PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : جنگ افزار






    

صفحه ها : [1] 2 3 4

Pario
25-01-2008, 15:21
به نام خدا


بالاخره این تاپیک هم راه افتاد

1. بحث و جدال سر موضوعات بی پایه ممنوع!! هرگونه نظر موافق و مخالف فقط با مدرک و سند شنیده خواهد شد
2. لینک منبع مطلبی که میگید نره
3. بحث سیاسی ممنوع!!!! سیاسی یعنی هر چیزی غیر از اون چیزایی که توی TAGS اومده : ارتش, جنگ افزار, جنگنده, سلاح, سرباز
از همه دوستان خواهش میکنیم با ارائه مطالب دست اول ما رو در پیشرفت این تاپیک یاری فرمایند!!:10:

توضیح: بعضی مطالب در در بیش از 100 تا وبلاگ و وبسایت تکرار شدن شما مطلب رو از اولین منبع نقل کنید:11:


لیست مقالات تاپیک
با تشکر از رپتور

1)ليست هواپيما هاي ايران



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



2) تلاش‌هاي ايران و تأخير چهار ماهه در پرتاب پيشرفته‌ترين ماهواره جاسوسي اسرائيل



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



3) معرفی جنگ : افزارسام - 15 در خدمت ایران



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



4) معرفی جنگ افزار : Fc-1 جنگنده چند منظوره چینی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



5) معرفی جنگ افزار : زیر دریایی روسی آکولا : کوسه شکاري



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



6) معرفی جنگ افزار : موشک شهاب 3



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



7) بمب ‏افكن استراتژيك اف111



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



8) ساب ۳۹ جنگنده سوئدی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



9) سوخو ۱۷



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


10 ) روش هاي نامگذاري موشك هاي روسي و آمريكايي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


11) میگ 1.44 پرنده ای که هیچگاه پرواز نکرد



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



12 ) Mi-28



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


13 ) سيستم هاي جديد رديابي روسيه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


14) معرفی جنگ افزار : شهاب 4 و 5 و 6



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


15) پوتین ارتشی قوی تر می‌خواهد.



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


16) آشنايي با موشک Stinger



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


17) ماجرای شهادت شهید عباس دوران، مرد آسمانها



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


18) نیروی هوایی ایران در یک نگاه - قسمت اول



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


19) آشنايي با موشک REDEYE



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


20) حمله هوایی به پایگاه نظامی الولید(حمله به H-3)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


21) نیروی هوایی ایران در یک نگاه - قسمت دوم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


22) موشک ضدکشتی (kh-35 Uram (ss-n-25 Switchblade



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


23) سلاح Mk-15 فالانكس



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


24) موشك هاي ايراني در اختيار حزب الله ؟



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


25) بمب افکن پیشرفته B۱-B لنسر



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


26) بمب افکن رادار گريز



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


27) نیروی هوایی ایران در یک نگاه - قسمت سوم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


28) نیروی هوایی ایران در یک نگاه - قسمت چهارم (آخرین قسمت)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


29) AGM-114 HELLFIRE



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


30) معرفی سلاح : مسلسل سنگین دوشکا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


31) مسلسل ضد هواییZU-23



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


32) هلیکوپتر تهاجمی آپاچی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


33) تاريخچه ورود جنگنده F-14 تامكت به نيروي هوايي ايران (1)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


34) آشنایی با یکی از دوربردترین موشکهای هوا به هوای روسی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


35) موشک های Mirv یا چند هدفه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


36) هلفایر آتش جهنمی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


37) V-1 نخستین موشک کروز جهان



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


38) آشنايي با موشک کروز



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


39) توپ دریایی مارک 7- 16 اینچ-150 میلی متر



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


40)توپ دریایی Mk45 کالیبر 54



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


41) زیر دریایی روسی آکولا : کوسه شکاري



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


42) ( ليتورال) نسل جديد كشتي هاي جنگي امريكا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


43) مسلسل دستي Tec Dc-9 ، ساخت سوئد



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


44) اسلحه کدر ( کلین )



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


45) مسلسل دستی Z-84



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


46) مسلسل سبک Mp5



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


47) مسلسل Thompson



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


48) Ak-47 یا M-16 کدام یک تفنگ تهاجمی بهتری است ؟



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


49) As50 اسلحه تک تير انداز



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


50) ساكت ترین دوربین دار جهان



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


51) اسلحه VSSK Vychlop ساخت روسيه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



52) معرفی جنگ افزار : موشک اسرائیلی جریکو 1



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


53) معرفی جنگ افزار : موشک اسرائیلی جریکو 2



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


54) معرفی جنگ افزار : موشک اسرائیلی جریکو 3



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


55) معرفی جنگ افزار : جنگنده رادار گریز شفق



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


56) معرفی جنگ افزار : دوشپرتاب میثاق ۲



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


57) معرفی جنگ افزار : اسلحه ملی خیبر



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



58) معرفی جنگ افزار : توپ تمام اتوماتیک ۳۵ میلیمتری سماوات



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


59) اسلحه مدرن Xm29 (oicw



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


60) اسلحه هجومي انفرادي Xm8



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


70) Fn Scar سلاح تهاجمی رزمی نیروهای مخصوص



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


71) برتا 92



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


72) هویتزر خودکششی 152میلیمتری Msta



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


73) تانک T-90 مقاله اول



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


74) انك T-90 مقاله دوم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


75) تانک ویرانگر M1 مقاله اول



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


76) تانک لئوپارد ۲



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


77) هيولاي آتشبار Tos-1



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


78) خمپاره انداز M252 ساخت امريكا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



79) بزرگترين و سنگين ترين توپ جهان



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


80) موشكهاي ضد تانك قابل حمل توسط فرددرحال توليد



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


81)موشك ضدزره سنگين Eryx ، محصول مشترك فرانسه و كانادا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


82) موشک ضد تانک تاو



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


83) سلاح ضد زره At-4



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


84) مسلسل ضدهوايي Zu-23(توپ ۲۳)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


85) تيربار سبك Rpd ، ساخت شوروي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


86) يربار M60 ساخت امريكا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


87) آشنایی با انواع تیربار



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


88) مقایسه تحلیلی کاليبر62/7 میلی متر با کالیبر56/5 میلی متر



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


89) تـانـک شکست خورده ی مرکـاوا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


90) بمب افکن Tu-22M، آتشی زیر خاکستر جنگ سرد



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


91) MiG-29 SMT، عضوي جديد از خانواده فولكروم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


92) اریش هارتمن، خلبان تکخال جنگ جهانی دوم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


93) همه چیز در مورد MiG-21، پیر اردک زشت



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


94) دانستنی هایی در مورد موتورهای J-79



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


95) هواپیمای ضد زیردریایی P-3 Orion



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


96) ماجرای ساقط شدن فانتوم های ایرانی توسط F-15 های عربستان



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


97) Ju-287، انقلاب بال های جلوگرا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


98) مقاله کامل در مورد جنگنده F-15 Eagle



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


99) هواپیمای جاسوسی بلند پرواز U-2



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


100) بمب افکن اتمی B-58 Hustler



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


101) مقاله جامع در مورد F-14 Tomcat، جنگنده افسانه ای



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


102)نیروی هوایی ایران، حریفی سرسخت؟-قسمت نخست



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


103)نیروی هوایی ایران، حریفی سرسخت؟-قسمت دوم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


104)نیروی هوایی ایران، حریفی سرسخت؟-قسمت سوم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


105)نیروی هوایی ایران، حریفی سرسخت؟-قسمت پایانی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


106)هرکولس اسب کاری نیروه های هوایی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

107)كمانچي اولين هليكوپتر تهاجمي راد



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


108)بمب های الکترومغناطيسی (e-bombs)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


109)بمب های الکترومغناطيسی (e-bombs)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


110) موشك حوت



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


111) هليكوپتر مانگوستا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


112) تیربار نارنجک انداز MK19



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


113) مسلسل سبک MP5



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


114) F-20 Tiger Shark



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


115) روش‌های شناسایی و مقابله با موشک کروز



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


116) MI-24 Hind شیطان پرنده



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


117)e-3 آواكس سنتري



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

118) شرايط استخدام شدن در نيروي هواي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


119) موشك اشكوال روسي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


120) هواپيماهاي عمود پرواز



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


121) بالگردuh-1h



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


122) پرنده وي 22 عقاب دريايي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


123) موشک انداز Rpg.29



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


124) نورثروب گرومن B_2



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


125) F-35 Lighting Ii(j.s.f



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


126) سوپر کبرا (هلیکوپترah_ij)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


127) موشکهای ضد کشتی ایران



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


128) MH-47E/G Chinook هليکوپتر ترابري با ويژگيهاي يک کوماندو



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


129) مسلسل دستی برتا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


130) زير دريايي روسي آكولا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


131) ولپاپ Steyr Aug,سلاح سازمانی ارتش اتریش



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


132) آزمایش بمب خلآ در روسیه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


133) Rpg-7



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


134) تانك M1 آبرامز



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


135) هلكوپوتر كبري ساخت شركت هسا Panha 2091



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

136) OH-6 Cayuse



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

137) نزديك شدن قايقهاي سپاه به ناوهاي امريكاي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

138) سلاح سازمانی ارتش آلمان G36



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

139)"مین" و انواع آن



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

140)آشنایی با موشک هوا به هوای Aa-12 موسوم به آمرامسکی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

141)آ-۱۰ تاندربولت ۲



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

142) EA-18G Growler پرنده اخلالگر



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

143) كاموف)هليكوپتر چابك روسي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

144) Ch-53e سوپر استاليون



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

145) نگاهی به کارنامه ی هلی کوپترهای رزمی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

146) هیویی پرنده افسانه ای



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

147) F-16e/f



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

148) مقایسه ی F-14 Tomcat و MiG-31 Foxhound



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

149) موشک دوربرد فینیکس و دلایل محبوبیت آن



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

150) هليكوپتر تهاجمي تايگر ببر اروپايي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


151) گذر از سرعت صوت



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


152) نحوه عملکرد بمبهای هسته اي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


153)رولور مانورهين Mr-73 ، ساخت فرانسه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


154) تپانچه برونینگ مدل Hp-35 ساخت بلژيك



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


155)ژ3 قدرت مطلق



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


156) نسل جنگنده ها



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


157) Fn Scarسلاحی تهاجمي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


158) جهت یابی(1)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


159) تانک چلنجر 2



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


160) راکت هیمارس( Himar



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


161) تپانچه Desert Eagle



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


162) اسلحه کمری سی زد 100 (cz100



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


163)کیمبر ، انتخابی صحیح برای کسانی که برای اولین بار انتخاب می کنند.



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


164) <تانک ذوالفقار



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


165) بمب های شیمیایی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


166) تانک روسی T-90



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


[QUOTE=raptor22;2060495]167)خودرو شنی دار Bradly



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

168)تاریخچه ی نیروی دریایی ایران



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

169)VSSK - Vychlop .50 caliber silenced sniper rifle



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

170)هواپیما بدون سرنشین X-45



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

171)اسپارو صفیر مرگ



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

172)سیستم ضد هوایی پانتسیر اس یک



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

173) هواپيما آلفا جت



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

174)تانک leopard



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

175) شکارچی ارام



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

176) ناوهای هواپیما بر



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

177) موشک کروز ضدکشتي BrahMos



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

178) شهاب3



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

179) موشک سام 10_اس300



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

180) آشنایی با حروف اختصاری در معرفی هواپیماها



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

181) تیر بار ام 240



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

182) کاتیوشا



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

183)فیلم پرتاب شاتل



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

184) عكسهايي از هواپيماي ايراني Shafaq



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

185) فيلمي از جنگنده شفق



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

186) فيلم گرفته شده از يك ناو آمريكايي توسط بهپاد ايراني



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

187)اثر بمب هاي هسته اي



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

188) هلیکوپتر می-54



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

189)سکوی پرتاب "توپول-ام" در اختیار نیروهای موشکی روسیه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

190) سیستم پدافند کوتاه برد چاپارل



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

191) سیستم دفاع هوایی کوتاه برد پانتزیر Pantsir-S1



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


192) ترکیب موشک هاگ با رادار SkyGuard



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


193) لیکوپتر Super Frelon فرانسه (کوتاه و گذرا)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


194) بالگرد رزمی ایران در راه است



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


195) اسلحه Walther WA-2000



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


196) موشك بولاوا Bulava



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


197) ورتن Ho 229 هواپيمايي جلوتر از زمان خود



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


198) تلاش های چین برای جنگنده نسل پنجم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


199) IAI/ELTA Phalcon عقاب تیزبین اسرائیلی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


200)معرفی سوخو34



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


201) Aa-10 Alamo R-27



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


202) ارتش روسيه مجهز به هواپيماهاي شكاري جديد مي شود



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


203) با Fantan Q-5 بیشتر آشنا شویم



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


204) موشکی برای تمام فصول



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


205) اٍٍس 200



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


206) ضد تانک Mbt Law



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


207) باشگاه تسلیحات اتمی جهان



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


208) روشهای زنده ماندن در شرایط سخت



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


209) روشهای یافتن آب در کویر(1)



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


210) سلاح دورزن Hecate ساخت فرانسه



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


211) تانك T-94 روسی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


212) کوتاه و مختصر از هواپیمای بی سرنشین فرانسوی



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



تا پايان صفحه 30

Pario
25-01-2008, 15:26
با تشکر از دوست خوبمون seyyedi
213) Aphid Aa-8


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


214) جنگنده mig-35 super fulcrum


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


215) موشک بالستیک M-9 ایران یا Df-15/css-6 چین


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


216) موشک "توپول"جدید ترین موشک عملیاتی روسی


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


217) موشک V-2 آلمانی و موشک V-1 آلمانی


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


218) آب سنگين چه آبی است ؟


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


219) نخستين پرواز هواپيماي جت


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


220) غول پيكرترين بمب هدايت شونده جهان


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


221) نخستين پيروزي در نبرد هوايي با سلاح


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


222) Svd اسلحه تک تیراندازان ایرانی


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


223) آشنايی با قسمت های مختلف تانک


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


224) sa80 | سلاح سبک


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


225) ام ۴ | سلاح سبک


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


226) xm-177 | سلاح سبک


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


227) سلاح شکاری ساکو م ۲۲ | سلاح شکاری


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


228) مراحل غني سازي اورانیوم


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


229) تاثیر بمبهای الکترومغناطیسی (e-bomb) بر روی یک کشور


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


230) سلاح کمری


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


231) ستاره زرهی شرق T-72


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


232) بمب در یــک نــگاه


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


233) سپر موشکي آمريکا و تغييرات راهبردي


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


234)جلیقه ی آسمانی برای خلبانان یو2واس آر71


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

تا صفحه 38 بعد ادیت میشود

Pario
25-01-2008, 15:32
بنده نیز ایجاد این بخش را تبریک میگم و سعی میگم تا حدی تو ایجاد محتوی به پاریو جان کمک کنم
پاریو جان موفق باشی و ان شا الله این تاپیک هم به سرنوشت تاپیکهای اتومبیل مبتلا بشه :27:

1.دست شما درد نکنه:11:
2. مبتلا یه فعل با بار منفی هست:11:
3. در مورد هلی کوپتر بی صدای هیوز که در زمان جنگ عراق و ایران با قایقهای سپاه درگیر شده اطلاعاتی داری؟؟
(نتیجه این مبارزه : انهدام 3 قایق سپاه و یک هلیکوپتر هیوز!!)

Pario
25-01-2008, 15:46
ترجمه بلد نیستم پس خودتون بفهمید!!:11:



WASHINGTON - The Bush administration is willing to send a small number of U.S. combat troops to Pakistan to help fight the insurgency there if Pakistani authorities should asked for such help, Defense Secretary Robert Gates said Thursday.


"We remain ready, willing and able to assist the Pakistanis and to partner with them to provide additional training, to conduct joint operations, should they desire to do so," Gates told a news conference.

Gates said the Pakistani government has not requested any additional help in the weeks since al-Qaida and affiliated extremists have intensified their fighting inside Pakistan. He stressed that the United States would respect the Pakistanis' judgment on the utility of American military assistance.

"We're not aware of any proposals that the Pakistanis have made to us at this point," he said. "This is clearly an evolving issue. And what we have tried to communicate to the Pakistanis, and essentially what we are saying here is we are prepared to look at a range of cooperation with them in a number of different areas, but at this point it's their nickel, and we await proposals or suggestions from them."

The top American commander in the region, Navy Adm. William J. Fallon, was in Pakistan this week meeting with senior Pakistani officials, including the new army chief, Gen. Ashfaq Kayani. Last week Fallon told reporters that Pakistani officials were more willing to seek U.S. assistance.

Adm. Mike Mullen, chairman of the Joint Chiefs of Staff, who appeared at the news conference with Gates, said he did not know whether Fallon had offered or received any new proposals.

Most of the discussion with the Pakistanis thus far has focused on the possibility of U.S. troops being used to train Pakistani forces, Gates said, but he acknowledged that combat operations might be included.

"You're not talking about significant numbers of U.S. troops for the kinds of things if you're talking about going after al-Qaida in the border area or something like that," Gates said. "So, in my way of thinking, we're talking about a very small number of troops, should that happen. And it's clearly a pretty remote area. But, again, the Pakistani government has to be the judge of this."

Mullen said talks with the Pakistanis are progressing, and the U.S. military stands ready to provide training or combat forces.

"If asked to assist, I think we could do a lot," Mullen said.

For several years the focus of U.S. concern about al-Qaida elements in Pakistan was their support for resurgent Taliban militia fighters who have been training in western Pakistan to infiltrate into Afghanistan to foment violence. More recently, al-Qaida in Pakistan has posed more of a threat to the Pakistani government, seeking to destabilize the government of a nuclear-armed Muslim nation.

At his news conference, Gates said the worry about al-Qaida goes beyond its threat to Pakistan and Afghanistan.

"We are all concerned about the re-establishment of al-Qaida safe havens in the border area," he said. "I think it would be unrealistic to assume that all of the planning that they're doing is focused strictly on Pakistan. So I think that that is a continuing threat to Europe as well as to us."

منبع : سایت میلیتاری

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
25-01-2008, 16:10
سیستمTOR-M1 یک سیستم دفاع موشکی زمین به هوا (SAM) یکپارچه متحرک با قابلیت استفاده در ارتفاع پایین و بسیار پایین است که می نواتد بر علیه انواع هواپیماهای جنگنده، هلیکوپتر، پرنده های بدون سرنشین (UAV و RPV) و انواع مختلف موشک ها مورد استفاده قرار گیرد. این سیستم قابلیت فوق العاده ای برای استفاده در جنگهای الکترونیکی را دارا است و کمتر سیستم الکترونیکی می تواند در عملکرد آن اختلال ایجاد کند.
TOR-M1 از یک خودرو حامل، سیستم پرتاب موشک، رادار، سیستم کنترل آتش، سیستم فرماندهی و هشت موشک آماده پرتاب تشکیل شده است. این سیستم می تواند بدون نیاز به سیستم های راداری و فرماندهی جداگانه و بطور مستقل چه در حال سکون، چه در حال حرکت و در تمام ساعات شبانه روز و در تمام موقعیت های جوی بکار گرفته شود.
زمان شارژ مجدد این سیستم موشکی 3 دقیقه است، زمان واکنش این سیستم نیز از زمان کشف هدف تا پرتاب موشک 5000 تا 8000 میلی ثانیه(هر 1000 میلی ثانیه= 1 ثانیه) است، این در حالی است که در حالت سکون این زمان می تواند تا 3400 میلی ثانیه کاهش یافته و در زمان حرکت تا 10000 میلی ثانیه افزایش یابد. رادار این سیستم می تواند 48 هدف را بطور همزمان شناسایی کرده و بسوی دو هدف بطور همزمان شلیک کند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سرعت هر موشک سام - 15 حد اکثر 700 متر بر ثانیه است و برد آن 1 تا 12 کیلومتر است، ضریب عملیاتی این موشک ها بین 92% تا 95% در ارتفاع 10 الی 6000 متری از سطح دریا است. سام - 15 توانایی تحمل 30 جی را دار است و از یک سر جنگی 15 کیلوگرمی بهره می برد. این موشک یکی از بهترین موشک های موجود در جهان است که توانایی مقابله با انواع مختلفی از جمله موشک های کروز را دارا است و ضریب عملیاتی آن در آزمایش های مختلف و در شرایط متفاوت بین 60% تا 90% مشخص شده است.
از جمله استفاده کنندگان این سیستم می توان به روسیه و چین اشاره کرد، یونان نیز در سال 2002 تعداد 21 دستگاه TOR-M1 به روسیه سفارش داد. در دسامبر 2005 نیز ایران تعداد 30 فروند از این سیستم را به روسیه سفارش داد، پیش بینی می شود این سیستم ها جهت حفاظت از سایتهای هسته ای و همچنین جایگزینی با سیستم های قدیمی Rapier و Tiger cat سفارش داده شده اند، لازم به ذکر است ایران سیستم موشکی شهاب ثاقب را نیز جهت انهدام اهداف در ارتفاع پایین به تولید رسانده است.
منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
25-01-2008, 16:17
کارایی:
جنگنده سبک

کشور سازنده:
چین (در سال 94 پاکستان نیز به این پروژه پیوست و همکاری هایی نیز از سوی شرکت میکویان صورت گرفت)

سازنده:
گروه صنعتی هواپیمایی چنگدو
صندوق پستی 800
چنگدو – سیچوان 610092
تلفن: 1033-740/28-0086
فاکس: 4984-740/28-0086
نشانی اینترنتی:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

خدمه:
یک نفر خدمه مجهز به صندلی پرتاب شونده (در نمونه تولید شده برای پاکستان از صندلی MK10 استفاده شده است.)

تجهیزات:
این جنگنده دارای یک جایگاه حمل سلاح در زیر بدنه و چهار جایگاه در زیر بالها و دو جایگاه در نوک بال ها (مجموعا هفت جایگاه) می باشد که می تواند انواع مختلفی از توپ ها و موشک های هوا به هوای (SD-10, AIM-9P, PL-6 و PL-9) و بمب های هدایت شونده لیزری را حمل کند.

رادار این جنگنده بنا به درخواست مشتری می تواند از نوع Grifo S-7 ساخت ایتالیا یا Kopyo ساخت روسیه باشد، که در صورت استفاده از رادار Kopyo امکان حمل موشک های R-27 و R-73 روسی نیز وجود خواهد داشت.

بنا به درخواست مشتری یک لوله سوختگیری نیز با تغییرات اندکی در سازه هواپیما به تجهیزات این جنگنده کوچک افزوده خواهد شد.

پیشران:
یک دستگاه موتور کلیموف RD-93 با سیستم پس سوز (نوع ضعیف تری از موتور RD-33 جنگنده میگ-29)

ابعاد:
طول: 13 متر و 96 سانتی متر
ارتفاع: 5 متر و 10 سانتی متر
فاصله دو سر بالها: 9 متر

وزن:
وزن خالی: 6350 کیلوگرم
حد اکثر وزن تسلیحات: 3800 کیلوگرم
حد اکثر وزن برخواست: حدودا 12700 کیلوگرم

مشخصات:
حد اکثر سرعت: 1.6 ماخ
مسافت مورد نیاز برای برخواست: 500 متر
مسافت مورد نیاز برای نشست: 700 متر
سقف پرواز: 16500 متر
شعاع عملیاتی: 1200 کیلومتر بعنوان جنگنده و 700 کیلومتر برای حمله به اهداف زمینی
رنج پروازی: 1600 کیلومتر با سوخت داخلی و 2220 کیلومتر با مخازن اضافه
محدودیت جی: بیشتر از 8 جی

کشورهای کاربر:
چین (صد ها فروند) - پاکستان (150 فروند) - گفته می شود ایران نیز علاقه مند است تا با خرید حدود 40 تا 50 فروند از این جنگنده، آنها را جایگزین جنگنده های قدیمی F-7 خود نماید.

قیمت:
15 تا 20 میلیون دلار (بسته به انتخاب های مشتری نظیر نوع رادارا، قابلیت سوختگیری هوا به هوا و... متغیر است) برای هر فروند (اعلام شده در اواسط 2003)
هزینه اجرای پروژه بیش از 150 میلیون دلار بود که پاکستان 75 میلیون دلار آن را پرداخت کرده قراردادهایی به مبلغ 450 میلیون دلار برای خرید آن دارد (بدین گونه تا 50 الی 60 درصد در پروژه سهیم شده است.)

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مدل کابین پیشرفته جنگنده FC-1
ملاحظات:
جنگنده FC-1 یا Fighter China که با نام Super-7 نیز شناخته می شود جنگنده ای ارزان قیمت است که برای کشور های کم درآمد تولید شده است. تجهیزات قابل استفاده توسط این جنگنده هنوز هم تا حدودی نامشخص مانده است، نمونه آزمایشی این پروژه در پاکستان به نام JF-17 و با کد Thunder شناخته می شود، لازم به ذکر است که این جنگنده از یک سیستم پرواز با سیم و دیگر سیستم های دیجیتالی بهره می برد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
طرحی از جنگنده چینی FC-1 در حال حمل تسلیحات مختلف


تاریخچه:
این برنامه در فوریه 1992 شروع شد و پس از پایان همکاری های میان آمریکا و چین در این برنامه و خروج ایالات متحده از این طرح، پاکستان در سال 1994 به این طرح ملحق شد، لازم به ذکر است شرکت میکویان نیز در مراحل طراحی جنگنده همکاری داشت. اولین بار در نمایش هوایی پاریس یک مدل از این جنگنده به نمایش گذاشته شد، در نهایت اولین نمونه آزمایشی این جنگنده اولین پرواز خود را در 1997 انجام داد، بدلیل تردید پاکستان در ادامه همکاری در این طرح در سال 1997 این طرح متوقف شد، اما در ژوئن 1999 در سفر نواز شریف (نخست وزیر وقت پاکستان) به پکن بر اساس توافقات قانونی این پروژه از سر گرفته شد، در سال 2001 اولین نمونه آزمایشی از این جنگنده با اندازه های واقعی (گویا پرواز سال 1997 با یک نمونه کوچک انجام شده است :مترجم) اولین پرواز خود را انجام داد.
در 31 می 2003 اولین FC-1 عملیاتی تولید شد و پرواز آزمایشی خود را در 24 یا 25 آگوست انجام داد، در این پرواز بعد از تاخیر طولانی این جنگنده از زمین برخواست و 15 تا 20 دقیقه به پرواز ادامه داد. در سوم سپتامبر نیز اولین پرواز رسمی این جنگنده انجام شد، این پرواز در فرودگاه ونجیانگ انجام شد و در این مراسم فرمانده وقت نیروی هوایی مارشال کلیم سادات نیز حضور داست، تولید این جنگنده از سال 2006 شروع شده است.

منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
25-01-2008, 16:28
پروژه 971 که ناتو آن را آکولا (با آکوا اشتباه گرفته نشه البته عملکردشون خیلی شبیه همه :31: )به معنی کوسه نامیده زیر دریایی تهاجمی هسته ای است که در سال 1986 توسط شوروی سابق به خدمت در آمد. این کلاس که بعضاً به یادبود یکی از اعضای آن "بارس" خوانده می شود باید دقت کرد که همنام کلاس پروژه 941 نیروی دریایی شوروی سابق، که زیر دریایی موشک هسته ای بالستیک بر است که توسط خود شوروی آکولا و توسط ناتو تایفون نامگذاری شده است. در این کلاس سه زیر کلاس وجود دارد که شامل مدل عمومی آکولا1 شامل هفت زیر دریایی که بین سالهای 1982 تا 1986 ساخته شده اند، آکولای ارتقا یافته شامل 5 زیر دریایی ساخته شده بین سالهای 1986 تا 1991 و زیر کلاس آکولا2 که از سال 1991 ساخته شده است می باشد. سیستم خاص بدنه این زیر دریایی طوری است که سبکی و شناوری آن را تا سه برابر افزایش می دهد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

کلاس آکولا کم صدا ترین زیر دریایی تهاجمی اتمی روسها است که صدای تشعشع یافته از زیر کلاس آکولا2 با نویز نسخه های اولیه کلاس زیر دریایی معروف لوس آنجلس برابری می کند. تمام زیر دریایی های کلاس آکولا به چهار مجرای میلیمتری اژدر 533 مجهز هستند که می توانند اژدر های تایپ 53 یا موشکهای SS-N-15 استارفیش را شلیک کنند. علاوه بر آن این زیر دریایی ها چهار مجرای 650 میلیمتری اژدر دارا هستند که آنها نیز می توانند اژدر های تایپ 65 یا موشک های زد کشتی SS-N-16 را شلیک کنند. این مجراها در سه ردیف چهار تایی قرار گرفته اند. همچنین زیر کلاسهای آکولا2 و آکولای ارتقا یافته به شش مجرای اژدر انداز 533 میلیمتری خارجی مجهز شده اند که البته هنوز معلوم نیست آیا از این مجرا ها برای شلیک اژدر یا تله و مین گذاری استفاده می شود. این مجرا ها در یک ردیف و بالای مجرا های معمولی قرار گرفته اند. که برای پر کردن این مجرا ها نیز باید با کمک زیر دریایی توشه رسان یا در بندر اقدام کرد. ناگفته نماند که تمام مجراهای این زیردریایی می توانند مین گذاری کنند. در کل تا 40 اژدر، موشک و مین را این زیر دریایی ها می توانند با خود حمل کنند. در زیر دریایی های این کلاس موشکهای زمین به هوای شانه پرتاب نیز برای مقابله با جنگنده های دشمن در روی آب گنجانده شده است. این زیر دریایی عظیم 108 تا 117 متری (در سایتهای مختلف متفاوت گفته شده است) دارای حداکثر سرعت 20 گره (37 کیلومتر در ساعت) در سطح آب و 35 نات(65 کیلومتر در ساعت) زیر آب است. خدمه آکولا هم شامل 25 افسر و 26 سرباز وظیفه می باشد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





وضعیت زیر دریایی های آکولا بدون توجه به جزییات بسیار عالی است. این مطلب توسط بسیاری از سایتهای مختلف تایید شده است. از هفت زیر دریایی آکولا1 تنها سه زیر دریایی در حال خدمت می باشد. زیر دریایی رهبر K-284 پوما در سال 1995 به خاطر کمبود منابع مالی تجزیه شد. سه زیر دریایی دیگر K-322، K-480، K-317 نیز در حالت رزرو قرار گرفته اند. به نظر می رسد هر پنج زیر دریایی آکولای ارتقا یافته در حال خدمت باشند. آکولای2 وپر نیز در حال حاظر تنها زیر دریایی در حال خدمت زیر کلاس آکولای2 می باشد. گپارد هم به نظر می رسد همانند کوگار و نرپا از این زیر کلاس در وضعیت رزرو قرار گرفته باشد. نام پنجمین زیر دریایی هم مشخص نیست ولی به نظر می رسد در ساخت آن وقفه ایجاد شده باشد. در آخر اشاره کنم که هند نیز برای خرید این زیر دریایی اتمی از این کلاس ابراز علاقه کرده بود که تا به امروز نتیجه خاصی نداشته است .
منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
25-01-2008, 16:50
ز سال 1986 گزارشهاي دريافتي از ايران حاکي از برنامه توسعه و پيشرفت موشک بالستيکي ميان بردي بود که نامهاي مختلفي از قبيل Shahab 3،Shihab 3،Shehob 3 و يا Zelzal براي آن برگزيده شده بود.در سال 1993 ايران و کره شمالي همکاريهاي بسيار نزديکي را در جهت برنامه توسعه و پيشرفت موشکهاي سوخت مايع يک مرحله اي No-dong 1 و No-dong 2 آغاز کردند و احتمالا در همان زمان پاکستان نيز براي توسعه و پيشرفت موشکهاي Ghauri1/2 خود به اين برنامه ملحق شد. طراحي موشک No-dong کره شمالي بر اساس تکنولوژي ساخت موشک روسي SCUD B بنا نهاده شده بود که بعدها نيز امتياز ساخت موشکهاي SCUD B و SCUD C را نيز در اختيار کره شمالي قرار داد و آنها نيز نسخه بعدي آن را به ايران فروختند.

موشکهاي No-dong و شهاب ٣ که به نظر مي‌آيد طراحي آنها بر اساس موشکهاي SCUD مدل B و C باشد شايد تنها در مقياس (کوچکتر يا بزرگتر بودن) تفاوت اندکي با هم داشته باشند.

گزارشهاي ارسالي از ايران حاکي از آن است که ايران در حال بررسي خريد امتياز موشک شهاب No-dong کره شمالي و مجموع 150 فروند از اين موشکها مي‌باشد. همچنين ايران در نظر دارد که تمامي مراحل آزمايش برد و پرتاب اين نوع موشکها را در داخل خاک ايران انجام دهد،زيرا کره شمالي با شرايط سختي براي اين آزمايشها از قبيل :عدم صدور مجوز براي پرواز اين موشکها بر فراز خاک ژاپن از سوي اين کشور و فشار وارده از سوي چند کشور جهان از جمله آمريکا به کره شمالي براي ترک سريع برنامه‌هاي موشکي ايران روبه رو است .

در سال 1997 ايران مشغول انجام آزمايش و تست هفت موتور براي توسعه ي برنامه هاي موشکي خود بود که اين موشک شهاب ٣ ناميده ميشد. منابع خبري معتقدند که کره شمالي در فاصله سالهاي 1994 تا 1995 تعداد اندکي موشک احتمالا 5 تا 12 فروند No-dong به همراه 4 خودروي مخصوص حمل موشک به ايران تحويل داده است و اين تحويل‌ها به علت فشار چندين کشور به کره از جمله آمريکا متوقف شد و بار ديگر از سال 1997 از سر گرفته شد. آنچه به نظر مي‌رسد اين است که توسعه و ظهور موشک شهاب ٣ ابتدا با مجوز صنايع هوافضاي ايران ودر نهايت مجلس به انجام رسيد و وظيفه آزمايش و نگهداري و عملياتي نگاه داشتن آن به صنايع موشکي همت در تهران سپرده شد که اين مرکز با در اختيار داشتن موتورهاي موشک و تانکرهاي سوخت ساخته شده در يک مرکز بزرگ و وسيع زير زميني واقع در خوجان به خوبي از انجام ماموريت محوله برآمده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

برد موشکی موشک شهاب ۳

در آوريل 1998 برنامه پرواز آزمايشي موشک بالستيکي ميان برد خود را که نام Ghauri 1 يا Hatef برآن نهاده شده بود به اجرا گذاشت که به نظر مي‌رسيد بسيار شبيه موشکهاي شهاب ٣ ايران و No-dong کره شمالي باشد که در نهايت باعث امضاي توافقنامه اي مشترک براي ساخت کمپاني‌اي واحد جهت برنامه‌هاي موشکي ميان سه کشور مزبور شد. به نظر مي‌رسد که تکنولوژي ساخت موشکهاي No-dong 1 و No-dong 2 از کره شمالي به ايران و پاکستان فرستاده شده است و به همين دليل موشکهاي شهاب ٣ و Ghauri 1 يا Hatef 5 بسيار به هم شبيه هستند. اولين برنامه پرواز آزمايشي موشک شهاب ٣ در ژولاي 1998 انجام شد دو فروند از اين نوع موشک نيز در سپتامبر 1998 به نمايش عمومي در آمد. يک منبع وابسته به منابع اسرائيلي گزارش کرد که ايران در حال ساخت و توسعه يک کلاهک هسته اي براي موشک شهاب ٣ مي‌باشد ، اما اين گزارشات از سوي مقامات ايراني تائيد نشده است. در سپتامبر 2000 يک موشک شهاب 3 مدل D آزمايش شد که ايرانيها عنوان کردند که از آن به عنوان نخستين وسيله پرتاب ماهواره در ايران استفاده خواهند کرد. اين موضوع نشان مي دهد که موتور استاندارد شهاب ٣ ابتدا يک موتور با سوخت جامد دو مرحله اي بود.

برد موشك‌هاي نسل جديد «شهاب ۳»، در مقايسه با سري قبلي حدود ۱۰۰ درصد ارتقا پيدا كرده و از ۱۳۰۰ كيلومتر به ۲۵۰۰ كيلومتر افزايش يافته و خطاي هدف‌گيري که در نسل قبلي نسبت به برد آن ۸ در ده‌هزار بوده، در نسل جديد، به ۲ در ده‌هزار كاهش يافته است. نكته ديگر، سيستم اختصاصي ناوبري موشك‌هاي شهاب است كه موجب شده كساني كه ادعا دارند ايران اين موشك ها را از كشورهاي ديگر تهيه كرده است، اما اين سيستم ناوبري و الكترونيكي ساخته شده توسط متخصصان ايراني، جاي شبهه اي را باقي نگذاشته است. اين سيستم علاوه بر آنكه قدرت شناسايي و اصابت به اهداف را به گونه اي بسيار دقيق در اختيار ايران قرار داده است كه علاوه بر اطمينان از برخورد موشك به هدف موردنظر، در صورت خروج از مسير تعيين شده نيز مي تواند آن را تصحيح كرده و درصد اطمينان از برخورد را به نحو چشمگيري افزايش دهد. نكته ديگر در خصوص بهينه سازي استفاده از موشك هاي شهاب، تغيير زاويه شارژ موشك شهاب است كه از اين پس با زاويه صفر با سطح افق مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تغيير موجب مي شود تا فواصل آماده سازي شليك موشك ها كمتر شده و قدرت متحرك سازي شليك ها را افزايش مي دهد تا شليك هايي نامحدود در زمانهاي كوتاه را شاهد باشيم.



خصوصيات

عملكرد: موشك بالستيك ميان برد

سازنده:سازمان هوا و فضاي ايران

طول:16.58 متر

وزن:1780 كيلوگرم در مدل اوليه و 2.180 كيلوگرم در مدل هاي بعدي

قطر: 1.38 متر

برد: 1300 كيلومتر در مدل اول و 2500 كيلومتر در مدل هاي بعدي

موتور: موتور تك مرحله اي با سوخت مايع در مدل اوليه و سوخت جامد در مدل بعدي

وزن پرتاب: 17480 كيلوگرم

كلاهك:بين 700 تا 1200 كيلوگرم

دقت: 190m CEP

زمان ساخت: ۱۹۹۷

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

منبع: avia, fas, missilethreat

● تكميل كننده:اميرحسام ملائي يگانه

Moshaki-nezami.blogfa.com

Persian_Gun's
25-01-2008, 16:54
General Dynamics F-111


بمب ‏افكن استراتژيك اف111




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپيماي F-111 ساخت جنرال دايناميكز، يك هواپيمای بمب افکن محسوب می شود که قادر است در نقش های متفاوتی چون بمب‏افكن استراتژيك ميان‏برد، هواپیمای شناسايي و جنگندهء ضربتي به کار گرفته شود. اف111 در دههء 1960 وارد خدمت شده است. امروزه تنها كاربر F-111، نيروي هوايي سلطنتي استراليا (RAAF) مي‏باشد و اين كشور قصد دارد بمب‏افكن‏هاي F-111 خود را كه در استراليا با نام Pig شناخته مي‏‎شوند، تا سال 2010 در خدمت نگه دارد. استراليا، به تازگي، علاقمندي خود را جهت به خدمت‏گيري جنگندهء فوق‏پيشرفتهء F/A-22 یا F-35 جهت بازنشستگي F-111 ها، اعلام كرده است.

طراحی منحصر به فرد اف111، پیشگام معرفی تکنولوژی‏های نوینی در عرصهء هواپیماهای نظامی محسوب گردید. از جملهء آنها می‎توان به تكنولوژي منحصر به فرد بالهای متغیر، موتور توربوفن دارای پس‏سوز و سیستم راداری پنهان شدن در پوشش عوارض طبیعی زمین (Terrain Following Radar) جهت پرواز در ارتفاع پست با سرعت بالا را اشاره کرد.
طراحی اف111 از ابتدا بی‏نقص و کامل بود، علی‏الخصوص برای مهندسین هوافضای روس که تا آن موقع، چنین هواپیمایی را مشاهده نکرده بود. بسیاری از سامانه‏هایی که در اف111 براي اولين بار به کار گرفته شدند و ما امروزه آنها را پیش پا افتاده و عادی می‏دانیم، در زمان طراحی اف111، بسیار پیشرفته محسوب می‏شدند.

اف111 در ابتدا، با مشکلات عدیده‏ای دست به گریبان بود. در آن زمان، وزارت دفاع ایالات متحده، از اف111 توقع انجام ماموریتهای بسیار متفاوتی را داشت. از جملهء توقعات وزارت دفاع، به ماموریتهایی چون «رهگیر ناونشین» اشاره کرد که به عللی که توضیح خواهم داد، کنار گذاشته شد. (ماموریت رهگیر ناونشین، بعدها بر عهدهء جنگندهء بسیار موفق و پیشرفتهء اف14 تامکت گذاشته شد)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



F-111B: یک جنگندهء ناونشین ناموفق

نیروی هوایی ایالات متحده، رسمن جنگندهء F-15E را جایگزین بمب‏افکن‏های قدیمی F-111 نموده است؛ F-15E قرار است جهت انجام ماموریتهای ضربتی با دقت بالا مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه ماموریت بمباران سنگين با سرعت مافوق صوت نیز بر عهدهء بمب افکن سنگین B-1B Lancer نهاده شده است.
بمب افکن های B-1B در جریان جنگ سال 2003 با عراق که منجر به سقوط رژیم صدام گردید، بسیار موفق عمل کردند. بمب افکن های B-1 با استفاده از سیستم پرواز در ارتفاع پست، خود را به بغداد رساندند و مخفیگاه صدام در محلهء المنصور را با موشکهای کروز در آسمان حومهء بغداد هدف قرار دادند. (صدام 5 دقیقه قبل از این محل خارج شده بود)


طراحي
جنگندهء F-111 يك بمب‏افكن تاكتيكي با كاربري‏هاي گوناگون محسوب مي‏شد كه قادر بود ماموريتهاي خود را با سرعت مافوق‎‏صوت به انجام برساند. اين جنگنده يكي از هواپيماهايي بسيار بحث‏برانگيز زمان خود محسوب مي‎شد. اف111 يكي از ايمن‏ترين هواپيماهاي عملياتي تاريخ نيروي هوايي ايالات متحده محسوب مي‎شد كه توانايي رزم بسيار فوق‏العاده‏اي در شرائط گوناگون آب و هوايي را دارا بود. اين هواپيما، ماحصل تلاشي بود جهت ساخت يك جنگندهء مشترك براي نيروي هوايي و دريايي ايالات متحده كه تحت برنامهء TFX به انجام رسيد. همچنان كه در ذيل مطلب توضيح داده‏ام، چنين توليد مشتركي، امكان پذير نشد و جنگندهء F-111B مختص نيروي دريايي كه ماحصل برنامهء TFX بود، هيچگاه توليد نگرديد.

([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



F-111B

اف111 مختص نيروي هوايي، در گونه‏هاي مختلفي توليد گشت كه از جملهء آنها مي‏توان به اف111 در مدل‏هاي A‏، D، E و F اشاره كرد. به جز اينها، جنگندهء FB-111A نيز توليد گشت كه يك بمب‏افكن استراتژيك محسوب مي‏‎شد و داراي مشكلات عديده‏‎اي بود. در اين بين، تنها نوع F دقيقن با مشخصات مورد نظر نيروي هوايي در برنامهء TFX مطابقت مي‏كرد. اين مدل، نسبت به ساير گونه‏هاي ساخته شده توسط جنرال‏دايناميكز داراي نقائص كمتري بود.

F-111A اوليه، داراي مشكلات جدي در موتورها بود و از نقائص كمپرسور، خفگي و واماندگي رنج مي‏‎برد. خلبانان و مهندسين ناسا جهت رفت اين مشكلات، فشار زيادي وارد مي‏آوردند. بررسي‏هايي كه در مورد شكل دهانهء ورودي هواي موتورها صورت گرفت نشان دادند كه هواي مكيده شده از طريق دهانهء‌ ورودي موتورها، به دليل شكل ظاهري خاص دهانه، به طور طبيعي باعث خفگي و واماندگي كمپرسور موتورها مي‎شد. سرانجام، با توجه به نتايج تحقيقاتي كه توسط ناسا، نيروي هوايي و كمپاني جنرال‏دايناميكز حاصل گشت، مشكل موتورها با طراحي يك ورودي جديد هوا، رفع گرديد.

F-111 قادر بود از كمترين ارتفاع كه نوك درختان بود تا ارتفاعي فراتر از 60 هزار فوت (18200 متر) به عمليات بپردازد. اف111 مجهز به بالهاي متمايل به عقب متغير بود (Variable-Sweep Wings) كه اين امر به خلبان اجازه مي‏داد جهت فرود با حداقل سرعت اقدام نمايد يا با سرعت مافوق‏صوت در سطح دريا پرواز كند و به سرعتي بيش از دو برابر سرعت صوت در ارتفاعات بالا دست پيدا كند.

زاويهء بالها بين 16 (كاملن باز) تا 72.5 درجه (كاملن رو به عقب) قابل تغيير بود. در حالتي كه بالها كاملن رو به سمت جلو قرار گرفته بودند، حداكثر مساحت بال فراهم مي‏گشت و بدين جهت حداكثر ميزان نيروي برا كه مناسب برخاست با حداقل دويدن روي باند بود، فراهم مي‎شد. اف111 به هيچ نوع مانع فيزيكي جهت افزايش نيروي پسا و يا استفاده از رانش معكوس موتورها پس از فرود نيازي نداشت.

([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



دو خدمهء اف111 در كنار يكديگر مي‏نشستند. در كابين، يك اطاقك تحت فشار جهت خروج اضطراري به شكل يك محفظهء نجات براي سطح دريا يا زمين تعبيه شده بود. در شرائط اضطراري، هردو خدمهء درون كابين، درون آن باقي مي‏ماندند، سپس مادهء منفجره، باعث جدا شدن اطاقك كابين از بدنهء هواپيما مي‏شد. پس از آن، اطاقك به وسيلهء چتر نجات، پائين مي‏آمد. اطاقك نجات، داراي يك قسمت صيقلي كوچك به شكل بال است تا به هنگام جداشدن از هواپيما، دچار بي‏ثباتي نشود. كيسه‏‎هاي هوا به اين اطاقك كمك مي‏كنند تا در سطح آب شناور باقي بماند. اين اطاقك نجات را مي‏توان در هر سرعت و ارتفاعي، حتا زير آب، آزاد نمود. براي نجات در زير آب، كيسه‏هاي، پس از جداسازي كامل اطاقك از بدنه، باعث بالا آمدن اطاقك به سطح آب مي‎شوند.

درون بالهاي هواپيما و همچنين قسمت اعظمي از بدنهء پشت كابين خدمه، تانكهاي سوخت تعبيه شده است. تنها با استفاده از مخازن سوخت داخلي، اف111 قادر است به راحتي بردي فراتر از 2500 ناتيكال مايل (4000 كيلومتر)‌ را طي نمايد؛ ضمن اينكه از مخازن سوخت خارجي نيز مي‎توان در جايگاههاي مخصوص زير بالها استفاده كرد و در صورت لزوم آنها را پرتاب نمود.

هر چند كه اف111 به جهت انجام بمباران اتمي اتحاد شوروي طراحي گشت، اما قادر است انواع تسليحات معمول را نيز به خوبي بمب‏هاي هسته‏اي حمل نمايد. اف111 قادر است دو بمب يا سوخت اضافي را در محل تسليحات درون بدنه حمل كند. اما تسليحاتي كه در بيرون بدنه مي‏توانستند حمل شوند، شامل تركيبي از انواع بمب‏ها، موشكها و تانكهاي سوخت بود. جايگاههاي بارگذاري مهمات در دو محل زير بالهاي نزديك به بدنه، هنگام چرخش بالها، طوري مي‏چرخند كه تسليحات نصب شده، همواره موازي بدنه باشند. دو جايگاه بيروني‏‎تر نسبت به بدنه، قابليت چرخش ندارند، اما براي پرواز مافوق‏صوت‎، مي‏توان آنها را رها ساخت.

سيستم‏هاي الكترونيك اف111، شامل تجهيزات مخابراتي، ناوبري، رادار تعقيب عوارض زمين، سامانهء هدفيابي و حمله و سيستم‏‎هاي از كارانداز دفاع هوايي دشمن مي‏باشد. ضمن اينكه يك رادار مخصوص بمباران، جهت افزايش دقت آزادسازي تسليحات بر روي هدف در شب يا شرائط نامساعد آب و هوايي به كار گرفته مي‎شود.

اف111 مجهز به رادار تعقيب خودكار عوارض طبيعي زمين مي‏باشد كه به هواپيما اين امكان را مي‎دهد بدون ترس از برخورد به تپه،‌كوه يا سطح زمين، در يك ارتفاع ثابت پرواز كند و خطوط تراز زمين را تعقيب نمايد. اين سيستم همچنين امكان پرواز ايمن درون شكاف دره‏ها يا ميان كوهها را در شب يا روز بدون توجه به وضعيت آب و هوا را فراهم مي‏سازد. هرگاه يكي از سيستم‏‎هاي مربوط به اين قابليت، دچار نقص شوند، هواپيما به طور خودكار، ارتفاع مي‏گيرد.


پروژهء TFX چه بود؟
شروع ساخت F-111 به زمانی باز می‏گردد که برنامهء ساخت هواپیمای TFX در پنتاگون آغاز شده بود. طی این برنامهء جاه‏طلبانه که در اوائل دههء 1960 کلید خورده بود، پنتاگون و شخص وزیر دفاع، رابرت مک نامارا، قصد داشت تا از یک طرح واحد، دو ماموریت کاملن متفاوت را بهره بگیرد. یعنی هواپیمایی که برای نیروی هوایی یک جنگنده - بمب افکن باشد و برای نیروی دریایی یک جنگندهء ناونشین با قابلیت دفاع هوایی بسیار دوربرد. در آن زمان چنین جنگنده‏ای قرار بود در نیروی دریایی جایگزین هواپیماهای F-4B و F-8 Crusader شود. فلسفهء مورد نظر نیروی دریایی برای یک جنگندهء رهگیر این بود که هواپیمای جدید، دارای قابلیت شکار و رهگيري دوربرد با موشکهای هوا به هوا، از فاصلهء بسیار دور و سرعت زیاد باشد.

سر فرماندهی تاکتیکی نیروی هوایی، (Tactical Air Command یا TAC) به دنبال طرحی شکاری – بمب افکن بود که قادر باشد در عمق خاک دشمن، عملیات ضربتی انجام دهد، اما تمرکز عمدهء عملیات ضربتی مورد نظر، در اوائل دههء 1960 و پس از وقوع بحران موشکی کوبا، بر روی بمباران هسته‏ای مراکز مهم اتحاد شوروی قرار گرفت. هواپیمایی که قرار بود جایگزین جت‏های قدیمی F-105 Thunderchief شده و در ارتفاع کم، قادر باشد بمب‏های اتمی را رها کند، سریع و دورپرواز باشد. اما وقوع نبردهای هوایی در دههء 1960 با جنگنده های چابک و سریع MiG-17/19/21 در ویتنام، نیروی هوایی را به تعمق بیشتر واداشت.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


F-105 Thunderchief


به تاریخ ژوئن 1960، نیروی هوایی ایالات متحده، اقدام به صدور اطلاعیه‏ای کرد و در آن نیاز خود به یک هواپیما با قابلیت نفوذ در عمق پدافند هوایی شوروی و در ارتفاع پائین با سرعت زیاد را جهت رهاسازی بمبهای هسته‏ای اعلام کرد. این بمبهای هسته‏ای می‏بایست بر روی تاسیسات حیاتی روس‏ها، نظیر فرودگاهها و مراكز نظامی پرتاب شوند؛ ضمن اینکه هواپیما می‏بایست قادر به پرواز با سرعت 1.2 ماخ در ارتفاع کم و 2.5 ماخ در ارتفاع بالا بوده و دارای شعاع عمل رزمی فراتر از 890 مایل (1430 کیلومتر) باشد. این هواپیما همچنین می بایست قابلیت عمل در محدودهء کوچک را نيز داشته و دارای برد عبوری کافی جهت رسیدن به اروپا بدون سوختگیری هوایی باشد.

همزمان، نیروی دریایی نیز از سال 1957، به دنبال یک شکاری رهگیر بردبلند بود تا بتواند در برابر بمب‏افکن‏های جدید شوروی که مجهز به موشکهای دوربرد ضدکشتی با کلاهک اتمی بودند، از ناوگان خود دفاع کند. نیروی دریایی به یک ناوگان دفاع هوایی (Fleet Air Defense یا FAD) نیاز داشت که چابک بوده، توانایی حمل سلاح آن از اف4 فانتوم بیشتر بوده و مجهز به یک رادار بسیار پرقدرت به همراه موشکهای دوربرد هوا به هوا باشد تا هم بمب‏افکن ها و هم موشکهای شلیک شده را منهدم نماید.

F-111B
همان طور که گفتیم، نیروی دریایی، جنگنده‏ای شکاری رهگیر را در نظر داشت تا از ناوگان جنگی خود در برابر موشکهای کروز دوربرد و همچنین شکاری بمب‏افکن‏های شوروی محافظت نماید. می‏دانیم که رزمناوها، دارای توانایی دفاع از خود با استفاده از سیستم‏های پدافندی هستند. یعنی یک حباب حفاظتی را به دور مجموعهء ناوها ایجاد می‏کنند. چنین سیستمی نسبت به حملات دشمن، حالت دفاعی و واکنشی پیدا می‏کند و هرچه برد محدودهء دفاعی کمتر باشد، امکان نفوذ بمب‏افکن‏ها یا موشکهای کروز ضدکشتی دشمن به درون آن، افزایش می‎یابد. به کارگیری ناو هواپیمابر و تشکیل مجموعه ناوهای جنگی دفاعی، امکان گسترش کمربند دفاعی را به اندازهء شعاع عمل هواپیماهای موجود، افزایش می‎دهد. این مجموعه که بدان Carrier Battle Group می‏گویند، مجهز به حدود 100 فروند هواپیما می‎باشد که حدود نیمی از آنها را هواپیماهای دفاع هوایی تشکیل می‎دهند. با این حال، ناو هواپیمابر به اندازهء پایگاههای هوایی و شاید خیلی بیشتر از آنها، آسیب‏پذیر است. بنابراین بدست آوردن برتری هوایی در دریا، بسیار حیاتی است.

ستون فقرات گروه ناوگان جنگی هواپیمابر ایالات متحده را تا پایان سال 2006، جنگنده های بسیار توانمند F-14 Tomcat تشکیل می دادند. این جنگنده ها قادر بودند موشکهای ضدکشتی دشمن را از فواصل بیش از 100 مایل، با موشکهای دوربرد AIM-54 (فونیکس) هدف قرار دهند. بسیاری از موشکهای ضدکشتی پرتابی هواپیماهای عراقی در جریان جنگ با ایران، طعمهء فونیکس‎های پرتابی از تامكتهاي ایراني گشتند. یک موشک ضدکشتی مانند AM-39 (اگزوسه) یا Sunburn به راحتی می‏تواند توسط موشک فونیکس جنگندهء اف14 منهدم شود، امری که در دههء 1960 از عهدهء هواپیماهایی چون F-4B و F-8 به هیج وجه برنمی‏آمد.




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


جنگندهء ناونشین F-4B (آگوست 1961 - ناو هواپیمابر فورستال)



در دههء 1950، نیروی دریایی ایالات متحده بدین نتیجه رسیده بود که برای مقابله با تهدیدات شوروی، هواپیمایی زیرصوت با توانایی شلیک هم‎زمان چندین موشک به سوی چندین هدف در فواصل بسیار دور مورد نیاز است. پاسخ به چنین نیازی در ابتدا منجر به ساخت جنگندهء مادون صوت F-6D Missileer، و سپس در اواسط دههء 1960 منجر به ساخت F-111B و در اواخر دههء 1960 منجر به ساخت F-14 Tomcat شد.




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


F-6D Missileer

جنگندهء تنبل و زیرصوت F-6D قادر بود موشک دو مرحله‏ای XAAM-M-10 (ایگل) را که مجهز به سیستم هدایت‏پذیری از نوع نیمه‏فعال راداری بود حمل و پرتاب کند؛ ضمن اینکه در این هواپیما از یک رادار پالس – داپلر بسیار نیرومند که دارای توانایی رهگیری به هنگام جستجو (Track While Scan) بود، استفاده شده بود که توانایی شلیک پشت سرهم و هدایت هم‎زمان چندین موشک ایگل را به F-6D می‏بخشید. بال مستقیم و بدون زاویه‏ای که همانند Cessna 172 در بالای بدئه نصب شده بود، امکان نصب 6 موشک ایگل را فراهم می‎نمود.

موتور جدید توربوفن TF30-P-2 ساخت پرات اند ویتنی، پیشرانهء F-6D را تشکیل می‎داد. این موتور توربوفن، بسیار کم مصرف بود و نسبت به موتورهای توربوجت مرسوم در آن زمان، بسیار پیشرفته محسوب می‏گردید. بدنهء F-6D ساخت کمپانی داگلاس بود. اما برنامهء جنگندهء F-6D مجهز به موشکهای ایگل، از آنجا که تنها قادر به انجام یک ماموریت بود، در دسامبر 1960 به دستور پنتاگون لغو گردید.

اما شوروی با دارای بودن انبوهی از موشکهای کروز ضدکشتی و بمب‏افکن‏هایی چون Tu-95، همچنان تهدید بسیار بالقوه برای ناوگان ایالات متحده به شمار می‏رفت، تهدیدی که بیشتر متوجه ناوهای هواپیمابر بی‏دفاع بود.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


جنگندهء F-8 Crusader در حال رهگیری یک بمب افکن Tu-95




موشکهای کروز سطح به سطح قادرند در ارتفاع بسیار پائین پرواز کرده و خود را در پشش انحنای طبیعی کرهء زمین، پنهان نمایند. در نتیجه، کشف این موشکها به وسیلهء رادار کشتی‏های دفاعی محافظ ناوهای هواپیمابر، تا پیش از نزدیک شدن بیش از حد موشک، غیرممکن می‏شود. هرچند که موشکهای کروز ضدکشتی در ابتدا ساده بودند، اما با گذشت زمان، دارای سیستم‏های الکترونیکی بسیار پیشرفته شدند که آنها را قادر می‏ساخت در مسیرهای متغیری به سمت هدف رهسپار شوند؛ امری که بازهم بر دشواری رهگیری آنها می‎افزود. این نوع موشکها را می‎توان از طریق زیردریایی‏ها، ناوهای جنگی و بمب‏افکن‎ها شلیک نمود. بدین ترتیب بود كه تهدید علیه ناوهای هواپیمابر چند برابر شد.

آن زمان شوروی مجهز به بمب‎افکن‎های سنگین و دوربردی چون Tu-95، Tu-16 و Tu-22 بود که از طریق این هواپیماها می‏توانست چندین موشک کروز بسیار دوربرد را به سمت ناوگان ایالات متحده شلیک نماید. این موشکها دارای بردی بین 50 تا بیش از 250 مایل بودند و به هنگام شلیک از فواصل دور، رادار کشتی نمی‎توانست هیچگاه هواپیمای دشمن را در صفحهء رادار خود مشاهده نماید. به دلیل برد بالای موشکهای کروز و همچنین انحنای طبیعی کرهء زمین، استفاده از یک جنگندهء شکاری مجهز به ترکیب رادار قدرتمند و موشکهای دوربرد هوا به هوا، تنها راه منطقی جهت دفاع در برابر چنین تهدیدی بود. یک رادار پرقدرت با توانایی دید پائین شلیک پائین، می‎توانست با موشکهای مناسب هوا به هوا، موشکهای کروز را به راحتی کشف کرده و منهدم نماید.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


معرفی رسمی F-111B

برنامهء TFX یا Tactical Fighter eXperimental یکی از برنامه‏هایی بود که در پنتاگون جهت ساخت یک هواپیمای مشترک برای نیروی دریایی و هوایی بود که منجر به ساخت F-111B گشت. هواپیمایی که قرار بود برای نیروی دریایی مجهز به رادار AWG-9 و موشکهای AIM-54A Phoenix شود و برای نیروی هوایی نیز نقش F-105 را ایفا کند. اما این در حالی بود که شرح وظائف مورد نیاز هریک از دو نیروی هوایی و دریایی، لزوم ساخت دو هواپیمای کاملن متفاوت را ايجاد كرده بود. پنتاگون و شخص وزیر دفاع قصد داشتند تا با ساخت F-111B، نیازمندی‏های هر دو نیرو را برآورده سازند و بدین طریق، صرفه‏جویی قابل ملاحظه‏ای در هزینه‎هاي پنتاگون انجام دهند. در آن زمان، گروه بررسي نیروی دریایی تحقیقاتی انجام داد و بدین نتیجه رسید که حمل و شلیک فونیکس از طریق F-111B امکان پذیر است.




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


F-111B در حال حمل موشکهای هوا به هوای فونیکس





([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

F-111B نخستین پرواز خود را به تاریخ 18 می 1965 به انجام رساند. اما همان موقع بود که ایرادات فراوان آن، سر باز نمودند: برای مثال شکل ورودی‏های هوای موتور و همچنين طراحي ضعيف سيستم سوخت‏‎رساني موتورها در برخی شرائط خاص، باعث خفگی کمپرسور می‏گردید؛ ضمن اینکه وزن F-111B برای حمل بر روی ناوهای هواپیمابر بیش از حد سنگین بود. برنامهء F-111B به هیچ وجه راضی کننده از آب در نیامد. خلبانان آزمایشگر نیروی دریایی از این هواپیما اصلن رضایت نداشتند. برای مثال نوع زاویهء شیشهء نصب شده در مقابل خلبان، در برخی زوایای خاص حمله یا به هنگام نزدیک شدن به سمت عرشهء ناو جهت فرود، باعث بازتابش نور می شد و دید خلبان را بسیار محدود می‏کرد. همچنین کابلهای نگهدارندهء هواپیما بر روی عرشهء ناو هواپیمابر، قادر به توقف هواپیمایی به وزن و ابعاد F-111B نبودند، ضمن اینکه فشار سیستم کاتاپولت موجود در ناوهای هواپیمابر، برای پرتاب F-111B، توان لازم را نداشت.
به دلیل این همه مشکل پیش آمده، به تاریخ می 1968، کنگرهء ایالات متحده، پس از بررسی گزارش کمیتهء تحقیق، پروندهء ساخت F-111B را برای همیشه لغو نمود.


تکنولوژی Variable geometry یا شکل هندسی متغیر
يك بدنهء هواپيما كه ايده‏آل پرواز مافوق‏صوت باشد، بايد مجهز به بالهايي متمايل به عقب با حداكثر زاويه باشد، اما اين نوع طراحي، همچنان كه باعث افزايش سرعت گشت‏زني مي‏گرديد، برد پروازي و ميزان بارگذاري مهمات را به شدت كاهش مي‏داد، ضمن اينكه سرعت بسيار بالايي را براي فرود نياز داشت. به عبارتي ديگر، هواپيمايي كه داراي بالهاي بدون زاويه يا اندكي متمايل به عقب باشد، ضمن اينكه داراي هدايت‏پذيري آساني است، قادر است حجم سنگيني از مهمات را حمل كند و به علت مصرف سوخت كمتر، فواصل دورتري را بپيمايد.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



طرح بدنهء موسوم به «هندسي متغير» يا Variable geometry كه نيروي دريايي ايالات متحده پيشتر آن را در طراحي جنگندهء XF10F Jaguar آزموده و سپس آن را به سال 1953 كنار گذارده بود، تنها راه‏حل امكان‏پذير براي يك بدنهء واحد بود.
بمب‏افكن F-111 اولين توليد رسمي در زمينهء هواپيماهايي مجهز به سيستم «شكل هندسي متغير» به شمار مي‏رفت. (با توجه به اينكه پيش از آن، طرح جنگندهء XF10F Jaguar نيروي دريايي، به سال 1953 لغو شده بود)


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


XF10F Jaguar ساخت گرومن: اولین جنگندهء بال متغیر جهان


طرح هندسي متغير يا بال متغير، تا دههء 1980 در بسيار از هواپيماها به كار گرفته شد، اما طرح قديمي بال رو به عقب، به دليل هزينه‏هاي بالاي ساخت بالهاي متغير، هنوز به طور كامل منقرض نشده بود، زيرا هواپيماهايي كه داراي طرح هندسي متغير بودند، ضمن اينكه هزينه‏هاي بيشتري را لازم داشتند، دچار اضافه وزن فراتر از حد معمول مي‏گشتند. با اين حال، انواع بسيار گوناگوني از هواپيماها، به تقليد از طرح هندسي متغير به كار گرفته شده در F-111 پرداختند كه از جملهء‌ آنها مي‏توان به جنگنده‏هاي ساخت شوروي Su-17 (به سال 1966)، MiG-23 (به سال 1967)، بمب‏افكن Tu-22 (به سال 1969)، بمب‏افكن Su-24 (به سال 1970) و بمب‏افكن سنگين Tu-160 (به سال 1981) اشاره نمود.
اما هواپيماهاي آمريكايي مجهز به تكنولوژي هندسي متغير، اينها هستند: F-14 Tomcat (به سال 1970) و بمب‏افكن سنگين B-1B Lancer (به سال 1974).
در اروپا نيز مي‏توان به هواپيماي Panavia Tornado (به سال 1974) اشاره كرد. ضمن اينكه، در جنگندهء Su-24، همانند F-111، دو صندلي خدمهء پرواز در كنار هم قرار داشتند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) تصويري از كابين F-111 قبل از انجام يك پرواز شبانه




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گونه‏هاي مختلف اف111



F-111A

نوع A، اولين اف111 اي بود كه به تاريخ سپتامبر 1964 پرواز نمود. ضمن اينكه اولين اف111 عملياتي محسوب مي‏شد كه به تاريخ اكتبر 1967 به خدمت پايگاه هوايي Nellis (واقع در نوادا) درآمد. اين مدل از اف111 جهت انجام بمباران تاكتيكي در منطقهء آسیای جنوب شرقي، مورد استفاده قرار گرفت.

اولین F-111A ساخته شده که اکنون در محل پایگاه هوایی ادوارد، قسمت موزهء AFFTC نیروی هوایی نگهداری می‏شود:




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


First F-111 (63-9766) to fly Preserved at Edwards AFB CA in the AFFTC Museum



اين هواپيما مجهز به دو موتور توربوفن TF30-P-3 بود كه هركدام كششي برابر 12000 پوند فيت (53 كيلونيوتن) در حالت خشك، و 185000 پوند فيت (82 كيلونيوتن) در حالت استفاده از پس‏سوز ايجاد مي‏كردند. همچنين داراي ورودي‏هاي هوايي موسوم به Triple Plow I بود. اين بمب‏‎افكن به راحتي قادر بود به سرعت 2.2 ماخ در ارتفاع بالا دست پيدا كند. (1450 مايل بر ساعت يا 2300 كيلومتر بر ساعت)

در نوع Mark I اين بمب‏افكن، از سامانه‏هاي زير بهره گرفته شده بود:
* رادار آتش: AN/APQ-113 ساخت جنرال الكتريك
* رادار پرواز در پناه عوارض طبيعي زمين: AN/APQ-110 ساخت Texas Instruments
* رادار ناوبري اينرسيايي: AJQ-20 ساخت Litton

جمعن تعداد 158 فروند از F-111A توليد گشت. ضمن اينكه قبل از توليد استاندارد، 17 پيش نمونه ساخته شد.

اولين F-111A توليد شده، به تاريخ 18 جولاي 1967، به اسكادران 429 و 430 تاكتيكي جنگنده متعلق به هنگ 474 يگان تاكتيكي هوايي تحويل شدند. اين هواپيماها ابتدا در پايگاه هوايي Cannon (نيومكزيكو) استقرار يافتند، سپس به پايگاه هوايي Nellis منتقل شدند.




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



پس از انجام چند آزمون اوليه، يك دستهء 6 فروندي از اين هواپيماها به تاريخ مارس 1968 به آسياي جنوب شرقي اعزام شدند تا جهت انجام آزمون موسوم به Combat Lancer در شرائط جنگی واقعي در ويتنام، مورد سنجش قرار بگيرند. در مدت زماني حدود يك ماه، سه فروند از اين هواپيماها به دلیل نقائص فنی ساقط شدند و بدين جهت آزمونهاي رزمي به سرعت متوقف گشتند. سه فروند باقيمانده، به سرعت بازگردانده شدند، زيرا نقص فني مهمي در سيستم رادار ارتفاع پست مشاهده شده بود. اين نقص فني، باعث شد تا طوفاني در سناي آمريكا دربگيرد و سناتورها از مك‏نامارا (وزير دفاع وقت)‌ براي پروسهء ساخت هواپيما به دادگاه فدرال شكايت كردند. پشت اين جنجال‏هاي سياسي، درس‏هايي كه از نواقص هواپيما آموخته شد، باعث گشت مشكلات فني به سرعت رفع شوند، اما عملياتي شدن اين بمب‏افكن‏ها تا جولاي 1971 به طول انجاميد و پس از اين تاريخ، هواپيماها در اسكادران تاكتيكي 474 كاملن عملياتي شدند.

آزمونهايي كه بر روي اين هواپيما به سال 1969 انجام گرفتند، مشخص نمودند كه پيمانكار توليد هواپيما، به بازرسان پنتاگون مبالغي را پرداخت كرده است تا كار زير سطح استانداردي را كه بر روي ساختمان بدنه و اجزاء بالها انجام گرفته است، مورد تاييد قرار دهند؛ بدين جهت تمامي هواپيماهاي كه از چنين اجزائي استفاده شده بود، جايگزين شدند؛ منجمله هواپيماهاي F-111A اي كه تا آن موقع تكميل شده بودند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



بازگشت مجدد به عرصهء جنگ ویتنام
به سال 1972، اف111 ها مجددن به ويتنام بازگشتند، و در عمليات Operation Linebacker II بر عليه كمونيست‏هاي ويتنام شمالي شركت جستند. در آن زمان، مهمترين خصيصهء F-111A آن بود كه جهت انجام ماموريت رزمي، به هواپيماي سوخت‏رسان يا پشتيباني جنگ الكترونيك نيازي نداشت، و در هر شرائط آب و هوايي كه باعث زمين‏گير شدن ساير هواپيماها مي‏شد، مي‏توانست پرواز كرده و عمليات انجام دهد.
يك فروند F-111A قادر بود به ميزان 4 برابر يك فروند اف4 فانتوم، مهمات حمل كند. ارزش اين هواپيما زماني آشكار شد كه بيش از 4000 ماموريت جنگي بر عليه ويتنام شمالي انجام داد و تنها 6 فروندشان ساقط گشتند.

به سال 1977، باقيماندهء ناوگان F-111A ها به هنگ تاكتيكي 466 هوايي منتقل گشتند و در پايگاه هوايي Mountain Home AFB استقرار يافتند و در اختيار اسكادرانهاي 389 و 391 قرار گرفتند.

به سال 1982، چهار فروند F-111A كه هنوز در خدمت بودند، به سطح استاندارد مدل C تبديل گشتند و به نيروي هوايي استراليا پيشنهاد شدند تا جايگزين برخي مدلهاي فرسودهء C در اين نيرو شوند. در این هواپیماها، از بالهایی با سطح بیشتر استفاده شده بود و سیستم ارابهء فرودشان نیز تقویت گشته بود و بدین ترتیب F-111C های جدید متمایز می‏شدند. معدود مدلهای A که تحویل استرالیا شدند، از جمله هواپیماهای شرکت کننده در ویتنام بودند و در بدنهء آنها، جای گلولهء توپهای ضدهوایی مشهود بود.

42 فروند F-111A باقیمانده، بعدها به مدل جنگ الکترونیک EF-111A Raven تبدیل شدند. این مدلها، به وسیلهء آنتن نصب شده در زیر هواپیما و همچنین بالای سکان عمودی از نوع A قابل تشخیص می‏شدند. مدل جنگ الکترونیک با نام مستعار Fat Tail نیز شناخته می‏شود.

AFTI
سه فروند از اولین نمونه‏های مدل A، جهت انجام آزمایشات گوناگون، تحویل سازمان NASA شدند. یکی از آنها تحت عنوان قسمتی از برنامهء «یکپارچه‏سازی تکنولوژی جنگنده‏های پیشرفته» (Advanced Fighter Technology Integration) به بالهای متحرک خمیده تجهیز شد. این هواپیما امروزه در خدمت قرار ندارد و از سال 1989 در یکی از مکان‏های متعلق به موزهء نیروی هوایی واقع در پایگاه هوایی Wright Patterson AFB در معرض دید عموم قرار گرفته است.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


F-111A متعلق به ناسا (تحت برنامهء AFTI)



مابقی F-111A های باقیمانده، همگی به سال 1992 از خدمت خارج شده و در محلی به نام AMARC واقع در پایگاه هوایی Davis (مونتانا) مومیایی شده‏اند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





اف111 اي كه براي نيروي دريايي ايالات متحده ساخته شد و مجهز به رادار بسيار پرقدرت AWG-9 و موشكهاي بسيار دوربرد AIM-54A Phoenix بود، اما به علت مشكلات فني و ساختاري، مورد پسند نيروي دريايي قرار نگرفت و هيچگاه به توليد انبوه نرسيد. (موتور، رادار و سيستم تسليحاتي اين هواپيما، دو سال بعد در ساخت جنگندهء بسیار موفق F-14 Tomcat عينن به كار گرفته شد)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

F-111B قرار بود به عنوان جزئی از برنامهء «ناوگان دفاع هوایی» در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده قرار گیرد و نیاز ناوگان جنگی به یک دفاع دوربر را برآورده سازد. ناوگان جنگی نیروی دریایی در آن زمان به جنگنده‏ای نیاز داشت که قادر باشد موشکهای سنگین وزن و دوربردی را که دارای توانایی انهدام موشکهای کروز دوربرد ضدکشتی شوروی هستند، حمل نماید.

کمپانی جنرال داینامیکز، تجربه‏ای در ساخت هواپیماهای ناونشین نداشت و از این رو با کمپانی Grumman در طراحی و ساخت F-111B شریک شد. (گرومن، دارای پرسنل بسیار باتجربه‏ای در ساخت جنگنده‏های ناونشین بود) تصمیم بر این بود که کمپانی گرومن، یکپارچه‏سازی سامانه‏های الکترونیکی دریایی را انجام دهد و کل هواپیمای F-111B را مونتاژ کرده و آزمایش کند. به علاوه، کمپانی گرومن، به عنوان یک مقاطعه‏کار فرعی، جهت ساخت قسمت دم هواپیما و سیستم ارابهء فرود انتخاب هواپیمای اف111، توسط هر دو نیروی هوایی و دریایی انتخاب شده بود.


تصویری از تیم کارکنان کمپانی گرومن که در امر امکان‏پذیر کردن F-111B جهت فرود بر روی ناو، فعالیت می‏کرده‏اند:


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



به علت در در دسترس نبودن اطاقک نجات، اولین F-111B به یک جفت صندلی پرتاب شوندهء معمول مجهز شده بود. همچنین اولین F-111B به تاریخ 11 می 1965 از کارخانهء Bethpage بیرون آمد و بر روی زمین تا محل کارخانهء Calverton حمل گردید. اولین پرواز این هواپیما، به تاریخ 18 می 1965 در محل باند اختصاصی کمپانی گرومن واقع در کارخانهء کالورتون به وسیلهء «رآلف دانل» و «ارنی فون هایدن» انجام گرفت. جدا از مشکل واماندگی کمپرسور که پیشتر به هنگام آزمونهای پروازی F-111A نیز به اثبات رسیده بود، اولین پرواز، بدون هیچ مشکلی انجام پذیرفت.

F-111B تلاشی بود در جهت سازش بین نیازهای دو نیروی هوایی و دریایی. در ساخت این هواپیما، تلاش بسیاری شده بود تا نیازهای بسیار متفاوت نیروی دریایی، با هواپیمایی که تا حد زیادی، نیازهای نیروی هوایی را برای در اختیار گرفتن جنگنده‏ای ضربتی و مافوق صوت تامین می‏کرد، تطبیق دهد، تطبیقی که در نهایت معلوم شد غیرقابل انجام است.

F-111B قرار بود به عنوان جنگنده‏ء ناوگان دفاع هوایی نیروی دریایی به خدمت گرفته شود؛ F-111A نیز جهت نیروی هوایی همزمان با آن در حال ساخت بود و قرار بود به عنوان جنگنده‏ای ضربتی، دوربرد و با قابلیتهای هوا به زمین گسترده ساخته شود. هر دو مدل A و B ساختار کلی مشترکی داشتند: سیستم سوخت مشابه، موتور مشابه توربوفن TF30-P-1 ساخت پرات اند ویتنی، و کابینی که دو خدمه داشت و هر دو نفر، کنار هم می‏نشستند و دارای اطاقک فرار متصل به چتر نجات بود.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



دماغهء F-111B حدود 8 فوت و 6 اینچ بود که کوتاه‏تر از دماغهء F-111A بود، زیرا نوع B می‏بایست قابلیت جای‏گیری روی سکوی آسانسور ناوهواپیمابر را داشته باشد. ضمن اینکه F-111B در محل نوک بالها (Wingtip) دارای 3 فوت و 6 اینچ طول افزون‏تر بود که این امر به منظور بهبود مداومت پروازی هواپیما در گشت‏های دریایی اضافه شده بود. F-111B دارای دهندهء بال عظیمی معادل 70 فوت (21.3 متر) بود. این بالها در حالت کاملن باز، جهت افزایش برد پروازی و مداومت در گشت دریایی به کار می‏آمدند.

نیروی دریایی خواهان نصب راداری بود که قطر بشقاب آن جهت امکان کاوش مسافتهای دور، حداقل 122 سانتی متر باشد، در حالی که به علت محدودیت فضای دماغه، بشقابی به قطر 91.4 سانتی‏متر جهت رادار بسیار پرقدرت AWG-9 نصب گشته بود که عملن قدرت رادار را برای مسافتهای دور، تحلیل می‏داد.

در F-111B از رادار پرقدرت پالس – داپلر AN/AWG-9 ساخت هیوز استفاده شده بود و سلاح اصلی هواپیما، 6 موشک دوربرد AIM-54A (فونیکس) بود؛ در حالی که در F-111A که ویژهء نیروی هوایی بود، از رادار تهاجمی AN/APQ-113 ساخت جنرال‏الکتریک و رادار تعقیب عوارض زمین AN/APQ-110 ساخت تگزاس‏اینسترومنت استفاده شده بود.

نیروی دریایی خواهان وزن برخاستی حداکثر برابر 50000 پوند (22686 کیلوگرم) بود، اما وزیر دفاع وقت (مک‏نامارا)، آنها را راضی کرد تا به وزن 55000 پوند (24955 کیلوگرم) راضی شوند؛ در حالی که همین وزن 55000 پوند نیز در عمل اثبات شد که بسیار خوش‏بینانه است. افزایش مفرط وزن، آفتی بود که در سرتاسر طراحی F-111B پخش شده بود. نه تنها نمونهء اولیه دارای وزنی بسیار فراتر از 55000 پوند بود، بلکه تلاش‏های بعدی جهت طراحی دوبارهء بدنه به منظور کاهش وزن نیز، اوضاع را بسیار وخیم‏تر کرده بود. افزایش بیش از حد وزن، به طور جدی، توان هواپیما را سلب کرده بود.

در حقیقت می‏شود گفت که به هنگام فرود بر روی عرشهء ناو هواپیمابر، F-111B به دلیل وزن بسیار زیاد، قادر نبود تنها با یک موتور روشن حفظ تعادل کند، و این مشکل بسیار بزرگی بود که در حال نمایان شدن بود. بدتر از همه اینکه میزان دید به هنگام نزدیک شدن جهت فرود بر عرشهء ناو هواپیمابر، بسیار عمیق بود، و مانورپذیری آن، به ویژه به هنگام پرواز در ارتفاعات متوسط، بسیار ضعیف‏تر از «اف4 فانتوم» بود.

به دنبال درخواست کنگره دربارهء پرسش در مورد این هواپیما، دریاسالار «توماس کانلی» (Thomas Connolly)، در کنگره حاضر شد و به سوالات سناتورها در مورد اینکه آیا با نصب یک موتور پرقدرت‏تر، امکان رفع مشکلات فراهم می‏شود، به طور دقیق پاسخ گفت. وی این جمله را ادا کرد: «سناتورهای محترم، به عیسا مسیح قسم که هیچ جنگندهء ناونشینی از این هواپیما حاصل نخواهد شد.»


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


هواپیمای شمارهء 151970 مجهز به موشک فونیکس



اولین F-111B به شماره سریال 151970 در کارخانهء Bethpage (واقع در لانگ آیلند، نیویورک) به وسیلهء قطعاتی که به صورت مشترک توسط توسط جنرال داینامیکز و گرومن ساخته شده بود، مونتاژ شد. در F-111B از همان نوع موتورهای به کار رفته در نوع A یعنی موتور توربوفن TF30-P-1 استفاده شده بود.

به تاریخ اکتبر 1967، بالاخره نیروی دریایی ایالات متحده متقاعد شد که برنامهء F-111B موضوعی از دست رفته است و پیشنهاد داد که کل برنامه لغو شود، که در نتیجه، این امر، به سال 1968 و پس از تحویل تنها هفت فروند حاصل شد و F-111B برای همیشه به تاریخ پیوست؛ ضمن اینکه از این هفت هواپیما، دو فروند دچار سانح شده و سقوط کردند.

موشکهای فونیکس و رادار قدرتمند طراحی شده برای این هواپیما (که موضوع استفاده از چنین دفاع هوایی، از طرح کنسل شدهء F6D Missileer به ارث رسیده بود) سرانجام در تن جانشین موفق این هواپیما یعنی «اف14 تامکت» نصب شدند. موشک فونیکس و رادار کنترل آتش آن نیز از سیستم ASG-18 متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده برجای مانده بودند که در اصل آنها نیز برای نصب بر روی پروژهء لغو شدهء هواپیمای F-108 Rapier طراحی شده بودند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



F-111B به شمارهء سریال 151971 به تاریخ 11 سپتامبر 1968 در منطقهء شمال غربی سن میگوئل (ایالت کالیفرنیا) دچار نقص فنی شد و سقوط کرد. سرخلبانان آزمایشگر شرکت هیوز: بارتن وارن و آنتونی بایلند کشته شدند.



اولین ارزیابی انجام شده بر روی F-111B توسط نیروی دریایی، به تاریخ اکتبر 1965 در منطقهء Patuxent River در همان مراحل ابتدایی، متوقف شد. F-111B دارای مشکلات بسیار جدی بود زیرا اضافه وزن بسیاری داشت؛ و در حالتی که به طور کامل بارگذاری شده بود، وزنی برابر 78000 پوند پیدا می‏کرد که از حداکثر وزن قابل قبول نیروی دریایی که 55000 پوند بود، بسیار فراتر بود.


برنامهء کاهش وزن (SWIP)
مشکلات ناشی از اضافه وزن F-111B بسیار شدید بودند، به طوری که جنرال‏داینامیکز و گرومن مجبور شدند برنامه‏ای به نام SWIP را جهت کاهش وزن هواپیما به انجام برسانند. (Super Weight Improvement Program)
در چهارمین نمونهء تولیدی F-111B، اغلب تغییرات مربوط به کاهش وزن اعمال شده بودند.

چهارمین F-111B به شماره سریال 151973، مجهز به اطاقک فرار تحت فشار نجات شده بود و صندلی‏های پرتاب شوندهء مجزا، (که در سه نمونهء قبلی موجود بودند) حذف شده بودند. با این حال، افزودن اطاقک فرار، بازهم باعث افزایش وزن می‏شد، در حالی که این امر، تخطی از اهداف برنامهء کاهش وزن (SWIP) محسوب می‏شد، و F-111B همچنان تحت فشار وزن زیاد خود، کم‏تحرک باقی می‏ماند. برد پروازی هواپیما، همچنان کمتر از مشخصات مورد انتظار بود و می‏بایست افزایش یابد، برای این کار باید میزان سوخت ذخیره شده، افزایش می‏یافت و بدین ترتیب بازهم وزن هواپیما زیاد می‏شد.

به منظور جبران مقدار اندک کشش نسبت به وزن، و همچنین رفع نقص واماندگی کمپرسور موتورها که در نوع F-111A نیز مشکل‏آفرین شده بود، مقرر گردید که در 32 فروند اولیهء تولیدی F-111B (به شماره سریالهای 152714 تا 717 و 153623 تا 642 و 156971 تا 978) از دو موتور توربوفن TF30-P-12 استفاده شود که هرکدام دارای کشش خشکی برابر 12290 پوند بودند و در حالت استفاده از پس‏سوز، 20250 پوند کشش ایجاد می‏کردند.

سومین F-111B به شماره سریال 151972 جهت آزمایش سیستم موشک فونیکس اختصاص داده شد. در این هواپیما، چهار موشک فونیکس در جایگاههای چرخندهء زیر بال نصب می‏شدند و دو موشک فونیکس دیگر نیز در داخل محفظهء تسلیحات بدنه جای می‏گرفتند. اولین آزمایش موفقیت‏آمیز پرتاب موشکهای فونیکس، به تاریخ جولای 1967 تحقق یافت.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


هواپیمای 151973 مجهز به موشک AIM-54A در حین پرواز آزمایشی




پایان حیات
سرانجام به تاریخ اکتبر 1967، نیروی دریایی به این نتیجه رسید که ساخت F-111B موضوعی از دست رفته است و این پرنده، هیچگاه تبدیل به هواپیمایی مناسب برای حمل روی ناوهای هواپیمابر نخواهد شد، بدین جهت پیشنهاد داد که به این پروژه خاتمه داده شود. اما تیشهء اصلی بر ریشهء تولید F-111B به تاریخ می 1968 زده شد، و آن هنگامی بود که هم کنگره و هم مجلس نمایندگان سنا، هزینهء تولید F-111B را تصویب نکردند.

به تاریخ 19 جولای 1968، دستور توقف کار صادر شد و به دنبال آن، پیمانکار، پایان تولید را به تاریخ دسامبر 1968 اعلام نمود. توقف برنامه به هنگامی اعلام شد که 28 فروند F-111B (به شماره سریالهای 153623 تا 642 و 156971 تا 978) در حال تولید بودند. هفتمین و آخرین F-111B به شماره سریال 152715، پس از صرف 377 میلیون دلار در کل این برنامه، به تاریخ 28 فوریه 1969، تحویل نیروی دریایی شد.

اما برنامهء آزمونهای مختلف بر روی این هواپیما در دو مرکز آزمایشات وزارت دفاع به اسامی Point Mugu و China Lake همچنان پس از لغو برنامه، دنبال شد. هواپیمای شمارهء 151974 به تاریخ جولای 1968، جهت انجام آزمون بر روی ناو هواپیمابر USS Coral Sea، مورد استفاده قرار گرفت؛ سپس به سازمان NASA تحویل داده شد.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


هواپیمای شمارهء 151974 برای آزمونهای تونل باد در اختیار NASA قرار گرفت. (1970)



کمپانی هواپیماسازی هیوز، در بهار سال 1971، هواپیمای شمارهء 152715 را مورد پرواز قرار داد. این آخرین هواپیمایی بود که قبل از توقف برنامهء تولید، تکمیل گشته بود. در طول این مدت، پس از انجام 1748 ساعت پرواز آزمایشی، دو فروند F-111B دچار سانحه شده و از دست رفتند. به تاریخ 21 آپریل 1967، هواپیمای شمارهء 151973 به هنگام برخاست در محل باند اختصاصی کمپانی گرومن واقع در محل کارخانهء کالورتون، دچار سانحه شد، و به تاریخ 11 سپتامبر 1968، هواپیمای 151971 در سواحل کالیفرنیا از دست رفت. بنابراین، تنها 5 فروند از هواپیماها توانستند ادامهء حیات دهند و آنها نیز به سال 1971، برای همیشه به تاریخ پیوستند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]






نوعي كه توسط نيروي هوايي سلطنتي استراليا خريداري شد (Royal Australian Air Force) و قرار است تا سال 2010 نيز در خدمت باقي بماند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

F-111C گونه‏ای صادراتی از بمب افکن اف111 بود که تنها به استرالیا صادر گشت. در نوع C، ترکیبی از سامانه‏های الکترونیکی مدلهای A و E نصب شده است. همچنین مساحت بالها افزایش یافته و سیستم ارابهء فرود نیز تقویت گشته است؛ بدین جهت از سیستم ارابهء فرودی که جهت جنگندهء ناونشین F-111B توسط گرومن طراحی شده بود، در نوع C عینن مورد استفاده قرار گرفته است.

استرالیا، در ابتدا به سال 1963، تعداد 24 فروند اف111 را سفارش داد، اما مشکلات بروز کرده حین طراحی و نقائص ساختاری، باعث شدند تا سال 1973، ورود این هواپیماها به خدمت، به تاخیر افتد.

چهار فروند از اف111 های استرالیا، ضمن حفظ توان عملیات ضربتی، به گونهء شناسایی RF-111C تبدیل شدند. در RF-111C یک مجموعه سامانه شناسایی با چهار دوربین عکاسی بسیار قدرتمند و یک اسکنر خطی حساس به حرارت، جهت شناسایی اهداف زمینی تعبیه شده است.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

F-111C همچنین قادر است غلاف خارجی موسوم به Pave Tack را که دارای سامانهء FLIR (سیستم فرانگر حساس به حرارت) و نشانه گذاری لیزری می‏باشد، حمل کند. بعدها این هواپیماها، تحت برنامه‏های به‏روزرسانی و ارتقاء سامانه‏های الکترونیک واقع شدند و در آنها تغییرات زیر، اعمال گردید:

* نصب رادار تهاجمی AN/APQ-169 (به جای رادار قدیمی AN/APQ-113)
* نصب رادار جدید تعقیب عوارض زمین AN/APQ-171 ساخت تگزاس اینسترومنت
* نصب سامانهء جدید و بسیار پیشرفتهء ناوبری H423 ساخت Honeywell مجهز به گیرنده‏های INS و GPS از نوع لیزر حلقه‏ای (ring-laser gyro)
* نصب خطوط انتقال داده‏ای دیجیتال و بسیار پیشرفته
* نصب رادار برنامه‏ریزی ماموریت
* نصب سیستم مدیریت تسلیحات بارگذاری شده
* نصب نمایشگرهای رنگی چندکاره (MFD)
* بهبود و ارتقاء موتورها به سطح استاندارد TF30-P-108/109RA (با کشش خشک 21000 پوند یا 93 KN )

چهار فروند از F-111A های مازاد نیروی هوایی ایالات متحده، پس از ارتقاء به سطح استاندارد C، تحویل نیروی هوایی سطلنتی استرالیا شدند تا جایگزین برخی مدلهای فرسودهء C شوند.

در اواخر سال 2001، مشکلاتی ناشی از خستگی فلز در بالهای یک فروند F-111C ایجاد شد. در نتیجه، نیروی هوایی استرالیا به تاریخ می 2002 بر آن شد تا از قطعات انبار شده و از رده خارج F-111F ها که در آرامگاه ابدی اف111 های آمریکایی واقع در AMARC قرار داشتند، استفاده کند. اما بالهای کم‏سطح‏تر F-111F نسبت به نوع C، نیروی هوایی استرالیا را وادار ساخت تا برنامه‏ای را جهت افزایش سطح بالها و رساندن ابعاد آن به سطح C، اجرا کند.




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



عمر خدمتی
قرار است اف111 تا سال 2010 در خدمت نیروی هوایی سطلنتی استرالیا باقی بماند، اما با توجه به تاخیرهای طولانی در برنامهء تولید F-35 و احتمال زیان در به خدمت‏گیری این هواپیما، زمان خروج از خدمت اف111 حداقل تا پایان سال 2012 تمدید شده است؛ اما با توجه به برنامه‏های بهبودسازی فراوانی که جهت ارتقاء و به‏روزرسانی سیستم‏های آویونیکی اف111 در استرالیا اعمال می‏شود، انتظار می‏رود این هواپیماها، بین سالهای 2015 تا 2020 از خدمت خارج شوند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



با توجه به اینکه عمر بدنهء این هواپیماها، در حال افزایش می‏باشد، و قطعات یدکی این هواپیماها نیز دیگر تولید نشده و در دسترس نمی‏باشد، استرالیا، برنامه‏های متعدد بومی نظیر مهندسی معکوس را جهت ساخت قطعات مورد نیاز، آغاز کرده است. ضمن اینکه بازدیدهای فنی و از نزدیک تمام قطعات بدنه را به جهت آگاهی از خستگی فلزات، همان طور که هر هواپیمای فرسوده‏ای نیازمند آن است، جهت احتیاط به انجام می‏رساند.





([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


استرالیا، نیو ساوت ولز،22 اکتبر 2006، نمایش موسوم به Dump & Burn توسط F-111C




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


F-111C به شماره سریال A8-271 اندکی پس از برخاست، نمایشگاه هوایی ریچموند، 2006

F-111D



مدلي از اف111 كه سيستم‏هاي الكترونيك آن بهبود يافته‏اند: داراي سامانهء ناوبري بهتر، مجهز شده به سيستم شليك و هدفگيري تسليحات هوا به هوا و موتورهاي توربوفن جديد. اين هواپيما توسط اسكادران 27 ام، واقع در پايگاه هوايي Cannon (ايالت نيومكزيكو) به كار گرفته شد.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


15 آگوست 1982، نمایشگاه هوایی Jurby، 1982، انگلستان، Isle of Man ؛ جنگندهء F-111D

F-111D يك نمونهء ارتقاء يافته F-111A بود كه به تجهيزات جديد آويونيكي Mark II، موتورهاي پرقدرت‏تر، شكل هندسي ورودي هواي موتورها بهبود يافته بود، مجهز شده بود و در واقع كابين آن، از انواع ابتدايي يك Glass Cockpit يا كابيني كه در آن كمتر از ادوات آنالوگ استفاده شده بود، به شمار مي‏رفت. اين مدل از اف111 ابتدا به سال 1967، سفارش داده شد، اما مشكلات گستردهء طراحي، ورود به خدمت آن را تا سال 1974 به تاخير انداخت و تنها 96 فروند از اين مدل توليد گشت.

در F-111D از يك شكل جديد براي ورودي هواي موتورها استفاده شد كه در اصطلاح Triple Plow 2 ناميده مي‎شد كه حدود 4 اينچ (100 ميلي‏متر) از سمت چسبيده به بدنه، عريض‎‏تر شده بود تا مانع مكش رطوبت موجود در لايه‏هاي هواي سطح زمين شوند؛ زيرا در عمل ثابت شده بود كه عامل اصلي خفگي كمپرسور در موتورهاي TF30 همين رطوبت سطحي مكيده شده به موتورها هستند.

در F-111D از موتور پرقدرت TF30-P-3 استفاده شده بود كه در حالت خشك، كششي براي 12000 پوند يا 53 كيلونيوتن و در حال پس‏سوز، كششي برابر 18500 پوند يا 82 كيلونيوتن را ايجاد مي‏كرد.

اما مسئلهء بسيار مهم و حائز اهميت، سيستم‏هاي آويونيكي Mark II بودند. برخي از اين سيستم‏ها، كه به صورت ديجيتالي، با ريزپردازنده‏ها،‌ يكپارچه شده بودند، اولين بار بود كه در نيروي هوايي ايالات متحده، به كار گرفته مي‎شدند و توانايي بسيار فوق‏العاده‏اي را ارائه مي‏كردند، هرچند كه در ابتدا, با مشكلاتي همراه بودند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


کابین پیشرفتهء F-111D



رادار اصلي اين هواپيما، AN/APQ-114 نام داشت و ساخت جنرال‏الكتريك بود. اين رادار، مجهز به آنتن داپلر بود و داراي قابليت نمايش اهداف متحرك (MTI يا Moving Target Indicator) بود، ضمن اينكه داراي حالت ارسال امواج پيوسته بود كه به رادار، امكان هدايت موشكهاي هدايت نيمه‏فعال راداري (semi-active radar homing) را مي‏بخشيد. (در حالي كه رادار قديمي نصب شده كه AN/APQ-113 نام داشت‏، فاقد چنين قابليتي بود)

يك مطابقت و هماهنگي بين رادار ناوبري اينرسيايي Autonetics ساخت «هاني‏ول»، رادار مخصوص ناوبري و از نوع داپلر ساخت «ماركني»، يك نمايشگر موقعيت افقي، يك پردازندهء ساخت IBM، يك سامانهء رهاسازي دقيق بمب به نام Norden يكپارچه شده با صفحات نمايشگر، با صفحات نمايشگر چندكاربره يا MFD ايجاد شده بود.
اما مشكلات بروز كرده در برخي از سيستم‏ها، مانع از توليد انبوه اين سيستم مي‎‏‏شد. ضمن اينكه اختلافات بروز كرده بين پيمانكاران مختلف، سالها حل اين مسائل را به تعويق انداخته بود.

خدمهء اف111 اعتقاد داشتند كه مدل D، تواناترين و سهل‏الستفاده‏ترين نوع از يك هواپيما بوده است كه تا آن موقع، يعني قبل از سال 1980، عملياتي شده بود.

اتفاقن F-111D قادر به حمل غلاف نشانه‏گذاري Pave Tack، كه توسط اغلب اف111 حمل مي‏شد، نبود. اين غلاف كه AN/AVQ-26 نيز ناميده مي‎شود، جهت هدايت بمب‏ها و موشكهاي هدايت ليزري مورد استفاده قرار مي‏گيرد.



آشنایی با غلاف نشانه گذاری Pave Tack ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

هواپيماهاي F-111D به سال 1992 از خدمت خارج گشته و در محل انبار نيروي هوايي به نام AMARC موميائي شدند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) نمایی از نحوهء به کارگیری تسلیحات به کمک سیستم Pave Tack




F-111E

به دنبال طولاني شدن طراحي و آماده‏‎سازي هواپيماي F-111D، جنگندهء F-111E به عنوان ميان‏‎بر و يك جايگزين موقت تا رفع مشكلات F-111D سفارش داده شد.

در F-111E، از همان ورودي‏هاي هواي نوع D و موتورهاي پرقدرت‏‎تر TF30-P-3 استفاده شد، اما آويونيك كه همانند مدل A و از نوع Mark I بود، دست نخورده باقي ماند.

هرچند كه F-111E پس از نوع D طراحي شد، اما قبل از نوع E وارد خدمت گشت. اولين پرواز نوع E به تاريخ 20 آگوست 1969 انجام پذيرفت و در كل 94 فروند از اين هواپيما ساخته شد.

برخي از هواپيماهاي F-111E در محل پايگاه نيروي هوايي انگلستان به نام Upper Heyford واقع در آكسفوردشاير، مستقر شدند و تا سال 1993 در آنجا بودند. اين هواپيماها در عمليات «طوفان صحرا» به كار گرفته شدند. تمامي هواپيماهاي F-111E بين سالهاي 1993 تا 1994، از خدمت خارج شدند.

در این مدل از اف111، ورودی های هوا، به جهت بهبود عملکرد موتورها در سرعتهای فراتر از 2.2 ماخ، دچار تغییر گشتند. اغلب اف111 های نوع E در اسکادران 20 ام نیروی هوایی سلطنتی در Heyford انگلستان جهت پشتیبانی ناتو، عمر خدمتی خود را سپری کردند. این هواپیماها در پایگاه اینجرلیک ترکیه نیز استقرار داده شدند و در عملیات طوفان صحرا، مورد استفاده قرار گرفتند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


عملیات طوفان صحرا، 1991، یک فروند F-111F بارگذاری شده با بمبهای GBU-15


سابقهء عملیات رزمی
در بامداد مورخ 17 ژانویهء 1991، بمب افکن های اف111 جهت انجام ماموریت خود که اولین عملیات رزمی طوفان صحرا محسوب می شد، رهسپار اهداف از پیش تعیین شده گشتند. بیش از 100 فروند از انواع گوناگون این هواپیما شامل بمب افکن و اخلال‏گر رادار، در اولین ماموریت رزمی بر علیه عراق، شرکت جستند.






[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

F-111F آخرين گونهء توليد شده بر اساس بمب‏افكن اف111 بود كه در اختيار فرماندهي تاكتيكي هوايي قرار گرفت. اين مدل داراي سيستم‏هاي آويونيكي نوع Mark IIB بود. در كل تعداد 106 فروند از اين هواپيما بين سالهاي 1971 تا 1976 توليد شد. اغلب اين هواپيماها، تحويل اسكادران 48 ام جنگنده، واقع در پايگاه هوايي Lakenheath (انگلستان) شدند؛ هرچند معدودي نيز در اختيار اسكادران 57 ام تسليحات جنگنده واقع در پايگاه هوايي Nellis و اسكادران 366 ام مستقر در Mountain Home AFB (آيداهو) قرار گرفتند.

در سامانه‏هاي آويونيكي Mark IIB، نوع ساده شده‏اي از رادار جنگندهء FB-111A به نام AN/APQ-144 مورد استفاده قرار گرفته بود. عليرغم اينكه رادار مورد استفاده در F-111F، فاقد برخي حالتهاي خاص مورد نياز يك بمب‏افكن استراتژيك بود، اما به آن قابليت عمل در محدودهء فاصلهء 4 كيلومتري اضافه شده بود. با وجو اینکه در ابتدا، قابليت شاخص‏سازي اهداف متحرك (MTI يا digital moving-target indicator) در F-111F، مورد آزمايش قرار گرفته بود، اما هيچگاه در نمونه‏هاي توليدي، نصب و استفاده نشد.

برخي سيستم‏هاي آويونيكي نصب شده در F-111F عبارتند از :

* رادار بسيار پيشرفتهء تعقيب عوارض زمين به نام AN/APQ-146 ساخت تگزاس‏اينسترومنت
* سامانهء ناوبري اينرسيايي ساخت Litton
* تابلوي ويژة كنترل تسليحات

سیستم‏های الکترونیک به کار رفته در مدل F ترکیبی از سیستم‏های مدلهای D و E بودند. آخرین مدل F به تاریخ نوامبر 1976 تحویل نیروی هوایی ایالات متحده شد. مدل F به نحوی دگرگون شده بود که بتواند از غلاف‏های نشانه‏گذاری (هدفگیری) Pave Tack در محل دریچهء تسلیحات خود استفاده کند. سيستم Pave Tack، امكان هدفگيري دقيق را بسيار افزايش مي‏داد، به جستجوي اهداف زميني مي‏پرداخت و بر روي آنها علامت‏گذاري مي‏كرد. بدين جهت، خدمهء اف111 قادر مي‏شدند در تاريكي شب به وسيلهء بمب‏هاي هدايت ليزري، بمب‏هاي حساس به حرارت و بمب‏هاي هدايت الكترواپتيكالي، به اهداف مورد نظر خود حمله‏ور شوند.

اگرچه تمامي اف111 ها قادر بودند تا بمب‏هاي هدايت ليزري (LGB) را حمل و پرتاب كنند، اما تنها دو مدل F و C توانايي حمل غلافهاي نشانه‏گذاري Pave Tack را داشتند. ساير مدلهاي اف111، براي هدايت بمب‏هاي ليزري، نيازمند ساير سامانه‏هايي بودند كه در بهينه‏سازي‏هاي اف111 ها، درون آنها نصب مي‏شد.

AVQ-26 Pave Tack
در محل دروني ذخيره‏سازي تسليحات، به طور معمول، غلاف نشانه‏گذاريAVQ-26 موسوم به Pave Tack نصب مي‏گردد؛ اين غلاف، داراي سامانه‏هاي حساس به حرارت مي‏باشد و از اين نظر، يك غلاف FLIR به شمار مي‏‎آيد. اين سامانه، قادر به نشانه‏گذاري اهداف زميني به وسيلهء اشعهء ليزر است و بدين ترتيب، اف111 قادر مي‏شود تا بمب‏هاي هدايت ليزري را با دقت بسيار زیاد به سمت اهداف مورد نظر، رها كند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



غلاف هدفگیری Pave Tack

Pave Tack and the GBU-15 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


رادار بمب‏افكن F-111F در نهايت به نوع AN/APQ-161 ارتقاء داده شد. جهت اينكار، از مجموعهء رادار تعقيب عوارض زمين AN/APQ-171 استفاده شد. در آخرين برنامهء ارتقاء سامانه‏هاي آويونيك كه Pacer Strike نام داشت، سيستم‎‏هاي الكترونيكي ديجيتال جديد و همچنين كانال‏هاي انتقال داده به هواپيما افزوده شدند.


بهبود موتورها و دهانهء مكش هوا
در مدل F، از موتورهای بهبود یافتهء توربوفن استفاده شده بود که این موتورها، باعث افزایش کشش به میزان 35% نسبت به مدل اولیهء F-111A و همچنین مدل E می‏گشتند. در F-111F همچنين از ورودي‏هاي جديد و اصلاح شدهء هواي موسوم به Triple Plow 2 استفاده شد؛ ضمن اينكه موتور بسيار پرقدرت TF30-100 با كشش در حالت پس‏سوز 25100 پوند (112 كيلونيوتن) در اين هواپيما نصب شد. اين تغييرات، در اصل باعث بهبود قابليتهاي پروازي F-111F شدند، به طوري كه اين هواپيما، به راحتي به سرعت 2.5 ماخ در ارتفاعات بالا دست پيدا مي‎‏كرد و در حالت خالي از مهمات، به راحتي قادر به پرواز سوپركروز مي‏گشت. (يعني پرواز در سرعتهاي مافوق‏صوت، بدون نياز به استفاده از پس‏سوز موتورها)

بين سالهاي 1985 تا 1986، موتور هواپيماهاي F-111F به نوع TF30-P-111 ارتقاء داده شد.



سابقهء عمليات جنگي
F-111F در عملياتهاي زير شركت داشت:
* عمليات «ال‏دورادوكانيون» بر ضد رژيم ليبي به سال 1986. (Operation El Dorado Canyon)
* حضور بسيار موفق در عمليات «طوفان صحرا» عليه رژيم بعث عراق به سال 1991. (Operation Desert Storm)


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


پرسنل زميني، مشغول آماده كردن يك فروند F-111F بارگذاری شده با بمبهای GBU-10 متعلق به اسكادران 48 ام جنگنده جهت انجام حملهء هوايي به ليبي



در عمليات طوفان صحرا، اين هواپيماها، در نقش يك جنگندهء ضدزره وارد عمل شدند و به شكار تانكهاي عراقي پرداختند. توانايي رزمي F-111F به واسطهء بمباران سال 1986 ليبي و جنگ 1991 خليج فارس، به اثبات رسيد. اگرچه خدمهء F-111F در جريان عمليات طوفان صحرا بر عليه عراق، در ابتداي جنگ، تنها پروازهاي شبانه انجام مي‎‏دادند، اما سپس در يك عمليات روزانهء مهم شركت جستند و با استفادهء از بمب‏هاي GBU-15 (Guided Bomb Unit) خطوط لولهء نفت را بمباران كردند. دليل اين كار نيز، مسدود كردن جريان ورود نفت به خليج فارس بود كه به عنوان عمليات خرابكارانه توسط عراقي‏ها اجرا شده بود.


عمر خدمتي
برنامه‏هاي گوناگوني جهت ارتقاء هواپيماهاي F-111F مطرح شد كه از جملهء آنها، پيشنهاد نصب موتور F110-GE-400 ساخت جنرال الكتريك (همان موتور جنگندهء F-14D) بر روي اين هواپيماها بود؛ اما اين كار هيچگاه صورت نگرفت زيرا اين امر، مي‏توانست نوعي اخلال در كار توليد جنگندهء F-22 Raptor را پديد آورد و نيروي هوايي را تا مدتي، از خريد هواپيماهاي جديد و گران‏قيمت اف22، بي‏نياز نمايد؛ بنابراين، بنا بر مصالح سياسي (و شايد اقتصادي) كارخانه‏هاي درگير در توليد جنگندهء اف22، اين امر كنار گذاشته شد.

در نهايت، نيروي هوايي بر آن شد تا اف111 ها را از خدمت خارج كند. اولين يگاني كه مشمول اين تغيير شد، اسكادران 27 ام بود كه در اواخر سال 1995، تعداد 74 فروند از هواپيماهاي F-111E/F را بازنشست نمود به جاي آنها 54 فروند F-15C/D را وارد خدمت نمود.

سرانجام، آخرين اف111 نيروي هوايي ايالات متحده، به تاريخ 27 جولاي 1996، از خدمت خارج گشت و به جاي آن، جنگندهء F-15E Strike Eagle وارد سرويس شد.

امروزه، تمامي اف111 هاي موجود در نيروي هوايي ايالات متحده، بازنشسته شده و تحويل «مركز تعمير و بازسازي هوافضا» (Aerospace Maintenance and Regeneration Center) واقع در پايگاه هوايي Davis (واقه در آريزونا) گشته‏اند؛ و در نهايت تا اكتبر 1996، اين مركز به عنوان استراحتگاه ابدي باقيماندهء F-111E/F ها شناخته شد.






برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Persian_Gun's
25-01-2008, 16:58
ساب ۳۹ جنگنده سوئدی



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این هواپیما اخرین محصول کارخانه SAAB در زمینه ساخت هواپیماهای جت جنگی است. هم اکنون

کشورهای سوئد و چک این هواپیما را در نیروی هوایی خود به خدمت گرفته اند و کشور های مجارستان

و آفریقای جنوبی چند فروند از ان را سفارش داده اند.

این هواپیما برای حصول حداکثر عملکرد و انعطاف طراحی شده است.پسوند JAS نیز به معنایJAKT

(جنگی)، ATTACK(تهاجمی)و Spaning (شناسایی) به نام این هواپیما اضافه شده تا معرف قابلیتها

و تواناییهای ان باشد.

ترکیب بالهای دلتا و کانارد باعث شده تاGRIPEN از قابلیت نشست و برخاست بالایی بر خوردار باشد.

همچنین سیستم های الکترونیکی ان را می توان در چند حالت مختلف برنامه ریزی کرد.انعطاف بالا،

هزینه نگهداری پایین و قیمت مناسب GRIPEN را به یک انتخاب منطقی برای نیروی هوایی تمامی کشور

ها تبدیل کرده است. یک سیستم الکترونیکی پیشرفته باعث شده تا قابلیت حمل مهمات و تسلیحات

این هواپیما افزایش یابد بدون اینکه از قابلیت ضد حمله و دفاع ان کاسته شود. GRIPEN قادر است از یک

باند کوتاه با طول ۸۰۰ متر و عرض ۹متر صعود کند در حالی که با به کار گیری پره های بزرگتر در بال های

آن مساحت مورد نیاز برای فرود و توقف آن کاهش پیدا کرده است. قسمت کانارد طوری طراحی شده تا

سرعت،برد و مانور پذیری این هواپیما بهبود یابد.

نیروی هوایی سوئد ۲۰۴ فروند از این هواپیما را در اختیار دارد. کشورهای چک و مجارستان هر کدام ۱۴

فروند و افریقای جنوبی ۲۸ فروند از این هواپیما را سفارش داده اند. شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه این

هواپیما هم اکنون در نیروی هوایی چک در حال خدمت است.

مدرسه خلبانی و هوانوردی انگلستان از GRIPEN بعنوان هواپیمای جت پیشرفته برای تست خلبانان و

دانشجویان استفاده می کند. GRIPEN به معنای ترکیبی چند حیوان است و به آرم کارخانه ساب و

قابلیت های مختلف این هواپیما اشاره دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مشخصات فنی

طول ۱/۱۴ متر

فاصله بیرونی بال ها ۴/۸ متر

ارتفاع ۵/۴ متر

وزن خالی ۶/۶ تن

حداکثر سرعت ۲ماخ

تسلیحات: یک قبضه توپ خودکار ۲۷ میلیمتری و موشک های سایدواندر امرام اسپارو و انواع بمب ها

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:01
سوخو ۱۷ Sukhoi Su-17


سوخوي اس‏يو-17 كه در سازمان ناتو با نام Fitter شناخته مي‏شود، يك هواپيماي جنگندهء ضربتي ساخت اتحاد شوروي است كه بر اساس جنگنده بمب افكن سوخوي7 يا Su-7 طراحي و ساخته شده است.
جنگندهء جديد، به طرز حيرت‏آوري موفق از كار درآمد و در يك دورهء طولاني، در خدمت اتحاد جماهير شوروي بود. اين جنگنده، به صورت بسيار گسترده‏اي به كشورهاي بلوك شرق سابق و خاور دور، صادر گشت.



Su-7 BM


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





تاريخچه
در طراحي Su-17 سعي بر اين شده بود كه قابليت‏هاي جنگنده بمب افكن Su-7 بهبود يابد. اگرچه Su-7 داراي خصوصيات مثبتي بود كه از جملهء آنها مي‏توان به بدنهء بسيار مستحكم و قابليت هدايت عالي در سرعتهاي كم اشاره كرد. ولي بالهاي متمايل به عقب (Swept Wing) عاملي فلج كننده به شمار مي‏رفتند و باعث افزايش شديد مسافت مورد نياز جهت برخاست مي‎شدند، ضمن اينكه هنگام فرود نيز، يك باند فرود طولاني مورد نياز داشتند.

مطالعاتي كه توسط مركز آئروديناميك اتحاد شوروي موسوم به موسسهء تساگي (TSAGI) انجام شد، برتري پيكربندي بالهاي متمايل به عقب را مورد اثبات قرار دادند. بالهايي كه توانايي تحرك هندسي داشته باشند، مي‏توانند قابليت‏هاي پرواز در سرعتهاي پائين و حفظ سرعت كروز (گشت‏زني) را حفظ نمايند، ضمن اينكه در حالتي كه متمايل به عقب قرار دارند، توانايي دست‏يابي به سرعتهاي بالا را مي‏بخشند.

چندين مدل بال متغير طراحي گشت، كه هم بر روي سوخوي7 و هم بر روي توپولوف22 يا Tupolev Tu-22 نصب و آزمايش شد. اين بالها، تنها در قسمت بيروني قابليت تحرك داشتند و قسمت ثابت آنها به بدنه متصل بود. جدا از اينكه اين نوع طراحي، داراي نصب آساني بر روي بدنه‏هاي طراحي شدهء موجود بود، اين امكان را نيز ميسر مي‏ساخت تا سيستم ارابهء فرود نيز در زير قسمت ثابت بال تعبيه شود و بدين شكل، دهنهء عريض‏تري براي فرود فراهم مي‏گشت، ضمن اينكه قسمت ثابت بال، امكان نصب جايگاههاي اضافي مخصوص حمل مهمات را فراهم مي‏آورد و نيازي به نصب جايگاههاي دوار و پيچيده در قسمت متحرك بال پيدا نمي‏شد.

Su-7 IG
به تاريخ دوّم آگوست 1966، نخستين فروند از Su-7 تغيير يافته با بال جديد، اولين پروازش را به انجام رساند. هواپيماي جديد به نام Su-7IG به معناي «شكل هندسي قابل تغيير» يا izmenyaemoi geometrii ناميده شد. اين عبارت در زبان روسي به شكل изменяемой геометрии نوشته مي‎شود. بال متغير تعبيه شده، به صورت دستي و به اختيار خلبان، از 28 به 45 و يا از 28 به 65 درجه قابل تغيير است.
اما نتيجهء كار، بسيار رضايت‏بخش از آب درآمد. هدايت هواپيما در سرعتهاي پائين بهبود فراوان يافت، مسافت لازم براي نشست و برخاست، به نصف (نسبت به Su-7 اوليه) كاهش يافت و توان بالقوهء حمل مهمات به دو برابر افزايش يافت.
ناظران غربي، هنگامي كه براي نخستين بار به تاريخ جولاي 1967 شاهد پرواز Su-7IG در رژهء ميدان سرخ مسكو بودند، آن را يك نمونهء آزمايشي (در اين حالت، منظور آنان، نمونه‎اي بوده است كه فقط به تعداد يك فروند ساخته شده و قرار نيست برنامهء ساخت آن ادامه يابد) از سوخوي7 اعلام كردند و به آن نام Fitter-B اطلاق كردند؛ اما بسيار شگفت زده شدند از اينكه مشاهده كردند اين هواپيما، به صورت رسمي و با تعداد فراوان از سال 1972 وارد سازمان اصلي نيروي هوايي اتحاد جماهير شوروي شد.

S-32
اينك، هواپيماي جديد، در دفتر طراحي و تجربي سوخوي (OKB) با كد S-32 شناخته مي‏شد و به نام Su-17 نام گذاري شده بود. اين هواپيما در يگانهاي به خدمت گيرنده به نام روسي Strizh شناخته مي‎شد كه معادل انگليسي آن Martlet يا «پرستو» مي‏باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



بيشترين مدل ساخته شده از سوخوي17، مدل Su-17 M نام دارد كه مجهز به موتوري پرقدرت و داراي آويونيك پيشرفته (نسبت به زمان خود) بوده است. اين هواپيما در قسمت پشت خود، (همانند MiG-29 SMT) مجهز به يك تانك اضافي حمل سوخت شده بود.




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


یک فروند سوخوی7 نیروی هوایی مصر






هواپیماهای مشتق شده از سوخوی17

Su-20
يك مدل ضعيف شده از سوخوي17، ويژهء صادرات به نام Su-20 يا سوخوي20 ناميده شد كه در آن سطح تجهيزات استاندارد استفاده شده در سوخوي17، به شدت كاهش يافته بود. تمامي سه مدل اوليه‏اي كه براساس سوخوي17 ساخته شدند، در ناتو با كد Fitter-C شناخته مي‏شوند.


یک فروند سوخوی20 نیروی هوایی مصر


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


هواپیماهای ساخت شوروی نیروی هوایی مصر، پس از امضای پیمان صلح کمپ دیوید
به دستور انور سادات - رئیس جمهور فقید مصر - همگی کنار گذاشته شدند و مصر
به استفاده از هواپیماهای مناسب و پیشرفتهء غربی نظیر F-16 روی آورد.



Su-22
دفتر طراحي و تجربي سوخوي (Sukhoi OKB)، پس از اين، اقدام به توليد گونه‏هاي مختلفي از اين هواپيما كرد. هواپيماهاي ساخته شده براي نيروي هوايي اتحاد شوروي، با همان نام سوخوي17 يا Su-17 شناخته مي‏شدند، در حالي كه گونه‏هاي جديد صادراتي اين هواپيما، با نام سوخوي22 يا Su-22 نام گذاري شده بودند.

كاربران
بين سالهاي 1966 تا 1991، حدود 3000 فروند از سوخوي17 و مشتقات آن ساخته شد. سري هواپيماهاي مبتني بر Fitter، به صورت بسيار گسترده‏اي به كشورهاي مختلف صادر شدند. از جمله به:
افغانستان، الجزائر، آنگولا، بلغارستان، چكسلاواكي، مصر، آلمان‏شرقي، اتيوپي، مجارستان، ايران، عراق، ليبي، كره‏شمالي، پرو، لهستان، سوريه، ويتنام و يمن.
اما به كارگيرندگان كشورهاي سابق مشترك المنافع شوروي عبارتند از: جمهوري آذربايجان، بلاروس، اكراين و ازبكستان.
تاكنون، چندين نوع برنامه براي ارتقاء و ادامهء حيات اين جنگنده‏ها از طرف شركتهاي مختلف، به كاربران اين هواپيما پيشنهاد شده است.

استينگر: قاتل سوخوي17
اتحاد شوروي، استفادهء بسيار گسترده‏اي از اين جنگنده در افغانستان نمود. در جريان اشغال افغانستان توسط نيروهاي ارتش سرخ، بين 100 تا 150 فروند Su-17 شركت داشتند. اگرچه در اين جنگ، هيچ نبرد هوايي به وقوع نپيوست، ولي تعداد قابل توجهي از سوخوهاي17، توسط آتش زميني يا موشكهاي آمريكايي FIM-92 موسوم به استينگر به راحتي سرنگون شدند.

آشنایی با موشک استینگر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

اگرچه سوخوي17 در انجام عمليات بر عليه اهداف زميني، نسبتن ضعيف بود، ولي كاستي‏هاي آن، به وسيلهء خدمهء باتجربه پوشانده شد. همچنين طيف گسترده‏اي از تسليحات را مي‏توان توسط اين جنگنده به كار گرفت كه از جملهء اين تسليحات، بمب‏هاي بسيار مخرب آتش‏زاي موسوم به FAE يا Fuel Air Explosive را مي‏توان نام برد.

سابقه شركت در جنگ
* جنگندهء Fitter در نبرد واقعي، توسط ليبي و عراق به كار گرفته شد. به تاريخ 19 آگوست 1981، دو جنگندهء سوخوي20 ليبيايي به جهت رهگيري و ساقط كردن دو جنگندهء آمريكايي اف14، از پايگاه خود به هوا برخاستند. اما در يك نبرد هوايي بر فراز خليج سيدرا، توسط همان دو فروند F-14A نيروي دريايي ايالات متحده، هدف موشكهاي سايدوايندر قرار گرفتند و سرنگون شدند.

* تعداد زيادي از Fitter ها نيز در جريان جنگ ايران و عراق توسط تامكتها و موشكهاي هاوك ايراني سرنگون شدند. تنها در جریان عملیات ایرانی ها در شرق بصره به تاریخ زمستان 1987، حدود 80 فروند هواپیمای عراقی هدف موشکهای هاوک و استینگر قرار گرفتند که عمدهء آنها سوخوی20، 22 و میگ23 بودند.

* شش فروند سوخوي22 عرقی نيز در جریان نبردهاي هوايي جنگ 1991 خليج‏فارس، توسط F-15 هاي نيروي هوايي ايالات متحده، سرنگون گشتند.

يك هواپيماي زمخت و عقب مانده
از منظر استانداردهاي غربي، جنگندهء Fitter، يك جنگندهء زمخت و عقب‏مانده به شمار مي‏رود. از جملهء اين كاستي‏ها، حداقل بودن مدت زمان پروازي اين جنگنده به دليل مصرف بالاي سوخت موتور و كم بودن ظرفيت مخازن سوخت داخلي آن است. اگرچه برخي مشكلات كوچك در مدل‏هاي Su-7B در اين مدل برطرف شده يا بهبود يافته است ولي مانورپذيري اين جنگنده، در حد ضعيف ارزيابي مي‎شود.
اين هواپيما بزرگ است، پر سر و صداست و دود بسيار زيادي توليد مي‏كند.

([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

اندك مزيت اين هواپيما، بدنهء قدرتمند و آسان بودن پرواز با آن است، زيرا از ديد خلباناني كه با MiG-27 نيز پرواز كرده‏اند، اين جنگنده نسبت به آن، (از نظر هدایت پذیری) در موقعيت بالاتري قرار مي‏گيرد. سوخوي17 اگرچه به هيچ وجه با جنگنده‏هاي غربي نظير F-14 و F-15 قابل قياس نيست، اما اين را نيز بايد در نظر داشت كه Fitter براي عمليات عليه اهداف زميني طراحي شده است نه براي نبردهاي هوايي.

پس از فروپاشي اتجاد جماهير شوروي، تمامي Fitter ها بازنشست شدند و توليد آنها نيز متوقف گشت اما امروزه حدود 550 فروند از اين جنگنده، هنوز در خدمت ساير كشورها قرار دارد.



گونه‏ها

Su-7 IG يا Fitter-B
اولين هواپيمايي كه بر اساس مدل Su-7 BMK تبديل شد و به عنوان پايه‏اي براي پروازهاي مفهومي (آزمايشي) به كار رفت.

Fitter-C
نام اطلاقي سازمان ناتو به مدل‏هاي Su-17 و Su-17M و Su-17R Su-17 Su-17، مدل اوليهء Fitter است كه تخمين زده مي‎شود تعداد 24 فروند از آن به سال 1969 ساخته شده است. اين هواپيما، داراي بدنه‏اي كشيده بود كه بر اساس مدل دو نفره و آموزشي Su-7 U توليد شده بود. در بالاي بدنهء اين هواپيما، برآمدگي قابل توجهي ديده مي‏‎شد كه در واقع مخزن سوخت اضافي بود. (زيرا سوخوي7 داراي برد پروازي بسيار كمي بود) اين مخزن اضافه شده، به مقدار 4550 ليتر يا معادل 1200 گالن آمريكايي حجم داشت. در اين مدل، از همان موتور مورد استفاده در سوخوي7 يعني Lyulka AL-7F-1 استفاده شده بود كه كششي معادل 66.64 كيلونيوتن يا 15432 پوند در حالت خشك (بدون پس‏سوز) و 99.12 كيلونيوتن يا 22282 پوند در حالت استفاده از پس‏سوز، ايجاد مي‏كرد.

Su-17 M
اين همان مدلي از سوخوي17 است كه به تعداد بالا در خط توليد قرار گرفت و به سال 1971، رسمن وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي شد. در اين هواپيما، براي اولين بار از موتور Lyulka AL-21F-3 استفاده شد. اين هواپيما، به دو لولهء پيتوت (زائدهء آنتن)، رادار شناسايي كنندهء اهداف زميني به نام SRD-5M (بر جاي مانده از همان سوخوي قديمي Su-7BMK)، درجهء مخصوص نمايش زاويهء حمله در كابين و يك چتر ترمز مجهز شده بود.
محل هواگيري متغير موتور، باعث مي‏‎شد كه اين هواپيما با همان يك موتور، به راحتي به سرعت 2.1 ماخ دست پيدا كند. مدل صادراتي اين هواپيما سوخوي20 يا Su-20 نام داشت.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



Su-17 R
معدودي از Su-17M ها، چنان تغيير يافتند تا قادر باشند غلاف‏هاي شناسايي (reconnaissance) را حمل كنند. نوع صادراتي اين مدل، Su-20R نام دارد.

Su-17 M-2D موسوم به Fitter-D
اين مدل از سوخوي17، به سال 1974 معرفي شد و داراي دماغه‏اي كشيده‏تر به اندازهء 38 سانتي‏متر (15 اينچ) بود. رادار مسافت‏‏سنج وآنتن آن نيز حذف شده بود تا ديد خلبان بهبود يابد. به دليل استفاده از مخروط ضربه‏گير جديد ورودي هواي موتور، حداكثر سرعت در اين هواپيما به عدد 1.7 ماخ كاهش يافته بود. در اين مدل، همچنين يك مسافت‏ياب ليزري اهداف به نام Fon-1400 نصب شده بود كه در اصطلاح LRMTS يا Laser Range Finder/Marked-Target Seeker ناميده مي‏شد. قسمت زير دماغه، به نحوي آئروديناميكي تغيير شكل يافته بود تا در آن محل، يك رادار ناوبري از نوع داپلر به نام DISS-7 نصب گردد، نوع صادراتي اين مدل، Su-17M-2K يا Fitter-F نام داشت كه يك تيغه در محل پشت بدنهء هواپيما افزوده شده بود، رادار LRMTS حذف گرديده و موتور جديد ساخت Tumanskii/Khatchaturov به نام R-29RB-300 در آن نصب شده بود. (اين نوع موتور، با موتور مورد استفاده در برخي از مدل‏هاي ميگ23، مشترك است) موتور جديد، با استفاده از پس‏سوز، كششي معادل 112.76 كيلونيوتن يا 25348 پوند نيرو ايجاد مي‏كرد و به صورت برآمدگي قابل ملاحظه در زير برنهء هواپيما، قابل تشخيص بود.

Su-17UM-2D موسوم به Fitter-E
این مدل از سوخوی17، اولین نمونهء آموزشی این هواپیما شناخته می‏شود که بر اساس مدل Su-17M-2D ساخته شده است ولی با دو تفاوت نسبت به آن: بدنه ای کشیده تر به طوری که شیشه های کابین آن، همانند Su-17M، با فشار به سمت جلو باز می شوند.
در این مدل، میزان ذخائر تانکهای داخلی سوخت، کاهش یافته و جایگاه نصب مسلسل نیز حذف شده بود اما آویونیک و نوع و میزان مهمات قابل حمل، تغییر نیافته بود.
در نمونهء صادراتی این هواپیما، از موتور ضعیف تری به نام R-29BS-300 استفاده شده بود که این موتور، در نوع اولیهء مدل Su-17M-2K مورد استفاده قرار گرفته بود. این مدل از سوخوی17، به نام Su-17UM-2K معرفی شد.

Su-17UM-3 موسوم به Fitter-G
مدل آموزشی تجدیدنظر شده که در آن، قسمت سکانهای عمودی و افقی کشیده تر و به شکل چهارگوش طراحی شده بود و لبه های تعبیه شده در زیر بدنهء هواپیما، قابلیت تغییر جهت داشتند.
این مدل، شباهت کمتری به Fitter های قبلی داشت ولی همانند آنها، دارای ورودی هوای مخروطی شکل متغییر بود که اجازه می داد هواپیما به راحتی به سرعت 2.1 ماخ در ارتفاعات بالا دست پیدا کند.
در این مدل، برخی سیستم های آویونیکی نظامی حذف شده بودند و به جای آنها، سیستم جدیدی نصب شده بود که امکان می داد تا استاد خلبان، شرائط خاص و اضطراری حین جنگ را برای دانشجوی خلبان، حین پرواز، شبیه سازی کند.
مدلهای صادراتی این مدل به نام Su-22UM-3K شناخته می شوند که مجهز به موتورهای ضعیف تری هستند که برخی ساخت لیولکا (Lyulka) و برخی ساخت Tumanskii/Khatchaturov هستند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



Su-17M-3 موسوم به Fitter-H
يك مدل جديد و يك نفره بر اساس تجديدنظر بر روي بدنهء Su-17UM-2D، اما داراي تنها يك كابين، كه دو مسلسل نصب شده در مدل UM-2D در آن حفظ شدند. رادار داپلر نصب شده در زير بدنه، در اين مدل به داخل كابين منتقل گشت و بدين جهت، سطح آئروديناميكي نصب شده در زير بدنه، جهت پوشاندن رادار، حذف شد. يك محل پرتاب ريلي شكل، براي نصب موشكهاي هوا به هواي K-13 موسوم به AA-2 Atoll يا موشك R-60 موسوم به AA-8 Aphid در جايگاهي واقع در بين دو پايلون حمل مهمات، در زير قسمت ثابت هر بال اضافه شد. حجم ذخيرهء سوخت تانكهاي داخلي نيز به رقم 4850 ليتر يا 1280 گالن آمريكايي افزايش يافت.
نمونهء صادراتي اين هواپيما، بسيار به مدل اصلي شباهت دارد به جز اينكه در آن از موتور ضعيف‏تر R-29BS-300 استفاده شده است كه اين مدل صادراتي، با نام Su-22M-3K يا Fitter-J شناخته مي‏شود.

Su-17M-4 موسوم به Fitter-K
آخرين نمونه‏اي ساخته شده سوخوي17 كه در حوالي سال 1980 بر روي خط توليد قرار گرفت و در آن به طور قابل ملاحظه‎اي، سيستم‏هاي آويونيك ارتقاء يافته بود. سيستم ناوبري RSDN (همانند سيستم ناوبري LORAN) در آن نصب شده بود.
LORAN به معني سيستم ناوبري دوربرد مخفف كلمات LOng RAnge Navigation مي‏باشد كه يك سيستم جهت‏يابي به وسيلهء ارسال امواج فركانس كوتاه به سطح زمين مي‏باشد.
از ديگر ادوات نصب شده بر روي Fitter-K، چراغ ناوبري بيكن، سيستم ناوبري اينرسيايي، يك سيستم بسيار قدرتمند مسافت‏ياب ليزري، جهت‏ياب راديويي و گيرندهء اخطار راداري به نام SPO-15LE موسوم به Sirena مي‏باشد.
ورودي‏هاي اضافه بر سازمان جهت هوادهي به محفظه احتراق موتور (شامل ورودي هوا در انتهاي تيغهء نصب شده روي بدنه) براي خنك شدن موتور به وسيلهء جريان يافتن هواي خنك نيز تعبيه شده بودند.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])





تعداد قابل توجهي از جنگنده‏هاي Fitter-K به موشكهاي هدايت تلويزيوني و غلاف‏هاي BA-58 Vjuga جهت شليك و هدايت موشكيهاي ضدرادار مجهز شدند. همچنين توانايي حمل Chaff/Flare اضافي نيز جهت دفاع در برابر موشكهاي ضدهوايي در اين مدل از سوخوي17 پيش‏بيني شد.
گونهء صادراتي اين مدل، Su-22M-4 نام دارد.

Su-22M-5
مدلي كه به وسيلهء تجهيزات و ادوات روسي – فرانسوي جديد تجهيز شد. در كابين اين مدل سيستم HOTAS (نصب كنترل ميزان قدرت موتور بر روي استيك كنترل اصلي هواپيما) نصب شد و سيستم‏هاي آويونيك بهبود يافتند. همچنين سيستم مسافت‏ياب ليزري قديمي نيز به لطف نصب رادار بسيار قدرتمند ساخت فازاترون – تامسون سي اس اف به نام Phantom، حذف شد.


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])






مشخصات كلي سوخوي17 بر اساس مدل Su-17M-4

ويژگي‏هاي عمومي

تعداد خدمه: يك نفر
طول هواپيما: 19.03 متر = 62 فوت و 5 اينچ

فاصلهء دو سر بالها در حالت باز بودن: 13.80 متر = 45 فوت و 3 اينچ
فاصلهء دو سر بالها در حالت بسته بودن: 10 متر = 32 فوت و 10 اينچ

ارتفاع: 5.13 متر = 16 فوت و 10 اينچ

مساحت بالها در حال باز: 40 متر مربع = 431 فوت مربع
مساحت بالها در حال بسته: 37 متر مربع = 389 فوت مربع

وزن خالي: 10767 كيلوگرم = 23737 پوند
وزن بارگذاري شده: 16400 كيلوگرم = 36155 پوند
حداكثر وزن مجاز براي برخاستن: 19500 كيلوگرم = 42990 پوند

پيشرانه
يك موتور توربوجت ساخت ليولكا: F-3 Lyulka AL-21
كشش خشك: 76.5 كيلونيوتن = 17200 پاندفيت
كشش با استفاده از سيستم AB (پس‏سوز = afterburner): 111.3 كيلونيوتن = 24950 پاندفيت

قابليتهاي پروازي
حداكثر سرعت در سطح دريا: 1400 كيلومتر بر ساعت = 870 مايل بر ساعت
حداكثر سرعت در ارتفاعات بالا: 1837 كيلومتر بر ساعت = 1148 مايل بر ساعت

برد پروازي
برد رزمي: 1150 كيلومتر = 715 مايل به صورت پرواز در ارتفاع بالا – پائين – بالا جهت عمليات ضربتي با 2000 كيلوگرم (4410 پوند) مهمات بارگذاري شده
برد عبوري: 2300 كيلومتر = 1430 مايل

سقف پرواز خدمتي: 15200 متر = 49870 فوت
درجهء اوج‏گيري: 230 متر در ثانيه = 45276 فوت در دقيقه

وزن بارگذاري بالها: 443 كيلوگرم بر مترمربع = 90.77 پوند بر فوت مربع

نسبت كشش به وزن: 0.68


تسليحات

* دو مسلسل پرقدرت 30 م م به نام NR-30 به تعداد 80 تير فشنگ در هر مسلسل (مسلسل استاندارد اغلب جنگنده‏هاي قديمي روسي نظير ميگ19، 21 و سوخوي7)

* دو جايگاه ريلي شكل جهت حمل و شليك موشكهاي هوا به هواي R-60 موسوم به AA-8 Aphid

* 9 جايگاه نصب مهمات (سه جايگاه در زير قسمت ثابت هر بال و 4 جايگاه در كناره‏هاي بدنهء اصلي هواپيما)

* حمل مهمات تا 4250 كيلوگرم = 9370 پوند

* قابليت حمل انواع بمب‏هاي سقوط آزاد، غلاف‏هاي راكت‏انداز، بمب‏هاي خوشه‏اي، غلاف مسلسل پرقدرت SPPU-22-01 با قابليت عبور فشنگ از خودروهاي زرهي، غلاف‏هاي ضدعمل الكترونيك (ECM)، بمب‎هاي ناپالم و تسليحات هسته‏اي.

* قابليت نصب بمب‏هاي هدايت ليزري و موشكهاي هدايت شوندهء الكترواپتيكالي در مدل‏هاي:
Kh-23 موسوم به AS-7 Kerry Kh-25 موسوم به AS-10 Karen Kh-29 موسوم به AS-14 Kedge Kh-58 موسوم به AS-11 Killer



سایت دانشجو

dizgah
25-01-2008, 17:03
• نام گذاري موشك هاي روسي

مقدمه
بي شك افرادي كه كم و بيش با اخبار و مباحث نظامي در ارتباط بوده اند با اسامي نظير AGM-88C.BGM-71.SA-1 و...برخورد کرده اند و شاید از خود پرسیده اند که این حروف و اعداد چه مفهومی دارند و چرا از نظر ظاهر متفاوتند.حقیقت این است که همه کشورها از یک روش نام گذاری مشترک برای شناسایی موشک ها استفاده نمی کنند و مدت ها در خورد آمریکا هم-که یک تولید کننده بزرگ جنگ افزار است-یک روش واحد وجود نداشت که نتیجه آن سردرگمی افراد در شناخت موشک ها بود.روس ها روش خاص خود را دنبال می کردند که در طول جنگ سرد محرمانه تلقی می شد از این رو غربی ها هم برای شناخت و دسته بندی موشک های روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا برای دسته بندی تسلیحات روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا بریا دسته بندی تسلیحات روسی(شوروی سابق)بر مبنای کاربرد آن ها ایجاد کرد.کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی آمریکا نیز روش اسم رمز را برای اشاره به موشک های روسی به کار گرفت.از این رو برای روشن شدن موضوع به بررسی این سه روش می پردازیم.

روش نامگذاری:
روش نام گذاری روسی تا حدودی مرموز است.هر چند تلاش شده تا رمز آنها کشف شود.بخشی از سردرگمی و عدم تشخیص درست نام های روسی بدین جهت است که خود روس ها دو روش کاملا متفاوت مورد استفاده قرار می دهند.
الف:در روش اول هر موشکی با یک رمز سه بخشی شناسایی می شود:
-بخش اول:یک حرف یا مجموعه ای از حروف است مه نقش اولیه موشک را مشخص می کند.حروفی مثل A برای موشک ضد بالستیک KAB برای بمب هدایت شونده KH برای موشک هوا به سطح R برای موشک هدایت شونده(شامل هوا به هوا و سطح به هوا)V برای موشک سطح به سطح و...
-بخش دوم:عددی است که جای آن موشک را در زنجیره موشک های هم نوع نشان می دهد.
-بخش سوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک است برخی از این حروف از این قرارند:E به معنای صادراتی F برای سرجنگی جدید P تمرینی U آموزشی ZH برای مجموعه پیشرانش جدید و...
به عنوان نمونه می توان به نام A-350 برای موشک ضد بالستیک R-27 برای موشک هوا به هوا KH-55 برای موشک هوا به سطح اشاره کرد.
ب:روش دوم نامگذاری روسی از شیوه متفاوتی بر اساس اجزای مختلف سامانه موشکی استفاده می کند.
در این روش از چندین سطح نظیر کل سامانه (مشتمل بر پرتاپ کننده و تجهیزات کنترل)موشک و زیر مجموعه های آن مانند سرجنگی و موتور استفاده می شود.
بخش اول:عدد یک یا دو رقمی است که نشان دهنده سازمان طراحی و ساخت سلاح است.عدد یک برای نیروی زمینی(ارتش سرخ)3 یا 4 برای نیروی دریایی 5 یا 6 برای پدافند هوایی و نیروهای موشکی ضد بالستیک 8 یا 15 برای نیروی راهبردی و...
بخش دوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نقش موشک یا زیر مجموعه را نشان می دهد.حرف D برای موتور راکت F برای سرجنگی K برای سامانه کاملKH برای ماهواره M برای موشک YA برای موشک ضد بالستیک ZH بریا موتور راکت سوخت جامد و ...
قسمت سوم:عددی دو رقمی است که نوع موشک یا زیر مجموعه را مشخص می کند.
قسمت های دیگر این روش اعداد و حروف اختیاری هستند که اصلاحات انجام شده در یک موشک اولیه را نشان می دهند.

روش وزارت دفاع برای نام گذاری تسلیحات روسی

روش مورد استفاده وزارت دفاع امریکا بریا نام گذاری موشک های روسی روش شماره گذاری بسیار روشن و واضع مبتنی بر نقش موشک است.این روش سه بخش دارد.
بخش اول:يك رمز 2 تا 4 حروفي كه نقش موشك را نشان مي دهد.به عنوان مثال AA برای موشک هوا به هوا ABM برای موشک ضد بالستیک AT برای موشک ضد تانک SA برای موشک سطح به هوا SA-N برای موشک دریایی سطح به هوا SL برای پرتاب کننده های فضایی SS برای موشک سطح به سطح SS-N برای موشک دریایی سطح به سطح و ...
بخش دوم:عددی است که بیانگر جای موشک در زنجیره موشک های هم نوع است.
بخش سوم:یک حرف اختیاری که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک اولیه است.اصلاحات به ترتیب حروف الفبا از A آغاز می شود.موشک های آزمایشی نیز با حرف X نشان داده می شوند که پس از رمز و قبل از اعداد درج می شود.
به عنوان نمونه می توان به نام گذاری ABM-1 بر روی موشک ضد بالستیک A-350 نام گذاری AA-10 برای موشک های هوا به هوای R-27 و عنوان AS-15 برای موشک هوا به سطح KH-55 اشاره کرد.

اسامی رمز کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی:
کمیته استاندارهای هوایی سازمان مشترکی است که توسط آمریکا انگلستان کانادا استرالیا و نیوزلند تشکیل شده است.این کمیته در سال 1954 یک روش اسامی رمز را برای شناسایی تجهیزات نظامی شوروی سایق ایجاد کرد.اسامی رمز با یک حرف معین آغاز می شوند که نشان دهنده ماموریت اصلی موشک است.A برای موشک هوا به هوا G برای موشک سطح به هوا K برای موشک هوا به سطح و S برای موشک سطح به سطح.
به عنوان مثال می توان به نام GALOSH برای موشک سطح به هوای ضد بالستیک A-350 اشاره کرد.نام GALOSH با حرف G آغاز می شود که بیان گر سطح به هوا بودن آن است.یا می توان به نام ALAMO با حرف اول A برای موشک R-27 اشاره کرد.

• نام گذاری موشکهای امریکایی

مقدمه:
تا سال 1962 میلادی هر یک از شاخه های ارتش امریکا روش تازه ای برای نامگذاری تسلیحات دنبال میکردند. که در نتیجه موجب سردرگمی نیروهای نظامی وغیر نظامی میشد.از اینرو وزیر دفاع وقت امریکا رابرت مک نامارا به شاخه های مختلف ارتش دستور داد روش مشترک یکنواختی برای نامگذاری تسلیحات به کار گیرند مطابق این روش در نامگذاری موشکها راکتها و ادوات پرنده خودکششی الگوی زیر به کار میرود:
این الگو یک خانه 7حرفی است که حروفاز سمت چپ به راست در آن قرار می گیرند:
7 6 5 4 3 2 1

خانه اول (وضعیت):
این "حرف" نشان دهنده وضعیت کلی نوع جنگ افزار یا نمونه منفرد است.این نام گذاریها بیشتر در مراحل طراحی نخست یا آزمایش پروازی استفاده میشود اما در موارد نادری در جنگ افزارهای تولیدی یا عملیات های معمولنیز دیده میشود. در واقع بیشتر جنگ افزارهای عملیاتی بدون مین حرف هستند.
حرف (captive) C به معنای مهار شده وسیله ایست که با سکوی پرتاب حمل شده اما شلیک نمی شود مانند یک موشک هواپایه بدون موتور راکت ادوات مهار شده هنگام آزمایش پرواز به کار میروند.
حرف D(Dummy) به معنای کاذب یک پوسته کاذب بدون تجهیزات عملیاتی (نظیر موتور سر جنگی سامانه هدایت است. این ادوات هنگام آموزش های پروازی آیرودییپنامیک به کار میروند.)
حرف J به معنای آزمایش (موقت وسیله کاربردی در برنامه های آزمایش وپیکر ه آزمایشی یا حذف موقت تجهزات برای آسان کردن آزمایش است.)
حرف N به معنای آزمایش(دائم وسیله کاربردی در برنامه آزمایش آست که در پیکره آن غییر شگرفی ایجاد شده که بازگشت به پیکره عملیاتی نخست شدنی نیست.)
حرف X به مینای آزمایشی یا نمونه نخست جنگ افزاری است که همچنان در مرحله توسعه یا ارزیابی قرار دارد و وارد مرحله تولید نشده است .
حرف Y به معنای نمونه نخست یا پیش تولید انبوه نشان از آن دارد که جنگ افزار فرایند آزمایش را پشت سرگذاشته و در مرحله آزمایش پایانی توسعه و ارزیابی مقدماتی تولید است.
حرف Z به معنای طراحی پیشنهاد جنگ افزاری است که هنوز در مراحل نخست طراحی یا پیش توسعه قرار دارد.

خانه دوم(محیط پرتاب):
این "حرف" نشاندهنده ی نوع یا انواع سکوهای پرتاب است که برای جنگ افزاز در نظر گرفته شده است.نام بیشتر جنگ افزارهایی که در وضعیت عملیاتی قرار دارند از این خانه آغاز میشود.
حرفA به معنی هوا جنگ افزار از یک وسیله هوایی پرتاب می شود.
حرف B به معنای چند گانه امکان شلیک آن از بیش از یک محیط وجود دارد .
حرف C به معنای مکعب یا کانتینر یک سامانه زمین پایه است که به صورت افقی یا در زاویه ای کمتر ار 45 درجه درون محفظه محافظت کننده نگهداری میشود.
حرف F به معنای انفرادی یا پیاده نظام جنگ افزار حمل بر دوش است که توسط پرسنل رزمی حمل و پرتاب میشود.
حرف G به معنای سطحی از روی یا باند فرود پرتاب میشود.
حرف H به معنای نگهداری در سیلو به صورت عمودیدر سیلو نگهداری میشود اما از زین شلیک نمی شود.
حرف L به معنای پرتاب از سیلو به صورت عمودی نگهداری شده و از زمین شلیک میشود.
حرف M به معنای متحرک/سیار از یک خودروی زمینی یاسکوی متحرک پرتاب میشود.
حرف P به معنای سکوی نرم یک سامانه ی زمین پرتاب است که در حالت بدون محافظت یا با محافظت اندک نگهداری میشود.
حرف S به معنای فضا از وسیله ای پرتاب میشود که خارج از جو زمین عمل میکند.
حرف U به معنای زیر آب ازیک مکان زیر آب یا زیر دریایی شلیک میشود.

منابع:سایت دانشجو,وبلاگ سلاح,ماهنامه هواوفضا

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

اگه خدا قبول کنه و البته با اجازه ی شما دوستان منم در این تاپیک فعالیت خواهم کرد:20:
خوش اومدی فقط تو یکی از مطلبات انگار یه عکس بزر گذاشتی که چیدمان صفحه را یکم بهم زده اگه ویرایش کنی شرمنده میکنی :11:

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:04
میگ 1.44 پرنده ای که هیچگاه پرواز نکرد


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

پروژه 1.44/1.42 میکویان نمونه اولیه جنگنده برتری هوایی نسل پنجم نیروی هوایی روسیه است. جدا از انواع مطرح شده، این هواپیما با نام MiG-MFI و بطور غیر رسمی MiG-35 و حتی MiG-39 نیز شناخته می شود. ناتو نیز نام "Flatpack" را برای آن برگزیده است. در واقع ارتباط بین 1.44 و 1.42 هنوز هم مبهم مانده است که در این مقاله برای راحتی از 1.44 استفاده می شود. 1.44 بعنوان ورود دفتر طراحی میکویان- گورویچ به برنامه طراحی جنگنده خط مقدم روسیه بود. کاری که در سال 1980 طرح ریزی شده و شبیه برنامه جنگنده تاکتیکی پیشرفته ایلات متحده بود.
در واقع 1.44 برای مقابله با F/A-22 و کنار زدن آن از هر لحاظ طراحی شد. این جنگنده که قابل مقایسه با F/A-22 و یوروفایتر تایفون است دارای ویژگی های طراحی بسیار شبیه جنگنده های نسل پنجم غربی که شامل تغییر بردار رانش، پنهانکاری، حرک کروز مافوق صوت و سیستمهای پیشرفته الکترونیکی می باشد، است. نگاه به توسعه 1.44 نشان می دهد که این پروژه بیشتر برای زمینه سازی و دسترسی به فناوریهای مورد نظر و طراحی های بعدی توسعه یافت تا اینکه یک جنگنده برتری هوایی باشد. طراحی میگ 1.44/1.42 همواره در هاله ای از ابهام باقی مانده است. در سال 1997 دولت روسیه پروژه MFI را به خاطر هزینه های بالا ( 70 میلیون دلار به ازای هر فروند) لغو کرد.
با این حال توسعه پروژه با انجام آزمایش پروازی در 29 فوریه سال 2000 و در ادامه با دو پرواز آزمایشی تایید شده در سال 2001 ادامه یافت. با کنار گذاشتن پروژه MFI، پروژه دیگری تحت عنوان PAK FA ( مجتمع هوایی آینده برای نیرو های هوایی تاکتیکی) برای ساخت هواپیمایی با قابلیت جنگنده F/A-22 رپتور و قیمت و اندازه ای شبیه جنگنده ضربتی مشترک F-35 آغاز شد. در سال 2001 هند با روسیه توافق توسعه و ساخت برنامه PAK FA را با همکاری دو کشور حاصل نمود. دو شرکت میکویان-گرویچ(با نمونه به روز شده پروژه 1.44) و سوخوی طرحهای خود را به وزارت دفاع روسیه ارایه دادند که اینبار میکویان موفق نبود و این وزارت دفتر طراحی سوخوی را انتخاب نمود. طرح پیشنهادی سوخوی هواپیمای بال متمایل به جلو هم خانواده Su-47 (S-37) برکوت بود. شروع تولید این طرح جاه طلبانه برای سال 2010 طرح ریزی شده است. این درحالی است که میگ و یاکولوف بعنوان پیمانکار ثانویه در نظر گرفته شده و میگ 1.44 نیز بعنوان نمایشگر فناوری پروژه PAK FA مورد استفاده قرار می گیرد. موتور Al-41F میگ 1.44 نیز برای این پروژه در نظر گرفته شده است. طراحی بالهای میگ 1.44 بصورت دلتا بوده، خدمه یک نفر و دارای کانارد متحرک می باشد. طراحی ظاهری میگ 1.44 بسیار شبیه جنگنده یوروفایتر تایفون است. این هواپیما از دو موتور Al-41F لیولکا با پس سوز و سیستم تغییر بردار رانش هرکدام با قدرت 175 کیلو نیوتون نیرو می گیرد ( این موتور همچنان در حال توسعه و تکمیل است).


([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
ورودی موتور ها در یک جا و در زیر بدنه هواپیما قرار گرفته است. میگ 1.44 35 تنی از نظر تئوری دارای حداکثر سرعت 2.6 ماخ بوده --که نسبت به جنگنده F/A-22 بیشتر است- و قادر به پرواز دراز مدت مافوق صوت است.ارابه فرود میگ 1.44 شامل یک ارابه فرود دو چرخه در جلو و دو ارابه تک چرخ در پشت می باشد. اویونیک(الکترونیک) هواپیما مطابق با آخرین استاندارد های غرب مانند کابین شیشه ای، رادار پالس داپلر با آنتن آرایه ای مرحله ای هوایی می باشد. سیستم رادار با سیستم کنترل آتش مرتبط بوده که به هواپیما اجازه ردگیری 20 هدف و درگیری همزمان با 6 فروند از آنها را می دهد. البته ادعاهای در خصوص درگیری همزمان با 20 هدف نیز وجود دارد که غیر واقعی به نظر می رسد همچنین این سیستم عالی اجازه درگیری فراتر از میدان دید (فامد) با هواپیماهایی مانند F/A-22 را به میگ 1.44 می دهد. کنترل و مانور پذیری آن نیز با دارا بودن کنترل با سیم، سیستم تغییر بردار رانش و دو موتور قوی چیزی کمتر از F/A-22 نداشته و با آن برابر ارزیابی می شود. همچنین میگ 1.44 دارای گشتره وسیعی از سلاحهای قابل حمل هوا به هوا مانند موشک R-77 و R-73 آرچر و هوا به زمین و یک توپ 30 میلیمتری است. می باشد در آخر انتظار می رود که در آینده جنبه های آزموده شده در میگ 1.44 و MiG-29SMT در یک طرح جدید جنگنده نسل پنج و نیم به کار گرفته شود. زیرا بی تردید روسیه با مرزهای طولانی خود به چنین جنگنده دوربرد و کارآمدی نیاز خواهد داشت.
([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:07
Mi-28



میل Mi-28 از جدیدترین هلیکوپترهای تهاجمی روسیه است که در سال 2003 بر رقیب خود یعنی کاموف Ka-50 غلبه کرد ( مدل Mi-28N ) و به عنوان جانشین هلیکوپتر تهاجمی قدیمی Mi-24 در ارتش سرخ انتخاب شد. طراحی Mi-28 که Havoc به معنای ویرانی خوانده می شود در دهه 1970 میلادی برای جانشینی Mi-24 شروع شد. Mi-28 دارای بیشینه سرعت 300 کیلومتر در ساعت بوده و قابلیت پرواز به عقب و اطراف با حداکثر سرعت 100 کیلومتر در ساعت را دارد. همچنین می تواند در حالت ایستا 45 درجه در ثانیه بچرخد. در آگوست 1996 شرکت میل پیش نمونه مدل تهاجمی در شب و هر گونه شرایط آب و هوایی را با نام Mi-28N Night Havoc به نمایش گذاشت.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Mi-28 از طرحی تقریبا ساده برخوردار بوده و با دیگر هم رده های خود به لحاظ ظاهری تفاوت چندانی ندارد. خلبان و افسر تسلیحات/سیستم در دو کاکپیت جدا و پشت سر هم در زیر کاناپی های اختصاصی قرار گرفته اند. ارابه فرود Mi-28 مثل AH-64 آپاچی و یورو کاپتر تایگر از سه چرخ غیر قابل جمع شونده تشکیل یافته است که به همراه جایگاه خدمه با جذب نیروهای وارد باعث سالم ماندن آنها در برخوردهای شدید با زمین حتی با سرعت 12 متر در ثانیه (در برخورد عمودی)می شود. Mi-28 از دو موتور توربو شفت TV3-117VMA هر کدام با قدرت 2465 اسب بخار نیرو می گیرد که علائم حرارتی آن نسبت به Mi-24 کمتر شده است.



تیغه های 5 تایی ملخ اصلی از مواد کمپوزیت ساخته شده و روتور عقبی مانند AH-64 بصورت دو تیغه دو ملخی است. طراحی منحصر بفرد روتور Mi-28 به آن اجازه فرود و ادامه پرواز حتی با تیغه های روتور اصلی آسیب دیده را می دهد. تیغه های جدیدتر نصب شده بر روی Mi-28N در مقابل گلوله های توپ 30 میلیمتری نیز مقاوم هستند. خدمه هلیکوپتر پشت سر هم قرار گرفته اند بطوریکه خلبان در پشت و افسر تسلیحات/سیستم در قسمت جلو قرار می گیرد. کابین خدمه هم زره پوش شده است بطوریکه شیشه جلو در مقابل گلوله های 7.62 و 12.7 و تکه های توپ های 20 میلیمتری مقاوم است.



برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

بردیا
25-01-2008, 17:08
آفتاب: یک مقام نظامی بلندپایه روسیه می گوید که تولید انبوه سیستم‌های جدید ردیابی برای نیروی هوایی این کشور آغاز شده‌است. به گفته وی این سیستم قرار است در مرحله اول برروی ناوگان بمب‌افکن‌های استراتژیک ارتش روسیه که از هفته گذشته ماموریت‌های بین‌المللی خود را از سر گرفته نصب شود.
به گزارش خبرگزاری ریانووستی، آناتولی مالیگین معاون واحد نوآوری وزارت دفاع روسیه آزمایش‌های اولیه بر روی این سیستم پایان یافته و اجازه تولید انبوه سیستم‌های کنترل از راه دور تشخیص و ردیابی صادر شده‌است.

آقای مالیگین افزود:«این سیستم ابتدا برروی بمب‌افکن های استراتژیک ارتش روسیه شامل توپولوف-160، توپولوف-95 و سایر هواپیماهایی که به دستور پرزیدنت پوتین از هفته گذشته ماموریت های فرامرزی دائم خود را از سر گرفتند نصب خواهد شد».

به گفته این مقام وزارت دفاع روسیه سیستم جدید که قابلیت تشخیص هواپیماها و موشک های دشمن در فواصل بسیار زیاد را دارد به سیستم ردیابی هواپیماهای دورپرواز ارتش روسیه اضافه شده و در صورتی که سیستم اصلی ردیابی هواپیما به هر دلیلی مانند حملات الکترونیک دشمن از کار بیافتد سیستم جدید می‌تواند کار آن را انجام دهد: «این سیستم هدایت پرواز در شرایط عملیاتی را بسیار مطمئن می‌کند».

گفتنی است رئیس جمهور روسیه هفته گذشته رسما اعلام کرد که بنا به تصمیم وی از روز 27 مرداد ماه پروازهای ناوگان بمب‌افکن های استراتژیک ارتش روسیه که از زمان جنگ سرد متوقف شده بود از سر گرفته می‌‌شود.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کد مطلب : 64295

dizgah
25-01-2008, 17:09
کستان در ماه آوريل 1999 يک فروند موشک Ghauri 2 يا Hatef 6 را آزمايش کرد که يک نسخه بلندتر از موشک Ghauri 1 بود و داراي حداکثر برد معادل 2500 کيلومتر بود. ممکن است که موشک شهاب ۴ شبيه Ghauri 2 باشد.
پيشرفت و توسعه شهاب ۴ هنوز واضح و شفاف نيست، اگرچه اسرائيليها معتقدند که اين موشک تا سال 2001 وارد خدمت خواهد شد اما تا جولاي 2001 هيچگونه آزمايش پروازي نداشته است. ايرانيها اعلام کرده اند که در حال طراحي يک وسيله براي پرتاب ماهواره هستند و موشک شهاب ۴ ممکن است اولين نامزد و وسيله براي براي انجام اين ماموريت باشد.هرچند به جزئيات بيشتري در اين باره اشاره نشده است.اما ايرانيها به خوبي به اين مساله واقفند که اجراي اين برنامه بدون عقد قرارداد با هيچ شرکت خارجي بسيار سخت و طاقت فرسا خواهد بود.

گزارشهاي رسيده حاکي از آن است که ايران توسعه برنامه موشکي ديگري با عنوان شهاب ٤ را در دستور کار قرار داده است. اين برنامه در سال 1997 شناخته شد. گزارشهاي مختصري از منابع اسرائيلي حاکي از آن است که ايران در ساخت موشک شهاب ٤ از متحد قدرتمند و مخصوصش يعني روسيه کمک گرفته است . آنها معتقدند که تکنولوژي ساخت موشک شهاب ٤ برگرفته از يک نوع موشک بالستيکي ميان برد روسي به نام SS-4 Sandel يا همان R-12 که براي اولين بار در سال 1958 وارد خدمت شد . هر چند اين مساله توسط ايران و روسيه کاملا مخفي نگاه داشته شده است.

گزارشهاي رسيده از داخل ايران حاکي از اين است که ايرانيها در حال برنامه ريزي براي توسعه يک موشک بالستيکي با بردي معادل 4000 کيلومتر هستند که وسيله بسيار مناسبي براي پرتاب ماهواره مي‌باشد و اين شايد سر آغاز طراحي و ساخت شهاب ٥ يا ۶ باشد. آنچه ممکن به نظر مي‌رسد اين است که شهاب ٥ بر اساس موشک Taepo-dong 1 به عنوان يک وسيله پرتاب فضايي (SLV) طراحي و ساخته خواهد شد.

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 4» بر اساس ويژگي‌هاي موشك «SS-4» ساخت شوروي تهيه شده است. گزارشهاي ديگر حاكي است كه موشك «شهاب 5» با برد بيشتر نيز وجود دارد كه بر اساس ويژگي‌هاي موشك Tapeo Dong يا SS-4 ساخته شده است. مي‌گويند اين موشك تا 4 هزار كيلومتر برد دارد و بيش از يك تن مواد را مي‌تواند حمل كند. ايران ممكن است دو برنامه موشكي ديگر شامل سيستم‌هاي دوربردتر داشته باشد كه گزارش‌هاي متعددي در خصوص حداكثر برد آن مطرح است بردهايي كه اين گزارش‌ها ذكر كرده‌اند، عبارتند از 3650 كيلومتر،‏ 4500 تا 5000 كيلومتر‏، 6250 كيلومتر و ده‌هزار كيلومتر.

به نظر مي‌رسد كه ايران موفق به دستيابي به جزييات فناوري و طراحي موشك روسي SS-4 شده است. موشك SS-4 كه به موشك R-12 يا Sandal نيز معروف است، يك موشك روسي قديمي با سوخت مايع است كه براي اولين بار در سال 1959 به خدمت گرفته شد و احتمالاً به عنوان اجراي بخشي از پيمان IRBM نابود شده است. اين موشك بسيار بزرگ است و فناوري آن به اوايل دهه 1950 مربوط مي‌شود، البته بين سال‌هاي 1959 و 1980 دوبار نوسازي شده است. خطاي اين موشك 2 تا 4 كيلومتر و حداكثر برد آن دو هزار كيلومتر است و معنايش اين است كه فقط با يك كلاهك اتمي يا يك سلاح بيولوژيكي نزديك به مرگباري سلاح‌هاي هسته‌اي كارايي دارد. در عين حال فناوري كلي موشك SS-4 نسبتا ساده و نزديك به 1400 كيلوگرم وزن دارد.

گزارش‌هاي فزاينده‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد ايران ممكن است از تكنولوژي‏هاي روسي براي توسعه موشك‌هاي دوربرد خودش كه با بردهاي 2000 تا 6250 كيلومتر استفاده كند. منابع اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا گزارش داده‌اند كه ايران در حال توسعهء موشك‌ «شهاب 4» با برد ۳000 كيلومتر است و مي‌تواند تا حدود 2000 پوند مواد حمل كند و خطاي آن حدود 2400 متر است. برخي از برآوردها نشان مي‌دهد كه سيستم اين موشك سال 2004 تا 2005 عملياتي خواهد شد. معاون وزارت خارجه در امور خاور نزديك در 28 جولاي 1998 گواهي داد كه آمريكا برآورد مي‌كند اين سيستم هنوز جهت تقويت موتورها و سيستم هدايتي خود نياز به كمك خارجي بيشتري دارد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

● منبع: avia, fas, missilethreat
اميرحسام ملائي يگانه
moshaki-nezami.blogfa.com

بردیا
25-01-2008, 17:10
پوتین ارتشی قوی تر می‌خواهد
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]آفتاب-رضارزمجو: ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه می‌گوید افزایش قابلیتهای واحدهای رزمی استراتژیک ارتش مهمترین اولویت‌دفاعی این کشور طی سالهای آتی خواهد بود. وی با تاکید بر اهمیت مدرن سازی سیستم‌های تسلیحاتی قدیمی ارتش روسیه گفت زمان آن فرا رسیده که صنایع نظامی این کشور توجه خود را از تولید انبوه و صادرات به ساخت محصولات با کیفیت عالی معطوف کنند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]به گزارش خبرگزاری روسی ریانووستی، ولادیمیر پوتین که روز شنبه در دیدار با فرماندهان ارشد نظامی روسیه سخن می‌گفت افزود: «برقراری یک توازن قدرت واقعی در جهان تنها به شرطی محقق می‌شود که توان نیروهای بازدارنده استراتژیک ما به حدی برسد که احتمال تعرض از سوی هر نیروی خارجی را به صفر برساند و برای رسیدن به این استاندارد، سیستم‌های تسلیحاتی ما باید از قدرت رقابت کامل با نمونه‌های مدرن جهانی برخوردار باشند».

پرزیدنت پوتین در سخنرانی خود خواستار آن شد که مدیران و کارشناسان صنایع نظامی روسیه تلاش خود برای برقراری توازن تسلیحاتی بین روسیه و دنیای غرب را بیشتر کنند. وی همچنین گفت که ارائه اطلاعات در مورد پیشرفته‌های نظامی کشور بویژه در مورد تسلیحات بازدارنده اتمی هرگز نباید همچون گذشته حجیم و همراه با اشاره به جزئیات باشد.

در این دیدار سرگئی ایوانف وزیر دفاع روسیه با اشاره به برنامه های توسعه قابلیتهای نیروهای مسلح کشور گفت که ارتش روسیه سال آینده 17 موشک بالستیک قاره‌پیما، چهار فضاپیمای جاسوسی و تعدادی سکوی پرتاب موشک متحرک از صنایع نظامی این کشور خریداری خواهد کرد.

مطابق گزارش ریا نووستی وزارت دفاع روسیه یک اجرای برنامه بلندمدت ده‌ساله را برای مدرن‌سازی ارتش این کشور آغاز کرده است. مطابق این برنامه ارتش روسیه تا سال 2016 اقدام به جایگزینی نسل جدیدی از زیردریایی‌های اتمی، موشکهای بالستیک قاره پیما، بمب‌افکن‌های استراتژیک به‌جای نمونه‌های قبلی آن خواهد نمود و نیروهای واکنش سریع ارتش این کشور به طور کامل بازسازی خواهند شد تا از قابلیت مقابله با تهدیدات جدید بویژه حملات تروریستی برخوردار شوند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کد مطلب : 53643

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:13
آشنايي با موشک STINGER
Raytheon (General Dynamics) FIM-92 Stinger
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



موشك FIM-92 استينگر، جايگزين موشك قديمي FIM-43 Redeye شد كه ردآي، استاندارد غربي MANPADS بود و در سازمان نيروهاي دفاعي بسياري از كشورها به كار گرفته مي‏شد.
ANPADS مخفف Man-Portable Air-Defense System (سيستم دفاع هوايي قابل حمل انفرادي)

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مدل A
طراحي استينگر به سال 1967 برمي‏گردد. در آن سال، مطالعاتي براي بهبود عملكرد موشك ردآي انجام شد كه منجر به توليد ردآي2 (يا Redeye II) گشت. بهبود اصلي انجام شده بر روي موشك، نصب جستجوگر كامل‏تر، جهت پويش تمام جهات بود. به سال 1971، ارتش ايالات متحده، موشك ردآي2 را به عنوان طرح برگزيده جهت استفادهء آتي در استاندارد MANPADS برگزيد. به تاريخ مارس 1972، ردآي2 با اسم‏گذاري جديد به نام استينگر و كد XFIM-92A ناميده شد. آزمايشات مربوط به كيفيت هدايت پذيري موشك XFIM-92A به تاريخ نوامبر 1973 آغاز گشتند اما به دليل پاره‏اي مشكلات فني، اين آزمايشات چندين بار متوقف شدند. تا سال 1975، مشكلات مهم برطرف شده و در ماه جولاي همان سال، اولين پرتاب موشك XFIM-92A از روي شانه انجام شد. سرانجام به تاريخ آوريل 1978، شركت جنرال دايناميكز موفق شد اولين قرارداد توليد انبوه موشكهاي FIM-92A را بدست آورد. با توليد موشكهاي استينگر، موشكهاي قديمي ردآي از ردهء خدمت خارج شدند و اولين سري اين موشكها به سال 1981 عملياتي شد.
موشك FIM-92A به وسيلهء يك نفر و از روي شانه‏اش شليك مي‏شود. هنگامي كه تهديد يك هدف مشخص شود، خدمهء موشك، به سمتش شليك مي‏كند. اين مرحله، 6 ثانيه به طول مي‏انجامد و شامل قفل جستجوگر حرارت‏ياب، ژيروسكوپ اندازه‏گير ميزان چرخش حركتي هدف و فعال شدن سيستم‏هاي الكترونيكي مي‏باشد. هنگامي كه جستجوگر مادون قرمز بر روي هدف متصاعد كنندهء حرارت قفل مي‏كند، يك بوق كوتاه به صدا درآمده و خدمهء پرتابگر موشك را مطلع مي‏كند و اين زماني است كه وي مي‏تواند ماشه را بكشد. 1.7 ثانيهء بعد، موشك پرتاب مي‎شود. پس از اينكه موشك به وسيلهء موتور كمكي از درون پرتابگر خارج شد، لبه‏هاي كنترلي در جلو و عقب موشك باز مي‏شوند. پس از طي مسافتي كوتاه پس از پرتاب به جهت آسيب نرسيدن به خدمهء پرتابگر، موتور دو مرحله‏اي اصلي (موتور بعد از مرحلهء كمكي اوليه) كه با سوخت جامد كار مي‏كند، روشن مي‎شود. اين موتور در مرحلهء اول كه تنها 2 ثانيه به طول مي‏انجامد، سرعت موشك را به 2.2 ماخ مي‏رساند؛ سپس جهت دستيابي به سرعت فراتر از 2.6 ماخ و طي مسير نهايي تا برخورد به هدف، مرحلهء دوم موتور اصلي به كار مي‏افتد. اگر موشك به هيچ هدفي تا 17 ثانيهء بعد از روشن شدن موتور اصلي، برخورد نكند، خود به خود منفجر مي‏شود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

استينگر، دو برتري مهم نسبت به موشک ردآي دارد:
* اولين برتري، جستجوگر نسل دوم حرارت ياب است که امکان پويش و يافتن هدف در تمام جهات را امکان پذير مي سازد؛ به همين دليل، موشک استينگر مي تواند به هواپيماهايي که از روبه رو نزديک مي شوند شليک کند؛ (يعني همانند موشک ردآي، لزومي ندارد که حتمن به سمت اگزوز هدف نشانه رود) بدين جهت هواپيماي مهاجم قبل از آنکه فرصتي براي حمله و زيرآتش گرفتن ادوات زميني به وسيلهء مهمات کوتاه برد خود پيدا کند، هدف موشک بسيار دقيق استينگر قرار مي گيرد.
* دومين برتري مهم استينگر نسبت به ردآي، دارا بودن سيستم تشخيص دوست از دشمن به نام AN/PPX-1 IFF مي باشد که براي هدف قرار نگرفتن هواپيماهاي خودي در زماني که هر دو نيروي هوايي خودي و دشمن در حال انجام ماموريت هستند، کاربرد دارد.
قسمت جستجوگر و هدايت کنندهء الکترونيکي استينگر، در حين پرواز، مي تواند اهداف هوايي را که در حال انجام مانورهايي سنگين تا 8 برابر فشار ثقل مي باشند، تعقيب کرده و موشک را به سمت هدف رهنمون سازند. بلافاصله در نزديکي هدف، قسمت الکترونيکي منطق هدفياب، موشك را به سمت مركز هدف هدايت مي‏كند (براي مثال موشك به جاي اصابت به مركز ايجاد حرارت يا اگزوز هواپيما، به كابين هواپيما اصابت مي‏كند) سرجنگي 3 كيلوگرمي (6.6 پاوندي) كه به تركش‏هاي فراواني در حين انفجار تقسيم مي‏شود، با يك فيوز مجاورتي يا فيوز زماني عمل مي‏كند؛ همچنين حداقل فاصلهء موثر براي پرتاب موشك، 200 متر (660 فوت) عنوان شده است.


مدل B
به سال 1977، كمپاني جنرال دايناميكز، دست به طراحي و توليد نسل جديد استينگر زد. سري جديد كه به نام XFIM-92B يا استينگر سري POST شناخته مي‏شد، داراي يك پردازندهء كنترل كنندهء دو باند IR/UV در قسمت ردياب موشك شده بود.
سيستم ردياب POST از الگوي Rosette براي تصويريابي اهداف استفاده مي‏كرد. قسمت UV به طور بسيار دقيقي، اهداف هوايي حقيقي را از تله‏هاي انحرافي توليد كنندهء حرارت يا حرارت‏هاي غيرمرتبط اطراف، تمييز مي‏داد.
به سال 1983، توليد موشك FIM-92B به طور محدود آغاز شد، ضمن اينكه توليد مدل اوليهء FIM-92A نيز ادامه يافت. توليد انواع A و B در نهايت با ساخت تعداد 16000 فروند، به سال 1987 متوقف شد.
POST مخفف Passive Optical Seeker Technique (روش غيرفعال جستجوي نوري)
Rosette-Pattern: الگوهاي استانداردي براي تبديل تغيير حاصل از تنش‏هاي تمام جهات حركتي هدف هوايي
به سيگنال‏هاي الكترونيكي

مدل C
به سال 1984، طراحي مدل جديد استينگر به نام FIM-92C يا استينگر مدل RMP آغاز گشت. مدل جديد، امكان برنامه‏ريزي مجدد نرم‏افزار ويژهء پردازندهء نصب شده بر روي موشك را فراهم مي‏كرد تا بدين طريق، بر عليه اهداف و تحديدهاي جديد هوايي، مقابله كند.
خط توليد مدل FIM-92C به سال 1987 آغاز به كار كرد و اولين مدل C به تاريخ جولاي 1989، تحويل ارتش ايالات متحده شد.
RMP مخفف Reprogrammable Microprocessor (پردازنده با قابليت برنامه‏ريزي مجدد)

مدل D
طرح مدل FIM-92D بر اساس بهبود مدل C با سيستم‏هاي ضدعمل الكترونيك پيشرفته‏تر شكل گرفت.


مدل G
به تاريخ سپتامبر 2002، طراحي مدل FIM-92G بر اساس ارتقاء مدل D آغاز گشت، اما هيچگونه اطلاعي از جزئيات فني آن در اختيار نمي‏باشد.

مدل E
به تاريخ آوريل 1992، قراردادي با كمپاني جنرال دايناميكز جهت طراحي مدل FIM-92E منعقد شد؛ مطابق اين قرارداد، موشك استينگر مدل RMP سري Block I توليد گشت. اواخر همان سال، بخش موشك سازي جنرال دايناميكز به كمپاني هيوز فروخته شد؛ به همين دليل، كمپاني هيوز، به عنوان مقاطعه‏كار نخستين موشك استينگر شناخته شد. FIM-92E در حقيقت نوع پيشرفته‏تري از مدل D بود كه يك حسگر حرارت‏ياب مدور بدان افزوده شده و نرم‏افزار ردياب موشك، بهبود يافته بود؛ با انجام اين تغييرات، موشك پيشرفته‏تر، مي‏توانست بر عليه اهدافي كه اثرات رديابي آنها كاهش يافته و اقدامات ضدعمل الكترونيك‏شان توسعه يافته بود، به كار رود.
اولين نمونه‏هاي توليدي FIM-92E به سال 1995 وارد خدمت شدند و بسياري از موشكهاي استينگر موجود در نيروي زميني ايالات متحده، با انجام تغييراتي، به سطح استاندارد FIM-92E ارتقاء داده شدند.

مدل F
طراحي مدل FIM-92F بر اساس ارتقاء مدل E به سال 2001 آغاز شد، اما اطلاعي از جزئيات ارتقاء انجام شده در دست نمي‏باشد.

مدل H
طراحي مدل FIM-92H بر اساس بهبود مدل D انجام شد كه در اين برنامه، موشكهاي سطح D به استاندارد RMP سري Block I ارتقاء داده شدند.

آخرين سطح ارتقاء و بهبود كارايي تصويب شده براي موشك استينگر، به سال 1996 آغاز گشت كه منجر به توليد استينگر استاندارد RMP سري Block II شد؛ اين موشك جديد، به نام «استينگر پيشرفته» يا Advanced Stinger نيز شناخته مي‏شود.
در اين موشك، به جاي جستجوگر مادون قرمز يا IR، سيستم ردياب FPA-IIR جايگزين شده بود كه باعث افزايش برد در شناسايي اهداف هوايي مي‏شد، به خصوص در محيط‏هايي كه اقدامات انحراف كننده يا ايجاد كنندهء پارازيت بسيار فعال بودند. افزايش برد در شناسايي اهداف هوايي، باعث افزايش برد موثر موشك استينگر به 8000 متر (26000 فوت) مي‏شد که اين رقم، براي يک موشک شانه پرتاب، برد قابل ملاحظه اي محسوب مي شود. استاندارد Block II امروزه در مرحلهء توليد و توسعه قرار دارد و مداومن، مورد بهينه سازي قرار مي گيرد. توليد انبوه استينگر مطابق استاندارد Block II قرار بود در اوائل سال 1999 آغاز شود، اما بارها به تعويق افتاد و در نهايت در سال 2004، در خط توليد انبوه قرار گرفت.

FPA معادل Focal Plane Array
IIR معادل Imaging Infrared


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مقاطعه کار اصلي در توليد استينگر، امروزه شرکت رايتئون (Raytheon) مي باشد که اين خط توليد را از قسمت موشک سازي کمپاني هيوز، خريداري کرده است. موشک استينگر، امروزه به نيروهاي نظامي بسياري در اقصا نقاط جهان، منجمله کشورهاي عقب ماندهء جهان سوم، فروخته شده است؛ البته برخي کشورهاي جهان سوم، مانند ايران، اين موشک را از طرق غيررسمي بدست آورده اند.

استينگر در افغانستان
اين موشک به صورت گسترده اي توسط مجاهدين افغان بر عليه جنگنده هاي شوروي در جريان اشغال افغانستان به کار گرفته شد. اين موشکهاي پس از عدم موفقيت موشک دوش پرتاب بلوپايپ (Bluepipe) ساخت BAE انگلستان، توسط کانالي از سازمان سيا، به دست مجاهدين افغان رسانده شدند. موشک بلوپايپ در عمل بسيار ناتوان نشان داد، زيرا براي هدفگيري هواپيماي مهاجم، مي بايست پس از شليک، موشک را به وسيلهء فرستندهء موجود بر روي پرتابگر و به صورت چشمي، تا زمان رسيدن به نزديکي هدف، هدايت نمود و اين امر، ضمن کاهش دقت، باعث ايجاد خطر براي خدمهء پرتابگر بلوپايپ مي شد.

يک هليکوپتر سرنگون شدهء شوروي توسط استينگر [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

با ورود استينگر به افغانستان، وضعيت بسيار دشواري براي پرنده هاي روسي، اعم از هليکوپتر يا انواع هواپيما ايجاد شد، به طوري که پس از مدتي، از هر دو هواپيماي ورودي يا خروجي به فرودگاه بگرام، يکي مورد اصابت استينگر قرار مي گرفت. طبق آمار ارائه شده توسط پنتاگون، حدود 250 فروند هواپيما يا هليکوپتر شوروي، مورد اصابت استينگر قرار گرفته و سرنگون شده اند. عمدهء پرنده هايي که مورد اصابت موشکهاي استينگر افغاني قرار گرفتند شامل سوخوي25 و برخي هواپيماهاي ترابري شوروي نظير An12 و An72 و هليکوپترهاي Mi-8 و Mi-24 بودند.
به غير از افغاسنتان، حدود 300 فروند هواپيما در ساير نقاط جهان، تا سال 2001، مورد اصابت استينگر قرار گرفته و سرنگون شده اند.
تاکنون 70000 فروند از انواع گوناگون موشک استينگر توليد شده است. امروزه تنها مدل FIM-92F Stinger-RMP Block II بر روي خط توليد انبوه قرار دارد.

استينگر در ايران
در سالهاي پاياني جنگ ايران و عراق، نيروهاي ايراني، به موشکهاي استينگر مجهز شدند. هرچند تعداد و نحوهء ورود آنها به ايران مشخص نشده است اما برخي کارشناسان نظامي، دو امکان را بيشتر محتمل مي دانند:
1) به وسيلهء محمولهء منتقل شده توسط هواپيماي مک فارلين به تهران در جريان تلاش ايالات متحده براي نزديکي سياسي به ايران؛
2) خريداري از مجاهدين افغان.

با ورود استينگر به ايران، وضع براي پرواز Low Level هواپيماهاي عراقي در ميادين نبرد، بسيار دشوار گشت. براي مثال تنها در عمليات کربلاي5 در شرق بصره به تاريخ زمستان 1366، حدود 80 فروند هواپيماي سوخوي22 و ميگ23 عراقي در طول 40 روز نبرد سنگين، سرنگون شدند؛ که بيشتر اين هواپيماها توسط موشکهاي هاوک، استينگر و استرلا، مورد اصابت قرار گرفتند.
يکي از خلبانان سوخوی22 اسير عراقي پایگاه ناصریه، اظهار مي کرد که تنها در طول يک هفته، 12 فروند هواپيماي سوخوي22 پايگاه هوايي ناصريه، سرنگون گشته بودند.

ساير کاربردهاي استينگر
با توجه به قابليتهاي عالي و گستردهء موشک استينگر، اين موشک، تنها براي پرتاب از روي زمين و به وسيلهء خدمهء زميني، مورد استفاده قرار نمي گيرد، بلکه در حالتهاي گوناگوني از دفاع هوايي نيز کاربرد دارد.

ATAS يا Air to Air Stinger (استينگر هوا به هوا)
نيروي زميني ايالات متحده از استينگر در مدلهاي FIM-92C/D RMP براي پرتاب هوا به هوا بر روي هليکوپتر، استفاده مي کند. موشک ATAS توسط هليکوپترهاي OH-58C/D Kiowa و AH-64 Apache حمل و پرتاب مي شود؛ ضمن اينکه قرار بود توسط هليکوپتر RAH-66 Comanche نيز مورد استفاده قرار بگيرد.
هرچند برخي گزارشات غيررسمي، بر اين موضوع دلالت دارند که طراحي استينگر از ابتدا براي نصب و پرتاب به صورت هوا به هوا مد نظر بوده است، اما به نظر مي رسد که طراحي استينگر، منجر به تفکر ايجاد دفاع هوا به هوا توسط استينگر بر روي هليکوپترها شده است.

Avenger (انتقام گير)
در اوائل دههء 1980، ارتش ايالات متحده، در جستجوي سيستم دفاع هوايي قدرتمند و قابل حمل و نقل سريعي مي گشت که بتواند از رو به رو و با ديد چشمي، هواپيماهاي ارتفاع پائين دشمن را مورد حمله قرار دهد. به تاريخ سپتامبر 1983، کمپاني معظم بوئينگ، سيستم Avenger را بدين منظور پيشنهاد داد که يک خودروي چندمنطوره به نام M998 يا HMMWV بود که بعدها به نام Hummer معروف گشت. بر روي اين خودروي نظامي، يک برجک مجهز به تيربار 50 ميلي متري M3P و دو پرتابگر استينگر با چهار موشک براي هرکدام نصب مي گشت.
پس از آزمايشات و مقايسه با ساير سيستم هاي مشابه در سالهاي 1985 و 1986، در نهايت کمپاني بوئينگ موفق شد قرارداد نهايي، جهت توليد Avenger را به تاريح آگوست 1987 بدست آورد.
به تاريخ آوريل 1989، اولين واحد ارتش ايالات متحده، مجهز به Avenger، عملياتي گرديد؛ و به تاريخ آوريل 1990، توليد انبوه اين سيستم، مورد تاييد قرار گرفت.

Avenger [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

هر خوردوي Avenger به وسيلهء دو خدمه، هدايت مي شود و مي تواند بر عليه هواپيماها يا هليکوپترهايي که در ارتفاع پائين پرواز مي کنند، در روز يا شب، در هر شرائط آب و هوايي، آتش نمايد.
در Avenger از تمام مدلهاي مختلف استينگر، مي توان استفاده نمود.

HMMWV = High Mobility Multipurpose Wheeled Vehicle يا Hummer
BSFV يا Bradley Stinger Fighting Vehicle

M2A2 (موسوم به BSFV) خوردويي نظامي است که بر اساس خودروي M2 Bradley (موسم به BFV) ساخته
شده است. در اين خودروي نظامي، نگهدارنده هاي مخصوص موشکهاي استينگر تعبيه شده است و خدمهء مخصوص استينگر، آنها را شليک مي کنند.
خوردوي BSFV به ناچار و به دليل لغو توليد سيستم دفاعي هوايي و ضدتانک MIM-146 ADATS، به خدمت ارتش ايالات متحده درآمده است.


MiM-146 ADATS
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
M2 Bradley
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بک ايراد مهم خوردوي BSFV اين است که براي شليک موشک استينگر توسط خدمهء مخصوص پرتابگر، ساير خدمهء خودرو، بايد آن را ترک کنند.


M6 Linebacker
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

در اواخر دههء 1990، نوع بهبود يافته اي از اين خودرو، به نام M6 Linebacker طراحي و ساخته شد. خودروي M6 جايگزين خوردوي M2 شد و به جاي پرتابگر موشکهاي ضدتانک تاو در خودروي M2، به پرتابگرهاي حاوي 4 موشک استينگر از نوع FIM-92D/E Stinger-RMP تجهيز شد.
ADATS مخفف Air-Defense Anti-Tank System يا سيستم دفاع هوايي و ضدتانک

برخي مشخصات فني (بر اساس مدل C)
ماموريت : انجام دفاع نزديک هوايي در مناطق درگيري خطوط ميدان نبرد در برابر اهداف هوايي ارتفاع پائين
سازنده: ابتدا جنرال دايناميکز، سپس هيوز و در آخر رايتئون
طول: 1.52 متر (5 فوت)
طول بالچه ها: 9.1 سانتي متر
قطر: 7 سانتي متر
وزن موشک: 10.1 کيلوگرم
وزن پرتابگر و موشک: 15.7 کيلوگرم
سرعت: بين 2.2 تا 2.6 ماخ
ارتفاع عمل: 3800 متر
برد مدل C: از 1000 تا 4800 متر
برد مدل RMP سري Block II: از 200 تا 8000 متر
پيشرانه: راکت دو مرحله اي به نام MK 27 با سوخت جامد، ساخت Atlantic Research
فيوز عملگر: زماني (17 ثانيه پس از پرتاب) يا مجاورتي (انفجار در نزديکي هدف)
پويشگر هدف: شليک کن و فراموش کن به وسيلهء جستجوگر غيرفعال حرارت ياب
سرجنگي: 3 کيلوگرم مواد منفجرهء بسيار پرقدرت، با ترکش هاي فراوان پس از انفجار
زمان لازم جهت نصب موشک در پرتابگر: 3 تا 7 ثانيه
قيمت هر موشک و پرتابگر: 38000 دلار
تعداد موجود در نيروي زميني ايالات متحده تا سال 2001: حدود 13400 فروند
خدمه: دو نفر (يک نفر پرتابگر و يک نفر کمک)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تالار تخصصي هوافضا

بردیا
25-01-2008, 17:15
از زبان خلبان کابین عقب تیمسار خلبان منصور کاظمیان



زماني كه عراقي ها براي برگزاري كنفرانس سران كشورهاي غيرمتعهد در بغداد از شوق، بال در آورده بودند، يك جنگنده ايراني در سحرگاه سي ام تير ماه 1361 بالهاي آهنين خود را بر فراز حريم هوايي بغداد مي گشايد و پالايشگاه «الدوره» در ضلع جنوبي بغداد را نشانه مي رود. تمام بمبها روي هدف خالي مي شود؛ اما هواپيما مورد اصابت موشكهاي ضدهوايي قرار مي گيرد و از تعادل خارج مي شود. خلبان مصمم است از اين پرواز باز نگردد تا بتواند حقوق ملت مظلوم ايران را از حلقوم زورگويان بعثي بيرون كشد لذا به هدفش مي رسد. اوكسي نيست جز شهيد سرلشكر خلبان «عباس دوران» كه پيكر پاكش بعد از سالها دوري از وطن به همراه 569 تن ديگر از لاله هاي خونين دفاع مقدس، بر دوش ملت بزرگ ايران تشيع شده است.
زماني كه جنگ در سال 59 آغاز شد من در پايگاه بندرعباس بودم و بنا به درخواست خودم به پايگاههاي همدان، دزفول و بوشهر مامور شدم. زماني كه رفتم پايگاه بوشهر، در آنجا با شهيد بزرگوار «عباس دوران» آشنا شدم و در آنجا دو تا پرواز با هم انجام داديم كه هر دوي آنها موفقيت آميز بود. بعد در سال 1360 به همدان مامور شدم و اين همزمان بود با مامور شدن شهيددوران به همدان، كه از آنجا ديگر بيشتر وقتها با هم بوديم و پروازهاي زيادي انجام داديم به خصوص در عمليات فتح المبين كه پروازهاي ارتفاع بالا انجام مي داديم. حال اگر بخواهم از خصوصيات اخلاقي شهيد دوران بگويم يك مسئله را بايد متذكر شوم و آن اينكه ايشان آدم بسيار ساكتي بود اما بسيار با دل و جرات. بگونه اي كه هر نوع ماموريتي به او محول مي شد با آگاهي به اينكه درصد كشته شدن زياد است ولي قبول مي كرد و هميشه در اينگونه ماموريتهاي خطرناك پيشقدم مي شد. زمان عمليات رمضان بود كه صحبت از برگزاري كنفرانس غيرمتعهدها در بغداد شد و قرار بر اين بود رئيس كنفرانس صدام باشد. ايران اين موضوع را قبول نمي كرد و مي گفت: «به علت اينكه عراق در جنگ است، بغداد ناامن است.» ولي سخنگويان صدام در بغداد مي گفتند: «نه !بغداد محل خوبي براي برگزاري اين كنفرانس مي باشد و از نظر زميني و هوايي امنيت كامل دارد به طوريكه در آسمان بغداد يك پرنده هم جرات پر زدن ندارد. به همين منظور شب 29 تير 61 دستور ماموريت به پايگاه همدان ابلاغ شد. من همان شب «آماده شب» بودم و فردايش به اداره رفتم. حدود ساعت 11 بود كه شهيد دوران با من تماس گرفت و گفت: «بيا پست فرماندهي». من هم رفتم و بعد از 10 دقيقه شهيد دوران كه قرار بود با من پرواز كند به همراه «شهيد ياسيني» مسئول عمليات پايگاه و «شهيد خضرايي» فرمانده پايگاه و خلبانان اسفندياري، باقري، توانگريان و خسروشاهي، به اتفاق هم به پست فرماندهي آمدند و در مورد چگونگي انجام عمليات صحبتهايي كردند و نتيجه جلسه بر اين شد كه سه تا هواپيما تا لب مرز با هم پرواز كنند و وقتي به لب مرز رسيديم يكي از هواپيماها برگردد و دو تاي ديگر با ارتفاع كم وارد خاك عراق شوند. يعني يك حالت ايذايي ايجاد گردد و رادارهاي عراق نشان بدهند هواپيماها برگشتند. صحبتهاي اصلي كه تمام شد،، كابين هاي جلو و عقب صحبتهاي خصوصي را با هم انجام دادند. شهيد دوران به من تاكيد كرد كه: «شما بيشتر حواست به هواپيماهاي دشمن باشد كه به ما حمله نكنند و اگر زماني هواپيما دچار نقص شد و نتوانستيم به پروازمان ادامه دهيم، شما به تنهايي اجكت كن و من به ماموريتم ادامه مي دهم.»

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
شهید عباس دوران، شهید دوران همراه شیهد عباس بابایی
اين صحبتها كه تمام شد رفتيم منزل براي استراحت. 30 تير 1361 مصادف بود با 30 ماه رمضان و آن شب مشخص نبود كه فردا روزه است يا عيد روزه با اين حال آن شب بلند شديم و سحري خورديم. قرار بر اين بود كه ماموريت ما ساعت 5 و 30 دقيقه آغاز شود آن هم بدون تماس گرفتن با برج مراقبت و رادار، چرا كه هدف اين بود تا سكوت راديويي رعايت شود و از طرف عراقي ها شنود نگردد. ساعت 5 صبح بود كه جيپي آمد در منزل و من رفتم. همه خلبانان داخل جيپ بودند. رفتيم گردان و از آنجا به اتاق چتر و كلاه. چتر و كلاه را برداشتيم و به سمت هواپيما حركت كرديم. در اين هنگام احساس مي كردم ديگر بر نمي گردم و اسير مي شوم ولي صددرصد مطمئن نبودم. همينطور كه مي رفتم گفتم: «خدايا! اگر واقعاً قراره برنگردم زماني كه رفتيم پاي هواپيما، هواپيما يك اشكال جزيي داشته باشه.» وقتي رسيديم مكانيكهاي هواپيما به ما خوش آمد گفتند. شهيد دوران اطراف هواپيما شروع كرد به گشت زدن و چك كردن بمبها و دستگاههاي بيروني هواپيما و من هم رفتم داخل كابينها تا دستگاههاي داخلي را چك كنم مشغول بررسي بوديم كه متوجه شدم سمت نما و حالت نماي هواپيما در حال گردش است، در صورتي كه اينجوري نبايد مي بود و بايد ثابت مي ايستاد. مكانيكها آمدند و گفتند: «فعلاً نمي توانيم درست كنيم. شما مي توانيد پرواز نكنيد.» اما عباس مي گفت: «اين سمت نما وحالت نما در هواي صاف و بدون ابر اصلن كاربرد ندارد و ما در اين هوا نياز به اين وسيله نداريم و مي رويم سر باند و به عنوان شماره 3 آماده پرواز مي شويم. در اصل ما شماره 1 بوديم و شماره 3 هواپيمايي بود كه كه قرار شد برگردد . لذا ابتدا شماره 2 بلند شد و شماره 3 دچار نقص فني بود و نتوانست بلند شود لذا ما بعد از شماره 2 بلند شديم. معمولن ما در ايران به خاطر اينكه مصرف سوخت كم باشد، با ارتفاع بالا و سرعت كم مي رفتيم يعني با ارتفاع 15000 پا و سرعت 350 مايل به سمت بغداد حركت كرديم. وقتي به مرز رسيديم به خاطر اينكه رادارهاي عراق ما را نگيرند ارتفاعمان را به 10 تا 15 متري زمين رسانديم و سرعتمان را به خاطر اينكه از برد موشكهاي سام-7 (استرلا) در امان باشيم به 450 مايل افزايش داديم. وقتي از مرز رد شديم در يك آن ديدم كه موشك سام به طرف هواپيماي شماره 2 پرتاب كردند. به آنها گفتم: «موشك براتون پرتاب كردند، مواظب باشيد.» ولي خب خوشبختانه موشك به سرعت هواپيما نرسيد و در 300 متري هواپيما منفجر شد. بعد از مدتي از دستگاههاي داخل هواپيما متوجه شدم رادارهاي عراق ما را گرفتند، لذا موضوع را به شهيد دوران اطلاع دادم و گفتم: «رادارهاي عراق ما را گرفتند.» گفت: «مساله اي نيست.» هواپيماي شماره 2 هم اين موضوع را به ما اخطار كرد كه شهيد دوران به شوخي خطاب به آنها گفت: «مي فرمائيد كه من برم زير زمين پرواز كنم!» قرار ما بر اين بود كه از شرق بغداد به سمت جنوب شرق بغداد حركت كرده و سپس به سمت پالايشگاه «الدوره» كه به شهر بغداد چسبيده برويم و در آنجا بمبها را روي هدف تخليه كنيم تا پس از ماموريت مستقيم به سمت ايران بيائيم و مجبور نشويم گردشي داشته باشيم و مورد اصابت گلوله قرار گيريم. حدود 5 يا 10 مايلي بغداد بود كه متوجه شديم بايد از ديوار آتشي كه در اطراف شهر درست كرده اند عبور كنيم لذا وقتي ديوار آتش را رد كرديم شهيد دوران به من گفت: «موتور راستمون نشون ميده آتيش گرفته.» گفتم: «مسئله اي نيست فعلاً بريم جلو از شهر كه رد شديم يا موتور را خاموش مي كنيم يا يك كار مي كنيم تا از اين مسئله جلوگيري بشه.» به پالايشگاه كه رسيديم از دور و اطراف پالايشگاه با موشكهاي سام، شروع كردند به زدن ما. من هم با يك دستگاهي كه هواپيما محهز به آن است مشغول از كار انداختن رادارهاي آنها شدم تا لااقل موشك نزنند. به بالاي پالايشگاه كه رسيديم با موفقيت كامل بمبها را تخليه كرديم و در حال برگشت بوديم كه من يك لحظه برگشتم به پالايشگاه نگاه كنم ديدم هواپيما از دم تا پشت سر من آتش گرفت و دارد مي سوزد. سريع به شهيد دوران گفتم: «هواپيما آتيش گرفته، آماده باش بپريم.» و نگاه كردم ديدم دستگاههاي جلوي چشمم هم سياه شده و همان زمان بود كه من داشتم مي رفتم بيرون از هواپيما. همه اين اتفاقات در عرض يك ثانيه رخ داد. حالا روايت بر اين است كه احتمالاً آتش هواپيما به بمبهاي زير صندلي رسيد و صندلي من خودش عمل كرد و مرا از آن آتش نجات داد. من كه پريدم بيرون بيهوش بودم و وقتي بهوش آمدم تو وزارت دفاع عراق بودم و يكي داشت لبم را كه پاره شده بود بخيه مي كرد. در اين لحظه به خودم گفتم: «خدايا! من تو هواپيما بودم. اينجا كجاست؟» بعد از مدتي براي امنيت من لباس پروازم را درآوردند و دشداشه به تنم كردند و مرا به بيمارستان بردند. از آن جا هم دوباره به وزارت دفاع آوردنم. به آنها گفتم: «جناب دوران كو؟» گفتند: «از هواپيما نپريد و کشته شد.» من باور نكردم چون معلوم نبود كه آنها راست مي گويند يا دروغ، ولي خيلي دنبال اين مسئله بودم و مي خواستم برايم روشن شود كه چه اتفاقي افتاده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ](2).jpg
هواپیمای فانتوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال شیرجه
حدود 15 روز مرا در وزارت دفاع نگه داشتند آنجا خيلي شكنجه ام كردند. بعد از آن تحويلم دادند به سازمان امنيت شان آنجا هم 45 روز بودم تا اينكه سپردنم به دژباني شان تا مرا به اردوگاه اعزام كنند. در آنجا يك سربازي بود كه كمي انگليسي بلد بود. به من گفت: «تو همان خلباني نيستي كه هواپيمايت را زدند؟» گفتم: «بله! چقدر از اين موضوع خبر داري؟» گفت: «بعد از اينكه پالايشگاه بمباران شد، هواپيما در حالي كه آتش گرفته بود به طرف شهر مي آمد يك هو ديدم از داخل آن چتري بيرون پريد و بعداز مدتي كه هواپيما جلوتر رفت منفجر شد.» بعدها كه من از خلبانهاي ديگر سئوال كردم كه: «آيا امكان دارد هواپيما بر اثر آتش خودش در هوا منفجر شود؟» گفتند: «نه، مگر اينكه موشك به آن اصابت كند منفجر شود.» خلاصه مرا بردند اردوگاه. در اردوگاه از چگونگي حادثه پرس و جو كردم آنها گفتند: «بيست دقيقه قبل از اينكه شما به بغداد برسيد آژير خطر را زدند و زماني هم كه پالايشگاه را مورد هدف قرار داديد فردايش عكس سانحه را روزنامه هاي عراق چاپ كردند و بدين صورت بود كه تكه هاي هواپيما نزديك يكي از ميدانهاي شهر به زمين خورد و از شهيد دوران پوتين و دستكشش مشخص بود.» آنجا بود كه برايم مسجل شد عباس دوران به شهادت رسيده است.
صبح ۳۱ تيرماه ،۱۳۶۱ خلبان شهيد، عباس دوران، كه در تعداد پرواز جنگى در نيروى هوايى ركورد داشت و عراق، براى سرش جايزه تعيين كرده بود، پس از بمباران پالايشگاه بغداد، هواپيما را كه آتش گرفته بود به هتل محل برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها مى كوبد و بدين ترتيب با شهادت خود كارى كرد كه اجلاس سران غيرمتعهدها به علت فقدان امنيت در بغداد برگزار نشد. ديگر خلبان اين هواپيما، منصور كاظميان، به دست نيروهاى عراقى اسير شد. دوران در نامه هاى اين ماموريت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى كه عراق از كشورهاى اروپايى خريده بود، نوشته است: نود درصد احتمال برگشت نيست... .

منبع:وبلاگ هوانوردی

dizgah
25-01-2008, 17:17
نیروی هوایی ایران پیش از انقلاب مقتدرترین نیروی هوایی منطقه بود، این نیرو در آستانه انقلاب با در اختیار داشتن چند صد جنگنده مدرن که در بهترین شرایط عملیاتی بسر می بردند و بطور کامل از پشتیبانی سازنده برخوردار بودند می توانست با تمام کشورهای خاورمیانه مقابله کند و پیروز از میدان نبرد خارج شود.
پس از انقلاب با خروج مستشاران خارجی و نبود پشتیبانی از سوی کشور سازنده بنا به نظر کارشناسان توان این نیرو به یک سوم گذشته تقلیل یافت، با این وجود نیروی هوایی در جریان جنگ تحمیلی سعی کرد تا در آغازین روزهای جنگ آشفتگی نسبی اوضاع نیروی زمینی را جبران کند، در اولین روزهای جنگ این نیرو با انجام عملیات مقتدرانه سایه البرز دهها جنگنده را به سوی اهداف مهمی در عراق روانه ساخت، این عملیات بعنوان یک عملیات کلیدی و مهم نه تنها فشار روانی شدیدی را بر نیروهای عراقی وارد کرد بلکه باعث کند شدن روند فعالیت های دشمن نیز شد، از دیگر عملیات های به یاد ماندنی می توان به عملیات سلطان و حمله به مجموعه H-3 در عراق اشاره کرد.

جنگنده های نیروی هوایی:
جنگنده های عملیاتی کنونی نیروی هوایی را می توان مجموعا به سه دسته تقسیم کرد، جنگنده های باقیمانده از نیروی هوایی شاهنشاهی، جنگنده هایی که در جریان جنگ خلیج فارس (در سال 1991) از عراق به ایران پناهنده شدند و جنگنده های خریداری شده پس از انقلاب.

جنگنده های پیش از انقلاب:
جنگنده های باقیمانده از نیروی هوایی شاهنشاهی که در حال حاضر در خدمت می باشند سه نوع جنگنده اف-5 تایگر (نوع E/F) ، اف-4 فانتوم (نوع D/E) و اف-14 تامکت (نوع A) می باشند که به ترتیب به شرح آنها می پردازیم.

اف-5 تایگر:
نوع اولیه (انواع A/B) این جنگنده توسط شرکت گرومن و بمنظور مقابله با تهدید جنگنده میگ-21 روسی که جنگنده بسیار چالاکی بود ساخته شد، اف-5 E/F که از روی نوع اولیه ساخته شد جنگنده ای است مدرن تر، مجهز به رادار و فوق العاده مانور پذیر که توانایی فوق العاده ای برای نبرد های هوایی نزدیک دارد و علاوه بر این می تواند عملیات های هوا به زمین را نیز بخوبی به انجام برساند، این جنگنده در سالهای جنگ توانایی های خود را بخوبی نشان داد و توانست پا به پای دیگر جنگنده در عملیات های نیروی هوایی به خدمت بپردازد. در حال حاضر حدود 70 فروند از این جنگنده ها در نیروی هوایی در حال خدمت می باشند که اغلب از فرسودگی شدید سازه بهره می برند، لیکن بواسطه ساده تر بودن فناوری های بکار رفته در آن مشکلات کمتری در زمینه نگه داری آنها وجود دارد.



اف-4 فانتوم:
بی شک بیشترین بار کاری در طول جنگ تحمیلی بر دوش سلطان آسمان اف-4 فانتوم بود، این جنگنده هر چند در ابتدا بعنوان جنگنده ای برای حملات هوا به زمین و با توانایی دفاع از خود در نظر گرفته شد، اما توانایی هوا به هوای مناسبی که در زمان خود داشت باعث شد تا در میان همگان بعنوان یک جنگنده جند منظوره شناخته شود، یکی از شاهکار های این جنگنده و خلبانان تیز پرواز آن در طول جنگ حمله موفقیت آمیز به مجموعه H-3 در عمق خاک عراق بود که در نظر اغلب فرماندهان نظامی امری غیر ممکن می نمود، ویژگی برجسته اف-4 توانایی حمل تسلیحات هوا به زمین بویژه انواع بمب ها در تعداد بالا است. از این جنگنده نیز حدود 70 فروند عملیاتی است که بیش از هر چیز از فرسودگی سازه رنج می برند، لیکن فعال نگه داشتن رادار APQ-120 آن نیز کار راحتی نیست، با این وجود سعی می شود آنها در بهترین وضعیت عملیاتی باشند، در سالهای اخیر پروژه هایی برای بهسازی رادار و سیستم های کنترل تسلیحات آن انجام شده اما هیچ گزارشی از سوی منابع خارجی مبنی بر خارج شدن فانتوم های ایرانی از حالت استاندارد وجود ندارد. تنها امکان نصب بعضی بمب ها، موشک ها و غلاف های هدف گیری جدید ساخت ایران بعلاوه موشک هوا به هوای گرمایاب روسی R-73 Archer برروی این جنگنده ها فراهم آمده است، اما ممکن است در آینده با تکمیل شدن پروژه های فعلی تجهیزات الکترونیکی جدیدی نیز به این جنگنده افزوده شود.



اف-14 تامکت:
گربه های وحشی نیروی هوایی ایران یکی از هراس انگیز ترین جنگنده هایی بودند که در اختیار نیروی هوایی ایران بودند، برای خلبانان عراقی که با جنگنده هایی نظیر میگ-21 و 23، سوخو-22 و... پرواز می کردند رهگیری توسط تامکت های ایرانی کابوسی بود که بارها و بارها به حقیقت پیوسته بود، زوج بی همتای جنگنده اف-14 تامکت و موشک هوا به هوای AIM-54 Phoenix در طول جنگ بارها و بارها پرنده های عراقی را شکار نمود و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشت، اف-14 تامکت که تنها به ایران صادر شده بود در طول جنگ لیاقت خود را به خوبی نشان داد و مهمترین افتخارات جنگ های هوایی این جنگنده را به نام عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ایران ثبت نمود.
پیش از انقلاب 80 فروند از این جنگنده به منظور مقابله با تهدید جنگنده های میگ-25 اتحاد شوروی سفارش داده شد که تا زمان انقلاب 79 فروند بعلاوه حدود دویست و پنجاه فروند موشک AIM-54 تحویل ایران شده بود، از این میان تعدادی در طول جنگ تحمیلی از بین رفتند و تعدادی نیز برای عملیاتی ماندن دیگر تامکت ها اوراق شدند، در حال حاضر حدود 24 فروند اف-14 ایرانی امکان پرواز دارند که از این میان قریب به 17 فروند توانایی شرکت در نبرد های هوایی را دارند و تعداد تامکت هایی که توانایی شلیک *موشک های هدایت راداری را دارند نیز از 17 فروند کمتر است.
در حال حاضر علاوه بر اینکه نگه داری اف-14 با سیستم پیچیده بالهای متغیر امری سخت و مشکل است، ایران در نگه داری رادار پیچیده AN/AWG-9 با مشکلات مختلفی روبرو است، هرچند بخشی از قطعات این رادار با کیت های ساخت صنایع الکترونیک ایران (صا ایران) جایگزین شده است، اما قطعات زیادی نیز وجود دارند که تامین آنها غیر ممکن است یا به سختی و از طریق واسطه های مختلف از ایالات متحده تهیه می شوند.



*موشک های هدایت راداری به موشک هایی نظیر موشک AIM-7 Sparrow اطلاق می شود که برای هدایت بسوی هدف به رادار جنگنده شلیک کننده وابسته اند (هدایت نیمه فعال راداری) و یا در هنگام پرتاب به کسب اطلاعات اولیه هدف از رادار جنگنده شلیک کننده نیازمندند (هدایت فعال رادارب)، نظیر AIM-120 AMRAAM.

جنگنده های پناهنده:
در طول جنگ خلیج فارس تعدادی جنگنده عراقی از ترس نابود شدن برروی زمین با پشتیبانی جنگنده-رهگیر های سریع السیر میگ-25 بسوی ایران پرواز کردند، از تعداد این جنگنده ها اطلاعات مختلفی منتشر شده است، اما مهمترین آنها حدود 24 فروند میراژ اف-1 بود که هم اکنون تعدادی از آنها عملیاتی اند و در پایگاه هوایی مشهد مستقر اند. از تسلیحات این جنگنده ها اطلاع دقیقی در دسترس نیست اما گفته می شود با توجه به نبود موشک های گرمایاب R-550 برای نبرد های هوایی این جنگنده ها از موشک های ناتوان PL-7 ساخت چین که کپی ناقص موشک R-550 می باشد بهره می برند، در نبرد های هوا به زمین نیز احتمالا این جنگنده ها بیشتر از تسلیحات فاقد هدایت نظیر راکت ها و بمب های سقوط آزاد استفاده می کنند، با این وجود بدلیل کتمان استفاده از این جنگنده ها از سوی مسئولان اطلاعات کمی از آنها در دسترس است، در آگوست 2001 نیز یک فروند از این جنگنده ها در عملیات بر علیه قاچاقچیان مواد مخدر بوسیله موشک دوش پرتاب آنها از بین رفت.




از دیگر جنگنده های پناهنده می توان به میگ-21، 23 و 25 و سوخو-20، 22، 24 و 25 اشاره کرد که در این میان از میگ 21، 23 و 25 و همچنین سوخو-20 و 22 بدلیل قدیمی بودن و تعداد کم استفاده نمی گردد، لیکن سوخو-24 و 25 ها امروزه بهمراه سوخو-24 و 25 های خریداری شده توسط ایران در حال خدمت اند.

لیست کامل جنگنده های پناهنده:
Su-20M به تعداد 4 فروند
Su-22M/UM به تعداد 40 فروند
Mirage F.1EQ/EQ-5 به تعداد 17 فروند
Mirage F.1BQ به تعداد 7 فروند
Su-24Mk به تعداد 24 فروند=طبق برخی آمار
Su-25K/UBK به تعداد 7 فروند
MiG-23BN به تعداد نا معلوم احتمالا کمتر از 15 فروند
MiG-29UB به تعداد تقریبی 4 فروند
Il-76MD/TD به تعداد تقریبی حدود 12 فروند
Il-76 Adnan 1 AEW به تعداد یک فروند
Il-76 Baghdad 1 به تعداد یک فروند
Boeing 747-200 به تعداد دو فروند
Boeing 707-320C به تعداد 1 فروند
Boeing 737-270 به تعداد 2 فروند
Lockheed 1329 Jetstar 8 به تعداد 1 فروند



جنگنده های خریداری شده توسط جمهوری اسلامی:
در اواخر جنگ با توجه به تحریم های گسترده و ناتوانی ایران در عملیاتی نگاه داشتن جنگنده های غربی تلاش هایی برای خرید جنگنده از کشورهای شرقی بعمل آمد که نتیجه آن خرید جنگنده های ناتوان و قدیمی اف-6 و اف-7 از چین بود، پس از جنگ با بهتر شدن شرایط ایران ابتدا اقدام به خرید جنگنده-رهگیر های تاکتیکی میگ-29 و سپس سوخو-24 و سوخو-25 (نیروی هوایی سپاه) از روسیه بود.

اف-6 فارمر:
اف-6 یا میگ-19 چینی جنگنده ای است بسیار قدیمی که نه تنها در نبردهای امروزی کارایی ندارد بلکه بدلیل کیفیت بد جنگنده های ساخت چین و *امنیت کم استفاده از آن در مقاصد آزمایشی نیز عاقلانه بنظر نمی رسد، گفته می شود امروزه این جنگنده ها بازنشسته و تحویل نیروی هوایی سپاه شده اند تا در مقاصد آزمایشی از آنها استفاده گردد، از تعداد خریداری شده این جنگنده ها اطلاع دقیقی در دسترس نیست.

*در مورد امنیت کم جنگنده های چینی اشاره به این مثال کافی است که در سال 2001 یک جنگنده اف-7 چینی پس از وادار کردن یک هواپیمای جنگ الکترونیک ایالات متحده از نوع EP3 ELINT به فرود در خاک چین دچار تخلیه روغن سیستم هیدرولیک شد و بدلیل از دست رفتن کنترل هواپیما سقوط کرد، هر چند چنین اتفاقی پیش از این نیز برای جنگنده های چینی بارها بوقوع پیوسته بود.

اف-7 فیشبد:
اف-7 یا میگ-21 چینی نیز بهمراه اف-6 در زمان جنگ خریداری شد، این جنگنده به رادار بسیار ضعیف گریفو ساخت ایتالیا مجهز است و در نبرد های هوا به هوا تنها می تواند موشک های ناتوان PL-7 را حمل کند و در نبرد های هوا به زمین نیز تنها می تواند از بمب های سقوط آزاد و راکت استفاده کند.
تعداد 24 فروند نمونه رزمی این جنگنده بهمراه 4 فروند نمونه آموزشی (اف تی-7) توسط ایران از چین خریداری شد.



میگ-29 فولکروم:
فولکروم های ایران تماما از نوع اولیه (نوع A/UB) می باشند و بدلیل پنهانکاری مسئولان از بهسازی های انجام شده برروی آنها اطلاع دقیقی در دسترس نیست، در این حال برخی منابع خارجی از نصب لوله های سوختگیری هوا به هوا و بهسازی رادار برخی این جنگنده-رهگیر های تاکتیکی اطلاع می دهند، فولکروم های ایران 30 فروند شامل 24 فروند نوع رزمی A و 6 فروند نوع آموزشی UB می باشند، لازم به ذکر است این جنگنده ها بطور کلی بدون بهسازی در نبرد های امروزی نمی توانند کارایی لازم را داشته باشند چرا که سیستم های راداری آنها ضعیف و قدیمی است و در برابر جنگ الکترونیک نیز ناتوان اند.



سوخو-24 فنسر:
در جریان جنگ خلیج فارس تعدادی سوخو-24 نیز بهمراه دیگر جنگنده ها به ایران پرواز کردند، ویژگی های مثبت جنگنده سوخو-24 نظیر توانایی در مقابله با رادارهای زمینی و رادار Orbita که توانایی پرواز در ارتفاعات پست و در میان ارتفاعات را به این جنگنده می دهد آن را به یک جنگنده ضربتی فوق العاده تبدیل می کند، با احتساب جنگنده های پناهنده و جنگنده های خریداری شده از روسیه مجموعا 36 فروند از این جنگنده در نیروی هوایی مشغول به خدمت بودند که با سقوط یک فروند این تعداد به 35 فروند تقلیل یافت.



سوخو-25 فراگفوت:
جنگنده سوخو-25 همتای روسی هواپیمای آمریکایی A-10 بوده و وظیفه اصلی آن پشتیبانی از نیروهای زمینی است، این جنگنده با توانایی حمل و استفاده از انواع بمب ها و موشک های هوا به زمین می تواند در برابر واحد های زمینی دشمن بسیار خطرناک واقع شود اما بواسطه سرعت کم و موشک هوا به هوای R-60 Aphid بعنوان تنها سلاح برای نبرد های هوایی در دفاع از خود در برابر جنگنده های دشمن ناتوان است. در میان جنگنده های پناهنده عراقی حدود هفت فروند سوخو-25 نیز وجود داشتند که بهمراه تعدادی جنگنده سوخو-25 خریداری شده از روسیه به خدمت نیروی هوایی ایران در آمدند (عده ای نیز بر این عقیده اند که سوخو-25 های ایرانی تنها محدود به همان جنگنده های پناهنده هستند) در میان آمار منتشر شده از سوخو-25 های ایرانی 7 تا 11 و گاهی تا 25 فروند اشاره شده که 11 فروند دقیقتر به نظر می رسد، تمام فراگفوت های ایرانی در خدمت نیروی هوایی سپاه هستند و وظیفه پشتیبانی از نیروی زمینی سپاه را بر عهده دارند.
منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:21
آشنايي با موشک REDEYE


General Dynamics FIM-43 Redeye


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


موشك ضدهوايي FIM-43 موسوم به Redeye، اولين سيستم دفاع هوايي قابل حمل شخصي (MANPADS) محسوب مي‏شود كه وارد خدمت در نيروي زميني ايالات متحده و سپاه تفنگداران نيروي دريايي شده است و دقيقا پدر موشك سيستم دفاع هوايي شخصي امروزي، يعني استينگر مي‏باشد.

MANPADS : Man-Portable Air Defense System

به سال 1948، ارتش ايالات متحده به دنبال يك سيستم دفاع هوايي موثر و قابل حمل به وسيلهء سربازان مي‏گشت، زيرا مسلسلهاي ضدهوايي كاليبر 50 ميلي‏متري، ديگر در برابر هواپيماهاي جت سريع‏السير و پرقدرت، موثر نبودند. در آن زمان، چندين سيستم ضدهوايي مبتني بر موشك يا مسلسلهاي ضدهوايي، مورد آزمايش قرار گرفتند اما هيچكدام نتوانستند نظر مساعد مقامات را جهت توليد انبوه بدست آوردند.
بين سالهاي 1955 تا 1956، كمپاني Convair مطالعاتي را بر روي سيستم ضدهوايي سبك وزن، قابل حمل و آشيانه‏ياب حرارتي، آغاز نمود. به تاريخ نوامبر 1956، حاصل مطالعات اين شركت منجر به توليد موشك ردآي يا چشم قرمز گشت. (چشم قرمز، بدين جهت كه يك هدف‏ياب حساس به حرارت به رنگ قرمز در نوك اين موشك، تعبيه شده بود.) بلافاصله اين موشك، توسط نيروي زميني و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به خدمت گرفته شد.
به سال 1957، يادداشتي رسمي در مورد توانمندي‏هاي بالقوهء موشك ردآي منتشر شد، و در نتيجه، به تاريخ آوريل 1958، كمپاني Convair، برندهء اولين قرارداد، جهت توليد سيستم موشكي ردآي گشت.
مرحلهء بعدي توسعهء توانايي‏هاي ردآي، افزودن قابليت پرتاب از روي شانه بود كه قرار بود موشك، با قطري حداكثر 70 ميلي‏متر و وزني حداكثر 9 كيلوگرم، همراه با پرتابگر خويش داشته باشد، تا حمل و پرتاب آن به وسيلهء‌ يك سرباز، امكان‏پذير باشد.
توليد انبوه اين موشك، به تاريخ جولاي 1959 آغاز گشت و به تاريخ مارس 1960، اولين آزمايش شليك موشك ردآي انجام شد. (البته هنوز قابليت پرتاب از روي شانه را نداشت)
به تاريخ مي 1961، اولين پرتاب آن از درون لوله‏اي مخصوص، با موفقيت به انجام رسيد و در اكتبر همان سال، اولين پرتاب اين موشك از روي شانه، با موفقيت انجام شد. بدين ترتيب، به سال 1962، مقدمات توليد انبوه آن آغاز گشت، اما برخي مشكلات فني، باعث تاخير در برنامهء توليد آن شد. موشك ردآي، بسيار كند بود و قدرت مانور خيلي كمي داشت و ردياب آن، دقت كمتري از آنچه برنامه‏ريزي شده بود، داشت. با تمام اين اوصاف، از آنجا كه در آن زمان،‌ هيچ سيستم جايگزيني جهت دفاع هوايي انفرادي وجود نداشت، از موشك ردآي مدل XM41 سري Block I به صورت محدودي توليد شد.

مدل A
به تاريخ ژوئن 1963، موشك ردآي سري Block I با نام‏گذاري مجدد، به نام XHIM-43A معرفي شد. موشكهاي ردآي سري Block I بين سالهاي 1965 و 1966 توليد شدند و عمدتن جهت آزمايش و ارزيابي كارايي عملياتي به كار رفتند.
موشك XHIM-43A به وسيلهء پرتابگر مخصوص به نام XM147 شليك مي‏شد؛ اين پرتابگر شامل لولهء مخصوص جاگذاري موشك، دستهء نگهدارنده، و يك سيستم نشانه‏روي مجهز به دوربين به نام XM147 و يك زائدهء مخصوص هدفگيري بود.
خدمهء ردآي، با استفاده از سايت نشانه‏روي نصب شده، مي‏توانست اقدام به جستجوي اهداف در آسمان نمايد، پس از يافتن هدف، يك صداي زنگ كه در قسمت دستهء‌ نگهدارنده تعبيه شده است، نواخته مي‏‎شود؛ سپس جستجوگر حرارتي كه يك سلول ترموالكتريكي مي‏باشد، بر روي هدف، قفل مي‏كند. هنگامي كه ماشه كشيده مي‏شود، موشك از درون لولهء مخصوص به وسيله بوستر كمكي به بيرون پرتاب مي‏شود، (اين بوستر كمكي XM110 نام دارد و از سوخت جامد بهره مي‏برد) پس از طي مسافت 6 متر، موتور اصلي موشك ردآي، روشن مي‏شود. سطوح كنترل پرواز موشك ردآي، شامل 4 عدد بالچهء كوچك صليب شكل و ثابت نصب شده در انتها و 2 بالچهء متحرك نصب شده در نزديكي دماغه مي‏باشند.
سرجنگي ردآي، به نام XM45 كه به شدت منفجره بوده و هنگام انفجار، به دهها تركش تبديل مي‏شود، با يك فيوز ضربه‏اي به نام XM804 فعال مي‏‎شود.

مدل B
به سال 1964، طراحي و توليد نوع بهبود يافتهء ردآي سري Block II، آغاز شد؛ اين موشك به نام XM41E1 معرفي گشت. اولين نمونهء عملياتي اين موشك به نام XHIM-43B سري Block II به تاريخ آوريل 1966، تحويل ارتش شد.
موارد بهينه شده در سري جديد شامل موارد زير بودند:
* يك سلول ردياب جديد،‌ حساس به گازهاي خروجي خنك شده
* مختصري بهبود در طراحي مجدد پرتابگر XM147E1
* سرجنگي بهبود يافته XM45E1

به تاريخ فوريه 1967، اولين سيستم موشكي جديد نوع XM41E1، براي منظورهاي آموزشي، تحويل نيروي زميني ايالات متحده شد. به سال 1966، وزارت دفاع ايالات متحده، براي ثبت نام اين موشك در فهرست سياهه اقلام، حرف F را جهت نشان دادن انفرادي بودن پرتاب اين موشك، به ابتداي كد نام‏گذاري اين موشك اضافه كرد و بدين ترتيب نام موشك ردآي از MIM-43 به FIM-43 تغيير يافت؛ موشك XMIM-43A و موشك XMIM-43B با اسم‏گذاري مجدد، به XFIM-43A و XFIM-43B تغيير نام يافتند.
حرف F از روي عبارت For Individual Launch به معني «ويژهء پرتاب انفرادي» ، اخذ شده است.
موشك XFEM-43B نوع بهبود يافته و تحت آزمايش مدل XFIM-43B بود كه به يك مسافت‏سنج ويژه جهت ثبت قابليت اثرگذاري موشك، مجهز شده بود.

مدل C
بين سالهاي 1965 تا 1966، كمپاني جنرال دايناميكز كه اينك مالك Convair محسوب مي‏شد، آخرين مدل موشك ردآي را تحت پيكربندي جديد Block III طراحي و توليد كرد كه در اصل بر اساس مدل XM41E2 ساخته شده بود. اين موشك جديد كه به نام XFIM-43C ناميده شد، ردياب حساس به گازهاي خنك شدهء‌ مورد استفاده در مدل B را حفظ كرده بود، اما مجهز به يك موتور قوي‏تر به نام XM115 ، سرجنگي پرقدرت XM222 و فيوز جديد XM814 شده بود.
پرتابگر سري Block III كه XM171 نام داشت، به سايت نشانه‏روي باز و سيستم‏هاي الكترونيكي ارتقاء يافته، جهت قابليت پرتاب موشكهاي سري جديد ردآي، تجهيز شده بود.
موشك جديد XFIM-43C قادر به تحمل مانورهايي تا حد 3 برابر فشار ثقل بود؛ و قادر به ساقط كردن هواپيماهايي بود كه بدنه‏اي زرهي به ضخامت 0.4 اينچ داشتند.

بر روي مدل XFEM-43C كه گونه‏اي بر اساس مدل C بود، يك مسافت‏سنج ويژه جهت آزمايشات و ارزيابي، نصب شده بود. به تاريخ مي 1967، خط توليد سري Block II به سري Block III تغيير يافت و به تاريح مارس 1968، تحويل نمونه‏هاي عملياتي سري Block III به نيروي زميني و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده واگذار شدند.
سرانجام در اواخر سال 1968، موشك ردآي سري Block III، با تمام استانداردهاي موجود، معرفي گشت. بدين جهت، موشك ردآي مدل M41، مورد طراحي مجدد قرار گرفت و خط توليد ردآي بر اساس گونهء FIM-43C آغاز شد.
در اواخر دههء‌ 1970 و اوائل دههء 1980، حرف X از نام‏گذاري تمامي موشكهايي كه سابقن ساخته شده بودند، حذف شد، كه در نتيجه گونه‏هاي مختلف ردآي با اسامي FIM-43A/B و FEM-43B/C نام‏گذاري شدند. البته اين نام‏گذاري، تنها بر روي كاغذ انجام شد، زيرا در آن زمان، مدلهاي A و B موشك ردآي، ديگر وجود نداشتند و از رده خارج شده بودند.

نوع D
در اواخر دههء 1970، طراحي مدل FIM-43D بر اساس ارتقاء مدل C آغاز گشت، اما متاسفانه اطلاعاتي در مورد جزئيات برنامهء ارتقاء، انتشار نيافته است.
موشک FIM-43 Redeye داراي نقائص عملياتي بود که مهمترين آن، عدم موثر بودن در هدف گيري هواپيماهاي دشمن از روبه رو بود. سيستم ردياب حساس به حرارت، تنها در روز مي توانست بر روي گازهاي داغ خروجي هواپيماهاي دشمن قفل نمايد. اين بدان معني بود که هواپيماي دشمن تنها در زماني مورد هدف و تهديد موشک ردآي مي توانست واقع شود که آنها (هواپيماهاي دشمن) بمبهاي خود را ريخته و در حال ترک ميدان نبرد بودند و اين يعني تمام مهمات خود را بر سر ادوات زميني خودي، توانسته اند خالي کنند.
در اواخر دههء 1960، کار مطالعاتي بر روي گونهء هوا به هواي ردآي،‌ آغاز گشت و در مي 1969، طراحي مدل FIM-43D از طرف نيروي زميني ايالات متحده جهت ايجاد قابليت پرتاب هوا به هوا درخواست شد. هرچند که اين درخواست به دليل لغو توليد انبوه نوع هوا به هواي ردآي، به حال تعليق درآمد و هيچگاه صورت حقيقي به خود نگرفت.
به تاريخ سپتامبر 1969، توليد موشک ردآي پس از ساخت 9000 فروند متوقف شد. در اوائل سال 1967، مطالعات مهمي جهت توليد نوع پيشرفتهء ردآي موسوم به Redeye II آغاز شد و به تاريخ مارس 1972، اين مدل از ردآي به نام FIM-92 استينگر شناخته و معرفي شد.
در آغاز سال 1982،‌ موشک ردآي به تدريج از ردهء خدمتي خارج شد و موشک جديد و بسيار پيشرفتهء استينگر،‌ جاي آن را گرفت. در نهايت به سال 1995،‌ آخرين سري موشک ردآي از نيروي زميني ايالات متحده، از رده خارج شده و معدوم شدند.

برخي مشخصات فني بر اساس مدل C
سازنده: ابتدا شرکت Convair و سپس شرکت جنرال دايناميکز
طول موشک: 1.20 متر
طول پرتابگر M171: حدود 1.26 متر
طول بالچه ها: 14 سانتي متر
قطر موشک: 7 سانتي متر
وزن موشک: 8.3 کيلوگرم
وزن پرتابگر: 5 کيلوگرم
حداکثر سرعت: 1.7 ماخ
شتاب ثقل قابل تحمل: 3 برابر
حداکثر ارتفاع عمل: 2740 متر يا 9000 فوت
حداکثر برد: 4500 متر
پيشرانه: راکت سوخت جامد دو مرحله اي M115 ساخت Atlantic Research شامل بوستر جهت پرتاب اوليه به بيرون با کشش 3.3 کيلونيوتن معادل 750 پاوند به مدت 0.048 ثانيه و راکت اصلي به قدرت 1.1 کيلونيوتن، معادل 2.35 پاوند به مدت 5.8 ثانيه .
خرج: سرجنگي به نام M222 به وزن 1.06 کيلوگرم يا 2.35 پاوند؛ به شدت انفجاري و همراه با ترکش هاي فراوان


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

بردیا
25-01-2008, 17:24
پیشنهاد بهتون میکنم بخونیدش.خیلی جالبه


متهورانه ترین عملیات هوایی تاریخ جهان

عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند. در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو 22) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هواپیمای فانتوم متعلق به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال سوختگیری هوایی

می دانیم که در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حملهی هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطهی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانهی اچ 3 با نام الولید. هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطهی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حملهی جنگندههای ایرانی قرار گیرد. هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه میبایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامهی عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن میساختند. عبور جنگندههای ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطهی خاک این کشور مسئلهای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حملهی غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته میشد. اما در آنسوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژهی همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد. در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت انگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تامکت های ایرانی بیشتر در پشت مرزها به پشتیبانی هواپیماهای در عمق رفته می پرداختند

تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3 ، عملیاتهایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود. در ژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلیها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند. در اکتبر 1973 نیز، طی جنگهای بیست روزه (که اعراب آنرا جنگ رمضان و اسرائیلی ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری از هواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد. در همین سال چهار فانتوم اسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند (که البته فقط دو تای آنها سالم به پایگاههایشان بازگشتند). حال ایرانیها می رفتند تا عملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هوایی بدل می شد. در طراحی عملیات به گونهای عمل شد که در وهلهی اول به یک داستان علمی، تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. قرار بود 8 فانتوم، از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستانهای مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می­کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه (که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است) خود را به اچ 3 برسانند. فانتومها پس از فروریختن بمبهایشان بر سر هواپیماهای عراقی میبایست از همان مسیر قبلی به پایگاههای خود بازمیگشتند. عملیات باید کاملا غافلگیرانه انجام میشد و فانتومها تا لحظهای که بر فراز اچ 3 ظاهر می شدند نباید هیچ نشانهای از یک حملهی هوایی را آشکار میکردند. در راه بازگشت مسلما عراقیها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را بدنبال فانتومها می فرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظ میکردند. در تمام طول مسیر هواپیماها میبایست در ارتفاع پایین (20 تا 30 متری) پرواز می کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. در حالت عادی، پرواز در ارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین بر فراز منطقهای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن میماند که تنها از عهدهی خلبانانی بر میآید که دارای مهارت و قدرت عکس العمل بالایی باشند. (تصور غیر ممکن بودن چنین کاری چندان دشوار نیست. در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتر بر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهدهی مانعی در مقابل خود به سختی می تواند از خود عکس العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود می شود و مغز دستور عکس العمل اعضای بدن را از قبیل؛ گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ... را صادر می کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است و برخورد اجتناب ناپذیر جلوه می کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان با دیدن قلهای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما میکند. طی چند ثانیه خلبان باید هواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن در حرکت است. این توضیح می تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین را نشان دهد).
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هواپیمای فانتوم ایرانی پس از فرود و آزاد کردن چتر ترمز

عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازهی کافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئلهی دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش روی عملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه میشد. آیا یک بویینگ میتوانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند همراه این هواپیماهای غول پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از آن در برابر جنگنده های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقیها هدف قرار میگرفت تکلیف فانتومها چه بود؟ اصولا آیا یک بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطهای که باید سوختگیری در آن انجام می شد را داشت و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار میگرفت؟ طبق برنامه ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر میکرد تا فانتومها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که این بار دیگر عراقی هوشیار شده بودند) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می داد. در هر مرحلهای از عملیات امکان داشت واقعهی ناخوشایندی برای هواپیمای سوخت رسان که ذاتا بیدفاع بود رخ دهد و می دانیم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود. علیرغم تمامی این مشکلات و برغم اینکه چنین عملیات جسورانهای تا بحال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسیها و برنامهریزیهای دقیق، روز سرنوشت ساز فرا رسید. فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند. روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق و از فراز کوههای آرارات وارد منطقهی مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستانهای این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده می­شد تا بدون مسافر به تهران باز گردد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نقشه عملیات حمله به پایگاه H-3

قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمیتوانست چیزی را که میشنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر میرسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامهی فیلمهای هالیوودی شباهت داشت و فقط با جادوی سینما و بر روی پردهی نقرهای امکان تحقق داشت. حتی خیالبافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. او حتی بیاد نداشت که در فیلمهای سینمایی هم چنین چیزی دیده باشد. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمیکرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان مییافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت. دقایقی بعد بویینگ 707 هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهرا به سمت تهران و در واقع بسمت یکی از سرنوشتسازترین جنگهای هوایی دنیا شتافت. برنامهریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیمای بویینگ میباید بر فراز کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق با فانتومها ملاقات میکرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاههای قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیریابی مجدد است. در ساعت مقرر تانکر سوخت رسان با فانتومها در همان نقطهی پیش بینی شده روبرو شد. فانتومها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه ای ظاهر می شوند اما عراقی ها تصور می کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشتزنی در طول مرزهایشان هستند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هواپیمای فانتوم ایرانی پارک شده در پایگاه شکاری

این اشتباهی بود که کنترلهای زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بیصبرانه انتظارشان را می­کشید. هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشتزنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتومها را انجام دهد. در آنسو فانتومها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمی­کردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا بهتصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیهی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمی­توانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانه­های هواپیما و توپهای ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله میکشید بدام افتاده بودند. در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ 3 با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیریاش در زیر آتش سنگین فانتومهای ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود. فانتومها که تمامی دفاع ضد هوایی پایگاه را از بین برده بودند اینبار در ارتفاع پایین بر روی خرابه های آن به شکار سربازانی مشغول بودند که اغلبشان حتی یونیفورمهایشان را بر تن نکرده بودند و بی هدف به اینسو و آنسو می دویدند. توپهای فانتومها با سیلی از رگبار گلوله به سمت هر هدف جنبندهای شلیک میکردند و باند فرودگاه مملو از اجساد سربازانی بود که بر روی بازماندههای خرابهها افتاده بودند. فانتومها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند بسرعت صحنهی عملیات را ترک کردند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هواپیمای فانتوم تازه تحویل شده به نیروی هوایی IIAF

پشت سر آنها تلی از خاکستر بجا مانده بود که تا چند دقیقهی پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت. جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد. بر روی باند فرودگاه و در آشیانههایی که آتش از آنها زبانه می­کشید تکه پارههایی از آهن و فولاد بچشم میخورد که زمانی بر صحنهی آسمان ایران با نخوت و غرور به پرواز در میآمدند و بمب هایشان را فرو می­ریختند. تمامی آن پرنده های پر غرور که دیرزمانی باعث افتخار ارتش عراق بودند اکنون درمانده و متلاشی شده در میان شعله های آتش به دور شدن فانتومهایی نظاره میکردند که بسوی پایگاههایشان باز میگشتند. در بازگشت، فانتومها باز به همان شیوهی پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطهی موعود پس از سوختگیریِ دوباره، پرواز خود را به سمت ایران ادامه دادند. هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت. قبل از عبور فانتومها از مرز عراق دفاع ضد هوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آنها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونهای که دیگر نمی توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، پس بعنوان حسن ختام نمایش و برای تکمیل کردن کلکسیون کارهای عجیب و غریب این عملیات، در وسط جادهای اتوموبیلرو در آذربایجان غربی به زمین نشست. بقیهی هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند. در طول عملیات طی چند نوبت هواپیماهایی ایرانی برای منحرف کردن توجه عراقیها از فانتومهایی که بسمت اچ 3 در حال پرواز بودند چندین عملیات ایذایی را بر روی خاک دشمن انجام دادند. هنگام بازگشت نیز همین کار تکرار شد و هواپیماهای ایرانی با حملات ایذایی شکاریهای دشمن را بدنبال خود می­کشیدند و سپس به سمت ایران می گریختند. در ابتدا عراقیها که کاملا غافلگیر شده بودند تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلیها صورت گرفته است. با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و اینکه در سال 1967 نیز اسرائیلیها فرودگاههای این کشور را بمباران کرده بودند احتمال اینکه حمله از جانب اسرائیلیها صورت گرفته باشد بسیار محتملتر بنظر می رسید تا اینکه هواپیماهای ایرانی توانسته باشند چنین مسیر طولانی را طی کنند و علیرغم وجود پدافند هوایی عراق در دو نوبت بر فراز آسمان این کشور سوختگیری هوایی را انجام داده باشند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از بالا هواپیمای F-4E فانتوم، MiG-29A فولکروم و MiG-29UB فولکروم متعلق به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران
اما پس از مدتی عراقیها دریافتند که هدف یکی از جسورانهترین عملیاتهای هوایی تاریخ جهان قرار گرفتهاند. حمله به اچ 3 در نوع خود بینظیر بود. پیش از این همانگونه که اشاره شد اسرائیلی ها در جنگهای 1967 و 1973 توانسته بودند عملیاتهای شگفت انگیزی انجام دهند اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که بعد مسافتی آن عملیاتها بسیار کوتاهتر از عملیات اچ 3 بود بگونهای که اسرائیلیها هیچگاه مجبور به سوختگیری هوایی در قلب خاک دشمن نبودند. در مورد حمایتهای اطلاعاتی و تکنولوژیکی امریکا از اسرائیل نیز در جنگهای 67 و 73 فقط همین نکته بس که در 1973 امریکاییها در تمام بیست روزی که جنگ ادامه داشت با برقراری یک پل هوایی از پرتغال به اسرائیل سیلی از تجهیزات جنگی و لوازم یدکی هواپیماها را بسوی اسرائیل سرازیر کردند بطوری که در همین هنگام زمانی که شش فانتوم اسرائیلی توسط موشکهای سام روسی در آسمان سوریه سرنگون شدند امریکاییها بیدرنگ این هواپیماها را جایگزین کردند تا برتری هوایی ارتش اسرائیل بر اعراب همچنان حفظ شود. اما لازم به گفتن نیست که ایران در طول جنگ همواره از پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب محروم بود و آمریکاییها حتی لوازم یدکی هواپیماهای ساخت خودشان را نیز به ایران تحویل نمیدادند. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت انگیزترین و قاطع­ترین نبردهای هوایی جهان بدانیم.

منبع:وبلاگ هوانوردی

dizgah
25-01-2008, 17:25
تسلیحات موجود در نیروی هوایی ایران:
تسلیحات نیروی هوایی ایران شامل بازه گسترده ای از تسلیحات غربی و شرقی بعلاوه تسلیحات ساخت ایران است، در این قسمت به بحث در مورد تسلیحات غربی و شرقی می پردازیم، تسلیحات غربی موجود در نیروی هوایی ایران اغلب مربوط به پیش از انقلاب هستند و تسلیحات شرقی نیز اغلب تسلیحاتی هستند که پس از جنگ خریداری شده اند.

موشک های هوا به هوا:

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به هوای AIM-9 Sidewinder:
موشک سایدوایندر با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است که در جنگ های مختلفی حضور داشته و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشته است، در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند MiG-25RB (به وسیله F-5E و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-21، 23 و 27،سوخو-20 و 22 ، چندین میراژ اف-1 و دست کم دو میراژ 5 اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی R-73 و موشک چینی PL-7 برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به هوای AIM-7 Sparrow:
موشک اسپارو یک موشک هدایت راداری نیمه فعال با بردی حدود 40 کیلومتر است و در طول جنگ نیز با کمک جنگنده های اف-4 و اف-14 انواع مختلف جنگنده های عراقی از جمله میراژ اف-1، میگ-21 و 23، سوخو-22، سوپر اتاندراد، بمب افکن توپولف-22 و چند هلیکوپتر عراقی و احتمالا یک موشک ضد کشتی اگزوست (بوسیله جنگنده اف-14 تامکت) را از بین برد، از این موشک نیز در حال حاضر تعدادی باقی مانده است و همچنین به پایان عمر عملیاتی خود رسیده است، گفته امیر عطا الله بازرگان از بنیانگذاران جهاد خودکفایی ارتش در شماره 185 آبان 85 (پروژه سجیل – صفحه هفت) مجله صنایع هوایی در مورد نصب موشک روسی R-27 Alamo برروی اف-14 تامکت نیز خود گواهی بر این مدعا است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به هوای AIM-54A Phoenix:
ترکیب جنگنده اف-14 و موشک فونیکس یکی از کشنده ترین ترکیب های جهان است که می تواند برای هر جنگنده ای خطرناک باشد، این موشک که بردی حدود 150 کیلومتر دارد، تنها برروی جنگنده اف-14 تامکت قابل نصب است و هر فروند اف-14 در آن واحد می تواند شش فروند موشک فونیکس را حمل کرده و به کمک آنها بطور همزمان با شش هدف درگیر شود و آنها را از بین ببرد، این موشک در جریان جنگ هشت ساله کارنامه فوق العاده موفقیت آمیزی از خود برجای گذاشت و شکار دهها جنگنده عراقی به مانند بمب افکن های سنگین توپولف Tu-22، انواع مختلفی از میگ ها، سوخوی Su-22، میراژ اف-1 و سوپر اتاندارد و حتی موشک های کروز چینی C-601 را بنام خود ثبت کردند. تعداد کمی از این موشک ها پس از جنگ باقی ماندند که قابل استفاده نیستند، بهمین دلیل نیز نمونه هواپرتاب موشک هاوک تحت عنوان سجیل که گاها بعنوان AIM-23B SkyHawk نیز شناخته می شوند جایگزین آنها شد، از جمله مشکلات موشک سجیل وزن بسیار زیاد آن و همچنین تعداد قابل حمل کم برای هر فروند (هر فروند اف-14 تنها می تواند دو فروند موشک سجیل را بطور همزمان حمل کند) است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به هوای R-60 Aphid:
این موشک که برروی جنگنده های سوخوی Su-24، Su-25 و MiG-29 نیروی هوایی قابل نصب است یک موشک حرارت یاب برای نبردهای هوایی بوده و آن را می توان با موشک آمریکایی سایدوایندر مقایسه کرد، موشک آفید دارای برد 10 کیلومتر بوده و امروزه در نیروی هوایی فقط برروی Su-24 ها و Su-25 ها استفاده می شود و در مورد MiG-29 جای خود را به موشک پیشرفته تر R-73 Archer داده است. همچنین با تغییرات جزئی می توان این موشک را بجای موشک ناتوان PL-7 برروی جنگنده های چینی اف-7 نصب نمود، از تعداد موشک های آفید نیروی هوایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به هوای R-27 Alamo:
موشک R-27 در نمونه های مختلفی و با انواع سیستم های هدایتی تولید شده است، انواع اولیه آن R-24R با هدایت نیمه فعال راداری و حد اکثر برد 80 کیلومتر و R-27T با برد 45 کیلومتر و هدایت مادون قرمز می باشند و تمام موشک های آلامو نیروی هوایی از این نوع اند، انواع جدید تر موشک آلامو نیز R-27RE، R-27TE و نوع هدایت فعال راداری R-27AE با بیشینه برد 170 کیلومتر می باشد. با وجود اینکه موشک آلامو موشکی خوب و با مانور پذیری بالا است، لیکن MiG-29 های ایران که تماما از نوع اولیه اند (بعنوان تنها جنگنده نیروی هوایی که بطور استاندارد توانایی حمل این موشک را دارند) در هدایت این موشک آنگونه که باید موفق نیستند و گاها این موشک ها را به خطا می دهند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


موشک هوا به هوای R-73 Archer:
موشک آر-73 ساخت ویمپل با برد 30 کیلومتر، مانور پذیری فوق العاده و زاویه دید بالا نسبت به هدف بعنوان یکی از بهترین موشک های گرمایاب جهان شناخته می شود، آر-73 یکی از بهترین گزینه ها برای نبرد های نزدیک هوایی است و ترکیب جنگنده فوق العاده مانور پذیر میگ-29 و موشک آر-73 می تواند یکی از خطرناک ترین ترکیب ها برای نبرد های هوایی باشد. همچنین در صورت بهسازی جنگنده های Su-24 و Su-25 بمنظور حمل این موشک توانایی آنها در دفاع از خود در حین عملیات تا حد زیادی افزایش می یابد.

موشک هوا به هوای PL-7:
موشک PL-7 یک کپی ناقص از موشک حرارت یاب فرانسوی R-550 Magic (ماژیک) است که توسط چین تولید شده و بهمراه جنگنده های ناتوان F-7 به ایران وارد شد، این موشک دارای برد محدود 3 تا 5 کیلومتر می باشد و از یک جستجوگر ضعیف بهره می برد که باعث می شود این موشک در نبرد های هوایی عملا کارایی نداشته باشد، با این وجود تلاش هایی برای نصب این موشک برروی جنگنده های اف-4، اف-5 و حتی میگ-29 انجام شد، اما نه خلبانان جنگنده میگ-29 حاضر بودند بجای موشک توانمند R-73 از موشک های ناتوان PL-7 استفاده کنند و نه خلبانان اف-4 و اف-5 حاضر بودند سایدوایندر را با PL-7 جایگزین کنند، در حال حاضر این موشک ها تنها برروی جنگنده های چینی F-7 و میراژ های فرانسوی که از نبود موشک R-550 رنج می برند استفاده می شوند.


موشک های هوا به سطح:

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به سطح AGM-65 Maverick:
موشک ماوریک که در طول جنگ تونایی بالای خود را به خوبی به نمایش گذاشت نوعی موشک هوا به سطح با هدایت تلوزیونی است که توسط جنگنده های اف-5 و اف-4 در ایران قابل استفاده است و برای حمله به اهداف سطحی نظیر تانکها و ادوات زرهی، سنگر ها، آشیانه های بتونی و باند های فرودگاهها قابل استفاده است و همچنین می توان از آن بر علیه اهداف واقع بر سطح دریا نیز استفاده کرد و در طول جنگ نیز جنگنده های ایرانی با تکیه بر این موشک در زمینه از بین بردن نیروی دریایی عراق به کمک نیروی دریایی شتافتند، از وضعیت و تعداد باقیمانده این موشک ها نیز اطلاع دقیقی در دست نیست اما ممکن است تلاش های ایران بمنظور طراحی و تولید انواع موشک های هدایت لیزری و بمب های هدایت شونده بخاطر جایگزینی با موشک ماوریک باشد، لازم به ذکر است که حد اکثر برد این موشک حدود 27 کیلومتر می باشد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک هوا به سطح Kh-25ML Karen:
موشک Kh-25ML نوعی موشک هدایت لیزری با بیشینه برد 10 کیلومتر است و توسط جنگنده های Su-24 و Su-25 قابل استفاده است، این موشک بر علیه اهداف زمینی با اندازه هایی که از ارتفاع 50 تا 5000 متری قابل روئیت باشند و کشتی های روی سطح دریا قابل استفاده است، ویژگی اصلی این موشک سر جنگی پر قدرت آن است که توانایی نفوذ در اهداف مقاوم سازی شده را نیز دارد.


موشک هوا به سطح Kh-29L Kedge:
این موشک یک موشک هوا به سطح با هدایت لیزری است که بر علیه پلها، خطوط راه آهن، باند های پرواز بتونی، هواپیماهای پارک شده در آشیانه های مقاوم سازی شده بتونی و کشتی هایی با حد اکثر وزن 10000 تن قابل استفاده است، بیشینه برد این موشک 10 کیلومتر و وزن آن 660 کیلوگرم است و وزن کلاهک پرقدرت آن نیز به 320 کیلومتر می رسد، این موشک نیز برروی جنگنده های Su-24 ایران قابل استفاده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک ضد کشتی C-802 Noor:
موشک نور که همان موشک C-802 چینی می باشد یک موشک ضد کشتی بسیار قدرتمند است که بمنظور شلیک از شناورها و پرتابگر های سطحی ساخته شده و کارشناسان چینی آن را با الهام از موشک ضد کشتی موفق فرانسوی اگزوست طراحی کرده اند، موشک نور که در ایران و تحت لیسانس چین تولید می شود دارای حداکثر برد 120 کیلومتر بوده و امروزه با بمب افکن های سوخوی Su-24 ایران تطبیق داده شده و می تواند توسط این جنگنده ها بر علیه اهداف دریایی بکار گرفته شود، این موشک در فاز اولیه پرواز از هدایت اینرسی و در فاز نهایی از هدایت فعال راداری بهره می برد، ارتفاع پرواز آن در طول مسیر حرکت به سمت هدف 20 تا 30 متر و در فاز نهایی تقرب بسوی هدف 5 تا 7 متر است که توانایی بسیار خوبی به این موشک بمنظور مقابله با پدافند ناوها می دهد. این موشک در چین با نام یینگجی-89 یا Eagle Strike شناخته می شود.


موشک های ضد رادار:

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موشک ضد رادار AGM-78 Standard ARM:
این موشک بمنظور جایگزینی موشک ناتوان AGM-45 بر اساس موشک سطح به هوای RIM-66 توسط شرکت جنرال داینامیکس طراحی شد و طراحی و تولید آن تنها یک سال بطول انجامید و تنها یک سال بعد وارد خدمت شد، این موشک برروی قانتوم های ایرانی نیز استفاده شد و هم اکنون نیز تعدادی از این موشک ها باقی است که از وضعیت آنها اطلاعی در دست نیست، لازم به ذکر است که بیشینه برد این موشک ها 90 کیلومتر می باشد.


موشک ضد رادارK h-25MP Karen:
موشک ضد رادار Kh-25MP که برروی جنگنده های سوخوی Su-24 قابل استفاده است، نوعی موشک ضد رادار با بیشینه برد 40 کیلومتر و سرعت 450 کیلومتر است، این موشک امروزه در روسیه با موشک به مراتب پیشرفته تر Kh-31P Kegler جایگزین شده است.


بمب ها:
بمب های سقوط آزاد از جمله تسلیحات ارزان قیمت و در عین حال کم دقتی هستند که هواپیماهای جنگنده از آنها بهره می برند، در طول جنگ انواع مختلفی از بمب های سقوط آزاد غربی بوسیله جنگنده های اف-4 و اف-5 بر علیه عراق بکار گرفته شد، پس از جنگ نیز با ورود جنگنده های روسی به ناوگان نیروی هوایی بمب های سقوط آزاد روسی وارد خدمت شدند، با این وجود تولید بمب های سقوط آزاد غربی به روش مهندسی معکوس در ایران و عملکرد بهتر آنها نسبت به بمب های روسی باعث شد که ایرانیان تطبیق بمب های غربی با جنگنده های Su-24 و Su-25 را بر خرید تعداد بیشتر بمب های روسی ترجیح دهند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:26
موشک ضدکشتی (KH-35 URAM (SS-N-25 SWITCHBLADE




در سال 1984 اتحاد جماهير شوروي(روسيه فعلي) به صورت همه جانبه اي به ساخت موشك هاي ضد كشتي كه قابليت پرتاب از كشتي-زيردريايي-هواپيما و يا سكوهاي ساحلي را داشتند اقدام كرد.

كه نتيجه اين تلاش همه جانبه موشك "Uran" يا "Kh-35" در نسخه هوايي و "3M24" در نسخه دريايي شد.اين موشك در نگاه اول شباهت بسيار زيادي به موشك هارپون داشت به همين سبب به اين موشك لقب هارپونسكي دادند.

در "Kh-35" كه نسخه هوايي اين موشك است برد ان به 150 كيلومتر(95 مايل) هنگام پرتاب از ارتفاع ميرسيد. با استفاده از سيستم هدايت موشك در زمان پرواز,اين موشك در ارتفاع 15 متري از سطح اب پرواز ميكند و رادار جستجوي موشك در مرحله نهايي فعال ميشود كه موشك در ارتفاع 5 متري از سطح اب قرار دارد.كلاهك اين موشك بعد از قرار گرفتن در مسير هدف به صورت گلوله اي از اتش در ميايد كه وزني برابر با 90 كيلوگرم دارد.طبق شايعات و شنيده ها موشك "Kh-37" كه موشكي براي حملات زميني است از سيستم هدايت تلوزيوني يا جستجوي مادون قرمز استفاده ميكند.

در "3M24" كه نسخه دريايي اين موشك است از بوستر كمكي RATO در هنگام پرتاب استفاده ميشود كه بردي تقريبا 130 كيلومتري(80 مايلي) به اين موشك ميدهد.اين موشك بر روي ناوچه هاي موشك انداز و ناوچه هاي جنگي قرار ميگيرد.نسخه پرتاب زميني اين موشك "3M24" در حال تكامل ميباشد و معروف است به "3M24M"(يا "3M24E1" در مدل صادراتي). از سيستم ناوبري ماهواره اي GLONASS براي هدايت موشك در زمان پرواز استفاده ميشود.مسير ياب رادارفعال و جستجوگر مادون قرمز در حال تكامل هستند.در مدل هاي بعدي با استفاده از سوخت بيشتر برد اين موشك به 250 كيلومتر(155 مايل) ميرسد.

در نسخه اي از "3M24" كه از كشتي هاي جنگي يا زير دريايي ها پرتاب ميشود طول به 4 متر افزايش پيدا كرده و فاقده بوستر سوخت جامد بوده و به صورت كلي وزني برابر با 600 كيلوگرم دارد.



طول بال:93 سانتيمتر طول:3.75 متر وزن كلي:480 كيلوگرم وزن كلاهك:90 كيلوگرم سرعت:مادون صوت نوع رادار:رادارفعال- مادون قرمز


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

1. رادار موشك

2. كلاهك چند واكنشي

3. فيوز انفجار اتوماتيك

4. كنترل اينرسي در حال حركت

5. فرستنده راديويي

6. ورودي هوا

7. واحد پردازش سوخت

8. موتور توربو جت

9. واحد كنترل بالچه ها

10. بوستر تقويتي سوخت جامد



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
25-01-2008, 17:31
سلاح MK-15 فالانكس



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مقدمه
بنظرشما برای حمله به یک ناو چند راه وجود دارد؟
امروزه جهت حمله به یک ناو، در ابتدای امر باید از یک سیستم راداری و جنگ الکترونیکی قوی برخوردار بود. در غیر این صورت ناو مذکور از چند طریق به پدافند فعال و موثر خود می پردازد.
حمله زیر سطحی: از طریق جنگ الکترونیکی، انواع اژدر، هدفهای کاذب و منفجر شونده و نهایتا هلیکوپتر ضد زیر دریایی، حملات زیر سطحی دشمن خنثی می گردد.
حمله سطحی: این حملات عمدتا به وسیله موشکهای سطح به سطح شلیک شده توسط رزمناوهای دشمن و یا موشکهای ساحل به دریا صورت می گیرد که روش پدافندی متعارف در این حالت انجام می شود. یکی از این روش ها نیز سیستم پدافند نقطه ای فالانکس است.
حمله هوایی: مسلما بمباران متعارف دیگر پاسخگو نخواهد بود. بنابراین تنها راه، استفاده از موشکهای هوا به سطح یا سطح به سطح می باشد. در این صورت ناو از طریق، جنگ الکترونیک، پرتاب هدفهای کاذب هوایی و موشک ضد موشک (Sea Sparow) اسپارو، موشک دشمن را منحرف یا خنثی و منهدم می نماید. در صورت عملکرد ناقص هر یک از پدافندهای فوق، یکی از جدیدترین سیستمهای دفاع نزدیک ناو فعال می گردد.
توپ راداری پدافند نقطه ای فالانکس MK-15(CIWS) :
سیستم سلاح MK-15 فالانکس (CIWS به معنای سیستم سلاح متوقف کردن دشمن می باشد) بر اساس دفاع نقطه ای و واکنش سریع، آتش موثر با توسل به سیستم اسلحه 20 میلی متری خود برای برقراری امنیت کشتی های ایالات متحده در برابر تهدیدات موشکهای ضد کشتی که از دیگر سیستمهای دفاعی ناو عبور کرده اند می باشد.
فالانکس، به منظور مقابله با موشکهای کروز ضد کشتی و هواپیماهای بال ثابت در شعاع عمل کوتاه طراحی و در نظر گرفته شده است. عملکرد درگیری خودکار و از پیش برنامه ریزی شده فالانکس معمولا با تفکیک قسمتهای مستقل سیستم که هر کدام نقش خود را به خوبی ایفا می کنند می باشد. از قبیل ، جستجو و کشف هدف، ردیابی، ارزیابی تهدید دشمن، اکتساب داده ها، رهگیری، شلیک، انهدام هدف، ارزیابی تخریب دشمن و نهایتا وفرمان آتش بس.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
فالانکس در سال 1977 بر روی ناو« موج بزرگ »آمریکا(USS Bigelow) مراحل تست آزمایشی خود را سپری کرد و از جنبه خصوصیات تعمیرات و نگهداری قابل اعتماد و اطمینان بود. تولید فالانکس در سال 1978 با سفارش خرید23 دستگاه برای نیروی دریایی ایالات متحده (USN) و 14 دستگاه فروش نظامی خارجی شروع شد. (مسلما فروش خارجی آن به یکی از دو کشور انگلیس و اسرائیل بوده است.)
فالانکس یک سیستم کامل سلاح جهت پدافند نقطه ای است و شامل اسلحه ای 20 میلی متری که پدافند نهایی را در برابر اهداف پرنده وارد شونده به حریم ناو تامین می کند. این سیستم بدون مساعدت از دیگر سیستمهای ناو و بطور خودکار با اهدافی مانند موشکهای ضد کشتی سرعت بالا و هواپیماهای ارتفاع پائین که از پوشش پدافند اصلی ناو نفوذ می نمایند، درگیر می شود. بطوریکه این سیستم یکپارچه، اعمالی چون: جستجو، آشکار کردن، رهگیری، ارزیابی تهدید هدف، شلیک، برآورد تخریب و انهدام هدف را تا وقتی که فرمان توقف عملیات صادر شود به صورت خودکار انجام می دهد.
هر دستگاه در جایگاه خود با مونتاژسیستم کنترل آتش و یک زیر سیستم (Sub system) نصب می شود. زیر سیستم کنترل آتش سلاح مرکب است از: رادار جستجو جهت تجسس، ردیابی و کشف اهداف دشمن و راداررهگیر جهت نشانه روی سلاح در حین رهگیری یک هدف. سیستم کنترل آتش منحصر بفرد سلاح، هم اهداف وارد شونده را رهگیری می نماید و هم با صدور و زمان آتش رگبار خودکار گلوله هایش را بر روی هدف می ریزد. فالانکس توانایی تصحیح و تنظیم نشانه روی اهداف متحرک ( مانند موشکهای ضد کشتی هوا به سطح) را تا اصابت گلوله به هدف دارد.
(زیر سیستم) ساختار بکار گرفته شده در این اسلحه عبارت است از یک گروه شامل 6 لوله دوار به عنوان سلاح گاتلینگ.
اسلحه گاتلینگ در فالانکس، قدرت آتش کالیبر20 میلی متر با گلوله های mm 15 با هسته ثاقب که از فلز سنگین ساخته شده است را فراهم می نماید. همچنین قادر به شلیک گلوله های تنگستن (کرومی) یا اورانیوم تهی شده جهت نفوذ پذیری بیشتر نیز می باشد. سلاح گاتلینگ فالانکس هر دو نوع مهمات فوق (mm20) را در آتشبار 3000 و 4500 تیر در دقیقه و در یک قطار فشنگ 60 و 100 تیری می تواند شلیک نماید.
تکیه گاه اصلی فالانکس بر اساس سیستم خود پدافندی استوار است که از اواخر دهه 70 تقریبا بر روی تمامی کشتیهای ایالات متحده نصب شده است. در واقع فالانکس جهت پدافند علیه موشکهای کروز ضد کشتی ارتفاع پائین (ASCMS) ساخته شد و اسم ابتدایی آن نیز «سد کردن مسیر پیشروی موشک» و یا به عبارت ساده تر(Block) بلوکه کردن بوده است. همچنانکه موشکهای کروز ضد کشتی پیچیده تر می شدند و توانایی حرکتی شان نیز افزایش می یافتCIWS ها نیز به دفاع از تهدید دشمن در مناطق ساحلی تبدیل می شدند.
فالانکس مدل بلوک 1: این مدل جهت کشف موشکهای ارتفاع بالا، با یک آنتن جستجوگر جدید با حساسیت بالا بهینه شد. مهمات در دسترس آن نیز با 50% افزایش نواخت تیر ارتقاء یافت. نیروی محرکه این مدل پنوماتیکی (گازی- هوایی)، نواخت تیر آن 4500 تیر در دقیقه و شروع استفاده از مهمات نوع تنگستن و همچنین اورانیوم تهی شده در این مدل بود. مدل بلوک 1 با افزایش پوشش ارتفاع بالا، افزایش گنجایش خشاب مهمات وسیع آن، همچنین تغییر در افزایش ارتفاع پوشش اسلحه و نواخت تیر و اصلاح و بهبود امکانات رادار پردازشگر آن بهینه شده است.
فالانکس مدل بلوک 1A: نصب یک کامپیوتر جدید با پردازش بالاتر اطلاعات( مدل سخنگوHolc )
جهت در دسترس قرار دادن قدرت بالای پردازش بیشتر ( و لزوم از رده خارج کردن کامپیوترهای دیجیتالی مدلهای گذشته)، بهبود محاسبات کنترل آتش در مانورهای تمرین و حمله، جستجوی مضاعف سلاح با هماهنگی بهترقسمتهای درگیر، و کارکرد بهتر سیستم تصمیم گیری جزو برنامه های بهینه سازی مدلهای جدید با نام بلوک 1A بوده است.
فالانکس مدل بلوک 1B: جهت رهگیری موشکهای سطحی (ارتفاع پست):
این مدل با قابلیت درگیری در ارتفاع پست با جستجوگر مادون قرمز خود جهت رهگیری و انهدام اهدافی که در ارتفاع پائین حرکت می کنند مانند هواپیما و قایقهای سطحی بهینه و عرضه شد. بطور تطبیق جستجوگرمادون قرمز با سیستم جستجوگر راداری در رهگیری موشکهای ضد کشتی ارتفاع پائین (ASCMS) موجبات افزایش شانس کشتی را در انهدام مهاجم فراهم می نماید. فالانکس بلوک 1B از یک تصویرگر حرارتی فرو سرخ اتوماتیک جهت هدفیابی و رهگیری ویدیویی (AAVT) برخوردار است سیستم تعادل، سلاح را در زوایای مختلف رهگیری به صورت الکترو اپتیکی و سطحی میسر می سازد. توسعه و ارتقاء فالانکس بلوک1B ، جهت توانایی کشف اهداف کوچک سطحی، هدفهای هوایی در ارتقاء و سرعت پائین، هلیکوپتر و درگیری در روز و شب به تصویب رسیده است.
2C :اصلاح و بهبود این سیستم با تامین و یکپارچه سازی توانایی تمامی دستگاههای عمل کننده سلاح انجام شد. عملیات یکپارچه سازی توانایی و قابلیت سیستم در این مدت شامل:
کنترل سیستم فرماندهی، حسگرهای (CIWS) گزارش هدف، روش عملکرد و دکترین عملیات گردید.
حسگرهای مورد استفاده در صورت دریافت داده های رادار رهگیر، دفاع پوششی و رهگیری اهداف را تا 360 درجه ، جهت سلاح امکان پذیر می نمایند.
این موضوع سلاح را به صورت یک کیت در می آورد و باعث اطمینان و راحتی تعمیرات و نگهداری سیستم می گردد.
لازم به ذکر است مونتاژ و آماده کردن سلاح بر روی عرشه ناو به محلی محکم جهت استقرار و نصب نیاز دارد.
مشخصات توپ دریایی راداری



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
MK15-phalan x
ماموریت: پدافند موشکی ضد کشتی
پیمانکار سازنده: شرکت ریتون سیستم. قبلا شرکت سیستمهای موشکی هیوز و گروه پومانای جنرال دینامیک در سال 1992
وزن : 12500 پوند-5625 کیلوگرم(مدلهای آخر 13600پوند-6120 کیلوگرم)
برد: محرمانه- طبقه بندی شده
مدل اسلحه: گاتلینگ 6 لول M-61A1 (ام 61 آ 1)
نواخت تیر:3000 تیر در دقیقه- مدلهای جدید4500 تیر دقیقه. ( محصولات تولیدی 1988 با فرمان حرکت پنوماتیکی «گازی-هوایی»
ظرفیت خشاب: 989 تیر. (مدلهای جدید 1550 تیر فشنگ )
کالیبر: 20 میلی متر
نوع مهمات : مهمات تقویت شده ضد زره با هسته گلوله ثاقب (APDS) از نوع اوارنیوم تهی شده و یا تنگستن کروم
حسگرها: از نوع جستجوگر تمام فعال و رادار رهگیر
رادار جستجو گر: کوباند- دیجیتالی مدل MTI
رادار رهگیر: کوباند- پالس داپلر از نوع پالس مونو
حسگرهای رادار مراقبتی: از نوع تصویر گرمادون قرمز(فلیر FLIR) اتوماتیک با هدایت کننده رهگیری
کنترل آتش: سیستم تشخیص و تنظیم تیر( با قرار دادن هدف در محدوده بسته)
گرداننده توپ: نیروی محرکه پنوماتیکی (گازی- هوایی)
نیروی محرکه توپ: الکتریکی
تاریخ استقرار و شروع به خدمت: 1980 (ابتدا روی کشتی مرجان دریایی) USS coral sea (مدلهای آخر روی کشتی ویسکانسین USS Wisconsin)

raptor22
25-01-2008, 17:55
آره دوست عزيز موشك هاي ضد زره حزب الله موشكهاي ميلان بوده كه ساخت يك شركت يوروميسايل و محصول مشترك فرانسه و آلمانه.ساخت دهه 70 هستش. توليد اين موشك از سال 1972 در مقياس كم آغاز شده. نمونه هاي مختلفي ازش ساخته شده:
1)ميلان 1
2)ميلان 2
3)ميلان 2 تي
4)ميلان 3
5) ميلان اي-ار


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

evry day
25-01-2008, 21:32
حالا این دفعه رو فقط این دفعه رو

بمب افکن پیشرفته B۱-B لنسر

هواپیمای بی ۱بی، از خانواده بمب افکن های سنگین وزن آمریکایی است که به عنوان جایگزینی برای هواپیمای بی ۵۲ تولید شد. مدتها تفکر بر این بود که باید جانشینی شایسته که بتواند به خوبی از عهده وظیفه بمب افکن قدیمی و پا به سن گذاشته بی ۵۲ بر آید، طراحی و تولید شود.
چرا که هواپیمای بوئینگ ۵۲، بمب افکنی بسیار قدیمی و متعلق به دهه پنجاه بود که تکافوی نیازهای نیروی هوایی را نمی کرد و همه روزه چند عدد از آن ها به جمع هواپیماهای از رده خارج شده با بازنشسته به موزه های هوایی سپرده می شدند.
به خصوص با اعلام طرحی جدید برای بمب افکنی مدرن ملقب به بلک جک توسط شوروی سابق، دیگر برای نیروی هوایی آمریکا بمب افکن های پیر بی ۵۲ حرفی برای گفتن نداشتند. در این جا بود که با ارئه طرح هواپیمای فوق مدرن B۱-A، کارخانه راک ول اینترنشنال وظیفه تولید آن را بر عهده گرفت، اما پس از چندی، متخصصان متوجه آسیب پذیری بسیار بالای این بمب افکن در مقابل رادار شدند و در نتیجه تصمیم بر آن گرفته شد که گونه ای جدیدتر با امکانات بیشتر و ویژگی رادار گریزی بیشتر عرضه شود.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نهایتاً موجب طراحی و تولید هواپیمای B۱-B شد. هواپیمای B۱-B یک بمب افکن دوربرد و میان قاره ای است که قابلیت شلیک انواع موشک های هوا به سطح ASM مانند کروز و بازه گوناگونی از بمب های همه منظوره و یا هدایت شونده و بمب های هسته ای را نیز دارا است. این بمب افکن بسیار پیشرفته، می تواند بدون سوخت گیری مجدد، از یک قاره به قاره ای دیگر سفر کند، ماموریت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند. یکی از ویژگی های چشم گیر این بمب افکن، بالهای متغیر آن است که از تکنولوژی جمع شوندگی برای سرعت های بالا استفاده می کند.
در این فناوری، با عقب رفتن بال ها در سرعت های بالا، فشار وارده بر آنها کم شده در نتیجه از میزان پسای اضافی که بالها در سرعت های بالا تولید می کنند کاسته می شود. مزیت دیگر بال متغیر این است که برای برخاست، می تواند بالهای خود را به میزان حداکثر باز کرد تا با سرعت کمتری توانایی تیک آف وجود داشته باشد.
هواپیمای B۱-B از چهار موتور توربوفن F-۱۰۱ GE با سیستم پس سوز استفاده می کند که توانایی کشش هر یک حدود ۱۳۵۰۰ کیلوگرم است. به دلیل داشتن چنین موتورهای قدرتمندی است که این هواپیما را می توان جز هواپیماهای مافوق صوت به حساب آورد، چرا که این بمب افکن می تواند با سرعت حداکثر ۱.۲ ماخ در سطح دریا پرواز کند که از این لحاظ نیز برتری قابل توجهی نسبت به هواپیمای B-۵۲ دارد. این هواپیما طولی قریب به ۴۴ متر داشته و عرض آن با بالهای کاملا باز حدود ۴۰ متر بوده و با بالهای بسته به حدود ۲۳ متر می رسد. حداکثر وزن برخاست این هواپیما بالغ بر ۲۰۰ تن است که رقم جالبی است.
اولین مدل این هواپیما در سال ۱۹۸۵ تحویل شد و بعد از آن از سال ۱۹۸۶ به خدمت نیروی هوایی آمریکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقی است، هر چند که به تدریج ظهور بمب افکن هایی چون B-۲ عرصه را بر وی تنگ کرده اند. این هواپیما برای پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلی، افسر تهاجم، افسر دفاع نظامی و فرمانده هواپیما نیاز دارد. همچنین سقف پروازی این هواپیما، یعنی حداکثر ارتفاعی که هواپیما قابلیت پرواز را دارد) حدود ۹۱۰۰ متر یا ۳۰,۰۰۰ فوت است.
قیمت این هواپیما حدود ۲۰۰ میلیون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوری برای دارنده آن است و هزینه نگهداری آن نیز نسبتاً چیزی از قیمت آن کم ندارد. البته برنامه هایی برای بهینه سازی و بهبود بخشی از امکانات و توانایی های این بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکمیل است که تا چند ماه آینده کامل شده و باز شاهد هواپیمای بمب افکن پیشرفته تر و توانمندتری از پیش باشیم.
منبع : آفتاب
عکس هایی از این بمب افکن
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

عکس زیاد بود فقط ببخشید سنگین شد صفحه ...


از سایت انجمن هوانوردی و هوافضا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) گرفتم

rezaete
25-01-2008, 22:18
لطفا از هواپیما های رادار گریز هم مطلب بزارید . کلا هرچی مطلب در مورد فناوری پنهان کاری هست رو لطف کنید.

بردیا
25-01-2008, 22:32
بابت مطلب هواپیمای بمب افکن ممنون.اکثر هواپیماها قیمتای بالایی دارن.من شنیدم جنگنده فرانسوی رافائل 110میلیون دلار قیمت داره ولی نمونه های روسی فکر کنم قیمتش نسبت به اینا کمتر باشه

dizgah
25-01-2008, 22:40
بردیا اون قضیه hc همون که پایگاه نزدیک اردن را زدن خیلی توپ بود
فقط چجوری با بویینگ مسافربری تو اسمون سوخت رسانی کردن؟
مگه از بویینگ 747 هم مسافربری هم میشه بعنوان هواپیمای سوخت رسان استفاده کرد؟

بردیا
25-01-2008, 22:47
بوئینگ707 بوده نه 747.به عنوان تانکر سوخت رسان میشه استفاده کرد.فیلمشم که من دیدم قشنگ بودش

dizgah
25-01-2008, 22:47
لطفا از هواپیما های رادار گریز هم مطلب بزارید . کلا هرچی مطلب در مورد فناوری پنهان کاری هست رو لطف کنید.
سلام فعلا سهمیه امروز پره
ولی در مورد اون نوع هواپیماها باید بگم تعداد و گونه های زیادی از هواپیماها رادار گریز هستن که در پستهای جداگانه توضیح داده خواهند شد

dizgah
25-01-2008, 22:51
بوئینگ707 بوده نه 747.به عنوان تانکر سوخت رسان میشه استفاده کرد.فیلمشم که من دیدم قشنگ بودش
حالا هرچی
منظور من اینه که تا جایی که من دیدم به هواپیماهای سوخت رسان یه لوله سوخت رسانی وصله

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ولی من فکر نمیکنم بدون بهینه سازی همچین امکانی توی هواپیماهای مسافربری موجود باشه برا همین میگم
یعنی همچین امکانی تو همه مسافربرا هست ؟ یا چون تو جنگ بودیم همچین امکانی را برا مواقع ضروری اضافه کرده اند؟

evry day
26-01-2008, 10:04
بمب افکن رادار گريز


با پيشرفته تر شدن رادارها بحث رادارگريزي به پيش آمد كه گوشه هاي كوچكي از فناوري رادارگريزي را در بمب افكن هاي پس از B-52 آمريكا به نامB-1B ملقب به نيزه دار آسمان مي‌بينيم.
ولي نهايت و كمال اين فناوري را در بمب افكن B-2 ملقب به شبح مشاهده مي كنيم كه هم اكنون مي توان آن را بهترين هواپيماي بمب‌افكن دنيا شناخت. در ادامه اين روند آمريكا به دنبال ساخت بمب‌افكني براي ارضاي تمام نياز نيروي هوايي خود است و به تازگي پروژه اي به نام B-3 را در دست آزمايش و تحقيق گرفته است.
در حال حاضر و تحت برنامه‌ريزي هاي فعلي، هواپيماي 1- B Lancer و بمب افكن رادارگريز B-2 حداكثر تا سال ۲۰۳۷ در شرايط پروازي نگهداري خواهند شد، سالي كه قرار است نيروي هوايي آمريكا به دليل استهلاك بمب‌افكن‌هاي خود تعداد آنها را به ۱۷۰ هواپيما كاهش دهد.
البته احتمال مي رود كه هواپيماي به روز شده B -52 تا سال ۲۰۴۵ در ناوگان پروازي باقي بماند. پيش بيني هاي كارشناسان نظامي آمريكا اين است كه در آن سال، نياز نيروي هوايي آمريكا به بمب افكن هاي جديد يكي از مهم‌ترين نيازهاي نيروهاي نظامي ايالات متحده آمريكا خواهد بود. به همين خاطر مسئولان نيروي هوايي آمريكا به فكر پركردن اين خلأ افتاده اند.
براي تعيين طرح نهايي B-3 نتيجه مطالعات انجام شده توسط برد مشاوره اي علمي USAF نيوورلدويستا و ديگر نهادهاي مطالعاتي درگير در اين پروژه به دقت بازبيني شدند و طرح نهايي تركيبي از نقاط قوت اين طرح‌ها ارايه شد.
B-3 هواپيمايي است كه انتظار مي رود با سرنشين و يا بدون آن قابليت انجام ماموريت ها در بردهاي بسيار زياد را داشته باشد. براي اين منظور از تكنولوژي‌هاي پيشرفته رادار‌گريزي (IR ) و (RF) بهره مي برد. اما كيفيت نابود كردن اهداف در اين بمب‌افكن سبك، بسيار پيشرفته و جالب است.
براي اين منظور از ليزر يا امواج قدرتمند مايكروويو (HPM) استفاده خواهد كرد. هواپيماي بدون سرنشين هم مي تواند از HPM براي تخريب استفاده كند هم براي ايجاد اختلالات راديويي و كاربردهاي بي حس كننده استفاده کند (كه كاربردهاي بي حس كنندگي بيشتر در كنترل اغتشاشات كاربرد دارد).
تحقيقات B-3 با انجام مطالعات بدنه شروع شد. در اين ميان سه شركت آمريكايي کانديداي ساخت بدنه فوق مدرنB-3 هستند، بوئينگ، لاكهيد مارتين و نورث روپ گرومن اما هنوز برنده مناقصه ساخت بدنهB-3مشخص نشده است.
مركز سيستم هاي هوانوردي نيروي هوايي آمريكا در پايگاه نيروي هوايي رايت پترسون در اوهايو زمان تحويل نهايي بمب‌افكن را محدوده زماني ۲۰۳۰ تا ۲۰۳۵ اعلام كرده است در عين حال به شركت هاي درخواست كننده شركت در مناقصه گوشزد كرده است كه احتمال دارد بر اثر فشارهاي مقامات نظامي آمريكا تحويل B-3چندسال زودتر اتفاق افتد.
در تحقيقات اوليه B-3هواپيمايي با قابليت تهاجمي براي استفاده در تمام نقاط دنيا با سريع ترين حالت ممكن تعريف شده بود. اين هواپيما مي توانست يك پرنده با سرعت ۷/۲ ماخ باشد يا هوافضاپيمايي با سرعتي بالغ بر ۱۷ ماخ.
هواپيمايي كه بتواند از خاك آمريكا بدون سوخت گيري به هر نقطه از دنيا رفته و اهداف دشمن را نابود كند و با سوخت گيري مجدد به خاك آمريكا بازگردد. اما نكته مهم و اساسي اين بود كه B-3تمام ماموريت هاي خود را در سه يا كمتر از سه ساعت انجام دهد.
در ميان اين شرکت ها، نورث روپ گرومن تجربيات بسياري در فناوري رادارگريزي، اجزا و قطعات كامپوزيت، ساخت جنگنده ها، سيستم‌هاي الكترونيكي و هواپيماهاي بدون سرنشين دارد كه همگي اين موارد در ساختB-3 شديداً مورد نياز هستند.
شركت نورث روپ براي ساخت پلت فورم B-3 از فناوري جديدي استفاده كرده است كه به پلت فورم بي صداي مافوق صوت معروف است. خاصيت بارز اين پلت فورم اين است كه با ايجاد صداي كمتر فشار برخاست پرنده را ۳/۰ پوند بر فوت مربع كاهش مي دهد.
براي معرفي نوآوري‌هاي استفاده شده در اين هواپيما نياز به وقت و مجال مناسب تري است. چون تقريباً تمام سيستم هاي استفاده شده در اين هواپيما (كه البته به صورت مفهومي هستند) در نوع خود جديد و كم مانند هستند. به هر حال از بمب افكني كه جايگزين B-2 مي‌شود، انتظاري جز اين نمي توان داشت

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپيماي نامرئي
شركت بوئينگ يكي ديگر از مخلوقات خود را با نام Bird of Prey در جشني در سنت لوئيس در اكتبر ۲۰۰۲ براي اولين بار در معرض نمايش همگان گذاشت. اين موجود خارق‌العاده در اصل نمايشگر سبك و شيوه جديدي از تكنولوژي رادارگريزي است كه مي‌تواند قافله سالار هواپيماهاي قرن آينده باشد و انقلابي در طراحي انواع هواپيماها به شمار آيد.
اين طرح، يكي از پروژه هاي بسيار سري شركت بوئينگ بود كه از سال ۱۹۹۲ براي بررسي آن شركت بوئينگ آغاز به كار كرد و تا سال ۱۹۹۹ نيز ادامه پيدا كرد. اين هواپيما در اوايل قرن جديد به نمايش گذاشته شد زيرا همانگونه كه مي خواستند، اين طرح به استانداردهاي خود رسيده بود و ديگر احتياجي به مخفي ماندن نداشت.
بيشتر طراحي اين پرنده شگفت انگيز در بخش تحقيقات و گسترش پيشرفته فانتوم وورك انجام شد. ساخت Bird of Prey در راستاي چندين هدف ارزشمند در صنعت هوافضا مانند استفاده از مواد مركب، بهترين قدرت مانور متناسب با سرعت، هزينه ساخت بسيار پايين و … بوده است.
اين پروژه براي شركت بوئينگ حدود ۶۶ ميليون دلار هزينه داشته است. اولين پرواز آزمايشي آن در سال ۱۹۹۶ انجام شد. اين پرنده آهني كوچك داراي مشخصاتي خاص چون: فاصله دو سر بال ۲۳ فوت با طول ۴۶ فوتي، وزني معادل ۶۴۰۰ پوند است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موتورهاي آن را شركت صنعت موتورسازي آمريكا به نام پرت و ويتني با مدل JT15D-5C ساخته است اين موتورها توربوفن هستند. بالاترين ارتفاعي كه به دست آورد ۲۰ هزار پا بود و حدود سرعت آن ۴۸۱ كيلومتر در ساعت.
اين اولين باري است كه توسط يك موتور هوادم اسكرم جت سعي در رسيدن به سرعت هاي بالاي ۵ ماخ مي شود. البته تاكنون فضاپيماها مانند شاتل‌ها كه با قدرت راكت به پرواز درمي آمدند به اين سرعت ها دست يافته اند. اما چيزي كه اين طرح را از فضاپيماها جدا مي سازد موتورهاي هوادم است.
شرايط پروازي هايپر ايکس نيز بسيار ويژه است. X-43A در يك راكت كمكي به نام پگاسوس تعبيه مي‌شود و پگاسوس نيز توسط بمب‌افكن B -52 حمل مي شود. مي بينيد كه پرواز اين پرنده مشغله هاي زيادي دارد. راكت كمكي پگاسوس توسط شركت اوربيتال ساينس طراحي و ساخته شده است.
با تمام اين اوصاف هايپر ايکس سريعترين پرنده غير راکتي است که تاکنون انسان ها ساخته اند و مي تواند هر متيل را در يک ثانيه طي کند.
منبع=سایت AEROCENTER

dizgah
26-01-2008, 10:17
سلام بنا بر درخواست پاریو جان دیگه لطفا دیگه در مورد جنگنده ها و هواپیماها مطلب نزارین
منم چون گزارش های نیروی هوایی را دو قسمتش را گذاشتم اینو کامل که کردم دیگه در مورد هواپیماها مطلب نمیزارم ممنون


تسلیحات ایرانی در نیروی هوایی:
از بدو انقلاب با توجه به نبود پشتیبانی برای تسلیحات موجود در ارتش از سوی سازنده آن، تلاشهایی برای نگهداری این تسلیحات انجام شد، با این وجود طولانی شدن جنگ و شرایط سخت خرید سلاح از کشورهای تولید کننده، مسئولان را بر آن داشت تا به مجموعه فعالیت هایی برای تولید سلاح در داخل دست زنند، این پروژه ها در زمینه های مختلفی انجام شد که اغلب در ابتدا بصورت سری بودند و هنگامی که آشکار شدند نیز اطلاعات کمی از آنها منتشر شد، در این بحث به بررسی این طرح ها می پردازیم.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

پروژه سجیل یا قوش آسمان:
موشک AIM-54 Phoenix بعنوان سلاح اصلی جنگنده F-14 Tomcat موشکی است توانمند و دوربرد که نگهداری آن بسیار سخت است و هنگامی که به پایان عمر عملیاتی خود رسید تنها سازنده آن می تواند بوسیله جایگزینی قطعات آنها را برای یک دوره مجدد آماده استفاده نماید، این شرایط کارشناسان ایرانی را بر آن داشت که به فکر موشک هوا به هوای جدیدی برای اف-14 بیفتند، در این موقعیت تنها گزینه ای که انتخاب مناسب می نمود موشک MIM-23 Hawk بود، هاوک یک موشک زمین به هوا با بردی حدود 60 کیلومتر است که در طول جنگ نیز بخوبی بر علیه جنگنده های عراقی بکار گرفته شد، اما نصب این موشک روی اف-14 امری بود که در ابتدا غیر علمی و غیر عملی به نظر می رسید، با این وجود با پیگیری متخصصان ایرانی این پروژه در همان سالهای جنگ با موفقیت به پایان رسید و پس از جنگ با بهسازی های انجام شده روی این موشک ها در نهایت در سال 1385 با کد *AIM-23 SkyHawk (قوش آسمان) یا سجیل بعنوان موشک اصلی جنگنده های اف-14 ایران شناخته شدند، گفته می شود برد موشک هاوک در شرایط پرتاب از هواپیمای جنگنده تا بیش از 80 کیلومتر افزایش می یابد.
* در مورد موشک های ساخت ناتو موشک های هوا به هوا با کد AIM و موشک های زمین به هوا با کد MIM شناخته می شوند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


موشک AGM-379/20 Zoobin (Arrow):
موشک زوبین در همان سالهای جنگ تولید شد، اما بدلیل ادامه بهسازی ها ورود رسمی آنها سر انجام در سال 2002 اعلام شد، این موشک از بدنه بمب آمریکایی ام-117 بهره می برد، نوع اولیه این موشک از نوع هدایت تلوزیونی است، اما نوع AGM-379/20L نیز تولید شده که از هدایت لیزری بهره می برد، هر دو نوع این موشک ها از یک موتور راکتی بهره می برند و توانایی رهاسازی از ارتفاع 300 تا 30000 فوتی را دارند و به یک کلاهک 750 پوندی مجهز اند، این موشک ها برروی جنگنده های اف-4 و اف-5 قابل استفاده اند.


بمب GBU-67/9A Qadr:
بمب هدایت شونده قدر نوعی بمب هدایت شوند فاقد پیشران است که برپایه بمب 2000 پوندی Mk.84 بوجود آمده و نسبت به موشک زوبین به ارتفاع بیشتری برای رهاسازی نیاز دارد، این بمب از همان سیستم هدایت تلوزیونی بکار رفته در موشک زوبین بهره می برد، بمب هدایت شونده قدر برروی جنگنده های اف-4 و اف-5 قابل نصب و استفاده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

غلاف نشانه گیری لیزری TIS-33:
این غلاف یک غلاف هدایت لیزری است که بمنظور هدایت بمب ها و موشک های لیزری از جمله نوع لیزری موشک زوبین بکار می رود.


جت آموزشی JT-2 Tazarv:
جت آموزشی تذرو از جمله تولیداتی است که با موفقیت وارد خدمت نیروی هوایی شده است، این جت آموزشی کوچک احتمالا از یک فروند موتور J-85 جنگنده اف-5 بهره می برد، بنا به گزارشات تا کنون دو فروند از این جت وارد خدمت شده و سومین فروند نیز آماده تحویل به نیروی هوایی است، این جت را می توان با جت آموزشی K-8D محصول مشترک چین و پاکستان مقایسه نمود.


جت آموزشی Shafagh:
یکی از پروژه های بحث انگیز که توسط مجتمع دانشگاه هوانوردی *AUC انجام شد جت آموزشی شفق بود، این جت که گفته می شود با جت آموزشی یاک-130 روسی و JL-15 چینی قابل مقایسه است ظاهری شبیه به پروژه MiG-I-2000 شرکت میکویان دارد و علاوه بر کاربرد آموزشی توانایی انجام ماموریت های پشتیبانی نزدیک را نیز دارد، پیشران این جت یک دستگاه موتور RD-33 ساخت تومانسکی روسیه است، علاوه بر این در کابین این جت از نمایشگرهای چند منظوره ای استفاده شده که احتمالا ساخت شرکت رامنسکوی روسیه اند، از سرنوشت این پروژه اطلاعی در دست نیست، برخی منابع ادعا می کنند این جت بین سالهای 2008 تا 2009 وارد خدمت می شود و برخی بر این عقیده اند که بدلیل عدم موافقت روسیه برای مونتاژ موتور و ساخت نمایشگرهای چند منظوره در ایران تحت لیسانس روسیه این پروژه معلق مانده است.
*AUC=Aviation University Complex

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جنگنده صاعقه (Lightning):
جنگنده صاعقه که ورود رسمی آن به خدمت در سال 2006 اعلام شد جنگنده ای است برپایه اف-5 ئی و احتمالا مجهز به همان موتور های J-85 جنگنده اف-5 (برخی منابع به دو دستگاه موتور RD-33 جنگنده میگ-29 اشاره کردند که بخاطر عدم تطابق اندازه این موتورها با اندازه های صاعقه صحیح بنظر نمی رسد)، این جنگنده احتمالا سرعتی حدود 1/7 ماخ دارد و بنا به ادعای مسئولان وظیفه اصلی آن پشتیبانی نزدیک است، در مورد تسلیحات آن اطلاعی در دست نیست ولی احتمالا موشک زوبین، بمب های هدایت شونده قدر و قاصد، انواع بمب های سقوط آزاد و راکت های فاقد هدایت جزء تسلیحات اصلی این جنگنده بمنظور به اهداف سطحی بوده و برای دفاع از خود نیز مجهز به موشک های گرمایاب خواهد بود.

منبع:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
26-01-2008, 10:20
جنگنده های جدید در نیروی هوایی ایران، حقیقت یا واقعیت؟

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ادعای منابع خارجی در مورد جنگنده های جدید نیروی هوایی ایران:
در شرایطی که بحران های مختلفی در خاورمیانه جریان دارد و هر روز حادثه جدیدی در منطقه رخ می دهد، مخالفت ایران با اسرائیل و به رسمیت نشناختن این کشور از سوی ایران و حمایت از نیروهای مخالف اسرائیل در منطقه باعث می شود که تنش های روز افزون در منطقه ادامه داشته باشد، در چنین شرایطی هر دو سو سعی می کنند تا با خطرناک جلوه دادن دیگری وجهه دشمن را در دیدگاه بین الملل از بین ببرند، در این میان آنچه که باید پذیرفت این است که اسرائیل با توجه وابستگی به جهان غرب به قدرت رسانه ای گسترده تری دسترسی دارد، این امر باعث شده تا این کشور همواره اطلاعاتی را از توان نظامی ایران منتشر کند که گاهی با واقعیات در تناقض اند، بدیهی است این کشور اطلاعاتی را نیز در مورد نیروی هوایی ابران منتشر کند، اما گزارش قابل توجهی که در سال 2005 از سوی اسرائیل منتشر شد باعث شد تا بسیاری از منابع داخلی و خارجی به بحث در مورد مندرجات این گزارش بپردازند، در این گزارش به وجود 26 فروند جنگنده سوخو-27، 24 فروند شکاری رهگیر میگ-31، 4 فروند بمب افکن توپولف-22ام3، 6 فروند اچ-6دی، 24 فروند میگ-23 و 24 فروند میگ-27 بعلاوه دست کم 18 فروند میگ-29 جدید در نیروی هوایی ایران اشاره شده بود، در چنین وضعیتی یک سال بعد در یک انجمن اینترنتی انگلیسی زبان به قراردادی میان ایران و روسیه برای توسعه نوعی از جنگنده سوخو-30 با کد MKP(МКП) و سفارش اولیه 50 فروندی اشاره شده بود، در این مبحث به بررسی چنین مواردی می پردازیم.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جنگنده سوخوی Su-27 Flanker:
جنگنده سوخوی-27 فلنکر یک جنگنده برتری هوایی با توانایی انجام عملیات های دوربرد و با توانایی بالا در حمل تسلیحات است، این جنگنده بطور عادی در ماموریت های هوا به هوا می تواند شش موشک آلامو و چهار موشک آرچر را با خود حمل کند، رادار این جنگنده در نمونه اولیه از نوع Zhuk-27 است که حد اکثر بردی حدود 85 کیلومتر دارد و برای نبرد های امروزی ناکارمد است اما نمونه های جدید فلنکر به رادار قوی تر و سیستم مدیریت تسلیحات مدرن مجهز اند و توانایی مقابله با اقدامات الکترونیک را دارند، در صورتی که وجود چنین جنگنده ای به تعداد 26 فروند در ایران صحت داشته باشد، این تعداد می توانند تنها قسمت کوچکی از خلاء حاصل از نبود یک رهگیر کارامد در نیروی هوایی را بپوشاند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جنگنده MiG-31 Foxhound:
جنگنده میگ-31 بعنوان یک رهگیر استراتژیک توسط اتحاد شوروی تولید شد، نوع اولیه این جنگنده موسوم به MiG-31A با وجود تلاش های بسیار رضایت مسئولان وقت اتحاد شوروی را برآورده نساخت، در نتیجه گونه های جدیدی از این جنگنده با نام MiG-31B و MiG-31BM تولید شدند که نوع BM را باید به واقع یک رهگیر توانمند دانست، این جنگنده با توانایی حمل و استفاده از موشک های هولناکی چون R-33 و R-37 می تواند برای هر پرنده ای خطرناک واقع شود، علاوه بر این رادار پیشرفته این جنگنده با نام Zaslon-M با بردی بیش از 250 کیلومتر علاوه بر توانایی تعقیب همزمان 24 هدف و حمله همزمان به 6 فروند از آنها توانایی کشف و رهگیری جنگنده های رادارگریز را نیز دارد. وجود چنین رهگیر قدرتمندی در نیروی هوایی می تواند تا حد زیادی جای خالی اف-14 های اوراق شده و یا از دست رفته در جریان جنگ را جبران کند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بمب افکن استراتژیک Tu-22M3 Backfire C:
بمب افکن سنگین بک فایر بعنوان یک بمب افکن مافوق صوت در دوران جنگ سرد بیشتر بمنظور مقابله با اهداف دریایی بر پایه بمب افکن قدیمی Tu-22A موسوم به بلایندر تولید شد، با این وجود هزینه های بسیار بالای نگهداری این بمب افکن باعث شده تا امروزه در روسیه نیز تعداد کمی از این بمب افکن ها فعال باشند. اما مسئله بک فایر های ایرانی به زمانی باز می گردد که روسیه سعی داشت تعدادی از بک فایر های خود را به نیروی دریایی هند بفروشد، در این پیشنهاد چهار فروند بمب افکن سنگین بک فایر به هند پیشنهاد شده بود که از سوی هند رد شد، چند سال بعد چینی ها تقاضای خرید این چهار بمب افکن را به روسیه ارائه دادند اما در کمال تعجب روس ها که در آن سالها بخش زیادی از فروش تسلیحات خود را به چین اختصاص داده بودند از فروش این بمب افکن ها به چین امتناع ورزیدند، در این میان گمانه زنی هایی بوجود آمد که ایران در همان زمان که هند پیشنهاد روسیه را رد کرده بود با ارائه نقاضای خرید این بمب افکن ها به روسیه آنها خریداری کرده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بمب افکن H-6D Badger:
بمب افکن چینی H-6 همان بمب افکن روسی توپولف-16 است و مدل D آن یکی از آخرین مدل های آن می باشد، این بمب افکن توانایی حمله به اهداف دریایی را داشته و در جریان جنگ هشت ساله نیز بر علیه ایران بکار گرفته شد، این بمب افکن ها به کمک موشک های C-601 چینی اغلب بمنظور حمله به نیروی دریایی ایران بکار می رفتند.


جنگنده چند منظوره Su-30MKP Flanker:
در شرایطی که توانایی های فوق العاده بالای Su-30MKI هندی، مالزی را نیز مجبور کرده بود تا بر برتری این جنگنده ها صحه گزارده و نوع *MKM را بمنظور نیروی هوایی خود و برپایه نوع MKP به روسیه سفارش دهد، گزارشی مبنی بر توسعه نوعی دیگر از این جنگنده با عنوان Su-30MKP برای نیروی هوایی ایران نیز در یکی از انجمن های اینترنتی انگلیسی زبان منتشر شد، طبق ادعای این گروه این جنگنده جدید برپایه Su-30MKI بوجود آمده لیکن قطعات ساخت اسرائیل و فرانسه تماما با نمونه های روسی جایگزین شده اند.
* جنگنده Su-30MKM در واقع همان جنگنده Su-30MKI می باشد که در آن قطعات ساخت اسرائیل و هند با نمونه های مشابه ساخت فرانسه، آفریقای جنوبی و روسیه جایگزین شده بودند.


منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

evry day
26-01-2008, 10:27
AGM-114 HELLFIRE 1-مقدمه
ساعت یک بامداد 17 ژانویه سال 1991 هشت فروند بالگرد آپاچی از یگان هوانیروز آمریکا واقع در غرب عربستان سعودی رهسپار ماموریت"نورمادی"شدند.هدف اصلی عملیات انهدام دو ایستگاه راداری مهم عراق در فاصله 56 کیلومتری بود.گروه به دو تیم چهار تایی تقسیم شد و به مدت 90 دقیقه در سکوت کامل رادیویی در ارتفاع پایین به پرواز در آمد.درست در ساعت 2:38 بامداد بالگردهای آپاچی 28 موشک هلفایر به سمت دو ایستگاه راداری شلیک کردند و به انهدام آن منجر شد و کریدوری به پهنای 32 کیلومتر ایجاد کرد.5/4 ساعت بعد عملیات"توفان صحرا"شروع شد و بیش از صد فروند هواپیما شروع به حرکت بر فراز عراق کرد.این عملیات را نخستین کاربرد موشک هلفایر می دانند.
هلفایر سامانه ی موشکی هوا به زمین است که دقت و توانایی تخریب بالایی داشته و می تواند برای انهدام اهداف بزرگ و سنگین در حملات هوایی مورد استفاده قرار گیرد.این موشک می تواند از بالگردهای مختلفی همچون AH-64,AH1W,OH-58,UH-60 شلیک شود.

2-معرفی سامانه ی موشک هلفایر
اگر چه سامانه موشکی هلفایر در ابتدا برای استفاده در عملیات ضد تانک طراحی شد اما ادعا شده که برای اهداف دیگر هم کاربرد موفقیت آمیزی داشته است.سامانه ی یاد شده می تواند اهدافی همچون انبار مهمات,رادارها,تجهیزات ارتباطی,ساختمان ها و حتی ناوها کوچکی که با سرعت بالا در حرکتند را به گونه ای موثر از کار انداخته و نابود کند.حتی در صورت نیاز ی تواند نقش موشک هوا به هوا را در بالگردی با سرعت کم یا نزدیک سطح زمین بازی کند.
هلفایر از ترکیب حرف اول کلمات هلی برن و آتش و رها تشکیل شده است که می تواند این برداشت را به وجود آورد که موشک پس از شلیک به طور خودکار و بدون نیاز به هدایت توسط انسان به سمت هدف پرواز می کند.در صورتی که این برداشت حداقل برای نمونه های اولیه این سامانه نادرست است.نمونه های اولیه موشک هلفایر دارای هدایت نیمه فعال لیزری است.این موشک به یک پرتو لیزری کد گذاری شده نیاز دارد تا روی هدف قفل کند و موشک از این طریق موقعیت هدف را تشخیص داده و به آن اصابت کند.بنابراین موشک هدف را پیدا نمی کند در واقع پرتو لیزر منعکس شده از هدف را می یابد.ساختار کلی موشک هلفایر در انواع مختلف مشتمل بر پنج بخش اصلی به صورت پیشران,جستجوگر لیزری,بخش هدایت,بخش کنترل و سرجنگی است.
بخش پیشران بین بخش های هدایت و کنترل در نزدیکی انتهای موشک واقع است.این بخش دارای پیشران سوخت جامد است که بسته به دمای هوای بیرون کم و بیش 2 تا 3 ثانیه می شوزد.هدف از بخش پیشران تولید نیروی پیشران کافی بریا جدا شدن موشک اغز پرتاب گر است تا به شتاب 10g دست بافته و تا رسیدن به هدف در بیشینه برد 8 کیلومتر نیروی رانش را فراهم کند.موشک می تواند اهداف واقع در فاصله ی بیش از 8 کیلومتر را در هم تخریب کند ولی با افزایش فاصله برخورد کم می شود.
ردیاب لیزری که در دماغه ی موشک قرار دارد از داخل بالگرد برنامه ریزی می شود تا کد لیزری ویژه ای را دریافت کند.از آن جایی که لیزر تابانده شده توسط علامت گذار و آنجه موشک جستجو می کند یکسان است احتمال خطای موشک در تشخیص پرتو لیزر به صفر می رسد.موشک پس از شلیک شروع به جستجو در محیط کرده و لیزر کد شده مورد نظر که از هدف منعکس می شود را می یابد.با تشخیص آن روی هدف قفل می کند.پس از قفل ردیاب اطلاعات مورد نیاز را به بخش هدایت می رساند تا موشک به سمت هدف هدایت شود.بعد از دریافت اطلاعات از جستجوگر لیزری مغز موشک یا بخش هدایت اطلاعات سامانه ای فرمان را برای پایداری موشک محاسبه کرده و این داده ها را به بخش کنتل می فرستد.بخش کنترل در انتهای موشک قرار گرفته و شامل یک سامانه عملگر نیوماتیکی است که دستورات سامانه ی فرمان را به حرکت بالک های کنترلی تبدیل می کند.این بالک ها به بال های هواپیما شباهت داشته و به موشک این امکان را میدهد که به سمت انرژی لیزری که از هدف انعکاس یافته مانور دهد.
سرجنگی آخرین بخش موشک است که در فرایند شلیک دخالت دارد.زمانی که موشک با هدف برخورد کند یک حس گر فعال سیگنال الکتریکی را به فیوزی که در عقب خرج سوخت قرار دارد فرستاده و باعث انفجار می گردد.خرج شوخت نیروی لازم جهت نفوذ و انفجار هدف را فراهم می آورد.

3-نمونه های مختلف سامانه هلفایر AGM-114
سامانه موشکی هلفایر که با کد AGM-114 شناخته می شود دارای نمونه های مختلف است.مدل AGM-114A نخستین موشک هلفایر است.پس از آن AGM-114B ارایه شد که در ارتفاع پایین تری نسبت به AGM-114A پرواز می کند.این موشک دارای موتور راکت با کمترین میزان دود نسبت به AGM-114A است و در ناوگان نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد.نمونه های AGM-114F و AGM-114C هم در خط سیر پایین با کمترین میزان دود موتور راکت پرواز می کنند.در نمونه ی AGM-114K اگر بخش لیزری موشک پس از هدف یابی درونی از کار بیفتد موشک با کمک بخش رادار تجسسی تا رسیدن به هدف ببه حرکت خود ادامه می دهد.نمونه های AGM-114F و AGM-114K دارای سرجنگی دو مرحله ای است.این ویژگی بریا بهبود بخشیدن به عملکرد سرجنگی در مقابل زره های واکنشی است.نمونه های AGM-114M به جای سرجنگی خرج گود که کاربرد ضد زره دارد به سرجنگی ترکش زا مجهز است.که دارای کاربرد تخریب اهداف نرم است.
4-روش به کار گیری موشک هلفایربه دو روش می توان موشک هلفایر را در میدان نبرد به سمت هدف شلیک نمود روش خودکار و کنترل از راه دور.در روش خودکار سرنشینان بالگرد هدف را شناسایی کرده و سپس موشک را شلیک می کند و تا زمان تخریب موشک را به کمک علامت گذاری لیزری (مستقر روی همان بالگرد) هدایت می کنند.در روش کنترل از راه دور بالگرد تنها موشک را شلیک می کند و علامت گذاری لیزری که در جایی غیر از بالگرد شلیک کننده موشک به عنوان مثال روی زمین یا بالگرد دیگر قرار دارد نقش هدایت موشک تا برخورد به هدف را بر عهده دارد.از آن جایی که در این روش بالگرد شلیک کننده موشک پس از شلیک نیازی به هدایت موشک ندارد می تواند از صحنه نبرد خارج شود که در نتیجه باعث افزایش حفاظت بالگرد و تیرانداز در صنحنه نبرد می شود.
افزون بر دو روش به کارگیری فوق موشک هلفایر را به دو روش می توان روی هدف قفل نمود.روش قفل شدن روی هدف قبل از شلیک و روش قفل شدن روی هدف بعد از شلیک.در روش اول علامت گذار لیزری قبل از شلیک موشک هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.مزیت استفاده از این شیوه اطمینان خلبان بالگرد از قفل کردن موشک روی هدف در مرحله قبل پرتاب است.در این روش احتمال از دست رفتن کنترل موشک کاهش می یابد.عیب این روش احتمال احتمال هوشیاری هدف و نشانه دادن واکنش همچون پرتاب نارنجک های دود زا است که عامل مهمی در ایجاد اختلال در فرایند هدایت موشک هلفایر است.
در روش دوم علامت گذار پس از شلیک موشک هدف را روشن می کند.در این روش پیش از هدف یابی لیزری بالگرد موشک را به سمت مسیر هدف شلیک می کند در نتیجه موشک ابتدا بدون دید حرکت می کند.موشک به اندازه ی خیلی کمی در اوج می گیرد ولی تا بعد از زمان از پیش تعیین شده برای به کار افتادن لیزر در ارتفاع نسبتا پایین می ماند.مزیت این روش در آن است که علامت گذار در زمان مناسب هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.از آن جایی که در این روش هدف مدت زمان زیادی تحت پرتو لیزر قرار نمی گیرد امکان نشان دادن واکنش مناسب ندارد.معمولا در این روش در مواجه با تانک های پیشرفته امروزی که به تشخیص دهنده های تهدید لیزر مجهز هستند استفاده می شود.اگر چه به طور مشخص روش"قفل روی هدف پس از شلیک"از روش"قفل روی هدف قبل از شلیک"پیچیده تر است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نویسنده:اقا ی داوود

منبع فارسی: سایت دانشجو

منبع اصلی: سایت جینس



ساخت دو فضاپيماي جديد براي مسافرتهاي تجاري به فضا
دو فضاپيماي هواپيما شکل براي مسافرتهاي فضايي به بازار عرضه شد.
به گزارش شبکه تلويزيوني الجزيره انگليسي، از اين دو فضاپيماي تجاري در نيويورک پرده برداري شد. هر يک از اين دو فضاپيماي ساخته شده به شکل هواپيما مي توانند شش مسافر و دو خلبان داشته باشند.
البته فعالان عرصه تجاري و هوافضا درباره موفقيت اين دو فضاپيما که "کيو" و "مادر شب" نام دارند ابراز ترديد کرده اند. ريچارد برانسون ميلياردر انگليسي تامين مالي پروژه ساخت اين دو فضاپيما را برعهده داشته است.
هزينه سفر به فضا با استفاده از اين فضاپيماها براي هر نفر حدود دويست هزار دلار است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گرفته شده از سایت AEROCENTER

dizgah
26-01-2008, 14:01
كسي مشخصات سلاح دوشكا رو داره؟ممنون

مسلسل سنگین دشکا ( DSHK)
اولین مسلسل های سنگین ارتش شوروی ، برای پاسخ گویی به نیاز سلاح های ضد هوایی طراحی شدند.نخستین سلاح کالیبر 7/12 که در ارتش شوروی بکار گرفته شد سلاح DK بود که در سال 1930 طراحی شد.این سلاح در مقیاس اندکی طی سالهای 1933 تا 1935 تولید شد.خشاب این سلاح از نوع دایره ای و 30 تیر بود و گلنگدن آن با سیستم فشار گاز باروت کار می کرد.این سلاح دارای وزن زیاد و نواخت تیر پایینی بود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

در سال 1938 یکی از سازندگان و طراحان سلاح در روسیه بنام SHPAGIN دست به تحول سلاح DK زد و سیستم تغذیه آن را تبدیل به نوع نواری کرد.ارتش شوروی این سلاح را در سال 1939 به عنوان مسلسل سنگین رسمی به خدمت گرفت و نام این سلاح را از DK به DSHK (یعنی مسلسل سنگین دکتیارف و شاپگین) تغییر داد.

این سلاح در جنگ جهانی دوم به عنوان سلاح ضد هوایی و پشتیبانی پیاده نظام بکار گرفته شد . بعد از جنگ جهانی دوم این سلاح در قسمت هایی چون سیستم تغذیه نوار فشنگ مورد بازنگری قرار گرفت و با نام DSHK_M یا DSHKM_38/46 عرضه گردید.این مسلسل در بسیاری از تانک های روسی به عنوان مسلسل برجک بکار برده شد.از جمله این تانک ها می توان به تانکهای BTR_155 و T_55 وT_62 اشاره کرد.در سال 1970 مسلسل سنگین DSHK جای خود را به مسلسلهای NSV/NSVT داد ولی کشورهای بلوک شرق ادامه کاربرد آنرا ترجیح دادند.این سلاح در بسیاری از کشورها مثل چین، ایران ، یوگسلاوی و پاکستان تولید شده است.
این سلاح در زمان خود از بهترین سلاحها بوده چنانچه گلوله آن در فاصله 500 متری قادر بود زرهی به ضخامت 15 میلیمتر را سوراخ کند.سلاح DSHK توسط هوا خنک می شود.دریچه گاز آن دارای 3 درجه تنظیم می باشد و خوراک دهنده آن در سمت چپ سلاح تعبیه شده است.گونه ای از آن با دو پایه قابل تنظیم ، قابل تبدیل شدن به مسلسل ضد هوایی را دارد و دارای یک سپر ضخیم برای محافظت از تیرانداز می باشد.

مشخصات فنی



کالیبر 7/12 میلیمتر

تعداد خان 8 عدد راستگرد

سرعت اولیه 800 متر بر ثانیه

نواخت تیر 600 تیر در دقیقه

وزن سلاح کامل با سه پایه 35/95 کیلو گرم

وزن سه پایه 97/30 کیلوگرم

وزن گهواره 45/16 کیلوگرم

وزن سلاح به تنهایی 32/32 کیلو گرم

وزن جعبه فشنگ با نوار خالی 7/4 کیلوگرم

وزن جعبه فشبگ (70 فشنگی) 14 کیلوگرم

طول سلاح با دوشی 1945 میلیمتر

طول سلاح 1590 میلیمتر

ارتفاع تیربار بر روی سه پایه 1470 میلیمتر

ارتفاع تیر بار در حالت شلیک زمینی 450 میلیمتر

حرکت سمتی سلاح 360 درجه

حد به طرف بالا نسبت به افق 78 درجه

حد به طرف پایین نسبت به افق 26 - درجه

برد نهایی 7000 متر

برد موثر 3300 متر

منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

evry day
26-01-2008, 14:30
موضوع: مسلسل ضد هواییZU-23

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ين مسلسل ضدهوايي مانند برادر چهارلول خود ZSU-23.4 ، يكي از بهترين مسلسل هاي ضدهوايي مي باشد. مكانيزم آتش اين سلاح كه از مسلسل هاي بهينه سازي شده 2A14 بهره مي گيرد ، بسيار دقيق و بي نقص است. اين سلاح در سال 1960 وارد خدمت و توسط نيروهاي ارتش شوروي بكار گرفته شد. بيش از 20 كشور ديگر در جهان ، از اين سلاح استفاده مي كنند. مكانيزم هدفگيري اين سلاح از نوع ZAP-23 است كه براي نشانه روي به سوي اهداف هوايي ساخته شده ، ولي براي درگيري با اهداف زميني ، انواع ديگر دستگاه هاي نشانه براي آن طراحي شده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مكانيزم گلندگدن اين سلاح ، كاملآ مشابه سلاح هاي معمولي است و با فشار گاز باروت كار مي كند. نوار فشنگ اين سلاح ، معمولآ در دو نوع 50 و 100 تير ساخته شده و درون جعبه هاي مخصوصي كه در طرفين سلاح قرار دارند جاسازي مي شوند
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نواخت تير اين سلاح ، حدود 2000 تير در دقيقه مي باشد (هر مسلسل 1000 تير در دقيقه). با اين سلاح مي توان با اهداف هوايي كه تا سقف 2 كيلومتري پرواز مي كنند درگير شد و آنها را با احتمال 0/023 منهدم كرد. سرعت گلوله اين سلاح در بدو خروج از لوله ، 970 متر بر ثانيه است كه خاصيت آسيب رساني گلوله را تا برد 2/5 كيلومتري تضمين مي كند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ين سلاح به 6 نفر خدمه نياز دارد كه 2 نفر از آنها ، وظيفه نشستن در پشت سلاح را برعهده دارند. 1 نفر از خدمه ، مآمور تنظيم دستگاه نشانه روي است و ديگري متصدي شليك مسلسل هاست. 2 نفر از خدمه ، مآمور تعويض جعبه هاي فشنگ هستند. لوله هاي اين سلاح را مي توان در زماني كمتر لز 15 الي 20 دقيقه تعويض كرد. نوعي از اين سلاح را مي توان بر روي خودروهاي 4X4 يا 6X6 نصب كرد. گونه خودكشش آن نيز موجود است و براي استقرار آن بر روي زمين ، به 30 ثانيه وقت نياز داريد.

تک تیر انداز دراگانوف

نام ديگر اين اسلحه SVD نيز مي باشد مخفف Snaiperskaya Vintovka Dragunov به معني اسلحه دوربين دار دراگانوف .
نوع :
تفنگ دوربين دار اتوماتيك و نيمه اتوماتيك انفرادي

كشور سازنده :
اتحاديه جماهيرسوسیالیستی شوروي

كاليبر :
۶۲/۷ميليمتر
طول اسلحه: 1125 ميليمتر
طول لوله :
620 ميليمتر

وزن بدون دوربين:
۳۱/۴ كيلوگرمنواخت تير علمي :
30 تير در دقيقه

دقت آتش :
2000 متر

تعداد تير در خشاب :
10 تير
نوع دوربين : PSO-1 همراه با روشن كننده هدف
SVD به عنوان يك اسلحه دوربين دار استاندارد ساخته نشد . در حقيقت وظيفه اصلي آن محقق كردن هدف ارتش روسيه براي افزايش برد مفيد آتش هر پياده نظام بالاتر از 600 متر و همچنين پشتيباني آتش , از نفرات خودي .
SVD داراي وزن كم , نسبتا دقيق و داراي برگه نظام آتش دو وضعيتي است : تك تير و اتوماتيك .
اولين آزمايش موفقيت آميز در کارخانه ایژماش روي SVD در سال 1958 انجام شد كه منجر به آن شد در سال 1963 اسلحه سازماني روسيه شود.
SVD در هر شرايط قابل اطمينان است و براي جنگهاي سنگين طراحي شده است .
آخرين تغييراتي كه روي SVD لحاظ شد الف) دسته چوبي جلويي آن به شكل پليمر در آمد ب) براي حمله هاي هوايي قنداق تاشو ساخته شد ج) لوله آن كوتاه تر و به 550 ميليمتر رسيد .
تمام اصلاحات ياد شده در جنگهاي زيادي آزمايش شد نظير آخرين جنگ چچن و جنگ افغانستان
ج) سازمان
در هر دسته(جوخه) يك نفر داراي اين اسلحه است


د) مهمات :
SVD مي تواند از هر تير استاندارد 7/62 ميليمتري استفاده كند . ولي گلوله اصلي آن SVD Sniper-garad است كه مرمي به جنس فولاد دارد

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تیربار امریکای
در جنگ جهاني دوم ، ارتش امريكا از نوعي تيربار سبك به نام برونينگ 30/0 استفاده مي كرد. اين تيربار ، براي مقاصدي چون پوشش دادن نيروي زميني و درگير شدن با خودروهاي زرهي سبك ايده آل به شمار مي آمد. ولي سنگيني و بددست بودن آن ، باعث محدود شدن دامنه عملياتي آن مي شد. پس از اتمام جنگ جهاني دوم و با توجه به تغيير يافتن شيوه جنگي بسياري از ارتش ها ، مهندسان اسلحه سازي امريكا بر آن شدند تا تيرباري سبك تر ، خوشدست تر و داراي نواخت تير بهتر طراحي كنند. نتيجه اين كار ، طراحي و ساخت تيربار M60 بود. تحقيق درخصوص طراحي و ساخت اين تيربار ، در سال 1940 آغاز شد.
به گفته بسياري از صاحبنظران ، تيربار M60 را مي توان MG42 امريكايي دانست. چرا كه بدنه از ورق فولاد پرسكاري شده ، سيستم تغذيه نواري و بخش هايي از مكانيزم آن ، از MG42 به عاريت گرفته شده است. اولين نمونه هاي تيربار M60 ، در سال 1950 به ارتش امريكا تحويل داده شد. ارتش امريكا پس از آزمايش اين تيربار و البته ايجاد چند تغيير و بهينه سازي جزئي ، آن را به عنوان تيربار سازماني نيروهاي مسلح خود برگزيد. سال 1957 را مي توان تاريخ ورود اين تيربار به خدمت دانست. اين تيربار در جنگ كره با موفقيت مورد آزمايش قرار گرفت. ولي وسيع ترين گستره كاربرد آن را مي توان جنگ ويتنام دانست. يعني جايي كه بيش از 5000 قبضه از اين سلاح ، توسط سربازان امريكايي به كار گرفته شد
گلنگدن اين تيربار از نوع باز و عملكرد آن با فشار گاز باروت است. مكانيزم تغذيه آن ، همانطور كه قبلآ ذكر شد از نوع نواري است و عمل خنك شوندگي آن ، با هوا صورت مي پذيرد. نوار فشنگ اين تيربار ، از نوع فلزي است (همانند تيربار MG42 آلماني) و معمولآ در 2 نوع 50 و 100 تير ساخته مي شود. تيربار M60 اگرچه سنگين است ، ولي مي توان آن را مانند يك سلاح معمولي در دست گرفت و شليك كرد (نكته اي كه درمورد تيربار برونينگ 30/0 غيرممكن بود) و يا آن را بر روي يك 2 پايه يا 3 پايه قرار داد. انواع جديد اين تيربار ، داراي 2 پايه سرخود هستند كه مي توان آن را به راحتي تا كرده و در زير روپوش لوله جاسازي كرد. نكته جال درمورد باز و بسته كردن اين سلاح اين است كه براي باز و بسته كردن آن مي توان از يك فشنگ شليك نشده به عنوان ابزار استفاده كرده و پين هاي آن را به راحتي خارج كرد.
در طراحي اين سلاح مواردي چون وزن معقول ، طول كم و قابليت استفاده به صورت انفرادي مد نظر بوده است. استفاده از پلاستيك و مقداري آلومينيم باعث شده تا وزن سلاح به طور محسوسي كاهش پيدا كند. (اگر چه وزن آن كماكان زياد مي باشد كه اين وجه اشتراك تمامي تيربارهاي تغذيه شونده با نوار است.)
جاسازي فنر ارتجاع درون قنداق سلاح و به كارگيري نوع خاصي از گلنگدن نيز باعث كاهش طول سلاح شده است. يكي از معايب تيربار M60 ، حساسيت فوق العاده آن به گرد و خاك و رطوبت مي باشد كه اين خود يكي از نقاط ضعف اين تيربار در جنگ ويتنام بودمانند اسلحه ام۱۶. همچنين درصورت گير كردن و خارج نشدن پوكه فشنگ شليك شده ، راه اندازي مجدد تيربار يك دردسر اساسي مي شود. دستگيره تپانچه اي شكل سلاح نيز توسط يك خار فنري شكننده به بدنه سلاح چفت مي شود كه خود چفت شدن آن ، باعث شكستن يا از كار افتادن خار فنري مي شودالبته با اینکه ام۶۰ بارها بهینه سازی شد اما هرگز نتوانست مانند تیر بار آلمانی ام ژ۳ یا تیر بارهای روسی گرینف و ار دی پی عمل کند لازم به ذکر است که بهترین تیر بار نیمه سنگین جهان تیربار امژ۳ است.
مدل هاي مختلف تيربار M60 :
M60E2 : نخستين گونه بهينه سازي شده تيربار M60 است كه به منظور نصب بر روي تانك ها و خودروهاي زرهي طراحي شد.
M60E3 : اين گونه در سال 1986 وارد خدمت شد و هدف از طراحي آن ، ساخت گونه اي سبك تر و خوشدست تر بود.
اين مدل M60 ، نخستين گونه اي بود كه به دوپايه سرخود و تاشو مجهز شده بود. سيستم گاز اين مدل ، ساده تر و مطمئن تر از مدل هاي قبلي بود و براي آن يك سيستم ضامن بهينه سازي شده در نظر گرفته شده بود. يك دستگيره حمل راحت و خوشدست نيز از تجهيزات اين مدل به شمار مي رفت.
M60C : تفاوت اصلي اين مدل با انواع قبلي ، سيستم تغذيه آن بود. چرا كه عملكرد گلنگدن آن به كمك نيروي روغن فشرده صورت مي گرفت نه با فشار گاز باروت. اين مدل ، درواقع براي نصب بر روي هواپيماها طراحي شد. نواخت تير اينگونه ، با نيروي برق كنترل مي شد. گفته مي شود چند قبضه از اين مدل تيربار ، بر روي برجك تانك هاي M60 امريكايي نصب شده است.
M60D‌ : اين مدل به علت دارا بودن 3 پايه قابل تنظيم ، قابليت نصب بر روي انواع ناوچه و هليكوپتر را دارد. تفاوت آن با مدل M60C در اين است كه مدل M60D ، فاقد كنترل الكتريكي نواخت تير مي باشد.
انواع مهمات به كار رفته در تيربار M60 :
انواع فشنگ هاي به كار رفته در اين سلاح را مي توان اينچنين برشمرد:
فشنگ M61 از نوع ضدزره
فشنگ M62 از نوع رسام
فشنگ M63 از نوع سرتخت
فشنگ M85 از نوع ساچمه اي كروي
فشنگ M993 از نوع تنگستني ضدزره (جديد)
تمامي اين فشنگ ها ، درون نوار فشنگ فلزي مورد تآييد NATO قرار مي گيرند. نوار فشنگ هاي مورد استفاده در امريكا ، داراي 4 فشنگ معمولي و يك فشنگ رسام هستند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نوشته شده توسط پدرام سیفی

سایت
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

evry day
26-01-2008, 16:21
سلام

گفتم یه وقت دوستان نگن پستای پشت سر هم میدی وگرنه مشکلی نیست خیلی هم خوب و منظم میشه

راحتره .

هلیکوپتر تهاجمی آپاچی

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


هليكوپتر تهاجمي آپاچی AH-64 Apache Helicopter

نمايي كلي از هليكوپتر آپاچي :

تاريخچه هليكوتر آپاچي:

در سال1972 ارتش ايالات متحده در حال آماده كردن طرح (AAH)براي هليكوپتر پيشرفته تهاجمي (Advanced Attack Helicopter) بود و بعد از آماده شده اين طرح مناقصه اي براي شاخت اين هليكوپتر برگزار شد و از ميان 5 پيشنهاد ارائه شده 2 پيشنهاد گروه هيوز و شركت بل در نهايت مورد توجه مسئولان ارتش آمريكا قرار گرفتند و بعد از ساخت نمونه ابتدايي طرحهاي اين دو شركت در نهايت هم مدل 97/YAH-64 شركت هيوز بر مدل 409/YAH-63 شركت بل پيروز و براي طرح هليكوپتر آپاچی براي ارتش آمريكا انتخاب شد .اولين پرواز نمونه اوليه هليكوپتر آپاچي در 30 سپتامبر1975 بود اما تا سال 1982 و تا دريافت اولين سفارش نمونه ي ديگري از آن ساخته نشد در سال 1983 اولين نمونه ساخته شده هليكوپتر آپاچي در بيرون از ساختمان شركت هيوز در آيريزونا ناپديد شد و بعدها معلوم شد كه سقوط كرده كه تاثير بدي بر طرح و مسئولان شركت هيوز گذاشت . يك سال بعد از اين حادثه مسئولان شركت مك دانل داگلاس طرح هليكوپتر آپاچي را به مبلغ500 مليون دلار از شركت هيوز خريداري كردند و اين طرح بعد از ادغام دو شركت مك دانل داگلاس و بويينگ در سال 1996 طرح هليكوپتر آپاچي از سوي صنايع هليكوپتر بويينگ ادامه يافت .
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


توسعه و بهينه سازي هليكوپتر آپاچي :

دو نمونه از هليكوتر در خدمت ارتش آمريكا هستند نمونه اول AH-64A يا همان نمونهابتدايي ساخته شده و نمونه دومدي AH-64D با لقب لانگ بو است .از اين هليكوپتر نمونه هاي B و C هم ساخته شده ولي هرگز وارد خدمت نشدند . انگليس نمونه وست لند (Westland) از اين هليكوتر با كد (WAH-64) كه مدل سفارشي شده و تغييريافته هليكوتر آپاجي مدل دي (AH-64D) است را براي ارتش اين كشور توليد ميكند . ساختمان هليكوپتر آپاچي به گونه اي طراحي و ساخته شده كه توانايي پايداري در تمام محيطهاي جوي را دارد و خلبان هليكوپتر ميتواند با استفاده از سيستم پيشرفته (IHADSS) كه سيستم كشف و شناسايي و هدفگيري اهداف نصب شده در كلاه خلبان است در روز و شب و تمام شرايط آب هوايي به خوبي ماموريتهاي خود را انجام دهد. (IHADSS مخفف Integrated Helmet and Display Sight System ). هليكوپتر آپاچي از وسايل پيشرفته و دقيق ديگر مانند آخرين سيستمهاي آيونيكي و الكترونيكي كه امكان شناسايي اهداف كاذب را به خلبان ميدهد و دوربين مادون قرمز براب استفاده در شب و نقشه راهنماي زمين و موقعيت ديجيتال خودكار و سيستم مكان ياب (GPS) استفاده ميكند .هليكوپتر آپاچي از سيستم /15Y MOS 15X كه يك سيستم الكترونيكي تعمير تسليحات است به همراه سيستم MOS 15R براي راهنمايي خلبان براي پيروزي آسان در نبردها است هم استفاده ميكند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مشخصات عمومي هليكوپتر آپاچي:

به طور عمومي هليكوپترهاي آپاچي بر خلاف ظاهر ترسناك و پر ابهت خود ضعفهاي زيادي دارند كه با دانستن اين نقاط ضعف ميتوان به راحتي به آپاچي ضربه زد و حتي اين هليكوپتر را نابود كرد . هدف از ساخت اين هليكوپتر درگير شدن و نابود كردن وسايل زرهي و مواضع دشمن در فواصل معين است . هليكوپتر آپاچي در ماموريتهاي خودميتواند تا حدودي مستقل عمل كند كه به دليل سيستمهاي پيشرفته هدايت و ناوبري و سلاحهاي گوناگون ميباشد . در ماموريتهاي هليكوپتر آپاچي يك نقص عمده در هليكوپتر آپاچي شناسايي شد كه آسيب پذيري زياد اين هليكوپتر در برابر حملات نيروي زميني يا آتش نيروي هاي زميني (آتش پدافند و موشكهاي دوش پرتاب و .... ) بود . در جنگ دوم عراق در سال2003 حدود80% هليكوپترهاي آپاچي بر اثر آتش زميني آسيب ديدند و در جاهاي كوهستاني آسيب پذيري بيشتري دارند و عموما هليكوپتر آپاچي در جنگ شهري و يا در برابر نيروهايي كه كمين كرده اند ضعف دارد . زيرا نيروهاي پياده از حفاظت بيشتري براي استتار و مخفي شدن برخوردار هستند و هليكوپتر آپاچي هم نميتواند در اكثر مواقع اين كمين ها را شناسايي كند . در جنگ عراق نيروهاي عراقي و نيروهاي شورشي بعد از جنگ با هدف قرار دادن سيستم كنترل هليكوپتر و ورودي و خروجي موتورهاي هليكوپتر بارها باعث صدمه ديدن و فرود اظطراري و يا حتي از كار افتادن اين هليكوپتر شده است . هليكوپتر آپاچي در برابر آتش سلاحهايي مانند مسلسل هم تا حدي آسيب پذير است و اين هليكوپتر براي حمله به هدف از فاصله بيشتر از 850 متر استفاده ميكند. از ديگر نقاظ ضعف اين هليكوپتر آپاچي اين اسن كه تنها ميتواند به روي يك هدف تمركز كند و با يك هدف درگير شود و در صورت وجود تعداد زيادي هدف و فاصله داشتن اهداف آسيب پذير و ناكارامد است .

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



براي مقابله با اين وضعيت دشوار در نقاط مختلف هليكوپتر ژره محافظ بيشتر استفاده كرده اند ولي با وجود تمام اين سخنان هليكوپتر آپاچي از ساير هليكوپترها ديگر موفق تر است به دليل آنكه تسليحات بيشتري حمل ميكند و سرعت بيشتري دارد و از قدرت مانور زيادي برخوردار است . هليكوپتر آپاچي با تمام ضعفهايي كه دارد مقاوم ترين و موفق ترين هليكوپتر ارتش آمريكا است و با توجه امكان استفاده از موشكهاي سايدوايندر امكان درگيري و نبرد با هواپيماها را هم دارد . از هليكوپتر هاي آپاچي بيشتر به صورت تركيبي استفاده ميشود يعني اينكه در يك گروه به پرواز در مي آيند و يك گروه وظيفه حمله به اهداف را دارد و گروه ديگر براي پشتياني از هليكوپترهاي مهاجم در برابر خطرات است . از هليكوپتر آپاچي براي پشتيباني نيروي زميني و هدايت آتش توپخانه هم استفاده ميشود.

معرفي نمونه هاي مختلف هليكوپتر آپاچي :

*هليكوپتر آپاچي مدل اي AH-64A:

اين نمونه مدل اوليه اين هليكوتر است و هم اكنون در حال جايگزيني با نمونه جديدتر هليكوپتر آپاچي يعني لانگ بو ميباشد

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

*هليكوپتر آپاچي مدل دي AH-64D :

اين نمونه مدل بهينه سازي شده نمونه ابتدايي ميباشد كه در آن از گيرنده هاي حساس و پيشرفته و تسليحات پيشرفته تر استفاده شده است و از مهمترين تغييرات در اين نمونه نسبت به نمونه ابتدايي در اضافه كردن FCR رادار كنترل آتش(Fire Control Radar) است كه در بالاي پره هاي هليكوپتر نصب شده است و از آن در شناسايي اهداف و خطراتي كه هليكوپتر را تهديد ميكن استفاده ميكنند ارتفاع زيادتر سيستم FCR و پوشش جاذب امواج رادار به خلبان هليكوپتر كمك ميكند تا با پنهان شد در پشت يك درخت و يا ساختمان و يا هر نوع مانع ديگه بدون انكه ديده شود محيط را زير نظر داشته باشد و اهداف را شناسايي كند و با استفاده از اصل غافلگيري به انها حمله كند . سيستم FCR توانايي شناسايي موشكهاي شليك شده به سوي هليكوپتر را دارد و با هشدار به خلبان ميتواند از هليكوپتر دفاع كند . از ديگر تفاوتهاي نمونه لانگ بو با نمونه ابتدايي در استفاده از موتورهايT700-GE-701C و كاكپيت يكپارچه براي ديد بهتر ميباشد .آپاچی زمانی برای خودش افسانه بود اما با ساخته شدن هلیکوپتر میل هایند توسط اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی این افسانه برای همیشه شکسته شد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

استفاده كنندگان از هليكوپتر آپاچي:

ايالات متحده :

اولين نبرد اين هليكوپتر بعد از ورود به خدمت در سال 1989 در هنگام حمله به پاناما بود . از هنگام ورود به خدمت تا به حال اين هليكوپتر در ماموريتهاي مهمي مانند جنگ اول و دوم خليج فارس و افغانستان شركت داشته است . هليكوپترهاي آپاچي بزرگترين شكارچي تانكها و وسايل زرهي عراق در جنگ با اين كشور بودند و قسمت زيادي از توان زرهي عراق را نابود كردن



اسراييل:

اسراييل با بهينه سازي اين هليكوپتر آپاچي مدل اي(AH-64A) و سازگاري با سلاحهاي ساخت اين كشور از اين هليكوپتر براي شليك موشكهاي هدايت شونده وساير موشكها استفاده ميكند .

مشتريان و قيمت هليكوپتر آپاچي :

قيمت نمونه ابتدايي هليكوپتر آپاچي AH-64A 14.5 مليون دلار است و سنگاپور در سالهاي1999 تا2001 تعداد 20 فروند هليكوپتر آپاچي نوع دي هر كدام به مبلغ 56.25 مليون دلار را خريداري كرد . يونان در سال2003 12 فروند هليكوپتر آپاچي دي جمعا به مبلغ675 مليون دلار را سفارش داد كه اين رقم شامل تسليحات و قطعات يدكي هم ميشود .


تسليحات مورد استفاده هليكوپتر آپاچي :

يك توپ خودكار 30 ميلي متري با 1200 گلوله و موشكهاي هل فاير 1 و 2 / كشورهاي دارنده هليكوپترآپاچي :بجز آمريكا كشورهاي اسراييل/سنگاپور/يونان/ژاپن/مصر/هلند/بحرين/عربستان/امارات/اردن/انگلستان هم از دارندگان اين هليكوپتر هستند .

مشخصات فني هليكوپتر آپاچي:

تعداد خدمه: 2نفر

ارتفاع :3.87 متر

قطر پروانه : 14.63 متر

وزن خالي: 5.165 كيلوگرم (بدون سوخت و اسلحه)

وزن قابل حمل : 8000 كيلوگرم

حداكثر وزن برخاست : 9.520 كيلوگرم

نيروي محركه : 2 موتور توربوشفت

حداكثر سرعت : 273 كيلومتر در ساعت

برد عملياتي : بدون سوخت گيري 480 كيلومتر و با سوخت گيري 1900 كيلومتر

ارتفاع قابل فعاليت : حداكثر 6400 مت
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





منبع=
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
تا فعلا که بسه یکم زیاد شد

raptor22
26-01-2008, 17:39
تاريخچه ورود جنگنده F-14 تامكت به نيروي هوايي ايران (1)





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


خط توليد F-14 Aهاي ايراني در مراحل پاياني مونتاژ كه در كلورتون طي مي كردند به جز رنگ استتار، در نداشتن درب لوله سوختگيري هوايي جمع شونده با تامكتهاي نيروي دريايي ايالات متحده تفاوت داشتند.حذف اين درب به در خواست نيروي هوايي كه تجربه ايجاد خسارت به وسيله آن در حين پرواز داشت صورت گرفت.








چرا تامكت؟


از ديد بسياري از كارشناسان غربي ،عدم توانايي نيروي هوايي ايران براي جلوگيري از تجاوز هواپيماهاي شناسايي ميگ MIG-25R ،عمده ترين علت خريد F-14 از سوي دولت و نيروي هوايي ارتش ايران بود.اما واقعيت تا حدودي با اين باور تفاوت داشت. در اواخر دهه 1950 ،نيروي هوايي ايالات متحده با همكاري نيروي هوايي ايران پروازهاي شناسايي محرمانه اي را بر فراز خاك شوروي آغاز كرد ند. در ابتدا، هواپيكاهاي سبك و حتي هواپيماهاي ترابري براي اين كار مورد استفاده قرار گرفتند كه تعدادي از آنها توسط جنگنده هاي اتحاد جماهير شوروي ساقط شدند . پس از تحويل F-4 وسپس RF-4E به نيروي هوايي ماموريت هاي اكتشافي شدت بيشتري گرفت .
شوروي آشكارا نارضايتي خود و نگراني خود را در وارد شدن حجم عظيم تسليحات به ايران ابراز مي كرد و به همين علت پروازهاي شناسايي خود را بر فراز ايران آغاز نمود.
جنگنده رهگير هاي نيروي هوايي ايران و به ويژه F-4D تلاش زيادي براي دستيابي به فاكس بت هاي اكتشافي نمودند اما با توجه به مقدورات پروازي ميگ MIG-25 و مسيرهاي پروازي حساب شده آنها ،فانتوم هرگز به اين مهم دست پيدا نكرد.
شاه كه تمايل به درگيري مستقيم با شوروي نداشت و از طرفي پروازهاي جاسوسي طرفين شدت بيشتري يافته بود ،پيشنهاد داد كه اگر روس ها به همين رويه ادامه دهند ،پروازهاي مشترك نيروي هوايي ايران و ايالات متحده خاتمه يابد.اين پيشنهاد چندين بار مطرح و توسط آمريكاييها رد شد.پس از آن ،نيروي هوايي ايران ماموريت يافت در ازاي پرواز هر فاكس بت به ايران،دو پرواز بر فراز خاك شوروي انجام دهد. اما اين مبارزه راه به جايي نبرد وو تصميم بر آن شد كه مشكل به صورت اساسي حل شود .بايستي از پرواز متجاوز به خاك كشور جلوگيري ميشد ولي F-4 هاي مجهز به موشك هاي اسپارو ناتواني خود را در اين امر به فرماندهان نيروي هوايي اعلام كردند.


اسلحه پر قدرت تري مورد نياز بود!


نيروي هوايي ايران از چند سال پيش برنامه عظيم تجهيز و تسليح خود را به آخرين گونه تسليحات آمريكايي را آغاز كرده بود . با توجه به پيش آمدن رويدادهاي مزبور ،خريد يك جنگنده رهگير پيشرفته كه توانايي مقابله با تهديدهاي قابل پيش بيني تا حداقل 20 سال آينده را داشته باشد،مد نظر قرار گرفت.اين هواپيما مي بايست با استفاده از رادار و تسليحات قدرتمند و مداومت پرواز جنگي بالا توانايي پوشش به فضاي وسيع كشور را مي داشت.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




رقابت بر سر گزينش :


در اوايل سال 1347 ،نيروي هوايي ارتش ايران تمايل خود را براي خريد جنگنده F-111 را به شركت جنرال دايناميكس اعلام كرد اما بارد اين درخواست از طرف پنتاگون ،وزارت دفاع آمريكا خريد 32 فروند مكدانل F-4D را به ايران پيشنهاد داد.در ادامه ،پنتاگون با توجه به تجربيات به دست آمده از جنگ ويتنام ،F-111B را براي استفاده به عنوان محافظ ناو هواپيمابر غير مناسب اعلام نموده و نياز به يك رهگير در يايي جديد اعلام كرد.
در جواب شركت هواپيماسازي «گرومن» طرح هواپيماي F-14 تامكت را ارايه كرد.اين طرح گوياي جنگندهاي بزرگ ،سريع و پر قدرت بود كه بال متغير آن براي افزايش مداومت پروازي انعطاف پذيري و مانور پذيري در نبردهاي هوايي عليه جنگنده هاي ريز نقش و چابك ميگ ،از 14 تا 68 درجه به طور خودكار حركت ميكرد .دماغه هواپيما طوري طراحي شده بود كه توانايي حمل رادار غول پيكر پالس -داپلر هيوز AN/AWG-9 را داشته باشد.اين جنگنده در بيشترين آرايش ،توانايي حمل 6 موشك هوا به هواي دوربرد هيوز AIM-54 فينيكس را داشت.موشك مزبور توسط نيروي دريايي ايالات متحده براي مقابله با بمب افكن هاي اتحاد شوروي (به عنوان بزرگترين تهديد براي ناوگان بزرگ ناوهاي هواپيمابر)سفارش داده شده بود . كار رادار AWG-9 و موشك فينيكس در واقع از چند سال پيش از روي ميز طراحان آغاز شده و زمان استفاده از فرا رسيده بود.رادار مزبور نه تنها توانايي شناسايي هدف از فاصله فوق دوربرد را داشت بلكه به صورت همزمان 24 هدف متحرك را مسيرياببي كرده و همزمان 6 موشك AIM-54 را به سمت آنه روانه ميكرد . اين رادار به جنگنده F-14 توانايي رهگيري موشكهاي كروز در ارتفاع پايين و اهداف بلند پرواز و پرسرعتي همچون MIG-25 را نيز ميداد.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



به كارگيري تمامي اين قابليت ها در يك هواپيما ، براي نخستين بار در دنيا منجر به تولد يك «ابرجنگنده » شد.رهگيري كه توانايي مقابله با تقريبا تمامي تهديدهاي آن زمان را داشت.تامكت همچنين پيچيده ترين و گرانترين جنگنده ساخته شده تا آن زمان بود. در حين فرايند طراحي و ساخت تامكت ،رفته رفته مشكلات سر بر در آوردند ،افزايش هزينه ساخت (با توجه افزايش تورم)از جمله مشكلاتي كه سبب مباحثه و جروبحث هاي فراواني شد مبني بر اينكه جنگنده اي به اين گراني و پيچيدگي آيا اصلا مورد نياز است؟!!
به دنبال اين مناظره ها ،گرومن و نيروي دريايي آمريكا به عنوان دو ذينفع در اين پروژه ،براي ادامه حيات آن به پيدا كردن شريك ديگري براي تقسيم هزينه ها روي آوردند.
در آبان 1350 شركت گرومن نخستين تماس خود را با نيروي هوايي ايران بر قرار نمود كه به دنبال آن،در اسفند همان سال فرمانده وقت نيروي هوايي ،ارتشبد «حسن طوفانيان» براي اطلاع از جند و چون پروژه در جريان محرمانه ترين اطلاعات قرار گرفت. وي به عنوان مشاور نظامي شاه ،معاونت وزارت جنگ ورياست سازمان صنايع نظامي نيز را برعهده داشت .بااعلام نتايج سفر به شاه ،وي نيز تمايل خود را براي خريد جنگنده F-14 را اعلام داشت.
با اعلام ايين كه «F-14 همان جنگنده مورد نياز نيروي هوايي است» از طرف فرمانده نيرو ، نامه اي به پنتاگون براي گذراندن مراحل اداري خريد فرستاده شد،اگر چه نيروي هوايي به شركت مكدانل داگلاس نيز شانس ارايه محصول خود يعني F-15A ايگل را داد.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


يكي از نخستين خلبانان F-14 در ايران در باره ميزان علاقه مندي نيرئي هوايي به F-14 توضيح ميدهد :«چندين عامل براي گزينش F-14 به عنوان جنگنده مورد نظر داشتند ، با وجود اين كه مرز شمالي ما با شوروي و مرز با و جنوب غرب ما با عراق به وسيله كوهستان هاي مر تفع محافظت ميشد و به علاوه فرماندهي دفاع هوايي تعداد زيادي پدافند هوايي بر روي قله هاي متعدد براي پوشش بيشتر نصب كرده بودند ،اما كشوري با وسعت ايران هرگز نمي توانست نتها به پدافندهوايي متكي بتشد. تعدادقابل ملاحظه اي «نقطه كور »در كشور وجود داشت و البته گنبد سفيد ايستگا هاي راداري ما هدف خوبي حتي از فاصله 90 كيلومتري بودند.اطلاعات بدست آمده حاكي از آن بود كه شوروي در آغاز تهاجم حود به ايرا در ابتدا باد تمام قدرت در صدد انهدام اين مركز بر خواهد آمد.در جنوب ودر امتداد خليج هميشه فارس ايستگاهاي رادار ي ما به ايستگاههاي راداري آمريكا مجهز شده بودند كه حتي پس از ارتقا در شرايط مرطوب و گرم آن مناطق (كه 10 ماه از سال را به خود اختصاص مي دهد)كارايي چنداني نداشتند. تمامي رادارهايي كه در قالب كمك هاي نظامي از طريق ايالات متحده به ايران داده شده بود از فناوري روز فاصله زيادي داشتند .آنها آنچه مي خواستند به ما مي دادند نه آنچه كه ما نياز داشتيم. در سال هاي 1352 تا 1353 يك گروه از كارشناسان رادار نيروي هوايي به مطالعه در زمينه ي مشكلات رادار هاي موجود و نحوه تقويت آنها پرداختند كه نتيجه اي در بر نداشت ودر ادامه آنكه به اين نتيجه رسيدند كه براي از بين بردن مشكلات نقاط كور بايد از رادار پرنده استفاده شود در عين حال اين هواپيما مي بايست توان ايي دفاع از خود را داشته باشد بدون شك اين رادار پرنده در جنگ تحميلي 8 ايران و عراق نشان داد كه همان هواپيماي مورد نياز است .

به نقل از ماهنامه صنايع هوايي شماره 198 آذر 86


ادامه دارد.

Persian_Gun's
26-01-2008, 17:57
آشنایی با یکی از دوربردترین موشکهای هوا به هوای روسی Novator KS-172 AAM-L




موشک Novator موسوم به KS-172 AAM-L (نام دیگر: R-172) موشکی هوا به هوایی است بسیار دوربرد که در دفتر طراحی Novator توسعه یافته و تولید شده است.
این موشک تنها جهت نصب بر روی Su-35 ، Su-37 و MiG-31BM طراحی شده است. هرچند گزارش های مبنی بر استفاده از این موشک دوربرد بر روی آواکس های A-50 منتشر شده است.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


هدف اصلی از طراحی این موشک، جلوگیری از پرواز آواکس و سایر هواپیماهای پیش اخطار بود. هرچند که به راحتی می توانست به عنوان سیستم ABM نیز به کار رود که افشای این موضوع باعث تیره شدن روابط با ایالات متحده می گشت، زیرا دو طرف اتحاد شوروی سابق و ایالات متحده، پیمان ABM یا منع تولید موشکهای ضدبالستیک را امضاء کرده بودند تا بدین وسیله از گسترش بی حد و حساب موشکهای اس اس به نوعی جلوگیری کنند.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این موشک بسیار دوربرد از سیستم هدایت راداری فعال بهره می برد و می تواند به اهدافی تا ارتفاع 100 هزار فوت که سرعتی برابر 4 ماخ دارند هدفگیری شده و به دقت اصابت نماید در حالی که هدف مورد نظر در حال اجرای مانورهایی تا 12g می باشد.
هرچند نوع خاصی از رادار ناشناخته ی تولید شده توسط زاسلون فقط جهت جنگنده هایی که از این موشک بهره می گیرند ساخته شده است که طبق گزارش مامور CIA این رادار ویژه، بردی برابر 500 تا 600 کیلومتر در عرضی به پهنای 60 درجه را تراک می کند، ضمن اینکه همانند سایر رادارهای روسی از قابلیت دید پائین – شلیک پائین نیز بهره می برد و قادر است به اهدافی به ابعاد حدود 50 سانتی متر مربع در ارتفاع 5 فوتی نیز شلیک شود! با این حساب، جنگنده بمب افکن های استیلتی نظیر F-22 ، B-2 و F-117 نیز می توانند به آسانی شکار R-172 شوند.



سوخوی35 در کنار موشک R-172 [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


طرح ها و نقشه های R-33 ، R-37 ،MiG-31 و R-172 در دهه ی 1980 از طریق یک مامور CIA با نام مستعار Donald سر از ایالات متحده درآورد. وی بعدها توسط KGB شناسایی و دستگیر شد و در اواخر دهه ی 1980 در مسکو تیرباران شد.
این موشک برای اولین بار در نمایشگاه هوایی در ابوظبی به سال 1993 بر روی سوخوی35 رویت شد. هرچند کمبود منابع مالی، مانع تولید و توسعه ی انبوه آن شده است اگرچه آزمایشات پرتابی آن با موفقیت همراه بوده است.
تولید این موشک در روسیه بارها به تعویق افتاده است. در سال 1997 پروژه ی این موشک کاملن روسی محسوب می شد، ولی به سال 2004 قرار بر این شده که با تولید مشترک در هند، بر روی جنگنده های هندی Su-30MKI نصب گردد.
موشک KS-172 حدس زده می شود که بر پایه ی همان موشک ضدهوایی (9K37M1 Buk-M( طراحی شده باشد. (نام ناتو: SA-11 'Gadfly')



تصاویری از نوع زمین به هوای R-172 موسوم به SA-11[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این موشک از یک راکت دو مرحله ای به عنوان موتور استفاده می کند که قادر می سازد برد زیادی معادل 400 کیلومتر (250 مایل) داشته و به راحتی به سرعت 4 ماخ دست یابد.
این موشک با سیستم ناوبری داخلی و براساس اطلاعات منتقل شده از جنگنده ی شلیک کننده، خود را به نزدیکی هدف می رساند، سپس با استفاده از رادار درونی خود، هومینگ دقیق و نهایی خود را انجام داده و سپس سرجنگی بسیار پرقدرت آن منفجر می شود.
این موشک عمدتن جهت هدفگیری بسیار دوربرد بر علیه سیستم های آواکس یا تانکرهای سوخت رسان آمریکایی یا جنگنده های محافظ ناوهای دریایی (نظیر اف14) به کار می رود، بدون آنکه وارد نبرد نزدیک با این ادوات هوایی شود.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



سیستم بسیار پیشرفته ی رهگیری اهداف دوربرد، امکان سرنگونی جنگنده های استیلت آمریکایی را به راحتی فراهم می آورد. با این تفاصیل می توان گفت که یکی از دلائلی که ایالات متحده دست به طراحی AIM-152 زده است، موشکهایی جدید و بسیار دوربرد و ضداستیلت روسی نظیر R-37 و R-172 می باشند.

مشخصات فنی (تخمینی):
طول: 4/7 متر
طول بالچه ها: 75 سانتی متر
قطر موشک: 51 سانتی متر
وزن: 750 کیلوگرم
سرعت: 4 ماخ
برد: 400 کیلومتر (250 مایل)
هدایت پذیری: ناوبری اولیه و هومینگ نهایی به صورت راداری فعال
سرجنگی: 50 کیلوگرم TNT
موشکهای معادل: AIM-54C و R-33 و R-37 و AIM-152


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
26-01-2008, 17:59
موشک های MIRV یا چند هدفه



در موشك هاي MIRV يا موشك هاي چندين هدفه,موتور اصلي موشك(يا بوستر) وظيفه بالا بردن موشك و قرار دادن ان در مسير اصلي حركت را به عهده دارد(به عكس نگاه كنيد). بعد از مرحله اول و در مانور اصلي موتور كوچكي كه بر روي موشك قرار دارد به همراه سيستم هدايت خودكار كامپيوتري فعال ميشود.بعد از قرار گرفتن در منحني بالستيكي و قرار گرفتن در نقطه بازگشت كه شامل هدف گيري,هدف ميباشد كار رها كردن كلاهك ها در خط سير خاص خودشان انجام ميگيرد.اين مانور با خط سيرهاي متفاوتي انجم ميگيرد و در هر مرحله يكي از كلاه ها ازاد ميشوند و اين كار براي همه كلاهك ها انجام ميشود.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مراحل پرتاب موشك(MIRV) Minuteman III ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]):
1- موشك از سيلوي خود به وسيله موتور شماره 1 پرتاب ميشود.
2- 6۰ ثانيه بعد از پرتابموتوره مرحله اول به اب انداخته ميشود و موتور دوم روشن ميشود و موشك از پوشش خودش خارج ميشود.
3- 120 ثانيه بعد از پرتاب موتور سوم روشن شده و موتور شماره دو را از بدنه جدا ميكند.
4- 180 ثانيه بعد از پرتاب پيشرانه موتور شماره 3 پايان پيدا ميكند و موتور تقويتي حمل كننده از موشك جدا ميشود.
5- موتور تقويتي حمل كننده موشك را در جاي خودش قرار ميدهد و موشك اماده ميشود براي بازگشت.
6-در مرحله بازگشت فريب دهنده و پوسته موشك از يكديگر جدا ميشوند.
7- در مرحله بازگشت پوسته با سرعت بسيار زيادي وارد جو ميشود و در هنگام پرواز مسلح ميشود.
8- كلاه هاي هسته اي منفجر ميشوند با يكديگر در هوا و يا در زمين.
قابل توجه است که موشک فجر ۳ که در رزمایش پیامبر۲ مورد استفاده قرار گرفت در گروه این نوع از موشک ها قرار میگیرد.این گروه از موشک ها از قدرت تخریب بسیار بالایی برخوردار هستند و قابلیت پوشش منطقه وسیعی را دارا هستند.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:00
هلفایر آتش جهنمی


ساعت یک بامداد 17 ژانویه سال 1991 هشت فروند بالگرد آپاچی از یگان هوانیروز آمریکا واقع در غرب عربستان سعودی رهسپار ماموریت"نورمادی"شدند.هدف اصلی عملیات انهدام دو ایستگاه راداری مهم عراق در فاصله 56 کیلومتری بود.گروه به دو تیم چهار تایی تقسیم شد و به مدت 90 دقیقه در سکوت کامل رادیویی در ارتفاع پایین به پرواز در آمد.درست در ساعت 2:38 بامداد بالگردهای آپاچی 28 موشک هلفایر به سمت دو ایستگاه راداری شلیک کردند و به انهدام آن منجر شد و کریدوری به پهنای 32 کیلومتر ایجاد کرد.5/4 ساعت بعد عملیات"توفان صحرا"شروع شد و بیش از صد فروند هواپیما شروع به حرکت بر فراز عراق کرد.این عملیات را نخستین کاربرد موشک هلفایر می دانند.
هلفایر سامانه ی موشکی هوا به زمین است که دقت و توانایی تخریب بالایی داشته و می تواند برای انهدام اهداف بزرگ و سنگین در حملات هوایی مورد استفاده قرار گیرد.این موشک می تواند از بالگردهای مختلفی همچون AH-64,AH1W,OH-58,UH-60 شلیک شود.



معرفی سامانه ی موشک هلفایر اگر چه سامانه موشکی هلفایر در ابتدا برای استفاده در عملیات ضد تانک طراحی شد اما ادعا شده که برای اهداف دیگر هم کاربرد موفقیت آمیزی داشته است.سامانه ی یاد شده می تواند اهدافی همچون انبار مهمات,رادارها,تجهیزات ارتباطی,ساختمان ها و حتی ناوها کوچکی که با سرعت بالا در حرکتند را به گونه ای موثر از کار انداخته و نابود کند.حتی در صورت نیاز ی تواند نقش موشک هوا به هوا را در بالگردی با سرعت کم یا نزدیک سطح زمین بازی کند.
هلفایر از ترکیب حرف اول کلمات هلی برن و آتش و رها تشکیل شده است که می تواند این برداشت را به وجود آورد که موشک پس از شلیک به طور خودکار و بدون نیاز به هدایت توسط انسان به سمت هدف پرواز می کند.در صورتی که این برداشت حداقل برای نمونه های اولیه این سامانه نادرست است.نمونه های اولیه موشک هلفایر دارای هدایت نیمه فعال لیزری است.این موشک به یک پرتو لیزری کد گذاری شده نیاز دارد تا روی هدف قفل کند و موشک از این طریق موقعیت هدف را تشخیص داده و به آن اصابت کند.بنابراین موشک هدف را پیدا نمی کند در واقع پرتو لیزر منعکس شده از هدف را می یابد.ساختار کلی موشک هلفایر در انواع مختلف مشتمل بر پنج بخش اصلی به صورت پیشران,جستجوگر لیزری,بخش هدایت,بخش کنترل و سرجنگی است.
بخش پیشران بین بخش های هدایت و کنترل در نزدیکی انتهای موشک واقع است.این بخش دارای پیشران سوخت جامد است که بسته به دمای هوای بیرون کم و بیش 2 تا 3 ثانیه می شوزد.هدف از بخش پیشران تولید نیروی پیشران کافی بریا جدا شدن موشک اغز پرتاب گر است تا به شتاب 10g دست بافته و تا رسیدن به هدف در بیشینه برد 8 کیلومتر نیروی رانش را فراهم کند.موشک می تواند اهداف واقع در فاصله ی بیش از 8 کیلومتر را در هم تخریب کند ولی با افزایش فاصله برخورد کم می شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ردیاب لیزری که در دماغه ی موشک قرار دارد از داخل بالگرد برنامه ریزی می شود تا کد لیزری ویژه ای را دریافت کند.از آن جایی که لیزر تابانده شده توسط علامت گذار و آنجه موشک جستجو می کند یکسان است احتمال خطای موشک در تشخیص پرتو لیزر به صفر می رسد.موشک پس از شلیک شروع به جستجو در محیط کرده و لیزر کد شده مورد نظر که از هدف منعکس می شود را می یابد.با تشخیص آن روی هدف قفل می کند.پس از قفل ردیاب اطلاعات مورد نیاز را به بخش هدایت می رساند تا موشک به سمت هدف هدایت شود.بعد از دریافت اطلاعات از جستجوگر لیزری مغز موشک یا بخش هدایت اطلاعات سامانه ای فرمان را برای پایداری موشک محاسبه کرده و این داده ها را به بخش کنتل می فرستد.بخش کنترل در انتهای موشک قرار گرفته و شامل یک سامانه عملگر نیوماتیکی است که دستورات سامانه ی فرمان را به حرکت بالک های کنترلی تبدیل می کند.این بالک ها به بال های هواپیما شباهت داشته و به موشک این امکان را میدهد که به سمت انرژی لیزری که از هدف انعکاس یافته مانور دهد.
سرجنگی آخرین بخش موشک است که در فرایند شلیک دخالت دارد.زمانی که موشک با هدف برخورد کند یک حس گر فعال سیگنال الکتریکی را به فیوزی که در عقب خرج سوخت قرار دارد فرستاده و باعث انفجار می گردد.خرج شوخت نیروی لازم جهت نفوذ و انفجار هدف را فراهم می آورد.



نمونه های مختلف سامانه هلفایر AGM-114 سامانه موشکی هلفایر که با کد AGM-114 شناخته می شود دارای نمونه های مختلف است.مدل AGM-114A نخستین موشک هلفایر است.پس از آن AGM-114B ارایه شد که در ارتفاع پایین تری نسبت به AGM-114A پرواز می کند.این موشک دارای موتور راکت با کمترین میزان دود نسبت به AGM-114A است و در ناوگان نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد.نمونه های AGM-114F و AGM-114C هم در خط سیر پایین با کمترین میزان دود موتور راکت پرواز می کنند.در نمونه ی AGM-114K اگر بخش لیزری موشک پس از هدف یابی درونی از کار بیفتد موشک با کمک بخش رادار تجسسی تا رسیدن به هدف ببه حرکت خود ادامه می دهد.نمونه های AGM-114F و AGM-114K دارای سرجنگی دو مرحله ای است.این ویژگی بریا بهبود بخشیدن به عملکرد سرجنگی در مقابل زره های واکنشی است.نمونه های AGM-114M به جای سرجنگی خرج گود که کاربرد ضد زره دارد به سرجنگی ترکش زا مجهز است.که دارای کاربرد تخریب اهداف نرم است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

روش به کار گیری موشک هلفایر به دو روش می توان موشک هلفایر را در میدان نبرد به سمت هدف شلیک نمود روش خودکار و کنترل از راه دور.در روش خودکار سرنشینان بالگرد هدف را شناسایی کرده و سپس موشک را شلیک می کند و تا زمان تخریب موشک را به کمک علامت گذاری لیزری (مستقر روی همان بالگرد) هدایت می کنند.در روش کنترل از راه دور بالگرد تنها موشک را شلیک می کند و علامت گذاری لیزری که در جایی غیر از بالگرد شلیک کننده موشک به عنوان مثال روی زمین یا بالگرد دیگر قرار دارد نقش هدایت موشک تا برخورد به هدف را بر عهده دارد.از آن جایی که در این روش بالگرد شلیک کننده موشک پس از شلیک نیازی به هدایت موشک ندارد می تواند از صحنه نبرد خارج شود که در نتیجه باعث افزایش حفاظت بالگرد و تیرانداز در صنحنه نبرد می شود.
افزون بر دو روش به کارگیری فوق موشک هلفایر را به دو روش می توان روی هدف قفل نمود.روش قفل شدن روی هدف قبل از شلیک و روش قفل شدن روی هدف بعد از شلیک.در روش اول علامت گذار لیزری قبل از شلیک موشک هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.مزیت استفاده از این شیوه اطمینان خلبان بالگرد از قفل کردن موشک روی هدف در مرحله قبل پرتاب است.در این روش احتمال از دست رفتن کنترل موشک کاهش می یابد.عیب این روش احتمال احتمال هوشیاری هدف و نشانه دادن واکنش همچون پرتاب نارنجک های دود زا است که عامل مهمی در ایجاد اختلال در فرایند هدایت موشک هلفایر است.
در روش دوم علامت گذار پس از شلیک موشک هدف را روشن می کند.در این روش پیش از هدف یابی لیزری بالگرد موشک را به سمت مسیر هدف شلیک می کند در نتیجه موشک ابتدا بدون دید حرکت می کند.موشک به اندازه ی خیلی کمی در اوج می گیرد ولی تا بعد از زمان از پیش تعیین شده برای به کار افتادن لیزر در ارتفاع نسبتا پایین می ماند.مزیت این روش در آن است که علامت گذار در زمان مناسب هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.از آن جایی که در این روش هدف مدت زمان زیادی تحت پرتو لیزر قرار نمی گیرد امکان نشان دادن واکنش مناسب ندارد.معمولا در این روش در مواجه با تانک های پیشرفته امروزی که به تشخیص دهنده های تهدید لیزر مجهز هستند استفاده می شود.اگر چه به طور مشخص روش"قفل روی هدف پس از شلیک"از روش"قفل روی هدف قبل از شلیک"پیچیده تر است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



سايت دانشجو

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:04
V-1 نخستین موشک کروز جهان



مقدمه V-1 نام موشک هدایت شونده ای است که توسط آلمان پیش از جنگ جهانی دوم طراحی و ساخته شد . این موشک که در واقع نخستین موشک کروز جهان به شمار می رفت همچون دیگر انواع موشکهای کروز هواپیمای بدون خلبانی بود که سر جنگی بزرگی حمل می نمود . گوبلز وزیر تبلبغات وقت آلمان به این موشک لقب انتقام گیر داده بوده . وی - 1 در نظر رهبران المان نازی مظهر انتقام از کشورهای متفقین به شمار می رفت .

موشک کروز وی -1
موشک کروز وی -1 توسط دو مهندس و طراح آلمانی به نامهای رابرت لوسر از شرکت فیسلر و فریتز گوسلاو از شرکت آرگوس در نیروی هوایی آلمان طراحی و ساخته شد . این موشک از ژوئن 1944 تا مارس 1945 برای در هم کوبیدن اهدافی در جنوب شرق انگلیس و بلژیک و به ویزه شهرهایی در لندن و آنتوروپ به کار می رفت . نخستین موشک وی -1 در سیزدهم ژوئن 1944 به نزدیکی پل راه آهن در انگلستان اصابت کرد . برای پرتاب ان از سکوی پرتابی که در امتداد سواحل فرانسه و هلند قرار داشت استفاده می شد . . طبق گزارشات موجود تعدادی از این موشک ها توسط هواپیماهای آلمانی بر فراز دریای شمال شلیک شده بود .استفاده از وی -1 و به دنبال آن موشک بالستیک وی -2 وحشت عجیبی به جنگ داده بود . چرا که بدون دخالت انسان پرواز میکردند و اهدافی را در دوردست مورد هدف قرار میدادند . وی -1 به لحاظ نوع طراحی و سامانه هدایت و پیشرانش شباهت بسیاری با موشکهای پیشرفته کروز امروزی دارد. از دید کارشناسان نظامی وی- 1 نخستین موشک کروز عملیاتی جهان بود .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نخستین پرواز آزمایشی وی -1 در اواخر سال 1941 یا در اوایل سال 1942 در پینه موند و نخستین شلیک تهاجمی آن نیز روز 12 ژوئن سال 1944 انجام شد . سکوهای پرتاب موشک وی-1 فقط میتوانستند تعداد 15 موشک در روز را پرتاب کنند و این وضعیت تا پایان جنگ نیز حفظ شد . اگرچه برخی گزارشات حکایت از شلیک تا 18 موشک از یک سایت در روز داشت . بیشترین تعداد موشکهای وی-1 از سکوهای متحرک واقع در منطقه لوفت واف بین ژولای 1944 تا ژانویه 1945 شلیک شد . در این فاصله زمانی تعداد 1176 موشک وی -1 از هواپیماهایی که بر فراز دریای شمال به پرواز درآمده بودند شلیک شد . در مجموع چیزی حدود 30000 موشک وی -1 تولید شد که تعداد 10000 فروند ان تا 29 مارس 1945 تنها به اهدافی در کشور انگلستان شلیک شد و از این تعداد 2419 مورد به شهر پرجمعیت لندن اصابت کرد .

نگاه کلی به موشک کروز وی-1
این موشک با موتور جت کار می کردو ترکیبی از هوای فشرده و بنزین را مصرف میکرد . موتور ان مقدار 2.9 کیلو نیوتون نیروی رانش برای بیشینه سرعت یعنی 640 کیلومتر در ساعت تولید می کرد . . برد ان حدود 250 کیلومتر بود که تا 400 کیلومتر افزایش یافت . طول این موشک 7.9 متر و فاصله بین دوبال آن 5.3 متر بود و 2180 کیلوگرم وزن داشت و در ارتفاع 100 تا 1000 متری سطح زمین پرواز میکرد. متوسط ارتفاع پروازی وی -1 بین 610 و 915 متر بود . سرجنگی ان 850 کیلوگرم وزن داشت و 150 گالن سوخت (هرگالن برابر است با 4.55 لیتر در بریتانیا و 3.8 لیتر در آمریکا ) در آن جای میگرفت .



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

وی یک موشک ساده ای بود که بدنه ان بیشتر از ورق فلز و تخته سه لایی بود و برای مونتاژ ان نیاز به حدود 50
ساعت زمان بود . از آنجایی که موتور این موشک از خود صدای وزوز تولید میکرد آن را با نام موشک وز وزی نیز می شناختند . دستگاه مسافت سنج این موشک ملخ کوچکی بود که روی دماغه موشک قرار داشت و یک دستگاه شمارشگر را می چرخاند و بدین تریتیب تخمین مسافت صورت می گرفت . . وقتی وی -1 مسافت معینی را طی میکرد با پیام مسافت سنج تمام سامانه های کنترل موشک از کار می افتادو موشک به سمت هدف شیرجه میزد


سامانه هدایت وی -1
سامانه هدایت این موشک ساده و ابتدایی بود ولی طرحی دقیق و حساب شده داشت . با این حال در عمل با کاستی همراه بود . وقتعی که موشک پرتاب می شد یک خلبان کوچک خودکار کنترل اوضاع را به دست میگرفت و سرعت و ارتفاع موشک را با یک سامانه پاندول تنظیم میکرد و بازخورد عقب و جلو موشک را گرفته ان را با وضعیت موشک ارتباط میداد تا تکانها و لرزه های ان را مهار کند .بین یاو و رول و دیگر حسگرها تعامل دقیقتری وجود داشت . یک قطب نمای جایرو مغناطیسی بازخورد لازم برای کنترل محور عرضی (پیچ)و طولی (رول ) ایجاد میکرد .
در دماغه وی-1 ملخ کوچکی وجود داشت که به یک پیچ و رزوه متصل بود و این پیچ و رزوه در داخل موشک به جلو و عقب می رفت . . روی این پیچ یک واشر وجود داشت و در پشت پیچ هم دو کنتاکت الکتریکی وجود داشت . وقتی وی -1 پرواز میکرد جریان هوا باعث چرخش ملخ و به دنبال آن محور رزوه میگردید . . با چرخش این محور واشر در امتداد آن کوک می شد . وقتی که این واشر به کنتاکت های الکتریکی می رسید مداری ایجاد می شد که به سولونید (متصل به یک گیوتین کوچک الکتریکی ) برق رسانی میکرد. کار این گیوتین بردیدن سیم کنترل بالابرنده بود که پس از بریده شدن آن بالابر در وضعیت کاملا پایین قرار میگرفت و موشک میتوانست شیرجه ناگهانی بزند . . قبل از شلیک موشک مهندسین با مدنظر قرار دادن فاصله موشک تا هدف و پیش بینی باد مخالف موقعیت شروع واشر را روی محور تنظیم میکردند و سپس وی یک را شلیک کرده و به حال خود رها می کردند.

نبرد با وی -1
وی -1 به واسطه نوع طراحی که داشت کمابیش در برابر فنون معمولی نبرد هوایی ایمن بود . اما چنانچه از ناحیه سرجنگی مورد اصابت گلوله انفجاری مسلسل هواپیما قرار میگرفت منفجر می شد . متفقین برای سرنگونی این موشک از پدافندهای ضد هوایی استفاده می کردند ولی به دلیل سرعت زیاد و کوچک بودن موشک ها سرنگون کردن انها بسیار مشکل بود . متفقین در ابتدای کار برای ساقط کردن هر موشک به طور متوسط 2500 گلوله شلیک میکردند . گچه وی -1 نتوانست به گونه ای که انتظار میرفت عمل کند اما متفقین را بر آن داشت تا تمام توان و نیروی نظامی خود را برای مقابله با ان بسیج کنند . با تولد موشک بالستیک وی -2 که دقیقتر از وی -1 عمل می کرد شرایط مقابله با ان برای متفقین سخت تر شد . اگرچه وی -2 در پایان جنگ متولد شده بود و نتوانست تاثیر چندانی بر نتیجه جنگ گذارد .


خصوصيات
عملكرد: موشك كروز
طول:۷.۹ متر
وزن: ۲.۱۸۰ كيلوگرم
طول بال:۵.۳۷ متر
برد:۲۵۰ تا ۴۰۰ کیلومتر
سرعت: ۶۵۶ کیلومتر بر ساعت
نیروی پيشرانه: ۲.۹ کیلوتن
كلاهك: ۸۵۰ کیلوگرم
زمان ساخت:۱۹۴۲

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:06
آشنايي با موشک کروز


موشکهای کروز CRUISE


کلمه انگلیسی ”CRUISE ” در فـارسی بـه مفهوم سفـر دریـایی و گشت زنی می باشد . وقتی ایـن کلمه همراه موشک به کـار می رود, طبق نظر کارشناسان کنترل تسلیحات،جنگ افزارهای با کلاهـک هستـه ای(حداکثـر برد 500 الی 600 کیلومتر ) را شامل می شوند .



ویژگیهای موشک کروز
موشک کروز دارای چهار ویژگی زیر است :
1-موشک در طبقات پایین جو (30 کیلومتر یا 10000 پا) از نیروی برا (Lift) آیرودینامیکی استفاده می کند .
2-در حین پرواز قادر به تغییر مسیر و ارتفاع بوده و می تواندبه دفعات این کار را تکرار کند .
3-بردی بیشتر از 50 کیلومتر دارد .
4-در یک پرواز عادی یکسره، موشک در تمام مسیر هدایت شده وحامل انواع مختلفی از سر جنگی است .
موشکهای کروز معمولا از تکنولوژی هواپیما استفاده می کنند و دارای کلاهک مشابه ،کوچکتر و ارزانتر از موشکهای بالستیک هستند. به کارگیری سیستمهای ناوبری و هدایت پیشرفته دقیق نظیر GPS و GLOSNASS باعث شده تا نسبت به موشکهای بالستیک دقت بیشتری را دارا بوده و به همین دلیل از توسعه و تولید بیشتری نیز برخوردار باشند .
از نظر قدمت، سلاح آلمانی Doodil Bugs V1 ، اولین کروز عملیاتی است که در سال 19۴4 علیه انگلیس به کار گرفته شد . Doodil Bugs V1 با 70 درصدناکامی از موفقیت نسبی برخوردار بودند .پرواز مستقیم و سرعت کم این موشک باعث می شود که درجه آسیب پذیری و ضایعات آن بیشتر شود.و همچنین به وسیله رادارهای دشمن کشف، رهگیری و توسط هواپیماهایی که سرعت بیشتری را دارند ،مورد هدف قرار بگیرند
در سال 1970 پیشرفتهایی در میکرو الکترونیک ، کامپیوتر و موتورهای توربوفن کوچک حاصل شد . بهره گیری از این دو پـدیـده تکنولوژی سـاخت مـوشک کـروز امروزی را امکان پذیر کرده است .
این موشک ها در واقع مشابه یک هواپیمای بدون خلبان ، در همه مراحل پرواز دارای هدایت است . موشکهای کروزی که امروزه در دسترس هستند بـا بـرد 600 الـی ۳۰00 کیلومتـر در انواع زیر می باشند :
زمین پایه Ground Launched Cruise Missile
هواپرتابی یا هواپایه Air Launched Cruise Missile
دریاپایه یا دریا پرتابی Submarine Launched Cruise Missile



تفاوت میان موشک بالستیک و کروز
یکی از تفاوتهای میان این دو موشک در چگونگی عملکرد در مراحل نهایی است . موشک بالستیک به هنگام پرواز در جو زمین با سیستمهای کنترل پرواز همچون بالهای منحنی برای جریان هوای آیرودینامیکی و سکان و پره های بالابرنده که موشک را به صورت افقی و عمودی تراز می کنند مسیر خود را تصحیح می کند . که در صورت پرتاب سیستمهای هشدار دهنده می توانند مسیر آنها را کشف و به مقابله بپردازند . در صورتیکه موشک کروز می تواند با سقف پرواز کم و مجهز به رادار کوچک و پرتوی مادون قرمز با استفاده از یک اشتباه در سپر پدافند دشمن از آن عبور کرده و هدف خود را نابود کند .



روش هدایت موشک کروز
سیستم انطباق متقابل پشت سرهم جغرافیایی Train Counter Matching
این سیستم بر اساس اطلاعات دقیق توپوگرافی از زمین هدف استوار است. در این روش، محوطه ای از سطح زمین به طول 10 کیلومتر و به عرض 2 کیلومتر به مربع های یک صد متری تقسیم و ارتفاع متوسط در هر کدام از آنها را مشخص و به صورت ماتریکس (2000 رقم مختلف و هر رقم مخصوص مربع خاصی از زمین مورد نظر) به صورت عددی (Digital ) به حافظه کامپیوتر وارد می شود موشک وقتی به محوطه مورد نظر رسید، ارقام اندازه گیری شده را با ارقام ارسالی از موشک، در حافظه مقایسه می کند و با توجه به نتیجه مقایسه ، موقعیت محل شناسایی شده و دستور بعدی را از طریق دستگاه محاسبه ، به سیستم کنترل اتوماتیک صادر می کند .
بررسی های بعدی در زمانی که موشک بـه هدف نزدیک می شود انجام می گیرد و سرانجام انتخاب مسیر می شود . در موشکهای کروز دریاپایه اولین و بزرگترین بررسی بلافاصله پس عبور موشک از دریا و رسیدن به خشکی انجام می شود .
موشکهای موجود امکان ذخیره 20 نقشه در حافظه خود را دارند . ایـن روش هـدایت بـرای زمین هـایی کـه از عـوارض و ناهمواریهای زیاد برخوردارند ، مناسب می باشد .



روش هدایت موشک کروز ۱- سیستم ( Cross Detection System CDS)
استفاده از خاصیت انعکاس امواج در سطح زمین و یکسان نبودن آن در نقاط مختلف ، اساس این نوع هدایت را –که تا چند سال پیش در دست بررسی بود- تشکیل می دهد . در این روش ، موشک علاوه بر رادار ، مجهز به دستگاهی است که نوع امواج راداری منعکس شده از نقاط مختلف زمین را تشخیص می دهد . موقعیت دقیق موشک نیز از طریق مقایسه ارقـام موجود در حافظه و ارقـام مشخص ، تعیین می شود . از مزایای این سیستم ، امکان بهره گیری از آن در هرنقطه از سطح زمین می باشد ، در حالی که در روش اول برای مناطقی که از عارضه زیاد برخوردارند ، مناسب است. ذکر این نکته ضروری است که هیچ کدام از دو روش ذکر شده برای مسیرهای دریایی مناسب نیستند .
۲- سیستم GPS و GLOSNASS( Global Position System )
گیرنده ماهواره ای موجود در موشک، کشتی یا ایستگاه زمینی متحرک یا ثابت با دریافت فرکانسهای حاوی اطلاعات ماهواره ای (3 یا 4 ماهواره) موجود در مدار زمین و انجام محاسبات ، موقعیت دقیق مکانی را محاسبه و تعیین می کند . برای سهولت دستیابی ماهواره های مورد نیاز در هر لحظه و هر نقطه از زمین، تعدا 34 ماهواره به این منظور پرتاب شده است. با این وضعیت امکان تعیین موقعیت در هر لحظه و نقطه زمین فراهم است. این سیستم بخصوص برای مسیرهای دریایی مناسب می باشد.سیستم ماهواره ای GPS يك سيستم موقعيت ياب امريكايي است و GLOSNASS نوع روسي اين سيستم است.در كل سيستم GPS در سيستم موشك هاي ساخت آمريكا بكار ميرود و GLOSNASS در سيستم موشك هاي ساخت روسيه (قابل ذكر است كه هر دو كشور در حال ارتقاء سيستم هاي موقعيت ياب خود هستند).


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



۳- سیستم DSMAC ( Digital Sence Matching Area Correlation )
این هدایت مخصوص بخش پایانی مسیر موشک است. اساس تصمیم گیری در این روش مقایسه تصاویر تلویزیونی محلهای مورد نظر و مقایسه آن با تصاویر اصلی از قبل گرفته شده به صورت اطلاعات عددی استوار است. در این سیستم ، پس از انجام عمل مقایسه و تطبیق، موشک موقعیت خود را تعیین و پس از محاسبه انحراف مسیر و انجام اصلاحات، سرانجام موشک به فاصله 10 متری، خود را به هدف می رساند. نکته مهم در این روش ، توان مقایسه تصاویر بی شمار با تصاویر حقیقی است و مقایسه کننده های تصویری آن قادر به مقایسه 10000 پیکسل نوری در چندین ثانیه هستند .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



۴- توصیف
چنانچه محوطه ای که موشک کروز از آن پرواز می کند ، عاری از تجهیزات پدافندی و عملیات خصمانه باشد ، این موشک مسیر خود را تا ارتفاع 5000 تا 10000 پایی ادامه می دهد . در صورت برخورد بـه فضای محافظت شده ، کـروز ارتفـاع خـود را کـم می کند و به 50 الی 300 پا تقلیل می دهد . ارتفاع حقیقی در این حالت به تندی و شیب و همچنین زیاد بودن عوارض زمین بستگی دارد .
کنترل موشک از طریق سطوح آیرودینامیک آن انجام می شود . موشک کروز شبیه هواپیمای بدون خلبان است .
اغلب موشکهای کروز از جایگاه و محل استقرار خود با استفاده از بوستر سوخت جامد، پرتاب می شوند و بعد از روشن شدن موتور توربوفن هوازی خود ، بوستر جدا و تنها موتور اصلی باعث رانش آن به جلو می شود .
علی رغم اینکه رقابتی بین هواپرتابی (ALCM) و دریاپرتابی (SLCM) وجود داشت ، به علت پیگیری و تاکید نیروی دریایی ، مدلهای دریایی زودتر و در سال 1983 وارد خدمت شد .
نکته قابل ذکر ، این است که موشک یا هواپیمایی که در ارتفاع بالا پرواز می کند ، سوخت کمتری مصرف و برد آنها بیشتر می شود و وقتی به دلایلی که بیان شد موشک در ارتفاع پایین تری پرواز می کند برد آن کمتر می شود .



استفاده كنندگان موشك هاي كروز:



فرانسه:

● AM-39 Exocet

● MM-38 Exocet

● MM-40 Exocet

● SM-39Exocet

آلمان:

● AS-34 Kormoran 1

● AS-34 Kormoran 2

● KEPD-150SLM

● Taurus 350A/P

هند:

● BrahMos PJ-10

اسرائيل:

● AGM-142

● Popeye-2

● Popeye-3

ايتاليا:

●Otomat

ژاپن:

●ASM-1 (Type 80)

● ASM-2 (Type 93)

:چين

● HN-1

● HN-2

● HY-4

● YJ-1

● YJ-2

● YJ-16

● YJ-83

:روسيه

● AS-1

● AS-2

● AS-3

● AS-4A

● AS-4B

● AS-4C

● AS-5

● AS-6

● AS-13

● AS-15A

● AS-15B

● AS-15C

● AS-16

● AS-17

● AS-18

● AS-20

● BrahMos PJ-10

● SS-N-1

● SS-N-2A
● SS-N-2B
● SS-N-2C

● SS-N-7 ● SS-N-12 ● SS-N-19 ● SS-N-21

● SS-N-22

● SS-N-25

● SS-N-26

● SS-N-27

● SSC-2B

● SSC-3

● SSC-6

● SSC-X-4

آفريقاي جنوبي:

● Skorpioen

سوئد:

● RBS-15

تايوان:

● HF-2

انگلستان:

● PGM-500

● PGM-2000

آمريكا:

● AGM-28

● AGM-84

● AGM-84E SLAM

● AGM-84H SLAM-ER

● Fast Hawk

● RGM-84

● RGM/UGM-109A TLAM-N

● RGM/UGM-109B TASM

● RGM/UGM-109C TLAM-C

● RGM/UGM-109D TLAM-D

● SSM-N-8

● SSM-N-9

● UGM-84

◊قابل توجه است كه موشك هاي لیست فوق تمامي موشك هاي كروز موجود در جهان نيستد◊




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:08
توپ دریایی مارک 7- 16 اینچ-150 میلی متر

توپ دریایی مارک7(16 اینچ)، جنگ افزار اصلی رزمناوهای IOWA در کلاس A می باشد (بوده است).
رزمناوهای کلاس IOWA تنها رزمناوهایی هستند که بوسیله توپهای مارک 7 ( که در حد قابل توجه ای بهینه شده اند) نسبت به رزمناوهای کلاس کارولینای شمالی و داکوتای جنوبی تجهیز شدند. آتش توپ مارک 7 بوسیله دو نوع گلوله مقدماتی انجام می گردد. اولی گلوله 2700 پوندی با زره مسلح شده، که قابلیت ایجاد سوراخهایی به عمق 30 فوت در بتن دارد، و دیگری گلوله های 1900 پوندی ظرفیت بالا با قابلیت شلیک و بمباران زیاد. خرج گلوله از انبار مهمات خرج ناو، که در قسمت زیرین پوسته عرشه توپ می باشد جهت پر نمودن توپ به اتاق توپ منتقل می شود. جهت شلیک ابتدا آلات متحرک، گلوله را به سمت بالا و ته توپ (جان لوله) هدایت می کند، گلوله با احتیاط و دقت فراوان در دسترس قرار گرفته و در جان لوله قرار می گیرد. پس از آن خرج باروت سیاه در ته گلوله قرار می گیرد. سپس چرخ دنده، ته توپ را مسدود می کند. هدف گیری توپ بوسیله خدمه توپ و کمک ناخدا انجام می شود. پس از شلیک، برج گردان توپخانه تا حدودی ضربه بازگشت ناشی از شلیک را می گیرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در 19 آوریل 1989 یک اتفاق موجب ترکیدن و انفجار دو برج گردان توپهای ناو USS IOWA گردید. 47 نفر از خدمه کشتی کشته شدند. این شکست به عنوان یک حادثه جنگی در زمان صلح در تاریخ نیروی دریایی ایالات متحده ثبت گردید. وزارت دریاداری به کمک FBI در جریان بررسی و تحقیق علت این حادثه و انفجار برآمد.
در نتیجه تحقیقات افسر جزء «کلایتون هارتویگ» یکی از خدمه توپ در مرکز تحقیقات پیچیده گرفتار شد.
بیشتر احتمالات بر عمدی بودن حادثه دلالت می کرد. و این طور نشان داده شد که او «هارتویگ» انگیزه این کار را داشته است. ریاست دادگاه نظامی دریایی در جریان بازجویی متوجه شد که او روی هم رفته خرج گلوله بیشتری به کار برده بود. بازجوی نیروی دریایی (NIS) پس از چهار روز از حادثه فراخوانده شد در حالیکه بیشتر اسناد، مدارک و شواهد و حتی آوار تاسیسات منهدم شده، پاک و تمیز شده بود.
انجام تحقیقات دیرتر از موقع شروع شد، اما بیشتر گناهکار بودن متهم را تصدیق می کرد تا عیب و نقص فنی آلات توپ.
با وجود این اشکالات، سازمان وزارت دفاع عقیده داشت که بازرس نیروی دریایی کارش را به خوبی انجام داده است.
بدلیل انعکاس خبر و بهانه جویی های رسانه ها از نقص موضوع تحقیق بازرس نیروی دریایی، یک ژنرال بازرس از پنتاگون تحقیقات بازرس نیروی دریایی را مورد تجدید نظر و بررسی مجدد قرار داد. نتیجه گیری بازرس نیروی دریایی بطور کامل، اما از روی عجله انجام شد. همه استدلال بازجو او را در هدایت جریان بازرسی تحت شعاع قرار داد که شامل لزوم داشتن گزینه هایی از افراد، مانند سابقه و حتی مسایل خصوصی افرادی که در انفجار بوده اند می شد.
تحقیقات بعدی که در این راستا انجام شد کاملا «کلایتون هارتویگ» را از طرف کمیته بررسی کننده مجرم شناخت. ژنرال مسئول تحقیق ارزیابی هایی از تحقیقات بازجوی نیروی دریایی انجام داد و در پایان نتیجه گیری هایش برای بستن پرونده، از مساعدت آزمایشگاه ملی ساندیا Sandia وابسته به نیروی دریایی بهره مند گردید.
این ژنرال جهت بهره گیری از آزمایشات سلاح های نیروی دریایی و تجزیه تحلیل های تخصصی و فنی اختیار تام داشت.
در 25 مه 1990 ژنرال بازرس مسئول پرونده با تایید مقامات رسمی آزمایشگاه ساندیا در جریان بازجویی نیروی دریایی به قصور مهم و قابل توجه در بروز حادثه صحه گذاشت. در آزمایشات منحصر بفرد سلاح که توسط آزمایشگاه ساندیا انجام شد و در پیگری های ابتدایی تست سلاح بوسیله خود نیروی دریایی ثابت شد که انفجار ناو IOWA ممکن است به علت افزایش فشار اضافی در لوله توپ 16 اینچی ( با بکار رفتن خرج گلوله بیش از حد متعارف) در جریان شلیک بوده باشد. این کشفیات در اصل در نتیجه گیری نیروی دریایی از علت انفجار دخیل بودند ونشان دادند که انفجار عمدی و غیر قانونی بوده است. ژنرال مسئول تحقیق نیز همچنین با توجه به مدارک و اسناد، نقص جدی در بکارگیری سلاح ها را در ناو مذکور، توسط هر دو خدمه افسر و سرباز و حتی نقص در شرایط تعلیم و آموزش خدمه توپ را مورد دستاویز قرار داد.
در جریان عملیات توفان صحرا، نبرد ناو یو اس اس ویسکانسین و یو اس اس میسوری بیش از هزار تیر گلوله توپ 16 اینچی را جهت پشتیبانی نیروهای عملیات کننده زمینی شلیک کردند. یو اس اس میسوری به تنهایی بیشتر از یک میلیون پوند مهمات را جهت انهدام اهدافی چون توپخانه، محل های استقرار خمپاره انداز و موشک، تاسیسات و زاغه های مهمات و سایتهای موشکی کرم ابریشم را که توسط هواپیماهای کنترل از راه دور بدون خلبان گرا داده شده بود شلیک کرد. (برخی از این اهداف نیز توسط ماهواره و GPS شناسایی و گرا داده می شد.)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پرنده های بدون سرنشین ناو یو اس اس ویسکانسین نیز در صورت شناسایی مقر سایتهای دشمن، از فاصله 11 ناتیکال مایلی اطلاعات خود را جهت آتش هجومی ناو ارسال می کردند. در سوم فوریه 1991، نبرد ناو یو اس اس اس میسوری با کد شناسایی (BB-63) با هشت شلیک 25/1 تن مهمات از توپ16 اینچی خود، سنگرهای بتنی پیش ساخته کنترل و فرماندهی عراق را که بطرف کویت در حرکت بود هدف قرار داد و این سنگرها را نابود ساخت.
سد کامل آتش با شلیک 18000 پوند مواد منفجره قوی که توسط توپهای 16 اینچی ناو یو اس اس میسوری در تیراندازی جنگی (بعد از جنگ کره) جهت پشتیبانی از نیروهای زمینی متفقین (نیروهای ائتلاف) ایجاد شد.
همچنین استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین جهت دیده بانی و گرا دادن به آتش توپخانه 16 اینچی ناو در بمباران پیرامون اهداف دشمن نشان داده شد. در سوم فوریه U.S.S MISSOURI یو اس اس میسوری یک موضع توپخانه عراق را نابود کرد. در 6 فوریه نیز این ناو در حمایت از نیروهای تفنگدار دریایی، 4 موضع توپخانه و یک سنگر فرماندهی عراق را با توپهای 16 اینچ خود نابود کرد. در آتشباری دوم در این روز، ناو میسوری 28 گلوله توپ 16 اینچ خود را به طرف مجموعه ای از سایت های کنترل رادار ارسال کرد و آنها را بکلی نابود ساخت.
آتشبار 5 اینچ ناو نیز برای آتشباری در نظر گرفته شده بود. میسوری در مجموع 112 گلوله 16 اینچ و 12 گلوله 5 اینچ را در ماموریت آتش پشتیبانی در طی 48 ساعت شلیک کرد. برای مدت 2 ساعت نبرد ناو خواهر میسوری بنام U.S.S Wisconsin یو اس اس ویسکانسین با کد شناسایی (BB-64) رهبری عملیات آتشباری پشتیبانی دریایی را بعد از جنگ کره به عهده داشت، و با شلیک متوالی 11 گلوله توپ 16 اینچ، محل استقرار یک توپخانه عراقی را در جنوب کویت منهدم کرد. گزارش های منتشره از انفجارهای ثانویه هدف خبر داد.
نبرد ناو اسکورت U.S.S NICHOLAS یو اس اس نیکولاس نیز با جنگ الکترونیک و توپهای 16 اینچ خود برای ماموریت آتشباری فراخوانده شد. در 7 فوریه نبرد ناو ویسکانسین با جنگ الکترونیک و توپهای 16 اینچ خود به مواضع دریایی و توپخانه عراقی صدمه جدی زد. با 50 تیری که این ناو شلیک نمود توانست به 15 قایق عراقی شدیدا صدمه زده و با تخریب لنگرگاه المفتح رخنه ای در دشمن ایجاد نماید. همچنین 19 تیر 16 اینچ نیز به سوی توپخانه و سایت های موشکی عراق شلیک شد.
در 8 فوریه یو اس اس ویسکانسین جهت حمایت از یک ستون شناسایی تفنگداران دریایی در کویت اشغالی با شلیک 36 تیر توپ 16 اینچ خود به یک دوجین از مواضع توپخانه عراق حمله برد. هواپیماهای بدون سرنشین کنترل از راه دور جهت دیده بانی و ارسال عکس های خود جهت گرا دادن و مختصات اهداف و شلیک توپ های 16 اینچ به کار گرفته شد. نبرد ناو ویسکانسین با تهاجم به مواضع توپچی های عراقی جهت ایجاد اغتشاش در دشمن، اذیت و آزار و میخکوب کردن نیروهای دشمن به عملیات پرداخت.
در 9 فوریه ناو ویسکانسین جهت حمایت و مساعدت از آتش نیروهای آمریکایی و ائتلاف آتشباری دریایی خود را متوجه سنگرها، یگانهای سرباز و مواضع توپخانه عراق نمود و آنها را منهدم ساخت. سپس در 12 فوریه یو اس اس میسوری با مشارکت یک واحد توپخانه متحرک عربستان سعودی تهاجمی را علیه اهداف ثابت و یا موقتا ثابت شده عراقی شامل یگانهای سرباز توپخانه و مواضع سنگرهای بتنی فرماندهی در جنوب کویت ترتیب دادند. در این آتشباری ناو میسوری 60 تیر گلوله توپ 16 اینچ را در 9 ماموریت آتشباری پشتیبانی دریایی شلیک کرد. در 21 فوریه یو اس اس ویسکانسین با کمک از دیده بانی و ارسال گرا توسط هواپیماهای بدون سرنشین یک مجموعه فرماندهی عراقی را که در خط ساحلی شناسایی شده بودند با شلیک 50 تیر و گلوله توپ 16 اینچ خود نابود ساخت. دو روز بعد یو اس اس میسوری نیز اهدافی را که در ساحل شهر کویت شامل سایتهای پدافند هوایی نابود کرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در 24 فوریه سخنگوی نیروهای ائتلاف (متفقین) شروع تهاجم زمینی را اعلام کرد و نبرد ناوهای میسوری و ویسکانسین آتشباری پشتیبانی دریایی خود را در حمایت از تهاجم زمینی نیروهای ائتلاف در کویت اشغالی شروع کردند و روز بعد نیز به این آتشباری ادامه دادند.
نبرد ناو یو اس اس میسوری در این روز به تنهایی 133 گلوله 16 اینچ یا 125 تن مهمات را به سوی اهداف خود شلیک کرده بود.

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:10
توپ دریایی MK45 کالیبر 54





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

و توپ دریایی (مدل های بهینه شده در برد و مهمات) کالیبر 62
توپ دریایی سنگین وزن MK-45 ، عمده سلاح توپخانه دریایی ضد سطحی است و سلاحی جهت تدارک آتش پشتیبانی دریایی محسوب می شود. وقتی هدفی در شعاع فعالیت ناو قرار می گیرد، عملیات توپMK45 (جهت شلیک به آن). بیشتر مقرون به صرفه به نظر می رسد تا موشک های هدایت شونده. این توپ متحرک گردان، بسیار دقیق است. همچنین با تمام قوا به عنوان یک اسلحه ضد هوایی نیز استفاده و آزمایش شده است.
توپ MK45، یک جنگ دریایی ضد سطحی دقیق و سریع را بر علیه اهداف سطحی با قابلیت مانور بالا، تهدیدات هوایی و اهداف ساحلی در طی عملیات آبی خاکی میسر می کند. سیستم این توپ سنگین وزن، قابلیت بهبود، پیشرفت (بهینه سازی) و تعمیرات نگهداری بالاتری نسبت به توپ دریایی MK42 ارائه می دهد.
توپ MK45 بوسیله یک سیستم کنترل آتش MK86 یا سیستم کنترل آتش کامپیوتری MK160 کنترل می شود. برد آن 13 ناتیکال مایل و نواخت تیر 20-16 تیر موشک در دقیقه را ارائه می دهد. هر مخزن خشاب آن (انبار موشک) درحدود 500-475 تیر موشک گنجایش دارد.
برنامه پشتیبانی آتش سطحی نیروی دریایی (NSFS) ، در پاسخ به دکترین حرکت رو به جلو عملیاتهای مانور- تفنگداران دریایی و استراتژی پیشرفت نیروی دریایی ایجاد شد. دو عنصر کلیدی برنامه NSFS ( برنامه پشتیبانی آتش سطحی نیروی دریایی) با ارتقاء موشک EX171(ایی ایکس 171) و اسلحه MK45 مدل 4 در حال بهینه شدن است. این تغییرات شامل کالیبر لوله توپ از 54 به 62 و افزایش برد موثر سلاح از 13 به 63 ناتیکال در مدلهای بهینه شده (در برد و مهمات توسعه یافته )بوده است، که بسیار قابل توجه می باشد.
به سبب این تغییرات در موشک EX171، پشتیبانی توپ MK45 در حد هیجان آوری افزایش یافته است. موشک EX171 با مهمات موجود می تواند در برد و شعاع زیاد عمل نماید.
هردوی این ها در حال بهینه و توسه هستند. سیستم NSFS از سال 2001 بر روی کشتی های (ناوهای) کلاس DDG-52 نصب شده است.
برنامه NSFS در مرکز جنگ سطحی نیروی دریایی سرفرماندهی لشکرهای هند، جهت توسعه برد و مهمات موشک هدایت شونده برای ارتقاء اسلحه MK45 به کالیبر 62 نیز شروع شد.
در اینجا نیز دکترین نیروی دریایی و استراتژی عملیاتی تفنگداران دریایی نقش به سزایی داشته است. همچنین هدایت پروژه بوسیله هیئت اجرایی جهت بهینه نمودن توپ MK45 و متناسب با نیازهای دوره می باشد. اصلاحات و توسعه داخلی توپ شامل طراحی و ایجاد ERGM (افزایش برد و توسعه مهمات موشکی) بوده است. در این برنامه آشکارا معلوم بود که نیروی دریایی اعتبارات لازم را جهت هزینه نمودن برنامه فوق ندارد.
انگیزه متخصصین ارشد نیروی دریایی، استفاده وسیع از دانش و توانایی خود جهت ایجاد توسعه برای ارتش بر اساس پیشنهادات محرک رسیده بود که بتواند کلید رسیدن به هدف را بزند. خلبانان هواپیما و مهندسین خط تولید بزودی مشغول کار شدند. به عنوان مقدمه، مهندسین طراح به عاملی نیاز داشتند تا چاشنی جدیدی بر اساس بهینه سازی و مشخصات پیش بینی شده طراحی نمایند. این وظیفه بزودی به نتیجه رسید و چاشنی جدید تحت عنوان EX 167 برای پیشرانه توپ MK 45 کالیبر 62 نامگذاری شد. موشک EX 167 آزمایش شد و نشان داد که قابلیت موشک بازدارندگی دشمن را در عملیاتهای فشرده دارد.
سیستم TI رتیون (ERGM) یک راکت با گلوله های موشکی 5 اینچ است که از توپ MK 45 کالیبر 62 مدل 4 شلیک می شود. این سیستم از بهم پیوستن یک موتور راکتی و یک سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) با یک سیستم موقعیت یاب دریایی (INS) تشکیل شده است.
اتحاد این دو سیستم (GPS/INS) یک هدایت خودکار مستقل و کنترل را برای توپ جهت موقعیت یابی اهداف ثابت و تصمیم گیری قبل از شلیک، میسرمی کند. موتور راکتی قابلیت برد زیادتر از حد متداول را میسر می کند.( برد متعارف 41 ناتیکال مایل- حداکثر برد63 ناتیکال مایل برای مدلهای یک هدایت خودکار مستقل و کنترل را برای توپ جهت موقعیت یابی اهداف ثابت و تصمیم گیری قبل از شلیک، میسرمی کند. موتور راکتی قابلیت برد زیادتر از حد متداول را میسر می کند. ( برد متعارف 41 ناتیکال مایل- حداکثر برد63 ناتیکال مایل برای مدلهای ERGM).
سرجنگی موشک، شامل مهمات دریایی با اثرگذاری بالا است که از نوع 72 XM 80 به قصد بهبود مهمات متعارف پر می شود. دقت یا به عبارت دیگر خطای شلیک 20-10 متر می باشد که با بهره گیری از هدایت GPS اصلاح می گردد. ترکیب افزایش برد و دقت سیستمهای GPS/INS ، پیشرفت قابل ملاحظه ای را جهت دستیابی به برنامه NSFS میسر می کند. در سال 2002، 50 رزمناو و منهدم کننده ایالات متحده با توپ های مدل MK 45 ، 5 اینچ، کالیبر62 با قابلیت ERGM تجهیز شدند.

مشخصات فني
عملکرد اولیه: تمام اتوماتیک- سنگین وزن
برد: 13 ناتیکال مایل (9/14 مایل خشکی)- برای مدل های ERGM(برد و مهمات بهینه شده ) 63 ناتیکال مایل
نوع آتش : 16 الی 20 تیر در دقیقه بصورت اتوماتیک
ظرفیت خشاب: 475 الی500 تیر موشک در مخزن (انبار)
کالیبر:5 اینچ ،7/12 سانتی متر ،127 میلی متر
تاریخ شروع خدمت: 1971

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:12
زیر دریایی روسی آکولا : کوسه شکاري

پروژه 971 که ناتو آن را آکولا به معنی کوسه نامیده زیر دریایی تهاجمی هسته ای است که در سال 1986 توسط شوروی سابق به خدمت در آمد. این کلاس که بعضاً به یادبود یکی از اعضای آن "بارس" خوانده می شود باید دقت کرد که همنام کلاس پروژه 941 نیروی دریایی شوروی سابق، که زیر دریایی موشک هسته ای بالستیک بر است که توسط خود شوروی آکولا و توسط ناتو تایفون نامگذاری شده است. در این کلاس سه زیر کلاس وجود دارد که شامل مدل عمومی آکولا1 شامل هفت زیر دریایی که بین سالهای 1982 تا 1986 ساخته شده اند، آکولای ارتقا یافته شامل 5 زیر دریایی ساخته شده بین سالهای 1986 تا 1991 و زیر کلاس آکولا2 که از سال 1991 ساخته شده است می باشد. سیستم خاص بدنه این زیر دریایی طوری است که سبکی و شناوری آن را تا سه برابر افزایش می دهد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کلاس آکولا کم صدا ترین زیر دریایی تهاجمی اتمی روسها است که صدای تشعشع یافته از زیر کلاس آکولا2 با نویز نسخه های اولیه کلاس زیر دریایی معروف لوس آنجلس برابری می کند. تمام زیر دریایی های کلاس آکولا به چهار مجرای میلیمتری اژدر 533 مجهز هستند که می توانند اژدر های تایپ 53 یا موشکهای SS-N-15 استارفیش را شلیک کنند. علاوه بر آن این زیر دریایی ها چهار مجرای 650 میلیمتری اژدر دارا هستند که آنها نیز می توانند اژدر های تایپ 65 یا موشک های زد کشتی SS-N-16 را شلیک کنند. این مجراها در سه ردیف چهار تایی قرار گرفته اند. همچنین زیر کلاسهای آکولا2 و آکولای ارتقا یافته به شش مجرای اژدر انداز 533 میلیمتری خارجی مجهز شده اند که البته هنوز معلوم نیست آیا از این مجرا ها برای شلیک اژدر یا تله و مین گذاری استفاده می شود. این مجرا ها در یک ردیف و بالای مجرا های معمولی قرار گرفته اند. که برای پر کردن این مجرا ها نیز باید با کمک زیر دریایی توشه رسان یا در بندر اقدام کرد. ناگفته نماند که تمام مجراهای این زیردریایی می توانند مین گذاری کنند. در کل تا 40 اژدر، موشک و مین را این زیر دریایی ها می توانند با خود حمل کنند. در زیر دریایی های این کلاس موشکهای زمین به هوای شانه پرتاب نیز برای مقابله با جنگنده های دشمن در روی آب گنجانده شده است. این زیر دریایی عظیم 108 تا 117 متری (در سایتهای مختلف متفاوت گفته شده است) دارای حداکثر سرعت 20 گره (37 کیلومتر در ساعت) در سطح آب و 35 نات(65 کیلومتر در ساعت) زیر آب است. خدمه آکولا هم شامل 25 افسر و 26 سرباز وظیفه می باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
وضعیت زیر دریایی های آکولا بدون توجه به جزییات بسیار عالی است. این مطلب توسط بسیاری از سایتهای مختلف تایید شده است. از هفت زیر دریایی آکولا1 تنها سه زیر دریایی در حال خدمت می باشد. زیر دریایی رهبر K-284 پوما در سال 1995 به خاطر کمبود منابع مالی تجزیه شد. سه زیر دریایی دیگر K-322، K-480، K-317 نیز در حالت رزرو قرار گرفته اند. به نظر می رسد هر پنج زیر دریایی آکولای ارتقا یافته در حال خدمت باشند. آکولای2 وپر نیز در حال حاظر تنها زیر دریایی در حال خدمت زیر کلاس آکولای2 می باشد. گپارد هم به نظر می رسد همانند کوگار و نرپا از این زیر کلاس در وضعیت رزرو قرار گرفته باشد. نام پنجمین زیر دریایی هم مشخص نیست ولی به نظر می رسد در ساخت آن وقفه ایجاد شده باشد. در آخر اشاره کنم که هند نیز برای خرید این زیر دریایی اتمی از این کلاس ابراز علاقه کرده بود که تا به امروز نتیجه خاصی نداشته است .

Persian_Gun's
26-01-2008, 18:14
( ليتورال) نسل جديد كشتي هاي جنگي امريكا


آمريكا، نيروي دريايي اسرائيل را به پيشرفته‌ترين كشتي‌هاي تندرو مجهز مي‌كند
كشتي جنگي"ليتورال" (LCS)، نوع جديدي از خانواده شناورهاي سطحي در نيروي دريايي آمريكا به شمار مي‌رود
به گزارش گروه سياست و امنيت دريايي سينا، "ال.سي‌.اس" نمونه‌اي از نسل آينده شناورهاي سطحي رزمي ايالات متحده تحت عنوان DDX است كه داراي قابليت مانور بسيار بالا و ساختاري شبكه‌اي، مركب است.

اين شناور به منظور انجام عمليات در آب هاي كم عمق طراحي شده و قادر است بر ضد تهديدات ساحلي و جنگ هاي "نامتقارن‌" مانند مين‌هاي دريايي‌، زير دريايي‌هاي ديزلي (با صداي كم)، قايق‌هاي تندرو و قايق هاي حامل مواد منفجره وارد عمل شود.

در ماه مه سال 2004 ميلادي، وزارت دفاع ايالات متحده و نيروي دريايي اين كشور اعلام كردند كه دو تيم جداگانه از دو شركت معروف‌، يعني" لاكهيد مارتين" و "جنرال ديناميكز" براي طراحي و ساخت نخستين نمونه از "فلايت O" يا اولين نسل از شناورهاي ‌ LCS انتخاب شده‌اند.

در دسامبر سال 2004 ميلادي شركت "لاكهيد مارتين" قرار داد ساخت اولين كشتي LCS بنام "يو.اس.اس.فريدوم‌" را امضا كرد و عمليات ساخت آن را از ژوئن سال 2005 ميلادي و در كارخانه كشتي‌سازي "مارينتا مارين‌" در ايالت "ويسكانسين" آغاز كرد




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

براساس برنامه زمانبندي شده، كشتي در ماه سپتامبر2006ميلادي به آب انداخته خواهد شد و در سال 2007 ميلادي وارد خدمت مي‌شود.

بندر"سن ديه گو" درايالت كاليفرنيا به عنوان پايگاه اصلي اين شناورجديد در نظرگرفته شده است‌، همچنين قرار است شركت "لاكهيد مارتين" در سال 2008 ميلادي، ساخت سومين شناور از اين نوع يا "LCS3"را آغاز كند.

شركت "جنرال ديناميكز" نيز در اكتبر سال 2005 ميلادي موفق به اخذ قرارداد ساخت دومين نمونه از شناور LCS به نام "يو.اس.اس.اينديپندنس‌" شد و كار ساخت اين كشتي را در ماه ژانويه 2006، در كارگاه كشتي‌سازي "آستال‌" واقع در شهر"موبايل" ايالت "آلاباما" آغازكرد.

اين شركت چهارمين فروند از اين نوع شناور يا "LCS4" را نيز خواهد ساخت‌. قرار است اين دو شناور در سال‌هاي 2008 و 2009 ميلادي وارد خدمت نيروي دريايي ايالات متحده شوند. سفارش ساخت 9فروند شناور "فلايت 1" يا دومين نسل از شناورهاي LCS براي سال‌هاي 2008 و 2009 ميلادي داده شده و اين كشتي‌ها طي سال‌هاي 2010 تا 2012 ميلادي به خدمت نيروي دريايي ايالات متحده در خواهند آمد.

تعداد نهايي كشتي‌هاي LCS هنوز تعيين نشده اما گمان مي‌رود تعداد آنها بين 56 تا بيش از 60 فروند باشد.

تيم مجري شركت "لاكهيد مارتين" عبارتند از: كارخانه كشتي‌سازي "مارنيته مارين"، كارخانه كشتي‌سازي "بولينگر"، شركت معماران دريايي "گيبز و كوكس"، كارگاه هاي كشتي‌سازي" لزار" از اسپانيا و "بلوهم و واس".

اجرا كننده قرارداد ساخت LCS كمپاني"جنرال ديناميكز" نيز شركت "بس ايرون ووركز" واقع در شهر" بس" در ايالت "مه ين" است‌.

اعضاي عمده تيم سازنده كشتي كمپاني" جنرال ديناميكز" عبارتند از: شركت "آستال يو اس آ"، " بي.اي.ايي.سيستمز"، دريايي "آپلايد فيزيكز كورپوريشن"، " سي اي ايي مارين سيستمز "، " نورت روپ گرومن الكترونيك سيستمز "، " جنرال ديناميكز آرمامنت اند تكنيكال پروداكترز"، " جنرال دينا ميكز الكترونيك بوت "، "جنرال دينا ميكز ادونسد انفورميشن سيستمز" و "جنرال ديناميكز كانادا".

در آوريل سال 2005، نيروي دريايي آمريكا قرارداد مطالعاتي را با شركت" لاكهيد مارتين" براي ايجاد تغييراتي در شناور LCSامضاء كرد.

اين تغييرات به دليل فروش اين شناورها به نيروي دريايي اسراييل اجرا مي‌شود و تغييرات مورد نياز نيروي دريايي اسرائيل شامل سيستم پرتاب عمودي موشك هاي "باراك" است‌.

طرح كشتي جنگي ليتورال‌ هرچند طراحي ساخت شناورهاي LCSكاملاً با هم متفاوت‌اند اما هر دو شناور كاملاً نيازهاي تكنيكي را برآورده مي‌كنند.
در هر دو طرح دستيابي به سرعت بيش از 40 نات (8/74 كيلومتر) و برد بيش از 3500 مايل (5/5631 كيلومتر) مد نظر است.

شناور طراحي شده "لاكهيد مارتين" داراي سرعت بسيار بالا و بدنه اي دو تكه است و طرح شركت "جنرال ديناميكز" با سه بدنه، بسيار مستحكم و متصل به هم است.

سازه‌هاي دريايي در هر دو طرح با تجهيزات و خدمه براي انجام ماموريت‌هاي LCS و ماموريت هاي ويژه سازگار است‌.

اگر چه برنامه به حركت درآوردن يك پرنده يا شناور در دو طرح LCS با هم فرق دارد اما طرح هاي هر دو شركت قادر به پرتاب يا به حركت درآوردن‌، كنترل و بازيافت وسايل نقليه هوايي يا دريايي براي محدوده‌هاي زماني طولاني هستند، همچنين در هر دو طرح نگاه متفاوتي به گنجايش فضاي داخلي وجود دارد.

اين طرح ها شروعي است براي دستيابي به نسل دوم شناورهاي‌ LCSيا "فلايت 1" كه براساس تجربيات بدست آمده از برنامه" فلايت0" ساخته مي‌شود.

در هر دو طرح سرعت نهايي 74 تا 93 كيلومتر در ساعت – در صورت بيرون ماندن بخش عمده بدنه از آب- در نظر گرفته شده است‌.

در طرح شركت "لاكهيد مارتين" ارتفاع بخش داخلي بدنه كشتي بلند در نظر گرفته شده است درحاليكه درطرح "جنرال ديناميكز" با جهش شناور به طرف بالا، از سطح زير آب بدنه كشتي كاسته مي‌شود. شكل بدنه كشتي در هر دو طرح تحولي اساسي پيدا كرده و تكامل يافته است‌.

توانايي‌ها و امكانات داخلي كشتي جنگي" ليتورال"‌ آبخور3 متري كشتي باعث شده تا اين كشتي قادر باشد در آب هاي بسيار كم عمق ساحلي نيز به عمليات بپردازد.

اين شناور داراي حداكثر 93 كيلومتر سرعت و 2 هزار و 778 كيلومتر برد در حالت حداكثر سرعت و 7 هزار و963 كيلومتر برد با حداقل سرعت 37 كيلومتر در ساعت است‌.

كشتي‌هاي LCS همچنين داراي يك فروند هليكوپتر با سكوي فرود و آشيانه ويژه است‌.
هليكوپتر و يك فروند پرنده بدون سرنشين مي‌توانند از اين سكوي شناور براي پرواز يا فرود استفاده كنند. اين وسايل پرنده در شرايط طبقه‌بندي شده شماره 5 دريا (در حالتي كه سرعت باد در حدود 50 كيلومتر و ميانگين بلندي امواج بين 2 تا 3 متر باشد) قادر به برخاستن از كشتي LCS هستند.

اين كشتي توانايي استفاده از قايق‌هاي كوچك‌، مانند قايق‌هاي سريع‌السير 12متري در شرايط شماره 4 دريا (كه ارتفاع امواج بيش از 5/1 متر و سرعت باد در حدود 40 كيلومتر باشد) را دارد.

كشتي‌ LCS بين 15 تا 50 نفر خدمه دارد و وسايل يك سفر يا ماموريت دريايي 21 روزه را با خود حمل مي‌كند. ماموريت تعدادي از خدمه كشتي انجام عمليات ويژه است.

يكي از توانايي‌هاي مهم LCS استفاده از هواپيما و قايق‌هاي بدون سرنشين مجهز به رادار، دوربين مادون قرمز و دوربين ويدئويي (مانند شناور سطحي بدون سرنشين" اسپارتان" براي عمليات شناسايي است.

سامانه‌هاي عملياتي شناور جنگي ليتورال
‌ سامانه‌هاي عملياتي در كشتي‌هاي "ليتورال" قابليت تعويض پس از يك دوره 24 ساعته كاري را دارند.

شركت "نورث روپ گرومن" براي طرح خود مجموعه‌ هماهنگ و يكپارچه‌اي از سامانه‌هاي عملياتي را برگزيده است كه عبارتند از: سيستم‌هاي مين پخش كني و جمع‌آوري آن (MIW)، تسليحات ضد زيردريايي (ASW) و تسليحات ضد سطحي (SUW).

احتمالاً بخشي از سامانه‌هاي عملياتي در محفظه‌هاي نگاه دارنده استاندارد نگهداري شده و بخشي از آنها در پالت‌هاي ويژه به شناورها منتقل مي‌شوند.

سامانه‌هاي عملياتي مذكور به شبكه‌اي از سيستم هاي شناور متصل بوده و با ديگر سامانه‌هاي مشابه در ديگر كشتي‌هاي سطحي و هواپيماها در ارتباط خواهند بود.

سامانه ضد زير دريايي كشتي "ليتورال" عبارت است از:
سيستم شكار مين كنترل از راه دور AN/WD-1 ، مجموعه دستگاه سونار رديابي مين از نوع AN/AQS=20A ، سيستم مين‌روبي سطحي از نوع هوابرد (محمول هليكوپتر)، سيستم مين يابي ليزري هوابرد و سيستم هوابرد خنثي‌سازي مين‌.
سامانه ضد زير دريايي در برگيرنده سيستم پيشرفته آرايش نظامي (ADS) ساخت يكي از شركت هاي "لاكهيد مارتين" است. ADS يك سيستم شناسايي پژواك شناختي سريع آرايش سطحي محسوب مي‌شود. سامانه ضد زير دريايي LCS همچنين شامل يك سيستم چند منظوره سطحي قابل كشش به وسيله شناور در آب و يك سيستم كنترل از راه دور قابل كشش در آب بوسيله هليكوپتر MH-60R يا شناورهاي سطحي بدون سرنشين است.

سامانه ضد سطحي كشتي "ليتورال" شامل يك توپ 30 ميليمتري و يك سيستم موشك انداز است‌.

بدنه سه قسمتي "جنرال ديناميكز"
بدنه و بخش سه قسمتي خدمه بوسيله تيم طراحي شركت "جنرال ديناميكز" پيشنهاد شد.

طول‌بدنه‌ 8/127متر، عرض آن4/28 متر و ظرفيت جابجايي شناور 2 هزار و 637تن است‌. بدنه مذكور براساس طرح شركت "آستال" براي قايق‌هاي مسافري فري "بنچيجيگوااكسپرس پسنجرز" ساخته خواهد شد.

سيستم ديده‌باني دريايي مادون قرمز بر روي پل فرماندهي كشتي تعبيه شده و توپ اصلي 57 ميليمتري "بوفورز" برروي آن قرار دارد. همچنين پرتاب كننده موشك‌هاي گردان هوايي يا (RAM) بر روي جايگاه ويژه پشت آشيانه هليكوپتر نصب شده و تيربارهاي كاليبر50 در سمت چپ و راست كشتي و در دو طرف آشيانه هليكوپتر قرار دارند.

سيستم‌هاي فريب دهنده رادار دشمن شامل سه پرتاب كننده RBOCـ SUPER و دو پرتاب كننده "نولكا ديكوي" است‌.

سيستم ضد عمل الكترونيك كشتي هم در بر گيرنده رادار تاكتيكي پشتيباني عمل الكترونيك (ESM) از نوع ES3601 ساخت گروه صنعتي EDO است.

سونار و قريب دهنده كششي نيز از قسمت پشتي كشتي به آب انداخته مي‌شوند. "نورت روپ گرومن الكترونيك سيستمز" سامانه يكپارچه اداره نبرد (ICMS) و شركت‌هاي "بي اي ايي‌" سيستم كنترل خودكار كشتي را تهيه خواهند كرد. دكل اصلي كشتي نيز حامل سيستم‌هاي ارتباطي Link16 ـ Link1 ـ CEC و رادار دريايي جيراف ساخت شركت "اريكسون" خواهد بود.


شناور LCS ساخت" لاكهيد مارتين"‌
بدنه پيشرفته شركت "لاكهيد مارتين" براساس فناوري‌هاي عرضه شده يك كارخانه كشتي‌سازي ايتاليايي بنام "فين كانتيري‌" ساخته مي‌شود.

اين فناوري در شناورهاي بازرگاني هزار تني تندرو و شناورهاي 3 هزارتني كلاس" ژوپيتر" استفاده مي‌شود.

كشتي ساخت "لاكهيد مارتين" داراي يك سالن فولادي با سازه‌هاي ويژه آلومينيومي خواهد بود. نيروي اين شناور بوسيله دو موتور 36 مگاواتي "رولزرويس" MT30 مجهز به توربين‌هاي گازي تامين مي‌شود.

همچنين دو موتور ديزل ساخت‌ "فيربنكس مورس" چهار موتور بزرگ آبي ساخت "رولزرويس" را به حركت در مي‌آورند.

چهار ژنراتور ديزل نوع V1708 ساخت شركت "ايزوتا فراسچيني" با هدف تامين نيروي اضافي در اين كشتي تعبيه شده‌ و حداكثر سرعت كشتي 34/83 كيلومتر خواهد بود. طول بدنه شناور 5/115 متر، عرض آن 1/13 متر و آبخوركشتي 7/3 متر است‌. LCS1و LCS3 به توپ دريايي 57 ميليمتري مارك 110 ساخت "سيستمز" مجهز خواهند شد. سيستم اداره نبرد اين شناورها ساخت" لاكهيد مارتين" و از نوع COMBATSS-21 است‌.

اين كشتي‌ها همچنين مجهز به رادار باند C بنام TRS-3D ـ EADS براي شناسايي هوايي و سطحي و يك سيستم شليك كننده و فريب دهنده‌ رادارهاي دشمن از نوع (SKWS) ساخت يك شركت دانماركي است‌.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Persian_Gun's
27-01-2008, 12:14
مسلسل دستي TEC DC-9 ، ساخت سوئد

اين مسلسل دستي را بايد مسلسل اشرار و قانون شكنان امريكا دانست. تاكنون هيچ مسلسل دستي مانند TEC DC-9 ، در زير كت گانگسترهاي امريكايي جاي نگرفته است. دليل اين امر را مي توان ظرفيت خشاب بالا ، ابعاد كوچك و نواخت تير فوق العاده دانست. طرح اوليه اين سلاح ، در كشور سوئد بر روي كاغذ آمد. سازنده اين سلاح ، يك كارخانه سوئدي به نام Interdynamic بود. كشور سوئد ، بازار خوبي براي فروش اين سلاح به شمار نمي آمد. لذا كارخانه مذكور ، به ميامي امريكا نقل مكان كرد. از آنجا كه فروش مسلسل هاي دستي رگبارزن ، در امريكا با محدوديت هاي فراواني روبرو است ، نمونه اوليه اين سلاح بصورت نيمه اتوماتيك توليد شد. گلنگدن اين سلاح از نوع باز بود و توسط فشار مستقيم گاز باروت عمل مي كرد. سلاح مذكور با نام KG-9 ارائه شد. به زودي پليس امريكا متوجه شد كه حتي مدل تكتير زن و نيمه اتوماتيك اين سلاح را مي توان به راحتي به نمونه تمام اتوماتيك تبديل كرد. بنابراين توليد اين سلاح كاملآ ممنوع شد. كارخانه Interdynamic براي رهايي از اين بن بست ، سلاح KG-9 را مورد بازنگري قرار داده و آن را با گلنگدن بسته و با نام KG-99 ارائه كرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

در دهه 1980 ، كارخانه Interdynamic با كارخانه Interatec ادغام شد. سلاح KG-99 ، از آن پس با نام TEC-9 توليد شد. تا اينكه نهايتآ در سال 1989 ، به DC-9 تغيير نام داد. در سال 1994 دولت امريكا قانوني را تصويب كرد كه طبق آن ، حمل يا مالكيت سلاح هاي اوتوماتيك ممنوع اعلام شد. در طي اعلان اين قانون ، كارخانه Interatec سلاح مذكور را بدون قبضه تپانچه اي جلويي ، روپوش لوله و رزوه نصب لوله يدكي ارائه كرد. اين مدل به AB-10 معروف شد. خشاب اين سلاح ، ظرفيت 10 فشنگ را داشت. ولي مالكان آن ، كماكان مي توانستند خشاب هاي 20 تير و 30 تير مدل هاي قبلي را روي آن نصب كنند. بدنه تمامي مدل ها (لوله فولادي و قبضه تپانچه اي شكل ، روپوش لوله و محافظ ماشه آنها) از پلاستيك ساخته شده است. اين سلاح ، فاقد هرگونه ضامن مي باشد. در مدل گلنگدن باز ، در منتهي عليه شيار دستگيره گلنگدن ، شكافي تعبيه شده كه مي توان دستگيره گلنگدن را در آن قرار داد تا از جلو رفتن گلنگدن جلوگيري شود. انواع گلنگدن بسته اين سلاح ، به ضامن خاصي مجهز شده اند كه بر روي دستگيره گلنگدن قرار گرفته است. مكانيزم نشانه روي اين سلاح ، از دو شكاف درجه ثابت و غيرقابل تنظيم تشكيل شده است. نوك لوله اين سلاح طوري رزوه شده تا قابليت نصب صدا خفه كن و يا يك لوله يدكي را داشته باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مشخصات فني:
طول سلاح: 317 ميليمتر
كاليبر: 9 × 19
طول لوله: 127 ميليمتر
وزن خالي: 1400 گرم
ظرفيت خشاب: 10 ، 20 ، 32 و 50 تير
اين سلاح اگرچه داراي قدرت و برد كافي است ، ولي يكي از كارآمدترين سلاح ها براي محيط هاي بسته و درون شهري است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
27-01-2008, 12:15
اسلحه کدر ( کلین ) [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

توضیحات در مورد سلاح

نوع اسلحه : مسلسل دستی

کالیبر : 18×9 ماکاروف و پی پی ام

کشور سازنده : روسیه

سازنده : یوگنی دراگونوف

وزن : 1.55 کیلوگرم ( خالی )

طول اسلحه : 540 میلی متر ( با قنداق )

طول : 305 میلی متر ( با قنداق تاشده )

طول لوله : 120 میلی متر

میزان آتش : 800 الی 850 گلوله در دقیقه ( 1200 گلوله در دقیقه برای کلین )

سرعت در سرلوله در کدر ( سرعت اولیه ) : 310 متر بر ثانیه

سرعت اولیه در کلین ( سرعت اولیه ) : 430 متر بر ثانیه

انرژی در سرلوله در کدر ( انرژی اولیه ) : 285 ژول

انرژی در سرلوله در کلین ( انرژی اولیه ) : 510 ژول

برد مؤثر : 50 الی 100 در کدر و 150 در کلین

ظرفیت خشاب : 20 و 30 فشنگ از نوع جعبه ای جداشونده




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مسلسل دستی کدر در دهه 70 میلادی توسط یوگنی درواگونوف به درخواست ارتش روسیه طراحی شد و در ابتدا نام پی پی 71 به خود گرفت . این شخص طراح اسلحه اسنایپر دراگونوف است که در سطح جهانی معروفیت فوق العاده ای دارد . ولی بعد به دلایلی پروژه ساخت این اسلحه متوقف شد تا اینکه در دهه 90 میلادی پلیس روس به اسلحه های سبک با برد مؤثر پایین احتیاج پیدا کرد و بدین ترتیب پروژه مذکور دوباره به جریان افتاد و این سلاح به تعداد محدودی ساخته شد و در اختیار نیروهای قانونی روسیه گرفت . بعد از مدتی استفاده از این اسلحه ، کاربران به این نتیجه رسیدند که کالیبر 18×9 ماکاروف معمولی برای این اسلحه مناسب و قوی نیست و به همین جهت تغییراتی در ساختمان این فشنگ داده شد بدون اینکه در اندازه ها تغییری ایجاد شود . بدین منظور مرمی این فشنگ کوچکتر و سبکتر شده و قدرت و مقدار پودر انفجاری داخل پوکه بیشتر گردید . نوع جدید فشنگ 9 میلیمتری ماکاروف ، پی ام ام نام گرفت (9x18mm PMM ) . با این تغییر که در سال 94 میلادی به وجود آمد اسلحه کدر نام کلین به خود گرفت . این اسلحه قابلیت نصب لیزر و صدا خفه کن را دارد و نیروهای پلیس و امنیتی روسیه از آن استفاده می نمایند . شرکت سازنده این اسلحه ایژفسک (Izhevsk) نام دارد که در شهری به همین نام در 1130 کیلومتری شرق مسکو واقع است . وبلاگ سرباز

Persian_Gun's
27-01-2008, 13:38
مسلسل دستی Z-84





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مسلسل دستی Z-84 یکی دیگر از مسلس های دستی T شکل است که در دهه 80 و توسط کارخانه اسپانیایی Star Bonifacio Echeverria SA تولید شده است.
Z-84 بر خلاف مدل های قبلی یعنی Z-62 و Z-70B ، تنها در کالیبر 9 میلی متری لوگر یا پارابلوم ( و بنا به اظهارات برخی، 9 میلی متر لارگو) ارائه می شود. قفل لوله این سلاح به نوعی منحصر بفرد است چنانچه پس از جلو رفتن، لوله سلاح را در بر می گیرد( لوله درون گلنگدن فرو رفته و قفل می شود). تکنولوژی ساخت این سلاح تقریبا مشابه یوزی اسرائیل است. بدنه آن از دو قسمت تشکیل شده و با خم های موازی تقویت شده است. گلنگدن از نوع باز بوده و با فشار مستقیم گاز باروت عمل می کند. این گلنگدن بر روی دو ریل به عقب و جلو حرکت می کند. خلاصی نسبتا زیاد موجود در بین شیار گلنگدن و ریل ها باعث می شود تا سلاح تقریبا هرگز گیر نکند. مکانیزم تغذیه سلاح به گونه ای طراحی شده تا تغذیه آن با فشنگ های سر تخت، نوک گود و معمولی به سهولت انجام شود. ضامن در پشت ماشه قرار گرفته و در هنگام درگیر شدن ماشه را قفل می کند. برگه ناظم آتش در سمت چپ بدنه سلاح تعبیه شده و دارای دو حالت تکتیر و رگبار است.
علاوه بر آن یک سیستم ضامن کمکی باعث می شود تا گلنگدن سلاح جلو ایستاده و تنها در صورت کشیده شدن گلنگدن به عقب رانده شود. دستگیره گلنگدن در هنگام شلیک ثابت می ماند که این امر به حفظ تعادل سلاح در زمان شیک کمک فراوانی می کند. مکانیزم نشانه روی در عقب از نوع تنظیم شونده بوده و در فواصل 100 و 200 متری درجه بندی شده است. قنداق از نوع فلزی و تاشو است و در هنگام تاشدن در زیر روپوش لوله قرار می گیرد.





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



مسلسل Z-84 برخلاف بسیاری از سلاح های مشابه همانند یوزی و اینگرام، بسیار خوشدست است. برتری اصلی این سلاح نسبت به هم رده هایش در زمان شلیک رگبار آن هم با یک دست مشخص می شود. تعادل سلاح در هنگام شلیک رگبار کمتر به هم می خورد و ضریب برخورد به هدف در ان افزایش می یابد.

Persian_Gun's
27-01-2008, 13:40
مسلسل سبک MP5

تاریخچه:

کارخانه اسلحه سازی هکلر و کخ ((Heckler & Koch)) در سال ۱۹۴۸ توسط(ادموند هکلر)و(آلکس زایدل)و (تئودورکوخ) در اوبن دورف آلمان تاسیس شد وبااینکه کار خود را با ساخت ابزار دقیق آغاز کرد ولی اکنون به عنوان یکی از برترین کارخانه های اسلحه سازی شناخته میشود.

توضیحات:
مسلسل سبک دستیSub-Machine-Gun) SMG) کلاسی از تفنگ ها میباشد که با توجه به حجم آتش(به علت استفاده از کا لیبرهای کوچک سلاح های کمری) و حمل آسان در انواع ماموریت های تهاجمی و تدافعی مورد استفاده قرار می گیرد. در این کلاس با اینکه انواع سلاح ها با مارکه های مختلف در بازار موجود است ولی دو اسلحه MP5 ساخت U&K و Uzi ساخت صنایع نظامی رژیم اشغالگر قدس بیشترین کاربر را در میان نیروهای مختلف دارد که در این میان MP5 به علت دقت شلیک و همچنین انعطاف پذیری در ماموریت های مختلف برتری مختصری نسبت به یــــــوزی دارد. MP5 مجهز به همان سیستم گلنگدن تاخیری با قفل چرخشی است که در مسلسل تهاجمی G3 ساخت همین کارخانه به چشم می خورد.
در حقیقت MP5 مقیاس کوچک شده G3 می باشد.طراحی و ساخت این اسلحه به سال
۱۹۶۴ بر می گردد وبا توجه به اینکه تولید انواع جدیدتر MP5 اکنون نیز ادامه دارد بیش از ۱۲۰ نوع از این اسلحه در حال خدمت در نیروهای مختلف در چهار گوشه جهان می باشد.

قابلیت های فنی MP5:MP5 یک سلاح سبک, دستی و همچنین شانه ای می باشد که با هوا خنک می شود و از یک خشاب استاندارد ۱۵ یا ۳۰ تیره تغذیه می کند. محفظه خرج (خزانه) آن برای استفاده تمام فشنگ های استاندارد سلاح کمری مانند:
9در40S & W, 10mm Auto.۱۹
ساخته شده است. این سلاح در تمام حالت های تک تیر, شلیک دو یا سه تیره ومسلسل از حالت گلنگدن بسته شلیک می کند که همین عامل دقت شلیک گلوله را در تمام حالات بالا برده و MP5 را تبدیل به یک اسلحه قابل کنترل میسازد.ناگفته نماند سرعت عمل تیر اندازی این اسلحه ۸۰۰ تیر در دقیفه میباشد.طراحی مدولی MP5 این قابلیت را به کاربران آن میدهد که با تعویض کردن اختیاری شش قسمت این اسلحه و اضافه کردن لوازم جانبی بعد از مونتاژ کردن از آن,در ماموریت های تخصصی مختلف استفاده کند.این فاکتور یکی از برتری های MP5 نسبت به رقبای خود است.تعمیر و نگهداری وکاربری آسان و ارزان ازدیگر مشخصه های این سلاح میبا شد
تنه MP5 بعداز فسفاته شدن بالعاب سیاه رنگی پوشیده شده است که حتی از خوردگی های
ناشی از عملیات در آبهای شور نیز جلو گیری میکند.


MP5A4



قابلیت استفاده از لوازم فرعی شامل دوربین هدف گیری ولیزرپوینت و چراغ را دارد وجهت انجام ماموریت ها مانند شلیک دقیق از داخل اتومبیل طراحی شده است. به دلیل نیروی پس زنی(لگد) ضعیف وبرد بالا با قدرت آتش زیاد جای شات گان را در ماموریت های مشابه گرفته است.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]







MP5A3



تفاوت این مدل با مدل قبلی در قنداق تاشونده می باشد که انعطاف پذیری آنرا در ماموریت های مختلف به نحو چشم گیری افزایش داده است.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





MP5N



این اسلحه به سفارش تیم کماندوهای ( Seal) نیروی دریایی ایالات متحده طراحی ,پسوند N(NAVY)و ساخته شده است و در حقیقت بهترین اسلحه در کلاس خود می باشد.از لوازم جانبی آن میتوان به صدا خفه کن ضد آب اشاره کرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]









MP5SFA2

پسوند (SF (Single Fire نشان میدهد که در اهرم ناظم آتش فقط حالت ضامن و نیمه اتوماتیک
(تک تیر) تعبیه شده است. این کارابین(Carabin) فقط برای صادرات به بازارغیر نظامی ایالات متحده در نظر گرفته شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





MP5K

این کیت شامل MP5K استاندارد به همراه چمدان مخصوص که توانایی شلیک از داخلچمدانرا به کاربر خود میدهد.چنین ترکیبی برای ماموریت های ویژه ساخته شدهاست.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





MP5KA4

پسوند Kurz) K) در زبان آلمانی به معنی کوتاه میباشد.طول این اسلحه۳۳۰ میلیمتر بودهو فقط دو کیلو گرم وزن دارد.به سادگی مخفی شده و بهترین انتخاب برایدرگیری در مسافت های کوتاه میباشد. تمام مدل های MP5K قابلیت نصب قنداق تاشونده رادارند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]







MP5SDA3

صدا خفه کن یکپارچه شده با لوله وطراحی خاص لوله موجب پایین آمدن سرعت گلوله شدهو نیاز به استفاده از مهمات زیر صوت را از میان برداشته است.صدای فوق العادهپایین وهمچنین نور کم در حین شلیک امکان شناسایی فرد شلیک کننده را در حین مامویتبه حداقل میرساند.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





MP5K-PDW

این اسلحه دفاع شخصی با قنداق تا شونده وقنداق تاشو و قبضه جلوی خشاب و وزن کم جهت استفاده نیروهای ویژه و خدمه هواپیما و هلی کوپترها ساخته شده است. خوشدستی بی نظیر این اسلحه کاربری آن را در مکان های تنگ مانند داخل اتومبیلبه سادگی امکانپذیر می سازد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
27-01-2008, 13:42
مسلسل Thompson



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



تمامی کسانی که فیلم های مافیایی دهه 1920 تا 1930 یا فیلم های جنگ جهانی دوم را تماشا کرده اند با مسلسل تامپسون آشنایی دارند.

یک مسلسل ساده با لوله ای نسبتا ضخیم و خشابی گرد یا معمولی.

این مسلسل توسط آقای جان تالیافرو تامپسون ساخته شده و در جنگ های خیابانی شیکاگو یا میادین جنگ جهانی دوم نقش مهمی را ایفا کرده است.

آقای John Taliaferro Thompson در سال 1860 متولد و در سال 1882 از دانشگاه West Point فارق التحصیل شد. او سپس وارد ارتش شد و پس از خدمت در واحد توپخانه، در سال 1890 به دانشگاه افسری راه یافت. وی همچنین در جنگ آمریکا- اسپانیا شرکت جست. وی در فرایند آزمایش تفنگ اسپرینگ فیلد M1903 حضور داشت و اوج شهرت خود را زمانی بدست آورد که در ساخت گلوله AS(45/0 اینچ) شرکت جست. به عقیده وی گلوله های کالیبر 45 بهترین انتخاب برای سلاح های کمری محسوب می شدند و این خود آغاز راهی بود که به ساخت کلت M1911 با کالیبر 45 منتهی شد.

آقای تامپسون در سال 1914 بازنشسته شد تا تمامی فکر و وقت خود را صرف طراحی و ساخت یک مسلسل کارآمد کند. به او پیشنهاد شده بود تا در سمت سرمهندس به شرکت رمینگتون بپیوندد تا در یک کارخانه واقع در پنسیلوانیا که به ساخت تفنگ های انفیلد انگلیسی مشغول بود، بر فرآیند تولید و کنترل کیفیت نظارت کند.

وی در سال 1916 کارخانه جدیدی را بنیان نهاد تا به ساخت تفنگ معروف موسین- ناگانت برای ارتش روسیه تزاری بپردازد.

با ورود رسمی ایالات متحده به جنگ جهانی اول، آقای تامپسون به خدمت فراخوانده شد تا کالیبر تفنگ های انفلید را به 30/0 (62/7) تغییر دهد. این تفنگ به مدل M1917 معروف شد. وی به درجه ژنرالی ارتقا داده شد. همچنین وظیفه تامین سلاح های سبک و مهمات مربوطه برای نیروهای متحد به او محول گردید. سال 1918 مصادف بود با دومین بازنشستگی آقای تامپسون.

او کماکان رویای ساخت یک مسلسل کارآمد را در سر می پروراند.

او معتقد بود که یک مسلسل با کالیبر متوسط نقش اساسی را در جنگ های آینده ایفا خواهد کرد. طرح او با محدودیت هایی مواجه بود. او مکانیزم برگشت گاز را بسیار پیچیده و سنگین می دانست. مکانیزم برگشتی هم باعث افزایش محسوس وزن سلاح می شد. از طرفی سیستم فشار مستقیم نمی توانست نیروی لازم را در گلوله ذخیره کند(همانند مسلسل PPsh41 ساخت شوروی که بسیار کم قدرت است).

آقای تامپسون به فکر استفاده از یک طرح ثبت شده افتاد. در سال 1915، یک فرمانده نیروی دریایی آمریکا با نام John Blish یک سیستم فشار مستقیم تاخیری ابداع کرده بود. در این سیستم پیشانی جنگی بواسطه یک یا دو زبانه به بدنه سلاح چفت می شد. وقتی گلوله شلیک می شد، فشار گاز باروت از طرفی گلوله را به جلو می راند و از طرفی به پیشانی جنگی فشار وارد می کرد ولی از آنجایی که پیشانی جنگی به بدنه سلاح چفت شده بود، عقب نشینی نمی کرد ویا می توان گفت «سریعا» عقب نشینی نمی کرد. وقتی فشار گاز باروت (قبل از خروج گلوله از لوله) به حد نصاب می رسید، زبانه ها از چاک بدنه بیرون آمده و عقب نشینی گلنگدن آغاز می شد. در واقع زبانه های مذکور باعث ایجاد تاخیر در عمل عقب نشینی سلاح می شدند و همین تاخیر بود که باعث می شد تا انرژی کافی در گلوله ذخیره شود.

آقای تامپسون پس از جلب رضایت آقای بلیش در خصوص استفاده از طرح وی، با سرمایه گذاری مناسبی کارخانه Auto-Ordnance را در سال 1916 تاسیس کرد. وی دو مهندس خلاق با نام Theodor H . Eickhoff وOscar V. Payne را استخدام کرد تا بر روی طرح جدید کار کنند. آقای تامپسون مجددا به خدمت فرا خوانده شد ولی کار در کارخانه او ادامه پیدا کرد. طراحان و مهندسین کارخانه بزودی متوجه شدند که یک گلوله تفنگ با پوکه بلند نمی تواند پاسخگوی سیستم فشار مستقیم تاخیری باشد ولی در عوض گلوله 45 عالی جواب می دهد.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

وقتی آقای تامپسون از این موضوع مطلع شد، تصمیم دیگری گرفت: ساخت یک مسلسل جمع و جور با کالیبر 45. وی این طرح را Trench Broom یا «جاروی سنگر» نامید! (شاید بخاطر این که وی پیش بینی کرده بود که مسلسل فوق بهترین گزینه برای پاکسازی سنگرهای دشمن خواهد بود...). مسلسل مورد نظر در سال 1919 ساخته شد ولی در این سال نیاز به چنین مسلسلی حداقل در ارتش آمریکا احساس نمی شد بنابراین مسلسل تامپسون برای تحویل به نیروهای پلیس دچار تغییراتی شد.

یک خشاب گرد، قنداق کوتاه، قبضه کمکی در جلو و یک لوله صاف و ضخیم مشخصه های این مسلسل بودند. آقای تامپسون اولین کسی بود که کلمه Submachinegun یا مسلسل دستی را به زبان آورد تامحصول خود را با آن معرفی کند ولی رسانه ها اصرار داشتند که این مسلسل با نام Tommy Gun معرفی شود.

کارخانه Auto-Ordnance رسما نام تامی گان را بر روی این سلاح نهاد و آن را با این نام ثبت کرد.

حالا این موجی از گانگسترها و جنایتکاران نیویورک و شیکاگو بودند که برای خرید تامی ( البته بصورت قاچاقی!) صف بسته بودند. توماس رایان که بر روی پروژه ساخت تامی سرمایه گذاری کرده بود در سال 1928 درگذشت. پسر وی نیز از کارخانه اوتواردنانس خارج شد. کارخانه تامپسون به شخصی به نام Russell Maguire فروخته شد. او تا سال 1951 کارخانه را در تملک خود داشت تا اینکه در این سال کارخانه به شخصی به نام George Numrich واگذار شد که ریاست کارخانه سلاح سازی نومریچ را بر عهده داشت. سلاح تامپسون بصورت زیر طبقه بندی شده است:

مدل آزمایشی 1919 (کارخانه Warner & Swasey)

مدل های 1921و 1928 (کارخانه کلت)

مدل های A1 1928 سری M1 (کارخانه اوتواردنانس و ساویج)

مدل های کپی شده بدون جواز (ساخت چین و ویتنام)

اولین تامپسونی که ساخته شد فاقد هر گونه شماره سریال یا کد بود و در سال 1918 ارائه گردید. این مدل توسط نوار فشنگ تغذیه می شد. مدل 1919 نیز چیزی مشابه مدل قبلی بود و با فشنگ های 45 تغذیه می شد. نواخت تیر تامپسون 1000 تیر در دقیقه بود.

در سال 1920 نمونه آزمایشی توسط دولت آمریکا آزمایش شد. در 27 آوریل 1920، کارخانه اسپرینگ فیلد هدایت فرایند آزمایش سلاح را بر عهده کرفت. 2000 تیر بدون هیچ وقفه ای شلیک شد، نتیجه آزمایش رضایت بخش بود. چند ماه بعد یگان تفنگ داران دریایی آمریکا همین آزمایش را با تامپسون انجام داده و همان نتیجه مطلوب را کسب کرد. البته با وجود حصول نتایج درخشان، هیچ سفارشی از جانب ارتش آمریکا اعلام نشد.

مدل های مختلف تامپسون:

مدل 1921:

اولین مدل تولید انبوه تامپسون مدل 1921 بود، بیش از 15 هزار قبضه از این مدل تولید شد. این مدل در بلژیک و انگلیس هم تست شد ولی هیچ ارتشی برای خرید انبوه آن پا پیش نگذاشت.

مدل 1923:

این مدل را می توان اولین تامپسون جنگی دانست که در آن از یک فشنگ خرج بالا استفاده شد تا برد آن تا 650 متر افزایش یابد. گلوله فشنگ مذکور که محصول مشترک رمینگتون و تامپسون بود، 250 گرین وزن داشت و سرعت دهانه آن به 500 متر بر ثانیه می رسید. نواخت تیر این مدل تا 400 تیر در دقیقه تقلیل پیدا کرد. این مدل دارای روپوش لوله موازی با لوله، قنداق جدا شونده، گیره بند، دو پایه سفارشی و سرنیزه بود.

این مدل از جمله گران بهاترین مدل های تامپسون بشمار می آید.

مدل 1927:

این مدل با مدل 1921 هیچ تفاوتی ندارد و تنها تفاوت آن را باید در عدم وجود قابلیت شلیک رگبار در آن دانست. برای این مدل یک خشاب دایره ای 100 تیر در نظر گرفته شد اگر چه صاحب آن تنها قادر به شلیک در حالت تکتیر بود!

مدل 1928:

در کاتالوگی که توسط کارخانه اوتواردانانس در سال 1930 منتشر شد، مدل مذکور با نام Navy Model با کالیبر 45 معرفی شده است. نیروی دریایی آمریکا 500 قبضه از این مدل سفارش داد تا کارخانه سازنده را سرپا نگه دارد. مدل مذکور توسط سربازان آمریکایی مستقر در نیکاراگوئه بکار برده شده و برای استفاده در محیط های حاره ای بسیاری مناسب تشخیص داده شد. این مدل با روپوش لوله موازی با لوله یا روپوش لوله دارای قبضه کمکی ارائه شد. شعله پوش کاهنده لگد نیز از جمله موارد سفارشی بود. نواخت تیر این مدل 700 تیر در دقیقه اعلام شد.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

جنگ جهانی دوم و نقش تامپسون:

تا قبل از شروع جنگ دوم جهانی تعداد کل تامپسون های موجود در ارتش آمریکا به 400 قبضه نمی رسید ولی با شروع جنگ سفارشات هنگفتی روانه کارخانه سازنده شد. فرانسه در پائیز سال 1939 در حدود 3750 قبضه تامپسون مدل 1928 و 30 میلیون گلوله سفارش داد. سوئد و انگلستان هم سفارشات جالب توجهی ارائه کردند. مدل 1928 دچار تغییراتی شد تا تولید آن آسان تر شود. مکانیزم قفل لوله، فعال کننده و روان کننده گلنگدن، قنداق، شعله پوش و لوله سلاح از جمله قسمت هایی بودند که دچار این تغییرات شدند.

یک برگه ناظم آتش در سمت چپ سلاح تعبیه شده بود و دارای دو حالت تکتیر و رگبار بود. این مدل «مسلسل دستی تامپسون مدل M1» نام گرفت ولی تولید انبوه آن تا سال 1943 عملی نشد. این مدل توسط کارخانه های اوتو اردنانس و ساویج تولید شد.

اوتو اردنانس 847991 قبضه و ساویج 539143 قبضه از سلاح مذکور را تولید کردند. حالا تعداد کل تامپسون های تولید شده به 1250000 قبضه می رسید. تامپسون هایی که توسط اوتواردنانس تولید شدند به کد OA منقش هستند در حالی که تامپسون های ساخت ساویج با کد S شناخته می شوند.

بعد از این کدها شماره سریال تولید حک می شد. تمامی این مدل ها با خشاب های 20 تیر تغذیه می شدند ولی مدل های قبل از M1 با خشاب های گرد 50 تیری نیز ارائه می شدند.

مسلسل تامپسون نزد نیروهای ویژه، چتربازان، پرسنل زرهی و تفنگ داران نیروی دریایی بسیار محبوب بود. هنوزه بسیاری از کهنه سربازان تامپسون را بهترین سلاح جنگ جهانی دوم می دانند. البته مسلسل تامپسون نیز همانند سایر محصولات ساخت بشر خالی از اشکال نبود. مهمترین ایرادی که به آن وارد بود وزن 10 پوندی(5/4 کیلویی) آن بود یعنی سنگین تر از M1Garand . قدرت نفوذ گلوله های شلیک شده از آن هم کم بود چرا که این گلوله ها از نوع نوک تخت بوده و سرعت دهانه پائینی داشتند. تصمیم بر آن شد که کارابین 30/0 جایگزین تپانچه ها و تامپسون ها شود که این امر هرگز عملی نشد. البته در درگیرهای شهری و در فواصل نزدیک، تامپسون بی رقیب و بی نظیر بود. حتی تعدادی از این سلاح در جنگ کره و ویتنام مورد استفاده قرار گرفت.







زنرال تامپسون هرگز موفقیت چشمگیر محصول خود را ندید چرا که وی در سال 1940 در سن 80 سالگی درگذشت.

تامپسون در دنیای گانگسترها:

اگز چه تعداد مسلسل های تامپسونی که توسط گانگسترهای آمریکا بکار رفت در مقایسه با تعداد بکار رفته توسط ارتش آمریکا ناچیز است ولی خاطره تامپسون بیشتر بعلت بکارگیری آن توسط جنایتکاران در ذهن مردم باقی مانده.

یکی از روزهای بیاد ماندنی تاریخ آمریکا که در آن مسلسل تامپسون بخوبی ایفای نقش کرد، روز والنتاین سال 1929 بود که طی آن دارو دسته آلکاپون، گانگستر معروف، 37 نفر از اعضای گروه رقیب خود را دریک گاراژ واقع در شیکاگو به گلوله بستند. در دوران رکود اقتصادی آمریکا که دوران افزایش جرم و جنایت در آمریکا به حساب می آمد، مدل 1918 به اهرم قدرت گروه های تبهکار تبدیل شده بود. پلیس آمریکا در مواجه با این سلاح کاملا عاجز و درمانده شده بود. کل نیروی پلیس آمریکا تنها 22 قبضه تامپسون در اختیار داشت!

گانگسترها ترجیح می دادند که تامپسون را بدون قنداق و با خشاب های 20 تیری حمل کنند. بدین شکل مخفی کردن آن در زیر کت و بارانی ممکن بود. یکی از معروف ترین گانگسترهای آمریکا که در واقع مبتکر این ایده به حساب می آید، جان دیلینجربود. در این حالت می شد مسلسل را با یک دست گرفته و شلیک کرد در حالی که در دست دیگر نارنجک، فرمان ماشین و یا یقه گروگان بیچاره قرار گرفته بود.

از دیگر جنایتکارانی که برای رسیدن به اهداف خود مسلسل تامپسون را برگزیده بودند می توان به Floyd و Nelson اشاره کرد که هر دوی آن ها همانند دیلینجر در طی درگیری با نیروهای پلیس کشته شدند.

Persian_Gun's
27-01-2008, 20:18
AK-47 یا M-16 کدام یک تفنگ تهاجمی بهتری است ؟



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مقایسه تحلیلی M-16 و کلاشنیکوف (AK-47) دو اسلحه تهاجمی بسیار مشهور که در بسیاری از ارتشهای جهان مورد استفاده واقع شده اند عبارتند از AK-47 و Colt AR-15 که اغلب با نام M-16 شناخته می شود. این نوع اسلحه از اواسط دهه 1950 تا کنون در مقیاس انبوه تولید شده و همواره به عنوان دو رقیب شاخص ارزیابی می گردند.
طراحی AK-47 در اواخر جنگ جهانی دوم انجام شد و در سال 1947 نمونه های اولیه آن ارائه گردید.- عدد 47 نشان دهنده سال تولید می باشد- و در اوایل دهه 1950 همزمان با شروع جنگ سرد رسما به عنوان سلاح سازمانی ارتش شوروی سابق وارد خدمت شد.
در ایالات متحده در سالهای پایانی دهه 1950 و در اوایل 1960 اسلحه M-16 که مدل ارتقا یافته و بهینه سازی شده M1 Garand بود به عنوان همتای آمریکایی AK-47 شناخته می شد. اسلحه M-14 مانند M1 Garand بود: طراحی شده بر اساس یک مکانیزم نیمه اتوماتیک آتش با توان و دقت بالا (البته M-14 تحویل شده به ارتش ایالات متحده قابلیت شلیک در حالت رگبار را نیز داشت).
اولین مواجهه واقعی بین AK-47 و M-16 در اوایل جنگ ویتنام رخ داد: M-14 در اوایل جنگ ویتنام رخ داد: M-14 یک بازنده بود!
در یک تحقیق که به سفارش ارتش آمریکا صورت گرفت نشان داد در بسیاری از جنگها درگیری و تیراندازی در فاصله حدود 300 متر انجام می شود حتی در مواقعی که سربازان امکان تیراندازی در فواصل خیلی طولانی را هم داشته باشند. طبق این نتایج چشم غیر مسلح انسان از فاصله 200 متری توانایی تشخیص زن و مرد را ندارد و در فاصله 300 متری یک سرباز با قامت متوسط از درون مگسک سلاح حدود 2 سانتی متر دیده و در 400 متری به شکل یک خط- نقطه رویت می شود.
بر اساس این نتایج و نیز ایرادات کارشناسان مبنی بر برد بیش از حد نیاز و ضربه لگد شدید اسلح M-14 ، این اسلح به آرامی از دور استفاده خارج شده و اسلحه M-16 به عنوان جایگزین اصلی M1 Garand – که در زمان خود بسیار کارآمد و با قابلیت بود- طراحی و در مقابله با طرح سلاح سازمانی ارتش شوروی مورد استفاده قرار گرفت.
در واقع رقابت بین M-16وAK-47 عمدتا ناشی از منازعات جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی بین دو بلوک شرق و غرب بود.
با توجه به این، اینکه سلاح AK-47 یکی از سلاحهای سازمانی نیروهای مسلح کشور عزیزمان بوده و در مقابل M-16 نیز سلاح سازمانی ارتش یکی از دشمنان قسم خورده ما می باشد . مقایسه تحلیلی و تطبیقی این دو سلاح کمک شایانی به کارشناسان نظامی کشورمان جهت مقایسه نقاط قوت و ضعف این دو نسبت به یکدیگر می کند. حال در ادامه به مقایسه این دو سلاح از جنبه های مختلف می پردازیم.





تفاوتهای تکنولوژیکی :
1-وزن و اندازه: وزن AK-47 معمولا حدود 3/4 کیلوگرم و طول 87 سانتی متر است.M-16 A1 که در دوره جنگ ویتنام استفاده شد 2/3 کیلوگرم وزن و 100 سانتی متر طول داشت. وزن کمتر M-16 A1 باعث حمل آسان تر، نشانه روی سریعتر و قابلیت مانور بیشتر بود اما در کنار کاهش وزن با توجه به قانون سوم نیوتن، این وزن کم باعث افزایش نیروی لگد اسلحه شد.
در مدلهای بعدی با استفاده از لوله سنگین تر- و البته دقیق تر –و افزایش وزن برخی از اجزاء اسلحه مانند قنداق این مشکل رفع شد. برای مثال M-16 A2 دارای وزنی معادل 7/4 کیلوگرم می باشد ونیروی لگد آن بمراتب از AK-47 کمتر است که این مسئله باعث ایجاد دقت تیراندازی بالاتری نسبت به AK-47 می شود. همچنین در مدلهای M16-A2 و M-16 A3 و M4-A1 (مدل کارابین M-16) مرکز ثقل این سلاح بیشتر به سمت قبضه متمایل شده که این امر تاثیر به سزایی در کنترل سلاح در هنگام شلیک دارد.
استفاده احسن از علم ارگونومی در طراحی M-16 باعث برتری، M-16 به AK-47 در رابطه با سازگاری با بدن سربازان در هنگام حمل و تیراندازی شده است.- برای مثال خارج شدن پوکه از M-16 بسیار نرم تر و ایمن تر AK-47 است. در ضمن به دلیل طول خشاب کوتاه تر نسبت به خشاب AK-47 ، تیرانداز می تواند در هنگام شلیک سلاح خود را بیشتر به سطح زمین نزدیک کند و در نتیجه کمتر در معرض تیرهای دشمن قرار گیرد.
مورد دیگر اینکه در M-16 دست سرباز چه برای تعویض خشاب چه برای تغییر وضعیت آتش و چه برای کشیدن گلنگدن می تواند از قبضه جدا نشود و با یک دست این عملیات را انجام دهد. اما در AK-47 غالبا نیاز به استفاده از هر دو دست می باشد. به عنوان نتیجه گیری می توان بیان کرد علی رغم طول و وزن بیشتر M-16 نسبت به AK-47 ، اسلحه M-16 به لحاظ تکنولوژیکی برتری کاملا محسوسی نسبت به AK-47 دارد.(به جنگ آمریکا در افغانستان و عراق توجه کنید).
2- کالیبر: AK-47 از فشنگ 39×62/7 م.م روسی و M-16 از فشنگ 45×56/5 م.م NATO استفاده می کنند. عدد اول نشان دهند کالیبر و عدد دوم نشان دهنده طول پوکه به میلی متر می باشد. در نگاه اول بزرگتر بودن کالیبر AK-47 ممکن است نشان دهنده قدرت آتش بیشتر نسبت به M-16 باشد. اما کم بودن کالیبر این گلوله بطور مشخص منجر به کاهش چشمگیر وزن مهمات، کاهش قابل ملاحظه نیروی لگد اسلحه ، افزایش نسبی بازده بالستیکی و افزایش دقت تیراندازی می شود(البته دو مورد اخیر بدلیل فرم خاص مرمی این کالیبر است)همچنین علاوه بر موارد فوق فشنگ 45×56/5 (با وجود اینکه مرمی فشنگ 39×62/7 دارای قطر بزرگتر و در نتیجه وزن ، اندازه حرکت و انرژی بیشتری می باشد) به علت سرعت دهانه بالاتر و پروفیل آیرودینامیکتر دارای یک مزیت اساسی در قابلیت نفوذ کنندگی است . درضمن گلوله 45×56/5 دارای ساقه بلندتری نسبت به گلوله 39×62/7 می باشد.(ساقه یا shank به قسمت استوانه ایی گلوله گفته می شود که با خان لوله درگیر می شود. بلند بودن ساقه – البته تا حد معینی – باعث افزایش میزان حرکت مستقیم الخط گلوله و در نتیجه افزایش دقت می شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
انرژی متوسط گلوله 62/7 حدود 18 درصد بیشتر از گلوله 56/5 است که این امر به معنای برد موثر زیادتر می باشد. اما در عوض دانسیته انرژی در 56/5 برابر 425 ژول به ازای هر گرم وزن مرمی و برای 62/7 حدود 254 ژول به ازای هر گرم می باشد. عبارت دیگر هر گرم از مرمی 56/5 حدود 67 درصد انرژی بیشتری حمل می کند در نتیجه هنگام برخورد با هدف اثر تخریبی شدیدتری برجا می گذارد.
این دو فشنگ تقریبا دارای یک میزان مشابه باروت به لحاظ حجمی هستند اما بدلیل اینکه هر دو اسلحه از فشنگهایی با انواع مختلف باروت و مرمی استفاده می کنند درای بالستیک پروازی متفاوت و نیز نیروی متفاوت لگد اسلحه می باشند.لگد اسلحه M-16 معمولا به صورت خیلی واضح و ناگهانی اما سبک احساس می شود. اما لگدAK-47 کمی سنگین تر است و برگشت به وضعیت عادی کندتر صورت می گیرد.
گلوله 56/5 به علت سرعت بالا، سطح مقطع کوچک و نیز دانسیته انرژی بالاتر ( حدود 67 درصد بیشتر از 62/7 روسی) و در نتیجه متمرکز شدن تنشهای بسیار بالا در گلوله در زمان برخورد به دف و نیز حرکت هسته گلوله نسبت به ژاکت آن و تغییر جریان تنش در ناحیه زه خورده ، پس از برخورد به هدف و نفوذ درون آن از ناحیه زه خورده متلاشی شده و ایجاد ترکش می کند(Fragments bullet) و در نتیجه باعث جراحات شدیدتری نسبت به 62/7 روسی در اندام انسانی می شود. – به نمودارهای مقایسه گلوله 56/5 با گلوله 62/7 توجه کنید- همچنین تعداد زیادی از منتقدین از ضعف گلوله 56/5 در فواصل زیاد و حساسیت به انحراف در زمان پرواز به علت وزن کم ، به عنوان نکات منفی یاد می کنند. ولی باید به خاصر داشت این گلوله برای عملکرد موثر و دقیق در فواصل حدود 350 تا 500 متر طراحی شده و طبیعتا در فاصله بیشتر از توانایی های آن کاسته می شود.
همانطور که دیده می شود گلوله 62/7 پس از برخورد به بدن26 سانتی متر در خط مستقیم حرکت کرده و سپس بدور خود چرخیده وبا نوک از بدن انسان خارج می شود( تحقیقات نشان داده است ضخامت بافت های بدن انسان در حداکثر میزان رشد از 37 سانتی متر فراتر نمی رود). مشخص است این گلوله خاصیت ترکش شدگی راحتی در بالاترین حد سرعت خود ندارد و حفره ثابتی که ایجاد می کند کوچک است. طبق آزمایشات ارتش آمریکا در ویتنام این گلوله در ناحیه شکمی کمترین آثار تخریبی را دارد و در بسیاری از موارد نتوانسته بود از سمت مقابل بدن در ناحیه فوق خارج شود. در واقع این گلوله زخمهایی با حداقل تخریب در بدن ایجاد می کند. ما معمولا چنین شرایطی را زا گلوله هایی با شارژ پایین و برای استفاده در اسلحه های سبک انتظار داریم .
اما گلوله 56/5 به گونه ایی طراحی شده است که حداکثر توانایی را برای متلاشی کردن نسوج بدن انسان دارا باشد. همانطور که در نمودار مربوطه دیده می شود این گلوله پس از برخورد با بدن انسان حدود 8 سانتی متر در خط مستقیم حرکت کرده سپس 90 درجه منحرف و از بالای قسمت زه خورده متلاشی می شود.حدود 50 درصد وزن گلوله به صورت ترکش درآمده در دایره ایی به قطر 14 سانتی متر باعث تخریب و انهدام اندام می شود. سپس باقیمانده گلوله بدور خود چرخید و از ته از بدن خارج می شود. حفره موقتی که دو گلوله ایجاد می کنند مشابه هم و درحدود 15 سانتی متر است و فشار داخل بافتها را گاهی تا هزاران کیلو پاسکال بالا برده و باعث ایجاد یک موج انفجاری فشارنده شده که با سرعت صورت در آب (1500 متر بر ثانیه ) در نسوج حرکت می کند و در اندامی مانند مثانه، قلب، کبد و مغز ایجاد یک از هم گسیختگی شدید کرده که در مواردی منجر به مرگی می شود همچنین این موج در رگهای خونی منتشر شده و آسیب های دوردست عروقی ایجاد می کند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در مجموع به عنوان نتیجه گیری گلوله 56/5 قابلیت و توانایی بسیار بیشتری نسبت به 62/7 روسی دارد.
3-وضعیت آتش : هر دو اسلحه AK-47 و M-16 دارای یک سلکتور (برگه ناظم آتش) هستند که به سرباز امکان انتخاب وضعیت شلیک را می دهد: نیمه اتوماتیک و یا اتوماتیک ( تک تیر و یا رگبار) سلکتور اسلحه M-16 یک سویپ (اهرم) کوچک است که بر روی سمت چپ سلاح و در بالای قبضه قرار دارد بگونه ایی که انگشت شصت دست راست آنرا به راحتی جابجا می کند. اولین موقعیت، وضعیت ضامن، دومین موقعیت تک تیر و سومین وضعیت رگبار است.
سلکتور AK-47 یک اهرم بزرگ است که در سمت راست سلاح قرار دارد که می توان آن را به سمت بالا یا پایین فشار داد. موقعیت بالا وضعیت ضامن، وسط رگبار و موقعیت پایین تک تیر است یکی از انتقاداتی که به AK-47 وارد است درباره طراحی سلکتور انتخاب وضعیت آتش می باشد.
این اهرم در سمت راست سلاح قرار دارد بگونه ایی که سرباز برای تغییر وضعیت آتش تقریبا باید دست خود را از قبضه سلاح جدا کند. علاوه بر این تغییر وضعیت آتش بسختی صورت می گیرد به عبارت دیگر در لحظه تغییر وضعیت آتش سرباز کاملا بی دفاع است.
در همین حال کارشناسان و طراحان آمریکایی مشغول بهینه سازی M-16 بودند:
در مدل جدیدتر این سلاح به نام M-16 در طراحی مکانیزم «وضعیت آتش» پیشرفت دیگری حاصل شد و آن اضافه شدن و آن اضافه شدن یک حالت دیگر به سلکتور وضعیت آتش بود به نام مکانیزم آتش «سه تیر» که در این وضعیت با هر بار فشار دادن ماشه 3 گلوله شلیک می شد. برخی از مزایای این طرح عبارت بود از: ذخیره بیشتر مهمات و ایجاد جراحت بسیار شدید و کشنده با حداقل شلیک ، - برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به مقاله « تاثیرات گلوله در بدن انسان» قسمت دوم چاپ شده در شماره 14 مجله جنگ افزار-. در تمام مدلهای M-16 A2،M-16 A3 و M4 خصوصیت یعنی وضعیت آتش «سه تیر» وجود دارد.
یکی دیگر از اشکالات طراحی سلاح AK-47 این است که در صورت استفاده از قنداق تاشو از زیر ، زمانی که قنداق در حالت بسته می باشد امکان دسترسی به سلکتور وضعیت آتش بسیار دشوار است اما در M-16 چون می تواند از قنداق کشویی استفاده کند امکان دسترسی به تمام نقاط سلاح وجود دارد. همچنین دستگیره گلنگدن در M-16 در زمان شلیک ثابت می ماند اما AK-47 این اهرم متحرک بوده و در صورت برخورد به دست یا لباس سرباز به او آسیب می رساند مورد دیگری که درباره قابلیتهای برتر M-16 می توان بیان کرد این است که وقتی آخرین فشنگ خشاب شلیک می شود صفحه خوراک دهند بالا آمده و در داخل بدنه اسلحه به یک ضامن برخورد می کند حرکت ضامن باعث می شود گلنگدن پس از شلیک آخرین گلوله عقب بایستد و پس از تعویض خشاب به محض گذاشتن خشاب جدید با یک فشار اندک، ضامن رها شده و باعث می شود گلنگدن به جلو حرکت کرده و بدین ترتیب سلاح بدون دخالت دست مسلح شده و درحالت ضامن قرار گیرد اما در Ak-47 تمام این مراحل باید با دست انجام شود. با توجه به موارد بالا به عنوان نتیجه گیری تکنولوژی و قابلیتهای مکانیزم آتش و مسلح شدن اسلحه M-16 بسیار پیشرفته تر از AK-47 است.
4-قابلیت اعتماد:
اسلحه AK-47 هموراه به عنوان یک اسلحه قابل اعتماد شهرت خوبی داشته است این اسلحه بوسیله فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گاز نسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است. AK-47 بدلیل اینکه با تلسرانسهای نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های گل آلود و برفی و شن و ماسه می باشد. در نتیجه در میان بسیاری از واحدهای نظامی از جایگاه ویژه ایی برخوردار است.
M-16A1 تنها در مراحل ابتدایی تیراندازی قابل اعتماد بود. سیستم اثر مستقیم گاز باروت استفاده شده درM-16 مشابه با سایر سیستم های متعارف فعال شونده با گاز است اما با چند اختلاف کوچک.
در این اسلحه نیز مانند AK-47 از گاز موجود در لوله تفنگ برای تکرار عمل شلیک استفاده می شود با یک تفاوت بزرگ و آن اینکه M-16 فاقد پیستون گاز می باشد . گاز باروت پس از برگشت از لوله اصلی مستقیما بر روی میله حمال گلنگدن کار می کند. به بیان دیگرM-16 از یک مکانیزم برگشت گاز از لوله و اعمال فشار مستقیم بر روی آلات متحرک و حمال گلنگدن استفاده می کند. در نتیجه با این فناوری تعداد قابل توجهی از قطعات که با سیستم پیستون گاز کار می کند حذف می شود و آنرا ساده تر می کند. در نتیجه وزن آلات متحرک و به تبع آن اندازه حرکت آن کم شده، از ضربه لگد اسلحه و استهلاک آلات متحرک به میزان قابل توجهی کاسته شده، لرزش لوله سلاح در حین سیکل آتش کاهش می یابد و بدین ترتیب کنترل اسلحه و دقت آن افزایش می یابد.در ضمن کاهش وزن آلات متحرک باعث افزایش نواخت عملی تیراندازی می شود.
اما این طراحی به باقیمانده گاز اجازه می دهد که به قسمتهای داخلی سلاح دمیده شده و باعث ایجاد لایه ایی از دوده بر روی سطوح حساس گلنگدن و میله حامل آن شود. که پس از چند سیکل تیراندازی بر روی قابلیت اعتماد آن تاثیر منفی می گذارد و نهایتا باعث گیر کردن آن می شود. همچنین لوله برگشت گاز کوچکتر از قطعه مشابه درAK-47 بوده و سریعتر مسدود می شود. بطور کلی M-16 به گرد و غبار و آلودگی محیط نسبت به AK-47 و یا Galil از حساسیت بالاتری برخوردار است. اما همه چیزی که M-16 برای جبران این نقص نیاز دارد روزی یک بار تمیز کردن اسلحه می باشد- البته در صورت استفاده و تیراندازی – تا بدون اشکال قابل استفاده باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
با توجه به این اینکه نظافت روزانه اسلحه های انفرادی در ارتشهای مدرن امروزی – حتی در زمان نقل و انتقال و یا حتی در میادین نبرد- امری عادی و مرسوم می باشد، نظافت روزانه M-16 چندان غیر عادی تلقی نمی شود. در واقع همانطور که در سطور قبل اشاره کردیم اغلب مواردی که در رابطه با عدم قابلیت اعتماد M-16 بازگو می شود مربوط به دوران جنگ ویتنام می باشد زمانی که اولین نسل این اسلحه موسوم به M-16 A1 تولید شده و درعمل به کار گرفته شده بود. در آن زمان باروت مهمات 56/5 م.م پس از احتراق ایجاد نوعی دوده چسبنده می کرد که در میان آلات متحرکت و لوله انباشته شده و سرانجام باعث گیر کردن و قفل شدن سلاح می گردید.
اما در نسلهای جدیدتر مانند M-16A2 ،M-16A3 و M-4 با تغییر نوع باروت ، تغییر در ساختار لوله ، بهینه سازی لوله برگشت گاز و اضافه کردن کیت وسایل تنظیف به سلاح – که بسیار مجهز تر از کیت مشابه AK-47 است- اشکالات ذکر شده برطرف شد و قابلیت اعتماد مدلهای جدید در حد کاملا قابل قبولی قرار گرفت.
5-دقت:
یک مزیت خانواده M-16 که اغلب با تحسین درباره آن صحبت می شود میران دقت بالای این سلاح است ولی AK-47 معمولا به عنوان یک اسلحه دقیق در نظر گرفته نمی شود.
همانطور که قبلا اشاره کردیم وجود مکانیزم اعمال فشار مستقیم گاز در اسلحه M-16 باعث می شود تعدادی از قطعات متحرک جلوی محفظه آتش حذف شوند و در نتیجه ارتعاشات لوله در حین سیکل شلیک کاهش یافته که این به معنای افزایش بیشتر دقت سلاح می باشد. همچنین در کنار موارد ذکر شده تغییر مکان مرکز ثقل M-16 و نزدیکتر شدن آن به محدوده قبضه اسلحه تاثیر به سزایی در افزایش دقت آن در حین شلیک داشته است. این دوسلاح درمکانیزم نشانه روی نیز با هم دارای تفاوتهایی هستند.
مکانیزم نشانه روی M-16 از سوی بسیاری از کارشناسان تحسین شده است:M-16 در قسمت عقب از یک سایت نشانه روی شکاف دار با یک روزنه دید کوچک استفاده می کند. در هنگام نشانه روی تیغه مگسک که در جلو و روی لوله سلاح قرار دارد در مرکز این سوراخ تنظیم می شود. این مکانیزم به لحاظ ارگونومی بگونه ایی طراحی شده است که بطور اتوماتیک چشم تیرانداز را در مرکز مگسک قرا می دهد و این امر باعث هدف گیری سریع تر و مطمئن تر می شود. علاوه بر این فاصله سایت عقبی و مگسک (شعاع هدف گیری) در این سلاح زیاد می باشد که این فاصله باعث افزایش دقت نشانه روی می شود.
AK-47 از یک مکانیزم نشانه روی قدیمی و متداول از نوع «باز» استفاده می کند. سایت عقبی به شکل یک درجه ساده U یا V شکل است که مگسک در زمان نشانه روی در مرکز آن تنظیم می شود. آزمایشات انجام گرفته نشان داده است که بدلیل ضعف ارگونومیک این مکانیزم و نیز وجود شکاف در سایت عقبی، در یک راستا قرار دادن سایت عقبی یا همان درجه با مگسک به تمرکز زیادی احتیاج دارد و تا حد زیادی به مهارت تیرانداز وابسته است. همچنین در AK-47 سایت عقبی یا درجه در زمان هدف گیری باید فاصله بخصوصی با چشم تیرانداز داشته باشد در غیر این صورت پدیده « تار شدن دید» یا Blurring effete برای تیرانداز رخ می دهد که به عنوان مانعی در نشانه روی دقیق تلقی می شود.
یکی دیگر از دلایل دقت سلاح M-16 وجود تلسرانس های بسته و بسیار دقیق در طراحی و ساخت و بکارگیری تکنولوژی پیشرفته در تولید آن می باشد. وجود لقی کم بین اجزاء و قطعات اسلحه M-16 باعث کاهش شدید سر و صدای مزاحم (Noise) در هنگام تیراندازی و افزایش دقت آتش شده است. البته این مسئله باعث می شود این سلاح حساسیت بیشتری نسبت به آلودگی داشته باشد.
البته درست است که وجود تلسرانسهای باز و لقی زیاد بین اجزاء و قطعات ، قابلیت اعتماد این سلاح را در شرایط گوناگون افزایش داده اما مسلما باعث کاهش دقت آن شده است.
با توجه به موراد مشروح بالا می توانیم نتیجه بگیریم که M-16 اسلحه کاملا دقیقتری نسبت به AK-47 می باشد هر چند قابلیت اعتماد AK-47 در مواردی بالاتر از M-16 است.
6- ضریب نفوذ کاربری:
در این حیطه AK-47 رکوردی را در کارنامه خود دارد که نه فقط M-16 که هیچ سلاح دیگری قادر به رقابت با آن نیست: از این سلاح تا کنون حدود 90 میلیون قبضه تولید شده است. تقریبا هیچ کجای دنیا نیست که اسم AK-47 به گوش کسی نرسیده باشد. AK-47 تنها سلاحی است که بسیاری از گروهها و سازمانها آنرا به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند- جنبش حماس در فلسطین اشغالی، حزب اله در لبنان و سپاه پاسداران در ایران- حتی طرحی از کالاشنیکوف در پرچم کشور موزامبیک استفاده شده است. این شیوع فراگیری عمدتا به دلایل زیر می باشد:
تکنولوژی پایین برای تولید: با وجود اینکه بیش از نیم قرن از ساخت این سلاح می گذرد کماکان عمده قسمتهای آن به همان روش ساخته می شود. بگونه ایی که حتی با داشتن یک دستگاه فرز، تراش و یک دستگاه پرس این سلاح قابل ساخت می باشد. در حال حاضر با استفاده از این ماشین آلات AK-47 در پاره ایی از مناطق دورافتاده پاکستان و افغانستان تولید می شود. پس واضح است که با داشتن مجموعه از امکانات مجهز تر و زیادتر می توان این سلاح را درمقیاس انبوه تولید کرد.
هزینه بسیار پایین: تولید AK-47 در تیراژبالا بسیار ارزان می باشد بطوریکه قیمت هر قبضه از این سلاح در بازار آمریکا حدود 250 دلار می باشد!

ملاحظات ایدولوژیک: در دوران جنگ سرد و در گرماگرم رقابت دو ابر قدرت برای سیطره بر کشورهای دو و نزدیک تعداد زیادی از این سلاح بصورت کمک بلا عوض و یا با قیمت بسیار نازل از سوی شوروی سابق در اختیار کشورها و جنبش های طرفدار آن کشور قرار گرفت و حتی در مواردی تکنولوژي و دانش حتی ساخت این سلاح به رایگان در اختیار کشورهای بلوک شرق قرار داده شد که آنها نیز AK-47 را به همان شکل اولیه و یا با پاره ایی از تعمیرات جزئی در مقیاس انبوه تولید کردند. از جمله این کشورها می توان به چین ، رومانی، بلغارستان ، لیبی، آلمان شرقی سابق، یوگسلاوی و ... اشاره کرد.
سادگی استفاده و عدم نیاز به آموزش زیاد: یکی از خصوصیات مثبت AK-47 ساده بودن نحوه استفاده و نگهداری از این سلاح است در واقع به دلیل اینکه در شوروی سابق ، بلوک شرق، چین و دیگر کشورهای طرفدار شوروی سابق خدمت زیر پرچم اجباری بود و با توجه به اینکه امروزه اثبات شده است که توانایی، قابلیت وسطح آموزش سربازان این ارتشها در مقایسه با سربازان ارتش های حرفه ایی – مانند ایالات متحده ، اروپایی غربی و شمالی و...- در سطح نازلتری قرار دارد، بکارگیری تجهیزات و سلاحهای انفرادی پیشرفته تنها به سردرگمی و بلا استفاده ماندن درصد بالایی از این تجهیزات و کندی عملکرد سرباز آماتور می انجامد لذا این سلاح بدلیل ساختار ساده خود و سهولت بکارگیری آن بدون نیاز به آموزشهای زیاد محبوبیت زیادی نزد پرسنل پیدا کرد.(همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را با AK-47 دیده ایم و البته با کمی دقت مشاهده می شد که معمولا طول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما با این وجود آنها قادرند از سلاح خود استفاده کنند!)
اما درعوض M-16 تقریبا تنها در ایالات متحده و برخی از متحدان نزدیکش مانند ژاپن ، کانادا، اسرائیل و استرالیا تولید می شود. این سلاح با مجوز وزارت دفاع آمریکا در اختیار کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی نیز گذاشته شده است. اصولا M-16 اسلحه گران قیمتی بوده و هر قبضه از آن حدود 10 برابرAK-47 قیمت دارد. پاره ایی از دلایل عدم کاربری گسترده این سلاح عبارتند از:
نیاز به تکنولوژی بالا برای تولید: تولید اسلحه M-16 تقریبا بدون امکانات ماشین آلات پیشرفته فاقد کیفیت مطلوب می باشد. این مورد در مقایسه نمونه M-16 چینی با M-16 آمریکایی کاملا مشهود است. این اسلحه با تلسرانسها و دقت بسیار بالا ساخته می شود و تقریبا تمام قطعات آن به لحاظ کیفی کنترل می گردد. لذا برای تولید M-16 علاوه بر ماشین آلت و سخت افزار پیشرفته نیاز به مهندسین و پرسنل متخصص دارد.
نیاز به آموزش مناسب : نحوه استفاده، نظافت و شیوه نگهداری صحیح این سلاح نیار به آموزش و وجود سربازان حرفه ایی دارد. توزیع و تولید این سلاح نیز عمدتا در کشورهایی به چشم می خورد که دارای یک ارتش حرفه ایی هستند ویا مستشاران آمریکایی در آنجا حضوری پر رنگ دارند( مانند هندوراس و یا کلمبیا). به بیان دیگر این سلاح برای رفع نیاز یک سرباز حرفه ایی طراحی شده است. (آموزشهای دشوار سربازان را در فیلم غلاف تمام فلزی بخاطر آورید!). و البته مشخص است در یک درگیری رو در رو بین دو سرباز که یکی AK-47 و دیگری M-16 در اختیار دارد در شرایط مساوی چه کسی پیروز این میدان است.
وجود قوانین سختگیرانه صادرات: مطابق قوانین ایالات متحده صادرات هر گونه سلاح و ساخت آمریکا یا با استفاده از فناوری و دانش فنی آمریکایی منوط به اجازه وزارت امور خارجه این کشور می باشد به همین دلیل خیلی از کشورهایی که با ایالات متحده رابطه خصمانه ایی دارند قادر به خرید و یا تولید این سلاح نیستند.
به عنوان نتیجه گیری البته AK-47 ضریب نفوذ بسیار بالاتری نسبت به M-16 دارد. اما مسلما این ضریب نفوذ بالا دلیل برتری AK-47 به M-16 نیست. زیرا تقریبا تمامی کارشناسان ارتشهای حرفه ایی این سلاح یعنی M-16 تحسین کرده و حداقل در خش قابل ملاحظه ایی از واحدهای ویژه خود از آن بهره گیری می کنند.
تفاوت در تفکر طراحی :
M-16و AK-47 با دو نوع طرز تفکر متفاوت طراحی شده اند:
AK-47 بر مبنای قابلیت اعتماد زیاد و قدرت آتش بالا و M-16 بر مبنای دقت زیاد و توانایی ایجاد جراحت شدید توام با حجم آتش مناسب.
طراحی، توانایی و چگونگی نقشی که این دو سلاح در میدان جنگ ایفا می کردند بازتابی بود از تجربیات متفاوت و دکترین حاکم بر ایالات متحده و شوروی سابق در دوران جنگ سرد.
AK-47 نتیجه تجربیات ارتش شوروی سابق در طول جنگ جهانی دوم بود. مطالعه گزارشات جنگی نشان می داد که اغلب درگیریها در فاصله حدود 300 متری رخ می داد و طرفی پیروز این میدان بود که قدرت آتش بالاتری داشت. اما تفنگهایی که در جبهه های شرقی توسط شوروی سابق و متحدانش استفاده می شد برای این منظور چندان مناسب نبود وAK-47 در واقع پاسخی به این نیاز بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی می بخشید و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح بطرز وحشتناکی افزایش می یافت ولی وجود قدرت آتش بالا به معنی افزایش دقت نبود و در فواصل زیاد دقت آن نسبت بهM-16 کاهش محسوسی داشت. یکی دیگر از مزایای AK-47 عدم نیاز به وجود سربازان حرفه ایی برای استفاده از این سلاح بود. علاوه بر این AK-47 مقاومت بسیار خوبی به شرایط نامساعد پیرامونی داشت که از نقاط قوت این سلاح به شمار می آمد.
AK-47 بگونه ایی طراحی شده بود که ترکیبی باشد از تیربار و یک تفنگ استاندارد.
همزمان مطالعات ارتش ایالات متحده در جنگ جهانی دوم و جنگ کره نتایجی بسیار شبیه به نتایج بدست آمده توسط ارتش شوروی سابق داشت. اما مرکز تحقیقات دفاع ملی ارتش ایالات متحده واقع در پالوآلتو دیدگاه مبتنی بر قدرت آتش بالا را بیش از حد محافظه کارانه خواند و خواستار سلاحی شد که دارای دقت بالا و برد موثری بیش از 500 متر باشد. این درخواست منجر به طراحی و ساخت سلاح M-14 بر پایه M-4 Garand شد.
اما تجربیات جنگ ویتنام نشان داد که دیدگاه محققین ارتش آمریکا در تکیه برد موثر زیاد ودقت بالا چندان درست نمی باشد. هزینه این اشتباه تلفات بالای سربازان آمریکایی در برابر نیروهای ویتنامی بود که مسلح به AK-47 بودند.
یک جایگزین برای M-14 مورد نیاز بود. سلاحی که علاوه بر داشتن قدرت آتش مناسب دقت بالا نیز داشته باشد و در عین حال رقیبی قدرتمند برای AK-47 روسی که در مقایسه با M-14 برتری محسوسی داشت نیز به شمار آید.
بدین ترتیب M-16A1 و متعاقب آن M-16A2 متولد شد. این اسلحه از دیدگاه کارشناسان آمریکایی تا حد زیادی به عنوان یک «اسلحه عالی» (Superior Weapon) ارزیابی شد. سبک، ارگونومیک، دقیق چند منظوره و با یک نگهداری و نظافت مناسب بسیار قابل اعتماد.
این اسلحه همان M-14 بود اما کمی سنگین تر، ضربه لگد کمتر و بدلیل تغییر در مکانیزم لوله و شلیک و استفاده از فشنگهای شارژ متوسط، بسیار مناسب برای جنگهای امروزی.
اکنون در این بخش از مقاله خیلی کوتاه به مقایسه تطبیقی این دو سلاح می پردازیم.

مشخصات کلی M-16A2
معایب :
سنگین تر از AK-47
هزینه تولید نسبتا بالا
طول بلندتر از AK-47
نیاز به نگداری مناسب
مزایا:
ارگونومیک
دقت بالا
چند منظوره(1)
نیروی لگد کمتر
یک اسلحه تهاجمی واقعی
سیستم اجرای آتش عالی
مهمات موثر
طراحی مدرن
(1) مفهوم چند منظوره بودن این است که برای نصب و استفاده از تجهیزات اضافی نیاز به آداپتورهای مختلف ندارد. برای مثال نارنجک تفنگی بدون نیاز به شعله پوش مخصوص مستقیما بر روی لوله سلاح نصب می شود.
AK-47
معایب :
صدا و حرکت زیاد در حین شلیک
ارگونومی پایین
مکانیزم آتش و ایمنی ضعیف
دقت پایین
مهمات ضعیف
طراحی قدیمی
مزایا:
قدرت آتش بالا
نواخت تیر بالا
مقاوم به آلودگی محیط
قابل اعتماد
ارزان

مقایسه سایت های اپتیکی نشانه روی :
AK-47
دوربین برای نصب نیاز به پایه جداگانه دارد.
ارتفاع سلاح پس از نصب دوربین از ارتفاع مشابه M-16 بیشتر است.
پایه دوربین سنگین و خشن می باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
M-16A2
دوربین بدون نیاز به تجهیزات اضافی روی سلاح نصب می شود.
دوربین را می توان روی دستگیره حمل سلاح ویا بجای آن نصب کرد.
ارتفاع سلاح پس از نصب دوربین از AK-47 کمتر است.
طول دوربین کوتاه تر از دوربین AK-47 کمتر است.
طول دوربین کوتاه تر از دوربین AK-47 است.

مقایسه خشاب های دو سلاح :
AK-47
خشاب بدنه محکمی دارد.
خشاب پر سنگین تر است.
خشاب پهن تر و بلندتر از خشاب M-16 است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
M-16
استفاده از مهمات 56/5 استفاده از خشاب ظریفتر و کوچکتر و را امکان پذیر می کند.
خشاب پرسبکتر می باشد.
خشاب انحنای کمتری دارد.
خشاب M-16 باریکتر است.

مقایسه بین سرنیزه های دو سلاح :
AK-47
تیغه فولادی- دسته با کالیت
قابل تبدیل شدن به سیم چین
قابل استفاده مانند یک چاقو
سر نیزه به راحتی از بند همراهش جدا می شود.
به دشواری تیز می شود.
در هنگام حمله با دو دست وجود قنداق تاشو یک مشکل است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
M-16
طول تیغه بلندتر
فقط یک لبه برنده دارد
غیر قابل تیز کردن
کاملا بدون حرکت بر روی سلاح
در هنگام حمله با دو دست به علت وجود قنداق کشویی مشکلی ایجاد نمی شود.
قبضه فولادی و دسته از الیاف فایبر گلاس
جنس تیغه از فولاد شکننده می باشد.

مقایسه لوله های دو سلاح :
AK-47
نصب راحت سرنیزه
نصب میله نظافت در زیر لوله
لوله در انتهای خود دارای رزوه است.
باز و بسته شدن دشوار مگسک و شعله پوش لوله
گیره بند سلاح بگونه ایی طراحی شده است که زمان قرار گیری سلاح روی شانه راست گلنگدن سلاح به سمت بیرون بدن است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
M-16
لوله سنگین تر – دقیق تر و با لرزش کمتر در حین شلیک
طراحی لوله به گونه ایی می باشد که برای نصب سرنیزه و یا جدا کردن آن تنها احتیاج به یک دست است.
طراحی عالی شعله پوش و باز و بسته کردن آن بدون نیاز به باز کردن قطعات دیگر
نصب سر نیزه زیر سایت نشانه روی
گیره نصب سرنیزه، مگسک و گیره بند حمل سلاح یک قطعه واحد هستند. و به راحتی قابل باز و بسته شدن
نتیجه :
با مطالعه و بررسی موارد ذکر شده مسلم است که M-16 اسلحه قابل تر و کارآمد تری نسبت به AK-47 می باشد. اما این به معنی ناچیز شمردن این اسلحه نیست. باید توجه داشت که AK-47 در دهه های 50 و 60 میلادی تقریبا یک اسلحه بی مانند بود اما به مرور زمان بعلت عدم تعمیرات و اصلاحات اساسی در ساختار خود این جایگاه را از دست داد. اما M-16 از زمان تولید تا کنون مرتبا بهینه سازی شده و ارتقا یافته است. در خاتمه می توانیم نتیجه بگیریم که M-16 برای یک ارتش حرفه ایی انتخاب اول می باشد.

Persian_Gun's
27-01-2008, 20:20
AS50 اسلحه تک تير انداز
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توضیحات فني
نوع اسلحه : تک تیر انداز کالیبر : 99 × 12.7 میلی متر کشور سازنده : انگلیس شرکت سازنده : اکیورسی اینترنشنال وزن ( با خشاب خالی و بدون دوربین ) : 14.1 کیلوگرم طول اسلحه : 1369 میلی متر طول لوله : 692 میلی متر ظرفیت خشاب : 5 فشنگ
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
این اسلحه در ژانویه سال 2005 میلادی توسط شرکت اکیورسی اینترنشنال انگلیس در یک مراسم نمایش تیراندازی معرفی گردید . کالیبر مذکور فقط برای اسلحه های تک تیر انداز در کاربری اسلحه های انفرادی مورد استفاده قرار می گیرد و تیربارهایی که از این نوع فشنگ استفاده می کنند جزء تیربارهای سنگین و غیر قابل حمل توسط نفر محسوب می شوند . به همین جهت از قویترین اسلحه هایی است که توسط سربازان مورد استفاده قرار می گیرد . این کالیبر یک نوع کالیبر استاندارد در این نوع سلاح محسوب می شود و کمتر کالیبری بزرگتر از آن ارائه می گردد زیرا لگد اسلحه برای شلیک کننده بسیار زیاد خواهد شد . از این سلاحها برای مقابله با نفرات و خودروهای سبک دشمن استفاده می شود .
این اسلحه دارای حالت شلیک تک تیر است و به همین جهت یک دفعه مسلح کردن اسلحه برای شلیک پنج گلوله موجود در خشاب کفایت می کند.
آ اس 50 از دقت بالایی در تیراندازی برخوردار است . دقت این اسلحه 1.5 دقیقه زاویه (MOA: Minute Of Angle) است یعنی تقریبا خطای یک و نیم اینچ در صد یارد دارد .
هر دایره به 360 درجه تقسیم می شود و هر درجه به 60 دقیقه و به این ترتیب هر دایره به 21600 دقیقه تقسیم می شود . محیط دایره از ضرب عدد دو در شعاع در عدد پی بدست می آید . از این رو اندازه طولی منحنی مقابل با هر دقیقه مساوی می شود با شعاع ضربدر عدد پی ( 3.1416 ) ضربدر عدد 2 تقسیم بر 21600 ، که مساوی می شود با 0.000291 ضربدر شعاع . حال اگر شعاع را 100 متر بگیریم یعنی هدف برای تک تیرانداز در فاصله 100 متری او باشد با ضرب کردن آن در عدد 0.000291 عدد 0.0291 متر بدست خواهد آمد یعنی کمان روبروی یک دقیقه در 100 متری برابر با 0.0291 متر است که برابر با 2.91 سانتی متر می شود . معمولا فاصله را بر حسب یارد محاسبه کرده و این کمان را یک اینچ ( دقیقا 1.0476 اینچ ) در صد یاردی ( تقریبا 91 متر ) فرض می کنند . در این محاسبه در فواصل نزدیک منحنی را می توان یک خط صاف فرض کرد ولی در فواصل بالا این تفاوت در اندازه بیشتر می شود . فشنگ مناسب دقت اسلحه را بالا می برد .
در اسلحه های تک تیرانداز ضد نفر ، ام 24 که اسلحه سازمانی اسنایپر ارتش آمریکا است با کالیبر 51 × 7.62 ناتو در شلیک با فشنگ ام 118 دقیقه زاویه یک دارد و در دراگونوف روسی تقریبا برابر دو است . اسلحه های تک تیراندازی وجود دارند که دقیقه زاویه آنها 0.3 است که از دقیقترین ها در نوع خود محسوب می شوند .


وبلاگ سرباز

Persian_Gun's
27-01-2008, 20:23
ساكت ترین دوربین دار جهان



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

كاليبر : 9 در 39 م م مهمات زیر سرعت صوت SP-5 & SP-6
عمل : اتوماتیك با قابلیت انتخاب حالت آتش . عمل با فشار گاز
طول : 894 م م
طول لوله : 200 م م
وزن : خالی 2600 گرم ... پر با دوربین PSO-1 ش 3410 گرم
خشاب : 10 یا 20 تیره

VSS كه مخفف Vintovka snaiperskaja spetsialnaya می باشد و به معنی تفنگ دوربین دار مخصوص است برای عملیات های ویژه طراحی شد. این اسلحه كه در TSNIITockMash یا انستیتو مركزی طراحی ماشین آلات دقیق توسط تیمی به رهبری پتر سردیوكوف طراحی شد قرار است جایگزین بعضی از كلاشنیكف ها و آكا-ام هایی شود كه به ساكت كننده مجهز می شدند تا در عملیات های ویژه شركت كنند از جمله عملیات های SpetNaz و كی جی بی و ام وی دی.
برای بدست آوردن قدرت نفوذ به جلیقه های ضد گلوله سازنده سلاح می بایست از گلوله هایی با سرعت زیر صوت و همانند گلوله ی 7 ممیز 62 صدم در 39 م م منتها با كالیبر 9 م م استفاده كند. گلوله های جدید مورد استفاده در این سلاح بلند و سنگین هستند ( حدود 16 گرم ) و در دو مدل معمولی SP-5 و ضد زره SP-6 استفاده می شوند.
جدیدترین مرمی های ساخته شده برای این سلاح دارای یك هسته از جنس فولاد فشرده هستند كه از فاصله های حتی بیش از 300 یا 400 متر می توانند از تمامی انواع جلیقه های ضد گلوله عبور كنند. این سلاح از سال 1980 به خدمت گرفته شده و به طور بسیار گسترده در چچن بر علیه جدایی طلب ها استفاده شد.
معروفیت VSS بیشتر به خاطر قابلیت های پنهان كاری اش در عین قدرت نفوذ عالی با مرمی های سنگین است. اما برد مفیدش به 400 متر محدود شده است.
اسلحه VSS با فشار گاز مسلح می شود و قابلیت انتخاب حالات شلیك را دارد. پیستون گاز بلند این سلاح بر روی لوله قرار گرفته و گلنگدن چرخشی دارای گیره ها و قفل هایی در دریافت كننده است ( بالای محل اتصال خشاب ) كه برای مقاومت بیشتر به روش ماشین كاری ساخته می شوند. سیستم ماشه سلاح مستقیما از اسلحه AK-47 برداشته شده است. كلید ضامن و دسته مسلح كننده سلاح شبیه به اسلحه های سری AK هستند ولی برگه ناظم آتش یك دكمه اهرم صلیبی است كه در محافظ ماشه در پشت ماشه قرار دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لوله در قسمت جلو دارای مجموعه ای از سوراخ های ریز است كه در داخل شیارها مته كاری شده اند و مستقیما به ساكت كننده سلاح میرسند. ساكت كننده یك قسمت اصلی سلاح شناخته می شود و برای نگهداری و یا حمل می توان آن را از سلاح جدا كرد. شلیك با سلاح بدون ساكت كننده به قطعات سلاح آسیب شدیدی می رساند... به همین دلیل حتی وقتی كه نیاز نیست باید با ساكت كننده آتش كرد.سیستم استاندارد هدف گیری آن شامل ریل های جانبی در كنار دریافت كننده است كه معمولا دوربین چهار ایكس مدل PSO-1 را بر روی آن سوار می كنند كه مخصوص شلیك با مهمات 9 در 39 م م است. هر نوع دوربین یا تجهیزات دید در شب دیگر هم بر روی این ریل ها سوار می شوند. مگسك های آن هم كه برای مواقع اضطراری مانند نبودن یا شكستن دوربین و غیره بر روی سلاح نصب شده اند شامل مگسك شكاف دار در عقب و تیغه ای در جلو است. مگسك عقبی برای فواصل تا 400 متر درجه بندی شده است.
قنداق چوبی اسكلت مانند آن ( تو خالی ) دارای تكه های لاستیك در ته آن است و می توان برای حمل یا نگهداری به صورت فشرده در فضای كم آن را از سلاح جدا كرد. تغذیه سلاح هم از خشاب های 10 یا 20 تیری است كه از جنس پلیمر ساخته می شوند.

سایت دانشجو

Persian_Gun's
27-01-2008, 20:27
اسلحه VSSK Vychlop ساخت روسيه

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


VSSK - Vychlop .50 caliber silenced sniper rifle
كاليبر و مهمات : 7 / 12 م م مدل مخصوص زير سرعت صوت عمل : نيمه اتوماتيك وزن : 7 كيلو گرم با ساكت كننده و دوربين طول : 795 م م با ساكت كننده كامل سيستم تغذيه : خشاب هاي 5 تيره
اين اسلحه يكي از جديدترين تجهيزات توليدي شركت طراحي وسايل روسيه يعني KBP است.
نام VSSK مخفف (Vintovka Snayperskaya Spetsialnaya Krupnokalibernaya) به زبان روسي است كه به معني اسلحه دوربين دار مخصوص كاليبر بزرگ است و كلمه Vychlop هم به معني Exhaust يا خروج مي باشد...
در حدود سال 2002 و به دستور سازمان امنيت فدرال روسيه ( FSB ) كه همان KGB سابق مي باشد توليد شد و اولين بار در سال 2005 در نمايشگاه سلاح INTERPOLITEX 2005 در مسكو به نمايش در آمد. اين اسلحه فقط توسط نيروهاي مخصوص FSB استفاده مي شود و بيشترين كاربرد آن هم در عمليات هاي ضد تروريستي و ضد جنايتي مهم استو اطلاعات هم در مورد اين سلاح بسيار كم و ناياب است .


اين اسلحه 7 / 12 ميلي متري براي عمليات هايي طراحي شده است كه در آن ها نياز به يك شليك با قدرت نفوذ بالا ولي بي صدا احساس مي شود...اهداف اسن اسلحه مي تواند شامل ماشين ... افراد داخل يك ماشين....افرادي كه لباس زرهي سنگين پوشيده اند و يا افرادي كه پشت بدنه خودرو و يا غيره سنگر گرفته اند باشد.
مهمات اين سلاح به گونه اي است كه مرمي را با سرعتي زير سرعت صوت شليك مي كند ( حدود 290 متر بر ثانيه ) . طول پوكه مهمات جديد اين سلاح هنوز معلوم نيست ولي مهمات قبلي اين سلاح كه معرفي شدند طولي معادل 97 م م دارند كه كمتر از مهمات استاندارد 7/12 م م روسيه است. دقت اين سلاح حدود 1 MOA در 100 متر تخمين زده شده است ( با مهمات شليك دقيق ) برد موثر آن هم 600 متر است. گلوله هاي نفوذ بالاي اين سلاح توانسته است زره هاي كلاس 5 روسي كه بسيار سخت و سنگين مي باشد را از 100 متري سوراخ كند ( معادل زره هاي تايپ III آمريكايي US-NIJ ) و از 200 متري هم ورقه فولادي 16 م م را سوراخ كرده است .
VSSK Vychlop داراي يك ساكت كننده كامل بسيار بزرگ است كه براي امور حمل و نقل و نگهداري و غيره مي توان آن را از سلاح جدا كرد. تيپ و ظاهر اصلي خود سلاح بولپاپ است و در بالاي قبضه روي سلاح ريل هاي دوربين تعبيه شده است و داراي مگسك آهني تاشوي ضروري هم هست كه در صورت ناكارآمدي دوربين مي توان از آن استفاده كرد.... اين اسلحه همچنين به دوپايه هاي تاشوي كامل هم مجهز شده و ظاهرا عمل آن نيمه اتوماتيك مي باشد ولي اطلاعات مربوط به مكانيزم شليك آن در دسترس نيست.



سایت دانشجو

dizgah
28-01-2008, 08:14
موشک اسرائیلی جریکو 1

Jericho 1


كشور:
اسرائيل

باهمكاري كشور:
فرانسه

نام ثبت شده:
YA-1

كلاس:
SRBM

جايگاه:
متحرك

طول:
13.40 متر

قطر:
0.80 متر

وزن پرتاب:
6700 كيلوگرم

تعداد كلاهك:
تك كلاهك

سر جنگي:
450 كيلوگرم; هسته اي 20 كيلوتن, هيدروژني

پيشرانه:
2 مرحله اي سوخت جامد

برد:
500 كيلومتر

وضعيت:
از رده خارج

شروع كار:
1973-?




جزئيات



موشك جريكو 1 يك موشك برد كوتاه است,متحرك,يك موشك سوخت جامد.در عملكرد اوليه براي ضربه زدن به دشمنان و همسايه هاي مجاور اسرائيل توانست كلاهك را به سر جنكي متعارف ,شيميايي و اتمي مجهز كند.

در مورد جريكو 1 اعتقاد بر اين بود كه اين موشك در سال 1962 و با كمك كمپاني فرانسوي Marcel-Dassaultتوليد گشت.( Marcel-Dassault=شركت تحقيقات هواوفضاي فرانسه).

باور اوليه بر اين بود كه در بين سال هاي 1965 و 1968 بيش از شانزده مورد پرتاب براي تست انجام گرفته است كه ده پرتاب با موفقيت انجام شده.در سال 1973 اين موشك وارد سرويس شد و در مجتمع زير زميني زكريا در جنوب غربي تل اويو نسخه اصلي ان گسترش يافت.

در اولين صف اريايي جريكو 1 كه براي اسرائيل بسيار مهم بود توانست به شايستگي با به همراه داشتن كلاهك هسته اي جلوي حمله ديگر كشورها را بگيرد.بهرحال اسرائيل شروع كرده بود و اين اولين جنگ افزار هسته اي ان بود.بنابر اين جريكو 1ميتوانست به عنوان يك سلاح بازدارنده و به عنوان سلاحي براي ترساندن ديگر كشورها مورد استفاده قرار گيرد.برد موشك جريكو 1 به قدري بود كه برخورد كند به شهرهاي دشمن مانند دمشق وقاهره و براي انها ايجاد خطر كند.درشب جنگ سال 1973,مانع حملات سوريه و مصر در مواقع بحراني گشت.

بيشترين برد موشك جريكو 1 تقريبا 500 كيلومتر(310 مايل) بود وبيشترين بار مفيد كه قابل حمل بود 650 كيلوگرم بود.بر طبق شواهد كلاهك ان قابليت حمل 450 كيلوگرم مواد منفجره خطرناك و يك كلاهك 20 كيلوتني را داشت.با نظر به اينكه اين موشك مقدار بار كمي را حمل ميكرد و عملكرد مطلوبي نداشت تلاشها براي ساخت مدلهاي جديدتري از ان ادامه يافت.وزن پرتاب اين موشك 6700 كيلوگرم و طول ان برابر 4/13 متر بوده و قطر ان 8/0 ميباشد و از يك موتور 2 مرحله اي سوخت جامد براي پرتاب استفاده ميكند.موشك مي تواند از سكوهاي ثابت و متحرك پرتاب شود.

با ساخته شدن موشك جريكو 2 عمر عملياتي موشك هاي جريكو 1 پايان يافت و از سرويس خارج شدند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نويسنده:اميرحسام ملائي يگانه

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

dizgah
28-01-2008, 08:15
موشک اسرائیلی جریکو 2

Jericho 2
كشور:
اسرائيل

باهمكاري كشور:
افريقاي جنوبي

نام ثبت شده:
YA-3

كلاس:
MRBM

جايگاه:
متحرك

طول:
14.00 متر

قطر:
1.56 متر

وزن پرتاب:
26000 كيلوگرم

تعداد كلاهك:
تك كلاهك, 1,000 كيلوگرم

سر جنگي:
هسته اي 1 مگاتن, هيدروژني

پيشرانه:
2 مرحله اي سوخت جامد

برد:
1500 كيلومتر

وضعيت:
عملياتي

شروع كار:
1990




جزئيات



موشك جريكو 2 يك موشك برد متوسط است,متحرك,يك موشك سوخت جامد.در عملكرد اوليه براي ضربه زدن به دشمنان و همسايه هاي مجاور اسرائيل توانست كلاهك را به سر جنكي متعارف ,شيميايي و اتمي مجهز كند.

در مورد جريكو 1 اعتقاد بر اين بود كه اين موشك در سال 1962 و با كمك كمپاني فرانسوي Marcel-Dassaultتوليد گشت.( Marcel-Dassault=شركت تحقيقات هواوفضاي فرانسه).

باور اوليه بر اين بود كه در بين سال هاي 1965 و 1968 بيش از شانزده مورد پرتاب براي تست انجام گرفته است كه ده پرتاب با موفقيت انجام شده.در سال 1973 اين موشك وارد سرويس شد و در مجتمع زير زميني زكريا در جنوب غربي تل اويو نسخه اصلي ان گسترش يافت.

موشك جريكو 2 ادامه پروژه جريكو 1 بود.كه در سال 1977 توسعه يافت و گزارش هاي چندين تست ان بعد از سال 1986 انتشار يافت.بنابر دلايلي اين پروژه مشترك ميان ايران و اسرائيل بود اما اين همكاري پايان يافت در سال 1979.بنابر گزارشات همكاري مشتركي بين انها يعني جريكو2 اسرائيل و اميستون(موشك) افريقاي جنوبي وجود داشته تا سال 1980.براي پيشرفت بيشتر تا 1400 كيلومتر(869 مايل) جريكو 2 تست شد در افريقاي جنوبي در سال 1989.هشت موشك هم تست شد توسط اسرائيل در خلال سالهاي 1989 تا 2001.

جريكو 2 ادامه پيدا كرد براي ترساندن و دفع كردن خطر دشمنان و كشورهاي همسايه.بهرحال اسرائيل از افشاي اينكه يك سلاح هسته اي دارد خوداري كرد.موشك جريكو 1 مانع شد از تاخت و تاز و دشمني.

طبق گزارشات حداكثر برد جريكو 2 1500 كيلومتر (932 مايل) است اما قابليت دستيابي به اهدافي با برد بيشتر تا 3500 يا 4000 كيلومتر(2174 يا 2485 مايل) را داراست.اين برد كافي است براي اصابت ان به اهدافي در خاور ميانه.

جريكو 2 طول برابر 14 متر دارد و قطري برابر 56/1 متر با وزن پرتابي برابر 26000 كيلوگرم.قابليت حمل سرجنگي 1000 كيلوگرمي با قابيلت حمل 1000 كيلو مواد منفجره قوي و يا كلاهك 1 مگاتني.اين موشك براي پرواز از يك موتور 2 مرحله اي با سوخت جامد استفاده ميكند.اين موشك مي تواند پرتاب شود از سيلو يا زير دريايي و سكوهاي متحرك.

اين موشك ها قرار دارد در مجتمع زكريا واقع در جنوب غربي شهر تل اويو و جايگاه انها در تونلهاي زير زميني است.طبق گزارشات تقريبا 90 موشك جريكو 2 در اين سايت قرار دارد.

نويسنده:اميرحسام ملائي يگانه

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

dizgah
28-01-2008, 08:16
موشک اسرائیلی جریکو 3

Jericho 3
كشور:
اسرائيل

باهمكاري كشور :
YA-4

كلاس:
IRBM

جايگاه:
متحرك

طول:
15.50 متر

قطر:
1.56 متر

وزن پرتاب:
29000 كيلوگرم

تعداد كلاهك:
تك كلاهك, 1,000 to 1,300 كيلوگرم

سرجنگي:
750 كيلوگرم; هسته اي

پيشرانه:
3مرحله اي سوخت جامد

برد:
4800-6500 كيلومتر

وضعيت:
تکامل يافتن

شروع كار:
2005

جزئيات

جريكو 3 در حال توسعه است وبرنامه ريزي شده براي استفاده در حال 2005.(طبق برنامه ريزي در حال حاضر در حال خدمت ميباشد).

اين موشك بهينه سازي شده موشك Shavit كه حمل كننده ماهواره است ميباشد.تخمين زده ميشود كه اين موشك بردي برابر با 4800 تا 6500 كيلومتر داشته باشد.(2982 تا 4038 مايل).

جريكو 3 كل خاور ميانه را با كلاهك هسته اي خود در دسترس دارد.در جنگ بعدي اسرائيل و اعراب,جريكو 3 و در دسترس قرار ميدهد حمله هسته اي را براي دفاع از اسرائيل.

برد موشك جريكو 3 و همچنين سرعت و فشردگي كلاهك ان براي نبردهاي نزديك ان را قادر ميسازد كه از پدافند ضد بالستيك عبور كرده و منطقه عملياتي را پوشش دهد.

جريكو 3 تقريبا برد حداكثري بين 4800 تا 6500 كيلومتر دارد همراه با سرجنگي به وزن 1000 تا 1300 كيلوگرم كه ميتواند مجهز به كلاهك هسته اي به وزن 750 كيلوگرم يا 2 و 3 كلاهك هسته اي با بازده كمتر.داري پيشرانه پرتاب با قدرت برابر 29000 هزار كيلوگرم و طول برابر 5/15 متر وقطري برابر 56/1 متر.موتور اين موشك 3 مرحله اي بوده و از سوخت جامد استفاده ميكند.گمان ميرود جريكو 3 يك موشك هدايت شونده است و كلاهك ان از رادار هدايت شونده استفاده ميكند و توان شليك از سيلو و ماشين متحرك را دارد.
نویسنده:امیرحسام ملائی یگانه
Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

dizgah
28-01-2008, 08:23
بسم الله الرحمن الرحیم

از چند سال پیش خبرهایی حاکی از تولید نوعی از جنگنده ها در محافل نظامی ُموجب خوشحالی ملت و نا امیدی دشمنان شد.ابتدا این خبر در جنگنده آذرخش نمود پیدا کرد نوع پیشرفته تری از جنگنده های اف ۵ تایگر که نسبت به نمونه امریکایی از سرعت بیشتر و قدرت موتور بالاتری برخوردار بود نیز قدرت مانور نسبتا بالایی نیز در آذرخش مشهود بود .

اما در حالی که خبر هایی از تولید جنگنده ای پنهانکار با عنوان شفق پخش شد ، به صورت غیر منتظره خبر آزمایش جنگنده بمب افکن صاعقه ۱ همگان را شوکه کرد.این جنگنده مدرن که کارشناسان هوایی غربی خودشان آن را با اف ۱۸ سوپر هورنت مقایسه نموده اند از موتور پیشرانه ای قدرتمند برخوردار میباشد که به گفته مسئولین طرح سرعت فوق العاده صاعقه در درگیری های هوایی بسیار موثر واقع میگردد.

جنگنده رادار گریز

شفق ۱




تکمیل پروژه شفق در سال ۸۳ گزارش گردید.آزمایش این نوع از جنگنده های نسل پنجم در پایگاه یکم شکاری مهر آباد در حضور فرماندهین نیروی هوایی انجام گشت .گفته شده است که این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی گشته است. طراحی این نوع جنگنده توسط مهندسین صنایع هوایی دانشگاه مالک اشتر از زیر مجموعه های وزارت دفاع انجام گشته است.

نیز معروف است که شفق از حیث رد گیری مجهز به سیستم استیلت یعنی سیستم پنهان کاری هوایی استفاده شده است اما موشکی و نظامی معتقد است که هیچ جنگنده ای در دنیا به طور صد در صد پنهانکار نیست حتی بی ۲ اسپریت یا اف ۲۲ رپتورو یا ... اما شدت و ضعف دارد . به همین دلیل جنگنده شفق نیز از این قضیه مستثنی نیست. شکی نیست که متخصصین صنایع نظامی ما به نوع جدیدی از سیستم های پنهانکاری رادار که به تدریج قوای موشکی َدریایی و هوایی ما را در بر خواهد گرفت دست پیدا کرده است.

ما دیدیم که موشک فجر ۳ با قابلیت رادار گریزی سالهای گذشته آزمایش شد و موفق هم عمل کرد.

در تولید راکتها.. شناورها ..قایق های پرنده و اژدر ها و ... این ویژگی را ملاحظه نمودیدم.

باید گفت که از لحاظ تيپيك طرح بدنه شفق به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت ایالات متحده که یک جنگنده پنهانکار است تا اندازه ای شبیه میباشد و بدنه آن متشکل شده است از موادی که جاذب امواج رادرند ،که در نتیجه توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به آن میدهد در واقع می توان بمب افکن شفق را اولین جنگنده رادار گریز ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی از رسانه ها طراحی نمونه ی بعدی شفق که شامل بسیاری از اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال ۱۳۸۷ تحویل نیروی هوایی خواهد شد.نوع تكامل يافته شفق را بی شک میتوان گفت که از کارآمدترین جنگنده هاي دنيا محسوب مي شود.

این شکاری می تواند هفت نوع از تسلیحات مختلف را با حفظ قدرت مانور و سرعت حمل نماید.

این شکاری بمب افکن نزدیک به ۵ تن وزن دارد.

توانایی شلیک انواع موشک ها از قبیل : اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این شکاری تمام ایرانی در نبردها و درگیری های هوایی میدهد .

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جنگنده پنهانكار شفق ۱ ساخت وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح


جنگنده پنهانكار اف ۲۲ رپتور ايالات متحده آمريكا
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
28-01-2008, 08:31
دوشپرتاب میثاق ۲ برای اولین بار در رزمایش ضربت ذولفقار مورد آزمایش قرار گرفت و به نیروهای مسلح تحویل داده شد.

این سلاح امروز به تولید انبوه رسیده است ..به طوری که ت۹۰درصد لشگرهای ارتش و سپاه مجهز به این دوشپرتاب تمام ایرانی می باشند.

به نظر موشکی و نظامی میثاق ۲ تنها در تقابل با بالگرد عمل نمیکنندد بلکه در درگیری های زرهی نیز کاربرد دارد.

این جنگ افزار اسلحه ای سرنوشت ساز در جنگهای چریکی و نا متقارن محسوب می شود به دلیل اینکه امکان شلیک به انواع تانک و نفربرو ...را می توان در حافظه الکترونیکی آن تعریف کرد.اما تخصص عملکردی این سلاح در شکار بالگردهاست.به طور مثال در جنگ ۳۳ روزه اسراییل - حزب الله تعدادی از هلیکوپترهای آپاچی اسراییلی با دوشپرتابهای رزمندگان حزب الله سرنگون شدند..در اینجا باید گفت این ها این سلاح های استراتژیک را از کجا آوردند ؟؟؟؟جواب با خود شما...

همچنین تابه حال کارشناسان مسائل نظامی معمای انهدام پی در پی و مرموز تانکهای پیشرفته مرکاوا را نفهمیده اند .اما شایعه شده است که علت این معما شلیک نوعی موشک دوشپرتاب به طرف زاویه سمت چپ بدنه تانک مرکاوا به صورت نزدیک با فاصله کم بوده است ..آنها اذعان کرده اند مهمات به کار رفته در سلاح به کار رفته در هیچ یک از کشور های امریکا ..روسیه و...پیدا نشده است. اما وحشت مقامات اسراییلی و غرب را بر انگیخته است..وحشت به خاطر اینکه مدت ۳۰ سال بر روی یک تاتک(مرکاوا) کار کردند و آن را قدرتمند ترین وشکست ناپذیرترین تانک جهان معرفی کردند ولی در ۳۳ روز کارخانه ساخت این تانک تخته شد.و ...

موشک دوشپرتاب میثاق ۲ دارای حدود 1 کیلوگرم سرجنگی و قابلیت‌‌هایی نظیر گردش سریع حتی با زاویه‌ی 60 درجه، عدم تاثیر امواج اخلال‌گر نظیر ECM بر ایجاد خطا در هدف‌گیری و‌ سرعتی حدود 2 ماخ پس از شلیک را داراست. میثاق 2 که قیمت تمام شده‌ی پایینی هم دارد، قابل استفاده در هلیکوپترهای جنگی نظیر کبرا جهت هدف‌گیری جنگنده و هلیکوپترهای نظامی دشمن و . . . است. این موشک قادر به رهگیری و انهدام اهداف هوایی است که با استفاده از نقاط کور راداری در ارتفاع بسیار کم پرواز می‌کنند. موشک میثاق-2 ، نمونه بردبلندتر و بادقت‌تر و سبک‌تر از میثاق-1 است که پیشتر به تولید انبوه رسیده بود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نمایی زیبا از دوشپرتاب میثاق ۲ به همراه موشک هدایت تلوزیونی

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سالن تحویل سلاح شماره ۱۸ تولیدات وزارت دفاع

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
شلیک میثاق ۲ توسط یکی از دلاوران ارتش جمهوری اسلامی ایران در رزمایش ضربت ذوالفقار

منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
28-01-2008, 08:34
بسم الله الرحمن الرحیم

اسلحه ملی خیبر

اسلحه ملی خیبر بوسیله متخصصان خیبری وزارت دفاع طراحی و تولید شده است و اولین بار در سال 2004 توسط دریادار شمخانی وزیر دفاع سابق شخصا آزمایش و به نمایش در آمد و برنامه ریزی شده است که انشا ء الله در آینده نزدیک جایگزین اسلحه های کلاشنیکف و ژ۳ در نیروهای مسلح گردد .خیبر را می توان مدل تغییر شکل یافته اسلحه S-5.56 ایران به یک اسلحه بولپاپ دانست .
این سلاح قابلیت انتخاب حالت های شلیک در وضعیت های مختلف را نیز دارد. سلاح خیبر از سیستم فشار مستقیم گاز باروت استفاده می کند که مشابه اسلحه ام-16 می باشد. قبضه پلیمری این سلاح هم با محافظ ماشه بزرگ تر شده در زیر محافظ استوانه ای شکل لوله نصب شده است. کلید انتخاب حالت ضامن / آتش سلاح هم در سمت چپ سلاح و در پشت محل اتصال خشان به سلاح و دور از قبضه قرارگرفته است . خروج پوکه از سمت راست صورت می گیرد و سیستم تغذیه سلاح هم از خشاب های مشابه اسلحه ام-16 استفاده می کند . کلید رها کننده خشاب در سمت راست محل اتصال خشاب به سلاح قرار گرفته است که مانند ام-16 است. سایت های نشانه روی از نوع باز یا ساده بوده و سایت عقبی بر روی یک دسته حامل قرار دارد.
تجهیزات اضافی هم شامل دوپایه های سبک وزن جدا شونده و سر نیزه است. این سلاح در 3 مدل کارابین ( کماندویی ) با لوله کوتاه ... استاندارد با لوله معمولی و مخصوص تک تیر اندازان و شلیک دقیق آن با لوله بلند تولید می شود .

مشخصات تخصصی اسلحه ملی خیبر :

طول : 730 م م با لوله معمولی
وزن : 7/3 کیلو گرم با خشاب خالی
سرعت شلیک : ۹۹۰ گلوله با آتش سنگین در دقیقه
ظرفیت خشاب : 30 تایی و 100 تایی

کالیبر : 45 در 56/5 م م
عمل : با فشار مستقیم و گاز باروت

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اولین نمونه از اسلحه خیبر

منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

dizgah
28-01-2008, 08:37
توپ تمام اتوماتیک ۳۵ میلیمتری

" سماوات "

محصول دفاعی جمهوری اسلامی ایران

به نقل از اداره كل تبليغات دفاعي وزارت دفاع، توپ پدافند هوایی تمام اتوماتیک 35 میلی متری به سامانه کنترل آتش و سیستم های راداری پیشرفته مجهز است و در ردیف جنگ افزارهای برد کوتاه با حجم آتش بسیار بالا قادر است اهداف مختلف هوایی اعم از هواپیماهای جنگنده، بالگرد و انواع موشک ها را هدف قرار دهد.

اين جنگ‌افزار در سازمان صنايع هوافضاي وزارت دفاع طراحی گشته است .

این توپ به یک سیستم دیگنالیت ماهواره ای مجهز است که می تواند اهداف هوایی را با دقت شناسایی و بلافاصله به هدف مورد نظر اتوماتیک شلیک کند.

باید گفت عدم امكان تامين اين سامانه از سوي كشورهاي صاحب تكنولوژي، متخصصان وزارت دفاع را مصمم كرد با تكيه بر استعداد و خلاقيت‌هاي خود در مدت زمان كوتاهي نمونه آزمايشي آن را توليد و پس از انجام موفق تست‌هاي عملكردي،‌ به حول و قوه الهي امروز شاهد راه‌اندازي خط توليد انبوه اين محصول پدافندي هستیم .

از ویژگی های برجسته این توپ اتوماتیک ، منهدم كردن انواع هواپيمای جنگی و ترابری نظامی و هلیکوپترهای نظامی و موشك‌ها؛ را می توان برشمرد.توپ پدافند هوایی 35 میلی متری سماوات در ارتفاع پایین و به صورت هوشمند، موشک‌های کروز را مورد شناسایی و هدف قرار می‌دهد و آنها را تا برد 4 کیلومتری منهدم می‌سازد. سماوات دارای نواخت تیر بالا بوده و در دقیقه می تواند 1100 تیر را شلیک کند.
وزیر دفاع در مراسم افتتاح خط تولید این نوع پیشرفته از جنگ افزار گفت: جمهوری اسلامی ایران جزو چهار کشوری است که فناوری این نوع توپ را در اختیار دارد .و باید گفت که تجهیز جمهوری اسلامی ایران به سلاح های پیشرفته صرفا در چارچوب دکترین دفاعی است و به هیچ وجه تهدیدی برای دیگر کشورها به خصوص همسایگان نخواهد بود.

مشخصات :

نام جنگ افزار : توپ ۳۵ میلی متری تمام اتوماتیک سماوات

کشور سازنده : جمهوری اسلامی ایران

ارگان سازنده : سازمان هوا فضای ایران

کشور های دارنده : ۴ کشور

کد شناسایی : T/O/35mm/o.p.h4

قدرت آتش : ۱۱۰۰ گلوله در دقیقه

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سیستم هدایت تلوزیونی شناسایی اهداف هوایی توپ سماوات

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توپ سماوات در حال شلیک سنگین و بی وقفه
منبع:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Persian_Gun's
28-01-2008, 11:01
اسلحه مدرن XM29 (OICW)
در واسط دهه ی 90 گروهی متشکل از کمپانی های Allint،Techsystems،Brasher و Omega از آمریکا مسئول ساخت این اسلحه ی پیشرفته برای ارتش ایلات متحده شدند.OICW در سال 2002 توسط ارتش ایلات متحده ی آمریکا XM29 نام گرفت.تاریخ ورد به خدمت XM29 که M29 در صورت ورود به خدمت خواهد بود سال 2008 در نظر گرفته شده است.برنامه ی کنونی استفاده از M29 در جوخه های پیاده نظام متشکل از 9 سرباز بوده که به صورت ترکیب با دیگر سلاح ها خصوصا M8 به کار برده خواهد شد.ناگفته نماند که این سلاح یک سیستم مستقل بوده که بعد از ورود به خدمت انقلابی در نحوه ی رزم سربازان پیاده نظام آمریکا در درگیری های با مسافت نزدیک به وجود خواهد آورد.نا گفته نماند که دو سلاح دیگر از XM29 برگرفته شده اند که شمال تفنگ های تهاجمی و نارنجک انداز مستقل هستند.این دو سلاح از کل سیستم یکپارچه که همان XM29 بوده زودتر وارد خدمت شده اند.
قابلیت های فنی XM29
XM29 سلاحی ترکیب شده از یک نارنجک انداز 20 میلیمتری نیمه اتوماتیک به عنوان بخش اصلی(مدول HE) و یک تفنگ تهاجمی 56/5 میلیمتری به عنوان بخش ثانویه(مدول KE)است.هر دو سیستم فرعی و همچنین سیستم شناسایی هدف/کنترل آتش(TA/FCS)در یک واحد قابل حمل توسط یک کاربر،جمع شده اند.
XM29 یک بخش یکپارچه با شبکه ی رزم زمینی است که قابلیت ارتباط و انتقال داده با دیگر سیستم های موجود در میدان رزم مانند کامپیوتر های تاکتیکی و نمایشگر های متصل به کلاه آهنی سربازان را دارا میباشد.نارنجک انداز 20 میلیمتری که به عنوان اصلی ترین این سلاح به کار برده میشود و به صورت عمل کننده با گاز فقط در حالت نیمه اتوماتیک شلیک میکند.این بخش با طرح بول پاپ ساخته شده است و از یک خشاب جاسازی شده در قنداق تغذیه میشود.لوله ی دارای خان نیز نارنجک های 20 میلیمتری HEAB(High Explosive Air Bursting) را با دقت قابل قبولی تا مسافت 100 متری شلیک میکند.در حالت استاندارد فقط یک ماشه برای شلیک نارنجک انداز و تفنگ تهاجمی منظور شده است.البته امکان اینکه قبضه ی مستقلی برای نارنجک انداز ساخته شود وجود دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
یک سیستم پیشرفته ی شناسایی هدف/کنترل اتش TA/FCS روی نارنجک انداز با رابطه های انتقالی داده ی مخصوصی قابل نصب است.بنابراین اطلاعات گرفته شده از TA/FCS به فیوز سر جنگی فشنگ هوشمند نارنجک انداز منتقل شده و اطلاعات گرفته شده از TA/FCS به فیوز سر جنگی هوشمند نارنجک انداز منتقل شده و اطلاعات هدف و نحوه ی در گیری با آن را مشخص میکند.این فیوز ها که فقط در انواع مهمات 20 میلیمتری انفجار شونده در هوا قبل از برخورد به کار میروند برای تاثیر بیشتر در چند حالت مختلف منفجر میشوند.این حالت های مختلف شامل انفجار در طی برخورد مستقیم،انفجار در هوا قبل از برخورد با توجه به مسافت از پیش برنامه ریزی شده(در انواع پیشرفته)و حالت انفجار در چند هزارم ثانیه بعد از عبور از شیشه میباشد.در تمام حالت های انفجار سر جنگی ترکش شونده موجب وارد آوردن خسارات کلی به هدف می شود. یکی از بزرگترین مزیت های این سلاح همان طور که گفته شد امکان برنامه ریزی کردن سر جنگی با توجه به اطلاعات در یافت شده از TA/FCS برای انفجار در یک مسافت مشخص و از پیش تعیین شده است.
محاسبه ی مسافت با توجه تعداد و طول خان در لوله و سپس تعداد گردش سر جنگی در حال نزدیک شدن به هدف انجام میگیرد.یکی از کاربرد های جالب این سلاح در از بین بردن افراد در داخل سنگر ها است به طوری که با توجه به مسافت برنامه ریزی شده سر جنگی از دیوار عبور کرده و در داخل سنگر منفجر میشود و یا بعد از عبور از دیوار سنگر در یک متری دیوار و در بالای سر فرد داخل سنگر منفجر میشود و ترکش ها را به اطراف پراکنده میکند که اطراف میتواند با هدف گیری دقیق اطراف سر افراد داخل سنگر خواهد بود.این مزیت فوق العاده نیاز به شلیک دقیق را بر طرف کرده است و قابلیت کشندگی سلاح را به شدت افزایش داده است.یکی دیگر از مزیت های بی نظیر سر های جنگی انفجاری،وابسته نبودن آن به مسافت برای تاثیر بیشتر است.ناگفته نماند که از تاثیر گلوله های معمولی در نتیجه ی کاهش سرعت با افزایش مسافت،کاسته میشود.البته برای افزایش ضریب ایمنی و در امان ماندن غیر نظامی ها در مناطق درگیری در هر حالت 8 ثانیه بعد از شلیک در صورت اصابت نکردن به هدف و یا منفجر نشدند در هر مسافتی سر جنگی خود را از بین میبرد و یا به اصطلاح خود کشی می کند.
بزرگترین ضعف سر های جنگی انفجاری 20 میلیمتری پیچیدگی فوق العاده ی فیوز های الکترونیکی یا مغز گلوله و بالا بودن هزینه ی ساخت این مهمات است.هر کدام از این گلوله های انفجاری در حدود 20 دلار هزینه دارد.البته ناگفته نماند که به اصطلاح مرمی این سرهای جنگی از دو قسمت مجزا تشکیل شده است که به فیوز الکترونیک یا کامپیوتر مرمی در وسط این دو قرار میگیرد.برای کاهش هزینه ها امکان استفاده از سرهای جنگی ساده تر و یا فشنگ های 20 میلیمتری ضد زره اصابت مستقیم نیز امکان پذیر است.
سیستم شناسایی هدف/کنترل آتش این اسلحه پیچیده ترین و گران ترین بخش این سلاح است.این بخش از سلاح تشکیل شده از دوربین های دید روز و شب که امکان دید را در تاریکی مطلق به میزان 60 در صد امکان پذیر میسازد،تصویر ساز حرارت هدف،تنظیم کننده ی فیوز سر جنگی،حس گر های گرمای محیطی،قطب نما،مسافت یاب لیزری و کامپیوتر بالستیک که توانایی جستجو و نشانه گیری را در 24 ساعت شبانه روز و در تمامی شرایط آب و هوایی دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بعد از شناسایی هدف توسط کاربر،مسافت یاب لیزری فاصله ی آن را دقیقا مشخص کرده و سپس داده ها و محاسبات مربوطه در کامپیوتر بالستیک پردازش شده از طریق چشمی و یا نمایشگر متصل به کلاه آهنی به کاربر نمایش داده میشود.این داده ها و اطلاعات هدف توسط یک رابط به کامپیوتر موجود در سر جنگی داخل خزانه ارسال و القا میشود که تعیین کننده ی حالت و مسافت انفجار است.با انفجار گلوله در هوا و بدون اصابت مستقیم با توجه به این داده ها تاثیر مخرب و ویران کننده این سلاح آشکار تر میشود.در صورت به وجود آمدن مشکل در این سیستم فقط حالت اصابت مستقیم نارنجک انداز مورد استفاده قرار میگیرد.این سلاح 5 برابر بیشتر از سلاح های کنونی مرگبار بوده و دو برابر برد این سلاح ها را دارد.در عین حال زمان حضور سرباز پیاده نظام را در وضعیت رزمی و در میدان نبرد کاهش داده موجب افزایش بقای خود کاربر میشود.
این سلاح همچنین میتواند تمام داده ها را به سلاح های مشابه خود در میدان نبرد و یا یک سیستم ناظر بر درگیری(به طور مثال فرماندهی عملیات)ارسال نماید.تحقیقات انجام گرفته تا کنون این بوده که XM29 حدود 500 درصد از سلاح های موجود موثر تر است.لازم به ذکر است که قیمت یک قبضه از این سلاح 10 هزار دلار بوده که 10 برابر یک تفنگ استاندارد M16 است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Persian_Gun's
28-01-2008, 11:03
اسلحه هجومي انفرادي XM8


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




مختصات :
كاليبر : 45×56/5 ميليمتر
طول كلي : 838 ميليمتر در مدل معمولي
طول لوله : 318 ميليمتر در مدل معمولي – 219 ميليمتر در مدل تكاوري – 508 ميليمتر در نوع تك تيرانداز
وزن : 659/2 كيلوگرم با خشاب خالي در نوع معمولي
نواخت تير : 750 تير در دقيقه
تعداد تير در خشاب : 30 و 100 تيري


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



توسعه و گسترش سبك هجومي XM8 توسط آمريكا در سال 2002 انجام شد، در اين زمان اين اسلحه به شركت Alliant Techsystem آمريكا فرستاده شد تا امكان توسعه و گسترش آلات متحركه بررسي شود تا به جاي اسلحه كارابين XM29-OICW جايگزين شود . XM8 جايگزين دو اسلحه M4A1 و M16A2 (ساخت شركت هكلر كخ آلمان) در آمريكا شد طبق آخرين برنامه اعلام شده از سوي ارتش آمريكا اين اسلحه ، اسلحه سازماني نيروهاي نظامي آمريكا خواهد شد . اين اسلحه مي تواند تمام فشنگهاي استاندارد ناتو با كاليبر 56/5 را شليك كند و مطالعاتي روي جايگزين نوعي مهمات 56/5 در حال انجام است ; اين مهمات باعث افزايش قدرت و كاهش وزن اسلحه و مهمات قابل حمل براي هر سرباز مي شود . اين مهمات جديد داراي پوكه كامپوزيتي و چاشني برنجي است به همراه پوسته پليمري مرمي كه همه آنها در كاهش وزن مهمات تاثير بسزايي دارند . اين مهمات را مي توان در تمام اسلحه هاي M16 و M4 و هر اسلحه اي كه با كاليبر 56/5 ناتو كار مي كند استفاده نمود . با اين تغييرات 20% وزن XM8 در مقايسه با نوع فعلي كم خواهد شد با اينكه اين يك حركت موفق محسوب مي شود ، باز هم اضافه بار سربازان ناشي از وسايل مخابراتي ، حفاظتي و ساير تجهيزات جنگي هنوز وجود دارد .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



سيستم متفاوت مسلح شدن XM8 اقتباسي است از اسلحه OICW و همچنين قنداق اين اسلحه از جنس پلاستيك بوده و حالت ريلي-تلسكوپي دارد به همراه يك دستگيره حمل راحت كه روي آن ريلي براي نصب دوربين وجود دارد . در سال 2004 XM8 تحت تستهاي مختلف در شرايط متفاوت در چندين واحد از ارتش آمريكا قرار گرفت كه نتايج مثبتي داشت كه باعث سربلندي آن شد .

ارتقاي مدل XM8 در سپتامبر 2005
پس ساخت و ارائه XM8 از سوي شركت هكلركخ(Hekler Kokh) آلمان، ارتش آمريكا از شركتهاي اسلحه سازي دنيا دعوت به همكاري براي ارتقاي اين نوع اسلحه نمود . در همين حال پروژه ساخت OICW متوقف شد و مورد بازبيني قرار گرفت . به همين دليل جايگزيني M4 و M16 با اسلحه هاي جديد XM8 و XM29-OICW به تعويق افتاد . در حال حاضر به نظر مي رسد توليد XM8 متوقف شده ( يا حداقل عقب افتاد) است. به هر حال اطلاعات دقيقي در دسترس نيست .

توضيحات تخصصي
اين اسلحه تهاجمي تا حدود زيادي شبيه G36 ، ديگر محصول شركت هكلر كخ مي باشد چه از نظر ظاهر و چه از نظر عملكرد .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



خصوصيات منحصر به فرد XM8
1- لگد بسيار كم اسلحه .
2- مسلح شدن با فشار مستقيم گاز باروت .
3- قفل گلنگدن چرخشي.
4- لوله هاي مختلف براي هر كاربرد و تعويض راحت هر لوله در مدت زمان كوتاه ( لوله هاي 229 ميليمتر براي نوع كوتاه ، لوله 318 ميليمتر براي مدل متداول ، لوله 508 ميليمتر براي مدل تك تير انداز و حالت تيربار اين اسلحه كه روي دو پايه قرار ميگيرد كاربرد دارد).
5- ساختار داخلي آن به وسيله يك روكش و محافظ پليمري حفظ مي شود .
6- دستگيره آتش آن همانند G36 در قسمت دستگيره حمل قرار دارد و از هر دو طرف چپ و راست قابل استفاده است .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



7- قسمت تغذيه خشاب اسلحه به راحتي قابل تعويض است تا اين قابليت را داشته باشد كه از خشاب تمام اسلحه ها داشته باشد .
8- قنداقهاي مختلف اسلحه را مي توان در عرض چند ثانيه براي كاربردهاي مختلف تعويض نمود ( قنداق استاندارد را مي توان به صورت تلسكوپي در 5 اندازه براي وضعيتها و حالتهاي مختلف تنظيم نمود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



9- بالا محافظ دسته آتش (دستگيره حمل) محل قرار گيري ريل پيكاتيني نصب دوربين يا ابزار نشانه روي RED-DOT (يا هر وسيله ديگري كه براي نشانه گيري به كار مي رود) مي باشد.
10-روپوش اسلحه قابل تعويض است و مي توان نارنجك تنداز XM320 با كاليبر 40 ميليمتر را جايگزين روپوش لوله كرد .


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سيستم كنترل آتش اين اسلحه از سمت چپ و راست عمل مي كند و همانطور كه قبلا ذكر شد دستگيره آتش آن نيز از دو طرف قابل استفاده است . بنابراين هم افراد چپ دست به راحتي مي توانند با اسلحه كار كنند و هم افراد راست دست و براي نوع تك تير انداز و تيربار مي توان جهت خروج پوكه را از اسلحه را به راحتي تعيين كرد. قابل ذكر است دستگيره حمل نيز قابل تعويض و يا حذف از روي اسلحه است.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]







برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Persian_Gun's
28-01-2008, 11:27
FN SCAR سلاح تهاجمی رزمی نیروهای مخصوص


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
فرمانده عملیات مخصوص ایالات متحده (USSOCOM) در پانزدهم اکتبر سال 2003 نیاز خود به یک سلاح تهاجمی جهت تجهیز نیروهای مخصوص را اعلام کرد.این تقاضا که به سرعت نظر کمپانی های اسلحه سازی را به خود جلب کرد نیاز واحد مذکور به یک سلاح رزمی که سازگار با ماموریت های کنونی و آینده نیروهای مخصوص باشد را کاملا متفاوت با سلاح جدید ارتش ایالات متحده یعنی XM-8 (برگرفته از طرح هکلر و کوخ)بیان کرد.
تفاوت کلیدی میان XM-8 و SCAR در تک کالیبره بودن XM-8 می باشد.که فقط برای شلیک مهمات کالیبر 5.56x45mm ناتو طراحی شده است.با نگرشی کاملا متفاوت که برخاسته از تفاوت میان ماموریت های پیاده نظام ارتش ایالات متحده و نیروهای وی‍‍‍‍‍‍ژه است،SCARمی باید توانایی شلیک کالیبر های مختلف موجود در میدان های نبرد را چه از نوع استاندارد ناتو و چه از نوع استاندارد روسی داشته باشد.
در ابتدا SCAR در دو گونه سبک SCAR-L با قابلیت شلیک مهمات 5.56mm ناتو و گونه سنگین SCAR-H با توانایی شلیک مهمات پرقدرت 7.62x51mm ناتو ساخته شد. همانطور که اشاره شد این سلاح ها با تغییراتی کوچک مهمات کالیبر 7.62x39mm روسی M43 و 6.8x43mm SPC رمینگتون را نیز شلیک می کند.شایان ذکر است ماهیت ماموریت های نیروهای مخصوص که معمولا در پشت خطوط دشمن انجام می گیرند نیاز به چنین توانایی را در سلاح اجتناب ناپذیر می سازد زیرا استفاده از خشاب سربازان کشته شده ی دشمن در صورت اتمام مهمات امتیاز بزرگی در خاک دشمن محصوب می شود.
هر دو گونه سبک و سنگین SCAR در سه نوع استاندارد(S)،جنگ های شهری و درگیری های نزدیک(CQC) و در نهایت تک تیرانداز(SV) ساخته شده است.تمام این شش نوع سلاح بدون در نظر گرفتن کالیبر و ترکیب از جهت طرح کنترل ها،هندلینگ و تعمیر و نگهداری و همچنین لوازم جانبی شامل چشمی و دوربین کاملا مشابه همدیگر هستند.
در اواخر سال 2004 فرماندهان US SOCOM به طور رسمی موفقیت شعبه آمریکایی شرکت بلژیکی Fabrique Nationale Herstal را اعلام کرد.ناگفته نماند شرکت تابعه ی این کمپانی بلژیکی در ایالات متحده کار ساخت نمونه ی اولیه و همچنین تولید سری این سلاح را بر عهده گرفته و در اواسط سال 2005 نیز اولین سلاح های تولیدی به دست کماندوهای USSOCOM رسید.قابل ذکر است USSOCOM نیز مانند نیروی دریایی ایالات متحده از کلمه "MARK" در شناسایی سلاح های مخصوص خود استفاده می کند در نتیجه سلاح های SCAR به طور رسمی MK.16 برای گونه سبک و MK.17 برای گونه سنگین نام گذاری شدند.این سلاح به تدریج جایگزین سلاح های در حال استفاده ی M4،M16،M14 و MK.25 خواهند شد.
شاید یکی از بزرگترین تفاوت های FN SCAR با سلاح های نوین دیگر در ویژگی طراحی آن است بطوریکه این سلاح برگرفته از سلاح دیگری نبوده و کاملا از روی کاغذ به مرحله تولید رسیده است.
در تمام گونه های FN SCAR مکانیزم گازی،پیستون با کورس کوتاه و همچنین قفل گلنگدن از نوع چرخشی دارد.
سیستم گلنگدن این سلاح تقریبا شبیه سلاح اتوماتیک FN Minimi/M249 SAW است.این سیستم حساسیت کمتری به شن ریز،گرد و خاک و دیگر اجسام خارجی دارد که ممکن است مکانیزم خزانه را پر کند.مکانیزم FN SCAR از این نظر مزیت فوق العاده بر سیستم پلانجر M16 دارد.
دو گونه SCAR-L ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) و SCAR-H ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) حدود نود درصد اشتراک قطعات دارند.کالیبر این سلاح در کمترین زمان و با حداقل تغییرات به سایز بزرگ تر و یا کوچک تر خود تبدیل می شود که این تغییرات باید در مکانیزم و همچنین با تعویض لوله اعمال می شود.
در واحد ماشه و اهرم های مربوطه امکان استفاده از هر دو دست وجود داشته و اهرم انتخاب حالت شلیک فقط در حالت تک تیر و اتوماتیک کامل عرضه شده است و خبری از حالت شلیک های منقطع دو یا سه تیره نیست. ناگفته نماند قنداق این سلاح از بغل تا شده و در حالت باز محلی هم برای گونه تک تیرانداز در نظر گرفته شده است.تمام لوازم جانبی این سلاح با تبدیل های ریلی از بالا و طرفین نصب شده و قابل ذکر است هیچ گونه پیش بینی برای نصب سرنیزه در این سلاح انجام نگرفته.خشاب این سلاح تقریبا نوع بهسازی شده خشاب M16 بوده و در کالیبر بزرگ توانایی جای دادن به 20 تیر دارد که احتمالا در آینده از خشاب های کاسه ای استفاده خواهد شد.

Persian_Gun's
28-01-2008, 11:30
برتا 92





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تپانچه برتا FS92 بدون شک یکی از بهترین سلاح های کمری دنیا به شمار می رود چرا که بیش از 20 کشور جهان آن را بعنوان سلاح کمری ارتش و نیروی پلیس خود برگزیده اند. این تپانچه در ارتش آمریکا با نام M9 شناخته می شود. مدل 90TOW نمونه بهینه سازی شده FS92 شناخته می شود. در این مقاله به تحلیل این تپانچه می پردازیم:

قاب:
قاب این تپانچه از نو طراحی شده و ورود صحیح گلوله به خزانه و خروج بی دردسر پوکه را باعث می شود. سطح داخلی کاملا صاف و سیقلی است. در فضای داخلی قاب و در نزدیکی پین باز و بسته کردن سلاح، یک جاذب ضربه فنری و فلزی تعبیه شده که در هنگام عقب نشینی آلات متحرک در زمان شلیک از شدت عقب نشینی می کاهد.
این قطعه با جذب ضربه دریافت شده و پخش و خنثی سازی آن باعث افزایش عمر قطعات می شود.
حافظ ماشه بصورت گرد ساخته شده تا با انگشت تیرانداز بهتر چفت شود.

ریل نصب وسایل جانبی:
این ریل در قسمت زیرین و جلویی لوله تعبیه شده و بخشی از بدنه سلاح است. شما می توانید انواع چراغ قوه و لیزر را به این ریل نصب کنید. در زمانی که هیچ وسیله ای به ریل متصل نیست یک پوشش مخصوص بر روی آن قرار می گیرد تا از آسیب رسیدن به آن جلوگیری و خارج کردن سلاح از غلاف را تسهیل کند.
ریل مذکور به روش ماشین کاری بوجود آمده است.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اسلاید آناتومیک:
بدنه و اسلاید این سلاح طوری طراحی شده است تا خارج کردن آن از غلاف بدون مشکل انجام شود. شیارهای طولی ایجاد شده بر روی قاب گلنگدن باعث تسهیل عمل مسلح کردن سلاح و بکارگیری آسان تر ضامن آن شده است. ضامن رها کننده گلنگدن از نو طراحی شده تا با خطوط اسلاید و بدنه هماهنگ باشد.
تمامی قطعات فلزی از جمله ضامن (در صورت وجود)، پین باز و بسته کردن و ضامن رها کننده گلنگدن با ماده ای به نام Bruniton پوشیده شده اند تا از خوردگی و اصطکاک نا خواسته قطعات جلوگیری شود.

قبضه ارگونومیک:
پوشش قبضه این مدل یک تکه ساخته شده است تا نصب و تعویض آن آسان تر انجام شود. برای افرادی که دست کوچک تری دارند نوعی قبضه باریک تر موجود است. قسمت پشتی قبضه بصورت منهنی ساخته شده تا با دست تیرانداز بهتر چفت شود. در کل این قبضه طوری ساخته شده تا حتی در شرایط مرطوب به بهترین شکل در دست تیرانداز قرار گیرد.

چخماق ماشین کاری شده :
در چخماق این سلاح یک روزنه تعبیه شده تا از وزن آن کاسته شده و بر سرعت عمل آن افزوده شود. این چخماق در مدل های F وG نصب می شود.
سایت نشانه روی قابل تعویض از نوع Super luminova پوشیده شده است که نور محیط را جذب کرده و در محیط تاریک از خود باز می تاباند. سایت های جلویی و عقبی را می توان با انواع دیگر از جمله سایت های شبتاب تریتیومی تعویض کرد. این سایت ها نسبت به سایت نشانه روی مدل 92 دارای میدان دید وسیع تری به میزان 5 میلی متر هستند.



خشاب ظرفیت بالا:
خشاب روان و ظرفیت بالای این تپانچه عمل مسلح کردن سریع را ممکن می سازد. این سلاح با دو خشاب متفاوت ارائه می شود:
کالیبر 19&9:
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 15،10و 17 تیر.
کالیبر0/45 S&W:
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 11،10و 12 تیر.
باز و بسته کردن و نظافت آسان:
عمل باز و بسته کردن و نظافت سلاح به آسان ترین شکل ممکن انجام می شود. در هنگام بازیا بسته کردن سلاح هیچ حادثه غیرمتقربه یا ناخواسته ای روی نخواهد داد.
اسلاید پس از گذشتن از قسمت عقبی قاب بصورت خودکار چفت می شود.
مدل 90 TOW نوع F :
ماشه یک یا دو زمانه. دارای ضامن دستی بر روی اسلاید و قابلیت خواباندن ماشه و دارای قفل اتوماتیک سوزن آتش.
مدل 90 TOW نوع G :
ماشه یک یا دو زمانه. دارای مشخصات مشابه با مدل قبلی و قابلیت مسلح کردن چخماق با کمک فشردن یک اهرم مخصوص.

اندیکاتور مسلح بودن:
وقتی گلوله در خزانه قرار می گیرد، علامت قرمز رنگ روی ناخن فشنگ کش بیرون زده و شما را از مسلح بودن سلاح مطلع می سازد. این نقطه در سمت راست سلاح قرار می گیرد و می توان آن را با دیدن یا لمس کردن احساس کرد بنابراین اطلاع از مسلح بودن سلاح در شب و محیط تاریک نیز ممکن خواهد بود.

قفل سوزن اتوماتیک:
این مکانیزم باعث می شود که سوزن آتش به جلو رانده نشود مگر اینکه ماشه تا آخر به عقب کشیده شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مشخصات فنی :
مدل
انواع
کالیبر
ظرفیت خشاب
گام خان
نوع خان
عملکرد
سیستم قفل لوله
دستگاه نشانه روی
قاب
اسلاید
لوله
1- 90 TOW
2- GوF
3- 19*9 و 0/45 S&W
4- 15،10 و 17 تیر برای 19*9و11،10و 12 تیر برای 0/45 S&W
5- 250 میلی متر در مدلF، 400 میلی متر در مدلG
6- راست گرد، شش خان
7- نیمه خودکار با عقب نشینی کوتاه لوله
8- قفل لوله و پیشانی جنگی
9- سایت قابل تعویض در عقب و جلو
10- آلیاژ سبک آلومینیوم
11- فولاد، پوشش فسفات و Bruniton
12- فولاد آبی ساخته شده به روش تراش ماشه با پوشش کروم در داخل.

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:27
هویتزر خودکششی 152میلیمتری MSTA




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



اگر وارد هر سیستم جستجوی اینترنتی شد و بپرسید که "مستا" (Msta) چیست، پاسخ می دهد که رودی در غرب روسیه در استان های تویر و نوگوراد است. اما اگر این سوال را از یک افسر توپخانه چی روس پرسید، او بلافاصله می گوید: "مستا-اس" یا "مستا-بی"؟ و شروع می کند به توضیح آن:

"مستا-اس"، توپخانه ای خودرو است با هویتزر شاخص 2С19 و "مستا-بی" توپخانه قابل بکسر با شاخص 2А65 می باشد. این ها ویژه نابود سازی سلاح هسته ای تاکتیکی از جمله توپخانه ها، خمپاره اندازها، تانک ها و سایر تجهیزات زرهی، ضد تانک ها، نیروی زنده و ابزار دفاع ضد هوایی و ضد موشکی هستند. این دستگاه می تواند آتش را بر اهدافی مرئی و نامرئی از مواضعی بسته بگشاید و از جمله در شرایط کوهستانی مستقیم نشانه گیری کند".


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هویتزر خودکششی 152 میلی متری "مستا"، یکی از بهترین توپخانه های جنگی ارتش روسیه است. (هویتزر به توپخانه هایی گفته می شود که می توانند لوله خود را بیش از 45 درجه از سطح افقی بلند کنند و از طول موانعی مرتفع نیز همانند خمپاره افکن شلیک کنند). این را می توان در نمایشگاه های بین المللی تسلیحاتی از جمله در "نیژنی تاگیل"،"اومسک" و نیز در خارج از روسیه در نمایشگاه های "لی بورژه" فرانسه، و در امارات متحده عربی دید.

در ابوظبی "مستا-سی" واقعاً معرکه کرد. از 40 شلیکی که توسط متخصصین ما در فاصله 15 کیلومتری انجام شدند (یعنی از مواضع آتشبار بسته ای که نشانه گیر نمی توانست ببیند کجا تیراندازی می کند) در حضور کارشناسانی از 20 کشور، 38 شلیک نه تنها به هدف بلکه دقیقاً به قلب آن برخورد کردند. دو شلیک دیگر نیز بیش از 25 متر از مرکز هدف فاصله نداشتند که این فاصله در قانون توپخانه "نوع عالی" محسوب می شود. چرا که پاره گلوله های توپ 43.5 کیلوگرمی در هر صورت آن محدوده را در بر می گیرد.

علاوه بر دقت بالای شلیک، سرعت بالای شلیک "مستا-سی" نیز سبب شگفتی کارشناسان شد. می تواند در یک دقیقه بین 8-10 شلیک انجام دهد. چنین سرعتی را هیچ یک از توپخانه های موجود در جهان ندارد.

درباره اینکه این سرعت بالا از کجا بوجود می آید، "یوری توماشوف" طراح ارشد هویتزر و قهرمان روسیه به من توضیحاتی داد. وی مدال طلای قهرمانی را بخاطر همین توپخانه دریافت کرده است.

در "مستا-سی" سیستم شارژ خودکار هویتزر وجود دارد. ذخیره آن 50 توپ است و آنها می توانند انفجاری، انفجاری-پاره گلوله ای، خوشه ای، ضدتانک و یا سایر انواع باشند و آنها بطور مکانیکی و بدون نیاز به حضور فرد به مخزن لوله منتقل می شوند.

وی اظهار داشت: "اگر کادرهایی از عملیات "شوک و لرزه" را دیده باشید، باید به یاد بیاورید که تا چه حد آمریکایی ها و انگلیس ها مجبور به پر کردن دستی مخزن بودند. اما ما همه این کارها را با بالابر انجام می دهیم. و در داخل کابین نیز دستگاه خنک کننده وجود دارد که توپچیان خارجی فقط می توانند آرزوی آن را داشته باشند".

در این جا شرایطی کاملاً راحت برای انجام محاسبات نظامی ایجاد شده است. اولاً، سربازها در زمان تیراندازی در داخل برج توپخانه هستند و زره "مستا" در برابر پاره گلوله ها و تیراندازی ها مقاوم است. دوماً که نه سلاح شیمیایی، نه میکروبی و نه تشعشعات موجود در محیطی که در آن توپ شلیک می شود نیز آنها را تهدید نمی کند. سیستم ویژه ----- در برج، هوا را تمیز و بی ضرر می سازد. سوماً این که گازهای باروتی پس از شلیک به کابین وارد نمی شوند و سبب مسمومیت افراد نمی شوند.

یوری توماشوف به من توضیح داد که برتری اصلی "مستا"، سیستم هدایت شلیک آن است. این سیستم همراه با ابزار تجسسی و هدفگیری و ابزار هدایتی با دستگاه های محاسباتی های الکترونی، مجموعه ضربه ای آتشبار ایجاد می کند و با کارآیی بالا هرگونه مسئله نظامی را حل می کند و سیستمی دارای دقت بالای شلیک می باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

"یوری بوترین" سازنده کل کمپانی "اورال ترانس ماش" با اظهار اینکه هویتزر "مستا-سی" را در این کمپانی می سازند، این داستان را تکمیل نمود. در سیستم هدایت شلیک، محاسبه گر بالستیک نیز و نشانه گیر خودکار، دستگاه جهت گیری، سیستم ردیابی ماهواره ای (که می تواند مرتبط با گلوناس و GPS باشد) وجود دارد. همچنین این امکان وجود دارد که برای مدتی طولانی اطلاعات را حداقل درباره 10 ماموریت شلیکی حفظ نمود. ضمن این که سیستم مذکور بواسطه خطوط ارتباطی، از جمله کدبندی بسته می باشد و این نه تنها در دستگاه مقر نظارت، بلکه در دستگاه های پرنده بدون خلبان نوع "پچیلا" (زنبور) و سایر دستگاه های پرنده بدون خلبان و همچنین در هواپیمای دورپرواز راداری جاسوسی، نظارتی و نشانه گیری А-50 (مشابه روسی آواکس) وجود دارد.

مختصات هدف که توسط آنها تعیین می شود، از طریق ماشین فرماندهی هدایت خودکار وارد سیستم هدایت شلیک می شود و ...

بیایید برای دشمن دل بسوزانیم، تحت ضربات گلوله های 152 میلیمتری فوق العاده دقیق "مستا" که در بین آنها می توانند گلوله های قابل هدایت شلیک لیزری "کراسنوپل" و گلوله های قابل تصحیح "سانتیمتر" نیز وجود داشته باشد، چقدر به او سخت خواهد گذشت. در ضمن، هر دوی این گلوله ها می توانند هم کالیبر 152 میلی متری و هم کالیبر 155 میلی متری ویژه ناتو باشند.

"مستا-سی" هم می تواند با کالیبر 155 میلی متری کار کند. این مخصوصاً برای صادرات "توپخانه های خود رو" ساخته شده است. از جمله به هند که در توپخانه های آن از چنین کالیبری استفاده می کنند. مستعمره انگلیس بودن در نیمه اول قرن گذشته سبب شد که دهلی با لندن همخوانی پیدا کند و از این رو تا کنون نیز هند گلوله های خود را با کالیبر مرسوم در اروپای غربی تولید می کند. و اسلحه سازان روسیه هویتزر را برای آن بطور ویژه ساختند که برای ارتش هند مرسوم باشد.

این به هیچ وجه اختلالی در ویژگی های تاکتیکی و تکنیکی "مستا" ایجاد نمی کند و همچنان نیز در بخش سیار تانک Т-80 جای می گیرد.

موتور آن دیزلی است، اما چند سوختی می باشد و می تواند با شش نوع سوخت مختلف کار کند. توان آن 840 اسب بخار است. زنجیرها از لاستیک و فلز هستند با پهنای 580 میلی متر که به ماشین اجازه می دهد روی خاک نیز با سرعتی تا 60 کیلومتر بر ساعت حرکت کند. برای شلیک نیز نیازی به تثبیت کننده ندارد. وزن هویتزر 42 تن است که اجازه می دهد بدون تثبیت ساز نیز شلیک کرد. سیستم کمک فنر شلیک، همان طور که پیشتر نیز گفته شد، سریع و خودکار تمامی داده های دستگاه را پس از هر شلیکی باز می گرداند و طبق مختصات از پیش تعیین شده به توپخانه جهت می دهد.

به گفته ژنرال "ولادیمیر زاریتسکی" رئیس نیروهای موشکی و توپخانه ای نیروهای مسلح روسیه، تا سال 2015 ارتش روسیه حدود 2 هزار توپخانه جدید دریافت می کند که بخش اعظم آن "مستا-سی" مدرنیزه شده خواهد بود.





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:30
تانک T-90 مقاله اول


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
T-90 آخرین محصول از سری تانکهای روسی با عنوان T- می باشد که در آن شاهد ارتقا قدرت آتش، حرکت و انتقال و زره می باشیم. این تانک توسط شرکت نیژنی تاجیل روسیه ساخته می شود. در حال حاضر T-90 در نیروی زمینی روسیه و هند به خدمت گرفته شده است. در فوریه 2001 هند قراردادی برای خرید 301 فروند از این تانک را امضا کرد که از این تعداد 124 تانک در روسیه ساخته و بقیه در هند مونتاژ شد. اولین تانک در سال 2004 به هند تحویل داده شد. همچنین T-90 های مونتاژ شده در هند نیز با نام بهیشما شناخته می شوند. این تانک توسط سیستمهای خود محافظتی و نمایشگرهای فروسرخ ساخته شده در فرانسه و بلاروس (روسیه سفید) تجهیز شده است. در ژانویه 2005 اعلام شد که 91، T-90 دیگر نیز در نیروی زمینی روسیه به خدمت گرفته خواهد شد.

تسلیحات
تسلیحات T-90 شامل توپ 125 میلیمتری 2A46M بدون خان می باشد که قادر به شلیک انواع تسلیحات مانند توپ های HEAT (توپ انفجاری بسیار قوی زد تانک)، APDC (توپ زد زره)، HE-FRAG خرده های انفجاری قوی بعلاوه ی گلوله های انفجاری با فیوزهای زمانی می باشد. . این توپ دارای سیستم پر کن خودکار است و آن را بدون پیاده کردن برجک تانک براحتی می توان پیاده کرد. علاوه بر توپ 125 میلیمتری T-90 می تواند موشک هدایت شونده زد تانک 9M119 رفلکس ( کد ناتو AT-11 اسنایپر) را شلیک کند. برد این موشک 100 تا 4000 متر بوده که در عرض 11.7 ثانیه می تواند به دورترین فاصله مجاز خود برسد. از این سیستم موشکی برای مقابله با زره های واکنشی و حتی اهداف هوایی کم ارتفاع مانند هلیکوپتر تا برد 5 کیلومتر استفاده کرد. این سیستم موشکهای 9M119 یا 9M119M که دارای هدایت نیمه فعال لیزری است شلیک می کند. وزن این موشکها 23.4 کیلوگرم است. همچنین T-90 با مسلسلهای 7.62 میلیمتری و 12.7 میلیمتری زد هوایی تجهیز شده است. یک قبضه مسلسل کلاشنیکف AKS-74 نیز در قسمت انبار تانک نگهداری می شود.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

زره
T-90 با زره های معمولی و زره های انفجاری واکنشی (ERA) محافظت می شود. سیستم کمک رسانی دفاعی Shtora-1 ساخت روسیه نیز به پایداری تانک کمک می کند. این سیستم شامل پارازیت اندازهای گرمایی، سیستم هشدار دهنده لیزری با چهار دریافت کننده لیزری، سیستم نارنجک انداز دودی برای استتار تانک بعلاوه سیستم کنترل کامپیوتری می باشد. همچنین در T-90 از تجهیزات حفاظتی ش.م.ر(شیمیایی،میکروبی،رادی اکتیو) استفاده شده است.

کنترل آتش
T-90 دارای سیستم کنترل آتش اتوماتیک 1A4GT می باشد که شامل سیستم کنترل آتش روز 1A43 توپچی، آلت نشانه روی گرمایی TO1-KO1 توپچی دارای برد 1.2 تا 1.5 کیلومتری تشخیص هدف و نمایشگر PNK-S فرمانده است. خود سیستم 1A43 نیز شامل آلت نشانه روی/ فاصله یاب با کانال هدایت موشک، اندازه گیر باد، کامپیوتر 1V528 و تثبیت کننده تسلیحات 2E42-4 می باشد. آلت نشانه روی PNK-4S فرمانده شامل آلت نشانه روی روز/شب با برد تشخیص هدف 800 متر در روز و 700 متر در شب می باشد. راننده نیز با نمایشگر فروسرخ دید در شب TVN-5 مجهز می شود.



رانش
T-90 از موتور V-84MS با قدرت 840 اسب بخار پیستونی چهار زمانه نیرو می گیرد. این موتور از انواع سوخت مانند کروسین (نفت سفید) و بنزین بعلاوه دیزل می تواند استفاده کند. در مجموع 1600 لیتر سوخت را این تانک می تواند حمل کند که منابع آنها با زره های مناسب محافظت می شوند.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:32
تانك T-90 مقاله دوم
تانك رزمي T-90 كه پيشرفته ترين تانك در زرادخانه ارتش روسيه مي باشد ، در سال 1993 ميلادي به صورت محدود وارد خط توليد گرديد. اين تانك ، برپايه نمونه آزمايش T-88 طراحي و مورد آزمايش قرار گرفت. لازم به ذكر است كه اين تانك ، توسط كميته طراحي كارتسف - ونديكف و در كارخانجات واگنكا در نيزني تاگيل طراحي و ساخته شده است. مدل ابتدايي اين تانك ، به طور كامل داراي يك طراحي تازه بود. در حقيقت مدل توليد شده تانك ، از تانك T-72BM نشآت گرفته و مشخصه ها و قابليت هاي تانك هاي سري T-80 نيز به آن اضافه شده است كه مهمترين اين مشخصه ها ، سيستم انتخاب هدف ليزري و نسل جديد زره مي باشد كه در بدنه و برجك آن ، مورد استفاده قرار گرفته شده است.
تاكنون دو مدل صادراتي اين تانك به نام هاي T-90S و T-90E ، توسط منابع غربي مورد شناسايي قرار گرفته است. تانك ، داراي يك مدل فرماندهي بنام T-90K مي باشد كه سيستم بيسيم و تجهيزات ناوبري آن ، با ديگر نمونه ها متفاوت مي باشد. قرار بوده است كه درصورت تآمين اعتبارات مالي ، نمونه هاي اوليه اين تانك تا اواخر سال 1997 ميلادي با تانك هاي پيشرفته تر T-90S جايگزين شود. در اواخر سال 1996 ميلادي ، نزديك به 107 دستگاه تانك پيشرفته T-90S در منطقه نظامي خاور دور وارد خدمت شدند. همانند پدرانشان يعني تانك هاي T-72 كه در زمان خودشان كارآمدترين تانك هاي ارتش شوروي بودند ، تانك هاي T-90 نيز پيشرفته ترين تانك هاي درحين خدمت ارتش روسيه هستند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
از نظر تركيب سلاح هاي متعارف ، تانك T-90 نسبت به تانك T-72 تغييرات عمده اي در سيستم شليك توپ اصلي و ديگر سيستم ها داشته است كه اين تغييرات ، به منظور بالا بردن توان عملياتي تانك صورت گرفته است. تانك T-90 ، به عنوان يك راه حل موقتي براي جبران نياز روسيه به يك تانك جديد براي نبردهاي امروزي از طرف ارتش روسيه پيشنهاد شد و توليد آن به طور محدود و تا زمانيكه تانك هاي جديدتر به عرصه توليد وارد شوند ، ادامه خواهد داشت. تانك جديدي كه قرار بود وارد خط توليد شود و به علت كمبود اعتبارات مالي ساخت آن به تعويق افتاده است ، گونه اي بسيار پيشرفته مي باشد كه هنوز از قابليت ها و توانايي هاي آن ، اطلاعاتي در دست نيست. به علت هزينه پايين تانك هاي T-90 ، اين تانك ها بعنوان جانشين موقت وارد خط توليد شدند و با سرعتي بسيار پايين ، همچنان در خط توليد باقي خواهند ماند تا خط توليد را ، تا امكان پذير شدن ساخت تانك هاي جديدتر باز نگه دارند. تاكنون چند صد دستگاه تانك T-90 ، توليد شده است كه در مورد تانك هاي درحين خدمت ، اخبار ضد و نقيضي وجود دارد. ولي منابع اطلاعاتي غربي ، تعداد اين تانك ها را بين 100 تا 300 دستگاه تخمين مي زنند و بر اين باورند كه بخش عمده اين تانك ها ، در منطقه عملياتي خاور دور مستقر هستند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تانك T-90 همانند سري تانك هاي T-72 و T-80 ، توپ 125 ميليمتري سري 2A46 را حفظ كرده است. اين توپ ، قابليت شليك گلوله هاي ضدزره APFSDS ، گلوله هاي HEAT ، گلوله هاي انفجاري شديد تركشي HE FRAG و گلوله هاي انفجاري نارنجكي با فيوز زماندار را دارا است. موشك هاي هدايت ليزري ضدتانك AT-11 Sniper نيز مي تواند برروي اين تانك نصب شود. به كمك اين موشك ها كه از فاصله 4000 متري قابل شليك بوده و توان نفوذ در يك زره 700 ميليمتري را دارند ، تانك T-90 اين قابليت را پيدا مي كند كه با ديگر ادوات زرهي و انواع بالگرد ، قبل از آنكه آنها بتوانند درگير شوند درگير شود.
سيستم كنترل آتش كامپيوتري ، فاصله ياب ليزري و دستگاه نشانه روي حرارتي ، به تانك اين امكان را مي دهد كه در حين حركت و در هنگام شب نيز بتواند با دشمن درگير شود. با اين تفاسير به نظر مي رسد كه اولين نسل از اين سيستم ها كه توسط روسيه ساخته شده و بر روي اين تانك نصب شده است ، با نمونه هاي غربي امروزي قابل رقابت نيست. اين تانك ، مجهز به سيستم نشانه روي كامپيوتري و سيستم شليك اتوماتيك مي باشد تا به روند شليك ، سرعت و دقت بالاتري دهد. جنگ افزارهاي فرعي شامل دو قبضه مسلسل 62/7 ميليمتري PKT موازي با توپ و يك قبضه مسلسل 7/12 ميليمتري نصب شده بر روي برجك براي مقابله با اهداف هوايي و زميني مي باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خصوصيات تانك T-90 ، همانند تانك هاي قديمي تر روس ها مي باشد. اين تانك داراي يك برجك گرد و شيبدار است كه در وسط بدنه قرار مي گيرد. اين ويژگي به همراه پدافند عامل و غيرعامل كه تانك از آن بهره مي برد باعث گرديده كه تانك T-90 ، به يكي از ايمن ترين تانك هاي جهان در مقابل حملات هوايي و زميني تبديل شود. برجك و بدنه شيبدار اين تانك ، با نسل دوم واكنش دهنده هاي انفجاري (ERA) آجري شكل پوشش داده شده است. اين پوشش همانند صدف حلزون ، به طور زاويه دار روي بدنه و برجك نصب مي شود تا موشك ها و گلوله هاي شليك شده به سمت تانك را منحرف يا منهدم نمايد. پوشش اين نوع واكنش دهنده ها ، تا روي برجك ادامه مي يابد تا تانك را در مقابل جنگ افزارهايي كه از بالا تانك را هدف قرار مي دهند حفاظت كند.
تانك مجهز به يك سيستم قفل كننده و انتخاب هدف ليزري با نام TSHU-1-7 SHTORT1 مي باشد. اين سيستم ، داراي يك فاصله ياب ليزري است كه مي تواند فاصله ادوات و حتي موشك ها و گلوله هاي شليك شده به تانك را تخمين بزند. تانك همچنين داراي يك محفظه ليزري هشدار دهنده مي باشد كه در صورت قفل شدن غلاف ليزري جنگ افزارهاي دشمن روي تانك ، به خدمه تانك هشدار داده مي دهد. تانك داراي 2 اخلالگر الكترو اپتيكالي است كه بر روي سيستم هاي كنترل كننده جنگ افزارهاي هدايت شونده دشمن پارازيت مي اندازد و به صورت موازي ، در دوطف لوله توپ قرار گرفته است. يك موتور 12 سيلندر توربو ديزلي V-84KD با قدرت 1000 اسب بخار ، مي تواند به تانك سرعتي معادل 65 كيلومتر در ساعت در جاده و 45 كيلومتر در ساعت در سطوح غيرجاده اي دهد. به طور خلاصه تانك T-90 را مي توان آميزه اي از تكنولوژي ، قدرت و سرعت ناميد.
با اينكه ديگر از اتحاد پرقدرت جماهير شوروي اثري باقي نمانده است و روسيه امروز ، با مشكلات بسياري در زمينه تآمين اعتبارات مالي براي پروژه هاي نظامي روبروست ، ولي هنوز تانك هاي روسي ، توان رويارويي و مقابله با تانك هاي غربي را دارا هستند. در هر حال ديگر از هيولاهاي زرهي گذشته روس ها كه در عصر خود يكه تاز بودند خبري نيست.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مشخصات فني تانك T-90:
«مشخصات»
طول: 86/6 تا 53/9 متر
عرض: 78/3 متر
ارتفاع: 25/2 متر
وزن: 5/46 تا 50 تن
تعداد خدمه: 3 نفر
حداكثر سرعت جاده اي: 65 كيلومتر در ساعت
حداكثر سرعت غيرجاده اي: 45 كيلومتر در ساعت
برد عملياتي: 550 تا 650 كيلومتر
عمق شناوري پاياب: در حركت 2/1 متر - لوله هواكش 5 متر
«جنگ افزارها»
توپ اصلي: 125 ميليمتري 2A46M
نواخت گلوله: 6 تا 8 گلوله در دقيقه
ظرفيت مهمات: 43 گلوله
انواع مهمات: HEAT-HEF-APFSDS
مسلسل ها: دو مسلسل 62/7 ميليمتري موازي PKT با 2000 فشنگ و يك مسلسل 7/12 ميليمتري UTJOS NSVT با 3000 فشنگ
دود استتار: 12 خمپاره 82 ميليمتري B902 با نانجك دودزاي 3D17 تخليه كننده دود از اگزوز
بيسيم: مدل معمولي R-163-504 و مدل فرماندهي R-163-504 + R-163-50K

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:35
تانک ویرانگر M1 مقاله اول
تانک M1 ابرامز بعنوان تانک جنگی اصلی ارتش ایالات متحده جایگزین تانک M60 Patton در سال 1980 شد. این تانک دارای سه مدلM1، M1A1، M1A2 می باشد. نام این تانک به احترام ژنرال کرایتون ابرامز، فرمانده سابق گردان زرهی 37 نیروی زمینی امریکا، ابرامز نامگذاری شده است. طراحی M1 در شرکت جنرال داینامیکس انجام گرفت و در نهایت این تانک در سال 1980 وارد خدمت شد. مدل ارتقا یافته M1 ، M1A1 نام دارد که در سال 1985 عرضه شد. M1A1 دارای توپ 120 میلیمتری بدون خان بوده که توسط شرکت آلمانی Rheinmetall طراحی شده است. همچنین این مدل دارای زره تقویت یافته و سیستم حفاظت NBC1 می باشد. M1A2 مدل ارتقا یافته A1 است که دارای نمایشگر گرمایی فرمانده و جایگاه اسلحه، تجهیزات ناوبری و گذرگاه دیجیتالی اطلاعات می باشد.
نیروی زمینی آمریکا تمام M1 و M1A1 های خود را به مدل A2 ارتقا داده ولی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا هنوز از مدلهای A1 استفاده می کند. در عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا نیز در زره تعدادی از M1A1 ها تغییراتی انجام گرفت. علاوه بر آنچه گفته شد به ابرامز می توان خیشِ مین و یا غلتک مین وصل کرد. تاکنون بیش از 8800 تانک ابرامز تولید شده که علاوه بر آمریکا به کشور های دیگری مانند استرالیا، عربستان، مصر،کویت و ترکیه صادر شده است. البته این تانک در لیست نامزد های خرید سوئد نیز قرار داشت که به پیروزی نرسید.M1A1 در عربستان مستقر شدند و برتری خود را بر تانکهای T-72، T-62 و T-55 روسی در اختیار عراق نشان دادند. در این جنگ تنها 18 M1A1 به خاطر صدمه های وارد شده از خدمت خارج شدند و جالب اینجاست که هیچ مورد کشته شدن خدمه این تانک گزارش نشد. M1A1 دارای برد بیش از 4000 متر می باشد. درگیری مهم دیگری این تانک حمله امریکا به عراق در سال 2003 بود که به سقوط صدام حسین انجامید. در این جنگ هم ابرامز بسیار خوب عمل کرد و تنها یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شد که در آن یک تانک ابرامز با یک مین زد تانک هدف قرار گرفت که باعث کشته شدن دو نفر و زخمی شدن نفر سوم همراه بود. این اولین مورد منجر به مرگ در تانک ابرامز بود. در 27 نوامبر 2004 یک ابرامز دیگر بوسیله بمب قدرتمند جاسازی شده نابود شد که به کشته شدن راننده انجامید. یک تانک دیگر هم به هنگام درگیری در عراق هنگام رد شدن از پل با خراب شدن آن به درون آب سقوط کرد که یک سرباز غرق شد. تاکنون هیچ ابرامی بوسیله اتش تانک دشمن نابود نشده است اگر چه چند فروند نیز بوسیله راکتهای زد تانک RPG-7، RPG-18 و AT-14 نابود شده اند. همچنین در عملیات طوفان صحرا چهار ابرام با اصابت اشتباه موشکهای زد تانک AGM-114 هلفایر شلیک شده از هلیکوپتر های AH-64 آپاچی ساقط شدند. ابرامز توسط نوعی ماده کمپوزیتی محافظت شده که از لایه هایی از استیل و سرامیک تشکیل می شود. مهمات و سوخت در قسمتی زره دار قرار داده شده اند تا به خاطر حساسیت این قسمتها امنیت خدمه بیشتر شود. در اوایل 1988 مدل M1A1 زرههای جدیدتری دریافت کرد که در آن از میله های زد اورانیوم ضعیف شده استفاده شده است. این میله ها در جلوی برجک و بدنه تانک قرار داده شده اند. با وجود افزایش قابل توجه مقاومت تانک در برابر انواع سلاحهای زد تانک این زره ها وزن ابرامز را نیز به مقدار قابل توجه زیاد کرده است. اولین M1A1 هایی که این ارتقا روی آنها نصب شد تانکهای مستقر در آلمان بود (به خاطر اینکه در جنگ سرد آلمان در خط مقدم مقابل شوروی بود). همچنین تانکهای شرکت کننده در عملیات طوفان صحرا فوراً قبل از آغاز جنگ به این درجه ارتقا یافتند. توپ مدل M1، M68A1 105 میلیمتری بود که توانایی شلیک انواع توپهای ضد نفر، دودهای سفید فسفری (از جنس فسفر) و یا توپهای با قدرت انفجاری بالا را دارد. در مدلهای M1A1 و M1A2 از توپ 120 میلیمتری M256 بدون خان استفاده شده که در شرکت رینمتال اِیجی آلمان و تحت لیسانس جنرال داینامیکس آمریکا طراحی شده است. این نیز توانایی شلیک انواع توپهای مختلف مانند اورانیوم ضعیف شده را دارد که به آن تونانایی مقابله با نیروهای زرهی و نفرات دشمن و حتی از نظر تئوری با وسایل پرنده با ارتفاع کم را دارد که البته این توانایی هنوز امتحان نشده است.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این تانک برای اولین بار در جنگ خلیج در سال 1991 در صحنه نبرد حضور یافت و در این جنگ بود که توانایی های بالای خود را به نمایش گذاشت.در مجموع 1848

ابرامز علاوه بر توپ اصلی خود مجهز به سه مسلسل دیگر نیز می باشد : 1- مسلسل 12.7 میلیمتری M2 که جلوی دریچه فرمانده قرار دارد و دارای آلت نشانه روی با بزرگنمایی 3x است. 2- دو مسلسل 7.62 میلیمتری که یکی مقابل دریچه پر کننده (لودر) و دیگری هم محور با توپ تانک است که بخاطر امکان استفاده آن از درون تانک بسیار مورد توجه قرار می گیرد. همچنین در برجک تانک دو پرتاب کننده ی 6 لول نارنجکهای دودزا گنجانده شده که باعث پنهان ماندن از دید دشمن و نمایانگر های گرمایی ( فروسرخ) می شود. موتور آن نیز می تواند پرده دودی برای استتار تولید کند. M1 به کامپیوتر کنترل آتش مجهز است که متصل به سنسور های نمایانگر گرمایی، مسافت یاب لیزری، حسگر باد، حسگر شیب زمین، داده های مربوط به نوع مهمات که تنظیمات مختلف برای مهمات را انجام می دهد) می باشد. هم فرمانده و هم توپچی می توانند توپ تانک را شلیک کنند. سیستم کنترل آتش ابرامز بسیار پیچیده، موثر و مهلک می باشد بطوریکه امکان شلیک دقیق توپ در حین حرکت در زمینهای ناهموار را می دهد. با خدمه ماهر این تانک می توان هدف را در برف، باران، مه، دود و تاریکی مطلق از فاصله 4 کیلومتری تشخیص داد و اغلب هدفی به اندازه یک تانک را در یک شلیک می توان حمله کند. ابرامز از موتور 1500 اسب بخاری نیرو گرفته و دارای 4 حالت(حرکت) جلو و 2 حالت عقب می باشد که به آن حداکثر سرعت 67 کیلومتر در ساعت را در خیابان و 48 کیلومتر در ساعت را از میان دشت و صحرا می دهد. موتور آن با گازوییل، نفت سفید، JP-1 یا سوخت هواپیما و از نظر تئوری با الکل کار می کند.C-5 و C-17 حمل کرد، بطوریکه یک تانک آماده رزم و یا دو تانک آماده حمل توسط C-5 و یک تانک آماده حمل توسط C-17 جابجا می شوند که البته این محدودیت باعث بروز مشکلات جدی در جنگ خلیج 1 شد که با حمل 1848 تانک توسط کشتی این مشکل برطرف شد. در حالت آماده حمل بعضی قسمتهای زره نصب نمی شود و مهمات و سوخت پس از رسیدن به مقصد در اختیار تانکها قرار داده می شود. کیت پایداری شهری تانک (TUSK) شامل ارتقاهایی است که به منظور افزایش توانایی رزمی روی نمونه های M1A2 در محیطهای شهری اعمال می شود. این ارتقاها بدلیل خطرناکتر بودن محیطهای شهری نسبت به صحنه های نبرد می باشد. و این خود به دلیل قویتر بودن زره جلویی تانک ها از زره های کناری، بالایی و پشتی و وجود امکان حمله از هر طرف می باشد. ارتقا زره شامل افزودن زره های واکنشی به کناره های تانک برای مقابله با سلاحهای زد تانک و کلاهکهای shaped charged می باشد. زره های میله ای (شبکه ای) در پشت بدنه برای حفاظت از موتور نصب و سپر اسلحه نیز بر روی مسلسل توپچی برای محافظت از شلیک کننده قرار داده می شود. ارتقاهای دیگر شامل نصب نمایانگر های گرمایی بر روی مسلسل پر کننده (لودر) است. همچنین به مسلسل 12.7 میلیمتری فرمانده نیز قابلیت شلیک از داخل برجک در حالیکه دریچه بسته باشد داده می شود. یک تلفن بیرونی هم برای برقرای ارتباط فرمانده با سربازان پشتیبان تانک در پشت بدنه تعبیه شده است.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:39
تانک لئوپارد ۲


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تانک لئوپارد اولین بار در سال 1963توسط شرکت کراوس مافی آلمان غربی طراحی وتولید گردید بیش از 6000 دستگاه از این تانک که به لئوپارد1 معروف شد،به بسیاری از کشورهای عضو ناتو همچون بلژیک، دانمارک،یونان،ایتالیا،کان ادا،هلند،نروژ،ترکیه،واستر الیا صادر گردید که از بعضی از این کشورها هنوز در حال خدمت می باشد.تانک لئوپارد1 به یک تانک بسیار موفق دردهه 60و70میلادی تبدیل شد.جنگ افزارهای تانک لئوپارد1را یک توپ 105 میلیمتری ودو قبضه مسلسل MG-3کالیبر 7.62ملیمتری تشکیل می داد که یکی موازی با توپ ودیگری روی برجک نصب شده بود.یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن این تانک توانایی آن در درگیری با آتش موثر حین حرکت بود.در اوخر دهه 1970،در آلمان غربی فعالیت های فشرده ای برای تولید یک تولید یک تانک رزمی جدید آغازشد.هدف از طراحی و تولید این تانک جدید تقویت ارتش آلمان غربی درمقابل ارتش آلمان شرقی ودیگر کشورهای عضو پیمان ورشو بود که به تانک های پشرفته روسی همچون سـری تانک های T-64 و T-72 مجهز شده بودنـد.این تانک به سفارش وزارت دفاع آلـمان غـربی وتوسط کارخانجات کراوس مافی وگمان(Krauss-Maffei Wegmann)(KMW) طراحی و تولید گردید وبه لئوپارد2 معروف شد.تولید تانک لئوپارد 2 از سال 1979 میلادی آغاز شد.تانک لئوپارد2 از نظر خصوصیات ظاهری و مشخصات فیزیکی از تانک لئوپارد 1بزرگتراست و از لحاظ سیستم های ناوبری وکنترل آتش نیز تفاوت عمده ای با تانک لئوپارد1 دارد.
بدنه تانک از سه بخش تشکیل شده است:
1-اتاقک راننده که در جلوی بدنه قراردارد،
2- بخش فرماندهی و کنترل که در وسط بدنه قرار دارد،
3-بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.
اتاقک راننده به سه عدد پریسکوپ مجهز شده است و فضای سمت چپ راننده برای ذخیره سازی مهمات درنظر گرفته شده است.یک دوربین با زاویه دید 65 درجه افقی وعمودی درپشت تانک نصب شده که به کمک یک صفحه نمایشگر تلویزیونی به راننده کمک می کند تابتواند در جهت عکس نیز حرکت کند.به کمک این سیستمها راننده میتواند بدون کاستن از سرعت تانک ویا تعویض دنده سریعاٌ تغییر مسیر بدهدودر زمینهای ناهموار سرعت خود را حفظ کند.برجک در وسط تانک قرار گرفته است.طبق اصلاحات وبرنامه های بهینه سازی انجام گرفته برروی تانک،نسل سوم زره های کامپوزیتی(زره مرکب)بر روی تانک نصب شده وزره قسمت جلویی و جانبی برجک به کمک تکه هایی از زره پیش ساخته تقویت شده است که این تکه هابرروی زره اصلی نصب شده اند.تقویت زره تانک موجب حفاظت بیشتر در مقابل در مقابل حملات راکتهای ضد تانک وگلوله های ثاقب APFSDS و گلوله های HEATبا خرج شکلدار، گردیده است.همچنین این تکه ها مثل یک عایق صوتی وحرارتی برای تانک ایفای نقش میکنند.

جایگاه فرمانده تانک مجهز به یک پریسکوپ مستقل PERI-R 17 A2 میباشد.پریسکوپ PERI-R 17 A2یک پریسکوپ متعادل با میدان دید وسیع می باشد که مجهز به سیستم های پیشرفته ی دید درشب وتعیین هدف است.این پریسکوپ قابلیت گردش 360درجه ای دارد.یک نمایشگر ویژه تصویر ارسالی از پریسکوپ را نمایش می دهد.
در صورت به خدمت گرفتن سیستم کنترل آنش می توان از این پریسکوپ برای شلیک نیز استفاده کرد.جایگاه توپچی به یک سیستم نشانه روی اولیه ومتعادل از نوع EMES 15 با قدرت بزرگنمایی دو برابر مجهز است. این سیستم نشانه روی به یک سیستم مسافت یاب لیزری ویک دوربین نشانه روی حرارتی از نوع آشکار ساز مادون قرمز مجهز است.ازسیستم مسافت یاب لیزری می توان درماموریت های ضد بالگرد نیز استفاده کرد.
اتاقک خدمه به یک سیستم آشکار ساز انفجار و یک سیستم اطفا مجهز شده است .یک دیوار ضد آتش ، اتاقک را از بخش جدا می کند تادر صورت آتش سوزی ویا انفجار احتمالی بخش موتوربه خدمه تانک آسیبی وارد نشود.
تانک به یک سیستم مکانیاب جهانی(GPS)و یک سیستم ناوبری خودکار تشکیل شده است.بعلت افزایش قطر زره برجک ،وزن برجک افزایش یافته است بنابر این سیستم الکترو هیدرولیکی گرداننده برجک با یک سیستم الکتریکی قویتر و مطمئن تر جایگزین شده است.
سلاح اصلی تانک لئوپارد 2 یک توپ 120 میلیمتری لوله کوتاه وبدون خان بنام L-44است.مدل A6EXبه یک توپ 120 میلیمتری فاقد خان بنام L-55مجهز شده اند که طول لوله آن افزایش یافته است. افزایش طول لوله به توپ این قابلیت را داده است تا درصد بیشتری انرژی موجود در لوله را برای بالا بردن سرعت ونفوذوبردگلوله،صرف کند.این توپ مجهز به به سیستم فشنگ پران اتوماتیک می باشد.تانک M1A2 آمریکایی دقیقا از توپ تانـک لئـوپـارد 2 استـفاده میکند وایالت متحده این توپ 120 میلیمتری راتحت لیسانس آلـمان تولید می کند.این خود از توان بالای این صلاح حکایت میکند.این توپ تقریبا باتمامی مهماتهای فعلی 120 میلیمتری و مهمات جدید نفوذ کننده ی APFSDSسازگار میباشد.با افزایش قدرت آتش توپ اصلی،تانک قادر است تا با اهداف پروازی در ارتفاع پایین نیز درگیر شود.تانک برای هدف قرار دادن اهداف کوتاه پرواز از گلوله های ویژای استفاده می کند که ایالات متحده آنها را طراحی کرده و ساخته است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

علاوه بر توپ اصلی تانک به دو قبضه مسلسل MG3کالیبر7.62 میلیمتری مجهز میباشد که یک مسلسل بصورت موازی با توپ و دیگری روی برجک تانک نصب شده است.
موتو تانک یک موتو دیزلی بنام MTU MB 873 است که 1500 اسب توان تولید میکند. لازم به ذکر است که یک موتور دیزلی دیگر به نام MTU MT 883 نیز بر روی تانک آزمایش شده است که توانی معادل 1650اسب دارد.با کمک این موتورها تانک می توند بیشینه سرعتی معادل 72 کیلو متر بر ساعت دست پیدا کند.


تا کنون بیش از 3200 دستگاه از این تولید شده که علاوه بر ارتش آلمان به کشورهایی همچون اتریش، دانمارک، هلند،نروژ،سوئیس و اسپانیا صادر گردیده است.
تانک لئوپارد2 تنوع گسترده ای دارد.مدلهایA1تا A4 این تانک تفاوت اندکی باهم دارند ولی مدل های A5و A6EXبا دیگر مدلها متفاوتند.مدل A5 تانک زره قطورتری داردو زره بخش جلوی برجک و بخش جانبی تانک تقویت شده است.مدل A6EXکه جدید ترین وپیشرفته ترین مدل تانک می باشد به سیستم کنترل آتش وسیسمتم شلیک پیـشـرفته تری مجهز شـده اسـت.مدل A6EXهمچنین به یک موتور کمکی،یک سیستم حفاظتی ضد مین جدید و یک سیس تهویه مطبوع مجهز میباشد.پس اصلاحات انجام گرفته برروی تانک وورود مدلهای جدیدتر سفارشات بیشتری برای خریدویا ارتقای تانک به شرکت(KMW) آلمان ارائه گردید.ارتش فنلاند 124 دستگاه و ارتش لهستان128 دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4را از آلمان تحویل گرفتند.درماه آگوست سال 2005 میلادی یونان نیز خواهان خرید 183 دسگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4و150 دستگاه تانک لئوپارد 1مدل A5مازاد ارتش آلمان شد.ارتش آلمان نیز عملیات بهینه سازی 225 دستگاه لئوپارد 2مدل A5 خود رابرای ارتقا به مدل A6،به مقامات آلمان ارائه کرده است.اولین سری ازاین تانکها درماه فوریه سال2003 میلادی به ارتش هلند تحویل داده شد.
ارتش اسپانیا نیز 219 دستگاه تانک لئوپارد2 مدل Eسفارش داده بودو قرار بود که 30دستگاه را تحویل گرفته ومابقی را تحت لیسانس آلمان درداخل اسپانیا تولید کند که اولین سری از این تانکها درماه ژوئن سال2004میلادی به ارتش اسپانیا تحویل داده شد.درماه مارس سال 2003 میلادی ارتش یونان 170 دستگاه تانک تانک لئوپارد 2 مدل HEL که نسخه ای از مدل A6EXرا سفارس داد که قرار است این تانکهارا به تدریج طی سالهای 2006 الی 2009میلادی تحویل بگیرد.گونه ی دیگر تانک لئوپارد 2مدل Sدر ماه مارس میباشد که دارای سیستم فرماندهی کنترل ویک زره غیر عامل جدید میباشد.120دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل S در ماه مارس سال 2002 میلادی به ارتش سوئد تحویل داده شد که این تانک با نام STRV-122 در ارتش سوئد مشغول خدمت میباشد.
تانک مدرنیزه شده ی لئوپارد 2 یکی از بهترین وپیشرفته ترین تانکهای جهان از لحاظ قدرت تحرک،قدرت آتش وسیستم دفاعی میباشد.با این حال وزن62 تنی این تانک،حمل و نقل ونگهداری آنرا مشکل کرده است.بزرگترین هنر طراحان و سازندگان تانک این نکته بوده که افزایش وزن تانک هیچ تاثیری بر قدرت تحرک ومانور پذیری تانک نگذاشته است.
درسال 1998 میلادی مجله بسیار معروف MilitaryOrdnance تانک لئوپارد 2مـدل A5را بعنوان بهترین تانک رزمی جهان انتخاب نمود.لازم به ذکر است که تانک M1A2 ایالات متحده در رده دوم و تانک T-90روسها دررده هفتـم قرارگرفتند.قدرت تحرک بالا وقدرت آتش سهمگین به همراه زره قطور و مستحکم تانک لئوپاردیاد هیولاهای زرهی گذشته آلمانها همچون سری تانکهای TIGERرادر ذهن زنده می کند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مشخصات :
خدمه: 4 نفر
وزن: 62تن
طول تانک: 7.7 متر
عرض: 3.7 متر
ارتفاع از سطح زمین: 3 متر
جنگ افزارهای موجود روی تانک:یک توپ 120 ملیمیتری Rheinmetall 120 mm L55 smoothbore gun
یک مسلسل 7.62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7.62 میلیمتری نصب شده روی برجک
ظرفیت گلوله: توپ:آماده شلیک: 15 گلوله -------ذخیره شده: 27 گلوله----مسلسل :4750 فشنگ
نواخت گلوله در دقیقه: 1200 گلوله در دقیقه
مادون قرمز:دارد
شلیک در حین حرکت: بله
موتور: MTU MB 873 با 1500 اسب بخار قدرت
حداکثر سرعت:72 کیلومتر بر ساعت جاده ای--45 کیلومتر برساعت غیر جاده ای
حداکثر برد عملیاتی:500 کیلو متر
با لوله هواکش:4 متر--بدون لوله هواکش 1 متر

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:47
هيولاي آتشبار TOS-1
در بعضي مواقع در دنياي تسليحات ، به جنگ افزارهايي برخورد مي كنيم كه حتي تصوير آنها ، رعب آور و وحشت انگيز است و TOS-1 ، يكي از اين هيولاهاست. سيستم آتشبار سنگين TOS-1 ، در سال 1998 توسط كشور روسيه ساخته شد. دو قسمت اصلي اين آتشبار عبارتند از:

BATTLE MACHINETRANSPORT-CHARGINGMACHINE
BATTLE MACHINE ، كل سيستم موشك اندازي است كه بر روي يك كشنده زرهي نصب گرديده و شامل سكوي چرخنده با قابليت نوساني (OP) ، گرداننده هاي پر قدرت (FTD) و سيستم كنترل آتش است. OP ، شامل 30 لوله براي پرتاب موشك هاي غيرهدايت شونده است. اين مجموعه ، توسط محورها و اتصالاتي خاص ، طوري به سيستم انتقال قدرت مرتبط مي باشند كه امكان ايجاد حركت و ترازهاي افقي و عمودي را به آن مي دهد و اين قابليت باعث مي شود كه بتوان از آتشبار TOS-1 ، در هر شرايط و موقعيت فيزيكي استفاده كرد. زيرا OP در هر سطح و زاويه اي ، موقعيت دلخواه و مناسب را مي گيرد. سيستم كنترل آتش شامل سيستم هدفگير ، محاسب بالستيك و سيستم سنجش اهداف مي باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشك هاي مورد استفاده در TOS-1 ، از نوع غيرهدايت شونده است و از لحاظ برد عملياتي ، محدوده اي بين 400 تا 3500 متر را پوشش مي دهد و از سوخت جامد استفاده مي كنند. TOS-1 ، از موشك هاي كاليبر 220 استفاده مي كند كه اين نمايانگر قدرت سهمگين و هولناك اين آتشبار است. نكته تعجب برانگيز اين است كه شليك تمام موشك ها ، طي 7.5 ثانيه صورت مي گيرد! تصور كنيد در منطقه اي كه طي 7.5 ثانيه ، 30 موشك كاليبر 220 ميليمتري فرود آيد ، چه جهنمي شكل مي گيرد!


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
TRANSPORT-CHARGING MACHINE ، شامل سيستم كشنده زرهي و سيستم پركردن لانچر يا موشك انداز است. وزن اين آتشبار ، 42 تن بوده و از 3 خدمه استفاده مي كند. حداكثر سرعت آن 60 كيلومتر در ساعت و شعاع عمل آن 550 كيلومتر مي باشد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

raptor22
28-01-2008, 12:48
بسم الله الرحمن الرحیم

از چند سال پیش خبرهایی حاکی از تولید نوعی از جنگنده ها در محافل نظامی ُموجب خوشحالی ملت و نا امیدی دشمنان شد.ابتدا این خبر در جنگنده آذرخش نمود پیدا کرد نوع پیشرفته تری از جنگنده های اف ۵ تایگر که نسبت به نمونه امریکایی از سرعت بیشتر و قدرت موتور بالاتری برخوردار بود نیز قدرت مانور نسبتا بالایی نیز در آذرخش مشهود بود .

اما در حالی که خبر هایی از تولید جنگنده ای پنهانکار با عنوان شفق پخش شد ، به صورت غیر منتظره خبر آزمایش جنگنده بمب افکن صاعقه ۱ همگان را شوکه کرد.این جنگنده مدرن که کارشناسان هوایی غربی خودشان آن را با اف ۱۸ سوپر هورنت مقایسه نموده اند از موتور پیشرانه ای قدرتمند برخوردار میباشد که به گفته مسئولین طرح سرعت فوق العاده صاعقه در درگیری های هوایی بسیار موثر واقع میگردد.

جنگنده رادار گریز

شفق ۱




تکمیل پروژه شفق در سال ۸۳ گزارش گردید.آزمایش این نوع از جنگنده های نسل پنجم در پایگاه یکم شکاری مهر آباد در حضور فرماندهین نیروی هوایی انجام گشت .گفته شده است که این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی گشته است. طراحی این نوع جنگنده توسط مهندسین صنایع هوایی دانشگاه مالک اشتر از زیر مجموعه های وزارت دفاع انجام گشته است.

نیز معروف است که شفق از حیث رد گیری مجهز به سیستم استیلت یعنی سیستم پنهان کاری هوایی استفاده شده است اما موشکی و نظامی معتقد است که هیچ جنگنده ای در دنیا به طور صد در صد پنهانکار نیست حتی بی ۲ اسپریت یا اف ۲۲ رپتورو یا ... اما شدت و ضعف دارد . به همین دلیل جنگنده شفق نیز از این قضیه مستثنی نیست. شکی نیست که متخصصین صنایع نظامی ما به نوع جدیدی از سیستم های پنهانکاری رادار که به تدریج قوای موشکی َدریایی و هوایی ما را در بر خواهد گرفت دست پیدا کرده است.

ما دیدیم که موشک فجر ۳ با قابلیت رادار گریزی سالهای گذشته آزمایش شد و موفق هم عمل کرد.

در تولید راکتها.. شناورها ..قایق های پرنده و اژدر ها و ... این ویژگی را ملاحظه نمودیدم.

باید گفت که از لحاظ تيپيك طرح بدنه شفق به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت ایالات متحده که یک جنگنده پنهانکار است تا اندازه ای شبیه میباشد و بدنه آن متشکل شده است از موادی که جاذب امواج رادرند ،که در نتیجه توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به آن میدهد در واقع می توان بمب افکن شفق را اولین جنگنده رادار گریز ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی از رسانه ها طراحی نمونه ی بعدی شفق که شامل بسیاری از اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال ۱۳۸۷ تحویل نیروی هوایی خواهد شد.نوع تكامل يافته شفق را بی شک میتوان گفت که از کارآمدترین جنگنده هاي دنيا محسوب مي شود.

این شکاری می تواند هفت نوع از تسلیحات مختلف را با حفظ قدرت مانور و سرعت حمل نماید.

این شکاری بمب افکن نزدیک به ۵ تن وزن دارد.

توانایی شلیک انواع موشک ها از قبیل : اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این شکاری تمام ایرانی در نبردها و درگیری های هوایی میدهد .

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جنگنده پنهانكار شفق ۱ ساخت وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح


جنگنده پنهانكار اف ۲۲ رپتور ايالات متحده آمريكا
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
منبع :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


از اين طرح فقط يك ماكت چوبي ساختن و بس جنگنده شفق طرح يك هواپيماي روسي كار اصلي روي همون صاعقه انجام ميشه.

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:52
خمپاره انداز M252 ساخت امريكا


در دنياي خمپاره اندازها ، نام M252 بيانگر اعتبار و ارزش خاصي است. اين خمپاره انداز با بردي متوسط و دقتي كم نظير ، در ميادين رزم سلاحي موثر و كشنده مي باشد. در دهه 80 ، ارتش امريكا نيازمند يك خمپاره انداز 81 ميليمتري موثر و دقيق بود. در سال 1986 ، M252 به عنوان خمپاره انداز استاندارد 81 ميليمتري در ارتش امريكا پذيرفته و جايگزين انواع قبلي گرديد.
در طراحي و ساخت M252 ، علاوه بر استفاده از استانداردهاي ارتش امريكا ، از استانداردهاي ارتش انگليس در زمينه خمپاره اندازهاي 81 ميليمتري كه در دهه 70 تهيه شده بود ، استفاده شاياني گرديد و در حال حاضر ، كمتر ارتشي در دنيا وجود دارد كه به اين سلاح مجهز نباشند.
يكي از موارد تمايز اين خمپاره انداز با ساير مدل هاي هم خانواده ، طرح دهانه آن است. در دهانه اين خمپاره انداز از يك طرح ابتكاري موسوم به BAD (مخفف BLAST ATTENUATION DEVICE) استفاده شده است كه وظيفه آن ، كاهش صداي سوت پرتاب گلوله است كه اين امر ، باعث ايجاد يك وضعيت مناسب براي خدمه اين سلاح از لحاظ صوتي مي شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين سلاح براي واحدهاي هوابرد ، پياده نظام و ساير واحدهاي نظامي ، بسيار ايده آل و ارزشمند است. براي استفاده موثر و سريع از اين سلاح ، به سه خدمه نياز است. حداكثر برد موثر آن 5700 متر و كمترين برد قابل شليك حدود 80 متر مي باشد. با اين سلاح ، در يك دقيقه حداكثر 33 گلوله مي توان شليك كرد. اما براي شليك مداوم ، تنها 16 گلوله در دقيقه مي توان شليك كرد. زاويه شليك اين خمپاره انداز ، از 45 تا 85 درجه قابل تنظيم است.
M252 علاوه بر استفاده از مهمات كلاسيك ، از مهماتي با قدرت انفجاري بالا نيز مي تواند استفاده كند. M252 از سيستم نشانه روي استاندارد خمپاره اندازهاي 60 ميليمتري M64 استفاده مي كند. وزن اين خمپاره انداز به همراه دو پايه ، سيستم نشانه روي و ساير قطعات ، در حدود 40.5 كيلوگرم مي شود كه نسبت به كارايي قدرت آن ، بسيار ايده آل و مناسب است.

Persian_Gun's
28-01-2008, 12:54
بزرگترين و سنگين ترين توپ جهان

Schwerer Gustav یا Dora بزرگترین و سنگین ترین توپی است که تا کنون ساخته شده و در میدان جنگ به کار رفته است.کالیبر این هیولا 800 mm است ودر طول تاریخ تنها خمپاره ی Little David آمریکا با کالیبر 914mm از آن بزرگتر است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

وزن Schwerer Gustav در حدود 1344 tons بود و برای حمل آن نیاز به 25 لوکومتیو نیاز بود که طول کلی آن به حدود 1.6 km می رسید و برای حمل آن به دو خط راه آهن نیاز بود.
خدمه :
250 نفر برای سوار کردن قطعات آن در 54 ساعت
2500 نفر برای قرار دادن لبه ها و پایه های آن در زمین که با توجه به وضعیت زمین سه تا شش هفته طول میکشید.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
وضعیت آماده برای آتش

مشخصات : Weight of gun and mounting: 1,350 t Length of gun: 47.3 m Height of gun: 11.6 m Width of gun: 7.1 m Barrel length: 32.48 m Propulsion 2 x Oil Electric D311 691 kW locomotives (DRG class V188)
Maximum elevation: 48° (or 65°; sources differ, may refer to different mountings)
Weight of propellant charge: 2,500 lb (1134 kg) in 3 increments Rate of fire: 1 round every 30 to 45 minutes or typically 14 rounds a day

مهمات

این توپ قادر به پرتاب گلوله هایی با وزن بیش از 7 تن با برد بیش از 37km بود که این گلوله ها توانایی نفوذ در 10m بتون مسلح یا 1m فولاد را داشت و از دو نوع گلوله زیر استفاده می
کرد

High Explosive Weight of projectile: 4.8 t (4,800 kg)
Muzzle velocity: 820 m/s Maximum range: 48 km Explosive mass: 700 kg Crater size: 30 ft (10 m) wide 30 ft (10 m) deep.

AP Shell The main body was made of chrome-nickel steel, fitted with a aluminium alloy ballistic nose cone.
Length of shell: 3.6 m Weight of projectile: 7.1 t (7,100 kg)
Muzzle velocity: 720 m/s Maximum range: 38 km Explosive mass: 250 kg Penetration: 264 ft (80 m) of reinforced concrete was claimed, but this seems extremely unlikely. In testing it could certainly penetrate 7 metres of concrete at maximum elevation (beyond that available during combat) with a special charge


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] مقایسه گلوله با تانک T-34



تاریخچه :
در سال 1934 سر فرماندهی ارتش آلمان (OKH) به شرکت Krupp در شهر Essen سفارش ساخت توپی را داد که توانایی نابودی 7m بتون مسلح یا 1m ورق زرهی را داشته باشد و برد آن بیش توپ های موجود باشد. هدف از ساخت این توپ نابودی خط دفاعی Maginot فرانسه بود.
مهندس این شرکت Dr. Erich Müller محاسبه کرده بود که این توپ دارای کالیبر 800mm و وزن بیش از 1000 تن و لوله ای با طول 30m و گلوله هایی با وزن 7 تن است.این محاسبات به این معنی بود که برای حمل آن به دو خط راه آهن نیاز است.
شرکت علاوه بر کالیبر 800mm کالیبر های 700mm , 850mm و 1000mm را هم بررسی کرد .البته کار مهمی در این زمینه انجام نشد تا اینکه هیتلر در سال 1936 از آنجا بازدید کرد.سرانجام طراحی بر اساس کالیبر 800mm آغاز شد و در سال 1937 به پایان رسید . کار ساخت آن در سال 1937 آغاز شد و قرار بهد که مدل نهایی در بهار 1940 اماده شود اما مدل آزمایشی با تاخیر در سال 1939 آماده شد و برای ازمایش به Hillersleben فرستاده شد.
پس از ازمایش های موفقیت آمیز نمونه ی آزمایشی نابود شد و دستور ساخت دو نمونه از ان داده شد که اولی Gustav و دومی Dora نام داشت.
برای جابجایی توپ شاسی خاصی طراحی شد که بر روی دو ارابه که هر کدام 20 محور 40 چرخ و در کل 80 چرخ داشتند سوار می شد و بر روی دو ردیف موازی ریل حرکت می کرد.

تالار تخصصي هوا فضا

Persian_Gun's
28-01-2008, 13:48
موشكهاي ضد تانك قابل حمل توسط فرددرحال توليد


موشک های ضد تانک هدایت شونده اصلی ترین سلاح پیاده نظام ارتش ها برای مقابله با تانکها و ادوات زرهی است. این سلاح ها کوچک ، سبک ، ساده ولی بسیار کارآمد هستند. از دهه 70 میلادی دهها نمونه این موشک ها با سیستم هدایت های مختلف برای ارتش ها بزرگ دنیا ساخته شده و بعضی از آنها در بازار صادراتی بسیار پرطرفدار بوده اند. اکثر این موشکها دارای هدایت سیمی بوده و در راستای دید پرواز می کنند اگرچه از دهه 70 میلادی بعضی از این موشکها با توانایی پرواز بالاتر از خط دید تولید شده اند ( پرواز در بالای خط دید یعنی پرواز موشک بعد از خروج از لانچر در 5/1 تا 2 متر بالاتر از سطح هدف و حمله به آن از فراز هدف).
موشک های هدایت سیمی بسیار ساده و در عین حال ارزان تر از دیگر موشکها هستند از این رو این موشکها بسیار در بین کشورهای دارای مرزهای زمینی زیاد طرفدار دارند. این قبیل موشک های را می توان بر ضد انواع اهداف میدان جنگ مانند تانکها ، نفر برها ، خودروها ، توپها و سنگرها تیر بار استفاده می شود.اولین بار در دهه 40 میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در سال 1945 آلمان ها اولین موشک ضد تانک هدایت شونده جهان را با نام X-1 در دهه 50 و 60 موشکهای ضد تانک حمل شونده توسط نفر دچار کم مهری از طرف فرماندهان نظامی قرار گرفتند زیرا آنها معتقد بودند که راکتها غیر هدایت شونده چون بازوکا و یالاو می توانند از پس تانکها بر آیند. با شروع دهه 70 و ورود تانکهای قدرتمند و با زرهای ضخیم تر و پیشرفته این راکت اندازها کارایی خود را تا اندازه ای از دست دادند. را ساختند که با اشغال آلمان هرگز فرصت استفاده در میدان جنگ را پیدا نکرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] شليك كننده موشك ضد تانك تاو
تانکها می توانستند قبل از اینکه سرباز پیاده با راکت انداز خود به فاصله مورد نظر برای آتش برسد ، او را مورد هدف قرار بدهند و این مسأله در صحرا و دشتهای باز مشکلات بیشتری را فراهم می کرد. در جریان جنگ سال 1973 اعراب و اسرائیل ، این رژیم با بیش از 2200 تانک به مصر حمله برد. در این جنگ موشکهای ضد تانک ارزش عملیاتی خود را ثابت کردند زیرا موشک های ضد تانک AT-3 مالیوتکا تعداد زیادی از تانکهای اسرائیلی را مورد هدف قرار دادند. این اولین آزمون برای موشکهای ضد تانک بود که کارایی خود را نشان دادند.
از این پس ارتش ها دست به توسعه و خرید موشکهای هدایت شونده ضد تانک زدند. بسیاری از ارتشها ترجیح می دهند برای مقابله با تانکها دشمن بجای به خدمت گرفتن تانکها و بالگردها فراوان در کنار آنها موشکهای ضد تانک بیشتری را به خدمت بگیرند ( اگرچه بدون تانک و بالگرد ضد تانک در هیچ جنگی نمی توان در مقابل تانکها پیروز شد ). تانکهای مدرنی چون آبرامز و یا لکرک شاید بتوانند از پس یک تانک T-72 بر بیایند ولی از پس یک سرباز مخفی شده در پشت درختان در حالی که مجهز به یک موشک ضد تانک با برد 2000 تا 4000 متر است به سختی بر می آید. در این مقاله به طور مختصر به موشک های ضد تانک مورد استفاده نیروهای پیاده که در حال تولید هستند می پردازیم. بعضی از این مدلها بر روی نفر برها زرهی و یا تانکهای سبک شناسایی نصب شده و بعضی از روی شانه و تعدادی نیز از روی سه پایه شلیک می شوند. دو مورد اخیر بیشترین استفاده را توسط نیروهای پیاده دارد.
سیستم هدایت این موشک ها طی 4 دهه گذشته به این صورت تکمیل شده است. در اوایل سالهای دهه 60 میلادی موشکهایی چون AS-10 و 11 ساخت فرانسه و یا موشک کبرا ساخت آمریکا موشکهای هدایت همزمان بودند که کاربر باید موشک را مستقیمآ به وسیله چشم در خط راستا دید نگه داشته تا موشک در یک راستای مستقیم به هدف برخورد کند. این موشکها نیاز زیادی به دقت کار برداشت و یک یا دو درجه خطای دید ، کاربر باعث به خطا رفتن موشک می شود. ولی نسل دوم موشکهای ضد تانک هدایت شونده همچون تاو و یا هات این امکان را به کاربر می داد که تنها با نگه داشتن علامت هدف گیر بر روی هدف ، سایت هدف گیری به طور خودکار با تعقیب گرمایی خروجی موشک ، آن را به طرف هدف به صورت نیم خودکار هدایت کند. امروز نسل سوم این موشکها همچون موشکهای بهسازی شده تاو و FF ، میلان 3 و جاولین از توانایی شلیک کن فراموش استفاده می کنند که بعد از قفل موشک بر روی هدف تمامی کارها از تعقیب گرفته تا اصلاح مسیر موشک به طرف هدف به صورت خودکار انجام می شود. یکی از محبوب ترین روشهای هدایت روش هدایت سیمی نیمه خودکار است که به دلیل سادگی کارکرد و سادگی خود سیستم و همچنین ارزان تمام شدن آن علیرغم نداشتن دقت نسبت به موشکهای هدایت لیزری و یا تلویزیونی چون از کارکرد بسیار بالایی برخوردار است طرفداران زیادی دارد. به جرات می توان گفت که امروزه 80% از موشکهای ضد تانک هدایت شونده موجود در جهان از نوع هدایت سیمی نیمه خودکار می باشد که با وجود گذشت سه تا چهار دهه از توسعه بعضی از این موشکها همچنان با بهسازی گسترده بر روی طرح اولیه بر روی خط تولید قرار دارند. یکی از محبوب ترین موشکهای ضد تانک جهان که بیش از 66000 فروند از آن توسط 44 کشور جهان به خدمت گرفته شده موشک هدایت سیمی BGM71 تاو می باشد که توسط کمپانی ری تاو در سال 1972 تولید شد.
این موشک که از بالگرد نیز پرتاب می شود دارای یک لانچر و یک سه پایه برای پرتاب می باشد.در حال حاضر تنها دو مدل از موشک تاو در حال تولید است که شامل BGM-71F ملقب به TOW2B و BGM-71FF می باشد که البته گفته می شود که برای امور صادراتی مدل BGM-71E ملقب به TOW2A نیز تولید می شود. مدل F و E دارای سر جنگنده دو مرحله پشت سر هم و توانایی پرواز در بالاتر از خط دید و یورش به هدف از بالای سر آن است . برد موثر این دو نمونه 3750 متر می باشد و گفته شده که مدل F از توانای نفوذ در 700 میلیمتر زره برخوردار بوده و دارای یک سر جنگنده به وزن 5/12 کیلوگرم و زمان پرواز 21 ثانیه می باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشك اسپايك LR[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشك سامانه موشكي ضد تانك اسپايك LR


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
قسمتهاي تشكيل دهنده موشك اسپايك LR
پیشرفته ترین نمونه تاو TOWFF می باشد که به جای هدایت سیمی از هدایت تصویر برداری فروسرخ استفاده می کند. این مدل بر خلاف مدلهای دیگر تاو که دارای هدایت نیمه خودکار هستند دارای هدایت تمام خودکار است و نیازی به هدایت کاربر ندارد. البته TOWFF تنها از بالگرد پرتاب می شود و باید در بالگرد مورد نظر نیز تغییراتی حاصل شود. از دیگر موشکهای ضد تانک آمریکایی باید به موشک M-47 دراگن اشاره کرد که اصلیترین موشک ضد تانک هدایت شونده شانه پرتاب ارتش آمریکا در دهه 70 تا 90 تا زمان ورود به خدمت موشک جاولین نام برد که دارای هدایت سیمی است و دارای برد 1000 متر می باشد. این موشک دارای برد کمی نسبت به تاو است که دلیل آن کوچکی و در نهایت سوخت کمتر آن است. البته در عوض این موشک را می توان به راحتی توسط یک نفر حمل کرد که این مورد در مورد تاو صدق نمی کند. وزن کل سیستم دراگن شامل لانچر و موشک کمتر از 18 کیلوگرم است این در حالی است که وزن سیستم پرتاب تاو در مدل F ، 92 کیلوگرم است.در حال حاضر تنها مدل ارتقا یافته دراگن که با نام دراگن 2 شناخته می شود به صورت محدود تولید می شود. این مدل دارای برد بیشتر 1500 متر و توانایی نفوذ در 500 میلیمتر زره را دارد. اگر چه نیروی زمینی ارتش امریکا در حال جایگزینی دراگن با جاولین است ولی سپاه تفنگ داران دریایی همچنان از این سلاح استفاده می کند.موشک جاولین پیشتاز موشکهای ضد تانک هدایت شونده قابل حمل توسط نفر است. این موشک که توسط کمپانی لاکهید مارتین توسعه پیدا کرد از سال 1994 وارد مرحله تولید و از سال 1996 عملیاتی شده است. این موشک بر اساس نیاز نیروی زمینی و سپاه تفنگ داران دریایی آمریکا برای تولید موشک ضد تانک جدید و جایگزین با موشک M47 دراگن توسعه پیدا کرد.این موشک دارای هدایت تصویر به رادار فرو سرخ نصب شده بر دماغه موشک است و دارای توانایی شلیک کن فراموش کن می باشد که در میان موشکهای ضد تانک شانه پرتاب کم نظیر می باشد. این موشک بر روی لانچر پرتاب دارای یک صفحه مانیتور برای هدف گیری موشک به وسیله دوربین فروسرخ نصب شده بر روی دماغه موشک است و یک دسته هدایت برای هدایت همزمان موشک به طرف هدف در صورت نیاز توسط کاربر. کاربر می تواند بعد از شلیک موشک به هدف گیری و آتش به طرف هدف دیگر اقدام نماید و یا حمل را ترک کند. همچنین این موشک را می توان پشت موانع زمینی شلیک و بعد آن را به طرف هدف هدایت کند. این قابلیتهای را تاو و دراگن ندارند. این موشک دارای برد 2000 متر و وزن سر جنگنده 4/8 کیلوگرم است. گفته شده این موشک می تواند در 600 میلیمتر زره نفوذ کرده و 28 کیلوگرم وزن کامل سیستم می باشد. تا کنون 20000 فروند از این موشک تولید شده و به 10 کشور جهان صادر شده است. در اروپا نیز سیستم های مشابه تولید و به خدمت گرفته شده است. از جمله آنها می توان به موشک های هات ، میلان ، بیل ، اریکس ، MBTLAWاشاره کرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] موشک دراگن در حال شلیک
هات همتای اروپایی تاو می باشد که برای استفاده در بالگردها ضد تانک توسعه پیدا کرد ولی به صورت دراز در نیروهای زرهی نیز مورد استفاده قرار گرفت. موشک هات دارای هدایت مشابه موشک تاو می باشد ولی این موشک دارای سیستم شلیک و حمل توسط نفر نیست و تنها زره پوشها و نفربرها می توانند آن را حمل کنند. موشک بیل پیشروی موشکهای ضد تانک قابل حمل توسط نفر است.این موشک دارای هدایت سیمی و توسط کمپانی ساب سوئد طراحی شده است. بیل قابلیت حمل توسط نفر را داراست و از روی سه پایه شلیک می شود. این موشک در دهه 70 میلادی طراحی شده و باید آن را اولین موشک ضد تانک هدایت شونده اروپایی قابل حمل توسط نفر دانست.
موشک ضد تانک بیل که در سال 1988 مدل بهسازی شده ان با نام بیل 2 توسعه پیدا کرد همچنان در حال تولید است به بیش از 10 کشور جهان فروخته شده است. بیل دارای برد 150 تا 2200 متر می باشد و می تواند زرهی به قطر 900 میلیمتر را دز هم بکوبد که نسبت به رقیبان دیگرش کارایی بهتری دارد.امروزه مدل بیل 2 که تنها مدل تولیدی موشک بیل است از یک سر جنگنده دو مرحله و از توانایی پرواز در بالاتر از خط دید به میزان 5/1 متر برخوردار است که امتیاز بزرگی برای موشکهای ضد تانک است زیرا این موشک ها از بالا بر روی برجک تانک که آسیب پذیرترین قسمت یک تانک است برخوردار می کنند. وزن این سیستم کمی نسبت به جاولین سنگین تر است و وزن کامل با موشک برابر با 57 کیلوگرم است. وزن لانچر با سه پایه 5/31 کیلوگرم می باشد. زمان پرواز این موشک 13 ثانیه است و به دلیل بهره گیری از سیستم فروسرخ از توانایی استفاده در شب برخوردار است. از جمله قابلیت بیل 2 نسبت به مدلهای اولیه توانای انفجار موشک بر فراز هدف است که بیشترین میزان خسارت را به آن می رساند. در صورت تنظیم موشک قبل از برخورد به برجک بر روی آن منفجر شده و موج ویرانگر باعث تخریب زره می شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] موشک ضد تانک سوئدی بیل 2
موشک ضد تانک میلان نیز از جمله موشک های ضد تانک اروپایی می باشد که با طور گسترده به خدمت گرفته شده است. این موشک که توسط کمپانی دایملر بنز آلمان و داسو فرانسه طراحی شده و در واقع هدف از طرح آن ساخت موشک قابل حمل توسط نفر برای استفاده در کنار موشک بزرگتر هات بود. میلان که از سال 1972 تولید شده است در واقع رقیب اروپایی بیل می باشد. آخرین مدل میلان که هم اکنون در حال تولید است میلان 3 در سال 1996 عرضه شده است. این مدل که از توانایی پرواز در بالاتر از خط دید و انفجار بر فراز هدف برخوردار است در نمونه میلان 3 از یک سایت جلونگر فروسرخ برای انجام عملیات های شبانه و همچنین تعقیب خودکار هدف بهره می گیرد. در مدلهای میلان 1 و 2 این موشک به صورت نیم خودکار هدایت می شود ولی در میلان 3 این موشک بعد از قفل بر روی هدف به صورت خودکار هدف را بصورت هدایت سیمی تعقیب می کند. میلان می تواند اهدافی را در فواصل 400 تا 2000 متر مورد هدف قرار دهد و دارای یک سر جنگنده با 70/2 کیلوگرم است که در مقابل موشک های جاولین با وزن 4/8 کیلوگرم و بیل با 6 کیلوگرم بسیار ناچیز و کم توان است. وزن لانچر موشک 4/16 کیلوگرم و موشک 73/6 کیلوگرم است با این موشک می توان زرهی با قطر 352 میلیمتر را رد هم کوبید.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشک ضد تانک چند ملیتی میلان
این موشک با وجود سبکی و سادگی عملکرد دارای وزن سر جنگنده کم و توانایی نفوذ بسیار پایین ولی دارای قیمت بسیار ارزانی می باشد از این رو تاکنون در 41 کشور جهان به خدمت گرفته شده است. البته گفته شده که میلان 3 از موشکهایی چون بیل و تاو از دقت بیشتری برخوردار است.
موشک اریکس نیز از جمله موشکهای ضد تانک نوین اروپایی است که توسط آلمان و فرانسه طراحی شده است.اگرچه که این موشک با فاصله دو سال زودتر از جاولین به خدمت گرفته شد ولی نمی توان کارایی آن را با این موشک کارآمد مقایسه کرد و تا حدی این موشک دارای کارایی در حد دراگن آمریکایی متعلق به دهه 70 دانست. اریکس موشکی است با هدایت سیمی که در سال 1994 به مرحله عملیاتی رسیده است و تا کنون در حدود 50000 فروند از آن سفارش شده است و به کشورهای فرانسه ، آلمان ، کانادا ، نروژ ، بلژیک و برزیل تحویل داده شده است. برد این موشک 600 متر است و دارای سرعت 245 متر در ثانیه می باشد. این موشک می تواند زرهی به قطر 900 میلیمتر را بشکافد و از یک سر جنگنده 5/3 کیلوگرمی استفاده می کند. موشک اریکس به روش نیمه خودکار مانند تاو و یا بیل هدایت شده و کاربر باید نشانه گذار سایت را تا زمان برخورد موشک به هدف بر روی آن نگه دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشک اریکس به دلیل کوچکی و وزن کم طرفداران بسیاری دارد
موشک اریکس اگرچه یک موشک هدایت شونده کارآمد برای درگیری های نزدیک میدان جنگ است و بر خلاف موشک هایی چون میلان و بیل می توان آن را از روی شانه نیز شلیک کرد ولی این موشک را از نظر کارایی باید حتی از موشک ضد تانک دراگن امریکایی نیز در سطح پایین تری به حساب آورد. بر کم و سر جنگنده کوچک از جمله مشخصات پایین تر نسبت به دراگن است. راکت RPG-29 ساخت روسیه که از سال 1991 به مرحله تولید رسیده دارای مشخصات یکسان با اریکس آن هم به عنوان یک راکت است. این راکت از توانایی نفوذ در یک زره 500 میلیمتری و برد 800 متر برخوردار است و وزن لانچر با راکت 8/18 کیلوگرم می باشد. البته اریکس دارای سیستم هدایت است که این مسئله کمی نیست و ارزش عملیاتی آن در میدان جنگ مشخص می شود. اریکس دارای دقت به مراتب بیشتر نسبت به دراگن و یا میلان و دیگر موشکهای هم گروه خود است و کمپانی سازنده می گوید که ضریب برخورد این موشک به هدف 95% می باشد. البته سر جنگنده این موشک علارقم کوچکی قدرت نفوذ خوبی نسبت به دراگن ( 900 میلیمتر در مقابل 500 میلیمتر ) در زره دارد ولی کارایی آن بر ضد اهداف دیگر همچون ساختمان ها کم است. با وجود آن وزن کم این موشک و سادگی کاربر و قدرت خوب نفوذ در زره از دلایل پر طرفدار بودن این موشک است که از این رو آنرا با موشک میلان مقایسه کرد. وزن لانچر پرتاب این موشک با تجهیزات کامل تنها 5/12 کیلوگرم است و در مجموع با موشک و بدون سه پایه 5/17 کیلوگرم وزن دارد. طی دو دهه گذشته کشورهای اروپایی تلاش به ساخت موشک جدید ضد تانک کردند که مافوق صوت و دارای برد بیشتری باشد.
تلاش برای ساخت یک موشک ضد تانک هدایت خودکار در دهه 80 منجر به ساخت تریگات MR در دهه 90 شد. نمونه زمینی پرتاب تریگات که توسط نیروهای پیاده حمل میشود با همکاری دو کشور انگلستان و فرانسه و مشارکت کمپانی دایمر بنز آلمان تکمیل شد ، در واقع نوع تکمیل شده تریگات LR که یک موشک ضد تانک هواپرتاب برای پرتاب از بالگرد های نوین تایگر اروپایی است توسعه داده شد. MR و LR دارای برد کمتر و ابعاد کوچکتری است از این رو این موشک مانند تاو نیست که همان مدل هواپرتاب آنرا می توان از زمین نیز شلیک کرد. این موشک که از سال 2000 در حال تحویل به سه کشور یاد شده است دارای طرفداران زیادی دز کشورهای دیگر است البته این موشک رقیب دیگری در اسراییل با نام اسپایک دارد. تریگات از هدایت لیزری خط دید استفاده می کند و تا برخورد موشک کاربر باید هدف را با نشانه گذار لیزری تعقیب کند ولی هدایت موشک به سمت هدف کاملآ خودکار بوده و به واسطه استفاده از یک سیستم فروسرخ جلو نگر امکان استفاده از این موشک در شب نیز وجود دارد. برد این موشک بین 200 تا 2500 متر می باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشک هدایت لیزری تریگات MR
تریگات برای جایگزینی موشک میلان که طی 3 دهه به طور گسترده ای توسط آلمان ، فرانسه و انگلستان به کار رفته توسعه پیدا کرد که البته به حق نیز جایگزینی شایسته برای این موشک بود.وزن یک سیستم کامل تریگات به همراه لانچر واحد هدایت حدود 45 کیلوگرم است البته وزن موشک و وزن سر جنگنده همچنان نا معلوم می باشد.موشک با سرعت صوت به هدف خود یورش می برد همچون موشک بیل 2 دارای فیوز مجاورتی برای انفجار موشک بر فراز هدف و توانایی پرواز در بالاتر از خط دید برخوردار است. نمونه هواپرتاب تریگات که همان مدل LR می تواند 1200 میلیمتر در زره نفوذ کند ولی معلوم نیست مدل زمین پرتاب تریگات چقدر قدرت نفوذ دارد. همچنین گفته شده این موشک می تواند اهدافی با سرعت 150 کیلومتر در ساعت را تعقیب و منهدم کند. اسپایدگیل نیز از جمله موشکهای ضد تانک کارآمد ساخت اسرائیل است که توسط کمپانی رافاءل این رژیم طراحی شده. اسپایک مانند جاولین امریکایی از سیستم هدایت تصویر بردار فروسرخ استفاده کرده. اسپایک را باید نزدیک ترین رقیب جاولین به حساب آورد از جمله انکه هر دو این موشکها در رده موشکهای شلیک کن فراموش کن می باشند. این سلاح در چهار مدل که سه مدل ان برای نیروهای پیاده و یک مدل برای بالگرد تولید شده است. اولین مدل این سلاح اسپایک SR نامیده می شود که کوچکترین عضو این خانواده و در عین حال تنها مدل این موشک که می توان آنرا از روی شانه شلیک کرد. این مدل نیز دارای هدایت تلویزیونی است و دارای برد 50 تا 800 متر می باشد. وزن کل سیستم تنها 9 کیلوگرم است که از این رو آن را باید سبک ترین موشک ضد تانک هدایت شونده جهان دانست.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشک اسپایک MR
اسپایک MR (گیل) مدل دیگر برای نیروهای پیاده که از روی سه پایه شلیک می شود ولی البته در موارد خاص قابلیت آتش از روی شانه را نیز دارد. این مدل که دارای دو سر جنگنده پشت سر هم می باشد قابلیت شلیک به صورت قفل شده بر روی هدف و یا هدایت همزمان را دارد . برد این مدل 200 تا 2500 متر است و از این لحاظ این مدل بیشترین شباهت را با جاولین امریکایی دارد. وزن کل سیستم بدون موشک 26 کیلوگرم است و گلوله گذاری مجدد آن 15 ثانیه طول می کشد. نمونه این خانواده اسپایک LR است که مانند دیگر موشکهای این خانواده به روش هدایت تصویر بردار فروسرخ هدایت می شود. این مدل نیز قابلیت حمل توسط نفر را داراست و از روی سه پایه شلیک می شود.LR دارای برد 4000 متر و دارای دو کلاهک جنگی پشت سر هم با رو فیوز مجاورتی و برخوردی می باشد. این مدل هم وزن مدل قبلی است ولی از لانچر بلندتری نسبت به مدل قبل استفاده می کند. گفته شده این مدل دارای قدرت نفوذ در 1200 میلیمتر زره را داراست.
هر سه این مدلها را می توان در حال قفل شده بر روی هدف و یا قفل نشده شلیک کرد. این موشک را می توان مانند جاولین از پشت موانع زمینی به سوی هدف شلیک و بعد آنرا بر روی هدف قفل کرد. روسها نیز در حال حاضر تنها سه نمونه موشک ضد تانک قابل حمل توسط نفر تولید می کنند که شامل نمونه ارتقا یافته موشک ضد تانک مالیوکا با نام مالیوتکای 2 که مجهّز به سیستم های هدایت رادیویی به جای هدایت سیمی و دارای یک سر جنگنده پشت سر هم برای تخریب زره های نوین است. مالیوتکا 9M14 با برد 3000 متر و قدرت نفوذ 520 میلیمتر در مدل C ان یکی از کارآمدترین موشکهای ضد تانک است که کارایی خود را بارها به اثبات رسانده.
دیگر موشک AT-13 میتس که در واقع در خط تولید جایگزین موشک ضد تانک کارآمد AT-7 شد.این موشک ضد تانک از سیستم های هدایت سیمی خط دید استفاده می کند و دارای وزن و ابعاد کوچکی است تا یک نیروی پیاده بتواند به تنهایی از آن استفاده کند. این موشک که دارای برد 1500 متر است می تواند در 950 میلیمتر زره نفوذ کند. AT-13 دارای 5/13 کیلوگرم وزن و لانچر آن نیز 9 کیلوگرم وزن می باشد. AT-13 را مانند پدرش AT-7 از روی سه پایه شلیک می کنند. ولی نوین ترین موشک ضد تانک روسی که در سال 1992 هم زمان با AT-13 ارائه شد موشک سنگین تر و دوربرد تر AT-14 کرنت که ان هم توسط KBP در روسیه ارائه شد و نزدیکترین رقیب شرقی تریگات MR می باشد. این مدل دارای یک هدایت لیزری تصویر بردار فروسرخ خط دید نیمه خودکار و توانایی انجام عملیات در شب را دارد. AT-14 دارای برد 6 کیلومتر از این رو دوربردترین موشک ضد تانک حمل شونده توسط فرد می باشد. در جریان اشغال نظامی عراق چند دستگاه تانک پیشرفته M1 آبرامز با آتش این موشک منهدم شد. ار آنجایی که این موشک در اختیار ارتش عراق از طرف سوریه بود آمریکا مدعی است که این موشکها از طرف دولت سوریه که روابط خوبی نیز با رژیم سابق بغداد داشت در اختیار این کشور قرار گرفته است. این مسئله به میزان زیادی باید درست باشد زیرا ارتش سوریه در اواخر دهه 90 تعداد زیادی از این موشک را از روسیه تحویل گرفته بود. در کشور ما ایران نیز موشک های ضد تانک به دست متخصصان وزارت دفاع تولید می شود. از جمله این موشکها را می توان به موشکهای ضد تانک توفان 1 و 2 که در واقع همان موشک تاو آمریکا است که در زمان رژیم معدوم گذشته تحویل ایران شده ولی امروزه در کشورمان به تولید رسیده است.
توفان هم از نظر کارایی مشابه BGM-71A تاو می باشد که گفته شده می تواند در 400 تا 400 میلیمتر زره نفوذ کند. برد این مدل 3750 متر است که در این صورت نسبت به مدل BGM-71A ساخت امریکا 750 متر بیشتر است. توفان 2 نیز مدل ارتقا یافته توفان 1 با دو سر جنگنده پشت سر هم که می تواند در زرهی به قطر 650 تا 760 میلیمتر نفوذ کند. این دو نمونه موشک توسط نیروهای پیاده ارتش و بالگرد های ضد تانک کبرای هوانیروز قهرمان شلیک می شود.
این مدل از توفان دو را می توان با موشک BGM-71E تاو آمریکایی مقایسه کرد. همچنین سیستم هدایت موشک تاو MGS2 (سایت هدایت) نیز در کشورمان تولید و در ارتش مورد بهره برداری قرار گرفته است. موشک رعد نیز از جمله محصولات ضد تانک تولیدی در میهن عزیزمان است که در واقع نمونه مهندسی معکوس AT-3 مالیوتکا می باشد. گفته می شود این موشک از یک سر جنگنده پشت سر هم می باشد و از الگوی پرواز بهینه سازی شده و زمان پرواز بیشتری برخوردار است. موشک ضد تانک صاعقه نیز از جمله موشکهای ضد تانک تولید داخل است که شباهت زیادی از نظر کارایی به موشک دراگن آمریکایی دارد و گفته شده دارای برد 1000 متر و از توانایی نفوذ در 500 میلیمتر زره و نمونه صاعقه 2 در 650 میلیمتر زره را دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موشک ضد تانک مالیوتکاAT-3
همچنین طی چند سال گذشته ایران دست به ساخت نمونه بومی موشک ضد تانک روسی AT-7 اسپندرل در ایران زده که گفته شده این موشک دارای برد و سر جنگنده بهینه شده می باشد. همچنین نشریه جینز ( متعلق به سازمان تحقیقاتی دفاعی جینز در انگلستان ) می گوید که ایران در حال توسعه انواع موشکهای ضد تانک لیزری و هدایت سیمی با نامهای تندر ، توسن و حافظ می باشد. موشکهای رعد ، توفان ، AT-5 اسپندرل ( که در ایران M113 نامیده می شود) در نمایشگاه دستاوردهای انقلاب اسلامی ( سال 1377 در تهران ) به نمایش گذاشته شده است.

Persian_Gun's
28-01-2008, 13:53
موشك ضدزره سنگين ERYX ، محصول مشترك فرانسه و كانادا
اريكس ، يك سيستم موشكي ضدزره سنگين كوتاه برد مي باشد كه براي واحدهاي پياده نظام و نيروهاي ويژه طراحي طراحي و ساخته شده است.اين سيستم ضدزره ، براي استفاده در موقعيت هاي خاص و فضاهاي محدود (همانند جنگ هاي شهري و عمليات هاي كماندويي) بسيار مؤثر و مناسب است. اريكس توسط كنسرسيومي مركب از MBDA فرانسه و صنايع هوافضاي كانادا توليد مي گردد. در سال 1989 ، فرانسه و كانادا تفاهم نامه اي را براي توليد اريكس با سرمايه گذاري مشترك امضا نمودند و در سال 1994 بعد از سال ها تحقيق و آزمايش ، اريكس وارد خدمت ارتش هاي فرانسه و كانادا گرديد و تا اين لحظه ، ارتش هاي نروژ ، برزيل و مالزي نيز از اريكس بهره مي برند. همچنين بسياري از كشورهاي حوزه خليج فارس ازجمله بحرين ، كويت ، قطر ، عربستان و امارات متحده عربي نيز در زمره مشتريان علاقه مند به اين سيستم ضدزره قرار دارند. تركيه نيز در سال 1999 ، قراردادي با فرانسه امضا نمود كه طي آن ، امتياز توليد 10000 موشك اريكس را در طي 10 سال بدست آورد. اما در سال 2004 ، وزير دفاع تركيه خبر لغو اين پروژه را داد.
اريكس مي تواند برضد اهداف زرهي متحرك و ثابت ، مورد استفاده قرار گيرد. كمترين برد عملياتي آن 50 متر و بيشترين برد آن 600 متر مي باشد. اريكس مي تواند برضد انواع زره هاي كلاسيك ، تقويت شده و انعكاسي استفاده گردد. علاوه بر اهداف زرهي ، ساختار اريكس به گونه اي طراحي شده است كه قادر به انهدام انواع خاكريزها ، سنگرها و استحكامات بتوني نيز مي باشد. در آزمايش هاي انجام شده توسط MBDA ، از 1000 موشك اريكس شليك شده ، 950 موشك ، اهداف را با موفقيت از بين بردند. يعني 95% شليك ها موفقيت آميز بوده است. سيستم اريكس از 3 قسمت تشكيل شده است:موشك ، لوله پرتاب و واحد آتش. اريكس را مي توان به صورت نشسته يا درازكش ، از روي شانه شليك نمود. همچنين امكان استفاده از سه پايه نيز وجود دارد. موشك اريكس ، از نوع هدايت شونده با سيم است و از يك سيستم هدايت نوري نيمه خودكار بهره مي برد. در انتهاي موشك اريكس ، يك منبع توليد كننده مادون قرمز وجود دارد. سيستم هدفگيري اريكس ، با استفاده از اين امواج مي تواند مسير موشك را تشخيص داده و در صورت لزوم توسط سيم رابط با موشك ، مسير را تصحيح نمايد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سيستم پيشرانه اريكس ، از نوع كنترل برداري است و اين قابليت را دارد كه در سرعت پايين ، مؤثر عمل نمايد و اجازه مي دهد كه پرتاب موشك ، با كمترين نيروي ممكن انجام شود. با توجه به اين قابليت موتور موشك ، اريكس از سيستم پرتاب آرام (SOFT LAUNCH) بهره برده و در فضاهاي محدود و بسته مي توان از آن به راحتي و با ايمني بالا استفاده كرد. لازم به ذكر است كه موتور موشك اريكس ، توسط شركت مشهور راكسل فرانسه (ROXEL) توليد شده است. موشك در كمتر از 5 ثانيه آماه شليك مي گردد. بعد از شليك تنها وظيفه تيرانداز ، تنظيم نگه داشتن سيستم هدفگير اريكس بر روي هدف تا زمان اصابت مي باشد. در زمان شليك ، موشك سرعتي در حدود 18 متر در ثانيه مي گيرد و در زمان رسيدن به مرز 600 متر ، سرعت موشك از مرز 245 متر در ثانيه نيز مي گذرد. در زمان 2 دقيقه مي توان 5 موشك اريكس را آماده نمود ، هدفگيري كرد و شليك نمود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كلاهك جنگي 137 ميليمتري موشك ، مجهز به سيستم انفجاري دوگانه HIGHT EXPLOSIVE بوده و قادر به نفوذ در خودروهاي مجهز به زره هاي انعكاسي به ميزان 90 سانتيمتر است. دو شبيه ساز براي آموزش استفاده از اريكس به سربازان وجود دارد ؛ شبيه ساز مقدماتي و شبيه ساز پيشرفته. شبيه ساز مقدماتي ، توسط شركت سيمتران (SIMTRAN) كانادا طراحي و ساخته شده است. شبيه ساز پيشرفته نيز توسط بخشي از لاكهيد مارتين توليد شده و به نام EPGS مشهور مي باشد.


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Persian_Gun's
28-01-2008, 13:55
موشک ضد تانک تاو
تاو (BGM71) موشکی است ضد تانک که برای انجام عملیات های ضد زره طراحی شده است.تاو را باید به جرات یکی از بهترین موشک های ضد تانک جهان نامید که تا به امروز بیش از 66000 فروند از ان به 44 کشور دنیا از جمله ایران صادر شده است.تاریخچه تاو به اواخر دهه 60 میلادی برمیگردد.زمانی که بیش از نیم میلیون تانک شوروی در کنار مرز های اروپای غربی صف کشیده بودند تا در صورت تبدیل جنگ سرد به جنگ گرم به داخل خاک کشور های عضو ناتو سرازیر شوند.در ان زمان کمپانی ریتیان امریکا دست به طراحی تاو زد.تاو در سال 1973 تحویل ارتش امریکا شد و همچنان نیز در حال تولید میباشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تاو به روش هدایت سیمی هدایت میشود.خود موشک تاو درون محفظه مخصوصی قرار دارد.در هنگام شلیک این موشک بالچه های خود را که شامل چهار عدد در عقب موشک و چهار عدد در جلوی موشک است را باز میکند.دو رشته سیم که از یک طرف به لانچر و از طرف دیگر به موشک متصل است وظیفه ی هدایت موشک را دارند.کاربر موشک که از درون سایت هدف گیری هدف را نشانه رفته است به وسیله همین دو رشته سیم که طولشان به اندازه برد موشک است فرامین اصلاح مسیر را به موشک منتقل میکند.از این لحاظ گهگاه به این سبک هدایت روش هدایت همزمان نیز گفته میشود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تاو دارای انواع مختلفی است که شامل TOWA/C/D/E میباشد.TOWA یا بیسیک تاو اولین مدل این موشک دارای برد 3000 متر میباشد.در دیگر مدل های تاو از یک سرجنگی 2 مرحله ای که به صورت پشت سرهم منفجر میشود استفاده شده تا بتواند هر زرهی را نابود کند.البته موشک تاو بی عیب نیست.عدم هدایت خودکار و عدم توانایی کافی در شب و اب و هوای بد و نیاز به هدایت مستقیم کاربر از جمله عیب های تاو هستند.شاید همین مشکلات تاو نیروی زمینی امریکا را بر ان داشت تا موشک ضد تانک هلفایر AGM114 را برای هلیکوپتر های اپاچی توسعه دهد.با وجود این تاو به دلیل تعمیر و نگهداری اسان و قیمت کم همچنان موشک محبوبی است و در کشورهای زیادی چون امریکا و ایران و پاکستان و اسراییل و ترکیه و ژاپن و حدود 40 کشور دیگر همچنان خدمت میکند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تاو را میتوان از انواع تجهیزات زمینی چون تانک و نفربر و جیپ و حتی از روی زمین شلیک کرد.علاوه بر اینها تاو از هلیکوپتر های زیادی چون کبرا و فنک و MD500 و چند هلیکوپتر دیگر قابل استفاده است.معمولا هر هلیکوپتر میتواند 4 تا 8 موشک تاو را حمل کند.از تاو در درگیری های نظامی بسیاری استفاده شده که مهمترین انها جنگ ایران و عراق و جنگ خلیج فارس 1991 و 2003 میلادی و حمله نظامی امریکا به افغانستان و درگیری های بالکان 1999 است.

Persian_Gun's
28-01-2008, 14:03
سلاح ضد زره AT-4

آشنایی با سلاح ضد زره AT-4 AT-4 یک سلاح ضد زره، دوش پرتاب از نوع غیر هدایت شونده است، که فقط یک بار قابل شلیک است . AT-4 ساخت شرکت Saab Bofors Dynamics سوئد است که سابقه زیادی در ساخت سیستمهای ضد زره دارد . Saab Bofors Dynamics با ساخت AT-4 که در نوع خود یکی از بهترین موشک های ضد تانک در دنیا است، به موفقیت فروش قابل توجه ای دست یافت . این سلاح جهت بکارگیری در نیروهای پیاده نظام برای استفاده بر علیه خودروها و نفربرهای زرهی و استحکاملت و سنگرهای دشمن ساخته شد .
در این سلاح یک موشک همواره اماده در درون لانچر وجود دارد که بعد از بکارگیری و شلیک دیگر قابل مسلح کردن و موشک گذاری نیست .
AT-4 یک سلاح بدون عقب نشینی(لگد) است . به این معنی که این سلاح به گونه ای طراحی شده که زمان شلیک به علت خارج شدن حجم گاز باروت که از عقب لانچر خارج می شود در حالت تعادل می ماند . از این رو می توان گفت این سلاح هیچ نیروی پس زننده ای تولید نمی کند . این امر موجب می شود که موشک را با دقت بیشتری شلیک کند . در غیر این صورت یک سرباز توانایی حمل و شلیک موشک را با ان را نداشت . AT-4 توسط یک نفر قابل حمل و شلیک است و فقط از شانه راست فابل شلیک است
از مزایای AT-4 هزینه پایین ان برای بکارگیری در یگانهای پیاده نظام است

لانچر
در ساخت لانچر AT-4 از پلیمر استفاده شده که می تواند فشار ناشی از گازهای خروجی را تحمل کند و دیگر لازم نیست مانند سلاحهای فدیمی برای تحمل فشار ضخامت لوله را بیشتر کنند . همین امر موجب سبکتر شدن لانچر می شود . همچنین پلیمری بودن جنس لانچر موجب ضد اب بودن ان می شود که برای استفاده در شرایط اب وهوایی با رطوبت بالا مناسب است
نوع لانچر AT-4با نوار کد های رنگی مشخص میشود . لانچر با نوار سیاه رنگ نوع جنکی و با نوار زرد رنگ نوع اموزشی است


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




موشک موشک AT-4 تشکیل شده از یک کلاهک جنگی و قسمت دم ( با پره های تا شده که بعد ازخروج موشک از لانچر باز می شوند و موجب ثابت ماندن موشک در مسیر خود می شود ) و قسمت حاوی مهمات اصلی و خرج پرتاب .که اقتباس شده از سلاح Carl Gustaf است
موشک های AT-4 در انواع مختلفی ساخته می شوند که عمدتا در نوع کلاهک جنگی باهم فرق میکنند
کلاهک جنگی AT-4 در سه نوع ساخته می شود

1) HEAT (Anti Tank High Explosive) ضد تانک با قدرت انهدام بالا . که کلاهک اصلی در نظر گرفته شده برای AT-4 است که می تواند در زره تا ضخامت 420 میلیمتری نفوذ کند
2) HEDP ( Dual Purpose High Explosive ) با انفجار دو مرحله ای . دو منظوره برای استفاده برعلیه سنگر ها و بنا ها
3) HP (Penetration High ) با نفوذ بالا. که توانایی نفوذ فوق العاده دارد و میتواند در زره های 500 الی 600 میلیمتری نفوذ کند


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سیستم نشانه گیری و مکانیزم شلیک سیستم نشانه گیری AT-4 تشکیل شده از یک ستون چشمی با عدسی نصب شده روی ان، در عقب و یک ستون نشانه گیری اهنی ( که قابل خم شدن است) در جلوی لانچر. که قبلا در شرکت سازنده تنظیم شده و قابل تغییر نیست . دو محفظه بر روی لانچر تعبیه شده که برای حمل راحت تر و ضربه نخوردن ستون های نشانه گیری انها را خم کرده ودرون این محفظه ها قرار میدهند
برای کارایی بهتر و میدان دید بیشتر این سلاح ، می توان از یک دوربین با پایه نصب که قابل جداسازی است استفاده کرد، که از پیش درکارخانه سازنده برای مسافت 200 متر تنظیم شده، همچنین برای هدف گیری در شب و دید بهتر در شب از یک دوربین دید درشب نیز استفاده می شود
روش کار با AT-4 بسیار ساده است، که دستور العمل ان بر روی لانچر نوشته و توضیح داده شده است
مکانیزم کار این اسلحه به این گونه است که ابتدا سلاح را از حالت ضامن خارج کرده و سپس با فشار دادن دکمه شلیک بصورت مکانیکی به سوزن ضربه می زند و موشک شلیک می شود


نقص AT-4 و آشنایی با مدل AT4-CS مشکلی که درمدل AT-4 وجود دارد، حجم زیاد شعله اتشی است که تا مسافت زیادی ازپشت سلاح خارج میشود ، که می تواند اتش وفشار ناشی از ان فوق العاده سوزنده و خطر ناک باشد و همچنین موجب می شود
که استفاده از این سلاح در فضای محدود با مشکل مواجه شود
هنگام شلیک ، شلیک کننده میبایستی مطمئن شود که در محدوده شعله عقب سلاح نفرات خودی یا تجهیزاتی نباشد . و اگر شلیک کردن در حالت درازکش (خوابیده روی شکم ) باشد ، او می بایست پاهای خود را باز کند تا اتش پاهای او را نسوزاند سپس شلیک کند
از این رو بود که شرکت Bofors Saab مدل AT4-CS را ارائه کرد AT4-CS یک گونه مخصوص که برای جنگهای شهری و استفاده در فضای محدود طراحی شده .
یک AT4 معمولی هنگام شلیک در فضای محدود به علت فشار و اتش خیلی زیادی خروجی ازان فوق العاده خطر ناک است . اگر در پشت سرشلیک کننده تا شعاع 5 متری از عقب سلاح، دیوار یا هر چیز سخت دیگری باشد ممکن است هنگام شلیک اتش با دیوار برخورد کند و به سوی او بر گردد
در مدل CS از یک توده( مایع ابگونه) استفاده شده که می تواند مقداری از شعله خروجی سلاح را به محض شلیک خنثی کند


نحوه عملکرد موشک 1) برخورد : سر مخروطی موشک بر اثر برخورد با زره له میشود
2) انفجار : بر اثر فشار فیوز الکتریکی چاشنی الکتریکی را فعال میکند و باعث انفجار خرج می شود
3) نفوذ : خرج اصلی منفجر میشود و به بدنه کلاهک جنگی فشار می اورد و با خروج شدید گاز در صفحه زره نفوذ می کند
4) پاره شدن زره : سپس موشک زره را پاره و خود موشک خرد و بصورت تکه های اتشین درون هدف نفوذ میکند و هدف را نابود می سازد




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

کشورهای بکارگیرنده AT4 1) فرانسه
2) ایرلند -(که با نام SRAAW معروف است)
3) لتونی
4) هلند
5) سوئد- (که به نام86 m Pansarskott معروف است) وAT4CA که برای جنگ های شهری استفاده میشود
6) تایوان
7) انگلیس-(که با نام L2A1 (ILAW)معروف است) و AT4CA با کلاهک جنگی HP که در ارتش انگلیس استفاده میشود
8) شیلی
9) امریکا-(که با نام M136 AT4 معروف است) که درارتش ایلات متحده و سپاه تفنگداران دریایی استفاده میشود
10) برزیل


M136 M136 مدل امریکایی AT-4 است که طی یک قرار داد مشترک بین شرکت Saab Bofors Dynamics سوئد و شرکت ATK ایالات متحده دراوایل سال 1980 میلادی ساخته شد AT-4 M136 بعد از جایگزینی با سلاح ضد تانک M72، به عنوان سلاح ضد تانک در نیرو های مسلح امریکا به کار گرفته شد ، که در حال حاضر هم این سلاح در ارتش ایالات متحده استفاده می شود


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



مشخصات لانچر:
وزن کامل : ( پوند8/14) 7/6 کیلوگرم
طول : (40 اینچ) 1020 میلیمتر
موشک:
کالیبر : 84 میلیمتر
سرعت اولیه پرتاب موشک :290 متردر ثانیه (950 فوت در ثانیه)
طول :460 میلیمتر (18 اینچ)
وزن : 8/1 کیلوگرم(4پوند)
کمترین فاصله برای شلیک موشک :30 متر( 100 پا)
بیشترین برد : 2100متر (6890 فوت )
برد موثر : 300 متر(985 فوت)
بیسترین حد نفوذ : 400 میلیمتر در زره با کلاهک HEAT
سرعت موشک : 250 متر در کمتر از یک ثانیه
سرعت پرتاب اولیه : 285 متر (950 فوت) در ثانیه
درجه حرارت عملیاتی موشک : 104 الی 140 درجه فارنهایت (60 درجه سانتیگراد)
هزینه هر دستگاه : 1480 دلار 64 سنت
نوع سلاح : ضد زره . دوش پرتاب
نوع هدایت : عادی – هدف گیری و قلق گیری با ستون درجه برای اهداف درتیر رس
مولد نیرو : سوخت جامد موشک




([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
28-01-2008, 14:05
مسلسل ضدهوايي ZU-23(توپ ۲۳)
اين مسلسل ضدهوايي مانند برادر چهارلول خود ZSU-23.4 ، يكي از بهترين مسلسل هاي ضدهوايي مي باشد. مكانيزم آتش اين سلاح كه از مسلسل هاي بهينه سازي شده 2A14 بهره مي گيرد ، بسيار دقيق و بي نقص است. اين سلاح در سال 1960 وارد خدمت و توسط نيروهاي ارتش شوروي بكار گرفته شد. بيش از 20 كشور ديگر در جهان ، از اين سلاح استفاده مي كنند. مكانيزم هدفگيري اين سلاح از نوع ZAP-23 است كه براي نشانه روي به سوي اهداف هوايي ساخته شده ، ولي براي درگيري با اهداف زميني ، انواع ديگر دستگاه هاي نشانه براي آن طراحي شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مكانيزم گلندگدن اين سلاح ، كاملآ مشابه سلاح هاي معمولي است و با فشار گاز باروت كار مي كند. نوار فشنگ اين سلاح ، معمولآ در دو نوع 50 و 100 تير ساخته شده و درون جعبه هاي مخصوصي كه در طرفين سلاح قرار دارند جاسازي مي شوند.
نواخت تير اين سلاح ، حدود 2000 تير در دقيقه مي باشد (هر مسلسل 1000 تير در دقيقه). با اين سلاح مي توان با اهداف هوايي كه تا سقف 2 كيلومتري پرواز مي كنند درگير شد و آنها را با احتمال 0/023 منهدم كرد. سرعت گلوله اين سلاح در بدو خروج از لوله ، 970 متر بر ثانيه است كه خاصيت آسيب رساني گلوله را تا برد 2/5 كيلومتري تضمين مي كند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين سلاح به 6 نفر خدمه نياز دارد كه 2 نفر از آنها ، وظيفه نشستن در پشت سلاح را برعهده دارند. 1 نفر از خدمه ، مآمور تنظيم دستگاه نشانه روي است و ديگري متصدي شليك مسلسل هاست. 2 نفر از خدمه ، مآمور تعويض جعبه هاي فشنگ هستند. لوله هاي اين سلاح را مي توان در زماني كمتر لز 15 الي 20 دقيقه تعويض كرد. نوعي از اين سلاح را مي توان بر روي خودروهاي 4X4 يا 6X6 نصب كرد. گونه خودكشش آن نيز موجود است و براي استقرار آن بر روي زمين ، به 30 ثانيه وقت نياز داريد.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
28-01-2008, 14:06
تيربار سبك RPD ، ساخت شوروي
اين تيربار ، اولين تيرباري بود كه براي شليك گلوله هاي سبك 39 ×‌ 62/7 طراحي شد. اين تيربار در سال 1944 طراحي و در سال 1949 توليد گشت. پياده نظام ارتش شوروي تا دهه 60 ، به اين تيربار مجهز بود تا اينكه نهايتآ با تيربار سبك RPK تعويض شد. به عقيده بسياري ، اين حركت يك تعويض نابجا و اشتباه بود. چرا كه تيربار RPK ، هرگز نتوانست در حد و اندازه RPD ظاهر شود.
كشور چين ، اين تيربار را با نام Type 56 توليد كرده و تاكنون استفاده مي كند. عملكرد گلنگدن RPD - كه از مسلسل دگتياروف اقتباس شده است - به واسطه نيروي گاز عمل مي كند. سيلندر گاز سلاح ، در زير لوله قرار گرفته و در درون خود ، يك پيستون كورس بلند جاي داده است.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سيستم قفل گلنگدن اين سلاح ، بسيار ساده و در عين حال مطمئن است. اين مكانيزم قفل ، از دو زبانه مخصوص تشكيل شده كه پس از چفت شدن پيشاني جنگي و لوله ، باز شده و در درون بدنه سلاح گير مي كند. عمل باز شدن اين زبانه ها ، توسط عقب نشيني حمال انجام مي شود. بدين صورت كه هنگام عقب نشيني حمال ، سوزن سلاح به عقب رفته و موجب مي شود تا دوزبانه بتواند در محل خود كه بر روي گلنگدن قرار دارد بروند و از مسير حركت آلات متحركه خارج شوند. سپس مجموعه آلات متحركه مي توانند به عقب نشيني خود ادامه دهند. اين شيوه قفل اصطلاحآ ‍«كفشكي» ناميده مي شود. (همانند سلاح معروف دوشكا)
مكانيزم تغذيه RPD ، معمولآ از نوع نواري است. ولي مي توان يك خشاب گرد را نيز به آن اضافه كرد.اين خشاب گرد، يك نوار فشنگ 100 تايي را در خود جاي مي دهد. اين نوع خشاب ، داراي يك دستگيره حمل مخصوص نيز مي باشد. برخلاف مسلسل هاي دگتياروف ، فنر ارتجاع اين تيربار در قنداق آن جاسازي شده است. لوله سنگين RPD را نمي توان به سرعت و سهولت تعويض كرد. ولي مي توان انتظار يك نواخت تير مداوم و مناسب را از آن داشت. مكانيزم نشانه روي عقب RPD ، از نوع تنظيم شونده است. تمامي تيربارهاي RPD ، به يك دو پايه تاشو و بند حمل سلاح مجهز شده اند. با كمك اين بند ، مي توان سلاح را از شانه آويزان كرده و شليك كرد.



مشخصات فني:
كاليبر: 39 × 62/7
طول: 1037 ميليمتر
طول لوله: 520 ميليمتر
وزن: 7400 گرم
مكانيزم گلنگدن: كفشكي
مكانيزم مسلح شدن: فشار غيرمستقيم گاز باروت
نوع تغذيه: نواري
نواخت تير: 650 تير در دقيقه

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Persian_Gun's
28-01-2008, 14:07
تيربار M60 ساخت امريكا


در جنگ جهاني دوم ، ارتش امريكا از نوعي تيربار سبك به نام برونينگ 30/0 استفاده مي كرد. اين تيربار ، براي مقاصدي چون پوشش دادن نيروي زميني و درگير شدن با خودروهاي زرهي سبك ايده آل به شمار مي آمد. ولي سنگيني و بددست بودن آن ، باعث محدود شدن دامنه عملياتي آن مي شد. پس از اتمام جنگ جهاني دوم و با توجه به تغيير يافتن شيوه جنگي بسياري از ارتش ها ، مهندسان اسلحه سازي امريكا بر آن شدند تا تيرباري سبك تر ، خوشدست تر و داراي نواخت تير بهتر طراحي كنند. نتيجه اين كار ، طراحي و ساخت تيربار M60 بود. تحقيق درخصوص طراحي و ساخت اين تيربار ، در سال 1940 آغاز شد.
به گفته بسياري از صاحبنظران ، تيربار M60 را مي توان MG42 امريكايي دانست. چرا كه بدنه از ورق فولاد پرسكاري شده ، سيستم تغذيه نواري و بخش هايي از مكانيزم آن ، از MG42 به عاريت گرفته شده است. اولين نمونه هاي تيربار M60 ، در سال 1950 به ارتش امريكا تحويل داده شد. ارتش امريكا پس از آزمايش اين تيربار و البته ايجاد چند تغيير و بهينه سازي جزئي ، آن را به عنوان تيربار سازماني نيروهاي مسلح خود برگزيد. سال 1957 را مي توان تاريخ ورود اين تيربار به خدمت دانست. اين تيربار در جنگ كره با موفقيت مورد آزمايش قرار گرفت. ولي وسيع ترين گستره كاربرد آن را مي توان جنگ ويتنام دانست. يعني جايي كه بيش از 5000 قبضه از اين سلاح ، توسط سربازان امريكايي به كار گرفته شد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گلنگدن اين تيربار از نوع باز و عملكرد آن با فشار گاز باروت است. مكانيزم تغذيه آن ، همانطور كه قبلآ ذكر شد از نوع نواري است و عمل خنك شوندگي آن ، با هوا صورت مي پذيرد. نوار فشنگ اين تيربار ، از نوع فلزي است (همانند تيربار MG42 آلماني) و معمولآ در 2 نوع 50 و 100 تير ساخته مي شود. تيربار M60 اگرچه سنگين است ، ولي مي توان آن را مانند يك سلاح معمولي در دست گرفت و شليك كرد (نكته اي كه درمورد تيربار برونينگ 30/0 غيرممكن بود) و يا آن را بر روي يك 2 پايه يا 3 پايه قرار داد. انواع جديد اين تيربار ، داراي 2 پايه سرخود هستند كه مي توان آن را به راحتي تا كرده و در زير روپوش لوله جاسازي كرد. نكته جال درمورد باز و بسته كردن اين سلاح اين است كه براي باز و بسته كردن آن مي توان از يك فشنگ شليك نشده به عنوان ابزار استفاده كرده و پين هاي آن را به راحتي خارج كرد.
در طراحي اين سلاح مواردي چون وزن معقول ، طول كم و قابليت استفاده به صورت انفرادي مد نظر بوده است. استفاده از پلاستيك و مقداري آلومينيم باعث شده تا وزن سلاح به طور محسوسي كاهش پيدا كند. (اگر چه وزن آن كماكان زياد مي باشد كه اين وجه اشتراك تمامي تيربارهاي تغذيه شونده با نوار است.) جاسازي فنر ارتجاع درون قنداق سلاح و به كارگيري نوع خاصي از گلنگدن نيز باعث كاهش طول سلاح شده است. يكي از معايب تيربار M60 ، حساسيت فوق العاده آن به گرد و خاك و رطوبت مي باشد كه اين خود يكي از نقاط ضعف اين تيربار در جنگ ويتنام بود. همچنين درصورت گير كردن و خارج نشدن پوكه فشنگ شليك شده ، راه اندازي مجدد تيربار يك دردسر اساسي مي شود. دستگيره تپانچه اي شكل سلاح نيز توسط يك خار فنري شكننده به بدنه سلاح چفت مي شود كه خود چفت شدن آن ، باعث شكستن يا از كار افتادن خار فنري مي شود.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مدل هاي مختلف تيربار M60 :
M60E2 : نخستين گونه بهينه سازي شده تيربار M60 است كه به منظور نصب بر روي تانك ها و خودروهاي زرهي طراحي شد.
M60E3 : اين گونه در سال 1986 وارد خدمت شد و هدف از طراحي آن ، ساخت گونه اي سبك تر و خوشدست تر بود. اين مدل M60 ، نخستين گونه اي بود كه به دوپايه سرخود و تاشو مجهز شده بود. سيستم گاز اين مدل ، ساده تر و مطمئن تر از مدل هاي قبلي بود و براي آن يك سيستم ضامن بهينه سازي شده در نظر گرفته شده بود. يك دستگيره حمل راحت و خوشدست نيز از تجهيزات اين مدل به شمار مي رفت.
M60C : تفاوت اصلي اين مدل با انواع قبلي ، سيستم تغذيه آن بود. چرا كه عملكرد گلنگدن آن به كمك نيروي روغن فشرده صورت مي گرفت نه با فشار گاز باروت. اين مدل ، درواقع براي نصب بر روي هواپيماها طراحي شد. نواخت تير اينگونه ، با نيروي برق كنترل مي شد. گفته مي شود چند قبضه از اين مدل تيربار ، بر روي برجك تانك هاي M60 امريكايي نصب شده است.
M60D‌ : اين مدل به علت دارا بودن 3 پايه قابل تنظيم ، قابليت نصب بر روي انواع ناوچه و هليكوپتر را دارد. تفاوت آن با مدل M60C در اين است كه مدل M60D ، فاقد كنترل الكتريكي نواخت تير مي باشد.

انواع مهمات به كار رفته در تيربار M60 :
انواع فشنگ هاي به كار رفته در اين سلاح را مي توان اينچنين برشمرد:
فشنگ M61 از نوع ضدزره
فشنگ M62 از نوع رسام
فشنگ M63 از نوع سرتخت
فشنگ M85 از نوع ساچمه اي كروي
فشنگ M993 از نوع تنگستني ضدزره (جديد)


تمامي اين فشنگ ها ، درون نوار فشنگ فلزي مورد تآييد NATO قرار مي گيرند. نوار فشنگ هاي مورد استفاده در امريكا ، داراي 4 فشنگ معمولي و يك فشنگ رسام هستند.

Persian_Gun's
28-01-2008, 14:09
آشنایی با انواع تیربار

اولین تیربار در سال 1883 توسط هیرام ماكسیم در ایالات متحده اختراع شد و برای اولین بار در جنگ مستعمره ای جنوبی صدای شلیك آن به گوش رسید.در طول جنگ اول جهانی نیز طرف های درگیر به طور گسترده از تیربارهای سبك و سنگین استفاده كردند كه تلفات سنگینی خصوصا در درگیری های فرسایشی اواخر جنگ در برداشت.نقش تیربارها در جنگ جهانی دوم چه علیه اهداف زمینی و چه علیه اهداف هوایی غیر قابل انكار است كه در این میان آلمان ها به پیشرفت های فوق العاده ای دست یافته بودند.امروزه نقش اصلی تیربارها تامین آتش مسلسل علیه پیاده نظام دشمن و وسایل نقلیه زره پوش می باشد.یک تیربار با کالیبر 12.7/50 به سادگی اهدافی که به صورت سبک زره پوش شده اند مثلا بیشتر انواع هلیکوپترها را از بین می برد.تقریبا تمام جوخه های پیاده نظام و حتی زرهی در جنگ ها حداقل یک تیربار سبک در اختیار دارند که اهمیت قدرت آتش این سلاح ها را کاملا آشکار می سازد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بیشتر تیربارهای سبک و سنگین دارای لوله های اضافی هستند که در شرایط درگیری و میدان های جنگ به سادگی و در چند ثانیه قابل تعویض می باشند.قابل توجه است به دلیل حجم بالای شلیک حرارت بالایی در لوله ی تیربارها ایجاد می شود که از دقت شلیک حرارتی بالایی در لوله ی تیربارها ایجاد می شود که از دقت شلیک و عمر لوله تا حد بالایی می کاهد و با تعویض آن می توان زمانی را برای خنک شدن لوله در نظر گرفت در حالی که همچنان به شلیک ادامه داده می شود.
سیستم تغذیه تقریبا تمام تیربارهای متوسط و سنگین به صورت کمربندی و یا زنجیری است که در سلاح مدرن امروزی جنس آن از فلز بوده و به دو صورت یکپارچه و جدا شونده می باشد.
در سیستم تغذیه جدا شونده هر کدام از فشنگ ها توسط رابطی به دیگری متصل شده است که بعد از شلیک این رابط ها جدا می شوند.در سیستم یکپارچه حتی بعد از شلیک کمربند به صورت یک قطعه باقی می ماند.به طور معمول ظرفیت فشنگ کمربندها "قطار فشنگ" 50 تا 100 تیر در سلاح های سنگین و در سلاح های متوسط و سبک بین 100 تا 250 تیر می باشد.در بیشتر تیربارها سبک دستی خشاب های کاسه ای تکی و دوتایی 30 تا 100 تیر مورد استفاده قرار می گیرند.البته برای تغییر از حالت خشابی به حالت کمربندی تغییرات کوچکی در سلاح باید داده شود که ممکن است در بعضی از تیربارها چنین تغییراتی مورد نیاز نباشد.قابل ذکر است که تیربارهای سبک دستی معمولا همان تفنگ های تهاجمی سربازان پیاده نظام می باشند ولی با لوله ی قوی تر و اضافه شدن دو پایه به آنها به آنها برای حجم آتش بالا و دقیق بهسازی شده اند.
Gatling Guns یا توپ چرخان
در سال 1862 شخصی به نام دکتر گتلینگ مسلسلی اختراع کرد که با دست عمل کرده و چند لوله داشت و تبدیل به یکی از موفق ترین طرح های ارائه شده در کلاس خود شد.
این تیربار به تدریج پیشرفت کرده و تبدیل به یکی از سلاح های استاندارد توپخانه شد.بیشتر توپ های چرخان از شش تا ده لوله تشکیل یافته اند که حول یک محور مشترک می چرخند و از کالیبرهای استاندارد سلاح های تهاجمی یا تیربارهای پیاده نظام و همچنین در کاربردهای دریایی از کالیبرهای بزرگ یک اینچی (25 میلیمتری) و حتی 53 میلیمتری استفاده می کنند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مکانیزم این سلاح ها بدین گونه است که در هنگام چرخش سیستم گرداننده در پشت سلاح لوله ها نیز می چرخند.با توجه به اینکه هر کدام از لوله ها دارای مکانیزم گلنگدن مختص خود می باشند در یک دور کامل فقط یکبار شلیک می کنند که این عمب موجب پایین ماندن درجه حرارت لوله بدون کاهش ریت شلیک می گردد.
البته توپ های چرخان تا جنگ جهانی دوم زیاد مورد توجه قرار نگرفتند تا زمانی که سرعت هواپیماها به حدی افزایش یافت که نیاز به یک سلاح سریع که در درگیری های کوتاه توانایی شلیک تعداد زیادی تیر داشته باشد کاملا احساس شد.این نیاز در نهایت موجب پدید پروزه ولکان توسط کمپانی جنرال الکتریک ایالت متحده شد.
پروژه ولکان همان توپ چرخان دکتر گتلینگ بود که به جای هندل دستی از یک موتور الکتریکی برای چرخش آن استفاده می شد و ریت آتشی در حدود چهار هزار تیر در دقیقه داشت.
بعد از مدتی سلاح M-61 بوجود آمد که به سلاح استاندارد نیروی هوایی ایالات متحده شد. M-61 و M-163 نیز انواع توپ های ضد هوایی این سلاح بودند و نیروی دریایی نیز برای درگیری های نزدیک خود "Close-In Weapon System" سلاح پایه را مورد بهسازی قرار داد که با نام Vulcan-Phalanx CIWS شناخته می شود.
در اوایل دهه ی شصت زمانی که ایالت متحده خود را در میان نا آرامی های هند و چین دید نظامیان این کشور بزودی دریافتند که نیاز یه یک قدرت آتش بالا بر علیه پیاده نظام و شبه نظامیان دشمن دارند.برای این کار منظور جنرال الکتریک توپ چرخان M-61 را تا حد استفاده از کالیبرهای 51*7.62 میلیمتری ناتو کوچکتر کرده و نام M-134 را بر آن نهاد.این سلاح توانایی شلیک چهار هزار تیر در دقیقه را داشته و در کوتاه ترین وقت ممکن انواع هلیکوپترها اعم از تهاجمی یا چند منظوره مورد استفاده قرار گرفت.
در هلیکوپتر AH-1G کبرا روی برجک چرخان دماغه و روی بال ها و در هلیکوپتر UH-1 هیوی روی پایلون بال ها و یا در داخل کابین نصب گردید قابل توجه است که در هلیکوپتر هیوی امکان حمل و شلیک دوزاده هزار تیر وجود داشت.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

در چند سال اخیر انواع توپ های چرخان با کالیبرهای کوچک نیز شاخته شده و بعضا نیز مورد استفاده قرار گرفتند ولی بدلیل نیروی پس زنی بالا "در حدود 110 کیلوگرم" امکان استفاده ی نفر بدون هیج ساپورتی وجود ندارد "البته بجز در فیلم پریدیتور با بازی آرنولد شوار تزنگر).بدلیل ماهیت ضد زره بودن بیشتر این توپ ها در کالیبرهای بزرگ مورد استفاده قرار می گیرند مانند توپ چرخان 30 میلیمتری با گلوله های اورانیومی GAU-8/A معروف به Monster sun که در هواپیمای پشتیبانی نزدیک و ضد تانک A-10 دیده می شود.
بزرگترین مزیت توپ های چخان ریت آتش بالای آنها می باشد که از 4000 تا 6000 تیر در دقیقه "RPM" و حتی ده تا دوازده هزار تیر در دقیقه در دقیقه متغیر است.چنین نرخ بالای آتشی برای از بین بردن اهدافی که سریع حرکت می کنند کافی است.در حالی که زمان درگیری نیز تا حد بالایی کوتاه می باشد.به طور مثال درگیری های هوایی و نبردهای هوا به زمین از طرف دیگر استفاده از چنین سلاح مرگباری به دلیل بزرگی و اندازه نامتعارف آن محدود می باشد.پیچیدگی آن به دلیل استفاده از سیستم های محرک هیدرولیکی نیوماتیکی و الکتریکی و حتی مکانیزم عمل کننده با گاز نیز باعث افزایش محدودیت ها می شود.
مشکل دیگری که این سلاح ها در کاربردهای هوا به هوا دارند این است که مدت زمانی کوتاه از لحظه قرار دادن انگشت روی ماشه تا رسیدن به RPM مورد نظر لازم است که در درگیری های سریع مانند Dog Fight یا نبرد نزدیک هوایی چنین زمانی کوتاهی به طور مثال در توپ M-61 برابر 4/0 ثانیه ممکن است به قیمت از دست رفتن فرصت تلقی شود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ماهنامه نوآور

Persian_Gun's
28-01-2008, 14:13
مقایسه تحلیلی کاليبر62/7 میلی متر با کالیبر56/5 میلی متر

مقدمه :
در اواخر سالهای دهه 50 میلادی طرح استفاده از گلوله هایی با شارژ متوسط 56/5 میلی متر برای اولین بار توسط برخی از طراحان کارخانه رمینگتون ارائه شد. با ارائه این طرح بصورت همزمان کار بررسی و آنالیزآن در کشورهای مختلف آغاز شد و این شروع مناقشه ای بود بین مخالفان و موافقان این طرح که همگی از کارشناسان و متخصصان این رشته بودند. این تضارب آراء و نظرات سرانجام به بهبود و شکوفایی این طرح جدید منجر و این کالیبر جدید خیلی زود به عنوان یکی از کالیبرهای استاندارد ناتو جایگاه خود را تثبیت کرده.
مقاله ای که در پیش رو دارید در سال 1986 تنظیم شده است و در آن زمان خیلی از خصوصیات مثبت و برتر کالیبر 56/5 هنوز به دلایل متعدد ناشناخته مانده بود. خوانندگان محترم توجه داشته باشند که هم اکنون در مورد قابلیتها و کارکرد مهمات 56/5 میلی متری نکته ابهامی وجود ندارد و بدلیل خصوصیات ممتاز، این کالیبر تبدیل به مهمات اصلی و سازمانی ارتشهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) و بسیاری دیگر از کشورها شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ولی در زمان تنظیم مقاله ذیل منتقدان کالیبر 56/5 میلی متری نقطه نظرات و انتقادات خود را به گونه ای که مشاهده خواهید کرد در مورد ضعفهای این کالیبر و مقایسه آن با کالیبر 62/7 ارائه کرده اند.
مترجمان بیشتر در پی آن بودند که خوانندگان با مطالعه این مقاله با استدلال مخالفان این کالیبر و تقابلی که در آن زمان بین این دو طرح و طرفداران هر کدام وجود داشت بیشتر آشنا شده و در عین حال با توجه به اطلاعاتی که در حین مقایسه این دو کالیبر با یکدیگر در متن آورده شده است دانش خود را در این زمینه ارتقاء دهند.
-در تاریخ 28 اکتبر سال 1980 بعد از چهار سال آزمایشات سنگین در مدرسه پیاده نظام ارتش آلمان غربی در هامبورگ ،کمیسیون کنترل و قسمت مهمات کالیبر کوچک، گلوله ای با کالیبر شارژ متوسط را تائید کرد. در آن زمان گلوله فوق با شارژ متوسط و پروفیل اصلاح شده را کالیبر 56/5 میلی متری و یا (0.223 Remington) نامیدند. بعد از این اصلاحات نمونه ای با نام ss109 به عنوان نمونه پایه ای استاندارد به ارتشهای بلوک غرب عرضه شد. در آن زمان بود که (NATO) صاحب دو کالیبر مختلف یکی با شارژ بالا و کالیبرmm 7/62×51 که از سال 1953 عملیاتی شده بود و دیگری بک کالیبر با شارژ متوسط mm 5/56×45 که بصورت رسمی از سال 1980 وارد خدمت گردیده بود.
با تمام آزمایشات و تحقیقات بسیاری که در مناطق جنگی و به صورت عملیاتی بر روی رفتار محصول شارژ متوسط انجام شده بود اما هنوز هم محصول فوق به صورت کامل مورد نظر ارتشهای ایالات متحده و سازمان NATO قرار نگرفته است.
در این مقاله سعی در آن داریم که با ارائه دلایل مستدل به بررسی و نحوه تکامل گلوله ای با شارژ متوسط پرداخته و علل برتری نمونه قدیمی تر 7/62×51 mm را بر نمونه 5/56×45 mm را بیان و به مقایسه نقاط ضعف و قوت آنها بپردازیم.
طرح ابتدایی گلوله های با شارژ متوسط به قبل از جنگ جهانی دوم باز می گردد. در سال 1888 در کشور آلمان از یک گلوله استاندارد با کالیبر 7/92×57 mm با شارژ بالا، وزن مرمی 198 grain سرعت دهانه (773m/s)2550 fps استفاده می شد. بعد از بررسی های فراوان و تحقیقات بر روی نتایج در حین درگیریهای واقعی و استفاده از تجربیات تیراندازان ماهر آلمانی در آن زمان محققان متقاعد شدند که استفاده از یک کالیبر کوچکتر و سبک تر می تواند کارآیی مناسب تری داشته باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ما حصل این تحقیقات استفاده ای یک مهمات کوچکتر و سبک تر و تبع آن استفاده از اسلحه های سبک تر، دقت در تیراندازی به علت نیروی کم تر پس زنی سلاح در هنگام شلیک و قابلیت حمل مهمات بیشتر توسط نفر بود. شروع کار تولید تحقیقات علمی پیشرفته بر روی این کالیبر از سال 1934 آغاز شد.
در سال 1938 در کشور آلمان گلوله ای با کالیبر 9/7 میلی متری و با نام کامل (Infanterie Kruz Patrone) ویا (7/9 mmKurz) طراحی و ساخته شد. گلوله فوق دارای وزن مرمی 125 grain و سرعت در دهانه لوله (636 m/s)2100fps بود.
به موازات ساخت محصول فوق کار بر روی مهمات کوچکتری با قابلیت حمل مقدار قابل ملاحظه تری توسط نفر و خصوصیت انتخاب حالت شلیک در سلاح در دست اجرا بود. در سال 1940 و در بحبوحه جنگ رقابت بین دو طرح پایان یافت و طرح نهایی با نام (Sturmgewenr) برای استفاده در اسلحه تهاجمی MP43 آماده و روانه جبهه روسیه شد. اسلحه فوق با یک خشاب با ظرفیت 30 گلوله ارائه شده بود و قابلیت شلیک در حالتهای اتوماتیک و نیمه اتوماتیک را دارا بود.
اسلحه فوق در میدان رزم دارای قابلیت آتش بسیار مهیب و حیرت آور بود ولی با آنکه با یک خشاب 30 گلوله ای به کار گرفته می شد اما وزن آن نزدیک به 3 پوند از سلاح Kar98K سنگین تر بود.
سربازان روسی به عنوان اولین برخورد کنندگان با این نوع سلاح از قدرت آن حیرت زده و از حجم آتش آن غافلگیر شده بودند. متخصصان روسی پس از به غنیمت گرفتن چند قبضه از این سلاح کار تحقیقات بر روی آنرا آغاز کردند و در سال 1443 توسط دو طراح برجسته روسی به نامهای N.M.Elizarov وv.Semin مهمات با شارژ متوسط روسی طراحی و ساخته شد.
مهمات فوق دارای کالیبر 39×62/7 میلی متری و با وزن 125grain برای مرمی و سرعت در دهانه لوله (667 m/s)2200fps بود. در آن زمان به علت محدودیت امکانات و مواد اولیه و روش تولید مهمات فوق تا سال 1946 در ارتش روسیه عملیاتی نشد. یک سال بعد اسلحه جهانی AK-47 توسط تیم طراحی به سرگروهی سر طراح M.Kalashnikov تولید و رسما به ارتش اتحاد جماهیر شوروی تحویل داده شد. این روند مطالعاتی بر روی کالیبرهایی با شارژ متوسط به همین صورت ادامه پیدا کرد تا در سال 1974 یک محصول جدید و بهینه شده از اسلحه AK-47 با عنوان AKS-74 طراحی و ساخته شد. کالیبر سلاح فوق (0.221mm)4/45×39mm بود. رفتار کالیبر فوق بسیار شبیه کالیبر مورد بحث ما یا همان (NATO)5/56×45 mm می باشد. بر طبق استاندارد روسی نام کالیبر فوق 5.45×39 mm به RPK 74.4 تغییر یافت. در آن زمان باز هم روسها دست از کار نکشیده و برای جا نماندن از قافله کشورهای دیگر سریعا شروع به اصلاحات و تغییرات بر روی کالیبرهای متوسط قابل حمل توسط انسان کردند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مجددا به زمان جنگ جهانی دوم بازگردیم ، آمریکائیها هم همانند روسها و آلمانیها در این زمان بر روی این نوع از مهمات شروع به کار کردند.
در آن زمان در ایالات متحده کالیبرهای جدیدی برای اسلحه های کمری و مسلسلهای سبک طراحی شد، یکی از انواع بسیار سبک و کوچک نسبت به زمان خود کالیبر 3/0(33×62/7 میلی متر) مخصوص اسلحه های M1 و M2 آمریکایی بود. گلوله فوق دارای یک نوک گرد وزن مرمی 115 grain و سرعت اولیه (597 m/s)1970 fps بود.
برای اولین بار این نوع کالیبر به نیروهای پلیس تحویل داده شد، و برای نیروهای ویژه ارتش خدمه ناوهای جنگی و نیروهای هوادریایی آن زمان مناسب شناخته نشده بود.
مهمات فوق در عمل برای اسلحه M1Garand مناسب شناخته نشد و این اسلحه از همان گلوله با شارژ بالای 63×62/7 میلی متری استفاده می کرد. ولی مهمات فوق برای اسلحه M2(Carbine) مناسب شناخته شد در طی جنگ جهان دوم 1942 تا جنگ کره آمریکائیها نزدیک به 6 میلیون قبضه از اسلحه M2 را تولید کردند.
با آنکه وزن سلاح فوق نسبتا کم بود و قابلیت انتخاب وضعیت شلیک را داشت و همچنین با خشابهای 15 الی 30 تیری عرضه شده بود اما به علت محدودیت در کارآیی و برد درگیری پائین آن از مقبولیت خاصی بین سربازان برخوردار نبود.
سریعا بعد از اتمام جنگ کره اسلحه فوق از خدمت بازنشسته شد. در طی سالهای بعد از 1940 در کشورهای دیگر نیز همانند آلمان- روسیه از این قبیل پیشرفتها در زمینه ساخت و طراحی سلاحهای مخصوص مهمات با شارژ متوسط در جریان بود.
در این قسمت از مقاله به بررسی نحوه تکامل و پیشرفت کالیبر های 51×62/7 میلی متری و 45×56/5 میلی متری (NATO) در طی سالهای 1950 الی 1960 می پردازیم.
اولین سری از گلوله های استاندارد با کالیبر 51×62/7 توسط ایالات متحده تکمیل و جایگزین کالیبر معروف 3/0 که از سال 1906 مورد استفاده قرار گرفته بود شد.
کالیبر 3/0 آمریکایی دارای وزن مرمی 150 grain و سرعت در دهانه لوله (848 m/s)2800fps بود، این گلوله در سالهای 1903 و بعد از آن به صورت بسیار گسترده در اسلحه های M1Garand و اسلحه اتوماتیک Browning و یا مسلسلهای سبک و سنگین Browning مصرف داشته است.
هر چند که اسلحه M1 دارای برد و قدرت بسیار مناسب آتش بود ولی به علت وزن زیاد سربازان در جنگ کره اعلام داشتند که نیاز به اسلحه ای دارند که هم دارای وزن سبکتر و هم دارای خصوصیت انتخاب وضعیت شلیک باشد در آن زمان ارتش ایالات متحده سعی در جایگزینی اسلحه M2 به جای اسلحه M1 کرد ولی به علت عدم تمایل سربازان به علت قدرت آتش پایین این سلاح توفیق چندانی در این زمینه نیافت.
-کمیته فنی ارتش ایالات متحده در سپتامبر 1945 بعد از آزمایشات ابتدایی دستور به کار و فعالیت بر روی یک گلوله سبک برای جایگزینی با کالیبر 3/0 با قدرت نفوذ پذیری بالا و کارآیی بهتر نسبت به نمونه 7/9 mm kruz آلمانی و یا 7/62×39 mm روسی که در اسلحه های آن زمان کشور روسیه مورد استفاده داشت داد.
به دلیل حجم بسیار بالای استفاده از مهمات کالیبر متوسط در ارتش آمریکا این طرح در مدت کوتاهی موفقیت و گسترش قابل ملاحظه ای یافت، و دلیل دیگر این پیشرفت تمایل سنتی کشور آمریکا به رقابت و عقب نیافتادن از کشورهای دیگر بود.
-در همان زمان پس از توافقات در بین قسمتهای مختلف ارتش آمریکا گلوله ای با کالیبر 7/62×51mm و با نام T65 طراحی و ساخته شد، گلوله فوق با آن که حدود 5/0 اینچ از کالیبر 3/0 کوتاه تر بود ولی باز هم گلوله ای با شارژ متوسط محسوب نمی شد. وزن مرمی گلوله فوق 147grain و سرعت آن در دهانه لوله (848m/s)2800fps (کاملا همانند گلوله 3/0 ) بود و با استفاده از فرمول جدید باروت، امکان استفاده از یک پوکه کوتاه تر با خاصیت تحمل فشار و سرعت گوله کالیبر 3/0 حاصل شد.
در نهایت کالیبر T65 هم در ایالات متحاده و هم در پیمان (NATO) مورد استفاده قرار گرفت.
در طی سالهای 1950 در کشور انگلستان هم کار بروی مهمات با شارژ متوسط شروع شد، نتایج تحقیقات بریتانیاییها این بود که بهترین گزینه استفاده از کالیبر 280/0 و یا 7 میلی متری می باشد. محققان فوق بر این عقیده بودند که بهترین گلوله محصولی مرکب از تجربه آلمانیها و استفاده از نتایج پیشرفت روسها می باشد.
در همان زمان و در حدود سالهای 1957 اسلحه M14 بعد از تحقیقات و کار بسیار با کالیبر جدید 51×62/7 میلی متری وارد خدمت ارتش ایالات متحده شد. در آلمان و بلژیک نیز اسلحه های G3 وFANFAL در همین زمان وارد خدمت ارتش شده بودند.
در سال 1963 اسلحه ای کاملا تخصصی و با قابلیت بالا در ایالات متحده تحت نام M16 برای استفاده در آسیای جنوب شرقی طراحی و ساخته شد. کالیبر سلاح فوق 45×56/5 میلی متر بود. بعد از این قضیه ، یک تجدید حیات مجدد در امر پیگیری ساخت و طراحی مهمات با شارژ متوسط بوجود آمد. کمیسیون نظامی ارتش آمریکا و ارگان تحقیقات نظامی دولت (ORO) بعد از بررسی نتایج در جنگهای واقعی و تحقیقات بسیار به این نتیجه رسیدند که در فواصل حدود 300 متر (330 یارد) عملکرد سلاح بسیار نامطلوب می باشد.
بر طبق(ORO) ضمنا نتایج حاصله در فواصل 300 متری وابسته به علوم وجود عوارض طبیعی دوربین تیرانداز و هدف نیز بود و این در حالی بود که گزارشهای واصله از میدان جنگ بر این موضوع تاکید می کرد که به علت وجود عوارضی همچون درختان – کیسه های شنی سنگرها – خاکریزها قابلیت مهمات با شارژ متوسط 45×56/5 میلی متری به شدت حتی در فواصل زیر 300 متر هم کاهش می یابد. در همین زمان در قسمتهای دیگر تحقیقاتی ارتش آمریکا به این نتیجه رسیدند که تنظیمات سرعت بر روی کالیبرهای 227/0 و 257/0 و اصلاح وزن گلوله ها بین (35 الی 45) (grain) در فواصل تا حدود 400 متر بسیار موثر واقع خواهد شد.
قبل از سال 1963 و در ابتدای کار بعد از آزمایشات بسیار در ابتدا توسط دو شرکت "Fairchild Aircraft Engine" "Eugene Stoner" اسلحه ای تحت عنوان AR-15 با کالیبر 45×56/5 میلی متری که مشتق شده از کالیبرهای 222/0 و 227/0 ساخت شرکت "Remington" بود، دو کالیبر معرفی شده در سرتاسر ایالات متحده برای اسلحه های شکاری مورد استفاده واقع می شد. از اسلحه فوق برای نیروهای ویژه هوادریایی آمریکایی نزدیک به بیست هزار قبضه سفارش ساخت داده شد ولی سلاح فوق خیلی سریع جای خود رابه M16 اصلاح شده و مهمات پیشرفته تر M193 با کالیبر 45×56/5 میلی متری داد.
در نهایت گلوله M193 با مشخصات وزن مرمی 55 grain و سرعت در دهانه لوله استاندارد 20 اینچی اسلحه M16 برابر 3180 fps و یا (964 m/s) تولید شد.
برای آنالیز بهتر کارآمدی اسلحه و مهمات فوق ، مقدار قابل توجهی از تولیدات این نوع سلاح و مهمات به آسیای جنوب شرقی در سال 1962 ارسال شد. گزارش نیروهای آمریکایی و هم پیمانانشان مبنی بر کارآمدی بسیار اسلحه و مهمات فوق در میدان جنگ بود.
در سال 1963 ژنرال مک نامارا (MC Namara) دستور توقیف تولید M14 و مجوز خرید 85000 قبضه M16 برای ارتش و نیروی زمینی و 14000 قبضه برای نیروهای ویژه هوا دریایی آمریکا صادر کرد.
یکی از مسائلی که در آن زمان برای سلاح فوق گزارش شد این بود که به علت خصوصیات محیطی منطقه جنگ و عدم نگهداری مناسب از سلاح توسط سربازان ، اسلحه متناوبا دچار پدیده گیر کردن می شد. این اشکال با دادن آب کروم به لوله و اصلاح مدل خان لوله به سرعت مرتفع شد و مدل جدید M16A1 به عنوان یک سلاح تهاجمی با قابلیت استفاده از مهمات شارژ متوسط به نیروهای ایالات متحده عرضه شد و دراین زمان بود که ایالات متحده به صورت رسمی دارای دو کالیبر مختلف نظامی در ارتش خود شد.
در همان زمان که اسلحه M16 برای استفاده در آسیای جنوب شرقی برگزیده شد اسلحه M14 در پایگاههای اروپایی (NATO) در حال خدمت بود. بعد از حل مشکلات ابتدایی و لجستیکی اسلحه M16 و موفقیتهایی که کالیبر 56/5 میلی متری در آسیای جنوب شرقی بدست آورد دیگر اعضای پیمان (NATO) هم شروع به بکارگیری سلاح و مهمات فوق کردند.
پیمان (NATO) دو تعریف مجزا برای استفاده از کالیبرهای فوق مطرح کرد، کالیبر 56/5 میلی متری را برای استفاده سربازان نیروی زمینی – خدمه ادوات نظامی مستقر بر روی کشتیها- نیروهای (NATO) و تمام رسته هایی که از اسلحه های اتوماتیک دفاعی برخور دارند و کالیبر 62/7 میلی متری با شارژ بالا قابل استفاده در مسلسلهای سنگین (M60-MG3-FNMAG) و استفاده نیروهای پشتیبان پیاده نظام ارتش – و اسلحه های سنگین مستقر بر روی خودروهای نظامی و هلی کوپترها انتخاب شدند.
قابل به ذکر است که اکثر نیروهای تک تیرانداز نیز هنوز از کالیبر 51×62/7 میلی متری استفاده می کنند.
تا به اینجا سعی در طرح تاریخچه بوجود آمدن کالیبرهای مختلف داشتیم، حال به مقایسه ضعفها و قوتهای دو کالیبر مختلف و معروف 56/5 میلی متری 62/7 میلی متری می پردازیم و درانتها نتیجه می گیریم که به چه دلیل کالیبر 62/7 میلی متری در درازمدت نتایج بهتر و قابل قبول تری را برای مصرف کنندگان خود خواهد داشت.
کالیبر 62/7 میلی متری از سال 1953 توسط ناتو (NATO) پذیرفته شد این گلوله از روی نمونه های M80 آمریکایی و یا M77 بلژیکی اقتباس شده بود وزن مرمی آن در حدود 147 grain و دارای روکش از جنس آلیاژ کاپرنیکل بود، سرعت در دهانه لوله آن (848 m/s)2800fps و وزن یک فشنگ کامل آن 380grain و به طول 2/8 inch می باشد.
با استفاده از یک لوله استاندارد 22 inch به همراه خان دوراهه در 12 inch انتهایی (اسلحه M14 ) سرعت خروج گلوله از لوله به پیشینه خود رسیده ودر مسافت 620 متری (682 یارد) بیشترین تاثیر خود را دارد.
در این فاصله گلوله فوق قابلیت گذر از یک صفحه فولادی به ضخامت 3045 میلی متر و یا (0/14 inch) را دارا می باشد. ودر فاصله 800 متری (880 یاردی) قابلیت عبور از کلاه خود نظامی را دارا می باشد. در آزمایشات عبور گلوله از استحکامات نظامی کالیبر فوق قابلیت عبور از دوبلوک ساختمانی پشت سر هم را در فاصله 600 متری دارا می باشد.
در سال 1970 بعد از تحقیقات و بررسی بر روی طرح گلوله M193 و ایجاد اصلاحات زیادی بر روی آن گلوله 45×56/5 میلی متری ss109 به عنوان یک گلوله با شارژ متوسط و مورد مصرف در اسلحه M16 تولید می شود. وزن مرمی گلوله فوق 62 grain و قدرت نفوذ آن در زره در حد مناسب بود سرعت خروج گلوله از لوله در حدود (924 m/s)3050fps می باشد.
برای اصلاحات بیشتر گلوله نزدیک به 10 grain به وزن و معادل 0/182 in به کالیبر آن افزوده شد. با قرار دادن یک نوک فولادی در داخل ژاکت SS109 به میزان قابل توجهی به نفوذ پذیری آن افزوده شد با این اصلاحات وزن کلی گلوله 182 grain و طول آن 2/26 in شد.
با این اصلاحات نیاز به تغییر در لوله اسلحه ها نیز کاملا حس شد به علت افزایش وزن و طول گلوله، برای جلوگیری از افت گلوله در هنگام حرکت خان لوله اسلحه ها به یک خان دو راهه در 7inch انتهای لوله تبدیل شد.
این مقایسه در زمانی عینیت پیدا می کند که به یاد آورید که وزن مرمی M193 معادل 55 grain بود و با استفاده از یک لوله استاندارد و با ان دوراهه در 12 inch انتهای لوله درمرز تثبیت قرار می گرفت.
SS109 توانایی نفوذ در یک صفحه فولادی به ضخامت 45/3 میلی متر از فاصله 640 متری (704 یاردی) و همچنین نفوذ در یک کلاه خود ساخت آمریکا از فاصله 1300 متری (1430 یاردی) را دارا می باشد. در آزمایشات نفوذ در استحکامات نظامی ، SS109 قابلیت نفوذ در یک بلوک ساختمانی را در فاصله 600 متری دارا نمی باشد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
امتیازات کلی گلوله 45×56/5 میلی متری را به صورت خلاصه جمع بندی می کنیم:
1-بر طبق تحقیقات مرکز (ORO) قدرت نفوذ پذیری SS109 در مجموع 51×62/7 میلی متری بالاتر بوده و برای درگیریهای زیر 300 متری مناسب می باشد.
2-قدرت پس زنی کم گلوله SS109 امکان دقت بیشتری را به تیرانداز در هنگام شلیک اتوماتیک می دهد و این خصوصیت باعث ایجاد حجم آتش دقیق تری توسط سربازان می شود.
3-وزن کم کالیبر 45×56/5 میلی متری امکان حمل مهمات بیشتری را به سربازان می دهد.
4-ابعاد کوچک مهمات 56/5 میلی متری امکان استفاده از یک سلاح کوچکتر و سبک تر و همچنین سلاحهای مخصوص نیروهای ویژه را به سربازان می دهد.
5-قدرت کشندگی کالیبر 56/5 میلی متری به علت قابلیت ایجاد انحراف در مسیر حرکت گلوله پس از برخورد با هدف و خصوصیت متلاشی شدن آن در داخل بدن انسان نسبت به کالیبر 62/7 بسیار بالاتر می باشد.
بر طبق نتایج تحقیقات فوق طرح کالیبر شارژ متوسط 45×56/5 میلی متری بسیار بی نقص به نظر می آمد ولی در پی آزمایشات بیشتر دقت واعتبار این نظریه زیر سوال رفت.
در این قسمت می خواهیم به بررسی فاکتورها و خصوصیاتی بپردازیم که از دید طرفداران کالیبرهای باشارژ متوسط پنهان مانده است و خواص کالیبر 56/5 میلی متری را با کالیبر 62/7 مقایسه کنیم:
-تحقیقاتی که توسط سازمان (NSMATCC) برای گلوله 56/5 میلی متری (SS109) حاصل شد نشانگر این بود که گلوله SS109 از فاصله 640 متری توانایی عبور از یک ورق فولادی به ضخامت 3045 میلی متری را دارا می باشد در حالی که این فاصله برای کالیبر 51×62/7 میلی متری معادل 620 متر بود.
-در مورد نفوذ در یک کلاه خود آمریکایی، گلوله SS109 از فاصله 1300 متری موثر می باشد ولی گلوله 62/7 میلی متری از فاصله 800 متری دارای این خصوصیت می باشد.
-اما در این مقایسه به این مطلب توجه نشده است که خصوصیات گلوله SS109 که در خود یک نوک نفوذ کننده فولادی را دارا می باشد اصولا قابل مقایسه با گلوله کالیبر 62/7 میلی متری با هسته تمام سربی نمی باشد و این مقایسه می بایستی با گلوله M193 انجام می شد و در صورت انجام این مقایسه نتایج بدست آمده گواهی داشتند که تمام خصوصیات کالیبر 62/7 میلی متری به کالیبر 56/5 میلی متری برتری دارند.
با این اوصاف و این مطلب که گلوله 62/7 میلی متری توانایی عبور از دو بلوک ساختمانی را دارا می باشد ولی حتی گلوله SS109 توانایی عبور از یک بلوک سیمانی را نیز دارا نمی باشد متوجه می شویم که خصوصیات SS109 برتری خاصی نسبت به 62/7 میلی متری بیان نمی دارد.
اگر واقع بین باشیم در می یابیم که طرح قدرت آتش بالا در واقع با استفاده از مهمات شارژ متوسط به صورت مطلوب حاصل نمی شود و این روش فقط منجر به صرف هزینه بسیار در زمینه تهیه سلاح و مهمات می شود با آنکه قدرت پس زنی مهمات 56/5 میلی متری کمتراز کالیبر 62/7 میلی متری می باشد ولی باز هم پراکندگی اصابت به هدف آن قابل قبول نمی باشد.
-شلیک تمام اتوماتیک به علت عدم کنترل بر روی تعداد گلوله شلیک شده توسط سلاح تاثیر چندانی ندارد به همین علت در نسل دوم اسلحه های M16A2 وFNC وFN حالت انتخاب شلیک 3 تیری طراحی شد.
با این روش جدید در اسلحه ای که دارای خشابی با ظرفیت 30 گلوله می باشد، شما فقط امکان 10 شلیک 3 تیری را دارا می باشید بنابراین آیا به نظر شما این معقول می باشد که برای از بین بردن 15 دشمن 30 گلوله شلیک شود.
با تمام این اوصاف و حالت کنترل بهتر در هنگام شلیک 3 تیری باز هم منطقه پراکندگی مهمات 56/5 میلی متری نسبتا زیاد بود.
در این موقعیت محققان به این نتیجه رسیدند که یک شلیک کالیبر 51×62/7 میلی متری خیلی اثرگذارتر از کی شلیک 3 تیری توسط کالیبر 56/5 میلی متری می باشد. (البته بعدها عدم صحت این فرضیه کاملا به اثبات رسید- برای اطلاعات بیشتر به مقاله تاثیرات عبور گلوله از بدن انسان مندرج در شماره 13 مجله جنگ افزار مراجعه کنید- مترجم) و نتیجه این سبک تیراندازی فقط به تمام شدن سریع مهمات می انجامد.
خصوصیت بارز مهمات 56/5 میلی متری کاهش وزن ان نسبت به 62/7 میلی متری می باشد، اما در نهایت این کاهش وزن در حدد 47% تفاوت را بین کالیبر 56/5 میلی متری و کالیبر 62/7 میلی متری ایجاد کرد، و این خصوصیت مثبت به شدت تحت شعاع خصوصیت منفی کاهش تاثیر گذاری مهمات فوق در میدان جنگ قرار گرفت.





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



کالیبر 56/5 میلی متری در اصل از روی کی کالیبر شکاری مرسوم در ایالات متحده با عنوان (0/223 Remington) اقتباس شده بود این کالیبر شکاری به صورت غیر قانونی برای شکار آهو و یا شکارهایی در این اندازه استفاده می شد وزن گلوله فوق در حدود 68grain بود.
در فصول شکار مشاهده می شد که گاهی اوقات در فواصل نسبتا دور گلوله فوق برای از پا در آوردن اهدافی نظیر آهو کارآمد نمی باشد در نتیجه مصرف گلوله فوق محدود به هدف قرار دادن حیواناتی نظیر موش خرمای آمریکایی- موش صحرایی- بوقلمون و سگهای وحشی شده بود. حال این سوال مطرح می شود که آیا این طرح از مهمات برای هدف قراردادن اهداف انسانی در منطقه جنگ مناسب می باشد؟
و آیا این خصوصیت که سربازان مهمات بیشتری را در این شرایط حمل می کنند با این سوال که آیا مهمات حمل شده موثر می باشد یا خیر؟ کم رنگ نمی شود. و این در حالی می باشد که در یک شرایط واقعی درگیری که در فیلیپین بین نیروهای دولتی مسلح به M16A1 و شورشیان کمونیست مسلح به M1 و اسلحه های اتوماتیک Browning اتفاق افتاد برتری نسبی از آن شورشیان شد.
- امتیاز دیگر مهمات فوق این می باشد که نیروهای ویژه کماندو و هوابرد به علت قابلیت حمل اسلحه های کوچکتر و سبک تر بیشتر تمایل به استفاده از مهما فوق دارند. در حالی که در عمل نیروهای ویژه اسرائیل از اسلحه Gallil و یا در اروپا از FN-FAL استفاده می کنند که هردو اینها از کالیبر 51×62/7 میلی متری استفاده می کنند( البته کمی بعد از تولید اسلحه Gallil با کالیبر 62/7 میلی متری این سلاح مورد بازنگری واقع شد وبا کالیبر 56/5 میلی متری تولید شد. مترجم) ولی وزن سلاحهای فوق با خشاب کاملا پر و ظرفیت 20 گلوله چیزی در حدود 10 الی 9 پوند می باشد.
این دو اسلحه با داشتن خصوصیت قنداق تاشو بسیار کم حجم و قابل حمل می باشند.
و در مقابل این دو سلاح ، اسلحه های M16A2 –FNC که همگی از کالیبر 45×56/5 میلی متری استفاده می کنند دارای حداقل وزن 10 الی 8 پوند می باشند که همگی در حالت خشاب کاملا پر دارای ظرفیت 30 گلوله می باشند.
مفهوم مقایسه بالا این می باشد که کوشش در کم حجم کردن سلاح و کاهش وزن آن چندان موثر واقع نشده است.
در فواصل کمتراز 200 متر به علت شدت انحراف گلوله M193 و متلاشی شدن آن در داخل بدن انسان قدرت مرگ آوری آن بسیار شدید و غیر قابل وصف می باشد ولی در فواصل بالای 211 متر به علت افت شدید سرعت آن این قدرت بسیار کاهش می یابد.
در مقایسه با M193 گلوله SS109 بلندتر و سنگین تر می باشد این گلوله به علت استفاده از اسلحه های پیشرفته تر دارای خاصیت خفظ مسیر حرکت و افت کمتر نسبت به M193 می باشد. این خصلت در زمان برخورد به هدف هم حفظ می شود و گلوله فوق به علت عدم انحراف و عدم تلاشی دارای خاصیت کشندگی کمتری نسبت به M193 می باشد.
(بعدها در طی آزمایشات پزشکی عدم صحت این ادعا کاملا به اثبات رسید و مشخص شد که گلوله SS109 حتی به مراتب از M193 کشنده تر می باشد- برای اطلاعات بیشتر به مقاله تاثیرات عبور گلوله از بدن انسان مندرج در شماره 13 مجله جنگ افزار مراجعه کنید- مترجم) در طی سالهای 1950 و بعد از آن محققان بر این عقیده بودند که درجنگها فواصل تا زیر 300 متری دارای اهمیت می باشند بنابراین تلاشی در پی اصلاح گلوله ها برای هدف قراردادن دشمن در فواصل بالای 300 متری انجام نمی شد.
ولی با پیشرفت تحقیقات در طی دهه 70 این ایده باطل شده و کشورها شروع به کار بروی نشانه گذارهای لیزری و هدف گیری دشمن در فواصل بالای 300 متری کردند. توجه داشته باشید که مهمات 45×56/5 میلی متری کلا برای این فواصل مناسب نمی باشد.
اولین نمونه نشانه گذاری لیزری محصول یک شرکت انگلیسی بود با قدرت بزرگنمایی 4 برابر که بر روی اسلحه FN-FAL با کالیبر 62/7 میلی متری نصب شد. در همین زمان در کشور اتریش یک نشانه گذار با قدرت بزرگنمایی 105 برابر برای اسلحه Steyr-Mannlicher AUG طراحی و بروی دسته حمل آن نصب شد و همزمان در ایالات متحده نشانه گذار مشابهی برای M16A2 طراحی شد. کالیبر هر دو اسلحه یاد شده 45×56/5 میلی متری می باشد. با استفاده از این سیستمها سربازان توانایی درگیری در فواصل دورتر را پیدا می کردند ولی مهمات آنها این قابلیت را بطور کامل دارا نبود.و در این زمان بود که محدودیت این مهمات برای فواصل 300 الی 400 متری بسیار مشهود می شد.



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



یکی دیگر از مشکلاتی که کالیبر فوق با آن درگیر می باشد تاثیرات وزش باد در خلاف جهت حرکت می باشد مسلما این تاثیر نامطلوب بر روی گلوله ای با وزن 62 grain بسیار بیشتر از گلوله ای با کالیبر 62/7 می باشد.
برای مثال می توان گفت در زمان وزش باد با سرعت 10mph در فاصله 400 متری برای اصلاح حرکت گلوله SS109 نیاز به 9 درجه اصلاح ولی برای کالیبر 62/7 میلی متر فقط 4 درجه اصلاح لازم است. توجه داشته باشید دقت در تنظیم دستگاه نشانه روی و درجه اصلاح بالا برای رفع خطا، به دلیل وجود خطای انسانی درهنگام تنظیم توسط دست ممکن است باعث ایجاد خطاهای دیگری نیز بشود.با این شرایط استفاده از این سیستمهای نشانه گذاری نیز کمکی در رفع مشکل کالیبر فوق در درگیریهای فواصل دور نمی کند.
-یکی از موارد دیگر توجه به رفتار کالیبر 56/5 میلی متر نسبت به پوششهای ضد گلوله خصوصا جلیقه های ضد گلوله می باشد. با آنکه SS109 قابلیت نفوذ در نسلهای قدیمی تر این جلیقه ها را دارا می باشد ولی با پیشرقت در تولید این جلیقه ها و استفاده از لایه های پیشرفته Kevlar و ترکیبات سرامیکی به شدت خصوصیت نفوذ ناپذیری SS109 کاهش می یابد. برای مثال گلوله شارژ متوسط روسی (39×45/5 میلی متر) از توانایی نفوذ در یک لایه محافظ با مشخصات 8/5 پوند از ترکیبات Kevlar و 8/4 میلی متر ورق فولادی برخوردار نمی باشد ولی گلوله SS109 این توانایی را دارا می باشد ولی این سوال در اینجا مطرح می شود که تا کجا با این سرعت پیشرفت در ساخت جلیقه ها و پوششهای محافظ SS109 این قابلیت را حفظ می کند(امروزه جلیقه های استفاده شده در جنگهای عراق و افغانستان توسط نیروهای آمریکایی در مقابل گلوله SS109 نفوذ ناپذیر می باشند- مترجم)
-با همان استدلال سال 1963 طرفداران کالیبر شارژ متوسط 56/5 میلی متری هنوز هم بر حفظ این طرح پافشاری می کنند، و با تمام این مشکلات به دلیل آنکه اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق دارای کالیبر شارژ متوسط 39×45/5 میلی متری می باشند، در ایالات متحده هم بر حفظ این کالیبر اصرار می شود.
با تمام مواردی که در قبل به آنها اشاره شد و حتی مثالهای زنده ایی همچون مقوله فیلیپین و شناخت سربازان به عدم کارآیی کالیبر فوق وبا رشد تکنولوژی ساخت نشانه گذارهای لیزری و جلیقه های ضد گلوله بیش از بیش نسبت به گذشته احساس نیاز به ساخت و تهیه مهمات با شارژ بالا می شود و با این شرایط جایی برای خودنمایی مهمات شارژمتوسط و خانوده ای آنها باقی نمی ماند.
از سال 1953 به بعد هیچ اصلاحی بر روی کالیبر 62/7 انجام نشده است و با رشد تکنولوژی هم اکنون در جایگاه آن هستیم که اصلاحاتی را برای بالاتر بردن قدرت مهمات فوق و برتری نسبی آن نسبت به محصولات کشورهای دیگر انجام دهیم. مسلما قدرت مرگ آوری گلوله ای به وزن 147 grain و کالیبر 62/7 بسیار بالا می باشد و با اصلاحات کافی قادر به مقابله و برتری نسبت به نمونه شارژ متوسط روسی (39×45/5 میلی متری) می باشد. در پایان لازم به ذکر است که به یاد داشته باشیم امپراطوری ژاپن در طی سالهای قبل از جنگ جهانی دوم کالیبر 7/7 میلی متری (303/0) را با کالیبر 5/6 میلی متری (256/0) تعویض کرده و در همان زمان در کشور ایتالیا کالیبر 35/7 میلی متری با کالیبر 5/6 میلی متری جایگزین شد و این جابه جایی فقط به دلیل قابلیت کشندگی و نفوذ ناپذیری بیشتر کالیبرهای فوق بود. اجازه دهید از این موارد تاریخی و تجربیات گذشتگان عبرت گرفته و تمام نیروی خود را بر روی بهینه کردن کالیبر 62/7 میلی متری متمرکز کنیم و به این نتیجه برسیم که خیر(NATO) به هیچ عنوان نیازی به داشتن دو کالیبر متفاوت نداشته است.
توضیحات: 1 grain=0.065 gram

Persian_Gun's
28-01-2008, 15:06
تـانـک شکست خورده ی مرکـاوا

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تانک مرکاوا مدل Mk3
مقامات اسرائیل به این نتیجه رسیدند که به دلیل جمعیت کم نمی توانند از عهده تلفات سنگین در جنگ برآیند در نتیجه تصمیم به ساخت تانک مرکاوا گرفتند.
مرکاوا (Merkava) نوعی تانک جنگی است که توسط اسرائیل، به منظور تامین هر چه بیشتر امنیت جانی سرنشینان در شرایط سخت جنگی و در اصل برای کمک به ارتش اسرائیل ساخته شده است.
از آنجایی که موتور تانک در قسمت جلوی آن قرار دارد، در نتیجه جرم بیشتر تانک در این قسمت جمع شده و در شرایط بحرانی فرار از در پشتی تانک برای سرنشینان آسانتر می شود. مرکاوا سریع حرکت می کند، بسیار پر قدرت است و بدنه آن از نوعی فلز ضد ضربه کم نظیر ساخته شده است. مجموعه این خصوصیات Merkava را به یکی از ایمن ترین تانک های جهان برای سربازان تبدیل کرده است.

تعداد زیادی از این نوع تانک در کارخانه ای واقع در یکی از شهر های مرکزی اسرائیل به نام تلاشومر (Tel HaShomer) تولید و نگهداری می شوند، به علاوه قطعات لازم برای ساخت نیز در اسرائیل و توسط شرکت های فعال در زمینه صنایع نظامی از جمله IMI, Elbit, Soltam و ... ساخته می شوند.

تاریخچه
در سال 1967 پس از جنگ شش روزه - جنگ "اعراب و اسرائیل" یا جنگ "ماه ژوئن" نیز نامیده می شود و درواقع نبرد اسرائیل با کشورهای عربی نظیر مصر، اردن، عراق و سوریه بود که طی آن اسرائیل موفق شد نوارغزه، شبه جزیره سینا در مصر، نواحی غربی اردن و فلات جولان در سوریه را به تصرف خود در آورد - و تحریم اسرائیل توسط کشور فرانسه، وزارت دفاع اسرائیل قراردادی مبنی بر همکاری و مشارکت با کشور انگلستان در ساخت نوعی تانک جنگی به نام چیفتن (Chieftain) را به امضاء رساند.

در سال 1969 با فشار کشور های عربی، انگلستان مجبور به لغو این قرارداد و کنار گذاشتن اسرائیل از این پروژه شد. این کار اسرائیل را متوجه این نکته کرد که به منظور تامین تسلیحات نظامی اش نمی تواند به کمک دیگر کشورها تکیه کند، در نتیجه با استفاده بهینه از نیروهای داخلی، مصصم به ساخت یک تانک جنگی که عملا یکی از مخرب ترین جنگ افزارهای نظامی به شمار می رود، شد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


جمعیت اندک عامل ساخت مرکاوا

هر چند اسرائیل حادثه جنگ یوم کیپور (Yom Kippur) در سال 1973 را با ذخایر تسهیلات نظامی آمریکا پیش برد، اما به این نتیجه رسید که کشوری مانند اسرائیل با جمعیت اندکش نمی تواند از عهده تلفات سنگین چنین جنگ هایی برآید؛ در نتیجه تصمیم به ساخت تانک Merkava با هدف حفظ جان سربازانش گرفت.
جنگ یوم کیپور که جنگ رمضان، جنگ اکتبر یا جنگ 1973 اعراب و اسرائیل نیز نامیده می شود، جنگی بود که با اتحاد کشورهای عربی به رهبری مصر و سوریه در مقابله با اسرائیل در گرفت. این جنگ که در واقع نوعی جوابیه به جنگ شش روزه بود در تعطیلات یوم کپیور یهودیان آغاز شد و بیست روز به طول انجامید و نهایتا نیز به آتش بس رسید.
Merkava Mk 1
برای اولین بار این تانک که مجهز به یک توپ 105 میلیمتری بود، در ماه آوریل 1979 مورد بهره برداری قرار گرفت. در سال 1982 در جنگ لبنان آزمایش شد، ظاهرا سیستم ترمز تانک با مشکلاتی روبرو بود.
Merkava Mk 2
اشکالات Mk 1 در این مدل برطرف و بهسازی شد، از آن جمله اضافه شدن یک خمپاره 60 میلیمتری در داخل تانک بود. Mk 2 مجددا در تهاجم اسرائیل به لبنان و بیروت مورد استفاده قرار گرفت.
Merkava Mk 3
این مدل که در 1990 معرفی شد، مجهز به یک موتور با قدرتی معادل 1200 اسب بخار و یک اسلحه Smooth-Bore 120 میلیمتری بود.
Merkava Mk 3B
در سال 1995 عرضه شد، این تانک که Merkava Baz نیز نامیده شد، در سیستم شلیک و تهویه هوای داخل آن نسبت به مدل های قبل تغییراتی بوجود آمد و یک پکیج زرهی به نام Kasag به آن افزوده شد. در واقع Merkava 3 BazKasag یکی از امن ترین تانک های دنیا به شمار می رود.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

طی انتفاضه الاقصی سه عدد تانک مرکاوا توسط رزمندگان فلسطین در نوار غزه نابود شد و 7 سرباز اسرئیلی به هلاکت رسیدند.
Merkava Mk 4
آخرین مدل ساخته شده از تانک های Merkava است که از سال 2004 مورد استفاده قرار گرفته است، سیتم ایمنی اش کامل تر شده دقیق تر شلیک می کند.

ملاحظات
مانند هر تانک دیگر، Merkava نمی تواند در مقابل مین های زیرزمینی مقاومت کند. طی انتفاضه الاقصی سه عدد تانک مرکاوا توسط رزمندگان فلسطین در نوار غزه نابود شد و 7 سرباز اسرئیلی به هلاکت رسیدند.
در زد و خوردهای اخیر میان اسرائیل و لبنان (در سال 2006) نیز چندین تانک مرکاوا تخزیب شده و سرنشینان آنها زخمی شده یا به هلاکت رسیدند. مقامات اسرائیلی معتقد هستند که این عملیات و عملیات مشابه با کمک موشک های ضد تانک Metis-M ساخت کشور روسیه انجام شده است.

از سال 2005 تعداد ده هزار کارگر در 220 کارخانه ساخت تانک مرکاوا درکشور اسرائیل به کار گمارده شده اند. در همان سال درآمد دولت اسرائیل از صادر کردن تجهیزات و ابزار جانبی تانک مرکاوا رقمی بالغ بر 200 میلیون دلار بود. کارخانه های سازنده این تجهیزات در اسرائیل، در آمد حاصله از صادرات لوازم فوق الذکر را در سال 2007 معادل 400 میلیون دلار پیش بینی کرده اند.
en.wikipedia.org

Persian_Gun's
28-01-2008, 16:32
بمب افکن Tu-22M، آتشی زیر خاکستر جنگ سرد نویسنده: آرمان
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در دوران جنگ جهانی دوم، همیشه بمباران کشورهای دور از دسترس مسئله ای مشکل ساز برای نیروی هوایی کشورهای درگیر در جنگ بود. چرا که خطرات زیادی یک بمب افکن را در حین پرواز دوربرد به کشور دشمن تهدید می کرد. رهگیری شدن به وسیله جنگنده های دشمن، اتمام سوخت، خرابی موتورها و نقص فنی، همه و همه از عواملی بودند که مانع از موفقیت در بمباران های استراتژیک دوربرد می شدند. پس از جنگ جهانی دوم، کم کم این ایده توسعه زیادی پیدا کرد و نتیجه همین پیشرفت، رقابت شدید شوروی و آمریکا، یعنی دو طرف جنگ سرد در ساخت بمب افکن های سنگین دوربرد شد. یکی از مهم ترین و پیشرفته ترین بمب افکن های ساخت شوروی که همواره موجب وحشت غرب بود، بمب افکن مافوق صوت سنگین Tu-22M، یعنی نمونه اصلاح شده همان بلایندر قدیمی بود. در مقاله زیر، به تفصیل به تشریح توانایی های این بمب افکن فراموش شده البته قدرتمند و مقتدر خواهیم پرداخت:
توانایی لحظه به لحظه بمباران طرف مقابل در جنگ سرد، برای شوروی و آمریکا حکم یکی از بزرگترین آرزو هایشان را داشت. ظاهراً هنوز قدرت بمباران های سنگین دو طرف به حدی نرسیده بود که آمریکا و شوروی بتوانند با هم درگیر نبرد های این چنینی شوند. بنابراین، هر دو کشور شروع به توسعه موشک های قاره پیمای خود کردند و هر روز با دست یافتن به فناوری پیشرفته تری، هر یک از طرفین قدرت خود را به رخ طرف مقابل می کشیدند. موشک های دوربرد تا اواخر جنگ سرد همچنان یکی از موضوع های داغ بحث های نظامی بین آمریکا و شوروی بود، اما انگار این دو کشور هم به این نتیجه رسیده بودند که هرگز بمباران موشکی نخواهد توانست جای عملیات انسانی را به طور کامل بگیرد، یعنی کاملاً جایگزین آن شود. در نتیجه آمریکا و شوری هیچ گاه از گسترش نیروی بمباران استراتژیکی که به وسیله هواپیماهای سنگین و دوربرد انجام می شد غافل نشدند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بمب افکن مافوق صوت Tu-22M3 در حال انجام آزمایش واماندگی
توپولف Tu-22M و تاریخچه Tu-22 بلایندر، جد بزرگ بک فایر
Tu-22 از هواپیماهایی بود که هنوز تاریخ نخستین پرواز آن معلوم نیست. این هواپیما احتمالاً در اوایل دهه 60 نخستین پروازهای خود را انجام داد و در خدمت نیروی هوایی و نیروی دریایی شوروی قرار گرفت. ناتو که با بررسی عکس های هوایی به وجود این هواپیما پی برده بود، آن را بلایندر نام نهاد. با بررسی شکل بال های- پسگرای این هواپیما و ابعاد آن، سرعت آن حداکثر دو ماخ پیش بینی گشت که بعدها معلوم شد سرعت بلایندر هیچ گاه از 1.4 ماخ فراتر نرفته است. این هواپیما بمب افکنی با حداکثر وزن برخاست حدود هشتاد تن بود و موتورهای آن با یک پیکربندی نا متعارف در عقب بدنه و درست در زیر سکان عمودی قرار داشتند. مشهورترین مدل بلایندر، مدل بلایندر C است که به تجهیزات گسترده ECM یا دفاع الکترونیکی مجهز بود و در خدمت نیروی دریایی شوروی سابق قرار گرفت. عراق به عنوان هم پیمان نزدیک شوروی در آن سال ها، یکی از مشتریان Tu-22 بود و در زمان جنگ ایران-عراق هم این کشور، استفاده نسبتاً گسترده ای از این بمب افکن علیه ایران به عمل آورد. هواپیمای Tu-22M، یعنی بمب افکن مورد بحث این مقاله، از نظر ساختار کلی و البته نام شاید به Tu-22 شباهت هایی داشته باشد، اما توپلوف 22 مدل ام که به بک فایر مشهور است، اساساً هواپیمای دیگریست.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بمب افکن مافوق صوت Tu-22M از مدل های اولیه
توپولف Tu-22M چگونه به وجود آمد
پس از طراحی بمب افکن Tu-22 هیئت طراحی توپولف کار را بر روی طرح بمب افکنی بر پایه ی بلایندر آغاز کرد. توپولف از ابتدا می خواست با تغییر زاویه پسگرایی بال ها و نصب موتورهای جدید با قدرت افزون تر نمونه ای اصلاح شده از Tu-22 را ارائه دهد. این طرح، طرح شماره 106 نام گرفت اما چندان که باید و شاید موفق نبود. شرکت توپولف طرح شماره 125 که بمب افکنی با بردی بیش از 4.800 کیلومتر و سرعتی بالغ بر 2.500 کیلومتر بر ساعت بود را نیز در سال 1962 به دولت آن زمان شوروی ارائه کرد. پس از تحلیل های فراوان، طرح 125 شرکت توپولف رد و طرح T-4 شرکت سوخو مورد قبول واقع گردید. با این که امیدها برای شرکت توپولف داشت به تدریج از بین می رفت، اما این شرکت دوباره دست به طراحی جدیدی با کد 145 زد. طرح 145 هواپیمایی اصلاح شده بر پایه ی Tu-22 بود که توانایی انجام ماموریت ها را چه در سرعت های زیر صوت و چه در سرعت های بالای صوت داشت. برای آن که حداقل نیاز های این هواپیما برای برد آن مرتفع شود، نیاز به استفاده از بال های متغیر بود تا طرح 145را تبدیل به بمب افکنی با انعطاف پذیری بالا و قابلیت پرواز در هر شرایط سرعت پروازی بنماید. بر اساس پیش بینی ها، هواپیمای جدید سرعتی بالغ بر 2.300 کیلومتر بر ساعت و بردی بین شش تا هفت هزار کیلومتر داشت. پس از آن که طرح T-4 شرکت سوخوی ناکام ماند، در سال 1967 توپولف رسماً مامور توسعه طرح 145 شد. نام هواپیمای جدید، همان Tu-22M بود. بیشتر گام هایی که در راه ساخت Tu-22M برداشته شد، نسبت به زمان خود بی نظیر بود. به خصوص که توجه ویژه ای هم به سیستم بال های متغیر که البته اساس همین طرح بود هم شده بود. بال های Tu-22M که در وسط بدنه قرار گرفته بودند، می توانستند زاویه خود را نسبت به خط عرضی هواپیما برای مطابقت با شرایط پروازی گوناگون تغییر دهند. نوک بال ها حالتی انحنایی و البته باریک و ریشه بال ها هم شکلی عریض و پهن داشت.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بمب افکن Tu-22M3 که زاویه پسگرایی بیشتر بال های آن به خوبی مشهود است
توپولف Tu-22M چگونه بمب افکنی بود
با معرفی بمب افکن سوپر سونیک بک فایر، آرزوهای نیروی هوایی شوروی برای داشتن بمب افکنی مدرن و در حد و اندازه های بمب افکن B-1B آمریکایی به بار نشست. بک فایر برای نخستین بار در سال 1969 در کازان مشاهده شد. برای نخستین بار در سال 1971 در آسمان رامنسکوی، در شرق مسکو بک فایر اقدام به انجام سوختگیری هوا به هوا کرد. این مسئله اگر شاید در وهله ی اول چندان هم مهم نباشد، اما همین عمل سوختگیری هوایی به منزله تهدیدی جدی برای آمریکا بود. توپولف برد این هواپیما را 2.200 کیلومتر اعلام کرده بود، در حالی که CIA معتقد بود برد این هواپیما می بایست از چهار هزار کیلومتر بیشتر باشد. DIA هم برد هواپیما را بدون سوختگیری AA، در حدود پنج هزار کیلومتر اعلام کرده بود. اگر به این برد زیاد، سوخت گیری هوا به هوا هم اضافه می شد، بک فایر به یک بمب افکن میان قاره ای به خصوص با توان حمله به کشوری چون آمریکا تبدیل می شد. بک فایر از موضوعات مورد بحث سران دو کشور شوروی و آمریکا در مذاکرات سالت 2 بود؛ هر چند که شوروی در این مذاکرات پذیرفت تا به جهت اطمینان از عدم حمله اتمی به کشور آمریکا، لوله ی سوختگیری هوایی Tu-22M را حذف نماید، اما روس ها چندی بعد این لوله ها را دوباره نصب کردند.

Tu-22M0- Backfire A- نخستین مدل بمب افکن بک فایر که به دلیل کارائی پایین تنها دو فروند از آن تولید شد. این دو فروند برای مقاصد آموزشی در سال 1973 به مرکز تمرینات هوایی منتقل شدند.
Tu-22M- Backfire A- اولین فروند از بمب افکن بک فایر که که کارائی و عملکرد آن مثبت تشخیص داده شده و ورود نمونه های بعدی آن به خدمت صحیح و به جا ارزیابی گردید.
Tu-22M2- Backfire B- مدل B بمب افکن بک فایر، اولین مدل از این بمب افکن سنگین بود که دستخوش اصلاحاتی در مقیاس بزرگ شد. این مدل به موتورهای نیرومند تر NK-22 مجهز گردید و برد آن به صورت رسمی تا پنج هزار و صد کیلومتر و بالاترین سرعت آن تا 1.800 کیلومتر بر ساعت افزایش یافت. این نمونه برای نخستین بار می توانست تا سه فروند موشک هوا به سطح Kh-22 را در زیر بدنه خود حمل نماید. اگر چه این مدل سیستم تعقیب اتوماتیک عوارض زمین را نداشت، اما مع الوصف قادر بود به خوبی از پس پرواز در ارتفاع پایین هم برآید. تعداد 211 فروند از این مدل در فاصله ده سال، یعنی بین سال های 1973و 1983 تولید شد. در همان ابتدای تولید، موتورهای جدیدتر NK-23 هم معرفی گردیدند که اصولاً نمونه های تقویت شده موتورهای قبلی بودند، اما این نمونه از موتورهای جدید به هدف های مورد انتظار دست نیافتند. گفتنی است که نخستین پروازهای آزمایشی این مدل از Tu-22M از سال 1973 شروع شد.
Tu-22M2Ye- Backfire B- مدل Ye بک فایر نمونه ای از بک فایر بی بود که مجهز به موتورهای جدید NK-25 و سیستم پیچیده کنترل پرواز شده بود. اما باز هم این تغییرات انتظارات را برآورده نکرد و این طرح هم همچنان مسکوت ماند.
Tu-22M3- Backfire C- به جرات می توان گفت که این مدل، پیشرفته ترین مدل بک فایر بود که نخستین پروازهای آزمایشی خود را در سال 1977 به انجام رساند. در پی انجام تغییراتی، دماغه هواپیما برای جا دادن برخی از سامانه های جدید دراز تر شد و حداکثر زاویه برگشت بال های بک فایر تا 65 درجه افزایش یافت. همچنین با نصب موتورهای جدید، این نمونه از بک فایر یکی از نقص های اجداد خود که عدم توانایی پرواز سوپر سونیک در ارتفاع دریا بود را نیز مرتفع نمود. حداکثر سرعت در مدل M3 به بیش از 2.300 کیلومتر بر ساعت و برد آن به بیش از 6.800 کیلومتر افزایش یافت. همچنین با افزایش باورنکردنی تسلیحات قابل حمل، M3 می توانست دوبرابر آن چه M2 حمل می کرد، اسلحه های مختلف را حمل نماید. در سال 1985 تست های مختلفی از پرواز در ارتفاع پایین انجام شد که همگی حاکی از موفقیت عملکرد هواپیما در ارتفاع پایین بودند.
Tu-22MR- اگرچه با ورود ماهواره های فضایی به عرصه ماموریت های جاسوسی هواپیماهای شناسایی تقریباً از رده خارج شدند، اما نمونه های انگشت شماری از Tu-22M3 ها برای انجام ماموریت های شناسایی بهینه سازی شدند. در Tu-22MR محفظه های نگهداری بمب جای خود را به سنسورها و حسگرهای مفصل هوایی داده اند. با تمام این اوصاف، در توانایی اخلال گری سیستم های الکترونیکی دشمن یا ECM نه مدل M2 و نه مدل M3 یا MR چندان موفق نبوده اند و همیشه برای تکمیل این نقش، هواپیماهای اسکورت دیگری که باید به عنوان مکمل به عملیات اضافه شوند، الزامی بوده اند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بمب افکن توپولف Tu-22M در حال حمل یک فروند موشک کیچن
به احتمال فراوان ساخت بمب افکن قدرتمند B-1B لنسر آمریکایی، واکنشی نسبت به ساخت بک فایر بوده است. بک فایر درست مخالف بسیاری از بمب افکن های رده خود، دارای پیکربندی ویژه ای است، چنان که موتورهای توربوفن آن در داخل و قسمت های کناری بدنه واقع شده اند. این ترکیب، بک فایر را بیشتر به یک جنگنده عظیم الجثه مشابه می سازد تا یک بمب افکن استراتژیک. بک فایر چهار خدمه دارد، یک خلبان در قسمت جلو سمت چپ، کمک خلبان در قسمت جلو سمت راست، افسر ارتباطات در قسمت عقب سمت چپ و یک افسر ناو بر در قسمت عقب سمت راست که البته افسران قسمت عقب کابین هیچ دیدی نسبت به جلوی هواپیما ندارند، اگر چه پنجره های کناری وسیع و بزرگی برای آنان در نظر گرفته شده است. تا کنون هیچ بک فایری به کشورهای خارجی صادر نشده است، اگر چه کشورهایی مثل ایران و چین در سال های 1990 علاقه فراوان خود را به داشتن این بمب افکن در خدمت نشان داده اند. هر چند گزارش هایی هم مبنی بر پیشنهاد این بمب افکن به کشور هند، مجهز به موشک های نزدیک برد Kh-15S وجود دارد. با تمام اوصاف، روسیه هنوز هم بزرگترین پرواز دهنده بمب افکن مشهور دوران جنگ سرد یعنی بک فایر است و این هواپیما به دلیل لغو پروژه T-60S به دلیل هزینه های زیاد تا آینده نامعلوم به عنوان بمب افکن اول استراتژیک روسیه در خدمت باقی خواهد ماند.

Persian_Gun's
28-01-2008, 16:36
MiG-29 SMT، عضوي جديد از خانواده فولكروم نویسنده: آرمان
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هواپيماي MiG-29 از جمله جنگنده هايي بود كه در آخرين نفس هاي عمر جنگ سرد و تقريباً همزمان با جنگنده موفق Su-27 طراحي و توليد گشت. هر چند اين جنگنده به لحاظ ابعاد طبق سنت ديرينه ي شركت ميكويان گورويچ از سوخو 27 فلانكر كوچك تر و جمع و جور تر است، اما طراحي آيروديناميكي فوق العاده ي اين هواپيما چيزيست كه فولكروم را به مانورپذيرترين جنگنده جهان مشهور كرده است. فولكروم شمايلي شبيه به فلانكر دارد، از دو سكان عمودي بهره مي جويد و ورودي هاي موتور و طرح بال هاي آن به جز ابعاد كاملاً‌ شبيه انواع به كار رفته در فلانكر است و تمامي اين شباهت ها، متاثر از استفاده مشترك دو شركت ميگ و سوخو از نتايج آزمايش هاي موسسه آيرو-هيدروديناميك شوروي سابق يا ساگي TsAGI در ميانه هاي دهه هشتاد ميلادي مي باشد. در مقاله زير، به بررسي تشريح وي‍ژگي هاي گونه ي جديد شكاري جنگنده ميگ 29 فولكروم ملقب به SMT مي پردازيم كه در سالهاي اخير خود را به عنوان رقيب جدي هواپيماهاي جديد خانواده ي فلانكر شركت سوخو در بين توليدات هواپيمايي نظامي روسيه به خوبي مطرح كرده است:
MiG-29SMT يكي از بهبود يافته ترين و به روز ترين مدل هاي جنگنده فولكروم است كه برنامه ساخت آن شامل موارد بهبود هاي فني بسياري در اين جنگنده شكاري مي شود. اما برنامه نيروي هوايي روسيه براي ارتقاي ميگ 29 هاي فعلي اين نيرو علاوه بر جنبه بسيار مثبت آن، يك نكته منفي هم براي علاقه مندان اين جنگنده دارد و آن اينست كه بسياري از اطلاعات فني به صورت يك راز باقي خواهد ماند چرا كه روسيه علاقه ندارد مشخصات دقيق اين جنگنده فعلاً فاش شود. همين مسائل خود بيان كننده ي اين است كه SMT چيز ديگريست. اگر از روي ظاهر بخواهيم قضاوت كنيم، MiG-29SMT به سادگي از مدل هاي ديگر فولكروم متمايز مي شود. چرا كه قسمت عقب كاكپيت هواپيما ديگر با يك شيب تند به بدنه متصل نمي شود، بلكه شكل كاكپيت تا قسمت انتهايي و بين موتورهاي هواپيما ادامه مي يابد و به صورت يك زايده روي بدنه اصلي فولكروم قرار مي گيرد. شايد به همين دليل باشد كه عده اي به MiG-29SMT «فولكروم كوهان دار» هم مي گويند! اما فايده ي اين به اصطلاح كوهان چيست؟

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MiG-29SMT، به مخزن سوخت بزرگ پشت كابين خلبان دقت كنيد
مدل هاي اوليه فولكروم و مشكل برد كوتاه
ميگ 29 در مدل هاي اوليه، همواره به عنوان يك هواپيماي بسيار موفق مورد توجه كارشناسان بوده و ويژگي هاي خاص آن باعث برانگيختن تحسين همگان بوده است. اما بزرگترين نقصي كه ميگ 29 از آن رنج مي برد، كوتاهي برد اين جنگنده بود. هر چند فولكروم در نقش اصلي دفاع هوايي كه برد در آن اهميت نسبتاً كمتري داشت رل خود را ايفا مي كرد، اما صدور اين جنگنده به كشورهاي ديگر و اعتراض خريداران به برد كم آن باعث شد تا خود روسيه هم به اين فكر بيفتد كه بهبود برد اين جنگنده مي تواند با عرضه مدل هاي اصلاح شده، مشكل را چاره نمايد. اين مشكل، حتي در مدل هاي بعدي هم همچنان جلوه مي كرد تا اينكه مدل پيشرفته SMT عرضه شد. وجود قسمت كوهان شكلي كه در بالاي بدنه MiG-29SMT به چشم مي خورد و اساسي ترين تفاوت ظاهري اين جنگنده را به وجود مي آورد، براي حل مشكل كوتاهي برد است. در اين قسمت يك مخزن سوخت بزرگ قرار گرفته است كه نقص فولكروم را در مورد برد كوتاهش به خوبي مي پوشاند. گفته مي شود كه در حالتي كه مخازن سوخت داخلي كاملاً پر و تانك هاي اضافي خارجي نيز نصب شده باشند، برد SMT به بيش از 3000 كيلومتر افزايش مي يابد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

امكان سوخت گيري هوا به هوا از بهبود هاي بسيار موثر MiG-29SMT به شمار مي آيد
تاريخچه كوتاه MiG-29SMT
نخستين پروازهاي نمونه هاي اوليه MiG-29SMT در 29 نوامبر سال 1997 آغاز گرديد و پرواز اول را خلبان مارات آليكوف به انجام رساند. مدل هاي اوليه تنها شايد شكل ساده اي از جنگنده اي كه قرار بود با عنوان MiG-29SMT به توليد برسد بودند و توانايي هاي آنان به حد كافي تكميل نبود. به همين دليل نخستين پرواز مدل كامل و مجهز MiG-29SMT در 14 جولاي 1998 به وسيله خلبان آزمايشي جديد شركت ميگ، خلبان ويلاديمير گوربونف انجام گرفت. براي اثبات افزايش باورنكردني برد فولكروم، دو فروند MiG-29SMT مسير بين فرودگاه ژوكوفسكي در روسيه و فارنبرو در بريتانيا را يكسره براي شركت در نمايشگاه پيمودند و اين در حالي بود كه در هنگام تماس چرخ هاي دو هواپيما با زمين، هنوز حدود يك تن سوخت در تانك هاي سوخت آنان مانده بود.

تفاوت هاي MiG-29SMT با مدل هاي ديگر
علاوه بر وجود يك مخزن سوخت بزرگ در بالاي بدنه ميگ 29 كه از اولين نگاه مي توان به وجود آن پي برد، MiG-29SMT تفاوت هاي عمده ديگري نيز با مدل هاي قديمي تر دارد[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] شايد بدانيد كه در مدل هاي قديمي دريچه هاي هواي جانبي در قسمت بالاي بدنه وجود داشتند كه در مواقعي كه هواپيما روي باند در حال تاكسي بود، با بسته شدن ورودي هاي اصلي هواي موتور، هوا از طريق اين ورودي هاي فرعي به درون موتور كشيده شده و بدين ترتيب از ورود اشيا اضافي به درون موتور در باند هاي ناتميز يا همان مشكل FOD-Foreign Object Damage ممانعت به عمل مي آمد. اما در MiG-29SMT به دليل عدم نياز به چنين مكانيزمي براي دريچه هاي موتور،‌ استفاده از همان دريچه هاي اصلي موتور در هنگام تاكسي البته با تدابير ديگري ترجيح داده شده و قسمت كانال هاي هوا كاملاً حذف گرديد. مزيت اين كار، ايجاد فضاي اضافي و اضافه كردن تانك هاي سوخت اضافه در فضاي خالي و در نتيجه افزايش برد هواپيما بود. يكي ديگر از امكانات اضافه شده به اين مدل از فولكروم، امكان سوخت گيري هوا به هواست كه نبود آن يكي از ضعف هاي عمده در مدل هاي قبلي به شمار مي آمد. مدل MiG-29SMT براي كاكپيت هم طرح هاي جديدي دارد. كاكپيت اين جنگنده از نوع كاكپيت شيشه اي بوده و در اين كاكپيت به صورت عمده از نمايشگر هاي LCD به جاي نشان دهنده هاي آنالوگ استفاده مي شود و به طور كلي با كاكپيت فولكروم هاي قديمي متفاوت است. تفاوت ديگر MiG-29SMT در رادار جديد N-109M Slot Back است كه سيستمي راداري با برد بيشتر، پهنه ي ديد وسيع تر،‌ امكان زير نظر داشتن طرفين هواپيما يا قابليت Side Looking و توانايي دنبال كردن بيش از ده هدف در يك زمان است. به طور كلي ظاهراً MiG-29SMT حتي قادر به حمل پاد هاي هدف گيري بيروني همانند سيستم LANTIRN در جنگنده هاي غربي نيز مي باشد كه براي كاربرد هاي هوا به زمين قابليت هاي جنگنده را مضاعف مي نمايد. اگر چه عموماً MiG-29SMT از مدل هاي قبلي سنگين تر است، اما با وجود موتورهاي جديد RD-43 به جاي RD-33 نه تنها مانع از افت كارايي هواپيما شده بلكه تا اندازه اي به مانورپذيري و شتاب گيري اين هوپيما نيز كمك كرده است. در اين موتور ها ديگر از دود سياه رنگ به جامانده در پشت موتور خبر نيست و ديگر سر و صداي بيش از حد موتور شما را آزار نمي دهد. اين موتور هاي تازه طراحي شده مي توانند تا 22.000 پوند نيروي كشش توليد نمايند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

MiG-29SMT در حال انجام مانور گردش
MiG-29UBT، مدل دو سرنشينه SMT
هواپيماي MiG-29UBT نيز يكي از مشتقات هواپيماي MiG-29SMT است كه به صورت دو سرنشينه و آموزشي توليد گرديده است. در اين مدل، علاوه بر يك كابين اضافي در عقب، مي توان به ترمز هاي هوايي بزرگتر تعبيه شده نيز اشاره كرد. كابين جلو همانند كاكپيت جلو در مدل پايه است، اما كابين عقب علاوه بر كنترل ها و ادوات معمولي، شامل يك صفحه CRT بزرگ براي نمايش تصوير تلوزيوني دريافتي از سيستم هاي نصب شده شناسايي در بيرون يا تسليحات هوا به زمين است. اگرچه اين مدل بيشتر به عنوان يك هواپيماي آموزشي شناخته شده است، اما UBT به راحتي مي تواند در بمباران هاي سبك تاكتيكي نيز مورد استفاده قرار بگيرد. در بمباران هايي كه نياز به دقت زياد براي انهدام هدف است، در حالي كه خلبان اصلي وظيفه هدايت هواپيما را به بهترين موقعيت دارد، خلبان قسمت عقب مي تواند به راحتي تسليحات هوا به زمين هوشمند را كنترل و در زمان لازم رها نمايد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تفاوت ظاهري MiG-29SMT با مدل هاي قديمي به خوبي در اين هواپيما با بدنه اي عضلاني تر مشخص است
نيروي هوايي روسيه و MiG-29SMT
با تمام اوصاف، نيروي هوايي روسيه RuAF تصميم به ارتقاي چهارصد فروند ميگ 29 قديمي در خدمت خود به مدل جديد MiG-29SMT دارد، اما مشكلات مالي و اقتصادي به احتمال زياد اجازه ارتقاي تمام ميگ هاي 29 خدمتي نيروي هوايي روسيه را نخواهد داد. خلبان هاي MiG-29SMT از عملكرد به مراتب عالي تر اين مدل از فولكروم اشاره كرده و همچنين ميل بسيار به جايگزيني فولكروم هاي قديمي با اين مدل دارند. گفتني است كه هزينه هاي نگهداري اين مدل،‌ در حدود سه چهارم مدل هاي قبلي اين جنگنده است. همچنين، مدل MiG-29SMT-2 نيز كه قرار است به زودي وارد خدمت گردد، به جاي رادار N-109M Slot Back از رادار بسيار پيشرفته ي N-110 ژوك بهره خواهد برد. اين هواپيما بي ترديد با ورود به خدمت عرصه را براي هواپيماهايي چون سوخو 30 و F-15E كه جنگنده هاي موفق، با توانايي هاي هوا به زمين گذشته هستند تنگ خواهد كرد.

Persian_Gun's
28-01-2008, 16:37
اریش هارتمن، خلبان تکخال جنگ جهانی دوم نویسنده: آرمان
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]جنگ جهانی دوم اگر چه یک تراژدی انسانی بود، اما همین جنگ خونین راه را برای وجود آمدن پیشرفت های بسیار در علوم هواپیمایی هموار ساخت. در دوران جنگ، هر روز مردم شاهد عبور صدها هواپیما از آسمان شهر و کشورشان بودند و حتی گاه پیش می آمد که درگیری ها بر فراز شهر ها صورت می گرفت. اما راستی که این هواپیماها نبودند که با هم درگیر می شدند، بلکه در داخل این هواپیماها خلبانانی قرار گرفته بودند که همگی، امیدهای کشورشان بودند که به جنگ با یکدیگر رفته بودند. یکی از این خلبانان، اریش هارتمن خلبان نیروی هوایی آلمان یا لوفت وافه بود که با پیروزی های شگفت انگیز و زیادی که به دست آورد، به قهرمان قهرمانان هوایی در طول تاریخ هوانوردی مشهور شد. این خلبان که در زمان جنگ هنوز 25 سال هم نداشت، کابوس خلبانان روسی بود و هواپیماهای روسی فراوانی را در دوران خدمتش سرنگون ساخت. در زیر، با هم تاریخچه کوتاهی از زندگی این خلبان را می خوانیم:
اریش هارتمن در اکتبر 1940 و در حالی که فقط هجده سال داشت، به نیروی هوایی آلمان ملحق شد و در مارس 1941 وارد مدرسه خلبانی شده و در اکتبر 1942، در زمانی که شاید جنگ جهانی دوم به اواسط خود نزدیک می شد، به عنوان خلبان جنگنده شکاری در سن بیست سالگی فارغ التحصیل شد. در آن زمان، نیروی هوایی آلمان و دیگر کشورهای درگیر، نیاز شدید به نیروی انسانی خصوصاً خلبان های ماهر و حرفه ای داشتند و همین علت باعث می شد که خلبانان بسیار جوان بلافاصله پس از اتمام دوره خلبانی به سرعت به خطوط مقدم جنگ فرستاده شوند، و هارتمن هم از این قاعده مستثنی نبود. او پس از به پایان رساندن تحصیل، به سرعت به فایتر وینگ 52 که مجهز به هواپیماهای مسراشمیت Me-109 بودند برای خدمت فرستاده شد. هارتمن تا آخرین روز جنگ در این اسکادران ماندگار شد و در بیش از 1400 سورتی پرواز عملیاتی موفق شد تعداد 352 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کند که خواب چنین تعداد پیروزی را هیچ خلبانی حتی در خواب هم نمی دید. بدین گونه هارتمن، موفق ترین خلبان در طول تاریخ شد که تا کنون در پروازهای عملیاتی شرکت کرده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپیمای مسراشمیت Bf-109، هواپیمایی که هارتمن با آن پرواز می کرد
وقتی که هارتمن وارد اسکادران عملیاتی خود شد، رهبر اسکادران یعنی خلبان راسمن که تا آن زمان موفق شده بود سیزده فروند هواپیمای دشمن را ساقط کند به خلبانان مطلب مهمی را اعلام کرد: «روی زمین، همه ما بر اساس قوانین نظامی با هم رفتار می کنیم و با ما رفتار می شود، اما در آسمان تنها چیزی که مهم است تعداد هواپیماهایی است که سرنگون کرده اید. نه مقام، نه درجه و نه عناوین و القابی که اینجا می بینید در آسمان ارزشی ندارد. کسی که بیشترین هواپیماهای دشمن را ساقط کرده است، لیدر و رهبر گروه های پروازی می شود، بدون توجه به درجه ای که دارد، حتی اگر یک ستوان تازه کار باشد.» گفته راسمن کاملاً واضح و صریح بود و به خوبی در خلبانان اثر کرد. در مدتی کم پس از ساماندهی گروه، هارتمن به عنوان وینگ من یا هواپیمای همراه راسمن برگزیده شد.

آغازی ناامید کننده برای هارتمن[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اولین ماموریتی که هارتمن انجام داد، به همه چیز شبیه بود غیر از یک نبرد هوایی. نخستین نبرد وی در 14 اکتبر 1942 اتفاق افتاد. در این پرواز او و لیدر راسمن به یک ماموریت گشت هوایی رفته بودند که ناگهان از سوی کنترل زمینی پیغامی مبنی بر حمله هواپیماهای روسی به تجهیزات زمینی آلمانی به هواپیماهای هارتمن و راسمن مخابره شد. دو خلبان فوراً مسیر خود را به سمت جنگنده های روسی تغییر دادند و کمی بعد در آسمان میزبانان خود را مشاهده کردند و بلافاصله درگیری شروع شد. هارتمن گاز موتور را به حداکثر ممکن رساند و از لیدر گروه جلو زد. با نزدیک شدن به یکی از هواپیماهای روسی از فاصله سیصد متری- در حالی که فاصله معمول برای شلیک حدود صد متر بود- آتش گشود. او تمامی گلوله های خود را در یک شلیک طولانی مصرف کرد در حالی که حتی یکی از گلوله ها هم به هواپیمای روسی برخورد نکرد. خلبانان روسی که فهمیده بودند که هارتمن دیگر گلوله ای برای شلیک ندارد، همگی به او حمله ور شدند. همین می توانست خاتمه دوران کوتاه خلبانی هارتمن باشد، اما او تصمیم گرفت که عمر خود را اینگونه پایان ندهد و به همین دلیل به زودی هواپیمای خود را در میان ابرها مخفی کرد. مدت کوتاهی که گذشت، راسمن دوباره هارتمن را از رادیو فرخواند و به او دستور داد که دوباره به فرمیشن ملحق شود. همین که هارتمن از میان ابر ها راهی به بیرون پیدا کرد، در مقابل خود هواپیمایی را دید که با سرعت سرسام آور در حال نزدیک شدن به او بود. هارتمن تصور کرد که آن هواپیما یک جنگنده روسی است، در نتیجه شروع به انجام مانورهای شدید کرد تا از دست او بگریزد. اما در حقیقت در هواپیمایی که به سمت او می آمد کسی جز فرمانده راسمن قرار نگرفته بود! سرانجام هارتمن پس از پیدا کردن مسیر خود به سمت پایگاه، شروع به بازگشت کرد. اما هواپیمای هارتمن در نزدیکی پایگاه دیگر سوختی برای ادامه پرواز نداشت و هارتمن مجبور شد در زمین های اطراف فرود اجباری انجام دهد. هارتمن با خوش شانسی در کنار نیروهای آلمانی فرود آمده بود و سرانجام به پایگاه بازگردانده شد. در نخستین ماموریت، هارتمن مرتکب اشتباهات فراوانی شد. آرایش پروازی را به هم ریخت، جلوتر از لیدر گروه پرواز کرد، تمام مهماتش را بدون موفقیتی مصرف کرد و آسیب های سنگینی به هواپیمایش وارد ساخت. مجازات او سه روز کارگری با مکانیک های پایگاه در زمستان های سرد غرب روسیه بود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نمای جانبی جنگنده مسراشمیت Bf-109G-6
نخستین پیروزی هوایی هارتمن
سه هفته بعد در پنجم نوامبر 1942 او در یک آرایش پروازی به همراه سه جنگنده دیگر از پایگاه برخاست. بعد از پانزده دقیقه، خبر از نزدیک شدن 28 فروند هواپیمای روسی رسید که متشکل از 18 فروند IL-2 ستارموویک و 10 فروند جنگنده اسکورت بود. علی رغم برتری تعداد جنگنده های روسی، هواپیماهای آلمانی تصمیم گرفتند به ستارموویک ها حمله کنند. هارتمن IL-2 سمت چپ گروه پروازی را به عنوان هدف انتخاب کرد و از فاصله صد متری به روی ستارموویک روسی آتش گشود. گلوله های او اینبار به هواپیمای دشمن اصابت کردند، اما به ستارموویک که از لحاظ مقاومت بدنه و زره پوشی مشهور بود آسیبی نرساند. ناگهان هارتمن توصیه یکی از فرماندهان را به یاد آورد؛ به سرعت ارتفاع خود را کم کرد، تا جایی که هواپیمای IL-2 به طور کامل بالای سر او قرار گرفت. به طور نگهانی دماغه هواپیمایش را بالا داد و از زیر اگزوز سمت راست موتور ستارموویک را هدف قرار داد. همین که گلوله ها به اگزوز موتور برخورد کردند، دود سیاه رنگ غلیظی از هواپیمای روسی بلند شد. ستاموویک روسی مسیر خود را بلافاصله به سمت شرق و به سمت پایگاه خودی تغییر داد و هارتمن هم او را تعقیب کرد. ناگهان هواپیمای IL-2 درست در مقابل هواپیمای هارتمن منفجر شد و قطعات آن به موتور هواپیمای هارتمن برخورد کرد که باعث آتش گرفتن موتور جنگنده اش شد. هارتمن بار دیگر مجبور به فرود اضطراری شد، اما باز آنقدر خوش شانس بود که در منطقه تحت سلطه نیروهای آلمان نازی فرود آمده بود. این نخستین موفقیت از 352 پیروزی هوایی و نخستین هواپیمای IL-2 از کل 61 فروند ستارموویکی بود که هارتمن سرنگون ساخت.

فهرستی شگفت انگیز از پیروزی های هوایی هارتمن
1- در شش ماه اول سال 1943، 17 پیروزی هوایی
2- در جولای 1943، 23 پیروزی هوایی، 7 پیروزی در یک روز-7 جولای 1943
3- در آگوست 1943، 48 پیروزی هوایی، دوباره 7 پیروزی در یک روز-7 آگوست 1943
4- در سپتامبر 1943، 25 پیروزی هوایی، رسیدن تعداد کل پیروزی ها به 100 پیروزی
5- در اکتبر 1943، 32 پیروزی هوایی
6- در دوم مارس 1944، 10 پیروزی هوایی تنها در یک روز
7- سرنگون کردن حداقل 5 فروند هواپیمای P-51 موستانگ در 1944 و ...
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در همان زمان که نیروی زمینی آلمان به شدت تحت فشار نیروهای متفقین بود، هارتمن و خلبان های گروه او هر روز دسته ی جدیدی از هواپیماهای دشمن را شکار می کردند. این مسئله تا جایی ادامه یافت که حتی روس ها برای سر او جایزه هم تعیین کرده بودند. شهرت هارتمن به جایی رسید که نیروهای روسی او را هیولای سیاه نامیدند و بهترین خلبان هایشان را برای شکار هواپیماهای هارتمن و کشتن او فرستادند. شیوه نبرد هارتمن در بیش از هزار و چهارصد ماموریت پروازی در چهار مرحله خلاصه شده بود: شناسایی هدف، تصمیم گیری برای درگیری، حمله و فرار از محدوده خطر. هارتمن از زمان نخستین ماموریتش عادت گرفته بود که تا هواپیمای دشمن تمام شیشه جلوی هواپیمایش را نپوشاند به او حمله ور نشود. او با روش نزدیک شدن بیش از حد به هواپیمای دشمن برخورد هر کدام از گلوله های خود را به جنگنده های دشمن تضمین می کرد. علی رغم فهرست طولانی پیروزی های وی، هارتمن در بسیاری از مواقع هم که موقعیت فراهم بود به هواپیماهای دشمن حمله نکرد، چرا که می گفت که جنگ ادامه می یابد اما زندگی او ممکن است در اثر یک ریسک به پایان برسد. بنابراین او هیچ گاه در هدف گیری های خود خطر نمی کرد. هارتمن دید وسیع و واکنش های سریعی نسبت به هواپیماهای دشمن داشت. در همین حال، همیشه ویژگی های تهاجمی و خونسردی خود را در نبرد ها حفظ می کرد. هارتمن در حدود چهارده بار فرود اضطراری انجام داد، اما در هیچ یک از این فرود ها نه آسیبی به وی رسید نه توسط نیروهای دشمن دستگیر شد. حتی در مورد او می گویند که یک بار به همراه دو مکانیک در کابین یک نفره هواپیمای Me-109 از پایگاهی که دقایقی بعد به دست نیروهای روس می افتاد تیک آف کرد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هارتمن در سمت راست به همراه خلبانان گروهش
هارتمن به دریافت درجه های زیادی که لیاقت آن ها را نیز داشت نائل آمد و حتی درجه ی کاپیتانی که درجه بسیار مشکلی برای بدست آوردن بود را نیز دریافت کرد. او حتی نشان «صلیب شوالیه» را که بالاترین درجه نظامی آلمان بعد از هیلتر بود را نیز دریافت کرد، نشانی که از سال 1939 تنها بیست و هفت نفر از ارتش عظیم آلمان موفق به دریافت آن شده بودند. او به عنوان قهرمان جنگ جهانی هم نشان افتخاری دریافت کرد که فقط دوازده نفر از جمله هانس یولریچ رودل، خلبان بمب افکن استوکا دایور که بیش از پانصد تانک روسی را نابود کرده بود آن نشان را دریافت کردند. در اواخر جنگ جهانی دوم، هارتمن به شاهکار آلمانی ها، یعنی هواپیمای مسراشمیت Me-262، نخستین جنگنده جت جهان هم پرواز کرد، اما دوباره با Me-109 به خدمت ادامه داد. آخرین پایگاه هوایی او در چک اسلواکی و آخرین پیروزی وی ساقط کردن یک هواپیمای شکاری روسی بود. وقتی که جنگ پایان یافت، هارتمن در حالی که فقط 23 سال سن داشت به وسیله نیروهای روسی دستگیر شد و ده سال را در زندان های روسیه گذراند. در سال 1955، او به وطنش و به نزد همسرش بازگشت و به نیروی هوایی آلمان غربی پیوست. هارتمن همیشه می گفت که بیشتر از 1400 مأموریتی که انجام داده است، به این افتخار می کند که هیچ گاه حتی یک وینگ من یا هواپیمای همراه خود را از دست نداده است. این خلبان پر افتخار، در سال 1995 با کوله باری از تجربه و یاد سال ها نبرد و جنگ برای کشورش در 73 سالگی در گذشت.

Persian_Gun's
28-01-2008, 16:44
همه چیز در مورد MiG-21، پیر اردک زشت! نویسنده: آرمان

میگ 21، پر تولید ترین هواپیمای جنگنده جت جهان است که تا به حال طراحی و ساخته شده است. سریع، کوچک و چالاک است و تا حال، سینه آسمان اروپا، آسیا، آفریقا و حتی آمریکا را شکافته و با مدرن ترین و کشنده ترین جنگنده ها هم روبرو شده است. رکوردهایی که این جنگنده تا به حال کسب کرده است، گاه تا رکوردهایی که جنگنده ای مثل فانتوم به دست آورده پیش می رود. میگ 21 فیش بد، به خاطر رادار قدرتمند یا سیستم های الکترونیکی گران قیمت مشهور نشده است. بلکه این پرنده، هواپیمای یک خلبان زبده است و مانند موم، در دست یک خلبان با تجربه نرم است. موتورهای اعتماد پذیر، نگهداری آسان و قابلیت های زیاد در برابر این ویژگی ها، همه و همه دست به دست هم داده اند تا یکی از مشهور ترین جنگنده های جهان را به عرصه نبرد بیاورند. در این مقاله، مطالبی را در مورد این هواپیما، خصوصیات و مدل های مختلف آن از نظر می گذرانیم:

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
میگ 21 مدل PF در حال برخاست مجهز به موشک های هوا به هوا
در حدود سال های 1956، غربیها تصویر های ناواضحی به وسیله هواپیماهای جاسوسی خود از هواپیمای جدیدی به دست آوردند که برای آن به منزله تهدیدی اساسی به شمار می رفت. پس از چندی، غربیها پی بردند که هواپیمای جدیدی در شوروی در دست طراحی است که فعلاً دو مدل از آن ساخته شده است. آن دو مدل، در حقیقت مدل های آزمایشی یک جنگنده رهگیر جدید بودند که قرار بود به زودی به تولید انبوه برسد. مدل نخست، Ye-2 نام داشت و برای اولین بار در فوریه ی 1955 نخستین پروازش را انجام داد. این نمونه، دارای بال هایی شدیداً پس گرا بود. نمونه ی دوم، Ye-5 نام گذاری شده و به موتورهای AM-9Ye مجهز شده بود. اما چون این موتورها برای به پرواز درآوردن این نمونه قدرت کافی نداشتند، از یک موتور راکتی هم در کنار این موتور برای نخستین پرواز در سال 1956 استفاده نمود. ناگفته نماند که این مدل، از بال های مثلثی شکل، که بعدها تمام مدل های میگ 21 بدین شکل در آمدند، استفاده می کرد. مدت ها غربیها بر این عقیده بودند طرح دوم با نام فیش بد لغو و طرح نخست با نام فیس پلیت آغاز شده است. اما مدتی بعد، کاملاً خلاف این عقیده ثابت شد و معلوم گردید که تولید فیش بد آغاز شده است. سرانجام، یکی از میگ 21 ها در سال 1959 به سرعت 2.05 ماخ دست پیدا کرد و بدین گونه نخستین جنگنده روسی شد که توانست از سرعت دو ماخ عبور نماید.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپیمای میگ 21 متعلق به نیروی هوایی شوروی سابق
MiG-21 های نسل اول یا First Generation
مدل های نمونه میگ 21 دارای موتورهای بسیار اعتماد ناپذیر و ناسازگار با سرعت های بالا بودند. در اولین نمونه های تولید انبوه که با نام نسل اول شناخته می شد، این موتورها با موتورهای نمونه قویتر RD-11 تعویض گشته و بدین گونه میگ 21 نخستین اصلاح خود را پشت سر گذاشت. نسل نخست فیش بد دارای سکان عمودی بزرگتر، کاناپی جدیدتر، یک توپ قویتر، قطب نمای رادیویی، خلبان خودکار، سیستم IFF یا تشخیص دوست از دشمن و رادیوی چند کاناله بود. همچنین این مدل از میگ های 21 که با حرف F شناسایی می شوند، می توانستند دو موشک AA-2 آتول را زیر بال های خود حمل نمایند. به زودی، این مدل از فیش بد به کشورهای عضو پیمان وروشو صادر شد. به دلیل نبود مدل آموزشی این هواپیما، نیروی هوایی برخی از کشورها مانند المان شرقی، مجبور به آموزش خلبانان خود با همان مدل تک سرنشینه بودند. همین دلیل، موجب تولید میگ 21 مدل U شد که یک مدل آموزشی دو سرنشینه بود. این مدل، از سوی ناتو به «مونگول» معروف شد. تعدادی از فیش بد ها به کشورهایی چون چین و چکسلواکی نیز صادر شدند که هر دوی این کشورها، با دریافت اجازه تولید این هواپیما، خود به مونتاژ فیش بد مشغول شده و تعداد فراوانی از این هواپیما را تولید و وارد خدمت نیروی هوایی خود نمودند. کشورهای ایران، عراق، سریلانکا، زیمبابوه، تانزانیا و آلبانی از دریافت کنندگان بعدی این مدل فیش بد بودند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپیمای میگ 21 متعلق به نیروی هوایی رومانی
MiG-21 های نسل دوم یا Second Generation
نسل دوم میگ 21، اصلاحاتی دیگر را برای بهبود برد این هواپیما و همچنین امکان انجام نبرد در هر شرایط آب و هوایی شامل می شد. مخروطی که در ابتدای دماغه میگ 21 قرار گرفته بود، تا اندازه زیادی برای جای دادن نخستین نسل رادارهای هواپیمای فیش بد، بزرگتر شد. چرخ های فرود، به منطور تحمل وزن بیشتر، بزگتر و همچنین از نظر مقاومت نیز به مقدار زیادی تقویت شدند. جالب این جاست که میگ 21 های مدل P، PF، PFM و SPS فاقد توپ دماغه هواپیما بودند. در ابتدا، شرکت مکدانل داگلاس هم در مورد فانتوم دچار همین اشتباه شد و توپی را برای هواپیمای فانتوم به صورت فابریک تعبیه نکرد. این تفکر بر این اساس بود که با توسعه موشک های نزدیک برد هوا به هوا، دیگر نیازی به توپ های دماغه هواپیما نیست. این ایده، در سال های بعد کاملاً رد شد، چنانکه اجباراً روی تمام هواپیماهای نسل بعد، وجود توپ یک امر اجتناب ناپذیر بود. مدل PF هواپیمای میگ 21، از موتورهای نسبتاً قویتری استفاده می کرد و همچنین، با کمک رادار ابتدایی خود، قادر به شلیک موشک گرمایاب AA-2 آتول بود. میگ 21 مدل PFV یک مدل ویژه از هواپیمای فیشبد بود که مخصوصاً برای ویتنام شمالی و مطابق با شرایط آب هوایی همیشه بارانی و مرطوب طراحی شده بود. میگ 21 هایی که تحویل نیروی هوایی هند شدند، قابلیت آن نصب یک توپ را به صورت جدا و در زیر بدنه داشتند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپیمای میگ 21، ارزانترین جنگنده ای که می توانست با سرعت ماخ دو پرواز نماید
MiG-21 های نسل سوم یا Third Generation
شاید نفرت انگیزترین هواپیمای فیشبد به نظر خلبانان، این نسل از میگ ها 21 باشد. این مدل از میگ 21، برد بیشتری دارد و این ویژگی مثبت را مدیون توانایی حمل بیش از 2620 لیتر سوخت است. این مدل، که با بیشتر با کد M و MF شناخته می شود، می تواند در حالتی که مخازن سوخت کاملاً پر باشند، دو موشک AA-2 اتول را حمل نماید. این تعداد در حالت حمل 850 لیتر سوخت، به چهار عدد موشک آتول افزایش می یابد. با این اوصاف، این هواپیما سنگین تر و کم تحرک تر است و در مانورهای هوایی، به خوبی ضعف عملکرد آن مشخص می شود. همین ضعف باعث شد تا یک مدل تکمیلی از این هواپیما با نام MiG-21 MF تولید شود که به موتورهای نیرومندتری مجهز بود و تا حدودی ضعف ناشی از وزن زیاد را می پوشاند. همچنین، مدل MF رادار جدیدتری نسبت به مدل های قبلی دارد. یکی دیگر از گزینه های اضافه شده در این مدل، سیستم خلبان اتوماتیک برای حفظ ارتفاع است که حدود زیادی خلبان را در ماموریت های طولانی یاری می کند. در طی جنگ افغانستان و جنگ ایران و عراق این مدل، نقش بسیار موثری را ایفا نمود. جالب این که این هواپیما، توانست در جنگ تحمیلی یک فروند اف-14 تامکت ایرانی را ساقط نماید. همین هواپیما با اویونیک غربی، می تواند موشک های ماترا را نیز حمل کند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کاکپیت هواپیمای جنگنده میگ 21
MiG-21 های نسل چهارم یا Fourth Generation
آخرین نسل هواپیماهای فیشبد، نسل چهارم این هواپیماهاست که با کد bis شناخته می شوند. این مدل، حاصل نتایج عملکرد تمام هواپیماهای نسل های پیشین است که با تجهیزات نسبتاً امروزی و سیستم های جدیدتر عرضه شده است. این مدل از موتوری کاملاً نیرومند به قدرت 16.000 پوند تراست بهره می جوید که کاملاً ضعف های ناشی از کمبود نیرو را رفع می نماید. همچنین، بیشتر تجیهزات اویونیکی یا الکترونیک پروازی آن از هواپیمای به مراتب پیشرفته تر میگ 23 به عاریت گرفته شده اند. آلمان شرقی از جمله دارندگان عمده این مدل به شمار می آید.

MiG-21 2000، نسل نامشخص میگ 21
شرکت لاهاو که یک شرکت اسرائیلی فعال در زمینه تعمیر و نگهداری هواپیماست، با بهبود و تعویض بسیاری از تجهیزات میگ 21 فیشبد، این رهگیر کوچک را به یک جنگنده عالی برای حملات زمینی و همچنین یک رهگیر به مراتب قدرتمندتر از نمونه اصلی فیشبد تبدیل کرده است. این شرکت با نصب ایونیک غربی بر روی این هواپیما، ویژگی های این هواپیما را به میزان زیادی بهینه سازی نموده است. کاناپی یک پارچه، سیستم دست روی استیک یا HOTAS که بدون جدا شدن دست خلبان از استیک هدایت، می تواند سیستم های اساسی را کنترل کند، HUD یا سیستم نمایشگر اطلاعات پرواز در جلوی دید خلبان از موارد جدیدی هستند که بر روی میگ 21 نسل جدید نصب شده است. جالب است بدانید که این هواپیما به سیستم DASH نیز مجهز شده است. سیستم DASH یا Display And Sight Helmet شامل یک کلاه و تعدادی سنسورهای جانبی است که خلبان با بر سر نهادن این کلاه، می تواند تنها با نگاه کردن به هدف، روی هدف قفل نماید و دیگر نیازی به چرخاندن دماغه به سمت هدف برای قفل موشک نیست. در این سیستم زاویه چرخش سر خلبان نسبت به محور هواپیما محاسبه شده و با توجه به آن زاویه حرکت هدف نیز معین شده و رادار هواپیما موقعیت هدف را تشخیص می دهد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هواپیمای میگ 21 مدرنیزه شده توسط شرکت لاهاو اسرائیلی
میگ 21 هواپیمایی بسیار تاثیر گذار در عرصه هواپیماهای نظامی بوده و علی رغم کاستی های متعدد آن، اثرات آن غیر قابل اغماض است. از این هواپیما تا کنون بیش از 7.500 فروند ساخته شده که به خدمت بیش از 33 کشور دنیا در آمده اند. میگ 21، نتیجه درسهایی بود که روس ها از جنگ کره موسوم به «جنگ جت ها» آموخته بودند. عملکرد رادار میگ 21 به دلیل وجود ورودی هوا در دماغه آن، شدیداً محدود است، اما ویژگی هایی چون سبک بودن قدرت مانور زیاد مانع از خودنمایی زیاد این نقایص بودند. با وجود قدمت زیاد سابقه این هواپیما، فیشبد هنوز در نیروی هوایی بسیاری از کشور ها فعال است. انگار میگ 21 نمی خواهد هیچگاه به پروازش پایان بدهد.

Persian_Gun's
28-01-2008, 16:50
J-79، موتورهای غول پیکر جنگنده فانتوم نویسنده: آرمان در این نظر که هواپیمای فانتوم یکی از بهترین های تاریخ هوانوردی جهان به شمار می آید، شکی نیست. اما اگر کمی بیشتر دقت کنیم، در بدنه این هواپیمای مخوف، قلب های تپنده ای خفته اند که موتورهای J-79 نام دارند. موتورهایی که به معنای واقعی غول پیکر، بزرگ و عظیم الجثه بوده و در نوع خود، تنها موتورهای توربوجت جهان با توان تولید کشش فوق العاده زیاد بوده و می باشند.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موتور غول پیکر J-79 روی استاند مخصوص موتور
در سال های دهه پنجاه میلادی، هواپیماها اکثراً می توانستند به راحتی به سرعت های بالای سرعت صوت دست پیدا کنند. اما هدف بیشتر شرکت های هواپیماسازی، ساخت جنگنده ای بود که قادر باشد با سرعت بالای دو ماخ پرواز نماید. موتورهای موجود در آن زمان، هیچ یک قدرت کنترل هوای ورودی به موتور را نداشته و در سرعت های بالا، دچار حالت Flame Out یا خاموشی موتور در اثر از کار افتادن محفظه های احتراق می شدند. در همین حال بود که شرکت جنرال الکتریک، با بهره گیری از دانش و تجربه قبلی در ساخت موتورهای جت، به طراحی و ساخت موتور توربوجت جدید J-79 اقدام کرده و در مدت سه سال، آن را به مرحله تولید رساند. این موتور، برای نخستین بار مجهز به سیستم استاتورهای متغیر بود. بدین معنی که این موتور، به راحتی می توانست مقدار هوای ورودی را کنترل کرده و مانع بروز هر گونه اشکال در سرعت های بالا شود. سیستم استاتور های متغیر بعد از موتور J-79، تقریباً در تمامی موتورهای توربوجت و توربوفن بعدی، به یک تکنولوژی معمول برای کار در سرعت های بالای دو ماخ تبدیل شد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موتور توربوجت J-79 برای نخستین بار دارای سیستم استاتور های متغیر بود
موتور جت J-79، برای نخستین بار در سال 1955 آزمایش گردید. این موتور، ابتدا در محفظه نگهداری بمب هواپیمای بمب افکن B-45 نصب شد. سپس پس از برخاستن هواپیما و ارتفاع و اوج گیری آن، موتور با احتیاط توسط جک های هیدرولیکی از محفظه بیرون آورده شده و در قسمت زیرین هواپیما قرار گرفت. در این حال، خلبان هواپیما هر چهار موتور قدیمی J-47 هواپیما را خاموش نموده و موتور جدید J-79 را روشن کرد. جالب اینجاست که این موتور، به تنهایی قادر بود بمب افکن را در حال پرواز نگه دارد. موتور J-79، سپس به عنوان موتور برگزیده برای هواپیمای F-104 ستارفایتر در نظر گرفته شد. با این موتور، ستارفایتر توانست تا حدود 1.400 مایل بر ساعت سرعت بگیرد، بدون آن که با مشکلاتی که موتورهای قبلی به بار می آوردند، مواجه شود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نمای برش خورده از کمپرسور هفده مرحله ای موتور J-79
ساختار کلی موتور J-79، از یک کمپرسور محوری با هفده طبقه روتور و استاتور تشکیل شده که در موتور های توربوجت، واقعاً بی نظیر است. این کمپرسور محوری، قادر است هوا را تا میزان 35 برابر نسبت به فشار معمولی، فشرده و متراکم نماید. سیستم احتراق این موتور، به صورت محفظه ای یا Can-Annualr است که در هر محفظه، احتراق به طور جداگانه صورت می پذیرد. در این موتور، تعداد ده محفظه ی احتراق تعبیه شده است. طبیعی است که برای به حرکت در آوردن کمپرسور سنگین و حجیم این موتور، نیروی بسیاری لازم است. این نیرو را، سیستم توربین سه مرحله ای موتور J-79 فراهم می آورد که باز به دلیل به کار بردن چند مرحله توربین در یک موتور تک شفتی، در نوع خود بی رقیب است. سیستم پس سوز نیز به دلیل توربوجت بودن موتور، به طور کامل از هوای گذرا از توربین استفاده می نماید. موتور J-79، قادر به تولید نیروی کششی برابر با 17.000 تا 19.000 پوند تراست در حالت پس سور روشن می باشد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موتور J-79 در حال نصب بر روی هواپیمای فانتوم
قطر خارجی موتور برابر با یک متر و طول موتور، چیزی در حدود شش متر است. موتور J-79، برای نخستین بار امکان به اصطلاح تخته گاز نمودن موتور از حالت استراحت را بدون هیچ گونه مشکل و یا استال شدن کمپرسور فراهم آورد. گفتنی است در حالتی که موتور از دورهای پایین به یک باره به فول پاور برسد، فشار بسیاری بر کل سازه موتور وارد می آید. موتور J-79، در هواپیماهای متفاوتی از جمله F-104 ستارفایتر، جنگنده کفیر اسرائیلی و B-58 هاستلر به کار رفته است که شاخص ترین کاربرد آن، به استفاده از این موتور در هواپیمای اف-4 فانتوم مربوط می شود، ترکیب هواپیمای فانتوم با موتوری همچون J-79، توانسته است از آن جنگنده ای به یاد ماندنی بسازد.

Persian_Gun's
28-01-2008, 16:53
ارویون، کابوس هولناک زیردریایی ها گردآورنده: نادر منبع: صنایع پرواز
زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.

[ برای مشاهد