام برد.
سانتیاگو سولاری در تیم ملی آرژانتین
سولاری در تیم ملی آرژانتین چندان موفق ظاهر نشد و این ستاره با اخلاق و خوش سیمای اینتر
فقط توانسته ۷ بازی و ۲ گل برای تیم آرژانتین (کبیر) به ثمر برساند.


آمار و ارقام افتخارات ثبت شده برای سانتیاگو سولاری


قهرمانی در لیگ آرژانتین در سال های ۱۹۹۶-۱۹۹۷ / ۱۹۹۷-۱۹۹۸ / جام حذفی ۱۹۹۶-۱۹۹۷
قهرمانی در لالیگا اسپانیا در سال های ۲۰۰۰-۲۰۰۱ / ۲۰۰۲-۲۰۰۳
قهرمانی در جام یوفا در سال ۲۰۰۱-۲۰۰۲
قهرمانی در جام باشگاه های اروپا در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳
قهرمانی در جام اینتر ناشنالکاپ (قهرمان اروپا و یوفا) در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳
قهرمانی در سری آ ایتالیا در سال های ۲۰۰۵-۲۰۰۶ / ۲۰۰۶-۲۰۰۷ به همران اینتر میلان
قهرمانی در ******** کاپ (جام حذفی) در سال ۲۰۰۵-۲۰۰۶ به همراه اینتر میلان

MoJtaBa.R
04-10-2008, 15:43
نام:سسك فابرگاس

قد : 180
تاریخ تولد : 4 می 1987



فابرگاس ستاره ی خوش نام اسپاینایی در سال 87 در شهر آرنیس دمار ایالت كاتالونیا متولد شد.دوران فوتبالی او با تیم بارسلونا شروع شد.در تیم جوانان بارسا شروع به بازی كرد و درسال 2003 و در سن 16 سالگی نظر مربی بازیكن ساز توپچی های لندن را به خود جلب كرد و سپس با قرار دادی دو ساله به آرسنال منتقل شد.
در سال اول حضورش در آرسنال بازیهای چندانی انجام نداد ولی فصل دوم توانست از فرصت و مصدومیت هافبك های كلیدی توپچی ها نهایت استفاده را برده و در كنار بزرگانی چون سیلوا در خط میانی قرار گیرد.او در این فرصت توانست نقش یك بازیساز خوش فكر را برای آرسنال ایفا كند.كارهای دفاعی بر عهده ی سیلوا بود و بازیساز تیم فابرگاس.این در حالی بود كه هنگامی كه در جوانان بارسا بازی میكرد یك هافبك دفاعی بود!!
سسك ابتدا زندگی در پایتخت انگلیس را برای خود غیر قابل تحمل دانست ولی به كمك هم تیمیهایش علی الخصوص فیلیپ سندروس توانست با شرایط جدید كنار بیاید.
اولین بازی فابرگاس برای آرسنال به همان اولین سال حضورش و در جام حذفی انگلستان در مقابل تیم رتردام یونایتد صورت گرفت.این بازی باعث شد تا نام او در تاریخچه ی آرسنال به عنوان جوان ترین بازیكن تاریخ باشگاه ثبت شود.
در سال اول در عین قهرمانی آرسنال در لیگ به وی مدالی تعلق نگرفت زیرا وی حتی 1 بازی هم برای آرسنال انجام نداده بود.
اولین بازی فرانس خارج از جام حذفی به بازی مقابل منچستر یونایتد Community_Shield بر میگردد كه وی به علت مصدومیت ویرا وارد زمین شد. وجالب اینكه اولین حضور او در تركیب اصلی نیز مقابل منچستر یونایتد بود كه توانستند در ضربات پنالتی یونایتد را شكست داده و قهرمان شوند.
پس از پیوستن ویرا به یووه وی مجال یافت تا بیشتر خود نمایی كند . همچنین شماره ی 4 پاتریك ویرا را به او دادند!
او در ادامه در آرسنال درخشید و هم اكنون جزو كلیدی ترین بازیكنهای این تیم به شمار میرود.

افتخارات با آرسنال
FA Community Shield: 2004-05
FA Cup: 2004-05

Runners-up
FA Community Shield: 2005-06
Premier League: 2004-05
League Cup: 2006-07
UEFA Champions League: 2005-06


فابرگاس در تیم ملی

شروع بازی وی برای كشورش اسپانیا نیز به تیم ملی جوانان باز میگردد.
در مسابقات جهانی زیر 17 سال سال 2003 ككه در فنلاند برگزار شد وی عضو تیم ملی اسپانیا بود.با وجود اینكه وی به عنوان هافبك برای تیم بازی میكرد به آقای گلی آن جام رسید ولی در فینال قابل تیم برزیل مغلوب شد و چیزی به جز نائب قهرمانی به او نرسید.

ali...
05-10-2008, 12:25
لطفا از کــــــاکـــــــا هم بنویسید

MoJtaBa.R
05-10-2008, 12:41
لطفا از کــــــاکـــــــا هم بنویسید

در همون صفحه هاي اولي بودش چطور نديديشون ؟؟

اطلاعات نسبتا جامعي توش بود

nafas
29-06-2009, 22:32
دختر باز اخراجی ، مهاجم شد


روبین در تاریخ 1983 در یکی از محله های شرقی روتردام هلند به دنیا آمد ، مادرش معلم و پدرش بازیگر بود . وی در مدرسه مشگلات اخلاقی زیادی داشت و اغلب از کلاس های درسی به خاطر رفتارهایش اخراج میشد . مسئولین مدرسه ی وی همواره از دختر باز بودن روبی به خانواده ون پرسی شکایت میکردند . روبین بعد از گذراندن هیجانات جوانی با دختری به نام Bochra ازدواج کرد و در 16 نوامبر 2006 پسری به نام Shaqueel را به دنیا آوردند . خانواده ی کوچک ون پرسی در شمال لندن ساکن هستند در منطقه ی Enfield
روبین در سال 2005 متهم به تجاوز به یک زن هلندی – نیجریه ای شد اما بعد از تحقیقات پلیس وی بی گناه شناخته شد .

روبین در جهان فوتبال »»»

ون پرسی فوتبال حرفه ای خود را در باشگاهی در روتردام آغاز کرد و در سال 2001 راهی یکی از سه تیم برتر هلند یعنی باشگاه بازیکن ساز فاینورد شد . این باشگاه بازیکنانی چون رودگولیت را به جهان فوتبال شناسانده بود و روبی آرزو داشت روزی یکی از ستارگان فاینورد شود . وی به تیم ملی زیر 19 هلند دعوت شد ، بعد از پایان سن 19 سالگی به تیم ملی زیر 21 سال منتقل شد .

روبین در همان اوایل کار با بدشانسی رو برو شد و با مصدومیت ، قرارداد 3 ساله خود را با فاینورد آغاز کرد . این مورد مانع پیشرفت طوفانی روبی نشد وی در سال 2002 با فاینورد به فینال یوفا رفت و با بازی اثرگذارش توانست قهرمانی را از چنگ دورتمندی ها ( روزی تیم لمان و روسیکچی بود ) درآورد و به هلند بیآورند . وی جایزه بازیکن با استعداد فصل 2001-2002 که توسط KNVB به وی داده شد را آغازی طلایی برای دوره ای جدید میدید و همه چیز خوب پیش میرفت اما مصدومیت دوباره وی را در بر گرفت ، او از ناحیه کمر به شدت صدمه دیده بود و مشخص نبود که فصل آینده میتواند بازی کند یا نه !

وی در آن فصل 8 گل در 28 بازی زد ! اما به دلایلی درگیری هایی که با مربی فاینورد داشت علاقه ای به ماندن در این باشگاه نداشت . مربی فاینورد با لجبازی کودکانه به روبی اجازه ی بازی در برابر قو های سفبد مادرید در فینال سوپر جام را نداد .


از فاینورد تا لندن »»»

باشگاه آرسنال شهر لندن پس از رد پیشنهادش توسط باشگاه فاینورد مبنی بر انتقال روبی از هلند به جزیره فوتبال دلسرد نشد و سرسختانه به روی پیشنهادش پافشاری کرد . بلاخره ون پرسی در پایان فصل 2003-2004 به جمع توپچی ها پیوست و مرد شماره 11 آرسنال شد . وی با قراردادی سه میلیونی به لندنی ها پیوست . روبین اولین بازی خود را در کامینیوتی شیلد انجام داد ، در بابر منچستر یونایتد . ون پرسی چپ پا در پست اختصاصی اش محاجم چپ به میدان رفت . ونگر همیشه او را باهوش و با استعداد میداند و وی را جانشین دنیس بزرگ میداند . همه چیز خوب بود تا بازی با پورتموس !!ون پرسی اخراج شد و آرسنال دو امتیاز با ارزش را از دست داد ، همانجا روبین نیمکت نشین شد . ونگر که از دست داد دو امتیاز بد جور عصبی اش کرده بود این عصبانیت را با ونپرسی حساب کرد . با مصدوم شدن تیری که ید طولایی در مصدومیت دارد ونگر مجبور به استفاده ی دوباره از روبی شد . این شروعی بود که روبی به خوبی از آن استفاده کرد . . . گل های روبین آرسنال را در مقابل بلکبرن پیروز ساخت تا به فینال جام حذفی برویم (منظور آرسنال هست) . وی همچنین در بازی با پورتموس که گره سختی خورده بود گلزنی کرد تا جای خود را در دل ونگر بیآبد . وی آنقدر خوب بود در این شروع دوباره که حتی بازیکن برتر ماه لیگ شد .

2005-2006 »»» در این فصل روبین 4 گل در 6 بازی زد و اعلام کرد آمادگی وحشتناکی برای بازی دارد . او بازیکن برتر ماه نوامبر هم شد تا آرسنال به این نتیجه برسد که این بازیکن ارزشمند را میخواهد .

2006-2007 »»» شوت عجیب غریب ون پرسی به سمت دروازه چارلتون اتلتیک آغازی برای این فصل بود ! جایی که همه حس میکردند آرسنال باید مدعی باشد ! فینالیست لیگ قهرمانان انگار که زانو اش شکسته باشد ناگهان از تاب و تب افتاد . او با گلی که به چارلتون زد گل ماه را به نام خود ثبت کرد . وی در آن فصل مرد ورزشکار روتردام هم نام گرفت . وی باری دیگر به اوج رسید و در 5 بازی 4 گل زد .

21 ژوئن فرگوسن و ونگر باری دیگر شاخ در شاخ یکدیگر قرار گرفتند . امارات تا دقیقه ی 84 در سکوت فرو رفته بود ! آرسنال 0-1 منچستر یونایتد !!! روبی به عنوان یار ذخیره به زمین آمد . بعد از دقیقه 80 ونگر سیستم بازی خود را مرگبارکرد و 3-3-4 بازی کرد ! 4 مهاجم نوک تیزی را تشکیل دادند تا نیزه بر قلب شیطان سرخ بنشیند . دقیقه ی 84 ون پرسی گل تساوی را زد . وی در شادی پس از گل ، مصدوم شد و تا پایان فصل از خانه و کافه ها و گاهی هم سکو ها بازی را نگاه میکرد . او در 21 ژوئن خانه نشین شد اما آقای گل آرسنال در آن فصل باقی ماند .

2007-2008 »»» بعد از هجرت آنری به بارسا ، لیونبرگ به وستهام و جورو همه فکر میکردند آرسنال نابود خواهد شد ! اما ون پرسی بازی های قابل قبولی برای خط حمله ارائه داد .

تیم ملی هلند »»»

وی برای اولین بار در برابر رومانی در سال 2005 توانست 90 دقیقه بازیکند . با اینکه در روزهای آغازین حضورش در ارسنال فرصت بازی نداشت اما فان باشتن او را به عنوان یکی از مهاجمام هلند در جام جهانی 2006 آلمان معرفی کرد . وی در جام جهانی نسبتا خوب بازی کرد و موفق به گلزنی به کاستاریکا و فلاند شد .

MoJtaBa.R
30-06-2009, 13:38
نفس ممنون بابت اين بيوگرافي


..

nafas
30-06-2009, 13:51
نفس ممنون بابت اين بيوگرافي


..
خواهش میشود

کف کردی زیر خاکی کشیدم بیرونا:31:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیوگرافی زیدان
زین‌الدین یزید زیدان (زاده‌ی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایری‌‌الاصل) است که در میانه‌ی میدان بازی می‌کند و عموماً به عنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته می‌شود. او تا بحال برای تیم‌های باشگاهی همچون یوونتوس ورئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.
او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزه‌ی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزه‌ی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزه‌ی پرارزش‌ترین بازیکن جام باشگاه‌های اروپا و یک بار جایزه‌ی بهترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملت‌های اروپا, جام باشگاه‌های اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو می‌توان او را از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاه‌های اروپا گل زده است.
زیدانپس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کردو به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفه‌ای او. در همین فینال بود که ضربه‌ی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالی‌ترین لحظات تاریخ زندگی‌اش را در آخرین لحظات عمر حرفه‌ای‌اش رقم زد.
سابقه‌ی ورزشی
باشگاهی : کنز
بوردو
یوونتوس
رئال مادرید

کنز

زیدان فوتبال حرفه‌ای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 این‌جا بازی می‌کرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرح‌ترین باشگاه‌های فرانسه پیوست.

بوردو

زیدان جمعا چهارسال از 1992 تا 1996 برای بوردو بازی کرد. در این چهار سال او در 157 بازی لیگ فرانسه شرکت داشت و 32 گل به ثمر رساند.

یوونتوس

پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلی‌ترین‌ ستاره‌های تیم, بدل شد. ‌
او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سال‌های 1997 و 1998, در فینال جام باشگاه‌های اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).
زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.

رئال مادرید

در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقال‌های تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بی‌سابقه بود. او در سال‌هایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگ‌ترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازی‌کنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهم‌ترین ستاره‌های این کهکشان بود و از سایر ستاره‌های نورانی آن می‌شود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.
زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.
اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاه‌های اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار می‌شد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا را نیز به کارنامه‌اش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گل‌های تاریخ فوتبال شمرده می‌شود.
زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام می‌گرفت, هم‌تیمی‌های او لباس ویژه‌ای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام "زیدان, چهره‌ای از قرن بیست و یکم" شد.

تیم ملی فرانسه

زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین می‌توانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".
به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.
زیدان در سال 1998 به همراه تیم ملی فرانسه, میزبان جام جهانی 1998 بود. او در بازی دوم فرانسه (که پیروزی 4-0 مقابل عربستان صعودی را در پی داشت) خطای بدی روی کاپیتان عربستان, فواد امین, مرتکب شد و به این ترتیب کارت قرمز دریافت کرد و از دو بازی محروم شد. در آن زمان ادعا می‌شد که امین لفظا به زیدان توهین کرده است. زیدان در یک چهارم نهایی مقابل ایتالیا به میدان آمد و پس از این‌که بازی بعد از 120 دقیقه به پنالتی کشید, ضربه‌ی پنالتی خود را به گل تبدیل کرد. او در فینال جام مقابل برزیل به میدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پایه‌گذار پیروزی 3-0 تیمش شد تا فرانسه برای اولین بار در تاریخ, قهرمان جام جهانی شود. دو گل او در این بازی با ضربه‌ی سر به ثمر رسید که به نوبه‌ی خود برای هافبکی چون او قابل توجه بود. بسیاری این بازی را نقطه عطف تاریخ زندگی زیدان می‌دانند.
دو سال بعد زیدان از اعضای تیم ملی فرانسه در یورو 2000 بود. او از به‌ترین بازی‌کنان فرانسه در این جام بود. زیدان در یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد مستقیم دروازه‌ی اسپانیا را باز کرد و در آخرین ثانیه‌های بازی نیمه نهایی با پرتغال, گل طلایی را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا نقش عمده‌ای در رسیدن تیم به فینال داشته باشد. فرانسه در فینال نیز ایتالیا را , در یکی از جنجالی‌ترین بازی‌های تاریخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهانی 1998 و یورو 2000 به یکی از پرافتخارترین تیم‌های تاریخ بدل شود. 34 سال از آخرین باری که تیمی جام جهانی و جام ملت‌های اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, می‌گذشت. در این هنگام بسیاری فرانسه را بزرگ‌ترین تیم فوتبال دنیا می‌دانستند.
زیدان در جام جهانی 2002 نیز از اعضای تیمش بود اما به علت مصدومیت در دو بازی اول غایب بود. این تورنمنت, یکی از بدترین افتضاحات فرانسوی‌ها بود که با بازی‌های ضعیف بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز از جام حذف شدند. زیدان تنها در بازی آخر مقابل دانمارک به میدان آمد.
در یورو 2004 نیز زیدان به همراه تیم ملی فرانسه به میدان آمد و شاهد باخت تیمش مقابل یونان, تیمی که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از این جام زیدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملی کناره‌گیری کرد.
با این حال پس از این‌که فرانسه در راه صعود به جام جهانی 2006 به مشکلاتی برخورد زیدان در آگوست 2005 (یک سال پس از کناره‌گیری) اعلام کرد که برای کمک به تیم ملی فرانسه برمی‌گردد و مجدداً به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولین بازی خود پس از خداحافظی را مقابل جزایر فارو انجام داد و در پیروزی 3-0 تیمش نقش داشت. فرانسه نهایتا به عنوان اولین تیم از گروه خود به جام جهانی 2006 صعود کرد.
در 25 آپریل 2006 , پس از یک فصل پر از مصدومیت در رئال مادرید, زیدان تصمیم نهایی خود برای کناره‌گیری از فوتبال, چه باشگاهی و چه ملی, را اعلام کرد. این کناره‌گیری به پس از اتمام جام جهانی 2006 حواله داده شد.
در 27 می 2006 زیدان در پیروزی 1-0 تیمش مقابل مکزیک نقش داشت و صدمین بازی ملی خود را در این بازی انجام داد. با این حساب او در کنار مارسل دسایی, دیدیه دشان و لیلیان تورام به یکی از تنها چهار بازی‌کنی بدل گشت که بیش از صدبار برای فرانسه به میدان آمده‌اند.

جام جهانی 2006

زیدان در جام جهانی 2006 برای سومین جام پیاپی در ترکیب تیم ملی فرانسه ظاهر شد و این بار بازوبند کاپیتانی را به دست داشت. او در هر دو بازی اول, مقابل سوئیس و کره جنوبی, کارت زرد گرفت و از بازی سوم محروم شد. در یک هشتم نهایی, مقابل اسپانیا, او به ترکیب تیم بازگشت و با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در صعود تیمش به یک چهارم نهایی داشت.

در یک چهارم نهایی, فرانسه در بازی حساسی مقابل برزیل, مدافع عنوان قهرمانی, قرار گرفت. این تکرار فینال جام جهانی 1998 بود. زیدان در این بازی, برای اولین بار در تاریخ فوتبال خود, به تیری هانری پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پیروز بازی شود و به نیمه نهایی صعود کند. زیدان به عنوان به‌ترین بازی‌کن این دیدار انتخاب شد.
چهار روز بعد, فرانسه در نیمه نهایی مقابل پرتغال به میدان رفت تا زیدان از روی نقطه پنالتی دروازه‌ی ریکاردو را باز کند و فرانسه به فینال راه پیدا کند.
در 9 ژولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقه‌ی 7 از روی نقطه‌ی پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازی‌کنی باشد که تا بحال در دو فینال جام جهانی گل زده‌اند. بازی در وقت معمولی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافه‌ی اول با ضربه‌ی سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربه‌ی او را مهار کرد. دقیقه‌ی 110 این بازی, که می‌رفت آخرین بازی زیدان باشد, به یکی از جنجالی‌ترین صحنه‌های تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. در طی این صحنه (که در پایین شرح داده شده است) زیدان اخراج شد و نتیجتا در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه روی غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجه‌‌ی 5-3 مغلوب و حذف شد.
با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال, او عنوان به‌ترین بازی‌کن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بی‌نظیرش کامل شده باشد.



درگیری با مارکو ماتراتزی در فینال

در دقیقه‌ی 110 بازی فینال, زیدان در صحنه‌ای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. زمینه‌ی این درگیری کلماتی بود که ماتراتزی به زیدان گفته بود (در پایین توضیح داده شده است). داور بازی, هوراشیو الیزوندو, این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شود. او بازوبند کاپیتانی را به ویلی سانیول سپرد (تا او آن را به بازوی فابین بارتز ببندد) و از زمین خارج شد.

علت درگیری

پس از پایان بازی تحقیقات و لب‌خوانی‌های وسیعی برای مشخص شدن علت درگیری و کلمات تحریک‌کننده‌ی ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری می‌گفتند ماتراتزی با توهینی راسیستی زیدان را به "تروریست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این را رد کردند. ماتراتزی ادعا کرد که توهینی که به زیدان کرده است بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است.
سه روز پس از بازی زیدان در دو مصاحبه‌ی تلویزیونی در این مورد شرکت کرد. او در این مصاحبه‌ها اعلام کرد که ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده است و ضمن معذرت‌خواهی, اعلام کرد که از کاری که کرده پشیمان نیست. او در ضمن هرگونه توهین‌های راسیستی از سوی ماتراتزی را غیرواقعی و محصول جنجال نشریات و رسانه‌ها دانست. ‌

افتخارات

جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)
جام ملت‌های اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)
جام باشگاه‌های اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)
لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)
لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)
جام بین‌قاره‌ای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)
سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)

جایزه‌ها و افتخارت شخصی

سه بار بهترین باز‌کن سال جهان از سوی فیفا (در 1998, 2000 و 2003)
یک بار بهترین بازی‌ن سال اروپا (توپ طلایی) از مجله‌ی "فرنس فوتبال" (در 1998)
یک بار باارزش‌ترین بازیکن جام باشگاه‌های اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)
یک بار بهترین بازی‌کن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)
به‌ترین بازیکن نیم‌قرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)
شوالیه‌ی لژدواونور از 1998
حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004

زندگی شخصی

زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوان‌ترین فرزند خانواده‌ی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگ‌تر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسب‌شان به روستایی در الجزایر برمی‌گشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا می‌کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده‌اند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را می‌توان "مسلمان اسمی" نامید.
زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیایی‌الاصل, ازدواج کرد. آن‌ها چهار فرزند به نام‌های انزو (زاده‌ی 24 مارس 1995), لوکا (زاده‌ی 13 می 1998), تئو (زاده‌ی 18 می 2002) و الیاس (زاده‌ی 26 دسامبر 2005) دارند.

متفرقه

زیدان 185 سانتیمتر قد دارد.

زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب "گران‌ترین بازی‌‌کن تاریخ فوتبال تا آن هنگام" را به دست آورد.

34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحله‌ی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحله‌ی بعدی راه یافت.
زیدان دقیقا چهار سال از پاتریک ویرا که در 23 ژوئن 1976 به دنیا آمده بزرگ‌تر است.
زیدان با شرکت‌هایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تله‌کوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروت‌مندترین ورزش‌کاران جهان بوده اس

hosseinmusicmaster
30-06-2009, 13:53
به ونپرسی اصلا نمیاد ، قیافش خیلی مثبت میزنه : دی

davy jones
30-06-2009, 14:03
به ونپرسی اصلا نمیاد ، قیافش خیلی مثبت میزنه : دی

اتفاقا خیلی هم بهش میاد. حتما باید دندونای دراکولایی داشته باشه تا بهش بیاد؟:27:

MoJtaBa.R
30-06-2009, 15:14
کف کردی زیر خاکی کشیدم بیرونا[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ](4).gif

توي اين مايه ها



بیوگرافی زیدان

فقط يه زحمت بکش اونايي که توي اين تاپيک نيستن رو بزار : م م نون

nafas
30-06-2009, 16:41
مجتبی تاپیک لیست ندار سخته آدم پیدا کنه

سعی میکنم قدیمی بزارم که کمتر باشه وخیلی خیلی جدید : دی

MoJtaBa.R
30-06-2009, 20:17
مجتبی تاپیک لیست ندار سخته آدم پیدا کنه

حق با تويه ، کم کاري بود

nafas
30-06-2009, 20:34
کم کاری نبود بخاطر اینه که کسی سر به اینجا نمیزنه و کاربر فعالی برای اینجا نمیزارن که تلاش کنه براش

حالا اگه تونستم لیست هایی که گذاشتی رو بر می دارم میدم بهت بزاری توی پست دوم

اگه دیده باشه انجمن موضوعات علمی اکثر تاپیک هاش لیست موضوعی دارن ولی .......

MoJtaBa.R
30-06-2009, 20:39
کم کاری نبود بخاطر اینه که کسی سر به اینجا نمیزنه و کاربر فعالی برای اینجا نمیزارن که تلاش کنه براش

حالا اگه تونستم لیست هایی که گذاشتی رو بر می دارم میدم بهت بزاری توی پست دوم

اگه دیده باشه انجمن موضوعات علمی اکثر تاپیک هاش لیست موضوعی دارن ولی .......

:10:

..

.

MoJtaBa.R
30-06-2009, 20:48
ساموئل اتوئو


نام کامل

ساموئل اتوئو

شناسنامه

ساموئل اتوئو فليس

زادگاه

زادروز

۱۰ مارس ۱۹۸۱

انكون ، كامرون

قد

۱۷۹ سانتی متر

نام مستعار

پلنگ سياه

اطلاعات باشگاهی

باشگاه کنونی

بارسلونا

شمارهٔ پیراهن

۹

پُست

مهاجم

باشگاه‌های حرفه‌ای



ساموئل اتوئو در ۱۰ مارس ۱۹۸۱ در ان‌کون کامرون متولد شد. شهرت اتوئو به دلیل آن است که یک مهاجم کامل به شمار می‌آید؛ یعنی قدرت پابه‌توپ بالایی دارد، ضربات هر دو پای او قدرت کافی دارد، هنگام دویدن سرعتش بالاست و ضربات سرش محکم و دقیق است. این خصوصیات موجب شده‌است تا در چند سال اخیر همواره اتوئو یکی از بهترین مهاجم‌های دنیا باشد. اتوئو بیش از آن که از قدرت بدنی برای گلزنی استفاده کند، از سرعت خود بهره می‌گیرد و همچنین به ندرت دیده می‌شود که با توپ اضافه‌کاری انجام دهد و به محض پیدا کردن موقعیت توپ را وارد دروازه می‌کند.

اتوئو در ابتدا فوتبال را در تیم کشورش آغاز کرد. سپس به رئال مادرید اسپانیا پیوست. پس از آن که نتوانست در تیم رئال مادرید جایگاه ثابتی پیدا کند، بطور قرضی به رئال مایورکا پیوست و موفق شد ۵۴ گل برای این تیم به ثمر برساند و رکورد گلزنی در باشگاه را از آن خود کند. در سال ۲۰۰۴ مسؤولان رئال مادرید و بارسلونا تصمیم گرفتند این ستارة کامرونی را وارد تیم خود کنند. در نهایت، فلورِنتینو پِرِز – مدیر وقت رئال مادرید – اعلام کرد با توجه به حضور رائول و رونالدو احتیاجی به اتوئو ندارد. بدین ترتیب اتوئو با قراردادی ۲۴ میلیون یورویی به بارسلونا پیوست. بازی‌های فوق‌العادة اتوئو در بارسلونا افسوس هواداران رئال را به همراه داشته است؛ زیرا آنان بسیار ساده اتوئو را از دست دادند.



اطلاعات شخصی



نام کامل: ساموئل اتوئو فیلس (Samuel Eto'o Fils)

تاریخ تولد: ۱۰ مارس ۱۹۸۱

محل تولد: ان‌کون، کامرون

قد: ۱۷۹ سانتی‌متر

اسم مستعار و متداول: پلنگ سیاه

فعاليت ها

باشگاه‌های حرفه‌ای



لگانِس بین سال‌های ۱۹۹۸- ۱۹۹۷: ۲۸ بازی ۳ گل

رئال مادرید بین سال‌های ۱۹۹۸ – ۱۹۹۹: ۳ بازی ۰ گل

رئال مایورکا بین سال‌های ۱۹۹۹ – ۲۰۰۴: ۱۳۳ بازی ۵۴ گل

بارسلونا از سال ۲۰۰۴: ۸۹ بازی ۶۰ گل

تیم ملی

۶۰ بازی و ۲۴ گل زده



افتخارات



مرد سال فوتبال آفریقا در سال ۲۰۰۳

مرد سال فوتبال آفریقا در سال ۲۰۰۴

مرد سال فوتبال آفریقا در سال ۲۰۰۵

عنوان پی‌چی‌چی یا آقای گل فوتبال باشگاهی اسپانیا در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶

قهرمان جام باشگاه‌های اروپا در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ همراه تیم بارسلونا

قهرمان لیگ اسپانیا (لا لیگا) در فصل‌های ۲۰۰۴-۲۰۰۵ و ۲۰۰۵-۲۰۰۶ همراه تیم بارسلونا

برنده سوپرکاپ اسپانیا در سال ۲۰۰۵ همراه تیم بارسلونا

قهرمان جام ملت‌های آفریقا به همراه تیم ملی کامرون در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲

قهرمان المپیک ۲۰۰۰ سيدنی به همراه تیم المپیک کامرون