PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : دکتر اسلامی ندوشن



bb
13-10-2007, 12:19
ابزار ما علمی اما ذهنمان همچنان غیر علمی است
«مصاحبه با دکتر اسلامی ندوشن»


آفتاب: جناب آقای دکتر ندوشن، جنابعالی در کتاب سخن ها را بشنویم به پدیده ای با عنوان «خلأ فرهنگی» اشاره می کنید. از طرفی آقای دکتر شایگان در برخی از آثار خود از اصطلاح «اسکیزوفرنیای فرهنگی» برای اشاره به وضعیت فرهنگی کنونی ما استفاده می کنند. بدین معنی که تصویر فرهنگی ما از تصاویر متعدد اما نا سازگاری تشکیل شده. تصاویری که از منابع مختلفی آمده اند. درست مثل تلویزیونی که از فرستنده های مختلفی به طور همزمان موج دریافت می کند و امواج را چنان روی هم می اندازد که هیچ کدام به وضوح قابل رؤیت نیستند. به هر حال گویی که شواهد نوعی ناهنجاری فرهنگی از دید صاحب نظران فرهنگی مشهود است، جنابعالی معضل اصلی را در چه می بینید؟ آیا مشکل فرهنگی ما درگیر بودن با فرهنگهای متعدد ناسازگاری است که عملآ قابل جمع نیستند یا معضل نوعی خلأ فرهنگی است که از فراموشی فرهنگ گذشته حاصل شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تصوير آقای ندوشن در بازديد از واترلو

دکتر ندوشن: خلأ فرهنگی به این معناست که جایی از فرهنگ خالی مانده است، همچون کبوتری که لانه اش را ترک می گوید و لانه خالی می ماند. بریدگی از فرهنگ و آیین گذشته ای که قرن ها با ایران و ایرانی بوده است، باعث شده که این فرهنگ در حد اعلا ضعیف شود و در عین حال یک فرهنگ جدیدی جایگزین نشده است. البته ایرانی به فرهنگ دنیای صنعتی غرب روی آورده است ولی اصل وماهیّت فرهنگ غرب را نگرفته و تنها از ابزار آن استفاده می کند. بنابراین، جامعه ی ایرانی از یک فرهنگ گذشته بریده شده و فرهنگ جدیدی هم به دست نیاورده است و این وضعیت خلأ فرهنگی ایجاد کرده است. این فضای خالی مانده ما را به حالت معطّل فرهنگی دچار کرده. نه کاملآ فرهنگ گذشته با ماست و از اصالت آن برخورداریم و نه فرهنگ دنیای صنعتی غرب را واجد شده ایم. در این میان آنچه که مانده را خلأ فرهنگی می نامیم. اما موضوع ترکیب عناصر ناسازگار در فرهنگ ما، تازگی ندارد و از قرنها پیش گریبان گیر ایرانی بوده است. ایران کشوری است که در موقعیّت جغرافیایی مرکزی واقع بوده است، در میان دنیای تمدّن گذشته قرار داشته است و بنابراین از تمدنهای همسایه و تمدنهایی که از شرق به غرب یا از غرب به شرق در سفر بوده اند حذر یا اقتباس می کرده است. بدین ترتیب فرهنگ ما اصولآ یک فرهنگ ترکیبی شده است. تا پیش از ورود اسلام به ایران، این فرهنگ ترکیبی کمتر محسوس بود. فرهنگی ترکیبی در فرهنگ ایرانی ذوب شده و عناصر خارجی راهی برای ورود به فرهنگ و تمدن ایرانی نداشنتد و نمی توانستند از نزدیک تأثیر گذار باشند. به این ترتیب تمدن ایرانی پیش از اسلام تقریبآ یکدست و یکپارچه مانده بود. در حالی که بعد از اسلام، از طرفی دروازه ها باز شدند و اقوام مختلف وارد کشور شدند و از طرف دیگر، ایران کاملآ از گذشته ی خود نبریده بود. فرهنگ گذشته ی باستانی ایرانیان هنوز باقی بود ولی ایرانیان دین خود را عوض کرده بودند و بعضی آداب جدید بر آنها عارض شده بود و این مسأله یک نوع کشاکش فرهنگی را در ایران بعد از اسلام ایجاد کرد. کوششهایی برای سازگارکردن این عناصر شده است، تا ایرانی بتواند با این فرهنگ ترکیبی زندگی کند. در هر حال این برخورد و کشاکش در وجدان و درون ناخودآگاه ایرانی قرار گرفته و کاملآ در ادبیات فارسی انعکاس یافته. به طورمثال، در نزد شاعران عرفانی، به طور محسوسی با عناصر ناسازگار مواجه می شویم. نمونه ی بارز و تبلور این مسأله در حافظ، آخرین شاعر بزرگ ما، دیده می شود. کش مکش میان عناصر ناسازگار برای سازگار شدن موجب سلسله آثاری شده است که نمایانگر همزیستی این عناصر در کنار کشاکش هستند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آفتاب: به نظر می رسد که فرهنگ ایران باستان و فرهنگ اسلامی ، دو فرهنگ عمده ای که پیش از رویارویی با دنیای جدید داشته ایم و همچنین فرهگهای کوچکتری که همراه بوده اند، به یک امتزاج نسبتا سازگارو موفّقی رسیده اند. کش مکشها وجود داشته، اما می توان ایرانی بود و در عین حال ما بقی این اجزای فرهنگی را نیز با خود داشت گویی که بحران هویتی که بر جامعه ی ما سایه انداخته و اینکه احساس می کنیم پاره هایی از فرهنگ ما با پاره های دیگری از فرهنگمان ناسازگار است از عوارض دنیای جدید است. به این معنی که ما در رویا رویی با دنیای جدید نتوانسته ایم یک امتزاج موفق و بدون تضادی از این پاره های فرهنگی ایجاد کنیم. به نظر جنابعالی این نشانه ی توانایی نسل پیش از ما را در امتزاج و عدم توانایی ما است، و اینکه آنها قرنها را طی کردند تا این امتزاج حاصل شده و نسل کنونی ما تازه واردی در دنیای جدید است؟ یا اینکه فرهنگ دنیای جدید اصالتا واجد نوعی تضاد با فرهنگ ماست و قابل جمع و امتزاج نیست؟ به این معنی که این تضّاد یک تضاد ذاتی است و ما هیچ گاه قادر نخواهیم بود این دو را ممزوج کنیم و در آخر باید از این میان یکی را انتخاب کنیم؟


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تصوير آقای ندوشن در مقابل ساختمان DC

دکتر ندوشن: اصطلاح هویّت ایرانی، هویّت فرهنگی در گذشته معنی نداشته و اصطلاح جدیدی است. به طور مثال، تا صد سال پیش و حتی هفتاد سال پیش حرفی از هویِّت ایرانی به میان نمی آمده است. پدیدار شدن این مفهوم ناشی از برخورد دو موج دنیای اصلی و قدیمی ایران با دنیای جدید است. رویارویی این دو موج قدیم و جدید، حالتی ایجاد کرده که آنرا بحران هویت ایرانی نامیده اند. مسأله ی حفظ هویت ایرانی به این معنی است که یک ایرانی باید دارای یک سری خصوصیاتی باشد و نباید این خصوصیات را از دست بدهد. فقدان این خصوصیات را بی هویّتی نامیده اند به این معنی که نمی توان مشخص کرد که ایرانی فاقد این خصوصیات چه کاره است و در چه قالبی می تواند حضور پیدا کند. گذشتگان ما مسأله ی بحران هویت را با این مفهوم جدید نداشتند. یعنی شخصیت ایرانی شکل گرفته و جا افتاده بوده. در حالی که با تضادهای درونی خود سر می کرده، تمام لوازم یک دنیای معنوی را فراهم آورده و با آنها زندگی می کرده است. اما در دوران جدید، برخورد دنیا و فرهنگ ایرانی با دنیای تجدّد غربی این بحران را پدیدار ساخت. این دو دنیا، ماهیتا متفاوت بودند. خصوصیات دنیای ایرانی و مجموعه ی اخلاقیات ایرانی در ادبیات فارسی منعکس شده است. دنیای غربی، دنیای علم است و با قبول اصالت عقل و منطق و همچنین اصالت مادّه، دنیایی است متفاوت از دنیای تفکر ما که دنیای اشراقی و احساسی است. گرایش ما ایرانیان کماکان به سمت دنیای اشراقی و احساسی است، حتی بر سر مسایل مادّی. در مسایل اجتماعی نیز تفکر احساسی در جریان زندگی ما غلبه ی بیشتری دارد. بنابراین اصولا دیدگاه غربی به زندگی، با دیدگاه شرقی متفاوت است و این تفاوت عوارضی به همراه می آورد که موجب این بحران شده است. ما در زندگی خود از ابزار غربی استفاده می کنیم و ظواهر زندگی ما غربی شده است، از این رو می خواهیم خود را به سمت غرب بکشانیم و قواعدی و اصولی که غربیان دارند در زندگی خود پیاده کنیم. این مسأله طبیعی است چرا که سازمان جامعه ی ما نیز غربی شده است، به طور مثال، رأی گرفتن، قوای سه گانه ی حکومتی و فرستادن سفرا به کشورهای دیگر، همه نوعی تقلید از سازمان جامعه ی غربی است. این مسایل ظواهر زندگی ما را تشکیل می دهند، ولیکن اینکه قصد داریم عینا از وسایل ذهنی، مسایل نظری و طرز تفکّر آنها الگو بگیریم، ما را دچار مشکل کرده است. شیمی، فیزیک و ریاضی را فرا می گیریم ولی از آن تفکری که وظیفه ی نتیجه گیری از این علوم را دارد برخوردار نیستیم. ذهن ما نیازمند است تا در زندگی و قوانین اجتماعی خود را به فرمول ها و قواعد علمی نزدیک کند. ذهن ما هنوز غیر علمی است ولی ابزارمان علمی است. ما می توانیم معلومات علمی و آهنگ زندگی غرب را نیز بیاموزیم. آهنگ زندگی غرب تندتر از آهنگ زندگی ایرانی است. ما هنوز با آهنگ حرکت غربی ها هم قدم نشدیم و این نا هماهنگی باعث بروز بحران شده است. از زمانیکه تجدد وارد ایران شد، این بحران آغاز شد و سال به سال نیز افزایش می یابد. این به آن دلیل است که خواست درونی ما خواهان نزدیکی بیش تر به دنیای غرب بوده و سعی کرده با استفاده از ابزار بیش تر خود را نزدیک ترکند ولیکن از لحاظ فکری یارای همراه شدن با این حرکت را نداشته است. این مسأله به بحران هویت دامن زده است. اگر بخواهیم این بحران ها را برطرف کنیم، باید از بنیاد و اساس تغییراتی ایجاد شود تا ما را از بحران بیرون آورد.

آفتاب: با توجه به وقت محدودی که باقی مانده، به عنوان آخرین سؤال: به نظر شما، اگر به برایند تعامل فرهنگهای متضاد در جامعه ی ایرانی به منزله ی یک بردار نگاه کنیم، این بردار جهت گیری مثبت دارد و یا اینکه منفی است؟ ایا عوارضی که ما در جامعه می بینیم نشان از حرکت به سمت سازگاری بیشتر است یا ناشی از جمع ناپذیری ذاتی بین این فرهنگها است؟ در توضیح اضافه کنم که در مورد نسل جدید، دو نوع قضاوت کاملا متفاوت وجود دارد. گروهی این نسل را واجد خصلتها و فرهیختگی هایی می دانند که نسل های پیشین فاقد آن بودند. گروه دیگر، ارزیابی کاملا متفاوتی دارند. اگر ادبیات را بازتاب مشخص فرهنگ بدانیم، نگاه کردن به ادبیات نسل جدید، پیامی گویا خواهد داشت. به طور مثال، نثر وب لاگ ها، به نظر بعضی ها، نثری لجام گسیخته، و بازتابی از نوعی فقر فرهنگی است. آیا چنین مسائلی عوارض این تعامل است و به نقطه ی مثبتی منتهی خواهد شد، یا اینکه در حال دور شدن از هدف هستیم؟ مهران راد: با توجه به وقت محدودی که باقی مانده، لطفا به این سؤال هم پاسخ دهید که آینده ی زبان فارسی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا زبان فارسی می میرد و از صفحه ی روزگار حذف می شود یا اینکه می ماند در حالیکه در کانون اصلی محاورات و مسایل علمی واقع نشده است.

دکتر ندوشن: در مورد سؤال اوّل، اعتقاد شخصی من این است که تا زمانی که ملّتی دارای زمینه ی فرهنگی قومی و ملّیتی محکم و استوار نباشد ، موفق به جذب فرهنگ جدیدی به طور سالم نخواهد شد. این فرهنگ است که باید فرهنگی دیگر را جذب کند. یک ذهن خالی و عاری تنها مقداری از ظواهر و آداب را جذب می کند، امّا به دلیل عدم وجود استحکام و آمادگی پایه ی فرهنگی قادر به جذب درون فرهنگ نخواهد بود. اگر ایرانی از کسب خصوصیات فرهنگی که سالهاست با سرشت ما پیوند خورده، غافل بماند، فرهنگ دیگری را نیز نمی تواند جذب کند. فرهنگ ما، متشکل از یک سلسله یادها ، خاطره ها و اعتقادات عمیقی است که مانند یک جریان تاریخی در ما حرکت می کند و نمی توان از آن صرف نظر کرد و رو به فرهنگ غربی آورد. مشکل هویت ایرانی نیز از همین جا نشأت گرفته، ما به طور کلّی با آنچه که بنیه ی ذهنی و درونی گذشته ی ما بوده بیگانه شده ایم. این مسأله در کشورهای صنعتی پیشرفته هم رخ داده ولی به این شدّت نبوده است. دنیای جدید، به صورت همه گیر نسلها را کمی سطحی کرده و آنها را سرگرم مسایل پیشرفته ی دنیای امروز ساخته است. کامپیوتر و اینترنت جای بسیاری از ابزارهای قدیم را گرفته است. امّا هنوز بنیادها پا برجا هستند و سیستم آموزشی سعی دارد که این بنیاد ها را در ذهن فرزندان خود نگاه دارد. ما در این زمینه دستخوش غفلتهای زیادی بوده ایم و این جدایی بیش از حد محسوس است. در مورد زبان فارسی، من فکر نمی کنم زبان فارسی یا هر زبان دیگری به این آسانی از گردونه خارج شود. زبان مهم ترین و طبیعی ترین ابزار برای ابراز شخصیت است و زبان مادری هر ملیّتی، تنها زبانی است که آن ملّت می تواند به صورت دل خواه و طبیعی به آن سخن بگوید و هرزبان دیگر، هرچه باشد زبان عارضی است و زبانی است که بعد آموخته شده، در حالیکه زبان مادری در دامان مادر آغاز شده است. البته با استیلای ماهواره ها و رسانه های جمعی، زبانهای مسلّط می توانند در سطح دنیا حضور پیدا کنند. ولی این به آن معنی نیست که زبان مادری به آسانی کنارزده خواهد شد. اگر قرار باشد زبان فارسی دچار چنین سرنوشتی در دنیای غیرقابل پیش بینی آینده شود، این سرنوشتِ همه ی زبانهای دیگر، به استثنای سه چهار زبان بزرگ، خواهد بود و تصور این مسأله که مردم دنیا به آسانی از زبان مادری که جزء ذات آنها است دست بکشند مشکل است، ممکن است این زبانهای مسلّط در سطح دنیا، محیط های علمی همچنین دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار دهند و این مسأله را در بسیاری از نقاط جهان می بینیم. ولی این به آن معنی نیست که زبان مادری به طور کلّی کنار زده شود. تغییر زبان حتّی از تغییر دین و مذهب هم مشکل تر است، چرا که زبان ابزار بیان فکر، درون و احساس است و به این آسانی جدا شدنی از ملّت یا قومی نیست.

منبع: ماهنامه آفتاب : واترلو کانادا

dorhato
29-07-2019, 15:54
زندگی

تحصیلات اولیه

محمدعلی اسلامی ندوشن در سال ۱۳۰۴ در ندوشن ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) (یزد ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]))، در خانواده‌ای با بضاعت متوسط به دنیا آمد. پدرش خیلی زود درگذشت و او ناگزیر، روی پای خویش ایستاد. تحصیلات ابتدایی را نخست در مدرسه «ناصرخسرو» ندوشن ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])، و سپس در مدرسه «خان» یزد پی‌گرفت. بعد از آن به دبستان «دینیاری» رفت و تا کلاس سوم متوسطه را در دبیرستان «ایرانشهر» یزد گذراند. در سال ۱۳۲۳ به تهران ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) عزیمت کرد؛ ابتدا بقیه دوره متوسطه را در دبیرستان البرز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%B2)به پایان رساند[۱] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%86%D8%AF%D9%88%D 8%B4%D9%86#cite_note-1) و آنگاه برای ادامه تحصیل وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86) شد و به دریافت لیسانس ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) نائل آمد.[۲] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%86%D8%AF%D9%88%D 8%B4%D9%86#cite_note-2) وی شعر سرایی را از حدود ۱۲ سالگی آغاز کرد و پس از ورود به تهران نیز، در دوران دبیرستان، حرفه‌ای‌تر شعر می‌سرود. او در این زمان، بعضی از قطعات شعری خود را در مجله سخن ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])منت شر کرد.
سفر به اروپا

وی در دههٔ سوم زندگی‌اش، به منظور تکمیل تحصیلات به اروپا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) عزیمت نمود. مدت ۵ سال در فرانسه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) و انگلستان ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) به تحصیل و کسب دانش پرداخت و سرانجام با دفاع از پایان‌نامهٔ خود با عنوان «کشور هند و کامنولث» به دریافت درجهٔ دکتری حقوق بین‌الملل، از دانشکده حقوق دانشگاه سوربن ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] D9%88%D8%B1%D8%A8%D9%86) فرانسه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])توفیق یافت. فعالیت‌های اسلامی ندوشن در دوران تحصیل در اروپا، بیشتر آشنایی با زبان فرانسه و شرکت در سخنرانی‌های دانشگاه سوربن بود و به جز چند داستان کوتاه و چند قطعه شعر و پایان‌نامه دکتری‌اش، چیز دیگری ننوشت.


منبع: ویکی پدیا