PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : حيوانات منقرض شده و در حال انقراض






    

moontoise
23-08-2007, 15:47
شير ايرانی ( گونه ای که منقرض شده )


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

شیر از نیرومندترین و مشهورترین پستانداران ایران و جهان ، مدتی است که نسلش در سرزمین ایران از میان رفته است با امید به اینکه با هوشیاری و آگاهی نگذاریم که چنین سرنوشتی برای سایر گونه های جانوری ایران رقم زده شود در اینجا یادی از شیر ایرانی از دست رفته خواهیم داشت.
Order: Carnivore
Family: Felidae
Panthera Leo Persicus
مشخصات:
موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه است. شیر نر ، یال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ، بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است. شیرها از نظر ویژگی فیزیکی و رفتاری شباهت زیادی به سایر گربه سانان دارند؛ سر کوچک ، پوزه کوتاه ، گوشهای نسبتاً کوچک و چشمهای درشت از جمله این ویژگیها هستند. دستها پنج انگشت و پاها چهار انگشت دارند که به ناخن های بلند و تیزی ختم می شوند. بالشتک های کف دست و پا به آنها کمک می کند که به آرامی به طعمه خود نزدیک شوند. سبیلها به عصب ارتباط دارند و برای عبور از زیر یا کنار مواقع بویژه در شب اهمیت دارند.آنها حیواناتی شب گرد هستند و از حس بویایی قوی برخوردارند.حس شنوائی آنها بسیار قوی ولی حس بویائی متوسطی دارند به همین دلیل بر خلاف سگ سانان کمتر بواسطه بوئیدن طعمه خود را تعقیب می کنند. شیرها طعمه خود را از طریق کمین کردن در مسیر پستانداران و پرش ناگهانی و دویدن صید می کنند شیرها بصورت اجتماعی زندگی می کنند و قلمرو خود را بوسیله ادرار، مدفوع و خراشیدن درختان متمایز می کنند. در فصل جفت گیری ، نر و ماده در کنار هم دیده می شوند و در باغ وحش جفت گیری شیر با ببر و شیر ماده با پلنگ نر نیز به ندرت دیده شده است. تا سال 1322 ، دسته های 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال 1321 خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و… اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.
متاسفانه شیر ایرانی که نقش آن زمانی نماد هویت ملی ایران بوده است امروز چنان از سوی ایرانیان با بی مهری مواجه شده است که علاقمندان شیر در هندوستان به خود اجازه داده اند تا نام علمی شیر ایرانی را از Panthera Leo Persica به شیر هندی Panthera Leo Indiaca تغییر دهند.

moontoise
23-08-2007, 15:49
ببر ايرانی (ببر مازندران ) گونه ای منقرض شده


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می زیسته که امروزه نابود شده است . آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال1338 ه.ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است . عکسها و پوستها نشان می دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا اندازه ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است . موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است . ببر مازندران مرال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می کرد . شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است .

moontoise
23-08-2007, 15:50
يوزپلنگ ايران در حال انقراض


حداقل بين 70 تا 100 قلاده يوزپلنگ ايرانی در کشور داريم (مرداد 1385)
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

انجمن يوزپلنگ ايرانی همزمان با پنجمين سالگرد تأسيس خود اعلام کرد که براساس بررسی های ميدانی، مصاحبه با افراد محلی، مشاهدات مستقيم، رديابی در داخل زيستگاه ها و مقايسه تصاوير بدست آمده از دوربين های تله ای متعلق به انجمن و پروژه حفاظت از يوز آسيايی، درحال حاضر وجود جمعيتی بين 70 تا 100 قلاده يوزپلنگ ايرانی در کشور محرز می باشد که بيش از نيمی از اين جمعيت در استان يزد زيست نموده و استانهای سمنان، خراسان شمالی و اصفهان به ترتيب در رده های بعدی قرار دارند. البته ذکر اين نکته کاملا ضروری است که يوزپلنگ ها بين مناطق مختلف در رفت و آمد بوده و نمی توان جمعيت ثابتی برای هر استان يا منطقه در نظر گرفت. براين اساس، درحال حاضر بيش از 600 هزار کيلومتر مربع از وسعت يک ميليون و ششصد هزار کيلومتر مربعی کشورمان در قلمرو يوزها قرار دارد.علاوه بر اين، مناطق بسياری در کشور وجود دارد که گزارشهايی مبنی بر زيست يوز در آنها به گوش می رسد، ليکن هنوز هيچ مدرک قطعی دال بر وجود جمعيتی از اين جانور در آنها بدست نيامده است. اين مناطق عبارتند از خوش ييلاق و سفيدکوه آرسک دامغان در استان سمنان، مناطق بيدوييه و راور در استان کرمان، منطقه چاه افتخاری و حتی مناطق مرزی سرخس در استان خراسان رضوی، منطقه بهکده رضوی در استان خراسان شمالی، منطقه بهرام گور و رامشه در استان فارس و همچنين مناطقی از استانهای سيستان و بلوچستان، هرمزگان وخراسان جنوبی. براين اساس، به نظر می رسد که شايد بتوانيم جمعيت يوز ايرانی را حتی بالاتر از 100 قلاده بدانيم. نکته مهم در بيان اندازه جمعيت جانوران آنست که اعلام يک عدد به عنوان جمعيت ازلحاظ علمی صحيح نبوده و همواره بايد هر جمعيت را در بازه ای از حداقل تا حداکثر بيان نمود. انجمن يوزپلنگ ايرانی اميدوار است با بررسی های بيشتر بتواند به آمار دقيقتری از جمعيت فعلی يوز در کشور دست يابد.ی دو دهه گذشته، مطالعات مدون چندانی درباره يوز در ايران صورت نگرفته و تنها مطالعات محدودی توسط برخی اساتيد و کارشناسان روی وضعيت و پراکنش اين جانور در استانهای مختلف کشور صورت گرفته است. طی اين مدت، همچنين برآوردهايی از جمعيت يوز در کشور نيز صورت گرفت. در سالهای ميانی دهه 1370، ضيايی و دره شوری حدود 10 قلاده برای يوزها برآورد کردند و جورابچيان در گزارش خود در سال 1378، 50 قلاده را برای يوز در کشور بيان نمود. طی سالهای ابتدايی دهه 1350، اسکندر فيروز جمعيتی بين 200 تا 300 قلاده برای يوزهای ايران برآورد نموده، ليکن پل جاسلين برآورد مذکور را در قضاوتی غيرمنصفانه “بيش از اندازه ی واقعی و اغراق آميز” می خواند. با اين حال، باتوجه به شرايط زيستی يوز در آن زمان و مقايسه با شرايط فعلی، به نظر می رسد که برآورد فيروز به واقعيت نزديک بوده است.

moontoise
23-08-2007, 15:50
پلنگ ايرانی در خطر انقراض



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
هنگامى كه نام پلنگ ايران (Persian Leopard) برده مى شود منظور زيرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار اين زيرگونه در سال هاى اخير تاييد شده است. اعضاى اين زيرگونه عمدتاً در ايران به سر مى برند اما در كپه داغ و تركمنستان، قفقاز، تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان، بخشى از تركيه، افغانستان و شايد كردستان عراق نيز حضور دارند. البته دامنه پراكنش كامل آن را به طور دقيق نمى دانيم زيرا به رغم آنكه پلنگ از بسيارى جهات جانورى مهم به شمار مى آيد، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراكندگى و تغييرات درون گونه اى آن وجود ندارد. فقط مى دانيم گسترش جغرافيايى نسبتاً وسيعى دارد كه ايران در مركز آن قرار مى گيرد اما محدود به ايران نمى شود. آن طور كه ركوردهاى شكارچيان نشان مى دهد پلنگ ايران اگر بزرگترين زيرگونه نباشد يقيناً يكى از بزرگ جثه ترين زيرگونه هاى پلنگ در دنيا است.اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت و منابع طبيعى (IUCN) گاهى در فهرست سرخ خويش براى بعضى زيرگونه ها رتبه اى بالاتر از گونه مربوطه در نظر مى گيرد، براى مثال گونه پلنگ را آسيب پذير (vulnarable) و زيرگونه پلنگ ايرانى را در خطر انقراض -endangered طبقه بندى مى كند.

moontoise
23-08-2007, 15:52
سياه گوش ايران درخطر انقراض


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
تنها نمونه سياه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه ای کمياب و در خطر انقراض و فاقد هر گونه آمار و شناسنامه علمی معتبر در ايران و تنها نمونه در دسترس و قابل مطالعه، به مثابه گنجينه يا ذخيره ژنتيکی باارزش در شرايطی غيراستاندارد در پارک ملی پرديسان تهران رها شده و مورد بي مهری مسوولان و کارشناسان حيات وحش قرار گرفته است و در صورتی که بي توجهی نسبت به حفظ و مطالعه اين گونه ادامه يابد، آينده ای نامعلوم و به دنبال آن نابودی در انتظار اين گونه خواهد بود . سياه گوش يا لينکس با نام علمي Euracian lynx از راسته گوشتخواران و در زمره 4 گربه سان کوچک ايراني است و دست و پايي بلند و دمي بسيار کوتاه با توک پهن و سياه رنگ و يک دسته مو به طول 4سانتي متر روي گوشها دارد که به دليل داشتن جثه اي بزرگ و خالهاي روي بدنش ، معمولا با پلنگ اشتباه گرفته می شود . غذای مورد علاقه آن معمولا بچه هاي گراز، شوکا، مرال و پستانداران کوچک است. اين گونه به صورت انفرادی زندگی مي کند و به دليل روزگرد بودن ، برخلاف ديگر گربه سانان شبگرد، بيشتر در معرض تهديد و خطر قرار دارد. پراکندگی آن در ايران ، در مناطقي از آذربايجان شرقی و غربي شروع می شود و تا نواحی زنجان ، قزوين و جنوب گرگان ادامه می يابد .حضور سياه گوش در اين مناطق بر اساس مشاهدات تصادفی محيطبانان و يا گزارش های ثبت شده است و تا به حال مطالعات علمی و دقيقی از سوی کارشناسان چه خارجی و چه ايرانی روی اين گوشتخوار ايرانی صورت نگرفته است.کارشناسان حيات وحش و مدير طرح بين المللی يوز ايرانی ، درباره اطلاعات موجود در زمينه سياه گوش می گويد: اين اطلاعات به صورت پراکنده و از طريق گزارش های مشکوک مردمی حاصل شده است و هيچ کار کارشناسی و علمی درباره مطالعات رفتاري ، ژنتيکی و پراکندگی اين حيوان که با گونه های مشابه خود در امريکای شمالی و اروپا متفاوت است ، صورت نپذيرفته است و تنها به بررسيی های مختصر روی پوست تاکسيدرمی شده اين گونه در يک يا 2موزه اکتفا شده است.انجام نشدن مطالعات تحقيقی و طرحهای پژوهشی در خصوص اين گونه ، در حالی ادامه مي يابد که زيستگاه اين حيوان به دليل مديريت ناصحيح حفاظتی و پيشروی مناطق مسکونی و کشاورزی در حال تخريب است و طعمه های قابل تغذيه آن نيز به واسطه اين تخريب ها و شکارهای بي رويه کاهش يافته است.به طوری که پس از گذشت زمانی نه چندان دور، نام اين گونه نيز همانند ببر و شير ايرانی در فهرست حيوانات منقرض شده قرار خواهد گرفت ، بدون اين که حتی مطالعه ای روی آن صورت گرفته باشد !

moontoise
23-08-2007, 15:58
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نام اين گربه نيز در ليست قرمز انقراض قرار گرفته است.
به نسبت جثه اش از تمام گربه هاى ديگر موهاى بلندتر و پرپشت ترى دارد. به اندازه يك گربه اهلى اما از آن پرتر و دست و پاهايش كوتاه تر است. رنگ بدن خاكسترى روشن كه ممكن است به زردى يا قرمزى بزند. نوك موها سفيد است كه به آن ظاهرى يخ زده مى دهد. روى گونه هاى موهاى بلند و دو نوار تيره واضح دارد. داراى سرى گرد و پهن با گوش هاى خوابيده و كوچك در بيشترين فاصله از هم است. روى پيشانى خال هاى نامنظم دارد. در نيمه انتهايى پشت و روى پاها چندين نوار عرضى تيره دارد. چشم ها كاملاً رو به جلو هستند كه نشان مى دهد براى شكار وابسته به بينايى است و همين ظاهرى جغدمانند به آن مى دهد. مردمك چشمش برخلاف ساير گربه هاى كوچك به صورت دايره اى منقبض مى شود. موى بلندش سازشى است براى زندگى در سرما و كوچك و پايين بودن گوش هايش براى آن است كه در مناطق باز با پوشش گياهى اندك كمتر ديده شود. به راحتى از صخره ها بالا مى رود. تا ارتفاع ۴۸۰۰ مترى ديده شده و به ندرت در نواحى جلگه اى حضور مى يابد. تك زى و شب گرد است اما به هنگام غروب و صبح زود نيز فعال است. روز ها مى خوابد و نقش و نگار و رنگبندى اش اجازه مى دهد كه به آسانى با محيط اطرافش يكى شود.زيرگونه ايرانى آن در تهديد است. در ايران تاكنون از مشهد و سرخس و خوش ييلاق شاهرود و نيز سواحل رود ارس در آذربايجان غربى گزارش شده است.

moontoise
23-08-2007, 16:00
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].jpg


خطر انقراض نسل گوزن زرد ایرانی، دوست داران محیط زیست و حیات وحش را بشدت نگران کرده است. به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز، شوری آب جزیره اشک دریاچه ارومیه، پساب سمی شرکت‌های نفتی در چغازنبیل، تخریب زیستگاه‌ها در دشت ارژن و زباله‌های شهری و بیمارستانی بابل، از مهم‌ترین دلایل در خطر انقراض قرار گرفتن نسل گوزن زرد ایرانی به شمار می‌رود. گوزن زرد ایرانی شاخ‌های بلند و پهن، 150 تا 240 سانتی‌متر بدن و 16 تا 20 سانتی‌متر دم دارد.

moontoise
23-08-2007, 16:02
• يوزپلنگ، گورخر، گوزن زرد، خرس سياه، تمساح پوزه كوتاه، ماهى آزاددرياى خزرو سياه خروس از حيوانات بومى ايرانى بر لبه انقراض هستند
آيندگان ، پاسخ اين پرسش را به درستى روشن خواهندكرد.

moontoise
23-08-2007, 16:05
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نام علمی:Vulpes cana
كمی از روباه قرمز(معمولی)كوچكتردر صورت دو نوار سیاه وبسیار مشخص دارد كه از چشمها به طرف بینی امتداد یافته اند دمی بسیار بلند وپرمو كه رنگ موهای انتهای آن به سفیدی دم روباه معمولی نیست. گوشها بزرگ ودر قاعده بسیار پهن هستند. رنگ پشت گوشها قهوه ای مایل به خاكستری است. موهای بدن انبوهندرنگ موهای پشت خاكستری-نقره ای با سایه قهوه ای ، در ناحیه ستون مهره ها كاملا قهوه ای وروی دم سیاه.زیستگاهش استپ های كوهستانی و مناطق نیمه بیابانیست.در ایران در مناطق شرق خراسان،كرمان،فارس،رباط پشت بادام یزدو اصفهان مشاهده شده است.
و پراكنش جهانی آن بلوچستان پاكستان ، افغانستان ،تركمنستان.
عادات اين حيوان احتمالا شبیه سایر روباهها ست. این روباه بسیار بازیگوش وباهوش است. میتواند مدتها باسرعت 50 كیلومتر در ساعت بدود.شب فعال (nocturnal) است.وباآنكه تنها یك جفت انتخاب میكند(MONOGAMOUS)ولی تنها به شكار میرود.همه چیزخوار است. معمولا ازحشرات ومیوه ها تغذیه میكند.
وضعیت فعلی:كمیابترین روباه ایران است. بعلت داشتن پوست زیبا وگرانبهامورد توجه شكارچیان پوست میباشد. در سالهای اخیر نسل آن بشدت كاهش یافته وخطر انقراض نسل آن را تهدید میكند(این امار تا سال 1375 است!!!).

moontoise
23-08-2007, 16:07
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

جثه آن كوچكتر ولی دست وپا بلند تر از روباه قرمز است. مشخصه اصلی این روباه دم نسبتا كوتاهی است كه برخلاف سایر گونه ها به زمین نمیرسد.رنگ موهای انتهائی دم برخلاف روباه معمولی وروباه شنی ،قهوه ای تیره یا سیاه است.گوشها نسبتا كوچكند و رنگ پشت انها دارچینی روشن است.در فصل زمستان موها بسیار بلند و برنگ خاكستری متمایل به سفید است بطوری كه فقط نوك گوشها دیده میشود. پوشش تابستانی كوتاه وبرنگ نخودی متمایل به قرمز است.
زیستگاهش مناطق استپی خشك ونیمه بیابانی .معمولا وابسته به نقطه خاصی نبوده واكثرا در حال حركت هستندو از لا نه های سایر جانوران كه در راه می بینند استفاده میكنند.در ایران فقط در نواحی تركمن صحرا زندگی میكنند.پراكنش جهانی:تركستان ،مغولستان ،افغانستان،شمال منچوری،چین تا تبت.
اغلب شب گرد است.در گروههای كوچك یا جفت جفت دیده میشود.ولی به تنهایی شكار میكند.معمولا در لانه متروك جانورانی نظیر گوركن ساكن میشود. بسیار چابك وبازیگوش است و میتواند از درختان بالا رود در گذشته شكار ان با عقاب متداول بوده. بعضی نیز ان را بعنوان حیوان خانگی نگهداری میكرده اند.
از جوندگان كوچك،خرگوش،خزندگان ،پرندگان ،قورباغه،حشرات و لاشه حیوانات تغذیه میكند.معمولا پوست خارپشتهایی كه توسط این حیوان شكار شده اند در نزدیك لانه اش مشاهده میشود.سایر خصوصیات شبیه روباه قرمز .
به علت با ارزش بودن پوستش، شكارچیان بااستفاده از وسیله نقلیه موتوری انرا تعقیب وشكار می نمایند به همین علت بشدت كاهش یافته و خطر انقراض انرا تهدید میكند.(امار تا سال1375)

در سال 2000توسط IUCN در لیست قرمز انقراض قرار گرفته . ولی در مغولستان با كمك انجمنهای جهانی حیات وحش برنامه های احیای نسل ان در حال انجام است.

moontoise
23-08-2007, 16:08
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نام علمی:Vulpes rueppellii
كوچكتر از روباه قرمزولی گوشها بزرگتر است.رنگ پشت گوشها برخلاف روباه قرمز سیاه نیست ومعمولا برنگ پشت بدن یعنی زرذ متمایل به نارنجی است.در دو طرف صورت دو نوار قهوه ای متمایل به سیاه دیده میشود كه از دو طرف چشمها به گوشه دهان امتداد یافته اند.رنگ موهای دم زرد متمایل به قهوه ای وانتهای ان سفید است در بین پنجه های دست وپا موهای بلندی وجود دارد كه مانع فرورفتن حیوان در شن میگردد.زیستگاهش بیابانهای سنگی و زمینهای بایر، از استپها تا خارستانها و بیشه زارهای پراكنده ميباشد.
در مناطق حاشیه كویر مركزی،سیستانو بلوچستان ،فارس ،خوزستان، بندر عباس وجزیره قشم زندگی می كند.
در شمال افریقا،عربستان،افغانستان نيز پراکندگي دارد.
شب گرد است،معمولا در روز دیده نمیشود،بصورت انفرادی یا در دسته های كوچك دیده میشود.
ازحشرات،پستانداران كوچك ،خزندگان،لاشه حیوانات،ومواد گیاهی نظیر برگ،دانه های ابدار،وصیفی جات تغذیه میكند(در منطقه رباط پشت بادام یزدتعدادی روباه شنی در حال خوردن هندوانه دیده شده اند)
طول عمر در اسارت حدود 5/6 سال است.
بعلت زندگی در مناطق بیابانی ودور از دسترس به نظر مي رسد خطر چندانی نسل این حیوان را تهدید نمیكند در سالهای 1359 و60 اكثر روباههای شنی پارك ملی كویر بعلت نامشخصی كه احتمالا طعمه های مسموم كار گذاشته شده توسط دامداران برای كشتن گرگها بوده نابود گردیده اند.(آمار تا سال 1375)

اما آمار سال 2000 IUCN این گونه را جزو گونه های آسیب پذیر قرار داده است

moontoise
23-08-2007, 16:10
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گاو دریایی که به انگلیسی آن را دوگونگ و در بندرعباس به مچ یا مشک (به علت شبیح به مشک بودن ) معروف است یکی از حیوانات نادر در آبهای خلیج فارس می باشد ، علفخوار است و چمن های دریايی غذای اصلی اش می باشد وزن آن بعضی وقتها به ۴۰۰ کیلو میرسد و تا ۳ متر رشد می کند .برای تنفس به سطح آب می اید ، تا ۷۰ سال عمر میکند . در آبهای کم عمق ساحلی زندگی می کند هربار فقط یک بچه می زاید .
متاسفانه نه تنها آلودگی آبها این حیوان را تهدید می کند بلکه گسترش بنادر ، اسکله، جزایر مصنوعی ، تردد قایق ها و تورهای ماهیگیری نیز خطراتی هستند که گاو دریای خلیج فارس با آن روبرو است .
هم اکنون تخمین زده می شود که حدود ۷۰۰۰ گاو دریای در خلیج فارس باقی مانده اند که اکثرا در قسمت جنوبی خلیج فارس پراکنده اند و در شمال أن سالها است که دیگر دیده نمی شوند .

moontoise
23-08-2007, 16:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تبريز - خبرنگار «ايران»: با توجه به روند تخريب جنگلهاى منطقه زاگرس و نيز دخالت عوامل انسانى، سنجاب ايرانى به يك حيوان در حال تهديد تبديل شده است.
«محمدرضا مسعود» كارشناس سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقى با اعلام اين مطلب افزود: گرچه نسل اين سنجاب در حال انقراض نيست اما از آنجا كه بسيارى از جنگلهاى بلوطى غرب كشور از طرق مختلف نابود مى شوند و شكار و قاچاق اين حيوان نيز روز به روز بيشتر مى شود، انقراض نسل اين نوع سنجاب دور از ذهن نيست.
وى در ادامه خاطر نشان كرد: مهمترين تهديدى كه متوجه اين سنجاب است تخريب زيستگاههاى آنهاست چرا كه سنجاب ايرانى فقط در جنگلهاى بلوطى مى تواند ادامه زندگى دهد و گرنه محكوم به نابودى خواهد بود.
«مسعود» همچنين گفت: به همين دليل اين حيوان در بسيارى از اماكن مقدس و نيز گورستانهايى كه بر حسب اعتقادات دينى مردم درختان بلوط آنها قطع نشده اند به وفور يافت مى شود.
اين كارشناس محيط زيست طبيعى همچنين خاطرنشان كرد: سنجاب ايرانى بسيار زيبا و جذاب است و حركات با مزه اى دارد و به همين دليل نيز مورد توجه خانواده هاى مرفه و بخصوص جوانان قرار گرفته و از آن به عنوان حيوان خانگى دست آموز استفاده مى كنند.
وى افزود: اين عوامل زمينه ساز شكار و قاچاق گسترده اين سنجابها را فراهم كرده، بطورى كه اخيراً مأموران اين سازمان محموله اى شامل ۸۳ عدد سنجاب ايرانى را كه از كردستان قاچاق شده و درحال حمل به سوى تهران بودند كشف وعوامل آن را دستگير كردند. محمدرضا مسعود اما در عين حال گفت: از اين محموله تعداد ۱۶ سنجاب به دليل حمل و نقل و نگهدارى غلط از بين رفته بودند و بقيه نيز حال و روز مناسبى نداشتند اما اين حيوانات با تحويل به موقع به سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان غربى در جنگلهاى سردشت رها سازى شدند چرا كه در استان ما مكان مناسبى براى زيست آنها وجود ندارد.
كارشناس محيط زيست طبيعى سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقى تأكيد كرد: با اين حال اگر در بين جامعه فرهنگ سازى شود و كسى به دنبال خريد ونگهدارى اينگونه حيوانات نباشد هرگز شكار و قاچاق حيوانات وجود نخواهد داشت كه نسل آنها را نيز در معرض تهديد قرار دهد.
گفتنى است در كشور ايران ۲ نوع سنجاب زندگى مى كنند كه يكى سنجاب ايرانى و ديگرى سنجاب بلوچى نام دارد. در حالى كه نسل سنجاب ايرانى به دليل تخريب زيستگاههايشان و نيز عوامل انسانى بسرعت در حال كاهش است.
سنجابهاى بلوچى به دليل زندگى در ميان نخلستانهاى جنوب و جنوب شرقى كمتر در معرض تهديد قرار دارند چرا كه نخل در فرهنگ و دين و اقتصاد و زندگى مردم اين خطه از اهميت ويژه اى برخوردار است.

moontoise
23-08-2007, 16:16
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ](2).jpg[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


راستهCARNIVORA
جثه اي بزرگ تر از گربه معمولي دارد. گوش هاي بزرگ مثلثي شكل با دسته‌اي از موهاي سياه بلند در انتهاي آن دارد(از اینرو گاهی به آن سیاهگوش صحرایی هم میگویند). بدني نسبتاً يكنواخت، ورزيده و هم رنگ بدن شير دارد.
بيشتر در تپه ماهورهاي مناطق بياباني و استپي زيست مي كند. در ايران براي ديدن آن بايد به پارك ملي كوير، منطقه بهرام گورفارسي، ساغند يزد، سيستان و بلوچستان، خراسان و مناطق شمالي خوزستان رفت.
اين گربه سان به قدري چابك است كه با پرش عمودي، پرنده را در هوا شكار مي كند و اگر به دسته‌اي از پرندگان برسد به سرعت تعدادي از آنها را در زمين و هوا شكار مي كند. همانند يوزپلنگ استعداد زيادي براي تربيت شدن دارد به طوري كه در گذشته آن را براي شكار خرگوش، آهو، روباه و پرندگان تربيت مي كردند.

moontoise
23-08-2007, 16:17
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تقريبا به اندازه يك ببر نابالغ بوده و حدود 15كيلوگرم وزن دارد.شوكا كه در عمق جنگلهاي بلوط ناحيه بوزين مرخيل در منتهي اليه شمال استان كرمانشاه زندگي ميكند، جانوري مرموز و شبگرد است و ويژگيهاي خاص او از جمله جثه كوچك، جمعيت كم و شب فعالي، آن را در ميان ساير گونه هاي گوزن، منحصربه فرد كرده است.شوكا كه به نام گوزن «مينياتوري» نيز خوانده ميشود، از نظر فراواني- در مقايسه با ساير گونه هاي گوزن- در تعداد كمتري در ايران ديده شده است.شوكا بسيار زيباست. رنگ آن قهوهاي روشن و در ناحيه زير شكم، روشنتر از قسمتهاي ديگر است. ماده هاي اين گونه شاخ ندارند و نرها، شاخهاي كوچك منشعب دارند.اين گوزن زيبا در هر سال يك نوزاد به دنيا ميآورد اما در شرايط آب وهوايي مساعد، امكان دوقلوزايي آن نيز وجود دارد.دوره وضع حمل شوكا 5 تا 6ماه است و بچه هايش در هنگام تولد، روي بدن خود خالهايي دارند كه با رسيدن به بزرگسالي از بين ميرود و جاي آن را رنگ قهوه اي يكدست ميگيرد.شوكا حيواني علفخوار و نشخواركننده است و مهمترين دشمنان او پس از انسان، حيوانات گوشتخوار هستند.به علت حلال بودن گوشت اين گوزن كوچك، شكار غيرمجاز، بزرگترين خطر براي ادمه حيات شوكا محسوب ميشود.شوكا در عين آسيبپذيري، نسبت به اطراف و محيط خود، بسيار
هوشيار است و به سرعت متوجه هرگونه خطري ميشود، به طوري كه يك جفت شوكا، هنگام خواب به گونهاي قرار ميگيرند كه پشتشان به هم و رويشان به محيط اطراف باشد.اين حيوان، هنگام خطر صداي خاصي از خود بروز ميدهد كه ميتواند همجنسانش را از وجود خطر آگاه كند.برآورد دقيقي از تعداد شوكاها در جنگلهاي كرمانشاه - كه زيستگاه اصلي اين جانور است - وجود ندارد اما بنا بر آخرين مشاهدات، جمعيت آن از 60 مورد در جنگلهاي بلوط بوزين مرخيل، تجاوز نميكند.نمونههايي از شوكا در تعداد بسيار كم در شمال غربي ايران نيز ديده شده است. گوزنهاي كوچك ايراني (شوكا) با نمونه هاي ديده شده آن در اروپا متفاوت هستند.نسل شوكاهاي زيبا در جهان در حال انقراض است و به دليل آسيبپذيري بسيار، براي حفظ نسل آنها تنها به حفاظت هاي ويژه نياز است.كنترل محيط، جلوگيري از شكار بي رويه،
دراختيارقراردادن آب شرب و نظارت ويژه بر نحوه زيست اين گوزن كوچك، عوامل موثر در حفظ و بقاي اين گونه كمياب جانوري است.

moontoise
23-08-2007, 16:18
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


تعرض انسانى به جنگلهاى انبوه آخرين زيستگاههاى جانورى گيلان، نسل مارال هارا در معرض تهديد قرار داده‌است
به گفته كارشناسان محيط زيست نسل گوزن جنگل‌هاى گيلان به نام مارال كه از جانوران شاخص جنگل‌هاى شمال محسوب مي‌شود به دليل تجاوز انسانى به زيستگاهها در خطر تهديد قرار دارد.
علاوه بر تهديد نسل اين جانور توسط شكارچيان غيرمجاز ، دست اندازى به زيستگاههاى اين جانور وحشى به منظور بهره بردارى از جنگل و كشيدن سيم خاردار در مسير رفت و آمد مارال ها از جمله عوامل تخريب زيستگاههاى و انقراض نسل آنها بشمار مي‌روند
مناطق زندگى اين گوزنها، عموما مناطقى شكارممنوع تلقى مي‌شوند در حاليكه حفاظت كاملى از اين مناطق وجود ندارد
جنگلهاى سياهكل، فومن و تالش عمده زيستگاههاى اين جانور و آخرين پناهگاه و محلى براى تكثير و زاد و ولد طبيعى آن محسوب مي‌شود
برخى تحقيقات نشان مي‌دهد در ‪ ۳۰سال اخير نسل اين جانور بطور چشمگيرى بر اثر شكار بي‌رويه كاهش يافته‌است
به گفته كارشناسان اين گونه جانورى به سبب اينكه سالى يك بچه به دنيا مي‌آورند حيواناتى بسيار آسيب پذيرند و نياز به حمايت‌هاى ويژه دارند
نيمه شهريور تا نيمه مهرماه هر سال به مدت يك ماه به عنوان فصل "مارال بانگى"معروف است و اين ايام به عنوان فصل جفتگيرى اين جانوران محسوب مى شود.
فصل مارال بانگى كه با ايجاد حرمسرا همراه است پر خطرترين زمان زندگى اين جانوران بشمار مي‌رود زيرا شكارچيان با شناسايى محل تجمع آنان مبادرت به شكار آنها مي‌كنند
نسل گوزن نر به دليل وزن و ارزش شاخ آن بيشتر در معرض خطر قرار دارد اين جانور داراى دو شاخ است كه هر سال تجديد مي‌شوند .
براساس آخرين سرشمارى شمار گوزنها در گيلان يكصد راس تخمين زده شده‌است

moontoise
24-08-2007, 12:38
بررسي صحت وسقم آمار بانك جهاني در گفتگو با يك كارشناس محيط زيست؛

نويسنده: شادي قندهاري

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] گونه پستاندار در ايران در معرض خطر انقراض هستند. چندي پيش خبرگزاري ايسنا به نقل از بانك جهاني خبر داد: «در حالي كه 8/4 درصد مساحت كشور جزو مناطق حفاظت شده است، از 158 گونه پستاندار شناخته شده در ايران 21 گونه، از 498 گونه پرنده شناخته شده، 18 گونه و از 8 هزار گونه گياهان بلند قد شناسايي شده يك گونه در معرض خطر انقراض مي باشند.»
بسياري از علاقه مندان به محيط زيست اين خبر را يك فاجعه براي كشور مي دانند. با اين حال برخي اين آمار را اشتباه و دور از ذهن مي دانند. دكتر كهرم، استاد دانشكده محيط زيست در دانشگاه تهران و يكي از محققان گونه هاي طبيعي و جانوري در ايران در گفتگو با خبرنگار ما،با تكذيب اين خبر، دلايل خود را آورده و به ارايه اطلاعات وسيعي از طبيعت و گونه هاي جانوري در كشورمان مبادرت مي كند.

* آقاي دكتر كهرم، حتماً شما هم گزارش جديد بانك جهاني را شنيده ايد، نظر شما در اين خصوص چيست؟ و آيا واقعاً 21 گونه پستاندار در ايران در حال انقراض هستند؟
** من تمام اين خبر را تكذيب مي كنم! اولاً در ايران 517 گونه پرنده داريم كه دو نوع آن بتازگي كشف شده اند؛ يعني ما رسماً 519 گونه پرنده داريم. علاوه بر آن 162 گونه پستاندار داريم كه البته دو گونه آن؛ يعني شير ژيان ايراني و ببر مازندران منقرض شده اند. در مورد گياهان هم كه گفته شده، يك گونه، حكايت از نهايت بي اطلاعي است. اين اطلاعات توسط ما به بانك جهاني ارايه شده است؛ يعني آنها به اينجا نيامده اند تا كار كنند و اطلاعات واقعي و درست كسب كنند، بلكه اين اطلاعات از سوي ما به آنجا رفته است و حتي اين اطلاعات از سوي مستشرقيني كه به ايران آمدند و كار كردند، ارايه شده است.
در مورد برخي از گياهان سابقه ما به 150 سال پيش برمي گردد، زماني كه يك فرانسوي به لرستان رفته و يك گونه گياهي را پيدا كرده است. در ايرانيكا، حدود 8 هزار نوع گونه گياه داريم كه بسياري از آنها توسط گياه شناسان مطالعه شده اند. پس اين آمار اگر يك كلمه «تقريباً» به همراه داشت، قابل پذيرش بود در غير اين صورت آمار دقيق نيست. اما در خصوص 21 گونه پستاندار در معرض خطر بايد بيشتر بررسي كرد؛ يعني طبق برنامه «آي.يو.سي.ان» كه در سال 1994 اين را طبقه بندي كرده است.
گفته شده طبقه بندي گونه هاي در معرض خطر شامل منقرض، آنها كه در معرض خطرند، آسيب پذير، نادر، تعيين نشده و در نهايت طبقه اي كه اين برنامه اطلاعي از آنها ندارد. اگر بانك جهاني 21 گونه در معرض خطر را در ايران مشخص كرده است، بايد اعلام كند كه اين 21 گونه در كداميك از اين طبقه هاي هشتگانه قرار دارند. اما آماري كه بتازگي ارايه شد، بسيار نامفهوم است و كارايي ندارد؛ زيرا اگر قرار باشد براساس اين اطلاعات، سياستي تدوين و طراحي كنيم باعث ناراحتي شكارچي شده و منجر به شكار قاچاق مي شود و يا برعكس با صدور جواز شكار يك گونه ناياب را در معرض انقراض قرار مي دهيم.
مسأله ديگر اين است كه ايران يك كشور وسيع و بزرگ است كه قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در زمره كشورهاي وسيع قرار داشت. براي مثال آهو در دشت مغان ناپديد شده، ولي همين آهو در گوشه ديگر ايران يعني در تپه مهدي آباد، كالمند و بهادران يزد به صورت آفتي براي پسته درآمده است كه چرا آهو در آنجا بسيار زياد است. پس نمي توان قضاوت كرد كه چون آهو در دشت مغان ناپديد شده و يا منقرض شده، پس در سراسر ايران هم اين مسأله صادق است. اين برداشت اشتباه است كه ناپديد شدن آهو در دشت مغان را براي كل ايران بدانيم.
اگر اين آهو در مكاني از بين رفته، در مكان ديگر كشورمان به صورت آفت درآمده است. پس اين اطلاعاتي كه بانك جهاني منتشر كرده است، دو اشكال اساسي دارد؛ اول آنكه آماري كه ارايه شده است مربوط به سي سال پيش است. يعني در سي سال پيش آمار ما از پرندگان 498 گونه بود، اما به مرور زمان گونه هاي جديدتري كشف شده اند و حتي زيرگونه هايي جدا شدند، مثلاً «سسك» در ايران يازده گونه دارد كه اخيراً يك يا دو نوع هم زيرگونه آن هستند كه اين زيرگونه ها هم با هم جفت گيري مي كنند، پس اينها هم گونه جديد هستند و تعدادشان افزايش يافته است. تا جايي كه من مي دانم در مدت سي سال گذشته حدود 21 گونه به پرندگان كشورمان اضافه شده است، كه اين روند ادامه خواهد داشت.
امروز دانشكده هاي محيط زيست به طور مداوم علاقه مندان در رشته هاي محيط طبيعي را مي پذيرد و آنها را آموزش مي دهد كه اينها كارشناس محيط طبيعي مي شوند و به طور متوسط سالي پنجاه نفر دانش آموخته شده و در سراسر كشور به تحقيق و پژوهش و شناسايي گونه هاي مختلف جانوري و گياهي مي پردازند و همين افزايش مشاهدات و پژوهشها باعث مي شود كه تعداد بيشتري از گونه هاي پرندگان و پستانداران در ايران شناسايي شوند.
در حال حاضر در كشور ما بيشتر از تمام اروپا، گونه هاي پرنده موجود است و دليل آن هم وجود زيستگاههاي مختلف است. در واقع زيستگاه تعيين مي كند كه چه گونه اي در آنجا مي تواند زندگي كند، پس به دليل تنوع زيستگاهي ايران، ما يك تنوع بي بديل از گونه هاي جانوري داريم، پس بانك جهاني بايد اطلاعاتش را تصحيح كند و يك هماهنگي با سازمان محيط زيست داشته باشد و اطلاعاتش را به روز كند و اطلاعاتي ارايه نكند كه باعث گمراهي تصميم گيرندگان شود.
* براساس يافته هاي شما، چه تعداد از گونه هاي پستاندار در ايران منقرض شده و دليل آن چه بوده است؟
** تا جايي كه من مطالعه كرده ام تعداد جانوراني كه در معرض تهديد هستند؛ يعني چند قدمي با انقراض فاصله دارند، تنها يازده گونه است. اين گونه ها، آنهايي هستند كه ما طبيعت زيستگاهشان را بر روي سرشان خراب مي كنيم؛ مثلاً در سيستان و بلوچستان تمساح پوزه كوتاه داريم كه يك گونه ايراني است و اين گونه در رودخانه هاي كاجرو و سرباز، كانالها و حفره هايي ايجاد شده كه اين تمساحها در داخل آب و درون اين حفره ها مي روند و زمستان را در آنجا هستند و باز بهار بيرون مي آيند. اما بر اثر خشكساليهاي ممتد كه هشت استان ايران دست به گريبان آن شد، آب آنقدر كاهش يافت كه تعداد تمساحهاي پوزه كوتاه از 400 قلاده به 150 قلاده رسيد. اين يك تخريب طبيعي است، اما حالتهايي هم وجود دارد كه در دست انسانهاست.
اگر ما جنگلهاي شمال را از بين ببريم، گربه هاي وحشي كه در داخل جنگلها هستند، از بين مي روند، يا اگر تمام آبشخورهاي كوير را در اختيار گوسفنددار و شتردار بگذاريم، آن وقت گورخر نمي تواند استفاده كند و آن هم در معرض خطر قرار مي گيرد. پس علاوه بر عوامل طبيعي، عوامل دست ساز انسان هم مي تواند باعث نابودي اين گونه ها شود.
در واقع شكار بي رويه و تخريب طبيعت توسط انسان از مهمترين عوامل دست ساز انساني در نابودي گونه هاي جانوري است. در واقع ايران بزرگترين ضربه را در فاصله زماني دو دهه پيش خورد كه عده اي افراد مسلح و سودجو با مسلسل به جان آهوها و جبيرها افتادند و آنها را از بين بردند كه هنوز جمعيت اين جانوران به حالت طبيعي خود بازنگشته است.
* به نظر شما بايد چه كار كرد كه مانع از تهديد و انقراض گونه هاي جانوري در ايران شويم و آيا تا به حال دولت هيچ فعاليتي در اين خصوص كرده است؟
** تدابير انديشيده شده توسط دولت مثل پاركهاي ملي، مناطق حفاظت شده كه در داخل آنها شكار ممنوع است، يكي از فعاليتهاي مناسب دولت بود. اما در اين زمينه هم آمار بانك جهاني مأيوس كننده است، آنها اعلام كرده اند كه در ايران 8/4 درصد از خاك ايران حفاظت شده است، در حالي كه اين اشتباه است و از 5/7 درصد حفاظت مي شود كه ما سعي مي كنيم كه به يازده درصد آمار جهاني برسيم. پس آمار بانك جهاني بسيار كهنه است، اگر آنها با ما تماس بگيرند، اطلاعات جديدي در اختيارشان مي گذاريم تا چنين اطلاعات قديمي و اشتباهي را ارايه ندهند.
اكنون 5/7 درصد از خاك كشور ما حفاظت مي شود كه به اينها مناطق چهارگانه مي گوييم و شامل پارك ملي، منطقه حفاظت شده، پناهگاه حيات وحش و آثار طبيعي ملي است. يكي از كارهايي كه بايد براي جلوگيري از انقراض گونه هاي مختلف انجام دهيم، همين افزايش مناطق چهارگانه است؛ زيرا مانع از شكار بي رويه و تخريب محيط زيست و زيستگاههاي جانوري مي شود.
.
.
. _منبع: روزنامه قدس

moontoise
24-08-2007, 12:41
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


تبريز - خبرنگار «ايران»: با توجه به روند تخريب جنگلهاى منطقه زاگرس و نيز دخالت عوامل انسانى، سنجاب ايرانى به يك حيوان در حال تهديد تبديل شده است.
«محمدرضا مسعود» كارشناس سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقى با اعلام اين مطلب افزود: گرچه نسل اين سنجاب در حال انقراض نيست اما از آنجا كه بسيارى از جنگلهاى بلوطى غرب كشور از طرق مختلف نابود مى شوند و شكار و قاچاق اين حيوان نيز روز به روز بيشتر مى شود، انقراض نسل اين نوع سنجاب دور از ذهن نيست.
وى در ادامه خاطر نشان كرد: مهمترين تهديدى كه متوجه اين سنجاب است تخريب زيستگاههاى آنهاست چرا كه سنجاب ايرانى فقط در جنگلهاى بلوطى مى تواند ادامه زندگى دهد و گرنه محكوم به نابودى خواهد بود.
«مسعود» همچنين گفت: به همين دليل اين حيوان در بسيارى از اماكن مقدس و نيز گورستانهايى كه بر حسب اعتقادات دينى مردم درختان بلوط آنها قطع نشده اند به وفور يافت مى شود.
اين كارشناس محيط زيست طبيعى همچنين خاطرنشان كرد: سنجاب ايرانى بسيار زيبا و جذاب است و حركات با مزه اى دارد و به همين دليل نيز مورد توجه خانواده هاى مرفه و بخصوص جوانان قرار گرفته و از آن به عنوان حيوان خانگى دست آموز استفاده مى كنند.
وى افزود: اين عوامل زمينه ساز شكار و قاچاق گسترده اين سنجابها را فراهم كرده، بطورى كه اخيراً مأموران اين سازمان محموله اى شامل ۸۳ عدد سنجاب ايرانى را كه از كردستان قاچاق شده و درحال حمل به سوى تهران بودند كشف وعوامل آن را دستگير كردند. محمدرضا مسعود اما در عين حال گفت: از اين محموله تعداد ۱۶ سنجاب به دليل حمل و نقل و نگهدارى غلط از بين رفته بودند و بقيه نيز حال و روز مناسبى نداشتند اما اين حيوانات با تحويل به موقع به سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان غربى در جنگلهاى سردشت رها سازى شدند چرا كه در استان ما مكان مناسبى براى زيست آنها وجود ندارد.
كارشناس محيط زيست طبيعى سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقى تأكيد كرد: با اين حال اگر در بين جامعه فرهنگ سازى شود و كسى به دنبال خريد ونگهدارى اينگونه حيوانات نباشد هرگز شكار و قاچاق حيوانات وجود نخواهد داشت كه نسل آنها را نيز در معرض تهديد قرار دهد.
گفتنى است در كشور ايران ۲ نوع سنجاب زندگى مى كنند كه يكى سنجاب ايرانى و ديگرى سنجاب بلوچى نام دارد. در حالى كه نسل سنجاب ايرانى به دليل تخريب زيستگاههايشان و نيز عوامل انسانى بسرعت در حال كاهش است.
سنجابهاى بلوچى به دليل زندگى در ميان نخلستانهاى جنوب و جنوب شرقى كمتر در معرض تهديد قرار دارند چرا كه نخل در فرهنگ و دين و اقتصاد و زندگى مردم اين خطه از اهميت ويژه اى برخوردار است.

hamidma
24-08-2007, 12:55
یک تاپیک فوق العاده زیست محیطی. واقعا دستتون درد نکنه.
در مورد پرندگان در حال انقراض ایرانی هم اگه مطلبی دارید و بنویسید ممنون می شم.

در ضمن اگه ممکنه لطف کنید و در مورد اعلامیه که زده بودید که " با عضویت در انجمن جانور شناسی از انقراض جلوگیری کنیم " بیشتر توضیح بدید.

moontoise
25-08-2007, 17:53
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نتايج يك گزارش جديد نشان مى دهد برخى پرنده ها كه تصور مى شد نسل شان منقرض شده، هنوز در قيد حيات اند و به پرواز در آسمان ها ادامه مى دهند. بسيارى از پرنده ها كه گمان مى رفت دوران شان به پايان رسيده و ديگر صاحب حيات نيستند، از نو كشف و رؤيت شده اند و حالا اين اميد وجود دارد كه ساير پرنده هاى گمشده نيز دوباره در آسمان ها ديده شوند.
گزارش تازه اى كه در اين زمينه در نشريات انگليس به چاپ رسيده حاوى نام هاى متعددى از پرندگان است كه بشر اعتراف مى كند به اشتباه فكر مى كرده است نژادشان رو به انقراض رفته و ديگر در آسمانهاى كره خاكى به پرواز درنمى آيند. نايجل كولا يكى از كارشناسان «بردلايف اينترنشنال»، سازمانى ويژه حفظ و بررسى محيط زيست مى گويد: «درس حقيقى و سريعى كه از مسائل و رويدادهاى اخير مى گيريم اين است كه اين نسل از پرنده ها منقرض نشده بودند و همچنان زندگى مى كرده اند و اين ما بوديم كه به اندازه كافى در موضوع تحقيق و بررسى نكرده بوديم. هميشه تصور ما اين است كه دنيا را به اندازه كافى ارزيابى كرده ايم اما اينطور نيست. بله، ما باورمان اين است كه از همه چيز مطلعيم اما چنين نيست.»
مدارك محكم
يكى از جالب ترين كشف ها و مشاهده ها در اين زمينه به بازبينى نوعى داركوب با نوك عاج مانند مربوط مى شود كه به گمان دانشمندان از ۶۰سال پيش به اين سو منقرض شده بود، اما اين پرنده چندى پيش در بخش كوچك و دورافتاده اى از ايالت اركانزاس آمريكا رؤيت شده است. در برخى موارد هنوز دانشمندان مشاهدات تازه را رد مى كنند و بر باورهاى قبلى شان پاى مى فشرند اما در برخى موارد ديگر يافته ها و مشاهدات به قدرى قوى و خدشه ناپذيرند كه چاره اى جز تأييد آن وجود ندارد.
اين مشاهدات و نتايج آن به دو دسته اصلى و اساسى تقسيم مى شوند. يكى پرنده هايى كه گفته مى شد منقرض شده اند و ديگر وجود ندارند ولى از نو ديده شده اند، دوم به پرنده هايى كه چند دهه مشاهده نشده بودندو مسير خانه و زندگى شان از نظر متخصصان ناپيدا بود، ولى لزوماً منقرض شده به حساب نمى آمدند، مشاهدات اخير كه نتايج آن طى يك گزارش جديد علمى در انگليس و همچنين آمريكا منتشر شده، چيزى خلاف اين را نشان مى دهد.
بازگشت مرغ توفان
يكى از تكان دهنده ترين مشاهدات اخير به كشف دوباره مرغ توفان نيوزيلندى مربوط مى شود كه اول بار در سال۲۰۰۳ صورت گرفت. سالها بود كه گمان مى شد اين تيره از بين رفته و ديگر در قيد حيات نيست و فقط از روى فسيل هاى به جاى مانده از قرن نوزدهم شناسايى و پى به وجودش برده شده بود. اما تعدادى از پرنده شناسان اين پرنده هاى سياه و سفيد را به چشم خود در جزيره شمالى نيوزيلند ديده اند كه شروع اين مشاهده جديد از ۲۰۰۳ به بعد بوده است.
در همان سال يك نوع بلبل پا بلند كه از ۱۸۹۴ به بعد مشاهده نشده و تصور انقراض خود را به وجود آورده بود، از نو در كوههاى فيجى مشاهده و مشخص شد كه طى اين مدت دور از چشم «انسان سطحى بين» مى زيسته است و اصلاً از صحنه حيات خارج نشده بود و باز ثابت شد كه بى حوصله بودن بشر و تحقيق نكردن او به اندازه كافى دليل اصلى قطع اميد از اين تيره جانوران بوده است.
سال پيش نيز گونه اى از كفترهاى هندى كه صداى پر از خشى دارندو ۶۰سال مشاهده نشده بودند، دوباره در كوههاى هيمالياى هند رؤيت گشتند. اما در ميان تمام انواعى كه نام شان آمد، بيش از همه كشف مجدد داركوب مجهز به نوك هاى عاجى هيجان ايجاد كرده است. اين پرنده اى است نسبتاً بزرگ كه گمان مى رفت اسير و تسليم پيشرفت وعلم و غيرقابل زيست شدن محيط زندگى اش شده باشد اما خلاف اين به اثبات رسيده است. به واقع كارشناسان با تنبلى در تعقيب صحيح و كامل اين جانور و پى نبردن به مسير حركت و زندگى او، اين باور غلط را در سطح جهان به وجود آورده بودند.
باورهاى سست
كريس هيلز يك برنامه ريز شاغل در شركت حفظ محيط زيست «‎/f w.w» مى گويد: «پيداشدن داركوب ويژه بيشترين سهم و نقش را در روشن شدن حقايق داشته است. اين جانور و مشاهده مجدد آن نشان داد تا چه حد باورهاى سابق سست بوده است و انگار فقط مى خواستند قضيه را از سر باز كنند. اگر دقت و حوصله كافى وجودمى داشت در نقطه كنونى قرار نمى داشتيم كه هربار با مشاهده مجدد آنها شگفت زده و شرمنده شويم. به واقع اكثر كشف هاى تازه صورى است زيرا در اصل انقراضى در كار نبوده است كه حالا خلاف آن به اثبات برسد.» به رغم تمام اكتشافات صورى و حقيقى فوق و مشاهده هاى اميدساز جديد، سازمان «برد لايف» معتقد است كه وضعيت پرنده ها در سطح جهان رو به خرابى مى رود و تصوير موجود و افق پيش رو تيره است و نه روشن. در گزارش جديد مورد بحث اشاره شده است كه بيش از يك پنجم تيره هاى مختلف پرنده ها با خطر انقراض مواجهند ، زيرا انسانها بيش از پيش وارد حيطه زيست آنها مى شوند و آرامش و امنيت آنها را مى گيرند و يا همراه با خود اشيا و وسايل محدودكننده زندگى پرنده ها را نيز وارد زيستگاه آنها مى كنند و آسمان و هوا را به شدت آلوده و پر از سموم مختلف مى نمايند و برهمين اساس است كه اگر انسانها در برخى محيط ها نباشند باعث ازدياد و قوت زندگى پرنده ها مى شوند.
«زندگى » در «جنگ»
آنگولا كشورى در جنوب غرب آفريقا كه از سه دهه جنگ داخلى تا حدى فراغت يافته و هميشه به داشتن نفت و الماس مشهور بوده است ، اينك مأمن و معدن پرنده هاى گمشده و از نو كشف شده هم به حساب مى آيد. از سال ۲۰۰۲ كه جنگ در آنگولا آرام گرفت ايان سينكلر پرنده شناس معتبر اهل آفريقاى جنوبى در ۴ نوبت به اين كشور سفرهايى طولانى كرده است و آن جا حداقل ۱۸ تيره از پرنده ها را كه مدتها ديده نشده و تصور انقراض خود را به وجود آورده بودند، مشاهده كرده است. او به تهيه كنندگان گزارش جديد «زندگى پرندگان» گفته است : « ما آن جا دريافتيم كه جنگ خونين داخلى اگر براى مردم و انسانها بسيار بد بوده باشد، براى محيط زيست و حيوانات آن قدرها هم مضر نبوده است. تمام آن مزارع بزرگ قهوه و يا كشت گاههايى همچون آن براى مدتها رها و دور از دست درازى هاى بشر ماندند و در نتيجه حيوانات دراين محيط زيست طبيعى بيشتر اسكان يافتند و از نعمات آن بهره مند شدند. امروز مى بينيم كه زندگى برخى حيوانات و منجمله پرنده ها در آن جا راحت تر و پررفاه تر از ساير نقاط است ، هرچند پرنده ها، اغلب مهاجرند و يك جا نمى مانند. ما آنجا تيره هايى به نام بوش استرايك و رابين چت را ديديم كه از اواسط دهه ۱۹۵۰ به بعد در هيچ جا ديده نشده بودند اما شرايط مساعد زندگى در آنگولا آنها را به آنجا كشانده و تاحدى ساكن كرده است و حداقل اين كه سالى دو سه نوبت به آنجا مى آيند.
دم سياه و دم كوتاه
ايان سينكلر و دستيارانش همچنين در آنجا دو نوع از پرنده هاى موسوم به سيس تيكولاس را هم از نو رؤيت كرده اند كه يكى از آنها را دم سياه و ديگرى را دم كوتاه مى نامند.
اين تيره ها فقط در آنگولا و جمهورى دموكراتيك كنگو كه درهمسايگى آنگولا قراردارد، رؤيت شده اند و از ابتداى دهه ۱۹۷۰ به بعد در ساير نقاط جهان به چشم كسى نخورده اند.
نوعى ديگر از پرنده ها كه متخصصان امر آن را سوئيترا ناميده اند در سفرهاى اخير سينكلر از نو كشف نشده اند اما وى اميدوار است اين كار حداكثر تا پايان سال (ميلادى) صورت گيرد.
سينكلر تا اوايل مهرماه دست به سفر تازه اى به جنوب آنگولا خواهدزد و آنجا مكانى است كه وى اعتقاد دارد به احتمال قوى اين تيره پرنده ها را نيز درآن خواهديافت.
من مطمئنم، ببينيد، آنجا بدل به يك بهشت براى اين پرنده ها شده است، زيرا محلى وسيع و امن و دور از گزند بشر را دراختيار آنها قرارداده است و مى توانند زندگى بى دردسرى را در آنجا بگذرانند. من در سفرهاى اخيرم دريافتم كه آنجا تبديل به يك زيستگاه طبيعى براى بسيارى از پرنده هاى آفريقايى و آسيايى و اروپايى شده است كه در آسمان ساير قاره ها احساس امنيت نمى كرده اند. تيره سوئيترا هم آنجا است. يعنى نمى تواند درجاى ديگرى باشد.
اخبارى جالب
دانشمندان ديگر مدعى اند كشف ها و بهتر بگوييم مشاهده هاى جديدى در راه است و پرنده هايى ديگر كه تصور مى شد آنها هم از صحنه زيست خارج شده اند، بزودى دوباره توى چشم خواهند خورد تا ثابت شود بشر بى حوصله باز برآورد غلطى داشته است. نايجل كولار كه پيشتر نيز نامش آمد و عضو ارشد سازمان بردلايف است، مى گويد: يك تيره كه من اينك در تعقيب آن هستم نوعى سينه سفيد است كه مى گويند ۴۰ سال است از صفحه زيست پاك شده اما باور من اين است كه در زامبيا و يا كنيا موجودند و درحال زيست اند و فقط بايد مدارك آن را به دست آورد و من نيز دوربين به دست راهى آنجا هستم.
آخرين بارى كه اين پرنده رؤيت شده، در زامبيا به سال ۱۹۶۴ بوده است، ولى گمان من اين است كه قسمت اعظم باورهاى فعلى درخصوص قطع حيات اين تيره به عدم تعقيب صحيح اين آن مربوط مى شده است. من بزودى اخبار جالبى دراين زمينه براى شما خواهم داشت.
«سرصورتى» در ميانمار
ديگر تيره اى كه بشر به بازبينى و لمس مجدد آن خوشبين است، پرنده «سرصورتى» هند و ميانمار است. ظاهراً اين پرنده از دهه ۱۹۴۰ به بعد مشاهده نشده و ادامه زيست اش به اثبات نرسيده است اما اهالى مناطق طبيعى و يا برخى جنگل ها و زيست گاههاى ميانمار اخيراً گفته اند كه دوباره اين پرنده را مشاهده كرده اند. به حرف هاى كريس هيلز بازمى گرديم.
«اينها به ما مى گويد چيزهاى زيادى در طبيعت و اطراف محيط زيست ما وجود دارد و فقط بايد چشمى بينا براى تشخيص آنها داشت و همچنين انصاف و عدالت براى گذاشتن پرنده ها به حال شان تا بر اثر دغدغه و ناامنى و اقدامات شكارچيان ناپديد و ناپيدا و هلاك نشوند. اگر سازمان هاى محيط زيست هنوز كار و تلاش مى كنند، براى يافتن همين موارد و تأمين محيط مناسب زيست براى آنها است.»
در عين حال برخى تيره ها هم انگار كاملاً و براى هميشه رفته اند و ديگر باز نخواهندگشت، زيرا بشر با بى انصافى هرچه بيشتر ريشه آنها را زده است.
يكى از آنها پرنده مشهور لادو از كشور آفريقاى مارى تيوس است كه پرنده بزرگى بود و سقف پرواز محدودى هم داشت. اما سالها پيش براثر استمرار و وسعت كار شكارچيان بى مروت و انسان هاى بى رحم نسل اش منقرض شد.
كولار با تمام خوش بينى هاى ذاتى اش مى گويد: «نه، اين يكى باز نمى گردد. هيچ اميدى در اين زمينه وجودندارد.»
مگر اين كه نتيجه گيرى ها و گزارش هاى قبلى در اين زمينه هم شتاب زده بوده باشد.
منبع: وايلدلايف
ترجمه :وصال روحانى

moontoise
25-08-2007, 18:03
دكتر اسماعيل كهرم:
شكارچياني‌ كه در گذشته جانوراني را شكار مي‌كردند كه اكنون مورد حمايت قرار گرفته‌اند، اصلاً‌ ميل ندارند كه كسي آنان را به ياد اشتباه‌هاي گذشته‌شان بيندازد.
تصور كنيد كه كسي كه در گذشته اردك صوري را در هندوستان، تا مرز 300 بال در روز شكار مي‌كرد، اكنون كه اين پرنده به كل منقرض شده، چگونه رفتار خود را توجيه مي‌نمايد؟ يكي از اين شكارچيان قديمي، شوهر ملكه انگلستان دوك آف ادينبروگ مي‌باشد. او در زمان جواني همه جاي جهان (منجمله ايران) را زير پاي گذاشت و در جست‌وجوي شكارهاي ركورد، شكارگاه‌هاي مهم دنيا را درنورديد.
از شكارهاي مهمي كه او در زمان شكارچي‌گري خود انجام داد، قوچ تار و قوچ‌ ماركوپولو بودند كه اين دو جانور به راستي در زيبايي و شكوه مانند جواهري در عالم خلقت مي‌درخشند. سربزرگ، جثه عظيم و شاخ‌هايي كه پايه آنها بسيار ضخيم است و پيچيده مي‌شود و از دو طرف به طرف خارج با تقارن خيره‌كننده منتشر مي‌گردد، از خصوصيات اين قوچ‌هاست.
قوچ ماركوپولو در مغولستان و قوچ تار در صفحات شمالي پاكستان است و ارزش جواز شكار اين قوچ‌ها بالغ بر 50هزار دلار است و هر ساله پاكستان به 3 نفر جواز مي‌دهد و نيمي از اين درآمد را صرف منطقه شكار مي‌نمايد.
همين جا تاكيد كنم اگر بخواهيم از راه فروش جواز درآمد ملي كسب كنيم، بهتر است قيمت‌هاي جهاني آن را بررسي كنيم. شوراي اقتصاد سال 1383، قيمت جواز شكار گرگ را 500 دلار تعيين كرد!‌ آيا ما به راستي ارزش گرگ‌ها را نمي‌دانيم يا اين قدر به پول نيازمنديم؟ به هر حال از مهمترين شكار‌هاي دوك شكار ببر هندوستان است.
در هندوستان ببرهايي كه آدمخوار مي‌شدند با فروش جواز حدود 50هزار دلار از غربي‌ها به خصوص آفريقايي‌ها مي‌خواستند كه آنها را شكار كنند. اين جناب دوك يك يا چند بار تعداد دقيق آن را نمي‌دانم به نجات مردم ستم كشيده هندوستان رفت و قهرمان‌وار ببر آدمخوار را معدوم كرد.
البته براي اين گونه شكار، به دستور مقامات دولتي، منطقه را قرق مي‌كردند سپس حيوان درشت و قدر و يا تروفه را در نظر مي‌گرفتند و آن را به مهمان عالي‌قدر خود پيشكش مي‌كردند. البته اين عاليجنابان با بذل و بخشش، كشور ميزبان را راضي كردند.
ورق برگشت، دوك تفنگ‌ها را آويخت و شد طرفدار دوآتشه حيات وحش به حدي كه در راس صندوق جهاني حفظ طبيعت قرار گرفت. مطبوعات شروع به شيطنت كردند و عكس‌هاي دوك را در حالي كه كنار لاشه ببرها عكس گرفته بود- چنانچه رسم شكارچيان است– از آرشيو خود بيرون آوردند و چاپ كردند كه ببينيد چه كسي مديريت يك سازمان جهاني حفظ محيط زيست را به دست گرفته. عكس‌العمل دوك اين بود كه در آن زمان مسائل به گونه ديگر بود و اينكه در ضمن من از آنچه انجام داده‌ام زياد هم راضي نيستم و معذرت مي‌خواهم.باز هم گلي به گوشه جمال دوك ادينبروگ كه خود را از رفتار اشتباه‌آميز گذشته مبري كرد.
قبل از عيد نوروز امسال، يك مجله كه در مورد شكار و صيد منتشر مي‌شود، به دستم رسيد با كاغذ عالي و مقالات خوب... در ميان اين مجله عكس يكي از اساتيد فعلي و شناخته شده محيط زيست را ديدم كه در كنار يك لاشه پلنگ بسيار زيبا نشسته بود و در حالي كه تفنگ را به دست راست نگه داشته و به كمر پلنگ تكيه داده بود، فاتحانه عكس گرفته بود. زير چانه پلنگ زيبا و برجسته كه از منطقه شاهرود شكار شده بود (1352) چوبي گذارده بودند تا سربالا بايستد. پلنگ حتي در اين حالت سربلند نشان داده مي‌شد!
زيبايي و درشتي جثه اين پلنگ به راستي چشمنواز و خيلي غم‌انگيز بود! ‌البته اين عمل 34 سال پيش صورت گرفته بود و صرف عمل را نمي‌توان با ديد و عينك فعلي خطا دانست ولي چاپ چنين عكسي كه بايد به فراموشي سپرده شود در اين روزها چه معني دارد؟ آيا هنوز هم كساني هستند كه در آرزوي تكرار اين اشتباهات هستند؟ اگر اشتهاي آنان تحريك شد چه؟
آيا طرز فكر، نگرش و بينش ما از زمان مسعود ميرزا، ظل‌السلطان كه در خاطرات خود مرتب ياد مي‌كند «امروز روز خوبي بود 9 قلاده پلنگ را در ... زديم» و يا در آن سفر يك ببر زدم كه ريش سفيدان هم آن را نديده بودند و يا ... در آن سفر... يعني بيش از 150 سال پيش تا هم اكنون تغييري نكرده است؟ آيا هنوز هم ما جانوران باشكوهي مانند پلنگ كه بزرگترين گربه‌سان ايران است (بعد از انقراض شير و ببر) به عنوان شكار و يا حيوان قابل شكار مي‌دانستيم؟ اين شكاربان قديمي شرم دارد اقرار كند كه ظاهراً‌در بسياري از موارد چنين است.
نگاهي به عكس‌هاي روي جلد مجلات مربوط به شكار و ... بيندازيد، با من هم‌درد و هم‌عقيده خواهيد شد؛ اوريال، تروفه، قوچ كرمان، آهوها، كل‌ها و ...
چطور مي‌توان يك پستاندار با عظمت و شكوه يك قوچ كوهي، يك كل و يا يك آهو را صرفاً‌ به صورت يك تروفه ديد؟

تروفه يعني ميليون‌ها سال تكامل، آن همه زيبايي، رفتار اجتماعي، ‌هوش بالا، فراست، سازگاري زندگي در ارتفاعات و كوهستان‌ها، توانايي زاد و ولد، همه و همه را فقط به صورت يك حيوان خشك شده آويخته بر ديوار ببينيم؟ حيف نيست كه نگرش ما نسبت به حيات وحش ايران اين چنين سودجويانه و خودخواهانه باشد؟ من فكر مي‌كنم زمان انقراض تروفه‌ها رسيده است.

شما اين طور فكر نمي‌‌كنيد؟

moontoise
25-08-2007, 18:10
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سام خسروي‌فرد
اطلاعات درباره نحوه زندگي و مسيرهاي حركت يوزپلنگ در ايران افزايش مي يابد و در نتيجه بيشتر از قبل مي توان به نجات آن اميدوار بود.
مهندس هوشنگ ضيايي، مدير پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي ضمن بيان اين مطلب افزود: زمستان گذشته دو قلاده يوزپلنگ و يك قلاده پلنگ پس از دو ماه حضور شبانه روزي كارشناسان در منطقه حفاظت شده بافق و همكاري اداره كل محيط‌زيست يزد به دام افتاده و به سيستم گردنبند ردياب مجهز شدند. به تازگي سيگنال هاي اين سه قلاده گوشتخوار از طريق رديابي راديويي دريافت شدند.
وي با اشاره به اين که مجله کت نيوز (CAT NEWS) نشريه تخصصي گربه سانان اتحاديه جهاني حفاظت در آخرين شماره خود مقاله اي از پروژه نصب گردنبند بر روي يوزپلنگ در ايران به چاپ رسانده است، گفت: براي تحليل های آماري و تجزيه و تحليل صحيح اطلاعات لازم است حداقل 6 قلاده يوزپلنگ به اين سيستم مجهز شوند كه به دليل گرم شدن هوا و به خطر افتادن جان يوزهايي كه به دام مي‌افتند اجراي اين برنامه به زماني موكول شد كه شرايط اقليمي مناسب باشد.
ضيايي با اشاره به اين كه در سفر تحقيقاتي اخير دكتر نجفي معاون سازمان محيط‌زيست، مهندس ابراهيمي مدير كل دفتر حيات وحش و آبزيان اين سازمان و مهندس حسيني مدير كل محيط‌زيست يزد و مهندس جوکار مسئول برنامه رديابي گوشت خواران نيز حضور داشتند گفت: در اين سفر از روستاي شيطور بازديد به عمل آمد و مردم اين روستا علاوه بر آن كه با يوزپلنگ به خوبي آشنايي داشتند، براي حمايت از آن نيز اعلام آمادگي كردند. خوشبختانه اقدامات انجمن غيردولتي يوزپلنگ ايراني و انجمن همياران سبز شيطور نظير چاپ بروشور و پخش فيلم بسيار موثر بوده و سبب آشنايي روستائيان با نحوه زندگي اين جانور شده است. در اين بازديد سيگنال هاي دو قلاده يوز و يک قلاده پلنگ به صورت بسيار واضح دريافت گرديد.
منطقه حفاظت شده بافق با وسعت 86 هزار هكتار در استان يزد يكي از زيستگاه‌هاي مهم يوزپلنگ آسيايي در كشور به شمار مي‌روند كه از سال گذشته اقدامات تحقيقاني و آموزشي گسترده‌اي در آن به مورد اجرا گذاشته شده است.

moontoise
25-08-2007, 18:12
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
سام خسروي‌فرد
اطلاعات درباره نحوه زندگي و مسيرهاي حركت يوزپلنگ در ايران افزايش مي يابد و در نتيجه بيشتر از قبل مي توان به نجات آن اميدوار بود.
مهندس هوشنگ ضيايي، مدير پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي ضمن بيان اين مطلب افزود: زمستان گذشته دو قلاده يوزپلنگ و يك قلاده پلنگ پس از دو ماه حضور شبانه روزي كارشناسان در منطقه حفاظت شده بافق و همكاري اداره كل محيط‌زيست يزد به دام افتاده و به سيستم گردنبند ردياب مجهز شدند. به تازگي سيگنال هاي اين سه قلاده گوشتخوار از طريق رديابي راديويي دريافت شدند.
وي با اشاره به اين که مجله کت نيوز (CAT NEWS) نشريه تخصصي گربه سانان اتحاديه جهاني حفاظت در آخرين شماره خود مقاله اي از پروژه نصب گردنبند بر روي يوزپلنگ در ايران به چاپ رسانده است، گفت: براي تحليل های آماري و تجزيه و تحليل صحيح اطلاعات لازم است حداقل 6 قلاده يوزپلنگ به اين سيستم مجهز شوند كه به دليل گرم شدن هوا و به خطر افتادن جان يوزهايي كه به دام مي‌افتند اجراي اين برنامه به زماني موكول شد كه شرايط اقليمي مناسب باشد.
ضيايي با اشاره به اين كه در سفر تحقيقاتي اخير دكتر نجفي معاون سازمان محيط‌زيست، مهندس ابراهيمي مدير كل دفتر حيات وحش و آبزيان اين سازمان و مهندس حسيني مدير كل محيط‌زيست يزد و مهندس جوکار مسئول برنامه رديابي گوشت خواران نيز حضور داشتند گفت: در اين سفر از روستاي شيطور بازديد به عمل آمد و مردم اين روستا علاوه بر آن كه با يوزپلنگ به خوبي آشنايي داشتند، براي حمايت از آن نيز اعلام آمادگي كردند. خوشبختانه اقدامات انجمن غيردولتي يوزپلنگ ايراني و انجمن همياران سبز شيطور نظير چاپ بروشور و پخش فيلم بسيار موثر بوده و سبب آشنايي روستائيان با نحوه زندگي اين جانور شده است. در اين بازديد سيگنال هاي دو قلاده يوز و يک قلاده پلنگ به صورت بسيار واضح دريافت گرديد.
منطقه حفاظت شده بافق با وسعت 86 هزار هكتار در استان يزد يكي از زيستگاه‌هاي مهم يوزپلنگ آسيايي در كشور به شمار مي‌روند كه از سال گذشته اقدامات تحقيقاني و آموزشي گسترده‌اي در آن به مورد اجرا گذاشته شده است.

moontoise
25-08-2007, 18:13
نهم شهريور ماه امسال، كه از سوي شماري از تشكل‌هاي زيست‌محيطي به‌عنوان روز ملي حفاظت از يوزپلنگ ايراني ناميده شده است، برنامه‌هاي ويژه‌اي براي جلب توجه مردم به اين گونه بي‌نظير طبيعت ايران برگزار خواهد شد.
شعار اين جشنواره يك‌روزه امسال اين سوال خواهد بود كه "
چند ايراني يوزپلنگ را مي‌شناسند؟"
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مراسم اصلي اين روز در موزه حيات وحش دارآباد برگزار شده اما هم‌زمان در مناطق همجوار زيستگاه‌هاي يوزپلنگ ايراني، همچون روستاهاي اطراف منطقه بافق يزد، شهرستان جاجرم و گرمه، بخش چوپانان در منطقه عباس‌آباد نائين، روستاهاي اطراف منطقه خارتوران شاهرود و شهرستان طبس در نزديكي منطقه نايبندان نيز برنامه‌هاي آموزش متعددي اجرا مي‌شود.
به گزارش پايگاه خبري يوزپلنگ ايراني نهم شهريور سال 1373 يك يوز ماده كه به‌همراه
سه توله‌اش براي خوردن آب به نزديكي شهر بافق آمده بودند مورد حمله چند فرد غيرمحلي قرار گرفتند.
در اين ماجرا دو توله يوزپلنگ كشته شدند، ماده يوز زخمي فرار كرد و تنها يك توله توسط محيط‌بانان شهرستان بافق نجات يافت كه با نام ماريتا تا سال 1382 در پارك پرديسان تهران زندگي مي‌كرد.
يوزپلنگ ايراني سريع‌ترين دونده جهان به‌شمار آمده و مهم‌ترين گونه جانوري حال حاضر طبيعت ايران تلقي مي‌شود. به‌نظر نمي‌رسد اكنون از اين‌گونه بيشتر از 40 قلاده باقي‌مانده باشد و به‌شدت در معرض انقراض قرار دارد.

moontoise
25-08-2007, 18:16
سام خسروي فرد:
گمان مي‌رفت گوزن زرد ايراني به كلي منقرض شده‌است. اما در سال 1334 معلوم شد تعدادي از آنها در جنگل‌هاي اطراف رودخانه دز و كرخه باقي‌ مانده‌اند. در سال 1337 دو راس از آنها به باغ‌وحش اپل آلمان و در سال 1342 تعداد شش راس به دشت‌ناز ساري منتقل شد. پس از آن كه گوزن‌ها تكثير شدند به مناطق مختلفي نظير شمشكنده مازندران، جزيره اشك و كبودان در درياچه اروميه، زردلان كرمانشاه، جزاير كيش و لاوان و منطقه ميان‌كتل فارس منتقل شدند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گوزن‌زرد ايراني، شبگرد است و اوايل غروب و صبح زود فعاليت بيشتري دارد. گردن نرها در فصل جفتگيري متورم مي‌شود و جدال‌هايي خونين بين آنها درمي‌گيرد. شاخ نرها هر زمستان مي‌افتد و شاخ جديد بلافاصله شروع به رشد مي‌كند. ماده‌ها پس از 8 ماه بارداري يك و به ندرت دو بچه مي‌زايند.
زمان عكسبرداري: بهمن 1383
محل: پناهگاه حيات‌وحش دشت‌ناز

moontoise
25-08-2007, 18:19
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][2709][100][1].jpg ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
اسدالله افلاكي:
اشغال زيستگاه‌ها و تخريب آن توسط دامدارن، شكار بي‌رويه و غيرمجاز طعمه يوز، خشكسالي‌هاي پي‌درپي و نبود آموزش بوميان حاشيه‌نشين زيستگاه‌ها و مناطق حفاظت شده، از عواملي است كه حيات يوزپلنگ ايراني را به‌شدت تهديد مي‌كند.
مهندس هوشنگ ضيايي، مدير ملي پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، در گفت‌وگو با همشهري افزود: براي حفاظت از يوز با مشكلات متفاوتي مواجهيم اما عمده‌ترين مشكل، اشغال زيستگاههاي اين‌گونه نادر از سوي دامداران است، چرا كه اين دامداران با ساخت آغل زيستگاهها را تخريب كرده، ضمن آنكه، اغلب سگهاي بسيار خطرناكي دارند كه به سادگي يوز را از پاي درمي‌آورند.
به گفته وي، حضور چوپانان در منطقه باعث ناامني يوز و طعمه‌هايش مي‌شود.
ضيايي معتقد است زحمات و تلاش براي حفظ اين‌گونه نادر در صورتي ثمربخش است كه با حمايت دولت همراه باشد، نخستين گام در اين زمينه، اجراي طرح تعديل دام در مرتع است. از اين‌رو، با توجه به آنكه در برنامه چهارم توسعه تصريح شده كه تعداد دام در مراتع بايد به نصف تقليل يابد انتظار مي‌رود دولت اين طرح را هرچه زودتر عملي كند. بويژه پيشنهاد مي‌شود به منظور حفظ گونه‌هاي موجود در زيستگاهها، اين طرح نخست از مناطق حفاظت شده آغاز شود. در اين صورت با توجه به حضور نيروهاي اجرايي محيط‌زيست، اجراي اين طرح با موفقيت همراه خواهد بود.
وي با تاكيد بر اين كه، بايد حفظ گونه در اولويت قرار بگيرد، گفت: از يك سو خشكسالي‌هاي متعدد و وجود انبوه دام در زيستگاه‌ها موجب شده كه گياهان خوش‌خوراك به طور كلي طعمه دام شود و در نتيجه قوچ و ميش و كل و بز و جبير و آهو كه از طعمه‌هاي اصلي يوز به شمار مي‌روند با كمبود خوراك مواجه شوند و از سوي ديگر شمار اين حيوانات بر اثر شكار بي‌رويه و غيرمجاز به ميزان قابل توجهي كاهش يافته است.
در نتيجه يوز ناگزير به شكار خرگوش روي آورده و مي‌توان گفت در حال حاضر خرگوش طعمه اصلي اين حيوان است.
نكته ديگر اين كه، كمبود طعمه و ايجاد مزاحمت‌هاي دامداران و به طور كلي نبود امنيت در زيستگاه‌ها، يوز را به حاشيه زيستگاه‌ها رانده است. بنابراين، براي حفظ يوز ضروري است با تمهيداتي به ويژه اجراي طرح تعادل دام و مرتع، مراتع احيا و امنيت به اين مناطق بازگردانده شود.
وي مهمترين مناطق محل زيست يوز را پارك ملي كوير و مجموعه توران (شامل پارك ملي، پناهگاه حيات وحش و منطقه حفاظت شده) در استان سمنان و پناهگاه حيات وحش در انجير، ني‌باد، نايبندان و منطقه حفاظت شده بافق در استان يزد ذكر كرد و گفت: از جمله برنامه‌هايي كه براي حفاظت از يوز در حال اجراست آموزش مردم بومي و فرهنگ‌سازي است. در اين زمينه تا كنون 30مدرس تربيت شده كه بخشي از آنان را محيط‌بانان تشكيل مي‌دهند. اين افراد در حال حاضر به صورت هدفمند در مناطق مورد نظر از جمله توران و بافق مشغول تدريس و آگاهي‌رساني و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي هستند. يعني با حضور در روستاها و مدارس، اطلاعات لازم را در خصوص يوز و زيستگاه‌ها و چگونگي حفاظت از اين گونه نادر در اختيار مردم بومي مي‌گذارند و با آموزش‌هاي لازم آنان را با ارزش و اهميت حفظ يوزپلنگ آشنا مي‌سازند.
وي حضور تشكل‌هاي مردم نهاد را در امر آموزش بسيار موثر و مفيد دانست و افزود: بخشي از آموزش‌هاي همگاني با كمك همين تشكل‌ها انجام مي‌شود. براي نمونه يك گروه 8 نفره از تشكل‌هاي بوم‌پژوهان با تهيه پوستر و جزوه‌هاي آموزشي در منطقه توران به روستاها رفته‌اند و مردم بومي اين منطقه با كمك اين گروه، آموزش‌هاي لازم را فراگرفته‌اند، همچنانكه انجمن يوزپلنگ ايراني نيز در اقدامي مشابه در شهرستان بافق در مدارس، كلاس‌هاي آموزشي براي ارتقاي فرهنگ عمومي برگزار كرده است.
آمارهاي ارايه شده علمي نيست
مدير پروژه بين‌المللي حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، در خصوص جمعيت يوزپلنگ در ايران گفت: از آنجايي كه يوز، حيوان مخفي‌كاري است و به سادگي قابل رويت نيست نمي‌توان آمار دقيقي در خصوص تعداد اين حيوان ذكر كرد و آمارهايي كه اعلام مي‌شود فاقد مبناي علمي است.
با اين همه مي‌توان گفت شمار اين گونه جانوري روندي روبه بهبود دارد كما اينكه طي هفته گذشته در خارج از منطقه حفاظت شده بافق و در انجير 10 قلاده يوز مشاهده شده است، البته اين آمار شگفتي نيست، چرا كه يك يوز ماده با 4 توله نيز در انجير مشاهده شده كه به خاطر فصل جفت‌گيري رويت اين شمار يوز امري طبيعي است. ولي با ظن قريب به يقين مي‌تون گفت 70 قلاده يوز در زيستگاه‌هاي كشورمان وجود دارد.
ضيايي گفت: به منظور حفاظت بيشتر از يوزپلنگ، از ماه آينده نصب گردنبند يوزها آغاز مي‌شود و انتظار مي‌رود از اين طريق از ميزان جابه‌جايي و مهاجرت اين حيوان باخبر شويم كه اين كمك بزرگي به شمارش يوز مي‌كند.
وي در پايان تصريح كرد: پروژه بين‌المللي حفاظت از يوزپلنگ آسيايي از چهار سال پيش با 700 هزار دلار كمكي كه سازمان ملل به اين كار اختصاص داد آغاز شد و در حال حاضر اين اعتبار تمام شده و پروژه با كمك سازمان حفاظت محيط زيست ادامه دارد. اما بودجه‌اي كه به اين كار اختصاص يافته ناكافي است، چرا كه وقتي مسئله حفاظت از يوز مطرح است نبايد تنها خود يوز را در نظر گرفت، بلكه لازمه حفاظت از يوز، حفاظت و احياء زيستگاه‌هاي اين حيوان و نيز حفاظت از طعمه اين حيوان است كه طبعاً اين اقدام توجه ويژه مسئولان را مي‌طلبد.
بر اين اساس، شايسته است مسئولان با جديت بيشتري به اين مسئله نگاه كنند، چرا كه هنوز خطر انقراض يوز منتفي نشده است.

moontoise
25-08-2007, 18:25
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به گزارش روابط عمومي ارم سبز، راس ساعت 30/17 روز سه‌شنبه 29خردادماه گذشته گورخر آسيايي باغ وحش ارم در زايمان طبيعي يك كره نر را در كمال سلامت به دنيا آورد و بدين ترتيب شمار گورهاي موجود در اين باغ وحش به 6 رأس افزايش يافت.
براساس اين گزارش، تعداد گورهاي آسيايي شمارش شده در جهان بالغ بر 600 رأس است با اين همه، كارشناسان حيات وحش معتقدند چنانچه سازمان‌هاي متولي حفاظت محيط زيست و گونه‌هاي وحشي، براي حفظ اين گونه كمياب چاره‌انديشي نكنند اين حيوان نيز در معرض انقراض قرار خواهد گرفت.
مدت شيردهي گورهاي ماده به كره‌ها تا سن 9ماهگي است و كره‌ها از سن 3ماهگي علاوه بر شير مادر از علوفه نيز تغذيه مي‌كنند. گورخرها از سن 2سالگي بالغ شده و آماده جفت‌گيري مي‌شوند. طول عمر گورخر آسيايي حدود 40سال است. اين حيوان زيبا، دماي 10درجه تا 45درجه سانتيگراد حرارت را تحمل مي‌كند.

گفتني است در زمان‌هاي قديم نژادهايي از اين گونه از مديترانه تا مغولستان مي‌زيسته‌اند. كوچكترين نژاد گور يعني گور سوريه امروز منقرض شده است. در ايران نيز در گذشته در بسياري از دشت‌ها و كويرها جمعيت فراواني از اين حيوان مشاهده مي‌شد اما امروز به دليل زراعي شدن اين مناطق و حضور دامداران، پراكندگي محل زيست اين حيوان به كوير مركزي و قسمت‌هايي از خراسان، كرمان و فارس محدود شده است.

moontoise
25-08-2007, 18:30
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گوزن‌ها حيواناتي بسيار زيبا هستند كه فراواني و انواع آنها در ايران، تنها به سه گونه گوزن مارال، گوزن زرد ايراني و شوكا(كوچك‌ترين گوزن ايران) تقسيم مي‌شود.
گوزن مارال كه بيشتر در مازندران ديده شده، به بزرگي گاو است و بيش از صد كيلوگرم وزن دارد. گوزن زرد نيز از مارال كوچك‌تر است اما جثه گوزن شوكا، تقريبا به اندازه يك ببر نابالغ بوده و حدود 15كيلوگرم وزن دارد.
شوكا كه در عمق جنگل‌هاي بلوط ناحيه بوزين مرخيل در منتهي‌اليه شمال استان كرمانشاه زندگي مي‌كند، جانوري مرموز و شب‌گرد است و ويژگي‌هاي خاص او از جمله جثه كوچك، جمعيت كم و شب‌فعالي، آن را در ميان ساير گونه‌هاي گوزن، منحصر‌به‌فرد كرده است.
شوكا كه به نام گوزن «مينياتوري» نيز خوانده مي‌شود، از نظر فراواني- در مقايسه با ساير گونه‌هاي گوزن- در تعداد كمتري در ايران ديده شده است.
شوكا بسيار زيباست. رنگ آن قهوه‌اي روشن و در ناحيه زير شكم، روشن‌تر از قسمت‌هاي ديگر است. ماده‌هاي اين گونه شاخ ندارند و نرها، شاخ‌هاي كوچك منشعب دارند.
اين گوزن زيبا در هر سال يك نوزاد به دنيا مي‌آورد اما در شرايط آب‌وهوايي مساعد، امكان دوقلوزايي آن نيز وجود دارد.
دوره وضع حمل شوكا 5 تا 6ماه است و بچه‌هايش در هنگام تولد، روي بدن خود خال‌هايي دارند كه با رسيدن به بزرگسالي از بين مي‌رود و جاي آن را رنگ قهوه‌اي يك‌دست مي‌گيرد.
شوكا حيواني علف‌خوار و نشخواركننده است و مهمترين دشمنان او پس از انسان، حيوانات گوشت‌خوار هستند.
به علت حلال‌بودن گوشت اين گوزن كوچك، شكار غيرمجاز، بزرگ‌ترين خطر براي ادمه حيات شوكا محسوب مي‌شود.
شوكا در عين آسيب‌پذيري، نسبت به اطراف و محيط خود، بسيار هوشيار است و به سرعت متوجه هرگونه خطري مي‌شود، به طوري كه يك جفت شوكا، هنگام خواب به گونه‌اي قرار مي‌گيرند كه پشتشان به هم و رويشان به محيط اطراف باشد.
اين حيوان، هنگام خطر صداي خاصي از خود بروز مي‌دهد كه مي‌تواند هم‌جنسانش را از وجود خطر آگاه كند.
برآورد دقيقي از تعداد شوكاها در جنگل‌هاي كرمانشاه - كه زيستگاه اصلي اين جانور است - وجود ندارد اما بنا بر آخرين مشاهدات، جمعيت آن از 60 مورد در جنگل‌هاي بلوط بوزين مرخيل، تجاوز نمي‌كند.
نمونه‌هايي از شوكا در تعداد بسيار كم در شمال غربي ايران نيز ديده شده است. گوزن‌هاي كوچك ايراني (شوكا) با نمونه‌هاي ديده‌شده آن در اروپا متفاوت هستند.
نسل شوكاهاي زيبا در جهان در حال انقراض است و به دليل آسيب‌پذيري بسيار، براي حفظ نسل آنها تنها به حفاظت‌هاي ويژه نياز است.
كنترل محيط، جلوگيري از شكار بي‌رويه، دراختيارقراردادن آب شرب و نظارت ويژه بر نحوه زيست اين گوزن كوچك، عوامل موثر در حفظ و بقاي اين گونه كمياب جانوري است.

moontoise
25-08-2007, 18:32
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
پارك ملي و پناهگاه حيات وحش بختگان بر اثر كم‌آبي ناشي از احداث سدهاي بالادست در آستانه نابودي و وقوع فاجعه زيست‌محيطي قرار گرفته است
به طوري كه تاكنون 2000 فلامينگوي ديگر در نمكزارهاي اين درياچه با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كنند. به گزارش همشهري بخش قابل توجهي از اين درياچه كه از اهميت تنوع زيستي ويژه‌اي برخوردار است به دليل كم‌آبي به نمكزار تبديل شده و بيم آن مي‌رود با ادامه اين روند اين پناهگاه حيات وحش به كلي نابود شود.
مهندس ظهرابي، معاون محيط زيست طبيعي استان فارس با اعلام اينكه اين درياچه در معرض تهديد شديد قرار دارد، عدم تامين حقابه زيست‌محيطي از سوي سازمان آب منطقه‌اي و احداث چندين سد در بالا دست منابع تامين‌كننده آب درياچه را از دلايل عمده اين بحران زيست‌محيطي عنوان كرد.
ظهرابي گفت: عدم توجه به محيط‌زيست و تنوع زيستي مناطق حفاظت‌شده و جاذبه‌هاي گردشگري و بقاي تنوع ژنتيكي و اكولوژيكي مناطق توسط برخي ارگانها سبب شده اين منطقه‌ كه يكي از قطب‌هاي بزرگ گردشگري و يكي از مهمترين پارك‌هاي ملي و پناهگاه حيات وحش كشور است در معرض نابودي قرار گيرد.
وي پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي اين بحران را افت سفره‌هاي زيرزميني منطقه و شورشدن سفره‌هاي آب شيرين ذكر كرد و گفت: ادامه اين روند علاوه بر تبعات فاجعه‌بار بر روي گونه‌هاي حيات وحش منطقه، باعث نابودي قريب‌الوقوع كشاورزي در حاشيه اين تالاب مي‌شود.
دكتر رجب‌زاده، مديركل محيط‌زيست فارس نيز با اشاره به اينكه پارك ملي و پناهگاه حيات وحش بختگان يكي از ذخيره‌گاه‌هاي ارزشمند تنوع زيستي به شمار مي‌رود گفت: بخشي‌نگري و بعضا نگاه غيرمسئولانه برخي دستگاه‌هاي اجرايي به محيط‌زيست، سبب شد اين درياچه بي‌نظير به نمكزار تبديل شود.
وي افزود: در حالي كه مناطق حفاظت‌شده فقط 9درصد از مساحت استان را به خود اختصاص مي‌دهد اما همين مساحت كه به لحاظ ذخيره‌گاه ژنتيكي حيات وحش و گياهان در خطر انقراض، اهميت جهاني دارد امروز قرباني توسعه ناپايدار و در آستانه فاجعه قرار گرفته است.
براساس اين گزارش، ماموران اجرايي گارد حفاظت محيط‌زيست استان فارس از روز يكشنبه گذشته به صورت شبانه‌روزي با همكاري جوامع محلي، تشكل‌هاي مردم‌نهاد و كارشناسان محيط‌زيست مشغول جمع‌آوري جوجه فلامينگوها و انتقال آنها به درياچه طشك بوده و به گفته مسئولان محيط‌زيست منطقه، اين عمليات همچنان ادامه دارد اما ادامه عمليات نيازمند ياري دوستداران محيط زيست است.

moontoise
25-08-2007, 18:33
نهنگ عظيم‌الجثه‌اي بامداد در ساحل بندرعباس به گل نشستساكنان محله خواجه عطا در بندرعباس صبح روز يكشنبه با لاشه نهنگ عظيم‌الجثه‌اي روبه‌رو شدند كه امواج دريا آن‌را به ساحل آورده بود. به گل نشستن لاشه اين نهنگ در ساحل بندرعباس، حضور نهنگ‌ها را در آب‌هاي ايران تأييد مي‌كند.
در منابع علوم طبيعي بارها به اين نكته اشاره شده است كه ايران زيستگاه كوچك‌ترين و بزرگ‌ترين پستاندار دنيا است. كوچك‌ترين پستاندار دنيا موسوم به حشره‌خوار كوچك در استان گلستان زندگي مي‌كند و بزرگترين پستاندار دنيا نيز از خليج‌فارس به‌عنوان بخشي از زيستگاه خود استفاده مي‌كند و از اين نظر ايران منحصربه‌فردترين زيستگاه پستانداران به‌شمار مي‌رود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
به گزارش خبرگزاري ايرنا به دنبال مشاهده نهنگ عظيم‌الجثه در ساحل بندرعباس، گروه‌هايي از آتش‌نشاني و خدمات ايمني و شهرداري بندرعباس در محل حاضر شدند تا با استفاده از دو دستگاه لودر و يك دستگاه كاميون، نسبت به انتقال لاشه اين نهنگ كه حدود هشت تن وزن و 10 متر طول داشت اقدام كنند. بنا به اعلام كارشناسان، بزرگي و سنگيني اين نهنگ موجب شد لودرهاي حاضر در صحنه نتوانند اين حيوان را جابه‌جا كنند و به همين دليل با استفاده از تيغه‌هاي لودر، اقدام به قطعه‌قطعه كردن اين نهنگ كردند.

moontoise
25-08-2007, 18:34
فك تنها پستاندار درياي خزر است كه افرادي حتي از وجود آن بي‌اطلاع هستند.اين پستاندار كوچك‌ترين گونه فك در دنيا است كه فاقد گوش است و به سختي مي‌تواند در خشكي حركت كند. محل زيست فك‌ها به‌صورت فصلي متغير است. اين جانور بيشتر روزهاي بهار، تابستان و پاييز را در آبهاي مياني و جنوبي سپري مي‌كند و تنها در زمستان براي زادآوري به مناطق شمالي كوچ مي‌كنند.
پيشينه حفاظت از فك به قرن نوزدهم برمي‌گردد. در آن زمان، بيش از يك ميليون فك در درياي خزر زندگي مي‌كرد. اما شكار بي‌رويه فك‌ها، جمعيت اين جانور را به حد قابل توجهي كاهش داد؛ چرا كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد روس‌ها سالانه تا 160 هزار فك را شكار مي‌كردند.
از سوي ديگر، شكار توله فك‌ها كه دو هفته از عمر آنها بيشتر نگذشته بود آن هم به خاطر استفاده از خز يك‌دست و سفيد آنها، صدمه‌اي جبران‌ناپذير به جمعيت اين حيوانات وارد ساخت. اين كشتار همچنان ادامه دارد چرا كه سال گذشته نيز روس‌ها در گزارشي كه به كميسيون منابع خزر ارائه كردند به كشتن 3746 فك اعتراف كردند.
البته اين بار روس‌‌ها بهانه كشتن را مطالعات علمي بر روي اين حيوان عنوان كرده بودند. در روز 22 مرداد همزمان با روز حفاظت از محيط‌زيست درياي خزر در شهر انزلي اولين جشنواره حمايت از فك درياي خزري در كنار ساحل دريا، با حضور جمعي از مردم به‌خصوص زنان و كودكان با سخنراني دكتر اسدي، دكتر غفارزاده و مهندس زلفي‌نژاد برگزار شد. هدف از اين جشنواره، آشنايي مردم با مسأله حفاظت از فك خزري بود.
نخستين مطالعات بر روي فك خزر در سال 2000 ميلادي ذيل بخشي از پروژه Ecotox (سموم در اكوسيستم) انجام شد كه هدف آن بررسي وجود سموم و آلودگي در گونه‌هاي ماهي و فك بود. اين پروژه زيرمجموعه برنامه محيط زيست درياي خزر (C.E.P) بود كه از سوي بانك جهاني پشتيباني مي‌شد.
در پي مبتلا شدن فك‌هاي خزر به ويروس (C.D.V (Canine distempe virus يا ويروس سگ‌سانان، دانشگاه ليدز انگلستان تحت حمايت انستيتوي جانور‌شناسي داروين اعلام كرد به‌طور همزمان در 5 كشور حاشيه درياي خزر: روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان و ايران با همكاري سازمان شيلات، سازمان محيط‌زيست، دانشگاه گيلان و برنامه محيط‌زيست درياي خزر پروژه‌اي به نام داروين را براي حفاظت از فك‌ها در دست اجرا دارد.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين يك پروژه پژوهشي- آموزشي است كه بر اساس آن، طي 2 سال آينده، محققان ايراني براي پيگيري موضوع درياي خزر در اين پروژه آموزش مي‌بينند. هدف اين پروژه، دستيابي به يك آمار مشخص در مورد فك‌هاي خزر و رفع و يا كنترل تهديداتي است كه اين جانور را تهديد مي‌كند.
مسئول اين پروژه در ايران دكتر هرمز اسدي و دستيار پژوهشي آن ليلي شميمي است، كار آناتومي با سرپرستي دكتر حسن گيلانپور و دكتر حسين اسدي به عنوان كار تكميلي در كنار آن انجام مي‌شود، سرشماري صورت گرفته‌ توسط پروژه داروين نشان مي‌دهد 110000 فك در درياي خزر زيست مي‌كنند. اين آمار با آمار اعلام شده توسط روسيه تفاوت فاحشي دارد چرا كه بر اساس آمار روس‌ها حدود 300 هزار فك در درياي خزر وجود دارد.
از ديگر عوامل تهديد فك‌ها را مي‌توان كشتار توسط ماهيگيران و دام‌گسترها نام برد؛ چرا كه فك‌ها هنگام صيد ماهي براي صيادان مزاحمت ايجاد مي‌كنند. گاهي نيز فك‌ها ماهي‌هاي داخل تور را مي‌خورند. از سوي ديگر فك‌ها براي ماهيگيران كيلكا به عنوان رقيب محسوب مي‌شوند. هرچند كه واژه رقابت در اينجا صحيح نيست زيرا گنجايش معده هر فك فقط 5/2 كيلوگرم است.
مشاهدات حاكي از آن است كه اطراف هر قايق ماهيگيري حداكثر 4 فك در حركت است، اما هر قايق در طول يك‌ شب حداقل 1 تن ماهي صيد مي‌كند. پس اين غيرمنصفانه است كه فك‌ها را رقيب ماهيگيران بدانيم.
با اين همه ماهيگيران با پرتاب نيزه فك‌ها را از قايق‌ها دور مي‌سازند. از هر 10 نيزه كه پرتاب مي‌شود 3 نيزه منجر به كشته شدن فك‌ها مي‌شود. سال گذشته 24 فك مرده پيدا شد كه با نيزه كشته شده بودند و از اين تعداد 4 فك باردار بودند كه جنين‌هايشان هم مرده بود.
آنچه مايه اميدواري است اين‌كه تهديدات انساني قابل كنترل است. با همكاري شيلات و ادارات محيط زيست در استان‌هاي حاشيه درياي خزر با نمايش فيلم‌هاي آموزشي از صيادان خواسته شد تا از كشتن فك‌هايي كه داخل تورهاي پره- تورهاي مخصوص ماهي سفيد كه در زمستان و پاييز به‌كار گرفته مي‌شود- صرف‌نظر كنند و در عوض اين كار پاداش دريافت كنند. راه حل ديگري كه مد نظر است تبديل نيزه شكاري به نيزه الكترونيك براي استفاده ماهيگيران كيلكا است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اين نيزه‌ها با ايجاد شوك الكتريكي قابل قبول و بي‌خطر سبب دور شدن فك‌ها مي‌شود. وسايل ديگري هم وجود دارد كه قابل نصب روي تور است و با ايجاد صدا فك‌ها را دور مي‌كند اما اين وسايل گران‌قيمت هستند.
دكتر هرمز اسدي مي‌گويد: حدود 60 تا 80 ماهيگير در كياشهر شناسايي شده اندكه تلاش مي‌شود قانع به همكاري براي حفاظت از فك‌ها بشوند. براي قانع كردن ماهيگيران ابتدا بايد برآورد درستي از ميزان لطمه‌اي كه فك‌ها به صيد ماهيگيران وارد مي‌كنند در دست باشد، سپس توافق‌نامه‌اي براي همكاري با ماهيگيران امضا شود.
وي در ادامه افزود: اكنون موضوع حفاظت از فك از مطالعات ميداني به صحنه سياست منطقه‌اي آورده شده، زيرا ايران و سازمان‌هاي بين‌المللي بايد بتوانند حداقل روسيه را قانع نمايند كه از كشتار فك‌ها به بهانه مطالعات علمي دست بردارند.
اكنون ما در ايران نيز در حال جلوگيري از اين كشتار هستيم. دكتر حميد غفارزاده مدير برنامه محيط‌زيست درياي خزر (C.E.P) نيز در اين‌باره مي‌گويد: در كل كشورهاي حاشيه خزر كه آن را درياي اميد خواندند، برنامه حفاظت از فك تنظيم شده و اجراي آن به عهده دولت‌ها است اما متأسفانه محيط‌زيست در اولويت نيست و از آنجايي كه محيط‌زيست به عنوان يك كار لوكس و تزئيني تلقي مي‌شود چندان به اجراي اين برنامه نمي‌توان اميدوار بود.
در ايران اصل حفاظت محيط ‌زيست به عنوان يك اصل كامل و مهم در قانون اساسي است اما در برنامه‌هاي اجرايي جايي ندارد.
وي مي‌گويد: متأسفانه روز به روز از اولويت محيط‌ زيست كاسته مي‌شود كه اين رويكرد در درازمدت تبعات ناگواري خواهد داشت؛ از جمله سبب مي‌شود حق نسل‌هاي بعدي ضايع شود؛ توسعه شتابان و كوتاه‌مدت، دشمن محيط ‌زيست در بلندمدت است.
به گفته غفارزاده، مهم‌ترين دستاورد برنامه خزر كه از سال 1998 با هدف حفاظت از خزر براي نسل‌هاي آينده آغاز به كار كرد، به گفت‌وگو نشاندن كشورهاي حاشيه خزر در مورد محيط‌ زيست علي‌رغم مشكلات سياسي و حقوقي است.
البته در هيچ‌يك از اين 5 كشور محيط‌ ‌زيست در اولويت نخست قرار ندارد. اما واقعيت اين است نيمي از جمعيت حاشيه خزر ساكن ايران هستند و طبيعي است كه ما الزام بيشتري براي حفاظت از درياي خزر داريم.

moontoise
25-08-2007, 18:35
گوزن زرد ايراني با بدني زيبا مخلوطي از رنگ زرد و قهوه‌اي با خال‌هاي سفيد يكي از گونه‌هاي منحصر به فرد از خانواده گوزن‌هاست.
از مشخصات گوزن‌ها داشتن شاخ‌هاي چنگالي و پرده‌دار است كه يك بار در سال در زمستان ريزش مي‌كند و بلافاصله همان شاخ با يك شاخك اضافه رشد مي‌كند كه رشد آن تا اواسط تابستان كامل مي‌شود و رابطه مستقيم با رفتارهاي توليد مثلي حيوان دارد.
در آسياي جنوب شرقي از شاخ هنگامي كه كاملاً استخواني نشده به دليل وجود هورمون تستسترون استفاده دارويي مي‌شود كه اين امر جمعيت اين حيوان را در معرض تهديد قرار داده است. گوزن زرد پس از يوز آسيب‌پذيرترين گونه است؛ يك بار در سال زايمان و هر بار فقط يك گوساله به دنيا مي‌آورد.
تعداد اين گونه نادر حيات وحش، در كشور حدود 400 رأس است كه همه در اسارت تكثير مي‌شوند و به علت محدوديت‌هايي از جمله عدم تصميم‌گيري جدي متوليان حيات وحش ايران تاكنون اقدام دنباله‌داري به منظور رهاسازي در حيات وحش صورت نگرفته است.

از حدود 400 رأس گوزن زرد ايراني 45 رأس در پارك ملي دشت ناز ساري، 36 رأس در ميان كتل فارس دشت ارژن، 291 رأس به صورت نيمه وحشي در جزيره اشك و اسپير در درياچه اروميه، 7 رأس در باغ شادي جنوب غربي يزد در شهرستان هرات مروست و حدود 20 رأس در پناهگاه حيات وحش سمسكنده زيست مي‌كنند.
6 گوزن نر نيز در اسفندماه 85 از دشت ناز ساري به پناهگاه حيات وحش لوندويل آستارا به طور آزمايشي منتقل شدند و همچنين در آغازين روزهاي مردادماه جاري طي دو روز و به منظور احياي زيستگاه‌هاي حيات وحش و ايجاد زمينه براي جاذبه گردشگري- توريستي 9 گوزن ماده به اين منطقه منتقل شده‌اند.
در حال حاضر به منظور حفظ پناهگاه لوندويل و احياي زيستگاه‌هاي حيات وحش منطقه و اجراي طرح‌هاي بازسازي، گونه‌هاي سازگار از جمله گوزن زرد ايراني به اين منطقه منتقل شده‌اند.
اين منطقه داراي قابليت و استعداد كافي براي پذيرش گونه‌هاي ديگر از جمله شوكا و مرال نيز در اسارت است و به دليل وجود گونه‌هاي متنوع و متراكم گياهي مثل تمشك و ساير گونه‌هاي علفي كه خاص گوزن زرد در طبيعت اين منطقه است اين گونه از شرايط مناسبي در اين منطقه برخوردار است.
همچنين براساس طرح‌هاي آينده قرار است 500 هكتار از اراضي پناهگاه حيات وحش لوندويل كه قابليت احياء و بازسازي دارند با فنس‌كشي اصولي و حفاظتي احياء شوند.
با اين همه، به رغم زمان اندكي كه از اجراي اين طرح مي‌گذرد اين طرح با استقبال خوبي از سوي مردم مواجه شده است.
مرتضي طالبي فرماندار آستارا معتقد است: اگر ما خودمان جدي باشيم و حداقل ها را ايجاد كنيم مردم با ما همراه مي‌شوند و هيچ‌كس نمي‌تواند مانع انجام فعاليت‌هاي زيست‌محيطي و گردشگري شود. البته اين فعاليت‌ها خود نبايد باعث آلودگي محيط زيست شود؛ كار بايد فني و علمي باشد.

moontoise
25-08-2007, 18:36
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
كم‌آبي در جزاير اشك و اسپيرجان ده‌ها گوزن زرد ايراني را با خطر روبه‌رو كرده و طي ماه‌هاي اخير به همين خاطر دست‌كم 40گوزن تلف شده‌اند.
در حال حاضر فقط 2 آبشخور در جزيره اشك موجود است، چشمه اشك در شرق و گت دره‌سي در غرب كه نمي‌توانند جوابگوي جمعيت موجود در جزيره باشند؛ به همين دليل رقابت بر سر منابع آب درگرفته و گوزن‌هاي بالغ بزرگتر اجازه استفاده از آبشخورها را به ماده‌ها و گوزن‌هاي نابالغ و كوچكتر نمي‌دهند.
در نتيجه آنها براي تأمين آب به سمت حاشيه درياچه مي‌روند تا در آنجا از آب باران جمع شده در سنگ‌هاي نمكي استفاده كنند، پس از ورود به نمكزار حاشيه درياچه در آنجا گير كرده و ديگر قادر به خروج از آن نمي‌شوند. همچنين تماس لب گوزن‌ها با كريستال‌هاي نمكي باعث پاره و زخم‌شدن لب و ايجاد عفونت در آنها مي‌شود.
اين موضوع به ساختار جمعيتي گوزن‌ها لطمه وارد كرده و باعث مي‌شود در طول زمان از جمعيت آنها كه اكنون در وضعيت مناسبي قرار دارد كاسته شود.
مشكل ديگر مارها در فصل تابستان هستند، آنها در كنار آبشخورها تجمع مي‌كنند و امكان‌ نيش‌زدن گوزن‌ها وجود دارد. با توجه به برآوردهاي انجام شده توسط كارشناسان مشكل كم‌آبي از 4 سال پيش در اين جزاير آغاز شده و در سال گذشته در حدود 40 رأس تلف شده‌اند.
كارشناسان چاره كار را در جابه‌جاكردن تعدادي گوزن براي ايجاد تعادل بين منابع و جمعيت مي‌دانند، همچنين به دليل كا‌في‌بودن ميزان برف و بارش با اعمال مديريت آبخيزداري با ايجاد سدهاي كوچك در دهانه دره‌هاي كم‌شيب رفع مشكل كم‌آبي چندان دشوار به نظر نمي‌رسد.

moontoise
25-08-2007, 18:37
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][100].jpg ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
از 62 رأس گوزن زرد موجود در پناهگاه حيات‌وحش سمسكنده در ساري، 52 رأس تلف شده و اكنون فقط 10 رأس از اين تعداد باقي‌مانده است.
علت مرگ اين تعداد از گوزن‌هاي زرد در دست بررسي است اما كارشناسان به‌تازگي احتمال حمله شغال‌ها را مؤثرتر از شكار بي‌رويه و غيرقانوني ارزيابي كرده‌اند.
شغال در حالت طبيعي به گوزن‌هاي زرد حمله نمي‌كند اما چون اين گوزن‌ها در شرايط حفاظت‌شده زندگي كرده‌اند شغال را به‌عنوان دشمن طبيعي نشناخته و براي مثال مانع از نزديك شدن آن به گوساله‌هاي خود نمي‌شوند.
افزايش ناگهاني تعداد شغال‌ها در سمسكنده متعاقب انباشت زباله توسط شهرداري در جوار اين پناهگاه حيات‌وحش صورت گرفت. شغال‌ها به‌تدريج از زباله‌ها به گوساله‌هاي گوزن‌هاي زرد تمايل پيدا كرده و به شكار آنها پرداختند.
پس از شناسايي اين موضوع توسط كارشناسان محيط‌زيست، شهرداري، محل انباشت زباله‌ها را تغيير داد، درحالي‌كه طي آن مدت بخش عمده گوزن‌هاي زرد تلف شده و به‌نظر مي‌رسد ديگر تغيير ذائقه شغال‌هاي سمسكنده هم دير شده باشد.

hamed_shams
29-08-2007, 00:33
عزیزم این هایی که شما گفتید همه درسته ام آیا
اقدامی هم برای حفظ بقای آنان انجام شده یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
در ضمن مطالبت بسیار جالب بود

moontoise
01-09-2007, 08:58
دبير انجمن حمايت از حيوانات درتهران از مورد حمايت قرارگرفتن فك‌هاي درياي خزر با تاييد همكاري مركز بين‌المللي تحقيقات فك و اين انجمن خبر داد.
دكتر "رضا جوالچي" روز يكشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ايرنا مركز استان تهران افزود: در جلسه مشترك انجمن حمايت از حيوانات و نمايندگان مركز بين المللي تحقيقات فك از كشور هلند امروز برنامه‌اي براي آموزش عمومي مردم بويژه ماهيگيران در خصوص حمايت و درمان فك‌هاي بيمار و زخمي طراحي شد.
وي خاطرنشان كرد: دوره‌هاي آموزشي اين انجمن به‌منظور حمايت از فك‌هاي درياي خزر شامل ‪ ۱۵‬دوره بوده كه‌در استان‌هاي مازندران، گيلان وگلستان بزودي برگزار مي‌شود.
وي اظهار داشت: علت اين امر اين است كه فك‌هاي درياي خزر به‌دليل برخي از بيماري‌ها و عدم آگاهي عمومي از اهميت اين حيوانات، در چرخه زيست محيطي درياي خزر در حال نابودي هستند.
وي افزود: اكنون بيش از پنج هزار فك در درياي خزر زندگي مي‌كنند كه با توجه به‌گرم و سرد شدن شرايط جوي در تمامي نقاط درياي خزر پراكنده‌اند.
جوالچي يادآور شد: بسياري از ماهيگيران تصور مي‌كنند كه فك‌ها رقيب آن‌ها در ماهيگيري هستند و براين اساس، در صورتي كه فك‌ها در تور ماهيگيري به دام بيفتند آن‌ها را زخمي كرده و از بين مي‌برند.
دبير انجمن حمايت از حيوانات گفت : اين در حالي است كه فك‌ها در يك گروه ماهي‌هاي در حال حركت تنها به انتهاي گروه حمله مي‌كنند كه معمولا در انتهاي گروه، ماهي‌هاي ضعيف و بيمار قرار دارند كه از گروه عقب مانده‌اند.
وي افزود: فك‌ها با اين كار سبب از بين رفتن ماهي‌هاي بيمار و جلوگيري از انتشار بيماري در بين ماهي‌ها مي‌شوند و درنتيجه در افزايش جمعيت ماهي‌ها نيز نقش موثري دارند.
جوالچي يادآور شد: بر اين اساس، حضور فك‌ها به چرخه طبيعي زندگي در دريا نيز كمك مي‌كند.
وي تاكيد كرد: گوشت فك در كشور ما مصرف خوراك انساني و دامي ندارد اما در برخي از كشورها همچون كانادا مصارف خوراك انساني دارد

moontoise
01-09-2007, 09:03
بررسي‌هاي 40 ساله انجمن حمايت از پرندگان (Audubon Society) امريكا نشان مي‌دهد كه نسل بسياري از پرندگان در حال انقراض و نابودي است. به گزارش سرويس «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از سال 1967 ميلادي ميانگين جمعيت برخي از پرندگان 68 و در پاره‌اي موارد تا 80 درصد كاهش داشته است. در حال حاضر نسل پرندگاني نظير گنجشك (تا 60 درصد)، مرغ شبانه پشه‌خوار شرق امريكا (تا 57 درصد)، چيكادي شمالي (تا 73 درصد) و بلدرچين شمال امريكا (تا 82 درصد) منقرض شده است. دانشمندان روند انقراض گسترده و پردامنه چنين پرندگاني را هشدار تلقي مي‌كنند و معتقدند كه اين حالت مي‌تواند سرآغاز بروز پديده‌هاي زيست‌محيطي نامناسب براي سلامت انسان و ديگر موجودات زنده باشد

moontoise
01-09-2007, 09:04
مديركل محيط زيست خوزستان از رهاسازي گوزن زرد ايراني پس از 30 سال در زيستگاه اصلي خود خبرداد. مهندس هرمز محمودي راد در گفت‌وگو با خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به اين كه زيستگاه اصلي گوزن زرد استان خوزستان و منطقه «دز» و «كرخه» است، افزود: در اواخر دهه 30 و اوايل دهه 40 تعدادي گوزن زرد براي جلوگيري از انقراض اين گونه به دشت ناز ساري و تعدادي نيز به آلمان منتقل شدند كه نتيجتا تعدادي از گوزنهاي منتقل شده به آلمان بازگردانده و در سمسكنده ساري نگهداري شد.
وي افزود: محيط زيست در اوايل دهه 60 تعدادي گوزن زرد را به جزيره اشك درياچه اورميه منتقل كرده و با حفاظت و ايجاد امنيت براي اين گونه هم‌اكنون تعداد گوزنهاي زرد در جزيره اشك به 295 رأس، دشت ناز ساري 100 رأس و ميان‌كتل فارس 37 رأس رسيده است.
به گفته مديركل محيط زيست خوزستان، سازمان حفاظت محيط زيست در صدد احيا و تكثير گونه‌هاي در معرض خطر انقراض و كمياب است كه در اين راستا اقداماتي در خصوص حفاظت از گورخر، هوبره و گوزن زرد ايراني در انجام شده است.
وي به ايسنا گفت: در راستاي بازگرداندن گوزن زرد به زيستگاه اصلي خود دو سايت در «كرخه» و «دز» انتخاب و در ابتدا 70 هكتار از سايت «كرخه» فنس‌كشي شده و هم‌اكنون در حال ساخت تاسيسات جانبي مانند انبار علوفه و غيره هستيم.
مديركل محيط زيست خوزستان افزود: بهترين زمان براي زنده‌گيري و رهاسازي گوزن زرد ايراني نيمه دوم مرداد تا نيمه اول شهريور ماه است كه بدين منظور در فاز اول 20 رأس گوزن زرد در «كرخه» و به همين ميزان در سايت «دز» رهاسازي مي‌شوند.
به گفته وي منطقه فنس‌كشي شده نهايتا به 300 هكتار افزايش خواهد يافت.
مديركل محيط زيست خوزستان تصريح كرد: سايت ديگري در مجاورت منطقه شيمبال مسجد سليمان كه پوشيده از درختان بلوط بوده و منطقه‌اي دشتي و تپه ماهوري است، براي رهاسازي گوزن زرد ايراني درنظر گرفته شده كه حدود 5 هكتار از آن را فنس‌كشي كرده‌ايم.
وي خاطرنشان كرد: اميدواريم تا 5 سال آينده گوزن زرد ايراني با برنامه‌ريزي انجام شده از زمره جانوران در معرض خطر انقراض خارج شود.
مديركل محيط زيست خوزستان تاكيد كرد: از سوي ديگر براي احيا و تكثير گوزن زرد در استانهاي ايلام، چهارمحال و بختياري، كهگيلويه و بوير احمد و فارس نيز برنامه‌هايي در دست تدوين است.

moontoise
01-09-2007, 09:09
کليه مخلوقاتی که اين کره خاکی را با آنها شريک هستيم، هرچقدر هم در نظر ما پست و حقير جلوه کنند، به نحوی دارای اهميت هستند. ما و آنها، همگی بخشی از شبکه حيات هستيم.
پديده انقراض، از همان ابتدای زمان، معمولا با گام هايی که دانشمندان آهنگ طبيعی می نامند روی داده است. امروز سرعت فرآيند انقراض اما بسيار بيشتر است.

بسياری از دانشمندان معتقدند که زمين هم اکنون ششمين موج بزرگ انقراض، يعنی ششمين دوره ای از تاريخ زمين که با انقراض انبوه موجودات همراه است، را تجربه می کند.

ما آدميزادگان در دوره های قبلی انقراض هنوز وجود نداشتيم، اما حضور سنگين ما اين بار روند انقراض را به عالم نسيان فرو می برد.

ما در نيم قرن گذشته جمعيت خود را دو برابر کرده ايم و ناگفته پيداست که اين وضع جا را بر ساير موجودات تنگ کرده است.

ما انسان ها برای کشت و پرورش غذا برای خودمان، درحال تجاوز به آخرين حريم ساير موجودات هستيم. از آنها سوءاستفاده می کنيم، آنها را مثل کالا معامله می کنيم و چنان زير فشار گذاشته ايم که تا لبه پرتگاه انقراض پيش رفته اند.

گزينه ها اغلب دشوار است: حفظ يک گونه زيستی يا تغذيه جماعتی از آدم ها؛ جذب دلار جهانگردان يا حفظ لانه لاک پشت ها.

پنج دوره انقراض انبوه
کريتيشس: در حدود 65 ميليون سال قبل
ترياسيک: در حدود 208 ميليون سال قبل
پرميان: در حدود 245 ميليون سال قبل
ديوونيان: در حدود 360 ميليون سال قبل
وردوويشن: در حدود 438 ميليون سال قبل

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در سال 2003 فهرست قرمز اتحاديه جهانی حفاظت از محيط زيست (WCU) حاکی بود که بيش از 12 هزار گونه (از ميان 40 هزار گونه ارزيابی شده) به نوعی با خطر انقراض مواجه هستند که از جمله يک هشتم پرندگان، 13 درصد گياهان گلدار جهان و ربع کليه پستانداران را شامل می شود.

اين ارقام تصويری نسبی از اوضاع به دست می دهد. براساس تحقيقات علمی، 75/1 ميليون گونه زيستی در جهان هست اما برخی کارشناسان اين رقم را 13 يا 14 ميليون می دانند که البته تا زمانی که فهرست بندی نشده باشد تعداد واقعی گونه ها مشخص نخواهد شد.

غارت جهان طبيعی به دست بشر به سوزاندن کتابخانه های اروپا در قرون وسطی، حتی پيش از آنکه کسی دردسر فهرست برداری از محتويات آنها را به خود بدهد، تشبيه می شود.

بسياری از گونه ها با تصفيه آب، تبديل نيتروژن به ترکيب های باثبات و قابل جذب توسط بدن، بازيافت مغذی ها و فضولات و گرده افشانی محصولات کشاورزی به ادامه حيات ما آدم ها کمک می کنند.

گياهان و باکتری ها از طريق فتوسنتز باعث توليد اکسيژنی که آن را تنفس می کنيم می شوند. درختان دی اکسيد کربن، عمده ترين گاز گلخانه ای که حاصل فعاليت های انسانی است را جذب می کنند.

پانداها و ميکروب ها

چند سال قبل زمانی که توليد ناخالص سالانه جهانی تقريبا 18 تريليون (18 هزار ميليارد) دلار بود، پژوهشگران آمريکايی ارزش کالاها و خدماتی را که منابع طبيعی زمين تقديم اقتصاد جهانی کرده است 33 ميليارد دلار برآورد کردند.


بشر به بقای پاندای چين توجه ويژه ای نشان داده است

حلزون های مخروطی نواحی استوايی حاوی نوعی ماده سمی هستند که چشم انداز روشنی برای معالجه برخی انواع سرطان ها و اختلالات قلبی فراهم می کند.

با اين حال اکنون سالانه ميليون ها حلزون مخروطی برای فروش پوسته شان صيد می شود و زيستگاه آنها تحت فشار است.

لرد می، رئيس آکادمی ملی علوم بريتانيا گفته است: "اغلب تلاش های حفاظت از محيط زيست صرف پرندگان و پستاندارانی مانند پاندا - جانوری که احتمالا به هر تقدير رو به انقراض می رفت- می شود."

"با اين حال می توان به جرات گفت که اين موجودات کوچک هستند که جهان را می گردانند، چيزهايی مثل ميکروب های موجود در خاک. اما اين ها ناشناخته ترين گونه های زيستی هستند."

با اين حال ما چنان به تار و پود شکننده حيات چنگ می زنيم که گويی می توان آن را تکه تکه و هر تکه را جداگانه استفاده کرد.

ميوه های مغزدار آمازون در برزيل يک محصول پرسود به حساب می آيند، اما آزمايشی برای توليد آنها در مزارع به شکست انجاميد، زيرا هرچند درختان در جنگل خوب به بار می نشينند در انزوا بی حاصلند.


بنابه گزارش ها 71 درصد گونه های مختلف پروانه ها در بريتانيا درحال نابودی هستند

ما سرگرم نابودی گونه های منفرد در آمازون نيستم، بلکه کل جنگل های آمازون را يکجا نابود می کنيم. پژوهشگران آمريکايی تخمين می زنند که در سال 2020 تنها کمتر از 5 درصد جنگل های آمازون دست نخورده خواهد بود.

براساس يک برآورد، ظرف مدت 15 سال آينده در حدود يک پنجم کل جنگل های آفريقای مرکزی نابود خواهد شد و جنگل های اندونزی نيز با سرعت درحال عقب نشينی هستند.

با اين حال يک گونه زيستی به نام انسان هست که در جهت خلاف انقراض پيش می رود: در سال 1953 تقريبا 5/2 ميليارد انسان روی زمين وجود داشت، اما حالا 6 ميليارد انسان هست.

تضمين اين مساله که ساير گونه ها فضای لازم برای بقای خود را حفظ می کنند يک موضوع احساساتی نيست: ادامه حيات ما به آن بستگی دارد.

ما کاری نداريم استيون اسپيلبرگ در فيلم "پارک ژوراسيک" چه می گويد. واقعيت اين است که وقتی موجودی منقرض شد برای هميشه رفته است. تار و پود حيات درحال گسيختن است.

moontoise
01-09-2007, 09:14
بررسى دلایل انقراض پستانداران بزرگ

بیش از ۱۴۰ سال است که دانشمندان در مورد عوامل دخیل درانقراض تعداد بسیار زیاد جانوران بزرگ جدل مى کنند. نظریه هاى مربوط به انقراضجانوران بزرگ متعددند ولى دو نظریه عامل آب و هوایى و عامل انسانى ساده و قدرتمندتراز بقیه هستند.
•••
براى مدت هاى طولانى چنین تصور مى شد که انقراض تعدادبسیار زیاد جانوران بزرگ ناشى از تغییرات آب و هوایى بوده است. ولى انسان شناسآمریکایى «پل مارتین» نشان داد که ممکن است انسان این گونه ها را از بین برده باشد. «مارتین» بر این نکته تاکید دارد که غالب گونه هاى منقرض شده پستانداران گیاهخواریا پرندگان بى پروازى بودند که وزن آنها بیش از ۵۰ کیلوگرم بوده و از نظر اندازهبراى تغذیه انسان مطلوب بوده اند. او همچنین انقراض هاى مشابهى را در بخش هاى جنوبىآمریکاى شمالى کشف مى کند و با توجه به زمان این انقراض ها به این نتیجه شکارصورت مى رسد کهانقراض آنها همزمان با تکامل یا ظهور گروه هاى انسانى با تکنیک هاى پیشرفته گرفته است. براى نمونه در آفریقا جایى که نوع انسان در آنجا تکامل پیدا کردهانقراض گونه هاى بزرگ قبل از نیمکره شمالى صورت گرفته است. به هر حال تعیین تاریخدقیق این انقراض ها و مشکل تر از آن ایجاد ارتباط بین آنها و تغییرات فرهنگى درگروه هاى انسانى کار بسیار مشکلى است. اثبات چنین رابطه اى در آمریکاى جنوبى نیز بههمان اندازه مشکل است. «مارتین» بر آن است که ۳۵ جنس مشتمل بر ۵۵ گونه در انتهاىآخرین یخبندان (ویسکانسین) منقرض شده اند. این تعداد ۲ برابر انقراض هایى است که طىتمام یخبندان هاى قبلى صورت گرفته است. طى دوره انقراض، آب و هوا در حال بهبود بودهاست. این مقایسه، این تصور را تقویت مى کند که عامل دیگرى به جز تغییرات آب و هوامسئول انقراض ها بوده است. بنابراین منطقى به نظر مى رسد که امکان تاثیر شکارگرىانسان مورد توجه قرار گیرد. مردم شناس دیگر آمریکایى «دونالد گریسون» اخیراً نشانداده است که همزمان با انقراض پستانداران بزرگ افزایشى در میزان انقراض پرندگانآمریکاى شمالى (از توکا گرفته تا عقاب) وجود داشته است. از آنجا که ممکن است انساننقشى در انقراض این پرنده ها نداشته باشد تردیدى در مورد فرضیه مربوط به نقش انساندر انقراض پستانداران بزرگ پلیستوسن به وجود مى آید. از طرف دیگر به خوبى ثابت شدهاست که انسان طى ادوار تاریخى نه چندان دور حیوانات درشت، کم تحرک و رامى را کهمعمولاً تولید مثل کندى داشته اند از بین برده است. بنابراین شواهد غیرمستقیم وقدرتمندى در تائید فرضیه «مارتین» در دست است. اختلاف نظر در این مورد مى تواندادامه داشته باشد ولى اگر چه احتمالاً همه پستانداران بزرگ تنها تحت تاثیر یک عاملمنقرض نشده اند ولیکن مطالعات رو به ازدیادى نشان داده است که زمان انقراض گونه هاىبزرگ جثه با رسیدن یا افزایش تراکم جمعیت انسانى همزمان بوده است. احتمالاًتکنیک هاى جدید اجازه خواهد داد نوع دقیق گونه هایى را مشخص کرد که باقیمانده خونآنها بر سطح ابزارهاى ماقبل تاریخ مانده است. از این طریق مى توان نشان داد که کدامیک از حیوانات بیشتر از بقیه مورد شکار انسان هاى اولیه واقع مى شدند.
نظریه آبو هوایى انقراض گونه هاى درشت بر آن است که تغییرات آب و هوایى موجب تغییرات رویشگیاهى و افزایش دوره هاى خشکسالى و همچنین شدت یافتن پدیده فصلى شدن آب و هوا شدهاست. این نوسانات در آب و هوا مى توانسته باعث جابه جایى، کاهش جمعیت و نهایتاًانقراض برخى از این گونه ها شده باشد. «هنک کودهلپ» از دانشگاه نیوساوت ویلزاسترالیا معتقد است که انقراض گونه هاى درشت محصول مجموعه عوامل متعدد و پیچیده اىبوده است. این دانشمند معتقد است که مانند بسیارى دیگر از پدیده هاى زیستى عواملیگانه و منفرد مسئول انقراض گونه هاى غول آسا نبوده اند. مجموعه متنوعى از عوامل ازجمله آب و هوا و شکار انسانى باعث انقراض این گونه ها شده است. یکى از عواملى که بهنظر کودهلپ بر بقاى گونه هاى درشت تاثیر داشته تغییرات در محیط زیست طبیعى آنهابوده است. اگر چنانچه تغییرات ایجاد شده در محیط زیست این جانوران باعث کاهش جمعیتآنها شده و آخرین آنها توسط انسان شکار شده باشد عامل انقراض نباید انسان تلقى شود. یکى از عوامل مهمى که اجازه نمى دهد عوامل انقراض این گونه ها مشخص شود عدم وجودتکنیک هایى است که بتواند باقیمانده هاى یافت شده را تعیین عمر کند. تکنیک هاىسن یابى باقیمانده فسیلى دقت زیادى ندارد و طبعاً براى بررسى پدیده هاى طبیعى که طىهزاره هاى اخیر واقع شده اند چندان قابل اطمینان نیستند. برخى از این روش ها خطاىدقتى برابر با ۵ هزار سال دارند که طبعاً براى بررسى انقراض این گونه هانامناسب اند. علاوه بر این در تلاش براى تعیین عوامل انقراض گونه هایى که طى ۱۰۰ تا۲۰۰ سال گذشته از میان رفتند در میان دانشمندان اجماع نظر وجود ندارد. چرا بایدپاسخ دادن به سئوال مربوط به عوامل انقراض گونه هاى کلان اهمیت داشته باشد؟ دکتر «کودهلپ» معتقد است که مى توان از زمان اکولوژیک و وقایع اکولوژیک درس هایى آموخت. ما فقط مى توانیم از طریق نگاه کردن به فسیل ها چیز بیاموزیم و تلاش کنیم که دلایلوقایع صورت گرفته را مشخص سازیم. دیرین شناسان معتقدند که در تفسیر باقیمانده هاىفسیلى رعایت احتیاط ضرورى است، پیروى یک جانبه از تئورى هاى ساده مى تواندگمراه کننده باشد. تئورى هاى ساده هنگامى که شما در حال تفسیر شواهد معدود وانتخاب شده اى هستید مى تواند اثرات نامناسبى بگذارد.

wichidika
07-12-2011, 23:19
گزارش تشریحی ــ تصویری/ یک اتفاق نادر / مشاهده پلنگ ایرانی در کوههای افغانستان دوربین‌های تله‌ای از یک پلنگ بالغ ایرانی در صخره‌ها و ارتفاعات افغانستان تصویری شگرف ثبت کرده‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، پلنگ ایرانی یکی از بزرگترین شکارچیان طبیعت است که مدتها تصور می شد از ارتفاعات افغانستان ناپدید شده است.
بر اساس این گزارش، در تصاویری که از یک دوربین تله ای دریافت شده این پلنگ بالغ در حال پرسه زدن در اطراف دوربین مشغول وارسی کردن دوربین و نمایش دنداندان هایش در مقابل این دوربین است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

از آنجایی که این دوربین تله ای همچنین تصاویری از دیگر حیات وحش مانند سیاهگوش، گربه وحشی ، گرگ، روباه قرمز و سمور را درارتفاعات هندو کوش ثبت کرده است جامعه علمی حفاظت از حیات وحش و جنگلبانان افغانستان یک سری تحقیقات و بررسی ها را در این کوهها آغاز کرده اند.
مصطفی ظاهر مدیرکل آژانس حفاظت از محیط طبیعی افغانستان در این باره گفته است: مشاهده یک سری گوناگون از حیات وحش پس از سالها شرایط دشوار بارقه های امید در مورد آینده محیط طبیعی افغانستان را روشن کرده است.
غنی گوریانی نایب رییس آژانس کشاورزی، آبیاری و دامداری افغانستان در این باره گفته است: حضور پلنگ ایرانی و سیاهگوش در افغانستان نشان دهنده این است که طعمه کافی برای زنده ماندن این گربه سانان بزرگ جثه در این منطقه وجود دارد.

به گفته وی، حضور این پلنگ نشان می دهد که این منطقه هنوز هم می تواند گونه هایی مانند بز کوهی، اوریال و گونه های دیگر را از نظر غذایی و مکانی حمایت کند که این نشانه خوبی هم برای حیات وحش و هم مردم منطقه است که در واقع معیشتشان به واسطه چرای دامهایشان به علفزارها و مراتع این منطقه وابسته است.
بر اساس این گزارش، افغانستان فهرستی از گونه های حمایتی برای جلوگیری از شکار تهیه کرده که شامل پلنگ ، خرس قهوه ای و دیگر گونه ها است.

wichidika
29-03-2012, 13:38
پس از صید توسط صیاد کیاشهری
تنها پستاندار دریای خزر تحویل محیط زیست گیلان شد
خبرگزاری فارس: یک قلاده توله فک خزری که توسط یکی از صیادان در منطقه بندر کیاشهر صید شده بود تحویل اداره کل محیط زیست گیلان شد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]








به گزارش خبرگزاری فارس از رشت به نقل از روابط عمومی محیط زیست گیلان، همزمان با آغاز فصل بهار یک قلاده توله فک خزری که در منطقه ساحلی پارک ملی بوجاق کیاشهر توسط یکی از صیادان محلی مشاهده و صید شده بود به اداره کل محیط زیست گیلان تحویل داده شد.
این اداره کل طبق دستورالعمل امداد و نجات پستانداران دریایی که توسط معاونت محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست تهیه و ابلاغ شده است، اقدام لازم از جمله معاینه‌های پزشکی و درمانی و نیز بیومتری روی گونه مذکور را به عمل آورد و پس از اطمینان از سلامتی حیوان آن را در منطقه ساحلی پارک ملی بوجاق کیاشهر رهاسازی کرد.
در سال‌های اخیر به دلایل مختلفی نسل این حیوان زیبا مورد تهدید جدی قرار گرفته به ‌طوری که 90 درصد جمعیت آن در دو دهه گذشته از بین رفته و از تراکم یک میلیونی به کمتر از 100 هزار قلاده در سال 2005 کاهش یافته که این امر موجب شده تا در اکتبر 2008 فک خزری جزو گونه‌های در خطر انقراض و در فهرست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت IUCN قرار گیرد.
اداره کل محیط زیست گیلان اعلام کرده چنانچه صیادان فک‌های گرفتار را به صورت زنده تحویل محیط زیست دهند از پاداش نقدی برخوردار می‌شوند.
فک خزری یا سگ آبی با نام علمی Phoca caspica یا Pusa caspica تنها پستاندار دریای خزر است که بدنی دوکی شکل، چشم‌های نسبتاً درشت، گوش‌های بسیار کوچک و سبیل‌های بلند و کلفت دارند.
رنگ موهای بدن طبق سن و فصل متغیر و اغلب خاکستری است و خال‌های تیره و نسبتاً پهنی در سطح پشتی دارد و با بالا رفتن سن رنگ بدن روشن‌تر و خال‌ها تیره‌تر و زیادتر می‌شوند و طول بدن متجاوز از یک متر است.
این جانوران تابستان‌ها در مناطق جنوبی که آب عمیق‌تر و سردتری دارند به‌سر می‌برد و معمولاً تا 50 سال عمر می‌کنند.
انتهای پیام/ی20

wichidika
07-04-2012, 15:48
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
گونه نادر 'گربه شنی' در مناطق جنوبی ایلام دیده شده است


ایلام - معاون حفاظت از محیط زیست ایلام گفت: گونه نادر و در معرض انقراض 'گربه شنی' در مناطق جنوبی این استان دیده شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
'غلامرضا ابدالی' روز شنبه در گفت‌ و گو با خبرنگار ایرنا بیان كرد: گربه شنی یكی از 10 گونه گربه‌ سان‌ها است كه بیشتر در مناطق بیابانی و كویری زندگی می‌كند.
وی ادامه داد: 10 گونه گربه از جمله شنی، كاراكل، وحشی و جنگلی اكنون در زیستگاه های كشور وجود دارد.
او اظهار داشت: رد پای این گربه توسط برخی از مردم منطقه، كارشناسان و محیط بانان اداره كل حفاظت از محیط زیست ایلام دیده شده اما این دستگاه اجرایی برای مستندسازی بیشتر موضوع از ابتدای امسال با نصب دوربین‌های تله‌ای فعالیت هایی را آغاز كرده است.
ابدالی گفت: اداره كل حفاظت از محیط زیست بدون سند و مدرك معتبر نظر و توضیح بیشتری در این زمینه ارایه نمی دهد و باید منتظر ثبت تصویر این گربه توسط دوربین‌های تله‌ای بود.
به گفته وی،‌ شناسایی و حفاظت از این گونه گربه سان با توجه به جمعیت محدود آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
استان ایلام با اقلیم متنوع كوه، جنگل و بیابان واقع در منطقه زاگرس غربی یكی از زیست گاه های مهم جانوری است. ك/3
7172/7173/565/ 640

h-blade
03-03-2013, 01:26
لپ كلام اين تاپيك اينه :

هر چه حيوان در ايران زندگي ميكند يا منقرض شده يا در خطر انتقراض است...:n28:

بايد به حال خودمون افسوس بخوريم كه حتي به اندازه ي ارزني براي مخلوقات زيباي خداوند ارزش قائل نيستيم و به خودمون اجازه ميديم هر رفتاري با محيط زيست داشته باشيم..:n03::n03::n03::n03::n03:

VAHID
06-06-2014, 11:45
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




● ببر ایرانی (ببر مازندران)ببر ایرانی یا ببر مازندران در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می زیسته که ا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])مروزه نابود شده است . آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال۱۳۳۸ ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است . عکسها و پوستها نشان می دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا
اندازه ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است . موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است . ببر مازندران مرال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می کرد . شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

● یوزپلنگ ایران (در حال انقراض)طبق گفته کارشناسان یوز ایرانی که جزو تیره ای خاص از یوزپلنگ در غرب آسیاست رو به انقراض می باشد به طوری که طبق نظریه کارشناسان محیط زیست تخمین زده می شود کمتر از ۶۰ قلاده یوز ایرانی در تمام ایران زیست می کند. برای کسب آمار دقیقی از تعداد این نوع جانور نایاب دوربینهایی در محلهایی که احتمال حضور این جانور وحشی می رود کار گذاشته شده تا آمارگیری دقیقتری صورت گیرد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

● پلنگ ایرانی(خطر انقراض)هنگامی که نام پلنگ ایران (Persian Leopard) برده می شود منظور زیرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار این زیرگونه در سال های اخیر تایید شده است. اعضای این زیرگونه عمدتاً در ایران به سر می برند اما در کپه داغ و ترکمنستان، قفقاز، تاجیکستان، ازبکستان، ارمنستان، بخشی از ترکیه، افغانستان و شاید کردستان عراق نیز حضور دارند. البته دامنه پراکنش کامل آن را به طور دقیق نمی دانیم زیرا به رغم آنکه پلنگ از بسیاری جهات جانوری مهم به شمار می آید، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراکندگی و تغییرات درون گونه ای آن وجود ندارد. فقط می دانیم گسترش جغرافیایی نسبتاً وسیعی دارد که ایران در مرکز آن قرار می گیرد اما محدود به ایران نمی شود. آن طور که رکوردهای شکارچیان نشان می دهد پلنگ ایران اگر بزرگترین زیرگونه نباشد یقیناً یکی از بزرگ جثه ترین زیرگونه های پلنگ در دنیا است.
اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) گاهی در فهرست سرخ خویش برای بعضی زیرگونه ها رتبه ای بالاتر ا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])ز گونه مربوطه در نظر می گیرد، برای مثال گونه پلنگ را آسیب پذیر (vulnarable) و زیرگونه پلنگ ایرانی را در خطر انقراض (endangered) طبقه بندی می کند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


● سیاه گوش ایران(خطر انقراض)تنها نمونه سیاه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه ای کمیاب و در خطر انقراض و فاقد هر گونه آمار و شناسنامه علمی معتبر در ایران و تنها نمونه در دسترس و قابل مطالعه، به مثابه گنجینه یا ذخیره ژنتیکی باارزش در شرایطی غیراستاندارد در پارک ملی پردیسان تهران رها شده و مورد بی مهری مسوولان و کارشناسان حیات وحش قرار گرفته است و در صورتی که بی توجهی نسبت به حفظ و مطالعه این گونه ادامه یابد، آینده ای نامعلوم و به دنبال آن نابودی در انتظار این گونه خواهد بود.
سیاه گوش یا لینکس با نام علمی Euracian lynx از راسته گوشتخواران و در زمره ۴گربه سان کوچک ایرانی است و دست و پایی بلند و دمی بسیار کوتاه با توک پهن و سیاه رنگ و یک دسته مو به طول ۴سانتی متر روی گوشها دارد که به دلیل داشتن جثه ای بزرگ و خالهای روی بدنش ، معمولا با پلنگ اشتباه گرفته می شود.
غذای مورد علاقه آن معمولا بچه های گراز، شوکا، مرال و پستانداران کوچک است. این گونه به صورت انفرادی زندگی می کند و به دلیل روزگرد بودن ، برخلاف دیگر گربه سانان شبگرد، بیشتر در معرض تهدید و خطر قرار دارد. پراکندگی آن در ایران ، در مناطقی از آذربایجان شرقی و غربی شروع می شود و تا نواحی زنجان ، قزوین و جنوب گرگان ادامه می یابد.
حضور سیاه گوش در این مناطق بر اساس مشاهدات تصادفی محیطبانان و یا گزارش های ثبت شده است و تا به حال مطالعات علمی و دقیقی از سوی کارشناسان چه خارجی و چه ایرانی روی این گوشتخوار ایرانی صورت نگرفته است.
کارشناسان حیات وحش و مدیر طرح بین المللی یوز ایرانی ، درباره اطلاعات موجود در زمینه سیاه گوش می گوید: این اطلاعات به صورت پراکنده و از طریق گزارش های مشکوک مردمی حاصل شده است و هیچ کار کارشناسی و علمی درباره مطالعات رفتاری ، ژنتیکی و پراکندگی این حیوان که با گونه های مشابه خود در امریکای شمالی و اروپا متفاوت است ، صورت نپذیرفته است و تنها به بررسی های مختصر روی پوست تاکسیدرمی شده این گونه در یک یا ۲موزه اکتفا شده است.
انجام نشدن مطالعات تحقیقی و طرحهای پژوهشی در خصوص این گونه ، در حالی ادامه می یابد که زیستگاه این حیوان به دلیل مدیریت ناصحیح حفاظتی و پیشروی مناطق مسکونی و کشاورزی در حال تخریب است و طعمه های قابل تغذیه آن نیز به واسطه این تخریب ها و شکارهای بی رویه کاهش یافته است.
به طوری که پس از گذشت زمانی نه چندان دور، نام این گونه نیز همانند ببر و شیر ایرانی در فهرست حیوانات منقرض شده قرار خواهد گرفت ، بدون این که حتی مطالعه ای روی آن صورت گرفته باشد!









asemooni.com

VAHID
07-06-2014, 19:18
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




● گربه پالاس(خطر انقراض)نام این گربه نیز در لیست قرمز انقراض قرار گرفته است.
به نسبت جثه اش از تمام گربه های دیگر موهای بلندتر و پرپشت تری دارد. به اندازه یک گربه اهلی اما ا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])ز آن پرتر و دست و پاهایش کوتاه تر است. رنگ بدن خاکستری روشن که ممکن است به زردی یا قرمزی بزند. نوک موها سفید است که به آن ظاهری یخ زده می دهد. روی گونه های موهای بلند و دو نوار تیره واضح دارد. دارای سری گرد و پهن با گوش های خوابیده و کوچک در بیشترین فاصله از هم است. روی پیشانی خال های نامنظم دارد. در نیمه انتهایی پشت و روی پاها چندین نوار عرضی تیره دارد. چشم ها کاملاً رو به جلو هستند که نشان می دهد برای شکار وابسته به بینایی است و همین ظاهری جغدمانند به آن می دهد. مردمک چشمش برخلاف سایر گربه های کوچک به صورت دایره ای منقبض می شود. موی بلندش سازشی است برای زندگی در سرما و کوچک و پایین بودن گوش هایش برای آن است که در مناطق باز با پوشش گیاهی اندک کمتر دیده شود. به راحتی از صخره ها بالا می رود. تا ارتفاع ۴۸۰۰ متری دیده شده و به ندرت در نواحی جلگه ای حضور می یابد. تک زی و شب گرد است اما به هنگام غروب و صبح زود نیز فعال است. روز ها می خوابد و نقش و نگار و رنگبندی اش اجازه می دهد که به آسانی با محیط اطرافش یکی شود.زیرگونه ایرانی آن در تهدید است. در ایران تاکنون از مشهد و سرخس و خوش ییلاق شاهرود و نیز سواحل رود ارس در آذربایجان غربی گزارش شده است.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


● گوزن زرد ایرانی(خطر انقراض)خطر انقراض نسل گوزن زرد ایرانی، دوست داران محیط زیست و حیات وحش را بشدت نگران کرده است. به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز، شوری آب جزیره اشک دریاچه ارومیه، پساب سمی شرکت‌های نفتی در چغازنبیل، تخریب زیستگاه‌ها در دشت ارژن و زباله‌های شهری و بیمارستانی بابل، از مهم‌ترین دلایل در خطر انقراض قرار گرفتن نسل گوزن زرد ایرانی به شمار می‌رود. گوزن زرد ایرانی شاخ‌های بلند و پهن، ۱۵۰ تا ۲۴۰ سانتی‌متر بدن و ۱۶ تا ۲۰ سانتی‌متر دم دارد.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


● روباه بلانفوردیا شاه روباه(دراستانه انقراض)▪ نام علمی:Vulpes canaکمی از روباه قرمز(معمولی)کوچکتردر صورت دو نوار سیاه وبسیار مشخص دارد که از چشمها به طرف بینی ا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])متداد یافته اند دمی بسیار بلند وپرمو که رنگ موهای انتهای آن به سفیدی دم روباه معمولی نیست. گوشها بزرگ ودر قاعده بسیار پهن هستند. رنگ پشت گوشها قهوه ای مایل به خاکستری است. موهای بدن انبوهندرنگ موهای پشت خاکستری-نقره ای با سایه قهوه ای ، در ناحیه ستون مهره ها کاملا قهوه ای وروی دم سیاه.زیستگاهش استپ های کوهستانی و مناطق نیمه بیابانیست.در ایران در مناطق شرق خراسان،کرمان،فارس،رباط پشت بادام یزدو اصفهان مشاهده شده است.
و پراکنش جهانی آن بلوچستان پاکستان ، افغانستان ،ترکمنستان.
عادات این حیوان احتمالا شبیه سایر روباهها ست. این روباه بسیار بازیگوش وباهوش است. میتواند مدتها باسرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود.شب فعال (nocturnal) است.وباآنکه تنها یک جفت انتخاب میکند(MONOGAMOUS)ولی تنها به شکار میرود.همه چیزخوار است. معمولا ازحشرات ومیوه ها تغذیه میکند.
وضعیت فعلی:کمیابترین روباه ایران است. بعلت داشتن پوست زیبا وگرانبهامورد توجه شکارچیان پوست میباشد. در سالهای اخیر نسل آن بشدت کاهش یافته وخطر انقراض نسل آن را تهدید میکند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


● روباه کرساک یا روباه ترکمنی(خطر انقراض)جثه آن کوچکتر ولی دست وپا بلند تر از روباه قرمز است. مشخصه اصلی این روباه دم نسبتا کوتاهی است که برخلاف سایر گونه ها به زمین نمیرسد.رنگ موهای انتهائی دم برخلاف روباه معمولی وروباه شنی ،قهوه ای تیره یا سیاه است.گوشها نسبتا کوچکند و رنگ پشت انها دارچینی روشن است.در فصل زمستان موها بسیار بلند و برنگ خاکستری متمایل به سفید است بطوری که فقط نوک گوشها دیده میشود. پوشش تابستانی کوتاه وبرنگ نخودی متمایل به قرمز است.
زیستگاهش مناطق استپی خشک ونیمه بیابانی .معمولا وابسته به نقطه خاصی نبوده واکثرا در حال حرکت هستندو از لا نه های سایر جانوران که در راه می بینند استفاده میکنند.در ایران فقط در نواحی ترکمن صحرا زندگی میکنند.پراکنش جهانی:ترکستان ،مغولستان ،افغانستان،شمال منچوری،چین تا تبت.
اغلب شب گرد است.در گروههای کوچک یا جفت جفت دیده میشود.ولی به تنهایی شکار میکند.معمولا در لانه متروک جانورانی نظیر گورکن ساکن میشود. بسیار چابک وبازیگوش است و میتواند از درختان بالا رود در گذشته شکار ان با عقاب متداول بوده. بعضی نیز ان را بعنوان حیوان خانگی نگهداری میکرده اند.
از جوندگان کوچک،خرگوش،خزندگان ،پرندگان ،قورباغه،حشرات و لاشه حیوانات تغذیه میکند.معمولا پوست خارپشتهایی که توسط این حیوان شکار شده اند در نزدیک لانه اش مشاهده میشود.سایر خصوصیات شبیه روباه قرمز .
به علت با ارزش بودن پوستش، شکارچیان بااستفاده از وسیله نقلیه موتوری انرا تعقیب وشکار می نمایند به همین علت بشدت کاهش یافته و خطر انقراض انرا تهدید میکند.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


● روباه شنی یا روباه روپل(آسیب پذیر)▪ نام علمی:Vulpes rueppelliiکوچکتر از روباه قرمزولی گوشها بزرگتر است.رنگ پشت گوشها برخلاف روباه قرمز سیاه نیست ومعمولا برنگ پشت بدن یعنی زرذ متمایل به نارنجی است.در دو طرف صورت دو نوار قهوه ای متمایل به سیاه دیده میشود که از دو طرف چشمها به گوشه دهان امتداد یافته اند.رنگ موهای دم زرد متمایل به قهوه ای وانتهای ان سفید است در بین پنجه های دست وپا موهای بلندی وجود دارد که مانع فرورفتن حیوان در شن میگردد.زیستگاهش بیابانهای سنگی و زمینهای بایر، از استپها تا خارستانها و بیشه زارهای پراکنده میباشد.
در مناطق حاشیه کویر مرکزی،سیستانو بلوچستان ،فارس ،خوزستان، بندر عباس وجزیره قشم زندگی می کند.
در شمال افریقا،عربستان،افغانستان نیز پراکندگی دارد.
شب گرد است،معمولا در روز دیده نمیشود،بصورت انفرادی یا در دسته های کوچک دیده میشود.
ازحشرات،پستانداران کوچک ،خزندگان،لاشه حیوانات،ومواد گیاهی نظیر برگ،دانه های ا ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])بدار،وصیفی جات تغذیه میکند(در منطقه رباط پشت بادام یزدتعدادی روباه شنی در حال خوردن هندوانه دیده شده اند)
طول عمر در اسارت حدود ۵/۶ سال است.
بعلت زندگی در مناطق بیابانی ودور از دسترس به نظر می رسد خطر چندانی نسل این حیوان را تهدید نمیکند در سالهای ۱۳۵۹ و۶۰ اکثر روباههای شنی پارک ملی کویر بعلت نامشخصی که احتمالا طعمه های مسموم کار گذاشته شده توسط دامداران برای کشتن گرگها بوده نابود گردیده اند.











asemooni.com