PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : سریال راه بی پایان



alfy
23-08-2007, 19:25
بر اساس نظرسنجي‌هاي صورت گرفته در هفته پاياني مردادماه سريال ايراني «راه بي‌پايان» به كارگرداني «همايون اسعديان» جذاب‌ترين مجموعه سيما شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، درهفته سوم مرداد سال 86 در بين سريال‌هاي ايراني بيشترين ميزان رضايتمندي به مجموعه راه بي پايان با 1/91درصد اختصاص دارد.


سریال راه بی پایان یکی از مجموعه های محبوب سیما در این روزهاست
دوستان
در این تاپیک به بررسی و اظهار نظر در مورد این مجموعه خواهیم پرداخت

alfy
23-08-2007, 19:31
در ابتدا به خلاصه ای کوتاه از چند قسمت قبلی این مجموعه می پردازم

توتونچی موفق به فرار از دست مراقبینش می‌شود، اما در هنگام فرار موبایلش را در ماشین جا می‌گذارد. او با مراجعه به یک صرافی اقدام به حواله‌کردن تمام دارایی‌هایش به حسابی در یک بانک خارجی می‌کند و...


ابوالحسنی با تمدن درگیر می شود که چرا بدون اجازه‌ی او چنین کاری کرده و تمدن به او می‌گوید که چاره ‌ای نداشته و قصد فرار
توتونچی را برایش بازگو می‌کند و ابوالحسنی به هم می‌ریزد...


كامران كه به اوضاع مشكوك شده است ، مشغول پيگيري آخرين كارهاي توتونچي مي شود تا شايد به سرنخي برسد ، وحيد نيز به منصور مي گويد كه بزودي از ايران مي رود و ...


غزل کاملا به‌ریخته است و نمی‌داند چه باید بکند. ابوالحسنی می‌گوید به نظر او شیرزاد متقلب است و پیشنهاد می‌کند تا با او مذاکره کنند تا دست او را رو کنند...

منصور در رویارویی با شیرزاد به هم می‌ریزد و با او درگیر می‌شود. کامران نیز به دنبال ردی از راننده وانت می‌گردد....

alfy
23-08-2007, 19:35
دست اندر کاران و بازیگران



کارگردان: همایون اسعدیان (کارگردانی فیلم‌های نیش، مردآفتابی، شوخی ، آخربازی و.. سریال‌های شب روباه، چراغ جادو،‌ بچه‌های خیابان و اگه بابام زنده بود و...)
تهیه کننده:مصطفی عزیزی (نویسنده و تهیه‌کننده سریال مسافر ومسابقه تلاش...)
مجری طرح: شرکت کلک‌خیال نویسندگان: علی‌رضا بذرافشان- مهدی شیرزاد
بازنویسی نهایی:‌ همایون اسعدیان
نام بازيگر و نقش
آتیلا پسیانی- توتونچی
فرهاد اصلانی - ابوالحسنی
سید مهرداد ضیایی - کامران
حمید مهین‌دوست- تمدن
سید محمد حسین عمرانی - سرگرد ملکان
مهدی صباغی - خلیل پدر منصور
بیتا سحرخیز - مینا خواهر منصور
آزاده صمدی - غزل
هومن سیدی - منصور
بابک بهشاد - وحید
حمید رضا هدایتی - شیرزاد
محبوبه بیات- منیرخانم
مهران رجبی - میکائیل
زویا امامی - مادر منصور
علاء محسنی - بهدوج
مجید یاسر - علی‌رضا
برنامه‌ریزان و دستیاران اول کارگردان:‌ ژرژ هاشم‌زاده-مریم هژیروند
گروه کارگردانی:‌ عبدالرضا نیک‌پو – روزبه فارابی
منشی صحنه: پریسا گرگین
مدیر تصویربرداری: جواد صفا
تصویربردار: خسرو دادگرمرام
دستیاران نور و تصویر: مهدی دادگر مرام- رضا خرم – امیر محمدی‌- حمید کردبچه
طراح صحنه و لباس: مشکین مهرگان
دستیار اول طراح صحنه: رضا دین‌محمدی
مدیر صحنه: بهمن زربخش
گروه لباس: زهرا گران - سارا بقائی
ساخت دکور: مهدی اکبری
طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی
مجریان گریم: زهرا کمالی – هاشم فغانی
صدابردار صحنه و صداگذار: ساسان نخعی
دستیار صدا:‌ محمود کاشانی
مدیر تولید: علی‌رضا ابوالقاسمی‌نژاد
دستیار تولید و مدیرتدارکات: احمد مرادی
عکاس: مهدی دلخواسته
جلوه‌های ویژه: عباس شوقی
امور بدل‌کاری: پیمان ابدی
مدیر تدارکات: پرویز جلیلی
دستیار تدارکات:‌ علی‌ غفارلو
خدمات:‌ محمد نادعلی- محمدرضا بنی‌صدر- هادی صادقی – زهرا جلالی
حمل و نقل:‌ کاظم خلیلی – صفرعلی خسروآبادی – لطف‌علی رضائیان – شیرین‌علی سیفی- حسین خضرایی- کاظم حسن‌علی‌پور- خرم قنبری
سینه‌موبیل: مهدی فیض‌آبادی‌– حمیدرضا علیزاده – کاظم واحدی
موسیقی: حمیدرضا صدری
تیتراژ: سیاوش کردجان
تدوین:‌ بابک رضاخانی
دستیار تدوین:‌ حسن آزاد حسینی
روابط عمومی: آسیه حیدری
ساير بازيگران:
فرمیسک فاریا - سارا
مهری امیرحسینی - مادر وحید
محمد اسدی - عنایت
اکبر احمدی - رئیس بانک
منصوره میرمعرب - منشی
بهاره مصدقیان - منشی
علی پوردهزاد - آبدارچی
مسعود کرامتی - حسابرس
مهدی طاهری - عوامل تمدن
مسعود عطاردی - عوامل تمدن
محمدرضا غفاری - افسر نگهبان
فرامرز روشنایی - شرخر
امیر مولایی - نگهبان دفتر حسابرس
حشمت آرمیده - ارونقی
توفان مهردادیان - فروزنده
کیانوش گرامی - راننده وانت
رامین حاج‌هاشم - کارمند شرکت توتونچی
باربد آقایی‌نژاد - مدنی
مریم حیدری طاری - کارمند شرکت توتونچی
حسین مسرت‌زاده اصل- کارمند شرکت توتونچی
مژگان دانش یوسفی - زن راننده وانت
فهیمه امن‌زاده - منشی ابوالحسنی
سعید قره‌خانلو - افسر نگهبان
نسرین غلامی - همسر حسابرس
سهیل بهادرمنش
میترا تبریزی - همسایه شیرزاد
حبیب ثامنیه - مدیر شیرخوارگاه
سعید پیردوست - دوست ابوالحسنی
عفت رسولی‌نژاد - بهجت‌خانم
پریسا گرگین - زن شیرزاد
زهرا گران - کارگر کارگاه عروسک‌سازی
احمد مرادی

alfy
23-08-2007, 19:52
از این طریق میتونین با تهیه کننده تماس بگیرین :





آدرس:خیابان ولیعصر‍- بالاتر از میدان ونک- خیابان نگار- پلاک 41- طبقه سوم

فکس: 88795541-021

Nvidia II
23-08-2007, 19:59
کسی نمیدونه آخرش چی میشه ؟ کسی لینک دانلود ازش نداره؟ :27:

Old Owl
23-08-2007, 21:18
سریال بسیار زیباییست
با کارگردانی همایون اسعدیان و بازی زیبای فرهاد اصلانی و اتیلا پسیانی و ...
هومن سیدی هم بازیگر تواناییه در فیلم یک تکه نان زیبا بازی کرد
در کل سریال خوبیه من تو دو سه سال اخیر سریال به خوبی این ندیده بودم
ممنون

vandu
23-08-2007, 21:28
سریال فوق العاده جالبیه...مخصوصا میکائیل!

RONN!E
23-08-2007, 21:53
منم این سریال رو دنبال میکنم.سریال خوبیه اما ضعفهایی داره مثلا در جلوه های ویژه.صحنه های داخل ماشین رو اصلا خوب در نیاودن و طبیعی نیست.ولی همین قسمتهای داخل ماشین ،در سریال حس سوم مهدی فخیم زاده به مراتب بهتر بود.
یه چیز دیگه ای که منو راضی نکرده و سوال برانگیزه ! اینکه مگه "توتونچی" به دخترش "غزل" نگفت که عموت یعنی "اکبر ابولحسنی" اونو میخواسته.پس چرا رفتار غزل با عموئه هیچ تغییری نمیکنه و به اون واکنشی نشون نمیده.

maxoud
23-08-2007, 21:57
یه چیز دیگه ای که منو راضی نکرده و سوال برانگیزه ! اینکه مگه "توتونچی" به دخترش "غزل" نگفت که عموت یعنی "اکبر ابولحسنی" اونو میخواسته.پس چرا رفتار غزل با عموئه هیچ تغییری نمیکنه و به اون واکنشی نشون نمیده.

آره منم نفهمیدم چرا اینجوری شد!!1

R10MessiEtoo
23-08-2007, 22:16
يك تاپيك هم تو متفرقه داشت:

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

البته بيشتر نظرشون رو در مورد اينكه خوبه يا بده مي گفتند.

من اونجا نظرم رو گفتم. حالا بازهم مي گم

بهترين سريال حال حاضر تلويزيون هست.

اولاش كه منصور و غزل مرتب تو سر و كله هم مي زدند و دائم در حال كل كل و حال گيري از هم بودند خيلي قشنگ بود. عشق مي كردم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اما جديدا موقع ديدن سريال و اظهار عشق و از اين صحبتا [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اما چون مجبورم مي بينم مي فهميد مجبورم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
============================
راستي توتونچي كي به غزل گفت. من كه چيزي نديدم. احتمالا توهم زديد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

alfy
23-08-2007, 22:33
قصه این راه‌ بی‌پایان...



مصطفی عزیزی، تهیه‌کننده:
بعد از موفقیت مسابقه <تلاش> و سریال <مسافر> از نظر جذب مخاطب، مدیر وقت گروه اقتصاد شبکه اول جناب مهندس ارژمند، که مسابقه تلاش را برای‌شان طراحی و تهیه کرده بودم، ‌از من خواستند تا طرح سریالی در زمینه مسائل اقتصادی بنویسیم و به گروه ارائه دهم. اگر بخواهیم آن طرح را در یک جمله خلاصه کنیم آن جمله این است: <جوانی که طی شکست عشقی به خارج رفته است، بعد از مدت‌ها به کشور باز می‌گردد. او با طرح ایده‌ای برای تولید کالایی مهم در داخل کشور که با موانعی از سوی واردکنندگان آن کالا رو به رو می‌شود...> و این خلاصه‌تک‌جمله‌ای <راه بی‌پایان> نیز هست و آن سال، سال ۸۱ بود.
آن طرح اولیه که نامش از آن روز تا همین چند روز پیش <بوی گندم> بود در شبکه اول و شورای اقتصاد سازمان تصویب شد، اما بعد به دلیل تغییرات مدیریتی که اتفاق افتاد طرح به شبکه سوم منتقل شد و در این فاصله سیناپسی نسبتاً کامل و دو قسمت اول سریال را نوشته بودم و طرح تصویب شد در شبکه سوم و این سال ۸۲ بود.
سیزده قسمت را کامل نوشته بودم که به این نتیجه رسیدم باید کار را به کس دیگری بسپارم. علیرضا بذرافشان و مهدی شیرزاد از اینجای ماجرا وارد شدند و در همین زمان این شانس و فرصت برای ما پیش آمد که از راهنمایی‌های ارزشمند علیرضا افخمی بهره‌مند شویم و این سال ۸۳ بود.
بیست و شش قسمت توسط بذرافشان و شیرزاد با نظارت کیفی علیرضا افخمی نوشته شد، اما از نظر آقای افخمی فیلمنامه هنوز جای کار داشت. از اینجا همایون اسعدیان وارد ماجرا شد. اسعدیان کارگردانی کار را به شرط این که تغییراتی در فیلمنامه بدهد پذیرفت و سال، سال ۸۴ بود.
باز جلسات مشترک چهار یا پنج‌نفره بود و بحث بر روی فیلمنامه که بذرافشان به <زیرزمین> رفت تا زیرزمین را برای افخمی بنویسد و اسعدیان و شیرزاد نوشتن فیلمنامه نهایی را دنبال کردند و چند قسمتی که آماده شد کار پیش‌تولید و سپس تولید آغاز شد، ماه، ماه مهر بود و سال، سال ۸۵.
تولید فیلم یا سریال با گروهی همدل دلنشین که قرار است چندین ماه یار گرمابه و گلستان یکدیگر شوند و شب و روز را با هم سپری کند کاری بس فرح‌بخش و مصفاست. هرچند فیلمسازی جزو کارهای سخت محسوب می‌شود و به راستی کار بسیار دشوار و انرژی‌بری است و تمام زندگی دست‌اندرکاران‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و شب و روز و عزا و عروسی نمی‌شناسد، اما در نهایت چون کل گروه خود را در تولید اثری، که مهر هنر جمعی را بر پیشانی دارد، سهیم می‌داند، این رنج‌ها را به جان می‌خرد تا به گنج نشستن بر دل مردمان دست یابد و این دیگر حکایت ماه و سال نیست.کار روی فیلمنامه در طول تصویربرداری ادامه داشت:‌اعتماد و همدلی آقای تخشید، مدیر محترم گروه فیلم و سریال و آقای شیروانیان، ناظر کیفی موجب شد بتوانیم با فراغ بال کار تولید و نوشتن فیلمنامه در چارچوب سیناپس تصویبی را پیش ببریم. از شما چه پنهان اکنون که قسمت اول پخش شده است و چند روز دیگر تا پایان تصویربرداری باقی نمانده، هنوز سکانس پایانی نوشته نشده است. پایان همیشه مهم‌تر از آغاز است که این پایان است که در یادها می‌ماند و راه ما راهی است بی‌پایان و فصل فصل بهار است و سال سال ۸۶.

alfy
23-08-2007, 22:35
یه چیز دیگه ای که منو راضی نکرده و سوال برانگیزه ! اینکه مگه "توتونچی" به دخترش "غزل" نگفت که عموت یعنی "اکبر ابولحسنی" اونو میخواسته.پس چرا رفتار غزل با عموئه هیچ تغییری نمیکنه و به اون واکنشی نشون نمیده.


آره منم نفهمیدم چرا اینجوری شد!!1

هنوز باید صبر کرد
مطمئنآ یه اتفاقایی می افته :5:

alfy
24-08-2007, 23:53
همايون اسعديان در گفت و گو با فارس:
«راه بي‌پايان» زندگي واقعي انسانها را به تصوير مي‌كشد
خبرگزاري فارس: كارگردان مجموعه تلويزيوني «راه بي‌پايان» گفت: داستان‌هاي اين مجموعه تلويزيوني روايتگر زندگي واقعي مردمي است كه با آنها زندگي مي‌كنيم.


همايون اسعديان در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: در زندگي روزمره انسان‌ها داستان‌هاي زيادي وجود دارد وبسياري از اين داستان‌ها شبيه همان چيزهايي است كه ما در قالب سريال‌هاي تلويزيوني مي‌بينيم.
وي افزود:راه بي‌پايان نيز مجموعه‌اي از همين داستانهاست كه در كنار يكديگر چيده شده‌اند و شما آنها را مي‌بينيد. شايد درگير شدن با اين مشكلات براي برخي عجيب به نظر برسد ولي همه اينها در جامعه ما وجود دارد و افراد بسياري را با خود درگير كرده است.
وي در ادامه درباره تعدد داستان‌ها و ماجراهادر قالب يك مجموعه گفت: براي اينكه داستان‌ها واقعي‌تر پيش برود و خط قصه‌گويي ماجرا را نگه داريم دست به اين كار زده‌ايم و هنگام نوشتن فيلمنامه نيز تلاش كرديم كه هر قسمت در اوج تمام شود ولي گاهي اوقات نقاط اوج مورد نظر، هنگام تصويربرداري در بيش از 45 دقيقه شكل مي‌گرفت كه اين اتفاق اجتناب‌ناپذير بود. با اين حال سعي كرديم كه پايان هر قسمت، نقطه‌اي كليدي براي قسمت بعد باشد.
وي تصريح كرد: تمام تلاش ما در اين مجموعه بر اين بوده كه داستان‌ها به طور زنجيره‌اي پيگيري شوند و اگر در جايي قصه‌ها بايكديگر تداخل زيادي پيدا كرده‌اند و دنبال كردن ماجرا را براي مخاطب سخت كرده‌اند مشكل از ماست و ضعف در كارگرداني محسوب مي‌شود.
مجموعه تلويزيوني «راه بي‌پايان» به تهيه‌كنندگي «مصطفي عزيزي» ساخته شده و بازيگراني چون آتيلا پسياني،فرهاد اصلاني، سيد مهرداد ضيايي، حميد مهين‌دوست، سيد محمدحسين عمراني، مهدي صباغي، بيتا سحرخيز، آزاده صمدي، هومن سيدي، بابك بهشاد، حميد رضا هدايتي، محبوبه بيات، مهران رجبي، زويا امامي، علاء محسني و مجيد ياسر در آن بازي كرده‌اند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه توسط «علي‌رضا بذرافشان» و «مهدي شيرزاد» نوشته شده درباره جواني به نام منصور پوروطن است كه پس از ده سال به ايران بازمي‌گردد. او در تلاش است، براي اولين بار پروتزهاي پزشكي داخلي بدن انسان را در ايران توليد كند. اين كار به مذاق ابوالحسني وتوتونچي كه واردات پروتز ايران درانحصار آن‌ها است، خوش نمي‌آيد. آن دو وانمود مي‌كنند سرمايه‌گذاراني علاقمند به توليد پروتز درايران هستند و در واقع قصدشان اين است با جذب منصور و انداختن او در يك روند فرسايشي، جلوي توليد پروتز را بگيرند. منصور درحدود 10سال پيش خواستگار غزل، دختر توتونچي بوده كه در آن زمان به خاطر مخالفت شديد توتونچي اين ازدواج سرنگرفته، برخورد منصور با غزل عشق قديمي او را زنده كرده و پيشنهاد وسوسه كننده‌ توتونچي و ابوالحسني به وي باعث مي‌شود او حاضر به همكاري و اجراي طرحش با آن‌ها شود...
همايون اسعديان در كارنامه خود كارگرداني فيلم‌هايي چون نيش، مردآفتابي، شوخي، آخربازي و ... سريال‌هاي شب روباه، چراغ جادو،‌ بچه‌هاي خيابان و اگه بابام زنده بود را دارد.

R10MessiEtoo
25-08-2007, 15:08
همشهري؛ نيره رضايي مطلق:منصور پوروطن، جواني كه پس از يك شكست عشقي از ايران خارج شده، حالا پس از 10 سال به كشورش برگشته است.
او مهندس پليمر است و به دنبال پيدا كردن سرمايه‌گذار خصوصي براي راه‌اندازي خط توليد پروتز در ايران است. قصه «راه بي‌پايان» از همين نقطه شروع مي‌شود؛ در حالي كه مخاطب فكر مي‌كند با يك قصه علمي روبه‌روست، از همان لحظات ابتدايي حسي به مخاطب مي‌گويد كه اين عشق همچنان دنباله‌دار است.

منصور پوروطن، جواني كه پس از يك شكست عشقي از ايران خارج شده، حالا پس از 10 سال به كشورش برگشته است. او مهندس پليمر است و به دنبال پيدا كردن سرمايه‌گذار خصوصي براي راه‌اندازي خط توليد پروتز در ايران است.

قصه «راه بي‌پايان» از همين نقطه شروع مي‌شود؛ در حالي كه مخاطب فكر مي‌كند با يك قصه علمي روبه‌روست، از همان لحظات ابتدايي حسي به مخاطب مي‌گويد كه اين عشق همچنان دنباله‌دار است.

همايون اسعديان ـ كارگردان سريال راه بي‌پايان ـ از جمله كساني است كه در پي مهاجرت خيلي از كارگردانان سينما به تلويزيون، حالا تلويزيون را براي كار كردن راحت‌تر مي‌داند. تجربه «غول چراغ جادو» و «بچه‌‌هاي خيابان» براي او خاطره‌انگيز است و حالا با تأمل و دقت، مجموعه‌اي ساخته است كه هم روي فيلمنامه‌ درستي مي‌‌چرخد و هم از پختگي او در كارگرداني حكايت مي‌كند.

«راه بي‌پايان»، داستانش را مي‌تواند بر ارتباطات ناسالم اقتصادي و باندهاي مافيايي و پولشويي قرار دهد يا با پيش كشيدن قضيه پروتز، وارد يك فاز شعاري درباره خودكفايي و جلوگيري از فرار مغزها شود اما اسعديان همه اين قصه‌ها را در دل چند قصه فرعي پخش مي‌كند و همه حرف‌هايش را به دور از شعارزدگي در لابه‌لاي روابط ميان آدم‌ها ـ كه البته در يك مثلث عشقي گير افتاده‌اند- بيان مي‌كند.

يك داستان سر و شكل‌‌دار كلاسيك
شايد فيلمنامه را بتوان يكي از مهم‌ترين نقاط قوت اين سريال بدانيم. عليرضا بذرافشان و مهدي شيرزاد يك سال تمام براي نگارش اين فيلمنامه وقت گذاشته‌اند. البته اين دو چون همكلاسي هم بودند و اتفاقا يكي كامپيوتر و ديگري هوافضا خوانده بود، آوردن مسائل علمي مهندسي در دل داستان برايشان خيلي سخت نبود اما مسئله اين است كه اعتقاد خودشان بر اين بوده كه يك خط روايي انتخاب شود و لابه‌لاي آن اطلاعات خردشده به مخاطب داده شود.

اما از طرف ديگر، نگاه مستقل اسعديان به فيلمنامه باعث شد كه تلفيقي از تجارب يك كارگردان و ايده‌هاي نو نويسندگان جوان، داستاني جذاب پديد آورد. انگار كه قرار است در هر قسمت يك گره ايجاد شود و بعد با گشوده شدن گره و مشكل در قسمت بعد، داستان وارد مرحله جديدتر و مشكلات تازه‌تر شود.

شايد مخاطب در ابتدا فقط دوست داشته رابطه غزل و منصور را دنبال كند اما بعدتر با ورود اكبر ابوالحسني به داستان و رقابت او با منصور، اين موتور گرم مي‌شود و بعدتر وقتي داستان پيام اجتماعي- اقتصادي‌اش را مي‌‌دهد، آن وقت تازه متوجه مي‌شويم كه قرار بوده لابه‌لاي اين داستان اصلي چه فرعياتي نيز گفته شود.

حتي وجوه شخصيتي كاراكترها هم به تدريج و آرام‌آرام نمايان مي‌شود و ما به نوبت، اول با منصور بعد غزل، بهزاد، منيرخانم، مينا، اكبر، دايي و حتي راننده‌اي كه بهزاد را به قتل مي‌رساند و ميكائيل آشنا مي‌شويم و حس مي‌كنيم كه هر شخصيتي براي خودش پرونده جداگانه‌اي دارد كه به موقع گشوده مي‌شود.

با اين حال، مي‌شود حدس زد كه علاقه نويسندگان سريال به شخصيت ابوالحسني تا چه حدي بود كه آن را يك شخصيت مقتدر و قوي خاكستري ترسيم كرد‌ه‌اند و در واقع، او را نفر اول سريال قرار داده‌اند و بعد علاقه اسعديان به داستان‌هاي اجتماعي و معضلات و بزهكاري‌هايي كه دور و بر جوانان وجود دارد، باعث شده آنها را در قصه فرعي مينا و منير خانم به تصوير بكشد.

مثلث عشقي با چاشني پروتز
نكته ديگري كه در سريال بيشتر به چشم مي‌آيد، نبود آدم‌هاي منفي است. از اكبر ابوالحسني گرفته تا دايي و بهزاد، هيچ‌كدام در دوسر طيف سياه و سفيد قرار نمي‌گيرند. شايد در بعضي لحظات ابوالحسني را مردي هوسباز و جاه طلب ببينيم اما سكانس گفت و گوي او با لاك‌پشتش به عنوان همدم او كمكش كرده كه او از تك بعدي شدن نجات پيدا كند.

حتي موقعيت مينا كه به خاطر مشكلات خانوادگي و تنهايي‌اش به منير خانم روي آورده است هم در ميانه داستان ترميم مي‌يابد. ضمن اينكه چهره‌اي كه ما از غزل به عنوان يك شخصيت مرفه پولدار مي‌بينيم، كاملا با نمونه‌هاي رايجش در سريال‌ها فرق مي‌كند؛ او از گيشه‌هاي رايج دختر پولدار پوك مغز و افاده‌اي دور شده است و اتفاقا باعث شده ما به درون او نزديك‌تر شويم.

از طرف ديگر، شخصيت مينا هم كه دست پرورده خود اسعديان در فيلمنامه است با ظاهر معصوم و ساده‌اش كاملا متعادل درآمده است. اسعديان كه قبل از اين در «بچه‌هاي خيابان» هم نشان داده بود كه به معضل اعتياد علاقه‌مند است، اين بار اعتياد را در نمونه ملموس و رايج امروزي در ميان دختران به نمايش گذاشته و هر كسي مي‌تواند از زاويه ديد خودش به موضوع نگاه كرده و شخصيت مينا را تحليل كند.

شايد اگر چنين شخصيتي در حد ظاهر منصور باقي مي‌ماند، داستان غزل و منصور كمتر انرژي‌زا بود اما علاقه پنهاني و زيرپوستي وحيد و مينا دركنار علاقه غزل و منصور باعث شده كه ما با دغدغه‌هاي آشناي اجتماع اطراف‌مان رو به رو شويم و مينا را دختري مي‌بينيم كه به خاطر مرگ مادرش، دچار افسردگي مي‌شود و اين انفعال و مظلوميت، او را به راه‌هاي خطرناك مي‌كشاند.

ادامه دارد....

alfy
26-08-2007, 06:27
چند نکته ی کوتاه


آزاده صمدی و هومن سیدی زوج موفق سریال راه بی پایان میباشند.
آن دو بعد از چند روز از عقدشان روی پیشنهاد راه بی پایان فکر کردند.
آن دو در زمان اوایل کار مشغول اثاث کشی بودند.
نظرات هومن در کار آزاده بسیار تاثیر گذار بوده.
هومن مایله تا نقشای منفیرو هم تجربه کنه.
این اولین کار تلویزیونیه آزاده است.

amironline
26-08-2007, 07:46
سریال فوق العاده جالبیه...مخصوصا میکائیل!

آره نقش میکائیل مثل پيام بازرگانيه

meisam317
27-08-2007, 20:18
این آزاده خانم با این قیافه خویب و صدای خوبترش اینده خوبی دارد .

Mahdi_Shadi
29-08-2007, 21:13
خداييش از بهترين سريال‌هاي چند سال اخيره. استفاده از معروف ترين آهنگه گروهه Gipsy King هم كه من واقعاَ دوسش دارم، تو بعضي صحنه‌ها كلّي فيلمو قشنگ كرده

Ehsani
30-08-2007, 07:31
تو این سه چهار سال اخیر البته بعد از سریال صاحب دلان ، تنها سریالی بوده که دنبالش کردم

تو یه مصاحبه هم که روزنامه جام جم با کارگردانش کرده بود ..اسعدیان گفته بود که

هدف من از ساخت این سریال آشتی دادن مخاطب با تلویزیون بوده ! ...

احتمالا منظورش من بودم ! :27:..فقط نفهمیدم این موضوع رو از کجا متوجه شده که من با TV قهر کردم !!:31:



راستي توتونچي كي به غزل گفت. من كه چيزي نديدم. احتمالا توهم زديد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

...من هم این موضوع رو ندیدم ...

alfy
30-08-2007, 20:17
آلبوم عکس (1)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

alfy
30-08-2007, 20:23
آلبوم عکس(2)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

nazi_naughtygirl
31-08-2007, 12:19
به نظرمن مضحک ترین نقش رو مینا خواهر منصور داره
خداییش خیلی چرت بازی میکنه:8:

alfy
31-08-2007, 12:48
به نظرمن مضحک ترین نقش رو مینا خواهر منصور داره
خداییش خیلی چرت بازی میکنه:8:

نظرت در مورد میکائیل چی ؟

alfy
31-08-2007, 22:59
ضمیمه جام‌جم شماره127: طرح مشکلات اجتماعی در یک ملودرام تلویزیونی


«راه بی‌پایان» عنوان مجموعه‌ای است که از شبکه 3 در حال پخش می‌باشد. سریالی متفاوت که احتمال می‌رود تا پایان آن، مخاطبان زیادی را به خود جلب کند. در یان مجموعه با پرداخت به موضوعات گوناگون اجتماعی به سراغ یک قصه عاطفی می‌رود که هر چه پیش می‌رویم این داستان جذاب‌تر مي‌شود. شروع ماجرای این سریال از بازگشت پسری آغز می‌شود که سال‌های پیش برای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش به دیار غرب می‌رود اما با ازدواج وی با مردی دیگر رو‌به‌رو می‌شود و به ناگریز در آن کشور به ادامه تحصیل ناتمام خود مشغول می‌شود و پس از چندی به وطن بازمی‌گردد، اما بازگشتی پر از ناامیدی و البته استقبالی خالی از مهر. منصور پ.رون شخصیت اصلی این داستان اگرچه با سردی همگان روبه‌رو است اما هرلحظه مترصد رسیدن به غزل توتونچی است که این رسیدن نه از سر عشق بلکه از روی نفرت است. از این مقطع به بعد کاگردان شروع طرح موضوعات گوناگون اجتماعی از طریق دیگر شخصیت‌ها می‌کندو در گان نخست با پیش کشیدن وضعیت مینا (خواهر منصور) وارد بحث اعتیاد می‌شود. کارگردان برخلاف عرف معمول اکثر سریال‌ها این بار اعتیاد را در شخصیت دختری جوان مطرح می‌کند که اتفاقا بستر آن نیز توسط بزرگت‌ترها و به نوعی حامیان این دختر فراهم می‌شود.....

mahdi nba
01-09-2007, 03:34
یه چیز دیگه ای که منو راضی نکرده و سوال برانگیزه ! اینکه مگه "توتونچی" به دخترش "غزل" نگفت که عموت یعنی "اکبر ابولحسنی" اونو میخواسته.پس چرا رفتار غزل با عموئه هیچ تغییری نمیکنه و به اون واکنشی نشون نمیده.[/quote]



اره.منم تو همینش موندم.:18:

alfy
01-09-2007, 03:56
یه چیز دیگه ای که منو راضی نکرده و سوال برانگیزه ! اینکه مگه "توتونچی" به دخترش "غزل" نگفت که عموت یعنی "اکبر ابولحسنی" اونو میخواسته.پس چرا رفتار غزل با عموئه هیچ تغییری نمیکنه و به اون واکنشی نشون نمیده

کاملآ درسته
فکر کنم این سوال برای همه ی اونایی که این سریال رو دنبال می کنن پیش اومده
اما من می گم باید صبر کرد شاید دلیلی داره
بعید که این موضوع همین جوری رها بشه

alfy
03-09-2007, 04:47
آلبوم عکس(3)
عکس های صحنه


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

meshkiposh2200
09-09-2007, 14:27
کسی میدونست موقعی که اتیلا پسیانی ماشین بهش زد خودش نبود و جاش پیمان ابدی(بدلکار کبرا 11) بازی کرد

boys_won
09-09-2007, 19:05
یه چیز دیگه ای که منو راضی نکرده و سوال برانگیزه ! اینکه مگه "توتونچی" به دخترش "غزل" نگفت که عموت یعنی "اکبر ابولحسنی" اونو میخواسته.پس چرا رفتار غزل با عموئه هیچ تغییری نمیکنه و به اون واکنشی نشون نمیده.



کاملآ درسته
فکر کنم این سوال برای همه ی اونایی که این سریال رو دنبال می کنن پیش اومده
اما من می گم باید صبر کرد شاید دلیلی داره
بعید که این موضوع همین جوری رها بشه








شماها کجای سریالو نگاه میکنید ؟

هنوز که تتونچی چیزی به غزل نگفته واسه همین هم میخواست یواشکی ببرتش خارج تا دست اکبر بهش نرسه


ولی فرهاد اصلانی - ابوالحسنی عجب بازیی میکنه

Nikolas_95
09-09-2007, 21:39
شماها کجای سریالو نگاه میکنید ؟

هنوز که تتونچی چیزی به غزل نگفته واسه همین هم میخواست یواشکی ببرتش خارج تا دست اکبر بهش نرسه


ولی فرهاد اصلانی - ابوالحسنی عجب بازیی میکنه

شما کجای سریال رو نگاه می کنید؟
------------------------------------------
کاملا موافقم اصلانی خیلی خوب بازی میکنه،بالاخره این همه سال بازی کردن جواب داده و پخته شده!

alfy
12-09-2007, 03:50
پست زیر گفتگو با مهران رجبی یکی از بازیگران سریال راه بی پایان است
من ابتدا این گفتگو را در تاپیک گفت و شنود با بازیگران قرار دادم اما چون این مصاحبه رو بی مناسبت با این تاپیک هم نمی بینم یه کپی هم در این تاپیک قرار میدم

alfy
12-09-2007, 03:52
مهران رجبی:

مردم ایران کمدی کلامی را بیشتر دوست دارند

"بچه‌های مدرسه همت" شروعی بود برای بازیگری که همگان از بازی راحت و جذاب او در برابر دوربین لذت می‌برند. مهران رجبی با حضورهای کوتاه اما موثرش در فیلم و مجموعه‌های مختلف حالا روزهای پرکاری را سپری می‌کند. او هم اکنون دو فیلم "قاعده بازی" و "کلاهی برای باران" را در حال اکران و مجموعه "راه بی‌پایان" را در حال پخش از سیما دارد. به همین بهانه با او گفتگویی کردیم که می خوانید.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


* در فیلم "قاعده بازی" نقشی متفاوت‌تر نسبت به سایر نقش‌هایتان ایفا کردید. از این اتفاق راضی هستید؟

- مهران رجبی: بله. همانطور که می فرمایید این نقش نسبت به کارهای قبلی ام به لحاظ منفی بودن نقش متفاوت تر است و خوشحالم که این اتفاق افتاد و امیدوارم باز هم تکرار شود.

* علاوه بر جذابیت نقش خود فیلم هم برایتان جذاب بود؟

- بله. کاملا. این فیلم تجربه ای نو و متفاوت در زمینه طنز است و از این بابت خوشحالم که من هم در آن نقش داشته ام. ابتدا تصورم این بود که فیلم خیلی بیشتر دیده خواهد شد.

* به نظر شما چرا فیلم با وجود داشتن این همه بازیگر مطرح دیگر آنطور که پیش‌بینی می‌شد مورد توجه و استقبال مردم واقع نشده است؟

- مردم ما بیشتر به کمدی کلامی عادت دارند. طنز کلاسیک چندان در سینمای ما مرسوم نیست، فیلمی مثل "قاعده بازی" تقریبا در سینمای ایران کم است. ذائقه مردم به کمدی کلامی عادت کرده و ریشه آن هم در سیاه بازی و روحوضی و ... است.

* در این شرایط فیلم ساختن در قالب و ساختاری متفاوت و گرایش به طنز کلاسیک، آیا به سینمای ما لطمه نمی زند؟

- نباید این گونه فکر کرد. به هر حال این نوع طنز هم جایگاه خودش را در سینما دارد و برای جا انداختن آن باید تلاش کرد. حال به طور طبیعی فیلم های اول با این بازخورد منفی مواجه اند. آرزو می کنم "قاعده بازی" به عنوان فیلمی پیشتاز در طنز کلاسیک بیشتر مورد توجه قرار بگیرد تا راه تولید این گونه فیلم ها در سینمای ما هموارتر شود.

* با وجود بازیگران زیاد فیلم، نگران دیده نشدن نبودید؟

- نه. اگر کل کار خوب دیده شود، اجزا هم خوب دیده می شوند. این اولین فیلمی است که این همه بازیگر دارد ولی به دلیل قدرت فیلم همه دیده شدند.

* همکاری با احمدرضا معتمدی کارگردان "قاعده بازی" و بازیگران مطرح سینما چقدر خوشایند بود؟

- آقای معتمدی چون تحصیل کرده فلسفه است دید خاصی به سینما دارد و با گرایش فلسفی خود فیلم می سازد. یک آدم فلسفی وقتی کار طنز انجام می دهد، به جای کمدی کلامی سراغ کمدی کلاسیک می رود. درباره بازیگران فیلم هم باید بگویم برای من حضور در این جمع افتخار بود. به هر حال "قاعده بازی" مجموعه ای از بازیگران مطرح دارد و این همکاری برای من خوشایند بود.

* در فیلم "کلاهی برای باران" هم نقشی فرعی و نسبتا کوتاه دارید. چطور این نقش را پذیرفتید؟

- مهمترین دلیل آن دوستی ام با آقای وزیری تهیه کننده فیلم بود. اما مهمتر اینکه برای من ملاک کوتاه یا بلند بودن نقش نیست، اثرگذاری آن مهم است و گاهی یک دوبیتی به اندازه چند مثنوی ارزش دارد.

* با این حال فکر نمی کنید ایفای نقش های کوتاه شما را به حاشیه ببرد و باعث شود از جایگاه اصلی خود دور شوید؟

- نه. من هرگز این گونه فکر نمی کنم. برای من در وهله اول خود نقش و حتی کسی که با او کار می کنم مهم است. به نظر من این حرف ها مال آدم های بیسواد و کوته فکر است. اهمیت و ارزش به کثرت نیست به کمیت است. به قول شاعر "که یک مرد جنگی به از صد هزار."

* شما دوست دارید بیشتر کار تلویزیونی داشته باشید یا سینمایی؟

- الان که در هر دو حوزه دارای نقش هستم. هر دو جایگاه خاص خود را دارند هم سیما را دوست دارم هم سینما.

* در سریال "راه بی‌پایان" نقش یک سرایه دار را بازی می‌کنید. از انتخابتان راضی هستید؟

- وقتی این نقش به من پیشنهاد شد، آن را با جان و دل پذیرفتم و مطمئن بودم می تواند نقشی خوب و تاثیرگذار باشد. اینکه چه نقشی و چقدر بازی کنی مهم نیست، مهم این است که بازیگر بتواند نقش را خوب و تاثیرگذار بازی کند.

* "راه بی‌پایان" از پرطرفدارترین سریال‌های حال حاضر تلویزیون است. به نظر شما دلیل موفقیت آن چیست؟

- عوامل متعددی وجود دارند که یک اثر بتواند موفق و مورد توجه مخاطبان باشد. سریال "راه بی پایان" علاوه بر قصه خوب، از عوامل خوب و حرفه ای بهره می برد. اینها هم موثر است.

* تجربه کار با همایون اسعدیان به عنوان کارگردان مجموعه چطور بود؟

- آقای اسعدیان علاوه بر اینکه کارگردانی کاربلد است، شخصیتی دوست داشتنی دارد. در طول کار من شیفته صداقت او شده بودم. امیدوارم هم در زندگی حرفه ای و هم در زندگی شخصی موفق باشد.

فرشاد.ج
22-09-2007, 00:20
چرا این تاپیک فعال نیست ؟

فقط 5 قسمت دیگه به پایان این سریال مونده و داستان بسیار جذاب شده . لطفا ادامه بدید بحث رو !

Nikolas_95
22-09-2007, 00:34
چرا این تاپیک فعال نیست ؟

فقط 5 قسمت دیگه به پایان این سریال مونده و داستان بسیار جذاب شده . لطفا ادامه بدید بحث رو !
بله،بنده هم کاملا موافقم
فقط 5 قسمت مونده ؟ چطور مگه چند قسمته؟ تو سایتی جایی خوندید؟

برای شروع مجدد بحث تاپیک چندتا سوال:

به نظرتون اشتباه نکردن قضیه فونت رو رفتن لو دادن؟بهتر نبود میزاشتن برای دادگاه؟

به نظرتون حالا برای مقابله با این مشکل چی کار میخواد بکنه؟

به نظرتون غزل وقتی بفهمه چی کار میکنه؟(حتما پا میشه میاد ایران دیگه!)

فرشاد.ج
22-09-2007, 10:17
آره دیگه تقریبا همه چی مشخص هستش در فیلم های ایرانی

در مجله خانواده سبز قبل از شروع مجموعه خواندم که نوشته بود این سریال 26 قسمتی خواهد بود

Old Owl
22-09-2007, 13:11
یه سوتی خیلی جالب:
وحید به منصور:از سیستم Backup گرفتم سالمه!!!!:27::27:
بعدم تایپیست هایی که 40 ساله دارن تایپ میکنن با یه نگاه نمیتونن فونت رو تشخیص بدن که منصور تشخیص داد:21:
اون صحنه ایم که شیر زاد میز رو برگردوند اون دو تا افتادن برگرفته از پدر خوانده بود :31::31:

فرشاد.ج
23-09-2007, 01:27
خوب دیگه مشکل فیلمهای ایرانی هست . این قدر در ها رو به روی منصور بد بخت بستن که مجبور بشه از روی فونت تشخیص بده !

این هم خلاصه قسمتی که 4 مهر نشون داده میشه :

خلاصه قسمت بيست و دوم (4/7/86): عوامل تمدن ، كامران را به شدت زير نظر دارند ابوالحسني نيز ، برنامه سفرش را آماده مي كند تا نزد غزل برود اما مشكلي پيش مي آيد و

alfy
02-10-2007, 04:23
نگاهی به مجموعه راه بی پایان


يكي از سريال هايي كه اين روزها از تلويزيون در حال پخش است سريال راه بي پايان ساخته همايون اسعديان است .اين سريال كه به قسمت هاي پاياني خود نزديك مي شود، از معدود سريال هاي تلويزيوني است كه از ساختار منسجم و فكر شده اي برخوردار است. شخصيت ها كم و بيش باور پذيرند و سياه يا سفيد محض نيستند.


شخصيت اصلي داستان، جواني است به نام منصور (هومن سيدي) كه سال ها قبل در پي عشقي نا فرجام به خارج رفته و اكنون پس از اتمام تحصيلات، با يك طرح توليدي به ايران بازگشته است. او طرح خود را تصادفا به شركتي مي برد كه توتونچي، پدر نامزد سابقش (آتيلا پسياني)، مديريت آن را عهده دار است. توتونچي به قصد رقابت با شركايش سرمايه لازم براي اجرايي شدن طرح را در اختيار منصور مي گذارد و او كارش را آغاز مي كند. در اين ميان، عشق گذشته هم بين منصور و غزل (آزاده صمدي)، دوباره زنده مي شود. از سوي ديگر، ابوالحسني (فرهاد اصلاني) كه طرح منصور منافعش را به خطر انداخته تلاش مي كند كه كار او را متوقف نمايد. در اين راه توتونچي كشته مي شود. منصور هم با پاپوشي كه برايش دوخته مي شود، كارگاهش تعطيل مي شود و عشق گذشته اش را نيز دوباره از دست مي دهد. حالا او است كه براي اعاده هيثيت از دست رفته، دست به كار مي شود.

نقطه قوت اصلي سريال به زعم من، فيلمنامه آن است. از دلايل اصلي جذابيت فيلمنامه مي توان اين موارد را برشمرد:

1- باور پذيري. در فيلمنامه آن چيزي اتفاق مي افتد كه بايد اتفاق بيفتد. نه آن چيزي كه تماشاگر دوست دارد ببيند. بعنوان مثال توجه كنيد به سكانسي كه غزل بعد از مرگ پدر و نا اميد شدن از منصور، تصميم به ترك دوباره وطن مي گيرد. در اين سكانس علي رغم توضيحاتي كه منصور براي غزل مي دهد و از او مي خواهد كه بماند، او تصميمش را همچنان عملي مي كند. اين مساله برخلاف عادت تماشاگران تلويزيون است. احتمالا اگر به جاي راه بي پايان با يكي از سريال هاي سطحي تلويزيوني طرف بوديم، غزل نمي رفت و سر و ته قصه به راحتي بسته مي شد و تماشاگر هم راضي بود. براي تماشاگري كه با سريال هاي تلويزيوني خو گرفته، ماندن غزل و پذيرفتن حرف هاي منصور قابل انتظار و حتي شايد معقول باشد. اما نويسندگان راه بي پايان به تماشاگر باج نداده اند و منطق داستاني را فداي خواست تماشاگر نكرده اند. اين رويه در مجموع به نفع فيلم تمام شده و آن را جذاب تر نموده است.

2- گره افكني: راه بي پايان رويكردي كلاسيك در مورد گره افكني هاي داستاني دارد. بدين معني كه همه گره ها و موانع دراماتيك را تا حد نهايت پيش پاي قهرمان داستانش قرار مي دهد. مي بينيم كه منصور از همه طرف به بن بست مي رسد. كارگاهش تعطيل مي شود. همكارانش رهايش مي كنند، با بهترين دوستش مشاجره مي كند و به جايي مي رسد كه حتي غزل هم ديگر او را باور نمي كند. درحالي كه هيچ مدركي براي اثبات بي گناهي خود ندارد. اينگونه گره افكني، كار فيلمنامه نويسان را در گره گشايي سخت تر نموده است. با اين حال يكي از دلايل اصلي پركشش بودن و تعليق خوب سريال، همين نكته است.

3- گره گشايي: در مورد گره گشايي باز هم اصل باور پذيري مورد توجه قرار گرفته است. راه بي پايان از روشي كه معمولا سريال ها براي گره گشايي استفاده مي كنند، استفاده نكرده است. راحت ترين راه براي گره گشايي كه به وفور در فيلم ها و سريال هاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته گره گشايي توسط كسي است كه همه چيز را مي داند و مثلا با شهادت در دادگاه يا با تلفن، قهرمان داستان را نجات مي دهد. اما در راه بي پايان قرار است گره گشاي اصلي خود قهرمان باشد. اگر هم لازم است اطلاعاتي توسط كس ديگري به قهرمان داستان منتقل شود، سعي شده كه مقدمه چيني هاي لازم انجام شود. بعنوان مثال در مورد شخصيت منشي ابوالحسني كه گاه تلفني منصور را از برخي اتفاقات مطلع مي سازد، كوشش شده كه انگيزه هاي او از قبل براي تماشاگر توضيح داده شود. حتي نويسندگان در پاره اي موارد به عمد و براي ايجاد تعليق جلوي اين كار را نيز گرفته اند. مانند وقتي كه دايي غزل قبل از خارج رفتن او مي خواهد او را از اتفاقات مطلع كند، اما ابوالحسني سر مي رسد و تلاش او بي ثمر مي ماند. البته به نظرم سريال در مورد گره گشايي ها علي رغم تمام تلاش هاي انجام شده موفق نبوده است. از جمله تمهيد استفاده از فونت پايان نامه براي تشخيص جعلي بودن آن، سطحي و نا محتمل به نظر مي رسد. به همين دليل تمام اتفاقاتي كه در پي اين مساله مي آيند نيز ميزان تاثيرگذاري و باور پذيري خود را از دست مي دهند. از جمله ابوالحسني كه به نظر مي رسيده از آن بيدها نيست كه از اين بادها بلرزد، پس از مطلع شدن از قضيه فونت، مستاصل و عصبي مي شود كه اين مساله را تماشاگر به سختي باور مي كند. به نظرم بهتر بود فيلمنامه نويسان اثر، به دنبال راه بهتري براي گره گشايي مي گشتند.

4- شخصيت پردازي: سعي زيادي شده كه شخصيت ها در سريال كاملا سياه يا سفيد نباشند. اغلب شخصيت هاي اصلي سريال رگه هايي از خوبي و بدي را با هم دارند. خود منصور كه شخصيت اصلي داستان است، عموما عصبي و پرخاشگر است. همين پرخاشگري او در پيشبرد قصه و گره افكني ها هم كاركرد خوبي پيدا كرده است. شخصيت غزل، توتونچي، كامران و ساير شخصيت ها هم اغلب از همين قاعده پيروي مي كنند. حتي شخصيت ابوالحسني (فرهاداصلاني) هم كه شخصيت منفي قصه است، كسي است كه عاشق مي شود ، با عاملين مرگ توتونچي برخورد مي كند و نسبت به ظلمي كه به منشي خود كرده، احساس دين مي نمايد. يكي ديگر از شخصيت هاي خوب داستان، سرايدار توتونچي، ميكائيل (مهران رجبي) است كه از نظر نوع رفتار، برخوردها و رك بودنش با سايرين، از قالب يك سرايدار تيپيك خارج شده و شخصيتي دوست داشتني و باور پذير يافته است.

فيلمنامه راه بي پايان توسط عليرضا بذرافشان و مهدي شيرزاد نوشته شده و همايون اسعديان هم بازنويسي اش كرده. عليرضا بذرافشان را شايد بتوان يكي از اميدهاي فيلمنامه نويسي آينده ايران دانست. او تا به حال كارهاي قابل قبولي از خود در سينما و مخصوصا تلويزيون ارائه نموده است. از جمله مي توان به سريال هاي تب سرد و خط قرمز و نيز فيلمنامه هايي كه با همكاري اصغر فرهادي نوشته مانند رقص در غبار، اشاره كرد.

به هر حال بايد منتظر نشست و چند قسمت باقيمانده سريال را نيز ديد . اميدوارم مشكلاتي كه در اين رابطه ذكر كردم ادامه پيدا نكند. البته با توجه به اينكه خشت اول گره گشايي، كج نهاده شده، احتمال اينكه اين بار با صحت و سلامت كامل به منزل برسد ضعيف است. اميدوارم اشتباه كرده باشم.

Nikolas_95
03-10-2007, 19:54
قابل توجه دوستداران این مجموعه

به علت پخش مستقیم فوتبال این سریال این هفته پخش نخواهد شد(11/7/86)

toodi
03-10-2007, 20:57
آقا بیاین دنبال قمست آخرش باشیم مردم از بس نگاه کردم[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]دیگه آدم حوصه اش نمیکشه که بشینه ببینه[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بیاین مثل یانگوم کنیم از قسمت اول تا آخر رو بزاریم البته نه برای دانلود بیاین ازش عکس بزارین و توضیح داستان بعد رو بگین[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اینجوری خوبه[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



موفق باشید toodi & toodiTM [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Nikolas_95
03-10-2007, 21:16
آقا بیاین دنبال قمست آخرش باشیم مردم از بس نگاه کردم[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]دیگه آدم حوصه اش نمیکشه که بشینه ببینه[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
بیاین مثل یانگوم کنیم از قسمت اول تا آخر رو بزاریم البته نه برای دانلود بیاین ازش عکس بزارین و توضیح داستان بعد رو بگین[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اینجوری خوبه[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



موفق باشید toodi & toodiTM [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بیاین مثل یانگوم کنیم از قسمت اول تا آخر رو بزاریم البته نه برای دانلود بیاین ازش عکس بزارین و توضیح داستان بعد رو بگین
مگه دی وی دی ارجینال این هم اومده به بازار؟

قسمت آخرش رو از کجا باید بدونیم؟

VICTOUR
06-10-2007, 10:53
کسل کننده شده.حقیقتا تا 15 قسمت اول جذاب بود ولی بعد از اون.یه جورایی بچه بازی شد.

Nikolas_95
06-10-2007, 19:08
کسل کننده شده.حقیقتا تا 15 قسمت اول جذاب بود ولی بعد از اون.یه جورایی بچه بازی شد.
قبول دارم جذابیت اولش رو نداره،مخصوصا بعد از رفتن آتیلا پسیانی

البته امید دارم در ادامه و با رو شدن مسائل پشت پرده جذاب تر بشه

فرشاد.ج
11-10-2007, 14:20
نظر من با شما تفاوت داره . خیلی چیزها در این قسمتهای آخر مشخص میشه . البته ایراد بزرگی که پیرامون این سریال وجود داره تیزرهای تبلیغاتی هست که قسمتهایی که هنوز پخش میشه رو به تصویر میکشه و بیننده میتونه پیش بینی کنه !

این هم خلاصه قسمت بعد سریال :

خلاصه قسمت بيست وچهارم (25/7/86 ): ابوالحسني كه از طريق كامران متوجه پيگيريهاي منصور شده است ، تصميم مي گيرد بطور جدي با او مقابله كند و

از شبکه سه سیما

R10MessiEtoo
11-10-2007, 14:44
بچه بازيش بيشتر به خاطر اينه كه دعواها و تنش ها كم شده، مخصوصا اين منصور و غزل؛ اه اه هي به هم دل و قلوه قرض ميدند[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مي دونيد بدترين پايان براي سريال چي مي تونه باشه: اين كه اكبر دستگير يا كشته يا چيزي شبيه اينا بشه ، اينقدر خوشم مياد از اين جور آدمها، كم آوردن تو كارشون نيست هميشه يك جوابي تو آستينش داره.

Maximillion
12-10-2007, 06:02
توي اين سريال يه اهنگ هست كه غزل و منصور زياد گوش به اين اهنگ ميدن.
من اونو ميخوام و اگه ممكنه اسم خوانندش

با تشكر

alfy
12-10-2007, 09:47
برای دوستانی که شاید بعضی از قسمت ها رو ندیده باشن



خلاصه قسمت هفدهم (31/5/86): منصور در رويايي با شيرزاد بهم مي ريزد و با او درگير مي شود . كامران نيز به دنبال ردي از راننده وانت مي گردد و...


خلاصه قسمت هيجدهم(7/6/86): منصور تلاش مي كند تا به غزل ثابت كند حرفهاي شيرزاد درست نيست . كامران نيز با فهميدن ماجراها كاملا به هم ريخته و خود را باخته است و...





خلاصه قسمت نوزدهم (14/6/86): اوضاع كاملا به هم ريخته است . تلاش منصور براي اثبات بي گناهيش بي فايده مانده است وفضاي كارگاه نيز متشنج است و...




خلاصه قسمت بيستم (21/6/86): غزل كه خسته شده است ، دوباره به ابولحسني اعتماد مي كند. ابوالحسني نيز اداره امور را در دست مي گيرد و...





خلاصه قسمت بيست ويكم (28/6/86): آشفتگي كامران ، ابوالحسني را وادار مي كند تا با او جدي تر برخورد كند . منصور نيز به دنبال راهي براي اثبات كلاهبرداري شيرزاد مي باشد و...




خلاصه قسمت بيست و دوم (4/7/86): عوامل تمدن ، كامران را به شدت زير نظر دارند ابوالحسني نيز ، برنامه سفرش را آماده مي كند تا نزد غزل برود اما مشكلي پيش مي آيد و...




خلاصه قسمت بيست و سوم (18/7/86): غزل و منصور سرنخهاي جديدي از ماجرا پيدا مي كنند تمدن نيز به دنبال آن است كه كنترل اوضاع را در دست گيرد و...




خلاصه قسمت بيست وچهارم (25/7/86 ): ابوالحسني كه از طريق كامران متوجه پيگيريهاي منصور شده است ، تصميم مي گيرد بطور جدي با او مقابله كند و...

Nikolas_95
12-10-2007, 12:57
توي اين سريال يه اهنگ هست كه غزل و منصور زياد گوش به اين اهنگ ميدن.
من اونو ميخوام و اگه ممكنه اسم خوانندش

با تشكر
این مربوط میشه به انجمن موسیقی و درخواست تک آهنگ خارجی

فقط حواستان باشد اونجا رفتید بدون سرچ درخواست ندید چون تاحالا چند هزار بار! این آهنگ درخواست داده شده و مسئولین تاپیک دیگه اعصابشون خورد میشه که البته حق هم دارن

موفق باشید

Maximillion
12-10-2007, 13:50
این مربوط میشه به انجمن موسیقی و درخواست تک آهنگ خارجی

فقط حواستان باشد اونجا رفتید بدون سرچ درخواست ندید چون تاحالا چند هزار بار! این آهنگ درخواست داده شده و مسئولین تاپیک دیگه اعصابشون خورد میشه که البته حق هم دارن

موفق باشید

ممنون
ما رفتيم بسرچيم

maxoud
01-11-2007, 20:42
بلاخره راه بی پایان هم تموم شد.
نظرتون در باره قسمت آخرش چی بود؟

Nikolas_95
01-11-2007, 23:11
نمی دونم چرا اما از شخصیت الولحسنی خیلی خوشم میاد،حتی به نظرم پایان شخصیتش هم خیلی خوب تمام شد

اما اصلا این منصور خوب نبود،این قسمت آخری(غیر از سکانس آخر)همش عینه مجسمه بود،همین جوری مات و حیرون اینور و انور و نگاه میکرد،با این چشمهای داغونش

Mahdi Hero
01-11-2007, 23:11
قسمته آخرش به نظره من بيش از حد زيبا تموم شد بر عکسه تمام فيلم هايه ايرانی که نميدونم
اون توبه ميکنه ميره با اون منشيش ازدواج ميکنه يا اون با اون يکی ازدواج ميکنه اما اين فيلم
زيبا تموم شد به خاطره اينکه کارگردانه بزرگی داشت

Mahdi Hero
01-11-2007, 23:14
نمی دونم چرا اما از شخصیت الولحسنی خیلی خوشم میاد،حتی به نظرم پایان شخصیتش هم خیلی خوب تمام شد

اما اصلا این منصور خوب نبود،این قسمت آخری(غیر از سکانس آخر)همش عینه مجسمه بود،همین جوری مات و حیرون اینور و انور و نگاه میکرد،با این چشمهای داغونش


بابا دلت مياد راجع به هومنه سيدی عزيز اينطوری صحبت کنی به نظره من که بازيش بی نقص بود
به دله من که خيلی چسبييد
در ضمن به نظره من بازيه هومنه سيدی تو فيلمه يک تکه نان کمال تبريزی واقعا شاهکار بود
اما نظره شما هم محترمه نيکول جان
:46::10:

Nikolas_95
02-11-2007, 00:29
اون توبه ميکنه ميره با اون منشيش ازدواج ميکنه يا اون با اون يکی ازدواج ميکنه اما اين فيلم


دقیقا،من هم همچین انتظاری داشتم

فکر نمی کردم به این خوبی تمومش کنن


بابا دلت مياد راجع به هومنه سيدی عزيز اينطوری صحبت کنی به نظره من که بازيش بی نقص بود
به دله من که خيلی چسبييد
در ضمن به نظره من بازيه هومنه سيدی تو فيلمه يک تکه نان کمال تبريزی واقعا شاهکار بود
اما نظره شما هم محترمه نيکول جان
:46::10:

نه مهدی جان،این هنرپیشه هم چیزی رو که ازش خواسته بودن اجرا کرده منظورم به خودش نبود

دیدی که،همش داشت اینور و انور رو نگاه میکرد هیچ حرکتی نداشت،حتی ابولحسنی رو که دید هیچ اقدامی نکرد

در ضمن در مورد چشمها هم که گفتم ، چشمهای خودش نبود بلکه بادمجونی که پای چشمش بود رو گفتم :31:

Amin
02-11-2007, 01:03
سلام
خب
این سرال هم تموم شد رفت پی کارش
خیلی خوشحالم که دنبالش کردم
جزو معدود سریالهایی بود که اکثر فسمتها از دیدنش لذت بردم

MOHAMMAD2010
02-11-2007, 01:16
به نظرم یکی از بهترین سریال ها بود اخرش خوب تموم شد از شخصیت (عمو اکبر ) هم خیلی خوشم میومد

Mahiar0
02-11-2007, 11:21
اره اخرش خوب تمام شد

R10MessiEtoo
02-11-2007, 13:08
اصلا باورم نمي شد كه اين سريال اينجوري تموم بشه

اينكه آخرش اصل كاريا گير نيفتادند عين واقعيت. اينكه پليس دستش به اكبر[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] نرسيد. اينكه آخرش اينجور تموم نشد كه اينا راحت پليمر رو ساخته باشند (تو مصاحبه نويسنده سريال مي خوندم كه ساختن پليمر به قدري پيچيده هست كه در ايران حتي فكر كردن بهش حماقته) .

در كل خيلي عالي بود. بهترين بازيگرش هم بدون شك فرهاد اصلاني بود. فكر كنم از اين كاراكتر در سريالهاي بعدي تلويزيون زياد استفاده بشه. واقعا دوست داشتني بود. يك آدم محكم و خشن،مهربون،فوق العاده باهوش،روان شناس، كم نيار(!) ، قدرتمند، ضعيف، عاشق، عاشق كش ، شريف، پست و .... خيلي سخته ها!

maxoud
02-11-2007, 21:43
به نظر من هم پایان خیلی خوبی داشت مخصوصا اینکه دست پلیس به بالا دستیا نرسید .فقط خیلی غیر منتظره بود که تا قبل از قسمت آخر با ریتم کندی پیش می رفت ولی یهو آخرین قسمت اینطوری تمام شد.

ولی زیادی با هوش بودن پلیسه یه خورده غیر عادی بود!

در هر صورت در کل سریال خوبی بود:20:

mostafa_gm
09-11-2007, 19:25
داستان جالبی داشت طوری که اصلا نمیشد حدس زد چه اتفاقی قراره بیفته ولی این اواخر یه مقدار داشت رو اعصاب میرفت و خیلی کشدار شده بود.
بازی اصلانی حرف نداشت. فقط رفتار و عکس العملهای منصور و اون دوستش واقعا احمقانه و خنده آور بود. آخه یک آدم چند بار مرتکب یک اشتباه باید بشه و در یک موقعیت رفتار اشتباه قبلی رو تکرار بکنه؟!
پلیسش هم که افتضاح بود! با اون سرگردش که بیشتر به جنایتکارها شبیه بود و جالب اینکه یک سرگرد با تجربه آگاهی که این همه تبحر داره چطور نمیتونه 2 تا اسم رو یاد بگیره؟ وقتی میگفت حسن زاده واقعاحال آدم بهم میخورد!!:31: